کتابخانه، موزه و مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی


صفحه اصلی » مشروح مذاکرات » مشروح مذاکرات مجلس ملی » دوره نوزدهم مجلس ملی

0.0 (0)
مشروح مذاکرات مجلس شورای ملى، دوره ‏19
[1396/06/01]

جلسه: 71 صورت مشروح مذاکرات مجلس روز یکشنبه 12 اسفند‌ماه 1335  

فهرست مطالب:

١- تصویب صورت‌مجلس‏

٢- تقدیم دو فقره سؤال به وسیله آقایان: احمد طباطبایی دکتر راجى‏

۳- بیانات قبل از دستور- آقایان: صارمى، پرفسور اعلم، دکتر جهانشاهى، فخر طباطبایی‏

4- تقدیم یک فقره لایحه به وسیله آقای وزیر راه

5- تقدیم دو فقره سؤال به وسیله آقایان: مهدوى و سلطان‌مراد بختیار

6- تقدیم یک فقره لایحه به وسیله آقاى وزیر فرهنگ

7- تقاضاى آقاى وزیر دادگسترى دایر به در دستور گذاردن گزارش سازمان امنیت کشور

8- أخذ رأى و تصویب لایحه اضافات و ترفیعات کارمندان‏

9- بقیه مذاکره در گزارش کمیسیون بهدارى راجع به واگذارى امور بهدارى به مردم‏

10- تعیین موقع و دستور جلسه بعد‌ـ ختم جلسه‏

مشروح مذاکرات مجلس شورای ملى، دوره ‏19

 

 

جلسه: 71

صورت مشروح مذاکرات مجلس روز یکشنبه 12 اسفند‌ماه 1335

 

فهرست مطالب:

١- تصویب صورت‌مجلس‏

٢- تقدیم دو فقره سؤال به وسیله آقایان: احمد طباطبایی دکتر راجى‏

۳- بیانات قبل از دستور- آقایان: صارمى، پرفسور اعلم، دکتر جهانشاهى، فخر طباطبایی‏

4- تقدیم یک فقره لایحه به وسیله آقای وزیر راه

5- تقدیم دو فقره سؤال به وسیله آقایان: مهدوى و سلطان‌مراد بختیار

6- تقدیم یک فقره لایحه به وسیله آقاى وزیر فرهنگ

7- تقاضاى آقاى وزیر دادگسترى دایر به در دستور گذاردن گزارش سازمان امنیت کشور

8- أخذ رأى و تصویب لایحه اضافات و ترفیعات کارمندان‏

9- بقیه مذاکره در گزارش کمیسیون بهدارى راجع به واگذارى امور بهدارى به مردم‏

10- تعیین موقع و دستور جلسه بعد‌ـ ختم جلسه‏

 

مجلس یک ساعت و چهل دقیقه پیش از ظهر به ریاست آقاى رضا حکمت تشکیل گردید

١- تصویب صورت‌مجلس‏

رئیس- اسامى غایبین جلسه قبل قرائت می‌شود

(به شرح زیر قرائت شد)

غایبین بااجازه‌ـ آقایان: دکتر طاهرى. اورنگ. ابتهاج. مرتضى حکمت. قرشى. کشکولى. صادق ‌بوشهرى. ذوالفقارى. برومند. موسوى. عبدالحمید بختیار. مهندس سلطانى. اسکندرى. دیهیم. مهندس اردبیلى. دکتر امین. دکتر عدل. بزرگ‌ابراهیمى. خلعتبرى. دهقان. شادلو. سراج حجازى. سنندجى. دکتر پیرنیا.

غایبین بى‌اجازه‌ـ آقایان: اریه. امید‌سالار. آقایان. بوربور. عامرى.

دیر‌آمدگان و زود‌رفتگان بااجازه‌ـ آقایان: دکتر دادفر. دکتر هدایتى. ثقةالاسلامى. کیکاوسى. سالار‌بهزادى. علامه وحیدى. بزرگ‌نیا. مهندس هدایت. اقبال. اخوان. دکتر امیر‌اصلان افشار. دکتر رضایى. دکتر نفیسى. مشایخى. پرفسور اعلم.

رئیس- نسبت به صورت‌مجلس نظرى نیست؟ آقاى دکتر امیر حکمت

دکتر امیر حکمت- بنده یک مختصر اصلاحاتى در صورت‌مجلس دارم می‌دهم به تند‌نویسى

رئیس- بسیار خوب، آقاى دکتر افشار

دکتر فریدون افشار- نامه‌ای است از طرف دانشجویان دانشگاه تهران که در خواست نموده‌اند درباره بهاى بلیت اتوبوس نسبت به آنها ارفاق بشود این است که تقدیم مقام ریاست می‌کنم.

رئیس- در صورت‌مجلس نظرى نیست؟ (اظهارى نشد) صورت‌مجلس تصویب شد.

٢- تقدیم دو فقره سؤال به وسیله آقایان: احمد طباطبایی ـ دکتر راجى‏

رئیس- آقاى طباطبایی

احمد طباطبایی- یک سؤالى است که تقدیم می‌کنم.

رئیس- آقاى دکتر راجى

دکتر راجى- سؤالى است از وزارت بهدارى راجع به مرضى که در جنوب منتشر شده است، تقدیم می‌کنم.

۳- بیانات قبل از دستور- آقایان: صارمى، پرفسور اعلم، دکتر جهانشاهى، فخر طباطبایی‏

رئیس- نطق‌هاى قبل از دستور شروع می‌شود، آقاى صارمی

صارمى- بنده براى نطق قبل از دستور در سه‌شنبه هفته گذشته ثبت‌نام کرده بودم که به مناسبت عدم‌‌حصول اکثریت مجلس تشکیل نیافت و نوبت به امروز موکول شد چون روز سه‌شنبه هفته گذشته نزدیک‌ترین وقت تشکیل جلسه مجلس به پایان دومین سال پیمان بغداد و در عین حال شروع سال دوم الحاق ایران به پیمان بغداد بود و در اطراف این موضوع هم مذاکرات زیادى به عمل آمده بود و در جراید خارجى هم منعکس شده بود تصور کردم دولتى که سیاست خارجى خودش را به پشتیبانى از این پیمان قرار داده و مجلس شوراى ملى هم پشتیبان این سیاست  می‌باشد مناسب خواهد بود که در مجلس نسبت به این موضوع مذاکراتى به عمل بیاید، البته مخالفینى نسبت به پیمان بغداد وجود دارد و اگر بپرسیم علت مخالفت نسبت به این پیمان چیست قطعاً دلیل موجهى براى آن نتوانند بگویند، پیمان به پیروى از منشور سازمان ملل که حق تشکیل اتحادیه‌هاى دسته‌جمعى ناحیه‌اى را می‌دهد تشکیل یافته‌است منتها انعقاد این پیمان جنبه دفاعى دارد و نمی‌توان تصور کرد که گفته شود هیچ فردى حق دفاع از خودش را نخواهد داشت و در عین حال ما نمی‌توانیم بگوییم در دنیاى امروز فرد به تنهایى قادر به دفاع از حق خودش هست ناچار ملت‌هایى ملزم و مجبور خواهند بود که متحدینى براى خودشان تهیه بکنند و در نتیجه براى اینکه ملت یا دولت‌هایى که در یک ناحیه زندگى می‌کنند و داراى منافع مشترک هستند در یک منطقه به خصوصى از دنیا اتحادیه‌اى تشکیل دادند و پیمان بغداد به وجود آمد و به ما عملاً هم ثابت شد که وجود پیمان بغداد و این سیاست که به رهبرى و راهنمایى اعلیحضرت اقدس همایونى بوده است

+++

براى مملکت ایران و دنیا فوق‌العاده نافع بوده است (صحیح است) زیرا تحولات و تغییراتى که اخیراً در خاورمیانه به وجود آمد اوضاع سیاسى مملکت ایران توانست به آن تشنجات یعنى براى جلوگیرى از آن تشنجات کمک به سزایى بکند و اگر رویه‌اى که دولت ایران به اتفاق متحدین خودش نسبت به کانال سوئز اتخاذ کرد یکى از علل یعنى علت‌العلل جلوگیرى از ازدیاد تشنج نبود حتماً یکى از علل بزرگ جلوگیرى تشنجات در خاور‌میانه شمرده می‌‌شد (صحیح است) به طورى که رویه عاقلانه دولت ایران و متفقینش در دنیا حسن اثر و حسن انعکاس بزرگى داشت و حتى دولى که از آن سیاست متضرر می‌شدند نمى‌توانستند کوچک‌ترین انتقادى نسبت به این سیاست به عمل بیاورند و همه مذعن بودند و قبول کردند که بهترین سیاست‌ها و بهترین رویه‌ها در این مورد اتخاذ شده است بنابراین یک عمل مستحسن انجام یافته‌است و اشخاصى هم اگر تصور می‌کنند که وجود پیمان بغداد موجب تقدیم متحدین این پیمان خواهد شد چون قطعاً خیال تجاوزى به این ممالک ندارند نبایستى متأثر و متأسف باشند که این ممالک وسیله دفاع از خودشان را فراهم کرده‌اند چون دفاع از خود و دفاع از حق یک حق مشروعى است و به هیچ‌وجه نمی‌توان فرد یا کشورى را از این حق خودش منصرف کرد به طور قطع و یقین پیمان تجاوزى هم نخواهد بود زیرا با همین اتحادیه‌ای که به وجود آمده‌است قدرت تجاوزى وجود ندارد و اگر افرادى نسبت به این پیمان اظهار عدم‌رضایت یا انتقاد می‌کنند بایستى متوجه باشند که خودشان هم در دنیا در مقامى بوده‌اند که متحدین و متفقینى براى خودشان تهیه بکنند من نمی‌دانم چرا عمل آنها ممکن است خوب تلقى بشود ولى عمل ممالک کوچک‌‌تر مذموم تلقى خواهد شد. در این موقع بنده می‌خواستم استفاده بکنم و از دولت بخواهم و تقاضا کنم که مخصوصاً نسبت به وضع اقتصادى پیمان بغداد توجه زیادترى مبذول دارند زیرا جاى تردید نیست که سیاست اقتصادى یک مملکتى بر سایر سیاست‌ها امروز در دنیا حکومت دارد یعنى اگر وضع اقتصادى یک کشور متناسب و خوب باشد سایر اوضاع خودش هم پیشرفت خواهد کرد اگر وضع اقتصادى غیرمتناسب باشد هیچ گونه عملى نمى‌تواند انجام بدهد خوشبختانه متحدین ما در پیمان بغداد ممالکى هستند که می‌توانند احتیاجات خودشان را از کشور ایران مرتفع بکنند و این موضوع موجب می‌شود که هم به بنیه اقتصادى آنها کمک بشود و هم به وضع اقتصادى کشور ما مساعدتى به عمل بیاید بنده باید تذکر بدهم وضع اقتصادى کشور از لحاظ واردات و صادرات به هیچ‌وجه متناسب نیست زیرا بنده یکى از جراید را که مطالعه می‌کردم دیدم از اول فروردین‌ماه تا آخر مهر‌ماه 35 به موجب آمارى که بانک‏ ملى منتشر کرده است در حدود 46116719 دلار خرید ارز بازرگانى بوده است یعنى با این صورت می‌توانیم بگویم صادرات کشور 46 میلیون دلار بوده است ولى ارز بازرگانى که به فروش رفته‌است معادل 125718706 دلار بوده است با این ترتیب ارزى که براى واردات به کشور فروش رفته‌است با ارزى که از صادرات کشور خریدارى شده است 79 میلیون دلار تفاوت دارد (مهندس اردبیلى- خیلى هم قاچاق وارد کرده‌اند) خیلى چیزهاى دیگر به این مبلغ اضافه می‌شود آقاى مهندس اردبیلى یعنى شما هشت میلیون و خرده‌اى دلار مطالبه از دولت شوروى داشتید از محل این هشت میلیون دلار هم مقدار زیادى ما اجناس خریدارى کردیم و به مملکت وارد شده است مضافاً به اینکه مقدار زیادى خرید دستگاه‌هاى دولت بوده است از راه‌آهن و وزارتخانه‌هاى مختلف و اینها را اگر روی‌ هم جمع کنیم یک قلم سرسام‌آورى تشکیل می‌دهد که واردات ما نسبت به صادرات ما فوق‌العاده تفاوت دارد و در عین حال بایستى بگویم که ما احتیاج به یک وارداتى پیدا کردیم که سابقاً احتیاج نداشتیم ما روغن معدنى در سال‌هاى گذشته (غیر از روغن نباتى) براى مصرف اتومبیل در سال‌هاى گذشته به هیچ‌وجه احتیاج نداشتیم ولى در سال گذشته شاید در حدود 103 هزار دلار مجبور شدیم روغن خریدارى کنیم در صورتى که اینجا معادن نفت وجود دارد از طرفى هم هیچ وقت احتیاج نداشتیم که گندم از خارج وارد کنیم در سال گذشته منحصراً صد میلیون تومان ما واردات چاى و قندمان است و سایر اقلام صادراتی‌مان هم تقلیل پیدا کرده است در سال 32 ما در حدود چند میلیون صادرات توتون به آلمان داشتیم ولى در سال گذشته به هیچ‌وجه این صادرات نبوده است و اگر چنان که یک وقتى به سنوات قبل از شهریور توجه کنیم مى‌بینیم که از لحاظ صادرات فوق‌العاده تقلیل حاصل شده در سال 315 یک پنجم از بودجه مملکت یعنى معادل یک پنجم از بودجه کشور ما صادرات خشکبار داشته‌ایم و اگر چنانچه این قلم را بخواهیم فکر کنیم در این موقع بایستى بگوییم که یک پنجم از بودجه کشور بایستی در سال گذشته یا در سال‌هاى آتیه صادرات خشکبار داشته باشیم در صورتى که این میزان فوق‌العاده تقلیل پیدا کرده است همین طور سایر کالاها، حقیقت این است که بایستى بگوییم با این اقلام فوق‌العاده واردات و الزام به ورودش از اینکه بگوییم مقدار زیادترى کتیرا یا مقدارى روده صادر شود این تعادل برقرار نخواهد شد برای ایجاد تعادل ناچار خواهیم بود که یک مقدارى از ورود اجناس لوکس و غیر‌ضرورى جلوگیرى کنیم و یا حداقل یک صادرات عمده‌اى که در مملکت ما وجود دارد همان طورى که عرض کردم متفقین ما هم در پیمان بغداد به آن احتیاج دارند باید جدیت بکنیم صادرات‌مان را زیاد بکنیم مثل ذغال‌سنگ کرمان که در دست اقدام است و بنده می‌خواستم از دولت تقاضا بکنم که نسبت به این موضوعات و مخصوصاً نسبت به جنبه اقتصادى پیمان بغداد فوق‌العاده دقت زیادترى به عمل بیاورد البته براى تعدیل صادرات و واردات صحبت‌هایى می‌شود که ما ارز خارجى زیاد داریم یعنى ارز خارجى حاصله از فروش نفت و از این نقطه‌نظر و بالنتیجه بایستى اینها را تبدیل به ریال بکنیم و احتیاجات خود را مرتفع بکنیم و به این مناسبت جاى نگرانى نیست و ناچار خواهیم بود که این رویه را ادامه بدهیم، به عقیده من این سیاست درست نیست و غلط است و نبایستى پول مملکت به این ترتیب مصرف واردات غیر‌لازم کرد و اگر واقعاً این موضوعی که گفته می‌شود حقیقت داشته باشد بایستى بگوییم که ما احتیاجات زیادى داریم که می‌توانیم منافع زیادى از آن ببریم ولى توجهى نسبت به آن نمی‌شود جناب آقاى ذوالفقارى شما عده‌اى محصل در خارج از مملکت دارید، جوانانى هستند که مسافرت کرده‌اند و رنج غربت را تحمل کرده‌اند، اولیای آنها با هزاران زحمت و مشقت بودجه تحصیلى آنها را تحمل می‌کنند براى اینکه در آتیه با یک ذخایر زیادترى به مملکت مراجعت کنند و بتوانند افراد شایسته‌تر و صالح‌ترى براى مملکت باشند، گفته می‌شود که ما ارز به قدر لازم داریم و الزام داریم که آنها را تبدیل به ریال بکنیم، آقا شما که ارز دارید و این الزام را دارید چرا به این محصلینى که در خارج تحصیل می‌کنند ارز نمی‌دهید (مهندس اردبیلى- براى آنها باید ارز قاچاق بفرستند) مناسبت ندارد، عرض کنم عده‌اى از محصلین ما که در خارج تحصیل می‌کنند اولیای آنها برحسب اجبار و الزام بایستى همان طورى که آقاى مهندس اردبیلى گفتند ارز قاچاق تهیه کنند (صحیح است) ارز تحصیلی که نمی‌دهند حالا بنده می‌گویم همان ارز آزاد را با همان قیمتى که بانک ملى می‌فروشد به این محصلین ایرانى بفروشید که اولیای محصلین ملزم و مجبور نشوند به طریق‏ غیر‌قانونى متوسل و متشبث بشوند (صحیح است) چون حقیقت این است که یک اجتماع، یک دولت بایستى مراقبت و جدیت بکند که احترام قانون در نزد آن جمعیت و آن جامعه باقى و برقرار بماند و به عبارت ساده وسیله تخلف و انحراف از قانون را براى اشخاص فراهم نکنید، الزام و اجبار شخصى پیدا نکند که منحرف از قانون بشود و اگر الزام و اجباری نبود و انحراف پیدا کرد می‌توان گفت که مجازات او لازم است علل مخففه‌اى که در قانون پیش‌بینى می‌کنند براى همین موارد است، بنده چند روز قبل از این به آقاى وزیر بازرگانى تذکری می‌دادم گفتم آقا در اثر امنیت و آرامشی که در این چند ساله در مملکت به وجود آمده‌است وسایلى فراهم شده در بعضى نقاط تولید زیاد شده است من‌جمله در بندر‌عباس و میناب و همین جهرم حوزه انتخابیه بنده می‌توانم بگویم که در ظرف این دو، سه سال حداقل یک میلیون درخت مرکبات غرس شده است اینکه عرض می‌کنم یک میلیون ممکن است که خیلى ساده به نظر بیاید.

رئیس- آقاى صارمى خیلى کم از وقت شما باقى مانده است.

صارمى- چشم، در یک منطقه کوچک یک میلیون درخت قابل توجه است و حالا طوری است که لیموى محصول از میناب و جهرم بیش از مصرف مملکت است، حالا که این وسایل فراهم شده در سایه توجهات شخص شاهنشاه و دولت این موجبات فراهم شده است شما وسایل تقویت بنیه اقتصادى افراد را فراهم کنید، اجازه ندهید با وجود لیموى زیاد در ایران لیموى عمانى از خارج وارد بشود البته صحبت‌هایى شد بعد گفتند که چون ما ارز فوق‌العاده زیاد داریم در مقام این هستیم که تضییقات سال‌هاى گذشته را براى ورود واردات از بین ببریم، بنده می‌گویم از این ارز‌هاى حاصله ممکن است استفاده فوق‌العاده زیادى بکنید، بسیار موارد ضرورى هست که جلوى دادن ارز براى آن گرفته شده است، امیدوارم همان طور که عرض کردم عرایضى که تذکر می‌دهم مورد توجه دولت واقع شود و نسبت به جنبه اقتصادى پیمان بغداد هم توجه بیشترى بشود و مراقبت بیشترى از آنچه تا به حال شده است بشود و امیدوار هستم در سایه اقداماتى که به عمل آمده وضع مملکت سر‌و‌سامانى پیدا کند ولى محتاج به این است که دقت بشود و از اعمال غیرمناسب هم جلوگیرى به عمل بیاید (احسنت)

رئیس- آقاى پرفسور اعلم.

پرفسور اعلم- آقاى نمایندگان محترم، البته گمان می‌کنم که روزنامه کیهان روز دوشنبه هفته گذشته و سر‌مقاله‌اش را ملاحظه فرموده‌اند، در این روزنامه سر مقاله‌اى نوشته (اگر روزی ورق برگشت) استاد قلم و سخن آقاى فرامرزى می‌نویسند که وقتى به اداره آمدم کاغذى به من رسید که تو را به خدا، تو را به وجدانت به جمال امامى و دکتر بینا و جمشید اعلم بگو بس است، مقاله روزنامه کیهان است، کاغذى به ایشان رسیده و ایشان با قلم شیواى خودشان جواب بسیار نغز و پرمعنى به کسى که این کاغذ را نوشته و امضا هم نکرده داده‌اند (مهندس اردبیلى- کاغذ بى‌امضا که اثر ندارد) آقا بنده راجع به قوانین صحبت نمی‌کنم، یک چیزى دارم می‌گویم بنده لازم می‌دانم راجع به این‌ کار راجع به اینکه اگر روزى ورقه برگشت چند کلمه خدمت آقایان عرض کنم، آقاى

+++

فرامرزى در سرمقاله‌اش نوشته که قانون باید رعایت بشود و قانون باید حکمفرما بشود و هر دولتى که می‌آید روى کار مخالفین خودش را نگوید، بسیار صحیح است، من می‌خواهم به آقاى فرامرزى عرض کنم آنچه که شما می‌گویید کردیم و آنچه که شما آرزو کردید و می‌خواهید ما هستیم، ما قدرت دست‌مان است روى کار هم هستیم ولی به شهادت تمام نمایندگان و به شهادت ملت ایران ما به یک نفر از اینها حرفى نزدیم، یکى از اینها را از کارشان باز نداشتیم، حقوقهای‌شان را بهشان دادیم و سر کار هم هستند (قبادیان- بسیار کار بدى کردید) حالا بسیار بد کردیم یا خوب کردیم وقتى که دولت جواب داد وارد این مرحله می‌شویم ولى من می‌خواهم عرض کنم ما که نسبت به آنها بدى نکرده بودیم، ما که کارى نکردیم ما گذشت کردیم، ما قلم عفو کشیدیم، همان طورى که آقاى دکتر بینا همکار محترم من اینجا فرمودند آنها خائن بودند ما گذشت کردیم گفتیم دیگر بس است و آنها بس نکردند اما آنها آنچه می‌گویند هستند؟ نخیر، آنها به اسم ایران و به اسم حزب ایران و به اسم ایران شریف و با لباس ایرانیت آمده‌اند و نهایت خیانت را کرده‌اند، آنها با چراغ آمدند (طباطبایی- و شما هم سر کار نگه‌شان داشتید) (دکتر بینا- آن هم صحیح است) من کارى به خیانت‌هاى آنها قبل از مرداد 32 ندارم، بعد از مرداد 32 ملاحظه بفرمایید که آنها به محض اینکه قرارداد با کنسرسیوم گذشت اعلامیه‌ای صادر کردند، اعلامیه بسیار توهین‌آمیز، یعنى دست از آن کارهاى سابق‌شان برنداشتند وقتى که پاکت بغداد گذشت باز یک اعلامیه‌اى صادر کردند وقتى هم ایزنهاور طرح خودش را داد براى اینکه باز آب را گل‌آلود بکنند و ماهى بگیرند یک اعلامیه‌اى دادند این اعلامیه را نماینده محترم، همکار عزیزم اسمش را توبه‌نامه گذاشت بنده معتقدم که اعلامیه توبه‌نامه نیست این اعلامیه خدعه‌نامه است این اعلامیه باز براى گل‌آلود کردن است یعنى می‌گویند ما هستیم در صورتى که نیستند، اینها هر کس خدمتى به این مملکت کرد بهش گفتند خارجى است عمال بیگانه است، نوکر بیگانه است (دکتر بینا- جوجه استوکس) جوجه استوکس، یک اصل روان‌شناسى است که هر کس هر عیب بدى را در خودش ببیند به سایرین نسبت می‌دهد و مثل ایرانى می‌گوید کافر همه را به کیش خود پندارد و این آقایان همه را خیال می‌کردند مثل خودشان نوکر خارجى بودند خوشان درست منویات آنها را اجرا می‌کردند و دلیلش هم این است که وقتى آقاى استوکس که خدا سایه‌اش را از سر اینها کم نکند تشریف آوردند به تهران و من نمی‌دانم براى چه آمدند وقتى که مصاحبه با روزنامه‌نگاران فرمودند درست حرف اینها را زدند، گفتند، که قراردادى که با کنسرسیوم بسته شده از پیشنهادى که من داده‌ام بدتر است در صورتى که به عکس است و من حاضرم بیایم پشت تریبون و ثابت بکنم. ارباب درست حرف نوکرهایش را می‌زند (صحیح است) این اعلامیه اخیرى که داده شد این آقایان تصور کردند که واقعاً کنگره امریکا منتظر است که این دو تا و نصفى جمعیت قبولى خودشان را براى این اعلامیه بنویسند و آن وقت کنگره تصویب بکند، واقعاً کافر همه را به کیش خود پندارد، اصلاً اینها خیال می‌کنند این دو تا و نصفى نماینده واقعاً بیست میلیون و تمام ایران‌اند، اینها واقعاً چرا ما را تهدید می‌کنند؟ این صداى ما، من قطع دارم که همان صدایى است که نهم اسفند و 28 مرداد را تشکیل داد آقا 28 مرداد و 9 اسفند صحیح بود که نمایندگانى که اینجا بودند فداکارى کردند، ما هم قبول داریم ما هم سهم مختصرى داشتیم ولى این سهم بسیار ناچیزى است نسبت به تمام سهمى که تمام ملت ایران‏ داشت و تمام ایرانیان شاه‌پرست و میهن‌دوست داشتند (غضنفرى- پا‌برهنه‌ها بیشتر سهم دارند) کافر همه را به کیش خود پندارد، اینها خیال می‌کنند ما 28 مرداد را به وجود آوردیم؟ اینها اگر آرزو دارند که ما را تهدید کنند، چرا آرزو می‌کنند که معلم بمیرد آرزو بکنند که الفبا بمیرد، ما را چرا تهدید می‌کنند، بیست میلیون جمعیت ایران شاه‌دوست و میهن‌دوست است همه اینها حاضرند باز فداکارى کنند ولى اینکه این آقایان توبه نوشته‌اند جناب آقاى طباطبایی و توبه‌نامه نبود و خدعه‌نامه بود به همین دلیل است که اگر روزى ورقه برگشت کسی که توبه می‌کند آرزوى برگشتن آن روزها را نمی‌کند. این روزها را آنها آرزو می‌کنند که برگردد، کدام روز؟ آن روزى که باز همان بساط، باز در همین مجلس یک چاقوکش بپرد وسط، باز مجسمه‌ها را بیاورند پایین، باز با پیشه‌ورى‌ها ائتلاف بکنند، باز با غلام یحیى‌ها جام بنوشند این را آرزو می‌کنند و اینها تهدید می‌کنند که اگر روزى ورق برگشت به فلانى بگویید این کار را می‌کنیم اما جمال امامی و من که اینجا هستیم در حین قدرت‌شان با اینها مبارزه کردیم از آنها نترسیدیم می‌خواهند امروز از اینها بترسیم، آن روزى که در حین قدرت‌شان چاقوکش فرستادند نترسیدیم، قبلاً هم گفته‌ام باز هم می‌گویم یا باید بیایند مثل توده‌اى‌ها بگویند ما پشیمانیم از این کار، استغفار می‌کنیم از این حزب مؤتلف توده و الا محال است ول‌شان کنیم اینها باز منتظرند که یک روزى ورق برگردد خداى‌نکرده که اجنبى مداخله در کارها بکنند آقا من مفتخرم و افتخارم خدمت به شاه و میهنم است (صحیح است) آن روز که این افتخار را از من بگیرند می‌خواهم سر به تنم نباشد مرا تهدید می‌کنند؟ می‌خواهیم سر به تن اینها نباشد (صحیح است) بنده عرایض بسیار زیادى دارم به نظر دولت جواب مرا بدهد، تعجب می‌کنم که چرا تا حالا نگفته‌است؟ روزى که اسامى‌آنها را آورد باز خدمت آقایان می‌آیم و ثابت می‌کنم آن که استاد فرامرزى خواسته ما هستیم و ما به آنها ارفاق کرده‌ایم ولى آنى که آنها می‌گویند نیستند، آنها مظهر ایرانیت نیستند، اینها مؤتلف پیشه‌ورى و توده‌اى هستند (صحیح است) (احسنت)

رئیس- آقاى دکتر جهانشاهی

دکتر جهانشاهى- بنده گمان می‌کنم اگر بعضى اوقات وقت گرانبهاى مجلس را براى بحث در امور اقتصادى و دادن تذکراتى به دولت بگیرم و مطالبى را براى عموم مردم بگویم بی‌جا نیست و فایده‌اش کمتر از بعضى مطالب دیگر نیست به این جهت بنده امروز مطالبى را به عرض مجلس و اطلاع مردم می‌رسانم آنچه که راجع به مسائل اقتصادى مطرح می‌شود اعم از در مجالس رسمى یا محافل عادى. اهم این مطالب را تولیدات و قیمت‌ها تشکیل می‌دهد آقایان اطلاع دارند که از سال 1315 یعنى مأخذ آمار‌گیرى در ایران تا امسال که سال 1335 است قیمت‌ها در حدود 13 برابر بالا رفته‌است این 13 برابر که دو برابر و نیمش تا سال 20 است قسمتش معلول عوامل جنگ و قسمتیش بر اثر اشکالات اقتصادى که داشتیم و قسمت دیگرش در سال‌هاى اخیر البته بالا رفته‌است بالا رفتن قیمت‌ها یک عواملى دارد که آقایان می‌دانند و عوامل عمده‌اش عبارت از کمبود تولید، ازدیاد مصرف، عدم تعادل بودجه، ازدیاد حجم اسکناس، عدم تعادل بازرگانى خارجى و سایر عوامل روحى و هو و جنجال خلاصه این بالا رفتن قیمت‌ها یک معایبى دارد که باز مهم‌تر از همه‌اش یکى ایجاد مشکلى است که براى دولت می‌کند از نظر پیش‌بینى مخارج آینده‌اش و تهیه و تدوین بوجه، دوم اینکه طبقه حقوق‌بگیر یعنى کسانى که حقوق ثابت دارند دچار مضیقه می‌شوند ولو اینکه حقوق‌شان اضافه بشود، آن فاصله زمانى که بین اضافه شدن نرخ اجناس و حقوق‌شان موجود است موجب ناراحتى آنها خواهد شد دیگر اینکه وقتى قیمت‌ها بالا رفت وقتى که معاملات احتکارى فایده کرد طبعاً مردم از گذاشتن سرمایه در امور تولیدى خود‌دارى می‌کنند و پول خودشان را براى معاملاتى که منفعت پر می‌دهند به کار می‌برند و طبعاً در تولید کشور نقصانى حاصل می‌شود و عملاً هم دیدیم که در سال‌هاى اخیر به مناسبت اینکه قیمت‌هاى زمین بالا رفت قسمت عمده سرمایه این مملکت متوجه معاملات زمین شده بود و کسى که سرمایه‌اى داشت حاضر نبود سرمایه خودش را در یک کار تولیدى بگذارد که در سال 30 درصد ازش منفعت طبیعى ببرد براى اینکه می‌خواست یک زمینى بخرد و سال بعد بفروشد و صد و دویست درصد استفاده ببرد خوشبختانه این موضوع زمین‌ها هم اخیراً بر اثر اقداماتى که به عمل آمده‌است موضوعش تقریباً منتفى شده و رکودى در آن پیدا شده چند روز پیش یکى از دوستان من می‌گفت یک معامله و یک نوع کار در این مملکت رونقى داشت و آن خرید و فروش زمین بود که مردم از آن نان مى‌خوردند و آن را هم دولت جلوش را گرفت به او گفتم آقا آن کسى که از خرید و فروش زمین می‌خواهد نان بخورد می‌خواهم نان نخورد معاملات خرید و فروش زمین یک دینار براى مملکت فایده ندارد و ارزش آن کسى که از خرید و فروش استفاده می‌کند کمتر از یک نجارى است که در سال دوهزار تومان توى دکانش صندلى و چهار‌پایه می‌سازد و خوشبختانه بر اثر اقداماتى که دولت کرد که البته‌اساس این اقدام رسیدگى به تجاوزى بود که ممکن است عده‌اى در زمین‌های دولتى کرده باشند موجب شد که معاملات زمین تا حدى راکد شد (صدرزاده- یعنى سوءاستفاده‌ها راکد شد) (یکى از نمایندگان- نشده آقا) تا حدى شده است و خواه ناخواه قیمت زمین در سراشیبى افتاده است این قطعاً تأثیر خواهد کردی که مردم متوجه شدند که استفاده‌ای از معاملات زمین نمی‌برند طبعاً سرمایه خودشان را انتقال می‌دهند به کار‌هاى تولیدى و کارهاى دیگر و آن وقت است که ممکن است نتیجه بهترى گرفته شود این معایب بالا رفتن قیمت‌ها بود و اما آنچه که امروز معتقد هستند این است که اگر قیمت‌ها پایین بیاید آن هم دلیل بر اقتصاد سالم نیست و موجب رکود کارها می‌شود بنده متأسفانه مطالبى که امروز عرض می‌کنم شاید خیلى خوشایند نباشد ولى یک مطالبى است که براى درمان درد ناچاریم اینجا بگوییم و بنابراین بنده معتقدم که قیمت‌ها در مملکت باید ثابت باشد و حتى اقتصاد‌دان‌های جدید که نظریات‌شان مورد اجراى دولت‌ها است امروز معتقدند که بهترین نوع اقتصاد این است که قیمت‌ها در یک مملکتى به طور خیلى ملایم و نامحسوس بین یک تا دو درصد در عرض سال بالا برود که این خودش موجب تشویق و محرک تولید‌کننده و اشخاص باشد که سرمایه‌هاى خودشان را به کار می‌اندازند قیمت‌هایى که عرض کردم تقریباً در تمام دنیا به جهتى از جهات بالا رفته‌است‏ البته در بعضى از کشور‌ها به جهات طبیعى و در بعضى‌ها خیلى غیر‌طبیعى مثلاً در امریکا با وجود این که امریکا داراى اقتصاد بسیار سالم و مسلطى است و در دنیا از لحاظ تولیدات بسیار قوى است مع‌ذالک همان طورى که عرض کردم یعنى یک و یک‌و‌نیم درصد در سال قیمت‌ها بالا نرفته‌است که فرض بفرمایید که در ظرف شش سال اخیر ممکن است 9 درصد باشد در امریکا در ظرف شش سال اخیر قیمت‌ها 14 درصد بالا رفته همچنین در انگلستان در شش سال اخیر یعنى از سال 1329 به بعد در حدود 36

+++

درصد بالا رفته و همین طور در جاهاى دیگر که بیش از اینها بالا رفته‌اینها ممالکى است که وضع بالا رفتن قیمت‌ها در آنها خیلى طبیعى بوده البته یکى دو مملکت هم هستند که با یک وضع بسیار بسیار خوبى مثل سویس و بلژیک که فقط در یکى شش درصد و در دیگرى 12 درصد قیمت‌ها بالا رفته‌ اما ممالکى هم هستند که قیمت‌ها بسیار بسیار بد در آنجا بالا رفته و اینها پول‌شان وضعیت تورمى به خود گرفته‌است مثل برزیل که در این مدت سه برابر و شیلى ده برابر و بولیویا قیمت‌ها 33 برابر شده است و اما در ایران آنچه که آدم بدون مطالعه و با یک نگاه سطحى به نظرش می‌آید تصور می‌کند که قیمت‌ها خیلى بالا رفته و نسبت به چند سال پیش چند برابر شده و حال آن که وقتى که مراجعه کنیم به آمار و این آمار را بسنجیم مى‌بینیم این نظر صحیح نیست و قیمت‌ها در ایران از سال 29 به بعد فقر 60% بالا رفته که این 60 درصد... (تجدد- قیمت چى چى؟) متوسط قیمت‌ها با گرفتن ضریب و با توجه به اینکه هر طبقه از مردم چقدر از هر کالایى مصرف می‌کنند (تجدد- این مطلب براى بنده تازگى دارد) عرض می‌کنم بدون مطالعه خیلى تعجب‌آور است چند روز قبل یکى از دوستان به بنده می‌گفت که قیمت آندیو خروارى چهار هزار و پانصد تومان شده است عرض کنم آقا وضع اقتصادى و قیمت‌ها را نمی‌‌شود با یک کالا سنجید و هزینه زندگى را با قیمت آندیو مقایسه کرد فرض بفرمایید خانه‌‌اى داشتید در دروس 5- 6 سال پیش اجاره‌اش بوده است 500 تومان امروز به مناسبتى اجاره آن شده است چهارهزار تومان یعنى 8 برابر شده هزینه زندگى که هشت برابر نشده هزینه زندگى یعنى معدل آنچه که عموم مردم در یک مملکت مصرف می‌کنند یعنى نان و قند و شکر و دخانیات و قماش اینها را وقتى مقایسه کنیم و معدلش را بگیریم می‌بینیم به همین نسبت که عرض کردم ترقى کرده (بیات ماکو- این حساب صحیح نیست اینها کالاهاى انحصارى است) عرض کنم آمارى که من گرفتم آمار بین‌المللى است و آمارى است که مال تمام ممالک است و اگر بفرمایید صحیح نیست دلیل دیگرى من ندارم اما همین طورى که عرض کردم یکى از عوامل مؤثر بالا رفتن قیمت‌ها عامل روحى است یعنى آنچه که در یک مملکت گفته بشود آقا قیمت‌ها بالا می‌رود آقا جلویش را بگیرید این را قطع داشته باشید که تأثیر زیادى در امر بالا رفتن قیمت‌ها دارد و اگر کسى راهى به نظرش می‌رسد اگر کمکى به نظرش می‌رسد باید آن کمک را به دولت بکند ولى از اینکه بیایند و این را بزرگ جلوه بدهند نه تنها تأثیر خوبى ندارد بلکه به طور قطع تأثیر معکوسى در بر دارد ما الان در مرحله و وضعى هستیم که خارجى‌ها در این باره قضاوت‌هاى مخصوصى می‌کنند و بنده معتقدم ما که مشکلات بزرگى سیاسى و اقتصادى خارجى را حل کرده‌ایم و پشت‌‌ سرمان گذاشته‌ایم و امروز با مسائل داخلى مواجه هستیم که باید آن را حل کنیم اگر دردى داریم این درد را این قدر بزرگ نکنیم که مردم ناراحت‌‌تر بشوند و عده‌اى سوءاستفاده بیشترى از آن بکنند بلکه درمان آن را بجوییم و اما قیمت‌هاى ایران همان طورى که قبلاً عرض کردم از سال 29 به بعد 60 درصد بالا رفته‌این 60% پنجاه درصدش مربوط است به سال‌هاى 30، 31، 32، 33 که دچار وضع خاص و مشکلاتى بودیم و فقط 10 درصد مربوط به سال‌هاى 34 و 35 بوده که نسبت سال 33 بالا رفته‌است البته عرض می‌کنم براى ما که یک نوع کالاهاى مخصوصى را مصرف می‌کنیم این ارقام تعجب‌آور است ولى براى آن کس که قماش مصرف می‌کند و قماش قیمتش 20 درصد ارزان شده تعجب‌آور نیست کالاهای وارداتی ما در سال‌های اخیر قیمتش پایین آمده‌است یعنى در سال 34 نسبت به 33 ده‏و‌نیم درصد و سال 35 نسبت به 34 نه درصد یعنى این دو ساله قیمت کالا‌های وارداتى 20 درصد پایین آمده‌این 20 درصد با توجه به آن قیمتى که رفته روى کالاهاى ضرورى از نظر مردم و طبقه‌اى که ما دل‌مان به حال آنها می‌سوزد می‌رسد به آن نسبت 60 درصد که بنده عرض کردم که بیش از آن قیمت‌ها بالا نرفته‌است یک مطلب دیگرى هم هست و آن این است که ما پول‌مان به طرف تورم تمایل ندارد خلاصه اقتصاد ما تاندانس انفلاسیونیست ندارد یعنى تورم‌بردار نیست علتش این است که ما یک درآمد ارزى داریم که نه فقط فعلاً صحبتى از کم‌شدنش نیست بلکه به طور قطع رو به ازدیاد است و مادامى که دولت قصد ندارد نرخ ارز را بالا ببرد و گران بکند کالاهاى وارداتى با یک قیمت ثابتى وارد مملکت می‌شود و خواه ناخواه این یک ترمز شدیدى است در مقابل قیمت‌ها و براى تثبیت قیمت‌ها بنده حضور آقایان عرض می‌کنم اینجا نسبت به قیمت دارو تذکراتى به دولت دادم و معتقدم که دولت باید دقت بیشترى بکند و خوشبختانه دولت این دقت را کرده و اقدامات قابل توجهى هم کرده است هم وزارت بهدارى و بازرگانى و کشور از یک طرف در کنترل قیمت و وزارت دارایى در مورد تقلیل تعرفه گمرکى از طرف دیگر بنابراین قیمت داروى وارداتى ما نمی‌تواند گران‌‌ بشود و من به خصوص به مردمى که تولید‌کننده و فروشنده هستند اعلام می‌کنم و مطمئن‌شان می‌کنم که قیمت‌ها در ایران نمی‌تواند بالا برود به آن اندازه‌اى که تصور و آرزو می‌کنند هر قدر روى این موضوع هم بحث بشود قیمت‌ها نمی‌تواند بالا برود و من معتقدم که باید سعى کنیم که این عوامل روحى که موجب ناراحتى مردم می‌شود ازش استفاده درست بکنیم نه اینکه نتیجه معکوس بگیریم و اما قسمت دوم که می‌خواستم حضور آقایان عرض بکنم راجع به تولیدات است عرض کنم حضورتان هر ملتى دلش می‌خواهد تولیداتش بالا برود و می‌خواهد سطح زندگی‌اش بالا برود هر فردى از این ملت اعم از فرد عادى یا وکیل یا وزیر این آرزو را دارد اما این بالا رفتن تولید و سطح زندگى یک محدودیتى از نظر امکانات دارد یعنى به آن حدى که مورد تقاضا است مقدور نیست بنده می‌خواهم یک مثال و نمونه‌اى را عرض کنم ما یک درآمد ملى داریم که به طور تحقیق حساب نشده که چقدر است ولی به طور تخمین حساب شده در حدود هزار و چهارصد میلیون دلار درآمد ملى ایران است یعنى نفرى 70 دلار در سال اگر ما بخواهیم 10 درصد درآمد ملى را در سال اضافه بکنیم یعنى 70 دلار 77 دلار بشود لازمه‌اش این است که اگر سرمایه لازم 20 درصد فایده بدهد در سال اول باید صدو‌چهل میلیون دلار قائده داشته باشد یعنى 700 میلیون دلار باید سرمایه بگذاریم و براى 700 میلیون دلار با حساب دقیقى که شده براى قسمت‌هاى مختلف تولیدى اعم از کشاورزى و صنایع سنگین و سبک...

رئیس- آقاى دکتر جهانشاهى وقت شما تمام شد.

دکتر جهانشاهى- از آقاى فخر طباطبایی خواهش می‌کنم از وقت‌شان به بنده بدهند.

فخر طباطبایی- ده دقیقه از وقتم را می‌دهم.

رئیس- بفرمایید

دکتر جهانشاهى- پس براى اینکه ده درصد درآمد ملى بالا برود احتیاج به 700 میلیون دلار سرمایه داریم و با حساب دقیقى که به عمل آمده‌احتیاج به در حدود دویست‌و‌پنجاه هزار مهندس و کارگر و نجار و آهنگر کالیفیه داریم یعنى اگر امروز ده میلیارد دلار در اختیار‌مان باشد نمی‌توانیم درآمد ملى را تا آن حد که می‌خواهیم به آن نسبت بالا ببریم و یک محدودیت کاملاً محسوسى در کارها است وقتى که همین طور نگاه می‌کنیم تصور می‌کنیم که تولیدات‌مان نقصان پیدا کرده ولى وقتى که به آمار مراجعه می‌کنیم می‌بینیم که درآمد‌ها نه فقط کم نشده و تولیدات ما (جناب آقاى صفارى مخصوصاً به جنابعالى عرض می‌کنم) تولیدات ما نه فقط کم نشده بلکه تا یک حدى و به طور محسوس زیاد هم شده است مثلاً یکى از آن تولیدات تولید قند و شکر است تولید قند و شکر ما در سال 1311 دوهزار و دویست تن بوده است این تولید در سال 35 هشتادهزار تن شده است یعنى چهل برابر بالا رفته (صفارى- این در یکى دو مورد است) طبیعى است که به موازات این تولید کشت چغندر هم زیاد شده است در این بحثى نیست و مصرف ما که در همان سال 38 هزار تن بوده در این سال 300 هزار تن شده است یعنى مصرف قند و شکر هفت برابر و نیم شده است این مصرف قطعاً یک تولیدى باید در برابرش باشد و الا اگر گنج قارون هم می‌داشتیم تمام می‌‌شد و از بین می‌رفت پنبه ما در سال 1315، 39 هزار تن بوده و در 1320 کم شده و شده است 27 هزار تن در سال 34 هفتاد هزار تن شده و احتمالاً 35 که زیادتر ممکن است باشد 75 هزار تن سیمان ما 23 هزار تن بوده است در سال 35 و امسال 121 هزار تن است، غلات هم تولیدش زیاد نشده ولى کم هم نشده است، البته به طور نامحسوس زیاد هم شده، خلاصه به طور کلى تولیدات کم نشده فقط چون مصرف زیاد شده سطح زندگى مردم بالا رفته تعداد جمعیت هم زیاد شده است این است که به نظر ما بعید می‌آید که وقتى می‌شنویم گندم از امریکا خریدارى می‌شود یا روغن از خارجه وارد می‌شود تصور می‌کنم که گندم و روغن و سایر کالاهاى تولیدى ما به کلى رو به سقوط تولیدى است و محصول درست به دست نمی‌آید و حال آن که علتش زیاد شدن مصرف است (مهندس اردبیلى و دهستانى- و حمایت نشدن) ولى عرض می‌کنم که این جور نیست، البته باید توجه بیشترى بشود که محصولات بهتر به دست بیاید (دکتر دادفر- مصرف گندم چطور زیاد شده ما نفهمیدیم) عرض کنم سطح زندگى وقتى بالا رفت طبعاً مصرف هم زیادتر می‌شود و شما اگر کارگری را سابق بیست سال پیش می‌دیدید که کنار خیابان نان و حبه انگور می‌خورد ولى امروز همان کارگر نان و کرده و شیره می‌خورد، عرض کردم که وضع زندگى در ایران نسبت به طبقه کشاورز و کارگر مطلقاً نمی‌شود گفت بد شده است می‌توان گفت که بهتر شده است فقط طبقه کارمند دولت است که به علت کمبود حقوقش و بالا رفتن هزینه زندگى و به خصوص همین کالاهایى که عرض کردم مجبور است مصرف کند مثل تره‌بار و گوشت و غیره به این دلیل است که فقط این طبقه رنج می‌برد و امیدواریم که وضع آنها بهتر بشود، عرض کنم حضورتان انتظارات زیاد است، مردم هم باید انتظار داشته باشند. توقعات‌شان هم مشروع است ولى متأسفانه همیشه توقعات باید با امکانات سنجیده شود سازمان ملل یک وقتى موضوع خوشبختى ملل را طبقه‌بندى کرد و به این ترتیب فرموله کرد که خوشبختى عبارت است از امکانات تقسیم بر توقعات و امیال، یعنى هر چقدر صورت این کسر زیادتر باشد و مخرج آن کوچک‌تر نتیجه‌اش بهتر است بعد به این نتیجه رسید که ملت کانادا یکى از ملل خوشبخت است چون با امکانات زیادتر توقعاتش کمتر است، انتظاراتش کمتر است، در ممالک خاورمیانه به طور قطع چون

+++

امکانات کمتر است و در مقابل توقعات ما زیاد‌تر است و با توجه به تمدن جدید و احتیاجات جدید مثل برق، تلفن، آب تصفیه شده و فلان این است که ایجاد ناراحتى می‌کند، بنده آقایان باید این موضوع را عرض کنم که شاید گفتن اینکه زندگى گران است مردم از پا درآمدند و کشاورز بیچاره شد، کارگر نابود شد شاید خیلی حسن اثر داشته باشد از نظر این اشخاص ولى عملاً به ضررشان است و کسبه از این حرف سوء‌استفاده می‌کنند، هر روزى که اینجا گفته شود آقا قیمت‌ها گران شده‌این تاجر و کاسب استفاده می‌کنند، بنده‌این را می‌خواهم‏ عرض کنم که ما براى دواى درد بی‌خود مریض را نهراسانیم، نترسانیم، خطر بالا رفتن قیمت‌ها در ایران نیست و من هر نگرانى ندارم که حرفى بزنم و عده‌اى خوش‌شان بیاید و یا نیاید ولى آنچه که مورد علاقه من و آرزوى من و آرزوى همه نمایندگان است این است که کارى بکنیم که به نفع مردم باشد به نفع همه طبقات مختلف باشد و جلوى این ناراحتی‌شان گرفته بشود نه اینکه ایجاد ترس کنیم و به خصوص از دوستان مطبوعاتى خودم استدعا می‌کنم که در این امر توجه کنند و بدانند هو و جنجال به نفع آن طبقه‌ای‌ است که می‌خواهند قیمت‌ها بالا برود و از آن استفاده کنند تجار مخصوصاً در شب عید نباید با پرداخت سود 24 درصد و 30 درصد کالاى خودشان را نگه دارند و به مردم نفروشند و بگویند انتظار می‌کشیم تا با این حرف‌هایى که زده می‌شود قیمت‌ها بالا برود هر وقت بالا رفت ما جنس خودمان را گران‌تر بفروشیم بدانید که وضع اقتصادى ما اجازه نمى‌دهد قیمت‌ها به آن صورت بالا برود و در مملکت تورم پولى بودجه بیاید.

رئیس- آقاى فخر طباطبایی

فخر طباطبایی- عرض کنم بنده چون یک قسمت از وقتم را به همکار عزیزم جناب آقاى دکتر جهانشاهى دادم سعى می‌کنم مطالب خود را خیلى فشرده به عرض برسانم موضوعى که بنده می‌خواستم عرض کنم و فکر می‌کنم مورد توجه عموم آقایان نمایندگان محترم هم هست این است که با توجه به اوضاع عمومى جهان امروز بهترین فرصت هست براى ملل خاورمیانه خصوصاً ملت‌هاى هم‌کیش که بیش از پیش به هم فشرده و نزدیک بشوند و در سایه داشتن یک امنیت دسته‌جمعى بتوانند نهضت عظیمى در امور تولیدى و عمرانى خویش به وجود آورند و به همین جهت هر چه زمان می‌گذرد لزوم و اهمیت و ارزش پیمان تدافعى بغداد بیشتر مبرهن و معلوم می‌گردد زیرا دنیاى کنونى به قدرى به هم پیوسته و حساس است که هیچ ملتى نمی‌تواند منفک و مجزا بماند و سرنوشت خودش را تنها حفظ بکند خوشبختانه وضع مملکت ما از این حیث روشن شده است و حوادث 15 سال اخیر به ما آموخت که بایستى یک وضع قاطع و یک مشى و طریق ثابتى براى خودمان اختیار کنیم و اختیار هم کرده‌ایم و این براى ملت ایران نهایت افتخار است که در طول تاریخ پرماجراى خودش همیشه در پشت حوادث کوس استقلال و آزادى فرو کوفته‌است و امروز هم بحمدالله با تمام مصائب و مرارت‌هاى گذشته می‌توانیم نقش مؤثر و عمده‌اى را در خاورمیانه ایفا نماییم و اینها تمام بارقه‌اى از امید و حیات و انبساط در قلب و روح ملت ایران به وجود می‌آورد تا به رهبرى پادشاه دور‌اندیش و دانشمند خویش بتواند دولت و ملت متفقاً قواى فکرى و بدنى خودشان را در راه اعتلا و آبادى ایران متمرکز و مشغول سازند زیرا به حکم ذخایر و استعداد و شرایط و کیفیاتى که در این سرزمین موجود است ما مجبور به پیشرفت و ترقى هستیم و قهراً و طبعاً بایستى به ترقیاتى نائل بشویم و در این سیر و حرکت ناگزیریم ناراحتی‌هاى اجتماعى خودمان را هم مورد توجه قرار دهیم و به نحو مؤثر چاره‌جویى بکنیم موضوعى که امروز بیش از هر چیز دولت با آن مواجه است موضوع اجراى برنامه‌های عمرانی است و من امیدوارم این برنامه‌ها در سال آینده به کیفیتى که اوضاع و احوال نشان می‌دهد پیشرفت شایانى بکند در ده سال قبل هر کس از کارگرهاى بروجرد می‌آمد و براى کار مراجعه می‌کرد ما هر جا می‌فرستادیم محروم برمی‌گشت ولى به خود من در ظرف این یکى دو ماه اخیر دسته دسته ده نفر و بیست نفر از کارگرها مراجعه کردند و من آنها را به شرکت‌هاى مقاطعه‌کارى فرستادم با آغوش باز قبول‌شان کردند چون کار داشتند و حتى یکى از شرکت‌ها از ما اظهار تشکر کرد که برایش کارگر فرستادیم و تمام این اینها البته یک آینده خوشى را براى ملت ایران نوید می‌دهد (صحیح است) در خاتمه عرایضم چون وقتم کم و محدود است و جناب آقاى وزیر فرهنگ هم تشریف دارند و می‌خواستم از حضورشان استدعا کنم که با توجهى که ایشان فرمودند دانشسراى حرفه‌اى کشاورزى آنجا تأسیس شد به کیفیتى که بنده اطلاع دارم بودجه آن هم تصویب شده توجهى بفرمایید که ان‌شاء‌الله از اوایل سال آینده شروع به ساختمان بشود و این یادگار نیک هم در بروجرد باشد چون موقعیت و اوضاع و جغرافیایى آنجا هم اجازه می‌دهد که یک چنین تأسیس فرهنگى آنجا باشد و ضمناً موضوع آسایشگاه مسلولین آنجا است که چون جناب آقاى وزیر بهدارى اینجا تشریف دارند توجه‌شان را جلب می‌کنم این آسایشگاه مسلولین دچار یک تعارض عجیبى شده است سازمان برنامه آن محل را مناسب نمی‌داند وزارت بهدارى مناسب می‌داند ما براى اینکه رفع این تعارض را بکنیم از یکى از اشخاص نیکوکار آنجا آقاى دکتر رازانى که در وزارت فرهنگ هستند تقاضا کردیم ایشان هم صدهزار متر زمین به رایگان دادند حالا یا آنجا و یا آن محل سابق که هست هر کدام که باشد چون بودجه‌اش تصویب شده است این آسایشگاه زودتر ساخته بشود براى اینکه در استان ششم مسلولین زیادى هستند و اینها پراکنده هستند غالباً تمکن آمدن به تهران را ندارند و یا اگر با مشقت زیاد به مرکز بیایند ممکن است وسایل خواباندن آنها فراهم نباشد این است که استدعا می‌کنم نسبت به این موضوع هم توجه بفرمایند عرایضم را خاتمه می‌دهم.

رئیس- وارد دستور می‌شویم، آقاى وزیر راه بفرمایید.

4. تقدیم یک فقره لایحه به وسیله آقاى وزیر راه

وزیر راه (سرلشگر انصارى)- به طوری که خاطر آقایان نمایندگان محترم مستحضر است از دو سال قبل به این طرف براى توسعه و تکمیل هواپیمایی کشوری برای اینکه بتواند سرویس‌هاى هوایى داخلى را هم اداره نماید اقداماتى شده که گزارش آن در پایان بیان به عرض مجلس محترم خواهد رسید، اینک براى اینکه شرکت‌هاى هواپیمایى داخلى نواقص خود را مرتفع ساخته و نیازمندی‌های خودشان را از لحاظ وسایل پرواز تهیه نمایند لایحه مربوط به تشکیل شرکت هواپیمایى واحد تقدیم مجلس محترم می‌شود.

رئیس- به کمیسیون مربوطه فرستاده می‌شود. آقاى مهدوى بفرمایید.

5. تقدیم دو فقره سؤال به وسیله آقایان: مهدوى و سلطان‌مراد بختیار

مهدوى- سؤالى است از وزارت کشاورزى تقدیم می‌کنم.

رئیس- آقاى سلطان‌مراد بختیار بفرمایید.

سلطان‌مراد بختیار- سؤالى است از وزارت دارایى تقدیم می‌کنم.

رئیس- آقاى وزیر فرهنگ بفرمایید.

6. تقدیم یک فقره لایحه به وسیله آقاى وزیر فرهنگ‏

وزیر فرهنگ (دکتر مهران)- آقایان نمایندگان محترم همه علاقه‌مند هستند به دانشجویانى که به خارجه می‌روند براى تحصیل کمک بشود و مخصوصاً مراقبت بشود به اینکه این جوانان خوب تحصیل کنند و براى آینده کشور وجود‌هاى مفید و مؤثرى باشند از جهت اینکه براى محصلینى که بعدها به خارجه خواهند رفت یک نظم و ترتیب بهترى قائل بشویم و یک کمک‌های بهتری بکنیم لایحه‌اى تقدیم می‌شود و تقاضاى تصویب آن را دارم (احسنت)

رئیس- به کمیسیون مربوطه فرستاده می‌شود. آقاى وزیر دادگسترى بفرمایید.

7. تقاضاى آقاى وزیر دادگسترى دایر به در دستور گذاردن گزارش سازمان امنیت کشور

وزیر دادگسترى (گلشائیان)- بنده عرض زیادى ندارم خواستم استدعا کنم که لایحه سازمان اطلاعات و امنیت کشور که در مجلس است و از کمیسیون‌هاى دادگسترى و کشور هم گذشته مقام ریاست جزو دستور قرار بدهند.

8. أخذ رأى و تصویب لایحه اضافات و ترفیعات کارمندان‏

رئیس- یک لایحه‌اى راجع به اجازه پرداخت اضافات کارمندان از سال 34 بود که به مجلس سنا رفته بود برگشته یک رأى نهایى لازم دارد چون لایحه مالى است بایستى رأى نهایى با ورقه گرفته شود نامه مجلس سنا قرائت می‌شود

(به شرح ذیل قرائت شد)

ریاست محترم مجلس شوراى ملى‏

لایحه شماره 55825 - 27/11/35 دولت مربوط به اجازه پرداخت تفاوت اضافات و ترفیعات تا آخر سال 34 کارکنان دولت که طى مرقومه شماره 6275 2/12/35 از مجلس شوراى ملى به مجلس سنا ارسال شده بود در جلسه روز شنبه یازدهم اسفند‌ماه 1335 مجلس سنا عیناً به تصویب رسید. اینک مراتب براى استحضار عالى اعلام می‌شود.

نایب‌رئیس مجلس سنا‌ـ بوشهرى

رئیس- رأى گرفته می‌شود با ورقه، آقایان موافقین ورقه سفید خواهند داد.

(آقاى مسعودى (منشى) اسامى‌آقایان نمایندگان را به ترتیب ذیل اعلام و در محل أخذ رأى به عمل آمد)

آقایان: پرفسور اعلم. قوام. دکتر سعید حکمت. دکتر بینا. دکتر عدل. عماد تربتى. تجدد. صفارى. اسفندیار دیبا. مهندس اردبیلى. خرازى. دکتر عباس نفیسى. امیدسالار. باقر بوشهرى. ذوالفقارى. تیمور‌تاش. شادمان. دکتر مشیر فاطمى. سلطان‌مراد بختیار. مهندس ظفر. عباسى. مشایخى. غضنفرى. مهندس فیروز. ارباب. قراگزلو. دکتر رضایى. احمد طباطبایی. ساکینیان. هدی. فخر طباطبایی. دکتر فریدون افشار. صارمى. صدرزاده. بیات ماکو. مهندس هدایت. حبیب پناهی. مهندس فروهر. حجازى. امیر رستم گیو. بختیار. دولت‌آبادى. اردلان. مهندس فروغى. دکتر راجى. پردلى. کیکاوسى. اقبال. دهستانى. علامه وحیدى. دکتر امیر حکمت. توماج. دکتر امیر نیرومند. شیبانى. دکتر سید

+++

‌امامى. سعید مهدوى. دکتر اسدى. دکتر جهانشاهى. قبادیان. دکتر ضیائى. دادگر. فولادوند. زنگنه. دشتى. اخوان. دکتر شاهکار. عمیدى. امیر نصرت اسکندرى. دکتر دادفر. ثقةالاسلامى. عبدالله سعیدى. محمدعلى مسعودى. دکتر وکیل. مهران. فضائلى. نصیرى. دکتر آهى. استخر. دهقان. افخمى. جلیلى.

(آرای مأخوذه شمرده شده. هشتاد رأى موافق شماره گردید)

رئیس- اضافات کارمندان با 81 رأى تصویب شد. البته دولت باید احکامى را که صادر شده اگر استحقاقى دارند تا آخر سال 34 بپردازند. (فضائلى- تصویب‌نامه نباید ناقص قانون باشد)

اسامى موافقین‌‌- آقایان: دکتر جهانشاهى. اعظم زنگنه. مهران. طباطبایی. دولت‌آبادى. ارباب. پرفسور اعلم. دکتر راجى. دهقان. ثقةالاسلامى. قوام. افخمى. قراگزلو. دکتر سعید حکمت. خرازى. مهندس فیروز. مهندس هدایت. ذوالفقارى. شادمان. سعیدى. تیمور‌تاش. مسعودى. دکتر سید‌امامى. تجدد. عباسى. دکتر فریدون افشار. صدرزاده. عماد تربتى. دکتر امین. ساکینیان. فخر طباطبایی محمد‌باقر بوشهرى. پناهى. مهندس فروهر. مهندس ظفر. دکتر بینا. صفارى. دکتر مشیر فاطمى. سلطان‌مراد بختیار. مشایخى. دکتر نفیسى. عمیدى نورى. دکتر رضایى. مهندس اردبیلى. صارمى. عباسى. هدى. دکتر عدل. بیات ماکو. اسکندرى. مهدوى. دکتر شاهکار. دشتى. استخر. جلیلى. شیبانى. دکتر آهى. فولادوند. دکتر دادفر. گیو. اخوان. دکتر ضیائى. علامه وحیدى. سراج حجازى. مهندس دهستانى. کیکاوسى. دکتر سید‌امامى. دکتر وکیل. امیر بختیار. دکتر امیر نیرومند. پردلى. اردلان. امیدسالار. توماج. مهندس فروغى. نصیرى. دکتر امیر حکمت. فضائلى. اقبال. دادگر. قبادیان.

9. بقیه مذاکره در گزارش کمیسیون بهدارى راجع به واگذارى امور بهدارى به مردم‏

رئیس- گزارش کمیسیون بهدارى مطرح است ماده 2 قرائت می‌شود

(به شرح ذیل قرائت شد)

ماده 2- کلیه طرح‌هاى بهدارى و بهداشتى و ساختمانى و تعمیراتى و به طور کلى امورى که مربوط به بهداشت و درمان شهرستان است توسط رئیس بهدارى شهرستان پیشنهاد شده پس از تصویب اکثریت شوراى بهدارى در حدود بودجه مصوب توسط رئیس بهدارى به مورد اجرا گذاشته خواهد شد و هر یک از اعضاى شورا نیز می‌تواند راجع به موضوعات مذکور پیشنهاد بدهد.

رئیس- آقاى صارمى ‌اجازه صحبت خواسته‌اند چون حضور ندارند ماده دیگرى قرائت می‌شود.

دکتر شاهکار- بنده در یک نکته‌اش عرض دارم.‏

رئیس- بفرمایید

دکتر شاهکار- عرض کنم در این ماده 2 نوشته شده است طرح‌هاى بهدارى و بهداشت از طرف آقاى رئیس بهدارى داده می‌شود بعد هم خوشبختانه اضافه کرده که سایرین هم نظر می‌دهند خیال نمی‌کنید کلمه بهداریش اینجا زیاد باشد؟ البته سؤال این استفهامى ‌است می‌خواستم روشن بشود حال چه می‌خواهم بگویم؟ این را می‌خواهم عرض کنم که این قیمت را آقاى دکتر سید‌امامى هم اینجا تذکر دادند حالا ایشان یا سایر آقایان اطباى دیگرى که اینجا هستند ما را روشن بکنند در این قسمت خواستم عرض کنم که امور درمانى با این شورا باشد قبول، اما امور بهداشتى همان طور که فرمودند مبارزه با امراض آمیزشى و غیره (وزیر بهدارى- بهداشتى است) پس می‌خواستید یکیش را بگذارید بهدارى یا بهداشتى در هر صورت این مطلب که به قول آقایان به این عنوان هست امور درمانى (صارمى- بهداشتى است) امور بهداشتى که آن قسمت است این را چرا گذاشتید در صلاحیت این انجمن و حال آن که وزارت بهدارى مکلف است در این باب همان طور که در تبصره آخر مرقوم فرموده‌اند ناظر بر این قسمت هم هست و خیلى هم به جاست اگر صلاح هم می‌دانید این قسمت را بردارید و الا توضیح بدهید که قانع بشوم.

رئیس- آقاى وزیر بهدارى بفرمایید.

وزیر بهدارى (دکتر جهانشاه صالح)- عرض کنم اصولاً سازمان بهداشت فکر کرده‌اند که درمان و بهداشت را آن طورى که در قدیم تفکیک می‌کردند از هم دیگر تفکیک نکنند، در یکى از توصیه‌هاى سازمان جهانى بهداشت است و توصیه کرده‌اند و به اصطلاح گفته‌اند انتگراسیون باید بکنند یعنى توأم با هم عمل بشود کومانداسیونى است که اخیراً سازمان جهانى بهداشت کرده است در بعضى شهرستان‌هاى کوچک یا بخش‌ها جناب آقاى دکتر شاهکار یک تشکیلات سواى درمانى هم از نقطه‌نظر بودجه مشکل است و هم از نقطه‌نظر عمل فنى یعنى اگر یک درمانگاهى ساختیم در این جور موارد گفتیم که مختلط باشد یعنى باید سعى کنیم که هم کار درمانى را بکند و هم اینکه کار بهداشت را بکند مثل همین عملى که در ترکیه شده بنده پارسال به آنجا رفتم حتماً خود آقا هم تشریف برده‌اید و دیده‌اید اغلب درمانگاه‌هایى که در بخشى‌هایى که جمعیت‌شان کم هست در نقاطى که از 50 هزار نفر به پایین هستند در شهرستان‌هاى کوچک درمانگاه را طورى می‌سازند که در یک قسمت درمانگاه کار درمانى باشد و در یک قسمت دیگرش مطالعه بیماری‌هاى بومى محل و مبارزه با بیماری‌ها و اینکه ما اینجا نوشتیم براى این بود که به این نکته برخوردیم که در بعضى از شهرستان‌هاى کوچک نگویند که کار بهداشتى به ما مربوط نیست و کار بهدارى به ما مربوط هست اینجا که به طور اعم نوشتیم از این نقطه‌نظر بود البته نظر آقاى دکتر شاهکار صحیح است که کار بهداشتى از وظایف مختصه خود وزارت بهدارى است و کار درمانى از وظایف این انجمن‌ها است براى اینکه اشکالى در بخش‌ها و شهرستان‌های کوچک پیدا نشود به این دلیل بوده است که ما چون می‌خواستیم هر دو مورد مختلط بهداشتى و درمانى را درست کنیم این است که در اینجا نوشتیم ولى در هر صورت نظر جنابعالى در عمل هم صحیح است و هم اجرا خواهد شد.

رئیس- آقاى فضائلى در برگه موافق و مخالف موافق نوشته‌اید؟ (فضائلى- بلى) بفرمایید.

فضائلى- بنده تصور می‌کنم با توضیحات مفصلى که آقایان نمایندگان محترم در مواقع مختلف در این باره داده‌اند موضوع روشن شده باشد خوشبختانه فرمایشاتى هم که جناب آقاى دکتر شاهکار فرمودند فقط یک مورد داشت و آن عبارت بود از اینکه بهداشت و بهدارى و در واقع پیشگیرى از پیدایش امراض مطلبى است که همیشه برعهده وزارت بهدارى است و دخالت مردم شاید آن قدر مفید نباشد و با توضیحاتى که جناب آقاى وزیر بهدارى دادند هم نظرشان را تأیید کردند و هم در واقع تعهد کردند که وزارت بهدارى ذره‌اى از مسئولیتى که در امر حفظ بهداشت دارد نخواهد کاست و در واقع فقط گاهى پیشنهادهاى مردم را که ممکن است عملى باشد از آن پیشنهادات استفاده خواهد کرد اما به طور کلى حفظ بهداشت عمومى با وزارت بهدارى است و از این بابت کوتاهى نخواهد کرد ولى در عین حال در همان قضیه بهداشت هم گاهى اتفاق می‌افتد که در یک بخش دورافتاده‌ای مرضى پیدا شود وضع آب بد بشود عرض کنم پشه مالاریا دیده شود ممکن است وزارت بهدارى اطلاع مستقیم نداشته باشد ولى فرض کنید معتمدین محل اشخاصى که در اینجا نزدیک هستید خبر‌دار می‌شوند و حتى کمک هم می‌کنند براى مبارزه با آن وضعى که پیش آمده و حتى نه فقط از نظر موضوع بلکه از نظر اجرا گاهى ممکن است که نظریات مردم محل مفید و مؤثر باشد از این نقطه‌نظر بنده فکر می‌کنم هیچ گونه اشکالى نداشته باشد که مردم محل علاوه بر امور درمانى راجع به امور بهداشتى و مبارزه با آفات و امراض یک پیشنهاداتى بدهند و توجه دولت را جلب کنند.

رئیس- آقاى صارمى بفرمایید.

صارمى- جناب آقاى وزیر بهدارى در جلسه گذشته براى اینکه لزوم این قانون را ثابت کنند بیاناتى فرمودند بالجمله متذکر شدند به اینکه اعتبارت داده شده است براى ساختمان درمانگاه و موقعى این اعتبار حواله شده است که مصادف با زمستان بوده است و نتوانسته‌اند که آن درمانگاه را بسازند یا از براى حواله اعتبارات وزارت بهدارى مواجه با اشکالاتى بوده است به این مناسبت براى رفع این اشکالات تصویب لایحه را ضرورى می‌دانند بنده می‌خواهم عرض کنم که جناب آقاى وزیر بهدارى اعم از اینکه این قانون به موقع اجرا گذاشته بشود یا به موقع اجرا گذاشته نشود اگر همان قانون سابق باشد شما همان اشکالات را دارد بودجه مملکت یک اقلام پیش‌بینی شده است نه اقلام خصوصى، یک ماده‌اى آنجا گذاشته می‌شود که هر مبلغ وصول بشود در مقابل آن خرج می‌شود سابقاً در اینجا یک دستگاهى وجود داشت که همان وزارت بهدارى بود جدیت و مراقبت می‌کرد که اعتبارات بهدارى را موفق بشود به طرق مختلفه با تأکید و تأیید از وزارت دارایى و خزانه‌دارى بگیرد و حواله کند حالا جناب آقاى دکتر صالح شما که آمدید این قانون را گذراندید این در وضع خزانه تأثیرى ندارد همان جریانى که وجود دارد یعنى خزانه موقعى که پولى داشته باشد این اعتبارات را حواله می‌دهد وقتى هم نداشته باشد حواله نخواهد داد تنها موردى که تفاوت می‌کند طرز خرجش است یعنى نظارت وزارت دارایى سلب می‌شود (فضائلى- کم می‌شود) مثل اینکه جناب آقاى فضائلى توجه نکردند این ماده خیلى خوب است گفته می‌شود که نظارت را به طور کلى به عهده شوراى متذکره در این قانون واگذار کنند و وزارت دارایى مداخله نکند این بسیار بسیار خوب است ولى حق این است که اعتبارات به موقع خودش حواله بشود و در تحت اختیارات شورا باشد به این جهت این جهاتى را که بیان فرمودند موجب موجه براى تصویب این قانون می‌شود بلکه من ترس دیگرى دارم و آن ترس این است که وزارت بهدارى مراقبت می‌کرد اعتبارات را می‌گرفت به شهرستان‌ها حواله می‌کرد حالا اگر گفتند بودجه فلان شهرستان‌ها این قدر است و به آن ابلاغ کردند درخواست آن را بایستى وزارت بهدارى مراجعه کند به وزارت دارایى که این اعتبار حواله بشود و در صورتى که سابقاً یک دستگاه تمرکز دنبال این جریان بود در هر حال چون این قانون تصویب می‌شود من خواستم تقاضا کنم از آقاى وزیر بهدارى که مراقبت زیادترى اعمال بدارند که آن قسمت‌هایى که در مرکز اجرا می‌‌شد یعنى همان طورى که حسابدارى

+++

شما مراقبت می‌کرد و جدیت می‌کرد این اعتبارات شما را در اسرع وقت خزانه‌دارى حواله بکند این تشکیلات را به این ترتیب نگهدارى بکنید و طریقى نشود که اعتبارات فلان شهرستان را وزارت دارایى حواله نکند و او هر روز مجبور بشود به وزارت دارایى مکاتبه کند و نتیجه حاصل نشود عرایض بنده‌این بود و اعتبارات بهداشتى را هم که جنابعالى هم اضافه فرمودید ناچار باید حواله به انجمن‌های محل داده شود و امیدوارم مراقبت بفرمایید اعتباراتى که سازمان برنامه ملحوظ داشته حالا که به عهده شهرستان‌ها محول می‌فرمایید آن اعتبارات هم تابع این قانون می‌شود یاخیر؟ چون اینجا مرقوم فرموده‌اید کلیه طرح‌هاى بهداشتى و بهداری و ساختمانی و تعمیراتی و به طور کلی اموری که مربوط به بهداشت و درمان شهرستان‌ها است توسط رئیس بهدارى شهرستان‌ پیشنهاد شده پس از تصویب اکثریت شوراى بهدارى در حدود بودجه مصوب توسط رئیس بهدارى به مورد اجرا گذاشته خواهد شد راجع به سازمان برنامه چه تضمینى اتخاذ می‌فرمایید این اعتباراتى شامل این ماده می‌شود یا خیر؟ (پرفسور اعلم- هر چه اعتبار دارید شامل این ماده می‌شود.) آخر آقاى پرفسور جمشید اعلم حضرتعالى در این مملکت زندگى می‌کنید من هم اینجا زندگی می‌کنم بله هست در این ماده ولی صورت اینکه وزارت بهدراى بگیرد در اختیار این شورا گذاشته بشود به وسیله رئیس بهداری اجرا بشود، هست یا نه؟ روی کاغذ می‌آید یا عمل می‌شود؟ حالا که روى کاغذ مى‌آید و جنابعالى به آن اظهار علاقه می‌کنید بنده هم می‌خواهم تقاضا کنم که اجرا بشود ولى می‌دانم که اجرا نمی‌شود.

رئیس- دیگر کسى در این ماده اجازه صحبت نخواسته و پیشنهادى هم نرسیده ماده سوم قرائت می‌شود.

(به شرح ذیل قرائت شد)

ماده 3- در شهرستان‌هایى که این قانون به مورد اجرا درمى‌آید شوراى بهدارى به هر طریق و نحوی که مقتضی و صلاح بداند ترتیب نظارت بر مخارج و عواید را خواهد داد و وزارت دارایى دخالتى بر عواید و مخارج مذکور نخواهد داشت.

تبصره- اعضای شورا به منظور حفظ منافع و مصالح شهرستان در نظارت بر عواید و مخارج داراى مسئولیت مشترک می‌باشند.

رئیس- آقاى عمیدى نورى بفرمایید.

عمیدى نورى- ماده سوم یکى از مواد مؤثر و مهم این لایحه است و منظور اصلى قانون هم همین است که این شورای نظارت شوراى عالى که حق نظارت دارد بتواند به سرعت و با دقت از نظر منافع بهداشتى حوزه خودش وظیفه خودش را انجام بدهد و البته‌از نظر این است که از آن ترتیبى که باعث رکود کارها و اجازه‌هاى مرکز است که البته تا حدى بسیار مهم و ضرورى و صحیح است جلوگیرى بشود ولى بنده معتقدم که در ضمن اینکه این اصل را ما رعایت می‌کنیم و اصلاً هم باید باشد بایستى ترتیبى اتخاذ بشود جناب آقاى دکتر جهانشاه صالح که از جاى دیگر هم یک حالت افراط و تفریطى در کار ما نباشد قوانین باید عادلانه و معتدل وضع بشود در اینجا قید است ترتیب نظارت بر مخارج و عواید را خواهد داد این بسیار صحیح است اما اینکه وزارت دارایى دخالتى بر عواید و مخارج مذکور نخواهد داشت به طور مطلقش ایجاد زحمت می‌کند، چرا؟ اینجا بنده برایتان تشریح می‌کنم عوایدى که ما در اینجا قائل شدیم و در اختیار شوراى شهرستان می‌گذاریم جناب آقاى وزیر منحصراً مربوط به بند ب تبصره 2 کمک شهردارى‌ها و عواید موقوفاتى است که در آن قید شده ما گفتیم که کلیه اعتبارات مربوط به امور بهدارى شهرستان مرکب از بودجه مصوبه وزارت بهدارى است، این اهمیت دارد پس یکى از عوایدى که اختصاص به شهرستان‌ها می‌دهید بوجه مصوب وزارت بهدارى است خوب توجه کنید به استدلال من، این بودجه مصوبه یعنى وزارت بهدارى از خزانه مملکت می‌دهد یعنى وزارت بهدارى که بنده نگاه کردم در بودجه دیدم 750 میلیون ریال پیش‌بینى شده است براى او فرض کنید براى تبریز از این بودجه خودش 2 میلیون تومان 20 میلیون ریال اختصاص داده است به آنجا این بودجه مصوبه وزارت بهدارى است که از خزانه داده می‌شود یعنى طبق قانون مالیات بر درآمد از بنده پول می‌گیرد از شما پول می‌گیرد از مالیات مزروعى، چه و چه و چه پول می‌گیرد یعنى از مجموع عوایدى که طبق قانون بودجه است پول می‌گیرد بعد اختصاص می‌دهد به شهر تبریز آیا ممکن است فرض کرد در وصول این عواید وزارت بهدارى - وزارت دارایى دخالتى ندارد؟ و آن شوراى نظارتى که در شهر تبریز تشکیل شده او باید دخالت بکند؟ این صحیح نیست منظور جنابعالى این است که این عوایدى که اینجا هست مربوط به بودجه مصوبه نیست مربوط به آن چنان عوایدى است که خود شهردارى‌ وصول می‌کند به عنوان کمک به عنوان موقوفه به عنوانى که در بند ب گفته شده است اما اینکه به طور کلى دخالتى در عواید و مخارج ندارد چون یکى از عواید، عواید شهردارى است، یکى عواید موقوفاتى که اختصاصى به بهدارى داشته باشد البته سه نوع عواید دارد یکى بودجه مصوب آن شهر، یکی عواید موقوفات و یکی هم کمک شهردارى، بنده کاملاً موافقم که در عواید موقوفات و کمک شهردارى هم وزارت دارایى دخالتى نکند. اما نسبت به عوایدى که مربوط به خود بودجه است، این عوایدى که مربوط به خود بودجه است جناب آقاى صدرزاده توجه کنید شقوق مختلف دارد مالیات بر درآمد است، مالیات مستغلات است، اینها را که نمی‌شود گفت که وزارت دارایى حق دخالت در این کار را ندارد (وزیر بهدارى- مخارج) در مخارج موافقم ایراد بنده خلاصه این است که وزارت دارایى بر طبق این عبارت دخالتى بر عواید و مخارج مذکور نخواهد داشت اطلاقش صحیح نیست این قسمت شامل بودجه مملکتى که اختصاص به آن شهرستان داده می‌شود نیست و باید اصلاح بشود به عنوان اینکه وزارت دارایى دخالتى بر عوایدى که اختصاصی آنجاست ندارد باید قید شود و الا این عبارت با این کیفیت صحیح نیست و ما در قوانین خودمان گاهى افراطى می‌شویم و گاهى تفریطى کمتر سعى می‌کنیم معتدل بشویم گاهى اشتباهى یک چیزى قید می‌شود که براى بعد اسباب زحمت می‌شود و حال آن که بنده می‌دانم که نظر جناب آقاى وزیر بهدارى این نیست بنده از نظر فهم قانون و اینکه عبارتش این است این تذکر را دادم و البته در موقع خودش هم پیشنهادی تقدیم خواهم کرد.

رئیس- آقاى وزیر بهدارى بفرمایید.

وزیر بهدارى- بنده خیلى متأسفم که این لایحه باعث سوء‌تفاهم می‌‌شود با اینکه ما خیلى سعى کردیم که خیلى با دقت هم نوشته بشود و دو شورى هم بود و حتى در مجلس سنا هم دو سه ماه روى آن در کمیسیون بحث شد نمی‌دانم چطور می‌شود که این طور سوء‌تعبیر می‌شود برعکس جناب آقاى عمیدى نورى منظور ما این است که امروزه وزارت دارایى کارمان را نمی‌تواند انجام بدهد نه از نقطه‌نظر اینکه وزارت دارایى مخالفت می‌کند بلکه طرز کار در وزارت دارایى هر مملکتى این است که دخالت می‌کند در اینکه این را چه کار کردى و سندش کجاست تطبیق اسناد چه گفت؟ حواله‌جات چه کار کرد؟ این است که کارها همه می‌ماند ما آمده‌ایم با خیلى اشکال وزیر دارایى وقت را حاضر کردیم وزیر دارایى وقت این را قبول کرده وقتى که وزارت دارایى قبول کرده دیگر خود وزارت بهدارى مسئول آن بودجه است، اینکه وزارت بهدارى بیاید در هر شهرستانی باعث زحمت شما بشود شما می‌گویید که بشود؟ من تعجب می‌کنم بنده عرض می‌کنم که آقایان محترم می‌نشینید زحمت می‌کشید از صبح تا غروب حتى ناهار هم در مجلس می‌مانید یک بودجه‌اى را تصویب می‌کنید آقایان وزرا هم در خدمت‌تان هستند ملاحظه بفرمایید بنده توضیح می‌دهم شما در مجلس مى‌نشینید زحمت می‌کشید تصمیم می‌گیرید و یک بودجه‌اى براى وزارتخانه‌‌اى تصویب می‌کنید این بودجه را می‌دهید به یک وزارتخانه‌‌اى بعد این وزارتخانه براى این بودجه که اقلام ریزش را هم آقایان تصوب فرموده‌اید در بودجه‌ها براى کوچک‌‌ترین کارش باید برود کاغذ بنویسد قربانت شوم تصدقت گردم اجازه بدهید از اینجا به آنجا بروم، می‌گوید نخیر نرو یک عضو کوچکی وزارت دارایى نشسته 24 ساعت باعث زحمت شده است ما آمدیم وزرات دارایى را حاضر کردیم گفتیم بودجه وزارت بهدارى را که ما مى‌نشینیم می‌گوییم براى شهرستان فسا یا جهرم که آقاى صارمى همه‌اش اینجا بى‌لطفى می‌فرمایند و همه‌اش تصور می‌کنند ما این لایحه را نمى‌خواهیم اجرا بکنیم بفرمایید بودجه جهرم این است این بودجه جهرم را می‌گذارند در اختیار این کمیسیون ملاحظه فرمودید یک آدم خیرى هم پیدا می‌شود یک مقدار پول می‌دهد این را هم می‌گذاریم توى این کمیسیون ده درصد را هم می‌گذاریم توى این کمیسیون، شهردارى مى‌خواهد کمک بکند می‌دهد به کمیسیون تمام این پول گلوبال تحت نظر یک هیئت معتمدى است که تصمیم می‌گیرد این پول را چه جور خرج بکند وزارت دارایى هم آن را قبول کرده حالا می‌فرمایید چه جور قبول کرده عواید این شهرستان را که وصول نمی‌کند که شما بگویید عواید را همین طور یعنى خودش وصول می‌کند و به موقعش هم می‌فرستند وزارت بهدارى تعیین می‌کند و وزارت بهدارى هم بودجه هر شهرستانى را که مشخص کند و به اختیار خودش می‌گذارد بنابراین اینکه می‌فرمایید این را برداریم از اینجا که باز وزارت دارایى دخالت بکند بنده عرض می‌کنم که این ام‌المواد این لایحه است و اصل این قانون این ماده است، اگر این را برداشتید این قانون را باید پس بگیریم و هیچ فایده‌ای ندارد، زیرا منظور ما تسریع کار شهرستان‌ها است ما که منظوری نداریم البته به امر آقایان هستیم هر جور بفرمایید اطاعت می‌شود.

رئیس- آقاى مهندس هدایت مخالفید؟ (مهندس هدایت- بله) آقاى صدرزاده موافقید؟ (صدرزاده- بله) بفرمایید.

صدرزاده- عرض کنم که در قوانینى که به مجلس تقدیم می‌شود از لحاظ اجرا باید یک واقع‌بینى را هم در نظر گرفت امروز همه مردم کشور به مسئله فرهنگ و بهدارى محققاً علاقه‌مندند یعنى ممکن است یک افرادى در پرداخت مالیات‌شان به دولت هزاران کشمکش پیدا کنند، اما

+++

همان اشخاص به رایگان وجوه بسیار زیادى در اختیار فرهنگ و بهدارى می‌گذارند و از این رو ما احساس می‌کنیم که مردم مملکت خوشبختانه به طرف فرهنگ و بهداشت تمایل دارند، اما اینکه می‌فرمایید وزارت دارایى نظارت کند وزارت دارایى ببینیم چه جور نظارت می‌کند؟ به واسطه یک مأمور ناظر هزینه‌اى یک دردسرى براى کار تولید می‌کند، اما اینجا مطابق تبصره ماده 3 می‌گوید: (اعضای شورا به منظور حفظ منافع و مصالح شهرستان در نظارت بر عواید و مخارج داراى مسئولیت مشترک می‌باشند) این اعضای شورا چه کسانى هستند؟ رئیس دانشکده پزشکى محل، رئیس انجمن شهر، رئیس بهدارى، تمام افراد عالی‌رتبه یک شهرستانی نظارت در این کار دارند. من می‌خواهم بدانم نظارت این سه نفر به اضافه سه نفر معتمدین محل به اندازه نظارت یک ناظر هزینه‌اى که معمولاً غیر از ایجاد دردسر کارى ندارد ارزشى ندارد؟ (صحیح است)

رئیس- آقاى مهندس هدایت‏

مهندس هدایت- بنده یک روز اینجا عرض کردم اگر مقررات قانونى وزارت دارایى اسباب زحمت است، خوب براى تمام وزارتخانه‌ها یک دفعه یک لایحه بدهید اصلاح شود. هر وزارتخانه‌‌اى از دست وزارت دارایى می‌نالد (دکتر دادفر- همه می‌نالند) همه می‌نالند بنده‌اینجا عرض کردم شما یک قانونى دست‌شان داده‌اید و طبق آن قانون باید نظارت در عواید و مخارج بشود، بنده خودم می‌دانم این قانون غلط است، این قانون مال سى سال پیش است و با این قانون کار مملکت نمی‌گذرد نتیجه آن به غیر از تشریفات و نامه‌پراکنى و وقت تلف کردن و کار نکردن چیزى نیست. بنده عرض کردم این مقررات را بیایید عوض کنید. آقاى وزیر دارایى قول دادند که قانون جدیدى خواهیم آورد بنده‌اینجا روى قانون محاسبات عمومى صحبت کردم (عمیدى نورى- توى بودجه گذاشته‌اند) خیال نمى‌کنم توى بودجه خیلى چیزها گذاشته‌اند، بنده عرض کردم بیایید این را به یک فرمولى در بیاورید که براى تمام مملکت یک جور باشد وزارت بهدارى به اشکال برخورده، وزارت فرهنگ پس‌فردا می‌گوید من براى این کارم به اشکال برخورده‌ام، همه وزارتخانه‌ها به اشکال بر می‌خورند آقا این را یک‌دفعه بیایید اصلاح بکنید مجلس موافق است، یک فرمولى بگذرانید که این فرمول دنیا‌پسند باشد و کارتان هم سبک بشود. اما چرا بنده مخالفم؟ بنده خودم موافقم آقاى دکتر جهانشاه صالح که تسهیل بشود کار شما بودجه‌تان را حوله می‌کنید و یک عده‌اى هم نظارت می‌کنند، منتها اینجا یک جمله‌اى نوشته شده است که به نظر بنده نقض غرض است اینجا می‌گوید (شوراى بهدارى به هر طریق و نحوى که مقتضى و صلاح بداند ترتیب نظارت بر مخارج و عوید را خواهد داد.) این صحیح نیست که در شهرستانى به یک ترتیبى باشد به همین مناسبت بنده پیشنهادی داده‌ام.

وزیر بهدارى- هر فکرى مقتضیاتى دارد.

مهندس هدایت- شما می‌خواهید تسهیل کنید کارتان را و باید یک نحو باشد.

وزیر بهدارى- هر شهرستانى براى خودش وضع خاصى دارد.

مهندس هدیت- آقاى دکتر به زحمت خواهید افتاد و مال شما بودجه شما تفریط خواهد شد. به همین مناسبت بنده پیشنهاد دادم که یک مقرراتى تصویب‌نامه‌اى در هیئت وزیران بگذرانید، ترتیب نظارت بر عواید و مخارج به یک نحو در همه شهرستان‌ها باشد نه به صورت‌هاى مختلف و هر شهرستانى به یک صورتى باشد.

سلطان‌مراد بختیار- به یک صورت صلاح نیست.‏

رئیس- آقاى مهران موافقید؟ (مهران- بلى) بفرمایید.

مهران- عرض کنم هر قانون یک حسنى دارد و فکر می‌کنم که قطع‌نظر از محسنات اساسى این قانون که واقعاً تفویض کار بهدارى به مردم هست حسن بزرگى که از حیث تشکیلات و سازمان و طرز این واگذارى در این قانون بنده می‌بینم، همین ماده 3 است اولاً جناب آقاى عمیدى نورى بیاناتى فرمودند که خودشان هم لزوم این ماده را تصدیق فرمودند نهایت گفتند تفکیک شود بودجه‌ها یعنى با یک قسمت صد درصد موافق بودند و گفتند آنچه که از شهردارى و موقوفه‌ها براى بهدارى گرفته می‌شود تحت نظارت شورا باشد ولى بوجه دولت را یک ناراحتى احساس کردند اگر تحت نظارت شورا باشد. آقایان درست توجه بفرمایید سى سال است ما رنج می‌بریم و شکایت می‌کنیم و خسته‌خاطر می‌شویم براى یک مطلب و آن این است که اختیارات وزیر مالیه ایران زیاد است، آقا مقدار اختیاراتى که به وزیر دارایى ایران تفویض شده است اصولاً زیاد است اگر به قوانین مالى مملکت مراجعه بفرمایید به هیچ وزیرى در هیچ کجاى دنیا این قدر اختیار تفویض نشده است. چه می‌شود که این شکایات به وجود می‌آید؟ براى این است که شخص ایشان که این اختیارات را نمی‌تواند اعمال کند، مأمورین‌شان اعمال می‌کنند. البته مأمورین وزارت دارایى بسیار مردم محترمى هستند ولى در جاهاى کوچک این مأموریت و اعمال این اختیارات می‌افتد دست اشخاصى که صلاحیت این کار را ندارند، یعنى دخالت و نظارتى می‌کنند که نتیجه‌اش، خیلى عذر می‌خواهم موضوع یک سوء‌استفاده‌هایى می‌شود، ملاحظه بفرمایید، این حقیقت تلخ را با کمال تأسف باید اعتراف کرد آقاى مهندس هدایت می‌فرمایند که یک‌دفعه بیایید درست کنیم. چه مانعى دارد که ما تسلیم این تز بشویم که قسمت قسمت درست کنیم. ملاحظه بفرمایید بهدارى مملکت یک امر حیاتى است مریض مشرف به موت است، دنبال ناظر خرج می‌دوند که امروز برایش فرض کنید سوپ جوجه درست کنند (احسنت) آقاى دکتر صالح می‌دانند بنده مدتى بیمارستان‌هاى شهر تهران را از همین نظر‌ها اداره می‌کردم می‌آیند آنچه می‌خواهند از غذاى مریض بخورند تصدیق بفرمایید یک قدرى انصاف باید داشت (مهندس اردبیلى- از دوایش هم می‌خورند) اگر ما تسلیم این تز شدیم که درمورد بهدارى این گذشت را بکنیم و وزارت دارایى هم با گوش کردن این دلایل پذیرفته ‌است که ما این کار را بکنیم فکر می‌کنم که این دیگر کاسه از آش داغ‌تر است که بگوییم وزارت دارایى حتماً باید در این کار دخالت بکند، بنده صریحاً خدمت همکار محترم جناب آقاى عمیدى نورى عرض می‌کنم که اگر وزارت دارایى در بودجه بهدارى دخالتى نکند هیچ کره مریخى که به زمین نمى‌آید سهل است، بلکه اعضاى شورا آقایان شریفى که تعیین می‌شوند با کمال دقت، خودشان، بستگان‌شان حتى همسران‌شان پا می‌شوند می‌روند توى مریضخانه و به این‌ کار نظارت می‌کنند استدعا می‌کنم بگذارید براى اولین‌‌بار یک قدرى لطفاً از اختیار وزیر دارایى ایران کم بشود و این هم مخصوصاً از قسمت بهداشت و بهدارى شروع بشود. به این ترتیب ارزشى و احترامى باور بفرمایید به مردم گذاشته‌اید ولى نکته‌اى که آقاى مهندس هدایت فرمودید و یک نکته‌ اساسى فرمودید که این نظارت و دخالت در شهرهاى مملکت گوناگون می‌شود آقاى مهندس هدایت من این را تصدیق می‌کنم، اگر هر شهرى بخواهد یک نوع نظارت بکند دلیلى ندارد و صحیح نیست آقاى وزیر بهدارى قول بدهید که یک آیین‌نامه‌اى براى اجراى این ماده و چگونگى این نظارت و دخالت مستقیم در این قانون، در اجراى ماده 3 تهیه بفرمایید که همه‌جا یک شکل عمل کنند و باور بفرمایید تنظیم این قانون یک احترامى ‌است به ملت ایران و تنظیم این قانون را به آقاى وزیر بهدارى تبریک می‌گوییم و امیدوارم که آقایان با عطف توجه و از این دریچه چشم به این قانون نگاه کنند (احسنت)

رئیس- آقاى دکتر امیر نیرومند (دکتر امیر نیرومند- موافقم) آقاى دکتر سید‌امامى (دکتر سید‌امامى- موافقم) آقاى مهندس اردبیلى (مهندس اردبیلى- موافقم) پس دیگر کسى اجازه صحبت نخواسته پیشنهاداتى که رسیده قرائت می‌شود

(به شرح زیر قرائت شد)

در ماده 3 پیشنهاد می‌نمایم این طور اصلاح شود وزارت دارایى دخالتى بر عوایدى که مربوط به وزارت دارایى نیست و همچنین مخارج مذکور نخواهد داشت

عمیدى نورى

پیشنهاد می‌نمایم ماده 3 به شرح زیر اصلاح شود: ترتیب نظارت بر مخارج و عواید طبق آیین‌نامه‌اى خواهد بود که وزارت دارایى تنظیم و تصویب هیئت وزیران خواهد رسانید.

مهندس هدایت‏

(مهندس هدایت- به جاى وزارت دارایى وزارت بهدارى باشد)

پیشنهاد می‌نمایم تبصره ذیل به ماده 3 اضافه شود:

از تاریخ تصویب این قانون ظرف شش ماه وزارت بهدارى مکلف است در نقاطى که شوراى بهدارى تشکیل می‌شود یک شعبه از بنگاه دارویى کل کشور تأسیس نماید.

دکتر امیر نیرومند

پیشنهاد می‌کنم تبصره ذیل به ماده سوم اضافه شود:

تبصره- تعیین بودجه بهدارى شهرستان‌ها از طرف وزارت بهدارى به نسبت جمعیت هر محل خواهد بود.

دکتر دادفر

رئیس- به کمیسیون فرستاده می‌شود ماده 4 قرائت می‌شود

(به شرح زیر قرائت شد)

ماده 4- به مشمولین قانون خدمتگذارى پزشکان علاوه بر حقوق و مزایایی که دریافت می‌‌دارند معادل حقوق و مزایاى آنها از محل اعتبارات عمرانى کشور پرداخت خواهد شد.

رئیس- آقاى مخبر کمیسیون بهدارى

دکتر سعید حکمت- این لایحه موقعی که تقدیم مجلس شوراى ملى شده بود قانون ترمیم حقوق پزشکان هنوز از تصویب نگذشته بود و چون قانون حالا گذشته با موافقت آقاى وزیر بهدارى تقاضاى حذف این ماده می‌شود (صحیح است) (دکتر دادفر- پس تبصره‌ها چه می‌‌شود؟) تبصره اول می‌شود ماده 4 و تبصره دوم تبصره آن ماده می‌شود.

رئیس- پس تبصره‌ها قرائت می‌شود.

(به شرح زیر قرائت شد)

تبصره 1- پزشکانى که به موجب این قانون به ریاست بهدارى منصوب می‌شوند حق داشتن مطب شخصى ندارند و شورای بهدارى مکلف است فوق‌العاده محرومیت از مطب معادل نصف حقوق به آنها بپردازد.

تبصره 2- نظارت مستقیم وزارت بهدارى بر طبق آیین‌نامه قانون تمرکز امور صحی مملکتى مصوب 13 آذر‌ماه 1333 کمیسیون بهدارى مجلس شوراى ملى به قوت خود باقى است.

رئیس- این دو تبصره جاى ماده 4 قرار می‌گیرد؟

وزیر بهدارى- اگر اجازه بفرمایید چون ماده 4 حذف شد تبصره 1 می‌شود ماده 4 و تبصره 2 می‌شود تبصره یک آن ماده

+++

رئیس- آقاى دکتر راجى موافقید؟ (دکتر راجى- مخالفم) بفرمایید.

دکتر راجى- عرض کنم جناب آقای دکتر صالح بنده با تبصره 1 که جاى ماده 4 نشسته‌ آن قسمتش که مربوط می‌شود به اطبا و پزشکانى که رئیس بهدارى می‌شوند و به موجب این قانون حق مطب نداشته باشند مخالفتى ندارم، ولى محرومیت از مطب که به آنها می‌دهید کافى نیست، جنابعالى با این پول و این محرومیت از مطب محال است بتوانید به نقاط بد‌آب‌و‌هوا به سواحل خلیج، به جزیره قشم، یک طبیب بفرستید، مردم قشم هنوز رنگ طبیب را ندیده‌اند وقتى یک نفر از تهران می‌رود آنجا، یک مؤذن می‌رود بالاى بام و اذان می‌گوید مردم فرار می‌کنند چون خیال می‌کنند براى نظام‌وظیفه آمده‌اند در مراکزی مثل قشم اگر فقط این مزایا را بدهیم هیچ طبیب نخواهد رفت‏.

وزیر بهدارى- بنده از حسن نظر آقای دکتر راجى که راجع به اطبا فرمودند امروز خیلى خوشحال شدم (دکتر راجى- بنده همیشه حسن نظر دارم) ولى عرضی که حضورشان داشتم این بود که قانون محرومیت از مطب قانون جداگانه‌اى است که نمی‌شود لغوش کرد، محرومیت از مطب قانون مشخصى دارد که مجلس شوراى ملى گذرانده و اضافه بر آن با حقوق قدیم نظر حضرتعالى صحیح بود ولى با حقوق فعلى که تصویب شده و حقوق اطبا می‌رسد به 1700 تومان اگر رتبه 9 باشد نصف آن حقوق را هم به عنوان محرومیت از مطب می‌گیرد (صدرزاده- می‌شود دو هزار و پانصد تومان) براى جزیره قشم صد درصد هم بدى آب‌و‌هوا و بیست درصد هم فوق‌العاده خارج از مرکز می‌گیرد (دکتر راجى- چند تا طبیب به این نقاط فرستاده‌اید؟) در قدیم اگر این صحبت می‌‌شد حرف آقا صحیح بود، به همین جهت هم بود که بنده اصرار داشتم که آقایان نمایندگان محترم قانون اضافه‌حقوق پزشکان را بگذرانند با گذراندن آن خیال می‌کنم خدمتى به شهرستان‌ها شده و با این ترتیب نظر جنابعالى تأمین است براى اینکه پزشکان اکثر با رتبه عالى آنجا می‌روند (یکى از نمایندگان- چهار هزار تومان می‌شود) بله چهار هزار تومان می‌شود گذشته‌از این دو نکته حق محرومیت از مطب یک چیز عمومى‌ است و در قانون نوشته شده که نصف حقوق است و ما نمی‌توانیم عوضش کنیم. به هر حال بنده از حسن نظر جنابعالى به پزشکان خیلى متشکرم.

رئیس- آقاى صارمى موافقید یا مخالف؟ (صارمى- بنده مخالفم) آقاى صدرزاده موافقید یا مخالف؟ (صدرزاده- بنده موافقم) بفرمایید.

صدرزاده- راجع به ماده 4 این طور که جناب آقاى وزیر بهدارى بیان فرمودند که کمیسیون بهدارى موقعی که این قانون مطرح بود این بحث شد و نتیجه این شد که اگر آن قانون ترمیم حقوق پزشکان از تصویب گذشت، این ماده حذف شود و بنده هم به همین مناسبت پیشنهاد حذف ماده 4 را کردم اما راجع به این تبصره علاوه بر توضیحاتى که آقاى وزیر بهدارى فرمودند بنده‌این نکته را هم اضافه می‌کنم همه اطباى ایران مثل جناب آقاى دکتر راجى نمی‌باشند که اقبال عمومى به ایشان می‌شود و حتماً از مطب عایداتى داشته باشند، آن هم در شهرهاى دور‌افتاده طبعاً عایدات زیادى نخواهند داشت و گمان می‌کنم نصف حقوق آنها که تقریباً نهصد تومان می‌شود خیلى برایشان با‌صرفه‌تر خواهد بود از عایداتى که ممکن است از طریق مطب در یک نقطه‌اى مثل جاسک به دست بیاورند. پس این تبصره حتماً باید باشد (احسنت)

رئیس- آقاى صارمى

صارمى- بنده یک تذکر مختصرى می‌خواستم عرض کنم درست است پزشکانی که مأمور بهدارى و بهداشت می‌شوند تمام اوقات خودشان را باید مصروف امور بهدارى بکنند و صرف کارشان بکنند و متناسب خواهد بود که مطب نداشته باشند و چون مطب هم ندارند فوق‌العاده محرومیت از مطب هم بگیرند (صحیح است) ولى بسیار از مطالب هست که اتخاذ یک تصمیم در کلیه نقاط مملکت ممکن است مواجه با اشکال بشود و به صورت قانون بیرون‌ آوردنش و ایجاد تکلیف کردن براى وزارت بهدارى و مأمورین ایجاد اشکال بکند مثلاً جناب آقاى وزیر بهدارى شما در بعضى از شهرستان‌ها هست که یک پزشک بیشتر ندارید و در آنجا او رئیس بهدارى است و هیچ بهدار و طبیب دیگری هم نیست.

وزیر بهدارى- در آنجا این قانون عمل نمی‌شود.

صارمى- ‌این تبصره می‌گوید پزشکانى که به موجب این قانون به ریاست بهدارى تعیین می‌شوند، پس شامل سایر اطبا نخواهد بود و در هر کجا که این را اجرا بکنید از این جهت شامل آنها خواهد بود؟

وزیر بهدارى- بله‏

صارمى- به این جهت اشکال بنده مرتفع است و مخالفتم را پس می‌گیرم (احسنت)

رئیس- آقاى مسعودى

مسعودى- جناب آقاى وزیر بهدارى می‌خواهم توجه بفرمایید راجع به این پزشکان چون خودم خیلى دچار هستم آقایان با اینکه دماوند خیلى نزدیک است (یکى از نمایندگان- خوش‌‌آب‌و‌هوا هم هست) ولى چهار ماه است با اینکه ایشان حکم هم صادر نموده‌اند که از زنجان آقاى دکتر فلان بیاید به دماوند هنوز نیامده و مى‌گوید راه بسته‌از زنجان تا اینجا این چهار‌ماهه راه بسته، می‌خواهم ببینم ان‌شاء‌الله با این اضافه‌حقوقى که می‌دهیم کار درست می‌شود و راه باز می‌شود و می‌رود آنجا یا خیر؟

وزیر بهدارى- مخصوصاً دماوند

مسعودى- ولى یک توضیحى می‌خواستم اینجا بدهند، چون اینجا نوشته شده که معادل نصف حقوق اینها، یعنى اصل آن با تمام مزایا، این تصریح شود که باز هم دچار اشکال نشود و حسابدارى‌ها و جاهاى دیگر این مزایا را علاوه بفرمایند پیشنهادى هم بنده می‌دهم و امیدوارم که ان‌شاء‌الله تعالى با این اضافه‌حقوق و مزایایى که تعیین شده‌ایشان بهدارى دماوند و فیروز‌کوه را مرتب کنند و راه هم باز شود و آقاى دکتر هم که انتخاب شده بود از زنجان به دماوند برسند.

رئیس- آقاى مهدوى

مهدوى- بنده تصور می‌کنم که اشتباهى در عبارت این تبصره 1 شده و آن هم در مورد ریاست بهدارى است. در هیچ کجاى این قانون اشاره‌اى به طرز انتخاب رئیس بهدارى نشده، رئیس بهدارى را وزیر بهدارى انتخاب می‌کند و به محل می‌فرستد و به موجب این قانون راهنمایى شده که رئیس بهدارى چه جور انتخاب می‌شود که وقتى انتخاب شد حق داشتن مطب شخصى ندارد. تصور می‌کنم عبارت یک قدرى مقدم و مؤخر شده باشد، رئیس بهدارى هر جا باشد از این قانون استفاده می‌کند وقتى که این قانون تصویب می‌شود رئیس بهدارى در آنجا مشمول این قانون است و انتخاب می‌شود براى عضویت شورا، بعد از این قانون که شما او را انتخاب نمی‌کنید که نوشته‌اید به موجب این قانون انتخاب منصوب می‌شود (صحیح است) این را درست توجه کنید اگر لازم است عبارت اصلاح شود.

رئیس- آقاى وزیر بهدارى

وزیر بهدارى- رئیس بهدارى را که انجمن شهر انتخاب نمی‌کند. رئیس بهدارى را در هر حال وزارت بهدارى انتخاب می‌کند و به محل می‌فرستد. حالا اگر بد نوشته‌ایم آقا تصحیح بفرمایید. منظور ما این است که پزشکانى که در نتیجه اجراى این قانون در شهرستان‌ها که به تدریج امور بهدارى آنجا به خود مردم واگذار می‌شود به ریاست بهدارى فرستاده می‌شوند این قبیل پزشکان مطب حق ندارند داشته باشند، یعنى در شهرستان دیگر که این قانون اجرا نشده‌این مطرح نیست که حق مطب نداشته باشند فقط در نقاطى که به موجب این قانون رئیس بهدارى فرستاده می‌شود آن رئیس بهدارى که قانون واگذارى بهدارى به مردم در آن شهرستان‌ها اجرا شده و رئیس بهدارى که براى آنجا انتخاب شده و فرستاده شده او حق مطب شخصى ندارد ممکن است بنویسید بر طبق این قانون (عمیدى نورى- اجراى این قانون) بنویسید پزشکانى که بر طبق این قانون (صارمى- در اجراى این قانون) یا بر اثر اجراى این قانون، به هر حال نظر ما این است.

رئیس- آقاى دکتر دادفر موافقید؟

دکتر دادفر- بله‏

رئیس- بفرمایید

دکتر دادفر- بنده فقط یک تذکری داشتم و آن این است که معمولاً به طور کلى وقتى در قوانین دستوراتى داده می‌شود و ضمانت اجرایى تعیین نمی‌شود این قانون اجرا نمی‌شود در اینجا نوشته شده است که پزشکانى که به موجب این قانون به ریاست بهدارى منصوب می‌شوند حق ندارند مطب شخصى داشته باشند پیش‌بینى نشده است که اگر پزشکى تخلف کرد ضمانت اجرایی‌اش چیست؟ چون قاعده‌این وضع پیش آمده تا حالا هم معمولاً ما دیده‌ایم که پزشکانی حق تأسیس مطب شخصى نداشته‌اند جز پزشکان شرکت ملى نفت که واقعاً مطب ندارند تمام اطبا در شهرستان‌ها مطب دارند و استفاده می‌کنند و حق محرومیت از مطب هم می‌گیرند. می‌خواهم این تذکر را بدهم اگر چنانچه مطب شخصى داشتند به هر ترتیبى که خود آقاى وزیر بهدارى مقتضى می‌دانند تنبیه می‌شوند، منفصل می‌شوند منظور این است که ضمانت اجرایی داشته باشد که وقتى پزشکان را مجبور می‌کنند به اینکه مطب نداشته باشند و این حق محرومیت را می‌گیرند واقعاً مطب نداشته باشند عرض بنده‌این بود.

رئیس- دیگر کسى اجازه صحبت نخواسته پیشنهاد‌هایى که رسیده قرائت می‌شود.

(به شرح زیر قرائت شد)

پیشنهاد می‌شود که ماده 4 به طریق ذیل اصلاح شود.

ماده 4- رؤسای بهدارى در حوزه‌هایى که این قانون به موقع اجرا درمی‌آید حق داشتن مطب شخصى ندارند (تا آخر ماده)

فضایلى

پیشنهاد می‌نمایم ماده 4 این طور اصلاح شود:

پزشکانى که بر اثر اجراى این قانون به ریاست بهدارى منصوب می‌شوند...الخ

عمیدى نورى‏

تبصره 1- در نقاطى که این قانون اجرا می‌شود ریاست بهدارى آنجا حق داشتن مطب شخصى ندارند و شوراى بهدارى مکلف است فوق‌العاده محرومیت از مطب معادل نصف حقوق به آنها بپردازد

صدرزاده

+++

رئیس- پیشنهادها به کمیسیون فرستاده می‌شود. ماده 5 قرائت می‌شود

(به شرح زیر قرائت شد)

ماده 5- وزارت بهدارى و دارایى و کشور و فرهنگ مأمور اجراى این قانون می‌باشند.

رئیس- براى شور دوم فرستاده می‌شود...

صدرزاده- ماده ششم هم دارد

رئیس- معمولاً این را آخر باید بگذارند

فضائلى- پیشنهاد کمیسیون کشور است راجع به آیین‌نامه است مطلب دیگرى است.

رئیس- قرائت می‌شود

(به شرح زیر قرائت شد)

ماده 6- وزارتین کشور و بهدارى مکلف هستند آیین‌نامه لازم جهت اجراى این قانون تهیه و به موقع اجرا گذارند.

رئیس- آن که مطرح بود گزارش کمیسیون بهدارى بود کمیسیون کشور این ماده را علاوه کرده است آیین‌نامه را وزارت بهدارى و کشور تهیه می‌کنند مخالفى نیست؟ (اظهارى نشد) پس باید در شور دوم دقت کرد این ماده را باید مقدم بگذارند بعد مجرى قانون را بگذارند. تهیه آیین‌نامه باید مقدم باشد.

10- تعیین موقع و دستور جلسه بعد- ختم جلسه‏

رئیس- جلسه را ختم می‌کنیم چون سه‌شنبه تعطیل است جلسه روز پنجشنبه خواهد بود دستور لوایح موجود.

(مجلس 35 دقیقه بعد از ظهر ختم شد)

رئیس مجلس شوراى ملى‌ـ رضا حکمت‏

+++

یادداشت ها
Parameter:295133!model&5137 -LayoutId:5137 LayoutNameالگوی متنی کل و اخبار(مشروح مذاکرات)