کتابخانه، موزه و مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی


صفحه اصلی » مشروح مذاکرات » مشروح مذاکرات مجلس ملی » دوره هفدهم مجلس ملی

0.0 (0)
مشروح مذاکرات مجلس شورای ملى، دوره ‏17
[1396/05/29]

جلسه: 62 صورت مشروح مذاکرات مجلس عصر روز دوشنبه بیست و نهم دی ماه 1331  

 

فهرست مطالب:

1- قرائت اسامی غایبین جلسه قبل

2- بقیه مذاکره در لایحه اختیارات آقای دکتر محمد مصدق نخست‌وزیر و تصویب آن

3- تعیین موقع و دستور جلسه بعد - ختم جلسه

مشروح مذاکرات مجلس شورای ملى، دوره ‏17

 

 

جلسه: 62

صورت مشروح مذاکرات مجلس عصر روز دوشنبه بیست و نهم دی ماه 1331

 

فهرست مطالب:

1- قرائت اسامی غایبین جلسه قبل

2- بقیه مذاکره در لایحه اختیارات آقای دکتر محمد مصدق نخست‌وزیر و تصویب آن

3- تعیین موقع و دستور جلسه بعد - ختم جلسه

 

مجلس ساعت شش و بیست دقیقه بعد از ظهر به ریاست آقاى مهندس رضوى (نایب رئیس) تشکیل گردید.

1- قرائت غایبین جلسه قبل‏

نایب رئیس - صورت غایبین جلسه قبل قرائت مى‌شود.

حائرى‌زاده - جلسه فوق‌العاده که غایب و حاضر ندارد.

نایب رئیس - بخوانید

(به شرح زیر توسط آقاى ناظرزاده (منشى) قرائت شد)

غایبین با‌اجازه - آقایان: مشار - احمد فرامرزى.

غایبین بى‌اجازه - آقایان: دکتر امامى - صراف‌زاده - راشد - عبدالرحمن فرامرزى - اورنگ - دکتر ملکى.‏

زودرفته بااجازه - آقاى ملکى‏

غایبین در رأى - آقایان: میلانى - ذکایى - حائرى‌زاده - حمیدیه - دکتر بقایى - هدى.‏

نایب رئیس - صورت مجلس حاضر نبود که براى اظهارنظر آقایان نمایندگان اعلام شود آقاى حائرى‌زاده فرمایشى داشتید؟ (حائرى‌زاده - بله آقا) بفرمایید.

حائرى‌زاده - جلسات فوق‌العاده غیر از جلسات رسمى است اصلاً حاضر و غایبش رسمیتى ندارد جلسات رسمى جلسه‌اى است که قبلاً رئیس تعیین می‌کند و رئیس مجلس روز سه‌شنبه تعیین کرده بود فوق‌العاده جلسه‌اى است که هر کس آمد آمد و هر کس هم نیامد نیامده حالا صورت غایبین خواندن اصولاً معنى ندارد.‏

نایب رئیس - اجازه بفرمایید طبق ماده صریح نظامنامه گفته می‌شود اگر جلسه علنى در وسط کار به عنوان تنفس تعطیل شود مدت تعطیل نباید از نیم ساعت تجاوز کند و رئیس مجلس مکلف است جلسه را مجدداً تشکیل دهد و غایبین مشمول جریمه مقرر خواهند بود به این دلیل به هیچ‌وجه در آیین‌نامه براى تنفس و تعطیل جلسه‌اى در چند ساعت وجود ندارد این است که جلسه صبح یک جلسه مجلس بود و یک جلسه عصر هم یک جلسه مستقل. آقاى دکتر شایگان بفرمایید

2- بقیه مذاکره در لایحه اختیارات آقاى دکتر محمد مصدق نخست‌وزیر و تصویب آن‏

دکتر شایگان - همین که صبح در متن قسمت راجع به اختیارات بنده وارد شدم وقت گذشته بود و جلسه تعطیل شد بنده سعى می‌کنم اشاره‌اى به این قسمت‌ها بکنم و زود بگذرم بنده در باب استدلال جناب آقاى دکتر بقایى که برخلاف اصول است عرض کردم که هیچ اصلى نیست که در مقابل یک اصل عظیم‌ترى قابل استناد باشد و بعد گفتم به همه قواعد و اصول استثناء وارد مى‌شود امثله‌اى ذکر کردم یکى دو تا را ذکر کردم یا ذکر خواهم کرد مثلاً در حقوق می‌گویند قانون عطف به ماسبق نمی‌شود این یک اصلى است بلافاصله پشت سر آن مى‌گویند اما قوانین جزایى که مجازات جرمى را تخفیف بدهد یا جرمى را که سابقاً جرم بوده است از جرم بودن خارج بکند این نوع قوانین عطف به ماسبق مى‌شود (صحیح است) در قواعد نحوى و صرفى از این امثل زیاد است یا فرض بفرمایید در همین موضوع که مورد استناد ایشان است راجع به تفکیک قواى سه گانه، همین تفکیک قواى سه گانه در قانون اساسى ما استثنایى دارد یکى از آنها عبارت از این است که با وجودى که قوه مجریه از قوه مقننه اصولاً منفک است معذلک حکومت که قوه مجریه است در مقابل مجلس مسئول است تمام ارتباطاتى که این قواى سه گانه با هم دارند می‌شود گفت به وجهى استثناء بر اصل تفکیک قوا است بنابراین اگر ایشان توجه به مطلبى کردند توجهى نبود که جامع الاطراف و شایسته ایشان باشد به قول ابو نواس که‏

فقل لمن یدعى فى العلم فلسفه‏

حفظت شیئا و غایت عنک اشیا

اصل را فهمیدى ولى خیلى چیزهاى دیگر را ملتفت نشده‌اى یکى را ملتفت می‌شود ولى بقیه‌اش را خیر، عرض می‌کنم حضور محترم آقا این که به این نحو ریش آدم ممکن است گرفتار شود می‌گویند این خلاف اصل است بعد مخالفین به ایشان می‌گویند که آقا جنابعالى چرا 5 ماه پیش این بیان را نفرمودید جواب مى‌فرمایند خیلى آسان اشتباه کردم خوب انشاء‌الله همین طور است ایشان فقط بنا بر اشتباه این رأى را داده‌اند ولى این مطلب ممکن است در ذهن بعضى اشخاص این خلجان ذهنى را ایجاد بکند که خداى نخواسته، خداى نخواسته اشتباه نبوده است بلکه مبنى بر یک مطلب دیگرى بوده است و آن این است که آن وقت میل ندارند این کار بشود ممکن است براى بعضى این توهم حاصل بشود چون بنده اینجا حدیثى ذکر کردم گفتم الفتنه اشد من القتل (عده اى از نمایندگان - آیه قرآن است) (رفیع - آیه‌اى از قرآن مجید است) بله صبح هم یکى از رفقا که اینجا هستند فرمودند که این آیه قرآن است ولى ظاهراً حدیث مى‌باشد (رفیع - آیه قرآن است هم اشد من القتل و هم اکبر من القتل هر دو هست) (جلالى - بله در سوره بقره و هر دو در یک صفحه است آیه 187 و 214) انشاء‌الله در قرآن است و آن حاکم است بین ما آن چیزى را که فراموش کرده بودیم همان طور که آقا فرمودند سخن‌ها به کردار بازى بود حالا وارد اصل و متن مطلب مى‌شوم متن مطلب این است که به تشخیص نمایندگان مجلس شوراى ملى و به تشخیص ملت ایران یک وضع تازه‌اى از چندى قبل پیش آمد و یک انقلابى انقلاب نسبتاً بى‌سر و صدایى

+++

‌صورت گرفت و آن انقلاب عبارت از این بود که وضعى که سابق بود که همه از آن شاکى بودیم که اداره مملکت و سیاست مملکت و کارها به مراد دیگران یعنى خارجی‌ها به وسایلى اداره می‌شد بحمدالله این وضع خاتمه پیدا کرد یک وضع تازه‌اى الان باید جاى آن را بگیرد دفتر گذشته را در نوشتند و دفتر جدیدى باز کردند حالا دو مطلب پیش آمده مطلب اول عبارت از این است که آنچه که در گذشته قانون نوشته شده اینها جز مقدارى قلیل در بقیه در تحت سلطه همان عوامل نوشته شده همه را نوشتند براى تثبیت آنچه را که خود آنها صلاح می‌دانسته‌اند در ایران تثبیت شود و منافع ملت ایران در نظر گرفته نشده بنابراین این قوانین باید اصلاح شود (صحیح است) مسأله دوم عبارت از این است که نمایندگان محترم مجلس توجه کرده‌اند به این که این قوانین براى اداره اجتماع امروزى مناسب نیست ناقص است دلیل نقص این قوانین عبارت از همین است که این پیش‌آمدها شده است دلیل این است که به قول آقاى دکتر بقایى دادگسترى آن شکل است مالیه آن شکل است و غیره. حالا بایستى این قوانین را بر وفق مراد ملت ایران و متناسب با محیط تازه ملت ایران تغییر و تبدیل داد و اصلاح کرد دو راه براى این کار هست یا این است با همان روش قانونگذارى عادى به این عمل بپردازیم و یا این است که یک راه تازه‌اى پیدا کنیم که براى مدت قلیلى از آن راه برویم و بعد انشاء‌الله امور را به مجراى طبیعى خود که وضع قوانین از طرف قوه مقننه است و لا غیر برگردانیم این اصل مطلب است این مابه‌النزاع است این مورد اختلاف است حالا نمایندگان محترم ملت اینجا نشسته‌اند در این باب فکر می‌کنند اگر مصلحت دیدند که اختیار مى‌دهند ما براى خیر مملکت و به دلایلى که عرض کردم اختیار قانونگذارى را موقتاً به یک شخصى که از هر جهت حتى از نظر مخالفین خود مرد کامل‌العیارى است، صادقى است، خادمى است سوابقش نشان می‌دهد تفویض می‌کنند حال آیا مصلحت هست که این کار را بکنیم یا خیر البته ممکن است بعضى مصلحت بدانند و بعضى مصلحت ندانند آن شخص هم می‌گوید من براى این که اصلاحاتى بکنم بایستى به من این اختیارات را بدهید اگر نمی‌خواستید من اصلاحاتى بکنم آن مسأله دیگرى بود مى‌دیدم که آیا خوب است من همین طور حکومت بکنم یا نه ولى اگر در این حرف خود صادق هستید که مى‌خواهید من اصلاحات بکنم بایستى این اختیارات را بدهید، می‌گوید که من باید وضع قانون بکنم وضع قوانین با آن روش عادى معمولى بسیار متین نمى‌تواند مرا موفق کند مى‌گوید قوانینى که من می‌گذرانم، این را مى‌گذرانم و بعد به اختیار مردم می‌گذارم از آنها نظر مى‌خواهم و بعد اصلاح می‌کنم یا خیر. وقتى اجرا می‌کنم چون قوه مجریه هم در دست من است قانون هر اندازه‌اى هم که خوب نوشته شود وقت اجرا مى‌فهمند که خوب نوشته شده یا نه، بسیار اتفاق افتاده است که قوانین را مقننین درجه اول بعد از زحمات زیاد فراهم مى‌کنند وقتى مى‌خواهند اجرا بکنند تازه مى‌فهمند درست نیست مى‌گوید آقا این مزیت را براى من قائل شوید که من قانونى را که وضع بکنم و اجرا بکنم وقتى اجرا کردم اگر دیدم که اصلاح لازم دارد اصلاح بکنم و اگر دیدم که باز آن اصلاح من، اصلاح دیگرى مى‌خواهد باز هم اصلاح بکنم تغییر بدهم وقتى که شسته رفته شد این را مى‌دهم به آن قوه‌اى که حقیقتاً وظیفه‌اش قانونگذارى است یعنى مجلس شوراى ملى آن وقت کلمه قانون روى او بگذارد و بگوید که این مقطوعاً قانون شد اما در باب سوابق دو جور سابقه در دنیا هست یکى راجع به دنیا است یکى هم راجع به ایران بنده سوابق را الان حضور آقایان عرض می‌کنم،‌- در خارج ایران این کتاب مستطاب که‏ عبارت است از حقوق ادارى مارسل والین، این شخص راجع به اختیارات می‌گوید این اختیارات، اختیارات یعنى همین که قوه مقننه را موقتاً به شخصى بدهند که او این کار را موقتاً بکند و بعد برگرداند به مجلس اختیارات یعنى همین. می‌گوید این کار در بلژیک، در ممالک متحده، در چک‌اسلواکى، در استونى، در پلنى، در لوکزامبورگ غیرذلک هم پشتش مى‌گذارد. مى‌گوید داده شده ممکن است من این را چاپ زده باشم ولى به این ماهرى نیستم؛ این است (کتابى را نشان دادند) هر کس بخواهد مى‌تواند ببیند، بعد در خود فرانسه مثال مى‌زند و می‌گوید در فرانسه پوانکاره در 1926 این اختیارات را گرفت و اختیارات خیلى مفصل و بعد هم دیگران و بالاخره دوگل بعد از جنگ، البته بعد از جنگ را صحبت می‌کنم براى این که در خود زمان جنگ که دیگر اندازه ندارد به خود این چرچیل اختیار دادند که جان و مال و حیثیت و همه چیز مردم انگلستان در تحت اختیار توست. من این حرف را نمی‌زنم چون خواهند گفت مال زمان جنگ است دوگل براى بعد از جنگ است که این اختیارات را به او دادند عرض کردم مسائل را باید از نظر بالاترى گرفت مسائل را با این طور حل کرد که آیا مصلحت مملکت هست که ما این کار را بکنیم یا نیست باید توجه کرد که آیا هر روز شخصى مثل دکتر مصدق پیدا مى‌شود یا نمى‌شود اگر کسى مثل دکتر مصدق پیدا شد، اگر وضع مملکت هم به همین وضع بود یک همچو وضعى تکرار شد، البته آن وقت هم ملت ایران زنده است نمایندگان محترم هم اینجا تشریف دارند و تشخیص می‌دهند که باید اختیار بدهند یا نباید بدهند، بنابراین، صرف این که سابقه مى‌شود کافى نیست آقا سابقه چه بشود چه نشود، چه وجود داشته باشد، چه وجود نداشته باشد، اگر ملت هشیار نبود، اگر نمایندگان متوجه نبودند چه سابقه باشد چه نباشد، ممکن است قلدرى پیدا شود و همه گونه اذیت هم بکند، صرف وجود یا عدم سابقه حاکم بر آینده مملکت نیست آن چیزى که حاکم بر آینده مملکت است هوشیارى مردم و موقع‌شناسى مردم و نمایندگان آنها است شما این اختیار را بدهید، البته اگر کسى مثل مصدق پیدا شد اگر اوضاع و احوالى نظیر الان پیدا شد اختیار دادن البته هیچ اشکالى ندارد آن وقت قضاوت خواهند کرد نه حالا ولى حالا نمی‌شود قضاوت کرد آن وقت هم این سابقه یا عدمش جلوگیرى نمی‌تواند بکند. در جلسه گذشته که صحبت مى‌کردیم یکى از مفاخر عالم ادب گل بوستان ادبیات ایران آقاى دهخدا در اینجا آمده بودند گفتند من اول دفعه‌ای است که آمدم مجلس از بس علاقه به این مسأله مهم دارم ایشان گفتند که از قول من خدمت آقایان نمایندگان عرض کنید که آقایان آن چیزى که ملتى را نگاه مى‌دارد و آن چیزى که اشخاص را ایجاد می‌کند آن محیط است شما اگر محیط را درست کردید، اگر مردم را هوشیار نگه داشتید این مردم هوشیار اینها تکالیف خود را مى‌دانند اما اگر نکردید، اشخاص چیزى نیستند، شما از این که الان مصدق است و مى‌گوید که اگر به مصدق این اختیار را دادم چه مى‌شود و چه نمی‌شود، به مصدق را اختیار بدهیم یا نه. اگر خداى نخواسته ملت ایران در خواب بود اگر ملت هوشیار نبود اگر این حس ضدبیگانه که بیگانه‌اى نباید در کار ما دخالت بکند نبود قطعاً آن محیط خفقان‌آور کسى را ایجاد خواهد کرد ولو این که پیش ما سابقه داشته وجود داشته یا نداشته باشد، بعد براى این که بنده مطعون واقع نشوم که آقا کار دیگران به ما چه کار (در صورتی که این ایراد) نیست بنده از همین مجلس مقدس شوراى ملى دلیل مى‌آورد استناد می‌کنم به سوابق اینجا سوابق عبارت از این است که مجلس شوراى ملى در دوره دوم به مرحوم صمصام‌السلطنه، پس از او به جناب آقاى مصدق‌السلطنه پس از او به میلسپو، پس از او به مرحوم داور اختیاراتى داده است پس این سوابق هست اگر کسى خیلى هم پاى‌بند سابقه است این سوابق موجود است و از عجایب اوضاع این است که در اختیارى که به مرحوم صمصام‌السلطنه داده‌اند تقریباً یعنى تحقیقاً اختیارات تام و تمام قانونگذارى داده‌اند بنده اینجا برنامه آن مرحوم را که مشتمل است بر ده ماده و از تصویب مجلس دوم گذشته است به عرض می‌رسانم البته همه را نمى‌خوانم ولى یکى دو ماده‌اش را به عرض آقایان محترم می‌رسانم ماده سومش این شکل است چون باید هیئت دولت به قدر کفایت مقتدر بوده و اختیاراتى که لازم تعهد مسئولیت است دارا باشند و در انجام تکالیف خود فقط مصلاح مملکت را در نظر گرفته و از القائات اشخاص یا مجامع غیرمسئول به هیچ‌وجه مؤثر نشود و در مواقعى که این قبیل اشخاص یا مجامع عقاید خود را بدون اطلاع و رجوع به اولیاى مسئول امور به موقع اجرا می‌گذارند و یا به واسطه بعضى اقدامات از قبیل انتشارات مجعول یا تشکیلات خفیه یا مشوب کردن اذهان در صدد تضعیف قواى دولت بر می‌آیند فوراً از آنها جلوگیرى نمود مرتکبین را مجازات کنند ببینید چقدر دست آن دولت را باز گذاشته بودند بنده اینجا مطالبى به خاطرم آمد و باید عرض کنم و آن عبارت از این است که اداره امور مملکت توسط قواى متشکله مملکت یعنى مجلس و دولت و قوه قضاییه مى‌شود هرگاه این قوا قصورى کردند و این قصور به حدى شد که قابل تحمل نباشد البته ملت قیام مى‌کند چنان که در 30 تیر کرد ولى هیچ وقت و در هیچ مملکتى انتظام امور به این نحو از خود مردم مملکت نخواسته‌اند قدرت ملت که براى نگاهدارى مردم نگاهدارى استقلال یک مملکتى ضرورى است، این قدرت ملت، به طور استثنا و فقط براى یک دفعه، یک روز و یک ساعت اظهار وجود می‌کند بعد تمام می‌شود بعد دیگر نمى‌شود اداره‏ مملکت را از آنها بخواهند که به عهده بگیرند این جور مملکت می‌شود هرج و مرج، همین چیزى که تریاق بود اگر خداى نخواسته مردمى بودند و خیال کردند که این کار بد نیست براى اداره مملکت این می‌شود زهر این تریاقى که هرگاه قواى متشکله مملکت به وظایف خود عمل نکردند جایز است یک بار به طور فوق‌العاده اظهار وجود بکند و این لازمه هر ملت زنده‌اى است ولى این که بگویند اداره مملکت سیاست مملکت بایستى توسط این مردم به آن شکل بشود این خطا است به همین دلیل است که صمصام‌السلطنه مرحوم مجبور شده است براى این که جلوگیرى بکند از چنین چیزى براى این که مبادا ملت یک مرتبه احساسات‌شان غلبه کند و وضعى پیش بیاید که به ضرر خود ملت و خود مملکت تمام بشود یک چنین قانونى می‌گذراند الان هم مطلب شبیه همان مسأله است اگر شما ببینید اگر ملاحظه بفرمایید قوانینى می‌گذرانند که مردم را ساکت کنند براى که کارها روى جریان طبیعى خود بیفتد روى این اصل است خواستم خدمت آقایان عرض کنم که تصور نکنند مملکت را می‌شود دائماً به آن وضع اداره بکنند. لاوالله همچو چیزى غیرممکن است اما ماده دیگر. ماده 5 است می‌گوید اشخاصى که به واسطه فقد قوانین فرعیه‌اى که بایستى غیر

+++

‌قوانین اساسى نوشته شود، ملاحظه بفرمایید براى این که میسر شده است از قانون اساسى استفاده نکنند براى خاطر هرج و مرج این است که می‌گوید اشخاصى که به واسطه فقد قوانین فرعیه‌اى که براى قانون اساسى نوشته شود از ابهام و اجمال قوانین مزبوره استفاده کرده مخل نظم و آسایش عمومى می‌شوند. توجه بفرمایید و به استناد به ظواهر قوانین مجمل و مبهم به وسیله انتشارات یا وسایل دیگر با اقدامات دولت ضدیت مى‌نمایند و حتى بعضى اوقات براى اجراى مقاصد خود به قوانین ممالک دیگر متوسل می‌شوند باید دولت در جلوگیرى و دفع خود آنها مختار باشد یعنى به کلى به هیچ قانونى لازم نیست استناد بکند این را مجلس شوراى ملى تصویب کرده است و کلیته از مفاسدى که ممکن است بر سوء تأویل مجملات قانون مترتب شود جلوگیرى نماید بقیه قانون را نمی‌خوانم هر کس خواست می‌رود مى‌بیند و استفاده می‌کند عرض کنم حضور مبارک آقایان مطالب بنده تمام شد اینک بایستى اولاً دعاى خیرى بکنم و بگویم یا رب ما را از خیلى چیزها نگاهدار و شعر بسیار زیباى حافظ در اینجا مورد دارد:

یا رب آن زاهد خودبین که به جز عیب ندید دود آهیش در آیینه ادراک اندازد.

و اما مطلب آخرم این است که بعضى در اینجا اشاره می‌کنند که خداى نخواسته از این اختیارات علیه مملکت در قسمت سیاست خارجى یا نفت ممکن است استفاده بشود گمان می‌کنم خود آنهایى هم که این حرف را می‌زنند در دلشان این را قبول ندارند ولى فرض کنیم که این چنین خیالى را کرده‌اند باید عرض کنم که مصدق را شما مى‌شناسید و خود شما در همین مجلس که از او انتقاد می‌کنید در همین جلسه امروز و دیروز گفتید که سیاست خارجى او را قبول داریم می‌خواهیم ببینیم که چه شد این سیاست خارجى را حالا دیگر قبول ندارید این سیاست خارجى که فرمودید به استناد این سیاست خارجى بود که ما سکوت کردیم و اختیارات دادیم مى‌خواهیم ببینیم این سیاست خارجى دیگر تمام شده مگر الان قضیه خاتمه یافته است که شما دیگر احتیاجى به دادن اختیارات نمى‌بینید یعنى آن علتى که شما را وادار کرده بود به دادن رأى اختیارات مگر از میان رفته است؟ این یکى، در ثانى خوف از نفت دارید مى‌ترسید مى ترسید مصدقى که این عمل عظیم بین‌المللى درجه اولى را که تاریخ نظیر آن نشان نمی‌دهد (که یک ملت ضعیف بتواند یک چنین اقدامى در مقابل یک ملتى قوى بکند) انجام داده است آقایان خوف برشان داشته است که مبادا منافع ایران را در مورد نفت دکتر مصدق به بیگانگان تسلیم کند خود این مطلب را فکر کنید و جوابش را هم در دلتان بدهید اما فرض بفرمایید که خود این مصدق یک مرتبه امسیت کرد یا واصحبت عوبیا، یک دفعه تغییر کند شب بخوابد صبح چنان مصدقى بیدار شود که میل کند نفت ایران را بدهد به خارجیان، فرض محال،‌ محال نیست، براى تسکین خاطر دوست قدیم خودم عرض می‌کنم که این کار میسر نیست، چرا؟ به دلیل این که اولاً در اختیاراتی که لطفاً دادید و از راه بى‌لطفى نمی‌خواهید دیگر امروز بدهید در همان اختیارات صریحاً، واضحاً نوشته شده است اختیار راجع به نفت در حدود قانون ملى شدن نفت بنابراین آقا اگر هم این مصدق فردا صبح تغییر کرد این مصدق نمی‌تواند کارى غیر از نظر شما بکند نه فقط شما این اختیار را به او ندادید بلکه خودش هم دست خودش را بسته است اختیار به او دادید که اساسنامه شرکت ملى نفت ایران را که از کمیسیون گذشته است یعنى از هیئت مختلط گذشته است تصویب کند براى اطمینان خاطر آقایان عرض می‌کنم که در آنجا ماده 37 را قرائت بکنند، در ماده 37 نوشته است خودش، خودش را محدود کرده است، در ماده 37 نوشته شده است هر معامله‌اى که از دو میلیون تن بیشتر باشد آن را دولت نمی‌تواند بدون کسب اجازه مجلس امضا کند. بنابراین دستتان را بگذارید به روى این دل مبارک راحت و آسوده امشب بخوابید و اما بنده اشاره‌اى کردم مثالى زدم که آن مثال را گفتم کرد کرمانشاهى گفت ولى ابداً اصلاً منظورم این نبود که کرمانشاهى و کرد این خصوصیت را دارند ابداً، اصلاً، بلکه مثال بود و در مثال مناقشه نیست و من واقعاً این مثال را از کسى شنیدم که او به همین ترتیب گفت و چون الامثله لاتغیر من نخواستم تغییر بدهم و الا این قصد را نداشتم و من معذرت می‌خواهم از آقایان کرمانشاهى و کرد که همه تاج سر بنده هستند (کریمى - متشکریم) اما آمدیم سر تلگرافات اجازه مى‌خواهم فعلاً این تلگراف‌ها و طومارها را فقط اسم ببرم. خود اینها به بنده قسم داده‌اند که غالب تلگراف‌ها را بنده بخوانم آنها قسم دادند ولى بنده قسم نخورده‌ام و بنابراین تکلیفى بر بنده نیست اما تلگراف‌ها به طور کلى عبارت از این است که نمایندگان محترم اختیارات بدهند. تلگرافات راجع به این است که اگر اختیارات را ندادید بنده عرض نمی‌کنم که چطور تگلراف‌ها راجع به این است که اشخاصى را که به نظر آنها نظرشان ممکن است خطا باشد راه دیگرى بروند کار خوبى نمی‌کنند تلگراف‌ها عبارت از این است که ما همه متحصن هستیم و الان، الساعه که من اینجا شرف حضور دارم در این نقاط مردم متحصن و منتظر نظر قطعى و بتى نمایندگان خود هستند (صحیح است) اینها متحصن هستند خرمشهر، آبادان، کرمانشاه، همدان که از همدان مکرر با خود من صحبت کردند و امروز صبح بنده از حضور جناب آقاى پارسا چون گرفتار بودم تقاضا کردم شرح مفصلى نوشته‌اند که بنده تکرار نمی‌کنم. خوى توسط جناب آقاى پارسا، مسجد سلیمان صبح بنده گرفتار بودم جناب آقاى معتمددماوندى تشریف بردند و با مسجد سلیمان صحبت کردند (اقبال - همین الان از کرمانشاه) تبریز که الان تگلرافات‌شان توسط نمایندگان محترمشان رسیده است، اصفهان، اراک، بندرپهلوى که تلگراف حضورى کرده بودند تلفن کردند تلگراف کردند توسط آقاى دادور (حاج سید جوادى - قزوین) درست است همین طور قزوین که از بنده و از نمایندگان محترم خود یعنى جناب آقاى حاج سید جوادى و جناب آقاى صفایى خواهش کردند که مطالب‌شان را که همین مضامین هست به عرض مجلس شوراى ملى برسانم بندر معشور که مکرر تلگراف کرده‌اند و از بنده خواسته‌اند که حتماً جواب بدهم و الا ناراحت خواهند بود قائن،‌ اما آنچه که در تهران گذشته بازار و غیرذلک‏

 (اخگر - جناب آقاى دکتر، شیراز - بوشهر - گناوه - بندر دیلم را نفرمودید) بنده ممکن است خیلى چیزها را فراموش کنم یکى از بدبختی‌هاى انسان همین فراموشى است و یکى از بدبختی‌هاى انسان این است که سیئات اعمال خود را زود فراموش می‌کند و ما نمونه‌اش را در نطق چند روز پیش یکى از نمایندگان دیدیم عرض می‌کنم اما تلگراف‌ها (کهبد - تلگراف بنده را هم نفرمودید) (مهندس حسیبى - جناب آقاى دکتر شایگان این محل‌هایى که فرمودید به کرات هر یک از آقایان نمایندگان را خواسته‌اند و بنده افتخار چهار پنج تاى آنها را داشته‌ام که صحبت کرده‌ام) این نقص بنده هم مثل هزار نقص دیگرى که در بنده هست بنده اینها را تا آنجا که فرصت کرده‌ام مرتب کرده‌ام و اسم مى‌برم 21 فقره از شیراز، 17 تا از بهبهان اینها توسط بنده به هیچ نیر زنده رسیده است 11 تا از آبادان، 5 تا از کازرون، 3 تا از بروجرد، ساوه، بابلسر، دزفول، تهران، اصفهان، لاهیجان، بابل یا بهتر بگویم بابل، (بکسرب) فسا، فیروزآباد، سنندج، اهواز، خرمشهر، تبریز، فیروزآباد، اصطهبانات، شاهرود، شادگان، خوى، کاشان، اینها را فرصت بود که اسم‌شان را نوشتم، مسجد سلیمان، آبادان، شوشتر، همدان، چالوس، بروجرد، بروجرد، بروجرد، گروس، شیراز، شیراز، خرمشهر، اهواز، مشهد، مسجد سلیمان، بهبهان، بهبهان، مسجد سلیمان، مسجد سلیمان، آبادان، آبادان، شاهپور، آبادان، آبادان، باز این دسته مرتب شده است خرمشهر، تبریز، تهران، مسجد سلیمان، آبادان، بهبهان، خرمشهر، همدان، این عده که 30 تلگراف بنده فقط روى آن نوشتم توسط دکتر شایگان من نمی‌دانم چه چیز است شاید چیزى است علیه بنده ولى همین طور تقدیم مجلس می‌کنم بعد آمدیم این تلگراف‌هایى که توسط سایر آقایان رسیده است چهار فقره از مشهد وسیله جناب آقاى نجفى یکى از ملایر توسط آقاى مصدقى‌، دیگرى از ساوجبلاغ و شهریار که اینها هم متحصن هستند توسط جناب آقاى کهبد تلگراف کرده‌اند و گفته‌اند که به عرض مجلس برسانند. از ملایر همین است که عرض کردم این تلگراف‌ها از وجوه اهالى خرم‌آباد است که توسط جناب آقاى پورسرتیپ داده شده است. این تگلرافات از رشت است که توسط جناب آقاى رفیع داده شده این تلگراف‌ها که عده‌اش معلوم نیست ولى زیاد است و بنده نمی‌توانم یکى یکى ذکر کنم توسط جناب آقاى مدرس داده شده است و ملاحظه مى‌فرمایید که زیاد است و از تبریز رسیده است. بازاز تبریز توسط جناب آقاى خلخالى، این تلگراف‌ها را که بازرگانان و رؤساى اصناف تبریز داده‌اند دایر بر پشتیبانى دولت و به نمایندگان محترم تبریز مخابره کرده‌اند و در این محفظه است تلگرافى است از خوى توسط آقاى پارسا دو تا تلگراف است فعلاً به وجه على‌الحساب (یاد گرفتم از رفیقمان) براى آقاى اخگر براى این که بعد هم مقدار زیادى تلگراف مى‌دهند تلگرافاتى است توسط جناب آقاى مهندس رضوى که حوصله نکرده‌اند بشمارند که بنده بگویم چقدر است ولى اجمالاً 30 تا است قبول بفرمایید (خنده نمایندگان) تلگراف‌هایى است براى آقاى مهندس حسیبى که ایشان هم از بس گرفتار محاسبه هستند فرصت شماره کردن نکرده‌اند این هم هست، تلگراف‌هایى هست براى آقاى مهندس زیرک‌زاده از تبریز، خاش، مسجد سلیمان، اصفهان، آبادان، اصفهان، قاین (خطاب به آقاى مهندس حسیبى) معذرت می‌خواهم مقصودم تبعیض نیست این طور شد که مال شما را تکه تکه نخواندم تلگراف‌هایى است براى آقاى شهیدى از اصفهان چهار تا از داران. داران درست است (دکتر معظمى - صحیح است) ببخشید این را حمل بر بى‌اطلاعى بنده بکنید، 56 تلگراف است توسط جناب آقاى اخگر بنده را معاف بفرمایید از این که بگویم از کجا است خیلى متشکرم تلگراف‌هایى است توسط جناب آقاى دکتر سنجابى از کرمانشاه 22 تلگراف از شیراز 15 تا از کازرون 15 تا از خراسان 8 تا از تویسرکان 2 تا کاشان 2 تا همدان 2 تا طومارها از این قرار است خیلى کم است نگران نباشید مختصر است اول یک ابداعى کرده است حزب منشعب از حزب زحمتکشان ملت ایران اینها خودشان را زحمتکشان ملت ایران می‌دانند و البته تکلیفش را عدلیه معلوم خواهد کرد اینها به نیروى سوم معروفند اینها یک ابداعى کرده‌اند ابداع‌شان این است که نوشته‌اند مردمى که نمى‌توانید بیایید جمع بشوید و چیزى را امضا کنید این قطعات روزنامه را براى شما فرستادیم هر کدام‌تان در تقویت دولت مصدق می‌خواهید چیزى بنویسید بنویسید اینها جمع‌آورى شده 2450

+++

امضا است، این مقدار دیگر هم خدا می‌داند چند امضا است بنده نمی‌دانم هر کدام از آنها ده امضا دارد اینها را آقایان خودشان کنترل می‌کنند که مبادا بند حرف ناحسابى زده باشم (امامى‌اهرى - على‌الحساب بفرمایید)، عرض کنم اینها هم هست باز توسط نیروى سوم، این طومار چلوارى هست بزرگ، بنده باز کردنش را نمی‌توانم باز از حزب زحمتکشان ملت ایران است که توسط بنده تقدیم نمایندگان محترم شده است این طومار دیگرى است از گروس، دیگرى از اتحادیه اصناف، دیگرى از اردستان که الان رسیده است دیگرى توسط جناب آقاى مهندس غروى از لاهیجان (یک نفر از نمایندگان - راجع به چاى) پرنس دو چاى، ساکنین خیابان امیریه توسط جناب آقاى میلانى، کارخانه ونک توسط جناب آقاى ذوالفقارى (خسرو قشقایى - آقاى محمد ذوالفقارى) این دو تا را هم همین الان دادند من نمی‌دانم از کجا است بعد می‌رسیم بهش این تلگراف مفصلى است که قسمت‌هاى شداد و غلاظ دارند که این طومار را بخوانید از بردجردی‌هاى مقیم آبادان است با خط بسیار زیبایى هم نوشته‌اند که این طومار را بخوان عرض کردم آنها قسم داده‌اند ولى بنده قسم نخورده‌ام بنابراین نمی‌خوانم دیگرى است از آقاى محمدحسین کسایى کاشانى و غیرذلک دیگرى از محمدعلى صالحى تلگرافى‏ است از اصناف، همین طور رانندگان اتو غرب، اهالى شهرستان قوچان وسیله آقاى حسن آقا بازرگان، این طومارى است از ساکنین سه راه شاه، آقاى دکتر فاطمى نوشته‌اند که طومارهایى است از صنف بلورفروشى که توسط بنده فرستاده‌اند و در اتومبیل جناب ایشان است. این را به نظر بنده بهتر است جزو اسناد نیاورند. چون ممکن است بگویند که وجود ندارد (دکتر فاطمى - دست‌شان به آقا نمی‌رسد من که رفتم دم درب به بنده دادند) دیگرى از اتحادیه دروازه قزوین به اهالى ذراشوب، این تلگراف از اهالى دروازه شمیران است توسط جناب آقاى دکتر سنجابى این بیشترش راجع به اتوبوسرانى است ولى در آن از تأیید دولت و همچنین تأیید آقاى نریمان هم هست از اهالى تجریش توسط همان حزب منشعب از حزب زحمتکشان ملت ایران یعنى نیروى سوم، از اهالى چهار راه معزالسلطان طومار بسیار سنگین و قطورى است بسیار بسیار سنگین و رنگین طومار دیگرى است مال کسبه بازارچه نایب‌السلطنه این تلگراف‌ها هم از آبادان، آغاجارى، اهواز، شیراز، کازرون، بهبهان و هفتگل توسط آقاى خسرو قشقایى که عددش را نمی‌دانم (خسرو قشقایى - نوشته‌ام 70 تا) چقدر آقا؟ (خسرو قشقایى - هفتاد تا) خدا توفیق بدهد عرض کنم عرایض بنده تمام شد یک اجازه هم بدهید یک کلمه راجع به خودم صحبت کنم و آن عبارت از این است که در دوره شانزدهم بنده مورد طعن واقع شدم که معاون کشاورز بودم (دکتر معظمى - این مطالب را بگذارید براى بعد باشد آقاى دکتر) اجازه بدهید این دو کلمه را براى خودم عرض کنم بنده تفصیل نمی‌دهم عرض کردم آقا بنده معاون کشاورز به این نحو بودم که بنده معاون وزارت فرهنگ بودم کشاورز آمد سر کار و اما تمام دوره‌اى که کشاورز بود از دو ماه بیشتر نبود و باز کشاورز آن وقت را کسى نمی‌شناخت از این صحبت‌ها نبود نه فقط کشاورز را کسى نمى‌شناخت که ممکن است مضر به حال مملکت باشد بلکه اگر خاطر شریف آقایان باشد حزب توده هم وقتى شروع به عمل کرد مردم خیال مى‌کردند براى آزادى مردم است و آن وقت هم ماهیت خود حزب معلوم نبود که چه خاصیت دارد با تمام این احوال بنده 20 روز با او همکارى کردم دیدم نه او کسى نیست که بتوانم با او همکارى کنم بنده در بحبوحه کار او مرخصى گرفتم رفتم این معاونت کشاورز و اما کابینه قوام‌السلطنه بنده اگر چه جزو نیکان نیستم ولى بسیارى از نیکان این مملکت در کابینه‌هاى قوام‌السلطنه شرکت داشته‌اند حالا اگر این هم جزم بوده بنده این جرم را کرده‌ام و اما عمل بنده در کابینه قوام‌السلطنه. اگر قوام‌السلطنه در کابینه به خصوص از افتخارات او و اجداد او و احفاد او است، آن کابینه کابینه‌اى بود که در راه رهایى آذربایجان اقدام کرد (صحیح است) بنابراین هر چه هست آدم بدى هم هست خیلى هم آدم بدى است ولى این که بنده در آن کابینه شرکت کرده‌ام جرمى براى من نمی‌شود اما این حرف را کسى بزند که هیچ الحمدالله انحرافى و تلونى برایش حاصل نشده باشد جایز است اما کسى که خودش اعتبارنامه‌اش را از دست قوام‌السلطنه از یک جایى که غیرمعروف بوده گرفته و در حزب قوام‌السلطنه وارد شده و در کمیته مرکزى آن بوده بعد به او پشت پا زده یعنى همین که کار وکالتش تمام شد نمک خورده و نمکدان را شکسته و بعد به جاهاى دیگر رفته پشتش از این بار سیئات اعمالش خم است و ملت ایران آن را نظیر عمر و عاص می‌داند به بنده ایراد کند چه عرض کنم اسمش را نمى‌برم براى این که اسم دکتر بقایى را بردن افتخار است ولى اسم او براى بنده ننگ‌آور است که ببرم.

نایب رئیس - پیشنهاداتى راجع به کفایت مذاکرات رسیده‏.

دکتر بقایى - بنده اجازه می‌خواهم.‏

نایب رئیس - جنابعالى براى چه اجازه می‌خواهید؟

دکتر بقایى - طبق ماده 90

نایب رئیس - تحریفى در بیان جنابعالى شده است؟

دکتر سنجابى - ماده 90 را ما اجازه خواسته بودیم ولى ماده‌هاى 90 باشد براى جلسه بعد

نایب رئیس - آقاى دکتر بقایى موافقت دارید باشد براى جلسه بعد

دکتر بقایى - قبل از رأى باید باشد چون در استدلال بنده تحریف شده و قبل از رأى باید صحبت شود.

نایب رئیس - بفرمایید آقاى دکتر بقایى و از براى استفاده از ماده 90 پانزده دقیقه وقت دارید.

دکتر بقایى - بیشتر هم استفاده نخواهم کرد عرض کنم در این جا چند مطلب بود که جناب آقاى دکتر شایگان دست توجه نفرموده بودند به عرایض بنده روى این عدم توجه یک استدلال خیلى طولانى و فاضلانه‌اى فرمودند ولى غیر وارد یکى این که راجع به قانون مطبوعات بنده عرض کرده بودم اگر دولت اصلاح بشود نگفته بودم اگر جامعه اصلاح شود استدلال ایشان راجع به اصلاح جامعه کاملاً صحیح است ولى عرض بنده این بود که اگر دولت اصلاح شود و خودش خوب عمل بکند مطبوعات اصلاح مى‌شود و یکى دیگر این که این قانون برخلاف آنچه که ایشان فرموده‌اند به مورد اجرا گذاشته شده است ایشان فرموده‌اند به مورد اجرا گذاشته نشده این قانون به مورد اجرا گذاشته شده طبق همین قانون هم به دادگسترى مراجعه کردیم ولى متأسفانه تاکنون هم عملى نشده (وزیر امور خارجه - در قسمت هیئت منصفه هنوز اجرا نشده) آن قسمتى که شکایت کردیم مربوط به هیئت منصفه نیست این که ایشان مطالب بسیار زیادى راجع به نادانى و بی‌سوادى بنده با تلویحات بسیار ادیبانه و فاضلانه‌اى فرمودند بنده به شهادت آقایان و به شهادت آنچه که تا حالا نوشته‌ایم و گفته‌ایم گمان نمی‌کنم در هیچ جا ادعاى فضل و سوادى کرده باشم و آنچه که راجع به قانون بیست درصد افزایش سهم کشاورزان بود بنده پشت همین تریبون به کرات عرض کردم و توى روزنامه هم به کرات نوشته‌ام که نظریات انتقادى راجع به این قانون را که از سازمان کشاورزى حزب زحمتکشان تهیه شده بود به حضور آقاى نخست‌وزیر عرض کردم و بنده هم کتباً به ایشان نوشتم و بهترین دلیلش این است که چهار صفحه ورق بزرگ تمام این نظریات نوشته شده بود و در اصلاحی که در این قانون به عمل آمده یک قسمت از این انتقادات اصلاح شده بقیه‌اش هم اصلاح نشده به این جهت بنده هیچ وقت نه ادعاى وارد بودن به علم اقتصاد کرده و نه به امور کشاورزى بنده همیشه می‌گفتم هیچ اطلاعى ندارم فقط یک عده مهندس و اشخاص مطلع در این کار زحمت کشیدند و بنده در این جا بلندگوى آنها بودم و بهترین دلیل صحت نظریات آنها این است که این قانون را این قدر مجبور شدند تغییر بدهند و هنوز هم همین‌طور که عرض کردم قابل عمل نیست و الا این قدر تغییرش نمى‌دادند. خوشبختانه بنده خیلى تشکر می‌کنم از ایشان که راجع به قانون امنیت اجتماعى فرمودند که بر علیه دسته متشکل مفسده‌جویى این قانون درست شده است با وجود تمام کرامتى که راجع به این قانون بوده است ولى متأسفانه به این مطلب جواب نفرمودند که این دسته متشکل مفسده‌جو نه تنها هیچ گونه عملى نسبت به آنها نشده است بلکه به کلى دست‌شان باز گذاشته شده و یکى دیگر راجع به همین قانون امنیت اجتماعى متأسفانه ایشان آن قسمت آخر ماده را قرائت کردند که بنده نسبت به آن عرضى ندارم ولى راجع به قسمت آخر ماده 2 که ایشان از قرائتش صرف‌نظر فرمودند و مطلبى که مهم است در اینجا تمام استدلالات ایشان به جاى خودش صحیح ولى گزارش رئیس اداره و رئیس کارخانه رئیس بنگاه سندیت قانونى دارد مگر این که خلافش در محکمه ثابت شود این یک موضوع ننگ‌آورى است که هیچ جواب ندارد و اما این کتابى که ایشان استناد کردند راجع به اختیارات بنده تاریخش را نگاه کردم ندیدم چاپ چندم است ولى تاریخ طبعش 1946 است و این کتاب از قیافه‌اش معلوم است که سال‌ها در کتابخانه آقاى دکتر شایگان بوده است بنده هم آنجا آن را از پشت جلد زیارت کرده بودم مى‌خواهم ببینم وقتى آن استدلال‌هایى را که راجع به اختیارات گمرکى که جزیى از اختیارات کلى بود مى‌فرمودند و آن استنادى که کردند و آن جوابى که در استدلال‌هاى خودشان راجع به اختیارات گمرکى بود این جا نفرمودند و جوابى هم راجع به استدلال‌هایى که جناب آقاى دکتر مصدق راجع به همان اختیارات گمرکى گفتند من مى‌خواستم سوابق را اینجا عرض بکنم راجع به اختیارات دکتر میلیسپو که فرمودند جناب دکتر مصدق به عنوان مخالف اینجا صحبت فرمودند و استدلال‌هاى بسیار فاضلانه و عمیقانه‌اى فرمودند بنده اگر به جاى ایشان بودم اگر خودم یک همچو استدلال‌هایى کرده بودم دیگر این لایحه اختیارات را به مجلس نمى‌دادم و اگر هم اشتباهى داده شده بود مسترد مى‌داشتم.

نایب رئیس - پیشنهاد کفایت مذاکرات از آقایان اخگر و کهبد و دکتر مصباح‌زاده رسیده است قرائت مى‌شود.

(به شرح ذیل قرائت شد)

+++

پیشنهاد می‌کنیم:

پس از اظهار نظر یک موافق و یک مخالف مذاکرات کافى است.

اخگر - دکتر مصباح‌زاده کهبد.

نایب رئیس - آقاى قنات‌آبادى مخالفید بفرمایید.

قنات‌آبادى - بنده مقدمتاً به عرض مجلس شوراى ملى می‌رسانم عرایضى که عرض می‌کنم دلایل مخالفت بنده با پیشنهاد کفایت مذاکرات است و قبل از این که شروع به سخن کنم چون جناب آقاى دکتر شایگان سخن فاضلانه و ادیبانه خودشان را با کلان بزرگ آزادمرد جهان على علیه‌ السلام امروز صبح شروع کردند من اجازه می‌خواهم عرایض قاصر خودم را با فرمایش بانى تمدن بشریت پیغمبر عظیم‌الشان اسلام بدون تفسیر شروع کنم و فرمایش آن بزرگوار این است که الا لن للحق دولته و للباطل جولته حکومت حق ابدى است و تجلى و درخشش باطل آنى است بدون تفسیر این حدیث نبوى را تقدیم به مقام محترم آقایان نمایندگان مجلس شوراى ملى مى‌نمایم آقایان محترمى که طرفدار تمدید قانون اختیارات هستند متوسل به دو دلیل اساسى مى‌باشند یعنى آن کسانى که معتقدند بایستى قانون اختیارات تمدید بشود غیر از مطالب شخصى غیر از مطالب خصوصى دو دلیل دارند براى این که عقیده دارند که بایستى اختیارات تمدید شود این دو دلیل یکیش این است که مى‌فرمایند با جریان و سنت‌هاى پارلمانى قوانین در مجلس شوراى ملى به سرعت تصویب نمی‌شود و با وضع خاصى که ایران الان دارد و موقعیتى که ما داریم و مبارزه‌اى که ما براى ادامه نهضت می‌کنیم لازم است قوانین به سرعت تصویب و اجرا شود و دلیل دیگر آقایان این است که مى‌فرمایند فایده دادن اختیارات چه 6 ماه چه یک سال این است که ما در مقابل دولى که الان با آنها مشغول مبارزه حیاتى هستیم دولت را تقویت کنیم این دو دلیلى است که آقایان طرفداران اعطاى قانون اختیارات اقامه مى‌فرمایند حالا شاید هم دلایل دیگرى وجود داشته باشد و من متوجه نشده باشم و نفهمیده باشم آن مقدارى که من درک کردم و فهمیدم این است اما راجع به تسریع در امر قانونگذارى بنده باید به آقایان نمایندگان عرض کنم که اساساً قانونگذارى براى این است که قوانینى اجرا بشود یعنى قانون موقعى مفید فایده است که اجرا بشود و به مرحله عمل در بیاید و الا اگر میلیون‌ها قانون در موارد مختلفه تصویب بشود و اجرا نشود نتیجه بخش نیست و کان لم یکن است مثل این که اساساً قانونى تصویب نشده است در این 6 ماه 5 ماه گذشته ما مى‌آییم مقایسه می‌کنیم حساب می‌کنیم ببینیم چقدر قانون تصویب شده است و چقدر اجرا شده است اگر واقعاً آن قانون‌هایى که در آن دوره 5 ماهه تصویب شده و اجرا شده خیلى سریع‌تر از زمان‌هاى سابق بوده است بسیار خوب این یک دلیل محکم و متقن است از این قوانینى که در ظرف این 5 ماه تصویب شده است و اکثرش هم به مرحله اجرا گذاشته نشده اگر بخواهیم از نظر زمان تصویب و زمان اجرا گذاشتن با زمان سابق مقایسه کنیم مى‌بینیم که خیلى بیشتر طول کشیده بنابراین لازم است که بگوییم از این نظر نمى‌شود این دلیل را پذیرفت براى ادامه اختیارات چند شب قبل که خدمت جناب آقاى دکتر مصدق شرفیاب شده بودم ایشان این بیان را فرمودند که یکى از این قوانین که در این دوره به استناد اختیارات تصویب شد لایحه صدى بیست ازدیاد سهم کشاورزان است و معتقد بودند که این قانون یک پایه و اساس براى تحول و یک رفورم بسیار بزرگى در ایران است البته آقایان مى‌دانند که محصول این 5 و 6 ماهه اختیارات از نقطه‌نظر اقتصادى و توجه به حال طبقه ضعیف و کشاورز و همین قانون صدى بیست سهم کشاورزان است و آن مقدارى که خود بنده رفته‌ام در محل‌ها و مکان‌هاى مختلف در یک مسافرت ده روزى که در شمال ایران کردم و آن جاهایى هم اصلاً عمل نشده است چون من اینجا به عنوان مخالف با کفایت مذاکرات صحبت می‌کنم و حقیقتش هم این است که اساساً مخالفم با ادامه اختیارات یک نکته را لازم است اینجا روشن کنم و آن نکته این است که جناب آقاى دکتر بقایى اینجا پشت تریبون بارها فرمودند که من با جناب آقاى دکتر مصدق موافقم اما با اختیارات مخالفم و جناب آقاى دکتر شایگان این مطلب را نتوانستند قبول بفرمایند که چطور مى‌شود یک کسى بگوید من به تو اعتماد دارم ولى با این کارت مخالفم این مطلب را نتوانستند قبول بفرمایند و حال این که این مطلب خیلى ساده است اعتماد مطلق فقط و فقط می‌شود به خدا داشت و لا غیر یعنى آن کسى که در مکتب توحید درس خداشناسى را خوب فرا گرفته باشد و از نظر توحید و خداشناسى به یک مرحله عالى رسیده باشد فقط این است که خدا را مى‌شناسد و اعتماد مطلق را هم فقط به خدا دارد و لا غیر اعتمادى که نمایندگان خدا نسبت به یکدیگر دارند همه این اعتمادها و عدم اعتمادها  و اطمینان‌ها نسبى است به علاوه این موضوع موضوع اعتماد و عدم اعتماد نیست بنده معتقدم در حال فعلى در شرایط فعلى وجود دکتر مصدق براى حفظ نهضت ملت ایران ضرورى است در مقابل هم این دلیل و این اعتقاد را هم دارم و آن این است که به آن راهى که دکتر مصدق‌السلطنه می‌خواهد نهضت ملى ایران را حفظ کند و این مبارزه را ثمربخش بکند سزاوار نیست که تمام مسئولیت‌ها و به اصطلاح تمام وظایف به شانه شخص او محول بشود این روح مطلب است که یک کسى بگوید بنده با شخص رئیس دولت موافقم اما با تصویب قانون اعطاى اختیارات مخالف بنابراین بنده هم می‌خواهم اینجا عرض بکنم و این عرضم براى امشب نیست براى آینده است بنده به شخص آقاى دکتر مصدق اعتماد دارم و معتقد هستم که ایشان باید باشند و زمام کشتى وطن‏ ما هم در اختیار ایشان باشد و ما هم کمک کنیم و حتى بنده در چند روز پیش که به ملاقات ایشان رفتم عرض کردم آقا ما حاضریم یک طرحى تصویب کنیم یک تصمیم قانونى بگیریم که در هر جلسه‌اى ابتداى جلسه که وارد مى‌شویم براى این که شما را در مقابل اجنبى و در مقابل آن کسانى که شما دارید با آنها مبارزه می‌کنید و مذاکره می‌کنید تقویت کنیم قبل از شروع در دستور یک رأى اعتماد به شخص جنابعالى و دولت جنابعالى بدهیم این هیچ اشکالى ندارد و این کار را هم مى‌کنیم اما موضوع اختیارات و تمرکز قوا و توجه دادن تمام مسئولیت‌ها به شخص واحدى یک ضرر بسیار بسیار بزرگى دارد و آن این است که بنده می‌گویم آقا همه کارها به گردن آقاى دکتر مصدق جنابعالى هم بفرمایید آقا هم بفرمایند تمام دستجات هم همین مطلب را تأیید کنند و بالنتیجه تمام چشم‌ها براى برآورده شدن تمام حوائج قانونى و اجتماعى متوجه شخص ایشان بشود بهرنسبتى که احتیاجات و حوائج اجتماع برآورده نشود به همان نسبت در اجتماع ایجاد یأس مى‌نماید به همان نسبت که کمتر براى مردم فکر بشود دلسردى در اجتماع بیشتر مى‌شود ما در این 5 ماهه اختیارات دقیقاً مطالعه کردیم نوشتجات آن دسته‌اى که همان اقلیت همان عده مفسده جو که جناب آقاى دکتر شایگان اشاره به آن فرمودند و فرمودند که قانون امنیت اجتماعى براى جلوگیرى از آن دسته مفسده جو اصلاً تصویب شده است ولى تا حالا متأسفانه هیچ وقت از قانون امنیت اجتماعى براى آرامش محیط‌هایى که در آنجاها جنجال و اخلال شده است نه در گذشته و نه در امروز و نه در روز اول امضاى قانون امنیت اجتماعى و نه الساعه که من در مقابل شما ایستاده‌ام و با شما آقایان دارم سخن می‌گویم از آن استفاده نشده و آن اخلالگرها مشمول اخلالگرى هستند در کارگاه‌ها کارگرهاى ملى را مى‌زنند و مى‌کشند و موقعى هم که عدلیه تصفیه شده به قول جناب آقاى دکتر بقایى آن کسانى که متهم به قتل هستند مى‌گیرد بعد از دو سه روز دیگر آنها را رها مى‌کند آزادشان می‌کند در خلال این 5 ماهه آن دسته مفسده جو را ما مى‌بینیم که اینها مشغول یک عملى هستند و آن عمل هم این است که می‌گویند مى‌نویسند و مى‌آیند منتشر می‌کنند در روزنامه‌هاى علنى و هى مى‌گویند مردم این دکتر مصدق که شما بهش رأى اختیارات دادید این دکتر مصدق که شما ازش پشتیبانى کرده‌اید این دکتر مصدقى که اختیارات تام دارد براى گرسنه‌ها براى محرومین چه فکرى کرده؟ اینها در ظرف این مدت 5 ماهه مشغول این عمل بوده‌اند که این مطلب یعنى عدم توجه به وضع طبقه محروم و بیچاره این مملکت را بزرگ کنند و هى طبقه محروم و زحمتکش و گرسنه را متوجه این مطلب کنند که نتیجه‌اش این بشود که به هر نسبتى که به این دسته از محرومین اجتماع کمتر توجه بشود محرومین اجتماع امیدشان بیشتر مبدل به یأس شود.

نایب رئیس - آقاى قنات‌آبادى وقت شما تمام شده است دو سه دقیقه بیشتر وقت نمانده.‏

(در این موقع آقاى قنات‌آبادى آبى که روى تریبون بود آشامیدند و اظهار کردند که این آب شیرین است این آب چیست) (دکتر شایگان - آن آب قند است براى بنده آورده بودند)

قنات‌آبادى - براى جنابعالى بوده است پس به اندازه‌اى که شفا باشد از آن خوردم ولى خواهش می‌کنم دستور بفرماید براى بنده آب ساده بیاورند (ناظرزاده - سؤر مؤمن بود) جناب مقام محترم ریاست مقرر فرمودند که بنده سه چهار دقیقه بیشتر به فرصت صحبتم درباره کفایت مذاکرات باقى نمانده و البته بنده این را عرض کنم که بنده نمی‌خواهم 4، 5 ساعت صحبت کنم و قصد ندارم اگر چه خیلى مطلب هست که مى‌خواستم به عرض آقایان برسانم اما اجمالش این است که دلایل من با کفایت مذاکرات با یک ربع ساعت تمام نمی‌شود اگر آقایان نمایندگان محترم ... (دکتر معظمى - این سابقه براى کفایت مذاکرات ایجاد نشود ما حاضریم که رأى بدهیم شما صحبت بکنید) بنده می‌خواهم به آقایان نمایندگان محترم عرض کنم موقعى پیشنهاد کفایت مذاکرات وجوب پیدا می‌کند که مذاکرات در پیرامون آن مطلبى که مطرح است به حد کافى شده باشد و چون بنده این مطالبى که آقایان موافقتى با این لایحه بیان فرمودند براى روشن شدن ذهن خودم و براى از ابهام در آوردن مطلب کافى نمى‌دانم و عرض کردم آقایان طرفدار تمدید لایحه دو دلیل دارند یک دلیل‌شان این است که قوانین سریع‌تر وضع مى‌شود و این را نیامدند اینجا بیان کنند که در ظرف مدت 5 ماه چگونه قوانین سریع‌تر و به اصطلاح تندتر از این که در مجلس بیاید وضع مى‌شود و به مرحله اجرا گذاشته می‌شود چون یک دلیل این است که عرض کردم دلیل دومش را هم که آقایان مى‌فرمایند بایستى در مقابل خارجى دولت تقویت بشود بنده عرض می‌کنم این هم مانعى ندارد که چون همه آقایان این نظر را دارند که دولت در مقابل خارجى روز به روز تقویت بشود قبل از هر جلسه مى‌آیند رأى اعتماد خودشان را به دولت بدهند و این مطالبى که گفته شد مجوز براى تمدید اختیارات نیست بنابراین بنده عرض می‌کنم که اختیارات نباید تمدید بشود و بزرگترین دلیلش این است که وقتى همه خواهش‌ها و

+++

‌تقاضاها متوجه یک شخص شد و همه اینها از یک شخص خواسته شد و او هم نتوانست تمام احتیاجات و حوایج و گرفتاری‌هاى اجتماع را برآورد و بلیات را مرتفع کند عکس‌العمل شدیدى دارد و از این جهت است که بنده عرض می‌کنم مى‌ترسم این مملکت یک روزى در آغوش کمونیستى فرو برود و جهتش این است که اگر بنا بشود این مردم و آن کسانى که این همه براى نهضت ملى مبارزه و فداکارى کردند مأیوس بشوند آن دشمنان ما هم که مشغولند و دائم به مردم نشان می‌دهند هى به مردم مى‌فهمانند و دائم مى‌نویسند که در مدت این اختیارات هم کارى انجام ندادند و بعد هم در این اختیارات دوم هم مى‌گویند که کارى صورت ندادند نتیجه‌اش انحراف یک دسته محروم و گرسنه است و این انحراف هم به ضرر قطعى مملکت ما تمام مى‌شود یعنى یک روزى به یک بلایى مبتلا می‌شویم که این بلا اسمش کمونیستى است که دیگر نه ابراز احساسات نه تلگراف نه طومار نه بیان مستدل و منطقى هم جلو آن را نمى‌گیرد آقایان بپرهیزند از این که همکارها را متوجه یک شخص بکنید و آن شخص هم نتواند حوایج اجتماع را برآورد و بالنتیجه محرومین اجتماع منحرف بشوند و به یک طرفى بروند که دیگر نشود با تلگراف و تحصن و طومار جلوى آن را گرفت و این روزى است که در انتظار مملکت ما نشسته و من که یک دشمن کمونیسمم از این روز مى‌ترسم.

نایب رئیس - آقاى اخگر شما توضیحى دارید بفرمایید.

اخگر - اجازه مى‌فرمایید مختصر توضیحى بدهم بنده وارد جواب فرمایشات جناب آقاى شمس قنات‌آبادى نمی‌شوم زیرا که اصل موضوع پیشنهاد کفایت مذاکرات بود و دلیل این که کافى است مذاکره به عقیده بنده این است که موقع غیرعادى است همه مردم در تهران و شهرستان‌ها در هیجان هستند (صحیح است) و ممکن است در تأخیر مفسده‌اى واقع شود که ما نتوانیم جبران کنیم این مطلب خیلى ساده است جناب آقاى دکتر مصدق می‌گویند که من این اختیارات را توأم با رأى اعتماد می‌دانم آقایان وکلا هم مختار هستند اگر اعتماد دارند رأى می‌دهند و اگر هم اعتماد ندارند رأى می‌دهند مجلس را براى مذاکره دیگر در این باب معطل کردن و مردم را بیشتر در حال انتظار گذاشتن به عقیده بنده سودى که ندارد ممکن است موجب زیان‌هایى بشود که قابل جبران هم نباشد (صحیح است)

نایب رئیس - رأى مى‌گیریم به کفایت مذاکرات آقایانى که موافقند قیام بفرمایند (اکثر برخاستند) تصویب شد.

پیشنهادها قرائت مى‌شود. پیشنهاد اول از آقاى دکتر کیان است.

(به شرح زیر قرائت شد)

اینجانب پیشنهاد می‌کنم مدت اختیارات اعطایى به شخص آقاى دکتر محمد مصدق در امور مربوط به صنعت ملى شده نفت تا آخر دوره هفدهم قانونگذارى و در سایر امور موضوع قانون اختیارات براى شش ماه از تاریخ انقضاى مدت سابق تمدید می‌شود.

شبسترى (خطاب به آقاى نایب رئیس) - پیشنهاد بنده را خودتان نمره یک گذاشتید به خود جنابعالى تقدیم کردم و پیشنهاد اول مال بنده و آقاى مجدزاده بود.

نایب رئیس - پیشنهادى آقاى دکتر کیان و یک پیشنهاد هم آقاى معتمددماوندى در جلسه گذشته دادند آقاى معتمددماوندى پیشنهاد خودشان را مسترد داشتند و پیشنهادى که در اداره به قید نمره یک ثبت شده متعلق به آقاى دکتر کیان است و پیشنهاد نمره 2 مى‌شود پیشنهاد جنابعالى هم همراه با آقاى مجدزاده است.

دکتر کیان - در هر حال علاوه بر این پیشنهاد پیشنهاد دیگر‌ی هم بنده داده بودم در موقع طرح لایحه و آن تقلیل مدت اختیارات به شش ماه مطلقاً بدون توجه به ذکر موضوع نفت بود که در پیشنهاد درج است در هر حال علت تقدیم این پیشنهاد این است که همه آقایان می‌دانند اختیارات از طرف مجلس شوراى ملى به شخص واحدى مخالف اصول کلى مشروطیت و مغایرت دارد با قانون اساسى از لحاظ کلى این بحث البته شده است ولى از جانب دیگر بنده هم خودم معتقدم و شاید اولین شخصى هستم که در جلسه خصوصى در طرح اختیارات فعلى عرض کردم که بنده معتقدم در موقع ضرورى و استثنایى لازم است و یکى از مواردش دادن اختیارات به آقاى دکتر مصدق بود در همان موقعى که مطرح شد که همه آقایان کم و بیش موافقت دارند بنده هم موافقت خودم را در این مورد عرض کردم اما این که به شش ماه بنده پیشنهاد کردم تقلیل مدت پیدا بکند براى این بود که احساس می‌کردم تصور می‌کردم که وقتى یک چیز خلاف است حق این است که به حداقل ضرورت هم تقلیل پیدا بکند یعنى به اصطلاح اگر اکل میته در مواقعى مجاز است باید اکتفا کرد به آن حداقل ضرورت نه به حد اشباع و به نظر بنده خوب است به شش ماه تقلیل پیدا کند و براى این که حداقل ضرورت را در نظر بگیریم کافى است اما از آن موقع به این طرف اتفاقات و حوادثى پیش آمد که بر بنده این جور ثابت کرد که تا حدى دادن اختیارات لازم‌تر از آن چیزى است که من خیال می‌کردم یعنى بنده تصور می‌کردم که آقاى دکتر مصدق با این که بلا تردید مورد اعتماد قاطبه ملت ایران است و با این که تمام زعما و پیشوایان ملى و مذهبى ایران از ایشان پشتیبانى می‌کنند با این که هیچ منکرى در راهشان به نظر نمى‌رسد و ایشان هیچ احتیاجى به خواستن اختیارات آن هم براى مدت یک سال نداشتند براى این که همه موقع لایحه یا قانونى که پیشنهاد می‌شد مسلماً مورد تصویب مجلس قرار می‌گرفت ولى از آن تاریخ به این طرف یعنى در فاصله دادن پیشنهاد بنده تا این موقع وقایعى پیش آمد که دیدم آقاى دکتر مصدق بیچاره حق دارد نگران باشد که ممکن است با وجود این اتفاق و اعتمادى که قاطبه ملت ایران دارد کیفیات و حوادث و نظریات شخصى در راه پیش بیاید که آن کیفیات مانع بشود از این که ایشان موفق بشوند راه اصلاحاتى را که پیش گرفته‌اند ادامه بدهند به این دلیل آخرین است که عرض می‌کنم از آن زمان به این طرف بنده نظرم تغییر کرده و این پیشنهادى هم که کرده‌ام مسترد می‌دارم (احسنت)

نایب رئیس - پیشنهاد آقایان مجدزاده و شبسترى و ناظرزاده قرائت مى‌شود.

(به شرح زیر قرائت شد)

پیشنهاد می‌کنیم تبصره ذیل به ماده واحده اضافه و تصویب شود:

تبصره لوایح قانونى که در ظرف مدت اختیارات شش ماهه به امضاى آقاى دکتر محمد مصدق نخست‌وزیر رسیده یا برسد بایستى تا انقضاى مدت مزبور کلاً به مجلس شوراى ملى تقدیم شود و همچنین هر یک از لوایح قانونى که در ظرف یک سال دوره تمدیدى در حدود اختیارات تهیه و به موقع اجرا گذارده مى‌شود بایستى از تاریخ امضاى نخست‌وزیر فعلى منتهى تا سه ماه براى تعیین تکلیف قطعى به مجلس شوراى ملى تقدیم شود.

شبسترى - مجدزاده - ناظرزاده‏

نایب رئیس - آقاى شبسترى بفرمایید.

شبسترى - قبلاً باید به حضور آقایان عرض کنم که با موافقت آقاى مجدزاده قرار شد که درباره این پیشنهاد بنده توضیح بدهم (کریمى - ابتکار این پیشنهاد مال ایشان است) البته ابتکار مال ایشان است و منظور بنده اظهار شخصیت نبود می‌خواستم توضیحى داده بشود از هر طریقى که باشد کار نداریم (شهیدى - ایشان استادند) حق است کاملاً صحیح است ایشان واردترند به قوانین فلسفه خواستم تمدید اختیارات چنانچه به همه آقایان روشن شده این است که کشور ما در حال حاضر احتیاج مبرمى به اصلاحات و اقدامات فورى دارد و ممکن است جریان عادى لوایح این حالت استثنایى را تأمین نکند و بر همه آقایان معلوم است که معنى این اختیارات تهیه لایحه قانونى و آزمایشى است و عنوان قانون بودن لوایح با تصویب مجلس شوراى ملى حاصل خواهد شد و بدیهى است تمدید اختیار تهیه لوایح قانونى و آزمایشى ایجاب نمی‌کند که تقدیم لوایح به مجلس به تأخیر بیافتد بلکه بر عکس دولت از یک طرف دست به اصلاحات زده و از طرف دیگر مجلس شوراى ملى به شور و رسیدگى لوایح مى‌پردازد لذا به نظر آمد علاوه از ابقاى قید مندرج در قانون اختیارات شش ماهه دولت مکلف باشد به تدریج لوایحى را که تصویب و به معرض آزمایش می‌گذارد تقدیم مجلس نماید که در نتیجه همکارى کاملى بین مجلس و دولت برقرار شده و موکول نگردد البته نمایندگان محترم تصدیق خواهند فرمود که حداقل مدت براى امکان آزمایش سه ماه است امیدوارم با توجه به این عرایض این پیشنهاد مورد تصویب آقایان نمایندگان واقع شود (احسنت - صحیح است)

نایب رئیس - مخالفى نیست با این پیشنهاد؟

دکتر شایگان - اگر دولت قبول کند مخالفتى لازم نیست‏.

نایب رئیس - آقاى کهبد

خسرو قشقایى - دولت موافق است‏.

جلالى - در حضور جناب آقاى دکتر مصدق مطرح شد خودشان هم قبول فرمودند.

کهبد - اجازه بفرمایید بنده عقیده خودم را عرض می‌کنم. به طوری که آقایان استحضار دارند تمام قوانینى که در این مدت تدوین شده به دست بنده رسیده و خیال می‌کنم به دست سایر آقایان هم رسیده باشد که تاکنون 59 شماره از قوانینى که وضع شده است براى آقایان نمایندگان فرستاده‌اند پس خود جناب آقاى دکتر مصدق اولاً نهایت مراقبت را دارند که قبل از این که قانونى را امضا کند در معرض افکار عمومى بگذارند و مردم ایران استحضار پیدا کنند و آنچه به نظرشان می‌رسد اظهارنظر بکنند و مردم بگویند (جلالى - مقصود مجلس است) اجازه بفرمایید عرضم را بکنم بعد هم به طورى که آقایان ملاحظه فرمودند و بنده هم دیده‌ام تاکنون قریب پنجاه و کسرى از این گونه لوایح را براى مجلس فرستاده‌اند آقایان آن پنجاه و خورده‌اى را تصویب بفرمایند و مسلم بدانند هر قانونى را که جناب آقاى دکتر مصدق امضا کند بلافاصله ارسال خواهند داشت و به علاوه ممکن است بعضى از قوانین و لوایح باشد که افشاى آن براى مملکت مفید نباشد این را بگذارید به اختیار خودش این است که خواهش می‌کنم از آقایان پیشنهادکنندگان که پیشنهاد خودشان را مسترد بفرمایند.

نایب رئیس - آقایان پیشنهاددهندگان نظر دیگرى ندارند.

مجدزاده - یک بار دیگر بخوانند.

(به شرح سابق خوانده شد)

نایب رئیس - آقایانى که با این پیشنهاد موافقت دارند قیام بفرمایند.

‌(اکثر برخاستند) تصویب شد پیشنهاد دیگرى است متعلق به آقاى دکتر بقایى و آقاى قنات‌آبادى و آقاى زهرى که قرائت مى‌شود.

+++

‌(به شرح زیر خوانده شد)

پیشنهاد می‌کنم ماده واحده دولت درباره اختیارات به قرار ذیل اصلاح شود.

اختیارات در کلیه امور مالى و بانکى و اقتصادى و امور مربوطه به نفت (طبق قوانین مصوبه) به شخص آقاى دکتر مصدق داده مى‌شود.

تبصره 1- به کمیسیون‌هاى مجلس (یا کمیسیون‌هاى خاص در مورد لزوم) اختیار داده مى‌شود لوایح تقدیمى را مطالعه و تصویب نمایند.

تبصره 2- چنانچه کمیسیون‌هاى فوق‌الذکر در مدت 15 روز نفیاً یا اثباتاً نظر خود را اعلام نداشتند به جناب آقاى دکتر مصدق اختیار داده مى‌شود لایحه تقدیم را در صورت لزوم طبق مقررات قانون اختیارات شش ماهه شخصاً امضا نماید و به مورد اجرا گذارد على زهرى - شمس قنات‌آبادى - دکتر بقایى کرمانى‏

نایب رئیس - براى توضیح هر کدام از آقایان پیشنهاددهندگان مى‌توانند توضیح بدهند.

حاج سید جوادى - این با پیشنهادى که قبلاً تصویب شد مخالف است.‏

زهرى - اجازه مى‌فرمایید؟

نایب رئیس - مغایرتى ندارد آقاى زهرى بفرمایید.

سید جوادى - این طور به نظر بنده رسید که مغایر است اگر نیست نظرى ندارم.‏

زهرى - این پیشنهادى که تقدیم شد چیز تازه‌اى نبود آقایانى که در هفته گذشته در جلسه فراکسیون که با حضور جناب آقاى نخست‌وزیر تشکیل شد تشریف داشتند از این پیشنهاد هم اطلاع پیدا کرده بودند و آنجا هم قبلاً علل و موجبات لزوم این پیشنهاد را عرض کرده بودیم البته از طرف رفقا و حزب زحمتکشان آقاى دکتر بقایى در صحبت‌هایى که کردند تأیید کردند مکرر که با شخص جناب آقاى دکتر مصدق موافقیم و به شخص ایشان رأى اعتماد داده‌ایم و خواهیم داد ولى با لایحه اختیارات به نحوى که تقدیم مجلس شده مخالف هستیم علل مخالفت با این لایحه اختیارات و علل موافقت با جناب آقاى دکتر مصدق گمان می‌کنم مشروحاً بیان شد ولى چون استاد محترم جناب آقاى دکتر شایگان صبح این دو موضوع را ممکن تصور نفرمودند بنده اجازه مى‌خواهم یک توضیح اضافى در علت موافقت با شخص و مخالفت با آن لایحه اختیارات به عرض آقایان برسانم البته از تکرار مکررات خوددارى خواهم کرد دلیل اول ما براى موافقت با شخص آقاى دکتر مصدق و زمام‌دارى ایشان و رأى اعتماد به شخص ایشان این است که در حال حاضر به طورى که مکرر اعلام کرده بودیم کسى را مناسب‌تر و بهتر از ایشان نداریم دلیل دوم ما براى موافقت با جناب آقاى دکتر مصدق و دادن رأى اعتماد به ایشان این است که همان طوری که گفته شد ایشان یک عملى را شروع کرده‌اند و امتحان داده‌اند که در قسمت سیاست خارجى و مقابله با خارجى‌ها خیلى خوب عمل کرده‌اند و باید هم بتوانند عملیات خودشان را تعقیب بکنند ولى این هیچ متناقض نیست که به شخص ایشان اعتماد داشته باشیم (دکتر شایگان - ماده 90) ولى با لایحه اختیارات یک ساله با آن نحو که تقدیم شده مخالف باشیم جناب آقاى دکتر شایگان که ماده 90 هم خواستند در عدم امکان این امر مثالى آوردند که ایشان چطور به یک نفر که اعتماد دارد ممکن است پولى قرض بدهد و ازش رسید و قبض بخواهد این واقعاً باعث تعجب است بنده هم اقرار می‌کنم اگر شخصى به شخصى اطمینان دارد و آن شخص چیزى از آدم بخواهد آدم باید بلاشرط آن چیزش را به او بدهد به شرطى که آن چیز مال خودش باشد ولى اگر شخص مورد اطمینان از شما چیزى را خواست که متعلق به خودتان نیست شما وظیفه دارید از ایشان رسید بخواهید و این رسید خواستن از او دلیل عدم اطمینان نمی‌تواند باشد اختیاراتى است که آقایان نمایندگان مجلس دارند و اختیاراتى که طبق قانون برایشان ساخته شده متعلق به شخص خودشان نیست و اختیارى که از طرف مردم به ایشان تفویض شده است و به هیچ‌وجه حق ندارند به صرف احساسات شخصى اعتماد شخصى آن را بدون شرط به یکى تفویض بکنند ما گفتیم که با اختیارات به نحوى که در لایحه تقدیم دولت ذکر شده است مخالفیم ولى همان طورى که مکرر از چندى پیش گفته‌ایم و نوشته‌ایم براى انجام اصلاحات براى کار کردن براى ایجاد مقررات تازه و انقلابى به طور قطع هر کسى که بخواهد این کارها را بکند اختیاراتى لازم دارد و ما همان طوری که عرض کردم عقیده داریم که در حال حاضر زمان حاضر شرایط حاضر کسى بهتر از دکتر مصدق نیست و چه بهتر آن قدر اختیاراتى که لازم است بدون این که مضراتى داشته باشد به ایشان داده شود و به نظر ما یکى از دلایلى که آقایان براى لزوم اختیارات اقامه مى‌فرمودند و تا حدى هم مورد تأیید است این بود که دولت احتیاج دارد به اجنبى و خارجی‌ها بفهماند که تا یک سال دیگر هم اقلاً در سر کار هست و ایشان نباید انتظار سقوط یا مستعفى شدن ایشان را داشته باشند این موضوع در پیشنهادى که ما تقدیم کردیم کاملاً گنجانیده شده و تأیید شده و اقلاً این عیب را نخواهد داشت که تمام اختیارات مملکت در دست یک نفر جمع بشود صرف‌نظر از این که این شخص تا چه اندازه مورد اعتماد باشد و یک نکته دیگر در اینجا این است که شخص هر چقدر مورد اطمینان باشد یک نفر آدم است یک آدمى که است ممکن است اشتباه و خطا بکند با تعیین اختیارات مالى و اقتصادى و بانکى براى جناب آقاى نخست‌وزیر یعنى مسائلى که تصمیم فورى براى اجرایش لازم است و نباید کسى در بعضى موارد قبلاً از چگونگى عمل براى جلوگیرى از بعضى سوء‌استفاده‌ها مستحضر بشود آقاى نخست‌وزیر ممکن است تمام اختیارات را شخصاً داشته باشد براى سایر مسائل به طوری که به تجربه هم دیده شده اغلب تصویب‌شان در مورد سایر قوانین مدت‌ها طول می‌کشد تا به دست کمیسیون‌هاى مختلف تهیه و تنفیذ بشود هیچ مانعى نخواهد داشت این باعث تعطیل نخواهد شد که این عمل طبق سنت سابق به کمیسیون‌هاى مجلس یا در موقع لزوم به کمیسیون‌هاى مخصوصى ارجاع بشود.

نایب رئیس - آقاى زهرى مدت توضیحات جنابعالى 15 دقیقه بیشتر نمى‌تواند باشد حالا هم نزدیک به اتمام است.

زهرى - چند دقیقه دیگر بیشتر عرض ندارم چون مقصود وقت گرفتن نیست و تکرار مکررات هم بنده نمی‌خواهم بکنم فقط هر چند یک ماده 90 هم دارم در موقعش استفاده می‌کنم جناب آقاى دکتر شایگان توصیه فرمودند که ما ماکیاولى را بخوانیم (دکتر شایگان - نخوانید) حضرتعالى خوانده‌اید و بنده هم متأسفانه خوانده‌ام و ملاحظه کرده‌ام که اصولى را که آقاى ماکیاولى توصیه می‌کند اصلاً با اخلاق و طبیعت بنده سازگار نیست زیرا آقاى ماکیاولى توصیه می‌کند که در سیاست ابن‌الوقت بودن مانعى ندارد و اصول‌شان را آن طور که به خاطر دارم این بود که در سیاست اصولى وجود ندارد اگر ما پیروان مکتب او بودیم خیلى آسان و شاید آسان‌تر از خیلى راه‌ها آسان موافقت و موفتیت را پیش می‌گرفتیم بنده بدون این که بخواهم عرض بکنم که ما مردان حرف نیستیم چنین ادعایى ندارم و قضاوتش با دیگران است ما عجالتاً خریدار بازار بى‌رونق شده‌ایم این توصیح ماکیاولى به طور قطع نیست (قنات‌آبادى - احسنت ، احسنت) و یک نکته دیگر هم که خواستم عرض کنم این است که از طرف دولت رسماً تقاضا نشده که رأى درباره اختیارات به منزله رأى اعتماد خواهد بود (دکتر فاطمى - نوشته شده است) در مجلس خوانده نشده خوب بعد خوانده خواهد شد بنده از فرصت استفاده می‌کنم و عرض می‌کنم ...

نایب رئیس - بله بنده بعداً توضیح می‌دهم شما آقاى زهرى توضیحاتتان را تمام کنید.

زهرى - همان طوری که عرض کرد به آقاى دکتر مصدق اعتماد و اطمینان داریم و به لایحه اختیارات به این ترتیب چون اعلام کردیم رأى نمی‌دهم و چنانچه این دو موضوع با هم رأى گرفته شود ممتنع خواهیم بود.

دکتر شایگان - پنج دقیقه به عنوان ماده 90 اجازه مى‌فرمایید؟

نایب رئیس - اجازه بفرمایید جناب آقاى مهندس زیرک‌زاده به عنوان مخالف با این پیشنهاد بفرمایند صحبت بکنند بعد از تعیین تکلیف پیشنهاد از ماده 90 جنابعالى استفاده بفرمایید آقاى مهندس زیرک‌زاده بفرمایید.

مهندس زیرک‌زاده - موضوعى که الان در مجلس ایران مطرح است به نظر بنده به نظر تمام آنهایى که علاقه‌مند به دموکراسى و مشروطیت ایران هستند یکى از بزرگترین مسائل است و وقتی که انسان در مقابل مسائل بزرگ مملکتى قرار می‌گیرد شایسته است با متانت و خونسردى مطالب خودش را بیان بکند هر موضوعى که مطرح می‌شود اشخاص مطابق ذوق و سلیقه و تمایلات خودشان جنبه‌هاى مختلف این مطلب را در نظر می‌گیرند و نظر موافق یا مخالف نسبت به آن ابراز مى‌دارند در این موضوع اختیارات دو جنبه کلى اولیه هست یکى جنبه امور خارجى و نفت و دیگرى جنبه امور داخلى و اصلاحات به نظر بنده تفکیک این دو موضوع به طور کلى مفهومى ندارد و براى این که آقاى نخست‌وزیر و یک عده‌اى اگر موضوع نفت را تعقیب می‌کردند براى اصلاحات داخلى ملت ایران بوده است در هر حال ملت ایران در مبارزه نفت فاتح نخواهد شد و زحمات ما به نتیجه نخواهد رسید مگر این که اصلاحات داخلى انجام بگیرد بنده می‌خواستم یادآور بشوم که این قدر که ما بحث می‌کنیم راجع به موضوع این که امر دادن اختیارات یک امرى است برخلاف مشروطیت و برخلاف اصول مى‌خواستم یادآور بشوم که هر وقت در مملکت موضوعى مطرح بشود که آن موضوع با بقا و هستى مملکت ارتباط داشته باشد یک وضع خارق‌العاده‌اى است یک وضع مخصوصى است و در وضع مخصوص چاره مخصوص و راه‌هاى مخصوص لازم است. صحبت در این قضیه زیاد شده ولى من مى‌خواستم یادآور بشوم که در امر اصلاحات دو موضوع باید در نظر گرفت یکى این که شرایطى که ایجاب وضع خاص و وضع اختیارات می‌کند دیگر این که چه شخصى است که مى‌خواهد هر موقع و هر موقعیت و هر زمان ایجاب اختیارات نمی‌کند و در مواقعی که ایجاب اختیارات می‌کند به هر شخصى نمی‌شود اختیارات داد این در مجلس ایران بایستى گفته شود و در ذهن همه بماند که آنهایى که اختیارات مى‌دهند به دکتر مصدق اختیارات می‌دهند و هر وقت در مملکت ما موقعیتى مثل امروز پیدا شد اگر شخصى مثل دکتر مصدق تقاضاى اختیارات کرد به او داده خواهد شد و اگر آن شخص مثل دکتر مصدق نیست داده نخواهد شد همان طوری که در همان قضیه اختیاراتى که در 1926 به پوانکاره داده شد یک اشاره فرمودند آقاى دکتر شایگان مقدمه‌اش را ذکر نکردند که این اختیارات را چند دولت خواسته بود و مجلس فرانسه نداد و مخصوصاً آخرین فردى که تقاضاى این اختیارات را کرد دولت هرپو بود که باز هم جدیداً رئیس مجلس فرانسه شد و فرانک فرانسه به سرعت عجیب و غریبى تنزل می‌کرد و فرانسه به طرف ورشکستگى می‌رفت همه معتقد بودند

+++

‌که بایستى اختیارات داده بشود ولى تا زمانی که پوانکاره نیامد اختیارات را ندادند بنابراین هیچ وقت در ذهنمان نباشد که ما بخواهیم فکر کنیم یا اشخاص دیگرى فکر بکنندکه می‌توانند در موقع عادى یا مواقع غیرعادى به استناد اختیاراتى که این دفعه داده شده است تقاضاى اختیاراتى بکنند وضع ما ایجاب اختیارات از نقطه‌نظر اصلاحات می‌کند بنده با خودم این طور فکر می‌کنم که چند سال است ما از فساد این زندگى صحبت می‌کنیم چند سال است فریاد می‌زنیم که زندگى ما یک زندگى خراب یک زندگانى غیرقابل بقا است و تعجب می‌کنم اگر به درجه اهمیت این فساد پى نبرده باشیم اگر توجه نکرده باشیم که این فساد چقدر عجیبى است و بنابراین باید رسیدگى کنیم که براى اصلاح این وضع خراب چقدر اختیارات می‌خواهد اساساً به مجرد این که شما می‌گویید اصلاحات به این کلام می‌رساند که شما در مقابل یک وضع خرابى هستید یک وضع خراب یک وضع غیرعادى است این وضع خراب آقایان از صد و پنجاه سال بلکه می‌شود عقب‌تر رفت از اواخر دوران صفویه شروع شده است و همین طور خرابى در دنبال خرابى آمده است و ما را به این روزى رسانیده که همه مى‌بینیم و شاهد آن هستیم این خرابى که تا این درجه توسعه پیدا کرده است با قوانین عادى با وضع عادى نمی‌شود اصلاح کرد ادعاى این که ما می‌توانیم یک وضع به این وخیمى را با وضع مقررات عادى اصلاح بکنیم حقیقتاً تأسف‌آور است براى این که همچو چیزى غیرممکن است مگر این که بخواهیم اصلاحات نکنیم مگر این که راستى راستى وقتی که فریاد اصلاحات مى‌زنیم وقتی که داد مى‌زنیم اصلاحات بکنیم یک بیانى باشد یک تبلیغى باشد و الا حقیقتاً اگر بخواهید اصلاح بکنید باید با وسایل غیرعادى و از راه اختیارات بکنید بنده نمی‌خواهم داخل مشکلات زندگى خودمان بشوم ولى می‌خواستم چند مثال کوچک یادآور شوم که چگونه کارها این اندازه مشکل است وقتى که فساد رژیم عادى یک مملکت شد وضعى که ما گرفتار آنیم گرفتار یک فساد موقت یک فساد استثنایى نیستیم ما گرفتار یک رژیم فساد بوده‌ایم زندگى ما را یک دستگاه فاسد اداره مى‌کرده است و دستگاهى که یک رژیم فاسد در 50 سال حکومت کرده است تمام زندگى مردم را این دستگاه در خطر مى‌اندازد تمام مردم زندگی‌شان منطبق با این فساد مى‌شود آیا هیچ وقت از خودتان پرسیده‌اید که چرا در ایران ما این قدر دروغ گفته می‌شود؟ علتش این است که دروغ دفاع مردمان مظلوم است. دروغ وسیله نجات مردمى است که در چنگال ظلم گرفتار می‌شوند وقتی که در یک مملکتى ظلم مستقر می‌شود دروغ رفته رفته طبیعت و عادت می‌شود اگر شما به وضع ادارى نگاه کنید ...

نایب رئیس - آقاى مهندس زیرک‌زاده وقت شما در حال اتمام است در پیشنهادى که مخالفت فرمودید صحبت کنید.

مهندس زیرک‌زاده - بله و اما راجع به اصل موضوع چون تفکیک این قسمت اختیارات از این نقطه‌نظر که ما تمام اصلاحات را باید در نظر نگیریم به نظر بنده غیرمنطقى است ... چقدر وقت بنده باقى است.‏

نایب رئیس - سه دقیقه‏

دکتر بقایى - اجازه بدهید صحبت کنند آقاى رئیس‏

مهندس زیرک‌زاده - عرض کردم بنده وارد مثال‌هایى که مى‌خواستم بزنم نمی‌شوم چند دقیقه بیشتر وقت ندارم و مى‌خواهم استفاده کرده باشم از وقت این پیشنهادى که آقایان می‌کنند از این نقطه‌نظر که اختیارات را از هم تجزیه می‌کند از این نقطه‌نظر که یک عده فعالیت‌هایى که لازم است براى اصلاح آنها در اختیارات ذکر نمی‌کنند از این نقطه که قسمت قانون استخدامى کشورى را که یکى از مشکلات کار ما است کنار مى‌گذارد بنده به صلاح این کشور نمی‌دانم بنده معتقد هستم (شمس قنات‌آبادى - آقاى مهندس زیرک‌زاده خواهش می‌کنم آن پیشنهاد را یک دفعه دیگر قرائت بکنید بعد از آن حرف‌هایى که حالا فرمودید شروع بکنید) شما بفرمایید که یک مرتبه قرائت بکنند (دکتر بقایى - آخر شما راجع به آن پیشنهاد دارید صحبت می‌کنید) پیشنهاد نزد آقاى رئیس است بفرمایید که یک دفعه قرائت کنند.

نایب رئیس - آقاى مهندس توجه کنید وقت شما دارد تمام می‌شود.

شمس قنات‌آبادى - بخوانید تا بدانید موضوعى که بحث می‌کنید چیست‏.

مهندس زیرک‌زاده - آن چیزى را که بحث می‌کنم (قنات‌آبادى - مربوط به پیشنهاد نیست) بنده به هیچ‌وجه عصبانى نخواهم شد و به عرایض خودم ادامه می‌دهم و درش بحث می‌کنم.

حائرى‌زاده - مخالفت با پیشنهادى است که اصلش را نمی‌دانید.

مهندس زیرک‌زاده - آن چیزى که خودم می‌خواهم درش بحث می‌کنم و بحث من در این است که می‌گویم تجزیه‌اى راجع به لایحه اختیارات قابل قبول نیست نه در مدت و نه در طرز اجراى آن و نه در مواد آن یک لایحه‌اى است که به نظر ما مفید مى‌آید و به همان شکلى که هست به او رأى می‌دهیم و هیچ گونه تغییرى در آن را بنده به صلاح نمی‌دانم (احسنت)

شمس قنات‌آبادى - آقاى مهندس زیرک‌زاده همه تجزیه‌ها بد است یا این تجزیه؟

مهندس زیرک‌زاده - همه تجزیه‌ها

شمس قنات‌آبادى - تجزیه آذربایجان چطور ائتلاف با فرقه دموکرات آذربایجان چطور (زنگ رئیس)

مهندس زیرک‌زاده - این هم بد است.‏

نایب رئیس - پیشنهاد یک مرتبه دیگر خوانده می‌شود تا رأى گرفته شود (به شرح سابق مجدداً قرائت شد) آقاى کاظمى فرمایشى دارید بفرمایید.

کاظمى (نایب نخست‌وزیر) - علت اصلى اعطاى اختیارات در بیستم مرداد به جناب آقاى دکتر مصدق این بود که چون در موقع حساس مملکت اگر بنا بشود براى هر یک از اصلاحات لازم و فورى لوایحى تهیه می‌شد و با تشریفات پارلمانى به انجام مى‌رسید موقع فوت مى‌شد به این جهت آقایان تصویب فرمودند در این تاریخ که این اختیار در یک مدت محدودى به آقاى دکتر مصدق داده شود که لوایح قانونى تصویب بفرمایند و بعد از آزمایش به مجلس تقدیم شود حالا هم از خیلى جهات همان طور است که در دوره 20 مرداد بود و چون این پیشنهادى که 3 نفر از آقایان امضا فرمودند متأسفانه قبولش میسر نیست به علاوه وقتی که آقایان یک تبصره‌اى را تصویب فرمودند که 3 ماه به سه ماه مى‌بایستى این لوایحى که تعیین شده به مجلس فرستاده شود بنابراین آن مقصود به یک صورت دیگرى تأمین شده است (صحیح است)

نایب رئیس - به هر صورت باید تکلیفش با رأى مجلس معلوم شود به پیشنهاد آقایان دکتر بقایى و قنات‌آبادى و زهرى به شرحى که قرائت شد رأى می‌گیریم آقایانى که موافقند قیام فرمایند (عده کمى برخاستند) رد شد. آقاى دکتر شایگان به چه عنوانى جنابعالى اجازه مى‌خواهید.

دکتر شایگان - طبق ماده 90 خیلى مختصر است (نایب رئیس - بفرمایید) جناب آقاى دکتر بقایى خیلى به بنده ایرادات وارد آوردند براى آن چیزهایى که نگفتم آنها را می‌گذارم براى بعد ولى در باب آن چیزهایى که گفتم ایشان مطلبى گفتند و من خیال کردم که نظر ایشان است ولى وقتى دیدم که آقاى زهرى فرمودند معلوم شد خیال کرده‌اند که بنده فکر کرده‌ام رأى اعتماد دادن با عدم تفویض اختیارات منافات دارد بنده هیچ وقت چنین عرضى نکرده‌ام بنده عرض نکردم که کسى که رأى اعتماد می‌دهد لازمه‌اش این است که بایستى رأى به اختیارات هم بدهد (شمس قنات‌آبادى - احسنت، احسنت) ایشان آن چیزهاى دیگر را فراموش کردند بنده عرض کردم آن پیشنهاد 3 فوریتى راجع به عدم تعطیل مجلس آن الفاظى که ایشان فرمودند که فلان و فلان قانون مفتضح است و فلان قانون بسیار افتضاح‌آور است از این باب مسائل است (جلالى - آن طرح تمام شد آقاى دکتر شایگان این اندازه کش دادن ندارد) عرض کنم 24 تلگراف است که الان رسیده است.

دکتر بقایى - بنده طبق ماده 90 اجازه می‌خواهم‏.

نایب رئیس - شما استفاده از ماده 90 را براى جلسه بعد گذاشتید.

دکتر بقایى - عرضى دارم که باید بگویم.

نایب رئیس - ضمن پیشنهاد بفرمایید پیشنهادى از آقاى دکتر بقایى رسیده است قرائت می‌شود.

(به شرح زیر قرائت شد)

ریاست محترم مجلس شوراى ملى پیشنهاد می‌کنم لایحه تا جلسه فردا صبح مسکوت بماند. دکتر بقایى کرمانى‏

نایب رئیس - آقاى دکتر بقایى بفرمایید.

دکتر بقایى - بنده اینجا می‌خواهم یک مطلبى را عرض بکنم که هیچ دلیل نداشتم از پشت این تریبون این مطلب را عرض کرده باشم ولى جایى که وظیفه خودم را تشخیص دادم چاره‌اى ندارم جز این که چشمم را هم بگذارم و آنچه را که باید عرض کنم بنده حضور آقایان کراراً عرض کردم که سیاستمدار نیستم و این مبارزه‌اى را که شروع کردم و ادامه می‌دهم روى الهام قلبى بود حالا ممکن است خیلى‌ها به این حرف من بخندند خیلى‌ها معتقد نباشند ولى شخصاً به این الهام قلبى خودم اعتقاد دارم و اگر غیر از این بود این تلاش مذبوحانه را حالا نمی‌کردم براى این که مى‌دانم همین‌ طور که عرض کردم به این اختیارات رأى داده خواهد شد می‌دانم و می‌دانم که چه جور هم رأى داده خواهد شد براى این که این آقایانى که این جور سنگ اختیارات را به سینه مى‌زنند اگر شهامت این را داشتند که تقاضاى رأى مخفى بکنند البته این اختیارات تصویب نمی‌شود ولى این کار را نمی‌کنند عرض کنم چیزى که بنده را مشکوک می‌کند خدا از گناه من بگذرد و امیدوار هستم که در اشتباه باشم و همان طور که در جلسه دیروز هم عرض کردم تنها آرزوى من این است تمام آنچه که اینجا گفتم غلط باشد و بنده در اشتباه باشم ولى آقایان یک چیز هست که بنده را بى‌اندازه نگران کرده و آن این است که فردا روزى است که اختیارات دمکرات‌هاى آمریکا تفویض به جمهوری‌خواهان می‌شود چند ساعت بیشتر از این موضوع باقى نیست از ساعتى که تقاضاى این اختیارات بى‌موقع یعنى یک روز بعد از رأى اعتمادى که مجلس به اتفاق آراء داده بود تقاضاى این اختیارات شد بنده یک قدرى ناراحت شدم وقتى که این تسریع جلسه صبح و جلسه عصر و جلسه شب شد مشکوک شدم و ناراحت شدم و این پیشنهادى

+++

‌که حضور آقایان عرض کردم روى ناراحتى است که دارم براى خاطر این پیشنهادى که من دادم چقدر فحش به من داده خواهد شد چقدر اظهار تنفر خواهد شد خودم را مهیا کردم به تمام اینها ولى تقاضاى این را دارم که اگر هیچ واقعه‌اى در این چند ساعت نباید اتفاق بیافتد که ما اطلاع نداریم براى این که این لایحه تصویب شود فردا صبح بهش رأى داده شود نه این که امشب که ده 15 ساعت وقت به آن چیزى که عرض کردم بیشتر نمانده براى این که بنده روى این موضوع ناراحت هستم و این عرض هم که می‌کنم روى ناراحتى است و وظیفه خودم مى‌دانم که این مطلب را عرض کنم براى این که دولت دمکرات آمریکا همان طوری که آقاى دکتر مصدق کراراً فرمودند دوست عزیز ما آقاى مکى اینجا گفتند و سایرین گفتند و نوشتند با انگلیس‌ها دست‌شان یکى است و این مذاکرات هفت ساعته هندرسن من نمی‌دانم چیست این را موافقت کنید که فردا رأى به لایحه اختیارات داده شود.

نایب رئیس - آقاى حاج سید جوادى مخالفید؟ (حاج سید جوادى - بله) مختصر توضیح بفرمایید.

حاج سید جوادى - با این که بنده را یک مرد دیگرى در روزنامه شاهد معرفى کردند و من را 8 رو و 9 رو خواندند ولى به دکتر بقایى علاقه‌مندم و سوابق خدمات او را هم فراموش نمی‌کنم و ایشان را در این مورد بنده باطل نمى‌دانم ولى ممکن است اشتباه کرده باشند الهامى است برایشان براى منهم الهام شده (کهبد - اصلاً موقعش گذشت سه ساعت است که جمهورى‌خواهان تحویل گرفته‌اند) ولى فکر دیگرى براى من پیدا شد فکر من این است که این پانزده ساعت یا ده ساعت بعد این که نصفش مال خواب است ایشان چه الهام دیگرى برایشان پیدا می‌شود که صبح این موضوع حل بشود ممکن است وقت خواب الهامى به ایشان بشود اما در خواب هیچ الهامى براى شما نمی‌شود و در این شب هم هیچ مشکل حل نمی‌شود و صبح هم این قضیه تصویب مى‌شود ما هم بیش از این نمی‌توانیم مردم را نگران و معطل کنیم سیل تلگراف است که مى‌آید و ما مخلص اجتماعیم اجتماع هم مصدق را لازم دارد اصلاح را از او می‌داند و مى‌خواهد ما مخلص او هستیم روى این اصل عقیده‌ام این است که این پیشنهاد موقعیت ندارد و با آن هم مخالفت کرد از حالا تا صبح هم آن قدر وقتى نیست که بتواند ایشان یک الهام دیگرى بگیرد.

دکتر بقایى - عرایض بنده را تمام تحریف کردند.

نایب رئیس - آقاى وزیر خارجه فرمایشى دارید بفرمایید.

وزیرخارجه - بنده بسیار متأسفم که رفیق عزیز ما جناب آقاى دکتر بقایى یک مطلبى را که کاملاً جنبه داخلى دارد به یک مسائل خارجى مربوطش مى‌فرمایند ممکن است فردا هم فرض بفرمایید رئیس جمهور فیلیپین بخواهد زمام امور را در دست بگیرد در یک مملکت دیگر در اروگوئه هم یک کسى بخواهد زمام را در دست بگیرد اگر مطلب این بود که این اختیارات را از فردا صبح به جناب آقاى دکتر مصدق مى‌دادند و ایشان صاحب اختیار می‌شدند ممکن بود یک چنین سوء‌ظنى که جناب آقاى دکتر بقایى مى‌فرمودند به وجود بیاید آقاى دکتر مصدق تا بیستم بهمن صاحب اختیار است (صحیح است) یک چنین صحبتى را فرمودند مخصوصاً بسیار جاى تأسف است که جنابعالى در چندین سال با یک مردى که مظهر مبارزه یک ملتى است سنبل یک نهضتى است هم‌دوشى کردید و آن وقت امروز تشریف می‌آورید اینجا یک چنین بیانى مى‌فرمایید یک سوء‌ظن حضرتعالى دارید بنده نه از نظر این که عضو دولت هستیم از نظر این که همیشه با جنابعالى در یک صف بوده‌ام و همیشه ارادت داشته‌ام و با هم در یک مبارزه شرکت کرده‌ایم از حضرتعالى استدعا می‌کنم این کلمه سوء‌ظن را استرداد بفرمایید براى این که جناب آقاى دکتر بقایى ملت ایران به دکتر مصدق سوء‌ظن ندارد ملت ایران دکتر مصدق را سمبل این نهضت و این مبارزه مى‌داند (صحیح است) اگر امروز نمایندگان محترم اینجا نشسته‌اند و زحمت به خودشان داده‌اند براى این است که یک مملکتى نگران است براى این است که مردمى از هر گوشه‌اى گوش‌شان به صداى تهران است اما به هیچ ‌وجه این مطلب مربوط به انتخابات عمر و یا رفتن زید نیست یک مذاکراتى در جریان بوده است و مخصوصاً آن را باید به جناب آقاى دکتر بقایى عرض کنم که آن وزراى دمکرات از روز یکشنبه خانه تکانى کرده‌اند و راجع به آیزنهاور فردا صبح اورسما زمامدار دولت است دیگر موردى ندارد این را که فرمودید تا فردا صبح کارى خواهد شد یعنى مى‌فرمایید نصف شب امشب وقتى اختیارات داده شد حادثه‌اى پیدا می‌شود بنده از حضرتعالى با این که شکسته نفسى فرمودید و فرمودید که از سیاست چیزى نمی‌دانید بنده این حرف را قبول ندارم و می‌دانم که حضرتعالى کاملاً از سیاست اطلاع دارید و تمنى می‌کنم که از ناحیه حضرتعالى یک چنین حرفى نسبت به یک شخصى که همیشه اعتماد خودتان را حتى در مخالفت‌تان ملحوظ فرموده‌اید هیچ وقت ابراز نفرمایید.

دکتر بقایى - اجازه بفرمایید می‌خواهم توضیح بدهم بعد پیشنهادم را پس بگیرم.

نایب رئیس - توضیح ندارد.

دکتر بقایى - آقاى مهندس می‌خواهم توضیح بدهم و پس بگیرم‏.

نایب رئیس - چه توضیحى می‌خواهید بدهید؟

دکتر بقایى - باید توضیح بدهم و پس بگیرم بنده عرایضى که کردم حاکى از نگرانى من بود و جناب آقاى حاج سید جوادى عرایض بنده را به کلى تحریف کردند بنده عرض نکردم که امشب می‌خواهم الهام بگیرم از جایى عرض کردم الان در یک حالتى هستم که نگران هستم این توضیحاتى هم که دادند بنده مى‌دانستم که آقاى دکتر مصدق اختیارات دارند و فردا هم تمام نمی‌شود و تا بیستم هم هستند بنده این را عرض کردم موافقت کنید فردا بشود حالا که این وضع است پس می‌گیرم (احسنت)

نایب رئیس - مسترد داشتید؟

دکتر بقایى - بله مسترد داشتم‏.

نایب رئیس - پیشنهاد دیگر قرائت می‌شود.

(به شرح زیر قرائت شد)

پیشنهاد می‌کنم تبصره ذیل به ماده واحده اضافه شود.

تبصره دولت مکلف است در مدت یک ماه از حین تصویب این قانون انتخابات مجلس شوراى ملى را با جدول منظم شده براى تصویب به کمیسیون کشور مجلس شوراى ملى تقدیم دارد پس از تصویب بلافاصله تا 15 روز انتخابات سایر نقاط را که تا حال راکد مانده شروع نماید. بهادرى‏

ناظرزاده - همان طور که نوشته شده بود قرائت شد.

نایب رئیس - آقاى بهادرى‏

بهادرى - این پیشنهادى که تقدیم کردم مربوط به نفت نمى‌باشد که مورد بى‌مهرى باشد و سیاست خارجى دخالتى در این کار ندارد تمنى دارم آقایان توجه بفرمایند بنده دو سه جلسه آمدم قبل از دستور عرایضى مربوط به قانون انتخابات و جدول به عرض برسانم متأسفانه نوبت نشد آقایان تصدیق دارند که قانون انتخابات به غیر از قوانین مالى است تصور می‌کنم اگر در دوره 17 مجلس شوراى ملى بشود با دقت و مطالعه کامل این قانون را تکمیل و خدمت بزرگى براى مشروطیت و آزادى انجام داده‌ایم و اعقاب ما افتخار خواهند کرد پدران آنها مشروطیت ایران را تکمیل و نهال آزادى را تقویت کرده‌اند آقایان تصدیق دارند که قانون فعلى مضراتش کمتر از قانون نوشته شده بود (دکتر کیان - کاملاً بر عکس است) آقاى دکتر توجه کنید که آزادى مردم در آن قانون بیشتر بوده اختیارات انجمن نظار به دست مأمورین دولت نبوده به علاوه متناسب بین حوزه‌هاى اصلى و فرعى در انتخابات بیشتر از این جداول جدید بوده بدون مطالعه به نظر بنده جمع شده مثلاً شهر تاریخى تبریز زادگاه ستارخان و مشعل‌دار مشروطیت که 9 نفر وکیل داشته است در این جدول 4 نفر گذاشته شده که مورد اعتراض عموم آذربایجانیان مى‌باشد این است که بنده پیشنهاد داده‌ام که بیاید به کمیسیون و در آنجا تصویب شود دیگر بسته به نظر آقایان است.

نایب رئیس - آقاى ناظرزاده‏

ناظرزاده - بنده توضیح مفصلى ندارم در این که در جدول ضمیمه لایحه قانون انتخابات خیلى اشتباه شده و اصلاحاتى لازم دارد جاى تردید نیست (صحیح است) و به همین جهت دعوت‌هایى هم براى اصلاح این قانون شده و می‌شود و همین طور که الان تصویب شد تا سه ماه این قوانین باید براى تصویب و اصلاح بیاید به مجلس یک نکته دیگر هم در این پیشنهاد است که نوشته‌اند پس از تصویب بلافاصله در مدت 15 روز بنده نفهمیدم اگر بلافاصله است 15 روزش دیگر چیست و اگر 15 روز است بلافاصله‌اش کدام به هر صورت چون جدول اصلاح خواهد شد خواهش می‌کنم پیشنهادشان را پس بگیرند.

رفیع - پس گرفتند.

بهادرى - نه آقایک مرتبه دیگر قرائت کنید.

(مجدداً به شرح سابق قرائت شد)

نایب رئیس - آقاى وزیر کشور

دکتر صدیقى (وزیر کشور) - آقایان نمایندگان محترم می‌دانند که یکى از مواد اساسى برنامه دولت اول جناب آقاى دکتر مصدق اصلاح قانون انتخابات بود و خاطر مبارک آقایان نمایندگان هم چنین استحضار دارندکه ایشان در دولت دوم خود از ابتداى شروع به کار مشغول به این امر مهم بودند و یک کمیسیونى از اشخاص صالح و عالم و واقف انتخاب فرمودند و آن کمیسیون هم طرح لایحه قانونى انتخابات را تهیه کرده است و قریب 4 ماه در این راه و کار صرف وقت کرده است قانون یعنى لایحه قانونى حاضر شده است و این لایحه قانونى جدولى دارد و پس از این که دعوت شد از آقایان نمایندگان محترم که در منزل جناب آقاى نخست‌وزیر تشریف بیاورند در آنجا بحث کنند و نظر خود را اظهار کنند عملاً معلوم شد که بهتر آن است که این جدول منظم به لایحه قانونى منطبق شود با جدولى که براى لایحه قانونى تقسیمات کشور تهیه می‌شود (صحیح است) آقایان نمایندگان به چهار دسته برحسب موقع جغرافیایى تقسیم شدند و از محضر آقایان استفاده شد دو جلسه با حضور جناب آقاى نخست‌وزیر مذاکراتى به عمل آمد و نتایج آراء صائب و مطالب و ارشاداتى که فرمودند وزارت کشور همه را یادداشت کرد و به آقایان قول داد که نظر آقایان در لایحه جدید یعنى طرح لایحه جدید تأمین کند (صحیح است) و منطبق کند جدول منظم به این لایحه را با جدول لایحه قانونى تقسیمات کشور و دیروز هم قرار بود که جلسه سوم تشکیل شود که مجلس چون گرفتار کارهایى بود این جلسه منعقد نشد و فردا هم جلسه تشکیل خواهد شد بنابراین این عرایض من خود کافى است ظاهراً که به عرض آقایان برسانم و معلوم کنم که دولت کمال علاقه را دارد

+++

‌یعنى مخصوصاً شخص دکتر مصدق (صحیح است) که این لایحه به بهترین وجهى تهیه شود و همان طور که نماینده محترم جناب آقاى بهادرى فرمودند کمکى به تکمیل قانون اساسى و حفظ آزادى بشود به عین عبارت نقل کردم فرمایش جنابعالى را بنابراین چون حالا هم صحبت شد که این لایحه وقتى تمام شد سه ماه بعد تقدیم مجلس شوراى ملى بشود بنده تصور می‌کنم که مقصود نماینده محترم خود به خود حاصل است (صحیح است) و دولت مطالعات کافى خواهد کرد به اسرع اوقات این لایحه را تمام خواهد کرد در این صورت استدعا دارم از جناب آقاى بهادرى که پیشنهاد خودشان را پس بگیرند.

رفیع - قبول فرمودند.

بهادرى - بنده مقصودم تذکر بود و با این توضیحى که جناب آقاى وزیر کشور فرمودند مسترد داشتم (احسنت)

نایب رئیس - آقایان توجه بفرمایند که پیشنهادها تمام شده و لازم است که به ماده واحده و اضافات رأى گرفته شود ولى دو مطلب بود که قبلاً خواستم عرض کنم یکى این است که آقاى نخست‌وزیر ضمن نامه‌اى که در تاریخ 27/10/31 به عنوان ریاست محترم مجلس شوراى ملى نوشته‌اند در آخر نامه مى‌نویسند: ضمناً به استحضار می‌رساند که از نظر دولت رأى به این لایحه رأى اعتماد تلقى خواهد شد. بنده در این صورت فکر کردم که به این تقاضاى دولت حتماً لازم باشد که با ورقه رأى گرفته شود ضمناً پیشنهادى هم به امضاى 5 نفر از آقایان دکتر شایگان - دکتر سنجابى - پارسا زیرک‌زاده رسیده است که با ورقه رأى گرفته شود به هر صورت با این ترتیب رأى با ورقه را اعلام می‌کنم نسبت به ماده واحده و اصلاحاتى که قبلاً تصویب شده آقایانى که موافقت دارند ورقه سفید با نام و آقایانى که مخالفند رأى کبود خواهند داد.

(اسامى آقایان نمایندگان به ترتیب ذیل اعلام و در محل نطق اخذ رأى به عمل آمد)

آقایان: رفیع - دکتر فلسفى - زیرک‌زاده - مهندس حسیبى - دکتر سنجابى - اخگر - تولیت - دکتر شایگان - پارسا - حاج سید جوادى - انگجى - میلانى - حمیدیه - محمدحسین قشقایى - خسرو قشقایى - دکتر کیان - دکتر معظمى - محمد ذوالفقارى - افشار - امامى اهرى - گنجه - کهبد - منصف - مجتهدى - افشار صادقى - جلالى - دکتر فاخر - موسوى - امیرافشار - مصدقى - قنات‌آبادى - پورسرتیپ - شهیدى - نبوى - جواد عامرى - مدرس - خلخالى - وکیل‌پور - اقبال - دکتر مصباح‌زاده - ملک‌مدنى - دکتر طاهرى - دادور - شبسترى - ذکایى - دکتر بقایى - زهرى - مجدزاده - شاپورى - صفایى - شادلو - شوکتى - جلیلى - مهندس غروى - فرزانه - ریگى - دکتر فقیهى‌شیرازى - شهاب خسروانى - میر اشرافى - نریمان - کریمى - بهادرى - حائرى‌زاده - معتمددماوندى - نجفى - ناظرزاده  

(پس از شماره آرا و استخراج 59 ورقه موافق و یک ورقه مخالف و یک ورقه سفید بى‌اسم شمرده شد)

نایب رئیس - آقایان توجه بفرمایند 67 نفر در جلسه حاضر بودیم 66 نفر اسامی‌شان خوانده شد خود بنده طبق معمول در موقعى که ریاست جلسه را عهده‌دار هستم در رأى شرکت نمی‌کنم بنابراین با 59 نفر موافق لایحه اختیارات آقاى دکتر محمد مصدق به تصویب رسید.

اسامى موافقین آقایان: اقبال - مدرس - دکتر مصباح‌زاده - ذکایى - شهیدى - دکتر فاخر - اخگر - دکتر شایگان - رفیع - دکتر فلسفى - انگجى - جلیلى - وکیل‌پور - کریمى - دادور - دکتر فقیهى‌شیرازى - مصدقى - نجفى فردوسى - فرزانه - شبسترى - شاپورى - صفایى (به شرط رعایت اصل دوم قانون اساسى) افشارصادقى - دکتر معظمى - گنجه - حاج سید جوادى - موسوى - امیرافشارى - محمد حسین قشقایى - نبوى - میلانى - محمد ذوالفقارى - دکتر طاهرى - مجدزاده - خسرو قشقایى - ناظرزاده - شهاب خسروانى - مهندس حسیبى - منصف - شوکتى - فتحعلى افشار - امامى‌اهرى - پارسا - مهندس غروى - شادلو - خلخالى - ملک‌مدنى - مجتهدى - جلالى - عامرى - ریگى - دکتر کیان - پورسرتیپ - معتمددماوندى - مهندس زیرک‌زاده - دکتر سنجابى - نریمان - تولیت.

ورقه سفید علامت امتناع یک برگ.

مخالف - آقاى حمیدیه (با قید این جمله در ورقه رأى خود بسم الله الرحمن الرحیم براى حفظ مشروطیت و احترام به قانون اساسى با لایحه اختیارات مخالف و با دولت جناب آقاى دکتر مصدق موافقم)

نایب رئیس - بنده باید عرض کنم که امید ما و مجلس و ملت ایران این است که از این اختیارات وسیع حداکثر استفاده را براى رفاه و سعادت ملت بفرمایند.

نمایندگان - انشاء‌الله‏

نایب رئیس - آقاى وزیر دارایى فرمایشى دارید بفرمایید.

وزیر دارایى - بنده از طرف شخص جناب آقاى دکتر محمد مصدق نخست‌وزیر و از طرف هیئت وزیران از احساسات آقایان نمایندگان محترم اظهار تشکر می‌کنم و با این که محتاج به تکرار نیست اطمینان می‌دهم که از این اختیارى که آقایان دادند به حد اعلى به نفع ملت ایران استفاده خواهد شد (صحیح است - انشاء‌الله)

3- تعیین موقع و دستورجلسه بعد- ختم جلسه

نایب رئیس - جلسه را ختم می‌کنیم جلسه آینده صبح پنجشنبه ساعت 9 و ربع صبح دستور مطالبى است که در جریان داشتیم.‏

(مجلس ساعت 9 بعد از ظهر ختم شد)

نایب رئیس مجلس شوراى ملى - احمد رضوى‏

+++

یادداشت ها
Parameter:294800!model&5137 -LayoutId:5137 LayoutNameالگوی متنی کل و اخبار(مشروح مذاکرات)