کتابخانه، موزه و مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی


صفحه اصلی » مشروح مذاکرات » مشروح مذاکرات مجلس ملی » دوره پانزدهم مجلس ملی

0.0 (0)
مشروح مذاکرات مجلس ملى، دوره‏15
[1396/05/25]

جلسه: 65 صورت مشروح مذاکرات مجلس روز یکشنبه نوزدهم اردیبهشت ماه 1327  

فهرست مطالب:

1- تصویب صورت مجلس

2- تقدیم دو فقره لایحه از طرف آقای فریدونی معاون وزارت کشور راجع به تشکیل مجلس سنا و علی اکبر کارمند آمار

3- بقیه مذاکره در لایحه مالیات بر درآمد

 

مشروح مذاکرات مجلس ملى، دوره‏15

 

 

جلسه: 65

صورت مشروح مذاکرات مجلس روز یکشنبه نوزدهم اردیبهشت ماه 1327

 

فهرست مطالب:

1- تصویب صورت مجلس

2- تقدیم دو فقره لایحه از طرف آقای فریدونی معاون وزارت کشور راجع به تشکیل مجلس سنا و علی اکبر کارمند آمار

3- بقیه مذاکره در لایحه مالیات بر درآمد

 

مجلس دو ساعت و یک ربع قبل از ظهر به ریاست آقاى رضا حکمت تشکیل گردید.

1- تصویب صورت مجلس صورت جلسه قبل را آقاى صدر‌زاده (منشى) به شرح زیر قرائت کردند دو ساعت و چهل دقیقه قبل از ظهر روز پنجشنبه شانزدهم مجلس به ریاست آقاى رضا حکمت تشکیل و صورت جلسه پیش قرائت گردید. اسامى غائبین جلسه گذشته که ضمن صورت مجلس خوانده شده است.

غائبین با اجازه  آقایان:

محمد حسین قشقایی- محمد‌على دادور- عسکر صاحب‌جمع- ابوالفضل تولیت- اورنک- خسرو هدایت- فرج الله آصف. حسین وکیل. ناصر‌الدین ناصرى. محمد‌تقى بهار. شریعت‌‌‌زاده. عباس اسلامى. یمین اسفندیارى- ابوالقاسم امینى. غائبین بى اجازه. آقایان: نصرالله لاهوتى- سلطانى. عبدالرحمن فرامرزى. محمد‌على مسعودى. منوچهر گلبادى. سالار بهزادى. حسن مکرم- محمد عباسى. صفا امامى. بهاء‌الدین کهبد. عدل- اسفندیارى.

دیرآمدگان با اجازه- آقایان:

عزتالله بیات- دکتر بقایی. ضیاء ابراهیمى. محمد‌على منصف عباس نراقى. دکترطبا. على اقبال. ابوالحسن رضوى ملک پور. لیقوانى. دکتر امینى.

دیر آمدگان بى اجازه- آقایان:

آشتیانى‌زاده. جواد عامرى. دکتر اعتبار. آقاخان بختیار. دکتر- آشتیانى. مسعود ثابتى. شهاب خسروانى. نیکپور. محمد ساعد. بورداغیان. سلمان اسدى- صاحب‌دیوانى. آقاى دکتر عبده راجع به انتخاب کمیسیون‌ها و کمیسیون اقتصاد ملى و گزارش طرح محدودیت بازرگانان بیگانه تذکرى دادند. آقاى نورالدین امامى پاسخ دادند که آقایان نظار براى استخراج اعضاء کمیسیون‌ها هنوز حاضر نشده اند و آقاى رئیس در این باب تأکید نمودند و اسامى اعضاء کمیسیون‌های فرهنگ، دارایی و دادگسترى که استخراج شده بود قرائت و جلسه تصویب گردید و مجلس وارد دستور شد. آقاى وزیر کشاورزى یک لایحه مربوط به وجوهی که از قطع چوب براى راهسازى به جنگلبانی عاید می‌شود تقدیم داشتند. گزارش کمیسیون عرایض راجع به مرخصی آقایان معتمد دماوندى، سلطانى، صاحب‌جمع، دکتر فلسفى، تولیت قرائت و تصویب شد و در قسمت مرخصى آقاى عباسى آقایان حائرى‌زاده و مکى تذکراتى دادند- و ماده 120 قرائت و مرخصى آقاى عباسى تصویب شد همچنین مرخصى آقایان شریعت‌زاده، یمین اسفندیارى، ابوالقاسم بهبهانى، ملک‌الشعراء بهار، سالار بهزادى. و عرب شیبانى به تصویب رسید و آقاى اردلان تذکر دادند که حقوق آقاى بهار داده شود: آقاى مکى در اطراف ماده واحده مالیات بر در‌آمد با اشاره به قانون حل اختلاف مصوب سال 24 و پرونده‌های زیادى که بر اثر اختلافات معوق مانده بود شرح مسبوطى ایراد و اضافه نمودند که

+++

 طرح محدویت بازرگانان خارجى زودتر به تصویب مجلس برسد. آقاى اردلان به عنوان موافق در باب کمیسیون حل اختلاف و مشمولین این لایحه توضیحاتى دادند و اظهار عقیده کردند که دوره ارجاع اختلافات به دیوان دادرسى در لایحه معین شود و آقاى وزیر دارایی در پاسخ آقایان مکى و اردلان توضیح مشروحى دادند. آقاى عباس اسکندرى با توضیحاتى گفتند این لایحه اعتبار امضاء دولت را از اسناد مملکت سلب می‌کند و سپس با اشاره به مواد 276 و 280 قانون آزمایش و ماده 6 قانون جزا اظهار عقیده نمودند که قوانین مصوبه باید محترم باشد و خلاف قانون عملى نشود. آقاى حاذقى به عنوان موافق گفتند امضاء دولت صحیح و معتبر است مادام که مجلس به موجب قانونى تکلیف دیگرى براى دولت معلوم نکرده باشد. آقاى بهادرى پیشنهاد کفایت مذاکرات نمودند و تصویب نشد. آقاى مشایخى راجع به قانون مالیات بر در‌آمد و تشخیص مالیات و تشویق مؤدى در پرداخت مالیات واقعى توضیحاتى داده گفتند چون یایه مالیات از بیست به هشتاد درصد ترقى کرد کسى مالیات حقیقى خود را نپرداخت و دولت براى وصول مالیات‌ها قانون کمیسیون حل اختلاف را اجرا کرد سپس با قرائت تبصره یک ماده 3 قانون توافق معتقد بودند کسانى که قبلاً بدون توافق مالیات خود را پرداخته‌اند باید مشمول لایحه پیشنهادى باشند بالاخص که جمعى مشمول مرور زمان شده‌اند و نتیجه این عمل در عوائد دولت قابل توجه نخواهد بود. آقاى آزاد پیشنهاد نمودند طبق ماده 94 آئین‌نامه مذاکره در این لایحه مسکوت بماند و ماده 94 قرائت شد.

آقاى وزیر دارایی گفتند کمیسیون توافق طبق قانون بوده در این لایحه نیز باقى است. آقاى مهندس رضوى مخالف پیشنهاد آقاى آزاد بودند و اظهار نمودند که باید تصمیم صریح گرفت و مسکوت ماندن این لایحه مقتضى نیست منتهى پرونده هایی که باید مورد تجدید نظر واقع شود باید محدود و معین باشد پیشنهاد آقاى آزاد اخذ رأى به عمل آمد و تصویب نشد. آقاى حاذقى پیشنهاد کفایت مذاکرات نمودند و آقاى مامقانى مخالف بودند و در اطراف ماده واحده بیاناتى نمودند آقاى رفیع نیز لازم می‌دانستند که صورت پرونده‌های مورد نظر به مجلس داده شود- آقاى وزیر دارایی تقاضا نمودند که راجع به سیصد پرونده اجازه داده شود در این موقع به کفایت مذاکرات اخذ رأى به عمل آمد و تصویب نشد. آقاى کشاورز صدر وارد صحبت شدند ولى چون عده براى مذاکره کافى نبود نیم ساعت بعد از جلسه ختم و به صبح روز یکشنبه موقع مقرر محول گردید.

 رئیس- آقاى گنجه‌ای نسبت به صورت مجلس نظرى داشتید؟

گنجه‌ای- راجع به تثبیت اوقات جلسات مجلس پس از چند جلسه مذاکره قرار این شده بود که ساعت 9 زنگ جلسه زده شود (صحیح است) و ساعت 9 و نیم جلسه رسمیت پیدا بکند و اگر آقایان حاضر نشدند مقام ریاست جلسه را تعطیل و اشخاصى که غایب هستند اسامى آن‌ها را در جراید درج کنند متاسفأنه دو جلسه است که این ترتیب رعایت نمی‌شود و اگر این طور ادامه پیدا کند ممکن است که جلسات ساعت 10 و 11 هم بکشد تمنایم اینست که دستور بفرمایید این موضوع را رعایت بفرمایند.

رئیس- البته ساعت 9 مثل معمول زنگ زده می‌شود آقایان مراقبت بفرمایند که زودتر در جلسه حاضر شوند. آقاى آشتیانى‌زاده.

آشتیانى‌زاده- بنده را جزء دیر آمدگان بى اجازه درج کرده بودند در صورتى که بنده به وسیله تلفن از مقام ریاست استجازه کرده بودم.

رئیس- اصلاح می‌شود. آقاى نورالدین امامى نسبت به صورت جلسه نظرى داشتید؟

نورالدین امامى- متأسفانه باز هم دیروز آقایان هیئت نظاره استخراج آراء تشریف نیاوردند و اکثریت نشد، استدعا می‌کنم. بنده را معاف بفرمایید چون بنده خودم را موظف می‌دانم (صدر‌زاده- بنده حاضر بودم چرا همه را اسم می‌برید) اجازه بفرمایید چون بنده خودم را موظف می‌دانم در ساعت مقرر حاضر بشوم و چند نفر از آقایان حاضر شدند چند نفر هم تشریف نیاوردند و اکثریت حاصل نشد استدعا می‌کنم یا تجدید بکنید اشخاصیرا که باید نظارت بکنند تا این که آراء استخراج بشود یا این که بنده را معاف بفرمایید.

رئیس- ده روز است که کمیسیون‌ها در مجلس انتخاب شده‌اند و هر چند تأکید شده است که آقایان مستخرجین حاضر بشوند و آراء را استخراج بکنند همین طور مانده است و کارها معطل شده امروز آقاى وزیر بهدارى یک لوایحى دارند سایر وزراء هم همین طور تمنى می‌کنم همین امروز آقایان حاضر بشوند و باقى کمیسیون‌ها را استخراج کنند (نورالدین امامى- اگر نشد چطور می‌شود) اگر نشد باید استعفا بدهند و دیگرى به حکم قرعه انتخاب بشود که کمیسیون‌ها را استخراج کنند، آقاى دکتر عبده.

دکتر عبده- بنده عرضى ندارم.

رئیس- آقاى مکى.

مکى- پریروز که بنده اینجا راجع به لایحه مالیات بر در‌آمد عرایضى خدمت آقایان عرض می‌کردم یک اشتباهى کردم که می‌خواستم با یک توضیح مختصرى خدمت آقایان عرض بکنم که رفع این اشتباه را کرده باشم پریروز بنده عرض کردم که در دوره چهارده در آذر 24 خیال می‌کنم این طور بیان شد که آقاى دکتر مصدق‌السطنه طرحى راجع به کمیسیون توافق دادند در صورتی که این طور نبوده و بنده اشتباه کرده بودم طرح را دولت آورده بود و ایشان از مخالفین آن طرح بودند و فقط یک ماده اصلاحى پیشنهاد کردند که آن پیشنهاد اصلاحى تصویب شد چون ایشان گله‌ای از بنده کرده بودند که من این کار را نکرده بودم و دیدم که حق با ایشان بوده و صورت جلسه را هم که گرفتم دیدم اشتباه شده خواستم به عرض برسانم.

رئیس- صورت جلسه همین طور اصلاح می‌شود آقاى حاذقى.

حاذقى- تذکر بنده هم براى همین بود که عده‌ای از کمیسیون‌ها استخراج شده و بقیه نشده که آقاى امامى تذکر دادند.

رئیس- بسیار خوب دیگر اعتراضى به صورت جلسه نیست؟ (اظهارى نشد) صورت مجلس جلسه قبل تصویب شد، دو نفر از آقایان اجازه نطق قبل از دستور خواسته‌اند (حاذقى- بنده مخالفم) (مکى- بنده اخطار نظامنامه‌ای به موجب ماده 25 دارم) نسبت به نطق قبل از دستور مخالفى نیست؟ (حاذقى- بنده مخالفم) خوب راجع به این یک طرحى هم هست که امروز مطرح می‌شود و تکلیف نطق قبل از دستور هم همین می‌شود. آقاى فریدونى معاون وزارت کشور

رضوى- ایشان معرفى نشده‌اند اخطار دارم (همهمه نمایندگان)

رئیس- البته معاونین مادام که یک وزیر نیاید و دیگرى را معرفى نکند به مقام خودشان باقى هستند علاوه بر این آقاى سپهبد احمدى ایشان را معرفى کرده‌اند (رضوى- کتباً فایده ندارد) بنشینید آقاى رضوى اصلا معاونین محتاج به معرف نیستند وزیر که نیست مادام که دیگرى به جاى ایشان معرفى نشده به مقام خودشان باقى هستند (دهقان- مجلس به آقای فریدونى نهایت احترام را دارد) یک مرتبه دیگر بنده خاطر آقایان را مطلع می‌کنم معاونینى که به مجلس معرفى می‌شوند ولو این که کابینه‌ها هم ساقط شده باشند مادام که یک وزیرى معاون دیگرى را نیاورده است معرفى کند آن‌ها به معاونت خودشان باقى هستند به علاوه آقاى وزیر کشور ایشان را کتباً هم در غیبت خودشان معرفى کرده‌اند (رضوى- مطابق کدام سابقه آقا) آن نامه هم قرائت می‌شود رضوى- نامه را لازم نیست قرائت کنید این که وضع نمی‌شود (نامه آقاى وزیر کشور به شرح زیر قرائت شد) ریاست محترم مجلس شورای ملى: چون اینجانب براى سر‌کشى به اوضاع بالضروره عازم بوشهر می‌باشم دو لایحه که براى تقدیم به مجلس شوراى ملى تهیه شده به جناب آقاى احمد فریدونى معاون وزاذرت کشور تسلیم نمودم که در جلسه علنى حاضر شده و از طرف اینجانب تقدیم نمایند ایشان قبلاً به سمت معاونت وزارت کشور معرفى شده و در این مدت نیز تغییرى در سمت اصلى ایشان داده نشده کماکان به همان سمت بدین وسیله معرفى می‌شوند، سپهبد امیر ‌احمدى وزیر کشور

دکتر معظمى- اجازه می‌فرمایید؟

رئیس- بفرمایید

دکتر معظمى- عرض کنم که بنده همیشه معتقدم که احترام مجلس شوراى ملى بر هر چیزى مقدم است و هیچوقت سابقه نبوده است که یک وزیرى به مکاتبه با مجلس صحبت کند و براى این که این سابقه در مجلس گذاشته نشود و احترام مجلس محفوظ بماند بنده مخالفم به این که مجلس اجازه بدهد این کاغذ را قبول کنند

رئیس- البته ایشان در طهران نیستند اگر در طهران بودند حق با آقاى دکتر معظمى بود ولى ایشان در مسافرتند در بوشهر به علاوه تغییرى در سمت آقاى فریدونى داده نشده است (رضوى- یک وزیر دیگر

+++

می‌آورد) (دهقان- آقاى دکتر معضمى هم با نظر مقام ریاست مخالفتى ندارند) بفرمایید آقاى فریدونى‏

2- تقدیم دو لایحه از طرف آقاى فریدونى معاون وزارت کشور راجع به تشکیل مجلس سنا و على اکبر قاضى‌زاده کارمند آمار

فریدونى- چنانچه در نامه‌ای که آقاى وزیر کشور نوشته‌اند ایشان براى کارهاى ضرورى و اتفاقات مهمى که در بوشهر واقع شده بود از لحاظ ضرورت حرکت کردند رفتند به بوشهر و 3 روز است که در بوشهر متوقفند و مشغول اصلاحاتند و البته از رفتشان هم نتایج بسیار مفیدى حاصل خواهد شد لوایحى که به بنده دادند که به مجلس شورای ملى تقدیم کنم یکى لایحه‌ای است مربوط به علی اکبر قاضى‌زاده که در سال 1322 در مهاباد رئیس آمار بوده و در راه انجام وظیفه کشته شده است (صحیح است- احسنت) و مطابق قانون استخدام کشورى به این قبیل مأمورین دو ثلث حقوق داده می‌شود و این شخص چون اولاد صغیر دارد بنا‌براین دو ثلث حقوق کفایت نمی‌کند این است که یک لایحه‌ای تقدیم می‌شود که یک ثلث حقوقش را هم اگر آقایان موافقت بفرمایند و تصویب بفرمایند از بودجه عمومى دولت درباره ورثه‌اش برقرار بشود این یک لایحه، یک لایحه دیگر هم مربوط به مجلس سنا است (مکى- اینجا خودش مجلس سنا است لایحه مجلس شورای ملى را بیاورید) (آشتیانى‌زاده- مجلس سنا لازم نیست) عرض کنم حضور آقایان البته این لایحه‌ای است که تقدیم می‌شود و ممکن است آقایان آن را تصویب نکنند وقتى که این لایحه تقدیم شد به نظر می‌رسد مورد توجه آقایان واقع می‌شود به کمیسیون مربوطه‌اش می‌رو‌د ما که نگفتیم جناب عالى همین حالا تصویب بکنید این لایحه تهیه شده به مجلس تقدیم می‌شود به کمیسیون می‌رود و جریان خودش را طى می‌کند یک موضوع دیگر که مورد علاقه تمام آقایان است موضوع لایحه استقلال شهرداری‌ها است (احسنت) (همهمه نمایندگان)

رئیس- آقایان گوش بدهید نمی‌گذارید من گوش بدهم که ایشان چه می‌گویند بفرمایید آقاى فریدونى‏

فریدونى- عرض کنم لایحجه مربوط به انجمن هاى شهردارى و استقلال آن‌ها در اسفند 1323 تقدیم شده بود تقاضا می‌شود که به کمیسیون کشور ارجاع بشود زودتر مورد توجه قرار بگیرد و تکلیفش معین شود و بگذرد چون مورد علاقه‌مندى تمام آقایان است این است بنده این تقاضا را کردم و دیگر عرضى ندارم (آشتیانى‌زاده- لایحه مجلس سنا را پس بگیرید) (قبادیان- قانون تقسیمات کشور) قانون تقسیمات کشور و لایحه انجمن‌های ایالتى و ولایتى و همچنین قانون انتخابات مجلس شورای ملى هم در دست اقدام است و قریباً تقدیم می‌شود (احسنت)

مکى- بنده اخطار نظامنامه‌ای دارم‏

رئیس- به کمیسیون‌هاى مربوطه ارجاع می‌شود آقاى مکى

‌مکى- استدعا می‌کنم آقایان یکى دو هفته توجه بکنند بنده یک اخطارى می‌کنم که توجه آقایان را جلب کرده باشم ماده نظامنامه می‌گوید کمیسیون‌ها پس از انتخاب بدون تأخیر در تحت ریاست مسن‌ترین اعضاء خود منعقد، یک رئیس و یک نائب رئیس به مناسبت اهمیت یک یا دو مشتى و یک مخبر که عقیده کمیسیون را به مجلس را‌پورت می‌دهد به ترتیب ماده 2 انتخاب می‌نمایند تمام کمیسیون‌ها‌ى ماده 15 باید دو ماه به دو ماه صورتى از خلاصه اعمال خودشان در مجلس علنى تقدیم نمایند و صورت مزبور در روزنامه رسمى طبع خواهد شد هر طرح یا لایحه قانونى که به کمیسیون رجوع می‌شود باید راپورت آن منتها در ظرف دو ماه از تاریخ ارجاع داده شود والّا صاحب لایحه حق دارد از مجلس در خواست کند که مباحثه آن را جزء دستور مجلس قرار دهند بنده راجع به همین قسمت اخیر ماده 25 می‌خواستم خاطر آقایان را متوجه کرده باشم که طرحى که در 4 ماه قبل از طرف یک دسته از نمایندگان که بنده هم جزء آن عده بودم راجع به اصلاح مواد قانون حکومت نظامى به ریاست محترم مجلس تقدیم کرده بودیم (صحیح است) در حدود چند ماه است از تقدیم این طرح گذشته است و هنوز در کمیسیون کشور این طرح گیر کرده است چون اخیراً بنده می‌بینم بعضی‌ها که خیال می‌کنند می‌توانند زیر سایه سر نیزه و قدرت حکومت نظامى تحمیلاتى بر مردم بکنند دو مرتبه نغمه حکومت نظامى را ساز کرده‌اند (صحیح است) و خواب آشفته براى این ملت دیده‌اند بنده می‌خواستم توجه آقایان نمایندگان محترم و همچنین مقام ریاست را جلب کنم که این طرح چهار ماه است که تقدیم شده و بنده تمنى می‌کنم که این طرح جزء دستور جلسه آینده قرار بگیرد و آقایان نمایندگان بدانند که در اوضاع مملکت ما هر کارى که ما در این مجلس می‌کنیم اگر امروز اثراتى نداشته باشد در آتیه ممکنست یک اثری‌های خیلى بد و ناگوارى داشته باشد بنده تمنى می‌کنم این طرح حکومت نظامى را که مغایرت دارد، قانونى که فعلًا هست با قانون اساسى و اصول آزادى و دموکراسى، این را توجه بفرمایند و براى جلسه آینده جزء دستور قرار بدهند چون من می‌بینم که تمام نمایندگان محترم هم با تصویب این لایحه موافق هستند جلو‌گیرى بکنند از یک آثار و عواقبى که ممکنست براى ملت ایران خیلى گران و گرانبها تمام بشود. بیش از این مزاحم نمی‌شوم.

رئیس- البته به کمیسیون تأکید می‌شود که زودتر گزارش این طرح را بفرستد به مجلس‏

وزیر راه- اجازه می‌فرمایید؟

رئیس- بفرمایید

وزیر راه- بنده می‌خواستم عرض کنم که براى جواب سؤال آقاى مکى و همچنین آقایان دیگر حاضر هستم.

3- بقیه مذاکره در لایحه اصلاح مالیات بر در‌آمد

رئیس- سؤالاتى هست در دستور (حاذقى- حالا لایحه مطرح است) ولى در جلسه قبل لایحه ایکه مطرح بود یک نفر به عنوان موافق صحبت می‌کرد که آقاى کشاورز صدر بود که مجلس از اکثریت افتاد حالا ایشان ادامه خواهند داد و سؤالات هم در آخر جلسه به عمل خواهد آمد. بفرمایید آقاى کشاورز صدر

کشاورز صدر- بنده قبل از این که راجع به اصل موضوع صحبت بکنم یک تذکر مختصرى دارم و آن عبارت از این بود که در روز‌نامه اطلاعات دیدم که عرایض بنده تحریف شده یعنى آنجا به طور کلى نوشته‌اند که در وزارت دارایی مأمورین شایسته و درست نیستند و حال آن که در وزارت دارایی مأمورین صالح و صحیح‌العمل و درست خیلى هست و بنده آن روز که عرض کردم توجه نشد، بنده عرض کردم که در وزارت دارایی مأمورین اجراء مالیات بر در‌آمد، آن هم در خارج و بعضى از مأمورین جزء داخل این‌ها شاید صلاحیت نداشته باشند و با مردم بد رفتارى کنند، خواستم این نکته را تذکر داده باشم که اشتباهى نشود، بنده استدعا می‌کنم از آقایان نمایندگان محترم مخصوصاً اشخاصى که مخالف این لایحه هستند توجه دقیقى به عرایض بنده بکنند و تا آخر عرایض بنده را گوش بدهند اگر بنده بى‌حساب گفتم و غیر منطقى بود آن وقت تشریف بیاورند اینجا تذکر بدهند، بنده هم قانع خواهم شد و تمنى می‌کنم که به حرف مخالف در جمیع موارد گوش بدهند و اگر صحیح باشد یا نباشد بین حرف او صحبت نشود و عدم توجه هم ابراز نشود بنده عرایض خودم را که موافق این لایحه هستم بدو قسمت می‌کنم، یکى در ایرادتی که آقایان مخالفین این لایحه در ضمن فرمایشاتشان فرمودند و یکى هم ذکر کلیاتى که لزوم تصویب این قانون را ایجاب می‌کند. یکى از مواردى که غالباً آقایان مخالفین این لایحه در ضمن فرمایشات خودشان تذکر دادند و از عیوب این لایحه در ضمن بیاناتشان فرمودند موضوع عدم صلاحیت مأمورین اجرا به این که می‌بایستی در چنین قانونى و در قوانین دیگر اول توجه به دستگاه اجرایی بشود زیرا قانون بسیار اتفاق می‌افتد که خیلى خوب تنظیم شده و باید نتیجه خوب از او گرفته شود ولى در نتیجه اجرا بد نتیجه نا مطلوب می‌دهد. این را خود بنده هم تصدیق دارم، ولى در عین حال آقایان تصدیق می‌فرمایند به این که اگر انسان از تصویب یک لایحه مفید و اصلاحى به توهم این که مبادا دستگاه اجرایی او خوب نباشد و خوب اجرا نکند خودارى بکند مثل این است که ما برنامه هفت ساله را که به تصدیق عموم آقایان نمایندگان تصویب آن به حال ملت ایران و کشور ایران مفید است تصویب نکنیم به توهم این که فردا مبادا مأمورین اجرایی آن خوب اجرا نکنند یا اعتباراتى که براى اصلاحات کشور پیش‌بینى شده است سوء استفاده بکنند. این درست نیست، این منطق صحیح نیست و نبایستى به عنوان این که ممکنست این قانون خوب اجرا نشود قانون را تصویب نکرد. این را در هیچ کجا و به هیچ منطقى به عقیده بنده نمی‌شود پذیرفت و بایستى در ضمن تصویب هر قانون مفیدى خوب اجرا کردن آن قانون را هم پیش‌بینى بکنیم. بنده در ایجا براى رد ایراد آقایان یک پیشنهادى خدمت آقاى رئیس تقدیم کردم که چند نفر از اشخاصى که مورد اتفاق ملت ایران و نمایندگان محترم و عموم طبقات هستند آن اشخاص را انتخاب بکنند براى اجراى این قانون. یعنى این قانون را بدهند به دست امثال

+++

 آقاى دکتر مصدق، آقاى تقى‌زاده، آقاى عبد‌العلى لطفى رئیس شعبه تمیز و جمعى دیگر که همه همین طور هستند آقاى دکتر نصیرى، آقاى دکتر جزایرى و امثال این‌ها که هم در مجلس زیاد هست و هم در خارج زیاد است و اگر هم آقایان ایراد داشته باشند به این که ما نبایستى در مجلس اشخاص را تعیین بکنیم و شاید آقایان قبول نکنند بنده باز پیشنهاد می‌کنم رسیدگى به این قضیه را براى جلو‌گیرى از این توهم که ممکن است مأمورین دارایی به وسیله این قانون پاپوشى براى مردم بدوزند بیایند رجوع کنند به دیوانعالى کشور که در آنجا در جلسه ادارى و خارج از نوبت به این مسائل رسیدگى کند و براى تشخیص این که کدام یک از پرونده‌ها مشمول این قانون می‌شود و واقعاً در کدام پرونده اعمال نظر بر علیه دولت و به ضرر دولت شده است در آنجا هم من معتقدم آقاى وزیر دارایی آقاى نجم‌الملک مرد مطمئنى است، مرد دقیقى است و آقایان هم اعتماد دارند به ایشان، شخص ایشان اعم از این‏ که وزیر دارایی باشند یا نباشد شخصاً مسئول باشند براى رسیدگى و تشخیص این موضوع و بی‌مورد هم نمی‌دانم عرض کنم بذری جلوگیرى از اعتراض آقاى اسکندرى هم عیبى ندارد، ذکر کنند آقاى نجم‌الملکاول، هما‌ن طور که ایشان گفتند بنابراین با این مقدمات تصور می‌کنم آقایان دیگر نگرانیشان از لحاظ خوب اجراء نکردن و به موقع اجراء نکردن این قانون رفع بشود، زیرا قانون را مأمور بد اجراء می‌کند. اگر شما آمدید یک شخص بى‌غرض و بی‌نظرى را معین کردید به عقیده بنده رفع توهم آقایان از لحاظ این که این لایحه بد اجرا می‌شود با این پیشنهادى که بنده دادم و با این نظری که عده از آقایان دارند مرتفع می‌شود موضوع دیگر که آقایان در ضمن ایراداتشان فرمودند و خیلى هم آب و تاب به آن دادند مخصوصاً آقاى مشایخى، مطلب این بود که می‌گفتند وضع این قانون بر‌خلاف اصل است یکى از لحاظ این که می‌بایستی مجلس همیشه به قوانینی که وضع می‌کند احترام بگذارد و کمتر آن‌ها را تغییر بدهد، یکى هم از لحاظ این که می‌گفتند این قانون به حقوق ثابته اشخاص خلل وارد می‌سازد و حقوق ثابته‌ای را که براى اشخاص پیدا شده تضییع می‌کنند من از آقایان استدعا می‌کنم، این مطلب خیلى دقیق است توجه بفرمایید بنده مختصر بحث حقوقى می‌کنم اگر قانع نشدید من هم هم‌ عقیده آقایان می‌شوم قوانین ما دو نوع است، مخصوصاً آقایانى که اهل اطلاعات حقوق هستند و بصیرت در امور قضایی دارند امثال دکتر معظمى، آقاى عامرى، آقایان دیگر تصدیق می‌فرمایند به این که قوانینى که ما وضع می‌کنیم دو نوع است یکى قوانین تعبینیه است و یکى هم قوانین تضمینیه است یعنى قوانینى که ما می‌گذرانیم یکى قانونى است که تعیین یک موضوعى را می‌کند یکى هم تضمین اجراى آن را می‌کند مثلاً قانون مدنى از قوانین تعبینیه است و قانون اصول دادرسى حقوقى یا کیفرى از قوانین تضمینیه است یک اصل ثابتى در حقوق هست و آن این است که در قوانین تضمینیه اگر عطف بماسبق شد اشکالى ندارد و عطف به ما سبق می‌شود و آن قانونى را که عطف به ما سبق نمی‌شود کرد مگر این که در خود قانون تصریح شده باشد طبق ماده 4 قانون مدنى آن قوانینى تعبینیه است، یعنى یک قوانینى است که در نتیجه وضع او یک حقوق ثابتى براى اشخاص معین می‌شود از 1322 قانون مالیاتى وضع شده است که از در‌آمد اشخاص صدى ده دولت به عنوان مالیات بگیرد و همین طور هم شده، البته این سزاوار نیست در 1327 بیایند بگویند کسی که با اعتقاد و با اطمینان به این که (بعضى از نمایندگان- اکثریت نیست)

رئیس- بفرمایید.

کشاورز صدر- بد‌بختانه هى مجلس از اکثریت می‌افتد وقتى که بین جملات و مطالب فاصله پیدا می‌شود شخص ناچار است که موضوع را از سر بگیرد، عرض کردم اگر به موجب قانون فرض کنیم در 1322 معین می‌کنید که کسانی که تجارت می‌کنند، کسب می‌کنند صدى ده عواید خودشان را به عنوان مالیات به دولت بدهند و افراد هم با اعتقاد به این قانون می‌آیند کسب و تجارت می‌کنند می‌بینند صرفه‌شان اقتضا می‌کند این کار را می‌کنند صدى ده هم مالیات می‌دهند بعد در سال 1327 بیاییم بگوییم که در سال 1322 که قانون مالیات را صدى ده معین کرده است حالا ما می‌گوییم مالیات را صدى پنجاه بگیرند این کار البته بر خلاف انصاف است، بر خلاف اصل است، بر‌خلاف قاعده است بنده هم تصدیق می‌کنم ولى اگر در یک موقعى دولت آمد‌یم لایحه‌ای آورد و یک عمل خلاف اصلى را به تصویب مجلس رسانید. در تمام دنیا آقایان تصدیق می‌فرمایید که قانون همیشه حکم قضایا را معین می‌کند، قانون هیچ وقت نمی‌آید بگوید دولت و مردم با هم توافق بکنند، این عمل اساساً بر‌خلاف اصل است و چنین قانونى نمی‌بایستى در مجلس تصویب بشود چرا؟ براى این که وقتى مجلس یک قانونى را می‌گذراند قانون حکم کلى معین می‌کند و ما نمی‌بایستى بیاییم براى توافق حسن و حسین یا توافق دولت با مردم بگوییم بیایید بنشینید با هم توافق بکنید، حالا تصویب شده است به فرمایش آقا، اگر این تصویب نشد من طریقى براى بهتر اجرا شدن این قانون پیدا کردم که عبارت از قواعد تضمینیه است یک راهى پیدا کردم که ما از آن راه بهتر می‌توانیم این توافق را اجرا کنیم اگر از این قانون سوء استفاده‌ای شده باشد به وسیله این پیش بینى اجرا کنیم، این مطلقاً بر‌خلاف اصل نیست و حقوق کسی را هم تضییع نکرده است زیرا آقاى وزیر دارایی نیامده‌اند بگویند به این که هر توافقى که شده است ملغى‌الاثر است آمده‌اند گفتند نظر به این که عده‌ای از طبقات مختلف تقاضا کردند، تذکر دادند ما براى جلوگیرى از این توهماتى که شده است یک قانونى می‌آوریم و تجدید‌نظرى در بعضى از آن‌ها که مورد شکایت است می‌کنیم بعد می‌رود در یک مرجع صلاحیتدارى و آن مرجع رسیدگى می‌کند و ممکن است بگویند صحیح است، اگر نگفتند صحیح است مکى گویند این توافق به هم بخورد دو مرتبه ممکن است بنشینید توافق کنند، این خلاف قاعده نیست، خلاف اصل نیست حقوق مسلمه اشخاص را تضییع نکرده است، ثانیاً مطابق صریح فراز اخیر ماده 4 قانون مدنى که تصریح می‌کند می‌گوید قوانین عطف بماسبق نمی‌شود مگر در قانون ذکر شود، بنا‌براین همان اشخاصى که این اصول و کلیات را براى ما وضع کرده‌اند و این رساله و دستور عمل است همان‌ها پیش‌بینى کرده‌اند که لدى‌الاقضا کرد، اگر مصالح ایجاب کرد می‌آیند قانون را عطف به ما سبق هم می‌کنند این اشکالى ندارد، اینجا بنده تعجب می‌کنم که چطور وقتى که یک قانونى وضع شد یک شخصى را یادم هست در دوره ششم، هفتم، هشتم بود 1307 بود یک قانونى را وضع کردند و عطف بماسبق کردند که یک شخصى را که هزار جنایت مرتکب شده بود و در نیشابور حاکمى بود محکوم هم شده بود سال‌ها گذشته بود اعاده حیثیت بکنند و‌کلا در آن موقع تصویب نکردند و بعد موافقین دیگر آمدند تصویب کردند ولى در اینجا می‌گویند که این قانون خلاف اصل است خلاف قاعده کلى، خلاف اصول دموکراسى است و حال این که این طور نیست و بنده مقتضى نمی‌دانم یک نماینده‌ای ولو این که عقیده بیک مطالبى نداشته باشد بیاید روى سقسطه و مغالطه استدلال بکند و ذهن یک عده‌ای را مشوش بکند بنا‌براین از این حیث هم بنده هیچ ایرادى در این قانون نمی‌بینم و مطابق اصول و قاعده است نهایت آقایان آزادند که به این قانون رأى بدهند یا ندهند چرا آدم بهانه بگیرد بگوید من عقیده به این قانون ندارم؟ ایراد لازم نیست بگوید عقیده به این قانون ندارم و رأى نمی‌دهم دیگر لازم نیست که بیاید هزار مرجحات بچیند و بعد بگوید که این قانون خلاف اصل است اما مطلب دوم عرایض بنده موضوع ذکر کلیاتى است که لزوم تصویب این قانون را ایجاب می‌کند، تمام آقایان در جمیع جلسات متذکر می‌شوند که بایستى دست به اصلاحات زد عمران و آبادى کرد مردم بی‌کار را به کار واداشت و خلاصه مملکت را از این وضعى که دارد خارج کرد و تمام آقایان‏

باز می‌فرمایند که دست زدن به هیچ اصلاحاتى مقدور نیست مگر این که پول داشته باشیم تا بتوانیم به وسیله آن پول و اعتبار دست به این اصلاحات بزنیم و باز مورد تصدیق عموم آقایان است که در تمام جلسات هر کدام که می‌آیند اینجا می‌فرمایند که به ضعفاى این مملکت به طبقه‌ى سوم این مملکت نمی‌بایستى تحمیل عوارض بشود همه آقایان گفته‌اند، اگر هم بگیرند هر کدام از آقایان که در چند جلسه قبل گفته‌اند تکذیب می‌کنند حرفشان را و می‌گویند که باید به طبقه ضعیف کمک کرد و تحمیل عوارض و مالیات به طبقه ضعیف نباید بشود و کسانی که استطاعت دارند الحمدالله و خدا به آن ها بیشتر از این هم بدهد آن‌ها بایستى کمک کنند همراهى کنند، مالیات بدهند، عوارض بدهند و این مملکت را از این وضع خارج کنند و خودشان بهتر از این استفاده و آسایش داشته باشند و دیگران هم در پرتو این خدمتى که آقایان می‌کنند آسایش و سعادت پیدا کنند این نکته را بنده لازم می‌دانم در اینجا عرض کنم و تصور نمی‌کنم در این مجلس شوراى ملى کسى باشد که عناد مخالفتى با سرمایه دار، با سرمایه‌داران با سرمایه یا مالکیت داشته باشد، تمام آقایان جمعاً علاقه‌مندند که عموم آقایان سرمایه‌داران سرمایه آن‌ها بیشتر بشود و تمام مردم دیگر هم که سرمایه ندارند سرمایه پیدا کنند (مهندس رضوى- از چه راهى سرمایه‌شان بیشتر بشود؟) از راه مشروع و اگر بنده یا آقاى مهندس رضوى یا آقاى دیگرى که می‌آییم اینجا این مطالب را می‌گوییم تصور بشود

+++

 که این مثل این است که ما مخالف سرمایه و سرمایه‌دارى هستیم: بى ربط است، این طور نیست، به سرمایه داران خیلى علاقه داریم و آقایان هم در نتیجه فعالیت و زحمت سرمایه پیدا کرده‌اند و بایستى باز هم پیدا کنند اضافه هم پیدا کنند ولى یک نکته است و آن هم این است که در شرع و عرف گفته شده است و بنده تصور نمی‌کنم هیچ قانونى، هیچ قاعده‌ای از قانون اسلام مساوات و برابرى و اصول را بهتر پیش بینى کرده باشد. (صحیح است- صحیح است) قانون اسلام تمام این موارد را پیش بینى کرده، می‌گوید کسى که صاحب سرمایه است سرمایه او ملک او و خود او در مملکت اسلامى در امان است نهایت می‌بایستی خمس بدهد ذکوه بدهد رد مظالم بدهد اگر ندهد قابل تعقیب کیفرى در دیوان الهى است بنابراین تمام این عقیده را داریم، هم آقایانى که سرمایه دارند و هم آقایانى که سرمایه ندارند تمنى می‌کنم آقایان یک قدرى توجه بکنید که این نکته دقیق است (مهندس رضوى- با این حرف‌ها جلوى ظلم را نمی‌شود گرفت باید قانون باشد و اجرا بشود کار آن دنیا با خداوند متعال است) بنابراین بنده عقیده دارم که آقایان نمایندگان محترم مخصوصاً آقایانى که به حمدالله سرمایه‌دار هستند با تصویب این قانون کمک می‌کنند زیرا وقتى که یک شخصى استثنائاً یا چند نفر از شرکت‌ها در اصفهان یا اشخاصى بخواهند آن مالیات واقعى را که شامل هستند ندهند مثل این است که یک مریضى را نخواهد معالجه بکنند کسی که فشار خون پیدا می‌کند می‌بایستی او را از فشار خونش جلو‌گیرى کرد، رژیم بگیرد، خمس بدهد، زکوه بدهد مالیات بدهد با مردم فقیر همراهى بکند. تا سلامت مزاج او  محفوظ باشد (صحیح است) و اگر این طور شد هم سلامت است، هم راحت است هم آسایش دارد و قطع دارم که تمام آقایان با این نظر بنده موافقند، نهایت اگر هم عده‌ای از آقایان اظهار مخالفت می‌کنند با این قانون براى آن است که خیال می‌کنند در این تذکراتى که بعضى از مخالفین داده‌اند این عمل مخالف اصل و قاعده است والّا با اصل قانون خیال می‌کنم کسى مخالفت نداشته باشد، یک مطلب دیگر هم در پایان عرایضم به عرض آقایان می‌رسانم و آن این است که آقاى مشایخى در ضمن اظهاراتشان فرمودند که مالیات سنگین قابل اجرا نیست، این طور نیست آقا به عقیده بنده مالیات سنگین قابل اجرا است، آخر ما هم چشم داریم، یا داریم مردمان انگلستان هم در که در یک کشور سرمایه‌دارى هستند و به تحقیق در آن جا بیشتر به سرمایشان علاقه‌مندند و سرمایه‌دار هستند، آن‌ها در زمان جنگ قانونى وضع کردند که صدى نود در‌آمدشان را براى حفظ مملکت، براى حفظ افراد کشور براى حفظ خودشان به دولت بدهند کمک کنند، چطور در آنجا اجرا شد و در مملکت ما اجرا نمی‌شود؟ البته اجرا می‌شود یک نکته دیگرى که متذکر شدند تفسیر قانون مالیات بر در‌آمد بود از روى قرائن و امارات و گفتند که قانون مالیات بر در‌آمد بسیار قانون خوبى است ولى موضوع قرائن و اماراتش صحیح نیست در مملکتمان چرا؟ براى این که دو ممالک خارجه می‌آیند از روى دفاتر پلمب شده و مرتب وضعشان را درست می‌کندند (صحیح است) صحیح است آقاى دکتر امینى؟ عرض کنم که روى اصول و قاعده کارشان را تنظیم می‌کنند و رسیدگى می‌شود و وصول می‌شود بنده مخالف این حرف هستم زیرا که در مملکت ما بهتر اجرا می‌شود چون قانون مالیات بر در‌آمد یک قانونى است که اساسش قرائن و امارات است و قرائن و امارات در مملکت ما بهتر اجرا می‌شود چرا؟ مثلاً عرض می‌کنم اگر آمدیم یک مالیاتى را خواستیم تشخیص بدهیم میگوئیم آقا در سال 1323 جنابعالى سرمایه‌تان چقدر بوده رسیدگى می‌کنیم، صورت دارد، دیگر سرمایه‌دار که نمی‌شود گفت سرمایه ندارد ملک، علاقه و سرمایه و سهام این‌ها است، در سال 1327 هم می‌شود بفهمیم که چقدر دارد مقایسه این را می‌گیریم که چه مقدار از این را به عنوان اعانه داده‌اند چه مقدار را به عنوان در‌آمد داده‌اند این را تشخیص می‌دهند و مالیات را می‌گیرند نهایت همان طور که آقایان گفتند نمی‌خواهد اجرا بشود و آقاى مشایخى فرمودند که من تخصص فنى در قانون مالیات بر در‌آمد دارم بنده هم موافقم ولى می‌خواستم از ایشان خواهش کنم ببینم این تخصص فنیشان را راجع به این قرائن و امارات در‌باره خودشان اجرا کرده‌اند یا نه؟ اگر نظر آقایان باشد در موقع دفاع از اعتبارنامه‌شان فرمودند که من زحمت کشیدم، کار کردم و صد هزار تومان در نتیجه تجارت پیدا کردم من می‌خواستم خواهش کنم و به این رقیبم عرض کنم که شما مالیات این صد هزار توامن را پرداختید یا نه؟ و این اظهار جزء قرائن هست یا نه (مشایخى- این طور نگفتم توضیح می‌دهم) می‌خواستم از آقایان استدعا کنم که با این لایحه موافقت بفرمایید نهایت طریق اجراى آن را هر قسم که خود آقایان می‌خواهند و براى این که اطمینان خاطرشان جلب بشود که از این قانون سوء استفاده نمی‌شود و خوب اجرا می‌شود و پاپوش ندوزند براى مردم خوب است خود آقایان در این قانون پیش‌بینى بکنند بیایند طریقه اجراى آن را معین کنند و به یک قانونى که مفید است رأى بدهند و اجرا کنند من از روى عقیده از این لایحه دفاع کردم و من عقیده هم دارم و هیچ غرض و نظرى هم ندارم. رئیس- پیشنهادى راجع به کفایت مذاکرات رسیده است از طرف آقاى اردلان قرائت می‌شود (به شرح ذیل قرائت شد) پیشنهاد می‌کنم پس از نطق آقاى کشاورز صدر به کلیات مذاکرات رأى گرفته شود و پیشنهادات قرائت گردد.

اردلان- عرض کنم به نظر بنده به قدر کفایت در این خصوص صحبت شده است و اگر آقایان موافقت بفرمایند ما می‌توانیم نظر اصلاحى که داریم در پیشنهاداتى که می‌شود تأمین کنیم و این که آقایان رأى ندادند به مسکوت ماندن این لایحه معلوم می‌شود که موافقند این قانون بگذرد منتها در موقع پیشنهاد یک پیشنهادات مفیدى ممکن است بدهیم و آن را اصلاح کنیم.

رئیس- آقاى فولاد‌وند

فولاد‌وند- اظهار این موضوع از طرف یک نفر نماینده مجلس که چون من یا کسانم مشمول فلان امر نیستم یا با آن امر موافق با مخالفم صحیح نیست. زیرا یک نفر نماینده بایستى عموم افراد ملت را مثل خود و اقوام نزدیکش نگاه نموده در حفظ منافع مشروع ملت اقدام کند (صحیح است) با این حال براى رفع سوء تفاهم عرض می‌کنم که بنده مشمول این لایحه نیستم ولى علت مخالفتم در جلسه اسبق از جهت حفظ منافع مشروع ملت در نحوه اجراى آن است. بنده در جلسه قبل عرض کردم ما به دستگاه وصول مالیات بر در‌آمد اعتماد نداریم (صحیح است) این عرض من باعث رنجش عده‌ای از مأمورین وزارت دارایی شده است و یکى از آن‌ها نیز شرحى به وسیله آقاى مسعودى نوشته که چرا فولاد‌وند چنین اظهارى کرده است عرض می‌کنم در هر اداره اگر مأمور درست کار نباشد آن اداره نمی‌تواند اصولاً کارى انجام دهد و همان عمل مأمورین درست است که عمل مأمورین نادرست را تا اندازه تعدیل می‌نماید و البته در اداره مالیات بر در‌آمد هم مأمورین درستکار هستند، لکن بنده ثابت می‌کنم در این اظهار سوء نیتى نداشته و بر‌خلاف واقع عرضى نکرده‌ام (صحیح است) زیرا: اولاً با تقدیم این لایحه آقاى وزیر مالیه عملاً اعتمادش را به این دستگاه ابزار داشته‌اند ثانیاً آقایان و‌کلایی که پیشنهاداتى در اطراف این لایحه داده‌اند و نزد بنده هست اکثراً با پیشنهاد خود همین معنى را ثابت نموده‌اند مثلاً نوشته‌اند پیشنهاد می‌کنم چند نفر از قضات دیوان کشور به این امر رسیدگى نمایند یا تحت نظر وزیر مالیه اجرا شود یا جناب آقاى دکتر مصدق قبول این زحمت را بفرمایند و از این قبیل پیشنهادات ثالثاً- شکایات زیاد مردم از این دستگاه است که براى نمونه موضوع مربوط به آقای کوهى کرمانى را در جلسه سابق عرض کردم و دیگر جایز نیست موضوعات جدیدى به عرض برسد. بنا به مراتب براى آن که اشتباه نشود عرض می‌کنم من با این لایحه موافقم به یک شرط (احسنت) و آن شرط آن است که مجلس طورى نحوه وصول مالیات و اعتراض به مؤدیان مالیاتى را تعیین نماید که مردم گرفتار اشخاص نا صالح نشوند (صحیح است) و چون آقاى وزیر دارایی ضمن برنامه دولت به صحت قول و اظهارات من واقف شده‌اند فعلاً نیز این نگرانى را رفع نمایند تا بنده و آقایان نمایندگان با کمال میل رأى موافق به این لایحه بدهیم بنا به مراتب با پیشنهاد آقاى اردلان مخالفت کردم تا راه حلى آقاى وزیر دارایی پیشنهاد فرمایند.

اردلان- احسنت.

نمایندگان- رأى رأى.

ارباب مهدى- بنده مخالفم و نوشته شده است.

رئیس- بفرمایید بنشینید.

مکى- در یک لایحه که پانزده روز نمی‌شود صحبت کرد.

ارباب مهدى- در این لایحه باور کنید بیست روز باید صحبت کرد این مورد ابتلاء مردم است.

+++

رئیس- آقاى وزیر دارایی.

وزیر دارایی- اینجا در ضمن بیاناتى که آقایان نمایندگان محترم راجع به این لایحه فرمودند یک مسائلى فرمودند که سوء تفاهم شده بود و بعضى از آن‌ها را آقاى صدر کشاورز توجه کردند و جواب دادند بعضى چیزها باقى مانده است از جمله یک نفر از آقایان گفتند این لایحه‌ای که پیشنهاد شده است که راجع به مسائلی که توافق شده است تجدید رسیدگى بشود، این براى عدم اعتماد به آن اشخاصى است که در کمیسیون توافق بوده‌اند، به نظر من این صحیح نیست براى این که در کارهاى قضایی یک محکمه بدوى درست کرده‌اند یک تجدید‌نظر درست کرده‌اند یک محکمه آخرى که دیوان کشور است یا محکمه تمیز، اگر این طور باشد باید گفت اصلاً استیناف لازم نیست براى این که این یک عدم اعتمادى است نسبت به محکمه بدوى و دیگر این که در خود قانون راجع به توافق اینمسئله تصریح شده بود که اگر در ظرف یکماه وزیر مالیه یا قائم مقام او راجع به این موضوعى که توافق حاصل شده نظرى داشته باشند می‌توانند به آن توافق اعتراض کنند منتهى مدت یک ماه بوده است حالا ما یک مدت بیشترى تقاضا کردیم که هشت ماه نه نه ماه ده ماه که باقى مانده است وزیر دارایی اختیار داشته باشد بنا‌بر‌این تقاضاى تجدید‌نظر بیک مسائلى به یک مالیات‌هایی که با توافق خاتمه پیدا کرده است این دلیل عدم اعتماد به آنهایی که این توافق را کرده‌اند نمی‌شود یک چیز دیگرى بنده دیدم اسباب نگرانى آقایان شده است و آن را تکرار کردند و گاهى هم به خود بنده گفتند و آن این است که مأمورین دارایی در هر جایی در هر شهرى یا در تهران یا سایر جاها می‌روند و مزاحم اشخاص می‌شوند که پرونده اشخاض را تجدید‌نظر می‌کنند این کار اصلاً مورد ندراد براى این که مأمور دارایی وارد در این کار نیست این پرونده‌هایی که با توافق خاتمه پیدا کرده در اینجا حاضر و موجود است نه می‌شود به آنها چیزى افزود و نه می‌شود از آن‌ها چیزى کسر کرد و وقتى که یک عده از این پرونده‌ها را موافقت بفرمایید که رسیدگى بشود مثلا سیصد تا این وضیفه دادستان است همان طورى که عرض کردم دادستان می‌رود و به این پرونده‌ها رسیدگى می‌کند و آن پرونده‌هایی که مبلغ عمده‌ای است آن‌ها را از بالارسیدگى می‌کند و از پائین آنهایی که مبهم بوده یا یک چیزهایی نسبت به پرونده‌ها رسیده یا گزارشى رسیده یا مورد توجه عامه بوده یا در مطبو عات یک تذکراتى داده شده اعتراضاتى رسیده این‌ها را دوباره رسیدگى می‌کند می‌بیند قابل رسیدگى هست یا نه، اگر قابل رسیدگى هست براى مراجعه به محکمه می‌رود محکمه هم و رسیدگى می‌کند، اگر دادستان دید چیزى نیست آن دوسیه را رد می‌کند به مأمور دارایی و مأمور دارایی نمی‌تواند پیش بنده یا عمر وزید بیاید و بگوید که دوسیه مالیاتى را من به دادستانی نمی‌دهم یا به محکمه نمی‌دهم بنا‌براین از جهت این که اسباب مزاحمت اشخاص در تهران یا شهرستان‌ها و در خارج می‌شود نگرانى به هیچوجه نیست.

نمایندگان- رأى رأى.

رئیس- رأى گرفته می‌شود به پیشنهاد آقاى اردلان در کفایت مذاکرات آقایانى که موافقند که مذاکرات کافى است قیام کنند؟ (عده کمى برخاستند) تصویب نشد، آقاى ابوالقاسم بهبهانى.

ابوالقاسم بهبهانى- من خیال می‌کنم اگر به تنهایی با وضع قانون کارها اصلاح می‌شد می‌بایست حالا مملکت ما مترقی‌ترین ممالک دنیا و ملت ما سعادتمندترین ملل جهان باشد مورد تردید نیست که بهترین قوانین اگر با دست مجریان نا صالح اجرا شود نه تنها نتیجه مطلوب از آن بدست نخواهد آمد بلکه اثرات بدى از خود باقى خواهد گذارد پس قبل از هر قانون خوب مجرى خوب و مأمور پاک به طمع براى اجراء لازم است.

آقاى وزیر دارایی لایحه راتقدیم نموده‌اند که به پرونده‌های مالیاتى سنوات گذشته که طبق مقررات توافق شده و مبلغ آن از پانصد هزار ریال تجاوز نماید مجدداً رسیدگى شود و عمل گذشته که طبق قانون و مقررات انجام یافته است کان لم یکن و لغو گردد. بنده در این باب دفاع نمی‌کنم که هیچ قانونى نباید عطف به ما سبق بشود و نمی‌گویم که با این رویه که پیش گرفته‌ایم اعتماد عمومى را از قوانین سلب خواهیم کرد و بعد از این دیگر ارزشى براى احکام و مقررات قانونى باقى نخواهد ماند- من می‌خواهم بپرسم که آقاى وزیر دارایی این قانون را به دست چه اشخاصى می‌خواهند اجرا کنند آیا مأمورین دیگرى غیر از مأمورین پیش که قانون سابق را اجرا کرده‌اند در نظر گرفته‌اند آیا اطمینان دارند که این قانون باز وسیله سوء استفاده مأمورین مالیات بر در‌آمد نخواهد شد. آیا مؤ‌دیان مالیاتى اطمینان خواهند کرد که بعد از اجراى این قانون دیگر ریش آن‌ها از دست مأمورین دارایی رها شده و باز هم قانون دیگرى براى لغو این قانون از طرف وزیر دارایی دیگر تقدیم مجلس نخواهد شد؟ آیا آقاى وزیر دارایی دستگاه دارایی و مالیات بر در‌آمد را تصفیه و مطمئن هستند که دیگر در وصول مالیات بر در‌آمد حیف و میلى نخواهد شد؟ که به حیف و میل‌های گذشته می‌خواهند رسیدگى کنند به خدا قسم وضع خیلى به مراتب بدتر و مفتضح‌تر از سابق است مردم از دست قانون مالیات در‌آمد و مأمورین نا صالح آن به ستوه آمده‌اند هر فردى از افراد این کشور خراب در دوائر مالیات بر در‌آمد پرونده دارد که به خدا قسم اگر پرونده جنایی در دادگاه می‌داشت راحت‌تر و آسوده‌تر بود. من اگر بگویم آقایان بیایید این قانون را به کلی لغو و این دستگاه فساد را بر هم زده مردم را راحت‌تر نمایید ممکن است بگویید به نفع سرمایه‌داران صحبت می‌کنم حال آن که این طور نیست و همان طور‌ی که می‌دانید طبقات ضعیف و زحمت کش بیشتر گرفتار و در زحمت هستند براى بقاء یا لغو این قانون را با آراء عمومى طبقات بى‌سرمایه و متوسط کشور مراجعه نمایید تا بدانید و بفهمید که مردم و توده تا چه اندازه از این قانون و مجریان آن منزجر و دل خون هستند جمع وصولى مالیات بر در‌آمد معادل یک پانزدهم در‌آمد کشور است باور کنید مردم از 14. 15 مالیاتى را می‌دهند به اندازه یک عشر این یک پانزدهم ناراحتى و دلخونى ندارد آقاى وزیر دارایی براى رسیدگى به حیف و میل‌های گذشته ماده واحده تقدیم مجلس می‌نماید در صورتیکه در حال حاضر صدها مقابل در‌آمد کشور به یغما می‌رود و تمام اجناس مصرف خوزستان به طریق قاچاق وارد می‌شود مأمورین گمرک و ژاندارم و مستحفظین سر‌حدى تماماً با قاچاقچیان شریک هستند. آقاى وزیر دارایی اگر می‌توانند جلو این قاچاقچی‌ها را بگیرند و بر در‌آمد کشور از محل حقوق گمرکى که فعلاً به کیسه یک مشت قاچاقچى و مأمورین نادرست فرو می‌رود بیفزاید. آقاى وزیر دارایی پریروز ضمن نطق خود گفتند که در انگلستان در زمان جنگ مالیات صدى نود و پنج گرفته‌اند و حال هم صدى چهل و پنج می‌گیرید اما در این مملکت کدام یک از مؤدیان آن طوری که باید مالیات خود را بدهند داده‌اند بنده میگویم آقاى وزیر دارایی اگر در انگلستان 99 درصد هم مالیات گرفته شود بر مردم تحمیل نیست زیرا مالیات هر قدر سنگین باشد چون در راه مردم مصرف می‌شود دوباره به آنها برگشت خواهد نموذد و در انگلستان مالیات به مصرف مردم می‌رسد و در راه آسایش مردم صرف می‌شود مقایسه شما هم صحیح نیست ملت ایران هر قدر هم مالیات کم بدهد و حال آن که از قوت و استطاعت خود زیادتر هم می‌پردازد. چون به او برگشت نمی‌کند و در راه آسایش او صرف نمی‌شود و غبون است مردم مالیات می‌دهند که وسایل رفاه و آسایش آن‌ها فراهم گردد نه این که صرف حقوق یک عده‌اى مفت خوار شود مالیات می‌دهند که امنیت آن‌ها تأمین گردد، مالیات می‌دهند که بهداشت آن‌ها تأمین شود، مالیات می‌دهند که فرهنگ داشته باشند شما ثابت کنید که جز در تهران آن هم به طور ناقص در کدام یک از شهرستان‌ها‌ى ایران از طرف دولت به حال مردم توجه شده، در خوزستان سال‌ها است از مالک و زارع به عنوان مازاد غله می‌گیرند براى این که روزى به آنها کمک نمایند از سال گذشته باید طرف وضع آذوقه آن‌ها خوب‏ نیست، کوچک‌ترین کمکى از این بابت به آنها نشده و از هزارها تن غله‌ای که در سنوات گذشته از آن‌ها گرفته‌اید یک تن حاضر نیستند پى بدهید. در شوشتر بعد از مدتى فشار که از طرف من به وزارت بهدارى وارد شد یک نفر طبیب به آنجا اعزام گردید الان هشت ماه است هر چه آن طبیب بیچاره و مردم آن شهر فریاد می‌زنند که دارد و وسائلى در اختیار بهدارى شوشتر بگذارید توجه نمایند. سال‌ها است مردم آنجا فریاد می‌زنند که ما راه نداریم کسى به آنها اعتنا نمی‌کند از بدو تأسیس وزارت راه تا‌کنون کم‌ترین خرجى و کوچک‌ترین اصلاحى براى راه‌های خوزستان نشده فقط اخیراً یکسال است که اداره‌ای به نام اداره راه در آنجا تشکیل داده‌اند در ماه مبلغى حقوق به رئیس و اعضاء آن داده می‌شود بدون این که از وجود آن‌ها کم‌ترین استفاده‌ای به عمل آید. من این سفر که به خوزستان رفته بودم به دهستان سرکشى کردم یک نفر سالم ندیدم اغلب آن‌ها کور و مبتلا به تراخم و گرفتار مالاریا هستند یک نفر چشم پزشک سیار که به خوزستان از مدتى پیش به این طرف رفته است و ماهی مبلغى حقوق براى خود و خانمش از بهدارى می‌گیرد حاضر نیست قدمى از منزل و مطب شخصى خود فراتر گذارد.

ژاندارم براى حفظ اموال مردم و تأمین امنیت است

+++

من در دزفول شنیدم هر مالکى با مالک دیگر رقابت و ضدت دارد پول می‌دهد که پست ژاندارمى به ملک رقیب خود بفرستد تا اسباب ناراحتى و خرابى ملک او را فراهم سازد. جناب آقاى وزیر دارایی آن وضع بهداشت مردم این هم وضع امنیت آیا در انگلستان هم دولت انگلستان با مردم همین طور رفتار می‌کند

رئیس- آقاى رضوى

 رضوى- بنده در این موقعى که فرصت دستم افتاد اجازه می‌خوا‌هم که فقط به نام تذکر دو کلمه مربوط به این جسارتى که به آقای فریدونى کردم تذکر بدهم الان در تمام مدتى که مجلس شوراى ملى بوده همه آقایان در نظر دارند از نظر مسؤلیت مشترکى که ما بین آقایان وزراء موجود است هر گاه یک نفرشان به مسافرت می‌رفتند لایحه‌شان را به وسیله وزیر دیگر به مجلس شوراى ملى می‌دادند و در آن مسؤلیت مشترک هم این کار هیچ اشکالى ندارد و از آن طرف معاون و رئیس دفتر هم دو عضوى هستند در وزارتخانه که با وزیر کار می‌کنند و انتخاب آن‌ها با وزراء است (بعضى از نمایندگان- عده کافى نیست) (پس از لحظه عده کافى شد) به این جهت معرفى سابق و از طرف دولت سابق ربطى به دولت فعلى و وزراء فعلى ندارد و از این جهت براى این که این قضیه سابقه نشود و براى مرتبه دیگر حیثیت مجلس شوراى ملى بهتر رعایت بشود بنده این تذکر را خواستم این جا بدهم و از فرصت استفاده می‌کنم. در باب توضیحى که آقایان راجع به قانون دادند رویهمرفته چند قسمت شد یکى این که امضاى دولت محترم است یکى دیگر این که مخالف قانون مرور زمان ما رفتار خواهیم کرد (بعضى از نمایندگان- عده کافى نیست) (پس از چند لحظه عده کافى شد) سوم این که معلوم نیست یک چیزی حسابى به دست می‌آید یا نه؟

رئیس- بنده می‌خواستم از آقاى تقى‌زاده تمنى کنم کمیسیونى که باید به نظامنامه داخلى مجلس رسیدگى کند زودتر تشکیل بشود بلکه این آئین‌نامه اصلاح بشود که مجلس از این تشنج خلاص بشود (نمایندگان- صحیح است)

رضوى- چهارم این که گفتند مجرى خوب هم نداریم عرض کنم به حضورتان آقایانى هم که موافق بودند به طور کافى دفاعشان را کردند بنده هم به نحو اجمال اشاره می‌کنم اولاً این که فرمودند امضاى دولت محترم است امضاى دولت در کار نیست امضاى کمیسیون توافق است، کمیسیون توافق می‌نشیند دور یک میزى و راجع بیک چیزى توافق می‌کند با یک اعتبارى که قانون به آنها می‌دهد اگر قانون آن اختیار را برداشت بلافاصله آن امضاء هم کان لم یکن است به این جهت این یک مطلبى نیست که مجلس شوراى ملى در باب کیفیت رسیدگى هیچ وقت نتواند قدم بردارد دوم این که در تمام معاملات عادى تجارى حتى معاملات عمده بین‌المللى هم ممکن است بنویسند اشتباه از طرفین معذور است، اشتباه حد‌اقلى است که ممکن است واقع شود ممکن است که یک مدارکى اسنادى، سوابقى دیده نشده باشد به این مناسبت است که بنده می‌گویم به این که چرا در معاملات معموله ما می‌توانیم اشتباه را منظور بداریم اما در قسمت مؤدى مالیه و مالیات دولت نتوانیم این قسمت را قائل باشیم به این که اگر اشتباه شده باشد رسیدگى کنند؟ سوم این که راجع به مرور زمان خود قانون مدنى هم اجازه داده است به این که اگر در قانون راجع به مرور زمان کیفیت دیگرى پیش‌بینى شده باشد دیگر نمی‌شود استدلال کرد به این که مرور زمان مانع اقدام یک عملى خواهد شد آن هم در مجلس قانونگذار به این مناسبت پس از مطالعات به نظر بنده وارد نبوده این که فرمودند دستگاه اجراء خوب نیست اگر این را ما مانع بخواهیم بگیریم اساساً ما باید تمام قوانین مالیاتى را نسخ کنیم و بگوییم به این که چون ما مالیات بگیر خوبى نداریم فعلاً باشد تا چند تا آدم حسابى پیدا کنیم که اشخاص بروند و به آنها مالیات بدهند و همان طور که این مطلب در اصل می‌آید در این مطلب فرعى هم می‌آید بعد از این که این مقدمات را گفتم حالا بنده می‌خواهم یک چند کلمه راجع به لزوم این مطلب عرض کنم که این مطلب علاوه بر این که اشکال ندارد به نظر بنده لزوم هم دارد زیرا اولاً على‌الاصل فرار از مالیات یک عملى است که متأسفانه در مملکت ما هر کسى دارد و کار بدى هم نمی‌داند و غالباً به صورت مباهات هم می‌گویند که ما 800 هزار تومان باید بدهیم ولى به 2500 تومان حلش کردیم بنده خودم مکرر شنیدم پس در یک مملکت این جورى نباید تصور کرد به این که یک عده از آقایانى وجود داشته باشند که این‌ها واقعاً نه تنها آن مقدار مالیات را نمی‌پردازد بلکه به اندازه ده یک هم از آن مقدارى که به عهده‌شان تعلق می‌گیرد پرداخت نمی‌کنند بنده براى این که سوء تفاهمى ایجاد نشود من هیچ وقت به تجار داخله اظهار سوء‌ظن و بد نظرى نمی‌کنم ولى در هر حال در مملکت ما متأسفانه ثروت تمام در دست خودمان نیست تا این که ما تصور کنیم با حسن‌نیت لازم است که همه آقایان آمده باشند و حسابشان را از نقیر و قطمیر کرده باشند و خدمت هم به مملکت کرده باشند بنده نمی‌دانم ولى شنیده‌ام یعنى نه این که در رهگذر به اصطلاح شنیده باشم بلکه از اشخاصى که طرف اعتماد بوده‌اند از اشخاصی که طرف اطمینان بوده‌اند همین آقاى همایونى را که الان رئیس دریافتند در واقع ایشان بنده شنیدم به این که در یک پرونده‌هایی که مربوط به یک عده تجار یهودى منجمله یکش آقاى کتانه، کتانه معروف بوده در یکى دو سال اخیر ایشان صورت داده‌اند من به مناسبت گرفتارها‌یی که داشتم تجارت نکردم ایشان هم نوشته‌اند پشت پرونده که بخشوده شود بنده شنیده‌ام این حرف را اگر واقعاً اجازه داده می‌شود ... (مکى- 800 هزار تومان ازش گرفته شده این را من تحقیق کرده‌ام) بنده عرض کردم شنیدم، این مطالب آقا باید رسیدگى بشود باید مجلس شوراى ملى که شغل اصلش و کار منحصر عمده‌اش رسیدگى در دخل و خرج مملکت است رسیدگى کند، درد این است که بالاخره هم مالیات به خوبی دریافت نمی‌شود و هم به خوبی در محل خودش مصرف نمی‌شود هیچ‌ وقت در قوانینى که مربوط به رسیدگی‌ها‌ى مالیات است مجلس نباید سرباز بزند هیچ وقت نباید طورى باشد که بالاخره این جریان رسیدگى کردن را حمله به اشخاص فرض کنیم با تصور کنیم که دولت یا یک وزیرى سوء نیتى داشته یا این که اظهار بد‌بینى نسبت به یک نفر یا افراد داشته باشیم موکلینمان ما را آورده‌اند اینجا نشاندند براى این که در وظیفه رسیدگى به محاسبات حتى آخرین درجه دقت و آخرین درجه رسیدگى را کرده باشیم بنده می‌خواهم ببینم در این دوره‌ای که‏ ما هستیم این لایحه‌ای که تصادفاً دولت آورده و او را هم حالا چه شده که آقاى وزیر دارایی مجال کردند جرات کردند که این لایحه را آورده‌اند چه وقت آقا مجلس به وظیفه محاسباتى خودش رفتار کرده؟! چه وقت شما ناظر فرستادید که برود آنجا در کیفیت مالیات در کیفیت دریافت مالیات نظارت کرده باشد؟! پس بنابراین بنده می‌خواهم از آقایان خواهش کنم که یک مقدار از جریان سوء ظن و موضوع این که ممکن است در این گیر و دار پاى یک عده در میان بیاید و یا این که یک عده مؤدى مالیاتى کمتر داده باشند و حالا زیادتر بدهند، یا خیر دو نفر اسباب زحمتشان بشود یک طرحى را که ممکن است استفاده کافى داشته باشد و در این که فرض کنید موفق هم نشوید تازه ضررى نکرده‌اید چه مانعى دارد که مجلس این اجازه را بدهد و براى اولین بار در موضوع مؤدیان مالیات یک دقت نظر بیشترى کرده باشیم. اگر واقعاً معلوم شد که هیچگونه سوء نظرى در کار نبوده است بعد از این با خاطر آرام‌تر البته قبلا با اتخاذ نظر با خود آقایانی که مورد این قبیل پرونده‌ها هستند می‌شود طرح‌ها را داد و پیشنهاد پرونده‌ها را کرد و اگر هم معلوم شد که واقعاً یک کلاه خیلى گشادی به سر ملت رفته است و یا این که به سر دولت رفته است و بالاخره آن طوری که باید و شاید مالیات دریافت نشده باشد لااقل یک دفعه شروع بشود و این عدم تعادل جبران بشود. به عقیده بنده اگر آقایان موافقت بفرمایند که مجلس شوراى ملى همین امروز این اجازه را بدهند صحبت عدد و نفر هم به عقیده بنده نشود براى خاطر این که اگر سیصد نفر ایشان می‌گویند تصادفاً سیصد و دو نفر لازم شد، آن وقت چرا خود به خود حالا ما آمده‌ایم به سر یک موضوع پوچ عده را محدود کرده‌ایم اصولاً این پیشنهاد که آقا داده‌اند خودشان ملاحظاتش را کرده‌اند مثل این که بنده خیال می‌کردم پرونده‌هایی که پانصد هزار ریال توافق شده باشد شاید در مملکت وجود نداشته باشد، اینقدر حسن‌ظن داشتم که فکر نمی‌کردم که پرونده‌ای که با 50 هزار تومان توافق شد وجود داشته باشد، این مال من حالا هم بر فرض که باشد به عقیده من به قدری کم است که حتى به این عدد نمی‌رسد و آن وقت روى این مقدمه ما بیاییم حالا قائل بشویم یا اسامى نفرات را بیاورند بفرستند که آن عمر و زید و یا دیگران را بگیرند که اینها جزء مؤدیان مالیاتى هستند و براى آن‌ها تکلیف معین کنند یعنى حد معینى عددى تعیین کنند بنده تعجب می‌کنم که پیشنهاد حد معین عددى یعنى چه؟ آمدیم حالا 305 تا شد آن وقت باید گفت که چون 300 تاش را اجازه دادید رسیدگى بشود این 5 تاى به خصوص را نه در هر حال بنده باید به آقای وزیر دارایی تذکرى هم بدهم که دستگاه اجرا یعنى دستگاه گرفتن مالیات و این اداره و مدیر کل حقاً مورد خیلى گفتگوها در بین مردم هست، اگر حقاً افکار عمومى و احساسات عمومى قیمت دارد به نظر بنده یک تغییرى در این دستگاه اداره کل اگر جنابعالى ندهید نه در گذشته در این قانون و نه در سال 1326 و نه در قوانین آینده نخواهید توانست

+++

 کارى انجام بدهید زیرا که این‌ها تجربه‌شان خیلى زیاد شده و اطلاعاتشان هم خیلى وسیع است و کرم کار هم شده‌اند متأسفانه بنده هم رو در‌بایستى ندارم، اگر جنابعالى فرض بفرمایید که این لایحه بگذرد یا نگذرد و بخواهید مالیات 26 را هم بگیرید باید این دستگاه را درست کنید و از جنابعالى این را می‌شود خواست.

رئیس- پیشنهاد کفایت مذاکره از طرف آقاى دکتر شفق رسیده است که قرائت می‌شود. (به شرح زیر قرائت گردید) پیشنهاد کفایت مذاکرات را می‌کنم.

رئیس- آقاى دکتر شفق توضیحى دارید بفرمایید.

دکتر شفق- توضیحى ندارد تصور می‌کنم یک لایحه‌ای که به اندازه کافى صحبت شده (صحیح است) و خودم هم اجازه گرفته بودم خواستم صحبت بکنم خود بنده هم خوددارى می‌کنم استدعا می‌کنم موافقت بشود آنچه که بنده دقت کردم براى توضیح مخالفت‌های آقایان مطالبى مکرر شده است و دو سه ساعت هم وقت صرف شد (صحیح است) و مدتى است که تکلیف این لایحه معین نشده بنابراین اگر آقایان موافقت بفرمایند مذاکرات کافى باشد ولى باز هم اگر مایلند متهم می‌ایستم صحبت می‌کنم.

رئیس- آقاى ارباب مخالفید؟

عامرى- بنده هم مخالف بودم نمی‌دانم چرا هر وقت اجازه می‌خواهم هیچ وقت نوبه بنده نمی‌رسد این یک معمایی است.

ارباب- بنده یک مطالب لازمى هست راجع به این لایحه که متأسفانه در دو جلسه هر چه کوشش می‌کنم نوبت به بنده نمی‌رسد مخالفت بنده راجع به کفایت مذاکرات روى این اصل است که 2 فوریت این لایحه از روى احساسات تصویب شده قانون براى حفظ نظم جامعه است اگر یک قانونى امنیت حقوقى یک کشورى را بخواهد متزلزل کند، اگر در یک قانونى بیم این برود و فرض حاصل باشد که امنیت حقوقى یک جامعه‌ای را متزلزل خواهد کرد به عقیده بنده تصویب این قانون به نفع این کشور نیست (صحیح است) و بنده اجازه می‌خواهم عرایضم را عرض بکنم و توجه بفرمایید اگر مورد مربوط به کفایت مذاکرات نیست در موقع خود اجازه بدهید که صحبت کنم والّا تمام گرانى این ارز تمام بد‌بختی‌ها‌یی که حاصل می‌شود و خواهد شد در نتیجه تصویب همین قانون است (صحیح است) این قانون آمده به مجلس پوند 20 ریال ترقى کرده مردم دیگر اطمینان ندارند قوانین این کشور دیگر قابل اعتماد نیست، براى کلیه مردم آقایان یک فکر کلى باید کرد نه براى عمرو زید و نه زید و عمر باید حفظ اصول کرد از لحاظ حفظ اصول به اعتقاد بنده لازم است که آقایان توجه بفرمایند مطالب تمام گفته بشود به کفایت مذاکرات رأى ندهید بگذارید مطلب حلاجى بشود اگر به نفع کشور بود رأى بدهیم اگر به نفع کشور نبود رأى ندهید خود آقاى وزیر دارایی منصفانه تصدیق کنید (مهندس رضوى- کشور را در این جریان قاطى نکنید) چرا مربوط به کشور است، مربوط به مصلحت کشور است.

رئیس- آقا وزیر را فرمایشى دارید؟

وزیر راه- در اصل لایحه مخالف و موافق که آقایان صحبت کردند بنده عرضى نمی‌کنم ولى نسبت به کفایت مذاکرات این حق را براى خودم قائل شده‌ام که اگر آقاى رئیس اجازه بفرمایند این را عرض بکنم. اینجا صحبت شده است که وزراء نمی‌آیند و جواب سؤال را نمی‌دهند و چهار ساعت هم معطل می‌شوند که مذاکره شود این خلاف قانون نیست باید مذاکره خیلى بشود ولى هر کارى را هم مجلس شوراى ملى تکلیفش را باید تعیین بکند (یکى از نمایندگان- وقتی که یک همچو قانونى را می‌آورند وقت مجلس را می‌گیرند) تکلیف این کار چه خواهد بود این است که تمنى می‌شود که تکلیف این کار را تعیین بفرمایند تا سایر لوایحى که تقدیم شده است تکلیفش معین بشود.

 امیر تیمور- اجازه می‌فرمایید؟

رئیس- تأمل بفرمایید عده براى رأى کافى نیست.

امیر تیمور- با کفایت مذاکرات بنده مخالفم (در این موقع عده براى رأى کافى شد)

رئیس- آقایانی که با کفایت مذاکرات موافقند قیام کنند (عده کمى برخاستند) تصویب نشد 41 نفر بودند.

مکى- مشکوک بود باید با ورقه رأى بگیرید.

رئیس- مشکوک با شما نیست بفرمایید آقاى على وکیلى‏

على وکیلى- اولاً بنده براى اوقات مجلس یک قدر و قیمتى را قائلم و میل ندارم که این دقایق بر قیمت مجلس در یک رشته مذاکرات طولانى صرف بشود و یک پیشنهادى اینجا دادم که اگر آقاى وزیر دارایی موافقت بکند صحبت خود را در همین جا قطع می‌کنم و آن پیشنهاد راجع به این لایحه قانونى که به مجلس آورده‌اند یک کار چهار پنج ساله نباید با دو فوریت لایحه آن را به مجلس تقدیم نمود به عجله و با احساسات گذرندن جایز نیست، این را یک شورى قبول بکنید برگردد به کمیسیون و مطالعاتى بشود، آقاى وزیر دارایی توضیحاتى بدهند بیاید به مجلس اگر پیشنهاد را آقاى وزیر دارایی قبول و موافقت بکنند و مجلس تصویب بکند بنده عرضى ندارم و صحبتى نمی‌کنم والّا یک ساعت و نیم بنده ایجا صحبت می‌کنم و اگر آقاى وزیر دارایی موافقت بفرمایند که برود به کمیسیون این کار را نمی‌کنم (مهندس رضوى- مجلس قبول کرده که با دو فوریت باشد) بسیار خود بنده عرایضم را می‌کنم آقایان پول در دنیا قیمتى ندارد پول عبارت است از فعالیت و فکر اشخاص آن ممالکى که وضعیت طبیعی‌شان وسعت زمینشان تعداد جمعیتشان از ما کمتر است ثروتشان صد برابر است (صحیح است) ما چرا فقیریم؟ براى این که در این مملکت اعتماد نبود (صحیح است براى این که در این مملکت سه هزار سال ظلم می‌شود براى این که در این مملکت کسى از حق خودش نمی‌تواند دفاع کند براى این که در این مملکت حکومت ظالم‌ترین مؤسسات بوده است با کمال قدرت این را بگویم یک مقایسه می‌خواستم بکنم آقایان توجه بکنند آقاى وزیر دارایی پول می‌خواهید بگویم پول کجا است اگر می‌خواهید پول به دست بیاورید باید اعتماد مردم را جلب بکنید مملکت دانمارک یک سیو هفتم ایران است چهار میلیون جمعیت دارد صد و یک آفتاب ما را ندارد کوه‌های ما را ندارد این مملکت ربع کره و روغن دنیا را می‌دهد صدى 26 تخم مرغ دنیا را می‌دهد در کشور ما از هزار نفر یک نفر تخم مرغ نمی‌خورد کدام یک از شما این جا صبح تخم مرغ می‌خورید؟ تمام مردم این مملکت فقیرند چرا فقیرند؟ گوش بدهید تا بگویم چرا فقیرند براى این که اعتماد به حکومت ندارند (صحیح است) حکومت درباره آن‌ها قوانین را اجرا نمی‌کند هر روز یک نفر آمده و به میل خودش یک نقشه بى مطالعه را آورده و گفته من نمی‌خواهم اصلاح بکنم ولو حسن نیت داشته باشد ولو با کمال میل و حسن نیت بخواهد اجراء بکند ولاى چون اطلاع ندارند نتیجه نمی‌گیرند سهل است تولید زیان هم می‌نماید من بچه‌ام اگر نا‌خوش شد صلاحیت دوا دادن را ندارم کسی که صلاحیت دارد دکتر است بیاید دوا به بچه من بدهد من می‌گویم وزراى ما صلاحیت نداشتند آقاى وزیر دارایی پول می‌خواهید ماهى 65 هزار تومان کرایه خانه‌های مختلف را براى دوایر وزارت دارایی می‌دهید خود وزارت دارایی خالى مانده است در و پنجره او را تمام نمی‌کند همین کاخ جدید الیناء سالى 700 هزار تومان پول است، آقاى وزیر دارایی من سال‌ها است با جنابعالى آشنا هستم در حسن نیت جنابعالى هم هیچ شک ندارم اما عیب نیست اگر آدم اشتباه کرده است با کمال صداقت بلند شوید بگویید اشتباه کرده‌ام و از گفته خودم برمی‌گردم این لایحه‌ای که جنابعالى آوردید در این دو روز چند میلیون به این مملکت ضرر زدید (صحیح است) من می‌گویم چرا در این مملکتى که با خون جگر مردم چند تا کارخانه درست کرده بودند سهامشان تومانى سه هزار آمد پائین (صحیح است) براى این که شرکت‌ها‌یی که در این کشور تأسیس شده بودند نگرانى بودند و سهام آن‌ها ترقى کرده بود فلان پیرزن سهام خریده بود وقتی که دید این قانون به مجلس آمد و نسبت به گذشته تمام مقررات و قوانین را زیر پا می‌گذارد اوضاع تمام آن‌ها را تکان داد (مکى- به اینها مربوط نیست) اجازه بدهید آقاى مکى من و شما با به استحقاق یا به تصادف در پشت این تریبون می‌خواهم حرف بزنیم ما جزء مصلحت مملکت حق نداریم حرف بزنیم ما با احساسات نباید حرف بزنیم (صحیح است) آقایان کاغذ و مداد روى میزتان هست با یک حساب کوچک به شما نشان داده می‌شود وزارت مالیه، وزارت اقتصاد این کشور چه ضررى به مردم می‌زنند آمدند قانون گذراندند که هر کسى هر مال‌التجاره‌اى از ایران صادر بکند می‌خواهیم تنشویق بکنیم یک تعهد ارزى باید بدهد من استدعا می‌کنم آقایان توجه بفرمایند بنده وقتى آقایان صحبت می‌کنند با کمال دقت به مطا‌لبشان گوش می‌دهم یک مردى قالى از ایران صادر می‌کند به 3200 تومان آن را

+++

در گمرک قیمت و تعهد فروش ارز از او می‌گیرند می‌برد در آمریکا می‌فروشد به 600 دلار و 600 دلار با وضع بازار ایران می‌شود 3600 تومان بعد این شخص را می‌برند در محکمه می‌گویند 1000 دلار بده می‌گوید که من این قالى را فروختم به 600 دلار و از صادرات کشور سودى هم عاید گردیده ولى هزار دلار ندارم و بیش از 600 دلار به دست نیاورده‌ام قبول ننموده 400 دلار از او بیشتر می‌خواهند به این اکتفا ننموده در مقابل جریمه معین می‌کند یک سال حبس می‌برند این یکى، این حالا کوچکش است مطابق قوانین دولت آمریکا و ممالک دیگر مالى که از مملکت دیگرى می‌آید روى قیمت مال‌التجاره آن‌ها به قیمت رسمى کشور مبدأ تبدیل می‌نمایند از آن‌ها گمرک می‌گیرند مثلا می‌گویند که 3200 تومان با نرخ تبدیل ایران 1000 دلار است 225 دلار باید گمرک بدهد و هر چه بگوید که من 600 دلار فروخته‌ام کسى گوش نمی‌دهد سالى 12 میلیون تومان از مال ملت ایران بدون سبب به صندوق سایر کشورها می‌رود انصاف باید داد و این رویه اسباب خجلت است براى این که یک نفر در این باب مطالعه نکرده است نه وزارت اقتصاد ملى نه وزارت دارایی آن وقت آقاى وزیر مالیه لایحه می‌آورند اینجا که کشور دینارى در محاسبات به نفع دولت تمام کنند آقا بیشتر مطالعه کنید این مملکت تمام افرادش باید اتومبیل سوار شوند تمام افرادش باید لباس خوب بپوشند چرا نشده؟ بدى قوانین چرا نشده؟

براى این که به عقیده بنده کسى مطالعه نکرده است پس بیایید مطالعه بکنید براى سعادت مملکت ایران ما هم در خدمت آقا هستیم و هیچ غرضى هم خدا می‌داند در اینجا نیست من در مالیه گرفتارى ندارم پرونده‌های من روشن است پریروز اینجا نمایش می‌دادند 12000 نفر عمله می‌گذشت من نگاه کردم یک نفر کفش سالم پایش نبود این را شما نمی‌توانید با فکرهاى فعلى این وزارت دارایی اداره کنید این را بایستى با یک مطالعه دقیق اصلاح بکنید آقاى وزیر دارایی یک مردى است در سراى مهدیه فرش می‌فروشد در تابستان گرما می‌خورد در زمستان سرما و تجرتخانه اش قفسه ندارد و اگر من وشما رفتیم آنجا یک قالى را چند دفعه باز می‌کند و جاروب می‌کند در سال 1323 براى این یک پیش آگهى فرستادند به مبلغ 33592 ریال البته این معمولى است می‌گوییم که خوب فروش کرده است سال بعد براى این مرد یک پیش آگهى فرستادند به مبلغ 851510905 ریال سال بعد یک پیش آگهى فرستادند به مبلغ 4- 105230 ریال (رضوى- اشتباه شده آقا 800 هزار تومان و 10000 تومان البته اشتباه است) بلى باید گفت اشتباه است یک نفر به من نشان بدهید که در ایران اظهار‌نامه مالیاتى داده باشد و به او اعتراض نکرده باشند مگر تمام ملت ایران دروغگو است غیر از چند تا مأمور مالیه آقاى نجم گوش بدهید جنابعالى را اعلان کردند مجهول‌المکان جناب آقاى حسن وثوق را مجهول‌المکان اعلان کردند یک نفر پیدا نشد که باز خواست بکند از این مأمور بى‌انصاف آخر شما وزیر بودید شما سفیر کبیر بودید شما را چرا مجهول‌المکان اعلان کرده‌اند این‌ها تشکیلات نیست آقاى وزیر دارایی قوانین را محترم بشمارید ضرر مادى اهمیت ندارد اعتماد را در این مملکت درست کنید فعالیت و ابتکار و افکار مردم پول است شما 700 میلیون مالیات می‌گیرید 700 میلیون براى این مملکت چیست، این مملکت باید چهار میلیارد تومان مالیات بدهد شما باید به هر تجارتخانه این شهر که تلفن بکنید میلیون‌ها تومان پول بفرستند ولى بدانید در این مملکت پول نیست فلانکس دو تا خانه خریده است ذرعى 3 ریال حالا شده است ذرعى 10 تومان این را پیش خودش به حساب ثروت گذاشته آن وقت من و شما می‌آییم پیش او می‌گوییم تو متمولى فلانقدر مالیات بده اگر شما تاجر خارجى را می‌گویید تاجر خارجى به شما مالیات نخواهد داد او پولش را برداشته و برده حسابش را می‌خواهید من در اداره مالیات واردم به او اعتراض کرده‌اند او هم ضامن داده و رفته است در موقع جنگ یک اداره‌ای متفقین اینجا باز کردند به اسم «پوک سى سى» که کلیه محصولات دولت شوروى و انگلستان و آمریکا را حمل کند تمام این‌ها را به هشت نفر کنترات دادند و می‌توان گفت هر 8 نفرشان خارجى بودند درست گوش بدهید آقایان 130 میلیون تومان «پوک سى سى» به وزارت مالیه می‌نویسد که به اینها پول داده شده صدى هفت و نیم کمیسیون محسوب گشته این پرونده‌ها در وزارت مالیه هست و این صدى هفت و نیم تقریباً ده میلیون تومان شده است از این ده میلیون تومان 5 میلیون تومان مشمول مالیات می‌شود رسیدگى کنید که از این 8 نفر مجموعاً چه مبلغى مالیات گرفته‌اند تحقیقاً مالیات حقیقى وصول نشده است شما آنوقت می‌خواهید صدى 80 مالیات از مشمولیین بیگیرید اغلب اتفاق افتاده که از مؤدیان بزرگ به عناوین و راه‌های مختلف و سپردن ضامن و غیره از زیر بار مالیات‌های حقیقى در رفته و آثارى و مدارکى براى اعتراض و تعقیب وجود ندارد اما یک فرش فروش بیچاره که سى سال آبگوشت خورده و از دندانش بریده است تا داراى چند هزار تومان شده یک اظهار‌نامه 85 هزار تومانى برایش صادر شده شما یکى از این‌ها را مثال می‌خواهید صد تایش را براى شما مثال می‌آورم یک بزاز کوچک بازار را 5- 923- 801- 1 ریال پیش آگهى صادر کرده‌اند یک بزاز کوچک دیگر را 8 ر 890088 ریال، هزار تا از این‌ها هست کجا است آقاى خوئیلر پیرمرد که یک اخطار یه اى براى این پیرمرد فرستاده‌اند یک میلیون تومان و وقتی که تبریز شلوغ شد آدم‌ها‌ى پیشه‌ور از این پیرمرد مطابق این اخطاریه پول می‌خواستند تمام خانواده‌های آن‌ها در حیرت بودند آقاى من ما باید عدالت را حفظ کنیم ما نباید از روى احساسات کار کنیم ما براى جنابعالى احترام قائلیم در دستگاه شما هم وزارت دارایی خیلى آدم‌ها‌ى خوبى هستند ولى همیشه نادرست قوى است به دلیل این که شما اگر در خیابان راه بروید یک نفر چاقو‌کشى که در خیابان پیدا می‌شود تمام مردم مشوش‏ و مضطرب می‌شوند تمام خیابان را به هم می‌زنند یک نادرست که پیدا شد همه کارها را خراب می‌کند ما باید دست بدست هم بدهیم با اتفاق با صمیمیت با حوصله کارها‌یمان را اصلاح کنیم من از آقا استدعا می‌کنم این لایحه را با دو فوریتش ولو این که مجلس هم رأى داده باشد یک شورى بکنید برگردد به کمیسیون دارایی بنده به هر ترتیبى که آقایان می‌فرمایند در اختیار آقا هستم مى‌‌فرمایید سى تا پرونده چهل تا پرونده در هر موقعى در هر سالى هر جرمى مطابق قانون قابل تعقیب است اگر کسى رشوه گرفته من نمی‌دانم من کسى را متهم نمی‌کنم ولى می‌دانم گرفته‌اند از بنده نگرفته‌اند از نوع بنده و آقایان هم شاید نگیرند ولى هستند کسانى که جنابعالى و بنده اطلاع نداریم آقاى وزیر دارایی حضرتعالى فکر می‌کنید که این مملکت 700 میلیون بودجه دارد و این را باید وصول کنید و دایره آن را بگردانید ولى یک فکرى بالاتر از این باید وزارت دارایی داشته باشد و آن عبارت از این است که یک راهى پیدا کند که مردم بیشتر پول پیدا کنند و به وزارت دارایی بیشتر پول بدهند من در شوراى اطاق بازرگانى با حضور آقای قوام‌السلطنه همین حرف‌ها را زدم آقاى هژیر وزیر دارایی هم بودند و من حالا هم می‌گویم در آتیه هم خواهم گفت وکیل باشم وکیل هم نباشم باز خواهم گفت هر روزى که در این مملکت آفتاب در می‌آید میلیون‌ها ثروت خدا به ما داده است آقایان یک کیلو سیب‌زمینى را وقتى که ما در ایران بکاریم محصول 7 کیلو بر می‌داریم در بلژیک و پاره کشورها 220 کیلو بر می‌دارند زمین، آب، زحمت یکى تفاوت و نتیجه بین این دو فعالیت آنقدر زیاد است که قابل تصور نیست امروز یک اطلاعى بنده به جنابعالی بدهم از اوراق خودتان و آقاى وزیر دارایی در ماه فروردین 11714 تن مال‌التجاره به ایران وارد شده به قیمت 265 میلیون ریال خوب دقت کنید که فقط 11 هزار تن واردات بوده است آن وقت ما صادر کرده‌ایم 24000 تن یعنى 2 مقابل مال‌التجاره داده‌ایم به خارجه اما در مقابلش چه گرفته‌ایم 173 میلیون یعنى خارجى یک کیلو مال داده 2 ریال گرفته ما 2 کیلو داده‌ام یک ریال گرفته‌ایم این است که ثروت مملکت ما دارد از بین می‌رود (احسنت) حساب عددى این ساده است ما در کمیت در مقابل داده‌ایم در قیمت نصف گرفته‌ایم اما ما چه داده‌ایم از این مملکت ما حیوانات زنده یعنى ایرانى گوشت نخورده و گوسفندش را صادر کرده ما رو ده داده‌ایم که مال‌التجاره مرغوب ایران است، کتیرا داده‌ایم و اقسام صمغ این‌ها بدترین مال‌التجاره یعنى خون دست زارع می‌داند کتیرا چه قسم جمع آورى می‌شود یک دهاتى باید صبح یک توبره با کوزه آب کولش بیندازد برود توى کوه‌ها خاک ته پوته ها را بریزد کنار و یک تیغى بزند آن وقت فردا صبح دوباره برود جلو آفتاب در کوه‌ها زحمت بکشد و از جاى این تیغ‌ها یک صمغى می‌آید بیرون که اگر صد تایش را جمع کند تازه یک مثقال نمی‌شود سالى 6 میلیون تومان از این مال‌التجاره صادر می‌کند ولى از آن طرف دنیا یک نفر بلند می‌شود می‌آید از زیر ریگ‌های مسجد سلیمان قسمتى از ثروت ایران را بیرون کشیده سال صد میلیون به ما می‌رسد و صدها میلیون تومان هم خودشان می‌برند چرا ما این فکرها را نباید خودمان بکنیم چرا ما نباید از مردم این مملکت استفاده بکنیم چرا فعالیت مردم این کشور را راه نمی‌اندازیم این‌ها دو تا مقایسه است الان

+++

 هر کدام از آقایان را بخواهند بر می‌دارم می‌رویم در وزارت دارایی توى کریدور عمارت وزارت پر است از اشخاصى که کارشان را تعطیل نموده براى تصفیه مالیاتى انتظار دارند ماه‌ها معطل می‌شوند آخر هم خلاصى ندارند بیش از 300 هزار مهاجر ایرانى در بین‌النهرین 200 هزار دوستان داریم چرا، براى این که این‌ها در دوره زندگى خود عدالت ندیده‌اند ظلم است به اشکال مختلف که یک کشور را خراب می‌نماید البته این شکایت‌ها از این رو وزیر مالیه نیست ایشان 4 ماه است آمده‌اند من یک کلیاتى را می‌گویم کوچک‌ترین غرضى هم با کسى ندارم ارادت کامل دارم ایشان می‌خواهند خدمت بکنند قصد خدمت دارند بیایند مشورت بکنند و از مطلعین کسب اطلاع نمایند اگر مریض داریم باید دکتر بیاوریم، این عیب نیست اگر وزیر دارایی با وزارت مالیه دو نفر را صدا بکند و با آن‌ها مشورت بکند، در وزارت راه آقاى اردلان بنده را صدا کردند یک پروژه‌ای بود براى راهسازى این را به بنده دادند و خدا می‌داند سه چهار شب است که بنده دارم این را می‌خوانم ما خوشبخت‌ترین مردم این مملکت هستیم که اینجا نشسته‌ایم من از سعادت مردم این مملکت سهم می‌برم من اگر در اهواز یا در کرمان یک زارع یا تاجر متمول باشد به آنجا که می‌روم مرا میهمان می‌کند ولى اگر یک نفر لخت و یا برهنه بیاید من چه می‌کنم مجبورم یک عباسى هم به او بدهم و از بدى زندگى او من و شما هر دو باید متأثر بشویم پس از سعادت هر فردى سهمى هم عاید من و شما می‌گردد آقایانى که صندلی‌های دولت را قبول می‌کنند امید‌وارم که دست اتفاق به هم بدهند الان روى زمین ما یک ذرع طلا است هر چه بخواهید ولى ما همه‌مان گرسنه‌ایم آقاى وزیر دارایی در این مملکت تمول نیست این صنعتى که در این مملکت درست شده با خونابه درست شده با زحمت درست شده امروز شما مى‌آ‌یید صنعت نساجى را که صنعت ارثى این کشور است و پنصد سال است که فرش باقى که آن هم جزء نساجى است در این مملکت رواج پیدا کرده است، با نقشه و لایحه‌های بى مطالعه از بین می‌برید.

صنایع بزرگ در این مملکت نمی‌تواند راه پیدا کند صنایع نساجى صنایع قند، صنایع آهنگرى و غیره ذلک این‌ها را شما میدان بدهید تا بیایند توسعه بدهند و مردم ثروت پیدا بکنند آن وقت هر چه می‌خواهید مالیات بگیرید اگر امروز یک کارخانه‌ای صد هزار تومان فایده کرد یک کارخانه دیگر درست می‌کند از آن کارخانه یک رشته تولید به دست می‌آید بنده در قانون مالیات بر در‌آمد کشور آمریکا مطالعه کردم و آن را آوردم اینجا نگاه کردم دیدم قسمت عمده خرج را قبول می‌کنند چرا قبول می‌کنند وقتى که پرسیدم به من گفتند خرج مفید و مولد است «موومان» تولید می‌کند ما مقصودمان حرکت است وقتى یک تاجرى خرج کرد یک دستگاه دیگرى درست می‌کند و در آن دستگاه یک عده دیگرى مشغول کار می‌شوند شما در مالیات بر در‌آمدتان نوشته‌اید خرج آبدارخانه را قبول نداریم اگر یک کسى ماهى صد تومان خرج نکرد بیست تومان باید مالیات بدهد من حساب می‌کنم اگر صد تومان براى آبدار‌خانه خرج کرد شما هفتاد تومان مالیات می‌گیرید براى این که شما قند را می‌فروشید دو تومان پانزده ریال مالیاتش است به او می‌گویید این خرج را نکن بیست تومان عوض هفتاد تومان می‌گیرید اگر یک تجارتخانه‌ای اتومبیل براى کار و سرعت عملیات داشته باشد قبول نمی‌کنید این اتومبیل خرجش سالى چهار هزار تومان است اگر قبول نکنید شاید بیش از چند صد تومان از بابت مالیات بر در‌آمد عاید دولت نمی‌گردد ولى اگر قبول کنید چندین مقابل مالیات بر در‌آمد از نگاهدارى اتومبیل عاید دولت می‌گردد از گمرک و باج راه وصدى پنج خودش حمل و نقل و مالیات بنزین و لاستیک و تعمیرات و لوازم یدکى از طرف دیگر به این وسیله چند نفر غیر مستقیم مشغول کار می‌شوند ثروت پیدا کردن راهى دارد وقت ثروت است سرعت عمل ثروت است زمان ثروت است ثروت چیز دیگرى نیست امروز از آمریکا تا اینجا در 46 ساعت می‌پرند آن وقت بنده بیایم از اینجا تا کرمان با الاغ در عرض 3 ماه بروم ملت ایران امروز جمعیتش کم است و از وقت و فعالیت افراد باید استفاده کرد از نیروى ملت فقط باید استفاده کرد از فکر ملت باید استفاده کرد من یک وقتى در وزارت دارایی موقعى که شرکت مرکزى تأسیس شد گفتم سالى 50 هزار تومان جایزه فکرى بدهیم یعنى اگر کسى خوب فکر کرد بیاید صد تومان بگیرد هزار تومان بگیرد آقاى وزیر دارایی بیایید دست بدست هم بدهیم اتفاق بکنیم اتحاد داشته باشیم بنده با جرأت می‌گویم هفتصد میلیون را از چهار محل می‌توان بدست آورد گمرک جنابعالى اگر خوب اداره شود 250 میلیون تومان باید بدهد دخانیات على‌التحقیق باید 250 میلیون بدهد شما 18 هزار کیسه تنباکو دارید در اصفهان سالى صدها هزار تومان مخارج انبار‌دارى و نگاهدارى می‌دهید امروز یکدانه‌اش را نمی‌توانید صادر کنید چرا؟ براى این که تنباکوى دو تومان را می‌گویید شش تومان آن وقت در سوریه تنباکو می‌کارند در صادقیه سوریه تنباکو می‌کارند می‌آورند به بازار می‌فروشند دو تومان این‌ها است اسباب بد بختى ما بمردم میدان بدهید به مردم ایران شما سالى چند میلیون تومان از واردات اتو‌موبیل به دست می‌آورید چرا جلوى اتومبیل را می‌گیرید شما چرا در هیئت دولت تصویب می‌کنید که اتومبیل نباید صادرات ایران پوست پیاز است پوست انار است عناب است و غیر از این‌ها چیزى ندارد وقتى صادر می‌کند بگذارید عوض چیزهاى بی‌مصرف اتو‌مبیل بیاید به عقیده بنده هر فرد ایرانى از هر طبقه باید نیم تنه‌اش را بگذارد کنار اتومبیل و سوار شود درست من آقاى مکى آن روز اینجا پیشنهاد کردند که فرش‌های ادارات و وزارتخانه‌ها را جمع کنند من پیشنهاد می‌کنم که هر فرشى که در وزارتخانه‌ها هست دو تا رویش بیندازند چرا؟ براى این که دست مردم حرکت می‌کند عوض بیست هزار دستگاه چهل هزار دستگاه درست می‌شود عوض یک فعالیت سه فعالیت می‌شود امروز در آمریکا کارگر ژاپونى و چینى را میل ندارند با سه دلار خدمت بکنند سعى دارند کارگر امریکایی با پنج دلار خدمت بکند من تعجب کردم گفتند که یک کارگر امریکایی در یک اطاق یک نفر می‌خوابد و کارگر ژاپنى چهار نفر در یک اطاق می‌خوابند این رویه بر خلاف عمران و آبادى و تمدن افراد است تمام این جمعیتى را که می‌بینید این‌ها باید قدرى سطح زندگی‌شان بالا برود که هر کدام وقتى که از اینجا می‌روند بیرون داراى اتومبیل بنده باشند بنده در واشنگتن متأثر شدم شب خانه آقاى‏ حاجى محمد نمازى مهمان بودم نماینده تجارتى بود یک بعد از نصف شب بود گفتم تا کسى بیاورند آشپزش گفت آقا من شما را با اتومبیل خودم می‌برم آشپز حاج محمد نمازى اهل فیلیپین هم هست اتومبیل دارد و نماینده دولت ایران در لندن نزد شرکت نفت ایران اتومبیل ندارد باید پیاده برود تا رئیس شرکت نفت را ببیند ژنرال قونسولگرى دولت شاهنشاهى ایران در شهر نیویورک که هر فردى داراى یک اتومبیل است اتومبیل ندارد این قانونى که جنابعالى آورده‌اید چه می‌خواهید بگیرید؟ چهل تومان؟ جلب اعتماد مردم بیش از چهل میلیون قیمت دارد (صحیح است) شما ده میلیون هم نمی‌توانید به خدا پنج میلیون هم نمی‌توانید بگیرید من طرفدار آدم متقلب نیستم هر کس در هر طبقه‌ای که هست باید مجازاتش کرد اگر تخلف کرد باید آورد محاکمه کرد از مجلس رأى گرفت ولى باید دست به دست هم بدهیم اعتماد کامل مردم را در تمام قسمت‌ها جلب کنیم این مملکت را که می‌بینید باید صد میلیون جمعیت داشته باشد و بیست میلیون اتومبیل و کارخانه اتومبیل داشته باشد آقاى وزیر دارایی معادن این مملکت غیر از نفت امروز میلیون‌ها تومان پول می‌تواند براى کشور تولید نماید براى معادن سرب و مس و غیر ذلک این‌ها در زیر زمین خوابیده‌اند و یک کسى که می‌خواهد برود استخراج کند چهار سال باید در وزارت پیشه و هنر بدود من با کمال بی‌غرضى عرض می‌کنم و کوچک‌ترین نظرى هم ندارم این مملکت می‌تواند سالى پنجاه میلیون تومان مواد دارویی به دنیا بدهد حق دارم این‌ها را بگویم ولو این که وقت آقایان گرفته شود چند سال قبل یک روز نامه‌ای به دستم رسید دیدم نوشته است در آمریکا سالى چهار صد هزار دلار «پیسى لیوم سبد» از ایتالیا و اسپانیا وارد و خریدارى می‌نماید ایتالیا و اسپانیا آن دو مملکت است که آب و هواى آن با ایران یکى است در یک کتابی که یک نفر آلمانى در هفتاد سال پیش به ایران آمده بود بنام شمیر نوشته شده است این شخص تمام مواد نباتى ایران را جستجو کرده و نوشته است بنده دیدم با لاتین نوشته انگلیسى آن «فیلى سبد» فارسش اسفر‌زه است در شیراز و کرمان زیاد است ما نوشتیم از آمریکا نمونه براى ما فرستادند نوع بهتر این یک نمونه‌ای است که رنگ آن سیاه است و در اسپانیا به عمل می‌آید با این که ما اصرار کردیم در کشت آن کسى نکاشت چرا؟ براى این که رعیت و زارع اطمینان ندارد چرا اطمینان ندارد؟ دور نمی‌رویم پهلوى نیاوران یک دهى است به نام کاشانک خورده مالک نان ندارد بخورد مأمور مالیات از آنجا مالیات آب قنات گرفته است 15- 162 ریال یکى و از یکى دیگر 75 ر 124 ریال در صورتی که امضاء صندوقدار هم ندارد این در کاشانک است که بنده نزدیک آن باغى دارم می‌شناسم با این وصف از کرمان کجا کسى می‌تواند به تهران شکایت کند این است سوء اداره و نبودن تشکیلات و توجه

+++

آیا می‌توان تصور کرد براى این که یک اتوبوسى را حقاً یا ظاهراً نگاه داردند ژاندارم گلوله می‌اندازد در نتیجه انداختن گلوله چهار نفر بی‌گناه زخمى می‌گردد اتوبوس کجا می‌رفت چرا گلوله می‌اندازند آیا براى این که یک اتومبیلى را بخواهند پیدا کنند کارى دارد باید گلوله بیاندازد و دکترى را که در سى سال تربیت می‌شود زحمت کشیده کشته بشود (با تأثر) باز می‌فرمایید پول نسیت باید بروید پیدا کنید میدان را باز بگذارید تا مردم براى شما ثروت پیدا کرده با یک چک به شما بدهند اشخاص هر کدام 40 سال زحمت کشیده‌اند آمده‌اند به میدان کشور ایران مرا در چهل سال بزرگ کرده که بیایم اینجا حرف بزنم 17 ماه مرا زندانى کردند بعد گفتند که تو بى تقصیرى از وزیر داد‌گسترى خواستم که صورت زندانیان را به مجلس بدهد ایشان در جواب می‌گویند حاضر نداریم آیا می‌توانم قبول کنم، آقایان می‌توانید قبول کنید؟ (صحیح است) چرا قبول کنند، امروز یک کاغذى به من دادند که در آن نوشته در کاخ دادگسترى عده‌ای از مردم مدت‌ها هست بلاتکلیف توقیف هستند، نوشته‌اند به من که ما بلاتکلیف هستیم شما بى پول می‌گردید، خیلى معذرت می‌خواهم از آقایان وزیر دادگسترى، آقاى وزیر دارایی یک تجارتخانه‌ای چند سال قبل در آمریکا 34 میلیون دلار اعلان توقف داد و در چند روز تصفیه می‌گردد، تومانیانس و جمشید استخوان‌هایش پوسید و ورثه‌اش به مرور از بین رفته هنوز در روزنامه آگهى تصفیه آن‌ها را می‌خوانیم، کجا

می‌شود این‌ها را گفت، زندگى در ایران بر هر فردى سخت و دشوار شده، هر فردى دینا را دوست دارد وطن خودش را دوست دارد ولى این دوست داشتن یک حدودى دارد، دو روز، سه روز، 5 روز مردم تحمل می‌کنند نمی‌شود همیشه مردم را با ناراحتى نگاه داشت امروز روز تحقیقات است روز فکر است روز فعالیت است روز کار است، آقاى وزیر دارایی لایحه مالیات بر در‌آمد که به مجلس آورده‌اید معذرت می‌خواهم آن لایحه را من در کمیسیون دیدم بى‌مطالعه تهیه شده است (وزیر دارایی- حالا نباید بگذرد؟) اجازه بدهید وقتى که لایحه در دوایر مربوطه‌اش با مطالعه و دقت و با یک نیت‌های صمیمانه تهیه نشد طرف مجبور است دفاع بکند یعنى اگر امروز من قرض نداشته باشم و ناحق بیایند مطالبه بکنند من باید بروم دفاع کنم حرف بزنم و حقانیت خودم را مدلل بکنم تا بتوانم راحت بشوم، وزارت دارایی مالیاتى را باید بخواهد که حق دارد (وزیر دارایی- مالیاتى را که حق ندارد نمی‌خواهد) دفاع نکنید جناب آقاى نجم، دفاع نکنید بگویید هر جا حق است بگویید، اینجا تکیه گاه شما است، اینجا کمک شما است، من خیلى بى‌انصافى می‌دانم که یک وکیلى در پشت این تریبون از نقطه‌نظر شخصى مخالفت بکند، از نقطه‌نظر عمومى وکیل حق دارد من در این دستگاه جنابعالى مأمورین خیلى دلسوز سراغ دارم، قریب 14 سال با این دستگاه مدت‌ها با مرحوم داور کار کردم بنده یک مثلى می‌آورم وقتی که مرحوم داور وزیر مالیه بود مرا صدا کردند و تقاضا کردند قند را اداره کنم، آقاى دکتر سجادى رئیس گمرک بود در آن موقع سالى 42 هزار تن فروش قند بود هر روز بلژیکی‌ها یک ریال به قیمت قند و شکر اضافه می‌کردند، چون عایدات بى‌زحمتى تصور می‌کردند من قیمت 22 ریال را به 12 ریال پائین آوردم فروش را به یکصد و بیست هزار تن رسانیدم عایدات را دو مقابل کردم این یک پر نسیبى است در آن موقع تصویب‌نامه گذرانده بودند و می‌خواستند به قندها باندول بچسبانند، من مخالفت کردم گفتم عملى نیست، گفتند چطور، گفتم که عدل قند آورده‌اند گذاشتند روى زمین گفتم باز کنید یکى از آن را باز کردند معلوم شد که اجراى آن دستور عملى نیست، گفتم دو میلیون از این کیسه‌ها در بنادر هست باید باندول کنند مرحوم داور به همین آقاى دکتر سجادى گفتند که ما بین تنورى و تراتیک فرق این است که این خاکه قندها را سقط فروش جمع می‌کنند پس از 6 ماه آب می‌کند و سرکه انگبین درست می‌کنند و می‌فروشند، گفتم شما در گمرکات این‌ها را می‌ریزید به زمین بالاخره کاغذ قند را گذاشتم توى ترازوى دواخانه کشیدم با مختصر سنگینى که در آن پیدا شد ادعا کردم از فرو‌شنده‌ها هفتاد هزار تومان براى وزارت دارایی گرفتم، من در آمریکا بودم مطلع شدم وزارت مالیه شما قند می‌خرید من فهمیده که قند ارزان می‌شود یک تلگرافى به آقاى هژیر کردم ارزان می‌شود، سفارت از من پرسید که چه دلیلى براى ارزانى آن دارید، بعد از بیست روز صدى 47 قیمت‌ها پائین آمد در نتیجه بیش از چهار صد هزار لیره دولت ایران فایده کرد شما پیدا کنید از این اشخاص خیلی‌ها هستند شما کدام مأمور دولت را یک بارکه الله گفته‌اید، کدام مأمور دولت را شما یک دفعه به کارش رسیدید و قدر‌دانى کردید، من کمال خیانت را می‌دانم اگر یک مأمور خدمت کرده باشد از او قدر‌دانى نشود، خادمین را باید تشویق کرد امروز صدى 95 موفقیت با تشویق است و صدى 5 آن با مجازات است در این مملکت مردم تشویق ندیده‌اند در پشت این تریبون بنده می‌گویم مأمورین شما در اداره گمرک در این سى سال که خدمت کرده‌اند اکثریت آن‌ها دستشان به مال حرام نخورده است (صحیح است) اگر دزد هم هست باید گرفت و شما باید در این مملکت کار از این اشخاص بخواهید، کارمندان، کارگران ماشین‌های با روح هستند براى این‌ها باید خانه و منزل درست کنید، براى این‌ها باید حمام درست کنید، براى این‌ها غذا و لباس تهیه کنید اگر این‌ها نباشند که کار راه نمی‌افتد آقاى وزیر دارایی اشخاص را تشویق کنید تا کار کنند اگر بهترین و نوترین اتومبیل‌ها را به من بدهید من بلد نیستم که این اتومبیل را راه بیاندازم، باید داد به دست کسى که بیست سال اتومبیل رانده است، یک شوفر ماهر یک اتو‌مبیل شکسته را به منزل می‌رساند در وزارت اقتصاد ملى، وزارت دارایی و وزارت دادگسترى و سایر دوایر صدى هشتاد از وقت باید صرف حال رشد کارمندان و مطلع کردن افراد گردد، تا مردم اطمینان پیدا کنند، شما در این مملکت حکومت را طورى قرار بدهید که در هر جاى دنیا وقتى اسم ایران شنیده شود ثروت دنیا از روى اطمینان و اعتماد روى به ایران می‌آورد در ایران بیکارى، مگر می‌شود، قبول کرد که گندم از کانادا براى ایران بیاورند و زمین‌های شمیران به حالت ریگزارى باقى بماند اگر شما براى تأمین آب بخواهید چاه حفر کنید دو سال باید معطل بشوید این‌ها را به کى می‌شود گفت، باید براى این گرفتاری‌ها فکر کرد راه حل در ست کرد همچنین مأمورى که یک شاهى از مردم زیاد می‌گیرد باید محاکمه شود، نباید مردم را اذیت کرد، از یک حمامى یا کسبه دیگر را می‌آورند می‌گویند که هفتاد هزار تومان باید مالیات بر در‌آمد بدهید آقاى رئیس شاهدند صبح یک عده‌ای اینجا آمده بودند شکایت داشتند آقاى رئیس مجلس را شاهد می‌گیرم، یک کسى به وزارت جنگ کاه فروخته بود تمام این معامله بیست هزار تومان بوده صد و پنجاه هزار تومان از او مالیات خواسته‌اند آقاى مهبد است من کارى ندارم آقاى رئیس فرمودند بالاتر از آقاى رئیس کسى را نداریم در این مملکت (یک نفر از نمایندگان- ولى پرداختش را هم بفرمایید که یک چیزى هم مالیات بدهند) آقاى وزیر دارایی بنده در سال 1907 شروع ککردم به تجارت، هانری فورد هم در سال 1903 شروع کرد به تجارت 4 سال قبل از من سال قبل وقتى هانری فورد مرد صدها هزار از اهالى شهر ویتروئیت‌ها در مقابل جنازه او گذشتند و یک میلیارد و دویست میلیون ثروت داشت من بعد از چهل سال چه دارم باید اسمم تاجر‌باشى باشد بنده تاجر‌باشى کجا هستم دائم به من به آقاى نیکپور به دیگرى نگاه می‌کنیم مگر ما چه داریم اگر کازرونى آمده است طبقى سرش بود. یا کسایی آمده از اصفهان به یاد این بیچاره یا فعالیت کرده‌اند زحمت کشیده‌اند دو تا کارخانه درست کرده‌اند بگذارید پیدا کنید این قانونى را که شما درست کرده‌اید زندگى اشخاص را متزلزل می‌کنید مردم سعى می‌کنند که سرمایه و هستى خودشان را از این مملکت بیرون ببرند به دو هزار تومان و دویست هزار تومان سرمایه می‌شود گفت یک مردى که شیر و پنیر بستنى فقط در آمریکا می‌فرو شد چهارصد و پنجاه میلیون دلار در سال فروش دارد بیست هزار اتومبیل توزیع دارد این مملکت محل گوسفند است، محل گاو است بگذارید مردم بروند به میدان، بگذارید امنیت مردم داشته باشند، مردم را آزاد بگذارید. هر روز مأمور وارد می‌شود در دهات و قصبات که آقاى مالک چه کار کردى وقتى که مأمور در یک دهى وارد می‌شود اول باید یک مرغ چاق بیاورند براى مأمور، نهار بخورد، با این وضع دهاتى زندگى ندارد ایران هنوز حمام ندارد از هستى ساقط هست، خلاصه از آقا خواهش می‌کنم که وزارت مالیه مال جنابعالى نیست و مجلس هم مال بنده نیست یک مدتى هستم بعد میرم و شما هم مدتى هستید بالاخره می‌روید خوب و بد باید برویم (حاذقى- بد ندارد) جنابعالى باید کارى کنید که جلب اعتماد مردم بشود، شخصى در امریکا مالیات خود را 80 دلار پرداخته بود بعد از 6 ماه یک کاغذى از اداره مالیه آنجا به ضمیمه یک چکى آمد که آقا شما 7 ماه پیش از این یک پسرى براى تو متولد شده است بنابراین مشمول مالیات بر در‌آمد نیستى، نشان بدهید یک کسى را که مأمور مالیه به او مراجعه نکرده باشد و آن شخص اعتراض نداشته باشد، آقاى نجم چطور شد که آن مأمور رتبه 5 دلسوزتر از جنابعالى و آقاى اردلان شد که براى شما مالیات نوشته‌اند تمام اشخاصى که در این مملکت وزارت کرده‌اند، وزیر یک مقامى دارد ما یک کارخانه‌ای در تبریز داشتیم به نام کارخانه بوستان گرو

+++

بانک کشاورزی بود از بین رفته بود این کارخانه را زنده کردیم خیلی شنیدنی است هنوز هم به بانک کشاورزی مقروش است این کارخانه را پیشه وری ضبط کرده آن یکی ضبط کرد این یکی ضبط کرد و سهام یک تومانی آن 3 قران خرید و فروش می‌شود در بازار در سال گذشته برای این کارخانه 700 هزار تومان مالیات نوشته‌اند (برای یک سال) این کارخانه باید دستگاه خودش را جمع کند هیئت مدیره‌اش بیاید به تهران به وزارت دارایی بگوید که آقا این مالیات چیست که برای این کارخانه منظور کرده‌اید عرض کنم یک وقتی بلژیکی‌ها در تبریز در مالیه بودند کلاه رئیس مالیه گم شد پیشخدمت‌ها را بردند تحقیقات کردند این طرف و آن طرف جستجو کردند کلاه پیدا نشد تا این که بعد از 6 ماه که دوسیه را باز کردند دیدند کلاه توی دوسیه مانده بود آقا این تشکیلات ماست کلاه نرم بود در توی دوسیه پهن شده بود 4 نفر را به نظمیه برده بودند 4 نفر را به محکمه برده بودند که آقا این کلاه کجا است کی برده است حالا مؤدیان مالیاتی قسم می‌خوردند که آقا ما چیزی استفاده نکردیم فشار می‌آوردند که باید حتماً مالیات بدهید الان من می‌دانم قضیه سر این است که در اصفهان در موقع توافق این طور شده است که اگر باید 6 میلیون تومان بدهد دو میلیون داده است 4 میلیون تومان شما را متمول نمی‌کند شما با این دستگاه  با این وضع قوانین مردم را متزلزل نمی‌کنید یا این لایحه را پس بگیرید یا این که هر کاری می‌خواهید بکنید ولی بهتر این است که حضرت عالی موافقت کنید و مجلس هم تصویب کند که این لایحه برود به کمیسیون (صحیح است) این کار را بکنید و در خاتمه هم عرض می‌کنم ثروت زیاد مملکت را آباد می‌کند مردم را به سعادت و خوشبختی می‌رساند ولی یک حسن تفاهم می‌خواهد تمام این آقایان تمام هیئت دولت تمام آرزوی سعادت این ملت را دارند تمام این آقایان ترقی مملکت را می‌خواهند فقط ممکن است در رسیدن به مقصود و طرق آن فرق داشته باشد بیش از این هم عرضی نمی‌کنم (احسنت) و اگر آقایان مایلند پیشنهاد بنده رأی بگیرند که لایحه برود به کمیسیون و در آن جا مطالعه بشود.

رئیس -  آقای رحیمیان

رحیمیان - البته فرمایشات آقای وکیلی راجع به اوضاع و خرابی ادارات کشوری و عدم توجه به وضعیت مردم تا یک اندازه‌ای صحیح بود و بنده هم تصدیق می‌کنم ولی مطالبی راجع به کارخانه چها فرمودند و گفتند که کارخانه‌چی‌ها را نباید متزلزل کرد و بایستی آزاد باشند ثروت جمع کنند کارخانه چی اگر یک میلیون سرمایه بگذارد و در سال 120 هزار تومان یعنی صدی 12 منفعت داشته باشد اگر این طور کرد آدم دست این کارخانه چی را می‌بوسد ولی آقای وکیلی بنده اطلاع دارم و می‌توانم به شما ثابت کنم هر هزار تومانی 5 هزار تومان منفعت برده است این درست صحیح است هر هزار تومانی 5 هزار تومان منفعت برده است بنده می‌توانم ثابت کنم نزد آقای وزیر دارایی آن وقت ممکن است با این سفسطه‌ها گفته شود که کارخانه چی استفاده‌ای نبرده است؟ من خیلی از فرمایشات حضرت عالی متشکرم ولی در این حسن نیت و این لایحه‌ای که آقای وزیر دارایی آوردند به ایشان تبریک عرض می‌کنم و این لایحه یکی از بهترین لوایحی است که ایشان آورده‌اند این جا آقای مشایخی و آقای مکی و دیگران صحبت کرده اند اجازه بفرمایید که بنده هم به نوب] خودم عرض کنم (جمعی از نمایندگان - بفرمایید) آقایان گفتند که این مربوط به ملت ایران است ملت ایران 14980000 نفر هستند 200 هزار نفر آن طبقه حاکمه است که از این طبقه جدا است و از این 20 هزار نفر هم دو هزار نفر جدا است که حکومت و طبقه حاکمه این ملت و حافظ منافع این طبقه است.

حکومت ژاندارمری نظامی از طبقه اول تا آخر حافظ منافع این طبقه است آن وقت عرض می‌شود که این سیصد پرونده که این جا صحبت شده است در این جا اغلب آقایان البته آنهایی که به ضررشان است یعنی به منافع خودشان نیست اعتراض می‌کنند که این به ضرر کشور ایران است به ضرر ملت ایران است و حتی حاضر نیستند که این سیصد نفر که از سادگی و از نجابت ملت ایران استفاده کرده‌اند. ازشان مالیات بگیرند. آقای امینی در این جا هستند بنده طبعاً روحیه‌ام این است که با اشخاص قوی مبارزه می‌کنم به این جهت اسم می‌برم 20 میلیون تومان در سال عایدات از این کشور می‌برند. صد میلیون تومان آقای نیک پور می‌گویند دارایی دارد از این صد میلیون بفرمایید چه مالیاتی به این کشور می‌دهند

وکیلی - همه مردم باید گدا بشوند؟

ابوالقاسم امینی - شما در موقع جنگ پنج هزار گوسفند از مرز شوروی بیرون کردید و به روس‌ها فروختید

رئیس -  آقایان با هم مباحثه نکنید (زنگ ممتد رئیس) ...

رحیمیان - ... بنده حاضرم در محکمه جواب شما را بدهم بنده حساب خودم را می‌گویم شما بیایید صدی پنجاه از عایدات خودتان را به کشور بدهید بنده تمام را می‌دهم.

ابوالقاسم امینی - تمام دارایی را می‌دهم. شما را بهتر از همه کس می‌شناسند (همهمه نمایندگان) (زنگ ممتد رئیس)...

رحیمیان - ... تمام بدبختی این مملکت از این جا است شما خیال می‌کنید که با این حرف‌ها می‌شود حق دولت را از بین برد تمام بدبختی مردم از شما است

ابوالقاسم امینی - چرا اهانت می‌کنید به تمام این‌ها باید رسیدگی بشود

رحیمیان - ... بنده حاضر هستم هر کاری از دست شما و بزرگتر از شما بر می‌آید بکنید من حاضرم در محکمه ثابت کنم (ناصری - اصولی صحبت بفرمایید) بلی آقای ناصری این اصولی است اما آقای وزیر دارایی باید عرض کنم که این لایحه تمام به نفع ملت ایران است اگر چنانچه این مطلب صحیح نباشد تاجرهایی که این جا هستند و اشخاصی که مخالفت می‌کنند چرا روز به روز بر قطر شکمشان افزوده می‌شود این عین حقیقت است بیش از این چیزی نمی‌گویم...

ابوالقاسم امینی - این ملک سیصد و شصت هزار تومان که خریدی آقای کمونیست چه مالیاتی دادید؟

رحیمیان - معلوم می‌شود خیلی تأثیر کرد من به شما اهمیت نمی‌دهم

رئیس -  این چه طرز صحبت است (زنگ ممتد رئیس)

رحیمیان - جنابعالی باید اخطار کنید آقای رئیس

ابوالقاسم امینی - آقای رحیمیان شما توهین می‌کنید چه اخطاری...

رئیس -  گفتم اسم اشخاص را نبرید هم به شما اخطار می‌کنم و هم به آقای امینی

رحیمیان - ایشان چرا وسط صحبت من صحبت می‌کنند. به هر حال آقای وزیر دارایی شما یا این لایحه را اصلاً نمی‌آورید به مجلس یا این که وقتی لایحه را آوردید سرحرف خودتان باقی بمانید اعم از این که مجلس رد بکند یا تصویب بکند و بنده به تمام معنی با این لایحه و با این نظر موافقم و بسته است به نظر مجلس

رئیس - آقای دکتر شفق شما موافقید یا مخالف؟

رضوی - بنده پیشنهاد ختم مذاکرات را داده‌ام.

دکتر شفق - عرض کنم که بنده با این لایحه موافقم ولی چون نوبت بنده گذشته است و وقت هم دیر است و آقایان هم بعضی اجازه خواسته اند و باید مذاکرات ادامه داده شود مطالبی هم آقای وکیلی گفتند که ما هم بایستی نظرمان را بگوییم به این جهت بنده استدعا می‌کنم که حق بنده محفوظ باشد

رئیس -  بلی مسلم است حق شما بعد از یک نفر محفوظ است.

امامی - پیشنهادی آقای دکتر متین دفتری فرمودند که به کمیسیون برود.

رئیس -  پیشنهادات بعد از کفایت مذاکرات طرح می‌شود پیشنهاد آقای دکتر متین دفتری قرائت می‌شود.

(به شرح زیر قرائت شد)

پیشنهاد می‌کنم لایحه به کمیسیون ارجاع شود (صحیح است) و در آن جا اصل لایحه و پیشنهادات آقایان نمایندگان رسیدگی و گزارش آن در مدت یک هفته به مجلس تقدیم شود.

مکی - این پیشنهاد برای دفن کردن لایحه است

یک نفر از نمایندگان - این چون دو فوریتش مطرح شده پس آقای وزیر دارایی می‌توانند قبول کنند که به کمیسیون برود.

رئیس -  آقای دکتر متین دفتری

دکتر متین دفتری - در عمل معلوم شد که این لایحه خوب تنظیم نشده است خود بنده در اصل موضوعش کاملاً موافق هستم که اگر در اخذ مالیات دولت یک تقلبی شده است و اشخاص موفق شده‌اند که دولت را اغفال بکنند این باید حتماً مطابق هر قاعده‌ای برگردد برای این که این بیاناتی که آقایان این جا فرمودند که کار مختومه را نباید از سر گرفت این صحیح است اما اگر کار مختومه از روی تقلب و حیله باشد باید از سر گرفت هیچ کس هم مخالفش نیست اما این پیشنهادی که بنده کردم برای این لایحه

+++

این است چون عبارات این لایحه خوب رسا نیست ممکن است وسیله سوء استفاده شود براى مأمورین و اسباب زحمت بشوند، بنده می‌ترسم از این که باگذشتن این لایحه به این شکلى که تنظیم شده است اشخاصى که واقعاً تقلب کرده‌اند باز فرار بکنند و اشخاصى که مالیاتشان را که واقعاً از روى صحت داده‌اند باز گیر مأمورین بیفتند آقاى وزیر دارایی خوب بود بیشتر از این در لایحه دقت می‌کردند و تقاضاى دو فوریت را نمی‌کردند براى این که یک همچو لایحه‌ای ملاحظه مى‌فرمایید عوض این که دو جلسه در جلسه علنى صحبت بشود و بى نتیجه بماند به کمیسیون می‌رفت بنده اطلاع دارم که هجده فقره پیشنهاد داده شده است (فولادوند- بیشتر آقا 25 پیشنهاد داده شده است) بسیار خوب 25، پیشنهاد این چه کارى است که ما بکنیم براى این که شنوندگان خوششان به یاد یا براى ما دما گوژى با کفایت مذاکرات موافقت کنند این چه نتیجه خواهد داشت آقایان در اینجا چندین مرتبه رأى گرفته‌اند موافقت نشد با کفایت مذاکرات 18 فقره اینجا پیشنهاد رسیده است و این لایحه ده جلسه دیگر هم تمام نخواهد شد بنابراین اگر آقاى وزیر دارایی موافقت بفرمایند این هیچ مانعى نخواهد داشت مجلس حاکم است در تصمیمات خودش با این که موافقت کرده با دو فوریت هیچ مانعى ندارد دو مرتبه رأى بدهد به کمیسیون‏ برود زیرا وقتى که دیده می‌شود این لایحه یک ابهاماتى دارد یک اشکالاتى در آن هست بهتر است که در یک کمیسیونى آقایان بنشینند مطالعه بکنند دقت بکنندو بنده اینجا پیشنهاد کرده‌ام که اگر ظرف یک هفته گزارش کمیسون نیامد مجلس می‌تواند به مذاکرات خودش ادامه بدهد، بنابرین یک هفته مهلت بدهید آقایان که این کار در کمیسیون مطالعه دقیق بشود و به تمام پیشنهادات رسیدگى بشود و بعد اگر در ظرف یک هفته گزارش کمیسیون نیامد این مذاکرات اینجا ادامه پیدا می‌کند.

بعضى از نمایندگان- صحیح است احسنت‏

رئیس- آقاى مهندس رضوى مخالفید؟

مهندس رضوى- بنده البته هیچ تردیدى ندارم که دکتر متین دفترى مقصودشان این است که موضوع حل بشود (دکتر متین دفترى- شما عضو کمیسیون دارایی هستید یا خیر) چه ربطى به کمیسیون داریی دارد این مربوط به لایحه است که به کمیسون برگردد وقتى که توجه به این مذاکرات می‌شود و آن بیانات شیرین آقاى وکیلى مثل این است که تمام تقصیر متوجه همان کتیرا گیر بیچاره دربیابان است و آن کتیرا گیر بیچاره مقصر است، تقصیر آقا متوجه کسانى است متوجه جماعتى است که فعلًا منافع آنها مطرح است و مردم هم دست این اشخاص هستند، این تعارف ندارد آقا، این موضوع که آقاى دکتر متین دفترى فرمودند بنده هم اگر معتقد بودم که این ابهامى دارد کاملًا موافقت می‌کردم که برود به کمیسیون و رفع ابهام بشود ولى وقتى که می‌بینم وزیر دارایی یک عده از این پرونده‌ها را محدود می‌کند که از این حیث راه سوء استفاده براى یک عده اشخاصى که مى‌خواهند سوء استفاده بکنند باز نباشد و از این حیث توهمى نباشد و بعضى اقدامات خلاف اخلاق و خلاف مصلحت مملکت هم نشود هیچ اشکالى به عقیده بنده ندارد که مجلس شوراى ملى به وزیر مالیه اجاره بدهد یک پرونده‌هایی که توافق شده و تقلب شده در توافقش این پرونده‌ها را مجدداً مطرح کنند و اگر به نفع مملکت یعنى خزانه دولت است آن را اقدام کنند اصل موضوع هم این است که بعد از این که این قانون گذشت باز این شهامت است که بیایند این مالیات‌ها را بگیرند در قانون این را پیشنهاد کردند که بروند و توافق کنند این توافق هم بدست بعضى از کمیسیون‌ها شده این جا متأسفانه آقاى وزیر دارایی نیستند و بنده واقعاً کمال نگرانى را از ایشان پیدا کردم که می‌گویند این کا‌ر معنی‌اش این نیست که کمیسیون توافق بد عمل کرده و تقلب کرده است پس چرا جناب آقاى وزیر دارایی شما می‌خواهید این را بگیرید و بدهید به یک دیوان دادرسى که منافع مملکت را تأمین بکنند؟ عقیده بنده این است که هر پافشارى که براى نگذشتن این لایحه می‌شود معنایش این است که این جا ما فقط دفاع از سرمایه و اقویا می‌کنیم و هیچ وظیفه‌ای از طرف ملت ایران براى خودمان قائل نیستیم و چون اینجانب همچو سمتى براى خودم قائل نیستم از حقوق اکثریت مردم این جا دفاع می‌کنم و گمان می‌کنم که هیچ اشکالى ندارد سیصد نفر از اشخاصى که دارایی دارند یا تجارت کردند یا ملک داشته‌اند و یا کار دیگر کرده‌اند براى مالیات به دیوان دادرسى بروند اگر حرفشان صحیح بود می‌روند پى کار خودشان و اگر هم حرفشان حسابى نبود یک مبلغى می‌دهند به خزانه دولت و این هیچ مانع اقدامات آبادى و عمرانى مملکت که مورد نظر آقاى وکیلى است نیست کى مخالف این است که در مملکتى که رز هست و گوسفند هست از آن‌ها استفاده نشود آقاى وکیلى همان شرکت‌هایی که در این مملکت شماها تأسیس کردید و پنبه را انحصار کردید آیا می‌دانید که چقدر پنبه را قاچاق کردند، شما می‌دانید وقتى که مرحوم داور آن شرکت‌ها را تأسیس کرد اولین مرتبه به نام دولت یعنى به نام جامعه اختیار اقتصاد را دادید دست افراد و انحصار تجارت کردید و بعد افراد معین را انتخاب کردید و گفتید تو برو این تجارت را بکن این نتیجه‌اش این شد که چه خانواده‌های ثروت‌ها و مکنت‌ها اندوختند و بقیه خانواده‌هایی این مملکت روى خاک سیاه نشستند (صحیح است) و امروز اگر بخواهید که به آن سیستم عمل کنید بنده خیال می‌کنم که باید خودمان را تقدیم بکنیم و الّا مردم بیچاره دیگر چیزى ندارند که این کار را بکنند این بود اعراض بنده و عقیده دارم مجلس شورای ملى شهامت داشته باشد براى مالیات اشخاصى که تقلب شده است یا اشخاصى که در پرونده‌شان تقلب شده است این‌ها بروند مالیاتشان را بدهند و یا این که مجلس رأى بدهد بگوید که این تقلب به جا است و مردم هم مجلس شورای ملى را بشناسند و وزیر مالیه هم حق ندارد که هم از کمیسیون توافق تعریف کنندو هم بگویند که این لایحه را بنده آوردم، معنى این لایحه این است که بعضى از کمیسیون‌های توافق بعد عمل کردند. بنده اطلاع دارم که براى بعضى از اشخاص 70 هزار تومان، 80 هزار تومان نوشته‌اند باید بدهند چرا این طور نوشته‌اند حالا دلیلش را عرض می‌کنم ..

رئیس- راجع به موضوع صحبت کنید.

مهندس رضوى- راجع به همین موضوع است که عرض می‌کنم فرمودند ابهام دارد ابهامش براى این است که چون می‌خواهند از آنهایی که حقیقه 800 هزار تومان مالیات بگیرند فقط سه هزار تومان می‌گیرند و بعد به فلان بیچاره بگویند که باید صد هزار تومان بدهى تا تمام این پرونده‌ها مشابه هم باشد این اصل کلام است (صحیح است و اما عقیده بنده این است که باید به اموال مأمورین وصول به خصوص اشخاصی که با مؤدیان مالیاتى سر و کار دارند رسیدگى بشود (صحیح است احسنت) بنده اطلاع دارم اشخاصى که به ولایات رفته‌اند و رؤسایی هستند در وزارت دارایی که امروز متمول شده‌اند از این راه یعنى تقلب کرده‌اند بنده اطلاع دارم که سید جعفر خان نوشین رفت اصفهان پرونده‌های متعددى درست کرد و مالیات حسابى کارخانه‌ها را درست کرد وزیر مالیه او را تقویت نکرد رفتند و توافق کردند! آقا آن مأمورى که رفته است مالیات وصول می‌کند باید تشویق بشود و آن مأمورى که رفته توافق کرده و مالیات کمترى گرفته و از روى تقلب توفق کرده این‌ها تعقیب بشوند! آن وقت آقاى وزیر دارایی اینجا نفرمایند که ضمناً هم خوب هستند و هم گاهى تقلب می‌کنند نخیر آقا این طور نیست اگر همه مأمورین خوب بودنداین طور نمی‌شد والّا وزیر دارایی که توى اتاق خودش نشسته بود این توافق را نکرد، یک کمیسیونى تعیین شده بود، آن اشخاص حتماً اشحاصى بوده‌اند که اشتباه کرده‌اند و این اشتباه به ضرر افراد و ملت ایران است بنده عرض دیگرى ندارم.

رئیس- عده براى رأى کافى نیست وقتى که عده کافى شد رأى می‌گیریم. آقاى نیکپور می‌خواهند مطابق ماده 109 یک توضیحاتى بدهند

نیکپور- بنده در اصل موضوع اجازه صحبتى نخواستم فقط چون آقاى رحیمیان در ضمن بیانات خودشان اظهار کردند که یکى از مؤدیان مالیاتى که بنده هستم در حدود صدمیلیون تومان ثروت دارم و می‌پرسم از مالیه که یک همچو شخص ثروتمندى چقدر مالیات می‌دهد بنده به استناد ماده 109 براى این که این اظهاراتشان در خارج انعکاس پیدا نکند (دکتر معظمى- و جزء قرائن هم حساب نشود) به قول آقاى دکتر معظمى جزء و قرائن هم حساب نشود و شاید بعضى از دوستان و رفقاى بنده که در اینجا هستند تصور بکنند که شاید بنده هم در این قانونى که امروز بنده کسب اجاره کردم که یک توضیحاتى در این باب بدهم اولًا بنده به هیچوجه من‌الوجوه در تمام دوره اجراى قانون مالیات بر درآمد هیچگونه توافقى نکردم که مشمول این ماده واحده پیشنهادى دولت قرار بگیرم بنده یکى از مؤدیان بسیار «کرکت» وزارت دارایی بودم که در هر موقع نسبت به هریک از اقلام دارایی خودم حساب مالیاتى خودم را به موقع خودش واریز کردم و اگر هم در قسمتى از اقلام مورد اعتراض و ایراد واقع شده‌ام با رسیدگى به حق دفاع کرده‌ام، یا پرداخته‌ام. بنابراین از حیث این که در اساس این قانون لطمه‌ای یا صدمه‌ای به بنده باشد بنده عرض می‌کنم بهیچوجه من‌الوجوه بنده

+++

اینجا نیامده‌ام در قانون صحبت کنم و در اساس قانون هم آقایان در این جند روزه آنچه باید صحبت بکنند صحبت کردند بنده فقط یک نکته کوچکی تذکر می‌دهم برمی‌گردم روی دفاع از خودم آن اشخاصی که آقای مهندس رضوی و یا سایر آقایان دیگر همکاران محترم عقیده دارند که سوء استفاده کرده‌اند از اصل توافق یا از پرداخت مالیات چون اول مکانیک پرداخت مالیات بردرآمد را باید آقا بدانند پس از آن که توجه کردند آن وقت دستگیرتان می‌شود که آن اشخاصی که منظورتان هستند اصلاً نه کارشان به کمیسیون می‌آید نه کارشان به تجدید نظر می‌آید و نه کارشان به توافق می‌کشد (صحیح است) به محض این که اخطار شد فوراً می‌روند به اداره مربوطه و کار خودشان را تصفیه می‌کنند و رسید می‌گیرند و می‌روند دنبال کار خودشان و اصلاً مورد ایرادی واقع نمی‌شوند تا کارشان به کمیسیون بدوی یا تجدید نظر برسد مؤدیانی که مورد نظر آقا هستند این صنف اشخاص نیستند فقط آنهایی که یک قدری مقاومت می‌کنند در مقابل آن اظهارنامه‌ها فقط ممکن است کارشان به اعتراض و تجدید‌نظر و مرحله دوم و سوم و اینها بکشد بنابراین بنده فکر نمی‌کنم که اگر در تمام کشور یک عده‌ای باشند که مورد توجه آقایان باشند و در صورتی که این سیصد یا 250 پرونده احتمال داده می‌شود برای دولت چیزی منظور بشود و بعد از محاکمه‌ها و رفت و آمدها و گرفتاری‌ها مجموع این وصولی ارزش داشته باشد که سلب اعتماد و سلب اعتبار از امضای دولت بشود این اشکال بنده است اما در باب استفاده بنده از ماده 109. بنده را آقایان می‌دانید که شغلم بازرگان است و 18 سال است که رییس اطاق بازرگانی هستم. البته می‌دانید که تاجر حیثیتش و شخصیتش و اعتباراتش در مؤسسات اقتصادی و در انظار عامه ربطی به ثروتش ندارد، ثروت یک معنای دیگر دارد ولی شخصیت و حیثیت و اعتبارات تجار یک وضعیت دیگری دارد (صحیح است) وقتی که در یک بانکی بخواهد یک اعتباراتی برای یک تاجری معین بکنند توجه نمی‌کنند که این تاجر ثروت و سرمایه‌اش چقدر است می‌بینند در جریان کارش، در جریان معاملاتش و در مصارفش و در مناسباتش چه رویه‌ای در دوره زندگانی داشته و چطور اعتماد مردم را به خودش جلب کرده، بنده دون حیثیت و شخصیت خودم می‌دانم  چون باید از این اعتبار و از این شخصیت و از این حیثیت به نفع تجارتی خودم استفاده بکنم که حساب دارایی خودم را به آقای رحیمیان پس بدهم، بنده که یک نفر تاجر  هستم و سی سال است که شخصاً در تجارتخانه و متصدی امر تجارتی هستم  و یک خانواده 200 ساله تجارتی در این مملکت هستم و دارای اعتبارات و حیثیات و شئون تجارتی هستم تمام دارایی خودم را از منقول، وجوه بانکی و غیرمنقول ثبت شده در تمام دفاتر اسناد رسمی کشور، مال‌التجاره و آنچه را که به نام بنده در این مملکت آقای رحیمیان پیدا کردند با این که اظهار این مطلب لطمه به اعتبارات مالی بنده می‌زند ولی در مجلس شورای ملی تمام این دارایی را به دو میلیون تومان به آقای رحیمیان صلح می‌کنم .... (آشتیانی‌زاده ـ قبول دارید آقای رحیمیان) (رحیمیان ـ قبول می‌کنم)... همه چیز این مملکت آقا بدبختانه بیشتز جنبه هو جنجال و صورت خلاف حقیقت پیدا کرده است بنده آقای رحیمیان امروز اینجا نیامده‌ام حساب پرداخت مالیاتی خودم را با جنابعالی در پشت این تریبون تصفیه بکنم (مکی ـ بکنید چه عیبی دارد) چه فرمودید آقای مکی؟ ( مکی ـ عرض کردم بکنید چه عیبی دارد) پس حالا معلوم شد که باید با شما هم حساب تصفیه کنم به هر حال بنده اجمالاً از وقتی که افتخار همکاری با آقای رحیمیان را در اینجا پیدا کردم در مجلس حتی با هم سلام و علیک ظاهری هم نداریم و نه ایشان را بنده می‌شناسم کاملاً از نزدیک و نه شاید ایشان بنده را بشناسد ولی البته به طور کلی نظر به این که ایشان هم یک نفر متصدی امر بازرگانی و تجارت آزاد در کشور بودند اطلاعات کافی از وضعیت ایشان من دارم ولی باز هم همانطور که عرض کردم شایسته نمی‌دانم که اینجا روی احساسات شخصی و اغراض خصوصی و یک جهاتی که هیچ مقتضی و مصلحت گفتارش در این پشت تریبون نیست اصلاً صحبت بکنم (رحیمیان ـ بنده شخصاً غرض خصوصی ندارم) اینجا اگر آقا، یک تصادفاتی بنده با آقای رحیمیان را پشت این تریبون آورده باشد و یک موجباتی سبب شده باشد که بنده اینجا شرفیاب بشوم ایشان هم اینجا تشریف فرما بشوند ما بایستی آن حساب‌های خارجیمان را داخل به این کارها نکنیم، ما اینجا بایستی وظایف خودمان را بدانیم حساب مالیان بردرآمد بنده آقای مکی به نسبت ثروت و تمکنم و رشته‌های مختلف داراییم در قسمت‌های مختلفه وزارت دارایی معلوم و مشخص است و تا این ساعتی هم که اینجا خدمت آقا ایستاده‌ام دیناری با اداره مالیات بردرآمد اختلاف و گفتگویی نداشته و ندارم و الان هم همان طوری که عرض کردم بنده دارایی خودم را با آقای رحیمیان با دو میلیون تومان صلح می‌کنیم الان در اینجا هم عرض می‌کنم هر کس از نمایندگان محترم مجلس شورای ملی داوطلب باشد از طرف بنده اختیار دارند بروند اداره مالیات بردرآمد تمام آنچه را که اداره مالیات بردرآمد بر من اعتراض دارد و حق مطالبه دارد فوراً پرداخت بکنند ولی یک تأسف دارم، تأسف بنده در این است که این مملکت و این کشور یک وضعیتی به خودش گرفته که به جای این که تمام طبقات و همه دستجات با هم دست وحدت و اتفاق بدهند اعم از تاجر، مالک، دکتر، مهندس، قاضی و هر دسته و هر طبقه‌ای با هم متحداً و متفقاً وقتشان را صرف یک اصلاحات اساسی و اصلاح برای مملکت بکنند، یک وضعیتی پیش آمده که این اختلافات روز به روز شدت کرده و همین طور تمام طبقات به جان هم افتاده و معلوم نیست که دنبال چه داریم می‌رویم و چه هدفی را تعقیب می‌کنیم و هدف ما چه هست، و بسیاری برای بنده اسباب تأسف است که در این بحبوحه از زمان و در این دنیای امروز و در این وضعیتی که مملکت ما دچار شده است از جهات عدیده این صحبت‌ها را می‌کنیم. یک طبقه‌ای اینجا احساساتشان بر ضد یک طبقه دیگر طغیان می‌کند که دویست ‌تا سیصد تا شرکت‌ها یا سیصد نفر اعم از طبقه داخله اعم از طبقه خارجه اعم از کارخانه‌چی یا تاجر کلاه سر دولت گذاشته‌اند و مالیاتشان را کمتر از واقع پرداخته‌اند و چندین جلسه از وقت مجلس و مملکت صرف این بشود و خودمان بیاییم اینجا و اعتبار مأمورین دولت را از بین ببریم و چند برابر اقدام بر خرابی دستگاه دولت و ضرر خودمان بکنیم با این که این لایحه معلوم نیست بعد از زد و خوردها و تمام رفت و آمدها و این طرف و آن طرف دویدن‌ها آیا چیزی از این دستگاه و از این ادعا وصول بشود برای این مملکت یا نشود به عقیده بنده اینها کوچکی فکر و عوام‌فریبی است برای این مملکت که بیاییم یک مطلب کوچکی را اینقدر آگراندیسمان بکنیم و فریاد بکنیم که آقا بردند و چاپیدند همین مسئله‌ای که آقای مهندس رضوی گفتند بنده یک اطلاع کوچکی دارم این آقای حسن مشیر که در جلسه گذشته در جزء 45 نفر پیشنهادی آقای نجم الملک به مجلس شورای ملی بود و در درجه اول انتخابش کردند همین آقای نجم‌الملک و دولت فوری اظهار اعتماد کردند به این 45 نفر و صورتش را آوردند تمام این پرونده‌های اصفهان به وسیله همین آقای مشیری توافق شده است تمام آن دوسیه‌هایی که نسبت به آن اشاره کردند همین آقای مشیری که در وزارت دارایی معاون ایشان هم هست دست راست ایشان هم هست و در وزارت دارایی کار می‌کند تمام این توافق‌ها با نظر ایشان و با موافقت ایشان شده ات بنده می‌خواهم بپرسم ببینم آیا آن کاری که حالا می‌خواهید بکنید از کجا آدم می‌آورید همین‌ها هستند دیگر خوب امروز آقای نجم‌الملک آمدند فردا آقای سهم‌الملک می‌آید مشیری نباشد منیری باشد خوب همین مشیری است و همین منیری ـ چی دقت می‌کنید؟ بالاخره اگر دستگاه غلط است: اگر افراد برخلاف حق و حقیقت اقدامی کردند باید رفت دنبال اشخاصی به خصوص باید انگشت را گذاشت روی مأمور، باید انگشت را گذاشت روی مؤدی و گفت این مأمور و این مؤدی با هم تبانی کرده‌اند کلاه دولت را برداشته‌اند اما به طور کلی به عقیده بنده جایز نیست و یک مطلب دیگری که به عقیده بنده خیلی جالب توجه می‌کند در این موضوع آقا او یک طرفه قانون آوردن است این قانونی که ایشان آوردند و این ماده‌ای که ایشان آوردند می‌گوید که در امری که توافق شده یعنی یک اختلافی که دو نفری با هم دیگر مصالحه کردند و با همدیگر تراضی کردند یکی از آن دو طرف که دولت است چون اقتدارش زیاد است تمام آزادیخواهان و تمام آنهایی که ماسک ملت خواهی به صورت زدند آنها هم طرفدار آن هستند که باید از آن اشخاصی که تعدی کرده‌اند گرفته شود و بهتر است که توافق‌ها را به هم بزنیم و به نفع یک طرف برویم به دعوی، خوب شما در این جا قانون گذراندید سه طریق را برای توافق مطابق قانون آذر 24 ...

رئیس ـ آقای نیک‌پور این توضیح مربوط به ماده 109 نیست.

نیک‌پور ـ ... بنده عرضم را الان تمام می‌کنم و عرض می‌کنم بدانید آقای بهادری خواهش می‌کنم توجه بفرمایید یکی از ایرادات و اشکالاتی که بنده عرض کردم و شما بهش توجه ندارید بیشتر از نقاط شهرستان‌ها شما پیدا کنید که حالا بنده در آن باب صحبتی نمی‌خواهم بکنم بنده این را حالا می‌خواهم عرض بکنم که اگر بنا بشود یک طرف محق باشد توافقی را به هم بزند باید دو طرف یک صورت واحد پیدا بکند و برگردند به همان صورت اول شما آمدید با کارخانه کبریت‌سازی ممتاز تبریز بعد از تمام

+++

 زحماتى که براى آن تولید شده است توافق شده است و یک میلیون تومان گرفتند و برده‌اند جزء عادیات خزانه حالا بهش می‌گویند که دوباره بیا از سر، آن یک میلیون تومان را ببرند پس براى اشخاص هم این حق را قائل بشوید و برش گردانید به صورت اول هر دو بروند با همدیگر دعوى کنند مثل روز اول (صحیح است) یا این که این حق را براى یک طرف قائل نشویم خلاصه موضوع این بود یا لایحه بنا‌بر پیشنهاد آقاى دکتر متین دفترى برود به کمیسیون و مطالعه بشود یا رأى بدهیم موافق یا مخالف بنده خواستم از این قسمت استفاده کنم و به عرض آقایان برسانم که آقاى رحیمیان بسیار بسیار بى‌مهرى و بى‌لطفى نسبت به بنده کردند و این مطالب را در اینجا گفتند (رحیمیان- بنده حقایقى را عرض کردم) عرض کردم اگر حقایق فرمودید بنده نباید حساب مالیاتم را به شما پس بدهم، نباید حساب دارایی وثروت خودم را به شما بگویم شما نباید اینجا کار عمومى مملکت را روى کار خصوصى و شخصى برده باشید، بنابراین، این یک سوء تفاهمى در خارج می‌باشد براى این که نسبت به فرمایشاتى که شما کرده بودید یک سویی نشده این توضیحات را عرض می‌کنم. طرز مذاکرات مجلس این طور نیست لایحه‌اى که مطرح است باید آقایان بیایند فقط در اطراف آن توضیحات بدهند و تحقیقات بشود. رئیس- آقاى وکیلى به عنوان ماده 109 اجازه خواسته‌اند از موضوع ماده 109 هم خارج نشوید که وقت مجلس به چیزهاى بى‌اساس گرفته شود

وکیلى- عرض کنم که آقاى مهندس رضوى اینجا تشریف دارند (مهندس رضوى- بنده اینجا هستم بفرمایید) ایشان البته در عین حالى که بنده حسن‌نیت به نظریات ایشان دارم حتى تمام آقایان، یک اظهاراتى اینجا فرمودند راجع به شرکت مرکزى و شرکت‌های انحصارى که من از نقطه‌نظر انصاف اگر یک توضیحى ندهم در این مجلس ممکن است یک سوء تفاهمى بنده گمان می‌کنم که این براى همه ما مفید باشد، وقتى شرکت مرکزى را مرحوم داور تأسیس کرد براى این بود که دولت یک قراردادى با همسایه شمالى ما منعقد کرده بود که سالى 25 هزار تن پنبه و 6 هزار تن پشم، دو میلیون عدد پوست، 400 هزار تن برنج تحویل بدهد در مقابل این 60 هزار تن قند، 20 هزار تن آهن، صد هزار عدل پارچه خریده شود دولت ایران با دولت همسایه و دولت دوست ما یک قرارداد سه ساله بسته بود و این یک تشکیلاتى لازم داشت که آن‌ها را در کشور جمع بکند و بتواند سهمیه خودش را اجرا بکند همه آقایان تصدیق می‌فرمایند که در دنیا امروزه امضاء چه ما بین افراد و چه مؤ‌سسات و چه دولت‌ها محترم شمرده می‌شود آن شخصى که در رأس وزارت دارایی بود گمان می‌کنم اکثریت نزدیک به اتفاق عقیده و احترام به درستى و صحت و کاردانى او دارند مسئول این کار بود (صحیح است) بنده هم از اول عضو دولت نبودم در بازار یک کار آزاد داشتند ولى البته همیشه آرزومند بودم بنده هم که در این مملکت یک خدمتى بکنم ایشان دیدند با تشریفات دولتى نمی‌توانند این تعهدات را اجرا بکنند و بنده قول می‌دهم که در این معاملات با اندازه‌ای به نفع ایران بود که در تاریخ ایران دیده نشد قند کیلویی یک ریال خریدیم، شکر را 17 شاهى پارچه را هم از ریال تا 3 ریال به همان قیمت هم با مردم یک قدرى بالاتر توضیح کردیم و وقتى که دید بهتر این است که مؤسسات مستقلى بر طبق قوانین مملکت درست بکند شرکت‌هایی درست کردند که در آن شرکت‌ها من هم افتخار خدمتگذارى داشتم اما وقتى که وارد عمل شدیم مثلاً عرض می‌کنم سالى هزار تن کنف داشتیم سالى 40 تن تحویل دادیم ولى بعد متوجه شدیم که در این مملکت آن طورى که شهرت دارد محصول وجود ندارد یک عده زیادى هم از کارمندان خادم این کشور را جمع کرده بود که اسم نمی‌برم و بنا شد که ما تولید را زیاد بکنیم براى تولید زیاد کردن دست دراز کردیم در تمام ولایات 143 شعبه پنبه ما در مملکت تأسیس کردم و به تمام رعایا و مالکین مساعده دادیم بدون ضامن و فرع، پنبه این مملکت را رساندیم به 42 هزار تن که ده دوازده هزار تن براى مصرف داخله می‌دادیم 5 هزار تن مصرف عمومى، 20 هزار تن سهمیه آن را می‌دادیم و 10 هزار تن به آلمان و جاى دیگر می‌فرستادیم همین طور پشم، همین طور پوست، در مملکت یک «موومان» افتاده بود و شواهدى دارم آقاى بهادرى جنابعاى در ارسبان بودید یک تن پنبه در انجا تولید نمی‌شد 700 تن انجا تولید کردیم (بهادرى صحیح است) ایالات فارس 300 تن پنبه می‌داد 2700 تن د‌ر آنجا تولید کردم چهار هزار تن پنبه ایالات خراسان سالى 7 هزار تن شد،، مازندران و گرگان 11 هزار تن داشت کاشان صد تن پنبه نداشت 400 تن داد. همین خوار و ورامین صد تن نداشت 1700 تن پنبه داد.

رئیس- آقاى وکیلى در حدود ماده 109 صحبت بفرمایید!

وکیلى- البته این د‌ر حدود ماده 109 است و توضیبح می‌دهم وقت مجلس اگر با این مذاکرات گرفته شود عیبى ندارد این آزادى قدر و قیمت دارد من در عرض 6 ماه یک دفعه حرف می‌زنم این‌ها یک جریان است که باید در پروندها ثبت بشود و بماند و یک روزى بیاورید بیرون من می‌توانم وقتی که می‌گویند شرکت مرکزى انحصار کرده و یک اتهام به یک شرکت ده سال پیش می‌زنند من می‌توانم امروز دفاع کنم من حق دارم (رضوى- خوب مطرح شود تا سایرین هم حرف‌هایشان را بزنند باقى هم راجع به انحصار ها حرف دارند بزنند) .. حرف بزنید...

رئیس- ماده 109 را آقایان بخوانید (به شرح زیر قرائت گردید)

ماده 109- اگر در ضمن مباحثات و نطق افتراء و تهمتى به یکى از نمایندگان زده شده و یا عقیده یا اظهار او بر‌خلاف واقع جلو داده شده و نماینده مذکور براى تبرئه و رفع اشتباه اجازه نطق بخواهد بدون رعایت نوبت اجازه داده خواهد شد. (ماده 11 نیز به شرح زیر قرائت گردید) ناطق باید از موضوع مباحثه خارج نشود چنانچه خارج شد رئیس او را متذکر می‌سازد و اگر ناطق مذبور بخواهد توضیحاتى بدهد که او از موضوع خارج نشده است و یا این که خارج از موضوع شدن دلایلى دارد در این باب اجازه داده نخواهد شد.

وکیلى- مقصودم این بود که من طالب انحصار نیستم من آزادى تجارى را صدى صد می‌خواهم (صحیح است) من انحصار نمی‌خواهم مقصودم این است وقتى ما صحبت می‌کنیم از روى مدرک و تحقیق و رسیدگى صحبت بکنیم نه از روى این که یک چیزى می‌شنوم بگوییم من از آقاى مهندس رضوى تقاضا می‌کنم راجع به گذشته هر طور توضیحاتى که می‌خواهند بدهند بگویند و بیش از این هم وقت مجلس را نمی‌گیرم.

رئیس- عده در خارج هم براى اخذ رأى کافى نیست آقاى ملک مدنى هم پیشنهاد ختم جلسه کرده‌اند (صحیح است) قرائت می‌شود.

4 - موقع و دستور جلسه بعد ختم جلسه

 پیشنهاد ختم جلسه را می‌نمایم.

رئیس- بنابراین مجلس ختم می‌شود و اجازه‌ها محفوظ است براى جلسه آینده‏

 (مجلس 50 دقیقه بعد از ظهر ختم شد)

رئیس مجلس شوراى ملى: رضا حکمت

 

اخبار مجلس

روز یکشنبه 19-2-27 یک ساعت و ربع بعد از ظهر مجدداً کمیسیون 18 نفری برای رسیدگی به لایحه برنامه هفت ساله به ریاست آقای افخمی تشکیل گردیده و برای انتخاب یک نفر مخبر که در جلسه صبح توافق حاصل نشده بود اتخاذ رأی شده آقای شهاب خسروانی به اکثریت انتخاب شدند و سپس آقایان حاذقی و فولادوند به سمت منشی کمیسیون انتخاب گردیدند.

در تاریخ فوق ساعت 5 بعد از ظهر کمیسیون بودجه با حضور آقای وزیر دارایی و دو نفر از مدیران کل آن وزارتخانه به ریاست آقای بهبهانی تشکیل پس از مذاکراتی در اطراف بعضی اقلام درآمدهای پیش‌بینی 1327 بالاخره بنا به پیشنهاد آقای صادقی قرار شد راجع به درآمدهایی که مبنای قانونی ندارد قبلاً گزارشی به مجلس داده شود و سپس مورد رأی واقع گردد و ساعت هفت و نیم بعد از ظهر جلسه ختم شد. غائبین با اجازه آقایان آصف . ضیاء ابراهیمی . صاحب‌جمع.

+++

تصویب نامه‌ها

شماره 3062                    13/2/1327

وزارت اقتصاد ملی

هیئت وزیران در جلسه 11 اردیبهشت ماه 1327 بنا به پیشنهاد شماره 3065 مورخ 8/2/1327 وزارت اقتصاد ملی از لحاظ انطباق کامل مقررات مربوط به اجرای سهمیه واردات با مدلول قانون اصلاح قانون انحصار بازرگانی خارجی مصوب 20 اردیبهشت ماه 1321 و در تکمیل تصویب نامه شماره 26430 مورخ 26 اسفندماه 1326 راجع به سهمیه واردات سال 1327 و تبصره‌های آن تصویب نمودند.

1 - کالاهایی که ورود آن‌ها به کشور طبق سهمیه واردا مجاز است به دو طبقه تقسیم می‌شود.

الف - کالاهای مقید یعنی کالاهایی که از لحاظ حمایت محصولات یا مصنوعات مشابه داخلی واردات آن‌ها فقط تا میزان کسر تولید داخلی نیست به مصرف در سهمیه واردات هر سال اجازه داده می‌شود.

ب - کالاهای غیر مقید که عبارت است از سایر کالاهایی که طبق سهمیه واردات ورود آن‌ها به کشور مجاز می‌باشد.

2 - برای سفارش و ورود کالاهای مقید که در سهمیه سال 1327 تحت شماره‌های ذیل ذکر شده است وارد کننده باید قبلاً به وزارت اقتصاد ملی (اداره کل بازرگانی) رجوع و در سهمیه واردات تأمین محل نمایند.

کالاهای مقید عبارت است از:

شماره ترتیب

نوع کالا

شماره ردیف سهمیه واردات سال 1327

  1.  

چای

10

  1.  

قند و شکر

24

  1.  

سیمان

31

  1.  

بنزین

33

  1.  

نفت

34

  1.  

روغن‌های روان

35

  1.  

روغن سوخت (مازوت)

36

  1.  

لوازم آرایش

46

  1.  

واکس

49

  1.  

تخته فنر

58

  1.  

پارچه‌های ابریشم طبیعی

68

  1.  

پارچه‌های ابریشم مصنوعی

69

  1.  

نخ پنبه کلاف

74

  1.  

پارچه‌های پشمی

78

  1.  

اشباء علاقه بندی کشدار به استثناء تور چراغ

82

  1.  

جوراب و دستکش

84

  1.  

انواع گالش

87

  1.  

انواع شیشه

92

  1.  

اشیاء شیشه

96

  1.  

مس ورق

100

  1.  

حروف چاپ

107

  1.  

اسباب بازی

127

  1.  

اتومبیل سواری

117

 

 

3 - سفارش و همچنین گشایش اعتبار برای ورود کالاهای غیر مقید محتاج به تأمین قبلی محل در سهمیه نخواهد بود و پس از ورود کالاهای مزبور به گمرک ایران از طرف وزارت اقتصاد ملی یا نمایندگان آن در دفاتر گمرکی تا میزان سهمیه مصوب پروانه ورود صادر خواهد شد.

4 - وزارت اقتصاد ملی می‌تواند مبلغ سهمیه واردات کالاهای مجاز را به تناسب احتیاج بین دفاتر گمرکی کشور تقسیم نموده و به نمایندگان خود در دفاتر مزبور و یا رؤسای دفاتر گمرکی اجازه دهد به نمایندگی وزارت نامبرده تا میزان سهمیه معینه برای آن دفتر گمرکی پروانه ورود صادر نمایند.

5 - پروانه ورود وارداتی که در سهمیه سال 1326 محل آن‌ها تأمین شده است به حساب سهمیه سال مزبور صادر خواهد شد.

6 - در مورد کالاهای مشمول ارز دولتی صدور پروانه خرید ارز دولتی موکول به تأمین قبلی محل در سهمیه واردات می‌باشد.

7 - وزارت اقتصاد ملی می‌تواند در صورت ضرورت مبلغ لازم بر سهمیه واردات کالاهای غیر مقید بیفزاید.

8 - بانک‌های مجاز مکلفند در نیمه و آخر هر ماه آمار جامع اعتبارات گشورده شده برای سفارش انواع کالاها و همچنین بروات وصولی واصل شده برای انواع کالاها را به تفکیک شماره‌های سهمیه واردات به ترتیبی که از طرف وزارت اقتصاد ملی تعیین می‌شود منظماً به وزارت نامبرده بفرستند.

9 - مقررات مندرج در تبصره‌های سهمیه واردات سال 1327 که مخالف با مدلول این تصویب نامه باشد ملغی است.

تصویب نامه در دفتر نخست وزیر است.

م - 473              نخست وزیر

شماره 3254                    15/2/1327

وزارت دارایی

هیئت وزیران در جلسه 13/2/1327 بنا بر پیشنهاد شماره 1/6763 مورخ 13/2/1327 وزارت دارایی تصویب نمودند جناب آقای دکتر سجادی وزیر اقتصادی ملی و جناب آقای هژیر وزیر مشاور به سمت نمایندگی دولت در مجمع عمومی عادی صاحبان سهام بانک ملی ایران که به موجب ماده 8 قانون اساسنامه بانک مزبور مقرر است حاضر شوند.

تصویب نامه در دفتر نخست وزیر است

م - 479              نخست وزیر

شماره 16822-37137                    29/12/1326

آقای غنی ایزدسرشت

ابلاغ شماره 8376/17884 - 24/6/1326 و 8580/18080 - 24/6/1326 راجع به انتصاب شما به سردفتری اسناد رسمی قصبه هریس به علت عدم اشتغال به کار کان لم یکن می‌شود.

وزیر دادگستری

+++

 

 

 

 

یادداشت ها
Parameter:294375!model&5137 -LayoutId:5137 LayoutNameالگوی متنی کل و اخبار(مشروح مذاکرات)