کتابخانه، موزه و مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی


صفحه اصلی » مشروح مذاکرات » مشروح مذاکرات مجلس ملی » دوره نوزدهم مجلس ملی

0.0 (0)
مشروح مذاکرات مجلس شورای ملى، دوره ‏19
[1396/06/01]

جلسه: 73 صورت مشروح مذاکرات مجلس روز یکشنبه نوزدهم اسفند ماه 1335  

فهرست مطالب:

1- تصویب صورت مجلس

2- بیانات قبل از دستور آقای دکتر بینا

3- طرح گزارش کمیسیون بودجه راجع به بودجه 1336

4- موقع و دستور جلسه بعد-ختم جلسه به عنوان تنفس

مشروح مذاکرات مجلس شورای ملى، دوره ‏19

 

 

جلسه: 73

صورت مشروح مذاکرات مجلس روز یکشنبه نوزدهم اسفند ماه 1335

 

فهرست مطالب:

1- تصویب صورت مجلس

2- بیانات قبل از دستور آقای دکتر بینا

3- طرح گزارش کمیسیون بودجه راجع به بودجه 1336

4- موقع و دستور جلسه بعد-ختم جلسه به عنوان تنفس

 

مجلس یک ساعت پنجاه دقیقه پیش از ظهر به ریاست آقاى رضا حکمت تشکیل گردید.

1- تصویب صورت مجلس

 رئیس- اسامى غایبین جلسه پیش قرائت می‌شود.

(به شرح زیر قرائت شد)

غایبین با اجازه- آقایان:

دکتر طاهرى- اورنگ- ابت‌هاج- بور بور- قرشى- کشکولى- صادق بوشهرى- موسوى- مهندس سلطانى- دیهیم- دکتر امی‌ن- بزرگ ابراهیمى- مهندس جفرودى- کدیور- باقر بوشهرى- مشار- نصیرى- خزیمه علم- سنندجى- کورس- مهندس ظفر- شادمان- کیکاوسی.

غایبین بى‌اجازه- آقایان:

 اریه- برومند- عامری.

دیرآمدگان و زودرفتگان با اجازه- آقایان:

 ثقه‌الاسلامى- دکتر ضیایی- اسفندیارى- علامه وحیدى- اقبال- جلیلى-خرازی- دکتر پیرنیا- جلیلوند- دکتر آهى- دکتر نفیسى- مهندس اردبیلى- سراج حجازى- معین‌زاده- صفارى- دکتر وکیل.

رئیس- نسبت بصورت مجلس نظرى نیست؟ آقاى مرآت اسفندیاری.

مرآت اسفندیارى- در صورت جلسه اسم بنده را جزو غایبین نوشته بودند در صورتى که بنده با اجازه بودم.

رئیس- غایب بى اجازه نبود. جزو غایبین با اجازه بود. دیگر نظرى نیست؟ (اظهارى نشد) صورت مجلس جلسه قبل تصویب شد.

2- بیانات قبل از دستور آقاى دکتر بینا

رئیس- نطق قبل از دستور شروع می‌شود. آقاى دکتر بینا (جمعى از نمایندگان- دستور، دستور) بعد از ایشان با موافقت آقایان وارد دستور می‌‌شویم. (صحیح است)

دکتر بینا- بنده امروز قصد صحبت نداشتم متأسفانه صبح نام‌هاى با پست شهرى به دستم رسید (عمیدی نوری- نورى صحیح است) که پشت پاکت نوشته بود فرستنده محمد انتقامى. وقتى نامه را باز کردم دیدم حاوى بیانیه چاپى کمیته مرکزى حزب منحله توده ایران می‌‌باشد. وقتى بیانیه را خواندم تصمی‌م گرفتم براى تسلى خاطر کسانى که عزیزان آنها در نتیجه گمراهى و تبلیغات تلقینات گردانندگان حزب منحله خائن توده تلف شد‌ه‌اند بیاناتی نمایم. قبل از تشریح بیاینه باید این نکته را تذکر دهم که صبحت و بحث در اطراف بیانیه‌‌ها و اعلامیه‌‌هاى حزب منحله توده که در واقع می‌‌توان گفت اساس آن بر چیده شده چندان جالب و طرف توجه نیست زیرا قواى انتظامى اساس آن برچیده شده چندان جالب و طرف توجه نیست زیرا قوای انتظامی به حد کافی بر ضد این عناصر مخرب اقدام کرده‌ و افکار و اعمال و خیانات و جنایات آنان را برای مردم این مرز و بوم طوری تشریح کرد‌هاند که محتاج به استناد و استقلال نمی‌‌باشد به طورى که همه می‌دانند پدر و مادرو فرزند و خانواده و مملکت و میهن به عقیده طرفداران این حزب هیچ و پوچ و حرف مفت و بى‌معنى است و هر کس غیر از این فکر کند و صحبتى از دین و آیین و مقدسات مملکتى به می‌ان آورد و براى حفظ و حراست میهنش در مقابل تعدى و تجاوز قدمى بردارد با یک مشت الفاظ و جملاتى که تعدادش از شمار انگشتان دست تجاوز نمی‌‌کند لجن مال می‌‌گردد و چنانکه در این بیاینه گفت‌هاند او را طرفدار امپریالیسم و دژخیم آزادى و از نظر واقع‌بینانه مقدم بر علیه قشر‌هاى فشرده توده‌‌هاى زحمتکش خطاب می‌‌کنند. ارتش و قواى انتظامى کار خود را در راه مبارزه با این عناصر مخرب با مهارت تمام به نحو احسن انجام داده ولى دولت و مسئولین امر در این راه علاوه بر اینکه تعلل و تسامح به خرج داد‌هاند حتى پس از بیاناتى که در مجلسین ایران علیه احزاب خیانتکار ایراد شده علاوه بر اینکه خاطبه آن و گردانندگان این احزاب را از سر کار‌هاى حساس بر کنار ننمود‌ه‌اند بر عکس در بعضى مؤسسات از آنان تشویق هم به عمل آورد‌ه‌اند (صحیح است)

اگر دولت به تمایل نمایندگان مجلس شوراى ملى که نطق‌‌ها و تذکرات قبل از دستور را در مورد خیانتکاران تأیید فرمودند آناً ترتیب اثر می‌‌داد نمایندگان به هیچ وجه مبادرت به تصویب طرح نمى‌نمودند و امروز هم اشخاصى به نام حزب منحله توده جرأت نمی‌‌کردند در این بیانیه با کمال بى‌شرمى بگویند «حزب توده ایران به همه هواداران جبهه ملى و همه مردم شرافتمند و عناصر لیبرال مراجعه کرده و می‌‌خواهد حوادث گذشته را ورق بزنند و با توجه به گذشته امروز دست اتحاد به هم دهند.»

آقایان این ناکسانى که در این بیانیه می‌‌گویند «حزب توده به همه عناصر ضد استعمار به خصوص هواداران جبهه ملى مراجعه کرده و می‌گویند به نظر ما پیمان بغداد شکل جدید استعمار است و اصول ایزن‌هاور سند اسارت ملت ماست‏»،

باید جواب داد که حق با شما است دولت شوروى که به استثناى چین کمونیست و دولت‌هاى پشت پرده با وسعت بیش از 26 میلیون کیلومتر مربع جمی‌عت دویست میلیون نفرى را در زیر سلطه دژخیمان کرملین نگه داشته امپریالیست نیست ولى با کمال بى انصافى ملتى را که براى دفاع از حق خود و موجودیت خود در مقابل تعدى و تجاوز قدم بر می‌‌دارد نوکر اجنبى و طرفدار امپریالیست خطاب می‌‌کنند و با کمال وقاحت ادعا می‌‌کنند کشور‌های سوسیالیستى ودر رأس آن اتحاد شوروى صمی‌مانه و با تمام قوا علیه استعمار برخاسته ودو دوزه بازى نمی‌‌کند»

حقیقتا چنین ادعایى وبیان چنین مطلبى از صادرکنندگان چنین بیانی‌هاى برمی‌‌‌اید زیرا آنان مثل ‌اینکه فجایع و مصائبى را

 +++

که ملت فداکار و آزادمنش فنلاند که براى حفظ استقلال و موجودیت خود در مقابل نفوذ کمونیسم تحمل نمود فراموش کرد‌هاند و یا قتل و غارت و شکنجه‌‌هایى را که از طرف کمونیست‌‌ها در فنلاند روى داد از خاطر برد‌هاند یا تصور می‌کنند در قضایاى لهستآنکه آن همه مردم بى‌گناه و کارگر بیچاره فداى شهوات امپریالیست‌‌هاى کرملین گردیدند افسانه بود و یا جریانات اخیر مجارستآنکه دسته دسته مردم بی‌گناه را به توپ و مسلسل بستند ودر قرن بیستم دست به اعمالى زدند که حتى سربازان و حتى مغول و چنگیز و تیمور نیز جرأت انجام آن را نداشتند خواب و خیال بود.

به هر تقدیر این بیانیه به قول این آقایان به مناسبت روز شهداى راه آزادى چاپ و منتشر شده است. در این بیانیه از کسانى که بر علیه استقلال و تمامی‌ت و حاکمی‌ت کشور ما اقدام کرد‌هاند و در نتیجه رسیدگی‌‌هاى دقیق و محاکمات طولانى مجازات و تنبیه شد‌هاند به عنوان شهید اسم برد‌هاند. من هم با این آقایان و صادرکنندگان این بیانیه هم‌عقیده هستم این اشخاص را شهید می‌‌نامم و می‌‌گویم این فریب‌خوردگان بیچاره از همه جا بى‌خبر شیهد شد‌هاند ولى شهید راه خیانت شهید القاآت و تلقینات و تبلیغات و تحریکات یک مشت خائن بى‌وطن و بى‌ایمان و بى‌خانمان و بى‌پدر و مادرى که چون دژخیمان بى‌رحم یک مشت فرزندان زودباور این مملکت را از جاده راست و حقیقت منحرف ساخته و براى پیشرفت افکار پلید خود تعدادى فریب‌خورده ساده لوح را وسیله اجراى منویات خطرناک و مملکت برانداز خود قرار داد‌هاند (صحیح است) آقایان من نسبت به این قبیل اشخاص بى باک و متهور و یک‌رو که گول این بى‌وطنان خائن را خورده و خون خود را در راه کج نثار کرد‌هاند با دیده ترحم می‌‌نگرم زیرا این بیچارگان گول همین حرف‌هایى را خورد‌هاند که امروز عیناً در همین بیانیه تکرار و به چاپ رسیده است. من از مسببین این قبیل جریانات و صادرکنندگان چنین بیانی‌هاى که در خفا و پشت پرده با دریافت حق‌الزحمه کلان و اجر و مزد کافى افکار مردم و جوانان معصوم این کشور را منحرف ساخته و آنان را براى خیانت بر علیه استقلال ایران وارد معرکه نموده یا می‌‌نمایند مى‌پرسم آیا روزى که این جوانان به سزاى اعمال خود رسیدند ذر‌هاى تأثر در دل سخت‌تر از سنگ شما‌ها به وجود آمد؟ و یا فکرى به حال عائله و فرزندان و بازماندگان آنان نمودید؟ به جرأت می‌‌توانم بگویم نه والله باز هم شخص اول مملکت به مصادر امور دستور فرمودند از خانواده‌‌هاى این قبیل اشخاص دلجویی شود و وسیله معاش عائله آنان فراهم گردد و از هیچ گونه کمک و مساعدت در حق بازماندگان آنان مضایقه نشود. و به خصوص وسایلى فراهم گردد تا در تربیت فرزندان آنان توفیقى حاصل شود. هیچ گاه از خاطر فراموش نمی‌شود که روزى در شریفیابى اعضاى شوراى دانشگاه اعلیحضرت همایونى که از فرط تأثر کاسه چشمان‌شان پر از اشک بود خطاب باعضاى شورى فرمودند جوانانى را که تربیت می‌‌کنید راهى را می‌‌پیمایند که دولت‌‌ها مجبور می‌شودند تصمی‌مات شدیدی درباره آنان اتخاذ نمایند. آقایان من از این عفریت‌‌هاى فرتوت جنایتکار که حتى موجودیت خود را نمی‌توانند اعلام کنند و در پس پرده با دریافت دستمزد کافى می‌‌خواهند دوباره جوانان این مملکت را اغفال نمایند می‌‌پرسم آیا باز هم با وجود جریانات پشت پرده و اوضاع مجارستان و غیره باز هم حیا نمی‌کنند و عبرت نمی‌‌گیرند و دست به چنین اقداماتى می‌‌زنند و با کمال بى‌شرمى باز هم یادى از حکومت مردم بر مردم می‌‌کنند؟

من به مادران داغدیده و به پدرانى که عزیزان خود را از دست داد‌هاند از پشت همین تریبون پیام فرستاده و می‌‌گویم باید مانند مردم غیور آذربایجآنکه پس از تمی‌ز کردن آن خطه از لوث وجود پیشه‌ورى و غلام یحی ا‌هالى به دست خود از گردانندگان آن دستگاه انتقام گرفتند شما نیز باید از صادرکنندگان چنین بیانیه‌‌ها انتقام بگیرید زیرا چنآنکه گفتم ارتش و قواى انتظامى کار خود را انجام داده است و لانه‌‌هاى فساد و خیانت و جاسوسى رایکى پس از دیگرى در هم ریخته است و انبار‌هاى مهمات و نارنجک و بمب دستى را که قرار بود بر سر ما و فرزندان ما نثار شود آتش زده است شما پدران و مادران و برادران و بیوه زنانى که عزیزان خود را نتیجه تلقینات و تحریکات این قبیل عناصر خائن بى‌وطن از دست داد‌ه‌اید باید انتقال خود را از گردانندگان چنین بیانیه‌‌ها بگیرید و به دست خود ریشه‌‌هاى کانون فساد را براندازید تا مبادا خداى ناکرده در نتیجه عملیات خائنانه و منحرف‌کننده این قبیل عناصر مجدداً اولاد و نزدیکان و عزیزان شما به این راه کشانده شده و فاجعه جدیدى براى خانواده‌‌هاى بى‌گناه و با ایمان و وطن‌دوست کشور ما پیش ‌اید دولت نیز که از حمایت شخص اول مملکت و پشتیبه آنى مجلسین ایران برخوردار است باید تسامح و تعلل و سستى را کنار گذاشته براى تأمین رفاه و راحتى خیال مردم این مملکت اقدامات مؤثرى در این زمینه بنماید. (صحیح است، احسنت)

3- طرح گزارش کمیسیون بودجه راجع به بودجه 1336 کل کشور

رئیس- دو نفر دیگر از آقایان براى نطق قبل از دستور امروز ثبت‌نام کرد‌هاند. طبق آیین‌نامه بودجه که آمد به مجلس دیگر موضوعى نمی‌شود مطرح بشود اگر آقایان موافقند در هر جلسه یک نفر از این آقایان صحبت کنند امروز هم وارد کار بودجه می‌‌شویم البته آقایان اطلاع دارید که جلسات مجلس موقع طرح بود پنج ساعت خواهد بود بنابراین از جلسه آینده ساعت هشت صبح خواهد بود تا یک بعد از ظهر که جلسه تمام می‌شود حالا بودجه مطرح است گزارش کمیسیون بودجه قرائت می‌شود.

 (بشرح زیر قرائت شد)

گزارش از کمیسیون بودجه به مجلس شوراى ملى.

پیش از آنکه به بحث در ارقام بودجه سال 36 بپردازم اجازه می‌‌خواهم که بذکر نکاتى چند خاطر آقایان محترم را متوجه سازم.‏

بودجه در هر جا و همه وقت نتیجه وضع اقتصادى و سیاسى کشور است. بودجه متعادل نشان می‌‌دهد که دستگاه ادارى و وصول کشور با در نظر گرفتن مصالح عمومى توانسته است میزان مالیات‌‌هاى مختلف را طبق اصول و قوانین کشورى وصول کند و گردش آتى چرخ‌‌هاى مملکت را در سال آینده به این وسیله تأمین کند. مسلما تا وضع کشورى از لحاظ سیاسى و اقتصادى تثبیت نباشد، هرگز بودجه متعادلى به وجود نخواهد آمد کما اینکه دوران سلطنت اعلیحضرت فقید که دوران ثابت حکومت‌‌ها و تثبیت اوضاع اقتصادى مالى بود در آن سال‌‌ها همی‌شه بودجه متعادل و به موقع به مجلس تقدیم می‌‌گردید ولى پس از شهریور سال 1320 دیگر کشور ایران بودجه متعادلى به خود ندید تا اینکه امسال اولین بودجه متعادل به مجلس تقدیم شده است.

حاجت به تذکار نیست که چه وقایع و تغییرات و تحولات شدیدى در طى این 15 سال و به خصوص در سنواتى که جنجال‌‌هاى سیاسى مانع استخراج نفت و بالنتیجه رکود کشور شد و موجب گردید که بودجه متعادل در این کشور به وجود نی‌اید.

سال گذشته بودجه کشور بر اثر حوادث مذکور در حدود 4 میلیارد کسر داشت و هر چند که مقدارى از این کسر فاحش بر اثر مخارج ضرورى منجمله افزایش بودجه دفاعى و فرهنگى بود ولى چون با بودجه نامتعادل نمی‌‌توان امی‌د بهبود اوضاع سیاسى و اجتماعى را داشت مجلس شوراى ملى به دولت تأکید کرد که تا سر حد امکان در اینجاد یک بودجه متعادل بدون استفاده از کمک‌‌هاى خارجى یا قرضه از ممالک دیگر بلکه صرفاً از راه صرفه‌جویى در مخارج و وصول هر چه بیشتر درآمد‌ها بکوشد و جاى بسی خوشوقتى است که دولت در این منظور موفق شده و توانسته است سال را به پایان برساند و بودجه متعادل فعلى را به مجلس تقدیم نماید.

آنچه در این بودجه جلب توجه می‌کند در ستون مالیات‌‌ها افزایش مالیات مستقیم است.

تأمین حداکثر حوائج کشور از راه افزایش مالیات‌‌هاى مستقیم همان طور که آقایان می‌دانند یکى از بهترین طرق براى تعدیل فواصل طبقاتى و بالنتیجه براى تعادل اجتماع است‏.

مالیات غیر مستقیم بر دوش کسانى تحمی‌ل می‌شود که اکثریت طبقات فقیر کشور را تشکیل می‌‌دهند در حالى که مالیات مستقیم مربوط به افراد و طبقات محدودى است که استطاعت پرداخت مالیات را دارند و می‌‌توانند از درآمد خود به خزانه دولت کمک کنند و این مالیات هیچ گونه فشارى بر آنان نخواهد بود به همین دلیل شاهنشاه همه وقت رفاه طبقات پایین و منافع اکثریت کشور را در نظر دارند کراراً چه در نطق‌‌هاى رسمى چه در ضمن شرفیابى‌‌هاى عمومى یا خصوصى وکلا و سناتور‌ها همه وقت این مطالب را تذکار فرمود‌هاند و دولت هم بر اساس اوامر ملوکانه در این مورد دست به اقدامات جدیدى زد و تا آنجا که میزان مالیات‌‌ها در سال 1335 در حدود صدمیلیون تومان اضافه شد و با توجه به این مطلب که هنوز بسیار متمکنین عادت به دادن مالیات ندارند، کمیسیون معتقد است که مسلماً میزان مالیات مستقیمى که باید وصول شود بیش از این مبالغ می‌‌باشد و کمیسیون توصیه می‌‌کند که دستگاه‌‌هاى وصولى دولت باید کاملا مجهز بوده و افراد مسئول کاملا از هرگونه سوء نظر و غرضى مبرا باشند تا راهى براى گریز از مالیات به دست بدهکاران مالیات نیفتد و خوشبختانه این موضوع مورد توجه دولت واقع شده و در ضمن لایحه بودجه صراحتاً وعده داده است که در سازمان مالیات ادارى تجدید نظر کند.

در خصوص افزایش درآمد‌هاى دولت همان طور که وزیر دارایى سال گذشته وعده داده بود بر اثر توجه مقتضى نسبت به دستگاه‌‌هاى وصولى کشور میزان ‌درآمد‌ها به نحوجالب توجهى بالا رفته و براى مثال کافى است که به ارقام درآمد‌هاى ده ماهه سال 1335 تنها در مورد عو‌اید پیشکارى دارایى تهران و گمرک و دخانیات و مقایسه آن با ارقام مقابه در سال گذشته توجه شود.

در ده ماهه سال 1334 عو‌اید پیشکار دارایى تهران 1476225000 ریال بوده و در ده ماهه سال 1335 به 2003792050 ریال افزایش یافته همچنین ع‌ایدى ده ماهه دخانیات در سال گذشته 2078721000 ریال بوده ده ماهه سال اجارى به 2425202000 ریال افزایش یافته.

عایدات گمرک در ده ماهه سال جارى 4178609000 ریال بوده در صورتى

+++

 که سال گذشته عو‌اید گمرک در این مدت 3576592000 ریال بیشتر نبوده است‏.

نکته ای که بیش از هر چیز مورد توجه شاهنشاه و دولت و نمایندگان مجلس بوده است و بالنتیجه مورد توجه کامل اعضای کمیسیون بودجه قرار گرفته، وضع کارمندان دولت است چه به تصدیق عمومى وضع این طبقه از مردم ایران در حال حاضر از لحاظ میزان ‌درآمد ناگوارتر از دیگران است.

در صورتى که کلیه امور دولتى چه کوچک وچه بزرگ به دست اینان صورت می‌گیرد و همان طور که اعلیحضرت همایونى تأکید فرمرد‌ه‌اند امکان ندارد که بتوان کارمندان را همی‌شه گرسنه نگه‌داشت زیرا اگر کارمندى گرسنه باشد و نتواند حداقل زندگانى خود را تأمین نماید نمی‌‌توان از او خاطرجمع بود یا دست وچشمى پاک توقع داشت. کمیسیون بودجه براى اجراى منویات اعلیحضرت همایونى وجواب مساعد به افکار عمومى با دولت در این مورد اکیداً توصیه نمود و دولت قول قطعى داده است که تا آنجا که بتواند در ترفیه حال کارمندان دولت بکوشد و من جمله قرار شد که قبل از انقضای اسفند لایحه جدید استخدام را به مجلس تقدیم نماید تا منافع و حقوق کارمندان هر چه بیشتر تأمین گردد و همچنین قرار شد که در سال آتى دولت مبلغ هفتصد و پنجاه میلیون ریال یعنى برابر ربع کلیه پرداختى دولت به کارمندان خود به مستخدمی‌ن دولت کمک شود و این کمک هر چند به نظر کمیسیون موجه و لازم است ولى کمیسیون بودجه معتقد است که باید اساس قطعى براى رفاه کارمندان دولت گذارده شود و به نظر می‌‌رسد که قانون جدید استخدام نتواند این منظور را عملى سازد تا کارمندان دولت بتوانند با خاطر آسوده به وظیفه خطیر خود مشغول باشند.

روى همین اصل آنچه در خارج شایع شده که تبصره مربوط به کمک لیسانس حذف شده بى‌اساس است و کمیسیون بودجه با همه علاقه‌اى که به تصویب چنین مواردى دارد چون تبصره جنبه استخدامى داشت آن را به کمیسیون استخدام فرستاد تا پس از بحث درباره آن و تنظیم آنکه تنها شامل لیسانسیه‌‌ها و مهندسین باشد بلکه شامل دکتر‌ها نیز می‌شود به کمیسیون بودجه برگشته مورد تصویب قرار گیرد. در پایان لازم به تذکر می‌‌داند که بودجه قدمى به مجلس شوراى ملى با وجود ضیق وقت در چندین جلسه کمیسیون بودجه مورد مطالعه و رسیدگى دقیق قرار گرفته و اصلاًحات لازم در آن است و این مطلب حاکى از دقت و علاقه آقایان رئیس و اعضای کمیسیون بودجه می‌‌باشد. اینک گزارش بودجه سال 1336 کل کشور که از حیث درآمد مطابق با صورت شماره یک بالغ بر 21925259100 ریال و از حیث هزینه مطابق صورت شماره 2 بالغ بر 21930763680 ریال می‌‌گردد و شامل ماده واحده و چهل و پنج تبصره مربوط به آن می‌‌باشد و به تصویب کمیسیون بودجه رسیده است، به مجلس شوراى ملى تقدیم و تقاضاى تصویب آن را دارد.

مخبر کمیسیون بودجه- محمد على مسعودى‏

ماده واحده بودجه سال 1336 کل کشور که از حیث ‌درآمد مطابق صورت شماره (1) بالغ بر 21925259100 ریال و از حیث هزینه صورت شماره (2) بالغ بر 21930763680 ریال می‌‌گردد تصویب و به وزارت دارایى اجازه داده می‌شود درآمد‌هاى پیش‌بینى شده براى سال 1336 را وصول و کلیه حقوق و مزایاى قانونى کارمندان و خدمتگزاران جزو و هزینه‌‌هاى مستمر و غیر مستمر وزارتخانه‌‌ها وادارات و بنگاه‌‌هاى دولتى و سایر مصارف منظور در صورت شماره (2) را در حدود درآمد‌هاى وصولى و با رعایت کامل مقررات و مفاد تبصره‌‌هاى ذیل پرداخت نما‌ید:

تبصره 1- بودجه تفصیلى سال 1336 وزارتخانه‌‌ها وادارات و بنگاه‌‌هاى دولتى در حدود رقم اعتبار مربوطه منظور در صورت شماره (2) پس از تصویب کمیسیون بودجه قابل اجرا خواهد بود.

مادام که بودجه‌‌هاى تفصیلى سال مزبور به تصویب کمیسیون بودجه نرسیده بر اساس اعتبارات مصوب سال1335 به شرط اینکه از حدود اعتباراتى که براى هر وزارتخانه یا اداره یا بنگاه مستقل دولتى ضمن بودجه پیشنهادى سال 1336 منظور شده تجاوز ننماید، قابل پرداخت خواهد بود. وزارتخانه‌‌ها و بنگاه‌‌هاى مستقل دولتى موظفند بودجه‎‌هاى جزو خود را ‌منتها در ظرف یک ماه از تاریخ تصویب بودجه کل به وزارت دارایى ارسال دارند وزارت دارایى موظف است در ظرف سه ماه از تاریخ تصویب بودجه پس از رسیدگى براى تصویب به کمیسیون بودجه مجلس شوراى ملى پیشنهاد نماید.

تبصره 2- نقل و انتقال در فصول و مواد هر یک از بودجه‌‌هاى جزو سال 1336 که به تصویب کمیسیون بودجه رسیده باشد از ماد‌ه‌اى به ماده دیگر با موافقت وزارت دارایى قابل اجرا بوده و وزارت دارایى مجاز نخواهد بود قبل از رسیدگى و تشخیص ضرورت قطعى آن به اصلاح بودجه‌‌هاى مورد تقاضاى وزارتخانه‌‌ها وادارات و بنگاه‌‌هاى دولتى موافقت نمایند به هر حال نقل و انتقال اعتبارات منظور در فصل کارگزینى به مواد فصول هزینه‌‌هاى ادارى و سایر مخارج و هزینه‌‌هاى غیرمستمر و بالعکس در بودجه‌‌هاى تفصیلى ممنوع است.

تبصره 3- به وزارت دارایی اجازه داده می‌شود چنانچه براى خرید قند و شکر و غله و مواد دخانى و همچنین براى هزینه جمع‌آورى کالا‌هاى انحصارى علاوه بر اعتبارات منظور در بودجه اعتبار بیشتر مورد احتیاج باشد تا آنجا که وصولى درآمد عمومی کشوراجازه دهد از محل درآمد کشور و در صورتى که میزان بیشترى مورد لزوم باشد با اخذ وام از بانک ملى ایران انجام داده و از محل وجوه حاصل از فروش واریز نماید.

تبصره 4- هیچ یک از وزارتخانه‌‌ها وادارات و بنگاه‌‌ها و شرکت‌‌هاى مستقل دولتى حق ندارند علاوه بر پرداخت و تعهداتى که براى هزینه‌‌هاى پرسنلى در سال 1335 به عمل آورد‌هاند بدون جلب موافقت قبلى وزارت دارایی تعهدى بنمایند و وزارت دارایی مجاز نخواهد بود بدون رسیدگى و تشخیص ضرورت قطعى با این قبیل پیشنهادات موافقت نماید.

تبصره 5 - پیشنهاد اعتبار اضافى براى حقوق کارگزینى و مخارج ادارى کلیه وزارتخانه‌‌ها و بنگاه‌‌ها و مؤسسات دولتى علاوه از مبالغ مصرحه در قانون بودجه سال 1336 در تمام مدت سال مذکور به کلى ممنوع است.

تبصره 6 – به وزارت دارایی اجازه داده می‌شود در مورد مطالبات غیر مالیاتى دولت چنانچه مدیونین حاضر شوند اصل بدهى خود را از تاریخ تصویب این قانون تا یک سال کلا بپردازند از مطالبه زیان دیرکرد صرفنظر نماید. این اجازه شامل مطالبه آن غیر مالیاتى هم که اصل آن تا قبل از تصویب این قانون وصول شده باشد خواهد بود.

تبصره 7 - بقیه اعتبارات ساختمانى سال‌‌هاى 1333 تا آخر سال 1335 منظوره در بودجه کل کشور و یا وزارتخانه‌‌ها و ادارات کل وهمچنین بقیه اعتبار راه‌سازى سال‌‌هاى مذکور تا آخر سال 1336 قابل تعهد و مصرف می‌‌باشد و نیز خرید زمی‌ن و عمارت از اعتبارات مذکور با موافقت وزارت دارایی مجاز می‌‌باشد.

تبصره 8- به وزارت دارایی اجازه داده می‌شود از محل اعتبار راهدارى و تعمی‌راتى در صورت لزوم تا حدود پانزده در صد به اعتبار ساختمان راه‌هاى استانى منتقل نماید و یا بالعکس و ضمناً هزینه نقشه‌بردارى هر راه را از محل اعتبار مربوطه به همان راه و یا از جمع اعتبارات ساختمانى بپردازد و تا حدود پنج در صد از هر یک از اقلام اعتبارات خود را براى هزینه نظارت اختصاص دهد.

تبصره 9- به وزارت امور خارجه اجازه داده می‌شود از محل وجوه نقدى متعلق به دولت شاهنشاهى ایران بلوکه شده به حساب مخصوص شلینک در بانک مالى اطریش یک دستگاه عمارت جهت سفارتخانه ایران در اطریش خریدارى نماید.

تبصره 10- به وزارت امور خارجه اجازه داده می‌شود آن قسمت از اعتبار 9000000 ریال موضوع ردیف 74 بند (ب) بودجه سال 1335 کل کشور را که براى کاشى‌کارى گنبد تالار مجمع عمومى سازمان ملل متحد اختصاص داده شده و در سال 1335 مورد خرج پیدا نکرده در سال 1336 براى همین منظور به مصرف برساند.

تبصره 11- وزارت پست و تلگراف مجاز است مراسلات و مخابرات دربار شاهنشاهى را از ابتداى سال 1336 به بعد از پرداخت بهای مقرر معاف نماید و حمل دارو‌هاى سازمان شاهنشاهى خدمات اجتماعى و شیر و خورشید سرخ را در داخله کشور مجاناً انجام دهد.

تبصره 12- به وزارت دارایی اجازه داده می‌شود از زیان عملکرد غله و نان در سنوات قبل از اعتبار مصوب داشته و بیلانشان به تصویب رسیده براى رد وام دریافتى از خزانه‌داری کل استفاده و اسناد آن را به حساب هزینه قطعى منظور نماید.

تبصره 13- به وزارت امور خارجه اجازه داده می‌شودکه مبلغ 33 ر 5427 دلار حقوق و مزایاى مأموریتى آقاى عباس آرام، رایزن اسبق سفارت کبراى شاهنشاهى ایران در واشنگتن از 21 تیر 1329 لغایت شهریورماه 1330 را که به موجب دستور وزارت امور خارجه با سمت کاردارى مشغول انجام وظیفه بوده و به علت خاتمه دوره مأموریت پنج ساله ایشان در امریکا پرداخت نشده است از اعتبار ماده 60 دیون بلا محل بودجه سال 1336 آن وزارت پرداخت نماید.

تبصره 14- چون شرکت استخراج اولیه نفت منحل شده و پس از تصفیه بابت 57420 سهم شرکت مزبور متعلق به دولت شاهنشاهى مبلغ 2 ر 945099 لیره عاید شده به وزارت دارایی اجازه داده می‌شود هم ارز ریالی بهای آن را بابت ازدیاد سرمایه بانک‌‌ها به ترتیب زیر:

  1. بانک کشاروزى هم ارز 2 ر 430623 لیره به مبلغ 90420830 ریال.
  2. بانک رهنى هم ارز 9 ر 342226 لیره به مبلغ 71867418 ریال.
  3. بانک ساختمانى هم ارز 1 ر 172249 ریال پرداخت نماید.

تبصره 15- به وزارت دارایی اجازه داده می‌شود مبالغى که بانک ملى ایران بابت بهره بدهکار تنخواه گردان خزانه‌دارى

+++

کل و همچنین بهره بدهکار بدهى دولت به قسمت نشر اسکناس طبق ماده 8 از قانون مصوب سى تیر ماه 1333 (قانون تثبیت پشتوانه اسکناس از حساب خزانه‌دار به کل برداشت نموده به خرج قطعى منظور و مطالبات تا آخر سال 1335 را هم از محل درآمد عمومى بپردازد و از سال 1336 به بعد هم بهره بدهکار تنخواه گردان خزانه‌دار به کل و بهره بدهکار بدهى دولت به قسمت نشر اسکناس بانک را از محل سود س‌هام دولت توسط بانک ملى ایران پایپا نماید و اگر سود سهام مزبور کافى براى واریز این بدهى نبود به وزارت دارایی اجازه داده می‌شود که از محل ‌درآمد عمومى واریز نماید.

تبصره 16- به وزارت دارایی اجازه داده می‌شود پنجاه میلیون ریال اوراق قرضه ملى را که در سال 1330 در اختیار شرکت س‌هامى فرش گذارده شده و عملا جزو سرمایه شرکت مزبور قرار گرفته به عنوان سرمایه پرداختى دولت به شرکت نامبرده محسوب و همچنین مبلغ 7064840 ریال طلب خزانه‌دارى کل را به عنوان سرمایه پرداختى دولت به شرکت سهامى فرش منظور نمایند.

تبصره 17- به وزارت دارایی اجازه داده می‌شود از دریافت مبلغ 152625 ریال مالیات اراضى شمال باغ ب‌هارستان خریدارى مجلس شوراى ملى صرفه نظر نماید.

تبصره 18- وزارت فرهنگ مجاز است از کسانى که داوطلب شرکت در امتحانات متفرقه و یا مسابقه می‌‌باشند مبلغى به عنوان هزینه ثبت‌نام (براى داوطلبه آن دوره اول متوسطه 300 ریال و براى داوطلبه آن دوره دوم متوسطه و امتحانات مسابقه 500 ریال) دریافت نماید. و دو ثلث وجوه دریافتى را به مصرف پرداخت حق‌الزحمه ممتحنین و کارکنان امتحانات و سایر هزینه‌‌هاى مربوط به امتحانات رسانیده و یکسو دیگر به حساب درآمد عمومى کشور به خزانه‌داری کل تحویل نماید.

به وزارت دارایی می‌شود وجوهى که وزارت فرهنگ از این بابت تا آخر سال 35 وصول نموده و مخارجى را که بمأخذ دو سوم وجوه دریافتى تعهد و یا که مأخذ دو سوم وجوه دریافتى تعهد و یا پرداخت شده بحساب قطعى منظور بدارد.

تبصره 19- به وزارت دارایی اجازه داده می‌شود از تاریخ فوت ماهیانه 12 هزار و پانصد ریال طبق قانون مستمرى‌‌ها به وراث مرحوم دکتر ابوالقاسم شیخ از محل درآمد کشور بپردازد.

تبصره 20- به وزارت دارایى اجازه داده مى‌شود از تاریخ فوت ماهیانه 15 هزار ریال طبق قانون مستمرى‌‌ها به وراث مرحوم مجتبى دولت آبادى از محل درآمد کشور بپردازد.

تبصره 21- از نظر تقدیر از خدمات مرحوم داور اجازه داده می‌شود مستمرى عیال آن مرحوم از اول به سال 1336 از ماهى 2500 ریال به ماهى 15000 ریال افزایش داده شود.

تبصره -22 اجازه داده می‌شود احتیاجات فنى اداره کل گمرکى که به خارج سفارش داده شده و به تدریج وارد می‌شود از پرداخت حقوق و عوارض گمرک معاف باشد.

تبصره 23 -اجازه داده می‌شود که آهن آلات وارد جهت بیمارستان اردکان یزد در صورت گواهى وزارت بهدارى از پرداخت حقوق و عوارض گمرکى معاف باشد.

تبصره 24- تبصره 9 ماده ده قانون مالیات بر ‌درآمد و املاک مزروعى و مستغلات و حق تمبر مصوب 16 فروردین 1335 بشرح ذیل تغییر داده می‌شود.

مؤدیان مالیات املاک مزروعى مکلفند مالیات خود را به تناسب وضع محل وقوع ملک به تشخیص وزارت دارایی در هر سال از تیر ماه تا آخر آبه آن ماه همان سال به نسبت وضع محل از حیث فصل برداشت محصول بپردازند.

تبصره -25 معافیت مقرر دو ماده 45 قانون بانکدارى که در تبصره یک ماده 8 قانون مالیات بر ‌درآمد و املاک مزروعى و مستغلات و حق تمبر مصوب 16 فروردین 1335 به آن اشاره شده نسبت به بانک‌هایى که با سرمایه دولت تشکیل شده‌اند لغو می‌شود.

تبصره 26- تبصره 9 ماده هشت قانون مالیات بر ‌درآمد و املاک مزروعى و مستغلات و حق تمبر مصوب 16 فروردین ماه 1335 لغو می‌شود.

تبصره 27- نرخ تمبر چک‌هاى صادره یا معامله شده در ایران موضوع ماده 22 قانون مالیات بر ‌درآمد و املاک مزروعى و مستغلات و حق تمبر مصوب شانزدهم فروردین ماه 1335 از اول فروردین سال 1336 نیز کماکان ده دینار خواهد بود.

تبصره 28- مالیات مقرر در بند یک تبصره 11 قانون بودجه سال 1335 از اول سال 1336 به دویست ریال و بند 2 به سیصد پنجاه ریال و بند 3 به پانصد ریال ترقى داده می‌شود.

تبصره 29- تبصره یک از ماده 9 قانون مالیات بر ‌درآمد و املاک مزروعى و مستغلات و حق تمبر مصوب 16 فروردین ماه 1335 به طریق ذیل تغییر داده می‌شود.

‌درآمد مستغلات از روى اجازه‌نامه رسمى با حکم تعدیل اجاره بها و چنانچه اجازه‌نامه رسمى تنظیم نشده باشد و یا مالک به تقاضاى دارایی آن را ارائه ندهد در کمیسیونى به نام کمیسیون حل اختلاف مرتکب از نمایندگان وزارت کشور و انجمن شهر و دارایی رسیدگى و قطع فصل می‌شود رأى کمیسیون مزبور قطعى و لازم الاجرا است‏.

تبصره 30- کسبه و صنعتگران دستمزد بگیرد که اسامى آنها در تبصره یک ماده 5 قانون مالیات بر ‌درآمد و املاک مزروعى و مستغلات و حق تمبر مصوب 16 فروردین ماه 1335 ذکر نشده ولى وضع و شغل کسبت آنها مشابه پیشه‌وران مذکور در تبصره یک ماده پنج می‌‌باشد بنا به تشخیص وزارت دارایی در ردیف پیشه‌وران محسوب می‌‌شوند.

تبصره 31- تبصره 2 ماده 11 قانون مالیات بر درآمد و املاک مزروعى و مستغلات و حق تمبر مصوب شانزدهم فروردین ماه 1335 به شرح ذیل تغییر داده می‌شود.

از قرارداد‌هاى خرید و فروش باید مالیات پیمانکار کسر و تحویل شود و در صورتى که پیمانکار بازرگان یا شرکت بوده و معامله را در دفاتر پلمپ شده خود ثبت نماید می‌‌تواند مالیات پرداختن را بابت مالیات مجموع ‌درآمد سالیانه خود محسوب دارد به هر حال مالیات پیمانکارى قابل استرداد یا احتساب براى این بدهى ‌هاى مؤدى نخواهد بود.

تبصره 32- مطالبات دولت از اشخاص و هر گونه شخصیت‌هاى حقوقى اعم از اینکه مطالبات مزبور را بابت مالیات یا عوارض و جرایم و یا حقوق و عوارض گمرکى و انحصار‌ها و یا ‌درآمد حاصله از معادن و بقایا و همچنین بدهى‌‌هایی که بر طبق احکام دیوان محاسبات و دادگاه‌هاى عمومى یا اسناد رسمى باشد طبق آیین نامه اجرایى مالیات‌ها قابل مطالبه و وصول می‌‌باشد.

تبصره 33- اجازه داده می‌شود به مهندسین و متخصصین وزارتخانه‌‌ها و ادارات دولتى که براى انجام وظایف به عنوان مأمور ثابت به شهرستان‌ها اعزام می‌‌گردند و ماهیانه حداکثر تا 3 هزار ریال به عنوان فوق‌العاده فنى از اعتباری که در بودجه مربوط به همین منظور یاد آور شده پرداخت نمایند.

تبصره 34- براى اجراى برنامه‌‌هاى عمرانى مشترک دولتین ایران و امریکا و در نتیجه تأمین سهمی‌ه دولت ایران در صندوق مشترک به وزرات دارایی اجازه داده می‌شود که از محل اعتبارات هر وزارتخانه در بودجه کل کشور که از این برنامه مشترک استفاده می‌‌نمایند و یا از محل ‌درآمدهاى عمومى سهمی‌ه دولت ایران را در صندوق مشترک بپردازد اعتبارات مزبور توسط صندوق مشترک ایران و امریکا طبق مقررات صندوق مزبور به مصرف خواهد رسید.

تبصره 35 - ماده 9 قانون اصلاًح بعضى از مواد قانون ثبت مصوب 27/ 6/ 1322 به شرح زیر تغییر داده می‌شود:

هزینه مسافرت و فوق‌العاده مهندسین و نمایندگان و سایر مأمورین و کارمندانى که از محل هزینه مقدماتى استخدام شده‌اند و همچنین حقوق کارمندان و خدمتگزاران جزو و رانندگان وبهای لباس و عیدى و سایر مزایاى مربوطه آ‌نها و دستمزد کارشناسان قراردادى که از محل مذکور استخدام شده‌اند و سایر هزینه‌هاى مربوطه که طبق مقررات عمومى مجاز باشد از محل ‌درآمد مقدماتى مطابق آیین‌نامه که وزارت دادگسترى تنظیم خواهد نمود پرداخت می‌شود مستخدمی‌ن و کارمندان و رانندگانی کهطبق مقررات قبلی استخدام شده‌اند مشمول مقررات بالا خواهند بود.

تبصره 36- به وزارت بهدارى اجازه داده می‌شود بیماران غیر مستمندى را که استطاعت بسترى شدن در بیمارستان‌هاى خصوصى را ندارند و می‌‌توانند حق‌العلاج مختصرى بپردازند طبق آیین‌نامه مخصوص که به تصویب کمیسیون‌‌هاى بهدارى و دارایی مجلسین خواهد رسید بسترى و ع‌ایدات حاصله را در حساب اختصاصى خود منظور و به مصرف تکمی‌ل و تجهیز بیمارستان و آسایشگاه‌ها برسانند.

تبصره 37- به دولت اجازه داده می‌شود در سال 1336 تا میزان هفتصد و پنجاه میلیون ریال از محل ‌درآمد عمومى کشور یا صرفه جویى‌‌هاى بودجه به عنوان پاداش به کارمندانى که در چند سال اخیر حقوق و مزایاى آنان ترمی‌م نشده طبق آیین‌نامه مصوب هیئت وزیران پرداخت نمایند.

تبصره 38 - به وزارت دارایی اجازه داده می‌شود که عمارت فروشگاه فردوسى را به قیمتى که بانک ملى ایران توافق خواهد شد با احتساب مبالغى که از طرف بانک ملى ایران براى تکمی‌ل عمارت مزبور وام داده شده خریدارى نماید و بهاى آن را با بهره 2% در ظرف سى سال از سال 1337 به بعد بپردازد.

تبصره 39 - به وزارت کشور اجازه داده می‌شود براى تأمین وسایل نقلیه استانداران و فرمانداران و سایر مأمورین خود مبلغ ده میلیون ریال از بانک ملى ایران به ضمانت وزارت دارایی وام گرفته و در ظرف شش سال به تدریج مسترد نماید اصل وام از بهای اتومبیل‌ها که به اقساط شش ساله فروخته می‌شود پرداخت و بهره کارمزد این وام از اعتبارات وزارت کشور قابل تأدیه خواهد بود.

تبصره 40- به شوراى عالى اقتصاد اجازه داده می‌شود از متخصصین و مطلعین حقوقى و اقتصادى اعم از مستخدمی‌ن رسمى دولت یا غیر آن دعوت کرده و در مقابل خدماتى که انجام می‌‌دهند طبق آیین‌نامه که با موافقت وزارت دارایی تهیه و و به تصویب هیئت وزیران خواهد رسید از اعتبار مصوب بودجه شوراى عالى اقتصاد حق‌الزحمه بپردازد.

+++

 تبصره 41- به وزارت راه اجازه داده می‌شود تا مبلغ ده میلیون ریال از عواید اختصاصى آسفالت (ردیف 78 صورت شماره 2) براى ساختمان راه‌هاى سد لار مصرف نماید.

تبصره 42- وزارت فرهنگ مجاز است در هر سال بنا به پیشنهاد سرپرست کل دانشجویان ایرانى در اروپا با هزینه تحصیل پنج نفر از دانشجویان ایرانی را که در رشته ‌هاى مختلف هنر‌هاى زیبا داراى تحصیلات و استعداد درجه اول بوده و در عالی‌ترین هنرکده‌‌هاى اروپا پذیرفته شده باشند یا در ایران در رشته مربوطه شاگرد اول و فارغ التحصیل شده باشند و همچنین دو نفر از دانشجویانى که در عالی‌ترین دانشگاه‌هاى ورزشى اروپا پذیرفته شده و در ایران نیز به مقام قهرمانى شکور نائل گشته‌اند مانند سایر محصلین دولتى در اروپا بپردازد.

تبصره 43- هر یک از وزارتخانه‌ها مکلفند کارمندان و خدمتگزاران خود و دستگاه‌هاى تابعه را که داراى بیش از شصت و پنج سال سن و سى سال تمام سابقه خدمت ورسمى هستند بازنشسته نمایند. ملاک تشخیص سن شناسنامه‌ای است که در تاریخ تصویب این قانون در دست دارند. شهرداری‌ها و سازمان برنامه و همچنین بنگاه‌ها و شرکت‌ها دولتى نسبت به آن عده از کارمندان و خدمتگزاران مربوطه که از مقررات قوانین استخدامى کشورى استفاده می‌‌نمایند مشمول این قانون خواهند بود (به استثنای شاغلین مقامات مذکور در قسمت اول اصلاًح مقررات بازنشستگى مصوب هیجدهم فروردین 1328) ضمناً وظایف مذکور در مواد 59 و 60 قانون استخدام که از طرف هیئت وزیران انجام می‌شد از این به بعد به عهده وزارت دارایی محول می‌شود و در صورتى که استادان دانشگاه به سن بازنشستگى قانونى موضوع ماده واحده مصوب 18 فروردین 1328 رسیده و از حیث قواى روحى و جسمى قادر بر انجام وظیفه باشند و جانشین واجد شرایط لازم و معلومات کافى آنها موجود نباشد با تصویب شوراى عالى دانشگاه تا سن هشتاد سالگى می‌‌توانند به شغل خود ادامه دهند.

تبصره 44- استخدام جدید به هر عنوان ممنوع است به استثنای استخدام اشخاصى که به علت نیازمندى وزارتخانه‌ها در رشته ‌هاى تخصصى تحصیل و قبل از تحصیل تعهد کتبى سپرده باشند که در خدمت وزارتخانه مخصوص مشغول شوند و در صورت احتیاج مبرم وزارتخانه‌ها و ادارات به استخدام معلم، قاضى، مهندس، پزشک، (و شعب آن از قبیل دامپزشک، دندانپزشک، داروساز، بهدار، ماما، پرستار) و همچنین سایر مشاغل از قبیل مترجم، کتابدار، ماشین‌نویس و راننده تراکتور و وسایط نقلیه و تلفنچى و نیز سیمبه آن به یک پست پاسبه آن ژاندارمرى، و مستخدمی‌ن جزو مدارس و مستخدمی‌ن جزو نمایندگی‌هاى ایران در خارجه (آشپز و رختشوى براى بیمارستان‌هاى جدید‌التأسیس) در صورتى که استفاده از کارمندان مشابه آنان در سایر وزارتخانه‌‌ها و ادارات می‌سر نشود استخدام این قبیل کارمندان با اجازه کمیسیون بودجه مجلس شوراى ملى و کمیسیون استخدام مجلس سنا به عمل خواهد آمد. این قبیل کارمندان از تاریخ استخدام تامدت پنج سال حق تغییر شغل و انتقال به وزارتخانه‌ها و مؤسسات دیگر نخواهند داشت.

تبصره 45 –تبصره‌‌هاى 5-8-10-13-22-24-26-27-29 قانون بودجه سال 1335 کل کشور در سال 1336 نیز قابل اجرا خواهد بود.

رئیس- کلیات مطرح است آقاى دکتر شاهکار.

دکتر شاهکار- آقایان محترم سروران عزیزم وظیفه اصلى نمایندگان مجلس نظارت دقیق و کامل در چگونگى ‌درآمد و هزینه‌‌هاى عمومى ست مبناى مشروطیت و علت غایى انقلابى که در پنجاه سال پیش در این کشور و در سده‌هاى گذشته در سایر ممالک زنده دنیا رخ داده همین مطلب بود که برگزیدگان مردم بتوانند در امور مردم نظارت و بازرسى کنند و خواسته‌هاى آنها را در ترازوى عدل و انصاف بسنجند و آنچه را با مصالح عمومى وفق می‌‌دهد عملى کنند و مطالبى که بیش از همه مهم است عبارتست از عواید مردم و مخارجى که براى مردم پیش‌بینى می‌شود: ما وکیل مردم هستیم و على‌الاصول مترجم منویات و خواسته‌‌هاى آنان هستیم. در اینجا مشاوره می‌کنیم بحث می‌کنیم و هدفی هم جز اجرای خواسته‌های مردم نداریم و نباید هم داشته باشیم (صحیح است) به این مطلب اگر آقاى وزیر دارایی گوش بدهند قبل از آنکه وارد در بحث خود بودجه بشویم لازم می‌‌دانم با اجازه سروران عزیزم چند نکته را که محور اصلى اظهاراتم خواهد بود؛ به عرضتان برسانم؛ وکیل یعنى مدافع حق دیگران؛ وکیل مردم یعنى پاسخگو وحافظ حقوق مردم؛ ما در ملت، در سرسراى کاخ مردم، از زبه آن مردم و به زبه آن مردم باید صحبت بکنیم؛ فرق است بین دیپلماسى که زبه آن نزاکت مآبى و خوش آیندیست و هدف یک دیپلمات هم باید همین باشد؛ با زبه آن نماینده مردم که باید از مجامله گویى ومداهنه و خوشایندى بپرهیزد. باید آنچه را که به صلاح وصرفه و رفاه مردم می‌‌داند بگوید ولو اینکه خاطرى رنجیده شود و کسى آزرده گردد و گرنه انجام وظیفه خودش را نکرده است ودرجبه وکالت شغل دیگرى انجام داده است؛ زبه آن مردم زبه آن ساده وبى‌آلایش است و خواسته مردم را باید با توجه به این مطلب بیان کرد ولو آنکه کسى در نتیجه عدم توجه به این مطلب یا خداى نکرده به علت دیگرى از این گفته‌ها مکدر شود. اصل دومى که نتیجه اصل اول است این است که ما مبین و مفسر خواسته‌‌هاى دیگرانیم؛ از این جهت در همین مسند مقدس نشسته‌ایم و کرسى را اشغال کرده‌ایم که مردم ایران به آسانى و سهولت به دست نیاورده‌اند وقتى مطلبى گفته می‌شود یا تذکرى داده مى‌شود طرف سخن نباید برنجد؛ ما وکلاى دادگسترى وقتى در دادگاه دفاع می‌‌کنیم به اتکای اعمال عقیدتمان استدلالاتى می‌‌کنیم منطقى می‌‌آوریم به قانون و مقررات متشبث می‌‌شویم و طرف ما که او هم همین عقیده را دارد، او هم استدلالاتى می‌‌کند و گاهى در ضمن مطالب ترش شیرین رد و بدل می‌شود و از دادگاه که خارج می‌‌شویم با هم دوستیم با هم رفیقیم هیچ گونه کدورت و نقارى هم بین ما رخ نمى‌دهد. هم اکنون با این تذکر هم وضعیت من و جناب غلامحسین فروهر دوست من وزیر محترم دارایی به خوبى روشن می‌شود چه بحث بین کسى به نام من و فردى به نام او نیست بلکه بحث در این است که آقاى وزیر دارایی بودجه‌اى تقدیم مجلس شوراى ملى کرده‌اند آقایان محترم من به ضرورت شغلم و در عین حال به ضمانت فهم و وجدان بودجه تقدیمى را نه متعادل می‌دانم نه به صلاح و صرفه مملکت. از این لحاظ به عنوان مخالف اسم نوشته‌ام و تذکراتم را به پیشگاه نمایندگان محترم و برای توجه دولت بیان خواهم کرد.آقای وزیر محترم دارایی لابد عقیده دارند که بودجه متعادل است و شاید هم عقیده داشته باشند که به صلاح و صرفه مملکت است من استدلالات خودم را خواهم کرد و با کمال عقیدت و با کمال امتنان به پاسخ‌‌هاى ایشان هم گوش خواهم کرد ولى نه من نفع شخصى دارم در این حرف و نه ایشان. نه من غرضى جز رفاه و صلاح مردم دارم نه مطمئناً وزیر دارایی شما آقاى وزیر دارایی بودجه‌اى به مجلس آورده‌‌اید که از نظر تلفیق عبارت و ترکیب بندى جملات و نمایش اعداد و موازنه اعداد به نظر خوب می‌‌اید اگر از این نظر بودجه را نگاه کنید من هم با آن مخالفتى ندارم اگر ملاک کار را واقع بینى حقیقت طلبى، پیشرفت مردم و رفاه آنها در نظر بگیریم و خواسته‌هاى مردم را بخواهیم، من با این بودجه تقدیمى شما مخالفم و بعد هم به مطالبى خواهیم رسید که با آن اطلاعى که من از سوابق خانوادگى و خدمات غلامحسین فروهر دارم در آن قسمت هم گمان نمی‌کنم ما در دو صف قرار بگیریم جناب صندوقدار ملت ایران البته من تمام امکانات را همان طورى که عرض کردم در نظر می‌‌گیریم و از این جهت است که عرض کردم بحث بین فرد محترمى به نام شما و شخص کوچکى به نام من نیست من مخالفتم با شخص نیست مخالفتم با بنگاه به خصوصى نیست مخالفتم با آنهایى که نوشته‌اند و مطالبى را که اظهار نظر کرده‌اند نیست مخالفتم با آن مطالبى است که شما ننوشته‌‌اید. مخالفتم براى این است که چرا حقایقى مکتوم شده؟ چرا قدم‌هایى براى رفاه مردم برنداشته‌‌اید؟ بالاخره چرا؟ و این چرا یکى از بزرگترین بدبختی‌هایى است که فعلا گریبه آنگیر ما است چرا حقایق را بر خود هم مشتبه می‌‌کنید و آنقدر ما در این کار عادت به غلو و مبالغه داریم که خودمان را گاهى از اوقات گول می‌‌زنیم ما خواهیم دید که اشکالات ما در کجاست ضعف و نقص بودجه ما در کجاست راه حلش چیست آنها را خواهم گفت و یک امی‌دى دارم این امی‌د را با کمال صمی‌می‌ت می‌‌گویم و این گلایه است که دارم این امی‌د این است که شما آقایان گوش بدهید معناى گوش دادن این نیست جناب فروهر جناب آقایان وزرا این نیست که عقل من فهم من درایت من استعداد من بیش از شما است نه زنهار من اینقدر خودخواه نیستم اینقدر نادان نیستم که چنین ادعایى بکنم معناى گوش دادن این است که با عقل خودتان بسنجید با درایت خودتان بسجید اگر مطلبى به صلاح و صرفه مملکت است چون مسلماً در وطن‌پرستى شما حرفى نیست دنبال آن بروید و حال اینکه تذکراتى اغلب گوش داده نمی‌شود یک شانه هم بالا ‌انداخته می‌شود من بار‌ها این مطلب را پشت این تریبون به عناوین مختلف گفته‌ام که در شرایط فعلى ما دنبال یک خدمتیم و یک لباس به تنمان است بسیار بى‌جا است که از زیر چشم کلاس به کلاس نگاه کند و یکى از وزراى محترم بگویند که این اختلاف کاست است اختلاف طبقاتى است این طور نیست ما هر جبه‌اى که داریم یک مدل مشعشعى هم رویش است و آن مدال شیر و خورشید ایران است که براى پ‌ایدارى آن هر کدام در هر لباس و در هر عنوان کار می‌‌‎کنیم و به موفقیت هم امی‌دوار و علاقه‌مندیم (احسنت) (آفرین) چون هدف هدف واحدى است با این وضعیت نمی‌‌توانیم اختلاف کاست و کلاس داشته باشیم ما پشت یک می‌ز نشسته‌ایم یک حرف می‌زنیم یک صدا هم داریم اصل سومى که در این جا بعد از آن اصل باید تذکر بدهم این است که من زنهار ادعاى این را ندارم که قصور و تقصیر که راجع به چگونگى بودجه به عرض خواهم رسانید متوجه وزیر فعلى دارایی است این ادعا بر خلاف انصاف و بر خلاف تاریخ است آقایان هستند که سنشان اجازه می‌‌دهد و بیشتر هم اجازه می‌‌دهد که به این نکته‌اى که عرض می‌کنم به عنوان یک ناظر و شاهد تأیید و تصدیق بفرمایند عرض کردم این ادعا که بدى بودجه ما مسئولش وزیر فعلى دارایی یا وزیر فعلى وزارت دارایی است این بر خلاف تاریخ است چرا به دلیل اینکه مشروطیت ما مشروطیت نیم قرنه ما دچار نوساناتى شد بعد از دوره اول و دوم و +++

سوم که احرار و آزادی‌خوا‌هان و آنهایی که از این مملکت سهمى دارند و درود بر روان پاک آنها که بنا و بناى مشروطیت را در این مملکت گذاشتند مجلس شوراى ملى و بناى مشروطیت ما دچار وقفه شد به قسمى که آقایان می‌دانند از دوره سوم تا دوره چهارم شش سال طول کشید حکومت‌هاى انفعالى اتکایى پوشالى سعى کردند که نوزاد مشروطیت را هم از بین ببرند دوره ‌چهارم و پنجم و ششم مجلس دو مرتبه برقرار شد و سعى شد که آن مطالبى که گفته شده و آن خاطراتى که با خون مردم به دست آمد پ‌ایدار بشود سپس از دوره هفتم تا دوره چهاردهم قدرت فائقه یک مرد وطن‌پرست ایران‌خواهى در این مملکت حکومت کرد جنگ دوم جهانى پیش آمد مملکت ما از هر طرف اشغال شد اجانب خارجى و مزدوران داخلى در از بین بردن اساس مملکت بودند که حالا هم به قول گفتار دوست عزیزم دکتر بینا باز هم ساکت ننشسته‌اند البته در این چند سال ما دنبال بقاى موجودیت خودمان بودیم به بودجه تنظیم برنامه اقتصادى نمی‌‌رسیدیم این سومی‌ن مشروطیت ما منتهى شد به یک دوره هرج و مرج یک دوره را با یک دوره زنده باد و مرده باد که آن هم نتایجش را دیدیم ما روزمره زندگى می‌‌کردیم با یک دوازدهم و چند دوازدهم شب را به روز می‌‌آوردیم و بدیهى است در این شرایط برنامه مترقى بودجه‌اى نمی‌توانستیم داشته باشیم خوشبختانه آن دوره هم به خواست مردم ایران و مقتضیات جهانى سپرى شد و مشروطیت ‌چهارم ما شروع شد اینکه عرض کردم وزیر فعلى دارایی نمی‌توانند مسئول کلیه این بدی‌ها بشود یک قسمتش را مسئول هستند که خدمتشان عرض خواهم کرد چرا؟ به علت اینکه وارث خزانه تهى و بى‌قیدى و بى‌انضباطى عمومى و تعهدات گوناگونى بودید که جلوتان گذاشتیم ولى بعد از آنکه مشروطیت چهارم ما شروع شد برنامه تنظیم گردید من استدعا می‌کنم که مخصوصاً آن رفیق عزیزى که به نظریاتش خیلى عقیده دارم یک قدرى به عرایضم گوش بدهد من خیال می‌کنم هیچ مطلبى در مملکت مهم‌تر از بودجه مملکت نباشد (صحیح است) این مطلب باور بفرمایید همان طورى که عرض کردم مورد علاقه تمام طبقات و مورد علاقه ملت ایران است به جاست که حتى پرگویى من را تحمل بفرمایید از این خستگی‌تان معذرت می‌‌خواهم شاید در خلال این مطالب مطلبى هم گفته بشود که به نفع ملت ایران باشد این تریبون براى ملت ایران خیلى قیمت دارد این آزادى که براى ما هست نخواهیم می‌‌رود بخواهیم می‌‌ماند دنیا به ضرورت ناموس طبیعت از خلاء متنفر است اگر من و شما سوراخ‌ها را پر نکنیم به فعل لازم پر خواهد شد چه بهتر که به دست ما پر بشود از این جهت است استدعا می‌کنم به عرایضم دقت بفرمایید (احسنت)

برنامه چهار مشروطیت ما آقاى دکتر راجى این است که حالا عرض می‌کنم اول عدم دخالت بیگانگان در امور کشور و اداره مملکت به دست خودمان.

دوم امنیت کامل به منظور امکان کار و فعالیت و سرو صورت دادن به زندگانى عمومى.

سوم تنظیم برنامه ‌هاى عمرانى و بالا بردن سطح زندگى مردم و تأمین حداقل کار و معیشت براى همه.

چهارم زنده و پ‌ایدار کردن اصول قانون اساسى و اجراى کامل آن این است مطالبى که ما می‌‌شنویم و این است آرزویى که ما داریم این است هدفى که هر مرد راستگو و وطن پرست به دنبال آن است از این چهار نکته از این چهار اصل از این مربع مشروطیت چهار در سیاست خارجى ما قدم‌هاى بسیار مؤثرى برداشتیم (صحیح است) و عواملى که در این قسمت بودند خوب کار کردند و مورد قدردانى ملت ایران هم هستند (صحیح است) ما از تذبذب و بزدلى و ترس و دو دوزه بازى کردن که از علایم ضعف بود خارج شدیم ایران مال ایرانى است سیاست ما مستقل است هر کارى دلمان بخواهد به نفع ملت ایران خواهیم کرد و بر کسى فضولى نیامده است و این سیاست دولت مورد تأیید وطن‌پرستان ایرانست (صحیح است) اما جناب آقاى دکتر اردلان سیاست خارجى غیر از کادر وزارت امور خارجه است. (وزیر امور خارجه- من خواستم دیپلم بگیرم بروم نشد) ستون دوم این برنامه عبارت بود از امنیت، امنیت که وجود آن شرط لازم ادامه کار و زندگى است تا ‌اندازه قابل ملاحظه‌اى حل شد بلى امنیت در مملکت و مخصوصاً در داخل مملکت بى خود نگفتم مخصوصاً در داخل مملکت تا‌ اندازه‌اى داریم گیرم یک مطلبى هست که واقعاً به آن باید توجه کرد ما وقتى ریاضیات می‌‌خواندیم به ما می‌‌گفتند که فلان مطلب شرط لازم و کافى است امنیت آقایان هدف نیست امنیت وسیله‌ای است براى امکان کار و فعالیت اگر امنیت نباشد من نمی‌‌توانم کار بکنم و به مملکتم خدمت بکنم هى از این بمب‌هاى اشکریزى می‌‌ریزند جلو پایم هى در را می‌‌کشند بالا می‌‌کشند پایین هى از آن بالا چاقوکش می‌‌پرد پایین اما ما این هدف‌مان نیست این نقطه مقصد نیست این شرط لازم است براى انجام کار و فعالیت براى اینکه ما به یک منظور برسیم یعنى شرط کافى نیست بنابراین امنیت باید باشد تا در پرتو این امنیت ما بتوانیم کار‌هاى مفید و مولد و مثمر ثمر بکنیم بگوییم آقا برو دنبال فعالیت برو دنبال کار بانک را مثل بانک دماوند نچاپند و نزنند توى کوچه هم یقه‌ات را نگیرند حقوقت را هم نمی‌‌خورند به من امنیت داده‌اند اما اگر در سر سفره من فقط امی‌نت بگذارید بدون هیچ چیز دیگر من خیال نمی‌کنم غذاى امنیت قابل هضم باشد و اصلاً غذائیت ندارد عرض کردم لغت لازم شوخى نیست شرط لازم است و من هم خوشوقتم و آرزو دارم امنیت هم کامل بشود که از این مهملات و از این بیانیه‌ها هم دیگر بیرون نی‌اید ولیکن عرض کردم این یک هدف نیست بلکه یک وسیله‌ای است براى اجراى کار و فعالیت و به درد مردم خوردن اما رسیدیم به قسمت سوم که مطلب عمده ما است با جناب وزیر دارایی چون بنده این مطلب را الان عرض می‌کنم. در ممالک مترقى دنیا و در مملکت ما (بور بور- از امنیت خیلى زود گذشتید) عرض کنم بنده در همین مقدارش هم خجلم به علت اینکه وقتتان را زیاد گرفتم براى اینکه خسته می‌‌شوید این مثلث به من اجازه بدهد که من صحبت بکنم همه حرف‌ها را تمام می‌کنم در ممالک مترقى دنیا و مخصوصاً در مملکت ما جناب وزیر دارایی می‌دانند من خداى من می‌داند صمی‌مانه خوشوقتم وقتى در صف وزرا نگاه می‌کنم می‌‌بینم همه‌شان تحصیل کرده هستند من وکیل عدلیه هستم مطالبم را صریح عرض می‌کنم همه‌شان تحصیل کرده‌اند و این مطالب را یا جایى در کتاب و یا در دانشگاه خوانده‌اند و حداقل معلومات‌شان به اندازه من است اما وقتى به عمل می‌‌رسیم مثل اىن که وزیر دارایی یا سایر وزرا ما اصلاً این مطالب برای‌شان چیز دیگرى است حالا در عمل می‌‌رسیم جناب آقاى وزیر دارایی می‌‌دانید بودجه کشور یعنى برنامه اقتصادى مالى کشور اگر یک خورده بیشتر سرتان را تکان بدهید می‌‌دانم تصدیق می‌فرمایید در این حرفى نداریم که بودجه یک مملکت زنده بودجه یک مملکت مترقى هفتاد میلیارد ریال براى مصارف عمرانى بودجه یک مملکتى که کادرش تهیه طرح‌هاى عمرانى و تأمین رفاه مردم است یک چنین بودجه‌اى یعنى برنامه اقتصادى و مالى دولت جناب آقاى وزیر محترم دارایی در این نکته که رسیدم من با بودجه مخالفم چرا به علت اینکه این بودجه تقدیم شما با این طرز فکر که عرض کردم طرح برنامه‌هاى عمرانى به منظور پیشرفت کشور و رفاه حال مردم در این بودجه 1336 با تذکراتى که در آن سه اصل قبلى دادم تأمین‏ نشده است حالا دیگر به جا است که مردم بعد از پنچاه سال امی‌د و آرزو و بعد از آنکه بحمدالله و المنه ما در تمام شرایط مساعد قرار گرفتیم و امی‌دوارم که این شرایط مساعد ادامه یابد و بهتر شود (انشاء الله) و اگر خصوصیات این شرایط مساعد را می‌‌دانید آقایان یک خرده بجنبید یک خرده نزدیک‌تر بیایید یک خرده به مردم کمک کنید به خدا موفق می‌‌شوید حسن نیت در شما هست اما کهنه پسندید تعهدات‌تان دست و پای‌تان را گرفته شاید جرأت نمى‌کنید که این قدم را یک خرده بالاتر بردارید امروز به نظرم ارسلان عزیز 370 روز است خیلى معذرت می‌‌خواهم 670 روز است یا 650 روز اگر روزى یک قدم مستقیم است به طرف مردم می‌‌رفتیم از این انتقادات که حالا من راجع به به یکارى و بیچارگى مردم خواهم کرد رد شده بودیم از آن هدف گذشته بودیم من نمی‌‌گویم کار نکرده‌ایم لکن عرض می‌کنم این است که با این محافظه‌کارى با این کهنه پسندى با این دستگاه‌هاى عریض و طویل از هم پاشیده دستگاه‌هایى که به ضرر شما است به ضرر کارمندان و به ضرر مردم ایران است با این دستگاه البته این بودجه‌تان موافق آمال و آرزوى ما نیست چرا به دلیل ‌اینکه هدف بودجه باید خواسته‌‌هاى مردم باشد آقایان نمایندگان هدف مردم مگر جز کار، کار و زندگى چیز دیگرى هم هست ملت ایران احتیاج به کار دارد احتیاج به فعالیت دارد و با کمال تأسف باید گفت که احتیاج به این دارد که اگر ارشادش نمی‌‌کنید اگر کمکش نمی‌‌کنید دست و بالش را نبنیدید آنچه در این مملکت هست بیچارگى مردم است به یکارى است یا بگفته دوست عزیزم دولت آبادى به یکارگى است و دولت خواه نا خواه دانسته یا ندانسته در این به یکارى سهمى دارد و کمک می‌‌کند و این بودجه تقدیمى هم به این به یکارى می‌‌افز‌اید چنانچه الان خواهم گفت چطور؟ آقایان این همه شکایت کارمندان دولت این همه فشار به دستگاه‌هاى عمومى این همه انحرافات و خطا کارى‌ها این همه زندان‌ها و تبعیدگاه‌ها این همه تعلقات و چاپلوسى‌ها این همه تهمت‌ها و پرونده سازی‌ها از بیکارى است آدمى که کار داشته باشد و بتواند برود دنبال فعالیت خودش برود وقتى این را ندارد که دنبال این حرف‌ها برود مسئول مستقیم این به یکارى دولت است به دلایلی که الان خواهم گفت چرا؟ براى اینکه پیدا کردن کار و تشویق مردم به طرف کار و انواع و اقسام کمک به مردم براى کار این بزرگ‌ترین خدمت ملى است و وظیفه نمایندگان مردم است که در این راه دولت را هول بدهند کمک کنند فشار بیاورند و براى این مطلب من اجازه می‌‌خواهم دو مطلب را تذکر بدهم یعنى دو چیز را در نظر بگیریم یکى ‌اینکه ما وضعیت جغرافیایى، طبیعى، نفوس انسانى خودمان را به طور بسیار مختصر به طور پانر اما به طور ظاهر از نظرمان بگذرانیم این ایران عزیزمان را نگاه کنیم یک خرده اهل عدد باشیم یک خرده اهل منطق باشیم اشکالات‌مان را ببینیم یکى دو مطلبى را که در این موقع مهم است بعد از دیدن مملکت‌مان از لحاظ وضع جغرافیایى باید ببینیم آیا آن عو‌اید ملى که به دست ما می‌‌‌اید و این مخارجى که ما می‌‌کنیم که در حدود 22 میلیارد ریال روى تریبون مجلس شوراى

+++

 ملى گذاشته شده است این بودجه متناسب با این مردم و این استعداد و این موفعیت جغرافیایی و این آرزو و آمال مردم هست یا نه؟ اگر این دو طرف معادله با هم خواندند من هم با آن موافقت خواهم کرد و بودجه را می‌گذارم روى سرم بودجه اضافه و کم به شما جواب داد باید برید دنبال اصلاحش باید از این انتقادات نتیجه بگیرید وقت را نگذرانید چون پشت این تریبون گفتم بزرگترین خطر ما این است که از زبه آن ملت با نزاکت مآبى صحبت کنیم شاید یک عده‌اى این فکر را بکنند که یک دو روزى هم روی بودجه بحث می‌شود صحبت می‌شود و رأی می‌دهند و تصویب می‌شود بعد هم اکثریت است این مطالب روى هوس است ولى آقایان این حرف‌ها روى هوا نیست آنها مطالبى است که باید در اطرافش فکر کنیم باید قدمى بردارید برگردیم به آن لغتى که عرض کردم طبیعت و دنیا با خلاء سازگار نیست خلاءهایى داریم که باید پر کنیم وگرنه مطمئن باشید که پرخواهد شد این ناموس طبیعى است سه هزار سال تاریخ است دنیا مدرسه‌اى است مجانى کتابى دارد که باید بخوانید و دقت کنید از نظر جغرافیایى یک میلیون و 650 هزار کیلومتر وسعت مملکت ما است یعنى 53 برابر بلژیک سه برابر فرانسه 7 برابر انگلستان 2 برابر ترکیه و چند برابرعراق وقتى که شما یک میلیون 650 هزار کیلو گرم را با 19 میلیون جمعیت ایران بسنجید یعنی تحقیقاً مطابق آماری که از سرشماری دادن جمعیت ایران 18 میلیون و هشتصد و خرده‌اى هزار نفر است (کیکاوسى- آمارش غلط بوده است) تیمسار می‌فرمایند که آمارش غلط بوده است به هر حال وقتى که بسنجید با همدیگر در هر کیلومتر مربع مملکت ما یازده نفر و خرده‌اى جمعیت می‌توانند زندگى کنند و ما خوش‌بین می‌شویم می‌گوییم در هر کیلومتر مربع 12 نفر زندگى می‌کنند من از براى جلب توجه آقایان به سه مملکت اروپایى و سه مملکت آسیایى اشاره می‌کنم و رد می‌شوم وسعت خاک بلژیک که 30443 کیلومتر مربع است یعنى یک پنجاه و سوم خاک ایرانست و 8 ‌میلیون جمعیت دارد هر کیلومتر مربع 261 نفر زندگى می‌کنند در انگلیس که یک هفتم ایرانست و چهل میلیون جمعیت دارد 120 نفر در یک کیلو متر مربع زندگى می‌کنند در فرانسه که ثلث ایران است و چهل میلیون جمعیت دارد 80 نفر در هر کیلومتر زندگى می‌کنند در ترکیه که نصف ایرانست و 22 میلیون جمعیت دارد 28 نفر زندگى می‌کنند در عراق که یک ششم ایران است و پنچ میلیون و نیم جمعیت دارد در هر کیلومتر مربعش 17 نفر زندگى می‌کنند در مصر نصف ایرانست 21 نفر و در ایران در هر کیلومتر مربع 12 نفر ملاحظه بفرمایید یعنى فضایى را که در روى آن فضا 21 نفر بلژیکى زندگى می‌کنند یک نفر ایرانى است بنابراین ما از حیث فضاى زیست در زحمت نیستیم مملکتى داریم که همان طورى که آقایان ملاحظه می‌فرمایند یک میلیون 650 هزار کیلومتر وسعتش است اما در همین مملکت اگر از حیث وسعت مملکت چند برابر کشور‌هاى دیگر هستیم از حیث فرآورده‌ها و محصول و امکانات مردم ببینیم در چه وضعیتى هستیم که در بلژیک 8 میلیون جمعیتى که وسعت خاکش یک پنجاه و سوم ایران است 450 هزار تن شکر محصول می‌دهد ایران با این عظمت و با آن مساحت 60 هزار تن بیشتر محصول شکر نمی‌دهد و حال آنکه در ایران هم محصول شکر نیشکر و هم چغندر هر دو امکان‌پذیر است همین محصول 60 هزار تن است آقاى وزیر دارایی می‌فرمایند 80 هزار تن فورى تسلیم می‌شوم 80 هزار تن را مقایسه می‌کنم با بلژیک که سعت خاکش یک پنجاه و سوم ایران است و 450 هزار تن محصول شکر دارد مقایسه می‌کنم با فرانسه که ثلث ایران است (به این عدد توجه بفرمایید) یک میلیون و 350 هزار تن مقایسه می‌کنم با ترکیه نصف مملکت ما محصول شکر آن 150 هزار تن البته این محصول را من مثال زدم به دلیل اینکه سالى 20 میلیون دلار پول این مملکت می‌رود بیرون براى خرید قند و شکر و از چیز‌هایى است که جزو ضروریات زندگى است به دلیل ‌اینکه اگر فرانسوى می‌تواند خودش را با شراب گرم کند اگر آلمانى می‌تواند خودش را با آبجو گرم کنداگر آمریکایی می‌تواند خودش را با ویسکی گرم کند و اگر آرژانتین سید می‌خورد، وسیله گرم کردن و مشروب مشروع همگانى مردم ایران چایى است قند و چایى است آن وقت ملاحظه بفرمایید در استرالیا براى هر نفر 65 کیلوگرم شکر در سال منظور شده است در آرژانتین 45 کیلو کرم آقایان در تونس و الجزیره 16 کیلوگرم براى ایرانى 10 کیلوگرم فقط براى تمام مردم آن هم به نسبتى که آقایان می‌دانید نیست شما می‌فرمایید که خاک ما بد است این‌طور نیست شما می‌فرمایید که طبیعت ما قهار است ببینید وقت به من اجازه نمی‌دهد که شرایط جوى سایر ممالک را براى شما عرض کنم که چه‌جور است جناب آقاى وزیر دارایی عوض 60 هزار تن من یا 80 هزار تن شما ما احتیاج داریم و امکان داریم که پانصد هزار تن محصول شکر داشته باشیم (مهندس اردبیلى- بلکه بیشتر) همنی قدر کافى است (خنده نمایندگان) اگر پانصد هزار تن محصول داشته باشید شما یک 20 میلیون دلار به خارج نمی‌دهید یک سى میلیون دلار هم وارد مملکت می‌کنید این هم شیفرى نیست که در اطرافش بشود حرف زد بعد هم نمی‌گویى که قیمت شکر پارسال سیف خرمشهر 107 دلار بود حالا شده است 174 دلار و به این ترتیب نمی‌دانم جواب وزیر دارایی سد میلیون تومان اضافه وصول قند و شکر را در آینده چطور می‌خواهند بدهند خدا می‌داند من به هیچ وجه این مطلب را نمی‌توانم بفهمم منتظر توضیحات ایشان هستم و مطالب مربوط به این را در موقع خودش عرض می‌کنم. طرز محصول را در موقع خودش عرض می‌کنم طرز محصول را در بلژیک عرض کردم و جناب وزیر دارایی می‌دانید چرا بلژیک را مثال می‌زنم و چرا فرانسه را مثال نمی‌زنم؟ به علت ‌اینکه بلژیک حد متوسط آبى که دارد بیش از مال ما نیست فرانسه‏ را مثال نزدم که بگویید فرانسه یک مملکتى است که شرایط طبیعى آنها بهتر از ما است به 9 قسمت تقسیم شده است هر قسمت از حیث طبیعى به جاى خودش است و ما وقتى این مملکت را نگاه می‌کنیم می‌بینیم اگر آنجا‌ها 45 تن به دست می‌‌آید ما بهترین سال محصول‌مان 10 تن است پس عیب‌مان از خاک نیست عیب‌مان از کجا است؟ از این است که عرض کردم چرا بودجه ما متعادل نیست صحیح نیست یعنى بودجه امروز نیست وقتى شما دقت فرمودید به شرایط جغرافیایى و امکانات کشاورزى و نفوسى مملکت و مخصوصاً ضرورت کمک به این مردم از براى ‌اینکه تغذیه‌شان کامل شود وقتى یک ملتى تغذیه کامل نداشته باشد از این ملت نمی‌توان کار خواست جناب آقاى وزیر دارایی شما وقتى در یک کارگرمان می‌بینید که درست کار نمی‌کند براى این است که تغذیه‌اش خوب نیست یک کارگر اروپایى این مقدار کالرى در روز باید به او داده شود ولى این حرف‌ها در مملکت ما اصلاً معناى خارجى ندارد. وزیر بهدارى باید زحمت بکشد که مردم تریاک نکشند خیلى هم ممنون هستیم اما غذا هم ندارند بخورند شما وقتى فکر می‌کنید مطالبى که آمارى که دنیا داده است که باید 125 گرم گوشت هر فرد زنده‌اى بخورد به خداى متعال 125 گرم گوشت خوراک یک هفته یک خانواده است اغلب خانواده‌‌هاى ایران آن‌وقت از شکر و قند نمی‌توانند صرف‌نظر کنند این ایرادى است که عرض کردم و به ایشان هم مربوط نیست عرض کردم که من با شخص طرف نیستم و ایشان هم مقصر نیستند در اینجا یک مطلبى هست که من نمی‌دانم رفقاى مجلسى من با من موافق هستند یا نه ولى با هم باید بحث کنیم و دولت گوش بدهد و روى این قضیه فکر یا مرا قانع بکند یا خودش را یک دلیل دیگر هم دارم که این‌طور هستم صرف نظر از آن دلایل که عرض کردم به دلیل ‌اینکه گفتیم که امنیت وسیله کار است یک وسیله دیگر هم ما لازم داریم و آن پول رایج در دست مردم است این جا آقایان ناظرین بانک ملى هستند شما آقاى مهندس فروهر ناظر بانک ملى هستید (مهندس فروهر- بنده نیستم) (وزیر دارایی- آقاى عرب شیبه آنى هستند) 12 میلیارد هشت صد میلیون پول رایج اسکناس چاپ شده بانک ملى است اگر این شیفر را بگیرید 13 میلیارد یک میلیارد و هفتصد میلیون در بانک ملى همیشه هست 700 میلیون ریال هم در بانک‌هاى دیگر خودمان داریم وقتى این دو شیفر را جمع کنیم می‌رسیم به یک شیفر هزار میلیون تومانى همین هزار میلیون تومان طبق صورتى که آقایان می‌دانند و خود بانک‌ها هم می‌دانند آقاى وزیر دارایی ما در حدود 200 میلیون تومان در بیرون داریم در کویت هست در عراق و در مصر و در سوریه هست پولى که در دسترس مردم است پولى که در دسترس 20 میلیون جمعیت ایران است عبارت است از هشتصد میلیون تومان. شما وقتى تقسیم کنید هشتصد میلیون را به 20 میلیون جمعیت ایران می‌بینید به هر نفرى 40 تومان می‌رسد یعنى پولى که در گردش و در دست مردم است براى هر نفر مبلغ چهار صد ریال است یعنى مردم ایران مردمان 40 تومانی هستند این مطالب را عرض کردم چون بعدش بنده خیال دارم با کمک و موافقت آقایان یک طرح به مجلس بدهم این مطلب را عرض می‌کنم با چهل تومانى که در دسترس مردم است ما انتظار داریم که اینها بروند دنبال کار تولید و تهیه چغندر پانصد هزار تن بنده یا بیشتر آقاى مهندس اردبیلى را تهیه کنند؟ براى این کار باز می‌آییم روى شیفر باز من سه مملکت اروپایی را در نظر گرفته‌ام و سه تا مملکت آسیایى را ببینیم پولى که در دسترس هر یک نفر در آنجا هست چقدر است؟ یک نفر ایرانى را عرض کردم چهل تومان یک نفر سویسى البته تبدیلش می‌کنم به پول ایران 40 تومان اسکناس در دستش است که در گردش است یک نفر بلژیکى 737 تومان یک فرانسوى 305 تومان یک نفر انگلیسى 298 تومان در این طرف یک نفر مصرى صد تومان یک نفر ترک 91 تومان عراقى 73 تومان ایرانى 40 تومان من دیدم آقاى وزیر دارایی در دویست میلیون تومان یک خرده تردید کردند این دویست میلیون تومان را اگر اصلاح بفرمایید به هر نفر ایرانى می‌رسد 42 تومان در آنکه فرمایشى ندارید این مطلب که باز جلب توجه آقایان را می‌کنم که چهل تومان اسکناس در دست مردم است یک بدبختى دیگر هم ما داریم در این ممالکى که من مثال زدم مثل سوییس من متعمداً امریکا را مثل نزدم‏ که بگویید آقا وضعیت اقتصادى ما را با آنجا قیاس نکنید. ترکیه و مصر و عراق و اینها را مثال زدم یک مطلبى دیگر باید اضافه شود در این ممالکى که عرض کردم در سوییس، فرانسه، انگلستان و حتى ترکیه بانک‌هاى بسیار متعددى دارند

+++

 که حتى در د‌هات و قصبات‌شان بانک دارند و بنابراین اغلب کار‌های‌شان با چک و ارواق بهادار می‌گذرد و ما باید اسکناس خرج کنیم به دلیل ‌اینکه بانک ناشرمان و بانک غیر ناشرمان یکى است و خوشبختانه چند تا بانک دیگر هم دایر شده است ولیکن هنوز اصول بانکدارى و چک در مملکت ما رواج پیدا نکرده بنابراین در یک همچو کشورى احتیاج به پول داریم که پول در دسترس‌مان باشد (دکتر راجى- در اینجا چک بى محل می‌کشند) با این وضعیت دولت فکر این را کرده که این مقدار پول هم از دست بیرون می‌رود این اسکناس‌ها را تبدیل کرد به اسکناس‌هاى 20 تومانى و حال آنکه آقایان می‌دانند در سوئیس اسکناس هزار فرانکى در جریانست در فرانسه 10 هزار فرانکى در آلمان هزار مارکى در سایر ممالک همینطور از دویست تومان تا دو هزار تومان و من اسکناس هزار دلارى و 10 هزار دلارى امریکا را مثال می‌زنم (وزیر دادگسترى نیست) دست من و شما نیست همین جا یک مطلب را به آقایان عرض کنم که اگر این آقاى وزیر دارایی یا آقاى مدیر کل بانک ملى هر کسى برنامه اقتصادى مملکت را می‌نویسد همین کارى را بکند که ابتکارى نیست می‌دانید چرا سوئیس می‌تواند اسکناس بزرگ هزار فرانکى داشته باشد و نمى‌ترسد از ‌اینکه اسکناس‌هاى بزرگ برود توى جوراب پشمى به دلیل ‌اینکه در حساب جاریش یک تا یک ونیم در صد تا 3 در صد به مردم نفع می‌دهد شما این امتحان را با صندوق ذخیره کردید با صندق ذخیره پس‌انداز کردید و بسیار کار خوبى کردید می‌دانید چرا 450 میلیون تومان شما در صندوق پس‌انداز دارید شما آقاى وزیر دارایی حتماً می‌دانید به دلیل ‌اینکه یک بهره کوچولو می‌دهد یکى هم قرعه کشى است چهار صد میلیون تومان الان پول شما رفته آنجا و بسیار کار خوبى است اگر این کار را در حساب جارى هم می‌کردید پول ما از این مملکت بیرون نمی‌رفت بعد هم آقاى قبادیان حجم پول ما مطمئناً نسبت به مقدار فعالیت و کار ما کم است (صحیح است) حتماً باید مقدار اسکناسى که در جریان است زیاد بشود و از این هو و جنجالى که متکى و مستند به عدم اطلاع از امور اقتصادى است نباید ترسید به دلایلى که الان عرض می‌کنم شما آقایان وضعیت آلمان را در 1946 در نظر بگیرید (یک نفر از نمایندگان- وضعیت آلمان با ما قابل مقایسه نیست) چرا با ما قابل مقایسه هست وضعیت آلمان رادر 1956 هم در نظر بگیرید 15 میلیارد مارک طلا رزرو بانک ملى آلمان است 15 میلیارد مارک طلا 1946 که این ملت شروع کرد به کار کردن آیا در مقابل آن مارک‌هایى که در دنیا داشت یک پشتوانه طلا گذاشت پشتوانه پول آلمان چه بود؟ کار و فعالیت نیروى بازوى ملت آلمان، الان اگر انفلاسیونی در آلمان هست انفلاسیون کارگری است مستخدم ندارند کارگر دنبال آنست امروز آقایان می‌دانند که مارک آلمان جزو پول‌هاى زنده دنیا است در مقابل دلار امریکا و در مقابل فرانک سوئیس کار می‌کند این مملکتى که ده سال پیش مارکش پشیزى ارزش نداشت و بخاک تباه نشسته بود الان این مملکت فولکس واگنش را به امریکا صادر می‌کند پشتوانه پول این ملت آلمان بود (صحیح است) در 1932 من و جناب آقاى دکتر حسین نصر که در اروپا هى جزوه می‌خواندیم و خط می‌کشیدیم و این جناب آقاى بیات ماکو هم درسش را می‌خواند و هم از ما سرپرستى می‌کرد و حالا هم همنی طور است و حالا هم به دیده احترام به ایشان نگاه می‌کنیم در 1932 آقاى دکتر نصر یادتان هست انگلستان یک تصمیم عجیبى گرفت و آن این بود که یک هو صد در صد پشتوانه طلا را از پشت لیره برداشت پل رینو معلم اقتصاد ما بود همین آدمى که بعد‌ها وزیر دارایی و رئیس دولت شد گفت ست ان سوئیسید انگلستان را با این کار انتحار کرد آن وقت‌ها که ما درس می‌خواندیم مثل امروز فضولباشى بودیم آمار را نگاه می‌کردیم یک درصد یا دو در صد قیمت‌ها در انگلستان رفت بالا که بعد هم جبرانش کرد یک مملکتى که پشتوانه هم ندارد یک مملکتى که غیر از ذغال و بازوى تواناى مردمش هیچ چیز ندارد ولى اگر الطاف طبیعى و عنایت خدا را نسبت به مملکت‏خودمان نگاه کنیم مى‌بینیم بسیار از حیث طبیعى رجحان داریم وفاوریزه شده‌ایم آنها این کار را کردند و و هیچ طورى هم نشد و همین معامله را با سایر ممالک کردند که نمی‌خواهم چند تا مثال بزنم بنابراین آقایان اگر به این مطالب معتقدین دیگربا عدد نمی‌شود شوخى کرد وقتى ملت ایران از نظر پول بیش از 40 تومان هر نفرى دردستش نیست اگر معتقدین بر ‌اینکه پشتوانه پول یک مملکتى باید کار و فعالیت باشد و اگر معتقدید که در این مملکت راه تجارت فلاح در این است که مردم را به کار واداریم با این بی‌کاره‌هایی که هر روز وبال گردن دیگران می‌شوند و باید هم بشوند چون براى قوت لایموت خودشان دست و پا می‌کنند و اگر معتقدید که در بین ممالک دیگر باید سر بلند کنیم باید پول را در گردش براى کار و فعالیت و تولید و تکثیر ده برابر کرد نه براى پرداخت هزینه (عمیدى نورى- ولى می‌رود براى انفلاسیون و براى اضافه خرج) آقاى عمیدی نوری شما مرد مطلعى هستید بلغاتى که من استعمال می‌کنم توجه بفرمایید قیچى براى بریدن پارچه است چنگال براى خوردن میوه است اما اگر من با قیچى بزنم چشم آقاى دکتر را در بیاورم یا با چنگال بزنم شکم شما را پاره ‌بکنم این تقصیر از قیچى وچنگال است؟ من مطالب را عرض می‌کنم گاهى از اوقات یک مطلالبى را ما از اصولش منحرف می‌شویم از قرآن مجید کتاب و قانونى محکم‌تر و متقن‌تر می‌شود؟ این را على ابن ابیطالب اجرا کرد و معاویه ابن ابى سفیان هم اجرا کرد این درست اجرا کرد اما او هم طورى اجرا کرد که پسرش نوه پیغمبر را کشت بنابراین من اصل را می‌گویم اگر پول می‌دهیم به دست سازمان برنامه براى عمران و آبادى مملکت و بهش می‌گوییم که برو به مردم بده و براى مردم کار بکن اگر خداى نکرده این پول را داد به دست دیگرى شما می‌گویید ما سازمان برنامه نمی‌خواهیم ما از عمران و آبادى که نمی‌گذریم اگر من عرض می‌کنم که آقاى وزیر دارایی و هیئت محترم دولت در نامه اقتصادى و مالى شما باید این باشد تکثیر تولید و عمران مملکت و براى این امر پول را در گردش بگذارید به طورى که پشتوانه آن بازوى مردم و کار باشد اگر این پول را صرف بکند که نماینده بفرستد به آفریقاى شمالى که بنده نمی‌دانم براى چه و اگر خرج سفره بکند و به این و آن بدهد این تقصیر من نیست (صحیح است) من می‌گویم پول را به این مصرف برسانید بنابراین بعد از آن مقدارى که عرض کردم این مطلب را هم عرض می‌کنم که شما 20 میلیارد بودجه آوردید نسبت به بیست میلیون جمعیت ایران براى هر یک نفر می‌شود صد تومان در سال اگر به اقساط چهارگانه بپردازید می‌شود چهار تا 25 تومان شما که آن جا نشسته‌اید و من که 200 تومان توى جیبم هست می‌گویم که چطور می‌شود یک نفر در سال صد تومان پول مالیات می‌دهد براى ‌اینکه موجودیت و استقلال مملکت سر پاى خودش باشد اما وقتى اعداد را می‌گذارم جلو می‌بینم که به حد متوسط یک آدم 42 تومان پول دارم چطور می‌شود که صد تومان از این آدم 42 تومانى گرفت این است که من متأسفانه از یک طرف فکر می‌کنم که این بودجه بیست میلیاردى براى ما کم است و امیدوارم که من زنده باشم و شما هم موفق باشید که در آتیه نزدیکى این بودجه شما بشود دویست میلیارد اما وقتى می‌بینم که همین بیست میلیارد را باید نفرى صد تومان بدهند کى صد تومان بدهد؟ آن آدمى که به چرا می‌رود براى تغذیه خودش آن آدمى که نمی‌داند کالرى چیست بعد آقاى وزیر دارایی به من ایراد می‌گیرند که چطور تو می‌گوییبیست میلیارد ریال زیاد است تو با همه این ادعاهایی که می‌گویی مملکت این طور بشود این طور بشود من می‌گویم که بسنجید با قدرت این مردم من نمی‌دانم شصت کیلوگرم بار کم است یا زیاد است اگر من بخواهم بردارم زیاد است به رحیم دادگر بدهید فورى می‌برد روى دست و بالا می‌برد نامجو از او هم بهتر است خوب امور نسبى است این کمى پول که عرض کردم در برنامه اقتصادى دولت نیست و این بودجه این طور است یک عیب دیگرى هم دارد عیب دیگرش این است که آقایان وزرا آقاى وزیر بازرگانى آقاى وزیر صنایع و معادن که معاون‌شان تشریف دارند آقاى وزیر دارایی جناب آقاى وزیر دادگسترى عزیز آقاى دکتر مقبل که امیدم خیلى به شما بود و حالا هم ادامه دارد آقایان وزرا این کمى پول موجب شده است که باکمال خجلت و تأسف تنها مملکتى که ربح پول صدى بیست و چهار است فقط ایران است (صحیح است) این کمر شکن است شرم آور است خجلت آور است (صحیح است) (بور بور- مالیات هم نمی‌دهند) پارسال در موقعى که دوره 18 بود در بانک تعاونى بانک رهنى و کارگشایی من از مقام محترم ریاست معذرت می‌خواهم که این را عرض می‌کنم به اتفاق خود ما سعى فرمودید یک عده زیادى سعى کردند ولى خاطرتان هست وقتى گفتیم اصلاً بانک رهنى و کارگشایی را نگذارید صدى 3 یا 4 بشود می‌دانید چه شد؟ گفتند در مجلس مسلمان ایرانى اسم بهره و ربا نباید بیاید با وجود این عده زیادى و از جمله رئیس محترم مجلس سعى می‌کردیم این قضیه را درست کنیم امسال باز هم این مطلبى است که در رأس کار‌هایتان باید باشد به شرافتتان قسم شما اگر نرخ بهره را پایین نیاورید نه تنها به این مملکت خدمتى نکرده‌اید بلکه به این مملکت بد کرده‌اید و من نمی‌خواهم آن لغت کثیف را استعمال کنم می‌دانید آقایان صدى بیست و چهار ربح یعنى چه؟ می‌دانید چرا مردم گران جنس می‌خرند؟ امور نسبى است من قبول دارم که نرخ اتوبوس و نرخ تاکسى و قیمت گوشت در ایران کمتر از فرانسه است این را قبول دارم اما مقایسه نکنید ببینید یک پاسبه آن فرانسوى چقدر حقوق می‌گیرد بعد ببینید که او می‌تواند کیلویی 21 تومان گوشت بخرد و پاسبه آن ما نمی‌تواند کیلویی شش تومان گوشت را بخرد. آن چهل و پنج هزار فرانکى که او می‌گیرد تمام رفت و آمدش و زندگیش و مریضخانه‌اش مجانى است و از صندوق تعاون اجتماعى است زنش بز‌اید مجانى است اما این آقا اگر برود زیر اتومبیل بمیرد پریروز در مجلس برایش یک فکرى شد چرا این جورى اعداد را با هم نمی‌سنجید نیایید بگویید این قدر که می‌گویید زندگى گران است گران است گوشت در ایران کیلویی شش تومان است در فرانسه 21 تومان می‌گویم آقا مصرف کننده کیست قدرت خرید چقدر است شما به من بگویید که تخم مرغ دانه‌اى 2 تومان و ماهى بیست و پنج هزار تومان بدهید هیچ مانعى نیست که تخم مرغ 2 تومان باشد به من تخم مرغ دانه‌اى 2 ریال

+++

 و به من ششصد تومان حقوق بدهید این براى من گران است این است که باید گفت پارچه و سایر کالاها امروز در بازار به وعده چهار ماهه فروخته می‌شود از این عبارت کوچک رد نشویم و عده چهار ماهه یعنى چه یعنى دست اول قرض کرده یک ربح صدى 18 داده بعد فاکتورش را داده است به دست دوم آن هم گرو گذاشته و بعد آن را فروخته با وعده چهار ماهه صدى بیست و چهار آنهایی که در ریاضیات قوى هستند فورى حساب می‌کنند که صدى بیست و چهار و با وعده چهار ماهه صدى شش می‌شود و با نفع مشروعى که من برایش قبول دارم که از صدى ده و پانزده تجاوز نکرده عوض ‌اینکه به دست من برسد سى تومان به دست من می‌رسد چهل و شش تومان 50 تومان مادر این تنگنا هستیم نه قدرت کار داریم به علت نداشتن پول و نه قدرت خرید داریم و نه قدرت تکثیر تولید من عرض کردم که عوض هشتاد هزار تن شکر را بکنید 500 هزار تن اما پول هم می‌خواهد براى پول‌تان هم هیچ خطرى ندارد آن لغتى که استعمال کردم و گفتم کهنه پرستى نکنید براى این است که این کار را و این تجربه را ممالک دیگر کردند شما هم خوب آقاى غلامحسین فروهر این کار را بکنید یا بالاى دارت مى‌کنند و یا به این مملکت خدمت خواهى کرد من حرفم در این است که اگر پول مملکت ده برابر شود و مراقبت بشود زیرش را شصت دفعه خط می‌کشم که براى پرداخت هزینه‌ها و پاداش‌ها و غیره به کار نرود و برود براى تکثیر تولید و به کار‌انداختن مردم 99 در صد از معایب اجتماعى ما مرتفع خواهد شد و این کاری است که باید بکنید و بعدش هم نرخ پول را از پنج در صد و شش در صد محض رضاى خدا بالا نبرید جناب وزیر دارایی برای ما شرم آور است که نرخ قانونى و محکمه‌اى پول صدى 12 باشد وقتى که نرخ قانونى (یک نفر از نمایندگان- صدى پانزده) نخیر همان صدی دوازده است من اگر یک خرده زیاد بگویم فورا جلویم را می‌گیرند ما هر وقت می‌نشینیم دور همدیگر حرف‌های‌مان را می‌زنیم مشاوره‌های‌مان را می‌کنیم مباحثات‌مان را می‌کنیم بعد می‌رویم خانه استراحت می‌کنیم البته آقاى مهندس هدایت من می‌دانم آقاى‏ فروهر در این نگاهى به من می‌کند می‌گوید آقاى شاهکار این حرف‌ها را می‌دانم و البته می‌داند و البته یک چیزی را من می‌دانم و شما نمی‌دانید یعنى نمی‌خواهید بدانید و آن این است که من نمی‌دانم چه لغتى استعمال کنم قوی‌تر از باید و آن این است که باید این کار‌ها را بکنید من از پشت این تریبون با آگاهى که به مطلب دارم می‌گویم من به شما اعلام خطر می‌کنم که اگر حالا اوضاع اقتصادى مردم را درست نکنید مجبورید که در شرایط بدترى درست کنید امروز تمام امکانات در اختیارتان هست محض خاطر خدا محض خاطر خودتآنکه ایرانى شریف هستید محض خاطر مردم بروید دنبال این کار‌ها الان خواهیم رسید که آقا اینها را نیندازید دور نیندازید گردن معاون نیندازید گردن یک مدیر کل آقا شما یک وزیر دارایی سازمان هستید و ما یک وزیر دارایی برنامه‌ای می‌خواهیم و از وجود شما و از وجود دولت مطالبى به غیر از عوض کردن مستخدمین دولت می‌خواهیم ما از وزیر فرهنگ بخواهیم از وزیر اقتصاد اقتصاد می‌خواهیم از آن آقا عدالت می‌خواهیم از ‌اینکه وقت شما صرف شود که فلان مأمور بفرستید بندر عباس و به شما و فشار هم از خارج می‌آورند و کارى هم انجام نمی‌گیرد این درست نیست از این‌ها رد نشوید اگر مملکت زنده‌اى مثل مملکت آلمآنکه با کمال تأسلف نمی‌دانم از کى شنیدم یکى از آقایان گفت که ما غیر از آلمان هستیم (عمیدى نورى- بنده عرض کردم و درست هم عرض کردم) در شرایط فعلى راست می‌گویید آقاى عمیدی نوری ولى نگذارید که ما کومپلکس انفریوریته داشته باشیم به دلیل اینکه من مطمئنم که مغز منظم شما مثل مغز منظم یک آلمانى کار می‌کند گیرم که هر حرفى می‌زنى گوش نمی‌دهند من هیچ یک از آقایانى را که این جور فکر می‌کنند برتر از خودم نمی‌دانم حرف من را گوش نمی‌دهند راز و نیاز دارم آلودگى دارم گرفتارى دارم راست نمی‌گویم حرفم را گوش نمی‌دهند ولى اگر همه‌مان دست‌مان را به هم بدهیم من وقتى به آقاى وزیر دارایی می‌گویم که چرا این کار‌ها را نمی‌کنید به من جواب می‌دهد که چشم آقاى دکتر این دستور را هم که دادى اجرا می‌کنم اگر ما خودمان را اصلاح کردیم به همه جا خواهیم رسید کى گفته که ملت آلمان فهمش بیشتر از ماست ولى کى می‌گوید که ملت آلمان جلوتر از ما نیست؟ شا خیال می‌کنید این ایرادات شما و اشکالات شما معضلاتى است که حل نمی‌شود به قول انگلیس‌ها همین لیتل تینگز همین اشکالات کوچولو کوچولو است همین را که شما درست کنید درست می‌شود به خداى متعال همین آقاى وزیر دارایی همین آقایان وزرا اگر تشریف ببرند هیئت دولت و بگویند این پسره هم راست می‌گوید و بنشینیم براى این کار‌ها برنامه بنویسیم شما تاج افتخار نه به معناى این تاج‌هاى ظاهرى این را از این ملت خواهید گرفت که یک قدم برداشته‌اید من می‌دانم که علم بلند می‌شود می‌رود کرمان و از آن جا می‌رود دنبال کار‌هاى دیگر ولى بروید دنبال کارى که این مملکت را تکان بدهد این مطالبى که عرض کردم و مطالبى که شما بهتر از ما می‌دانید اینها راهى است که باید رفت والا با این شرایط طبیعى و امکانات موجودى که برایمان هست باز گندم از کانادا وارد کنیم باز پارچه از ژاپن بیاوریم باز شکر از کوبا بخریم باز پرتقال از فلسطین بیاوریم و دشت مازندران و دشت‌هاى ما همین طور بمانند و هر روز مجبور بشویم ببینیم که آیا نرخ سیف شکر در خرمشهر صدى هفت بالا رفت یا پایین رفت و ببینیم که آیا فلسطین براى ما می‌تواند جاى مرکبات مازندران ما را بگیرد چرا آقاى ارسلان خلعتبرى در این شرایط خوب ما باید مجبور باشیم از براى اینکه مرکبات از فلسطین وارد کنیم آقایان نمایندگان خوزستان، خوزستان شما چه عیب و نقصى دارد که ما مجبور می‌شویم گندم از کانادا وارد کنیم و شکر خودمان را از کوبا تأمین کنیم و چطور باید روغن از امریکا بیاوریم من صحبت از تراکتور و ماشین‌هاى سنگین نمی‌کنم و در شرایط فعلى و لازم هم نمی‌دانم اما تمام شرایط در ما هست الحمدالله وزیر اقتصاد داریم مدیر کل داریم دبیر کل داریم همه آقایان تحصیل کرده هستند اما خوب بروید دنبال این مطلب و مملکت را از این فقر نجات بدهید مردم بیکارند بیکارى خطرناکست انتحار می‌کنند همین طورى که دیدید منحرف می‌شود که به خداى متعال اگر شرایط زندگى او را درست نکنید شلاق و زنجیر فایده نخواهد کرد (صحیح است) یا بر شما سوار می‌شود یا به دوش‏ شما سوار می‌شود و شما زیر بار می‌خوابید بعد این درد‌ها را که بگذارید روى هم سبب می‌شود که تهمت و افترا و ناسزا به جان هم افتادن و خط نشان کشیدن باشد چرا؟ به علت ‌اینکه اگر بروند دنبال کار به این حرف‌ها نمی‌رسیم کار و کار و تولید و تکثیر تولید براى مردم از ضروریات اجتماعی این مملکت است(صحیح است) در این هیچگونه تردیدى نیست شما آقاى وزیر دارایی حدود صدو چهل هزار کارمند دارید (وزیر دارایی- صدو شصت هزار) البته من کادر ژاندارمرى و قشون را به حساب نگرفتم شیفرى زیر چشم من است و متأسفانه وزارت دارایی داده صدو چهل هزار نفر است من از این 140 هزار نفر پا را جلوتر نمی‌گذارم به طور قطع شرافتنمندانه می‌توان گفت صدى پنجاه اینها زیادی‌اند و در تنگدستى و بدبختى اینها را نگه داشته‌اید یعنى از نیروى فعاله و خلاقه آنها استفاده نمی‌کنیم و در یک جا‌هایی آنها را هم گذاشته‌ایم که وجودشان سبب می‌شود که اکثر باعث می‌شود کار پیشرفت نکند و براى قوت لایموت آنها هم باید فکرى کرد از همین جهت است که خود من یکى از آن اشخاص هستم که طرفدار و علاقه‌مند به زیاد کردن حقوق کارمندان دولت هستم این دو تا با هم متناقض نیست می‌گویم وقتى به او کار نمی‌دهد وقتى ارشادش نمی‌کند وقتى وسیله کار ندارد وقتى مجبور است به ضرورت حیوان بودنش زندگى کند حیوان به معناى زنده وقتى این طور است تقلا می‌کند دست و پا می‌کند وقتى دست و پا بکند مجبورید این قدرت‌تان را این 140 هزار یا به قول آقا 180 هزار نفر تقصیرى که نکرده‌اند اینها کرو کورو کچل و وامانده و بیچاره که نیستند اینها قدرت مملکتند اینها ثروت مملکتند اگر این آقایان را بگذارید و وسیله به اینها بدهید که بروند دنبال کار‌هاى مولد ثروت عوض ‌اینکه دلار از مملکت بیرون برود توى این مملکت خواهیم آورد و این هم به شما اعتنا نمی‌کنند و براى شما هم شب نامه و براى من هم فحش‌نامه نمی‌فرستند چرا؟ براى ‌اینکه کار دارد و دنبال کار و فعالیت خودش می‌رود متأسفانه خسرو هدایت نیست این آقاى دکتر محسن نصر اینجا است او می‌داند من تمام فعالیت خودم را به کار بردم که برادرم را از سازمان برنامه بیاوریم بیرون و دو هزار و پانصد تومان هم حقوق می‌گرفت چرا؟ براى ‌اینکه بیاید بیرون و سرباز نشود امروز هم نه بنده و نه آقایانى که می‌توانند کار کنند به هیچ قسمتى حاضر نیستند که بروند در دستگاه دولت کار کنند این آقاى مهندس جفرودى کجاست؟ بگویید آقا تو با ماهى ده هزار تومان حاضرى بروى مستخدم دولت بشوى می‌رود کار می‌کند فعالیت می‌کند خودش ارباب خودش است و یک طبقه‌اى است که مولد است یعنى جاده براى مملکت می‌سازد همین طور کشاورزان همین طور سایرین بگیرم آقاى مهندس جفرودى بیشتر وسیله در اختیارش هست و می‌تواند کار کند دیگر ندارد این دیگر را هم وسیله بدهید اما نه با ربح صدى 12 و صدى 24 نمی‌توانید این کار را بکنید وام طویل المدت در این مملکت معنایی ندارد ولى از ضروریات اولیه زندگى مردم است که بتوانند کار کنند البته همان طورى که عرض کردم ما همه چیز داریم از حیث فصول منظم و استعداد طبیعى استعداد زمان و مکان فقط چیزى که نداریم پول در دسترس مردم نمی‌گذاریم از این جهت است که آن صد تومان زیاد خواهد بود قضیه دیگرى چیزى که سرمایه اولى این مملکت است و به ضرورت از بین می‌رود آن قضیه وقت است وقت چه ثروت عظیمى است چه ثروت عجیبى است وقت و این مایه گرانبها به ضرورت تشکیلات‌مان یا به ضرورت عدم تشکیلات‌مان ارزشى ندارد البته آدمى که کار داشت دنبال بهانه‌جویی نمی‌رود و وقتى دنبال آن نرفت کار می‌کند و ثروت مملکت را زیاد می‌کند مطلب دومى که در قسمت بودجه باید به عرضتان برسانم و خیلى به این مطلب اهمیت می‌دهم و استدعا می‌کنم به آن دقت بفرمایید این است که من با بودجه‌تان مخالفم دلیل اولم را عرض کردم امکانات اقتصادى و جغرافیایی مالى ما را در نظر نگرفتید یعنى بودجه که در برنامه کار و اقتصادى ما باشد این‌وى بى سوار است که براى ما آوده‌اید نه برنامه مملکتى که برنامه‌اش آن چهار اصل بود که گفتم ایراد دوم مطلب یک خرده مهم است و آن این است که بودجه‌ای که براى ما آورده‌اید

+++

بودجه سازمانى است نه بودجه برنامه‌اى ما بودجه برنامه‌اى از شما می‌خواهیم نه بودجه سازمانى من اجازه می‌خواهم در اطراف این مطلب یک قدرى وقت‌تان را بگیرم مخصوصاً جلب توجه همکاران محترم را بکنم به علت ‌اینکه در این بقیه وقتى که براى ما مانده در مجلس اگر دولت انجام نداد ما می‌توانیم بدهیم عرض کردم ما صف متمایز مختلف نیستیم اینجا جاى بحث و مشاوره است اما دولت براى اجراى این کار موظف است بودجه سازمانى در ممالک مترقى دنیا مرده است و وجود خارجى ندارد ما بودجه برنامه‌اى لازم داریم بودجه سازمانى یعنى چه؟ بودجه برنامه‌اى یعنى چه؟ بودجه سازمان شما عبارت از این است که بیایید خرج هر ماه را نگاه کنید و ماه‌هاى دیگر را هم با هم بسنجید و یک شیفر 21 میلیارد یا 22 میلیارد را می‌گذارید جلوی مجلس و عیب در این است که به علت عدم هماهنگى کامل عبارت به نظرم در فارسى صحیح نیست به علت عدم هماهنگى که بین خود رفقا هست هر کدامشان یک بودجه زیادترى می‌آورد می‌گذارند جلوی شما یعنى مثلاً فرض بفرمایید وزراتخانهA چون می‌دانند که وزیر دارایی یک مقدارى از بودجه‌اش را کم می‌کند می‌‌آید می‌گوید دویست میلیون تومان من می‌خواهم ایشان هم یک قدرى پس و پیش می‌کنند و سى چهل میلیون تومان چانه می‌زنند از آن کم می‌کنند و مثلاً 150 یا 160 میلیون تومان در نظر می‌گیرند این آقاى خلعتبرى کجاست به قول ایشان سفره‌اى است و گسترده است و هر کس هم یک مقدارى می‌خواهد بگیرد البته از براى خودش گرفتاری‌هایی دارند و دست و پا می‌کنند وزیر دارایی هم واحد‌ها را روی هم جمع می‌کند و می‌شود 21 میلیارد پول و بعد هم بودجه را می‌آورد به مجلس اما یک مطلبى را نه شما می‌دانید نه ما می‌دانیم و نه ملت ایران می‌داند و آن این است که در مقابل این پولى که خرج می‌کنند در مقابل این هزینه‌اى که می‌پرازند در مقابل این تحمیلى که به مردم می‌کنند در مقابل این هزینه‌اى که می‌پردازند می‌دهند کدام نتیجه عاید می‌شود؟ به کدام هدف رسیده است و چه پیشرفتى کرده است واگر پیشرفتی کرده است و اگر پیشرفتى نکرده‌‌اید و نشده است حذفش کنید در بودجه برنامه‌‌اى خرج براى اجراى یک هدفى می‌شود یک منظورى به شما پول می‌دهند می‌بینند این خرج هست این هدف هست این راه است براى پیمودن این راه و رسیدن به نقطه شما باید این مقدار پول بدهید و حال ‌اینکه در این بودجه‌ای که شما می‌آورید می‌گوید وزارت کشاورزى این قدر وزارت فرهنگ این قدر وزارت راه این قدر جمعش این قدر می‌شود 21 میلیارد بعد این طرف می‌گذارید آن طرف می‌گذارید به مستغلات اضافه می‌کنید از غله و نان جمع می‌کنید به قند شکر می‌افزایید و این شیفر را درست می‌کنید و این چیزى نیست که مردم ایران بخواهند ارزش کار را باید با هزینه‌اى که براى آن می‌کنند بسنجند یا ببینند به دردشان می‌خورد یا نه در بودجه سازمانى سنجش هزینه با ارزش کار را نمی‌توان کرد زیرا بست‌هاى ابداعى عجیب و غریب و ردیف‌هایى عجیب که معین می‌کنند مانع از این است که به دنبال هدفى بروید بلکه مقامات مسئول به جای ‌اینکه بکنه ارزش کار یک واحد پى ببرند و درباره اهمیت آن کار صرف وقت کنند صرف وقت خودشان را دنبال تبدیل و تبدیل رتبه‌ها و بالا بردن مقامات می‌کنند این نتیجه قطعى بودجه سازمانى است و حال ‌اینکه در بودجه برنامه‌اى هدفى در بین است که شما براى آن هدف‌تان می‌بینید این قدر باید خرج کنید هم روشنید هم مؤاخذه می‌توانید بکنید هر در مقابل این مجلس می‌توانید این حرف را بزنید که آقامن می‌خواهم براى بالابردن طرح کشاورزى مطابق این برنامه بودجه وزارت کشاورزى را بکنم ده برابر یعنى فکر کردم براى ‌اینکه سطح کشت پنیه و چغندر پنج برابر بشود و براى ‌اینکه من سمومى براى دفع آفت بگیرم براى ‌اینکه کشاورزى را مکانیزه کنم و براى تهیه کود شیمیایی و غیره و غیره تا در نتیجه آن این مقدار محصول چغندر این قدر برسد و این مقدار پنبه به این مقدار برسد من از شما تقاضا می‌کنم عوض ‌اینکه صد میلیون تومان به وزارت کشاورزى بدهید پانصد میلیون تومان بدهید خوب من می‌نشینم حساب می‌کنم می‌بینم که به عوض ‌اینکه صد میلیون تومان بدهید چهار صد میلیون تومان داده‌اید به مقدارى که عرض کردم محصول چغندر خوب بشود 30 تا 80 تا می‌شود 240 دویست و چهل میلیون تومان آن بر می‌گردد و این مردم هم کار می‌کنند و امکانات‌شان هم بیشتر است من پانصد میلیون تومان پول می‌دهم و یک میلیارد گیرم می‌‌آید. این بودجه را شما تصویب می‌کنید و از دولت تشکر می‌کنید که آقاى من براى رسیدن به این هدف این‏ پول را دارم می‌دهم اما همین وزارت کشاورزى که مثال زدم هیچ منظورى ندارم به سر خودت مثال بود (اشاره به آقاى وزیر کشاورزى) همین بودجه وزارت کشاورزى براى چیست؟ (یک نفر از نمایندگان- براى مواجب است) اگر این بودجه تنها براى مواجب است که بد است این بودجه ایست که خطرناک است ما را خواهد کشت بنابراین این به طور کلى استدعا و تذکر من این است که ببینیم با هم می‌نشینیم صحبت می‌کنیم به دست می‌‌آید با هزینه‌ای که به دست می‌‌آید با هزینه‌ای که به دست آن کار مصرف می‌کند بسنجید ببینید اگر این کار درست است عقلایی است مصرف کنید و اگر عقلایی نیست و صحیح نیست مصرف نکنید آقایان نمایندگان محترم ما در بعضى نقاط سفارتخانه‌هایی داریم که عده اعضاى سفارت بیشتر از عده افراد ما در آن مملکت است (صحیح است) اگر آقاى وزیر دارایی از من صورتش را خواست به ایشان می‌دهم (دکتر عدل- این وظیفه ایشان نیست) بنده به طور مثلاً می‌گویم من جایی را سراغ دارم که یک وزیر مختار داریم سه تا مشاور داریم، سه تا کنسول داریم کنسول محلى داریم، دربه آن داریم شوفر داریم اتومبیل داریم سه تاش تبعه ایران است که یکی‌اش عراقى است چون در ایران بوده فارسى می‌تواند حرف بزند خوب چرا؟ براى ‌اینکه شما بودجه سازمانى به مجلس می‌آورید نمی‌دانم چقدر است من نمی‌دانم که این به چه درد من می‌خورد این مطلب درست در جاى دیگر در بودجه ما برنامه‌اى وزارت فرهنگ می‌‌آید می‌گوید یک شاگرد یک بچه ایرانى یک هم وطنم را از براى ‌اینکه بفرستیم به مدرسه در کلاس مجموعش وقتى حساب می‌کنیم 16 ریال خرجش است صد تاش می‌شود 160 تومان، ده هزار تا می‌شود این قدر این مدرسه را هم می‌خواهیم، کلاس باید باز کنیم، این مقدار هم معلم اضافه باید استخدام کنیم فرهنگ این مملکت را هم این جورى می‌خواهیم ببریم بالا و این مقدار بودجه را هم می‌خواهیم. من می‌گویم با کمال میل براى این کار که می‌خوهید بکنید موافقت با تصویب آن پول می‌کنم براى ‌اینکه هدفى دارید مردم هم وقتى دیدند با کمال میل مالیات را خواهند داد ولى اگر مالیات نمی‌دهند براى این است که ناراحت هستند از براى ‌اینکه خداى نکرده این پول وزارت فرهنگ یک مقداریش صرف این می‌شود که آقاى دکتر شاهکار سفارش کرده به دوست عزیزش آقاى دکتر مهرآنکه فلان سوگلى را براى مطالعات بفرست و هونولولو (احسنت) این کار را نکرده خداى من می‌داند چون بهترین وزارتخانه ما است من مثال زدم عرض کنم حضورتان اولا آقاى دکتر مهران به من خوداهد گفت که آقا ما بودجه این کار را نداریم چون من بودجه‌ام این مقدارى است که صرف این هدف معین است و خواهد گفت براى این کار پول گرفته‌ام از این جهت است که من با آن بند دوم بودجه شما مخالفم و بعد هم خواهد گفت این پولى که من براى پسر محمد على بقال گرفته‌ام که آن بچه برود در مدرسه فیروزکوهى درس بخواند پول او را من چطور می‌توانم به یک نفر سوگلى شما بدهم و به آنجا بفرستم که براى شما کراوات شارمه بیاورد. این عیب شما نیست چون بودجه سازمانى دارید و بودجه برنامه‌اى ندارید که مشخص و معلوم باشد ما هم نمی‌توانیم بسنجیم که در مقابل پولى که می‌دهیم چه استفاده‌ای می‌کنیم از این جهت دچار این مشکلات می‌شویم و هستیم همین طور است وزارت بهدارى همین طور است سایر وزارتخانه‌هاى ما البته باز باید بگویم که این خطرى است هم از براى چگونگى مصرف عو‌اید او هم جلوى فعالیتى را که شما می‌خواهید براى رفاه مردم و پیشرفت حال مردم بکنید بگیرید آقاى وزیر دارایی شرافتمندانه به من جواب بدهید چقدر وقت جناب عالى گرفته می‌شود برا نقل و انتقال و تغییر و تبدیل بست‌هاى پیشکاری‌هاى دارایی حسابدارى وزارتخانه ما ناظر خرج‌ها و غیره؟ رفقای‌تان دوستان‌تان دشمنان‌تان مافو‌ق‌تان مادون‌تان شما را در فشار گذاشته‌اند همین طور است در سایر قسمت الحمدالله در وزارت دادگسترى یک قوانینى هست براى استخدام که یک خرده وقت کمتر گرفته می‌شود اما مع‌ذلک مدام در فشار است با آنکه یک قید است که می‌گوید باید با رضاى خودش باشد یک قید دیگر است که زن داشته باشد یک قید دیگر که محلى نباشد با این وصف در فشار است اگر بودجه سازمانی‌اش را بیندازیم دور این همان لغتى است که استعمال کردم و گفتم که شما کهنه کنید و حال آنکه برنامه شما ساده‏ است البته شما با بودجه برنامه‌اى می‌توانید برنامه اقتصادى و مالى مملکت را بدهید می‌توانید بودجه را به موفعش بدهید آن وقت است که آقاى عمیدی نوری نخواهد ترسید و حق هم دارد که بگوید در شرایط فعلى تورم پیدا می‌شود به علت ‌اینکه ما پول زیادى بدهیم بیرون و معلوم نمی‌شود که به کجا می‌رود آدم نادان یا هر مقام نادانى سه چیز دنبال دارد مطلب اولى که دنبال دارد عدم تصمیم این آدم نادان تصمیم نمی‌تواند بگیرد دوم د‌هان‌بین است سوم سوء ظنى است شما می‌خواهید کار کنید کار هم می‌کنید اما نمی‌خواهید بگذارید جلوى مردم و نمی‌توانید هم بگذارید چون دستگاه کهنه‌تان با این برنامه مترقى نمی‌سازد در آن موقع باید آقاى وزیر دارایی مثل شاخ شمشاد مثل فولاد باید پشت این ‌میز بنشیند و ده برابر این بودجه را بخواهد و امکان و توانایی مردم را زیاد کند و بگوید از تو متمکن پول می‌گیرم و صرف در کار آبادى و غرس اشجار می‌کنم صرف این جور مطالب می‌کنم نتیجه کار را می‌سنجید ما هم تصویب می‌کنیم اما حالا وقتى که بنده می‌شنوم که پول عمران و آبادى صرف ساختن قلعه فولادى در فلان بندر شد یا اینکه در روزنامه کیهان دیدم نوشته که در نتیجه اثبات ‌اینکه فلان شرکت سازمان برنامه جاده‌اى را که ساخته خراب بوده مقررات شد که مجدداً وزارت راه همان برنامه راهسازى سابق را انجام بدهد و من خیال می‌کنم 65 میلیون تومان در این کار خرج شده به خداى متعال اگر جزوی وطن‌پرستى در من باشد باید بنشینم گریه کنم که شما این مردم 42 تومانى را به کجا می‌برید و به کجا می‌خواهید بکشانید و کى به فکر این مملکت است اگر این مطلب صحیح است که واى به حال ما است اگر

 +++

اگر صحیح نیست چرا تکذیب نمی‌کنند (مهندس فروهر- صحیح است) آقا اجازه بفرمایید دولت باید تکذیب بکند شما تکذیب کنید که صحیح نیست بنده می‌گویم دولت چرا تکذیب نمی‌کند. جناب آقاى مهندس فروهر من نمی‌گویم درست است یا نه (مهندس هدایت- درست نیست) آقای مهندس هدایت من نمی‌گویم صحیح است ولى این را از دولت می‌خواهم که باید به من و جنابعالى جواب بدهد من به هیچ وجه من الوجوه اظهار نظرى نکردم اما از شما می‌پرسم آقایان در اینجا که زن شیخ صدر الدین عطار را در بازارچه مروى گرفتند و گفتند دو تا اطاق که داشتى یک اطاقش را اجاره دادى با ماهى 25 تومان تومان مالیات آن را باید بدهى و این شیخ صدر الدین با زن و سه تا فرزندش در یک اطاق زندگى می‌کند و یک اطاق دیگرش را برای کمک به زندگى خود اجاره می‌دهد که زندگى بکند از این مالیات می‌گیرند و بعد در روزنامه رسمى‌تان می‌نویسید که 65 میلیون تومان پول دادید و بعد معلوم شد که اشتباه است و بعد هم باید بروید دنبال پروژه‌‌های سازمان برنامه که وزارت راه آن پروژه‌ها را سابقاً عملى می‌کرد من نمی‌دانم که صحیح است یا نه ولى واى به حال ما اگر صحیح باشد اگر بنده این مطلب را مجدداً تکرار می‌کنم فقط اطلاعات من تا آن جایی بود که در روزنامه کیهان در شماره پریروز خواندم و جزء اخبار کشور بود و هیچ‌گونه اطلاعى از صحت و سقم آن هم ندارم و بى‌اطلاعم و دولت باید این مطلب را به ما جواب بدهد و آقایان اعضاى دولت که هستند این مطلب را به ما بگویند که این مطلب صحیح است یا نیست اگر بحث من در بودجه برنامه‌اى و بودجه سازمانى بود که عرض کردم در شرایط مترقى فعلى بحث من روى این نخواهد رفت که آقا این قلم دخانیات کم است یا زیاد است رفقاى من این کارها را خواهند کرد و من ما فوق این مطالب را می‌بینم و تذکر می‌دهم و ملاحظه می‌کنم و نمی‌توانم نظر شخصى هم داشته باشم تنها قواى مملکت را دارم می‌بینم با این نوزده میلیون جمعیتى که داریم تمام فرس ماست تمام قدرت ماست براى 19 میلیون جمعیت باید فکر 19 میلیون جمعیتى کرد نه فکر ده نفر بیست نفر پنجاه نفر براى این کار شما بودجه برنامه‌اى می‌خواهید اگر بودجه برنامه‌اى درست کنید فکر فوق‌العاده‌اى نیست من به شما نمی‌گویم که با این پول به کره مریخ بروید من به شما می‌گویم یک راهى را بروید که دیگران رفته‌اند می‌گویم که مغز ما متحجر قرار دیگران نیست استعداد ما کمتر از دیگران نیست (صحیح است) که روى اغلب ادارات‌مان قلم‏خواهید کشید و ترس هم ندارید چرا؟ است در شرایط بسیار مساعدى هم هستیم آن‌وقت بسبب ‌اینکه فکر این را نمی‌کنید که این مرد بدبختى که از این جا رفت بیرون گرسنه خواهد بود چون کار هست از همین جهت است که من ایراد می‌کنم اعتراض می‌کنم به آقاى وزیر کشور که به چه مناسبت این 150 نفر مردم بیچاره 9 اداره آمار را در شب عید بیرون کردید چرا این کار را کرده‌اید که مردم نتوانند زندگى کنند این حرف‌ها با هم متناقص نیست می‌گویم در شرایط فعلى شما دارالعجزه درست کرده‌اید یا بودجه سازمانى دارید کار به آنان بدهید امکان فعالیت به آنها بدهید بعد هم بودجه اضافى را حذف کنید با ‌اینکه بسیار خدمت به این مملکت کرده باشید در این بودجه سازمانى به ضرورت فشارهایی که به شما می‌‌آید به ضرورت چگونگى دستگاه شما می‌آیید براى یک مطلبى که اصلاً نمی‌دانید عو‌ایدش چیست رئیس معین می‌کنید نایب رئیس معین می‌کنید مأمور درست می‌کنید مأمور اجرا درست می‌کنید ناظر مأمور اجاره درست می‌کنید و می‌دانید به چه اشاره می‌کنم آن قدر در این کار دست و بال‌تان را می‌بندید که نهایت ندارد بنابراین براى وصول مالیات مزروعى یا براى یک مطلبى که اساساً اگر فرض کنید به نفع‌مان است براى در آوردن 90 تومان شما 170 تومان پول می‌دهید بعد هم یک مقدار دوسیه درست می‌کنید می‌دهید به دیوان کیفر که آقاى وزیر دادگسترى ببینیم چه کردند و یک مقدار از دستگاه‌هاى خودمان را بفرستیم سراغ امنیت اجتماعى بگویید که آقا این کار را کرده یک مقدار بفرستید سراغ وزیر بهدارى که این زن و بچه‌اش مریض است اساساً این لازم نبوده است درست کنید که بعد در این‌ اندوه و تأثر و گرفتارى براى یک امرى که یک شاهى به دردمان نمی‌خورد گرفتار شویم و می‌خواهم استدعا کنم و بگویم چرا وضعیت مالیات مستغلات و مالیات املاک مزروعى را تفکیک نکردید که معلوم بشود چطور خرج کرده‌اید و چقدر به دست آورده‌اید و می‌ارزد یا نه اگر این جورى فکر کنید جلوى خیلى از اشکالات شما گرفته خواهد شد و مردم را هم عاطل و باطل نخواهید کرد این علت دوم مخالفت من بود با بودجه تقدیمى که عرض کردم منظورى را که در رویش ذکر کرده‌‌اید و مطالب خودتان را نوشته‌اید در مشروطیت چهارم باید عملى بکنید و این تبلیغات را بکنید و ما هم امیدواریم عملى شود ولى عملى نکرده‌اید و اگر نخواهید این‌جورى کار کنید باز مردم اصفهان در باشگاه افسران به محض ‌اینکه صداى رادیو بلند بشود پیچش را می‌پیچانند و به تبلیغات شما دیگر عقیده نخواهند داشت البته تبلیغات می‌کنید سرو صدا می‌کنید حسن نیت هم دارید ولى وسیله کار در دسترس ندارید شما با لباس و دست و پاى پیچیده نمی‌توانید ‌هالتر بازى کنید باید دست و پای‌تان را باز کنید و بروید دنبال این کار با این طرز مالیات با این سازمان این دستگاه عریض و طویل با این سیف و مبل پول‌های‌تان با نبودن تشویق و مؤاخذه‌تان با این نداشتن هدف به جایی نمی‌توانیم برسیم باید اول بروید دنبال هدف بعد دنبال کار آقاى فروهر جنابعالى می‌دانید فرق است بین بودجه مملکتى و بودجه برنامه‌اى جناب آقاى رئیس اجازه بفرمایید بقیه براى بعد باشد چون امروز خیلى صحبت شده است.

رئیس- پنج دقیقه بیشتر به وقت نمانده است این چند دقیقه را هم صحبت بفرمایید تنفس داده می‌شود.

دکتر بینا- دنباله‌اش را بعد بفرمایید.

دکتر شاهکار- اجازه نفرمودند عرض کنم در بودجه برنامه‌اى آن قدر خواهم گفت که بروید دنبالش علت اینکه در بودجه برنامه‌اى (وزیر دارایی- موافقیم) موافقت‌تان را نمی‌خواهم عمل‌تان را می‌خواهم در بودجه برنامه‌اى مقابلش چه فکر می‌کنم؟ می‌بینم اگر پاسبه آن نباشد اگر ژاندارم براى قشون وقتى یک فضول باشى در شمال یا غرب و جنوب در می‌آید وزیر جنگ قشونش را می‌فرستد و می‌گوید فضولى موقوف و امنیت را حفظ می‌کند من می‌بینم که این پول را داده‌ام و در مقابلش هم به قول اصفهانى‌ها این را هم استانده‌ام اجازه بدهید این اصطلاح اصفهانى است می‌گوید این را در مقابل استاندم و در مقابل این استاندن من ناراحت نیستم در مقابل پولى که به پاسبه آن و ژاندارم می‌دهم این را ازش می‌گیرم از این جهت است که هر وقت اضافه حقوق براى افراد تأمینى آوردند و مخصوصاً براى پاسبان‌ها آقایان نمایندگان محترم با کمال علاقه تصویب کردند به جهت ‌اینکه امنیت ما در دست آنها است نتیجه مستقیم کار آنها را می‌دانیم من وارد جزئیات نمی‌شوم دارم کلى صحبت می‌کنم اما وقتى که می‌رسیم به یک واحد دیگر این فکر براى من پیش می‌آید که آقا در مقابل این پولى که من الان در حدود 15 سال است دارم می‌دهم باز هم می‌خواهید اضافه بشود چه عاید من می‌شود اینجا تردید می‌کنیم و یک تردید دیگر هم این است که این خطر بزرگى است که من جلب توجه آقاى وزیر دارایی را می‌کنم و آن این است که شما یعنى دولت پول را در مقابل کار نمی‌دهید اشخاصى در وزارت دارایی در وزارت دادگسترى در وزارت بهدارى در سایر وزارتخانه‌ها هستند که شاید وقت سر خاراندن را ندارند به این عده نمی‌دهید و به یک عده مفت‌خور ولگرد سوگلى پارتى دار به عناوین مختلف به نام بازرس عالى مشاور عالى بازرس مخصوص و غیره پول می‌دهید این کار خیانت به مملکت است از این جهت است که ما در مقابل نمی‌دانیم این پول به کى داده می‌شود تقصیر هم از شما نیست از بودجه سازمان شما است. به خدا قسم در این تنگنایی که ما هستیم یک مقدار زیادى پول صرف می‌شود و به اشخاصی که فقط لیست امضا می‌کنند و هیچ خدمتى نمی‌کنند (صحیح است) پول را باید در مقابل کار داد و گرنه دزدى است چه فرق می‌کند که من بیایم کیف توى جیب شما را بدزدم یا اینکه سهمى که شما در وزارت کشاورزى دارید در مقابل کارى که انجام می‌دهید من هى توى خیابه آن اسلامبول راه بروم یا در اروپا و یا در امریکا باشم و این حقوق را بگیرم. این دزدى است این ربودن مال غیر است (دکتر مشیر فاطمى- دولت باید تکلیف را معین کند ما چه گناهى کرده‌ایم؟) مگر من دارم با کى صحبت می‌کنم اتفاقاً وقتى خواستم بگویم به شما یعنى دولت وقتى که گفتم آقاى وزیر دارایی یعنى به دولت دارم این مطلب را می‌گویم خدا بیامرزد مرحوم تیمور تاش را یک عبارتى گفته بود در پشت این تریبون که تنها بر خلاف قانون رفتار کردن جرم نیست بلکه عدم رعایت قانون و زیر پا گذاشتن قانون هم جرم است (اقبال- خیلى از این جرم‌ها اتفاق می‌افتد) بلى بسیار از این جرم‌ها اتفاق می‌افتد آقاى اقبال و از این جهت است که من جلب توجه دولت را می‌کنم که آقا این لیست را بیاورید پشت این تریبون اگر می‌توانید بیاورید که آقاى پسر شاهکار برادر شاهکار برادر زن شاهکار الحمدالله برادر زن ندارم اینها از حقوق این مردم پول می‌گیرند و راه می‌روند و در مقابل یک عده‌ از کارمندانی که حقیقتاً کار می‌کنند پول آنها را نمی‌پردازید این از آن گنا‌هانى است جناب آقاى وزیر دارایی که هیچ نفعش به شما نمی‌رسد ولى باید باک داشته باشید بر خلاف آن شعر چرا؟ براى ‌اینکه شما مال حسن را می‌گیرید و من غیر حق می‌دهید به دیگران به وسیله شما یعنى جنابعالى انتر مدیر هستید لغت دیگرى می‌گویم کسى که مال دیگر را برباید آقاى خزانه دار کل شما بیت‌المال مردم در دست‌تان است جلوى هر کس هست بگیرید و پول را در مقابل کار بدهید و براى این کار شما باید بودجه برنامه‌اى داشته باشید بودجه سازمانى به درد نمی‌خورد چرا؟ براى ‌اینکه این آقایانى که مجتهد در فن بودجه هستند و این اصولى که آقا می‌دانید نوشته‌اند دلایلى دارند که نوشته‌اند نهایت بودجه وحدت بودجه تکامل بودجه ‏و براى این

 +++

است که با آن 75 میلیون تومآنکه اینجا نوشته‌اند من به هزار و یک دلیل منطقى و شرافتى و علمى با این طور بودجه مخالفم از این بودجه شما سوء استفاده نمی‌کنید وزرا هم سوء استفاده نمی‌کنند بلکه آن بیکاره‌ها آن سبیل دوگلاسى‌ها؟ آن ژیگولویی که در خیابه آنها دارند راه می‌روند سوء استفاده می‌کنند ولى شما اجازه داده‌اید (مهندس اردبیلى- مفت‌خور زیاد است) الان به شما حساب دادم که قدرت مالى یعنى پولى که در دسترس مردم است هر نفرى 42 تومان است و به عقیده یکى از آقایان (وزیر دارایی -60 تومان) آقاى وزیر دارایی 60 تومان به این مردم 42 تومان رحم کنید بگذارید که به دنبال بعضى از کار‌ها بروند ان‌شاءالله یادداشت می‌کنید عرایضى که می‌کنم بروید این صورت‌ها را بیاورید اگر می‌خواهید من هم به شما کمک می‌کنم و البته شخص در نظر نیست منظور کسى نیست ولى اگر شما مفت‌خور و مستمرى بگیر و گردن کلفت و تیول‌خورى را بخواهید ادامه بدهید پنجاه سال کار شما را به عقب می‌اندازد شما تاریخ اقتصادى مملکت را می‌دانید یک عده‌اى بودند که به عنوان مستمرى بگیر و شهریه و غیره و غیره خواب می‌دیدند معجون درست می‌کردند براى ناصرالدین شاه و از براى اینکه کمر ظل‌السلطان را بچسبانند از براى این کار به او پول می‌دادند مستمرى می‌دادند همین آقایانى که امروز در پشت این کرسى نمایندگى نشسته‌اند این طرز فکر را محکوم کرده‌اند و گفته‌اند که غلط بوده است بنابراین چه فرق می‌کند که به عنوان تیول‌خور باشد و یا به نام بازرسى مخصوص و ماهى 1125 تومان حقوق بگیر خداى من شاهد است که حقوق تنها نمی‌خواهد بلکه اضافه کار ‌هم می‌خواهد.

رئیس- آقاى دکتر شاهکار بقیه باشد براى جلسه بعد (دکتر شاهکار- بقیه عرایضم می‌ماند براى جلسه بعد) تنفس داده می‌شود ساعت 4/ 5 بعد از ظهر جلسه خواهد بود دنباله موضوع بودجه کشور.

(مجلس یک ساعت بعدازظهر به عنوان تنفس تعطیل و ساعت پنج و بیست دقیقه بعد از ظهر مجدداً به ریاست آقاى اردلان «نایب رئیس» تشکیل گردید.

نایب رئیس- آقاى دکتر شاهکار بفرمایید بقیه صحبت خودتان را بفرمایید.

دکتر شاهکار- عرض کنم بنده سعى می‌کنم که بر خلاف صبح که مفصل صحبت کردم خیلى کم صحبت بکنم که وقت به همکاران عزیز من برسد هر چه زودتر نتیجه معلوم شود صبح به عرض آقایان رسانیدم که که سه علت مخالفت اصولیم با بودجه چیست و در آخر هر قسمتى نتیجه گرفتم و در آخر عرایض صحبت خودم گفتم که اگر ما سعى بکنیم که پول در مقابل کار بدهیم و بیکارگى را تشویق نکنیم این یک قسمتى است که در برنامه اقتصادى ما وارد خوهد شد و معناى بودجه خواهد بود همین طور که عبارت دیگرى را آقاى شادمان عزیز تعبیر کرد بودجه عبارتست از آئینه تمام نماى برنامه اقتصادى که جمع شده عرض می‌کنم این قست قسمت سوم استناد بنده بود اما قسمت چهارمى که هست و آخرین مطلب بنده است این مطلبى است که امروز صبح خوانده شد و جناب آقاى مخبر کمیسیون هم در اطراف این مطلب مطالبى مرقوم فرمودند که بسیار جالب توجه و زیباست در ضمن این مطلب را باید بگویم که اعضاى محترم کمیسیون بودجه سعى خودشان را کردند و آنچه که ممکن بود در این مدت کم اصلاحاتى را به عمل آوردند ولى این اصلاحات لابد در حدود امکانات‌تان بیش از ین نبود بودجه امسال در حدود بیست و دو میلیارد عو‌ایدش است و مخارج ما یک کمى تفاوت چند میلیونى که اشکالى ندارد بودجه سال 1334 کسر بودجه داشته 64 ر 12 در مقابل 84 ر 14 و نزدک دو میلیارد کسر بوده و در سال 35 عوایدمان پانزده میلیارد 794 میلیون در مقابل 9 میلیارد و 864 میلیون خرده‌اى یعنى بالغ بر چهار بلیارد ریال کسر بودجه هذه السنه است سالى که امروز براى سال آتیه پیش‌بینى شده است عرض کردم در حدود 22 میلیارد ریال جمع و خرج آن است پس بنابراین بودجه معرفى شده است به بودجه متعادل البته تعادل این بودجه با قید یک شرطى است که آقاى وزیر دارایی زود جواب می‌دهند من خودم می‌رسم به این شرط و آن شرط این است که هزینه‌‌هاى مستمر و غیر مستمر وزاتخانه‌ها و ادارات و بنگاه‌هاى دولت و سایر مصارف منظور در صورت‌هاى شماره دو را در حدود ‌درآمد‌هاى وصولى وزارت دارایی مجاز است که بپردازد متأسفانه در بودجه 35 و 34 هم بود من فکر می‌کنم که یک بودجه 22 میلیاردى لازم نیست اگر با این شرط باشد بودجه صد میلیاردى هم بنویسیم همین طور است بنده به آقایان عرض می‌کنم که آقا من در ماه صد هزار تومان خرج منزلم است ولى بعد‌ها خواهم گفت در حدود عواید قول می‌دهم یعنى اگر سه هزار تومان رسید سه هزار تومان و اگر پنج هزار تومان رسیده 5 هزار تومان می‌دهم ولى یک بودجه‌اى برایش مى‌نویسم در ماه چند هزار تومان در ماه خانه و اتومبیل و روغن و غیره اما بعد می‌گویم هر چه ‌درآمد داشتم می‌پردازم و این علامت یک مطلبى است صبح عرض کردم مربوط به شخص وزیر دارایی فعلى نیست به علت ‌اینکه پیش‌بینى بودجه در ممالک طور دیگرى می‌شود و در مملکت ما پیش‌بینى بودجه طور دیگرى می‌شود یعنى وقتى که گفتیم در حدود وصولى ‌درآمد‌ها و نمی‌گوئیم در حدود بودجه مصوبه علتش این است که ما به این پیش‌بینى بودجه به این پرویزیون بود عقیده نداریم اعتقاد نداریم و بنابراین اصلاً شیفر اینجا رلى بازى نمی‌کند به هیچ وجه من‌الوجوه چون این شیفر را وقتى که در صد یا هزار هم ضرب بکنید و بنا باشد که عندالقدرت و الاستطاعت بپردازیم اشکالى ندارد اما اگر همین طورى که حالا در قانون هست بگویید اگر نپرداختى برای تو اجرائیه صادر می‌کنم مجلس اجازه داد که بیست و دو میلیارد خرج بکن بودجه خوردى و کردى شأن یک مملکت که برنامه ‌هاى مترقى دارند نیست و من صد در صد منتظرم که جناب آقاى وزیر دارایی چه خواهند فرمود و این وضع بودجه می‌رساند که این اقلام واهى است و خیالى نبود نمی‌نوشتیم در حدود ‌درآمد‌هایش وصولى و این یک عیب دیگر دارد عیب بزرگى دارد این است که این آقاى وزیر فرهنگ این آقاى وزیر پست و تلگراف و این آقاى وزیر کشاورزى اینها تکلیف‌شان را نمی‌دانند چیست اگر آقاى وزیر فرهنگ بداند که این مقدار بودجه‌اش هست و بهش این مقدار را خواهند داد و این مقدار قطعى است می‌تواند ولو براى یک سال که در ظرف آن سال این بودجه تنظیم می‌شود یک برنامه‌اى درست بکند اما وقتى وسط سال یا آخر سال به‌اش بگویند که پول نیست و ‌درآمد خیالى بوده آن وقت البته من ازش مسئولیت نمی‌توانم بخواهم مسئولیت با کسى است که بیست و دو میلیارد پیش‌بینى کرده و اقلام واهى و خیالى در بودجه گذاشته (مهندس اردبیلى- یعنى وزیر دارایی) اشکال دیگر این است که بعضى از اقلام و بعضى از مخارج هست که ما نمی‌توانیم از آنها صرفنظر بکنیم عرض کردم صبح فرق بین بودجه شخصى و بودجه کشورى این است که در بودجه شخصى بنده می‌بینم که تمکنم چقدر است 1560 تومان حقوقم بوده حالا با توجه آقایان شد 2500 تومان خوب با این بودجه من می‌نویسم این نان و این روغن و این باغبه آن این هم خودم و از یک چیز‌هایی صرفنظر می‌کنم شرط مرد عاقل این است که وقتى می‌بیند ندارد خرج نمی‌کند بودجه مملکت را که آقاى وزیر دارایی به خوبى می‌دانند اول پیش‌بینى مخارج می‌شود و بعد روى مخارج عواید پیدا می‌کنند صورت جلسه 36 سال پیش خواندم در پشت این تریبون یک آقایی که چون فوت کرده است اسمش را نمى‌برم خداوند بیامرزدش ایراد می‌گیرد با لهجه لایتیش البته بنده صورت مجلس را خوانده‌ام مطالب را خواندم فیروز میرزا هم بهش جواب می‌دهد او می‌گوید پول دارى بخور ندارى بمیر این حرف را براى مملکت نمی‌شود زد به علت اینکه ما در جوامع بین‌المللى زندگى می‌کنیم ما با دنیا تماس داریم به اقصى نقاط دنیا با یازده ساعت راه می‌رویم نمی‌توانیم به مردم بگوییم که در قرنى که می‌خواهند از اتم استفاده کنند براى بهبود زندگى و ما‌ها هم می‌خواهیم استفاده کنیم و بسیار خوب هم می‌کنیم در یک چنین موقعى نمی‌توانیم بگوییم برق نداشته باش بهش نمی‌توانیم بگوییم آب مشروب نداشته باشی در یک مملکتى که خواهان انقلاب هستند بهش نمی‌توانیم بگوییم که قشون نداشته باشى در یک چنین موقعى نمی‌توانیم بگوییم که بیسواد باش این مخارج را باید بکنیم برخلاف مخارج فردى و شخصى خوب وقتى این مخارج را به صورت زندگى در اجتماعى مجبوریم بکنیم این طور بودجه نمی‌توانیم داشته باشیم سراپا زندگى در اجتماع قید است بنده یا آقایان دیگر که سعى می‌کنیم که یک تناسبى باشد بین رنگ کراواتم و لباسم براى این است که در اجتماع زندگى می‌کنیم و شاید که از ترس آن ماده قانون مجازات مربوط به عفت عمومى نبود دلم می‌خواست که لخت بیایم بیرون اما زندگى در اجتماع مرا مقید کرده که این اصول را رعایت بکنم همین رعایت اصول زندگى در اجتماع عمومى است که بنده مجبورم رعایت اصول بین‌المللى را هم بکنم بنابراین از این مخارج نمی‌توانیم صرفنظر بکنیم عیب اول این بود که عرض کردم که بودجه متعادل نیست که می‌دانم چه جواب خواهید داد جواب مقدر را خودم می‌دانم ولى البته این تذکرى بود که دادم عیب دوم این است که ما آزاد هستیم در خرج نکردن یا بگویم در حدود ‌درآمد‌هاى وصولى چه بکنیم همین کارى که پارسال و پیرارسال کردیم مقروض می‌شویم یا دست نیاز دراز می‌کنیم یا از یک چیز‌های بزرگ‌مان صرفنظر می‌کنیم و این به ضرر مملکت است این بودجه متعادل نیست علاوه بر این ماده‌اى که عرض کردم به دلیل وجود تبصره 3 و 34 و 37 در تبصره سه نوشته شده است به وزارت دارایی اجازه داده می‌شود براى خرید قند و شکر مورد نیاز تا آن جایی که وصولى ‌درآمد کشور اجازه می‌دهد بپردازد و در صورتى که میزان بیشترى مورد لزوم باشد با اخذ وام از بانک ملى ایران انجام دهد و از محل ذخیره حاصل از فروش واریز نماید و در تبصره 34 مرقوم فرموده‌اید که قضیه 12 میلیون دلار که باید 12 میلیون بگذاریم چون وقت زیاد می‌گیرد نمی‌خواهم روى این تبصره زیاد عرضى بکنم ولى عدم تعادل بودجه را تأیید

 +++

می‌کند بالاخره تبصره 37 است که به دولت اجازه داده می‌شود تا میزان 750 میلیون ریال از محل ‌درآمد عمومى کشور و یا صرفه‌جویی به عنوان پاداش به کارمندانى که در چند سال اخیر حقوق‌شان ترمیم نشده طبق این تبصره بپردازند این جا یک 75 میلیون تومان به عنوان خرج یک مقدار پول براى آن صندوق مشترک ایران و امریکا و یک مقدار پول در تبصره 3 که عرض کردم براى خریدن قند و شکر شما فرض می‌گیرید و باید بپردازید ولى در پرویزیون بودجه‌مان نیست بنابراین به ضرورت خرج این سه رقم بودجه‌مان قطعاً از حال تعادل بیرون خواهد آمد و بودجه متعادل نیست باز به دلیل ‌اینکه در رقم ‌درآمد املاک مزروعى و مستغلات یک رقم 245 میلیونى که دو میلیارد و چهار صد و پجاه میلیون ریال است پیش‌بینى شده است اولاً من از جناب آقاى وزیر دارایی استدعا می‌کنم که توضیح بفرمایند که چرا این مالیات بر ‌درآمد و املاک مزروعى را یک جا نوشته‌اند چون این دو نوع مالیات است چون ما اغلب فنى نیستیم شاید یک دلیل فنى داشته است که من نمی‌دانم ولى یک مطلبى را که من واقعاً نمی‌فهمم این است که پارسال رقم بودجه شما بود 134 میلیون امسال شده 245 میلیون تومان آقایان به ضرورت ‌اینکه نمایندگان مجلس هستند می‌دانند که نرخ مالیات بالا نرفته آقایان می‌دانند که وزارت دارایی با تمام سعى خودش کار کرد از براى ‌اینکه مالیات‌هاى معوقه سال‌هاى قب‌ل را وصول کند سعى کردند که پرونده‌‌هاى معوقه را به جریان بیندازید و حتى به وسائل غیر معقول (وزیر دارایی- مثلاً؟) اشخاصى را‌ انداخته‌اند توى حبس (وزیر دارایی- تکذیب می‌کنم هیچ کس را در حبس نینداختیم) بسیار خوب ولى در مملکت ما قانون اجازه می‌دهد که اگر کسى دین مسلم خودش را نپرداخت می‌توانید حبسش کنید (وزیر دارایی- ولى ما نکردیم) بسیار خوب ما هیچ جنگ اعصاب با هم نداریم سعى کرده‌‎‌اید که وصول کنید معهذا این 134 میلیون تومان شما هم طبق این صورتى که چندى پیش دادید وصول نشده یعنى در این ده ماهى که صورت دادید وصول نشده است خوب جناب آقاى وزیر دارایی شما چطور 245 میلیون تومان منظور کرده‌اید چه خیال دارید آیا مالیات جدیدى می‌خواهید وضع کنید آیا مردم مالیات بده اعتقادشان به دست گاه بیشتر شده است و علاقه‌شان براى ‌اینکه به خزانه دولت پول فرستاده شود زیاد شده و یا وسایل کارى براى مردم بیشتر شده است که شما پیش‌بینى می‌کنید که عواید شان بیشتر و زنهار بدهی‌شان زیادتر خواهد شد بنابراین اگر به من بفرمایید که این صد و‌ اندى میلیون تومان زیادى را آقا از کجا پیش‌بینى می‌فرمایید که یک مرتبه عو‌اید 134 میلیون تومان شده 245 میلیون تومان بنده مجبورم عرض کنم که این شیفر خیالى و واهى است مگر ‌اینکه تشریف بیاورید اینجا و بگویید که تو وکیل عدلیه‌اى و این عدد است و تمام افاده من در عدد است بیایند و بفرمایند بنده هم با کمال احترام گوش می‌دهم شما بفرمایید که صد و‌ اندى میلیون تومان را از کجا آورده‌‌اید که اضافه کرده‌‌اید خواهید فرمود (دکتر عدل- در نتیجه ممیزى اضافه شده) چون دقت فرمودید من در هر عرضى که می‌کنم یک نتیجه می‌گیرم کلیات نمی‌گویم الان هم نتیجه می‌گیرم خواهید فرمود که دستگاه وصول ما بهتر شده است دستگاه وصولى ما منظم نبوده و منظم شده است ن بشخص کارى ندارم تشخیص این امر با شما است تشخیص این امر با کسى است که در مقابل شاه و مجلسین مسئول است می‌گویند برو دنبال کارت این مبالغ را هم وصول کن ولى جناب فروهر مطمئناً فرد مؤثر نخواهد بود ولو آنکه خود جنابعالى تنزل بفرمایید از وزارت دارایی و تشریف ببیاورید بشوید رئیس کل ‌درآمد‌ها هیچ حرفى ندارد به علت ‌اینکه مساحت ایران و این شهر‌هایش را می‌دانید این باید پخش بشود و در این مملکت و سیستم وصول مالیات‌هاى ما غلط است نه اداره ‌درآمد‌هاى وصولى و ‌اینکه گاهى به آقاى هنجنى و یا آقاى حاتم کریتیک‌هایی می‌کنیم بى‌انصافى است آقایانى که انتقاد می‌کنند البته مطالبى دارند و من حق ندارم که وارد این مطالب بشوم اما صرفنظر از امور مالیاتى را از شخص بخواهیم و این دستگاه وصولى را به این کیفیت نگاه داریم و بعد انتقاد کنیم سیستم مردن وصول مالیات‌ها با کمال تأسف به درد ما نمی‌خورد. آقایان نمایندگان محترم در هر امرى که آقایان دخالت بفرمایید باید یک خرده فیلوزوف بود هیچ امرى بدون فیلوزوفى و جود خارجى و واقعیت خارجى پیدا نمی‌کند من ایرانى که به این نامم افتخار می‌کنم وقتى می‌خواهم زندگى یک انگلیسى را بنویسم یا یک نفر انگلیسى که می‌خواهد زندگى من ایرانى را بنویسد برایش غیر ممکن است چرا به دلیل ‌اینکه این آقا باید مثل من از ننه‌اش یا دایه‎اش یا ننه‌اش یا مادرش هر کس بوده آن قصه ملکشاه و آن حرف‌ها را شینده باشد باید زیر آن لحاف کرسی‌ها خوابیده باشد باید این بازی‌هاى قایم موشک ما را کرده باشد باید تاریخ و افسانه‌‌هاى ما را بداند باید زندگى اسلاف ما را هم داشته باشد هزار و یک عنصر هست که در پرورش یک فرد مؤثر است (مهندس شیبانی - حصبه هم گرفته باشد)

آفرین بر شما حصبه گرفته باشد کچل شده باشد مریض شده تمام این چیز‌هاى مملکت را که بهش هم افتخار می‌کنم اینها یک نفر ایرانى می‌سازد مثل ‌اینکه نمی‌شود با یک اوضاع و احوال یک نفر اسکاندیناوى، یک انگلیسى ساخت بنابراین یک امورى که براى مانتالیته یک نفر ایتالیایی یا یک اسکاندیناوى است این را نباید براى من بنویسد من در یک محیط دیگرى بزرگ شده‌ام سیستم وصول مالیات‌ها به صورت شناسایی مؤدیان یک سیستم غلطى است در تمام ممالک دنیا حتى ممالکى که از ما جلوترند مؤدى یا مأمور وصول مالیات بد است از وزیر دارایی هم بدش می‌‌آید آن روز هم یک لغت آنتى پاتیک استعمال کردم خیال کردید که من به شخص می‌گویم من به شخص نگفته‌ام در تمام دنیا این طور است به خصوص در ماه نه از نظر خستمان و نه از نظر پول پرستی‌مان این طور نیست ما از مأمور دولت می‌ترسیم ما از مأمور خوشمان نمی‌‌آید دلیل هم دارد دلایلى دارد بنابراین منى که می‌خواهم پول بدهم جناب آقاى فروهر سعى کنید که این قیافه را نبینم سعى کنید که با این تماسم کمتر باشد سعى کن مزاحمت این مرد با من خیلى خیلى در حداقل باشد وخدا می‌داند با این ترتیب پول را بهتر وصول می‌کنید چرا؟ به دلیل ‌اینکه منى که همیشه سعى کرده‌ام یک مطلبى گفته نشود که به حیثیت و شئون مملکت ما بر بخورد ولى اگر این مطلب را نگویم بر خلاف گفته صبح از زبه آن مردم صحبت نکرده‌ام که پولى که از مردم به عنوان مالیات گرفته می‌شود یک عدد است ولى پولى که وارد صندوق دولت می‌شود یک عدد دیگرى است (صحیح است) یعنى من مالیات بده آنچه که از جیبم رفته است تمام به آن صندوق مرئی نمى رود یک مقدارش در راه کم می‌شود خوب آقاى این پول را شما بگیرید و من هم خیلى آسان است با توجه به این مطلبى که الان حضورت عرض کردم که نمی‌توانیم یک سیستم سوئدى یا امریکایی را بیاوریم در ایران شنیدم یا خودم در یک جایی اظهارنامه می‌دهند بقید شرافت در شرافت ایرانى انگاری است و به قسمش و سوگندش صددرصد پاببند است اما ما مسلمان‌ها معتقاد به تقیه هم هستیم ما اگر به کسى یا چیزى ایمان نداشته باشیم در مقابل او سوگند غیر واقع می‌توانیم بخوریم این کسى که این را می‌گوید و دارد با شما صحبت می‌کند نوه آقاى باقر بهبهانى است یعنى وقتى در مقابل یک آدمى باشم که ایمان ندارم براى نجات خودم حق‌دار تقیه کنم نخیلى مطالب را می‌فهمید که من چه می‌خواهم بگویم اگر آقاى مرقوم بفرمایید که آقایان بازرگانان آقایان مالیات بده‌ها شما بیایید خودتان در هر سه ماه یک مرتبه یا هر دو ماه یک مرتبه وجهى که در سال باید بپردازید قبلاً خودشان بگویید که چقدر است این را تقسیم کنید به شش قسط هر دو ماه یک مرتبه بپردازید به صندوق بانک ملى یا به صندوق بانک کشاورزى یعنى چه؟ یعنى من حاج عبدالمهدى بازرگان زرد چوبه فروش می‌آیم یک اظهاریه‌اى می‌دهم براى آنکه من آقاى جمع کار سال گذشته‌ام بوده است 73793 تومان 9400 تومان هم عو‌ایدم بود بالنتیجه اگر ده درصد مالیات بگیرد نهصد و خورده‌اى مالیات من است تقسیم می‌کنم به شش قسط و از قرار 150 تومان هر قسط می‌دهم درست است به این آقاى بفرمایید که من این مطالب را آخر سال حساب می‌کنم و یک نسخه می‌فرستم براى بانک ملى و یک نسخه هم به تمام وزارتخانه‌ها می‌گویم آقایان این تاجر شیفر کارش ار سال صد هزار تومان است و مجموع عو‌ایدش ده هزار تومان مقدار مالیاتى که داده است هزار تومان بنابراین یک آدمى که مجموع عو‌ایدش ده هزار تومان است بانک ملى ایران 50 میلیون ریال اعتبار به او نمی‌دهد که در مقابل سفته‌هایی گرفته می‌شود که یک وقت متوجه بشویم که طرف او اصلاً نبوده و یا وزارت راه و سایر جا‌هاى دیگر مقاطعه‌هایی به او نخواهند داد که در حدود دو میلیون تومان شیفر دافر این کار باشد ضمانت این آقاى را در مقاماتیکه اعتبارش باید باید محرز و مسلم باشد قبول نخواهند کرد البته از این دست می‌گیرید و از آن دست می‌دهید یعنى می‌گوییم آقایى که می‌خواهى سناتور بشوى و مشمول پنجاه هزار تومان مالیات بدهى باشى تو مطابق این مالیاتى که دادى اینقدر دادى یا آقایى که عضو اطاق بازرگانى می‌خواهد بشود و آقیی که می‌خواهد از بانک ملى اعتبار بگیرد یا آقایی که می‌فرمایند چرا مرا در این مناقصه‏ دعوت نکرده‌اند و یا آقایی که می‌گوید چرا فروش فلان جنس را دولت بمن نمی‌دهد که در انحصار من باشد باو می‌گویید این بود شیفر کارت شما را بخدا آقاى فروهر یک عده زیادى از بازرگان‌ها این رویه را نخواهند پسندید؟ شما این طرف را می‌پایید و در مقابل آوانتاژ‌هایی هم بهش نمی‌دهید که پیش آگهى صد هزار تومان برود و در کمیسیون به پنج هزار تومان تمام بشود و سرو کار هم با شما نداشته باشد البته ممکن است بیشتر هم بدهد علاوه بر اینکه مجلس شوراى ملى و سنا قانونى می‌گذرانند و به صحه اعلیحضرت مى‌رسد این امرى استن که تخلف از آن جرم است این ده در صد مال دولت است ما بیت المال است ما قانون خیانت در امانت داریم ما قانون کلاهبردارى داریم نسبت به مسائل اجتماعى اگر دو مرتبه خلاف ‌درآمد سه مرتبه خلاف ‌درآمد تعقیبش کنید ممکن است من از سیستمى که به شما پیشنهاد می‌کنم استفاده نکنم هیچ پافشارى هم ندارم من فقط این سؤال را از شما می‌کنم جناب آقاى وزیر دارایی چرا این آقاى پیش آگهى نویس را که نوشته و فرستاده است صد هزار تومان و کمیسیون شما رأى می‌دهد سه

+++

 هزار تومان چرا به هیچ‌کدام از این دو تا اعتراض نمی‌کند آخر یکى از این دو تا دروغ می‌گوید معطلى ندارد (قبادیان- هر دو دروغ می‌گویند) هر دو نمی‌توانند دروغ بگویند و من می‌گویم اصابت بواقع شده است اصابت به واقع منظورم نیست ولى یک چیزى هست که اگر هر دو دروغ می‌گویند مواخذه کنید و اگر یکى دروغ بگوید چرا تعقیبش نمی‌کنید که این دفعه دیگر اتفاق نیفتد تا حالا یک نفر از این مأمورین را تعقیب نکرده ‌اید شاید اتفاق نیافتده که یک نفز از این مأمورین را تعقیبت کرده باشید بگویید بچه مناسبت یک چنین پیش آگهى فرستادى مثلاً وقتى براى من می‌فرستد پیش آگهى صد هزار تومان شما می‌دانید که من چکار خواهم کرد من پنچ هزار تومان می‌دهم و نود و پنج هزار تومان توى صندوق خودم می‌رود و ما در این کار تجربه‌اى داریم آقاى خلعتبرى اینجا نشسته است خود شما آقاى وزیر دارایی این جا نشسته‌اید شیفرى که از ما وکلاى دادگسترى امسال وصول کردید اگر ندارید من اینجا موجود دارم و شیفرى که سال‌هاى دیگر از ما وصول کردند ببینید چقدر است (صدرزاده- تفاوت فاحش دارد) تفاوتش فاحش بلکه فاحش است (صدرزاده- بدون ‌اینکه پرونده‌اى باشد) یک وکیل دادگسترى هم نیامد شکایت کند به جان خدمت آقاى فروهر ما بیش از بیست برابر دادیم این را امشب تحقیق بفرمایید فردا جواب بنده را بدهید و یک وقتى بنده و آقاى ارسلان خلعتبرى و یک نفر دیگر به وزیر دارایی وقت گفتیم چقدر می‌گرید گفت هفت هزار تومان گفتیم امسال پیش از بیست برابر پول باید بدهیم می‌دانید چکار کرده‌اند هر وکیل دادگسترى که می‌رود به محکمه روى پروانه و کالتش به عنوان حق الزحمه که که می‌گیرد به عنوان مدعى به حساب می‌کنند که چقدر حق‌الوکاله‌اش می‌شود این مقدار هم بهش مالیات تعلق می‌گیرد و رویش تمبر می‌زند بخداى لایزال من یک دفعه پاى یک وکالتنامه‌اى هفت هزار تومان تمبر زدم و حق‌الوکاله‌ام پنج هزار تومان بود و پنج هزار تومان دادم بخدا از جیبم ندادم من سابق می‌دادم چهار صد تومان و وکیل خوبى هم بودم ولى وکیل درجه یک هم داشتیم ک 90 تومان می‌داد غیر از این است آقاى خلعتبرى؟ خود سنایی است گفتن این مطلب چرا؟ به علت ‌اینکه براى من دیگر پیش آگهى نباید در 1330 که براى ستون فقراتم در مریضخانه خوابیده بودم) براى من پیش آگهى آمد به مبلغ 30 هزار تومان و از من مطالبه این مبلغ شد البته من آن را ندادم ولى امسال به من وقت نمی‌دهد به محض ‌اینکه می‌روم در عدلیه می‌گوید وکالتنامه‌ات را قبول ندارم برخلاف مقررات است این چه ضررى دارم چه می‌توانم بگویم عرض کردم سیستم مدرن وصول مالیات به درد ما نمی‌خورد بروید دنبال مالیات مقطوع آن وقت این پرونده ‌هاى عریض و طویل از بین خواهد رفت این پرونده‌هایی که به دیوان کیفر مى‌رود کمتر خواهد شد و زحمت یک مشت کمتر خواهد شد و پول مملکت هم بیشتر وصول خواهد شد ما در یک مملکتى هستیم در یک شرایطى هستیم که همه‌اش نمی‌توانیم کتاب باز کنیم و بخوانیم من خیلى معتقدم به کتاب و تجربه ولى قبل از همه چیز هموطن خودم را می‌شناسم‏

مرد شرافتمندى است مرد درستى است اما راه بهش بدهید خواستم یک مطالبى را بگویم سعى کنید که اطمینان در مردم زیادتر شود. سعى کنید مأمورین با مؤدیات تماسش کمتر بشود پول وصول خواهد شد و مطمئن باشید بنابراین اگر این شیفر 245 میلیون تومان شماره روى این وضع فعلى است زهى خیال باطل اگر خیال می‌کنید یک راهش را من اینجا عرض کردم اصرارى هم رویش ندارم و نمی‌گویم حرفى که من می‌زنم همین است که هست این حرف من را گوش کنید این را با آن نتایجى که عرض کردم شش ماه شش قسط این را یک طورى به این قاب در بیاورید پو‌‌ل‌تان وصول خواهد شد و زحمت‌تان هم کمتر نوشته‌اید ‌درآمد ویژه معاملات قند و شکر مبلغ 45 میلیون تومان اولاً آن دفعه اسمش یک چیز دیگر بود سود معاملات بازرگانى ببخشید در این بودجه‌اش سود معاملات بازرگانى بوده است قبلاً 45 میلیون تومان 55 میلیون تومان به مالیات قند و شکر اضافه کرده‌اند صبح عرض کردم شکر هم متأسفانه گران شده شاید پیش‌بینى کرده‌اند قضیه کانال سوئز که درست می‌شود این تفاوت به دست خواهد آمد و شکر پایین خواهد آمد ولى حالا که 107 دلار شده 170 دلار لابد کانال بسته شده بود باز خواهد شد اگر راه دیگرى دارد خواهید فرمود که این 55 میلیون تومان را از کجا می‌آورید؟ مصرف شکر ما بیشتر شده است؟ مصرف بنده و جنابعالى ممکن است یشتر شده باشد یعنى بنده چون حقوقم زیادتر شده است بیشتر می‌خورم حقوق مردم که اضافه نشده امکانات آنها زیادتر نشده از کجا این 55 میلیون تومان را آورده‌اید از این جهت که اجازه فرمودید عرض کنم عرض کردم که این ارقام خیالى است اگر این جورى بخواهیم یادش کنیم درست در نمی‌‌آید من از یادداشت ‌هاى دیگرم صرفنظر می‌کنم و دو مطلب را می‌گویم و عرضم تمام می‌شود و از آن قولى هم که دادم تجاوز نمی‌شود و روى این حرفم یک اصرارى دارم یکى از در تبصره 18 شما یک مالیاتى بر دانش وضع کرده‌‌اید این مالیات را بیایید لطفاً حذفش کنید من حق این وپیشنهاد را ندارم اینجا گفته‌اند اشخاصى که می‌آیند امتحان می‌دهند 3 تومان براى دوره متوسطه (وزیر فرهنگ- چندین سال است که گرفته‌اند) چندین سال است ولى حالا حذفش کنید و از جاى دیگرى سر جایش بگذارید وزیر فرهنگ موافق است با عرایض من (وزیر دارایی- مبلغ بسیار ناچیزى است) قربه آنت بروم می‌توانید آنچه از اینجا به دست می‌‌اید از راه‌هاى دیر به دست بیاورید در درجه اول از حقوق خود بنده اما این کار را نکنید می‌دانید آقاى من یک کسى را می‌شناسم که صبح شوفرى می‌کند و شب هم می‌رود درس می‌خواند که بتواند امتحان بدهد بچه ‌هایی هستند که بلیط فروشى می‌کنند و بعد می‌روند امتحان بدهند این شأن مملکت ما و شأن فرهنگ ما نیست که نوشته باشد حقوق ممتحنى و پاداش ممتحنین از این راه داده می‌شود این شأن کشور ما نیست این از شیفر‌هایی است که می‌توانید حذف کنید و استدعا می‌کنم این شیفر را حذف کنید دوم این را می‌گویم و رد می‌شود قضیه تبصره 33 بود که حالا آن تبصره 33 عوض شده و تبصره 33 دیگرى گذاشته‌اند راجع بلیسانسیه‌ها البته شما حق لیسانس را آوردید من نمی‌دانم چطور شد از بین رفت آقا من صبح گفتم که ما 140 هزار کارمند داریم بعد معلوم شد 180 هزار کارمند است با تحقیق دقیق که شده است عده لیسانسیه‌ها 1400 نفر است یعنى در وزارت فرهنگ و وزارت دادگسترى حق دیگرى می‌گیرند و در اینجا خوب نبود به این صورت در آید من امیدوارم در کمیسیون استخدام این فضیه درست شود و اساساً یک موافقتى پیدا شود که این معنى از بین نرود اما مطلبى که جناب آقاى وزیر کشور جناب آقاى اسدالله علم می‌خواهم استدعا کنم لیست ششصد نفر از این اداره آمار را شب عیدى بودجه‌شان حذف کرده‌اند (تیمور تاش- با ماهى 150 تومان) با ماهى 150 تومان جناب آقاى علم یک نفر از اینها را من نمی‌شناسم اما این شب عید در یک همچو موقعى جنابعالى این کار را نکنید صبح جنابعالى تشریف نداشتید من از زیادى کارمند دولت نالیدم ولى عرض کردم علتش چیست و چرا این طور شده است از این جهت خواهش می‌کنم شما به این مطلب یک سروصورتى بدهید (یکى از نمایندگان- اینها سرشمارى کرده‌اند) به خصوص آن بودجه‌اى که حذف شده است به طور قطع صرفه جویی براى‏ وزیر دارایی نشده است بنابراین این قسمت را هم استدعا می‌کنم که حداکثر رعایت را بفرمایید مطالبى راجع به دخانیات هست که نمی‌خواهم عرض کنم این مطلب را فقط اشاره می‌کنم و بعد یک روزى می‌آیم اینجا با هم صحبت می‌کنیم چون با شما دو دفعه صحبت کردم با دکتر امینى دو دفعه صبحت کردم با دکتر سجادیه یک صحبت کردم به جناب نخست وزیر هم که اظهار لطف فرموده‌اند یک مرتبه این مطلب را گفتم همه به من جواب صحبح است گفتند ولى نتیجه گرفته نشد و آن قضیه این است که شما با شیفر دو تا دو تا چهار تا صد میلیون ریال ده میلیون تومان حداقل بصندوق دولت ضرر می‌زنید و پولش می‌رود توى جیب این قاچاقچى ‌هاى خیابه آن اسلامبول و این مربوط بسیگار ‌هاى خارجى است (صحیح است) اگر می‌گویید کسى سیگار خارجى نمی‌کشد چه عرض کنم ین مطالبى که صبح عرض کردم که گفتم راستش را بگوئیم این مطلب در تمام دنیا هست در فرانسه آن تنباکوى واقعاً غیر قابل کشیدن را استعمال می‌کنند و می‌دانید مونویل دو تا باک در آنجا چه جور بودجه مملکت را کمبله می‌کند و پر می‌کند در اینجا انواع سیگار چستر فیلد و کامل و سیگار ‌هاى دیگر چستر فیلد و کانمل و سیگار‌هاى دیگر خارجى هست من با یک نفر از روسا در این باره صحبت می‌کردم می‌دانید چه گفت؟ می‌گفت روى این چستر فیلد‌ها و روى اینها به علت ‌اینکه ببارق است نمی‌شود به آندرول چسبه آند (صفارى اگر بکنند براى دولت هم ف‌ایده دارد) امی‌دوارم که جناب آقاى فروهر این را توجه کنند این هفت سنت وارد خرمشهر می‌شود و در بازار تهران 32 ریال می‌فروشند شما گذارید بی‌اید و براى ‌اینکه با سیگار ما رقابت نکند بفروشید دو تومان الان سه تومان مخرند می‌گویم هفت سنت وارد می‌شود و شما می‌خرید 32 ریال (سلطان مراد بختیار 40 ریال) 40 ریال بنابراین ده دوازده میلیون ریال می‌‌اید به جیب شما و حالا مرود بچیب قاچاقچى در هر صورت فرق نمی‌کند شما در هر شب که می‌روید خیابه آن اسلامبول اینها را می‌فروشند شما می‌آیید از محصل 30 تومان و 50 تومان راى شرکت در امتحان می‌گیرید از زن آقا صدرالدین 250 تومان مالیات اطاقش را می‌گیرید حق هم دارید می‌گیرید ولى من نمی‌دانم این 25 میلیون را به اسم ‌اینکه به دخانیات شما ضرر نخورد نمی‌گیرید این سیگار قاچاقى را که توى جیب اغلب ما‌ها هست اقلاً حقوقش را به مردم و بدولت بپردازید جناب آقاى وزیر دارایی باید مرغ را آنجایی که پر دارد پرش را کند مرغ لوک را پرش را می‌شود کند شما منابع عایدى خیلى دارید (دکتر راجى- مشروبات خارجى هم همینطور) بیایید راست صحبت کنیم آنچه در این مملکت وارد می‌شود مادام که وارد می‌شود و مصرف می‌شود باید مالیاتش را بپردازد تمام باشگاه‌هاى شما

+++

 تمام کلوپ‌‌هاى ما کار‌هایی که می‌شود ازشان مالیات بگیرید اینجا قانونى گذشت که فروش مشروبات الکلى حرام است قدغن است این ضررش متوجه دولت شد که مالیات نمی‌گیرد ما دامى که این زهرمار را می‌خورند مالیاتش را بگیرید معطلى ندارد این را من ترویج نمی‌کنم و تبلیغ نمی‌کنم خودم آخوند زاده و آیت‌الله زاده هستم ولى مادامى که هست بگیرید اگر نیست نگیرید (بهبهانى- باید قدغن بشود) جناب جعفر بهبهانى تصدیق کردم مگر الان قدغن نیست مگر سیگار خارجى و وارد مى‌کنند آن‌وقت من سیگارشون را باید مالیاتش را بدهم (بهبهانى- جلویش را بگیرید) آن کارى را بکنید که دیگران کردند این بود مقدارى از عرایضى که من خواستم صمیمانه وجداناً و با کمال انصاف به نظر خودم و با کمال بی‌طرفى باطلاع هیئت محترم شوراى ملى می‌خواهم که همکارى بکنند و تذکر خواهند داد عملى شود ایران باید پایدار بماند و پایدار خواهد ماند ان‌شاءالله به کورى چشم آنهایی که نمی‌خواهند ببینند بیاییم و علاجش خیلى آسان است یک کمى کمر بند لازم است و یک کمى کار (احسنت)

نایب رئیس- آقاى بهبهانى.

بهبهانى- عرض کنم مطالبى که جناب دکتر شاهکار دوست عزیزم با فصاحت و بالغت فرمودند البته مورد تصدیق آقایان است بنده هم یک مطالبى دارم که علاوه بر ذکر یک مقدمه‌اى یک پیشنهاداتى در طرف وصول مالیات و نحوه امور اقتصادى عرض می‌کنم و از جناب آقاى فروهر تمنا دارم که راجع به این مطالبى که عرض می‌شود اگر مورد تصدیقشان هست عمل بفرمایید و البته اگر مورد تصدیق نیست بحث بفرمایند و ما را مثل سابق ما یک حرفى بزنم و آقایان هم یک قول‌هایی بدهند و انجام نشود حالا با اجازه آقایان شروع می‌کنم به عرایض خودم‏. البته خاطر آقایان محترم مستحضر است که بودجه هر کشور معرف سطح زندگى مشخص کار و کوشش افراد و به منزله فهرستى است که وضع عمومى و اجتماعى مملکت را نشان می‌دهد. امروز وقتى بودجه کشور را به دست یک کارشناس اقتصادى بدهید با توجه به اقلام و انواع ‌درآمد و منبع وصولى و نحوه خرج و تناسب آن با وضع طبیعى و وسعت خاک و جمعیت آن مملکت بدون ‌اینکه محتاج مطالعه دقیق از نزدیک باشد تشخیص می‌دهد که افراد آن مملکت بچه کیفیت زندگى می‌کنند و از عدالت اجتماعى و رفاه آسایش تا چه حد برخوردارند و حتى آینده سیاسى و اقتصادى و ثبات و دوام اوضاع آنجا در با مقایسه جریان موجود زمان پیش‌بینى خواهد کرد و همان طور که مشهود نظر آقایان است روح و خلاصه افکار و اعمال دولت و میزان علاقه و سلیقه او نیست به زندگى افراد و حتى روابط آنها با یکدیگر از طرز تنظیم بودجه و نحوه اخذ مالیات ظاهر می‌شود و در موقع تقدیم بودجه دولت به مجلس است که افعال دولت‌ها نسبت به مواعید آنها تجلى می‌کند و خلاصه این سند زنده‌اى است که معلوم می‌دارد آیا دولت از شکاف عمیق طبقاتى و فقر محرومیت و استیصال مردم و کارمندان متأثر و ملول شده و اقلاً در فکر اصلاحات اجتماعى افتاده و یا ‌اینکه اظهار همدردى و داعیه خدمتگذارى فقط مبتنى بر حرف بوده و توأم با عمل نمی‌باشد زیرا مفهوم وظایف دولت‌ها و در حال حاضر و در عصر معاصر به کلى با مفاهیم سابق فرق کرده و دیگر محدود به اجراى مقررات انتظامى داخلى و یا ایجاد امنیت به معناى خاص قدیم نیست بلکه از وقتى که قدرت اقتصادى به مناسبت محصولات و تولیدات ماشین بسط و توسعه یافته و این نیرو همه فنون و مظاهر زندگى آشکارا شده به موازات ترقى زمان و تحولات اقتصادى مسئولیت دولت‌ها هم در اداره امور کشور با قرون گذشته فرق فاحش نموده و دیگر امور مالى و تأمنین احتیاجات فردى و اجتماعى بدون حمایت و دخالت مستقیم دولت‌ها ‌میسر نخواهد بود. در روزگارى که تهیه مصنوعات یا تولیدات کشاروزى با تأنى و کندى حاصل می‌شد قهراً نه مجال استثمار صنعتى به وسیله صاحب آن صنایع بزرگ و نه استعمار کشاورزى فراهم شده میسر بود و چون برای ساختن یک چیز کوچک چندین نفر مدت‌ها صرف وقت می‌کردند بالطبع آن چند نفر از کار خود متمتع می‌شدند و این بهترین وسیله طبیعى و عادلانه براى تعمیم می‌شدند و این بهترین وسیله ثروت بود و به هیچ‌وجه امکان جمع‌آورى و تمرکز یک ثروت بزرگ و قابل ملاحظه در یک مدت کوتاه مگر با توسل بزه وبراى یک نفر بدون دخالت و تمتع اشخاص مختلف به این سهولت موجود نبود و همین عوامل هم موجب شده بود که سطح زندگى افراد با مختصر تمایز و اختلاف در عرض یک دیگر و یا شبیه به هم باشد و قاعدتاً آثار سوء و اشکال اخذ مالیات‌هاى غیرمستقیم تا ‌اندازه‌اى منتفى می‌شد ولى امروز تمام این امکانات از دست افراد ضعیف خارج شده و فرآورده‌هاى سهل الحصول صنعتى و اختراعات و اکتشافات سریعى که در زمینه بى‌نیازى و اسغناء ماشین از کار گر پیش آمده و در حال تکامل است این شانس و فرصت را ز دست ضعفا به خشم و اجبار گرفته و نتیجه تحصیل و تکثیر ثروت براى اقویا به سهولت میسر گردیده است با این ترتیب دولت‌ها دیگر می‌توانند و نباید ساکت و صامت و بدون دخالت تماشاچى این صحنه ‌هاى حاد اقتصادى باشند بلکه زمان و مقتضیات تکالیفى تازه و وسیع براى آنها بوجود آورده که اهم آن حمایت از افراد و دستگاه‌هاى صنعتى کوچک در قبال قدرت‌هاى متشکل از سرمایه‌هاى بزرگ می‌باشد که باید با اخذ مالیات‌هاى متناسب از فوائد سرشار طبقه اول آسایش مردم طبقه پایین را فراهم و چرخ‌هاى کشور را بدون عسرت و تشویش به کار‌اندازند و تعادل و موازنه‌اى هم از این طریق در سطوح مختلف زندگى طبقات ایجاد و از تمرکز و تراکم ثروت‌هاى معتنابه و بى حساب و بى مصرف و غایر تولیدى در دست افراد و مؤسسات معدود جلوگیرى نماینده بعبارت دیر دولت‌ها باید در بین افراد متمکن و حایل و ضعفاً را درقبال قوه جاذبه مالى اقویا معاضدت نمایند.

ممکن است قبول کنیم که وضع مالى و اقتصادى کشور ما هنوز به آن پایه نرسیده که منشأ بروز این تضاد‌ها و کشمکش‌ها باشد ولى باید تصدیق کرد که اگر به منت‌هاى آن وضع نرسیده‌ایم در مسیر آن تحولات و در آستانه آن اوضاع قرار گرفته‌ایم و قهراً تحت تثیر آن واقع شده‌ایم و خواهى نخواهى باید وضع خود را منطبق با آن سیستم و قواعد بسازیم تا بتوانیم از قوائد آن برخوردار و از مضار که برکنار بمانیم و ضمناً با یک جنبش عمی‌ق و پراکنده خود در دستگاه‌هاى بزرگ و مترکز دنیا جلوگیرى کرده باشیم ما به رأى العین دستگاه‌هاى کوچک و بى بنیه تعطیل و طعمه دستگاه‌هاى بزرگ صنعتى دنیا شدند چقدر جوراب باف پیراهن دوز کشباف پرده دوز حصیر باف و سایر صنعتگران کوچک دستى داشتیم که تاب مقاومت در برابر محصولات یکنواخت ارزان قیمت نداشته و کار را تعطیل کرده‌اند و اگر عده کمى هم باقى مانده‌اند در شرف تعطیل ورشکست هستند و اگر روزى در تمام شهر‌هاى ایران صنایع دستى محلى معمول و قهراً عده‌اى از پرتو آن ارتزاق می‌کردند امروز تقریبا تمام آنها مضمحل شده و به هیچ‌وجه صرف نمی‌کند که دوباره آن محصولات ظریف احیا گردد و تقصیر کسى هم نیست زیر ضعیف به حکم جبر طبیعت در مبارزه و رقابت با قواى ناتوان و زبون است و بالاخره تسلیم خواهد شد و همین جریان اعلام خبرى بود که به دولت‌ها می‌شد و اگر آنها بیدار و مواظب بودند و تدابیر لازم اتخاذ می‌کردند به طور یقین با این منابع بزرگ و موقعیت خاص جغرافیایی و استعداد همگانى با دنیا ما هم امروز در ردیف ممالک غیر محتاج بودیم و یالااقل فقر عمومى و بیکارى و شکاف طبقاتى بین درجه نرسیده بود و وقتى یک کار گر دستى دیگر نمی‌توانست با محصول ماشین رقابت کند بیکار نمى‌ماند و از طریق دیگر از وجودش افتاده می‌شد ولى متأسفانه تاکنون دولت‌هاى ما یا متوجه این تغییر وضع عمومى دنیا نشده و یا به واسطه افکار قدیمى و امیال قومى و ملاحظات طبقاتى و اشرافى قصد دارند به همان طریق سابق مملکت را اداره کنند و چون روى همین تعقیب یا غفلت اقداماتی‌شان منطبق با زمان و توافق با منافع عومى نیست می‌بینیم هر چقدر هم به خیال خود براى ترفیه حال مردم کوشش می‌کنند نتیجه مثبت دیده می‌شود و آثار و عائم این عدم موفقیت را از اختلاف شدیدى طبقاتى و عجز دولت‌ها در توازن و تعادل می‌توان تشخیص داد.

از یک طرف دولت ادعا دارد که تمام هم خود را مصروف بهبود زندگانى مردم ساخته و از طرفى می‌بینم علاوه بر اینکه در این کار توفیقى نیافته روز به روز فاصله‌ها به صراحت عرض کنم که کوشش و تلاش ادعایی دولت در جهت منفى نتیجه داده است.

به نظر بنده علت اصلى این عدم موافقیت این است که دولت به جای اینکه مخارج چرخ‌هاى مملکت و هزینه به کار‌انداختن قدرت‌هاى فعاله و تأمین احتیاجات ضرورى و عمومى سود و روت و مؤدیان حقیقى مالیات دریافت کند آنها را به حال خود گذارده و سراغ یک مشت فقیر و ناتوان رفته و مخارج دستگاه‌ها را از آخرین رمق آنها می‌کشد و بیشتر تحمیلات روى دوش طبقه حقوق بگیر است چنانچه می‌بینیم این طبقه ظرف یکى دو روز اول و در بعضى مواقع به طرفت‌العین دریافتى خود را از دست می‌دهند و براى مردم عادى و عامى که بعلل و موجبات امر وارد نیستند این عقیده را بوجود آورده که برکت پول از بین رفته ست ولى در حقیقبت به تعبیر فنى علمى باید گفت که این دستگاه پرخرج دولت و قوه طماعه اغنیاست که دسترنج ضعفا را بصورت مالیات ‌هاى غیر مرئی مى‌رباید و صرف ضیاع و عقا و قویا می‌کند.

امروز با بیدارى و هوشیارى که در دنیا تعمیم یافته و از امتیازات نسل حاضر است و ما هم قهراً از آن مستثنى نیستیم دو اصل اساسى باید سر لوحه اعمال دولت قرار گیرد.

اول حفظ امنیت و قومیت وشرافت ملى که لازمه آن ارتش منظم و سازمان‌هاى مجهز دولتى و تأسیسات عمومى از قبیل مدارس ابتدایی متوسطه دانشگاه بیمارستان راه

+++

و سایر لوازم مدرن امروزى است.

دوم تأمین عدالت اجتماعى و ترفیه زندگى مردم و رفاه و آسایش نسبى طبقات مختلف و براى اجراى صحیح این دو اصل یک راه بیشتر نداریم و آن ایجاد یک اقتصاد منظم و عمی‌ق و ثابت و دور ازتشتت و هرج مرج است و واجد بودن چنین اقتصادى علاوه بر جزئیات دیگر موکول بنحوه اخذ مالیات است که هم موجبات ترقیات صنعتى و کشاورزى را فراهم سازد و هم ضمن پرداخت کشاورزى را فراهم سازد و هم ضمن پرداخت مخارج دستگاه‌هاى دولتى و تأسیسات عام المنفعه فشارى به کسى وارد نشود و هم ‌اینکه مردم با استفاده از عدالت و آرامش چرخ‌هاى مملکت را به کار‌انداخت و هر کس بتواند به نسبت فعالیت و کوشش خود و ارزش خدمتى که به اجتماع می‌کند از ثمران زندگى امروز متنعم شود.

هیچ کس و حتى خود دولت هم نمی‌تواند منکر شود که تا امروز توجهى به این اصل مهم و اساسى یعنى تأمین خرج است محل مناسب نشده و چون بودجه کشور فهرست اعمال آینده دولت و نقشه ‌ایده‌آلى او است حالا ببینیم بودجه پیشنهادى تأمین این دو اصل و یا اصول دیگرى را می‌کند و یا ‌اینکه باید هر روز متوسل بقرض از خارجى و چرخانیدن دستگاه به طور موقت شد. البته اگر ما در مقام اصلاح دستگاه‌ها و به کار‌انداختن منابع تولید و رفع مفاسد اجتماعى به طور اساسى و اصولى بودیم و طرز وصول مالیات عادلانه و دنیا پسند و موافق مقتضیات عصر حاضر بود اشکالى نداشت که براى توسعه عملیات و گردش چرخ‌ها به طور سریعتر متوسل به قرض بشویم تا در عرض مدت کوتاهى جبران گذشته را بنمائیم و مفاسد ناشیه از غفلت و سهل انگارى و بى اعتنایی بحقوق مردم را رفع کنیم ولى متأسفانه باز ملاحظه می‌شود که نه تنها در صدد اصلاًح نیستیم بلکه هنوز بفکر آنهم نیفتاده‌ایم و این بودجه و طرز وصول جبران عقب افتادگى را نمی‌کند بلکه فاصله ما را از هدف و مقصود اصلى دور می‌نماید زیرا با حساب دقیق 89 در صد ‌درآمد این بودجه به طور تساوى و بدون در نظر گرفتن فقر و غنا على‌السویه بر همه مردم به طور سرشمارى تحمیل شده است. در این بودجه سرمایه‌دار. مالک کارخانه دار کسانى که در آپارتمان‌هاى مجلل و لوکس زندگى می‌کنند. افرادى که به تنهایی چند پارچه آبادى و یا هزار‌ها متر زمین و مستغل دارند و مظاهر ثروت آنها را به انحاء مختلف می‌بینیم با آن کارگری که روزى ده تومان یا کمتر حقوق می‌گیرد و یا کارمندی که ماهى دویست تا ششصد تومان دریافت می‌دارد و یا دکتر تحصیلکرده‌ای که بیست سال زحمت کشیده و شبانه روز حاضر به خدمت است و بالاخره آن سلمانى و دوره گرد و کارگر حمال و پرتقال فروش در عرض هم بایستى احتیاجات‌مان مالایطاق دولت را تأمین نمایند به این معنى که یک نفز که ‌درآمد او منحصر به حقوق ماهیانه و با دستمزد روزانه ثابت است باید طبق این ارقام 89 در صد از صد در صد حقوق خود را براى مخارج بدولت بپردازد و آن کسى که خرج لباسش معادل یک دهم یا صدم و شاید یک هزارم ‌درآمدش باشد او هم به همین نسبت به ‌درآمد دولت و دستگاه حاکمه کمک کند این چه نوع عدالتى است که یک نفر 89 درصد و دیگرى ده یا یک در هزار از ‌درآمدش را بدهد اگر هر دو از این مملکت متمنع و بهره‌مند می‌شوند باید تساوى و تناسب در این کار باشد یعنى آن یکى هم 89 درصد ‌درآمدش را بدهد والا چطور می‌شود که پرداخت مالیات آن هم به این نسبت از ‌درآمد براى طبقه فقیر مشروع و قانونى جلوه کند.

بنده شنیدم چندى قبل که عده‌اى حضور اعلیحضرت شرفیاب بوده‌اند و صحبت از وصول مالیات بوده یک نفر اظ‌هار عقیده کرده است که باید براى جبران کم بود و تعادل بودجه باز هم متوسل بمالیات غیر مستقیم شد و اعلیحضرت فرموده بودند پس با این ترتیب بگویید اینجا مرکز ارتجاع است حالا حقیقتاً هم همینطور است. از یک طرف می‌بینیم پادشاه مملکت این طور اظ‌هار عقیده می‌فرمایند و از طرف دیگر لوایحى از طرف دولت به مجلس می‌‌آید که با نظر و رویه معظم‌له بهیچ وجه موافق نیست چنانچه چند روز قبل لایحه بخشودگى و معافیت رادیو تلویزیون منتسب به جناب ثاب یاسال به مجلس آمده و یا همین لایحه بودجه که الان مطرح مذاکره است به عقیده بنده اینها علامت و نشانه مبین و بارزى است که این دولت نمی‌خواهد از این ببعد هم هم قدرى در این کار تعدیل کرده باشد از طرف دیگر در این گرانى و صعویت زندگى قصد دارند نرخ اتوبوس را ترقى و یک مرتبه صد در صد به آن اضافه کنند درست است و بنده هم منکر این حقیقت نیستم که ممکن است کرایه اتوبوس صرف نکند ولى در این قبیل مواقع باید جبران ضرر آن از محل بودجه بشود یعنى مبلغى را در بودجه براى این کار اختصاص دهند و در ممالک راقیه هم این کار معمول و متداول است.

به هر حال در این بودجه هم مثل بودجه سال‌هاى قبل فقط یازده در صد عوائد آن را مالیات مستقیم و بقیه را مالیات‌هاى غیر مستقیم تشکیل می‌دهد و با کمال تأسف از این مقدار هم 51/ 5 در صد یعنى مبلغى بیش از نصف بودجه کل کشور از طریق دخانیات قند و شکر. گمرک که فشار آن مستقیماً روى دوش طبقه ضعیف و مصرف کننده است تأمین شده و حتى نسبت بسال 35 هم دو میلیارد و 890 میلیون ریال ترقى کرده است مالیات قند و شکر در سال جارى 45 میلیون تومان و در سال آینده بصد میلیون افزایش داده شده است در صورتى که ما می‌دانیم قیمت قند و شکر در بازار دنیا ترقى کرده و براى وصول این صد میلیون باز مجبورند قیمت داخلى را بالا ببرند و با ترقى آن طبیعتاً اجناس دیگر ترى می‌کند و قدرت خرید در مردم کمتر می‌شود زیرا وقتى یک نفر کاسب عادى که مثلاً روزى 10 تومان ‌درآمد دارد به جای اینکه یک تومان قیمت قند و شکر بپردازد 15 ریال و به جای 4 ریال کرایه اتوبوس 8 ریال و به جای 8 ریال سیگار 13 ریال پرداخت نمود قهراً مجبور است که معادل 13 ریال اجناس خود را گرانتر بفروشد و این اضافه قیمت به تمام اجناس سرایت می‌کند و اگر اولى 13 ریال گران کرد کاسب دست آخر یعنى آن طاقه فرش بیست تومان گران می‌کند و چون کنترل در این سیر صعودى نمی‌تواند وجود داشته باشد یک مرتبه مى‌بینید که مثلاً بر اثر صدى 30 ترقى دخانیات وقتى و شکر سایر اجناس صدى صد ترقى کرد و به همین منوال قیمت‌ها بدون تناسب بالا می‌رود.

با گمرک که از برکت حسن تدبیر اقتصادى دولت‌ها سوزن و دکمه و نخ خیاطى و میوه و ارزاق عمومى و حتى گوجه فرنگى و را در این چند سال اخیر از خارج وارد مى‌کنیم از این جهت و از لحاظ لوازم ضرورى نسبت مخارج براى متمول و فقیر مساوى است و بیشتر آن بدوش همین طبقه تحمیل می‌گردد و چون وظیفه اصلى و مهم دولت فراهم ساختن موجبات آسایش مردم و ایجاد قوه لازم براى به دست آوردن مایحتاج ضرورى و بالا بردن قوه خرید افراد به نحوى متعادل است پس باید تصدیق کرد که رویه فعلى به هیچ‌وجه متناسب با آن نیت و مقصد نیست و تنها راهى که می‌تواند در این دنیاى پرآشوب ما را نجات بدهد و به مقصود برساند اخذ مالیات‌هاى مستقیم و عادلانه است واگر بودجه ممالک مترقى هم توجه کنیم مى‌بینیم راهى جز این انتخاب توجه کنیم می‌بینم راه جز این انتخاب نکرده‌اند و مثلاً دولت امریکا از 68 میلیارد دلار 56 می‌لیادر یعنى بیش از 82 در صد بودجه خود را از طریق مالیات مستقیم استحصال می‌کند و این رقم بزرگ که بتنهایی 80 برابر بودجه ما است از سرمایه داران و صاحبه آن صنایع و مالکین و ثروتمندان و شرکت‌ها وصول می‌کند و خود این امر سبب شده است که هم دولت براى انجام امور عام المنفعه و ضرورى قادر باشد و هم دستگاه ‌هاى تولیدى و صنعتى با سرعت بگردش بیفتد به طورى که در این قبیل ممالک چیزی‌هایی که هنوز در مملکت ما جزء تعیین و تشخص است براى آنها پیش پا افتاده و عادى شده و اکثریت قریب باتفاق مردم قادر به تحصیل آن هستند همین‌طور در کشور آلمان انگلستان فرانسه و سایر دول مترقى رقم مهم بودجه را مالیات مستقیم تشکیل می‌دهد و رقم مالیات غیر مستقیم در بودجه آنها مثل رقم ‌درآمد معادن در بودجه ما بسیار ناچیز است. در آن ممالک تا 80 و 90 درصد از بعضى منافع سرشار را به عنوان مالیات وصول می‌کنند و تذکر این نکته هم لازم است که وضع عمومى و اجتماعى همان سرمایه دارد و صاحبت ثروت هم بهتر است زیرا اولا چون حقوق کسى ضایع نمی‌شود بنى کارگر و کار فرما بغض و نادى وجود ندارد ثانیاً با همان پول ثبات وضع اقتصادى ایجاد شده و در پرتو همان ثبات است که سرمایه دار می‌تواند با اطمینان و اعتماد کامل از ثروت خود بنفع خودش و اجتماع و سربلندى و اعتلاء وطنش استفاده کند بعضى شاید تصوبر کنند که اگر این قبیل مالیات‌ها وضع شود و حق دولت از سرمایه‌ها وصول گردد و به ضرر صاحبه آن سرمایه تمام خواهد شد بلکه بالعکس وقتى چرخ‌هاى اقتصادى که در حال حاضر دچار رکود و خمود شده به کار افتاد طبعاً براى اکثریت مردم قدرت خرید ایجاد می‌شود و داد و ستد جریان معمولى پیدا می‌کند و سرمایه به کار می‌آفتد و به عنوان نمونه وضع بازار امسال تهران را باید تذکر داد زیرا با ‌اینکه شب عید موقع خرید و فروش اجناس است و فروش ما ه اسفند باید چندین برابر ماه‌هاى قبل باشد تمام تجار و کسبه دست‌ها را روى دست گذاشته و به هیچ‌وجه جنب و جوشى در بازار دیده نمی‌شود بنابراین وقتى معامله‌اى صورت نگرفت منفعتى بوجود نمی‌‌آید تا بتوان به مأخذ آن مالیات گرشفتن و نتیجه این امر همین عسر و هرچى است که در تأمین بودجه مملکت دیده می‌شود خلاصه دولت در حال حاضر با تعقیب سیاست کهنه هم مدرن را از وسائل زندگى و رفاه و آسایش محروم نموده و هم صاحب آن سرمایه را متضرر و بلاتکلیف ساخته است و این سیستم مالیاتى در دنیا محکوم شده ما نه تنها از آن دست بر نمی‌داریم بلکه مرتباً هم بر میزان آن اضافه می‌کنیم و توجه نداریم که تمام پیشرفت‌ها و ترقیات محیر‌العقول که چه از لحاظ اقتصادى و چه از لحاظ تأمین احتیاجات عمومى نصیب دول و راقیه شده باید در همین مطلب یعنى اخذ مالیات مستقیم جستجو کرد و ملاحظه می‌کنیم که زندگانى طبقات مختلف آنها به هیچ‌وجه با مردم مملکت ما قابل مقایسه نیست و تمام مظاهر تمدن و وسائل آسایش از قبیل بیمارستان و مدارس و مؤسسات عام‌المنفعه احتیاجات و ترامواى و سایر چیز‌ها از همین طریق تأمین می‌شود و یک عدالت اجتماعى به معناى واقعى در آنجا حکومت می‌کند.

ولى وضع مملکت ما که مشهود خود دولت و مورد انکار نیست در کمال صعوبت و عسرت است و هر روز که احساس کسر و کمبود در بودجه و خارج شد چون سیستم مالیاتى بر محور غیر مستقیم دور می‌زند مجبورند فورا براى چرخاندن دستگاه و جلوگیرى از خوابیدن آن مبلغى بقیمت مایحتاج عمومى اضافه کنند و در این حال هم چاره‌اى ندارند مگر ‌اینکه سیستم را تغییر دهند در چند سال اخیر یا ‌اینکه مبالغ زیادى به عنوان پول نفت و قرض به این مملکت داده شده باز مى‌بینیم که به همان درجه و بلکه شدیدتر احتیاجات ضرورى نود در صد مردم متعسرتر گردیده است کارمندان دولت که قسمت مهمى از مردم مملکت را تشکیل می‌دهند و اکثراً جزء طبقه تحصیل کرده و منور کشور هستند از ادامه زندگى عاجزند و هر چقدر دولت حقوق آنها را بالا ببرند مى‌بینیم که به همان نسبت و بلکه بیشتر مخارج‌شان رو به فزونى می‌رود و حتى این ترقى قیمت زندگى بقیه مردم را هم دچار صعوبت بیشتر می‌کند و چون دستگاه فعاله دولت و گرداننده چرخ مملکت همین طبقه هستند و این دسته هم قدرت تأمین از مجراى اصلى منحرف و به قدرى هم که امکان استفاده از سازمان ناقص فعلى وجود دارد نتیجه نمی‌دهند.

یک ژاندارم که در بیابه آنها باید حافظ مال و جان و ناموس مردم و ضابط دادگسترى است و با یک پاسبآنکه وقت و بى وقت و شب و نصف شب در شهر به پاسدارى مشغول است ماهى صد و پنجاه تا دویست تومان حقوق می‌گیرد و همین‌طور سایر طبقان کارمندان از افسر ارتش تا شهربه آنى و قاضى و کارمند دادگسترى و دبیر و آموزگار و طبیب و غیره هیچ کدام‌شان قادر نیستند با حقوق دریافتى خرج عائله‌اى را تأمین کنند و آثار سوء آن مشهود خاص و عام است ما هنوز در مملکت بقد یک دهم احتیاجات عمومى بیمارستان نداریم و شاید شنیده باشید که اشخاصى که فقط براى اطفای گرسنگى و سیر کردن شکم خود به طور موقت راه بیمارستان‌ها را در پیش می‌گیرند و چون جا نیست آنها را به زور و حتى با قوه قهریه اخراج می‌کنند و براى مرضاى موجود در بیمارستان‌ها هم دارو و غذاى کافى ندارند و بودجه مملکت کفاف این مخارج را نمی‌دهد و بالاخره در وضعى هستیم که اگر بخواهند در دنیاى امروز یک نمونه از ادیار و بلاتکلیفى و یأس بسازند بهتر از این نمی‌شود و چون نمى خواهم بیشتر در این مقوله صحبت کنم بحث آن شرا بوقت دیگرى موکول می‌کنم به هر حال مقصودم این بود که این بودجه‌ها با این وضع و با این ترتیب به هیچ وجه منطبق اصول لازم امروز و احتیاجات مردم نیست کارى کرد که حوایج ضرورى مردم فراهم و چون دیگر گنجایش ندارد که با وضع مالیات‌هاى غیر مستقیم و تکثیر آن موارد احتیاج را تأمین کنیم لازم بود دولت با توجه به این نقایص و احتیاجات بودجه تنظیم می‌کرد تا حدودى منطبق با وضع روز و نیازمندى ‌هاى عمومى باشد.

البته مالیات مستقیم و غیر مستقیم هر کدام معایب و محسناتى دارد ولى به هیچ‌وجه مضار غیر مستقیم یا مستقیم قابل مقایسه نیست مثلاً دولت چون یک سازمان صحیح براى اخذ مالیات مستقیم ندارد متعذر بصعوبت وصول آن می‌شود بلکه آن را جزو محالات می‌داند و به نظر بنده هم با وضعى که الان دارد نه قابل وصول است و نه هیچ دولتى می‌تواند بنحو احسن انجام دهد و این موضوع را از مضار مستقیم می‌داند در صورتى که جلوگیرى از این کار خیلى ساده است یعنى اول باید راه وصول آن را به طور صحیح و عادلانه پیدا کرد و بعد بسراغ آن رفت باید طریقه ا اتخاذ کرد که ثابت و لایتغیر باشد زیرا هر چه سوء جریان است از اختیار مأمورین در تغییر و تبدیل و کم و زیاد کردن مالیات‌ها حاصل می‌شود باید به تناسب سرمایه و تا وقتى که به علت نقص تشکیلات و رویه عمومى سرمایه قابل استتار است از مظاهر آن مالیات دریافت نمود باید راهى اتخاذ نمایند که تماس مأمور وصول بامؤدى بدرجه اعلى کم و در حال حاضر بهترین راه این است که املاک و مستغلات را دقیقاً تقویم و از اصل قیمت مالیات دریافت نمایند تا هم ثابت باشد و هم کلى یعنى استثنائاً ترقى و تنزل مالیات یک نفر که املا کش تقویم شده در اختیار مأمور وصول نباشد واگر ترقى یا تنزلى صورت گرفت تابع قیمت روز و براى همه یکسان باشد با این ترتیب از فعالیت‌هاى مصنوعى و غیر مفید جلوگیرى شده و تشویقى براى امور مولده و فعالیت‌هاى طبیعى بعمل آمده است. فو‌اید دیگر این نوع مالیات این است که اولاً از بورس باز‌ی‌هاى بى‌جا و تورم‌هاى بی‌مورد جلوگیرى کرده و بى جهت قسمتى از سرمایه ‌هاى مملکت به کار‌هاى غیر مولد از قبیل تجارت زمی‌ن. سفته بازى، ساختمان‌هاى غیر متناسب اختصاصى نمی‌یابد بلکه صاحبه آن سرمایه و پول سعى می‌کنند سرمایه خود را در مواردى به کار‌اندازند که هم براى خودشان مفید و هم ‌اینکه دولت بتواند از فو‌اید آن و اخذ مالیات برخوردار شود و دیگر ‌اینکه دولت هم بى جهت عقب دفتر و دستک سرمایه‌دار و تشخیص صحبت و سقم آن نمی‌رود بلکه هر جا که مظاهر پول خودنمایی کرد بدون دغدغه و مخمصه با یک سازمان صحیح حق دولت وصول می‌شود ضمناً وقتى سرمایه‌ها در راه اصلى مصرف شد قهراً کارگر و کارمند زیادترى لازم است و از بیکارى و فقر جلوگیرى می‌شود و یا ‌اینکه مثلاً اگر صاحبه آن املاک مزروعى چند پارچه ملک داشته باشند و دولت هم به اخذ مالیات از منافع اکتفا نماید طبعاً کوششى از طرف مالکین براى استحصال بیشتر معمول نمی‌گردد و در صورتى که اگر از اصل قیمت مالیات اخذ نمایند نه براى پرداخت آن فعالیت زیادترى اعمال می‌گردد و علاوه از تمتع دولت و صاحب ملک زارعین نیز چند برابر بیش از حالا منفعت می‌برند و سطح زندگى آنها تغییر می‌کند البته این کار را هم باید با شرایطى انجام داد یعنى قدرت تولید را از طریق وام ‌هاى طویل‌المدت و کم سود و تنزل نرخ بهره ایجاد امنیت قضایی در مناطق زراعتى آشنا ساختن زارعین باصول جدید کشاورزى و بالاخره یجاد مقدماتى که از هر حیث موافق باجراى این نظر باشد والا اگر بدون توجه به این شرایط عمل کنند نتیجه مطلوب و کافى حاصل نخواهد شد و به نظر بنده دولت لازم بود این کار را از همان وقتى که پول نفت به دست گاه اقتصادى رسید شروع می‌کرد.

موقعى که قرار داد نفت بسته شد نظر تمام نمایندگان و مردم بر این بود که باید ‌درآمد آن از بودجه عمومى منتزع و به امور تولیدى و عمومى اختصاصى داده شود و بنیه اقتصادى مملکت تقویت گردد تا هم دولت بتواند جبران کسر بودجه خود را از طریق وصول مالیات ‌هاى مستقیم و تقویت قدرت مالى افراد که با پول نفت به کار می‌افتد بنماید و هم وسایل لازم و مورد احتیاج دستگاه عمومى تدارک گردد و به هیچ‌وجه صلاح نبود که این پول صرف مخارج روزمره حقوق بشود بلکه وضع مملکت و منافذ ملت ایران و حتى نسل‌هاى آینده ایجاد می‌کرد که پول نفت به سرمایه ثابت ملت تبدیل و امکان ترقى همگام به احتیاجاتى که مرور زمان براى ما پیش می‌آورد و حاصل گردد و خوشبختانه همین طور هم شد و بر اثر مساعى و افکار موجود آن روز این پول از بودجه مجزا گردید با این ترتیب قدم اول را بداشتیم و خود را در آستانه یک تغییر وضع شایسته و مطلوب قرار دادیم متأسفانه نتیجه‌اى که انتظار بود حاصل نشد یعنى لازم بود و همان موقع احتیاجات و ضروریات زندگى و طرز مصرف به حکم الاهم و فالاهم یعنى قسمت مهمى از آن اختصاص به تولیدات کشور به کار‌انداختن قدرت کشاورزى از طریق وام مناسب و واگذارى ماشین ‌هاى زراعتى باقساط طولانى حمایت و تشویق از شرکت‌هاى خصوصى کا در راه استخراج معادن به کار می‌افتد.

کمک و مساعدت با صاحبه آن صنایع داخلى و بى نیازى کشور از اجناس مشابه خارجى.

به کار‌انداختن کارخان‌هاى جدید ایجاد سد و سایر امور تولیدى داده می‌شد و به موازات و به تبع این اقدامات اصولى و لازم قسمتى هم صرف امور عمرانى می‌گردید تا در نتیجه هم صرف امور عمرانى می‌گردید تا در نتیجه قدرت مردم براى تولید بیشتر و قیمت اجناس بر اثر کثرت تولید پایین می‌آمد و با قدرت خرید در مردم بالا می‌رفت و عو‌اید دولت از این طریق تکثیر می‌افت ولى متأسفانه در عمل نه آن شده و نه این رعایت گردیده و نتیجه دو فرصت مهم و کم نظیر اقتصادى را از دست دادیم به این معنى که قسمت عمده ‌درآمد نفت با ضافه مبلغى که به عنوان قرض گرفته شد به کار‌هاى عمرانى و ساختمانى اختصاص و به کارهاى تولیدى خیلى کم توجه شده و در عمل تناسب احتیاجات رعایت نگردیده واز طرفى مبناى بودجه کشور هم روى اصول و قواعد عهد عتیق تنظیم گردیده و به علت عدم رعایت این دو اصل نکث و انکسارى در کار‌هاى تولیدى و به کار افتادن چرخ‌هاى عفاله کشور ایجاد شده که به نظر من هر روزى که دولت زودتر جبران این غفلت را بنماید زودتر این شکاف‌ها و فقر و بدبختى از می‌ان خواهد رفت.

به هر حال به مرور زمان و بنا به اجبار روز به روز امور عام‌المنفعه توسعه خواهد یافت و راه‌ها و فرودگاه‌ها و بنادر و ساختمان‌هاى فرهنگى و بهداشتى یکى پس از دیگرى تحویل دولت داده خواهد شد و هر پروژه‌اى که ختم و آماده کار و بهره بردارى شود براى استفاده و نگاهدارى آن بدون ‌اینکه خود منبع ‌درآمد مستقیم باشد مبالغ هنگفتى براى دولت خرج ایجاد می‌کند که باید تأمین آن فقط از طریق مالیات‌هاى مستقیم ثابت تصاعدى بشود.

در حال حاضر ما اقلاً صد بیمارستان و درمانگاه چندین هزار دبستان و دبیرستان هزار‌ها کیلومتر راه شوسه و تعدادى فرودگاه مدرن و غیر در دست ساختمان داریم و خاتمه هر کدام از آنها خرج تازه‌اى به وجود می‌آورد.

وقتى بیمارستان و یا درمانگاه حاضر شد دکتر دارو، بودجه غذایى مى‌خواهد.

مدرسه معلم و اثاثیه و ابزار اجتیاج دارد.

راه خرج نگاهدارى و مرمت و تعویض اسفالت دارد.

ضمناً امور تولیدى از قبیل سد و احداث مزارع و کشتزار‌ها هم فوراً و مستقیماً ‌درآمده ‌اید خزانه دولت نمی‌کند زیرا تمام این امور صرفاً از جهت تسهیل در کار مردم و تقویت بنیه اقتصادى کشور اقام می‌شود به اضافه خواهى نخواهى بایستى احتیاجات کارمندان دولت به نحو شایسته و مطلوبى که این دستگاه‌هاى را با حسن جریان بچرخاند تأمین شود و با این حساب طبیعى است که در آینده بودجه سنگین تر خواهیم داشت.

به علاوه براى حفظ سیاست و تعادل قوا و امنیت داخلى و مناسب ساختن دستگاه‌هاى دولتى با شئون ملى و عصر و زمان و تهیه تجهیزات مؤسسات وابسته به آن بودجه دولت باید ب حد متنابهى ترقى کند و ما هم همی‌شه نمی‌توانیم و نباید به آنتظار قرض یا کمک خارجى باشیم و باید روى پاى خود بایستیم و این مخارج را از منابع دست نخورده و بى‌کران خود استحصال کنیم و این کار هم که حتمى و غیر قابل احتراز است باید هرچه زودتر عملى شود زیرا در حال حاضر این بودجه نه تأمین نظر مردم را می‌کند و نه اطمینان به وصول مالیات‌هاى پیش‌بینى شده است پیش‌بینى‌هایی که از بابت مالیات مستقیم و غیر مستقیم اه و مبالغ زیادى نسبت به سال 35 ترقى کرده با توجه با ‌اینکه قوانین مالیاتى تغییر ننموده کیفیت وصول آن معلوم نیست و دولت توجه ندارد که خرج قطعى و منجز ولى ‌درآمد احتماًلى است و مخارج قطعى و مسلم را نمی‌شود بر مبناى وصولى احتماًلى قرار داد. اول باید مالیت‌ها را متناسب می‌کردند بعد پیش‌بینى وصول آن بر میزان بیشتر می‌شد ولى متأسفانه بدون رعایت قوه و قدرت مردم و رعایت مقتضیات عصر زمان مخارج را ترقى داده‌اند.

موضوع دیگرى که تذکر آن لازم است این است که بنده سال 35- 4 میلیارد و 80 میلیون و 771 هزار و 180 ریال کسر داشته و دولت در مقدمه لایحه بودجه سال 36 متذکر شده که علاوه از تأمین کسرى مزبور منابع نسبتاً گزافى هم طبق قوانین مصوبه بعدى که اعتبار آن در بودجه نبوده پرداخت کرده و یا خواهد کرد از قبیل کمک بسیل زدگان و ازدیاد حقوق مستخدمی‌ن رتبه‌هاى پایین و غیره ضمناً مدعى است که معادل دو میلیارد و دویست و پنجاه میلیون ریال کمتر از سال قبل از وام یا کمک بلاعوض اتفاده کرده خوب است در این مورد وزارت دارایی توضیح بیشترى بدهد که بدانیم این اضافه بدون ‌اینکه قانون جدیدى مبنى بر تکثیر مالیات وضع شده باشد از کجا تأمین شده است.

البته جناب آقاى وزیر دارایی در این مورد توضیح خواهند داد ولى بنده خواستم یک مطلبى را به عرض برسانم و آن این است که باید تصدیق کرد که تا یک حد نازلى ‌درآمد وصولى سال گذشته از سال‌هاى پیش بهتر بوده و بیشتر شده و این قابل امتنان است البته مبالغ زیادى قرض از سال 34 کمتر گرفته‌ایم (وزیر دارایی- هیچ قرض نگرفته‌ایم) هیچ قرض نگرفتیم و یک بالغ زیادترى هم خرج داشتیم که از دستگاه وصولى به دست آمده است می‌توان گفت که دستگاه وصول ما یک‌ اندازه‌اى بهتر کار کرده ولى این پیش‌بینى‌هایی که در اینجا شده که 21 میلیارد جمع و خرج بودجه است تقریباً) می‌لیادر بخارج و 5 میلیارد هم به منافع اضافه شده فقط از طریق مالیات‌ها چقدر اضافه شده است (وزیر دارایی- بر مخارج 5 میلیارد ریال اضافه نشده) سه میلیارد شده (وزیر دارایی- در حدود دو میلیارد) در حدود دو میلیارد و خورده‌اى ولى به منافع پنج میلیارد اضافه شده این هم بیشتر از مالیات‌هاى غیر مستقیم است و معلوم نیست همان‌طورى که آقاى دکتر شاهکار اینجا فرمودند از چه راه اضافه شده است بسر مالیات ‌هاى غیر مستقیم حتى آن مبلغى که به قند و شکر اضافه شده اگر درست نگاه کنیم می‌بینیم که قیمت قند و شکر هم در بازار ترقى کرده است یعنى در سال گذشته قیمت قند و شکر 107 دلار بوده حالا 180 دلار شده و اگر بخواهیم این اضافه را به طور کلى حساب کنیم مى‌بینیم که دولت از این نظر یک چیزى هم از این صد میلیون تومان که اینجا پیش‌بینى شده است ضرر می‌کند یا بایستى دو مرتبه به قیمت قند و شکر اضافه بفرمایید والا بنده نمی‌دانم این پیش‌بینى که اینجا شده از چه لحاظ است به هر حال می‌خواستم که نسبت به این ‌درآمدى که در این سال 35 پیش‌بینى شده از جنابعالى تشکر کنم و این یک مقدارش هم بایستى از طریق مالیات ‌هاى مستقیم که از بعضى از بازرگانان گرفته شده است به حساب آورد استدعا می‌کنم که این مطالبى که اینجا عرض کردم جناب آقاى فروهر راجع به مالیات‌هاى مستقیم و غیر مستقیم نظر خودتان را بفرمایید که اگر بنده اشتباه کردم آنوقت بنده هم مثل جنابعالى بفهمم که مالیات غیر مستقیم در مملکت ما حالا لازمتر از مالیات مستقیم است به هر صورتى که ما می‌بینیم که در این پیش‌بینى که در بودجه شده است باز مالیات مستقیم نسبت به مالیات غیر مستقیم کسر شده است براى ‌اینکه نسبت مالیات غیر مستقیم از مالیات مستقیم زیادتر است.

نایب رئیس- آقاى احمد طباطبایی‏

احمد طباطبایی- به طورى که صبح همکار محترم بنده جناب آقاى دکتر شاهکار فرمودند اهم وظایف مجلس و اهم وظیفه نمایندگى رسیدگى ببودجه و تصویب بودجه مملکتى است که اگر ممالک راقیه دنیا جلو رفتند و هر روز یک قدم رو به سعادت بر داشتند وقتى درست حساب بکنیم و نگاه کنیم مى‌بینیم عمل آنها کار آنها فقط این است که بودجه صحیح تنظیم کرده‌اند و بودجه را درست وصول کرده‌اند و بودجه را درست مصرف کرده‌اند این وسیله‌اى است که مملکت را پیش می‌برد و روز بروز هم جلومی‌برد متأسفانه مملکت ما با وجودى که همه دولت‌هایی که سر کار بوده‌اند الحمدالله خوب بودند و همه صحیح کار کرده‌اند بودجه را هم همه متعادل داده‌اند حالا من نمی‌دانم چه شده است که وضع ما روز به‌روز بدتر شده امروز از دیروز خراب‌تر بوده است آقایان نمایندگان محترم بودجه به قدرى موضوعش مهم است به قدرى اهمیت دارد که از خصائص و وظائف خاص مجلس شوارى ملى است حتى قانون اساسى به مجلس سنا هم اجازه ‌اینکه در بودجه دخالت بکند نداده است (عمیدی نوری- رأى مشورتى می‌دهد) رأى مشورتى با رأى استصوابى و تصویب کردن دو تاست دخالت از لحاظ تصویب از لحاظ تنقیح از لحاظ تبدیل فقط وظیفه مجلس شوراى ملى است و الا مجلس سنا حق ‌اینکه بودجه را تصویب بکند ندارد کما ‌اینکه بودجه‌اى را که آقایان می‌فرستند به مجلس سنا اگر غیر از نظر مشورتى یک (واو) درش تغییر داد وقتى برگشت اینجا آقایان آن (و او) را قبول نکنند و همان طورى که خودتان تصویب نکنند و همان‌طورى که خودتان تصویب کرده ‌اید اجرا می‌کنید و دیگر به مجلس سنا بر نمى‌گردانید پس تصویب بودجه از وظایف خاص مجلس شوراى ملى است ما در اینجا همه‌مان قسم خورده‌ایم و به قرآن شریف سوگند یاد کرده‌ایم که نسبت به وظایفى که قانون اساسى براى ما تعیین کرده است آن وظایف را مد هم مسلم بدانید نظر بگیریم این را خواهیم مرد (صحیح است) هیچ‌کدام نیستیم که الى الابد زنده بمانیم همه مان نظر بگیریم این را هم مسلم بدانید ما همه‌مان دیر باز و یکى پس از دیگرى خواهیم مرد و براى انجام وظیفه خودمان هم باید رعایت امور دنیایی‌مان را بکنیم (دولت‌آبادى- و امور آخرت‌مان را) البته رعایت امور آخری‌مان را آخرت هم هست مسلماً یقین بدانید اگر ندارد مسلماً هست على الى حال یک بودجه‌هاى یعنى یکى از بودجه‌‌هاى مملکت امروز شده است در مجلس براى ‌اینکه ما بوده‌هایی که در مملکت داریم یکى نیست یک بوده‌اى است که جناب وزیر دارایی آورده‌اند به مجلس و همین است که ما داریم اینجا حالا چه جور این بودجه نمی‌شود بنده نمی‌دانم حالا چه جور این بودجه قابل ترتیب اثر است و این بودجه براى مملکت تصویبش رویش بحث می‌کنیم یک بودجه‌اى سازمان برنامه دار یک بودجه‌اى شرکت ملى نفت دارد سازمان برنامه علاوه بر بودجه‌اى که راجع به دفتر خود آقاى ابت‌هاج مدیر عامل هست یک بودجه ‌هاى دیگرى هم در اطراف آن بودجه‌ها هست بنده خیلى متأسفم که عرض کنم وقتى ما دیوان محاسبات نداریم بودجه اصل معنى ندارد ما وقتى قانون دیوان محاسبات وقتى مواد و وظایف دیوان محاسبات را نگاه کنیم مى‌بینیم این بودجه‌اى که ما داریم این بودجه اصلاً هیچ‌گونه معنى ندارد (صحیح است) اصل 102 متمم قانون اساسى می‌گوید) دیوان محاسبات مأمور معاینه و تفکیک محاسبات اداره مالیه و تفریغ حساب کلیه محاسبین خزانه است و مخصوصاً مواظب است که هیچ یک از فقرات مخارج معینه در بودجه از میزان مقرره تجاوز ننموده (صحیح است) تغییر و تبدیل نپذیرد و هر وجهى در محل خود بمصرف برسد و همچنین معاینه و تفکیک محاسبه مختلفه کلیه ادارات دولتى را نموده اوراق سند خرج محاسبات را جمع آورى خواهد کرد و صورت کلیه محاسبات مملکتى را باید به انضمام ملاحظات خود تسلیم مجلس شوراى ملى نماید این وظیفه دیوان محاسبات است متأسفانه تا امروز بنده خیال نمی‌کنم دیوان محاسبات تا امروز بنده خیال نمی‌کنم دیوان محاسبات در تمام دوران مشروطیت این کار را کرده باشد (مسعودى- یک دفعه در 1301) فقط یک دفعه وقتى ما قبول کردیم که این اصل از قانون اساسى واجب‌الرعایه است ما که اینجا نشسته‌ایم بنام نماینده مردم باید حافظ این قانون اساسى باشیم وقتى باید وقتى مى‌بینیم راجع به مهم‌ترین موضوعات مملکت یعنى‏ بودجه مملکت ترتیب اثر بهش داده نمی‌شود بنده نمی‌دانم حالا چه جور این بودجه نمی‌شود بنده نمی‌دانم حالا چه جور این بودجه قبابل ترتیب اثر است و این بودجه براى مملکت تصویبش مفید است یا مفید نیست اینها البته یک چیزی‌هایی است که بسته به نظر نمایندگان مجلس شوراى ملى است البته می‌دانید عرضى که بنده می‌کنم از نقطه نظر وظیفه‌اى است که دارم قانون دیوان محاسبات یک قانونى بوده است که در دوره دوم مجلس شوراى ملى این قانون به تصویب رسیده است طرز تشکیل دیوان محاسبات یک طورى است که در این قانون ذکر شده است بنده براى ‌اینکه وقتى آقایان محترم را نگیرم از خواندن طرز تشکیل دیوان محاسبات خوددارى می‌کنم (صارمى- بلى آقاى خوانده‌ایم) وظایف دیوان محاسبات را به طور خلاصه عرض می‌کنم (وزیر دادگسترى- این قانون نسخ شده است) البته همه آقایان قرائت فرموده‌اند که این قانون لغو شده است ولى قانونى در 1312 جاى این آمده است آیا به آن قانون هم عمل می‌فرمایید (وزیر دارایی- آن هم اصلاًح شده است) آن هم لغو شده پس عرض بنده این است که از روزى که دیوان محاسبات محو شد از روزى که دیوان محاسبات فلج شد (صارمى- محو نشد) محو یعنى چه؟ آقایان وقتى یک تشکیلاتى یک مؤسسه‌اى وظایف خودش را عمل نکرد یعنى وظایفى که موجب تشکیل است ازش گرفتند و موجب تشکیل است ازش گرفتند و نگذاشتند عمل بکند این محو است اسمش نگذاشتند عمل بکند این محو است اسمش نگذاشتند عمل بکند این محول است اسمش این محو است دیوان محاسبات موافق قوانین و قواعد مقرره در کلیه عایدات و مخارج و اموال دولت نظارت و تفتیش می‌نماید دیوان محاسبات مراقب خواهد بود که صاحبه آن جمع مطابق شرایط مقرره تضمین بدهند این وظایف دیوان محاسبات تضمین بدهند این وظایف دیوان محاسبات است و حالا اگر ما یعنى اگر نمایندگان مجلس از دولت بخواهید که آقاى دولت شما که وضع دیوان محاسبات‌تان این است شما که وضع رسیدگى بودجه تان آن است و ضع رسیدگى بد آمدتان این طوری است که مى‌بینیم لاقل این بودجه تفصیلى را به ما بدهید که ما بتوانیم آن وظایف دیوان محاسبات را که بهش داده بودیم و حالا ازش گرفته‌‌اید بهش عمل کنیم آیا آقایان هیچ‌وقت شنیده ‌اید که بودجه تفصیلى از طرف دولت به این مجلس آمده باشد ببنده بفرمایید ببینم (یکى از نمایندگان- بفریغ بودجه باید بیاورد) تفریغ بودجه یعنى بودجه تفصیلى؟ بودجه تفصیلى را دولت نمی‌آورد حالا چرا نمی‌آورد بنده نمی‌دانم چرا نمی‌آورد (مسعودى در کمیسیون می‌آورند و مجلسین هم بکمیسیون بودجه اختیار دادند و کمیسیون بودجه هم دقیقاً

+++

رسیدگى نمی‌کند) امسال می‌آورند؟ (وزیر دارایی- هر سال به کمیسیون بودجه می‌آید) عرض کنم که عیب یک جاست این است که بنده خودم وظیفه خودم را نمی‌دانم چیست؟ اگر بدانم وظیفه‌ام چیست به وظیفه‌ام عمل می‌کنم و همه کار‌ها درست می‌شود ولى متأسفانه بنده شخصاً نمی‌دانم وظیفه‌ام چیست هشتاد سال قبل آقایان این مملکت چهار کرور تمان بودجه داشته است هشتاد سال قبل با این چهار کرور تومان بودجه داشته است هشتاد سال قبل با این چهار کرور تنها شهرى که در آسیا چراغ گاز داشته طهران بوده است در هشتاد سال قبل ما با 4 کرور بودجه در همین پشت دروازه تهران کارخانه چلوار باقى داشتیم ما در هشتاد سال قبل با 4 کرور بودجه مستشار ایتالیایی و بلژیکى براى شهر به آنیمان می‌آوریم (محمد على مسعودى - کارخانه قند کهریزک را هم بفرمایید) بفرمایش شما قند هم داشتیم ما همه این چیز‌ها را در هشتاد سال قبل داشتیم و بودجه 4 کرور بودجه بیشتر نبود ولى متأسفم که عرض کنم در آن زمان رجال اقتصادى ما لیسانسیه‌ها و دکتر‌ها نبودند رجال اقتصادى ما آن تاجرهاى عمامه شیر شکرى بودند باقباى قدک در تمام دنیا تجار ایران کار می‌کردند تجارت می‌کردند حیثیت داشتند آبرو داشتند صادرات این مملکت را به همه جامى فرستادند یکى از نمایندگان حالا هم این کار را (می‌کنند) این وضع هشتاد سال پیش‌مان بود که یا چهار کرور بودجه برق داشتیم حالا با دو هزار میلیون ریال برق نداریم هیچ شهرمان برق ندارد هیچ چیز نداریم (دکتر جهانشاهى- به آمار نگاه کنید ببینید که برق‌مان چقدر زیاد شده است) به چه نگاه کنم آقا؟

نایب رئیس- بفرمایید آقا مباحثه نکنید.

احمد طباطبایی- بنده تعجب می‌کنم ما مصداق آیه شریفه هستیم که مبفرم‌اید لهم آذان لایسمعون بها ولهم اعین لایبصرون بها متأسفانه چشم داریم نمى بینیم و گوش داریم و نمی‌شنویم هر روز و هر شب و هر ساعت از برق ناله مى‌کنیم آن‌وقت اینجا می‌گوئیم برق داریم (صدرزاده- این برق است این برق است بالاى سرما) کجا برق است؟ (صدرزاده- اینجا) شما توقع داشتید در جلسه مجلس شوراى ملى وقتى نمایندگان تشکیل جلسه داده‌اند برق‌تان را خاموش کنند تا این حد توقع داشتید وقتى که عرض کردم ما وظایف‌مان را نمی‌دانیم اى کاش من وظیفه‌ام را می‌دانستم آقایان بنده این عرایضى که می‌کنم در حضور اعضاى محترم دولت این حرف ‌هایی که من می‌زنم حرف ‌هایی است دکه این مردم توى خیابه آن و بازار می‌گویند بگذارید حرف‌هاى آنها را بآقایان وزراى محترم بگوئیم بگذارید از زبه آن ما بشنوند. ما یک دستگاهى داریم دستگاه تبلیغات از نقطه نظر دستگاه تبلیغات از نقطه نظر دستگاه تبلیغات ما یک ما یک مملکتى داریم بهشت برین و تنها دستگاهى که بعقیده بنده در دستگاه دولت خوب کار می‌کند همان دستگاه تبلیغات است براى ‌اینکه وظیفه‌اش همین است و این وظیفه را انجام می‌دهند وظیفه‌اش این است که تبلیغات کند دروغ بگوید خوب می‌گوید ما پیچ رادیو را که باز می‌کنیم مى‌بینیم که اصلاً مرض در مملکت نیست تراخم از بین رفته است حصبه از بین رفته است تمام امراض از بین رفته است سل وجود ندارد و مردم در نهایت خوشى و امن و امان زندگى می‌کنند و همه چیزى دارند رادیو را ببینید وضع مملکت چطور است (یکى از نمایندگان- حالا که تلویزیون هم می‌آورند) اور على کجور بودجه مملکت وقتى مطرح می‌شود یک فرصتى است براى وکیل که بتواند تمام در د‌هاى مردم را ضمن بودجه به عرض مجلس برساند دولت هم گوش بدهد به این حرف ‌هاى ما ولى حالا این عرایضى که بنده می‌کنم از دو حال بیرون نیست یا فکر بفرمایید که دروغ است یا تصور کنید راست است اگر فکر کنید من دروغ گفتم از صبح تا غروب مگر کم دروغ می‌شنوید همه‌اش دروغ روزنامه می‌خوانید دروغ است خبر می‌شنوید همه‌اش دروغ روزنامه می‌خوانید دروغ است خبر می‌شنوید دروغ است اگر راست می‌گویم گوش کنید (پرفسور اعلم - ما گوشیم بگویید)

نایب رئیس- آقاى طباطبایی شما همه‌اش مقدمه فرمودید مطلب‌تان را بفرمایید.

طباطبایی- الان توى مطالب هستیم همه‌اش راجع به بودجه است دارم عرض می‌کنم. (دکتر بینا - یواش یواش وارد مطلب می‌شوند) الان توى مطلبم یک توجهى بفرمایید آقایان. زمانى که اعلیحضرت فقید در این مملکت زمامدار بودجه آن زمان را با کار‌هایی که شده است در نظر بگیرید ببینید بودجه چه بوده و آن مرد که خدا رحمتش کند چه کرده بعد از آن ما چه کرده‌ایم (وزیر دارایی آن موقع بودجه بیشتر از حالا بوده است) سیصد میلیون بوده است کارش را هم در نظر بگیرید کار او صداست کار حالاى ما قریب صفر است (پرفسور اعلم- صفر صفر هم نیست) (صفارى -اشتباه می‌فرمایید) بودجه‌اى که آن روز به دست آمده یعنى داشته‌اند مقایسه کنید با کار‌هایی که دتدر آن زمان صورت گرفته است (پرفسور اعلم -حالا هم کار می‌شود) کجا شده است. شما یک ساختمان دارید؟

4- تعیین موقع و دستور جلسه بعد- ختم جلسه‏

نایب رئیس- آقاى طباطبایی 5 ساعت امروز تمام شد آقایان 5 ساعت امروز کار کردیم (صحیح است) و نظر این بود که جلسه فردا تشکیل شود (چند نفر از نمایندگان- پس فردا) آیین‌نامه صریح است که بودجه وقتى مطرح شد جلسات باید مرتباً روزى 5 ساعت تشکیل شود فقط دوشنبه و جمعه استثنا شده است بنابراین تشکیل جلسه فردا مخالف آیین‌نامه بود ولى اگر مجلس رأى می‌داد عمل می‌شد (عده‌اى از نمایندگان- رأى می‌دهیم)

نایب رئیس- عده براى رأى کفى نیست بنابراین جلسه را ختم می‌کنیم. جلسه آینده روز 3 شنبه ساعت 8 صبح دستور هم که البته بودجه است.

(مجلس هفت ساعت و نیم بعد از ظهر ختم شد)

رئیس مجلس شوراى ملى- رضا حکمت‏

+++

 

یادداشت ها
Parameter:295135!model&5137 -LayoutId:5137 LayoutNameالگوی متنی کل و اخبار(مشروح مذاکرات)