کتابخانه، موزه و مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی


صفحه اصلی » مشروح مذاکرات » مشروح مذاکرات مجلس ملی » دوره شانزدهم مجلس ملی

0.0 (0)
مشروح مذاکرات مجلس ملى، دوره ‏16
[1396/05/29]

جلسه: 67 صورت مشروح مذاکرات مجلس روز یکشنبه شانزدهم مهر ماه 1329  

 

فهرست مطالب:

1-نطق قبل از دستور 3 نفر از آقایان نمایندگان

2-اجرای مراسم تحلیف به وسیله آقای شاد‌لو نماینده بجنورد

3-مذاکره درباره استیضاح و رأی اعتماد به دولت

4-تقدیم یک فقره لایحه راجع به استخدام کارشناس راه‌آهن از طرف وزیر راه

5-تقدیم یک فقره لایحه راجع به آئین‌نامه انجمن‌های محلی از طرف وزیر کار

6-انتخاب کمیسیون مخصوص

7-استرداد لایحه چاپ اسکناس جدید از طرف کفیل وزارت دارایی

8-موقع و دستور جلسه بعد - ختم جلسه

مشروح مذاکرات مجلس ملى، دوره ‏16

 

 

جلسه: 67

صورت مشروح مذاکرات مجلس روز یکشنبه شانزدهم مهر ماه 1329

 

فهرست مطالب:

1-نطق قبل از دستور 3 نفر از آقایان نمایندگان

2-اجرای مراسم تحلیف به وسیله آقای شاد‌لو نماینده بجنورد

3-مذاکره درباره استیضاح و رأی اعتماد به دولت

4-تقدیم یک فقره لایحه راجع به استخدام کارشناس راه‌آهن از طرف وزیر راه

5-تقدیم یک فقره لایحه راجع به آئین‌نامه انجمن‌های محلی از طرف وزیر کار

6-انتخاب کمیسیون مخصوص

7-استرداد لایحه چاپ اسکناس جدید از طرف کفیل وزارت دارایی

8-موقع و دستور جلسه بعد - ختم جلسه

 

مجلس ساعت 5 / 9 صبح به ریاست آقاى رضا حکمت تشکیل گردید.

رئیس- صورت غائبین جلسه پیش قرائت می‌شود.

( به شرح زیر قرائت گردید)

غائبین با اجازه آقایان: بهادرى فتح‌على افشار طباطبایى آصف دکتر راجى کوراوغلى‏

غائبین بى‌اجازه آقایان: محمود محمودى صفوى عزیز زنگنه خسرو قشقایى سالار سنندجى امینى- حسن اکبر شهاب خسروانى اقبال عماد تربتى محسن طاهرى پیراسته غضنفرى حاذقى محمد ذوالفقارى- امیر افشارى- دکتر شایگان جواد مسعودى‏

دیرآمدگان با اجازه: آقاى محمدعلى نصرتیان یک ساعت‏

دیرآمدگان بى‌اجازه آقاى موقر 30 دقیقه آقاى هراتى 30 دقیقه‏

رئیس- به واسطه تعطیل و جمعه دیروز صورت مجلس حاضر نشده است بنابراین 3 نفر از آقایان تقاضاى نطق قبل از دستور کرده‌اند آقاى اردلان بفرمایید.

اردلان- بنده از آقایان محترم بسیار معذرت می‌خواهم که باز به نام بیانات قبل از دستور مصدع آقایان می‌شوم و قبل از این که مطلب را شروع بکنم اجازه می‌خواهم یک حکایت خیلى مختصرى عرض کنم که مربوط به همین مطلبى است که می‌خواهم به عرض آقایان برسانم موقعی که بنده به نمایندگى مجلس شوراى ملى از کردستان انتخاب شدم یکى از موکلین بنده که یکى از دانشمندان کردستان هستند یک بحثى را با بنده شروع کرد که حالا 7 سال است این بحث ادامه دارد و بدبختانه به جایى نرسیده است (کشاورزصدر- برنامه هفت ساله است) هر دفعه که او به تهران می‌آید یا من به کردستان می‌روم این بحث را شروع می‌کنیم ولى به جایى نمی‌رسد و بنده نمی‌توانم این موکل خودم را متقاعد بکنم نه او می‌تواند مرا متقاعد بکند او می‌گوید ایران قابل اصلاح نیست و من می‌گویم ایران قاب لاصلاح هست (صحیح است) (کشاورز‌صدر- این شخص کیست؟) یکى از موکلین کردستانى بنده است و با بیانات فاضلانه خودش بدبختانه مدت و زمان هم به او کمک می‌کند که هر وقت من ایشان را دیده‌ام یک مدارکى در دست دارد که بنده ندارم (دکتر مجتهدى- او درست می‌گوید) بعضى می‌فرمایند که موکل من راست می‌گوید بعضى می‌گویند که بنده راست می‌گویم بالاخره در این مرخصى اخیر که بنده به کردستان رفته بودم باز این بحث شروع شد و گفتم نه فلانى چه می‌گویى مگر آن که یک متر خاک روى مرا بگیرد و مرده باشم و الا زنده هستم و جان دارم معتقد هستم که کشور ایران قابل اصلاح است (نریمانى- به شرطی که نفتش دست خارجی‌ها نباشد) حالا عرایضى که بنده می‌خواستم بکنم یکى مربوط به دادگسترى است در پیرامون مسائلى که همکار محترم بنده جناب آقاى مکى اظهاراتى فرمودند و طبق قانون مجلس شورای ملى بعد از بیانات آقاى وزیر دادگسترى قطعاً رأى خودش را راجع به این اظهار خواهد کرد بنده دیدم فرصتى بهتر از این فرصت نیست که

+++

عرایض خودم را راجع به دادگسترى به عرض آقایان نمایندگان محترم برسانم این تنها موقعى نیست که راجع به دادگسترى بنده عرایضى کردم هر وقت فرصتى به دست من آمده چه دوره 15 چه دوره 14 و چه این دوره راجع به دادگسترى بنده عرایضى کرده‌ام یک مطلبى که متفق‌القول همه مردم روى زمین است پایه اصلاحات یک مملکت استوار نمى‌شود مگر این که دادگسترى او اصلاح شود و ما با این فرصتى که امروز در دست داریم موضوع دادگسترى در دستور مجلس شورای ملى است و در دو جلسه وقت مجلس صرف این کار شده یک نتیجه‌اى از این بگیریم و باز اگر ما بخواهیم نتیجه‌اى نگیریم و این قضیه را بگذاریم برویم به عقیده بنده شایسته نیست براى این که این وضع ادامه‌اش به حال مملکت مضر است به عقیده بنده با استیضاحى که مطرح است و مذاکره که نماینده استیضاح کننده کرده بود و جوابی که آقاى وزیر دادگسترى خواهند داد استفاده بکنیم و راهى پیدا بکنیم که وزارت دادگسترى خودمان را اصلاح بکنیم من شخصاً معتقد هستم که نمایندگان محترم حاضر در مجلس شوراى ملى با همین مدتى که به آخر دوره مانده اگر تصمیم قطعى بگیرند موفق خواهند شد که شالوده صحیحى براى اصلاح دادگسترى ایران بریزند و این کارى است که ما باید بکنیم آقایان محترم مستحضر هستند که بنده راجع به مسائل اقتصادى در اینجا عرایض بسیارى کرده‌ام ولى هر وقت یک مسئله اقتصادى را انسان بخواهد به نتیجه برسد برمی‌خورد به این که پیشرفت مسائل اقتصادى وابستگى مستقیم با اصلاح دادگسترى دارد یعنى بدون این که محال است که بتوانیم وضعیت اقتصادى را اصلاح بکنیم من براى نمونه عرض خودم یک مطلبى را عرض کنم و بعد به نظریه خودم که چطور مى‌شود دادگسترى را اصلاح کرد بپردازم آقایان نمایندگان محترم مسبوق هستند که امروز فرع پول در بازار بیش از صدى سى و صدى سى و پنج است در صورتی که به ترازنامه‌هاى بانک ملى ایران مراجعه کنیم مى‌بینیم که از 7 میلیارد و هشتصد میلیون اسکناس که چاپ شده 6 میلیاردش دست مردم است چرا پول دست مردم هست و معامله نمى‌شود براى این است که امنیت مالى در مملکت نیست چرا امنیت مالى نیست براى این که دستگاه دادگسترى ما درست نیست (سنندجى- تصفیه درست کند) بنده موقعى که قانون تصفیه اینجا مطرح بود عرض کردم که ما 9 هزار پرونده بلا‌اقدام در دیوان کیفر موجود داریم آقاى دادستان محترم دیوان کیفر در روزنامه مرقوم فرمودند که پنج هزار پرونده در دیوان کیفر موجود داریم و چهار هزار تا هم مطابق قانون جدید به محاکم دیگر پخش کرده‌ایم و جمعاً همان 9 هزار است یکى از این آقاى وزیر دادگسترى نمى‌پرسد که به چه مناسب 9 هزار پرونده باید در دادگسترى معطل و معوق مانده باشد البته این عیب دادگسترى ما است و بنده نمى‌خواهم بیش از این عرایضى بکنم و امروز اگر کسى در این مملکت بگوید دادگسترى ما خالى از عیب است و واقعاً منزه است به نظر بنده یک مطلب خلاف حقیقت گفته است امروز دادگسترى ما یک دادگسترى دنیاپسندى نیست (همهمه نمایندگان زنگ رئیس) ما باید به هر قیمتى شده این دادگسترى را اصلاح کنیم اصلاح دادگسترى به نظر بنده یک راه بیش‌تر ندارد و آن راهش را قانون اساسى را مى‌خوانم مى‌گوید اصل 82 متمم قانون اساسى تغییر مأموریت حاکم محکمه عدلیه ممکن نمى‌شود مگر به رضاى خود او ولى کجا این اصل 82 رعایت مى‌شود ناگوارترین مطلبى که انسان در روزنامه هر روز می‌خواند این انتصابات وزارت دادگسترى است یک ستون بالا بلند هر روز در روزنامه مى‌بینید قاضى رشت مأمور کرمانشاه شده و قاضى کرمانشاه به مازندران و قاضى مشهد به بروجرد و دائماً اینها در تغییر و تبدیل هستند و اگر خواسته باشیم این انتصابات وزارت دادگسترى را قیچى کنیم و روى هم بگذاریم در آخر سال یک کتاب خواهد شد و من تعجب می‌کنم یک وزارت دادگسترى چقدر عضو دارد که این همه تغییر و تبدیل مى‌دهد هر قدر قاضى شرافتمند و با وجدان باشد معهذا این تغییر و تبدیلات متوالى ممکن است‏ او را از راه راست منحرف بکند این قانون اساسى ما بود ولى یک اصل دیگرى هم در قانون اساسى هست که فارسى از این روشن‌تر نمى‌بینم و آن اصل 27 متمم قانون اساسى است مى‌نویسد که شرح تفسیر قوانین از وظایف مختصه مجلس شوراى ملى است یعنى اگر که مجلس شوراى ملى بخواهد اختیاراتى به کمیسیون دادگسترى بدهد مى‌تواند ولى به هیچ‌وجه تفسیر قوانین را نمی‌تواند بکند معهذا ما مى‌بینیم که در تاریخ 26 مرداد ماه 1310 آمده‌اند همین اصل 82 متمم قانون اساسى را تفسیر کرده‌اند همین کمیسیون دادگسترى تفسیر کرده است که بلى مقصود از اصل 82 قانون اساسى آن است که هیچ حاکم محکمه عدلیه را نمی‌توان بدون رضایت او از شغل قضایى به شغل ادارى تغییر مأموریت داد و تبدیل محل مأموریت قضات با رعایت رتبه آنان مخالف قانون اساسى نیست این تفسیر را کردند و در ماده سوم نوشته است که اگر وزارت دادگسترى خواست یک قاضى را تغییر بدهد و اطاعت نکرد در محکمه انتظامى تعقیب و مطابق نظامنامه‌هاى وزارت دادگسترى مجازات شود به استناد این تفسیری که از قانون اساسى برخلاف خود قانون اساسى کمیسیون محترم دادگسترى در سال 1310 کرده از آن تاریخ به بعد ما مى‌بینیم که قضات دادگسترى ما یکى بعد از دیگرى دائماً در تبدیل و تغییر هستند این مذاکراتى که بنده کردم یک روز یک نتیجه بخشید و او این بود در موقعی که جناب آقاى صالح وزیر دادگسترى شدند یک لایحه‌اى به مجلس شورای ملى آوردند و لغو این ماده را خواستند و استقلال قضات را تأمین فرمودند ولى بدبختانه رفت به کمیسیون دادگسترى و گزارش آن لایحه را ندیدیم و با اصطلاح مجلس در آنجا دفن شد در دوره گذشته بنده یک موقعى استفاده کردم و اینجا پیشنهادى کردم که این تفسیر از اصل قانون اساسى که بدون جهت آن را کمیسیون دادگسترى تفسیر کرده پس از شش ماه لغو شود و نظرم این بودکه در ظرف شش ماه وزارت دادگسترى فرصت کافى خواهد داشت که اگر اصلاحات ضررى هم در دادگسترى بخواهند بدهند و پس از شش ماه دیگر استقلال این قضات در محل خدمت خودشان باشند آنها را نشود تغییر داد متأسفانه مجلس شورای ملى به پیشنهاد من رأى نداد یک عده آقایان التفات فرمودند رأى دادند ولى اکثریت رأى نداد و این پیشنهاد رد شد حالا اگر آن پیشنهاد تصویب شده بود آن مدت شش ماه هم گذشته بود و قضات که در محل قضاوت خودشان مستقر بودند ما با یک محکمه انتظامى شدیدى این مملکت را می‌توانستیم به شاهراهى بیاندازیم که ممالک متمدن انداخته‌اند خواهش می‌کنم آقاى وزیر دادگسترى بفرمایند در کجاى دنیا یک مملکتى ممکن است باشد که قضات او را دائماً تغییر بدهند یک چنین چیزى محال است و ما هر روز ناظر یک جریان تأسف‌آورى هستیم که در روزنامه‌ها آقایان سطرهاى بالا بلندى از انتصابات وزارت دادگسترى را می‌خوانند حالا بنده عرضم چیست بنده عرض می‌کنم امروز دو جلسه است مجلس شورای ملى وقت خودش را صرف اصلاح دادگسترى کرده ما باید امروز یک راهى براى این کار پیدا بکنیم یا خود آقاى وزیر دادگسترى پیشنهاد بکند و یا بالاخره ما اینجا یک وضعیت نامطلوب کنونى را تبثیت نکنیم و مخصوصاً در قسمت رأیى که ما می‌دهیم بنده خواستم از مقام ریاست تقاضا نمایم که در خصوص رأى اعتماد اگر ما رأى اعتماد به دولت مى‌دهیم بنده از اشخاصى هستم که به دولت رأى اعتماد می‌دهم ولى اگر رأیى باشد که به وضع دادگسترى باید بدهیم و وضع نامطلوب دادگسترى را تثبیت بکنیم این به نظر بنده یک رأى خوبى نیست این را خود آقاى وزیر دادگسترى هم باید شما راهنمایى بکنید من مى‌بینم که مملکت ایران امروز محتاج است که دادگسترى او اصلاح شود حالا راهى را پیدا بکنید شما آقاى بوذرى چند سال است که در وزارت دادگسترى هستید شما راهش را به ما بگویید دادگسترى که عیب دارد حرفى نیست این دادگسترى نیست که ما هر روز قضاتمان را از این شهر به آن شهر به موجب این تفسیرى که در قانون اساسى کرده‌اند تغییر بدهیم اگر شما معتقد هستید که یک قضات نامطلوبى دارید آقا در یک مدت معینى آنها را بردارید ولى آنهایی که خوب هستند آنها را ثابت نگه دارید آقا این که مملکت نشد که هر ساعت قاضى را از یک شهر به شهر دیگر بفرستید و این دست خود وزارت دادگسترى است و وزیر دادگسترى مى‌تواند آن را به مجلس پیشنهاد بکند چنانچه موقعی که آقاى صالح وزیر دادگسترى بودند پیشنهاد کردند ولى در کمیسیون دفن شد و گذاشتن این موضوع و رفتنش بالاخره ما را بالاخره در همان خانه اول می‌گذارد چند سال از عمر مشروطیت ایران می‌گذرد هنوز دادگسترى ما اصلاح نشده است نمى‌خواهم زیاد وقت آقایان را بگیرم و بیش از این عرضى نمى‌کنم یکى از همکاران محتر م تذکر داده است که پس از این که استیضاح تمام شد قانون

+++

انتخابات هم جزو دستور قرار گیرد، بنده هم موافق هستم که این قانون انتخابات اصلاح شود ولى آقاى وزیر دادگسترى باید یک راهى پیش پاى ما بگذارند که به چه نحو می‌خواهند دادگسترى را اصلاح کنند

رئیس- آقاى آزاد

آزاد- متأسفانه با این که بنده میل ندارم با نطق قبل از دستور وقت مجلس را بگیرم ولى یک وضعى پیش مى‌آید که مجبور است بیاید اینجا و یک مطالبى را اظهار بکند بنده وکیل تهران هستم، تهران بیش‌تر از یک میلیون جمعیت دارد همه افراد این مردم به من مراجعه مى‌کنند و از تعدیات و اجحافاتى که شهردارى شهربانى و مالیات بر درآمد نسبت به آنها می‌کند شکایت مى‌کنند بنده هم گاهى راجع به شکایات آنها از دولت و آقایان وزرا سؤالاتى می‌کنم و متأ‌سفانه حاضر نمى‌شوند که جواب بدهند ماده 169 تذکر می‌دهد که آقایان وزرا بایستى پس از یک هفته در مجلس حاضر شوند و جواب سؤال نمایندگان را بدهند و چنانچه ندادند آقاى رئیس از آنها بازخواست می‌کند. متأسفانه آقاى رئیس که تا کنون هیچ بازخواستى از آقایان وزرا نفرمودند که چرا اینها بعد از یک هفته حاضر نمی‌شوند جواب بدهند و این ماده نظامنامه ضمانت اجرائیه ندارد یعنى اگر وزیرى حاضر نشد تکلیف مجلس با آن وزیر چیست؟ (یک نفر از نمایندگان- استیضاح بکند) استیضاح هم که بکند بعد از یک ماه هم حاضر نمی‌شوند مثل این که از استیضاحى که آقاى مکى کرده‌اند دو ماه و نیم گذشته است. بنده یک لایحه قانونى تنظیم کرده‌ام و انشاء‌الله امیدوارم که تقدیم بکنم و آقایان هم رأى بدهند که این ماده قانون یک ضمانت اجرایى داشته باشد که اگر آقایان وزرا حاضر نشدند یک اثراتى بر عدم حضورشان مترتب باشد. بنده راجع به تعدیلاتى که از طرف شهردارى نسبت به کسبه مى‌شود سؤالى کردم و جواب ندادند. همه روزه از طرف شهردارى نسبت به کسبه اذیت و آزار می‌شود یعنى از این برزن‌ها یک عده مأمور می‌فرستند دم دکان این کسبه و بدون جهت هى اسامى آنها را می‌نویسند که یکى اتیکت نچسبانده، یکى پیراهن سفید به تن نکرده مثلاً فلان کفش‌دوز یا فلان آهنگر، اینها را جریمه کرده‌اند که چرا پیراهن سفید نداشته است در صورتی که کفش‌دوز و آهنگر همیشه از قدیم رسم‌شان بود که یک تکه چرم مى‌انداخته‌اند جلوشان. حالا آمده‌اند اینجا به اسم این که چرا شما پیراهن سفید ندارید اینها را می‌برند به محکمه و محکمه هم 45 تومان جریمه‌شان می‌کند در صورتی که در میان اینها اشخاصى هستند که اینها سرمایه‌شان 40 و 45 تومان نیست ولى اینها را می‌برند و مى‌گویند چون پیراهن سفید نداشتى باید 45 تومان بدهى و این بیچاره‌ها به این ترتیب تمام سرمایه خودشان را از دست می‌دهند. در این روزها بنده را دعوت می‌کنند در این انجمن‌هاى محلى، در خیابان خراسان، در خیابان صفارى، در خیابان شهباز و خیابان سینا و غیره که اینها برق ندارند در صورتى که تیرهاى برق از طرف شهردارى نصب شده است ولى خیابان‌هاى اینها شب برق ندارند و خیابان‌هاى اینها را آسفالت بکند یا برق اینها را تأمین بکند از صبح تا شام اینها را اذیت و آزار می‌کنند (اسلامى - انجمن شهردارى تهران کى تشکیل مى‌شود؟) انجمن شهر هم باید تشکیل بشود حالا دولت چه اقدامى کرده است نمی‌دانم (یک نفر از نمایندگان- اغلب منازل برق ندارند) خیابان‌ها مقدم است یک موقع دیگرى هم بنده تذکر دادم من خودم در خانه چراغ روشن مى‌کنم ولى خیابان‌ها برق ندارند اهالى خیابان صفارى به من شکایت مى‌کردند که این مرکز اراذل و اوباش است و اینها تأمین ندارند چون یک عده از اشخاص توى این خیابان‌ها هستند و شب ساعت سه و چهار که زن‌هاى مردم می‌روند نان بخرند یا احتیاج دیگرى دارند چون برق نیست اینها تأمین ندارند و اداره برق و اداره شهردارى هیچ توجهى به اینها نمى‌کند (یک نفر از نمایندگان- ولى این را هم بفرمایید که مهندس نجم بد کار نمى‌کند) مهندس نجم هم البته هر چه ممکن است کار مى‌کند ولى شهردارى هم باید وسیله را فراهم بکند یک قضیه دیگر که الان که آقاى فروهر اینجا تشریف دارند باید تذکر بدهم مسئله نان است. نان تهرا ن یک من شش ریال گران شده است در تهران دویست باب دکان سنگکى بود که اینها هر کدام روزى سه خروار نان پخت می‌کردند و نان را یک من 9 قران و خرده‌اى مى‌فروختند این دویست باب دکان که دولت به آنها آرد مى‌داد روزى ششصد خروار نان تهیه مى‌کردند و یک من 9 قران مى‌فروختند در صورتى که الان تمام دکان‌ها یک من 15 قران نان‌شان را مى‌فروشند در صورتى که اغلب مردم تهران مردمان فقیر و بیچاره‌اى هستند که اینها براى مخارج یومیه‌شان معطلند در صورتى که دولت بی‌جهت آمده است قیمت نان را بالا برده است سال گذشته ما 250 میلیون تومان پول را در سازمان برنامه نفله کردیم این براى مملکت اهمیت نداشت ولى ده میلیون 15 میلیون تومانى که دولت کسر خرج نان تهران را مى‌داد آمده است این را بریده و این آشوب را راه انداخته است یک قضیه دیگرى را که می‌خواستم تذکر بدهم به آقایان وزرا مسئله رفتن به عتبات عالیات است که دولت گویا تصویب‌نامه‌اى صادر کرده است که از هر کسى که می‌رود به کربلا ششصد تومان ودیعه بگیرد این قضیه به عقیده من نظر دولت را به هیچ‌وجه تأمین نمى‌کند چون این اشخاص که می‌روند یا پول دارند یا بى‌پولند: آن کسى که پول داشته باشد برایش فرقى نمی‌کند 600 تومان را مى‌دهد و آن کسى که ندارد قاچاق می‌رود این قاچاق رفتن به کربلا ضررش بیش‌تر از این است.‏ براى این که من پریروز چند تا آشنا داشتم، احوال آنها را پرسیدم گفتند رفته‌اند به کربلا گفتم دولت که تذکره به آنها نداده چطور رفتند گفتند قاچاق رفتند اینها قاچاق که بروند یک مقدار پول در سرحد مأمورین دولت از اینها مى‌گیرند یک قسمت هم آن طرف مى‌گیرند و بعد هم مقدرات‌شان دست کیست من نمی‌دانم این قسمت را هم می‌خواستم یک تذکرى بدهم که این قضیه را ملغى بفرمایید برای این که آن اشخاصى که مى‌خواهند بروند اگر چنانچه وسایلش را دولت فراهم نکند قاچاق مى‌روند و اسباب زحمت است. یک موضوع دیگر که بنده خواستم تذکر بدهم به آقایان نمایندگان، این لایحه ترک تریاک و مسکرات است که یک عده زیادى از آقایان نمایندگان امضا کرده‌اند و به مجلس داده‌اند من خواهش می‌کنم که آقایان توجه بفرمایند این دو لایحه از نقطه نظر حفظ‌الصحه و از نقطه نظر رعایت شعائر مذهبى خیلى مفید است و باید آقایان موافقت بفرمایند که اینها جزو دستور گذاشته شود.

رئیس - بازخواست از وزرا در صورتى است که در پاسخ سؤال آقایان نمایندگان مسامحه کنند یا طفره بروند. همیشه آقایان وزرا براى جواب حاضر بوده‌اند و اظهار داشته‌اند منتها مجلس مجالى نداشته است به همین جهت در جلسه پیش من گفتم که یک یا دو جلسه فوق‌العاده تعیین بشود که تمام این سؤالات مطرح شود (صحیح است) و حتى امروز عصر مذاکره شد که امروز عصر جلسه فوق‌العاده تشکیل بشود حالا اگر آقایان موافقند یک جلسه فوق‌العاده تشکیل بدهیم که سؤالات به عمل بیاید همین امروز عصر هم ممکن است آقایان موافقند؟ (شوشترى - امروز در وزارت فرهنگ دعوت داریم. جشن فرهنگى است) بسیار خوب فردا. (نورالدین امامى- فردا مجلس سنا است) فردا بعد از ظهر ساعت 5 آقایان موافقند؟ (ناصر ذوالفقارى- فردا عصر هیئت دولت است) شما موافقت کنید آقایان وزرا حاضر می‌شوند (نورالدین امامى- سه‌شنبه صبح مقرر بفرمایید سه‌شنبه صبح مجلس است آن وقت کار مجلس می‌خوابد ولى آقایان حالا که موافقند همان روز سه‌شنبه منحصراً براى سؤال باشد. به آقایان وزرا هم اطلاع داده می‌شودکه براى جواب حاضر باشند آقاى شوشترى‏

شوشترى- بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم بنده امروز مطالبی را می‌خواستم به عرض ........

غلامرضا فولادوند- آقاى شوشترى آن دستگاه باید بیانات شما را ضبط بکند.

شوشترى- نخیر بنده یواش یواش صحبت می‌کنم آقایان مى‌نویسند.

فولادوند- این بلندگو نیست براى ضبط صدا است.

شوشترى- چشم ....بنده امروز مطالبى را می‌خواستم حضور نمایندگان محترم عرض بکنم ولى الزام پیدا کردم که از یک قسمت آن منصرف بشوم. فرمایشاتى که آقاى نماینده محترم جناب آقاى اردلان فرمودند دیدم الحق و اولا است که در قسمتى از فرمایشات ایشان عرایض و نظریات خود را عرض کرده سپس موضوع دیگر را وارد شوم و یک موضوع مهم را چون فوتى و فورى نبود بذارم براى بعد، آقاى اردلان از نظر اصول و

+++

علاقه به اوضاع داگسترى و اصلاح مبانى قضاوت که پایه و مایه استقلال و عظمت و تأمین و رفاه جامعه فقط و فقط منحصراً زیر قوانین دادگسترى است بیاناتى فرمودند که جناب آقاى بوذرى و جناب آقاى فروهر هم باید کاملاً توجه کنند، من هم عقاید خود را عرض می‌کنم. اگر آقایان فکر فرمودند که این نظریه از نظر اصلاح دادگسترى و رفاه مردم مفید است او را نصب‌العین کرده یک طرح عاقلانه فاضلانه جامعى بریزند. بدواً باید عرض کنم هر موفقیتى براى هر دینى و هر مملکتى که پیدا شد در اثر کوچکى و انحصار و محدودیت قوانین بوده یعنى چه؟ یعنى اگر قوانین ........ اینجا، مجلس شوراى ملى کارخانه قانون‌ریزى نیست، اینجا کارخانه بحث است و اظهار نظر است و مباحثه در اصلاحات مملکت است و در مواقع ضرورى قوانینى وضع مى‌شود نه آن که ما تمام اوقاتمان را مصروف بکنیم و تصور کنیم که مجلس شوراى ملى فقط و فقط براى این است که در هر جلسه‌اى یکى دو تا قانون وضع کند و بر مشکلات مردم بیچاره بی‌افزاید هر مملکتى هر رژیمى، هر قانونى، هر مسلکى که در دنیا پیش رفته براى این بوده است که قوانین او مختصر بوده، ضبط شده، مردم توانسته‌اند این قوانین را به سینه خود بسپارند و عدول از آن قوانین نکنند اما اشکالى که پیدا شده در مملکت ما این است که این قوانین زیاد است و همه متناقض، همه متخاصم هر یک از افراد و حتى خود را اگر با توجه به جزئیات قانون رسیدگى بشود روزى دو مرتبه سه مرتبه متخلف از قانونیم و باید به دست محکمه و محاکمه سپرده شویم علت چیست؟ بدون مطالعه، بدون تعمق نشستیم، هى قانون‌هایى که متناقض ادوار سابق بوده وضع کردیم دست و پاى قضات را بستم حتى آقایانى اینجا تشریف دارند، آقاى گودرزى، جناب آقاى نبوى، آقاى عامرى، آقایان همه مطلعند دیوان عالى کشور، مستشاران دیوان عالى کشور که از همه پخته‌ترند در موقع صدور رأى این نقض و ابرام مجبور مى‌شوند به قوانین مراجعه کنند. یادشان می‌رود این نقص قانون است. این عیب قانون است آقاى وزیر دادگسترى آقاى بوذرى است نمى‌دانم هر کس باشد باید حتم و قطع، روزى وزیر دادگسترى با مجلس شوراى ملى تماس بگیرد و کمیسیون دادگسترى بنشینند قوانین را آنهایی که تناقض دارد بریزند، مختصر کنند، جمع کنند، یک جزوه مختصر که هر فردى از افراد مملکت مى‌تواند او را ضبط کند و تخلف نکند تهیه کنند عیب قضایى ما آقاى اردلان این است من سال‌ها وکیل عدلیه بودم، خودم سال‌ها است در یک محکمه‌اى نشسته‌ام با قانون سر و کار دارم از یک طرف یک جا فکر می‌شود از یک طرف یک جا فکر نمى‌شود ماده واحده‌اى از مجلس شوراى ملى می‌گذرد اشخاص شرور و بدسابقه از قبیل دزد و چاقوکش و جیب‌بر و امثال اینها.... و امثال اینها که سابقه این گونه اعمال دارند آقاى مهدوى محسن مهدوى یا آقاى سزاوار پیشنهادى مى‌کنند که سابقه را لااقل یک مرتبه محکومیت ملحوظ شود از مجلس رد می‌شود آن وقت نتیجه این می‌شود من هم که در رأس آن محکمه نشسته‌ام فکر مى‌کنم امثال اینها چیست؟ تو کوچه رسیدن فحش دادن است تو کوچه زشت گفتن به مردم است تو کوچه به نوامیس مردم نظر بد انداختن است قمه کشیدن است از دیوار بالا رفتن است کثافات کردن به خانه مثلاً این حرف‌ها است امثال اینها امثال اینها لغتى است کشدار این لغت کشدار دست یک آدم بصیر می‌افتد درست استفاده می‌کنند در دست یک آدم جاهلى می‌افتد نمى‌گویم مغرض، به دست یک نفر آدم جاهل می‌افتد نمى‌داند چه ترتیب عمل کند پس مجلس شوراى ملى نمایندگان محترم هیئت محترم دولت بایستى براى اصلاح قوانین دادگسترى و عدلیه ما در درجه اول فکرى بیندیشند که بنشینند مختصر کنند یک مقدارى به قدر ضرورت به قدر حوائج مملکت قانون را بنویسند بدهند به دست مردم، مردم حفظ کنند اسلام پیشرفتش براى این بود که قوانین او اول مختصر بود جمع بود همسایه ما شوروى اگر نگاه کنیم پیشرفتش براى اختصار قوانین بود نه این که سى و پنج هزار، چهل هزار ماده قانون داشته باشد این قابل حفظ کردن نیست قابل اجرا نیست ما خودمان را نباید گول بزنیم به عقیده من جناب آقاى اردلان دولت باید فکر بکند آقاى بوذرى یا کس دیگر هر وزیر دادگسترى ایشان یا هر وزیرى ما باید فکر کنیم براى اصلاح اساس مملکت استحکام بدهیم مبانى قضایى را به اختصار قوانین این نظر بنده است اما نظر دوم که جناب آقاى رئیس مجلس شوراى ملى جناب آقاى سردار فاخر فرمودند آقاى آزاد نماینده محترم هم فرمودند ماده 198 و 192 درباره سؤالات از وزرا که یک هفته وقت معین کرده علت داشته جهت داشته اگر در ظرف یک هفته به سؤال وکیلى پاسخ داده نشود ممکن است موضوع منتفى شود (صحیح است) وقتى موضوع منتفى شد بیچاره وکیل وظیفه خود را انجام داده جریانى هم به سوء براى کشور پیش آمده الان ما واردیم یک موضوعى که این موضوع تماس مستقیم درد با یکى از سه سؤال بنده، بنده خودم عقیده دارم معذرت مى‌خواهم از هیئت محترم جبهه ملى و از جناب آقاى جمال امامى و آقایانى که دولت را استیضاح کرده‌اند این عقیده شخص خودم است مربوط به احدى نیست من خودم براى موضوع نفت چون من براى کسب وجاهت سؤال نکردم و معتقد به این کسب وجاهت نیستم براى این که من بیش از هر کس در تهران امتحان کردم آن کنه عقاید مردم را مى‌دانم‏

وارد این حرف‌ها نمی‌شوم از نظر مملکت سؤال کردم عقیده‌مندم به این که راجع به نفت ما استیضاح نکنیم من خودم استیضاح نمى‌کردم استیفاى منافع مملکت در لفافه سؤال باشد بهتر ممکن است به موقع اجرا بگذاریم در صورتى چه دولت آقاى رزم‌آرا و چه هر دولت دیگرى را به زحمت دچار کنیم حالا که استیضاح به عمل آمده براى این که در افکار نمایندگان محترم براى دادن رأى اثر مخصوص دارد به عقیده من قبل از این که سؤال من مطرح شده باشد و جواب دولت به من گفته باشد موضوع استیضاح نفت مورد ندارد زیرا اگر استیضاح شد نفیاً یا اثباتاً مجلس شوراى ملى عقیده خود را معلوم فرمود دیگر جایى براى سؤال من مورد ندارد من چطور بگویم که سالى 129 میلیون و چند صد هزار تومان بابت خرید نفت و بنزین و مواد دیگر به نفت جنوب پول می‌دهیم موضوعی که طبق سیره گذشته و معمول آنچه را که در بودجه نوشته صد و چند میلیون تومان بیش‌تر از بابت نفت عاید ما نمى‌شود (صحیح است) مبلغى زیادتر از بیست و چند میلیون آن وقت به ما مى‌گویند که ما 90 میلیون تومان او را پول کارگر و اجرت مردمان داخلى ایران داده‌ایم به عقیده من این حرف مسموع نیست شما شرکت کردید وضعیتى داشتید جریانى دارید باید به مستخدمین حقوق بدهید مرتبط به ملت ایران نیست. ملت ایران گنجى را گنج‌هایى را در زیر پاى خودش دارد همان طورى که یکى از نمایندگان محترم تذکر داد باید استفاده کند از منافع او براى اولادهاى آن مملکت نتیجه خوب بگیرد ملزم نیست که اگر شما بیایید شرکتى توى مملکت ما درست کنید سالى 350 میلیون تومان هم خرج بکنید مگر ملت ایران ضامن پرداخت چنین حقوقى است ما استفاده باید بکنیم ما در اینجا باید تسریع کنیم و البته دولت باید صورت این سؤالات را تا جایى که ماده 198 و 199 اشعار کرده او ما را مطمئن کند نمایندگان محترم برخوردار از این معنى بشوند ملت ایران همان طور شاهنشاه در نطق‌شان دیروز فرمودند در فرمایشات شاهانه به همه ملت ایران می‌گویند ما باید از همه منابع تحت‌الارضیمان بالاخص از نفت حداکثر استفاده را بکنیم (صحیح است) توجه بفرمایید پس اگر استیضاح مطرح بشود و اگر سؤال من اینجا طرح بشود و تشریح نشود که منظور من از این سؤال چه بود و دولت چه نصب‌العینى خواهد کرد چه اقدامى خواهد فرمود در استیفاى منافع ملت ایران به عقیده من کارى بس بیهوده و بی‌فکر عمل کرده‌ام بناعاً علیهذا مجدداً استدعا می‌کنم از مقام ریاست از هیئت وزرا آقایان که به هیئت دولت اطلاع بدهند از نمایندگان مجلس همان طور که فرمودند کلیه سؤالات بالاخص براى نفت قبل از استیضاح در مجلس مطرح بشود تا این که ما بتوانیم در رأى دادن نیتمان یعنى نظر خودمان را اعلام کنیم.

2-اجراى مراسم تحلیف به وسیله آقاى شادلو نماینده بجنورد

رئیس- کلیه سؤالات را گفتم تهیه کنند که به همان ترتیب تقدم از اول شروع شود روز سه‌شنبه وارد دستور می‌شویم آقاى شادلو چون وارد مجلس شدند باید قسم بخورند (در این موقع عموم حضار به احترام ورود قرآن مجید قیام نمودند و مراسم تحلیف به وسیله آقاى شادلو به شرح زیر به عمل آمد.)

من که در ذیل امضا می‌نمایم خداوند را به شهادت می‌طلبم و به قرآن قسم یاد می‌کنم مادام که حقوق مجلس و مجلسیان مطابق این نظامنامه محفوظ و مجرى است تکالیفى را که به من رجوع شده است مهمى امکن با کمال راستى و درستى و جد و جهد انجام بدهم و نسبت به اعلیحضرت شاهنشاه متبوع عادل مفخم خود صدیق

+++

و راستگو باشم و به اساس سلطنت و حقوق ملت خیانت ننمایم و هیچ منظورى نداشته باشم جز فواید و مصالح ملت ایران.

3-مذاکره درباره استیضاح و رأى اعتماد به دولت‏

رئیس- آقاى بوذرى.

بوذرى- (وزیردادگسترى) بنده قبل از شروع به جواب استیضاح آقاى مکى چون در جلسه امرز آقاى اردلان تذکراتى راجع به دادگسترى فرمودند و می‌توان این تذکرات را هم در واقع مکمل استیضاح آقاى مکى دانست یک چند کلمه‌اى با اجازه مجلس در این خصوص قبلاً عرض کنم آقاى اردلان در قسمت نواقص دادگسترى دو تکه را تذکر دادند یکى موضوع راکد بودن پرونده‌ها در دادگسترى و دیگر نقل و انتقال زیاد قضات و مأمورین دادگسترى و این دو امر را ایشان موجب خرابى این دستگاه اظهار فرمودند و حال آن که مسائل دیگرى هم می‌توان براى اصلاح دادگسترى ذکر کرد منتها بدبختانه از تاریخ تصدى اینجانب به سمت وزارت دادگسترى مجالى براى این فکرها پیش نیامد و مدتى کافى در دست نبود که بشود به اصلاحات دادگسترى از این بابت پرداخت اصلاحات دادگسترى یعنى اصلاحات اساسى و با پایه دادگسترى محتاج به اصلاح قوانین است و اصلاح قانون هم بدون موافقت و رأى مجلسین امکان‌پذیر نیست آقایان توجه دارید که بعد از مختصرى از تشکیل دولت به علت تعطیل تابستان مجلس شوراى ملى در حدود یک ماه تعطیل بود و بعد هم به علت تاریخى که مجلس گشایش یافت مسائل دیگرى در پیش آمد که اینهاتشنجى ایجاد کرده بود و موقعى و فراغتى براى اقدام در این امر نبود البته بنده همان طوری که در ضمن جواب استیضاح آقاى مکى یادداشت کرده‌ام و قطعاً به طور خلاصه در اینجا هم به عرض آقایان می‌رسانم در زمینه اصلاح قوانین دادگسترى از نظر طول مدت خدمتى که در این دستگاه دارم یادداشت‌هایى کرده‌ام و لوایحى هم در دست اقدام داریم و امیدوارم فرصتى باشد که با کمک و پشتیبانى آقایان موفق شویم آنچه که نظر آقایان است تأمین بکنیم لازم می‌دانم این کلمه را به عرض آقایان برسانم قطعاً توجه هم دارند که دادگسترى یک دستگاهى است که اگر قضات آنجا را از بهشت هم تهیه کنیم مراجعین آنجا یک عده یعنى نصف از مراجعین به دادگسترى ناراضى خواهندرفت (صحیح است) زیرا ممکن نیست فرض کرد که در یک دعوایى هم مدعى و هم مدعى علیه هر دو صحیح بگویند طبعاً آن کسى که محکوم می‌شود البته بنده نمی‌خواهم اینجا ادعاى عصمت قاضى را در گناه و خبط بکنم ممکن است قاضى خبط کند لیکن بر فرض که قاضى رأى صحیح بدهد باز محکوم ناراضى است خیلى مرد با وجدانى باشد که با این که محکوم هم می‌شود این محکومیت خودش را به یک عناوین بدى در خارج منعکس نکند راجع به تراکم پرونده‌ها که فرمودندالبته این مولود حوادث اخیر دنیا و فقر موجب ارتکاب غالب جرایم شده است و در قسمت راه حلى که براى این کار باید اندیشید باید جزو همان موضوعاتى که به عرض نرساندم باید این نکته را به عرض برسانم که روى آمار صحیحى که بنده دارم عده قضاتى که الان ما در دادگسترى داریم یعنى از دادستان دیوانعالى کشور تا کوچک‌ترین امین صلح ما در حدود 888 نفر قاضى داریم این تعداد با کارهاى زیادى که الان در مملکت پیدا شده کافى نیست یعنى این عده از عهده انجام تمام کارها بر نمى‌آیند طبعاً براى این که این کارها انجام شود و این کارهاى راکد تمام شود عده بیش‌ترى لازم است البته آقایان مى‌دانندکه شرایط قضاوت و تصدى قضاوت شرایط خاصى است هر کس را نمی‌شود به سمت قاضى تعیین کرد مطابق قانون که اخیراً عمل هم همین طور است براى دعوت به قضاوت از لیسانسیه‌هاى حقوق و دکترهاى حقوق دعوت می‌کنیم عده این آقایان اولاً کافى براى این که کادر قضایى ما را پر بکند نیست ثانیاً بعضى از اینها اصلاً حاضر به کار قضایى نیستند دنبال کار آزاد می‌گردند و بعد عیب دیگرى که دارد غالباً این آقایان جوان هستند در حدود 24 و 25 و 26 سال دارند تصدیق بفرمایید یک جوان کم تجربه‌اى که تازه از مدرسه بیرون آمده نمی‌شود امور مهمه مملکت و کارهاى بزرگ را به او سپرد باید یک مدتى کار بکند براى این که درست کار بیاموزد تا این که بشود کارهاى قضایى را به او رجوع کرد بنده همان طوری که عرض کردم یک لایحه‌اى در نظر دارم تهیه هم کرده‌ام مطالعه هم شده که انشاء‌الله به مجلس شورای ملى تقدیم خواهم کرد در آن لایحه اجازه خواسته‌ام که مجلس شورای ملى اجازه بدهد از اشخاصى که مى‌شود از آنها استفاده این امر را کرد یعنى بر اثر تجربه و معلومات و سوابق و کارهایى در دوره زندگى انجام داده‌اند تا حدى مورد اعتماد هستند بتوانم از اینها درباره شغل قضایى دعوت کنم این یک راه حلى است که می‌شود این نقیصه را به این کیفیت رفع بکنیم اما راجع به تغییر قضات که فرمودید بنده تصور می‌کنم که اگر در ظرف این سه ماه تصدى بنده به دفاتر کارگزینى مراجعه بفرمایید خواهید ملاحظه کرد که من تغییر زیادى ندادم قضات در زمان بنده خیلى مختصر تغییر کرده‌اند ضمناً در جواب استیضاح آقاى مکى چون چند مورد را ایشان اشاره کردند یعنى با ذکر اسم اشاره کردند که من چند نفرى را تغییر داده‌ام البته آنها را یادداشت کرده‌ام و خدمت‌شان عرض خواهم کرد آن وقت خودتان تصدیق خواهید فرمود که گاهى لازم است که یک وزیرى در یک موقعى در اثر پیش‌آمدى یک قاضى را عوض بکند بنابراین آنچه که در جواب بیانات آقاى اردلان داشتم همین بود اگر اجازه بفرمایید در جواب استیضاح آقاى مکى براى این که وقت مجلس شورای ملى تلف نشود بنده این را یادداشت کرده‌ام و نوشته‌ام این را به عرضتان می‌رسانم و بعد هم رفع تصدیع می‌کنم بنده قبل از ورود در پاسخ استیضاح آقاى مکى مقدمتاً عرض چند جمله را لازم می‌دانم و آن این است که آقاى مکى از تاریخ انتصاب اینجانب به وزارت دادگسترى همیشه در مقام این بوده‌اند که به من نسبت‌هاى خلاف واقع و ناروایى داده و به هر نحو که ممکن است به من اهانت کنند و مخصوصاً مطلبى را که مکرر وسیله حمله به من قرار داده‌اند است که هیئت تصفیه کارمندان دولت اینجانب را مشمول بند ب دانسته و حتى به عنوان عدم اجراى تصمیمات هیئت تصفیه نسبت به من اعلام جرم هم کرده‌اند در این خصوص با مذاکرات زیادى‏ که از طرف جراید و نمایندگان محترم در موارد عدیده چه در مجلس و چه در خرج به عمل آمده این جانب را بی‌نیاز از بحث در این خصوص می‌کند و به هیچ‌وجه وارد ایرادات و اشکالاتى که در این موضوع موجود بوده است نمى‌شوم ولى آنچه لازم است به عرض آقایان محترم برسانم این است که آقایان مستحضرند در موادى که به عنوان قانون تصفیه از کمیسیون دادگسترى گذشته کسانى که صلاحیت و شایستگى آنها محل حرف نباشد و زائد بر تشکیلات به شمار روند (دکتر بقایى- ولى اشخاصى هستند که اضافه بر تشکیلات هستند) مشمول بند ب می‌شوند و البته آقایان اطلاع دارندکه اینجانب از دو سال پیش تا به حال سمت معاونت وزارت دادگسترى را داشته و اخیراً به وزارت آنجا تعیین شده‌ام و مسلم است کار معاونت یا وزارت دادگسترى جزء کارهاى زائد بر تشکیلات نیست و گزارشى هم که اینجانب به جناب آقاى نخست وزیر طى نامه رسمى از نظر اشکالاتى که در کار بوده عرض کرده‌ام براى حفظ اصول بوده و پس از جلب موافقت معظم له نیز لایحه قانونى تهیه و تقدیم مجلس شوراى ملى گردیده که با جریان فعلى آن نظر دولت مورد تأیید قرار گرفته است‏.

آقایان ملاحظه می‌فرمایید.که در مقابل اهانت‌هاى ایشان بنده با کمال بردبارى به دو جهت تحمل و شکیبایى کرده‌ام. یکى آن که من عادت به فحاشى و بى‌ادبى نداشته‌ام و انجام چنین امرى از عهده من خارج بوده است دیگر آن که رعایت احترام مجلس شوراى ملى به نظر من از اهم امور و وظیفه کلیه افراد مخصوصاً وظیفه نمایندگان و وزرا است (صحیح است) زیرا اگر از طرف نمایندگان و وزرا احترام مجلس شوراى ملى رعایت نشود توقع و انتظار احترام از سایرین توقع بی‌موقع و بی‌جایى است (صحیح است) البته آقایان محترم توجه دارید که مطابق قوانین جاریه مملکت افراد در هر اقدام و اظهارى مجاز نیستند و در بعضى از موارد براى بعضى از اظهارات مطابق قوانین جزا و کیفرى مقرر است. بنده در اینجا از عرض این جملات فقط منظورم تذکر است زیرا مجلس شوراى ملى محل این قبیل از مباحث نیست و اگر شکایت یا تعقیبى از اقدام و عملى بایستى بشود مطابق قانون مراجع دیگرى دارد.

آقایان نمایندگان محترم. زندگانى من خیلى روشن بوده و نقطه تاریکى ندارد و اگر آقاى مکى واقعاً مرا مرتکب عملى برخلاف ترتیبى می‌دانسته‌اند خوب بوده آن را صریحاً اعلام کرده و از طریقى که قانون مقرر داشته تعقیب نمایند تا اگر شبهه

+++

و تردیدى دارند رفع شود و الا گفتن حرف آن هم با شرایط موجود و مصونیت پارلمانى کارى است آسان.

آقایان. تجمع ما در این مکان مقدس براى خدمتگزارى به مملکت است و جائز نیست از حدود ادب و نزاکت خارج شده و نسبت به یکدیگر توهین و اهانت روا داریم قانون اساسى ایران به وکیل مجلس حق سؤال و استیضاح از وزیر یا دولت و اعلام جرم به آنها را داده ولى نه در قانون اساسى ایران و نه در قوانین هیچ یک از کشورهاى عالم به وکیل حق داده نشده که به وزیر اهانت کند (صحیح است) و نسبت خلاف واقع و خلاف شرافت به او بدهند این طریقه‌اى که بعضى از آقایان پیش گرفته‌اند مشروطیت را موهون می‌کند (مکى- مشروطیت با وجود شما موهون است) و ارزش مجلس و دولت را در نظر مردم و دنیا به صفر می‌رساند.

مجلس شوراى ملى محل مقدس و مرکز حل و عقد امور مملکت و بحث و فحص در قوانین است در تمام پارلمان‌هاى دنیا اقلیت و اکثریت وجود دارند اکثریت حکومت تشکیل می‌دهد و اقلیت از دولت انتقاد می‌کند ولى به هیچ یک از نمایندگان اجازه داده نشده به جاى انتقاد از اعمال وزیر به او فحش بدهند. اما راجع به استیضاح آقاى مکى در پشت تریبون در جلسه پیش اظهار نمودند که من استیضاح را براى آرامش وجدان و وظیفه ملى عنوان و طرح کردم من امیدوارم که مطالب ایشان صدق باشد ولى قرینه خلاف آن هم هست زیرا من در اوایل تیر ماه 1329 به وزارت دادگسترى منصوب و در اواسط همان ماه از طرف مجلسین به دولت رأى اعتماد داده شد و ایشان در تاریخ یکشنبه اول مرداد ماه 1329 مبادرت به استیضاح نمودند.

آقایان. در ظرف پانزده روز من چه اقدامى می‌توانستم انجام بدهم که به علت عدم انجام آن یا در همان مدت قلیل چه عمل بدى انجام کرده‌ام که به علت اقدام به آن مورد استیضاح قرار گرفته‌ام؟

آقاى مکى قبل از توضیح راجع به استیضاح اظهار داشتند براى زمینه‌سازى پاسخ ..... پاسخ (دکتر بقایى -کاشکى قبلاً خوانده بودید) استیضاح ایشان را عقب انداخته‌اند خوشبختانه این اظهار ایشان هم صحیح نیست زیرا تاریخ استیضاح آقاى مکى از این جانب روز یکشنبه اول مرداد ماه است و به شهادت آقایان نمایندگان محترم و صورت جلسه رسمى مجلس آمادگى خود را براى پاسخ استیضاح به عرض رسانده‌ام. (صحیح است)

استیضاح آقاى مکى از اینجانب راجع به دو امر است.

اول راجع به توقیف جراید که در این قسمت قانون مطبوعات مصوب 12 اسفند ماه 1327 براى شهربانى و دادسرا در مواردى که رزنامه نشریه‌اى اهانت و هتک حرمت کند وظایفى معین کرده و طبق آن قانون شهربانى مکلف است در مواردى به ضبط اوراق منتشره و توقیف مرتکب اقدام و پرونده امر را نزد دادستان ارسال و دادستان به دادگاه صلاحیتدار بفرستد و دادگاه مرجع رسیدگى و حکم صادر نمایند بنابراین به طورى که ملاحظه مى‌فرمایند در توقیف جراید و یا توقیف مدیر روزنامه وزیر دادگسترى مطلقاً مداخله‌اى ندارد زیرا مطابق قانون عمل توقیف روزنامه به وسیله مراجعى که قانون تعیین کرده انجام می‌گیرد و اساساً وزیر دادگسترى بدون شکایت مستحضر از جریان کار نمی‌شود چه آن که این اقدام مانند هزاران اقدام دیگرى که هر روز در وزارت دادگسترى انجام می‌گیرد جزو کارهاى عادى روزانه دادسرا و دادگاه‌ها است که استحضار از آنها براى وزیر دادگسترى ضرورت ندارد. مطبوعات در دنیاى کنونى نقش‌ها و وظایف خطیرى به عهده دارند و مى‌توانند خدمات مهمى به پیشرفت مقاصد سیاسى دولت‌هاى خود و همچنین به هدایت افکار عمومى و ترقى سطح معلومات و اطلاعات مردم بنمایند در ایران هم مطبوعات به رکن چهارم مشروطیت نامیده شده است و حتى جمعى معتقدند مطبوعات رکن اول مشروطیت است. مقام مطبوعات مقامى است که باید از هر گونه آلودگى‌ها منزه بوده و رویه‌اش مافوق اعمال و رفتار مردم عادى کشور باشد زیرا همان طورى که مطبوعات و روزنامه‌هاى خوب مفید به حال جامعه است جرایدى که از وظایف خود تخطى و پا از دایره عفاف خارج گذاشته و یا این که در مندرجات خود مصالح و منافع عالیه مملکت را زیر پا گذارند ضررش به حال جامعه غیرقابل جبران است و به علاوه خسارت این امر متوجه عالم مطبوعات بیش از دیگران باید علاقمند باشند که صنف خود را از اشخاص ناباب پاک نمایند تا گزندى به مقام مطبوعات وارد نشده و به اهمیت آن در جامعه لطمه وارد نگردد.

در کشورهاى متمدن همان طورى که احزاب مختلف در مواقعى که پاى مصالح عالیه مملکت در بین باشد موقتاً از کلیه اختلافات مرامى و مسلکى چشم پوشیده و از زاویه دولت پشتیبانى می‌نمایند جراید مختلف‌المسلک نیز با حکومت وقت هماهنگ شده و دولت را در پیشرفت کار تقویت می‌نمایند و اگر هم بخواهند نسبت به اعمال و رفتار دولت انتقاد کنند همیشه رعایت نزاکت را نموده و هیچ‌وقت کلمات و جملات و عبارات زننده و توهین‌آمیز استعمال نمی‌کنند و همچنین هیچ روزنامه‌نگارى حق ندارد در امور شخصى و خصوصى مردم مداخله کرده و اسرار خانوادگى کسى را فاش کند لیکن متأسفانه در مملکت ما بعضى از جراید رعایت آبرو و حیثیت اشخاص را نکرده و حتى در قضایاى ناموسى مردم وارد شده و یا الفاظ رکیک و مستهجنى استعمال می‌کنند که در هر خواننده‌اى حس انزجار شدید تولید مى‌گردد و حتى خود روزنامه‌نگاران بارها در این موضوع ابراز تنفر کرده‌اند. (دکتر بقایى- همان روزنامه‌ها را هم دولت تقویت می‌کند.) واقعاً جاى بسى تأسف است که اشخاص محترم مشغول زندگى روزمره خود هستند غفلتاً مشاهده می‌کنند که کلیه حیثیت و شرافتى را که در یک عمر تحصیل کرده‌اند در یک روز و یک لحظه به وسیله یک روزنامه بر باد داده شود چنان که بارها از طرف آقایان نمایندگان محترم مجلس شوراى ملى نیز راجع به این موضوعات به دادگاه‌هاى دادگسترى شکایت و منتهى به صدور حکم گردیده است.‏ یقین دارم اکثریت روزنامه‌نگاران ایران با این هتاکى‌ها موافق نبوده و آن را دون مقام و شئون نامه‌نگارى می‌دانند و امیدوارم روزى برسد که مطبوعات ما هم از این اوضاع هرج و مرج رهایى پیدا کرده و آن احترام و محبوبیتى که شایسته مقام نامه‌نگارى است به دست آورد. بعضى از جراید نیز به جاى انتقاد از سیاست دولت که باید در لباس نزاکت عرض اندام کند عبارات و جملاتى را به کار می‌برند که نه تنها اهانت به دولت است بلکه اثرات زشتى در میان مردم باقى گذاشته و در سیاست خارجى مملکت تأثیر خیلى بدى دارد. نسبت به این قبیل جراید پرونده‌هایى در دادگسترى موجود و در مراجع مختلف قضایى در جریان است و اینجانب براى احتراز از تطویل کلام و اتلاف وقت به ذکر چند فقره از آنها به عنوان نمونه در اینجا تصدیع می‌دهم. مثلاً مندرجات روزنامه رنج و گنج شماره 3 مورخ اول مرداد 1329 که اینک به آقایان نمایندگان محترم ارائه می‌شود (جمال امامى- اسم روزنامه‌ها را ببرید) می‌نویسد: « آقاى رزم‌آرا مردم متوجه شده‌اند که حکومت شما جز به اسارت دادن ملت ایران. جز تحویل دادن منابع ایران به امپریالیسم آمریکا و انگلیس عمل دیگرى انجام نخواهد داد. شما مأموریت دارید که میهن ما را دربست به اختیار بیگانگان بگذارید (فراکسیون وطن - این کاملاً حق نوشته) (خنده نمایندگان) شما مأموریت دارید که آخرین نشانه استقلال میهن ما را محو نمایید (فراکسیون وطن -صحیح است) شما مأمور انعقاد قرارداد بی‌شرمانه‌تر و استقلال‌ شکنانه‌تر از قراردادهاى ضد ملى اسلاف خود هستید. شما مأمور تبدیل ایران به فیلیپین و نظایر آنها هستید.

« آقایان انصاف بدهید در کجاى دنیا ممکن است یک روزنامه‌نویس چنین نسبت اهانت‌آمیز به رئیس یک دولت بدهد؟!! (فراکسیون وطن- حقیقت هیچ‌وقت اهانت‌آمیز نیست این حقیقت نوشته است) (زنگ رئیس) وقتى که این مطلب را اهالى شهرستان‌هاى دور از مرکز و همچنین ایلات بخوانند نسبت به دولت مرکزى چه عقیده‌اى پیدا می‌کنند و به دستور حکومت مرکزى چه اهمیت و ارزشى قائل می‌گردند و آبروى دولت چگونه در مقابل بیگانگان حفظ می‌شود؟!! (دکتر بقایى- در مقابل بیگانگان آبرو ندارید) آقایان این تنها اهانت به رئیس دولت و یا اعضای کابینه نیست بلکه اهانت به مقامات بالاتر و اهانت به اکثریت آقایان نماینده مجلس است. زیرا ما خود

+++

را خدمتگزار ملت می‌دانیم و هر دولتى به انتخاب اعلیحضرت همایون شاهنشاهى (دکتر بقایى- شاه را مجبور کردند) و رأى اعتماد اکثریت نمایندگان مجلس روى کار مى‌آید در این صورت آیا شما آقایان ممکن است غیر از خدمتگزار ایرانى به اشخاص دیگر رأى اعتماد بدهید؟ با این حال آیا توقیف این قبیل جراید به صلاح ملت و مملکت نیست؟ و توقیف کنندگان چنین جرایدى مقصرند؟ و اگر شما آقایان نمایندگان به جاى مأمورین مربوطه بودید چه می‌کردید؟ .......و با روزنامه صلح جهان (همهمه نمایندگان- روزنامه‌ها را بخوانید) (فراکسیون وطن- بخوانید آقا) ذکر این جملات و خواندن توجه دارید این مقالات براى این بوده است که گر چه آقایان خواستند طرز انشا و رویه روزنامه‌هایى که به غلط خودشان را داخل این صنف کرده‌اند براى آقایان مجسم کنم (دکتر بقایى- این یکى تصادفاً خیلى صحیح نوشته) بنده یکى دو تاى دیگر را هم یادداشت کرده‌ام (مکى- بیان حقایق است بخوانید) یادداشت‌هایى از آقایان می‌رسد که نخوانم (غلامرضا فولادوند- اگر مفید براى جواب استیضاح می‌دانید بخوانید و الا نخوانید)

دکتر مجتهدى- تمام اینها منتشر شده است آن وقت این جا نخوانند.

وزیر دادگسترى- اطاعت می‌کنم و نمی‌خوانم.

دکتر بقایى- از کى اطاعت می‌کنید؟

نورالدین امامى- از اکثریت مجلس شورای ملى‏

وزیر دادگسترى- پارلمان و حتى عموم ملت ایران ناظر اعمال دولت‌ها هستند، به ما بگوییدچه عملى این دولت انجام داده است که به نفع بیگانگان و علیه مصالح ملت و مملکت بوده است و اگر خداى نکرده مرتکب چنین عملى شده باشد چگونه پارلمان ایران اجازه ادامه حکومت به این دولت می‌دهد؟ پشتیبانى و حمایت پارلمان از هر دولتى دلیل بر این است که کلیه اعمال و رفتار آن دولت مورد تصدیق و قبول پارلمان است با این حال آیا دادن چنین اسنادى به دولت اهانت به پارلمان ایران نیست؟ (دکتر بقایى- تقاضاى سلب مصونیتش را هم بکنید) آقایان اگر مأمورین مربوطه در توقیف چنین روزنامه هتاکى اقدام نمی‌کردند دولت مورد اعتراض شما آقایان نمایندگان قرار نمى‌گرفت و یا انصافاً چنین اشخاصى لیاقت و استحقاق روزنامه‌نگارى دارند و آیا روزنامه‌نگاران واقعى عقیده دارند که به چنین اشخاص فحاش و هتاک باید اجازه روزنامه‌نویسى داد آیا وارد شدن این قبیل اشخاص در سلک روزنامه‌نگاران توهین به مقام مطبوعات نیست؟ و آیا براى توقیف و تعقیب این قبیل نویسندگان از طرف مأمورین صلاحیتدار باید وزیر دادگسترى مورد استیضاح قرار گیرد؟

قسمت دوم- استیضاح آقاى مکى از اینجانب راجع به سوء‌جریان دادگسترى است (دکتر بقایى- جواب روزنامه‌ها تمام نشده ایشان گفتند چرا توقیف کردید و چرا رفع توقیف) در این قسمت ایشان راجع به اهمیت تأمین قضایى و بسط عدالت و تأثیر قضاوت در زندگى یک جامعه و افراد آن کلیاتى بیان کردندکه جزو بدیهیات و قولى است که جملگى برآنند و در خصوص نواقص کار دادگسترى بر اثر تجربیاتى که اینجانب در مدت 24 سال خدمت در دادگسترى به دست آورده‌ام معایبى که در جریان کار به نظر رسیده تا حدى که در اختیار وزیر دادگسترى بوده اقدام به رفع آن شده است و آنچه که باید با وضع قوانین جدید رفع شود لوایحى در دست تهیه است که انشاء‌الله با کمک و همکارى آقایان نمایندگان محترم به تصویب مجلسین رسیده و تا حدى موفق به اصلاح کامل دادگسترى خواهیم شد، در این خصوص بنده زیاد وقت آقایان را نمی‌گیرم و همین قدر لازم می‌دانم که به عرض برسانم در این دادگسترى که مورد حمله آقاى مکى است مردمان شریف و قضات پاکدامن و با تقوا و وظیفه‌شناس زیادى وجود دارد که با کمال قناعت و مناعت طبع به انجام وظیفه مشغول و در خدمت به مملکت و مردم کمال کوشش و مجاهدت را دارند.

حالا اجازه می‌خواهم پاسخ موضوعاتى را که آقاى مکى در ضمن توضیح استیضاح به آنها اشاره کرده‌اند به عرض مجلس شوراى ملى برسانم.‏

1-آقاى مکى راجع به آزادى مسکن و توقیف عده‌اى بعد از نیم شب به استناد خبرى که در روزنامه‌اى گفتند منتشر شده اظهار داشتند که برخلاف اصل آزادى مسکن اقدام شده است، اولاً معلوم نیست که این خبر تا چه اندازه صحت دارد ثانیاً آزادى مسکن با آن که جزو اصول کلى است مطابق قوانین مملکت در مواقع ارتکاب جرم ضابطین دادگسترى مکلف به تعقیب امر و مجاز در ورود به محل سکنى هستند. (قانون آئین دادرسى کیفرى از ماده 91 تا 94)

2-راجع به زمین‌هاى قریه على‌آباد و تقاضاى ثبت آقاى سیدحسین رشیدى اظهار داشتند که این جانب به اداره کل ثبت با این که زمین‌ها به نام آقاى رشیدى ثبت شده بود دستور داده‌ام از وقوع معاملات در دفتر اسناد رسمى خوددارى کنند- این مطلب کذب محض و از طرف اینجانب هیچ گونه دستورى در این خصوص داده نشده است. (مکى- کتبى بله ولى شفاهى بوده)

3-راجع به تغییرات قضات نیز بیانى نمودند که در این قسمت هر چند این عمل مطابق قانون جزو وظایف ادارى اینجانب است معذالک براى روشن شدن ذهن آقایان و براى این که معلوم شود عمل خلاف رویه‌اى انجام نشده و دستور تلفنى هیچ مقام مؤثر در این امر نبوده و رفیق‌بازى و خصوصیت در انجام وظیفه‌ام دخالت نداشته جهت هر یک از تغییرات را به عرض آقایان محترم می‌رسانم.‏

الف- تغییر امین دادگاه بخش شهررى- در تاریخ 5 شهریور 29 استاندار تهران یادداشتى از سخنرانى آقاى فرج‌الله ناصرى امین دادگاه بخش شهررى فرستاده خلاصه این که (آمریکا به غلط مهد دموکراسى معروف شده در جنوب ایرن مردم بیچاره خون سگ مرده آمریکایى‌ها را می‌خورند ادای پاره کلمات زننده نسبت به مذهب و این که اسلام از مجارى لجنزارى عبور کرده پول گرفتن ملاها و نزول آیه چماق و غیره (حاذقى- خاک بر سرش کنند) و تحقیقاتى هم که به عمل آمده مؤید گزارش مزبور بوده است- وزارت دادگسترى در مقابل این عمل این شخص را از پست مستقل به کار غیر مستقلى گماشته است. (مهدى ارباب- غیرش هم لازم نبود.)

آیا تغییر چنین مأمورى که نسبت به امور مذهبى و مسائل سیاسى مملکت اهانت کرده است بی‌مورد بوده و آیا باید به چنین شخصى جایزه می‌دادیم؟ و آیا این عمل من درخور استیضاح است (شوشترى- اگر بوده باید دستور تعقیب داد) (حاذقى- یک چنین شخصى صلاحیت قضاوت ندارد) به- تغییر دادستان اراک- آقاى حسن مستوفى قبل از انتصاب اینجانب به وزرات دادگسترى مکرر چه کتباً و چه وسیله تلگراف تقاضاى انتقال خود را مصراً نموده و در دوره تصدى اینجانب هم به موجب نامه‌هاى مورخ 8 تیر 29 و 11 مرداد 29 و 12 شهریور 29 ادامه مأموریت خود را در اراک یک نوع توهین به خود دانسته و صریحاً تذکر داده است که بعد از خاتمه معذوریت به اراک معاودت نخواهد نمود (51 روز مرخصى و معذوریت داشته است) نظر به تقاضاهاى مکرر و متوالى و تذکرات پى در پى و این که مشارالیه با اخذ معذوریت به اردبیل مسافرت و صریحاً عدم موافقت خود را به اراک یادآورى نموده و دادسراى شهرستان اراک را نمی‌شد مدت مدیدى بلامتصدى گذاشت لذا با تقاضاى او موافقت و تغییر مأموریت پیدا کرد و این که خواسته‌اند این تغییر را لباس دیگرى بپوشانند و آن را مربوط به اختلافات محلى و اعمال نفوذ اشخاص در دادگسترى قلمداد کنند با این توضیح مطلقاً صحیح نیست و اشاره‌اى که در ضمن بیانات خود در قسمت شکایت فراهانچى از مأمورین قضایى اراک و مداخله و اعمال نفوذ آقاى یوسف شکرایى نمودند به طورى که گزارش آقاى مبشرى بازرس اعزامى از مرکز که خود آقاى مکى نیز به آن از استناد نمود حاکى است و عیناً نقل مى‌شود (.....در جریان تحقیق و رسیدگى اقدامى از طرف آقاى یوسف شکرایى بر له پا علیه طرفین مشهود نگردید)

ج- تغییر دادستان شهرستان تهران- جریان تغییر آقاى ریاحى و انتخاب آقاى خستو و انتصاب آقاى اشرف احمدى از این قرار بوده است. آقاى ریاحى قبلاً رئیس استیناف کرمانشاه بوده و در موقع انتقال به تهران در زمان وزارت آقاى دکتر سجادى به سمت دادیارى دیوان کشور منسوب به مشارالیه مأموریت داده شده بود که امور دادسراى شهرستان تهران را عهده‌دار شود چون آقاى ریاحى در حدود 69 سال دارند و به علت خستگى فوق‌العاده تقاضاى مرخصى و برگشتن به شغل اصلى خود را داشت و از طرفى آقاى خستو مدت زیادى در خوزستان به سمت ریاست دادگسترى استان خدمت کرده و مدت‌ها بود تقاضا داشت به تهران منتقل شود به جاى آقاى ریاحى تعیین و آقاى

+++

اشرف احمدى نیز به سمت ریاست دادگسترى خوزستان منصوب گردید- به طورى که ملاحظه مى‌فرمایند این کاملاً عادى و بدون هیچ نظر خاصى و صرفاً بنا بر تقاضاى نامبردگان صورت گرفته است. در اینجا مناسب است به عرض آقایان برسانم این که تغییر آقاى اشرف احمدى را مرتبط با پرونده پنبه بین آقاى یحیى فتحى و اداره تصفیه وزارت دارایى دانسته‌اند موضوع خلاف حقیقت و این پرونده در جریان و هنوز به مرحله صدور رأى نرسیده است.

بنده در ضمن این بیان به عرض آقایان می‌رسانم که تغییر دادستان صرفاً در اختیار وزیر دادگسترى است بنده این مطلب را در ابتداى عرایضم به عرض آقایان رساندم که اساساً تغییر و تبدیل دادستان‌ها در اختیار وزیر است و مى‌خواهم عرض بکنم که بدانند مطالبى که برخلاف انجام داده‌ام از چه قبیل بوده (مکى- بنده خودم گفتم که در اختیار شما است ولى فهرست شرف‌عرضى باید قبلاً تهیه شده و به عرض برسد)

د- تغییر عضو على‌البدل دادگاه مطبوعات- آقاى زکى حسینى دادرس على‌البدل دادگاه شهرستان تهران که سمت دادرس على‌البدل دادگاه بدوى مطبوعاتى را هم داشته طبق نامه مورخ 21 مرداد 29 شرحى از خدمات دوازده ساله خود به وزارتخانه نوشته و اشاره نموده است که در مواقع مقتضى تقاضاى شغل مناسب کرده ولى مورد توجه واقع نشده و درخواست نموده است با ارجاع شغل مناسب موجبات تشویق او را فراهم نمایند به همین ملاحظه در تاریخ 23 مرداد 29 به سمت دادرس على‌البدل دادگاه استان مرکز که موافق قانون استخدام قضات یک درجه بالاتر از مقام دادرس على‌البدل دادگاه شهرستان است انتخاب کردید- جاى بسى تأسف است که این قبیل امور عادى موجب استیضاح از وزیر شده و مدتى از وقت گران‌بهاى مجلس شورای ملى را تضییع می‌نماید.

4-راجع به موضوع قاچاق خوزستان همین قدر کافى است به عرض آقایان برسانم که شروع این امر در زمان تصدى اینجانب نبوده- تحقیقات این موضوع به وسیله آقاى لطفى انجام شده و پرونده کار قبل از تشکیل دولت فعلى به مراجع مربوطه احاله شده است‏

5-و اما راجع به نسبت اتهام پنجاه و چند فقره کلاهبردارى به آقاى منصورى اینجانب جز آنچه که در روزنامه اطلاعات مورخ پنجشنبه سى‌ام شهریور نوشته شده بود چیزى نشنیده‌ام خوب بود موارد را آقاى مکى توضیح می‌داند- ولى راجع به این مورد هم همان روز که مطلب به اطلاع اینجانب رسید فوراً به اداره کل ثبت به شماره 34930 مورخ 4/ 7/ 29 دستور دادم جریان امر را در دفتر اثناد رسمى که معامله در آنجا انجام شده رسیدگى کنند به علاوه بازرس مخصوصى تعیین کردم که جداگانه موضوع را تحقیق و گزارش دهد و به دادسراى شهرستان تهران هم ضمن شماره 34932 مورخ 4/ 7/ 29 براى تعقیب رسمى امر دستور اکید صادر نموده‌ام و پس از این اقدام به طورى آقاى شوشترى هم در جلسه قبل اظهار داشتند ایشان به من مراجعه کردند و جواب گفتم که از طرف وزارت دادگسترى تمام اقدامات لازمه به عمل آمده است.‏

6-بازرس شرکت هواپیمایى و عدم تعقیب موضوع سقوط هواپیما و ملک شهریار- با این که موضوع سمت بازرسى اینجانب در شرکت هواپیمایى ایران حقیقت ندارد و این موضوع از طرف شرکت هواپیمایى نیز تکذیب و در روزنامه‌ها درج گردیده معذلک به نظر من اشکالى نمی‌رسد که وزیر در شرکتى سهیم بوده و یا سمت بازرسى داشته باشد (حاذقى- اگر بتوانید که بکنید بهتر است) و اگر موضوع سقوط هواپیماى آن شرکت توأم با ارتکاب جرمى بوده بایستى به مراجع قضایى اعلام گردیده و قضیه مورد تعقیب قرار گیرد که تا کنون اینجانب اطلاعى از چنین اعلام جرمى ندارم تا از تعقیب ممانعتى کرده باشم راجع به ملک چهار صد هزار تومانى باید به تفصیل عرض کنم که به چه کیفیت تهیه شده (فرامرزى- بفرمایید یاد بگیریم) (خنده نمایندگان) اما راجع به ملک چهار صد هزار تومانى که می‌گویند اینجانب تهیه کرده‌ام و خانه سیصد هزار تومانى در آن ساخته‌ام و از طریق مشروع تهیه چنین ملکى را مستعد دانسته‌اند با این که استیضاح ایشان مربوط به توقیف جراید و سوء‌جریان دادگسترى بود و ارتباطى به رسیدگى به وضع شخصى اینجانب نداشت بنده با کمال رغبت براى روشن شدن موضوع جریان تحصیل ملک مزبور را توضیح می‌دهم.

در سال 1317 که از طرف دولت به موجب قانون خاصى املاک خالصه به فروش رسید اینجانب مانند عده زیادى خریداران املاک خالصه این ملک را به مبلغ بیست و هشت هزار تومان به اقساط پنج ساله طبق شرایط مقرر از دولت خریدارى کردم و نمی‌دانم با چه منطقى این عمل را آقاى مکى سوء‌استفاده و نامشروع مى‌دانند؟ و این که گفته‌اند بنده در آنجا خانه سیصد هزار تومانى ساخته‌ام بنده این خانه را در صورتى که ایشان حاضر به معامله باشند به عشر مبلغ مزبور با کمال میل به ایشان واگذار می‌کنم- در عین حال این نکته را هم تذکر می‌دهم که آقاى مکى فقط حساب دارایى مرا کردند بدون این که به قروض من هم توجهى بکنند شاید آقاى مکى نمی‌دانند که من در حدود هفتاد هزار تومان به موجب اسناد رسمى اکثراً به بانک ها مقروضم و اى کاش آقاى مکى حاضر به معامله می‌شدند که اقلاً از معامله این خانه سى هزار تومان از قروض من ادا می‌شد (مکى- گنج مصنوعى به شما کمک می‌کند)

7-راجع به حکمیت- راجع به حکمیت اینجانب در تمام دوره 24 سال خدمت در دادگسترى بیش از چهار یا پنج فقره حکمیت نکرده‌ام و آن هم نوعاً در مواردى بوده است که طرفین از آشنایان من بوده و به اصرار مرا ملزم به قبول حکمیت کرده‌اند و این داوری‌ها هیچ گاه براى حق‌الحکمیه نبوده است کما این که در همین مورد حکمیت آقاى عیسى یف نیز اگر تحقیق بکنند خواهند فهمید که من دینارى از طرفین حق‌الحکمیه نگرفته‌ام و بنابراین این مطلب نیز مثل سایر مطالب ایشان عارى از حقیقت است.‏

8-راجع به آقاى محمودى که آقاى مکى متذکر شده‌اند من به منظور امضای آرای به خصوصى به او دستور داده و در مقابل انجام این کار وعده پست بهترى به او داده‌ام این اظهار هم صحیح نیست و جریان قضیه به طور خلاصه این است که آقاى محمودى در مدتى که سمت کارمندى هیئت تجدید نظر املاک واگذارى را داشته مرتب سر کار خود حاضر نمی‌شده و در مواقعى که حضور می‌یافته و با سایر اعضای هیئت شرکت در دادرسى داشته براى امضای آراء حضور نمى‌یافته و چون با یک چنین وضعى پرونده‌ها متراکم و می‌بایستى ترتیبى براى ختم امر داده شود بر اثر گزارش رئیس هیئت تجدید نظر املاک واگذارى به مشارالیه ابلاغ شده که نسبت به پرونده‌هایى که به مشارکت او دادرسى انجام گرفته نظر خود را اظهار کند و به هیچ‌وجه منظور وزارت دادگسترى این نبوده که رأى له یا علیه کسى بدهد و چطور معقول است که وزیرى ذیل ابلاغ رسمى به عضوى دستور دهد که برو رأى فلان پرونده را به نحو خاصى امضا کن؟

این عمل آقاى محمودى مطابق مقررات و قوانینى که ما داریم امتناع از انجام وظیفه است و جرم محسوب می‌شود و در عین حال توقع هم داشته است از من که کارش را عوض کنم و بنده براى این که آقایان کاملاً جریان را مستحضر شوند سه تا از پرونده‌ها را به عنوان نمونه آورده‌ام و اگر بخواهند ممکن است ملاحظه بفرمایند تاریخش معین است، تاریخ صورت جلسه قید شده ذیل صورت جلسه ایشان امضا کرده‌اند ولى چند روز بعد که رأى صادر شده ایشان رأى را امضا نکرده‌اند و البته سه پرونده که کلاسه آن تعیین شده موجود است (شوشترى- ذیل صورت مجلس‌ها را امضا کرده است؟) ذیل صورت مجلس را امضا کرده ولى براى رأى حاضر نشده امضاى صورت مجلس حاضر است.

9-آخرین عرض من راجع است به مطلبى که آقاى مکى در خصوص ادعانامه مربوط به مرحوم فرخى اظهار داشته‌اند و نسبت داده‌اند که این ادعانامه را من تنظیم کرده‌ام و براى اثبات موضوع هم استناد به کتابى کرده‌اند که خود نوشته‌اند و بعد هم در ضمن بیانات‌شان گفتند که اگر مطلب غیر از این بوده چرا من تکذیب نکرده‌ام در این خصوص اولاً من در صحت یا سقم ادعانامه وارد نمی‌شوم ثانیاً بر فرض که ادعانامه مزبور غلط تنظیم شده و نویسنده آن ذنب لایغفرى (دکتر بقایى- لایغفر بفرمایید) مرتکب شده باشد این امر ارتباطى با اینجانب ندارد زیرا به حکایت پرونده امر که براى ملاحظه همه آقایان نمایندگان حاضر است تعقیب مرحوم فرخى در سال 1316 شروع شده و حال آن که به موجب ابلاغ شماره 43499 ر 18267 مورخ 19/ 12/ 1315 اینجانب به سمت ریاست اداره نظارت انتخاب و بالملازمه در تاریخ تعقیب دادستان تهران نبوده‌ام تا بتوانم ادعانامه‌اى تنظیم کنم- اما انتظار آقاى مکى بر این که چرا مندرجات کتاب ایشان را راجع به این موضوع تکذیب نکرده‌ام بى‌مورد است زیرا تا این تاریخ افتخار قرائت کتاب ایشان را پیدا نکرده بودم (خنده

+++

نمایندگان) و ناچار از مندرجات آن خبرى نداشتم تا تکذیب نمایم و با این توضیح که به عرض مجلس شوراى ملى رساندم در صورتى که ایشان واقعاً منظورشان آرامش وجدان باشد انشاء‌الله کتاب خود را تصحیح خواهند نمود. امیدوارم باقى مندرجات کتاب از این قبیل نباشد.

در اینجا به عرایض خود خاتمه می‌دهم و رفع تصدیع می‌کنم و از حضور نمایندگان استدعاى رأى دارم (احسنت)

رئیس- آقاى مکى به موجب ماده 174 می‌توانند در تعقیب بیانات خودشان اظهاراتى بفرمایند. آقاى مکى.

مکى- بشارت باد خاصان حرم را- که قصد کعبه کرده خودپرستى تمام. عرایضى که بنده عرض کردم مستدل بود نامه‌اى که از آقاى مستوفى الان ارائه می‌دهم که ایشان گفته‌اند بنا بر تقاضاى خودش بوده که تغییرش داده‌اند این شخص نامه‌اى به نخست وزیر نوشته و علت را ذکر می‌کند بنابراین خیلى جاى تعجب است که اگر مجلس شوراى ملى بدون این که وارد صحت و سقم این قضایا بشود همین طور حرف تحویل بگیرد و این ترویج دزدى، ترویج خیانت، ترویج خودسرى است در دادگسترى در این نامه نوشته شده به حضور مبارک جناب آقاى نخست وزیر، رونوشت آقاى هیئت و رونوشت جناب آقاى وزیر دادگسترى این تلگراف را همین چند روزه کرده‌اند بنده همه‌اش را نمى‌خوانم موجب این بى‌لطفى مخالف نظامات یا به عبارت صریح تعدى و ظلم این آقایان این است که اخیر آقاى رضاى شکرایى دایى آقاى رئیس دربار (شکرایى- این خلاف واقع است خودت هم می‌دانى موضوع چیست) خط خود مستوفى است.‏

شکرایى- اینها همه‌اش خلاف واقع است اینها همه‌اش تحریکات محلى است (زنگ رئیس)

کشاورزصدر- آقاى مکى چرا به یک همکارت حمله می‌کنى.

شکرایى- خجالت بکش بى‌شرف (زنگ ممتد رئیس)

مکى- خودت خجالت بکش بى‌شرف (زنگ رئیس)

دکتر بقایى- مردکه دزد بى‌شرف‌ تو را به جرم دزدى از دربار بیرون کردند و دوباره تحمیل شدى (زنگ رئیس)

شکرایى- خفه شو.

نریمان- خودت خفه شو.

رئیس- به چهار نفر آقایان تذکر می‌دهم.

دکتر بقایى- فقط به ما تذکر می‌دهید آنها هر کاری که می‌خواهند بکنند.

رئیس- به هر چهار نفر اخطار کردم چه شما و چه آقاى مکى و چه آقاى شکرایى و چه آقاى نریمان، مجلس شورای ملى را شما به گود زورخانه و فحاشى تبدیل کرده‌اید این که مجلس نیست.

شوشترى- بدبخت مردم ایران، بیچاره مردم ایران.

رئیس- ساکت باشید آقاى شوشترى. (خنده نمایندگان) بفرمایید آقاى مکى.

مکى- بیاناتى که آقاى بوذرى کردند طبق اسناد و مدارکى که بنده ارائه خواهم داد تکذیب می‌کنم و تمامش قابل رد است منجمله پرونده‌اى دارد آقاى خستو که ایشان گفتند (مهدى ارباب- خستو مرد شریفى است) خواهش می‌کنم آقاى ارباب در بین صحبت من صحبت نفرمایید (مهدى ارباب- من در بلوچستان عملش را دیدم)

دکتر بقایى- اینها حساب نیست آقا رئیس‏

مکى- آقاى زرین که یکى از قضات دادگسترى است راجع به کارهاى ایشان یک گزارش داده بود بدون این که این گزارش به یک مرجع صلاحیتدارى برود در یک چاه ویلى مخفى شد و ایشان دادستان شدند آن پرونده آقاى زرین به کجا رسید که آقاى زرین تعقیب کرده بودند و اما راجع به آقاى محمودى گفتند که ایشان خودشان قبلاً تقاضا کرده من نامه‌اش را اینجاخواندم و در صورت جلسه هم قیدشده که هیچ‌وقت تقاضایى نکرده و گفتند از این بیانى که در نامه مقام وزارت شده است تعجب مى‌کنم و من تقاضاى انتقال نکرده‌ام و اما اگر ایشان ذیل احکام را امضا نکرده باشند و تخلف قضایى کرده باشند وظیفه وزیر دادگسترى نیست (کشاورزصدر- وزیر باید دستور بدهد) وزیر باید بنویسد به اداره نظارت اداره نظارت هم باید ادعانامه صادر کند برود به محکمه انتظامى محکمه انتظامى براى این است که به تخلف قضات رسیدگى کند (کشاورزصدر- وزیر باید اقدام بکند) آقاى کشاورزصدر خواهش مى کنم این کار که عرض کردم نشده آقاى وزیر دستور صریح داده‌اند براى یک پرونده به خصوصى، ایشان فرمودند که من سمت بازرسى شرکت هواپیمایى ایران را ندارم ولى تکذیب نکرده‌اند که از سهامداران عمده ایرانتور نیستم و ایرانتور هم از سهامداران شرکت هواپیمایى است و آقاى عیسی‌یف هم که می‌گویند حکمیت ایشان را قبول کرده‌اند از سهامداران ایرانتور است و شرکت هواپیمایى ایران و حکمیتى که به ایشان دادند چون ایشان عضو هیئت مدیره ایرانتور هستند از وجود ایشان استفاده کردند و این به عقیده بنده خیانت و جنایت و یک نوع سرقتى است به چه مناسبت به یک وزیر یا یک معاونى حکمیت بدهند آن هم حکمیت عیسی‌یف کسى که با ایشان در یک شرکت شریک است و اما این که فرمودند قرضى دارم.‏

رئیس- این موضوع شخصى است شما در کار دادگسترى استیضاح کرده‌اید.

مکى- بنده می‌خواهم توضیح بدهم ایشان در شرکت جنوب با آقاى جعفر جعفرى که یک میلیون و دویست هزار تومان عواید دارد شریکند و در چند شرکت دیگر هم شریکند و بنده عرض کردم که از راه درستى کسى نمی‌تواند داراى تمول شود 28 هزار تومان در سال 1317 دو میلیون و هشتصد هزار ریال امروز است یک قاضى که درست کار می‌کند از کجا می‌تواند این مبلغ را براى خرید ملک خالصه بپردازد ایشان گفتند مردم از قضات و دستگاه قضایى می‌رنجند چرا خود ایشان از هیئت تصویه نرنجیده‌اند. راجع به روزنامه‌ها یک بیاناتى کرده‌اند اولاً آن چه را که از دو سه روزنامه خواندند بیان حقایقى بود اگر افکار عمومى و اگر یک جمعیت زیادى داراى یک فکرى بشوند و فکرشان روى کاغذ بیاورند و بیان حقیقت بکنند آنها را باید توقیف کرد؟ (پناهى- آن عقیده اکثریت نبود) عقیده اکثریت ملت ایران است (پناهى- همچو چیزى نیست) و اگر واقعاً ایشان به وظیفه خودشان عمل کرده‌اند یا دستگاه شهربانى که ضابط دادگسترى است و دادسراى تهران به وظیفه خودشان عمل کرده‌اند به چه مناسبت آن روزنامه‌هایى که به نمایندگانى که با دولت مخالفت کرده و رأى نداده‌اند هر چقدر افترا و تهمت و فحش و هتاکى و هر چه بخواهند بگویند آنها آزاد باشند ولى اگر یک کسى یک حقیقتى را گفت او را فورى توقیف بکنند این یک بام و دو هوا است آن روزنامه‌هایى که بنا به دستور دولت به ما حمله می‌کنند، به ما فحش می‌دهند خیلى تشکر مى‌کنم براى این که اگر سنخیتى بین ما بود می‌بایستى ما را تعریف کنند و همین که حمله می‌کنند ثابت می‌شود که سنخیتى بین ما نیست ایشان اگر واقعاً خیلى علاقمندند به دستگاه و جریان کار دادگسترى آقاى دادستان تهران که دیروز با ماشین دولتى شماره 110 اتومبیل‌رانى می‌کردند یک تاکسى را خورد کرده است براى این کار چه مجازاتى قائل شده‌اند که یک نفر دادستان اتومبیل دولتى را نبرد به یک تاکسى بزند و خورد کند.

دکتر مجتهدى- دادستان حق ندارد اتومبیل سوار شود؟

مکى- دادستان حق دارد اتومبیل سوار شود ولى حق ندارد با اتومبیل دولتى اتومبیل‌رانى یاد بگیرد و اتومبیل دولت براى یاد گرفتن رانندگى نیست و اما ایشان خودشان گفتند که من منزه هستم و چنین و چنانم می‌خواستم از ایشان بپرسم پرونده حمایت مادران به کجا رسیده و چه دستگاهى آن پرونده را از جریان بازداشت این را هم توضیح بدهند بنده بیش‌تر از این چیزى عرض نمی‌کنم ولى خاطر آقایان نمایندگان محترم را به یک نکته توجه می‌دهم فکر نکنید که اقلیتى هست، اکثریتى هست ما داریم موارد کلى نه اقلیت و نه اکثریت می‌شناسیم یک سابقه بدى ایجاد نشود که پس فردا این سابقه باعث بدبختى باشند بنده در کمال آرامى عرایض خودم را به اطلاع آقایان رساندم و در اول هم عرض کردم که فقط براى آسایش و آرامش وجدان است چند نفر از آقایان اینجا نشسته‌اند اگر بخواهید اسم آنها را خواهم گفت بعد از این که در جلسه قبل بنده استیضاح کردم به بنده مراجعه کردند که بیا آقا ما یک ناهارى دعوت می‌کنیم شما با آقاى بوزرى اگر اختلاف شخصى دارید حل بشود گفتند از خود آقاى بوزرى بپرسید که آیا من با ایشان اختلاف شخصى دارم یا از ایشان تقاضایى

+++

داشتم آخر باید یک موردى داشته باشد که بنده یک نظر خاصى نسبت به ایشان داشته باشم و اگر هم داشتم همین اکازیون بهترین موقع بود که دعوت آن آقایان را مى‌پذیرفتم و می‌رفتم و اختلافاتمان در آنجا حل می‌شد و هر تقاضایى که داشتم در آنجا انجام می‌دادم پس بنابراین بدانیدکه بیانات ایشان وارد نبوده و بنده هیچ‌وقت و هیچ موقع نخواستم روى نظریات شخصى یک حمله‌اى به یکى از آقایان وزرا یا رئیس دولت یا هر کسى کرده باشم همان طوری که عرض کردم نداى وجدان بوده و بس و روز اول هم که استیضاح را مطرح کردم عرض کردم قصد من این نیست که دولت رأى اعتماد بگیرد یا نگیرد اگر من قرآن را به شهادت بطلبم آن یک دسته‌اى خواهند گفت که قرآن نخورده تمبر و نخواهد شدن سند ولى خود آقایان می‌دانند که هر نوع رأى در این جریان داده شود هر کس که مظلوم واقع شود هر جایى که تبرئه بشود مطمئن باشید که اگر قیامتى باشد اگر یک خدایى را که شما معتقدید آن روز قیامت گریبان ما را می‌گیرد (دکتر طبا- ما به دادگسترى رأى نمی‌دهیم) پس به کى رأى می‌دهید بنده عرض کردم که این جناب آقاى وزیر عملیات خراب را روى سوابق شخصى گفتم و پرونده فرخى هم در سال 1310 بوده در کتابم نوشته شده است (کشاورزصدر- بگویید دادستانش را آقاى بوزرى) (یکى از نمایندگان- فرهت بوده) حالا شما خودتان می‌دانید و وجدانتان می‌خواهید رأى سفید بدهید مى‌خواهید رأى کبود بدهید ولى این آراء یک روزى در یک محکمه‌اى که ما تصور می‌کنیم محکمه عدل الهى است در آنجا رسیدگى خواهد شد.

رئیس- آقاى نخست وزیر

نخست وزیر- استیضاحى که در اینجا از آقاى بوذرى وزیر دادگسترى شده بود مطالبى که به عرض رسید چه خود موضوع استیضاح و چه مطالبى که خود آقاى بوذرى به عرض رسانیدند که در حقیقت یک استیضاحى بود که از دولت شده بود به مناسبت این که ایشان وزیر دادگسترى دولت بودند بنده ضمن تأیید مطالبى که آقاى بوذرى در اینجا ضمن دفاع از استیضاحى که شده بود مخصوصاً از مجلس شورای ملى تقاضاى رأى عدم اعتماد ببخشید تقاضاى رأى اعتماد می‌کنم.

دکتر بقایى- همان عدم اعتماد (خنده نمایندگان)

رئیس- آقاى رفیع‏

رفیع- بنده اجازه خواستم براى این بود که وزیر دادگسترى تقاضاى رأى اعتماد کرده بود (صحیح است) من خواستم به ایشان تذکر بدهم که سابقه نشود رئیس دولت رأى اعتماد تقاضا می‌کند.

رئیس- رئیس دولت رأى اعتماد خواسته‏

رفیع- بنده استفاده می‌کنم در این موقع همان طوری که ایشان اشاره کردند در یکى از نقاط یک نفر مطابق مذهب و مسلک اسلام رفتار نمی‌کرد سایر وزرا هم یاد بگیرند (صحیح است) از وزیر دادگسترى هر یک از کسانى که مطابق مذهب رفتار نمى‌کنند از کار بر کنار بکنند (صحیح است) این رأیى که اینجا داده می‌شود براى این است که دولت داراى یک اقتدارى بشود مذاکره بکند با خارجى‌ها و امیدوارم که این دو سه فقره کارهاى مردم اصلاح بشود (انشاء‌الله) و در خاتمه خواهشمندم از رئیس محترم دولت راجع به این حجاج و زوار که پول‌شان را در گمرک گرفته‌اند تصویب‌نامه صادر کنند و پول‌شان را به آنها رد بکنند.

رئیس- آقاى دکتر هدایتى‏

دکتر هدایتى- اخطار نظامنامه‌اى دارم.‏

رئیس- مطابق چه ماده؟

دکتر هدایتى- ماده 179 اجازه می‌فرمایید؟

رئیس- بفرمایید.

دکتر هدایتى- تقاضاى جناب آقاى نخست وزیر براى اشخاصى از نوع بنده که در مجلس هستند ایجاد محظور کرده است براى این که به جهت دیگر از جهاتى که آقایان اطلاع دارند بعضى از نمایندگان دولت آقاى رزم‌آرا را استیضاح کرده‌اند از جمله بنده و استیضاح آقاى مکى از وزیر دادگسترى بود استیضاح عقد یا قرارداد نیست که احتیاج به ایجاب و قبول داشته باشد استیضاح حق هر نماینده‌اى است وزیر یا وزرایى که طرف استیضاح قرار می‌گیرند مجبور به دفاع هستند از خودشان مجبور به جواب‌گویى در محضر مجلس شورای ملى هستند اگر جواب ندادند یا جواب‌هاى آنها قانع کننده نبود آن وزیر یا آن دولت ساقط می‌شود یا منعزل می‌شود استیضاح دو جور پیش‌بینى شده در آئین‌نامه داخلى مخصوصاً استیضاح از وزیر و استیضاح از وزرا در عرض هم قرار گرفته است‏

( مکى- خود دولت قبول کرده آقا اشکالى ندارد) اشکال دارد اجازه بفرمایید.

رئیس- اشکال ندارد این موضوع سابقه و نظایر دارد.

صفایى- رئیس دولت هر موقع می‌تواند تقاضاى رأى اعتماد بکند.

دکتر هدایتى- رئیس دولت هر موقع می‌تواند تقاضاى رأى اعتماد بکند بنده هم می‌دانم اجازه بفرمایید صدایتان را هم بلند نکنید بنده هم می‌توانم صدایم را خیلى بلندتر از اینها بکنم ولى اجازه بفرمایید موضوع روشن بشود بنده اهل استدلال هستم آقایان اگر بنده را متقاعد کردند حرفى ندارم بنده یا به دولت رأى می‌دهم یا رأى نمی‌دهم اجازه بفرمایید بنده عرضم را می‌کنم این وسیله که وقتى وزیر سمت استیضاح قرار می‌گیرد که ممکن است دولت موقعیتش متزلزل باشد سوء‌استفاده می‌کند و در تحت شخصیت آن وزیر که اکثریت نمایندگان ممکن است به او علاقمند باشند رأى اعتماد مى‌خواهد این سوء‌استفاده از موقعیت است این تهدید به مجلس است (زنگ ممتد رئیس)

رئیس- آقاى دکتر هدایتى (محمدعلى مسعودى- ماده 0061) تأمل کنید من می‌خواهم حرف بزنم آقاى دکتر هدایتى این موضوع سابقه زیاد داشته در این مجلس مخصوصاً ماده 61 قانون اساسى را گفتم قرائت بکنند دولت مسئولیت مشترک دارد همیشه می‌تواند قبول کند.

(اصل 61 قانون اساسى به شرح زیر قرائت شد.)

اصل 61- وزرا علاوه بر این که به تنهایى مسئول مشاغل مختلصه به وزارت خود هستند به هیئت اتفاق نیز در کلیات امور در مقابل مجلسین مسئول و ضامن اعمال یکدیگرند.

دکتر هدایتى- من مخالف این موضوع نیستم دولت می‌تواند تقاضاى رأى اعتماد بکند آقا اجازه بفرمایید وزیرى که تحت استیضاح قرار گرفته است.

رئیس- آخر نمى‌شود این کار را کرد براى وزیر که نمی‌شود علیحده رأى گرفت سابقه این است.

دکتر هدایتى- اجازه بفرمایید یک دولتى می‌آید فرض بفرمایید بنده نمی‌گویم این دولت یک دولتى که می‌آید بهترین اوقات مملکت را تلف می‌کند یک مشت دروغ تحویل مجلس می‌دهد تقاضاى بستن پارلمان را لایحه انحلال مجلس را می‌آورد لایحه تقسیمات و تجزیه مملکت را می‌آورد به مجلس آن وقت تحت عنوان وزیر دادگستریش زیر استیضاح قرار گرفته رأى اعتماد مى‌خواهد این به هیچ‌وجه قانونى نیست.

رئیس- ایشان به عنوان اخطار نظامنامه‌اى صحبت کرده‏.

دکتر بقایى- بنده دو تذکر داشتم.‏

رئیس- بفرمایید این تذکر را همه مى‌خواهند و مى‌توانند بدهند از همان جا بفرمایید.

دکتر بقایى- یکى راجع به تغییر دادستان بود صحبت سر این بود که چطور شد همان روزى که کابینه آمد سر کار همان روز عوض کردند:

رئیس- مگر شما هم استیضاح کرده‌اید؟

دکتر بقایى- نخیر استیضاح نکرده‌ام به همان عنوانى که آقاى رفیع تذکر دادند بنده هم تذکر می‌دهم.‏

رئیس- ایشان تذکر راجع به رأى دادند.

دکتر بقایى- این هم تذکر راجع به رأى است تذکر دوم راجع به مطبوعات بود که چرا شصت تا روزنامه را توقیف کردند و چرا آزاد کردند یا توقیفش غیرقانونى بوده یا آزاد کردنش و هیچ کدام از این دور آقاى بوذرى جواب ندادند بنده می‌خواستم این را حضور آقایان تذکر بدهم.

رئیس- آقاى اسلامى‏

اسلامى- چون اساس استیضاح بنده منتفى شده است بنده استیضاح خودم را استرداد می‌کنم و اگر آقایان مقتضى بدانند ممکن است یک روزى معین کنند بنده مطالبى را که داشته‌ام عرض می‌کنم (بسیار خوب)

ابتهاج- بنده طبق ماده 90 توضیحى دارم.‏

رئیس- بفرمایید.

ابتهاج- چند جلسه است که آقاى مکى راجع به شرکت هواپیمایى ایران و شرکت ایرانتور در مجلس تذکراتى می‌دهند هر چند از لحاظ تبلیغاتى که به نام این دو شرکت می‌شود کمال تشکر را دارم ولى اظهارات ایشان می‌رساند که گویا علاقه خاصى به این دو

+++

شرکت دارم و یا نظرى به شغل یا به سهام این شرکت‌ها دارند که در هر دو حال مجلس جاى این کار نبوده نسبت به هر دو موضوع به شرکت‌هاى مربوطه مراجعه کنند.

( در این موقع اخذ رأى اعتماد شروع شد و نتیجه به قرار ذیل اعلام گردید.)

آرای موافق- 97 رأى‏

ورقه کبود علامت مخالف- 8 رأى‏

ورقه سفید علامت امتناع- یک رأى‏

اسامى رأى‌دهندگان- آقایان آشتیانى‌زاده سنندجى- اردلان- مجتهدى- صدرى- دکتر مجتهدى- کشاورزصدر- دکتر معظمى- محمد ذوالفقارى- دکتر مصباح‌زاده- دکتر طبا- حکیمى اورنگ- اسلامى- گنابادى- دکتر کیان- صفایى پناهى- وهاب‌زاده- نصرتیان- امامى‌اهرى- سرتیپ‌زاده- پالیزى- گنجه- رفیع- دکتر مصدق- دکتر بقایى- آزاد- حاذقى- دکتر نبوى- بوداغیان- افشارصادقى- مهدى ارباب- سلطانى- نبوى- سلطان‌العلما- تیمورتاش- دکتر هدایتى- فقیه‌زاده- محمود محمودى- ابتهاج- گودرزى- دکتر جلالى بهبهانى ملک‌مدنى- دولتشاهى- افشار- ثقت‌الاسلامى- حمیدیه- نریمان- صالح- ناظرزاده- مهدوى- سودآور- مکرم- نورالدین امامى- اسکندرى- موسوى- عباسى- قرشى- دانش- بزرگ‌نیا- عسگر صاحب‌جمع- حائرى‌زاده- ظفرى- خاکباز- کاسمى- تولیت- دکتر علوى- عرب‌شیبانى- گرگانى- آبکار- شادلو- خزیمه علم- منصف- فرامرزى- شکرایى- رضوى- کهبد- جواد عامرى- مجید موقر- مخبر فرهمند- دکتر طاهرى دولت‌آبادى. قهرمان. صدر میرحسینى. برومند سالار بهزادى. معین‌زاده. غضنفرى. امیرى. قراگوزلو. معدل. گیو. کوراغلى. هراتى امیرافشارى. دهقان. ناصر ذوالفقارى. ابریشم‌کار. مرتضى حکمت. دکتر برال. محمدعلى مسعودى. دکتر سیدامامى. غلامرضا فولادوند. صدرزاده.

اسامى موافقین- آقایان: فرامرزى شادلو بهبهانى. ظفرى. ملک‌مدنى. ابریشم‌کار. مجید موقر. آبکار. فقیه‌زاده. سودآورى. افشارصادقى. تیمورتاش. ناصر صدرى. سلطان‌العما. دکتر کاسمى. دولت‌آبادى. دکتر معظمى. امیرنصرت اسکندرى. محمد قرشى. رفیع- محمود محمودى. ابتهاج. حمیدیه. میرمجید موسوى. نبوى. معدل. بوداغیان. سنندجى. نورالدین امامى. عباسى. مجتهدى. حکیمى. اورنگ. خزیمه علم. صدر میرحسینى. گودرزى. گنابادى سرتیب‌زاده. دکتر کیان. اردلان. افشار گنجینه. دکتر نبوى. دکتر مجتهدى. دولتشاهى. امامى‌اهرى. دکتر طبا. صفایى. اسلامى. پناهى نصرتیان. ثقت‌الاسلامى. وهاب‌زاده. سلطانى. دکتر سیدامامى. صدرزاده. محمدعلى مسعودى. ناظرزاده. خاکباز. دهقان. ناصر ذوالفقارى. حکمت. دکتر برال. غضنفرى. غلامرضا فولادوند. شیبانى. گرگانى. دکتر طاهرى. بهزادى. دکتر مصباح‌زاده. منصب. قهرمان. قبادیان. صاحب‌جمع- سعید مهدوى- امیر افشادى- محمد ذوالفقارى- حسن محمد کوراوغلى. شکرایى. قراگوزلو. مهدى ارباب. معین‌زاده باقرى. پالیزى. هراتى. عامرى. رضوى. ارباب گیو. مخبر فرهمند. برومند. علوى. تولیت. حاذقى. کهبد. دکتر جلالى. کشاورزصدر. بزرگ‌نیا.

رأى مخالف- آقایان دکتر مصدق- دکتر بقایى. نریمان. مکى. صالح. دکتر هدایتى. آزاد. حائرى‌زاده.

رئیس- آقاى نخست وزیر

نخست وزیر- بنده از اکثریت مجلس که با کمال لطف و با توجه مخصوص رأى موافق به دولت دادند تشکر می‌کنم و حتى به عرض می‌رسانم راجع به فرمایشات جناب آقاى رفیع نسبت به حجاج به طورى که تقاضا فرمودند اقدام خواهد شد و نتیجه بعداً به اطلاع خواهد رسید (احسنت) و در خاتمه به عرض می‌رسانم به طورى که آقایان اطلاع دارند دولت مدتى است که با کشورهاى خارجى نسبت به معاملات مختلف یا قرضه‌هایى که الان در پیش است مشغول مذاکره است و تا وقتى که موافقت دولت از نقطه‌نظر مجلس مستحکم نباشد اجراى این مذاکرات و این عملیات نمى‌تواند به طور خوبى ادامه پیدا کند بنابراین از پیشگاه مجلس شوراى ملى تقاضا دارم که کلیه استیضاحاتى که تا به حال مطرح شده مطرح بکنند دولت با کمال افتخار حاضر بشود و جواب استیضاحات را بدهد. (احسنت)

4-تقدیم یک فقره لایحه راجع به استخدام کارشناس راه‌آهن از طرف وزیر راه‏

رئیس- آقاى وزیر راه بفرمایید.

وزیر راه- چون در چندى پیش که یک حادثه هواپیمایى رخ داده بود بنده در آن موقع در مسافرت بودم و موفق نشدم که گزارش آن حادثه را به عرض مجلس برسانم و مجدداً هم عازم مسافرت هستم این بود که خواستم یک چند دقیقه‌اى وقت مجلس شوراى ملى را براى این موضوع بگیرم و چون دولت براى او اهمیت قائل شده است لازم بود که جریان آن را به عرض برسانم به طوری که خاطر نمایندگان محترم مستحضر است متأسفانه روز پنجشنبه 23 شهریور ماه یکى از هواپیماهاى شرکت هواپیمایى ایران که حامل یک موتور یدکى هواپیما و 8 نفر اعضاى هیئت رانندگى بود و براى تعمیر هواپیماى دیگر شرکت به جده عزیمت مى‌نموده چند دقیقه پس از بلند شدن از زمین فرودگاه مهرآباد به زمین سقوط نموده و سرنشینان هواپیما که چهار نفر ایرانى و یک نفر فرانسوى و یک نفر تبعه آفریقاى جنوبى و دو نفر یونانى بودند تلف شدند و هواپیما و موتور یدکى آن نیز از بین رفت و بعد از وقوع این سانحه مقامات صلاحیتدار دادگسترى و هواپیمایى کشورى در محل حضور به هم رسانیده و معاینات و تحقیقات لازم براى بررسى به علت وقوع سانحه شروع و تشریفات لازم از طرف دادستان تهران و پزشک قانونى نیز به عمل آمد. چون رسیدگى و تحقیق در اطراف کیفیت و علت وقوع سانحه باید به وسیله متخصصین فنى صلاحیتدار به عمل آید لذا کمیسیونى مرکب از تیمسار سرتیپ سیاه‌پوش رئیس تیپ فنى نیروى هوایى و آقایان پیتر ولیو‌ینگستون متخصصین فنى هواپیمایى تشکیل و این کمیسیون مأموریت یافت با معاینه دقیق محل و باقیمانده هواپیما و رعایت نکات فنى و مطالعات لازمه کیفیت و علت وقوع سانحه را تعیین و چنانچه عیب یا نقصى در هواپیما بوده گزارش دهد.

بعد از وقوع سانحه عده‌اى از اشخاص غیر مسئول علت وقوع سانحه را به صور مختلف تعبیر نموده و انتشاراتى دادند که پایه و اساس صحیحى نداشت زیرا بعضى هواپیما را فرسوده و معیوب یا بارگیرى آن را زائد بر ظرفیت جلوه داده و برخى خلبان را خسته دانسته یا قصور را متوجه کمک خلبان مى‌نمودند و چون دولت نمی‌توانست به این قبیل شایعات و نظریات ترتیب اثر دهد از هر گونه اظهار نظرى تا خاتمه تحقیقات و وصول گزارش متخصصین فنى خوددارى نمود.

در تاریخ یکشنبه 2 مهر ماه 29 گزارش متخصصین فنى راجع به سانحه هواپیمایى فوق‌الذکر به اداره کل هواپیمایى کشورى تقدیم و شوراى عالى هواپیمایى که طبق قانون هواپیمایى کشورى مرکب از نمایندگان عالی رتبه وزارت دادگسترى- وزارت کشور- وزارت اقتصاد ملى- وزارت راه و فرمانده نیروى هوایى شاهنشاهى و رئیس اداره کل هواپیمایى کشورى نماینده اطاق بازرگانى می‌باشد به مفاد این گزارش رسیدگى نموده از مجموع تحقیقات و مطالعات دقیقى که به وسیله کمیسیون تحقیق و رسیدگى به سانحه به عمل آمده و مورد تصدیق اداره کل هواپیمایى کشورى و نیروى هوایى شاهنشاهى قرار گرفته در مورد این سانحه چنین نتیجه گرفته شده است که:

هواپیما و موتورهاى آن کاملاً سالم بوده و هواپیما علاوه بر ظرفیت بارگیرى نشده بود و موتور یدکى در هواپیما در داخل حدود مجاز قرار داده شده بود ولى طرز بستن موتور یدکى به منظور جلوگیرى از جا به جا شدن با اصول فنى کاملاً منطبق نبوده و ممکن است در نتیجه لغزیدن و جا به جا شدن موتور یدکى در موقع بلند شدن هواپیما و تغییر مرکز ثقل منجر به اختلال موازنه هواپیما و وقوع سانحه شده باشد و یا این که خاموش شدن چراغ داخل هواپیما و تاریکى اطاق خلبان و عدم امکان استفاده از دستگاه‌هاى فنى جهت حفظ تعادل هواپیما علت سانحه باشد و ممکن است هر دو علت مذکور موجب وقوع سانحه شده باشد.

در اینجا لازم است توضیح داده شود که طبق مقررات هواپیمایى کشورى هیئت رانندگى هواپیما باید داراى گواهى‌نامه صلاحیت فنى بوده و خود هواپیما نیز باید داراى گواهى‌نامه قابلیت پرواز معتبر باشد به علاوه موتور و تنه هواپیما باید در مواعد معینى مورد بازرسى قرار گیرد و قبل از هر پرواز هم طرح پرواز هواپیما تنظیم و دستورات مراقبت

+++

هوایى فرودگاه رعایت گردد و در این مورد تمام این نکات رعایت شده لیکن نسبت به طرز بستن موتور یدکى در داخل هواپیما ایراد به شرکت سهامى هواپیمایى وارد است و براى جلوگیرى از تکرار این قبیل حوادث اقدامات لازم از طرف اداره کل هواپیمایى کشورى به عمل آمده است. بدیهى است شرکت سهامى هواپیمایى ایران نسبت به حقوق اعضاى هیئت رانندگى که در راه انجام وظیفه جان سپرده‌اند و باید به بازماندگان آنها پرداخته شود اقدام لازم به عمل آورده و به طوری که آن شرکت اطلاع داده از هشت نفر اعضاى هیئت رانندگى که در سانحه تلف شده‌اند به استثناى دو نفر بقیه در مقابل حوادث انفرادى بیمه بوده‌اند و نسبت به دو نفر مزبور هم شرکت مزبور مبلغى معادل با پرداخت بیمه به بازماندگان‌شان خواهد پرداخت.

وقوع این سانحه تا به حال براى شرکت هواپیمایى ایران بى‌سابقه بوده و موجب تأثر همه را فراهم ساخته است (صحیح است) و امید است که این قبیل حوادث تکرار نگردد. (انشاء‌الله) در خاتمه لازم است تذکر داده شود که هنوز در هیچ یک از ممالک مترقى دنیا و با کلیه وسایل و تجهیزات موجود نتوانسته‌اند کاملاً از وقوع این قبیل سوانح جلوگیرى به عمل آورند.

این مربوط به سانحه هوایى بود ضمناً براى کارهاى کارشناسى راه‌آهن و ساختمان راه‌آهن وزارت راه احتیاج به استخدام چند نفر کارشناس دارد طرحى است که قبلاً دولت آقاى منصور تقدیم مجلس شوراى ملى کرده‌اند مجدداً همان لایحه را بنده می‌خواستم که تقدیم به مجلس بکنم و استدعا بکنم که هر چه زودتر مطرح شود.

5-تقدیم یک فقره لایحه راجع به آئین‌نامه انجمن‌هاى محلى از طرف وزیر کار

رئیس- آقاى فروهر.

فروهر- خواستم از طرف وزارت کشور آئین‌نامه مربوطه به انجمن‌هاى محلى را که باید در کمیسیون مربوطه طرح بشود تقدیم مجلس شوراى ملى بکنم و ضمناً استدعا می‌کنم که در انتخاب اعضاى کمیسیون لطفاً تسریع بفرمایند.

6-انتخاب کمیسیون مخصوص‏

رئیس- جزو دستور است آقایان اگر موافق هستند شروع کنیم به انتخاب اعضای کمیسیون (بلى- بلى- موافقیم) شش نفر به حکم قرعه براى استخراج در خارج انتخاب مى‌شوند.

افشارصادقى- بنده یک تذکرى دارم.

رئیس- بفرمایید.

افشارصادقى- مطلبى که لازم است به عرض آقایان محترم برسد نزول تگرک مخربى است که متأسفانه قسمت مهمى از محصول باغات رضاییه را از بین برده است (صحیح است) و خسارات مهمى به اهالى فلک‌زده آنجا وارد آورده است آقایان به خوبى استحضار دارندکه رضاییه مدت‌هاى متوالى است دچار قهر و عناد طبیعت شده و هر چند صباح وقوع یک حادثه ناگوار دردهاى آنها را تازه می‌کند ولى وقوع این حوادث شوم و متوالى هرگز در روح شاه‌دوستى و وطن‌پرستى آنها کوچک‌ترین خللى وارد نیاورده است (احسنت) و با این که بیش از یک صد هزار نفر جوانان آنها به خون خود آغشته شده ریختن این خون‌ها نهال ایرانیت آنها را آبیارى و بارور نموده است (احسنت) رجاع واثق دارم به این عده ستمدیده توجهى بشود در خاتمه از حضور جناب آقاى وزیر راه استفاده می‌کنم و خواهش مى‌کنم نسبت به راه‌هاى ترانزیتى رضاییه توجه مخصوصى مبذول فرمایند (احسنت- احسنت)

دکتر بقایى- اخطار دارم.

رئیس- بفرمایید.

دکتر بقایى- ما یک اعلام جرمى کردیم در مجلس راجع به لوکوموتیوها از وزارت راه به کمیسیون عرایض رفته و کمیسیون عرایض از وزیر راه پرونده را خواسته هنوز نرسیده و به این جهت رسیدگى به تأخیر افتاد.

رئیس- تأکید مى‌شود که بفرستند 6 نفر به حکم قرعه براى استخراج در خارج از مجلس تعیین مى‌شوند. به شرح زیر به حکم قرعه تعیین شدند آقایان على سلطانى- مجید موقر- محمد‌تقی برومند- اسلامى- خسرو قشقایى (چون غائب هستند یکى دیگر قرائت می‌شود)- ابوالحسن حکیمى- امیرنصرت اسکندرى- (معذرت می‌خواهم) دکتر احمدى نبوى‏

رئیس- شروع می‌شود به اخذ آراء عده فعلى 96 نفر اسامى رأى‌دهندگان) آقایان: نورالدین امامى آشتیانى‌زاده. مجید موقر. اردلان. مجتهدى. صدرى. دکتر مجتهدى. پالیزى. نصرتیان. دکتر طبا. اورنگ. گرگانى. ظفرى. وهاب‌زاده. مهدوى. سنندجى. پناهى. حکیمى. محمد ذوالفقارى. جمال امامى. عباسى. کشاورزصدر افشار. دکتر معظمى. دکتر هدایتى. بوداغیان. فقیه‌زاده. دولنشاهى. محمود محمودى. قاسم فولادوند. غضنفرى. فرامرزى. امامى‌اهرى. منصف. گنجه. سرتیپ‌زاده. مکى. دکتر مصدق. دکتر بقایى. آزاد. سلطانى. خزیمه علم. رضوى. برومند. دکتر نبوى. حائرى‌زاده. اسکندرى. افشارصادقى. ارباب‌مهدى. گنابادى. نبوى. سلطان‌العلما. ناصر ذوالفقارى تیمورتاش. ابتهاج. قبادیان. دکتر جلالى. بهبهانى. ملک‌مدنى. قهرمان. حمیدیه. دکتر علوى. مکرم. سودآور. رفیع. دهقان. موسوى صاحب‌جمع. قرشى. بزرگ‌نیا. صفایى. دکتر کاسمى. تولیت. الله‌یار صالح. نریمان. دکتر برال. عرب‌شیبانى. امیرى. ثقت‌الاسلامى. گودرزى. مرتضى حکمت. ناظرزاده. آبکار. شادلو. شکرایى. خاکباز. عامرى. کهبد مخبر فرهمند. دکتر طاهرى. دولت‌آبادى. صدر میرحسینى. معین‌زاده. معدل. ابریشم‌کار. گیو. کوراوغلى. هراتى. امیر افشارى‏

رئیس- این آرای مأخوذه تحت نظر آقایانی که در مجلس براى استخراج معین شده‌اند و سه نفر از هیئت رئیسه باید لاک و مهر بشود (صحیح است) و بعد هم استخراج باید بشود در ظرف 3 روز نتیجه به عرض مجلس برسد آقاى کفیل وزارت دارایى بیاناتى داشتند بفرمایند.

7-استرداد لایحه چاپ اسکناس جدید از طرف کفیل وزارت دارایى‏

کفیل وزارت دارایى- بنده عرض مفصلى نداشتم یک موضوع کوچکى بود خاطر آقایان مسبوق است در دولت اسبق لایحه‌اى داده شد به مجلس براى پشتوانه و تجدید اسکناس منتشره دولت حاضر چون احتیاجى به این لایحه ندارد این است که تقاضا می‌شود که آن لایحه را مسترد بفرمایند نظر بنده این بود و عرض دیگرى نداشتم (احسنت)

8-موقع و دستور جلسه بعد - ختم جلسه‏

رئیس- جلسه آینده روز سه‌شنبه خواهد بود منحصراً به سؤالات نمایندگان از وزرا به آنها هم اطلاع داده شد که حاضر شوند روز پنجشنبه هم بقیه استیضاح (جلسه در ساعت یک ربع بعد از ظهر ختم شد)

رئیس مجلس شوراى ملى- رضا حکمت

+++

 

یادداشت ها
Parameter:294586!model&5137 -LayoutId:5137 LayoutNameالگوی متنی کل و اخبار(مشروح مذاکرات)