کتابخانه، موزه و مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی


صفحه اصلی » مشروح مذاکرات » مشروح مذاکرات مجلس ملی » دوره هفدهم مجلس ملی

0.0 (0)
مشروح مذاکرات مجلس شورای ملى، دوره ‏17
[1396/05/29]

جلسه: 71 صورت مشروح مذاکرات مجلس روز پنجشنبه 30 بهمن ماه 1331  

فهرست مطالب:

1- طرح صورت مجلس

2- بیانات آقای نایب رئیس دایر به ابراز تأثر از زلزله طرود

3- بیانات قبل از دستور - آقایان: کهبد - حمیدیه - وکیل‌پور - قنات‌آبادی

4- اعلام تصویب صورت مجلس جلسات 19 و 23 بهمن

5- بقیه بیانات قبل از دستور آقای قنات‌آبادی

6- تقدیم دو فقره لایحه به وسیله آقای معاون وزارت دارایی

7- طرح گزارش شور اول راجع به منابع طبیعی موجود در کف دریا و زیر دریا

8- تعیین موقع و دستور جلسه بعد - ختم جلسه

مشروح مذاکرات مجلس شورای ملى، دوره ‏17

 

 

جلسه: 71

صورت مشروح مذاکرات مجلس روز پنجشنبه 30 بهمن ماه 1331

 

فهرست مطالب:

1- طرح صورت مجلس

2- بیانات آقای نایب رئیس دایر به ابراز تأثر از زلزله طرود

3- بیانات قبل از دستور - آقایان: کهبد - حمیدیه - وکیل‌پور - قنات‌آبادی

4- اعلام تصویب صورت مجلس جلسات 19 و 23 بهمن

5- بقیه بیانات قبل از دستور آقای قنات‌آبادی

6- تقدیم دو فقره لایحه به وسیله آقای معاون وزارت دارایی

7- طرح گزارش شور اول راجع به منابع طبیعی موجود در کف دریا و زیر دریا

8- تعیین موقع و دستور جلسه بعد - ختم جلسه

 

مجلس ساعت 9 و پنجاه دقیقه صبح به ریاست آقاى مهندس رضوى (نایب رئیس) تشکیل گردید.

1- طرح صورت مجلس

نایب رئیس - صورت غایبین جلسه قبل قرائت مى‌شود.

(به شرح زیر به وسیله آقاى ناظرزاده قرائت شد)

صورت غیبت و دیرآمدگى و غایبین در رأى آقایان نمایندگان در جلسه صبح پنجشنبه 23 بهمن ماه 1331

غایبین با اجازه - آقایان: مشار - احمد فرامرزى - حاج سید جوادى - قنات‌آبادى - صفایى - اورنگ - دادور - امیرافشارى - نبوى.

غایبین بى‌اجازه - آقایان: دکتر امامى - عبدالرحمن فرامرزى - محمدحسین قشقایى - راشد - شهاب خسروانى - دکتر ملکى - دکتر مصباح‌زاده.‏

دیرآمدگان با اجازه و زودرفتگان - آقایان: بهادرى 30 دقیقه - دکتر فقیهى شیرازى 40 دقیقه - مجدزاده یک ساعت - تولیت یک ساعت - خسرو قشقایى یک ساعت - میلانى یک ساعت و نیم - منصف یک ساعت و نیم - معتمددماوندى یک ساعت و نیم - کهبد دو ساعت.

دیرآمدگان بى‌اجازه و زودرفتگان - آقایان: صراف‌زاده - شوکتى.‏

نایب رئیس - نسبت به صورت جلسه نظرى هست؟ آقاى خسرو قشقایى‏

قشقایى - بنده خواستم حضورتان تذکر عرض کنم که چون کمیسیون نفت انتخاب نشده و اساسنامه نفت را هم دولت به مجلس فرستاده و طبق قانون باید به کمیسیون مخصوص نفت ارجاع شود و مهمترین کار مجلس این است که اساسنامه نفت را رسیدگى و تصویب کند خواستم از حضورتان استدعا کنم که در جلسه بعد شعب اعضاى کمیسیون نفت را انتخاب کنند.

نایب رئیس - در هئیت رئیسه مطالعه مى‌شود. آقاى مکى‏

مکى - یک تلگراف به وسیله بنده از پاکستانی‌هاى مقیم آبادان دو اعلامیه به مجلس داده شده که عیناً تقدیم می‌کنم خواهشمندم که دستور بفرمایید که اقدام بکنند همچنین یک نامه‌اى از کارکنان معادن ذغال سنگ به وسیله بنده به مجلس شوراى ملى فرستاده شده چون در نتیجه صدور تصویبنامه اخیر در حدود پنج هزار نفر از کارگران معادن ذغال بیکار و بدون نان و آب هستند این را هم خواهش می‌کنم که درباره‌اش اقدام بشود.

نایب رئیس - آقاى ناظرزاده‏

ناظرزاده - تلگرافى از بندرعباس به وسیله جناب آقاى مهندس رضوى و بنده راجع به مطالبى که در مجلس در خصوص چاى گفته شده رسید که عیناً تقدیم مقام ریاست می‌کنم تا براى رسیدگى به مفاد آن به مقامات مربوطه فرستاده شود (صحیح است)

تلگراف دیگرى هم از کارمندان ادارات دولتى درجز رسیده که در آن پیشنهادهاى مفیدى شده بنده تصور می‌کنم قسمت عمده نگرانی‌هاى کارمندان مورد نداشته باشد زیرا دولت خود متوجه این موضوع شده و شاید تصمیماتى اتخاذ شود که موجب رفع نگرانى کارمندان صالح و امین باشد (صحیح است).

نایب رئیس - آقاى ذکایى‏

ذکایى - عریضه‌اى است به امضاى عده کثیرى از اهالى خلخال به وسیله بنده رسیده است که از نداشتن راه شکایت کرده‌اند که خواستم تقدیم مقام ریاست بکنم.

نایب رئیس - آقاى محمد ذوالفقارى‏

ذوالفقارى - نامه‌ای است که افسران بازنشسته توسط اینجانب تقدیم مجلس شوراى ملى کرده‌اند خواستم استدعا بکنم از مقام ریاست که چون مرجعى که به نظر من باید رسیدگى بکند به این کار کمیسیون نظام است دستور بفرمایید البته کمیسیون نظام و کمیسیون عرایض که به عقیده بنده صلاحیتش بیشتر است به عرایض این افسران رسیدگى بکند و جواب به آن‌ها بدهد.

نایب رئیس - بسیار خوب آقاى پورسرتیپ‏

پورسرتیپ - در عرایض جلسه قبل بنده چند اشتباه چاپى رخ داده است که تصحیح می‌کنم و تقدیم می‌کنم ولى موضوعى که مى‌خواستم عرض بکنم این است که در جلسه گذشته طى بیانات آقاى مهندس رضوى اشاره شد به دو سه نفر وکلاى خائن در مجلس که در بیانیه دولت هم بود چون این افراد معرفى نشده‌اند هر کس به دیگرى سوء‌ظن مى‌برد و این کار تولید اشکال کرده بنده مى‌خواستم استدعا بکنم که وکلاى خائن معرفى بشوند تا ملت ایران آنها را بشناسد و اگر دلایلى هست براى خیانت اینها این دلایل داده بشود و مجلس هم از اینها سلب مصونیت بکند و تعقیبشان بکند و اگر هم این موضوع نیست از مجلس رفع توهین بشود.

نایب رئیس - آقاى گنجه‏

گنجه - تلگرافى است از بازرگانان ایرانى مقیم ترکیه که تقاضاى تسریع در تصویب قرارداد ترانزیتى ایران و ترکیه را دارند و چون شور دومش هم در کمیسیون‌ها تمام شده است خواستم از مقام ریاست تقاضا کنم که در جلسه آینده مطرح بشود (صحیح است)

+++

نایب رئیس - آقاى مهندس غروى‏

مهندس غروى - دو طومار است از طرف چایکاران شمال رسیده است تقدیم مقام ریاست می‌کنم.

یک نفر از نمایندگان - راجع به چیست؟

مهندس غروى - راجع به این که چاى زیادى وارد نکنند مردم بیچاره نشوند بدبخت نشوند آقا (صحیح است)

نایب رئیس - چون قرارداد ترانزیت ایران و ترکیه در کمیسیون کارش تمام نشده آقاى گنجه نماینده محترم توجه خواهند داشت که تا تمام بشود به مجلس نخواهد آمد.

گنجه - در کمیسیون خارجه و کمیسیون راه کارش تمام شده.

نایب رئیس - در کمیسیون قوانین دارایى تمام نشده.‏

گنجه - مربوط به کمیسیون دارایى نبود بنده نمى‌دانم چرا آنجا انداخته‌اند اگر مقصود این است که در دست‌انداز بیندازند آن حرف دیگرى است.

نریمان - اجازه مى‌فرمایید؟

نایب رئیس - بفرمایید.

نریمان - این قرارداد ترانزیت یک مواد مالى داشت که حتماً باید برود به کمیسیون قوانین دارایى بنده این تذکر را در کمیسیون خارجه دادم و به همین جهت هم ارجاع شده است به کمیسیون قوانین دارایى‏.

نایب رئیس - آقاى امامى‌اهرى‏

امامى‌اهرى - در مورد همان تلگرافى که آقاى گنجه اشاره کردند به اغلب نمایندگان آذربایجان این تلگراف رسیده است و موضوعى که باید مورد توجه قرار بگیرد این است که از مجلس لایحه باید به کمیسیون ارجاع بشود و این بنا به تشخیص رئیس مجلس و مجلس است که و آن موقع که این لایحه تقدیم شده به دو کمیسیون راه و دارایى ارجاع شده است و ارجاع آن به کمیسیون دارایى که از کمیسیون خارجه صورت گرفته از نظر قانونى به نظر من بى‌اشکال نیست (گنجه - از کمیسیون خارجه نشده از کمیسیون راه ارجاع شده) و بنابراین ارجاعش به کمیسیون دارایى موضوع نداشته و با در نظر گرفتن این که این موضوع با حیات تجارى و اقتصادى آذربایجان ارتباط دارد استدعا می‌کنم که توجهى بشود (صحیح است) و یک موضوع دیگرى الان آقایان نمایندگان آذربایجان حضور داشتند یک عده از تجار آذربایجانى که اینها از وارد کنندگان چاى هستند آمده بودند اینها دعویشان این است که در مقابل فرش و مغز بادام و خشکبار و امثال اینها قبل از مقررات فعلى و قبل از صدور تصویب‌نامه چاى آورده‌اند و این مال‌التجاره مربوط به مملکت ما است.

اینها مى‌پوسد از بین مى‌رود مى‌شود قانون هم عطف به ماسبق نمى‌شود خواستم که در این مورد هم توجه شود.

نایب رئیس - بنده تذکر دادم که لایحه مربوط به قرارداد ترانزیت ایران و ترکیه به کمیسیون دارایى رفته و لازم هم بود که به آنجا ارجاع شود.

گنجه - موضوع مالى نداشت آقاى رئیس توجه نفرمودند.

نایب رئیس - در هیئت رئیسه مطالعه شده و به آن کمیسیون ارجاع شده.

گنجه - حالا دستور بفرمایید زودتر از کمیسیون برگردد. بنده مجبورم در جلسه آینده در این مورد عرایضى بکنم.

نایب رئیس - بسیار خوب تذکر داده مى‌شود که در این کار تسریع بکنند چون فعلاً عده براى رأى کافى نیست تصویب صورت مجلس به بعد موکول مى‌شود.

2- بیانات آقاى نایب رئیس دایر به ابراز تأسف از زلزله طرود

نایب رئیس - قبل از این که به نطق‌هاى قبل از دستور پرداخته شود تذکراً به عرض نمایندگان محترم مى‌رسانم که تعطیل جلسه قبل به احترام ارواح شهداى زلزله طرود بوده است (صحیح است) و همان طور که با شرکت در مجالس سوگوارى و همچنین با تعطیل جلسه علنى مجلس شوراى ملى تأثر و شرکت کامل خود را در این واقعه اسف‌انگیز ظاهر کرده‌اند بدیهى است در تأمین وسایل آسایش بازماندگان و همچنین ترمیم و تعمیر مجدد قصبه طرود که باید از نو ساخته و براى آیندگان باقى گذاشته شود (صحیح است) مجلس شوراى ملى کمال علاقه‌مندى را دارد و در این قسمت اقدام فورى و مؤثر دولت را خواهان است. حالا نطق‌هاى قبل از دستور شروع مى‌شود. آقاى کهبد

3- بیانات قبل از دستور آقایان: کهبد - حمیدیه - وکیل‌پور - قنات‌آبادى‏

مکى - بنده اخطار نظامنامه‌اى دارم‏.

نایب رئیس - بفرمایید.

مکى - ماده 22 آیین‌نامه داخلى مجلس که راجع به انتخاب کمیسیون‌ها مى‌گوید چون یک بیانى آقاى قشقایى فرمودند براى این که سابقه‌اى ایجاد نشود خواستم این ماده را تذکر بدهم که این یک چیزى است که سابقاً هم در مجلس بوده و جلسات مجلس هم به واسطه نداشتن کار تعطیل مى‌شود در صورتی که یکى از مهمترین وظایف اصولى داخلى مجلس این است که فقط هیئت رئیسه در تعداد اعضاى کمیسیون‌ها مى‌تواند اظهارنظر بکند.

نایب رئیس - این که عرض کردم مطالعه مى‌شود در هیئت رئیسه براى این بود که اگر لازم باشد نظر مجلس شوراى ملى گرفته شود و در هر صورت  مطابق قانون عمل خواهدشد. آقاى کهبد بفرمایید.

کهبد - مطالبى که امروز به سمع شریف نمایندگان مخصوصاً دولت می‌رسانم بسیار ضرورى است البته آقایان محترم استحضار دارند که لایحه تشویق صادرات با حسن نیت تمام به تصویب جناب آقاى نخست‌وزیر رسیده و در چند جلسه قبل هم بنده مختصراً اشاره نمودم که این لایحه با مطالعه کامل تدوین نگردیده و آن طور که باید و شاید در تهیه آن دقت کامل به عمل نیامده و معایبى دارد اخیراً عده زیادى مخصوصاً بازرگانان صادرکننده و واردکننده به بنده مراجعه و معایب لایحه مزبور را گوشزد نموده‌اند که آنها را خدمت جناب آقاى نخست‌وزیر هم عرض و وعده فرموده‌اند که آن را اصلاح نمایند. طبق تلگرافات و اطلاعاتى که اخیراً به اینجانب رسیده و مراجعاتى که عده بی‌شمارى از بازرگانان صادرکننده و واردکننده به اینجانب نموده‌اند معلوم مى‌شود که در بعضى از کشورها نسبت به اتباع ایرانى سخت‌گیری‌هاى می‌شود و اشکالاتى در کار آنها به وجود آمده که بالنتیجه به زیان و ضرر کشور و اتباع ایرانى تمام مى‌شود.

خواستم اولاً کشورهاى خارجه را که با ما دم از روابط دوستى و حسنه مى‌زنند مستحضر دارم که بهتر است به اتباع خود گوشزد نمایند که این ادعاى حسن نیت را اقلاً ولو در ظاهر هم باشد رعایت نمایند. ثانیاً به اتباع آنها به خصوص بازرگانان خاطرنشان مى‌نمایم که منظور از تصویب این لایحه که از طرف جناب آقاى دکتر مصدق موقتاً و به عنوان آزمایش تصویب شده براى کمک به بازرگانان خارجى و حمایت از بازرگانان ایرانى است نه اشکال تراشى جهت اتباع و بازرگانان ایرانى و اگر اشکالاتى در کار بازرگانان و شرکت‌هاى با سابقه ایران فراهم گردد دولت ایران باید عملیات متقابله انجام دهد یعنى هرگاه در کشورى نسبت به اتباع و بازرگانان و شرکت‌هاى ایرانى اشکالاتى فراهم می‌شود دولت ایران مکلف و موظف است که به همان نحو معاملات متقابله را نسبت به ابتاع همان کشورها به موقع اجرا گذارد منظور از این تسهیلات که چنانچه عرض شد با حسن نیت تمام تدوین شده است این نبوده است که خداى نکرده اتباع خارجه وسایلى فراهم آورند که دست اتباع و شرکت‌هاى ایرانى از ادامه کارهاى بازرگانى با نمایندگى‌هایى راکه دارا هستند کوتاه گردد. البته لازم نمی‌دانم فعلاً بیش از این در این خصوص سخنى بگویم.

بدیهى است هرگاه جلو این عملیات که قطعاً از طرف یک عده استفاده جو به عمل می‌آید گرفته نشود مجبور خواهم بود که جزییات را به عرض رسانده و از دولت تقاضا کنم که نگذارند حق بازرگانان و شرکت‌هاى ایرانى پایمال و زحمات آنها به هدر رود این عرض بنده بود بقیه وقتم را به آقاى شمس قنات‌آبادى تقدیم می‌کنم ضمناً نامه‌اى از طرف کارمندان دولت مخصوصاً کارمندان جز رسیده است که تقدیم می‌کنم به مقام ریاست و استدعا می‌کنم که به این قسمت ترتیب اثر بدهند که در این شب عید مستخدمین به حقوق حقه خود برسند (صحیح است) و آقاى شهیدى هم یادداشتى فرستاده‌اند که نسبت به غارت‌شدگان چهارم مهر ماه اصفهان که تاکنون اموال آنها مسترد نشده و در تهران سرگردانند دولت اقدام جدى به عمل آورد این را هم تقدیم مقام ریاست می‌کنم و بقیه وقتم را به آقاى قنات‌آبادى تقدیم می‌کنم.

نایب رئیس - آقاى قنات‌آبادى جناب عالى در خاتمه وقت آقایان استفاده مى‌فرمایید آقاى حمیدیه بفرمایید.

حمیدیه - آقایان نمایندگان محترم بر خاطر خطیر گرامى پوشیده نیست که بنده تاکنون هیچ گاه درصدد نبوده‌ام که وقت مجلس را به عرایض خود تضییع کنم ولى اکنون واجب مى‌دانم که به خلاف میل حقایقى چند را که در گفتن آن صلاح مملکت و ملت منظور است به سمع شریف آقایان برسانم و چند دقیقه از وقت گرانبهاى مجلس مقدس را به اظهارات خود مشغول دارم.

اهمیتى که وزارت فرهنگ در جامعه دارد از بس بدیهى است از شرح و بیان بى‌نیاز است همین وزارتخانه است که براى کلیه شئون امور فنى و ادارى کشور باید متخصص و کارشناس درستکار تربیت کند و هر یک از آنان را پس از فراغت از علم و عمل به کارهاى مخصوص خود بگمارد به عقیده بنده که گمان دارم هیچ کس از آقایان با آن مخالفت نباشند شرط اساسى حصول این منظور این است که در کلیه مدارس ابتدایى و متوسطه و عالى نظرهاى سیاسى و مسلکى یک باره ترک شود و توجه محصل و معلم تنها به تعلم تعلیم معطوف گردد لیکن بسیار جاى تأسف است که اکنون این اصل مهم را رعایت نمی‌کنند و هر روز در مراکزى که باید ادب را در آن آموخت دسته‌اى از این حزب و جماعتى از گروه مخالفت یکدیگر را به باد دشنام و ناسزا مى‌گیرند و از این گذشته در جایگاهى که باید محیط امن و امان و نظم و آرامش باشد بى‌هیچ‌گونه بیم و هراس بر سر و مغز یکدیگر مى‌کوبند و این است معنى نقض غرض.

دارو سبب درد شد اینجا چه امید است. زائل شدن عارضه و صحت بیمار.

شاید گفته شود که چون دانش‌آموزان هنوز درجات علمى و عقلى را چنان که باید نپیموده‌اند و توانایى تشخیص نیک و بد و صلاح و فساد را به سزا ندارند این خطاى

+++

آنان بخشودنى است در جواب باید گفت که اولاً چنین نیست زیرا باید نظم و ترتیب مدرسه به اندازه‌اى رعایت شد که مجال به کار بستن اندیشه‌هاى تباه و افکار غلط را به هیچ کس ندهد اما به هر حال اگر بر فرض محال اجازه دهیم که این گونه لغزش‌ها از خردسالان و جوانان کم تجربه خرد و حقیر و در خورد عفو و اغماض شمرده شود مسلم آن است که از مربیان و زعماى وزارت فرهنگ این عمل پذیرفته نیست و اینجاست که زبان عذر لنگ است و دست بهانه کوتاه آرى آقایان محترم اخیراً معمول شده است که در مدارس براى ابقاى آقاى دکتر آذر به تهدید و تطمیع امضا مى‌گیرند (صحیح است) و از این که این طرز عمل مخالف آزادى و حریت ضمیر اشخاص است باک ندارند بسیارى از اولیاى اطفال به بنده مراجعه کرده و مى‌گویند کار از دو حال بیرون نیست یا ایشان از این رسم جدید بى‌خبرند یا این عمل به دستور و رضا و صوابدید ایشان انجام مى‌گیرد بر فرض اول آگاه نبودن وزیر مسئول از اوضاع نامطلوبى که پیشرفت تعلیم و تریبت را در مدارس به کلى مختل می‌کند یا لااقل متوقف مى‌سازد نشانه غفلت و سهل‌انگارى و برهان توجه نداشتن به مسئولیت اخلاقى خویش است و در صورت ثانى چه عرض کنم.

بنده نظریات آقایان اولیاى اطفال را تأیید و تصدیق می‌کنم و معتقدم که هر چه زودتر به پریشانى اوضاع فرهنگ خاتمه داد و آن را سر و سامانى بخشید.

آقایان نمایندگان محترم خواهشمندم روا ندارید که بر اثر این اختلاف‌ها وتهدی‌ها و تطمیع‌ها تعلیم و تربیت ابناى وطن بازیچه هوى و هوس و ملعبه اغراض و سماجت و جاه‌پرستى شود و رفته رفته شیرازه امور فرهنگ چنان گسیخته گردد که دیگر پیوند و اصلاح آن امکان نپذیرد و حکم نوشداروى پس از مرگ باشد.

نوشدارو که پس از مرگ به سهراب دهند

عقل داند که بدان زنده نگردد سهراب‏

درباره طرز تشکیل شوراى عالى فرهنگ که از نظر ترویج ادب و زبان شیواى فارسى و حفظ آثار گرانبهاى گذشتگان و نشر علوم عالیه عصرى و تربیت مذهبى و اخلاقى و ملى وظایف بسیار مهمى بر عهده دارد با اجازه آقایان در موقع خود صحبت خواهم کرد و از خداوند متعال خواهانم که نظرهاى بنده بر دلایل و براهین استوار متکى باشد.

اصولاً باید دید که چرا وقتى تمام ارکان فرهنگ و کسانى که سال‌ها پایه تعالیم این کشور روى دوش آنها بوده به عنوان اعتراض استعفا می‌دهند باز هم آقاى دکتر آذر که معلوم نیست از چه جهت اخیراً فرهنگى شده‌اند براى تثبیت خود به انواع تشبثات ناروا که هر کدام چه از نظر فرهنگى و چه از نظر اجتماعى و اخلاقى مضر است دست مى‌زنند.

آقایان با کمال تأسف باید عرض کنم که در شرایط کنونى تمام انتظامات و رشته هاى فرهنگى از هم گسیخته شده و عده‌اى به عنوان طرفدارى از وزیر فرهنگ مدارس را میدان تاخت و تاز قرار داده‌اند و بالاخره تمام برنامه‌هاى فرهنگى راکد و چرخ‌ها باز ایستاده تا دکتر آذر چند صباحى بیشتر بر مسند وزارت تکیه زند.

آقایان نمایندگان بدبختى و عقب افتادگى ما از اینجا شروع مى‌شود که حاضر نیستیم آنجا که نمى‌دانیم و بى خبریم کنار برویم و جاى را به دیگرى که آشنا و کار کرده است بسپاریم نتیجه این حس جاه‌طلبى و مقام‌پرستى این است که امروز نمونه‌هاى بارز و گویاى آن را مشاهده می‌کنیم.

بارى بنده معتقدم که باید نظر کارمندان صدیق و درستکار که سال‌ها است در پشت میز‌هاى وزارت فرهنگ یا در بیغوله‌هایى به نام کلاس درس داده و انجام وظیفه نموده‌اند محترم شمرد و بیهوده به قوایى که نتیجه آن تنزل و انحطاط فرهنگ است متوسل نشد.

من شنیده‌ام آقاى وزیر فرهنگ دکتر بیرجندى رئیس اصل چهار در فرهنگ را واسطه قرار داده که با مستر وارن ملاقات و نامبرده وسیله تثبیت و ابقاى ایشان را فراهم آورد. آقایان واقعاً خجلت‌آور نیست که وزیر فرهنگ براى موفقیت خود تا این اندازه به این و آن توسل جوید؟

اما از فرهنگ که بگذریم با کمال تأسف مشاهده می‌کنیم که این فساد و تباهى کم و بیش دامنگیر تمام مؤسسات گشته و تقریباً تمام دستگاه‌هاى دولتى را فلج کرده است.

این روزها موضوع تصفیه در ادارات صورت نامطلوبى به خود گرفته و حاصلى جز وسیله تحریک براى دشمنان نهضت ملى مردم ایران و مخالفین حکومت ندارد.

به نظر من نباید کارمندان وزارت‌خانه‌ها را متزلزل و ناراحت نگه داشت زیرا با همه فشارهاى شدید اقتصادى که دولت امپریالیست بر کشور ما وارد ساخته است دولت به مستخدمین فعلى در آتیه احتیاج خواهد داشت و چه بهتر که به جاى متزلزل نگاه داشتن کارمندان براى آنها کار فراهم نماید زیرا دولت وقتی که حقوق هم کارمندان را مى‌پردازد شایسته نیست که از وجودشان استفاده نکرده و نیروى آنان را عاطل و باطل نگاهدارد.

به جاى این کمیسیون بازی‌ها وزارتخانه‌ها می‌توانند به حساب ثروت کارمندان خود رسیدگى کنند و هر کارمندى را که عواید خارجى دارد از گرفتن حقوق دولتى محروم نماید زیرا این مستخدم یا لایق است یا نالایق اگر نالایق است چه بهتر که شر او از سر دولت و مردم کوتاه شود و اگر لایق است با سرمایه و ثروتى که در اختیار دارد کارهاى تولیدى ایجاد وعده‌اى را هم از بیکارى نجات خواهد داد.

تصفیه اگر به این طریق عملى شود مفید است و الا چنانچه مانند همیشه به سراغ کارمند شرافتمند و بى‌پارتى که فقط با حقوق ادارى ارتزاق می‌نمایند رفته و عائله آنها را پریشان و خودشان را از جان گذشته نمایند از هر عامل دیگرى بیشتر مایه هرج و مرج و آشفتگى و عدم رضایت مى‌گردد.

براى مثال اگر طبیبى بخواهد عضو فاسد بیمارى را قطع کند اول باید ببیند واقعاً لازم است که این عضو قطع گردد یا نه؟ اگر آن عضو باعث فساد سایر اعضاى بیمار و نابودى مریض می‌شود باید آن را فوراً جدا کرد. نه این که در اثر عدم توجه به جاى دفع فساد گذشته از آن که عضو فاسد ارتباط خود را با سایر اعضا حفظ می‌کند مریض را هم روز به مرگ خواهد کشانید و اینجا است که باید گفت به راستى اگر طبیبى توانایى قطع عضو فاسد را ندارد بهتر است که مریض را به مرگ سوق ندهد.

حال آقایان وزرا هم که توانایى تصفیه را ندارند و به جاى راندن نور چشمی‌ها چرخ دنده‌هاى قانون تصفیه را روى ستون فقرات کارمندان بى‌وسیله و ضعیف گردش خواهند داد بهتر است سخن از تصفیه به میان نیاورند و اسباب رنجش و نگرانى کارمندان را فراهم نکرده تشنج تازه ایجاد نکنند زیرا کارمندان دولتند که همواره نقش مؤثرى در پیشرفت نهضت‌ها بر عهده داشته و در کلیه قیام‌هاى ملت ایران مردانه پیشقدم بوده‌اند (صحیح است) (میر اشرافى - آقاى حمیدیه راجع به افسران ارتش هم بفرمایید) چشم بنابراین سزاوار نیست که به جاى پرداخت اضافات و ترفیعات آنان در این شب عیدکه عائله‌شان فقط به آن چشم دوخته‌اند نمک بر جراحات‌شان پاشیده شود آقایان ما باید کارى کنیم که ارواح پدرانمان آزرده نگردد قانون اساسى یگانه ودیعه‌ای است که آنها به ما سپرده‌اند.

خودشان جان‌ها را به کف نهادند و شهید شدند تا امروز فرزندان آنها در چنین مرجع مقدسى بتوانند از حقوق خویش دفاع کنند خیانتى که از پایمال کردن خونبهاى اجدادمان یا به نحوى پیرایه بدان اضافه شود و تغییرات در آن به عمل آید خود امرى واضح است و کراراً در پشت این تریبون به دروغ یا حقیقت از آن سخن رفته است اما یک نگاه عمیق ما را متوجه حقایق می‌کند مغرضین جمع شدند تا سازمانى براى وزارتخانه‌ها به وجود آورند تمام موازین قضایى و حقوقى را زیر پا گذاردند و تنها به میل و هوى خود بدون در نظر گرفتن قانون و اثبات جرم عده‌اى از افسران جوان و تحصیل کرده و کارمندان مفید را از کار بر کنار کردند و یک باره به روى زحمات اغلب قضات شرافتمند و افسران ملت‌دوست و میهن‌پرست و سایر اعضاى با تجربه و درستکار خط بطلان کشیدند.

آقایان این دست‌هایى که در کار است تخم یأس و بدبینى مى‌پراکند باید شناخت و به مردم معرفى کرد و دست آنها را براى خرابکارى بیشتر باز نگذارد.

مطلب دیگر این که در مراغه روزنامه‌اى به اسم نداى رهنما منتشر مى‌شود که در شماره 18 مورخ 7 بهمن خود چیزهایى نوشته بود که مفاد آن به این طریق خلاصه مى‌شود: ما کوشش و مبارزه کردیم و از ناکامى‌ها نهراسیدیم و وکلاى ملى را به تهران فرستادیم اما آنها کوچکترین کارى انجام نداده‌اند بنده از پشت این تریبون به آقاى مدیر محترم روزنامه و تمام موکلین خود اعلام می‌کنم و به ایشان یادآورى می‌نمایم که من همان وکیلى هستم که در پایان دوره گذشته بیلان عملیات خود را براى مردم نجیب آن سامان مفصلاً بیان کردم اما اکنون همان طوری که عرض شد چرخ‌ها زنگ زده و دستگاه‌ها فلج است.

با تمام تذکرات و مراجعات مکرر من درباره چند مورد ذیل که از تقاضاهاى جدى و فورى اهالى آنجا است با عدم توجه و دفع‌الوقت برگذار شده است.

1- موضوع اتصال راه آهن آذربایجان به مراغه که خود از نظر اقتصادى و اجتماعى حایز اهمیت شایانى است و تمامى آن بیش از شش میلیون تومان خرج ندارد و معوق مانده آن چنان تعویقى که تذکرات متعدد اینجانب و سایر نمایندگان محترم آذربایجان نیز مؤثر واقع نشده است.

موضوع دوم مسئله علاج کم آبى مراغه است که بنده علاوه بر این که بکرات به سازمان برنامه رجوع کرده‌ام و به دولت کتباً و شفاهاً تذکر داده‌ام اقدامى به عمل نیامده به خصوص این که مبالغى گزاف سابقاً خرج سد کامل آباد شد و اکنون نیز بیش از 50 تا 60 هزار تومان تعمیر آن خرج لازم ندارد ولى به همان صورت سابق باقى مانده.

با توجه به این که سد مزبور کم آبى مراغه را کاملاً جبران می‌کند و در بالا بردن میزان تولید و ازدیاد محصول تأثیر فوق‌العاده دارد و همچنین ده‌ها دفعه از سازمان برنامه تقاضاى حفر چند حلقه چاه عمیق در مراغه شد که همگى به امروز و فردا واگذار شده است.

نایب رئیس - آقاى حمیدیه از وقت شما کمى باقى مانده است.‏

حمیدیه - الان تمام مى‌شود همچنین تقاضاى مردم میاندوآب را یادآور مى‌شود که اهالى خواهانند عرصه میاندوآب که به صورت شهرستانى درآمده به خود آنها واگذار شود و در این مورد چه بسیار زحماتى که متحمل شده‌اند اما حالا که می‌خواست صورت عمل به خود گیرد اداره کل خالصه در نظر دارد این واگذارى را محدود به خانه و مستغلات و مختصرى از اراضى نماید در حالى که نظر بنده و کلیه اهالى واگذارى عرصه تمام اراضى آن ناحیه به خود مردم است.

+++

تأثیر این عمل از نظر مبارزه با بیکارى و فقر و همچنین بالا رفتن سطح تولیدى خود امرى بدیهى است.

اینها است قسمتى از خواسته‌اى مردم مراغه که کرار به مراجع دولتى تذکر داده شده و با بى‌توجهى خاصى در بوته فراموشى گذارده‌اند.

اینک بار دیگر این تقاضاها را از پشت این تریبون به گوش دولت و نمایندگان و مردم می‌رسانم و توجه مخصوص دولت را به لزوم اجراى آن جلب و یادآور می‌شوم و خاطرنشان مى‌سازم که مردم مراغه و عموم اهالى آذربایجان با بى‌صبرى هر چه تمام‌تر در انتظار اعمال و توجهات دولت هستند.

نمایندگان محترم به خوبى آگاهند که ما فقط براى خدمت به مردم به اینجا آمده‌ایم که در خلال آن وظایف بس مهم و خطیرى را به عهده داریم از جمله حفظ و حراست قانون اساسى است.

ما موظیم که این ودیعه گرانبها را تا پاى جان حفظ کنیم و بعد به آیندگان بسپاریم هیچ مانعى و رادعى ما را از این وظیفه مقدس باز نمی‌دارد تنها از یک چیز هراس داریم و آن هم خداى نکرده نفرین آیندگان به ما خواهد بود.

در خاتمه توفیق نمایندگان محترم و دولت را در اصلاح وضع درهم و نابسامان فرهنگ و تحقق بخشیدن به مستدعیات مردم مراغه خواستارم.

براى نمونه این هم کارت عضویت آقاى رجایى رئیس دفتر آقاى دکتر آذر در حزب توده که آقایان ملاحظه بفرمایند.

(کارتى را ارائه داند)

کریمى - از دکتر آذر هیچ کس راضى نیست وزارت فرهنگ خیلى خراب است.

وزیر فرهنگ حاضر نیست حرف نمایندگان را بشنود (افشارصادقى - از برادرش ژنرال آذر دستور مى‌گیرد) آقایان چرا فکر مملکت را نمی‌کنید؟

یک وزیر دیوانه را آورده‌اند با کمال محکمى هم از او پشتیبانى می‌کنند وضع مملکت را به این روز انداخته‌اند فرهنگ که بازیچه نیست.

حمیدیه - این هم یک نامه ایست که از معلمین تبریز رسیده است که شکایت دارند و به عرایضشان توجهى نشده است براى اقدام تقدیم مقام ریاست می‌کنم (صحیح است)

نایب رئیس - آقاى وکیل‌پور

وکیل‌پور - قبل از شروع به عرایض خودم مقدار زیادى طومار است که از طرف کارمندان دولت یک قسمت به وسیله جناب آقاى ریگى رسیده است که تقدیم می‌کنم از طرف کارمندان ادارت دولتى بنادر از طرف کارمندان اداره رسیدگى به حساب‌ها از طرف کارمندان ادارات دولتى نیشابور از طرف کارمندان ادارات دولتى لنگرود از طرف شوراى هیئت نمایندگان کارمندان وزارتخانه‌ها یک مقدارى هم هست که به توسط خود بنده رسیده از طرف کارمندان سارى از طرف کارمندان ادارات دولتى شهرستان شوشتر و یک طومار دیگرى است از طرف کارمندان ادارات دولتى اهواز یکى از طرف کارمندان شهرستان سارى است از طرف کارمندان شهرستان شاهى از طرف کارمندان نیشابور از طرف کارمندان شهرستان شوشتر و یک طومار دیگرى است که از طرف کارمندان ادارات دولتى اهواز است و همچنین از طرف کارکنان فرهنگى نطنز و همچنین از (خیلى عذر می‌خواهم که یادداشت نکرده‌ام) نمی‌دانم از کجا است و همچنین از طرف کارمندان دون پایه خدمتگزاران جزو حوزه قم و همچنین طومار دیگرى هم هست و تلگرافى است از گناباد که همه را تقدیم مقام ریاست می‌کنم و طومارى است که از طرف کارمندان گمرک رسیده است که تقدیم مى‌نمایم و این جمله را من در باب کارمندان دولت اضافه می‌کنم که حقیقتاً رفتارى که با کارمندان شده است بسیار بد بوده و هر کس که مدعى است که این دستگاه و این لایحه سازمانى به نفع کارمندان بوده است یا مبتنى به عدالت و یا مبتنى بر مصلحت مملکت بوده است از پشت این تریبون او را دعوت می‌کنم که با من مناظره کند من حاضرم هر کس که بخواهد بگوید این کار به نفع مملکت بوده است ثابت کنم که برخلاف عدالت و برخلاف انصاف مروت و برخلاف مصلحت بوده است (صحیح است) و من استدعا می‌کنم که دولت و مخصوصاً شخص جناب آقاى دکتر مصدق که مى‌بینم که در این اواخر کمال مجاهدت و مراقبت را دارند که به این لایحه وضع خوبى بدهند که از این نگرانى و تشویش کارمندان را راحت کنند توجه کاملى به این موضوع بفرمایند آقا نمی‌شود در این دوره‌اى که تمام قوانین اجتماعى و تمام نظامات اجتماعى براى این است که امنیت خاطر مردم را تأمین کنند ما قوانینى را وضع کنیم که روز به روز موجبات تزلزل و اضطراب کارمندان را بیشتر کنیم این است که استدعا می‌کنم و امیدوار هستم که دولت یک فکر عاجلى درباره این آقایان بکند در ضمن نکته‌هاى دیگرى را مى‌خواستم عرض کنم ولى مى‌ترسم وقت کفایت نکند این است که به اصل مطلب مى‌پردازم.

اولین بارى که از پشت این تریبون عرایضى به سمع آقایان محترم نمایندگان رسانیدم مربوط به انتقاد از سازمان‌هاى دولتى بود اکنون که درباره سازمان وزارتخانه‌ها و تقسیمات کشور تصمیماتى اتخاذ شده و یا مى‌شود ضرورت دارد مطالبى در تأیید عرایض قبل به عرض برساند.

سازمان‌هاى دولتى خاصه در ممالکى که سطح معرفت عمومى بالا نیست و روح اصلاح طلبى و ترقى‌خواهى آن طورکه باید و شاید رشد و نمو نیافته و اختلافات طبقاتى بسیار زیاد است حائر کمال اهمیت می‌باشد و اگر گفته شود که سبب اقواى اصلاح و بهبود وضع مردم است مبالغه نیست اما به شرط این که شرایط لازم و کافى جهت تأمین این مقصد عالى در آن سازمان رعایت شده باشد و گرنه بروز تشکیلات فعلى مملکت ما در مى‌آید که نه فقط متضمن خیرى براى مردم نیست بلکه آثار شرى هم بر آن مترتب است که به عقب افتادگى و بیچارگى مردم کمک می‌کند.

شاید وجود این تشکیلات در مملکت ما ناشى از علاقه به حفظ سنن باستانى باشد یعنى همان طور که در دوران قدیم از طرف شاهنشاه ساتراپهایى براى نواحى مختلف مملکت تعیین می‌شده که رابطه آنها با مرکز دادن خراج و در وقت ضرورت بسیج افراد براى جنگ بوده است و حکام جز و کلانتران محل‌هاى تابع ساتراپ‌نشین نیز به نوبه خود پول و قشون براى ساتراپ مى‌فرستاده‌اند اکنون نیز همچنان تقسیماتى شبیه آن روز مجرى و معمول است با این تفاوت که تقسیمات و تشکیلات فعلى مخلوطى از رسوم قدیم و رسوم معمول دنیاى امروز است که در واقع نه زنگى زنگ و نه رومى روم مى‌باشد و فکر می‌کنم اگر به واسطه همین شدت استیناس نبود و با این طرز سازمان انس و الفت قدیم نداشتیم هیچ گاه تن به قبول و ادامه چنین تشکیلاتى نمی‌دادیم براى این که هر انسان عاقل و هر اجتماع پیشرفته‌اى هر کارى را انجام می‌دهد به خاطر منافع و فواید آن است و اگر خالى از فایده باشد گرد آن نخواهد گشت تا چه رسد به این که ضرر هم داشته باشد و مخصوصاً کارهایى از قبیل کارهاى عمومى دولتى که آثار خیر و شر آن در زندگى تمام افراد ملت نفوذ یافته و در نسل‌هاى متعدد باقى و برقرار خواهد ماند.

براى این که معایب و نواقص تشکیلات فعلى ذکر شود وقت بسیار طولانى لازم دارد که هم از لحاظ طرز تقسیم وظایف و هم از نقطه نظر افرادى که موظف به انجام آن وظایف هستند جز به جز توضیح شود اما براى رعایت اختصار در اینجا فقط از لحاظ تقسیم سازمان موجود به واحدها و روابط آنها با هم مطالبى عرض می‌کنم و چون این قسمت مبناى اصلى هر سازمانى است لذا اصلاح این قسمت در سایر قسمت‌ها و جنبه‌هاى دیگر سازمان‌ها تأثیر قطعى اطمینان بخش خواهد داشت.

تشکیلات فعلى از لحاظ تقسیم به واحدهاى متداخل و تودرتو و یا پوست پیازى به حدى بد است که شماره معایب آن نیز وقت زیادى لازم دارد و در اینجا فقط به ذکر معایب کلى و اساسى آن اکتفا مى‌شود.

1- این تقسیمات که مملکت را به استانها و هر استان را به تعدادى از شهرستان و حوزه‌هاى وسیع قسمت کرده است درست در حکم این است که افراد مملکت را به اعتبار بزرگى و کوچکى محل سکونت و یا قرب و بعد از مرکز به درجات متفاوت و امتیازات مختلفى طبقه‌بندى کرده باشد زیرا تجربه نشان داده است که هر قدر فاصله سلسله مراتب ادارى با مرکز کمتر باشد حقوق و نصیب افراد از سهمیه‌هاى عمومى به وجه بهترى تأمین و صیانت مى‌شود و به عکس به این معنى که رابطه مستقیمى بین منافع مردم هر محل با فاصله سلسله مراتب ادارى آن محل تا مرکز وجود دارد شواهد عدیده بر اثبات این مدعا موجود است از آن جمله این که اولاً اعتبارات و سهمیه‌هاى عمومى شهرستان‌هاى تابع مراکز استان هیچ گاه بدون حیف و میل و کسر و نقصان به آنها نمی‌رسد مثلاً سهمیه قند و شکر دارد اعتبارات ساختمانى و اقدامات عام‌المنفعه تا از لابلاى احتیاجات پایتخت و مراکز استان و شهرستان‌ها بگذرد دیگر براى قصبات و قرا چیزى باقى نمی‌ماند.

ثانیاً تا تشکیلات چنین که هست باشد این محرومیت‌ها براى مردم دور افتاده قهرى است و نتیجه منطقى همین تشکیلات مى‌باشد زیرا انسان به حکم غریزه خودخواهى به هر چه نزدیکتر است دلبسته‌تر می‌باشد پس آن افرادى هم که در رأس سازمان‌هاى مرکزى استان قرار دارند بالطبع نسبت به بهبود وضع مرکز آن استان علاقه‌مندتر هستند تا نسبت به حوزه‌هاى تابع آن که نه در آن سکونت دارند و نه به آن نزدیک هستند از طرف دیگر افرادى که در رأس سازمان‌هاى کوچک قرار دارند و تابع مرکز استان مى‌باشند بر فرض این که شایق باشند که حقوق مردم حوزه خود را حفظ کرده و هر چه بیشتر به آنها کمک کنند ولى از آنجایى که محکوم حکم رئیس بلاواسطه خود مى‌باشند نیرو و قدرتى ندارند که چیزى را برخلاف رضاى رئیس و حاکم بر خود طلب کنند.

ثالثاً مردمى که در مراکز استان زندگى می‌کنند خاصه متنفذین آنها عمل مهمى هستند که سازمان مرکزى استان را به توجه بیشتر به مرکز استان وا دارند و تبعیضات ناروایى که طبقات متمتع و محروم را از هم دورتر نماید موجب شوند به علاوه که تأثیر نفوذ کسانى که در هر سازمان مرکزى متنفذ باشند قابل سرایت به تمام حوزه‌هاى تابع آن سازمان مى‌باشد یعنى اگر پیشکار دارایى استانى تحت تأثیر نفوذ یک یا چند نفر متنفذ واقع شود لاجرم هیچ یک از حوزه‌هاى تابع آن پیشکارى از تأثیر آن نفوذ بى‌بهره نخواهد ماند پس تبعیض قهرى بوده و به این ترتیب اساس تساوى حقوق افراد

+++

که اصلى مسلم و انکارناپذیر است متزلزل مى‌شود.

2- تشکیلات فعلى و این طرز تقسیمات مهمترین عامل فرار دادن جمعیت از شهرستان‌هاى تابع مراکز استان و در نتیجه پایین آوردن سطح تولید و تقلیل محصول آن حوزه مى‌باشد زیرا طبیعى است وقتى مردم ببینند سکونت در محل کوچک مستلزم تحمل محرومیت است به جاى بزرگتر و معمورتر سفر خواهند کرد به علاوه که در علم‌لااجتماع ثابت شده است که یکى از علل عمده رونق یافتن هر شهر و حوزه‌اى این است که مردم آن در اداره امور خویش اختیار بیشترى پیدا کنند و با وضع فعلى کمترین اختیارى براى آنها نیست زیرا سازمان مستقلى در اینجا نیست که به عمران و آبادى شهر بتواند توجه کند.

بنابراین رفته رفته چنان که کنون مى‌بینیم شهرهاى کوچک از سکنه خالى شده و از رونق و اعتبار مى‌افتد و این خود یکى از بزرگترین مضار این تشکیلات مى‌باشد به دلیل این که مطابق تحقیقات و تتبعاتى که در اجتماع شناسى به عمل آمده شهرها در تکثیر محصول و بالا بردن سطح تولید دهات و حوزه تابع خود اثر بسیار عمیقى دارد به شرط این که بتواند جمعیت دهات و قراى اطراف را به سوى خود جلب کند زیرا مطابق آمار دقیق ممالک مختلف هر قدر جمعیت دهات بیشتر به شهر جلب شود و سکنه شهرنشین افزایش یابد آبادى و عمران تولید و محصول زیادتر خواهد شد و یکى از دلایل این موضوع این است که محیط شهر مقتضى سوق دادن افراد به طرف تخصص و مهارت مى‌باشد و احراز تخصص و مهارت قطعاً راندمان کار را بالا مى‌برد و به همین مناسب است که در هر مملکتى به همان نسبت که به جمعیت‌هاى شهرها افزوده شده به همان نسبت نیز در استفاده از ماشین‌هاى کشاورزى و کودهاى طبیعى و شیمایى اصلاح بذر دامپروى تسهیل تحمل و نقل محصولات زراعتى پیشرفت حاصل شده است کما این که یکى از مهمترین شاخص تشخیص مترقى بودن یا عقب افتاده بودن هر کشورى تناسب جمعیت شهرنشین و ده‌نشین آن مى‌باشد مثلاً در اواخر قرن هیجدهم در انگلستان 21 درصد از مردم ساکن شهرهایى بودند که از ده هزار نفر به بالا سکنه داشت در فرانسه کمتر از ده درصد در روسیه و ممالک متحده آمریکا کمتر از 4 درصد شهرنشین بودند اما از آن به بعد جمعیت شهرها رو به افزایش نهاد به طوری که در آمریکا در فاصله بین سال‌هاى 1920 و 1930 جمعیت ده‌نشین از 6 و 48 درصد به 8 و 43 درصد تقلیل یافت و در آلمان در همین تاریخ با حد نصاب جمعیت شهر به دو هزار نفر ده‌نشین آن به 6 و 35 درصد پایین آمد و در انگلستان در سال 1931 با نصاب جمعیت شهر به 5000 نفر ده‌نشین آن به 20 درصد تنزل پیدا کرد البته نباید چنین نتیجه گرفت که اگر روزى جمعیت ده‌نشین به صفر رسید آن مملکت به اوج ترقى خود رسیده است.

زیرا جمعیت قرا و دهات هم باید در یک نصاب معینى باقى بماند کما این که از 1931 تا چند سال در ممالک مترقى جهان هم تغییر فاحشى در جمعیت شهرنشین و ده‌نشین پیدا نشد و خلاصه براى ساکنین ده نیز حداقلى لازم است.

پس با این توضیحات به خوبى معلوم مى‌شود که ادامه این تشکیلات متداخل و تودرتو یا پوست پیازى از لحاظ این که رابطه مستقیم شهرستان‌ها را با مرکز قطع می‌کند و از لحاظ این که جمعیت را از آن حدود متوارى مى‌نماید و محصول را پایین مى‌آورد چه عواقب شومى در بردارد و یکى از جهات این که مثلاً 80 درصد مردم این مملکت ده‌نشین هستند همین تشکیلات مى‌باشد.

3- با تشکیلات فعلى مسئولیت واحدها به درستى مشخص نیست و راه فرار از این مسئولیت کاملاً باز است زیرا اولاً سازمان‌هاى بزرگتر به منزله سرپوش محاسن و معایب سازمان‌هاى تابع خود هستند به این معنى که یک واحد بزرگ استانى مشتمل بر چند یا چندین واحد کوچک شهرستانى است و نسبت به طرز کار آن به حسب این که یک واحد کل است قضاوت مى‌شود و با این ترتیب چه بسا که حسن عملیات یک یا چند واحد از آن سوء‌عملیات واحدهاى دیگر و یا اختلال حوزه مرکزى را بپوشاند و یا برعکس سوء‌عملیات یک یا چند واحد از آن مجاهدات واحدهاى دیگر را از میان ببرد و نتیجه منطقى این جریان لوث شدن مسئولیت و ایجاد بهانه‌هاى متعدد براى فرار از مسئولیت مى‌باشد ثانیاً میزان کارکرد و حساب درآمد و هزینه مؤسسات تابع مراکز استان روشن نیست زیرا غالباً هزینه‌هایى از قبیل مطبوعات و ملزومات و اثاثیه و خرج سفر و حتى حقوق یک واحد کوچک ممکن است با مخارج ادارى مرکز استان مخلوط شود و شاید برخى از درآمدها هم تفکیک نشود و با این ترتیب ترازنامه صحیحى که مورد اعتماد باشد در هر واحد به دست نمى‌آید و این خود موجب دیگر براى لوث کردن مسئولیت و فرار از آن خواهد بود.

4- تشکیلات فعلى حدود معرفت و شناسایى اولیاى امور مملکت را نسبت به افراد و اوضاع مملکت بسیار محدود می‌کند زیرا اولاً چون آثار عمل چند واحد بزرگ استانى بیشتر در مرکز منعکس نمی‌شود و خوب و بد آن منحصراً به رؤساى واحدهاى استانى راجع مى‌شود لذا به طرز عمل متصدیان امور واحدهاى تابع استان وقوفى حاصل نمی‌شود و در نتیجه معرفت و آشنایى مصادر امور درباره کارمندان محدود به کسانى می‌شود که با آنها رابطه مستقیم دارند و این امر حسن انتخاب را بسیار دشوار مى‌نماید براى این که هر قدر علم و اطلاع راجع به اشخاص کمتر باشد افرادى که باید انتخاب شوند ناچار از بین عده کمترى برگزیده خواهند شد و حال آن که ممکن است در خارج از صف آنها اشخاصى که شناخته نیستند وجود داشته باشندکه صد بار از شناخته‌ها صالح‌تر و بهتر و مناسب‌تر باشند ثانیاً طرز تفکر مردم نقاط مختلفه و نوع درخواست‌هاى ‌آنها و تشخیص احتیاجات مهمتر و فورى‌تر ایشان با این وضع تشکیلات قابل تشخیص نیست زیرا همیشه خواسته‌هاى آنها افکار و احتیاجات مبرم و ضرورى آنها با چند واسطه و با تغییرات متعدد به نظر مصادر امور مملکت مى‌رسد و پیدا است که همین تبعیض تا چه اندازه حسن اداره را مشکل کرده و چگونه سد بزرگى در جلو حسن تشخیص اولیاى وزارت‌خانه‌ها مى‌سازد.

5- تشکیلات فعلى به هیچ‌وجه براى تربیت کادر کارمندان دولت مناسب نیست و بلکه استعداد را در آنها مى‌کشد نیروى کارشان را به هدر می‌دهد و اکثرشان را ناراضى کرده و اخلاقشان را به فساد متمایل می‌کند زیرا اولاً وقتى اثر کار خوب و بد مستقیماً به نظر اولیاى مملکت نرسد و اگر هم رسید نتیجه آن مستقیماً عاید عامل عمل نشود طبعاً براى ابراز کمال فعالیت و مجاهدت محرک کافى وجود نخواهد یافت چه بروز استعداد و پیداشدن ابتکار مولود احتیاجى است که غریزه محرکى دنبال آن باشد و این احتیاج زمانى پیدا مى‌شود که مسئولیت مستقیم احساس شود و چون مسئولیت احساس شد غریزه جاه‌طلبى و خودنمایى نیز در ایفاى آن مسئولیت همه جا همراهى می‌کند اما در تشکیلات فعلى به دلایلى که گفته شد مسئولیتى احساس نمى‌شود تا براى غرایز محرک جایى باقى بگذارد پس استعدادها مجال رشد و نمو نمى‌یابند به علاوه چون هر کارمندى طالب ارتقا است بنابراین اگر رئیس یک واحد مستقل باشد حس جاه‌طلبى او بهتر ارضا مى‌شود تا این که رئیس همان واحد باشد ولى مستقل نباشد و بنابراین در صورت پست مستقل داشتن راضى‌تر بوده و بهتر کار خواهد کرد ثانیاً با این تشکیلات ادارى باید طورى باشد که از نیروى کار افراد حداکثر استفاده ممکنه را به دست آورد معذلک تشکیلات ما بر عکس است به دلیل این که این تشکیلات تودرتو و پوست پیازى طالب تکرار عمل واحد است یعنى یک کار واحد اقلاً در سه محل تکرار و تجدید مى‌شود مثلاً سهمیه قند و شکرى که از مرکز براى کازرون فرستاده مى‌شود ابتدا در مرکز بعد در مرکز استان و سپس در کازرون ثبت و ضبط شده و پس از مصرف شدن نیز به همین طریق معکوساً طى مراحل مى‌کند به اضافه که عین جنس غالباً در مرکز استان تخلیه دوباره بارگیرى شده به شهرستان مربوط می‌رود و نتیجه این می‌شود که هم کار زاید و عبث انجام و هم وقت بیشتر صرف می‌شود و هم هزینه زیاد تعلق مى‌گیرد و هم نیروى کار افراد بیهوده از دست می‌رود و بنابراین هیچ وقت میزان کارکرد تشکیلات به حداکثر ممکنه نخواهد رسید به علاوه که مسئولیت کم و حساب مخلوط و درهم در پایین آوردن میزان کارکرد فوق‌العاده مؤثر است.

ثالثاً با وجود این که تشکیلات باید به تهذیب اخلاق کمک کند وضع ما معکوس است و این سازمان موجود با ابراز حس بدبینى و عدم اعتماد عربده به مستان یاد می‌دهد. زیرا تکرار یک عمل واحد در چند محل و ممیزى یک حساب در چند محل در حکم این است که بر ناظر ناظرى بگمارند و بر سر ناظر دوم هم ناظر سوم بگذارند تا هر چه بتوانند دزدى یکدیگر را بگیرند غافل از این که این طور کار ناشى از است که به جاى اصل ابراز اعتماد بدبینى اخذ و اختیار شده است و تصور می‌کنم شبهه‌اى نباشد که این قبیل سوء‌ظن‌ها و بدگمانى‌ها نتیجه‌اى جز سوق دادن کارمندان به طرف فساد ندارد و مطمئناً هر چه به اشخاص اعتماد بیشتر ابراز شود وجدانشان بیدارتر و حس شرافت و تقوى در ایشان قوى‌تر خواهد شد.

بنا به ادله معروضه با کمال اطمینان مى‌توان گفت که این تشکیلات و این تقسیمات محکوم به تغییر مى‌باشد و تغییرى که متضمن رفع این نقایص و مشتمل بر فواید مطلوب باشد تشکیل واحدهاى مستقل ادارى در شهرستان‌ها است مشروط بر این که تا بتوان بر تعداد شهرستان‌هاى کشور افزود البته غرض از واحد مستقل این است که دیگر عنوان مرکز استان یا مراکز ناحیه از بین برود و هر واحد مستقلى بتواند مستقیماً با مرکز رابطه داشته باشد و عنوان مرکز استان از بین برود و بسیار متأسفم که در برخى از تشکیلات اخیر که به صورت لایحه قانونى درآمده و فقط این جهات اساسى ملحوظ نشده بلکه کاملاً در جهت مخالف رفته است مثل تشکیلاتى که آقاى لطفى براى وزارت دادگسترى داده‌اند و بسیارى از دادگاه‌هاى شهرستان‌ها را منحل و از دادگاه شهرستان به دادگاه بخش مبدل کرده‌اند و در حقیقت به منزله قدم‌هایى است که رو به قهقرا برداشته‌اند اعتراضاتى که ممکن است به تشکیل واحدهاى مستقل شود اجمالاً جواب داده مى‌شود.

اولاً ممکن است بگویند اصل تمرکز بر اصل توزیع رجحان دارد جواب این است که به دلایل فوق‌الذکر خلاف آن اثبات شده است به علاوه ممالک آمریکا و فرانسه و سویس و سوئد و بسیارى از ممالک مترقى

+++

دیگر اصول توزیع را اختیار کرده‌اند و با روح دموکراسى هم سازش دارد.

ثالثاً ممکن است بگویند براى تمرکز تمام امور واحدهاى مستقل شهرستان‌ها تشکیلات مرکزى وسیعى مورد نیاز است در صورتی که تفاوتى نمى‌کند زیرا با وضع فعلى نیز مال تمام عملیات مرکز است به علاوه اگر این حرف درست باشد با تقلیل تشکیلات مراکز استان وسعت تشکیلات مرکز را چندین بار جبران مى‌کند.

ثالثاً ممکن است بگویند که به واسطه دورى نقاط مختلفه کشور از مرکز کارهایى که محتاج به اتخاذ تصمیم در مرکز است دچار بطوء جریان مى‌شود جواب این است که در وضع موجود نیز بسیارى از امور براى کسب تکلیف به مرکز مراجعه مى‌شود و کندى جریان آن از لحاظ این که مع‌الواسطه است اقلاً دو برابر مى‌باشد به اضافه کارهایى که فعلاً محتاج به اتخاذ تصمیم مراکز استان است در آن موقع از طرف واحدهاى مستقل قابل انجام مى‌باشد.

رابعاً ممکن است بگویند براى تصدى امور تمام شهرستان‌ها افراد صالح و مجرب به قدر کافى موجود نیست جواب این است که اگر چنین باشد ضررش در تشکیلات فعلى بیشتر است زیرا مأمورینى که اختیار و مسئولیت‌شان کمتر و عدم رضایت‌شان بیشتر باشد براى فرار از هر سو جریانى فرصت بهتر و بهانه بیشتر دارند اما به عکس وقتى که اختیار و مسئولیت مأمور بیشتر باشد سعى و مجاهدت بیشتر به خرج می‌دهد به علاوه وقتى اعتماد بیشتر به مأمور ابراز شد تمایل به صلاح در او قوت مى‌گیرد.

خامساً ممکن است بگویند کنترل و بازرسى کار شهرستان‌ها دشوار مى‌شود جواب این است که اگر بازرسى از طرف مأمورین شهرهاى نزدیک انجام‌پذیر باشد قابل ارجاع به آنها خواهد بود و اگر نباشد با وضع فعلى توفیرى ندارد.

نایب رئیس - از وقت جنابعالى سه چهار دقیقه باقى است.

وکیل‌پور - عرض کنم براى تأیید این عرایض که چون متأسفانه خیلى مفصل بوده و ناچار شدم خیلى تند بخوانم با این که عادت نداشتم که در پشت تریبون مطالب را از رو بخوانم براى تأیید عرایضم عرض می‌کنم این که نسبت به بعضى شهرستان‌ها واقعاً ظلم مى‌شود یک آمارى از کتاب حقوق اساسى ایران که اخیراً احمد عراقى نام تألیف کرده و بسیار کتاب خوبى است استخراج کرده‌ام:

در تهران 29 بیمارستان و 280 داروخانه هست در تمام شهرستان‌ها 79 بیمارستان و 378 داروخانه است پزشک در تهران 465 نفر در تمام شهرستان‌ها 452 نفرند دندانساز در تهران 87 نفر در تمام شهرستان‌ها 24 نفر.

مهندس غروى - آمار بسیار جالبى است‏.

وکیل‌پور - فقط یک نکته کوچکى را عرض می‌کنم و مرخص می‌شوم چون جناب آقاى حمیدیه راجع به فرهنگ یک تذکرى فرمودند اتفاقاً یک عده کثیرى از فرهنگ به من مراجعه کردند انصاف این است که وزیر فرهنگ که کار خوبى می‌کند یعنى تعلیم و تربیت باید مردم ازش راضى باشند ولى نمی‌دانم چه سرى است که همه از این آقاى دکتر آذر ناراضى هستند (صحیح است) اتفاقاً تبلیغات دروغ هم کرده‌اند راجع به لایحه آموزش و پرورش منشأ این را خودشان دانسته‌اند در حالی که ما اطلاع داریم در دوره 16 این لایحه آموزش و پرورش به مجلس تقدیم شد و در این کار هم جناب آقاى ناظرزاده بیش از هر کس زحمت کشیده‌اند (ناظرزاده - و آقاى دکتر سنجابى) و من می‌دانم که چقدر زحمت کشیدند تا وزیر فرهنگ فعلى را راضى کردند که با این لایحه موافقت کند و حالا تمام مزایاى این کار را می‌خواهد به حساب خودش بگذارد و این کمال بى‌انصافى است که یک وزیرى یک کارى را که دیگران کرده‌اند و به مجلس داده‌اند انجام آن را به خودش نسبت بدهد ولى بسیار متأسفم که یک کسى که در رأس وزارت فرهنگ نشسته و کارش هم کار تهذیب اخلاق و تعلیم و تربیت است و افاضه و افاده است این طورى شده است که منفور همه مردم واقع شده است و این را جز کج سلیقگى و جز خودخواهى و جز سوء اداره چیز دیگرى نمى‌توان گفت و بنده عرایضم را ختم می‌کنم در ضمن یک تلگرافى است از طرف کارمندان ادارات لنگرود و تلگرافى است از طرف کارمندان رشت که نظر اتحادیه کارمندان را نسبت به روز اعتصاب تأیید مى‌نمایند این را آقاى مهندس غروى فرستاده‌اند تقدیم مقام ریاست می‌کنم که توجه دولت را جلب کنند.

نایب رئیس - آقاى قنات‌آبادى‏

شمس قنات‌آبادى - من از تصدیعم قصد ندارم به آقایان نمایندگان محترم مجلس شوراى ملى تذکر دهم و بگویم که در یکى از نقاط خاک میهن ما یک سانحه بسیار جانگدازى به وجود آمد و عده‌اى از زحمتکش‌ترین طبقات وطن ما به طرز بسیار بسیار فجیعى آنجا کشته شدند (صحیح است) زیر خاک خفه شدند (صحیح است) که حتى بعضى از آنها 2 روز 3 روز ناله‌هایشان از زیر خاک به گوش کسانى که در آنجا حضور داشتند و از نزدیک این منظره جانگداز را مى‌دیدند مى رسید این مطلبى است که همه آقایان نمایندگان محترم و دولت ایران می‌دانند که خشم طبیعت و اراده پروردگار که مسلماً توأم با مصلحتى است اقتضا کرده است که در یک نقطه از خاک مملکت ما و میهن ما یک عده بیگناه شربت شهادت بنوشند مطلبى که من مى‌خواهم اینجا حضور آقایان نمایندگان محترم تذکر بدهم تاکنون براى بازماندگان این دسته بلازده بدبخت چه کرده‌اند و در آینده دولت بایستى متوجه چه عملى باشد و چون نمى‌خواهم آن اشخاصى که همیشه سعى می‌کنند در جریانات یک نکته‌هایى به دست بیاورند و به استناد به آن نکته‌ها تفتین کنند و فتنه بکنند آنها استفاده کنند لذا جریان وقایع این چند روزه را از نظر کمک بدون تفسیر به عرض آقایان نمایندگان محترم مجلس شوراى ملى و ملت ایران مى‌رسانم. دولت به مجرد این که از این حادثه اطلاع پیدا کرد به ستاد ارتش دستور داد یک مقدارى کامیون یک مقدارى جیپ یک مقدارى نان به محل سانحه اعزام بشود و البته رفتند و روز بعد هم ساعت 11 و 12 رسیدند البته قبل از این که این دسته که از طرف دولت مأمور بودند که آنجا بروند می‌رسند یک دسته‌اى از شاهرود مرکب از دادستان و معاون دادستان و رئیس ژاندارمرى و یک عده‌اى از مردمان خیر به محل سانحه رفتند و این که آقایان نمایندگان محترم و ملت ایران شنیده‌اند که بعضی‌ها را از زیر خرواره خاک و آوار بیرون آورده‌اند و در بیمارستان بسترى کرده‌اند این کسانى که نجات پیدا کرده‌اند فقط به وسیله این دسته بوده‌اند یعنى دسته‌اى که از شاهرود رفتند اینها موفق شدند که قریب سى چهل نفر را از زیر خاک بیرون بکشند و با وسایلى که در اختیارشان بوده با ماشین‌هاى بارى به نزدیکترین پست بهدارى اعزام دارند ولى از طرف عده‌اى که از تهران رفتند از نظر حفارى و بیرون آوردن جنازه‌ها و شاید نجات آن کسانى که در زیر خروارها خاک ناله می‌کردند اقداماتى نشده تا آنجا که بودم ندیدم و از کسى هم نشنیدم من وقتى رفتم به طرود و از نزدیک چشمم به این منظره فجیع افتاد دیدم یک جا یک نقطه‌اى یک عده‌اى از هموطنان ما زیر خاک یک عده‌اى هم از بازماندگان این‌ها غریب مبهوت متأثر حیران متعجب ویلان در این بیابان مشغول بالا و پایین رفتن هستند در مقابل این‌ها هم یک عده‌اى از مأمورین اعزام شده‌اند که ماشین‌ها مرتب ایستاده‌اند و چادرها را زده‌اند و اینها آن جا بودند و حال آن که چیزى که در مرحله اول از اهمیت لازم بود که بشود و بعد از پنج شش روز می‌شود این بود که یک عده‌اى حفار بروند آنجا حفارى کنند بلکه بتوانند یک عده بیشترى از این بدبخت‌ها را از زیر خروار‌ها خاک نجات دهند و هنوز که هنوز است یعنى تا دیروز که من اطلاع دارم در صدد حفارى بر نیامده‌اند و محیط و هواى آنجا بسیار بسیار بد بو شده بود و من توجه دولت را مخصوصاً جلب می‌کنم که اگر یک اقدام عاجلى براى رفع این نقطه خطرناک یعنى از بین بردن این بود و این تعفن و آثار ناشیه بر این تعفن و کسانی که در سطح خاک و در سطح اول قرار گرفته‌اند دولت نکند بیم این می‌رود که یک بیمارى بسیار بسیار وحشتناکى در آن حدود به وجود بیاید و شیوع پیدا کند و من لازم است که به آقایان نمایندگان محترم تذکر بدهم که مردم طرود یک دسته‌شان در طبقه اول بودند و یک دسته‌شان در طبقه دوم یعنى طبقه وسط عمارت طرود سه طبقه است و غالباً از خشت است آن دسته‌اى که در طبقه اول هستند اینها اجسادشان متعفن شده و سبب شده که هواى آن منطقه بسیار بدبو و مشمئز کننده شده و این یکى از نکاتى است که باید دولت جدا بهش رسیدگى کند البته این جا فرصت پیدا شده که یک عده‌اى هم تبلیغات خیلى زیادى بکنند ماشاء‌الله رادیو تهران هم مثل این که رسم شده براى همه باید پر و پا کاند کند جز براى مملکت ما مى‌بینیم اینجا نمایندگان محترم در مجلس مطالبى می‌گویند وقتى که به دست رادیو تهران می‌رسد تحریف مى‌شود از بین مى‌رود و کلمات کاملاً وارونه مى‌شود اما مى‌بینیم رادیو تهران صبح و ظهر و عصر و شب مى‌گوید فلان طیاره منتسب به فلان دستگاه رفت و آب و نان ریخت من نمی‌دانم چه اصرارى است که این مطلب را همیشه تأکید کنند و بزرگ کنند و حال آنکه این نان ریختن مطلب مهمى نبوده است از دامغان هم روزى هزار من ببخشید صد من و از شاهرود هم روزى دویست من نان یاد و خروار نان مى‌برند ما هیچ ندیدیم رادیو تهران هى باد بکرنا بکند و بگوید از دامغان هم روزى دویست من یا سیصد من نان مى‌رود اما یک طیاره‌اى حرکت کرده است و رفته آنجا نان ریخته صبح و ظهر و عصر و شب و نصف شب مرتب رادیو تهران این را پخش می‌کند على اى حال غیر از این که به این هموطنان شما یعنى به بازماندگان این سانحه غیر از این که نان خالى (پورسرتیپ - چند نفر مانده‌اند؟) اجازه بدهید غیر از این که به اینها نان خالى بدهند و این پتوهایى که ارتش براى اینها ارسال کرده چیز دیگرى ماندیدیم به اینها بدهند و آقاى استاندار مازندران آقاى فقیه‏‌زاده که 2 تن برنج براى آنها آورده بودند وسیله‌اى نبود که طبخ بشود و به آنها بدهند و به علاوه نکته‌اى که خود مردم طرود مى‌گفتند این را لازم می‌دانم که عرض بکنم اینها مى‌گفتند آقا به ما بیل بدهند به ما کلنگ بدهند ما برویم اجساد عزیزانمان را از زیر خاک در بیاوریم براى اینها هى ماشین بیاورید هى داد بکنید این براى ما تأثیر ندارد آنچه که براى ما مؤثر است آنچه که دل دردمند ما را التیام مى‌بخشد این است که وسیله‌اى در اختیار ما بگذارند تا ما برویم بدن عزیزانمان را از زیر خاک

+++

بیرون بیاوریم و دفن بکنیم البته اینها از نظر عشق و علاقه و خویشى و ما هم از نظر انسان دوستى و از نظر مصلحت مملکت بایستى به این نکته توجه بکنیم بایستى برادران ما که زیر خاک رفته‌اند قطع نظر از این که به وضع فجیعى مرده‌اند بالاخره بودن اینها در زیر خاک سبب مى‌شود که یک عده زیادى از هموطنان ما هم مبتلا مى‌شوند و باید اینها را از این وضع نجاتشان بدهیم بنابراین من می‌خواهم توجه دولت را مخصوصاً به این نکته جلب کنم و از دولت مى‌خواهم چون حالا ممکن است بیایند بفرمایند که ما کرده‌ایم ولى من به عرض آقایان محترم می‌رسانم و اطلاع صحیح دارم از نظر حفارى و دفن اجساد هیچ اقدامى نشده هیچ کارى نکرده‌اند و خواهش هم می‌کنم از دولت که ما حاضریم خودمان به نان و پنیر خودمان قناعت کنیم کهن جامه خویش آراستن - به از جامه عاریت خواستن من نمى‌توانم قبول کنم آن ملتى که به انتظار بذل و بخشش دیگران است ولو آن که آن دیگران خیلى هم صاحب حسن نیت باشند اینها بنشینند و انتظار بکشند اینها نمى‌توانند یک ملت زنده باشند (مهندس حسیبى - کسى به انتظار نمى‌نشیند ولى اگر کمکى بشود که نباید برگردانید) تمنى می‌کنم که جنابعالى یک خورده حوصله داشته باشید. بنده مطلبى عرض نکردم که جنابعالى عصبانى بشوید (مهندس حسیبى - در هر حال ملت ایران به انتظار کمک هیچ کس ننشسته این مطلب باید در مجلس گفته شود و این فرمایش را نفرمایید جنابعالى) جنابعالى توجه بفرمایید یک قدرى من صحبت از ملت مخصوصى نکردم من گفتم ملتى من اسم ملت ایران را نیاوردم این در فکر من نبوده است (کریمى - اسم اصل چهارم را نیاورید) من یک اصل کلى گفتم اسم شخص و مقام و ملتى نبود من خیلى بیشتر از اینها به استقامت ملت ایران اطمینان دارم و اعتقاد دارم و می‌دانم که این ملت ایران است که در تمام کورانها مثل کوه پا بر جا است و اما یک عده‌اى معدود هستند که اینها خودشان را به ملت ایران مى‌چسبانند و در تمام کورانها به طرف سیاست‌هاى مختلف رفته‌اند و ملت ایران اینها راخوب مى‌شناسد.

نایب رئیس - آقاى قنات‌آبادى وقت جنابعالى تمام شده است‏.

قنات‌آبادى - بنده عرایضم تمام نشده و چند مطلب است که بایستى عرض کنم.

نایب رئیس - چقدر وقت مى‌خواهید؟ (قنات‌آبادی در حدود یک ربع ساعت) بسیار خوب پس صحبت بفرمایید تا آقایان بیایند و رأى بگیریم.

قنات‌آبادى - آقایان نمایندگان محترم هموطنان برازنده شما در طرود این عین خواست آنها است از مردم از دولت از ملت ایران که می‌خواهند اولاً وسایل حفارى به آنها بدهند که اینها عزیزانشان را از زیر خاک در بیاورند و دولت هم جدا و عملاً در این مورد کمک بکند و به علاوه مؤسسه شیر خورشید سرخ که انصافاً اینجا خوب عمل کرده و من نمى‌توانم انکار کنم به آنها به عنوان نصیحت گفته‌اند که شما خوب است حرکت کنید و به جاى دیگر بروید اینجا یک منطقه خطرناکى است و خطر جانى دارد و غالباً زلزله مى‌شود اینها گفته بودند که ما حرکت نمی‌کنیم ...

نایب رئیس - آقاى قنات‌آبادى اجازه بفرمایید وقت بگیریم بعداً ادامه دهید. آقاى قنات‌آبادى ده دقیقه از وقت یکى از آقایان نمایندگان محترم صحبت فرمودند و حالا تقاضاى یک ربع ساعت وقت اضافى می‌کنند آقایانى که موافقت دارند قیام بفرمایند (اکثر نمایندگان برخاستند) تصویب شد.

4- اعلام تصویب صورت مجلس جلسات 19 و 23 بهمن‏

نایب رئیس - از موقع استفاده می‌کنم حالا که اکثریت هست تصویب صورت جلسه‌هاى مورخ 19 بهمن و همچنین 23 بهمن را اعلام می‌کنم بفرمایید آقاى قنات‌آبادى.‏

5- بقیه بیانات قبل از دستور آقاى قنات‌آبادى‏

قنات‌آبادى - بنابراین از دولت مى‌خواهند که براى آنها مسکن‌هایى که براى آنها قرار است بنا بشود در همان محل بنا شود چون آنها به آنجا علاقه دارند آنجا را وطن خودشان مى‌دانند آنجا زراعت دارند قنات دارند و به وسیله بنده خواسته‌اند که راجع به این مطلب یعنى کوچ دادن اینها از آن منطقه به منطقه دیگر اساساً دولت و مؤسسات خیره ذهن خودشان را مشغول نکنند بنابراین اول کارى که باید دولت و سایر مؤسسات خیریه از محل این اعاناتى که داده مى‌شود بکنند این است که از براى اینها تهیه مسکن بکنند (فرزانه - اینها را تمرکز بدهند) (نبوى - مردم متمرکزند) (فرزانه - عرض کردم این اعانات را تمرکز بدهند) حق با جنابعالى است حق این که است در شیر و خورشید سرخ متمرکز شود و اینها با سابقه‌اى که دارند عمل بکنند و اصلاً این طور که یک دسته‌اى یک جاو یک دسته‌اى یک جا باشد صحیح نیست و حالا که این مطلب را فرمودند من ناگزیرم که یک مطلب را بگویم که آقای مهندس حسیبى توجه بفرمایند یک مطلبى که من را داغ کرد و آتشم زد این بود خواهش می‌کنم آقایان توجه بفرمایند بنده رفتم آنجا سه منظره از انسان در مقابل چشم من مجسم شد یک منظره بازماندگان طرودیها که در حدود 250 یا 260 نفر هستند یک دسته هم دسته اعزامى از طرف ارتش افسران و سربازان وطن ما یک دسته هم آن گوشه چهار یا پنج چادر زده بودند چند تا از هموطنان عزیز ما با یک عده‌اى از غیر هموطنان ما بودند در اختیار آن کسانى که در آن گوشه و در آن چند چادر زندگى می‌کردند تمام لوازم زندگى بود بهترین خوراکی‌ها بهترین دسرها بهترین پوشاک‌ها بود در مقابل اینها سربازان ما ایستاده بودند این منظره را با کمال نفرت و انزجار نگاه می‌کردند و آن طرف هم هموطنان بلازده و مصیبت دیده ما به این دو تا منظره نگاه می‌کردند آقا نباید این کارها توى این مملکت اجازه داده بشود تمام مردم مملکت ما به نان و پنیر خودشان قناعت می‌کنند نه این که در برابر یک عده بلازده بروند آنجا این طور زندگى کنند آنجا که محل تفریح نبود آنجا که محل گردش نبود آنجا که محل نمایش نبود اینها را که انسان مى‌بیند آتش مى‌گیرد و می‌خواهد به این چیزها اعتراض کند و اگر کسى راضى باشد که این منظره‌ها وجود خارجى پیدا کند که من نمی‌توانم در وطن‌پرستى او تردیدى نکنم پس دولت یا آن نقطه‌اى که اعانات در آنجا متمرکز مى‌شود باید توجه داشته باشد چون اینها مردمان کارگر و زحمتکشى هستند اینها مى‌خواهند وسایل کار در اختیارشان باشد خودشان کار بکنند و از قدرت بازوان خودشان زندگى‌شان را تأمین بکنند آقا تا اینها وسایل کار در اختیارشان نباشد اینها نمى‌توانند وضع خودشان را تثبیت کنند نمى‌توانند کار کنند بنابراین با تثبیت وضع قریه طرود و چند قریه‌اى که در اطراف طرود است و متأسفانه خیلى کم از این چند قریه‌ها اسم برده مى‌شود و کمتر به آنجا توجه مى‌شود و حال آن که در طرود اکثر مردم زیر آوار رفته‌اند و در اثر زلزله مرده‌اند اما در دو قریه در اطراف طرود در هفت فرسخى طرود آنجا مقدار تلفات کم است نزدیک یک 30 نفر است اما تعداد بى‌خانمان‌ها و در به درها بسیار است و باید توجه بشود و کمکى به مردم آنجا بشود نکته‌اى که اینجا حضور آقایان می‌خواهم عرض کنم این است که اگر آقایان تشریف برده باشند طرود و یا اگر یک وقتى براى ابراز تفقد آنجا تشریف ببرند مى‌بینند آنها رفته‌اند روى یک تپه بسیار مرتفعى ساختمان کرده‌اند که از نظر قاعده ساختمانى عمل بسیار بسیار غلطى است که با مختصر زلزله‌اى چنین وضعى پیش مى‌آید چه رسد به این که زلزله خیلى شدید باشد چرا اینها این کار را کرده‌اند براى این که آنها امنیت نداشته‌اند براى این که دستگاه انتظامى توى این مملکت خوب کار نمى‌کند براى این که اینجا دزد‌ها حمایت مى‌شوند الان یک نامه‌اى همین امروز که من وارد تهران شدم یکى از اهالى محترم تهران براى من نوشته است آقاى محمدباقر تهرانچى براى من نوشته‌اند من مغازه‌ام در خیابان فردوسى است درب مغازه‌ام از آن درهاى کشویى آهنى است که اگر بخواهند باز کنند وقتى که خیابان شلوغ باشد حداقل تا دویست سیصد متر سر و صدایش می‌رود و اگر خیابان خلوت باشد حتماً تا یک کیلومترى صدایش می‌رود می‌نویسد که آمده‌اند در تاریخ سوم بهمن شب جمعه سوم بهمن ماه 1331 یعنى از وقتى که شهربانى پایتخت مفتخر شده است به ریاست عالیه و فائقه آقاى سرتیپ افشار طوس رئیس سابق املاک مازندران و کسى که شب و روز مردم مازندران مى‌نشینند و به او نفرین می‌کنند یعنى این خانواده‌هایی که این مرد لکه بى‌ناموسى به دامن آنها گذاشته این مرد را نفرین می‌کنند و به او بد می‌گویند آن روزى که او رئیس شهربانى شده در زمان ریاست فائقه ایشان هم بوده است که رفته‌اند در خیابان فردوسى این مغازه را دزدیده‌اند من نمى‌خواهم بگویم در زمان ریاست شهربانى دیگران دزدى نمى‌کردند می‌کردند ولى سراغ بالاها خیلى کم مى‌رفتند غالباً مى‌رفتند در جنوب شهر سراغ بدبخت‌ها و بیچاره‌ها ولى حالا الحمدالله عدالت طورى شده که آمده‌اند بالا و همه جا یکسان شده است راجع به طرود عرض می‌کردم براى آن خانه‌هایشان را به شکل حصار ساخته بودند خانه‌ها کوچک بود اما تمام این خانه‌هاى آنها به صورت قلعه‌هاى جنگى بود براى این که اینها مجبور بودند خودشان از خودشان دفاع کنند و اگر آقایان جزو اخبار خوانده باشند در جراید وقتى اعلیحضرت همایونى به طرود تشریف برده بودند که عمل ایشان از نظر تسکین روحى بسیار بسیار مؤثر بوده (صحیح است) و مردم بسیار بسیار خوشبین شده بودند واقعاً من می‌خواهم عرض کنم این عمل اثرش از تمام کمک‌هاى مادى و معنوى و تبلیغاتى که شد در روحیه مردم بسیار زیادتر بود من لازم می‌دانم به نام موکلینم از ایشان تشکر کنم طرودى‌ها به شاه مملکت گفته بودند ما از شما مى‌خواهیم بگویید براى ما امنیت به وجود بیاورند ما در به در بودیم از دست یک عده‌اى دزد جناب آقاى عامرى می‌دانند آنجا ده بیست تا دزدند آقا ده بیست تا یعنى بیست تا بیست و دو تا هم نیستند اینها معروفند به اسم دزدهاى باصورى یا باصرى سال‌هاى سال است قواین تأمینیه مملکت نتوانسته است حساب این ده بیست تا دزد را برسد و این ده بیست تا دزد را به جاى خودش بنشاند چه امروز چه دیروز چه در گذشته اینها به شاه مملکت گفتند ما از ترس دزد آمده‌ایم اینجا و در این جا منزلمان را به شکل قلعه‌هاى جنگى در آورده‌ایم حال که خراب شده است این دیوار‌هاى سنگین و ضخیم این طور بدن عزیزان ما را له کرده (میر اشرافى - آقاى قنات‌آبادى این دزدها با رئیس ژاندارمرى شریکند سهم مى‌دهند و نمى‌گیرندشان) آقا بنده از این جریانات زیر پرده اطلاعى ندارم.

+++

اجمالاً می‌دانم که اگر شحنه بیدار باشد اگرشحنه نخوابد اگردزدگیرخودش دزد نباشددزدجرات دزدى ندارد متاسفانه شحنه در خواب است و دزد بى‌مانع و بى‌رادع است تلگرافى هم از طرف قاطبه مردم شاهرود رسیده از اعلیحضرت همایونى و از حضرت آیت‌الله کاشانى و از جناب آقاى دکتر محمدمصدق و از جمعیت شیر و خورشید سرخ ایران و از تمام افراد و دستجاتى که نسبت به سانحه طرود ابراز تأسف کرده‌اند تشکر کرده و مخصوصاً از آقایان نمایندگان محترم خواسته‌اند که از خواسته‌هاى مردم طرود که تهیه مسکن و تهیه آذوقه یا تثبیت اوضاع طرود و به خصوص تأمین امنیت طرود را آقایان نمایندگان محترم لطف کنند کمک کنند که این مطلب حل بشود مساعدت بفرمایند مطلبى هم که مى‌خواهم بنده اینجا تذکر بدهم این است که مدت مدیدى است در تهران حکومت نظامى است و لایحه حکومت نظامى هم مطابق قانون از طرف دولت به مجلس آورده شده و متأسفانه این لایحه در مجلس مطرح نشده است و بنده البته نمى‌دانم و نمى‌خواهم بگویم که چرا نشده و اگر اقتضا بشود در موقعش خواهم گفت که چرا این در مجلس مطرح نشده است اما قدر مسلم این است که مطابق قانون دولت موقعى را که لازم بداند حکومت نظامى را اعلام بکند باید در ظرف هفت روز لایحه‌اش را به مجلس بفرستد و در جلسه فوق‌العاده مجلس این لایحه را مطرح کند و متأسفانه مطرح نشده است و یک حکومت نظامى روى حکومت نظامى آمده است قانون مى‌گویند عطف به ماسبق نمى‌شود اما حکومت نظامى ما هى تند و تند عطف به ماسبق مى‌شود و حال آن که در تهران اگر خودشان دار و دسته درست نکنند اگر تشویق نفرمایند گمان نمی‌کنم احتیاجى به وجود حکومت نظامى باشد و البته وقتى حکومت نظامى مطرح شد بنده مطالبى دارم که به عرض خواهم رساند و خواهش می‌کنم از مقام ریاست که دستور بفرمایند لایحه حکومت نظامى تهران که تاریخش هم مقدم بر حکومت نظامى جاهاى دیگر است جزو دستور قرار بگیرد مطلب دیگر این است که بنده مى‌خواهم یک تذکرى خدمت آقایان به خصوص آقایانى که خیال مسافرت دارند عرض کنم و آن این است که البته وقتى این لایحه اختیارات مطرح مى‌شد بزرگترین دلیلى که طرفداران اختیارات مطرح مى‌فرمودند این بود که لوایح دیر از مجلس مى‌گذرد اگر بنا باشد آقایان تشریف ببرند و جلسات رسمى تشکیل نشود و لوایح اینجا مطرح نشود مطلبى که درباره مجلس مى‌گفتند صادق مى‌آید خوب‌ است که آقایان براى خاطر حفظ حیثیت مجلس از مسافرت صرف‌نظر کنند و نمایندگان به کارهاى مملکت بپردازند (میر اشرافى - آقاى قنات‌آبادى راجع به فرماندار جدید نظامى تهران نفرمودید که از کمونیست‌هاى درجه اول با پیشه‌ورى کار می‌کرده است) (پارسا - یکى از بهترین افسران است خیلى آدم متدین و پاکى است) من او را نمى‌شناسم (میر اشرافى - از همکاران جدى پیشه‌ورى بود من اسنادش را در موقع طرح لایحه حکومت نظامى مى‌آورم)

 6- تقدیم دو فقره لایحه به وسیله آقاى معاون وزارت دارایى

نایب رئیس - آقاى معاون وزارت دادگسترى اطلاع دادند که براى جواب سؤالات حاضر هستند البته اگر مطرح شد از حضور آقایان استفاده خواهد شد آقاى معاون وزارت دارایى فرمایشى داشتید بفرمایید.

معاون وزارت دارایى (قریب) - دو لایحه است که تقدیم می‌کنم یکى راجع به پرداخت دو دوازدهم بهمن و اسفند است که مال بهمن تمام شده و مال اسفند هم مى‌بایستى طبق معمول حقوق مستخدمین و مصارف مملکت قبل از پایان سال پرداخت بشود یک لایحه دیگر هم هست راجع به چند فقره اضافاتى است که چون بودجه مخارج بر مبناى سال 1329 به طوری که دوازدهم پرداخت مى‌شود و این مخارج هم از واجبات است و اعتبارش را نداریم چند فقره است که از جمله اضافات مستخدمین جز است که مورد علاقه آقایان نمایندگان محترم هم هست این لوایح را تقدیم می‌کنم.

نایب رئیس - لوایح به کمیسیون‌هاى مربوطه فرستاده مى‌شود لایحه دو دوازدهم و لایحه اعتبارات به کمیسیون بودجه ارجاع مى‌شود آقاى معاون وزارت دفاع ملى فرمایشى دارید؟

معاون وزارت دفاع ملى - خواستم عرض کنم که براى جواب سؤالات حاضرم.

نایب رئیس - اگر سؤالات مطرح شد استفاده می‌کنیم.‏

 7- طرح گزارش شور اول راجع به منابع طبیعى موجود در کف دریا و زیر کف دریا

نایب رئیس - شور اول لایحه مربوط استفاده از منابع زیرزمینى کف دریا و زیر کف دریا مطرح است. گزارش کمیسیون قوانین دارایى قرائت مى‌شود.

 (به شرح زیر خوانده شد)

گزارش از کمیسیون قوانین دارایى به مجلس شوراى ملى.

کمیسیون قوانین دارایى لایحه شماره 74596- 4/11/31 دولت راجع به منابع طبیعى موجود در کف دریا و زیر کف دریا را که در مجاورت خاک ایران واقع شده با حضور آقاى وزیر دارایى مورد رسیدگى قرار داده و مواد پیشنهادى را به شرح زیر تصویب و اینک گزارش آن را براى شور اول به مجلس شوراى ملى تقدیم می‌دارد:

ماده 1- منابع طبیعى موجود در کف دریا و زیر کف دریا تا حدود (فلات قاره) سواحل ایران و سواحل جزایر ایران متعلق به دولت ایران مى‌باشد.

ماده 2- در صورتی که فلات قاره ایران تا سواحل کشور دیگرى بسط داشته باشد یا با کشور همجوار دیگرى مشترک باشد حدود کشور‌هاى ذینفع نسبت به منابع طبیعى فلات قاره بین دول ذینفع به طور منصفانه تعیین خواهد شد.

ماده 3- این قانون در وضعیت آبهاى غیرساحلى روى فلات قاره تغییر نداده و حق کشتیرانى آزاد در آبهاى مزبور به قوت خود باقى خواهد بود.

ماده 4- مقررات قانون 24 تیر ماه 1313 به قوت خود باقى است.

ماده 5- کلمه فلات قاره مستعمل در این قانون همان معنى را دارا است که از کلمات مصطلح: Continental shelf plateau continental مستفاد مى‌گردد.

نایب رئیس - کلیات لایحه مطرح است آقاى حائرى‌زاده به عنوان مخالف اسم نوشته‌اید فرمایشى دارید؟

حائرى زاده - بلى‏

نایب رئیس - بفرمایید.

حائرى زاده - در اواخر دوره 15 مجلس از طرف دولت وقت یک همچو لایحه‌اى آمد و اختیاراتى هم از طرف مجلس به کمیسیون دارایى آن روز مجلس داده شد براى تصویب چند قانون. این قوانین پس از آن که تصویب شد به موقع اجرا گذاشته شد یکى از این قوانین همین لایحه منع تحت‌الارضى زیر دریایى است که اهمیت فوق‌العاده پیدا کرده. در بحر خزر روس‌ها در قسمت‌هایى وسط دریا جزیره‌هاى مصنوعى درست می‌کنند و مشغول استخراج نفت هستند در خلیج فارس هم جاهایى حفارى شده است و استخراج نفت می‌شود ممکن است این خطر پیش آمد کند از این جهت براى حفظ حق تقدم ملت ایران در دوره پانزدهم یک همچو لایحه‌اى به مجلس آمد و تصویب هم شد ولى پس از تعطیل مجلس من در لیست قوانین مصوبه ندیدم آن را تحقیق کردم که چه شده معلوم شد چون این لایحه در روز آخر دوره مجلس تصویب شده بود است و رئیس کمیسیون دارایى روز بعد مسافرت کرده بود پاکنویس آن را امضا نکرده بود و یک قانون مصوب براى این که یک تشریفات ادارى آن انجام نشده غیرمصوب تلقى شده است و حالا مجدداً لایحه را آورده‌اند من این لایحه را مصوب می‌دانم طرح قانونى آن را باید تأیید بکنیم یعنى همان تصویب دوره 15 را تأیید کنیم این چیزى نیست که امروز حرفش زده شود این در دوره 15 آمده تصویب شده ولى تشریفات ادارى آن کامل نبوده است این است که خواهش می‌کنم اگر آقایان سوابق را مطالعه فرموده‌اند توضیح بفرمایند من چیزى غیر از این چون در حافظه‌ام نیست آنچه که نظرم بود توضیح دادم باید به پرونده مراجعه بشود و به عرض آقایان برسد که این موضوع ابتکارى امروز نیست مجلس این موضوع را تصویب کرده بود ضمناً خواستم از موقع استفاده کنم یک سؤالى است که جناب آقاى بهادرى راجع به فروش جو با تنگى سال از وزارت دارایى فرموده‌اند که تقدیم مقام ریاست می‌کنم.

نایب رئیس - آقاى پارسا

پارسا (مخبر کمیسیون قوانین دارایى) - همان طور که جناب آقاى حائرى‌زاده فرمودند این لایحه جدید نیست که به مجلس داده شده باشد سابقه دارد در دوره 15 این را به مجلس تقدیم کرده‌اند و به کمیسیون قوانین دارایى وقت اجازه داده شده است که تصویب بکند و به دولت ابلاغ کند و کمیسیون قوانین دارایى هم به این موضوع رسیدگى کرده تصویب کرده ولى به دولت ابلاغ نکرده ناقص بودنش از این جهت است و این قضیه در کمیسیون هم مطرح شد حتى جناب آقاى نریمان از جناب آقاى وزیر دارایى پرسیدند که آیا براى دولت گرفتارى حاصل نمی‌شود که در مجلس دوباره مطرح کنیم اگر بخواهید ما این را تأیید می‌کنیم عمل کمیسیون دارایى دوره 15 را آقاى وزیر دارایى در توضیحاتى که فرمودند فرمودند که این ضررى براى دولت ندارد و بنده با این توضیحاتى که عرض می‌کنم ضررى ندارد که این قانون دو مرتبه در مجلس مطرح شود و به تصویب برسد. اصولاً به طوری که آقایان می‌دانند در حقوق بین‌المللى تا سه میل از ساحل در حدود حاکمیت هر دولتى است ولى دولت ایران این را تا شش میل قبول دارد مدتى قبل یکى از دول تئورى جدیدى آورد که همان تئورى قاره‌اى است و این تئورى از طرف یکى از دول به صورت بیانیه‌اى منتشر شد حالا معناى فلات قاره‌اى این است که حاکمیت هر دولتى در امتداد فلات آن دولت خاک آن دولت تا عمیق‌ترین نقطه‌ای که فلات قاره است و عده‌اى از دول خودشان را به این ملحق کردند دولت براى حفظ منافع احتمالى چون این لایحه چیزى نیست که براى احتیاجات روزمره باشد ولى براى این که نفعى از این کشور فوت نشود براى آن منافع احتمالى این را تقدیم کرده است و چون یک اصلاحات مختصرى به عمل آمده است اگر آقایان به این رأى بدهند گمان می‌کنم به نفع این کشور خواهد بود (دکتر معظمى - با لایحه سابق تغییرى داده شده یا نشده؟) تغییرات مختصرى داده شده.

نایب رئیس - آقاى ملک‌مدنى

+++

ملک‌مدنى - بنده هم می‌خواهم همین نظرى را که آقاى حائرى‌زاده اظهار کردند عرض کنم کمیسیون دارایى در موقع خودش اختیار داشته است و این را تصویب کرده است و به نظر بنده دیگر ضرورت ندارد که مجدداً در مجلس مطرح شود ولى چون جناب آقاى پارسا تذکر دادند که یک تغییراتى در لایحه داده شده است بسته است به نظر مجلس ولى خواستم عرض کنم که اصولاً کمیسیون دارایى این کار را کرده است ضمناً خواستم از مقام ریاست استدعا کنم و عرض کنم که لایحه دو دوازدهم را که دولت به مجلس داده است اگر موافقت بفرمایند بعد از تعیین تکلیف این لایحه تصویب شود و روز یکشنبه جزو دستور باشد چون همیشه کارمندان دولت یک احتیاجات شدیدى در شب عید دارند و چون مجلس همیشه نسبت به کارمندان دولت نظر مساعد داشته است این لایحه زودتر تصویب شود که قبل از این که عید برسد کمکى به آنها بشود خواستم این را عرض کرده باشم.

نایب رئیس - نسبت به لایحه لازم است که نظر آقایان نمایندگان محترم را جلب کنم که در آخر دوره 15 به کمیسیون قوانین و دارایى اختیار داده شده بود که شش لایحه را تصویب کند و به دولت ابلاغ کند این لایحه هم در کمیسیون دارایى دوره 15 مطرح شده بود و شور نهایى خودشان را هم کرده‌اند ولى از طرف کمیسیون شرح لازم در آن تاریخ به هیئت رئیسه جهت ابلاغ نوشته نشده است و به همین جهت هیئت رئیسه به دولت نمی‌توانسته است ابلاغ کند بعد از مدتى معلوم شد که این لایحه محتاج است که به مجلس برگردد آقاى وزیر دارایى هم لایحه را قبول کردند و پس از اصلاحاتى که در آن به عمل آوردند حالا به مجلس برگشته است چون شور اول مطرح است و آقایان نظرى ندارند اگر آقایان اجازه بفرمایند در کلیات مذاکرات را کافى تلقى کنیم و بپردازیم به مواد اگر نظرى نبود برود به کمیسیون. آقاى نبوى با کفایت مذاکرات مخالفید بفرمایید.

نبوى - همان طوری که فرمودند این کارى است انجام شده و جناب آقاى پارسا فرمودند که بى‌ضرر است خواستم عرض کنم که مهتمرین ضررش اتلاف وقت است که کارى که انجام شده ما دو مرتبه آن را انجام بدهیم به طوری که جناب آقاى ملک‌مدنى فرمودند تمام ارکان قانونى این لایحه در دوره 15 گذشته و در آن دوره به کمیسیون دارایى اختیار داده شده است که یک تعدادى از لوایح را تصویب کند و تصویب همان کمیسیون کافى بوده چنان که بسیارى از لوایح را تصویب نمودند و تصویب همان کمیسیون به تنهایى کافى بود و امروز مجرى شده نسبت به این لایحه کمیسیون شور اول و شور دوم و تمام آن کارهایى که اعتبار قانونى به این لایحه می‌دهد انجام داده و داراى اعتبار قانونى شده است حالا اگر در آخر وقت ابلاغ نکرده‌اند این از تشریفات ادارى است چیزى نیست که به قانونى بودن لایحه صدمه برساند تغییراتى هم که در لایحه داده شده است بسیار جزیى و غیر قابل تأثیر است بنابراین بنده بهتر این می‌دانم که هیئت رئیسه مجدداً در این کار مطالعه‌اى بفرمایند و اگر همین طور است که در اینجا گفته شد همین لایحه را به دولت ابلاغ کنند که کار انجام شده را از سر نگیریم این است که من با کفایت مذاکرات مخالفت کردم براى این که عرض کنم این کار تمام شده‌اى است و جایز نیست که چند جلسه وقت مجلس را تلف کنیم و وقت کمیسیون را تلف کنیم و حال این که این تحصیل حاصل است و منظور انجام شده است.

نایب رئیس - آقاى پارسا توضیحى دارید بفرمایید.

پارسا - جناب آقاى نبوى فرمودندکه تمام ارکان قانونى این قانون انجام شده است و روى آن بحث شده است و تصویب شده فقط تشریفات ادارى مانده است حال چه تشریفات ادارى چه تشریفات غیرادارى را بگیرید تصویب این قانون آن زمان از طرف کمیسیون دارایى به هیئت رئیسه مجلس شوراى ملى نوشته نشده است و به دولت ابلاغ نشده است یکى از ارکان آن چیزى که باید قانون بشود لنگ است و حالا آورده‌اند به مجلس که تصویب کند جناب آقاى دکتر معظمى الان یک تذکر دیگرى فرمودند که بنده می‌خواهم راجع به آن موضوع هم توضیح عرض کنم ایشان فرمودند که راجع به این موضوع قانونى هست که تا شش میل بحرى منابع روى دریا و زیر دریا متعلق به ایران است ولى باید توجه داشته باشند که در اینجا صحبت میل نشده است و همان طور که عرض کردم این یک تئورى جدیدى است در امتداد فلات ایران تا عمیق‌ترین نقطه دریا گرفته‌ایم که ممکن است 200 میل هم باشد (صحیح است)

نایب رئیس - آقایانى که با کفایت مذاکرات موافقند قیام کنند (اغلب برخاستند) تصویب شد آقایانى که موافقت دارند وارد در شور مواد شویم قیام بفرمایند (اکثر برخاستند) تصویب شد ماده اول قرائت مى‌شود.

(به شرح زیر قرائت شد)

ماده 1- منابع طبیعى موجود در کف دریا و زیر کف دریا تا حدود (فلات قاره) سواحل ایران و سواحل جزایر ایران متعلق به دولت ایران مى‌باشد.

نایب رئیس - نظرى نیست؟ (گفته شد خیر) ماده دوم قرائت مى‌شود.

(به شرح زیر قرائت شد)

ماده 2- در صورتی که فلات قاره ایران تا سواحل کشور دیگرى بسط داشته یا با کشور همجوار دیگرى مشترک باشد حدود کشورهاى ذینفع نسبت به منابع طبیعى فلات قاره بین دولت ذى‌نفع به طور منصفانه تعیین خواهد شد.

نایب رئیس - نظرى نیست؟ (اظهارى نشد) ماده سوم قرائت مى‌شود.

(به شرح زیر قرائت شد)

ماده 3- این قانون در وضعیت آب‌هاى غیرساحلى روى فلات قاره تغییر نداده و حق کشتیرانى آزاد در آبهاى مزبور به قوت خود باقى خواهد بود.

نایب رئیس - نظرى نیست؟ (گفته شد خیر) ماده 4 قرائت مى‌شود.

(به شرح زیر قرائت شد)

ماده 4- مقررات قانون 24 تیر ماه 1313 به قوت خود باقى است.

نایب رئیس - نظرى نیست؟ (اظهارى نشد) ماده 5 قرائت مى‌شود.

(به شرح زیر قرائت شد)

ماده 5- کلمه فلات قاره مستعمل در این قانون همان معنى را دارا است که از کلمات مصطلح Plateau comtinental, con linentel shelf مستفاد مى‌گردد.

نایب رئیس - آقاى پارسا توضیحى دارید بفرمایید.

پارسا - عرض کنم ما قانونى داریم در سال 1313 که در آنجا گفته می‌شود که تا شش میل دریایى از ساحل ایران منابع کف دریا و زیر دریا متعلق به ایران است حالا ما آمده‌ایم پلاتو کنتیناتال فلات قاره را ما قبول می‌کنیم با ذکر این که قانون قبل هم معتبر است حالا فرقش با آن قانون قبلى چیست؟ عرض کنم در این فلات قاره‌اى نوشته شده فلات قاره یعنى امتداد آن کشور تا عمیق‌ترین نقطه دریا را در خلیج فارس بگیرید مثلاً می‌شود 120 میل بحرى دولت ایران مى‌گوید منابعى که تا ‌آن حدود 120 میل هست آن هم متعلق به دولت ایران است چه منابع کف دریا چه منابع زیر دریا که از ساحل ایران خاکى که می‌رود زیر دریا تا عمیق‌ترین نقطه‌اى که در دریا هست منابع زیر دریا و کف دریا متعلق به ایران است در هر صورت آن شش میل معتبر هست مخصوصاً ماده‌اى ذکر شده است که قانون 1313 به قوت خودش باقى است.

نایب رئیس - بنابراین اگر نظرى نیست شور اول را تمام شده تلقى کنیم برود به کمیسیون براى شور دوم (صحیح است)

 8- تعیین موقع و دستور جلسه بعد ختم جلسه

نایب رئیس - براى این که کمیسیون بودجه بتواند لایحه دو دوازدهم را بگذراند که براى جلسه یکشنبه حاضر باشد با اجازه آقایان جلسه را ختم می‌کنیم (صحیح است) پس ختم جلسه را اعلام می‌کنم جلسه آینه صبح یکشنبه ساعت نه و ربع دستور لایحه دو دوازدهم.‏

(مجلس بیست دقیقه قبل از ظهر ختم شد)

نایب رئیس مجلس شوراى ملى - احمد رضوى‏

+++

یادداشت ها
Parameter:294809!model&5137 -LayoutId:5137 LayoutNameالگوی متنی کل و اخبار(مشروح مذاکرات)