کتابخانه، موزه و مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی


صفحه اصلی » مشروح مذاکرات » مشروح مذاکرات مجلس ملی » دوره هشتم مجلس ملی

0.0 (0)
مشروح مذاکرات مجلس ملى، دوره‏8
[1396/05/04]

جلسه: 68 صورت مشروح مجلس روز سه‌شنبه 19 بهمن 1310(2 شوال 1350)  

فهرست مذاکرات

1) تصویب صورت مجلس‏

2) شور لایحه اصلاح قانون دخانیات

3) موقع جلسه بعد- ختم جلسه

مشروح مذاکرات مجلس ملى، دوره‏8

جلسه: 68

صورت مشروح مجلس روز سه‌شنبه 19 بهمن 1310(2 شوال 1350)[1]

فهرست مذاکرات

1) تصویب صورت مجلس‏

2) شور لایحه اصلاح قانون دخانیات

3) موقع جلسه بعد- ختم جلسه

مجلس یک ساعت و سه ربع قبل از ظهر به ریاست آقای دادگر تشکیل گردید.

صورت مجلس روز سه‌شنبه دوازدهم بهمن ماه را آقای مؤید احمدی (منشی) قرائت نمودند

2اسامی غایبین جلسه­ قبل که صورت مجلس خوانده شده است

غایبین با اجازه – آقایان : مفتی – میرزا محمد خان وکیل – حبیبی – آصف – اقبال

غایبین بی‌اجازه _ آقایان : تیمور تاش – مخبر فرهمند – دکتر امیر اعم – اسفندیاری – میرزا صادق خان اکبر – آشتیانی – اعظم زنگنه – طباطبایی وکیلی – حاج حسین آقا مهدوی – حسنعلی میرزا دولتشاهی – مصدق جهانشاهی – طهرانی – عبدالحسین خان دیبا – امیرحسین خان ایلخان – حکمت – حسینقلی خان نواب – قوام – حاج غلامحسین ملک

دیر آمدگان بی‌اجازه – آقایان : مولوی – حاج میرزا حبیب­الله امین – حاج تقی وهاب‌زاده – بوشهری – مجد ضیایی – آقا زاده – سبزواری – مسعود ثابتی – شریعت‌زاده – محمد ناصر خان قشقایی.

]1- تصویب صورت مجلس[

رئیس- آقاى دولتشاهى‏

محمدعلی میرزا دولتشاهى- در صورت جلسه این طور خوانده شد که در جلسه گذشته آقاى حسنعلى میرزا دولتشاهى را غایب بى‌اجازه نوشته‌اند در صورتى که ایشان مریض بوده‌اند و به وسیله خود بنده از مقام ریاست استجازه کرده‌اند خواستم تقاضا کم که اصلاح شود.

رئیس- تحقیق می‌کنیم اصلاح می‌شود. آقاى فرهمند

فرهمند- در جلسه گذشته بنده به واسطه عارضه کسالت نتوانستم تشریف حاصل کنم کتباً هم عرض کردم.

رئیس- آقاى ملک مدنى‏

ملک مدنى (رئیس کمیسیون عرایض)- عرض کنم در کمیسیون مرخصى‌ها تصویب شده بود براى این که سایر آقایان هم تذکر ندهند عرض می‌کنم که مرخصى‌ها تصویب شده منتها خبرش تقدیم مقام ریاست نشده هم مرخصى آقاى دولتشاهى و آقاى فرهمند و هم سایرین که استجازه کرده بودند تصویب شده است.

رئیس- بنده هم همین طور گفتم که لابد در جریان کار است. در صورت مجلس دیگر نظرى نیست؟ (گفته شد- خیر) صورت مجلس تصویب شد.

+++

] 2- شور لایحه اصلاح قانون دخانیات‏[

رئیس- خبر کمیسیون قوانین مالیه راجع به اصلاح قانون انحصار دخانیات طبع و توزیع شده است مذاکره در کلیات است. آقاى ملک مدنى‏

ملک مدنى- این لایحه دخانیات را در کمیسیون قوانین مالیه آقایان اعضا کمیسیون اصلاحات زیادى کردند و البته با آن لایحه که دولت تقدیم مجلس کرده خیلى تفاوت دارد ولى به عقیده بنده یک قسمت‌هاى دیگرى هم هست که لازم است اینجا تذکر داده شود و اصلاحات هم بشود براى این که این انحصار را خود دولت اجرا نمى‌کند و به دست اشخاص خارج و تجار واگذار می‌کند و به طوری که در عمل مشاهده شده ما باید اداره انحصار را اینجا مکلف کنیم که یک قیمت قطعى براى جنس دخانیات در قانون معین شود که تجار مجبور باشند روى آن قیمت خرید کنند (یک نفر از نمایندگان- صحیح است) براى این که در عمل مشاهده شده اشباه این انحصار به یک محظورات و مشکلات برخورده. اگر خود دولت این انحصار را اجرا مى‌کرد به عقیده بنده هیچ جاى نگرانى نبود زیرا دولت علاقه‌مند است که مراعات حال زارع و مالک را کرده باشد البته این انحصار دخانیات و این مالیات مستقیماً بر مصرف کننده تحمیل مى‌شود هر قدر این مالیات را زیاد کننده آن کسى که مصرف می‌کند باید بر او تحمیل مالیات بشود ولى چون خود دولت این انحصار را اجرا نمى‌کند و موجبات اجراى آن برایش فراهم نیست و واگذارمی‌کند به یک عده تجار و اشخاص دیگر این است که باید در قانون پیش‌بینى شود که آن دست‌هایى که دولت انحصار را به آنها واگذار می‌کند آنها نتوانند سوء استفاده کنند به این معنى که حالا بنده مثال مى‌آورم دولت براى تنباکو و توتون یک نرخى معین کرده البته این نرخ را از تاجر مى‌گیرد و اختیار به تاجر می‌دهد که در ولایات مختلف خرید کند تجار هم مخصوصاً امسال در جا‌هاى مختلف بنده اطلاع دارم با هم تبانى کرده‌اند آن قیمتى که بالاخره به طور کنکور سابق خرید می‌کردند از آن کمتر شده زارع بیچاره یک زراعتى را با زحمت تهیه می‌کند مجبور هم هست که در یک ماه معینى و در یک مدت معینى این را به انبار اداره انحصار بیاورد و تحویل بدهد خریداران هم یک چند نفر اشخاص معین هستند و بعد هم آن زارع بیچاره قروضى دارد که براى تهیه این زراعت رفته پول را قرض کرده با یک فرع معینى که همه آقایان مطلع هستند در اغلب این نقاط جزء بانک نیست که زارع یا مالک بتواند برود آنجا وجهى را که براى زراعت خودش می‌خواهد تهیه بکند با یک فرع خیلى نازلى و مجبور هستند از سرمایه‌‌هاى محلى با فرع‌هاى سنگین تومانى یک عباسى و پنج شاهى تهیه کند و بیاورد و بعد از آن که تهیه کرد آورد به آن قیمتى که براى او تمام شده تاجر خریدارى نمى‌کند و مجبور هم نیست که خرید کند زیرا اختیار دست خودش است و مى‌گویند این در انبار بماند هر وقت آن قیمت نازلى که من تعیین کردم حاضرشد بیاید به من بفروشد در کمیسیون قوانین مالیه آقایان اعضا تشریف داشتند یک وقتى بنده را دعوت کرده بودند در یکى جلسات آنجا بنده عرض کردم که در نتیجه تجربه که از اشباه این انحصار حاصل کردیم باید در این موقعى که این لایحه انحصار دخانیات به مجلس آمده پیش‌بینى کنیم که نظایر پیش آمدى که الان شده و اقدام براى حل آن شده واقع نشود و آن البته قضیه تریاک است که همه آقایان مسبوقند ما باید کارى بکنیم که این محصولى که بالاخره یک قسمت زیاد مردم از آن استفاده می‌کنند به مرور طورى نشود که نصف آن زراعت از بین برود. تنباکو و توتون در اکثر ولایات یک قیمت خیلى نازلى داشت به مرور در نتیجه رقابت‌هایى که بود قیمتش بالا رفته بود و این لایحه به عقیده بنده اگر چنانچه قیمت قطعى درش معین نشود نرخ توتون را به مرور پایین مى‌آورد در صورتی که اگر سابق زارع براى زراعت توتون فرضاً بیست تومان خرج می‌کرد امروز ناچار است چهل تومان خرج کند از نقطه‌نظر گرانى عمله از نقطه‌نظر عوارضاتى که تهیه شده و کمیسیون آن موقع موافقت کردند آقاى

+++

وزیر مالیه هم تشریف داشتند که این نظر را عرض کردم که یا خودتان این انحصار را اجرا کنید ما هم حرفى نداریم چون مجلس شوراى ملى و عامه به دولت و حسن نیت دولت اعتماد دارد یعنى همان طبقه زارع را دولت مکلف است نگهدارى کند ولى شما که خودتان اجرا نمی‌کنید ما در عمل هم مشاهده کردیم این انحصار و اختیار را شما از مجلس مى‌گیرید یعنى دولت به نام خودش می‌گیرد و در ضمن حق دارد که به دیگران هم واگذار کند چون آقاى وزیر مالیه هم تشریف آورده‌اند بنده می‌خواهم قسمت اول عرایضم را به‏ طور اختصار تکرار کنم که آقاى وزیر مالیه هم متوجه شوند اشخاص خارج نمى‌خرند بالاخره الزامى هم ندارند و او بالاخره خریدار است و می‌داند که خریدار این جنس هم منحصراً خودش است می‌گذارد تا خروارى صد و پنجاه تومان را صد تومان بخرد بنده عرض کردم ما باید در قانون نرخ سه ساله اخیر را معین کنیم از روى دفاتر تجار و در این قانون ذکر شود که تجار کمتر از آن نرخ حق خرید نداشته باشد حالا اگر زیادتر بخواهد بخرد ما حرفى نداریم اما اگر کمتر خواست بخرد ملزم باشد که با این قیمت خریدارى کرده باشد این یک قسمت عرایض بنده یک قسمت دیگر هم این است که اصولاً به قدرى این مالیات را سنگین کرده‌اند که هیچ تناسب ندارد بنده نمی‌دانم اداره انحصار نظرش این است که چقدر بر هر من تنباکو عوارض وضع کرده باشد خوب است آقاى وزیر مالیه اینجا توضیح بدهند این قیمتى که اینجا معین کرده اغلب این قیمت‌ها دو سه برابر قیمتى است که فعلاً خرید و فروش مى‌شود (افسر- بعضى جاها پنج برابر) به عقیده بنده هر قدر هم که می‌فرمایند بر مصرف کننده تحمیل مى‌شود ولى بنده عرض می‌کنم باز یک تأثیرى هم براى زارع و آن کسى که این زراعت را عمل مى‌آورد خواهد داشت خوب است طورى ما در نظر بگیریم که اگر بخواهیم مالیات هم وضع کنیم یک تناسبى داشته باشد منتهى یک برابر آن. مثلاً یک توتونى است که خروارى صد تومان قیمت دارد یک من یک تومان به آن مالیات بگذارند. فرض کنید یک تنباکوى بروجردى یا صفحات خراسان که آقایان مسبوق هستند یک من دو قران سى شاهى قیمت دارد آن وقت یک من هفت قران مالیات معین کردن سنگین است عقیده بنده این است که می‌خواهم عرض کنم موافقت بفرمایند چون این قانون شور اولش است وقتى به کمیسیون برمی‌گردد یک عده را مجدداً آنجا دعوت کنند ما هم یک نظریاتى که داریم بگوییم و آنجا مجدداً اصلاح شود یک نکته دیگر که می‌خواستم در اختتام عرایضم عرض کنم این است که هیچ فرقى قائل نشده‌اید بین تنباکوى شیرازى که یک قیمت خیلى زیادى دارد با تنباکوى طبس و نهاوند و بروجرد (یک نفر از نمایندگان- شیراز هم یک من سى شاهى دارد) اینها هر سه را یک قیمت معین کرده‌اید در صورتی که آن قیمتش خیلى زیادتر است و این نازل‌تر است هر قسمتى را باید مطابق قیمت خودش و استعداد خودش براى آن مالیات وضع کرده این نظریات بنده بود که خواستم اینجا عرض کنم و امیدوارم مورد توجه آقاى وزیر مالیه بشود و در شور ثانى اصلاح شود.

وزیر مالیه- این لایحه دخانیات که به مجلس آورده‌ایم از سر تا پا یک لایحه جدیدى نیست تمام لایحه قدیم دخانیات است با بعضى تغییرات که داده شده و آقایان ملاحظه خواهند فرمود لذا نسبت به بعضى موادش مثل این که تنباکو را چند طبقه بکنند چنان که در قانون سابق هم نبوده تجدیدنظر کردن اسباب نظر اشکالات موجوده مى‌شود. این قانونى که ما به مجلس آوردیم اگر آقایان ملاحظه کنند در لایحه دولت نظر به این بود که طبقه‌بندى توتون را موقوف کنیم و براى تمامش یک مالیات معین کنیم براى این که اشکالات زیادى براى مردم و مالیه موجود است ولى بعد از خیلى گفت و گوها در کمیسیون که اگر آقاى ملک تشریف داشتند ملاحظه می‌فرمودند که این صحبت‌هایی که اینجا مى‌شود به اضعاف مضاعف در کمیسیون شده و در تدقیق و تحقیق شده و هر جا که ما ملاحظه کردیم دیدیم یک اشکالى براى مردم هست و زحمتى براى مردم دارد و اصلاحش ممکن است اصلاح کردیم و قبول کردیم. اما

+++

در اصل مسأله مالیات این که فرمودند این دو سه مسأله مى‌شود یکى این است که اصلاً خوب است یک چیزى بر مالیات موجوده اضافه کنیم یا نکنیم که البته لایحه اصل علت غاییش از میان مى‌رود البته منظور این است که علاوه بر این که بعضى اشکالات موجوده رفع شود و بعضى چیزهاى غیر قانونى قانونى بشود مثل انباردارى و غیر آن که اشتباهاً در قانون سابق ذکر نشده بود و اینجا نوشته شده که آنچه اخذ مى‌شود قانونى بشود علاوه بر اینها البته یک منظور عمده هم زیادى عایدات است که عایدات زیاد بشود این را آقایان خودشان می‌دانند محتاج به توضیح زیاد بنده نیست ملاحظه کنید اگر ما بنا باشد هر چیزى که بر عایدات مملکت اضافه می‌کنیم بگوییم بر مردم تحمیل نشود که نمی‌شود البته وقتى عایدات اضافه می‌شود یک تحمیل جدیدى بر مردم می‌شود خود به خود که دفینه پیدا نمی‌کنیم منتها تحمیلات جدیده یا قدیمه یعنى گرفتن چیزى از مردم را باید حتى‌الامکان طورى کرد که آن چیزهایی که زحمتش کمتر است و حصولش سهل‌تر است و بارش سنگین‌تر نیست حتى‌الامکان در این رویه و در این میزان و در این مبنى باید کار کرد که تحمیل زیادى بر مردم و مملکت نشود ولى البته مخارج ما سال به سال زیاد می‌شود و قطعاً هم باید زیاد بشود هیچ تصور پذیر نیست که مخارج ما عقب برود و کم بشود براى این که مملکت در راه ترقى است و هر چه نداشتیم تأسیس مى‌کنیم ثبت اسناد در این مملکت ده سال بیست سال قبل از این وجود نداشت بسته به یک کهنه قباله بود که آدم از جیبش در آورد و یکى هم یک قباله دیگر آن وقت دعوى کنند ببینند حق با کدام است حالا سند مالکیت اسباب راحتى مردم می‌شود البته عدلیه‌ها در ولایات وجود نداشت پست بایستى روز به روز وسعت بگیرید سجل احوال وجود نداشت علاوه بر این به اینها هم نمی‌توانیم قناعت کنیم مدارس هر سال زیاد می‌شود هر سال مرتباً صد نفر شاگرد جدید به خارجه می‌فرستیم و مسلماً باید هر سال عایدات بیشترى پیدا کنیم این قابل بحث نیست اگر قابل بحث بود بنده در این باب یک ساعت صحبت می‌کردم و درست براى همه توضیح می‌دادم ولى می‌دانم آقایان اهل سیاست و شریک دولت هستند در حل و عقد امور دولتى و تنها فکر تنباکوى طبس را نمی‌کنند و تمام امور را روى هم مى‌سنجند این است که یک چیزى خواسته شده بر عایدات مملکت اضافه شود آن طور که ما نوشته بودیم شاید دو سه برابر بیشتر عاید می‌شد و این در کمیسیون بعد از خیلى بحث‌ها و صحبت به حداقلى که دیگر از آن کمتر نمی‌شود پایین آورده شده و حتى اگر صریح عرض کنم آن درجه که در کمیسیون رسید ابتدا دولت نمی‌توانست موافقت کند ولى براى این که توافق حاصل شود ما هم موافقت کردیم به شرط این که دیگر چانه نزنیم یعنى این را به حدى رسانده‌ایم که دیگر نمی‌شود درش حرف زد اما مسأله که فرمودید راجع به تاجر و این چیزها اینجا دو سه موضوع است بعضى ممکن است که این عقیده را داشته باشند که خوب است دولت همه را بخرد از مردم یکى ممکن است بگوید که خوب است دولت یک قیمت و نرخى معین کند که تاجر به آن میزان بخرد یکى بگوید خوب است آزاد کنند که هر قیمتى که بخواهند بخرند اولاً در آزادى آن چیزى که زیاد می‌کنند یعنى هر تحمیل جدیدى که می‌شود به مصرف کننده می‌شود به خود زارع و تاجر تحمیل زیادى نمی‌شود بلکه هیچ نمی‌شود و در این موضوعات دیده شده این که آقایان اشاره فرمودند که قیمتش دو قران یا سه قران است و سه تومان ازش می‌گیرند اگر مصرف دارد قیمتش دلیل چیزى نمی‌شود همین توتون سیگار که سه تومان می‌گیرند یک وقتى یک قران میگرفتند و گویا سى شاهى یا دو قران می‌خواستند بکنند تجار آمدند و گفتند که از میان می‌رود در صورتی که از میان نمی‌رود و زیاد هم شده و هیچ طور هم نمی‌شود چون بر همین چیزها است که باید مالیات تحمیل کرد و الا بنان که نباید مالیات تحمیل کرد به مأکولات به گوشت که نباید تحمیل کرد این است که در آزادى تجارت یعنى وقتى تجار می‌خرند و می‌فروشند همان قانون عرضه و تقاضا که طبیعت

+++

ایجاد کرده و کاملاً طبیعى است آن را در مأخذ صحیحش نگاه خواهد داشت اگر یک تاجرى مال زارع را ارزان می‌خرد زارع نگاه می‌دارد به یک تاجرى که یک قران می‌خرد می‌فروشد تا به حد طبیعتش برساند ولى ممکن نیست بلکه محال است که دولت به چیزهایی که در مملکت به فروش می‌رسد بین افراد مملکت یک نرخى بگذارد مخصوصاً براى چیز‌هاى تجارتى عمده شاید براى بعضى‌ مأکولات شهرى بلدیه‌ها یک نرخى قرار بدهند ولى براى تمام چیز‌هاى مملکت به چیت و ماهوت و همه این چیزها که استعمال می‌کند یک نرخى بگذارد که مثلاً تاجر پنبه را این قدر بخرد حبوبات را این قدر بخرد کتیرا را این قدر بخرد آخرش جز صدمه به تجارت فایده ندارد تجربه شده است که به هچی وجه ممکن نیست براى خرید تجارت دولت نرخ معین کند عملى نیست یا ممکن است یک فکر دیگرى باشد که خود دولت بخرد البته اگر انحصار عملى و فعلى جارى می‌شد و ممکن بود براى دولت این کار را بکنند می‌کرد و به مردم هم خودش بخرد و نه صلاح مردم براى این که اولاً دولت وسایل را ندارد و سرمایه زیادى می‌خواهد براى ضبط و ثبت انباردارى و اینها مأمورین و مستخدمین بى‌حساب و ادارات جدیدى می‌خواهد که الان وسایلش فراهم نیست و در این صورت این براى دولت خوب نیست وقتى دولت می‌خواهد داخل شود بعضى جا‌ها را بخرد و بعضى جا‌ها را نخرد این مداخله دولت به زحمت خود زارع تمام می‌شود و به آنها هم فایده نمی‌دهد براى دولت هم فایده ندارد لهذا ما در ترتیب خرید و فروش و معامله که جارى است دخالتى نمی‌کنیم و تغییر اساسى در قانون نمی‌دهیم قانون همان است که بوده است جز این که جریمه و جزا و مجازات قاچاق و اینها را مضبوط و مرتب کرده است و بعضى چیز‌هاى جزئى که در نظامنامه‌ها بوده است قانونى کرده است و البته براى توتون و تنباکو و اینها یک ترتیبى داده است که هم عایدات دولت زیاد می‌شود و هم تحمیل زیادى به مردم نمی‌شود.

رئیس- آقاى افشار

میرزا حسین خان افشار- قبل از این که بنده وارد اصل مطلب شوم بی‌مورد نمی‌دانم این نکته را عرض کنم که نقص بزرگى که از ترتیب قوانین ما به نظر می‌رسد عدم ثبات و تغییرات متوالیه آنها است بنده می‌خواهم این را درست بفهمم که آیا در موقع پیشنهاد از طرف دولت و یا در موقع تصویب از طرف مجلس درست در اطراف قوانین دقت نمی‌شود و یا این که این مسأله ناشى از بى‌ثابتى ما است که عمر قوانین ما کوتاه بوده و هر دو سال یک مرتبه قوانین ما دچار تغییر و تبدیل می‌شود و البته مضرات اجتماعى و اقتصادى این قضیه به قدرى روشن است که بنده نمی‌خواهم این را شرح داده و باعث تصدیع خاطر مبارک نمایندگان محترم بشوم کافى است این را عرض کنم که در نتیجه این مضرات نه تنها اکثریت قاطع مردم ابداً از وظایف قانونى خود اطلاع ندارند بلکه مجریان قانونى که مأمورین جزء دولت هستند آنها نیز از وظایف قانونى بى‌بهره هستند در 1307 یک قانونى راجع به دخانیات گذشت که 1309 دو مرتبه همان قانون مورد اصلاح واقع شد امسال نیز مجدداً یک لایحه دیگرى در این موضوع پیشنهاد می‌شود اگر درست دقت شود به طوری که خود آقاى وزیر مالیه هم فرمودند این لایحه نسبت به قانون جدید هیچ فرق اساسى ندارد هر دو به اسم و به تحت عنوان انحصار یک مالیات‌هاى گزافى تحمیل محصول دخانیات می‌کند منتهى تغییرى که در قانون جدید نسبت به قانون سابق مشاهده می‌شود همین اضافه کردن مالیات توتون چپق و تنباکو است و به نظر بنده تنها نکته که در این لایحه ضعیف به نظر می‌رسد همین نکته است زیرا به طوری که خاطر مبارک نمایندگان محترم مستحضر است توتون چپق و تنباکو سال به سال در مملکت کمتر مصرف می‌شود و همه ساله مردم بیشتر توجه به کشیدن سیگار دارند قلیان که به کلى کشیدنش از میان رفته (اورنگ- استغفرالله) چپق هم به تدریج از مصرفش کاسته می‌شود به طوری که زارعین توتون چپق به طورى که بنده اطلاع دارم براى فروش محصول خود کاملاً در زحمت

+++

هستند تا این که پول ما نسبت به سابق پنجاه در صد قیمت خود را کم کرده است یعنى تومانى که سابق ده قران قمیت داشت حالا تقریباً پنج قران سابق شده معذالک زارعین توتون چیق عوض این که سابق پوطى پنجاه تومان محصول خودشان را می‌فروختند بنده حساب کردم در قسمت غرب و آذربایجان حالا در حدود سه تومان هم نمی‌توانند برسانند و حتى اغلب زارعین هم که با خود بنده صحبت کردند تصمیم گرفته‌اند دست از این زراعت بکشند و زراعت دیگرى را پیشه خود قرار دهند به طوری که خود بنده از زراعت و تجارت این محصول اطلاع دارم و با تجار و زارعین صحبت کرده‌ام اگر این لایحه که در کمیسیون قوانین مالیه هم اصلاح شده با این گزافى مالیات به تصویب برسد کاملاً یک قسمت اعظم زراعت توتون چپق (افسر- و تباکو) از بین رفته و زارعین آن کاملاً بى‌پا خواهند شد و چون در این موقع بحران اقتصادى که در سر تا سر ایران حکم‌فرما است و مخصوصاً زارعین بدبخت و فلاحین نمی‌دانند به چه وجه محصول خودشان را بفروشند به نظر بنده اگر این لایحه به تصویب برسد به منزله حکم اعدام یک سلسله زارعین ایران می‌باشد ممکن است در جواب گفته شود که این مالیات تحمیل بر زارعین نبوده و به مصرف کنندگان تحمیل می‌شود ولى کاملاً صرف اشتباه است زیرا اولاً توتون چپق را اشخاص متمول و بابضاعت نمیی‌کشد اشخاص بى‌بضاعت و رعایا صرف می‌کنند به طوری که همه آقایان مستحضرند (افسر- صحیح است) و هیچ وقت این نوع اشخاص طاقت تحمل این مالیات را ندارند فلان رعیت بدبختى که سالیانه خیلى منافع جزئى و قلیلى عاید او می‌شود به هیچ وجه نخواهد توانست اضافه عایداتى براى مصرف توتون خودش بپردازد و از طرف دیگر به طوری که آقاى ملک مدنى هم با آن زبان فصیح فرمودند تجار در موقع خریدارى توتون مالیات را به زارعین تحمیل می‌کنند چون می‌دانند که جنس آنها خریدار زیادى ندارد و براى این که تجار ضرر هم نکنند مجبورند مالیات را تحمیل بر زارعین کنند و این قضیه را خود بنده در غرب آذربایجان کاملاً مشاهده کردم توتونى که پوطى شش تومان قبل از قانون انحصار دخانیات فروخته می‌شد امروز به سه تومان هم کسى از زارعین خریدارى نمی‌کند و به طورى است که اغلب زارعین آن طرف‌ها تصمیم گرفتند که دست از این زراعت بکشند از طرف دیگر از نقطه‌نظر مالیات‌گذارى هم این طرز به نظر بنده صحیح نیست براى این که باید یک محصولى را پایه مالیات قرار داده که آن محصول رونقى داشته‏ باشد و سال به سال بر مقدار مصرف آن افزوده شود در صورتی که این محصول یعنى توتون و تنباکو یک محصولى است که سال به سال از مصرف آن کاسته شده و بسیار از آن رو به زوال و کسادى است البته یک چنین جنس را مورد مالیات گزاف قرار دادن از نقطه‌نظر مالیات‌گذارى هم صحیح نیست زیرا که بودجه دولت را در روى یک اساس متزلزلى قرار می‌دهد و حقیقتاً هم نمی‌شود پیش‌بینى کرد که عایدات دولت از این نقطه‌نظر چه خواهد شد و بنده تصور می‌کنم اگر این مالیات را به ترتیبى که پیش‌بینى شده در این لایحه به تصویب برسد نه تنها دولت اضافه عایداتى نخواهد داشت بلکه نسبت به زمان سابق عایدات دولت کمتر خواهد شد پس از این نقطه‌نظر و از نقطه‌نظر حفظ زارعین بدبخت ایران که کاملاً محتاج به تقویت دولت هستند بنده تقاضا می‌کنم از آقاى وزیر مالیه که این لایحه را مسترد بفرمایند و اگر احتیاج دارند به اضافه مالیات یک محصول دیگرى را مورد مالیات قرار دهند که هم آن محصول پایه‌اش محکم‌تر باشد و هم از بین نرود.

مخبر- نماینده محترم یکى از شکایات‌شان این بود که قوانینى که ما وضع می‌کنیم ثبات و دوامى ندارد و در حال تحول است در صورتى که خوب بود تصدیق می‌فرمودند که یکى از محاسن کار این است که قوانینى را که وضع می‌کنیم و به عمل واگذارش می‌کنیم اگر معایب و مفاسد و مضرتى درش دیدیم تجدید‌نظر کنیم و اصلاحش کنیم و اگر چنانچه ما نظریه آقا را بخواهیم تأیید کنیم بایستى همان طور به قهقرا برگردیم و ببینیم این حالت قهقرا به کجا منتهى می‌شود. از طرف دیگر فرمودند این قانون با قانون

+++

سابق تفاوتى ندارد مگر در مالیات پس اگر تفاوت ندارد پس این تزلزل و تردید مورد نداشت که فرمودند می‌فرمایند که مالیات را زیاد کرده‌اند بنده گمان نمی‌کردم بعد از بیاناتى که آقاى وزیر محترم فرمودند که احتیاجات مبرم مملکتى ایجاب می‌کند که ما یک اضافه عایداتى را تحمیل کنیم و مطالعاتى هم که کرده‌اند هیچ راهى به دست‌شان نیامد مگر این که در مالیات غیر مستقیم که تحمیل بر فرد فرد مردم است و فشار‌هاى زیادى ندارد و مخصوصاً توتون و تنباکو یک چیز‌هایى نیست که از لوازم حیاتى مردم باشد این را اضافه کنند و اگر چنانچه آقا عقیده دارند که مالیات ما همان قدر که بوده باشد بایستى در مقابلش هم بگوییم هیچ اصلاحاتى لازم نداریم در حالی که هر یک از ما از یک طرف می‌گوییم نواقص معارفى داریم از یک طرف ادارات عدلیه می‌خواهیم و همچنین سایر مؤسساتى که جدیداً پیدا شده ما براى محل انتخاب خودمان از دولت مطالبه می‌کنیم هزار جور مخارج فوق‌العاده دیگر هم هست خوب بود نماینده محترم در عین این که شکایت داشتند چرا مالیات زیاد شده یک محلى نشان می‌دادند که دولت از آن محل جبران بکند می‌فرمایند که قیمت توتون و تنباکو نسبت به قبل از انحصار تنزل کرده در صورتی که همین اظهار را در کمیسیون کردند و رئیس اداره انحصار آقاى مؤسس خان بر طبق احصائیه که داشتند و مدارکى که نشان می‌دادند مدلل داشتند که قیمت نسبت به سابق زیادتر شده (بعضى از نمایندگان- این طور نیست اشتباه کرده‌اند) این اظهارى بود که کردند و اگر چنانچه در یک نقطه نباشد ممکن است در نقاط دیگر باشد و در هر صورت بنده البته یک احصائیه جامعى ندارم که می‌توانم مدلل بدارم که تنباکوى گرمسیر تنباکوى فارس نسبت به سابق و همچنین سایر توتون و تنباکوها نسبت به قبل از قانون انحصار قیمتش علاوه شده یا کمتر شده اما دولت یک همچو احصائیه نشان می‌دهد و ادعا می‌کند که قیمتش علاوه شده و ثابت می‌کند در هر صورت البته خیلى چیزها است ترقى می‌کند و خیلى چیزها تنزل می‌کند و این بسته به عرضه و تقاضا و احتیاج مردم است. می‌فرمایند این لایحه سبب می‌شود که زراعت توتون و تنباکو از میان برود و مردم بیشتر اعتیاد به کشیدن سیگار پیدا می‌کنند (افشار- این طور نگفتم) به نظرم همچو فرمودید (افشار- همه زراعتش از میان می‌رود) (افسر- مباحثه نکنید) در هر صورت بنده عرض می‌کنم بر فرض این که مردم سابق قلیان می‌کشیدند و در آتیه سیگار بکشند یا چپق می‌کشیدند سیگار بکشند اگر هم این طور باشد، باشد چه عیب دارد. ما بیاییم و به مردم بگوییم یا یک قانونى وضع کنیم که هر کس چپق می‌کشد من بعد هم به چپق خودش باقى باشد یا قلیانش را به سیگار تبدیل کند!! لازم نیست که ما یک همچو کارى بکنیم بنده گمان می‌کنم که این قانون هم هیچ صدمه به زارع و تاجر وارد نمی‌کند (دشتى- سر خودتان این طور نیست). در اینجا که راجع به قسمت تاجر خودتان هم با اظهارات بنده موافقت فرمودید که بنده عرض کردم شکایتى که تجار می‌کنند به کلى در این موارد بی‌مورد است به واسطه این که تاجر این را می‌خرد به یک قیمتى به یک قیمت اضافه‌ترى باید بفروشد زارع هم مادامى که خریدار دارد البته زراعت می‌کند و تا حالا هم ندیده‌ایم که نکسى در زراعت تنباکو و توتون و غیره پیدا شده باشد.

رئیس- آقاى روحى‏

روحى- بنده به عکس بعضى از همکارانم (که شاید این حرف هم بر آنها گران بیاید) با ایجاد و وضع مالیات مخالف نیستم ولى چه طرز مالیاتى همان طورى که دنیا وضع می‌کند نه این طوری که ما وضع می‌کنیم البته ملتى که می‌خواهد ترقى کند مخارج دارد و مسلماً دولت که مالیات مى‌گیرد خودش که صرف فضول عیشش نمی‌کند صرف جامعه و مردم می‌کنند براى خوشبختى و سعادت که بتوانیم ما از براى دولت یک عوایدى بدهیم که مملکت ما را مثل سایر ممالک دنیا آبادان کند ولى بدبختانه این مالیات‌هایى که ما این چند دوره وضع می‌کنیم همه متوجه ضعفا و فقرا و بدبخت‌ها است حالا شاید قبول نکنند بعضى‌ها گمان می‌کنند که در این مملکت آن قدرها سرمایه نیست ولى هر چیز البته به تناسب است از

+++

روى تناسب است. عرض کنم قسمت سرمایه‌دار مالیاتى که باید حقاً بدهنذ نمى‌دهند جهت آن که مراجعه بدهید به سایر جا‌هاى دنیا از صدى پنجاه و پنج تا شاید صدى سى مردمان سرمایه دار در سال از اصل عایدات‌شان حساب مى‌کنند و به دولت مالیات مى‌دهند اینجا را ما حساب کنیم یک قسمت مالیاتى است که به جهت قند و شکر است که رعیت است مالیات قند و شکر را هیچ کسانى که چیزدار هستند نمی‌دهند شاید در روز دو تا چایى هم نخورند شیر بخورند ولى این رعیت یا آن عمله بدبخت صبح نانش را با سه تا چاى مى‌خورد سه شاهى به دولت مى‌دهد ملاحظه بفرمایید این را وقتى که تناسب بگیرند با فلان سرمایه‌دار متمول آن متمول به هیچ وجه نمى‌دهند و این ترتیبى را که دولت در نظر گرفته است به عقیده بنده خوشایند نیست بنده موافق رفقا هستم و موافقم که مردم حقاً بایستى مالیات بدهند ولى باید از کسانى گرفت که عایدات زیاد دارند شما یک نفر سرمایه‌دار پیدا کنید که چپق بکشد به بنده نشان بدهید بنده هم حاضرم چپق بکشم ولى تمام این رعیت‌ها و بدبخت‌ها چپق مى‌کشند و ما داریم این مالیات را به آنها تحمیل مى‌کنیم و بنده عقیده‌ام این است که البته دولت باید فکر کند و منبع عایدات را پیدا کند و از آن مالیات بگیرد و بنده خودم شخصاً حاضرم که تا صدى چهل و پنج هم رأى بدهم که از عایداتش حقاً بایستى مالیات بدهد زیرا آن شخص از امنیت مملکت از تمام جهان مملکت فایده مى‌برد و باید حقاً پول بدهد مالیات بدهد که مملکت آباد شود در بعضى مواقع هم که مالیات‌ها را تخفیف مى‌دهند باز از رعایا گرفته مى‌شود خاطرم مى‌آید که از اواخر دوره ششم بود دولت مالیات سرانه و اغنام را تخفیف داد و بنده خواستم در آن موقع پیشنهاد بدهم به حدى جنجال کردند آقایان ذی‌علاقه نگذاشتند که کسى حرف بزند و آن قانون گذشت ولى امروز طورى شده است که تمام آقایان مالکین این مالیات را از رعایاشان مى‌گیرند پس این چه تخفیفى است که دولت داده معلوم مى‌شود این تخفیفى است که دولت به مالک داده نه به رعیت پس حالا این قسم مالیات‌ها را وضع مى‌کنند دولت باید سهم مالک و زارع را معین کند نه این که به هم تعدى کنند حالا راجع به اصلاحاتى که در این قانون هست عرض کنم که هر چیزى را که ما بیاوریم یک مالیاتى ازش بگیریم و یک قرارى براى آن بگذاریم ضرر آن متوجه زارع مى‌شود که عمل مى‌آورد مالیات تریاک را هر چه دولت زیاد می‌کند تاجر ارزان‌تر مى‌خرد اینجا هم نتیجه این مى‌شود که تاجر این تنباکو یا این توتون را اگر یک من یک تومان مى‌خریده حالا یک من چهار قران مى‌خرد و آن رعیت به کلى از بین مى‌رود و نتیجه معکوس است در همه جاى دنیا یک ترتیب روى و انحصار دخانیات هست و عمل مى‌کند ولى دولت حالا مى‌گوید که ما نمى‌توانیم این انحصار را عملى کنیم بنده نمى‌دانم چطور دولت با تمام سرمایه‌اش با تمام اختیارش نمى‌تواند این انحصار را عملى کند این چه حرفى است این ترتیبى که فعلاً هست ترتیب انحصار نیست انحصار آن است که خود دولت تمام محصول را در نظر بگیرد خودش بخرد، خودش بفروشد و عمل بیاورد و تقسیم کند بین مردم با یک منفعت کم الان سیگار را ببیند چقدر گران می‌فروشند سیگار فروش‌ها تا حرف هم بزنیم مى‌گویند باید فلان قدر مالیات بدهیم و حال آن که تناسب فروش او و مالیاتى که مى‌دهد به هیچ وجه قابل مقایسه نیست یک نفر سیگار فروش را ملاحظه بفرمایید از یک تاجرى که شصت سال زحمت کشیده سرمایه‌اش بیشتر است آخر تا کى تا چه وقت مردم باید گران بخرند الان هم همین طور مى‌شود این مالیاتى که وضع شد در مجلس بر می‌دارند توتون و تنباکو را مى‌خرند یک من دو قرانى و یک مالیاتى هم به دولت مى‌دهند آن وقت چند برابر آن مالیاتى که مى‌دهند قیمت براى آن معین مى‌کنند مالیات بر عایدات هم نمى‌دهند اگر آخر سال هم بگویند که صدى بیست صدى سى از این عایدات‌تان به دولت بدهید ما حرفى نداریم ولى چیزى نمى‌دهند این مطلب را باید درش بحث کنیم و یک ترتیبى براى آن مقرر شود. عرض کنم یک مسأله دیگر را که بنده مى‌خواستم معلوم شود مسأله قیمت است این قیمت خرید را دولت باید توجه کند و هر ساله معین کند که

+++

رعیت یک من چند به تاجر باید بفروشد اگر معین نکنیم واقعاً یک ظلمى کرده‌ایم به آن کسانی که این محصول را عمل مى‌آورند من نمى‌دانم آقاى وزیر مالیه که بیش از همه دلسوزى به حال جامعه دارند و من حقاً حق می‌دهم که بیش از همه ما‌ها ایشان دلسوزى دارند مردم نوازى بکنند و در کمیسیون در شور دوم به هر ترتیبى که هست قیمت را معلوم کنند یا سال به سال بنده هم عرضى ندارم یا براى پنج سال معین کنند یا براى چهار سال معین کنند که معلوم شود رعیت یک من چند بفروشد اگر این ترتیب را معین کنند طورى مى‌شود که رعیت تکلیفش معلوم مى‌شد و الا خریدار به هر قیمتى که دلش می‌خواهد مى‌خرد و وقتى هم حرف بزنند می‌گویند مالیات می‌دهیم و بعد هم آن جنس را مى‌آورند و شش برابر می‌فروشند بلکه باید براى خریدار هم قیمت معین کنند که چه مقدار بفروشند و یک قرارى برایش داد و یک ترتیبى معین کرد که بى‌انصافى نکنند بله اگر ما پابند اخلاق بودیم که کاسب ما تا آن حد قانع بود آن یک چیزى بود ولى ماشاءالله هر چه نفع بیشتر بشود باز هم قانع نیستند این هم یک عرض بنده عرض دیگر بنده این است که در این لایحه فرقى بین تنباکوى پست و تنباکوى خوب گذارده نشده تنباکوى یزد یک من دو قران قیمت دارد ولى تنباکوى حکام فارس یک من پنج تومان شش تومان قیمت دارد تمام اینها مساوى یکدیگر مالیات بدهند موافق عدالت نیست این را باید یک ترتیبى داد و محل را درنظر گرفت که مالیات آنها را با هم فرق داشته باشد روى هم رفته استدعا دارم از آقایان محترم اعضا کمیسیون و هم شخص محترم آقاى وزیر مالیه که یک توجهى بکنند به عرایض ما که یک قانونى از مجلس بیرون بدهیم که هم تحمیلى به مردم بدبخت نباشد و دولت هم فعلاً آن مقدارى که براى مخارج مملکتى مى‌خواهد تحصیل کرده باشد به دست بیاورد و این نگرانی‌ها از بعضى جهات مرتفع شود.

وزیر مالیه- مطالبى را که آقا فرمودند در مرحله اول آنها را جواب عرض کردم راجع به قیمت ممکن است دولت یک قیمتى را معین کند این یک مسأله کلى اساسى است که ربطى به توتون ندارد اگر بنا باشد خریداران یعنى تجار با هم تبانى داشته باشند باز قیمت تغییر می‌کند و این که حالا انحصار نیست خرید و فروش است انحصار این است که می‌گوید من این قیمت می‌خرم ولى وقتی که انحصار نبود چند نفر خریدار هستند آن یکى یک قیمتى می‌خرد آن یکى بیشتر می‌خرد آن دیگرى یک چیزى زیادتر مى‌دهد تا این که به قیمت حقیقیش مى‌رسد اما آمدیم و تمام خریداران با هم تبانى کردند و شدند مثل وجود واحد این براى هر چیزى ممکن است براى پنبه هم ممکن است براى کتیرا هم ممکن است براى حبوبات هم ممکن است براى روغن هم ممکن است پس براى هر چیزى دولت باید قیمت معین کند که تجار از آن کمتر نخرند اصلاً تجار را چطور مى‌شود مجبور کرد که از این قیمت کمتر نخرند اصلاً تجار ممکن است نخرند خرید و فروش در مملکت آزاد است این بسیار کار مشکلى است و به نظر بنده عملى نمى‌آید آن شرحى که آقاى روحى در باب مالیات بر عایدات و اینها فرمودند به جاى خودش صحیح است و خودشان مسبوق هستند که براى مالیات بر عایدات تقریباً آن قدر در ابتدا مقاومت بوده است که حالا دولت یک قدمی توانسته است بردارد ولى البته به تدریج باید درست شود و مالیات عادلانه و حقیقى و منصفانه همان است که بر عایدات مردم تعلق بگیرد ولى راهش را باید پیدا کرد که اسباب زحمت و اشکال فوق‌العاده براى مردم و دولت نشود در همان وقت که گفتند دفاترشان را نگاه نکنند براى این بود و حالا معلوم مى‌شود که خیلى‌ها راضى هستند که دفاترشان را نگاه کنند که کمتر بدهند و آخرش به آنجا برسد که مردم از این آبروى موهوم وحشت نکنند و آبروى حقیقى پیدا کنند و آن وقت معلوم خواهد شد که عایدات حقیقى چه مقدار است که دولت زیاد و کم نگیرد و هم براى مردم عادلانه‌تر باشد این مسأله البته در جاى خودش صحیح است یک چیز دیگرى را که باید عرض کنم و این را در جواب آقاى افشار باید گفت که این صحبت در اینجا خیلى تکرار خواهد شد و گفته مى‌شود و یک حسابى ندارد که

+++

این مالیاتى که حالا هست اگر یک شاهى هم بر این مالیات علاوه کنند این زراعت به کلى معدوم مى‌شود بنده می‌گویم که اگر دو برابر این را هم بگذرایم زراعت محو نمى‌شود ما ملاحظه کردیم که یک من هم کم نمى‌شود ما حساب این را کردیم و به مجلس آوردیم و دوازده نفر اعضا کمیسیون هم بودند که سر رشته هم داشتند و علاقه‌مندى هم داشتند خود ایشان هم بودند و این مقدار حداقلى است که معین شده و دولت راضى به این مقدار نبوده بالاخره به یک جایى نرسد که دولت مجبور شود لایحه را پس بگیرد این مقدار قبول شد که عایدات دولت زیاد بشود و مالایطاق هم نباشد ما هر چه از این بابت لازم بود و ممکن بود قبول کردیم و موافقت حاصل کردیم و یقین داشته باشید و من ضمانت می‌کنم که پس از یک سال زراعت کمتر نشود و در کمیسیون گفتم که اگر کمتر بشود دولت خودش می‌خرد و بعد دیدیم که یک ملاحظاتى بود که دولت نباید دخالت بکند این بود که موقوف کردیم ولى یقین دارم که هیچ کم نمى‌شود و مراعات‌هایى که لازم است شده است.

بعضى از نمایندگان- مذاکرات کافى است.

رئیس- آقاى مؤید احمدى با کفایت مذاکرات مخالفند بفرمایید.

مؤید احمدى- به عقیده بنده این لایحه یک قسمت‌هاى خیلى مهمى دارد و با قانون سابق هم چندان فرق ندارد الا در یک نکته‌هایى که بر مالیات‌ها علاوه شده و به واسطه ابتلائات و اطلاعات محلى که هر یک از ماها داریم عقیده بنده این است که آقایان اجازه بدهند که یک قدرى بیشتر صحبت شود.

رئیس- آقایانی که مذاکرات را کافى می‌دانند قیام فرمایند.

(چند نفرى برخاستند)

رئیس- معلوم می‌شود کافى نیست. آقاى افسر

افسر- در ضمن مذاکرات گاهى عباراتى شنیده می‌شود که از موضوع تقریباً خارج است ولیکن جزء موضوع مى‌آید و یک چیز‌هایى نسبت داده مى‌شود به مجلس در صورتى که هیچ وقت این طور نبوده است مجلس در این بیست و پنج سال براى این که احتیاجات دولت را مى‌دانسته است و احتیاجات دولت را عملى مى‌دانسته است و مایل بوده است به ترقیات هیچ وقت کوتاهى در مالیات‌گذارى نکرده لوایحى که از طرف دولت در ادوار مختلفه آمده قبول شده و خیلى نادر گمان می‌کنم یک یا دو فقره راجع به مالیات تمبر بر همه چیز بود که از مجلس پس گرفته شد و اصلاح شد و بعد به اشکال دیگرى آوردند و الا تمام مالیات‌ها را مجلس قبول کرده و همه را تصویب کردند چنانچه پانزده کرور مالیات 325 که ملاحظه بفرمایید اگر امروز مقایسه بفرمایید با تمام عوارضش شاید قریب صد و بیست کرور می‌شود این مطلب اشتباه نشود و نباید در ضمن مذاکرات باشد خیر ما هم حفظ‌الصحه می‌خواهیم هم ادارات می‌خواهیم هم قشون می‌خواهیم هم معارف می‌خواهیم و می‌دانیم که پول از آسمان هم پیدا نخواهد شد و باید همین مردمى که هستند این مالیات را بدهند در این مسأله هیچ کس اشکالى ندارد این را جزء مطلب هیچ کس تکرار نکند ردش را نگیرند و این که فرمودند راجع به مالیات تنباکوى طبس یک کسى حرف می‌زند یا یک جاى دیگر را حرف می‌زند از باب این نیست که بنده وکیل محلى هستم یا این که سالار مؤید وکیل طبس است از طبس حرف می‌زند یا امیراعلم از شاهرود ما وکیل همه جا هستیم از طرف همه مملکت اما اطلاعات محلى غیر از این که اهل آن محل باشد آدم نمى‌تواند آن اطلاع را داشته باشد بنده راجع به توتون رشت اطلاع ندارم باید از وکلاى رشت بپرسم آنها باید تنباکوى خراسان را از بنده بپرسند اگر صحبت محل مى‌شود نه این است که ما بخواهیم بالاختصاص از محل خودمان حرف بزنیم خیر براى همه مملکت حرف مى‌زنیم ولى چون این قسمت را بیشتر اطلاع دارم راجع به آن صحبت می‌کنم. این که می‌فرمایند مالیات که اضافه شده مقدار زراعت کم نشده خیر این طور نیست بپرسید مخصوصاً بنده از رئیس انحصار پرسیدم در مشهد علاوه بر اطلاعات خودم که هزار و سیصد خروار تا هزار و پانصد خروار

+++

طبس تنباکو داشته است سابقاً ولى پارسال صد و پنجاه خروار داشته است ارداق هر چه که داشته است در سال‌هاى سابق ولى پارسال و پیرار سال یعنى این دو سه ساله به قدر ربع و خمس که پیش داشته کمتر شده است بنده از گیلان اطلاع ندارم نمی‌دانم زیاد شده است یا کم تنباکوى بروجرد و سمت غرب هم همین طور و بعضى از آقایان مى‌فرمایند که به یک من یک قران رسیده است الان تمام تنباکو‌هایى که در بعضى جا‌هاى خراسان است مخصوصاً در قانیات که بنده اطلاع دارم بهترین تنباکوى قانیات تنباکوى شارخس است که خروارى پانزده تومان است بهترین تنباکوى طبس خروارى بیست تومان است خاف است خروارى پانزده تومان است سبزوار حمایى است خروارى ده تومان است ارداق خروارى هشت تومان است بیارجمند خروارى ده تومان ترشیز و تربت تمام این جاها ده و دوازده و پانزده تومان است ملاحظه بفرمایید تریاک را که در نظر گرفته بودیم براى براندختنش و در صدد مالیات نبودیم تحدید اسمش را گذارده بودند روز اول که این کار براى آن بود که کم بشود و مالیات هم زیاد بدهد الان چقدر است مالیاتش یک من سى و دو تومان مالیات می‌دهد و یک من هیجده تومان قیمت آن است که بالاخره مثلاً صدى صدى چهل مالیات مى‌دهد یا صدى صدى شصت اما درباره تنباکو نوشته‌اند از 1311 یک من پنج قران مالیات بدهد این تنباکو که خروارى هشت تومان است خروارى پنجاه تومان مى‌شود این صدى پانصد هیچ سم قاتلى را تا به حال چنین مالیاتى برش نگذاشته‌اند ما عرض نمى‌کنیم که مالیات نگذارید البته دولت براى ترقیات مملکت مالیات وضع بکند ما از هر زودتر قبول می‌کنیم در کلیاتش مخالفت نمى‌کنیم مگر اصلاحاتى در جزئیاتش بکنیم به طورى که تجربه داریم اصلاح شود اما این قیمتى که باید تنباکو مالیات بدهد هیچ متناسب نیست اگر از تنباکو باید مالیات گرفته شود لااقل به تناسب گرفته شود الان چهار، پنج دوره است که این مالیات آمده از 1333 تا به حال قانون دخانیات چهار، پنج مرتبه تغییر یافته و هیچ کدام به تناسب مالیات گرفته نشده است و یک اشکالى بر اشکالات سابق افزوده شده است و ما می‌خواهیم لااقل یک اشکالى حالا بر تنباکو نیفزاییم و الا می‌دانیم که این قانون همان قانون سابق است ملاحظه کنید که این تنباکو و توتونى که از خارج وارد مى‌شود صدى پنجاه مالیات می‌دهد بسیار خوب ما هم حسن استقبال می‌کنیم از این صدى پنجاه ولى ملاحظه بفرمایید براى تنباکو چه مقدار مالیات معین شده است اینجا هم بیایید حد وسط قیمت پنج سال اخیر را معین کنید و صدى پنجاه هم براى این مالیات معین شود و به علاوه یک تنباکویى که یک من یک تومان است همین مالیات را می‌دهد و آن تنباکویى که یک خروارى ده تومان است همین یک من پنج قران را می‌دهد و باید یک تناسبى براى این قائل شویم و عجب این است که یک فرقى بین تنباکو و توتون هست براى توتون باز یک درجاتى قائل شده‌اند که توتون کجا و کجا چه جور ولى به تنباکو که رسیده‌اند همه را متحدالشکل کرده‌اند و یک لباس مالیاتى برش پوشانده‌اند بالاخره تنباکو که تقصیر ندارد و برادر توتون چپق و سیگار است آن را هم یک نسبتى براى مالیاتش معین کنند بنده نمی‌دانم تقصیر تنباکو چه بوده اگر از قدما بوده که مشغول متروک شدنش هستند و بنده نمی‌دانم که علت چیست و باید یک ترتیبى بفرمایید که متناسب باشد صدى پنجاه کم است صدى شصت باشد بنده حرفى ندارم ولى بالاخره یک تناسبى باید بین قیمت تنباکو و مالیاتش باشد عقیده بنده این است که اگر دقت بکنند آقاى وزیر مالیه و این اصلاحاتى بکنند و یک مبناى متناسب قائل شوند ما هم موافق هستیم و اشکالى هم نداریم ولى ما مى‌بینیم که یک تناسبى قائل نشده‌اند و این هم که نوشته‌اند از 1311 به 1311 که الان چهل روز بیشتر باقى نمانده این چهل روز هم تا وقتى که قانون تصویب بشود و تلگراف‌شان از مرکز برود تمام مى‌شود و براى 311 یک من پنج قران مالیات صدى پانصد باید بدهند و ما این را خیلى غیر متناسب مى‌دانیم و تقاضا داریم که یک تناسبى قائل شوید چون مقصودتان

+++

برانداختن تنباکو که نیست عرض کردم الان جا‌هایى که کم شده است حاضر است جا‌هایى که ایشان اطلاع دارند زیاد شده است بفرمایند در هر حال کم شده است همین صدى پنجاه که عرض کردم بنده حرفى ندارم بیشتر هم بدهند ولى بایستى یک نواخت و از روى یک تناسبى بدهند و همین ارداق که عرض کردم پارسال هر چه تحقیق کردیم که آیا مى‌شود چیز دیگر در آنجا زراعت کرد معلوم شد ممکن نیست چون سنگزار و ریگزار است آخر اینها از بین مى‌روند تصدیق بفرمایید که همان طور که تمام ابناى این مملکت و تمام افراد این مملکت از تمام مؤسسات این مملکت به طور تساوى بهره‌مند مى‌شوند مالیات را هم باید به یک تناسب بدهند اگر یک کسى تنباکو کاشت تقصیرى کرده اگر توتون کاشت تقصیر نکرده بنده دلیلى براى این نمى‌دانم.

وزیر مالیه- بنده اول عرض کردم اگر توجه فرموده بودید عرض کردم که یکى از مفاسد عمده این قانون این بود که طبقه‌بندى داشت و ما خواستیم طبقه‌بندى از میان برود تنباکو که اصلاً طبقه بندى هم نداشت (افسر- ما مخالف بودیم) و تا حالا هم جارى بود و هیچ وقت هم ما در آن قسمت هیچ اشکالى نشنیدیم اگر چنانچه مصرف تنباکو و به قول معروف تنباکوى وسط در بعضى ولایات کم شده این به واسطه این است که خود تنباکو و خود قلیان‌کشى در حال انحطاط و زوال است خصوصاً تنباکو‌هاى بد آنهایى هم که تنباکو می‌کشند اشخاص محترم غالباً معروف است تنباکوى شیراز و حکان می‌کشند این تنباکو‌ها را کمتر می‌کشند تنباکو و توتون شاید هر سال یک مقدارى مصرفش کمتر مى‌شود و سیگار زیادتر مى‌شود طبیعت این کار را کرده است تنباکویى هم که به خارجه مى‌رود البته بیشتر تنباکوى اصفهان است تنباکوى پست و شاهرود و طبس به خارجه نمى‌رود اصل خود این کار یک اشکالاتى داشت اصل خود طبقه‌بندى یک اشکالاتى براى اداره انحصار فراهم کرده بود فرض کنید توتون یک جایى یک مالیاتى داشت و توتون جاى دیگر مالیات دیگرى داشت مثلاً توتون سقز را مى‌بردند به سنندج و از آنجا خارج مى‌کردند این کار اشکال زیادى تولید کرده بود و براى این کار در کمیسیون مفصلاً صحبت کردیم ولى بالاخره براى این که مردم به آن ترتیب طبقه بندى عادت کرده‌اند و حالا شاید برای‌شان سخت باشد آقایان در این باب خیلى اصرار فرمودند و اهتمام داشتند که از میان نرود بنده هم بالاخره قبول کردم حالا بیاوریم دوباره براى تنباکو طبقه‌بندى کنیم خیلى اسباب اشکال مى‌شود خودتان می‌فرمایید شاهرود با طبس یا جا‌هاى دیگر که نزدیک طبس است (مال شاهرود را عرض نمی‌کنم) جا‌هایى که نزدیک هم هستند فرق قیمت دارند پس همین اشکالات پیش مى‌آید این را که فرمودید که فلان چیز ارزشش با مالیاتش باید تناسب داشته باشد همین مقدار است که تا حالا جارى بوده و چیز زیادى هم ما اضافه نکرده‌ایم ولى چون در آخرش می‌فرمایند که ما قبول داریم و حرفى نداریم که مالیات دولت به همین ترتیب وصول شود اگر در این باب ما متفق بشویم که مالیات دولت به همین ترتیب وصول شود و اشکال زیادى براى اداره انحصار نباشد بنده حرفى ندارم ممکن است پیشنهاد بفرمایید در کمیسیون دقت کنیم خودتان هم تشریف بیاورند ولى حالا که ما می‌خواهیم یک عیب را رفع کنیم طورى نشود که یک اشکال دیگرى به ما تحمیل شود.

رئیس- آقاى مؤید احمدى‏

مؤید احمدى- بنده تصور می‌کنم بیشتر اشکالاتى که در کلیه قوانین پیدا مى‌شود در یک موضوع است و آن این است ما یک اسمى می‌گذاریم براى قانون و یک قصدى هم براى اجراى آن داریم اما در حین عمل آن قصد را اجرا نمى‌کنیم مثلاً قانون انحصار دخانیات اسمش قانون انحصار است منحصر است به دولت لکن در همین قانون اجازه می‌دهیم به دولت که عجالتاً انحصار نیست چون این کار پیش مى‌آید این اشکالات درست مى‌شود حالا بنده نمى‌‌دانم وسایلش را دارند یا نه اگر دولت مى‌توانست مثل تمام ممالک دنیا یک اداره رژى تشکیل بدهد و دخانیات را انحصار بدهد به خودش این اشکالات مرتفع مى‌شد (جمشیدى- صحیح است) لکن این کار را نمی‌کنند اسمش را مى‌گذارند قانون

+++

انحصار دخانیات ولى در ماده سوم مى‌نویسند مادام که این انحصار اجرا نشده این شکل باشد وقتى این طور شد این اشکالات تولید می‌شود. این یک موضوع اساسى است که اگر دولت حقیقتاً بتواند مطابق قانون انحصار رفتار کند هیچ اشکالى ندارد هر طور دلش می‌خواهد رفتار کند مثلاً ملاحظه بفرمایید قانون انحصار قند و شکر را که دولت خودش اجرا کرده است هیچ کس حرف نمى‌زند براى این که به لوازم انحصار عمل می‌شود ولى ما اینجا اسمش را می‌گذاریم انحصار ولى عملى نمى‌شود عرض کنم این یک موضوع اساسى بود که بنده می‌خواستم تذکر بدهم که این اشکالات از کجا شروع مى‌شود مثلاً ملاحظه بفرمایید در ماده اول این قانون تذکر داده شد که تمام ماشین‌ها را دولت بخرد و تا حالا اجازه می‌داد ماشین‌ها باشد تجارى آمده‌اند سرمایه‌‌هاى خودشان را فرستاده‌اند یک کارخانه‌جاتى آورده‌اند اینجا تا حال هم دولت به آنها اجازه مى‌داد کار بکنند لکن این قانون آمده است اینها را از این کار ممنوع کرده و اجازه داده مى‌شود دولت بخرد خرید آن هم اجبارى است که به کلى سلب سلطنت کرده است از مالکین که خود اداره انحصار مقوم بفرستد و بخرد اگر حاضر نشد اگر نخواست بفروشد ممکن است بی‌کار بیندازد و نخواهد بفروشد می‌خواهد مهرش کند و بیندازد آنجا چه اجبارى دارد که بفروشد خوب این را بگذاریم کنار یک نکته را که آقاى روحى تذکر دادند آخر هم فرمودند که ما مخالف با وضع مالیات نیستیم و این جور تلقى نشود که ما مخالف وضع مالیات هستیم ما که از دولت تقاضا داریم معارف را وسعت بدهد ثبت اسناد را همه جا وسعت بدهد دایره قضایى را وسعت بدهد صحیه مملکت را در همه جا وسعت بدهد خوب البته بایستى عایداتى هم براى دولت وضع کنیم ولى البته عایداتى هم براى دولت وضع کنیم ولى البته باید آن عایدات متناسب باشد با آن جنسى که ازش ما می‌خواهیم مالیات بگیریم ولى چون محتاج به پول هستیم بیاییم مالیات وضع کنیم براى یک چیزى که آن ضررش به عقیده بنده بیشتر است چطور مثلاً؟ در کرمان ما دو سه محل داریم که تنباکو دارد یکى راور است که سر راه خراسان است و تنباکویش خروارى بیست تومان قیمت دارد یک جایش هم اندوه جرد است که یک بلوکى است که تنباکویش یک من سى شاهى قیمت دارد مى‌فرمایید که زراعت کم نمى‌شود خوب خودتان تصور بفرمایید یک تنباکویى که سى شاهى قیمتش باشد یک من پنج قران ازش مالیات بگیرند این چطور کم نمی‌شود؟ می‌فرمایید تنباکو دارد موقوف می‌شود و اعیان و اشراف هم که می‌کشند تنباکوى حکان می‌کشند بلى طهران را ملاحظه بفرمایید همین طور است ولى آن دهاتى را در نظر بگیرید که عادت کرده به تنباکو یک من سى شاهى که حالا باید هفت قران بکشد وقتى که هفت قران شد نمی‌خرد و وقتى نخرید زراعت نمی‌کنند می‌فرمایید چیز دیگر زراعت بکنند تشریف نبرده‌اید آنجا ببینید غیر از این تنباکو چیز دیگرى نمی‌شود زراعت کرد در آن جاها این زراعتش است اگر چیز دیگرى داشت که جانشین آن بکند می‌کرد ولى چیز دیگر جانشین این نمی‌شود یک آبى دارد یک هوایى دارد که غیر از این تنباکو چیز دیگر عایدش نمی‌شود حالا که مالیات را سنگین کردید دیگر نمی‌کارد و وقتى نکاشت گرسنه می‌ماند آن هم سر بار دولت ضرر دولت است فرق نمی‌کند هم مالیاتش به دولت ضرر وارد می‌سازد و قیمت تنباکو هم به زارع و کاسب ضرر می‌شود و فقط اشکالى که آقاى وزیر مالیه فرمودند و بنده‏ هم تصدیق می‌کنم که آن اشکال وارد است آن مسأله طبقه‌بندى است ولى یک راه عملى دارد و بنده یاد دارم قانون دوره هفتم هم که می‌گذشت باز بنده مخالفت کردم و بنده عرایضى کردم وزیر مالیه وقت در جواب بنده دفاع کردند که چون انواع تنباکو زیاد است و هر شهرى یک قسم تنباکو دارد ما نمی‌توانیم براى هر کدام یک قانونى وضع کنیم و کار مشکلى می‌شود ولى یک راه عملى دارد به عقیده بنده دولت روى تنباکو‌هاى گران قیمت یک مالیاتى وضع کرده‌اند بنده مخالف با آنها نیستم لکن باید یک رعایتى به این فقرایى که اسم برده شد بکنند که تنباکو‌هایى که خروارى از چهل تومان پنجاه تومان کمتر است قیمتش آن را معاف کنند و تنباکو‌هایى که از

+++

پنجاه تومان بالاتر قیمت دارد مطابق این قانون مالیات بدهند و الا طبقه‌بندى را بنده تصدیق می‌کنم مشکل است چون انواع تنباکو در دهات مختلفه مختلف است و هر جا یک قسم تنباکو دارد و اگر بخواهیم براى هر جایى یک قسم مالیات وضع کنیم ممکن نیست و عملى نیست همچنان که در توتون دچار اشکال شده‌اند و بنده اطلاع دارم و اسباب زحمت رعایا می‌شود ولى معین کنید که تنباکو‌هایى که تا یک من چهار قران قیمتش است معاف کنید ممکن است به احصائیه رجوع کنید تنباکو‌هاى ارزان قیمت خیلى کم است و ضرر چندان به دولت وارد نمى‌آید و از طرفى آنهایى که گران قیمت است این مالیات را بدهند و واقعاً یک چیز دیگر هم هست درست است همان طور که آقاى وزیر مالیه فرمودند باید از اشیاء تفننى مالیات گرفت و نمی‌شود صرف‌نظر کرد از آن طرف این را ملاحظه بفرمایید تا تنباکوى حکان که یک من ده تومان قیمت دارد هست تنباکوى یک من دو قران را مالیات ببندیم یک چیز درستى در نمى‌آید (کازرونى- تنباکوى حکان یک من پنج تومان است) پنج تومان قیمتش باشد تنباکوى شیراز خوب یک من سه تومان چهار تومان قیمتش است و هفت قران مالیات می‌دهد و تنباکوى بد یک من سه قران است اینها مطابق هم مالیات بدهند این مطابق انصاف و عدالت نیست. به عقیده بنده باید تنباکوى ارزان قیمت را معاف کرد و به تنباکوى دیگر به تناسب یک مالیاتى افزود.

رئیس- آقاى وثوق‏

وثوق- نماینده محترم در ضمن فرمایشات‌شان فرمودند که اگر دولت به معنى اخص انحصار رفتار می‌کرد براى مردم بهتر بود. بنده می‌خواهم نقطه‌نظر ایشان را بفهمم که چه مقصودى داشتند یعنى اگر دولت به معناى حقیقى انحصار عمل می‌کرد تحمیل بر زارع کمتر می‌شد؟ یا بر مصرف کننده تحمیل می‌شد؟ بالاخره در ماده چهار دولت معین کرده است که از براى نرخ توتون و تنباکو یک قیمتى را معین کند و این قیمت را تاجر می‌خرد براى این که نتواند به زارع اجحاف کند مخصوصاً ما در کمیسیون در این باب یک جلسه مذاکره کردیم که نرخ را یک طورى معین کنند که نسبت به زارع اجحاف نشود وزیر مالیه هم موافقت کردند که نرخ را هر سال معین کنند مطابق وضع حاصل و نرخ بازار به طورى که هیچ وجه خسارتى به زارع وارد نیاید و بعد هم مالیات را نسبت به آن وضع کنند. دولت امروزه به واسطه یک محظوراتى نمى‌تواند خودش عمل کند ولى تاجر از روى آن نرخى که دولت معین می‌کند می‌خرد و به زارع هم به هیچ وجه من الوجوه تحمیلى وارد نمی‌آید. اگر نظر این است که گرانى مالیات بر زارع است آن طورى که ما در کمیسیون مذاکره کردیم نسبت به زارع هیچ تحمیلى نیست و اگر چیزى هم باشد به مصرف کننده است این که فرمودند همان طورى که انحصار در قند و شکر است در اینجا هم باشد بنده گمان می‌کنم و آزاد می‌گذارد هر یک از تجار هر قدر قند و شکر میل دارند می‌خرند و می‌آورند. در آنجا به معنى حقیقى انحصار نیست. تمام این داستان‌ها برای این بود که نرخ معین شود وقتى که دولت نرخ را معین کرد دیگر براى زارع تحمیلى نیست. فرض بفرمایید در قیمتى که امسال معین کرده‌اند براى حاصل توتون یا تنباکو و اعلان کرده‌اند بفروشند یا تاجر می‌خرد که هیچ و اگر تاجر نخرید گرچه به واسطه صحبت‌هایى که آقاى وزیر مالیه کردند ما نخواستیم در لایحه رسماً ذکر شود ولى البته اگر یک توتونى ماند در یک انبارى و تاجر نخرید خود دولت به طوری که آقاى وزیر مالیه شفاهاً در کمیسیون فرمودند خریدارى خواهد کرد. پس از این حیث هم نسبت به زارع تحمیلى نیست. اما راجع به تنباکو فرمودند تنباکو‌هایى که کم قیمت است یا تنباکو‌هایى که قیمتش زیادتر است باید فرق داشته باشد و مالیات را یک جور قرار دادن تحمیل است گر چه صورت ظاهر همین است که می‌فرمایید ولى تنباکو‌هایى که گران قیمت است این قدر نیست شاید خیلى کم است آنهایى که مال اصفهان است غالباً مصرف خارجى دارد. مال شیراز هم از پنجاه خروار

+++

تجاوز نمی‌کند تمام چیز‌هایى که هست در مملکت تنباکو‌هاى ارزان قیمت است و این که می‌فرمایند مالیاتش سى شاهى بوده حالا می‌شود هفت قران این طور هم نیست اگر به قانون ملاحظه بفرمایید مالیاتش سه قران بوده که حالا می‌شود پنج قران و سنوات بعد می‌شود هفت قران نه این که یک مرتبه از سى شاهى به هفت قران ترقى کند به طورى که فرمودید چون این طور که فرمودید در نظر جلوه می‌کرد و البته خیلى اجحاف بود که از سى شاهى یک مرتبه مالیات را بیاورند به هفت قران ولى در قانون قبل (307) سه قران بوده و در اینجا از سه قران به پنج قران ترقى کرده و در سنوات بعد می‌رسد به هفت قران در این صورت به عقیده بنده همان طورى که آقاى وزیر مالیه فرمودند طبقه‌بندى تنباکو براى هر محلى (چون در محل هم تنباکوى پست قیمتش با تنباکوى نسبتاً خوب تفاوت دارد) اگر بنا شود که طبقه‌بندى براى تنباکو قائل شویم باید در هر محلى که زراعت تنباکو دارد چندین طبقه قائل بشویم و براى هر طبقه هم یک مالیات مخصوص قائل شویم و تصدیق می‌فرمایید که این طور طبقه‌بندى کردن براى تنباکو با اختلاف قیمتى که دارد خیلى اسباب اشکال می‌شود و براى دولت هم مشکل است به عقیده بنده این شور اول این قانون است و آقایان هر نظریاتى داشته باشند کمیسیون و خود آقاى وزیر مالیه با نظریاتى که صحیح و نسبت به مردم مفید باشد موافقت خواهند کرد البته تشریف بیاورند به کمیسیون و در آنجا حاضر شوند و اظهار بفرمایند و در کمیسیون حل شود و صحبت شود. (مذاکرات کافى است)

رئیس- رأى می‌گیریم به ورود در مواد آقایانی که موافقتد دارند قیام فرمایند.

(جمعى قیام نمودند)

رئیس- تصویب شد. ماده اول قرائت می‌شود:

ماده اول- حق وارد و صادر کردن و خرید و فروش و تهیه و نگاهدارى حمل و نقل اجناس دخانیه و انواع کاغذ سیگار و متفرعات آن در کلیه مملکت منحصر به دولت است و این انحصار موسوم به انحصار دولتى دخانیات خواهد بود و همچنین حق نگاهدارى و به کار انداختن ادوات توتون برى و ماشین‌هاى کاغذ برى و صحافى کاغذ سیگار و گیلز ریزى و ماشین‌هاى سیگار پیچى و متفرعات آن مختص به مؤسسه انحصار است.

مؤسسه انحصار حق خواهد داشت کلیه ادوات و ماشین‌‌هاى مذکور در فوق را که اجازه نگاهدارى و به کار انداختن آنها را به کسى نداده و همچنین ادوات و ماشین‌هایى را که اجازه نگاهدارى و به کار انداختن داده و بعد سلب نموده از صاحبان آنها گرفته و قیمت آنها را بپردازد.

خریدارى ماشین و ادوات مذکور بر طبق تقویم دو نفر مقوم از طرف مؤسسه انحصار و صاحب مال خواهد بود و در صورتی که صاحب مال حاضر به قبول تقویمى که شده است نباشد موسسه انحصار مجاز خواهد بود قیمت ماشین و ادوات مذکوره را معادل مبلغى که صاحب مال در اظهارنامه گمرکى تعیین نموده به اضافه صدى ده از بابت منافع وارد کننده با منظور داشتن تنزل قیمتى که در نتیجه به کار انداختن آنها تا موقع خریدارى حاصل شده به صاحبان آنها پرداخته و ادوات و ماشین‌‌هاى مزبوره را ضبط نماید.

رئیس- آقاى رهنما

رهنما- آقاى وزیر مالیه نمی‌دانم کجا تشریف بردند کاش اینجا تشریف داشتند و مذاکرات را مى‌شنیدند (یکى از نمایندگان- بیرون جلسه رفتند الان مراجعت می‌کنند) مسأله قانون انحصار دخانیات اساساً و اصولاً چه از نقطه‌نظر جنبه مالیاتیش و چه از نقطه‌نظر این که از این راه دولت مى‌خواهد یک چیزى بر اضافه عایدات خودش بیفزاید هیچ ضرر و زیانى به مردم از نقطه‌نظرى که گفته شد وارد نمی‌آید. ولى اساساً طرز عمل این مسأله مورد بحث است. اینجا سه نفر از نمایندگان هر یک نظرى اظهار کردند نظریات تقریباً خیلى دور از هم بوده یکى از نمایندگان فرمودند هر چه مالیات وضع شود بشود. این نظرى است که ممکن است

+++

یک نماینده یا هر کسى داشته باشد که اصولاً با مالیات موافق باشد از نقطه ازدیاد مخارج دولت و ترقیاتى که مملکت می‌خواهد بکند (افسر صحیح است) این نظر بنده است این یک عقیده است. این عقیده در مقابل این است که خیر درست است که هر چه مالیات زیادتر گرفته شود دست دولت را باز می‌کند براى پاره اقدامات ولى چون این مالیات از یک منبعى گرفته می‌شود که از آن منبع جمعى باید زندگى کنند و سرشار شوند بنابراین مضر است. این هم عقیده مقابل یکى از نمایندگان لایحه خواندند یا اظهار کردند (گویا آقاى افشار بودند) فرمودند ضعفا و زارعین از بین می‌روند این قسمت را هم آقاى وزیر مالیه جواب دادند که از بین نمی‌روند. حقیقتاً هم همین طور است مسأله توتون سیگار چیز‌هایى بود که مربوط به عادت باشد این یک چیزى نیست که به سهولت با یک قانون و یا سه قران مالیات از بین برود. این ممکن نیست شاید وزیر مالیه ایران حاضر باشد فرضاً به مملکت خودشان و وطن خودشان این کار را بکند ولى دنیا که این کار را نمی‌کند شما هر وقت سیگارتان را خوب کردید (همان سیگارى که زارع تهیه می‌کند) جاى دیگر می‌خرند مثل این که در همین ایران سیگار مصر اینجا می‌آید و مصرف می‌شود حالا باید عرض کنم خودم چه نظرى دارم گفت نه این و نه آن پس خودت چه نظرى دارى (یک حکایتی‌ است که مناسب نیست بنده در اینجا عرض کنم) بنده در طرز این عمل عقیده اساسى دارم. معتقدم که بایستى مالیات باشد بهترین مالیات‌ها هم همین است براى این که هر جا را بگیرى نفع است اگر بکشند نفع است اگر نکشند هم نفع است براى این که این مالیات بر لوکس است و بر یک چیز زائدى گذاشته شده بر عادت بدى گذاشته شده حالا این عادت بد را ممکن است یک اشراف داشته باشد ممکن است یک نفر رنجبر داشته باشد خوب اگر رنجبر یک عادت بی‌معنى داشته باشد که چپق می‌کشد و براى خودش هم مضر است ولى می‌کشد در اینجا یک نفر از نمایندگان اظهار کردند که اگر خود دولت بکند انحصار دست خود دولت باشد خیلى خوب است و ما حرفى نداریم (گویا آقاى ملک مدنى بودند) چون دست دولت نیست ما مخالفیم اینجا صحبت‌‌هاى زیادى شد بنده مى‌گویم این کار مثل هر کار حتى‌المقدور باید کارى کرد که توسط شرکت‌ها انجام شود کار انحصار توتون هرچه باشد کلیه کار‌هایى که وضعیتش با مردم و تجارت است هر چه دولت خودش را کنار بکشد و این را بگذارد دست شرکت‌هاى داخلى یا خارجى خیلى خوب است خیلى هم متعصب نباید بود که صدى صدش را اکسیون دخلى باشد نه داخلى و خارجى هم داخل باشند طورى نمى‌شود اگر تازه صدى صدش را هم خارجى داخل کند تازه به هیچ جاى ما ضرر وارد نمی‌شود و در هر حال این را بدهند در دست شرکت‌ها خوب این چه فایده دارد؟ اولاً اینجا آمده‌اند و دو میلیون اعتبار داده‌اند و اجازه می‌خواهند که دو میلیون وزارت مالیه بدهد انحصار که اداره انحصار با این دو میلیون مشغول کار شود. این را باید اعتراف کنیم که مملکت ما داراى یک سرمایه هنگفتى نیست که براى هر کارى دولت خودش بیاید و بتواند پیش‌قدم شود آقا این چیست این شرکت تلفن- دو میلیون بگذاریم براى این کار آن چیست؟ شرکت انحصار سه میلیون بگذاریم براى آن فرض کنید (دشتى- ذغال سنگ) بلى ذغال سنگ پانصد هزار تومان بگذاریم آنجا- معدن شمشک: پانصد هزار تومان بگذاریم آنجا- خیابان سازى: یک سرمایه هم بگذاریم آنجا- ما یک سرمایه محدودى داریم (هر مملکتى این طور است اختصاص به ایران ندارد) و این سرمایه را در تمام شئونات زندگى مردم وارد کردن و در کار وزارتخانه‌ها و زندگانى ادارى و همه جا وارد کردن این صلاح نیست هیچ جاى دنیا هم این کار را نمی‌کنند

+++

سایر ممالک هم سعى می‌کنند که حتى المقدور کارها را از دست مردم نگیرند و کارى می‌کنند که مردم سرمایه‌شان به کار بیفتد انرژى‌شان به کار بیفتد عمل‌شان به کار بیفتد توانایی‌شان به کار بیفتد فکر شرکت باشند از شرکت استفاده ببرند نتیجه شرکت را که دیدند همه تشویق می‌شوند دیگران هم تشویق می‌شوند و بالاخره مملکت آباد می‌شود. مثلاً در هفت هشت سال قبل بنده یادم می‌آید در تمام خیابان‌هاى یکى از شهر‌هاى اروپا (پاریس بود بله پاریس بود) عکس یک نفر را دیدم که می‌خواستم با تلفن صحبت کند اتفاقاً عکس شخص خیلى چاق و تنومندى را کشیده بودند اینجا آقایان وکلا آدم خیلى چاقى نداریم که بربخورد که آن پا ایستاده بود و عرق می‌ریخت و هى می‌گفت هالو وزیرش نوشته بودند که اگر می‌خواهید از این حالت بدبختى خلاص شوید تلفن را از دست دولت بگیرید. این طور پروپاکاند می‌کردند براى این که می‌خواستند تلفن پاریس دست دولت نباشد و حتى‌المقدور مؤسسات دست دولت نباشد و دست خود مردم باشد تا خود مردم مستقلاً علاقه‌مند باشند حالا بیاییم سراغ این کار که موضوع انحصار باشد. البته اگر وزارت مالیه بیاید و به یک شرکتى واگذار کند و این شرکت را تشویق بکند و این دو میلیونى را که می‌خواهد اینجا مصرف کند این را با دومیلیون تومان دیگر که صرف چیز‌هاى دیگر می‌کند صرف لوله‌کشى طهران بکند و لوله‌کشى طهران را درست بکند و این را هم بدهد به یک شرکت دیگرى و به او بگوید تو درست کن خیلى بهتر است امروز کار‌هاى ما یک پیشرفت مخصوصى کرده خوب ما امروز از نقطه‌نظر صحیه یک زحمتى می‌کشیم و یک مریض‌خانه درست می‌کنیم ولى از طرف دیگر از حیث آب در خانه‌‌هاى مردم زندگانى مردم همه متزلزل است. همه مریض همه ناخوش وسیله هم ندارند و وسایل صحى هم به جایى نمی‌رسد و این براى این است که ما اساس کار را محکم نکرده‌ایم. در اینجا ما باید به بینیم که چکار می‌کنیم دولت خودش با این دو میلیون مستقیماً انحصارى تشکیل دهد؟ این آقا بد است مى‌خواهد به شرکت واگذار کند؟ البته باید بدهد حالا آمدیم سر قیمتش- خیلى نظریات هست بعضى‌ها نظر دارند که قیمتش زیاد است و باید کم شود این هم بسیار خوب است یک نظرى است. و این یک چیز مهمى در هر حال نیست. براى چه مهم نیست براى این که فرضاً سه قران و ده شاهى که شده چهار قران خیلى مهم نیست براى این که موقعى مهم است که جعبه سیگار شما بتواند با جعبه توتون عبدالله یا جعبه توتون سامسون رقابت کند این کارها را با دست خودمان یعنى این اداره تنباکو نمى‌شود انجام داد آقا. این یک اداره خوب منظم حسابى مى‌خواهد. سرمایه می‌خواهد. بازار دنیا را باید نگاه کند آن وقت اگر ده پوت این را آنجا می‌فروختند باید در این فکر باشند ده هزار قوطى در خارج بفروشند و همین طور هم باید فرض می‌کنید انحصار دخانیات که در ترکیه هست یا سیگار عبدالله که در مصر است همه‌اش را به مصرى می‌فروشد؟ شاید ده یکش را به مصرى نمی‌فروشد و به سایر ممالک می‌فروشند ما باید این شکل رفتار کنیم. بنده نمى‌دانم در این قسمت نظر آقاى وزیر مالیه چیست؟ ولى اصولاً باید فکر ایشان هم متوجه به این قبیل مسائل باشد براى این که طرز فکر ایشان را هم ما مى‌شناسیم اگر مانعى دارد خوب است بفرمایند مانعش چیست که مسأله روشن شود و براى آتیه این را در نظر بگیرند که حتى المقدور این کارها را به دست مردم و شرکت‌ها بدهند. سرمایه اگر نیست در مردم تولید می‌شود در نتیجه سعى و عمل. از روز اول هیچ کس پول نداشته کار کرده پول پیدا کرده اگر هست به واسطه عمل و کوران و نفع بردن و استفاده کردن و این که یک مالیخولیاى گذشته را از دماغ‌شان خارج کردن آن سرمایه را به کار و جریان بیندازند در ایران (مملکت ما) یک طورى شده است که یک سرمایه‌دارى که صد هزار تومان که سرمایه‌اش است وقتى که ازش می‌پرسند جواب می‌دهد چیزى نیست هفت هشت هزار تومان است. ولى در اروپا مردم سعى می‌کنند که اگر صد هزار تومان دارند پانصد هزار تومان نشان دهند.

این طرز فکر

+++

ما است در ایران. ما بانک درست می‌کنیم. این بانک ملى یا ناسیونال چیست؟ ما سعى می‌کنیم خودش مدیرش اداره اش میزش به یک شکل فلاکت بار باشد. ولى آنها سعى می‌کند که بانک سیصد میلیون فرانک سرمایه‌اش است بگوید چهار صد میلیون فرانک (دپو) دارم. در بروشور بانک شاهنشاهى مى‌نویسد چهارده میلیون لیره استرلینگ من سرمایه دارم پس این یک مسائلى که ما باید در نظر بگیریم (وثوق- این لایحه دخانیات است) در اینجا آقاى وثوق زیر زبانى قرقرى کردند.

وثوق- عرض کردم این لایحه دخانیات است در این قسمت ها بفرمایید.

رهنما- آقا بنده در ماده اول مى‌توانم در کلیات یک لایحه صحبت کنم. از کلیات یک لایحه مقصود این است که به نظریات همدیگر آشنا شویم (وثوق- صحیح است به نظریات جنابعالى ایرادى ندارم) و الا شما که موافق هستید موافقت بکنید که انحصار باشد به دست دولت باشد یا به دست اشخاص. مقصود این است که این قبیل قوانین را باید طورى تدوین کرد که با زندگانى مردم تماسى پیدا نکند و کارى به زندگى خصوصى مردم نداشته باشد نه این که روز به روز مردم مقید کنیم و تحت فشار بیاوریم حالا اگر آقاى وزیر مالیه توضیح دارند بدهند و شما هم اگر دلایلى دارید بفرمایید.

وزیر مالیه (آقاى تقى‌زاده)- وقتى که یک قانونى در مجلس وضع می‌شود البته مطالب زیادى مستقیم و غیر مستقیم به میان می‌آید که بحث می‌شود. و مطالب خواه مستقیم و مربوط باشد خواه غیرمستقیم بحثش عیبى ندارد. مسائلى اصولى بحث می‌شود که اگر براى این مطلب فایده‌اش کم باشد براى سایر مطلب فواید کلى دارد.

از این لحاظ است که در این بحث اصولى که آقاى رهنما در اینجا طرح کردند قبل از این که جواب عرض کنم ابتدا به یک کلمه عرض می‌کنم که بنده صد در صد با ایشان موافقم البته هر نوع تشویق و تقویتى که ممکن است باید کرد. دست را گرفتن و بلند کردن سرمایه دادن معافیت دادن هر نوعى که ممکن است باید کرد که سرمایه نشو و نما پیدا کند و تجارت مملکتى رونق پیدا کند. این عقیده دولت است و در این مملکت بیشتر از سایر جا‌ها باید بشود. اما این را باید اول عرض کنم بعد یک شرحى راجع به همین مطلب عرض کنم. اول می‌خواهم در خود عرض کنم که این ماده اول تکرار همان ماده اول قانون سابق است که ملاحظه فرموده‌اید و ما انحصار جدیدى نیاورده‌ایم در خود ماده تغییرى عیبى علتى حاصل نشده و یکى دیگر هم آن دو میلیون که خواسته شده براى مصارف نیست براى سرمایه نیست که آدم بخرد یا بفروشد و فایده ببرد و اگر لازم باشد که دولت بخرد یا بفروشد باید خودش سرمایه داشته باشد. ولى البته اگر این سرمایه را غیر از عایدات دولتى و غیر از وجوه دولتى از جاى دیگر از وجوه معین دیگرى ممکن بود پیدا کرد و در یک شرکتى گذاشت ما هیچ مخالفتى نداشتیم و ما در این قبیل کارها هیچ مضایقه نداریم و نه تنها مضایقه نداریم بلکه بنده صریح عرض می‌کنم دولت مایل است همین مؤسساتى که دولت دست رویش گذاشته و می‌خواهد دست‌شان را بگیرد و بلند کند و منظم کند اگر مردم بخواهند بخرند با کمال میل صاحبان سهام حاضر است بفروشد ولى این صحبت‌ها در واقع یک دردى است که درد‌هاى دیگر را به جنبش مى‌آورد بنده نمى‌خواهم چون خودم جزء هستم یک مطالبى را عرض کنم که توى روزنامه یا مقاله بحث سیاسى یا اساسى باشد- همه آقایان می‌دانند که با کمال میلى که دولت به این کار دارد که سرمایه ملى را تقویت کند در این مملکت یکى از بدبختى‌ها این است گرچه نباید به این علنى بگوییم ولى همه دنیا می‌دانند که تاجر ایرانى و سرمایه‌داران ایرانى در این مدت مدید نه با هم می‌خواهند شریک شوند و نمی‌خواهند به ترتیب مدرن و مطابق زمان عمل و روز و آن جورى که در دنیا معمول است کارى بکنند و نمی‌خواهند به آن چیزى که به خارجه می‌فرستد مثلاً سه من خاک نریزد این محال است راجع

+++

به حالا این عرض را نمی‌کنم که یک چیزى برخلاف عقیده ملى باشد زیرا الحمدالله شروع شده و چیز‌هاى خوب هم عمل می‌آورند- ولى خیال می‌کند از هر حاصلى که بیرون می‌برد از هر جاییش که بتواند بزند از گونیش اگر بتواند می‌زند یا قدرى خاک تویش بریزد یا قدرى چیز قلب لایش بگذارد از همه چیزش می‌خواهد بزند حتى در آن دکانش هم خیال ندارد صندلى بگذارد و می‌خواهد آن را هم منفعت کند کار مرتب مدرن اینها نیست.

پس چطور این کارها باید بشود. دولت بالاخره چاره نداشت جز این که بیاید و در بعضى جاها یا شریک شود یا خودش وارد شود. دولت چون منورترین مردم مملکت است (در هر حال هم باید باشد) معتقد است که مطابق ترتیب اصول اصلى و مطابق ترتیب و اسلوب زمان باید هر چیزى را عمل بیاورد و درست کند و بدهد دست خود مردم و هر کس بخواهد که شریک شود اگر می‌خواهد حقیقتاً بخواهد بخرد دولت با کمال میل حاضر است. عرض بنده نتیجه‌اش باید بهبودى اوضاع باشد بنده نمی‌خواهم پروپاکاندى بر ضد ترتیب تجارتى خودمان بکنم زیرا بحمدالله ترتیب هم دارد خوب می‌شود. ولى چون در مرکز مملکت وقتى که حرفى گفته می‌شود همه جا می‌رسد نتیجه عرض بنده این می‌شود که آن خیال قدیم هر ترتیب قدیم و فکر قدیمى که مردم خیال می‌کردند از هر چیزى باید ببرد حتى از لباسش حتى از دکانش که در یک چاله چوله در یک کوچه بنشیند این باید از میان برود. و یک کارى باید بکند که نتیجه‌اش این شود که‏ خشکه‌بار قدیمى منى دو تومان در خارجه به فروش می‌رسد و خشکه‌بارى که الان به ترتیب جدید عمل می‌آورند منى 6 تومان هفت تومان به فروش می‌رسد. براى این که پاک است تمیز است. شما وقتى که پوست بره‌تان را به خارجه می‌فرستید اگر مطابق اصول صحى عمل نیاورده باشید و گمرک‌خانه آنجا آتش می‌زنند. اگر کتیرا را قاطى کند و خیلى خوب و پاکیزه نباشد وقتى که دست رویش بگذارد کثافت و چرک و اینها ازش بلند شود وقتى که یک دفعه خریدند دیگر نمی‌خرند اگر قالى را یک جایش با نخ یک جایش با پشم و اینها باشد فقط رویش را آرایش بدهند و بفرستند این باعث زوال و نکس امتعه ملى می‌شود و این خیانتى است به مملکت (صحیح است) از این جهت الان شروع شده وزارت اقتصاد ملى تأسیس کرده‌اید. سه قسمت کرده‌اید اداره صناعت و فلاحت و تجارت درست کرده‌اید علاوه بر این دولت از پول خودش (که به قول ایشان نباید بکند و دست گذارده) کارخانه قندسازى درست کرده و نخ ریسى و کارخانه فلان درست شده وقتى که مردم به ذوق آمدند و با هم شرکت کردند و دارند هم می‌کنند.

بوشهرى- نمی‌گذاشتند بکنند آقا

وزیر مالیه- آن وقت مال خوب عمل می‌آورند و ثانیاً این مال خوب را با مال بد قاطى نمی‌کنند و روز به روز سرمایه ملى ترقى می‌کند و دولت هیچ قصدى ندارد حالا در واقع عذر و بهانه هم براى این کار نیست همین مسأله توتون را که فرمودید یا چیز‌هاى دیگر حالا انحصار تجارت داریم و توتون مصر ممکن است اینجا آورده شود یا مال سایر ممالک اینجا فروخته شود ولى وقتى که ما سیگار خوب داریم (این است که باید سیگار خوب عمل آورد) مى‌توانیم به مشتریان خودشان بفروشیم به دیگران هم بفروشند پس نه تنها براى سرمایه ملى و شرکت داخلى هیچ مخالفتى نداریم حتى به طوری که در روزنامه‌ها نوشته‌اند آقایان مسبوقند ما مضایقه از این هم نداشتیم که با یک سرمایه کمپانى خارجى داخل مذاکره شویم و شدیم و اکثر شرایطش با ما مساعد باشد حاضر می‌شدیم اسباب و آلات جدید بیاورند و ماشین‌آلات بیاورند و به ترتیب جدید درست کنند ولى به واسطه این که شرایطشان موافق مقاصد ما نبود سر نگرفت و الا ما هیچ حرفى نداشتیم و موافقیم عملى شود. ما در هر کار راه وسط برویم بعضى آقایان مى‌فرمایند اصلاً هیچ شرکت درست نشود بعضى‌ها می‌گویند دولت اصلاً دخالت نداشته باشد یکى می‌گوید همه را دولت باید اداره کند یکى هم راه متوسط است که الان در واقع دولت راجع به انحصار فعلى عمل

+++

می‌کند. البته اصولاً این یک انحصارى است ولى اگر یک شرکتى درست شود و سرمایه به راه بیفتد که این را به طرز خوبى عمل بیاورد دولت حاضر است مالیاتش را بگیرد و به هیچ وجه دیگر کارى نداشته باشد این بود که می‌خواستم عرض کنم این ماده اول که نوشته (انحصارى) است تکرار به همان عبارت ماده سابق است و انحصار جارى است و این دو میلیون پول که خواسته می‌شود براى موقعى است که اگر بخرد ماشین‌ها را بخرد یا توتون را بخرد و بفروشد چون در جا‌هایى هم هست که عمل آوردن توتون هم مفید است چون همان طور که بعضى از آقایان شکایت داشتند و می‌گفتند اگر تجار بدانند که غیر از خودشان خریدار دیگرى نیست ممکن است تبانى کرده و نرخ را بالا و پایین بیاورند ولى وقتى که دولت اختیار و اعتبار داشته باشد می‌تواند داخل شود و صد هزار تومان یک جا بخرد و با خرید خودش قیمت و نرخ را بالا ببرد و مردم هم اسیر یک دسته که تبانى کرده‌اند نشوند. این براى این است.

جمعى از نمایندگان- مذاکرات کافى است.

رئیس- آقاى کلالى‏

امیر تیمور کلالى- عرض کنم خلاصه مطلب و جان کلام را آقاى وزیر مالیه در ضمن بیانات آقاى ملک مدنى بیان فرمودند که مقصود از این لایحه ازدیاد عواید دولت است. از این قسمت بنده عرضى ندارم اما یک قسمت فرمودند که ما براى ازدیاد عایدات مملکت که نمى‌توانیم دفینه پیدا کنیم بنده عرض می‌کنم حضورشان خیر دفینه را می‌توانید پیدا کنید و پیدا کردن دفینه آسایش مردم است و با این لایحه و این وضع مالیات بنده نمى‌دانم تکلیف زراعت توتون و تنباکو در نواحى گیلان و غرب چه خواهد شد؟ البته نمایندگان گیلان و غرب خودشان خواهند فرمود ولى تنباکوى شرق را که بنده می‌دانم زراعتش به کلى از بین می‌رود بنده خودم یکى از موافقین جدى این قانون بودم در موقعى که در دوره هفتم مطرح شد انحصار دخانیات همان من سه قران که براى تنباکو قرار داده بودند بنده در کمیسیون قوانین مالیه مخالفت کردم و شاید در صورت مجلس‌ها هم موجود باشد و گفتم که به کلى زراعت تنباکوى خراسان را از بین می‌برد و نتیجه نداد. حالا که مشاهده می‌کنم مى‌بینم فعلاً در طبس سالى هزار خروار عایدات آنجا بوده است و حالا به صد و پنجاه خروار رسیده است. سایر نقاط خراسان از قبیل خواف و اردک و بیرجند و نقاط دیگرى هم که زراعت تنباکو داشته به کلى از بین رفته تنباکویى که خراسان عمل می‌آید هیچ وقت از خروارى پانزده تومان ده تومان و هشت تومان تجاوز نمی‌کند یک محصولى که خروارى دوازده تومان قیمت داشته باشد آقا این عملى نیست که شما براى آن خروارى هفتاد تومان مالیات ببندید شما با این طور فکر و این طرز عمل می‌خواستید با نیات آقاى رهنما موافقت بکنید بنده به ایشان قول قطعى می‌دهم که هیچ یک از نیات‌شان با این طرز فکر عملى نخواهد شد حالا اگر حقیقتاً آقاى وزیر مالیه معتقدند که این لایحه به همین قسم بگذرد بنده از نقطه‌نظر عقیده که به ایشان دارم و از نقطه نظر روابطى که با شخص ایشان دارم موافقت می‌کنم ولى از ایشان خواهش می‌کنم که راجع به قسمت محصول خراسان یک ترتیب خاصى معین کنند و در نظر بگیرند که مثلاً صد در صد مالیات ببندند بنده هم موافقم اما صد هفتصد که نمی‌شود آقا این یک قسمت. قسمت دیگر اینجا در قسمت (ح) توضیح داده که انواع توتون و سیگارت و سیگار‌هاى خارجه (در صورت اجازه دولت) و انواع کاغذ سیگار و متفرعات آن صدى پنجاه از قیمتى که وارد می‌شود حقوق گمرکى گرفته شود بنده با این مخالفم و معتقد هستم که آنچه از خارجه وارد می‌شود صدى صد باید مالیات گرفته شود و همین طور هم پیشنهاد می‌کنم.

مخبر (کازرونى)- بنده خوب به خاطر دارم اولین قانونى که براى انحصار دخانیات به مجلس آمد بنده و یک عده زیادى از نمایندگان اصولاً مخالف بودیم حتى این که حاضر مجلس هم نشدیم براى این شاید اکثریت

+++

حاصل نشود و آن قانون تصویب نشود در اینجا هم نماندیم و رفتیم در باغ بهارستان و جداً معتقد بودیم که این قانون زراعت توتون و تنباکو را به کلى از بین خواهد برد ولى بنده خودم جداً اعتراف می‌کنم که نظریات ما مصداق پیدا نکرد و الان هم توتون و تنباکو زراعت و مصرف می‌شود و چیز مهمى اتفاق نیفتاده و می‌فرمایید که به تنباکوى وسط صد صد صد سیصد مالیات بسته شد و الان مالیات یعنى حق انحصار تنباکو یک من سه قران است و یک من پنج قران بایستى گرفته شود. پس بر سه قران سابق امروز دو قران اضافه می‌شود. اگر می‌فرمایید از تنباکو که این پنج قران نسبت به سه قران زیاد است باز هم صد سیصد که نمی‌شود. از آن طرف هم ملاحظه بفرمایید از تنباکو یک من پنج قران گرفته می‌شود اما از توتون یک من سه تومان گرفته می‌شود. این فرق را در نظر بگیرید البته دولت تشخیص داده که بایستى یک تحفیفاتى نسبت به تنباکو قائل شود و در صورت اگر چنانچه جنابعالى یک نظریاتى دارید و حقیقت می‌دانید آن نظریات را ممکن است اجرا کنیم پیشنهاد بفرمایید می‌آید به کمیسیون و اطمینان بهتان می‌دهم که در کمیسیون اعضا کمیسیون شاید بیش از جنابعالى جدیت کردند و یک تخفیفاتى هم داده شده و شاید بعد هم اگر ممکن باشد جدیت کنند که یک تخفیفى داده شود.

رئیس- آقاى دکتر سمیعى‏

دکتر سمیعى- تصور می‌کنم قانون انحصار دخانیات یکى از بهترین قوانینى است که به مجلس آمده ولى در صورتی که به معناى تام آن رفتار شود از زمانى که دولت شروع کرد به اجراى این قانون (جمعى از نمایندگان- بلندتر) یک ضرر‌هاى کلى به زارعین وارد شده در صورتی که اگر چنانچه معناى این قانون اجرا می‌شد یک تحمیلى بود تحمیلش عمومیت داشت این طور نبود در صورتی که اینجا به عکس ضرر متوجه زارعین می‌شود سابق بر این زارع زراعت خودش را می‌کرد و مالى که به دستش می‌آید به تجار می‌فروخت ولى پس از اجراى این قانون انحصار تمام تحمیلات را تاجر به آن زارع بدبخت کرد یعنى به زارع می‌گوید فلان قدر مالیات باید داده شود و این هم باید بر جنس افزوده شود در صورتی که پیش این طور نبوده و این تحمیل از زارع گرفته نمی‌شده بنده تصور می‌کنم اگر چنانچه دولت در نظر داشته باشد بهتر این است که به همان معناى آن عمل کند یا به وسیله شرکت‌هایى همان طور که آقاى رهنما بیان کردند در دست یک شرکت‌هایى بدهد و آنها عمل کنند یا این که خود دولت به طور مستقیم عمل بکند خودش مستقیماً بخرد و بعد مالیات‌هایى هم که وضع کرده است اضافه کند و به فروش برساند زارع بدبخت همیشه در گیلان معمول بوده تجار می‌رفتند محصول آنها را خرید می‌کردند با یک منافع خیلى زیادى یعنى در هر تومانى ده شاهى پانزده شاهى منافع به آن مى‌بستند ولى پس از این قانون زارع بدبخت شده و این مالیات‌هایى که الان وضع شده است از قیمت حقیقى جنس کسر بوده است در صورتی که نبایستى این کسر تحمیل به زارع بدبخت شود عقیده بنده این بود که این قسمت را دولت در نظر بگیرند حتى‌الامکان سعى کنند که تجار خریدارش نباشند و این هم که آقاى وزیر مالیه در ضمن بیانات‌شان فرمودند در نتیجه رقابت ممکن است که قیمت حقیقى خودش را پیدا بکند این طور نیست در تمام گیلان بنده تصور نمی‌کنم بیش از دو تاجر باشد که معامله توتون بکند و اینها براى منافع شخصى خودشان قطعاً یک تبانی‌هایى با هم دارند (صحیح است) و این تحمیل حتماً به زارعین وارد می‌شود و این قسمت را خواستم آقاى وزیر مالیه درنظر بگیرند که در موقعش توجه داشته باشند.

مخبر- خلاصه بکنیم فرمایشات آقا را این طور نتیجه می‌گیریم که دولت باید خودش اداره بکند زیرا که بالاخره فرمودند یک کارى بکنیم که تاجر نخرد اگر تاجر نخرد خوب هر کس که خرید تاجر است که یک چیز دیگرى نیست آن که می‌خرد و می‌فروشد تاجر است تاجر که نخرید دولت باید بخرد. دولت اعتراف می‌کند که امروز من وسایل این کار را موجود ندارم بنده اضافه می‌کنم که مصلحت

+++

نه زارع است و نه مردم که دولت با وضعیت حاضره دخالت بکند به علاوه اگر دخالت کند چه خواهد کرد آیا از این مالیات کمتر خواهد گرفت خیر قانون همین است اگر فشار بر زارع است همان فشار باقى است و اگر چنانچه بر مصرف کننده است همان هم باقى است و شاید اگر دولت خواست مداخله کند خوب اطلاع دارید که مأمورین جزء طرز معاملات‌شان با مردم از چه قرار است و نظر نمایندگان محترم این است که حتى‌الامکان سعى بکنند تماس مردم را با مأمورین جزء یا مأمورین دولت یا بالاخره دولت کمتر بکنند و بنده هم اکیداً عرض می‌کنم این نظر را امرزه تایید نکنید تا مردم کمتر با دولت تماس داشته باشند این هم براى دولت بهتر است و هم براى مردم در هر صورت اگر جنابعالى دیدید تشخیص دادید که دولت به هر وسیله که هست توانست وسایل اداره کردن را خودش فراهم کند تذکر بدهید این قانون انحصار اصلاً براى همین است و خودشان هم اعتراف کردند که البته بایستى در اولین روزى که اساسش براى ما موجود باشد همین طور بشود.

بعضى از نمایندگان- کافى است‏

دشتى- بنده مخالفم‏

رئیس- نوبه آقاى اعتبار است.

دشتى- بنده با کفایت مذاکرات مخالفم‏

بعضى از نمایندگان- کسى نگفته کافى است.

رئیس- بفرمایید

اعتبار- کسى نگفت کافى است.

دشتى- بنده در کفایت مذاکرات خواستم یک تذکرى بدهم بعد وارد شوم در مخالفت بعد از ختم نطق هر ناطقى که سه نفر هوس‌شان می‌گیرد بگویند مذاکرات کافى است (چند نفر از نمایندگان- کسى نگفت) آقاى احتشام‌زاده همسایه بنده و یکى دو نفر اظهار کردند مخبر هم یک وسیله دارد می‌گوید این مطالب را پیشنهاد کنید می‌رود به کمیسیون وقتى که در کلیات مذاکره است می‌گویند آقا در مواد صحبت کنید وقتى که در مواد مذاکره می‌شود می‌گویند پیشنهاد بدهید و در شور دوم هم براى این که رد نشود لایحه از مجلس رأى داده می‌شود و این چیز خیلى مضحکى می‌شود و بالاخره این طور می‌شود که در لایحه دولت مذاکره نمی‌شود بنده یک قصه کوچکى در این باب عرض کنم چند سال قبل از اصفهان می‌آمدم به طهران در درشکه شخصى با یکى از رفقایم بودم این دوست محترم هوس داشت که خودش درشکه را براند و همیشه هم اسب‌ها را می‌زد موقعى که این اسب‌ها را راه می‌برد در سر بالایى می‌گفت اگر اسب‌ها را نزنم نمی‌روند در سرازیرى که درشکه خودش به سرعت می‌رفت در زمین صاف هم می‌گفت این پدر سوخته‌ها اینجا هم نباید راه بروند و باز می‌زد حالا مذاکرات آقایان هم همین طور شده در کلیات می‌گویند در مواد صحبت کنید در مواد هم می‌گویند پیشنهاد بدهید در کمیسیون هم به هیچ وجه در پیشنهادات نظرى نمی‌شود در شور دوم همین طور بالاخره همان نظریه دولت پیش می‌رود بنده خودم در لایحه یک عرایض مختصرى دارم و آن این است که بنده نفهمیدم این لایحه را براى چه دولت آورده براى این که خود بنده یک تطبیق مختصرى کردم با لایحه دوره هفتم تقریباً یکى است آقاى وزیر مالیه هم اینجا توضیح دادند که این عین همان است یعنى عین همان قانون انحصار بنده نفهمیدم یعنى چه (فاطمى- ماده اولش را فرمودند) بلى ماده اولش را فرمودند تکرار است فقط یک فرق‌هاى جزئى است یک فرق‌هاى عبارتى است و این همان طوری که آقاى افشار اینجا نشان دادند یک فرقى در مالیات تنباکو پیدا شده که این را یک مقدارى اضافه کرده‌اند خوب این را ممکن بود یک ماده واحده می‌آورند که ما سابقاً از این تنباکو سه قران می‌گرفتیم حالا شش قران می‌گیریم و این ارزش ندارد که یک لایحه به این تفصیل بیاورند دلیل این چیست سابقاً از تنباکوى زهر مارى این قدر می‌گرفتیم حالا می‌خواهیم این قدر بگیریم و دیگر داخل این بحث‌ها نمی‌شدیم عرض کنم که این لایحه به شکل لایحه انحصار است ما می‌خواهیم ببینیم که این انحصار شده است یا نه اگر چنانچه دولت می‌خواهد این را انحصار بکند

+++

باید یک اعتبارى بگیرد تمام ماشین‌ها را هم بخرد و به هیچ کس هم اجازه ندهد سیگار درست کند خودش این کار را بکند همان طور که در ترکیه هست همان طور که در فرانسه و بعضى از ممالک هست رژى را اداره بکند و این اگر ضرر دارد باز یک فایده و آوانتاژى هم دارد فایده‌اش این است که همان طورى که آقاى تقى‌زاده اینجا اظهار کردند ممکن است شروع بکند به اصلاح زراعت تنباکو به اصلاح توتون سیگار و بالاخره سیگارهاى ایران را مثل سیگار‌هاى ترکیه و مصر قابل کشش بکنند و اداره درست بکنند که تنباکو و توتون و سیگار این مملکت را طورى اصلاح کنند که بتواند در آتیه جاى تریاک ایران را بگیرد ولى این طورى که صحبت کردند یک مرتبه اظهار کردند که دولت پول ندارد و یک مرتبه صحبت کردند که ما می‌خواهیم دو میلیون اعتبار بگیریم که اگر تجار خواستند ارزان بخرند دولت بتواند بخرد اینجا معلوم می‌شود که نمی‌خواهند انحصار را عملى بکند خوب در صورتی که نمی‌خواهند انحصار را عملى بکنند علت نداشت که اسم قانون را بگذارند قانون انحصار اگر دیدید در قند و شکر اسم انحصار گذاشتیم براى این بود که چون از خارج وارد می‌شد نمی‌توانسیتم عنوان دیگرى برایش قائل شویم ولى این عنوان در مالیات زیاد کردن و تنباکو چیز مضحکى است ما می‌خواهیم خودمان را گول بزنیم. چه لزوم دارد این کار. اگر دولت می‌خواهد حقیقت انحصار را عملى بکند باید صریحاً و علناً آقاى وزیر مالیه بروند پشت تریبون بفرمایید که ما از یک ماه دیگر از یک سال دیگر از پنجاه دیگر خیال داریم که به کلى انحصار را عملى بکنیم که در تمام مملکت هیچ اداره هیچ مغازه براى سیگار نباشد مگر به اجازه دولت آن هم براى فروش و الا خود دولت سیگار را عمل بیاورد بالاخره براى صدور و این که عرض‏ کردم در صورتى است که دولت این تصمیم را بگیرد که سیگار ایران را یک سیگارى بهترى بکند که بالاخره مثل سیگار‌هاى سایر ممالک تهیه شود و بشود کشید و اگر دولت نخواهد انحصار بکند و بخواهد مالیات را زیاد بکند به عقیده بنده لایحه به این عرض و طول لازم نیست اسم انحصار لازم نیست و علاوه بر اینها باید دلیل بیاورد که چرا مى‌خواهد مالیات را زیاد کند براى این که مالیات زیاد کردن یک دلیل محکمى باید داشته باشد و آن کسر خرج باید باشد وقتى دولت می‌خواهد مالیات را زیاد کند و یک عایدات جدیدى پیدا کند باید یک لایحه بیاورد به مجلس که ما بودجه‌مان کم است و تکافو نمی‌کند با این مخارج پس باید عایدات زیاد شود و الا اگر کسر ندارد و بى‌جهت هوس کرده‌اند که معنى ندارد همین طور ادارات مالیه که ابداً اطلاع ندارند از غالب نقاط و خیال می‌کنند امور اقتصادى و اجتماعى و سیاسى مثل کار‌هاى ماشینى است و آقاى کازرونى که خودشان را همیشه یکى از طرفداران طبقه رنجبر و زارع می‌دانستند اینجا با کمال آزادى چون مخبر کمیسیون هستند پا می‌شوند دفاع می‌کنند بنده عرض می‌کنم که شما گردش کنید در اطراف این مملکت و ببینید که طبقه زارع در چه حال است بدبخت‌ترین تمام طبقات این مملکت زارعین هستند (صحیح است) و عرض می‌کنم اینها در ایران ولى‌النعم ما هستند (صحیح است) اگر زارع نباشد در این مملکت پس ما چه داریم. پس در درجه اول دولت و مجلس شوراى ملى باید متوجه حال زارعین باشد و آن وقت ما در هر مالیاتى که وضع می‌کنیم تحمیل بر طبقه زارعین می‌کنیم اینجا مکرر در همین مجلس صحبت شده است یک عقیده و بنده هم به این عقیده معتقد هستم که حتى‌الامکان اگر بشود مالیات غیر مستقیم مالیاتى که به زراعت تحمیل می‌شود بردارند بهتر است آن وقت شما روز به روز تحمیلات زارعین را زیاد بکنید به انواع و اقسام مختلف آن وقت اگر بنده هم مخبر کمیسیون باشم خودم را موظف می‌دانم دفاع کنم پا می‌شوم می‌گویم چه قانونى از این بهتر به زارع چه ضررى وارد می‌آید پارسال دوره هفتم این قانون را گذارندیم خیال می‌کردیم که این زراعت از بین می‌رود ولى دیدیم و خودم دیدم که زراعت توتون از بین نرفت آقاى کارزونى

+++

چه می‌دانند که زراعت توتون و تنباکو کم نشده کدام احصائیه نشان داده است که از قانونى که در دوره هفتم تصویب شده است به طبقه زارع و طبقه که توتون کارند چقدر ضرر وارد شده ایشان چه می‌دانند ما مجبوریم این حرف‌ها را در کلیات بزنیم و بالاخره دولت یک لایحه که می‌آورد به مجلس و می‌فرستد به کمیسیون غرض این نیست که این لایحه حتماً بگذرد غرض این است که در این لایحه بحث شود تنقیح شود و وقتى که تنقیح شد بیاورند به مجلس و درش گفت و گو بشود بالاخره آن کسى که اجازه مى‌گیرد براى هوس اجازه نمی‌گیرد که مقابل میز رئیس مجلس اسامى اجازه گیرندگان پنج شش نفر گذارده شود آن وقت می‌فرمایند کافى است وکیلى که اجازه گرفته باید حرفش را بزند.

مخبر- اولاً به نماینده محترم عرض می‌کنم (بعضى از نمایندگان- بفرمایید پشت تریبون) که هیچ کس مانع صحبت داشتن ایشان در مجلس نبود شما ببینید چند ساعت است ما در اطراف ماده اول و کلیات صحبت می‌داریم پس اینها که صحبت داشتند نماینده نبودند حرف نزدند جواب و سؤال نشد کى مانع شد؟ و اصلاً آقاى دشتى که می‌خواستند صحبت بدارند کى گفت صحبت ندارید شاید یک کسى به طور مزاح حرفى زده و به گوش‌شان خورده در صورتی که از طرف مجلس گفتند کسى صحبت نکرده یک شرح مبسوطى در این باب صحبت داشتند خوب البته بدارید مذاکره بکنید شرحى هم از بنده تنقید کردند که طرفدار زارع و فلاح بودم و حالا طرفدارى از دولت می‌کنم عرض می‌کنم که دولت و زارع و مردم همه در حکم نفس واحدند همه بذل مساعى مى‌کنیم براى اصلاح امور اجتماعى خودمان (صحیح است) ما که نبایستى مخالف دولت باشیم من اگر موافقت با زارع دارم به جهت موافقت با زارع است علاوه بر این رفقاى محترم من اطلاع دارند که در کمیسیون خیلى خیلى بیش از این سنگ زارع و مردم را به سینه زدم (یکى از نمایندگان- در کمیسیون سنگ نبود) تا اندازه هم که ممکن بوده است اصلاحاتى کرده‌ام ولى اینجا وظیفه من این است که دفاع از نظر کمیسیون بکنم و در انجام وظیفه بنده خیانت نمی‌کنم کمیسیون محترم به من وظیفه داده که اینجا دفاع کنم بنده اینجا خیانت کنم نمی‌کنم همچو کارى (صحیح است) می‌فرمایند غرض از آوردن این قانون به مجلس چه بوده این که فرقى ندارد اگر فرقى ندارد پس این داد و بیداد و گفت و گو‌ها چه چیز است پس این حرف‌ها از کجا پیدا می‌شود چرا در هر یک از مواد یا اصلاحاتى دارد یا یک چیز تازه وارد کرده‌اند که من حیث‌المجموع مقتضى این طور بود که تمام قانون را به مجلس بیاورند و این طور تصویب شود و قدرى دقت کنید قدرى مواد را ببینید از حرف قدمى رو به عمل و مطالعه بگذارید خواهید دید که یک ماده که درش اصلاحى نشده باشد وجود ندارد دولت براى هر یک از مواد یک قانونى بیاورد که این (ه) را اینجا درست کن این (ن) را آنجا درست کن قانون را این طور به مجلس نیاورده‌اند می‌فرمایند کازرونى چه احصائیه دارد که زراعت توتون و تنباکو کم نشده آقا چه احصائیه دارید که زراعت توتون و تنباکو کم شده؟ (با حرارت) احصائیه من احصائیه دولت است دولت به چه دلیل احصائیه‌اش را غلط می‌نویسد چرا؟ براى چه مقصود؟ نذر کرده دروغ بنویسد نذر کرده بر خلاف واقع بنویسد؟ احصائیه دولت نشان می‌دهد که زراعت توتون و تنباکو در این چند ساله اخیر زیاد شده است من هم اعتبار به این احصائیه دارم همین احصائیه را اینجا اظهار می‌کنم می‌گویم زراعتش زیاد شده این است عرایض من و در هر صورت ایشان خوب اگر چنانچه نگویم پیشنهاد بدهید چه بگویم می‌گویم آقا اگر نظر صائب خوبى دارید پیشنهاد بدهید این را هم که نگویم کسى هم که مخالف نیست پس تکلیف چیست عجب (خنده نمایندگان)

بعضى از نمایندگان- کافى است‏

رئیس- کافى است؟

+++

عراقى- خیر بنده مخالفم.

اعتبار- بنده اجازه خواسته‌ام‏

رئیس- حقوق ذوى‌الحقوق از بین رفت. بفرمایید.

عراقى- آقاى کازرونى خیلى خوب کردند با حالت عصبانى صحبت کردند قبل از این که با حالت عصبانى صحبت کنند متوجه به سؤال بودند و جواب ولى با حالت عصبانى نمی‌دانم متوجه هستند یا نه از این جهت عرض می‌کنم مذاکرات کافى نیست به علاوه در ماده اول این قانون یا هر قانونى که به مجلس می‌آید در ماده اول حق دارند در کلیات و سایر مواد صحبت کنند علاوه بر این که در خود ماده صحبت می‌کنند در تمام مواد حق دارند و نظیرش را خود آقاى کازرونى اطلاع دارند که می‌شود ولى قسمت زراعت توتون یک قسمتى از ایران به این کار مبتلا هستند این هم قانونى است راجع به زراعت توتون غرب یک قسمت مهمش ابتلا به این زراعت دارند تنباکو و توتون دارند در خراسان همین طور است آذربایجان همین طور است جنوب خودتان همین طور زراعت تنباکو دارد (یکى از نمایندگان- مازندران) بلى صفحه مازندران دارد این قانون را می‌خواهیم یک قانونى باشد که مثل آن قانون که می‌فرمایید سال دیگر مجبور نباشیم بیاوریم عوضش کنیم بلکه یک کارى بکنیم که حتى‌المقدور به عمل نزدیک‌تر باشد در ولایاتى که تنباکو کارى دارند حضرتعالى اگر مسبوق باشید بنده در قسمت خودمان از صفحه عراق خودمان عرض می‌کنم کم شده به واسطه قانونى که سابق بود حالا یا از عامل یا از وضع قانون بود کمتر شده پس شما نباید یک دفعه بگویید کم نشده اگر شما نظرتان به بیان و اظهار رئیس انحصار است اگر رئیس انحصار گفته است کم نشده ممکن است او روی هم رفته گفته باشد ولى آنهایى که از ولایات خودشان اطلاع دارند کم شده من در ولایت اطلاع دارم کم شده بنده تقاضا می‌کنم خسته نشوید التزام هم نداریم حکماً در این جلسه مذاکرات در کلیات کافى شده باشد و ماده اول و دوم و سومش تمام شده باشد چند جلسه صرف می‌کنیم براى این کار و این قانون مجلس براى همین است که در این مسائل کاملاً دقت کند مباحثه کند بدون این که حرف همدیگر موجب عصبانیت آن یکى باشد نه جنابعالى خیلى بیش از بنده با دولت موافق هستند نه من از شما با رنجبر موافقترم همه‌مان جامعه هستیم که می‌خواهیم اداره این مملکت را بچرخانیم پس نباید حضرتعالى عصبانى شوید و اوقاتتان تلخ شود بنابراین بنده استدعا می‌کنم مذاکرات کافى نباشد جلسه دیگر هم داریم کارى نشده که ما بگوییم مذاکرات کافى است.

رئیس- آقایانی که با کفایت مذاکرات موافقند قیام فرمایند.

(چند نفرى برخاستند)

رئیس- تصویب نشد. آقاى اعتبار

اعتبار- آقایان کاملاً خسته شده‌اند بنده هم تصدیق می‌کنم و لذا تکرار نمی‌کنم مطالب گفته شده را ولى یک موضوعى است که باید اینجا عرض کنم آقاى وزیر مالیه هم درست متوجه نشدند توجه بفرمایند بنده این اشکالى که هست عرض کنم و اصلاح شود. یک ماده نهى در این قانون هست که می‌گوید: وزارت مالیه مجاز است قبوضى را که از بابت یک من پانزده قران تفاوت توتون نیم کوب در هذه‌السنه تا تاریخ تصویب این قانون دریافت نموده به صاحبان آنها مسترد دارد. بنده می‌خواستم تاریخچه این ماده نه را به عرض آقایان برسانم که از کجا بالاخره وزارت مالیه داراى قبوضى شده از تجار و از مردم که حالا آن را ببخشد در ماده دو قانون سابق توتون پست مثل مال همدان و بروجرد و نهاوند و ملایر را برایش دو قران و سه قران و پنج قران مالیات معین کردیم و شرح قضیه و عملش این بود که این توتون از بروجرد حمل می‌شد و یک من دو قران مالیاتش را هم می‌داد ولى مصرف توتون خوزستان بود می‌رفت آنجا نیم کوب می‌شد به صورت جیگاره برمی‌گشت و آن وقت مطابق قانون سابق که در ماده دو نوشته است توتون جیگاره یک من سه تومان یک من سه تومان از اینها مى‌چسبیدند مطالبه می‌کردند پس از این که این قضیه در خوزستان در بروجرد در همدان تمام تجار در این قضیه مداخله

+++

کردند ما اینجا اقدامات کردیم یک دوسیه مبسوط و مشروحى دارد و بنده می‌خواستم استدعا کنم از آقاى وزیر مالیه که این دوسیه را از اداره انحصار بگیرند و ملاحظه بکنند این دوسیه چه بود؟ پس از مذاکرات زیاد و بالاخره کمیسیون‌‌هاى زیادى که شد آمدند و بلاخره این طورى توافق کردند براى این که آن ترتیب به هم نخورد و مخالف قانون نباشد گفتند آن یک من دو قران و پنچ قران که شما داده‌اید بسیار خوب مالیاتش را داده‌اید بقیه را یک قبضى بدهند به ما آن قبض را ما مخصوصاً در کمیسیون مذاکره شده در آنجا قید شد در صورت مجلس هم نوشتیم که براى این که یک راه قانونى داشته باشیم این قبض را به ما بدهید تجار هم قبول کردند آمدند یک قبوضى داده‌اند به اداره انحصار و بلاخره توتون‌هاى خودشان را به مصرف فروش رساندند و تمام شد حالا این قبوض یک من پانزده قران همان قبوضى است که دولت به آنها مى‌بخشد این به جاى خودش صحیح بنده در قسمت مالیاتش هم حرف ندارم که بگویم زیاد است کم است مالیاتش را هم بنده عقیده دارم هفت قران نه قران دوازده قران مالیات بدهند این به نظر بنده این قدر اهمیت ندارد این توتون در خود محل مصرف ندارد مصرف فروشش همین طور که عرض کردم به صورت نیم کوب بر می‌گردد آن وقت می‌رود به خوزستان به صورت جیکاره می‌شود اینجا بنده دیدم در قانون اسمى از نیم کوب نبرده‌اند و وقتی که بنده خودم خدمت‌شان عرض کردم فرمودند اصلاً از قلم افتاده در راپورت نوشته نشده و حال این که هیجده قران و بعد در سال سوم سه تومان قائل شده‌اند بنده عرض می‌کنم یک توتونى را که شما نتوانید یک من پانزده قران ازش بگیرید یک محصولى که پانزده قران را نتواند بدهد و شما مطابق ماده نه برگذار می‌کنید و مى‌بخشد آن وقت چطور هیجده قران و بیست و چهار قران بدهد اینجا بنده نظرم این است و می‌خواهم اینجا عرض کنم که اداره انحصار دولت اکتفا بکند به همان مالیاتى که در دست اول از او می‌گیرد یعنى آن هفت قران و نه قران و داوزده قران که شما براى او قائل شدید بگیرید و ولش کنید بگذارید آن کسى که می‌برد ببرد مصرف کند فشار شما و سنگینى مالیات این را از بین نمی‌برد یعنى آن که می‌خواهد سیگار جیگاره بکشد می‌کشد ولى از بصره و بین‌النهرین قاچاق صرف می‌کند و شما خودتان هم همیشه طرفدار این قضیه بودید و عملى هم که براى انحصار تریاک کرده‌اید شاهد این امر است که خواستید به وسیله تنزل باندرول حتى‌الامکان موضوع قاچاق از بین برود و این قضیه تشدید می‌کند مسأله قاچاق را به این جهت بنده می‌خواستم ادعا کنم در این قضیه نیم‌کوب که مصرفش خوزستان و بنادر است تجدیدنظرى بفرمایید اگر مالیات هفت و نه قران و دوازده قران را کم می‌دانید دو قران هم بهش اضافه کنید و دیگر ولش کنید که وقتى این مالیات هفت قران را داد و مالش را حمل کرد به خوزستان خواست بفروشد آنجا خواست به صورت نیم‌کوب‏ در بیاورد دو مرتبه از او مطالبه نکنند که بیست و چهار قران دیگرى باید بدهى براى این که این را بتوانى مصرف کنى عرض دیگر بنده این است که اینجا در قسمت (ب) می‌نویسد 1- توتون سیگار یک من سه تومان سایر اجناس دخانیه که بریده می‌شود از قرار یک من سه تومان بنده این را دیگر نفهمیدم سایر اجناس مقصود چیست دمار توتون است؟ چه جنس‌هاى دیگرى ممکن است بریده شود غیر از توتون که یک من سه تومان باید بدهد نظر بنده این بود که خواستم عرض کنم اگر این را توجه نفرمایید بلاخره مجبور می‌شوید از تجار و مردم دو مرتبه بیایید و برخلاف قانون یک قبوضى بگیرید آن وقت یک قانون دیگر بیاید و به آنها تخفیف بدهد.

وزیر مالیه- این قضیه توتون نیم‌کوب همان طور که آقاى اعتبار فرمودند از قلم افتاده است در لایحه اشتباهاً حرف (ج) از قلم افتاده منظور این بوده است در قانون قدیم هم این طور بود که توتون سیگار یک مالیاتى داشت توتون نیم‌کوب یک مالیات توتون ساییده یک مالیات این توتون نیم‌کوب که مالیاتش زیاد است زیادتر از توتون چپق است براى این است که این توتون را که می‌برند به سیگار

+++

هم استعمال می‌کنند و اگر مالیات ارزان باشد بدیهى است صدمه به توتون سیگار می‌زند و بیشتر آن را داخل می‌کنند به طور قاچاق یعنى سیگارها و جیگارها را وارد می‌کنند براى این که از مالیات فرار کنند اما این که مالیاتى برایش وضع شده به نظر مى‌آید این براى این است که سابق بر این فرض بفرمایید شش سال پیش از این مدت هفت سال پیش از این سیگار هم شش قران هفت قران مالیات می‌داد آن وقت‌ها سنگین بوده و متناسب با سایر چیزها آمده‌اند پنج قران گرفته‌اند دو قران هم اضافه کرده‌اند ولى حالا که سه تومان است باز هم قانون بیاوریم که پنج قران بگیریم براى این که در آن موقع سنگین بوده است حالا براى توتون نیم‌کوب ما اینجور فرض می‌کنیم که پانزده قران و از حالا به بعد سال به سال یک چیزى زیاد بشود اما حالا پانزده قران نیست مالیاتش حالا سه تومان است و اگر از سه تومان می‌خواستند مالیات را بالا ببرند چهار تومان و نیم پنج تومان بود اول سه تومان را نصف می‌کنیم مالیات سه تومان را پانزده قران قرار می‌دهیم و بعد در سال‌هاى دیگر متناسب با سایر چیزها توتون و تنباکو و توتون و سیگار و سایر محصولات مملکتى که مالیاتش بالا می‌رود این مالیات هم به تدریج بالا می‌رود اما این که در گذشته هم اینها مجبور بودند که براى هر منى پانزده قران بدهند و این را تخفیف می‌دهیم می‌بخشیم و معاف می‌کنیم و این مانع می‌شود که سال آینده مثل سایر توتون‌هاى دیگر تنباکو و سیگار یک چیزى بر مالیاتش اضافه شود این است که این را به تدریج بالا می‌برند حالا بالا می‌برند حالا سه تومان است می‌شود پانزده قران سال دیگر می‌شود هیجده قران در سال‌هاى دیگر اضافه می‌شود.

روحى- کافى است‏

رئیس- کافى است؟ (گفته شد- کافى است) پیشنهادى که در این خصوص شده قرائت می‌شود.

پیشنهاد آقاى مجد ضیائى‏

در ماده 1 اصلاح ذیل را در خدمت خریدارى ماشین پیشنهاد می‌کنیم‏

خریدارى ماشین در ادوات مذکوره بر طبق تقویم دو نفر مقوم از طرف مؤسسه و صاحب مال خواهد بود در صورت اختلاف حکم مشترک از میان چهار نفر به قرعه معین تقویم اکثریت قاطع خواهد بود.

-3 ]موقع جلسه بعد- ختم جلسه‏[

رئیس- پیشنهاد شده است جلسه را ختم کنیم (صحیح است)

جلسه آینده یکشنبه بیست و چهارم بهمن سه ساعت قبل از ظهر دستور لایحه دخانیات‏

(مجلس سه ربع ساعت بعد از ظهر ختم شد)

رئیس مجلس شوراى ملى- دادگر

+++



اسامی غایبین جلسه­ قبل که صورت مجلس خوانده شده است

غایبین با اجازه - آقایان : مفتی - میرزا محمد خان وکیل - حبیبی - آصف - اقبال

غایبین بی‌اجازه _ آقایان : تیمور تاش - مخبر فرهمند - دکتر امیر اعم - اسفندیاری - میرزا صادق خان اکبر - آشتیانی - اعظم زنگنه - طباطبایی وکیلی - حاج حسین آقا مهدوی - حسنعلی میرزا دولتشاهی - مصدق جهانشاهی - طهرانی - عبدالحسین خان دیبا - امیرحسین خان ایلخان - حکمت - حسینقلی خان نواب - قوام - حاج غلامحسین ملک

دیر آمدگان بی‌اجازه - آقایان : مولوی - حاج میرزا حبیب­الله امین - حاج تقی وهاب‌زاده - بوشهری - مجد ضیایی - آقا زاده - سبزواری - مسعود ثابتی - شریعت‌زاده - محمد ناصر خان قشقایی.

یادداشت ها
Parameter:293301!model&5137 -LayoutId:5137 LayoutNameالگوی متنی کل و اخبار(مشروح مذاکرات)