کتابخانه، موزه و مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی


صفحه اصلی » مشروح مذاکرات » مشروح مذاکرات مجلس ملی » دوره پانزدهم مجلس ملی

0.0 (0)
مشروح مذاکرات مجلس ملى، دوره‏15
[1396/05/25]

جلسه: 60 صورت مشروح مذاکرات مجلس روز شنبه 4 اردیبهشت ماه 1327  

فهرست مطالب:

1-تصویب صورت مجلس

2-بیانات قبل از دستور دو نفر از نمایندگان

3- بقیه مذاکره در گزارش کمیسیون بودجه راجع به یک دوازدهم و تصویب آن

4- بقیه مذاکره در استیضاح

5-تعطیل جلسه به عنوان تنفس

مشروح مذاکرات مجلس ملى، دوره‏15

 

 

جلسه: 60

صورت مشروح مذاکرات مجلس روز شنبه 4 اردیبهشت ماه 1327

 

فهرست مطالب:

1-تصویب صورت مجلس

2-بیانات قبل از دستور دو نفر از نمایندگان

3- بقیه مذاکره در گزارش کمیسیون بودجه راجع به یک دوازدهم و تصویب آن

4- بقیه مذاکره در استیضاح

5-تعطیل جلسه به عنوان تنفس

 

مجلس ساعت نه بیست و پنج دقیقه صبح به ریاست آقای رضا حکمت تشکیل گردید.

[1- تصویب صورت مجلس]

 صورت جلسات قبل را آقاى صدر‌زاده (منشى) قرائت کردند دو ساعت و نیم به ظهر روز چهارشنبه اول اردیبهشت مجلس به ریاست آقاى رضا حکمت تشکیل و صورت جلسه قبل قرائت و پس از توضیح آقاى آشتیانى‌زاده در قسمت اول بیانات خود در جلسه گذشته تصویب گردید

اسامى غائبین جلسه گذشته که ضمن صورت مجلس خوانده شده

غائبین با اجازه آقایان: اورنگ- حسین وکیل- حسن مکرم.

غائبین بى‌اجازه آقایان: سلطانى- ابولقاسم بهبهانى- عبدالرحمن فرامرزى- محمد‌على مسعودى- محمد‌‌تقى بهار- منوچهر گلبادى- على‌اکبر سالار بهزادى- محمد عباسى- صفا امامى- بهاء‌الدین کهبد دیرآمدگان با اجازه آقایان:

دکتر اعتبار- دکتر راجى- منصف- دکتر طبا- على اقبال- امیر‌تیمور- دکتر مصباح‌زاده- امامى اهرى- اسدى- دکتر ملکى.

دیر آمدگان بى‌اجازه آقایان:

محمد‌حسن قشقایى- بیات- عامرى- عزیز اعظم زنگنه- تولیت- آقاخان بختیار- احمد اخوان- عباس نراقى- شریعت‌زاده- مسعود ثابت‌زاده- شهاب خسروانى- مشایخى- خوئیلر- صاحب‌دیوانى. آقاى اردلان اظهار نمودند استیضاح از دولت را باید خود دولت جواب دهد و ماده 48 نظامنامه قرائت شد.

آقاى سزاوار در مقدمه استیضاح بیان داشتند که از وضع و روش دولت فعلى و پاکدامنى و صلاحیت آقاى حکیمى زندگى غیر‌قابل تحمل مردم اصلاح نشده و معنى حکومت مرم بر مردم این نیست و سپس با قرائت قسمتى از مقدمه برنامه دولت گفتند نه تنها از سنگینى بار زحمتکشان و ضعفا کاسته نشده بلکه از تشکیل کابینه فعلى تاکنون صدى سى بر آن مزید گردیده است و معلوم نیست با وجود ذخیره و تشکیلات سیلو که با هزینه سنگینى به بودجه کشور تحمیل است چرا وضع نان به صورت نامطلوبى درآمده و همچنین موضوع کم و گران‌فروشى و اختلاف فاحش قیمت مایحتاج زندگى مورد توجه دولت نیست و بعد در اختلال امنیت فردى و عمومى فعلى با اشاره به بلوای نان و قتل نفس در قم توضیحاتى دادند و نیز در باب مطبوعات و آزادى و عفت قلم و تضییقاتى که به عنوان ماده 49 قانون مطبوعات از طرف دولت وارد شده و در مقابل مجلس روزنامه‌ها را جمع‌آورى کردند اعتراض و اضافه نمودند که دولت آقاى حکیمى به چنین اقداماتى نباید مبادرت کند سپس در باب صدور جوارچوب و معامله با ایتالیا که به ضرر جنگلبانى و دولت بوده همچنین تقلیل عواید دخانیات بر اثر تغییرات اخیر و معاملات ارضى که قبل از تصویب قانون دستور اجرا داده شده و مطالب غیر مفیدى که به وسیله رادیو نشر می‌شود مشروحاً ایراد سخن نمودند و معتقد

+++

بودند که در دولت فعلى در حفظ امنیت و تنزیل هزینه زندگى اقدام مفیدى نکرده است.

آقاى اردلان وزیر راه اظهار نمودند در مطالب گفته شده مواردى به نظر نمی‌رسد که دولت حقاً مورد استیضاح قرار گیرد و در قسمت وزارت راه گزارش مربوط به موضوع شرکت رى را که داورى نسبت به آن در سال 24 به عمل آمده بود قرائت نمودند. و در باب مطبوعات گفتند کارى بر‌خلاف قانون نشده و بیان عقیده نمودند که باید دولت چه عمل بدى انجام داده و الّا در این مدت قلیل چگونه ممکن است تمام خرابی‌ها را اصلاح کرد و اضافه نمودند که سرقت‌ها و جرایم و خلاف‌ها به موجب آمار کمتر از سابق است و در موضوع انتظار خدمت مأمورین گفتند ادارات و مأمورین دولت باید دور از سیاست و خصوصیت اجراى وظیفه کنند و مجلس باید از دولت پشتیبانى کند و فرصت دهد تا کارهاى خوبى بر وفق مصالح عمومى کشور و منظور مجلس شوراى ملى انجام بشود. آقاى کشاورز صدر به عنوان موافق بیان داشتند که از این دولت در اجراى مقاصد کلى و عمومى پشتیبانى نشده است و اصل 27 قانون اساسى مربوط به موارد استیضاح را قرائت نمودند و با تلخیص اصول استیضاح عبارت از نا‌‌‌امنى و سوء سیاست ادارى و تخطى به حدود و حقوق ادارى توضیحات و تذکراتى دادند و آمارى از ژاندارمرى و شهردارى راجع به تقلیل جرایم و جنایات قرائت نمودند و معتقد بودند که از آقاى حکیمى توهم آن نمی‌رود که به اصول آزادى و دمکراسى لطمه بزنند و اگر ضعف دولت اسباب آن باشد باید از دولت پشتیبانى کرد.

آقاى امینى اظهار داشتند اختلاف مسلک بین نمایندگان نیست و در اختلاف سلیقه سیاسى نیز اتحاد نظر در اجراى وظایف مصالح عمومى کشور را حفظ خواهد کرد سپس در باب هزینه زندگى و ترقى آن به وسیله وزارت دارایى در باب الغاء جیره‌بندى و ترقى قیمت قند توضیحاتى دادند و نسبت به وضع فعلى نان با ارائه چند نمونه و بیان توضیحى در مصرف نان تهران که 30 تن بیش از سابق به نانواها داده می‌شود و خسارت سنگینى به دولت می‌رسد عقیده داشتند کمیسیونى از مجلس شوراى ملى براى رسیدگى به این موضوع انتخاب شود و از وزرات دارایى تقاضا نمودند که اگر نمایندگان مجلس از تسلیم مازاد جنس خوددارى کرده باشند صورت آن را به مجلس بیاورند. همچنین باید از قاچاق غلات جلوگیرى و نیز برنامه هفت ساله که با مشارکت خود وزیر داراى تنظیم شده زودتر به مجلس تقدیم گردد و در باب پشتیبانى مجلس از دولت گفتند حسن تدبیر دولت بهترین وسیله حسن استفاده از مجلس است و نسبت به کسر عایدات دولت و موجودى خزانه و تقلیل عواید دخانیات و بیکارى فعلى در کشور بیاناتى نمودند درینموقع آقاى گنجه پیشنهاد کردند که پس از بیانات آقاى امینى تنفس داده شود و نیم ساعت بعداز ظهر مجلس به عنوان تنفس خاتمه یافت و به صبح روز پنجشنبه محول گردید. دو ساعت و نیم به ظهر روز پنجشنبه دوم اردى بهشت مجلس به ریاست آقاى رضا حکمت تشکیل گردید. اسامى غائبین روز پنجشنبه دوم اردى‌بهشت 27 غائبین با اجازه- آقایان:

اورنگ- حسین وکیل حسن مکرم.

غائبین بى اجازه- آقایان: سلطانى- بیات- ابوالقاسم بهبهانى- عبد‌الرحمن فرامرزى- محمد على مسعودى- محمد تقى بهار- منوچهر گلبادى- سالار بهزادى- محمد عباسى- بهاء‌الدین کهبد.

‌دیر آمدگان با اجازه- آقایان:

مهدى ارباب- قبادیان- دکتر راجى- منصف- دکتر طبا- امیر‌تیمور- دکتر مصباح‌زاده.

دیرآمدگان بى‌اجازه- آقایان: محمد‌حسین قشقایى- حسن اکبر- جواد عامرى- دکتر اعتبار- آقا خان بختیار- احمد اخوان مهندس خسرو هدایت- شهاب خسروانى- قهرمان- ساعد- خوئیلر- صاحب‌دیوانى. آقاى رضوى پیشنهاد نمودند قبل از طرح استیضاح دو دوازدهم مطرح شود و آقاى دکتر شفق تذکر دادند در این باب از مذاکرات مفصل امساک شود و گزارش کمیسیون بودجه قرائت شد. آقاى دکتر فلسفى در باب تأخیر تقدیم بودجه به مجلس و قلت اعتبار اصلاحات کشاورزى و بهدارى ارتش و وظایفى که آقایان نمایندگان در مطالعه و حل و عقد بودجه مملکتى دارند تذکراتى دادند و آقاى مخبر کمیسیون بودجه اظهار داشتند تقدیم یک دوازدهم براى تحصیل فرصت در رسیدگى بودجه و تقدیم گزارش به مجلس است.

آقاى مکى به عنوان موافق در باب تماس مأمورین دولت با مردم و اخذ مالیات از اصناف کوچک و مقایسه آبادى عصر صفویه و تحریم اخذ مالیات از طبقه بى‌بضاعت و کارگران ضعیف با وضع فعلى و اخذ مالیات‌های سنگین در امور سدسازى و آبیارى و اصلاحات کشاورزى بیاناتى نمودند و معتقد بودند باید مردم را از بینوایى و بیچارگى مستخلص ساخت و در قسمت کارمندان کشور گفتند باید صندوق بازنشستگى به صورت بانک تعاونى درآید و به کارمندان کشور کمک کند. آقاى حاذقى پیشنهاد کفایت مذاکرات نموده گفتند در کلیه مسائل مورد توجه بر روى گزارش بودجه کل در مجلس بحث خواهد شد. آقاى ملک‌مدنى مخالف بوده اظهار داشتند عده کثیرى بیکار از شهرستان تهران آمده تقاضاى کار و تسهیل وسایل معاش دارند دولت باید از محل عوایدى که براى امور عام‌المنفعه منظور شده است فوراً براى مردم بیکار مملکت به وسیله راه سازى و خطوط راه‌آهن و سایر امور مفید تهیه کار کند و رأى به کفایت مذاکرات اخذ و تصویب شد. آقاى نراقى پیشنهاد نمودند که دولت به بانک شاهنشاهى اخطار کند و بقیه قرضه بانک مذکور از محل عایدات ارزى پرداخت شود و به سوابق مذاکرات مجلس و وعده انجام آن از طرف دولت اشاره نمودند و آقاى وزیر دارایى گفتند که در بودجه 27 مملکتى منظور شده و پس از تصویب بودجه پرداخت خواهد شد و به پیشنهاد آقاى نراقى اخذ رأى و تصویب و گزارش به کمیسیون ارجاع گردید. آقاى فولادوند پیشنهاد نمودند شوفرهاى اتومبیل‌های شخصى که حقوق قلیلى دارند از پرداخت مالیات معاف شوند. آقاى امینى در تعقیب مذاکرات جلسه قبل راجع به بیکارى بیاناتى نموده معتقد بودند که هر‌گاه نقشه هفت ساله به مجلس آمده و تصویب شده بود اسباب ایجاد کار فراهم می‌شد و ضمن قرائت عرضحال کارمندان دولت گفتند تشنجى ایجاد شده است که با ایجاد حسن تفاهم بین کارمندان و افراد روشنفکر مصالح کشور بهتر محفوظ می‌گردد سپس راجع بارزهایى که به اشخاص داده شده و موضوع سهمیه واردات چاى با موجودى کثیر چاى داخلى و ترقى قیمت پنبه و جوازهاى قطع جنگل که بیش از سابق صادر شده به تفصیل بیان اعتراض و نسبت به پرونده آقاى قوام اظهار عقیده نمودند که وظایف قضات صحیح‌العمل و وظیفه سیاسى وزیر وقت با تطبیق به اوضاع داخلى و سیاست وقت بین‌المللى نسبت خیانت به کسی نمی‌داد و سپس در موضوع تحدید مطبوعات و عدم توجه دولت به مجلس و 68 سؤال بلاجواب نمایندگان و ارقام بی‌موضوع درآمد بودجه تذکراتى دادند و چنین بیان نتیجه نمودند که انتقاد را به نیروی عمل باید پاسخ داد و دولت ضعیف قادر به حل و عقد معضلات نیست مجلس باید با اتفاق کلمه تصمیم بگیرد و دولت فعالى با نقشه‌های اصلاحى مشکلات را از میان بردارد.

آقاى وزیر کشاورزى صورت جوازهاى قطع جنگل را قرائت و بیان نمودند که از جوازهاى صادره سابق کمتر و گیرندگان آنها بیشتر است و آقاى وزیر اقتصاد راجع به تصویب‌نامه صدور لوبیا و شوراى اقتصادى و کالاهاى ممنوع‌الورود و پروانه‌های ارز و ایجاد کار به وسیله تأسیس شرکت‌ها و سهمیه واردات و ترقى قیمت پنبه توضیحات مبسوطى دادند و آقاى وزیر دارایى گفتند اجراى اصلاحات و تهیه وسایل کار و تنظیم دخل و خرج مملکت و پیشرفت امور منوط به تصویب لویح دولت است و براى جواب سؤال‌های نمایندگان همیشه آماده هستند و در موضوع معامله با ایتالیا تصریح نمودند که براى دولت منافع کثیرى داشته است و تقلیل عواید دخانیات توهم و سوء‌تفاهم بوده و در صدور برنج نیز با مشورت استانداران مربوطه چون محل نبوده اقدام نشده است در باب کاپوتاژ و احتیاجات اهالى و بنادر و جزایر نیز گفتند که با مراقبت مأمورین دولت و معتمدین محلى قرار لازم داده شده و در باب جیره بندى توضیحاتى دادند و نسبت به مستخدمین دولت اظهار عقیده نمودند که اعضاء متمکن باید از خدمت دولت صرف‌نظر کنند و مشمولین ماده 7 تصویب‌نامه هم با پرداخت شش ماه حقوق مرخص شده‌اند و اخذ صدى بیست از معاملات نیز لایحه آن تقدیم گردیده و راجع به تصویب‌نامه ها هم آنچه لازم بوده لوایحى تقدیم مجلس شده همکارى کمیسیون‌های مربوطه و پشتیبانى مجلس دولت را در اجراى نقشه‌های اصلاحى کمک خواهد کرد. آقاى رفیع پیشنهاد نمودند که جلسه عصر تشکیل شود و آقاى رضوى مخالف بودند و ضمن توضیحات گفتند که از طرف مجلس مساعدت لازم نسبت به دولت

+++

شده است پنجاه دقیقه بعد از ظهر مجلس خاتمه یافت و به صبح شنبه محول گردید.

رئیس- نسبت به صورت مجلس نظرى نیست؟

گنجه- بنده در صورت مجلس عرضى داشتم‌

رئیس- بفرمایید.

گنجه- در جلسه اسبق آقاى وزیر دارایى راجع به تعهدات مازاد جنس بیاناتى فرمودند بنده خواستم تذکرى بدهم، بنده از نقاط دیگر کشور اطلاعى ندارم ولى در هذه‌السنه یعنى در سال 1326 مالکین و کشاورزان آذربایجان منت‌های مساعدت را در دادن تعهدات جنسى به عمل آورده‌اند (صحیح است) به طوری که تا به حال سابقه نداشته است (صحیح است) که این مقدار کثیر جنس جمع‌آورى و یک مقدار هنگفتى که در حدود سى و چند هزار تن است به تهران حمل شده باشد فقط موضوعى است که باید آقاى وزیر کشاورزى توجه بفرمایید موضوع دفع آفات است.

رئیس- در نظر داشته باشید که در صورت جلسه اعتراضتان را بفرمایید.

گنجه- بله، آذربایجان در سال گذشته دچار آفات زیادى شد متأسفانه سمومى که براى دفع آفات لازم است در دستگاه وزارت کشاورزى مهیا نبود و به این جهت خسارات فوق‌العاده‌اى وارد شد تقاضاى ما این است که نسبت به این موضوع که اهمیت کامل دارد توجه بفرمایند.

رئیس- آقاى آصف‏

آصف- عرض کنم بنده خود اطلاع دارم که اعتراض نسبت به صورت مجلس البته باید مختصر باشد

رئیس- والبته وارد باشد.

آصف- بله بنده استجازه کردم در جلسه قبل آقا فرمودید جلسه بعد حالا با آن ا‌تخاذ سندى که بنده کردم این جا حق دارم چند جمله عرض کنم، فراکسیون ملى تصمیم گرفته بود که در استیضاح بر له و علیه هیچ صحبتى نکند فقط فرمایشات آقایان همکاران محترم را استماع کند...

رئیس- نسبت به صورت مجلس اعتراضتان را بفرمایید.

آصف- بله- عرض کنم بنده به اندازه آقایان ناطقین که وقتى توضیح می‌دهند حق دارم که بعد از شش ماه، 8 ماه، نه ماه در این جا صحبت بکنم موضوع مهم است.

رئیس- در موقع خودش ممکن است بفرمایید

آصف- موضوع مهم است و بنده هم از حق خودم صرف‌نظر نمی‌کنم اگر می‌خواهید فراکسیون ملى رأى بدهد به دولت که بنده باید مطالبم را عرض کنم و الّا اگر می‌خواهید ساکت باشم مختارید.

مهندس رضوى- به عنوان قبل از دستور بفرمایید.

رئیس- پس باید اعتراضات در صورت‌ مجلس گفته شود و صورت مجلس تصویب شود و بعد قبل از دستور بیاناتتان را بفرمایید.

آصف- بسیار خوب، قبل از دستور عرایضم را عرض خواهم کرد.

رئیس- آقاى دکتر شفق نسبت به صورت مجلس اعتراضى دارید؟

دکترشفق- بنده در جلسه گذشته اظهارى کردم راجع به گزارش کمیسیون بودجه مر‌بوط به یک دوازدهم به نظر بنده در صورت جلسه درست قید نشده و در یک روزنامه هم خیلى مبهم نوشته شد‌ه بود بنده مقصودم این بود که آقایان از مذاکرات مفصل راجع به تبصره و اینها خوددارى بفرمایند تا این که این گزارش زودتر بگذرد و مذاکرات مفصل را در موقع طرح بودجه مطرح بفرمایند و این تصریح نشده است.

[2- بیانات قبل از دستور دو نفر از نمایندگان]

رئیس- دیگر نسبت به صورت مجلس نظرى نیست؟ (گفته شد- خیر) صورت مجلس جلسه پیش تصویب شد

خوب اگر آقایان موافقت دارند آقاى آصف قبل از دستور صحبت کنند (بفرمایند)

آقاى آصف‏

آصف- عرض کنم همان طور که تذکر دادم فراکسیون ملى تصمیمش این بود که بر له و علیه استیضاح صحبتى نکند فرمایش همکاران محترم استیضاح‌کنندگان را استماع کند و جواب مدافعین را هم اصغاء کند یا از وزرا‌ یا از وکلا‌ در آخر کار ‌هم وجداناً قضاوت کند، نظر به این که در مجلس ملى مذاکراتى که می‌شود

علاوه بر این که در جراید و رادیو پخش خواهد شد تاریخ هم ثبت می‌کند پس آقایان وزرا‌ فرمایشاتى که می‌کنند ما مکلفیم که بلاجواب نگذاریم در جلسه اسبق آقاى نجم چون خودشان فرمودند من وزیر مجلس نیستم بنده هم وزارتشان را اصلاً عرض نمی‌کنم (صحیح است) زیرا مطابق قانون اساسى وزیر مسئول مجلس شوراى ملى است (صحیح است) بنده جوابى را عرض می‌کنم نه به آن لحن زننده ایشان با طرزى که رویه دیرینه خودم است عرض خواهم کرد و یک جمله‌ای را لازم می‌دانم بیان کنم، این گنبد و بارگاه متعلق به شخص نیست، متعلق به همین عده‌ای که از وکیل و وزیر این جا نشسته‌اند تنها نیست این جا مظهر اراده ملت 15 میلیونى ایران است (صحیح است) ما خودمان هم جزء آ‌نها هستیم یعنى مظهر عظمت ایران است (صحیح است) بنده در خاطر دارم یک وقتى اعلیحضرت فقید نخست وزیر بودند و یک سوء‌تفاهمى در این مجلس پیش آمد تشریف آوردند در پشت این تریبون و فرمدند که من به مجلس شوراى ملى تعظیم می‌کنم، سر فرود می‌آورم شاید دو سه نفر از رفقاى آن روزى هم حالا تشریف داشته باشند نتیجه چه شد در این فرمایش مفاد این جمله که می‌گوید ادب تاجى است از فضل الهى مصداقش در وجود ایشان پیدا شد چیزى نگذشت مجلس مؤسسان تشکیل شد نمایندگان ملت ایران که خود بنده هم افتخار عضویتش را داشتم رأى دادند و تاج پر افتخار سلطنت ایران بر سر ایشان گذاشته شد، آن شخص بزرگوار آن طور معذرت خواست، حالا هم دو نفر از سپهبدها که شاگردان آن مدرسه هستند و مرباى آن مرحوم جلیل‌القدر هستند تشریف دارند وقتى که به مجلس شوراى ملى تشریف می‌آورند با کمال ادب و انسانیت که از شخصیت‌های درجه اول این کشور هستند و لیاقت و فعالیتشان مورد تصدیق همه ماها است ما هم با کمال ادب با آغوش باز ایشان را می‌پذیریم سایر آقایان هم وزرا‌ اکثرشان این طور هستند ولى آقاى نجم وظیفه‌شان نبود این طور در مجلس پرخاش کنند

 (صحیح است)

این راجع به این موضوع، موضوع دیگرى فرمودند که در کیسه را بسته‌ام من نمی‌دانم کى آمده دست تکدى دراز کرده که ایشان در آن کیسه را باز کنند (صحیح است) بنده خودم خبر دارم که در قسمت غرب نمایندگان غرب این جا هستند خود بنده هم سه نفر همکار داشت من شما بفرمایید کى ما آمدیم خدمتتان، در کمیسیون بودجه که بنده عضویت آنجا را دارم آقاى وزیر دارایى هم شرکت می‌کردند در آنجا هم بفرمایید ما چه کردیم؟ آقا یک اشخاصى در کشور هستند یا در خدمات ملى یا در مشاغل دولتى شرافتمندانه زندگى کرده‌اند (صحیح است) اگر نمایندگى را قبول می‌کنند براى مزید اعتبارات در جامعه است نه براى این است که بعضى از حرف‌های وزرا‌ را بپذیرند ایشان هم اگر مطلبى داشتند به طور صریح و با صراحت لهجه می‌گفتند که فلان آقا فلان تقاضا را کرده است و به این قسم نمی‌بایستی بفرمایند (صحیح است) یکى هم فرمودند ملاکین آقا یک مثلى هست می‌گوید: هر آن کس که دستش بکارى سوخت که داند خرید و که داند فروخت حالا براى اطلاع و استحضار همه آقایان همکاران محترم و هیئت محترم دولت و خود آقاى نجم یک توضیحى دراین قسمت می‌دهم مالک کسى است که زمین را فراهم کند، کشاورز را بیاورد و قناتش را آباد بکند مالک کسى است که سالى دو مرتبه به کشاورز کمک بذرى بکند مالک کسى است که نهرها را ایجاد بکند و قنات دربیاورد و کمک بکند به کشاورزان این که فرمودید یک نفر مالک چى می‌خورد مالک شاید شخصاً از جنابعالى هم کمتر بخورد ولى بین مالکینى که بنده می‌شناسم خرج ثابتشان در روز از 10 الى 100 من نان است یعنى به فقرا کمک می‌کنند، به طلاب مدارس و مساجد و بینواها در موقع پاییز هم به اسم خانوارى یک مقدار زیادى می‌دهد (صحیح است) کسى که مالک است باید این طور رفتار کند مابقى را هم بگذارد و روى چشمش به دولت بدهد

 (مهندس رضوى- این مالکین کی‌ها هستند بفرمایید ما از آنها تقدیر بکنیم) بنده از آنجاهایى که خبر دارم این است آن آذربایجان، آن کرمانشاه و این هم صاحبان ملک اگر انکار می‌کنند و می‌گویند کسى نداده ما بفهمیم امسال هم با این که وضع محصول زیاد نبوده کردستان دو هزار تن به اطلاع خود بنده بیشتر از سنوات قبل داده (دهقان- مقصود آقاى وزیر دارایى ملاکین خوب نیست) اجازه بفرمایید یک وزیرى که صحبت می‌کند بایستى با صراحت لهجه صحبت بفرماید آدم بد و خوب را بشناسد. این از ایشان بوده جناب آقاى نخست وزیر این عرایض مختصر بنده بود همه ماها شما نخست وزیر باشید و نباشید بهتان احترام می‌گذاریم (صحیح است) یعنى به تمام رجال برجسته خودمان و شما هم از رجال پاکدامن و میهن‌پرست این کشور هستید (صحیح است) و ممکن است در خاتمه استیضاح هم فرکسیون ملى رأى بدهد ولى به شرط‌ها و شروط‌ها که هم در هیئت دولت خودتان مطالعه بیشترى بفرمایید و هم در سیاست خارجى و اقتصادى جدیت کامل بفرمایید یک قدم‌هایى بر صلاح

+++

این جامعه و به نفع کشور بردارید آن وقت ممکن است که همین آقایانى هم که معترض بودند موافقت بکنند تا با یک اکثریت قریب به اتفاقی دولت جنابعالى به این جامعه انشاء‌الله خدمت بکند اگر این طور نباشد محتاج به استیضاح نیست با رد شدن یک لایحه آن وقت جنابعالى مستعفى می‌شوید و گله‌اش پاى خودتان ات این بود عرایض بنده (احسنت، احسنت)

رئیس- راجع به سیل زاهدان هم آقاى مهدى ارباب می‌خواهند توضیح بدهند

نمایندگان- دستور، دستور

رئیس- اجازه بدهید این موضوع راجع به سیل زاهدان هم به عرض مجلس برسد بفرمایید آقاى ارباب.

مهدى ارباب- بنده لازم بود زودتر حادثه سیل زاهدان را به عرض مجلس برسانم خوشبختانه از حضور دولت که امیدوارم به نحو رضایت بخشى بروند و انجام وظیفه کنند و ادامه بدهند جریان را به عرضشان می‌رسانم در اول سال جارى و عید نوروز مردم زاهدان از تفقدات شاهنشاه محبوب در یک نشاط زاید‌الوصفى قرارگرفتند متأسفانه طبیعت نتوانست این بساط را ببیند در مردم یا خواست بار دیگر عواطف شاهانه را به طرف آنها جلب نماید متأسفانه در جمعه 20 فروردین سیل مهیبى به شهر زاهدان حمله کرد و در حدود هشتاد خانه خراب شد و خانه‌هایى هم که خراب نشده دیگر قابل سکونت نیست و مردم آنجا منتظر مساعدت هیئت دولت و هموطنان عزیز خود هستند (صحیح است هیئت مرکزى شیر و خورشید سرخ بنا به عادت و رویه‌ای که دارد توجهى مبذول فرموده‌اند اما جبران خسارات و کمک شایانى نمی‌کنند گذشته از این یک هزینه‌هایى هست که اصولاً دولت به آن توجه نمی‌کند که شهرهایی که در معرض سیل هستند لازم است که دولت توجه کند و سدهایى ساخته شود و در شهر زاهدان این توجه نشده است و سد مختصرى که داشته است از بین رفته است و خطر ممکن است دو مرتبه تجدید شود مدتى است راجع به اراضى زاهدان بنده از دولت تقاضایى کردم این که بعضى مطالب اینجا پشت تریبون گفته می‌شود و اوقات آقایان وزرا‌ را می‌گیرند براى این است که چرخ‌های ادارات گردش حقیقى خودش را ندارد (صحیح است) اراضى زاهدان هیچ مجوزى نداشته است که خالصه شناخته بشود، سال‌های متمادى است که بدون مجوز قانونى خالصه شناخته شده و قسمتى را مرحوم داور بنا به اختیارى که داشت به مردم فروختند و بقیه را مردم حاضر شدند که بخرند و پول آن را به مصرف لوله‌کشى شهر برسانند بنده در دولت آقاى قوام‌السلطنه تقاضا کردم و تصویب‌نامه‌ای گذشت این تصویب‌نامه نواقصى داشت اولاً که مورد تصویب واقع نشده بود و اصلاحاتى لازم داشت، مکرر در وزارت دارایى مذاکره کردیم ولى تصمیمى نگرفتند تلگرافات زیادى هم راجع به سیل رسیده که بنده وقت آقایان را نمی‌گیرم و نمی‌خوانم همه را می‌دهم خدمت آقایان وزرا‌ و استدعا دارم که نسبت به زیان حاصله هم توجهى بکنند و دولت بذل مساعى مؤثرى بفرماید (صحیح است)

[3- بقیه مذاکره در گزارش کمیسیون بودجه راجع به یک دوازدهم و تصویب آن]

‌رئیس- وارد دستور می‌شویم دستور استیضاح است ولى یک پیشنهادى رسیده راجع به یک دوازدهم (مکى- پیشنهاد بنده را قرائت کنید) اگر مخالفى نیست پیشنهاد مطرح بشود پیشنهاد قرائت می‌شود.

 (به شرح ذیل قرائت شد)

پیشنهاد می‌کنم چون پرداخت حقوق مستخدمین دولت ضرورت دارد یک دوازدهم فروردین مطرح بشود. حاذقى- اگر مخالفى نیست بنده دیگر توضیحى ندهم.

رئیس- توضیحى ندارد گزارش کمیسیون بودجه قرائت می‌شود بعد پیشنهادات، گزارش قرائت می‌شود. کمیسیون بودجه در دوم اردیبهشت 1327 پیشنهاد راجع به پرداخت بقیه قرضه دولت و پیشنهادهاى دیگر که ضمن طرح ماده واحده مربوط به یک دوازدهم فروردین تقدیم مجلس شوراى ملى شده بود مورد شور و مطالعه قرار‌داد نسبت به پیشنهاد قرضه تبصره ذیل را با توجه به این که ضمن ماده 56 پیشنهادى دولت نیز منظور شده است تصویب و در باب بقیه پیشنهادات نظر کمیسیون این است که چون همه آنها مربوط به مسائل اساسى و بودجه کل کشور است و ارتباط مستقیم با اعتبار یک دوازدهم ندارد مناسب‌تر است در موقع مباحثه بودجه کل کشور مطرح گردد و ماده واحده اعتبار یک دوازدهم با تبصره زیر بر حسب ضرورت بدون تأخیر تصویب شود. تبصره 1- دولت موظف است در ظرف دو ماه از تاریخ تصویب‏

این قانون اخطار در ماده چهار قرارداد قرضه 1911 مسیحى را به بانک شاهنشاهى ایران تسلیم نموده و بقیه قزضه مذبور را از درآمدهاى عمومى کشور تأدیه نماید.

رئیس- آقاى ملک‌مدنى.

ملک‌مدنى- بنده پیشنهادى در جلسه قبل داده بودم که متأسفانه کمیسیون بودجه توجه نکرده است بنده تعجب می‌کنم که در این کمیسیون بودجه آقایانى که آنجا نشسته‌اند همه واقفند که مردم این کشور همه بیکارند، الان بهار است همه بیکار و مردم همه بیچاره هستند دهاتی‌ها همه بیکار هستند باید برایشان فکر کارى کرد بنده هم در جلسه پیش نظریاتم را عرض کردم بنده نمی‌دانم که چرا پیشنهاد ساده‌ای که بنده کردم مورد توجه قرار ندادند تمام این دستگاه همان طورى که در جلسه پیش عرض کردم براى آسایش مردم است، براى آسایش آن طبقه فقیر و بیچاره ایست که نان ندارد در شهر تهران و اغلب در ولایات بیکار نشسته‌اند می‌گویند آقا به ما کار بدهید تا ما برویم سر کار روزى دو سه تومان بگیریم و زندگى کنیم یکى از اعضاء کمیسیون بودجه یا آقاى مخبر توضیح بدهند که این پیشنهاد نقصش چه بوده و این که گفتم تناسب ندارد چطور تناسب ندارد بنده گفتم از اعتباراتى که دولت پیش‌بینى کرده فوراً باید شروع به تهیه کار براى اشخاص بیکار کنند این پیشنهادى که بنده کردم معتقد هستم که لازم بوده البته این را هم عرض می‌کنم که ما باید کارى بکنیم که جریان استیضاح تمام بشود و خاتمه پیدا بکند شاید دولت مشغول کارى بشود و یک اصلاحاتى بکند ولى این پیشنهاد خیلى لازم بود و این را به نظر من اگر موافقت می‌کردند یا الان اگر آقاى دکتر مصباح‌زاده مخبر کمیسیون باز تعصب به خر‌ج ندهند به این عنوان که مخبر کمیسیون هستند و جواب به بنده ندهند زیرا بنده این عرایضى را که می‌کنم مبتلا به مردم است جنابعالى هم خودتان یکى از وکلایى هستید که از شهرستان‌ها هستید و می‌دانید که مردم چقدر گرفتار هستند و بیچاره هستند همان حوزه جنابعالى آقاى دکتر مصباح‌زاده که مخبر کمیسیون بودجه هستید از همه جا بیشتر احتیاج به اصلاحات دارد، اصلاحات را دولت شروع کند پولى که در اختیارش هست شروع بکند به دو رشته یا سه رشته راه‌سازى و راه‌آهن و شروع بکند به کار (صحیح است)

رئیس- نظر کمیسیون بودجه این بود که در موقع طرح بودجه کل کشور این پیشنهادات مطرح شود ولى این مانع از این نیست آقایانى که پیشنهاد داد‌ه‌اند به قوت خودش باقى است و باید مطرح شود یا مورد توجه واقع می‌شود یا رد می‌شود. آقاى دکتر مصباح‌زاده.

مخبر (آقاى دکتر مصباح‌زاده)- همین طوری که آقاى رئیس فرمودند نظر کمیسیون بودجه این نبود که پیشنهادى که آقاى ملک‌مدنى یا سایر آقایان دادند پیشنهادات مفیدى نیست هر یک از این پیشنهادات به جاى خودش به جا است و باید کمیسیون بودجه مورد توجه قرار بدهد و در خود کمیسیون بودجه هم همه تشخیص دادند که همه این پیشنهادات به جاى خودش مفید و به جا است و باید واقعاً مورد توجه مجلس قرار بگیرد در خود کمیسیون بودجه هم یک یک آقایان تصدیق کردند که تمام پیشنهادات همه لازم است و باید مورد توجه قرار بگیرد چیزى که هست در یک لایحه یک دوازدهم که دولت می‌آورد براى حقوق مستخدمین را بدهد در این لایحه نمی‌شود تمام نظریاتى که ما داریم، تمام اصلاحاتى که ما در نظر داریم با تبصره در این لایحه جا بدهیم هر یک از این موضوعات یک بحث جداگانه لازم دارد و باید مطالعه بشود و باید دقت بشود پس از رسیدگى کامل مجلس به آن رأى بدهد و راجع به کارگر و کار اگر بیاناتى فرمودید کمیسیون بودجه هم نظر شما را تأیید می‌کند همه آقایان معتقد هستند که دولت راجع بیکارى یک تصمیمى بگیرد و کار ایجاد کند تا مردم سرگردان نباشند و بنده می‌خواستم الان که در همین یک دوازدهم هم که ما پیشنهاد کردیم این موضوع پیش‌بینى شود زیرا ما در آنجا اعتبارات تولیدى و عمرانى را هم اجازه دادیم مصرف کنند و از این راه دولت می‌تواند یک قسمتى از این امور را اجرا بکند و تأمین نظر آقا را بنماید باز از آقایان خواهش می‌کنم که راجع به یک دوازدهم زیاد سختگیرى نکنند این را تصویب بکنند بعد که بودجه به مجلس آ‌مد آقایان هر نظرى دارند بفرمایند و در کمیسیون بودجه هم تشریف بیاورند ما حاضریم تمام بیانات آقایان را گوش بدهیم و توجه کنیم و روى آن تصمیم بگیریم (صحیح است)

+++

رئیس- پیشنهاداتى که آقایان داده‌اند قرائت می‌شود.

آقاى رضوى‏

رضوى شیرازى- در ماده 63 در واقع تصریح دارد وقتى که در شور دوم که در لوایح مالى شور اول هم مثل شور دوم است لوایح از طرف مجلس وقتى به کمیسیون برگردد با پیشنهادات به کمیسیون می‌رود و مطالعه می‌شود و در واقع برگشتنش از کمیسیون به منزله یک لایحه جدید از کمیسیون رسیده است و از روى این قاعده باید پیشنهاداتى که در جلسه قبل شده اینها باید در کمیسیون رسیدگى شده باشد و شاید کمیسیون رسیدگى کرده است و توضیح هم داده است که آنچه مربوط به یک دوازدهم بود ما قبول کردیم و آنچه مربوط به یک دوازدهم نبود و مربوط به کلیات اصلاحات کشورى است اینها در موقع طرح بودجه باید مطرح شود و روى این لایحه دیگر راجع به آن پیشنهاداتى که در جلسه قبل شده بود نبایستى صحبت بشود بر‌خلاف نظامنامه می‌باشد ولى اگر پیشنهاد جدیدى باشد امرى است علیحده.

رئیس- این طور نیست هر پیشنهادی که مورد توجه قرار گیرد به کمیسیون می‌رود

ماده 63 هم قرائت می‌شود که آقایان ملاحظه فرمایند (به شرح ذیل قرائت شد) ماده 63- اصلا حاتى که در ضمن شور ثانوى پیشنهاد می‌شود در صورتى که از طرف کمیسیون ارجاع آن خواسته نشود صاحب اصلاح به طور اختصار آن را توضیح واستدلال می‌کند و فقط اعضاء کمیسیون حق جواب دارند که پس از آن مجلس در باب قبول توجه و یا عدم قبول توجه رأى می‌دهد در صورت عدم....

رئیس- باقى پیشنهادات باید به جاى خودش بماند.

رضوى شیرازى- خود جنابعالى هم این را رعایت فرموده‌اید و در باب این قبیل اصلاحات نمی‌شود همان روزى که پیشنهاد شده است رأى داد

رئیس- مگر این که خود پیشنهاد‌کنندگان همین طور قبول کنند

رضوى شیرازى- خود جنابعالى هم این را رعایت فرموده‌اید و در باب این قبیل اصلاحات نمی‌شود همان روزى که پیشنهاد شده است رأى داد

رئیس- مگر این که خود پیشنهادکنندگان همین طور قبول کنند

رضوى شیرازى- در تصویب 3 دوازدهم همین طور بوده ببینید

دکتر بقائى- اجازه بفرمایید عرض کنم در چند ماه قبل که یکى از لوایح فرهنگ مطرح بود پیشنهادات زیادى رسیده بود و براى یکى از این پیشنهادات ارجاع شد به کمیسیون بعد پیشنهادات را کمیسیون مطالعه کرد بعضی‌ها را رد کرد و بعضی‌ها قبول و یک خبر جدیدى تهیه کرد در هر صورت این سابقه وجود داشته و از این گذشته ما خواهش می‌کنیم از آقایانی که پیشنهاد داده‌اند که در این موقع پافشارى نکنند تا یک دوازدهم بگذرد و امیداوارم که تا آخر اردیبهشت بودجه کل کشور را بیاورند آن وقت هر اصلاحى که می‌خواهند بفرمایند

رئیس- امروز هم اصلاحات جدیدى رسیده این هم در صورتى موافقت می‌شود که خود پیشنهادکنندگان موافقت کنند

مخبر- اجازه می‌فرمایید بنده در جلسه قبل استدعا کردم که کلیه پیشنهادات به کمیسیون فرستاده شود و جناب آقاى رئیس هم قبول فرمودند و فرمودند که کلیه پیشنهادات به کمیسیون ارجاع می‌شود و با اظهاراتى که آقاى دکتر بقایى فرمودند دیگر تصور نمی‌کنم آن پیشنهاداتى که به کمیسیون فرستاده شده بود مورد داشته باشد که در مجلس مطرح شود.

رئیس- ماده 63 این طور است. شما می‌گویید اگر یک اصلاحى. یک پیشنهادى فرستاده شد به کمیسیون فرضاً صد تا پیشنهاد برسد و مخبر بگوید بفرستید به کمیسیون و بعد تمام پیشنهادات از بین برود این منطقى ندارد (صحیح است) مگر این که آن پیشنهادى که مورد توجه واقع شد اصلاح شود. پیشنهاداتى که امروز رسیده قرائت می‌شود.

آقاى وزیر راه بفرمایید

وزیر راه (آقاى اردلان)- بنده نسبت به اجرای نظریه آقاى ملک‌مدنى نماینده محترم یک عرضى داشتم که اگر توجه بفرمایند نظر آقاى ملک‌مدنى هم تأمین می‌شود یک لایحه به عنوان ماده واحده تقدیم شد به مجلس شوراى ملى براى این که از اعتبارات وزارت راه پنجاه میلیون ریال در ظرف سه ماه به اختیار وزارت راه بگذارند تا کارهایى را که شروع شده ادامه پیدا بکند و بعد در ضمن سال از بودجه‌ای که تصویب می‌شود کسر شده و آن پول استهلاک شود این نظریه شما را تأمین می‌کند، در کمیسیون بودجه هم عیناً این ماده به تصویب رسیده است بنده تقاضایم این است که این قسمت در ذیل ماده واحده به عنوان تبصره گذاشته شود و امیدوارم آقایان نمایندگان توجه کنند که تصویب شود و یک قسمت کار براى مردم تهیه شود خیال می‌کنم نمایندگان محترم توجه بفرمایند که این اعتبار به وزارت راه داده شود.

رئیس- پیشنهاد دیگرى قرائت می‌شود.

 (به شرح ذیل قرائت شد)

پیشنهاد می‌کنم تبصره ذیل مشتمل بر دو جزء به ماده واحده یک دوازدهم فروردین ماه اضافه شود:

تبصره 1- وزارت دارایى مکلف است کسر حقوق رتبه‌ای که معلمین به موجب حکم وزارت فرهنگ دارا هستند از محل درآمد عمومى کشور و صرفه جوئى هاى بودجه یا با تخصیص نصف اعتبار موسوم به اعتبار اداره منع کشت و مصرف تریاک به وزارت فرهنگ ترمیم نماید. این حکم فقط شامل معلمینى هست که در سال تحصیلى 26- 27 در مدارس مشغول خدمت می‌باشند.

تبصره 2- وزارت دارایى مکلف است اجراء حکم داورى بین دولت و وارث مرحوم شیخ خزئل را موقوف و پس از تجدیدنظر در هیئتى مرکب از رؤسا‌ شعب دیوان کشور و رئیس دیوان دادرسى دارایى چنانچه املاک و مستغلاتى به ملکیت ورثه مسلم شود مستغلات را عیناً و در مقابل اراضى به قیمت قبل از تأسیس راه‌آهن در خوزستان وجه نقد یا خالصه‌جات در سایر شهرستان‌ها تسلیم نماید. دکتر متین دفترى

رئیس- آقاى دکتر متین دفترى اگر توضیحى دارید؟ بفرمایید.

مکى- طرح قانونى راجع به این کار را ما تقدیم کرده‌ایم به امضای چهل نفر از وکلا‌‌ براى کلیه حکمیت‌ها.

دکتر متین دفترى- بنده به طور اختصار قبل از این که پیشنهاد خودم را توضیح بدهم یک جمله عرض می‌کنم که زیاد متأثرم که باز یک دوازدهم در مجلس مطرح می‌شود و انتظار داشتم با آن موافقتى که در ابتداى تشکیل حکومت فعلى راجع به سه دوازدهم کردیم و آقاى وزیر دارایى وقت کافى داشتند که بودجه را در موقع خودش مطابق قانون محاسبات عمومى در قبل از انقضاى سال از تصویب مجلس بگذرانند حالا این بودجه‌ای که ایشان تقدیم مجلس کردند برخلاف انتظارات و آرزوهاى ما بود که بیشتر آن تذکراتى که ما نسبت به دولت سابق دادیم و همین طور در موقع طرح بودجه سه دوازدهم و انتظار داشتیم که آقاى وزیر دارایى یک اصلاحات اساسى در بودجه کشور بکند که در هزینه زندگى مردم تأثیر بکند آنچه که بنده مطالعه کردم در این بودجه کوچک‌ترین قدمى برنداشته‌اند و این صحبت رفع کسر بودجه هم یک چیزى است صورى و ظاهرى و وضعیت دارایى کشور را خیلى وخیم نشان می‌دهد حالا اینها را بنده چیزى عرض نمی‌کنم چون مسأله استیضاح در مجلس شوراى ملى مطرح است بنده براى این که در قسمت استیضاح بیاناتم تأثیرى نکند فعلاً خوددارى می‌کنم و در موقع طرح بودجه با آقاى وزیر دارایى مباحثه خواهم کرد. اما در قسمت این پیشنهاد این پیشنهاد بنده دو قسمت دارد، در قسمت اول بنده می‌خواستم عرض کنم در بین کارمندان دولت کسانى که در دستگاه دولت خدمت می‌کنند یک طبقه‌ای هستند طبقه معلمین و آموزگاران و دبیران که به نظر بنده اینها واقعاً بدبخت‌ترین طبقات کارمندان دولت می‌باشند مطابق صورتى که بنده دارم و اگر آقایان بخواهند ممکن است به عرض مجلس شوراى ملى برسانم اکثر این آموزگاران و دبیران رتبه هائى دارند که بعد از مدت‌ها زحمت تحصیل کرده‌اند و بیشتر رتبه‌هایشان به موجب قانون تعلیمات اجبارى است که آقاى وزیر فرهنگ هم اطلاع دارند بیشتر به موجب آن قانون این رتبه‌ها را گرفته‌اند ولى اکثراً بیش از یک ثلث یا نصف رتبه قانونى خودشان را نمی‌گیرند در صورتى که این اشخاص کسانى هستند که هفته‌ای اقلاً 36 ساعت درس می‌دهند و کسانى که درس داده‌اند می دانند یک ساعت درس دادن چه زحمتى دارد خصوصاً کسى که 36 ساعت درس می‌دهد در هفته در صورتى که ما بین کارمندان دولت عده زیادى داریم که اینها کار نمی‌کنند یا به اسم بازرس ویژه یا بازرس عالى یا اصلاً اگر سمتى دارند هر روز یک امضایى می‌کنند و مرخص می‌شوند ولى این آموزگاران و دبیران با این که روزى شش ساعت تدریس می‌کنند یک ثلث حقوقشان را هم نمی‌گیرند و آن رتبه‌ای که که به موجب حکم وزیر فرهنگ گرفته‌اند همین طور بلا اجرا مانده است بنده اینجا پیشنهاد کردم که این ترمیم بشود یعنى چیزى هم بهش اضافه نشده آنچه رتبه استحقاق دارند از محل درآمد عمومى و صرفه‌جویی‌هاى بودجه این قسمت تأمین بشود و یک نکته دیگر را اگر آقاى وزیر دارایى اشکال بکند که شاید صرفه‌جویی‌ها کافى نباشد ایشان را مختار کرده است از اعتبارى که به اسم تریاک در بودجه تقدیمى که پارسال هم بوده امسال هم هست اعتبار اداره منع کشت و مصرف تریاک اینجا مجبورم به آقایان تذکر بدهم که اداره منع کشت و مصرف تریاک فقط اسمش یک اسم ظاهرى است باطنش

+++

 نگهداشتن آن تشکیلاتى است که سابقاً هم به اسم اداره انحصار تریاک وجود داشته است (صحیح است) این را به طور مزورانه در بودجه آورده‌اند به اسم اداره منع کشت تریاک در به وجه تقدیمى آقاى وزیر دارایى بنده می‌بینم 156 میلیون ریال یعنى 15 میلیون تومان و کسرى در سال 1327 به اسم درآمد این اداره منظور کرده‌اند که نسبت به سال گذشته بیشتر هم هست ولى در مقابل این 15 میلیون تومان 13 میلیون تومان در ستون مصارف به اسم مخارج این اداره گذاشته شده است ملاحظه بفرمایید ما می‌خواهیم تریاک را موقوف بکنیم ولى یک اداره با 13 میلیون اعتبار در بودجه ما باشد آن وقت معلمین ما موفق نشوند که یک ثلث یا نصف حقوق رتبه استحقاقى خودشان را بگیرند و اینجا مجبورم که عرض کنم گمان نمی‌کنم کسى درمجلس شورایملى باشد حتى آقاى کشاورز صدر که بیاناتى کردند راجع به تریاک گمان نمی‌کنم که با استعمال تریاک کسى موافق باشد (بعضى نمایندگان- همه مخالفیم) (کشاورز صدر- بنده اخطار دارم) نگفتم شما با استعمال تریاک موافقید فقط اشکالى که دارید راجع به مسئله کشت تریاک است که این البته یک مسئله اساسى است به عقیده بنده با یک قانون منع کشت تریاک این مسئله حل نمی‌شود و حتماً بایستى دولت‏ یک تدابیرى اتخاذ بکند و یک راهى پیدا بکند براى این که آن کشاورزانى که از راه کشت تریاک زندگانى می‌کردند و زندگانیشان از این راه تأمین می‌شود که یک قسمت زیادیشان هم در خاک لرستان است براى اینها فکرى بشود، بنده انتظار داشتم آقاى وزیر دارایى این 13 میلیون تومان را که به اسم اداره تریاک در بودجه نگهداشته‌اند این را اگر صرف عمران و آبادى اراضى خوزستان بکنند مسلماً براى همین کشاورزان که تریاک کار هستند زمین و محل سکونت و یا وسیله ساختن سد تدریجاً یا اقلاً تلمبه در اراضى خوزستان که امسال بنده مشاهده کردم تأسیس بکنند مسلماً کشت تریاک تبدیل خواهد شد به یک کارهاى خیلى مفیدى و این بلا از این مملکت برداشته می‌شود این است که بنده پیشنهاد کردم که نسبت به معلمین نسبت به آموزگاران و دبیران وزارت دارایى مکلف باشد که حقوق رتبه آنها را تمام بدهد از محل صرفه‌جویی‌ها یا درآمد عمومى، اگر میل داشته باشند آقاى وزیر دارایى توجه داشته باشید من نوشته‌ام یا از محل صرفه‌جویى درآمد یا از محل نصف بودجه این اداره و انتظار دارم آقاى وزیر دارایى با این بى لطفیهائى که اخیراً نسبت به طبقه تحصیل کرده کرده‌اند که از یک طرف در دانشگاه را می‌خواهند ببندند روى جوان‌ها مخصوصاً آنهایى که بى‌بضاعت هستند و با پیش‌بینى‌هایى که در بودجه امسال کرده‌اند در واقع می‌خواهند برخلاف آنچه که گفتند که من وزیر اشخاص بى بضاعت هستم و وزیر طبقه سوم هستم اینجا می‌خواهند در دانشکده را بر روى اشخاص طبقه دوم و سوم ببندند و دانشگاه را تخصیص بدهند به متمولین (صحیح است) حالا گله‌های زیادى داریم از ایشان راجع به طبقه تحصیل کرده‌ها و جوان‌ها که این‌ها را بعد بیان خواهیم کرد عجالتاً نمی‌خواهم سوء‌استفاده بکنم اینجا ایشان لایحه تأسیس دانشگاه تبریز را که همه انتظارش را داشتیم مدت‌ها است معطل گذاشته‌اند از ایشان تقاضا می‌کنم که این لایحه را بیش از این معطل نکنند و موافقت کنند وزارت فرهنگ بیاورد به مجلس. اما قسمت دوم پیشنهاد بنده راجع به حکمیت بین ورثه شیخ خزعل و دولت این پیشنهادى که بنده تقدیم کردم در نتیجه مطالعات و اطلاعاتى است که در مسافرت اخیر در خوزستان به دست آورده‌ام در اول سال که بنده خوزستان رفته بودم، بنده استدعا می‌کنم آقایان توجه بفرمایند این مسئله مسئله خیلى مهم است و این را مخصوصاً استدعا می‌کنم آقایانى که به خوزستان علاقه دارند توجه بفرمایند عرض کنم بنده سابقاً راجع به این داورى چیزهایى می‌شنیدم، این را هم خدمت آقایان عرض بکنم مخصوصاً آقایانى که در مجلس تشریف دارند کسانى که در این داروى شرکت داشتند بنده از نظر قضایى هیچ نمی‌توانم اظهار عقیده‌ای راجع به این داورى که شده است بکنم عرض کنم راجع به این داورى از نظر قضایى بنده مطالعه نکرده‌ام، ولى وضعیتى که بنده امسال در خوزستان دیدم واقعاً بنده را فوق‌العاده متأثر کرد براى اینکه آقایان تصدیق می‌فرمایند که خوزستان از لحاظ اقتصادى امروز مهم‌ترین استان‌های ما است (مکى- در صورتی که استاندار حسابى داشته باشد) و این دعوایى که بین ورثه خزعل و دولت بود آقایان تصدیق می‌فرمایند که شیخ خزعل در زمانى که در خوزستان بود البته مصدر قوه قهریه فوق‌العاده بود و درست معلوم نیست که متصرفات او از نظر حقوقى صحیح بوده یا صحیح نبوده بنده وارد این مبحث نمی‌شوم و کمال اعتماد را هم دارم به آقایانی که در این حکمیت شرکت داشته‌اند بنده از نظر قضائى نمی‌خواهم مادمیکه موضوعى، چیزى ثابت نشود خدشه‌ای در این حکمیت وارد بکنم ولى چیزى که مسلم است اجراى این حکمیت در خوزستان یک لطمه فوق‌العاده‌اى به جهات اقتصادى خوزستان وارد خواهد ساخت و از لحاظ سیاسى هم داراى مضارى است بنده خودم رفتم دیدم در خوزستان یک سدى است به اسم شاوور در زمان اعلیحضرت فقید ساخته شده و یک میلیون جمعیت دارد حیف نیست با این سد یک رودخانه‌ای راکه سابقاً در به اطلاقی آبش می‌رفت امروز آب این رودخانه را آوردند بالا و اراضى را که سابقاً متروک بود و قابل زراعت نبود هزاران جریب از این اراضى را که قابل کشت و زرع شده است و در تصرف آن شرکتى است موسوم به شرکت فلاحتى، مأمورین محل در خوزستان اظهار می‌کردند که ما تعجب می‌کنیم که یک حکمیت شده است اشخاصى در یک اطاق نشسته‌اند و یک حکمیت را درآورده‌اند و نیامده‌اند اینجا بینند که این حکمیتشان فرضاً هم که صحیح باشد و مطابق قانون باشد چه آثارى در خوزستان ایجاد خواهد کرد، و به کلی این سد و این تأسیسات و این شرکت فلاحتى را از هستى ساقط خواهد کرد من جمله از ایرادتی که در محل می‌گرفتند مأمورین در این حکمیت می‌گفتند به موجب این حکمیت یک املاکى به ملکیت دولت شناخته شده است که مورد گفتگو بوده است بین دولت و ورثه خزعل املاکى که اسم می‌بردند اینها است ببخشید. (اسلامى- این مربوط به یک دوازدهم است؟ راجع به یک دوازدهم بفرمایید) آقا مسئله حیاتى مملکت است من اگر امروز راجع به این قسمت تذکر ندهم پس کى تذکر بدهم؟ اینها مطالبى است که باید گفته بشود این جا مثلاً براى نمونه بنده عرض می‌کنم 4 ملک بزرگ است یکى کوت شیخ و دو سه محل دیگر اینها را حکم‌ها گفته‌اند سه دانگش مال دولت باشد در صورتی که این املاک را شیخ خزعل در زمان حیات خودش به وکالت آقاى مهندس‌الممالک که حى و حاضر هستند به اشخاص فروخته دیگر اصلاً موضوع املاکى در بین نبوده است از این شش دانگ سه دانگش مال آقاى مرتضى‌قلی‌خان صمصام است، سه دانگ را که یک وقتى مال شیخ خزعل بوده اینها فروخته‌اند به اشخاص مسئله دیگرى را که آنجا می‌گفتند مسئله اراضى زیر سد شاوور است یک خیرآبادى است در آنجا خیرآبادی است که می‌گویند شاوور جزء این خیرآباد است در صورتى که شاوور یک ناحیه بزرگ است که با سد بزرگى که دولت ساخته مشروب شده، قرایى ساخته شده قصباتى، آبادى‌هایى ساخته شده رعایایى از اطراف دعوت کردند مشغول کشت و زراعت هستند و اگر بنا باشد این اراضى واگذار بشود به ورثه شیخ خزعل به کلی تمام این تأسیسات دولت از بین خواهد رفت بنده از آقایان خوهش می‌کنم در این قسمت توجه بفرمایند بنده در بابت دعوى کارى ندارم پیشنهادى که بنده کردم این است که این عملیات اجرایى که مأمورین شروع کردند تعقیب نشود این حکمیت برود در یک هیئتى که از عالی‌ترین قضات رؤساى شعب دیوان کشور باشند و رئیس دیوان دادرسى دارایى هم در آن شرکت داشته باشد رسیدگى بکنند خارج از دوشق هم نیست یا این داورى مطابق موازین قانونى صحیح است که چه بهتر اگر صحیح نبود از بین می‌رود و اگر صحیح بودکه آن وقت بنده اینجا از نظر سیاسى و اقتصادى اظهار نظر کردم صلاح نیست این اراضى به این وسعت که قسمت اعظم خوزستان را تشکیل می‌دهد واگذار بشود بیک عده این اراضى را تقویم بکنند اما نه به قیمت امروز براى این که دولت اگر در خوزستان راه‌آهن ساخته است و این تأسیات بزرگ در خوزستان شده است این استخراج نفت که در خوزستان شده است و خوزستان را به این درجه اهمیت اقتصادى رسانده است هیچ مربوط به شیخ خزعل نیست شیخ خزعل مردى بود مستبد. مردى بود قاهر رعایا را اذیت می‌کرد، یک چنین مردى استحقاق ندارد و نباید اراضى را به قیمت امروز به او واگذار کرد این اراضى را باید تقویم کرد به قیمتی که قبل از تأسیس راه‌آهن در خوزستان بود اگر آن هیئت تصویب کرد قیمتش را بدهند به او اگر دولت پول دارد و الّا تعویضش کنند با املاک دیگر که در سایر شهرستان‌ها دارد آقایان تا تشریف نبرند به خوزستان و این اراضى را نبینند اهمیت عرایض بنده را ملتفت نمی‌شوند از آقایان استدعا می‌کنم که راجع به عرایض امروز بنده توجه بفرمایند و از آقاى وزیر دارایى هم خواهش می‌کنم که راجع به این پیشنهاد بنده روى موافق نشان بدهند براى جبران قسمتى از بى‌لطفى‌هایى که به فرهنگیان کرده‌اند.

رئیس- این پیشنهاد آقاى دکتر متین‌دفترى

+++

دو قسمت دارد قسمت اولش رأى گرفته نمی‌شود براى این که پیشنهاد خرج است و مطابق ماده 65 نمی‌توانند این پیشنهاد را بکنند اما قسمت دومش مطرح است. آقاى دکتر مصباح‌زاده.

مخبر (آقاى دکتر مصباح زاده)- راجع به این قسمت دوم و این موضوع حکمیت البته آقایان هم خبر دارند و اطلاع دارند که از روزى که این حکمیت منتشر شد چه در مطبوعات و چه در خارج از مطبوعات یک مطالبى راجع به این موضوع حکمیت گفته می‌شود و با این که در بین آقایانى که عضویت داشتند و این کار را رسیدگى کردند اشخاص بسیار حسابى و مطمئن هم بودند ولى خوب این مطالب در خارج منعکس شد و جناب آقاى وزیر دارایى هم موافقند و بنده هم موافقم و این پیشنهاد را قبول می‌کنیم براى این که راجع به این موضوع به طور کلى رفع نگرانى از همه آقایان بشود و این مطلب از روى یک اساس رسیدگى بشود که اگر واقعاً حق دارند وارث شیخ خزعل حقشان را باید بهشان بدهند و اگر حق ندارند همان طور که آقاى دکتر متین دفترى فرمودند نبایستى یک قسمت املاک بزرگ را به دست اشخاص داد

عامرى- مجلس باید رویه منطقى داشته باشد اجازه بفرمائید بنده توضیح بدهم‏

بعضى از نمایندگان- آقاى وزیر دارایى قبول می‌کنند

رئیس- آقاى وزیر دارایى قبول می‌کنند؟

عامرى- وزیر دارایى قبول می‌کنند‌ که به هم بزند؟ چى را قبول می‌کند. رأى را کسى نمی‌تواند به هم بزند.

وزیر دارایى- اجازه بفرمایید بنده توضیحى دارم عرض کنم.

رئیس- بفرمایید

وزیر دارایى- عرض کنم راجع به مطالبی که بعد از مذاکرات پریروز اینجا شد باز آقایان یک اعتراضاتى به بنده کردند و یک سوء‌تفاهمى برایشان حاصل شد بنده خواستم یک عرضى راجع به آن قسمت بکنم بعد وارد شوم به این موضوع حکمیت بعضى از آقایان ایراد کردند که بنده با یک نفر از نمایندگان محترم که طرف صحبت بودیم ایشان به من اعتراضاتى کردند راجع به دو، سه امر که به عقیده بنده کار خوبى بوده است یکى راجع به جیره‌بندى اعتراض کردند یکى هم راجع به مسئله غله و سختى نان اعتراض کردند و یکى هم راجع به یک دو موضوع دیگر که فعلاً خاطرم نیست بنده عرض کردم لغو جیره‌بندى خیلى خوب بوده باید مالکین هم براى مازاد و علاوه بر مازاد هرچه می‌توانند به ما کمک کنند براى ارزاق عمومى و بنده گفتم وزیر اشخاصى که بگویند این چیزها خوب نیست نیستند (معتمد‌دماوندى- با این لهجه صحبت نکردید آقا) (دهقان- همین طور بود) (دماوندى- به شما مربوط نیست) این مطلب دگر محتاج به مباحثه نبود آقا به جهت این که وزیر در یک حکومت پارلمانى و دمکراسى با یک ترتیبى می‌آید که یکى از آنها با رأى اعتماد مجلس شوراى ملى است البته کسى که با رأى اعتماد مجلس می‌آید و با رأى عدم اعتماد مجلس هم می‌رود دیگر محتاج به این حرف‌ها نخواهد شد من گفتم اگر کسى این عقیده را دارد یا در اینجا یا در خارج من وزیر او نیستم البته انشاء‌الله کسى در اینجا این عقیده را ندارد عرض کنم که بعضى از آقایان ایراد کردند راجع به بودجه بنده خواستم عرض کنم به طور کلى اعتراض کردن به بودجه این. جایز نیست، کمیسیون بودجه‌ای هست، عده زیادى از آقایان نمایندگان آنجا عضویت دارند، آقایان دگر هم آزادند تشریف بیاورند نظر خودشان را بدهند؟ به نظر بنده بودجه تا حدى که ممکن بوده مطابق منظور مجلس شوراى ملى عمل شده و این هم اینجا به وزیر دارایى اعتراض می‌کند این هم به بنده مربوط نیست (امینى- پس تکلیف یک وکیل را معین بکنید ببینیم که چه باید بکند؟) ملاحظه بفرمایید وزیر دارایى به تنهایى نمی‌تواند توى دفتر خودش بنشیند و بودجه جمع و خرج مملکت را تنظیم کند در هیچ مملکتى وزیر دارائى نمی‌تواند این کار بکند وزیر دارایى صورت درآمد مملکت را از روى عمل سابق و پیش‌بینى‌هایى که راجع به آتیه می‌تواند بکند با همکارهاى خودش تهیه می‌کند و بودجه مخارج را با یک نظریاتى می‌برد به هیئت وزیران، هیئت وزیران یک نظرى اتخاذ می‌کنند بعد مجلس شوراى ملى ممکن است آن نظر را جرح و تعدیل بکند کمیسیون بودجه هم هر نظرى دارد به وزیر می‌گوید و آن نظرها را اصلاح می‌کند دیگر نباید به وزیر دارایى اعتراض بکنند مگر این که مجلس شوراى ملى یا به دولت یا به یک وزیر دارایى اختیار تمام بدهد که برو آن طورى که بودجه را به مصلحت مملکت میدانى بنویس و بیاور به مجلس چنین اختیارى هیچ کجا به وزیر دارایى داده نشده است عرض کنم دو، سه تا اعتراض شخصى هم به بنده شده که اگر اینها را جواب نگویم خوب نیست، بنده خواستم امروز راجع به این قسمت‌ها مذاکره نشود به جهت این که هم استیضاح تمام بشود و هم یک دوازدهم تصویب بشود ولى می‌بینم آقایان صحبت می‌کنند بنده هم مجبورم جواب عرض کنم، اعتراض به بنده کردند راجع به این که بنده دو تا اتومبیل دارم هر کس این خبر را به آقا داده دروغ گفته شما می‌توانستید از هر کسى در وزارت دارایى بهش اعتماد دارید بپرسید که آیا چنین چیزى هست یا نه؟ بنده دو تا اتومبیل دولتى ندارم و خودم هم براى کار غیر دولتى سوار تاکسى و اتوبوس می‌شوم و افتخار هم می‌کنم که براى کار دولتى هم سوار تاکسى و اتوبوس بشوم و یکى هم این که فرمودند که بنده سى هزار تومان از هیئت برنامه گرفته‌ام این را هم هر کسى به آقا گفته دروغ گفته بنده حاضرم سه، چهار هزار تومان به آقا تقدیم کنم تا معلوم بفرمایند بنده سى هزار تومان گرفته‌ام یا خیر (امینى- چقدر گرفتید؟) شما خوب از اخویتان سؤال می‌کردید، از آقاى دکتر على امینى دبیر هیئت برنامه سؤال می‌فرمودید. عرض کنم توى مجلس صحبت‌هایى که در خارج می‌شود نباید گفت، آقاى امینى شما هم مستخدم دولت بوده‌اید و مقامات مهمه‌اى داشته‌اید، حالا هم یک نماینده محترم هستید باید وقتى حرف می‌زنید اساسى باشد، این شایسته نیست، بنده در منزل خودم نشسته بودم آقاى دکتر على امینى اخوى جنابعالى قبول زحمت فرمودند تشریف آوردند به منزل‏ بنده به بنده گفتند یک چنین موضوعى است و شما بیایید در این شرکت بکنید و این منظور و مقصود شما بوده، یک برنامه‌ای براى مملکت درست شده، بنده هم امر دولت و خواهش خصوصى ایشان را قبول کردم در آنجا حاضر شدم، به خدای لایزال هیچ نظرى نداشتم جز همان سیصد تومان حقوق انتظار خدمت را که می‌گرفتم و ابداً فکر نمی‌کردم براى این کار به ما یک حقوقى بدهند، گفتم یک سیصد تومان انتظار خدمت می‌گیرم و با این صرف زندگانى می‌کنم و این که چند سال طول نمی‌کشد، گفتم سه ماه، چهار ماه، پنج ماه می‌نشینم این کار را می‌کنم، بعد دولت خودش یا در نتیجه اقدام اشخاصى که گفته بودند ما چرا بى‌حقوق یا با حقوق انتظار خدمت بیاییم اینجا، اقدام کردند، این آقاى هژیر وزیر سابق دارایى اینجا هستند ازشان بپرسید آیا بنده از ایشان تقاضایى کردم (هژیر- نخیر) ابداً بنده انتظار نداشتم که جز حقوق انتظار خدمت به بنده بدهند، از شهریور 1325 تا دی ماه 1326 که بنده به عضویت کابینه انتخاب شدم به ما حقوقى که همیشه می‌گرفتیم و حقش هم هست بعدها بگیریم می‌دادند و بنده این حقوق را حالا نمی‌گیرم شش هفت سال است که در مأموریت و در طهران بودم می‌گرفتم و سى هزار تومان هم نبود من هم این حقوق را تقاضا نداشتم، حالا هم اگر آقا پیشنهاد بکنند که هر کس در هیئت عالى برنامه بهش حقوق داده‌اند اینها پس بدهند و حقوق انتظار خدمت خودشان را بگیرند بنده هم پس می‌دهم. (امینى- منظور بنده این نبود بنده گفتم تصویب‌نامه غلط را چرا اجرا کردید؟) عرض کنم آقاى آصف اعتراض کردند به بنده راجع به این که بنده نسبت به مجلس چه عرض کردم، آن روز جواب دادم بنده نسبت به مجلس شوراى ملى احترام دارم، مکرر هم گفتم عرض کردم مجلس اگر نواقصى داشته باشد بهتر از این است که مجلس نباشد، یک روزنامه، یک مطبوعاتى اگر نواقصى داشته باشد بهتر است از این که نباشد (صحیح است) و بنده به مجلس و به آزادی و مطبوعات و دمکراسى هم احترام می‌گذارم ولى ایشان اعتراض کردند که من چرا به مالک اعتراض کردم بنده به مالک و ملاک اعتراضى نکردم بنده عرض کردم اگر مالک یا ملاکى کمک نمی‌کند به مردم، به ارزاق مردم، یا در تأدیه مالیات قانونى، البته مورد اعتراض است (صحیح است) (بعضى از نمایندگان- اسم ببرید) (آصف- اگر چنین مالکى باشد خود بنده هم معترض هستم) شما می‌شناسید که همچو مالکى هست و تعهدات خودش را نمی‌دهد (بعضى از نمایندگان- صورتش را بدهید) چشم صورتش را می‌دهم عرض کنم آمدیم سر این پیشنهاداتى که راجع به یک دوازدهم می‌شود پیشنهادات راجع به یک دوازدهم حالا که چهار روز از ماه دوم گذشته. صلاح نیست که راجع به این ماده یک تبصره‌هایى پیشنهاد بشود و یک مدتى طول بکشد و الّا بسیارى از این پیشنهاداتى که شده به موقع و صحیح و بسیار خوب است ولى اینها را باید رفت حساب کرد، باید در کمیسیون بودجه اینها را متصدیان کار بیایند رسیدگى بکنند، مطالعه می‌کنند کم و زیاد را درست می‌کنند می‌بینند قابل اجرا نیست قابل اجرا هست، آن وقت از کمیسیون بودجه می‌آید به مجلس عده از آقایان

+++

یک پیشنهادات دیگر هم کرده بودند به من دادند من ازشان خواهش کردم که تأمل بفرمایند ما اینها را در کمیسیون بودجه طرح بکنیم شاید بسیاریشان را قبول بکنیم از آقایان هم استدعا می‌کنم که این پیشنهادها را پس بگیرند. راجع به حکمیت بسیار حرف‌هایى زده شده و بنده به عنوان یک نفر وزیر دارایى باید بهتان عرض کنم که از وقتی که بنده آنجا رفتم بسیار حرف‌ها راجع به این حکمیت‌ها منجمله راجع به حکمیت ورثه شیخ خزعل زده شده است عرض کنم که بعضی‌ها که بنده خیلى بهشان اعتماد دارم میگویند بد است ولى من نمی‌دانم بعضی‌ها می‌گویند این خیلى بد است و مضر است و اسباب ضرر دولت و مردم شده است (موسوى- این هم صحیح است) بنده چرا نمی‌دانم؟ براى این که این حکمیت شده و اجرا هم شده است (دکتر متین دفترى- حالا چرا دارند اجرا می‌کنند؟) حالا بنده بهتان عرض می‌کنم اگر مجلس شوراى ملى این رأى را بدهد اما در صورتی که آقا روى این مسئله رسیدگى کرده باشید و تولید زحمتى براى ما نکند بنده این حکمیت و هر حکمیت را بخواهند لغو کنند اصولاً بنده عقیده شخصى خودم را عرض کنم حالا هر کس می‌خواهد فریاد بزند داد بزند یا اعتراض بکند عقیده شخصى بنده این است املاک زیاد در این مملکت یا مال دولت باشد

یا باید به مردم داده شود (صحیح است) عقیده بنده این است مخصوصاً در اطراف و اکناف مملکت نباید مقدار زیادى از املاک را داد به یک عده، ملاک به دست هر کس هست باید براى زندگى خودش باشد (صحیح است) و اگر یک املاک زیادى .. یک وقتى هم همین صحبت شد که خوب است اگر واقعاً عده‌ای دعوى به املاک زیادى دارند دولت اینها را بخرد اما بنده نمی‌دانم با این بودجه که آقایان به یک طرفش اعتراض می‌فرمایید این ممکن است یا نیست؟ در هر صورت اگر که مجلس شوراى ملى بخواهد این حکمیت لغو بشود بنده مخالفتى ندارم ولى عرض کردم بنده شخصاً مطالعه‌ای نکرده‌ام اگر یک عواقبى داشته باشد.

رئیس- آقاى دکتر شفق

دکتر شفق- بنده آقا به مناسبت عضویت کمیسیون بودجه می‌خواستم به عرض برسانم در صحبت‌هایى که در مجلس می‌شود یا در هر جاى دنیا به عقیده بنده دو شرط است در صحبت‌ها یکى این که خود مطلب صحیح باشد یکى این که آن مطلب به موقع و به مورد صحیح گفته شود اگر آقایان از من بپرسند باید عرض کنم مطالبى که در مجلس گفته می‌شود معمولاً صحیح است ولى مطلقاً معمولاً در غیر موقع گفته می‌شود (صحیح است) و اشکال کار ما هم همین است که ما نمی‌توانیم نتیجه بگیریم در صحبت‌های خودمان براى این که به موقع گفته نمی‌شود و اعتبار آن مطلب از بین می‌رود آقاى دکتر متین‌دفترى همکار محترم بنده که خودشان پروفسور و استاد قانونى هستند می‌دانند که ما یک آئین‌نامه‌ای داریم در آن آئین‌نامه گفته شده است که تبصره‌هایى که ارتباط با مطلب داشته باشد وقتى داده شد و در شور ثانى آمد باید ناطق به اختصار توضیح بدهد، ایشان دو مطلب را بیان کردند که در هر دو بنده موافقت دارم یکى اضافات معلمین که باید فکرى براى آنها بشود و یکى هم موضوع حکمیت نه تنها مربوط به خزعل در تمام موارد باید یک فکر اساسى براى این کار بشود ولى من عرض می‌کنم الان چهار، پنج ماه است تمام مردم در خارج انتظار دارند که مجلس مخارج روزانه آنها را تأمین کند و بدهد با این یک دوازدهم مطالب اساسى مربوط به اصول بودجه و مالیات و تهیه کار و طرح و طرح یک نقشه براى حکمیت، حل مسئله اضافات خیال می‌کنم حالا بی‌‌مورد باشد خود بنده هم می‌خواهم گویا یک نیم ساعتى از روى یادداشت‌ها مزاحم بشوم، استدعا می‌کنم استدعاى خالصانه، این تبصره‌ها را براى این موضوع یک دوازدهم پس بگیرند. (مکى- آقا مخبر قبول کردند) کمیسیون بودجه هم اهتمام می‌کنند بلکه بودجه را شب و روز انشاء‌الله بنشینیم و تهیه کنیم در آن موقع آقایان مطالب اساسى را مطرح بفرمایند، این استدعاى بنده است ولى بنده می‌گویم موضوع استیضاح مطرح است دولت نشسته است منتظر نتیجه استیضاح است، کارهاى کشور نسبتاً جریانش کند و بطئى است، مردم باید حقوق بگیرند، اگر از راهش ما وارد بشویم تمام این مسائل پشت سر هم حل خواهد شد (صحیح است) ولى اگر بخواهیم در هر فرصتى براى یک پیشنهاداتى صحبت کنیم به نظر بنده تضییع وقت است و نتیجه هم ندارد.

رئیس- بالاخره نظر قطعى آقاى وزیر دارایى چیست؟

بعضى از نمایندگان- قبول کردند.

عامرى- چرا قبول کردند؟

رئیس- پیشنهاد دیگرى قرائت می‌شود

 (به شرح زیر قرائت شد)

ریاست مجلس شوراى ملى: پیشنهاد می‌کنم تبصره ذیل به ماده واحده اضافه شود: تبصره: دولت مکلف است براى تجدیدنظر در رأى حکمیت و رسیدگى به اختلافات بین ورثه مرحوم شیخ خزعل و دولت کمیسیونى از رؤساى شعب و دادستان دیوان عالى کشور تشکیل و نتیجه مطالعات آن را به اطلاع مجلس شورای ملى برساند شریعت‌زاده

 رئیس- آقاى شریعت‌زاده.

شریعت‌زاده- بنده لازم است قبل از بیان توضیحات راجع به این پیشنهاد با صراحتى هر چه تمام‌تر عرض بکنم که بقاء یا القاء رأى هیئت رسیدگى به کلی براى شخص بنده مساوى است این یکى (مهندس رضوى- خدا کند حرفتان صحیح باشد) و بنده آقاى مهندس رضوى چند دفعه از جنابعالى خواهش کردم که مطالبى که گفته می‌شود به آن اینجا جواب داده می‌شود... (مهندس رضوى- چرا جواب ندهم می‌گویم خدا کند حرفتان صحیح باشد هم می‌خواهید املاک را ببرید و هم می‌خواهید مورد احترام باشید ملت ایران قضاوت خودش را کرده است) یک پیشنهادى شده است اینجا براى رفع اثر از رأى هیئت رسیدگى (دکتر متین دفترى- رفع اثر نشود تقاضا کردم موقوف‌الاجرا بشود) یا موقوف‌الاجرا هیچ تفاوتى ندارد عرض کنم یک اختلافاتى در مملکت بوده است که می‌بایستی یک قسمتش حل بشود دولت سابق اختیار بیک هیئتى داده است از 5 نفر با شرط اتفاق به این اختلافات فیصله بدهد این‌ها هم با نهایت بى‌نظرى و کمال دقت در ظرف بیش از 5 ماه رسیدگى کردند بر طبق دلایل یک رأیى دادند بنده علت این پیشنهاد را این معرفى می‌کنم که می‌خواستم یک توضیحى در این باب بدهم و در اینموضوع هیچ اشکالى ندارد که رؤساى شعب دیوان کشور با حضور دادستان به آن رأى رسیدگى بکنند و گزارش این را به دولت بدهندکه به اطلاع مجلس برساند ولى در طرح این موضوع در اینجا از چند نظر اصولى اعتراض می‌کنم و دلایلش را هم عرض می‌کنم ما قوانینى داریم در این مملکت به این ترتیب که طرفین بتوانند حل اختلافات را (اکثریت نیست) (بعد از چند لحظه اکثریت حاصل شد)

رئیس- بفرمایید.

شریعت‌زاده- ... بنابر اطلاعى که آقایان دارند یک هیئتى به عنوان حکمیت رسیدگى کرده یک رأیى داده این رأى در حدود قوانین در دادگاه که مرجع قانونى است، در حدودى که قانون معین کرده است قابل اعتراض است قانون راجع به حکمیت و مقررات راجع به اعتراض در رأى حکم را خود آقاى دکتر دفترى در زمان وزارت دادگسترى پیشنهادى به مجلس تقدیم کردند و تصویب شد طى آن مقررات کسى که بر رأى داورى بر حکمیتى اعتراض دارد باید به دادگاه بدهد و در یک موارد معین باید اعتراض را بکند اگر دادگاه موجه دانست باید رفع اثر از آن حکم بکند از طرف دیگر بنده تعجب می‌کنم با اصل 27 قانون اساسى ما انفصال قواى مملکت را تصریح می‌کند کارى که قانون می‌گوید باید برود به محکمه آن کار را در اینجا مطرح می‌کنید، آن هم در چه مورد، در موردى که بودجه مملکتى مطرح است، یعنى یک دوازدهم که از هیچ روى بنده مناسبتى براى این پیشنهاد نمی‌بینم، به علاوه آقایان نمایندگان محترم همه به مملکت علاقه دارند همه می‌خواهند از کارهاى بد جلوگیرى شود ولى کار مملکت و کار مجلس باید در نتیجه مطالعه و تدقیق و تشخیص حل و فصل بشود این مطلب را آن هیئتى که پنج نفر بودند رسیدگى کردند بر طبق تمام پرونده‌های موجوده در خود وزارت دارایى (موسوى- ولى با حسن نیتى که داشتند هیچ در محل نرفتند که اطلاع کسب کنند) من می‌خواهم به اطلاع آقایان برسانم یک حقیقتى را که براى کشف آن حقیقت است که بنده این پیشنهاد را کردم و استدعا می‌کنم استماع کنند، شیخ خزعل به موجب فرامینى که در دست داشت تمام خوزستان را مدعى بود (بعضى نمایندگان- یاغى بود آقا) اجازه بفرمایید این هیئت رسیدگى تمام فرامینش را الغاء کرده است یعنى گفته است مؤثر نیست و در تمام آن موارد دعاوى آنها را ساقط کرده و مالک دولت را معین کرده، فقط در یک مورد که دولت ایران به موجب دو فرمان از 50 سال پیش از این املاکى را به مرحوم حسین‌قلى خان نظام‌السلطنه مافى فروخته در مقابل صد هزار تومان آن مرحوم تا آخر عمر متصرف و مالک بود آن کسى که بوده که در عصر مشروطیت رئیس‌الوزرا‌ بوده بعد از آن ورثه‌اش مالک بودند یک قسمتى از آن املاک را که مرحوم مشیر‌الدوله میرزا نصرالله خان از دولت طلب می‌کرده که نصف آن را مرحوم میرزا حسن‌خان پیرنیا و مؤتمن‌الملک منتقل کردند به بختیاری‌ها و آنها همان نصف را منتقل کردند به شیخ خزعل.

هیئت رسیدگى فقط راجع به این دو قسمت مطالعه کرده است در این دو قسمت هم تمام

+++

قسمت‌هایی که براى راه‌آهن مورد استفاده بود تثبیت کرده مالکیت دولت را، تمام قسمت‌هایى که همین شرکت فلاحتى در آنجا است و تمام املاکى را در زیر سد شاهپور است و دولت به منظور آبادى آنجا سد شاهپور را احداث کرده همه به ملکیت دولت مستقر شده و به بسیارى از موارد که تقریباً می‌توان گفت 50 درصد آن موارد انتقال دولت به نظام‌السلطنه است آن را هم موضوع کرده است به نفع دولت این را باید آقایان موافقت کنند که رؤساى شعب دیوان کشور و دادستان اگر به این رسیدگى بکنند (دکتر متین دفترى- بنده هم همین پیشنهاد را کردم) اجازه بفرمایید آقاى دکتر با حسن نیت این پیشنهاد را نکردند و دلایلى دارد که در بنده در جلسه دیگر باید عرض کنم اگر این طور باشد ایشان بسیارى از حکمیت‌هایى بوده که عملاً با ایجاد وسایل در زمان وزارتشان به خودشان اختصاص داده یکی‌اش راجع به ورثه اشراقى است و در بابل هم بسیارى از اشخاص ورثه حاج حسن خان اختلاف داشتند ایشان با اعمال نفوذ جریانى ایجاد کردند که حکم شدند بنده این مطالب را که می‌گویم براى بنده مساوى است که مجلس شوراى ملى با این پیشنهاد موافقت بکند با نکنند و با صراحتى هر چه تمام‌تر عرض می‌کنم که دیگر در کار ورثه شیخ مداخله نمی‌کنم و اشخاص مغرض که در این موضوع بدون تحقیق در مملکت و در جراید و در مجلس شوراى ملى القاء شبهه می‌کنند آنها مصاب نیستند آقایان تصور نکنند که این توضیحات بنده معلل به یک علتى است. قانون اساسى اجازه نمی‌دهد در این کارها در مجلس آن هم در بین کارى که کار بودجه هست طرح بشود، این کار کار قوه قضایى است که تشخیص بدهد که این حکمیت صحیح است یا نه، راجع به توقیفش هم همین طور است آقایان نباید اجازه بدهند که اغراض خصوصى مجوز این باشد که با عمل قضات بازى کنند.

رئیس- پس از قبول آقاى وزیر دارایى دیگر رأى گرفته نمی‌شود و تقریباً جزء لایحه است‏

عده‌ای از نمایندگان- رأى نمی‌دهیم به بودجه.

عامرى- چه چیز را قبول کرده نمی‌تواند قبول کند من اجازه خواستم.

دکتر متین دفترى- بنده طبق ماده 109 اخطار دارم.

رئیس- بفرمایید.

دکتر متین دفترى- آقاى شریعت‌زاده از یک عملى که بنده با کمال بى باکى با این که می‌دانستم که خودم را در معرض تهمت‌هایى قرار خواهم داد و فقط براى حفظ مصالح کشور این پیشنهاد را کردم ایشان به من توهین کردند من در بیان پیشنهاد خودم عرض کردم که بنده از نظر قضایى اینجا اظهار نظر نمی‌کنم براى این که از نظر قضایى من داورى را مطالعه نکرده‌ام و حتى گفتم اشخاصی‌ که آنجا بودند مورد اعتماد و اطمینان من هستند به اشخاصی که در رأى شرکت داشتند و در مجلس هستند کمال احترام را می‌کردم ولى معلوم می‌شود ایشان خیلى در این کار ذى‌نفع هستند که این طور عصبانى می‌شوند، به بنده نسبت می‌دهند که من در وزارت دادگسترى حکمیت داشتم یا این که وسایلى تهیه کردم براى جلب حکمیت اگر کسى در این مجلس شوراى ملى بگوید در تمام مدتى من معاون وزارت دادگسترى بودم یا کفیل وزارت دادگسترى بودم یا وزیر دادگسترى بودم یک حکمیت کرده باشم غیر از حکمیت رهنما و مجید موقر در سر روزنامه ایران آن هم برحسب امر مقامات عالى بود که می‌بایستی این آقایان اختلافشان حل بشود اگر آقاى شریعت‌زاده از این بابت چیزى گرفته‌اند من هم گرفته‌ام، در زمانى که معاون وزارت دادگسترى بودم کفیل وزارت دادگسترى بودم وزیر دادگسترى بودم چه به سمت کفالت چه به سمت معاونت شاید حکمیت‌های بزرگتر از حکمیت شیخ خزعل به من تکلیف کردند و من قبول نکردم همین آقاى وکیل اگر خاطرشان باشد یک حکمیت مهمى را به بنده تکلیف کردند و من قبول نکردم. بود یا نبود؟ (هاشم وکیل- بود) حتى یک حکمیت مهمى خود جنابعالى به من تکلیف کردید و من قبول نکردم و گفتم مادامى که در وزارت دادگسترى هستم نظارت عالیه بر تمام امور قضایى باید براى من محفوظ بماند من اگر حکمیتى بکنم و کسى از حکمیت شکایت بکند به کى باید مراجعه بکند (شریعت‌زاده- به محکمه) بنده از خیلى پول‌ها گذشتم (شریعت‌زاده- باید به حساب رسیدگى شود) خیلى بعید بود از شما که این طور بفرمایید، من راجع به حفظ حقوق دولت و نجات خوزستان عرض کردم، من چه پیشنهادى کردم؟ پیشنهاد کردم که یک هیئتى از رؤساى شعب دیوان عالى کشور این کار را کنترل کنند، اگر درست بود که هیچ اگر درست نبود رسیدگى بکنند، اگر کار خوب کردید چه باکى دارید که رؤساى دیوان کشور کنترل کنند، من پیشنهاد کردم که این اراضى وسیع خوزستان که قسمت اعظمى از آنجا را تشکیل می‌دهد به ملکیت چند نفر داده نشود، من چه گناهى کردم که شما به من تهمت می‌زنید من از خیلى پول‌ها گذشتم آقاى شریعت‌زاده‏

رئیس- پیشنهاد دیگرى قرائت می‌شود پیشنهاد می‌کنم شرح زیر به عنوان تبصره ماده واحده الحاق شود- بودجه دانشگاه ضمیمه بودجه وزارت فرهنگ شده و کلیه تصمیمات شوراهاى دانشگاه با تصویب وزیر فرهنگ وقت مورد اجرا قرار گیرد. اسلامى

دکتر بقائى- قابل طرح نیست.

رئیس- آقاى اسلامى

اسلامى- اجازه بفرمایید چرا قابل طرح است عرض کنم الان دو قوه بسیار قوى (همهمه) اجازه بفرمایید یک موضوعى است که مربوط به حیثیت مملکت است و اگر توجه نکنید 4 ماه بعد عواقب و خیمیرا خواهید دید (اکثریت نیست) (پس از لحظه اکثریت حاصل شد).... الان دو قوه بسیار قوى مخالف یکدیگر در دانشگاه در جریان است این دو دستگى به عقیده بنده به طوری که آینده نشان خواهد داد اگر آقایان توجه نکنند به ضرر کشور تمام خواهد شد آقایان به استناد این که دانشگاه را باید از سیاست بر کنار داشت آمدند آن قانون را گذراندند و دانشگاه را مستقل کردند، اگر آقایان جریان امور را در نظر داشته باشند و اطلاع کامل هم یک عده‌ای دارند الان دانشگاه بزرگ‌تر‌ین مرکز فعلت سیاسى مملکت شده (عده‌ای از نمایندگان- همه جاى دنیا همین طور است تحصیل کرده‌های دنیا باید داخل سیاست بشوند) و این به ضرر مملکت است (دکتر طبا- به ضرر مملکت است؟) الان در دانشگاه اگر جنایتى بشود مجلس شورای ملى که ناظر اجراى قوانین است کسى را مسئول‏ می‌شناسد؟ (دکتر معظمى- وزیر فرهنگ را) آقاى وزیر فرهنگ شما مسئول دانشگاه هستید (وزیر فرهنگ- البته البته) (همهمه و خنده نمایندگان) مغلطه نکنید. فعلاً چون مسئولیت ریاست دانشگاه با شما است بعد یک وزیر فرهنگى ممکن است بیاید که مسئولیت دانشگاه با او نباشد. حالا این سمت دوم شما است به علاوه یک قوانین و مقرراتى هست که دانشگاه به هیچ‌وجه اجرا نمی‌کند بنده کمال احترام را به آقای دکتر سیاسى دارم خودشان هم می‌دانند. بنده با اصل این قانون و این اصولى که در جریان است مخالفم و هیچ خلاف قانون و رویه‌ای در دانشگاه نمی‌شود از طرف ایشان ولى قوانین ومقرراتى هم هست که اجرا نمی‌کنند در دانشگاه اصلاً یک دولتى در میان دولت شده یک قانونى از مجلس گذشته که دولت را مکلف کرده بایستى در ظرف مدت خیلى قلیلى کور دکترا را افتتاح کند نظامنامه شوراى دانشگاه همه است که دوره آن یعنى سالى که باید تحصیل کرد دو سال است یعنى دوره‌اش را دو سال قرار گذاشتند اینجا آمدند یک کلاس باز کردند این کلاس مقدماتى را شما بخوانید و این کلاس الان تشکیل نیست محصلینش 800 نفر از بهترین افراد حتى از وزراى سابق از نمایندگان سابق ونمایندگان فعلى که جزء آن محصلین هستند و می‌خواهند کسب علم کنند یک عده از آقایان در آنجا را بسته‌اند اگر یک دعوایى یک جریانى یک قتلى بشود شما که وکیل مجلس هستید کى را استیضاح می‌کنید؟ (جمعى از نمایندگان- وزیر فرهنگ را) وضع طوری است که تا دو ماه دیگر جریانى در دانشگاه پیش خواهد آمد. بنده این پیشنهاد را کردم و باز هم براى این که آقایان توجه داشته باشند منظور آقایان از استقلال دانشگاه تأمین می‌شود و براى این که وقت مجلس را نگیرم در اطراف این موضوع زیاد توضیح نمی‌دهم ولى اگر این پیشنهاد بنده مورد توجه واقع نشود دانشگاه تحت توجه یک فردى که آن فرد مسئول مجلس قرار نمی‌گیرد خواهد بود و بنابراین این خطر خواهد داشت و یک روزى پشت این تریبون خواهم گفت‏

رئیس- آقاى دکتر عبده.

دکتر عبده- بنده وقتى این پیشنهاد را شنیدم تعجب کردم و تعجبم هم بیشتر شد وقتى دیدم این پیشنهاد متأسفانه از طرف آقاى اسلامى که خودشان لیسانسیه حقوق هستند و از همین دانشگاه بیرون آمده‌اند. دانشگاه در تمام دنیا استقلال دارد و اگر استقلال نداشته باشد نمی‌تواند وظیفه‌اش را که در تربیت نسل آینده دارد انجام دهد (صحیح است) ببینیم چه چیزى موجب شد که به دانشگاه آمدند استقلال دادند. اشکالى که در کار بود این بود که غالباً وزراى فرهنگ تغییر می‌کردند، هر وزیر فرهنگى سیاست خاصى داشت می‌خواست به وسیله قدرت وزارت

+++

سیاست خاص خودش را در دانشگاه اعمال بکند و با اعمال سیاست‌های مختلف در دانشگاه آن اصل اساسى که عبارت از تعلیم و تربیت نسل آینده است آن طوری که باید و شاید تأمین نمی‌شد، بالنتیجه این فکر را کردند و آمدند دانشگاه را مستقل کردند و به نظر بنده دانشگاه امروز آنطور که باید و شاید هنوز استقلال ندارد، براى این که استقلال مالى به اندازه کافى به دانشگاه داده نشده و امروز هم دانشگاه از حیث اینکه داراى استقلال مالى به حد کفایت نیست کاملاً در مضیقه است، و آرزو و آمال ما این است که هر چه زودتر دانشگاه استقلال مالى پیدا کند و بتواند وظیفه‌ای را که در تربیت و تعلیم نسل آتیه دارد اجرا بکند (رضوى- با قانون اساسى چه می‌کنید؟) هیچ منافاتى ندارد با قانون اساسى- قضات شما مستقل هستند هر قاضى در اظهار رأى استقلال دارد هیچ وزیر دادگسترى نمی‌تواند اعمال نفوذ بکند نسبت به قاضی براى این که قاضى را منحرف بکند از تصمیمى که دارد معذالک وزیر دادگسترى مسئول است در مقابل مجلس. همین طور دانشگاه. دانشگاه باید در کار خودش مستقل باشد و آن اصولى که مورد احتیاج مملکت است در تربیت نسل آینده به موقع اجرا بگذارد وزیر فرهنگ در عین حال در مقابل مجلس مسئول خواهد بود هیچ خیال نمی‌کنم که استقلال دانشگاه با اصل مسئولیت وزیر فرهنگ در مقابل مجلس منافاتى داشته باشد. به علاوه ما در این قبیل امور مقلد هستیم در تمام کشورهاى پارلمانى که مسئولیت دارند وزیر فرهنگ و سایر وزرا‌ در مقابل پارلمان آنها هم همین اصل را پیش‌بینى کرده‌اند در همان جا هم دانشگاه هم مستقل است بنابراین بین استقلال دانشگاه و مسئولیت وزرا‌ در مقابل مجلس....

رفیع- آنجاها مستقل است پولش را دولت نمی‌دهد.

دکتر عبده- .. بنده به عنوان شاهد این را حضورتان عرض می‌کنم چون می‌دانم جنابعالى حسن نیت دارید درست است که خیلى از دانشگاه‌ها هستند که کمک‌هایى از سایر منابع بهشان می‌شود ولى مسلماً دولت کمک خواهد کرد در تأمین بودجه دانشگاه براى این که منابع دیگرى که ممکن است کار دانشگاه را راه بیندازند کافى نیست یک دانشگاه بودجه گزافى دارد و از راه کمک و مساعدت افراد مسلماً بودجه دانشگاه و اعتبارات دانشگاه تأمین نمی‌شود. یک مطلبى اینجا گفته شد که بنده لازم می‌دانم اصولاً یک توضیحى بدهم آقاى اسلامى گفتند دانشگاه شده مرکز سیاست به نظر بنده هیچ اشکالى ندارد (صحیح است) بالاخره هر دانشجویى یعنى هر کسى دبیرستان را تمام کرد و وارد دانشگاه شد باید داراى یک عقیده سیاسى باشد (اسلامى- چه سیاستى، نحوه سیاستش چیست؟) عقیده سیاسى در دانشگاه در حدود قوانین موجوده آزاد است اگر یک دعوایى پیدا شد یک دانشجویى یک کارى کرد برخلاف انتظامات برخلاف قوانین البته مقرراتى است براى تنبیه دانشجو ولى اصولاً ما نمی‌توانیم بگوئیم «دانشگاه از سیاست جدا و مستقل است» این معنى را می‌دهد که دانشجو که نمیباستى عقیده سیاسى داشته باشد به نظر بنده داشتن عقیده سیاسى نه تنها مستحب است نه تنها حرام نیست بلکه لازم است دانشجویان ما اگر داراى عقاید سیاسى بودند مسلماً در رشد اجتماعى این مملکت تأثیر زیادى می‌کند.

دکتر معظمى- بنده پیشنهاد تنفس دادم قبل از اعلام رأى به پیشنهاد آقاى اسلامى.

رئیس- در موقع رأى که تنفس داده نمی‌شود، آقاى وزیر فرهنگ بفرمایید.

دکتر معظمى- قبل از رأى پیشنهاد کردم‏

وزیر فرهنگ- بنده خیلى متأسفم از این پیشنهادى که آقاى اسلامى دادند هر چند بنده میل نداشتم موقعى که یک دوازدهم مطرح است یک قضیه‌ای که به هیچ‌وجه مربوط به یک دوازدهم نیست مطرح بشود و وقت مجلس گرفته بشود ولى نمی‌توانم توضیحاتى را که دادند بى‌جواب بگذارم اولاً این قدر که صحبت از استقلال دانشگاه می‌شود یک اشتباهى اغلب آقایان را دست می‌دهد و آن این است که استقلال به آن معنایى که آقاى اسلامى اینجا بیان کردند و بعضى از آقایان تصور می‌کنند نیست (صحیح است) مراد از استقلال دانشگاه این است که دستگاه علمى دانشگاه باید از سیاست به دور باشد یعنى همان طوری که اینجا تذکر داده شد هر وزیر که می‌آید هر وزیر فرهنگى که می‌آید حق نداشته باشد به این که نظر خودش را بر این دستگاه علمى تحمیل بکند و معلمین را تغییر بدهد و محصلین را مطابق میل خودش از کلاسى به کلاس دیگر ببرد دستگاه علمى که براى تحصیلات عالیه و تحقیق و براى تربیت متخصصین تشکیل و تأسیس شده است در آنجا نباید حقیقت را فداى سیاست کرد یعنى در آنجا نباید نفوذ دولت و نفوذ وزیر فرهنگ نفوذ سیاست و حتى نفوذ دیانت و مذهب این را عرض می‌کنم که آقاى رفیع هم توجه بفرمایند که بنده با ایشان موافقم که در قست دبستان و دبیرستان یعنى تحصیلات ابتدایى و متوسطه به آنها تحمیل بشود به بچه‌ها و اطفال دیانت رسمى مملکت اما در دانشگاه در آنجا حق ندارند یک مذهبى خاصى را تحمیل کنند (همهمه نمایندگان)

رفیع- این طور نیست. بیا پایین خفه شو. احمق بیا پایین.

معتمد‌دماوندى- خفه شو بیا پایین (زنگ رئیس)

رئیس- آقاى دماوندى به شما اخطار می‌کنم

معتمددماوندى- اینجا کشور اسلامى است.

رفیع- بیا پایین خجالت بکش ناموس مملکت را به باد داده‌اید.

رئیس- جلسه را به عنوان تنفس ختم می‌کنیم‏

 (در این موقع ساعت یازده و نیم جلسه به عنوان تنفس تعطیل و پس از سه ربع ساعت به عنوان مجدداً تشکیل گردید.)

رئیس- در جریانى که پیش آمد آقاى عدل می‌خواهند یک توضیحاتى بدهند.

عدل- (وزیر مشاور) این که بنده خواستم یک مختصر توضیحاتى عرض بکنم از این نقطه‌نظر است چون هم شاگرد بودم در دانشکده حقوق هم معلم بودم در آنجا هم رئیس بودم، وزیر فرهنگ هم یک چندى بودم (صحیح است و افتخار این را هم دارم که شاید توى آقایان نمایندگان از شاگردان من هم بوده‌اند توى رئیس‌الوزرا‌‌ها شاگردان من بوده‌اند (صحیح است) این است که به خودم اجازه می‌دهم که صحبت بکنم. آقایان البته می‌دانید که طبق قانون اساسى دین اسلام دین رسمى ایران است (صحیح است) و در تمام مدارج تحصیلى تدریس می‌شود و ترویج می‌شود البته در هر درجه‌ای از تحصیلات مطابق فهم شاگرد تدریس می‌شود در مدرسه ابتدایى به نام شرعیات در مدارس متوسطه ضمن دروس اخلاقى در دانشکده حقوق ضمن ضمن شرایع و فقه اسلام و حتى دانشکده معقول و منقول که اصلاً مربوط است به اصول مدهب و علوم دینیه (صحیح است) بنابراین در این موضوع هیچ شبهه‌ای نمی‌توان کرد و البته وقتى که آقاى وزیر اینجا یک صحبتى کردند مقصودشان غیر از این بود که بعضى آقایان فهمیدند چون دانشکده حقوق جزء شاگردانش هم مسیحى هست هم مسلمان هست هم یهودى هست مقصودشان این بود که در آنجا نباید گذاشت که تحمیل بکند یکى عقاید خودش را بر دیگرى (صحیح است) و مسائلى که در آنجا از نقطه‌نظر مذهبى گفته می‌شود مثل مدارس ابتدایى نیست که به شاگرد بگویند و او هم تعبداً قبول کند، آنجا موضوع استدلال است‏

وقتى که فلسفه حقوق را درس می‌دهند استدلالات می‌کنند که این اصول صحیح است و شاید هم در قسمت تاریخ حقوق که یک وقتى خودم درس می‌دادم نگاه می‌کردم که خیلى از موازین حقوقى اروپایی هم از دین اسلام اتخاذ شده و بنابراین تصور می‌کنم که با این توضیحات شبهه‌ای که از طرف آقایان تولید شده بود رفع خواهد شد و آقایان دنبال بکنند شاید یک دوازدهم تصویب بشود (صحیح است)

رئیس- چون چهار روز از ماه اردیبهشت گذشته است و این یک دوازدهم مربوط به فروردین است پیشنهاداتى در دستور است 8، 9 تا اگر آقایان موافقت می‌کنند روى این پیشنهادات که در موقع طرح بودجه مطرح بشود (صحیح است)

دهقان- آقاى رئیس- بنده یک پیشنهادى دارم مربوط به فروردین است.

رئیس- اگر شما دارید سایرین هم دارند. آقاى وزیر راه.

وزیر راه- از آقایان استدعا می‌کنم توجه بفرمایند براى تأیید نظریه ریاست محترم مجلس شوراى ملى بنده هم استدعا می‌کنم آقایان توجه بفرمایند امروز که چند روز از پرداخت حقوق می‌گذرد (صحیح است) نه تنها تهران محتاج به این پول است امروز اگر تصویب بفرمایید در شهرستان‌ها تا شش روز دیگر خواهند پرداخت (صحیح است) پیشنهادات هم قابل تصدیق است ولى اگر بخواهیم وارد بحث آن شویم موفق نخواهیم شد این است که بنده استدعا می‌کنم موافقت بفرمائید که همان پیشنهاد کمیسیون تصویب بشود و پیشنهادات دیگر بماند و در موقع خودش در بودجه مطرح بشود (صحیح است. رأى)

اسلامى- اجازه می‌فرمایید؟

رئیس- بفرمایید

اسلامى- عرض می‌کنم بنده بسیار متأسفم که در دنباله پیشنهاد بنده این جریانات پیش آمده

+++

و مجلس متشنج شد و بنده هم از ترس این که مبادا مجلس زیاد متشنج شود دنباله عرایض خودم را نگفتم (رأى- رأى) آقاى دکتر عبده گفتند در سایر ممالک ...

نمایندگان- رأى بگیرید رأى‏

رئیس- پیشنهاد رسیده که ماده واحده با تبصره‌ها تجزیه شود و جداگانه رأى گرفته شود (صحیح است) اول ماده واحده قرائت می‌شود (به شرح زیر قرائت شد)

ماده واحده- به وزارت دارایى اجازه داده می‌شود حقوق و هزینه‌های مستمر و غیرمستمر وزارتخانه‌ها و ادارات و بنگاه‌های دولتى و سایر هزینه‌های کشور و مصارف عمران و تولید و عام‌المنفعه را از بابت فروردین ماه 1327 در حدود اعتبارات اسفند ماه 1326 و با رعایت تبصره یک ماده واحده مصوب آبان ماه 24 و سایر قوانین و مقررات مالى و همچنین کمک هزینه کارمندان کشورى و لشگرى را مطابق قوانین مربوط از درآمد عمومى سال جارى کشور پرداخت نماید.

رئیس- چون پیشنهاد تجزیه را آقاى عامرى کردند بنابراین رأى با قیام و قعود گرفته شود رأى گرفته می‌شود به ماده واحده آقایانی که موافقند قیام کنند (اغلب برخاستند) تصویب شد، تبصره یک قراتت می‌شود

 (به شرح زیر قرائت شد)

تبصره 1- دولت موظف است در ظرف دو ماه از تاریخ تصویب این قانون در ماده چهار قرارداد قرضه 1911 مسیحى را به بانک شاهنشاهى ایران تسلیم نماید و بقیه قرضه مزبور را از درآمدهاى عمومى کشور تأدیه نماید

رئیس- رأى گرفته می‌شود به تبصره 1 آقایان موافقین قیام کنند (اکثراً برخاستند) تصویب شد تبصره 2 قرائت می‌شود تبصره 2- به وزارت دارایى اجازه داده می‌شود معادل 50 میلیون ریال از به وجه ساختمانى سال 1327 به وزارت راه را در سه ماه اول سال 1327 به اختیار آن وزارت بگذارد که به مصرف امور ساختمانى و تعمیرات راه‌های شوسه و پل‌ها رسانیده و پس از تصویب بودجه 1327 در شش ماه دوم سال مستهلک نماید

رئیس- آقایانی که با این تبصره موافقند قیام کنند (اکثراً برخاستند) تصویب شد در تبصره سوم یک پیشنهادى رسیده که قرائت می‌شود تبصره سه قرائت می‌شود

تبصره 3- وزارت دارایى مکلف است اجراى حکم داورى بین دولت و وارث مرحوم شیخ خزعل را موقوف و پس از تجدیدنظر در هیئتى مرکب از رؤساى شعب دیوان کشور و رئیس دیوان دادرسى دارایى چنانچه املاک ومستقلاتى به ملکیت ورثه مسلم شود مستقلات را عیناً و در مقابل اراضى به قیمت قبل از تأسیس راه‌آهن وجه نقد و خالصه‌جات از سایر شهرستان‌ها تسلیم نماید

رئیس- پیشنهادى از آقاى مهندس رضوى و چهار نفر دیگر رسیده که قرائت می‌شود پیشنهاد می‌کنم در صورتی که براى تبصره پیشنهادى آقاى دکتر متین دفترى درخواست تجزیه شود نسبت به تجزیه مزبور با ورقه رأى گرفته می‌شود.

عامرى- بنده مخالفم.

رئیس- مخالفت در موقع رأى نمی‌شود کرد عده حضار 102 نفر

 (اخذ رأى نسبت به تبصره پیشنهادى به عمل آمده پس از شماره 67 ورقه سفید تعداد شد)

رئیس- از صد و دو نفر عده حضار به اکثریت 67 رأى تصویب شد.

اسامى موافقین- آقایان:

سید حسن تقى‌زاده- عباس مسعودى- معین‌زاده باقرى- عرب شیبانى- صدر‌زاده- رستم گیو- نورالدین امامى- متین دفترى- مسعود ثابتى- آصف- تولیت- شکرالله صفوى- ممقانى- اسلامى- امیر‌نصرت اسکندرى- ضیاء ابراهیمى- بوداغیان- منصف- حاذقى- جعفر کفایى- دکتر آشتیانى- پالیزى ملک‌پور- اردلان- دکتر اعتبار- قوامى- حائرى‌زاده- دهقان- دکتر بقائى- شادلو- برزین- ناصرالدین ناصرى- گرگانى دکتر طبا- صاحب دیوانى- مهندس خسرو هدایت- حسین مکى- دکتر راجى- ملک‌مدنى- رحیمیان محمد ذوالفقارى- کشاورز صدر- دکتر مجتهدى- عدل اسفندیارى- غضنفرى- گنجه- بهادرى- محسن گنابادى- سلطان‌العلما‌- ناصر ذوالفقارى- موسوى- ساعد- دکتر رضازاده شفق- فتحعلى افشار- امامى اهرى- دکتر مصباح‌زاده- زنگنه- اخوان صاحب‌جمع- دکتر عبده- نبوى- افخمى- دکتر معظمى- لیقوانى- مهندس رضوى- دکتر ملکى. ممتنعین- هفت نفر.

رئیس- حالا رأى به ماده واحده با سه تبصره گرفته می‌شود عده حاضر 100 نفر (اخذ و استخراج آراء به عمل آمد 80 ورقه سفید شمارش شد) رئیس عده حاضر 100 به اکثریت 80 رأى تصویب شد. اسامى رأى‌دهندگان به ماده یک دوازدهم بودجه موافقین- ممقانى- دکتر ملکى- پالیزى- عدل اسفندیارى- دهقان- نیک پور- امیر‌حسین ظفر- متین دفترى- ملک‌پور- معین‌زاده- باقرى- سید ابولحسن حائرى‌زاده- ملک‌مدنى- شکرالله صفوى- مهدى مشایخى- کشاورز صدر- اخوان دکتر عبده- امامى اهرى- صاحب‌دیوانى- عرب شیبانى- نوالدین امامى- افخمى- دولتشاهى- لیقوانى- اردلان- اسلامى- موسوى- فاضلى- عباس مسعودى- مهدى صدر‌زاده- فتحعلى افشار- صاحب‌جمع- ناصر ذوالفقارى- دکتر رضا‌زاده شفق- شادلو- دکتر مصباح‌زاده- سلطان‌العلماء- آشتیانى‌زاده- دکتر طبا- محمد ذوالفقارى- مهندس خسرو هدایت بوداغیان- محمد‌تقى خوئیلر- مهدى ارباب- نراقى- ابوالفضل حاذقى- ارباب گیو- منصف- عزیز اعظم زنگنه- لاهوتى- کامل ماکویى- آصف- دکتر آشتیانى- تولیت- ظفرى- على محمد غضنفرى- دکتر معظمى- محسن گنابادى- بهادرى- امیر نصرت اسکندرى- قوامى برزین- اسدى- دکتر بقائى- مهندس احمد رضوى- مسعود ثابتى- نبوى- ضیاء ابراهیمى- مهدى باتمانقلیج- هراتى- گنجه- دکتر مجتهدى- ساعد- حسن مکى- دکتر اعتبار- رحیمیان- ملکى رئیس پیشنهادى رسیده که عصر جلسه باشد (نمایندگان- فردا فردا) (زنگ رئیس) اول پیشنهادى رسیده براى عصر اگر رد شد جلسه فردا می‌شود قرائت می‌شود

 (به شرح زیر قرائت شد)

پیشنهاد می‌کنم در صورت ختم جلسه یا اعلام تنفس جلسه براى امروز عصر تشکیل شود. اسلامى‏

اسلامى- بنده توضیح دارم نه روز است هرچه باید بگویند گفته‌اند بگذارید در تاریخ ایران ثبت شود که در یک روز دو مرتبه جلسه تشکیل شده.

حاذقى- من با ختم جلسه مخالفم.

رئیس- بفرمایید.

حاذقى- آقایان نمایندگان محترم استدعا می‌کنم در موقع طرح موضوع تنفس یا خاتمه جلسه همیشه توجه بفرمایید که ما در آن روز چه کارى انجام دادیم موضوع یک دوازدهم کارى بود که در جلسه سابق 5 شنبه تشریفاتش تمام شده بود (صحیح است) و می‌بایستی آن روز تمام شده باشد و حالا امروز اول کار ما است که بعد از این تنفس کرده‌ایم و خسته نیستیم و همه حاضر هستیم براى کار به استیضاح بپردازیم، اجازه بفرمایید که هر قدر ممکن است تا یک ساعت و نیم بعد از ظهر اقلاً جلسه ادامه پیدا کند.

اسلامى- در صورتی که جلسه ادامه داشته باشد بنده مسترد می‌کنم.

رئیس- آقاى امامى اهرى.

امامى اهرى- اگر اجازه بفرمایید چون دولت هم به عنوان موافق بیابات خودش را کرده براى این که وقت تلف نشود آقاى اسکندرى بیانات خود را بنمایند (صحیح است، احسنت، احسنت).

[4- بقیه مذاکره استیضاح]

 رئیس- آقاى عباس اسکندرى.

اسکندرى- بنده قبل از این که شروع به استیضاح بکنم مطلبى را لازم می‌دانم به عرض محترم مجلس شورای ملى برسانم البته این موضوع براى آینده مفید خواهد بود مجلس شوراى ملى در دو مرحله مطالبى را که دارد به وسیله مقام محترم ریاست به اطلاع دولت می‌رساند و دولت حضور به هم رسانیده وزیر یا هیئت دولت به آن مطالب جواب می‌دهد یک مرحله سؤال است وقتى شدیدتر شد می‌شود استیضاح در سؤال وزیر می‌پرسد که شنیده‌ام فلان قضیه در فلان جا واقع شده وزیر می‌آید می‌گوید یا نشده است یا شده است اشکالى اگر در آن کار بوده است مرتفع خواهیم کرد و نظر خودش را می‌گوید ولى در استیضاح این طور نیست، در استیضاح به دولت می‌گوید چرا این کار را کردى و به همین دلیل مرحله اول به جواب وزیر مسئول یا هیئت دولت خاتمه پیدا می‌کند و در مرحله دوم منتهى به یکى از شقوق ثلاثه رأى می‌شود آقایان محترم وقتى تصدیق فرمودند که این دو موضوع در حکم واحده است و فقط در مرحله دوم رأى بر آن اضافه می‌شود تصدیق خواهند فرمود که جریانى که در این استیضاح پیش آمد و از قراری که شنیدم در مجلس چهاردهم نیز واقع شده بود در هیچ یک از ادوار مجلس سابقه نداشته است من امیداوارم در آینده مجلس شوراى ملى در این موضوع امعان

+++

 نظر کند و دقت بکند (یکى از نمایندگان- چه موضوعى) اجازه بفرمایید بنده عرض می‌کنم هنوز نرسیده است وقتى بنده سؤال می‌کنم از آقاى سرورى وزیر دادگسترى که شما راجع به موضوع زندان تشریف بیاورید و من سؤالى از شما دارم یا راجع به موضوع قتل ارباب کیخسرو شاهرخ من از شما سؤال می‌خواهم سؤال کنم یا از آقاى وزیر کشور طبیعى است که آقایان نمایندگان که این جواب را نمی‌توانند بدهند باید وزیر مسئول بیاید بگوید این سؤال شما بى‌مورد است یا این سؤال وارد است، به طریق اولى وقتی که بنده استیضاح می‌کنم یا یک نفر از آقایان دیگر می‌خواهم ببینم آقایان نمایندگان وکالت از طرف ملت ایران دارند ولى از طرف دولت چه وکالتى دارند؟ (صحیح است)

رئیس- یک مطلبى که در مطرح می‌شود همیشه تمام نمایندگان می‌توانند صحبت کنند

سزاوار- استیضاح نماینده از نماینده ممنوع است.

دکتر عبده- موضوعى است مطرح شده همه می‌خواهند صحبت کنند و تمام نمایندگان در آن اظهار نظر می‌کنند هیچ وقت نمی‌شود عرایض نمایندگان را محدود کرده.

یک نفر از نمایندگان- سابقه دارد

اسکندرى- بله در مجلس چهاردهم این سابقه شد عرض کنم که مجلس در مو قع استیضاح هیئت قضائیه و هیئت منصفه است یعنى من مدعى هستم که این دولت خلاف کرده، دولت متهم است و باید بیاید جواب بدهد و مجلس هم بایستى روى آن قضاوت کند، از آقایان سؤال می‌کنم که هیچ قاضى قبل از وقت قضاوت می‌کند و اظهار نظر می‌نماید؟ بنده از جناب آقاى دکتر شفق دوست عزیز خودم که خیلى ایشان را دوست دارم و ارادت دارم می‌خواهم بپرسم که شما می‌دانستید که بنده چه می‌خواهم بگویم که قبل از وقت گفتید ورقه سفیدم را می‌دهم؟ بلکه من گفتم که یک کسى از این وزرا‌ آدم کشته است و اینهم سندش است، شما چطور قبل از وقت فرمودید ورقه سفید می‌دهم. اما آقایان می‌دانند که چون شما اهل دل هستید و از راه علاقه است و من هم به شما ارادت دارم می‌دانم که این را هم نظرى نداشتید، اما حق دارم گله بکنم از یک قاضى محترمى که 30 سال می‌گوید من قضاوت کردم آیا قبل از وقت قاضى می‌تواند اظهار عقیده بکند؟ قاضى که قبل از وقت اظهار نظر بکند ممنوع از رأى است طبق قانون چطور شما می‌گویید که ورقه سفید می‌دهید؟ ما می‌خواهیم اصول را رعایت کنیم شما قبل از وقت نباید قضاوت کنید (همهمه بعضى از نمایندگان)

رئیس- توجه کنید قطع کلام نشود.

اسکندرى- آقایان بنده قصد اسائه ادب به هیچ کسى ندارم، اینجا مجلس شوراى ملى است، اینجا تنها نقطه‌ای است که باید همه به این مرکز با نظر احترام نگاه کنند (صحیح است) این مطالبى که بنده عرض می‌کنم راجع به حالا نیست حالا که همه صحبت کردند براى آینده است باید دقت کرد قبل از وقت نمی‌شود قضاوت نمود، جز این که بنده فکر کنم که روى عشق و علاقه به یک اشخاصى صد درصد حسن نظر دارند و می‌گویند شما هرچه گفتید و بگویید هر چه بود و نبود ما ورقه سفید می‌دهیم، این دیگر صورت استیضاح پیدا نمی‌کند، اینجا بایستى رسیدگى بشود، باید به اسناد مدارک و مطالب و گفته‌ها رسیدگى شود بعد بگویند این حرف شما صحیح نیست، ولى خوب اتفاقاً آقاى برزین که همکار بنده هستند و هر دو از همدان هستیم ایشان هم گمان می‌کنم از روى عشق و علاقه بود، ایشان هم عاشق بودند و حالا بنده کم کم می‌فهمم که بنده هم عاشق هستم (خنده نمایندگان) عرض کنم این دامنه الوند یک اثرات عجیب و غریبى دارد و در بنده هم اثر کرده، ولى عشق بنده به کشور ایران است و آزادى‏... ما باید سعى کنیم که آزادى خودمان را حفظ بکنیم (صحیح است) و با هر دستى هر قوه که بخواهد این آزادى را مختل کند در صورت سلامت یا صورت بد ظاهر‌الصلاح یا غیر ظاهر‌الصلاح مبارزه کنیم، من شخصاً عاشق هستم و مبارزه می‌کنم، دست از طلب ندارم تا کام برآید، یا جان رسد به جانان یا جان ز تن برآید (احسنت) بعد از این موضوع که البته مربوط به استیضاح بنده نبود وارد استیضاح می‌شوم این استیضاح تقسیم‌بندى شده است و همان طور که منطق حکم می‌کند یک مقدمه بعد صغرى و کبرى و نتیجه، از بنده یک پیش درآمد است یک درآمد است و بعد یک‏... (همهمه- زنگ رئیس) در مدخل و دهلیز استیضاح بعد خود استیضاح منظور بنده از این استیضاحى که از دولت جناب آقاى حکیم‌الملک کردم این نیست که نسبت به سلف ایشان مثل قسمتى با اعظم از آقایان نمایندگان رأى داده باشم و موافقت داشته باشم با دولتى که سابق بود با یک جانشینى براى دولت حاضر تصور بکنم که مطابق میل من و آمال رفقا و دوستان و همکاران من موفق بشود که امور این مملکت را براى سعادت این مملکت به دست بیاورد و چون من عقیده دارم که ما و رفقاى ما بسیار خوب فکر می‌کنیم و تنها راهى هم که براى سعادت این مملکت است این است که ما بیاییم این بساط را مدت‌ها است که در این مملکت جریان دارد و می‌بینیم که روز به روز اوضاع این کشور را بدتر از اول می‌کند و این عواملى که هر روز با یک موافقت و یک مخالفت می‌آیند و بعد می‌روند پس فردا می‌بینید باز دولت آمد همان‌ها سعى می‌کنند مثل یک نمایشى لباس‌هایشان را عوض کنند وزیر اقتصاد ملى می‌شود وزیر راه، یا وزیر عدلیه جاى خودش را عوض می‌کند با وزیر مالیه و همان‌هایى که دیروز رأى نداده بودند یک دفعه می‌بینید که 107 رأى آوردند بنده خیال‏ می‌کنم که این اشخاص از عهده رهبرى این مملکت به سمت نجات و سعادت برنمى‌آیند فاقد آن قوه هستند و نمی‌توانند چرا شما وضع کشورتان را در نظر نمی‌گیرید ما هم مثل سایر مردم عالم روى دو پا راه می‌رویم دو چشم داریم دو دست داریم و این کارهایی که ما می‌کنیم این مخارجى که ما می‌کنیم این قدم‌هایى را که ما بر می‌داریم دیگران هم بر می‌دارند اگر از روى یک نقشه و اصول صحیحى اداره‌کنندگان این قدم‌ها را برمی‌داشتند ما باید بیک نتیجه مثبتى می‌رسیدیم ولى ما می‌بینیم که الان چهل و دو سال است که وضع کشورمان بهتر نشده و الان من می‌بینم که ما در همان قدم‌های اول سیر می‌کنیم و این 42 سال در تاریخ یک ملتى زیاد است، دقایقى است که می‌رود و برنمی‌گردد، بنده اینجا یک دفعه دیگر عرض کردم در همین مدت یک امپراطورى در شرق اقصى به وجود آمد و بعد به منتهی درجه عظمت خودش رسید و با یک امپراطورى کهنسالى مثل بریتانیا مقابله کرد، پس گناه ما شرقى بودن ما نیست، معلوم است که مشرق زمین هم در این مدت می‌تواند یک ملت داراى تمام مواهب طبیعى و سیاسى به وجود آورد، فقط مردمى لازم است که بتواند اداره امور مملکت را بکنند من هیچ نظر شخصى و یک غرض خاصى نسبت به هیئت دولت حاضر ندارم چرا؟ براى این که دلیلش را هم گفتم چون هیئت دولت بعد هم که بیاید از همین صورت تقریباً کم و بیش متشکل می‌شود، دولت قبل هم همین طور بود کم و بیش، اما بنده تا وقتى که این اصول، اصولى که مملکت را به نیستى و فنا سوق می‌دهد جریان دارد به اندازه قدرت خودم مخالفت می‌کنم و البته این وضع نسبت به دولت‌هایى که تشکیل می‌شود کم و بیش نسبت به خوبی و بدى آنها فرق دارد. ما براى این که موفق یشویم در دنیا و نتیجه بگیریم این طور در نظر گرفتم که بایستى سرمایه در دنیا کار باشد و مردم کشور همه بایستى کار بکنند و همه با هم تشریک مساعى نمایند و به نتیجه برسند و الّا پول و ثروت و اینها درجه دوم هستند، این کشور مردم لازم دارد این مردم هم عمل و کار می‌خواهند عیب بزرگى که در مملکت ما پیدا شده است این است که این مردم کار نمی‌کنند. متصدیان امور، بازرگانان، اعیان و مالکین، تمام طبقات دو چیز به جاى کار پیش گرفته‌اند یکى این که تا حرف می‌زنید می‌گویند ما براى نسل آینده کار می‌کنیم، هیچ عنوانى براى خودشان قائل نیستند، هیچ کارى نمی‌کنند، می‌گویند ما باید یک میراثى براى نسل آینده باقى بگذاریم، قول می‌دهم که آیندگان این میراث را از شما قبول نمی‌کنند، این میراث بى‌چیزى است، فقر است، بدبختى است، شما مثلاً یک مبلغى قرض براى آینده می‌گذارید، این احتیاجى دارد؟ شما باید کار بکنید آن وقت نتیجه عملتان یک چیزى باشد براى آینده و یا این که از گذشتگان زیاد یادآورى می‌کنیم، یک مطلبى را بگویم آقا، این کار بد است این کار را نکنید شما، اوضاع مملکت بد است، وخیم است، فکر بکنید وضعیت امروز خودتان را با دنیا بسنجید تا صحبت می‌شود فوراً چشمایشان را هم می‌گذارند و دستشان را دراز می‌کنند و یک دانه از قبرهاى پادشاهان سابق ایران را باز می‌کنند و استخوانش را در می‌آورند و می‌گویند ما اولاد کورش کبیر هستیم ما اولاد داریوش هستیم، ما اولاد اردشیر بابکان هستیم، من به شما قول می‌دهم که آن پدران از شما پسران بیزارند، شما هیچ ارتباط با ایرانیان قدیم ندارید، آنها یک مردمى بودند نیکنامى تحصیل می‌کردند، شما یک مردمى هستید که جز فقر و بدبختى که شما را گرفته، ناخوشى و بدبختی‌ها چیزى ندارید درست فکر کنید از شما می‌پرسم شما یک پسرى داشته باشید که این پسر شما بدمستى می‌کند، عربده می‌کشد هر روز گرفتار پلیس می‌شود

+++

و هر روز این طرف و آن طرف می‌برندش و بعد توى خیابان گدایى می‌کند و به هر کس که می‌رسد می‌گوید به من کمک کنید من پسر فلان وزیر هستم، پسر فلان وکیل هستم، شما هیچ میل دارید که او همچو معرفى از شما بکند؟ میل ندارید که همچو پسرى داشته باشید، پس بیخود نچسبید به این که ما پسرکى هستیم یا براى آتیه کار می‌کنیم، مردمى که می‌خواهند در جهان زنده باشند باید اول موجودیت خودشان را حفظ کنند باید اول براى خودشان کار کنند، این کار را که کردید اگر نیکنامى تحصیل کردید نیکنامى مال گذشتگان و نتیجه مال آیندگان خواهد بود، و الّا اگر شما تصور کنید در دنیاى کنونى تمام این عناوین و القاب امپراطورى گذشته ایران را براى شما با یک مختصر چیزى پشیزى معامله کنند خیر هیچ کس قبول نمی‌کند، اگر قرار بود نسبت به این القاب و عناوین و گفتن این که ما روزى از سند تا فرات را مالک بودیم به بنده و شما چیزى می‌داد از ما مردمى مقدم‌تر در عالم بودند و می‌بایستی می‌رفتند و به مومیایى رامسس دوم امپراطورى دنیا را می‌دادند چون پنج هزار سال قبل بوده است پنج هزار سال سابقه دارد، ما این اندازه که نداریم، ما آنرا که نگاه می‌کنیم از روى حساب می‌گوییم دو هزار و چهار صد سال پیش هخامنشى تشکیل یک سلطنتى داد او مقدم بر ما است، به مرده‌ها چیزى نیدهند باید زنده بود و زندگانى کرد باید عمل داشت و کار کرد متأسفانه این طرز فکرى است که در مملکت ما به جاى عمل جایگزین شده، آقاى تقى‌زاده در نطق اولیه خودشان که در مجلس شوراى ملى ایراد فرمودند مردم را در این مملکت بدو طبقه تقسیم کردند، به نظر بنده خوب تقسیم کردند یک فرمودند مردم و دیگرى طبقه عامه و اکثریت تام کشور که این‌ها هم مردم هستند، درست همه مرده‌اند و نیم بیتى هم از شاعر معروف ملى ما عارف بیان فرمودند آن نیم بیت این بود حشمت محتشمان مایه مرگ فقرا است (صاحب جمع- مال آقاى ملک‌الشعرا‌ء است) نخیر، دو بیت دیگر هم هست که آن را بنده می‌خوانم می‌گوید: یا رب این شهر چه شهر است چه خلقند این خلق که به هر رهگذرى نعش فقیرى پیدا است می‌شنیدم به سحر طفل یتیمى می‌گفت. هر بلائى که به ما می‌رسد از این وزرا‌ است‏

(یکى از نمایندگان- این را براى قدیم گفتند 9 بله قدیم گفتند ولى حالا این طور است این یک مرد بزرگ و گوینده معروفى است بسیار به موقع است ما در اینجا یک یادى از این شخص بکنیم که در تمام دوران زندگى خودش با یک قناعت و تقوایى زندگانى کرد آقاى دکتر شفق هم به موقع خودش قدر خدمت او را دانستند و مجموعه او را تهیه کردند و چاپ کردند و بنده به نام علاقمندان به عارف از ایشان قدردانى می‌کنم این شخص به قدری سعى می‌کرد به آقا.

رئیس- آقاى اسکندرى یک پیشنهادى آقاى حائری‌زاده کرده‌اند که چون بیانات شما مفصل است تنفس داده شود. پیشنهاد قرائت می‌شود (به شرح زیر قرائت شد) بنده پیشنهاد می‌کنم تنفس داده شود و فرمایشات ناطق محترم را در روز بعد استماع کنیم‏

رئیس- آقاى حائرى‌زاده.

حائرى‌زاده- همه ما به بیانات حضرت والا آشنا هستیم و خیلى طولانى خواهد بود فرمایشات ایشان براى این که از این پیش مقدمه‌ای که گفتند پیدا است عصر هم آقایان وزرا‌ گرفتارى‌هایى دارند اگر بشود براى فردا سه و نیم به ظهر یعنى ساعت هشت و نیم جلسه باشد و این جلسه تخصیص داده بشود به فرمایشات ایشان بهتر خواهد بود.

حاذقى- بنده مخالفم.

رئیس- بفرمایید.

حاذقى- اجازه بفرمایید آقایان محترم ملاحظه بفرمایید که در مجالس دنیا جلسه‌هایى به طول 8 ساعت و 10 ساعت تشکیل می‌شود و در یک موضوع بحث می‌کنند و در یک موقع حساسى که مربوط به مملکت است امعان نظر می‌کنند و حوصله و بردبارى به خرج می‌دهند، آقاى حائرى‌زاده می‌فرمایند چون حرف ایشان تمام نمی‌شود تنفس بشود، حالا عرض می‌کنم که ما لا یدرک کله لا یترک کله، عرض می‌کنم که اجازه بفرمایید صحبت کنند اگر خدا رحم و انصافى بدلشان انداخت شاید فرمایشاتشان تمام شد اگر هم بیرحمانه تاخت و تاز کردند و ادامه دادند جلسه دیگر تشکیل می‌شود و ادامه می‌دهند

‌رئیس- به پیشنهاد آقاى حائرى‌زاده مبنى بر تنفس و جلسه فردا رأى گرفته می‌شود آقایانى که موافقند قیام کنند (عده کمى برخاستند) تصویب نشد

مکى- آقا چهار ساعت که نمی‌شود مردم را معطل کرد پس تنفس بدهید.

رئیس- آقاى اسکندرى بیاناتتان را بفرمایید.

اسکندرى- در جریان جنگ بین‌الملل اول عارف آن شاعر بزرگ ملى ما می‌گوید که:

لباس مرگ بر اندام عالمى زیبا است

چه شد که کوته و زشت این قبا به قامت ما است

براى ریختن خون فاسد این خلق

خبر کنید که چنگیز پى خجسته کجا است

زحد گذشت تعدى و کس نمی‌پرسد

حدود خانه بى‌خانمان ما به چه جا است

چه شد مجلس شورى نمی‌کند معلوم

که خانه خانه غیر است یا که خانه ما است (احسنت) و همین گوینده که آن همه امیدوارى و غرور ملى داشت در یک موقعى که دولت ایران مواجه شد با تجاوزات روسیه تزارى و و امپراطورى بریتانیا به زمامداران آن روزى متغیر می‌شود و شعرى می‌گوید

 که حالا من این طور می‌خوانم می‌گوید

چون حکیم‌الملک شد مملکت دار

بعد از این وکیلان خدا نگهدار

چرا چنین فکر نموده بود. در طى همین استیضاح با سند مسلمى که در دست دارم و به اطلاع مجلس شورای ملى می‌رسانم نگرانى این مرد بزرگ را نشان می‌دهم، بنده در این بیاناتی که اینجا در حضور مجلس شوراى ملى می‌کنم تمام آنچه که متعقب این مذاکرات من است در حداکثر و اعلى براى خومدم اهمیت نمی‌دهم بنده به هیچ صورتى نمی‌ترسم در برابر این منظوری که براى عظمت کشور ایران و آزادى و استقلال این مملکت است از هیچ قوه‌ای نگرانى ندارم ما همگى باید سعى کنیم آنچه که ارتباط بین مردم و دولت است یعنى این قانون اساسى به تمام معنى حفظ شود، ما غیر از این چیزى نداریم، قوانین عادى بر پایه قانون اساسى ممکن است بیاید لغو شود و برود بازه‌ام همان قوانین را مجلس شوراى ملى می‌تواند لغو کند، خوشبختانه من در خانواده‌ای تربیت شده‌ام که تبعیت می‌کند از اصول پیشواى بزرگى چون على امیرالمومنین پیشواى بزرگ عالم تشیع و مورد احترام تمام ملل اسلامى (صحیح است) امیرالمومنین در موقعی که گردنگشان به مردم ظلم و جور و تجاوز می‌کنند به آنها می‌فرمایند، می‌گوید این کارها را نکنید شما یک مردم فانى هستید فکر بکنید چه بودید از کجا آمده‌اید، ببینید دیگران به کجا رفته‌اند و شما هم به همانجا خواهید رفت از یک طرف دستور می‌دهد طورى در دنیا زندگى کن که خیال کنى الان می‌خواهند حسابت را برسند یعنى الان خواهى مرد، ولى فوراً پشت سرش می‌گوید طورى زندگى کن که تصور کنى همیشه زنده خواهى بود یعنى درستى بکن، نیکى بکن، حسن رفتار و کردار داشته باش و براى امور اجتماعى هم خدمت بکن این همان چیزى است که ما که اولادان ایرانى و مسلمانانى هستیم که افتخار و احترام داریم که به این مرد بزرگ تبعیت می‌کنیم ما خودمان عملاً این دستور را رفتار نمی‌کنیم بدبختى این است ما اگر این تعالیم را سرمشق خودمان قرار می‌دادیم زندگی‌مان غیر از این بود (صحیح است) می‌فرماید که گردنکشان در قلل جاه و وقار و عزت در قله‌های کوه‌های عزت بیتوته کرده‌اند و خیال کرده‌اند که اینجا براى آن‌ها پناهگاه است، اشتباه می‌کنند پائین آمدند بعد داز آن عزت‌ها از آن آغل‌های خودشان از آن پناهگاه‌های خودشان سرازیر شدند به سمت قبرهاى خودشان و چقدر بد سرازیر شدند وقتی که آن گورکن با آن دندان‌های کج و معوجش گور را باز کرد و این‌ها را سرازیر کرد توى گور وقتی که اینها را دفن کردند یک نداکننده‌اى فریاد می‌کرد کجاست بستگان شما و کجا هستند تاج و دیهیم‌های شما و کجا هستند حلل و زیورهاى شما. باتوا على قلل الاجبال تحرسهم غلبوا الرجال فلم ‌ینفعهم القلل و استنز‌لوا بعد عز عن معاقلهم الى مقابرهم یابئس ما نزلو ناداهم صارخ من بعد ماد ‌فنوا این الاسرة و التیجان و الحلل وقتی که ما این را داریم و چنین پیشوایى داریم انصاف نیست یک مردمى این طور در کشور خودمان داشته باشیم ما این دستور و تعالیم را باید عمل کنیم چه تصور می‌کنید؟ به خدای واحد مرگ به شما نزدیکتر از رگ گردن شما است کى به شما خبر می‌دهد که از اینجا که می‌روید بیرون صحیح و سالم به خانه‌تان می‌رسید براى این زندگى موقتى این قدر تلاش بیخود می‌کنید چرا این قدر می‌ترسید، بدانید یک روز حسابى هست و آن روز حساب دو تا است یکى روز حسابى که در آن دنیا خواهید داشت و یک روز حساب هم اینجا هست آقایان ممکن است در داخل و خارج تصور بکنید که این روز حساب به این نزدیکى نیست اگر به این نزدیکى که من تصور می‌کنم نباشد به آن دورى هم که شما فکر می‌کنید نیست (خنده نمایندگان) چنان که عرض

+++

کردم‏ امروز دنیاى کنونى دنیاى عمل است در برابر کار به مردم مملل مزد می‌دهند بایستى ما براى سرزمین خودمان کار بکنیم به این مردم خدمت بکنیم یعنى اول بگوییم به خودمان خدمت می‌خواهیم بکنیم وقتى که خدمت به خودمان کردیم خدمت به مردم خواهد شد اشتباه نشود در منطق یک اصلى هست توضیح داده می‌شود خدمت چیست؟ عملى که شما می‌کنید که منافع خودتان و مردم در او باشد به او می‌گویند خدمت وقتى که منافع خودتان را در نظر گرفتید و منافع مردم را در نظر نگرفتید آن می‌شود خیانت و انسان حتماً باید در دنیا غرضى داشته باشد بعضى اشخاص می‌گویند من غرضى ندارم اگر ایشان غرضى نداشته باشند به حکم عقل و منطق غلط است باید غرض بد نداشته باشند اگر نه شما از خانه‌تان بیایید بیرون و بعد همین طور راه بروید در کوچه و بعد بگویید بنده غرضى ندارم قطعاً به مجلس نخواهید رسید ولى به جاى دیگر می‌رسید مغز باید کار کند و باید به جایى برسید آن غرضى که با منافع نوعى توأم باشد اسمش خدمت است اگر مغایرت پیدا کرد اسمش خیانت است براى این قضیه باید ما فکر گذشته را همان طور که گفتم بکنیم ما باید بدانیم که امروز ملل مرده اهمیتى در دنیا ندارند کلده و آشور در دل زمین دفن شدند آتیلاها که در دنیا می‌آمدند و دعوى می‌کردند که ما هر جا رد می‌شویم زیر پاى اسب ما دیگر علف سبز نخواهد شد از استخوان سر این گردنکشان کود شیمیایى درست کردند و بعد مزارع سبزى را با آن آبیارى کردند و سبز و خرم نمودند دوران این حرف‌ها گذشته است ما بایستى پایه عمل خودمان را روى درستى نیکى نیک کردارى بگذاریم و جلو برویم کهنگى به درد نمی‌خورد اگر براى مثال ممالک متحده آمریکاى شمالى را مثل بزنیم یک مملکتى است جدید مردمى است تازه به دوران رسیده، 150 سال هم دوره حکومت اینها است و اینها در دنیا امروز در درجه اول آقایى می‌کنند هیچ از گذشتگان همه صحبتى ندارند و بر دنیاى کهن می‌خندند و امپراطورى ایران هم صحنه یکى از بازی‌های او است و از غرور جوانى است که هواپیماهاى او شکم آسمان را می‌درد و بر پشت اوقیانوس با کشتی‌های خود تازیانه می‌زنند یونان بزرگ را که مرکز بزرگ علم و فلسفه و صنعت است چون گویى میدان بازیچه خود قرار می‌دهد...

رئیس- تأمل بفرمائید باز پیشنهادى براى تنفس رسیده قرائت می‌شود

 (به شرح زیر قرائت شد)

ریاست محترم مجلس شورای ملى پیشنهاد می‌کنم که چون بیانات آقاى اسکندرى طولانى است جلسه به عنوان تنفس ختم و به فردا موکول شود دکتر طبا

رئیس- آقاى دکتر طبا.

دکتر طبا- آقایان توجه بفرمایند الان قریب 80 نفر از آقایان مایلند بیانات آقاى اسکندرى را گوش بدهند و خسته هم هستند آقایان این پیشنهاد بنده براى این بود که اغلب آقایان بهتر می‌توانند با توجه بیشترى به بیانات ایشان گوش بدهند بنابراین خواهش داشتنم که جلسه ختم بشود و جلسه فردا صبح باشد.

دکتر بقائى- بنده مخالفم.

رئیس- بفرمایید.

دکتر بقائى- علت مخالفت بنده فقط براى یک چیز است و آن اینست که توجه بدهم به آقایان وقتى ما دفاع می‌کردیم و خواهش می‌کردیم از آقایان که جلسه عصر باشد براى این بود که بشود کارکرد جلسه اگر شب تشکیل می‌شد تا نصف شب و بیشتر می‌توانستیم کار کنیم حالا سه ساعت که کار کردیم بعد آقایان گرسنه شدند

رئیس- باید رأى گرفت.

نمایندگان- عده براى رأى کافى نیست، آقاى دکتر بقائى مخالفت خود را پس می‌گیرند؟

دکتر بقائى- بله پس گرفتم.

[5- تعطیل جلسه به عنوان تنفس‏]

رئیس- بنابراین جلسه را به عنوان تنفس ختم می‌کنیم و فردا ساعت هشت و نیم صبح جلسه تشکیل خواهد شد

 (جلسه در ساعت یک و بیست دقیقه بعد از ظهر به عنوان تنفس ختم شد)

 

اخبار مجلس

روز پنجشنبه دوم اردیبهشت ماه 27 شش بعدازظهر کمیسیون بودجه به ریاست آقای دکتر بقائی تشکیل پیشنهاد آقای نراقی در مجلس راجع به قرضه دولت به بانک شاهنشاهی که ضمن طرح لایحه 1 دوازدهم فروردین شده بود مطرح و با اصلاحی موافقت شد که به عنوان تبصره به ماده واحده 1 دوازدهم اضافه شود

به تاریخ سه‌شنبه 7/2/327 پنج ساعت بعد از ظهر کمیسیون بودجه با حضور آقایان انواری و بهنیا مدیران کل وزارت دارایی به ریاست آقای میر سید علی بهبهانی تشکیل لایحه بودجه 27 مورد رسیدگی قرار گرفت رقم اول درآمد مربوط به مالیات املاک مزروعی مطرح مذاکرات مفصل در اطراف آن به عمل آمد و قرار شد در جلسه آینده کمیسیون صورت جزء سال‌های گذشته این درآمد از طرف وزارت دارایی تقدیم کمیسیون گردد جلسه ساعت هفت بعدازظهر ختم و جلسه آینده به روز شنبه 3 ساعت قبل از ظهر موکول شد.

 

قوانین‏

شماره 2322           7- 2- 327

وزارت دارایى

 

قانون اجازه افزایش سهمیه ایران در صندوق بین‌المللى پول و بانک بین‌المللى ترمیم و توسعه که به تصویب مجلس شورای ملى رسیده و فرمان ملوکانه در اجراى آن شرف صدور یافته است به شرح زیر ابلاغ می‌گردد: با تأییدات خداوند متعال ما پهلوى شاهنشاه ایران محل صحه ملوکانه نظر به اصل بیست و هفتم قانون اساسى مقرر می‌داریم ماده اول- قانون اجازه افزایش سهمیه ایران در صندوق بین‌المللى پول و بانک بین‌المللى ترمیم و توسعه که در جلسه بیست و ششم فروردین ماه 1327 به تصویب مجلس شورای ملى رسیده و منضم به این دستخط است به موقع اجرا گذاشته شود.

ماده دوم- هیئت دولت مأمور اجراى این قانون هستند. به تاریخ سی‌ام فروردین ماه 1327) قانون اجازه افزایش سهمیه ایران در صندوق بین‌المللى پول و بانک بین‌المللى ترمیم و توسعه

ماده واحده- مجلس شورای ملى با توجه به بند 3 ماده واحده قانون مصوب ششم دی ماه 1324 به دولت اجازه می‌دهد که با ازدیاد سهمیه ایران در صندوق بین‌المللى پول از 25 میلیون دلار به 35 میلیون دلار و افزایش سهمیه ایران در بانک بین‌المللى ترمیم و توسعه از 24 میلیون دلار به 32 میلیون و ششصد هزار دلار موافقت نماید پرداخت اضافه سهمیه‌های مزبور باید به ترتیب مقرر در قانون ششم دیماه 1324 به عمل آید. این قانون که مشتمل بر یک ماده است در جلسه بیست و ششم فروردین ماه 1327 به تصویب مجلس شوراى ملى رسید. رئیس مجلس شورای ملى- رضا حکمت اصل قانون به ضمیمه فرمان ملوکانه در دفتر نخست وزیر است.

م- 363 نخست وزیر

شماره 15866- 37059               27- 12- 26

آقاى ملامصطفى مدرس شوى

به موجب این ابلاغ دفاتر شما را در دهستان شوى (حوزه ثبت بانه) براى ثبت ازدواج و طلاق رسمیت می‌دهد وزیر دادگسترى

شماره 16312- 36935            27- 12- 26

 آقاى سید عبدالحسن الیاسى

 به موجب این حکم به سمت سردفترى اسناد رسمى درجه سوم بخش طرگان خرم آباد منصوب می‌شوید طبق مقررات مشغول انجام وظیفه شوید. وزیر دادگسترى

+++

تصویب‌نامه‌ها

شماره 1444                   6- 2- 1327

وزارت دارایى‏

 

هیئت وزیران در جلسه اول اردیبهشت ماه 1327 بنا بر پیشنهاد شماره 836- 119- 24- 1- 1327 وزارت کشور و موافقت شماره 74686- 1- 25- 12- 326 وزارت دارایى تصویب نمودند که از تاریخ صدور این تصویب‌نامه از کلیه بهاى برگ توتون به مأخذ هر صد ریال 75 دینار به عنوان عوارض از زارعین توتون کار گرگان به وسیله اداره دخانیات گرگان به نفع شهردارى گرگان وصول و عیناً به شهرداری پرداخت گردد. تصویب‌نامه در دفتر نخست وزیر است.

م- 353 نخست وزیر

شماره 866    6- 2- 1327

 وزارت دارایى

 

هیئت وزیران در جلسه اول اردیبهشت ماه 1327 طبق پیشنهاد شماره 229- 3562 وزارت کشور تصویب نمودند از تاریخ صدور این تصویب‌نامه عوارض مقرره در تصویب‌نامه شماره 6562- 31- 2- 1325 هیئت وزیران برابر همان تصویب‌نامه فقط از کالاهاى وارده مصرفى شهر شیراز دریافت گردد و اجناس و کالاهاى عبورى از پرداخت عوارض معاف خواهد بود تصویب‌‌نامه در دفتر نخست وزیر است.

م- 354 نخست وزیر

شماره 24046         6- 2- 1327

وزارت دارایى

 

 هیئت وزیران در جلسه اول اردیبهشت ماه 1327 بنا به پیشنهادشماره 10227- 101917- 1- 12- 1326 وزارت کشور تصویب نمودند که بخش دشت گرگان که تابع شهرستان گرگان است تبدیل به شهرستان گردیده و مرکز آن گنبد کاوس و کماکان تابع گرگان باشد- تصویب‌نامه شماره 248- 22358- 21- 11- 26 به این وسیله ملغى می‌شود. تصویب‌نامه در دفتر نخست وزیر است.

م- 355 نخست وزیر

شماره 2546 6- 2- 327

وزارت دارایى

 

هیئت وزیران در جلسه اول اردیبهشت ماه 1327 بنا به پیشنهاد شماره 2- 69947 وزارت دارایى به تاریخ 16- 1- 1327 براى اجرا و تکمیل مواد 7 و 11 تصویبنامه شماره 15056 مورخ 15- 7- 326 تصویب نمودند:

براى توسعه کشت چاى و تهیه چاى مرغوب مبلغ سى میلیون ریال از محل سود بازرگانى دولت وصولى از چای‌های وارده در سال 1326 به عنوان سپرده ثابت براى مدت پنجسال به بانک کشاورزى و پیشه و هنر بپردازد تا بانک نامبرده بتواند براى ورود کارخانجات تهیه چاى و زارعین چاى وام بدهند. سپرده مورد بحث را در رأس مدت بانک کشاورزى با فرع معتدلى به وزارت دارایى باید مستر دارد.

تصویب‌نامه در دفتر نخست وزیر است.

پ- 362 نخست وزیر

بقیه صورت گیرندگان ارز     حرف د

شماره نام                                            شرح واردات                                           میزان ارز

1- آقاى ا. دوید                                        اجناس الکتریکى                                    لیره 60

2- آقاى دیب جند                 چاى- ریسمان- قلع- قماش- گونى- زاج- دارچین              16/ 44719 

3- سید عباس دلرخى سیدى          جرثقیل دستى- میله فولاد                                     925

4- سید ضیاء دهدشتى                  آلمینیوم ورق- چرم تخت کفش                              676/ 03

5- یوسف دانیال                                          قماش                                              10  / 1897

6- عباس درامیان                                         دارو                                                     288

7- کاظم دربندى                              طورى ابریشم- قفل                                            1795

8- عباس دربندى                            قفل- ماشین سلمانى                                      10/ 3340

9- داروخانه مولیون                                قلع- دارو- شیشه                                       5023/ 06

10- حاج سید حسن دگمه‌چى              جوراب- دوچرخه- چراغ قوه- قماش- نخ و ابریشم- تکمه- کاغذ 06/ 20088

11- خلیل دشتى                                قلع- قماش نخى- پارچه ابریشم مصنوعى          01‌‌ /8603

12- س. دوبونو                                   کتب و مجلات                                                   13/ 750

13- ف- س- دارابجى                     صفحات گرامافون- کتان هندى- لاجورد- پارچه- موتورسیکلت 17900

14- الیاهو دانیال پور                          دستمال- دوچرخه- جوراب- قماش- طور چراغ-         15 / 3800

15- محمد لوحه‌دانى                         قلع- آلمینیوم- کاغذ                                                  4336

16- رحمت الله دلیجانى                              دارو                                                          15/ 311

17- عنایت الله دانشگر     پارچه- دوچرخه- حوله- قفل- پارچه ابریشم مصنوعى- اجاق خوراک پزى 27807

18- داود سلیمان حکیمیان                     چرم گاومیش                                                       1696

19- سلیم دانکور                                کاغذ سیگار- کاغذ چاپ- قلع- پلاتین- جوراب زنانه        114156

20- محمد دانشمند                                 قماش- قلع                                                 10/ 7049

21- احمد دانشمند                                    قماش                                                          1131

22- محمد دانشور                                        چاى                                                         45984

23- حسن دستمالچى                               سوزن خیاطى                                                1651

24- حاج نصرالله دهدشتیان                              شکر                                                        4336

25- حاج محمد على دستمالچى                  نخ کانوا- پارچه پالتوى- پارچه پشمى- آهن            4778

26- عبدالرحیم دستمالچیان                          بادبزن برقى- پارچه پشمى- ورق آلمینیوم            4173

27- محمود دبیرى                                      قرقره- کاغذ مومى- تورى چراغ- شیشه- میخ        9866

28- محمدرضا و محمد‌تقى دهدشتى             سمنت- قماش نخى                                 02/  8764

29- برادران دهدشتى                                    قلع                                                           6711

30- دهدشتى اخوان                                     قلع                                                          10312

31- حسنعلى داروگر                                     دارو                                                    05/  1192

32- محسن دیلمقانى                                   آلمینیوم                                                      1232

33- دکتر جهانگیر درویش                                دارو                                                            192

34- جواد درزکنانى                                      پیراهن ابریشمى                                             825

35- جواد دربندى                            سوزن خیاطى- مداد تراش- قلم خودنویس- کمربند پلاستیک 2618

36- کاظم دادرس جوراب زنانه 2000

37- غلامعلى دواچى                                   دارو و هزینه حمل دارو                               05/ 576

38- لقمان دروشى                                      دارو                                                      18/ 1899

39- على اصغر دنیایى                                  کرب دوشین                                                 1700

40- قاسم دقیق‌فکر                                     شیشه- لاستیک اتومبیل                                 4270

41- حاج محمد دیهیمى                                دوچرخه                                                       2200

42- حاج عبدالعلى دزفولى                            ترازو- ماشین برنج خوردکنى                               873

43- دکتر محمد دیبایى                                  لامپ چراغ دوچرخه                                           50

44- دکتر محمد دیارى                                     رادیو                                                           250

45- ن- داودزاده                                             نخ کلاف‌دوزى                                                125

46- حبیب‌‌الله دقیقیان                                     بند ساعت و دگمه- سوزن خیاطى                    149

47- بخش دارو                                               دارو                                                            312

48- على درودى                                           پارچه ابریشمى- مخمل- فولاد- آهن            07/ 6576

+++

شماره نام                                              شرح واردات                                                 میزان ارز

49- علینقى درودى                                        مس ورق لیره                                            3200

50 عباس داروئیان                                         دارو و آمپول                                                 252

51- ابوالقاسم دیر                                         آبونمان مجله                                                 10                                

52- دیم‌تری دیمتریف                                      دارو                                                              6

53- عبدالرحیم دیلمانیان                                 قماش                                                    19/ 512

54- نصرت‌الله                                                دل آسا دستکش طبى                               19/ 17

55- غلامرضا داروگر                                        دارو- کنین                                           03 / 1429

56- عبدالحمید داود حکیمى                            چاى                                                    16/ 4178

57- دکتر منوچهر دولتى                                  کتاب                                                          10

58- دکتر قمرالدین دولت آبادى کتاب 10

59- تجارتخانه حاج میرحسن دواچى                  روغن ماهى- دارو                                  19 /  279

60- دکترمحمد دادخواه                                    کتاب                                                         10

61- دانیلیان                                                  آبونمان مجلات- کتاب                                   35

62- کتابخانه دانش                                         کتاب و مجلات                                     04 / 2284

63- تجارتخانه دیانت                                        دارو                                                           55

64- بازرگانى درستى                                      پارچه پیژامه‌ای                                           2520

حرف ذ

1- روح‌الله د. ذکایى                                        قیچى و سوزن خیاطى                                   800

 

شماره 17630- 2489                   31/ 1/ 27

آقاى سید محسن بهبهانى‏

به موجب این ابلاغ دفتر شما را در شهر تهران براى ثبت ازدواج رسمیت می‌دهد

وزیر دادگسترى شماره 1521/2530                   31/ 1/ 327

آقاى حسین ایرانمدار سر دفتر اسناد رسمى شماره 26 اصفهان

 به موجب این ابلاغ محل رسمیت دفتر شما به شهر‌رى (حضرت عبدالعظیم) تبدیل می‌شود طبق مقررات مشغول انجام وظیفه شوید. وزیر دادگسترى شماره1470/ 2513          1/ 2/ 327

آقاى محمد خانیکى سردفتر اسناد رسمى شماره 10 کاخک گناباد

چون به موجب دادنامه قطعى مورخه 27/ 10/ 26 دادگاه بدوى انتظامى سردفتران محکوم به توبیخ با درج در مجله رسمى شده‌اید لذا اداره کل ثبت بدین وسیله مفاد دادنامه مزبور را در مورد شما اجرا می‌نماید مدیر کل ثبت شماره‏

18099- 37628              22- 12- 26

آقاى محمد وحید گلپایگانى

به موجب این حکم به سمت سردفترى اسناد رسمى درجه سوم تهران منصوب می‌شوید طبق مقررات مشغول انجام وظیفه شوید

وزیر دادگسترى شماره 18190- 36573           23- 12- 26

آقاى حسن پرورش سردفتر اسناد رسمى سابق دامغان

به موجب این ابلاغ رفع تعلیق شما را از تصدى دفتر اسناد رسمى اعلام می‌دارد طبق مقررات مشغول انجام وظیفه شوید

وزیر دادگسترى شماره 18194- 36581              13- 12- 26

آقاى عبدالحمید آشتیانى دفتر‌یار درجه اول دفتر اسناد رسمى شماره 27 تهران

 به موجب این حکم به سمت سردفترى اسناد رسمى درجه سوم شهر مشهد منصوب می‌شوید طبق مقررات مشغول انجام وظیفه شوید

وزیر دادگسترى شماره 18108- 37660              22- 12- 26

آقاى محسن مدرس تهرانى دفتر‌یار درجه اول تهران

 به موجب این حکم به سمت سردفترى اسناد رسمى درجه سوم تهران منصوب می‌شوید طبق مقررات مشغول انجام وظیفه شوید

وزیر دادگسترى شماره 18101- 37644           22- 12- 26

آقاى سید جواد خلیلى عراقى دفتر‌یار درجه اول دفتر اسناد رسمى شماره 89تهران

به موجب این حکم به سمت سردفترى اسناد رسمى درجه سوم شهر مشهد منسوب می‌شوند طبق مقررات مشغول انجام وظیفه شوید

وزیر دادگسترى شماره 16674- 37021                    27- 12- 26

آقاى محمد بیگدلى سردفتر ازدواج دهستان خدابنده‌لو زنجان

به موجب این ابلاغ استعفاى شما از تصدى دفتر ازدواج پذیرفته می‌شود

وزیر دادگسترى شماره 16722- 37039                 28- 12- 22

آقاى ابوالفضل نیکویى سردفتر اسناد رسمى دلیجان قم‏

به موجب این ابلاغ دفاتر شما را در قصبه دلیجان براى ثبت ازدواج و طلاق رسمیت بدهد

وزیر دادگسترى‏

آقاى بهاء‌الدین طباطبایى زیبا دفتر‌یار و نماینده دفتر اسناد رسمى شماره 45 تهران‏

به موجب این ابلاغ یک ماه مرخصى درباره شما تصویب می‌شود و در غیاب آقاى محمد‌حسن ذکایى دفتریار و نماینده دفتر اسناد رسمى شماره 115 تهران کفالت امور محوله را عهده دار می‌باشید تاریخ شروع به استفاده را به وسیله ثبت اسناد و املاک تهران گزارش دهید

مدیر کل ثبت

+++

بقیه جلسه 60

صورت مشروح مجلس روز یکشنبه پنجم اردیبهشت ماه 1327

 

1-بقیه مذاکره در استیضاح

2- تعطیل جلسه به عنوان تنفس

 

 [1- بقیه مذاکره در استیضاح‏]

رئیس- چون جلسه پیش تنفس داده شده آقاى عباس اسکندرى بیانات خود را ادامه می‌دهند. بفرمایید:

اسلامى- بنده اخطار دارم عرایض بنده را روزنامه‌نویس‌ها و اداره رادیو ...

رئیس- بفرمایید:

اسلامى- بنده دیروز عرایضى عرض کردم که تحریف شده است در روزنامه‌ها و رادیو (مکى- روزنامه به مجلس چه مربوط است) اعتراض مربوط به جلسه مجلس است آقا، این مربوط به خود آقایان است، روزنامه نوشته بود که بنده پیشنهاد کردم که دانشگاه ضمیمه وزارت فرهنگ بشود، پیشنهاد بنده اینجا موجود است، بنده پیشنهاد کردم بودجه دانشگاه ضمیمه وزارت فرهنگ بشود. به چه مناسبت ... (دکتر بقائى- نتیجه پیشنهاد این بود) به جهت این که نماینده سه هزار دانشجویان حقوق، عصر پنجشنبه همه مقابل مجلس داد و فریاد می‌کردند، نسبت به اعراضاتی که نسبت به دانشگاه می‌شود اظهاراتى می‌کردند، بنده مأمور بودم عرایض خودم را در مجلس شوراى ملى به عرض برسانم و ناچار بودم در موقع طرح بودجه ضمیمه شدن بودجه را بهانه کنم و به این بهانه حرفى بزنم، آقایان نگذاشتند بنده توضیح بدهم، اگر بنده توضیحاتى می‌دادم تمام اینها روشن می‌شد و این همه جنجال و هیاهو نمی‌شد، بنده خودم دانشجوى دانشکده حقوق بودم چه طور راضى می‌شوم اجحافاتی که می‌شود نسبت به دانشجویان در مجلس عرض نکنم.

رئیس- اظهارات اشخاص در روزنامه‌ها به هیچ وجه در مجلس اثرى ندارد فقط اظهارات در صورت مجلس و روزنامه رسمى مؤثر است، آقاى عباس اسکندرى بفرمایید.

عباس اسکندرى- بنده قبل از شروع به عرایض خودم خاطر مقام ریاست را مستحضر می‌کنم با این که دستور فرمایید آقایان وزرا‌ که مورد استیضاح هستند در جلسه همگى حضور داشته باشند چون بنده عقیده دارم مطالبى که من عرض می‌کنم در درجه اول خود آقایان وزرا‌ باید جواب بدهند و آقایان وزرا‌ حضور ندارند، ضمناً تا بنده شروع می‌کنم به عرایضم این روزنامه را بدهید به آقاى نخست وزیر و بعضى آقایان نمایندگان که قرائت کنند و منظور آن کلیشه‌ای است که گذارده شده است در روزنامه ملاحظه بفرمایید.

اردلان- در مجلس این صحبت‌ها شایسته نیست آقا ما آبرومان می‌رود.

عباس اسکندرى- به همین دلیل آقاى اردلان بنده آن را نخواندم هم احترام حیثیت مجلس شوراى ملى را لازم می‌دانم و هم احترام تمام کشور ایران را و به این لحاظ رعایت ادب و احترام را می‌کنم آرى حق با شماست خواندن این‌ها اصلًا خوب نیست ولى این اداره تبلیغات دولت است منظورم این است که آقایان بدانید که چه جور مملکت را اداره می‌کنند و اداره تبلیغات چه می‌کند، این را براى این گفتم که بخوانند و الّا بنده خودم شرم دارم و نمی‌توانستم بخوانم. آقایان نمایندگان قبل از این که شروع کنم به دنباله عرایض خودم، اظهار امتنان

+++

و تشکر خودم را از استادان و دبیران و دانشجویان دانشگاه تهران و دانشکده معقول و منقول که امروز عموماً به بنده اظهار لطف کردند مخصوصاً تقاضا کردند در دنباله این مقدمه که عنوان شد بعضى مطالب را عرض کنم این شرحى است که از طرف جامعه لیسانسیه‌هاى معقول و منقول به عنوان بنده فرستاده شده بود، جناب آقاى عباس اسکندرى نماینده محترم مجلس شوراى ملى در تهران. چون مشى سیاسى جنابعالى و اصولی که تاکنون اتخاذ و پیروى فرموده‌اید با افکار و عقاید جوانان تحصیل کرده و عناصر ترقى خواه کشور تطبیق و حس امیدوارى را در دل‌ها بیدار می‌کند لذا دانشکده لیسانسیه هاى دانشکده علوم معقول و منقول بدین وسیله هم آهنگى خود را با آن جناب نسبت به اصول زیر ابراز می‌دارد:

1- تحکیم مبانى حریت و آزادى و مبارزه با تجدید دوران دیکتاتورى.

2- اجراى کامل مقررات قانون اساسى و اصول مشروطیت به خصوص در قسمت تفکیک و تجزیه قواى ثلاثه.

3- تعقیب برنامه 7 ساله (عمران و آبادی)

4- حفظ اصول و مبانى دینى و تقویت علوم و معارف اسلامى به وسیله توسعه و بسط تشکیلات دانشکده معقول و منقول.

5- پیروى از اصول موازنه سیاسى که لازمه اجراى این اصل قطع ریشه سیاست‌های استعمارى و لغو امتیاز نفت جنوب و استقرار حاکمیت ایران در بحرین است. این اصولى که آرزو و آمال هر فرد ایرانى است و امیدوار است که در پرتو نیات پاک و ایمان خالص که دارید با بیانات مؤثر و استحکام منطقى که مخصوص آن جناب است در استقرار آن اصول موفق و به تأییدات خداوند متعال مؤید باشید با تقدیم احترامات فائقه رئیس جامعه لیسانسیه‌هاى معقول و منقول محمد نجفى شریعت‌زاده و در اینجا یک قدرى اظهار محبت به بنده شده است از طرف دانشگاه، از طرف استادان و دبیران و دانشجویان که به بنده مراجعه شده و این نامه تأیید می‌کند نظر تمام آقایان نمایندگان و عموم افراد کشور ایران را که ما دانشجویانى که داریم عموماً در هر مرحله‌ای که هستند اصول و مبانى و مبادى اخلاقى خودشان را طبق تعالیم عالیه‌ای که در این مملکت بوده و هست آنها اجرا می‌کند و خط مشیشان این است و هیچ گاه جوانان روش جدیدى که براى ترقى این کشور اعمال می‌کنند منافى با اصول دیانتى خود نمی‌دانند، اصول دیانتى البته با روش سیاسى با هم در دو خط موازى سیر می‌کنند ولى عموم افراد این کشور معتقدند که باید معتقدات آنها و اصول عقایدشان محفوظ بماند على‌الخصوص که ما هم به منشور ملل متحد که پیوسته‌ایم تأیید و تصدیق کرده‌ایم که آزادى عقاید را حفظ بکنیم معنى آزادى عقاید این است که به زور یک مردمى را نمحرف نکنند از رویه زندگانى که دارند این خودش جبر است یعنى هر کس میل دارد روشى که دارد و در هر مسجد که می‌خواهد نماز بخواند و آزاد است البته بایستى احترام عقاید او محفوظ باشد به زور کسى را نمی‌شود برگرداند از یک راه مطابق قانون اساسى و مطابق اصول مشروطیتى که ما داریم و تعالیم دیانتى که ما داریم اجازه نمی‌دهد آن را منحرفش کرد بنده یقین دارم که دانشگاه ما آینده ایران است و تمام آن شاگردانى که در آنجا هستند، دانشجویانى که در آنجا تحصیل می‌کنند، برادران، اولادان ما، خویشان و بستگان ما هستند و اینها ایران آینده را تشکیل خواهند داد و یک ایران آبادى انشاء‌الله درست می‌کنند که برخلاف گذشته این نواقصى که هست مرتفع بشود (صحیح است) حتى یکى از این آقایان یک موقعى به بنده نوشته بود که این تعالى اصول اسلامى را که دیروز شما هم متوجه بودید در دوران قدیم مورد استفاده مردم این کشور بوده است و میل داشت که این را هم بنده یادآور بشوم، این مطلب پنهانى نیست، کسانى که در ایران قدیم و ایران جدید غیر ایرانی‌ها مطالعاتى کرده‌اند اینها این قضیه را قبول دارند، پروفسور رزن آلمانى که در امور اجتماعى ایران مطالعات کامل کرده می‌گوید که هیچ ملتى در عالم به اندازه ایران داراى ادبیات وسیع و افکار اجتماعى نیست، این ملت ثروتمندترین مردم است و حتى غیر از طبقه این مملکت تمام افراد نادان این کشور وقتى که شما مراجعه می‌کنید در دهات و قصبات می‌بینید هر جمله‌ای که یک نفر بیان می‌کند می‌گوید مثلًا و یک مثلى هم براى آن می‌گوید که براى آن مثل شما می‌توانید یک رساله بنویسید، این ملت این اندازه غنى است از حیث ادبیات و اصول اخلاقى و بعد اظهار تعجب می‌کند که چطور یک ملتى با داشتن این همه اطلاعات و مبانى اخلاقى چرا وضع روز کارش این طور است چرا به آنچه می‌دانند عمل نمی‌کنند او مثل می‌زند دوره‌های مختلف را می‌گوید، در دوره که دوره عظمت ادبیات ایران است‏

 (مهندس خسرو هدایت- استیضاح به ادبیات مربوط نیست)

آن قسمت راجع به راه‌آهن می‌رسد، عجله نکنید (خنده نمایندگان) می‌گوید که در دوره عظمت و اقتدار ایران و ادبیات بلند پایه‌ای که دارد می‌بینیم در آن موقعى که دنیا آن طور از هم منفصل بود یعنى در هر دهکده‌ای پهلوى ولایتى یا کشورى اگر کسى یک عملى می‌کرد شاید قرن‌ها مى‌گذشت که در چند فرسخى فاصله کسى اطلاع پیدا نمی‌کرد و در یک چنین موقعى مردم قوى‌الفکر شجاع، صریح‌اللهجه و با اراده در این کشور بوده‌اند که نظیرشان کمتر بوده، او اشاره می‌کند به دوران عظمت سلطان محمود غزنوى و بعد سقوط غزنویان و آمدن آل سلجوق و مردم بنا بر این که نان را به نرخ روز می‌خورند تمجید می‌کنند از زمان سلجوقی‌ها در یک قصیده معروفش می‌گویند که: به دور خود چرا غره‌اید یاد کنید جلال دولت محمود زابلستان را فریفته شده می‌گشت در جهان و بلى چنو فریفته بود این جهان فراوان را شما فریفتگان پیش او همى گفتید هزار سال فزون باد عمر سلطان را پرپر قبله احرار زابلستان بود چنان که گفته است امروز اهل ایران را کجاست اکنون آن مرد و آن جلالت و جاه که زیر خویش همى دید برج سلطان را (احسنت احسنت) کجا است؟ بریخت چنگش و فرسوده گشت دندانش چو تیز کرد بر او و مرگ چنگ و دندان را (احسنت)

این در دوره عظمت ادبیات ایران است و این سبک را می‌گویند دوره ترکستانى بعد می‌رسیم به دوره انحطاط ادبیات یعنى در زمانى که هجوم مغول به ایران شده است پروفسور مذبور می‌گوید در همین تاریخ ستاره درخشنده در فارس طلوع کرد در موقعى که موغول ها با ریش کوسه و خنجر کج که خدا را همم نمی‌شناختند مردم را براى تفریح ولایت قتل و عام می‌کردند و می‌کشتند، و هیچ کس کارى را که در یک آبادى و ده می‌کردند در ده مجاور آن خبر نمی‌شد، در یک همچو موقعى وقتى که امیر مغول انکیانو، می‌خواست شهر شیراز را که مال آقایان وکلاى فارس است قتل و عام کند، مردم مراجعه کردند به شیخ که در خارج شهر شیراز خانقاهى داشت شیخ سعدى شرحى می‌نویسد پیش انکیانو و عنوانش این است در مدح انکیانو و چنین می‌گوید:

بس بگردید و بگردد روزگار

دل به دنیا در نبدد هوشیار

تا که دستت می‌رسد کارى بکن

پیش از آن کز تو نیاید هیچ کار

این که در شهنامه‌ها آورده‌اند

رستم وو روئینه تن اسفندیار

تا بدانند این خداوندان ملک

کز بسى خلق است دنیا یادگار

آنچه دیدى بر قرار خود نماند

و آنچه بینى هم نماند برقرار

زور بازو دارى و شمشیر تیز

گر جهان لشگر بگیرد غم مدار

از درون خستگان اندیشه کن

وز دعاى مردم پرهیزکار

منجنیق آه مظلومان به صبح زود

گیرد ظالمان را در حصا

این طرز فکر در موقع انحطاط ایران است متأسفانه ما امروز در دنیایى هستیم در همان لمحه‌ای که یک نفر حرف می‌زند از دورترین نقاط یعنى بیست هزار کیلو‌متر فاصله نصف کره زمین آنا ما می‌شنویم، یعنى زمانى که می‌گویند زور‌گویى نه زورمندى هیچ کدام از آنها اثرى ندارد! ... و همه می‌فهمند، متأسفانه ما امروز در دنیاى ایران آن شعار ‌و بیاناتى که در آن موقع یک مردمى به این آسانى و صراحت می‌گفتند امروز و بیست سال قبل نمی‌شد گفت من خودم روزنامه سیاست را داشتم در روزنامه خودم یک رباعى خیام را گذاشته بودم:

آن قصر که بر چرخ همى زد پهلو

بر در که شهان نهادندى رو

 دیدم که بر کنگره‌اش فاخته‌ای

بنشته و می‌گفت کو کو کو کو

مأمور سانسور تأمینات از بس که زیاد می‌آمد، می‌گفت که آقا این رباعى را نگذارید می‌گفتم آقا این رباعى چاپ شده در دیوان خیام هست می‌گفت نمی‌شود در سرمقاله‌تان نگذارید. در سرمقاله روزنامه راجع به کنفرانس لوزن نطق وزیر خارجه انگلستان لورد کورزن

+++

که مورد انتقاد رئیس‌الوزرا‌ قبل لوید ژرژ شده بود و لوید ژرژ انتقاد می‌کند از وزیر خارجه انگلستان لرد کرزن که این قرار داد چیست؟ دولت انگلستان را این قرار داد از بین می‌برد و کوچک می‌کند چرا در برابر دولت ترکیه شما تسلیم شده‌اید؟ مأمور سانسور آمده بود و می‌گفت که این عنوان را شما نگذارید من گفتم که این مقاله است، ترجمه شده پس چکار کنم؟ می‌گفت چون اسم روس و انگلیس دارد نگذارید گفتم چکار کنم این مقاله ترجمه شده است می‌گفت نگذارید در مطلعش و در تمام مقاله به جاى انگلیس افغانستان یا جاى دیگر (خنده نمایندگان) مطلب این است آقا- آقایان همه از بنده خواهش کرده‌اند قبل از این که بیایم در جلسه از پیش درآمد زودتر وارد درآمد بشوم، چون بنده یک پیش درآمدى دارم بعد داخل صحبت می‌شوم، آقاى اسلامى هم چون عجله دارند که به مازندران تشریف ببرند و میل داشتند مطلبى را هم که به عرض آقایان می‌رسانم بشنوند.

اصرار داشتند که هر چه زودتر خاتمه‌اش بدهم هر چند بنده به ایشان عرض کردم که شما تشریف ببرید بنده خلاصه‌اش را برایتان می‌فرستم قبول نکردند موضوع استیضاح بنده از جناب آقاى حکیمى و از دولت ایشان و سایر آقایان وزرا‌ با نوع استیضاحى که سایر آقایان فرمودند فرق دارد. مطلب و بیاناتى که آقاى آشتیانى زاده فرمودند به استثناى یک قسمتى از آن که نظر بنده صحیح نبود بقیه‌اش درست بود و بنده خیال می‌کنم که حرف صحیح آن صحبتى است. آن گفته‌ای است که مردم را به راه راست هدایت کند. چه حاجت که نه کرسى آسمان

نهى زیر پاى قزل ارسلان

بگو روى ذل تو بر خاک نه

مگو پاى عزت بر افلاک نه

(دکتر بقائى- پس و پیش شد آقاى اسکندرى) خوب ما گاهى از این کارها می‌کنیم آقا

 (خنده نمایندگان)

فرمایشات آقاى شریعت‌زاده و آقاى ابوالقاسم امینى و آقاى سزاوار همه‌اش صحیح بود، اما وارد نبود حالا چرا؟ از براى این که اصل رایج در این مملکت همین اوضاع هرج و مرج و بریز و بپاش هست، یعنى مثلاً شما انتظار داشتید که چه جور باشد، مثلاً می‌خواستید شما آقاى امینى و آقاى سزاوار شما یک مقدارى نان آوردید اینجا گذاشتید و گفتید این نانى است که مردم می‌خورند «به لحن استهزاء» چه می‌خواهید بخورند؟ همان نانى که بنده وکیل هستم و آقایان وزرا‌ هم می‌خورند باید آنها هم بخورند؟ نباید بخورند آقا، از براى این که اگر این طور باشد آن مردم هم یک چیزهائى می‌فهمند و آن مردم در این صورت ساکت نمی‌شوند، اصلاً مردم نان گندم نباید بخورند بنابراین این فرمایشات آقایان وارد نبود این یک اصل مسلمى است، مثلًا شما می‌خواهید که مأمورین اداره غله چکار کنند یعنى مى‌فرمایید یک خروار گندم را با 15 من آفت که حساب می‌کنند و می‌گیرند این مقدار را بدهند دست نانوا که نان درست بکنند و بدهند دست مردم، پس اداره غله و مأمورین غله چه باید بکنند. همه را بدهند دست مردم (صحیح است)

البته در آن جا یک کارهایى هم هست یک سى چهل من آشغال داخل آرد می‌کنند می‌دهند به مردم و در نتیجه همین نانى است که شما فرمودید، در این صورت من اعتراض شما را وارد نمی‌دانم و این اعتراض وارد نیست اداره غله یک رئیس داشت «نیرالدین خان پیر‌زاده» او هم مثل شما حواسش جمع نبود و همین کارها را می‌کرد که مردم نان صحیح بخورند براى این عمل او را کنار گذاشتند! این که راه نیست، اداره غله یک وظایفى دارد به مردم یک شکل معینى می‌شود نان داد همین طور نان سفید و پاکیزه و بعد رویش خشخاش بریزند بدهند مردمم عمله هم همان نان را بخورند؟ نه خیر، چرا بیخود تعلیق بر محال می‌کند این اعتراض را نمی‌شود کرد! یک قسمتى راجع به وزارت بازرگانى بود که وزارت بازرگانى یک جوازهایى خارج از سهمیه می‌دهد یا موضوع ده هزار تن جو بود که آقاى وزیر دارایى در جواب آقایان یک خورده توپ تشر زدند دیدند نشد دفعه دوم واقعاً با خوش صحبتى جلب نظر مجلس را کردند، این ده هزار تن جو در این که مسلم است هر تنى 50 لیره خریده می‌شود و خریدار داشت و دولت آقاى حکیمى در چهل و دو لیره داد یعنى هشتاد هزار لیره کمتر و بعد هم در این که مسلم است که لیره به جاى چهار دلار هشت سنت به سه دولار و بیست سنت تبدیل شد و اینجا هم چهارصد و هشتاد هزار دلار فرق دارد محل تردید نیست اما این را هم من باز وارد نمی‌دانم، از براى این که انحصارها در حدود اختیار دولت است دوت عمل خلاف قانون در اینجا نمی‌کند، یعنى این که آزاد است طبق یک ماده‌ای که اگر متقاضى دید یک مقدار جنس خارج بکند، یا یک چیزهایى را اجازه بدهد وارد بشود، این در حدود اختیارات دولت است منتهى عملى که از طرف آقاى قوام‌السلطنه شده است، من خیال می‌کنم که قوام‌السلطنه ساده‌ترین و ناشی‌ترین رجالى است که در این مملکت از نظر کار بوده است قوام‌السلطنه را با این که سالخورده و کهنسال و داراى تجربه سیاسى می‌گفتند در این کار به خصوص مثل این که تجربه نداشت یعنى آمد حزب درست کرد بعد هم براى مخارج آن از هدایا فکرى کرد که مخارجش را تأمین کند در پشت همین کرسى خطابه آمد گفت نمی‌توانستیم از متن بودجه پول برداریم و به این کار هم احتیاج داشتیم‏

 (مهندس رضوى- چه مانعى داشت؟)

یک خرجى هم داشتیم آمدیم این کار را کردیم و بعد هم پول‌ها را بردند در بانک حساب هم باز کردند و پول‌ها را در حساب ریختند و این عمل به این صورت در‌آمد، آقاى وزیر دادگسترى به گفته خودشان البته طبق مقررات و قوانین عمل کردند، حالا وزراى دیگرى هستند که بسیار مجربند و این قضیه را مسبوقند و به اضافه اگر خوب هم مسبوق نباشند آقاى سرورى هستند می‌فرمایند که آقا جریان این است و گذشته را تعقیب می‌کنند چه لزوم دارد که شما حساب جداگانه باز بکنید و بعد هم هر کسى پول پیش شما آورد بگویید ببرید بریزید توى حساب که در مجلس این حرف را بگویند و‌ همه دچار زحمت بشویم یا دچار یک تعصباتى بشوى بهتر این است که در حدود اختیارات دولت است و ما هم که این کار را می‌کنیم یک تصویب‌نامه صادر می‌کنیم بعد از آن هم که صادر کردیم آن را می‌دهیم کسى به ما نمی‌تواند بگوید عمل خلاف قانونى کردید مى گوئیم خیر آقا طبق قانون انحصار جزو موارد مجاز دولت است و ما حق داشتیم که صادر بکنیم و بعد هم پول‌ها که نشان ندارد آقا، آدم پول را می‌گیرد و به جایى ریخته نمی‌شود اما در خارج مردم می‌دانند و می‌فهمند، بدانند و البته عرف بر این جارى است که وقتى شما از آن پیشنهادى که پنجاه لیره در چهل و دو لیره معامله می‌کند هشت لیره، تفاوت هست عرف که بالاخره در محکمه و کشور ایران موثر نیست این خبرها چه تأثیرى دارد نه برکه نه چیزى، فقط می‌گویند که ما حق داشتیم این کار را بکنیم وقتى هم که این حق را داشتند من این اعتراض را وارد نمی‌دانم: می‌گویند که مجاز بودیم و اسنادى هم در دست نیست که فاش شود و کسانی که ساده هستند باید جریمه ناشى‌گرى خودشان را به عقیده بنده بدهند مثلاً سهمیه‌ای وزارت بازرگانى منتشر کرد بعد براى این سهمیه به هر تاجرى صدى نیم بیشتر داده نمی‌شود در همین اسفند ماه گذشته تصویب‌نامه‌ای صادر شد براى لوله‌های چاه عمیق و چیزهاى دیگر که اصلاً جزء سهمیه نبود بالاخره سیصد هزار دولار در ارز سه تومان و دو قران و دو عباسى داده شد به یک تاجر به خصوص خلاف جریان بود اما خلاف قانون نبود! چون در سهمیه هم نوشته شده بود کسى دیگر هم تقاضا نکرد اصل مقدار سهمیه در اعتبار شصت هزار دولار بیشتر نبود سیصد هزار دولار تصویب‌نامه صادر شد، این تصویب نامه عملاً به طور رایج یک میلیون و صد هزار تومان هم افت دارد معامله هم شد، اما این عمل هم خلاف قاعده نیست دولت در حدود اختیاراتش می‌تواند تصویب‌نامه صادر کند، این اعتراضات که وارد نیست!! من این را قبول نمی‌کنم و حرف آقایان استیضاح‌کنندگان هم صحیح نیست!

دولت حق دارد شما قانوناً به او اجازه دادید او می‌تواند امروز این کار را بکند، او مقتضى می‌داند می‌کند اگر عمل خلاف قانون کرد جلو آن را بگیرید او حساب باز نکرده و نشانه‌ای هم ندارد اگر خلاف قانون اساسى رفتار کرد و مخالف قوانین جاریه عمل کرد شما یقه‌اش را بچسبید بین آقایان وزرا‌ مثل این که بنده بیشتر ارادت به آقاى اردلان دارم ایشان مسبوق هستند که استیضاح‌کنندگان چه می‌گویند و مجلس هم چه رأى می‌دهد وزرا‌ هم‌ علی‌الاصول نباید گوش بدهند، این است که وقتى که وارد صحبت می‌شوند از تمام بیاناتى که یکى دو تا از آقایان بیان کردند همه را صرف نظر کردند فقط کدو اسفناج را یادداشت نمودند من خیال می‌کنم که علت آن این بود که خودشان هم از گرانى آن مستحضر بودند و صبح شاید با ناظر خانه سر این موضوع دعوا بوده از موضوع مسبوق شده بودند این بود که آمدند و گفتند که آقا صبح هم به ما گران فروختند با ناظر هم دعوا کردم، شما چه مى گویید؟ (خنده نمایندگان) بعضی‌ها هى می‌گویند که شما چرا کارمندان دولت را از سر کار خارج می‌کنید و چرا کارمند تازه استخدام می‌کنید آقا اگر دولت این اختیار را نداشته باشد چه داشته باشد، دولت مسئول امور مملکت است شما به او مسئولیت دادید رأى اعتماد به او دادید او می‌داند با چه کسى می‌خواهد کار بکند، این در حدود اختیارات دولت است، این

+++

 اعتراضات از طرف مجلس به دولت وارد نیست و ضمناً مثلاً مى گوئید که کارمند جدید استخدام نکند و مى‌فرمایید که آقاى عبدالله فرامرزى را که با ماهى 400 تومان استخدام نموده‌اند بى خود بوده است اداره رادیو البته به او حاجت داشته است!! (دهقان- کارمند وزارت کشاورزى بود.) خوب آقا این شخص تخصص فنى دارد مانعى ندارد آقا، این عمل از اختیارات دولت است نباید به دولت اعتراض کرد، اصلاً نباید در کار دولت دخالت کرد (دهقان- از وزارت کشاورزى منتقل شده به آنجا) شما که باز آقاى دهقان ... (خنده نمایندگان) (دهقان- گوشتان که براى حرف حسابى باز نیست می‌گویند که از وزارت کشاورزى منتقل شده) ... می‌خوانم یک چیزى است که این جا می‌خوانم اسباب زحمت می‌شود (خنده نمایندگان) بنده از یک جهت هم از دولت آقاى حکیمى مخصوصاً از جناب آقاى وزیر دادگسترى یک امتنان دارم، در زمان آقاى قوام‌السلطنه بنده اینجا اعتراض کرده که در این جریانات دوره بیست ساله مردم را اذیت کردند، مردم را زیاد ناراحت کردند، مردم ناراضى هستند، راست یا دروغ بسیارى از مردم تقاضا کردند، محکمه اختصاصى تشکیل بشود به کارهاى مردم رسیدگى بکنند قصد و غرض ما هم این نیست که این مردم را شما بیاورید و محکوم بکنید نه همچو قصدى ندارم ولى اینها را از این چرخ وارد بکند از آن چرخ هم اگر شد خارج بکند بگویید آقا شما تبرئه شدید این کار را بکنید و خیلى بد است که این همه داد و فریاد بیست ساله منجر بشود به سه چهار نفر. پزشک احمدى را دار بزنند یک نفر را بگیرند آنجا حبس بکنند، مختارى رئیس شهربانى را مثلاً محکوم کنند این صحیح نیست و اگر واقعاً تمام این جریانات منتهى به این چند نفر می‌شود من از شما که وزیرالوزرا‌ هستید خواهش می‌کنم که حتماً تقاضا بکنید مختارى را مرخص و عفو بکنند! ایشان گوش ندادند از من ولى بنده اطلاع پیدا کردم که آقاى وزیر دادگسترى این تقاضاى مرا قبول کردند و اینان عمل را کردند بالاخره بین این اشخاص که مستوجب عفو بودند! این عمل را کردند و او را هم آزاد کردند! اقلًا این کار را کردند! بنده‌ای طور شنیدم ولى نمی‌دانم تا چه اندازه درست است در هر حال اگر کرده باشند من در این قسمت اعتراضى ندارم اگر قرار بود در مملکت تمام کارها و بارها بر دوش یک نفر باشد این اضافه بر تمام بیدادگری‌های یک بیدادگرى دیگر است ولى خوب یک نکته در اینجا نباید نگفته بماند و آن این است که بنده در مدت دو ماه که سؤال کردم و شاید اصلاً محتاج به این که استیضاح کنم نمی‌شدم، دو ماه است که سؤال کرده‌ام از آقاى وزیر دادگسترى و وزارت کشور، «آقاى وزیر کشور آن وقت‏

ایشان نبودند» دو سؤال کردم و وزیر دادگسترى هم وقتى در مجلس تشریف می‌آوردند تذکر می‌دادم که آیا براى جواب حاضر هستید؟

چون من در جاى دیگر هم خدمت آقایان نمی‌رسم، خیلى میل داشتم که جواب این سؤال را بدهند گرفتارى و تراکم امور البته فرصت نداد و چه عبارت خوبى است این، حالا همان قسمت را که جزء استیضاح بنده است به عرض می‌رسانم، اصولاً وزارت دادگسترى ناظر حسن جریان امور قضایى کشور است البته مداخله در قضاوت ندارد باید کار خودشان را بکنند، دادگاها باید کار خودشان را بکنند او ناظر است، زندان که یکى از موارد سؤال من بود از یک جهت تحت امر وزارت دادگسترى است صریح قانون اساسى در اصل هشتم می‌گوید، اهالى مملکت ایران در مقابل قانون متساوى‌الحقوق خواهند بود.» و اصل نهم می‌گوید افراد مردم از حیث جان و مال و مسکن و شرف محفوظ ومصون از هر نوع تعرض هستند و متعرض احدى نمی‌توان شد مگر به حکم و ترتیبى که قوانین مملکت معین می‌کند، بنده اطلاع دارم و براى همین سؤال کردم که در زندان بسیارى از مردم هستند که این اشخاص توقیف و در توقیف موقتند و بلاتکلیف می‌باشند (صحیح است) اسم این اشخاص بلاتکلیف است واقعاً در دنیا اگر بلاتکلیف بخواهید این اشخاص هستند، این اشخاص یک طبقه مردمى هستند که محکومیت ندارند یا دوره حکم محکومیت آن‌ها سر رفته است، اینها همین طور در آنجا بلاتکلیفند معلوم نیست کى دستور می‌دهد که اینها را مرخص بکنند یک دسته مردم هستند که این‌ها را به اسم جیب بر و چیزهاى دیگر می‌برند حبس می‌کنند این اشخاص را بنده عقیده دارم که واقعاً حقشان است خوب تو که می‌روی یک تومان یا شش ریال از جیب یک نفر در می‌آوری این نه قابل استفاده است نه قابل معامله است و نه قابل تقسیم و هیچ چیز، این مردم هم آنجا بلاتکلیف می‌مانند، قضایاى زندان آقایان تشریف نبرده‌اید بنده به دو صورت دو دفعه در زندان بودم یک دفعه به نمایندگى از طرف دولت رفتم و زندان‌ها را باید کرده‌ام و یک دفعه هم در زندان به عنوان بلاتکلیف بوده‌ام و آنجا را هم بنده به خوبى دیده‌ام، این عرایضى را که من اینجا مطرح می‌کنم مورد نیازمندى همه آقایان نمایندگان در درجه اول است (خنده نمایندگان) مردم به جاى خودش، اول باید فکر خودمان را بکنیم این زندانى که بنده می‌بینم جاى زندگى نیست، یک فکرى براى خودتان بکنید (خنده نمایندگان) چنانچه گفتم بنده اینجاها را دیده‌ام، اولاً بنده چون آن دوره قدیم را گذرانده‌ام شاید دیگر در آنجا گذرانم نیفتد شاید هم افتاد مقامات از نیست فردا بهشت جاودانى یا جهنم، حالا بنده جهنمش را کار ندارم ولى ممکن است عباس اسکندرى را بردند فردا امیر نصرت اسکندرى را ببرند (صحیح است).

امیر‌نصرت اسکندرى- بنده را نمی‌برند آقاى اسکندرى.

دهقان- ایشان نمره ندارند.

امیر‌نصرت اسکندرى- آقاى رئیس ایشان توهین می‌کند.

رئیس- آقاى عباس اسکندرى اسم اشخاص را نبرید.

عباس اسکندرى- نه آقا بنده عرضى نکردم مگر بنده را که بردند در آنجا توقیف کردند به چه عنوانى بردند، حالا آقاى اسکندرى بنده یک کاغذى هم دارم راجع به سر کار و بعداً می‌خوانم، این کیف من مثل سفره حضرت سلیمان است، فقط یک قدرى پس و پیش می‌شود هر کس هر چه می‌خواهد در او هست.

رئیس- نظم جلسه را رعایت کنید آقاى اسکندرى.

عباس اسکندرى- بسیار خوب بنده یک قدرى جلو می‌اندازم، یکى از نمایندگان هم یادداشتى نوشته‌اند که چندین نفر از نمایندگان حاضر هم زندان را دیده‌اند شما تنها نیستید، بسیار خوب الحمدالله که آنها هم به این قبض رسیده‌اند.

آقایان نمایندگان این زندان داراى یک سلول‌هایى است که واقعاً براى بنده که قد متوسط کوتاه دارم ناراحت بود، دلم براى آنها که قد بلند دارند واقعاً می‌سوزد من بیکار بودم آنجا، کفش هم نداشتم با پاى برهنه اندازه می‌گرفتم 9 پا بیشتر نبود و بعضى از آنها هم همان طور که از قدیم می‌گفتند پالتوى آستین سرخود، این سلول‌ها هم مبال سرخود بود یعنى این 9 پا مبال هم تویش است، و آن وقت خوب گوش کنید آقاى وزیر دادگسترى این خیلى مهم است، هیچ روزنه‌ای هم براى نفس کشیدن در آنجا نگذاشته‌اند و این شاهکار معمارى است که مار کف به نظر من خیلى دقت کرده و یک سوراخى از مبال گذاشته شده به حیاط محبت، حالا حیاط محبس هوایش چطور است بنده کارى ندارم ولى زندانى اگر هوا بخواهد باید بیاید در مبال از آن حیاط هوا بکشد و هر کسى که هوا می‌خواهد باید رویش را بکند به طرف آن روزنه مال و نفس بکشد (خنده نمایندگان) خوب، آقایان می‌خندید، اما من خیال می‌کنم که گریه دارد چون این خنده را آدم وقتى اینجا هست، وقتى که یک دفعه آنجا رفت دیگر اعتراض نمی‌کند و خنده را هم فراموش می‌کند و به یک نماینده‌ای که به فکر مردم، به حال آسایش مردم این حرف را می‌زند دیگر اعتراض نمی‌کند (صحیح است) به کسى که آنجاها را دیده است، و کسى که ندیده است بدى و بدبختى را از تیره روزى دیگران خبر ندارد، گمان می‌کنم این آقاى قائم‌مقام‌الملک هم یک وقتى آنجا تشریف داشتند و ایشان را به خاطر یک تلفون دروغى توقیف کردند و مدتى بردند آنجا شما آقا اقلاً به همسایه‌هایتان بفرمایید جریان چیست (خنده نمایندگان) اینها که من می‌گویم براى مملکت است من داخل خصوصیات و جزئیات نمی‌شوم که کى کجا رفت و چطور شد تا این اندازه هم نمی‌خواهم وارد جزئیات بشوم اینها را هم که من می‌گویم براى این است که شماها دیر یا زود بعد از صد و بیست سال این قالب را تهى می‌کنید، این خرقه تهى می‌شود یک فکر دیگرى هم باید کرد یا هست جاى دیگر یا نیست اگر هست یک جاى دیگرى باید جواب داد اگر هم نیست چه بهتر است که در این دنیا هم که هستید نام خوبى از شما باشد اسمتان به خوبى بماند که بد نیست که بنده چون سابقه دارم با آقاى عزالممالک اردلان می‌دانم که ایشان اهل راه هستند و نمازى می‌خوانند البته همه می‌خوانند ولى من ایشان را بیشتر خبر دارم و باز من میل دارم که شما واقعاً چیزهایى که آقاى اردلان یادداشت می‌کنند براى این باشد که محبس‌ها را درست بکنید البته این

+++

موضوعى را که بنده صحبت می‌کنم مربوط به یک دولتى که امروز هست یا دیروز بود نیست بنده نسبت به دولت‌هایى که در امور عمومى مسامحه دارند به تمام آنها نظر مخالف دارم (صحیح است) از براى این که آقایان زندگى فقط و فقط این صندلى نیست که شما رویش نشسته‌اید باید شب که به منزلتان می‌روید یک باقى فاضلى در حساب زندگى بکنید که امروز چه کار کردید شما چطور راحت می‌خوابید که می‌دانید با داشتن این قانون اساسى یا هزار چیز دیگر که آنها را هم اهمیت نمی‌دهید یک عده مردمى در آنجا حبس هستند به اسم بلاتکلیف من دو ماه است که از آقاى وزیر دادگسترى خواستم که تشریف بیاورند اینجا و بنشینیم و صحبت کنیم ایشان فرصت نکردند در صورتى که هیچ کار واجب‌تر از این نبود وقتى که بنده آنجا توقیف بودم یک کسى در زندان خدمت می‌کرد غیر از پاسبان یک عده اشخاصى که آنجا توقیف هستند آنها هم مشغول خدمت زندانند و در آنجا خدمت می‌کنند آن شخص یک آدم بسیار معقولى بود من از او پرسیدم تو چه کار کرده‌ای گفت آقا من هفت سال محکومیت دارم کفتم چکار کرده‌ای گفت هیچ ولى هفت سال محکومیت دارم بنده نظر به این که محبت می‌کرد این شخص به من و خیلى جوان آراسته و معقولى بود و اصلاً مثل این که تسلیم در برابر قانون است می‌گفت هفت سال محکومیت من تمام شده است یک سال و نیم است تا سه کاغذ نوشته‌ام جواب‏ نیامده است این مطلب خیلى به من تأثیر کرد و من جز نذزهایى که تند و تند می‌کردم که از اینجا بیرون آمدم چنین و چنان می‌کنم بعد می‌دیدم امروز گذشت باز فردا یک نذر دیگرى می‌کردم (خنده نمایندگان) این را هم نذر کردم که اگر آمدم بیرون براى این آدم یک اقدامى بکنم.

ما آمدیم بیرون، مراجعه کردیم این محکمه آن محکمه البته من زیاد هم آزاد نبودم در این مراجعات ولى خوب مراجعه کردیم رئیس محکمه نظامى هم یک مرد خوبى بود عبدالرضا خان افخمى مرد بسیار خوبى است من به او گفتم یادداشت کرد بعد از مدتى به من گفت آقا این موضوع را ما تحقیق کردیم و عجب چیزى است تشریف بیاورید تا من به شما بگویم گفتم چیست، گفت اصلاً حکمى در این پرونده نیست این شخص محکوم نشده و تا این تاریخ هشت سال و نیم این شخص زندانى بود و بعد که تحقیق کردیم و رسیدگى کردیم موضوع چیست؟ معلوم شد هشت سال و نیم این آقا را به عنوان مطلع از زنجان آورده‌اند براى یک قتلى یک ژاندارم او را از آنجا دستش را از پشت بسته و آورده است اینجا توى زندان و البته على قدر مراتبهم با مردم رفتار می‌کردند این بیچاره را هم هولش دادند آنجا بعد از چند روز پرسیده‌اند که آقا تکلیف بنده چیست یک خورده داد و فریاد کرده یک پاسبان هم داد زده برو سر جایت بنشین براى تو هفت سال حبس بریده‌اند این هم دیده که این حکم است و حکم هم که نافذ است صر کرده تا 7 سال بگذرد و مرتب روزها را شمرده هفت سال هم کم مدتى نیست وقتى 7 سال تمام می‌شود آن وقت یک عریضه‌ای نوشته این عریضه را وقتى که مراجعه کرده‌اند دیده‌اند که چیزى نیست توى آن و موقعى که بنده مراجعه کردم دیدم که هشت سال و نیم است این شخص را آورده‌اند به عنوان بلاتکلیف آنجا نگاه داشته‌اند من می‌خواهم مجلس شوراى ملى یک «آنکت» بکند، شماها که اینجا نشسته‌اید حقوق مردم را به دست شما سپرده‌اند، ظهر که می‌شود زود هم خسته می‌شوید و میل دارید بروید منزل و بنده هم از شما زودتر خسته می‌شوم، وضع زندگی‌مان هم مرتب است و اگر هم یک قدرى بد باشد فورى ناراحت می‌شویم، دو تا دکتر خبر می‌کنیم، چه‌ها که نمی‌کنیم. این وضع زندگى ماست آن وقت، هیچ فکر نمی‌کنید مردمى را به اسم بلاتکلیف می‌گیرند (دکتر بقائى- بلاتکلیف نبوده آقاى اسکندرى، مطلع بوده علم و اطلاع در این مملکت جنایت است.)

احسنت، آفرین، بنده خیال می‌کنم که آقایان شاید درست وارد نباشند به موضوع زندان و اگر هم مستحضرند که چه بهتر ولى اگر هم کافى نیست اطلاعاتشان، بنده تکمیل می‌کنم. ما در دنیا دو قسم زندان داریم، یکى زندان حکومت مطلقه و یکى زندان قانونى. زندان حکومت مطلقه دورانش در اقلاب کبیر فرانسه، در 1789، بعد از 14 ژوئیه که آن عمارت به استیل، آن زندان بزرگى که مدفن آزادى‌طلبان، سیاسی‌ها، مردم فهمیده و روشنفکر آن کشور بود و بالاخره در اثر بیدادگرى، در اثر ظلم، فشارهاى متوالى رفتند و ریختند و خرابش کردند و کوبیدند درهم و روى خرابه‌های آن یک برج هم ساختند که امروز به آن می‌گویند ستون به استیل در همان میدان، در همان محل آن زندان‌ها که در آن وقت، در زمان خودشان قانونى بودند. یعنى آزادى براى مردم قائل نبودند زیرا حکومت‌های وقت و حکومت مطلقه خودش یک عنوان قانونى بود، در این زندان‌ها انواع و اقسام شکنجه‌ها معمول بود. مرسوم و مجرى بود.

جزء قوانین بود یعنى مردم در مقابل آن شخص اول قادر. مالک جان و مال نبودند هر چه او امر می‌داد همان باید اجرا بشود مثلاً جزء مقررات هم این بود که پایشان را به هم می‌بستند و چوب می‌گذاشتند لاى پایشان و بعد هم با تخماق می‌کوبیدند. فکر کنید که این استخوان‌های پاى آنها چگونه خورد می‌شد خیلى خیلى بد و ناراحت بودند. بالاخره دوران این حکومت مطلقه در هم شکسته شد یعنى آن حکومت مطلقه.

آن تجارتخانه‌ای که در مدت 1789 سال در فرانسه تشکیل شده بود و رؤسایش عوض می‌شدند اما تجارتخانه سر جاى خودش بود 1789 ورشکست شد. فرستادند به جمع تصفیه به مجع عمومى که معروف است به آسامبله ناسیونال، (Etssembee Natioanale) حکم ورشکستگى به تقصیر هم دادند در 93 هم آن حکم را اجرا کردند و تمام شد و در همین مجمع عمومى قوانینى را گذرانیدند که ماده اول آن حقوق مرد است. قانون اساسى و قوانین دیگرى هم که آمده است از او تأسى کرده و براى مردم حقوقى شناخت. از این تاریخ به بعد زندان قانونى به وجود آمد یعنى هر کسى در هر مقامى، به هر صورتى تجاوز به حقوق مردم بکند اگر در همان زمان هم با او معامله نشود همان طور که مکرر بنده عرض کردم مرده او محاکمه می‌شود یعنى کسى حق ندارد مخالف دستور قانون بنده و شما را بگیرد و بایستى بگوید مشمول ماده فلان است این هم حکمش که این طور جارى شده است پس به اسم بلاتکلیف مردم را نگهداشتن جرمى است که طبق قانون همان توقیف غیر قانونى درباره عاملینش اجرا می‌شود، شاید دولت و نمایندگان مستحضر به این امر به معنى کامل نبوده اند یا نیستند، من تذکر می‌دهم هر یک نفرى را که بدون مجوز قانونى در توقیف نگه بدارید اینها همه در صورت حساب تنظیم می‌شود و ملت ایران جواب این را از شما خواهد خواست (صحیح است) این را از شماها خواهد گرفت (صحیح است) این را بدانید، این را من براى خودم یا براى چند نفر اعضاى دولت نمی‌گویم، این را همیشه بدانید که مردم در سایه قانون راحت زندگى می‌کنند من و شما و وزیر و وکیل و بالاتر و پایین‌تر. همه مردم کشورى، لشکرى، وقتى که حقوقشان معلوم بشود وقتى که قانون حکم فرما بشود شب خواب آشفته نمی‌بینند و الّا هر روز صبح نگرانند براى این که امروز ناراحتى براى من است، فردا هم براى او است پس باید براى مردم هم یک حدودى قائل شد (صحیح است) یعنى حدود را احترام کرد (صحیح است) این را از من بشنوید و کسانی که این حرف مرا گوش نمی‌کنند براى خودشان چاه می‌کنند، به ریا خودشان با دست خودشان گور خودشان را می‌کنند، همه بچسبید به حبل‌المتین قانون، قانون را بخواهید براى دیگرى اجرا بشود شما هم در پناه او راحت و آسوده خواهید بود، پس یکى از مواردى که در مورد استیضاح بنده است و وارد است مورد توفیق‌های غیر قانونى است یک تلگرافى براى بنده رسیده است از یزد، از طرف آقاى خالصى‌زاده، من نمی‌دانستم که خالصى زاده حبس است، توفیق است از آقاى وزیر دادگسترى سؤال کردم ایشان فرمودند که نه.

اصلاً مانعى ندارد، شاید گفتند اصلاً بیخود آنجا مانده است، کسى مانعش نیست، گفتم آقا می‌گویند شهربانى مانعش است گفتند شهربانى حق ندارد، حالا من در این جلسه عرض می‌کنم در اینجا آقاى وزیر دادگسترى حاضر است، توفیق غیر قانونى هم اگر نسبت به او هست، آن توقیف بلااثر است یعنى می‌تواند بیاید و اگر مأمور جلویش را گرفت آن مأمور خودش توقیف غیر قانونى کرده و آن مأمر خودش مجازات می‌شود همین طور على قدر مراتبهم، بلى، این امر نظایر زیاد دارد، بنده هنوز نرسیده‌ام به آنها در هر صورت بنده عقیده دارم و لازم می‌دانم. و دولت مکلف است، چه این دولت باشد و چه رأى اعتماد نگیرد و دولت دیگرى بیاید، باید در نظر بگیرد که حتماً بایستى به محبس‌ها تجدید نظر بشود و در محبس‌ها همه آلات شکنجه و شلاق و چیزهاى دیگر نباید باشد (صحیح است) دست بند نزنند در شهربانى، این البته مربوط به وزیر کشور فعلى نیست ولى این انکار می‌شد. باید هر کسى که وارد زندان می‌شود با حکم دادگسترى وارد شود و آن ساعتى که باید خارج شود درهاى محبس به خودى خود باز شود و او هم خارج بشود، دیگر منتظر تعیین تکلیف نباید بشود، تعیین تکلیف چه معنى دارد؟ یک کسى را می‌گویند شما باید فلان مدت اینجا باشید اصلاً قانون می‌گوید که اگر کسى آدم کشت او را باید بکشند تصور می‌فرمایید که این را می‌کشند که آن یکى زنده می‌شود؟ این طور نیست یا فکر می‌کنید که قانونگذار حق انتقام دارد؟ چنین چیزى نیست، شاید قانونگذار اصلاً طرف را نمی‌شناسد

+++

ولى بعضى اشخاص را قانون مخل آزادى اجتماع می‌داند و می‌گوید براى فلان مدت این شخص بایستى از اجتماع طرد بشود، محلى هم به رایش معیین کرده و اگر آن مدت را ماند و مدت قانونش سر آمد بایستى برود بیرون، هیچ کس هم نباید تعقیبش کند بنده اصولاً عقیده دارم غیر از قسمت‌ها و تذکرات قانونى آقایان نمایندگان، به خصوص براى این که دست و پاى دولت‌ها بسته نشود نباید معترض وزرا‌ باشند و حتى مراجعه هم نباید بکنند باید کارهاى مملکت طورى در محور خودش بچرخد که کار خودش را بکند چه دلیل دارد تبعیض بشود براى خاطر من یا براى خاطر یکى دیگر، باید این کار جریان خودش را بکند و اگر کسى خواست خصوصى عمل بکند وزیر جوابش را ندهد غیر از این نمی‌شود که کار جریان قانونى خودش را پیدا بکند این است که بنده عقیده دارم‌ که انحصارهاى دولتى یا چیزهایى که در دست دولت است اینها باید در اختیار خود دولت باشد و یا یک تقسیم بندى عادلانه به صورت آزاد عمل شود مثلاً بگوید ده هزار تن، صد هزار گندم و جو زیادى داریم، هر کس زودتر تا فلان تاریخ برساند به گمرک می‌تواند خارج بکند مردم خودشان می‌دانند هر کس می‌برد، هر کس نمی‌برد، همین که داخل این مرحله شدیم به یک اشخاص معیین این اجازه را بدهیم دچار زحمت می‌شویم، اگر هم مثل آقایان وزرا‌ حاضر که حسن نیت دارند در کار خودشان این کار را کردند کسى قبول نمی‌کند و می‌گویند ما که دیده‌ایم این اختلاف حاصل شده است و این اختلاف را من در بازار می‌بینم که یک میلیون و پانصد هزار تومان روى این جواز الان معاملات خصوصى کرده‌اند شما هم دلار سه تومان و دو ریال را داده‌اید اما اگر شما آزاد گذاشته بودید تصویب‌نامه هم صادر نمی‌کردید البته کسى این اعتراض را به شما نمی‌کرد.

بعد از این فرض کنید بقچه‌های نخى است که در اختیار بانک صنعتى و وزارت بازرگانى است این را البته همه می‌دانند که نخ در بازار آزاد سى و پنج تومان چهل تومان تفاوت دارد یا نخى که در بازار آزاد نیست یعنى ارزانتر به دست انسان می‌رسد، این روزها یک کاغذى آوردند براى بنده به عنوان آقاى اسکندرى البته بنده خودم اسکندرى هستم آقاى اسکندرى هم هستم و بنده کاغذ خودم را باز کردم، کاغذ و پاکتش هم هست در کاغذ نوشته بود آقاى امیر نصرت اسکندرى بعد معلوم شد که بعد معلوم شد که هشت هزار بقچه نخ تقاضا کرده است یک کسى آن هم عملى شده است داده شده است یا نه، بنده در اصلش کارى ندارم ولى اصولاً عقیده‌ام این است که ایشان به موکلینشان و به مشتریانشان بفرمایند که کاغذها را به اسم تمام بفرستند که این اشتباه نشود و اصولاً بنده نظرم این است که وکلا در کار بقچه نخ که به این بدهید به آن ندهید وارد نشوند و دخالت نکنند و الّا این فکر حاصل می‌شود که ایشان به علت چه و چرا نسبت به یک رئیس‌الوزرایى بیشتر اصرار می‌کنند که حتماً این باشد این اسباب زحمت است کاغذ هم اینجاست (یک نفر از نمایندگان- یا چرا مخالفت می‌کنند با یکى دیگر) یا چرا مخالفت می‌کنند.

این کاغذ به عنوان وزارت اقتصاد ملى یک نسخه نوشته شده و یک رونوشت هم براى ایشان فرستاده شده و هشت هزار بقچه نخ تقاضا شده است (امامى اهرى- مال کارخانه‌جات تبریز است) بلى، می‌دانم مال کارخانه‌جات تبریز است، گله دارى هم نخ را براى کارخانه‌جات بندر‌عباسى گرفته بود در مجلس چهاردهم (خنده ممتد نمایندگان) کاغذ این است: نظر به این که کارخانه قالیبافى جوان داراى 250 دستگاه قالى و اولین مؤسسه قالیبافى در ایران و از هر حیث بى‌نظیر و تاکنون خدمت زیادى به اقتصادیات کشور کرده ست او در بازارهاى اروپا شهرت فراوان دارد تاکنون از سهمیه نخى که براى بنگاه‌های کشور مقرر فرموده‌اند استفاده نکرده، خواهشمندم دستور فرمائید از ارقام نخ‌های مورد نیاز که ذیلاً درج می‌شود ... دو هزار بقچه نمره 8، سه هزار بقچه نمره 10 سه هزار بقچه نمره 12 دو هزار بقچه نمره 20 (باتمانقیچ- گناه ایشان چیست آقاى اسکندرى) بنده که گناه براى ایشان نگفتم، گفتم بگویید موکلینتان به اسم او بنویسند که کاغذ عوضى نیاید (خنده ممتد نمایندگان) شما همه چیز را بد تعبیر می‌کنید بنده صحبت گناه نکردم، بنده نظر خودم این است که ما اصولاً مداخله نکنیم در این کارها، یعنى باید بگوییم که بقچه‌های نخ که در اختیار بانک صنعتى و وزارت اقتصاد ملى است خودش تقسیم کند و اعلان کنند، به تناسب کارخانه‌جات به آنها داده می‌شود و این نه رجوع به من دارد نه ربطى به آن، آقا باید دست تمام وزرا‌ را باز بگذارید که کارشان را بکنند خوب، بنده بروم خواهش بکنم که آقا کار را براى بنده یا براى موکل بنده بکند، همه مردم موکل ما هستند، اگر از فارس به بنده مراجعه بکنند یا آذربایجان فرق ندارد، بهتر است که ما این کار را نکنیم، بنده این کار را کردم در همدان، هر کس که به من مراجعه کرد گفتم آقا من کاغذ شما را به این صورت نمی‌رسانم من می‌نویسم اگر مقتضیات اجازه می‌دهد آزادى عمومى بدهید، هر کس که بتواند زودتر جنسش را برساند به گمرک برساند، زودتر هم بیرون ببرد یعنى خودشان مرتب کنند کالاى خودشان را و خیال می‌کنم اگر آقایان هم این کار را بکنند مملکت ما هم از این وضع خارج می‌شود، شما خیال می‌کنید همه این حرف‌ها که مردم می‌زنند در خارج همه‌اش درست است؟ نه، همه درست نیست، اما یک چیزهایى نادرست، یک چیزهاى کج و معوجى که می‌دانید اسباب زحمت می‌شود هم هست، من اینها را براى احترام مجلس شوراى ملى عرض می‌کنم من اینها را براى این می‌گویم که هر دولتى که روى کار بیاید این دولت بتواند کار خودش را بکند، این‌ها در اختیارات دولت است ولى آن قسمتى که بنده عرض کردم عمل غیر قانونى است، به هر حال بنده‌ام نوشته‌ام به همدان که کاغذهایى که می‌نویسند به اسم تمام بنده باشد یعنى بنویسند عباس اسکندرى که اشتباه نشود

 (باتمانقلیچ- ملاحظه بفرمایید آقاى اسکندرى، این کاغذهایى است که موکلین نوشته‌اند اگر تقاضایى هم کرده‌اند چکار کنیم؟) (زنگ رئیس) بنده هیچ داخل این خصوصیات نمی‌شوم و الّا این کاغذهایى که در ظرف این یکى دو سه روز به بنده رسیده است که از بنگاه راه‌آهن عده‌ای را منتظر خدمت کرده‌اند و این قبیل چیزها، اینها مقتضیات ادارى است (؟)، همان طورى که خود نویسنده کاغذ هم نوشته است که بنا به مقتضیات ادارى بیرونش کرده‌اند و اگر هم حرفى داشته‌اند می‌روند به دیوان تمیز شکایت می‌کنند، شما حق دارید که بروید شکایت بکنید و به عقیده بنده هر کس تا وقتى که وزیر است حق دارد کسى را سر کار بگذارد یا نگذارد و الّا مسئولیت وزرا‌ چه صورتى پیدا می‌کند، وزیر این حق را دارد آن چیزهایى را که حق ندارد ما باید اینجا بگوییم، البته، این حق بسته به انصافشان است یک وقت هم از این حق خودشان سوء استفاده می‌کنند روى یک شیشه گنه گنه نوشته است که از 2 نخود تا 10 نخود می‌شود خورد، این معنی‌اش این نیست که آدم هر روز همان 10 نخود را بخورد، 2 نخود بخورد 3 نخود بخورد، ولى حالا اگر وزیرى خواست تمام اختیاراتش را اعمال کند مانعى ندارد، می‌تواند، من هیچ نه به خودم و نه به دیگران اجازه نمی‌دهم که در این کارها دخالت کنیم، این کارها مربوط به مسئولیت وزرا‌ است، وزرا‌ مسئولیت دارند و می‌کنند. اما موضوعى که به نظر بنده خیلى فرق دارد با نوع فرمایشات آقایان استیضاح‌کنندگان، یعنى عمل خلاف قانون است و به عقیده من اگر بر من مسلم نمی‌شد خیال می‌کردم عمل خلاف قانون واقع شده ولى ممکن بود وزیر مسئول بگوید که آقا، بلى، ممکن است در ادره واقع شده باشد ولى من خبر نداشتم البته این حرف واقع مسئولیت نبود ولى ممکن بود بگوید که یک سهو و خطا و اشتباهى شده است، ولى متأسفانه آقاى وزیر دارایى در پشت این کرسى خطابه تشریف آوردند و اعتراف به تقصیر خودشان کردند و با این اعتراف مجلس شوراى ملى باید بلافاصله، براى حفظ قانون اساسى، براى حفظ قوانینى که در این مجلس در ادوار گذشته تصویب شده فوراً اقدام بکند یا آقایان بلند بشوند به صلاح دید من، تشریف ببرند و خداحافظى با این اطاق و این سالن بکنند برونند به منزل‌هایشان و به فتواى من به مرده مشروطیت ایران نماز بخوانند، هیچ راه دیگرى ندارد، آقاى وزیر دارایى یک تنه خودشان را به جاى مجلس مؤسسان، به جاى مجلس شوراى ملى و بالاتر از هر مقامى که تصور بکنید قرار داده‌اند چون در قانون اساسى شاه ما هم اختیار ندارد، خودشان در آن واحد قانون اساسى را کنار گذاشتند، خودشان در آن واحد قانون را وضع کردند خودشان به جاى رئیس مجلس زیرش را امضا کردند و خودشان هم به جاى صحه همایونى امضا کردند و گفتند این قانون است، باید این را اجرا کنید، این اصل 18 قانون اساسى است که می‌گوید تسویه امور مالیه، جرح و تعدیل بودجه، تغییر در وضع مالیات‌ها، و رد و قبول عوارض و فروعات، همچنین ممیزی‌های جدیده که از طرف دولت اقدام خواهد شد به تصویب مجلس خواهند بود (صحیح است) با بودن مجلس شوراى ملى آقاى نجم‌الملک وزیر مالیه دستور صادر فرمودند که این قانون را به این صورت عمل بکنید، به این شکلى که من می‌گویم بکنید و منظور قانونگذار هم همین است.

در آن واحد تفسیر هم فرمودند به جاى عموم هیئت نمایندگان مجلس. شاید بسیارى از آقایان نمایندگان بنده را یک قدرى بیشتر از حد معمول چپ می‌دانند و می‌گویند که اگر ما و رفقاى ما یک روزى دستمان رسید و دولتى تشکیل بدهیم در روز اول تمام اموال مردم را می‌گیریم و بعد مى گوییم آقایان بروید پى کارتان، در صورتی که این طور نیست، ما و رفقایمان طرفدار این قانون اساسى هستیم، خیلى تعدیل‌ها باید در قانون بشود ولى با اجازه مجلس

+++

به عقیده بنده این مملکت حاجت به یک عدالت اجتماعى دارد، اما اگر این تغییرها را شخصاً بنده بخواهم بدهم، یا شما شخصاً بخواهید بدهید این می‌شود خونسردى و به عقیده بنده خونسردى بد است.

اگر یک نفر را بگیرند بیاورند به دادستانى و بگویند که این آدم 10 تومان از جیب فلان آدم درآورده است چرا این آدم را محکوم می‌کنند؟ براى این که قانون گقته است، براى این که حدود به هم نخورد، ملاک عمل و ارتباطات مردم با دولت همین قانون است و این اگر به هم بخورد دیگر مردم زندگى نمی‌توانند بکنند با آن کرد، با آن لر، با آن شاهسون، با آن قشقایى، با آن تهرانى، با آن شیرازى، با هر کس با آن که می‌آید سر گردنه، قم یا جاى دیگر، یا آن نایب حسین کاشانى که به دار زدند براى چه بود؟ براى این بود که گفتند عمل خلاف قانون کرده، سلب امنیت عمومى را کرده این را یقه‌اش را می‌گیرند، بعد می‌گویند آقا محاکمه صحراییش بکنید بگذاریدش کنار دیوار، چرا؟ براى این که یک قانونى را در نظر دارند، یک ماده‌ای را می‌گذارند جلویشان عمل می‌کنند، هر کسى از آن حدود تجاوز کرد خاطى است و الّا قبول ندارید که آن مرد خوش ترکیب و چهارشانه و بلند بالاى کرد از بنده و آقاى نجم‌الملک از حیث سر و صورت خیلى بهتر است؟ (خنده نمایندگان) او را براى این که کرد است یا لر است نمی‌کشند، براى این می‌کشند که عمل خلاف قانون کرده یعنى آسایش مردم را به هم زده، شما شب در خانه‌تان که می‌خوابید مطمئن هستید که یک قانونى هست و مطابق آن قانون شما راحت هستید، اگر یک نفر آمد و به میل خودش گفت تمام اینها بیخودى است، ناراحت می‌شوید.

حالا فکر بکنید که آقاى نجم‌الملک دستور داده‌اند به وسیله وزارت دادگسترى، البته وزارت دادگسترى زیاد تقصیر ندارد، هر چه بیاید متحدالمآل می‌کند، نوشته‌اند به ثبت اسناد که قانون 19 آبان 322 که راجع به مالیات اموال غیر‌منقول است، این آن طور نیست، مقصود قانونگذار هم آن طور نیست، این این طور است که من می‌گویم و آنرا عمل نکنند چرا؟ به دلیل این که ما بیشتر پول لازم داریم اگر دلیل بیشتر پول لازم داشتن کافى است، خوب آن مردم هم که می‌آیند آنجا پول مردم را می‌خواهند بگیرند او هم پول لازم دارد هر کسى پول لازم دارد شوخى بس است آقایان نمایندگان قانون اساسى تصرح دارد، قانون 19 آبان هم تصریح دارد، بنده هم می‌گویم شاید آن قانون خوب نباشد بسیارى از قوانین جاریه ما هم خوب نیست و این قانون باید عوض بشود، بسیار خوب، مجلس هست، یک قانون باید بیاورید با قید دو فوریت هم بیاورید، عوضش بکنید ایشان آمدند چه گفتند؟ گفتند از کجا بیاوریم؟ می‌خواهیم خرج کنیم خوب البته این دلیل را آن کسى هم که شب می‌آید توى خانه من احتیاج دارد به قالیچه می‌گوید آقا چرا من روى زمین بنشینم من هم قالیچه لازم دارم این که دلیل نشد شما عمل می‌کنید ایشان آمدند اینجا و فرمودند که ما خرج داریم البته پس از کجا خرج کنیم دستور دادم صدى بیست بگیرند از اموال غیر‌منقول طبق قانون 19 آبان دوسیه‌اش موجود است که مجلس دستور داده است در تاریخ 1320 در صورتی که سه سال قبل از او معامله شده باشد تا 5 سال بعدش هم اگر گذشت معاف است چرا؟ قانونگذار مقصودش این بود که شما اگر یک خانه دارید.

50 متر هم زمین دارید یک پیرزنى اگر این خانه و زمین را دارد و حاجتمند بود و می‌خواست بفروشد از مادرش ارث رسیده است مقصود این نیست که از او عوارض بگیرند مقصود قانونگذار این است که از کسانی که زمین می‌خرند و می‌فروشند و می‌توانند استفاده بکنند از آنها مالیات گرفته شود ایشان آمده‌اند دستور داده‌اند و روى این دستور به جیب دولت هم چیزى نمی‌رود بلکه نتیجه این شده است که مأمورین مالیات بر درآمد، منحصراً می‌آیند می‌گویند آقا شما اینجا را می‌خواهید بفروشید، خوب قیمتش چقدر است؟

اگر شما قباله خانه‌تان مثلاً تاریخش 1298 باشد با وجود این طبق دستور آقاى نجم‌الملک می‌گوید این که خلاف قانون است و این طرف و آن طرف. شما هم عجله می‌کنید که معامله از دستتان نرود سى هزار تومان به 12 هزار تومان معامله می‌کنید، پول از جیب مردم در می‌آید و به جیب یک اشخاص معین می‌رود، حالا کى در این کار شریک است او را من کار ندارم از به برای این که من وارد جزئیات نمی‌شوم اگر اصل باید مراعات بشود هیچ کس حق ندارد به خودش این اجازه را بدهد که قانون اساسى را یک لگد رویش بزند و یک قانون عادى مملکت را هم بگوید که این قانون را من دلم می‌خواهد که این کار را بکنم این قانون اینجا حاضر است. می‌گوید درآمدهاى حاصله از فروش اموال غیر‌منقول، مشروط بر این که فاصله بین خرید و فروش آن به موجب اسناد رسمى از تاریخ اجراى این قانون نسبت به معاملات قبلى سه سال و نسبت به معاملات بعد از اجراى این قانون 5 سال تجاوز ننموده باشد. باز یک تبصره دیگرى دارد که می‌گوید معاملات اموال غیر منقولى که قبل از فروردین سال 1320 خریده شده است از مالیات معاف است، ایشان اگر میل دارد مجلس همکارى بکند امروز بیایند یک شاهکارى از خودشان نشان بدهند و بگویند آقا هر کس هر چیزى دارد صدى هشتادش مال مالیه دولت، اگر مجلس رأى داد آن وقت این کار را بکنید. براى این که آن وقت قانون است.

من هم رأى می‌دهم و الّا تا وقتى که مجلس رأى نداده است بنده هم فردا صبح کیفم را دستم می‌گیرم می‌روم آنجا در وزارت دارایى و می‌گویم که این طورى مالیات بگیرید. آقاى نجم‌الملک مگر مردم نوکر ما شده‌اند، آقاى نجم‌الملک اگر بنده و رفقاى بنده و مردم این مملکت بخواهند در مقابل خودسرى تسلیم بشوند من به شما می‌گویم، می‌روم به مصر، قبر رضاخان را باز می‌کنم به استخوان پوسیده او تسلیم می‌شوم نه به شما، شما نمی‌توانید این کار را بکنید، شما چه طور امر خلاف قانون کردید؟ مجلس شوراى ملى باید در این موضوع تصمیم قطعى بگیرد، اگر یک ماده قانون اساسى را ما قبول کردیم که نقض بشود چه دلیل دارد که ماده دیگرش نقض نشود؟ ما به موجب یک ماده قانون اساسى اینجا جمع شده‌ایم و کى به شما خواهد گفت که شما را فردا از اینجا بیرونتان نمی‌کنند، به همان دلیل که آقاى نجم‌الملک دستشان را توى جیبشان کردند و این چیز را برداشتند نوشتند آقاى حکیم‌الملک هم می‌فرمایند که در مجلس را ببندید، آقا مجلس لازم نیست (خنده نمایندگان) همچو خیلى سهل و ساده خندیدید، مثلاً خیال کردید که از آقاى حکیم‌الملک بر نمی‌آید؟ بنده سند دارم که این کار را کرده است ماحصل کلام این که آقا این مشروطیت ما مرده است، ما یک چنین قضایاى مهمى واقع می‌شود بر ایمان و می‌خندیم با همان طور نگاه می‌کنیم مثل مردمى که گوش دارند همان طور که در انجیل می‌گوید گوش دارند ولى نمی‌شنوند، چشم دارند ولى نمی‌بینند (یک نفر از نمایندگان- در قرآن است) قرآن دارد انجیل هم دارد به هر حال بنده می‌گویم تند‌نویسى مجلس را نگاه کنید از هیئت رئیسه مجلس تقاضا دارم و از آقایان نماینده هم تقاضا دارم، این اینجا موجود است که دستور داده‌اند. اگر اینجا می‌گفتند من اطلاع ندارم این یک راهى بود براى این که بگویند رئیس مالیات بردرآمد اشتباه کرده، البته سلب مسئولیت نمی‌کرد اما باز به این درجه نبود ایشان گفتند بلى آقا من گفتم که این طور بگیرند من خرج دارم، خوب همه خرج دارند، کى خرج دارند؟

تمام اینهایى را که می‌گیرند می‌برند در زندان حبس می‌کنند این‌ها همه خرج دارند اینها این کارها را بیخود نمی‌کنند اما چون بیچاره هستند زور ندارند، وسیله ندارند به بنده و شما هم راه ندارند این است که می‌روند به آنجا (سزاوار- آن‌ها هم وزیر بشوند مجاز می‌شوند) مجلس شواى ملى یا باید به بقاى خودش رأى بدهد و باید فوراً امروز تکلیف را معلوم بکند و بداند که دادن رأى به این حکومت مستلزم بستن مجلس شوراى ملى است (جمعى از نمایندگان- این طور نیست) من می‌گویم و یادداشت می‌کنند بنده دلیل دارم که همین طور است، توطئه بر علیه مشروطیت ایران است و الّا آقاى نجم‌الملک یک تنه هچو عملى نمی‌کردند این عمل ساده نیست آقا، شما بیایید بگویید من این کار را کردم، من چه کردم من خواهش می‌کنم از تندنویس‌ها که بنویسند و ضبط بکنند در تندنویسى، که اینهایى را که این حرف‌ها را می‌زنند هر کسى که می‌گوید با بودن قانون اساسى و با بودن قوانین مصوبه مجلس شوراى ملى یک کسى به خودش اجازه بدهد که این کار را بکند، البته آقایان حق دارند که رأى بدهند هر کس که می‌خواهد رأى بدهد، رأى بدهد، این دست‌های من پاک است، من رأى نمی‌دهم عرض کنم در موقعى که برنامه دولت جناب آقاى حکیمى مطرح بود ایشان فرمودند نیست من عقیده‌ام این است که آقایان وزرا‌ به قانون هم یک مراجعه بکنند اینجا موجود است به سرکار عرض کنم که این اصل قانون است و چه بهتر چون بنده هفته‌ای یک دفعه کلاس درس دارم ولى خوب حالا که لازم است اینجا هم می‌گویم عرض کنم که آقایان نمایندگان این تبصره ماده 3 است که می‌گوید «درآمدهاى حاصله در سال مالیاتى از فروش اموال غیر‌منقول مشروط بر این که فاصله بین خرید و فروش آن به موجب اسناد رسمى از تاریخ اجراى این قانون نسبت به معاملات قبلى سه سال و نسبت به بعد از اجراى این قانون 5 سال تجاوز ننموده باشد مشروط بر این و مطابق این شرط باید مالیات بگیرند» و در ماده 6 این قانون تبصره یک می‌نویسد معاملات اموال غیر‌منقول که قبل از فروردین 1320 خریده شده و ماده دیگرش یعنى ماده 6 می‌نویسد «درآمدهاى غیر ویژه و ویژه‌ای که مالیات بر آن تعلق می‌گیرد شامل موارد زیر نخواهد

+++

بود» پس این صریح قانون است و دستور ایشان هم مسلم است این الان هیچ برو برگرد ندارد پس محل انکار نه براى ایشان است نه براى کسى که بخواهد طرفدارى بکند شما آقاى اردلان از اول مشروطیت ایران همیشه به خوش نامى زندگى کرده‌اید و سعى هم کرده‌اید که حتى‌الامکان نشان بدهید که منحرف از قانون نیستید این جریان که واقع شده من حقیقت مشکل است برایم از این تاریخ به بعد که ببینم شما اینجا نشسته‌اید و ایشان آنجا نشسته‌اید یعنى دوتاییتان در یک چنین عملى را کرده است یا باید گفت که تمام کارهاى گذشته شما کان لم یکن است در برنامه دولت آقاى حکیمى بنده عرض کردم که با دولت گذشته هم موافق نبودم که از این نظر با شما مخالفت کرده باشم آقایان هم بودند و می‌دانند که مخالفت من روى قضایاى اصولى است یک مطلبى مورد توجه خاص نمایندگان است براى وحدت ایران ما هم باید قدم برداریم از نظر من بیگانه بیگانه است اتحاد جماهیر شوروى، انگستان، امریکا و سایر مللى که در زیر بیرق شیر و خورشید ایران زندگى نمی‌کنند براى من بیگانه‌اند و هیچ فرقى نمی‌کند (صحیح است) ما باید قدمى برداریم از موقع خوب دنیا استفاده بکنیم براى ما بهترین موقع دنیا همین است که حالا هست و از این بهتر نخواهد شد اگر روزى این ممالک بزرگ این ممالک معظم با هم توافق نظر پیدا کردند براى ما اشکالات بیشتر خواهد بود از این اختلافات ما هم باید نتیجه بگیریم و موضوع را بنده به ایشان تذکر دادم و گفتم که در دولت آقاى قوام‌السلطنه هم در این دو موضوع اقدام شده است و اطلاع هم داشتم که اقدام شده است یکى موضوع بحرین بوده، یکى موضوع تجدید‌نظر در قرار‌داد نفت جنوب روى این موضوعات اقداماتى شده بود و من دلیل صحیح دارم گفتم شما در برنامه‌ای که به مجلس داده‏اید راجع به این دو موضوع هیچ اظهارى نکرده اید به همین دلیل من نمی‌توانم با دولت شما موافقت کنم، ایشان در خارج مجلس آقاى تقى زاده هم تشریف داشتند به بنده فرمودند که خوب تذکرات مفیدى دادید بسیار خوب ولى بنده در عمل دیدم که این تذکرات مفید جز این که دو سه ماه وقت ما را گذراند وقتى که براى ایران دو مرتبه برنمى‌گردد فایده‌ای نداشت ما اسناد داریم و طبق اسناد موجود انگلستان تعهد کرده، می‌نویسد که هر زمانى که دولت ایران توانست قوه بفرستد قوایى بفرستد به بحرین ما آنجا کارى نداریم ما براى جلوگیرى از برده‌فروشى و کارهاى دیگر است که آنجا هستیم.

رئیس- چون آقاى عباس اسکندرى حالتان مناسب نیست و تقاضاى تنفس کرده‌اید ده دقیقه تنفس داده می‌شود. (مجلس نیم ساعت به ظهر به عنوان تنفس تعطیل و ده دقیقه به ظهر مجدداً به رپاست آقاى رضا حکمت تشکیل گردید.)

رئیس- تنفسى که داده شد به واسطه این بود که حال مزاجى آقاى اسکندرى به طورى که خودشان فرمودند اقتضا نداشت که به بیانات خودشان ادامه هبدهند حالا هم هنوز کسالت ایشان مرتفع نشده و بنابراین حال صحبت کردن ندارند حالا یا باید یک موافق صحبت بکند یا جلسه عصر بشود.

یک نفر از نمایندگان- جلسه ختم بشود براى فردا.

وزیر اقتصاد ملى- اجازه می‌فرمایید؟

رئیس- بفرمایید.

وزیر اقتصاد ملى (آقاى دکتر سجادى)- بنده عقیده دارم که تمام آقایان نمایندگان محترم معتقدند که باید براى این مملکت کار ایجاد کرد و این هم واقعاً به این وسیله نیست که دولت یک دستگاهى یک اداره‌ای بر اداراتش بیفزاید یا این که به دستگاه اداری‌اش توسعه بدهد تا این که کار براى مردم ایجاد شود.

توسعه کار یعنى توسعه کشاورزى یعنى ایجاد وسایل تولید آب یعنى ایجاد کارخانه و دولت در حدودى که وسایلش اجازه می‌دهد البته کارخانه هم آورده و باز هم کارخانه ممکن است بیاورد دو کارخانه قند آورده کارخانه چیت‌سازى تهران است که الآن مشغولند و باز هم دولت اگر وسایلى پیدا بکند این کار را خواهد کرد اما محققاً این نوع کارها یعنى صناعت و کشاورزى بایستى بدست افراد بشود (صحیح است) و کمکی را که دولت در این کار می‌کند دادن ارز است براى کارخانجات و براى وسایل تولید آب این را که آقاى اسکندرى فرمودند که به یک نفر ارز داده شده براى ایجاد وسایل تولید فراهم کردن آب این مطلب درست است آقاى اسکندرى تا حالا به دو نفر و بعد هم بسى نفر دیگر هر قدر که بخواهند مراجعه بکنند داده می‌شود براى هیچ کس امتیاز خاصى قائل نشده ای‌ام هر کس مراجعه کرده و نشان داده است مدارکى را که دلالت بر این امر می‌کند یعنى این وسایل را براى مملکت فراهم می‌کند داده شده و داده خواهد شد. بنده از آقاى اسکندرى خواهش می‌کنم یک قدمى به کارخانه چیت‌سازى تهران بگذارید ببینید کارى را که انجام داده‌اند (صحیح است) و همچنین بنگاه حمایت مادران که مشغول ساختن هستند یک چاهى هم آنجا احداث شده تشریف ببرید آنجا و آن‌ها را ببینید (یک نفر از نمایندگان- راجع به تراکتور هم بفرمایید) آنهم درست خواهد شد، اما راجع به مسئله نخ فرمودید، موضوع نخ از مدتى که بنده در وزارت اقتصاد ملى هستم به بانک صنعتى دستور داده شده که نخ را به بافندگان فقط باید بفروشند و سایر محصولات کارخانه‌جات را مثلاً قند و شکر را به قسط فروش و قماش را به بزاز بفروشند تمام محصولات و تولیدات کارخانه‌جات را باید به آن کسانى که آهن آن حرفه هستند بفروشند همین طور هم عمل شده بنده خیال نمی‌کنم اگر یک کاغذى به یکى از آقایان نمایندگان برسد این دلیل این نیست که آن نماینده هم با مد‌لول آن کاغذ موافق باشد ممکن است که موافق هم نباشد و هزار جور تقاضا از آقایان نمایندگان بکنند و آنهایی که تقاضاى قانونى نباشد پاره کنند و ترتیب اثر هم ندهند (صحیح است) این مانعى ندارد کاغذى را به یک کسى نوشته‌اند و در آن مورد هم که عرض کردم اگر یک تاجرى مراجعه بکند به بانک صنعتى و بگوید تعداد دستگاه‌های من این است و به مقدار احتیاج دستگاه‌های من نخ بدهید وظیفه بانک صنعتى هم این است که نخ بدهد.

امیر‌نصرت اسکندرى- بنده مطابق ماده 109 اجازه می‌خواهم.

رئیس- بفرمایید.

امیر‌نصرت اسکندرى- قریب ده دوره است که افتخار نمایندگى را داشته و در مجلس به انجام وظایف ملى اشتغال دارم در عرض این مدت حیثیت عموم را محترم شمرده و به کسى توهین نکرده‌ام و چون به حیثیت خود علاقمند بوده و به بهترین وجهى در این مدت به شهادت عموم آقایان این سرمایه را به خوبى حفظ کرده‌ام از این رو به هیچ کس حق و اجازه آن را نمی‌دهم که مختصر اهانتى به من بنماید، در مورد نامه‌ای که آقاى عباس اسکندرى اینجا قرائت کردند، به شهادت آقایان تخلف اخلاقى خود را ثابت کردند زیرا پس از این که نامه را خواندند و فهمیدند که مربوط به بنده است پس از خواندن هم به من رد نکرده، و مثل اینکه یک سند سرى خیلى مهمى دستشان افتاده نگهداشتند به هر حال به نحوى که آقایان استحضار حاصل کردند آقاى جوان شرحى به بانک صنعتى نوشته و رونوشت آن را جهت اطلاع بنده فرستاده‌اند، اولاً آقاى جوان یکى از هزاران اشخاصى بود که در جریانات اخیر آذربایجان هستى او به یغما رفت، ثانیاً آقاى اسکندرى نفرمودند من در باب درخواست متقاضى اقدامى کرده‌ام یا نه؟ اگر تنها رسیدن نامه به عنوان کسى جرم است من حرفى ندارم و اگر آقاى ناطق مقصودشان اهانت بود که قضاوت آن با مجلس بود، و نباید مجلس اجازه این گونه اهانت‌ها را به اشخاص بدهد، در این مدت بنده چندین سال در اصفهان بودم آقاى برزین دادستان آنجا بودند، بنده را کاملاً می‌شناسند حالا آقاى اسکندرى موضوع گله‌دارى را ایشان پیش کشیدند و با بنده مقایسه کردند (برزین- ایشان از صلحی مملکت هستند بنده شهادت می‌دهم در این قضایاى اخیر هم آقایان اطلاع دارند و شاهدند اول کسى که مبارزه کرد بنده بودم.

رئیس- آقاى وزیر دارایى بفرمایید.

وزیر دارایى- به نظر بنده یکى از عیب‌های مملکت ما یعنى ما ایرانی‌ها یا وزیر یا نماینده محترم این است که وقتى یک چیزى را می‌شنویم در صدد آن بر نمى آئیم که تحقیق کنیم، دقت کنیم ببینیم این حرفى که زده می‌شود خوب است یا بد است، حق است یا ناحق است به محض این که شنیدم اگر یک نسبتى به یک کسى بدهند چون به طور کلى به دین هستیم عصبانى می‌شویم و بعد هم در جاهاى رسمى مملکت مى‌گوییم، در مجلس مى‌گوییم و همچنین راجع به چیز خوب و اگر واقعاً سعى کنیم که در هر چیزى که می‌شنویم اهل دقت بشویم اهل تحقیق بشویم در‌صدد تفحص و تحقیق برآییم از وزیر مربوط، از ادارات مربوط بعد از این که تمام آنها را از روى پرونده و دوسیه مطالعه کردیم بعد بیاییم با اسناد و مدارک بگوییم که این عمل خلاف واقع است، این خلاف قانون است البته این طور خیلى بهتر است و البته چیزى که اساس ندارد در یک جاى رسمى مثل مجلس ده مرتبه گفته شود و آنوقت در جراید هم بنویسند آن وقت ملاحظه می‌فرمایید که آن شخص چه وزیر باشد چه نماینده باشد چه سوء‌تأثیرى در مملکت و در مردم ایجاد می‌کند؟ بنده من باب مثل عرض کردم یک چیزى را هم فراموش کردم

+++

راجع به فرمایشات آقاى امینى عرض کنم بنده به ایشان جسارتى نمی‌کنم، البته ایشان هم شنیده‌اند ولى می‌خواستم ببینم که آقا مطلبى را که دروغ واضحى است و به ایشان گفته‌اند ایشان هم هیچ تحقیق نکردند اینجا گفتند بعد هم در روزنامه نوشته‌اند و بعد هم شاید یک اشخاصى که بنده را نمی‌شناسند تفسیر می‌کنند و بنده هم حالا می‌گویم که دروغ است آن وقت می‌گویند که این چه وزیرى است، این چه وکیلى است که این طور صحبت می‌کند و همچنین مطلب دیگرى گفته شد و آن مطلب این بود که در پشت تریبون نماینده‌ای که باید مصالح عمومى را بگوید فرمودند که من با دو تا اتومبیل به مازندران رفتم، این چه حرفى است لابد آقایان می‌گویند که این چه مرد بى‌ربطى است، این شخص خودش اتومبیل‌ها را جمع می‌کند و بعد خودش با اتومبیل می‌رود به مازندران آقا بنده با قطار رفتم به مازندران (صحیح است) آقاى وزیر راه شاهد است بنده می‌خواستم بروم استراحت کنم نه براى کار رئیس اداره املاک آقاى وثیقى به هم گفت شما آنجا که می‌روید دو روز هم به این کارها برسید فلان کار و فلان کار و فلان کار بهش التماس کردم آقا من می‌خواهم بروم دو سه روز تفریح کنم گفت آقا بد است شما که می‌روید بروید آقاى بنایى را هم ببینید، دستور بدهید حتى آقاى معاون وزارت دارایى هم گفت که من هم می‌خواهم بروم چند روزى استراحت کنم در بابلسر گفتم خیلى خوب شما هم تشریف بیاورید، می‌رویم به هتل بابلسر راحت می‌کنیم بعد گفتم آقا ما می‌رویم سر این بنایى و آن بنایى باید چه طور سرکشى کنیم گفتم یک اتومبیل نه دو تا براى من با معاون وزارت دارایى با ترن آوردند بابلسر و من به بنایی‌ها و املاک رسیدگى کردم سرکشى کردم، این هم شایسته است که یک چنین وکیلى بیاید در مجلس همچو حرفى بزند، آقا خیر و صلاح نیست این موضوع را از من قبلاً بپرسید آقا و بعد بفرمایید عرض کنم آقایان این فرمایشاتى که می‌کنند کلماتش صحیح است، مملکتمان کارش خوب نیست آقا، کار وزیر هم خوب نیست آقا ولى این کار راه دارد، راهش این است که یک عده از خود گذشته نه براى این که اغراض شخصى داشته باشند

 (امینى- ما با شما چه غرض شخصى داریم) آقا را عرض نمی‌کنم، جسارت نمی‌کنم یک عده ده بیست نفر، سى نفر از خود گذشته یعنى بنده حاضرم که جزء آنها باشم حقوق نگیریم، اتومبیل نگیریم و با بیست سى نفر زندگى را هم روى این کار بگذاریم و بیست سى نفر بشویم و از روى دقت و صحت از روى وطن‌پرستى و اصول دمکراسى کار کنیم و الّا اگر بفرمایید این آقا دو تا اتومبیل دارد دو تا شوفر دارد و یا این که آقا بگویند بخشنامه صادر کرده‌اند مالیات وضع کرده‌اند با این ایرادات که نمی‌شود آقا وزیر را مقصر کرد من ادعا می‌کنم که یک وزیرى هستم طرفدار دمکراسى بنده بدون قانون مالیات وضع نمی‌کنم بنده آقا عرض می‌کنم که کار بى‌قاعده نمی‌کنم با وجود این اگر می‌خواهید مرا استیضاح کنید مرا بیندازید چرا با یک دولتى مخالفت می‌کنید (امینى- خیر مخالفتى با شما نیست) عرض کنم که آقاى اسکندرى البته یک کلیاتى فرمودند که بسیار خوب بود بنده هم یکى از طرفداران ایشان هستم زیرا ایشان می‌فرمودند که زندان باید اصلاح بشود مالیات چه طور بشود، عوارض چه طور باشد، این کلیات خیلى خوب است اما آن وقت یاد این می‌افتم که توى این کلیات یک ضرباتى هم به من خورده است بروند ریش یک وزیرى را بچسبند هو کنند، جنجال کنند بگویند قانون اساسى لغو شده بیایید این وزیر را مجازات کنید، آقا من چه کنم یک کسى زمین دارد زمین می‌خرد، می‌فروشد یک مالیاتى هم به دولت می‌دهد یک کسى ملک دارد مالیات به دولت می‌دهد این اگر گناه وزیر دارایى است وزیر دارایى را معزول بکنید مالیات را هم منسوخ کنید آن وقت بفرمایید که هیچ کسى مالیات ندهد بنده آقا این را مکرر گفته‌ام. الان جناب آقاى رئیس با رأى گرفتن و موافقت آقایان ممکن است همه از مالیات راحت بشوند موضوع دیگر این است که بنده اینجا مکرر گفته‌ام همه آقایان هم سکوت کردند یعنى تصدیق کردند و آن این است که گفتم در کابینه گذشته یک تصویب‌نامه‌هایى براى امور مالیاتى گذشته یعنى مطالعه کردند و این تصویب‌نامه‌ها بیرون آمده دیدند فلان مالیات این نقص را دارد و فلان مالیات این کسر را دارد و یا فلان مالیات این اضافه را دارد آمده‌اند در دوره فتوت مجلس شوراى ملى یک تصویب‌نامه‌هایى صادر کرده‌اند وقتى که دوره فتوت تمام شده است تمام این تصویب‌نامه‌ها رونوشت شده و رونوشت آنها را هم با توضیحات کافى فرستاده‌اند به مجلس شوراى ملى همه آقایان هم خوانده‌اند حتى بعضى از آقایان هم اینجا پیشنهاد کردند که اینها طبع توزیع بشود بین آقایان نمایندگان وزارت دارایى هم گفت بسیار خوب مجلس شوراى ملى مطبعه دارد و تمام این تصویب‌نامه‌ها را می‌دهیم به به مطبعه مجلس شوراى ملى که طبع و نشر و توزیع بشود و تمام آقایان نمایندگان مطالعه کنند یا قبول می‌فرمایند یا رد می‌کنند بعد این دولت آمد، و راجع به بودجه رفت به کمیسیون بودجه همه آقایان وزیران رفتند به کمیسیون بودجه، راجع به همه چیز بالاخره یک لایحه تهیه شد و در نتیجه آن بحث‌ها آوردند به مجلس یعنى یک طرحى که کمیسیون با موافقت دولت تهیه کرد آمد به مجلس مکرر عرض کردم که در تبصره سه آن لایحه این عبارت هست که دولت مکلف است در ظرف سه ماه تصویب‌نامه‌هایی را که مفید می‌داند و اجرایش را لازم می‌داند لایحه آن را به مجلس شوراى ملى تقدیم کند هیچ چیز دیگر هم ندارد یعنى که ما این طور فهمیدیم حالا اگر آقایان جور دیگر فهمیده‌اند الان رأى بگیرید البته فردا عمل می‌شود، ما این طور فهمیدیم آقا که اگر دولت به موجب آن که یک تصویب‌نامه‌هایى در دوره فتوت مقرراتى وضع کرده که این دولت آن مقررات را بعد از مطالعات لازمه تجویز می‌کند و موافق است یعنی هر کدام را لازم می‌داند در ظرف یک ماه لایحه آن را بیاورد به مجلس شوراى ملى دیگر دنبالش نیست که مجلس شوراى ملى لایحه‌اش را تصویب کند عرض کردم که آقا بنده این جور فهمیدم من این جور حکم می‌کنم شما حالا رأى بگیرید اینجا مجلس شوراى ملى است و مجلس شوراى ملى‏ می‌تواند بگوید که از این تاریخ این طور است و آن طور نیست، عرض کنم که این شده است ما هم لایحه‌اش را در آن مدت قانونى، خود بنده در پشت این تریبون تقدیم مجلس کردم گفتم که این لایحه راجع به مالیات‌هایى است که دولت اجرا می‌کرده و بعد از این هم اجرا خواهد کرد اینها را گفتم و لایحه را تقدیم کردم در آن لایحه همان طور که آقاى اسکندرى فرمودند بیشتر از کلیه اموال غیر‌منقول از خانه، دکان، زمین به موجب قانون اگر فاصله بین خرید و فروش 5 سال بیشتر نبوده ازش یک مالیاتى می‌گرفتند در این تصویب‌نامه‌ای که در کابینه سابق صادر شده گفته‌اند این قسمت مستقلات و املاک، ساختمان‌ها اینها صحیح ولى براى ارضى خوب نیست چرا؟ براى این که بنده صد هزار اراضى را تا قیامت نگه دارم و در این مملکت مردم خانه نداشته باشند بنده عقیده دارم آقاى اسکندرى هر کسى زمین دارد بنده چند روز دیگر یک لایحه‌ای می‌آورم اینجا اگر بخواهید مردم این مملکت خانه داشته باشند اگر می‌خواهید زندگى داشته باشند، اگر می‌خواهید اسپکولاسیون نشود،... مى‌گویید چرا اسکناس‌ها تنزل پیدا کرده اسکناس‌ها تنزل پیدا نکرده همین کارها پدر اسکناس را درآورده است یا آن که هر کسى زمین می‌خواهد چه بکند؟ زمین در شهر یا خارج شهر اشخاصى پانصد متر یا هزار متر، دو هزار متر می‌خواهند داشته باشند، زمین باید آقا خرید و فروش بشود (حاذقى- زمین مستثنى نیست در تصویب‌نامه آقاى وزیر دارایى) عرض کنم در آن تصویب‌نامه هست زمین بیاض مستثنى است یعنى مدت ندارد (امینى- تصویب‌نامه را بخوانید)

خیلى خوب در موقع خودش می‌خوانم (حاذقى- موقعش حالا است) عین آن هم در لایحه تقدیمى هست و من هم امضا نکردم، آقایان حرف بنده را قطع نفرمایید اگر آقاى اسکندرى یا هر کس امضایى راجع به لایحه، مالیات جدیدى چیز دیگرى پیدا کرد بنده حاضرم که بنده را استیضاح بفرمایید به کابینه کار نداشته باشید بنده خودم را از سر تا پا خطا می‌دانم ولى یک وقتى است ممکن است سهواً یک کارى را کرده باشم و یک وقتى هم هست که خطایى را به بنده نسبت می‌دهند که هیچ وقت حقیقت ندارد، بنده امضائى نکرده‌ام، تصویب‌نامه‌هایى که در کابینه سابق تصویب شده است آنها را به مجلس شوراى ملى داده‌ام، الان لایحه آن هم نزد آقایان است و چاپ شده که زمین مستثنى است و همان وقت هم یک چیزى به وزارت دادگسترى نوشتند اگر بنده چیزى نوشتم بنده جوابگو هستم آن وقت اعتراض می‌کنید به بنده که بنده وضع قانون کردم، قانون را عوض کردم، بنده آقا وضع قانون نکردم و نمی‌کنم و اگر اعتراض دارید در امرى که در آن ذینفع هستید پیشنهاد کنید، طرح کنید و بگویید که این غلط است، موقعى که بودجه گذشت هزار طرح دادند بعضى از آقایان که شاید مربوط به آن نبود، خوب این موضوع را هم یک پیشنهادى می‌دادید و زمین را مثل قانون 19 آبان می‌کردید، در هر صورت بنده حکم نکردم بنده چیزى نگفتم عرض کردم که اگر چه آقاى دکتر متین دفترى جزء موافقین و مخالفین و استیضاح‌کنندگان نبودند دیروز یک تبصره اینجا پیشنهاد کردند یک چیزهایى فرمودند که به نظر من به بنده وارد نبود، حالا بى‌لطف هستند بى‌لطف باشند ایرادشان به بنده وارد نبود، و حالا باید زودتر بگویم که اسباب سوء‌تفاهم بعضى از

+++

آقایان نشود ، یکی این که راجع به تریاک فرمودند بنده خودم هم مخالف تریاک هستم ولی مادام که تریاک هست بنده چکار کنم ، آنوقت یک عده دیگر می‌گویند که چطور شد که پیشنهادی از طرف یک عده از آقایان آوردند و رفته است به کمیسیون ، زود آقا این طرح را از کمیسیون بیاورید تکلیف دولت را معین کنید و به این موضوع خاتمه بدهید و الّا دولت هم تریاکی را که در انبار دارد نمی‌تواند برای خاطر آقای دکتر متین دفتری نمی‌تواند از این ثروت مملکت صرف‌نظر کند ، آقا صندوق‌های تریاک جمع شده برای صادرات است نه برای مصرف داخلی ما هم مداخله در مصرف داخلی نداریم و تریاکی که دست مردم است باید خرید و آن‌ها هم برای صادرات باید باشد ( صحیح است ) این پولی که فرمودید 13 میلیون و 15 میلیون . برای خرید و فروش‌ها است ، برای صدور است اگر نمی‌خواهید طرحش که حاضر است بفرمایید بنده هم در خدمتتان حاضرم برویم آنجا آنها را ببینیم بعد یک تبصره‌ای هم بهش علاوه کنیم که تمام تریاک‌هایی که دولت دارد تمام آن‌ها را آتش بزنیم و آن اداره هم که متصدی صدور تریاک است آن را هم منحل کنیم بنده هم موافقم من مطیع قوانین هستم که از مجلس می‌گذرد یا به موجب طرح باشد یا به موجب لایحه دولت ولی این را عرض کنم عقیده بنده این است که تریاکی که ما داریم برابر آن باید یک اداره داشته باشیم تا به ترتیب تریاک را به ممالکی که احتیاج دارند صادر کنیم و تریاک‌هایی هم که دست مردم است آنها را هم جمع کنیم که نکشند و قاچاق نکنند و این کار هم یک اداره‌ای لازم دارد و اما در این که زراعت نکنند تریاک نکشند بنده هم با شما موافقم بفرمایید زودتر یک طرحی را تصویب بکنید که هر کسی زراعت خشخاش کرد تریاک کشید مجازات بشود یک بودجه نوشته‌ایم بنده نمی‌دانم که شما چه خیالی دارید آن‌جا مذاکره شده است در آن نوشته‌ایم مخارج صدور یا مخارج بهره‌برداری یا غیره ( کشاورز صدر - تریاکی‌ها را از ادارات بیرون کنید ) از همه جا باید بیرون بروند فقط از این لحاظ که نمی‌شود ... ( بعضی از نمایندگان- از همه جا بیرون کنید ) یکی دیگر این که می‌خواستم عرض کنم که آقا فرمودید بنده مخالف دانشگاه یا مخالف تعلیم و تربیت هستم ( خطاب به آقای دکتر متین دفتری ) خیلی اسباب تأسف است ، آقای دکتر متین دفتری اگر آقا بنده را نمی‌شناختید و با هم مربوط نبودیم این اعتراض ، آقا وارد بود مگر شما بی‌لطف باشید بنده کجا با دانشگاه یا با تعلیمات مخالفت کردم بنده عقیده‌ام این است که هر چه ممکن است باید یک قسمت مهم از پول مملکت را صرف خواندن و نوشتن کرد یعنی مردم موفق بشوند که بخوانند و بنویسند اگر به بنده بگویید که برای مدت موقتی پول دانشگاه را به این کار بدهم بنده حرفی ندارم چرا ؟ برای این که اگر دانشگاهی داریم باید حفظش کنیم البته اگر دانشکده‌ای داریم که نواقصی دارد باید تکمیلش کنیم البته باید این دانشکده‌ها را حفظ کنیم و نواقصاتی که دارند رفع کنیم ولی من معتقد هستم که پولی که برای این مردم باید خرج کرد برای خواندن و نوشتن اول باید صرف کرد ، ملتی که خواندن و نوشتن را نمی‌داند دانشگاه هم برای آنها همچو ضرورتی ندارد باید یک پولی از هر جایی هست از محل دانشگاه ، از محل دیگر جمع کنیم و اول تعلیمات عمومی یعنی وسیله خواندن و نوشتن را در تمام مملکت فراهم کنیم یعنی صدی صد افراد این مملکت باید بتوانند بخوانند و بنویسند آن وقت بنده با فرمایشات جنابعالی موافقم که نه در تهران بلکه در تمام نقاط مملکت دانشگاه باز کنیم ولی امروز بنده با دانشگاه تهران موافقم با دانشگاه تبریز هم موافقم در بودجه سال 27 هم بودجه دانشگاه تبریز را گذارده‌ایم ( اسدی - خراسان را هم بفرمایید ) ولی اعتبار می‌خواهد آقای اسدی ، از بنده می‌پرسید ؟ آقا صد جفت کفش بگیرید ، دویست دست هم لباس بگیرید صد تا هم کلاه بگیرید ولی البته اگر دارید بگیرید البته شما باغ شهری هم می‌خواهید ولی با بی‌پولی محال است که بتوانید درست کنید الا قدم و فالا قدم ، آن وقت آقا می‌گویید که چرا از اراضی مالیات می‌گیرید ، الاقدم فالاقدم باید آقا احتیاجات خودمان را در نظر بگیریم این عقیده سیاسی بنده است اگر گناه است بنده را طرد کنید اگر ثواب است قبول کنید ، بنده عقیده دارم اولین پولی را که به دست می‌آوریم صرف باسواد کردن مردم بکنیم قبول کنید آقایان ! باید پولمان را صرف تعلیمات عمومی بکنیم عرض کردم ما باید نواقصات اینها را رفع کنیم و از آنها نگاهداری کنیم ولی خرج بی‌مورد برای صرف این کارها گناه است عرض کنم منظور عرضم این است که راجع به دانشگاه تهران در هیئت وزیران صحبت کردیم این موضوع را مطرح کردیم هیئت وزیران هم تصویب کردند بنده هم نظرم این است که تمام هم‌مان را صرف تکمیل دانشکده پزشکی و دانشکده فنی بکنیم ( احسنت ) چرا ؟ حالا بنده عرض می‌کنم برای این که همین مؤسسه نفت جنوب که آقا حالا هم می‌خواهید راجع به آن صحبت کنید ، این مؤسسه نفت جنوب باید تمام مستخدمینش ایرانی باشند ( صحیح است ) باید تمام مهندسین‌شان ایرانی باشند ( صحیح است ) و ما مهندس نداریم فردا جناب آقای دکتر ده تا پنج تا سی تا مهندس به بنده معرفی کنید که به درد نفت جنوب بخورد بنده با تمام مزایا و فوق‌العاده می‌فرستم در شرکت نفت کار کنند ( مهندس رضوی - این طور آقایان استقبال نمی‌کنند ) بدهید به بنده بنده مکلفشان می‌کنم استقبال ندارد ، مطابق قانون مطابق قرارداد باید این کار را بکنند - شما کاری نداشته باشید شما قانون وقتی وضع کنید من مکلف هستم اجرا کنم به استقبال و اینها چکار دارید ، شما باید دانشکده فنی خودتان را توسعه بدهید باید مدارس فنی در تمام ایران درست کنید باید دانشکده پزشکی را توسعه بدهید مردم در دهات و قراء و قصبات طبیب ندارند می‌میرند شما باید آموزشگاه‌های پزشکی در تمام ولایات داشته باشید ( صحیح است ) بنده گناهم این است که گفتم به دانشکده حقوق و دانشکده ادبیات باید پول بدهید بنده هم که مدرسه می‌رفتم پول می‌دادم ، برای چه مجانی باشد ؟ باید پول کافی بدهند ، ممکن است بفرمایید که یک نفری هست لیاقت دارد ، کفایت دارد ولی می‌خواهد برود به دانشکده حقوق و یا ادبیات پول ندارد ، این قبیل اشخاص را هم که نوشته‌ایم دولت باید بدهد ، اگر کسی مثلاً می‌خواهد برود به دانشکده حقوق پول ندهد نرود به دانشکده حقوق برود دانشکده پزشکی که پول هم ندهد مجانی برود و اگر آقایان مخالفید رویش خط بکشید ، بنده باید عقیده‌ام را به صورت لایحه دربیاورم و به مجلس بدهم ولی اگر آقایان مایل نیستید تصویبش نفرمایید لغوش کنید ولی بنده آزادم در اظهار عقیده خودم ( احسنت ) عرض کنم که اگر آقای اسکندری بخواهند فرمایشات‌شان را بکنند بنده ... ( جمعی از نمایندگان - بفرمایید ) عرض کنم که باز اعتراضات دیگری به بودجه شد هم آقا فرمودند و هم آقایانی که اعتراض به دولت داشتند البته هم آقا و هم آقایان دیگر به صورت راهنمایی و مصلحت فرمودند اما آقایان به شکل اعتراض نباید باشد ، عرض کردم که آقایان خرج مملکت نامحدود است ، شهر خراب است . راه‌ها خراب است ، دهات خراب است ، قصبات خراب است ، مریض در همه جا زیاد است طبیب هم نداریم دوا هم نداریم اگر آقایان می‌خواهید بنده دو ساعت در پشت این تریبون بیش از آقای اسکندری همه آن مقاماتی را که فرمودند عرض کنم ولی عرض کردم الاقدم فالاقدم آدم عاقل روی خرج خانه‌اش الاقدم فالاقدم خرج خانه‌اش را از روی عایدات می‌نویسد می‌دهد به دست عیالش ، یا دست مباشرش دولت هم همین‌طور است ما هر چه لازم داریم باید بفرمایید به جهت این که چشممان را به اطراف می‌اندازیم ممالک دنیا را که می‌بینیم چی می‌بینم ، می‌بینم که در هر قسمتی میلیاردها خرج می‌کنند ولی چه خرجی می‌کنند . از کجا از یک مردم بی‌بضاعتی می‌گیرند . اگر دست به یک متمولی بزنیم داد و فریاد می‌کنند اگر از یک آدم فقیری می‌خواهیم بگیریم می‌گویید که این کار را نکنید . پس از کجا باید بیاوریم این است که بنده عقیده دارم الاقدم فالاقدم از درآمدهایی که داریم باید خرج کنیم . بعضی از آقایان فرمودند که بودجه را از روی بی‌دقتی نوشتیم این‌طور نیست نهایت دقت را کردیم در درآمدمان یعنی نخواستیم به اصطلاح حقه بزنیم درآمدهای زیادی پیش‌بینی کنیم یا از درآمدمان کم کنیم خیر همچو کاری در بین نیست . نهایت دقت را کردیم البته برای این که آن درآمدها وصول بشود این کار مقدماتی لازم دارد و آن این است که اداره آن مرتب باشد ثابت باشد و آن تصویب بشود ، باید مأمور مالیات بداند که هیچکس نمی‌تواند او را عوض کند جز آن هیئت . آن هیئت هم مردم امین و صحیحی باشند و الّا مأمور مالیات می‌رود یک جایی که پول بگیرد آن مالیات دهنده زور دارد . اذیتش می‌کند در این صورت تقصیر تمام متوجه مأمور مالیه نیست . یا مأمور مالیه خودش پول بگیر است با این که وقتی می‌خواهد وظیفه‌اش را انجام بدهد ... طرف روز دارد و اسباب زحمت او را فراهم می‌کند . بنابراین باید اداره را ثابت کرد نباید گذاشت که مداخله در کار اداره بکنند : اداره به دست یک هیئتی که از مردمان صحیح و سالم و یا کاربر که دوره خدمت آن اداره را پیموده باشند سپرده بشود تا این که آن مأمور مالیه که در فلان نقطه مأمور است بداند که اگر کار صحیح کرد درست کرد تشویق می‌شود کمک به او می‌شود و اگر بد کرد تعقیب می‌شود این

+++

که فرمودید بودجه درآمد البته این قسمت با نهایت دقت البته دقتى که از بنده ساخته بود با تشریک مساعى اداراتى که مسئولند در وزارت دارایى تهیه شده. البته ممکن است که یک وزیر دارایى هم باشد که بودجه را خیلى بهتر از بنده درست کند دیگرى هم ممکن است که بدتر بودجه را درست کند اما آنچه که از بنده ساخته بوده است انجام داده‌ام، عرض کردم سر تا پاى من عیب است هر عیبى که مى‌فرمایید به شرط این که از آن عیب‌هایى نباشد که زود بتوانم ردش کنم خوب بود از من می‌پرسیدید که آقا چه عیبى در کارت هست، چه عیبى در خودت هست بنده هم با کمال بى طرفى عرض می‌کنم که آقا این عیب‌ها در کارم هست، این عیب‌ها هم در خودم هست. حالا نباید توى مجلس بگویید منظورم این است که مسموعات نباشد. منظورم این است که بودجه درآمد این طور شده و بودجه هزینه هر وزارتخانه باید برود به هیئت وزیران بودجه هر وزارتخانه‌اى را که به ما داده‌اند و ما هم دقت کردیم رفته به هیئت وزیران. هیئت وزیران هم تصویب کرده است این جا حالا تمام آقایان نمایندگان حق دارند که در اطراف بودجه اظهار نظر کنند. بودجه هم حاضر شده است اگر کمیسیون بودجه هم مرتب تشکیل بشود و انشاء‌الله کار خواهند کرد، همه آقایان تشریف بیاورند آنجا بگویید آقا این غلط است آن صحیح است این زیاد است، آن کم است بنده هم اگر به اندازه اطلاعات و معلومات خودم دیدم آنها صحیح است قبول می‌کنم اگر هم قبول نکردم یکى دیگر می‌آید قبول می‌کند، بنده دیگر عرض ندارم.

رئیس- آقاى وزیر دادگستری

وزیر دادگسترى- آقاى اسکندرى فرمودند که راجع به زندان از بنده سؤالى فرمودند و در عرض پاسخ تأخیر شده است بنده تصدیق دارم که تأخیر شده است البته بنده تصدیق دارم که یک قدرى تأخیر شده است ولى همان اوان که این سؤال را فرمودند بنده حاضر بودم که براى عرض جواب و حتى یکى دو جلسه هم اینجا آمدم عرض کردم که براى عرض جواب حاضرم متأسفانه در آن اوقات مجلس گرفتار امر دیگرى بود و بنده موفق به عرض جواب نشدم.

نه تنها نتوانستم جواب آقا را عرض کنم، بلکه چندین لایحه هم تهیه کرده بودم و حاضر داشتم و چندین جلسه به مجلس آمدم و موافقم به تقدیم لوایح ضرورى نیز نشدم، و اما در قسمت زندان بیانات ایشان دو قسمت بود، یکى راجع به عمارت و ساختمان زندان بود به کسانى که در آنجا توقیف بودند. عمارت و ساختمان زندان همان طور که فرمودند البته متناسب با ترقیات امروز نیست (صحیح است) و تمام ترقى خواهان مایل هستند مازندرانى داشته باشیم از هر جهت آماده و مهیا براى این که کسانى که در آنجا توقیف هستند کاملاً تربیت بشوند و خوى خیانت و خوى زشت از اینها به در رود و متأسفانه همان طور که الان آقاى وزیر دارایى توضیح دادند ما وسایل مادى به اندازه کافى در اختیار نداریم تا بتوانیم تمام لوازم و وسایل کامل را در زندان فراهم کنیم البته به تناسب اعتبار و پولى که در اختیار دولت است کوشش می‌کند که هر سال وضع زندان را بهتر کند و هر وقت ما بتوانیم که اعتبار بیشترى به دست بیاوریم البته زندان بهترى خواهیم ساخت یا وسایل بیشترى مهیا خواهیم کرد که زندانیان را در آنجا تربیت بکنیم. اما قسمت دوم راجع به این مطلب بود که فرمودند عده زیادى از اشخاص هستند که در زندان بلاتکلیف هستند بنده خیال می‌کنم که براى ایشان اشتباهى رخ داده از حیث این که تصور فرمودند که بلاتکلیف یعنى کسى که بدون اجازه قانون و بدون اجازه مقامات ذی‌صلاحیت در زندان توقیف شده باشد در زندان، هیچ کس وارد نمی‌شود مگر این که به موجب مقام با صلاحیتى اعم از این که از طرف مقامات قضایى، از طرف مقامات ارتشى یعنى همین محاکمات نظامى که آن هم توقیفشان مبناى قانونى دارد وارد شده باشد اگر چیزى به عرض ایشان رسیده است، ناظر به آن قسمت از زندانیان بوده که از طرف مقامات قضائى و ذى صلاحیت توقیف شده‌اند ولى تعیین تکلیف قطعى آنها یعنى ختم محاکمه آنها و صدور حکم از مقامات با صلاحیت بوده است رسیدگى زندانی‌ها به موجب قوانین موضوعه به عهده دادستان‌ها است و دادستان‌های شهرستان‌ها مکلف هستند در هر موقع به زندان‌ها سرکشى کنند و اگر احیاناً کسانى بودند که بر‌خلاف قوانین موضوعه مملکتى توقیف شده‌اند فوراً اقدام کنند، بنده در اوایل تشکیل دولت شنیده بودم که عده زیادى از زندانی‌ها هستند که بلاتکلیف می‌باشند (البته به آن معنایى که آقاى اسکندرى فرمودند بلکه به این معنى که اینها از طرف مقام ذی‌صلاحیت توقیف شده‌اند) اینها هنوز تعیین تکلیفشان نشده است 15 نفر از قضات عالی‌مقام دادگسترى تعیین کردم و البته تمام زندانی‌هایى که در شهر تهران هست بازرسى و رسیدگى کردند و مطابق گزارش‌هایى که به بنده رسیده و موجود است ولى متأسفانه الان نزد این جانب نیست براى این که بنده نمی‌دانستم این مطلب این جا مطرح می‌شود که عرض کنم با خودم نیاورده‌ام تا به عرض آقایان برسانم، به هیچ وجه در این گزارش‌ها اشعارى نداشت که یک کسى توقیف شده باشد بدون این که این که با اجازه مقام ذی‌صلاحیت باشد، اما اشاره کرده بودند که کسانى هستند که توقیف می‌باشند اما از طرف محاکم در تعیین تکلیف آنها اقدام نشده، آنچه که در قدرت و توانایى بنده بود فوراً اقدام کردم که تسریعى در تعیین تکلیف اینها بشود، و حتى در صدد اقدام به تأسیس ایجاد چند محکمه موقت برآمدم تا تعیین تکلیف زودتر براى این اشخاص بشود (صحیح است)

- بنابراین آقایان می‌توانند اطمینان خاطر داشته باشند که اولاً اشخاصى که بر‌خلاف قانون توقیف شده باشند وجود ندارد (صحیح است) دیگر قسمتى را که ایشان فرمودند راجع به آقاى خالصى‌زاده دیروز در تالار مجلس به بنده فرمودند که این شخص توقیف شده است و توقیف او بر‌خلاف قانون است (مکى- تبعید شده) بنده به عرض ایشان رساندم آنچه که بنده اطلاع دارم و به بنده گفته‌اند این است که ایشان اولاً توقیف نشده‌اند و تبعید شده‌اند و این تبعید هم در زمان حکومت سابق شاید در یک سال و نیم و یا دو سال بیش بوده و شاید هم بر حسب امر حکومت نظامى بوده است. اگر مطلب این طور باشد یعنى تبعید ایشان برحسب امر حکومت نظامى باشد و مقامات ذی‌صلاحیتى مداخله در تبعید ایشان نداشته باشد حالا که حکومت نظامى ملغى شده است قهراً و خود به خود ایشان دیگر نباید در تبعید بمانند. و آزاد هستند که هر شهرستانى نخواهند بروند (صحیح است) اما بنده به عنوان شخص وزیر دادگسترى حق ندارم شخصاً دستورى بدهم زیرا رسیدگى به این امر که ایشان در طرف مقامات با صلاحیت الان در تبعید هستند یا نه باز با مراجع قضایى است اما خود آقاى خالصى‌زاده بهتر واقف هستند اگر می‌دانند که هیچ گونه ایرادى براى بودن ایشان در یزد غیر از امر حکومت نظامى نیست حالا که حکومت نظامى ملغى است و بى‌اعتبار است ایشان هم نباید در یزد بمانند،

رئیس- آقاى امینى توضیحى داشتید.

ابوالقاسم امینى- مطابق ماده 109 توضیحى دارم. عرض کنم جناب آقاى وزیر دارایى باید توجه بفرمایند همان طورى که بنده ضمن بیاناتم عرض کردم به هیچ عنوان نظر و بعضى براى رأى اعتماد با دولت یا عدم رأى اعتماد دولت راجع به دولت ندارم منظورم از این تذکرات این بود که آقایان را یک کمى حرکت بدهم براى این که کار بیشتر انجام بدهیم و هیچ نیت دیگرى نیست و بعضى مذاکرات هم از طرف دولت شد که منظور شما چیست ما موافقت می‌کنم. بنده مخصوصاً متذکر شدم که هیچ منظورى نداریم حتى با هر گونه ترمیمى مخالفیم بنابراین این را اطمینان داشته باشند که فراکسیون دموکرات ایران نسبت به جنابعالى نظرى ندارد (صحیح است) اما بنده خیلى متأسفم از این که مطالبى را که به آقا عرض می‌کنم آن را برمى‌گردانید و تحریف می‌کنید و به صورت دیگرى به خود ما تحویل می‌دهید، ما از شما آقاى وزیر دارایى کار می‌خواهیم و شما به عوض این که کار خودتان را انجام بدهید برمی‌گردید مجلس را در این قسمت خاطى و قاصر معرفى می‌کنید به این معنى که مثلاً لوایح شما در مجلس مانده است و ما اشکال‌تراشى براى شما کرده‌ایم اولاً آن چه که بنده اطلاع دارم، شما یکى دو لایحه آورده‌اید یکى لایحه دینار بود یکى هم لایحه معاون وزارت دارایى بود از آن‌ها گذشته لوایح دیگرى در مجلس نیامده است (مهندس رضوى- لایحه مالیات را آورده‌اند) ... بلى لایحه مالیات و دیوان محاسبات و لایحه بودجه در کمیسیون محاسبات جزء کارهاى جارى مملکتى است و اما آنچه که بنده نظر داشتم که آقا توجه بفرمایید این است که اگر لوایح جدیدى براى دولت تصویب نشود این عنوان مانع کار دولت نیست براى این که دولت به قدر کافى قانون دارد و باید کار خودش را خوب انجام بدهد و منتظر لوایح جدید نباشد ما تمام اعتراضمان به دولت آقاى حکیمى این است که در کارهاى عادى و جارى حتى قصور شده است.

رئیس- آقاى امینى مطابق ماده 109 بفرمایید.

امینى- ...عرض کنم اگر بنده مطابق مسموعات و اطلاعات. آنچه که می‌بینم اینجا عرض کنم می‌فرمایید رکن دوم اطلاعات در وزارت دارایى دایر بکنیم؟ این را که نمی‌توانیم بکنیم ناچار مطابق آن اطلاعاتى که دارم در مجلس عرض می‌کنم، شما می‌فرمایید چیزهایى که اشخاص می‌گویند و یا کاغذهایى که می‌نویسند نیایید در مجلس بگویید؟ (صحیح

+++

 است) جنابعالى یک وظیفه تازه براى نمایندگان معیین میفرمائید که آقا من که وزیر دارایى هستم شماها نه مطلبى بگویید و نه اعتراضى بکنید بگذارى مرا سر کار خودم، آقا این وظیفه اصلى ما است که نظارت در کار دولت بکنیم اما حالا جنابعالى می‌فرمایید که بنده با دو اتومبیل نرفتم بسیار خوب ولى بنده این اعتراض را می‌کنم پس شما سوار ترن شدید و اتومبیل را هم با ترن بردید ...

مهندس رضوى- شما پاکدامنى را در این مملکت از بین می‌برید.

رئیس- آقاى امینى بیان خودتان را بکنید.

امینى- ... این حرف‌ها چیست آقا شما خیال می‌کنید که پاکدامنى در این مملکت فقط کافى است این اشکالتان به هیچ وجه وارد نیست وبنده به هیچ وجه اجازه نمی‌دهم وسط حرف من صحبت بکنید.

مهندس رضوى- تمام فشارتان روى همین نقطه مخصوص است،

امینى- ...بلى آقا آن اعتراضى، که بنده کرده بودم عرض کنم که در تبصره 3 لایحه سه دوازدهم بودجه سال گذشته که خود آقاى وزیر دارایى گفتند صراحت داشت که دولت در ظرف یک ماه نسبت به تصویب‌نامه‌ها تکلیف را معین کند یا باید تصویب نامه‌ها را تأیید کند بیاورید به مجلس یا باید لغو بکنند این در تبصره 3 دوازدهم هست، این خودش نقض قانون است، آن وقت آقا این را نمى‌فرمایید ولى مطلب را به یک صورت دیگرى تفسیر می‌کنید. یکى دیگر ماده 3 است که درآمد حاصله از خرید و فروش اراضى 20 درصد مالیات می‌گیرند این صحیح نیست آقا، یکى هم از خرید و فروش و ساختمان املاک مزروعى.

رئیس- شما در حدود ماده 109 بفرمایید

ابوالقاسم امینى- آقاى وزیر دارایى فرمودند که این این طور نیست تکذیب می‌کنند و هر چه که تکذیب کردند دیگر براى ایشان «لاکستیون اکلوزه» در صورتى که این طور نیست و مطالبى که بنده عرض می‌کنم و ایشان تکذیب بکنند، این صحیح نیست و بنده را قانع نمی‌کند.

رئیس- آقاى دکتر متین‌دفترى مطابق ماده 109 بیانى دارید بفرمایید.

دکتر متین‌دفترى- چون سوابق ارادت بنده با آقاى وزیر دارایى خودشان می‌دانند سى سال است سابقه دارم در وزارت خارجه هم با هم همکار بودیم و هیچ خللى هم بهش وارد نیست (آشتیانى‌زاده- معلم جنابعالى بودند) شوخى نکنید عرض کنم که همین سوابق را با آقاى هژیر دارم با ایشان هم سى سال است که سابقه دوستى داریم بنده نمی‌توانم وقتى در کابینه سابق یک ایراداتى به وزیر دارایى آن کابینه می‌کنم جنابعالى را از این ایرادات معاف بکنم، ما نظر شخصى که نداشتیم، آن ایرادتی که در قسمت مالى در امور مالى به وزارت دارایى شده بود و در کابینه سابق عرض کردم و از گرانى زندگى و هزینه زندگى شکایت می‌کردم یک روز هم در موقع طرح 2 دوازدهم اینجا بیاناتى کردم نشان دادم که علت‌العلل گرانى این مملکت در بودجه مملکت است و راه اصلاحش را هم نشان دادم به وزیر دارایى وقت و انتظار داشتم که بعد از سه ماه که شما قانون اساسى را نقض کردید که باید در پانزدهم اسفند شما بودجه را در مجلس گذرانیده باشید من می‌خواستم این ایراد را به شما بکنم براى این که اگر این ایراد را به شما نمی‌کردم آقاى هژیر حق داشتند گله بکنند از بنده که شما یک طرفت شخصى با من دارید خیر ما با آقاى هژیر و غیره کارى نداریم ما با آقاى وزیر دارایى سر و کار داریم (صحیح است) اما این که راجع به دانشگاه فرمودید، چون موضوع استیضاح مطرح بود بنده نخواستم که جزء استیضاح کنندگان باشم، اما یک گله‌ای بود که می‌خواستم عرض بکنم و آن این است که چون خود شما فرمودید نظرتان این است که اشخاص باسواد بشوند و لااقل سواد نوشتن و خواندن را یاد بگیرند، راجع به آقایان آموزگاران و کمک آموزگاران که هفته‌ای 36 ساعت تدریس می‌کنند براى این که سواد خواندن و نوشتن را به مردم یاد بدهند اینها ثلث حقوقشان هم بهشان نمی‌دهند این گناه است که بنده گفتم خواستم که شما یک مطالعه بکنید؟ و خواستم بگویم که شما با دانشگاه بى‌لطف هستید؟ چون به آقاى وزیر فرهنگ عرض کردم که چرا لایحه تأسیس دانشگاه تبریر را نمی‌آورید گفتند که این لایحه را مدتى است تهیه کرده‌ام و در کیف آقاى وزیر دارایى لایحه تأسیس دانشگاه تبریز دفن شده، اگر گله‌ای دارید از خودتان بفرمائید، اما این که راجع به دانشگاه فرمودید بنده عرض نکردم که شما دشمن دانشگاه هستید ولى عملیات شما نشان می‌دهد که لطف ندارید به دانشگاه مخصوصاً به دانشکده حقوق و ادبیات، جنابعالى اگر وزیر دارایى هستید به قدر کفایت اجازه دارید ولى در حدود وزارت دارایى شما کارهاى اقتصادى مملکت را ادره بکنید شما مسئله ارز را حل بکنید ما توقع نداریم که شما دیگر در موضوع دانشگاه و فرهنگ و اینها اظهار عقیده بکنید که کدام دانشکده لازم است و کدام دانشکده لازم نیست، اینها به شما مربوط نیست، اینها مربوط به شوراى عالى فرهنگ است، شوراى عالى فرهنگ باید معلوم بکند که کدام دانشکده را تضییق بکند و کدام را وسیع‌تر بکند شما حق ندارید در این کارها دخالت بکنید، شما که مى‌گویید من طرفدار رنجبر هستم، من طرفدار عمران هستم، نباید این جا براى دانشکده حقوق و دانشکده ادبیات یک تضییقاتى بکنید و راه درسى را براى اشخاص طبقه دوم و طبقه سوم ببندید، این کارها نمی‌شود آقا، ما این بحث را انشاء‌الله در موقع دیگر در موقعى که بودجه طرح شد مفصلاً صحبت خواهیم کرد زیرا نمی‌خواهیم از حدود ماده 109 خارج بشویم.

رئیس- دو پیشنهاد رسیده متضاد، هر دو را قرائت کنید. ریاست محترم مجلس شوراى ملى: چون آقاى اسکندرى مخالف هستند و بیاناتشان تمام نشده پیشنهاد می‌نمایم که جلسه به عنوان تنفس ختم و جلسه به فردا موکول شود.

حاذقى- مخالفم مقام محترم ریاست مجلى شوراى ملى پیشنهاد می‌کنم از نقطه‌نظر تعیین تکلیف دولت و رفع بى تکلیفى مذاکرات در اطراف استیضاح کافى و رأى گرفته شود.

مهندس رضوى- پیشنهاد بنده که مقدم بود چرا قرائت نکردند چرا تبعیض می‌شود.

رئیس- پیشنهاد شما مقدم نبود بعد از این پیشنهادها رسید حالا قرائت می‌شود.

مهندس رضوى- مال بنده مقدم بود.

رئیس- شما که نمی‌دانید مقدم رسید یا خیر به هر حال قرائت می‌شود:

کفایت مذاکرات را درباره دولت پیشنهاد می‌کنم. احمد رضوى.

رئیس- کفایت مذاکرات در مورد استیضاح وارد نیست (صحیح است) زیرا باید استیضاح‌کنندگان مطالبشان را بیان کنند و الّا ممکن بود روز اول یک نفر که حرف می‌زد حق داشتند اکثریت رأى به کفایت مذاکرات بدهند به عقیده بنده فردا روز دوشنبه آقایان تشریف بیاورند اگر آقاى اسکندرى آمد آمد اگر نیامد آنان وقت تکلیف معین می‌شود

جلسه آینده فردا ساعت هشت و نیم صبح (مجلس سه ربع بعد از ظهر به عنوان تنفس تعطیل شد)

+++

بقیه جلسه 60

صورت مشروح مذاکرات مجلس روز دوشنبه ششم اردیبهشت ماه 1327

1-طرح استیضاح  و اخذ رأی اعتماد

2- تقدیم دو فقره لایحه از طرف آقای وزیر راه راجع به استخدام دو نفر متخصص فنی برای هواپیمایی کشوری

3- موقع و دستور جلسه بعد- ختم جلسه

 

مجلس ساعت نه و بیست و پنج دقیقه صبح به ریاست آقاى رضا حکمت تشکیل گردید

[1- طرح بقیه استیضاح و اخذ رأى اعتماد]

رئیس- چون جلسه قبل به عنوان تنفس قطع شد آقاى اسکندرى دنباله بیانات خودشان را ادامه می‌دهند.

عباس اسکندرى- در جلسه گذشته به قول فروغى شاگرد ارسطو یک جمله معترضه‌ای پیش آمد و بنده مجبور شدم مذاکراتم را به این جلسه محول کنم. شنیدم آقاى وزیر دارایى یک دفاعى راجع به موضوعى که اینجا عرض شد کردند اصولاً بنده هیچ اختلاف شخصى نه با ایشان و نه با سایر آقایان وزرا‌ ندارم و در قسمت‌هایى که در حدود اختیارات وزرا‌ هم بود آن را هم راه دادم که هر چه دلشان می‌خواهند بکنند چون عذرى هم که پیدا شود قبول می‌شود یعنى از نظر بنده قبول می‌شود ولى از نظر مملکت ایران بنده صلاح نمی‌دانم که به این قانون اساسى ور برویم و قوانین جارى مملکتى را هم به صرف این که بنده در همان موقع دستور دادم عمل خلاف قانون نکنند یک لایحه‌ای هم پیشنهاد کردم به مجلس صرف تسلیم لایحه به مجلس دلیل خلاف قانون کردن نمی‌شود این قانون مجازات عمومى است و به عقیده بنده آقاى نجم‌الملک وزیر دارایى طبق ماده 82 که در صفحه 227 این قانون نوشته شده محکوم به 5 تا ده سال حبس هستند (خنده نمایندگان) و به هیچ صورت هم تفسیر ندارد نه تنها ایشان هر وزیر هر وکیل یا هر کسى که خواست قانون را بشکند و زیر پا یگذارد و با قوانین مصوبه مجلس تا وقتی که نسخ نشده بازى بکند همین معامله را باید بکنند متأسفانه مزاج بنده آن طور که باید و شاید فرصت نمی‌دهد که امروز داخل این مذاکره مجدداً بشوم که ایشان براى این عمل خلاف قانون محکوم هستند و ممکن است فردا ده نفر از وکلا را یک وزیر دیگرى بگیرد و حبس بکند بعد بگوید چرا چنین کرده‌اید؟ بگوید ما یک لایحه داده‌ایم در این موضوع بعد دو روز دیگر یک وزیرى یک امضایى می‌کند و مى‌گویید ما گفته‌ایم که خوزستان را هم چنین بکند این که نمی‌شود حدود مملکت طبق ماده قانون اساسى قابل تغییر نیست می‌گویند ما لایحه‌ای در این موضوع داده‌ایم آقایان نمایندگان این نمی‌شود آقایان یا از مشروطیت باید صرف نظر بکنیم یا همین جا گربه را پاى حجله بکشیم این که می‌گویند جایش همین جاست.

آقاى نجم‌الملک خودشان هم اگر به خودشان نگاه بکنند می‌بینند که ایشان براى این کار ساخته نشده‌اند اگر ما قبول کردیم که ایشان بتوانند این قانون را به این آسانى دست بزنند چرا دیگران نتوانند وسایل بیشتر هم در دسترسشان هست و من هم بیشتر به آنها اعتماد دارم ما در یک مملکتى مى‌آییم مى‌گوییم پادشاهى که طبق قانون اساسى داریم حق ندارد در امور مملکت یک عملى بکند شخص اول مملکت است ولى حق ندارد آن وقت بگوییم آقاى نجم‌الملک این کار را می‌توانند بکنند این درست در نمی‌آید و اگر ایشان قصد دارند یک حکومت مطلقه و یک سلطنت استبدادى در این مملکت تأسیس بکنند و خواب سلطنتى براى خودشان دیده‌اند بنده آن را هم صحیح نمی‌دانم ممکن است که ایشان لاى حافظ چند اسم هم گذاشته باشند و براى خودشان انتخاب کرده باشند بدهم نیست می‌شود نجم‌الملک اول (خنده ممتد نمایندگان) این درست نیست یا در مجلس باید بسته شود و

+++

وکلا بروند پى کارشان یا ایشان بروند به دیوان کشور و آنجا بروند به زندان قصر هیچ علاجى ندارد و بنده از خودشان هم اگر بپرسید هیچ نظر بدى با ایشان ندارم حیف است که ما در یک چنین موقع دنیا با زندگى خودمان و مملکت خودمان بازى کنیم این صحبت‌هایى که بنده می‌کنم آقا بیشتر براى خاطر شما وکلا است در درجه اول بعد براى مردم آنهایى که اول با ایشان دوست و آشنا هستیم بعد براى سایرین و الّا بنده و آقاى تقى‌زاده و آقاى عباس مسعودى در اولین فرصت اگر خدا بخواهد این جا نخواهیم بود آقاى تقى‌زاده در نطق افتتاحیه‌شان این جا فرمودند که من شش، هفت ماه اینجا هستم اگر دیدم مطابق سلیقه‌ام نبود و درست نمی‌شود می‌روم من قصد اهانت ندارم البته ایشان هم اگر می‌روند همین طور که نمی‌شود بروند خوب، حکم سفارت انگلستان نباشد سفارت امریکا هست در سینى نقره می‌گذارند و ایشان تشریف می‌برند (امامى اهرى- آقاى اسکندرى این استیضاح است؟) بلى وارد است دارم قضیه را می‌گویم که مردم فکر کار خودشان را بکنند.

دکتر مجتهدى- حرف خودتان را بزنید ...

رئیس- این مربوط به استیضاح نیست راجع به دولت بفرمایید.

اسکندرى- ...من حرف خودم را می‌زنم (دکتر مجتهدى- به هر کس شما بخواهید توهین می‌کنید دیروز به آقاى امیر‌نصرت اسکندرى توهین کردید امروز به آقاى تقى‌زاده) بیخود داد نزنید اگر کارد هم بزنید اینجا (اشاره به سینه) اینها در من تأثیر ندارد باید مجلس را حفظ کرد. این طور داد نزنید من نمی‌گذارم در مجلس را ببندند نمی‌گذارم، داد نزنید ساکت بنشینید آقاى اهرى شما هم کسالت دارید من هم کسالت دارم گفتم شیر سرد بیاورند به شما هم می‌دهم ... (خنده ممتد نمایندگان)

تقى‌زاده- بنده نشنیدم دو مرتبه بفرمایید بنده بشنوم:

اسکندرى- ... بلى چیزى که خلاف قاعده باشد نبود آقایان نگذاشتند به شما برسد در دفعه گذشته که یک پیش آمده‌ای بعدى براى مملکت کرد آقاى مسعودى دوست بنده همه می‌دانند مسافرت فرمودند و رفتند به سلامتى بعد که اوضاع که قرین آرامش سکونت شد مراجعت کردند حالا هم اگر خداى نکرده پیش آمد بدى بشود همه رفقا و دوستان می‌رویم فرودگاه و ایشان هم مردى هستند نویسنده آن جا در موقع خداحافظى خواهند گفت برون رفتم از تنگ ترکان چو دیدم جهان در هم افتاد چون موى زنگى بچه‌ها هم آنجا در امریکا هستند بعد از مدتى اگر اوضاع قرین سکونت شد بر می‌گردند و می‌گویند چو باز آمدم کشور آسوده دیدم پلنگان رها کرده خوى پلنگى (خنده نمایندگان) و بنده هم از نظر ارادتى که همه می‌دانند با آقاى تقى‌زاده دارم و از طرفى هم هم اسم با آقاى عباس مسعودى هستم و از طرف دیگر: از جان طمع بریدن آسان بود ولیکن از دوستان جانى مشگل توان بریدن خوب بنده هم در خدمتشان خواهم بود اما یک فکرى براى مردم این مملکت باید کرد آنچه که بنده این جا می‌گویم هیچ قصد و غرض توهین و اهانتى ندارم و سعى می‌کنم که آقایان یک قدرى با خونسردى مواجه شوند امروز هم که حال بنده یک قدرى مقتضى نیست و شاید آقایان هم که کلاه خود و زره پوشیدند و آمدند خیال کردند که بنده حالم آن اندازه خوب نیست که با یک کلمه حرف می‌روم نه بنده هستم و می‌مانم بنده آقا صلاح نمی‌دانم که قانون اساسى و قوانین مصوبه مجلس دست بخورد و یا اشخاصى به خودشان اجازه بدهند که این قوانین را تفسیر کنند.

شرحى که آقاى وزیر دارایى نوشته‌اند و فرستاده‌اند و دستور داده‌اند که از دارایى مردم نه از مالیات مالیات نیست از عواید است نه از دارایى مردم هر کس هر معامله‌ای که می‌کند صدى بیستش را بگیرند آن دستور اینجا است و این دستور هم در تصویب‌نامه‌های دولت قوام‌السلطنه که در بیست و دو ماه در فترت مجلس بود آن توهم نبود ایشان نوشته‌اند که معلوم می‌شود درست ملتفت نشده‌اند و گفتند بگیرند تفسیر از قانون هم کردند گفتند منظور از این که در تبصره قانون نوشته شده است راجع به اراضى نیست در تبصره مزبور می‌نویسند اموال غیر‌منقول معلوم می‌شود ایشان یک شانه خیلى قوى دارند که می‌توانند از این طرف به آن طرف زمین را نقل بدهند می‌گویند اراضى جزء اموال غیر‌منقول نیست و از طرف دیگر من می‌بینم یک طرحى آقایان نمایندگان درست کردند که یک کارى کنند اشخاصى که زمین دارند زمین‌ها را بفروشند بلکه مردم یک آسایش خاطرى پیدا کنند درست این دستور نقض غرض است شما وقتى به کسى گفتید که شما هر چه فروختى می‌خواهیم خمسش را دریافت کنیم این چه اصرارى دارد که بفروشد یا اگر بفروشد به شما آن چه بدهد روى قیمتش می‌کشد پس در نتیجه قیمت گرانتر می‌شود آن مرحله دیگر است، ما وارد آن بحث نمی‌شویم هر وقت مجلس شوراى ملى دستور داد که صدى پنجاه از اصل اموال مردم از نظر حفظ حقوق و حدود مصالح عالیه کشور گرفته شود باید همه روى چشم بگذاریم و اطاعت می‌کنیم اگر صدى نود هم لازم شد باید بگیرند اما یک نفر به میل خودش بخواهد چنین کارى بکند نتیجه همین است که می‌بینیم پشت سر همین دستور آقاى وزیر دارایى قانون مطبوعات و ماده 49 پیش می‌آید. من صداى آن دستبندهاى قپانى و آن زنجیرها را که آقاى نجم‌الملک با شانه‌های ناتوانشان من غیر اراده گرفتند و می‌کشند می‌شنوم شماها هم اگر سکوت بکنید و گوش بدهید می‌شنوید و صلاح هیچ کس نیست در این مملکت از شاه تا گدا که این قوانین دست بخورد چرا؟ ماده 18 قانون اساسى را آقاى نجم‌الملک توانسته‌اند به هم بزنند کى می‌تواند تضمین بکند که ماده 37 قانون اساسى راجع به سلطنت به هم نخورد به من بگویید، ما باید تمام موارد قانون اساسى را احترام بکنیم هر کس که دستش را بلند کرد بر‌خلاف قانون اساسى را احترام بکنیم هر کس که دستش را بلند کرد بر خلاف قانون اساسى آن دست را باید زیر ساطور برید و هر کس که اظهار قدرت کرد من با همین مشت می‌زنم دندان‌هایش را توى سقش فرو می‌کنم شما مى‌گویید نمی‌توانید خوب تا آنجایی که بتوانم می‌کنم اگر کشته شدم یا مردم به جهنم مردم این قدم براى از بین بردن مشروطیت ایران است این را من پریروز اینجا ضمن صحبت گفتم که بنده می‌بینم که جناب آقایان خندیدند خیال می‌کنید نمی‌توانند؟

نخیر ایشان می‌توانند و اشکالى هم ندارد دلایلش را حالا عرض می‌کنم البته نمی‌روم روى مذاکرات خصوصى و گله‌گذاری‌هایى که می‌کنند و می‌گویند نمی‌گذارید کار کنیم، به آنها حرفى ندارم، صحبت‌های خصوصى را هم می‌شود گفت که نگفتیم ولى بنده اگر به خواست خدا فرصت پیدا کردم و حالم اجازه داد که این جلسه یا جلسه دیگر مطالبم را عرض کنم این قسمت را به عرض آقایان می‌رسانم ملتفت باشند موضوعى که بنده راجع به صلاحیت جناب آقاى حکیم‌الملک اعتراض دارم و عنوان می‌کنم فعلاً طرفداران جناب آقاى حکیم‌الملک هیچ کدام غیر از این سه موضوع به ایشان عنوان نمی‌کنند می‌گویند جناب آقاى حکیم‌الملک یک مرد درستى است جناب آقاى حکیم الملک مرد آزادیخواه و وطن‌پرستى است جناب آقاى حکیم‌الملک احترام به اصول مشروطیت و مجلس شوراى ملى دارد این مطلبى است که گفته می‌شود من خیال نمی‌کنم که در مدت 42 سال مشروطیت که ایشان در ادوار مختلف متصدى امور بودند یک کار مثبتى گفته شود که این کار را به این صورت انجام دادند. اما راجع به این سه قسمت این را نه از قول خودم می‌گویم که مورد اعتراض بعضى از آقایان بشود که بگویند این طور نیست و یکى فریاد کند، نه از قول جناب آقاى تقى‌زاده که در پشت همین کرسى خطابه آمدند و فرمودند و خوب هم گفتند یک جمله فرانسه هم بیان کردند که خیلى خیلى شرم آور است که بیایند در مجلسى کسى را که معرفى می‌کنند بگویند

«سومسیو پنازن ولور»، این آقا دزد نیست این آقا وطن پرست است، اینها جزء وظایف است، اینها جزء خدمات که محسوب نمی‌شود کسى که رئیس یک مملکت می‌شود باید حتماً این صفات را داشته باشد، ایشان درست گفتند بعد در نطق چهارمشان وقتى بنده معترض بودم راجع به کابینه حاضر همین بیان را عوض کردند و گفتند همه می‌دانند که ایشان مرد خوبى هستند من نمی‌دانم کدامش از دل و کدامش از زبان بود نفهمیدم ولى عقیده بنده این است که اینها کافى نیست براى زمامدارى یک کشورى به عقیده من کافى نیست، ایران تنها تهران و نیاوران نیست ایران عبارت از معدودى زمامدار خودخواه و خودپرست نیست بایستى در یک چنین موقع دنیا نگاه بکنیم و ببینیم که براى کشورمان چه می‌توانیم بکنیم و اگر نمی‌توانیم کارى انجام دهیم بزرگ‌تر و شریف‌تر و بهتر و عزیزتر خواهیم بود در نزد مردم که برویم کنار بنده یک پیش آمد غیر‌قابل جبرانى به رایم اتفاق افتاد مدیر روزنامه بابا شمل، گنجه‌ای یک اقدام خیلى خوبى کرد همه آقایان می‌دانند در موقعیکه بنده راجع به بحرین صحبت می‌کردم، یک روزى شیخ بحرین آمده در منزل من (یکى از نمایندگان- کى؟) شیخ بحرین، بله آنجا در زدند و گفته بودند که حضرت والا آقاى عباس میرزا

+++

هستند منزل بگویید که شیخ بحرین را آورده‌ایم می‌فرمایید که چکار کنیم، اتفاقاً یک کسى داریم که گوشش خوب نمی‌شود اینها گفته بودند شیخ بحرین را آورده‌ایم این خیال کرده بود که می‌گویند آقا منزل هست یا نه؟ می‌گوید نه و آ‌نها هم رفتند از آن تاریخ به بعد شیخ بحرین رفت و دیگر نیامد و این به نظر بنده خوب نبود و ضرر نشنیدن چنین شد آقاى دکتر شفق فرمودند که زمامدارهاى عموم دنیا هم همه در سنین بالا هستند و موهاى آنها هم سفید است، من هم عقیده دارم که بایستى از تجربه این طور اشخاص استفاده کرد اما اگر خداى نکرده، ما داراى نقائصى شدیم خودمان بایستى قبول کنیم و در مواقع سخت کنار برویم، در قسمت این که ایشان احترام به اصول مشروطیت دارند و مجلس شوراى ملى را مورد احترام قرار می‌دهند اولاً در دوره مشروطیت ایشان جزء دربار مرحوم مظفرالدین شاه بودند یعنى داخل بساط و دستگاه مشروطیت و زد و خورد با آن دستگاه نبودند و قروضى که مظفرالدین شاه کرد و به حساب دولت ایران گذاشته شد آنها را باید تصدیق کرد که درباری‌های آن زمان کردند عموى ایشان وزیر دربار بود (میرزا محمود خان حکیم‌الملک) و ایشان هم در جزو خلوت بودند، پس این عنوانى براى حضرتعالى نیست ولى براى احترام مجلس شوراى ملى در این مجلس در دوره دوم مردم شجاع سریع‌اللهجه و وطن‌پرستى بودند، در دوره دوم مجلس که بهترین ادوار تقنینیه محسوب می‌شود دروس و انگلیس به قصد تجاوز به ایران قراردادى بسته بودند موسوم به قرارداد 1907 و در تاریخ محرم 329 تجاوزات آنها منتهى شد به یک اولتیماتومى که به دولت ایران دادند و این اولتیماتوم از طرف دولت وقت که آقاى حکیم‌الملک عضو آن کابینه بودند قبول شد یعنى آمدند به مجلس در همین صف جلو که می‌بینید نشستند و به مجلس گفتند که ما این را قبول کردیم شما هم این را قبول کنید آن نمایندگان وطن‌پرست آن مردمى که حیثیت مجلس خودشان را به هیچ قیمتى نمی‌خواستند از دست بدهند آنها، تک تک بلند شدند و آمدند پشت تریبون و گفتند قبول نمی‌کنیم. قشون روس هم در قزوین بود و بیم آن می‌رفت که 48 ساعت بعد این‌ها را بکشند و به دار بزنند، ایشان مرگ را قبول کردند و اولتیماتوم را مجلس رد کرد، کابینه هم افتاد، یعنى کابینه‌ای افتاد که ایشان عضوش بودند ولى ایشان متقاعد نشدند یعنى جزء وزرایى بودند که متقاعد نشدند و گفتند مجلس بیخود می‌گوید همینن طور که آقاى نجم‌الملک حالا می‌گویند قانون بیخود گفته است گفتند آنچه که مى‌گوییم به جا است، حالا که مجلس مقاومت می‌کند و قبول نمی‌کند، گفتند می‌دانیم چه کار بکنیم به ناصر‌الملک نایب‌السلطنه پیشنهاد کردند که مجلس را ببندیم، بله کاغذ با امضاى ایشان موجود است پیش من، اصلش در کابینه سلطنتى است و سوادش هم در هیئت وزرا‌ است خوب خبر دارید آقایان چه کردند؟ می‌دانید آمدند وکلا را با ژاندارم بیرون کردند از مجلس و در مجلس را بستند و قفل کردند ایشان یعنى آقاى حکیم‌الملک هم وزیر مالیه بودند

 (دهقان- دوره مجلس منقضى شده بود اگر خاطرتان باشد) اگر دوره مجلس منقضى شده بود و دولت تحت این عنوان می‌خواست این کار را بکند، چرا دیگر می‌آید در مقابل مجلس، چرا از این مجلس رأى گرفت، چرا وزیر این مجلس بود؟ چرا اولتیماتوم را قبول می‌کرد؟ (مکى- سه ماه مجلس تمدید شده بود) (زنگ رئیس) بالاخره کاغذشان اینجا هست و خواهید دانست چه نوشته‌اند در این کاغذ، این کاغذ را من می‌خوانم شما با اوضاع و احوال امروزتان تطبیق کردید می‌فهمید که همان حساب براى شما هم هست، دلایلى که آمدند براى بستن مجلس این است که اولاً وکلا مشغول تقلب بودند و تلگراف می‌کردند به ولایات که قانون اساسى را حفظ کنید این‌ها شلوغ کارى می‌کردند در سر موقع حاضر نمی‌شدند در مجلس و اسباب زحمت فراهم می‌کردند و ما مقتضى این طور می‌دانیم که این مجلس را ببندیم با این که قانون اساسى چنین اجازه‌ای نمی‌دهد به دولت ولى ما مقتضى می‌دانیم که مجلس را ببندیم و تجدید انتخاب بکنیم بستند ولى تجدید انتخاب هم نکردند سه سال هم گذشت بر مسند عز و جلال هم جلوس فرموده بودند این هم احترام به اصول مشروطیت، آقاى حکیم‌الملک بنده به شما می‌گویم که هیچ به رایم فرق نمی‌کند همان طور که گفتم آقاى حکیم‌الملک رئیس‌الوزرا‌ بشوند یا قوام‌السلطنه باشد و دیگرى من تا وقتى که پروگرامى که ما و همفکران ما داریم که حفظ قانون اساسى سر‌لوحه آن ست عملى نشود دولت‌هایى که می‌آیند و می‌روند آن را اجرا نکنند با آن‌ها مخالفیم. عین نامه را قرائت می‌کنم:

 (چون آقاى اسکندرى دچار کسالت شدند آقاى صدر‌زاده منشى کاغذ را قرائت نمودند) به تاریخ محرم 329 چنان چه خاطر مبارک بندگان والا حضرت اقدس دامت عظمته مستخضر می‌باشد از زمان تشکیل کابینه وزرا‌ به ریاست فدوى همواره بذل مساعى شده است که اقداماتى که باعث تضعیف‏

 (تضعیف، همین کارهایى که شما می‌کنید تضعیف است)

اقتدار دولت گردد اجتناب شود و خود بندگان والا حضرت هم مساعى کامله مبذول فرمودند و براى وکلاى مجلس تأکیدات لازمه شد ولى بدبختانه به علت تقلب و ناپاکى بعضى اشخاص زحمات دولت به هدر رفت در 29 نوامبر سفارت روس مراسله به عنوان وزارت خارجه فرستاد که در آن سه تقاضا شده بود که در صورت عدم انجام آن اشاره به اعزام قشون نموده بود پس از آن که کابینه وزرا‌ مشورت و مداقه کامل نمودند و از سختى موقع و اهمیت پیش آمدن عساکر روس در موقعى که مملکت مواجه با آن وضع مشکل بود نظریات خود را به رشته تحریر درآورده به اطلاع مجلس شوراى ملى رساندند هیئت نمایندگان نظریات کابینه وزراء را رد نمود و وزراء بر حسب تصمیم مجلس به یادداشت دولت روس جواب رد دادند و وزراى دولت چون خطرات مهم‌تری را پیش بینى می‌نمودند استعفاى خود را به حضور والا حضرت تقدیم داشتند و مورد قبول واقع نگردید و در همان موقع هم عده‌ای از نمایندگان به حضور والا حضرت تشریف حاصل کردند و از طرف مجلس اظهار اعتماد مجدد به دولت شد و استدعا نمودند که وزرا‌ بر مقام خود باقى بمانند کابینه وزرا‌ به امید این که مجلس از مخاطرات موجوده به خوبى واقف گردیده راضى شدند که به کار خود مداومت داده و بار دیگر مشغول مداقه در اتمام حجت دولت روس شدند. به خوبى واضح است که هرگاه در اولین دفعه که کابینه موضوع را به مجلس رجوع نمود اگر وکلا با دولت موافقت نموده بودند عساکر روسى از رشت معاودت می‌کردند و بدبختی‌های متعاقب آن که به واسطه تحریک بعضى اشخاص در تهران به عمل آمده بود و تلگرافات اغراق آمیزى که به ولایات فرستاده مردم را به بلوى دعوت می‌نمودند به وقوع نرسیده بود وقایع رشت و تبریز به ظهور نمی‌رسید، وکلاى حزب دموکرات تلگرافات متعددى به تمام ولایات حتى به ممالک خارجه مخابره نموده و اهالى ایران را تحریک به حمل اسلحه و شورش و تحریم امتعه روس و انگلیس و مخالفت با دولت نمودند و عوض این که در این موقع باریک با دولت دست به دست داده راهى براى استخلاص از این اشکالات پیدا نمایند هم خود را مصروف به تولید عرایق و موانع براى دولت نموده در مجالس خصوصى و عمومى با آن علناً و سرا مخالفت می‌نمودند و با وجود آن که وقت بى اندازه قیمت داشت نمایندگان به اندازه عده‌ای که براى اخذ رأى کافى باشد در مجلس خضور به هم نمی‌رساندند و اگر هم حاضر می‌شدند در مقابل مخالفت سخت ایشان در عدم قبول اولتیماتوم کارى از پیش نمی‌رفت.

عاقبت در 28 ذى حجه (18 دسامبر) وزیر امور خارجه پیشنهادات اولتیماتوم را به قرارى که مذکور می‌شود به مجلس عرضه نمود، اول آن که مجس در باب اولتیماتوم روس با کابینه موافقت نماید ثانیاً آن که کمیسیونى انتخاب شود و اختیار کامل به آن داده شود که امر را تصفیه نماید و ثانیاً آن که برحسب قانون کابینه جدیدى تشکیل و به دولت رأى اعتماد دهند، بدبختانه مذاکرات اعضاى مجلس در این موقع متنج نتیجه نشد و تصمیمى حاصل نگردید. چون مجلس نتوانست به کابینه موافقت خود را اعلام دارد وزراى حالیه مجبور شدند در مقام خود باقى مانده و برحسب تعلیمات وجدانى خود آن طورى که صلاح و صرفه حقیقى ایران می‌دانستند عمل نمایند و وقتى که نمایندگان دیدند خطر نزدیک شده و عساکر روسى از قزوین هم به جلوو می‌آیند در یک جلسه سرى فقط 39 نفر تصمیم گرفتند کمیسیونى تشکیل داده و به آن اختیار تام داده شود ولى در مجلس علنى باز یک نمایش طفلانه فقط همان 39 نفر رأى دادند پس از رد این پیشنهاد اعلام شد که هیچ یک از اعضاى مجلس حاضر براى عضویت این کمیسیون نخواهند شد 29 ذى‌حجه کمیسیون مذکور در آخرین لحظه تشکیل گردید که شرایط اولتیماتوم را قبول نمایند و حال آن که اگر در ابتداى امر با پیشنهادات دولت موافقت می‌کردند مصالح مملکت بیشتر رعایت شده بود والا حضرت اقدس از مطالب معروضه فوق‌العاده ملاحظه خواهند فرمود که وقایع تبریز در رشت در اثر نفاق و مخالفت‌های مضره مجلس با دولت بود که آن‌ها را دعوت نموده و همان تلگراف و تحریکاتى که از پایتخت شده بود باعث این بدبختی‌ها گردید واضح است هر دولت خواه مشروطه و خواه جمهورى اگر داراى اقتدار نباشد امکان ندارد امور را به طور

+++

دلخواه اداره نماید و عاقبت به هرج و مرج منجر خواهد شد علاوه بر این نظر به نفاق حقیقى و مخالفت فعلى مجلس آشکار است که هیچ حکومتى نمی‌تواند بر اوضاع مسلط گردد بناء علیهذا هیئت دولت حاضر مقتضى چنان می‌داند که والا حضرت اقدس بلاتأخیر دست خط انفسال مجلس را صادر فرمایند با وجود آن که قانون اساسى به دولت حق انفصال مجلس را نمی‌دهد به مناسبت پیش آمده‌ای ناگوار از والا حضرت اقدس استدعاى صدور دست خط تعطیل مجلس را نموده و در آن فرمان حکم تجدید انتخابات داده شود، امضاء نجفقلى بختیارى صمصام‌السلطنه رئیس‌الوزرا‌ و وزیر داخله- حکیم‌الملک وزیر مالیه- ذکاء‌الملک وزیر عدلیه، معاضد‌السلطنه وزیر پست و تلگراف، غلامحسین بختیارى وزیر جنگ. دست خط نایب‌السلطنه چنانچه کابینه وزراء لازم می‌دانند صحیح و ممضى است و باید بر وفق دلخواه اجرا گردد و فرمان و دست خط تجدید انتخابات تهیه و منتشر شود.

ابوالقاسم ناصر‌الملک- نایب‌السلطنه بنده از این قسمت صرف‌نظر می‌کنم این را براى این می‌گویم که این صحبتهائى که می‌شده راجع به آزادیخواهى ایشان و احترام به مجلس این صحبت‌ها این طور است برویم سر حرف خودمان آقاى قوام‌السلطنه در موقعى که کابینه‌شان افتاد دو موضوع را شروع کرده بودند و در بیانیه خود هم بنده تصریح کردند و من اطلاع دارم که در این دو موضوع عمل شده و این تنها چیزى بود که نه نظر بنده براى ملت ایران در درجه اول اهمیت بود یکى موضوع بحرین یکى موضوع تجدید نظر در نفت جنوب راجع به بحرین ما اسنادى داریم که شیخ محسن خان مشیر‌الدوله شارژدافر ایران در لندن می‌نویسد وزارت خارجه انگلیس و لرد کلارندون وزیر خارجه انگلیس هم جواب می‌دهد، قبول داریم بحرین مال ایران است و اقدامى هم که در جزیره مذبور کردیم موقعى است براى جلوگیرى از برده‌فروشى و براى قاچاق اسلحه است و هر وقتى که دولت ایران بخواهد عده بفرستد آنجا ما حرفى نداریم. و از براى این که تا به تهران مراجعه شود یک کارهاى بدى می‌شود ما این کار را کردیم- آقاى قوام‌السلطنه با سفیر کبیر انگلیس در همان موقعی‌ که این جا اعلامیه دادند مذاکره کرده بودند این است که بنده عقیده دارم که این کار شدنى بود انجام می‌شد ولى حالا ممکن است که یک ماه، دو ماه، سه ماه دیگر بار به مماطله بگذاریم و روزگار باز این فرصت را از دست ما بگیرد همیشه ایران باید متوجه باشد در موقعه خوبش استفاده کند اگر بین ممالک راقیه یک توافقى حاصل شد حتماً به ضرر ایران انجام می‌شود ما از همین اختلافات باید استفاده بکنیم من خیال می‌کنم که امپراطورى انگلستان در موقعى تاج امپراطورى هند را به زمین می‌گذارد و پاکستان و هندوستان به وجود می‌آید بیرمانى استقلال پیدا می‌کند حکومتى مثل ماوراء اردن تشکیل می‌شود و امروز خواب سوریه کبیر را می‌بیند دولت ایران قدر متیقن و در حداقل حق دارد که مجمع‌الجزایر بحرینش را برگرداند و این عمل در مدت سه ماه متوقف ماند و من می‌دانم که این سه ماه چقدر گران براى دولت ایران تمام شد و به چه نتیجه می‌رسد، در قسمت راجع به نفت جنوب اطلاع صحیح دارم با من صحبت می‌شد و البته حالا می‌توانم بگویم شور می‌شد، گفته می‌شد مذاکراتى که راجع به نفت جنوب شده بود و از همه آنها خبر دارم مخصوصاً براى این کار یک نماینده از لندن آمد کاتس و در هتل دربند منزل داشت پیشنهاد قوام‌السلطنه این بود که شرکت نفت جنوب برگردد به یک شرکت ایرانى پنجاه در 50 و آنها قبول نکردند ولى حاضر بودند دو شلینگ، 5،، 2 شلینگ بر قیمت فعلى در هر تن اضافه بکنند...

چون همه می‌گویند در سه ماه چه می‌شود کرد؟ من می‌گویم اگر در این 3 ماه این کار را می‌کردند خوب می‌شد ولى این کار را نکردند و عمداً نکردند و من خیال می‌کنم حکومت آقاى حکیمى یک سر‌پوشى است از طلا و نقره که روى این دو موضوع مهم مملکتى گذاشته شده که این موقع همه از دست ملت ایران برود اگر آقاى حکیمى به تمام این مقدماتى که گغتم با تمام این بیاناتى که کردم این دو موضوع را ایشان رویش عمل بکنند و به نتیجه برسد، وقت را از دست ندهد من با تمام مخالفت‌هایى که دارم به ایشان ورقه سفید می‌دهم من غرض خاصى ندارم این بدبختى که گریبان این مملکت را گرفته است بایستى به یک شکلى او را رفع کرد، مرتفع کرد بیچارگى است براى نمایدگان مجلس که بنشینند و این روزهاى خوب را همین طور بگذراند بگذرد و نگاه بکنند نمی‌توانم بگویم، هیچ کار دولت آقاى حکیمى نکرده است در موقعى که 1650 میلیون لیره انگلیسى، 42000 میلیون تومان در مدت سى سه سال به رایگان از دست ملت ایران با یک امضاء گرفته شد کمپانى نفت جنوب هم بیکار نمانده است دولت هم البته مساعى جمیله مبذول داشته است و مسابقه‌ای کمپانى نفت جنوب اعلان کرد، و این مسابقه واقعاً چیز مفیدى است که جبران می‌کند تمام خسارات ایران را و آن این است که از اول 1327 تا اسفند 1327 یعنى در مدت یک سال تمام مردم ایران عکس ریش‌های خودشان را بردارند و بفرستند براى کمپانى نفت جنوب، که همه ریش‌های اینها دست اینها باشد تا بعد ببینند ریش کى بهتر است؟ و به او یک جایزه بزرگى که البته مقابله می‌کند با این قضیه یعنى هزار ریال به آن کسى که جایزه اول را می‌برد و به دومى 500 ریال و به سومى 250 ریال جایزه بدهند مسابقه ریش. مقایسه از این ریش‌ها که پرپشت و حنایى باشد با انتشار عکس‌های آن در این مجله هم مسابقه می‌گذارد عین مسابقه خوانده می‌شود «شرکت کنندگان می‌توانند از این تاریخ تا اول اسفند 327 عکس‌های ریش‌دار خود را به اداره انتشارات شرکت به آبادان ارسال دارند عکس‌های مذبور به تدریج در اخبار مجله منتشر می‌شود سپس در انجمن عالى ریش شناسان مورد مطالعه قرار خواهد گرفت جایزه اول این مسابقه 1000 ریال جایزه دوم 500 ریال جایزه سوم 250 ریال وجه رایج کشور شاهنشاهى است، خوب بنده این را بایستى بگویم که قدم بزرگى برداشته شده است‏

 (خنده ممتد نمایندگان)

که ریش تمام مردم مملکت را عکس بیندازند و بدهند به کمپانى نفت، خوب به جاى 1650 میلیون لیره انگلیسى آخر سال هزار ریال جایزه می‌دهند و من خیال می‌کنم به این آسانى هم شرکت راضى نشده است این کار را بکند (خنده ممتد نمایندگان) مسافرین عید نوروز که رفتند در بصره و بغداد مسلماً چانه زدند تا به این جا رسیده است‏

 (خنده ممتد نمایندگان) و الّا به این آسانى تمام نمی‌شده ما این جا صحبت می‌کردیم که یک فکرى براى فرهنگ و تعلیمات ابتدایى مردم بکنید آقاى وزیر فرهنگ هم این جا بودند خواهش کردم آقاى وزیر فرهنگ شما بیایید این 65 میلیون ریال را یک کارى بکنید مطابق این اصول جدید به روز اقدامى بکنید که به سربازان نظام وظیفه وزارت جنگ به آنها سواد خواندن و نوشتن یاد بدهد ولى قبول نکردند حق هم داشتند این البته مخالف اصول کلى است که براى یک مشت مردمى که همیشه عادت به پیاده‌روى ندارند و عادت کرده‌اند سوار بشوند البته مضر است بله قبول نکردند!! اتفاقاً بنده اطلاع دارم که حتى وزارت جنگ هم مراجعه کرده است به وزارت فرهنگ که آقا یک کارى بکنید که در سال اقلاً 20 هزار نفر را ما سواد خواندن و نوشتن یاد بدهیم ولى این را هم جواب نداده‌اند ولى این موضوع مسابقه ریش مهم بوده است (آشتیانى‌زاده- همان موضوع ریش)

بله آقا- در قسمت‌های اقتصادى من خیال می‌کنم که دولت اتاق تجارت را دارد این اتاق تجارت بد است یا خوب است ما کارى نداریم ولى این اتاق تجارتى که هست بایستى مورد مشورت باشد اگر بد است قانون بیاورید و عوض کنید بانک ملى ما مرکز اقتصادی‌ات مملکت است اگر رئیس بانک ملى خوب نیست دستش را بگیرند بیرون بکنند یکى دیگر بگذارند ولى تا وقتى که هست بالاخره باید یک مشاوره‌ای با او بشود من اطلاع دارم در کلیه کارهائى که می‌شود اتاق بازرگانى مخالف است نوشته‌هایش را دارم بانک ملى هم مخالف است آنها هر کدام یک حکومت مستقل آن هم روى دو ‌خط متوازى دارند می‌روند مملکت هم زیر این بار خرد می‌شود (مسعود ثابتى- درست است) کدامش نادر است آن را بفرمایید می‌دانم راست می‌گویم البته مطالبى را که بنده این جا می‌گویم یک قسمت هائى هم در حکومت‌های قبل شاید رعایت نمی‌شده و من با حکومت قبل هم موافق نبودم بنده در دمکرات ایران که نیستم که یک کسى بلند شود بگوید این امر تازه نشده است، من می‌گویم آقا شماها که سر کار مى‌آیید باید این کار را بکنید. بانک کشاورزى درست شده است طبق قانون براى کمک به کشاورزان صدى 6 هم قرار شده است که بهره بگیرد و بانک کشاورزى خیال می‌کند که باید آخر سال یک بیلان خوبى داشته باشند و پریم و جایزه بگیرد صدى هیجده از مردم می‌گیرد حالا چه طور عرض می‌کنم یک صدى 12 که معمولًا می‌گیرد صدى 2 هم حق کارشناس ... حالا می‌خواهم یک چیزى بگویم براى این که همه‌اش را گوش کرده‌اید یک قدرى هم بخندید یک صرافى بود سر آن کوچه‌ای که ما منزل داریم از آن صراف پول قرض می‌خواستند

+++

می‌گفتند 3 تومان پول بده مى گف من بى گروى نمی‌دهم خوب آن بیچاره یک سر قلیان فیروزه یا چیز دیگرى نشان می‌داد بعد می‌گفت تومانى یک قران می‌گیرم آن بیچاره بى پول مجبور بود تومانى یک قران می‌داد باز یک قدرى فکر می‌کرد می‌گفت اول من تنزیلش را بر می‌دارم 27 ریال بهت می‌دهم مردى که مجبور بود قبول می‌کرد بعد هم می‌گفت آقا من آدم صاف و ساده‌ای هستم برو 3 تومان و 3 هزار بردار بیاور و 3 تومان بردار و برو (خنده ممتد نمایندگان) حالا هم بانک کشاورزى تنزیل را جلو بر می‌دارد آقا جان شما به من نشان بدهید کدام رباخوار این کار را می‌کند (صحیح است) هر بیچاره بدبخت زارعى که می‌آید آن جا زارع نه دهقان (خنده نمایندگان) دیگر از آن جا سالم بیرون نمی‌رود باید دولت‌ها در فکر مردم باشند یک فکرى براى مردم بکنند این قطره‌ها همه جمع می‌شود یک سیلى به هر عنوان که تصور بکنید این سیل همه را در زیر می‌گیرد و دفن می‌کند (صحیح است) شما هر قسمتى را که بنده گفتم اگر داخل یک خصوصیاتى شدم که مستقیماً فهمیدید من می‌خواهم به یک کسى حمله بکنم شما به من بگویید آقا این طور نکنید آخر براى خاطر نشستن روى یک صندلى لرزان از چوب این قدرها ارزش ندارد که مردم را اذیت کنید بنده حالم مقتضى نیست و مذاکراتم زیاد است رها می‌کنم اختیارش هم با خود مجلس است باز هم تذکر به شما می‌دهم این صندلی‌ها که شما رویش نشسته‌اید اینها قیمتى فى حد ذاته ندارد قبلاً هم گفته‌ام این صندلی‌های شماها را با چوب ساخته‌اند آقاى حکیم‌الملک تخت سلطنت را هم با چوب می‌اند سازد آن چوبه‌دار را هم با چوب می‌سازند صندلى قیمت ندارد یک کارى بکنید براى مملکت مفید باشد و انشاء‌الله دویست سال عمر می‌کنید و بعد از دویست سال که خرقه تهى می‌کنید باید یک نام نیکى از خودتان باقى بگذارید این راه نیست که شما می‌روید شما مملکت را به سوى خرابى دارید می‌برید و ابداً در فکر نیستید براى این که چهار روز بیشتر باشید شما به من بگویید که چه کار مثبتى دارید می‌کنید و جز فلاکت و بدبختى چه براى مردم تهیه کرده‌اید اگر در این روزگار آشفته جهان؟ شما

به من نشان دادید؟ یک عمل مثبتى داشتید؟ در این دو موضوع حیاتى که من خیلى به آن اهمیت می‌دهم؟ من به هیچ دولتى اجازه نمی‌دهم که بیاید وقت را به امروز و فردا بگذراند و کار مملکت به این جا برسد که کمپانى نفت جنوب براى مسخره سابقه ریش براى ما درست بکند من به تمام آن دولت‌ها ورقه کبود می‌دهم و شما را هم بالاخره یک روزى به حسابتان خواهند رسید.

رئیس- آقاى وزیر امور خارجه.

وزیر امور خارجه- راجع به وزارت خانه بنده یکى دو فقره این جا ایراد شد که خواستم به نوبت جواب آقایان را عرض کنم اولاً آقاى آشتیانى‌زاده ایراد گرفتند به دولت چه طور در جواب کنفرانس یک نفرى یک پروفسورى دولت جواب داده است بنده تصور می‌کنم که اگر آقاى آشتیانى‌زاده از مضمون کنفرانس و لحن کنفرانس دهنده آگاه شده بودند این ایراد را نمی‌گرفتند چنان چه بعضى از آقایان نمایندگان محترم چون مسبوق شدند از این کنفرانس گمان می‌کنم رویه ما را صحیح و به جا دانستند حقیقت مطلب این است که اسنادی که در آن کنفرانس داده شده بود به دولت ایران چونان به وسایل دیگر هم تکرار شده بود از چندى به این طرف ما لازم دانستیم که در ضمن یک اعلامیه رسمى مستقیماً و مؤکداً به یک مقامات صلاحیت دار آن دولت بگوییم که این اسنادات وارد نیست و ما این نسبت‌ها را جداً رد می‌کنیم و مخصوصاً این نکته را نصب‌العین بکنید که نه تنها در این کشور بر علیه همسایه بزرگ شمالى ما هیچ نوع سوء‌نیتى نیست (صحیح است) بلکه آرزوى ملت ایران این است که مناسبات هم جوارى و دوستى ما با احترام متقابل حقوق طرفین در محیط صمیمانه ادامه داشته باشد (صحیح است) و هیچ نوع سوء‌تفاهمى بین ما وجود نداشته است (صحیح است) و بنده یقین دارم که در این مجلس و در دولت هیچ کس نیست که فکر دیگرى باشد (صحیح است) مطلب دیگر که می‌خواستم عرض کنم آقاى شریعت‌زاده متأسفانه تشریف ندارند راجع به پست‌های خالى وزارت امور خارجه صحبت فرمودند تعداد این پست‌ها را بیشتر از آنچه که هست فرمودند چون در پست‌های حساس ما مأمورینى هست ولى قطع نظر از این که پستى حساس باشد یا نباشد عقیده بنده این است که هر پستى متصدى خودش را داشته باشد حالا چرا بعضى پست‌ها خلى می‌ماند ارتباط دارد با سایر اطلاعات ما که بحثش طولانى می‌شود و بنده صرف نظر می‌کنم ولى می‌خواستم به آقایان اطمینان بدهم که دو سه پست خالى که داریم متصدیانش قریباً تعیین می‌شود و می‌روند دو سه فقره این کار هم ارتباط دارد با بودجه مثلاً در پاکستان و در هندوستان بعد از این که این کشور به استقلال خودشان نائل شدند و ما از آن مسئله کمال خوشوقتى و مسرت را داریم (صحیح است) و میل دارم که مسرت دولت ایران را از این مسئله عرض کنم در آن جا هم باید ما نمایندگی‌های خودمان را به سفارت کبرى تبدیل بکنیم ولى قضیه تماس دارد با بودجه کشور و بنده هم به سهم خودم خواستم در تأیید بیانات آقاى وزیر دارایى عرض کنم که تسریعى در تصویب بودجه بشود که ما بتوانیم این کارها را انجام بدهیم.

مسئله دیگر بیان آقاى اسکندرى بود راجع به بحرین. کابینه فعلى چون در اعلامیه آخرى رئیس دولت سابق بحث شده بود راجع به این مسئله دقت کرد ببیند که چه عملى شده و مطابق پرونده‌هایى که ما داریم این اظهار جناب آقاى نخست وزیر سابق متکى بر عمل قبلى یا عمل بعدى تا آن اندازه‌ای که ما در پرونده‌ها نگاه کردیم نیست و هیچ اثرى که از این عمل شده است نیست چون آقایان می‌دانند که وزیر خارجه یا رئیس دولتى وقتى اقدامى می‌کند در یک امر سیاسى قانونى یک اثرى در پرونده می‌ماند و مذاکرات خودش را در آن جا می‌گذارد ولى متأسفانه در این قسمت هیچ چیزى دیده نشده است (دکتر معظمى- پرونده مفصلى بحرین در وزارت خارجه دارد) از این اظهار اخیر ایشان عرض می‌کنم از این عملى که شده بود هیچ نوع اثرى در پرونده این کار دیده نشد ولى بنده لازم می‌دانم که فوراً اضافه بکنم که حقوق ما در مجمع‌الجزایر بحرین مسلم است (صحیح است) و دولت ایران هم هیچ فرصتى را براى تعقیب و تأیید حقوق خودش از دست نداده و نخواهد داد (احسنت)

رئیس- آقاى وزیر راه.

وزیر راه- بنده عرایض خودم را براى دفاع از دولت کوتاه می‌کنم و هر چه قدر ممکن است مختصر عرض می‌کنم تا این که نمایندگان محترم وقت داشته باشند تا بالاخره تکلیف دولت را زودتر معلوم بکنند (صحیح است) و اگر بنا بشود همه‌اش را به بحث بگذارنیم خیال می‌کنم که خیلى طولانى خواهد شد یعنى هر کس در دفاع از فکر خودش حق دارد که حرف‌هایى بزند که طرف هم همین طور و بالاخره پایانش بسته براى مجلس است که دیگر اجاره ندهد که ما مطالب خودمان را زیادتر از آن چه که عرض کردیم عرض بکنیم آقاى عباس اسکندرى اظهارى کردند که به من محبتى دارند بنده هم از این بابت تشکر می‌کنم چون به بنده نظر لطف دارند بنده هم به خانواده ایشان همیشه ارادتمند بودم و هر وقت دستم رسیده یادى از مرحوم سلیمان میرزا کرده‌ام چون همیشه با ایشان همکارى داشتم من جمله همین صحبتى که الان شد موضوع اولتیماتوم این البته انجام وظیفه بود و این ضمناً افتخارى است که بنده شخصاً داراى این افتخار هستم اگر به صورت مجلس‌های دوده دوم مراجعه شود و اگر جلسه خصوصى آن دوره در نظر گرفته شود بعد از این که اولتیماتوم داده شد یک جلسه خصوصى تشکیل شد و واقعاً یک وضعیت متزلزلى این کار داشت براى این که دولت تزارى غیر از دولت امروز شوروى است حالا ما حق داریم که مى‌گوییم دولت شوروى یک اصولى را قبول کرده که نمی‌خواهد به کسى زور بگوید اما آن وقت حرفش را هم نمی‌توانستیم بزنیم براى این که یک مردمانى بودند که حرف حسابى سرشان نمی‌شد قشون آن‌ها هم از طرف قزوین حرکت کرده بود و به طرف تهران می‌آمد این اولتیماتوم هم داده شده بود در تهران و همچنین در شهرهاى ایران «یا مرگ یا استقلال» می‌گفتند یک هیجانى در تمام شهرها بود شاگردان مدارس همین‌هایى که به حمدالله به یک مقاماتى الان رسیده‌اند آن وقت با یک هیجانى از ملت ایران دفاع می‌کردند و تکلیف معلوم نبود چه چیز است در مجلس گفته شد که کى پیشنهاد اولتیماتوم را رد کرد التیماتوم را می‌تواند و یا می‌گوید یا می‌خواهد، ممکن بودم که همه بگویند واقعاً در این باب وطن‌پرستى اجازه می‌داد که همه بگویند ولى بنده زودتر این استدعا را کردم (صحیح است) و در پشت همین تریبون اول کسى بود که بر ضد دولت قوى و مقتدر و ظالم تزاریسم صحبت کردم و پیشنهاد او را هم رد کردم (مکى- خیابانى قبل از شما بود) اشاره می‌کنید آقاى تقى‌زاده تشریف دارند ایشان وکیل مجلس شوراى ملى بودند.

رئیس- آقاى مکى صحبت نفرمایید قبل و بعد ندارد.

وزیر راه- آقاى تقى‌زاده هم بوده‌اند و می‌دانند چون گفته شد اولتیماتوم خواستم بگویم که بنده هم بودم ولى جرأت می‌خواست. بنده

+++

خواستم بگویم که من بودم و توى همین کابینه هم هستم که حالا می‌بینید جرأت می‌خواست که کسى بگوید، شاید همه ته دلشان بود این حرف ولى بنده من بودم پیشنهاد کردم و به پیشنهاد من آقاى مؤتمن‌الملک رئیس مجلس شوراى ملى رأى گرفت و مجلس به اتفاق آراء پیشنهاد من را تصویب کرد به استثنا یک نفر از وکلا یک نفر بیچاره که روزگار هم فرصت زندگانى به او نداد (یک نفر از نمایندگان- کى بود؟).

خوب چون رفته است مرده است گفتن اسمش لازم نیست یک نفر رأى نداد و الّا تمام مجلس به آن رأى داد (برزین- ملت ایران همیشه از شما قدردانى خواهد کرد) حالا که بنده گفتم که این را هم باید عرض کنم که دولت وقت را آقایان باید همیشه وضعیتش را در نظر بگیرد چون بعد از آن که رد شد ناصرالملک دیوانه‌وار همه ماها را دعوت کرد من بودم، محمد صادق طباطبائى بود، تیمور‌تاش بود سلیمان میرزا بود، سه، چهار نفر را که از فراکسیون‌ها لازم می‌دانست خواست رفتیم پهلویش می‌گفت جنگ باید کرد، می‌ترسید حق داشت بالاخره دولت هم معلوم شده بود و این تصمیم را هم دولت گرفت و بالاخره باید عرض کنم دوره سوم شد و بنده باز افتخار نمایندگى داشتم خیلى از آقایانى که در همین کابینه تشریف داشتند باز وزیر شدند، رئیس‌الوزرا‌ شدند مثل وثوق‌الدوله، مثل قوام السلطنه مثل ذکاء‌الملک اینها همه در همان کابینه بودند مجلس شوراى ملى هم به همان دولت‌ها رأى اعتماد داده همین آقاى حکیم الملک هم در آن دولت‌ها بودند و بعد وثوق‌الدوله یک روز در کمیسیون قوانین دارائى که بنده رئیسش بودم و ایشان هم وزیر مالیه بودند به بنده می‌گفت که اردلان اگر آن کار را نمی‌کردیم امروز نه تو وکیل بودى و نه من وزیر، دیگر مملکت باقى نمی‌ماند، این حرفى است که وثوق‌الدوله به من گفت بنابراین باید قضاوت را عادلانه کرد حالا بنده تمام موارد فرمایشات ایشان را چون حال من هم متأثر می‌شود نمی‌خواهم عرض کنم این حقیقت نیست براى این که سزاوار نیست که این قدر ایشان مبالغه بکنند نسبت به یک چیزى که جریان یافته و خلاف قانون هم نشده آن وقت آن را طورى درش مبالغه کنند که دست ان وزیر را باید برید، آخر قاضى که کسى نیست این جا، باید محاکمه کرد، ببینیم که خلاف شده، نشده، پس بنده هم می‌توانم بگویم آن کسى که خلاف می‌گوید بنابراین باید زبانش را خداى نکرده بست که خلاف قانون می‌گوید اما تمنایى که در عرض خودم دارم این است که در آن هیچ موقعى مخصوصاً از فراکسیون محترم دموکرات ایران که قسمتى از اعضایش آقایان استیضاح‌کنندگان بودند حقیقت در بعضى موارد انسان ممکن است عقیده ثابتى داشته باشد ولى اگر گذشت در فکر نباشد یک وقت نسبت به مسائلى که پیش می‌آید یک مطالب عالی‌تری از آن مورد به خصوص در نظر گرفته می‌شود اگر گذشت‌هایى در افکار نشود هیچ وقت اصلاً کار درست نمی‌شود چه در خود آقایان نمایندگان و چه در هیئت دولت و چه در یک هیئت چند نفرى که پهلوى همه هستند اگر هر کس فکرى را که کرده بخواهد پیش ببرد هیچ ممکن است؟

به همین دلیل اکثریت گفتند که حرفش قاطع است و قائل شدند که قاطع است ولى ما نمی‌خواهیم که قائل شویم و تصور کنیم که واقعاً یک اکثریتى گفت خداى نکرده این اقلیت را مثلاً به حساب نیاوریم، نه این جور نیست، دولت البته جریانى که صحیح بوده در مورد استیضاح آنها را مورد نظر می‌گیرد ولى خوب یک چیزهایى هم بوده است که مبالغه بوده یا واقعاً از نظر آن شخص وارد بوده و از نظر بنده وارد نمی‌باشد بنابراین آقایان مساعدت بفرمائید، هم فکرى بفرمایید، تقویت بفرمایید که دولت یک کارهایى بکند واقعاً بنده امروز این فکر را می‌کردم که این چند روز که این جا هستیم وزراء صبح این جا می‌نشینند صحبت می‌کنند بعد کارها هم با وجود این عقب نیفتاده این هم یک موردى است که باید یک فرصتى داد این آقایانى که مسئول یک کارى هستند بروند و یک کارهایى را انجام بدهند مساعدت بفرمایید خوب البته اگر مجلس شوراى ملى مایل نیست که این دولت بماند هم البته مختار است رأى نمی‌دهد ولى اگر مساعدت بکنید، همراهى بکنید، تقویت بفرمایید و دولت را کمک بفرمایید که کارها بیشتر پیشرفت کند.

رئیس- آقاى نخست وزیر بیاناتى دارید بفرمایید.

نخست وزیر- هر چند همکاران من و بعضى از آقایان نمایندگان محترم که صلاح کشور را در موافقت دولت تشخیص داده‌اند و از مجموع فرمایشات آنها کمال تشکر را دارم جواب‌های لازم را نسبت به ایرادات آقایان استیضاح کنندگان داده‌اند معذلک لازم می‌دانم کلیاتى را بر سبیل اختصار به عرض مجلس شوراى ملى برسانم البته آقایان نمایندگان محترم اوضاع سه ماه و نیم پیش را که اینجانب مأمور تشکیل دولت شدم به خاطر دارند و انواع تشنج‌های اجتماعى اقتصادى و مالى که کشور ما را تهدید می‌کرد فراموش نفرموده‌اند: روزى نبود که روزنامه‌های پابتخت و ولایات خبر از ارقام درشت سوء استفاده از انواع ارزاق مردم و یا اسراف و تبذیر از بیت‌المال عمومى را منتشر نسازد از تاریخ تصویب برنامه دولت من تاکنون بیش از صد روز نمی‌گذرد و در این مدت کوتاه با پنج فقره استیضاح مواجه شدم استیضاح هر چند از لحاظ حکومت پارلمانى امرى عادى است ولى تصدیق می‌فرمایند استیضاحات پى در پى در خارج مجلس براى دولت اشکالاتى تولید می‌کند معذلک این اقدامات در عزم راسخى که براى خدمتگذارى به این کشور دارم تنزل وارد نکرد و به حمدالله موفق شدم تا حدى که مدت زمان و میزان تقویت مجلس شوراى ملى اجازه می‌داد به انجام اصلاحاتى نایل گردم عوامل اصلى تشنجات عصبى و اضطرابات فکرى را رفع نموده راه سوء استفاده‌های هنگفت را مسدود ساختم و براى موازنه بودجه کشور که متأسفانه متجاوز از یک میلیون کسر عایدات داشت از هیچ گونه بذل مساعى فروگذار نکردم و در انجام منویات نمایندگان محترم یعنى تخصیص دادن مبلغ بالنسبه معتنبابهى از عایدات کشور براى مخارج عمرانى موفقیت یافتم به طورى که اعتبار این مخارج که مخصوص آبیارى و سد سازى و توسعه فلاحت و ساختن خانه‌های ارزان براى کارگران و ساختن راه‌های شوسه و آهن است در بودجه سال نو که تقدیم کردیم بیش از یک میلیارد و شصت میلیون ریال است امنیت داخلى کشور به طورى که با ارقام ناطق یکى از آقایان نمایندگان اظهار نمودند روز به روز رو به تزید است و یقین دارم که از طرف مجلس شوراى ملى تقویت بیشترى به عمل آید دامنه آن روز به روز وسیع‌تر خواهد بود در این موقع باید این نکته را نیز به عرض برسانم که در تمام کشورها مخصوصاً در کشورى مثل ایران امنیت داخلى کشور و موقعیت آن در محافل خارجى با قدرت دولت مرکزى نسبت مستقیم دارد.

یعنى هر قدر دولت مرکزى قوی‌تر و به پشتیبانى نمایندگان ملت متکی‌تر باشد امنیت داخلى بیشتر و موقعیت خارجى مملکت محکم‌تر خواهد بود بنابراین تصدیق می‌فرمایند که اگر یک دولت از روز اول تشکیل خود مواجه با عملیاتى باشد که آن را هر روز متزلزل‌تر می‌نماید قادر به حفظ امنیت نخواهد بود و دولت من که با وجود مهیا بودن علل تنزل قادر به حفظ امنیت شده و مناسبات خارجى را هم از موقع تقبل مسؤلیت بهتر نموده است بایستى طرف تقدیر نمایندگان ملت بشود. راست است که اصلاحات و اقدامات مفیدى را که دولت در این سه ماه مدت خدمت خود کرده است و یا اصلاحاتى را براى آینده طرح نمود ناشى از کشف و کرامت نبوده بلکه در حقیقت ناشى از درخواست افکار عمومى و تذکرات اصلاحى خود آقایان نمایندگان محترم است و در موقع طرح برنامه دولت و سایر مواقع دولت را متوجه این اصلاحات ساختند ولى در عین حال گویا در همین مجلس گفته شده که براى سنجش میزان توفیق هر دولت در اصلاحات لااقل گذشتن یک راحد از زمان لازم است اکنون دولت این جانب در ربع واحد زمان توفیق یافته است که آرامش واقعى را که ناشى از اعتماد عامه به دولت خود در حفظ حقوق مردم و مالیه ملت و حقوق مملکت است برقرار سازد و نقشه‌های عملى اصلاحات را هم طرح و شروع به اجرا نماید و امید دارم که این اصلاحات اساسى در سایه هدایت‌های عالیه اعلیحضرت همایون شاهنشاهى و تقویت مجلس شوراى ملى هر چه زودتر عملى شود. از مذاکراتى هم که در این سه جلسه اخیر به نام استیضاح شد دولت من باز کمال استفاده را خواهد کرد به طورى که امیدوارم عملیات اصلاحى دولت در آینده توجه بیشترى از نمایندگان محترم را به خود جلب نماید. در هر سال به طورى که در استیضاح دفعه قبل عرض کردم اکنون نیز صراحتاً عرض می‌نمایم که این جانب در پى جاه و مقام نیستم و جزء تعقیب شمار دیرین خود یعنى خدمتگذارى به میهن عزیز خود منظورى ندارم و حال مقدرات دولت را براى آقایان نمایندگان مترم واگذار می‌کنم که از ابرز رأى خود در آن چه به صلاح مملکت و ملت می‌دانند دریغ نفرمایند.

نمایندگان- رأى- رأى.

مهندس رضوى- آقاى رئیس اجازه بفرمایید آقاى وزیر راه بیاناتى دارند که در رأى ما مؤثر است.

وزیر راه- یک موضوع مهمى است که آقایان نمایندگان از بنده خواسته بودند که عرض کنم چون آقاى وزیر دارائى هم هستند این جا راجع به شرکت نفت جنوب صحبت شد در هیئت دولت هم صحبت شده است آقاى وزیر دارایى مأمورند که این کار را

+++

همان طورى که در وزارت دارائى آقاى هژیر اقدام شده تعقیب بکنید این موضوع در دست اقدام است و دولت ممکن نیست که از حق خودش صرف نظر بکند (احسنت).

نمایندگان- رأى رأى‏

رئیس- یک پیشنهاد از طرف آقاى امیر تیمور رسیده که قرائت می‌شود (به شرح ذیل قرائت شد).

ریاست معظم مجلس شوراى ملى- در خصوص استیضاحى که از دولت به عمل آمده تقاضا و پیشنهاد رأى ساکت می‌نمایم.

رئیس- بحثى دیگر ندارد ماده 50 قرائت می‌شود که آقایان توجه فرمایند. ماده 50، رأى ساکت در صورتى که از طرف یکى از اعضا خواسته شود حق تقدم دارد به این معنى که اول در مورد رأى ساکت اخذ رأى می‌شود و اگر قبول نشد در رأى مثبت یا منفى رأى گرفته می‌شود.

امیر‌تیمور- بنده توضیح زیادى ندارم اجازه بفرمایید مختصراً عرایضم را بکنم.

رئیس- توضیحى مطابق نظامنامه دیگر ندارد البته رأى ساکت هم با قیام وقعود خواهد بود بعد اگر دولت تقاضاى رأى بکند با ورقه رأى گرفته می‌شود توجه بفرمایید می‌خواهم به این پیشنهاد رأى بگیرم آقایانى که با پیشنهاد آقاى امیر‌تیمور از این که رأى ساکت گرفته شود نسبت به دولت موافقند قیام کنند (اکثر برخاستند) رأى ساکت تصویب شد.

نخست وزیر- دولت تقاضاى رأى اعتماد می‌کند.

رئیس- چون دولت تقاضاى رأى اعتماد کرده با ورقه رأى گرفته می‌شود.

 (اخذ و استخراج آراء به عمل آمد نتیجه به قرار ذیل است).

رئیس- رأى اعتماد به دولت بر طبق تقاضایى که کرده بودند از 88 نفر عده ضار با 67 رأى تثبیت شد.

اسامى موافقین آقایان:

لیقوانى، احمد فرامرزى، دکتر مصباح‌زاده- عرب شیبانى- ابوالحسن رضوى- نیکپور- پالیزى- امیر‌نصرت اسکندرى- دکتر ملکى- محمد ذوالفقارى- ملک‌مدنى- دکتر طبا- گنابادى- دکتر مجتهدى- باتمانقلیچ- عباس مسعودى- تولیت- کشاورز صدر- کامل ماکویى- افخمى- سید على بهبهانى- موسوى- دولتشاهى- خسرو هدایت- معین‌زاده- دکتر بقائى- بوداغیان- مهندس رضوى- اردلان- نورالدین امامى- عدل اسفندیارى- دکتر معظمى- آقا خان بختیار گرکانى- دکتر عبده- اعظم زنگنه- ممقانى- غضنفرى- وکیلى- امامى اهرى- بهادرى- ناصر ذوالفقارى- صاحب‌دیوانى- صدر‌زاده- برزین- منصف- آصف- ملک‌پور- صفوى- دهقان- سلطان‌العلماء- دکتر اعتبار- فتحعلى افشار- دکتر شفق- گنجه- قوامى- ضیاء ابراهیمى- خوئیلر- ساعد- نبوى- صاحب‌جمع- تقى‌زاده- گیو- دکتر راجى- کفایى- حبیب‌الله- شادلو. مخالفین آقایان: عباس اسکندرى- عبدالقدیر آزاد-

ممتنعین: 19 ورقه سفید.

رئیس- دو نفر از آقایان اجازه خواسته‌اند قبل از ختم جلسه صحبت کنند وقتى به آخر جلسه رسیدیم اجازه داده می‌شود که بیانات خودشان را بفرمایید.

[2- تقدیم دو لایحه استخدامى از طرف آقاى وزیر راه]

 وزیر راه- بنده از طرف همکاران خودم از رأى اعتمادى که آقایان نمایندگان به دولت داده‌اند اظهار تشکر می‌کنم و امیدوارم که این حسن نیت باعث شود که ما بیشتر از پیش در خدمت به مملکت کوشیده و خدمات ما باعث بشود که در آینده شاید آقایان رأى بیشترى به دولت بدهند فعلاً دو فقره لایحه است راجع به استخدام دو نفر این چیزهایى است که بیشتر هم بوده که بایستى به مجلس شوراى ملى تقدیم بشود که اگر صلاح دانستند و تصویب فرمودند اجرا خواهیم کرد.

[3- موقع و دستور جلسه بعد- ختم جلسه‏]

رئیس- با اجازه آقایان ده دقیقه تنفس داده می‌شود.

 (در ساعت یازده و ده دقیقه مجدداً مجلس به ریاست آقاى امیر‌حسین ایلخان ظفر تشکیل و چون عده کافى نبود به روز یکشنبه محول گردید.).

رئیس مجلس شوراى ملى- رضا حکمت

تصویب‌نامه‌ها

شماره 2536        6- 2- 1327 وزارت کشور هیئت دولت در جلسه اول اردیبهشت ماه 327 بنا به پیشنهاد شماره 3690- 6517 وزارت کشور و با توجه به ترقى بهاى مازوت به نسبت صدى سیصد و دستمزد به نسبت صدى هزار از سال 319 تاکنون و عدم تغییر بهاى برق که به همان نرخ مصوب سال 319 در دسترس مصرف‌کنندگان گذاشته شده و بالنتیجه زیان مستمر غیر قابل تحملى بر کارخانه برق تحمیل گردیده و ادامه نرخ مزبور متضمن تفریط سرمایه شهردارى و انحلال کارخانه برق است و با رعایت کامل حال مصرف‌کنندگان که همواره آسایش و رفاه ساکنین پایتخت مورد توجه دولت بوده و هست تصویب نمودند که از اول فروردین 27 بهاى نیروى برق مصرفى مطابق تعرفه تصاعدى مندرجه در زیر دریافت گردد.

ماده 1- کنتورهاى ساده بدون ساعت.

الف- بهاى نیروى برق مصرفى تا بیست کیلو وات ساعت ماهیانه مثل سابق کیلو واتى 2 ریال.

ب- از بیست کیلو وات ساعت در ماه به بالا نسبت به مازاد هر کیلو وات ساعت50/2 ریال.

ج- مالیات براى هر کیلو وات ساعت کماکان کیلو واتى 1 ریال.

ماده 2- کنتورهاى ساعت‌دار.

الف- در چهار ساعت اول مصرف طبق ماده 1 دریافت خواهد شد.

ب- در بیست ساعت دیگر شبانه روز هر کیلو وات ساعت 2 ریال.

ج- در صورت که در بیست ساعت شبانه روز مصرف از یک هزار کیلو وات ساعت تجاوز نکند براى هر کیلو وات ساعت 50/  ریال بابت مالیات اخذ می‌شود. مازاد بر یک هزار کیلو وات 25/  ریال.

د- بهاى برق دو فازه هر کیلو وات ساعت 30/  ریال خواهد بود.

ه- اداره کل برق مجاز است در نقاطى که صلاح بداند کنتور دواته نصب کند و در صورتى که صاحب کارخانه حاضر به نصب کنتور دواته نباشد مصرف دواته مطابق مصرف واته اخذ خواهد شد تبصره- مشتریانى که نیروى مصرفى را مستقیماً از فشار قوى استفاده می‌نمایند 3% میزان مصرف بابت تلفات در ترانسفور ماتور احتساب و علاوه اخذ خواهد شد.

ماده 3- بهاى برق و مساجد هر کیلو وات ساعت 50/ 1 ریال و از پرداخت مالیات معاف خواهد شد.

ماده ماخذ احتساب نیروى کنتورهاى اصلى بوده و در صورتى که براى تفکیک مصرف کنتور دیگرى نصب شود تأثیرى در وضع محاسبه نخواهد داشت.

ماده 5- مواد فوق شامل بنگاه‌هایى که طبق قرارداد جداگانه از آنها برق خریدارى و یا مبادله می‌شود نبوده و اداره کل برق در انعقاد قرارداد مجاز می‌باشد.

ماده 6- حق اشتراک‏

الف- یک صد کیلو وات مصرف ماهیانه کماکان براى هر کنتور 20 ریال.

ب- از یک صد کیلو وات مصرف ماهیانه تا پانصد کیلو وات هر کنتور 50 ریال.

ج- از پانصد کیلو وات به بالا 80 ریال ماده.

7- یک ریال اضافه تا کس نیروى برق مصرفى اماکن عمومى و تفریحى موضوع تصویب نامه شماره 1110 که به منظور کمک به کارگران و کارمندان اخذ می‌گردیده کماکان وصول و چون حقوق کارمندان و دستمزد کارگران در بودجه تأمین می‌گردد بنابراین درآمد مزبور به علاوه درآمد حاصله از ماده 6 این تصویب‌نامه به درآمد شهردارى تهران منظور می‌گردد.

تبصره- چون نیروى برق مصرفى هر ماه در ماه بعد تشخیص می‌گردد.

علیهذا نیروى مصرفى اسفند ماه 26 که در فروردین 27 تشخیص می‌شود مشمول مقررات این تصویب‌نامه نخواهد شد. تصویب‌نامه در دفتر نخست وزیر است.

م- 360 نخست وزیر

شماره 2544               6- 2- 1327

وزارت دارایى‏

 

هیئت وزیران در جلسه اول اردیبهشت ماه 1327 بنابر پیشنهاد شماره 4717- 2797 وزارت کشور تصویب نمودند که از تاریخ صدور این‏ تصویب‌نامه شماره 2287- 5- 2- 326 دائر به دریافت 65 دینار از هر کیلو گندم تبدیل به آرد به وسیله کارخانجات ملغى و به جاى آن عوارض زیر:

1- از هر کیلو گندم وارده به شهر 10 دینار به وسیله وارد کننده در عین ورود به شهر.

2- از هر کیلو آرد وارد به شهر 15 دینار به وسیله وارد کننده در حین ورود به شهر به نفع شهردارى رشت وصول گردد.

تصویب‌نامه در دفتر نخست وزیر است.

م- 316 نخست وزیر

+++

شماره 24020                   6 ر 2 ر 327 وزارت دارایى هیئت وزیران در جلسه اول اردیبهشت ماه 327

طبق پیشنهاد شماره 55004- 101217 وزرات کشور تصویب نمودند از تاریخ صدور این تصویب‌نامه عوارض زیر:

1- از بهاى تمبر مصرفى در محاضر اسناد رسمى 25 ریال‏

2- از دوچرخه‌های پایى یا موتورى و عرابه‌های اسبى و درشکه هر یک ماهانه 10 ریال‏

3- از وسایل موتورى به شرح زیر:

1- اتوبوس ماهانه 50 ریال‏

2- اتومبیل سوارى ماهانه 25»

3- کامیون ماهانه 50»

4- از اماکن و مستغلاتى که به اجاره برگذار می‌شود 10 ریال بهاى اجاره ماهانه از موجر اخذ شود.

5- از کلیه کالاهاى صادراتى به شرح زیر:

1- برنج عدلى 15 ریال‏

2- شالى عدلى 5/ 7 ریال‏

3- پنبه محلوج منگنه شده عدلى 30»

4- پنبه وش صندلى عدلى 5»

5- کنجد عدلى 10»

6- تخم پنبه هر تن 50»

7- کنف عدلى 10»

- تخم کدوى عدلى 7 ریال‏

9- پنبه منگنه شده عدلى 20»

10- پشم صندلى عدلى 10»

 11- شکر سرخ عدلى 5»

 12- قند آزاد» 2»

13- قماش آزاد عدلى 10»

14- شکر سفید آزاد عدلى 2»

15- ضروف عدلى 5 ریال‏

16- جعبه مرکبات صندوقى 5»

به نفع شهردارى بابلسر وصول گردد.

تبصره- عوارضى که در این تصویب‌نامه منظور شده و سابقاً به موجب تصویب‌نامه‌های دیگرى دریافت می‌شده از تاریخ صدور این تصویب‌نامه ملغى می‌شود تصویب‌نامه در دفتر نخست وزیر است.

م- 358 نخست وزیر

 

 شماره 2532            6- 2- 1327 وزارت دارایى‏

هیئت وزیران در جلسه اول اردیبهشت ماه 1327 طبق پیشنهاد شماره 57811 وزارت کشور تصویب نمودند که از تاریخ صدور این تصویب نامه عوارض زیر:

1- از انواع روغن‌های نباتى هر تن 200 ریال از صادر‌کننده‏

2- از برنج «150 « « «

3- از کنف و پشم و کنجد «150 « « «

4- از شلتوک باقالاى خشک لوبیا «100 « « «

5- از تخم کدو «200 « « «

6- از جو و صیفى و کاهو و انواع تره‌بار «50 « « «

7- از انواع مرکبات «100 « « «

8- از کره و روغن خوراکى «500 « « «

9- از پنبه عدلى 30 « « «

10- از پوست گرانبهاى حیوانات و پوست حیوانات حلال گوشت عددى 5 ریال به نفع شهردارى بابلسر دریافت شود.

تصویب‌نامه در دفتر نخست وزیر است.

م- 357 نخست وزیر

+++

 

یادداشت ها
Parameter:294370!model&5137 -LayoutId:5137 LayoutNameالگوی متنی کل و اخبار(مشروح مذاکرات)