کتابخانه، موزه و مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی


صفحه اصلی » مشروح مذاکرات » مشروح مذاکرات مجلس ملی » دوره هفدهم مجلس ملی

0.0 (0)
مشروح مذاکرات مجلس شورای ملى، دوره ‏17
[1396/05/29]

جلسه: 67 صورت مشروح مذاکرات مجلس روز سه‌شنبه 14 بهمن ماه 1331  

فهرست مطالب:

1- طرح صورت مجلس

2- بیانات قبل از دستور - آقایان: میر اشرافی - شهیدی - نریمان

3- تقدیم یک فقره سؤال از طرف آقای هدی

4- سؤال آقای کهبد راجع به لیره‌ای که بانک ملی به نفع انگلستان پرداخته و جواب آقای معاون نخست‌وزیر

5- سؤال آقای دکتر بقایی راجع به پروانه برنج و معامله برنج با اندونزی و جواب آقای وزیر اقتصاد ملی

6- اعلام تقاضای کمیسیون خاص دایر به یک ماه تمدید جهت رسیدگی به لایحه ازدیاد سهم کشاورزان و موافقت آن

7- تقدیم لایحه برنامه پنجساله راه‌سازی به وسیله آقای وزیر راه

8- سوال آقای دکتر فقیهی راجع به وضع ورود و قیمت و تقسیم داروها و جواب آقای وزیر بهداری

9- تقدیم دو فقره لایحه به وسیله آقای وزیر فرهنگ

10- تعیین موقع و دستور جلسه بعد - ختم جلسه

مشروح مذاکرات مجلس شورای ملى، دوره ‏17

 

 

جلسه: 67

صورت مشروح مذاکرات مجلس روز سه‌شنبه 14 بهمن ماه 1331

 

فهرست مطالب:

1- طرح صورت مجلس

2- بیانات قبل از دستور - آقایان: میر اشرافی - شهیدی - نریمان

3- تقدیم یک فقره سؤال از طرف آقای هدی

4- سؤال آقای کهبد راجع به لیره‌ای که بانک ملی به نفع انگلستان پرداخته و جواب آقای معاون نخست‌وزیر

5- سؤال آقای دکتر بقایی راجع به پروانه برنج و معامله برنج با اندونزی و جواب آقای وزیر اقتصاد ملی

6- اعلام تقاضای کمیسیون خاص دایر به یک ماه تمدید جهت رسیدگی به لایحه ازدیاد سهم کشاورزان و موافقت آن

7- تقدیم لایحه برنامه پنجساله راه‌سازی به وسیله آقای وزیر راه

8- سوال آقای دکتر فقیهی راجع به وضع ورود و قیمت و تقسیم داروها و جواب آقای وزیر بهداری

9- تقدیم دو فقره لایحه به وسیله آقای وزیر فرهنگ

10- تعیین موقع و دستور جلسه بعد - ختم جلسه

 

مجلس ساعت نه و چهل و پنج دقیقه صبح به ریاست آقاى مهندس رضوى (نایب رئیس) تشکیل گردید.

1- طرح صورت مجلس‏

نایب رئیس - اسامى غایبین جلسه قبل قرائت مى شود

 (به شرح زیر خوانده شد)

غایبین با‌اجازه - آقایان: مشار - احمد فرامرزى - صفایى - قنات‌آبادى - اورنگ - دکتر فلسفى.

غایبین بى‌اجازه - آقایان: دکتر امامى - عبدالرحمن فرامرزى - راشد - دکتر ملکى - محمدحسین قشقایى - دکتر مصباح‌زاده‏

دیرآمدگان با‌اجازه - آقایان: دکتر فاخر 35 دقیقه - منصف - میر اشرافى - کهبد - خسرو قشقایى هر کدام یک ساعت - دکتر بقایى - صراف‌زاده هر کدام یک ساعت و سى دقیقه.

دیرآمدگان بى‌اجازه - آقایان: دکتر کیان 35 دقیقه - عامرى 45 دقیقه - شهاب خسروانى تولیت هر کدام یک ساعت و سى دقیقه‏.

نایب رئیس - نسبت به صورت جلسه روز یکشنبه 12 بهمن ماه نظرى هست؟ آقاى کریمى‏

نادعلى کریمى - در نطق قبل از دستور بنده بعضى اشتباهات چاپى هست که تصحیح می‌کنم و به تندنوبسى می‌دهم سه تا هم تلگراف از کرمانشاه براى مجلس از طرف حجت الاسلام آقاى لارى و ثقه الاسلام آقاى زنجانى و آقاى افکار رسیده و تقاضاى تصویب لایحه منع مسکرات را نموده‌اند که تقدیم مقام ریاست می‌شود.

نایب رئیس - آقاى وکیل‌پور نسبت به صورت جلسه نظرى دارید بفرمایید.

وکیل‌پور - یک طومارى است از طرف کارمندان وزارت پست و تلگراف راجع به وضع خودشان نوشته‌اند و راجع به لایحه سازمانى که تقدیم مجلس می‌کنم.

نایب رئیس - آقاى دکتر فقیهى‌شیرازى.

دکتر فقیهى‌شیرازى - مختصر اشتباهى در صورت مذاکرات هست که تصحیح می‌کنم و تقدیم تندنویسى مى‌نمایم ضمناً طومارى است از حجت الاسلام شهرستانى و یک طومارى از مردم تهران وسیله حجت الاسلام میلانى مبنى بر مخالفت با موضوع الکل و تأیید طرح دو فورى منع نوشابه‌هاى الکلى است که تقدیم می‌کنم.

نایب رئیس - آقاى ملک‌مدنى‏

ملک‌مدنى - یکى دو اصلاح عبارتى است که در عرایض جلسه قبل شده است مى‌نویسم و می‌دهم به تندنویسى‏

نایب رئیس - دیگر نظرى نیست؟ (اظهارى نشد) چون عده براى تصویب صورت جلسه کافى نیست در موقع کافى شدن اعلام نظر خواهد شد.

2- بیانات قبل از دستور آقایان: میر اشرافى - شهیدى - نریمان‏

نایب رئیس - چند نفر از آقایان تقاضاى نطق قبل از دستور کرده‌اند آقاى میر اشرافى‏

میر اشرافى - مدتى بود که بنده از این که پشت تریبون بیایم و عرایضى خدمت آقایان بکنم صرف‌نظر کرده بودم و امروز هم چون یک عده از همکاران سابق بنده افسران ارتش به بنده مراجعه کردند و خواهش نمودند این بود که مجبور شدم یک چند دقیقه‌اى وقت آقایان را بگیرم و یک عرایضى که به نظر خودم خیلى واجب است به عرض مجلس شوراى ملى برسانم.

عرایض بنده درباره وضع کنونى ارتش است. سنگینى بار وظیفه سوگندى که به قرآن مجید در پیشگاه خداوند و وجدان و ملت ایراد کرده‌ایم به ما اجازه نمى‌دهد در لحظاتى که مسئله حاکمیت و استقلال و وحدت ملى ایران و امنیت جان و مال و نوامیس میلیون‌ها هموطن معصوم و محروم ما به میان است سکوت اختیار کنیم و ناظر سیر جریان حوادث و اتفاقاتى باشیم که ممکن است به قیمت استقلال ما تمام شود استقلالى که ملت بردبار ایران به بهاى ارزان به دست نیاورده و در این ادوار براى حفظ آن در برابر هر تجاوزى جان شیرین خود را به وثیقه گذارده است مسلماً اگر پاى وحدت ملى و حاکمیت در میان نبود و وظیفه به من حکم نمى‌کرد به هیچ‌وجه مطلبى نمی‌گفتم و همچون گذشته سکوت اختیار می‌کردم لیکن سنگینى بار وظیفه به من امر می‌کند که از گفتن حقایق براى ضبط در تاریخ و قضاوت آیندگان خوددارى نکرده و به عرض مجلس شوراى ملى برسانم.

در کار سیاست پیش‌بینى حوادث آینده

+++

مملکتى یکى از فنون فوق‌العاده حساس و ظریفى است که هر کس از آن برخوردار شد و توانست که اغلب امور مهمه سیاسى را قبل از وقوع و با توجه به مقدمات و از روى قراین احساس و ادراک کند و درست حوادث به پیش‌بینى‌هاى او صورت وقوع و عمل داد می‌تواند بر خود امیدوار و خشنود باشد ولکن در محیط فعلى سیاست ایران و مملکت ما از آنجایى که پیش‌بینى حوادث آینده چیزى جز ناکامى و تیره‌روزى و محرومیت و خطر اضمحلال قومى و ملى و انحراف از اصول و تباهى معنویات ملت و این پیش‌آمدها دامن گیر یک یا چند تن از اشخاص نمى‌شود بلکه ملتى را متزلزل و در معرض طوفان بلایا و مصایب قرار مى‌دهد و همه از غنى و فقیر از حاکم و محکوم در تحمل آثار و نتایج دردناک آن شریک و سهیم هستند به همین جهت هیچ کس از پیش‌بینى و پیش‌گویى وقوع یک حوادث نامطلوبى خشنود نیست و پیوسته از خداوند می‌خواهد که پیش‌بینى‌هاى او صورت وقوع ندهد.

بسیارى از مصایبى که امروز دامنگیر ما شد دیروز پیش‌بینى مى‌شد و بسیارى از حوادثى که فردا ممکن است روى دهد امروز شامه‌هاى قوى احساس وقوع آن را مى‌نماید بنده قصد ندارم دامنه عرایض خود را با سایر مسایل وسعت دهم عرایض بنده فقط مربوط به یک موضوع است روزى که مسئله واگذارى پست وزارت جنگ دیروز و وزارت دفاع ملى امروز به جناب آقاى دکتر مصدق مطرح بود یک دسته در اینجا و در خارج این نظر را نمى‌پسندیدند شاید آن روز این توهم در میان بود که مخالفان این نظر با جناب آقاى دکتر مصدق و حکومت ایشان مخالفند و نمى‌خواهند که وزارت جنگ تابع نخست‌وزیر باشد در صورتی که این تصور صحیح نبود و یا لااقل درباره هر کس صدق نمی‌نمود.

در یک کشور مشروطه وزارت جنگ مثل تمام وزارت‌خانه‌ها مسئول نخست‌وزیر است و کسى را در این مورد حرفى نبود و نیست نخست‌وزیر همان طوری که وزیر دارایى انتخاب می‌کند حق دارد وزیر جنگ انتخاب نماید ولکن در مقتضیات آن روز و امروز کشور در حالى که سر تا سر شمال ایران در معرض تحریکات سیاست‌هاى فوق‌العاده مقتدر خارجى قراردارد در حالی که یک میلیون و هفتصد هزار کیلومتر مربع وسعت خاک به تحریکات اجانب در کوره حوادث مى‌سوزد و قبول پست حساس وزارت جنگ به عهده جناب آقاى دکتر مصدق که مشغول حل مسایل اساسى خارجى از قبیل نفت و شیلات است از طرفى جناب ایشان یک تنه کار یک صد و سى و شش وکیل را در امر قانون‌گذارى مى‌خواهند انجام دهند و به تنهایى با تمام مشکلات مالى مبارزه نمایند و سرپرست هیئت دولت و مسئولیت اداره مملکت را هم داشته باشند کار فوق‌العاده مشکل بود که ما چند ماه قبل پیش‌بینى ناراحتى‌هاى کنونى را در ارتش مى‌نمودیم. زیرا تا آنجایى که بنده اطلاع دارم اصولاً در لحظات حساس عمر یک ملت در یک محیط متشنج که قدرت حکومت و استقلال کشور چیزى به جز اقتدار در ارتش نیست و در قسمت عمده کشور حکومت نظامى وجود دارد و همه جا با افراد آماده باش داده شده وزارت جنگ را به این ترتیب اداره نمی‌کند که قوه قدرت شخص نخست‌وزیر به دست افسرانى افتد که هزاران سوء‌استفاده بنمایند مگر وقتی که بخواهند ارتش را محدود و منهدم نمایند در غیر این صورت اشتباهى شده که براى ملت ایران بسیار گران تمام خواهد شد.

آقایان محترم قدم‌هایى که در عرض چند ماه اخیر دور از نظر و اطلاع جناب آقاى دکتر مصدق و تنها به علت شدت مشغله و بى‌خبرى ایشان در امور نظامى و ارتش در دستگاه وزارت دفاع ملى برداشته شده هر یک تیشه ویران‌کننده‌اى بود که بر پایه‌هاى ارتش فرو آورده‌اند معلوم نیست اگر فردا حادثه‌اى در یک گوشه از کشور پیش آمد و این ارتش با این روحیه متزلزل قادر به مقابله نباشد چه پیش آمد خواهد کرد.

آقایان: دنیاى امروز دنیایى که تمام ملل از کوچک و بزرگ براى تأمین استقلال و حاکمیت سیاسى و اقتصادى خود غرق اسلحه شده‌اند و صلح مسلح بر همه جا حکومت می‌کند تضعیف ارتش و نیروى نظامى صلاح هیچ ملتى نیست و خیانتى است که نسل‌هاى آینده آن را به سهولت و سادگى نخواهند بخشید شاید بسیارى از افراد بى‌اطلاع از سیاست دنیا این طور بپندارند که کشورهایى که به تقویت بنیه نظامى خود مى‌پردازند حتماً قصد جنگ دارند و چون ما ملت صلح‌جویى هستیم و با کسى سر جنگ نداریم ارتش هم نمى‌خواهیم این فکر در بعضى مغزها رسوخ کرده و به غلط همه جا نفوذ داده مى‌شود در صورتی که این عقیده ناشى از دشمنان حاکمیت سیاسى و ملى ما است و اگر کسانى این عقیده را از روى حسن نیت بپذیرند باید اقرار کنند سخت در اشتباه‌اند در دنیاى امروز ارتش فقط براى جنگ نیست بلکه حربه‌اى هست در دست سیاستمداران و کارد برنده‌ای است در چنگ پیشوایان و رهبران ملل که از قدرت و نفوذ و کثرت تعداد و کیفیت آن براى پیشرفت مقاصد سیاسى خود استفاده مى‌برند ما ملت‌هاى کوچک اگر با کسى سر جنگ نداریم و قصد توسعه‌طلبى و اعمال نفوذ در خارج از سر حدات خود را در مغز نمى‌پرورانیم لااقل براى حفظ حاکمیت و تأمین امنیت خود در قبال خطر گردن‌کشان داخلى و تحریکات خارجى نباید این نیروى مقدس ملى را با علم اطلاع متلاشى و مضمحل سازیم.

مگر این ارتش در دوران خلع ید خدمت نکرد مگر امروز در شمال تنها اتکاى دولت به قدرت ارتش نیست؟ مگر دستگاه حاکمه فعلى در روزهاى حاضر که تمام کشور مثل یک قطعه گوشت سرخ شده در تابه حوادث و ناامنیها و آشوب‌ها مى‌سوزد از این قدرت عظیم ارتش حداکثر استفاده نمی‌کند.

پس چرا باید از راهى رفت که این آخرین امید ملت ایران نابود و متلاشى گردد؟

همکاران عزیز مستحضر هستید که در ماه‌هاى اخیر و حتى در هفته اخیر عده کثیرى از افسران جوان همین ارتش بازنشسته شده و به روى تمام سوابق و فداکاری‌هاو جان‌بازى‌هاى این افراد قلم نه کشیده‌اندحقیقت این است که بنده درباره اخراج افسران و اخراج کارمندان دولت یک عقیده دارم و معتقدم که این هر دو عمل غلط و خطرناک و موجب توسعه نارضایى و خوشحالى دشمنان استقلال کشور مورث پشیمانى فرداى ما خواهد بود لکن چون درباره سایر دستگاه‌هاى دولتى در این جا گفتگو شده و مسئله ارتش و وزارت دفاع ملى مسئله مرگ و حیات مملکت است چند تن که به نام کمیسیون اصلاح وزارت دفاع ملى مورد مشورت جناب آقاى دکتر مصدق واقع مى‌شوند ممکن است بى‌اطلاع و یا صاحب سوء‌نیت و خداى ناکرده پر از حب و بغض‌هاى شخصى باشند و شخص آقاى نخست‌وزیر با این که حسن‌نیت دارند متخصص در امر وزارت جنگ و امور نظامى نیستند با این که بنده ناچار در این مورد پافشارى حقایقى مى‌پردازم اکنون به حکم قانون اختیارات عده کثیرى از افسران تحصیل‌کرده و پاکدامن جوان ارتش بدون اعلام دلیل بازنشسته و خانه‌نشین شده‌اند با کمال تأسف ناچارم به عرض آقایان برسانم که در میان عده افسران سى و پنج ساله چهل ساله دیده مى‌شود که چن نفر از آنها به تازگى بزرگ‌ترین دانشگاه‌هاى نظامى جهان را طى نموده‌اند و دولت براى تکمیل تحصیل هر یک از آنها چندین هزار دلار خرج کرده است به این ترتیب اکنون تمام ارتش مملکت متزلزل است هیچ یک از افسران به فرداى خود مطمئن نیستند زیرا افسرانى که در سر حدات آذربایجان کردستان خراسان و کرمانشاه و خوزستان با جان خود بازى مى‌کنند از کجا مطمئن باشند که فردا حکم بازنشستگى را از تهران براى ایشان نخواهند فرستاد. بنده ناچارم به علت ادامه این وضع اعلام خطر بنمایم.

آقایان محترم بازنشستگى امروز حکم مجازاتى را پیدا کرده افسران جوان را بدون محاکمه بدون اعطاى حق دفاع از خدمت ارتش اخراج می‌کنند و آنهارا در سیه‌چال بدنامى سرنگون مى‌سازند تعجب آن است که کسانى که عضویت کمیسیون اصلاح وزارت دفاع ملى را دارند و افسران جوان تحصیل کرده را بازنشسته مى‌سازند که بعضى از آنها از کثیفترین افسران هستند و بعضى از آنها هم سن آنها ازشصت هفتاد هم تجاوز مى کند.

و خود آنها بیش از هر کس مستحق بازنشستگى مى‌باشند تعجب خواهید فرمود اگر بدانید در میان افسران جوان که اخیراً بازنشسته شده‌اند افسرانى وجود دارند که طبق پرونده‌اى خدمتى تمام مدت نمره بیست (20) داشتند و کوچکترین انحرافى در خدمت نداشته هر یک داراى چندین مدال درجه اول هستند حتى چند ماه قبل به امضاى جناب آقاى دکتر مصدق مدال لیافت درجه 2 دریافت نمودند و بنده پرونده بعضى از افسران را براى مثال به آقایان ارائه می‌دهم. محمد خواجه‌نورى سرهنگ و جعفرقلى صدرى سرهنگ دادور - سرهنگ وحدانیان سرهنگ دولو خدا شاهد است که محرک بنده در ابراز این مطالب فقط خطرى است که از دور احساس می‌کنم آقاى نخست‌وزیر محال است سوء‌نیت داشته باشند حتى اطلاع کامل دارم آقاى دکتر مصدق به مأمورین مربوطه دستورات کاملى داده بودند که نهایت دقت بشود بلکه به طور خواهش گفته بودند که اگر چند نفر افسر ناصالح در ارتش بماند بعداً ممکن است تصفیه بشود ولى چنانچه افسران درست خدمتگزار بر کنار بشوند موجب دلسردى دیگران خواهد شد اما آقاى دکتر مصدق چه گناهى دارد اگر فلان سرلشگر و فلان سرهنگ با بعضى از افسران لایق خرده حسابى دارد و ازقدرت مطلقه جناب آقاى دکتر مصدق سوء‌استفاده می‌کند و اعمال اغراض شخصى را به صورت تصفیه ارتش در مى‌آورد به طوری که شنیده‌ام اشخاصى که براى رسیدگى تعیین شده‌اند از طرف افسران انتخاب شده‌اند افسران خارج مرکز چه اطلاعى از این انتخابات دارند.

آنچه مسلم است که بعضى از افسران از اختیارات جناب آقاى دکتر مصدق سوء‌استفاده نموده و پایه‌هاى ارتش ملى را متزلزل و روحیه افسران جوان را افسرده نمودند من امیدوارم این تذکرات بنده مورد توجه دولت واقع بشود و با تعیین کمیسیون عالى‌ترى تجدید نظرى در وضع افسران شریف عمل آید چنانچه افسرى هم خاطى است به دادگاه بسپارید تا در سایه قانون به مجازات برسد که موجب عبرت دیگران بشود و بازنشستگى که علامت یک عمر خدمتگزارى به درستى و صحت عمل است به صورت مجازات در نیاید همین طور که در تمام دنیا مرسوم است افسرانى که به سن بازنشستگى می‌رسند با اظهار قدردانى و تشویق از خدمت کنار مى‌روند نه این که به صورت مبتذلى افسران را به عنوان مجازات بازنشسته نمایند و به این ترتیب از توسعه نارضایتى در ارتش جلوگیرى به عمل آید و موجبات دلگرمى و خدمتگزارى افسران را فراهم نمایند.

+++

ضمناً دو نفر از آقایان افسران که پرونده‌شان به دست بنده رسیده که خود جناب آقاى نخست‌وزیر هم این دو نفر آقایان را خوب مى‌شناسند یکى آقاى سرهنگ محمد خواجه‌نورى است که یک مدال لیاقت و مدال سپه درجه دو درجه یک بهش داده‌اند وقتى یک بخشنامه‌اى ستاد ارتش با این شکل صادر کرده براى این افسر بنده عین بخشنامه ستاد ارتش را با اجازه آقایان اینجا مى‌خوانم.

ستاد ارتش - بخش نامه - به طوری که کمیسیون بازرسى اسلحه و مهمات اداره ذخایر ارتش و واحدهاى مرکز اعلام داشته نظر به ابتکار و علاقه‌مندى سرهنگ ستاد محمد خواجه‌نورى فرمانده هنگ 53 دژبان در مرتب نمودن مخزن مهمات و حفظ و نگاهدارى اسلحه و مهمات واحد مربوطه معمول داشته به این وسیله از خدمات وى تقدیر انتظار دارد سایر افسران با توجه مسئولیت خطیرى که در حفظ و نگاهدارى اسلحه و مهمات جمعى خود دارند به نامبرده تا سى نموده و جدیت لازم را معمول دارند بدیهى است در طى بازرسى‌هاى که به عمل خواهد آمد لیاقت و شایستگى این قبیل افسران مورد توجه ستاد ارتش بوده و به موقع تشویق خواهند گردید.

رئیس ستاد ارتش - سرلشگر گرزن.

رئیس رکن 4 ستاد ارتش سرتیپ تکش - البته اینها اوراقى را نشان دادند در حدود 15 ورقه است که همه مربوط به تشویق این افسر است و مربوط به مدال‌هایى است که بهش داده‌اند و این هم پرونده خدمتش است که در تمام مدت خدماتش مورد توجه بوده و فرماندهانش به این نمره 20 داده‌اند و سنش هم گمان نمی‌کنم بیش از 30- 35 سال باشد افسرى است که دانشگاه جنگ هم دیده است این افسر را بازنشسته کرده‌اند و یکى دیگر هم سرهنگ تمام جعفرقلى صدرى است که این خلاصه گزارشى است که ستاد ارتش به این کمیسیون داده است و در تمام موارد از سال 1326 به تمام خدماتش نمره 20 داده به امضاى سرلشگر مقبلى و آخرین فرمانده‌اش هم که سرتیپ مظهرى است ایشان هم به این ترتیب به این افسر نمره 20 داده و یک بخشنامه دیگرى اینجا هست که سال گذشته آقاى سرلشگر بهارمست که رئیس بازنشستگى ارتش بودند خودشان صراحتاً اظهار عقیده کرده‌اند که بازنشستگى را نمی‌شود براى افسران مجازات تلقى کرد و ما نمى‌توانیم افسرانى را که تحصیل کرده‌اند بدون جهت بازنشسته بکنیم مگر این که به سن بازنشستگى برسند و من تعجب می‌کنم که خود ایشان حالا رئیس ستاد ارتش هستند چرا یک عده از افسران را بدون جهت بازنشسته کرده‌اند و به طورى که بنده اطلاع دارم خود آقاى نخست‌وزیر هم به اشتباه کمیسیون‌هایى برده‌اند و دستور مقتضى صادر نموده‌اند بنده می‌خواهم از اینجا خواهش کنم افسرانى که حقیقتاً به سن بازنشستگى رسیده‌اند و باید از کار کنار بروند آنها را کنار بگذارند و افسرانى که جوان هستند مثلاً چند نفر سرهنگ بنده سراغ دارم که سه هفته قبل از آمریکا آمده‌اند و چندین سال اینها در امریکا تحصیل مى‌کردند بنده با یکى از مقامات ارتش صحبت می‌کردم ایشان گفتند که پول تحصیل اینها را دولت آمریکا داده گفتم چه فرقى می‌کند دولت آمریکا داده و یک منتى بر سر این ملت بدبخت گذاشته که چند نفر رفته‌اند در آنجا تحصیل کرده‌اند این افسران یکی‌شان سرهنگ وجدانیان است سرهنگ فیوضى است اینها را بازنشسته کرده‌اند و بنده اطمینان قطعى دارم که آنها سوء‌نیت در این کارها داشته‌اند آقاى نخست‌وزیر باید دستور بفرمایند که در این سوء‌نیت‌ها تجدید نظر بشود در خصوص شیلات هم عرایضى داشتم چون وقت گذشته است به بعد موکول می‌کنم ولى امیدواریم که خدا توفیق به دولت عنایت فرماید که افتخار خلع شیلات هم مثل نفت جنوب از افتخارات حکومت آقاى دکتر مصدق محسوب شود.

نایب رئیس - آقاى شهیدى‏

شهیدى - چند روز پیش بود که دیدم ملت ما بار دیگر وفادارى خود را به نهضت مقدس ملى نشان داد و یک بار دیگر به دنیا اعلام کرده مبارزه براى محو کوچکترین آثار شوم استعمار ادامه دارد ملت ثابت کرد که همچنان بر عقیده خود راسخ و استوار است و اگر امپراطورى لرزان و در هم ریخته انگلستان هنوز طفره و تعلل و مرور ایام را به عنوان وسیله در دست دارد و به امید روزى نشسته است تا دولت‌هاى دست نشانده تا دولت‌هایى که با ملت فاصله دارند روى کار آمده و ایران فروشى کنند (نایب رئیس - تأمل بفرمایید اکثریت نیست (پس از چند لحظه اکثریت حاصل شد) بفرمایید) باید از جنبش عظیم از صداى موزون و از غرش ملت بیدار ایران که دیروز از پشت نرده‌هاى آهنین و حصار مجلس مقدس شوراى ملى به گوش جهانیان مى‌رسید عبرت گیرند دیروز ملت ایران و نمایندگان مردم بار دیگر تجدید عهد کرده و سند قیام ملى را تسجیل و تأیید نمودند مردم و برگزیدگان آنان دکتر مصدق را در دفاع از حق و حقیقت و تسلیم نشدن به نظریات غیر عادلانه انگلستان تأیید کردند اکنون مسلم گردیده که ملت ایران جهت و هدف خود را تشخیص داده و براى رسیدن به مقصود صف‌ها را مى شکافد و موانع را طرد می‌کند ملتى که اعتماد کامل خود را با چنین احساسات پاک به دولت ابراز مى‌نماید در مقابل از قلب تهران تا نقاط دورافتاده همگى یک صدا خواستار اصلاحات اساسى هستند از وزیر کشور دولت ملى جناب آقاى دکتر مصدق امنیت و آسایش می‌خواهد از وزیر دادگسترى قاضى خوب و اجراى صحیح و سریع قوانین عدالت اجتماعى را طالب است از وزیر فرهنگ بسط و تعمیم فرهنگ و انتخاب آموزگاران و دبیران فاضل و وطن‌پرست را متر صد است و بالاخره از این دولت ملى انتظار دارد که بهداشت و امنیت اجتماعى اورا نگذارد در مخاطره قرار گیرد این دولت چون مولود اراده مردم است باید برنامه خود را با خواسته اجتماع تطبیق کند این ملت بیدار این ملت شرافتمند هزاران درد بیدرمان دارند هزاران آرزو دارند من به مشکلات مالى کشور واقفم و تکلیف محال نمی‌کنم ولى لااقل باید قدمى برداشته شود که بدانند دوران حرف و وعده تمام شده باید به کاغذبازى و کمیسیون‌سازى در وزارتخانه‌ها خاتمه داده شود (جلالى - صحیح است) لوایح مفیدى را که در مدت شش ماه اختیارات به امضاى آقاى نخست‌وزیر رسیده با حسن‌نیت اجرا نمود در مقابل مردمى که حاضر هستند در سخت‌ترین شرایط زندگى به سر ببرند ولى تسلیم بیگانه نشوند در مقابل مردمى که با گرسنگى و برهنگى مى‌سازند و نغمه‌هاى تجزیه‌طلبى و اسارت و عقاید اشتراکى را در سینه صاحبان این گونه عقاید خفه می‌کنند در مقابل ملتى که حاضر است با خون خود از خاک و زادگاه وجب به وجب دفاع نماید باید فضیلت و شرافت، تقوى و صداقت و فداکارى نشان داد.

ما که نمایندگان مردم هستیم دست شما را براى اصلاحات باز گذارده‌ایم و هیچ گونه تقاضایى جز خواسته مردم از شما نخواهیم داشت چه ما به همان اندازه که به حسن عاقبت کار امیدوار هستیم یقین داریم اگر در حریم دکتر مصدق وزیر یا عضو موثرى در انجام وظیفه خود قصور ورزیده یا آن که راه خبط و خطا را پیمود ملت تیزبین و هوشیار ایران فراموش نخواهد کرد. وضع عمومى مردم خوب نیست این است که سرچشمه اصلاحات امنیت یعنى همان نعمتى که بدون وجود آن کوچکترین انجام کار مفید میسر نیست طبق آمال و خواسته مردم وجود ندارد تحریک بیگانگان و فقر عمومى دست به هم داده‌اند و هر روز در گوشه‌اى از این مملکت قتل و کشتار و غارت صحنه‌هاى رقت‌آورى را به وجود مى‌آورد و یقین دارم اگر با یک تصمیم جدى و عاقلانه مرتکبین این وقایع به سختى مجازات نشوند دامنه آن وسیع خواهد شد و دیگر به آسانى رفع آن امکان‌پذیر نخواهد بود.

سر چشمه شاید گرفتن به بیل‏

چه پر شد نشاید گرفتن به پیل (احسنت)

در این موقع آقاى وزیر کشور وارد جلسه شدند) اتفاقاً جناب آقاى وزیر کشور هم تشریف آوردند آقاى وزیر کشور موضوع امنیت را عرض مى‌کردم من چندى قبل که عده‌اى ماجراجو و آشوبگر روز روشن با حضور مأمورین انتظامى 33 نقطه شهر اصفهان را غارت کردند در پشت این تریبون به آقاى وزیر کشور گفتم اگر در مجازات مرتکبین تسامح و پرونده‌بازى شود نظایر این شرارت‌ها در شهر کارگرى و استان کشاورزى اصفهان فراوان اتفاق خواهد افتاد و خطر آن از لحاظ محیط بسیار مهم و قابل دقت خواهد بود متأسفانه با منتظر خدمت کردن یک افسر جوان و یک پاسبان تعقیب جدى قضیه مسکوت ماند و نتیجه آن شد که دو هفته قبل هفتاد نفرم اجرا جواز اصفهان براى غارت مردم به نجف‌آباد هجوم بیاورند که خود مردم آنها را دستگیر مى‌سازند یک هفته قبل در قریه اسکندرى عده‌اى مضروب و غارت شده‌اند و سه روز قبل در قریه افوس فریدن جماعتى به مجلس روضه‌خوانى حمله‌ور و عده‌اى مقتول و مجروح می‌گردند عده متعدى هم که از ارفاق‌هاى بی‌مورد دولت‌هاى نالایق گذشته جرى شده‌اند به کشاورزان زحمت‌کش و وطن‌پرست شهرستان فریدن انواع تعدى و شکنجه را وارد مى‌سازند من از دولت تقاضا دارم چون طبق اطلاع موثق بیگانگان در منطقه فریدن بین کشاورزان دست به تحریکاتى زده‌اند دستور فرمایند فرمانده کل ژاندارمرى و فرمانده لشکر اصفهان هم که هر دو نفر افسرانى شایسته و لایق هستند حفظ انتظامات قریه افوس را قبل از وقوع وقایع دیگرى به عهده بگیرند و پادگان خود را در منطقه شهرستان فریدن تقویت نمایند.

من اصولاً از عدم توجهى که آقایان وزیران نسبت به اوضاع عمومى اصفهان نشان مى‌دهند بسیار متأسف و گله‌مندم اصفهان یکى از افتخارات تاریخى ایران است آثار تاریخى و صنایع ظریفه آن چشم جهانیان را خیره کرده مردم رنجبر و وطن‌پرستش در نهضت‌هاى ملى پیشقدم و فداکارى کرده‌اند امروز کارخانه‌هاى این شهر مرکز و منبع اعاشه و ارتزاق هزاران کارگر شریف و زحمتکش است در شرف تعطیل است بارها گفته‌ام اگر علاقه‌مند به حفظ کارگران کشور هستید در حفظ این کارخانه‌ها که با خون جگر تهیه شده بکوشید در ترویج صنایع وطنى با نظارت کامل در تولید و مصرف و جلوگیرى از ورود کالاى مشابه خارجى قدم‌هاى مؤثرى بردارید براى تقویت بنیه مالى آنها لااقل مطالبات‌شان را بدهید ولى تمام این مطالب و نکات لازم و مؤثر در زیر انبوه پرونده‌هاى وزارت‌خانه‌ها راکد می‌شود آمدید تقسیمات جدیدى براى کشور در نظر گرفته‌اید بدون جهت استان مهم و تاریخى اصفهان را تبدیل به فرماندارى کل کرده‌اید پیشکارى دارایى آنجا را به دارایى شهرستان مبدل ساخته‌اید در صورتی که این استان از لحاظ اهمیت با سایر استان‌ها قابل مقایسه نیست به علاوه وجود استاندار در یک استان سیاسى و کارگرى اثرات مهمى در رفع معضلات و پیش‌آمدها دارد عایدات دارایى آنجا از کدام استان کمتر است چرا نارضایتى

+++

مردم را با تغییر عناوین استاندارى و پیشکارى تشدید می‌کنید الان مردم اصفهان این عمل را خفت و اهانت تلقى کرده‌اند من این نکته را چندى قبل به جناب آقاى نخست‌وزیر عرض کردم و کتباً هم به این عمل اعتراض نمودم حالا هم از جناب آقاى وزیر کشور انتظار دارم اگر چنین تصمیمى اتخاذ فرموده‌اند منصرف شوند ضمناً قطعنامه از کلیه مدیران جراید اصفهان رسیده و نسبت به انتخاب اعضاى هیئت منصفه اصفهان اعتراضاتى دارند که چون ایرادشان نسبت به بعضى از آنها وارد است عیناً جهت امر به اقدام تقدیم مقام ریاست می‌کنم.

موضوع دیگر وضع رقت‌آور کشاورزان است که خود شاهد پریشانی‌ها و محرومیت‌هاى کشاورزان نجیب فریدن و تمام نقاط حوزه انتخابیه‌ام هستم تنها مؤسسه که مى‌تواند به کشاورزان کمک کند و نگذارد دسترنج ناچیزشان قبل از به دست آمدن محصول نصیب سودپرستان و سفته‌بازان و محتکرین گردد بانک کشاورزى است اما متأسفانه سرمایه و مقررات این بانک در بهبود وضع کشاورزان مفید نخواهد بود دولت هم به این مؤسسه عام‌المنفعه آن طورى که باید و شاید توجهى نمی‌کند حتى اعتبارى که به موجب تصویب قانون بایستى به این بانک داده شود هنوز داده نشده از قرار اطلاع مدیر کل فعلى بانک کشاورزى که خود آشنا به مصائب کشاورزان است پروژه‌هاى اصلاحى براى توسعه این بانک و تقلیل ربح و دستمزد تهیه نموده که اگر کمکى به او بشود قسمت عمده گرفتاری‌هاى کشاورزان حل خواهد شد. آقایان اکثریت محروم را زارعین و کشاورزان زحمتکش تشکیل مى‌دهند در مقابل عرق‌ریزى و پینه دست این طبقه یک اقلیت غافل و بى‌انصاف و سربار در بهترین وضع خوشگذرانى به سر مى‌برند ولى خود آنها در بدترین شرایط عمر طى مى‌نمایند این است که توجه عموم همکاران محترم را به این نکته اساسى معطوف می‌دارم.

موضوع دیگرى که یک قسمتش را آقاى میر اشرافى اشاره کردند راجع به افسران و دولى بنده به طور کلى راجع به وضع کارمندان عرض می‌کنم که توجه به آن در شرایط و وضع حاضر بسیار مؤثر است یکى تزلزلى است که در بین کارمندان دولت حکم‌فرما شده دیگر ترفیع ندادن بر عده‌اى از افسران جوان ارتش و ژاندارمرى است الان این بازنشسته کردن‌هاى بى‌تناسب و منتظرخدمت کردن‌هاى بدون دلیل امنیت فکرى و روحى مستخدمین دولت در هر طبقه که هستند سخت متزلزل ساخته روى اینها عدم امنیت فکرى کارهاى وزارتخانه‌ها و ادارات فلج شده شما در هر کجا مى‌روید از سیماى افسرده و رنگ‌پریده مستخدمین این کشور که عمرى را در سخت‌ترین شرایط به سر برده‌اند روح یأس و ناامیدى استنباط می‌کنید مقدرات کارمندان نجیب و تیره بخت را به دست کمیسیون‌هایى سپرده‌اند که در صلاحیت‌شان تردید است مقیاس و قاعده براى این کمیسیون‌ها درست نیست حب و بغض در تصمیمات‌شان دخالت داشته ترتیب بازنشسته کردن کارمندان ثبت یا سایر وزارتخانه‌ها متفاوت است در صورتی که همه تابع یک دولت و مطیع یک مقررات استخدامى هستند الان چند نفر از شریفترین و فاضلترین و جوانترین کارمندان ثبت اصفهان را بدون دلیل بازنشسته کرده‌اند در صورتی که چندین نفر کارمند از کار افتاده و واجد شرایط بازنشستگى صندلى‌هاى آن اداره را اشغال کرده‌اند براى یک کشور مشروطه که داراى قانون اساسى و قوانین جامعى است بسیار ناپسند است که پنج نفر بدون هیچ شرط و صفتى بنشینند و بگویند چون حسن تعظیم نمی‌کند؛ على قیافه‌اش زننده است، تقى بى‌ادب است باید بازنشسته یا منتظر خدمت و زاید بر سازمان تشخیص شود آقایان ما خودمان طبق قانون براى رمال و قاپ‌باز شاگرد شوفر حق دفاع قایل شده‌ایم ولى باید ببینیم که کارمندان دوایر ما یعنى طبقات فاضله کشور ما بدون شنیدن دفاع سلب حیثیت و آبرو مى‌نمایند و سکوت اختیار نماییم جوانى که با خون جگر خوردن پدر و مادر پس از 15 سال تحصیل و لیسانسیه شدن حالا که موقع استفاده پدر و مادر از وجود او است به تشخیص کمیسیون پنج نفرى از تمام مواهب موجودیت محرومش مى‌سازند و یک فرد سالم و عالمى را عمداً بطرف دستجات ناسالم و جاهل سوق مى‌دهند اصلاحات وزارتخانه غایت آمال قاطبه ملت ایران است ولى نه با این سیستم و این طریق غیر‌منصفانه قاضى دزد را باید طرد کرد کارمند ناپاک را باید اخراج نمود ولى با محاکمه و صدور حکم مراجع قانونى چرا اگر یک قاضى صدها حکم ناحق داد و خانواده‌هایى را به خاک سیاه نشانده امروز باید فقط بازنشسته یا سلب صلاحیت از او بشود این قاضى باید زندان برود محاکمه شود به مردم شناخته شود این رویه اسمش مجازات نیست تشویق خائنین و تنبیه خادمین است یک کارمند دولت اگر عمرى را دزدى کرده رشوه گرفته مرتکب اختلاس شده چرا باید فقط بازنشسته شود باید محاکمه شود حبس شود پول مملکت را هر چه برده و خورده از او وصول کرد نه این که بدانیم دزد بوده کاخ‌ها ساخته مغازه‌ها خریده تجارتخانه‌ها بر پا کرده ولى با تمام این اوصاف بازنشسته شود آن وقت در مقابل افراد آلوده و ناپاکى به نام مدیرکل و رئیس کل فرمانفرماى ده الى بیست اداره مهم اقتصادى شوند با همین بى‌ترتیبى‌ها در مورد افسران جوان و وطن‌پرست ما بی‌عدالتى‌ها شده به جاى آن که از کمیت بکاهند و بر کیفیت بیفزایند از کمیت و کیفیت هر دو به غلط و اشتباه کاسته‌اند من در مورد افسرى که از ترفیع محرومش کرده بودند و مضطربانه اشک می‌ریخت و از خدمت قصه‌ها می‌گفت تحقیق کردم معلوم شد گناهش این بود که صاحب‌خانه‌اش به واسطه تأخیر یک ماه پرداخت مال‌الاجاره مبادرت به صدور اجراییه نموده و نسخه دوم برگ اجراییه روى پرونده پرسنلى این افسر بایگانى بوده آخر انصاف بدهید افسرى که حقوق ماه قبل را دو ماه بعد مى‌گیرد چگونه مى‌تواند در سر موعد اجاره منزل را بپردازد تقصیر با کیست یا فرض بفرمایید خانم این افسر با بقال سرگذر دعوایش شده است آن شکایت کرده این را نباید از ترفیع محرومش کرد ترفیعات اکثر افسران را به این عناوین پایمال کرده‌اند ضمناً قطع‌نامه‌ای است از طرف جراید اصفهان مبنى بر انتخاب هیئت منصفه و طومارى هم توسط آیت‌الله میلانى راجع به قانون انتخابات رسیده که آن را هم تقدیم مقام ریاست می‌کنم و بقیه وقتم را هم به جناب آقاى دکتر فاخر تقدیم می‌کنم.

نایب رئیس - دیگر وقتى باقى نمانده سه دقیقه هم بیشتر صحبت فرمودید آقاى نریمان‏

نریمان - بنده هم از این که جناب آقاى وزیر کشور اینجا حضور دارند تشکر می‌کنم چون عرایضم مربوط به لایحه اتوبوسرانى است عرض کنم چون به علت بلاتکلیف ماندن پیشنهادى صد 51 سهام اتوبوسرانى باید طبق مفاد ماده 166 آیین‌نامه داخلى مجلس شوراى ملى نسبت به این پیشنهاد تجدید رأى شود و از طرف دیگر ممکن است در جریان بحث راجع به پیشنهاد صدى 20 نوبت صحبت و اظهار نظر و ذکر دلایل مخالفت به بنده نرسد این است که با استفاده از اجازه نطق قبل از دستور توضیحاتى راجع به این دو پیشنهاد به عرض مجلس شوراى ملى می‌رسانم:

اول پیشنهاد تخصیص صدى 20 سهام شرکت واحد اتوبوسرانى به شهردارى رئوس مطالب و مواد اساسى این پیشنهاد تحت شماره 153 طبع و توزیع و در دستور مجلس شوراى ملى قرار دارد اینها هستند

 (الف) وزارت کشور مکلف است براى انتظام اتوبوسرانى عمومى شهر تهران و توابع یک شرکت واحدى به وسیله شهردارى تأسیس نماید.

 (ب) هشتاد درصد سهام شرکت در مقابل بهاى اتوبوس‌ها متعلق به مالکین قبلى و بقیه بیست درصد سهام غیرنقدى بوده در ازاى مزایا و منافع شهردارى متعلق به شهردارى تهران خواهد بود.

 (ج) هیئت مدیره شرکت از 5 نفر تشکیل مى‌شود که از لحاظ حفظ مصالح عمومى 3 نفر از آنها به انتخاب انجمن شهر و دو نفردیگر به انتخاب سایر صاحبان سهام تعین خواهد شد.

معایب و مضار این پیشنهاد عبارت از اینها است:

 (1) پیشنهاد طورى تنظیم شده که روشن نیست که آیا این شرکت واحد اتوبوسرانى داراى حق انحصارى هست یا خیر؟ آیا با این قانون کسان دیگر هم خواهند توانست اتوبوس‌هاى عمومى داشته از آنها در شهر بهره‌بردارى کنند؟ مبهم بودن این مسئله یکى از نواقص این پیشنهاد است.

از دو حال خارج نیست یا نظر این است که این شرکت حق انحصارى اتوبوسرانى را داشته باشد در این صورت این مطلب باید در این لایحه به طور روشن و صریح ذکر شود تا ابهامى باقى نماند. یا مقصود این است که شرکت واحد بدون استفاده از حق انحصارى آن شرکت واحد تشکیل شود که در این صورت مالکین فعلى اتوبوس‌ها نه اعتبار و نه نفعى در مشارکت در آن خواهد داشت زیرا با آزاد بودن اتوبوسرانى آنها ترجیح خواهند داد خودشان مستقیماً عمل کند و صد در صد عایدات را خودشان ببرند تا با شهردارى شرکت کرده فقط صدى 80 منافع به آنها برسد اگر اتوبوسرانى عمومى شهر آزاد باشد و انحصارى در بین نباشد تشکیل شرکت واحد نعمتى خواهد داشت نه عملى خواهد بود و نه منظور دولت را که حفظ منافع عمومى است تأمین خواهد کرد.

 (2) عیب بزرگ دیگر این پیشنهاد این است که اصل منطقى و معقول حکومت اکثریت آراى صاحبان سهام را متزلزل و نقض می‌کند انتخاب اعضاى هیئت مدیره شرکت از وظایف و شئون مجمع عمومى است و آن هم منوط به رأى اکثریت صاحبان سهام مى‌باشد و چون شهردارى فقط داراى یک پنجم از سهام شرکت است بالطبع دادن حق انتخاب اکثریت اعضاى هیئت مدیره به دارنده یک پنجم سهام شرکت ناقض اصل مسلم بوده و برخلاف قاعده کلى مى‌باشد.

 (3) با وجود و به فرض این که اکثریت هیئت مدیره شرکت به طور تصنعى در دست شهردارى باشد باز منظور تأمین نخواهد شد زیرا هیئت مدیره قانوناً موظف است در حدود تصمیم‌هاى مجمع عمومى عمل کند و این تصمیم‌ها را اکثریت صاحبان سهام که دارنده صدى 80 سهام هستند و عبارت از مالکین فعلى اتوبوس هستند اتخاذ می‌کند. پس با ترتیب پیشنهادى زمام امور در دست انجمن شهر نخواهد بود و منافع عمومى تأمین نخواهد شد. اگر هیئت مدیره اوامر و دستورات مجمع عمومى صاحبان سهام را اطاعت نکند که برخلاف قانون عمل کرده و هرج و مرج ایجاد می‌شود و

+++

اگر بکند که نتیجه مطلوبه به دست نخواهد آمد.

 (4) اگر براى حفظ تأمین منافع عمومى اجبار داریم که اتوبوسرانى عمومى شهر را به یک شرکت واحد تخصیص بدهیم آن را در انحصار این شرکت در آوریم و دیگران را از استفاده و بهره‌بردارى محروم کنیم علت ندارد براى همیشه صدى 80 منافع آتى این انحصار را به یک عده‌اى که وضع اتوبوسرانى تهران را به این وضع زننده و غیرقابل تحمل در آورده‌اند تخصیص بدهیم نگذاریم لااقل شهردارى که مال خود مردم است قسمتى از منافع این کار بیش از صدى 20 بهره‌مند شود. آیا عذر نداشتن سرمایه کافى است که شهردارى را براى همیشه از منافع قابل توجه اتوبوسرانى محروم کنیم حق این است که شرکت واحد اتوبوسرانى تماماً متعلق به شهردارى باشد و تمام منافع آن به مصرف امور شهر برسد. متأسفانه عذر نداشتن سرمایه انسان را مجبور می‌کند که به حداقل که همان صدى 51 است قانع باشد چرا مى‌خواهید این حداقل را به صدى 20 تنزل بدهند قانع شدن به صدى 20 به نفع انحصار اتوبوسرانى براى شهردارى است به مردم و جامعه - این کار را نکنید.

 (5) اگر در نتیجه ترقى هزینه‌هاى بهره‌بردارى فرضاً شهردارى مجبور شود نرخ کرایه را قدرى ترقى دهد و این ترقى ایجاب نماید که مثلاً ده دینار نرخ کرایه افزوده شود چون واحد ده دینار رایج نداریم شهردارى مجبور شود براى ده دینار 50 دینار بر نرخ اضافه کند.

اگر در یک چنین موردى تمام سرمایه مال شهردارى باشد صدى صد آن (40) دینارهاى اضافى عاید شهردارى یعنى خود مردم مى‌شود ولى با ترتیب پیشنهادى صدى 80 آن پول‌هاى اضافى به جیب مالکین فعلى فرو خواهد رفت.

چرا بگذاریم شهردارى لااقل تا میزان صدى 51 از آن درآمد استفاده بکند و چرا به شهردارى که مال مردم است این ضرر را بزنیم؟

شاید سوء‌تفاهمى براى بعضى‌ها باشد که این پیشنهاد صدى 20 نتیجه کمیسیونى است که چندى قبل براى مطالعه لایحه اتوبوسرانى و پیداکردن راه‌حل تشکیل گردید.

بنده که در این کمیسیون شرکت داشتم عرض می‌کنم که به هیچ‌وجه این طور نیست و توافقى در کمیسیون پیدا نشد آقاى مهندس حسیبى نماینده محترم که در کمیسیون شرکت داشتند صحبت از تخصیص صدى 20 به شهردارى فرمودند ولى این صحبت یک مکمل خیلى خوبى هم داشت و آن این بود که در عوض منافع صاحبان صدى 80 سهام محدود به یک میزانى باشد و مازاد آن متعلق به شهردارى شود مثلاً بگوییم اگر منافعى که به صدى 80 بقیه سهام تعلق مى‌گیرد بیش از فرضاً صدى 12 یا 15 در سال شد مازاد آن به سهام شهردارى تعلق داشته باشد (مهندس حسیبى - صحیح است) متأسفانه فکر تخصیص صدى 20 سهام به شهردارى در ذهن تنظیم‌کنندگان پیشنهاد فعلى ماند ولى تعیین حداکثر و حدودى براى منافع دارندگان بقیه صدى 80 سهام فراموش شد.

دوم پیشنهاد تخصیص یافتن صدى 51 یا اکثریت سهام شرکت واحد اتوبوسرانى به شهردارى این پیشنهادى است که سابقاً تقدیم شد و نسبت به آن باید تجدید رأى بشود اساس و روش این پیشنهاد این است:

 (1) دولت مکلف است به وسیله وزارت کشور اتوبوسرانى عمومى شهر تهران و توابع را به شرکت واحدى که 51 درصد سهام آن متعلق به دولت و شهردارى قانونى خواهد بود (کریمى - نظرتان را اصلاح فرمودید آن موقع فرمودید که قرض کنیم و بخریم) نه خیر صورت مجلس یکشنبه را ملاحظه بفرمایید بنده چیزى اضافه نکرده‌ام و 49 درصد بقیه سهام آن متعلق به اتباع ایران باشد.

 (2) حق انحصارى اتوبوسرانى عمومى شهربه میزان 20 درصد کل سرمایه شرکت سهم پرداختى دولت بوده و بقیه سى و یک درصد سهام سرمایه تعهدى دولت محسوب مى‌شود و مجموع 51 درصد سهام دولت به محض تشکیل انجمن قانونى شهر به شهردارى انتقال مى‌یابد.

مشخصات و مزایاى این پیشنهاد اینها است:

1- انحصار در قانون تصریح شده‏

2- وقتى صدى 51 یا اکثریت سهام شرکت که نصف به علاوه یک است در دست شهردارى باشد آن وقت چه در مجمع عمومى و چه در هیئت مدیره شرکت اکثریت به طور طبیعى و غیرتصنعى در دست شهردارى خواهد بود.

3- انحصار به یک شرکتى که سهم عمده آن مال شهردارى یعنى خود مردم است داده مى‌شود نه به یک شرکتى که اکثریت سهام آن متعلق به مالکین فعلى اتوبوس‌ها است.

4- صدى 20 از سهام شهردارى حق لاامتیاز یا حق انحصارى است و از این بابت شهردارى سرمایه نمى‌دهد و به پول احتیاج ندارد.

5- بقیه صدى 31 سهام شهردارى یک سوم تعهدى است که هر وقت عملیات شرکت توسعه پیدا کرد پرداخت آن از طرف شهردارى مورد پیدا خواهد نمود.

6- چون صدى (31) سهام شهردارى سرمایه تعهدى است فعلاً براى پرداخت آن احتیاج به استقراض از بانک ملى نخواهد بود و تدریجاً ممکن است این صدى 31 از محل درآمد و منافع سالیانه صدى 20 تأمین و پرداخت شود.

7- چون فقط صدى 49 سرمایه که متعلق به مالکین فعلى است و صدى 30 شهردارى سرمایه پرداختى آنها خواهد بود به این جهت فعلاً منافع بین این صدى 69 تقسیم مى‌شود و ضررى به مالکین وارد نمى‌شود.

8- در صورتی که توسعه عملیات شرکت پرداخت سرمایه تهدى شهردارى را ایجاب نمود نتیجه اضافه عایدى و درآمدى که از این توسعه عملیات به دست مى‌آید به مصرف پرداخت منافع این سرمایه پرداختى خواهد رسید و بالنتیجه باز به سهم صدى 49 لطمه وارد نخواهد شد.

بنده قضاوت بین این دو پیشنهاد را به نظرصائب آقایان نمایندگان محترم مى‌گذارم و بار دیگر در خاتمه اضافه می‌کنم که درست است که از لحاظ تقسیم منافع بین پیشنهاد صدى 51 و صدى 20 در اول کار شرکت تفاوتى نخواهد بود ولى به تدریج توسعه عملیات شرکت و احتیاج به سرمایه اضافه صدى 31 سرمایه تعهدى شهردارى پرداخته خواهد شد و منافع آتى به این صدى 31 نیز تعلق خواهد گرفت و به این ترتیب بالمال سهم شهردارى از منافع به صدى 51 کل خواهد رسید در صورتی که با پیشنهاد صدى 20 هیچ وقت بیش از یک پنجم منافع به شهردارى نخواهد رسید.

این بود جواب آقاى وزیر کشور ولى باید باز تکرار کنم که حق این است تمام سرمایه شرکت را شهردارى بپردازد که در حسن تنظیم و مرتب کردن امور آن درآمد سرشار اتوبوسرانى کمک به بودجه شهردارى بکند.

توجه بفرمایید جناب آقاى وزیر کشور عرض کنم که به طور کلى تصور هم نشود که دولت یا دستگاه‌هاى عمومى به طور کلى تاجر خوبى نیستند زیرا اگر تاجر خوبى نمی‌توانند باشند براى این است که مجبورند منافع عمومى را رعایت کنند.

3- تقدیم یک فقره سؤال از طرف آقاى هدى‏

نایب رئیس - حالا وارد دستور مى‌شویم آقاى هدى‏

هدى - بنده یک عرضى داشتم یک سؤالى کرده‌ام از جناب آقاى وزیر راه که تقدیم مقام ریاست می‌کنم‏.

4- سؤال آقاى کهبد راجع به لیره‌اى که بانک ملى به نفع انگلستان پرداخته و جواب آقاى معاون نخست‌وزیر

نایب رئیس - به طوری که همکار محترم جناب آقاى ذوالفقارى در جلسه گذشته اعلام فرموده بودند نظر بر این است که تا آن جایى که وقت هست اول به سؤالات بپردازیم و بعد اگر فرصت شد لایحه را مطرح کنیم آقایان اگر موافقت دارند به همین ترتیب عمل بکنیم. آقاى دکتر ملک‌اسمعیلى فرمایشى داشتید بفرمایید.

معاون نخست‌وزیر (دکتر ملک‌اسمعیلى) - در حکومت‌هاى ملى یعنى حکومت مردم بر مردم یکى از راه‌هایى که براى نظارت در اجراى قوانین موجود است همان سؤالاتى است که آقایان نمایندگان محترم از دولت‌هاى وقت می‌کنند و این سؤالات نمونه‌اى از علاقه فراوان نمایندگان است به امور مملکت و رفاه و آسایش مردم در جلسات اخیر سؤالاتى شده سؤالات متعددى از دولت و آقایان وزرا که همیشه آقایان وزرا آمده‌اند حاضر شده‌اند براى این که فرصتى به دست بیاورند و جواب به این سؤالات بدهند ولى متأسفانه فرصت نشده و آقایان وزرا از کارهایشان باز مانده‌اند.

بنده تقاضا می‌کنم از ریاست محترم مجلس شوراى ملى و از آقایان نمایندگان راجع به این سؤالات یک توجه خاصى بفرمایند بعضى از این سؤالات مربوط به مسائل روز است که وقتى موقع آن بگذرد تا اصلاً موضوعش منتفى مى‌شود و بعضى از آنها واقعاً از نظر مملکت اهمیت دارد و اگر این سؤال در همان روز و موعد قانونى به موجب ماده 169 که یک هفته مقرر کرده مطرح نشود به کلى آن اثر خودش را از دست مى‌دهد (صحیح است) بنده از آقایان تقاضا دارم با علاقه‌اى که به سؤالات دارند واقعاً وقتى هم پیدا بشود که آقایان وزرا وقتى مى‌آیند در مجلس حاضر مى‌شوند براى جواب دادن وقت‌شان تلف نشود و جواب سؤال‌شان داده شود. از جمله سؤالى است که آقاى کهبد کرده‌اند راجع به بانک ملى ایران و این که در آن موقع ضررى به مملکت وارد آمده و این خیلى اهمیت دارد و از نظر جزایى هم قابل دقت و مطالعه است و تمام سؤالاتى که شده است جواب آنها الان حاضر است آقایان توجه فرموده‌اند که بنده در هر موقع مخصوصاً تقاضا کرده‌ام حتى حاضر بودن دولت را براى جواب سؤالات در صورت جلسات قید کنند سؤالى جناب آقاى صفایى کرده‌اند سؤالى هم جناب آقاى خلخالى کرده‌اند دو سؤال جناب آقاى کهبد نموده‌اند سؤالى جناب آقاى حائرى‌زاده کرده‌اند.

بنده چند مرتبه تذکر داده‌ام که دولت براى جواب حاضر است

هر وقت هم خود آقایان وزرا باید جواب سؤالات را بفرمایند و حاضر نیستند به بنده بفرمایند بنده تلفن می‌کنم فوراً براى جواب آقایان حاضر مى‌شوند الان هم بنده تقاضا دارم قبل از همه سؤالى که مربوط

+++

به بانک ملى است مطرح بشود چون موضوع حائز اهمیت فراوان است.

نایب رئیس - راجع به موضوع سؤالات محتاج به تذکر نیست که دولت اعم از این که سؤالى شده باشد یا نشده باشد مى‌تواند هر گونه تعقیبى در هر مرحله‌اى که لازم بداند به کار برد بنابراین این که سؤالى مطرح نشده و مانع اقدام دولت شده است این به نظر بنده وارد نیست در عین حال البته بنده نظر آقاى دکتر ملک‌اسمعیلى را راجع به مقدم داشتن سؤال آقاى کهبد رعایت می‌کنم ولى فعلاً آقاى وزیر دارایى تشریف ندارند (معاون نخست‌وزیر - بنده جواب عرض می‌کنم) (آقاى کهبد بفرمایید)

کهبد - در تاریخ 7 دى ماه از دولت سؤالى کرده بودم که در شهریور 1328 مبلغى در حدود دو میلیون و سیصد هزار لیره دانسته و فهمیده از دارایى بانک ملى ایران که متعلق به ملت ایران است خارج و به نفع انگلیس‌ها پرداخت و استفاده شده است این سؤال بنده مورد توجه مخصوص جناب آقاى نخست‌وزیر قرار گرفته و بعد از رسیدگى و تصدیق صدق عرایض اینجانب اینک نماینده محترم دولت براى توضیح حقایق در مجلس شوراى ملى حضور به هم رسانیده است.

قبل از ذکر بیان مطلب ناچارم حقایق تلخى را به عرض برسانم در مدت 150 سال که دولت انگلیس در تمام شئون سیاسى و اقتصادى این کشور مداخله داشته است همیشه عده‌اى از غلامان حلقه به گوش و نوکران خاص خود را در رأس امور و کارهاى مهم و حساس کشور قرار می‌داده است بدیهى است وظیفه این آقایان حفظ منافع اربابان خود بوده است. اگر بگویم بعضى از این نوکرها به اندازه‌اى خوش خدمتى مى‌کردند که اگر یک مرد انگلیسى به جاى آنها بود این طور خدمت نمى‌کرد مبالغه نگفته‌ام اینک به اصل موضوع مى‌پردازم‏.

در تاریخ 26 ماه مه 1942 قرارداد مالى بین دولت ایران و دولت انگلستان منعقد گردید و با آن که قرارداد مزبور به نفع انگلستان بود تصادفاً جریاناتى بعد از چند سال جهت امور مالى انگلستان به وجود آمده که بر حسب قضا و قدر از ماده 8 آن قرارداد مختصرى نفع عاید دولت ایران مى‌شد در ماده 8 قرارداد مزبور تصریح شده بود که لیره‌هاى موجودى ایران در بانک‌هاى انگلستان به طلا تضمین شده و اگر بعداً تنزلى در نرخ لیره حاصل شود ضررى نباید متوجه دولت ایران گردد و قیمت لیره‌هاى ایران بر اساس قیمت طلا محسوب خواهد شد.

در تاریخ 30 دسامبر 1947 موافقت‌نامه بین بانک ملى ایران و بانک انگلستان منعقد و در ماده 3 قرارداد مزبور مراتب تأیید و صریحاً تصدیق شده بود که کلیه موجودى لیره‌هاى بانک ملى ایران طبق ماده 8 قرارداد تضمین شده به طلا مى‌باشد. و همچنین در ماده 3 موافقت‌نامه مورخه 28 اکتبر 1948 منعقد بین بانک ملى ایران و بانک انگلستان تأیید شده بود (موجودی‌هاى به حساب‌هاى قابل انتقال ایران و هر مبلغى که بعداً به آن اضافه شود طبق ماده 8 قرارداد مالى ایران و انگلیس مورخه 26 ماه مه 1942 نسبت به تنزل در مقابل طلا تضمین گردید و مقرر شده بود که تفصیل طرز انجام ضمانت مزبور به ترتیبى خواهد بود که در نامه‌هاى متبادله بین سفیر دولت انگلیس در طهران و وزیر امور خارجه ایران در 8 اکتبر 1922 توضیح داده شده است) و از این پیمان حداکثر استفاده را دولت انگلستان به نفع خود نمود در 27 شهریور 1328 دولت انگلیس به جهاتى تصمیم گرفت قیمت لیره خود را نسبت به دلار و طلا تنزل دهد و این تنزل به مآخذ لیره‌هاى تضمین شده به طلا چهل و چهار درصد بود البته این عمل براى دولت انگلیس متضمن چند فایده بود اول آن که مبالغ مهمى لیره متعلق به بعضى از ممالک دنیا در بانک‌هاى انگلیس موجود بود که به طلا و دلار تضمین نشده و مشمول این کسر و تنزل قیمت گردید دوم اجناس انگلیسى توانست در امریکا به قیمت بسیار مناسبى عرضه گردد و با اجناس گران قیمت آمریکایى رقابت نماید و مبلغ مهمى ارز به موجودى انگلیس اضافه شود و از حاصل این عمل این نتیجه به دست آمد که بعد از اندک مدتى مبلغ قابل ملاحظه به موجودى طلا و ارز دولت انگلستان اضافه شد.

پس دولت انگلستان با به دست آوردن چنین منافع بى‌شمارى هیچ گاه در صدد بر نیامد که چیزى برخلاف پیمان و تعهد خود مبلغ ناچیزى که از این راه عاید خزانه ایران مى‌گردید عدول نماید و چون این تنزل عمومى لیره تأثیرى در وضع لیره‌هاى تضمین شده به طلا ایران نداشت و مى‌بایست طبق پیمان 44 درصد به کلیه موجودى بانک ملى ایران اضافه شود و دولت انگلستان هم حرف و ایرادى نداشت به این جهت از بانک ملى ایران درخواست نمود مبلغ موجودى را تعیین کنند تا 44 درصد به آن اضافه نماید بدبختانه یا متأسفانه جناب آقاى ابوالحسن ابتهاج مدیر کل بانک ملى ایران در آن موقع لندن تشریف داشتند و خوش خدمتى ایشان به نفع اربابان خود گل کرده و به بانک ملى ایران دستور می‌دهند مبالغى که شرکت نفت و بانک شاهى سابق در حساب‌هاى خود نزد بانک ملى ایران به لیره موجود دارد از کل مبلغ موجودى کسر شود یعنى مشمول این 44 درصد نگردد.

این دستور موجب حیرت و تعجب متصدیان وقت بانک ملى ایران گردیده و کمیسیونى مرکب از آقایان دفترى و جهانگیر و چند نفر دیگر در بانک تشکیل و با توجه به مفاد پیمان و مقررات بانک ملى ایران و اصول بانکدارى دنیا و مذاکره با مشاورین قضایى به این نتیجه رسیدند که این دستور به هیچ‌وجه صحیح نیست و با هیچ یک از مقررات بانکى وفق نمی‌دهد و قابل اجرا نمى‌باشد و صریحاً مراتب را به جناب آقاى مدیر کل بانک اعلام مى‌دارند جناب آقاى مدیر کل بانک با کمال غرور و خودسرى توجهى به دلایل موجه متصدیان بانک ننموده و صریحاً دستور می‌دهند مبلغ 543/ 253/ 2 لیره انگلیسى که به قیمت امروز بالغ بر پنجاه و شش میلیون تومان مى‌گردد از حساب بانک ملى ایران یعنى از خزینه فقیر ملت ایران خارج و به خزانه دولت انگلستان و به نفع انگلیس‌ها محسوب گردد و به این نحو خدمت صادقانه خود را بدون آن که خود انگلیس‌ها توقع یا انتظار و یا درخواستى نموده باشند به نفع اربابان خود و به زیان ملت غارت‌زده ایران و مؤسسه‌اى که خود رئیس مطلق‌العنان آن مؤسسه بود انجام می‌دهد.

آقایان محترم من به جرئت قسم یاد می‌کنم که اگر یک نفر انگلیسى مدیر کل بانک ملى ایران بود محال به نظر مى‌رسید و امکان نداشت که چنین عملى را که برخلاف نص صریح پیمان و عرف و عادات بانکى جهان مى‌باشد انجام دهد خلاصه بعد از انجام عمل و پرداخت وجه جناب آقاى مدیر کل در صدد بر مى‌آید که جهت این عمل خلاف خود مدرکى از دولت وقت تحصیل کند شرحى به جناب آقاى ساعد نخست‌وزیر وقت بدون آن که ذکر مبلغ نماید سفسطه‌آمیز مرقوم مى‌فرمایند و مطالب بچه‌گانه در نامه مزبور شرح می‌دهد و از همه مضحک‌تر آن که در نامه مزبور صریحاً اعتراف مى‌کند که مطابق پیمان و قرارداد باید این مبلغ به ایران برسد ولى اخلاقاً خوب نیست که این مبلغ از انگلیس‌ها گرفته شود. جناب آقاى ساعد هم دست کمى در خدمتگزارى از ایشان نداشتند مراتب را طى نامه تأیید مى‌نماید من یقین دارم اگر این عمل در هر یک از ممالک متمدن و غیرمتمدن دنیا صورت می‌گرفت کوچکترین مجازات مرتکب از اعدام کمتر نبود البته به پاس این گونه خدمات صادقانه است که این آقاى عزیز را در آمریکا با حقوق گزافى که یعنى 18 هزار دلار یا 160 هزار تومان در سال استخدام شده است.

به هر جهت این بود از مختصر اطلاعى که بنده داشتم چند فقره از این گونه خراب کارى سراغ دارم که بعد از تحقیق در صحت و سقم آن مورد سؤال قرار خواهم داد. اینک منتظر توضیحات نماینده دولت هستم که نظریات خود را در این خصوص مجدداً توضیح بدهم.

نمایندگان - احسنت - احسنت‏

نایب رئیس - آقاى دکتر ملک‌اسمعیلى‏

معاون نخست‌وزیر - این که بنده عرض کردم که توجهى به سؤالات بشود منظورم این نبود که اگر مطلبى را بایستى دولت در مجلس مطرح کند و با منافع مملکتى تماس دارد دولت حق این کار را ندارد وقتى سؤال شد تکلیفى هم ایجاد مى‌شود یعنى تا وقتى سؤال نشده دولت خودش موضوع را تعقیب می‌کند و تا عملى انجام نداده گفتنش در مجلس جز اتلاف وقت آقایان نمایندگان محترم نتیجه‌اى ندارد دولت در این باره به وظیفه خودش عمل کرده و باید هم بکند و همین که سؤال ابلاغ شد آیین‌نامه مى‌گوید باید در ظرف یک هفته نماینده دولت یا وزیر مربوطه اینجا حاضر بشود و جواب بدهد از این نظر تقاضا کردم که توجه بشود و الا هر وقت مطلبى براى استحضار خاطر آقایان لازم باشد در مجلس مطرح بشود البته که تأمل نخواهد شد و این وظیفه دولت است و اما جناب آقاى کهبد راجع به دو میلیون و کسرى لیره و زیانى که در موقع تنزل نرخ لیره در شهریور 1328 نسبت به موجودی‌هاى شرکت سابق نفت و بانک انگلیس و ایران در خاورمیانه به بانک ملى ایران وارد شده است سؤالى کرده‌اند که اینک عین توضیحاتى که بانک ملى ایران داده است به استحضار آقایان نمایندگان محترم می‌رسد. بر طبق ماده 3 موافقت‌نامه مورخ 18 اکتبر 1948 منعقد بین بانک ملى ایران و بانک انگلستان کلیه موجودى حساب‌هاى قابل انتقال ایران و هر مبلغى که بعداً به آن اضافه شود بر اساس ماده 8 قرارداد مالى ایران و انگلیس مورخه 26 مه 1942 نسبت به تنزل در مقابل طلا تعیین شده بود در تاریخ 27 شهریور 1328 ارزش لیره انگلیسى به طلا در حدود 24 درصد تنزل نمود و چون این تنزل شامل موجودى‌هاى لیره بانک ملى ایران نبود از این جهت در 19 دسامبر 1949 مطابق 28 شهریور ماه 1328 بانک انگلستان موجودى حساب‌هاى لیره بانک ملى ایران را استفسار نموده که تفاوت را به حساب بانک ملى ایران و به نفع کشور منظور نماید متصدیان بانک ملى چون رئیس کل بانک آقاى ابتهاج در لندن بوده از ایشان سؤال می‌کنند کسب دستور می‌کنند که از انگلستان یک چنین کاغذى رسیده که ما می‌خواهیم این مبلغ را به صورت حساب شما بگذاریم (کهبد - تلگراف است؟) البته تلگراف است از آقاى ابتهاج جواب مى‌رسد که موجودى حساب‌ها (این را آقایان توجه بفرمایند خواهش می‌کنم موضوع خیلى اهمیت دارد و اگر آقایان توجهى بفرمایند موضوع کاملاً روشن خواهد شد) از آقاى ابتهاج جواب می‌رسد که موجودى حساب‌ها پس از وضع

+++

سپرده‌هاى شرکت نفت و سرمایه بانک‌هاى خارجى قلمداد شود یعنى اول آنها را کسر بکنند بعد حسابى که می‌خواهند به آنها بدهند و آنچه طلب‌کارند از بقیه حساب کنند چون این دستور با این موافقت‌نامه به خصوص ماده 8 که الان عرض کردم مغایرت داشت و به زیان بانک ملى بود باز متصدیان بانک ملى مجدداً تلگراف می‌کنند که آقا در موافقت‌نامه چنین چیزى نیست که ما آنها را کسر کنیم و بعد نسبت به بقیه حساب را واریز کنیم بعد از این تلگراف مجدد از طرف آقاى ابتهاج از لندن یک دستورى مى‌رسد که این دستور را خواهش می‌کنم آقایان توجه بفرمایند دستور می‌دهد که سپرده شرکت نفت و سرمایه بانک چون عیناً قابل استرداد است مشمول این تضعیف لیره نمى‌باشد (کهبد - اشتباه کرده) و موجودى بانک بامنها کردن این ارقام باید به حساب بیاید در نتیجه مبلغ 391/ 124/ 5 لیره از موجودى‌هاى بانک بابت قلم‌هایى که عرض کردم کمتر قلمداد کرده‌اند و بالنتیجه همان طورى که جناب آقاى کهبد اشاره فرمودند در اینجا مبلغ 543 / 253 / 2 لیره به زیان بانک تمام شده است بعداً آقاى ابتهاج مثل این که متوجه می‌شوند که این کار غلط بوده نامه‌اى در تاریخ 20 دى 1328 به شماره 5316 به عنوان جناب آقاى ساعد نخست‌وزیر وقت مى‌نویسند و توضیحاتى مى‌دهند درباره عمل خودشان و این که من چرا این مبالغ را جز موجودى بانک احتساب نکردم و تقاضا می‌کند به اصطلاح معروف این عمل را صحه بگذارند (دکتر طاهرى - دلیلش چه بوده است؟) نامه‌اش را بنده تقدیم می‌کنم خدمت مقام ریاست و تأیید مزبور به موجب نامه شماره 63182 مورخ 2 بهمن 1328 وزارت دارایى به عمل آمده این خلاصه جریان تنزل لیره و حساب نکردن آن دو قلم در موجودی‌هاى بانک بود اما دلایلى که این کار به صلاح مملکت نبوده و بلکه بر عکس مملکت ما که احتیاج بسیار بارز خارجى داشته ضرر وارد آمده چیست؟ اولاً در بانک ملى ایران این عمل مورد تأیید نبوده و به همین جهت با وجود دستور قبلى که مبنى بر کسر کردن این اقلام از موجودى‌هاى بانک، بانک صریحاً اطلاع می‌دهد که این امر مخالف ماده 8 موافقت‌نامه است با وجود این آقاى ابتهاج دستور می‌دهد که خیر کسر کنید دوم ببینیم عمل بانکدارى بانک‌هاى دنیا چیست؟ واقعاً اگر این عمل در دنیا نظیرش بوده خوب می‌گفتیم استناد کرده‌اند به عمل یک بانکى و عمل بانکدارى هم یک عمل فنى است موافق عرف عمومى و عمل بانکدارى. موجودى بانک شامل اقلام مختلفى است که اصلاً تفکیک‌پذیر نیست و نمی‌شود آنها را از هم تفکیک کرد و طلب اشخاص حقیقى و حقوقى طلب عینى نیست که ما بگوییم یک شخصیت حقوقى فلان قدر پول به بانک داده این را جداً مى‌گذاریم در یک حساب علی حده‌اى و عیناً قابل استرداد خواهد بود چنین عملى در بانک‌هاى دنیا معمول نیست و اصولاً مخالف اصول بانکدارى است و این دلیلى که آقاى ابتهاج آورده‌اند که عیناً قابل استرداد است ابداً در هیچ جاى دنیا این مطلب صحیح نیست و هیچ بانکى چنین چیزى را قبول نمی‌کند. سوم دلایلى ایشان آورده‌اند در نامه مورخ 20 دى ماه 1328 علاوه بر این که در این مورد اصلاً قابل اعتنا نیست و مربوط به مسائل دیگرى است که اصلاً ارتباطى با این موضوع ندارد چون رقمى درش ذکر نشده است اصلاً معلوم نیست یک دلیل دیگرى هم می‌شود ذکر کرد تمام عواید ارزى لیره کشور که قسمت عمده آن بابت حق الامتیاز و فروش لیره توسط شرکت سابق نفت در اختیار دولت قرار مى‌گرفته است از راه مبادلات مستقیم بازرگانى و غیربازرگانى با انگلستان قابل مصرف نبوده و به همین دلیل قابل تبدیل بودن به دلار براى تأمین احتیاجات اقتصادى کشور پیش‌بینى شده و به علاوه از محل فروش محصولات نفتى ایران در کشورهاى مختلف اعم از گروه لیره و گروه دلار ارزهاى گوناگون در اختیار بانک انگلستان بوده است لذا تبدیل لیره به دلار یا ارز دیگر توسط بانک انگلستان امرى طبیعى و ضرورى بوده و به فرض آن که آن را ارفاق محسوب کنند نباید موجب محرومیت بانک از یک درآمد مشروع و موافق اصول عرف بانکدارى و بازرگانى بشود (صحیح است) آقایان توجه بفرمایند که استدلال آقاى ابتهاج این است که بانک ضرر نکرده، بانک ضرر نکرده که حرف نشد بانک اصولاً براى این است که جلوى عدم‌النفع را بگیرد یعنى این که اگر جایى باید نصفى عاید بانک بشود عمل بانک این است که این نفع را جلب کند ممکن است بگوییم این عدم‌النفع است خوب عدم نفع چیز خیلى مورد توجهى است و منفعتى براى ایران وصول نشده است (صحیح است) پنجم موضوع نرخ ارز در ایران به خصوص بعد از شهریور 1320 که یک وضع خاصى نسبت به ما قبل این تاریخ بوده هیچ وقت بر اساس موازنه دریافت و پرداخت کشور و مبانى اقتصادى و اوضاع و احوال طبیعى و سیاست اقتصادى استوار نبوده و از این راه درآمد ارزى کشور (که با نرخ بالاتر به منافع بیشترى ریال در اختیار شرکت سابق مى‌گذارده است) نقصان فاحش یافته و در همان روزها موجب گرانى کالاهاى وارداتى شده و در تمام شئون مالى کشور مؤثر بوده است و در نتیجه بانک ناگزیر مى‌شده در همان وقت براى تأمین اعتبارات ارزى خودش در خارجه از دیگران وجه در حساب خود بپذیرد بنابراین آقایان تصدیق مى‌فرمایید شایسته نبوده است در یک همچو موقعى توجه به وضع کشور از نظر ارزى و مالى و اقتصادى و با وضع ناگوار مالى دولت حتى از مطالبه تنزل لیره نسبت به موجودی‌هاى بانک که دلایل آن را بنده عرض کردم خوددارى بشود (مهندس حسیبى - با این که جنس‌هایى که انگلیس‌ها فروختند اضافه قیمت گرفتند) صحیح است اضافه قیمت گرفتند طبق عرف بانکدارى و بازرگانى به بستانکار خود پول رایج مدیون بوده و از بدهکار خود طبق موافقت‌نامه و با توجه به اوضاع و احوال بازرگانى حق داشته است تفاوت تنزل آن را مطالبه کند مضافاً به این که درخواست یا مطالبه‌اى اهم از بانک انگلستان در این خصوص نشده بنابراین مبلغ 2253543 لیره ضرر مسلم به بانک ملى ایران وارد شده است و دلایلى که آقاى ابتهاج ذکر کرده‌اند به هیچ‌وجه موجه نیست رونوشت مکاتبات و تلگرافات در این خصوص هر چه مبادله شده و رونوشت موافقت‌نامه را هم که ضمیمه است عیناً تقدیم مقام ریاست می‌کنم (کریمى - چرا تا به حال تعقیب نکردید؟ باید تعقیب بشود) موضوع تعقیب را هم بنده عرض می‌کنم که به کجا رسیده است ما که توجه نداشتیم بانک هم توجه نداشت و بعد از این که متوجه شد بحث در این بود که با چه ماده‌اى از قانون جزا تطبیق مى‌کند آقایان حقوقدان‌ها در مجلس زیاد هستند همه آقایان به قوانین جزایى آشنایى دارند انطباق عمل به امور یکى از مطالبى است که باعث مى‌شود ادعایى اگر مراجع به محکمه جزا بشود به نتیجه برسد (کریمى - خیانت است) بنده در آن توضیح می‌دهم جنابعالى قانع خواهید شد آقایانى که به حقوق جزا بیشتر آشنایى دارند و کارشان این بوده که با حقوق جزا سر و کار داشته باشند مى‌دانند که تطبیق با عمل با ماده یکى از مسائل مهم حقوق جزا است یعنى اگر کسى عملى مرتکب شده که به نظر بنده و جناب آقاى نادعلى کریمى بسیار زشت و ناپسند باشد ولى در قانون جزا این عمل پیش‌بینى نشده باشد نمى‌توانیم این را تعقیب کنیم (کریمى - خیانت است) خیانت است اگر اجازه بفرمایید بنده یک مثال کوچک عرض مى‌کنم که چطور مورد را باید با قانون جزا تطبیق کرد در فرانسه یک عده‌اى از خارجى‌ها مى‌آمدند در رستوران‌ها غذا مى‌خوردند و پول نمى‌دادند تمام محاکم فرانسه گفتند این کلاهبردارى است گفتند کلاهبردارى نیست براى این که تعریف کلاهبردارى این است که کسى به وسایل متقلبانه متشبث شود این آمده مثل سایر مشتری‌هاى دیگر گارسون هم بهش تعظیم کرده صورت غذا گذاشته جلویش و بعد غذا خورده و بعد که خورده گفته پول ندارم کجاى این کلاهبردارى است گفتند دزدى است گفتند دزدى هم نیست براى این که در خفا چیزى نبرده است آمده است نشسته است صورت غذا را گذاشته‌اند و غذا را خورده و گفته پول ندارم و چون موضوع حقوقى تلقى شده و رستوران‌چیها نمى‌رفتند براى 10 فرانک 20 فرانک 30 فرانک عرض حال بدهند دولت آمد براى این کار یک ماده به خصوص که اسمش (لپورتى دزآلیمان) ... یعنى ربودن پول غذا بود وضع کرد این را می‌خواستم عرض کنم که تطبیق عمل با مواد قانون خیلى مهم است بنده فکر کردم آقایان هم مى‌توانند به بنده کمک‏ کنند که با ارتشا و اختلاس و برداشتن اموال دولت به ضرر دولت تطبیق شود ولى بنده فکر می‌کنم که با ماده 238 قانون مجازات که کلاهبردارى است قابل تطبیق باشد (صحیح است) و رئیس بانک را باید کلاهبردار تشخیص بدهیم و به آن عنوان تعقیب کنیم‏.

کهبد - اجازه مى‌فرمایید.

نایب رئیس - آقاى کهبد دولت هم که با نظر شما موافق است‏.

کهبد - (جزئى توضیحى عرض می‌کنم) بفرمایید.

کهبد - بنده نهایت تشکر را دارم که نماینده محترم دولت جناب آقاى دکتر ملک‌اسمعیلى آنچه مطابق با حق بود اینجا فرمودند یعنى واقعاً آنچه که اتفاق افتاده بود تشریح کردند و توضیح دادند بنده فراموش نمی‌کنم یک روز هم جناب آقاى مهندس رضوى نایب رئیس محترم مجلس شوراى ملى که موقعى که بازرس دولت در بانک ملى بودند این تذکرات را دادند بنده هم از ایشان تشکر می‌کنم که آن موقع اقدام فرموده‌اند متأسفانه دولت‌هایى بودند که ترتیب اثر به این کارها نمی‌دادند ولى حالا دولتى هست که ترتیب اثر می‌دهد این بود که بنده این قضیه را تعقیب کردم و مخصوصاً از دولت جداً و مصراً تقاضا می‌کنم که کلیه اشخاصى که در این مورد عمل کرده‌اند مورد تعقیب جزایى قرار بگیرند آقا براى یک مرتبه شما اینها را پاى میز محکمه بکشید که اینها دیگر فکر نکنند که همین طور این کارها را می‌کنند و بدانند که یک روز کتاب و حسابى هست الان در یک مملکتى که براى ده لیره فلان محصل و فلان بیمار دچار زحمت است دو میلیون و دویست و پنجاه هزار لیره بدون آن که طرف بخواهد یا تقاضا کرده باشد یا تمنا کرده باشد ما بر می‌داریم می‌گوییم بفرمایند بعد هم مى‌گوییم این عمل صحیح بوده است بنده ثابت می‌کنم این قرارداد مالى که بین ایران و انگلستان بسته شده است صد در صد به نفع انگلیس‌ها بوده است (صحیح است) چرا آنها آمدند در یک ماده‌اش گفتند اگر فلان چیز می‌خواهید بخرید باید از ما بخرید اگر ما نداشتیم آن وقت بروید جاى دیگر بخرید پس نهایت استفاده این آقایان از این قرار داد (پارسا - اصلاً عقد این قرارداد خیانت بوده است) منتهى

+++

وضع دنیا طورى تصادف کرد که یک مرتبه انگلیس‌ها یک مقدارى ارز در مملکت‌شان بود که خواستند یک قدرى از ارزشان کم کنند و از این تصادف یک چیزى گیر ما مى‌آمد آن را هم متأسفانه رئیس بانک وقت نخواسته آن چیز جزیى عاید مملکت ما بشود بنابراین بنده از جناب آقاى معاون نخست‌وزیر و سایر آقایان وزرا تمنا می‌کنم اقدام بفرمایند براى گرفتن این حق از انگلستان از بانک انگلستان و بر علیه آنها اقامه دعوى کنند دوم آن که اشخاصى را که مرتکب این اعمال شده‌اند مورد تعقیب قرار بدهند.

5- سؤال آقاى دکتر بقایى راجع به پروانه برنج و معامله برنج با اندونزى و جواب آقاى وزیر اقتصاد ملى‏

نایب رئیس - سؤال آقاى دکتر بقایى مطرح است از آقاى وزیر اقتصاد

 (کهبد - سؤال بنده مقدم است)

دکتر بقایى - سؤال بنده گر چه تقریباً یک ماه و نیم قبل است متأسفانه مجلس فرصت نکرد که این را زودتر مطرح بکند سؤال بنده راجع به دو موضوع است یکى راجع به جریان صدور 50 هزار تن برنج و یکى راجع به جریان معامله برنج با اندونزى که به قرارى که شهرت دارد سوء‌استفاده‌هایى به ضرر حیثیت دولت و مملکت در این معامله صورت گرفته است راجع به جریان صدور 50 هزار تن برنج بنده اطلاع دقیقى نتوانستم کسب کنم و به همین جهت هم سؤال کردم فقط چیزى که بنده می‌دانم این است که در بازار این جوازهایى که راجع به برنج صادر شده بود مورد معامله و سوء‌استفاده عده‌اى قرار گرفته بود بعضى جواز گرفته‌اند و به اصطلاح آن جواز را از قرار کیلیویى یک ریال سى شاهى به دیگران فروخته‌اند ضمناً یک جریانى پیش آمد که تمام این 50 هزار تن برنج صادر نشده از مملکت می‌خواستم ببینم دولت چه ترتیبى براى این کار داده و چرا اقدامى نشده در موقعى که ما در مضیقه ارزى هستیم چرا باید این مقدار از مملکت صادر نشود اما راجع به جریان معامله با اندونزى اطلاعات بنده بیشتر است و خواهش می‌کنم جناب آقاى دکتر اخوى وزیر محترم اقتصاد یا اشتباهات بنده را تصحیح بفرمایند یا اطلاعات بنده را تصدیق بفرمایند و بگویند چه اقدامى شده است یا اگر جریان موضوع دیگرى بوده است به عرض مجلس شوراى ملى برسانند اطلاعاتى که بنده دارم از این قرار است که در مدتى قبل دولت اندونزى تقاضاى خرید مقدارى برنج داشت البته آقایان نمایندگان محترم توجه دارند که دولت اندونزى یک دولت مسلمانى است و ملت اندونزى مدت کوتاهى است که استقلال خودشان را به دست آورده‌اند و علاوه بر همکیشى که بین ملت ایران و ملت اندونزى هست یک سوابقى هم بین این دو ملت موجود بوده مخصوصاً یک روابط علمى ادبى، بیش از آنچه که معمولاً مى‌شود تصور کرد بین این دو ملت، یعنى از طرف ایران به اندونزى وجود داشته و از لحاظ موقعیت جغرافیایى و محصولاتى که ما داریم و ملت اندونزى دارد می‌توانیم از لحاظ اقتصادى کمک‌هاى بسیار ذی‌قیمتى به هم بکنیم به طورى که بنده اطلاع حاصل کردم وقتى که سفارت اندونزى در صدد بر مى‌آید که از اینجا یک برنجى صادر بکند البته اشخاصى واسطه مى‌شوند و یک تجارتخانه‌اى را به او معرفى می‌کنند و می‌گویند که این شخص معتبرى است و شما معامله‌تان را با این تجارتخانه انجام بدهید، تجارتخانه صاحبش شخصى به نام مقتدر شفیعا که بنده با او آشنایى ندارم و به طوری که شنیده‌ام آدم کلاهبردارى است و یک سوابقى هم در ایران و هم در خارجه داشته است (صحیح است) حتى در ممالک خارجه تعقیب شده است سفیر اندونزى مراجعه مى‌کند به بانک ملى و بانک ملى به او می‌گوید که این شخص معتبرى است در صورتى که باز طبق تحقیقاتى که بنده کردم این شخص در آن پرونده اعتبارى که در بانک ملى دارد کلاهبردارى‌ها و کارهایى که کرده در بانک ملى هم بوده است (صحیح است) معذلک از طرف بانک به سفیر اندونزى اطمینان داده مى‌شود که این آدم معتبرى است روى این اصل مى‌آیند و با این شخص قرارداد فروش و حمل مقدارى برنج را می‌دهند طبق قرارداد قرار بر این بوده است که وقتى که هر قسمت از برنج حمل شد از تهران به خرمشهر بارنامه‌اى که این تجارتخانه آقاى شفیعا ارائه مى‌دهد یک مقدارى پول طبق آن قرارداد باید سفارت اندونزى به این تجارتخانه بپردازد باز طبق اطلاعاتى که بنده حاصل کردم شریک آقاى شفیعا که متأسفانه یکى از همکاران سابق خودمان بوده یعنى آقاى سلمان اسدى یک بنگاه حمل و نقل درست می‌کنند روى کاغذ باسم نوراکسپرس یا توراکسپرس که البته وجود خارجی نداشته ولی بارنامه و نامه و مارک و اینها همه‌اش درست شده بوده (ناظرزاده - همان تور بهتر است) این تجارتخانه بارنامه صادر می‌کند که این برنج از طرف آقای مقتدر شفیعا به من رسید که حمل کنم به خرمشهر و این برنامه‌ها را می‌برند به سفارت اندونزی، و مبلغی در حدود یک میلیون یا یک میلیون و دویست هزار تومان پول می‌گیرند از سفیر اندونزی مدتی از این قضیه می‌گذرد و اینها می‌بینند که برنجی نرسیده و شروع می‌کنند به تعقیب قضیه و شروع به تعقیب که می‌کنند البته گویا کار می‌رود به دادگستری و مثل جریان همیشه این آقایان هر دوشان مجهول‌المکان می‌شوند مثل همه مجهول‌المکان‌های این مملکت. مثلاً آن اشخاصی که چهار میلیون دو میلیون یک میلیون هشتصد هزار تومان بدهی مالیاتی دارند این‌ها معمولاً مجهول‌المکان می‌شوند خوب یک کسی هم که بتواند یک کلاهبرداری از یک دولت خارجی بکند البته مجهول‌المکان می‌شود مجهول‌المکان می‌شوند و مدتی نمی‌توانند این‌ها را گیرشان بیاورند و بعد با نفوذهایی که دارند موضوع پرونده جریان اولیه‌اش را طی می‌کند و البته معلوم می‌شود که سوء‌تفاهم بوده است و احتیاجی به تعقیب ندارد و آن پرونده بسته می‌شود و بنده شنیدم مسافرت وزیر امور خارجه اندونزی به تهران راجع به این موضوع بود این را می‌خواهم که آقای وزیر اقتصاد توضیح بدهند که ارتباطی با این موضوع داشته یا نداشته است و اصولاً این جریان واقعیتش چه بوده است. یکی از آقایان به بنده یادداشتی نوشته‌اند که این شخص اول اسمش علی مقتدر بوده بعد که دیگر نمی‌توانسته در تحت این نام سوء‌استفاده کند اسم خودش را شفیعا گذاشته است. از این اطلاع متشکرم بعداً هم باز افتاده توی جریان و گویا به یک طریقی خواسته‌اند این را حل بکنند دیگر بقیه‌اش را بنده نمی‌دانم. البته جناب آقای وزیر اقتصاد توضیح خواهند فرمود اما مطلبی که بی‌نهایت مهم است و به این جهت بنده لازم دانستم که این موضوع را در مجلس مطرح بکنم این است که این معامله و این کلاهبرداری یک عمل دزدی اقتصادی ساده نبوده است و الا این قسم کلاهبرداری‌ها در مملکت ما خیلی می‌شود و لزومی هم ندارد که توی مجلس مطرح بشود چون به جایی نمی‌رسد ولی این مطلب با توجه به این نکته که اندونزی تازه استقلال پیدا کرده و دارای متاع‌هایی هست که مورد احتیاج ما هست و ما یک صادراتی داریم که به درد آن مملکت می‌خورد و طبعاً از لحاظ مملکتی و سوابق ما می‌توانیم که با این دولت و ملت خیلی به هم نزدیک بشویم و خیلی به درد هم بخوریم اولین معامله‌ای که آنها می‌کنند وقتی مواجه با یک همچو کلاهبرداری بشود این برای بنده اطمینان حاصل است که این یک کلاهبرداری عادی نبوده و جنبه سیاسی‌اش بر جنبه اقتصادیش می‌چربیده برای این که طبق اطلاعاتی که بنده دارم و تأییدش را از جناب آقای وزیر اقتصاد می‌خواهم اینها از این معامله در حدود کیلیویی 4 ریال استفاده می‌کردند یعنی اگر کلاهبرداری هم نمی‌کردند یک منافع کلانی می‌بردند چون به طوری که بنده شنیدم این برنج را این‌ها از قرار کیلویی یازده قران یا یازده قران و ده شاهی به دولت اندونزی قرارداد بستند و در حدود هفت ریال جمعاً از حیث خرید و کرایه حمل تا خرمشهر بیشتر تمام نمی‌شد یعنی در هر کیلو برنج این‌ها چهار ریال اقلاً منفعت داشتند که در تن می‌شود چهارصد تومان آن وقت چند هزار تن خودتان حساب کنید که اگر اینها معامله را شرافتمندانه هم انجام داده بودند از لحاظ مادی یک استفاده هنگفتی می‌بردند و این که نخواستند این کار را بکنندجزو همان نقشه تضییقات اقتصادی است که برای مملکت ما فراهم می‌کنند که صادرات ما را از بین ببرند و واردات ما را در مضیقه نگهدارند. این جز همان نقشه است و همین موضوع سبب شد که بنده این موضوع را در مجلس شورای ملی طرح کنم و می‌خواهم ببینم که در این قسمت چه اقداماتی شده است؟ کسانی که مسئول دادن اطلاعات غیر صحیح از طرف بانک ملی بودند و کسانی که برای اینها تسهیل فراهم کردند که بتوانند این کلاهبرداری سیاسی و اقتصادی را به این خوبی انجام بدهند آیا تحت تعقیب قرار گرفته‌اند یا مشاغل بهتر به آن‌ها واگذار شد یا تقدیر شدند یا تعقیب شدند می‌خواستم اینها را توضیح بدهند.

نایب رئیس - آقای دکتر اخوی

وزیر اقتصاد ملی - خیلی خوشوقتم که جناب آقای دکتر بقایی در این موضوع سؤالی فرمودند که فرصتی برای بنده پیش آید اساساً تاریخچه صادرات برنج را خدمت آقایان عرض کنم همان طوری که آقایان مستحضرند رل وزارت اقتصاد به منزله یک چراغی است در ساحل برای امور اقتصادی و مخصوصاً برای تشویق صادرات این مملکت یعنی ما باید پیش‌بینی بکنیم که صادرات و واردات و وضع اقتصادی و احتیاجاتی که ما داریم از خارجه و بایستی پیش‌بینی بشود باید قبل از وقت پیش‌بینی بکنیم که آیا بایستی چه تصمیماتی گرفته شود و وضع از چه قرار است بنده از آن روزی که افتخار خدمتگزاری را پیدا کردم سعی کردم که بهترین اطلاعات را در هئیت دولت به عرض برسانم و دولت به اکمال علاقه‌مندی این اطلاعات را پس از تحقیق مورد توجه قرار داد در قسمت برنج بنده توجه کردم که امسال در دنیا بازارش بسیار خوب است و این توجه را حالا بنده پیدا نکردم بر همه آقایان و همه اهل بازار ایران مشهود است که در سه چهار ماه پیش بنده این توجه را پیدا کردم بنده در آن موقع متوجه شدم که ژاپن در سال بیش از یک میلیون و نیم دو میلیون بر نفوس افزوده می‌شود و همچنین هندوستان بیش از دو میلیون در سال بر نفوسش افزوده می‌شود هند و چین دستخوش جنگ داخلی است همین طور کره و بنابراین محصول برنج دنیا هم از طرف دیگر دستخوش بعضی آفات شد و روی همین اصل بنده پیش‌بینی کردم که برنج ترقی خواهد کرد و خوشبختانه برنج کشور ایران هم امسال محصولش بسیار خوب بود در این صورت دولت در آن موقع دارای یک وضعیتی بود به این کیفیت که در شهریور ماه دلارهایی که دولت در دست داشت و از تجار تحصیل می‌کرد تمام شده بود از طرف دیگر برنج در آن موقع در بازار کیلویی شش ریال بود بر طبق اطلاعاتی که بنده دارم در رشت 6 ریال الی مافوق شش ریال و نیم بود ما فکر کردیم که به طور قطع بازار برنج امسال دچار کسر است و باید رو به ایران بیاورند و اگر برنج صدورش آزاد باشد تردید نیست که خاکه برنج و هر چه هم مادون خاکه برنج باشد صادر می‌کنند که آذوقه مملکت و مخصوصاً نواحی شمال

+++

خوراک روزشان به جاى نان برنج است از کشور صادر مى‌شود و می‌رود و به این دلیل قرار شد که امسال پروانه صادر بشود در عین حال که محصول کشور بسیار خوب بود اما چه جور باید پروانه صادر بشود در آن موقع هنوز قطع روابط با کشور انگلستان نشده بود بلکه یک ماه هم مانده بود در آن موقع براى آن که مبادا مضیقه اقتصادى پیدا بکنیم از همان موقع قرار شد که اساساً پروانه در مقابل دلار صادر بشود صادرات وضعش این است که اگر کسى بخواهد محصولى را صادر بکند فقط یک تعهد ارزى مى‌سپارد که در عرض 8 ماه و بلکه عملاً در ظرف دو سال ارز این محصول را به کشور برگرداند چون پیش‌بینى مى‌شد که محصول برنج و بازار برنج خوب است قرار بر این شد که اساساً براى برنج اعتبار باز شود یعنى وقتى برنج وارد کشتى شد پولش به مملکت برگردد بعد این مطلب پیش آمد یکى این پنجاه هزار تن برنج را پروانه بدهند اگر ملاک را مى‌گذاشتیم که هر کس می‌خواهد ببرد و وقتى 50 هزار تن پر شد بعد جلویش را بگیریم ممکن بود که بسیارى از مردم به این امید یک ضررهاى بزرگى متوجهشان بشود یعنى برنج را در راه در تهران یا در اراک یا در خرمشهر داشته باشند و جاى 50 هزار تن پر شده باشد در این صورت باعث ضرر آن اشخاص مى‌شد این بود که ملاک تشخیص را این طور قرار دادند که هر کس که اعتبار غیر قابل برگشت بیاورد به دلار هم باشد و قیمتش هم نسبت به سایرین بیشتر باشد او مقدم باشد یعنى اگر کسى 170 دلار داد و دیگرى 175 دلار اول آن 175 دلارى را بدهند بعد 170 دلارى را و از طرف دیگر براى این که واقعاً بی‌طرفى کامل حفظ شود پروانه صادر کردن را به یک کمیسیون محول کردند که اسم این سه نفر آقایان در دسترس آقایان خواهد بود و بعضى از آقایان محترم هم این آقایان را مى‌شناسند به راستى و درستى و پاکى (میر اشرافى - کى‌ها هستند؟) عرض کنم که یکى از این آقایان سپهبدى مدیر کل وزارتخانه است که سال‌ها است در وزارتخانه به حسن شهرت معروف هستند یکى آقاى تژه و یکى هم آقاى قاسم صور بود و بعداً هم که آقاى تژه به اختیار خودشان تقاعد درخواست کردند و متقاعد شدند به جاى ایشان آقاى عقیلى رئیس اداره مستشارى وزارتخانه انتخاب شد که او را هم غالب آقایان مى‌شناسند که یکى از کارمندان پاک نظر و صحیح‌العمل و درستکار است پس پروانه به دست عمر و زید نبوده که سوء‌استفاده کرده باشند پس از آن که کمیسیون تشکیل شد در اولین جلسه هر کس درخواست داشت درخواستش را تقدیم می‌کرد و به او پروانه داده مى‌شد در جلسه دوم کمیسیون عده‌اى پروانه‌هایشان در هفته قبل صحیح نبود و بعداً شرایط صدورشان را آنجا آوردند یعنى اعتبارشان را آوردند و قیمت‌شان درست تشخیص داده شد و بانک تصدیق کرد که این اعتبار آمده و به آنها هم داده شده همین طور تا چهار هفته 50 هزار تن پر شد. در این جریان قیمت برنج شروع کرد به ترقى کردن و علت ترقى برنج هم خود وزارت اقتصاد و خود دولت بود یعنى وزارت اقتصاد ملى با وسایل و وزارت کشور و وزارتخانه‌ها به مردم فهماندند که قیمت برنج امسال مثل سال قبل نیست و آمدند اشخاص در خود وزارتخانه و پیشنهادهاى بسیار شرم‌انگیز ولى در عین حال خیلى شهوت‌انگیز می‌دادند براى این که شما صرف‌نظر بکنید از پر و پا گاند میان مردم که لااقل شمالی‌ها ندانند که برنج چه قیمت است ولى ما صرف‌نظر نکردیم و به شهادت آقایان‏ نمایندگان گیلان در همان روز که آقایان تقاضاى پروانه کردند یا پروانه می‌خواست صادر بشود قبلاً به اهالى گیلان گفته شد که قیمت برنج این است به طوری که 6 ریال و پنج شاهى یا 6 ریال و نیم قیمت برنج به یازده ریال رسیده است اما این که چرا دولت اقدام نکرد به صدور برنج آقایان بایستى توجه داشته باشند که برنج یک متاعى بود که در سال‌هاى قبل جز کشور شمالى ما جز کشور همسایه شمالى ما جز کشورهاى سواحل خلیج فارس در جاهاى دیگر شناخته نبود و اگر هم شناخته بود یک قسمت بسیار کوچکى از واردات آنها را داشت ولى در سال جدید برنج ایران بایستى به بازار دنیا برود کشور ایران یک کشور دمکراسى است و البته دموکراسى در تحت رژیم اسلامى و بنابراین ابتکارات فردى محترم است ما دست آقایان بازرگانان را نمى‌خواهیم کوتاه کنیم در عین حال جناب آقاى دکتر بقایى توجهى دارند به این که عواملى هم در کار بوده است در این که برنج ایران را نگذارند صادر شود بنده تا اندازه‌اى این تذکرات‌شان را تأیید می‌کنم. اگر دولت ایران می‌خواستم یک مرتبه 50 هزار تن برنج صادر کند همان عوامل نمى‌گذاشتند که پنج هزار تنش هم صادر بشود ولى وقتی که از ژاپن از چین از فرمز از کشورهاى فیلیپین و اندونزى از اقصى نقاط براى خرید برنج آمدند یعنى نمایندگان ایرانى با آنها ارتباط داشتند تلگرافاتى کردند و برنج ایران را آنجا معرفى کردند شروع شد به آمدن و خریدن دو هزار تن دو هزار تن پنج هزار تن را البته یک دولت خارجى نمی‌تواند جلوگیرى بکند براى صدور ولى ده هزار تن و بیست هزار تن و سى هزار تن خودش یک مقدارى است که موجب مى‌شود که نکثى در این کار پیدا بشود (میر اشرافى - ممکن است اشخاصى را که پروانه گرفته‌اند بفرمایید کی‌ها هستند؟) آقایان ممکن است تشریف بیاورند در وزارتخانه تمام پرونده‌هاى فرد فرد صادر‌کنندگان برنج در اختیار آقایان خواهد بود. بنده استدعا می‌کنم تشریف‌فرما بشوند و تمام اینها را ملاحظه بفرمایند و اگر هر آن کوچکترین جریان سویى در این قضیه ملاحظه فرمودند به بنده تذکر بدهند تا بنده خودم تعقیب بکنم یا خود آقایان تعقیب بفرمایند (میر اشرافى - ‌آقاى مهندس رضوى آن روز تذکر دادند که بعضى از آنها بازرگان نبودند) بنده عرض کردم که ملاک دادن پروانه داشتن یک اعتبار غیرقابل برگشت از یک کشور خارجى بود. ما در اول کار که پروانه دادیم فقط کارمان در این بود که ببینیم کى دلار آورده و بانک تصدیق بکند که این دلار صحیح است و کى قیمتش از همه بالاتر است و به او بدهیم. بعداً البته بر افراد مردم کم کم  واضح شد که برنج هر تنى در حدود دو هزار سه هزار دلار درآمد دارد و این بود که عده اشخاصى به فکر افتادند که پروانه برنج بگیرند. از تاریخى که به دادن پروانه شروع شد تا تاریخ دو هفته قبل که بنده سؤال جناب آقاى دکتر بقایى را حاضر کرده بودم چهار صد و شصت و هشت هزار تن درخواست پروانه شده بود. ملاحظه بفرمایید 468000 تن درخواست پروانه و پنجاه هزار تن پروانه و هر هزار تن دو میلیون الى سه میلیون ریال استفاده تولید عدم رضایت می‌کند صد و بیست نفر درخواست دادند آن هم از چه اشخاصى؟ اشخاصى که تمام شغل‌شان ماشین و موتور شرکت‌هاى صنعتى و فنى شرکت پشم و پوست و پنبه شرکت لباس اینها آمدند و درخواست صدور برنج کردند البته تصدیق مى‌فرمایید که دنبال هر هزار تن دو میلیون سه میلیون ریال استفاده فقط یک درخواست کننده یا صادرکننده نیست تمام دو میلیون سه میلیون ریال را یک درخواست کننده نمى‌تواند بخرد و معلوم است که ناراضى ایجاد مى‌شود و وقتى ناراضى ایجاد شد اشخاص با نفوذى هم که مى‌خواهند به یک عده‌اى کمک بشود و آنها پروانه بگیرند آنها هم ناراضى مى‌شوند (صحیح است) (میر اشرافى - اسم آن اشخاص با نفوذى را که فرمودید بفرمایید) همه این‌ها را تشریف بیاورید به وزارتخانه در پرونده هست خدمتتان عرض مى‌کنم بنابراین اگر ما می‌خواستیم به همه آقایان پروانه بدهیم که غیرممکن بود و اگر می‌خواستیم رعایت بعضى را نکنیم ظلم می‌شد در عین حال مى‌خواستیم رعایت ارز دولت را هم بکنیم که هر کس بیشتر قیمت آورده باشد به آنها بدهیم این بود که فکر کردیم که دست یک کمیسیونى بدهیم که نه به دست بنده باشد نه به دست یک عضو کوچک یا به دست یک عضو بزرگ هر یک از آقایان نمایندگان هم به شخصیت این آقایان و یا به درستى و امانت آقایان اعتراضى داشته باشند بنده حاضرم و در اختیار آقایان هستم و اما این که تا به حال چه مقدار برنج از این پنجاه هزار تن صادر شده است خدمت آقایان عرض مى‌کنم که بیش از 30 هزار تن از این برنج صادر شده است و در حدود شش میلیون ریال ارزش وارد این مملکت شده و اگر این 6 میلیون دلار وارد نشده بود امروز دلار شاید از 9 تومان هم بالاتر بود از ده تومان هم بالاتر بود و عده‌اى هم انتظار داشتند که برسد به این مقدار خوشبختانه در اثر فضل خداوند و کوششى که دولت می‌کند هنوز نتوانسته‌اند موفق شوند و اما قسمت مازاد پنجاه هزار تن اکنون که تمام بازارهاى دنیا برنج ایران را شناخته‌اند و اکنون که ما با تمام قوا سعى کردیم یعنى به اداره گمرک و گارد مسلح نوشتیم که از صدور برنج‌هاى قاچاق و از صدور برنج‌هایى که برخلاف نمونه است یعنى برخلاف مشخصاتى است که در اختیار گذاشته‌اند جلوگیرى کنند معذلک متأسفانه جنس بشر می‌تواند براى جلب نفع خودش یک خلافکاری‌هایى هم بکند و بالنتیجه برنج ایران در دنیا خفیف شود و سال آینده و سال‌هاى بعد بازارى نداشته باشیم روى این اصل دولت تصمیم گرفتن که بعد از پنجاه هزار تن دیگر مطلقاً پروانه ندهد و خود دولت صادر کند براى این که اولاً این‏ نفع سرشارى که هست خود دولت هم درش شرکت کند (خلخالى - از اول چرا تصمیم نگرفت) از اول کسى توجه نداشت که بازار به این ترتیب باشد (خلخالى - سرکار که از اول توجه داشتید؟) بنده کاملاً توجه داشتم ولى مشکل خودم را عرض کردم مشکل این بود که ممکن نبود دولت بتواند 50 هزار تن برنج را به خارج برساند (مهندس غروى - براى دولت میسر نبود که این مقدار برنج تهیه کند) و مشکل دیگر این که دولت‌هاى خارجى در کمین بوده و هستند که نگذارند این عمل بشود (معتمددماوندى - یک مشکلش هم کمى پول بوده است) و اما فقط از پروانه‌اى که داده شده بود چهارده هزار تن پروانه برنج اندونزى باقى مانده است که بنده در عین این که جواب جناب آقاى دکتر را در این قسمت می‌دهم توضیح این چهارده هزار تن را هم خدمت آقایان عرض می‌کنم در قسمت اندونزى مقدمات عرایض بنده را جناب آقاى دکتر بقایى فرمودند و توضیح واقعه را دادند بنده توضیحى که می‌دهم این است که دولت در آن موقع به هیچ‌وجه دخالتى در امر برنج اندونزى نداشت یعنى دولت اندونزى در ماه مرداد هفده هزار و پانصد تن برنج از یک نفر تاجر ایرانى که اسم بردند خریده بود و شرط کرده بود که اگر برنجى از شمال حمل کند و بارنامه حمل برنج و بیمه‌نامه برنج ارائه شود بتواند نصف پولش را بگیرد در شهریور ماه گذشته یک روز وزیر مختار اندونزى در دفتر بنده حاضر شدند و خیلى هم نگران و اظهار کردند که این شخص با ارائه دو تصدیق که به نظر ایشان هم تصدیق

+++

خلاف واقع بود آمده است و یک میلیون و دویست هزار تومان یعنى یکصد و نود هزار دلار گرفته است و از بنده درخواست مى‌کردند که چون این شخص 2 مرتبه آمده است و تصدیق بیمه دیگرى از همان شرکت آورده است (دکتر بقایى - از کدام شرکت؟) از همان شرکتى که فرمودید از شرکت نوراکسپرس مبنى بر این که شش هزار تن دیگر حمل شده است و نصف پول این شش هزار تن را درخواست دارد که بهشان بپردازیم و این مبلغ بیش از پانصد هزار دلار است و چون مدتى از تاریخ نامه اولى گذشته و طبق تحقیقات برنجى به جنوب حمل نگردیده این قسمت به نظر من یک قدرى مظنون شدم و وقتى تحقیق کردم معلوم شد آن دو هزار و پانصد تن قبلى را هم که پولش را از ما گرفته‌اند به خرمشهر نرسیده است و از بنده خواستند که ما فروشنده را تعقیب کنیم بنده بلافاصله فروشنده را خواستم در دفتر خودم و توضیحاتى ازشان خواستم ایشان تقریباً و تلویحاً تصدیق کردند که این برنج هنوز به خرمشهر نرسیده و گفتند علت این که ما این پول را گرفته‌ایم براى این بوده است که پول نداشتیم برنج بخریم و این پول را گرفتیم و برنج خریدیم و حمل می‌کنیم بنده عواقب وخیم و امکان تعقیبات قضایى این کار را در صورت عدم انجام تعهد به نظر ایشان رسانیدم (دکتر بقایى - به نظر کى؟) به نظر همان آقاى فروشنده چون ما هنوز دلیل جرمى نداشتیم براى این که ایشان مى‌گفتند که برنج در راه است و به ما تأمین داد که تا یک هفته الى ده روز دیگر این برنج به خرمشهر خواهد رسید و شما صبر کنید بنده بهشان گفتم که اینجا حیثیت یک کشورى در خطر است و اگر شما به تعهد خود عمل نکنید ما تعقیب می‌کنیم ایشان رفتند و پس از مدتى که گذشت آقاى وزیر مختار اندونزى مراجعه کرد و تأیید کرد که برنج به هیچ‌وجه به خرمشهر نرسیده است و بنده درخواست تعقیب دارم و در این موقع بود که خود وزیر مختار هم از مجراى وزارتخانه موضوع را تعقیب کرده بود و در هیئت دولت مطرح گردید وزارت دادگسترى مأمور شد که باشد نحو قضیه را تعقیب کند وکیلى هم از وزارت دادگسترى انتخاب شد در این موقع جناب آقاى دکتر ملک‌اسمعیلى معاون وزارت دادگسترى بودند که یکى از وکلاى درجه یک دادگسترى را معرفى کردند که آقاى ارسلان خلعت‌برى بود که ایشان به عللى قبول نکرد شخص دوم آقاى سرشار قبول کردند و دنبال قضیه رفتند قضیه در دادگسترى تعقیب شد ولى باید از اول بنده خدمت آقایان عرض بکنم که جریان برنج اندونزى یک جریان عادى نداشت یعنى یک شاکى عادى نبود که الى آخر جداً قضیه را تعقیب بکنند و در حقیقت دولت را در حالت بى‌تکلیف گذاشته بود به این دلیل که ایشان پس از این که تعقیب کردند یک روزى قبل از این که جریان به اینجا برسد باید عرض بکنم که من باب احتیاج خود بنده یک روز در ضمن همین جریان تعقیب وزیر مختار اندونزى را به دفتر خواهش کردم تشریف آوردند و به ایشان تذکر دادم که در عین این که دولت ایران به هیچ‌وجه دخالتى در این معامله نداشته و شما معامله شخصى کرده‌اید ولى از نظر حفظ حیثیت و همان جریانى که آقاى دکتر بقایى فرمودند دولت ایران حاضر است که تمام آن برنجى را که شما خریده‌اید در بندر خرمشهر تسلیم شما بکند ایشان تذکر دادند که من مراتب را به دولت خودم اطلاع مى‌دهم و بعد نتیجه را عرض مى‌کنم بعد از چند روز دیگر به بنده تلفن کردند که من نتیجه را به دولت خود اطلاع دادم و دولت اندونزى به من جواب داده است که احتیاجات خودش را از جاى دیگر تأمین کرده است بنابراین ایشان به من این طور فهماندند که دیگر ما احتیاجى به برنج ایران نداریم قضیه در تحت تعقیب دادگسترى بود این شخص فرار کرد و رفت به رشت و دنبالش مأمورین بودند بعد برگشت به تهران باز دنبالش مأمورین بودند در این جریان آقاى وزیر مختار اندونزى تشریف آوردند و چنین اظهارکردن که چون یک هزار تن از این برنج در مقابل پولى که به شفیعا پرداخت شده‏ و حاضر به حمل است پروانه آن صادر گردد و پروانه شش هزار و پانصد تن دیگر هم بعداً درخواست مى‌شود که صادر گردد روى این درخواست ایشان فوراً دستور داده شد که پروانه یک هزار تن برنجى را که خودشان تصدیق کردند که در اختیار دارند صادر شود در نامه‌هاشان همچنین تذکر دادند که طبق اطلاع گمرک ششصد و چهل تن از این برنج تحویل شده است که در خرمشهر حاضر است بلافاصله بعد از آن یک روزى مراجعه کردند که پروانه شش هزار و پانصد تن را به نام دیگرى صادر کنند در اینجا بنده قدرى مظنون شدم چطور است نماینده یک دولتى یک روز آمده است و به بنده گفته است که این شخص را تعقیب کنید فرداى آن روز آمده است و ما به او می‌گوییم که همه برنج مورد احتیاج شما را حاضریم در خرمشهر تسلیم کنیم به بنده می‌گوید احتیاجى به برنج شما نداریم و بعد آمده است گفته است هزار تن هم تحویل شده است و حالا آمده‌اند و برخلاف آن اظهاراتى که مى‌فرموده‌اند درخواست پروانه شش هزار و پانصد تن دیگر می‌کنند آن هم براى خودشان خیر براى یک شرکت دیگر در این ضمن چند روزى نگذشت که ایشان یک نامه رسمى دیگرى نوشتند و این مرتبه به جاى شش هزار و پانصد تن و هفت هزار و پانصد تن درخواست پروانه 14 هزار تن کردند باز هم براى یک کمپانى براى یک شرکت دیگرى که بنده وقتى از بانک اعتبار این شرکت را خواستم سرمایه این شرکت فقط دویست هزار تومان بود آن هم به ریال اعتبارى هم در بانک ندارد فقط صد و پنجاه هزار تومان اعتبار با ضمانت شخص دیگرى گرفته شده است نه به اعتبار آن تجارتخانه کار این شرکت عبارت است از مقاطعه کارى و براى یک چنین شرکتى درخواست پروانه مقدار برنجى شده بود که در حقیقت یکصد و بیست میلیون ریال سرمایه لازم داشت که بتواند این چهارده هزار تن برنج را صادر کنند و حال آن که سرمایه این شخص فقط دویست هزار تومان یعنى دو میلیون ریال بود ممکن است این توهم برود که ما چکار داریم به این کار اعتبارى باز شده و باید داد ولى براى آن شخص قبلى هم اعتبار باز شده بود براى مقتدر شفیعا هم اعتبار غیرقابل برگشت باز شده بود و این گرفتارى را براى دولت ایران و براى ملت ایران و براى حسن مناسبات اقتصادى دو کشور ایجاد کرد گو این که دولت ایران دخالتى نداشت ولى این جریان نامطلوب یک اندازه‌اى موجب شد که دولت در این باب تأمل بکند بنده فوراً تمام مراتب را به عرض رسانیدم در خلال همین احوال آقاى وزیر مختار شرحى نوشتند به آقاى بازپرس دادگسترى بنده این شرح را خدمت آقایان محترم می‌خوانم.

آقاى بازپرس شعبه 4 دادسراى شهرستان تهران

آقاى محترم نظر به این که اخیراً شرکت سیمین مقیم خیابان رازى قراردادى با سفارت اندونزى منعقد نموده که یک هزار تن برنج آقاى على مقتدر شفیعا دریافت نموده است بدهد و همچنین سفارت هم به نوبه خود مقدار 7500 تن برنج طى قرارداد از شرکت مزبور به قیمت 190 دلار هر تن خریدارى نموده چون شرکت نامبرده میزان مورد تعهد قسمت اول قرارداد را بابت وجوه دریافتى آقاى شفیعا تحویل نماینده این سفارتخانه نموده است که موجبى براى تعقیب على مقتدر شفیعا و سلمان اسدى باقى نخواهد ماند مقتضى است مقرر فرمایید متعرض اشخاص مزبور نشوند زیرا نسبت به آنان تعقیبى نداشته و از شکایت خود صرف‌نظر مى‌نمایم و ضمناً تأیید مى‌نمایم که به هیچ‌وجه این سفارت و وزارت اقتصاد ملى اندونزى و شخص اینجانب به آقایان نامبرده گفتگو و محاسبه ندارد و کلیه تعهدات و قراردادهاى منعقده بین طرفین از درجه اعتبار ساقط است.

وزیر مختار اندونزى

با نوشتن این نامه به بازپرس دادگسترى دولت دیگر هیچ گونه تعقیبى نداشت و در پیرو همین نامه بود که آقاى وزیر مختار اندونزى درخواست چهارده هزار تن پروانه مى‌کرد در مقابل شش هزار و پانصد تن و البته ما که باید منافع دولت را در نظر بگیریم و منافع کشور را در نظر داشته باشیم این جریان نامطلوب را مشاهده کردم به وزارت خارجه همین شرح را نوشتم در هیئت دولت هم مطرح شد و قرار شد که وزارت خارجه مستقیماً مراتب را به دولت اندونزى از ابتدا تا انتها خبر بدهد مبادا همان طورى که جناب آقاى دکتر تذکر دادند در مناسبات حسنه‌اى که بین دو کشور موجود است وقایعى رخ بدهد سبب شود از ما رنجشى حاصل شود گو این که بنده صریحاً عرض می‌کنم که به کرات به جناب آقاى وزیر مختار اندونزى تذکر دادم که دولت ایران حاضر است برنج شما را تمام و کمال در خرمشهر تحویل شما دهد اما مسافرت آقاى وزیر امور خارجه اندونزى تا آن حدودى که بنده اطلاع دارم خیال می‌کنم ارتباطى با این قضیه نداشت چون اگر ارتباطى با این قضیه داشت بنده مطلع می‌شدم و اما این که آقایان فرمودند که بعضى پروانه‌ها به بعضى از تجار عرب و یهودى داده شده است ناچارم حضور آقایان عرض کنم که کشور ایران کشورى است آزاد و بنده بایستى تذکراً عرض کنم که ما جز رعایت مقررات هیچ راه دیگرى نداشتیم اگر یک تاجرى باشد که داراى سرمایه باشد و هر تنى دویست دلار ارز به مملکت ما بیاورد و بخواهد برنج ما را ببرد ما نمى‌توانیم مانع بشویم البته پرونده‌ها حاکى از این قسمت هست و بنده هم عرض می‌کنم که هر کدام از آقایان میل دارند ممکن است تشریف بیاورند پرونده‌ها را مشاهده بفرمایند چنانچه اشخاصى باشند که برخلاف مقررات عملى انجام داده باشند به نحو اشد مورد تعقیب قرار خواهند گرفت و در عین حال تأیید می‌کنم که تا این تاریخ هیچ گونه خلاف رویه‌اى نشده و اما در یکى از روزها یکى از نمایندگان محترم در این جا تذکرى فرمودند که یک قسمتش راجع به همین قسمت برنج بوده که البته ایشان با کمال حسن نیت فرمودند و بنده کمال استقبال را می‌کنم که آقایان همیشه لطف فرموده و مسائل را سؤال بفرمایند که ما نیز بتوانیم حقایق را در معرض افکار نمایندگان محترم و ملت ایران بگذاریم یک تذکرى خواستم بنده در خاتمه عرض بکنم و آن این است که فرمودند اینجا ما خوب‌ترین قوانین و مفیدترین وسائل را در اختیار دولت فعلى گذارده‌ایم و بایستى دولت اصلاحاتى را در اسرع وقت بکند البته در عین این که بنده تصدیق می‌کنم که آقایان همه اظهار لطف فرموده‌اند بایستى عرض بکنم که اصلاحات اقتصادى قضیه اعجاز نیست کشورى که 20 سال یا شاید به قول بعضى از آقایان صد سال راه انحطاط اقتصادى و خرابى و زوال را پیموده و همه جور عوامل فساد درش رخنه داشته با یک تصمیم و یک قانون و یا یک اظهارنامه و اعلامیه قابل این نیست که اصلاح بشود بنده دو مثال خدمت آقایان عرض می‌کنم در سال 1930 یک بحران عظیمى در امریکا در گرفت و تا

+++

1933 طول کشید کار به جایى رسید (بنده این را از روى سند عرض می‌کنم) با این که در سینما نسیه معمول نیست ولى سینماها حاضر مى‌شدند به نسیه مشترى بپذیرند که وقتى اوضاع خوب شد بیایند و پولشان را بدهند وضع آمریکا در آن موقع از این قرار بود روزولت رئیس جمهور آمریکا قوانین بسیار مفیدى وضع کرد ولى آن قوانین در پشت سرش میلیاردها دلار امریکایى هم سرمایه بود و تازه آن قوانین و مقررات در 1939 شروع کرد به نتیجه دادن من جمله در میسى سى پى بود که جنگل کارى کردند و البته جنگل‌هایش تازه به دست آمده کشور همسایه شمالى ما از 1930 به بعد شروع کرد به اصلاحات اقتصادى و با گذاردن تمام سرمایه مادى از اشیاى ذى‌قیمت موزه‌ها از پشتوانه و طلا گرفته چیزهاى دیگر اینها را همه تبدیل کردند به کارخانه‌هاى سنگین ولى در سال‌هاى 1930 / 32 / 35 / 39 نتیجه نداد و در سال‌هاى بعد نتیجه داد قانون در عمل البته صبر و حوصله مى‌خواهد بنده بسیار ناچیز هستم و ادعایى ندارم و هیچ وقت هم داعیه وزارت نداشتم شاید بعضى از رفقاى بنده باشند که در دو سه کابینه قبل از جناب آقاى دکتر به بنده پیشنهاد وزارت کرده بودند ولى بنده قبول نکردم و حالا هم در حقیقت اگر خدمت را هم قبول کردم براى این بود که ثابت بکنم که به وطن خود علاقه‌مندم و از روزى همه که آمده‌ام در بستر بیمارى بوده‌ام ولى البته در همان موقع هم مشغول خدمت بوده‌ام در آغاز سخن عرض کردم که وزارت اقتصاد چراغى است براى راهنمایى کشتى اقتصاد کشور بنده وقتی که در وزارت اقتصاد آمدم به شهادت صورت مجلس‌ها درب‌هاى چند چیز پیش‌بینى‌هایی کردم که در دو سه مثال خدمتتان عرض می‌کنم در شهریور ماه قیمت شکر در بازار دنیا 150 دلار بود بنده پیش‌بینى تنزل قیمت شکر را کردم وظیفه بنده بود داعیه‌اى هم ندارم در آبان ماه 130 دلار و 128 دلار شد بنده باز هم پیش‌بینى کردم که تنزل خواهد کرد در بهمن ماه یعنى امروز 115 دلار است یعنى هر تن 30 دلار تنزل کرده (کهبد - به شرطی که وزارت دارایى به 140 دلار نخرد) وزارت دارایى نخواهد خرید به همین دلیل که دلارهایى که بنا بود صرف خرید شکر بشود خود وزارت دارایى تحویل گرفت و خودش الان 115 دلار مى‌خرد قیمت هر تن جو در آبان 30 لیره بود در دی ماه بنده پیش‌بینى کردم که تنزل خواهد کرد و به جناب آقاى وزیر دارایى گفتم و ایشان شاهدند که گفتم قیمت جو در حال تنزل است و بایستى کارى کرد که جوهاى دولت زودتر به فروش برسد در دی ماه هر تن 28 لیره بود در بهمن 26 لیره شد و اما قیمت برنج در موقعى که مقتدر شفیعا برنج افروخته بود تنى 150 دلار بود در شهریور ماه برنج‏ تنى 150 دلار بود بنده پیش‌بینى کردم ترقى می‌کند در مهر ماه 170 دلار بود در آبان 175 دلار بود و امروز بین 190 و 195 دلار قیمت برنج است ما وظیفه‌مان راهنمایى دولت است و با کمال صداقت وظیفه‌مان را انجام می‌دهیم و دولت هم اشهد بالله بایستى تصدیق کنیم که آنچه گفته می‌شود با کمال حسن نیت انجام می‌دهد متأسفانه وقت لازم دارد که اینها به ثمر برسد که در نتیجه مملکت هم بتواند استفاده کند اما راجع به منفعت سرشارى که راجع به برنج اینجا گفته شد بنده مواظب این قسمت هم بودم تمام اشخاصى که پروانه برنج گرفته‌اند اسمشان را به وزارت دارایى براى گرفتن مالیات بر درآمد تقدیم کرده‌ام که اینها را تعقیب کنند و از این میلیون‌ها منفعت سرشار یک منفعتى هم به دولت ایران برسد.

نایب رئیس - آقاى دکتر بقایى‏

دکتر بقایى - از توضیحات آقاى دکتر اخوى در قسمت اول راجع به صدور جواز خیلى خوشوقتم همین طور در قسمت دوم معلوم مى‌شود اطلاعاتى که بنده عرض کردم صحیح بود نهایت چند نکته بود که ایشان مسکوت گذاشتند یکى موضوع بانک بود که ایشان مسکوت گذاشتند بنده سؤال کردم که چه تعقیبى از طرف دولت به عمل آمد وقتى بانک ملى که مورد اعتماد داخله و خارجه هست و باید باشدیک اطلاع غیرصحیحى به یک سفارت خارجى می‌دهد و یک تاجر ورشکسته و متقلبى را یک آدم معتبر معرفى می‌کند (کهبد - بانک ملى نکرده است) سفیر اندونزى خودش کسى را نمى‌شناخته یک اشخاصى بوده‌اند که معرفى کرده‌اند چون معمولاً هر کس که می‌خواهد معامله بکند به بانک مراجعه می‌کند و می‌گوید که آقا این اعتبارش چقدر است (کهبد - آقاى دکتر بقایى مسلم بدانید که بانک ملى یک چنین اطلاعى به کسى نمى‌دهد) چرا آقا دلیلش هم همین است که آقاى وزیر اقتصاد ملى این موضوع را مسکوت گذاشتند اما یک مطلب دیگرى که ایشان فرمودند که دولت در موقعى که سفارت اندونزى این معامله را کرده بود دخالتى نداشت بنده این موضوع را تا اندازه‌اى می‌توانم قبول کنم خیلى خوب یک سفارت خارجى یک معامله‌اى کرده اصولاً دولت باید اینها را اطلاع داشته باشد ولى خوب دخالتى نداشته اما بعد چرا قضیه را تعقیب نکردند به صرف این که بیایند شکایت‌شان را پس بگیرند بنده گمان نمى‌کنم که نه شکایت ملت اندونزى و نه شکایت ملت ایران از این قضیه پس گرفته شده است چون به طور مسلم یک جریان سیاسى بوده یک جریان سیاسى بوده براى این که وقتى یک همچو عملى اتفاق افتاد دیگر اعتماد نکنند دولت و ملت اندونزى که معامله‌اى با ما بکنند و به طور مسلم جاى تردیدى نیست که دست انگلستان در این کار بوده است وقتى که آنها یکى از دست پروردگان خودشان را وارد به یک عملى می‌کنند البته چون مردمان کریمى هستند بعداً هم حفظ‌شان می‌کنند ممکن نیست انگلیس‌ها بگذارند یک کسى مثل سلمان اسدى یا مقتدر شفیعا یک مو از سرشان کم بشود مسلم است این براى بنده جاى تردید نیست ولى می‌گویم دولت وظیفه‌دار بود به جاى خیلى کارهایى که به نظرش مهم است مراقبت کند تمام کسانى که در این کار دست داشته‌اند به مجازات برساند ولى منتها کارى که از طرف دولت شد این بود که این موضوع به کلى رویش سرپوش گذاشته شد بنده این موضوع را می‌خواستم ببینم که راجع به تعقیب اینها چرا اقدامات اساسى نکردند چرا توى روزنامه‌ها معرفى نکردند چون جنبه سیاسى و عمومى این قضیه کاملاً به جنبه اقتصادیش مى‌چربد یعنى جنبه اقتصادیش در مقابل جنبه سیاسیش هیچ است یک ملتى که آمده اول دفعه با ما معامله‌اى کند و کلاه سرش می‌رود خوب این دیگر معامله نمی‌کند موضوع دیگرى که می‌خواستم عرض کنم و سؤال کنم این است که دولت در این جور موارد با این دستگاه‌هاى عریض و طویل اداره معاملات خارجى و داخلى و اقتصاد و فلان چرا خودش اقدام به فروش یک چنین جنسى نکرده است بعداً هم چه مانعى داشت که دولت به یک قیمت نازلترى به فروشد این امر از لحاظ وضع سیاسى و اقتصادى مملکت مؤثر بود.

نایب رئیس - آقاى وزیر اقتصاد ملى.

وزیر اقتصاد ملى - بنده فراموش کردم که عرض کنم که تعقیب متهمین به هیچ‌وجه موقوف نشده است (خلخالى - فرمودید که تعقیب نشده است) خیر دولت با تمام قوا مشغول است منتهى در اثر این نامه‌اى که رسید ما به یک بلاتکلیفى در اصل موضوع برخوردیم که از یک طرف وزیر مختارى می‌آید و درخواست تعقیب می‌کند و از طرفى آمد درخواست پروانه کرد و از طرفى آمد درخواست عدم تعقیب کرد ولى جرم عمومى وقتى شکایت هم پس گرفته شود با استرداد شکایت شاکى خصوصى از بین نمی‌رود و ما مشغول تعقیب هستیم و از اینها تأمین هم گرفته‌ایم و نتیجه را بعداً خدمت آقایان عرض می‌کنم.

نایب رئیس - اگر آقایان اجازه بفرمایند یک ربع ساعت تنفس بدهیم بعد دنباله سؤالات تعقیب شود.

(یک ربع بعد از ظهر جلسه به عنوان تنفس تعطیل و نیم ساعت بعد از ظهر مجدداً تشکیل گردید)

6- اعلام تقاضاى کمیسیون خاص دایر به یک ماه تمدید جهت رسیدگى به لایحه ازدیاد سهم کشاورزان و موافقت با آن

نایب رئیس - قبل از این که به تعقیب سؤالات بپردازیم به اطلاع آقایان محترم باید برسانم که کمیسیون خاص یعنى کمیسیونى که مأمور رسیدگى به لایحه افزایش سهم کشاورزان بوده است شرحى نوشته است و تذکر داده است براى این که لایحه مفصل است احتیاج به یک ماه تمدید دارد بنده نظرم این است که اگر آقایان موافقت می‌کنند یک ماه مدتش تمدید شود.

جمعى از نمایندگان - صحیح است اشکالى ندارد.

7- تقدیم لایحه برنامه پنج ساله راهسازى به وسیله آقاى وزیر راه

نایب رئیس - آقاى وزیر راه فرمایشى دارید بفرمایید.

وزیر راه (مهندس رجبى) - نظر به این که طرز تقسیم و مصرف اعتبارات راهسازى در سال‌هاى اخیر بر طبق برنامه صحیح و منظمى نبوده و وجوهى که جهت مصارف مزبور اختصاص داده مى‌شده براى کارهاى متعدد تقسیم مى‌گردیده و بر اثر عدم تکافو احتیاجات واقعى کارگاه‌ها موجبات خرابى راه‌ها و شکایت مردم را فراهم مى‌ساخته است براى آن که تقسیم و مصرف اعتبارات بر طبق اصول صحیح و برنامه ثابتى قرار بگیرد لایحه قانونى برنامه پنج ساله راهسازى در تاریخ 28 مهر ماه 1331 با استفاده از قانون اعطاى اختیارات مصوب بیستم مرداد ماه 1331 به شرح ذیل وضع شده که لایحه آن را به استحضار آقایان نمایندگان محترم مى‌رساند و استدعاى تصویب آن را دارد.

8- سؤال آقاى دکتر فقیهى راجع به وضع ورود و قیمت و توزیع داروها و جواب آقاى وزیر بهدارى‏

نایب رئیس - آقاى دکتر فقیهى سؤال جنابعالى از وزیر بهدارى مطرح است بفرمایید.

دکتر فقیهى‌شیرازى - چون آقایان نمایندگان محترم خسته هستند بنده سعى می‌کنم عرایض خودم را مختصر کنم تا بیشتر خسته نشوند.

سؤال بنده راجع به طرز توزیع و تقسیم داروها براى بهدارى شهرستان‌ها است که همه آقایان گرفتار هستند و همچنین کیفیت وارد شدن دارو است به کشور چندى قبل هم حضور آقایان عرض کردم متجاوز از 2500 نوع دارو از کشورهاى بیگانه مخصوصاً در این اواخر یعنى بعد از جنگ بین‌المللى دوم از کشور امریکا و انگلستان به اسامى مختلفه تحت عنوان اسپسیالیته و داروهاى اختصاصى وارد شدن دوا به جایى رسید که کلیه کشورهاى خارجى هوس کردند دوا به ایران بفرستند حتى

+++

فلسطین و امروز وضع داروهاى اختصاصى به این کیفیت است که عرض می‌کنم و از نظر آزمایش و تجربه و امتحان هم عیبى ندارد که هر کدام از آقایان که میل داشته باشند به این آزمایشى که عرض می‌کنم اقدام فرمایند عمده فروش‌هاى دوا در خیابان ناصریه هستند که هر کدام یک دکه کوچک و مختصرى را در دست خودشان دارند متجاوز از صد قلم داروهاى غیرمؤثر گمنام غیرمعروف توى آن دکه جمع کرده‌اند که حتى آن دکه پهلویش و همسایه مجاورش از این نوع دارو ندارد ولى آن دیگرى چهل و پنجاه قلم دیگر دارد این که عرض کردم 2500 نوع داروى اسپسیالیته از همین نظر است نه این که آقایان تصور کنند که داروخانه‌هاى معروف شهر واقعاً این 2500 قسم اسپسیالیته را داشته باشند داروهاى معروف که واقعاً مؤثر است بیش از 500 قلم نمى‌شود ولى از این 500 قلم که گذشت بقیه‌اش تحت عنوان رکلام و تبلیغات و پروپاگاند گمراه کننده مقادیر زیادى در سال دلار و لیره و ارز از این کشور خارج می‌کنند این داروها وارد مى‌شود و ارز مملکت خارج مى‌شود در حدود 400 الى 500 قلم دوایش دارویى است که معروف است و مورد توجه همه آقایان اطبا است بقیه این دواها به صرف تبلیغات گمراه کننده‌اى که در جراید مى‌شود و حتى در رادیو البته نه جراید و نه رادیو تقصیر دارند براى این که تخصص ندارند این کار از وظایف و مسئولیت‌هاى بسیار سنگین وزارت بهدارى است براى این که وقتى قرار شد رکلام شود یک آگهى در جراید تحت عنوان رکلام یابه وسیله فرستنده پخش شود قبلاً بایستى که کسب اجازه از وزارت بهدارى شده باشد در صورتی که متأسفانه این طور نیست و همین تبلیغات گمراه کننده است که مردم را گمراه می‌کند از یک طرف سیل آن داروهاى بى‌ارزش و یا بى‌اثر و یا کم‌اثر وارد می‌شود و از طرف دیگر همین داروها بدون این که احتیاجى به ورود آنها باشد و ممکن است در داخله تهیه کرد مصرف مى‌شود مثلاً شربت‌هایى است به نام تونیک که به منظور تقویت است اساسش را یک مقدار خون خشک شده یعنى هموگلوبین تشکیل می‌دهد بقیه‌اش هم آب و شکر است ولى یک شیشه‌اش شصت ریال هفتاد ریال هشتاد ریال به فروش می‌رود وقتى دقت بفرمایید شاید همه‌اش 4 ریال خون خشک نداشته باشد بقیه‌اش هم آب است و شکر است و حال آن که تهیه این قسم داروهاى پیش پا افتاده در خود کشور میسر است و یا شربت‌هایى که تحت عنوان شربت سینه و ضد برنشیت تهیه مى‌شود اینها هم همین طور مقدور و میسور است تهیه‌اش در کشور از این نظر بنده خیلى تعجب می‌کنم با این که شخصاً به جناب آقاى دکتر فرمان فرماییان کفیل محترم وزارت بهدارى ارادت دارم نه تنها از نظر همکارى بلکه واقعاً از نظر اخلاق و از نظر معلومات شایستگى احترام و ارادت را دارند ایراد من به شخص دکتر فرمان فرماییان نیست بلکه ایراد من به دستگاه وزارت بهدارى است (مهندس غروى - که زیر نظر ایشان اداره مى‌شود) که زیر نظر ایشان اداره مى‌شود (خنده نمایندگان) قسمت دوم این سؤال مربوط است به قسمت گرانى داروها بعضى از داروها هستندکه اساساً گمرک ندارند یعنى از نظر ارفاق به مردم از نظر کمک به بیمارانى که این دواها مورد احتیاجشان است گمرکى برایش قائل نشدند مثل انواع و اقسام آنتى‌بیوتیک‌ها یعنى داروهاى ضد میکرب و این داروهاى آنتى‌بیوتیک یعنى ضد میکرب با قیمت فوق‌العاده زیادى در بازار به فروش می‌رود مثلاً یک کپسولى است که قطعاً همه آقایان اسمش را شنیده‌اید به نام ارومیسین این براى تب مالت و حصبه و براى ذات‌الریه و براى انواع و اقسام کسالت‌ها مفید است و دولت از این گمرکى نمی‌گیرد از لحاظ کمک به مردم ولى در این شهر یک شیشه 16 کپسولى آن 56 تومان به فروش می‌رسد بنده خواستم عرض کنم که این دوا و داروهاى مشابه آن گمرک ندارد و دلیل این که این دوا آن قدر گران فروخته مى‌شود در بازار چیست؟ دو کمیسیون هست از نظر دوا یک کمیسیون در وزارت بهدارى یک کمیسیون در وزارت اقتصاد متأسفانه آقاى وزیر اقتصاد ملى تشریف بردند کمیسیون وزارت بهدارى عنوانش این است که ما تفکیک مى‌کنیم داروهاى ضرورى را از غیرضرورى و حال آن که در عمل مشاهده مى‌شود که این کار را انجام نمی‌دهند چون اگر واقعاً این کمیسیونى که در وزارت بهدارى است که البته در زمان آقاى دکتر فرمان فرماییان ایجاد نشده و از سابق بوده ولى البته وحى منزل نیست و وقتى که ایشان متوجه شدند که اینها وظیفه خودشان را انجام نمی‌دهند ممکن بود که اعضاى کمیسیون را عوض کنند یک چنین کمیسیونى در وزارت بهدارى هست اسم بى‌مسمى تحت عنوان این که ما که به نام اعضاى کمیسیون جمع شده‌ایم دواهاى مؤثر را از غیر مؤثر و ضرور را از غیرضرور تفکیک می‌کنیم در حالى که عملاً این طور نیست تمام دواهاى بنجل و دواهاى بى‌اثرى که در همین عمده‌فروشى‌هاى خیابان ناصریه است با جواز این کمیسیون وارد کشور شده بنابراین یک قسمت از این سؤال این است که شما اعضاى این کمیسیون که قادر بر این که بتوانند این امر مهم و مؤثر را انجام بدهند مى‌شناختید پس این کثافتکاری‌ها و این داروهاى بى‌اثرى که به اسامى مختلف حتى در دکان‌هاى‏ بقالى و عطارى جمع شده است چیست؟ و اگر اعضاى این کمیسیون را مفید و قادر به انجام این مسئولیت نمى‌دانستید چرا تا به حال اعضاى این کمیسیون را عوض نکردید یک کمیسیونى هم هست در وزارت اقتصاد دنباله همین کمیسیون است و مضحک‌تر از همه این است که فرض کنید دوایى به نام ایکس (X) بعد از ترتیباتى از این کمیسیون مى‌گذرد این اجازه را براى مدت دو سال و سه سال و به مقدار کافى نمى‌دهند مثلاً فرض بفرمایید پنى‌سیلین می‌گویند ما چهار هزار شیشه اجازه می‌دهیم این چهار هزار شیشه را شما وارد کنید وقتى که تمام شد مجدداً بیایید از کمیسیون جواز بگیرید سؤال بنده این است که یا باید تشخیص بدهند که پنى‌سیلین وجودش لازم است در کشور براى معالجه بیمارى یا لازم نیست وقتى که لازم است این طرز عمل معنى ندارد این که چهار هزار شیشه می‌گویند براى دفعه دوم می‌کند گرفتارى واردکننده دوا از این مرحله که گذشت تازه گرفتار کمیسیون وزارت اقتصاد می‌شود این کمیسیون به نام تثبیت قیمت‌ها یک قیمتى روى این دواها مى‌گذارد که در تعیین این قیمت‌ها سوء‌استفاده می‌شود و نتیجه سوء‌استفاده این دو کمیسیون است که یک دوایى که باید به قیمت ده دوازده تومان یعنى صد صد و بیست ریال به فروش برود 560 ریال به فروش می‌رود از عمده‌فروش‌ها و واردکننده‌هاى دوا که سؤال می‌کنید و مى‌گویید این بى‌انصافى است این خون آشامى است او می‌گوید چه کار کنیم مخارج غیررسمى و غیرقانونى که وارد کردن دوا براى ما دارد ما ناچاریم بکشیم روى دوا از جیبمان که نمی‌توانیم بدهیم خلاصه‌اش این است که وضع قیمت دواها چه از حیث گرانى و چه تعداد دواها از حیث بى‌نظمى و لجام گسیختگى که بى‌ربط سیل‌آسا وارد کشور مى‌شود کاملاً موجب تأسف است و به طور خیلى عجیب ایجاد خطر کرده است براى ما بنده این را سه مرتبه اینجا عرض کرده‌ام ولى توجهى نشده است یک قسمت دیگرى که پایان سؤال بنده است از آقاى وزیر بهدارى این است که چه نظارتى در امر قیمت این دواها و چه نظارتى در امر وارد کردن این دواها دارید و بنگاه دارویى کشور که حقاً و واقعاً بایستى چنانچه از اسمش پیدا است این قدرت و توانایى را بنگاه دارویى کشور داشته باشد که دواها را یک جا وارد کشور بکند و آن بلوک و یا یک قیمت معین بفروشد در عمل مى‌بینیم که خود این بنگاه هم خریدار از همین عمده‌فروش‌هاى دارو است وضع داروها و کیفیت وارد کردن‌شان بسیار اسف‌انگیز است نتیجه این کثافت‌کاری‌ها هم این خواهد شد که وقتى صندوق دوا از وزارت بهدارى براى استان‌ها و شهرستان‌ها مى‌رود در صندوق را که باز می‌کنند جز جوش شیرین و سولفات دو سود و پنبه و الکل چیز دیگرى نیست یعنى دواهایى که مورد استفاده اطباى شهرستان‌ها است نیست بنده امیدوارم که این تذکراتى که به جناب آقاى دکتر فرمان فرماییان تحت عنوان سؤال دادم یک کمى بیش از پیش ایشان را متنبه بکند و بدانند که امروز که در رأس وزارت بهدارى قرار دارند چون بهداشت و بهدارى مردم بستگى به خوب کار کردن اولیاى وزارت بهدارى دارد یک کمى بیش از آنچه که تا به حال فعالیت داشته‌اند فعالیت بکنند مخصوصاً در قسمت قیمت دواها نظارت بیشترى باید داشته باشند و دواهاى غیر مؤثر را ورودش را ممنوع کنند و به بنگاه دارویى کشور و ورود دوا توجه بیشترى بکنند.

نایب رئیس - آقاى وزیر بهدارى‏

وزیر بهدارى (دکتر فرمان فرماییان) - با تشکر از اظهار لطف جناب آقاى دکتر فقیهى‌شیرازى (یک نفر از نمایندگان - و مهندس غروى) و آقاى مهندس غروى به عرض می‌رسانم جناب آقاى دکتر فقیهى‌شیرازى نماینده محترم در جلسه روز یکشنبه پنجم بهمن ماه راجع به وزارت بهدارى بیاناتى ایراد نمودند و ضمناً سؤالى هم از وزارت بهدارى فرمودند.

بسیار خوشوقتم که به این بنده فرصت داده شد تا ضمن پاسخ به سال نماینده محترم مطالبى نیز به عرض برسانم اگر چه خود آقایان محترم به خوبى آگاهند ولى براى آن که موضوع کاملاً روشن شود ناگزیر به عرض چند نکته مى‌باشم.

گذشته از قلت بودجه وزارت بهدارى از حیث تعداد پزشک به خصوص جراح رادیولوک، چشم پزشک متخصص آزمایشگاه و غیره بى‌اندازه در مضیقه است خود بنده اعتراف دارم که به قدر کافى پزشک در شهرستان‌ها وجود ندارد و بعضى از نقاط مرزى و قسمت عمده‌اى از قصبات و بخش‌ها فاقد پزشک است.

این امر معلول دو علت است: یکى آن که تعداد فارغ‌التحصیلان دانشکده پزشکى براى رفع احتیاجات مؤسسات بهدارى به هیچ‌وجه کافى نیست و دیگر آن که عده‌اى از همین فارغ‌التحصیلان همان طوری که خود آقایان محترم بارها به این بنده گوشزد فرموده‌اند شاید به علت کمى حقوق حاضر به خدمت در دستگاه‌هاى وزارت بهدارى مخصوصاً در نقاط دور افتاده و مرزى که فاقد مسکن و منزل مناسب است نیستند.

با وجود این مضایق باید انصاف داد که پزشکان و کارمندان فنى وزارت بهدارى با کمال از خودگذشتگى با وجود عدم وسایل لازم و با حقوق فعلى نهایت سعى و کوشش را به کار برده‌اند که وظایف خود را در نقاط مختلف کشور به نحو مطلوب انجام دهند. و براى نمونه عرض می‌کنم که علاوه بر دستگاه‌هاى درمانى که روزانه هزاران نفر را مورد معاینه و معالجه قرار می‌دهند دستگاه‌هاى بهداشتى اقدامات بسیار مفیدى از قبیل مبارزه با مالاریا (سل) (حصبه)

+++

(دیفترى) (آبله) و غیره نموده که از هر حیث حایز اهمیت است.‏

مبارزه‌ای که با مالاریا در ایران طبق برنامه معین صورت گرفته به تصدیق کارشناسان بین‌المللى از مهمترین و مفیدترین عملیات بهداشتى جهان محسوب مى‌شود.

در بعضى از نقاط مخصوصاً نواحى شمال که بیمارى مالاریا بزرگترین خطر اجتماعى را ایجاد و تلفات اشخاص به خصوص کودکان صورت حیرت‌آورى به خود گرفته بود امروز در اثر مبارزه با این بیمارى و سمپاشى به وسیله گرد د. د. ت. به نسبت 90 درصد از تعداد مبتلایان کاسته و طبق آمار دقیقى که در دست است از مرگ و میر کودکان به طور مؤثرى جلوگیرى شده و با مقایسه با سه سال قبل تعداد کودکان دو ساله سى درصد پیش از سال‌هاى قبل از مبارزه است البته آینده به خوبى نشان خواهد داد که عمل مبارزه با مالاریا تا چه اندازه به ازدیاد نفوس و بهبود وضع اقتصادى و بالابردن سطح تولید کمک نموده و از عواقب وخیم مالاریا در مناطق شمال که در درجه اول تهیه زمینه مساعد براى ابتلاى به سل است جلوگیرى به عمل آورده است.

در مورد بیمارى سل باید عرض کنم که این بیمارى نه تنها در ایران بلکه در سراسر جهان مسئله بهداشتى بغرنجى را تشکیل داده زیرا فقر و محرومیت چنانچه آقایان به خوبى مستحضرند در اشاعه این بیمارى فوق‌العاده مؤثر است و هر قدر سطح زندگى ملتى بالا برود به همان درجه از تعداد مبتلایان به سل کاسته مى‌شود اخیراً در این مورد همان طوری که در تمام ممالک مترقى معمول است دو اقدام بسیار مهم از طرف وزارت بهدارى با کمک سازمان بهداشت جهانى و اداره کمک‌هاى فنى و سازمان برنامه انجام گرفته است:

یکى تلقیح بر ضد سل به وسیله ب ث ژ که تاکنون در حدود 263000 نفر از اطفال و کودکان مدارس که نسل آتیه را تشکیل مى‌دهند مورد تلقیح قرار گرفته‌اند این تلقیح به تدریج طبق برنامه معینى در کلیه شهرستان‌ها عملى خواهد شد و اینک اکیپ‌هاى مخصوص به استان هفتم اعزام شده‌اند که اطفال و جوانان محل‌هاى ضرورى را بر ضد سل تلقیح نمایند بدیهى است کسانى که به وسیله ب ث ژ تلقیح مى‌شوند در شرایط معمولى زندگى بیمارى سل مبتلا نخواهند شد و این خود قدم بسیار بزرگى است که از طرف وزارت بهدارى براى حمایت از نسل آینده برداشته شده و مى‌شود. خوشبختانه در همه جا این اقدام مورد استقبال اهالى قرار گرفته و این عمل در صورت پیدایش اعتبار به صورت وسیع‌تر و سریع‌تر در تمام کشور انجام خواهد شد.

مطلب دیگر رادیوگرافى ریتین افراد است:

اخیراً بنا به تقاضاى وزارت بهدارى اداره همکارى فنى یک دستگاه رادیولوژى سیار اهد انموده که بلافاصله مورد استفاده قرار گرفت و تاکنون از ریتین 12622 نفر از اعضاى ادارات و شاگردان مدارس تهران و کارمندان مجلس شوراى ملى عکس‌بردارى شده و کسانى که احتیاج مبرم به مجزى شدن از سایرین را داشته‌اند مجزى شده و تحت درمان قرار گرفته و کسانى که مشکوک تشخیص داده شده‌اند مورد آزمایش‌هاى دیگرى واقع شده و دستورهاى لازم بهداشتى به آنها داده شده است این دستگاه نیز طبق برنامه معینى به شهرستان‌ها فرستاده مى‌شود که از اجتماعات و شاگردان مدارس و کارگران کارخانجات رادیوگرافى نماید و فعلاً این دستگاه در یزد و کرمان مشغول کار است و با این ترتیب وزارت بهدارى قدم مهمى براى تشخیص مسلولین و جداکردن این افراد از اشخاص سالم در آتیه بر خواهد داشت.

در قسمت آسایشگاه‌ها و درمان مسلولین باید عرض کنم که اساساً آسایشگاه شاه‌آباد و بیمارستان بوعلى براى مسلولین تهران و حوالى نزدیک آن ایجاد شده و گنجایش بسترى کردن کلیه مسلولین ایران را ندارد.

طبق برنامه‌اى که در دست اقدام است امید است در هر یک از استان‌ها با کمک انجمن‌هاى شهر آسایشگاهى تأسیس شود زیرا علاوه بر آن که آسایشگاه‌هاى تهران قادر به بسترى نمودن مسلولین شهرستان‌ها نیست انتقال مسلولین از نقاط دور دست به تهران از نظر موقعیت محلى و از نظر وضع مزاجى خود بیمار صلاح نیست موضوع دیگر وضع مسلولین فعلى دو آسایشگاه مرکز است که غالباً آقایان محترم در این باب استفسار مى‌فرمایند. کسانى که در خارج بوده‌اند کم و بیش اطلاع دارند که در هیچ یک از ممالک دنیا چه اروپا و چه آمریکا که وضع مالى این ممالک به مراتب از وضع مالى ما بهتراست بیمارستان و آسایشگاه مجانى وجود ندارد در ایران وزارت بهدارى با وجود بودجه قلیل خود باید مخارج کمرشکن این دو آسایشگاه را بپردازد و بدتر از همه آن که بیماران پس از بهبودى به علت نداشتن شغل و کسب و کار به آسانى حاضر به خروج از آسایشگاه نیستند. غافل از آن که آسایشگاه با نوانخانه فرق دارد الساعه در این دو آسایشگاه بیمارانى وجود دارد که بیش از ده سال است در آنجا اقامت گزیده‌اند در صورتى که در هیچ جاى دنیا مسلول با وجود آن که مجاناً تحت درمان قرار نمی‌گیرد بیش از شش ماه در ساناتوریم بسترى نمى‌شود و پس از شش ماه او را مرخص می‌کنند که در خارج به معالجه خود ضمن اشتغال به کار ادامه دهد و چنانچه بیمار صعب‌العلاج باشد در پناهگاه‌هاى مخصوصى که از طرف شهرداری‌ها تعبیه شده است بسترى مى‌شوند و بدون مناسبت تختواب آسایشگاه اشغال نمى‌شود و تعداد بیشترى از بیماران قابل علاج از وسایل درمانى و تختخواب‌هاى موجود استفاده می‌کنند.

با وضع فعلى که بیمار اعم از بهبودى یافته و یا صعب‌العلاج در آسایشگاه مى‌ماند و هر روز عده جدیدى نیز براى بسترى شدن به این آسایشگاه اعزام مى‌گردند آقایان تصدیق خواهند فرمود چنانچه تعداد تخت‌خواب‌ها به چندین هزار هم بالغ گردد با تکافو نخواهد کرد و در نتیجه بیماران بهبودى یافته هم به تدریج مجدداً در همان محیط صحت باز یافته خود را از دست مى‌دهند.

بسیار متأسفم از این که عرض کنم در بین این مسلولین عده قلیلى نیز یافت مى‌شوند که از بیمارى خود سوء‌استفاده مى‌نمایند و اضافه بر داروهایى که مجاناً طبق تجویز پزشکان معالج از این مؤسسات دریافت مى‌دارند به انحاء مختلف پزشکان معالج یا خارج را وادار به نوشتن نسخه‌هاى غیر ضرورى و داروهاى تفننى و گرانبها نموده و به کرات مشاهده شده است که از حسن نیت اشخاص خیرخواه سوء‌استفاده نموده‌اند و وجوه دریافتى را به مصارفى رسانیده‌اند که از ذکر آن معذورم.

در اینجا لازم می‌دانم از کمک‌هاى جمعیت‌هاى خیریه در تهیه قسمتى از داروهاى بیماران و همچنین از مساعدت سازمان شاهنشاهى خدمات اجتماعى که فعلاً تا تکمیل دستگاه‌هاى رادیولوژى آسایشگاه‌ها حاضر شده است که از مسلولین این آسایشگاه‌ها به رایگان رادیو‌گرافى نماید تشکر نمایم. براى جلوگیرى از مفاسد و معایبى که موجبات اخلال نظم و آرامش را در آسایشگاه‌ها فراهم آورده است وزارت بهدارى مجبور به تدوین مقررات و آیین‌نامه‌هاى مخصوصى گردیده که در آتیه نزدیکى به موقع اجرا گذارده خواهد شد بدیهى است وضع این مقررات در درجه اول به نفع خود بیماران خواهد بود. و امیدوار است که با به کار افتادن دستگاه جراحى ریوى نقیصه موجود فعلى مرتفع گردد.

در قسمت مبارزه با بیماری‌هاى واگیر که مورد توجه جناب آقاى دکتر فقیهى‌شیرازى قرار گرفته باید عرض کنم که در مناطقى که احتیاج به عمل مبارزه بوده است اقدام لازم فوراً صورت گرفته چنانچه در ظرف 12 روز از شیوع بیمارى حصبه در اهواز و در شهرستانک و در ظرف 7 روز از شیوع بیمارى دیفترى در قزوین، همدان، آبادان و رشت به وسیله اعزام اکیپ‌هاى مخصوص و تلقیح واکسن جلوگیرى به عمل آمد و در چندى قبل به علت پیدایش 2 نفر مبتلا به آبله در تهران به چهل اکیپ سیار مجهز مأموریت داده شد که در بعضى از محلات تهران که احتمال شیوع آبله در آنجاها می‌رفت روزى دوازده ساعت مشغول تلقیح واکسن شوند و با فعالیت کارمندان پست‌هاى ثابت و اکیپ‌هاى سیار از شایع شدن آبله جداً جلوگیرى به عمل آمد و این عملیات هنوز هم ادامه دارد.

به طوری که آقایان نمایندگان محترم ملاحظه مى‌فرمایند تا آنجا که قدرت مالى و تعداد کارمندان فنى اجازه می‌داده است حداکثر اقدامات درمانى و بهداشتى از طرف وزارت بهدارى معمول شده است منتهى این عملیات توأم با تبلیغات دامنه دارد نبوده و بدون سر و صدا انجام گرفته اینک با اجازه آقایان محترم به سؤالى که جناب آقاى دکتر فقیهى‌شیرازى فرموده‌اند پاسخ داده مى‌شود.

در مورد جلوگیرى از تبلیغات و آگهى‌هاى گمراه کننده تا آنجا که مقررات و قوانین اجازه داده اقدام شده است منتهى باید عرض کنم که مقررات فعلى کافى به نظر نمی‌رسد به همین جهت وزارت بهدارى ضمن تدوین آیین‌نامه و برنامه‌هاى ضرورى خود در صدد تکمیل مقررات فعلى و تهیه قوانین جدید بر آمده است و براى حفظ مصالح عموم و جلوگیرى از عملیات موهن و خلاف قانون عده‌اى نفع‌پرست که با حیات مردم بازى می‌کنند تدابیر لازم اتخاذ نمود و نتیجه آن به استحضار نمایندگان محترم خواهد رسید.

در مورد قیمت دارو گمان نمی‌کنم محتاج به تذکر باشد که در اثر مبارزات دامنه‌دار 2 سال اخیر که منجر به موفقیت‌هاى عظیمى شده است کشور ما دچار محاصره اقتصادى عجیبى گردیده است این محاصره کمرشکن اقتصادى که خوشبختانه ملت ایران را نتوانست از پاى در آورد تا حدى در افزایش قیمت بعضى از اجناس خارجى از قبیل دارو بى‌تأثیر نبوده است ولى اقدامات مدبرانه و تدابیر دستگاه‌هاى دولتى و وزارت اقتصاد ملى در جلوگیرى از اجحاف فروشندگان و کنترل واردات به طور قابل ملاحظه‌اى رفع نگرانى عموم را نموده است شکى نیست که مقررات لایحه قانونى جدید به منظور تهیه و وارد کردن دارو و لوازم فنى مستقیماً از کارخانجات درجه اول براى مؤسسات وزارت بهدارى و دستگاه‌هاى دولتى کمک شایانى به بهبود وضع دارو خواهد نمود و دست یک مشت دلال نفع‌پرست را که چشم طمع به کیسه دولت دوخته‌اند کوتاه خواهد ساخت.

خوشوقتم از این که عرض کنم در مورد تقلب دارو کیفرهاى شدیدى پیش‌بینى شده و در آتیه موجباتى فراهم خواهد گردید که کاملاً وسایل ورود داروى خوب از کارخانجات درجه اول به قیمت مناسب و پخش آن در سراسر کشور به طرز مطلوب انجام پذیرد.

ضمناً خاطر نمایندگان محترم را مستحضر می‌دارم که وزارت بهدارى در صدد ایجاد آزمایشگاه مهمى است که بتوان مواد غذایى مخصوصاً موادى که به مصرف تغذیه اطفال می‌رسد و همچنین داروهایى که از خارج وارد

+++

کشور می‌شود و یا در داخله تهیه مى‌گردد طبق اصول علمی جدید زیر نظر کارشناسان مورد آزمایش قرار داد و از ورود و فروش غیرمؤثر و یا زیان‌آور جلوگیرى کرد.

ضمناً وزارت بهدارى مشغول تدوین برنامه 5 ساله است که متضمن رفع نواقص و تأسیس دستگاه‌هاى جدید و تربیت متخصصان فنى براى رشته‌هاى رادیولوژى تراخم و کچلى و آزمایشگاه و بیمارى وغیره مى‌باشد و امید است که با اعتبار کافى برنامه‌هاى بهداشتى و خود را براى تأمین سلامت افراد در همان طوری که منظور نظر آقایان نمایندگان محترم است به تدریج به مرحله عمل در آورد.

در خاتمه لازم می‌دانم به عرض برسانم وزارت بهدارى همیشه از نظریات آقایان کمال استفاده را نموده و بسیار خوشوقت بود چنانچه نواقصى در کار بهدارى ملاحظه مى‌نمایند به این بنده گوشزد فرمایند تا وظیفه‌اى که دارم در رفع آن بکوشم.

نایب رئیس - آقاى دکتر فقیهى‌شیرازى‏

دکتر فقیهى - مطالبى که جناب آقاى کفیل وزارت بهدارى فرمودند امیدوارم که به منصه ظهور و بروز برسد ولى یک قسمت از توضیحات پرسش بنده بلاجواب ماند و شاید هنوز جواب این قسمت در دسترشان نیست و انشاء‌الله با تهیه این لوایح قانونی که فرمودند این قسمت و آن مربوط به موضوع تعداد گوناگون داروها بود که با این لایحه قانونى که جناب آقاى نخست‌وزیر هم امضا فرمودند امیدوارم که یک بنگاه دارویى جدید تأسیس بشود و داروها را دست اول وارد بکند. بنگاه دارویى کشور هم وقتى تأسیس شد همین امید را ازش داشتیم ولى در این اواخر مبدل شده است به مؤسسه دلالى امیدوارم این مؤسسه جدیدتان که فعلاً در حال تکوین است به این صورت نیفتد ولى پاسخ این قسمت از عرایض بنده که عرض کردم که در حدود 2500 قلم داروهاى اسپسیالیته است که غالباً غیرمؤثر است و فقط 500 قلم آن مؤثر است آیا قانونى لایحه‌اى طرحى در این باره دارید که جلوگیرى بشود از وارد شدن داروهاى غیرمفید و غیرمؤثر بفرمایید یا خیر.

9- تقدیم دو فقره لایحه به وسیله آقاى وزیر فرهنگ

نایب رئیس - آقاى وزیر فرهنگ لایحه‌اى دارید بفرمایید.

وزیر فرهنگ (دکتر آذر) - عرض کنم دو لایحه است یکى راجع به تمدید دوره عمل و استفاده از اعتبارات مصوبه براى فراهم کردن مقدمات جشن هزاره ابن سینا در سال آینده (صحیح است) یکى هم راجع به پرداخت حقوق معوقه گوستاولویى که در آزمایشگاه آسیب‌شناسى دانشکده خدمت کرده است و سه سال به تعویق افتاده این دو لایحه را تقدیم می‌کنم که انشاء‌الله زودتر تصویب شود.

نایب رئیس - آقاى وزیر بهدارى توضیحى دارید بفرمایید.

وزیر بهدارى - آقاى دکتر فقیهى‌شیرازى که در قسمت طب بنده افتخار همکارى ایشان را دارم باید خودشان بدانند که بودن داروى زیاد در کشور ضرر اساسى نیست چون مربوط به اختلاف سلیقه است که اغلب در تجویز این داروها بین آقایان پزشکان موجود است وزارت بهدارى باید سعى کند که داروهاى که وارد مى‌شود از کارخانجات درجه اول باشد و به این مملکت وارد شود و تقلبى نباشد این را چنانچه عرض کردم در لایحه‌اى که تهیه شده است پیش‌بینى شده است ولى انواع آن را نمى‌توانیم جلوگیرى کنیم مثلاً فرض بفرمایید پنى‌سیلین ده کارخانه کارخانه‌هاى درجه اول هستند و ما قبول می‌کنیم که اینها این صلاحیت را دارند که وارد کشور بشود و نمی‌توانیم محدود کنیم که این ده تا را از یک کارخانه یازدهمى که او هم از حیث ساخت و هم از حیث اهمیت مساوى با آنها است وارد کشور بشود. چون اغلب آقایان پزشکان در معالجه‌اى که مى‌فرمایند و در تجویزى که می‌کنند حق دارند که هر دارویى که براى بهبود حال بیمارشان لازم می‌دانند روى نسخه بنویسند و ما آن محدودیت را نمى‌توانیم براى آقایان اطبا فراهم کنیم ولى به طوری که عرض کردم می‌توانیم بگوییم که داروهاى کارخانه‌هاى درجه اول وارد کشور بشود و امیدوارم که موفق بشویم.

10- تعیین موقع جلسه بعد ختم جلسه

نایب رئیس - اگر آقایان اجازه مى‌فرمایند جلسه را ختم کنیم جلسه آینده صبح پنجشنبه ساعت 9 و ربع صبح‏

 (یک ساعت و 5 دقیقه بعد از ظهر جلسه ختم شد)

نایب رئیس مجلس شوراى ملى - احمد رضوى‏

+++

 

یادداشت ها
Parameter:294805!model&5137 -LayoutId:5137 LayoutNameالگوی متنی کل و اخبار(مشروح مذاکرات)