کتابخانه، موزه و مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی


صفحه اصلی » مشروح مذاکرات » مشروح مذاکرات مجلس ملی » دوره نوزدهم مجلس ملی

0.0 (0)
مشروح مذاکرات مجلس شورای ملى، دوره‏19
[1396/05/31]

جلسه: 65 صورت مشروح مذاکرات مجلس روز یکشنبه 21 بهمن ماه 1335  

فهرست مطالب:

1- طرح صورت مجلس

2- بیانات قبل از دستور- آقایان: خلعتبری - استخر - ارباب

3- تذکر اصلاحی مقام ریاست نسبت به تبصر ماده سوم قانون متمم بودجه 1335 مجلس شورای ملی و اعلام تصویب صورت‌مجلس

4- طرح و تصویب فوریت و مذاکره در گزارش کمیسیون کشور راجه به حفظ امنیت اجتماعی

5- تعیین موقع و دستور جلسه بعد – ختم جلسه

مشروح مذاکرات مجلس شورای ملى، دوره‏19

 

 

جلسه: 65

صورت مشروح مذاکرات مجلس روز یکشنبه 21 بهمن‌ماه 1335

 

فهرست مطالب:

1- طرح صورت مجلس

2- بیانات قبل از دستور- آقایان: خلعتبری - استخر - ارباب

3- تذکر اصلاحی مقام ریاست نسبت به تبصر ماده سوم قانون متمم بودجه 1335 مجلس شورای ملی و اعلام تصویب صورت‌مجلس

4- طرح و تصویب فوریت و مذاکره در گزارش کمیسیون کشور راجه به حفظ امنیت اجتماعی

5- تعیین موقع و دستور جلسه بعد – ختم جلسه

 

مجلس یک ساعت و 45 دقیقه پیش از ظهر به‌ریاست آقاى رضا حکمت تشکیل می‌گردد

1- طرح صورت مجلس‏

رئیس - اسامى غایبین جلسه قبل قرائت می‌شود

(به شرح زیر قرائت شد)

غایبین بااجازه- آقایان: دکتر طاهرى - سالار بهزادى - عرب شیبانى- اکبر- مرتضى حکمت- قرشى- ساگینیان- بوربور- ابتهاج- حکیمى بزرگ ابراهیمى.

غایبین بى‌اجازه- آقایان: اورنگ- دکتر شاهکار- پردلى- اریه- امید سالار- اسفندیارى- دکتر هدایتى.‏

زودرفتگان بااجازه- آقایان: موسوى – صدرزاده - جلیلوند- قراگزلو- خزیمه علم.‏

رئیس - نظرى نسبت به صورت‌جلسه نیست؟ آقاى عمیدى نورى

عمیدى نورى- راجع‌ به صورت‌جلسه یک عرضى داشتم در احتساب آرا و رأى خوانده شده به نام آقاى علیرضا انصارى و اینجا چهار رأى براى آقاى دکتر آزموده نوشته شده و رأى آقاى انصارى نوشته نشده این اصلاحى است که باید در صورت جلسه به عمل بیاید.

رئیس - بسیار خوب اصلاح می‌شود چون عده براى رأى کافى نیست صورت مجلس بعد اعلام می‌شود.

2- بیانات قبل از دستور - آقایان: خلعتبرى - استخر - ارباب‏

رئیس - نطق قبل از دستور شروع می‌شود آقاى خلعتبرى

خلعتبرى- چند هفته قبل نطق معروف رئیس جمهور آمریکا دایر بر حفظ ممالک خاورمیانه از تجاوز و نخواستم اعتبار از کنگره آمریکا براى کمک به ممالک خاورمیانه به اطلاع دنیا رسید هفته گذشته در مورد ایران باز رئیس جمهور آمریکا گفت «تجاوز به ایران تجاوز به آمریکا محسوب است»

در سال 1911 وقتى مجلس شوراى ملى اولتیماتوم دولت تزارى را نپذیرفت قزاق روسى تزارى وارد تبریز شد و عدة از مردان آزادی‌خواه را به دار کشید و وزیر امور خارجه ایران هم ناچار شد با لباس رسمى به سفارت براى عذرخواهى برود من یقین دارم روح رجال وطن‌پرست ایران از قبیل مشیرالدوله و مستوفى‌الممالک که آن موقع زمامدار و شاهد آن مناظر بودند و اینک در زیر خاک خفته‌اند از پیام رئیس جمهور آمریکا به وجود درمی‌آید زیرا هرگز چنین تصورى براى ایران در خواب خود هم نمی‌کردند وقتى که هیتلر به کشورهاى اروپا یکى بعد از دیگرى تجاوز می‌کرد و جنگ دوم نزدیک به شروع بود آمریکا در مورد اروپا چنین اعلامیه نداد و اگر می‌داد هیتلر از تجاوز دست می‌کشید ولى اکنون در مورد کشور ایران و خاورمیانه این چنین تضمینى می‌کند.

جهت این است یک سیاست کلى به وجود آمده که در دنیا از تجاوز مسلحانه به کشورها جلوگیرى می‌کند که مسئله مصر آخرین نمونه آن بود و دولت آمریکا هم مصمم است از این سیاست با تمام قدرت و قواى خود پشتیبانى کند و هر چه جلوتر می‌رویم آمریکا در این تصمیم خود راسخ‌تر می‌شود در مورد کشور کره نشان داد که اگر به کشورى تجاوز شود آمریکا اعتنا به خرج پول و قربانى دادن نفرات نمی‌کند حال کشور‌هایى که در عالم هستند تصمیم با خودشان است که آیا احتیاج به استفاده از این سیاست دارند یا نه - کشور‌هاى ضعیف و کوچک بعد از جنگ بین‌الملل دوم با چند مسئله مواجه بودند که احتیاج به کمک داشتند اول خطر کمونیزم و توسعه و تجاوز آن دوم - سیاست استعمارى سوم - احتیاجات از نظر اصلاح امور اقتصادى یک تز سیاسى هم قبلاً در ایران وجود داشت که ایران اظهار تمایل به ممالک بزرگ نکند بی‌طرف باشد تا دولت بزرگ با توجه به اینکه ایران با هیچ کشورى تمایل و نزدیکى ندارد آنها هم دخالتى در امور داخلى آن نکنند این تز متعلق به پنجاه سال قبل بود با تغییر وضع دنیا سیاست هم ناچار تغییر خواهد نمود ولى وقایعى پیش آمد که معلوم شد این تز هم عقیده محکوم به بطلان است که واقعه آذربایجان نمونه از آن وقایع است با کمال تأسف در مجلس هفدهم گفته می‌شد که نفت ایران به ممالک غربى اگر داده شد چون ممکن است بر علیه جبهه کشورهاى کمونیست به کار رود برخلاف مصلحت است اما جبهه کشورهاى کمونیست بعد از آنکه دستگاه نفت ایران تعطیل شد نفت خودشان را به بازار‌هاى نفت ایران بردند که با دیگران در فروش نفت رقابت کنند و جبهه کمونیست هر موقع معامله تجارتى می‌کند به عقیده دیگران کارى ندارد.

موقعى که مسئله اختلاف با شرکت سابق نفت که سیاست استعمارى را در ایران تعقیب می‌نمود پیش آمد یک بار دیگر این تز و عقیده امتحان شد به این معنى که تشکیلات کمونیستى در داخله ایران که از کمونیست بین‌المللى بیرون می‌نمود

+++

(و نطق دکتر رادمنش در حضور استالین در کنگره بیستم منعقد در مسکو این مطلب را تأکید نمود) زمانى که ملت ایران ما یک شرکت استعمار‌گر در مبارزه بود جبهه متشکل کمونیست‌ها در ایران اقدامات ذیل را نمود.

1- هر موقع مذاکراتی براى حل مسئله نفت به میان آمد با تظاهرات خود آن را می‌خواستند خنثى کنند که در موقع ورود‌ هاریمن تظاهر روز 23 تیر به یاد همه هست و در موقع آمدن نمایندگان بانک بین‌المللى هم شدیدترین فعالیت را براى شکست مذاکرات کردند.

2- به اعمال شرکت نفت متحد شدند و در واقع آن موقعى که ایران محتاج به کمک براى مبارزه با علیه شرکت استعمار‌گر نفت داشت جانب سیاست استعمارى را نگاه داشتند جبهه متحده توده نفتى را مردم ایران نکرده‌اند.

3- در آن موقع سخت یک دینار کمک به ایران نکردند و حتى طلاهایى که ایران داشت آن موقع مسترد نشد.

4- بی‌طرفى را با رعایت نکردند و قصد تسلط بر ایران درمیان بود و تشکیلات کمونیستى خود را حاضر براى قیام مسلح می‌کرد که دلیل غیرقابل انکار آن وجود و توسعه سازمان مخوف نظامى حزب توده با ششصد افسر می‌باشد (اردلان- صحیح است) پس واضح بود تلاش تشکیل کمونیستى ایران براى آن بود که مسئله نفت حل نشود و مملکت گرفتار فقر اقتصادى و مالى گردد و اوضاع در داخله متشنج گردد تا تشکیلات مجهز آنها در تمام ایران و مخصوصاً سازمان نظامى آنها در موقع حساس ضربت قطعى را به کشورى که اوضاع آن در تشنج و مجال دفاع نداشت وارد آوردند و اگر دستور به موقع داده شده بود و تأخیر پیش نمی‌آمد - اگر تمام ایران از میان نمی‌رفت لااقل بعد از میلیون‌ها تلفات ایران به دو قسمت شمالى و جنوبى تقسیم می‌شد و عاقبت کره را پیدا می‌کرد.

پس ما از جبهه کمونیست دیگر امیدى نداشتیم و فقط یک راه در جلو داشتیم که آن هم استعداد از سازمان ملل متحد و نزدیکى با آمریکا بود که هم در قضیه آذربایجان به ایران مساعدت کرد و در موقع ملى شدن نفت که انگلستان خواست به ایران حمله نظامى کند آقاى ترومن رئیس جمهور آمریکا به انگلستان پیغام داد که استعمال اسلحه بر علیه ایران براى دولت آمریکا غیرقابل تحمل است و هم براى حل مسئله نفت بسیار تلاش نمود و مخصوصاً بانک بین‌المللى را تشویق به دخالت و اداره کردن نفت ایران نمود ولى افسوس در نتیجه اشتباه دولت وقت اقدامات آمریکا به نتیجه نرسید و چندین هزار میلیون تومان ضرر بدون جهت در سال‌هاى تعطیل دستگاه نفت به ما وارد شد در صورتى که معلوم بود هیچ راه عملى دیگرى براى استفاده از نفت وجود نداشت (اردلان - صحیح است)

وقتى واقعه 28 مرداد پیش آمد ایران وارد در سیاست جدیدى گردید که عبارت از نزدیکى به دنیاى غرب و استفاده از دولت آمریکا از لحاظ سیاسى و اقتصادى بود هر زمان در دنیا قدرت جدیدى به وجود می‌آید زمامداران ایران استفاده می‌کردند ناصرالدین شاه در موقع ملاقات بیزمارک در مقابل روس و انگلیس استمداد نمود در دو جنگ بین‌المللى اول و دوم ایرانی‌ها امید داشتند قدرت آلمان سبب استخلاص ایران از سیاست روس و انگلیس شود و به همین جهت بالمان‌ها محبت می‌ورزیدند رضاشاه فقید وقتى آلمان به عنوان یک قدرت جدید نمایان شد امیدوار به استفاده از آن بود و با استفاده از موقعیت شرکت نفت را مجبور کرد سالى چهار میلیون لیره در زمان جنگ درآمد ثابت به ایران بدهد و این عمل بسیار بر انگلستان گران آمد که در روزنامه‌هاى خود از آن یاد نمودند پیدایش یک قدرت جدید همیشه آرزوى رجال وطن‌پرست ایران بود.

بعد از جنگ بین‌المللى دوم این آرزو تحقیق یافت ولى دولت‌هاى وقت در ابهام و تردید و دودلى بودند تشکیلات کمونیست‌هاى داخلى براى جلوگیرى از نزدیکى با آمریکا و دنیاى عرب دائماً در فعالیت بوده و خلاصه زمامداران نتوانستند به موقع در این مورد تشخیص بدهند. اما بعد از 28 مرداد دولت ایران سیاسیت جدیدى اتخاذ نمود یعنى از قدرت جدید براى ایران خواست استفاده کند و از آن زمان من می‌توانم بگویم کشور ایران از بى‌سیاستى خارج شده و داراى سیاستى است همین آقاى دالس وزیر خارجه آمریکا در تابستان 32 دور دنیا گشت ولى به ایران نیامد ولى اکنون سیاستش این است که امینت ایران و آمریکا یکى است.

این ایام می‌شنوم که سیاست خارجى دولت بسیار خوب است حقاً می‌توانیم بگویم که شاه مملکت در پیدایش سیاست نزدیکى با دنیاى غرب و خاتمه دادن به بحران سیاسى ایران و نجات ایران از خطر کمونیزم وجود بسیار مؤثرى بوده‌اند دولت تیمسار سپهبد زاهدى هم در این موضوع خدمتى تاریخى به کشور نموده است نمایندگان مجلس سنا و مجلس شوراى ملى هم خدمت مهمى به کشور خود در تصویب و تأیید این سیاست نموده‌اند اگر امروز نتوانند درک کنند در آینده نزدیکى درک خواهند کرد همان‌طور که خدمت مجلس چهاردهم به کشور را در زمانى که مجلس بود مردم به علت کدورت از دستگاه‌هاى ادارى نتوانستند درک کنند ولى امروز تاریخ شهادت می‌دهد که تصمیم محکم مجلس چهاردهم براى دفاع از ایران و تصمیمات شجاعانه آن با وجود اشغال ایران به وسیله قشون خارجى از اسباب عمده موفقیت دولت قوام‌السلطنه و نجات آذربایجان و ایران شد از آن نمایندگان که امروز حضور دارند باید قدردانى و از آنها که درگذشته‌اند باید تجلیل نمود. از‌ آقای دولت‌آبادى، آقاى حشمتى، آقاى تربتى، جناب آقاى رئیس و آقاى تیمورتاش که من می‌شناسم و اگر آقایان دیگر هم تشریف داشتند باید از آنها قدردانى کرد آقاى اردلان جنابعالى هم تشریف داشتید (دکتر عدل- آقاى امیرنصرت اسکندرى) بله، جناب آقاى امیرنصرت اسکندرى هم بودند، یادم نیست آنها که یادم بود براى یادآورى عرض کردم براى قدردانى که در تاریخ بماند.

به نظر من به این سادگى از این مطلب نباید گذشت مردم ایران باد بدانند که سیاست خارجى یک شور بدون ربط با سیاست داخلى نیست و سیاست داخلى است که سیاست خارجى را به وجود می‌آورد اگر سیاست داخلى عاقلانه نباشد سیاست خارجى صحیح به وجود نمی‌آید ما اگر همین سیاست را شش سال پیش اتخاذ کرده بودیم شش سال جلو بودیم و الان برنامه‌هاى اقتصادى ما با طرز بهترى به جریان افتاده بود و در داخله مملکت هم آزادى‌هاى ما محدود نمی‌شد و امروز درآمد نفت ما چند برابر بود زیرا بازار‌هاى خود را از دست نمی‌دادیم.

و نفت ممالک دیگر جاى نفت ما را نمی‌گرفت و مملکت هم تا لب پرتگاه کمونیزم نمی‌رفت.

پس اکنون که این سیاست جدید را اتخاذ نمودیم این سیاست تنها خارجى نیست بلکه یک سر آن خارجى است و یک سر دیگر آن داخلى است البته سیاست خارجى بسیار مهم است بسا اوقات مملکتى در اثر اتخاذ سیاست غلط نابود می‌شود و بسا اوقات هم سیاست خارجى سبب می‌شود و بسا اوقات هم سیاست خارجى سبب می‌شود که امور داخلى مملکت اصلاح گردد زیرا سیاست خارجى منشا پیدایش وضع جدیدى می‌شود که مملکت را رو به ترقى می‌برد همین مسئله سیاست سابق و جدید ایران قابل ملاحظه است سیاست سابق منشا ترس و هراس مردم از نظر کمونیست‌ها بود هیچ‌کس حاضر نبود سرمایه خود را به کار بیندازد زیرا از عاقبت کشور نگران بود مملکت سرمایه از خود نداشت و راهى هم براى تحصیل سرمایه وجود نداشت زیرا حل مسئله نفت مربوط به رویه سیاسى کشور بود و تشکیلات کمونیست‌ها چیزى نمانده بود بر مملکت مسلط شوند.

تمام کارهاى عمرانى کشور متوقف بود زیرا سرمایه نبود کشورهاى کمونیست نه فقط کمک نمی‌کردند بلکه در انتظار سقوط دولت و روى کار آمدن کمونیست‌ها بودند هیچ یک از برنامه‌هاى اقتصادى دولت قابل اجرا نبود زیرا آن‌قدر مملکت در فشار بود که با انتشار اسکناس حقوق مستخدمین دولت داده می‌شد و ذخیره ارزى مملکت به ته کشیده شده بود اگر در داخله ایران کمونیست‌ها با آن تشکیلات مجهز و انبار‌هاى اسلحه و خمپاره و سازمان مخوف نظامى قیام می‌کردند که بود که از ایران دفاع کند و مادام که به تحریک کمونیست‌ها داخلى در خیابان‌ها آمریکایى را می‌زدند و مجروح می‌کردند و تشکیلات اصل چهار را غارت می‌کردند و آمریکایى‌ها آماده براى خارج از ایران می‌شدند آیا اگر واقعة پیش می‌آمد کسى بود که از ایران دفاع کند؟ آیا هیچ‌کس تعهدى داشت به ایران کمک کند؟ البته دولت‌هاى بزرگ وقتى کمک و دفاع می‌کنند که کشورهاى کوچک خودشان هم بخواهند و مایل باشند آیا این دو زمان و این دو سیاست امروز که براساس آن رئیس جمهور آمریکا صریحاً براى حفظ استقلال ممالک خاورمیانه برخاسته و می‌گوید (امنیت ایران امنیت آمریکاست) اما وقتى سیاست جدید یعنى استفاده از قدرت جدید و نزدیکى با دنیاى غرب پیش گرفته شد این نتایج به دست آمد.

1- استقلال و تمامیت ارضى ایران محفوظ ماند.

2- به ایران کمک‌هاى مالى فنى شد و اکنون هم سیاست خارجى آمریکا دادن کمک‌هاى اقتصادى و مالى و فنى است و اگر دولت‌هاى ما عاجز از استفاده بهترى از این کمک‌ها بوده‌اند بحثى است که بر تشکیلات داخلى خودمان وارد است.

3- حزب توده با تشکیلات عظیم آن که براى استقلال ایران خطرى بزرگ بوده از میان رفت و این بزرگ‌ترین خدمت تاریخى فراموش‌نشدنى است (صحیح است) مردمى که الان در سوریه واردن و ممالک دیگر نگران و ناراحت‌اند به اوضاع ایران غبطه می‌خورند ولى ما خود نمی‌دانیم که در چه آرامشى به سر می‌بریم.

4- اختلاف راجع‌به نفت بالاخره به نحوى حل شد و تعطیل دستگاه‌هاى نفت پیش از آن به نفع عراق و عربستان سعودى و کویت و شیخ غاصب بحرین بود اکنون که کشور مصون از هر گونه تعرض است و در نتیجه آرامش و ثبات و فراهم بودن وسیله چاه نفت قم کشف شده آینده بسیار درخشانى براى ایران از درآمد این نفت در پیش است و این یکى از برکات این سیاست جدید است که حمل این نفت را به مدیترانه با خلیج‌فارس مقدور می‌سازد و با درآمد سرشار آن می‌توان اصلاحات داخلى را اجرا نمود.

5- سرمایه براى اجرا برنامه‌هاى اقتصادى و عمرانى و فرهنگى و بهدارى و اجتماعى و ارتباطات فراهم کردید.

6- این نکته را آقایان توجه بفرمایند

+++

اگر کمونیست‌ها مسلط می‌شدند (که تسلط آنها بر ایران یک مویى فقط فاصله داشت) کلیه میهن‌خواهان و خداپرستان و طرفداران آزادى فردى و طبقات مختلف کشور از قبیل مالک بزرگ کوچک اصناف و طبقات بزرگ و متوسط و کوچک اصناف و طبقات متوسط و طبقات روحانى و حتى کشاورزان متوسط‌الحال تماماً نابود می‌شدند (صحیح است) همان‌طور که در چین کمونیست و کشورهاى دیگر که تحت رژیم کمونیست درآمدند و در روسیه شوروى این طبقات بالکل از میان رفتند تمام این طبقات در کشور و حتى مخالفین سیاسى ما زندگى خود را مدیون این سیاست جدید ما هستند و افسوس که اگر مردم هنوز در جهل‌اند و نمی‌دانند چه خدمت بزرگى به کشور و نجات این طبقات شده است.

7- امینت در کشور بر قرار و اغتشاشات در شهرها و مدارس و خیابان‌ها و ولایات و دهات و تحریکات دائم بین زارع و مالک و کارفرما و کارگر در کارخانه‌ها و ناراحتى‌ها و تشنجاتى که با نقشه درست شده بود تا دست و پاى دولت را در موقع اختلاف نفت ببندد و زمینه را براى سقوط دولت فراهم سازد از میان رفت و مردم ایران اکنون از این جهات به راحتى به سر می‌بردند و هر کسى به کار و فعالیت مشغول است تا چند سال دیگر آثار و نتایج این آرامش و امکان فعالیت مشغول است تا چند سال دیگر آثار و نتایج این آرامش و امکان فعالیت براى مردم در رشته‌هاى مختلف نمایان خواهد شد.

رئیس - آقاى خلعتبرى از این دقیقه از وقت آقاى کدیور استفاده می‌کنید.

خلعتبرى- بله هشتم با کمال مسرت روابط ما با همسایه معظم شمالى خود دولت اتحاد جماهیر شوروى براساس حسن‌تفاهم و دوستى است اختلافات مرزى برطرف شده و مطالبات گذشته ما را تصفیه کرده‌اند طلاهاى امانتى ما را داده‌اند روابط تجارتى داریم و امیدواریم قرارداد ترانزیت نیز بسته شود از پادشاه ما دعوت کردند پذیرایى گرم و مجلل کردند از نمایندگان مجلسین ما دعوت کردند از نمایندگان آنها دعوت کردیم محیط دوستى و محبت جدیدى به وجود آمده و قول داده‌اند که سیاست گذشته را در مورد ایران ترک کنند براساس این قول کمال علاقه را داریم که در آینده دوستى و محبت و روابط خلل‌ناپذیرى بین ما وجود داشته باشد این است نتیجه یک سیاست ثابت و مثبت و آن بود نتایج یک سیاست منفى بدون توجه به اوضاع و احوال عالم و امکانات.

پس سیاست خارجى ما با سیاست داخلى مرتبط بوده و هر کدام در یکدیگر تأثیر داشته‌اند و سیاست خارجى ما عاقلانه و به نفع کشور بوده و از نظر امور داخلى اگر این چنین سیاستى اتخاذ نمی‌شد مملکت وضع دیگرى می‌داشت امروز یک فرصت تازه براى ممالکى از قبیل ما دنیا پیش آورده که از این فرصت و از این دوره باید استفاده نمود و محروم کردن مملکت از استفاده از این فرصت یک خطا و گناه بزرگ سیاسى محسوب می‌شود.

مملکت باید مصون از تعرض و تجاوز باشد تا دولت بتواند برنامه‌هاى اصلاحى و اجرا کند امنیت در داخله مملکت از نظر وضع سیاسى باید باشد تا مردم به کار و فعالیت بپردازند موانع داخلى از قبیل اغتشاشات و تشنجات و هرج و مرج نباید وجود داشته باشد تا مردم به کار و فعالیت و کشاورزى و تولید و غیره بپردازند پس سیاستى که ما اتخاذ کرده‌ایم نه فقط مصونیت از تجاوز را تأمین کرده بلکه به مردم فرصت و وسیله کار داده است و مردم اطمینان به ثبات وضع و نتیجه گرفتن از فعالیت‌هاى خود دارند و چون هر مملکتى در اثر فعالیت‌هاى فردى باید آباد شود و ترقى کند امروز براى فعالیت‌هاى فردى فرصت و وسیله فراهم است ولى دیروز فراهم نمود و هرکسى که مختصر سرمایه داشت درصدد رفتن از کشور بود زیرا به فرداى خود از نظر سیاسى اطمینان نداشت به وجود آوردن یک محیط قابل اعتماد براى کار و فعالیت و تولید از خدمات بزرگ ما به کشور است به یک دوران سرگردانى و ناراحتى و ناامنى که تازه بعضى از ممالک خاورمیانه آن را شروع کرده‌اند خاتمه داده‌ایم و اکنون موقعى است که باید دولت و مردم به فعالیت بپردازند.

چقدر جاى مسرت است در این موقع که به این نتایج رسیده‌ایم نداى امیدبخش رئیس جمهور آمریکا ما را در ادامه این طریق تشویق می‌کند و یک دسته از اشخاص مخالف سیاست فعلى ما در ضمن اعلامیه عمل رئیس جمهور آمریکا و رویه ایشان را ولى در واقع عمل و رویه ما را تصدیق و تأیید نموده به حال ایران مفید دانسته‌اند (صحیح است) و به اشتباه سابق خود با این عمل اعتراف کرده‌اند در حقیقت براى کشورهاى خاورمیانه آنچه از همه مهم‌تر است دفاع در مقابل خطر کمونیزم و تجاوز به کشورها دفاع در مقابل سیاست استعمارى و کمک‌هاى اقتصادى و مالى و فنى می‌باشد نیل به این هدف مسلماً از قدرت کشورهاى کوچک خارجى است ولى اکنون که یک دولت مقتدرى کشورهاى کوچک را در نیل به هدف‌ها و آمال فوق امیدوار می‌سازد و تأمین می‌کند آیا توافق و همراهى با این سیاست بزرگ‌ترین خدمت به کشور نیست؟ و آیا ما به کشور خود با این رویه ثابت و مثبت که پیش گرفتیم خدمت نکردیم؟ افسوس می‌خورم ارزش این خدمات هنوز بر تمام مردم ایران روشن نشده است و این قصور متوجه دولت است و من از ابتداى دوره هجدهم با این سیاست اگر موافقت و آن را تأیید کردم به خاطر سپهبد زاهدى نبود زیرا من هیچ رابطه خصوصى و شخصى با او نداشتم این سیاست عقیده من بود در سال 1324 علت اختلاف من وعده زیاد از رفقایم با حزب ایران موقع ائتلاف با حزب توده بر سر همین عقیده بود که امروز خود آنها تصدیق دارند من موقعى که استاندار گیلان بودم به شهادت سرلشگر مزین رئیس شهربانى وقت این رویه را به دولت توصیه کردم بعد از واقعه 30 تیر لزوم اتخاذ این سیاست و مبارزه با کمونیزم را به دولت وقت تذکر دادم مصلحت نبودن رفتار بد عمل کمونیست‌ها و احزاب مطبوعات وابسته به دولت نسبت به آمریکایى‌ها و اهمیت جدا شدن از دنیاى غرب را در مردادماه 32 به دولت کتباً تذکر دادم و بعد که در مجلس هجدهم سمت نمایندگى داشتم همان افکار خود را تعقیب مى‌کردم زیرا عقیده‌ام این بود آمریکا در مسئله کمونیزم و سیاست استعمارى به شهادت وقایع در کشورهاى دیگر به ایران هم کمک خواهد نمود مسئله استقلال هندوستان طبق یادداشت‌هاى کردل‌هال وزیر خارجه آمریکا در اثر فشار آمریکا به نتیجه رسید حال حضرت نهر و سیاست آمریکا را در خاورمیانه که به نفع ماست انتقاد می‌فرمایند در صورتى که براى کشور خودشان از آن سیاست استفاده فرمودند (صحیح است) آمریکا سهم نفت عربستان سعودى را خود 50 - 50 کرد خلاصى هند و چین از سیاست استعمارى به کمک آمریکا صورت گرفت استقلال سودان در اثر کمک آمریکا بود تخلیه کانال سوئز از قشون دائمى انگلیس نتیجه دو سال پافشارى آمریکا بود که در مطبوعات آمریکا و انگلیس گله‌گذارى‌هاى انگلیس منعکس است در موقع حمله نظامى انگلیس و فرانسه به مصر هم یک مرتبه دیگر آمریکا از آزادى‌خواهى و علاقه به استقلال کشورها و جلوگیرى از تجاوز را نشان داد و در این کشورها هم جانشین سیاست استعمارى نشد زیرا اکنون هند و مصر و جهت مخالف سیاست آمریکا سیر می‌کنند. عربستان سعودی هم تا دیروز از سیاست مصر تبعیت می‌کرد.

بنابراین براى کشور ما یک فرصت مناسب پیشامد که کمک به حفظ استقلال کشور و فراهم نمودن وسیله و زمینه اصلاحات داخلى را می‌کرد و این سیاست هم در مقابل کمونیزم و سیاست استعمارى به کشورها کمک می‌کند.

حال کدام بى‌انصافى است که بتواند بگوید عمل ما خدمت به کشور نبوده است این بود که مطالبى که لازم می‌دانستم براى روشن شدن وضع خارجى و داخلى کشور ایران به اطلاع مردم ایران از پشت این تریبون برسانم تا مردم بدانند مجلس شوراى ملى با تصویب و تأیید این سیاست مفید و مثبت به کشور ایران خدمت کرده است اگر زمانى ارزش آن معلوم نبود اکنون ارزش آن به خوبى نمایان است و در آینده بهتر نمودار خواهد شد ولى نگرانى من این است که در اثر سوء اداره مملکت و عدم توجه به کارهاى اساسى و احتیاجات و انتظارات مردم اگر این موقع که وسیله فراهم و به اصطلاح مقتضى موجود و مانع مفقود است و اشتباهات و جاه‌طلبى‌ها و رویه غلط در طریق اداره کردن مملکت نتیجه‌اى زحمات به هدر رود و همین سوء اداره مملکت است که مانع است مردم ایران خدمتى را که به کشور شده است درک نکنند زیرا وقتى مردم تفاوتى در حال وضع خود نبینند و دستگاه‌هاى دولت همیشه موجب مزاحمت آنها باشند و احتیاجات اصلى آنها تأمین نشود نمی‌توانند ثمرات این سیاست را درک کنند و باز براى تجدید اوضاع گذشته زمینه فراهم خواهد شد. به هر حال به همین مقدار نباید اکتفا کرد آینده را هم باید در نظر داشت وضع دنیا ‌طورى است که دولت باید مراقب اوضاع کشور و مردم باشد و مردم را به حساب بیاورد و نسبت به تمایلات و احتیاجات و خواسته‌هاى مردم بى‌اعتنا نباشد و چون امروز فرصت بیش از این نیست انتقادات خود را نسبت به اوضاع روز به جلسات بعد موکول می‌کنم.

در خاتمه یک مسئله داخلى را می‌خواهم به نظر دولت برسانم مسئله چاى کشور یک امر مهمى است (صحیح است) زیرا سالى سیصد میلیون تومان پول از این کشور براى چاى خارج می‌شود یکى از آقایان می‌گفت دولت از پنبه هم خوب است حمایت کند دولت از هر محصولى داخلى باید حمایت کند اما پنبه صادرات دارد و واردات ندارد ولى چاى صادرات ندارد و واردات دارد موضوع چاى با موضوع پروانه دادن دوتاست من می‌گویم دولت باید به این مسئله اساسى توجه کند سازمان برنامه که در امر ذغال سنگ و سیمان و حریر و قماش دخالت می‌کند چرا این مسئله مهم تولیدى و اقتصادى را جزء برنامه خود قرار نمی‌دهد که با کمک سازمان برنامه تشکیلاتى به وجود‌ آید که چاى مملکت را از این صورت خارج سازد یعنى شرکتى از تجار و باغداران و کارخانه‌داران براى خرید چاى داخلى و خارجى و بسته‌بندى و توزیع به عمل‌ آید و سازمان برنامه پس از کمک به این عمل به تدریج دخالت خود را قطع کند تا مثل کشورهاى دیگر مسئله چاى به دست خود مردم باشد به هر حال براى چاى باید یک ترتیب اساسى داده شود و دولت در این کار مسامحه کرده است حیف است که در مقابل محصول چاى خارجى به نفع کمپانى‌هاى خارجى در اثر عدم لیاقت ما این محصول داخلى از میان برود در صورتى که با یک برنامه صحیحى می‌توان تا ده سال دیگر کشور را از ورود چاى خارجى بى‌نیاز ساخت (صحیح است) دولت متأسفانه از چنین برنامه‌اى دور می‌شود و چنین برنامه‌اى ندارد.

من مسئولیت دولت را در این مورد امروز خاطرنشان می‌کنم این را بگویم که علاقه هست حسن‌نیت هست وقت زیاد هم صرف شده و می‌شود اعلیحضرت همایونى نهایت توجه و تأکید را نسبت به این امر مکرر فرموده‌اند اما بصیرت و برنامه نیست و

+++

تصمیمات بدون مطالعه همیشه مانع رسیدن به یک نتیجه صحیح قطعى است.

اعتراض من در مورد چاى به دولت این است که دولت این مسئله مهم اقتصادى و تولیدى و کشاورزى را در برنامه اصلى کار‌هاى خود قرار نداده و در حاشیه و از فروغ قرار داده است و الا لااقل یک برنامه می‌داشت که در ظرف آن دولت احتیاج کشور را با توسعه کشت از خارجه بین نیاز کند و جلوى خروج سالی سیصد میلیون الى چهارصد میلیون تومان پول کشور را بگیرد کجاست این برنامه؟

موضوع دیگرى که می‌خواهم به دولت تذکر بدهم این است که با افزایش سرمایه بانک کشاورزى باید آیین‌نامه‌هاى آن بانک و طرز کار آن نیز تغییر کند و مطابق با زمان باشد (صحیح است) از این بانک کشاورزان نمی‌توانند استفاده کنند زیرا وثیقه ملکى ندارند بدهند. بنابراین باید آیین‌نامه‌ها ‌طورى تنظیم گردد که کشاورزان بدون وثیقه ملکى و با بهره نازل و مدت کافى و بدون تشریفات طولانى و با تشریفات ساده و خرج کم و به تناسب کار و فعالیت بتوانند از بانک کشاورزى وام بگیرند (صحیح است) در کمیسیون کشاورزى این موضوع به آقاى نایب نخست وزیر و آقاى وزیر کشاورزى توصیه و تأکید شده و امیدوارم با این عمل به کشاورزان در تمام کشور کمک شود زیرا مؤثرترین کمک براى اصلاح وضع کشاورز در شرایط فعلى و کمک به افزایش تولید همین مسئله وام دادن به کشاورزان براى جلوگیرى از سلف فروشى است.

و من از آقاى وزیر کشاورزى و آقایان وزرا خواهش می‌کنم که به این مسئله کشاورزى که مورد نهایت علاقه نمایندگان مجلس است توجه کنند (ارباب- خیلى بد عمل می‌کنند) دو دقیقه دیگر وقت دارم. عرض کنم بنده خودم در مورد لایحه‌اى که حقوق آقایان نمایندگان را زیاد کرد شخصاً رأى ندادم ولى دیشب روزنامه اطلاعات یک مقاله‌اى نوشته که نسبت به نمایندگان مجلس بى‌لطفى کرده است (صحیح است) ایشان دو دلیل آورده‌اند که نمایندگان مجلس استحقاق اضافه حقوق ندارند اولیش این است که اشخاصى که درآمد ندارند و پول کافى ندارند به مجلس نیایند (سراج حجازى- آنها باید بیایند) یعنى اینکه فقط ثروتمندها به مجلس بیایند این غلط است آقاى استخر اگر پول ندارد گناهش چیست؟ یک وقتى می‌گفتند که ورود به مجلس شرطش این است که پنجاه هزار تومان مالیات بدهد. اما این کار حالا برطرف شده این حرف‌ها دیگر معنى ندارد دلیل دوم سرمقاله‌نویس اطلاعات این است که وقتى مجلس هفته‌اى سه روز روزى دو ساعت بیشتر صرف نمی‌شود آن اشتباه است ما هفته‌اى سه روز روزى سه ساعت اینجا می‌آییم و در کمیسیون‌ها روزى 5 تا 6 ساعت وقت صرف می‌کنیم و تمام مراجعات مردم را نگاه کنید (صحیح است) ما دنبال کار مردم هستیم روزى ده ساعت وقتمان صرف مراجعات مردم در وزارتخانه‌هاست شب و روز در وزارتخانه‌ها دنبال کار مردم هستیم بنده نمی‌دانم حالا دستگاه‌ها خوب کار نمی‌کند و آنها هم وسیله ندارند ولى به هر حال وکلاى مجلس به شهادت آقایان وزرا دائماً دنبال کارهاى مردم هستند و حتى در بعضى موارد به دولت کمک می‌کنیم راهنمایى می‌کنیم پس اینکه نوشته است نمایندگان صرف وقت نمی‌کند این درست نیست نظر من این است و خواهش می‌کنم از مقام محترم مجلس شوراى ملى چون رئیس این روزنامه آقاى مسعودى با بنده دوست هستند و به ایشان ارادت دارم و ایشان هم از اشخاصى بودند که در دوره 14 در مجلس بودند و کمک کردند روزنامه اطلاعات کمک کرد براى دفاع از مملکت و رژیم ولى اگر اکثریت مجلس ولو اشتباه کرده باشد خوب اقلیتى هم بود که می‌گفت حالا مقتضى نیست حقوق‌ها زیاد شود باشد براى بعد، این عقیده در مجلس هم بود که حقوق کارمندان دولت هم اضافه شود مانعة‌الجمع هم نیست شاید این وسیله‌اى بشود براى آوردن لایحه ترمیم حقوق مستخدمین (صحیح است) و من خیال می‌کنم همه آقایان در این قسمت موافق باشند (صحیح است) بنابراین می‌خواهم از آقاى مسعودى رفیق عزیز خودم اینجا گله‌اى بکنم این عرایضى هم که اینجا راجع‌به سیاست کشور کردم دو هفته پیش می‌خواستم عرض کنم ولى وقت نرسید معتقد بودم و هستم مملکت ایران که همیشه مورد تجاوز بود خدا شاهد است چیزى که به خواب نمیدید این بود که از چندین هزار فرسخ به او کمک بشود و تقویت بشود و مورد احترام ممالک خاورمیانه و بلوک کمونیزم و بلوک غرب واقع بشود اگر خداى نکرده برخلاف این می‌رفتیم خداى ما شاهد است مملکت از بین می‌رفت ما این اشتباه را نکردیم و من هم مکرر گفتم که کسانى که این اشتباه را کرده‌اند اشتباه بوده بدون اینکه منظورى داشته باشند حالا معلوم شده است که اشتباه بود، پس وطن‌پرست حقیقى کسى است که وقتى می‌بیند فرصتى براى مملکت پیش آمده از آن فرصت استفاده کند و از آن دفاع کند وطن‌پرست کسى است که امینت مملکت را حفظ کند، براى اینکه اگر امینت مملکت از بین رفت اخلال به وجود آمد. از همه کس قوى‌تر تشکیلات کمونیستى است براى استفاده از آن موقعیت (صحیح است) بنابراین طبقات مردم ایران اگر از دولت خودشان ناراضى هستند اگر ما با دولت حسابى داریم آن حساب علیحده است مردم ممکن است از شما ناراضى باشند از دستگاه ناراضى باشند همیشه هم سوء اداره بوده و نمی‌شود گفت که همیشه دستگاه دولت خوب کار می‌کرده است بنده خودم از دستگاه ادارى از رویه فعلى و از سوء اداره ناراضى هستم اما این خدمتى که به کشور شده است این خدمت را به رایگان نمی‌شود از دست داد و خدا شاهد است که تمام کسانى که در این کار هم‌فکرى کردند و خودشان را به خطر انداخته‌اند من از روى عقیده عرض می‌کنم از فداکارى کرده‌اند و به کشور ایران خدمت کردند امروز روح شهداى ایران مرحوم آخوند ملامحمد کاظم خراسانى، مرحوم بهبهانى، مرحوم طباطبایى، رجال صدر مشروطیت، مشیرالدوله، مدرس و همه آزادى‌خواهان تصدیق می‌کنند که ما مملکت را حفظ کردیم و این کار به نظر بنده باید اجر داشته باشد (احسنت)

رئیس - آقاى استخر

استخر- بنده در جلسه گذشته براى نطق قبل از دستور اسم‌نویسى کرده بودم و توفیقى حاصل نشد و کارهاى مجلس اجازه نداد که قبل از دستور ایجاد مزاحمتى بکنم این است که یادم رفته بود که امروز صحبت بکنیم خودم را مهیا نکرده بودم براى امروز وقتى اسم مرا خواندند گفتم باشد تا ببینم چه پیش مى‌آید؟ چون بنده اسرارى بحرف زدن ندارم مگر اینکه لازم باشد اما حالا که دعوت کرده‌اند بنده از موقع استفاده می‌کنم حالا خوب از آب در‌آید و موفق بشوم یا نشوم خدا بهتر می‌داند حالا دنباله همان مطلبى که می‌خواستم خدمت آقایان عرض کنم که دیروز با افتخار در ملازمت شاهنشاه آنچه را مقتضى بود به‌طور اختصار که آقایان هم حضور داشتند به حضورشان عرض کردم مطلب را بنده از همان‌جا به‌طور خیلى خلاصه شروع می‌کنم بنده آنچه را که در ظرف این مدت افتخار خدمت در مجلس شوراى ملى امتحان کرده‌ام ما از این نطق‌های قبل از دستور ثمرى نچشیدیم و نتیجه منظور را نگرفتیم زیرا صحبت‌هاى خوبى اینجا می‌شود و متأسفانه آنچه مربوط به اوضاع داخلى مملکت است آن نتیجه‌اى که باید از آن گرفته شود نمی‌شود آقایان هم می‌آیند جواب‌هایى می‌دهند به هر حال یک عمل مثبتى تاکنون به عقیده من انجام نشده اما این نطق‌ها را اگر دو قسمت بکنیم یک قسمت مربوط به اوضاع عمومى بین‌المللى است این نطق خیلى مؤثر و خیلى به‌جا و خیلى به موقع و جاى آن صحبت‌ها البته پشت تریبون و در مجلس شوراى ملى است من باب مثال عرض می‌کنم نمی‌دانم کدام یک از همکاران محترم بودند که راجع‌به موضوع کشمیر و تجاوزى که از طرف دولت هندوستان به اهالى کشمیر شده در اینجا مطالبى ایراد کردند البته این خیلى به موقع و خیلى نطق به جایى است براى اینکه مجلس شوراى ملى ایران باید همه‌جا با ظلم و زور و گردن کلفتى و قلدرى مبارزه کند از هر ملتى نسبت به هر ملتى، از هر قوى نسبت به هر ضعیف، این‌ شأن مجلس شوراى ملى ایران است و همچنین نسبت به فشار و تجاوزى که از طرف دولت فرانسه نسبت به ملت الجزیره می‌شود و در جراید مى‌بینیم. دو مرتبه اینجا تذکر داده شد و البته خیلى به جا و به موقع بود علاوه بر اینکه ملت الجزیره ملت مسلمانى است و هم‌کیش ما هستند یک ملت مظلومى است که گرفتار چنگال یک دولت جبار ظالمى واقع شده و من خیلى تعجب می‌کنم که یک ملتى مثل ملت فرانسه، که آزادى دنیا را تأمین کرده و انقلاب کبیر فرانسه را به وجود آورده، چه‌طور راضى می‌شود که روزى چند صد نفر از یک ملت مظلومى که جز آزادى و استقلال توقعى ندارند با آنها این‌‌طور سلوک و عمل کند و در مورد الجزیره دو مرتبه اینجا تذکر داده شد و البته تذکر خیلی به‌جا و خیلی به موقع بود. این قسمت‌هایى بود که در اینجا اگر گاهى صحبت شود خیلى به‌جا است و البته تأثیر بین‌المللى از لحاظ آبرو و از لحاظ اهمیت بین‌المللى ایران دارد. یک موضوع دیگر که اینجا صحبت شد راجع‌به دکتر ین آقاى ایز نهاور رئیس جمهور اتازونى آمریکاى شمالى بود که البته از چند نظر نسبت به آن برنامه ایشان که مربوط به کمک خاورمیانه و جلوگیرى از تجاوزات کمونیزم بوده است در پشت این تریبون نسبت به این دکتر ین اظهار تشویق و اظهار قدردانى و اظهار شعف و شادمانى شد. البته بنده هم همان گفتار‌ها را با کمال میل و با کمال خوشى و با کمال مسرت و با نهایت امیدوارى تکرار می‌کنم و البته امیدواریم همان‌طور از کنگره گذشته از مجلس سناى آمریکا هم بگذرد، و مورد عمل واقع شود، اما آنجا در اینجا از پشت این تریبون راجع ‌به اوضاع داخلى مملکت یعنى گرفتارى مردم، یعنى راضى کردن مردم صحبت شده، بنده خیلى تأثیرى در این نطق‌ها ندیده‌ام. گاهى اوقات آقایان یک سؤالاتى از آقایان وزرا می‌کند این هم یکى از مناسبات مجلس است با هیئت وزرا، البته هیچ سؤالى را آقایان بلاجواب نمی‌گذارند می‌آیند و جواب‌هایى به سؤالات می‌دهند، گاهی هم وعده می‌دهند و می‌گویند که البته این حرف درست است و این ایراد صحیح است ولى عن‌قریب این ایراد رفع می‌شود، مشکلات درست می‌شود، گاهى هم موانع و مشکلات را ذکر می‌کنند که به این جهت و به این علت این عمل این هدف فعلاً انجام‌نشدنى است و بالاخره آن جواب دندان‌شکنی که می‌دهند این است که پول نیست بودجه نیست بنده در خاتمه این عرایضم پشت تریبون خواستم که از پیشگاه مقدس‏ ملوکانه استدعا کنم که همان سنت دیرینه شاهنشاه فقید پدر تاجدارشان را احیا کنند، تجدید کنند، یعنى اجازه بدهند آقایان نمایندگان یا نمایندگان فراکسیون‌ها مجلس ماهى یک مرتبه حضورشان شرفیاب شوند، همان‌طورى که

+++

آقایان وزرا تماس می‌گیرند و درک این افتخار را می‌کنند، آقایان نمایندگان هم این سعادت را داشته باشند. مطالبى هم که آنجا بحث می‌شود، البته بیشتر مقرون به عمل است زیرا مریض علاوه بر اینکه اظهار احتیاج به پرستار می‌کند بهتر است که به دکتر حاذقى هم مراجعه کند و دوا از دکتر حاذق بخواهد. الحمدالله همین که بنده فکرش را کردم صورت عمل به خودش گرفت. دیروز درک این افتخار را کردیم و امیدواریم که همین‌طور ادامه پیدا کند و مطلب مملکتى در آنجا به عرض ایشان برسد. موضوع دیگرى که بنده می‌خواستم توجه دولت و جناب آقاى نخست وزیر را به آن جلب کنم، گویا در یکى از نطق‌هاى سابق هم بنده اشاره کردم و آن این است اگر ما توقعاتی و انتظاراتى از هیأت دولت آقاى علاء داریم این توقعات و انتظارات و این امیدوارى‌ها بى‌مورد و بى‌موقع نیست. براى اینکه جناب آقاى علاء وارث یک مملکتى و وارث یک حکومتى و وارث یک اوضاعى شدند که سرتاسر مملکت امنیت و آرامش برقرار بود نه در آذربایجان نه در فارس نه در جاهاى دیگر که همیشه یک سرو صداهایى بود، یکم اغتشاشى بود، ناامنى بود، راهزنى بود، مخصوصاً اهالى فارس که کمتر وقتى بود که گرفتار این قبیل پیشامدها نباشند، در ظرف بین یکى دو سال به حمدالله سرتاسر مملکت امن و امان است (صحیح است) به گفته شاعر ملت جوان و ملک جوان و ملک جوان.

یا بگویم‏:

دولت جوان و ملکت جوان و ملک جوان

ملک جهان گرفتن و دادن کنون توان‏

فعلاً وسایل موجود است، ایرادمان این است که آقا با وسایل امروزى و نبودن موانع، با رفع مشکلات، این مقدار خدمتى که به این مردم شده تناسبى را هم ندارد یعنى باید بیش از اینها در رفع حوائج مردم در رفع مشکلات مردم، به دردهاى مردم، شما باید بیشتر رسیدگى کنید. یک قسمت مشکلات تقریباً طاقت‌فرسایى که دولت‌هاى ما داشته‌اند راجع‌به واضح نبودن و روشن نبودن معین نبودن سیاست خارجى ما بود که به عقیده بنده همین سیاست شوم بى‌طرقى تمام گرفتارى‌ها را براى ما فراهم کرده بود این ارثى را که ما از معاهده شوم ترکمان‌چاى برده‌ایم و ما را به حال بی‌طرفى واداشته بود هیچ‌‌وقت ما موفق نمی‌شدیم که حتى در اصلاحات داخلى خودمان بتوانیم اقداماتى بکنیم، یعنى کارشکنى می‌کردند انگشت می‌زدند نمى‌گذاشتند یک قدم رو به اصلاح برداشته شود. دولت آقاى علاء در اثر راهنمایى و شجاعت و درایت که از طرف شخص اول مملکت ظهور کرد در پشت این تریبون، این بى‌طرفى را کاملاً نسخ کرد و تکلیف دولت و ملت ایران را روشن کرد.

ما در یک صف ایستادیم تکلیف سیاست بین‌المللى ما روشن شد بنابراین از طرف حکومت‌هاى خارجى و کسانى که همیشه در کارهاى داخلى ما انگشت می‌زدند و مانع می‌تراشیدند و ما را نمى‌گذاشتند که موفق به هیچ کارى بشویم دولت آقاى علاء از این مشکلات راحت است و مشکلات خارجى ندارد بلکه کمک‌هاى ذی‌قیمتى هم از همان دولت‌ها به ما شده و می‌شود این یکى از چیزهایى بود که دولت آقاى علاء بایستى نسبت به این موضوع توجه کاملى داشته باشد و بداند به همان تناسب که رفع مشکلات شده نسبت به اوضاع مملکت باید بیشتر توجه بکند ما اگر تناسب را رعایت بکنیم و در اینجا منظور بداریم تناسب دولت آقاى علاء نسبت به دولت‌هاى ما قبل با مشکلاتى که آنها داشته‌اند و با رفع مشکلاتى که در این دولت واقع شده است خود ایشان باید انصاف بدهند که کارى براى مملکت انجام نشده البته آن‌طورى که مردم انتظار دارند و ما انتظار داریم و بدترین مشکل مردم این مسئله گرانى است که من نمی‌دانم چرا این مشکل حل نمی‌شود چرا دولت اقدام مؤثرى در این باب نمی‌کند چه مشکلاتى هست که باید تخم‌مرغ در این شهر دانه‌اى 5 ریال باشد (وزیر کشور- این‌‌طور نیست) 4 ریال باشد (وزیر کشور- 2 ریال است) خوب 2 ریال باشد این را شما ارزان می‌دانید؟ جناب آقا علم این ارزان است؟ این خوب است؟ اولاً من از شما خیلى متشکرم مکرر پشت تریبون از شخص جنابعالى اظهار تشکر کرده‌ام علتش هم این است که شما آدم منصفى هستید یعنى هر کارى که قبلاً کرده‌اید یا بعدها خواهید کرد می‌آیید اینجا با کمال شجاعت مشکلات‌تان را می‌گویید و می‌گویید که بعد‌ها اقدام خواهم کرد و از این حیث ما از این صراحت و درایت شما کمال تشکر را داریم به همین جهت هم انتظار ما از شما این است که یکى مسئله رانندگى را حل کنید یکى مسئله برق را حل کنید و یکى مسئله گرانى را و به داد مردم برسید مردم از لحاظ اینکه از دوره‌هاى سابق واقعاً بدبختى‌هایى دیده‌اند هیچ میل ندارند که خداى نکرده اظهار عدم رضایت بکنند. کمال علاقمندى و کمال صداقت را نسبت به شاه مملکت، نسبت به استقلال مملکت دارند از این موقعیت باید استفاده کرد نباید گذاشت که این نارضایتى‌ها بروز پیدا کند و خداى نخواسته روزى منفجر بشود باید از این موقع استفاده کرد و این مردم مطیع و این مردم منقاد و این مردم شاه‌پرست این مردمى که من اطلاع دارم که او تار قلب آنها با محبت شاه توأم است و بسته است از این موقع استفاده کنیم و بگذارید این مردم به همین خیال باقى باشند و بیشتر شاه‌پرستى بکنند بیشتر مملکت‌شان را بخواهند منحرف نشوند مردم را باید راضى نگه‌داشت لااقل باید به مردم یک چیزى نشان داد وعده‌اى باید به آنها داد و عمل به یک وعده‌اى باید کرد خلاصه ما جواب مردم را باید بتوانیم بدهیم بنده خدا می‌داند در ظرف این مدت با اینکه کمال علاقه را به شیراز دارم به شیراز نرفته‌ام چرا؟ براى اینکه من اسمم هست که نماینده شیراز هستم آنجا مردم را می‌بینم که راه ندارند راه اسفالت ندارند بوشهر که یکى از بنادر مهم ایران بود به کلى خرابه و ویرانه شده و وعده ساختن بندر عسلویه را دادند عملى نشده است حالا باز می‌گویند که همان بندر بوشهر را باید دومرتبه تجدید کرد در مرحله حرف است بدتر از همه موضوع راه آهن است به کلى در بودجه اسمى از فارس نیست این موضوع به کلى مردم فارس را عصبانى که کرده در تلگرافاتى که متوسل به اعلیحضرت شده‌اند از ما شکایت می‌کنند خوب بنده با این‌حال نمی‌توانم به شیراز بروم اگر بروم جواب شیرازى را چه بگویم؟

مردم را راضى بکنید مردم را از این وضعیت نجات بدهید از وجود این مردم مطیع شاه‌پرست استفاده کنید اینها را نگه بدارید براى روزهاى مبادا این یک قسمت از صحبت‌هاى بنده و عرض بنده بود و چون امروز در نظر نداشتم و مهیا نبودم براى عرض مطلبى این است که نمی‌خواهم بیش از این مزاحم بشوم و بار دیگر عرض می‌کنم دولت جوان و ملک جوان و ملک جوان ملک جهان گرفتن و دادن کنون توان (احسنت)

رئیس - آقاى مهدى ارباب

مهدى ارباب- اگر جناب آقاى استخر به بندرعباس تشریف آورده بودند باز راضى می‌‌شدند که وضع فارس، البته امیدواریم همه جا اصلاح بشود از بندرعباس و جزایر و خلیج اینجا زیاد صحبت به میان آمده لکن بنده قطع دارم به اهمیت آن توجه شایسته نشده در دستگاه‌هاى دولت‌هاى پیش هم هیچ توجه نشده دولت فعلى امیدوارم نسبت به آنجا خیلى توجه بکند خیلى خوشوقت می‌شویم یک روزى جناب آقاى اردلان که سوابق زیادى در نواحى خلیج دارند و امروز هم فرزند برومندشان در آب‌هاى خلیج دارند فداکارى می‌کنند بیایند اینجا و اهمیت بنادر را شرح بدهند شاید بیان ایشان مؤثر باشد همین‌‌طور جناب آقاى دشتى که خیلى مطلع هستند ایشان هم یک روزى بیایند براى تذ کار خاطر آقایان را مستحضر بکنند (دشتى- همیشه حاضرم) به بنادر جنوب سال‌های متمادى به‌طورى که عرض کردم توجهى نمى‌شد چرا یک توجه می‌شد آنچه چاقوکشى بود آنچه تبعیدى بود همه را می‌فرستادند به بندرعباس و اگر اینها را نمی‌فرستادند باز یک کمکى بود به بندرعباس قبلاً مردم به بندرعباس در خانه‌هایشان را تا صبح باز می‌گذاشتند و موضوع سرقت اصلاً نمی‌دانستند که چه چیز است این مستشاران را که فرستادند آنجا. اینها سرقت هم یاد دادند کارهاى بد دیگر هم یاد دادند خوشبختانه اخیراً طلیعه سعادت در آن ناحیه درخشید و تشریف‌فرمایى و تفقد شاهنشاه محبوب. ما یک روح تازه یک امید کامل در کالبد این مردم محروم و مأیوس دمید (صحیح است) اما در تعقیب آن چه چیز لازم است؟ لااقل دولت‌ها ده درصد منویات شاهنشاه را در آن ناحیه اجرا کنند تلگرافاتى که ناشى از اوامر شاهنشاه بود به وسیله جناب آقاى وزیر کشور و جناب آقاى وزیر دربار به مرکز مخابره شد و اعلام شد هنوز می‌بینیم آن تلگراف‌ها روى این میز‌ها معطل است خدایا این بلاى تأخیر و تعلل را از جان این مردم دور کن. ما انتظار داریم که امر شاه منویات شاه مؤثرتر در آن ناحیه اجرا بشود به عرضتان رسیده است که اخیراً سیل‌هاى عجیب و عظیمى در آن نواحى جارى شده قنوات مردم تمام مخروبه و ویران شده با اوامر مؤکدى که صادر می‌شود که در مرحله اول به سیل‌زدگان کمک بشود آقایان در آن ناحیه هنوز بانک کشاورزى ده فقره درخواست انجام نداده و هر روز یک دسته تلگراف بنده دارم بانک کشاورزى دو بهانه دارد یکى اینکه می‌گوید ببینیم چه مقدار اعتبار باقیمانده که بدهیم یکى اینکه می‌گوید املاک به ثبت نرسیده مردم می‌گویند ما ضامن مى‌دهیم وثیقه می‌دهیم نگذارید که بیشتر بدبخت بشویم او متعذر است که املاک به ثبت نرسیده خوشبختانه جناب آقاى وزیر دادگسترى در اینجا حضور دارند و می‌خواهم عرض کنم گناه مردم چیست که املاک به ثبت نرسیده؟ مگر مردم نمی‌خواهند ملک‌شان را به ثبت بدهند وقتى جناب آقاى دکتر امینى وزیر دادگسترى بودند در کمیسیون بودجه برای همین موضوع شکایاتی داشتم ایشان اطمینان دادند به محض تصویب این بودجه ثبت میناب دایر خواهد شد تا امروز خبرى از ثبت نیست ثبت که مقدماتش خرجى ندارد بلکه به خزانه مملکت هم کمک می‌کند این را از جناب آقاى وزیر محترم دادگسترى استدعا می‌کنم توجهى مبذول بفرمایند که املاک آن ناحیه به ثبت برسد و موضوع این بهانه را از جلوى بانک کشاورزى که به عقیده بنده یکى از مؤسساتى است که اسباب بدبختى کشاورزى این مملکت است بردارند مردم با تضمین بیایند پول بگیرند قنوات‌شان را تنقیه کنند ملک‌شان را آباد کنند این وضعیت که ناله‌شان به فلک برسد شایسته نیست یک روز رفتم به تماشاى ناوبر در دریا (علامه وحیدى- این شد شعر) ناخدا افخمى که یکى از افسران مهربان هستند از فرط تأثر از دیدن جاسک حال گریه به او دست داده بود در صورتى که افسر گریه نمی‌کند یک دسته درخواست به من داده بود و اعتراض می‌کرد شما وکیل مردم هستید چرا به درد مردم نمی‌رسید آخر وکیل مردم چه می‌تواند بکند؟ باید بیاید اینجا دست

+++

استمداد به سوى آقایان وزرا دراز کند از دولت تقاضا کند تمنى کند کار دیگر که نمی‌تواند بکند آقایان در طول سیصد کیلومتر راه یک قرص دارو وجود ندارد مردم می‌میرند طبیب ندارند وسیله دیگرى ندارند اما هیاهو و تشکیلات در مرکز فراوان آقا به اقصى نقاط کشور هم براى رضاى خدا توجه کنید بنده در اینجا از تأسیسات ژاندارمرى تشکر می‌کنم این ژاندارمرى که اینجا بد نام بود این به درد مردم می‌خورد هر دستگاهى که هست ذکر خیر‌شان با شرشان را این‌طورى که شایسته است و لازم است بکنیم براى اینکه باز هم ممکن است عناصرى مکدر بشوند و مزید علت بشوند فعلاً عرضى نمی‌کنم به هر حال چون لوایحى می‌خواهد مطرح بشود بنده بیش از این تصدیع نمی‌دهم و استدعا می‌کنم دولت با مشاهده شخص اول کشور و با چنین شاهد بزرگى دیگر این‌قدر بى‌اعتنایى به آن ناحیه نکند عملاً توجه کند، مردم آنجا هیچ ندارند مردم راه ندارند، بهداشت ندارند. یک توجه بیشترى مبذول فرمایند (احسنت)

3- تذکر اصلاحى مقام ریاست نسبت به تبصره ماده 3 قانون متمم بودجه 1335 مجلس شوراى ملى‏

رئیس - وارد دستور می‌شویم، در صورت مذاکرات جلسه قبل در تبصره ماده 3 قانون متمم بودجه مجلس شوراى ملى یک کلمه (فعلى) حذف شده (صحیح است) آن کلمه اضافه می‌شود (صحیح است) آن کلمه اضافه می‌شود (صحیح است) چون عده براى رأى کافى است تصویب صورت مجلس جلسه قبل اعلام می‌شود.

4- طرح و تصویب فوریت و مذاکره در گزارش کمیسیون کشور راجع‌به حفظ امینت اجتماعى‏

رئیس - گزارش کمیسیون کشور راجع‌به لایحه امنیت اجتماعى شور اول آن مطرح است. گزارش کمیسیون قرائت می‌شود.

(به شرح زیر قرائت شد)

گزارش از کمیسیون کشور به مجلس شوراى ملى‏

کمیسیون کشور در جلسه مورخه 17/ 11/ 35 لایحه ارسالى از مجلس سنا راجع‌به حفظ امینت اجتماعى را با حضور آقاى وزیر کشور مورد رسیدگى قرارداد و به اصلاحى که در ماده سوم آن به عمل آمد تصویب نمود و اینک گزارش آن را به شرح زیر به مجلس شوراى ملى تقدیم می‌دارد.

مخبر کمیسیون کشور - سعید مهدوى‏

لایحه قانونى حفظ امینت اجتماعى‏

ماده 1- براى حفظ نظم و امینت عمومى در هر حوزه فرماندارى کمیسیونى به نام (کمیسیون امنیت اجتماعى) مرکب از فرماندار، رئیس دادگان شهرستان و در صورت نبودن رئیس دادگاه شهرستان رئیس دادگاه بخش، دادستان، رئیس شهربانى رئیس ژاندارمرى به‌ریاست فرماندار تشکیل می‌شود.

ماده 2- وظایف کمیسیون مزبور عبارت است از:

الف- رسیدگى به عمل اشخاص که در شهرها و دهات مردم را به ضدیت با یکدیگر تحریک نمایند به نحوى که موجبات سلب آسایش و اخلال در نظم و آرامش را عملاً فراهم سازند.

ب- رسیدگى به عمل اشخاصى که کشاورزان را به تمرد و خوددارى از دادن بهره یا امتناع از عمل کشت یا جلوگیرى از ورود مالک به ملک خود یا ممانعت از مداخلات و عملیات او در ملکت مطابق حق مالکیت یا به قسمى که مانع انجام وظیفه مأمورین دولت باشد وادار نمایند.

ماده 3- در موارد مذکور در ماده 2 کمیسیون امینت اجتماعى فوراً رسیدگى و متخلف را پس از ثبوت تقصیر به دو ماه تا 6 ماه اقامت اجبارى در محلى که کمیسیون تعیین کند به استثناى نقاط بد آب و هوا محکوم می‌نماید. کمیسیون می‌تواند نظریه اهمیت تقصیر و تأثیر آن در اختلال نظم عمومى محل قرار اجرا موقت تا صدور حکم نهایى صادر نمایند. قرار اجراى موقت تا صدور حکم نهایى صادر نماید. قرار اجراى موقت در حوزه فرمانداری‌ها مستقل با تأیید وزارت کشور و در حوزه فرماندارى‌های تابعه استانداری‌ها با تأیید استاندار به موقع عمل گذاشته می‌شود.

ماده 4- تصمیمات کمیسیون باید فوراً به محکوم علیه ابلاغ شود و محکوم علیه حق دارد در ظرف ده روز از تاریخ ابلاغ از تصمیم کمیسیون امنیت اجتماعى به دادگاه استانى که عمل در حوزه آن واقع شده شکایت نماید. دادگاه استان فوراً خارج از نوبت با حضور متهم به شکایت مزبور رسیدگى کرده رأى مقتضى صادر خواهد نمود طرز رسیدگى دادگاه استان در این مورد مطابق مقررات عمومى خواهد بود رأى دادگاه استان قطعى و لازم الاجرا است.

ماده 5- محکومین محکم قطعى لازم‌الاجرا پس از انقضاى ربع مدت محکومیت می‌تواند تقاضاى بخشودگى نماید. در این صورت پرونده امر به دادگاه استان که مرجع رسیدگى پژوهشى است ارجاع می‌شود رأى دادگاه استان قطعى است.

ماده 6- وزارتین دادگسترى و کشور مأمور اجراى این قانون می‌باشند

رئیس - گزارش کمیسیون دادگسترى هم قرائت می‌شود

(این‌‌طور خوانده شد)

گزارش از کمیسیون دادگسترى به مجلس شوراى ملى‏

کمیسیون دادگسترى در جلسه 18 بهمن‌ماه 1335 لایحه ارسالى از مجلس سنا راجع‌به حفظ امینت اجتماعى را با حضور نماینده دولت مطرح و خبر کمیسیون کشور را تأیید و اینک گزارش آن را تقدیم می‌دارد.

مخبر کمیسیون دادگسترى - عمیدى نورى‏

رئیس - کلیات مطرح است. در برگ مخالف و موافق اول آقاى بهبهانى اسم نوشته‌اند، بفرمایید.

بهبهانى- در این موقع که سیاست خارجى مملکت از تاریکى و ابهامى نجات پیدا کرده و بر یک اصل محکم و قابل اعتمادى استوار شده چه خوب بود که در سیاست داخلى هم طریقى اتخاذ می‌شد که رفاه و آسایش نسبى مردم در حدود امکانات و مقدورات موجود فراهم و همان‌طور که اولى مورد تصدیق و تأیید محافل مختلف بود دومى هم از این وضع متشتت و در هم خارج و ملت ایران موفق می‌شد در راهى که سالیان دراز به انتظار آن بوده گام بردارد ولى متأسفانه اعمال داخلى دولت را نمی‌شود تصدیق کرد و حتى طرفداران متعصب او هم در بعضى موارد نمی‌توانند از انتقاد خوددارى کنند. زیرا حسن و قبح اعمال یک امر فطرى و بدیهى است نه وضعى و قراردادى و به نظر بنده روش صحیح در امور باید مبتنى و متکى بر همین اصل باشد، خوب را باید تعریف کرد و بد را بدون پروا تنقید تا نه حمل بر غرض شود و نه بوى تملق بدهد و در عین حال دولت هم تکلیف خود را بداند.

چقدر آرزو داشتم که در این موقعیت حساس بیایم پشت این تریبون و از لوایحى مثل تثبیت مالکیت، تأمین و استقرار آزادى به مفهوم واقعى، بالا بردن سطح تولید به وسیله تأسیس کارخانجات و مکانیزه کردن زراعت و عمران عمومى و استخراج معادن و آبادى دهات براى جلوگیرى از فرار کشاورزان جهت تکدى در شهر‌ها و امثال آن دولت را تأیید نمایم و یا از پایین آمدن قیمت اجناس و تنزل نرخ بهره و تأمین لوازم اولیه زندگى مثل برق و آب و مسکن و بهداشت یا تعادل بین صادرات و واردات و عدم احتیاج مملکت به خارج براى روغن و گندم و مواد اولیه و چیزهایى که استحصال آن در کشور آسان است صحبت کنم.

چنانچه تمام بیانات اعلیحضرت همایونى هم در موقع شرفیابى دیروز روى همین موضوع دور می‌زد ولى وقتى در عمل عکس آن را از طرف دولت مشاهده می‌کنیم و مى‌بینیم که اعمال‌شان به ‌هیچ‌وجه با مصالح مملکت و منویات شخص معظم تناسب ندارد و برعکس با صحبت‌هایى که در گوشه و کنار شنیده می‌شود منطبق است دیگر چاره‌اى جز گفتن حقایق و مصالح نداریم. اداره مملکت به نظر من عبارت از این نیست که مردم را با ترس و اضطراب و وحشت از حبس و مشقت و تبعید ساکت نمود بلکه باید ‌طورى عمل کرد که روح عصیان و عدم رضایت بر اثر رفاه و آسایش و علاقمندى به زندگى از بین برود و الا با تهدید و جبر و اختناق افکار و سانسور عقاید سکوت برقرار کردن و این سکوت خوفناک را رضایت جلوه دادن کار مشکلى نیست.

این قانون که الان مطرح است دلیلى بین و گویایى است که خود دولت هم مدعى عدم رضایت عمومى است زیرا تا امروز سابقه نداشته است که در بین مردم راضى و مرفه احتمال تحریک و عصیان داده شود. مردم سیر و راضى دیگر وقت و فرصت ندارند که با غوا و تحریک دیگران توجه کنند و شورش و عصیان نمایند. رفاه و طغیان همیشه دو اصل متضاد و مخالف یکدیگرند و نمی‌شود گفت هم مردم راضى و مرفه‌اند و هم مستعد تمرد و سرکشى به علاوه دولتی که طبق موازین قانون اساسى روى کار می‌آید باید کلیة اعمال او بر محور همین قانون باشد و نمی‌تواند از این اصول غیرقابل انفکاک تخطى نماید و به نظر بنده انطباق این لایحه با قانون مزبور و منشور ملل متفق که از نظر ارتباط امور کلى ملل با یک دیگر مورد قبول ما واقع شده قدرى مشکل به نظر می‌آید و اینک شمه‌اى از موارد افتراق و تباین آن را به عرض می‌رسانم.

فلسفه و اصل تفکیک قواى ثلاثه مملکت بدین لحاظ بوده که قوه مجریه که منحصراً باید امور اجرایى را انجام دهد در امور قضاییه که موظف به کشف جرم و تعقیب مجرم است دخالت ننماید یعنى رعایت این اصل همیشه لازم است که مدعى نباید قاضى باشد و عدالت چنین حکم می‌کند کسی که خودش مدعی است نباید و نمی‌تواند مشخص جرم واقع شود و باید حتماً قوة دیگرى که تحت تأثیر نباشد دور از هر نوع تعصب و خودخواهى و حب و بغض گناهکار را از بى‌گناه تشخیص دهد تا مسیر اداره امور از اعتدال خارج نشود.

قانون اساسى از اصل 71 تا 89 تحت عنوان اقتدارات محاکم براى رسیدگى به امور حقوقى و جزایى و سیاسى دادگاه‌هایى را تعیین کرده و اصول محاکمات جزا که به تبعیت از قانون مزبور وضع شده نظر به اختلاف مورد و بالنسبه به شدت و ضعف جرائم رسیدگى به امور کیفرى را به دادگاه خلاف جنحه جنایى محول داشته و حدود و تکالیف هر یک را نیز تعیین کرده و راهى باقى نگذاشته که رسیدگى به امرى که مجازات آن را جنایى تشخیص داده‌اند به کمیسیون ادارى برگذار شود و چون رسیدگى این کمیسیون رسیدگى ادارى و تابع رویه اصول قضایى

+++

نمى‌باشد افتراق آن با قانون اساسى و اصل آزادى افراد روشن است. به علاوه طبق اصل 27 قانون اساسى تمیز حقوق افراد اعم از جزایى و حقوقى در ‌شأن قوه قضاییه است نه قوة مجریه. اصل دهم قانون مزبور دستگیرى افراد را جز در مواقع ارتکاب جنحه و جنایات نهى کرده و چون رسیدگى به جنحه و جنایات که مجوز دستگیرى فورى است فقط در صلاحیت محاکم عدلیه است بنابراین عمل کمیسیون مغایر با اصل مزبور و مخالف با فصل مربوط به حقوق ملت ایران یعنى اصل هشتم تا 25 و مخصوصاً تباین صریح و علنى با اصل 14 دارد که نفى بلد یا منع اقامت در محلى و یا اجبار به اقامت در محلى را نهى و این حق را فقط به قانون که ممیز و مشخص آن قوه قضاییه است محول داشته.

مطابق ماده 8 قانون مجازات عمومى تبعیت از مجازات‌هایی 8 قانون مجازات عمومى تبعید از مجازات‌هایى است که فقط در مورد جنایت از ناحیه محاکم صالحه اعمال می‌شود و هرگز نمی‌توان یک چنین قدرتى را از قوه قضاییه گرفت و به کمیسیون ادارى تفویض کرد و با ایادى و عوامل قوه مجریه در دهات و قصبات حق داد که بدون هیچ‌گونه تشریفات قوه قضاییه آن هم دیوان جنایى را انجام دهد.

منشور ملل متفق و اعلامیه جهانى حقوق بشر که در شهریور 1324 به تصویب مجلس شوراى ملى ایران رسیده و در مقدمة آن تأکید شده که کلیة ملل باید در تعمیم و بسط عدالت اجتماعى و مقررات منشور تفهیم آن به مردم جدیت نمایند مواد صریحى براى رفع تبعیض، عدم تجاوز به حقوق اساسى منع حبس و توقیف خودسرانه و غیرقانونى حفظ حیثیت و شئون افراد وضع کرده که قسمتى از آن را به عنوان یادآورى ذیلاً به عرض می‌رسانم:

ماده هشتم- در برابر اعمالى که حقوق اساسى افراد را مورد تجاوز قرار دهد و آن حقوق به وسیله قانون اساسى یا قانون دیگرى براى او شناخته شده باشد هر کس حق رجوع مؤثر به محاکم عمل صالحه دارد.

ماده دهم- هر کس با مساوات کامل حق دارد که دعاویش به وسیله دادگاه مستقل و بى‌طرفى منصفانه و علناً رسیدگى بشود و چنین دادگاهى درباره حقوق و الزامات او یا هر اتهام جزایى که به او توجه پیدا کرده باشد اتخاذ تصمیم نماید.

ماده یازدهم- هر کس که به بزهکارى متهم شده باشد بى‌گناه محسوب خواهد شد تا وقتى که در جریان یک دعواى عمومى که در آن کلیة تضمین‌هاى لازم براى دفاع او تأمین شده باشد تقصیر او قانوناً محرز گردد.

در موادى که عرض کردم تصریح شده که اگر حقوق اساسى افراد که به وسیلة قانون اساسى یا قانون دیگرى شناخته شده مورد تجاوز قرار گرفت حق رجوع به محاکم صالحه ملى دارد و نیز تصریح شده که دعاوى باید در دادگاه مستقل و بى‌طرف منصفانه رسیدگى شود و مسلماً این کمیسیون ادارى نه دادگاه است، نه مستقل و نه منصف و چون تحت نظر دولت اداره می‌شود ناچار است اوامر دولت را اجزا نماید.

از اینها که بگذریم موضوعى که بیشتر مایة تأسف و معرف بى‌اعتدالى این لایحه است یک طرفه بودن آن می‌باشد زیرا براى سرپیچى و تمرد فرضى زارع مجازات تبعید قائل شده‌اند ولى براى تخطى و تجاوزى که از طرف مالک به حقوق او می‌شود ساکت مانده و براى مأمورین نیز قدرتى فوق تصور بدون ترس و بیم از عواقب اعمال خود قائل گردیده‌اند در این لایحه پیش‌بینى نشده که اگر مأمورى بر اثر تبانى با تطمیع و یا به قصد سوء مقررات این لایحه را دستاویز خود قرارداد و پرونده‌سازى کرد چه مجازاتى درباره او اجرا خواهد شد و اقلاً اگر به صورت ظاهر هم شده خوب بود موادى در این لایحه می‌گنجاندند که هر گاه متنفذ و مأمور دولت هم حقوق ضعیف را تضیع کردند و یا شخص بی‌گناهى را ظاهراً به جرم اخلال و باطناً براى اجراى نظریات خصوصى و اغراض شخصى و یا اخاذى و رشوه‌خوارى و یا امور عفتى و هزار ‌طور حرف دیگر گرفتند و از خانه و زندگى خود تبعید نمودند و با حیثیت و شرف او بازى کردند مجازات شوند تا اقلاً با قیافة ظاهرى و عدالت مآبى پنجاه‌ساله مشروطة ما زیاد مغایرت نداشته باشد.

امروز در تمام دنیا سعى می‌شود اختلافات طبقاتى که موجد و مسبب انقلابات داخلى و شورش و طغیان و آماده بودن زمینه براى اغوا و تحریک سیاست‌هاى مخرب خارجى از بین برود ولى دولت در این گیرو‌دار سیاسى دنیا قانونى می‌آورد که به‌‌هیچ‌وجه با عدالت و رفاه اجتماع وفق نمی‌دهد و فواصل طبقاتى را عمیق‌تر و خطرناک‌تر و به عقیده بنده اجراى این لایحه نه اینکه به منظور رفع اخلال نمی‌کند بلکه اختلاف و تضاد را بین طبقات مردم و رجحان دسته‌اى بر دسته دیگر را ثابت می‌کند.

در آرا و احکام صادره از دادگاه‌هاى زمان جنگ که قابل استیناف و تجدیدنظر نیست اقلاً متهم را محاکمه و مدافعات او را استماع می‌کنند ولى هرگز کسى فکر نمی‌کرد دولتى در زمان عادى لایحه‌اى بیاورد که در به دو امر حق دفاع که از حقوق فطرى و بدیهى بشر است سلب نماید مردم را تبعید کنند و حیثیت آنها را ملعبة یک عده مأمور ناراضى و عصبانى و خودخواه قرار دهند بعد اگر شکایت داشت به دادگاه استان مراجعه کند. یعنى اول آبرو و حیثیت او را هتک کنند بعد اگر دلش خواست به دادگاه استان مراجعه کند و اگر دادگاه استان هم او را بى‌گناه تشخیص داد برود عقب کارش و مثل اینکه اصلاً اتفاقى نیفتاده و آن مأمورى هم که موجب این بى‌آبرویى شده کلاهش را کج‌تر بگذارد ناگفته نماند که مستند رسیدگى دادگاه استان هم پرونده‌اى است که به دست همان مأمور یا مأمورین تهیه شده و خیلى مشکل است که از لابه‌لاى این اوراق ساخته و پرداخته بی‌گناهى کسى معلوم شود.

مورد دیگرى که لازم است دربارة این لایحه بحث شود توجیه ضرورت و تصویب آن در حال حاضر است.

یکى از مفاخر دستگاه حاکمه که هر روز به رخ‌مان کشیده می‌شود وجود امنیت در سراسر کشور است. اگر واقعاً دولت در این گفته صادق است و موجبات طغیان و عصیان از بین رفته پس وجود این قانون ضرورت پیدا نمی‌کند زیرا با قوانین موجود امنیت کشور تأمین شده و موردى براى قانون جدید وجود ندارد در صورتى‌که دولت با تقدیم این لایحه صراحتاً می‌گوید موجبات طغیان و تجاوز فراهم شده و چون قادر نبوده در این مدت دو سال از طریق عقلانى و موافقت با منافع مردم و اجراى برنامه‌هایى مؤثر و عمیق موجبات آن را از بین ببرد ناچار به یک داروى مخدر و مضعف توسل جسته و می‌خواهد با زور آن موجبات را معدود و اسم این کار را لایحه امینت اجتماعى گذارده است و اگر عبارت و مواد لایحه را از گذشتگان گرفته کاش اسم آن را عوض می‌کرد زیرا براى این لایحه اسم بى‌مسمایى انتخاب شده و اقلاً باید اسمش لایحه عدم امینت اجتماعى باشد

مخصوصاً این نکته را باید در نظر داشت که قوانین کیفرى مورد می‌خواهد و تازه مفاد آن به فرض وجود مورد هم نباید مخالف با قانون اساسى باشد.

وقتى براى اسکات زارع و محرک و سایر کسانى که در این لایحه قید شده قانون لازم است که این موضوع مصداق پیدا کرده باشد و دولت با قوانین موجود نتواند جلو آن را بگیرد در اینجا لازم است این نکته را هم به عرض برسانم که تا موجبات عصیان و تحریک فراهم نشود عصیان و اغتشاش به وجود نمی‌آید و اگر عوامل عصیان هم به وجود آمد اولاً به دست خود اولیا امور ایجاد می‌شود و ثانیاً هیچ قانونى نمی‌تواند به دست چند نفر مأمور ناراضى و محروم جلو آن را بگیرد. ضمنا به یاد بیاورید که با وضع این قانون از طرف دولت اسبق چه تضمینى براى او فراهم گردید و آیا توانست با توسل به این قبیل قوانین جلو آن وضع را بگیرد من نمی‌توانم قبول کنم که این حقایق را که هر فرد عامى می‌فهمد دولت توجه نکند مگر اینکه بگوییم آوردن این‌گونه لوایح براى باز کردن حساب خاصى است که معلومات ما براى درک و فهم آن عاجز است.

رئیس - آقاى سراج حجازى

سراج حجازى- بنده با این لایحه موافق هستم براى اینکه شکست استخوان داند بهاى مومیایى را این مطلبى که جناب آقاى بهبهانى نماینده محترم فرمودند تمام به جاى خودش صحیح است ولى منطبق با این قانون و وضعیاتى که امروز در شهرستان‌ها حکمفرما است نیست البته صحیح است اصل مسلم این است که باید قانون با قانون اساسى وفق دهد کسى منکر این اصل نیست ولى باید رفاه و آسایش مردم فراهم بشود این هم مورد انکار نیست ولى فرمودند که این قانون با قانون اساسى مخالف است، با منشور ملل متفق مخالف است، با وضع مملکت هم مخالف است بنده از فرمایشات خودشان استفاده می‌کنم و عرض می‌کنم که با هیچ‌کدام از اینها مخالف نیست زیرا قانون اساسى یک محاکمى تعیین شده است و طبق اصل 73 متمم قانون اساسى صراحتاً می‌گوید تعیین محاکم عرفیه منوط به حکم قانون است یکى از محاکم عرفیه این است که دادستان و رئیس محکمه در آن عضویت دارند بنابراین کجایش مخالف قانون اساسى است؟ بنده عرض می‌کنم که دولت تشخیص داده است که از همه جهت ضرورت دارد که این محکمه تشکیل شود پس مخالفتى با قانون اساسى ندارد و فرمودند مخالف با منشور ملل متفق است منشور ملل متفق البته یکى از اصول کلى ممالک است و با جزییات ممالک هم ارتباطى ندارد ولى معذالک ما هم این را تأیید می‌کنیم براى اینکه ما باید داخله منظم و مرتبى داشته باشیم و بنده همیشه عرض کرده‌ام تا داخله مملکت ما مرتب نباشد ما نمی‌توانیم سیاست خارجی‌مان را اداره کنیم امروز البته در تحت توجهات اعلیحضرت سیاست خارجى ما روشن و صریح است ولى براى دوام و بقاى این سیاست خارجى باید یک داخله منظم و مرتب و مرفهى داشته باشیم متأسفانه ما یعنى اصولاً بشر خیلى فراموشکار است این چند سال آرامشى که براى مملکت مهیا شده است آن خاطرات بد به کلى از ذهن ما رفته است روزى بود که هیچ‌کس تأمین و آسایش در همین تهران پایتخت مملکت نداشت (عیدى نورى- در ولایات هم همین‌‌طور) (بهبهانى- با این لایحه هم امنیت به وجود نمى‌آید) از هر خیابانى عبور می‌کردید مرتب کار مردم بالا کشیدن درها و پایین کشیدن درها بود این امینت نبود اسم بى‌معنایى بود به علاوه آقا فرمودند (بهبهانى- چه کسی گفت آن امنیت بود؟) پس باید امنیت به وجود بیاید این امنیت به آن معانى حقوقى نیست بنده الان توضیح عرض می‌کنم و خود آقا روشن خواهید شد (بهبهانى- خود دولت مدعى است) دولت معتقد است که حداقل امینت را فراهم کرده است (دکتر عدل- چرا حداقل می‌فرمایید، حداکثر) البته آن مفهوم کلى نصیب هیچ کس نخواهد شد عرض کنم که البته یک اندازه‌اى آقا تلویحاً فرمودند که این زاییده فکر یک دولتى بود که. مورد احترام ملت بود می‌گویند حافظ یک شعرى گفته است و این را نسبت می‌دهند که از یزید است به حافظ ایراد کردند که چرا این شعر را گفتى گفت مثل این می‌ماند که درى از دهان سگى افتاده باشد و من این را برداشتم و تمیز کردم ما هم می‌گوییم آنها اگر کارى خوبى کردند این را تمیزترش کنیم و به موقع اجرا بگذاریم متأسفانه آنها به قدرى کارهاى بدشان زیاد بود که کارهاى خوبشان را تحت‌‌الشعاع قرار داده بود و حالا چون بنده طرفدار دولت هستم دولت فعلى در تحت راهنمایى اعلیحضرت کارهاى خوبش به کارهاى بدش می‌چربد و البته کارهاى بد هم دارد و بنده هم خودم از منقدین هستم و گاهى عرض می‌کنم و فعلاً هم بنده بسیار متشکر می‌شوم در این نوع قوانین که مواد زیاد ندارد در کلیاتش صحبت بیشترى بشود تا معلوم بشود که این قانون براى مملکت ضرورى است یا خیر؟ آقاى در تمام فرمایشاتى که فرمودید از رفاه عموم از اصلاح امور صحبت فرمودید و فرمودید که بهتر بود به جاى این قانون قوانین بیاورند که کارخانه‌اى ایجاد کنند و یا مؤسسات ملى ایجاد کنند که کار ایجاد شود ولى فراموش نکنید که نعتمان مجهول‌تان الصحت والامان اگر امنیت نباشد همان کارخانجات را هم ملاحظه فرمودید که هیچ استفاده نداشت وقتى امنیت باشد استفاده خواهد داشت فرمودید که این حکایت از این است که عدم رضایت هست اولاً بنده صراحتاً عرض می‌کنم امروز اکثریت قریب به اتفاق مردم راضى هستند اصولاً چون مملکت ما الان یک وضعیتى پیدا کرده است که سیاست خارجى روشنى پیدا کرده‌ایم و وارد یک جاده‌ای شده‌ایم البته خیلى رو به ترقى و تعالى نرفته‏‌ایم ولى خوب یک قدم بزرگى برداشتیم اینها را نادیده نباید گرفت به عقیده بنده همان اندازه که انتقاد خوب است باید کارهاى خوب اشخاص را هم تقدیر و تشویق کرد که اینها بیشتر جلو بروند بنده شخصاً چون خودم کشاورز و زارع هستم می‌دانم که زارعین امروز برخلاف گفته بعضى از اشخاص که در بعضى محافل حرف‌هایى می‌گویند صددرصد واقعاً از اوضاع راضى هستند البته اگر اشخاص ناراضى هم باشند آن اشخاص هستند که از مواقع بد این مملکت سوء‌استفاده می‌کردند و می‌رفتند با اجانب می‌ساختند ولى چون حالا نمی‌توانند این کار را بکنند البته ناراضى هستند و نارضایتى آنها را ما به ‌هیچ می‌گیریم براى اینکه فکر عموم غیر از این است، فرمودند که حق این بود وقتى که این قانون را می‌آوردند تکلیفى هم براى مالکین متجاوز و مجازات آنها معین می‌کردند، اولاً این قانون داراى دو قسمت هست آن قسمت اول قانون عمومى است رسیدگى به عمل اشخاص که در شهرها و دهات مردم را به ضدیت با یکدیگر تحریک می‌کند ممکن است مالکى این عمل را بکند براى اینکه حق یک زارعى را از بین ببرد و یا زارعین را بر علیه همدیگر تحریک کند و حق اینها را بگیرد این مال مالک، اما اگر اشخاصى بیایند رعیت را بر علیه مالک تحریک و تبلیغ کنند مشمول قسمت دوم خواهد شد پس براى هر دو قسمت، جناب آقاى بهبهانى هست، عرض کنم ضرورت این قانون از این جهت است که در شهرستان‌ها یک عده اشخاصى هستند که در ادوار مختلف استفاده کرده‌اند و امروز میلیونر هستند هر وقت شکر دزدى بوده اینها کرده‌اند، گندم دزدى بود اینها کرده‌اند، انحصاراتى بود آنها بردند هیچ‌‌وقت هم به قول معروف دم لاى تله نمی‌دهند یعنى همیشه کنار مى‌نشینند و اشخاص را به جان همدیگر می‌اندازند و بعد مردم را تحریک می‌کنند و دولت را در یک محظورى قرار می‌دهند و بنده شاهد شهرستان حوزه نمایندگى خودم هست که متأسفانه آنجا سمبل خیلى کامل این جریانات هست این است که بنده براى دفاع از موکلین خودم وضع این قانون را از ضرورى هم ضرورى‌تر می‌دانم زیرا آن شهرستان فرد کامل اختلافات در شهرستان‌ها شناخته شده بود و پنج شش ماهى که بنده افتخار نمایندگى آنجا را پیدا کرده‌ام جناب آقاى وزیر کشور اطلاع دارند که هیچ تلگراف شکایتى از آنجا نیامده است زیرا که بنده آنها را تحریک نمى‌کنم و اگر بنده هم تحریک کنم سر تلگرافات باز می‌شود این است که عمل اشخاص که خوششان می‌آید در سپر پاکدامنى و تقوى و تمول و تمکن می‌نشینند و مردم را به جان یکدیگر می‌اندازند و استفاده می‌کنند اینها را هم دولت می‌شناسد، مربوط به همه کس هم نیست، و از این جهت نگرانى نیست به علاوه الان اگر دولت بخواهد اشخاص را طرد کند احتیاج به قانون ندارد ولى این کار واقعاً نشانه نهایت عنایت و توجه دولت است به قانون که قانون می‌آورد می‌خواهد بگوید این قبیل اشخاص مخل نظم و زندگى بنده و شما هستند و بنده معتقدم اول باید این‌جور عناصر که بقایاى آن اشخاصى هستند که مملکت را به این روز سیاه کشانیدند باید دست آنها را از تمام شئون مملکتى کوتاه کرد و این کار هم به وسیله قوانین می‌شود به علاوه با آنها کارى نمی‌کنند این همه الغوث و یاالله ندارد می‌گوید اگر کمیسیون او را شرور تشخیص داد، فرماندار تشخیص داد، دادستان تشخیص داد. رئیس محکمه تشخیص داد افکار عمومى تشخیص داد این آقا را مى‌گویند دمش را بگیرید بیرون کجاى این بد است؟ بعد هم گفته‌اند اگر خواستند اجرا کنند استاندار که شخص اول آن ناحیه است باید این عمل را تجویز بکند بعد هم می‌گوید بعد از محاکمه به محض اینکه حکم ابلاغ شد می‌تواند استیناف بدهد که حکم غیرعادلانه بود بنده شخصاً اگر جاى وزیر کشور بودم معتقد بودم که باید از این شدید‌تر می‌آوردم (صارمى- پس خدا را شکر که وزیر کشور نیستید) (حشمتى- شاید همین علت نشدنش باشد) حالا در آتیه مى‌بنیم عرض کنم پس بنده معتقد هستم که این قانون الان اگر زودتر تصویب بشود خیلى مؤثر در برقرارى نظم شهرستان‌ها و دهات خواهد بود ملاحظه بفرمایید واقعاً نباید تعصب خشک به خرج داد تهران یک محیطى است که همه مردم دسترسى به همه مقامات دارند ولى جناب آقاى وزیر دادگسترى می‌دانند که در تمام دهات و نقاط دور افتادة مملکت به واسطه نبودن دستگاه قضایى تمام قوانین اجرا نمی‌شود یعنى در یک شهرستان‌هایى که دو تا دادیار و سه تا بازپرس دارد نمی‌توانند تمام شهرستان‌ها را زیرنظر بگیرند یک اشخاصى از همین بى‌توجهى استفاده می‌کنند، اگر این قانون وضع شود جلوگیرى از همین اشخاص می‌کنند، یکى از آقایان محترم رفقا یادداشتى دادند و همین مطلب را می‌گویند اتفاقاً ما چپاول و ناراحتى که براى مردم فراهم می‌شد فراموش کردیم چون چندى است در آسایش و راحتى هستیم آن مطالب را به کلى فراموش کرده‌ایم و البته اینجا تذکر دادند قانون براى برحه‌اى از زمان نیست در آتیه هم ممکن است خداى نکرده پیشامدهایى بکند و ما می‌توانیم از این قانون به نحو احسن استفاده کنیم و جلوگیرى کنیم نکته‌اى هم که فرمودند اصل تفکیک قوا هم ارتباطى با این مطلب ندارد، تفکیک قوا مربوط به کلیات کارهاى مملکت است یعنى در صورتى است که کار وزارت دادگسترى را که مأمور اجراى قوانین یا موضوعات است به یک دستگاه دیگرى بدهیم در حالى که ما این کار را نکرده‌ایم و در این کمیسیون هم تصادفاً اکثریت با آنهاست دو نفر از دادگسترى است دادستان و رئیس دادگاه و آن مطلب هیچ مربوط به این قسمت نیست، مطلب دیگرى فرمودند که این قانون اختلاف طبقاتى را از بین نمی‌برد و بنده معتقدم که طبقاتى را از بین نمى‌برد و بنده معتقدم که این قانون باعث می‌شود که یک کشاورزى با آسایش تمام بتواند زراعت بکند و متمکن بشود وقتى هم که متمکن شد البته خودبه‌خود تفاوت و اختلاف طبقاتى از بین می‌رود، امروز رعایاى این مملکت همه فقیر هستند و علت فقر هم این است که این عایدات تکافوى خرج‌شان را نمی‌کند و البته پارالل، به موازات این قوانین سایر دستگاه‌هاى دولت براى تشویق کشاورزان باید یک توجهى بفرمایند بنده مخصوصاً از موقع استفاده می‌کنم و از دولت آقاى علاء می‌خواهم که در این‌باره توجه بسیار عاجلى بکنند زیرا وضع کشاورزان ایران بسیار بد است و خود آقاى وزیر کشور در کمیسیون کشور همین مطلب را متذکر شدند ملاحظه بفرمایید یک زارع به‌طور متوسط بیش از شش هفت خروار گندم نمی‌تواند به دست بیاورد هر قدر هم گندم قیمت پیدا کند باز کافى نخواهد بود امروز جاده براى رعیت نیست، بیمارستان ندارد دارو ندارد همین‌‌طورى که این قانون براى شهرستان‌ها وضع شده است باید قوانین خاص اقتصادى براى شهرستان‌ها وضع شود که پارالل با این بتوانیم رفاه آنها را هم فراهم کنیم. بنده چون خیلى نمی‌خواهم وقت آقایان را بگیرم عرایضم را خلاصه می‌کنم و امیدوارم با تصویب این قانون به نتیجه اساسى برسیم (احسنت)

رئیس - پیشنهادى رسیده که این لایحه‌اى که از مجلس سنا آمده و در دو کمیسیون مجلس هم اصلاحاتى در آن به عمل آمده با یک فوریت تلقى بشود، قرائت می‌شود

(به شرح ذیل قرائت شد)

مقام محترم ریاست مجلس شوراى ملى‏

پیشنهاد می‌کنیم لایحه حفظ امنیت با قید یک فوریت مطرح بشود، مهدوى - خسرو قبادیان - توماج – کدیور - دکتر امیر حکمت - فضایلى- ظفر بختیار- دکتر ضیایى- مهندس دهستانى - دکتر اسدى - سراج حجازى- رامبد- مهندس فیروز و چند نفر دیگر.

رئیس - آقاى مهدوى بفرمایید.

مهدوى بنده اصولاً طرفدار این هستم که لوایحى که به مجلس تقدیم می‌شود دو شورى باشد و روى آن مطالعات بیشترى بشود ولى عقیده‌ام این است که در قوانین و لوایح قید دو شورى براى این بوده است که مجلس سنایى وجود نداشته و اگر حالا ما بیاییم بعد از اینکه لوایح در مجلس سنا مطرح می‌شود و آنها هم مدتى رویش مطالعه می‌کنند و معطل می‌شود چاپ می‌شود در روزنامه‌ها و مطالعاتى که آقایان دارند همیشه به قدر کافى اطلاع پیدا می‌کنند و وقتی هم که می‌آید به مجلس شوراى ملى باز هم به کمیسیون‌ها می‌رود و رسیدگى کامل می‌شود، همین لایحه امینت

+++

اجتماعى به نظر بنده آنچه آقایان نظر داشته باشند مخالف و یا موافق فعلاً در همین مجلس صحبت کنند در اطاقش بحث بشود و تصمیم گرفته بشود دیگر به نظر بنده ضرورت ندارد که این لایحه باز دو شورى باشد و مدتى در کمیسیون‌ها معطل بشود و بهترین فرصت این است که ما در مجلس رویش تصمیم بگیریم و استدعا می‌کنم اگر اجازه بفرمایید در همین مجلس تصمیمى اتخاذ بشود (حشتى احسنت)

رئیس - آقایانى که با فوریت موافقند قیام بفرمایند (اکثر برخاستند) تصویب شد آقاى دکتر دادفر بفرمایید.

دکتر دادفر- بنده عرضى ندارم.

رئیس - دیگر کسى در کلیات به نام مخالف ثبت نمام نکرده (بزرگ ابراهیمى- در کلیات عرایضى ندارم) موافقید یا مخالف (بزرگ ابراهیمى- موافقم) پس چون مخالفى در کلیات نیست نمی‌توانید صحبت کنید رأى می‌گیریم به ورود در مواد آقایانى که موافقند قیام بفرمایند (اکثر قیام نمودند) تصویب شد ماده اول مطرح است کسى اجازه نخواسته پیشنهادات ماده اول قرائت می‌شود.

(به شرح ذیل قرائت شد)

پیشنهاد می‌کنم تبصره زیر به ماده یک لایحه حفظ امینت اجتماعى اضافه شود.

تبصره‌نامه‌ها و گزارش بى‌امضا به ‌هیچ‌وجه قابل ترتیب اثر نیست هر مقام و هر کسى بنامه بى‌امضا ترتیب اثر دهد از خدمات دولتى منفصل و مشمول کیفر افترا خواهد بود.

مهدى ارباب‏

رئیس - آقاى مهدى ارباب بفرمایید.

مهدى ارباب- بنده عین پیشنهاد را دو مرتبه براى آقایان می‌خوانم‏

(به شرح فوق قرائت نمودند)

خوشوقتم که جناب آقا گلشاییان امروز اینجا تشریف دارند چون سوابق زیادى در کارهاى دولتى در امور قضایى دارند

آقایان دیگر مثل جناب آقاى خلعتبرى که سال‌ها است در دادگسترى وکالت می‌کنند حضور دارند می‌دانند ما یک قانون افترا داریم بنده از روزى که متولد شده‌ام و کم‌کم مردم را شناخته‌ام و بعد در جامعه وارد شده‌ام تا به حال سراغ ندارم که یک نفر مفترى تعقیب بشود، اگر یک نفر مفترى در طول این زمان‌ها تعقیب شده بیایید و به بنده بفرمایید آن‌وقت بنده معذرت می‌خواهم در حالى که آقایان خوب توجه کنید این‌قدر خانواده‌ها از افترا از کاغذ بى‌امضا در این مملکت از بین رفته‌اند و صدمه دیده‌اند بیچاره شده‌اند هیچ مقصر هم نبوده‌اند کسى توجه نکرده هیچ کجاى دنیا نامه بى‌امضا ترتیب اثر داده نمی‌شود (یک نفر از نمایندگان- اینجا نمی‌شود) همین‌جا داده‌اند بنده سراغ دارم اخیراً به یکى دو تا نامه بى‌امضا همین دولت جناب آقاى علاء ترتیب اثر داده‌اند هیأت‌هایى فرستاده‌اند ده بیست سى هزار تومان از خزانه این مملکت خرج کرده‌اند برگشته‌اند گفته‌اند درست نبود، خوب تکلیف چیست؟ بى‌امضا ترتیب اثر داده نمی‌شود حالا بنامه بى‌امضا ترتیب اثر داده نمی‌شود حالا اگر آقایان میل دارید که ترتیب اثر به آن داده نشود رأى بدهید و اگر می‌خواهید ترتیب اثر داده شود به عکس به‌طور مثال عرض می‌کنم شب خوابیده‌اید مایعى ندارد که یک فاطمه خانمى ‌برمی‌دارد می‌نویسد که من دیدم فلان آقا از فلان سفارت داشت می‌آمد بیرون دستش هم به گردن سفیر بود تا این شتر بیچاره بیاید بگوید آقا من روباه نیستم آن‌قدر بارش می‌کنند که شکمش روى زمین می‌آید این قانون بسیار خوب بنده هم موافقم اما از همین نامه بى‌امضا ممکن است یک روزى استفاده بشود نه در این مورد خیلى از موارد سوء‌استفاده شده و خلاف‌شان یک کشور مترقى است که نامه بى‌امضا کسى ترتیب اثر بدهند حالا اگر آقایان میل دارید که ترتیب اثر داده بشود به این پیشنهاد رأى ندهید و اگر میل دارید که ترتیب اثر داده نشود رأى بدهید به هر صورت این یکى از نواقصى است که سال‌هاى متمادى مردم از آن صدمات زیاد دیده‌اند مشقات زیاد تحمل کرده‌اند خانواده‌ها از این عمل متلاشى شده امروز بیایید عیب این قانون را رفع کنید.

رئیس - آقاى عمیدى نورى بفرمایید.

عمیدى نورى عرض کنم جناب آقاى ارباب یک توضیحى راجع‌به پیشنهادشان فرمودند که این توضیحات را که خدمت‌شان عرض می‌کنم تصور می‌کنم قانع بشوند و آن این است که یک ماده در قانون اصول محاکمات جزایى و آیین دادرسى کیفرى ما هست که اعلانات و اخبار اوراق بى‌امضا قابل ترتیب اثر نیست جناب آقاى وزیر دادگسترى می‌دانند (ارباب- ترتیب اثر می‌دهند) این هست پس این یک باب جداگانه‌اى است ماده‌اش هم در مورد خودش هست و تصور می‌کنم نظر جنابعالى تأمین باشد و اما از نظر افترا، افترا یک جرمى است که طبق قانون مجازات عمومى مجازات می‌شود پرونده‌هاى زیادى هم در عدلیه هست راجع‌به افترا که تعقیب شده و احکام زیادى هم در این مورد صادر شده که اگر جنابعالى علاقه داشته باشید ممکن است خواهش کنم تشریف بیاورید به دفتر دادسراى تهران مراجعه بفرماید و آمارش را به عرضتان خواهند رسانید افترا در صورتى است که کسى نسبت جرمى به کسى بدهد این شخص که مرتکب جرمى شده و نتواند آن نسبت را ثابت کند این را می‌گویند مفترى بنابراین باید اول شخص مسلمى باشد یعنى باید امضا داشته باشد بعد هم باد جرمى نسبت بدهد و بعد هم نتواند از عهده اثبات آن برآید این را می‌گویند مفترى و این گونه دعواها فراوان است و احکام زیادى هم صادر شده و موجود است اما اینکه فرمودید که اگر ترتیب اثر داد این هم صحیح است چرا؟ این یک سوء اثر دارد یک وقتى ممکن است در همین اوراق بى‌امضا یک حقیقتى هم باشد ما نباید جلوى کشف حقیقت را بگیریم و بگویم که اگر در یک ورقه بى‌امضا که مبتنى بر اعلام حقیقتى بود یک مأمور دقیق وزرات دادگسترى با جناب آقاى نخست وزیر یا دستگاه بازرسى این نامه  اهمیتى داد رسیدگى کرد ما نباید جلوى این کار را بگیریم زیرا ممکن است یک حقیقتى کشف بشود و با این پیشنهادى که دادند جلوى این کار گرفته می‌شود و اینکه مستخدمین دولت حق ندارند یک حقایقى را کشف کنند صحیح نیست این است که بنده معتقد هستم اولاَ منظور جنابعالى تأمین است و این پیشنهاد زائد است و حسن اثر هم نخواهد داشت این است که بنده معتقدم اگر آقا پیشنهادتان را پس بگیرید بهتر است.

مهدى ارباب- با شرط اینکه تعجیل بشود نامه بى‌امضا هیچ اعتبارى ندارد دولت هم حق ندارد تعقیب کند پس می‌گیرم.

چند نفر از نمایندگان پس گرفتند.

رئیس - پیشنهاد دیگرى قرائت می‌شود

(به شرح زیر قرائت شد)

پیشنهاد می‌نماید تبصره ذیل به ماده یک اضافه شود.

تبصره- رؤساى ژاندارمرى یا شهربانى که پرونده مربوطه به وسیله آنها تنظیم و تقدیم شده در کمیسیون مربوطه حق رأى در آن مورد به خصوص را ندارند.

دکتر مشیر فاطمى‏

رئیس - آقاى دکتر مشیر فاطمى

دکتر مشیر فاطمى- عرض کنم این پیشنهاد بنده دو علت دارد اولاً این گزارشات به وسیله رئیس ژاندارمرى یا رئیس شهربانى مألا تنظیم می‌شود و اگر تنظیم‌کننده گزارش خودش هم بعد حاکم محکمه بشود این یک چیزى من درآوردى عجیب و غریبى خواهد بود و این لایحه را به کلى از وضع خودش و منظور اصلى خارج می‌نماید بنده که نمی‌توانم زیر بار بروم همیشه که آدم وکیل نیست پس فردا ما وکیل نیستیم رئیس شهربانى یک گزارشى براى بنده تهیه می‌کند بعد هم خودش می‌رود توى کمیسیون امنیت یک رأیى هم آنجا می‌دهد و سایرین را هم تحت اعمال نفوذ و تحت‌‌الشعاع خودش درمی‌آورد به علاوه یک حسن دیگرى هم دارد که ایراد می‌گرفتند اغلب از آقایان که 3 نفر از اعضاى کشورى در حقیقت اکثریت ندارند در اینجا با این صورت اکثریت آنها در حقیقت از بین می‌رود و 2 نفر از قضات هستند و دو نفر از کشورى (یکى از نمایندگان- یک نفر کافى است) نه بابا فرماندار خواهد بود و یا رئیس ژاندارمرى خواهد بود یا رئیس شهربانى چون این گزارش را هر دو طرف نخواهند داد یا ژاندارمرى گزارش تنظیم می‌کند یا شهربانى آن کسی که گزارش تهیه می‌کند خودش نباید برود و بعد هم حاکم محکمه بشود این است که بنده پیشنهاد کردم و تقاضا کردم اجازه بفرمایید یک مرتبه دیگر هم بخوانم که بیشتر توجه بفرمایید.

(به شرح زیر قرائت شد)

تبصره ذیل به ماده اضافه شود، رؤساى ژاندارمرى با شهربانى که پرونده مربوطه به وسیله آنها تنظیم و تقدیم شده در کمیسیون حق رأى در آن مورد به خصوص را ندارند والا خودش گزارش تنظیم می‌کند بعد هم یک رأى می‌دهد (پرفسور جمشید اعلم- گزارش‌دهنده مرقوم فرمایید) آقا این گزارش به وسیله اشخاص که به کمیسیون نمی‌رود گزارش به وسیله رئیس ژاندارمرى یا شهربانى به کمیسیون می‌رود ثالث هم ندارد (پرفسور اعلم ما تأیید حرف شما را می‌کنیم گزارش‌دهنده مرقوم فرمایید) ممکن است اصلاح کنم گزارش‌دهنده این را استدعا می‌کنم آقایان توجه بفرمایید براى آتیه همه آقایان هم خوب است.

رئیس - آقا حشمتى

حشمتى- رئیس ژاندارمرى یا رئیس شهربانى ممکن است که اصلاً دخالتى در تهیه گزارش نداشته باشند براى اینکه رئیس ژاندارمرى در مرکز در استان یا شهرستان یا بخش است و آن کسی که می‌رود و آن گزارش را تهیه می‌کند ممکن است یک ژاندارم ساده باشد. و آن گزارشى که می‌دهد مورد توجه و تأیید رئیس ژاندارمرى هم نباشد بنابراین نمی‌شود رئیس ژاندارمرى هم نباشد بنابراین نمی‌شود رئیس ژاندارمرى که از هر کسى اطلاعش بیشتر است او را محروم کرد دیگر اینکه فرمودند ما می‌خواهیم یک کارى بکنیم که اعضا دادگسترى اکثریت داشته باشند اینکه نقض عرض است و به علاوه رئیس شهربانى و رئیس ژاندارمرى قبل از هر چیز اعضاى خود دادگسترى هستند (یکى از نمایندگان ضابطند) ضابط دادگسترى هستند و مجرى اوامر دادگسترى هستند بنابراین تصویب این پیشنهاد به نظر بنده صحیح است‏

عمیدى نورى- اجازه بفرمایید بنده به عنوان مخبر کمیسیون دادگسترى یک توضیحى عرض کنم.

رئیس - بفرمایید.

عمیدى نورى- آقایان توجه دارند که اعضا این کمیسیون که باید رأى بدهند پنج نفرند و بنابراین بایستى هیأت رأى‌دهنده همیشه طاق باشد که بشود

+++

اکثریت برایش ایجاد بشود، اگر ما یک نفر را خارج بکنیم می‌ماند چهار نفر آن‌وقت در چهار نفر رأى دادن اکثریت و اقلیت پیدا کردنش یک اشکال پیدا می‌کند این یکى، بحث دومى که فرمودند راجع ‌به این است که گزارش‌دهنده چه‌طور ممکن است رأى‌دهنده بشوند اولاً این سابقه هست الان در دیوانعالى کشور، شعب دیوانعالى کشور ما، جناب آقاى وزیر دادگسترى تشریف دارند که در این قانون این ماده اصلاح شد عضو ممیز یعنى کسی که خودش گزارش می‌دهد شرکت در رأى دارد. (دکتر مشیر فاطمى- این یک چیز دیگر است جناب آقاى عمیدى نورى) عرض کنم از نظر قضایى چون فرمودید بنده خواستم موضوع را به عرضتان برسانم که از نظر قضایى گزارش‌دهنده حتى در دیوان عالى کشور شرکت در رأى دارد تا چه برسد به این موضوع که اصلاً ارتباطى ندارد رئیس شهربانى خودش گزارش نمی‌دهد اگر امرى منطبق با این قانون شد. مربوط به بهره مالکانه یا موضوع دیگرى که مورد شکایت است از اداره او می‌آید به کمیسیون، به علاوه اصلاً فلسفه اینکه یکى عده‌اى در یک کمیسیونى شرکت بکنند این است که رأى بدهند والا حضور یک عده در کمیسیون یعنى چه؟ چرا قید بکنیم اگر منظور این باشد که در کمیسیون حاضر بشود و حق رأى نداشته باشد دیگر چه لزومى دارد عضو کمیسیون باشد این است که خواستم عرض بکنم این پیشنهاد به‌اصطلاح مخالف مقتضاى این کمیسیونى است که تشکیل می‌شود، این صحیح نیست حالا میل مبارک است.

رئیس - آقاى وزیر کشور

وزیر کشور- عرض کنم نسبت به این لایحه به نظرم خیلى زیاد در مقدماتش آقایان دقت فرمودند و در اصل مطلبش وارد نشدند اصولا‌ً شأن نزول این لایحه از این نظر است که اگر یک تحریکاتى قرار باشد که بشود و یک کارهاى فورى پیش بیاید دست مأمورین دولت باز باشد که اقدام فورى بکنند و طبع مملکت ما بدبختانه دیدیم که این پیشامدها را می‌پذیرد، همین اخیراً یک کسى، وقتى جناب آقاى گلشاییان استاندار آذربایجان بودند یک کسى در آذربایجان خواب‌نما شده بود وقتى که خواب نباشد مرد نورانى به خوابش آمد مردم دورش جمع شدند شروع کردند به سینه زدن و یواش یواش ژاندارم‌ها هم رفتند دورش این قانون هر در دسترس جناب آقاى گلشاییان به این صورت نبود فقط و فقط حسن تدبیر و فراست ایشان باور بفرمایید منطقه آذربایجان را نجات داد حالا فکر بفرمایید اگر کسى دوباره آمد خواب‌نما شد ما اینجا فکر کنیم که رئیس ژاندارمرى رأى بدهد یا ندهد آن منظور و نتیجه اصلى گرفته نمی‌شود، اصلاً ‌شأن نزول این قانون براى کارهاى فورى و تحریکات و از این نوع کارها است (صحیح است) در مورد قضایى‌اش هم که جناب آقاى عمیدى نورى تشریح فرمودند بنده اعتقادم این است که وقتى کسى در یک کمیسیونى شرکت می‌کند باید رأى بدهد و عده‌شان هم پنج نفر است و مثل اینکه بهتر است پنج نفر رأى بدهند بنابراین بنده استدعا می‌کنم حضرت عالى پیشنهادتان را مسترد بفرمایید با انشا‌الله آقایان رأى نخواهند داد.

(دکتر مشیر فاطمى - من از آتیه می‌ترسم)

رئیس - آقاى سعدى مهدوى

سعدى مهدوى (مخبر کمیسیون کشور)- خواستم عرض کنم اساساً آن‌طورى که فکر می‌کنند ممکن است نه دست رئیس شهربانى باشد، نه دست رئیس ژاندارمرى و نه دست فرماندارى و بخشدارى باشد، فرض بفرمایید در یک جایى تحریکاتى می‌شود اغتشاشاتى می‌شود فرماندار محل، بخشدار محل ممکن است نماینده فرماندارى، اینها هر سه، چهارنفر بروند براى رسیدگى و تحقیق این موضوع و در آنجا احساس کنند که کیک محرک است و یک گزارش بدهند. (دکتر مشیر فاطمى- ما رئیس ژاندارمرى و رئیس شهربانى را گفتیم) چرا رئیس ژاندارمرى و رئیس شهربانى نباشد؟ در اغلب این امور نه شهربانى دخالت می‌کند و نه ژاندارمرى ممکن است سه، چهارنفر اینها اصولاً گزارش قبلى داده باشند و این پیشنهاد کار کمیسیون را فلج می‌کند. (حشمتى- اصل قانون را متزلزل می‌کند)

رئیس - رأى گرفته می‌شود به پیشنهاد آقاى دکتر مشیر فاطمى، آقایانی که موافقند قیام فرمایند (عده کمى برخاستند) تصویب نشد پیشنهاد دیگرى قرائت می‌شود

(به شرح زیر خوانده شد)

پیشنهاد می‌نماید که در ماده اول بعد از رئیس شهربانى (و پنج نفر معتمد محل) اضافه بشود. دکتر راجى

رئیس - آقاى دکتر راجى

دکتر راجى- پیشنهاد بنده در ماده اول این است که بعد از کلمه رئیس شهربانى، پنج‌نفر معتمد محل اضافه بشود، آقایان توجه دارند که سیاست دولت روی هم رفته واگذارى کار مردم به مردم است (صحیح است) بهدارى، شهردارى و کلیه کارهایى که مربوط می‌شود به مردم دولت دارد به مردم واگذار می‌کند آقایان تصور بفرمایند که فرماندار و رئیس شهربانى و رئیس ژاندارمرى در یک شهرستانى هر سه تا تازه باشند و مردم را نشناسند، آن معتمد محل افراد آن ناحیه را می‌شناسد و می‌تواند خوب و باید آنها را به این کمیسیون بیان بکند (صحیح است) رعایت اصل اعتماد به مردم هم حفظ شده و کار هم فقط به دست یک دسته مأمورى که از مرکز می‌روند نیست و مرد اعتمادشان به این قانون بیشتر می‌شود و در اجرایش سهولت زیادتر فراهم خواهد شد. (دکتر سید امامى- سه نفر بکنید) پنج نفر، (چند نفر از نمایندگان- دو نفر)

رئیس - آقاى وزیر دادگسترى

وزیر دادگسترى- آقاى دکتر بنده مجبورم اینجا یک مثل معروف را عرض بکنم، قضیه آن بچه و کاکاست که گفت من از خود آن پرستار می‌ترسم. شما می‌فرمایید پنج نفر، شما خودتان در این مملکت سابقه دارید، تجربه دارید اشخاصى بودند که اصلاً یک جریاناتى ایجاد می‌کردند شاید در آن مناطق جنوب و در جاهاى دیگر که آنها خودشان رحمت براى مملکت ایجاد می‌کردند متنفذ بودند، و خود این متنفذین باعث این می‌شدند که امنیت آن ناحیه به هم بخورد و این جریانات باعث شد که دولت را مجبور کرد قوانینى براى جلوگیرى اینها بیاورد کما اینکه قانون آورد که اینها نباید در این منطقه باشند آن‌وقت آقا می‌فرمایید که پنج نفر از همان اشخاصى که تحت تأثیر افکار آنها هستند در این کمیسیون دعوت‌شان کنند که این اشخاص اصلاً رأى نخواهند داد و از این گذشته خودتان می‌دانید که واگذارى کارهاى مردم به مردم در کارهاى مربوط به خود مردم است نه در امنیت مملکت، در امینت مملکت مثل این است که امروز ارتش را موقوف بکنیم چریک باشد و همان چیزهاى محلى که خودشان امینت را حفظ بکنند، از این جهت این پیشنهاد آقا قابل قبول نخواهد بود، ضمناً یک نکته‌اى را به‌طور کلى عرض کنم چون خود بنده در ولایات بوده‌ام، این قانون یک قانونى نیست که تازه دولت آورده باشد، یک قانونى است که چند سال است اجرا می‌شود الان هم دارد اجرا می‌شود، منتهى یک اصلاحاتى درس شده است آقایان تصور می‌فرمایند که این قانون ظرف این چند سالى که اجرا شده است چه نگرانى براى آقایان ایجاد کرده است؟ بنده تصور می‌کنم که ده مورد نباشد، هیچ‌‌وقت دولت نظر ندارد که بى‌جهت مزاحم بشود، همان‌طورى که آقاى وزیر کشور فرمودند نظر کلى این است که در یک موارد استثنایى که پیش بیاید و مسلماً اگر دولت آناً اقدام نکند ممکن است یک مفسده بزرگ‌تری ایجاد بشود براى اینکه دولت بتواند فوراً عمل بکند این قانون در نظر گرفته شده است و من که خودم یک سال و نیم در آذربایجان استاندارى داشتم به جز در یک دو مورد استثنایى که مسلم بود جنجال در آنجا می‌شد هیچ‌‌وقت از این قانون استفاده نکردم و اجازه هم ندادم هیچ فرماندارى استفاده بکند به این مناسبت با این توضیحاتى که بنده عرض کردم گمان نمی‌کنم جا داشته باشد در آقایان ایجاد وحشت بکند. و این دعوت 5 نفر معتمد محلى هم درست نقض غرض است و خواهش می‌کنم آقا پیشنهادتان را پس بگیرید (مهندس فروهر- 2 نفر باشد)

رئیس - آقاى بزرگ ابراهیمى

بزرگ ابراهیمى- بنده اجازه می‌خواهم از آقایان یک تاریخچه مختصرى از یک اختلاف بین مالک و رعیت عرض کنم بعد بپردازم به مخالفت با این پیشنهاد، استدعا می‌کنم توجه بفرمایید، یک دهى هست در مهاباد به نام بوکان قصبه‌ای است که آقاى حبیب پناهى به خانواده ایلخانى‌زاده فروخته مقدارى از این ده در خدمت آقایان پناهى گرو در بیاید در ایامى که جناب آقاى مصدق‌السلطنه آنجا هوچى بازى درآورده بودند یک عده‌اى از این رعایا از مالک عرصه خریده بودند با قیمت نازل به این شرط که او وقتى از گرو حبیب پناهى و برادرهایش درآورد به آنها قباله رسمى بدهد آقاى عباسى شاهد قضیه است (عباسى- صحیح است) در این دوره هوچى بازى ما یک استاندارى داشتیم همیشه هم ابوالمله است قربانش بروم یک روز من حضور آقاى استاندار نشسته بودم دو تا ایلخانى‌زاده و دو تا بیک‌زاده و یک اللهیار گفتند آقاى یک عده‌اى مردم بى‌پدر و مادر حقه باز دارند به ناموس ما تجاوز می‌کنند گفت آقاى مملکت حزب لازم دارد شما هم بیایید جزو حزب بشوید درست است آقاى عباسى؟ (عباسى- صحیح است) تفصیل چه بود؟ حاجى قاسم نام قندفروش می‌آید تهران براى اینکه یک مقدارى جنس بخرد در بوکان بفروشد زیر پایش می‌نشینند می‌رود پیش یکى از آقایان حزب ایرانى‌ها می‌گوید آقا مالک ما عرصه را به ما فروخته قباله نمی‌دهد می‌گویند بیایید جزء حزب ایران بشویید تا ما از شما حمایت کنیم (عباسى- صحیح است) از او یک دانه دستور می‌گیرد که حاجى قاسم لیدر حزب ایران در بوکان است یک عده لات و لوت و کومله و توده را دور خودش جمع می‌کند به قریه آق بولاق می‌رود به خانواده مالک تجاوز می‌کند درست است آقاى عباسى (عباسى- صحیح است) یک نوکر بیچاره با تفنگ دو لول به نام اینکه من نان این خانواده را خورده‌ام باید از ناموس آنها دفاع بکنیم دفاع می‌کند فشنگش که تمام می‌شود حزب ایرانى‌ها مى‌آینده تکه‌تکه‌اش می‌کنند درست است آقاى عباسى؟

عباسى- صحیح است‏

رئیس - آقا شما 5 دقیقه بیشتر حق توضیح ندارند.

بزرگ ابراهیمى- چشم آن وقت دولت تمام اینها را متوجه است این بدبختى‌ها را مى‌بیند یک چنین قانونى می‌آورد آقایان

+++

قانون، پلیس، دستگاه انتظامى نمونه نارضایتى یا نمونه اغتشاش نیست، پلیس ممکن است 50 سال حقوق بگیرد در یک شهر دزد هم پیدا نشود قانون هم ممکن است بگذرانند و محتاج به اعمالش نشوند و بى‌خود و بى‌جهت نباید با این قانون مخالفت کرد، آقایان شهرنشین خبر از بعضى تحریکات یک عده از این حزب‌هاى دروغى و قلابى ندارد (عباسى- صحیح است) نمی‌دانید آنجا چه می‌کنند استدعا می‌کنم مخالفت نکنید همین عین قانون را بگذرانید.

رئیس - آقاى فضایلى مخالفید با این پیشنهاد؟

فضایلى- با این پیشنهاد مخالفم‏

رئیس - رأى گرفته می‌شود با این پیشنهاد، 5 نفر معتمد محل را اصلاح کرده‌اند دو نفر قائل شده‌اند آقایان که با این پیشنهاد موافقند قیام فرمایند (عده کمى برخاستند) تصویب نشد.

5- تعیین موقع و دستور جلسه بعد ختم جلسه‏

رئیس - نه تا پیشنهاد رسیده است بنابراین جلسه را ختم می‌کنیم جلسه روز سه‌شنبه دستور دنبالة همین لایحه خواهد بود.

(مجلس بیست و پنج دقیقه بعدازظهر ختم شد)

رئیس  مجلس شوراى ملى - رضا حکمت‏

+++

یادداشت ها
Parameter:295127!model&5137 -LayoutId:5137 LayoutNameالگوی متنی کل و اخبار(مشروح مذاکرات)