کتابخانه، موزه و مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی


صفحه اصلی » مشروح مذاکرات » مشروح مذاکرات مجلس ملی » دوره هفدهم مجلس ملی

0.0 (0)
مشروح مذاکرات مجلس شورای ملى، دوره ‏17
[1396/05/29]

جلسه: 60 صورت مشروح مذاکرات مجلس روز یکشنبه بیست و هشتم دى ماه 1331  

 

فهرست مطالب:

1- تصویب صورت مجلس

2- بیانات قبل از دستور - آقایان: خلخالی و مدرس

3- معرفی آقای علی مصطفوی به معاونت وزارت دادگستری به وسیله آقای کاظمی نایب نخست‌وزیر

4- بیانات قبل از دستور آقای حائری‌زاده

5- قرائت‌نامه آقای آیت‌الله کاشانی ریاست مجلس در موضوع اختیارات

6- ختم جلسه به عنوان تنفس

مشروح مذاکرات مجلس شورای ملى، دوره ‏17

 

 

جلسه: 60

صورت مشروح مذاکرات مجلس روز یکشنبه بیست و هشتم دى ماه 1331

 

فهرست مطالب:

1- تصویب صورت مجلس

2- بیانات قبل از دستور - آقایان: خلخالی و مدرس

3- معرفی آقای علی مصطفوی به معاونت وزارت دادگستری به وسیله آقای کاظمی نایب نخست‌وزیر

4- بیانات قبل از دستور آقای حائری‌زاده

5- قرائت‌نامه آقای آیت‌الله کاشانی ریاست مجلس در موضوع اختیارات

6- ختم جلسه به عنوان تنفس

 

مجلس ساعت نه و سى و پنج دقیقه صبح به ریاست آقاى محمد ذوالفقارى (نایب رئیس) تشکیل گردید.

1- تصویب صورت مجلس‏

نایب رئیس - اسامى غایبین جلسه قبل قرائت مى‌شود.

(به شرح زیر توسط آقاى ناظرزاده (منشى) قرائت شد)

غایبین بااجازه - آقایان: مشار - احمد فرامرزى - اورنگ.‏

غایبین بى‌اجازه - آقایان: دکتر امامى - عبدالرحمن فرامرزى - صراف‌زاده - راشد - دکتر ملکى.‏

نایب رئیس - آقاى مکى‏

مکى - بنده با اجازه مقام محترم ریاست مجلس شوراى ملى و همچنین نمایندگان محترم می‌خواستم در صورت جلسه مطالبى به استحضار همکاران محترم و همچنین ملت ایران برسانم در هفته گذشته مطالبى پیش آمد و این خدمتگزار کوچک ناچار به استعفا شد در ظرف مدتى که بنده در حال استفعا بودم از طرف عموم طبقات و مخصوصاً نمایندگان محترم مجلس شوارى ملى نسبت به استعفاى اینجانب اظهار تأسف شد (صحیح است) و از بنده خدمتگزار خواستند که باز هم در مجلس شوراى ملى افتخار همکارى با آقایان را داشته باشم همچنین از طرف حضرت آیت‌الله صدر تلگرافى به این مضمون مخابره شد که بنده این را در حکم فتوى مى‌دانم. «جناب آقاى مکى - استعفاى جنابعالى موجب نگرانى بسیار به موقع بلکه مقتضى است که با استرداد استعفاى خود تقاضاهاى اهالى تهران و شهرستان‌ها را پذیرفته تا با عنایات الهى با اتفاق کامل مبارزات ملت مسلمان ایران را به نتیجه برسانید. صدر» البته بنده در جواب این امریه حضرت آیت‌الله یک تلگرافى عرض کردم که ضمن آن استرداد را اطلاع داده بودم و ضمناً از ایشان خواسته بودم که در موقع دعا خدمتگزار خودشان را فراموش نفرمایند همچنین حضرت آیت‌الله کاشانى که مقام ریاست ملجس را دارند نامه‌اى به این شرح مرقوم فرموده بودند:

بسم الله الرحمن الرحیم.

جناب آقاى سید حسین مکى نماینده محترم تهران - پس از سلام چون حیف است مجلس خالى از وجود محترم باشد مقتضى است اجابت نمایندگان محترم مجلس و برادران دینى را فرموده صرف‌نظر از استعفا بفرمایند و به مجلس تشریف ببرند - ایام به کام باد سید ابوالقاسم کاشانى.

از طرف جامعه اصناف و بازرگانان و دستجات مختلف به همین نهج از بنده خواستند و حقیقت قضیه اگر موضوع نفت و مبارزه ملت ایران در پیش نبود و هنوز مرحله نهایى این مبارزه طى نشده بود بنده در تصمیم خودم باقى مى‌ماندم ولى چون مبارزه‌اى که ملت ایران کرده هنوز مراحل نهایى خودش را طى نکرده بنده لازم مى‌دانم که باز هم خدمتگزار آقایان و ملت ایران باشم (احسنت) و دلیل بارزى که می‌توانم به آقایان عرض بکنم یک روزى بنده پشت همین تریبون حاضر بودم که با گلوله گرم کشته شوم ولى تریبون و زبان ملت ایران که در آن موقع از طرف ملت ایران ادعانامه ملت ایران از طرف بنده قرائت مى‌شد یعنى دفاع رد لایحه گلشاییان و گس به عهده بنده واگذار شده بود حاضر بودم که کشته شوم ولى دست از دفاع ملت ایران بر ندارم (صحیح است) امروز هم به همان عقیده باقى هستم هر نوع تخویفى به بنده و به مجلس شوراى ملى و به نمایندگان بشود همه را براى خاطر سعادت ملت ایران قبول می‌کنم (صحیح است) (احسنت) و باز به اتفاق کلمه همان طورى که آیت‌الله صدر تلگراف فرمودند با همه متفق و متحد ایستاده‌ایم تا این کار مبارزه نفت تمام شود (صحیح است)

مخصوصاً که در اخبار می‌خوانیم همین هفته یا دو سه روزه انشاء‌الله این مبارزه به یک مرحله نهایى خواهد رسید و امیدوار هستیم که ملت ایران از این همه مبارزه نتیجه نیکو بگیرد بنده می‌خواستم این مطالب را به عرض برسانم که ما یعنى مجلس شوراى ملى ایران با هر کیفیتى با هر نوع تضییق و هر نوع فشارى که به ما وارد شود اتحاد خود را حفظ خواهیم کرد تا این که آقاى دکتر مصدق در این کار توفیق حاصل کند (انشاء‌الله) و فقط یک موضوع دیگر را مى‌خواستم به عرض برسانم و آن این است که در پارلمان ایران ما همچو سابقه‌اى نداشتیم که یک موضوعى را یک لایحه‌اى را با رأى اعتماد توأم کرده باشند (صحیح است)

همیشه قاعده این بوده که اگر لایحه‌اى رد می‌شده آن وقت دولت تقاضاى رأى اعتماد می‌کردند. این موردى نداشت که ذکر بشود البته در این مجلس همیشه به ایشان رأى اعتماد خواهند داد (صحیح است) و بنده هم هر موقعى که ایشان تقاضاى رأى اعتماد بکنند رأى اعتماد خواهم داد ولى در بعضى مسائل فرعى نباید مسائل اصولى را با مسائل فرعى توأم کرد ما در اساس که نهضت ملت ایران و مبارزه با بیگانگان است همه با هم متحد هستیم و بنده تا همه جا پشت سر آقاى دکتر مصدق ایستاده‌ام (پورسرتیپ - همه ایستاده‌اند) و براى خاطر این که ایشان از این مبارزه نتیجه بگیرند باز هم خواهیم ایستاد تا این که انشاء‌الله ایشان نتیجه بگیرند ولى در فروع بنده اگر به یک موضوعى عقیده نداشته باشم نباید اجبار پیدا کنم که عقیده پیدا کنم ضمناً مى‌خواستم از جناب آقاى دکتر سنجابى و جناب آقاى دکتر بقایى استدعا کرده باشم که ما یک فامیلى بودم به نام

+++

جبهه ملى، خانواده‌اى بودیم حالا هم هستیم این خانواده طورى باید در مذاکرات و نظریاتى که مى‌فرمایند با رعایت این فامیل را بکنند که شیرازه این فامیل از هم گسسته نشود امروز آخر دنیا نیست (صحیح است) ما باز هم به اتحاد و اتفاق و همکارى یکدیگر محتاج هستیم (صحیح است) من مى‌دانم که خود آقاى دکتر سنجابى هم نسبت به جریان گذشته کمال تأسف را دارند و هم چنین از دوست عزیز خودم آقاى دکتر بقایى استدعا می‌کنم که در مذاکرات خودشان رعایت بقاى این خانواده‌اى را که بنده عرض کردم بفرمایند و مطالب را طورى تنظیم بفرمایند که رعایت احترام همه همکاران عزیز و مخصوصاً یک فامیلى که به نام جبهه ملى معروف است بکنند امیدوارم که خودشان در صورت جلسه رفع این سوء‌تفاهم را بفرمایند بیش از این نمى‌خواهم مزاحم آقایان بشوم امیدوار هستم که مبارزات ملت ایران و این نهضتى که ملت ایران دو سال است شروع کرده به یک نتایج بسیار بزرگ برسد و همه ما آن وقت بتوانیم در این محیط آرام و خالى از دغدغه‌اى زندگى کرده باشیم (انشاء‌الله، احسنت)

نایب رئیس - آقاى کهبد

کهبد - سؤالى است از دولت که تقدیم مقام ریاست می‌کنم.‏

نایب رئیس - آقاى شهاب خسروانى‏

شهاب خسروانى - هفت فقره تلگراف مبنى بر پشتیبانى از دولت جناب آقاى دکتر مصدق است که تقدیم می‌کنم.

نایب رئیس - آقاى بهادرى‏

نمایندگان - نیستند

نایب رئیس - آقاى ریگى‏

ریگى - یک تلگرافى است از سراوان بلوچستان که مردم تقاضا کرده‌اند که تمدید اختیارات زودتر به آقاى دکتر مصدق بدهند و یکى هم از ایرانشهر که تقاضاهای‌شان همین است و موضوع پشتیبانى است که تقدیم مقام ریاست می‌کنم.

نایب رئیس - آقاى دکتر فلسفى‏

دکتر فلسفى - عرض کنم یک طومار است از اهالى مازندران به وسیله بنده مبنى بر پشتیبانى از دولت تقدیم مجلس کرده‌اند.

نایب رئیس - آقاى شهیدى‏

شهیدى - تلگرافاتى از پیشه‌وران و بازرگانان و کارگران اصفهان مبنى بر پشتیبانى از آقاى دکتر مصدق رسیده که تقدیم مقام ریاست می‌کنم.

نایب رئیس - آقاى دکتر مصباح‌زاده‏

مصباح‌زاده - بنده هم تلگرافى از طرف اهالى بندرعباس مبنى بر پشتیبانى از آقاى دکتر مصدق که به امضاى کلیه وجوه و محترمین آن شهر است تقدیم می‌کنم.

نایب رئیس - آقاى مهندس غروى‏

مهندس غروى - چایکاران لاهیجان هم یک تلگرافى به وسیله بنده به ساحت مجلس شوراى ملى تقدیم کرده‌اند و همان صحبت‌هایى که آقایان کردند آنها هم نوشته‌اند (دکتر فقیهى - کدام صحبت‌ها) تقویت و پشتیبانى از دولت‏

نایب رئیس - آقاى وکیل‌پور

وکیل‌پور - تلگرافى است از طرف اهالى و صنف خباز جهرم رسیده است تقدیم مقام ریاست می‌کنم مبنى بر پشتیبانى از دولت جناب آقاى دکتر مصدق است‏.

نایب رئیس - آقاى دکتر سنجابى‏

دکتر سنجابى - راجع به الفاظى که در جلسه گذشته بین جناب آقاى دکتر بقایى و بنده رد و بدل شد بنده وظیفه خود می‌دانم در این جلسه در حضور نمایندگان محترم اظهار تأسف بکنم (احسنت) بنده تصور می‌کنم که آقایان همکاران و نمایندگان از عقیده و احترام و احساسات بنده نسبت به آقاى دکتر بقایى مستحضر باشند (صحیح است) و به همه گفته‌ام و یک بار دیگر هم اینجا تکرار می‌کنم امیدوار هستم که خداوند متعال برکت وجود دکتر بقایى را از نهضت ملت ایران دریغ نداشته باشد راجع به سؤالاتى که کرده‌اندکه موجب استفاده بنده از ماده 90 شده است البته در موقع خودش استفاده می‌کنم و عرایضى که لازم باشد به عرض نمایندگان محترم مى‌رسانم. (احسنت)

نایب رئیس - آقاى ملک‌مدنى‏

ملک‌مدنى - سه تلگراف از ملایر و نهاوند به بنده رسیده است مبنى بر پشتیبانى از دولت آقاى دکتر مصدق که تقدیم مقام ریاست می‌کنم (احسنت)

نایب رئیس - آقاى حائرى‌زاده‏

حائرى‌زاده - در صورت مجلس فرصتى جهت مطالعه براى بنده نبود چون الساعه که وارد شدم به بنده رسیده و وقتى که خواندم به نظر رسید یک قسمت‌هایى که لازمه صورت مجلس است در اینجا فراموش شده بود یک فرمایش بی‌موقعى که جناب وزیر کشور فرمودند و بنده یک جوابى به ایشان عرض کردم دیدم اصلاً از این سؤال و جواب چیزى نوشته نشده این صورت مجلس‌ها براى این است که بعدها که مردم اینها را مراجعه می‌کنند قضاوت بکنند که قضیه از چه قرار بوده است از این جهت از آقایان تندنویس‌ها تقاضا می‌کنم که بیشتر دقت بکنند و جزییات را که باید در صورت مجلس باشد بنویسند.

نایب رئیس - آقاى بهادرى (نمایندگان- احسنت) درضمن خواستم بعرض آقایان نمایندگان برسانم امروز اغلب آقایان اجازه این که خواسته بودند ومطالبى که فرمودند راجع به صورت جلسه نبود و این طور که مشاهده شد هیچکدام وارد و مربوط به صورت مجلس نبود.

اقبال - پس بنده را هم اجازه بفرمایید که عرایضم را بکنم‏.

نایب رئیس - بفرمایید.

اقبال - دو تلگراف است یکى از کارمندان اداره دارایى کرمانشاه و یکى هم از طرف خانواده آل آقا دایر به پشتیبانى از دولت جناب آقاى دکتر مصدق که تقدیم می‌کنم یک طومار دیگر هم رسیده از طرف اهالى غیور کرمانشاه که تقدیم می‌کنم طومار دیگرى است از جمعیت پان ایرانیسم رسیده است که شاید در حدود شش، هفت هزار امضا داشته باشد و همه مبنى بر پشتیبانى از دولت است و از آقایان نمایندگان خواسته‌اند که اختیارات را زودتر تمدید بکنند.

نایب رئیس - نسبت به صورت مجلس اعتراض دیگرى نیست؟ (اظهارى نشد) صورت جلسه پنجشنبه بیست و پنجم دی ماه تصویب شد.

2- بیانات قبل از دستور آقایان خلخالى و مدرس

نایب رئیس - یک عده از آقایان اجازه نطق قبل از دستور خواسته‌اند (بعضى از نمایندگان - دستور) آقاى خلخالى‏

خلخالى - اگر جریانات اخیر که مایه تأسف است رخ نمى‌داد و متوجه اساس نهضت ملت ایران نمی‌شد مصدع نمی‌شدم مخصوصاً در این موقع غالباً مى‌بینم آقایان سکوت اختیار می‌کنند براى این که در چنین موقعى که تاریک و مبهم به نظر مى‌رسد اظهارنظر نکنند بنده لازم مى‌بینم تشخیص خودم و نظر خودم را صریحاً بگویم اینجا بحث از نهضت ملت ایران مى‌شود هر کسى به زعم خود تفسیر و تعبیرى مى‌نماید دو بار از طرف دو نفر از آقایان نمایندگان به طور مفصل نطقى در‌باره نهضت ملت ایران به عمل آمده که تقریباً از نظر بین‌المللى و وضعیت جغرافیایى ایران و این که در همین دو بلوک واقع شده بحث شد ولى مطالبى که من امروز مى‌خواهم در این باره عرض کنم مثل این که درباره‌اش تاکنون بحثى به میان نیامده قبل از این که وارد این موضوع بشوم یک مثال تاریخى مى‌خواهم حضور آقایان عرض کنم در فتنه مغول موقعى که سپاهیان خونخوار چنگیز افراد بی‌گناه را به هلاکت مى‌رساندند وقتى به شهر نیشابور رسیدند در نتیجه استقامت و پایدارى اهالى شهر فرمان قتل عام دادند عده‌اى به گوشه و کنار پناه بردند تا جان به سلامت ببرند مغول‌ها نیرنگى زدند براى این که همه را کشته باشند فردى را مأمور کردند بالاى مناره مسجد اذان بدهد و مسلمان‌ها تصور کنند برادران‌شان فایق آمده‌اند و دشمن را از شهر بیرون رانده‌اند و تسلط پیدا کرده‌اند بیرون بیایند همین کار هم شد و بیرون آمدن همان و کشته شدن همان قبلاً می‌خواهم این را عرض کنم بنده که در این جریان واردم صحبت از نهضت ملت ایران می‌کنم این اذانى نیست که من و امثال من را فریب داده باشد این جریانى نیست که دشمن بر علیه ما شمشیر بکشد یک جریان زودگذر و دروغى نیست که افراد پاکدل و وطن‌پرست و ملت‌خواه را بشناسند و بعد از تغییر اوضاع آنها را از دم تیغ بگذرانند بلکه من اگر به نهضت علاقه‌مندم و صحبت از ملت می‌کنم براى خاطر این ملت که وابسته به یکى دو نفر به وجود آورنده یا بنیادگذار نهضت هستند و مربوط به یکى دو سال است نیست این اعتقاد و علاقه من حتى هزاران سال ریشه عمیق دارد میلیون‌ها انسان پا برهنه شکم گرسنه میلیون‌ها مردم در این نهضت نه تنها در ایران در تمام دنیا شرکت دارند (صحیح است) نه تنها در عصر ما در عصرهاى گذشته افراد و انسان‌هایى که بر علیه ظلم و ستم قد علم کرده‌اند با ناکامی‌ها روبرو شده‌اند و دست از عقیده و ایمان خود نشستند آنها هم در این نهضت شرکت دارند (صحیح است) نهضت امروز نتیجه و ماحصل قیام‌ها و اعتراضات شدید ملت ما حتى در قرن‌هاى گذشته است. منطقى نیست که من به وکالت و دیگرى به وزارت برسد مقامات اشغال بشود از روزى که من پا در مجلس گذاشتم اگر هم سکوت اختیار کردم (حتى روزى آقاى گنجه فرمودند که این خلخالى آن خلخالى نیست که در تبریز بود) براى این بود که سکوت و آرامش را براى مملکت لازم مى‌دیدم (صحیح است) و لازم مى‌بینم که حقیقت حکومت بکند و هیچ وقت پرده‌پوشى نشود نمی‌شود مردم را اغفال کرد و مردمى که عرض کردم باعث و بانى نهضت ما هستند اغفال نمى‌شوند ما هستیم که خود را گول می‌زنیم، خارج از این مجلس روزى در جلسه خصوصى عرض کردم، میلیون‌ها انسان درباره ما قضاوت می‌کنند. اعمال ما را داورى می‌کنند و خوب و بد را تشخیص مى‌دهند من می‌گویم ملت را نرنجانید مرنجان دلم را که این مرغ وحشى ز باغى که برخاست مشکل نشیند، وقتى ملت را خواستند فریب بدهند خودشان را از آن مقام پایین آوردند مجدداً دل ملت را نمى‌توان به دست آورد و مقام اولیه را به دست آورد، بنابراین ما پیش از هر چیز باید اعتقاد به صداقت صفاى باطن خلوص نیت و اعتقاد به حیات و زندگانى مردم داشته باشیم، من نظرم به این جریانات یا به قول عده‌اى به مانورهایى که انجام می‌گیرد نیست درباره دولت و حکومت فعلى هم نظریاتم را عرض کرده‌ام و حالا هم ممکن است

+++

عرض بکنم، بله صحبت از نهضت بود که عرض کردم وقتى به ریشه عمیق نهضت و اهمیت آن توجه بکنیم باید آن را مافوق شخصیت‌ها بدانیم، براى این که شخصیت‌ها در معرض خطا و اشتباه و همچنین در معرض مرگ و میر هستند اینها فنا‌پذیر هستند آن چیزى که از بین نمی‌رود ملت است (صحیح است) براى این که ملت یک نفر و دو نفر نیست این چشمه لایزال است که می‌جوشد این حق‌طلبى که از حلقوم افراد این ملت امروز شنیده مى‌شود انعکاس تأثرات و بدبختی‌هاى انسان‌هاى گذشته هم هست (صحیح است) اینها وقتى می‌گویند عدالت اجتماعى یک مسئله نیست و یک حقیقت است وقتى می‌گویند توازنى در وضع زندگى مردم باید باشد سطح زندگى باید طورى باشد که لااقل قابل زندگى براى طبقات مختلف مردم باشد این امر شوخى‌بردار نیست این مطلبى است که باید به آن ایمان داشت و به آن عمل کرد و با عمل امید مردم را منقطع نساخت درباره این که باید از بحث‌هاى کلى نتیجه گرفت و مباحثى که پشت این تریبون هم گفته مى‌شود باید منطبق با اوضاع فعلى باشد درباره دولت که از نتیجه مبارزات ملت ایران و در نتیجه نهضت ملى به وجود آمده نظر من همان بود که روزى در فراکسیون نهضت ملى عرض کردم و قسمتى از آن در جراید منتشر شده بود من هرگز معتقد نیستم که این حکومت معایب ندارد و یا دولتى بهتر از این روى کار نمی‌تواند بیاید نه من شرایط و امکانات فعلى را در نظر می‌گیرم براى من‏ محرز نیست که در شرایط کنونى دولتى بهتر از این بتوان روى کار آورد به دلیل این که من چنین قدرتى ندارم که با چنان قدرتى امکان داشته باشد دسیسه‌ها، تبانى‌ها، مواضعه‌ها اینها را بى‌اثر بکند و دولتى ایده‌آلى را به وجود بیاورد ممکن است این تلقینات را بکنند که این اساس فعلى را متزلزل بکنند بعد نقشه خود را عملى سازند چون ما موظف نیستیم که ایده‌آلیست باشیم و دنبال خیال و آرزوهاى غیرعملى برویم روى این نظر همیشه با این که پشتیبان دولت بوده‌ام از روزى که به مجلس آمدم در عرایضى که کردم همیشه انتقادات منطقى می‌نمودم البته آقایان تصدیق مى‌فرمایند که انتقادات من با کمال بی‌غرضى خواه مؤثر بوده یا نبوده به عرض رسیده است (صحیح است) حتى روزى در فراکسیون عرض کردم که مرحوم مدرس اعلى‌الله مقامه به طوری که در تاریخ مى‌بینیم روزى که شاه سابق به سلطنت نرسیده بود اظهارنظر مى‌فرمودند که معایب و محاسنى دارد محاسنش را با معایبش باید سنجید و بعد قضاوت کرد من همین بحث را درباره جناب آقاى دکتر مصدق عرض کردم نمی‌توان اینها را تفکیک کرد مخصوصاً چند شب پیش که دعوت شده بودیم در منزل آقاى دکتر شخصاً آنجا بنده در مسئله اختیارات صحبت کردم و این که اختیارات ممکن است به طور مستقیم یا غیرمستقیم یا با اراده و یا بدون اراده تضعیفى در اساس مشروطیت و حکومت پارلمانى ایجاد بکند و گفتم چه محظورى دارید که از طریق پارلمانى این اصلاحات را انجام بدهید در این باب بحثى کردم براى این که خواستم نظر ایشان را مستقلاً یا مستقیماً در این باب بدانم و براى این که خود من هم نفیاً یا اثباتاً هر دو را بتوانم استدلال بکنم صریحاً ایشان فرمودند که براى مبارزه‌اى که ما شروع کردیم خواه از نظر جنبه خارجى و یا از نظر داخلى داشتن اختیارات که موجب تقویت دولت است نهایت مؤثر است همین طور اصلاحاتى که شما خواهان آن هستید با وضع عادى غیرممکن به نظر مى‌رسد با این که من معتقدم از این اختیارات از نظر اصلاحات داخلى آن طور که شایسته است عملى نشده آن بحثى جدا است و چنانچه اگر وقت باشد بعداً عرض می‌کنم بعد مى‌بینیم که مسئله نفت تقریباً اساس حکومت را تقریباً تشکیل مى‌دهد یعنى اثر فوق‌العاده مهمى در نهضت ملت ایران دارد اگر چه محرومیت ملت ایران تنها مربوط به مسئله بارز ملت ایران بوده ولى چون اثر فوق‌العاده‌اى داشته و شخصى هم که در پیشرفت کار نفت بى‌نهایت مؤثر بوده خود آقاى دکتر مصدق و حکومت ایشان بود اکنون ایشان هم مسئله اختیار را هم با حکومت و ادامه زمامدارى خودشان ممزوج می‌کنند یعنى غیرقابل تفکیک مى‌دانند به طوری که در نامه‌اى هم که دیروز گویا فرستاده‌اند این مطلب را تصریح می‌کند که اگر به لایحه اختیارات رأى ندهید مثل این است که رأى عدم اعتماد داده‌اید در هر حال ایشان با عدم اختیارات حاضر به ادامه زمامدارى نیستند و مخصوصاً از نظر مذاکراتى که با خارجى و در مورد مسئله نفت دارم بی‌نهایت مؤثر می‌دانم البته من هم باور نمی‌کنم یک شخصى مثل آقاى دکتر مصدق این را بهانه‌اى براى گرفتن اختیارات بکنند و بخواهند اختیاراتى که از ما می‌گیرند در یک راه خطایى به کار بندند (صحیح است) البته باید ما مشوق این باشیم که از این اختیارات به نفع توده‌هاى محروم و طبقه سوم ازش حداکثر استفاده را بکنند غیر از این مطالبى که ایشان تصریح فرمودند بنده هم خودم یکى دو بار اینجا عرض کردم حتى عرض کردم راجع به وقایع سى تیر در اولین نطقى که در آن روز کردم عرض کردم مردم در آستانه انقلاب قدم مى‌گذارند تمام این قوانین و تشکیلات تمام به خاطر هستى و زندگانى است وقتى که آخرین هدف انسان از دست می‌رود آخرین نیروى خود را به کار مى‌بندد.

نایب رئیس - آقا وقت شما تمام شد. آقاى خلخالى‏

خلخالى - اگر اجازه مى‌فرمایید دو دقیقه دیگر وقت داده بشود.

نایب رئیس - چون کارهاى زیادى در دستور داریم خواهش می‌کنم به همان یک ربع قناعت بفرمایید.

خلخالى - با این که اساس مطالب بنده باقى ماند به احترام این که وقت مجلس گرفته نشود بقیه عرایض خود را مى‌گذارم براى بعد ولى اینها که عرض کردم مقدمه بود (احسنت)

نایب رئیس - آقاى مدرس استفاده می‌کنید از نطق قبل از دستور؟ بفرمایید

مدرس - چون لایحه دولت در موضوع موافقت‌نامه به منظور تسهیل و بسط ترانزیت و حمل و نقل مسافر و کالا بین ایران و ترکیه مشتمل بر یک مقدمه و چهارده ماده و سه پروتوکل و یک موافقت‌نامه پرداخت و مراسلات متبادله بین طرفین در دستور مجلس قرار دارد لذا مناسب دیدم مطالبى را در این موضوع به عرض نمایندگان محترم برسانم و تذکراتى به دولت بدهم و ضمن سپاسگزارى از ریاست محترم که با تقاضاى بنده موافقت فرموده و آن را در دستور مجلس قرار داده‌اند از نمایندگان محترم مجلس تقاضا کنم توجه فرمایند بلکه این لایحه که مدت‌ها است معوق مانده به تصویب برسد:

این قرارداد که در تاریخ 25 دسامبر 1949 بین دولت شاهنشاهى ایران و دولت جمهورى ترکیه منعقد شده متضمن قوائد و منافعى براى دولتین متعاهدین مى‌باشد و بنده زاید می‌دانم تفصیلاً به شرح آنها بپردازم فقط اجمالاً عرض می‌کنم:

1- متعدد بودن راه‌هاى تجارى هر مملکت کمال ضرورت را دارد.

2- قسمتى از صادرات ایران و اکثر صادرات آذربایجان خشکبار است که به واسطه گرماى بنادر جنوب ممکن است زود فاسد شود در صورتی که راه ترکیه از حیث آب و هوا مساعدتر است.

3- تجار آذربایجانى از سهمیه وارداتى خودشان بهتر مى‌توانند استفاده کنند و اجناس مربوط به همان سهمیه را سریع‌تر و ارزان‌تر از این راه وارد نمایند که ضمناً فعالیتى نیز در امور نقلیه آذربایجان پیدا و کمکى به اقتصادیات آن سامان بشود.

4- این راه به دریاى مدیترانه به مراتب نزدیک‌تر است از دیگر راه‌ها زیر از مرز ایران تا مرز روم تقریباً 400 کیلومتر و از مرز روم تا اسکندرون قریب 950 کیلومتر و بالنتیجه از مرز ایران تا دریاى مدیترانه که دریاى آزاد است تقریباً 1350 کیلومتر مى‌باشد در صورتی که تنها از رضاییه به بنادر جنوب در حدود 1500 کیلومتر است و کالا پس از رسیدن به خلیج فارس باید پس از یک سیر و سفر طولانى به کراچى و بعد به بمبئى و سپس به بحر محیط هند و عدن و مسقط و بحر احمر و کانال سوئز رسیده و بالاخره به دریاى مدیترانه برسد.

5- کوتاهى راه و نزدیکى مقصد که به این وسیله تأمین مى‌شود مزیت دیگرى را نیز دارا مى‌باشد و آن سرعت گردش ثروت و سرمایه است که تأثیر به سزایى در اقتصادیات کشور دارد.

مطلبى را که لازم می‌دانم در این مورد به وزارت دارایى تذکر دهم و جدا خواستار شوم اقدامات فورى و سریع در این باب معمول شود موضوع گمرک بازرگان است ساختمان این گمرک در سال 1320 به پایان رسید ولى اندکى نپایید که در شهریور همان سال خراب شد در سال 1328 مقاطعه کارى حاضر گردید با اخذ هفت میلیون ریال این ساختمان را تعمیر کند چون مصالح خوب به کار نبرد قبل از تحویل به دولت خراب گردید و فعلاً این ساختمان خراب در یک منطقه سر حدى که در مریى و نظر مسافرین داخلى و خارجى و مجاورت ساختمان گمرکى آباد دولت همجوار ما است نمونه بارزى از خیانت مقاطعه‌کار و ضعف دستگاه قضایى و سستى دستگاه‌هاى ادارى است که تا حال امر به این مهمى را بلاتکلیف گذاشته‌اند و اکنون باعث تأسف و تأثر هر بیننده مى‌باشد و نشان مى‌دهد بیت‌المال ملت که از خون دل مردم لخت و عریان مملکت تشکیل شده چگونه با کمال بى‌رحمى مورد غارت و یغما مى‌شود.

در تاریخ 22 شهریور ماه 1331 از ظرف چند نفر از مهندسین وزارت دارایى گزارشى تنظیم و ضمن مجسم کردن وضع فعلى این ساختمان اظهار‌نظر کرده‌اند که 7273923 ریال که بایستى خرج بشود فقط مبلغ 2711018 ریال خرج و بقیه که مبلغ 4562895 ریال مى‌باشد مورد اختلاف است.

با این که اداره ساختمان تبریز و اداره کل ساختمان و گمرک اقداماتى در باب ترمیم این ضرر و زیان وارده و انجام مراسلات و نامه‌هایى رد و بدل شده و حتى در کمیسیون متشکله در تاریخ 24 تیر ماه 1331 تصمیم گرفته شده است که مبلغ 3500000 ریال سپرده پیمانکار و مجموع ده درصدهاى مکسوره که متجاوز از پانصد هزار ریال است ضبط و توسط اداره ساختمان به مصرف رفع معایب و نواقص برسد ولى تا حال نتیجه‌اى به دست نیامده است چون فعلاً گمرک بازرگان از حیث وضع ساختمانى آماده به قبول کالاهاى وارده از مرز ترکیه نیست و تلاس مجلس و دولت در تصویب این لایحه بدون تسریع در

+++

انجام این امر بى‌فایده بوده و کار به این اهمیت در اثر تعقیب مقاطعه کار و مسامحه مأمورین دولت ممکن است تعطیل شود به وزارت دارایى تذکر می‌دهم دنباله اقدامات خود را بگیرد. از تشریفات ادارى کاسته و به سرعت عمل بیافزاید و هر چه زودتر به تعمیر و اصلاح این ساختمان اقدام نماید. مطالبى را نیز مى‌خواهم به آقاى وزیر اقتصاد ملى و شوراى عالى اقتصادى تذکر دهم و تقاضا کنم به این مسائل اساسى توجه فرمایند که هم در آذربایجان از این موافقت‌نامه ترانزیت استفاده مطلوب حاصل شود و هم گرهى از کار فرو بسته ولایات که عموماً به وضع اسف‌آورى دچار شده‌اند گشوده شود.

اینجانب چندى پیش مطالبى در پشت این تریبون راجع به وضع ولایات بیان نموده و عرض کردم که یکى از علل خرابى ولایات و قصبات و دهات و عدم رضایت مردم شدت تمرکز امور در تهران و مسلوب‌الاختیار بودن اهل ولایات در مسائل محصلى و تسهیلات و مزایایى است که در کلیه امور عملاً به مرکز نشینان قائل و سکنه ولایات را از آن محرم ساخته‌اند.

بنده که افتخار نمایندگى یک شهرستان حوادث دیده‌اى را دارم بر خود فرض دیدم آنچه را که به رأى‌العین دیده‌ام و به واقعیت آن برسانم و دولت را به عواقب وخیم این جریان اسف‌آور متوجه سازم و ضمن عرایضم پیشنهاداتى کردم و سپس براى این که قسمتى از این عرایض جامه عمل بپوشد این پیشنهادات را به دولت دادم وزارت اقتصاد ملى مکلف است که سهمیه وارداتى هر شهرستان را به نسبت جمعیت خود آن شهرستان در مقابل گواهى‌نامه به وسیله بانک ملى شهرستان مزبور به بازرگانانى بدهد که ساکن همان شهرستان بوده و مرکز تجارتى‌شان نیز در همان جا باشد به شرط این که کالاى مربوط به همان سهمیه مستقیماً یا به وسیله پاساوان از گمرک یا اداره دارایى همان محل مرخص گردد تشخیص سکونت یا عدم سکونت تاجرى در شهرستانى و تشخیص مرکز تجارتى وى با اطاق بازرگانى هر محل است و در صورتی که اطاق بازرگانى در آن محل وجود نداشته باشد با اطاق بازرگانى مرکز هر ایالت است.

اداره گمرکى که جنس به آن وارد شده باید تمام حقوق گمرکى و پاساوان را طبق مقررات دریافت کرده و سپس دستور پاساوان را صادر نماید ولى در صورتی که واردکننده نتواند حقوق گمرکى و پاساوان را نقداً بپردازد اداره گمرک باید از کالاى مربوطه معادل دو برابر حقوق گمرکى و پاساوان را به عنوان ودیعه نگاهدارى و گواهى مربوطه را به تاجر واردکننده بدهد و تاجر نیز با ارائه آن گواهى می‌تواند جنس را از گمرک یا اداره مربوطه مرخص نماید. عوارض شهردارى که از هر جنس طبق مقررات جارى اخذ مى‌شود در گمرک یا اداره داراى مربوطه همان شهرستان دریافت و جز در‌آمد همان محل محسوب خواهد شد. و براى تشویق تجار در ولایات پیشنهاد کردم از کالاهاى تجارتى وارداتى که از گمرکات تهران و خوزستان مرخص می‌شود علاوه بر حقوق و عوارض گمرکى فعلى صدى ده نیز اضافه باید دریافت شود و این صدى ده اضافى در عمران و آبادى ولایات به نسبت جمعیت صرف گردد. از کالاهایى که از گمرکات تهران و خوزستان صادر می‌شود صدى هفت و از کالاهایى که در گمرکات سایر شهرستان‌ها صادر مى‌گردد کما فى‌السابق صدى 5 ارز به بانک ملى فروخته شود.

با این که جناب آقاى نخست‌وزیر این پیشنهادات بنده را در تاریخ 8/10/1331 به وزارت اقتصاد ملى و شوراى عالى اقتصادى ارسال و دستور داده‌اند در این باب مطالعه و توجه شود و با این که خود این جانب در تاریخ 20/10/31 مراتب را مجدداً تعقیب کرده‌ام معلوم نیست چرا به این قسمت توجهى نشده است همین قدر عرض می‌کنم این عرایض بنده در موضوع عقب‌ماندگى ولایات ترجمان حال میلیون‌ها مردم محروم این مملکت است سیاست اقتصادى نارواى دولت‌ها چرا باید مردم را تشویق کند که دست از مسکن و مأواى مألوف خود بشویند و دهات و قصبات و شهرها را ترک کرده و در مرکز مجتمع شوند. آقایان تصدیق مى‌فرمایند که این وضع به صلاح مملکت نیست دهات و ولایات که ارکان و پایه‌هاى مملکت است باید محکم و استوار و آباد و اهالى آنها مرفه‌الحال و آسوده باشند.

مطالب دیگرى که می‌خواهم اجمالاً به دولت تذکر دهم این است که اولاً راه‌هاى شوسه آذربایجان خصوصاً راه‌هایى که باید به بازرگانان برسد بى‌نهایت خراب است و وزارت راه لازم است در این باب توجهى عاجل بنماید. و با توجه به ماده 1 قرارداد ترانزیت آنها را تعمیر کند به نحوى که وسایط نقلیه بتوانند در این جاده‌ها مرتباً و به آسانى رفت و آمد نمایند.

ثانیاً چون اکثر صادرات آذربایجان خشکبار است و ترکیه هم نظیر همین کالاهاى صادراتى را دارد براى این که روى اصل رقابت تجارتى در صادر شدن این قبیل اجناس تعویقى رخ ندهد بهتر است پس از تصویب این لایحه وزارت خارجه شرحى به دولت جمهورى ترکیه ارسال دارد که مأمورین مربوطه در فراهم آوردن تسهیلات حمل مال‌التجاره‌هاى ایرانى سعى لازم را مبذول دارند و به هیچ‌وجه و به هیچ بهانه‌اى حمل و عبور آنها را به تعویق نیاندازند گر چه حسن نیت و حسن تفاهم دولتین نسبت به هم قابل تردید نیست.

ثالثاً چون بر طبق ماده یک پروتوکل شماره 3 مربوط به وسایل ارتباط شرکت‌هاى خصوصى حمل و نقل که مرکز آنها در ایران است از طرف دولت جمهورى ترکیه اجازه خواهند داشت که سرویس حمل و نقل موتورى خود را در مورد کالاهاى ترانزیتى یا کالایى که مبداً و یا مقصد آن یکى از 2 کشور است تا طربوزان بسط دهند لذا دولت ایران یا شرکت‌هاى مجاز دیگر میزان کرایه را بالا نبرند و در حمل کالاها تبعیضاتى قائل نشوند و نظم و ترتیب و مراتب عدالت را از هر حیث مرعى دارند و براى تأمین منافع شخصى پا روى مصالح نوعى و اجتماعى نگذارند.

رابعاً دولت ایران یا دولت ترکیه داخل مذاکره شود که حتى‌الامکان عوض ارز از کالاهاى ایرانى مخصوصاً نفت و بنزین قبول کنند.

نایب رئیس - آقاى حائرى‌زاده بفرمایید.

وزیر دارایى - اجازه مى‌فرمایید؟

نایب رئیس - هنوز وارد دستور نشده‌ایم.

 (بعضى از نمایندگان - مانعى ندارد)

بفرمایید آقاى وزیر دارایى‏

3- معرفى آقاى على مصطفوى به معاونت وزارت دادگسترى به وسیله آقاى کاظمى نایب نخست‌وزیر

وزیر دارایى - چون جناب آقاى وزیر دادگسترى کسالت دارند از بنده تقاضا فرموده‌اند که آقاى على مصطفوى را به سمت معاونت وزارت دادگسترى معرفى کنم. مبارک است‏

4- بیانات قبل از دستور آقاى حائرى‌زاده‏

نایب رئیس - آقاى حائرى‌زاده.

حائرى‌زاده - بنده ضمن لایحه برخلاف قانون اساسى اختیارات اسم نوشته بودم که صحبت بکنم ولى آنچه احساس کردم این است که ممکن است به من نوبت نرسد لذا به عنوان قبل از دستور صبح آمدم اجازه گرفتم که مطالبى که لازم است به عرض آقایان و ملت ایران و جهانیان برسد عرض کنم در این کتاب (اشاره به مجله مذاکرات مجلس نمودند) هم مال شش ماه اول مجلس شانزدهم است نطق‌هاى زیادى از آقاى دکتر مصدق در مجلس هست که یک تکه کوچکى را در اینجا اگر فرصت کردم پیدا می‌کنم به اطلاع آقایان می‌رسانم که علماى حقوقى که فعلاً در مجلس هستند با مقلد خودشان تکلیف خودشان را بفهمند بعضى از مسائل واجب کفایى است اگر یک نفر یا جماعتى اقدام کردند اسقاط تکلیف می‌شود و اگر کسى حاضر براى انجام وظیفه نشد واجب عینى است.

موضوع کوتاه کردن دست تخریب انگلستان و محو آثار قرارداد شوم نفت براى هر ایرانى واجب بود اقدام کند ولى در موقعى که من در ادوار چهار و پنج و پانزده مجلس اقدام کردم به نظر اشخاصى که امروز مبارزه با انگلستان و کوتاه کردن دست کمپانى غارتگر سابق دکانى شده عمل احمقانه و اقدام در امر محال بود و بحمدالله خداوند عالم مقدر فرمود و اوضاع بین‌المللى مساعد شد و مبارزه شرافتمندانه و رشیدانه مردم ایران خاصه اهالى تهران این امر محال را ممکن و عملى ساخت و امروز اشخاصى چند سینه را جلو داده و پهلوان معرکه مى‌باشند و من مسرورم که براى من واجب عینى نیست و قدر کفایت گویندگان و نویسندگان موضوع قطع رابطه و خلع ید را براى خود دکان قرار داده‌اند محتاج نیست من در این موضوعات زیاد صحبت کنم هر ملت و مملکت متناسب با لیافت و موقعیت خود در این دنیاى پر آشوب سهم و نصیب دارد ملت ایران که سالیان دراز مشعل دارد تمدن شرق بوده و موقعى که جزیره‌نشینان ساحل تایمز در عالم توحش زندگانى داشتند درس سیاست و اداره مملکت به جهانیان داده امروز به واسطه حوادث روزگار و موقعیت جغرافیایى گرفتار انواع مصائب و شدائد گردیده ما اول باید خودمان را اصلاح کنیم بعد توقع مساعدت و کمک از دیگران داشته باشیم.

دولت جناب دکتر مصدق با کمک ماها و سایر افراد ملت ایران موفق شد قدم به جلو گذارده براى مطالبه حقوق مغصوبه ایران کوشش کند البته در سیاست کلى همه ملت ایران پشت و پناه او بود ولى در انتخاب طریق افتخار یا انتقاد متوجه شخص ایشان است و من اقرار می‌کنم که از روز اول در طریق مبارزه اختلاف‌نظر داشتم و براى این که در مقابل خارجی‌ها این اختلاف‌نظر به ضرر ملت ایران نباشد همیشه از ایشان کمک کرده‌ام.

دولت جناب دکتر محمد مصدق به فرمایش جناب مهندس رضوى نایب رئیس مجلس حساب مخصوص دارد و متکى است به عملیات اواخر تیر 1331 و فریاد یا مرگ یا مصدق مردم و ابداً ایشان در مجلس دیده نمى‌شوند و با اختیاراتى که دارند قوانین مطبوعات و امنیت اجتماعى و غیره مى‌گذرانند مانند امام غایب از دسترس مردم دور و فقط نواب خاص ایشان را زیارت کرده دستور گرفته مدافعه مى‌نمایند.

+++

لازم است قبل از ورود در مطلب من باب مقدمه عرض کنم مخالفت با لوایح دولت و انتقاد چند صورت دارد یکى از اقسام آن رفتار و انتقادى مى‌باشد که در دوره 16 اقلیت داشته و لیدر اقلیت جناب دکتر محمد مصدق بود که با شکستن میز در موقع نطق رزم‌آرا و اظهار پشت تریبون در موقع ریاست وزرایى منصورالملک که سر ترا مثل جوجه خواهم کند و غیره که این طریقه و رویه را اقلیت تخریبى باید نام گذارد و براى تخریب همه نوع اسلحه و ابزار مفید است از حربه فحش و تهمت و غیره.

یکى اقلیت مخالف انتقادى و اصلاحى که رویه مرحوم مدرس بود در دوره پنجم مجلس که من خوشبختانه یا بدبختانه در هر دو اقلیت شرکت داشته‌ام و نطق‌هاى من در ادوار مختلف در صفحات تاریخ ضبط است و اگر جناب دکتر مصدق از من گله نمودند که چرا تخته جلو میز را مسامحه در شکستن آن نمودم چون میل دارم همیشه انتقاد اصلاحى داشته باشم لذا در تمام موارد نتوانستم و نمى‌توانم با جناب دکتر مصدق همکارى نمایم و به قول رفیق محترم خودم آقاى مشار نه در صف مجذوبین و مرعوبین بوده فقط رویه انتقاد اصلاحى را داشته و تا مأیوس از اصلاح نشدم مبادرت به مخالفت با اختیارات نکرده‌ام زیرا که جناب دکتر محمد مصدق را براى اقلیت منفى و تخریبى وجود بسیار مفیدى مى‌دانم ولى از این که ایشان موفق به اقدام اصلاحى شوند چندان امید نداشتم و اخیراً با اوضاع بین‌المللى به کلى مأیوس شدم و ابداً روزنه امیدى براى رفع بحران فعلى و بدبختى مملکت نمى‌بینم و این دکان نفت را که براى جماعتى نان و آب و براى مملکت فلاکت و نکبت بار آورده باید بست و فکر دیگرى کرد.

این مذاکرات آمریکا با ایران براى وارد کردن ایران در صف دول غربى است و صحبت نفت براى بهانه و براى اغفال است اگر پیشنهادى که در زمان حکومت رزم‌آرا راجع به ملى شدن نفت من کردم و جناب دکتر محمد مصدق امضا نمودند تعقیب شده بود امروز گرفتار این بدبختى و فلاکت نبودیم ولى ایشان پس از کشته شدن رزم‌آرا محیط را براى تصمیم انفرادى مناسب دیده و از آن حدود تجاوز کرده و ملت ایران را در کوچه بن‌بست گذارده فقط انتظار دارند عموزاده‌هاى انگلیس‌ها برخلاف منافع انگلستان‏ ما را از این بدبختى نجات دهند.

دریغ از راه دور و رنج بسیار.

از دولت ایشان پرسش خیلى مختصر است راجع به امنیت داخلى در بیست ماه اخیر و مقایسه آن با بیست ماه قبل از دولت جناب دکتر محمد مصدق آیا در این مدت چه کشتارها شده که اولین دفعه آن موقع ورود هاریمن بود که جماعتى روى منافع سیاست خارجى به طرف مجلس آمدند و با قواى دولتى تصادم حاصل شد و جمعى کشته و دستگیر و حبس شدند و جناب دکتر مصدق ابداً مسئولیت این جنایات را قبول نکرده و فرمودند رئیس نظمیه طبق میل شاه معلوم شده و من مسئول نیستم و رئیس نظمیه را که چند روز بیشتر نبود متصدى شده بود حبس کردند و موضوع ما است مالى شد و در دفعات بد کراراً از این قبیل جنایات اتفاق افتاد گاهى عامل را منتسب به چپ گاهى به راست معرفى نمودند و گاهى منجر به آتش زدن خانه - روزنامه - مغازه شد گاهى در محیط مدارس سر و دست شکست تا چند روز قبل که دامنه عملیات شرارت به حدى توسعه یافت که از جلو مجلس گرفته تا لاله‌زار و خیابان اسلامبول و سایر خیابان‌ها سرایت کرد و حتى شنیدم جمعى با چوب‌هاى متحدالشکل و حربه سرد از قبیل کارد و ساطور و غیره و لباس‌هاى فرم مخصوص متصدى بوده‌اند یک دفعه یک اتوبوس حامل جماعتى شد و به دفتر یا قرائت‌خانه و کس و غیره حمله کردند. در ایام نوروز که در تهران نبودم شنیدم به جاى جشن در بعضى از منازل عزا بوده و کشتار دسته جمعى شده حتى شنیدم در مشهد به خانم یکى از مأمورین خارجى که مسلمان بوده و عازم حرم مطهر بوده حمله شده علاوه بر شرارت‌هاى مرکز در دهات و قصبات شرارت شروع شد و شرارت‌هاى دسته جمعى پرسش من این است که شما احصاییه مقتولین و مجروحین و جلب شدگان زندان را در این مدت بیست ماه دارید که در ایران چه بوده تا مقایسه شود با بیست ماه قبل از حکومت جناب دکتر مصدق آیا در این بیست ماه قتل و جرح و ضرب و حبس بیشتر بوده یا 20 ماه قبل و با بودن قانون بگیر و ببند بدون دلیل زمان حکومت فعلى که قبلاً وجود نداشت امنیت در مملکت بیشتر بوده یا قبل از آن هر تجارت‌خانه و بنگاه باید آخر سال بیلان بدهد و مقایسه شود که آیا این بنگاه نفع داشته یا ضرر اگر نفع داشته باید کمک کرد و اگر ضرر داشته باشد بست و رفت و بنگاه جدید باز کرد.

حکومت نباید به جاى امنیت حرف و تهمت و ناسزا تحویل بدهد و پشت دستگاه رادیو موجبات هرج و مرج و آشوب را در مرکز و ولایات فراهم کند و یک دسته اشخاص نوکر حاکم منصوب فریاد مرده باد و زنده باد بکشند زیرا که افراد نوکر حاکم منصوب در تمام طبقات هست در صف وکیل وزیر بازارى روزنامه‌نویس واعظ و غیره حکومت نباید متوسل به حربه تهمت و افترا شود و سلب اعتماد جامعه را از خود بنماید.

جنگ نفت که براى بعضی‌ها دکان و نان و آب شده از دوره چهارم و پنجم مجلس که سى سال قبل باشد در مجلس شروع شد و آن را من شروع کردم و در موقع خطر همه جا بودم تا وقتی که کمیسیون مختلط قرار شد تشکیل شود دیدم داوطلب زیاد است و این واجب کفایى را دیگران با میل انجام می‌دهند داوطلب نشدم حتى بعضى از آقایان که فعلاً در مجلس حضور دارند با من صحبت کردند گفتم داوطلب نیستم و دیگران که داوطلب هستند باید مقدم باشند اگر کسى داوطلب نبود حاضر بودم عهده‌دار این زحمت بشوم من از مجلس توقع ندارم مطابق نظر من رأى بدهد این مطالب را براى ضبط در تاریخ می‌گویم که دیگران بعد قضاوت غلط نکنند. دستگاه سالوس و تهمت و افترا ممکن است تا مدتى عوام را گول بزند ولى پس از کشف حقیقت همان عوام که یا مرگ یا مصدق گفته خودشان دوست و دشمن خود را تشخیص خواهند داد.

با حیات یک ملت براى ریاست چند روزه نباید بازى کرد (بهادرى - صحیح است) من 34 نفر فاصله با حسین بن على بیشتر ندارم اگر تشخیص دهم که نجات ملت و مملکت من در سایه فداکارى است رویه جد خود را اتخاذ خواهم کرد این مردم و مملکت ودایع الهى مى‌باشند که امروز به ماها سپرده شده نباید در امانت خداوند خیانت کنیم.

من مصلحت را در سکوت ندانستم و اطمینان دارم که مسافرت جناب چرچیل با مریک و ریاست جمهور ترومن با ایزن هاور براى ذبح ملل ضعیف است در این رستاخیز جهانى هر ملتى باید خود فکرى به حال خود کند و منتظر آمریکا و روس و انگلیس نباشد ملت را تا چندى با دروغ و حرف می‌توان اغفال کرد ولى دوام ندارد من میل ندارم وارد بحث در هویت اشخاص بشوم از انتخاب حاکم نظامى و مرزبانى و سرپرست نفت و غیره این مطالب را می‌گذارم براى وقت دیگرى عجالتاً پرسش من از دولت این است که بیلان 20 ماه حکومت جناب دکتر محمد مصدق را از قتل و جرح و ضرب و حبس را با 20 ماه قبل از حکومت ایشان بدهد تا معلوم شود چه کسى منافع انگلستان را که جز خرابى این مملکت چیز دیگرى نیست تأمین کرده است.

حالا وارد موضوع لایحه دولت مى‌شوم جناب دکتر محمد مصدق 18 ماه از مجلس تقاضاى اختیار قانونگذارى فرموده پنج ماه آن گذشته 13 ماه آن باقى است شش ماه تصویب شده یک سال باقى است اولاً مجلس حق نداشت به این اختیار بدهد (بهادرى - صحیح است) طبق عقیده خود ایشان زیرا که ایشان کراراً در همین مجلس راجع به اختیارات دکتر میلیسپو و اختیار وزارت دارایى براى تعرفه گمرکى اظهار داشتند که مجلس و وکیل ایران طبق قانون اساسى وکیل در توکیل نیست و باید خود قانونگذار باشد و نمى تواند حق خود را به دیگرى بدهد حالا من این تکه‌اش را می‌خوانم اول این که ما نمایندگان وکیل در توکیل نیستیم که به دولت اجازه دهیم از طرف مجلس قانون وضع کند و اصل بیست و هفتم متمم قانون اساسى وضع و تصویب قوانین را از حقوق خاص اعلیحضرت شاهنشاهى و مجلس شوراى ملى و مجلس سنا قرار داده است و اصل بیست و هشتم این طور می‌گوید که قواى ثلاثه مزبوره همیشه از یکدیگر ممتاز و منفصل خواهد بود یعنى قوه مجریه حق تصویب قانون ندارد و چنانچه مجلس شوراى ملى که باید حافظ قانون اساسى باشد نباید آن را نقض کند و آقاى وزیر دارایى که دکتر در علم حقوقند باید به قانون اساسى احترام کنند و پیشنهادى نکنند که ناقض آن بشود حالا بنده هم عرض می‌کنم که آقاى دکتر مصدق که عالم حقوقند نباید نقض قانون بکنند دوم دادن چنین اختیاراتى برخلاف قانون بر فرض این که دولت مورد اعتماد جامعه بود سبب خواهد شد که سابقه بدى ایجاد و حکومت ملى را متزلزل کند و دولت‌هاى بعد از این قانون یا نظایر آن سوء‌استفاده کنند نطق ایشان مشروح است این تکه‌اش را براى این که من کم است بیشتر نمی‌خوانم.

نایب رئیس - جناب آقاى حائرى‌زاده وقت شما تمام شده است.

حائرى‌زاده - اجازه بدهید خیلى مختصر است بقیه‌اش را هم بخوانم ده دقیقه بنده بیشتر وقت نمى‌خواهم از آقاى مدرس که کمتر مصرف کردند بنده ممکن است استفاده کنم.

بعضى از نمایندگان - بفرمایید

نایب رئیس - چند دقیقه وقت مى‌خواهید؟

حائرى‌زاده - ده دقیقه‏

نایب رئیس - آقایانی که موافقند آقاى حائرى‌زاده ده دقیقه دیگر صحبت کنند قیام فرمایند (اکثر قیام نمودند) تصویب شد. بفرمایید.

حائرى‌زاده - قانون اساسى ما را وکیل در توکیل نشناخته باید قانونگذار خودش انجام وظیفه بکند.

این فرمایش ایشان صحیح است و اگر این اختیارات تصویب شود لازمه آن حکومت فردى است و دیگر احتیاجى نداریم به وجود مجلس و صرف بودجه زیاد و چند هزار سال ایران این رویه را داشته و در دنیاى اخیر این همه فداکاری‌هاى احرار موجب شد که حکومت از شخص منتقل به جماعت شد و نمایندگان ملت مختار در تعیین مقدرات ملت شدند جناب دکتر مصدق فرمایش خود را در مجلس فراموش کرده و در پناه سر نیزه و طومار و تلگراف و تحصن مطالبه اختیار مى‌فرمایند این ابراز احساسات یک شاهى

+++

ارزش ندارد و اگر مردم نسبت به اقلیت ابراز احساسات نمایند کما این که در موقع انتخابات دوره 16 نسبت به جناب دکتر مصدق و دیگران کردند این احساسات مقدس است ولى ابراز احساسات دنبال آن نطق سرا پا فحش رئیس دولت که مملکت را براى قیام علیه نمایندگان خود تحریک کرد یک شاهى ارزش ندارد زیرا که این مملکت به عقیده من حکومت بوقلمو‌ن‌ها است هر شخص برکسى قدرت جلوس کرد تمام بوقلمون‌ها دور او را محاصره می‌کنند و اراده خود را در سایه تملق و بادنجان دور قاب چیدن بر او تحمیل می‌کنند البته درجه نفوذ بوقلمون‌ها با درجه مقاومت صاحب قدرت فرق دارد.

رضاخان جزو هزار فامیل نبود بعد شش یا هفت سال بوقلمون‌ها در او نفوذ کردند و او را وادار به چپاول و غارت ساختند و روز ملت را سیاه کردند و الا رضاخان خدماتى کرد کاپیتولاسیون را الغا کرد دسته دسته شاگرد به اروپا فرستاد اصلاحات زیاد کرد و اگر دو عمل بد را نکرده بود مورد انتقاد کمتر بود اول موضوع سیاست خارجى و نفت بود که مخالف مصالح ایران عمل شد دوم مملکت در زمان او قحط‌الرجال شد و امثال مدرس از بین رفتند و کشته شدند و جاسوس‌ها و خائنین جاى آنها را گرفتند و مانع از رشد فکرى مردم گردیدند و آنچه در دوره او تربیت شد براى تملق و نوکرى و جاسوسى مناسب بودند نه براى فرماندهى افکار عمومى و طرح نقشه اشخاصى به خرج دولت رضاخانى به اروپا رفتند که بوقلمون صحیح‌النسب بودند پس از مراجعت از خارج داوطلب انجام وظیفه در پرورش افکار دوره رضاخان شدند بعد معاون دکتر کشاورز شدند بعد وزیر قوام‌السلطنه شدند بعد عقل منفصل دکتر مصدق شدند و در صف هزار فامیل وارد شدند هر روز رنگى مد شد همان رنگ را اختیار نمودند.

این حکومت بوقلمون‌ها هنوز هست اختیارات به جناب دکتر مصدق دادن که ایشان خود مقاومت رضاخان را ندارند و از هزار فامیل است و لازمه اختیارات به ایشان استفاده منسوبین ایشان و این بوقلمون‌ها است و نباید مملکت را فداى هوس یک عده قرار داد چاه رفتن و مار گرفتن به عشق شیطان این عمل ماها است.

آقایان شماها چه حق دارید امانت ملت که حق قانونگذارى است به دیگرى بدهید اگر براى مصالح داخلى است که این حکومت 20 ماه و اختیارات 5 ماه دیدیم چه ثمر داشت غیر از هو و جنجال چیز دیگر ندیدیم البته هو و جنجال براى سقوط یک دولت غاصب لازم است ولى براى اداره مملکت که نباید رئیس دولت مرکز قانونگذارى را مورد فحش و ناسزا قرار دهد و با دستگاه رادیو مملکت را آشوب کند و خود در اطاقه خواب متحصن شود.

آقایان خیلى از دوستان من می‌گویند که چرا خود را با اشخاص هوچى که قدرت مملکت را در دست گرفته طرف ساخته همه گونه خطر براى تو ایجاد می‌کنند بنده عرض می‌کنم شش دفعه نمایندگى مجلس براى انجام وظیفه من کافى است و با جناب دکتر مصدق گفتم که براى دوره 17 من داوطلب نیستم زیرا که از بودن در صف اقلیت پنج دوره فرسوده شده و امیدى ندارم اکثریت صالح طلب تحول اساسى در مجلس به وجود آید لذا چون کارمند دولت هستم توقع ارجاع شغلى در خارج ایران دارم شاید در خارج بتوانم خدمتى به ملت و مملکت خود بنمایم. ایشان قبول نکردند و فرمودند اگر مجلس تشکیل شد و ناراضى بودى آن وقت باید در فکر خدمت دولتى بود امروز چون از طرف ملت مأمورم که درد آنها را بگویم استعفا را صحیح نمى‌دانم و براى انجام وظیفه هر چه خطر باشد حاضرم و از اول مجلس 17 از وزارت دادگسترى تقاضا کردم که هر موقع مقتضى دانند تقاعد من را به جریان بگذارند که بعد از ختم مجلس 17 از سیاست و خدمت دولت خارج شده چندى در یکى از نقاط دنیا بدون داشتن سمت و مقامى مشغول انجام وظیفه بشوم امروز مجبورم انجام وظیفه کرده و بگویم مخصوصاً راجع به مسائل خارج صلاح نیست قدرت و اختیار به دست یک نفر باشد هر چند بسیار قوى باشد در صورتی که جناب دکتر راجع به مسائل جزیى گرفتار گریه و غش و حتى بیکارى فلان برادرزاده و خواهرزاده عمه‌زاده دایى‌زاده می‌رود و نمی‌توان مملکت را ملعبه فکر علیل کرد به عقیده من باید من و جناب دکتر هر دو در آسایشگاه قدرى راحت کنیم و طالب اختیار در این دنیاى پر آشوب نباشیم.

امروز رجال بزرگ جهان براى رفع مسئولیت سعى دارند عموم ملل را شرکت در کار دهند که خرابى دامنگیر اینها نباشد.

این تقاضاى جناب دکتر که اختیارات از مجلس بگیرد بیشتر من را معتقد ساخت که مزاج علیل داراى فکر علیل است و پس از اختیارات یک دفعه از دفعاتى که احضار شده بودم خدمت ایشان شرفیاب شدم و راجع به قانون انتخابات مجلس شوراى ملى مذاکره شد من عرض کردم خدمت من به شما این است که کمتر شرفیاب شوم تا مجال فکر داشته باشید و این اختیار قانونگذارى به دست چند نفر مدیرکل‌ها نباشد و خود شما در تمام جزییات فرصت مطالعه داشته باشید.

من با بى‌سوادى و کمى تجربه آنچه به عقل ناقص من می‌رسید عرض کردم امیدوارم به حکومت بوقلمون‌ها با همت ملت ایران خاتمه داده رجالى که امروز در مملکت خیلى کم شده این کشتى شکسته را به ساحل نجات برسانند.

ضمناً شرحى است که حضرت آیت‌الله رئیس محترم مجلس به جناب آقاى نایب رئیس نوشته‌اند که من می‌دهم خدمتتان که دستور بفرمایند قرائت شود.

5- قرائت‌نامه آیت‌الله کاشانى ریاست مجلس در موضوع اختیارات‏

نایب رئیس - وارد دستور مى‌شویم نامه مقام ریاست قرائت مى‌شود.

(به شرح زیر به وسیله آقاى ناظرزاده قرائت شد)

توسط جناب آقاى ذوالفقارى نایب رئیس محترم مجلس شوراى ملى.

بسم الله الرحمن الرحیم.

مجلس شوراى ملى شیدالله ارکانه.

به حکم محکم قرآن مجید که بهترین رهنماى خلق جهان است و نعمت اسلام که از راه مرحمت حضرت بارى تعالى بر جامعه بشریت جهان ارزانى گردیده و دستور متقن حضرت خیرالانام که امر و مقرر است بر ودایع و سپرده‌هاى مردم طریق امانت ملحوظ گردد و در جمیع حال و احوال همگى خداى را حاضر و ناظر دانسته و اجتناب از مناهى و خیانت نموده طریق رستگارى را بپیماییم بر حسب وظیفه دیانتى خود و سمت ریاست مجلس شورای ملى که بنا بر اصرار آقایان نمایندگان عهده‌دار مى‌باشم باید به اطلاع مجلس برسانم ملت ایران در اثر کوشش‌هاى فراوان و فداکارى‌هاى بسیار و دادن تلفات بی‌شمار بر طبق قانون اساسى مورخ 14 دیقعده 1324 داراى حقوقى است که حفظ و صیانت آن به عهده نمایندگان محترم مجلس و زعماى قوم و عامه ملت شناخته شده و آقایان نمایندگان محترم هم به نگهدارى آن با خداى خود طبق قسم نامه‌اى که در اصل یازدهم قانون اساسى مندرج است عهد و پیمان بسته‌اند چون در اصل 27 متمم قانون اساسى حق قانونگذارى به عهده مجلس شوراى ملى محول گردیده است و قوه قضاییه به محاکم شرعیه در شرعیات و به محاکم عدلیه در عرفیات و اجراى قوانین در عهد هیئت دولت و قوه اجراییه واگذار شده و در اصل 28 قواى ثلاثه مزبور را براى همیشه از یکدیگر ممتاز و منفصل نموده است و تخلف از مواد مزبور که روح قانون اساسى و حکومت مشروطه مى‌باشد تمکین در برابر حکومت خودسرى و تسلیم به مطلق العنانى است و مخالف صریح قانون اساسى مى‌باشد که نگهدارى آن را به نمایندگان محترم مجلس در برابر خداى بزرگ و ملت ایران قسم یاد نموده‌اند بنابر وظیفه محوله از طرف خلق فداکار ایران به نمایندگان مجلس و تفویض سمت ریاست مجلس به این جانب از طرف نمایندگان لزوماً بالصراحه اعلام می‌نمایم که لایحه اختیارات تقدیمى آقاى دکتر مصدق نخست‌وزیر به مجلس شوراى ملى مخالف و مباین مسلم اصول قانون اساسى و صلاح مملکت و دولت است و با این وصف مجلس شوراى ملى نمى‌تواند چند لایحه اى را که مخالفت صریح با قانون اساسى دارد و موجب تعطیل مشروطیت و ناقص مواد 11- 13- 24- 25- 27 از قانون اساسى و اصول هفت و بیست و هشت متمم آن مى‌باشد و در حقیقت با عدم رعایت تفکیک قواى مرقومه مملکت به حالت دیکتاتورى بر مى‌گردد و از طرفى حدود اختیارات نمایندگان مجلس شوراى ملى در حدود وکالتى است که به موجب قانون به آنها واگذار شده و حق واگذارى قانونگذارى را به غیر ندارند و روشن است چنین عملى فاقد ارزش قانونى است بناء علی‌هذا به دستور صریح قانون قدغن مى‌نمایم که از طرح آن در جلسات علنى مجلس خوددارى شود و نمى‌تواند چنین لایحه‌اى جزو دستور قرار گیرد و در گذشته نیز اشتباهى را که نمایندگان محترم نمودند دلیل و مجوز تکرار آن نیست از راه علاقه و صلاح‌اندیشى به آقاى نخست‌وزیر هم توصیه می‌کنم راهى را که براى ریشه‌کن نمودن آثار استعمار و موفقیت در امر حیاتى نفت در پیش داریم فقط با تمسک به حبل‌المتین خداوندى و حفظ سنن مشروطیت و قانون و رعایت حقوق عامه ملت ایران میسر است و اقدامات لازمه براى انجام و تصفیه موضوع نفت که مورد پشتیبانى و کمک کامل اینجانب و مجلس شوراى ملى و ملت شرافتمند ایران است به هیچ‌وجه ارتباطى با اختیارات غیرقانونى ندارد و بالعکس تخلف از قانون اساسى و تجاوز به حقوق مردم به مقاومت ملت ایران منتهى مى‌گردد و ما را از راه جهاد بزرگى که علیه دول استعمارى در پیش داریم باز مى‌دارد.

بزرگى دولت‌ها و قدرت آنها در احترام به قوانین است و همه باید در برابر عظمت آن زانو زده و فکر قانون‌شکنى را از خود به دور دارند و همواره در ادوار گذشته خود ایشان هم مؤید این نظر و معترف به این رویه بوده‌اند.

باید با مردم بود تا در آغوش قدرت و توانایى و پشتیبانى آنها به نتیجه اصلى مبارزه علیه استعمار و نجات مملکت توفیق حاصل آید و مجبورم که به استحضار جناب ایشان برسانم تا موقعى که اینجانب وظیفه‌دار ریاست مجلس شوراى ملى هستم اجازه طرح نظیر این لوایح را که مخالفت صریح با اصول قانون اساسى مملکت دارد در مجلس جایز نمی‌دانم.

رئیس مجلس - سید ابوالقاسم کاشانى‏

6- ختم جلسه به عنوان تنفس‏

نایب رئیس - با اجازه آقایان ده دقیقه تنفس می‌دهم (صحیح است)

(یک ساعت و پنج دقیقه قبل از ظهر مجلس به عنوان تنفس تعطیل و دیگر تشکیل نگردید)

نایب رئیس مجلس شوراى ملى - محمد ذوالفقارى‏

+++

یادداشت ها
Parameter:294798!model&5137 -LayoutId:5137 LayoutNameالگوی متنی کل و اخبار(مشروح مذاکرات)