کتابخانه، موزه و مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی


صفحه اصلی » مشروح مذاکرات » مشروح مذاکرات مجلس ملی » دوره شانزدهم مجلس ملی

0.0 (0)
مشروح مذاکرات مجلس ملى، دوره‏ 16
[1396/05/29]

جلسه: 62 صورت مشروح مذاکرات مجلس روز یکشنبه 2 مهر ماه 1329  

فهرست مطالب:

1-قرائت اسامی غائبین جلسه گذشته

2-بیانات قبل از دستور آقایان رئیس - دکتر مصدق

3-تقدیم یک فقره لایحه از طرف آقای کفیل وزارت دارایی و دنباله بیانات نمایندگان راجع به قانون تصفیه

4-تقدیم یک فقره لایحه از طرف آقای وزیر پست و تلگراف

5-ختم جلسه

مشروح مذاکرات مجلس ملى، دوره‏ 16

 

 

جلسه: 62

صورت مشروح مذاکرات مجلس روز یکشنبه 2 مهر ماه 1329

 

فهرست مطالب:

1-قرائت اسامی غائبین جلسه گذشته

2-بیانات قبل از دستور آقایان رئیس - دکتر مصدق

3-تقدیم یک فقره لایحه از طرف آقای کفیل وزارت دارایی و دنباله بیانات نمایندگان راجع به قانون تصفیه

4-تقدیم یک فقره لایحه از طرف آقای وزیر پست و تلگراف

5-ختم جلسه

 

مجلس دو ساعت و پانزده دقیقه قبل از ظهر به ریاست آقاى رضا حکمت تشکیل گردید..

1-قرائت اسامى غائبین جلسه گذشته

رئیس- صورت اسامى غائبین جلسه قبل قرائت می‌شود.

( به شرح زیر قرائت شد)

غائبین با اجازه: آقایان- احمد بهادرى؛ اسلامى؛ فتحعلى افشار؛ طباطبایى؛ دکتر راجى غائبین بى‌اجازه: آقایان- محمود محمودى؛ صفوى؛ دولت‌آبادى؛ برومند؛ خسرو قشقایى؛ سالارسنندجى؛ امینى؛ ناظرزاده؛ تولیت؛ حسن اکبر؛ شهاب خسروانى؛ اقبال؛ قرشى؛ ثقت‌الاسلامى؛ عماد تربتى؛ محسن طاهرى؛ سالار بهزادى؛ حاذقى؛ غضنفرى؛ نبوى؛ پیراسته؛ محمد ذوالفقارى؛ امیر افشارى؛ سلطانى؛ کاظم شیبانى؛ دکتر شایگان؛ جواد مسعودى؛ خزیمه علم دیرآمده با اجازه: آقاى قبادیان‏

رئیس- صورت مجلس جلسه قبل به واسطه عید اضحى و تعطیل جمعه به طبع نرسیده؛ براى جلسه بعد حاضر می‌شود. اینجا سه نفر از آقایان براى قبل از دستور اسم‌نویسى کرده‌اند؛ ولى آقاى دکتر مصدق در جلسه پیش بیاناتى فرموده‌اند؛ بنده از آقایان نمایندگان محترم استدعا دارم با کمال صبر و حوصله بیانات ایشان را اصغا بفرمایند. بفرما‌یید آقاى دکتر مصدق (دکتر مصدق- متشکرم) و تماشاچی‌ها هم متوجه آئین‌نامه باشند و سکوت مطلق اختیار کنند (صحیح است)

2-بیانات قبل از دستور آقایان دکتر مصدق و مقام ریاست‏

دکتر مصدق- در جلسه قبل راجع به قراردادى که با دولت اتحاد جماهیر شوروى می‌خواهند منعقد بکنند؛ نظریاتى عرض کردم ولى اطلاع کامل نداشتم؛ زیرا به طوری که می‌گویند دولت با دولت اتحاد جماهیر شوروى می‌خواهد قراردادى منعقد بکند به طورى که می‌گویند طرف مذاکره با اولیاى دولت جماهیر شوروى فقط آقاى نخست وزیر بوده‌اند و بس. ولى دیشب یکى از آقایان نمایندگان محترم به بنده توضیح دادند و معلوم شد که قرارداد تجارتى دولت شوروى مدتش منقضى نشده و می‌خواهند روى همان قرارداد کنتنژان‌هایى تعیین کنند. اگر واقعاً قردادى هست و نمی‌خواهند قرارداد جدیدى بنویسند؛ نظر بنده همان است که عرض کردم باید هر قراردادى به موجب اصل 24 قانون اساسى در مجلس شوراى ملى بیاید و تصویب شود و اگر تصویب نشود؛ آن قرارداد به هیچ‌وجه معتبر نیست (صحیح است) ولى اگر بخواهند کنتنژان‌هایى برقرار بکنند. چون باز یکى دیگر از نمایندگان محترم به من تذکر داد و فرمود که جمعى گفتند چه شده است که دکتر مصدق با قرارداد؛ با این کنتنژان (چون واقعاً من نمی‌دانستم که کنتنژان معین بکنند یا قرارداد بنویسند؛ مخالفت می‌کنید؟ این است که من لازم می‌دانم عرض کنم که من شخصاً و همکاران عزیزم نمایندگان جبهه ملى بسیار مشتاق هستیم که قرارداد جدیدى با دولت شوروى منعقد و در مجلس تصویب بشود و اگر چنین قراردادى بیاورند ما از صمیم قلب به این قرارداد رأى می‌دهیم و به هیچ‌وجه مخالفتى با قرارداد نخواهیم کرد و البته شاید اشخاصى که بخواهند فتنه و فساد بکنند بخواهند مرا در نزد اولیای شوروى مخالف صریح قلمداد کنند خدا را به شهادت می‌گیرم که من با هیچ یک از دول بزرگ مجاور نظر مخالفتى ندارم و در آن دوره 14 تقنینیه که من آن ماده واحده را پیشنهاد کردم نظرم فقط صلاح مملکت ایران بود و صلاح شوروى؛ زیرا انتظار نداشتم که دولت شوروى تقاضایى از

+++

دولت و ملت ایران بکند که یک دولت استعمارى می‌کند؛ چون که تقاضاى امتیاز معمولاً کار دولت‌هاى استعمارى است در همان ماده واحده‌اى که بنده پیشنهاد کردم تحریم کردم امتیازات را در ماده دوم نوشتم هر دولتى که بخواهد از ایران براى احتیاجات خودش خریدارى نفت بکند دولت ایران باید با این کار موافقت بکند و به اطلاع مجلس برساند و مجلس شوراى ملى خواهان معاملات و تجارت با دول مجاور است و حالا پس از 4 سال مى‌بینیم به همان مطالبى که من در آنجا راجع به نفت و فروش آن پیشنهاد کردم متوجه شده‌اند شاید امیدواریم که انشاء‌الله ملت ایران بتواند معادن نفت خودش را خود استخراج بکند و به تمام ملل مجاور به اندازه‌اى که احتیاج دارند نفت بفروشد معامله بکند و به نظر من بحثی در این نیست و هیچ وقت در این مجلس غیر از مسائلى که خیر مملکت باشد عرض نمی‌کنم و امیدوارم که بعد هم عرض نکنم این راجع به مسائلى بود که در جلسه قبل عرض کردم و این را هم تذکر بدهم که اگر بخواهند کنتنژان معین بکنند؛ نظر به این که تجار ایرانى تا امروز و تا آخر سال سهمیه خودشان را گرفته‌اند و مال‌التجاره‌هایى را دستور داده‌اند و آنها هم همان مال‌التجاره‌ها را صادر بکنند و دولت از همان کالاها کنتنژان‌هایى براى امسال بدهد قهراً یک ضررهاى بزرگى به تجارى که سهمیه گرفته‌اند وارد خواهد شد. بنده به دولت تذکر می‌دهم که این کنتنژان‌ها را به یک ترتیبى به دولت شوروى ندهد که با آن معاملاتى که تجار نسبت به سهمیه خودشان دارند ضرر وارد نشود. اگر معاملاتى با این کنتنژان انجام می‌گیرد؛ این ضرر به این تجار ایرانى وارد می‌شود: صدمه‌اى متوجه معاملات تجار داخلى می‌شود چون وقتی که براى یک سال به دو نفر یک کنتنژان‌هایى دادند؛ یک عده می‌روند از آنجا می‌خرند باید دولت این را در نظر بگیرد و کارى نکند که اسباب ضرر تجار بشود و قرارداد دولت جماهیر شوروى به طوری که روابط ما با همسایه شمالى ما محفوظ باشد این نظریه من بود راجع به قرداد با شوروى که باید در مجلس بیاورند و یا اگر کنتنژان‌هایى معین می‌کنند مطابق آن قرارداد هم اجازه بدهد البته اگر بخواهند کنتنژان‌هایى مطابق قراردادى که در 15 فروردین 1319 گذشته بدهند؛ کسى مخالف نیست و قوانین و قراردادهایى که از مجلس شورای ملى گذشته تا زمانى که نقص نشده براى همه محترم است و باید اجرا شود. اما راجع به جناب آقاى سردار فاخر حکمت من به هیچ‌وجه نمی‌خواستم به ایشان عرضى بکنم و به ایشان در اینجا اعتراضى بکنم؛ متأسفانه بعد از افتتاح مجلس یعنى بعد از تعطیل به مجلس آمدیم شهرت پیدا کرده بود که بعضى از رفقا و همکاران من می‌خواهند یک اعتراضى به ایشان؛ به عنوان تصمیمى که هیأت تصفیه اتخاذ کرده بود؛ بکنند در صورتی که تصمیم هیأت تصفیه به هیچ‌وجه مربوط به مجلس شورای ملى نیست ایشان از طرف مردم این مملکت انتخاب شده‌اند که در این مجلس به سمت ریاست آمده‌اند و ما هم حق نداشتیم که به این کار اعتراض بکنیم ایشان از من استخراج کردند و گفتند شما چه نظر دارید راجع به این مذاکراتى که می‌کنند من هم همین جواب را دادم؛ عرض کردم شما تشریف بیاورید ریاست خودتان را کار خودتان را اداره کنید از ما نسبت به شما غیر از احترام چیزى نخواهد شد و همین طور هم در چند جلسه گذشته بود در دو جلسه قبل یکى از همکاران من به من اظهار کرد و گفت جناب آقاى سردار فاخر مى‌خواهند از خودشان در مجلس دفاع کنند؛ عرض کردم به ایشان بگویید که من اصلاً نمی‌خواهم مجلس تشنج پیدا بکند و این دفاعى که شما مى‌خواهید در مجلس بکنید اسباب تشنج در مجلس است؛ ما که عرضى نمی‌کنیم نمایندگان دیگر هم صحبتى نمی‌کنند کار تصفیه هم هر طورى که مجلس شورای ملى در نظر بگیرد خواهد گذشت خواهش می‌کنم شما در مجلس بیاناتى نفرمایید؛ آن نماینده محترم به من فرمودند بنده مذاکره کردم و ایشان قبول نفرمودند و فرمودند من حتماً باید در مجلس از خودم دفاع بکنم و حقایقى را که مردم نمی‌دانند و مطلع نیستند به عرض جامعه برسانم در مجلس باز هم به توسط آن نماینده محترم عرض کردم استدعا کردم که فرمایشى نفرمایید صحبتى نفرمایید و مجلس را متشنج نفرمایید؛ ایشان استدعاى ما نمایندگان جبهه ملى را قبول نفرمودند و به ایراد بیاناتى که در مجلس شد مبادرت فرمودند البته این دفاع از طرف ایشان؛ نتیجه این بود که بنده هم در مجلس عرایضى‏ بکنم؛ به جهت این که ما نمایندگان تهران و شما نمایندگان ولایات که از طرف مردم در این مجلس آمده‌ایم؛ مکلفیم و موظفیم که اگر یک حرفى یک مطلبى برخلاف حقیقت گفته شود؛ آن را تکذیب کنیم و ثابت کنیم که آن مطالب عین حقیقت نیست؛ یا اشتباه است یا عمد است یا در حقیقت آنچه گفته شده بیان حقیقت نیست به این جهت بنده عرایضى نسبت به ایشان کردم؛ قسمت اول مربوط به تصمیم هیأت تصفیه بود که روزى بعد از ایراد نطق جناب ایشان یکى از نمایندگان هیأت تصفیه به منزل من آمد در مقابل سؤال من جواب‌هایى داد و اظهاراتى کرد که اگر من عین اظهارات او را در اینجا عرض کردم انشای من نبود و یک جمله اخبارى بود؛ عین اظهارات آن شخص بود که من در مجلس گفتم. اما خود من نسبت به جناب ایشان خاطراتى دارم که باید آن خاطرات را عرض بکنم آقایان محترم آنهایى که در دوره 14 تقنینیه در مجلس تشریف داشتند و آنهایى که در خارج بودند اطلاع دارند که در مجلس یک اقلیت 32 نفرى تشکیل شد؛ این اقلیت 32 نفرى دو ماه در خود مجلس ابستروکسیون کردند و چون ما دیدیم که آخر هر ماه ما را به عنوان این که باید یک دوازدهم را تصویب بکنید و اگر تصویب نکنید مستخدمین دولت به مجلس می‌آیند؛ هجوم می‌آورند و امنیت را مختل می‌کنند؛ به مجلس می‌آمدیم و 1 دوازدهم را تصویب می‌کردیم؛ بعد دیدیم اوبستروکسیون به این ترتیب فایده‌اى ندارد؛ البته آقایان تصدیق می‌فرمایّید که اوبستروکسیون حق اقلیت است که یک عده قلیلى است؛ اکثریت اوبسترکسیون بکند پسندیده نیست به جهت این که اکثریت یک عده‌اى هستندکه نصف به علاوه یک نمایندگان هستند و باید بنشینند مطالب اقلیت را با کمال خونسردى با کمال متانت اصغاء بکننداگر جوابى دارند بدهند و بعد رأى بگیرند و البته رأى اکثریت هم قاطع است؛ آن کسى که حق دارد اوبستروکسیون بکند آن اقلیت است که یک عده قلیلى هستند که وقتى که می‌بینندکه اوضاع مملکت مطابق صلاح عمومى یا اگر مغرض باشند مطابق میل خودشان نیست و یا اگر مصلح باشند در صلاح مملکت نیست اینها اوبستروکسیون می‌کنند جلسه را از اکثریت می‌اندازند؛ هر کارى که لازم باشد می‌کنند؛ براى این که اکثریت نتواند به مقصودى که دارد نایل بشود و قضاوت این امر را هم به افکار عمومى واگذار می‌کند؛ زیرا اگر افکار عمومى با عملیات اقلیت موافقت نکند؛ اقلیت محکوم به افکار عمومى؛ است اقلیت نمی‌تواند در جامعه سربلند کند آن اقلیتى که بتواند در مقابل مردم صحبت کند؛ آن مردمى که هواخواه یک اقلیتى باشند و طالب شنیدن حرف‌هاى اقلیت هستند قهراً قضاوت می‌کنند و تصدیق مى‌کنند که حرف‌هاى اقلیت در مصالح خود آن مردم است ما 4 ماه به مجلس نیامدیم بعد از 4 ماه یک روزى در منزل بنده که جناب آقاى قائم مقام‌الملک؛ جناب آقاى اسکندرى نمایندگان اقلیت 32 نفرى تشریف داشتند حاضر بودند 5 نفر از نمایندگان مجلس آمدند و گفتند دولتى که شما با آن مخالفت می‌کنید حاضر نیست نمی‌خواهد که شما از جلسه خارج شوید و بى‌اعتنایى بکنید دولت مایل است که بیاید در جلسه و برنامه دولت مطرح شود اگر به برنامه دولت اکثریت رأى نداد دولت می‌رود و حالا ما 5 نفر اصالتاً از طرف خود و وکالتاً از طرف 15 نفر از نمایندگان دیگر که 16 نفر می‌شویم با شما که اقلیت 32 نفرى هستید موافقت مى‌کنیم بیایید در مجلس شوراى ملى برنامه دولت که مطرح شد رأى ندهیم و دولت برود آقا غیر از این نیست؟ (قائم مقام‌الملک- صحیح است) ما آمدیم در مجلس و از آن اشخاصى که آمدند و حرف‌هایى زدند ما سند خواستیم گفتیم که به ما اطمینان بدهید که اگر ما آمدیم با ما همکارى بکنید؛ قبول بکنید آنها قبول نکردند و گفتند ما سند نمى‌دهیم گفتند حرف ما حرف است؛ سند نمى‌دهیم و در مجلس که آمدیم بعد به برنامه دولت رأى دادند دو نفرشان مخالفت کردند و به برنامه دولت رأى مخالفت دادند؛ بالأخره ما آمدیم خود جناب آقاى سردار فاخر یکى از آن اشخاصى بودند که در اقلیت بودند حالا چرا ما را آوردند به مجلس چون براى اکثریت فایده‌اى نداشت که ما بیاییم در مجلس اکثریت فضول مى‌خواست؟ که یک عده اقلیتى بیایند در مجلس هر کارى که اکثریت مى‌کنند تنقید بکنند و بگویند رفتند قند گرفتند چه کار کردند موضوع را وقتى آمدیم به مجلس فهمیدیم و اگر به مجلس نمی‌آمدیم اصلاً نمى‌فهمیدیم که چه خبر است براى چه آمدند ما را آوردند به مجلس؛ روز اولى که آمدیم به مجلس؛ مجلس اصلاً تشکیل نشد جلسه دوم و سوم بود که بودجه یک دوازدهم را آوردند و یک دوازدهم تصویب شد؛ در جلسه سوم دعوتى از طرف نمایندگان اکثریت شد که نمایندگان اکثریت از اقلیت دعوت

+++

می‌کنند که بیایند براى لایحه تحریم انتخابات صحبت کنند توضیحاً عرض مى‌کنم که قشون خارجى در این مملکت چون یک دسته‌اى مدتى قبل از انقضاى قرارداد مملکت ما را تخلیه کردند و رفتند و یک دسته‌اى باقى بودند نمایندگان اکثریت نگران بودند متوحش بودند براى این که توقف آنها در ایران سبب خواهد شد که در انتخابات دخالت بکنند این بود که کمیسیون اکثریت که عبارت بود از جناب آقاى دکتر طاهرى حاضر آقا همین‌ طور است (دکتر طاهرى- بلى) آقاى دشتى آقاى نبوى و آقاى عباس مسعودى تشکیل شد من فهمیدم که دعوت ما براى آمدن به مجلس فقط از نظر تحریم قانون انتخابات بود و الا به ما کارى نداشتند مى‌خواستند ما بیاییم در مجلس و این قانون را به مجلس بیاورند و قانون تحریم انتخابات را تصویب بکنند البته ما هم اینجا خواستیم ریش بگیریم زیر آن دولى که نمى‌خواهند ملت ایران به آزادى و عظمت و سیادت خود برسد با تجدید نظر در قانون انتخابات مخالفند آنها میل دارند که این قانون انتخابات همین طور که هست باقى باشد تا ملت ایران به هیچ‌وجه توجهى به مصالح خود نکند. کمیسیون تشکیل شد نمایندگان اقلیت انتخاب شدند یکى جناب آقاى حکمت بود آقاى مهندس فریور؛ آقاى صادقى و چهارمى خود بنده در آن جلسه نظر من این بود که تنها توقف قشون خارجى در انتخابات مؤثر نیست زیرا از بدو مشروطیت تا آن وقت که چهار دوره تقنینیه گذشته بود فقط دوره اول و نسبتاً دوره دوم و سوم مردم توانسته بودند نمایندگان خود را به مجلس‏ روانه کنند پس چیزهاى دیگرى هم هست که در انتخابات ما مؤثر است و مهم‌تر از این اصلاح قانون انتخابات است که با این قانون نتوانند آرا صحیح را با آرای مجعول و مشکوک عوض کنند؛ اگر ما طالب آزادى انتخابات هستیم و اگر ما می‌خواهیم سیاست‌هاى خارجى در انتخابات دخالت نکند باید قانون انتخابات را تجدید نظر و اصلاح کنیم باقانون فعلى لازم نیست که سیاست‌هاى خارجى با زور و نیرو و تهدید به مقصود خود برسند بلکه کافى است دولتى روى کار بیاورند و منویات خود را به دست آن دولت اجرا کنند ولى اکثریت و بلکه قریب به اتفاق نمایندگان حاضر نمی‌شدند که صحبت از اصلاح قانون بکنند و امضاکنندگان طرح اصرار داشتند که آن را پیشنهاد کنند و مجلس تصویب کند و در آخر دوره هم براى جلوگیرى از فترت مجلس را تمدید نمایند از این نظر سه روز قبل از پیشنهاد طرح دعوت نمایندگان اکثریت کمیسیونى مرکب از اشخاص ذیل آقایان دشتى دکتر طاهرى عباس مسعودى نمایندگان اکثریت و جناب آقاى رضا حکمت آقاى حاذقى؛ آقاى مهندس فریور و اینجانب نمایندگان اقلیت در مجلس تشکیل شد نمایندگان اکثریت اظهار می‌کردند چند روز بیش‌تر به صدور فرمان انتخابات باقى نیست چنانچه طرح تنظیمى ما مطرح و تصویب بشود قشون خارجى که مقصودش از توقف در ایران مداخله در انتخابات است می‌رود و اگر نرفت دوره چهاردهم را تمدید می‌کنیم تا برود در صورتى که نمایندگان اقلیت بلاتفاق می‌گفتند تصویب این طرح ممکن است موجب عصبانیت بعضى از خارجى‌ها بشود و تمدید مجلس به جهات ذیل عملى و مؤثر نیست اول این که انتخابات دوره چهاردهم بر طبق آمال مردم نبود که تمدید مجلس با افکار آنها موافقت کند دوم تمدید دوره تقنینیه برخلاف اصل پنجم قانون اساسى است که مدت نمایندگى را دو سال تعیین کرده است سوم بر فرض این که اکثریت موفق به تمدید شود چه مانعى هست که در انقضاى دوره دولت مجلس را منحل کند و این کار در دوره دوم سابقه دارد پس بهتر آن است طرحى تهیه کنیم که به عنوان تجدید نظر در قانون انتخابات در صدور فرمان شاهانه راجع به انتخابات دوره پانزدهم دو ماه تأخیر و در ظرف این مدت قانون انتخابات را تجدید نظر کنند چنانچه قانون اصلاح شد و قشون خارجى نرفت آن وقت قبل از انقضاى دوره 14 طرح تعویق انتخابات تصویب شود پس از مذاکرات زیاد بین نمایندگان اکثریت و اقلیت در کمیسیون توافق نظر حاصل شد و علت هم این بود که سیاست شخصى نمایندگان اکثریت با اصلاح قانون انتخابات مخالفت نداشت زیرا نظر من این بودکه 126 نفر از نمایندگان با قانون فعلى بدون معارضى در دهات و بلوکات انتخاب شوند و 74 نفر در شهرها افراد باسواد انتخاب کنند که در مجلس یک اکثریت بی‌طرفى تشکیل شود ولى بعد بین نمایندگان اکثریت موافقت حاصل نشد و طرحى که به مضمون ذیل تهیه شده بود در جلسه 9 مهر ماه 1324 تقدیم مجلس شورای ملى نمودند.

ماده واحده- انتخابات پانزدهمین دوره تقنینیه مجلس شورای ملى یک ماه بعد از تخلیه خاک ایران از قواى بیگانه به عمل خواهد آمد این طرح به امضاى 80 نفر رسید ناگفته نماند که قبل از تشکیل جلسه علنى و تقدیم طرح فوق‌الاشعار؛ نمایندگان اقلیت 32 نفرى در مجلس و در اطاق مخصوص به خود حاضر بودند و نسبت به جریان روز تبادل افکار مى‌نمودند براى این که طرح مزبور در صلاح مملکت اصلاح بشود و در جلسه علنى مجلس بین نمایندگان اکثریت و نمایندگان اقلیت اختلافى حاصل نشود به موجب پیشنهاد این جناب آقاى حکمت با نمایندگان اکثریت داخل مذاکره شدند ولى نتیجه‌اى نگرفتند و بلافاصله زنگ مجلس به صدا درآمد و نمایندگان اکثریت یکى بعد از دیگرى وارد جلسه علنى شدند عده‌اى از نمایندگان اقلیت هم براى این که در جلسه نظریات خود را تعقیب کنند پیشنهادى در دو نسخه به شرح ذیل تهیه نمودند براى تجدید نظر و اصلاح قانون انتخابات در صدور فرمان انتخابات سه ماه تأخیر بشود امضا‌کنندگان دکتر محمد مصدق؛ تیمورتاش؛ مهندس فریور. بهادرى. مهدى عدل. فرمانفرمائیان. رضا حکمت. افخمى. رفیع که یکى از نسخ اکنون .. (تیمورتاش- صحیح است مورد قبول است) مورد قبول است که بعدش مورد قبول باشد. بنده همیشه پیشنهادهاى جمعى را دو نسخه می‌نوشتم یکى را نگه می‌داشتم و یکى را هم به مجلس می‌دادم براى این که اگر خداى نخواسته بخواهد از بین برود باز آن پیشنهاد دیگر حاضر باشد.

رئیس- یک دفعه دیگر قرائت بفرمایید.

دکتر مصدق- این عین پیشنهاد است به امضاى ایشان: پیشنهاد می‌نماییم ماده واحده به طریق ذیل اصلاح شود؛ براى تجدید نظر و اصلاح قانون انتخابات 3 ماه تأخیر شود دکتر مصدق؛ تیمورتاش؛ فریور؛ بهادرى؛ دکتر فلسفى؛ عدل؛ فرمانفرماییان؛ رضا حکمت؛ دکتر زنگنه؛ جناب آقاى رضا رفیع؛ امضای‌شان هست این طرح را ما آنجا دو نسخه امضا کردیم آوردیم در مجلس که یکى از نسخ اکنون در دست اینجانب است و یکى از امضا‌کنندگان خود جناب آقاى حکمت می‌باشند چون در موقع امضاى پیشنهاد آقاى حکمت راجع به پیشنهاد دیگرى هم که قبلاً وارد شده بودندبه هیچ وجه اظهارى نکردند؛ وقتی که پیشنهاد را به ایشان دادم امضا کردند به هیچ‌وجه اظهارى نکردند که قبلاً یک طرحى هم داده‌اند. لذا نمایندگان اقلیت با نهایت اطمینان به پیشرفت کار وارد جلسه شدند و یک نسخه از پیشنهاد را اینجا‌نب که همین پیشنهاد باشد تسلیم آقاى نائب رئیس نمودم که پیشنهادات به ترتیبى که داده شده بود قرائت شد و بدون آن که توضیحاتى بدهند و در آن بحث شود مخالفین مانع شوند مورد رأى واقع شد و تصویب گردید صورت جلسه را ملاحظه بفرمایید وقتى که ما آمدیم در مجلس بنده این پیشنهاد را دادم به آقاى ملک‌مدنى که مجلس را اداره می‌کردند؛ بعد یک دفعه دیدیم که یک پیشنهاد دیگرى از طرف آقاى سردار فاخر داده شده آقاى ملک‌مدنى گفتند که آقاى سردار فاخر توضیحاتى دارید؟ گفتندخیر؛ بدون بحث بدون مذاکره رأى گرفتند تا ما بخواهیم بفهمیم که موضوع چه بوده؟ ما نفهمیدیم اکنون همین پیشنهاد آقاى سردار فاخر چه بود؟ پیشنهاد می‌کنم به محض این که تمام خاک ایران بر طبق پیمان سه‌گانه از نیروى متفقین تخلیه شد؛ بلافاصله فرمان انتخابات صادر که انتخابات دوره 15 شروع بشود سردار فاخر حکمت؛ که این پیشنهاد با طرح نمایندگان اکثریت یکی است؛ و فقط اختلافش این است که آقاى حکمت پیشنهاد کردند به محض این که خاک ایران از قواى متفقین تخلیه شود در صورتی که پیشنهاد اکثریت این است که یک ماه پس از تخلیه ایران انتخابات شروع شود البته همکارى صمیمانه ایجاب می‌کرد که این پیشنهاد را که برخلاف عقیده و اظهارات خودشان بود ندهند و یا این که لااقل همکاران را از آن مستحضر کرده باشند؛ نه این که هیچ اظهارى نکنند و پیشنهاد دوم مرا هم که مخالف با پیشنهاد اول است امضا نمایند. مورد تردید نیست اگر همکاران از پیشنهاد اولى ایشان مطلع شده بودند و اقلیت مى‌دانست که نقشه اکثریت چیست از حضور در مجلس امتناع می‌کرد؛ و عدم حضور نمایندگان اقلیت درجلسه سبب می‌شد که حد نصاب براى اخذ رأى حاصل

+++

نشود و پیشنهاد اکثریت تصویب نگردد و اکثریت مجبور شود که راجع به تجدیدنظر در قانون انتخابات با نظر اقلیت موافقت کند. پیشنهاد آقای حکمت با نمایندگان اکثریت به این نتیجه رسید که موقع مهم و مفیدی از دست مملکت رفت بعد در دوره پانزدهم نیز آقای سردار فاخر مطلب دیگر ایشان که در دوره 14 واقع شده این است: در سال 1323 و در 1324 که با دوره تقنینیه تصادف می‌کرد قیمت یک کیلو قند به نرخ دولتی بیست ریال و به قیمت بازار آزاد 150 ریال بود و یک حقه لاستیک اتومبیل سواری که به نرخ دولت سه‌هزار ریال و به همین مناسبت سایر اجناس انحصاری داد و ستد می‌شد بعضی از وکلاء از مقام نمایندگی سوءاستفاده نموده و منافع سرشاری برده بودند و افتضاح عملیات آنها همه روزه در جراید منعکس و یا رسوایی آنها زبانزد خاص و عام شده بود (شوشتری- اسامی آنها را ببرید) خود آقای حکمت اسم می‌برند لذا مجلس شورای ملی تصمیم قانونی ذیل را در جلسه 27 تیر ماه 1323 اتخاذ نمود: نظر به این که شایعاتی دائر به مداخله بعضی از نمایندگان مجلس در بعضی از معاملات راجع به کالاهای انحصاری و اقدام برای تحصیل ورود پاره‌ای از اجناس و غیره سوءاستفاده از مقام خود به منظور انتفاع مادی در جراید انتشار می‌یابد و نظر به لزوم تحقیقات در اطراف شایعات به اتخاذ تصمیم شایسته نسبت به کسانی که در صورت ثبوت شایعات مزبور مشمول و مستحق تعقیب خواهند بود مجلس طبق اصل 32 از متمم قانون اساسی کمیسیونی از 5 نفر نمایندگان به انتخاب مجلس مأمور می‌کند که تحقیقات جامع‌الاطرافی به عمل آورده گزارش لازم را از تاریخ اتخاذ تصمیم در ظرف یک ماه به مجلس شورای ملی تقدیم کند. این کمیسیون از طرف مجلس برای تحقیقات درباره اشخاص و وکلای بد عمل مأمور شد. کمیسیون انتخاب شد یکی از اعضاء آن کمیسیون جناب آقای سردار فاخر بودند و همچنین رئیس کمیسیون. بلی دولت مکلف است کلیه اعضا و اطلاعات و وسایل تحقیق را در اختیار کمیسیون بگذارد.

تبصره: اتهام منحصر به اجناس انحصاری نبوده و لازم است به هر اتهامی که مبنی بر استفاده مادی است رسیدگی شود. بعد از تصویب این قانون جناب آقای حکمت به عضویت و ریاست کمیسیون مزبور انتخاب شدند و مدارکی از عملیات نمایندگان خلافکار به ایشان رسید. مدارک را نادیده گرفتند و در ظرف یک ماه حتی کوچک‌ترین گزارشی به مجلس ندادند تا یک ماه مقتضی شد. این هم به آن کار کمیسیون حالا اگر می‌خواهید که اسم آن اشخاص را بفهمید چون مدارک خدمت عکس‌العمل دارد در خارج) در دوره پانزدهم نیز آقای سردار فاخر با احراز کرسی ریاست مجلس شورای ملی هیچ وقت خود را موظف ندیدند از آزادی و قانون اساسی دفاع کنند در ایامی که طبقات زیادی از افراد ملت طبق سنن پارلمانی و دمکراسی علیه حکومت هژیر با کمال نظم و آزادی وزیر حمایت قرآن کریم مقابل عمارت مجلس به تظاهرات پرداختند به دستور آقای رئیس مجلس قوای نظامی با سرنیزه و اسلحه گرم مردم را متفرق و مجروح و مقتول نمودند با نهایت تأسف باید عرض کنم که فردای آن روز آقای سردار فاخر با کمال صراحت اذعان و اعتراف کردند که زدن و کشتن مردم بی‌سلاح به دستور و امر ایشان بوده است و باز لازم است که عرض کنم کسی که مدعی است قسمت مهم اموال خود را در راه آزادی و استقلال کشور و احیای مملکت و مخالفت با نفوذ بیگانگان خرج و مصرف کرده است در جلسه یکشنبه 26 شهریور؛ آیا شایسته بود که وارد مجلس مؤسسان بشود؟ و آرایی بر علیه قانون اساسی و مشروطیت بدهد و باز شایسته بود که در همین دوره به اصول مشروطیت احترام نکند و رأی تمایل را که از سنن پارلمانی است زیر پا بگذرد! در خاتمه خاطر آقایان نمایندگان محترم را با این معنی متوجه می‌کنم که دنیای امروز این موضوع را چگونه تلقی خواهد کرد که قانونی با امضای رئیس مجلس برای اجرا به دولت ابلاغ شود و پس از این که شخص ایشان مشمول آن قانون قرار گرفتند، بیایند در پشت این تریبون مجلس و آن قانون را غلط و ظالمانه معرفی کنند آیا مصلحت مملکت از منفعت اشخاص بزرگ‌تر و عالی‌تر است و هرگز شما نمایندگان ملت نباید به خاطر صلاح اشخاص با مصلحت عمومی مملکت مخالفت فرمایید. اینجا بعضی از آقایان نمایندگان به من اظهار کردند که آیا ممکن است رئیس مجلس را کسی این طور عمل کند؟ عرض کردم آقا بله، بله. (کشاورز صدر- پس چرا در خانه خودتان گفتند نه؟) اجازه بفرمایید در ممالکی که حقایق گفته نمی‌شود، انتقاد نمی‌شود، این را حمل به چه چیز می‌کنند؟ یا حمل بر خریت مردم می‌کنند می‌گویند این ممالک رشد ملی ندارند به جهت این که این حقایق را به شما عرض کنم بنده چه‌کاره هستم، جناب آقای تقی‌زاده چه‌‌کاره‌ هستند؟ همه ماها را مردم کاملاً از حال‌مان اطلاع دارند همه را می‌شناسند. هر کس را به جای خودش می‌شناسند اگر ما گفتیم که کسی نسبت به رئیس مجلس حق ندارد بی‌احترامی کند، این حمل بر چه خواهد شد؟ حمل بر این خواهد کرد که جامعه ایرانی یا رشد ملی ندارد یا شریک عملیات دستگاه فاسد است. به جهت این که آن ممالکی که امروز ترقی کرده‌اند در سایه آزادی در سایه انتقاد بوده هیچ چیز غیر از انتقاد مردم را به راه راست هدایت نمی‌کند. اگر یک کسی کار غلط کرد، افراط و تفریط کرد، ضرری نمی‌بیند که از خط خودش منحرف شود. پس عرایضی که عرض می‌کنم در جامعه‌ای که واقعاً رشد ملی داشته باشد در جامعه‌ای که بتواند نیک را از بد تشخیص بدهد باید مورد انتقاد واقع شود باید نسبت به عملیات او انتقاد بکنند تا او متوجه بشود و امثال او دقت بکنند و آن کار را نکنند والا اگر شما آمدید گفتید نسبت به رئیس مجلس هیچ کس حق انتقاد ندارد، آن وقت جناب آقای امامی اهری خواهند فرمود بیله دیگ بیله چغندر.

فرامرزی- دستور، دستور

شوشتری- اجازه بدهید من جواب بدهم.

رئیس- من خودم حق دفاع دارم یک جریاناتی که فرمودند باید جواب بدهم.

صدری- بفرمایید.

اردلان- جلسه آینده بفرمایید.

کشاورز صدر- چرا؟

آزاد- بگذارید بگویند.

رئیس- آقای دکتر مصدق یک جریاناتی از دوره 14 که بنده و یک عده زیادی از رفقای دیگرمان با ایشان به عنوان اقلیت همکاری می‌کردیم در کابینه آقای صدر بیان فرمودند اغلب آنها هم صحیح بود حالا بنده توضیحات بیشتری می‌دهم آقای صدر که به کمک اکثریت آن روز به نخست‌وزیری رسیدند به عنوان اعتراض به ایشان که به عقیده آقای دکتر مصدق و اینها شایستگی نداشتند قرار شد که دو جلسه اقلیت ابستروکسیون بکند و به جلسه حاضر نشود، این دو جلسه ابستروکسیون رسید به چند ماه (جمال امامی- 4 ماه) و بنده همیشه مخالف با ادامه این رویه بودم ولی نظر به این که کاری را که قبول کرده بودم نمی‌خواستم رها کنم و به سست‌عنصری معروف بشوم همه در خانه‌های خودمان جمع می‌شدیم و در مجلس حاضر نمی‌شدیم بنده همیشه مکرر می‌گفتم که عده ما زیاد است 32 نفر هستیم (بعضی از نمایندگان- 41 نفر) با این عده که تشکیل اقلیت را می‌دادیم اسلحه اقلیت و نمایندگان مجلس تریبون مجلس شورای ملی است سؤال انتقاد و استیضاح است این حربه از دست ما خارج شد این اسلحه را ما خودمان ترک کرده‌ایم و در خانه‌ها جمع می‌شویم دولت هم مشغول کار خودش هست و از ترس،‌ اعمال نامناسبی به میل بعضی از اکثریت انجام می‌دهد کما این که این طور هم می‌شد تا این که شاید آقایان در نظرشان باشد، در یک جلسة خصوصی بین بنده و آقای دکتر مصدق یک مشاجره‌ای پیش آمد چون بنده می‌گفتم که برویم به مجلس و ایشان می‌گفتند که نرویم و کار ما این بود آخر ماه می‌آمدیم به مجلس برای یک دوازدهم به عنوان این که حقوق مردم را باید داد حقوق مستخدمین را می‌دادیم و دست دولتی را که با او مخالف بودیم باز می‌گذاشتیم و می‌رفتیم خانه‌های‌مان بنده آن روز با ایشان یک قدری مشاجره کردم ایشان فرمودند هر کس که با نظر من موافق است بیاید این طرف اتاق تشریف بردند آن طرف اتاق، خوب در نظر دارم که عده کمی رفتند، بنده خودم عرض کردم آقا خود بنده هم می‌آیم ما که اختلافی نداریم، ما می‌خواهیم یک کاری برخلاف اصول مشروطیت نکرده باشیم مردم به ما اعتراض می‌کنند که شما مشروطیت را تعطیل کرده‌اید چرا شما چهل نفر یا سی و هفت و هشت نفر به پارلمان نمی‌آیید بنده گفتم آخر چرا نرویم در صورتی که در حدود چهل نفر هستیم، بالاخره به پارلمان آمدیم و متأسفانه بنده باید بگویم که در آن چهار ماه ابستروکسیون خدا می‌داند روحم معذب بود، برای این که در مازندران و آذربایجان سروصداهایی بلند شد که ما اگر در مجلس بودیم از این سروصداها و این قبیل تحریکات جلوگیری.

+++

می‌کردیم و نیامدیم بعد که به مجلس آمدیم یک سر و صدایى در آذربایجان پیدا شد تنها کسى که آمد در این جا نطق کرد بنده می‌خواهم نطقى را که در آن روز کردم حالا آقایان استماع بفرمایید از جلسه مذاکرات مجلس در دوره چهاردهم که قرائت می‌کنم.

رضا حکمت- بنده اغلب قصد و عزم داشتم در مطالب و مسائلى که در مجلس شورای ملى طرح می‌شود نسبت به امور مملکت از نقطه نظر وجدانى و تکلیف وکالتى اظهار عقیده بکنم اما متأسفانه قیافه دوره چهاردهم تقنینیه طورى بودکه حقیقتاً از این عزم غالبلاً منصرف می‌شدم زیرا اصل مهم آزادى افکار و عقاید در مجلس شورای ملى که جاى بحث و استدلال است رعایت نمی‌شود آقایان نمایندگان علاوه بر این که حاضر نیستند عقاید یکدیگر را استماع کنند هیچ ناطقى هم از تعرض مصون نمی‌ماند (جمال امامى- مخصوصاً از طرف تماشاچى) این است که بنده قبلاً تمنا مى‌کنم با عقیده یک یا چند نفر همکاران محترم موافقت نداشته باشد بنده را مورد تعرض قرار ندهند (فاطمى- کسى حق ندارد) تا بنده عرایضم را بکنم (تهران‌چى- مقصودشان این است که کسى بین فرمایش‌شان صحبت نکند) به شهادت آقایان محترم بنده از بدو این دوره همیشه سعى کرده‌ام عارى از هر گونه نظرى با نمایندگان محترم و اکثریت مجلس همکارى کنم و با حفظ یک اصل که احترام احزاب و اجتماعات باشد بدون این که علاقه‌اى به حزب اراده ملى یا تمایلى به حزب توده داشته باشم روش خود را نظر الى ما قال ولا تنظر الى من قال قرار بدهم و حرف حق از دهان هر فرد یا هر دسته؛ هر جمعیت که خارج شده و یا بشود از آن طرفدارى کرده و می‌کنم؛ چنان که وقتى کلمه ابدیت در مجلس گفته شد و دولت آقاى ساعد مورد استیضاح آقاى مهندس فریور قرار گرفت بنده با این که دوستى چندین ساله با آقاى ساعد داشتم و ایشان را مرد باشرف و وطن‌پرستى می‌دانم از دادن رأى امتناع کردم (آشتیانى‌زاده- کار خوبى کردید) و همین طور وقتى که جناب آقاى دکتر مصدق بیاناتى اظهار فرمودند که منابع ثروت این کشور را نباید به دست دیگرى داد و باید به دست ایرانى استخراج شود بدون تردید با طرح ایشان موافقت کردم چندى پیش هم آقاى دکتر کشاورز همان طور که اظهار داشتند در آن جلسه هر کس که بر ضد تمامیت ایران اقدامى بکند داراى شرافت نیست و داراى روح ایرانیت نیست (صحیح است) بنده با نظر تحسین به ایشان نگاه کردم چند روز قبل براى بنده از آذربایجان یک ورقه‌اى به عنوان بیانیه فرقه دمکرات ایران رسید آقایان به خوبى می‌دانند که بعد از خلع محمدعلى میرزا از سلطنت و سپرى شدن دوره تزارى دو حزب قوى در ایران تشکیل شد یکى به نام دموکرات؛ یکى به اسم اعتدال که هر دوى این احزاب در تحکیم مبانى مشروطیت ایران خدمات گران‌بهایى کرده‌اند (صحیح است) مخصوصاً دموکرات‌ها چون تشکیلات منظمى داشتند و افراد با ایمانى هم داشتند در مقابل مطامع بیگانگان جان‌فشانى‌ها و فداکاری‌هاى زیادى کردند (صحیح است) وقتى که حقیقتاً بنده مرام حزب دموکرات آن روز را در آذربایجان هم تشکیلات عظیمى داشت و منظور اساسى و هدف اصلى او حفظ استقلال و تمامیت ایران و اجراى اصول عدالت و آزادى و استقرار رژیم مشروطه بود با مرام و شعار این فرقه که امروز تشکیل شده مقایسه می‌کنم به این نتیجه می‌رسم که تا چه پایه ممکن است افرادى این طور رو به پستى و تنزل بروند؛ اگر آقایان اجازه بدهند من دو جمله از این را قرائت بکنم (جمعى از نمایندگان - بفرمایید) آذربایجانیان مى‌گویند تهران به درد ما نمی‌رسد احتیاجات ما را نمی‌تواند تشخیص بدهد از فرهنگ ما جلوگیرى می‌کند زبان مادرى ما را تحقیر می‌نماید نمی‌گذارد با هم‌میهنان خود به آزادى زندگى کنیم با وجود این ما از آنجا قطع رابطه نمی‌کنیم از قوانین کلى و عادلانه عمومى اطاعت خواهیم کرد در مجلس شورای ملى و در حکومت مرکزى شرکت خواهیم نمود؛ زبان فارسى را مثل زبان دولتى در مدارس ملى هم‌ردیف زبان ملى تدریس خواهیم کرد ولى این حق را براى خود قائل هستیم که صاحب و اختیاردار خانه خود باشیم و آن را مستقلاً با سلیقه خود اداره بکنیم (همهمه نمایندگان- این دست و زبان‌ها را باید قطع کرد) آقایان آذربایجان مهد آزادى است (صحیح است) و روح شهدا و رادمردانى که از این خاک پاک برخاسته‌اند در راه استقلال کشور جان‌ها نثار کرده و سرها داده‌اند و اکنون زیر خاک خفته‌اند به این قبیل عناصر ناپاک با دیده تحقیر و نفرت می‌نگرند و لعنت می‌فرستند (صحیح است احسنت) «جمال امامى- احسنت» تمام قطعات کشور عضو لایتجزاى این کشور است (صحیح است) همه مانند حلقه‌هاى زنجیر به هم متصل هستیم (صحیح است) هر دست خیانت‌کارى که بخواهد یکى از این حلقه‌ها را از زنجیر منفصل بکند (جمال امامى- او ایرانى نیست) بر طبق فتواى قاطبه ملت ایران واجب‌القطع است (صحیح است؛ احسنت) لهجه‌هاى محلى زبان‌هاى محلى از قبیل کردستانى لرستانى گیلانى آذربایجانى سلب ایرانیت از ما نمی‌کنند (صحیح است) ما همه ایرانى هستیم (صحیح است) و زبان مادرى همه ماها هم زبان فارسى است (صحیح است) من امیدوارم ایران به زودى دولتى پیدا کند قوى که به اتکاء مجلس شوراى ملى و اکثریت مجلس نائره فسادى که در اطراف مشتعل شده و امروز شاید به زنجان رسیده خاموش کند و این نغمه شوم را در حلقوم این خائنین نابود کند (انشاالله) مطلب دیگر که می‌خواهم عرض کنم این است که قریب 6 ماه است عملاً دولت روى کار نیست (جمعى از نمایندگان- چرا؟) (تهران‌چى- صحیح است) و هیچ‌کارى هم نشده است آمدیم سر پیشنهادى که کردم؛ همه آقایان می‌دانند که مملکت ما در دست اجنبى گرفتار شده بود آنها هم من غیر حق به ما حمله کرده بوده (آشتیانى‌زاده- حالا هم حمله می‌کنند) (آزاد- حالا هم می‌کنند) و اگر در آن موقع انتخابات عملى می‌شد معلوم نبود که کار انتخابات شمال و جنوب به کجا می‌رسید و چه وکلایى مى‌آمدند به مجلس این پیشنهادى است که بنده دادم چون بعضى‌ها عقیده داشتند که باید با بودن قواى بیگانه انتخابات انجام بگیرد و بعضى‌ها هم معتقد بودند که بعد از چند ماه؛ بنده عقیده‌ام این بود که تا قواى بیگانه خاک ما را تخلیه نکند به هیچ قسم انتخابات علمى نشود این بود که پیشنهاد کردم و خود ایشان هم آن را قرائت فرمودند.

( به محض این که تمام خاک ایران از قواى بیگانه تخلیه بشود دولت مکلف است بلافاصله انتخابات را در سر تا سر مملکت شروع کند آیا این خیانتى بود که بنده کرده‌ام؟ (بعضى از نمایندگان- به هیچ‌وجه) این بود عمل بنده در دوره قبل؛ در آن دوره که صحبت از تمدید هم می‌شد بنده مخالف بودم براى این که اصل پنجم قانون اساسى اجازه نمی‌دهد و اگر بنا بشود هر کسى مجلس را بتواند تمدید کند پس یک دوره‌اى که انتخاب می‌شود همین طور تجدید می‌شود به این جهت بنده مخالف بودم که بعد از یک دوره انتخابات تمدید شود این موضوع را هم اقدام کردم اما مطلب دیگر اینجا باید عرض کنم که بنده سرشمارى تهران را که کردم انجام آن را به دست یکى از باشرف‌ترین کارمندان این کشور که او سیف‌الله نواب است محول کردم (صحیح است) که ایشان رئیس اداره آمار بود و خدا را شاهد می‌گیرم اگر این آدم یا خداى نخواسته بنده می‌خواستم میلیون‌ها سوء‌استفاده بکنم به سهولت مى‌توانستم ولى براى خانه خودم هم کوپن نگرفتم اما لاستیک را می‌فرمایید بنده آن وقت یک اتومبیل داشتم و هر کسى می‌توانست 4 عدد لاستیک از دولت خریدارى کند بنده 2 لاستیک بیش‌تر نگرفتم با همان لاستیک کهنه خود و پرداخت بهای دو لاستیک دیگر را هم نگرفتم چون در بازار آزاد پیدا کردم و خریدارى نمودم (یکى از نمایندگان- ایشان هم نگفتند که گرفتید) (فرامرزى- بفرمایید آقا بفرمایید) ملت ایران باید بداند چون اسمى برده شد بنده باید بگویم که قضاوت درباره بنده را افکار عمومى کرده و بنده هم الحمدالله در محکمه عدل الهى و در محکمه افکار عمومى و در محکمه‌اى که از صلحا باشد؛ حاضرم جواب اعمال خود را بدهم اما کمیسیونى در آن دوره به موجب رأى مجلس تشکیل شد براى رسیدگى به کار و کلایى که نسبت‌هایى به آنها داده شده بود بنده خودم رئیس آن کمیسیون بودم و یاد دادم که آقاى ملک‌مدنى هم عضو آن کمیسیون بودند و چند نفر دیگر از آقایان هم در آن کمیسیون بودند و به بعضى از موارد هم رسیدگى کردیم حتى دوستى آقاى فطن‌السلطنه مجد با بنده به خصومت مبدل شد؛ براى این که بنده معتقد بودم ایشان عوض یا معوض یکى را باید قبول کنند قسمتى راجع به آقاى آقاسید ضیاء‌الدین بود که می‌گفتند ایشان به عنوان زلزله گرگان شکر و قندى گرفته‌اند ولى به آنجا نفرستاده‌اند تحقیق کردم معلوم شد به وسیله آقاى دکتر امین‌الملک مرزبان فرستاده بودند بنده آن روز هم نظر ارادتى نسبت به ایشان نداشتم و خیلى هم مایل بودم که یک چیزى پیدا بکنم ولى به واسطه این که توسط آقاى

+++

امین‌الملک به گرگان فرستاده بودند و خود ایشان هم رفته بود تقسیم شده بود خدا را به شهادت مى‌طلبم که قسمت‌هایى که فعلاً نظرم هست با کمال بی‌طرفى رسیدگى کردم. اما حکومت هژیر بنده بعد از این که تحریکاتى از خارج بر علیه مجلس شروع شد کمااین که آخر دوره 14 به واسطه ضعف مجلس به اینجا ریختند و نسبت به آقاى امیر تیمور که ازشریف‌ترین نمایندگان است (صحیح است) اهانت کردند بنده باید اینجا بگویم که به روى او تف انداخت و او را از اتومبیل پایین کشیدند و به دیگران هم اهانت کردند و بعد هم روزى به مجلس ریختند در آن دوره تمام تابلوهاى مجلس تابلوهاى کمال‌الملک و دیگران را به غارت بردند بنده براى حفظ حیثیت مجلس براى این که هر روز یک دسته نتواند یا از طرف طرفداران دولت یا از طرف مردم به اینجا بریزند و آقایان نمایندگان مورد تهدید قرار می‌گیرند دستور دادم در روزى که مجلس تشکیل است هر کس خواست میتینگ بدهد یک قدرى دورتر از مجلس در حدود آخر نرده هامتینگ بدهند که اهانت به مجلس نشود به همین ترتیب تا حالا حفظ حیثیت مجلس را کرده‌ام (صحیح است) و حتى این چند روز بیش از پانصد ششصد نفر از همین مشمولین بند ب و ا و ج که با نوکران‌شان جمعیت کثیرى می‌شدند می‌خواستند بیایند در مجلس متحصن شوند بنده به آنها گفتم اگر چنین کارى بکنید؛ می‌گویم با قوه مجریه متفرق‌تان بکنند بنده در تمام این مدت اگر یک ترک اولى هم کرده‌ام به قضاوت آقایان هر چه بگویند حاضرم بنده چون نطق تهیه نکرده‌ام همین طور از حفظ می‌گویم یک چیزهایى شاید یادم برود در جلسه پیش که بنده می‌خواستم یک مطالبى به عرض نمایندگان محترم برسانم ایشان پیغام داده بودند من عرض نکنم تصدیق می‌شد این یک حق دفاع شخصى بود به آقاى دکتر مصدق ارتباطى نداشت من که رئیس مجلس هستم به حکم آزادى نطق و بیان چگونه نتوانم یک اظهارى که باعث مخالفت ایشان است بکنم؛ بنابراین نپذیرفتم و بیانات خودم را عرض کردم بعد در غیبت بنده فرموده‌اند سوء‌استفاده از مقام خود کرده‌ام؛ می‌خواهم عرض کنم که آقاى دکتر مصدق به کرات در اینجا راجع به مذاکرات خودشان با آقاى منصور؛ رفتن به منزل منصور؛ راجع به ملاقات با آقاى رزم‌آرا و رفتن آقاى رزم‌آرا به خانه ایشان یا منزل آقاى الله‌یار صالح صحبت‌هایى کردند و وقت مجلس را گرفتند آیا بنده گناهى کردم که یک مطالبى به عرض آقایان رسانیدم و قضاوت خواستم؟ (مکى- شما باید اسم بنویسید و بیایید پایین صحبت بکند) ایشان وقتی که صحبت می‌کردند همه را جلوگیرى کردم و تمنا نمودم مجلس سکوت کرد. بگذارید جوابم را بدهم. اما ایشان در آن جلسه که بنده نبودم فرمودند یک دروغ مصلحت‌آمیزى گفته‌اند دروغ مصلحت‌آمیز شاید خوب است (شوشترى- نخیر نیست) اما بنده دروغ مصلحت‌آمیز را هم نمی‌گویم در صورتی که دروغ مصلحت‌آمیز ایشان از یک نماینده‌اى که شب را براى اسم‌نویسى بی‌خوابى کشیده بود سلب حق کرده است و این خوب نبود. دیگر فرمودند که در احمدآباد (به حال گریه فرمودند) وقتى که رعایاى ایشان آمدند بنده رعایا نمی‌گویم می‌گویم زارعین زارعین آمدند. گفتند از بلشویک وحشت‏ دارند ایشان به آنها گفته‌اند شما که پنج نفر زیر یک لحاف می‌خوابید چه ترسى دارید بعد هم چند افسر روس از ایشان خواستند یک کامیون یونجه خریدارى کنند. ایشان دادند و پول هم نگرفتند. به این عمل هم اعتراض دارم. از قشون خارجى که مملکت ما را برخلاف حق اشغال کرده خوب بود پول یونجه را می‌گرفتند و به آن بیچاره‌هایى می‌دادند که زیر یک لحاف پنج نفر مى‌خوابیدند (صحیح است) بنده در مدت عمرم با گلوله در مقابل خارجى ایستاده‌ام و اسناد و مدارک هم دارم ممکن است به کتاب فارس و جنگ بین‌الملل مراجعه بکنید. جلو نفوذ خارجى را گرفتم با پول خودم اما بنده خوش‌وقت شدم که گناه بنده پیش هیئت تصفیه معلوم شد. دو رقم چک ایشان ذکر کردند که افترا و تهمت است و وجود خارجى ندارد و نسبت ناروا است مدعى بنده کیست (مکى- حسابدارى خود مجلس پنجاه هزار تومان بود بیست هزار تومانش را داده‌اید سى هزار تومانش مانده) به کلى دروغ است اما علت خشم آقاى دکتر مصدق از بنده چیست؟ وقتی که این دولت فعلى که می‌خواست به مجلس معرفى شود پیغام دادند که شما اگر غوغایى شد باید مجلس را تعطیل کنید جواب دادم چشم اگر غوغایى شد که نظامنامه به من اجازه داد مجلس را ترک می‌کنم ولى وقتی که بنده دیدم 90 نفر؛ 80 نفر از نمایندگان ساکت نشسته‌اند و هیچ خلاف نظم نمی‌کنند؛ و پنج؛ شش نفر این طور تظاهرات برخلاف نظم مى‌خواهند بکنند این را غوغا نمی‌شود تلقى کرد. چون هر روز یک دولت خواست معرفى بشود و پنج نفر غوغا کند و مجلس تعطیل شود برخلاف اصول مشروطیت است ما باید رشد اجتماعى داشته باشیم از ملل دیگر یاد بگیریم دیروز سیصد نفر نماینده حزب محافظه‌کار که مهم‌ترین حزب انگلستان است تسلیم 306 رأى حزب کارگر شده محافظه‌کاران چرا چوب و چماق برنمى‌دارند سر و دست حزب مخالف را بشکنند آخر مجلس شورای ملى جاى بحث و استدلال است به آنهاگفتم که ممکن است فردا خود آقاى دکتر رئیس دولت بشوند ممکن است خداى نخواسته آقاى جمال امامى هم با شما بد باشند دوستان زیادى هم دارندکه ممکن است اسباب زحمت شما بشوند باید مجلس را تعطیل بکنم اگر غوغایى شد در مجلس که من نتوانستم اداره کنم و یا در هم ریخته شد بنده تعطیل می‌کنم بعد گفتند که آقایان حال‌شان به هم خورد گفتم بنده هم ممکن است حالم به هم بخورد نائب رئیس مجلس را اداره می‌کند؛ نماینده دیگر هم حالش به هم بخورد باید خودش برود بیرون چون در کار مجلس تأثیرى نباید داشته باشد همه وکیل هستند اما چون فرمودند اشخاصى که کارهاى بدى کرده‌اند باید گفته بشود لهذا می‌گویم گناه من این است که رعایاى کامشکان چندین مرتبه آمدند در منزل بنده که شکایت خواسته‌اند که در مجلس متحصن بشوند باز من نگذاشته‌ام آنها می‌گویند املاک خرده مالکین که با آقا شریک بودند ایشان بدون سند مالکیت و با اعمال نفوذ به مجاهد فروخته‌اند و آمده‌اند  الان در تهران و می‌خواهند متحصن بشوند بنده در عمرم این کارها را نکرده‌ام و من تمنا می‌کنم که از مجلس چند نفر معین بشوند و بروند کتابچه خالصه‌جات خراسان را ببینند در موقعى که ایشان مستوفى خراسان بودند رسیدگى بکنند آن دو ملک خالصه را که در خرقان واقع است چگونه به دست آقاى دکتر مصدق رسیده است و ایشان چگونه آن دو ملک را به دست آورده‌اند؟ و فروخته‌اند در صورتی که بنده خدا شاهد است ملکى که از پدرم به ارث به من رسید حدس زدم که حق رعیت خرده مالک است به همان قیمت که پدرم خریده بود با یک اقساط طویل‌المدت به آنها فروختم (صحیح است) من این طور زندگى و رفتار کرده‌ام؛  الان هم بلوک آباده خشک که موجود است و یک بلوک مهمى است که من سهم خودم را به خواهرانم فروختم، با آن که ورقه مالکیت هم صادر شده بود من رسیدگى کردم که حق زارعین تضییع نشود حق آنها را به خودشان رد کردم من در این مملکت این طور عمر گذرانیده‌ام نه ملک و مال کسى را خورده‌ام نه عمل بدى را کرده‌ام و الحمدالله در ظل عنایت خداوند و حضور نمایندگان محترم و ملت ایران رو سفید و سربلند هستم (احسنت- صحیح است)

مکى- از عیسى بن مریم هم شما پاک‌ترید.

دکتر مصدق- بنده یک توضیحى دارم‏

عده‌اى از نمایندگان- دستور آقاى رئیس، دستور

رئیس- پیشنهاد یک ربع تنفس رسیده است‏

فرامرزى- من مخالفم با تنفس

مکى- ماده 90 آقا

دکتر طبا- آقاى مصدق هم از ماده 90 مى‌خواهند استفاده کنند

فولادوند- اجازه بفرمایید بنده توضیح بدهم‏

رئیس- بفرمایید.

فولادوند- تصادف بد این است که مجلس و آقایان نمایندگان به جناب آقاى دکتر مصدق احترام می‌کنند و عملاً هم به جناب آقاى سردار فاخر ابراز اعتماد کردند (صحیح است) 7 بار این مجلس به آقاى سردار فاخر با 90 رأى 80 رأى، 70 رأى داده اظهار اعتماد کرده. آقاى دکتر مصدق هم از اول عمر تا کنون یک مرد پاکدامن بوده، به عقیده بنده (صحیح است) و عقیده بنده و آقایان نمایندگان همین است و این اختلاف که بین دو نفر از رجال بزرگ مملکت که هر دو در مجلس باشند و هر دو متولى این امامزاده باشند و خداى نکرده به دست آقایان آبروى این مجلس برود به عقیده بنده کار خوبى نیست (صحیح است- احسنت) باز هم این است که بنده پیشنهاد کردم اجازه بفرمایید آقایان اعصاب‌شان ممکن است خسته باشد، بیرون می‌رویم استراحتى مى‌کنیم، صحبتى می‌کنیم و بعد می‌آییم به مجلس کارهاى دیگر را انجام می‌دهیم و استدعا می‌کنم محض

+++

خدا اجازه ندهید بیش از این به دست خودمان مجلس تضعیف شود ما باز هم از آقاى دکتر مصدق استدعا می‌کنیم از آقاى سردار فاخر هم ما روی‌مان سفید است این جریاناتى که پیش آمد هیچ‌گونه خلافى که واقعاً مضر به حال مملکت باشد ایشان مرتکب نشده‌اند آقاى دکتر مصدق‌السلطنه هم یکى از رجال مهم این مملکت است و البته ممکن است در ضمن عمل عملیات‌شان بربخورد به یک عده اشخاص بد و بیایند به ایشان تهمت بزنند البته ما از ایشان و امثال ایشان مثل آقاى دکتر مصدق مثل آقاى حکمت که نفوذ کلام دارند ممکن است یک روز مملکت را نجات بدهند استفاده می‌کنیم چرا ما خودمان بیاییم اینجا به لجن بکشیم؟ (صحیح است) چرا این طور می‌کنیم؟ مردم دیگر یا رجال بزرگ‌شان خیلى احترام مى‌کنند. مگر آقاى چرچیل در انگلستان خبط نکرده؟ اگر چهار تا وکیل مجلس هر روز پا بشوند و نسبت به هم تهمت بزنند توهین کنند این که نمی‌شود، علیهذا من پاى آقاى دکتر را می‌بوسم استدعا می‌کنم که یک چند دقیقه تنفس داده شود.

رئیس- آقا بفرمایید بنشینید این مخالف آئین‌نامه است. آقاى فرامرزى مخالفید؟

مکى- به موجب ماده 90 بنده هم باید صحبت کنم.

تیمورتاش- شما چه کاره هستید آقا؟

مکى- بنده هم اعتراض دارم.

دکتر مصدق- بنده طبق ماده 90 اعتراض دارم.

رئیس- آقاى شوشترى بفرمایید

شوشترى- بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم- بنده خیلى خوش‌وقتم که از تمام این تعریفات و تعرضات (دکتر مصدق- اخطار مقدم بر هر چیزى است.)

رئیس- اخطار وارد نیست، شما یک فرمایشاتى فرمودید جواب داده شد.

شوشترى- اجازه بدهید بنده عرض کنم در تمام این اظهاراتى که از ناحیه جناب آقاى دکتر مصدق و آقاى سردار فاخر رئیس محترم مجلس به عمل آمد هیچ یک از این اظهارات روى اصول قضایى و موازین مملکتى ایجاب نمی‌کند که مجلس شوراى ملى و وقت مملکت به این الفاظ و این مشاجراتى که می‌گویند، شایع است، سند رویش ارائه نشود، اسم کسى برده نشود، تحقیق قضایى پیدا نشود در یک محکمه وجدان و در محکمه عدل الهى و در محکمه عمومى نشود انگشت بلند کرد که این آقا مجرم است و گناهکار و مستلزم است که باید جرم شود، آقایان وقت مملکت، وقت دنیا، این صورت مناسب نیست که ما گله‌هاى شخصى، گله‌هاى گذشته را مطرح بکنیم این دو پیشنهاد را که جناب آقاى دکتر مصدق فرمودند و آقاى حکمت پیشنهاد را بعد، جناب آقاى دکتر مصدق پیشنهاد بعدى ایشان مکمل آن بودکه با عده دیگر از نمایندگان پیشنهاد کردند، آقاى دکتر مصدق، جناب آقاى حکمت دیگر چرا باز برگردیم شما مطابق ماده 90 اعتراض بفرمایید ایشان با ماده دیگر آقا ما ننشسته‌ایم که وقت مملکت را تلف کنیم.

بعضى از نمایندگان- دستور، دستور،

دکتر مصدق- بنده مطابق ماده 90 اخطار دارم.

مکى- بنده مخالفم که وارد دستور بشوید.

رئیس- باید رأى بگیریم‏

فرامرزى- این که تحصیل حاصل شده است.

رئیس- رأى می‌گیریم به پیشنهاد تنفس آقاى فولادوند. آقایانى که موافقند قیام بفرمایند (عده کمى برخاستند) تصویب نشد.

کشاورزصدر- بنده مطابق ماده 83 اخطار نظامنامه‌اى دارم.

جمعى از نمایندگان- دستور، دستور

کشاورزصدر- ماده 83 می‌گوید ....

رئیس- صحبت نفرمایید بفرمایید بنشینید.

بعضى از نمایندگان- دستور،

دکتر مصدق- بنده اخطار دارم.

مکى- آقاى سردار فاخر بی‌طرف مجلس اخطار دارند.

رئیس- راجع به چه موضوع؟

مکى- در جواب بیانات جنابعالى توهین کردید شما.

رئیس- آقاى دکتر مصدق بفرمایید.

دکتر مصدق- جناب آقاى سردار فاخر حکمت به بنده دو نسبت دادند یعنى نقل قول کردند، یکى راجع به معامله‌اى که بنده در خرقان نسبت به ملک (کامشکان) کرده‌ام دیگرى راجع به خالصه‌جاتى که در دوره استبداد یعنى در 55 سال پیش از این از دولت خریده‌ام و حالا می‌خواهم جواب بدهم، راجع به معامله کامشکان بنده در آن جنگ بین‌المللى املاک موروثى داشتم در کنار شهر قلعه‌مرغى، خانى‌آباد، اسفندیارى، محمدآباد تمام را فروختم به 50 هزار تومان و در 4 سال قبل از این هم بیلان دارایى خود را در روزنامه‌ها منتشر کرده‌ام در روزنامه کیهان هم که جناب آقاى فرامرزى اطلاع دارند منتشر شد و باز هم ممکن است آن بیلان را منتشر کنم که آن ارث پدرى را نه یک پول زیاد کردم و نه کم کردم، کم نکردم براى این که لایق بودم زیاد نکردم براى این که دزدى نکردم و آن پولى که به من رسیده بود مبالغى را صرف تحصیلات خود در اروپا و مبلغى هم که باقى مانده بود که املاکى در خرقان از ورثه مرحوم عزیزالدوله تاج‌الدین میرزا و شعاع‌الدین میرزا خریدم و مدت 25 سال که مالک بودم هیچ اختلافى نبود مگر وقتى که کار ثبت اسناد پیش آمد و بنده هم مطابق مقررات قانونى املاک خود را به ثبت دادم کامشکان که کوهپایه است باغات خرده مالکى دارد که من حیث‌المجموع از جریبانه و خانه و هر چیزى که حساب کنید بیش از صد تومان عایدى به مالکش نمی‌رسد زارعین باغات که مالک اعیانى بودند و مالک عرصه نبودند مثل تمام اختلافاتى که در تمام ایران در زمان ثبت اسناد پیدا شد آمدند به بنده اعتراض کردند گفتند که ما نه فقط مالک اعیانى بلکه مالک عرصه هم هستیم و چند نفر که اسنادى از مالک سابق داشتند که روی هم رفته 1000 ذرع زمین نمی‌شد آوردند نزد من و بنده به ثبت اسناد نوشتم که چون مالک قدیم این عرصه را به آنها بخشیده به خودشان بدهید آقاى امیر مجاهد در حبس بودند وقتى که بنده خواستم آن ملک را بفروشم گفتند غیر از فلانى با کس دیگرى معامله نمى‌کنم و در موقع معامله یک سند در محضر آقاى شریف‌العلمای خراسانى تنظیم کردم، نظر به این که مالکین اعیانى باغات اختلافى راجع به عرصه دارند و منافعى که از حق‌الارض به مالک می‌رسد بیش از صد تومان نبود چنانچه صاحبان اعیانى باغات دعواى خود را به علت مراجعه ثابت کردند در حدود هزار تومان به آقاى امیر مجاهد بدهم عرض کنم این سند تنظیم شده را بنده فردا در سه چهار روزنامه درج می‌کنم تا مطلب معلوم شود که من با هر کسى که کشتى گرفتم، با هر کسى که مبارزه کردم چون چیزى نداشتم این قبیل نسبت‌ها را به من داده‌اند بنده اسناد را فردا در چند روزنامه منتشر می‌کنم و آقایان ملاحظه خواهند فرمود که در موقع تنظیم سند و معامله تمام اینها قید شده است آقایان شما را به وجدان‌تان قسم تصور می‌کنید که بنده براى هزار تومان ملک یک رعیت بیچاره‌اى را به زور بگیرم اگر قبول می‌کند چه عرض کنم، اما راجع به خالصه‌جات ایامى که تازه از اروپا آمده بودم اگر کسى به من تو می‌گفت به من برمی‌خورد واقعاً خیلى بدم می‌آمد. در همین مجلس که مرحوم حاجى آقا شیرازى وکیل دوره سوم را حزب اعتدال می‌خواست رد بکند بنده با ایشان نه آشنا بودم نه ارتباط داشتم از یکى از کارمندهاى مجلس که در شعبه بود سؤال کرده بودم در لیست حاج آقاچه اشخاصى نوشته شده بود گفته که در جزو لیست ایشان دکتر مصدق هم بوده و روزنامه شوراى که در آن روز چاپ کرده بود و من آن را خواندم گفتم اى آقا من رفتم اروپا چندین سال زحمت کشیدم آمدم حالا حاجى آقایى را مى‌خواهند به عنوان تطمیع در امتحانات رد بکنند بنده را نسبت می‌دهند که در لیست حاجى آقایى بوده‌ام براى این مطلب دو شب تب کردم مادرم گفت که اگر تو این قدر حساسى که از هر چیز متأثر می‌شوى پس چرا تحصییل حقوق کردى می‌خواستى تحصیل طب بکنى، هر کسى که تحصیل حقوق می‌کند باید کشتى بگیرد زمین بخورد زمین بزند. بد بگوید، بد بشنود، فحش بدهد فحش بخورد این است که من عادت کردم به بد شنیدن حالا اگر یک کسى به من بد بگوید و یک نسبتى به من بدهد که حقیقتاً براى استقلال مملکت و سیاست مملکت مضر باشد خیلى از این متأثر می‌شوم (فرامرزى- پس بعدها اگر خواستیم بدتان بیاید همین‌ها را بگوییم) بلى بفرمایید شما آقاى فرامرزى یک فردى را که هیچ تقصیرى ندارد شما بخواهید این طور متأثرش بکنید خیلى آدم بى‌انصافى هستید (فرامرزى- بنده خودم را عرض نکردم عرض کردم ممکن است کسى بکند) شما اگر این بى‌انصافى را قبول

+++

می‌کنید عرضى ندارم در این مجلس گفته شد که هیئت تصفیه یک مدارکى تهیه کرده بود که بنده را جزو بند ج بگذارد که هیئت تصفیه این مطلب را تکذیب کرد حالا از جناب آقاى حکمت سردار فاخر تعجب می‌کنم که بنده هر چه به ایشان عرض کردم از روى دلیل و اسناد بوده ولى معلوم است ایشان به چه دلیل مطالبى را بدون دلیل مى‌فرمایند بنده ده سال در دوره استبداد و قبل از مشروطیت محاسبه یک قسمت از این مملکت که خراسان بود اداره می‌کردم می‌خواهم به آقایان عرض کنم و خدا را گواه می‌گیرم که در دوره استبداد در تمام مملکت 50000 تومان دزدى نمی‌شد و امروز شما مى‌بینید که یک نفر آدم سه میلیون یک دفعه از مال این مملکت می‌برد و هیچ‌ کسى هم چیزى به او نمی‌گوید و علت این بود که در آن زمان نمی‌شد شاه مملکت می‌گفت مملکت مال من است نوکر شاه هم می‌گفت نمک شاه را می‌خورم و به شاه خیانت نمی‌کنم‏ و همین ایمان بود که مملکت به خوبى و به درستى اداره می‌شد اکنون از جناب آقاى سردار فاخر استدعا می‌کنم مطلب بى‌اصلى را که در دوره چهاردهم شخصى در موقع اعتراض به اعتبار‌نامه خود گفته حرام است در مجلس اظهار کنید من تمام مطالبى که نسبت به ایشان عرض کردم با مدرک است گفتم این پیشنهاد را کرد حالا غلط است من گفتم این قانون گذشته این غلط است، غلط است اما ایشان این بیاناتى که کردند چه مدرکى دارند باید ایشان با مدرک بفرمایند، بنده با پدر ایشان مرحوم مسیح‌الملک حکیم شیرازى که بعد مشارالدوله شد ما جلساتى داشتیم در آن دوره استبداد که به ایشان واقعاً ارادت داشتم.

رئیس- به بنده هم مرحمت داشتید به مشارالدوله هم لطف داشتید به عموى بنده هم التفات داشتید.

دکتر مصدق- همین املاکی که آقاى سردار فاخر فرمودند که مالک بودم اینها خلاصه بود چون مرحوم مشارالدوله ملکى نداشت من در مجلس تقریباً قباله کهنه هستم، مشارالدوله تمولى نداشت عرض کنم این املاک خلاصه بود و ایشان خریدند آن موقع خلاصه خریدن هم عیبى نداشت شاه می‌گفت این خلاصه را هزار تومان می‌گیرم می‌فروشم همه مردم مى‌خریدند، امروز هم وقتى که مجلس شورای ملى اجازه بدهد خلاصه را بخرند عیبى ندارد خوب آن خلاصه را می‌خرند اما بنده استدعا می‌کنم آن خلاصه‌اى که آقا اطلاع دارند بفرمایند تا من بفهمم و جواب عرض کنم

بعضى از نمایندگان- دستور، دستور

بعضى دیگر از نمایندگان- اجازه بدهید صحبت کنیم.

صدر‌زاده- آقا 20 روز است ما آمده‌ایم اینجا، هیچ کارى نکرده‌ایم چقدر باید مناقشه کرد بس است آقا، خفه شدیم مردم انتطار دارند که یک کارى بشود.

رئیس- آقاى کفیل وزارت دارایى لایحه دارم بفرمایید.

کفیل وزارت دارایى- چنانچه آقایان محترم مستحضرند چند روز قبل استیضاحى آقاى اسلامى نسبت به جناب آقاى وزیر دارایى فرمودند آقاى دکتر نصر به یک مأموریت مهمى از طرف دولت تشریف برده‌اند و در تهران نیستند و یک شرحى مرقوم فرموده‌اند که به نظر آقایان برسد و در حقیقت جواب استیضاحى است که ..

بعضى از نمایندگان- هنوز که استیضاح مطرح نشده.

اسلامى- بنده باید استیضاح کنم و بعد ایشان جواب بدهد

رئیس- صحیح است اول آقاى اسلامى باید استیضاح کنند

3-تقدیم یک فقره لایحه از طرف آقاى کفیل وزارت دارایى و دنباله بیانات نمایندگان راجع به قانون تصفیه‏

کفیل وزارت دارایى- خیلى خوب پس باید بماند براى جلسه بعد، لایحه‌اى است که تقدیم می‌کنم راجع به نشر اسکناس دویست ریالى به جاى اسکناس‌هایى که کهنه شده و از جریان خارج می‌شود و باطل می‌گردد حتماً خواهش می‌کنم روز استیضاح را هم معین بفرمایید.

رئیس- خیلى خوب روز استیضاح را معین می‌کنیم.

فقیه‌زاده- گزارش کمیسیون عرایض خوانده نشد.

رئیس- آقاى کشاورز‌صدر نوبت شما است‏

کشاورز‌صدر- بنده نوبتم را به آقاى جلال امامى واگذار می‌کنم‏

رئیس- آقاى جلال امامى بفرمایید

جلال امامى- عرض کنم بنده به طرح این لایحه اگر رأى دادم نه از نظر موافقت با لایحه بود بلکه از نظر تصریح در طرح موضوع بود زیرا به نظر بنده و به نظر اکثریت نمایندگان این موضوع تشنجى در مملکت ایجاد کرده که تا ما رفع این تشنج را نکنیم به هیچ کار اساسى موفق نخواهیم شد بنده راجع به قانون قبل نظریاتم را در چند جلسه قبل به عرض مجلس شورای ملى رساندم چیزى اضافه نمی‌کنم اما راجع به قانون فعلى، طرح فعلى قسمت اعظم نظریات بنده را آقاى حائرى‌زاده با بیان متین و شیرین ایراد فرمودند بنده جز در چند مورد عرضى نخواهم داشت آقایان نمایندگان لطف بفرمایید آدم عاقل کسى است که اگر از یک راهى رفت و پایش توى چاله افتاد دیگر از آن راه نرود ولى ما از سهل‌انگارى و بی‌حوصلگى آن قدر آن راه را می‌رویم تا گردن‌مان بشکند آمدند قانونى در دوره 15 گذراندند تصدیق می‌کنم که تصویب این قانون با حسن‌نیت بود ولى خود آقایان اقلیت هم تصدیق کردند که نواقصى در کار این قانون بود بنده وارد نواقص قانون نمی‌شوم ولى در طرز اجراى آن قانون ملاحظه فرمودید که به چه شکل درآمده و حال آن که در خود قانون در متن قانون رأى داده بودند که هفت نفر از اشخاص مورد اعتماد این مملکت بروند و قضاوت بکنند یک عده‌اى رفتند و دیدند این قانون قابل اجرا نیست اشخاص شریفى بودند قانونى را که ناقض قانون و نقض غرض هیئت تصفیه بود حالا آمده‌ایم می‌خواهیم دوباره طریقى اتخاذ کنیم که یک عده از مستخدمین وزارتخانه‌ها جانشین آنها بشوند آقا شما چرا این کار را می‌کنید آخرین شمشیر آخته را چرا بالاى سر آنها نگاه می‌دارید آخر مگر خدا عقل را از ما گرفته است؟ (اردلان- آقاى امامى پس جنابعالى مخالفید) موافق موافق مشروطم، حالاعرض می‌کنم چطور روزى که بنده راجع به لایحه قبل اینجا عرایضى عرض کردم تشریح کردم که این چه سیاستى است که آمده در مملکت و این اوضاع را فراهم آورده و منظور از این مصوبات چه بوده؟ ملاحظه فرمودیدکه 3 روز بعد از عرایض بنده از لا به لاى نوشته‌جات و روزنامه‌جات خارجى منظور آقایان منعکس شد از آمریکا، از فرانسه مقالاتى منتشر شد که هیئت حاکمه ایران دزد است، فاسد است اینها تلقیناتى بود که خود ما از اینجا کرده بودیم و منعکس شده بود و عجب اینجا که تعصب و غرور ملى ما از بین رفته (صحیح است) یک عده روزنامه ایرانى که در همه موارد سوء‌نیت آنها را قبول دارند در اینجا حسن‌نیت‌شان را قبول کرده‌اند چون به رجال ایران تاخته است. و حال آن که آقایان تصدیق می‌فرمایید که اگر این فقر و فلاکتى که در این مملکت هست در آمریکا بود هزار مرتبه وضع بدتر از ایران بود به تصدیق خود دکتر مصدق که گفت 50 سال پیش در این مملکت شاید 50000 تومان هم دزدى نمی‌شد اینها دزدى‌هایى است که خارجى‌ها براى ما ارمغان آورده‌اند (صحیح است) (آشتیانى‌زاده- مال دوره دیکتاتورى است) در فرانسه استا‌ویسکى نامى شنیده‌اید یک کلاهبردار کلاشى بود با این که میلیون‌ها دزدى کرد وقتى که کشف شد دولت فرانسه متوجه شد که چند نفر از رجال فرانسه در این موضوع آلوده شدند و حال آن که آن رجالى که در آن موضوع آلوده شده بودند مخالف دولت بودند دولت چه کار کرد؟ آمد حساب کرد دید یا باید رجال مملکت فرانسه را ملوث بکند یا این که میلیون‌ها را صرف‌نظر بکند دیدند از میلیون‌ها صرف‌نظر بکنند بهتر است (دکتر بقایى- این طور نبود آقا) یک ملتى که تعصب ملى دارد این کار را می‌کند ما می‌آییم دستى دستى بدون دلیل بدون مدرک با این که خودمان اقرار می‌کنیم که آقا یک عده بیگناه را آورده‌اند در این قضیه گذاشته‌اند باز می‌گوییم اجرا بشود از طرفى یک قانون می‌آوریم که این قانون را ادامه بدهیم (دکتر مصدق- شما هم اقلاً یک استاویسکى را معدوم بفرمایید) خوب آن که دست آقایان است، پیدا کنید استاویسکى را معدوم هم بفرمایید عرض کردم نسبت به ماده اول این که از کارمندان شایسته وزارتخانه‌ها این مأموریت را داشته باشند بنده شدیداً مخالفم اصولاً بنده عرض کردم دیگر با طرح این لوایح با تجربه‌اى که بنده کرده‌ام دیگر بعد از این اگر دستم را هم ببرى امضا نمی‌کنم، و رأى نمی‌دهم مخصوصاً در اینجا یک ماده‌اى دارد ماده 3 بنده تصدیق می‌کنم قانون اساسى براى نمایندگان مصونیت قائل شده و باید هم بشودچون نماینده‌اى که مصونیت ندارد نمی‌تواند انجام تکلیف بکند ولى آقایان قبل از مصونیت شما یک شأنى‏

+++

دارید، شأن نمایندگى ملت اول باید فکر ملت باشید بعد فکر خودتان (صحیح است) درست است این حق را قانون به شما داده ولى نباید در این مورد ازش استفاده بکنید باید بالسویه لغو کنید (صحیح است) اگر لغو کنید (صحیح است) استثنا قائل نشوید این حق را در این مورد از خودتان هم سلب بکنید (صحیح است) این شأن نمایندگى است بنابراین بنده از آقایان تقاضا می‌کنم که این اشتباهات گذشته را دوباره تکرار نکنید دوباره مملکت را دچار تشنج نکنیم دوباره نباید این شمشیر آخته را به دست دولت یا وزارتخانه‌ها یا عده‌اى مغرض بدهیم دوباره دو سال، سه سال این مملکت بدبخت فلک‌زاده را در تشنج نگذارید ملاحظه بفرمایید تمام کارهاى اساسی‌مان کنار مانده نفت از بین رفت، کمک آمریکا از بین رفت، طلاهاى ما از بین رفت و مجلس دچار تشنج شد مقصود هم همین بود که مجلس را دچار تشنج بکنند، اینها را خارجى براى ما درست می‌کنند والله ما متوجه نیستیم به خدا نقشه است. من تعجب می‌کنم آقاى دکتر مصدق چرا باید متوجه اینها نباشند به فرض محال که این حرف‌هایى که ما اینجا می‌زنیم راست باشد آخر یک پول ارزش براى ملت دارد؟ در هر صورت بنده با طرح این لوایح مخالفم اگر آقایان استنباط فرموده‌اید که این قانون برخلاف حق و حقانیت و عدالت تصویب شده و اگر تصدیق می‌فرمایید که اجراى آن تخلف از قانون شده باید این قانون را لغو بفرمایید شما محاکم دارید دستگاه قضایى دارید؟ دستگاه کیفرى دارید اگر آقایان شما امیدوار نیستید که یک روزى دستگاه کیفرى شما اصلاح بشود چه امیدى دارید؟ آمدند باقیمانده مستخدمین شما را صد هزار نفر مستخدم را هم بیرون کردند باز آن 60 هزار نفرى که باقى بماند دزد می‌شود شما که هر سال نمی‌توانید قانون تصفیه بگذرانید شما بیایید دستگاه کیفرى‌تان را اصلاح بفرمایید وزارت دادگسترى و دولتتان را مکلف بکنید برود این دستگاه را مرتب بکند مى‌گویند 15 هزار پرونده جزایى در دیوان جزا هست (یکى از نمایندگان- بیش‌تر) بیش‌تر یا کم‌تر کارى ندارم اینها را ول کرده‌اند و رفته‌اند اشخاصى را که مستخدم دولت نیستند و مرده‌اند آنها چسبیده‌اند چرا این کار را کرده‌اند بنده نمى‌فهمم (شوشترى- براى این که اسم نفت را نبریم) در هر صورت شما اگر بیایید یک قانونى بگذرانید که دولت مکلف باشد دستگاه قضایى و کیفرى خودش را تقویت بکند و تمام مستخدمینى که پرونده جزایى دارند و مورد اعتماد دولت نیستند به دست کیفر بسپارند بنده موافقم ولى با این طرز قوانین که بدون حق دفاع یک عده اشخاص مغرض بروند بنشینند اشخاص صلاحیت‌دارى را بى‌صلاحیت تشخیص بدهند موافق نیستم (صحیح است) و گمان می‌کنم آقایان هم با این ترتیب مخالف باشند یک دفعه تجربه کردیم کافى است دیگر بیش از این هم عرضى ندارم (احسنت، احسنت)

رئیس- پیشنهادى از آقاى آزاد رسیده که قرائت می‌شود.

( به شرح زیر قرائت شد.)

ریاست مجلس شوراى ملى، پیشنهاد می‌کنم طبق ماده 147 نظامنامه این لایحه موقتاً مسکوت بماند و کمیسیونى مرکب از شعب شش‌گانه تشکیل بشود و راه حلى براى این لایحه در نظر گرفته شود

رئیس- آقاى آزاد بفرمایید این دو موضوع است می‌توانید مطابق آئین‌نامه یک پیشنهاد دیگرى بفرمایید.

آزاد- مقصود بنده از این پیشنهاد این است که ما در کارها عجله نکنیم یک دفعه عجله کردیم این لایحه از تصویب مجلس گذشت و اسباب زحمت شد و حالا باز می‌خواهیم عجله بکنیم باز در عقب این یک زحمت دیگر تولید بکنیم (مکرم- این از تصویب مجلس نگذشته) این حرف‌ها اثر ندارد ضربت علیهم‌الذله والمسکنة و بائو ابغضب من‌الله این کارى نیست که دکتر سجادى کرده باشد این از طرف خداوند است چهل سال است که ظلم کرده‌اند این صحبت‌ها را نکنید اینها به غضب خدا گرفتار شده‌اند عرض کنم حضور آقایان که بنده پیشنهادى که کرده‌ام براى این است که لایحه اصلاً ناقص و بلکه غلط است یک عده آقایان اینجا تشریف دارند که اینها قاضى بوده‌اند و اینها در کمیسیون دادگسترى هم عضو هستند در این ماده نوشته شده توجه بفرمایید هر وزارتخانه مکلف است که تصمیمات هیئت تصفیه سابق را به مستخدمین فوراً ابلاغ نماید تادر صورتی که تسلیم به رأى هیئت نباشد در ظرف یک ماه به دیوان کشور شکایت کنند رأى دیوان کشور در این خصوص قطعى است این یک عمل نشدنى است من حالا براى آقایان ثابت می‌کنم براى این که دیوان کشور در یک پرونده‌هایى رسیدگى می‌کند که از نقطه‌نظر تشریفات به بند اینها درست به عمل آمده یا خیر (صدرزاده- در محاکمات انتظامى هم ماهیت رسیدگى می‌کنند) مقصود بنده این است که دیوان کشور در ماهیت دعوا رسیدگى نمی‌کنند درست توجه بفرمایید به این عرایضى که عرض می‌کنم اگر اشتباه کردم تشریف بیاورید اینجا تذکر بدهید (صدرزاده تذکر می‌دهم بفرمایید) دیوان کشور رسیدگى می‌کند پرونده‌هایى که روى اصول و مبانى قانون در محکمه بدوى رسیدگى شده بعد یا مدعى‌العموم یا شاکى شکایت می‌کند که این مواد قانون و این تشریفات درباره آن پرونده رعایت نشده است دیوان کشور رسیدگى به پرونده‌ها می‌کند ولى این قانونى که در تیر ماه سال گذشته مجلس شورای ملى وضع کرد یک قانونى بود نظرى یعنى به یک هیئت 7 نفرى اجازه داده که شما بروید نظر بکنید در پرونده‌هاى مستخدمین دولت بدون هیچ اصل و مدرکى هر کدام آنها را شایسته دیدید آنها را شایسته بدانید و هر کدام را شایسته و لازم ندیدید از کادر مستخدمین دولت خارج بکنید (مکرم- آقاى آزاد مجلس شورای ملى رأى نداد) از مجلس رفت آقا از کمیسیون قوانین دادگسترى گذشت این را مجلس کرد اگر نکرد پس شما چرا آمدید رأى بدهید از مجلس نرفته پس از کجا رفته؟ کمیسیون خود به خود که این کار را نکرده قانونى که در اینجا وضع شده یا کمیسیون دادگسترى یا مجلس شورای ملى به آن رأى داده است حالا که بد شده می‌گوییم که خیر این درست نیست این قانون نظرى است یعنى گفته که این هیئت 7 نفرى هر نظرى را که داده مطاع و متبع است این اشخاص هم آمده‌اند بدون آن که بگویند یکى از کارمندان دولت دزد است یک نفر از کارمندان دولت اختلاس کرده یکى از کارمندان دولت تمرد کرده است گفته اینها درست خدمت نمی‌کنند نه دزدى کرده نه اختلاس کرده نه جرمى کرده و نه اشخاص بدى هستند ولى دولت اینها را نمی‌خواهند اینها اشخاص بدى نیستند حالا شما اجازه می‌دهید که بعد از یک ماه بروند شکایت بکنند اینها بروند چه شکایتی بکنند آقا این شاکى باید شکایت بکند که آقا به من گفته‌اند دزدى و من دزدى نکرده‌ام برود شکایت بکند که به من گفته‌اند مختلسى و من اختلاس نکرده‌ام این چه شکایتى دارد این یک مسئله‌اى است مثل حکم صلح که وقتى یک حکمى را معین می‌کنند دیگر کسى حق ندارد حرف بزند که این درست نیست حالا هم قانون یک اختیارى داده است به یک عده 7 نفرى نظرشان هم این جور از آب درآمده است این هئیت نظر داده است این اشخاص براى کارمندى دولت خوب نیستند حالا دیوان کشور چه چیز را باید رسیدگى بکند بنده می‌خواهم عرض بکنم که دیوان کشور تمام اینها را تأیید می‌کند و مجبور است که این احکام را تأیید بکند چون این نظرى است و این نظر هیئت تصفیه است و یک ایراد هست و آن این که اگر چنان چه فلان کارمند دولت فلان عمل را کرده است شما می‌توانید خارجش بکنید و اگر نکرده است و بگویند این عمل نشده است و این هیئت نظر داده است دیوان کشور نمی‌تواند بگوید نظر آنها غلط است براى این که آن قانونى که به هیئت تصفیه اختیار داده است هیچ‌گونه قید و شرطى نداشته و لذا هیئت تصفیه آمده و نظر داده و گفته که به نظر من این اشخاص صلاحیت کارمندى دولت را ندارند و شما هم نمی‌توانید بگویید که این نظر هیئت تصفیه درست نیست براى‏ این که چنانچه آقایان خواسته باشند که این لایحه را تصویب بفرمایند دو علت در این پیدا می‌شود اولاً یک عده‌اى را مجزا و مستثنا می‌کند و اسباب شکایت و گله می‌شود و از طرف دیگر تمام این اشخاص اگر خواسته باشند تجدید نظر بدهند باید بروند به دیوان کشور مراجعه کنند و تمام این احکام را دیوان کشور تأیید می‌کند لذا بنده پیشنهاد می‌کنم که یک کمیسیونى از شعبات مجلس جمع و تشکیل بشود و بروند آنجا یک راه ثانى براى این کار پیدا بکنند یک راه حل اساسى پیدا بکنند و بعد بیاورند به مجلس تا مجلس تصویب بکند و الا این قانون اسباب زحمت است و دردسر فراهم می‌کند و باز یک آشوبى به پا می‌کند.

عده‌اى از نمایندگان- صحیح است.‏

رئیس- آقاى عامرى بفرمایید

+++

عامرى- آن نگرانى را که آقایان اظهار می‌کنند یک قسمتش وارد نبود ولى مقدمتاً اجازه مى‌خواهم که چند کلمه به عرض آقایان برسانم (عده‌اى از نمایندگان- بفرمایید) اول ببینم که چه موجب شد که این قانون آمد و چطور شد که تصویب شد چون ممکن است ایراد بکنید که چرا این را تصویب کرده‌اید چون بیش از یک ربع نمی‌توانم صحبت بکنم لذا اول عرض بکنم که مجبورم قدرى اضافه صحبت بکنم عرض کنم یکى از چیزهایى که جزو عادات ما شده بدبختانه قضیه اغراق و مبالغه و گزافه‌گویى است در تمام شئون ما این مبالغه و گزافه‌گویى هست از طبقه تحصیل کرده، علما، شعرا و ادبا گفتند یک عالمى رفت به شاه عبدالعظیم دیدم گفتند 10 میلیون گوسفند در تمام ایران نیست گفت 2 میلیون که بود گفتند 2 میلیون در تمام کردستان و گرگان نمی‌شود گفت 100 هزار که می‌شود گفتند 100 هزار در تمام تهران نیست گفت 100 تا در حضرت عبدالعظیم گوسفند نیست؟ به جده‌ام زهرا قسم که دیگر از 50 تا نمى‌آیم پایین خوب مبالغه را ملاحظه بفرمایید کسى از ده میلیون به 50 تا بیاید پایین بعضى از آقایان هم همین مبالغه و گزافه‌گویى را داشته‌اند تشبیهاتى کرده‌اند که اگر در خارج درست دقت بکنیم یک چیز عجیبى می‌شود می‌گوید یک کسى رفت و یک درخت سروى را شاخه‌هایش را زد یک کمانى را هم در 2 طرف آن گذاشت بعد دو تا بادام بزرگ را پیدا کرد و گذاشت گفتند آقا چه می‌کنى گفت معشوقه سعدى را می‌سازم قد سرو، ابرو کمان و چشم بادامى حالا چشم‌های‌مان هم همین طور است کار به جایى رسیده که ظهیر فاریابی وقتى که مدح قزل ارسلان را می‌کند می‌گوید.

نه کرسى فلک نهند اندیشه زیر پاى                                                                              تا بوسه بر رکاب قزل ارسلان زند

می‌خواهم ببینید کار اغراق‌گویى به کجا رسیده همان سعدى که شعرش را به این صورت درآوردند می‌گوید چه حاجت که نه کرسى آسان نهى زیر پاى قزل ارسلان مگو پاى عزت بر افلاک نه بگو روى اخلاص بر خاک نه اینها اغراق است و مبالغه‏ و این اغراق و مبالغه‌گویى در تمام شئون ما هست نسبت به فساد دستگاه‌هاى دولت و دزدى همین اغراق و مبالغه همیشه بوده است ولى یک موقعى شدت پیدا کرده بعد از آمدن قواى متفقین به ایران و نبودن آذوقه و فقر و فاقه همان طوری که آقاى جمال امامى فرمودند ولى بنده نمى‌خواهم توضیح بدهم که یک عده از آنها که نمی‌خواهم اسم‌شان را ببرم یک عده از افسران‌شان شروع کردند به دزدى من خودم مى‌خواستم یک موقعى صورتى از اینها تهیه بکنم آقایان خیال می‌کنند فساد و دزدى در دستگاه آنها نیست همان طوری که گفته شده در آنجا میلیون‌ها دزدى می‌کنند ولى در اینجا اگر یک بدبخت بیچاره‌اى ثبات و یا ضباطى اگر دو تا سواد بهش بدهند که بنویسد و براى این 2 تا سواد چهار پنج تومن بگیرد این را میلیون‌ها دزدى قلمداد می‌کنند بر اثر مسافرت علیاحضرت همایون شاهنشاهى که قرار شد یک کمکى به ما بکنند این اغراق و مبالغه توأم شد با یک تبلیغات بسیار شدیدى که یک تزلزلى در تمام ارکان ما ایجاد کرد که آن تزلزل آمد به مجلس و همان تزلزل آمد در کمیسیون دادگسترى و با آن تزلزل در همان موقع با نهایت فشار سعى کردند آن لایحه بگذرد ما عضوى داشتیم در کمیسیون دادگسترى که به هیچ قسمى زیر بار این لایحه نمی‌رفت این را یک موقعى انتخاب کردند که نباشد بنده به شهادت جناب آقاى دکتر بقایى صد در صد با این لایحه مخالف بودم چرا مخالف بودم؟ براى این که این را مخالف با اصول مسلمه قانون اساسى می‌دانم یکى از اصول مسلمه دموکراسى و حکومت مشروطه که تمام این خونریزی‌ها و انقلاب‌ها بر پا شده براى حفظ قانون اساسى است براى حفظ دموکراسى و حقوق افراد است روبسپیر انقلابى معروف فرانسه در موقعی که در زمان قدرتش به فرمان او 1367 سر در ظرف 47 روز از بدن به وسیله گیوتین از بدن جدا شد وقتى که قانون اساسى فرانسه را آوردند در ضمن نطقش فریاد زد و گفت که یک اعلام حقوق بشر باید قانون اساسى تمام ملل باشد حفظ حقوق و آزادى افراد باید که در مقدمه و در ابتداى قانون اساسى هر ملتى مانند ستاره درخشان متضمن تضمین قطعى حقوق افراد باشد و هیچ وقت قابل تغییر نباشد بقیه قوانین باید فرع این قانون باشد و در ماده دوم تصریح می‌شود که هر قانونى که منافى و مغایر با این قانون باشد لغو و از درجه اعتبار ساقط می‌شود. مقصود و منظور از حکومت ملى این است که اقتدارات در ید قدرت باشد. ملت این اقتدار را به یک مؤسساتى تفویض می‌کند که اینها از جانب او اعمال می‌کنند قانون اساسى ما هم این را تصریح می‌کند و می‌گوید که قدرت ناشى از ملت است و ملت این حق را تفویض می‌کند و به مقام سلطنت به قوه مقننه و به قوه مجریه 3 قوه متمایز از هم قائل شده و همین اصل را پیروى کرده با این که اصل استقرار حکومت ملى و نگهداشتن اقتدارات در ید ملت را به منظور حفظ آزادى و حفظ حقوق افراد قائل شد. باز براى این که مبادا از همین قدرت بر علیه ملت استفاده شود بین علمای حقوق در خصوص محدود بودن و غیر محدود بودن مقام سلطنت و حکومت ملى اختلاف است ژان ژاک روسو و پیروانش عقیده دارند که این سلطه حکومت محدود نمی‌تواند باشد ولى علماى بعدى آمدند این را محدودش کردند می‌گویند این قدرت در دو مورد محدود می‌شود یکى در مورد قوانین آسمانى دوم در مقابل حقوق افراد قوانین آسمانى براى این که مقدم بر قوانین انسانى می‌آید دوم حقوق افراد براى این که حقوق افراد را بنده می‌خواهم تشریح کنم و ببینم که قانون اساسى ما تا کجا رفته و کدام یک از این اصول را پیروى کرده عقیده علمای دسته اخیر این است که با این که قانون اساسى قدرت و سلطه حکومت ملى است ولى اگر از این تجاوز بشود مردم سه حق پیدا می‌کنند، حق مقاومت حق دفاع و حق تعرض می‌گویند مقصود از حق مقاومت این است که حق داشته باشند سر تمکین در مقابل آن طور قانونى پیش نیاوردند و حق دفاع این است که بتوانند ممانعت و جلوگیرى بکنند و حق تعرض این است که اگر دیدند راه دیگرى برایشان نیست و لطمه به حقوق افراد وارد می‌شود (آزاد- آقاى عامرى کنفراس می‌دهید) بله آقاى آزاد کنفرانس می‌دهم خواهش می‌کنم گوش بدهید چون مقدارى از نظریات حضرتعالى را تصدیق دارم این کنفرانس مفید است براى این که آقاى آزاد هر کس که در اینجا مى‌آید یا در دولت می‌رود اول شرطش این است که قانون اساسى ایران را مطالعه کند و اصولش را بداند ما مجاز نیستم که قانونى برخلاف قانون اساسى ایران وضع بکنیم اول من و شما باید آن را محترم بشماریم این قانون اساسى با خون شهداى آزادى گرفته شده در سایر جاهاى دنیا هم خود جنابعالى بهتر از من می‌دانید که با چه قیام و شورش‌ها و خونریزی‌هایى توانسته‌اند در حکومت‌هاى مطلقه و مستبد یک اصول اساسى بریزند که بتوانند آزادى را حفظ بکنند بنابراین با ملاحظه در اصل دوم قانون اساسى که می‌نویسد: در هیچ عصرى از اعصار مواد قانونیه نباید مخالفتى با قوانین مقدسه اسلام داشته باشد و اصل نهم که می‌گوید افراد مردم از حیث جان و مال و مسکن وشرف محفوظ و مصون از هر نوع تعرضى هستند جاى بحث نیست که قانون اساسى ایران پیروى از علمای دسته اخیر کرده یعنى گفته است که قدرت و سلطه حکومت غیر محدود است ولى هر جا که مصادف شد با حقوق افراد من او را مقدم می‌دانم اینجا دیگر نمى‌توانیم تخطى بکنیم. در اصول 17 و 18 و 11 یکى از اصول مسلم این است که براى حفظ حقوق افراد یکیش تساوى در مقابل قانون است که آن هم یکى از اصول مسلمى است که شرع مطهر ما در 1370 سال قبل و بعد علما و فلاسفه در قرن 18 و 19........

رئیس- آقاى عامرى دو دقیقه دیگر از وقت شما باقى مانده است.

عامرى- ..... تساوى حقوق مردم در مقابل قانون، قانون اساسى ما در اصل یازدهم می‌گوید که افراد مردم در مقابل قانون متساوى‌الحقوق هستند این تساوى حقوق دو شعبه پیدا می‌کند یکى تساوى از حیث قوانین یعنى در مقابل قوانین و دیگرى تساوى در مقابل محاکم (صحیح است) قانون اساسى ما به این اکتفا نکرده و دو اصل مختلف گرفته یکى این که اهالى مملکت ....... در اصل هشتم متمم قانون اساسى می‌گوید اهالى مملکت در مقابل قانون متساوى‌الحقوق خواهند بود و در اصل 11 تصریح می‌کند که هیچ کس را نمی‌توان ......... مخصوصاً استدعا می‌کنم جناب آقاى دکتر چون جنابعالى استاد بنده بوده‌اید توجه بفرمایید در اصل 11 می‌گوید هیچ کس را نمى‌توان از محکمه‌اى که باید درباره او حکم کند منصرف کرد مجبوراً به محکمه دیگر رجوع دهند

مکى- آقا این قانون تشدید مجازات رانندگان درست است؟

+++

عامرى-  الان عرض می‌کنم.

رئیس- آقاى عامرى چون راجع به سکوت است یک ربع مى‌توانید صحبت بکنید وقت شما تمام شده است.

عامرى ..... چشم، بنده می‌خواهم بگویم مثل آقاى مکى همان طوری که آن روز فرمودند صد در صد با این قانون مخالفم در آن روز هم مخالف بودم و آقاى دکتر بقایى هم شاید مخالف باشند منتها این تزلزلى که عرض کردم در یک کمیسیونى که کوچک باشد یک اکثریت کوچکى را که همراه بکنند به کفایت مذاکرات رأى می‌گیرند .... حالا نظرم این است که بنده باقى حرف‌هایم را نگه دارم چون این طرح آمد به کمیسیون حالا هم آقایان هر پیشنهادى که بدهند برمی‌گردد به کمیسیون مطالعه می‌شود لذا بنده با سکوتش مخالفم.

بعضى از نمایندگان- رأى، رأى‏

رئیس- رأى می‌گیریم به پیشنهاد آقاى آزاد مبنى بر مسکوت ماندن این لایحه آقایان موافقین قیام فرمایند (عده کمى قیام نمودند) تصویب نشد آقاى فرامرزى بفرمایید.

فرامرزى- آقایان البته این را قبول دارند که تصور می‌کنم من پشت این تریبون کم حرف می‌زنم (صحیح است) (کشاورزصدر- و خوب) خود من اقرار مى‌کنم که توى مجلس پارازیت زیاد می‌دهم و شلوغ زیاد می‌کنم حالا استدعا می‌کنم چون حرفم زیاد است موافقت بفرمایید که یه قدرى زیادتر از معمول حرف بزنم یک خواهش دیگرى هم دارم این است که آقایان پارازیت ندهید و اجازه بفرمایید بنده عرایضم را بکنم بعد من هم سعى می‌کنم که کم‌تر پارازیت بدهم.

رئیس- چون اصل موضوع است نیم ساعت می‌توانید صحبت بکنید.

فرامرزى- ..... عرض کنم که آن روز که آن قضیه پیش آمده بود و جناب آقاى سردار تشریف بردند بنده بلند شدم گفتم یا موضوع مطرح نشود یا اجازه بدهید که ما هم حرف بزنیم (صحیح است) براى این که این انصاف نیست که یک شخصى را پر و پوستش را بکنند بعد نشود جواب داد به موجب آیین‌نامه. خوب پس این را سکوت کنید تا موضوع مطرح بشود مدعى حرفش را بزند و مدعى علیه دفاع کند همان روز بنده رفته بودم در بانک ملى از پله می‌رفتم بالا یک کسى از پشت سر مرا گرفت گفت آقا ما توقع نداشتیم شما این حرف‌ها را بزنید و دفاع کنید از آقاى سردار فاخر گفتم شما کى باشید گفت شما از ما هستید ما می‌خواستیم شما از ما باشید گفتم شما کی‌ها هستید؟ گفت ما ملت گفتم حالا ما دو نفریم از ما دو نفر من ملتم یا شما بعد بعضى از دوستان هم توى مجلس همین‌ها را به من گفتند یادم آمد در یک قضیه دیگر که در بصره رخ داده بود در آن زمانى که بصره دارالعلم اسلامى بود مسجد بصره حلقه‌هاى مختلفى داشت ستون‌هاى مختلفى داشت در هر گوشه‌اى عالم یکى از فرق اسلامى نشسته بود و مذهبش را درس می‌داد معتزله یک گوشه نشسته بود، شاعره یک گوشه نشسته بود جنابله یک گوشه نشسته بود شیعه یک گوشه نشسته بود درست مثل هایدپارک امروز لندن که هر کس یک گوشه ایستاده عقیده‌اش را درس می‌دهد یک عرب بادیه‌نشینى می‌آمد آنجا توى این حلقه‌هاى درس مى‌نشست و گوش می‌داد خوشش می‌آمد از او بپرسید که تو از این حرف‌ها خوشت می‌آمد از این حرف‌هاى معتزله مگر تو معتزلى هستى گفت معتزلى چیه؟ آن عقاید خوب و معقول معتزله را برایش گفتند گفت بله بله من معتزلى هستم آن وقت معایب بعضى آن ایرادهایى که به معتزلى مى‌گرفتند برایش گفتند گفت خیر خیر من معتزلى نیستم گفتند شاید تو اشعرى هستى گفت اشعرى چیه؟ محسناتش را گفتند گفت بله بله من اشعرى هستم باز از ایرادهایى که با شاعره می‌گرفتند برایش گفتند گفت خیر من اشعرى نیستم مال هر کدام محسناتش را که برایش می‌گفتند می‌گفت من از همان مذهبم (مکى- خوراج هم بودند تویش؟) از خوراج هم ممکن است بوده براى این که آنها هم حرف‌هاى معقول زیاد دارند مثل سایر فرق و من کسى نیستم که از این حرف‌ها بترسم مال هیچ کس را نمی‌خوردند این بسیار صحیخ بود اما بچه مسلمان را می‌کشتند این بسیار غلط بود. این را به واصل عطا گفتند که این اهل هر مذهبى هست و هیچ مذهبى هم نیست گفت مسلمان حقیقى این است، این مسلمان براى این که در قرآن هست و اصل ابن عطا رئیس مذهب معتزله هست گفت براى این که در قرآن هست الذین یستمعون‌القول و یتبعون احسنه. مسلمان کسى است که حرف‌ها را بشنود آن که بهتر است قبول کند (صحیح است) بنابراین من از اقلیتم نه از اکثریتم نه از چپم نه از راستم من تابع حقم حرف حق هم به نظرم آن چیزى است که خودم می‌فهمم اگر هم یک وقت فهمیدم که آن چیزى که من قبول کردم حق نیست برمی‌گردم (احسنت) ما فعلاً مواجه با یک وضعى شده‌ایم که این وضع در دنیا تقریباً می‌شود گفت بى‌سابقه است یعنى من این جور تصور می‌کنم جز در محکمه انقلاب فرانسه که آن هم دیگر تعارف نمی‌کردند که شما حالا بروید توى خانه‌تان بنشینید ما حقوق‌تان را می‌دهیم البته یک محاکمه‌اى ازشان می‌کردند ولى نمى‌پذیرفتند تقریباً می‌شود گفت این قانون به این ترتیب و با این طرز در دنیا اولین دفعه است که پیدا شده آن طوری که من می‌دانم و مى‌فهمم یا این که من سابقه ندارم این است که من تقاضا می‌کنم که عرایضى که من می‌کنم به عکس آنچه آقایان می‌گویند حرف را با صمیمیت بپذیرند خیر حرف مرا با منتهاى انتقاد گوش بدهید با فکر این که من می‌خواهم دفاع بکنم از یک اشخاص دزدى یا به عکس می‌خواهم اشخاص درستى را آلوده کنم با همین فکر حرف مرا گوش بدهید ولى دقت بکنید ببینید حرف من راست هست یا نیست وارد هست یا نیست اگر وارد است خواهش می‌کنم قبول بفرمایید و من از همکاران محترمم خواهش می‌کنم که آنچه من نگفته‌ام به من نبندند از لاى حرف من آن مطالبى که مقصود من نیست در نیاورند که به من فحش و دشنام بدهند خواستند بکنند هم‏ بکنند ولى انصاف مقتضى نیست خیلى‌ها هم خیال می‌کنند که من این حرف‌هایى را که می‌زنم براى دفاع از شخص سردار فاخر است براى چه من می‌خواهم دفاع از سردار فاخر بکنم؟ من اساساً در دفاع‌هایم گاو نه من شیرم یک دفاعى می‌کنم و بعد خودم به سردار فاخر حمله می‌کنم و او را می‌رنجانم اگر راجع به شخص او باشد من می‌خواهم راجع به یک اصلى و یک عقیده‌اى حرف بزنم این تظاهرى که پریروز مجلس کرد و رفت بیرون مجلس رأى خود را راجع به سردار فاخر داد من با هر چیزى که امنیت عمومى یا امنیت اجتماعى را متزلزل بکند یا هر عملى که مال کسى، خون کسى، حیثیت و شرافت کسى را بدون حکم دادگاه از او بگیرد مخالفم (عده‌اى از نمایندگان- احسنت) (شوشترى- بارک‌الله) با این عمل مخالف بودم 10 مقاله نوشته‌ام ده مرتبه هم لااقل اعتراض کردم حالا هم موقع پیش آمده که از عقیده خودم دفاع کنم (دکتر بقایى- دوره پانزدهم کجا تشریف داشتید آقاى فرامرزى) دروه 15 در تهران نبودم ولى 10 مقاله روزنامه کیهان را به شما نشان می‌دهم قانون بدى بود (دکتر طبا- قانون خوبى بود ولى بد عمل شده) قانون بسیار بدى بود فکر کجى بود علت این که کارها درست نمی‌شود این است که کج فکر می‌کنیم و کج به طرف مقصود می‌رویم (دکتر طبا- اعمال غرض کردند ولى بسیار قانون خوبى بود) آن که قانون آورد مگر کارمند دولت نبود مگر می‌خواست تشریف ببرد (دکتر طبا- می‌خواست تصفیه کند) تصفیه کند یعنى چه یعنى هر کار دلش خواست بکند تصفیه کند یعنى من شما را بیرون می‌کنم یا شما مرا بیرون کنید این یک قاعده و اصلى می‌خواهد یک ملاکى می‌خواهد من خیلى خوش‌وقت هستم جناب آقاى دکتر بقایى که مجلس رسید به آن چیزى که با گرفتن امضا که یک نفر بیفتد جلو و امضا بگیرد و هر کس که امضا نکرد برود پیش دولت برایش چغلى بکند که دولت برایش حساب نگه بدارد که بعد در موقع انتخابات بروند و اذیتش بکنند (دکتر مصدق- پس بفرمایید که انتخابات آزاد نبوده است) بنده هیچ‌وقت این عرض را نکرده‌ام (دکتر مصدق مقصود همین بود) امیدواریم که با پیشوایى جنابعالى و با راهنمایى جنابعالى و همکارى مجلس قانون طورى اصلاح بشود که آزاد شود اگر انتخابات آزاد بود آقاى دکتر مصدق 125 سرباز و 11 افسر و 20 مأمور کشورى در عمارت دولتى نایستاده بود که 4 نفر از هیئت نظار را بکشند (دکتر بقایى- به امر که کشتند؟) به امر کسى که اختیار داده (دکتر بقایى- به امر

+++

رئیس ستاد جرأت کنید و بگویید آقا) چرا بترسم آقا (دکتر بقایى- پس چرا نمی‌گویید من منظورم این است که شما بگویید هر چه ما بر ضد دیکتاتورى داد زدیم براى همین‌ها بود که من در دوره 15 پیش‌بینى می‌کردم) من با دلایلى که عرض کردم با این قانون مخالفم دلایلم را هم عرض می‌کنم مجلس را نباید مجبور کرد که فورى و به زودى رأى بدهد مجلس براى مشاوره براى بحث و دلیل و برهان است اختیار مجلس 15 نباید به کمیسیون داد که در کمیسیون 5 یا 6 نفر آدم بنشینند عده مخالف و موافق و ممتنع معلوم باشد در مملکتى که هیچ کس تأمین ندارد و هر کس قدرت دارد جلو هیچ چیز نمى‌ایستد (کشاورز‌صدر- آن هم با نظریات سیاسى که بعد به موقع خودش گفته خواهد شد) علت این چیست علتش این است که مثلاً می‌گویند مجلس کار نمی‌کند خیال می‌کنند مجلس باید بیل و کلنگ بردارد و برود زراعت بکند مجلس باید یک دولتى بیاورد و آن دولت را تقویت کند و آن دولت کار بکند دولت چون نمی‌تواند کار بکند چون عاجز است از کار خیال می‌کند که الفاظ قانون کار می‌کند هى می‌روند و دور هم مى‌نشینند و هى قانون می‌نویسند و هى قانون می‌آورند به مجلس و مجلس باید زود به زود آن قوانین را تصویب بکند در صورتی که چه قانونى لازم است که ما نداریم در مملکت انگلستان 700 سال است که مشروطه است و مجلس مقنن دارد هنوز شما یک مجموعه کوچکى در آنجا پیدا نمی‌کنید یک کلیاتى هست و راه هم برایش باز است و دولت‌ها کار می‌کنند دولت‌هاى ما به تصور این که قانون رفع عجز از دولت می‌کند خود الفاظ قانون و خود کلمات قانون راه می‌افتد سد‌بندى می‌کند اجراى عدالت می‌کند هى می‌آیند و قانون می‌آورند و هى مجلس باید تند تند این قوانین را تصویب کند اگر مجلس نکرد می‌گویند مجلس کار‌شکنى می‌کند در صورتی که مجلس یکى از مهم‌ترین وظیفه‌اش نظارت بر اعمال دولت است (عده‌اى از نمایندگان- صحیح است) که ببیند این دولت کارهایش را درست می‌کند یا نه حالا وارونه کرده‌اند هى دولت می‌آید و قانون می‌آورد و مجلس هم نظارت بر اعمال دولت را گذاشته کنار و عصا به دست گرفته و فراش‌باشى دولت شده (عده‌اى از نمایندگان- صحیح است) هر کس از نمایندگان موافقت نکرد یکى از آقایان راه می‌افتد مداد دستش است فلانى موافقت نکرد فلانى امتناع کرد فلانى به فلانى گفت آقا نکنیم یعنى اساساً درست شد مجلس شورای ملى مثل تریاک در اصل پادزهر است یعنى دواى ضد زهر چون در غیر مورد خودش استعمال می‌شود خودش شده زهر مجلس هم وقتی که وظیفه خود را از دست داده و افتاد توى نوکرى دولت آن وقت می‌شود تریاک خودش می‌شود یک زهر کشنده این وضع این قوانین سیخکى سبب شده که ما همیشه در بند رشتن و پنبه کردن باشیم اول یک قانونى زود بنویسیم بعد ببینیم که این قانون عملى نیست بعد فکر کنیم که چه جور آن را به هم بزنیم همین قانون تصفیه یک دفعه برداشته سازمان وزارتخانه‌ها را به هم می‌زند ما اینجا طرح دادیم و لایحه سازمان کشور را به هم زدیم و قانون تصفیه را به مجلس آوردیم حالا در بند این هستیم که چه جور این را به هم بزنیم در بین ما مثلى هست که می‌گویند بریز و جمع کن و دو کار بکن خاکروبه‌ها را بردار و بریز و برو جمع کن آن وقت دو کار کرده‌اى یک داستانى است که در برلیتز دوم و یا سوم دیده‌ام و البته آقایان هم خوانده‌اند و آن این است که یک زن و شوهرى پهلوى هم نشسته بودند یک دفعه فکر کردند که چطور است که سابق بر این فرشته‌اى بود و پرى بود توى جنگل پیدا می‌شدند و به آدم کمک می‌کردند و حالا پیدا نمی‌شوند یک وقت دیدند یک دختر خوشگل پیدا شد از آن گوشه اطاق و آمد و گفت من فرشته هستم چه کار دارید سه حاجت از حاجت‌هاى شما هر چه بخواهید انجام می‌شود چهار هم ندارد و پنهان شد گفتند عجب سه حاجت خیلى است آدم یکى براى دنیایش می‌خواهد یکى براى آخرت یکى هم براى ذخیره است نشسته بودند پاى بخارى خانم انبر برداشته بود و آتش بخارى را هم می‌زد و می‌گفت چه آتش خوبى است کاش نیم متر روده خوک بود و ما سوپ درست می‌کردیم یک دفعه نیم متر روده خوک از بخارى افتاد پایین مرد عصبانى شد گفت ما با این دعا می‌توانستیم ثروتمند شویم روده خوک بچسبد به دماغت ناگهان روده چسبید بیخ دماغ خانم خانم فریاد زد که چطور چه کار کردى یک دعا بیش‌تر نمانده بود دعا کرد روده بیفتد پایین روده افتاد پایین آن وقت سه حاجت که می‌شد با آن چه مقاصدى را انجام داد با این جور صرف شد یک دوره مجلس با این حرف‌ها صرف می‌شود با گفتن و رد کردن فلان و بهمان ما یک قانونى می‌گذارانیم بعد مى‌بینند قابل اجرا نیست می‌آیند می‌گویند این جورش کنید چرا؟ چون مى‌بینند بدون مطالعه بدون فکر و بدون دادن آزادى بحث و مطالعه به وکلا تند تند قانون را می‌گذارند (دکتر معظمى- آقاى فرامرزى هر وقت کار را به دست کمیسیون‌ها بدهید همین طور است) نباید داد برخلاف اصل است اگر شما به کمیسیون‌ها اختیار بدهید که طرف اعتماد مجلس است من راه مختصرترى به شما نشان می‌دهم دولت طرف اعتماد مجلس است برود کارهایش را بکند و در مجلس را ببندید حالا شما ببینید که در نتیجه این کارها چقدر و به چه نحو وقت تلف می‌شود ما چه احتیاجى داشتیم به این صحبت‌ها ما یک ماه دو ماه پیش از این که مجلس را تعطیل کردیم اطلاعات دیگرى داشتیم صحبت‌هاى دیگرى داشتیم حالا ببینید به چه مشغول شده‌ایم حالا این کار را براى چه کرده‌اند براى تصفیه و اصلاح ادارات آیا این کار را براى این کردیم؟ آیا این راه طبیعى هست عملى هست می‌شود این کار را کرد اگر طبیعى بود و اگر عملى بود که  الان مبتلا نبودیم جلو طبیعت را که نمی‌شود گرفت دولت به جاى این که امنیت بدهد که بنده بروم توى مزرعه‌ام بنشینم به جاى این که طورى عمل کند که کارهاى آزاد درست شود هى مى‌بیند که عده کارمندها دارد زیاد می‌شود هى که مى‌بیند که باید حقوق بدهد و کار فلج شده هى قانون می‌گذراند که کارى بکنید تا از عده‏ کارمندها کم بکند روز یکشنبه قانون می‌گذراند که کارمندان زائد موجود را بیرون کند روز دوشنبه مى‌بیند که خودش 2 برابر عده آنها را زیاد کرده شما فکرش را بکنید ببینید از روزى که دولت‌ها تصمیم گرفته‌اند که کارمند‌ها را کم بکنند مگر صدى هشتاد کارمند اضافه نشده چرا براى این که طبیعت ایجاب کرده مردم کار ندارند مردم آزادى عمل ندارند تجارت را دولت از دست مردم گرفته زراعت به واسطه عدم امنیت نمی‌شود کرد در راهروها در شوارع عام نمی‌شود کار کرد همه مردم می‌آیند به تهران یا به یک اداره دولتى که نان بخور و نمیرى بهشان بدهند بروند و ضمناً از تعرض مأمور اوقاف و سایر مأمورین در امان باشند تا حدى.  الان همین الساعه که بنده این حرف را می‌زنم براى هر یک از شماها وقتى بروید خانه مى‌بینید که ده تا تقاضا رسیده که مردم بیکار از شماها تقاضا کرده‌اند که براى آنها کار پیدا کنید بیایید یک فکر عملى بکنید با الفاظ و حرف نمی‌شود کارها را اصلاح کرد این قوانین اثر بهبود در ادارات ندارد ولى اثر خراب کردن ادارات را دارد من آن روز در همین جلسه خصوصى وقتى که آقاى منصور آن لایحه‌شان را آورده بودند و آن حرف‌ها را زده بودند گفتم جناب آقاى منصور من 28 سال است مستخدم دولت هستم در عرض 28 سال من 8 ساعت امنیت نداشته‌ام براى این که از آن روز تا حال کمیسیون و جلسه است که هى تصفیه کند و چه کار بکند هیچ‌وقت تصفیه روى عدالت نبوده کاش آدم بگوید که من چون کار خودم را بلدم و با امانت هم انجام می‌دهم مجالس به من کارى ندارند این جورى هم نبوده کارى نکنید که هیچ کس توى مملکت امنیت نداشته باشد مردم از دست مأمورین دولت از دست خود دولت امنیت ندارند دائماً شب یک عده‌اى نشسته‌اند براى اینها دارند فکر می‌کنند که چه جور اینها را اذیت بکنند شما از یک عده مستخدم متزلزل چه توقع امانت دارید؟ چه توقع خدمت دارید؟ چطور ممکن است همچو چیزى؟، بعضى از آقایان من دیده‌ام که می‌فرمایند خوب کارى نمی‌کنید یک عده‌اى را می‌گیرند می‌گویند ما شما را حالا لازم نداریم کسى به کسى می‌گوید ما شما را لازم نداریم، فرض کنید آقاى دکتر سجادى به بنده می‌گوید من شما را لازم ندارم خیلى خوب بنده هم ایشان را لازم ندارم چرا من بروم؟ ایشان تشریف ببرند هیچ کس در دنیا با علم نه با کار و نه با حیثیت و نه با رتبه از مادر متولد می‌شود در دنیا فقط ولیعهد است باقى مردم همه اکتساب می‌کنند همان طوری که یک نفر زارع در نتیجه 30 سال زحمت یک مزرعه را آباد می‌کند یا یک تاجر سرمایه به دست می‌آورد یک مستخدم دولت هم در نتیجه 30 سال زحمت و خدمت به رتبه 9 مى‌رسد، به رتبه 8 مى‌رسد یک شخص در نتیجه 50 سال زحمت حیثیت و آبرو پیدا می‌کند همان جورى که ملک آدم را، خانه آدم را جز با حکم دادگاه و با دلایل قطعى محکومیتش نمی‌شود از دستش گرفت رتبه‌اش و حیثیتش و مقامش را جز در دادگاه صالح و با دلایل مثبته محکومیت او نمی‌شود رتبه و شغل و مقام و حیثیتش را از دستش گرفت (صحیح است) جناب آقاى

+++

حائرى‌زاده یک کلمه‌اى فرمودند که به این ترتیب که به هیئت تصفیه حمله می‌کنند کسى دیگر در این مملکت جرأت نمی‌کند قضاوت بکند آیا حقییقتاً قضاوت این است؟ من در قضاوت این آقایان خواهش می‌کنم اجازه بفرمایید که یک مثلى بزنم همین قضیه لار که ایشان فرمودند در روز روشن در حضور 11 افسر و 125 سرباز و 20 تا مأمور کشورى در عمارت دولتى که دیوارش لااقل 10 متر ارتفاعش است عده‌اى را ریخته و کشتند با علم قبلى دولت که اینها را خواهند کشت (صحیح است) دادگاه نظامى تشکیل شد یک عده‌اى را محکوم به اعدام کرد یک عده‌ای را محکوم به حبس کرد دیوان کشور از دو طریق یعنى جناب آقاى لطفى که جزو هیئت تصفیه است از دو طریق این را نقص کرد یکى به اسم این که حکومت نظامى بعد از وقوع قضیه اعلام شده بنابراین حق رسیدگى به قضیه‌اى که قبل از اعلام حکومت نظامى واقع شده دادگاه نظامى ندارد این را ما قبول کردیم قسمت دیگرش را به اسم اعاده دادرسى نقص کرد اعاده دادرسى یعنى چى؟ یعنى این که مثلاً اگر یک کسى محکوم شد به قتل کسى بعد مقتول پیدا شد (امامى- قاتل) مقتول، نه قاتل قاتل که‏ اولش پیدا است فرامرزى را محکومش کرده‌اند که نور‌الدین امامى را کشته بعد نورالدین امامى گفته بنده هستم این را باید بیایند مرا بکشند چون مراحلش را طى کرده است؟ در اینجا اعاده دادرسى قبول می‌شود با همچنین حکمى بر سندى که آن سند معلوم بشود که جعل است یا مجازات براى گناهى که مجازاتش با آن گناه متناسب نباشد یعنى مردمى که دو ماه پیش توطئه کرده‌اند با بند و بست به تمام مقامات دولتى اشخاص را کشته‌اند و بعد به دو سال حبس محکوم شده‌اند اینجا مناسب نبوده، خیلى سنگین بوده تا اینجاش قبول می‌کنم نظر قاضى است رأى داده است‏ ولى همین دادگاه درباره کسانى که به گناه‌هاى قبل از 15 بهمن محکوم شده‌اند در دادگاه‌هاى نظامى نپذیرفت بام و دو هوا که نمی‌شود (کشاورز‌صدر- ما با او حرف زدیم می‌گفت از نقطه‌نظر سیاسى است) خیلى خوب البته می‌شود یک چیزى گفت یارو گفت با بچه یتیم چه کار می‌کنى دارم ستر عورتش می‌کنم مگر باید بگوید که من چه کار می‌کنم؟ منظورم این است که این حکمى که دیوان کشور راجع به محکومین دادگاه نظامى لار داده تمام توده‌ای‌ها و تمام آنهایى که بر حسب حکم محکمه نظامى بعد از پانزدهم بهمن در حبس هستند و محکومند تمام این جرم است هیئت حاکمه مجرم است و همیشه آنها حق دارند اعلام جرم بکنند این چه جورى است که آن قضیه را نمى‌پذیرد پس اینها هم قاضى نیست این بند و بست چى است این سیاست‌چى است آن جوری که دلش می‌خواهد همان جور می‌گوید این چه قضاوتى است چه قضاوتى است چه محکمه‌اى؟ عرض کنم اینها نخواسته‌اند تصفیه بکنند اگر می‌خواستند تصفیه بکنند خوب و بد را به هم نمى‌آمیختند چطور خود شما خود مردم صورت را که مى‌بینند مى‌گویند نسبت این عده باطناً کاملاً رأى داده‌اند و یک عده‌اى را هم خود شما مى‌دانید که بی‌خودى رأى داده‌اند چطور می‌شود که آنها نمی‌دانستند این را؟ این قضیه لوث کردن و از بین بردن قضیه تصفیه و مخلوط کردن بوده و مشغول کردن مردم به یکدیگر عیناً داستان گل میخ و محمد‌ابن صباح است که من یک بار نوشته بودم و حالا ناچارم باز تکرار کنم در شهر کویت همیشه زندگى همه کس آزاد است زن‌هاى هرجایى در آنجا خیلى زیاد هستند همیشه هم زیاد است مبارک‌ابن صباح رفته بود مدرسه و طلبه شده بود و مقدس و متدین، به دو برادر دیگرش فشار مى‌آوردند که این فواحش را از این شهر بیرون کنند محمد صباح می‌گفت چه کار دارى؟ چون خودش دلش می‌خواست که اینها باشند گفتند نمی‌شود قرار شد که اینها را از شهر بیرون کنند و چون نمی‌شود قرار شد که اینها را از شهر بیرون کنند و چون محمد‌ابن صباح متخصص در شناختن آنها بود این مأموریت را به او واگذار کردند که برود در خانه آنها یک یک گل میخى بزند سحر که هنوز مردم از خانه خارج نشده بودند نوکرها و غلام‌هاى امیر پا شدند اینها را جمع کنند و بریزند در کشتى و ببرند به بصره محمد صباح و غلامش راه افتادند در خانه تمام فواحش معروف یک گل میخ زدند بعد آمدند در خانه امام مسجد جمعه هم یک گل میخ زدند بعد رفتند در خانه یک تاجر محترم یک گل میخ هم به آنجا زدند رفتند در خانه خود مبارک‌ابن صباح که فشار مى‌آورد در خانه او هم یک گل میخ زدند در خانه برادرش هم رفتند یک گل میخ هم آنجا زدند و چون خودش مرد شجاعى بود در خانه خودش هم یک گل میخ زد ولى اینجا این شجاعت را نداشته که در خانه خودشان بزنند و بنویسند الا حقر شیخ عبدالعلى لطفى بنده هم بند جیمم اینجا این شجاعت را نداشتند اگر کرده بودند خیلى خوب بود و او کرد وقتى که صبح از خواب بیدار شدند دیدند که عجب این در تمام شهر ما است به این گفتند که تو چه کردى؟ گفت شما از من خواستید کار من این جورى است، گل میخ‌ها را کشیدند بیرون و کار تمام شد و هنوز هم آثارش باقى است اینجا نخواستند این جورى بشود حالا خود جنابعالى انصاف بدهید اگر این هیئت نبود یک هیئت دیگرى بود باز هم همین طور قضاوت شده بود؟ شما را به وجدانتان دکتر را نمی‌گذاشتند این تو؟ آقا این چه جور قضاوت است که با تغییر قاضى محکوم تغییر پیدا مى‌کند اگر من قاضى بودم آقاى فولادوند مقصر است اگر یکى دیگر جاى من بود آقاى دکتر طبا مقصر است (صحیح است) با تغییر قاضى محکوم تغییر می‌کند؟ من  الان یک عده‌اى از هیئت تصفیه را دیدم و از خودشان شنیدم که از محکومیت یک عده‌اى اظهار تأسف کرده‌اند و گفته‌اند که اگر ما بودیم ممکن نبود که این کار را بکنیم حالا آمدیم که آنها بودند آن وقت این کار را که نمی‌کردند. پس با تغییر قاضى محکوم تغییر می‌کند. یک لیست سیاه و سفید به قول ایشان درست کردند که ضمناً چه نتیجه‏‌اى بگیرند من نمی‌دانم‏

رئیس- آقاى فرامرزى وقت شما تمام شده است‏.

کشاورز‌صدر- یک حقایقى را می‌گویند بگذارید صحبت کنند..

رئیس- باید رأى گرفت چقدر وقت می‌خواهید؟

فرامرزى- هر چقدر من حرف بزنم تا زمانی که حرف‌هایم تمام شود.

رئیس- آقایانى که موافقند که آقاى فرامرزى نیم ساعت دیگر صحبت کنند قیام بفرمایند عده زیادى قیام نمودند (تصویب شد)

فرامرزى- آقایان بنده را تشویق می‌فرمایند متشکرم در تاریخ اسلام به یک سلسله از سلاطین اسلام می‌رسیم که در مغرب آفریقا تشکیل شده به نام سلسله موحدین که مؤسس این سلسله به نام محمدابن طولون بود و این شخص دعوی می‌کرد که مهدى موعود است اول این که می‌گفت خودم مهدى هستم و یک رفیقى هم داشت به اسم عبدالله یک مرد خل و دیوانه‌اى بود در تمام شهر با وضع کثیفى می‌گشت و حرف هم نمى‌توانست بزند و نمی‌زد سال‌ها به این وضع زندگى می‌کرد یک روزى در مسجد محمدابن طولون نشسته بود که عبد‌الله آمد و به او سلام کرد با لباس خیلى عالى و تمیز گفت دیشب دو فرشته آمدند و قلب مرا شکافتند و به من اسرار غیب آموختند و همه علوم را به من یاد دادند هر علمى از او امتحان کردند دیدند بلد است چون عالم بود و خودش را این طورى ساخته بود بعد گفت یک پیغام دارم و آن این است که شما امام زمان خودتان هستید و یک مأموریت هم من دارم و آن تعیین مردم بهشتى از دوزخى است و شقى از سعید آمدند روى دستورات که این شخص می‌داد تمام مردمى را که مخالف خودشان می‌دانستند یکى یکى نشان داد و بردند و سر بریدند و این دولت درست شده مثل آنها و یک همچو لیستى درست کرده‌اند من از این آقایان تعجب می‌کنم چرا راجع به این قضیه فشار می‌آورند آیا منظور از این مذاکرات از این زد و خوردها از این رد و بدل کردن‌ها از این ضعیف کردن‌ها بى‌آبرو کردن مجلس است در خارج یا براى رسیدن به نتیجه است نتیجه چى است؟ نتیجه این تصفیه باید این باشد که بعد از این ... سازمان ما درست نشود تشکیلات ما درست نشود اگر این قانون مو به مو اجرا شد تمام اینهایى هم که ما براى مصلحت مملکت این جام شوکران را سر می‌کشیم و می‌رویم کنار آیا بعد از این دیگر عدالیه ما حقیقت دادگاه می‌شود؟ یعنى اگر نصف شبى یک عده اوباش یک دکترى را دعوت کردند به اسم طبابت و او را کشتند و مثله کردند بعد دادگاه خون این دکتر مظلوم را پایمال نخواهد کرد و عدلیه ما روحانیت ما و مذهب ما را در دنیا رسوا نخواهند کرد این دادگاه ما آقاى دکتر بقایى چرا راجع به این موضوع از ته دل نعره نمى‌کشید که مملکت را در دنیا رسوا کرد آیا دیگر شهربانى ما پرونده‌سازى نخواهد کرد؟ در شهربانی‌ها آژان‌هاى ما در هر قدمى که اتومبیل‌ها مى‌خواهند رد شود نمی‌گویند برو برو برو (در اینجا ناطق دست

+++

خود را بلند کرده و با انگشت علامات 2 و 3 و 4 و .... را نشان دادند) (خنده نمایندگان) آیا نظام ما به حقیقت براى نظام وظیفه گرفته خواهد شد یا براى پول؟ مأموریتى که در خارج هستند مشمول را غیر مشمول و غیر مشمول را مشمول نمی‌کنند؟ (دکتر معظمى- آقاى فرامرزى رئیس نظام وظیفه را نفرمایید ایشان مرد خوبى هستند) رئیس نظام وظیفه سرلشگر نقدى از شریف‌ترین رؤساى ادارات ما هستند من نخواستم به ایشان اهانت کنم براى این که او نه پول می‌گیرد و نه اعمال نفوذ می‌کند (مهدوى- مگر رئیس شهربانى این طور نیست؟) رئیس شهربانى هم همین طور است (شوشترى- راجع به مالیات بر درآمد بفرمایید) بله آیا دیگر رئیس مالیات بر درآمد ما 6 هزار تومان و ده هزار تومان را در مقابل صد هزار تومان و 500 تومان نخواهد بخشید؟ و مالیات را فقط از زن‌ها و بیوه‌ زن‌ها می‌گیرد (قاسم فولادوند- ایمانى را که داشت مالیات وصول می‌کرد عوض نمی‌کنند؟ در این مجلس آقا داد کشیدیم براى ایمانى چرا او را عوض کردند؟) براى این که مالیات‌ها وصول نشود آقا اینها که گفتم دو ثلثش زیادى است عرض کنم به حضور آقایان همین وزارت اقتصاد ملى که پول ملت و مملکت در دستش است دیگر اعضای کمیسیون و اشخاص مؤثر آن آیا دیگر دلال در بازار نخواهند گذاشت که روى موافقت قبلى کار کنند آیا اینها الى آخر درست خواهد شد و مسلماً خود شما می‌دانید که بیرون کردن اینها از این تشکیلات کوچک‌ترین تأثیر در این امر نخواهد داشت ممکن نیست سازمان برنامه کم‌تر پول دور بریزد و همین هست که هست (عده‌اى از نمایندگان- صحیح است) و اما ضررش یعنى ضرر این کارهایی که می‌کنیم چه هست؟ وقتمان را تلف می‌کنیم بی‌خود به هم می‌پریم بی‌خود آبروى همدیگر را مى‌بریم و خود را رسوا می‌کنیم.‏

شما خیال می‌کنید که بعدها حساب نگه مى‌دارند و جامعه بعد از مدت‌ها وقت ایشان را در بند ج می‌گذارد این اثر معنوى را هم ندارد براى این که دلایل و براهین محکومیت این را به او نگفته‌اند و در مملکت منتشر نکرده‌اند که هم خودش بتواند حرف بزند و هم مردم قانع بشوند آدم بزرگ که سهل است در علم تعلیم و تربیت این مسئله مسلم است که اگر بچه‌اى را تنبیه کنند بدون این که گناه خود را بداند این تنبیه اثر ندارد (دکتر بقایى- ولى آقاى فرامرزى اینها 85 درصد گناه خود را می‌دانند این استدلال از شما بعید است) ( قاسم فولادوند- دکتر ثمرى یکى از شریف‌ترین افراد مملکت است او را چرا توى بند گذاشته‌اند) اینهایى که آقایان توى نظم می‌دوند جزو نیم ساعت نیست عرض می‌شود که اگر اینها گناه‌شان را خودشان نمى‌دانسته‌اند قاضى که می‌دانسته چرا گفته من این طور مى‌فهمم تمام ایراد من این است که چرا دلایل گذاشتن این آقایان را در بند ج ذکر نکرده‌اند (غلامرضا فولادوند- آقا از هر کدام از هیئت تصفیه بپرسید می‌گوید من نمی‌دانم این را اکثریت نوشته ج آن یکى را می‌گوید من نداده‌ام اکثریت داده ب یکی هست و آن قضیه این است که من خودم تصدیق می‌کنم قضیه که ممکن است بسیار یعنى اغلب از اینهایى را که در بند ج گذاشته مستحق این بند هستند این را هم تصدیق می‌کنم که در بند الف هم بعضى‌ها خوب بوده‌اند و بعضی‌ها دزد بوده‌اند و خواسته‌اند آنها را بشویند (دکتر بقایى- این هم صحیح است ولى استدلال شما صحیح نیست) اگر صحیح است که هر دو تاش صحیح است (دکتر بقایى- استدلال شما غلط است) استدلال من صحیح است به شرط آن که شما عینک بی‌رنگ به چشم بزنید (دکتر بقایى- عینک من  الان هم بی‌رنگ است) یعنى با آن عینکى که معتقدید که مال شما صحیح است و مال من غلط است و مال من غلط این را آن جورى می‌بینید در اصل قضا جناب آقاى دکتر مصدق عالم حقوق‌اند و جنابعالى هم آقاى دکتر بقایى همین طور من نه فقه خوب می‌دانم و نه حقوق را درست می‌دانم ولى مطالعات کلى دارم من تصور نمی‌کنم هیچ قانونى در دنیا اجازه بدهد یک عده بیگناه را محکوم بکنند براى آن که یک عده با گناه محکوم نشوند (عده‌اى از نمایندگان- صحیح است) ما خودمان اصلى داریم که رادروالحدود بالشبهات کسى تا محکومیتش ثابت نباشد قاضى نمی‌تواند او را محکوم کند (دکتر مصدق- ادروا) خیر عرض می‌کنم رادروا براى این که من عربى را می‌دانم و فرانسه را نمی‌دانم و اگر فرانسه بگویم شما خنده‌تان می‌گیرد چون من فرانسه نمی‌دانم همان طورى که آقایان عربى نمی‌دانند و وقتى که آقایان اینجا عربى می‌گویند من مى‌خندم من خودم یادم است در این کتاب‌ها داستانى خواندم راجع به محکوم کردن یک کسى که محکوم نبود آن وقت یک اصل را در اینجا نشان می‌دهد که گویا آقاى عامرى هم فرمودند (اسلامى- ممکن است فرانسه‌اش را هم بفرمایید) می‌گویند:. این اصل قضایى است همان طوری که عرض کردم که اگر امر دایر باشد بین تبرئه یک محکوم یا محکوم کردن یک بیگناه باید اصل تبرئه محکوم را چسبید همان طورى که در عربى هم این جور است این جمله فرانسه را هم من از زمانى که می‌خواستم فرانسه یاد بگیرم یادم مانده بود که گفتم (دکتر بقایى- فرانسه را خوب گفتید و بنده به شما نمره 19 می‌دهم) ولى من به شما این نمره را در عربى نمی‌دهم ولى با این تفاوت که یک محکوم بود و یک بیگناه (دکتر بقایى- واى در اینجا 85 محکوم و 15 بیگناه است) یک حرفى بود که جناب آقاى دکتر مصدق در اینجا وقتى راجع به خودشان آقاى جمال امامى گفت که خواسته‌اند ایشان را در بند ج بگذارند و معلوم شد دروغ است براى این که هیئت تصفیه تکذیب کرده حالا نمی‌دانم تکذیبش راست یا دروغ است خوب تکذیب کرده می‌گویم صحیح است و فرمودند که من چون اکثریت ملت به من رأى داده است هیئت تصفیه صلاحیت این را نداشته که درباره من حرفى بزند به اول‌تر وقتى بحث می‌کردند می‌گفت اول الفاظت را معنى کن و اول حدود کلماتت را معین کن آیا جنابعالى این اصل را قبول دارید؟ (مکى- ایشان که نمی‌خواهند مستخدم دولت بشوند) این حرف دیگرى است ولى من می‌خواهم بپرسم که شما این اصل را قبول دارید که وقتى یک کسى حوزه انتخابیش به او رأى داد آن وقت هیئت تصفیه صلاحیت رسیدگى به کار او را ندارد اگر

این اصل صحیح است درباره سایر همکاران شما هم صحیح است (دکتر بقایى- از لحاظ نمایندگى صحیح است) راجع به ایشان هم همین طور است این که گفتم حدود الفاظ را آن طوری که می‌گویید معین کنید همین است که دیگر آدم از زیر حرف در نمی‌رود چطور اینها می‌توانند درباره رئیس مجلس وارد بشوند (یکى از نمایندگان- آن هم در حال ریاست مجلس) بله در حال ریاست مجلس عرض کنم که من روى عقیده قبلى و روى این که متزلزل کردن مستخدمین دولت هر روز به یک اسمى درست نیست معتقدم که این لایحه‌اى که  الان دولت به مجلس آورده این را باید انداخت دور و اینها را هم از بین برد به چه طرزى که مجلس ضعیف نشود به چه طریقى که مجلس بدنام نشود و در خارج ننگین نگردد و در خارج منعکس نگردد که مجلس شوراى ملى ایران با هر اصلاح و با هر تصفیه‌اى مخالفت می‌کند این را باید چه کار کرد براى این که یک عده دزد را قطار کرده‌اند و یک عده اشخاص نیک‌نام و درست را هم قاطى کرده‌اند من چون معتقد هستم و معتقد بودم که در اصل این بندها آمد براى این که یک ضربت دیگرى را به مجلس برند و این را فکر کردند که چه کار باید کرد تا از این مخمصه آمد بیرون براى این که من دیدم یک عده از رؤسا، از لیدرهاى مجلس متأثرند از این که مجلس در یک انحطاطى افتاده و همین طور دارد می‌رود قبل از این که مجلس تعطیل شود روزهاى تعطیل این این آقایان همدیگر را دیدند و گفتند که این دیگر مجلس نیست باید فکرى کرد و جلوش را گرفت و نگذاشت که بیفتند توى پرتگاه ما با این تبادل فکر با یک عده‌اى از اشخاص رفتیم به تعطیل و من خوشحال بودم که برمی‌گردیم دور هم مى‌نشینیم جلو این توطئه‌هاى شبانه و گذاشتن مجلس در یک امرى که آبروى مجلس را ببرد و مشروطیت ایران را به کلى از بین ببرد بگیریم وقتى آمدیم دیدیم که یک چیز دیگرى درست کردند و آن این بند است این بند دیگرى که براى این مجلس انداختند من خیلى فکر کردم که چه جورى می‌شود ازش جست که مجلس هم مبتذل و بدنام نشود من یک فکرى کردم آقاى دکتر بقایى که متأسفانه بعد دیدم زمینه حاضر نیست یا خوشبختانه نمی‌دانم من فکر کردم چون این عمل توطئه‌اى بر ضد مجلس است مخصوصاً بر ضد رئیس مجلس دولت را استیضاح بکنیم (ارباب مهدى- گناه دولت چیه؟) گناه دولت این است که شما طرفدارش نبودید (مکى- احسنت، صحیح است) من که حرف غلط نمی‌زنم (مکى- آنچه که صحیح باشد می‌گویم صحیح است) عرض کنم این بود که من وقتى صحبت کردم با آقایان دیدم زمینه حاضر نیست گفتم دولت تقصیر داشته باشد یا نداشته باشد فرق نمی‌کند دولت مسئولیت دارد در

+++

مقابل مجلس، مجلس باید قدرت داشته باشد اگر مجلس از خود قدرت نشان بدهد آبروى مجلس می‌رود بالا ولى اگر همین طور با حال ذلت، با خوارى باقى بماند آبروى مجلس هم از بین می‌رود (مکى- این هم صحیح است) بدبختانه حالا به یک جایى می‌رسیم که به نظر جنابعالى از این هم صحیح‌تر است و آن این است که وقتى که شما پیشنهاد کردید که اختیاراتى که به کمیسیون دادگسترى در دوره پانزدهم داده شده لغو بشود من این را پذیرفتم (مکى- صحیح است) چرا؟ براى این که مجلس یا اکثریت مجلس اگر بخواهد یک چیزى بگیرد باید یک چیزى هم بدهد باید از یک مقدار نظیرش که در کمیسیون اجرا شده صرف‌نظر بکند یک مطالبى یک اختیاراتى به این کمیسیون اجرا شده صرف‌نظر بکند یک مطالبى یک اختیاراتى به این کمیسیون داده شده که یک روزى معلوم خواهد شد که از تمام این بندها خطرناک‌تر است این که چیزى نیست 120 نفر یا دویست نفر آدم می‌روند توى خانه‌شان مى‌نشینند غالباً هم نان و زندگى دارند فحش هم می‌دهند که پدرسوخته‌ها به ما ظلم کردند یک اختیاراتى به کمیسیون دادگسترى دادند که در آتیه خواهید دید خطرش به مراتب از این زیادتر است و اگر مجلس موافقت کند آن اختیارات لغو شود این هم از بین برود هم ملت راضى می‌شود و هم ما از مخمصه بیرون آمده‌ایم (صحیح است) (شوشترى- پیشنهاد بفرمایید ما امضا می‌کنیم) نمی‌کنید، عرض کنم که این اختیاراتى که به کمیسیون دادگسترى داده شد و این اختیار را به هیئت تصفیه دادند می‌دانید در چه موقع مجلس شد در موقعى شد که مجلس افتاده بود در سراشیبى و هر کس از ترس این که او را جزو دسته نمی‌دانم فلان و بهمان قرار بدهند کارى می‌کرد که هر چه می‌کردند می‌گفت بله قربان (مکى- مسئولش کى بود آقاى فرامرزى؟) مسئولش ما بودیم قربان (مکى- کى بیش‌تر از همه؟) همه ما مسئول بودیم من بودم همه بودیم هر کس به سهم خودش یک اصل کفایه داریم و یک چیز دیگرى که اسم ندارد و باید گناه کفایه اسمش را گذاشت عرض کنم با این که جناب آقاى سردار فاخر خودشان هر چه لازم بود فرمودند من هم مثل این که دلم می‌خواهد دو سه کلمه راجع به این موضوع بگویم راجع به چک بلا‌محل‌شان که آقاى دکتر مصدق فرمودند خودشان فرمودند این چک لابد صاحبى دارد یعنى لابد یک آدمى طلبکار است که چک برایش کشیده‌اند این کى است که پول نمی‌خواهد و فقط خوشش می‌آید هو بکند (مکى- اگر اجازه بدهید نمره‌هایش را عرض کنم) آقا بنده هم می‌گویم شما هم کشیده‌اید مگر توى این مملکت وجدان است؟ مگر کسى را خواسته باشند متهم بکنند چه مانعى دارد؛ (دکتر مصدق- خواهش می‌کنم مجلس را متشنج نفرمایید آقاى فرامرزى استدعا می‌کنم مجلس را متشنج نفرمایید) (دکتر بقایى- ما از روز اول خواستیم که در این موضوع وارد نشویم) چشم عرض کنم متأسفانه اگر این اعمال غرض نمی‌کردند اگر خوب و بد را به هم مخلوط نمی‌کردند اگر آن دزدهاى به نام را که گذاشته‌اند اشخاص دیگرى قاطى نمی‌کردند یک بند الف دیگرى درست نمی‌کردند که اشخاصى را که من می‌شناسم دزد هستند توى این بند نمی‌گذاشتند هیچ کس نمی‌توانست کارى بکند (دکتر طبا- پس شما تصدیق دارید قانون خوبى بود) نه آقا ما قانون کیفرى داریم قانون استخدام داریم دیوان کیفر داریم یا دولت می‌تواند اجرا بکند یا نمی‌تواند اگر می‌تواند آن قوانین را اجرا بکند دولت خودش اختیار دارد اگر نمی‌تواند که صد قانون دیگر هم از مجلس بگذرانند باز هم نمی‌توانند اجرا بکند فایده‌اش چیست الفاظ قانون که به کسى قوت نمی‌دهد با این ترتیبى که اینها مخلوط کرده‌اند قابل هضم نیست مثلاً من این را از شما می‌پرسم که اعلم‌الملک چطور براى این مملکت وجودش زیادى است؟ ابوالحسن صادقى که نیست این چه جورى وجودش براى این مملکت زیاد است دکتر افشار‌على صدارت آقا یک قاضى است در تمام عمر این خدشه نیست یک شاعر بسیار مفید ظریف‌الطبع فقط امضا یک ابلاغ این با امضاى قوام‌السلطنه است یعنى چى؟ آن هم در چه موقعى؟ در موقعى که عدلیه وزیر نداشته است، هنرى، همین بوذرى که اینجا نشسته، مهران، یزدان‌فر، وحید اینها را گذاشته‌اند توى بند (ب) آن وقت باخدا را گذاشته‌اند توى بند الف (دکتر بقایى- آقاى فرامرزى اگر بخواهید اشخاص را اسم ببرید تمام این جنایات دادگسترى توى این مملکت با دست این آقاى بوذرى دارد صورت می‌گیرد در تمام محاکم اعمال نفوذ می‌کند شما جواب آن یادداشت را بدهید)

رئیس- آقاى فرامرزى وقت شما تمام شد (دکتر بقایى- آقاى فرامرزى جواب آن یادداشت را بفرمایید) آقاى دکتر بقایى عرض کنم که اگر دلایلى داشتید که فلان کس فلان کار را کرده فلان آدم فلان کار را کرده و به واسطه اعمال نفوذش عدلیه نتوانسته محکومش کند به واسطه حقه‌بازیش نگذاشته که سند و مدرک به دست بیاید ولى مطلب براى ما ثابت است آقاى فرامرزى) ولى آقاى دکتر روى دلخواه این کار را کرده‌اند.

دکتر بقایى- آقا چرا آن یادداشت بنده را نخواندید پس جواب نداشت آقاى فرامرزى نوشتم کدام قانون بدون تبعیض و استثنا در این مملکت اجرا شده است؟

رئیس- پیشنهاد آقاى کشاورز‌صدر قرائت مى‌شود.

( به شرح زیر قرائت شد.)

مقام محترم ریاست مجلس شوراى ملى- پیشنهاد مى‌کنم بعد از مذاکره آقاى فرامرزى رأى به کفایت مذاکرات گرفته شود-

رئیس- آقاى کشاورز‌صدر بفرمایید.

عده‌اى از نمایندگان- تشریف ندارند.

شوشترى- بنده پیشنهاد ایشان را قبول مى‌کنم.

رئیس- شما نمى‌توانید پیشنهاد ایشان را قبول کنید.

شوشترى- من پیشنهاد ایشان را قبول نکردم من عین آن پیشنهاد را نوشتم.

عده‌ای از نمایندگان- آمدند.

کشاورز‌صدر- به نظر بنده دیگر به مقدار کافى در اطراف این لایحه بحث شده خواستم به خاطر آقاى آزاد که در اینجا تذکر دادند که ما در اینجا مطالعه کنیم که مانند لایحه سابق ناقص نباشد به عرض آقایان می‌رسانم که  الان چندین روز است چه در مجلس و چه در خارج در کریدورها و فراکسیون‌ها این لایحه و این موضوع مورد شور و بحث قرار گرفته به خصوص جناب آقاى فرامرزى و جناب آقاى عامرى که قبل از ایشان بودند و آقایان دیگر که کاملاً جهات مختلف این لایحه را سنجیدند و بنابراین بعد از این جز این که وقت مجلس را بگیرند چیز دیگرى نیست (عده‌اى از نمایندگان- صحیح است) من خودم یادداشت کرده بودم که خیلى از مطالب را بگویم ولى دیدم که بیش از این لازم نیست و آقایان این مسائل را گفتند و ضرورت ندارد که بیش از این تذکر داده شود خواستم بگویم که آقایان اجازه بفرمایند تا مذاکرات کافى باشد و رأى بپیشنهاد کفایت مذاکرات داده شود.

مکى- بنده با کفایت مذاکرات مخالفم اینجا نباید تبعیض بشود بنده قبل از همه تقاضا کرده‌ام.‏

اردلان- پیشنهاد کفایت مذاکرات در کلیات است نه در مواد در مواد باید صحبت بشود.

رئیس- این پیشنهاد راجع به کفایت مذاکره در کلیات است آقاى فولادوند بفرمایید.

قاسم فولادوند- بنده معتقدم و همیشه هم معتقد بوده‌ام که نباید در کارها عجله کرد باید در اطراف امور له و علیهش صحبت کرد مخصوصاً در یک کارى که به فرمایش آقاى فرامرزى یک بندى را خواسته‌اند براى تضعیف مجلس در راه مجلس بگسترانند این آقایان هیئت تصفیه یک عده از اشخاص شریف مملکت را لکه‌دار کرده‌اند یک عملیاتى برخلاف قانون کرده‌اند باید از حیثیت آن اشخاص دفاع کرد باید پشت این تریبون آنها را توضیح داد که ملت ایران بداند که آقایان سوء‌نظر داشته و غرض‌ورزى کرده‌اند و متوجه بشوند براى این که در ولایات می‌شنوند که قانون تصفیه آمده و یک عده از مستخدمین دولت را در بند الف و ج و ب قرار داده این قانون را باید همان طوری که فرمودند بعد از بحث و شور رد بکنند ممکن است براى آنهایى که در اطراف مملکت هستند تولید یک ابهامى بکند لذا باید آمد اینجا صحبت کرد و ثابت کرد چرا این قانون با سوء‌نظر و غرض‌ورزى انجام شده است و عیوب قانون چیست؟ اگر یک عملى هم می‌کنیم مثل کمیسیون دادگسترى پارسال محتاج نشویم دوباره تجدید‌نظر کنیم اینها اشخاصى شریف را توى این مملکت لکه‌دار کردند سرلشگر کوپال آقا به نان شب محتاج است چرا او را در بند ب گذاشته‌اند (معدل- بند ب که بد نیست آقا) بسیار بد است آقا بنده می‌گویم همان طوری که جناب آقاى دکتر مصدق فرمودند اینها صدى پانزده غرض‌ورزى کرده اند و باید آنهایى را

+++

که در بند الف گذرانده‌اند صدى 15 آنها را در بند ج گذاشت (صدرزاده- یک آدم لایقى را اگر در این بند هم بگذراند درست نیست) آقا این چه حرفى است اینها را از حقوق اجتماعى از حقوق فردى محروم کرده‌اند باید اینجا صحبت کرد به چه مناسبت آقاى دکتر سجادى و آقاى اطفى بعد از 90 سال عمر خدمت بکنند و جوان‌هاى مملکت مثل دکتر ثمرى و دکتر مهران از کار برکنار شوند شهرستان بروجرد دو طبیب ندارد به چه مناسبت اینها را در بند ج گذاشته‌اند دکتر نخعى را که یکى از افراد شریف این مملکت است چرا در بند گذاشته‌اند براى این که حیثیت افراد را لکه‌دار کنند اینها باید اینجا گفته شود همین آقاى کشاورز‌صدر را که دارد با این وضع در این مملکت زندگى می‌کند گذاشتند در بند ب برادر من 18 سال دارد کار می‌کند می‌گذارند در بند ب آن وقت کسی را که 1000 لکه و ننگ دارد باید توى بند الف بگذارند آقاى دکتر سجادى و آقاى دکتر هومن پسر ....

( رئیس- آقاى فولادوند مراعات آئین‌نامه را بکنید و خارج نشوید)

جناب آقاى رئیس آقا اینها شرف مردم را برده‌اند بگذارید اینجا صحبت بکنیم ما 6 برادریم دو تا وکیلیم یکى در نظام خدمت می‌کند و در جنگ‌هاى لرستان پیش‌قراول بوده و شرکت کرده یک برادر من قاضى بوده یک فرد در این مملکت بیاید بگوید که این برادرهاى من کوچک‌ترین تخلفى کرده بیاید بگوید که کوچک‌ترین کار خلافى کرده‌اند من دست هر 6 نفر را می‌گیرم و از این مملکت بیرون می‌رویم ما پدر در پدر به این مملکت خدمت کرده‌ایم مگر می‌گذارم که شیخ عبدالعلى لطفى که هزار اتهام دارد به ما توهینى بکند همین آقاى شاهرودى که ملاحظه می‌کنید کفیل فرماندارى شاهرود را براى این که آقاى شاهرودى وکیل نشده است در مجلس سنا ایشان آمده‌اند و او را در بند ج گذاشته‌اند بنده می‌توانم بروم زراعت بکنم نان بخورم ولى او برود چه کار بکند؟

غلامرضا فولادوند- حزب عامیون.

کشاورز‌صدر- فراماسون‌ها ما را به بند گذاشته‌اند ما آنها را به بند دار می‌گذاریم.

غلامرضا فولادوند- هر وقت حزب عامیون زمام این مملکت را به دست گرفت ما از این مملکت می‌رویم.

رئیس- چون از هیئت دولت 2 نفر اینجا هستند مطابق ماده 68 عده کافى نیست اعلام رأى نمی‌شود آقاى وزیر پست و تلگراف لایحه‌اى دارند که می‌دهند بفرمایید.

4-تقدیم یک فقره لایحه از طرف آقاى وزیر پست و تلگراف‏

وزیر پست و تلگراف- مجلس شوراى ملى به طوری که خاطر آقایان نمایندگان محترم مستحضر است وسایل مخابراتى و مکالماتى یکى از مهم‌ترین عوامل ترقى اقتصادى و رفاه عمومى می‌باشد متأسفانه وسایل مخابراتى و مکالماتى فعلى کشور دستگاه‌هاى قدیمى و فرسوده است که به هیچ‌وجه با احتیاجات فعلى زندگانى عمومى تطبیق نمى‌نماید سهل است غالب مراکز مهم کشور فاقد وسایل مخابراتى و مواصلاتى می‌باشد ایجاد این وسایل و تکمیل و اصلاح وسایل موجود که بایستى در اسرع وقت عملى شود محتاج به سرمایه زیاد و تعداد کافى متخصص و مهندس می‌باشد که تهیه این وسایل مالى و فنى در مدت کوتاه براى دولت ایران میسر نیست، لذا دولت در نظر گرفته است با مؤسسات خارجى مهم وارد مذاکره شده و با آنان قرارى بدهد که وسایل مخابراتى و مکالماتى جدید را در کلیه نقاط کشور و همین طور ترتیب مواصلات کشور ایران با کشورهاى بیگانه را به نحو احسن طبق مشخصات مورد تصویب وزارت پست و تلگراف و تلفن و تحت نظر آن وزارتخانه در مدت کوتاهى حداکثر سه سال انجام و بهاى آن را به تدریج و به اقساط در مدت طولانى حداکثر ده سال دریافت نمایند ضمناً شرکت خارجى که انجام عمل را به عهده خواهد گرفت متعهد شود حسن عمل کلیه تأسیسات را تا مدت پنج سال پس از تحویل تعهد و تضمین نماید بنابراین ماده واحده زیر تقدیم و تقاضاى تصویب آن را می‌نماید.

5-ختم جلسه

رئیس- به کمیسیون مربوطه فرستاده می‌شود جلسه را ختم می‌کنیم و جلسه آینده سه‌شنبه ساعت 9 صبح دنباله رأى خواهد بود

( جلسه ساعت یک و بیست دقیقه بعد از ظهر ختم شد.)

رئیس مجلس شوراى ملى- رضا حکمت‏

+++

یادداشت ها
Parameter:294581!model&5137 -LayoutId:5137 LayoutNameالگوی متنی کل و اخبار(مشروح مذاکرات)