کتابخانه، موزه و مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی


صفحه اصلی » مشروح مذاکرات » مشروح مذاکرات مجلس ملی » دوره شانزدهم مجلس ملی

0.0 (0)
مشروح مذاکرات مجلس ملى، دوره‏ 16
[1396/05/28]

جلسه: 6 صورت مشروح مذاکرات مجلس روز یکشنبه چهاردهم اسفند ماه 1328  

فهرست مطالب:

1-تصویب صورت مجلس‏

2-انتخاب کمیسیون‌ها

3-تصویب دو فقره اعتبارنامه‏

4-معرفى آقاى دکتر فاطمى به معاونت نخست‌وزیرى‏

5-طرح برنامه دولت

6-موقع و دستور جلسه بعد- ختم جلسه‏

مشروح مذاکرات مجلس ملى، دوره‏ 16

 

 

جلسه: 6

صورت مشروح مذاکرات مجلس روز یکشنبه چهاردهم اسفند ماه 1328

 

فهرست مطالب:

1-تصویب صورت مجلس‏

2-انتخاب کمیسیون‌ها

3-تصویب دو فقره اعتبارنامه‏

4-معرفى آقاى دکتر فاطمى به معاونت نخست‌وزیرى‏

5-طرح برنامه دولت

6-موقع و دستور جلسه بعد- ختم جلسه‏

 

مجلس دو ساعت و ربع قبل از ظهر به ریاست آقاى رضا حکمت تشکیل شد

1-تصویب صورت مجلس‏

رئیس- امروز شروع مى‌شود با اخذ راى براى انتخاب کمیسیون‌ها و بعد از آن هم برنامه دولت در دستور است آقایانى که اجازه نطق قبل از دستور خواسته‌اند چون وقت کم است خوب است به جلسه آینده موکول کنند و اجازه آنها را هم حفظ مى‌کنیم براى جلسه آینده‏

شوشترى- چون موضوعى که بنده می‌خواستم درباره آن صحبت کنم فوریت دارد و وقتش می‌گذرد و اگر اجازه ندهید صحبت کنم حقى از مردم ضایع می‌شود اجازه بفرمایید بنده استثنائاً صحبت کنم‏

رئیس- دیگر استثنا ندارد اگر بنا باشد نطق قبل از دستور باشد باید کسانی که اجازه خواسته‌اند صحبت کنند. آقاى تیمورتاش‏

تیمورتاش- چون عرضى که بنده دارم راجع به برنامه دولت است و برنامه هم امروز مطرح خواهد شد اجازه بفرمایید بنده قبل از دستور صحبت کنم. چون برنامه جزو دستور است اجازه بفرمایید بعداز این که کار کمیسیون‌ها تمام شد اجازه می‌خواهم چند کلمه عرضم را بکنم.

رئیس- آن را می‌گذاریم به آخر جلسه‏

تیمورتاش- بنده قبل از برنامه دولت می‌خواستم عرضم را بکنم‏

2-انتخاب کمیسیون‌ها

رئیس- نسبت به صورت جلسه قبل نظرى نیست؟ (اظهارى نشد) صورت مجلس تصویب شد، حالا شروع می‌کنیم به انتخاب کمیسیون دارایى عده 18 نفر، 3 نفر براى نظارت در اخذ آرا به قید قرعه انتخاب مى‌شوند:

(اقتراع به عمل آمد و نتیجه به قرار زیر از طرف مقام ریاست اعلام شد)

رئیس- آقایان فرهودى- احمد حمیدیه و عزیز‌اعظم زنگنه به قید قرعه معین شدند ولى چون آقاى زنگنه غایب هستند یک نفر دیگر به جاى ایشان به قید قرعه معین مى‌شود:

( اقتراع به عمل آمد و آقاى مخبر فرهمند به قید قرعه انتخاب شدند)

رئیس- شروع می‌شود با اخذ راى کمیسیون دارایى، اسامى آقایان ذکر مى‌شود که یکى یکى تشریف بیاورند و راى بدهند.

پیراسته- آقا در این صورت کمیسیون‌ها صلاحیت داوطلبان رعایت نشده از جمله آقاى دکتر هدایتى را می‌خواستم عرض کنم که ایشان داوطلب کمیسیون دادگسترى بودند و در این صورت ایشان نیست.

رئیس- این صورت‌ها را آقایان آزادند هر طورى که می‌خواهند اصلاح کنند و هر که را می‌خواهند بنویسند.

(اخذ راى براى انتخاب کمیسیون دارایى به عمل آمد)

اسامى راى دهندگان آقایان: شهاب خسروانى- ابریشم‌کار- ناصر صدرى- اردلان- دکتر مجتهدى- سنندجى- کشاورزصدر- آشتیانى‌زاده- محمد ذوالفقارى- حکیمى- صفوى- شوشترى- امینى- گنجه- سرتیپ‌زاده- امامى‌اهرى- پالیزى- دولتشاهى- افشار- ثقة‌الاسلامی- ملک‌مدنى- دکترجلالى گودرزى- اسلامى- ابتهاج- پیراسته- دکتر مصباح‌زاده- سلطان‌العلماء- نبوى- گنابادى- ارباب- افشار‌صادقى- بوداغیان- عماد تربتى- حاذقى- دکتر نبوى- بزرگ‌نیا- ناظر‌زاده- تیمورتاش- طاهرى- مهدوى- مکرم- نورالدین امامى- موسوى- عباسى- آصف- صاحب‌جمع- فقیه‌زاده- قرشى- قبادیان- دکتر کاسمى- صفایى- ظفرى- تولیت- گرگانى- دکتر سید‌امامى- پناهى- دکتر راجى- امیرى- دکتر علوى- غضنفرى- مرتضى حکمت- قهرمان- برومند- دولت‌آبادى- دکتر کیان- دکتر طاهرى- عامرى- کهبد- بهادرى- شکرایى- رفیع- اسکندرى- دکتر معظمى- خسرو قشقایى- رضوى

+++

‌مسعودى- صدرزاده- دهقان- اقبال- حمیدیه- فرهودى- مخبر فرهمند- ناصر ذوالفقارى- عرب‌شیبانى- هراتى- سودآور- دکتر طبا.

رئیس- اخذ راى راجع به کمیسیون دارایى تمام شد. چون این ترتیب اخذ راى خیلى طول می‌کشد حالا دو کمیسیون راى می‌گیریم و مهره تفتیشیه مطابق آیین‌نامه لازم دارد حالا اخذ راى راجع به کمیسیون دادگسترى و بودجه شروع می‌شود دو ظرف اینجا گذاشته می‌شود آقایانى که می‌آیند نسبت به هردو راى بدهند عده حضار فعلاً 83 نفر.

( اخذ راى براى کمیسیون‌هاى دادگسترى و بودجه به عمل آمد)

اسمى راى دهندگان- آقایان: شهاب خسروانى- ابریشم‌کار- صدرى- اردلان- مجتهدى- کشاورز‌صدر- سنندجى- دکتر مجتهدى- محمد ذوالفقارى- ناصر ذوالفقارى- دکتر مصباح‌زاده- حکیمى- رضوى- صفوى- شوشترى- امینى- پالیزى- گنجه- سرتیپ‌زاده- امامى اهرى- دولتشاهى- ثقة‌الاسلامی- ملک‌مدنى- سلطانى- دکتر جلالى- گودرزى- ابتهاج- پیراسته- سلطان‌العلماء- نبوى- گنابادى- ارباب- افشار- صادقى- بوداغیان- عماد تربتى- حاذقى- دکتر نبوى- بزرگ‌نیا- آشتیانى‌زاده- اسلامى- ناظرزاده- تیمورتاش- سودآور- قهرمان- مکرم- مهدوى- طاهرى- بهادرى- مجتهدى- موسوى- عباسى- آصف- قرشى- فقیه‌زاده- صاحب‌جمع- قبادیان- صفایى- دکتر کاسمى- ظفرى- خاکباز- گرگانى- دکتر سید ‌امامى- پناهى- دکتر راجى- امامى خوئى- عرب‌شیبانى- دکتر علوى- فولادوند- حکمت- امینى- دولت‌آبادى- دکتر کیان- دکتر طاهرى- سالار‌ بهزادى- دکتر مصباح‌زاده- عامرى- کهبد- خسرو قشقایى- دکتر طبا- برومند- شکرایى- رفیع- امیرنصرت اسکندرى- دکترمعظمى- فرهودى- مخبر فرهمند- حمیدیه- محمد‌على مسعودى- صدرزاده- دهقان- اقبال- فرامرزى- فولادوند- افشار- اورنک.

رئیس- این مرتبه براى تسریع کار اجازه بفرمایید به چهار کمیسیون راى گرفته شود. چهار ظرف هم گذاشته شده حالا اسامى کمیسیون‌ها را هم عرض می‌کنم کمیسیون امورخارجه، کمیسیون فرهنگ، کمیسیون کشور، کمیسیون کشاورزى یکى یکى می‌آیند راى مى‌دهند.

( اخذ راى براى انتخاب کمیسیون‌های چهارگانه به عمل آمد)

اسامى راى دهندگان- آقایان: شهاب خسروانى- ابریشم‌کار- صدرى- اردلان- دکتر مجتهدى- مجتهدى- مکرم امامى خوئى- کشاورز‌صدر- محمد ذوالفقارى- غلام‌رضا فولادوند- دکتر طبا- حکیمى- رضوى- صفوى- شوشترى- فرامرزى- امینى- ثقة‌الاسلامی- سرتیپ‌زاده- امامى‌اهرى- افشار- دولتشاهى- ملک‌مدنى- آشتیانى‌زاده- پالیزى- سلطانى- دکتر جلالى- گودرزى- ابتهاج- امیرقاسم فولادوند- سلطان‌العلماء- نبوى- گنابادى- دکترهدایتى- ارباب- مهدوى- پیراسته- افشارصادقى- بوداغیان- عماد تربتى- دکتر نبوى- حاذقى- بزرگ‌نیا- تیمورتاش- سودآور- ناظرزاده- ظفرى- طاهرى- بهادرى- موسوى- عباسى- آصف- فقیه‌زاده- قرشى- صاحب‌جمع- قبادیان- صفایى- دکترکاسمى- قهرمان- تولیت- خاکباز- گرگانى- دکتر سیدامامى- پناهى- دکتر راجى- عرب‌شیبانى- دکتر علوى- حکمت- غضنفرى- امیرى- برومند- دولت‌آبادى- دکتر کیان- دکتر طاهرى- سالاربهزادى- کهبد- اورنک- عامرى- شکرایى- رفیع- امیرنصرت اسکندرى- دکتر معظمى- فرهودى- حمیدیه- محمدعلى مسعودى- صدرزاده- خسرو قشقایى- ناصر ذوالفقارى- اعظم زنگنه- اقبال- دهقان- هراتى.

رئیس- شروع می‌شود با اخذ راى نسبت به 9 کمیسیون باقی‌مانده که عبارت است از: کمیسیون اقتصاد ملى، کمیسیون راه، کمیسیون بهدارى- کمیسیون نظام، کمیسیون پست و تلگراف، کمیسیون امور اجتماعى و کار، کمیسیون امور استخدام، کمیسیون عرایض، کمیسیون محاسبات مجلس.

اسامى آقایان قرائت مى‌شود و آقایان تشریف بیاورند راى بدهند.

( اخذ راى به عمل آمد)

اسامى راى دهندگان- آقایان: شهاب خسروانى- ابریشم‌کار- صدرى- اردلان- مجتهدى- سنندجى- کشاورزصدر- فرامرزى- آشتیانى‌زاده- دکتر مجتهدى- محمد ذوالفقارى- غلام‌رضا فولادوند- دکتر هدایتى- شکرالله صفوى- حکیمى- شوشترى- پالیزى- ناصر ذوالفقارى- ثقة‌الاسلامی- سرتیپ‌زاده- امامى اهرى- افشار- دولتشاهى- ملک‌مدنى- دکتر طبا- دکتر جلالى- گودرزى- اسلامى- ابتهاج- پیراسته- امیرقاسم فولادوند- سلطان‌العلما- نبوى- گنابادى- بوداغیان- عماد تربتى- حاذقى- دکتر نبوى- بزرگ‌نیا- مکرم- ناظرزاده- تیمورتاش- سودآور- طاهرى- مهدوى- بهادرى- امامى خوئى- موسوى- عباسى- آصف- صاحب‌جمع- فقیه‌زاده- قرشى- سالاربهزادى- قبادیان- صفایى- دکتر کاسمى- ظفرى- تولیت- خاکباز- گرگانى- دکتر سید‌ امامى- پناهى- عرب‌شیبانى- دکتر علوى- غضنفرى- حکمت- امیرى- برومند- دولت‌آبادى- دکتر کیان- دکتر طاهرى- عامرى- کهبد- رفیع- اسکندرى- افشارصادقى- دکتر معظمى- رضوى- فرهودى- مخبر فرهمند- اقبال- محمدعلى مسعودى- صدرزاده- حمیدیه- دهقان.

رئیس- براى استخراج آرا در خارج شش نفر به حکم قرعه انتخاب مى‌شوند که این آرا را در خارج بخوانند.

(استقراع به عمل آمد و آقایان زیر به قیدقرعه تعیین شدند)

آقایان: محسن طاهرى- محمد ذوالفقارى- حمیدیه- عباسى- سنندجى- دولت‌آبادى.

رئیس- این آقایان با سه نفر از منشی‌ها آقایان صدرزاده- اقبال- دهقان در خارج آرا را استخراج خواهند کرد و در ظرف سه روز نتیجه را باید به اطلاع مجلس برسانند.

3-تصویب 2 فقره اعتبارنامه‏

رئیس- گزارشى هم از کمیسیون تحقیق رسیده است که قرائت می‌شود (کشاورز‌صدر- یک سئوالى بنده راجع به صندوق لواسان کرده‌ام) سئوال‌ها فرستاده میشود براى وزراء و دیگر قرائت نمی‌شود. آقاى عماد تربتى، (گزارش کمیسیون تحقیق توسط آقاى عماد تربتى مخبر کمیسیون تحقیق به شرح زیر قرائت شد)

کمیسیون تحقیق بر طبق ماده 8 آیین‌نامه داخلى مجلس شوراى ملى تشکیل و پرونده انتخاباتى ساوجبلاغ و کردان و شهریار دایر به نمایندگى آقاى بهاء‌الدین کهبد که مورد اعتراض آقاى دهقان واقع شده بود در سه جلسه رسیدگى و پس از استماع اعتراضات آقاى دهقان به شرح زیر:

1-صورت مجلس انتخاب انجمن نظارت و اعضا على‌البدل را که بایستى از طرف سى و شش نفر از معتمدین محل انتخاب و امضا شود مجهول دانستند و به پرونده کیفرى که در این خصوص تشکیل شده استناد نمودند.

2-به شکایاتى که به انجمن نظارت و غیره رسیده اشاره نمودند.

آقاى کهبد مدافعات مشروحى نمود که خلاصه آن از این قرار مى‌باشد. تشکیل پرونده در اثر اقدامات رقبا انتخاباتى بوده و در مقابل شکایاتى که شده عده زیادى هم اظهاررضایت و تشکر از انتخاب ساوجبلاغ کرده‌اند و ضمن اوراق و اسنادى دایر به کمک هاى متعددى در امور خیریه از قبیل راه‌سازى- پل‌سازى و کمک به بینوایان و اعطا لباس به‌ دانش‌آموزان و غیره ارائه دادند و از اسناد و اوراق مزبور این طور استفاده و استدلال می‌نمود که در اثر مراقبت در امور محلى نیکوکارى، اهالى آنجا با رضایت و رغبت راى داده‌اند و نمایندگى دوره 15 مجلس شوراى ملى را با آن که اعتبارنامه ایشان رد شده و مجدداً انتخاب شده‌اند نیز دلیل صحت انتخابات این دوره محسوب می‌داشت کمیسیون تحقیق به منظور بررسى کامل و دقت بیش‌ترى پرونده کیفرى را از دیوان کیفر خواسته و مورد ملاحظه قرارداد در نتیجه معلوم شد هنوز پرونده منتهى به صدور قرارى نشده و بر اثر شکایت آقاى دهستانى نماینده سابق مجلس شوراى ملى که شخصاً و به وسیله خود شکایاتى به دیوان کیفر نموده‌اند و صورت مجلس انتخابات نظار را مجهول اعلام داشته‌اند دادیار دیوان کیفر براى بازجویى محلى به کردان رفته چند نفر از 36 نفر مدعوین اظهار داشته‌اند که در تاریخ 9 شهریور 28 پاکت‌هاى دعوت از طرف بخش‌دارى به آنها رسیده است که براى ساعت ده صبح روز بعد دعوت شده‌اند و در عین حال صورت مجلس سفیدى هم امضا نموده‌اند.

نظر به این که اولاً اظهارات این چند نفر که عده محدودى بودند مستند به دلیل نبود و ثانیاً سایر مدعوین اظهارات آنها را تکذیب نموده بودند و ثالثاً صورت مجلس تنظیمى در بخش‌دارى صورت مجلس رسمى محسوب می‌شود و بدون اقامه دلایلى نمی‌توان مجعول دانست و از طرف بازپرسى قرارى هم در این قسمت صادر نشده و به علاوه چنانچه حقیقت این عده مخالف بودند چون کمتر از یک ثلث مدعوین بوده‌اند ممکن بود غیاب آنها را بنویسند و تاثیرى در آرا دو ثلث دیگر که موافق بوده‌اند نداشته تا حاجتى به جعل صورت مجلس و گرفتن سفید مهر باشد. رابعاً همین اشخاص شاکى امضا خود را ذیل صورت مجلس تصدیق دارند و بعید به نظر مى‌رسد با آن که

+++

سواد داشته‌اند نخوانده امضا نمایند- خامساً همان شاکى‌ها تصدیق دارند که دعوت‌نامه براى حضور در بخش‌دارى و تعیین نظار به آنها رسیده و ضمن صورت مجلس حضور آنها قید و امضا آنان نیز در صورت مجلس موجود است لذا این اظهارات غیرمدلل و ناموجه به نظر رسید و شکایت دیگرى هم که شده همان شکایات معمولى است که در اوراق چاپى و غیره از طرف مخالفین به عمل مى‌آید و دلایل موجهى بر ارتکاب خلاف قانون به نظر اکثریت کمیسیون نرسید و از نظر کمال دقت و آزادى در راى در کمیسیون پیشنهاد راى مخفى به عمل آمد و با تصویب این پیشنهاد راى مخفى گرفته شده و با اکثریت قریب به اتفاق صحت جریات انتخابات دوره 16 مجلس شوراى ملى نسبت به ساوجبلاغ و شهریار و کردان و صحت نمایندگى و صدور اعتبارنامه آقاى بهاء‌الدین کهبد تأیید و تصویب گردید که اینک گزارش آن براى اطلاع مجلس شوراى ملى تقدیم مى‌گردد.

رئیس- نمایندگى آقاى کهبد تصویب شده گزارش شماره 2 قرائت مى‌شود.

( به شرح زیر توسط مخبر کمیسیون تحقیق قرائت شد)

کمیسیون تحقیق براى رسیدگى به پرونده انتخاباتى آقاى ناصر صدرى چهار جلسه تشکیل پس ازبررسى به پرونده و استماع اعتراضات آقایان نورالدین امامى و بهادرى که خلاصه اعتراضات آقایان از این قرار بود.

1-انتخاب آقاى صدرى مبنى بر تهدید و تطمیع بوده است و این‌ طور استدلال شد که اساس کارمندى آقاى صدرى در دستگاه استاندارى موجب تهدید راى دهندگان بوده است.

2-آقاى صدرى معروفیت محلى نداشته‌اند .

3-رئیس دفتر استاندارى بوده و چون یکى از رؤساى دوایر دولتى بوده‌اند صلاحیت انتخاب نداشته است..

پس از دقت در اعتراضات مزبور و استماع مدافعات آقاى صدرى و چند نفر از آقایان نمایندگان که اظهارات آقاى صدرى را تأیید نمودند به دلایل ذیل:

اولاً نظر به این که اساس انتخابات تبریز در دوره 16 مجلس شوراى ملى به موجب راى مجلس در مورد سایر آقایان نمایندگان تبریز بى‌اشکال دانسته شده و به تصویب رسیده است لذا فقط از نظر صلاحیت شخصى آقاى صدرى مورد رسیدگى کمیسیون تحقیق واقع شده و چون آقاى صدرى آرا به خصوصى سواى همان آرا‌یی ‌که براى دیگران داده شده رأیى نداشته است بعید به نظر مى‌رسد که راى دهندگان فقط نسبت به یک نفر تهدید شده باشند و کارمند استاندارى هم نیستند که موجب بیم وهراسى براى راى دهندگان باشند و دلیل خاصى هم براى نحوه تحدید و تطمیع و مدارکى هم در این خصوص در کمیسیون ارائه نگردید.

ثانیاً بااین که آقاى صدرى مدتى قبل از انتخابات در دفتر استاندارى بوده که مرجع کاملى براى کسب معروفیت و شناسایی است و به علاوه معلوم شد اقوام و بستگانى در تبریز دارد و فامیل نایب‌الصدر سابق ممتدى در آذربایجان دارند و اسناد و اوراقى آقاى صدرى ارائه دادند که داراى امضاعات متعددى بود که حاکى از معروفیت مشار‌الیه در تبریز بود اکثریت کمیسیون ایراد به عدم معروفیت محلى را نیز وارد ندانست،

ثالثاً ایراد به این که رئیس دفتر استانداردى بوده است قطع نظر از این که میتوان گفت از فقره 8 از ماده 12 قانون انتخابات که رؤساى دوائر دولتى را از حق وکالت محروم نموده است مقصود رؤساى مستقل دوائر دولتى نبوده و رؤساى دفاتر ازرؤساى مستقل ادارات و دوائر به شمار نمى‌روند و با توجه به این‌که به موجب حکم صادره متصدى دفتر بوده و عنوان ریاست دفتر نداشته است و به هر حال در تاریخ 27 شهریور 28 که قبل از شروع انتخابات تبریز بوده است (چه آن که انتخابات تبریز در تاریخ 25 مهرماه 1328 شروع شده) از شغل تصدى دفتراستاندارى مستعفى واستعفاى آقاى صدرى از طرف استاندار پذیرفته شده است و از این حیث هم اشکال قانونى به نظر نرسیده کمیسیون با راى مخفى با اکثریت 9 راى از 12 نفر عده حاضر صحت نمایندگى آقاى صدرى را تصدیق وگزارش آن اینک براى استحضار مجلس شوراى ملى به عرض می‌رسد

رئیس- نمایندگى آقاى صدرى تصویب شد. حالا برنامه دولت مطرح است ولى قبلاً یک پیشنهادى رسیده که قرائت می‌شود

( به شرح زیر قرائت شد)

جناب آقاى رئیس محترم مجلس طبق شق «ب» ماده 89 نظامنامه پیشنهاد می‌‌کنم در برنامه دولت دو ساعت حق صحبت باشد (صحیح است، صحیح است)

 (پیشنهاد دیگر)

ریاست محترم مجلس شوراى ملى امضا کنندگان پیشنهاد می‌نماییم در مورد مذاکره در برنامه کابینه جناب آقاى ساعد مدت از نیم ساعت به دو ساعت تبدیل گردد. دهقان. ناصر ذوالفقارى. پیراسته. محمد ذوالفقارى. دکترجلالى. ابتهاج.

رئیس- هیچ مذاکره‌اى ندارد. حالا بند «ب» خوانده می‌شود: در موارد استثنایى ممکن است مدت نطق در موارد فوق براى مجلس اضافه شود ولى این راى بدون مذاکره به عمل میآید. فقط باید راى گرفت اگر مجلس موافقت کرد هیچ مذاکره ندارد آقایانى که با این پیشنهاد دو ساعت موافق‌اند قیام کنند (اکثر برخاستند) تصویب شد. آقاى نخست‌وزیر

کشاورز‌صدر- اجازه می‌فرمایید

4-معرفى آقاى دکتر فاطمى به معاونت نخست‌وزیرى‏

نخست وزیر- آقاى دکتر فاطمى را که مدتى است با بنده همکارى می‌کنند حضور آقایان محترم به سمت معاون پارلمانى نخست‌وزیر معرفى مى‌کنیم (صحیح است- مبارک است)

رئیس- آقای آشتیانى‌زاده بفرمایید. اما قبل از این که آقایان نمایندگان وارد بحث در برنامه بشوند می‌خواستم یک تذکرى بدهم که از حدود رعایت احترامات و نزاکت خارج نشوند، فقط مطالب‌شان را بگویند (صحیح است)

5-طرح برنامه دولت‏

آشتیانى‌زاده- پیش از این که بنده نظریات و عقاید خود را در باب دولت حاضر عرض کنم لازم می‌دانم یک موضوع حساس و بسیار مهم را که تا کنون مورد توجه قرار نگرفته است متذکر شوم.

قالباً شنیده می‌شود که در مقامات مختلف مملکت از وضع مجلس‌هاى متشت و متشنج ایران و بالنتیجه بحران‌هاى سیاسى این مملکت اظهارنگرانى می‌کنند و دولت‌ها به مردم تلقین کرده‌اند که هر وقت فترت یعنى تعطیل مشروطیت و مجلس پیش مى‌آید اوضاع مملکت ثبات و دوام بیش ترى خواهد داشت، به‌طورخلاصه مجلس را مرکز تحریکات و انتریک و بحران و تشنج قلمداد می‌نمایید و می‌خواهند مسئولیت خرابى اوضاع را به‌دوش مجلس بار کنند.

من نمى‌خواهم بدون منطق ازمجلس دفاع کنم، شاید یک قسمت از بحران‌ها و تشنجات سیاسى مملکت ناشى از وجود مجلس باشد ولى به جاى آن که بخواهم مسئولیت را بار دوش این و آن بکنم درصدر تحلیل این حقیقت بر مى‌آیم تاریشه فساد معلوم شود

بنده باید صریحاً بگویم که هیچ قدرتى نمی‌تواند در وضع حاضر از تشنجات پارلمانى و سیاسى ایران جلوگیرى کند، این تشنجات پیش مى‌آید و در همین مجلس هم مسلماً پیش خواهد آمد.

طبیعت حکومت پارلمانى ما این قبیل تشنجات و بحران‌ها را مى‌پذیرد، این تشنجات ناشى از وضع مخصوص دموکراسى ما است.

شاید عده‌اى باشند و تصورکنند که اساساً در حکومت پارلمانى و دموکراسى مبازرات سیاسى و بحران‌ها و کشمکش‌هاى دیگر جزو لوازم این رژیم است ولی آنها متوجه نیستند که غالباً مبارزات پارلمانى ما جنبه اصولی و پارلمانى ندارد.

دموکراسى ایران یک دموکراسى ایرانى است. در هیچ یک از کشورهاى جهان نظیر ندارد. ما در ایران مجلس داریم ولى حزب نداریم. این عیب اساسى و اهم مشروطیت ایران است.

مجلس ما از نمایندگان مسئول احزاب، نمایندگانى که هدف و مرامشان را پیش از وقت به‌وسیله قبول عضویت احزاب اعلام کرده باشند تشکیل نمى‌شود. در ایران انتخابات را اشخاص اداره می‌کنند، بیسواد راى بدهد یا باسواد، پولدار راى بدهد یا فقیر، در هدف انتخابات فرق نمی‌کند (حاذقى- خیلى فرق می‌کند) اشخاص را احزاب انتخاب نمی‌کنند. بلکه پول، زور، بست‌ و‌ بند، و یا به صورت خیلى عادى‌تر و مشروع‌تر چند نفر متنفذ و مالک محل انتخاب می‌کنند.

رئیس- آقایان جملات معترضه نفرمایید و‌ الا مجبورم تذکر بدهم و بعد هم اخطار کنم.

آشتیانى‌زاده- این وضع مجلس نیست وکلایى که به مجلس ما مى‌آیند کمتر می‌توانند هدف مشخص اجتماعى و اقتصادى داشته باشند. صرف این که همه وطن پرست‌اند که معقول نیست.

اصل این است که تمام افراد ایرانى وطن پرست باشند و انشاء‌الله هستند وکیل مجلس باید معلوم شود براى نجات وطن از بحران اقتصادى براى بهبود حال مردم براى حفظ مشروطیت چه نقشه دارد چه هدفى دارد. هدف‌هاى فرعى، مقاصد شخصى هر اندازه قوى و صادقانه باشد نمی‌تواند معتبر در سرنوشت مملکت واقع شود.

اگر پارلمان ایران از نمایندگان یک یا چند حزب واقعى تشکیل می‌شد اکثریت و اقلیت حزبى

+++

‌منظمى داشت به هیچ‌وجه تشنجات گذشته و حال پیش نمی‌آید حزب اکثریت دولت تشکیل می‌داد یا دو حزب ائتلاف می‌کردند و دولتى مى‌آوردند برنامه دولت برنامه اعلام شده حزب اکثریت بود که مردم به آن برنامه راى داده بودند زیرا در انتخابات به وسیله احزاب مردم به افراد راى نمی‌دهند به برنامه حزب و به کاندیداتور حزب راى می‌دهند.

مبارزات پارلمانى منحصر می‌شد به مبارزه اقلیت متشکل و با مسلک و با اکثریت متشکل و با هدف دولت و مجلس و مردم همه تکلیف‌شان روشن می‌شد و شخصى که غالباً منشاء تشنجات پارلمان ما است از مبارزات حذف می‌گردد.

نباید مکتوم داشت که متأسفانه پارلمان ما فاقد تمام خصوصیات و امتیازات یک مجلس متشکل و با هدف است اکثریت و اقلیت در مجلس ما یک مسئله مبهم و یک معماى لاینحلى است هرساعت ممکن است بسته به نظریات خصوصى یا اساسى این اقلیت و اکثریت درهم بشکند و جاى خود را عوض کند یک دولتى که تا یک ساعت پیش داراى اکثریت است ناگهان ساقت شود ودولت دیگرى را اقلیت سابق که حالا اکثریت شده است روى کار بیاورد. دولت قوام، جناب آقاى قوام شاید نود راى داشت بعد سه ماه طول نکشید که رفت. دولت آقاى حکیمى همین طور. دولت مرحوم هژیر را با سلام و صلوات آوردند ولى بعد بیرونش کردند. هدف دولت‌ها مسلماً نمی‌تواند اصلاح حال و بهبود مردم و مملکت باشد زیرا دولتى که سرکار مى‌آید به مناسبت درستى یک برنامه حزبى زمام‌دار نمی‌شود بلکه بر اثر بست‌و‌بند با یک عده از منتفذین مجلس و خارج از مجلس عهده‌دار امور مملکت می‌گردد البته در این صورت رقباى رئیس دولت هم بیکار نمى‌نشینند حرص ریاست وزرا معده همه را تحریک مى‌کند چون رئیس دولت شدن کار آسانی است همین قدر که شخصى یک دسته طرفدار در مجلس داشت امیدوار می‌شود در صورتی که اگرتشکیلات مجلس حزبى باشد محال است یک آدم بیکاره درصدد تلاش برآید و اساساً به فکر کسى خطور نمى‌کند که حزب از راه فداکارى در تشکیلات اجتماعى و مملکتى و تصدیق لیاقت او از طرف حزب و جمعیت بشود به مقام ریاست وزرایى برسد.

بنابراین مجلس ما نوع خاصى از پارلمان‌هاى دنیا است تشنج و بحران سیاسى در این مجلس امر بسیار عادى محسوب خواهد شد دولتى که هنگام انتخابات بر سر کار است سعى می‌کند عده‌اى را که طرفدار او هستند به مجلس بفرستد به امید این که باز هم در مقابل خود بماند ولى به محض تشکیل مجلس تمام انتخاب‌شدگان با او مخالف مى‌شوند زیرا بست‌و‌بندهاى شخصى نمى‌تواند بنیاد و اساس صحیحى براى امور مملکتى قرار گیرد.

تاریخ چهل و چند ساله مشروطیت سر و دست شکسته ایران نشان می‌دهد که دولت‌ها از ترس تشکیل یک مجلس منظم و متشکل همیشه با احزاب سیاسى جنگیده‌اند و هر جا که حزب متشکلى وجود داشته است درهم ریخته‌اند زیرا اشخاص یا افرادى که در رأس کارها قرار گرفته‌اند به هیچ‌وجه حاضر نیستند از منافع منحصره خود چشم بپوشند میل ندارند دمکراسى در مملکت ریشه بگیرد حزب تشکیل شود مردم متشکل شوند مبارزات سیاسى و اجتماعى صورت حقیقى خود را پیدا کند اگر این طور بشود اگر حزب در مملکت ما پا بگیرد و مجلس و حکومت حزبى درایران مستقر شود خیلى از بى‌حسابی‌ها از میان خواهد رفت و اشخاص بیکاره بست‌و‌بندچى مسلماً موفق نخواهد شد با تعلق و چابلوسى با حقه ونیرنگ مقام‌هاى مسئولیت‌دار مملکت را اشغال کنند:

اساس حکومت‌هاى فعلى ایران از نقطه‌نظر سرنوشت مملکت خطرناک‌ترین پرنسیپ حکومتى جهان است زیرا نه استبداد است نه مشروطیت و درعین حال هم استبداد است و هم مشروطیت.

ما مجلس داریم و نداریم مجلس داریم براى این‌که عده‌اى به نام نماینده مردم در این مجلس جمع می‌شوند و ظاهراً به حل و فصل امور مى‌پردازند ولى مجلس نداریم به دلیل این که وکلاى مجلس ایران خود را مسئول جمعیت و معتقد به برنامه و مسلکى نمی‌دانند صالح‌ترین‌شان می‌گویند هدف من خدمت به مملکت است در صورتى که همه باید خادم مملکت باشند ولى تمام مشکل از اینجا شروع می‌شود که این خدمت چگونه باید انجام پذیرد به موجب کدام برنامه‌اى و براى چه مقصود.

بحران خطرناک سیاسى و اقتصادى فعلى مملکت ناشى از همین سبک حکومت و همین رژیم دمکراسى شتر و گاو و پلنگ است دولت‌ها متکى به تشکیلات حزبى و اکثریت حزبى پارلمانى نیستند بنابراین دوام و بقایشان منوط به بست‌ و بندهاى خودشان است به این دلیل همیشه متزلزل‌اند.

رئیس- آقاى آشتیانى‌زاده کلمه زدوبند و اینها را در نطقتان یک قدرى رعایت بفرمایید البته همان طور که گفتید ما مجلس حزبى نداریم ولى مجلس که داریم.

آشتیانى زاده- برنامه‌هاى دولت‌ها یک مشت الفاظ پرزرق‌ و ‌برقى بوده است که چند ورق کاغذ را سیاه کرده و مقصود از آن فقط عوام‌فریبى و رفع تکلیف می‌باشد اساساً برنامه دولت در ایران معنا و مفهوم مشخصى نمی‌تواند داشته باشد.

وقتى در پارلمان انگلستان دولت کارگرى برنامه خود را به مجلس تقدیم می‌کند کارى جز اعلام هدف‌هاى سیاسى و اقتصادى و اجتماعى حزب کارگر و اکثریت نمایندگان مجلس انجام نمی‌دهد اکثریت مجلس براى اجراى همان برنامه از طرف مردم و حزب انتخاب شده‌اند و کارشان نظارت در اجراى سریع‌تر و دقیق‌تر مرام‌نامه و برنامه حزب کارگر است دولت انگلستان هم اطمینان دارد تا انتخابات آینده و تا وقتی که وضع فوق‌العاداى پیش نیاید براى اجراى مواد برنامه حزب باید بکوشد و مسلماً توفیق هم حاصل می‌نمایند.

ولى وقتى جناب آقاى ساعد برنامه به مجلس می‌دهد خودش هم می‌داند که مقصود رفع‌تکلیف و انجام تشریفات است زیرا نه برنامه او اساس عملى و منطقى دارد و نه او در فکر اجراى مواد آن می‌باشد و نه اکثریت مو‌ظف و متشکلى در مجلس هستند که معتقد به مواد برنامه ایشان باشند به همین جهت راى اعتمادى هم که ایشان یا سایرین می‌گیرند آن معنى را نمى‌دهد که برنامه آقاى ساعد خوب است زیرا اگر اکثریت مجلس اجراى یک برنامه را لازم بشمارد فقط با دولتى موافقت مى‌کند که موظف به اجراى مواد آن باشد اما در دوره‌هاى قبل بارها دیده‌ایم که هر دولت برنامه جدید با مواد جدیدى به مجلس داده است.

براى اثبات عرایضم اگر آقایان اجازه بدهند الآن از آقاى ساعد خواهش می‌کنم که یکبار حتماً کلیات مواد برنامه خودشان را از حفظ بگویند اگر توانستند من تمام حرف‌هاى خود را پس می‌گیرم این حرفى را که خودشان زده د. این مطالبى که خودشان گفته‌اند اگر خودشان پشت این تریبون آمدند و این برنامه را توضیح دادند و یکى‌یکى را توضیح دادند بنده عرضى ندارم. بنده الآن مى‌روم مى‌نشینم تا آقا بیایند و توضیح بدهند .

بنابراین دولت و مجلس هیچ ‌کدام توجه ندارند و کراراً در ادوار مختلف مجلس از طرف آقایان نمایندگان گفته شده‌است که برنامه دولت‌ها همیشه خوب است زیرا هیچ دولتى اعلام نمى‌کند که من قصد از میان بردن آزادى یا لخت کردن مردم یا گرسنه نگاه داشتن آنها را دارم ولى عملاً تمام دولت‌ها کارشان همین بوده است که عرض شد.

چون تشکیلات حزبى در ایران نیست میان مردم و هیئت حاکمه یک فاصله بسیار عمیق و خطرناکى به وجود آمده است که اگر چشم نزدیک‌بین و معیوب زمامداران ما این حفره خطرناک را نبیند و بخواهد منکر آن شود تیزبینان خارجى از لندن و واشنگتون و مسکو آن را براء‌العین مشاهده می‌کند و همه‌شان متفق‌القول‌اند که دولت‌ها و هیئت حاکمه ایران کوچکترین ربط و تماسى با ملت خود ندارند اگر این مسئله سبب وحشت ما نشود و خواب خرگوشى مجال بیدارى به ما ندهد ولى دنیا نگران این شکاف عمیق و خانه‌هاى مخروب ما است عدم رضایت مردم و فقر و فاقه بی‌حد و حصر عدم لیاقت هیئت حاکمه ایران در رفع این نواقص موجب می‌شود که رادیوى آمریکا و رادیوى شوروى هردو به یک لحن از هیئت حاکمه ما انتقاد کنند و هر دو کشور ما را تهدید به انقراض و زوال نمایند

جمعى از نمایندگان- آنها حق ندارند

رئیس آقاى آشتیانى‌زاده برنامه یک موادى درش هست باید روى آنها صحبت بفرمایید.

اشتیانى‌زاده- این مقدمه است بعد به مواد می‌رسیم. اگر در مملکت ما دولت و قواى حاکمه اجازه می‌دادند و احزاب به معناى واقعى تشکیل می‌شد و مردم بسته به سلیقه و طرز تفکر خود راه خویش را انتخاب می‌نمودند و انتخابات ایران جنبه خوبى پیدا می‌کرد و به جاى ما کسانى روى این صندلی‌ها مى‌نشستند که نماینده تشکیلات حزبى باشند و یا خود ما از طرف آن تشکیلات مأمور مى‌شدیم و با یک برنامه مطالعه شده و منظم کار می‌کردیم و مردم در خارج یعنى در میان توده مردم پشتیبانى می‌کردند و دولت به اتکاى مجلس منظم و با مسلک و جمعیت حزبى متشکل به اصلاحات مى‌پرداخت قول شرف می‌دهم که در مدت دو سه سال تمام این خرابی‌ها اصلاح می‌شد. بنده دیشب نخوابیدم و از ساعت 12 اینجا بودم خدمت آقاى دهقان بد هم نگذشت (خنده حضار) و نارضایتی‌ها از میان می‌رفت ولى خودپرستى و نفع طلبى عده‌اى معدود مانع از انجام این تنها وسیله سعادت مملکت است و آنقدر مستغرق چند نقطه ببخشید چون آقاى رئیس فرمودند که کلمه زدو‌بند را نگوییم. این قدر مستغرق

+++

 بند و بست و مداخل و جیب پر کردن می‌شوند که ناگهان سیل بنیان کن انقلاب ریشه همه را براندازد (شوشترى - انشاء‌الله پیش نمی‌آید) افسوس می‌خورم که زمام‌داران ما حتى فرمایش اعلیحضرت همایونى را هم از یاد می‌برند که با صراحت هرچه تمام‌تر فرمودند: اگر ما خود دست به اصلاحات نزنیم و تحول ایجاد نکنیم تحول از پایین و انقلاب همه را دچار مخاطره خواهد کرد این حرف شاه بود کلام‌الملوک ملوک‌الکلام و من تعجب مى‌کنم که دولت آقاى ساعد حتى به منویات شاه هم توجهى نمى‌فرمایند ذکر این حقایق شاید به گوش خیلى سنگین بیاید ولى تصور نمی‌کنم کسى که انسان باشد، شرف داشته باشد، ایرانى باشد و این همه بدبختی‌ها و مخاطرات را ببیند و تصور کند به انکار حقایق و اغفال مردم مى‌شود جلو سیل بنیان‌کن نارضایتی‌هارا گرفت یک عده انگشت ‌شمار که سران چند فامیل بزرگ و متنفذ را در ایران تشکیل می‌دهند براى استقرار حکومت خودشان هر نهضت مترقى را از میان می‌برند هر کسى اظهار وجود کند و بخواهد از صمیم قلب مفید به حال مملکت باشد سرش را مى‌کوبند نه خودشان لیاقت اداره امور این مملکت را دارندو نه به دیگران مجال این کار را می‌دهند، شنیدم بعد از کودتاى 1299 عامل کودتا درمقابل سئوالى که از او شده بود اظهار داشته است که صرف‌نظر از مسائل خارجى کودتا در ایران فقط براى یک امر واقع شد وآن عدم لیاقت کسانى بود که زمام امور مملکت را در دست داشتند و نمى‌توانستند کارى بکنند و نمى‌خواستند دیگران زمام امور را به دست گیرند، کودتا شد تا حکومت از چنگال آنها بیرون کشیده شود و دسته نو و جوان و تازه نفسى سر کار بیایند و امتحان شایستگى خود را بدهند و دادند عده‌اى آمدند نه ادعاى پدربودن مشروطیت را داشتند و نه پسرخاله آزادى بودن را اینها سرکار آمدند و اداره کردند بنده البته 20 سالش را معتقد نیستم ولى اقلاً 15 سال این مملکت با یک روش عاقلانه و با یک حکومت مقتدر که این حکومت موجب اصلاحات پر دامنه‌اى شد هم مملکت راحت بود و هم ملت راحت بود حالا بنده نمی‌خواستم مداح آن حکومت باشم چون حمل بر تملق می‌شود ولى یک حقایقى که در نزد همه روشن است نباید مکتوم گذاشت و چشم‌پوشى کرد و آن این است که در دوره 15 سال سلطنت اعلیحضرت فقید یک اصلاحات اساسى در این مملکت به عمل آمد اصول و روشى ایجاد نمود که حکومت و عناصر حکومت نو و تازه‌نفس بودند البته مرحوم مستوفى‌الممالک با مرحوم مشیرالدوله پیرنیا از رجال این مملکت بودند از رجال صالح و وطن‌پرست و سالم بودند اما عده‌اى تازه آوردند آنها سرکار نشسته و یک کارهاى مهمى را انجام دادند، حالا ما چسبیده‌ایم با وضعیت فعلى دنیا با این بحران خطرناک و عجیب و غریب به رجال قبل از شهریور، به ررجال قبل از دوره مرحوم فتحعلی شاه، اگرسى سال پیش عقب‌ماندگى اجتماع ایران مجال یک تکان شدید عمومى را نمی‌داد و براى جبران عدم لیاقت زمامداران متوسل به کودتا شدند امروز که جامعه ملت داراى رشد کافى شده است و دهاتى و شهرى از حقایق امور مستحضر هستند عدم لیاقت هیئت حاکمه ما، یک نهضت مخوف‌تر و خطرناک‌ترى که جنبه عمومى و اجتماعى دارد

جبران خواهد شد، آقایان نمایندگان بگذارید این حقایق تلخ از پشت تریبون مجلس به سمع هیئت حاکمه ایران که ما هم سهمى از افتضاحات آن را داریم برسد اجاز بدهید آنچه دنیا درباره ما می‌گوید و حقایقى که ما را احاطه کرده است اظهار شود ما نمى‌توانیم مثل کبک سر به زیر بکنیم و از دنیا و ملت خود توقع داشته باشیم افتضاحات ما را نبیند، محال و ممتنع است هر چه توى اطاق‌ها بنشینیم هر چه توى سالن‌ها بنشینیم هرچه سمبل بکنیم به اصطلاح امروز فایده ندارد، اینجا مى‌بینید گرسنگى مردم را، مى‌بینید فقر عمومى را شما آقا یک امورات پیش پا افتاده را نمى‌توانید اداره کنید، تفنگ و توپ و سرنیزه دارید هفته‌اى 15 روز هم که حکومت نظامى دارید هیچ کارى را نمى‌توانید انجام بدهید همه‌اش اعلامیه و نطق و خطاب و از این حرف‌ها اصلاً معلوم نیست چه منظورى دارید؟ سرنوشت وحشت‌آور و فلاکت بار حکومت کومین‌تانک باید براى زمامداران ما درس عبرتى باشد، عدم لیاقت، فساد، رشا، خودپرستى، سیاست استتار و اغفال، گرسنگى، فقر و فاقه بی‌حد و حصر مردم کارى به سر زعماى کومین‌تانک آوردند که امروز در‌به‌در ممالک جهان هستند و میلیاردها دلار کمک نقدى و تجهیزات آمریکا نتوانست جلو این سیل بنیان‌کن نهضت مائوتسه تونک را بگیرد آن قدر دستگاه چیانکایچک نالایق بود که آمریکا یعنى بزرگترین حامى او اعلام کرد که کومین‌تانک در میان کثافات افتضاحات خود غرق مى‌شود وهر کس بخوا‌هد به کمک او بشتابد در این باطلاق فرو خواهد رفت‏... (زنگ رئیس)

رئیس- اینها ربطى به بر نامه ندارند از موضوع بحث خارج نشوید راجع‌به خارج از ممالک دیگر صحبت نفرمایید در همین برنامه صحبت بفرمایید طورى نشود که از بحث در برنامه خارج شوید ماده 86 آیین‌ نامه را رعایت بفرمایید.

آشتیانى‌زاده این مقدمه است چون این برنامه هم جنبه سیاسى دارد هم جنبه اقتصادى دارد و هم جنبه جغرافیایى و تمام اصلاحات درش گنجانده شده من چند ماه پیش که در پاریس بودم روزنامه‌هاى فرانسه از ایران به نام چین دوم آسیا یاد می‌کردند. وقتى من به یکى ا ز نویسندگان معروف فرانسوى که بصیرت کافى وشناسایى کامل در امور شرق دارد اعتراض کردم گفت اعتراض شما مانع ازرؤیت حقایق نمی‌شود کارى کنید که یک تحول اساسى در کشور شما پیدا شود و بالنتیجه سرنوشت شما تغییر پیدابکند. امروز صدها هزار مردم آذربایجان و خراسان و خوزستان و کرمان گرسنه وبرهنه‌اند، در‌به‌در شهرها و بیابان‌ها هستند. گرسنگى، فقر سبب مهاجرت دسته جمعى آذربایجانی‌ها به تهران و گیلان شده است، در اردبیل دسته دسته مردم از تیفوس و گرسنگى می‌میرند اخبار وحشت‌آورى از نقاط جنوب می‌رسد که موى بر اندام هر آدم با حس راست می‌کند، عدم لیاقت دستگاه به قدرى است که به قول وزیر مشاور در همان وقت که مردم تبریز و خوى و اردبیل دسته دسته ازگرسنگى می‌مردند و کوچ می‌کردند، انبار‌هاى غله آذربایجان پر بود و رؤساى ادارات مشغول مکاتبه بودند که چگونه قفل انبارها را بازکنند. خطر بیکارى و بحران اقتصادى به حدى رسیده است که اگر اقدام عاجل نشود ممکن است صورت خطرناکى پیدا کند صدها هزار مردم گرسنه در تهران و سایر شهرها در پى کار و معیشت هستند، کارخانه‌هاى نساجى ایران یکى پس از دیگرى تعطیل مى‌شود، سیل بى‌حساب اجناس بیهوده و بی‌مصرف آمریکایى بازارهاى مارا انباشته است، در مدت یک‌سال و نیم اخیر به موجب اخبار جراید متجاوز از پانصد نفر براثر استیصال خودکشى کرده‌اند، یک خبرى در روزنامه کیهان دیدم که کسى از بدبختى انتحار کرده بود و چیزهایى نوشته بود و در ذیل آن یکى دو سطر یه زبان و اصطلاح خودش نوشته بود از بس که دنیا برزخم کرد خودم را کشتم (صاحب‌جمع- عاشق بود) (خنده نمایندگان) خوب بنده و شما هم عاشق باشیم همه گرسنه‌هاى این مملکت عاشق‌اند، عاشق یک تیکه نان هستند آقاى صاحب‌جمع، چند هزار نفر متمول و ثروتمند وجود دارند که بهتر از هر میلیونر آمریکایى زندگى می‌کنند. (کشاورز‌صدر- چند هزار نفر نیستند کمتر هستند) شیرازه زندگى مردم به کلى از هم گسیخته طبقه متوسط که اساس هر جامعه غیر کمونیست امروزى را تشکیل می‌دهد در ایران به کلى نابود شده است و درمقابل میلیون‌ها فقیر و لخت و گرسنه این چند هزار ثروتمند و متمول وجود دارد، این بدبختی‌ها را نمی‌شود با بوق و کرنا، با سرور و تصنیف از میان برد، نمی‌شود با آهنگ مارش مردم را سیر کرد، با اعلامیه پر‌ تشر و تهدید مردم به حبس و شکنجه نمى‌توان جلو بیکارى را گرفت، با سرنیزه و پلیس فقط براى مدت محدودى قدرت جلوگیرى از نارضاتی‌ها میسر خواهد بود. رفع این بدبختی‌ها لیاقت لازم دارد، عرضه و اراده می‌خواهد جلب اطمینان و اعتماد مردم شرط اول آن است به آلودگى و مسخرگى با اعلامیه و حرف این دردها درمان نخواهد شد، من اعتقاد دارم که دستگاه پیرو پوسیده حاکمه فعلى ایران لیاقت نجات مملکت را از وضع کنونى ندارد و اگر مجال به یک دسته تازه نفس و سالم و صحیح‌العمل جوان ندهد و اگر در راه پیشرفت یک تحول اساسى ایجاد اشکال کند بدون تردید کمونیزم خواهد کرد. پس باید با صداى بلند گفت که نه تنها مسئول اوضاع فلاکت‌بار امروز مملکت هیئت حاکمه کنونى ایران است بلکه موجد و مسبب هر خطرى که در آینده مملکت را تهدید نماید زمامداران فعلى مملکت خواهند بود در میدان پرخطر سیاست امروزى ایران و صحنه هرج ومرج و مغشوش اوضاع اجتماعى و اقتصادى این مملکت جز پهلوانان جوان و پرنفس کسى نمی‌تواند کارى از پیش برد. آقایان جلو پیشرفت جوان‌هاى بااستعداد جوانهایى که از طبقه متوسط از توده مردم بیرون آمده‌اند و لیاقت همه کارى را دارند باز بگذارید استعداد آنها را نکشید آنها را مأیوس نکنید زیرا اگر مأیوس شدند این قواى فعال و جوان و تازه نفس به جبهه مخالف خواهند پیوست و ساعت سقوط مملکت را نزدیک‌تر خواهند نمود. بگذارید مردم متشکل شوند احزاب سیاسى پا بگیرد مردم خودشان علاقمند به اصلاح امور و سرنوشت خویش شوند راه اصلاح و چاره دردها را خودشان پیدا کنند و مانند تمام ممالک جهان هر حزبى که توانست اعتماد اکثریت مردم را به خود جلب کند مسئولیت را به دست بگیرد و با یک برنامه مخصوص و معین شروع‏به اصلاحات کند تا هم مملکت از این فلاکت خلاص شود و هم حفره میان مردم و

+++

‌هیئت حاکمه پر شود و هم مشروطیت به معناى خودش در ایران مستقر گردد. این که زمزمه مى‌شود که علاج بدبختی‌ها تشکیل یک حکومت قوى و نیرومند است حرف بسیار صحیحى است ولى تصور می‌کنم در معناى قدرت و نیرومندى سوء‌تفاهمى حاصل شده باشد. امروز دیگر آن دولت را نیرومند نمی‌گویند که رئیس آن قدرت حبس و شکنجه و آزار مردم را داشته باشد دولت قوى دولتى نیست که سرنیزه را بى‌پروا به شکم مردم فرو کند، دولت قوى دولت تروریست و خونخوار و قلدر معنى نمی‌دهد بلکه دولت قوى دولتى است که متکى به یک اکثریت ثابت حزبى باشد و آن حزب هم حزب واقعى اکثریت مردم باشد. یک چنین دولتى دیگر براى اصلاح امور اقتصادى احتیاج به استقراض از جانب و دست گرفتن کاسه گدایى ندارد. این حکومت به کمک و بر اثر علاقه‌مندی مردم یکى پس از دیگرى موانعى را برمی‌دارد، مشکلات خارجى را حل می‌کند، در مقابل اجانب فروتن و توسرى‌خور نیست زیرا زور ملت پشت سر اوست. یک چنین دولتى قادر نیست فاصله هاى طبقاتى را از میان بردارد، عدالت اجتماعى را در کشور مستقر کند و یک ایران آزاد و نیرومند بسازد که هیچ نوع تهدید و افسانه‌اى قادر به تزلزل کردن ارگان آن نباشد. تذکار این اصول کلى که به نظر من یگانه راه علاج کشور از بدبختى‌هاى کنونى است پیش از عنوان مخالفت من با دولت آقاى ساعد لازم بود و با توجه به این اصول آسان‌تر می‌توانم مطالب خود را بگویم و تفهیم کنم. اما راجع به دولت آقاى ساعد عرض می‌شود که یک عادتى دارد، خزیل‌عیار یکى از بزرگان و رجال متمدن اسلامى است در جواب هارون یک عبارتى دارد که خیلى عبارت رسایى است می‌گوید وقتى بود آنچه می‌کردند ریا می‌کردند و اکنون به آنچه نمی‌کنند این هم برنامه است من نمی‌دانم چطور آدم می‌تواند یک چنین برنا‌مه‌اى بیاورد به مجلس آن هم بعد از 17 ماه زمامدارى، بعد از 17 ماه اتومبیل سوار شدن و گردش کردن و حقوق گرفتن و تفریح کردن و هر کاغذى را پشت سر هم امضا کردن بعد هم این برنامه را آوردن به مجلس و گفتن این که من تازه می‌خواهم شروع کنم این 17 ماه آزمایش بود که ببینم حقوق خوب می‌توانم بگیرم، اتومبیل خوب مى توانم سوار شوم، لقب نخست‌وزیرى می‌توانم داشته باشم، حالا بعد از این مدت تصمیم گرفته‌ام یک کارهایى بکنم آن هم کارهایى که اصلا قدرتش را ندارم، آقاى ساعد 17 ماه است به‌ایران حکومت مى‌کنند. بنابراین ما با یک دولت نو و تازه‌اى که از امروز می‌خواهد امور را در دست بگیرد سروکار نداریم، دولتى از ما راى اعتماد مى‌خواهد که یک سال و نیم و مخصوصاً چندماه در غیاب مجلس شوراى ملى زمامدار امور مملکت بوده است، خوب و بد خود را در این مدت نشان داده یا سستى و عجز خویش را به نحو احسن در معرض آزمایش و مطالعه افراد این مملکت گذاشته است پس وقتى ما می‌خواهیم راجع به دولت ایشان بحث کنیم از مواد برنامه یعنى الفاظ و کلماتى که ایشان براى پوشاندن معایب خود مورد استفاده قرار داده‌اند حرف می‌زنیم، این برنامه را شاید قدرى هم مفصل‌تر جناب ایشان 17 ماه پیش در همین مجلس قرائت کردند و مجلس هم راى اعتماد داد و هیچ مانعى هم در کار ایشان نبود: صبح بدبختانه یک تیرى صدا کرد اعلیحضرت همایونى که بقا و سلامت وجودشان بر تمام ایرانی‌ها نعمتى است بحمدالله تیر تاثیرى نکرد و خطر گذشت ولى آقاى ساعد از این تیر بهره‌بردارى کردند، این اکسیلواتاسیون از تیر خوردن شاه ایشان کردند آن را بگیر، آن را ببند، آن را بزن، گفتیم آقا اینها چه کار کردند گفتند اینها همه شاه را تیر زدند، هر که صبح از خانه‌اش مى‌آید بیرون این آقا مى‌فرستاد او را مى‌گرفتند و مى‌گفتند که اینها همه ضارب اعلیحضرت همایونى هستند، اعلیحضرت تیر خوردند و خود بنده هم یک نطقى در این مجلس کردم بعد از این واقعه دعوت کردم اعلیحضرت شاه را که خودشان زمام امور را در دست بگیرند و یک تکان شدیدى به این مملکت بدهند، چون شاه براى خاطر آقایان تیرخورده بودند، خودش که شاه بود و کارى نداشت شاه را براى خاطر بنده و جنابعالى تیرش زدند، حق هم این بود که‏ اعلیحضرت شاه بر سر کارها سوار بشوند و دست به یک اصاحات اساسى و پردامنه و موثرى بزنند ولى ایشان آمدند و افتادند جلو و گفتند ما هستیم، دولت ما هست، کارها را اداره مى‌کنیم، اصلاحات شروع می‌شود روزنامه‌ها را دادند بستند و همه را خفه کردند مردم را گرفتند، گفتیم خوب حالا دیگر شروع کنید اصلاحات را حالا موقعش است بعد باز یک اعلامیه دادند، اینجا هم سر آقایان را گرم کردند به موضوع انتخابات، باسواد راى بدهد، بیسواد راى بدهد ما هم حقیقت عصبانى شده بودیم خیال می‌کردیم موضوع حقیقت دارد، مبارزه‌اى در گرفته بود بین ما ودار و دسته جناب آقاى سردار فاخر آنها می‌گفتند باسواد، ما می‌گفتیم بی‌سواد، می‌گفتیم همه ملت همه مردم، دوره تمام شد و گفتند انتخابات چیست حالا ببینم یک طورى می‌شود (خنده نمایندگان) به جاى بحث در برنامه فعلى دولت ایشان آیا بهتر نیست که از آقاى ساعد بپرسیم دراین مدت کدام قدم اصلاحى را در مملکت برداشته‌اید؟ کدام یک از مواد برنامه خودتان را اجرا کرده‌اید؟ کدام وعده شما درست بود که اکنون انتظار دارید مجلس قول شما را قبول کند؟ هنر شما در این مدت به جز تولید بیکارى شکستن چرخ‌هاى اقتصادى کشور، ایجاد قطحى و گرسنگى، خفه کردن آرا، عدم لیاقت در حفظ امنیت و مهم‌تر از همه نمایش افتضاح‌آور نفت چه بوده است؟ نسبت به حیات پادشاه مملکت در حکومت شما سوء‌قصد شد و شما که لیاقت حفظ نظم و جلوگیرى از این‌گونه حوادث را نداشتید و می‌بایست فوراً استعفا می‌کردند از مخاطره حیاتى اعلیحضرت سوء‌استفاده کردید و حفظ موقعیت خود را مستحکم نمودید کابینه انتخابات است، دولت انتخابات است، حالا 15 تا انتخابات دیگرهم هست و من شنیده‌ام که گاهى بعضى از آقایان ذات مقدس شاه را به منظور اعمال اختیاراتى که ملت ایران به اعلیحضرت به منظور انحلال مجلسین داده مسوب کرده می‌گفتند که اینها را بریزیم دور بروند ما هستیم در صورتی که اختیاراتى که به اعلیحضرت همایونى تفویض شده اختیاراتى است که فقط در موارد بسیار نادر و شاد بایستى از او استفاده شود، اشغال مملکتى، اعلان جنگى، یادداشت و التیماتومى، نه هر که دارد شمشیر حرب باید ساخت، نه هر که دارد پادزهر زهر باید خورد، نه هر که هر چه توانست گفت باید گفت، نه هر که هر چه توانست کرد باید کرد، آقاى ساعد اختیاراتى که شما دارید..... (زنگ رئیس)

رئیس- آقاى آشتیانى‌زاده شعر آخرکه خواندید خودتان هم رعایت کنید در حرف‌هاى خودتان (خنده نمایندگان)

آشتیانى‌زاده - یعنى می‌فرمایید حرف نزنم، هژیر را کشتند و از مرگ اودستگاه شما براى مستقر شدن خود سوءاستفاده کرد، یعنى حکومت نظامى را اعلام نمودید و دهان‌ها را بستند و قلم‌ها را شکستید هر خطرى که پیش بیاید شما استفاده مى‌کنید، اینها شانس است، اینها بخت است، اقبال است، (خنده نمایندگان) آقاى ساعد مرد خوش اقبالى هستند خیلى اقبالشان بلند است حالا هم شاید یکى دوسال باشند هى مخالف اسم بنویسند که بیایند اینجا مخالفت کنند ولى بعد به شما ورقه سفید می‌دهند مى‌آیند یک ساعت صحبت می‌کنند بعد آقا کمال آن حقه را مى‌آورد توش راى بریزند باز در مى‌آید ورقه سفید، ورقه سفید و می‌گویند این کار را عرض کردیم گفتند می‌شود آن یکى را هم فرمودند انجام می‌دهیم بعد هم با سلام و صلوات نخست‌وزیر هستند، بعد هم انتخابات پیش مى‌آید حکومت شما هم که حکومت انتخابات الکسیون حکومت تخصصى در انتخابات (خنده نمایندگان) با همه این مکافات هر که را نگاه کنید ناراضى است این حیف است که آدم باز با این وضعیت بیاید درمجلس ودولت معرفى کند، فرمول پیدا کند که اعلیحضرت حالا تشریف بردند صبر کنید تا تشریف بیاورند وقت یکه تشریف آوردند درستش مى‌کنید چند تا وکیل را راضى می‌کنید بعد هم آقا تشریف دارند تا کى تا حضور حضرت حجت به قول خودتان خواستید بامفسدین مبارزه کنید، حزب توده را غیرقانونى اعلام کردید و تشکیلات علنى و ظاهرى آنها را مبدل به سازمان‌هاى مخفى نمودید، درصورتی که پیش از این اقدام به کنترل اعمال آنها بسیار آسان بود چنان که بارها اتفاق افتاد که وقتى روزنامه‌شان توقیف مى‌شد دیگر فعالیت تبلیغاتى آنها محدود می‌گردید ولى امروز مرتباً روزنامه مردم منتشر می‌شود، کتاب منتشر می‌کنند و تمام دستگاه شهربانى شما با همه فعالیت‌ها موفق نشده است جلوگیرى از انتشارات آنها بکنند (محمد‌على مسعودى- صحیح است) حزب توده قوى‌تر شده براى این که شماها خیال می‌کردید زدید و بستید و تمام شد نه آقاى قوى شده براى این که شما آقا هیچ کارى را انجام نمی‌دهید اینها به مردم وعده می‌دهند که اگر آمدیم همچو می‌کنیم شعر هم براى مردم نمى‌خوانند (فقیه‌زاده- به ولایات پرداخته‌اند شب روز‌نامه مردم مى‌اندازند درخانه‌ها) این سوء‌سیاست و سوء‌تدبیر شما باعث شد که هم افراد این حزب عصبانى‌تر و جدى‌تر شوند و هم تشکیلات {ایللگال} و انقلابى بشود حالا اگر پس فردا آمدند و آقایان را آویزان کردند خوب جناب آقا، جناب اجل بودند ولى ما چه گناهى کرده‌ایم که آویزان بشویم (خنده نمایندگان) حقیقت گریه دارد.

+++

(امامى خوئى- شما نترسید شما را عفو می‌کنند) شاید من و شما را از راه دیگرى عفو بفرمایند (امامى خوئى- اگرمسلمان باشند مارا نمى‌کشند) اشتباه شما در این بود که خیال می‌کردید اگر حزب توده غیرقانونى اعلام شود هیچ‌کس در مملکت وجود نخواهد داشت که با اقدامات شما و با افتحضاحات هیئت حاکمه ایران مخالفت کند. درصورتى که امروز به شما ثابت شده است که تمام مردم ایران از شما و دستگاه شما ناراضى هستند (صحیح است) و اگر حزب توده به صورت غیرقانونى هم فعالیت دارد فقط از همین عدم رضایت عمومى استفاده می‌کند، مردم ناراضى هستند وقتى هیچ کارى نکردید، وقتى همه‌اش وعده دادید و عمل نکردید هرکس بگوید این طور می‌کنم بى‌فایده است تمام فتنه‌هایى که در ایران برخاسته از عدم لیاقت هیات حاکمه بوده است. آن کارى که دولت نمى‌توانسته بکند، مردى پیدا می‌شده و می‌گفته من می‌کنم مردم کم کم دنبالش مى‌رفتند و کم کم دولت را ساقط می‌کرده است شما اصرار مى‌کنید خوب است، انشاء‌الله خوب است، مامریضیم شما باید بمیرید یا اصلاحاتى بکنید که چند صباحى بمانند. زور که نمى‌شود که آدم خودش بداند و همه بدانند که از قامت هیئت دولت کارى ساخته نیست و هى بگوید انشاء‌الله درست می‌شود، انشاء‌الله درست می‌شود.

رئیس- آقاى آشتیانى‌زاده این دفعه به شما تذکر می‌دهم بیانات خودتان را درست بفرمایید.

امینى- مقصودشان مردن سیاسى بوده است.

آشتیانى‌زاده- بله، مردن طبیعى که خیلی مشکل است (خنده نمایندگان) شما به جاى این که رضایت مردم را فراهم کنید وسایل معیشت عمومى را تأمین نمایید سعى کردید با زور سرنیزه با حکومت نظامى با فشار بر افراد مختلف مردم عدم لیاقت خودتان را جبران کنید ننگین ترین مظالم استبدادى که در هیچ دوره‌اى سابقه نداشته است شما مرتکب شده‌اید شما از مردم سلب آزادى کردید هر کسی که از حکومت فاسد شما رضایت نداشت با یک گزارش مجعول به او تهمت زده یا کنارش گذاشتید و به زندان انداختید (خسرو قشقایى- بعضى را هم تبعید کرده‌اند) انتخابات دوره 16 به وسیله مداخله مأمورین دولت به صورت ننگین‌ترین انتخابات ایران در‌آمد. کار افتضاح انتخابات به واسطه مداخله دولت به جایى کشید که انجمن نظارت مجبور شد برخلاف قانون انتخابات تهران را ابطال کند اقدامات شما مسبب شده که براى منتخبین مجلس در هر شهرى صدنفر مخالف بتراشند (صحیح است) هرجاکه انتخابات شده سى تا کاندید قبلاً بوده و 45 نفر هم بعداً پیدا شده و به همه وعده داده‌اید که بله درست می‌کنیم اینها همه تشدید شده و مملکت را به هم زده است چندین صف مختلف در مقابل یکدیگر صف کشیدند برعلیه یکدیگر زدوخورد می‌کردند، انتخابات این دوره خراب‌تر از دوره گذشته بود، در دوره چهاردهم هم همین طور‌ها بود بهتر نبود، ولى مبارزه در این دوره بیش‌تر شد ولى نمى‌دانم چه فکرى ایشان داشته و روى چه اصلى این رویه را آغاز نموده که همه را راضى نگاه دارد می‌خواهید هم وجیه‌المله باشید و هم دیکتاتور. این عملى نیست یا. باید وجیه‌المله بود رفت نشست کنار دعا خواند و خطبه خواند به مردم وعده روز قیامت داد یا این که دیکتاتور بود آمد سر کار و گرفت و زد و گفت همین است که هست هر که حرف بزند دهنش را خورد می‌کنم (صفایى - شق ثالثى هم دارد و آن این که طبق قانون عمل کند) راجع به ایشان صحبت می‌کنم. شما کارى کردید که علیه مجلس شانزدهم پرونده بسازند. شما مردم را با مجلس طرف کردید زیرا می‌خواستید مجلس را ضعیف کنید و نقشه‌هاى شیطنت‌بازى که از مدت‌ها پیش طرح شده است به موقع اجرا بگذارید.

شما در این مدت هفده ماه حکومت خاکسترى تیره رنگ خود با سیل بیکاران و گرسنه هاى مملکت چه کرده‌اید کدام قدم اصلاحى را برداشتید. کدام سد را ساختید. کدام کارخانه را دایر کردید. جز این که با ظاهرسازى و مردم‌فریبى همواره صورت حق به جانب به خود داده و با مواعید پوچ و دروغ. و کارخانه قند‌سازى که سه سال پیش خریدارى شده هنوز نتوانسته‌اید به راه بی‌اندازید؟ مردم را فریب دادند.

سیاست اقتصادى شما که بر پایه اضمحلال بنیه مالى کشور است آنقدر به صادر کنندگان خارجى مجال داد که بازارهاى ایران را پر از لباس کهنه و بادکنک و مسواک و اسباب‌بازى کنند تا از یک طرف سیل ثروت مملکت به طرف خارج جارى شود و از طرف دیگر کارخانه‌هاى نساجى ایران یکى پس از دیگرى تعطیل شوند. روابط خارجى مملکت ما در زمان تصدى شما به مراتب تیره‌تر از زمان پیش شده است.

مذاکرات بازرگانى میان ایران و شوروى که با بوق و کرنا از طرف شما اعلام شد به کدام نتیجه رسید؟ روابط سیاسى ما با دولت شوروى چگونه است؟ ما مى‌خواهیم در جوار کشور شوروى زندگى آرام داشته باشیم. همان طور که اعلیحضرت همایونى فرمودند هدف ما ایجاد حسن مناسبات با همسایگان ایران مى‌باشد.

شما کدام قدم مثبت را در این راه برداشتید؟ روابط ما با دولت انگلستان به هیچ‌وجه روشن نیست. موضوع نفت که یک امر تجارتى و ساده‌ای است شما به صورتى در آوردید که یک سوء تفاهم بزرگ میان ایران و انگلستان ایجاد گردید شما آن قدر بد بازى کردید و آنقدر سوء‌نیت و غرض از خودتان نشان دادید و طورى وانمود کردید که زیر فشار دولت انگلستان ناچار بر این اقدامات هستید که مردم ایران با انگلستان دشمنى پیدا کنند.

شما کارى کردید که موضوع نفت پیراهن عثمان براى مشتریان بازار شهرت شود. طورى عمل کردید و به صورتى مجلس را در آخرین ساعات خود تحت فشار گذاشتید که تمام مردم ایران تصور کردند یک دسیسه خطرناکى از طرف یک دولت خارجى براى این کار شده است در صورتی که بعداً عملاً معلوم شد. این هنرها مخصوص به خود شما و دولت ابد‌مدت شما بوده است که براى خوش رقصى و خوش‌خدمتى آن خیمه شب‌بازى را علم کردید زیرا بعد از معوق ماندن لایحه نفت نه آسمان خراب شد و نه سقفى فروریخت نه اعلان جنک دادند و مسلماً ملت انگلیس استقامت مردم ایران را در حفظ حقوق خود بیش‌تر از شما می‌ستاید. چنان که جراید مهم انگلستان با صراحت هرچه تمام‌تر این مطالب را نوشتند و اى کاش که شما به اندازه یک روزنامه انگلیسى دلتان به حال مملکت بیچاره و فقیر مى‌سوخت. روابط ما با آمریکا به صورت مضحک و عجیبى در آمده است. آقاى ساعد که با آمریکایى‌هاى مقیم تهران خیلى دوست هستند از دوستى ایشان فقط این استفاده را کردند که کشور ما را مفت و مجانى تسلیم بلوک غربى کنند سایر افراد هیئت حاکمه هم در این چند سال باین کار کمک کرده‌اند از ترس چندتا مرغ شل، چندتا درخت انگور، خود را مفت به دامن آمریکا انداختند در صورتی که ایران از این اکازیون استفاده‌هاى عظیم ممکن بود ببرد.

ابله که در چه افتد، گوید که بیگناهم‏

پس نیست اى برادر، این ابلهى گناهش‏

ما خودمان کردیم و در عوض، تبسم مردمان سرمایه‌دار و راضى و خوشگذران تهران را تحویل گرفتند.

با این هنرنما‌یى کارى کردند که در تاریخ سیاست ایران بی‌سابقه بود. تمام ممالک دنیا که امروزه جزء بلوک غربى هستند تا وقتى پول- وسایل کافى- اسلحه و مهمات نگرفتند یعنى لااقل قیمت خودشان را دریافت نداشتند اعلان دشمنى با جبهه ضد آمریکایى و اعلان همبستگى با بلوک غربى نکردند.

چیز غریبى است که در مقابل خطرات مهمه‌اى که سیاست آقاى ساعد و دولت ایشان متوجه مملکت ما کرده است ما فقط نطق و مقاله‌هاى جراید آمریکا را باید تحویل بگیریم.

آقاى ساعد:

این سیل دلارهایی که به ما وعده می‌دادید کجاست؟ این کمک‌هاى مهمى که آمریکا براى آبادانى کشور ماکرده است کو؟

دویست و پنجاه میلیون دلار قرضه بانک بین‌المللى چه شد؟ آمریکا ملیاردها دلار به یونان و ترکیه کمک مالى و اقتصادى کرده است. براى هند و چین و اندونزى و کره جنوبى ملیاردها دلار کمک تخصیص داده است در صورتی که هیچ یک از آنها هم‌جوار و هم‌مرز شوروى نیستند.

کدام ملت بدبخت و زمامدار بى‌خردى است که به عشق یار موهوم خود را به قعر چاه بی‌اندازد تا مار بگیرد؟

کدام دولت بى‌هنرى است که مملکت را مفت و مجانى در مقابل سیل مخاطرات سیاسى و نظامى قرار دهد.

شما که لیاقت نداشتید لااقل براى سیرکردن شکم این گرسنه‌هاى بدبخت کمک از مملکتى بگیرید که میلیاردها دلار به ممالک دیگر کمک می‌دهد تا ملحق به جبهه شوروى نشوند. چرا ایران را دست بسته مخاطرات کردید اگر خطرى متوجه مملکت بدبخت مابشود چه جواب خواهید داد؟ این سیاست اگر مبناى اطاعت از اوامر بیگانگان نداشته باشد جز ساده‌لوحى و بى‌مغزى چه نامى دارد؟

+++

‌آمریکایی‌ها حتى حاضر نشدند چند صد تن گندمى که به ما می‌دهند هدیه کنند. تا دینار آخرپول آن را وصول کردند اسلحه‌هایى که به ما دادند از ما دلار گرفتند و در مقابل دوجین دوجین مستشاران آمریکایى را با حقوق‌هاى کمرشکن استخدام می‌کنیم سه سال است که مى‌گویند این مستشارها براى مطالعه خرابى اوضاع اقتصادى ایران مى‌آیند و در نتیجه گزارشات‌شان آمریکا دست به جیب سخاوت خواهد کرد و ایران رشک بهشت برین خواهد شد. ولى ما در این مدت چیزى جز پرداخت حقوق‌هاى هنگفت به آقایان مستشاران ندیده‌ایم.

(یکى از نمایندگان- بعد از این هم نخواهید دید)

یعد از تمام این سر و صداها. بعداز تمام تبلیغات دولت آمریکا و بلندگوى ایرانى آنها تازه معلوم شده است که اگرکنگره آمریکا تصویب کند به عنوان اصل چهارم برنامه ترومن مبلغى که در حدود یازده ملیون دلار است به ایران خواهند داد.

آقا، مگر ما گدا هستیم؟ مگر ما معطل یازده میلیون دلار هستیم که آمریکا صدقه به ما بدهد؟ چرا لیاقت ندارید از سرمایه‌هاى موجود استفاده کنید؟ چرا جلوى گمرکات خودتان را سد نمی‌کنید تاده برابر این یازده میلیون دلار آشغال و کثافات آمریکایى وارد بازارهاى ایران نشود؟ دردنیاى امروز مردم با ده میلیون دلار براى بچه‌هاى خود عروسى مى‌کنند. پس چرا‌چشم بسته ایران را به‌راهى انداختند که با شکم گرسنه و بدن برهنه سپر بلا و مدافع منافع صاحبان وال‌استریت بشود؟

این خداوندان دلار کدام کمک اقتصادى را به ما کردند؟ نفع این سیاست غلط در مقابل مخاطراتى که متقابلاً دارد براى ما چه بوده است؟

ممالکى مثل ایران و در موقعیتى نظیر موقعیت جغرافیایى ما محال است تا میلیاردها پول نگیرند خود را متمایل به سیاست آمریکا نشان دهند. آنها معامله مى‌کنند براى هر حکومت 50 هزار دلار می‌گیرند شما از ترس چند تا درخت مملکت را مفت تسلیم کردید.

اقلاً از ترکیه سرمشق بگیرند. چهارصد میلیون دلار تاکنونآآمریکایی‌ها به ترکیه هدیه کرده‌اند. دولت ترک مفت و مجانى خود را به دامان آنها نینداخته است. و هر روز بهانه تازه‌اى براى دریافت کمک جدیدتر مى‌آورد اثر توسعه سیاست آمریکا در ایران فقط تیره‌تر شدن روابط ایران و شوروى و خشم و کینه شدید زمامداران همسایه شمالى نسبت به ما شده است.

اگردولت ساعد از هول حلیم خود را به دیگ نیانداخته بود و سیاست یک طرفه را اعلام نمی‌کرد امروز آمریکایی که به ما التماس می‌کردند که در مقابل تمایل سیاسى نسبت به آنها، به ما کمک‌هاى سرشار بکنند.

من نمی‌دانم موفقیت این نیرنگ خطرناک سیاسى را در ایران باید حمل به ذکاوت و هوش و زبردستى سیاست‌مداران خارجى کرد یا ساده‌گى و بى‌مغزى سیاست‌مداران ما.

این بیلان مختصر عملیات هفده ماهه زمامدارى آقاى ساعد بود که به عرض آقایان رساندم. خوب حالا می‌فرمایید با علم و اطلاع از این افتضاحات و این خسارت‌هاى کمرشکنى که از لحاظ داخلى و خارجى دولت آقاى ساعد به مملکت ما آورده است یک‌بار دیگر کلید مملکت را به دست ایشان بسپاریم که خدمات ناقص خود را تمام کنند و فاتحه بى‌الحمد براى مملکت و ملت ایران بخوانند؟

آقاى ساعد. اگر شما مرد لایق و هنرمندى هستید هنرنما‌یى‌هاى شما در این هفده ماه براى نسل فعلى مملکت کفایت می‌کند. سال‌هاى سال خواهد گذشت و ملت ایران موفق به جبران صدماتى که شما بر او وارد آورده‌اید نخواهد شد.

آیا خجلت‌آور نیست کسى که مسبب این بدبختى‌ها بوده است در کمال جسارت از نو داوطلب زمامدارى شود؟ شما با کدام رو و با کدام اعتبار جرأت مى‌کنید تقاضاى راى اعتماد نمایید؟ مگر ماهیت وزرا شما در ظرف این چند روز عوض شده است مگر هفده ماه شما آقایان بدون مانع و رادع بدون وجود مجلس بدون بازخواست مصدر کار نبودید. چه هنرى نشان دادید که به پاداش آن امروز تقاضا دارید آقایى و بزرگوارى شما را تصدیق کنیم و زمام اختیار این ملت بدبخت را به دست شما بسپاریم. آقایان وزیرانى که جناب آقاى ساعد به مجلس معرفى کرده‌اند به جز یکى دو نفرشان سال‌هاى سال است که در همین مشاغل مستقربوده‌اند اگر هنرى داشتند که تاکنون به متعه ظهوررسیده بود از این امامزاده‌هایى که خودمان ساخته‌ایم و ماهیت هر کدامشان را می‌دانیم چه معجزى میتوان انتظار داشت؟

یوسف کنعان من، برده دل و جان من‏

برده دل و جان من، یوسف کنعان من‏

یک مثالى دارم لازم است به عرضتان برسانم. یکى از اهالى برلن خانه‌اى ساخت و خواست خانه خود را افتتاح کند دوستان خود را در خانه دعوت کرد و ناهارى ساخت و مهمانى کرد وخانه را افتتاح کردند و زینت تمام شد و هر یک از رفقا و مهمانان اظهار نظرى کردند ولى همه گفته بودند که این خانه دوعیب بزرگ دارد یکى این که مطبخش دود مى‌دهد و دیگر این که مبرزش بو می‌دهد هر کس اظهارنظرى کرد یکى مى‌گفت ستونش خراب است یکى مى‌گفت معمارى که در این قسمت متخصص است، درست می‌کند، مهمانى و شام تمام شد و رفتند سالى بر این ماجرا گذشت. روزى در یکى از خیابان‌هاى برلن صاحب‌خانه با یکى از مهمانان آن روز برخورد کرد، گفت احوال شما چطور است گفت خوب هستم بعد گفت آن خانه‌تان وضعش عوض شد آن دو عیب مهم را رد کردید؟ گفت کدام دو عیب؟ گفت آن که مبرزش بو میداد و مطبخش دود می‌کرد. گفت یک کارى کردیم، خیلى چیزها مى‌گفتند و متخصصین آمدند و یک چیزهایى گفتند و مطالعات زیادى هم شد و بالأخره خودمان یک «سلوسیونى» پیدا کردیم، یک راه حلى پیدا کردیم، حالا آن کارى که در مبرز می‌کردیم در مطبخ می‌کنیم و آن کارى که در مطبخ می‌کردیم در مبرز می‌کنیم. هیئت حاکمه ایران هم همین طور است آن وزیر کشاورزى بود این وزیر کشور. بعد عوض می‌شود و کابینه همین طور سیر می‌کند و به جایى نمی‌رسد. همه آقایان می‌دانند که اعلیحضرت همایون شاهنشاهى چه هنگام مسافرت آمریکا و چه هنگام شرفیابى نمایندگان فرمودند که باید اراضى زراعتى ایران میان زارعین تقسیم شود:

(ملک‌مدنى - اعلیحضرت همایونى خلاف شرح نمى‌توانند همچو حکمى بدهند. آقاى آشتیانى‌زاده حق ندارید چنین صحبت‌هایى بکنید کسى نمى‌تواند توى این مملکت خلاف قانون شرح حرفى بزند) یا دولت آقاى ساعد خود را منصوب از طرف اعلیحضرت همایونى می‌دانند یا نمی‌دانند. اگرمنصوب از طرف اعلیحضرت نیست مجلس هم که ایشان را انتخاب نکرده است پس چه مقامى ایشان را به این سمت معرفى نموده است؟ اگر دولت ایشان دولت اعلیحضرت همایونى است پس چرا نباید این نقطه‌نظر مهم شاه مملکت را ماده اول برنامه دولت قرار بدهد: چرا تقسیم اراضى میان زارعین نباید سرلوحه برنامه دولت باشد؟ (محمد‌على مسعودى- منظورشان خالصه‌جات بوده است خالصه‌جات را اعلیحضرت فرموده‌اند و درست هم فرموده‌اند) آیا دولت آقاى ساعد فرمایش اعلیحضرت را قبول ندارد و با آن مخالف است؟ اگر این طور است خوب است آقاى ساعد تشریف بیاورند پشت تریبون مجلس و بگویند که امر اعلیحضرت را قبول ندارند (همهمه نمایندگان- زنگ رئیس) (یکى از نمایندگان- اعلیحضرت چنین چیزى نفرمودند) (فقیه‌زاده- الناس مسلطون على اموالهم وانفسهم و تأمل فى اموال) اگر این طور نیست پس چرا این موضوع مهم را لا‌به‌لاى جملات بى‌معنى مخفى کرده‌اند و به صورت گنک و مبهمى در ضمن زوائد برنامه گنجانده‌اند: تقسیم اراضى زراعتى میان زارعین که صاحبان حقیقى املاک مزروعى هستند شرط و قید لازم ندارد تمام مملکت معتقد به این حقیقت هستند و شخص اول مملکت نیز صریحاً نظریه خویش را بیان داشته‌اند. اگر دولت راست می‌گوید باید به صورت یک ماده صریح و قطعى تقسیم اراضى را در صدر برنامه خود بگنجاند. ثانیاً براى عوام‌فریبى در قسمت اصلاحات کشاورزى و ملى متذکر شده است (منع کشت تریاک و تبدیل زراعت آن به محصولات دیگر) اولاً معلوم می‌شود که هنوز آقایان نمی‌دانند که تریاک را نمی‌کارند بلکه خشخاش است که کشت می‌کنند و تریاک شیره خشخاش مى‌باشد. (خنده نمایندگان) ثانیاً این ماده از برنامه مشترک میان دولت آقاى ساعد و تمام دولت‌هاى بعد از شهریور بوده است و یک سال خواستند آن را عملى کنند و سال بعد مجلس پانزدهم شدیداً اعتراض کرد.

ولى مقصود من در اینجا مهم‌تر از این مطلب است. آقایان می‌دانند که دو ماه پیش کنفراس بین‌المللى تریاک در شهر آنکارا تشکیل شد و آقاى دکتر على امینى هم نماینده ایران در آن کنفراس بودند.

مقصود اساسى کنفرانس این بود که ایران کشت خشخاش را قدغن کند و امسال محصول تریاک به دست نیاید.

این دعوایى است که از سال 1930 تاکنون دولت ایران با کمسیون‌هاى بین‌المللى دارد و همیشه ایران متعذر شده است که موقوف کردن محصول تریاک و کشت خشخاش یک مرتبه براى ما عملى نیست زیرا خسارت هنگفتى از این راه به کشور وارد مى‌شود.

در کنفرانس آنکارا دعواى دولت ایران و اعتراض سایرین برسر همین مسئله بود. بالأخره

+++

‌آقاى دکتر امینى لیاقت به خرج داد و بر‌اساس مساعى ایشان که آقاى انتظام هم از سازمان ملل متحد تأیید کرده بودند کمیسیون بین‌المللى تریاک قبول کرد که ایران در مدت ده سال سهمیه معینى از تریاک داشته باشد و بعد از ده سال کشت خشخاش را ممنوع کند و قرار بر این شد که ایران در این مدت سالیانه یازده هزار هکتار اراضى تحت کنترل دولت را محدود به کشت خشخاش کند و محصول سالیانه تریاک ایران که به موجب این حساب یک‌صد و پنجاه تن خواهد بود به بازارهاى دنیا صادر نماید. به موجب محاسبه یکى از مامورین عالى رتبه وزارت دارایى قیمت یک صد و پنجاه تن تریاک صادراتى ما با نرخ بین‌المللى در سال متجاوز ازسه میلیون دلار مى‌شود.

سهمیه ایران به میزان فوق هنوز قطعى نشده و قرار است درکنفراس آینده که ماه آوریل در نیویورک تشکیل مى‌شود تکلیف ایران را روشن کنند.

در موقعى که این مذاکرات در جریان است ناگهان ضمن برنامه دولت آقاى ساعد یعنى همان دولتى که به نماینده خود دستور داده است سهمیه کافى براى ایران تدارک کند موضوع (منع کشت تریاک) به اصطلاح اقاى ساعد سبز می‌شود؟ از یک طرف نماینده ایران این جور حرف می‌زند، از یک طرف دولت خودش این طور عنوان می‌کند.

اگر بگوید که دولت نفهمیده که معقول نیست پس باید بگوید دولت فهمیده و حرف خود را پس گرفته است.

من کار ندارم که ممنوعیت کشت خشخاش خوب است یا بد است. مسلماً هر آدم اصلاح‌طلبى می‌خواهد این سم مهلک از میان مردم ما رخت بر‌بندد ولى اگر دولت یک چنین معتقدى دارد چرا در یک کنفرانس بین‌المللى دست وپا می‌کند که کشت این محصول در ایران مجاز باشد زیرا در غیر این صورت سالى 3 میلیون دلار به ما خسارت وارد خواهد آمد.

از تذکر این نکته می‌خواهم آقایان را توجه بدهم که یا دولت عوام‌فریبى می‌کند و بر خلاف نیات خود عمل می‌نماید و یا آن قدر دستگاه دولت مغشوش است که کارهاى او ابداً ارتباطى با هم ندارند. ببینید چه افتضاحاطى بر اثر این گونه سهل‌انگارى‌ها در موسسات بین‌المللى براى مملکت فراهم می‌شود....

در برنامه دولت فصلى راجع به‌اصلاحات دادگسترى و تأمین قضایى مردم ملاحظه می‌شود بسیار اسباب تعجب من است که چطور دولت آقاى ساعد که قهرمان قانون‌کشى وحق‌کشى است چنین ادعایى دارد. در مدت چند ماه اخیر چقدر از مردم منور‌الفکر این مملکت را به جرم مخالفت با دولت دستگیر کرده و زندانى و یا نفى بلد نموده‌اند؟

امنیت قضایى چطور در مملکتى پیدا می‌شود که هر کس مخالف منویات دولت حرف بزند یا چیز بنویسد فوراً به گوشه زندان کشیده می‌شود و بدون رعایت قانون با او معامله می‌کنند.

توقیف و تبعید دکتر مصدق حائرى‌زاده مکى آزاد به جرم آن که چرا مردم بر خلاف میل دولت به آنها راى داده‌اند دلیل بارز براى اثبات این مدعى است.

چیز غریبى است این را ما ندیدیم که یک دولتى اعلام بکند که انتخابات آزاد است مرکز و مغز مملکت هم هست ولى چون تو و او طرفدار من نیستند با نیات من موافق نیستند یک بهانه‌اى پیدا می‌کنم همه شما را حبس می‌کنم وباز هم نتوانند این کار را به پایان برسانند باز هم نتوانند این کار را به آخر برسانند جناب آقاى ساعد شما چرا حائرى‌زاده رفت هژیر را کشت قاتل هژیر را که گرفتند قاتل مرحوم هژیر راگرفتند وقاتل هم اعتراف کرد که من این مرد را کشتم من قاتلم مصدق‌السلطنه را از کجا پیدا کردید به او چه ربطى داشت براى این که وکیل اول تهران است بنده دو سال و سه سال است که آقاى دکتر مصدق را رؤیت نکرده‌ام ولى میترسم یک روز بنده را هم بگیرند این که نمی‌شود با این ترتیب، هیچکس، هیچ اصول و ترتیبى در امورش جارى نباشد سنگ روى سنگ نمى‌ایستد هرکس خواست هر کارى بکند، هرکس استقامت کرد او را می‌گیرند شکنجه می‌کنند زور بهش می‌گویند حبسش می‌کنند این نمی‌شود آقا این ترتیب حکومت مشروطه نیست این حکومت حبشه است حکومت حبشه هم این طور نیست این آرایى که مردم تهران به وکلاى اقلیت دادند برعلیه دولت شما است برعلیه آنها نیست على‌رغم نفت دولت شما مردم تهران این رجال را انتخاب کردند اینها راى عدم اعتمادشما است اگر مجلس ایران حقیقتاً بخواهد مطابق میل مردم رفتار کند وکلاى ملت باید به شما در اولین مرتبه راى کبود بدهند و شما را براى خاطر مردم از پست خود برانند (اسلامى- صحیح است) دو مرتبه انتخابات کردند مخالف نمره 1 شد اول، مخالف نمره 2 شد دوم، مخالف نمره 3 شد سوم، این آرا را که به آنها ندادند بر علیه دولت شما دادند اگر بنده هم مخالف شما بودم بنده هم وکیل مردم تهران بودم بنده حماقت کردم که موافق دولت شما شدم (صحیح است- این حرف‌تان صحیح است) و همه آقایان هم همین طور (خنده نمایندگان) در آن روزهاى که اینجا گرسنه‌ها را سوق داده بودند به این طرف عده کثیرى از مردم آذربایجان و بلاد اطراف تبریز با یک وضع خیلى اسف‌انگیزى بیرون مجلس تجمع کرده بودند بنده مى‌آمدم به طرف مجلس نزدیک میدان مجلس با یک عده کثیرى زن و بچه‌اى برخوردم جلو بنده را گرفتند گفتند آقا شما وکیل‌اید گفتم بلى بعد معلوم شد که اینها خانواده و کسان محکومین حزب توده هستند، گفتند شوهر و برادر و پسر مارا دستبند زدند و تبعید کردند گفتم اینها که محکوم به حبس شدند گفتند خیر یک دفعه تبعید کردند و ما لخت و گرسنه مانده‌ایم دستمان به دامن شما بنده قول دادم که اینجا حرف بزنم راجع به این موضوع و اگر هر مسلک و هر دسته‌اى شدیدتر ازحزب توده هم بود بنده اینجا عنوان مى‌کردم براى این که قانون باید در مملکت محترم باشد.

من در اساس مطلب حرفى ندارم ولى تذکر یک نکته را از نظر حفظ قانون و مشروطیت لازم می‌دانم به موجب اصل دوازدهم متمم قانون اساسى (حکم و اجراى هیچ مجازاتى نمى‌شود مگر به موجب قانون) ماده هشتم قانون مجازات عمومى جناب آقاى دکتر سجادى چنین مى‌گوید: «مجازات جنایت از قرار زیر است:

1-اعدام‏

2-حبس مؤید با اعمال شاقه‏

3-حبس موقت با اعمال شاقه‏

4-حبس مجرد

5-تبعید....

به موجب قانون اساسى و قانون جزا، (تبعید) خود یکى از انواع مجازات است. بر فرض که مسئولین حزب توده از نظر محکمه نظامى جنایت‌ کار تشخیص داده شده‌اند. همان محکمه نظامى آنها را محکوم به حبس موقت کرده است یعنى در حکم محکمه فقط یک نوع مجازات قید شده است.

چرادولت وشهربانى برخلاف نص صریح قانون وبرخلاف حکم محکمه صالحه این اشخاص را از تهران به نقاط دیگر تبعید کرده‌اند؟

(عبدالصاحب صفایى- تبعید نیست تغییر زندان است) شما که از توده‌اى بودن استعفا داده‌اید این حرف‌ها را چرا مى‌زنید

این حرف‌ها را باید زد این ترس و خوف و وحشت اسباب زحمت مردم این مملکت شده اگر سئوال لازم است باید سئوال کرد اگر استیضاح مى‌خواهد باید استیضاح کرد؟ چرا امامزاده مى‌سازید؟

شاه با آنتریک و تملق نمى‌ماند بقاى شاه بقاى ملت ایران است شاه راضى نیست که یکى از پایین‌ترین طبقات مردم و از افراد پست مردم از روى بى‌قانونى مورد ظلم و جور واقع شوند بنده اطمینان مى‌دهم این شاه رئوف است اگر مهربان نبود که لاغر نمى‌شد چطور شده آقاى ساعد روز به روز چاق می‌شوند شاه روز به روز لاغر (خنده نمایندگان) امان از دست متملق، امان از دست چاپلوس شما بردارید بخوانید تاریخ خودمان را بخوانید من نمى‌دانم آقاى ساعد خوانده‌اند پست‌هاى سیاسى که ایشان داشته‌اند باید لااقل تاریخ ملت خودش را بداند. در دوره ساسانیان از دست این متملق‌ها این صداهاى آمین آنهایى که می‌گویند قربان چاکرم و این کار را درست مى‌کنیم این اشخاص مفسدند این الفاظ مبتلا به مملکت بود آمدند بالأخره دستگاه و دهلیز را از بین بردند که سلاطین ساسانى و حکام مى‌نشستند اصلًا نه دستگاه بود، نه دهلیز، نه برده، نه برده‌دار، شاه مى‌آمد در بیابان در صحرا روى سبزه مى‌نشست و منادى ندا مى‌داد هر کس نسبت به شاه حرفى دارد برود بگوید این مال 1500 سال پیش (صفایى- در آن موقع شاه مسئول بود ولى مسئول نباشد که این طور نیست) حالا نمی‌دانم چه حسابى است شاه وقتى به او نزدیک می‌شویم مى‌بینیم فوق‌العاده مرد نیکى است، یکى از مردان نیک مملکت است ولى تمام کارها را دولت مى‌ا‌‌ندازد بر روى شانه شاه خودشان را کنار مى‌گذارند شاه را مى‌گذارند جلو، من به دولت مى‌گویم این تفسیر نباید بشود من اتاک به هیئت حاکمه می‌کنم هیئت حاکمه مقصر است شاه تقصیر ندارد اگر دو سال دیگر همین جور بود شاه تقصیر دارد اگر دو سال دیگر هم باز آمدیم پشت این تریبون یا یک جهنم دره دیگرى دیدیم باز وضعیت از این بدتر است آن روز شاه هم تقصیر دارد ولى امروز شاه تقصیر ندارد

+++

‌همان محکمه نظامى آنها را محکوم به حبس موقت کرده است یعنى در حکم محکمه فقط یک نوع مجازات ذکر شده است چرا دولت و شهربانى بر خلاف نص صریح قانون برخلاف حکم محکمه این اشخاص را از تهران به خارج تبعید کرده‌اند چرا با این کارها وسیله به دست مردم می‌دهد که همه را شریک کنند و قیافه مظلو‌مشان را بهتر و محق‌تر جلو داده چرا می‌خواهد باز یک عده امامزاده بسازید این ها که در تهران حبس هستند شما که با این همه تراق و ترم با این همه دبدبه و طنطنه نمى‌توانید 50 نفر را در زندان نگاه دارید چه دولتى هستید، در محبس چند سرباز و مسلسل بگذارید اگرلیاقت نداشته باشید که 50 نفر را در حبس نگهدارید چطور مى‌خواهید در این مملکت حکومت کنید چیز غریبى است در مجلس فرانسه ژول موک یک نطقى کرد گفت تنها علاج دفع و ریشه‌کن کردن کمونیزم اصلاحات است غیرممکن است که یک زخمى که دارید این را با چاقو درست کنید پوستش را بکنید بگذارید کنار بدتر می‌شود و انفکسیون می‌شود و منجر به فوت شما می‌شود باید دید علاج چیست، رژیم باید گرفت این اقدامات دولت فقط منجر به تحریک مردم مى‌شود از این اقدامات هیچ نتیجه‌اى مسلماً عاید دولت نخواهد شد ولى ضرر آن مسلماً بر دوش مملکت خواهد افتاد با همه این ها در برنامه دولت هست که دولت قصددارد از عملیات مخالف مصالح کشور جلوگیرى کند این از آن مواد کش‌دار است آقاى ساعد شما مى‌گویید یا یکى از وزراى دیگر چون من همیشه دولت‌هاى ضعیف دیده‌ام من همیشه طرف خطابم رئیس دولت است اگر بنا بشود به کسان دیگر آتاک کنم من به رئیس دولت آتاک مى‌کنم بنده از این به بعد اگر دولتى نمی‌دانم چند سال دیگر از عمر من باقى است اگر دولتى بخواهد مدعى اداره این مملکت بشود بنده همه را از چشم رئیس دولت می‌بینم باید رئیس دولت وزراى خودش را خوب انتخاب کند باید «هموژنیته» و هم‌جنسى بین آنها باشد و الا هیچ فایده‌اى ندارد یک وزیرى ممکن است خیلى خوب باشد و دیگرى هم ممکن است خیلى بد باشد این در اجتماعات خودمانى خیلى خیلى مرسوم است گویا مقصود نویسندگان برنامه از تبلیغات مخالف مصالح کشور تبلیغات کمونیستى باشد و الا از صبح تا غروب از طرف خود دولت هزارها تبلیغ ضد‌مملکتى به عمل مى‌آید و اغلب بدون مجازات می‌ماند چنانچه‏

چند روز پیش اداره مالیات بردرآمد اشخاصى را مجهول‌المکان اعلام کرده بود که درصدر آنها آقاى دکتر مشرف نفیسى، آقاى امیر همایون، آقاى نیک‌پور، آقاى نمازى الى آخر و اگر دولت بخواهد که باکمونیزم مبارزه کند مسلماً دولت ایران مبتکر و مجتهد این فن نیست.

رئیس- هفت دقیقه دیگر آقاى آشتیانى‌زاده از وقت بیش‌تر نمانده.

آشتیانى زاده-... این حرف‌ها هم که زده می‌شود 4 دقیقه می‌گذرد.

پس از دیگران تقلید می‌کند. ببینیم کدام یک از دولت‌هاى جهان که یکى از کارهای‌شان مبارزه با کمونیزم است. مبارزه را فقط با سرنیزه- حبس- تبعید- توپ و تشر انجام داده‌اند که سرمشق آقایان قرار گرفته است؟

چند روز پیش نتیجه انتخابات انگلستان اعلام شد و براى اولین بار پس از سى سال حزب کمونیست شکست خورد یعنى در انگلستان حتى یک نماینده هم به مجلس نفرستاد. در صورتى که همه می‌دانیم کمونیست‌ها مانند سایرین در آن کشور از تمام وسایل مشروع بهره‌مند بودند و مبارزه انتخاباتى هم کردند. حتى یک‌صد نفر کاندیدا معرفى نمودند و دولت انگلستان هم براى جلوگیرى از موفقیت آنها نه سر‌نیزه به کار برد نه کسى را کشت. نه کسى را تبعید کرد. زیرا انگلیس‌ها بر خلاف ما یا براى مواجهه با یک سیل عظیم بى‌خردانه در مسیر آن و بر خلاف آن جهت حرکت نمی‌کنند بلکه همراه جریان وارد می‌شوند و کم کم از میان آب می‌گذرند و به طرف دیگر رودخانه می‌رسند

هنوز جنگ تمام نشده بود که انتخابات مجلس انگلستان شروع شد و حزب کارگر پیروز شد. توده ملت انگلستان احتیاج مبرمى به یک تعدیل ثروت عمو مى‌داشت. با آن که چرچیل فاتح جنگ. موجب افتخار مملکت خود بود ولى ملت انگلستان حساب افتخارات او را با حساب زندگى خود مخلوط نکرد. حزب کارگر پیروز شد و برنامه سوسیالیستى خود را اعلام کرد و اجرا نمود بعضى از صنایع سنگین ملى شدند. بیمه اجتماعى عملى شد، جیره‌بندى شدید هرگونه اختلاف زندگى را از میان برد. فاصله طبقاتى تا حدود زیادى معلوم شد. مالیات سنگین بردرآمد‌هاى زیاد، تعدیل و توزیع ثروت را عملى نمود و یک زندگى مرفه و آسوده براى توده مردم فراهم آورد. کمونیست‌ها پیش از حکومت کارگرها و در جریان حکومت آنها مردم را بر ضد سرمایه‌دارى بر خلاف اختلاف طبقاتى تحریک می‌کردند آنها را وعده می‌دادند که حقوق کارگران محفوظ خواهد ماند، بیمه اجتماعى عملى خواهد شد و ... و بسیارى کارهاى دیگر که البته آقایان می‌دانند.

مردم انگلیس وقتى دیدند که حکومت کارگر همان مقاصد را عملى کرده است دنبال کمونیست‌ها نرفتند و کار به جایى رسید که حزب کمونیست در انتخابات این مرتبه سخت شکست خورد. در صورتی که اگر خداوند عالم یک ذره از اندازه شعور زمامداران ما را در مغز اتلى و موریسن و استافرد کریپس تزریق کرده بود و به جاى تهیه وسایل زندگى مردم و جلوگیرى از اختلاف طبقاتى و تعدیل ثروت فقط به غیر قانونى اعلام کردن حزب کمونیست و حبس و تبعید و اعدام سران آنها متوسل می‌شدند امروز حزب کمونیست لااقل نصف کرسى‌هاى پارلمان را به دست مى‌آورد. اگر زمامداران ما و دولت آقاى ساعد مى‌خواهندبا کمونیزم مبارزه کنند چه راه بهترى از تهیه وسایل آسایش مردم و تعدیل ثروت و از میان بردن اختلافات طبقاتى در نظر دارند؟

اگر تصور کرده‌اند که مردم گرسنه و برهنه را موعظه پدرانه آقاى ساعد هدایت می‌کند و وقتى یک سلک قوى و جالب‌توجه براى گرسنه‌ها آنها را دعوت به اتحاد و انقلاب کرد برهنه‌هاى ایران به خاطر گل روى آقاى ساعد پشت چشم نازک از میدان به در نخواهد شد و اگر تصور کنند که آنها را با شلاق می‌ترسانند تصور بسیار باطل و سفیهانه‌اى خواهد بود.

شما که حزب توده را بستید. شما که هرکس حرف بزند داغ کمونیستى بر پشت او می‌زنید و هر کس طرفدارى از گرسنه‌ها کرد او را بلشویک می‌خوانید چرا پس قدمى براى رفاه مردم برنمی‌دارید تا به آنها بفهمانید که ما در فکر شما هستیم و کمونیست‌ها دشمن شما هستند.

اگر تاثیر اقدامات شدید و سفیهانه خود را نمی‌توانند حدس بزنید اقلا از معلم‌هاى خود بپرسید که این خشونت‌ها تا چه اندازه در توطئه کمونیزم موثر است. شما خودتان بزرگترین مبلغ کمونیزم هستید. شما عملاً به مردم یاد می‌دهید که دولت و دستگاه حاکمه هیچ‌گونه پشت و پناهى براى آنها نیستند. شما بیکار را کتک مى‌زنید. گرسنه را فحش مى‌دهید. رعیت‌هاى آواره را حبس مى‌کنید و لقب شریر به آنها اعطاء می‌فرمایید و بعد هم مى‌گویید که چشمت کور باید وطن‌پرست باشى.

کدام وطن را دهاتى گرسنه در به دری که تیفوس طفلش را کشته./ گرسنگى زنش را نفله کرده و درد و گرسنگى خودش را به صورت اسکلت در آورده بپرستد؟ وطنى که هر چه درد و غم دارد به سر آن بیچاره مى‌خورد کچلى، تراخم، حصبه، تیفوس، سل، گرسنگى و برهنگى، سرماى کشنده و گرماى مرگ‌بار آن سهم رعیت و فعله است. باغ و پارک و اتومبیل. زن و بچه تربیت شده. آب جوشانده، بهترین لذایذ آن سهم یک عده ده هزار نفرى است.

6-موقع دستور جلسه بعد- ختم جلسه‏

رئیس- آقاى آشتیانى‌زاده تمام شده است براى جلسه آینده یک پیشنهادى شده است که به طور فوق‌العاده فردا جلسه باشد

ارباب- اجازه بفرمایید بنده یک توضیحى بدهم یک پیشنهادى داده بودند که جلسه پنجشنبه باشد بنده هم پیشنهاد دادم دوشنبه از لحاظ این که اسم‌نویسى کرده‌اند در برنامه دولت صحبت کنند دولت هم تکلیفش باید معلوم شود چنان چه جلسه به روز سه‌شنبه قاعدتاً موکول بشود و به پنجشنبه موکول نشود بنده پس می‌گیرم‏

رئیس- آقاى کشاورز‌صدر

کشاور‌زصدر ما در مجلس شوراى ملى و در مجلس سنا یک قرارى گذاشتیم که روزهاى معینى مجلس شوراى ملى و روزهاى معینى مجلس سنا باشد آقاى ارباب خیلى مرتب باشیم سر وقت خودمان روزهاى یکشنبه و سه شنبه و پنجشنبه بیاییم.

ارباب- بنده پس می‌گیرم اگر سه‌شنبه باشد

رئیس- یک پیشنهادى هم رسیده است که پنج‌شنبه باشد آقاى دهقان‏

دهقان- بنده پیشنهاد کردم پنج‌شنبه باشد براى این که کارهاى داخلى مجلس و تهیه صورت مذاکرات مجلس و کارهاى کمیسیون‌ها مستلزم وقت است و نمی‌شود سه‌شنبه باشد از این لحاظ بنده پیشنهاد کردم پنج‌شنبه باشد

ارباب- بنده مخالفم.

رئیس- آقاى ارباب‏

ارباب- بنده اصولاً به این سیره که اول مجلس ما دفع‌الوقت بکنیم و به کارها نپردازیم موافق نیستم (صحیح است) فعالیت را باید از اول مجلس نشان بدهیم که مجلس کارش به جایى نکشد که بگویند کار نمی‌کند بنابراین تقاضا می‌کنم همان سه‌شنبه را مقرر بفرمایید.

رئیس- جلسه آینده سه شنبه صورت جلسه را هم سعى می‌کنیم حاضر شود

( یک ساعت بعد از ظهر جلسه ختم شد)

رئیس مجلس شوراى ملى- رضاحکمت‏

+++

یادداشت ها
Parameter:294524!model&5137 -LayoutId:5137 LayoutNameالگوی متنی کل و اخبار(مشروح مذاکرات)