کتابخانه، موزه و مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی


صفحه اصلی » مشروح مذاکرات » مشروح مذاکرات مجلس ملی » دوره شانزدهم مجلس ملی

0.0 (0)
مشروح مذاکرات مجلس ملى، دوره ‏16
[1396/05/29]

جلسه: 61 صورت مشروح مذاکرات مجلس روز پنجشنبه 30 شهریور ماه 1329  

فهرست مطالب:

1-تصویب دو صورت مجلس

2-نطق قبل از دستور آقایان صدر‌زاده صدری دکتر مصدق

3-ختم جلسه

مشروح مذاکرات مجلس ملى، دوره ‏16

 

 

جلسه: 61

صورت مشروح مذاکرات مجلس روز پنجشنبه 30 شهریور ماه 1329

 

فهرست مطالب:

1-تصویب دو صورت مجلس

2-نطق قبل از دستور آقایان صدر‌زاده صدری دکتر مصدق

3-ختم جلسه

 

مجلس ساعت ده و دوازده دقیقه صبح به ریاست آقاى دکتر معظمى (نائب رئیس) تشکیل گردید.

1-تصویب دو صورت مجلس

نائب رئیس - نسبت به صورت جلسه اعتراضى نیست؟.

اردلان- بنده عرضى داشتم.

نائب رئیس -بفرمایید.

اردلان- اگر اجازه بفرمایید استدعا می‌کنم مجلس را روشن بفرمایید به این که ما هشتاد نفر در جلسه گذشته حاضر بودیم چرا جلسه تشکیل نشد؟

نائب رئیس -در جواب آقاى اردلان خواستم عرض کنم به موجب ماده 202 در غیبت رئیس وظایف به عهده نواب رئیس است متأسفانه ما اطلاع نداشتیم که جناب آقاى رئیس کسالت دارند این بود که تصادف این طور شد که جلسه تشکیل نشد البته در آتیه مراقبت خواهد شد (صحیح است) آقاى فقیه‌زاده.

فقیه‌زاده- بنده طبق ماده 36 و 168 و 169 یک تذکرى دارم.

نائب رئیس- بعد از تصویب صورت جلسه بفرمایید. آقاى شوشترى.

شوشترى- در صورت جلسه روز پنجشنبه عبارتى نوشته شده است، گر چه مبهم است و توجه نکرده‌اند، در خارج شنیدم که بعضى آقایان به من گفتند جناب آقاى جمال امامى آقازاده مرحوم حاج امام جمعه که پدر ایشان از ارکان روحانیت و مشروطیت بوده‌اند بنده در بیان خودم اسائه ادبى به ایشان کرده‌ام اولاً بنده بى‌ادب نیستم (صحیح است) و شایسته مقام نمایندگى نیست که نسبت به یک نماینده محترم دیگر با اسائه ادب صحبت کند به علاوه من استدعا کردم که خواهش می‌کنم مشاجره نشود، استدعا می‌کنم از مشاجرات صرف‌نظر بشود. حالا چه شده که این تعبیر سوء را در خارج کرده‌اند و می‌خواهند بین ما القاء نفاق کنند. استدعا می‌کنم این را اصلاح بفرمایید.

نائب رئیس- کدام کلمه است؟

شوشترى- نوشته بس کن، ول کن، بنشین.

نائب رئیس- بسیار خوب اصلاح می‌شود آقاى دکتر مصدق نسبت به صورت جلسه اعتراضى دارید؟

( دکتر مصدق بلى) بفرمایید.

دکتر مصدق- در دو جلسه قبل که بنده یک عرایضى در مجلس کردم یک شرحى در اینجا نوشته شده که با آنچه بنده عرض کردم مطابقت نمی‌کند. اینجا نوشته است که او مى‌خواهد بغض مردم را به یک نفر بسیار متمول بى‌انصافى توجه بدهد که این شخص یا به دست آن مردمى که نسبت به او بغض کرده‌اند کشته می‌شود یا با همین کارهایى که ایشان در رکن دوم کرده‌اند.» این ایشان یک ضمیرى است که مربوط به آقاى سپهبد رزم‌آرا می‌شود و بنده همچو عرضى نکردم بنده عرض کردم که رکن دوم کرده است و این را خواهش می‌کنم که اصلاح بشود.

نائب رئیس -اصلاح می‌شود. آقاى معدل.

معدل- بنده یک سؤالى از دولت کرده‌ام که این سؤال در صورت مجلس منعکس نشده است. از مقام ریاست سؤال کردم که چرا در صورت مجلس منعکس نشده گفته خوانده نشده درحالى که سؤالى که داده می‌شود باید در صورت مجلس منعکس شود تمنا دارم امر بفرمایند این سؤال را هم در صورت مجلس منعکس کنند و هم به دولت تأکید کنند که براى جواب حاضر شود.

نائب رئیس- سؤالاتى که در جلسه علنى مجلس داده می‌شود در صورت مجلس هم ذکر مى‌شود

+++

ولى در خارج که داده شود و سؤال‌هایى که مستقیماً از دولت بشود بعداً در روزنامه رسمى چاپ می‌شود (معدل- در جلسه علنى تقدیم کردم) آقاى امامى‌اهرى.

امامى‌اهرى -بنده نمی‌خواهم زیاد وقت مجلس را بگیرم و یا عرایضى بکنم فقط تقاضایم این است که واقعاً ما وضع مملکت را در نظر بگیریم و جلسات را مرتب دایر بکنیم و به دردهاى مملکت برسیم ضمناً از موقعیت استفاده می‌کنم و انحرافاتى که در آن جلسه از اظهارات بنده شده به عرض می‌رسانم در صفحه دوم به جاى موضوعات، توضیحات نوشته شده و یکى در سطر چهارم گفته‌ام در جراید دیدم و اینجا نوشته‌اند دیدم، باز در همان صفحه سوم در ستون اول در این دوره را در این مورد نوشته و باز در یک کلمه بعد این طور نوشته در صورتی که بنده گفتم این دوره در سطر چهلم هم تقدیمى نوشته شده است ولى بنده منظورم تقلیل کارمندان بوده است. در ستون دوم سطر ششم هم گفته‌ام از لحاظ مصونیتى که وکلا دارند و اینجا نوشته است وزرا دارند. این قسمت‌ها را تقاضا داشتم که مقرر بفرمایید اصلاح شود.

نائب رئیس -اصلاح می‌شود. آقاى مکى.

مکى- در صورت جلسه چند جا اغلاطى در عرایض بنده هست که اینها را تصحیح می‌کنم و خواستم توجه اداره تند‌نویسى را جلب کنم که بعضى از جملات اصلاً مفهوم خودش را از دست داده و این را باید بگیرند ببینند من چه گفته‌ام.

نائب رئیس- اصلاح می‌شود.

نورالدین امامى- زیاد است بفرمایید بدهید خودشان اصلاح می‌کنند.

نائب رئیس- صورت غائبین قرائت می‌شود.

( به شرح زیر قرائت شد)

غائبین با اجازه آقایان: بهادرى. افشار. کوراوغلى. دکتر راجى. غائبین بى‌اجازه آقایان: خاکباز محمودى. صفوى. دولت‌آبادى. برومند محمد‌على مسعودى. خسرو قشقایى. سالار سنندجى. امینى. ناظر‌زاده. تولیت. حسن اکبر. اقبال. شهاب خسروانى. دکتر مجتهدى. قرشى ثقت‌الاسلامى. عماد تربتى. محسن طاهرى. سالار بهزادى. حاذقى. غضنفرى. نبوى. پیراسته. امیر افشارى محمد ذوالفقارى کهبد. سلطانى. دکتر شایگان. جواد مسعودى. خزیمه علم.

دیر آمده با اجازه آقاى ابتهاج یک ساعت.

نائب رئیس- آقاى دکتر بقایى.

دکتر بقایى- راجع به آقاى دکتر شایگان که ایشان را جزو غائبین بى‌اجازه نوشته‌اند ایشان مریض هستند و تحت عمل قرار گرفته‌اند در اروپا و براى ایشان تقاضاى تمدید مرخصى شده است این را بنده خواهش می‌کنم دستور بفرمایید اصلاح شود.

نائب رئیس- تقاضاى ایشان به کمیسیون محاسبات رفته است تا تصویب شود و ما ناچاریم تا وقتى که تصویب نشده است ایشان را بى‌اجازه بنویسیم چند نفر از آقایان اجازه نطق قبل از دستور خواسته‌اند.

( جمعى از نمایندگان- دستور، دستور)

( صدر‌زاده نه آقا ما عرایضى داریم) حالا ماده 204 آیین‌نامه قرائت می‌شود.

( به شرح زیر خوانده شد)

ماده 204- مخبرین جراید و تماشاچیان با داشتن بلیط همان جلسه که با مهر اداره کارپردازى و امضای یکى از کارپردازان صادر شده باشد و نیز مأمورین انتظامى به دستور رئیس مجلس در محل‌هاى مخصوص حق حضور خواهند داشت و باید در تمام مدت جلسه ساکت باشند و از هر گونه تظاهر خوددارى کنند وگر نه به امر رئیس از مجلس خارج می‌شوند.

نائب رئیس -آقایان باید کاملاً مراقبت کنند و مأمورین انتظامى هم باید مراقب باشند که اگر کسى این موضوع را رعایت نکرد فوراً اخراج شود. چند نفر از آقایان اجازه نطق قبل از دستور خواسته‌اند. آقاى صدرى.

صدرى -پنج دقیقه از وقت بنده را آقاى صدر‌زاده خواسته‌اند و بنده هم فقط پنج دقیقه از وقت خودم را به ایشان می‌دهم.

2-نطق قبل از دستور آقایان: صدرزاده. صدرى دکتر مصدق.

نائب رئیس- آقاى صدر‌زاده.

صدرزاده- بنده از آقاى صدرى تشکر می‌کنم که قسمتى از وقت خودشان را به بنده عنایت کردند و دو مطلب یعنى دو تذکر بنده دارم که به طور اختصار یادداشت کرده‌ام و از آقایان تقاضا می‌کنم توجه بفرمایند. در جلسه گذشته ضمن استیضاحى که آقاى اسلامى از آقاى دکتر نصر نمودند نامى هم از آقاى نمازى بردند. مردم فارس به آقاى حاج محمد نمازى از لحاظ خدمات گران‌بهایى که به فرهنگ و بهداشت خود نموده علاقه خاصى دارند و به یاد دارم که در دوره قبل و همین دوره هر وقت به مناسبت لوله‌کشى آب شیراز و یا بیمارستان پانصد تختخوابى نامى از ایشان برده شده مورد عنایت نمایندگان مجلس نیز قرار گرفته و ایشان را به مناسبت این نیکوکارى و علاقه‌اى که به کشور خود ابراز داشته‌اند تمجید و تحسین نموده‌اند (صحیح است) گذشته از این که آقاى دکتر نصر در میان طبقه روشن‌فکر و تحصیل‌کرده کشور به درستى و پاک‌دامنى مشهورند (صحیح است) و آقاى مکى نماینده محترم هم با همه مخالفتى که با دولت کنونى دارند از اظهار این حقیقت که دکتر نصر مبراى از این گونه رذایل است خوددارى نکرده و با کمال جوانمردى به دفاع از یک حقیقتى برخاسته‌اند که در جاى خود در خور بسى تمجید و تحسین است (مکى- تشکر می‌کنم) (صحیح است) شخص آقاى حاج محمد نمازى یعنى کسی که بیش از ده میلیون تومان از دارایى خود را به رایگان در راه سلامت هموطنان خود بذل می‌کنند از این عناوین منزه و اینک عین تلگرافى را که در این باره از ایشان رسیده قرائت می‌کنم تلگراف به عنوان بنده است، مجلس شورای ملى، تهران اظهارات جناب آقاى اسلامى مبنى بر این که اینجانب 1600 دلار ماهانه به خانواده جناب آقاى دکتر نصر وزیر دارایى مى‌پردازم به کلى عارى از حقیقت می‌باشد. اینجانب در مدت عمر (دکتر مصدق- این اظهارات شایسته این که در مجلس گفته شود نیست) این جانب در مدت عمر مستقیماً یا غیر مستقیم به هیچ عنوان به جناب آقاى دکتر نصر یا خانواده وجهى نپرداخته‌ام و پنج سال است جزء در امور کشتیرانى اساساً در معاملات بازرگانى وارد نیستم دفاترم نیز حاضر و گواه است، از مقامات دولتى هم هیچ وقت تقاضاى شخصى ولو مشروع هم بوده نداشته‌ام و ندارم خواهشمندم این تکذیب را هر طور مقتضى است انتشار فرمایید خیلى ممنون می‌شوم. البته بنده بهترین وسیله براى انتشار این دیدم که در محضر مجلس شوراى ملى ایران قرائت بشود من قطع دارم هر گونه اطلاعى به آقاى اسلامى داده‌اند مفرضانه بوده و از ایشان تقاضا دارم که در این قسمت تجدید نظر فرموده و راضى نشوند که به حیثیت و شرافت مردى نیکوکار و پاک‌دامن که مورد احترام عموم و به ویژه ما فارسیان است تجاوز شود عرض دیگر من راجع به کارخانه‌جات فارس است ما در فارس سه کارخانه داریم یکى در بوشهر به نام اعتمادیه و دو تاى دیگر در شیراز به نام نساجى و ریسندگى برق از این سه کارخانه دو هزار نفر کارگر و کارمند اعاشه می‌کردند که پس از تعطیل آنها این عده بیکار شده‌اند من همان وقت از دولت سؤالى کردم و امیدوار بودم که دولت آنها را به راه مى‌اندازد متأسفانه اکنون سه ماه است که می‌گذرد و هنوز کارخانه‌ها به کار نیفتاده و هر دستگاهى به دستگاه دیگر محول می‌کند و نتیجه این شده که کارگران به جان آمده و در مجلس متحصن شده‌اند آقایان مطمئن باشید که این همشهریان عزیز من به مناسبت مناعت طبعى که دارند اگر در نهایت سختى و مضیقه نبودند هرگز دست توسل دراز نمی‌کردند اینها حداقل معیشت را می‌خواهند ولى متأسفانه به دست‌شان نمی‌رسد من از جناب آقاى نخست وزیر تمنا می‌کنم جلسه‌اى از مسئولین و متصدیان وزارتخانه‌هاى مربوطه تشکیل دهند بلکه هر یک قسمتى را که می‌بایست اقدام کند بدون این که به دیگرى حواله دهد انجام داده تا در نتیجه کارخانه افتتاح و معیشت عادى کارگران تأمین گردد (احسنت)

نائب رئیس -پیشنهادى آقاى امامى کرده‌اند که وارد دستور شویم قرائت می‌شود.

( به شرح ذیل قرائت شد)

پیشنهاد می‌کنم بعد از بیانات آقاى صدر‌زاده دستور شروع شود.

دکتر مصدق- آقا نمى‌شود با ورود در دستور مخالفم کى این پیشنهاد را کرده است.

امامى- بنده.

مکى- با ورود در دستور مخالفم.

نائب رئیس- آقاى امامى بفرمایید.

+++

صدرى -صحبت بنده تمام نشده است.

نورالدین امامى- عرض کنم جناب آقاى دکتر مصدق توجه بفرمایید جلسه گذشته به واسطه آن پیش آمد.

دکتر مصدق -مطالب حیاتى هست که باید بنده بگویم و به این حرف‌هاى شما هم ذره‌اى اهمیت نمى‌دهم.

نائب رئیس- آقاى دکتر جنابعالى به عنوان مخالف اسم نوشته‌اید.

صدرى -نطق قبل از دستور شروع شده.

نورالدین امامى- بنده پیشنهاد کردم که وارد دستور شویم (دکتر مصدق- در دستور هیچ چیزى نیست) (زنگ رئیس) آقا فرمایشات خودتان را بفرمایید من هم حاضر نیستم که نسبت به آقا اسائه ادبى بکنم.

نائب رئیس- آزادى نطق را آقاى امامى براى سرکار بنده موظف هستم فراهم نمایم آقاى دکتر گوش کنید جنابعالى به عنوان مخالف اسم نوشته‌اید (دکتر مصدق- مخالف یعنى چه بنده دو جلسه است باید صحبت بکنم حرف‌هاى حیاتى مملکت می‌ماند شما می‌خواهید چى چى بگویید) بنده موظفم به پیشنهاد آقاى امامى رأى بگیرم.

نورالدین امامى- عرض کنم جلسه گذشته مجلس شوراى ملى تشکیل نشد و این جلسه هم از ساعت مقرره خیلى دیرتر تشکیل شد یک ساعت و نیم به ظهر داریم در صورتی که مطابق مقررات باید ساعت 9 جلسه تشکیل شود این است که پیشنهاد کردم که مجلس شوراى ملى وارد دستور شود و اگر وقت باقى ماند آقایانی که قبل از دستور قرار است مذاکراتى بفرمایند بعد از دستور بفرمایند و اگر امروز وقت نماند نوبه آقایان براى جسه روز یکشنبه محفوظ بماند (فرامرزى- آن صحیح نیست) این وظیفه‌اش با آقاى رئیس است و تصور می‌کنم این پیشنهاد تولید نگرانى براى جناب آقاى دکتر مصدق نباید بکند در هر صورت مجلس یک دستورى دارد هر چه دستور است من هم نمی‌دانم دستور چیست باید وارد دستور شویم و خدمت براى مملکت بکنیم هى بنشینیم اینجا حرف بزنیم و برویم با این طرز مملکت به طرف بحران خطرناکى خواهد رفت.

دکتر مصدق- سه نفر آمدیم براى نطق قبل از دستور اسم‌نویسى کردیم بنده این جلسه با نهایت بى‌حالى با نهایت ضعف و ناتوانى آمده‌ام اینجا براى این که قبل از دستور صحبت بکنم اسم‌نویسى کرده‌ام یک نفر هم صحبت کرده است و دلیلى که شما به آن یک نفر اجازه و به من که مى‌خواهم یک قضایاى حیاتى را بگویم یک قضایایى که اگر عرض کنم تصدیق می‌کنید براى مملکت در درجه اول حیاتى است اجازه نمى‌دهید چیست؟ اینها فقط پرده‌پوشى یک کارهایى است که می‌خواهید در این مملکت بکنید و ما نمایندگان اقلیت که هیچ نظرى نداریم هرگز زیر بار این حرف‌ها نمی‌رویم ما نماینده اکثریت ملت ایران هستیم (کشاورز‌صدر- همه هستیم) (همهمه نمایندگان) (عده‌ای از نمایندگان- همه هستند این حرف‌ها چیست) (فرامرزى هر کس وکیل ملت است.)

نائب رئیس -رأى مى‌گیریم.

نمایندگان اقلیت- نمى‌گذاریم رأى بگیرید این قابل رأى نیست. (زنگ رئیس)

مکى- قابل رأى نیست یک نفر صحبت کرده است (دکتر مصدق- رأى ندارد)

نائب رئیس- (خطاب به مکى) به شما اخطار می‌کنم.

مکى- نمى‌توانید بکنید یک نفر صحبت کرده.

نائب رئیس- براى مرتبه دوم اخطار مى‌کنم.

مکى -اخطار بکنید با زور و قلدرى که نمى‌شود اخطار کرد یک نفر نطق قبل از دستور را شروع کرده.

نریمان- به خودتان باید کرد (تیمور‌تاش -رأى با مجلس است) نطق قبل از دستور شروع شده نمى‌توانید رأى بگیرید (مکى- رأى نمى‌شود)

نائب رئیس- آقاى مکى براى مرتبه سوم به شما اخطار می‌کنم (مکى- براى مرتبه هزارم بکنید) رأى مى‌گیریم پیشنهاد آقاى امامى آقایانى که موافقند قیام فرمایند (دکتر مصدق- این رأى برخلاف است) تصویب نشد (مکى- رأى لازم نیست) گفتم تصویب نشد دو اخطار به آقاى نریمان و سه اخطار به آقاى مکى (مکى- 50 اخطار کنید) (نریمان- به جهنم که اخطار کردید.)

مکى- هى مى‌گوید اخطار می‌کنم بی‌خود می‌کنى اخطار مى‌کنى.

نائب رئیس- من شما را توبیخ می‌کنم طبق ماده نظامنامه براى این که به رئیس مجلس توهین کردید (صحیح است) آقاى صدرى بفرمایید.

صدرى- مراتبى را که می‌خواستم به عرض آقایان نمایندگان محترم رسانیده و از دولت تقاضا نمایم به آن توجه نمایند بدواً در اطراف خبرى است که چند روز پیش در روزنامه کیهان منتشر شده بود به این مضمون (وزارت کشور به کلیه مأمورینى که براى رسیدگى و ترتیب تشکیل انجمن‌هاى ایالتى و ولایتى به شهرستان‌ها اعزام داشته بود دستور داده است که انجمن‌ها را هر چه زودتر تشکیل دهند و در سارى هم مقدارى اخذ رأى به عمل آمده است.

بنده قبلاً عرض می‌نمایم که هیچ کس مخالف با دخالت دادن مردم در امور مربوطه به خودشان نیست چه مجلس شورای ملى هم در چند روز قبل روى همین نقطه نظر رأى داد تا کمیسیونى انتخاب شود و با سیاسى مملکت وفق داده و قابل اجرا هم باشد تهیه و تقدیم مجلس نماید. حال بنده نمی‌دانم چه چیزى ایجاب نموده است که وزارت کشور دستور اجراى قانونى را داده است که به دلایلى که فرض نمایم به عقیده بنده غیر قابل اجرا می‌باشد (صحیح است)

1-اولاً این که قانون انجمن‌هاى ایالتى و ولایتى که در دوره اول پس از تصویب اجرا شد چون در اجراى آن به محظوراتى برخورد نمودند در دوره دوم مجلس دستور تعطیل انجمن‌ها داده شد تا در‌قانون آن تجدید‌نظر شود.

و از طرف دیگر در کابینه آقاى صمصام‌السلطنه یکى از مواد برنامه دولت تجدید‌نظر و اصلاح قانون انجمن‌هاى ایالتى و ولایتى بود که مجلس به این برنامه رأى داد و در نتیجه لزوم تجدید آن را تأیید کرد و همچنین در دوره 15 در کابینه آقاى قوام‌السلطنه تجدید نظر در قانون انجمن‌هاى ایالتى و ولایتى گویا جزو برنامه دولت بود که از طرف مجلس به آن رأى داده شده است بنده نمی‌دانم قانونى را که مجلس لزوم تجدید نظر آن را به علت عملى نبودن آن دو مرتبه تأیید کرده است چطور قابل اجرا مى‌باشد در حالى که بعضى از مواد آن قانون الآن خود به خود ملغى است زیرا در آنجا مثلاً ذکر شد که تا وقتى تشکیلات عدلیه نیست این مقررات مجرى است ثانیاً پاره از مواد آن مخالف قانون اساسى است مثلاً در قانون اساسى فقط حق نظارت به انجمن‌ها می‌دهند در صورتى که در آن قانون اجازه محاکمه و مداخله هم داده است در قانون اساسى حق وضع مالیات‌هاى مملکتى و ایالتى و ولایتى و بلدى را به مجلس داده است در صورتى که در آن قانون انجمن‌ها خودشان حق وضع عوارض و مالیات دارند در قانون اساسى برأى دادن تخفیفات اجازه مجلس و قانون لازم است در قانون انجمن‌ها تخفیفات را موکول به نظر انجمن که مستقیماً با وزارت دارایى ارتباط دارد قرار می‌دهند از این قبیل تناقضات زیاد است.

از همه مهم‌تر این که تا وقتى تشکیلات مملکتى و تحقیق ایالت و ولایت معلوم نشود بنده نمی‌دانم در کجا انجمن‌هاى ایالتى و ولایتى تشکیل خواهد شد آیا در قصباتى که این سال‌هاى اخیر نام شهرستان به آنها گذرده اند بنده تصور می‌کنم به صلاح نزدیک‌تر باشد که مجلس کمیسیون مربوطه را هر چه زودتر انتخاب نموده و دولت هم بیاید و با نظر نمایندگان منتخب قانونى که قابل اجرا باشد تدوین و تقدیم مجلس نماید و تا حصول نتیجه به مأمورین خود هم دستور دهد از هر نوع اقدامى در این خصوص خوددارى و به همان مطالعه‌ای که قبلاً مأموریت داشته‌اند اکتفا نماید (صحیح است)

مطلب دیگر مربوط به قانونى است که اخیراً طرف دولت تقدیم مجلس شوراى ملى گردیده اینک جزو دستور است بنده نمى‌دانم که این کارمند بدبخت دولت چه گناهى کرده که هر روز به یک عنوان بایستى تحت شکنجه و اعمال نفوذ و زور قرار گیرد و در مقابل چند دینارى که از روى استیصال در مقابل خدمتى که مى‌نماید مى‌گیرد هر آن دست‌خوش یک ناملایمات و بى‌انصافى‌ها باشد مدتى او را از طریق ندادن ترفیع و اضافه تحت شکنجه می‌گذارند پس از

+++

چند سال که او را از دریافت حق قانونى خود محروم نموده و تازه دستور می‌دهند رتبه‌هاى آنها را دچار تصفیه نموده‌اند. در نتیجه وضعیتى پیش آمده که حقیقتاً تماشایى است این کارمند بدبخت که به دست و پایش فشارهایى است می‌آیند قانون تصفیه مى‌گذرانند قانونى که به نظر بنده هیچ نوع احتیاجى براى تصویبش نبوده چه دولت هر وقت خواسته است کارمند یا کارمندانى را منتظر خدمت نماید مانعى در پیش نداشته که احتیاج به قانون خاص پیدا کند و در حالى که کلیه مأمورین دولت به واسطه این تزلزل ناراحت و ناراضى هستند ترتیبى پیش آوردند که آنها را متزلزل‌تر نماید که همه آقایان از عواقب وخیم آن بهتر از بنده مسبوق مى‌باشند نتیجه این که صداهاى مخالف و موافق تصمیمات هیئت تصفیه همه کارهاى مملکت را فلج کرده و در صورتى که اکثر یا اغلب آقایان و خود دولت معترفند که این قانون صحیح نبوده و در آن ناروایى‌هایى شده حال براى جبران آمده‌اند قانون نارواترى را به مجلس داده‌اند و می‌خواهند با یک عمل عدل و انصاف یک عمل خلاف رویه را به قول خود پرده‌پوشى نمایند. بنده اول یکى از مواد قانون تقدیمى را مى‌خوانم دوم کارمندان زائد که به دو قسمت تقسیم می‌شوند قسمت اول کارمندانى که به وجود آنها فعلاً در نتیجه حذف یا محدود شدن تشکیلات لازم نیست و ممکن است در آتیه از آنها استفاده گردد. قسمت دوم کارمندانى که براى دولت مفید نبوده و شایستگى خدمت دولت را ندارند مشمول قانون بازنشستگى هم نیستند. نسبت به کارمندان قسمت اول تا وقتى که به آنها کارى رجوع نشده است حقوق ثابت آنها داده خواهد شد و به خدمت کارمندان قسمت دوم با تأدیه کسور بازنشستگى که پرداخته‌اند خاتمه داده می‌شود و به این طبقه از کارمندان در آینده شغل دولتى رجوع نخواهد شد. بنده از خود سؤال مى‌نمایم البته چون از نمایندگان محترم نمی‌توان کرد که بین عمل هیئت تصفیه و قسمت دوم از این قانون چه تفاوتى ملحوظ است مگر هیئت تصفیه غیر از این عمل نموده مگر مفهوم بند ج هیئت تصفیه غیر از مفهوم قسمت دوم این قانون است شما مى‌گویید هر کارمندى را که تشخیص داده‌اند مفید نیست و شایستگى ندارد کسور بازنشستگى آن پرداخته شود و از خدمت دولت معاف گردد و آن وقت در ماده دیگر مى‌گوید این شخص مى‌تواند به دیوان کشور شکایت نموده احقاق حق کند.

نائب رئیس- آقاى صدرى وقت جنابعالى تمام شد.

صدرى -در موقع بحث در ماده بنده راجع به این قسمت صحبت خواهم کرد (احسنت)

نائب رئیس- آقاى دکتر مصدق.

دکتر مصدق- اگر عرض بکنم که من دروغ خیلى کم گفته‌ام قبول کنید ولى امروز براى مصالح مملکت یک دروغ گفتم زیرا اگر یک چیزى واجب شد مقدمات آن هم واجب می‌شود اگر لازم بود یک دروغى هم بگویم (فرامرزى- انشاالله این یکى‌اش راست است که از مصالح مملکت است) دیشب در جلسه جبهه ملى قرار شد که دو نفر از ما بیاییم و صبح اینجا اسم‌نویسى بکنیم یکى از آنها جناب آقاى مکى بود دیگرى خود من، من بر حسب قرارداد ساعت شش آمدم ولى آقاى مکى که غالباً دیر تشریف می‌آورند به موقع تشریف نیاوردند (مثل امروز) دو نفر از آقایان جناب آقاى شوشترى و جناب آقاى صدر‌زاده آنجا بودند و می‌خواستند اسم بنویسند فرمودند کى آمده عرض کردم مکى هم آمده پایین است حالا می‌آید (خنده نمایندگان) ایشان هم از نظر حسن‌ظنى که به من داشتند قبول کردند فرمودند که خیلى خوب بسیار خوب تأمل می‌کنیم وقتى آقاى مکى آمدند روى همین عرضى که بنده خدمت آقایان محترم کردم و کمال تشکر را دارم که به من حسن ظن کرده‌اند آمدند و اسم‌نویسى کردند حالا آقاى مکى اسم‌نویسى کرده‌اند بنده اول اسم‌نویسى کرده‌ام بعد آقاى صدر آمدند گفتند فلانى شما می‌خواهید صحبت‌هایى بکنید طول می‌کشد بیایید حق خودتان را در اول به من بدهید گفتم با کمال میل حق خودم را دادم و بعد بنده اسم‌نویسى کردم و بعد از بنده هم آقاى مکى است بنده امروز دو عرض دارم یکى اساساً مربوط به قضایاى حیاتى مملکت راجع به شمال ایران است و دیگرى مربوط به قضایاى مجلس شوراى ملى است عرایض من خیلى مفصل است اگر آقایان اجازه بدهید که قضایاى شمال ایران جزو این نطق قبل دستور نباشد بنده می‌توانم عرایض خود را اصلاً راجع به قضایاى شمال ایران عرض بکنم و بعد راجع به جریان داخلى از این دو اجازه استفاده بکنم نیم ساعت بنده حق دارم و اگر کسر آمد یک چند دقیقه‌اى هم از آقاى مکى فرض می‌کنم حالا آقایان اگر اجازه می‌فرمایند (نائب رئیس- بفرمایید این که جزو مقررات است ایشان می‌توانند نوبت خودشان را به جنابعالى بدهند) قضایاى شمال ایران جزو حساب نیاید چون قضایاى حیاتى است (نائب رئیس- نخیر ایشان نوبت‌شان را باید به جنابعالى بدهند) (شوشترى- شروع بفرمایید درست می‌شود) در سال 1301 که عهدنامه مودت بین دولت ایران و شوروى در مجلس تصویب شد یک محبوبیت فوق ‌العاده براى دولت شوروى در این مملکت ایجاد شد (صحیح است) شوروى آنچه لازم بود آنچه می‌توانست با ایران مساعدت کرد شوروى از بانک استقراضى و از مطالباتى که از ملت ایران داشت از حق کاپیتولاسیون به کلى صرف‌نظر کرد من اینجا لازم است که این قسمت را تذکر بدهم اگر سایر دول آمدند و از کاپیتولاسیون صرف‌نظر کردند اینها نه براى مساعدتى بود که با ایران کردند بلکه می‌ترسیدند اگر دولت شوروى موافقت نکند و بگوید وقتى که سایر دول در این مملکت کاپیتولاسیون دارند متهم مى‌بایست روى این اصل کلى یعنى ملت کاملًا الو داد از این مملکت استفاده بکنم آن وقت این مسئله براى سایر دول بسیار بد می‌شد دول دیگر حاضر شدند براى این که دولت شوروى چنین حرفى نزند از کاپیتولاسیون صرف‌نظر کند اگر منتى به ایران گذاشته‌اند به کلى بی‌مورد بوده است ما مرهون دولت شوروى هستیم که اول دولتى بود از حق کاپیتولاسیون از مطالباتى که داشت از امتیازاتى که افراد دولت شوروى در ایران داشتند صرف‌نظر کردند (صحیح است) حقیقت آنچه را که دولت تزارى روسیه کرده بود دولت اتحاد جماهیر شوروى جبران کرد این محبوبیت دوام پیدا کرد تا سال 1323 که دولت شوروى از این مملکت تقاضاى امتیاز نفت کرد. خاطر دارم که وقتى شاه فقید از این مملکت نرفته بود و وقتى که در این شهر بمباران‌هایى شد و یک عده از مردمان این شهر فرار کردند و رفتند در آن کویرى که پهلوى من ملک من بود قایم شدند، مخفى شدند روزى یک کامیونى آمد آنجا در منزل من قبل از این جریان زارعین ملک من نوشتند به من که اجازه بدهید ما هم برویم در این کویر مخفى بشویم گفتم چرا؟ گفتند براى این که بلشویک می‌آید گفتم آقایان بلشویک اگر بیاید با مالک کار دارد با اشخاصى که هیچ ندارند کارى ندارند (آشتیانى‌زاده- بعداً هم برای‌شان مفید است) با اشخاصى که پنج نفر در زیر یک لحاف مى‌خوابند چه کار دارند هر وقت من از اینجا رفتم به آن کویر شما هم بروید و در اینجا شما بمانید تا ببینید بلشویک چه می‌کند تا آن روزى که کامیونى آمد در منزل من و در را زدند یکى از آدم‌هاى من آمد گفت آقا بلشویک آمده گفتم کجا است؟ گفت پشت در ضمناً گفت به من که در اینجا یک برجى است سوراخى هست اطرافش یونجه هست بیایید و شما بروید در آن سوراخ قایم بشوید گفتم براى چه گفت براى این که بلشویک آمده گفتم من از بلشویک باکى ندارم مگر بلشویک بیاید چه مى‌گوید، رفت در را باز کرد دیدم کامیونى آمده 3 نفر صاحب منصب بلشویک دو نفر اهل اوکراین یک نفر اهل قفقاز آنجا داخل شدند من رفتم با آنها صحبت کردم چون مأمور شهربانى در آن وقت ناظر حال من بود و من را از زندان بیرجند آورده بودند و تحت نظر کارآگاهى گذاشته بودند گفتم مأمور شهربانى را بیاورید که من با آنها صحبت کنم که بعد گزارشى به شاه فقید ندهند که من کمونیست را در این ده دعوت کرده‌ام، در هر صورت گفتم آنها را پذیرایى کنند و ضمناً هم چه می‌خواهید گفتند ما مقدارى یونجه می‌خواهیم گفتم بسیار خوب یک خروار یونجه در

+++

کامیون آنها ریختند بعد مقدارى پول درآوردند روى میز گذاشتند و گفتند پول یونجه را خواهش می‌کنیم بردارید گفتم آقایان من یونجه‌فروش نیستم شما مهمان من هستیدمن این یونجه را به شما از صمیم قلب و از رضاى قلب تقدیم می‌کنم از من اصرار و از آنها انکار بالأخره آنها قبول کردند و یونجه را مجانى بردند این مطلب که به گوش زارعین آن ملک رسید چون تبلیغات بسیار زیادى در تمام دوره دیکتاتورى از کمونیسم شده بود و آنها ترسیده بودند و تصور می‌کردند که اگر کمونیسم بیاید آدم مى‌خورد؛ آدم مى‌کشد معامله نمى‌کند ولى وقتى آنها پول یونجه را دادند زارعین من آمدند گفتند آقا خوب بود به اینها می‌گفتید بیایند با ما معامله کنند اشخاصى که به این خوبى پول می‌دهند چرا با ما طرف حساب نشوند این رفتار دولت شوروى بود که همه آقایان اطلاع دارید در موقع جنگ بین‌المللى رفتار نظامیان شوروى از رفتار نظامیان سایر ملل در این مملکت بهتر بود تا سال 1323 ملت شوروى دولت شوروى در این مملکت بسیار محبوبیت داشت ولى این محبوبیت را از نظر این که تجربه سیاسى نداشت از دست داد دولت شوروى تصور کرد اگر بعضى از دول در این مملکت امتیاز نفت گرفته‌اند بدون مقدمه بدون وسایل؛ بدون اسباب‌چینى توانسته‌اند موفق شوند در صورتی که آن دول سال‌ها زحمت کشیده‌انداشخاصى تربیت کرده‌اند (شوشترى- خر کریم را نعل کرده‌اند) و وضعیاتى درست کرده‌اندکه توانستند موفق شوند من در این مجلس روزى گفتم که هشت با شصت گر چه قریب‌المخرج است ولى مساوى نیست در این مجلس گفتم دولت شوروى تصور مى‌کرد که می‌تواند فقط با یک تقاضا از این مملکت استخراج نفت بخواهد و تحصیل امتیاز بکند این تا آن زمان؛ روزى در چهارم آبان ماه 1304 مرحوم مستوفى‌الممالک به من تلفن کرد گفت شما مى‌دانید که امروز باید مجلس بروید گفتم نه امروز شنبه است روز مجلس نیست گفت نه قضایایى هست که باید به مجلس بروید گفتم چیست فرمودند ماده واحده‌اى نوشته‌ام امروز می‌خواهیم در مجلس مطرح کنید شما چه صلاح مى‌دانید گفتم آقا به توپچى ده سال مواجب می‌دهند که یک روز از مملکت دفاع کند به وکیل دوسال مواجب می‌دهند که روزى از قانون اساسى دفاع کند من با شما حاضرم و افتخار می‌کنم که به اتفاق به مجلس برویم آن روز ما آمدیم در مجلس و نظریات خود را به آن ماده واحده اظهار کردیم روز دیگر یعنى شب دیگرى مرحوم مستوفى‌الممالک آمدند منزل من و فرمودند به من که از من دعوت کرده‌انده دولت را تشکیل بدهم به ایشان عرض کردم آن روزى که شما اظهار کردید مطلب چیست من با کمال افتخار در آن مجلس که هیچ کس انتظار نداشت ما بیاییم و سلامت به خانه مراجعه بکنیم من آمدم ولى در این بهشتى که شما مرا دعوت می‌کنید نخواهم آمدگفت چرا؟ گفتم هر کسى در هر خطى هست باید سعى بکند در درجه اول آن خط باشد شما می‌گویید؛ آزادی‌خواه هستیم اگر شما آمدید از این قسمت صرف‌نظر کردید درجه چهارم بعد از داور را دارا خواهید شد چرا براى این که الفضل‌المتقدم آنهایی که زودتر این راه را رفته‌اند مقدمند نرفتم؛ حال از این مذاکراتى که کردیم می‌خواهم این نتیجه را بگیرم که آیادولت شوروى که خود را معرفى می‌کند به حمایت ملل ضعیفه؛ به حمایت آن اشخاصى که در تمام دنیا گرفتار فقر و بیچارگى هستند اگر از زى خود خارج شدند حدیث نبوى است یا نمی‌دانم در هر حال حدیث است من خرج عن زیه فدمهه هدر باید هر کس در هر خطى که هست و هر کسى هر چه گفت به آن عمل کند اگر از آن خط خارج شد در خط دیگر درجه اول را دارا نیست؛ در دوره چهاردهم کمیسیونى قرار بود در این مملکت به نام کمیسیون سه جانبى تشکیل شودکه این کمیسیون کارهایى نسبت به بعضى از نقاط مملکت و نظریاتى نسبت به قوانینى که مجلس شورای ملى باید تصویب بکند اظهار بکند مخصوصاً یکى از مواد این کمیسیون این بود که هر پیشنهادى که آن کمیسیون می‌کند مجلس شورای ملى تصویب کنداین کمیسیون غرضى غیر از این که ایران را تجزیه و تفکیک بکند نداشت (صحیح است) من نمی‌دانم به چه ملاحظه دولت شوروى با این که در مسکو موافقت کرده بود در وهله اولى بعد نادم شد، پشیمان شد و در این کمیسیون شرکت نکرد و من در این مجلس از طرف ملت ایران تشکرات خود را به دولت شوروى تقدیم‏ کرده‌ام اکنون تصور می‌کنم که آن نقشه می‌خواهد به صورت دیگرى عملى شود و خاطر دارم که روزى در دوره چهاردهم یکى از وکلای فارس تعهد کرده بود با همکاران خود که گول یکى از وزرا را نخورد ولى بعد اتفاق افتاد که باز اغفال شد به او گفتند که چرا شما اغفال شدید گفت براى این که این هر روز به یک لباس مى‌آمد این مرتبه به لباس دیگرى آمده بود و من اغفال شدم حالا اگر کمیسیون سه جانبى در این مملکت پیشرفت نکرد من به رأى‌العین مى‌بینم که وضعیت دیگرى در این مملکت ایجاد شده است که نتیجه همان نتیجه است که مى‌خواستند از کمیسیون سه جانبى تحصیل کنند من و رفقا و بعضى و شاید عده زیادى از نمایندگان اکثریت در تشکیل انجمن‌هاى ولایتى در این مجلس مخالفت کردیم من تصور نمی‌کنم که وقتى قضایاى حیاتى در این مجلس مطرح شود بین نمایندگان اقلیت و نمایندگان اکثریت کوچک‌ترین اختلافى باشد (صحیح است) من یقین دارم که تمام نمایندگان استقلال این مملکت را خواهانند (صحیح است) من یقین دارم که شما آقایان هیچ‌وقت نمی‌خواهید لطمه‌اى به تمامیت این مملکت وارد شود (صحیح است) من نمی‌دانم چه سیاستى در کار است و چه نظریاتى را تعقیب می‌کنند که می‌خواهند انجمن‌هاى ایالتى را به عنوان این که کار مردم به دست مردم داده شود تشکیل دهند در صورتی که اگر کار مردم می‌بایست به دست مردم داده شود ما قانون انجمن‌هاى بلدى را داریم که مردم از تشکیل انجمن‌هاى بلدى بیش‌تر منتفع می‌شوند زیرا کار انجمن‌هاى بلدى مربوط به نظافت و روشنایى است که هر روز و هر ساعت مردم گرفتار کثافت این شهرها هستند و اگر انجمن‌هاى بلدى طورى تشکیل شود که نمایندگان حقیقى مردم در آنها وارد شوند قهراً کار نظافت و روشنایى به طورى مرتب خواهد شد که آسایش عموم فراهم گردد من نمی‌دانم دولت با این که انجمن‌هاى بلدى قانون دارد و در دوره پانزدهم قانونش به تصویب رسیده است در این کار کوچک‌ترین اقدامى نمی‌کنند این کار را که امروز الزام از امور است به دست خود مردم نمی‌دهد ولى می‌خواهد انجمن‌هاى ایالتى را که قانون 45 سال قبل است و با امروز تطبیق نمی‌کند به وسیله آیین‌نامه‌هایى که به هیچ‌وجه صلاحیت تنظیم آنها را ندارد و به وسیله تطمیع یک عده‌اى از قضات بى‌پرنسیپ دادگسترى به آنها روزى مبالغ وجه می‌دهد و من ناچارم از آقاى شهشهانى که به او پیشنهاداتى کرده‌اند وعده‌هایى دادند قبول نکرد و ایستادگى کرد تشکر بکنم انجمن‌هاى ایالتى را می‌خواهند تشکیل بدهند آیا شما نمایندگان مجلس شوراى ملى که حافظ استقلال و تمامیت این مملکتید نمى‌بایست به این مطلب توجه کنید که این دولت با این همه اختلافاتى که نسبت به اینها است و با این همه مخالفت‌هایى که هست آقایان نظر دارندکه روزى عرض کردم رزم‌آرا در منزل به من گفت این پیشنهاد را که بردم با اعلیحضرت همایون شاهنشاهى ارائه دادم اعلیحضرت فرمودند با این وضعیت که براى مملکت اختیارى باقى نمی‌ماند آقایان شما باید بدانید توجه بفرمایید که شاه که با این مسئله موافق نیست من یقین دارم که شاه نمی‌خواهد مملکت ایران تجزیه شود (صحیح است) شاه از هر کس از این مملکت بیش‌تر استفاده می‌کند و هرگز نمى‌خواهد خود را از این همه منافعى که از این مملکت می‌برد محروم کند شاه که با رزم‌آرا موافق نیست نمایندگان اقلیت که موافق نیستند اکثریت نمایندگان وطن‌پرست خیرخواه مجلس شورای ملى هم که نمی‌خواهندبه یک چنین کارى کسى دست بزنند پس رزم‌آرا از روى چه نظر و با چه پشتیبانى مى‌آید در این مجلس خود را حکیم حاذق قلمداد می‌کند و می‌گوید وقتى که حکیم حاذق براى مریضى دوایى را در نظر گرفت سلامت آن مریض اقتضا می‌کند که آن دوا را نوش جان کند آقایان توجه بفرماییدکه مملکت در یک وضعى است که امروز کوچک‌ترین بى‌احتیاطى ممکن است ما را به کلى فانى کند من از آقایان سؤال می‌کنم که در این کار چه دلیلى هست که رزم‌آرا این اندازه تسریع می‌کند مطلب دیگرى که می‌خواستم به عرض آقایان محترم برسانم مطلب عهدنامه تجارتى است که من تا دیشب ابداً اطلاع نداشتم.

نائب رئیس- جناب آقاى دکتر اجازه بفرمایید یک رأیى بگیریم جناب آقاى دکتر درخواست کرده‌اند که بیش‌تر صحبت کنند آقایانى که موافقند قیام کنند (اغلب برخاستند) تصویب شد بفرمایید

دکتر مصدق- .... من تا دیشب اطلاع نداشتم که این عهدنامه تجارتى روى چه نظریاتى تنظیم

+++

شده است دیشب اطلاع پیدا کردم که این عهدنامه یک امتیازاتى به دولت شوروى در شمال می‌دهد که آن امتیازات در جنوب به دولت شوروى داده نشده است قهراً نتیجه این عمل این خواهد شدکه به دولت انگلیس هم یک امتیازاتى در جنوب داده شود که این امتیازات در شمال به دولت شوروى داده نشود آقایان من از شماسؤال می‌کنم اگر چنین عهدنامه‌اى که می‌خواهند بدون تصویب مجلس تصویب کنند و روى یک عهدنامه تجارتى به کلى منقضى شده آن را امضا کنند آیا این تسجیل منطقه نفوذ ایران نیست ایران یک مملکتى است مستقل که باید به دولت شوروى از جنوب استفاده کند و دولت انگلیس از شمال مملکت ایران به هیچ‌وجه تخصیص به یک دولتى داده نمی‌شود اگر ما آمدیم براى دولت شوروى یک امتیازات خاصى در شمال قبول کردیم اگر آمدیم براى معامله‌اى چنین امتیازاتى بدهیم در واقع نتیجه این خواهد شد که اگر دولت جنوب هم بگوید همان معاملاتى همان امتیازاتى که شما در شمال براى دولت شوروى قائل شده‌اید باید از من مضایقه نکنید ما به هیچ‌وجه قادر نیستیم که از چنین تقاضایى امتناع کنیم آن وقت در آن صورت ما ناچاریم هر چه را که براى دولت شوروى در شمال تصویب می‌کنیم و بالنتیجه منطقه نفوذ و سیاست را در این مملکت برقرار کنیم آنها خوب فهمیده‌اند که قرارداد 1907 با روحیه دنیای امروز مطابقت نمی‌کند اگر بخواهند یک چنین قراردادى ببندند برخلاف مقررات منشور ملل متفق برخلاف افکار عمومى دنیا برخلاف آمال و آرزوى اهل‏ ایران است (صحیح است) بنابراین ممکن است بنده اینهایى که عرض می‌کنم شنیده‌ام امیدوارم که همچو چیزى نباشد ولى من مکلفم که آنچه را که می‌شنویم آنچه را که تصور می‌کنیم نمایندگان اقلیت تذکر بدهند تا این که شما بفهمید تا این که شما مواظب و مراقب اوضاع باشید و یک روزى انگشت ندامت را در دهان خود نجوید امروز وظیفه شما این است که در این مسئله تحقیق کنید در این مسئله تحقیق کنید در این مسائل غور کنید رسیدگى کنید اگر واقعاً چنین چیزهایى هست جلوگیرى کنید مثلاً آنچه را که مى‌بینید ....انجمن‌هاى ایالتى الآن در سارى و بعضى از نقاط دیگر دارد تشکیل می‌شود (دکتر طاهرى- انجام نمی‌گیرد) و من این انجمن‌ها را به هیچ‌وجه تا قانونى که مطابق با احتیاج امروز باشد تا قانونى که حقیقتاً مصالح مردم را تأمین نکند صحیح نمی‌دانم باید شما نمایندگان که تصمیم گرفتید قانون از مجلس بگذرد قانون را تصویب نکنید و یک قطعنامه‌اى یا شاید امروز یک اظهاراتى بکنید که رزم‌آرا نتواند انجمن‌هایى را که می‌خواهید تشکیل بدهد منتظر باشد تا این قانونى که شما در نظر دارید از مجلس بگذرد بنده این عرایض را خداى متعال شاهد است براى این که در این دوره 16 ننگى به دامان شما نماند عرض می‌کنم شما می‌خواهید قبول کنید مى‌خواهید نکنید من امیدوارم انتظار دارم از آن نمایندگان وطن‌پرست مجلس از آن نمایندگانى که مى‌خواهند بعد از دوره 16 از این مجلس با نهایت سربلندى و افتخار خارج شوند در عرایض من دقت کنند آنچه را که خود لازم می‌دانند عمل کنند غیر از این من هیچ عرضى ندارم و فقط چند کلمه عرض می‌کنم که من خواهان خوبى خواهان همه چیز ملت شوروى هستم این عرایضى که من می‌کنم نباید یک اشخاص فاسدى بد عملى به صورت دیگرى در اینجا جلوه دهند نظر من این است که دولت شوروى روى همان اصلى که می‌رود همیشه برود همیشه برود و محبوبیت خود را در این مملکت و همه جا حفظ کند دولت شوروى به هیچ‌وجه حق ندارد و صلاح نیست که کارهایى که دولت استعمارى می‌کند او هم بکند این قبیل کارها تا کنون یک کارهایى بوده است که همیشه دولت استعمارى می‌کرد دولت شوروى اگر آمدچنین کارهایى کرد همان حرفى است که عرض کردم و همان حدیث نبوى را تکرار می‌کنم من خرج عن زیه قدمهه هدر پیشرفت دولت شوروى در این است که بگوید بنى آدم اعضاى یکدیگرند و همه‌اش باید روى اصل صلح و سلم زندگى بکند و کارى بکند که جنگ در دنیا به کلى از بین برود چه نتیجه‌اى براى دولت کره از این حمایتى که امروز دولت آمریکا از این دولت می‌کند یا آن وضعیاتى که کره شمالى پیش آورد که کار به اینجا برسد ما باید کارى بکنیم که مملکت خودمان در این بدبختى در این وضعیت دنیا از تمام مصائب و بلیات به کلى مصون شود من بیش از این عرضى ندارم و می‌پردازم به عرایض دیگرم (شوشترى- استعفا می‌کنم که این قرارداد تهاترى را از ما تا جلسه دیگر بگذرانند) می‌خواهند نیاورند (شوشترى- حق ندارند نیاورند) باید هر قراردادى که تصویب می‌شود به مجلس شورای ملى بیاورند و نظریات ملت را رویش بخواهند و مى‌خواهند نیاورند. نطق قبل از دستور بنده عرض کنم اگر زیاده‌روى کردم و از نیم ساعت تجاوز کرد از آن حقى که جناب آقاى مکى دارند اجازه دارم استفاده کنم.

نائب رئیس- مال آن هم تمام شد

تیمورتاش- سه ربع شده‏

دکتر مصدق- بنده عرض کنم که قضایاى حیاتى مملکت است بنده عرض کردم که اجازه بدهید.

نائب رئیس- از مجلس رأى گرفتیم اجازه داد مجلس که جنابعالى ادامه بدهید بفرمایید.

دکتر مصدق- یأس جامعه از دستگاه دادگسترى و بى‌اعتنایى هیئت حاکمه به مصالح عمومى سبب شدکه در اول تیر ماه 1328 مجلس شوراى ملى قانونى وضع کند و هیئتى به نام هیئت تصفیه کارمندان دولت تشکیل دهد که کارمندان دولت را به هر یک از بندهاى الف و ب ج که مقتضى می‌داند بگذارد و این کار سبب شد که یک تحول کوچکى در امور دولتى پدیدار گردد.

راجع به بندهاى مزبور دستور ماده اول قانون از این قرار است:

الف «تعیین عده لازم و ضرورى کارمندانى که با رعایت احتیاجات واقعى سازمان‌هاى دولتى باید در خدمت باقى بمانند»

ب- تعیین کارمندانى که وجود آنها فعلاً در خدمات دولت لازم نیست ولى ممکن است بعداً در کارهاى تولیدى و انتفاعى و فرهنگى از آنها استفاده شود.

ج- تعیین کارمندانى که براى دولت مفیدنبوده و شایستگى براى خدمات دولتى ندارند و مشمول قانون بازنشستگى هم نیستند. بر طبق ماده 2 قانون وزیر هر وزارتخانه باید سه نفر از کارمندان بصیر و با تقوا و مورد اعتماد را تعیین کند که صورت جامعى از اعضا وزارتخانه و بنگاه‌هاو شهرداری‌ها تهیه کنند و نظریات خود را نسبت به هر یک صریحاً اظهار و به هیئت تصفیه ارسال کنند.

 وظیفه هیئت هم بر طبق ماده سوم این است که از وزارتخانه‌ها و شهرداری‌ها و بنگاه‌ها تحقیقات کند و تکلیف کارمندان را روى تحقیقاتى که نموده است تعیین نماید.

محتاج به تذکر نیست که مقصود قانونگذار این نبوده که اعمال کارمندان دولت با مواد و مقررات قانون مجازات عمومى تطبیق شود و پس از صدور ادعانامه و محاکمه و محکومیت آنها را از کار برکنار نماید. بلکه نظر این بوده است که یک تحول کوچکى در اوضاع ادارى مملکت پیدا شود و دست آن عده کارمندانى که شایستگى ندارند و عدم شایستگى هم به هر جهتى از جهات که باشد از کار برکنار شوند و عده دیگرى هم به امورى گمارده شوند که فقط براى انجام آن امور صلاحیت دارند. هیئت مزبور شروع به کارنمود و در مدت یک سال که قانون اختیار داده بود تصمیماتى اتخاذ کرد که عموم معتقدند در حدود 85% تصمیمات مزبور به جا و به مورد بوده و فقط 15% آن را می‌توان مردود دانست یعنى بعضى اشخاصى در بندهایى که استحقاق داشته‌اند وارد نشده و برعکس آنها را در بندهایى گذارده‌اند که استحقاق آن را نداشته‌اند.

آیا این اشتباه و یا به قول بعضى این اعمال غرض باید سبب شود که 85% اشخاص ناشایسته هم از بند رها شوند.

در صورتی که این کار بشود آیا دیگر کسى جرأت خواهد نموده کوچک‌ترین عقیده یا نظرى در خیر مملکت اظهار کند؟

بر طبق ماده سوم گزارش کمیسیون دادگسترى که به این قرار تنظیم شده و اکنون در مجلس مطرح است «تشخیصات هیئت تصفیه سابق در مورد نمایندگان مجلسین از لحاظ حفظ اصول و اصل تفکیک قواى سه‌گانه و نسبت به صاحبان رتبه قضایى با ملاحظه اصل 81 تا 85 متمم قانون اساسى و نسبت به مستخدمین غیر شاغل و مشمولین بازنشستگى طبق قانون تصفیه مصوب تیر ماه 1328 چون مخالف با قانون مذکور و خارج از حدود صلاحیت و اختیارات هیئت تصفیه بوده است لغو کان ولم یکن خواهدبود» نتیجه عملى شدن ماده مزبور این خواهد شد که

+++

آن عده مردمى که موجب بدبختى و بیچارگى ما شده و اوضاع و احوال ما را به اینجا رسانیده‌اند از بندهاى ب و ج رها شوند و عده زیادى از کارمندان دیگر را که عشرى از اعشایر فساد این دستگاه متوجه آنها نبوده و بعضى از آنها حتى به نان شب محتاجند از کار برکنار کنند.

در صورتی که هیئت تصفیه شامل نمایندگان نیست و مشمول تصمیم آن کسانى هستندکه قبل از انتخابات مجلس سنا و مجلس شوراى ملى کارمند رسمى دولت بوده و بعد از خاتمه کار نمایندگى باز حق دارند در دستگاه دولت وارد شوند و از تمامى مزایاى قانون استخدام استفاده نمایند.

و همچنین تصمیم هیئت تصفیه راجع به قضات برخلاف اصل 81 و اصول دیگرى قانون اساسى نیست زیر اصل مزبور چنین گوید: (هیچ حاکم محکمه عدلیه را نمى‌توان از شغل خود موقتاً یا دائماً بدون محاکمه و ثبوت تقصیر تغییر داد) و هیئت تصفیه براى همین کار تشکیل شده و کارى برخلاف قانون مرتکب نشده است.

اگر قانون اول تیر ماه 1328 شامل قضات نبود چرا قبل از اجراى قانون وزارت دادگسترى به آن اعتراض ننمود و حتى حاضر شد که سه نفر از اعضاى خود را براى تهیه صورت و اظهار نظر نسبت به هر یک از قضات تعیین کند و پرونده قضات و نظریات هیئت 3 نفرى در زمان معاونت آقاى بوذرى به هئیت تصفیه ارسال شود. مگر این که بگوییم هیئت تصفیه قبل از اتخاذ تصمیم درباره آقاى بوذرى صلاحیت داشت که به کار قضات هم رسیدگى بکند ولى پس از این که ایشان را در بند نامطلوب گذاشت صلاحیت خود را از دست داد به طورى که آقاى بوذرى را مجبور نمود ماده سوم لایحه دولت را تنظیم و به مجلس شورای ملى پیشنهاد کند. تصمیم هیئت تصفیه شامل کارمندان است که مشمول قانون بازنشستگى نباشد خواه این که در موقع اتخاذ تصمیم شاغل مقامى باشند یا نباشند در این صورت آیا می‌توان قبول نمود که قانون کارمندانى را که در موقع اتخاذ تصمیم شاغل کار نبوده‌اند معاف کرده است؟ این قسم تفسیر از قانون غیر از این که مردم هوشیار را نسبت به اعضاى کمیسیون بدبین و دوره 16 را لکه‌دار کند نتیجه دیگرى ندارد.

امروز دنیا ناظر اعمال ما است و هر تصمیمى که مجلس برخلاف افکار عمومى گرفت یا عملى نمى‌شود و یا منجر به انحلال مجلس و انقلاب می‌گردد. و اما راجع به جناب آقاى رضا حکمت (سردار فاخر) لازم می‌دانم جوابى که در مقابل سؤال من یکى از اعضای هیئت تصفیه راجع به زندگى اجتماعى ایشان داد به عرض آقایان محترم برسد.

عضو مزبور پس از بیانات جناب آقاى حکمت در جلسه یکشنبه 26 شهریور از من دیدن کرد و اظهار نمود که بین ایشان و اعضای هیئت کوچک‌ترین سابقه بد نیست و تصمیم هیئت فقط از نظر اجراى قانون بوده است و بس.

تصمیم هیئت شامل وکیل یا رئیس مجلس نبود بلکه مشمول تصمیم کسانى هستندکه قبل از ورود به مجلسین کارمند دولت بوده‌اند و بعد از خاتمه کار نمایندگى حق دارند باز جزو کارمندان وارد کار شوند وقتى که قانون می‌گوید: «کارمندانى که براى دولت مفید نبوده و شایستگى براى دولت مفید نبوده و شایستگى براى خدمات دولتى ندارند» باید در بند ج گذارده شوند و خود آقاى حکمت در مجلس این طور اظهار فرمودند: «راجع به زندگانى خود باید عرض کنم تمام مردم فارس و شاید بیش‌تر اهالى ایران مى‌دانند که از آغاز جوانى داراى متجاوز از چهل پارچه ده و مزرعه موروثى بودم به تدریج در طول سنوات زندگانى املاک مزبور را به ضمیمه خانه‌هاى شیراز و خانه‌هاى تهران براى حفظ حیثیت خود فروخته شرافتمندانه امرار معاش نموده‌ام» و کار ایشان با آن همه تمول و مال اکنون به جایى رسیده است که چک بى‌محل (بعضى از نمایندگان- این طور نیست.‏)

( زنگ نائب رئیس) به رئیس مجلس توهین نکنید مجلس را متشنج نکنید)

3-ختم جلسه‏

دکتر مصدق- نمره دارد در این موقع عده‌اى از نمایندگان به عنوان تعرض از جلسه خارج شدند.

نائب رئیس- آقاى دکتر مصدق عده براى مذاکره کافى نیست قدرى تأمل فرمایید.

( چون دیگر اکثریت حاصل نشد و همهمه و غوغا ادامه داشت هیئت رئیسه جلسه را ترک نمودند.)

سپس در خارج جلسه آتیه به صبح روز یکشنبه دوم مهر تعیین و اعلام گردید.

نائب رئیس مجلس شوراى ملى- دکتر معظمى.

+++

یادداشت ها
Parameter:294580!model&5137 -LayoutId:5137 LayoutNameالگوی متنی کل و اخبار(مشروح مذاکرات)