کتابخانه، موزه و مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی


صفحه اصلی » مشروح مذاکرات » مشروح مذاکرات مجلس ملی » دوره شانزدهم مجلس ملی

0.0 (0)
مشروح مذاکرات مجلس ملى، دوره ‏16
[1396/05/29]

جلسه: 73 صورت مشروح مذاکرات مجلس روز پنجشنبه 27 مهر ماه 1329  

فهرست مطالب:

1- تصویب صورت مجلس

2- تصویب یک دوازدهم بودجه مهر ماه

3- طرح استیضاح از طرف آقایان دکتر مصدق و دکتر علوی

4- بیانات آقای نخست وزیر

5- جواب آقایان استیضاح کنندگان ( صالح - مکی - حائری‌زاده - دکتر مصدق - دکتر هدایتی - جمال امامی -دکتر مصدق )

6- تصویب پیشنهاد رأی سکوت درباره استیضاح از دولت

7- تعیین موقع و دستور جلسه بعد - ختم جلسه

مشروح مذاکرات مجلس ملى، دوره ‏16

 

 

جلسه: 73

صورت مشروح مذاکرات مجلس روز پنجشنبه 27 مهر ماه 1329

 

فهرست مطالب:

1- تصویب صورت مجلس

2- تصویب یک دوازدهم بودجه مهر ماه

3- طرح استیضاح از طرف آقایان دکتر مصدق و دکتر علوی

4- بیانات آقای نخست وزیر

5- جواب آقایان استیضاح کنندگان ( صالح - مکی - حائری‌زاده - دکتر مصدق - دکتر هدایتی - جمال امامی -دکتر مصدق )

6- تصویب پیشنهاد رأی سکوت درباره استیضاح از دولت

7- تعیین موقع و دستور جلسه بعد - ختم جلسه

 

مجلس ساعت ده و ده دقیقه صبح به ریاست آقاى رضا حکمت تشکیل گردید.

1- تصویب صورت جلسه صبح سه‌شنبه‏

رئیس -صورت مجلس سه‌شنبه حاضر بود و توزیع شده عصر حاضر نیست آقایان راجع به آن نظرى دارند (اردلان- بنده عرضى دارم) بفرمایید.

اردلان- صورت غائبین جلسه عصر را قرائت ننمودند. یک سؤالى هم کرده بودم تقدیم مقام ریاست مى‌کنم.

رئیس- چون فوق‌العاده است مطابق آئین‌نامه جریمه تعلق نمی‌گیرد. آقاى دکتر بقایى.

دکتر بقایى -گر چه صورت جلسه فوق‌العاده عصر سه‌شنبه منتشر نشده عرض کنم یک موضوعى بود که تذکرش لازم بود بنده پیشنهادى داده بودم که از این اعتبارات یک میلیون ریال یک دهش تخصیص به استان کرمان داده شود و راجع به آن چون بنده مسترد نداشتم و رأى هم گرفته نشد خواستم تذکر بدهم که جناب آقاى رئیس اقدام لازم را بفرمایند.

رئیس- مسترد شد و رأى گرفته نشد.

دکتر بقایى- عصر سه‌شنبه.

رئیس- صورت جلسه عصر سه‌شنبه که منتشر نشده است، آقاى فقیه‌زاده.

فقیه‌زاده- راجع به صورت جلسه عصر سه‌شنبه است.

رئیس- آن که حاضر نیست، آقاى دکتر هدایتى.

دکتر هدایتى- در نطق بنده در صورت جلسه اغلاط فاحشى موجود است اگر اجازه بفرمایید تصحیح بکنم و بدهم.

رئیس -تصحیح کنید و بدهید آقاى معدل (معدل- راجع به عصر سه‌شنبه است) اجازه بفرمایید صورت جلسه‌اش حاضر شود. دیگر نسبت به صورت جلسه فرمایشى نیست!؟ (اظهارى نشد) صورت مجلس صبح سه‌شنبه تصویب شد. امروز دنباله استیضاح است ضمناً 1 دوازدهم هم از سنا برگشته است به مجلس شوراى ملى خواستم به آقایان تذکر بدهم که جلسه در آخر از اکثریت نیفتد (جمعى از نمایندگان- همین حالا رأى بگیرید) مگر آقایان موافقت بفرمایند چون وقتى استیضاح است مطابق آئین‌نامه هیچ چیز دیگر نباید در دستور باشد اگر آقایان موافقند همین  الان این کار را بکنیم. قرائت می‌شود.

( به شرح زیر قرائت شد.)

ریاست محترم مجلس شوراى ملى در جواب نامه شماره 297266491 راجع به لایحه اجازه پرداخت یک دوازهم حقوق و هزینه کل کشور در مهر ماه 1329 که براى اظهار نظر به مجلس سنا ارسال شده بود در جلسه روز چهارشنبه 26 مهر ماه 1329 فوریت آن مورد قبول واقع و رأى قطعى به جلسه روز پنجشنبه 27 مهر 1329 موکول گردیده در جلسه مزبور با اظهار موافق لایحه یک دوازدهم عیناً به تصویب مجلس سنا رسید.

رئیس مجلس سنا- سید حسن تقى زاده.

رئیس - اخذ رأی مى شود به لایحه 1 دوازدهم عده حاضر 78 نفر (اخذ و استخراج آراءبه عمل آمد و نتیجه به شرح زیر از طرف مقام ریاست اعلام گردید.)

اسامى رأى دهندگان‏

آقایان: ابریشم‌کار -فرهودى - اردلان - ناصر صدرى - مجتهدى- آشتیانى‌زاده - فرامرزى -دکتر معظمى - شیبانى - دکتر هدایتى - قاسم فولادوند - حکیمى

+++

امامى‌اهرى- اورنگ -موسوى- وهاب‌زاده -گنجه‌اى -حمیدیه -پالیزى -دولتشاهى -ظفرى- ثقة‌الاسلامى- بهبهانى- دکتر جلالى -گودرزى -اسلامى- ابتهاج -ارباب -افشار -دکتر نبوى- دکتر بقایى- دکتر مصدق- مکى -نریمان -صالح -حائرى‌زاده -ناظر‌زاده -کرمانى -مهدوى -سود‌آور -مکرم -جمال امامى -دکتر مجتهدى -نورالدین امامى- موسوى -عباسى -صاحب‌جمع -فقیه‌زاده -قرشى- صفایى -دکتر کاسمى- غضنفرى- عرب‌شیبانى- دکتر علوى- دکتر راجى- معدل -دکتر کیان -حکمت- میر‌حسینى -قهرمان- برومند -دولت‌آبادى- سالار بهزادى- دکتر طاهرى- مخبر فرهمند- کهبد- شکرایى- رفیع -امیر‌نصرت اسکندرى- رضوى- منصف- شادلو- آبکار- ارباب گیو -ذوالفقارى- دکتر برال- کوراوغلى- بوداغیان -فولادوند -دکتر سید‌امامى -دکتر طبا.

رئیس- از 83 نفر عده حضار لایحه یک دوازدهم با 73 رأى تصویب شد- قبل از دستور چند نفر از آقایان تقاضاى نطق قبل از دستور کرده اند (جمعى از نمایندگان- دستور) ولى چون قبل از تعطیل است و استیضاح مطرح است اجازه بفرمایید نماند براى بعد. آقاى دکتر مصدق.

دکتر مصدق- قبل از شروع به بیاناتم از آقاى سپهبد رزم‌آرا یک سؤال مى‌خواستم بکنم و آن این بود که اگر شما با قرارداد ساعد- گس موافق بودید چرا به مجلس آمدید و روز استیضاح معین کردید چرا وقت مجلس و وقت ما را خراب کردید همان روزى که شما را استیضاح کردند مى‌بایست بگویید که من با این قرارداد موافقم چون استیضاح براى این بود که شما قانون 1326 در خصوص استیفاى حقوق ملت ایران را اجرا نکردید ولى وقتى که شما با قرارداد موافق باشید قهراً عقیده دارید که از این قرارداد ضررى به هیچ‌وجه براى ملت ایران نیست و ملت ایران ضررى ندارد که شما بخواهید حقوق ملت ایران را استیفا کنید اگر شما جواب این سؤال بنده را بفرمایید کار من را یک قدرى سبک‌تر مى‌کنید و اگر هم نمى‌فرمایید اشکالى ندارد عرایضم را عرض می‌کنم.‏

قبلاً شرح مختصرى از اوضاع دوره دیکتاتورى که قرارداد دارسى تمدید شد عرض می‌کنم و بعد ضررى که از تمدید امتیاز عاید ملت ایران شده است.‏

بعد از شکست جمهورى روزى مرحوم حاج رحیم آقا قزوینى نزد من آمد و گفت دیروز در سعدآباد بودم حضرت اشرف فرمودند حاجى من مى‌خواهم کمیسیونى از مستوفى‌الممالک- مشیرالدوله- تقى‌زاده و دکتر مصدق تشکیل دهم و با آنها در مسائل مهم مملکت شور کنم.

من گفتم چرا حاج مخبرالسلطنه نباشد فرمود او هم باشد ضررى ندارد شما اول بروید دکتر مصدق را ببینید اگر موافقت نمود سایرین را هم ملاقات کنید و بعد از نتیجه مرا مطلع نمایید این است که اول با شما داخل مذاکره می‌شوم.

به حاجى گفتم براى ما کمال افتخار است که طرف شور حضرت اشرف واقع شویم با دیگران هم مذاکره نموده و جلسه در یکى از شب‌هاى بعد در منزل حضرت اشرف منعقد گشت‏.

بدیهى است که در جلسه اول صحبت زیادى نشد و تشکیل جلسه بعد را حضرت اشرف به منزل من محول کرد در آن جلسه هم مقصود خود را اظهار ننمود ولى در جلسه سوم که منزل مرحوم مشیرالدوله تشکیل گردید فرمود من مى‌خواهم به مملکت خدماتى بکنم و شما مى‌دانید که با این اوضاع از بقاى خود اطمینان ندارم شما باید به من تأمین بدهید تا من بتوانم خدمت خود را به مملکت ادامه دهم.‏

فرداى آن روز مرحوم داور به مجلس آمد اشاره به مذاکرات شب قبل کرد و تقاضا نمود کمیسیونى براى تأمین نظریات رئیس دولت تشکیل شود این کار شد مرحوم مستوفى و من به عضویت کمیسیون انتخاب شدیم مرحوم داور قانون اساسى را ورق می‌زد و بسیار فکر مى‌کرد وقتى که به اصل پنجاهم رسید گفت چطور است که مجلس شوراى ملى حضرت اشرف را فرمانده کل قوا بکند تا مقام‌شان ثابت و نظریات‌شان تأمین شود.

چون من گفتم که فرمانده کل قوا حق پادشاه است و مى‌دانست به آنچه گفته‌ام عمل مى‌کنم جلسه را بر هم زد در همان جلسه دعوتى از مرحوم محمد‌حسن میرزا ولیعهد رسید که ما را براى عصر آن روز در قصر بلور دعوت کرد موقع شرفیابى گفت بسیار خوش‌وقتم که شما اشخاص بى‌غرض طرف شور رئیس‌الوزرا واقع شده‌اید و من گله‌اى دارم که مى‌خواهم به وسیله شما آن را رفع کنم و آن گله این بود که یکى از روزنامه‌ها که اگر اشتباه نکنم (نجات ایران) به ولیعهد بد نوشته بود ولیعهد مى‌گفت اگر روزنامه آزاد است چرا تکذیب مرا درج نمی‌کند اگر سانسور است چرا مى‌گذارند به ولیعهد مملکت توهین کنند. از آنجا خارج شدیم و مرحوم مستوفى در همان راهرو عالى‌قاپو جلسه را ایستاده تشکیل داد و از من خواهش نمود که در این کار وارد شوم و نظر ولیعهد را تأمین کنم.

از رئیس دولت وقت خواستم فردای آن روز که جمعه بود مرا پذیرفت و به محض ورود گفت دیروز کجا بودید عرض کردم همان جا که خودتان مى‌دانید فرمود مى‌دانم کجا بودید ولى چه خبر بود عرض کردم بسیار خوش‌وقتم که بین ما کسى جاسوس نبود.

پس از شرح واقعه گفتند به این آقایان بگویید که این هیئت شورا از این ساعت منحل است و من خندیدم فرمود چرا می‌خندید عرض کردم براى این که حضرت اشرف نظامى بودید و نظامى یا آمر است یا مأمور و حد وسط ندارد اگر به آقاى محمد‌قلى‌خان رئیس توپخانه بفرمایید شلیک کن او حق ندارد داخل در مذاکره شود و نظریانى راجع به نیک و بد امر اظهار کند من مى‌دانستم که این جلسه دوام نمى‌کند و اکنون خوش‌وقتم که آنچه پیش‌بینى مى‌کردم تحقق پیدا کرد (و باز وقتى که مرحوم مستوفى‌الممالک مى‌خواست رئیس‌الوزرا بشود به منزل من آمد و هر قدر اصرار کرد وزارت خارجه را قبول کنم ننمودم ایشان وارد کار شدند و پس از مدتى که اخلاق‌شان با دیکتاتور نگرفت از کار کناره‌گیرى کردند چون که نظر شاه فقید این نبود که با مستوفى‌الممالک و امثال او همکارى کنند بلکه مقصودشان این بود که به جامعه بفهمانند من آن کسى هستم که مستوفى‌الممالک و امثال او به من تعظیم مى‌کنند.

مرحوم مستوفى‌الممالک قبول کار نمود و طولى نکشید که استعفا کرد و من که در سعدآباد باغ خانم همدم‌السلطنه خواهرشان رفتم مى‌دانید به من چه گفت فرمود به حاج مخبرالسطنه (رئیس الوزرا - بعد) گفتم من تا چانه‌ام به گل فرو رفت شما مواظب باشید که تا فرق‌تان در لجن فرو نرود.

از این عرایض و اطاله کلام مقصود این آنهایى که سن‌شان وفا نمى‌کند بدانند که در دوره دیکتاتورى وزرا نمایندگان مجلس نه تنها از شخص شاه بلکه از رئیس شهربانى هم ملاحظه داشتند و آنچه شهربانى دستور مى‌داد بدون تخلف اجرا مى‌کردند.

خوب به خاطر دارم که در دوره پنجم و ششم تقنینیه هر وقت که دولت لایحه‌اى پیشنهاد مى‌کرد و نمایندگان نمى‌خواستند به آن رأى بدهند موقع طرح آن سرتیپ محمد‌خان درگاهى رئیس نظمیه در مجلس حاضر و حضور او سبب مى‌شد که نمایندگان بدون شور و بحث زیاد لایحه را تصویب کنند و هم‌چنین شرفیابى نمایندگان در روزهاى دوشنبه به پیشگاه شاهنشاه از این جهت مقرر شده بود که در آن روزها شاهنشاه فقط اشاره‌اى بکند و آنها در مجلس لایحه دولت را تصویب کنند. با این حال وزرا و وکلا نمى‌توانند به عنوان نبودن آزادى خود را تبرئه کنند چون که آنها مجبور نبودند کار قبول کنند تا این که نسبت به مملکت خیانت کنند الامتناع بالاختیار لا ینافى‌الاختیار.

قرارداد 1933 و تمدید مدت وقتى که دولت امتیاز دارسى را الغا نمود شهر تهران براى موفقیتى که نصیب دولت شده بود چراغانى کرد روزى مرحوم مشیرالدوله به دیدن من آمد و فرمود چقدر تقى‌زاده مرتب خبط و خطا شده است الغاى امتیاز بدون زمینه صلاح نبود اگر شرکت نفت به مراجع بین‌المللى مراجعه کند چون قضات بین‌المللى بیش‌تر جنبه سیاسى دارند تا جنبه قضایى ممکن است در آنها اعمال نفوذ کنند و دولت محکوم شود.

دولت انگلیس از کمپانى حمایت نمود و به ایران مهلت داد اگر تا یک هفته مراسله‌اى که به کمپانى نوشته بود مسترد نکند موضوع را در دیوان «داورى بین‌المللى لاهه مطرح کند» و نظر به این که بر طبق ماده 36 اساسنامه صلاحیت دیوان مزبور در مسائلى است که طرفین به آن رجوع کنند و دولت ایران که مراجعه نکرده بود دیوان مزبور نمى‌توانست دخالت کند لذا به استناد ماده 15 اساسنامه جامعه ملل که هر وقت اختلافى بین اعضای جامعه روى دهد و اختلاف بعدى برسد که به قطع روابط منجر شود شورا باید دخالت کند دولت انگلیس به شوراى جامعه ملل مراجعه کرد و در 18 دسامبر 1932 رئیس شوراى جامعه ملل تلگرافى به دولتین نمود و آنها را به احتراز از هر عملى که موجب تشدید اختلاف شود دعوت کرد.

با این کار به قطع روابط نرسیده بود دولت ایران هم دعوت شوراى جامعه ملل را قبول نمود و مرحوم داور وزیر عدلیه و آقاى حسین علاء رئیس بانک ملى از طرف ایران و آقاى سرسایمن وزیر خارجه

+++

انگلیس از طرف آن دولت معرفى شدند.

شوراى جامعه پس از اصغاى اظهارات نمایندگان دولتین مذاکرات را به وقت دیگر محول نمود تا آقاى بنش وزیر خارجه وقت و رئیس جمهورى چکسلواکى که مى‌خواهم عرض کنم دلال معامله بود مطالعات کافى‌تر کند و گزارش خود را به شورا تقدیم نماید.

آقاى بنش هم صلاح این طور دانست که طرفین با مواد ذیل موافقت کنند و پس از موافقت به تصویب شورا برسد.

 (1) طرفین موافقت نمودند که موضوع را تا جلسه مه 1933 در شورا مسکوت بگذارند و در صورت لزوم در تمدید موافقت نمایند.

 (2) طرفین موافقت نمودند که کمپانى فوراً با دولت ایران داخل مذاکره شود و این موافقت خللى به ادله و براهین آنها نمى‌رساند.

 (3) طرفین موافقت نمودند که به ادله و براهینى که به شورا کتباً و شفاهاً اظهار نموده‌اند خللى نمى‌رسد و چنانچه مذاکرات راجع به امتیاز جدید بلانتیجه ماند مطلب دوباره در شورا طرح شود و هر یک از طرفین آزاد است که از نظریات خود دفاع کند.

 (4) یقین است بر طبق قول‌هایى که در 19 دسامبر 1932 به رئیس شوراى جامعه داده شده تا مدتى که مذاکرات در جریان است و نیز تا خاتمه عمل کارها و عملیات کمپانى در ایران مثل قبل از 27 دسامبر 1932 در جریان خواهد بود.

و بین طرفین محرز شد که نه تنها راجع به امور گذشته بلکه نسبت به امتیاز جدید هم باید مذاکرات لازمه به عمل آید.

مؤلف کتاب سیاست موازنه منفى آقاى حسین کى استوان در صفحه 173 راجع به این دادخواهى این طور مى‌نویسد «دولت ایران و کمپانى هر دو خوش‌وقت و غالب از شوراى جامعه ملل خارج شدند کمپانى خوش‌وقت بود که مى‌تواند 32 سال دیگر مدت امتیاز را تمدید کند دولت ایران هم خوش‌وقت بود که به طرف فایق شده و امتیاز را الغا نموده است »

امتیاز دارسى تمدید شد و پس از تصویب مجلس ملاقات دیگرى بین من و مرحوم مشیرالدوله روى داد که در این ملاقات فرمود تصور نمى‌شد آقاى تقى‌زاده تا این درجه به افکار ما که سال‌ها همکارى کرده‌ایم بى‌احترامى کند.

بنده عرض مى‌کنم که تقى‌زاده و امثال او مى‌توانستند در مقابل شاهنشاه مقتدرى مثل اعلیحضرت رضاشاه مقاومت کنند ولى مى‌خواهم فقط این را عرض کنم که تقى‌زاده و امثال او اگر داراى اصل ثابتى بودند باید از قبول کار آن هم کار مؤثرى مثل وزارت دارایى که در آن وقت مى‌بایست قرارداد نفت بگذرد خوددارى کنند.

و اما راجع به خسارتى که از قرارداد 1933 به ملت ایران رسیده است‏.

بر طبق فقره پنجم از ماده واحده مصوب جلسه 29 مهر ماه 1326 مجلس شوراى ملى که به این قرار تصویب شده:‏

« دولت مکلف است در کلیه مواردى که حقوق ملت ایران نسبت به منابع ثروت کشور اعم از منابع زیرزمینى و غیر آن مورد تضیع واقع شده است به خصوص راجع به نفت جنوب به منظور استیفاى حقوق ملى مذاکرات و اقدامات لازمه را به عمل آورد و مجلس شوراى ملى را از نتیجه آن مطلع سازد »

آقاى گلشائیان وزیر دارایى وقت با کمپانى وارد مذاکره و نتیجه این شد که قرارداد ساعد و گس به مجلس 15 پیشنهاد شود که همین قرارداد الحاقیه است که اکنون دولت با آن تلویحاً موافقت نموده است بنده این را دیروز صبح نوشته بودم حالا باید بگویم تصریحاً و من نمى‌دانم که جناب آقاى نخست وزیر از ماده 10 آن که مى‌گوید

« :با رعایت مقررات این قرارداد مقررات قرارداد اصلى در کمال قوت و اعتبار باقى خواهد ماند » اطلاع دارند یا نه؟ زیرا ماده مزبور قرارداد باطل دوره دیکتاتورى را تنفیذ مى‌کند.

توضیحاً عرض مى‌کنم که امتیاز نفت جنوب در سال 1901 میلادى براى مدت 60 سال به دارسى داده شد و در سال 1962 یعنى 12 سال دیگر موعد آن منقضى است‏.

بر طبق فصل پانزده امتیاز‌نامه دارسى که این طور تنظیم شده: « بعد از انقضاى مدت معینه این امتیاز تمام اسباب و ابنیه و ادوات موجوده شرکت به جهت استخراج و انتفاع معادن متعلق به دولت علیه خواهد بود و شرکت حق هیچ‌گونه غرامت از این بابت نخواهد داشت؟

ملت ایران ذیحق است که پس از 12 سال از کلیه محصولات نفتى در حوزه امتیاز بهره‌مند شود یعنى آنچه امروز دولت انگلیس و صاحبان سهام مى‌برند نصیب ملت ایران خواهد شد.

بنابراین تنفیذ قرارداد دوره دیکتاتورى سبب خواهد شد که ملت ایران تا سال 1993 میلادى یعنى مدت 43 سال دیگر در تحت مقررات ظالمانه آن قرارداد قرار بگیرد و از منافع هنگفت معادن تحت‌الارضى خود محروم شود.

قرارداد مزبور باطل است براى این که طرفین هر قرارداد باید اول صلاحیت انعقاد آن را داشته و بعد هم آزاد باشند و در امضا و تصویب آن اجبارى نداشته باشند و شما خوب مى‌دانید که اکثریت قریب به اتفاق نمایندگان دوره دیکتاتورى نمایندگان حقیقى ملت نبوده و وزرا هم براى انجام وظایف خود آزادى عمل نداشتند و آقاى تقى‌زاده وزیر دارایى وقت و امضا کننده آن قرارداد در مجلس پانزدهم این طور اظهار کرده اند: « من شخصاً راضى به تمدید مدت نبودم و دیگران هم نبودند و اگر قصورى در این کار یا اشتباهى بوده تقصیر آلت فعل نبوده بلکه تقصیر فاعل بوده که بدبختانه اشتباهى کرد و نتوانست برگردد او خود هم راضى به تمدید مدت نبود و در اظهار این مطلب از طرف حضرات رو به روى آنها به فحاشى و وحشت گفت، عجب این کار که به هیچ‌وجه شدنى نیست مى‌خواهید که ما 30 سال بر گذشتگان براى این کار لعنت کردیم 50 سال دیگر مورد لعن مردم و آیندگان بشویم ولى عاقبت در مقابل اصرار تسلیم شد »

چه بسیار از امورى که در مجالس دوره دیکتاتورى تصویب شده چون به نفع مملکت بوده ملت ایران با آن مخالفت نکرده است ولى نسبت به این قرارداد که همه مى‌دانند یکى از علل تشکیل دیکتاتورى و سلب آزادى از مردم و مجلس شوراى ملى برای تنظیم و تصویب این قرارداد بوده البته ملت ایران با آن مخالف است و شرکت نفت هم از تنظیم و امضاى قرارداد ساعد و گس مخصوصاً درج ماده دهم آن مقصودى نداشته جز این که مجلس شوراى ملى قرارداد باطل دوره دیکتاتورى را تلویحاً تصویب و ملت ایران را اغفال کند (صحیح است)

چنانچه حساب سال 1948 میلادى را که شرکت نفت به شرح ذیل منتشر نموده است:

مالیات بر درآمد انگلیس 28 میلیون لیره‏

سود صاحبان سهام 7 میلیون لیره‏

حق‌الامتیاز دولت ایران 10 میلیون لیره‏

وجه ذخیره 17 میلیون لیره‏

مخارج بهره‌بردارى 17 میلیون لیره‏

که جمعاً مى‌شود 79 میلیون لیره.

79میلیون لیره عایدات شرکت نفت است در سال 1948‌. 28 میلیون مالیات بر درآمد گرفته شود سهام 7 میلیون و 10 میلیون حق‌الامتیاز مى‌دهند 17 میلیون وجه ذخیره 17 میلیون هم مخارج بهره‌بردارى وجه ذخیره هم چیزى نیست که از بین برود و این تن‌خواه گردانى است که بر مى‌دارند و باز استهلاک مى‌نمایند سر جایش مى‌گذارند پس بالأخره 17 میلیون مخارج شرکت نفت است و 17 میلیون را که از 79 میلیون کسر کنیم 62 میلیون عایدى خالص شرکت نفت مى‌شود که اگر شما این قرارداد گلشائیان گس را موافقت کنید تا 42 سال دیگر ملت ایران را از سالى 62 میلیون لیره محروم کرده‌اید به علاوه اگر نفتى که دولت انگلیس براى بحریه خودش به ثمن به خس مى‌خرد به قیمت حقیقى معامله کند متجاوز از صد میلیون در سال ضرر ملت ایران است نتیجه این مى‌شود که بعد از 12 سال دیگر مبلغ مزبور غیر از آنچه خرج بهره‌بردارى بشود به ملت ایران تعلق خواهد گرفت و چنانچه نفتى را هم که اکنون بحریه انگلیس از شرکت به ثمن به خس مى‌خرد با بحریه دولت انگلیس یا با شرکت‌هاى حمل و نقل به قیمت حقیقى نفت معامله کند شاید عایدات دولت ایران در سال از 100 میلیون تجاوز کند که مبلغ مزبور ده برابر مبلغى است که اکنون در این حساب براى حق‌الامتیاز دولت ایران تعیین شده است.‏

در سال 1323 وقتى تحریم امتیاز نقت به تصویب رسید بعضى از اعضای حزب توده و اشخاص هواخواه سیاست شوروى به من اعتراض کردند و وارد مذاکره و بحث شدند نظرشان این بود که موازنه سیاسى وقتى درست مى‌شود که اول موازنه را برقرار کنید و بعد مراقبت و نظارت نمایید که بر هم نخورد و مى‌خواستند که یک قراردادى هم نظیر قرارداد شرکت نفت براى دولت شوروى تصویب شود.

گفتم دیگر براى ایران چه مى‌ماند که موازنه را حفظ کند ما مى‌خواهیم که مجلس چهاردهم به هیچ دولتى امتیاز ندهد و هر وقت هم که مقتضى شد آن را که داده است الغا کند.

دولت انگلیس وضعیتى ایجاد کرد تا بتواند به مقصود برسد دولت دیکتاتورى تشکیل داد و ایران را دچار اختناق نمود تا قرارداد سال 1933 به تصویب رسید بر فرض این که من با شما موافقت بکنم

+++

آیا تصور مى‌کنید که این مجلس براى دولت شوروى که بیش از هشت رأى ندارد امتیاز تصویب کند؟

اکنون سؤال مى‌کنم آیا صلح بین‌المللى اقتضا مى‌کند که ما سیاست موازنه منفى را تعقیب کنیم و دولت انگلیس هم از حمایت کمپانى دست بکشد تا ایران بتوانند معادن نفت خود را استخراج کنند و یا هر دولتى که احتیاج به نفت دارد معامله نماید یا این که دولت شوروى شرکتى مختلط تشکیل دهد و معادن نفت شمال را هم آن دولت استخراج نماید؟

اگر وثیقه صلح بین‌المللى طریقه اول است دولت انگلیس از منفعت نامشروعى که در حکم ثمن به خس است باید صرف نظر کند 100 میلیون لیره در آن جنگ خرج چهار روز دولت انگلیس بود و در جنگ آینده شاید خرج دو روز هم نشود.

و چنانچه نیست استیضاح ما بى‌مورد است و از مذاکرات دیروز آقاى رزم‌آرا در مجلس سنا این طور بر مى‌آید که او را براى اجراى قرارداد ساعد و گس آورده‌اند.

امیدوارم که نمایندگان حساس و وطن‌پرست به سینه این نامحرم دست رد بزنند و با دادن یک ورقه کبود ثابت کنند که ایرانى به تسلیم وطن خود تن در نمى‌دهد.

در هر کجا افسران براى دفاع از حقوق مملکت جنگ مى‌کنند و کشته مى‌شوند ولى در این مملکت سپهبد مى‌خواهد دست وکلا را ببندد و تسلیم شرکت نفت کند اى مرگ بر آن کسانى که به جاى خدمت خیانت به وطن را پیشه خود قرار مى‌دهند.

در خاتمه لازم مى‌دانم از آقایان رحیمیان، امیر تیمور، عباس اسکندرى، مسعود ثابتى، مهندس رضوى نمایندگان دوره 15 تقنینیه که در این مجلس نیستند و از منافع ملت ایران راجع به نفت در آن دوره دفاع کرده‌اند و دفاع آقاى اسکندرى به قدرى مؤثر واقع شد که آقاى تقى‌زاده مجبور شدند حقایقى را در مجلس اظهار کنند و هم‌چنین از آقاى مهندس حسیبى که از نمایندگان آن دوره نبودند ولى براى دفاع از منافع ملت دست کم از هیچ مدافعى نداشتند تشکر کنم.

امیدوارم که ما نمایندگان این دوره هم منافع وطن عزیز خود را با هیچ چیز عوض نکنیم و همگى در رد لایحه ساعد و گس که تصویب آن براى مجلس ایران و هر ایرانى ننگ بزرگى است متفق باشیم اوضاع امروز دنیا چنین اقتضا مى‌کند که ما از نظریات شخصى صرف‌نظر کنیم و متفق‌القول از منافع مملکت دفاع نماییم.

شما هنوز بیانى نکردید آقاى رزم‌آرا من به شما عرض کنم سبب این که یک بیان در یک مجلسى آن هم در مجلس شوراى ملى عاقبت شما و یک ملتى را به خطر مى‌اندازد به شما عرض مى‌کنم و از شما استدعا مى‌کنم پس از این عرایض من فکر کنید توجه کنید ببینید صلاح هست که شما بگویید من با قرارداد ساعد و گس موافقم آیا صلاح هست که بعد از 12 سال دیگر صد میلیون عایدات این ملت فقیر بدبخت را کمپانى نفت ببرد و شما در تاریخ نامتان لکه‌دار بشود خدا مى‌داند که من خیرخواه شما هستم هر که به این مملکت خدمت بکند خیرخواهش هستم هرگز نمى‌خواهم یک رزم‌آرا از این مملکت برود بنده دلم مى‌خواهد رزم‌آرا باشد ولى به مملکت خدمت کند ولى اگر شما با قرارداد ساعد و گس موافقت کنید شما یک ننگى براى خودتان باقى گذاشته‌اید که هیچ‌وقت نمى‌توانید آن را از بین ببرید این عرایض را من در خیر شخص خودتان عرض مى‌کنم حالا فکر کنید و به قول فرانسوى‌ها کلرى الالژر بکنید اگر شرکت نفت جنوب از شما تشکر کند اما آن گریه و زارى و ضجه ملت ایران شما را نیست و نابود خواهد کرد فکر بکنید جوابى که به من مى‌دهید از روى فکر باشد.

رئیس- آقاى دکتر علوى.

دکتر علوى- بنده نمى‌خواهم وقت گران‌بهاى مجلس را که باید به رفع دردهاى مردم صرف شود زیاده از آنچه که لازم است اشغال نمایم و از این لحاظ لزومى نمى‌بینم بیش از چند دقیقه صحبت کنم آقایان محترم همه مسبوق هستند که در جلسه 28 شهریور ماه 13 نفر از اعضای کمیسیون نفت تصمیم گرفتند اگر دولت تا ده روز درباره لایحه نفت نفیاً یا اثباتاً اظهار نظر نکند استیضاح نمایند آقایان نمایندگان محترم اقلیت که قبل از بنده استیضاح فرمودند همه مى‌دانیم از افراد وطن‌پرست این مملکتند و احساسات و عواطف خیرخواهانه آقایان محترم بر کم‌تر کسى پوشیده است و یقین دارم آقایان فرمایشات‌شان را با خلوص نیت بیان داشته‌اند گر چه به نظر بنده در چنین موقع حساس که وقت مجلس و نمایندگان محترم باید صرف رفع مشکلات مردم شود طرح این مباحث طویل و عریض از دو جهت مورد ایراد است یکى این که مسائلى که اینجا بیان شد خارج از موضوع استیضاح بود که منظور از آن الزام دولت به تعیین یک روش صریح در مورد نفت بود دیگرى این که بیانات آقایان به نظر بنده از لحاظ مبناى حساب و اطلاعات ایرادهایى داشت که باید دولت براى روشن شدن افکار و اذهان مبادرت به پاسخ صریح و قانع کننده بنماید.

آنچه را که دیروز آقاى نخست وزیر در مجلس سنا راجع به موضوع نفت بیان کردند روش دولت را نسبت به لایحه روشن کرد و چون آقاى نخست وزیر نظر خودشان را دیروز در مجلس سنا اظهار داشتند اصل موضوع استیضاح اینجانب منتفى مى‌شود (دکتر بقایى- از اول هم منتفى بود) و استیضاح خود را مسترد مى‌دارم و اطمینان دارم که آقایان نمایندگان محترم اقلیت هم مثل بنده از این اظهار عقیده آقاى نخنست وزیر که اصل موضوع استیضاح بود و از این امیدوارى که دیگر جریان امور و قضایاى نفت روشن مى‌شود خوش‌وقت خواهند شد (مکى- ابداً به هیچ‌وجه ما که از شرکت نفت حقوق نمى‌گیریم) مسلم است وقتى مردم دسترسى به اخبار و اطلاعات صحیح و دقیق پیدا نمودند از گرداب تردید و بلاتکلیفى و تاریکى خارج مى‌شوند. اساساً امتیاز نفت یک موضوع محاسباتى و اقتصادى است و باید در روى آن با رقم و محاسبه تصمیم گرفت و اغراض سیاسى را کنار گذارد (مکى -در لندن تحصیل کرده‌اید) این نوع امور به سهولت غالباً بین دولت‌ها وشرکت‌ها انجام مى‌شود و متأسفانه معلوم نیست به چه جهت در کشور ما این موضوع عادى و اقتصادى به صورت غرض سیاسى تجلى کرده و توأم شده است و حال آن که وظیفه دولت این است که در روابط خود با شرکت نفت قلم را در دست گرفته با محاسبه دقیق و روى حساب‌هاى اقتصادى و تجارتى حقوق عادلانه و منصفانه و حقه ملت ایران را تعیین نموده وصول کند و نتیجه این بررسى و محاسبه فنى و اقتصادى را به اطلاع عموم برساند. کمیسیون نفت با حرارت و جدیت قابل تقدیرى ساعات متمادى در هفته مشغول بررسى سوابق و مدارک مربوطه مى‌باشد و پس از مطالعه و بررسى کامل نظریه خود را به خیر و صلاح مملکت گزارش خواهد داد.

مکى- از یک نماینده شرکت نفت بیش از این نباید توقع داشت چشم جوان‌هاى مملکت روشن.

رئیس - آقا اینجا اظهار عقیده مى‌کنند این عقیده‌شان است.

رئیس- آقاى نخست وزیر.

نخست وزیر- آقایان محترم در مدت 3 ماه و نیم که اینجانب افتخار ریاست دولت را دارا هستم دو مرتبه کابینه اینجانب مورد استیضاح قرار گرفته و اینجانب و همکارانم جلسات عدیده را براى شنیدن فرمایشات وکلا و عرض جواب آن صرف نموده‌ایم در صورتی که اگر به ماهیت این استیضاحات توجه فرمایید ملاحظه خواهند فرمود در مقابل کارهاى مهم و حساس کشور کوچک‌ترین لزوم و وجوبى را نداشته و جز اتلاف وقت نتیجه دیگرى ندارد.

آقایان امروز که خاتمه ماه 7 سال است هنوز بودجه سال 29 در مجلس مطرح نشده و در نتیجه کلیه سازمان‌هاى کشور به واسطه معین نبودن بودجه خود بلاتکلیف و مخارجى را که بایستى براى احتیاجات خود مصرف نمایند معلوم نیست در نتیجه همین عدم توجه و با وجود مصرف اعتبارات بیش‌تر کلیه احتیاجات با قیمت گران‌تر و در غیر موقع خود تهیه نشده و با دقت آماده نشود در وسط زمستان بایستى با عجله پارچه آن را با قیمت گزاف تهیه و در انظار جز نتایج غیر مطلوب اثر دیگرى نخواهد داشت.

تمام لوایح مهمه دولت تا کنون در مجلس راکد و همه کشور به انتظار تصویب آنها بوده و اوقات عزیز و گران‌بهاى مجلس بایستى صرف مطالبى شود که کوچک‌ترین تأثیرى را ندارد.

آقایان در دو استیضاحى که شده اولى 15 روز پس از تشکیل کابینه شد که ماهیت آن را توجه فرمودند.

دومى راجع به امرى است که اصولاً خلاف جریان مجلس و خلاف رویه و مشى دائمى مجلس شوراى ملى بوده است.

با این وضع و طبق و با این رویه و اصولى که پیش گرفته شده دولت‌ها کوچک‌ترین قدم مؤثر و مفیدى را ممکن نیست بتوانند براى پیشرفت امور بردارند چه بایستى تمام اوقات خود را صرف شنیدن استیضاحات و جواب آن نمایند من صمیمانه از پیشگاه مجلس و وکلاى محترم تقاضا دارم نسبت به این وضع توجه کرده و به انتظارات ملت ایران عطف توجهى فرمایند.

در وضع کنونى کشور و انتظاراتى که عموم براى بهبود وضع و رفع نواقص خود دارا مى‌باشند خیلى

+++

بهتر است اگر این قسم اوقات عزیز و گران‌بها را تلف نکرده و این قسم کلیه افراد کشور را به انتظار نگذاریم چه امروز هر دولتى بایستى برخوردار از حد اکثر کمک نمایندگان محترم بوده و به اتکا آنها بتواند بدون اتلاف وقت شب و روز خود را صرف بهبود وضع بنمایند و الا دولتى که شب و روز خود را بخواهد صرف استیضاح کند دیگر نمى‌تواند قدم مؤثرى برداشته و یا پیشرفت حساسى در امور بنماید.

ولى موضوع استیضاح آقایان و جواب این جانب استیضاح آقایان شامل دو قسمت مجزا است مطالبى که راجع به مسائل مختلف بحث شده و یک مطالبى که راجع به نفت مطرح گردیده.

ضمن استیضاح نمایندگان محترم مطالبى قابل توجهى ملاحظه شد از جمله یکى از نمایندگان محترم ضمن بیانات مشروح خود و بررسى نفت از لحاظ اجتماعى این قسم نتیجه گرفته‌اند که علل اصلى و واقعى عدم پیشرفت ملت ایران و دلیل عقب‌ماندگى ما از کاروان تمدن امروزه شرکت نفت مى‌باشد حتى براى اثبات مدعاى خود توضیحاتى فرمودند. در این قسمت بایستى به عرض برسانم که براى یک ملت زنده‌اى چون ملت ایران که قرن‌هاى متمادى حیثیت و استقلال خود را حفظ کرده بسیار زننده و غیر قابل قبول است اگر عدم پیشرفت خود را به این قبیل مسائل مربوط دانسته وقتى چنین مطالبى اظهار شد در ذهن کلیه جوانان کشور و مقامات مؤثر این فکر رسوخ یابد خود قبول چنین فکرى است که باعث عقب‌ماندگى و یأس خواهد شد.

اگر چنین افکارى در سوابق امر شنیده می‌شد جاى تعجبى نبود چه گاه گاهى در گذشته اگر ابرى در آسمان پدیدار مى‌شد برخى اشخاص سست عنصر آن را نظر خارجى و یا اگر باد مخالفى مى‌وزید آن را توجه و تصمیم دیگران مى‌دانستند اگر ما بخواهیم مثل کلیه ملل زنده مرتباً پیشرفت کرده راه تمدن و ترقى طى کنیم بایستى این قبیل افکار در ما رسوخ ننماید چه آن روزى که افراد کشور بخواهند ترقى نموده مثل ملل زنده در تمدن کنونى پیشرفت نمایند مداخله و نظر هیچ خارجى یا هیچ قدرتى ممکن نیست کوچک‌ترین تأثیرى را دارا باشد من که یک ایرانى هستم از پشت این تریبون با صداى رسا مى‌گویم آقایان چرا ما خود را آن قدر ضعیف و نحیف ارائه داده این قسم خود را تابع نظر و نیت خارجى نشان دهیم که بگوییم جویان امور در کشور ما و با زنجیر جهل و نادانى دست و پاى ما به وسیله آنها است اگر چنین است با یک حرکت این زنجیرها را گسسته و از آن رهایى یابید ولى متأسفانه چنین نیست سر عدم موفقیت‏

 -حس بدبینى‏

- عدم اعتماد و ایمان‏

 -عدم وجود یگانگى و وحدت‏

 -عدم قبول مسئولیت‏

 -عدم وجود حس فداکارى و از خودگذشتگى.

پس بایستى این فکر را از نظر دور کرده به رفع معایب و نواقص براى پیشرفت حقیقى پرداخت‏

2-راجع به لوله‌کشى آب

در آبان ماه 1325 به موجب تصویب‌نامه شماره 29904 11- 8- 25 دولت وقت بین شهردارى تهران و مؤسسه مشاوره فنى الگزندرگیب و شرکا قراردادى منعقد گردیده که بر طبق آن مؤسسه نامبرده متعهد شده است طرح لوله‌کشى و فاضلاب تهران را تهیه و ساختمان شبکه لوله‌کشى و منضمات را نظارت کند و برنامه کار را از حیث خرید مصالح و اجراى ساختمان‌ها طورى تنظیم نماید که پس از 3 سال از تاریخ شروع ساختمان شبکه لوله‌کشى تمام شهر آماده براى بهره‌بردارى شود و در مقابل حق‌العملى معادل 7 درصد کل هزینه دریافت دارد و چنانچه هزینه کل لوله‌کشى و فاضلاب از ساختمانى و خرید مصالح و حق‌العمل و غیره از 380000000 ریال تجاوز نماید نسبت به مازاد مبلغ فوق حق‌العملى تعلق نگیرد. بنابراین جمع مبلغ حق‌العمل مقطوع بالغ بر 26660000 ریال بوده و این حق‌العمل مهندسین مشاور هم بر طبق قرارداد مذکور در آخر هر ماه به نسبت هزینه‌ها قابل پرداخت بوده است. چون در مدت دوره این قرارداد به واسطه پاره مشکلات که از ذکر آنها فعلاً خوددارى مى‌شود انجام منظور عملى نگردیده و کارهاى ساختمانى قابل ملاحظه‌اى صورت نگرفته است لذا از این بابت مبلغ مهمى هم عاید مهندسین مشاور نشده است و چون از طرفى بنا بر اظهار مهندسین نگاهدارى دستگاه نظارت از طرف مهندسین مشاور بدون دریافت وجوه مرتبى مقدور نبوده است در آذر ماه 1327 شریک ارشد مؤسسه الگزندرگیب به تهران آمده و با مراجعه به وزارت کشور و شهردارى تهران تقاضاى تجدید نظر نسبت به مدت قرارداد و میزان حق‌العمل خود نمودند و با اهمیت حیاتى که امر لوله‌کشى آب براى شهر تهران در بر دارد لازم بود که در رفع مشکلات تسریع و وسایل ادامه کار فراهم گردد. بنابراین تقاضاهاى جراید مهندسین مشاور در هیئت دولت مطرح و به موجب تصویب‌نامه شماره 12472- 22- 10- 1328 به این ترتیب موافقت گردید که مدت قرارداد تا آخر اردیبهشت 1332 تمدید یابد و کارهاى اضافى که در قرارداد اصلى پیش‌بینى نشده است به همین مهندسین مشاور واگذار گردد و میزان حق‌العملى که نسبت به کارهاى اضافى تعلق مى‌گیرد از قرار 7 درصد بهاى کارهاى اضافى با مهندسین مشاور محسوب شود.

در این مدت چند نفر از آقایان نمایندگان مجلس سنا و مجلس شوراى ملى در موضوع تمدید و یا تجدید قرارداد یا مؤسسه الگزندرگیب در مجلسین بیاناتى ایراد و از دولت وقت در این مورد سؤالاتى نموده‌اند که منجر به تشکیل کمیسیون مختلطى از نمایندگان مجلسین گردید که به موضوع لوله‌کشى آب تهران رسیدگى و با مطالعه سوابق امر نظر مشورتى خود را به دولت اعلام و نتیجه را به مجلسین گزارش داده‌اند.

جلسات کمیسیون در خرداد ماه 29 با شرکت جنابان آقایان:

بیات،

نجم،

دکتر حسابى‏

مسعودى‏

بوشهرى‏

خواجه‌نورى‏

از مجلس سنا و جنابان آقایان‏

ملک‌مدنى‏

الله‌یار صالح‏

دکتر نبوى‏

عرب‌شیبانى‏

ابتهاج‏

از مجلس شوراى ملى تشکیل گردید و در این جلسات قرارداد منعقده بین شهردارى تهران و الگزندرگیب مورد دقت مخصوص قرار گرفت و پرونده‌هاى امر رسیدگى دقیق به عمل آمد. تذکرات کمیسیون براى راهنمایى دولت بسیار مؤثر بوده و مورد استفاده قرار گرفت و بر اساس همان نظریات و تا حدى که مورد قبول مهندسین مشاور بوده طرح قرارداد متمم تنظیم گردید و شهردارى تهران آن را امضا نموده و براى اجرا به سازمان لوله‌کشى ازسال داشته است. این متمم قرارداد مبتنى بر دو اصل است یکى تمدید مدت قرارداد قبلى الگزندرگیب براى مدت 3 سال و نیم که به موجب تصویب‌نامه شماره 12472 مورد موافقت دولت قرار گرفت و دیگر پرداخت حق‌العمل مهندسین مشاور بر اساس مخارج واقعى آنها از ابتداى کار تا تحویل لوله‌کشى آب تهران مشروط به این اختیار که صورت حساب‌هاى آنها به وسیله محاسبین خبره رسیدگى و بازرسى بشود. و هر گاه جمع مخارج مهندسین مشاور در تمام طول مدت قرارداد قبلى و این متمم قرارداد از 51000000 ریال تجاوز نماید شهردارى تهران تعهد پرداخت مازاد بر مبلغ فوق را نداشته باشد.

بنا بر آنچه توضیح داده شد تمدید قرارداد اصلى شهردارى با سرالگزندرگیب و شرکا مبتنى بر تصویب‌نامه مورخه 22/ 10/ 1328 مقدار حق‌العمل مهندسین مشاور بر حسب مخارج واقعى ایشان مى‌باشد و دولت همواره تذکرات نمایندگان محترم و راهنمایى‌هاى کمیسیون مختلطى را که براى رسیدگى به پرونده لوله‌کشى تشکیل گردیده است.

یکى از نمایندگان محترم ضمن بیانات خود جملات و مطالبى نسبت به کمپانى و کارمندان آن فرمودند تصور مى‌کنم فحاشى و بدگویى در مقابل وجود حق مسلم موردى نداشته اگر ما حق مسلم و واقعى داریم بایستى با استدلال و بیان به جا بخواهیم و الا با بدگویى و ناسزا موفق نشده و حتى این رویه به حق مسلم ما ممکن است لطمه بزند آقاى مکى ضمن بیانات خود به مجلس مؤسسان حملاتى کرده و مطالبى اظهار داشتند مجلس مؤسسان طبق قانون و مقررات کشور از خود شخصیت‌هاى برجسته شما نمایندگان تشکیل گردید و طرز تشکیل مجلس مؤسسان شاید بى سر و صداترین و با نظم‌ترین عمل دولت‌هاى وقت بوده است آقایان که در مقابل هر عمل و کارى هزاران تظاهر مى‌فرمایند در آن موقع دیده نشد کوچک‌ترین تظاهر و عکس‌العملى در مقابل تشکیل مجلس مؤسسان بنمایند وانگهى مگر مجلس مؤسسان چه کرده چه عمل خلافى انجام داده چرا ما بایستى بدون قضاوت و توجه مطالبى را ذکر و نکاتى را بر زبان آوریم.

موضوع وتو چیست شما اگر به اختیار شاهنشاه ایران و سایر سلاطین فعلى جهان توجه کنید خواهید دید اصولاً حدود اختیارات ایشان نسبت به سایر پادشاهان بسیار ناچیز است پس نه تشکیل مؤسسان و نه تصمیمات

+++

آنهاو نه جریان کار و عمل آن هیچ یک موضوع و مطلبى نبوده که مورد توجه خاص قرار گیرد و یا حملاتى نماییم. ولى بیانات آقاى دکتر هدایتى نه من اجازه داد که یک حقایق تلخى را به عرض مجلس شوراى ملى برسانم چه همان قسمى که فرمودند ایشان از موافقین دولت بودند ولى بایستى سؤال کرد علت تغییر عقیده ایشان نسبت به دولت چه بوده است.‏

اگر توجهى به مطالب ایشان بشود ایشان 3 علت را ذکر فرمودند.

اول خود اینجانب پیشنهاد واگذارى قسمتى از کار مردم به خود آنها نموده که به فکر آقاى دکتر علامت بخریه کشور مى‌باشد بایستى سؤال کرد جناب آقاى دکتر مگر شما از روز اول ندیدید که در صدر برنامه دولت اینجانب این مطلب بود مکرر براى خود شما تشریح نشده با تمام این مسائل چرا از اول رأى اعتماد دادید آیا این عذر شما صحیح است.

دوم اظهار فرمودید اینجانب در پیشگاه شاهانه نسبت به بستن مجلس اقدامى کرده‌ام آیا این اقدام محرمانه بوده یا علنى اگر محرمانه بوده شما از کجا اطلاع حاصل کردید اگر علنى بوده بایستى همه بدانند چگونه آن را سرى مى‌دانید و تازه علت این تقاضا چه بوده مگر من در این کشور نبوده و در بین این مردم زندگانى ننموده‌ام پس جعل این چنین نظر و یا نشر چنین فکرى از قول یک شاهنشاه مورد ندارد.

راجع به آمدن آقاى قوام‌السلطنه به ایران که من ایشان را آورده‌ام ذکر این مسائل هم باعث تأسف بسیار است مگر قوام‌السلطنه حق آمدن به ایران و به میهن خود را نداشته مگر مانع و رادعى براى آمدن ایشان بوده است چرا ورود ایشان را کانون فساد و بى‌نظمى بایستى حساب کرد.

ولى خوب است آقاى دکتر از من سؤال فرمایند تا به عرض مجلس برسانم علت تغییر عقیده شما چیست و چرا از موافقت صرف‌نظر و در حقیقت در صف مخالفین داخل شده‌اند. من از مجلس شوراى ملى تقاضا دارم براى یک مرتبه در عمر خود هیئتى از بین خود تعیین کنید تا در ده کیلومترى شهر تهران رسیدگى کرده و به آنها مشخص شود یک نماینده از نخست وزیر چه مى‌خواهد و مردم بیچاره یک شهرى چه مى‌گویند.

آقاى دکتر من نمى‌توانم تمام مردم شهر‌رى را کتف بسته به اسم آن که شما وکیل هستید جهت انتخابات انجمن شهردارى تسلیم شما نمایم شما تصور نکنید که این تهدیدات و اظهارات پشیزى ارزش دارد،

من براى خدمت به میهن و کشور عزیز خود قد علم کرده و در مقابل این قسم بیانات بى‌جا و این قبیل نظریات غیر عادلانه ایستادگى خواهم کرد چه مردم بیچاره این کشور بیش از این قدرت تحمل این قبیل فشارها و نظریات غیر عادلانه را ندارند اگر جناب آقاى دکتر مایل هستید از مکنونات افکار خود مطلع گردید تمام اهالى شهررى براى بیان حقیقت حاضر و مى‌توان در مدت قلیلى به کلیه سکنه تهران نشان داد اگر رزم‌آرا عنصرى ضعیف و تحت اوامر شما باشد خوب و لایق ولى اگر بخواهد از حق مردم بیچاره و حقوق عموم دفاع کند شخص جابر و خائن است شما قضاوت خود را مى‌نمایید ولى اکثریت مجلس و افراد نجیب ملت که من افتخار به فرد آنها مى‌کنم از جریان امر آگاه هستند همان قسمى که گفتید چه خوب بود ماسک همه را بر مى‌داشتند تا آن وقت ملاحظه مى‌کردید در زیر ماسک‌هاى کنونى و صورت‌هاى فریبنده چه اشخاصى هستند.

من پس از 50 سال زندگانى و 32 سال خدمت قطع بدانید ماسکى جز حقیقت و درستى نداشته ولى صراحتاً مى‌گویم من اسباب دست و وسیله اجراى اعمال و نظریات اشخاص نشده و نخواهم شد و تا آخرین لحظه با تمام قوا ایستادگى خواهم کرد مرا تهدید به رفتن از این شغل نکنید اگر دست شخص شما است تقاضا دارم لحظه‌ای قصور ننمایید چه من این قبیل مشاغلى را که از دست‌هاى لرزان- فکرهاى هراسان و تصورات واهى داده شود طالب نیستم مقام خود را در نتیجه توجه شاهانه و تقویت اکثریت شجاع و ثابت مجلس و افراد نجیب و اصیل ایرانى دارم من مقام متزلزلى که به دست اشخاص بوده و به من واگذار شود نخواسته و در پى آن نمى‌روم سؤال کردید من چه کرده‌ام اگر نظر مخالف و افکار خصوصى را به کنار گذارده منظره پنج ماه قبل کشور و حال را در نظر مجسم کنیم آن وقت خودتان خواهید گفت که تفاوت محسوسى نموده.

ضمناً بایستى به عرض مجلس شوراى ملى برسانم آقاى دکتر هدایتى از حدود ادب و نزاکت خارج شده و کلماتى را به زبان آوردند که در خور شأن و مقام یک نماینده نیست و رسماً از پیشگاه مجلس شوراى ملى تقاضاى رسیدگى به این بى‌نزاکتى را دارم چه اگر قرار شود در مجلس شوراى ملى که مرکز قانونگذارى کشور و نمایندگان برجسته ملت است از روى خلاف ادب و نزاکت با دولت که نماینده شاهنشاه و ملت است رفتار شود دیگر نمى‌توان امید به کوچک‌ترین نتیجه و عملى داشت لذا بایستى کانون مجلس و دولت از این قبیل حرکات زننده و اعمال غیر مطلوب پاک و منزه شود.

آقایان استیضاح وکلاى محترم راجع به نفت از اینجانب امرى بى‌سابقه مى‌باشد چه تا کنون رسم و رویه و مقرراتى در مجلس شوراى ملى وجود داشته که امروز متأسفانه مشاهده مى‌شود که برخلاف این سنن و رویه عمل شده زیرا هر لایحه که دولت به مجلس شوراى ملى تقدیم نموده براى رسیدگى و بررسى به کمیسیون‌هاى مربوطه مراجعه و پس از بررسى و اظهار نظر کمیسیون در مجلس طرح و تکلیف آن تعیین گردیده است- لایحه نفت نیز در تاریخ 26/ 4/ 28 توسط جناب آقاى ساعد تسلیم مجلس شده و مجلس حاضر قبل از تصدى اینجانب در اواخر خرداد ماه 29 طبق پیشنهاد جناب آقاى دکتر علوى یکى از نمایندگان محترم که خودشان استیضاح فرموده‌اند به کمیسیون خاصى احاله نموده.

اینجانب در تاریخ 5 مهر ماه به ریاست دولت منصوب و چون وزیر دارایى چند روز بعد به تهران آمد بلافاصله پس از ورود شروع به بررسى پرونده نفت نموده چه اقدامى بدون بررسى قبلى ممکن نبود در همان موقع نیز مراتب به کمیسیون نوشته شده.‏

بعد هم مجلس تعطیل و کمیسیونى وجود نداشت که سوابق خواسته شده تقدیم شود پس از خاتمه تعطیل بلافاصله پس از تقاضاى کمیسیون کلیه سوابق مربوطه تسلیم کمیسیون شده نماینده دولت آقاى دکتر پیرنیا نیز به کمیسیون معرفى و مرتباً در جلسات شرکت نموده است و حتى مراتب به عرض کمیسیون رسیده.

اگر توجهى به جریان امر فرمایند به خوبى درک خواهند نمود که وقتى دولتى پرونده امر را تسلیم کمیسیون و نماینده خود را معرفى کرده قطعاً موافق بوده چه اگر موافق با لایحه نبوده نه پرونده تسلیم و نه نماینده معرفى مى‌شد.

به طوری که ملاحظه مى‌فرمایند دولت وظایف قانونى خود را انجام داده و به انتظار گزارش کمیسیون و مجلس مى‌باشد.

رئیس- فقط استیضاح کنندگان مى‌توانند مطابق ماده 177 به طور اختصار جواب بدهند آقایان هم طورى تشریف ببرند بیرون که مجلس از اکثریت نیفتد، آقاى صالح.

صالح- فرمایشات آقاى رزم‌آرا قسمت‌هاى مختلفى دارد که البته آقایان محترم استیضاح کنندگان هر کدام در سهم خودشان جواب آن را خواهند داد اما آنچه راجع به بنده است ایشان در دو قسمت فرمودند یکى به بنده نصیحت کردند که این طور فکر نکنم زیرا فکر این که یک شرکتى مانع ترقى یک کشورى است براى یک فردى یا یک ملتى زننده است دیگر راجع به لوله‌کشى تهران وارد بحث شدند یک اطلاعاتى که واقعاً ناقص بود به اطلاع مجلس شوراى ملى رساندند ولى آن نتیجه موضوع را که باعث اصرار و ابرام و تذکرات بود و در مجلس سنا و در جراید علاوه از بنده در خود مجلس شوراى ملى مکرر تذکر داده شده بود موضوع را کاملاً به سکوت گذراندند و رد شدند و آن این است که یک قراردادى مدتش منقضى شده مطابق قانون باید براى تعیین قرارداد جدید اعلان مناقصه داده شود و هر کس در مناقصه برنده شد با او قرارداد را ببندد و ایراد بنده این بود که شهردار تهران بدون رعایت مناقصه این کار را کرده منتها جناب آقاى رزم‌آرا آنچه به نظر بنده مى‌آید دلیل عمل خودشان را فقط این قرار داده‌اند که یک کابینه دیگرى عمل غلطى کرد ایشان هم که خودشان را یک مصلح بزرگ اجتماعى مى‌دانند نباید عین آن را تکرار کنند اما در موضوع مضرات اجتماعى این امتیاز نفت و این که به عقیده جناب آقاى رزم‌آرا نباید این فکر در ملت ایران رسوخ یابد که شرکت نفت و یا یک مؤسسه دیگر لیاقت و قابلیت این را دارد که مانع ترقیات یک کشور بشود و اظهار کردند که اصلاً ذکر این مطلب هم زننده است بنده نمى‌خواهم به جناب ایشان تذکر بدهم که براى نخست وزیر چنین صلاحیتى پیش‌بینى نشده است که به وکلاى ملت نصیحت بکند ولى براى توضیح نظر خودم ناچارم یک جملاتى را به عرض برسانم موضوع نیک‌بینى و بد‌بینى اتفاقاً یکى از مسائلى است که در دوره حیات اجتماعى بنده همیشه مورد توجه خودم و تمام دوستانم بوده است عده زیادى همیشه به من ایراد مى‌گرفته‌اند که شما بیش از اندازه خوش‌بین هستید حقیقت امر این بوده است که من همیشه عقیده داشته‌ام و دارم که باید به ظاهر امور با نظر خوش‌بینى نگاه کرد و در هر امرى بدبین نبود براى این که اگر چنانچه انسان با سوء‌ظن و بد‌بینى هر امرى را تلقى کند ممکن نیست

+++

موفقیت پیدا کند که در زندگانى خود یک قدم مثبت بردارد باید با نظر نیک‌بینى اقدام نمود اما اگر یک نفر یا افرادى پیدا شوند که بر بخورند به این که نیک‌بینى آنها صحیح نبوده است و در تجربه به آنها ثابت شود که اشخاصى و مقاماتى که نسبت به اینها نیک‌بین بودند در واقع استحقاق این نیک‌بینى را نداشته‌اند و باز هم جنبه نیک‌بینى و امیدوارى به خود بگیرند تصور مى‌کنم حکم آن سفاهت خواهد بود یکى از اقوام نزدیک ما که چند سال است به رحمت ایزدى پیوسته در فامیل بنده نسبتاً سمت ریاست داشت همیشه به ما مى‌گفت از طفولیت که تمام خرابى این مملکت در اثر نفوذ انگلیسى‌ها است از آن موقعى که ما مدرسه مى‌رفتیم این پیرمرد به ما نصیحت مى‌کرد که شما در کارهاى اجتماعى ایران اصلاً وارد نشوید براى این که انگلیس‌ها طورى در تمام شئون اجتماعى مملکت رخنه کرده‌اند که هر قدر شما کوشش بکنید سر خودتان را به سنگ بزنید نتیجه ندارد به نابودى خودتان منجر خواهد شد این حرف را بنده از طفولیت مى‌شنیدم ولى خود آقاى رزم‌آرا مى‌دانند که تاریخچه زندگانى بنده سراسر پر بوده است از فعالیت من همیشه مى‌توانستم مثل خیلى‌ها که این کار را کرده‌اند راه خارجه را پیش بگیرم و از ایران بروم خود آقاى رزم‌آرا مى‌دانند که چقدر موارد مختلف پیدا شده است که سمت‌هاى بسیار حساسى به من داده مى‌شد که من به کشورهاى خارجه بروم و نرفتم من مى‌توانستم یک زندگانى ساکتى چه در کارهاى دولتى چه در کارهاى اجتماعى پیش بگیرم و نزدیک به مرحله سیاست که آن قوم محترم و متوفاى من همیشه ما را بر حذر مى‌کرد از نزدیک شدن به او، از او دورى بکنم ولى‏

من هر قدر تجربیات زندگانیم زیادتر شد امیدواریم به آتیه این کشور زیادتر شد من یقین دارم در این کشور استعدادى هست یک کسانى در این کشور سکنا دارند با وجود خواهند بود همان طور که بارها در برابر بزرگ‌ترین حوادث تاریخ ایستادگى کرده است و استقلال خودش را در طول متجاوز از دو هزار سال نگاه داشته است در آتیه هم کشور ایران و ملت ایران اگر من شخص نالایقى باشم و نتوانم حقوق او را حفظ کنم افرادى خواهند آمد که ملت ایران را نجات خواهند داد (شوشترى- با عنایت خداوند) البته با عنایت خداوند عنایت الهى شامل حال ایران هست و خواهد بود ولى جناب آقاى رزم‌آرا فرق است بین این که انسان یک جریاناتى را مستحضر بشود و به روى خودش نیاورد و یا در مبارزه اجتماعى بر نخورد وقتى که برخورد به یک عیبى او را بگوید و تعریف کند تا ملت خودش را آگاه کند و ملت خود را براى مبارزه بر علیه آن کانون فساد مهیا و فراهم نماید بنده از 1306 که وارد خدمت دولت شده‌ام و ده سال قبل از آن که از مدرسه بیرون آمده بودم و با اوضاع اجتماعى و سیاست ایران آشنا شده‌ام در مراحل مختلفه زندگانى چه در عدلیه و چه در وزارت دارایى و چه بعد از آن همیشه به من ثابت و مسلم بوده است که بزرگ‌ترین دشمن ملت ایران شرکت نفت است (صحیح است) شرکت نفت مثل یک سرطان این جسم نحیف ایرانى را چسبیده و او را به طرف مرگ مى‌برد من یک فرد ایرانى اگر به من ثابت شد بعد از یک عمر که تماس با دوسیه‌ها داشته مذاکرات ملاقات‌هاى سیاسى و غیر سیاسى نموده اگر به من معلوم شده باشد که شرکت نفت بزرگ‌ترین دشمن ایران است و نمى‌گذارد که این ملت یک روز خوش به خودش ببیند و وکیل ملت باشم من و این را نگویم جناب آقاى رزم‌آرا این دلیل بر آن نیست که من مى‌خواهم ملت ایران را مأیوس بکنم من ملت ایران را داراى استعداد و نبوغ و بزرگى مى‌دانم من یقین دارم از همین ملتى که امروز دچار فقر و بدبختى و مرض و بیچارگى است یک نیروى عظیمى در بطون او نهفته است که یک روزى خائنین این مملکت را مجازات خواهد کرد و حقوق این ملت را خواهد گرفت یکى از نمایندگان محترم در ضمن استیضاح خودشان اشاره کردند به مقدار عایدى که به زعم ایشان هر روز به مملکت ایران ضرر وارد مى‌آید در اثر بى‌تکلیف ماندن این لایحه الحاقیه و من با این که اطمینان دارم آن نماینده محترم کمال حسن نیت را داشتند اظهار ایشان به جناب آقاى رزم‌آرا قوت داد که در جلسه مجلس سنا بگوید که من موافق لایحه هستم و الا تا آن وقت نه ایشان و نه هیچ نخست وزیرى جرأت این را نمى‌کرد غیر از آن آقاى ساعد بیچاره یک نخست وزیر آگاهى مثل آقاى منصورالملک آمد اینجا و هر چه کردند آقاى دکتر مصدق که نظر خودت را بگو اظهارى نکرد چون او مى‌دانست که با خصومت و دشمنى ملت ایران مواجه خواهد شد همین جناب آقاى رزم‌آرا 3 ماه تمام مضایقه داشتند از اظهار این که آیا موافقند یا مخالف آقا ما چرا استیضاح کردیم دو ماه و نیم پرونده این کار را نمى‌فرستادند بعد هم که کمیسیون به ایشان صریحاً نوشت که شما اظهار عقیده بکنید و الا ما شما را استیضاح خواهیم کرد جواب کتبى که دادند در پرونده است در آنجا نوشته‌اند که من منتظر گزارش کمیسیون هستم هیچ اظهار عقیده‌اى نفیاً یا اثباتاً راجع به این که این لایحه صحیح است یا صحیح نیست نکردند و حال این که در هیچ دوره‌اى سابقه نداشته است که یک نخست وزیرى تقاضاى اقدام راجع به یک لایحه دولتى در مجلس بکند بدون این که بگوید نظر من راجع به این لایحه چیست ایشان زرنگ هستند مرد باهوش هستند من تصدیق مى‌کنم حقیقتاً خیلى کم نظیر است آقاى رزم‌آرا در هوش و ذکاوت ولى مضایقه داشتند که این را بگویند براى این که مى‌دانستند با طوفان خشم ملت ایران مواجه خواهند شد اما این بیان شما جناب آقاى دکتر هدایتى که با کمال حسن نیت اظهار کردید به آقاى نخست وزیر این جرأت را داد که در جلسه دیروز مجلس سنا آن طورى که بنده شنیده‌ام و در روزنامه‌ها خواندم اظهار مى‌کنند که اگر من موافق با این لایحه نبودم چرا نماینده به کمیسیون مى‌فرستادم آن طور ظاهراً اظهار کردید اکنون آقایان نمایندگان محترم متوجه این باشید که موضوع مناسبات ما با شرکت نفت موضوع پول موضوع مادى موضوعى که بشود آن را به لیره خرید و روى آن حساب کرد نیست موضوع آن نیست که ما روزى فلان قدر لیره ضرر مى‌کنیم یا منفعت مى‌کنیم اولاً بنده انتظار دارم همکار محترم من جناب آقاى مکى که سهم‌شان در این مذاکره مباحثه راجع به قسمت‌هاى فنى این کار است ثابت خواهند کرد که آن قسمت راجع به سى و پنج هزار لیره فرمایش آقاى دکتر هدایتى صحیح نیست بنده مى‌گویم به فرض این که این باشد یا دو مقابل آن باشد آقایان نمایندگان محترم آنچه ما تا به حال از منبع نفت گرفته‌ایم چه نتیجه‌اى براى ایران داشته است؟ آقایان به خوبى به خاطر دارند در دوره اعلیحضرت شاه فقید ابتدا قانون گذراندند که آنچه از منبع نفت به ایران برسد ذخیره کشور بماند البته یک قانون خوبى هم بود و ما هم امیدوار بودیم چون نفت یک ماده دائمى نیست یک روز ممکن است مخبر روزنامه اطلاعات یا روزنامه‌هاى دیگر از آبادان خبر بدهد که نفت رو به نقصان گذاشته یا دیگر از چاه‌ها نفت بیرون نمى‌آید این یک کار غیر طبیعى نیست این کارى است که هر روز ممکن است اتفاق بیفتد.

رئیس- آقاى صالح نفت شما نزدیک به اتمام است.

مکى- در آئین‌نامه نفت معلوم نکرده.

صالح .....  الان تمام مى‌کنم و این ذخیره براى پرورش ملت ایران براى اصلاح وضع اقتصادى ایران براى اضافه نمودن تولید به کار برده شود و یقین شاهنشاه فقید هم نظر خیر داشت ولى کم کم ایشان را وادار کردند که از این وجوه به مصرف خرید اسلحه برسانند بعد هم یک مقدارى از آن وجوه صرف خط‌آهن شد و تمام شد خود آقایان نمایندگان محترم مى‌دانند که سرنوشت آن خط‌آهن به کجا رسید  الان هم جناب آقاى دکتر هدایتى آقایان نمایندگان محترم ملاحظه بفرمایید عایداتى که گرفته شده و جناب آقاى دکتر معظمى در یکى از جلسات دوره پانزدهم پیشنهاد کردند و تصویب شد که فقط براى کارهاى تولید و براى اقتصادیات مملکت به کار برده شود (دکتر معظمى- هر موردش با تصویب مجلس منتها بعد عوض کردند) این با کمال حسن نیت بود و پیشنهاد خوبى هم کردند مقصود ایشان هم همین بوده چون نفت که تمام مى‌شود جاى این عایدى را یک چیز دیگر بگیرد و با این پول یک تأسیساتى بکنند نه این که آن پول خرج بشود ایشان پیشنهاد کردند این طور باشد. اما عملاً این که من مى‌گویم این دستگاه‌ها گرفتار سرطان شرکت نفت است عملاً این وجوهى که به دست آمده به کجا رفته؟ وضعیت سازمان برنامه هفت ساله براى آقایان روشن است و محتاج به توضیح نیست. این سازمان برنامه متأسفانه باید گفت نه فقط یک سراب نیست، چون یکى از آقایان نمایندگان فرمودند که این یک سرابى بود و ما امیدوارى داشتیم بعد خودشان هم فرمودند نه، قسمت دوم فرمایش ایشان را تأیید مى‌کنم بنده مى‌گویم که این یک بیابانى است براى تلف کردن سرمایه ملت ایران،  الان هم که عایدات نفت را پیش پیش جناب آقاى نخست وزیر وصول مى‌کند که من نمى‌دانم حقى براى این کار دارند یا ندارند، صرف مخارج ادارى و یا سازمان برنامه مى‌کنند، اینها هم تلف مى‌شود ملت ایران از اینها فایده‌اى نمى‌برد. پس بنابراین آقایان عجله نکنید تصور نفرمایید که از قبول این لایحه الحاقى یک

+++

عایداتى به ملت ایران مى‌رسد که اگر شما آن را رد نمایید و یا تعویق در تصویب آن بکنید ضررى به ملت ایران خواهد رسید، این عایدات را اگر مقابل هم بکنید براى ملت ایران به کار برده نمى‌شود بنده یک نتیجه از این عرایضم مى‌گیرم و مرخص مى‌شوم. چون ما در جبهه ملى و فراکسیون وطن این تصمیم را داشتیم که بعد از خاتمه استیضاح به دولت ورقه کبود بدهیم. ولى این طور گفته مى‌شد و یک راه حلى به نظر مى‌رسید که نمایندگان محترم اکثریت چون لایحه مربوط به نفت است نسبت به ایشان رأى سکوت خواهند داد و این یک راه‌ حلى به نظر مى‌رسید ولى آقایان را آگاه مى‌کنم که با این اظهارى که جناب آقاى رزم‌آرا در مجلس سنا کردند مگر این که آن را صریحاً پس بگیرند و یا بگویند که من آن را نگفته‌ام با این اظهارى که کرده‌اند شما نمى‌توانید دیگر رأى سکوت بدهید. (جمال امامى- اینها صحیح نیست آقا) جواب یک نخست وزیرى که مى‌گوید من با این لایحه الحاقى موافقم ورقه کبود است (جمال امامى- اینها چه فرمایش است مى‌فرمایید؟)

رئیس - ماده 157 مى گوید توضیحات به طور اختصار و مورد اختصار هم منتها یک ربع است، کم‌تر از یک ربع است ولى یک ربع بفرمایید.

مکى- نمایندگان محترم توجه فرمودند که تمام بیانات آقاى نخست وزیر در اطراف دو روز عرائض که بنده به سمع ملت ایران و به سمع مردمان آزاد دنیا رساندم. از لوله‌کشى صحبت کردند و از حوزه انتخابیه شهررى بحث کردند و خلاصه از این ور و آن ور صحبت کردند و نگفتند که جواب آنها مطالب صحیح و دقیقى که عالى‌ترین مهندسین این مملکت نشستند و رویش حساب کردند و در دسترس بنده گذاشتند چه بوده است! اولاً آقاى همکار محترم آقاى دکتر هدایتى اشتباهى مرتکب شدند سوء‌نیتى هم نداشتند بعد من به ایشان توضیح دادم و این اشتباه از این جا ناشى شده بود که ایشان تصور کرده بودند مقدارى که از ذخیره عمومى به ما مى‌دهند جزو آن 12 میلیون نیست. طبق این قرارداد منحوس و ننگینى که به مجلس پیشنهاد کرده‌اند، ما چهار شیلینگ مى‌گرفتیم. دو شیلینگ اضافه گرفتیم 50/ 0 به عایدات‌مان اضافه مى‌شود. ذخیره عمومى هر وقت مال ایران است اولاً، ثانیاً این قرارداد در مجلس قبل هم عرض کردم به هر دیوان بلخى هم ما برویم حق به جانب ملت ایران است ما اگر به دیوان بلخ هم برویم در آن موقعى که کمپانى تصدیق کرده که این قدر حق ملت ایران را تضییع کرده دیگر نمى‌تواند سر سوزنى کم بکند. اما دو استیضاحى که کردیم در مملکتى که حساب در کارش نیست اگر در یک مملکت سیویلیزه یا دموکراسى دنیا زندگى مى‌کردیم آن وزیر دادگسترى که بلند بشود و بگوید که من حکمیت قبول کرده‌ام و بگوید من دزدى کرده‌ام و 97 رأى بگیرد او را باید دم در مجلس دارش بزنند علناً مجلس شوراى ملى دزدى را تجویز کرد گفت وزرا دزدى بکنند گفت حکمیت بکنند، گفت جنایت بکنند گفت قضات را پشت میز قضاوت مثل مهره شطرنج پس و پیش بکنید و به نام قضات دروغ بگویید وزیر دادگسترى‏.....

رئیس - مجلس کى همچو چیزى گفت؟

مکى - 97 رأى مجلس معنیش این بود قضات که تکذیب کردند در جواب وزیر دادگسترى، خوش‌بختانه در روزنامه‌ها چاپ شده که ایشان دروغ گفته‌اند اما راجع به استیضاح دوم ما خواستیم دنیا و دمکرات‌هاى جهان که دعوى حفظ حقوق بشریت در دورافتاده‌ترین نقاط دنیا مى‌کنند و مدعى هستند که ما براى صلح و براى تأمین آزادى و دمکراسى در دنیا قد علم کرده‌ایم و از این قبیل کابینه‌ها حمایت مى‌کنند، خواستم آنها را روشن کنم که حقوق ملت ایران تا این حدود نقض شده است. من مى‌خواستم به آن آمریکایی‌ها که دعوى دمکراسى مى‌کنند بگویم که شما دروغ مى‌گویید و الا حمایت از یک ملت ضعیف و یک ملت بدبخت که مثل کرم خاک مى‌خورد نکردید و از این هیأت حاکمه‌اى که آن وزیر دادگستریش و این هم سایر وزرایش هستند، من قصدم این بود که دنیا و مردمان آزاد جهان بدانند که بر ملت ایران در زیر دست و پاى این حکومتى که مثل دوالپا به نام شرکت نفت در جنوب ایران حکومت در داخل حکومت تشکیل داده چه مى‌گذرد و اگر این مطالب براى روشن کردن ذهن ملت ایران و مردم آزاد دنیا جنایتى بوده است من به این جنایت افتخار مى‌کنم و تا زنده هستم این جنایت را ادامه خواهم داد و مفتخرم که براى روشن شدن ذهن مردم بدبخت ایران و مردمان آزاده جهان چراغى در راه آنها گذاشته‌ام که گمراه نشوند و بدانند که راه کدام است و چاه کدام آقایان نمایندگان هر کس در هر طبقه و در هر وضعى باشد، هر مسلکى را داشته باشد ما همه ایرانى هستیم و به نام سعادت ایران در این مکان مقدس جمع شده‌ایم، اتخاذ تصمیم و بدون مطالعه رأیى در اطراف این کابینه دادن ننگ تاریخى مى‌گذارد من هیچ فراموش نمى‌کنم که یکى از نمایندگان اکثریت دوره گذشته که وقتى جلسه آخر بود، ساعت آخر من را برد به یک اتاقى دست من را بوسید و گفت که من و فامیلم را نجات دادى من تذکر مى‌دهم که آن ننگ تاریخى را فراموش نفرمایید بدانید که جنایات تاریخ مشمول مرور زمان نمى‌شود ما امروز مى‌توانیم بگوییم چون یزید مرده است اذکروا موتیکم بالخیر جنایات تاریخ مشمول مرور زمان نیست هر کس در این مورد یا دانسته یا ندانسته بر علیه منافع ملت ایران رأیى بدهد، عملى بکند جنایاتش مشمول مرور زمان و قابل بخشایش نیست و من امیدوارم که یک محاکمه تشکیل بشود یک محکمه ملى تشکیل شود آن کسانى هم که در این کشور خیانت کرده‌اند به حساب آنها دقیقاً رسیدگى کنند و آنها به سزاى اعمال زشت‌شان برساند (آشتیانى‌زاده - انشاء‌اللّه) آقا گفتند که من نماینده به کمیسیون فرستادم، خیر آقایان ما خودمان که عضو کمیسیون بودیم نماینده خواستیم، لایحه مدافع لازم دارد، کیست مدافع این لایحه؟ دیروز آقایان بودند که من از آقاى دکتر پیرنیا پرسیدم که شما اگر وزیر دارایى بودید وجداناً مدافع این لایحه بودید؟ گفتند خیر لایحه را پس مى‌گرفتیم. این لایحه حقوق ما را تأمین نمى‌کند این است نماینده‌اى که شما فرستادید. با حضور آقایان بعد از ناهار خواستیم دکتر پیرنیا را و پرونده‌ها را با زور گرفتیم، اما در جواب یکى از نمایندگان فرمودند که تفاوت زندگى امروز را با 5 ماه قبل ببینید. ملت ایران مى‌داند که از آن روزى که شما زمام امور را در دست گرفتید، دچار چه هزینه‌هاى سرسام‌آور زندگى شد. آن روزى که شما نان را در اینجا ارزان کردید گفتم این تقلب است، تزویر است، حالا یک ملت مى‌دانند، این همه ترقى زندگى را مشاهده مى‌کند این بود تفاوت محسوس زمامدارى جنابعالى با سایرین و اما مى‌گویید که چرا شما صحبت مى‌کنید که شرکت نفت در گوشه‌اى از این مملکت دولت در داخل دولت تشکیل داده کسى که تب دارد نباید گفت که بترسد؟ ما باید بگوییم تب دارد تا برود دنبال دوا، دولت‌هاى این مملکت را شرکت نفت مى‌آورد بیاناتى که همکار عزیزم، آن سرباز مدافع آزادى دکتر مظفر بقایى، دوره گذشته در پشت این تریبون کرد که این آقا در زیر حمایت شرکت نفت زمام امور را در دست خواهد گرفت، غوغا کردند اینجا، ولى شد آقا شد دروغ نبود ما عملاً مى‌بینیم.‏

دولت‌ها را شرکت نفت مى‌آورد و اما یک چیز دیگرى که لازم بود بگویم این است که مجلس اقلیت و اکثریت ندارد، اگر به من اهانت شود به اکثریت شده است و اگر به اکثریت اهانت شود به من اهانت شده، به من هم اهانت بشود تعصب مرا هم باید اکثریت بکشد. اقلیت باید در تحت حمایت اکثریت باشد در تمام دنیا. من در اینجا دیدم که آقاى نخست وزیر براى اکثریت مجلس آوانتاژ مى‌دهد من دیدم اینجا آقاى نخست وزیر براى اکثریت وظیفه معین مى‌کند. شما حق ندارید براى اکثریت مجلس شوراى ملى وظیفه معین کنید، مجلس شوراى ملى اکثریت و اقلیتش مختار است در تصمیمى که گرفته شما حق ندارید که راه به او نشان بدهید و ارائه طریق بکنید. این چیزها با خود مجلس است اما خواستم عرض کنم اگر شما هم مایلید که این لایحه مدافع داشته باشد به عقیده بنده آقاى دکتر علوى را بیاورید به وزارت دارایى، ایشان خوب مى‌تواند دفاع بکنند .

رئیس - شما به وکیل حق اهانت ندارید.

مکى - آقا چرا استیضاح کردیم؟ آقاى جمال امامى شما بفرمایید، شما گفتید استیضاح بکنیم ما که نمى‌خواستیم استیضاح بکنیم، ما می‌دانیم که استیضاح ما جز شنیدن همین حرف‌هایى که هیچ مربوط به نفت نبود، از لوله‌کشى، از شهررى، از این قبیل خواهد بود (آشتیانى‌زاده - آقاى مکى شما به دستور آقاى امامى استیضاح فرمودید؟) اجازه بفرمایید توضیح بدهم. در کمیسیون ایشان فرمودند که چون دولت از قانون مهر ماه تخلف کرده است و چون پرونده‌ها را نفرستاده است و چون اظهار نظر صریح نکرده است دولت در این مورد خاطى و مقصر و قاصر است یک همچو بیانى بود (جمال امامى - صحیح است) پیشنهادى کردند و به پیشنهاد ایشان که رأى گرفتند 13 نفر بودیم به اتفاق آراءتصویب شد. وقتى که ایشان استیضاح کردند ما اگر مسلمانیم مطابق آیه یا ایها‌الذین آمنو فوا بالعهود. ما عهد کرده بودیم با همدیگر سیزده نفر بودیم، ما شش نفر هم به دنبال آقاى جمال امامى آمدیم. براى این که خلف عهد نکرده باشیم و روى این زمینه بود که ما استیضاح کردیم و من خیلى تعجب مى‌کنم که اگر یک نماینده‌اى خواست از کرسى

+++

پارلمان به نفع ملت ایران و براى هدایت ملت ایران و برای این که ناله مظلومیت ملت ایران را به گوش جهانیان برساند، اگر استیضاح کرد این نماینده حقاً وظیفه وجدانى خودش نکرده؟ و این نماینده به زعم جناب آقاى رزم‌آرام مجرم است، اما راجع به مجلس مؤسسان توضیحى دادند. دنیاى امروز دیگر زیر این مطلب نمى‌رود. و در این موضوع صرف‌نظر از تمام اختلافات مسلکى و مرامى با تمام دسته‌جات همکارى خواهیم کرد و زیر بار حق وتو نمى‌رویم ملت ایران زیر مقرراتى که به این صورت تصویب کنند نمى‌رود. (آشتیانى‌زاده - این حرف‌ها مال پیش بوده است) دنیاى امروز دنیایى نیست که تسلیم این حرف‌ها بشود امروز در تمام کشورها مى‌آیند و از اختیارات هیأت حاکمه مى‌گیرند و به ملت تفویض مى‌کنند. شما خودتان مى‌خواهید ایران را تجزیه بکنید که من مى‌خواهم اختیار مردم را به دست خود مردم بدهم پس چرا مى‌آیید حق وتو درست مى‌کنید که شرکت نفت استفاده کند. این یک حقه‌بازى است، دنیا امروز زیر این بار نمى‌رود. گفتم باید 20 هزار نفر مثل مکى کشته شود تا بتوانند سوار بشوند در دنیاى امروز در دنیایى که با سرعت برق و اتم دارد رو به سوسیالیزم پیش مى‌رود این خیلى مسخره است که آن مجلس مؤسسان قلابى است. گذشته از این حرف‌ها به تصدیق غالب نمایندگانى که همین جا نشسته‌اند، مى‌دانند که مسخره بوده (آشتیانى‌زاده - صحیح است) مى‌دانند تصمیماتش دستورى بوده، غیر قانونى بوده. شما وضع غیر عادى در این مملکت به وجود آوردید. شما رئیس ستاد بودید پس از واقعه شوم دانشگاه یک حکومت ترور و یک حکومت وحشت در این مملکت ایجاد کردید، تمام مخالفین را گرفتید هر کس نفسش درآمد خواستید او را از بین ببرید و حتى براى وکلاى اقلیت دوره 15 شما نامه‌اى نوشته‌اید که سلب مصونیت بکنید ما را از مجلس بیرون بکنید. آن وقت در یک چنین شرایطى یک مجلس مؤسسان قلابى و پوچ آمدید درست کردید، رأى ریختید تویش حالا ما بیاییم آن تصمیمات مجلس مؤسسان یک مرتبه دیگر زنجیر بدبختى و اسارت را به دست و پاى این ملت ببندیم، محال است آن کسانى که این فکر را کرده‌اند، باید این آرزو را به گور ببرند. (آشتیانى‌زاده - براى پنج شش ماه ممکن است رأى بدهند بعد عوضش بکنند) شرکت نفت باید این آرزو را به گور ببرد. بلى اگر یک روزى هم مجلس مؤسسان تشکیل مى‌شود با خواست ملت ایران و براى سعادت ملت ایران باید تشکیل شود، نه براى زنجیر کردن ملت ایران و اگر آن مجلس مؤسسان تشکیل شد، آن وقت من به شما خواهم گفت که اختیاراتى که گرفته‌اند چگونه لغو مى‌کنند و در سایر اصول قانون اساسى هم چگونه دست خواهند برد (صحیح است) با قانون اساسى که به دست مجلس مؤسسان قلابى از بین نرفته به آن وفاداریم و براى حفظ آن قسم خورده‌ایم و به آن هم وفادار خواهیم بود. (یکى از نمایندگان - این درست است) این بود آن مجلس مؤسسان تیمسار سپهبد به قول آقاى دکتر بقایى در دوره گذشته اگر خاطرتان باشد با آن آهنگ مخصوص‌شان دیکتاتور آینده خوابى‏ که براى ملت ایران دیده بودند و خوابى که براى قانون اساسى دیده بودند. در آن استیضاح هم گفتم که چه موادى از قانون اساسى مى‌خواهند تغییر بدهند، و بعد هم دادند و دیدیم، آن تغییراتى که دادند در مجلس مؤسسان آیا به نفع ملت ایران بود؟ به نفع سعادت ملت ایران بود؟ ما در یک وضعى گرفتار هستیم که دنیا متوجه ما است تمام مردم آزاد جهان مى‌خواهند ببینند ما یعنى نمایندگان ملت ایران در مقابل این همه فجایع این همه جنایات شرکت نفت این همه بدبختى چه خواهیم گفت! بنده با عدد و رقم ثابت کردم آقاى وزیر دارایى، معاون وزارت دارایى بنا بود جواب مرحمت کنند ثابت کردم که مجموع واردات بخشوده شرکت نفت جنوب دو برابر واردات کل کشور ایران است، مطابق آمارى که  الان توى کیف من است و مطابق آن از کلیه گمرکات هم در حدود 275 میلیون تومان مى‌گیریم و اگر شرکت نفت وارداتش دو برابر باشد 560 میلیون تومان مى‌شود. و اگر این 560 میلیون را با لیره حساب کنیم 60 میلیون لیره مى‌شود، اگر نفت جنوب ایران را مجانى ببرند. گمرک ورودى اگر داده شود، 60 میلیون پاند در سال باید بدهد. این در کجاى دنیا مستحسن است که یک نخست وزیرى بلند شود پشت تریبون و براى پایمال کردن همین 60 میلیون بیانى بکند که چهار روز بیش‌تر در این مملکت نخست وزیر بماند آقاى نخست وزیر همه ما مردنى هستیم، هیچ کس جز خدا ما معتقدیم که نخواهد ماند. همه مى‌میرند، کل نفس ذائقت‌الموت. هیچ کس باقى نمى‌ماند اى خوشا کسانى که نام نیک گذاشتند و اى بدا به حال آن کسانى که نام نیک را تبدیل به نام زشت و بد کردند و براى همیشه در تاریخ ماند نام‌شان. زندگى رجال سیاسى دنیا ممکن است با یک عمل تمام عملیات شصت ساله و هفتاد ساله خودش را بدنام بکند و همیشه اسم بد رویش بماند و یک کسى ممکن است شصت سال در منجلاب بدنامى زندگى کند ولى یک مرتبه یک عمل از او سر بزند و براى همیشه نامش در تاریخ جاویدان بماند. شما بر سر دو راهى قرار گرفته‌اید شما یا  الان به نام سعادت ملت ایران از پشت این میز تشریف ببرید بیرون و به شرکت نفت بگویید که من خیانت نمى‌کنم یا بمانید، ولى باید بدانید که این نام زشت و لکه تاریک در تمام تاریخ ایران خواهد ماند و در تاریخ شما هم خواهد ماند.

رئیس - آقاى حائرى‌زاده بفرمایید.

حائرى‌زاده - موضوع استیضاحى که ما داشتیم طفره و تعلل و تسامح دولت بود راجع به احقاق حق ملت ایران ما مى‌گفتیم هیچ موقعى براى آن که ملت ایران به حقوق حقه خودش برسد مناسب‌تر از امروز نیست و پنجاه سال کمپانى یا قبل از این کمپانى دارسى با اغفال و مسامحه داخلى آن وقت موقع مناسب قلدرى و حقه‌بازى پیدا کرد حقوق ملت ایران را ببرد موقع که مساعد شد بنا شد مسامحه کرد باید از حقوق ملت ایران کاملاً دفاع کرد من به جناب رزم‌آرا امیدوارى داشتم مى‌گفتم که شخص نظامى است و ممکن است یک فداکارى بکند، این حس ترس و جین و ضعف را زیر پا بگذارد و در مقابل کمپانى بایستد و مطالبه حقوق ملت ایران را بکند. علت این که رجال کارآمد در این مملکت یا نفله مى‌شوند و یا در زوایاى محبس‌ها زندگانى بکنند غیر از این دستگاه کمپانى علت دیگرى نمى‌دانم، زیرا اگر آدم لایقى که صاحب خانه باشد حاضر نیست در مقابل دو چشم او غارتگرهاى انگلیسى حسابش را ببرند و ساکت بنشینند، همیشه سعى مى‌کند مصادر امور ما یک اشخاص ضعیف، ترسو و بدبختى باشند که به گونه فکرى و چیزهاى کوچک و این صندلی‌هاى ننگین سه روزه قناعت بکنند و مطالبه حق خودشان را نکنند من امید داشتم که رزم‌آرا نظامى است، بایستد و مقاومت کند و از ایشان خواهش کردم که شما بیایید از این موقعیت استفاده کنید، موقعى که دولت انگلستان داراى حکومت سوسیالیست است خودش صنایع فولاد را، بانک‌ها را، راه‌آهنها را ملى مى‌کند، از دست دیگران و صاحب امتیازان مى‌گیرد و به دست دولت انگلیس و به نفع ملت انگلیس اداره مى‌کند، او نمى‌تواند مانع عمل ما شود یک حکومت سرمایه‌دارى در انگلستان نیست که بر اثر مخالفت با مسلکش براى سرکوبى ملتى حاضر باشد نطقى را که بوین راجع به بیرمانى که نفت آنجا را ملى کرده‌اند پهلوى آقاى مکى بود که در تمام جراید منتشر شد که ما باید امروزه براى ملى کردن صنایع هر ملتى که براى مملکت خودش مى‌کند کمک بکنیم (دکتر بقایى - نخست وزیر بیرمانى قول نداده بود) مرد باید باشد مطالعه حقش را بکند من خیلى متأسفم که در کمیسیون نفت هستم و یک آدمى که خیلى احساساتش رقیق است مطالعه بعضى اوراق حقیقتاً مرا متأثر مى کند. من در مجالسى که بین گلشائیان و گس تشکیل شده است مى‌خواندم پنجاه ورق آن گزارش نخواندم و دیدم این دولت علیه ما رجالى که رفته‌اند براى صحبت کردن شهامت این که بگویند اساس این کار فاسد و خراب است نداشته‌اند مى‌پرسد شما با اساس امتیاز مخالف هستید. مى‌گویند نه ما مخالفتى نداریم مجلس چون رأى داده است که براى استیفاى حقوق ایران که تضییع و تفریط شده است با شما وارد مذاکره شویم. با شما صحبت بکنیم که یک کمکى بکنید راجع به بعضى مواد - طلبکارى که برود گدایى پیش بدهکارش این دستگاه خواهد شد - حقوق ما را به علت ضعف نفس ما است که دیگران مى‌برند، آنها این لیاقت را که حق ما را ببرند در این دنیا ندارند. دولت‌هاى ترسو دولت‌هاى ضعیف موجب مى‌شود که تسلیم مى‌شوند در مقابل مطامع خارجی‌ها، من هیچ احتمال نمى‌دادم که رئیس دولت در مجلس همچون اظهارى را بکند. و یقین دارم که هیچ ایرانى نمى‌تواند خود را حاضر بکند که یک کمپانى اجنبى همان ریشه‌اى که از هندوستان کنده شد در ایران ریشه‌اش گذاشته بشود و مملکت به بدبختى کشانده شود و این کارها را بکنند این ترس و جبن و ضعف است که در مقابل این حرف‌ها ساکت مى‌نشینند رجال ما. موضوع استیضاح ما این بود ما مى‌گفتیم که اگر دولت دستگاهى که خودش نفت را اداره بکند ندارد و مصلحت مى‌داند که به یک کمپانى خارجى، شرکتى، مؤسسه‌اى نفتش را اجاره بدهد آنها اداره کنند اجاره‌اى به ما بدهند پس چرا خودش یک شرکت نفت ایران درست کرده است شرکت نفت ایران با سرمایه ایرانى مشغول مطالعه براى استخراج است. اگر دستگاه ندارید پس چرا پول این مملکت را در این راه نفله مى‌کنید بگویید ما دستگاه نداریم. اگر شما دستگاه دارید

+++

شرکت نفت ایران درست مى‌کنید براى استخراج فعالیت مى‌کنید، پولى که براى برنامه مبلغ‏

و زیادیش صرف استخراج نفت و مطالعات اکتشافى شده است چرا خرج مى‌کنید؟ چرا براى ملى شدن این مسامحه مى‌کنید؟ گذشت آن روزگارى که دولت انگلستان فرمانرواى جهان بود و کشتى او در خلیج‌فارس مى‌آمد و دیکتاتورى ایران را مى‌لرزانید و هر چه مى‌گفت قبول مى‌کردند. روسیه قوی‌تر از انگلستان است قرارداد شرکت مختلط نفت کان لم یکن شناخته شد. قرارداد آقاى قوام‌السلطنه با روس‌ها راجع به شرکت نفت با این که 0/ 49 به ما مى‌دادند هیچ طور نشد، آب از آب تکان نخورد، ضعف نفس رجال است که این روباه‌صفتان بر ما حکومت مى‌کنند (صحیح است - احسنت) انگلستان در ممالک شرق حکم مرض سل را پیدا کرده بود، یواش یواش در اینجا رخنه مى‌کرد، نفوس از بین مى‌رفت و فقط یک اسکلت بى‌روح و بى‌جانى درست مى‌کرد خوشبختانه معالجه مرض سل امروز پیدا شده است دیگر بشر خیلى تقویت شده است و دیگر وحشت و اضطرابى از میکروب سل قدیم نداریم یک جور همت و غیرت و رشادت لازم دارد چیز دیگرى نمى‌خواهد که این حل بشود. (آشتیانى‌زاده - بارک‌الله سید، سید رشید رشیدى هستى) یکى از ناطقین محترم مى‌فرمودند وقت مجلس صرف مى‌شود در این توضیحات و موضوعات محاسباتى و این حرف‌ها، آقایان با آن که من اهل دقت در این حساب‌ها نیستم ولى آقایانى که نشسته‌اند حساب کرده‌اند و وارد حساب‌ها هستند مى‌گویند تفاوت عملى که ما باید حقوق حقه‌مان را استیفا بکنیم به جایى مى‌رسد که این عایدات ما مطابق عایدات مملکت خواهد بود و نباید یک شاهى مالیات از این ملت بگیریم، یک ملتى را که جل و پلاسش را حراج مى‌کنند براى پنج شاهى این در مورد همه چیز نافذ است ولى در مقابل یک کمپانى غارتگر، کمپانى که در شرع حقوق جزایى باید تعقیب جزایى بشود یک جا در امتیازنامه خودش تمام اثاثیه و ابنیه را در انقضاى مدت به دولت ایران واگذار مى‌کند و یک جا با بختیاری‌ها صحبت مى‌کند که این .. یک همچو کمپانى کلاهبردارى را شما در محکمه‌هاى لندن در محاکم انگلیسى تعقیب بکنید آنها این کمپانى را صالح براى این مملکت نخواهند شناخت این آقایان در مقابل یک مشت روباه تسلیم شده‌اند من از رجالى که در دستگاه دموکراسى تربیت شده بودند و تشریفاتى بودند چندان امیدى نداشتم زرق و برق دستگاه‌هاى اروپایى آنها را مأیوس کرده بود که جداً بایستند و مطالبه حقوق ما را بکنند ولى از یک نفر سرباز که معروف است به هوش معروف است به فطانت من هیچ انتظار نداشتم من یقبن دارم که این یک سهو کلامى بوده است و دیروز در مجلس سنا یک هیاهویى شده است و همچو سهوى شده و الا چه کسى طرفدار قرارداد گلشائیان - گس مى‌تواند باشد اشکال ما استیضاح ما براى چه بود ما مى‌گفتیم چرا به دفع‌الوقت مى‌گذرانید؟ حالا که موقع متناسب است براى رد و الغا این قرارداد شومى که با زور و فشار از ملت ایران گفته‌اند باید تصمیم گرفت چرا پرونده‌ها و دوسیه‌ها را زودتر به کمیسیون نفرستادید تا ما مطالعه بکنیم؟ چرا نماینده شما نباید توضیحات کافى بدهد نماینده شما آدم بسیار شریفى بود مى‌گفت من وارد سیاست این کار نیستم توضیحاتى از او مى‌خواستیم اول چون در مصاحبه گلشائیان و گس وارد بود یک توضیحات و اطلاعاتى مثل یک مخبر به ما مى‌داد و هیچ حاضر براى این که اظهار عقیده‌اى بکند نبود گاهى به او فشار مى‌آوردیم که عقیده خود شما چیست؟ مى‌گفت که من مأموریتى ندارم مى‌گفتم آخر عقیده شخص خودت در این قضیه چیه مى‌گفت عقیده من براى همدم محفوظ است من این رویه دکتر پیرنیا را پسندیدم چون او حق داشت که این طور بگوید من از این که دولت رشادتش را کنار گذاشت و ملت ایران و نسل‌هاى آتیه ایران را فراموش کرد و یک مشت انگلیسى را در نظر گرفت من از این قسمت متأسفم و گله دارم من یقین دارم که رزم‌آرا قلباً هیچ موافق با این لایحه نیست ولى من تعجب مى‌کنم که شما چرا این حرف را بزنید (یکى از نمایندگان - شاید نگفته‌اند) یک موضوعى که مى‌خواهم به عرض برسانم و خیال نمى‏کنم که محتاج به بحث باشد موضوع مجلس مؤسسان است که اینجا مطرح شد ما در اول هر مجلسى که آمدیم قسم خوردیم که حافظ قانون اساسى باشیم اعلیحضرت همایونى هم اینجا آمده قسم خورده است که حافظ قانون اساسى باشد قانون اساسى ما یک فصلى دارد که مى‌نویسد حقوق سلطنت ایران و چندین ماده است من دو سه ماده‌اش را بیش‌تر قرائت نمى‌کنم یکى اصل 35 است مى‌نویسد که سلطنت ودیعه‌اى است که به موهبت الهى از طرف ملت به شخص پادشاه مفوض شده است ملت این سلطنت را صلاح دانسته است به شخصى بدهد که نماینده مملکت باشد این یک ماده، ماده دیگر که اصل 39 باشد هیچ پادشاهى بر تخت سلطنت جلوس نمى‌تواند بکند مگر این که قبل از تاجگذارى در مجلس شوراى ملى حاضر شود با حضور اعضای مجلس شوراى ملى و سنا و هیئت وزرا به قرار ذیل قسم یاد نماید. عبارت قسم‌نامه را توجه بفرمایید من خداوند قادر متعال را گواه گرفته به کلام‌الله مجید و به آنچه که نزد خداوند محترم است قسم یاد مى‌کنم که تمام هم خود را مصروف حفظ استقلال ایران نموده حدود مملکت و حقوق ملت را محفوظ و محروس بدارم قانون اساسى مشروطیت ایران را نگهبان و بر طبق آن و قوانین مقرره سلطنت نمایم و در ترویج مذهب جعفرى اثنى‌عشرى سعى و کوشش نمایم. الى آخر یک اصل 44 دارد مى‌نویسد شخص پادشاه از مسئولیت مبرا است وزرا و دولت در هر گونه امور مسئول مجلسین هستند شاه هیچ‌گونه مسئولیتى ندارد اصل 45 کلیه قوانین و دست خط‌هاى پادشاه در امور مملکتى وقتى اجرا مى‌شود که به امضاى وزیر مسئول رسیده باشد و مسئول صحت مدلول آن فرمان و دست‌ خط همان وزیر است مقام قدس شاه نباید آلوده شود رأى و اراده ایشان در کار مملکت نباید مؤثر باشد وزیر رأى و اراده‌اش باید مؤثر باشد وزیر مسئول است وقتى که اراده او دخالت پیدا کرد به ضرر هر کس واقع شد حمله خواهد کرد و آن مقام متزلزل مى‌شود ما قسم خورده‌ایم به قانون اساسى و میل نداریم که ایشان در کارها دخالت بکند و اراده خودش را اعمال بکند تا به ضررش تمام بشود (دکتر بقایى - ولى مستر بوین مى‌خواهد آنجا را متزلزل بکند) اصل 49 صدور فرامین و احکام براى اجراى قوانین از حقوق پادشاه است بدون آن که هرگز اجراى قوانین تعویق و یا توقیف نماید (آشتیانى‌زاده - احسنت درست است) این مجلس مؤسسان علیه‌السلام گذشته ما.

رئیس - آقاى حائرى‌زاده وقت شما تمام شده.

حائرى‌زاده - اگر رئیس دولت صحبتى نکرده بود بنده هیچ نمى‌گفتم مجلس نمى‌گذارد من حرفم را بزنم نمى‌گویم این یک بحث حقوقى است.

دکتر بقایى - آقاى رئیس ماده 157 را ملاحظه بفرمایید راجع به استیضاح ماده مخصوصى دارد.

مکى - اول ماده 175 را بخوانید.

رئیس - مدت توضیح به طور اختصار 15 دقیقه مطابق با ماده این آئین‌نامه است 15 دقیقه حق دارید صحبت کنید بنده 19 دقیقه گذاشتم صحبت کنید مطابق ماده 89 اگر آئین‌نامه است اگر مى‌خواهید بى‌ترتیب صحبت کنید آن موضوع دیگرى است.

آشتیانى‌زاده - مجلس موافقت دارد.

رئیس - باید مجلس رأى و اجازه بدهد.

حائرى‌زاده - اگر کسى بخواهد توضیحى بدهد نباید از یک ربع تجاوز کند ولى در جایى که خود آئین‌نامه اجازه توضیح داده است این بر خلاف موضوع است این مربوط به همان ماده استیضاح است اگر ایشان صحبت نمى‌کردند من هم صحبت نمى‌کردم.

رئیس - تأمل بفرمایید ماده 175 را بخوانند بعد هم ماده 89 را قرائت کنید.

( ماده 175 به شرح زیر قرائت شد.)

استیضاح کننده حق دارد پس از پاسخ وزیر یا وزیران مورد استیضاح در باب بیانات آنان توضیحات تکمیلى بدهد به شرطى که آن توضیحات مختصر باشد.

ماده 89 را بخوانید که مدت توضیحات چه قدر است (ماده 82 اشتباهاً به جاى 89 قرائت شد) هر یک از نمایندگان براى نطق خود باید قبلاً از رئیس مجلس تحصیل اجازه کند و به نوبت خود روى کرسى خطابه مطلب خود را اظهار نماید مطالب مختصر را ممکن است نمایندگان در محل خود ایراد نمایند مگر این که رئیس اجازه نطق در غیر از کرسى خطابه را ندهد (خنده شدید نمایندگان)

رئیس آقا ماده 89 این است که بنده به شما تقدیم مى کنم قرائت بفرمایید.

( ماده 89 به شرح زیر قرائت شد )

حداکثر مدت نطق در جلسه علنى به قرار ذیل خواهد بود.

1 - براى استیضاح 3 ساعت.

2 - براى مذاکره راجع به اعتبارنامه نمایندگان اعم از موافق یا مخالف یا نماینده‌اى که طرف اعتراض واقع شده و هم‌چنین براى هر یک از ناطقین در برنامه دولت یک ساعت.

+++

3 - براى اظهارات مخالف و موافق نسبت به لوایح و طرح‌ها و توجیه طرح قانونى یا توضیحات مخبرى که از لایحه دفاع مى‌نماید و هم‌چنین در موقع تقاضاى رأى اعتماد از طرف دولت نیم ساعت‏.

4 - براى دفاع از توهین و یا تحریف نطق یا سؤال از وزیر و توضیح ثانوى در مقابل جواب وزیر و توضیح در باب پیشنهادات اصلاحى و توجیه پیشنهاد کفایت مذاکرات و مخالف با آن و توضیح پیشنهاد فوریت و یا عدم فوریت 15 دقیقه.

رئیس - پس توضیح ثانوى در مقابل وزیر 15 دقیقه است (مکى - این در مقابل سؤال است ولى اینجا استیضاح است ) فرقى نمى‌کند اینجا به طور مختصر نوشته و در اینجا تفسیر کرده (مکى - آئین‌نامه که این طور نمى‌گوید) حالا هم مجلس اجازه بدهد 10 ساعت صحبت بفرمایند بنده حرفى ندارم مطالق آئین‌نامه آقاى صالح هم 5 دقیقه زیادتر صحبت بکنند ایشان یک دفعه صحبت کرده‌اند ممکن است بعداً به عنوان نطق قبل از دستور اگر مطلب مهمى دارند به عرض برسانند.

حائرى‌زاده - من آدم متمردى نیستم رأى بدهند حرف مى‌زنم ندهند حرف نمى‌زنم ولى موقعش مى‌گذرد.

رئیس باید رأى بدهند (عده‌اى از نمایندگان - رأى لازم نیست اجازه بفرمایید که ایشان صحبت‌شان را تمام کنند) پس آقایان اجازه بفرمایند که ایشان 5 دقیقه دیگر صحبت کنند.

حائرى‌زاده - این قانون اساسى که نوشته شده و همان طورى که به عرض آقایان محترم رساندم حدود و ثغور مقام سلطنت را معین مى‌کند سه دفعه در بعضى از اصول قانون اساسى خواستند تصرفاتى بکنند (مکى- دستبرد زده‌اند) یک دفعه موقعى بود که در فاصله مجلس اول و دوم آمدند و آئین‌نامه انتخاب صنفى را مى‌خواستند تبدیل بکنند به انتخابات 2 درجه و بعد روى اصول قانون اساسى که چهار اصل باشد که یک اصلش در آن مدت نمایندگان را ذکر کرده است به آنها اصطکاک پیدا مى‌کرد آن هیئتى که فاتح تهران بود در موقع انقلاب محمد‌على‌میرزا را بیرون کرده بود از این مملکت اینها با این که خودشان قدرت داشتند و فاتح بودند خود را صالح براى این که اصول قانون اساسى را عوض بکنند ندانستند مراجعه به تمام ایران شد انجمن‌هاى ایالتى و ولایتى در تمام ایران بود از آنها استیذان کردند که ما مى‌توانیم تغییر در قانون اساسى بدهیم یا بدون اجازه ممکن نیست همه آنها اجازه‌شان را به انجمن ایالتى آذربایجان دادند انجمن ایالتى آذربایجان با موافقت هیئت مدیره تهران آن قانون انتخابات 2 درجه را که منافى با آن 4 اصل بود اجازه اجرا داد و اختیار داد به مجلس دوم که او اگر اصلاحى در قوانین بخواهد بکند ذیحق باشد مجلس دوم که این اختیار را پیدا کرده بود و انتخابش با شرط تجدید‌نظر در قوانین بود فقط آن قسمت مربوط به انتخابات را قانونش را عوض کرد و انتخابات دو درجه تبدیل شد به انتخابات مستقیم و یک درجه راجع به سایر اصول دیگر حرفى نزد 4 اصل در آن موقع عملاً ملت ایران عوض کرد و دیگر کسى خود را صالح نمى‌دانست که دخالتى در این کار بکند تا این که دیکتاتورى پیش آمد و یک عده قزاق آمدند و تهران را گرفتند و احمد شاه فرار کرد و رفت به اروپا و این بیچاره احمد شاه فرارش براى این بود که قرارداد 1319 انگلیس‌ها را که مقدمه‌اى براى نفت بود امضا نکرده بود جرم آن بدبخت همین بود خواستند او را بردارند یک تغییرى در قانون اساسى خواستند بدهند که به حقوق ملت ایران تخطى و تجاوز نمى‌شود مى‌خواستند حقوق یک خانواده قاجار را که فرار کرده بود بگیرند و به یک خانواده پهلوى بدهند به گاو و گوسفند کسى ضررى وارد نمى‌آمد حتى یک رشوه‌اى هم به ملت ایران دادند که بیش‌تر ولیعهد را ملت ایران حق نداشت که مداخله کند در این قانون اساسى اجازه داده‌اند که اگر شاه اولاد پسر نداشت مجلس حق دارد در این کار دخالت بکند و او ولیعهد را بى‌اجازه مجلس نمى‌تواند تعیین بکند یک عملى بود بد یا خوب آن عملى که متکى به قانون نهم آبان 1304 است که حالا آن قانون قانونی است داشته یا نداشته و مجلس صالح بوده یا نبوده یک عملى انجام شد در مملکت و مدعى بلامعارضى آمد و یک عملى را انجام داد ولى مجلس مؤسسان اخیرمان این مجلس علیه‌السلام غیر از تمایل شخص شاه که ایشان در یکى از نطق‌ها وکلا را احضار کرده بودند خوشبختانه و یا بدبختانه بنده حضور نداشتم گفته بودند که ما همچو اصلاحى مى‌خواهیم بکنیم و ما یک همچو تصمیمى گرفته‌ایم شما را هم براى مشورت نخواسته‌ایم همچو تصمیمى گرفته‌ایم دنبال این تصمیم تحریک شد شاگردهاى مدرسه را آوردند تلگرافخانه تفسیر قانون اساسى را خواستار شدند خواستند چه بکنند خواستند که حقوق ملت را سلب بکنند حقوق یک خانواده شخصى و فردى نبود ما در مجلس بودیم داد و فریاد کردیم استیضاح کردیم در مقابل چشم ما انجمن نظارت اینجا فرمان نمایندگى صادر کرد فرصت نیست از نظر عدد و ساعت و حساب که 180 هزار ورقه را که روى هر ورقه 24 اسم نوشته شده در مدت یکى دو روز بخوانند و نتیجه‌اش را معلوم بکنند عقلاً محال است فرمان صادر شد که فلانى وکیل است رفتند و یک چیز مزخرفى گذراندندکه منافى حقوق ایران است و آن کان لم یکن شناخته مى‌شود و این اصل قانونى ندارد اخیراً در نطق اخیر اعلیحضرت همایونى که حالا معلوم نیست که چه کسى این نطق را تهیه کرده بود رئیس دولت یا یکى از اعضاى دولت یا هر که بود حتى اغلاط عبارتى داشت که حالا یادم نیست و فراموش‏

کرده‌ام ولى در آن موقع خارج از نزاکت تشریفاتى دیدم که بگویم آن مجلس هم کان لم یکن بوده است که شما این موضوع را در یک مجلس رسمى حل بکنیم این حرف‌ها خون‌بهاى آزادی‌خواهان این مملکت است جوان‌هایى که در این مملکت کشته شده‌اند خون‌شان براى حفظ قانون اساسى ریخته شده و ما حاضر نیستیم که خون‌شان از بین برود شما مجلس مؤسسان قلابى تشکیل بدهید و قانون اساسى را تغییر بدهید از این جهت من یک مختصرى گفتم در مطلبى که در استیضاح به مناسبت این که تمام این تغییرات براى تضییع حقوق ملت ایران و مرعوب کردن نمایندگان مجلس است که نفت او را غارتگرى به چپاول ببرد و الا من یقین دارم که شاه قلباً راضى به این حرف‌ها نیستند.

رئیس - آقاى حائرى‌زاده خواهش مى‌کنم تمام بفرمایید استیضاح شما راجع به نفت بود نه مجلس مؤسسان.

حائرى‌زاده - این فرمایشى که ایشان فرمودند فرمایشى نیست که ما بتوانیم با سکوت برگذار کنیم ما حاضر به شنیدن فرمایش نیستیم که بخواهد مجلس مؤسسان قلابى را رسمى بکند ما آن را کان لم یکن مى‌دانیم.

رئیس - آقاى دکتر هدایتى بفرمایید.

دکتر هدایتى - آقایان ملاحظه می‌فرمایید که باز هم آخر وقت نصیب بنده شد (یکى از نمایندگان - قسمت است آقا) بله قسمت است بنده قبل از این که راجع به بیانات آقاى نخست وزیر جوابى داده باشم دو مطلب است که مى‌خواستم به عرض مجلس شوراى ملى برسانم یکى این که در اینجا چه از طرف ایشان و چه از طرف آقایان نمایندگان مسائل مختلفه‌اى مورد بحث قرار گرفت از قبیل مسئله لوله‌کشى که هم جناب آقاى صالح مذاکره فرمودند به مناسبانى و هم آقاى نخست وزیر جواب دادند بنده مى‌خواستم اینجا توضیح داده باشم که رأیى که در خاتمه استیضاح به دولت داده مى‌شود اعم از مثبت یا منفى منحصراً فقط و فقط مربوط به موضوع استیضاح خواهد بود و ربطى به سایر مسائلى که از طرف نمایندگان بحث شد و یا آقاى نخست وزیر جواب دادند و صحبت کردند نخواهد داشت. (عده‌اى از نمایندگان - براى آنها رأى لازم نیست) رأى لازم نیست رأیى که داده مى‌شود صرفاً راجع به موضوع استیضاح خواهد بود توضیح دوم بنده راجع به سوء‌تفاهمى که از عرایض بنده در جلسه گذشته مجلس شوراى ملى راجع به موضوع ضرر ملت ایران شده است از این مطلب که بنده عرض کردم حداقل ضرر ملت ایران از تأخیر در رسیدگى به قضیه نفت 33 هزار لیره است بعضى‌ها این جور تصور کرده‌اند که بنده تسلیم هستم به هیچ‌وجه من‌الوجوه اینجا خدمت آقایان عرض مى‌کنم و توضیح مى‌دهم عرض هفته گذشته‌ام را همان طورى که قبلاً عرض کردم و توجهى نشده بود این مبلغ 33 هزار لیره حداقل ضررى است که عرض کردم و الا ضرر ما بیش از اینها است و امیدوارم در سایه توجهات دولت‌هایى که به این امر حیاتى براى ملت ایران عنایت دارند واقعاً ملت ایران به حقوق حقه خودش برسد (نمایندگان - انشاء‌الله) آقاى نخست وزیر در جواب استیضاح بنده ایرادات مختلفى از بنده گرفتند بنده مى‌دانم آقایان خسته هستند وقت‌شان را زیاد نمى‌گیرم ولى لازم است که به بعضى از قسمت‌هایش جواب بدهم یک ایراد ایشان که به نظر ظاهراً خیلى وارد و مشعشع مى‌آید گفتند تو که ضمن برنامه دولت به لایحه تقسیمات کشور رأى دادى حالا با آن مخالفت مى‌کنى و آن را لایحه تجزیه کشور خطاب مى‌کنى ولى جوابش خیلى روشن است و آن این است که این مطلب را وقتى در منزل جناب آقاى سردار فاخر حکمت همان روزى که کابینه ایشان را به مجلس معرفى فرمودند آقاى نخست وزیر فرمودند اصل مطلب این بود که از تمرکز کار و امور مملکت و کاغذ‌بازى جلوگیرى شود تمام نمایندگانى هم که آنجا بودند این فرمایش ایشان را تصدیق کردند بنده هم هیچ‌وقت از جاده عدالت و انصاف خارج نشده‌ام لکن بعد از این که ایشان لایحه‌شان را آوردند

+++

با آن آئین‌نامه بنده مطالعه کردم دیدم هیچ طور نمى‌شود آن را درست کرد خودم رفتم خدمت‌شان و عرض کردم که آقاى نخست وزیر ما به شما رأى اعتماد دادیم و محکم هم پشت سر شما ایستاده‌ایم ولیکن واقعش این است که من که معلم حقوق هستم من که تحصیل کرده‌ام و من که دکتر حقوقم من وضع مرکزیت و عدم مرکزیت را در سایر ممالک دیده‌ام و من که همه اینها را تحصیل کرده و هم اینها را تدریس مى‌کنم تا  الان از این لایحه شما چیزى نمى‌فهمم گفتند چه جور؟ گفتم مرکزیت دو جور است اول مرکزیتى که مرکزیت مطلق است و مخصوص ممالک دیکتاتورى است شما که این را نمى‌خواهید گفتند خیر دوم عدم مرکزیت است که مخصوص ممالک کاملاً پیشرفته متمدن است مثل سوئیس و آمریکا که این را هم در مملکت ایران نمى‌شود اجرا کرد شما چه مى‌خواهید بگویید؟ چون من اعتقاد ندارم به آنچه که در خارج مى‌گویند که شما تجزیه طلب هستید براى من توضیح بدهید و مرا متقاعد بکنید گفتند بله بله چشم بعد با هم صحبت مى‌کنیم حالا وقت ندارم بنده یک روز در همین مجلس صحبت پیش آمد و نزدیک ایشان نشسته بودم یادداشتى دادم که به این سؤالاتى که از ما مى‌شود باید چه جواب بدهیم فرمودند مى‌نشینیم با هم صحبت مى‌کنیم بنده جواب قانع کننده‌اى ازآقاى نخست وزیر نشنیدم راجع‏ به این موضوع عقیده من کم کم قوت گرفت که این لایحه‌اى که آورده‌اند براى مملکت خطرناک است و تصور هم مى‌کنم که اگر آقایان به قلب خودشان مراجعه کنند با آنچه که من از خارج استنباط مى‌کنم اکثر آقایان با این لایحه با این وضع موافق نیستند (عده‌اى از نمایندگان - صحیح است) این ایرادى بود که به بنده گرفتند دوم فرمودند (اورنگ - بگذارید آقا) اگر امر مى‌فرمایید بنده اصلاً جواب نمى‌دهم ملاحظه مى‌فرمایید که من چه قدر تسلیم هستم و در خدمت آقایان ادب به خرج مى‌دهم برخلاف آقاى رئیس دولت که به بنده گفتند و به من خطاب کردند که اختیار من و دولت من به دست شما نیست ببخشید آقاى نخست وزیر بنده تصور مى‌کردم که شما اتکائتان به مجلس شوراى ملى است و از این فرمایشاتتان بنده اتخاذ سند مى‌کنم که صریحاً فرمودید (دکتر بقایى - اتکای ایشان به سیاست آمریکا و انگلستان است) بنده چون در آن مکتب درس نخوانده‌ام من فکر مى‌کردم که نخست وزیر در مملکت مشروطه اتکائش به وکلاى مجلس شوراى ملى است ثالثاً مطلب شومى که بنده خیلى از ایشان بعید مى‌دانستم با سابقه‌اى که با ایشان داشتم به من نسبت دادند که من در بیاناتم از حدود ادب خارج شدم من جوابى ندارم غیر از این که قضاوت در این مورد را به مجلس شوراى ملى واگذار مى‌کنم هر قضاوتى که مجلس کرد بنده تسلیم هستم که چه کسى از حدود ادب و انصاف و عدالت خارج شده اما راجع به اتهام اساسى که بر علیه بنده پیدا کردند آقاى نخست وزیر خیلى هم در بیانش شداد و غلاظ به خرج دادند بنده به آقاى نخست وزیر حق مى‌دهم که از من رنجیده باشند براى این که انتظار نداشتند یکى از وکلاى اکثریت این طور و با این حدت و شدت به ایشان حمله کرده باشد این حق را به ایشان مى‌دهم ولى یک چیز به ایشان حق نمى‌دهم و آن این است که تصور مى‌کردم آقاى نخست وزیرى که بنده تمام صفات و خصائل‌شان را شمردم و در اینجا به لیاقت و ذکاوت و پشتکارشان اعتراف کردم و با شناسایى که به حال من داشتند و دارند این قدر بى‌انصاف باشند که نیت خیرخواهانه و وطن‌پرستانه مرا در این استیضاح آلوده به اغراض شخصى بکنند این در این مملکت متأسفانه اخیراً مد شده و من از یک شخصى مثل رزم‌آرا که مى‌شناختم و در مقابل این خصائلش به او احترام مى‌گذارم انتظار نداشتم که مثل اشخاص ..... چه جور عرض کنم (بعضى از نمایندگان - بگذرید آقا مى‌شناسیمش) مثل اشخاص عادى و معمولى حربه‌اى که آنها به آن مستمسک مى‌شوند آن حربه را بر علیه من استعمال کنند و بفرمایند که تو به خاطر غرض شخصى که داشتى با دولت مخالف شدى (دکتر بقائى - آقا شما ایشان را درست نشناخته‌اید) بله شاید من تمام خصائل ایشان را گفتم و نسبت‌هاى ناروا به ایشان ندادم و انتظار نداشتم که رئیس دولت به یک نماینده‌اى مثل من به نماینده‌اى مثل دکتر هدایتى این نسبت را بدهد که من به خاطر اغراض شخصى دولت را استیضاح کرده‌ام بنده را آقاى نخست وزیر خودتان خوب مى‌شناسید آقایان نمایندگان محترم هم اکثراً بنده را خوب مى‌شناسند خیلى خوش‌وقتم که چون خواستید که یک حربه‌اى را بر علیه من استعمال کنید گشتید و گشتید در تمام زندگى من چون یک خال سیاه پیدا نکردید یک امر بى‌ربطى را که نمى‌شود براى این موضوع بهانه قرارداد پیدا کردید انتخابات شهررى قبل از دولت شما قبل از دولت آقاى منصور قبل از دولت آقاى ساعد متوقف مانده و اصلاً آنجا انجمن تشکیل نشده ربطى به دولت شما ندارد بنده هم راست است از لحاظ علاقه‌اى که به شهر خودم دارم به آبادى شهررى دارم میل دارم که انجمن شهررى زودتر تشکیل شود از 5- 6 ماه پیش تا حال شهررى بدون انجمن مى‌باشد بنده علاقه دارم که آنجا انجمن داشته باشد ولى این امرى نیست که شما بر علیه من حربه قرار داده باشید و به علاوه تمام افرادى که در آنجا هستند یا از منسوبین یا از دوستان من هستند فامیل‏ من 500 سال است که به آن آب و خاک و به حضرت عبدالعظیم خدمت مى‌کنند ممکن است آقاى نخست وزیر بین خودشان اختلافاتى داشته باشند ولى با من اختلافى راجع به انتخاب شدن در انجمن شهر ندارند و به همین جهت هم من تا اندازه کناره‌گیرى کردم هر کس در آنجا انتخاب شود هم شهرى من است و نتیجه انجمن هم براى من یکسان است براى این که آنها تمام همشهری‌هاى من هستند با تمام اختلافاتى هم که در بین آنها باشد اینها آقاى نخست وزیر به من نمى‌چسبد هر کس هم که در انجمن شهر انتخاب شود از اشخاص وابسته به فامیل من خواهد بود در این تردید نداشته باشید مگر در یک صورت که ممکن است یک صورتى پیش بیاید که مثل دوره 15 که آقاى نخست وزیر خوب اطلاع دارید که سپورهاى شهردارى تهران و چاقوکش‌هاى آنها بیایند و دست و پاى آنها را به امر دولت ببندند و توقیف بکنند و آن وقت یک شخص معروفى را که بنده چون عادت ندازم در پشت تریبون اسم اشخاص را ببرم (آشتیانى‌زاده - اذکروموتاکم با خیر) مگر این که دولت بخواهد به آن وسیله متوسل بشود و شهردارى تهران به وسیله سپورهایش آراءصندق حضرت عبدالعظیم را پر بکنند آن وقت مگر آرایى بر علیه من در بیاید و الا محال است و ممتنع که کسى دیگر غیر از بنده از آنجا انتخاب بشود و اشخاص مخالف من باشند چون فرمودید که رسیدگى شود با کمال میل و امتنان قبول مى‌کنم و استدعا مى‌کنم که جناب آقاى نخست وزیر این رسیدگى را زودتر بفرمایید شهررى جز نقاط مرزى یا نقاط ایل‌نشین نیست که وکیلش به طور مرموزى انتخاب بشود وضعش خیلى روشن است، همان طورى که فرمودید مسافتش از 10 کیلومتر هم کم‌تر است هر کس مى‌تواند در آنجا برود و تحقیق بکند عرض بنده ابهامى نداشت خواستم به آقاى نخست وزیر عرض کرده باشم و خود ایشان هم توجه فرمودند که هر کس مى‌تواند تحقیقات بکند و خود جنابعالى هم مى‌توانید تحقیقاتى بفرمایید به هر ترتیب که میل دارید و بنده هم تقاضایى در این خصوص از سر کار ندارم خواهش من این است که نیت خیر اشخاص را مثل این دفعه که کردید و از شما انتظار نداشتم آلوده نفرمایید بنده به خاطر تعالى مملکت به خاطر ملت ایران به خاطر قضیه نفت استیضاح کردم دولت شما را به خاطر مسئله‌اى که شما  الان در آن شش درگیر کرده‌اید و کاش زودتر وارد مى‌شدید باور بفرمایید از روى خیر‌خواهى عرض مى‌کنم بزرگ‌ترین محظور مملکت آقاى رزم‌آرا این است و بنده امیدوار بودم که این قضیه را حل خواهید فرمود متأسفانه موفق نشدید که این کار را بکنید و امیدى هم نیست که اگر شما بمانید به این زودی‌ها این کار را حل بکنید و شما که خواستید نیت بنده را آلوده بفرمایید علاوه بر این که به من چسبیدگى ندارد و اشتباه مى‌فرمایید بگذریم چون خیلى از رفقا هم آمدند و از من قول گرفتند و گفتند که صحبتى نکنم چون همه مرا خوب مى‌شناسند من هم صحبتى بیش از این نمی‌کنم و راجع به این موضوع عرایض خودم را موکول مى‌کنم پس از رسیدگى موضوع.

رئیس - آقاى دکتر هدایتى مورد اعتماد تمام اهالى شهررى هستند (صحیح است) آقاى جمال امامى بفرمایید.

جمال امامى - بنده لازم دانستم توضیحى حضور آقایان عرض کنم چون آقاى نخست وزیر در ضمن بیانات‌شان استدلال فرمودند که این استیضاح ما وارد نبوده است به دلیل این که لایحه در کمیسیون بود و پرونده‌هایش را فرستاده‌اند و نماینده دولت هم براى ادای توضیحات و یا دفاع از پرونده در کمیسیون حاضر شده بنده به عنوان یک عضو کمیسیون نفت لازم دانستم اینجا توضیح بیش‌ترى بدهم تا این آقایان متوجه قضیه باشند بنده تصدیق مى‌کنم فرمایش آقاى مکى را که در کمیسیون نفت پیشنهاد بنده تصمیم به استیضاح دولت گرفته شد چرا؟ چرا بنده همچو پیشنهادى کردم دو سال بیش‌تر از موقع تدوین این لایحه الحاقیه گذشته بنده از یک سال پیش استنباط کردم که دست‌هاى مرموزى در کار است که قسمت نفت لاینحل بماند چندین دفعه هم در جلسه علنى مجلس شوراى ملى این قضیه را بحث کردم دیدم کمیسیون هم تا دولت نیاید و وضعیت ثابتى به خود نگیرد کمیسیون نفت هم نخواهد

+++

توانست اقدامى بکند روزى که آقاى دکتر مصدق رئیس محترم کمیسیون نفت از من پرسیدند که فلانى چه باید کرد گفتم اگر بیاییم و بنشینیم و بگوییم و برخیزیم این یک سال عمر مجلس 16 هم تمام مى‌شود بیایید دولت را مکلف بکنیم تکلف دولتى خودش را اجرا بکند تکلیف دولتى چیست؟ قانونى در دوره 15 در 26 مهر گذشته و دولت‌ها را مکلف و موظف مى‌کند که استیفاى حقوق ملت ایران را از شرکت نفت بکند این قانون براى وکلا نگذشته است براى دولت‌ها گذشته است دولت‌ها را موظف کرده‌اند که در هر موقعى که دیدند استیفاى حقوق ملت ایران نشده است و یا به تأخیر افتاده یا تعللى شده دولت‌ها قیام به این عمل بکنند بنده برخلاف عقیده آقایان دولت هایى را که این لایحه را تنظیم کرده‌اند و آورده‌اند به مجلس تقدیر مى‌کنم چون شجاعت داشته‌اند من هم باید شجاعت داشته باشم و روشن بکنم وکیل مجلس یک تکلیف دارد دولت هم یک تکلیف دارد اگر ما بیاییم اینجا بگوییم که هر دولتى که دست به سیاه و سفید زد خائن است صحیح نیست گلشائیان و ساعد توضیحى دادند که این لایحه به نفع مملکت است آورده به شماها عرضه داشته ما هم که نمایندگان ملت ایران هستیم مى‌آییم اینجا تصمیم مى‌گیریم و ردش مى‌کنیم به طورى که عقیده من هم این است و عقیده عده‌اى از آقایان نمایندگان ولى این را نباید بیاییم و براى دولت‌ها جرم بدانیم که چرا این لایحه را آوردى این عقیده‌اى است و عقیده هم آزاد است و هر دولتى هم که یک قدم جلو بگذارد و برود 5 شاهى از این طرح بیش‌تر بگیرد من از او ممنونم منتها من قانع نمى‌شوم شما قانع نمى‌شوید وکلاى ملت قانع نمى‌شوند لایحه را رد مى‌کنیم و مى‌رود دولت هم کار خودش را کرده و ما هم کار خودمان را (مکى - معلم مى‌شود که آن نامه‌اى که آقاى ساعد از لندن فرستاده‌اند در پرونده هست که مى‌گفته است این لایحه را ببرید قرائت نفرموده‌اید. ) آقاى مکى ما به اینها کارى نداریم ما تکلیف خودمان را انجام مى‌دهیم لایحه را هر کس آورده باشد آن طورى که ما استنباط کرده‌ایم بنده رأى مخالف مى‌دهم و اگر آقایان اکثریت هم رأى مخالف دادند این لایحه از بین مى‌رود ولى آقاى نخست وزیر چرا ما استیضاح کردیم به طورى که عرض کردم شما تکلیفتان را راجع به این قضیه انجام نداده‌اید  الان سه ماه و نیم است که از عمر دولت شما مى‌گذرد......

رئیس - آقاى جمال امامى تمام بفرمایید شما توضیحى مى‌خواستید بدهید.

جمال امامى - یک کلمه عرض مى‌کنم براى این توضیح آمده‌ام چون از بنده سؤال کردند چرا استیضاح کردن بنده چه دولت شما چه هر دولتى چه دولت بعدى بیاید اگر لایحه نفت را مسکوت عنه بگذارد و تکلیف آن را نفیاً یا اثباتاً معین نکند من آن دولت را استیضاح خواهم کرد براى آن که قانون را اجرا نکرده شما تکلیفتان این بود که این قانون را اجرا بکنید اگر این لایحه را مفید مى‌دانستید به مجلس تقدیم مى‌کردید و خودتان هم مى‌آمدید و وزیر دارایى‌تان هم مى‌آمد دفاع مى‌کرد و اگر مفید نمى‌دانستید پس مى‌گرفتید شما مى‌گویید نماینده فرستادیم پرونده‌ها را فرستادیم البته هر پرونده‌اى را که مجلس بخواهد دولت مکلف است در اختیارش بگذارد و دو ماه بود که ما پرونده‌ها را خواستیم و ندادید و ما خیال کردیم که دولت شما با شرکت نفت مذاکره مى‌کند و براى این است که مى‌خواهید با وضع بهترى بیاورید و براى این بود که فشار نیاوریم و بعد دیدیم که این طور نیست و تعلل در کار است و بعد از آن که آقاى دکتر نصر تشریف بردند پرونده‌ها را آوردند و آقاى دکتر پیرنیا براى مدافع از پرونده نیامد و مى‌گفت من آمده‌ام توضیح بدهم من دخالت در مدافعه از پرونده نمى‌کنم چون من به پارلمان معرفى نشده‌ام و مسؤلیت ندارم حق مى‌گفت این جوان حق مى‌گفت معاون پارلمانى شما ایشان نیستند او مسؤلیت در مقابل مجلس نداشت او براى ادای توضیحات به کمیسیون آمده بود بنابراین ما تشخیص دادیم که دولت جنابعالى براى استیفاى حقوق ملت ایران تعلل کرده است به طورى که قسمت اول استیضاح من تعلل در استیفاى حقوق ملت ایران است اگر اینجا بفرمایید من این لایحه را قبول دارم من راجع به نفت تجدید نظر مى‌کنم در استیضاح بعد در اینجا بحث مى‌کنم لایحه را بیاورید در مجلس یا کمیسیون بحث مى‌کنیم شما تکلیفتان را انجام داده‌اید ما هم تکلیف خودمان را انجام مى‌دهیم.

رئیس - آقاى دکتر مصدق توضیحى دارید؟

دکتر مصدق - مختصر عرضى داشتم نمایندگان اقلیت هیچ نظر مخالفى یعنى از یک جهات معینى نه با دولت رزم‌آرا و نه با سایر دولت‌ها ندارند تمام نمایندگان اقلیت اگر دولت‌ها کار خوب کردند ساکت بوده‌اند به جهت این که وظیفه خود را انجام داده‌اند و اگر کار بدى هم کرده‌اند انتقاد کرده‌اند چون که وظیفه اقلیت در تمام پارلمان‌هاى دنیا همین بوده من تعجب مى‌کنم که بعضى از اشخاص مى‌گویند که این نمایندگان اقلیت چه مى‌خواهند اینها هیچ‌وقت موافق نیستند اینها باید بدانند که اقلیت در هر پارلمانى ضرورت دارد اگر در هر پارلمانى اقلیت نباشد ترقى و تکامل در آن پارلمان وجود ندارد باید اقلیت در مجلس باشد و از نظریات دولت‌ها انتقاد بکند براى این که دولت‌ها خط مستقیم را رها نکنند و از خط صلاح و فلاح منحرف نشوند ما با دولت جناب آقاى رزم‌آرا از اول یک اختلاف داشتیم در کارهاى کوچک ما با ایشان اصلاً مخالفت نداشتیم حالا ایشان کار خوبى کرده‌اند مى‌فرمایند من آن کسى هستم که بوق اتومبیل‌ها را قدغن کرده‌ام (خنده نمایندگان) ما هم ممنون ایشان هستیم به جهت این که از وقتى که این بوق قدغن شده گوش ما هم کمى راحت شده است اما راجع به انجمن‌هاى ایالتى و ولایتى ما با ایشان مخالف بودیم و مخالفت ما شدیدتر شد مخصوصاً از آن روزى که آقاى رزم‌آرا در این باب خیلى اسرار کردند چون من به هوش و ذکاوت آقاى رزم‌آرا بى‌عقیده نیستم همین طور که آقایان فرمودند یعنى نسبت به هوش و ذکاوت ایشان عقیده دارم و اگر ایشان خودشان را باهوش مى‌دانند یک آدم باهوش هیچ‌وقت نمى‌آید خود را سر یک چیزى که به هیچ‌وجه براى مملکت مفید نیست و عجالتاً مورد احتیاج نیست با مردم طرف کند از آن روزى که ایشان خیلى اصرار کردند ما حقیقتاً به سوء‌ظنمان اضافه شد چون که سیاست‌هاى خارجى نه حالا بلکه سالها است که مى‌خواهد مملکت را تجزیه کند در این کار ما با ایشان مخالفیم و مخالفت ما با ایشان تا روزى است که ایشان از این عقیده منصرف بشوند (جمال امامى - روز اول به عنوان دیکتاتورى مخالف بودید) (دندان زهریش را کشیدیم پشم‌هایش ریخت) یک چیز دیگر هم سبب شد که ما مخالف بشویم و آن قضیه نفت بود راجع به نفت همان طور که جناب آقاى جمال امامى توضیحات دادند نظر ما این بود که ایشان قانون مهر ماه 1326 را اجرا نکردند وظیفه هر دولتى این بوده است که استیفاى حقوق ملت ایران را بکند و من تصور مى‌کنم که بیانات جناب آقاى رزم‌آرا دیروز در مجلس سنا بى‌مطالعه بوده است حقیقتاً همین طور است براى این که وقتى که یک نفر ایرانى درست بفهمد که ملت ایران چطور از این قرارداد 1933 متنفر و متضرر است هرگز راضى نمى‌شود که بگوید من با این قرارداد موافقم من یقین دارم که ایشان مطالعاتى نداشته‌اند و اگر مطالعه کرده‌اند روى جزئیات بوده است در این قرارداد موادى هست که همیشه روى آن مذاکره مى‌کرده‌اند مثلاً کارگر یا کارمندان چرا تبعه ایران نیستند یا چرا فلان وزیر آمده است تصاعد را به پورسانتاژ تغییر داده آقا اینها به عقیده من جزئیات است که همیشه هم توجه به جزئیات داشته‌اند و این اشخاص متخصص هم که آمده‌اند اینجا مطالعه کرده‌اند به خدا قسم ما نیاوردیم ما اصلاً نمى‌شناختیم که ژیدل کیست اصلاً اینها آمده‌اند اظهار نظر کرده‌اند در یک موادى که اصلاً اهمیت ندارد ولى اصل را ول کرده‌اند راجع به آن ماده اساسى که 33 سال مدت را تمدید کرده است به کلى سکوت اختیار کرده‌اند و ضرر ملت ایران را به آن ماده که تهدید مى‌کند تمدید قرارداد است قرارداد کمپانى نفت جنوب اول حق داشته 1 میلیون و 500 هزار متر مربع مساحتى را استخراج بکند و فعلاً 550 هزار متر مربع شده است از یک میلیون را هم استخراج بکند دولت ایران حق خودش را مطابق قرارداد دارسى خواهد گرفت چیزى که بسیاز مهم است مسئله مدت است و از این که جناب آقاى رزم‌آرا توجه فرمودند به عرایض بنده و دیگران و بیاناتى که در مجلس سنا فرمودند تأیید نکردند بنده کمال تشکر را دارم اما راجع به مسئله مجلس مؤسسان‏ گر چه نمى‌خواستم در این باب حرف بزنم ولى آقایان صحبت کردند و چون شهرت داشت که در این چند روز اخیر بعضى از آقایان در مجلس نشسته و صحبت کرده‌اند که مجلس مؤسسان جدید را بسازند و از بیاناتى که اعلیحضرت همایون شاهنشاهى فرمودند استنباط مى‌شود همه مردم مى‌دانند و هیچ کس نیست که نداند آن مجلس مؤسسان اول نماینده ملت ایران نبوده (عده‌اى از نمایندگان - صحیح است) شما را به وجدانتان قسم مى‌دهم (اشاره به نخست وزیر) شما آن مجلس مؤسسان اول را نماینده حقیقى مردم ایران مى‌دانید بگویید بگویید اگر یک نظامى این قدر جرأت نداشته باشد که یک سؤال را جواب بدهد آن وقت این مملکت حق ترقى و بقا ندارد (نخست وزیر - همه همین آقایان بودند که اینجا نشسته‌اند) بنده از شخص شما مى‌پرسم که شما مجلس مؤسسان را نماینده حقیقى ملت

+++

ایران مى‌دانید مجلس مؤسسان یک مجلس به تمام معنى قلابى بود که اگر مى‌خواستند یک مجلس قلابى درست بکنند از این بهتر نمى‌شد (مکى - آقا خیمه‌شب‌بازى بود) (آشتیانى‌زاده - بنده خودم شاهد زنده دارم و اینجا عرض خواهم کرد) حالا فرض مى‌کنیم که همین مجلس مؤسسان هم ملى بود فرض است مى‌کنیم. این اصل الحاقى خود مجلس مؤسسان است اصل الحاق مى‌گوید که در مورد اصول 4- 6- 7 قانون اساسى و تفسیر اصل 7 و اصل 8 قانون اساسى و اصل 49 آن با توجه به سابقه و قوانین که نسبت به بعضى از این اصول وضع شده است یک بار در مجلس شوراى ملى و سنا که پس از تصویب این اصل افتتاح خواهد شد بلافاصله پس از رسمیت یافتن مجلسین در اصول تجدید نظر خواهند نمود و براى این منظور مجلس واحدى تحت ریاست رئیس مجلس سنا تشکیل داده اصلاحات لازم را به اکثریت 2 سوم آرای مجلسین به عمل خواهند آورد همین اصل الحاقى به قانون اساسى این مجلس مؤسسانى که هیچ کس آن را قبول ندارد بر فرض این که ما هم قبول کنیم بلافاصله پس از رسمیت یافتن مجلسین این مسئله یک بحث حقوقى است که آیا موعد در قوانین و قراردادها به نفع طلبکار است یا به نفع مدیون تمام علما متفق‌العقیده‌اند که موعد به نفع مدیون است یعنى اگر طلبکار در مدت معینى طلب خودش را از مدیون نگرفت حقش ساقط است اینجا مدیون کیست؟ ملت ایران. طلبکار کیست؟ شاه. شاه مى‌خواهد وقتى یک قانونى از مجلسین گذشت بفرمایند که من با این قانون مخالفم و با حق وتو باید تجدید نظر شود البته اینجا طلبکار شاه است و مدیون ملت ایران است وقتى که شاه در موعد خودش حقش را مطالبه نکرد به موجب این قانون حقش ساقط است به این جهت خواهش مى‌کنم به هیچ‌وجه دنبال مجلس مؤسسان نروید و این کار را که به هیچ‌وجه در صلاح شخص شاهنشاه نیست اقدام نکنید بنده واقعاً نمى‌دانم که اعلیحضرت همایونى از این حق چه استفاده‌اى مى‌خواهد بکنند بنده وقتى که در حضور اعلیحضرت بودم عرض کردم اعلیحضرت هر قدر کم‌تر اختیارات براى خودتان قائل بشوید سلطنت شما محفوظ‌تر است اگر اختیارات شما زیاد شد در این مملکت که شرکت نفت یا امثال او در کارها مى‌توانند نفوذ بکنند مى‌توانند یک کارهایى بکنند که شخص پادشاه را در محظور بگذارند ولى وقتى که حقى براى خودش قائل نشود و نتواند قوانینى که مى‌گذرد وتو بکند از شاه هیچ کس انتظار نخواهد داشت به عقیده من مجلس مؤسسان و این حق وتو یک اصلى است که براى شخص شاه ضررش از هر کس بیش‌تر است هر کس که خیرخواه شاه است باید به ایشان عرض کند که این اصل براى اعلیحضرت همایونى صلاح نیست این عرض بنده است.

رئیس - سه پیشنهاد رسیده از آقاى رفیع و آقاى نبوى و آقاى معدل که قرائت مى‌شود.

( به شرح زیر قرائت شد )

پیشنهاد مى‌کنم نسبت به استیضاح نفت رأى ساکت گرفته شود نظر به این که کمیسیون خاص براى موضوع نفت در مجلس تشکیل شده و هنوز گزارش آن به مجلس تقدیم نگردیده ضمن اعلام مجدد به این که ملت ایران و نمایندگان مجلس علاقه کامل به استیفای حق ملت ایران را دارند فعلاً به انتظار گزارش کمیسیون رأى ساکت داده شود رضا رفیع (صحیح است )

ریاست محترم مجلس شوراى ملى راجع به استیضاح مربوط به نفت که فعلاً مطرح است طبق ماده 177 آئین‌نامه پیشنهاد مى‌کنم پس از خاتمه مذاکرات رأى ساکت گرفته شود. نبوى‏

ساحت محترم مجلس شوراى ملى این استیضاح براى نفت به عمل آمده و مصلحت نیست بدون مطالعه رأى داده شود لهذا پیشنهاد مى‌نمایم رأى ساکت داده شود.

معدل‏

رئیس - جناب آقاى رفیع توضیح دارید مختصراً بفرمایید.

رفیع - این پیشنهاد داراى دلایلى است که در آنجا ذکر شده محتاج به توضیح نیست که تمام ملت ایران علاقمندند آنچه که حقوق‌شان هست گرفته شود به عقیده من به دولت باید کمک کرد که دولت برود مشغول مذاکره بشود قبل از وقت که نمى‌شود دولت را استیضاح کرد دولت کارى نکرده حالا تمام نظریات آقایان اقلیت یا سایر آقایان راجع به اصلاح وضع اسف‌انگیز مملکت است به عقیده من آقایان بروند در کمیسیون نفت مطالعه بکنند و دولت هم برود با آنها مذاکره بکند و یک چیز درستى که مطابق صلاح مملکت باشد به مجلس شوراى ملى تقدیم شود آن وقت مطرح مى‌شود ما مذاکره مى‌کنیم بحث مى‌کنیم که مخالفیم یا موافقیم عجالتاً باید مسکوت باشد دولت داراى آن تعداد 97 رأى خودش باشد و با یک اقتدار برود با آنها مذاکره کند بگوید افکار عامه بر ضد این لایحه است حقوق مردم پایمال نشود مردم محتاج هستند که پول به آنها مطابق حق داده شود دولت با یک قدرتى مشغول مذاکره باشد و نتیجه مذاکرات را به اطلاع کمیسیون نفت برساند (مکى - دولتى که شرکت نفت آورده) کمیسیون اگر متقاعد نشد کمیسیون خودش رد مى‌کند در هر صورت مادامى که از کمیسیون نظرى نرسیده ما نمى‌توانیم رأى بدهیم (صحیح است)

7- تعیین موقع و دستور جلسه آینده - ختم جلسه‏

رئیس - رأى به این موضوع مطابق آئین‌نامه به قیام و قعود است (دکتر هدایتى - بنده راجع به پیشنهاد عرضى داشتم) دیگر حرف ندارد وقتى پیشنهاد شد در آئین‌نامه قطعی است رأی با قیام و قعود گرفته می‌شود آقایانی که با رأی سکوت موافقند قیام بفرمایید ( اکثر نمایندگان قیام نمودند )تصویب شد جلسه آینده به واسطه تعطیل روز یکشنبه 16 محرم خواهد بود ( دکتر بقایی - اخطار دارم )مطابق چه اصلی اخطار دارید ؟ آئین‌نامه را بخوانید مطابق آئین‌نامه باشد (‌دکتر بقایی - اخطار قانونی است )

جلسه ساعت 25 / 1 دقیقه بعد از ظهر ختم شد .

رئیس مجلس شوراز ملی - رضا حکمت

+++

 

یادداشت ها
Parameter:294592!model&5137 -LayoutId:5137 LayoutNameالگوی متنی کل و اخبار(مشروح مذاکرات)