کتابخانه، موزه و مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی


صفحه اصلی » مشروح مذاکرات » مشروح مذاکرات مجلس ملی » دوره هجدهم مجلس ملی

0.0 (0)
مشروح مذاکرات مجلس شورای ملی، دوره 18
[1396/05/30]

جلسه: 6 صورت مشروح مذاکرات مجلس روز یکشنبه پنجم اردیبهشت ماه 1333  

 

فهرست مطالب:

1- تصویب صورت مجلس

2- بیانات قبل از دستور آقای عمیدی نوری

3- طرح برنامه دولت تیمسار سپهبد زاهدی

4- اجرای مراسم تحلیف از طرف سه نفر از آقایان نمایندگان

5- تعیین موقع و دستور جلسه بعد- ختم جلسه

مشروح مذاکرات مجلس شورای ملی، دوره 18

 

 

جلسه: 6

صورت مشروح مذاکرات مجلس روز یکشنبه پنجم اردیبهشت ماه 1333

 

فهرست مطالب:

1- تصویب صورت مجلس

2- بیانات قبل از دستور آقای عمیدی نوری

3- طرح برنامه دولت تیمسار سپهبد زاهدی

4- اجرای مراسم تحلیف از طرف سه نفر از آقایان نمایندگان

5- تعیین موقع و دستور جلسه بعد- ختم جلسه

 

مجلس ساعت نه و نیم صبح به ریاست آقای رضا حکمت تشکیل گردید.

1-تصویب صورت مجلس

رئیس- صورت غائبین جلسه قبل قرائت میشود.

(به شرح ذیل قرائت شد)

غائبین بیاجازه آقایان: بزرگ‌ابراهیمی- دولتشاهی - سلطانی- بروجردی - طباطبایی

دیرآمدگان و زودرفتگان بیاجازه آقایان: دکتر حمزوی 15 دقیقه- محمودی بیست دقیقه- دکتر مشیر فاطمی بیست دقیقه- دکتر سعید حکمت بیست دقیقه

غائبین در رأی - آقای شوشتری یک رأی - دکتر سید امامی یک رأی

رئیس- نسبت به صورت جلسه قبل نظری نیست؟ آقای داراب

داراب- عرض کنم تلگرافی رسیده است از ...

رئیس- بنده عرض میکنم نسبت به صورت مجلس اگر نظری هست تلگرافی اگر میرسد وقتی وارد دستور شدیم بفرمایید (فرامرزی- تلگراف لابد راجع به صورت مجلس است) در صورت جلسه اعتراضی نیست ؟ (گفته شد - خیر)

شوشتری- اجازه میفرمایید؟ بنده دیروز مریض بودم در کمیسیون حاضر نشدم

رئیس- هر یک از آقایان خدای نخواسته بیمار میشوند بنویسند تا منظور شود. صورت مجلس جلسه قبل تصویب شد.

2- بیانات قبل از دستور آقای عمیدی نوری

رئیس- سه نفر از آقایان تقاضای نطق قبل از دستور کردهاند آقای عمیدی نوری

داراب - اجازه میفرمایید تلگراف را تقدیم کنم

رئیس- هنوز وارد دستور نشدهایم هر وقت وارد دستور شدیم

عمیدی نوری - همکاران محترم در این موقع که قوه مقننه کشور چه هجدهمین دوره مجلس شورای ملی و چه دومین دوره مجلس سنا آمادگی خود را به کار اعلام نموده است قبل از این است که ما نمایندگان وارد کارهای مملکتی گردیم وظیفه خود میدانم مراتبی را به عرض برسانم

قوه مقننه کشور ما که متأسفانه در سالهای اخیر دارای چنان فتوری گردید که معنای واقعی خود را از دست داد زیرا ابتدا به دست مجلس هفدهم درب مجلس سنا را بستند (قناب‌آبادی - درش را نبستند) و سپس قدرت مجلس شورای ملی را چه از راه ایجاد اختلاف شدید در مجلس و چه با به وجود آوردن محیط رعب و وحشت عملاً از کار انداختند مهمترین مرکزی است که باید مبین و معرف قدرت ملی ما باشد (صحیح است) امروز که افتخار عضویت یکی از این دو شاخه قوه مقننه نصیب ما گردیده وظیفه ماست قبل از هر چیز بکوشیم موقعیت حقیقی قوه مقننه را حفظ نموده و حیثیت واقعی آن را که باید اقرار کنیم بدان لطمه شدید وارد گردیده اعاده دهیم (صحیح است) زیرا علاوه بر این که با کوشش در این راه به تقویت نیروی قدرت ملی توفیق یافته و ما که خود نماینده این قدرت معرفی شدهایم بهتر وظیفه ملی خود را انجام دادهایم قطعاً در تاریخ مشروطیت ایران دیگر به حساب آن دسته از امانتداران قدرت ملی نخواهیم آمد که خیانت در امانت کردهاند زیرا تاریخ مشروطیت ایران نام آنهایی که به نام نمایندگان ملت در مجلس شورای ملی تحصن کردند تا قانوون سلب اختیارات قانونگذاری را از مجلس شورای ملی گذارنیده و اختیار وضع قانون را به دست رئیس دولت وقت دادند به نام خیانتکاران به مشروطیت و حکومت ملی ثبت نموده است خواه آنها دکتر و مهندس و روشنفکر خواه مجتهد و اهل عمامه (پیراسته- صحیح است) پس ما باید سعی نماییم طوری این امانت ملی را پس از پایان دوره نمایندگی به دست ملت ایران بسپاریم که خلاف ما به نیکی نام‌مان را برده وکیل امین و درستکاری محسوب شویم به عقیده اینجانب برای این است که ما بتوانیم این وظیفه مهم و سنگین را انجام دهیم باید قبل از هر چیز بکوشیم مفهوم واقعی آن قسمی را که به کلام الله مجید برای حفظ قانون اساسی خوردهایم نصیب العین خود قرار دهیم تا دچار جریانات تأسف‌آور دو ساله اخیر نگردیم زیرا تخلف از آن علاوه بر این که انحراف از اصول مشروطیت محسوب گردیده قدرت ملی ما را ضعیف و خودمان را زبون میسازد ما را دچار همان عواقب سویی خواهد کرد که نقض کنندگان قسم که پشت قرآن مجید قسم خورده بودند مبتلا گردیده خود و خانواده و شهرت و نام خویش را بر باد دادند برای این که ما بتوانیم در حفظ قانون اساسی کوشا باشیم باید سعی نماییم حتیالمقدور کاری کنیم از سو تعبیرهایی که از قانون اساسی به عمل میآید جلوگیری شده و باب این گونه سواستفادهها را به کلی ببندیم زیرا ما به چشم خود دیدیم بعضی از دکترها و مهندسین استاد دانشگاه ما (میراشرافی- آقای عمیدی نوری اسم ببرید دکتر شایگان ، مهندس رضوی خائنین را باید اسم برد دکتر معظمی که رئیس مجلس بود)

چگونه در دو سال اخیر به محو قانون اساسی و مشروطیت ما کمر بستند که فقط اراده خداوند متعال دست دشمنان قرآن و نقض کنندگان قسم را از مملکت کوتاه ساخت.

مواردی از قانون اساسی که بعضی از آنها مورد سوء تعبیر دشمنان مشروطیت در این دو سال قرار گرفت از مدتی پیش مورد توجه مطلعین به امور حقوقی و قانونی بوده که برای رفع ابهام و تناقض آن فکری

+++

نموده باشند که بیموقع نیست توجه نمایندگان محترم مجلس شورای ملی را فعلاً به بحث در آن جلب بنمایم.

اصول چهار و پنج و شش و هفت قانون اساسی و اصل 8 و49 متمم آن از اصول قانون اساسی است که هم قبل از سو استفاده مخالفین مشروطیت ما مورد نظر بری اصلاح قرار گرفت و هم در این چند سال اخیر بعضی از آن اصول وسیله سو استفاده همان مخالفین مشروطیت گردید که از بیراههها دنبال اجرای نقشه خود بودند بعضی از این اصول آن طوری که باید یا مورد اجرا قرار نمیگیرد و یا مورد تفسیر از مرجع غیر صالح قرار گرفته است.

مثلاً اصل 4 صراحت دارد:

عده انتخاب شوندگان به موجب انتخابنامه علیحده برای تهران و ایالات فعلاً 162 نفر معین شده است و بر حسب ضرورت تزاید تواند یافت الی 200 نفر »

با توجه به اصل مزبور در حال حاضر اولاً 162 نفر نماینده در مجلس شورای ملی نداریم .

ثانیاً با توجه به کثرت نفوس کشور و لزوم رعایت تناسب و با اجازهای که اصل فوق برای تزاید تعداد «عده انتخاب شونده تا دویست نفر» داده است اقتضا دارد درباره تشخیص «ضرورت تزاید» اقدام به عمل آید یا این که اصل 5 چنین صراحت دارد:

«منتخبین از برای دو سال تمام انتخاب می شوند و ابتدا این مدت از روزی است که منتخبین ولایات تماماً در تهران حاضر خواهند شد.

پس از انقضا مدت دو سال باید نمایندگان مجدداً انتخاب شوند و مردم مختارند هر یک از منتخبین که بخواهند از آن آنها راضی باشند دوباره انتخاب کنند.

با توجه به صراحت اصل مزبور که ابتدای دو سال دوره نمایندگی مجلس شورای ملی از روزی پیشبینی گردیده که «منتخبین ولایات تماماً در تهران حاضر خواهند شد» و توجه به اصل 4 که «عده انتخاب شوندگان را یک صد و شصت و دو نفر تعیین نموده این نظریه پیش میآید که هنوز مبدأ هیچ یک از ادوار مجلس شورای ملی به وجود نیامده است تا منت‌های آن قابل تصور گردد زیرا با کسر 12 نفر وکیل تهران بقیه جزو منتخبین ولایات محسوب میشوند که در اصل مزبور از روز حضور «تمام» آنها در تهران مبدأ دو سال در نظر گرفته شده است که این معنی طبق فرضیه این اصل تا به حال تحقق نیافته است چنان که سال گذشته اطرف بعضیها همین مطلب به عنوان این که مجلس هفدهم قابل پایان نیست مورد گفتگو قرار گرفته که با این ترتیب اولاً از این اصل به نفع خود استفاده کردند ثانیاً این که در اصل مزبور مدت نمایندگی را دو سال تعیین کرده دوره مجلس سنا را که طبق قانون تشکیل سنا شش سال تعیین شده با دعای تفسیر قانون اساسی دو سال نمودند تا به این وسیله در مجلس سنا را ببندند و از کجا معلوم نیست روز دیگری این نغمه ساز نشود خصوصاً این که آن تفسیر غیرقانونی را هم به امضای ملوکانه موشح ساختند. (قنات‌آبادی - تفسیر صحیح بوده است) آقا بعد صحبت کنید در میان حرف من حق صحبت ندارید .

رئیس- به شما مربوط نیست شما صحبت خودتان را بفرمایید

عمیدی نوری- همچنین در اصل 6 چنین مصرح است:

«منتخبین تهران لدی الحضور حق انعقاد مجلس را داشته مشغول مباحثه در مذاکره میشوند و رأی ایشان در مدت غیبت منتخبین ولادت به اکثریت مناط اعتبار و اجراست.»

البته نمایندگان محترم توجه خواهند داشت این اصل دارای چه مفهومی میباشد طبق این اصل فقط نمایندگان تهران میتوانند در مدت غیبت منتخبین ولایات قانون وضع نمایند.

شاید این اصل در روز وضع خود مفید بود ولی ممکن است روزی همین اصل برای کسانی از قبیل همانهایی که در دو سال گذشته علیه مشروطیت ما فعالیت میکردند مورد سوءاستعمال قرار گیرد یعنی فقط انتخابات تهران را تمام نموده انتخابات ولایات را متوقف سازند و هر تصمیمی که مایل باشند به وسیله دوازده نفر به نام وکلای تهران و به اسم مجلس شورای ملی اتخاذ کنند.

همچنین در اصل 7 چنین قید گردیده است:

«در موقع شروع مذاکرات باید اقلاً دو ثلث از اعضای مجلس حاضر باشند و هنگام تحصیل رأی سه ربع از اعضا باید حاضر بوده و اکثریت آرا وقتی حاصل میشود که بیش از نصف حضار مجلس رأی بدهد.

البته تفسیری هم در مجلس شورا از اصل مزبور بدین ترتیب شده است :

«ماده 1- مراد از دو ثلث اعضا مجلس و سه ربع که در اصل 7 قانون اساسی منظور است دو ثلث و سه ربع اعضا حاضر در مرکز است در صورتی که عده حاضرین در مرکز به اندازهای باشد که قانوناً مجلس بتواند تشکیل شود.

ماده 2- مراد از عبارت آخر ماده 7 قانون اساسی اکثریت آرا وقتی حاصل میشود که بیش از نصف حضار برد یا قبول آن مطلب رأی بدهد»

با مختصر توجهی به اصل 7 و تفسیر آن میتوان تصدیق نمود که اولاً در صورت رعای تصراحت اصل 7 کمتر میتوان توفیق به تشکیل جلسه رسمی و تحصیل رأی در کارهای مملکتی یافت و ثانیاً با این که مجلس شورای ملی به مناسبت برخورد به همین مشکل ناچار شد به اسم «تفسیر اصل 7» مقرراتی متناقض آن وضع نماید در نظر مطلعین حقوقی و قانونی هم «تغییر قانون اساسی» از طرف مجلس شورای قابل خدشه میباشد و هم وضع مقرراتی متناقض آن اصل را نمیتوان «تغییر آن اصل» دانست به همین جهت در اساس تصمیمات فعلی مجلس ما با وجود چنین اصلی میتوان خدشه وارد ساخت همچنین در اصل 8 متمم قانون اساسی چنین دستور داده شده است:

«مدت تعطیل و زمان اشتغال مجلس شورای ملی بر طبق نظامنامه داخلی مجلس به تشخیص خود مجلس است پس از تعطیل تابستان باید مجلس از چهاردهم میزان که مطابق جشن افتتاح اول مجلس است مفتوح و مشغول کار شوند»

(رئیس- آقای عمیدی نوری وقت شما تمام شد) چون عرایض بنده فوری است اجازه بفرمایید دو صفحه مانده تمام کند

(رئیس- 5 دقیقه کافی است) ده دقیقه اجازه بفرمایید.

رئیس- آقایانی که با ده دقیقه قرائت لایحه آقای عمیدی نوری موافقند قیام فرمایند (عده کثیری برخاستند) تصویب شد بفرمایید

عمیدی نوری- تشکر میکنم طبق این اصل برای «افتتاح مجلس» اولاً زمانی تعیین گردیده است که چهاردهم میزان یعنی «چهاردهم مهر ماه» میباشد و فعلاً به رعایت این اصل مجلس سنا در چهاردهم مهر ماه هر سال افتتاح میشود و تشریفات آن نیز از هر حیث رعایت می‌گردد ثانیاً با تصریح به عبارت «مفتوح و مشغول کار شوند» چنین استنباط میگردد که مجلس شورای ملی نیز پس از چهاردهم مهر ماه هر سال دوره سالانهای نظیر آنچه که فعلاً در مجلس سنا رعایت میشود باید از سر بگیرد در حالی که نه تنها این مقررات در مجلس شورای ملی مورد توجه قرار نگرفته است بلکه خلاف آن هم عمل میشود همچنین اصل 49 متمم قانون اساسی صراحت دارد «صدور فرامین و احکام برای اجرای قوانین از حقوق پادشاه است بدون این که هرگز اجرای آن فرامین را تعویق یا توقیف نماید»

این اصل یکی از مواردی بود که بادهای «گزارش هیئت هشت نفری» مدتی مورد دستاویز برای تفسیر قرار گرفت شش ماه مملکت را متشنج ساختند در حالی که با استفاده از همین اصل بود که مقررات غلط بسته شدن مجلس سنا را با دعای «تفسیر قانون» به صحه اعلیحضرت همایون شاهنشاه موشع ساخته مجلس سنا را هم تعطیل کردند

البته ابهامات و تناقضات دیگری نیز در بعضی از اصول و متمم قانون اساسی وجود دارد که فعلاً از بحث مذاکرات امروز اینجانب خارج است زیرا محتاج به تشکیل مجلس مؤسسان میباشد ولی درباره این 6 اصل در مجلس مؤسسان منعقده در سال 1328 ضمن اصل الحقی مورخه 18 اردیبهشت ماه آن سال تصمیمی اتخاذ گردیده که عیناً از نظر نمایندگان محترم گذشته استدعای توجه مخصوص دارم:

«در مورد اصول چهار و پنج و شش و هفت قانون اساسی و تغییر مربوط به اصل هفتم و همچنین در اصل هشت قانون اساسی و اصل چهل و نه متمم آن (دکتر شاهکار- متمم اشتباه است) قانون اساسی است متمم اشتباه نیست جلسه گذشته هم فرمودید با توجه به سابقه و قوانینی که نسبت به بعضی از این اصول وضع شده است یک بار مجلس شورای ملی و مجلس سنا که پس از تصویب این اصل منعقد خواهند شد بلافاصله پس از رسمیت یافتن و مجلسین در اصول مزبور تجدیدنظر خواهند نمود (صحیح است) و برای این منظور مجلس واحدی تحت ریاست رئیس مجلس سنا تشکیل داده و اصلاحات لازم را با اکثریت دو ثلث آرا کلیه اعضا مجلسین به عمل خواهد آورد.

با توجه به اصل فوق و دقت در این امر که برای اولین بار قسمتی از مقررات همین مجلس مؤسسان به وسیله صدور فرمان همایونی دایر بر انحلال مجلسین و دستور آغاز انتخابات مجلس 18 و دومین دوره مجلس سنا اجرا گردید اینک باید به این موضوع توجه داشت که آیا کنگره مورد دستور قانون اساسی باید فعلاً تشکیل شود یا خیر؟ (شوشتری - البته) و آیا مجلسین شورا و سنای فعلی قبل از ورود در هر کار باید این وظیفه مقرر در قانون اساسی را انجام بدهند یا نه؟ (شوشتری- البته) و آیا مجلسین شورا و سنای فعلی قبل از ورود در هر کار باید این وظیفه مقرر در قانون اساسی را انجام بدهند یا نه؟ (شوشتری- البته) نکتهای که بیش از همه قابل دقت بوده استدعای بذل توجه مخصوص نمایندگان محترم را دارم این است که آیا این کنگره میبایستی منحصراً از اعضای مجلسین 16 و دوره اول سنا تشکیل شده باشد یا خیر؟ و آیا اگر آن مجلسین آن را تشکیل ندادند مجلسین دیگر پس از تصویب این اصل نیز نباید به این امر قانونی اقدام نمایند یا خیر؟ (شوشتری - حتماً باید بشود) این یک موضوع قابل مطالعه است که باید قبل از هر امری حل شده تکلیف قانونی ما نمایندگان روشن شود تا خدای نکرده اقدامی بر خلاف قسمی که خوردهایم به عمل نیامده باشد زیرا بعضیها عقیده دارند عبارت مندرجه در اصل به این صراحت «مجلس شورای ملی و مجلس سنا که پس از تصویب این اصل منعقد خواهند شد» ناظر به همان مجلسین شانزدهم شورا و سنا میباشد (شوشتری- اشتباه میکنند) و عده نیز بر عکس عقیده دارند که شامل کلیه مجلسهای شورا و سنا پس از تصویب این اصل خواهد گردید و به همین جهت در خود اصل تصریح شده است که «یک بار» تا اگر یک مرتبه مجلسین پس از تصویب این اصل «به تشکل کنگره اقدام ورزیدند» مجلسین دیگر پس از تصویب این

+++

اصل حق نداشته باشند مجدداً کنگره را تشکیل داده و اصول اصلاحی فوق را هم مورد نظر مجدد قرار دهند و چون نظر مقنن به هر حال انجام اصلاحات لازم در اصول فوق میباشد و برای یک بار هم این اصلاحات به عمل نیامده است (شوشتری- صحیح است) عدم اتیان به این وظیفه علاوه بر انحراف از اصول مشروطیت در حکم تخلف از قسمی است که همه خوردهایم اینجانب پس از بحث قانونی فوق در این امر مهم اولاً نظر جناب اقای رئیس مجلس و ثانیاً نظر موافقت آقایان نمایندگان محترم مجلس را به استناد ماده 200 آیین‌نامه مجلس به تعیین هیئتی هر چه زودتر جلب مینمایم که اولاً در این خصوص مطالعه فوری نموده تشخیص دهد آیا باید کنگره از مجلسین فعلی شورا و سنا تشکیل شود یا خیر؟ (عبدالرحمن فرمرزی- معذرت میخواهم اگر نشود دوره مجلس سنا چه میشود که مجلس رأی داده دو سال باشد) و ثانیاً هیئت مزبور که در حقیقت کمیسیون همکاری با مجلس سنا خواهد بود با مجلس سنا نیز تعاطی نظر نماید تا در صورتی که تشکیل کنگره لازم تلقی گردید مقدمات امر تهیه شود (شوشتری - این لازم است) در پایان این بحث نظر همکاران محترم آقایان شوشتری و دکتر شاهکار را که در جلسه گذشته در اطراف لزوم اصلاح قانون انتخابات مجلس شورای ملی مطالبی فرمودند به این نکته جلب مینمایم که هر چند قانون انتخابات از قوانین عادی است که در مجلسین شورا و سنا ممکن است مورد شور و تصویب قرار گیرد و البته در انتظار وصول طرحهای مفیدی نیز در اصلاح قانون انتخابات طبق تمایل ملت ایران میباشیم ولی چون موضوع «تعداد» و «مدت نمایندگی» در قانون اساسی تعیین و تشخیص گردیده مادام که مواد مزبور اصلاح نگردیده باشد نمیتوان با قوانین عادی در این راه قدمی برداشت و یا این که با دعای خدشه در مقدمات تنظیم قانون اساسی نمیتوان از راه تصویب قوانین عادی از مصرحات قانون اساسی عدول کرد خصوصاً این که ملت ایران ضرر این طرز تفکر را در این دو سال از طرف بعضی از دکترها و مهندسهای تئوری باف دیده و همه میدانیم چیزی نمانده بود که استقلال و رژیم مشروطه ما از بین رفته و تاریخ شش هزار ساله افتخار باستانی ما ضمن طومارهای ساختگی ملی نماها در هم نور دیده گردد. (احسنت)

رئیس- دو نفر دیگر از آقایان تقاضای نطق قبل از دستور کردهاند بنده میخواهم موافقت بفرمایید که برنامه دولت مطرح شود یکی آقای شوشتری و یکی هم آقای مشایخی.

شوشتری-اجازه بفرمایید بنده قبل از دستور عرضی نمیکنم ولی استدعا میکنم اعلام جرمی که بر علیه امیر تیمور کلالی وزیر کشور دولت مصدق دادم قرائت بشود.

رئیس- در جلسه بعد قرائت خواهد شد.

قنات‌آبادی - حالا که مجانی است هی تند و تند اعلام جرم بدهید.

داراب- اجازه میفرمایید تلگراف را بدهم.

رئیس- تلگراف هم بماند برای جلسه بعد حالا لطف کنید بیاورند.

صفایی- بنده تذکر نظامنامهای داشتم راجع به قسم میگویم.

رئیس- سه نفر از آقایان باید قسم یاد کنند که در آخر همین جلسه قسم یاد میکنند آقای سلطان العلما و آقای بهبهانی و آقای دولتشاهی هستند.

3- طرح برنامه دولت تیمسار سپهبد زاهدی

رئیس- برنامه دولت مطرح است آقای پیراسته.

پیراسته- بنده مخالف برنامه دولت هستم و مخالف صحبت خواهم کرد قبل از این که وارد مطلب بشوم اجازه میخواهم که به نام خداوند آغاز سخن بکنم خداوندی که ایران را با آن حوادث سخت و حوادث سهمناکی که در پشت سر داشتیم نجات داد و در حقیقت عمر دوباره به ملت ایران و استقلال دوباره به ایران بخشید به نام خداوند آغاز سخن میکنم و از خداوند تبارک و تعالی و ارواح طبیه ائمه اطهار استمداد میطلبم که به همه ما توفیق خدمتگذاری بدهد (انشاءالله) و همه ما را موفق بدارد که بدون هیچگونه حب و بغضی بدون هیچگونه تصفیه حسابی بدون هیچگونه اتلاف وقتی به ترمیمی خرابیهای گذشته بپردازیم و بتوانیم در دوره هجدهم منشا اثر بشویم و واقعاً خدمت مؤثری برای مملکت بکنیم (انشاءالله) بنده صحبتم را با دو شعر از حافظ که تصادفاً تناسب تامی هم با موضوع ما دارد شروع میکنم.

شد آن که اهل نظر بر کناره میرفتند

هزار گونه سخن بر دهان و لب خاموش

بیانک چنک بگوییم آن حکایتها

که از نهفتن آن دیگ سینه میزد جوش

آقایان محترم میدانند که حافظ این دو شعر را موقعی گفته است که امیر مبارزالدین محمد سر سلسله آل مظفر که بر شیراز دست یافته بود و منت‌ها درجه عوامفریبی میکرد سالوسی میکرد و ریا میکرد این آقای امیر مبارزالدین محمد سر مردم را با دست خودش میبرید بلافاصله مینشست به تلاوت قرآن و یا اقامه نماز بالاخره مردم به جان آمدند و از این عوامفریبیها خسته شدند پسر امیر مبارزالدین به اتکا افکار عمومی قیام کرد و پدرش را گرفت و کور کرد و انداخت آنجا. حافظ در آن موقع این دو شهر را گفته بنده دیدم خیلی مناسب است که در اول دوره 16 (نمایندگان دوره 18) (صفایی معلوم میشود دوره 16 به آقا خوش گذشته) بنده از آقایان مطلب دیگری استدعا دارم و آن این است که اگر مطلبی خدای نخواسته به مذاق بعضی از رفقا خوش نیامد یا اگر کسی از رفقا مخالفتی با مطالب من دارد وسط صحبت بنده فرمایشی نکنند و اظهاری نفرمایند علتش هم این است که در اثر مبارزات سه ساله اخیر واقعاً اعصاب ما از بین رفته و ممکن است بنده خدای نخواسته نتوانم خودم را کنترل کنم و حرفی بزنم که در نتیجه اسائه ادبی بشود و به راهی همیشه شرمنده باشم (میراشرافی- پس بفرستیم دکتر بیاورند) بنابراین تقاضا میکنم اگر مطلبی آقایان بر خلاف میل‌شان گفته شد و امیدوارم گفته نشود و به مذاق کسی خوش نیامد آن آقا هم میتوانند بیایند پشت این تریبون و بنده تمام مطالب و اظهارات‌شان را گوش خواهم داد و اگر هم اشتباه کرده بودم حتی خودم هم اقرار خواهم کرد که اشتباه کردم مطلب دیگری هم میخواهم عرض کنم و آن این است که ممکن است بلکه حتمی است که اسم عدهای را اینجا خواهم آورد این عده بعضیها وسیله دفاع دارند یعنی در مجلس میتوانند حضور پیدا کنند و از خودشان دفاع کنند و بعضیها نمیتوانند در مجلس حاضر بشوند و از خودشان دفاع کنند و این جوانمردی نیست که اینجا از آن اشخاصی که در مجلس نیستند و امکان استفاده از تریبون مجلس را ندارند راجع به آنها صحبت کنم که بتوانند دفاع کنند منت‌ها راه صحبحتش این است که بنده راجع به هر کسی صحبت میکنم به آن قول شرف میدهم هر مطلبی که راجع به اظهارات بنده و یا دفاع از خودش باشد بنویسد هر قدر هم به بنده ناسزا گفته باشد و توهین کرده باشد بنده میآورم نامه را اینجا میخوانم و اگر جوابی هم دارم بعد عرض میکنم.

رئیس- نماینده حق تذکر و سؤال از نماینده دیگر را ندارد آقایانی که در اینجا هستند به هیچ وجه اسمی از ایشان نباید برده شود.

پیراسته- منظور این است که وسط صحبت بنده حرف نزنید اما مخالفت بنده با آقای نخست‌وزیر این موضوع موجب تعجب یک دستهای شده که از روابط صمیمانه بین ایشان و بنده مخصوصاً در مبارزات اخیر که با هم بودهایم آگاهی داشته و وارد بودند و در این چند روز از من سؤال  کردند که تو چرا با روابط دوستانهای که با جناب آقای نخست‌وزیر داشتهای حالا با برنامه دولت ایشان مخالفت میکنی بنده برای توضیح این مطلب هم باید یک مقدمهای عرض کنم اما از آن مقدمههایی نیست که به نتیجه نرسد ما اول باید ببینیم آقای سرلشگر زاهدی (نمایندگان - سپهبد زاهدی) چرا سپهبد زاهدی نخست‌وزیر شدند برای چه ایشان را آوردند؟ کی آورد؟ چه منظوری از این آوردن داشتند ایشان چه کردند و بعد چه خواهند کرد اگر بتوانم بنده این مقدمه را خوب توجیه بکنم تصور می‌کنم که جواب سؤال آن عدهای که از بنده سؤال کرده بودند و همچنین جواب سئوال متعدد عدهای از آقایان نمایندگان محترم را داده باشم سالها در این مملکت در اثر سو سیاست دولتهای وقت یا در نتیه خدای نخواسته خیانت بعضی از زمامداران در هر صورت در نتیجه سوء جریان اداری در نتیجه فساد دستگاه اداری، در نتیجه فقر عمومی بیکاری عدم امنیت اجتماعی، عدم امنیت قضایی و بالاخره تمام معایبی که ممکن است در یک جامعهای باشد واقعاً و بدون تردیدی مردم از دخالت اجانب در شئون مختلف داخلی مملکت به ستوه آمده بودند مردم میدیدند که یک دستهای بدون این که اصلاً توجه داشته باشند اینها میآیند به سر کار اگر خیلی آدمهای خوبی بودند البته بنده نمیخواهم به همه آنهایی که سرکار آمده بودند اهانتی بکنم آدمهای شریف و وطنپرست آدمهای خوبی هم آمده بودند سر کار ولی خیلی در اقلیت بودند اینها اگر خیی آدمهای خوبی بودند یک عدهشان تازه کاری که میکردند میخواستند خودشان را نگه دارند دزدی نمیکردند ولی نمیتوانستند حوایج مردم را برآورند بالنتیجه واقعاً مردم ایران از این دستگاهها و از این نوع فسادها به ستوه آمده بودند روی این اصل مردم ایران نهضت کردند و اگر کسی بگوید که نهضتی در ایران نشده یا مغرض است یا بیاطلاع (صحیح است) در این نهضتی شده غرور ملی مردم بیدار شده مردم نهضت کردهاند واقعاً و بعضی واقعی نهضت، این نهضت دو هدف داشته است یکی این که عایدات مملکت ایران زیاد بشود مردم از این فقر و فاقه نجات پیدا کنند عوایدی اگر مملکت ایران دارد به دست مردم ایران به سد و به اصطلاح عادی لوطی خود نشود این یکی از این دو هدف بود که میخواستند عواید مملکت به دست ملت ایران برسد (میراشرافی- میخواستند روزی سیصد هزار لیره باشد) توجه بفرمایید اما مطلب دوم و هدف دوم مردم از این نهضت این بود که نمی‌خواستند اجانب در ایران به چشم حقارت به ملت ایران نگاه کنند و به خودشان اجازه دخالت در شئون داخلی ملت ایران را بدهند واقعاً مردم به ستوه آمده بودند بنده سال گذشته رفته بودم شیراز یک دسته از این شیرازی‌ها آمده بودند

+++

 پیش بنده میگفتند شما نمیدانید اینجا چه میکنند یک کنسولگری برای خودش یک فرقگاه درست کرده بود حالا غیر از این که برای خودش یک فرقگاه درست کرده بود هر که سرش به تنش میارزید هر که با آنها ارتباط داشت او هم یک قرقگاه درست کرده بود یک دستهای هم برای این که مردم را بچاپند برای این که به مردم ظلم کنند خودشان را به کنسول بسته بودند آنها هم یک قرقگاه درست کرده بودند میگفتند واقعاً ما به جان آمدیم برای این که مردم از این مظالم و مصائب نجات پیدا کنند خوب مردمی که واقعاً از این مصائب به جان آمده بودند گفتند رهبری برای خودشان پیدا کنند برای رهبری یک کسی لازم بود- آقای دکتر مصدق- السلطنه که پنجاه سال ادعای آزادیخواهی کرده بود 50 سال سنگ قانون اساسی را به سینه زده بود 50 سال برای مردم ایران اشک ریخته بود آمد گفت من رهبر این نهضت هستم بدون تردید همه قبول کردند چرا قبول نکنند آدم از این یا سابقهتر و در مجلس از ایشان امتحان دادهتر ، آدم از این طرفدارتر به مورد قانون اساسی که دیگر پیدا نمیکردند (عبدالصاحب صفایی- همه قبول نکردند) اجازه بفرمایید بنده قبول کردم ایشان آمدند و در رأس نهضت ملی ایران قرار گرفتند و بعد هم آمدند قانون ملی شدن صنعت نفت را آوردند کور از خدا چه میخواهد دو چشم بینا یک ملت زجر کشیده یک ملت محروم حالا یک کسی که پنجاه سال امتان بد نداده آمد، داعیهای دارد مجلس شورای ملی به اتفاق آرا به ملی شدن صنعت نفت رأی داد این طور هست یا نه؟ هیچ کس مخالفت نکرد و این را بدانید که در تمام ایران هیچ کس با این نهضت مخالف نبود آخر باید احمق باشد که مخالف باشد (قنات‌آبادی- صحیح است) اگر نهضتی بشود و بگویند که هدف این نهضت این است که عایدات مملکت را زیاد بکند و دست اجانب را کوتاه بکند کسی میتواند مخالفت بکند؟ خوب حالا ببینیم این نهضتی که هدفش این بود یعنی زیاد کردم عایدات نفت، از بین بردن زاغههای جنوب شهر، ساختن خانه برای همه، بهداشت برای همه، نان برای همه ولی این نهضت یواش یواش دیدید که چطور شد کارش به جایی رسید که تمام ذخایر این مملکت هم از بین رفت هر چه ارز داشتیم از بین رفت هر چه موجودی در مملکت بود از بین رفت و از همه مهمتر به نهضت ملی ایران خیانت شد به نظر من پول و این طور مسائل قابل گذشت است یعنی قابل جبران است چیزی که قابل گذشت نیست خیانت به نهضت ملی ایران است (صحیح است) یواش یواش مردم دیدند علاوه بر این که روزی سیصد هزار لیره گیرشان نمیآید علاوه بر این که تمام وعدههای طلایی که به آنها داده شده نقش بر آب است آنها نهضت کردهاند که از دست آدمهای مشکوک خلاصی پیدا کنند حالا یک دسته آدم معلومالحال نه مشکوک معلومالحال بر آنها حکومت میکند مردم دیدند که عجب کاری کردند یک طرف عایدات از بین رفت یک طرف عناصر معلوم‌الحال به آنها حکومت میکنند باز هم مردم تحمل کردند صبر کردند بردباری کردند ولی مگر واقعاً به کسی ابقا شد و به چیزی ابقا شد عناصر مؤثر مملکت که در رأسش اعلیحضرت همایون شاهنشاهی هستند کمال گذشت کمال بردباری و کمال موافقت را کردند بلکه بشود و اصلاح بشود (صحیح است) و این کاری را که ادعا کرده است به نتیجه برسد ما که اقلیت دوره شانزهم بودیم به برنامه دولت ایشان بنده به دیگران کاری ندارم رأی دادم و سه چهار ماه هم نه تنها حرف نزدم دولت را هم تأیید کردم (میراشرافی - اینجا را اشتباه کردید) یک مطلبی را عرض کنم روزی بنده آمدم خدمت جناب آقای مصدق‌السلطنه هنگامی که ایشان در مجلس متحصن بود مفصل صحبت کردیم و بنده تقاضایم از ایشان این است اگر این مطالب بنده را در روزنامه خواندند اگر خواستند تکذیب کنند بفرمایند بنده پشت تریبون میخوانم یا در روزنامهها بنویسند بنده، آمدم خدمت ایشان کمال لطف را به بنده کردند گفتند که آقا باید نمایندگان پشتیبانی کنند تا کارمان را بکنیم گفتم آقا شما که میخواهید مبارزه با اجانب بکنید برنامه دولت شما چیست؟ این مبارزه یا مبارزه نظامی است یا سیاسی و اقتصادی اگر مبارزه نظامی است بفرمایید که تجهیزات شما در مقابل آنها چیست؟ اگر اقتصادی و سیاسی است نقشه و برنامه شما چیست؟ و البته تنها وطنخواهی و ملتخواهی این نیست که مردم بیایند پشت تریبون بگویید وطنخواهی این است که امروز سعی کنیم بنیه اقتصادی مملکت برقرار بشود سرحدات این مملکت را ببندید ای نارز پشتوانه مملکت را بر ندارید بدهید به بانک کشاورزی به مالکین بدهد قرض درست است باید قرض بدهد ولی این را بردارید بگذارید در یک جایی و از آن تا حداقل که ممکن است خرج بکنیم به تدریج خرج بکنیم چون که در ایران ....

پناهی - یا کارهای تولیدی

پیراسته - کارهای تولیدی با چهارده میلیون نمیشود گفتم آنها را بگذارید و بیایید پشت تریبون بگویید وطنخواه کسی است که پارچه وطنی بپوشد وطنخواه کسی است که به آن میزانی که ما کتیرا داریم قند بخورد وطنخواه کسی نیست که زنده باد و مرده باد بگوید یعنی وطنخواهی تنها این نیست بعد فرمودند که ایراد دیگر چیست؟

گفتم شما آمدهاید و ادعا دارید و مدعی شدهاید که میخواهید دست اجانب را کوتاه کنید آخر این عناصر مشکوکی که صدی نود و نه بلکه صدی صد ملت ایران به آنها مشکوک است سوء ظن دارد اینها را دست‌شان را کوتاه کنید اینها را برای چه آوردهاید گفتند آنها را اسم ببرید گفتم هر کسی که نزد شما خوب است و همکاری با دولت شما دارند اسم ببرید و بنده میگویم حالا تصور میکنید جواب بنده چه بود؟ بنده یک مرتبه متوجه شدم دیدم که آقای دکتر مصدق خوابیدهاند داشتیم خیلی خوب و خوش صحبت میکردیم و ایشان خوابیدند.

میراشرافی-خدا رحم کرد که غش نکردند والا خواب که عیبی ندارد.

امامی - استراحت کرده بودند.

پیراسته- بعد مردم ایران تحمل‌شان تمام شد به تدریج از دولت کنار کشیدند اول یک دسته در مجلس بودند در خارج بودند حتی همکاران نزدیک و صیمیمی آقای دکتر مصدق هم رفتند جز یک دسته بادمجان دور قابچین کسان دیگری دور ایشان نماندند ولی به نظر بنده واقعاً این را از روی کمال خلوص عرض میکنم برای بنده شخصاً موجب کمال تأسف است که آقای دکتر مصدق موفق نشدند واقعاً این طور است من آرزو داشتم که ایشان موفق به شوند و خدمتی برای مملکت بکنند.

میراشرافی-  موفق به خیانت شد

(زنگ رئیس)

پیراسته- برنامه دو مادهای را هم که داده بودند این برنامه اجرا نشد برنامه دو ماه داشت یکی نفت بود یکی هم قانون انتخابات نقتش را آقایان همه شاهد هستید که چه شد و انتخابات را همه آقایان دیدید که چه شد راجع به هر کاری قانون گذراندند جز راجع به انتخابات از همان قانونهای غیره قانونی هم برای انتخابات نگذراندند بنده معتقد بودم که دولت بایستی برنامه که داد بلافاصله قانون انتخابات را بیاورد به مجلس و بگوید آقا این برنامه من که تصویب کنید.

سالار بهزادی - ایشان مأمور خراب کردن بودند.

پیراسته- و حتماً اگر میآورد تصویب میشد

صفایی-اگر میآورد شما وکیل میشدید و دردسر داشت و او نمیتوانست کار بکند.

پیراسته- در این موقع یک دستهای که در خارج مجلس و در دخل مجلس سقوط حتمی مملکت را به چشم خود میدیدند دیگر تحمل نمیتوانستند بکنند دور هم جمع شدند و اختلافاتی هم اگر داشتند کنار گذاشتند آمدند گفتند ما طرفدار سقوط دولت آقای دکتر مصدقالسلطنه هستیم و طرفدار این هستیم که دولت دیگری بیاید ولی در این موقع حقیقتش این است که هیچ کس یا مصلحت خودش را نمیدید یا جسارت نمیکرد همه میخواستند یک فرمان نخستوزیری بیای دو ماشین سه رنگ برود دربخانهشان بگوید بفرمایید.

قنات‌آبادی - همه در رفته بودند، فرار کرده بودند.

میراشرافی- چون سپهبد زاهدی ...

رئیس- آقای قنات‌آبادی و آقای میراشرافی تذکر به شما میدهم بگذارید ناطق صحبت خودش را بکند و نظم مجلس را مختل نکنید.

پیراسته- خوب جناب آقای سرلشگر زاهدی آن روز و سپهبد زاهدی امروز آمدند گفتند که من میآیم با شما تا جایی که حاضرم اگر همهتان با دولت موافقت کردید من تنها مخالفت خواهم کرد و گفت تا پای جان خودم هم خواهم ایستاد تا پای مالم میایستم تا پای خانوادهام هم میایستم.

پورسرتیپ - حرف مرد هم یکی است.

پیراسته- بالاخره به صورتی که در موقعش خواهم گفت و حالا موقعش خواهم گفت و حالا موقعش نیست و همه آقایان مستحضر هستند مجلس نیمه جان دوره هفده

عبدالرحمن فرامرزی- نیمه جان نه نیمه جان بعد نیمه جان.

پیراسته- این مجلس را بستند و منحل کردند یعنی قیام علیه مشروطه کردند دیگر هیچی باقی نماند و یک عده سرباز هم آوردند گذاشتند اینجا وکلا را راه ندادند و یک دستهای هم که آمده بودند قسم خورده بودند برای حفظ مملکت و حفظ قانون اساسی به قرآن قسم خورده بودند اینها چون بهشان وعده داده بودند که اگر شما استعفا بدهید بعداً در دوره آینده هم کمک می‌کنیم و انتخاب میشوید اینها هم آمدند استعفا دادند (صفایی- به بعضیها هم این وعده را هم ندادند) به بعضیشان این وعده را هم ندادند آقا مجلسی که حافظ قانون اساسی است مجلسی که وکلایش قسم خوردهاند برای حفظ قانون اساسی آمدند استعفا دادند که رئیس دولت خوشش بیاید البته من باز هم عرض میکنم بعضی از کسانی که اسعفا دادند به نظر من اشتباه کردند و سوءنیت نداشتند (میراشرافی-در هر صورت خیانت کردند) ولی اینها عدهشان از ده نفر هم تجاوز نمیکند یک دستهای هم ایستادند و گفتند که آقا ما به قانون اساسی قسم خوردهایم ما به مشروطیت ایران قسم خوردهایم و استعفا نمیهیم بیایید هر کاری میخواهید بکنید در یک چنین موقعی که مجلس منحل شده و مملکت متشنج است عناصر خطرناک بر مملکت مسلط شدهاند و هیچ کس قادر نیست از خانهاش بیرون بیاید ما که هیچ کارمان با

+++

 کرامالکاتبین بود مردم عادی هم نمیتوانستند بیرون بیایند یکی از دوستان بنده خانم سویسی دارد او را گرفته بودند و زده بودند که خانمش امریکایی است خوب امریکایی باشد اینجا مگر مملکت وحشیها است در هر صورت یک چنین وضعیتی به وجود آمده بود تمام متفکرین تمام عقلای قوم حتی مردم عادی حتی آن کسانی که از دولت منتفع میشدند دیدند خطر دیگر آمده اگر سیل بیاید همه را میبرد آمدند دولت را ول کردند در این موقع اعلیحضرت همایونی که واقعاً بردباری عجیبی کردند که هیچ قابل تصور از اعلیضرت همایونی نبود در این مدت از این تحمیلاتی که می‌شد واقعاً بد است در مجلس عرض کنم ولی میخواهم عرض کنم گاهی اعمال دولت سابق تعمداً توهین به مقام سلطنت بود و خود آقایان ملاحظه فرمودهاند معهذا اعلیحضرت تحمل فرمودند بالاخره برای این که بیشتر از این نشود مملکت را مختل کرد آمدند فرمان عزل نخست‌وزیر سابق را طبق قانون اساسی دادند

(عبدالرحمن فرامرزی- مجلس هم نبود) این کار را مردم ایران منتظر بودند که خیلی زودتر بشود خوب اعلیحضرت صبر فرمودند که باز هم این ادعاها یک در هزارش درست باشد یک مرتبه دیدیم رسماً و علناً علیه حکومت مشروطه قیام شد یعنی یک دسته یاغی شدند گفتند ما زور داریم و به این حرفها گوش نمیدهیم همه آقایان مستحضر هستند که اعلیحضرت همایونی به مسافرت تشریف بردند و بدترین و بحرانیترین زمان حیات مملکت سه روز 25 تا 28 مرداد بود (صحیح است) هیچکس خدای من شاهد است حتی موافقین و نزدیکان صد در صد دولت سابق بدون تردید به جان خودشان به نأموس خودشان اطمینان نداشته که دوام پیدا کند چیزی نمانده بود که مملکت از بین برود ولی یک مرتبه واقعاً به طور معجزه‌آسایی خدا مملکت را نجات داد مملکت رفته بود هیچ چیز باقی نمانده بود در این موقع مردم ایران همین پابرهنهها همینهایی که به حساب اغلب این عالیجنابها در این مملکت نیستند اینها آمدند قیام کردند بنده این را صریح میگویم قیام به معنی واقعی و ملی پابرهنهها کردند

(صفایی- کفشدارها هم بودند) آقای نخست‌وزیر اکثریت با مردم توده و پابرهنه بود بنده از حضرتعالی سؤال میکنم روزی که تشریف آورده بودید به ایستگاه رادیو کیها شما را به دست گرفتند؟ لباسهای شما به خون کی رنگی شده بود قیام به عمی واقعی بود دیدند مملکت دارد میرود مردم ایران مسلمانند مردم ایران مردم ایران واقعاً کسانی هستند که به دین‌شان معتقد هستند به وطن‌شان معتقد هستند دیدند نأموسشان دارد از بین میرود دیدند روزی خواهد رسید که جلوی خودشان به نأموسشان تعدی خواهد شد دیدند به مال‌شان تعدی خواهد شد در جلوی خودشان بچههایشان را سر خواهند برید آمدند قیام کردند خوب بنده حالا در اینجا میخواهم صحبتم را شروع کنم می‌خواهم ببینم که این قیام را برای چه کردند مردم ایران قیام نکردند که چند نفر بیایند بنشینند توی ماشین سه رنگ مردم ایران قیام کردند که خرابیهای گذشته جبران بشود مردم ایران قیام کردند که ترتیبی داده شود که ایران بماند و مردمی سیر داشته باشد مردم نان شبشان را داشته باشند حداقل معیشت‌شان را داشته باشند (حشمتی- بایدی فرصت داد) اجازه بدهید آقای سپهبد زاهدی آمدند میان شور و شعف مردم در موقعی که هر کس یک بیرق سه رنگ در دست داشت در موقعی که هر کس عکس اعلیحضرت را چسبانیده بود روی ماشیناش یا روی در خانهاش آقا بنده خودم شاهد بودم آنهایی که عکس نداشتند کسی از آنها هم مطالبه نمیکرد کسانی که عکس نداشتند اسکناس در میآوردند چون عکس اعلیحضرت در اسکناس هست روی سینهشان میچسباندند در میان این احساسات آمدید ولی شما میدانید آقای نخست‌وزیر روز 28 مرداد چند نفر کشته شد ر 28 مرداد مردم بیسلاح و بیپناه را به مسلسل بستند مردم بیپناه را به توپ بستند آخر آقا کدام عرف کدام قانون کدام آیین اجازه میدهد که مردم بیپناه که جمع شدهاند به توپ ببندند توپ برای جنگ و کسی است که با یک قشون مسلحی آدم جنگ بکند آخر یک عده مردم بدبخت که دور هم جمع شدند تو چرا روی‌شان ببندند آقا من خودم جنازهها را خودم دیدم عدهای بود که تن داشت ولی سر نداشت سرش را توپ برده بود (یک نفر از نمایندگان - از طبقه سوم بودند) یک چند نفری سرشناس بودند ولی اکثراً از طبقه سوم بودند خوب بنده در اینجا ایرادم به این دولت این است که شما برای خون‌خواهی شهدای سی تیر (میراشرافی- ببخشید 28 مرداد) ببخشید معذرت می‌خواهم شما برای خون‌خواهی شهدای 28 مرداد قیام ملی 28 مرداد چه کردید شما به قیمت خون‌های آنها آمدید سر کار ولی چه کردید برای بازخواست از خون‌های آنها آقا خون در خیابان کاخ توی جوبها سرازیر بود شما قانون برای کسانی که آدم کشتهاند ندارید معطل چه بودید؟ چرا اینها را مجازات نکردید خوب مجازات‌شان نکردید شما برای بازماندگان اینها چه کردید حتی یک مقبره برای خاطر کسانی که در راه مملکت جان‌شان را فدا کردند و شهید شدند ساختید شما به بازماندگان این برهنهها و گرسنههایی که تنها نان آورشان را از دست داده بودند چه کردید فرض کنید که شما گفتید که تصویب‌نامه صادر شده و به آنها هجده هزار تومان کمک شده چه فایده دارد (خرازی - به تمام آنها کمک شده بیش از دویست هزار تومان)

رئیس- بینالائنین صحبت نکنید.

پیراسته - در هر صورت به نظر بنده هر قدر به بازماندگان 28 مرداد کمک بشود هر قدر روح‌شان تجلیل بشود هر قدر که آنها را محترم بداریم احترام به مملکت احترام به قانون اساسی احترام به دیانت اسلام است (صحیح است) بنابراین بنده شدیداً این کاری را که دولت کرده است که کمک مؤثر به بازماندگان 28 مرداد نکرده انتقاد میکنم دولت باید بیاید اینجا وعده بدهد که حتماً بازماندگان آنها را باید بشناسد حالا اگر کمکی مردم کردهاند یا جناب آقای خرازی کمکی میفرمایند به دولت مربوط نیست شما هر قدر کمک کنید باز هم کم است، اگر کمک به آنها بشود هم خدا راضی است و هم مردم راضی هستند.

قنات‌آبادی - حالا این بازماندگان چه جور اشخاصی باشند.

پیراسته- هر کسی می‌خواهد باشد در هر صورت اما مطلب دوم در دوره گذشته خرابی خیلی شد هرج و مرج خیلی شد سوءاستفاده خیلی شد جناب اقای نخست‌وزیر ما نگفتیم، ملت ایران نگفت شما تشریف بیاورید اینجا و این همه سوءاستفادهای که شده ول کنید شما کدام را تعقیب کردید آقای وزیر دادگستری جنابعالی سمت ریاست بازرسی کل کشور را هم دارید کدام اختلاس را تعقیب کردید کدام سوءاستفاده را تعقیب کردید اگر تعقیب شد به کجا رسید آقایان با این روش باری به هر جهت کار این مملکت به جایی نمیرسد هر کاری هم بکنید خراب است اگر خدای نکرده ورق ورق برگردد به خداوندی خدا به هیچ یک از شما ابقا نخواهند کرد پل‌های پشت سر شما خراب است (نمایندگان- صحیح است) این جنبه بازی به هر جهت و ارفاق را بگذارید کنار جناب آقای نخست‌وزیر برایتان یک موضوعی را یادآور میشوم میگویند مرحوم مشیرالسلطنه نخست‌وزیر محمدعلی شاه یک روشی داشت مرد بسیار خوبی هم میگویند بود شاید بعضی از آقایان یادشان باشد ولی بنده نمیدانم این موضع را میگویند که شبهای جمعه به طلاب علوم قدیمه سوی میداده کار خوبی هم میکرده است اما بعد از هر چند هفته یک بار کشیشهای ارامنه را هم در شبهای یکشنبه جمع میکرده و سور میداده میگفتهاند که آقا خوب طلاب را سور میدهد برای ثوابش این کشیشها را چرا شبهای یکشنبه دور خودمان جمع میکنید آنها را برای چه؟ میگفت من چه میدانم شاید آن دنیا اینها به حق باشند من میخواهم که آنجا هم یک جایی داشته باشم و جناب آقای نخست‌وزیر حالا بعضی از همکاران شما هم میخواهند این روش را داشته باشند در دوره گذشته ما با دولت مخالف بودیم توقعی نداشتیم قوم و خویشهای ما را خوشبختانه یا بدبختانه، بنده که زیاد قوم خویش توی این دستگاه دولت ندارم ولی رفقای بنده که کم و بیش هستند با آنهایی که دارند اینها را هم بیرون کردند هیچ هر کسی که با من سر و کار داشت بیرون کردند کافی بود که من بروم بلافاصله منتظر خدمت میشد کافی بود که ما با یک مأموری بنشینیم صحبت کنیم فوری عوضش میکردند آقا سفتههای ما را بانک ملی تمدید نمیکرد الان در دولت شما باز هم تمام کسانی که پول رفراندم را دادند سر کارند عامل رفراندم بودند سرکارند، شما فقط چند نفر را عوض کردید هنوز از بودجه شما آنها دارند حقوق میگیرند و از بودجه شما بر علیه شما تبلیغ میکنند و بنده چند نفر را اینجا اسم میبرم اگر دفاعی دارند میتوانند بنویسند به خود بنده اینجا بخوانم، آقای نخستوزیر برادران دکتر معظمی هنوز مبالغ هنگفتی از شما حقوق می‌گیرند

(فرامرزی- برادران او چه تقصیری دارند) برای چه روی کار آمدند؟ برای این که برادران دکتر معظمی بودند، در چه کارهایی هستند؟ در کارهای حساس چه کار میکنند معلوم است اگر کار بدی کردهاند آنها را بیرون بکنید خدای ما شاهد است آقای نخستوزیر که این آقای دکتر معظمی یا امثال او چه کار کرده بودند این آقای دکتر معظمی در موقعی که 9 اسفند اعلیحضرت همایونی برای رفع بهانه دولت بیرو در بایستی شاید وسایل حرکت‌شان را فراهم کرده بودند این که دروغ نیست همه جا گفته شد مردم قیام کردند و میگفتند که اگر شاه برود مملکت انقلاب میشود و با ترس از همین مردم بود که رئیس دولت مجبور شد با پیژامه فرار کند و برود در ستاد ارتش و بیاید در مجلس و در یک همچو موقعی (آقای حائری‌زاده تشریف ندارند؟) ایشان گفتهاند که این چه جور به مجلس آمدن است این کارها و این روشها چیست در این موقع آقای دکتر معظمی بلند میشود و به دولت تعظیم میکند میگوید من تا به حال به کسی تعظیم نکردم اما در مقابل شما سر تعظیم فرود میآورم (شوشتری - به پیژامه‌شان تعظیم کردند) بعدش خوب از برای این تعظیم بی‌اجرا هم نماند برای این که در انتخابات هیئت رئیسه مجلس جواز قند و قماش باز شد و تهدید و تطمیع به کار برد و آقا را به صندلی ریاست مجلس شورای ملی منصوب فرمودند خوب یک چنین آدمی امروز هنوز در دستگاه دولت شما نفوذ دارد شما اقای نخست‌وزیر یک روزی به من فرمودید که تمام آن کسانی که بر علیه دولت و بر علیه مملکت و بر علیه

+++

اعلیحضرت هستند و عده معدودی هم هستند صورت این اشخاص را دارم و اینها را میشناسم و به موقع خدمت‌شان میرسم ولی ما ندیدیم 8 ماه گذشته است از قیام 28 مرداد و هنوز این آقایان رفراندم چی و آن کسانی که هزینه آن را پرداختند هنوز کسانی که اختلاس کردند آقای وزیر دادگستری میدانند آن اشخاص که تصرف غیرقانوین در مال دولت بکنند مختاس هستند این کار تصرف غیرقانونی در مال دولت بوده است یا خیر؟ این طور نیست؟ رفتند صندوق سازی کردند بنده آمار دارم خیلی خوشمزده بود حقیقتاً این موضوع رفراندام را یک روز مفصلاً میگویم اما دارم در بعضی جاها جمعیت دو هزار نفر است رأی آوردند 8 هزار نفر مثلاً تلگرافهایی از بندر معشور شده یادداشت کردم از طرف دو هزار نفر نانواهای بندر معشور تلگراف علیه ما آمده است (موسوی- بندر معشور فقط دو هزار نفر جمعیت دارد) به قول آقای موسوی بندر معشور فقط دو سه هزار نفر جمعیت دارد از طرف دو هزار نفر نانواهای بندر معشور علیه ما تلگراف آمده بود (عبدالصاحب صفایی - شاید منظور نان‌خورها بود) و اما ایراد دومم آقای نخست‌وزیر این است که شما دستگاه‌تان را تصفیه واقعی نکردید کسانی که زجر کشیده بودند صدمه دیده بودند آنها را کنار گذاشته و فراموش کردهاید واقعاً (نمایندگان- صحیح است) و بعد هم رفتید آقایانی را که با شما نبودند بر علیه شما قیام کردند و مزیتی هم بر سایرین نداشته کار دارید حالا ممکن است بگویند که این آقا مهندس است نمیشود او را برداشت این آقا را اگر بردارید کارخانه میخوابد این طور نیست یک مشتی از این قبیل آقایان به این دستگاه تحمیل شدهاند اما موضوع سوم آقای نخست‌وزیر، وزیر و وکیل و تمام هیئت حاکمه برای مردم است واقعاً این گرانی مردم را به جان آورده است بنده آقای نخست‌وزیر واقعاً خیلی متأسفم که چه طور این طور شده است میفرمایید در دولت گذشته چنین اتفاق افتاده میگویید صادرات بود در دولت گذشته برای این که صادرات بکنند آمدند قیمت ارز را بردند بالا برای این که صرف بکند بعد هم هر چه که قابل صدور بوده صادر کردند حالا چیزی باقی نمانده آقای نخست‌وزیر تشریف آوردید بنده عرض میکنم که یک قسمت عمده خرابی این مملکت برای گرانی نرخ ارز است (بعضی از نمایندگان- نیست آقا) حالا عرض میکنم در همین تجار هم یک عدهای آدمهای تحصیلکرده - متدین هست وطنپرست هست یک دستهای هم ممکن است خدای نخواسته نفع‌شان اقتضا نداشته باشد که نرخ ارز بیاید پایین (صحیح است) این که نمیشود یک مملکت را فدای 5 نفر کرد (صحیح است) در میان تجار یک عدهای وطنپرست و آدمهای متدین هست آدم متدین باید همان کاری را بکند که اسلام دستور داده است باید پیشقدم باشد در تعدیل ثروت چنان که اسلام بزرگ‌ترین پیشرو و تعدیل ثروت است آدم متدین نباید که خون مردم را به شیشه بکند برای این که چهار تومان بیشتر بفروشد بنده با تمام کسانی که به حقوق و اقتصاد وارد بودند صحبت کردم موضوع اقتصادی هم باید بر پایه منطق و عقل و اصول باشد بنده هم که با سایر رفقا صحبت کردم فکر میکنم علت عمده گرانی امروز ترقی نرخ ارز است حالا میگویید که اگر ارز را ارزان بکنیم یک دستهای ورشکست میشوند ورشکست به نظر بنده به آن طریقی که میگویند نخواهند شد حالا خدای نخواسته اگر یک کسی از عمدهالتجار و الاعیان یک یا پنج یا هفت نفر دو میلیون سه میلیون یا یک میلیون یا پانصد هزار تومان ضرر کرد برای خاطر این آقایان باید مملکت را به طرف گرانی و فلاکت بکشیم خدای من شاهد است امروز برای زندگانی یک نفر در تهران هر چه صرفهجویی بکند اقلاً ده تومان در روز برای نان و پنیر باید بدهد و حال آن که قوه خرید مردم هم کم است شما برای آن عملهای که خوششانس است سالم است کارگر زندهای است 4 یا 5 تومان میدهید در این موقع که گرانی شده ده تومان باید برای نان و پنیرش خرج کند (دکتر جزایری- یک دستهای گرانی را نمی‌فهمند) به قول آقای دکتر جزایری یک دستهای گرانی را نمی‌فهمند و نمیدانند که نان چیست حالا آقای نخست‌وزیر بنده از شما انتظار دارم که بفرمایید علت این گرانی چیست روشن و صریحاً عرض کنم بعد هم چه اقداماتی کرده و برای جلوگیری از این گرانی چه کارهایی خواهید کرد، ما به مردم چه بگوییم؟ خودتان چه جور زندگانی میکنید آقا مطلب چهارم موضوع اتوبوس‌رانی است، (نمایندگان - صحیح است) در این وضع اتوبوس‌رانی بنده یقین دارم که آقایان هم با بنده هم عقیده هستند که باید این وضع خراب اتوبوس‌رانی اصلاح بشود این وضع بلبشو  و کورس گذاشتن این مسابقهای که در تهران دیده میشود قابل دوام نیست حالا خوب وسیله کم است ماشین کم است زیاد بکنید آن وضع سابق قابل دوام نبود باید هم شرکت میشد ولی دو کیلومتر در خیابانهای تهران آدم ایستاده منتظر ماشین (ثقه‌الاسلامی - جمعیت زیاد است) جمعیت زیاد است نمیشود مردم را معطل کرد مردم فقیر و بیچاره هستند بفرمایید ماشینها را زیاد کنند این وضع نمیشود خیال میکنید که میشود سه ساعت یک نفر را معطل کرد که از یک نقطهای به نقطه دیگر برود نمیشود و الله نمیشود (میراشرافی- 500 تای دیگر بخرند؟) نخرند یک فکری بکنید (میراشرافی- 150 تا اتوبوس آمده) آقای نخست‌وزیر بالاخره چه میکنید مسئول این کارها که بنده نیستم این کار دولت است (نورالدین امامی- بدتر شده) و اما خدمت آقای وزیر راه میرسیم قربان این مملکت با این وسعت نه راهآهن دارند نه راه شوسه بنده با کمال ارادتی که به تیمسار دارم (چند نفر از نمایندگان- دارند ) با تعارف نمیشود باید کار را شروع کرد مملکت احتیاج به راده دارد شما در توی این مملکت چند تا راه دارید در گذشته بعضی از کارگران شرکت ملی نفت که حقوق‌شان را هم گرفتند وسیله هم داشتند خوب بود میفرستادید راه میساختند از لحاظ فنی هم علتی نداشت (وزیر راه نه خیر) بسیار خوب اگر به کارگر بیکار حقوقش را بدهید و از لحاظ فنی هم عیبی ندارد به نظر بنده نباید آنجا کار کند بنده نمیدانم و اما موضوع دیگر چند روز پیش بنده رفتم شهرداری که بپرسم که چرا کالاهای ضروری مردم گران است ضمن عللی که میگفتند که یک علتش این است که دادگاهها مجازات شدید برای مرتکبین و گران فروشان معین نمیکنند و بعد هم خدمت آقای وزیر عدلیه رسیدم و گفتم که آقا شما البته حق دخالت در دادگاهها ندارید ولی یک تذکری بدهید شما خودتان هم جزو توده مردم هستید شما چرا مجازات نمیکنید گفتند که دادگاههای ما میگویند که ما اگر شدت عمل به خرج بدهیم موجب سوء استفاده بعضی از مأمورین شهرداری میشود یک دستگاهی از این دولت این طور میگوید دستگاه دیگر طور دیگر در هر صورت در این دستگاه 30 نفر 40 نفر که مورد اعتماد هست آنها را بگذارید سر کار یک مبارزهای با این گرانی بکنید بنده برای یک راه چهل و هفت کیلومتری حوزه انتخابیه خودم که 183 هزار نفر جمعیت دارد راه ندارند چهل و هفت کیلومتر اگر راه ساخته بشود این شهر ساوه به قم وصل میشود خدمت آقای نخست‌وزیر عرض کردم گفتند چشم خدمت تیمسار وزیر راه عرض کردم گفتند (صارمی - از کجا بیاورند در این روش قرطاس بازی را ببندید این جاده شاید چهارصد هزار تومان خرجش باشد تا حالا پانصد هزار تومان خرجش کرده ولی هر سال 20 هزار تومان در هر صورت مردم نه راهآهن دارند نه راه دارند راهآهن که نیست ما راه که نداریم وسیله که نداریم مردم چه کار کنند ما یک لولهای داشتم برای چاه آب ساوه در اندیمشک بود میخواستیم به وسیله راهآهن رفته است نفت بیاورد بنابراین به عقیده بنده باید اقدام عاجلی برای رفع گرانی بکنید هم طور که مردم را نمیشود با احساسات نگهداشت شکم گرسنه ایمان ندارد باید یک فکری کنید که شکم مردم سیر باشد بنده ارجع به آقای وزیر دادگستری عقیده دارم آن کاری که باید در دادگستری بشود نشده اولاً به عقیده بنده هیچ یک از قوانین دکتر مصدق‌السلطنه ارزش قانونی ندارد خوب چرا؟ برای این که صدور اختیارات مجلس شورای ملی را قانون اساسی معین کرده است مجلس شورای ملی برخلاف قانون اساسی نمیتواند رأی بدهد آمده است یک شخصی یک مقرراتی وضع کرده غلط یا صحیح حتماً غلطط هم بوده چون خود او تقصیر هم نداشت بنده منصفانه عرض میکنم یک دستهای بودند معظمی و دکتر شایگان مینوشتند میبردند برای امضای او هم امضا میکرد حالا گر از روز اول این دولت میآمد و میگفت که هیچ یک از این قوانین قانونی نیست اشکالی داشت؟ نمیتوانید عمل کنید عمل کردنش جرم است چون ارزش قانونی ندارد یک کسی برای خودش کاری کرده (دکتر جزایری - این مطلب قابل بحث در مجلس است به این شدت هم نبوده ) (صفایی - بعضی از قوانین مفید هم دارد) البته بعضی از قوانین مفیدش قانون اجازه 6 ماه مهلت مشروبات الکلی هم بوده عرض کنم اولاً اسم قانون نگذارید بگویید میراث دکتر مصدق بنده عرض میکنم دکتر مصدق یا هر کس دیگری هر کس هم که با حسن‌نیت باشد حق قانونگذاری ندارد اگر یک چیز خوبی هم دولت در نظر دارد باید بیاورد به مجلس و مجلس تصویب کند بگوید آقا این به نظر من خوب است والا یک کسی بنشیند برای خودش قانون وضع کند این که نمیشود (شمس قناتآبادی - علی ای حال در برابر تصمیم مجلس باید تصمیم بگیرد) تصمیم مجلس نمیتواند برخلاف قانون اساسی باشد به نظر من همان طوری که یک قسمت از اختیارات را اجرا نکردند باید یک قسمت دیگر را هم اجرا نمیکردند یک دستهای آمدند در جلوی این مجلس یک عدهای چاقوکش آوردند وکلای تمام ایران هم که انتخاب نشدهاند یک دستهای برای خودش آمد گفت دسته دیگر هم که ترس داشتند گفتند ما اختیار قانونگذاری را میدهیم به شخص معینی خوشمزه اینجا است که متحصن هم شدند تحصن برای گرفتن یک چیزی است نه برای دادن چیزی آنها متحصن شدند که ما اختیار قانونگذاری را بدهیم به دکتر مصدق خوب آقا این را تحصن نمیخواهد بنده از آقای نخست‌وزیر توقع داشتم که روی قوانین دکتر مصدق یک قلم نه میکشیدند و بعد هم اگر لایحهای دارند تهیه کنند آقا هنوز که هنوز است یک دستهای بیکار برای مقررات دکتر مصدق هستند من از جناب آقای نخست‌وزیر سؤال میکنم شما اگر عقیدهتان این است در دولت مصدقالسلطنه فقط یک نفر تقصیر داشته و در تمام کارها یک نفر پیرمرد هفتاد و چند ساله بوده همه کارهایش را هم خودش کرده واقعاً خاک بر سر مملکت بشود که یک نفر همه کاره مملکت بشود خوب اگر برای محاکمه

+++

وزرا ما معطل بودیم که مجلس باید باز باشد و این مجلس اجازه بدهد که وزرا محاکمه بشوند راجع به بقیه چه میفرمایید وکلا که غیر از زمان وکالت مصونیت نداشتهاند اصل دوازده قانون اساسی گفته که وکیل از زمان وکالتش مصونیت دارد و باید محاکمه آنها با اجازه مجلس باشد پس حالا که دوره آن مجلس تمام شد آنها را چرا تعقیب نکردهاید مشمول مرور زمان هم که نشدهاند چرا تعقیب نکردید آقای نخست‌وزیر شما نمیدانید که انواع زجرهای قرون وسطایی را به آنها دادند؟ این اعمال را که دکتر مصدق کرد وزرای او هم نمیکردند خوب یک عده از مأمورین دولت این کارها را میکردند اینها را که قانون جرم جنایی شناخته چرا تعقیب نکردید آقای نخستوزیر اکنون یک مطالب زیادی دارم که فهرستوار عرض میکنم وقت من هم تمام میشود منظور بنده این است (رئیس- پنج دقیقه بیشتر نمانده است) آقای نخست‌وزیر باید بدانند برای چه سر کار آمدهاند باید بدانند که به دست پا برهنهها روی کار آمدند باید برای همانها هم کار کنند باید برای این گرانی سرسامآور فکری بکنند جای شکرش باقی است که این گرانی سرسامآور به یک قسمتهایی از مایحتاج مردم هنوز سرایت نکرده که گران بشود و من از آقای وزیر بهداری تشکر میکنم همچنین از آقای مدیرعامل بنگاه دارویی که به موقعش اقدام کردند عوض این که پنیسیلین دانهای 400 تومان بشود در دانهای 9 ریال باقی مانده و اگر به تناسب بالا بالا میرفت معلوم نبود که تا کجا میکشید، اما راجع به فرهنگ و دانشگاه، استقلال دانشگاه برای این است که استادی که کارش فنی است با سیاست در معرض تغییر و تبدیل نباشد متأسفانه باز هم عرض میکنم که استادان شریف در دانشگاه زیاد هستند استادان شریف و وطنپرست زیاد هستند ولی اگر بنده اینجا عرض میکنم که دانشگاه خراب است نباید تصور کرد که همه استادان این طور هستند (مهندس جفرودی - خراب نیست) بنده عرض میکنم که دانشگاه ما امروز به این صورت در آمده که یک دسته جوانهای وطنپرست معصوم مملکت را میبرند آنجا به جای بیاورند و بهترین ایام عمرشان را صرف تحصیل علم بکنند این افراد معصوم را میبرند وسیله اجرای مقاصد سیاسی دستهای میکنند بنده آقای نخست‌وزیر استاد دانشگاه را به شما نشان میدهم که عنوان دکترای دارد به درد دانشگاه نمی‌خورد میگویید نه هر وقت بخواهید به شما نشان میدهم استادان فاضلی هم هستند که باعث افتخارات ما هستند دانشگاه ما باید این قدر غنی باشد که مستغنی از فرستادن شاگرد به خارج باشیم (صحیح است) و باید حتماً جوابهای مملکت ما مستغنی باشند از این که پول بدهند و در خارج درس بخوانند حتماً باید این طور باشد ولی بنده به جنابعالی عرض میکنم که شاید یک دستهای معترف هستند و میدانند کسانی هستند در دانشگاه که وقتی یک دیکته فارسی را بهشان بگویید غلط مینویسند اگر هر کسی گفت نه یک جلسهای تشکیل میدهیم آقای مهندس جفرودی شما هم تشریف داشته باشید. آقای دکتر عمید هم تشریف داشته باشند. آقای فرامرزی هم تشریف داشته باشند او را امتحان کنید (یک نفر از نمایندگان- دکتر در چه هست؟) دکتر در حقهبازی دکتر در حقوق و ادبیات این دانشگاه را باید تصفیه کنید باید اجازه ندهید که جوانهای مردم بروند آنجا وسیله اجرای مقاصد اشخاص قرار بگیرند (مهندس جفرودی - این طور نیست) همین طور است (مهندس جفرودی- عرض میکنم این طور نیست) دانشگاه باید مصون و مقدس باشد این برنامه تحصیلی شما آقای وزیر فرهنگ بسیار خراب است (میراشرافی- اتفاقاً وزارت فرهنگ از همه بهتر کار کرده است) این برنامه مستعمراتی است ما در دولت شما توقع داشتیم که برنامه فرهنگ را عوض کنید این برنامه برنامه مستعمراتی است و صد سال است در ایران دارد اجرا میشود (صفاری- آقا برنامه مستعمراتی نفرمایید) برنامه بیاساس و خرابی است که هیچ پایه و اساسی ندارد برنامهای است که صد سال پیش در اروپا تدریس میکردند عیب این برنامه این است که هر روز دهها نفر میآیند سراغ ما و از ما کار می‌خواهند فقط این اشخاص آماده شدند که پس از فراغت از تحصیل استخدام بشوند و شما هم که نمیتوانید استخدام جدید بکنید ما به اینها چه بگوییم یک لیسانس و یک دکترا درستش هست 15 سال درس خوانده 18 سال درس خوانده و حالا آنجا افتاده مخصوصاً باید آقای وزیر فرهنگ توجه داشته باشند که بنده به دولتی که برنامهاش این طور باشد و بخواهد این را ادامه بدهند رأی نمیدهم (قنات‌آبادی - احسنت) به دولتی که بخواهد مماشات کند و باری به هر جهت را در پیش گیرد هر کی هر کاری بخواهد بکند من به این دولت رأی نمیدهم هزینه زندگی مردم بالا رفته است باید هزینه زندگی را بیاورید پایین قوه خرید مردم را زیاد کنید آقای نخست‌وزیر مهمترین مسئلهای که در پیش دارید موضوع نفت است این را توجه دارید همه آقایان دقت بفرمایند خواهش میکنم آقایان خبرنگاران هم عین عبارت را نقل کنید. باید توجه داشته باشید که واقعاً در ایران نهضتی شده است و واقعاً غرور ملی ایرانی بیدار شده است مردم ایران میخواهند استیفای حقوق‌شان را شرافتمندانه بکنید شما نباید بیفزایید که ما مسئول گذشته نیستیم اگر بخواهند باز با ما سر سختی بکنند اگر بخواهند باز هم لجاج بکنند اگر بخواهند باز هم به ما اذیت بکنند در حقیقت به صلح جهانی لطمه زدهاند باید طبق قوانین مجلس طبق خواستههای ملت ایران بدون انحراف در کار نفت اقدام کنید نمیدانم که کاری کردهاید یا نکردهای از این نمیگویم و بدانید که کوچک‌ترین انحرافی را ملت ایران قبول ندارد و باید واقعاً سعی بشود که این درآمد منابع زیرزمینی به صورت مسخرهای که حالا هست باقی نماند شما آقای نخست‌وزیر حتماً برای سوءاستفادههایی که در انبارهای نفت شد هیچ گونه اقدامی نکردهاید شما نمیدانید آقا بروید یک مرتبه به آبادان. بنده شب عید به آبادان رفتم اگر از هر کسی بپرسید از بازاری و یا رهگذر بپرسید همهشان شاید مدعی باشند بر این که

نادعلی کریمی - آقا وقتشان تمام شده.

رئیس- شما لازم نیست بفرمایید آقای پیراسته وقت شما تمام شده است

پیراسته - بنده یک ربع دیگر وقت میخواهم.

رئیس- ماده 89 مدت نطق نمایندگان را در هر موردی پیشبینی کرده اینجا نوشته در موارد استثنایی میشود مدت نطق اضافه بشود و بدون مذاکره به عمل میآید پس مذاکرهای ندارد و برای یک ربع ساعت اضافی باید رأی گرفت آقایانی که با یک ربع تمدید مذاکره آقای پیراسته موافقند قیام بفرمایند (اکثر برخاستند) تصویب شد بفرمایید.

پیراسته - عرض کنم بعد از قیام ملی 28 مرداد یک دستهای از خائنین از کسانی که باعث به وجود آوردن آن دستگاه شده بودند و باعث این شده بودند که مملکت را به سقوط برسانند تا یک چند روزی ماستها کیسه کرده بودند و یک چند نفری از آنها را هم گرفته و حالا برای این که شما مجازات نکردید سهلانگاری کردید یواش یواش یک چیزی هم طلبکارند و حالا یک چند روز دیگر حقوق ایام گذشته را از شما خواهند گرفت و کار هم خواهند خواست یک نفری را شنیدم که چند روز است این طرف و آن طرف میرود که با دولت رابطه پیدا کند و آن آقای لطفی است (میراشرافی- آقای قائم مقام الملک هم می‌رود سناتور بشود) و این آقای لطفی اگر اظهاری در مقابل این مطالبی که عرض میکنم دارد میتواند بنویسد و بدهد به بنده و بنده خودم خواهم خواند، ایشان قبل از 30 تیر گذشته فکر کرد که دولت مصدق‌السلطنه سقوط خواهد کرد به وسیله یک نفر از مستشاران دیوان کشور با بنده ملاقاتی کرد تقاضایش این بود که ما او را تقویت کنیم که بشود وزیر دادگستری و بعد به بنده گفت که من توپچی هستم سه دفعه تکرار کرد که اگر بگویند سفت بینداز سفت میاندازم بگویند شل بینداز شل میاندازم وقتی 30 تیر پیش آمد و آن طور شد این پیشنهاد را به یک دسته دیگری کرد و با آنها ساخت و شد وزیر دادگستری از قدیم من میشناختمش در عدلیه معروف بود وقتی که سر پا مختاری در شهربانی بود ایشان از شهربانی حقوق میگرفت این بود آقای فرخ که رئیس شهربانی شدند گفتند که بنده لیستش را هم دیدم بعدش هم که بنده دادستان دیوان کیفر بودم و آقای دکتر سجادی وزیر دادگستری بود رفته بود جنوب و پروندهها را تشکیل داده بود و بعد هم گفته بود که آن پرونده مفقود شده است و برای آن پرونده تقاضای 70 هزار تومان حقالکشف میکرد یک کاغذی نوشته بود به دیوان کیفر که 70 هزار تومان باید به من بدهید بنده دادستان بودم رفتم پیش وزیر عدلیه وقت ایشان گفتند که بنویسید که شما کاری نکردهاید پرونده هم یا سرقت شده یا سرقت کردهاید و یک شاهی هم که وصول نکردهاید چه طور 70 هزار تومان به شما بدهیم عرض کنم ما هم به آقای لطفی نماینده دیوان کیفر جواب دادیم که یک شاهی به شما نخواهیم داد بعد آمدند از مقام قضا و قضاوت تا جاسوسی شهربانی این آقا بعد از 28 مرداد پس از این که آن جنایات را در این یک سال کرد حالا شنیدهام که این طرف و آن طرف میرود واسطه میتراشد که در این دولت هم کار بهش بدهند این خیلی باعث تأسف بنده است مطالب گفتنی مخصوصاً در برنامه دولت زیاد است انتقادات زیاد است بنده یک قسمت از این انتقادات ر میگذارم برای بعد به پاس خدماتی که آقای سپهبد زاهدی در 28 مرداد کردند و همچنین بعد از آن کردند ولی آقای نخست‌وزیر توجه داشته باشید اگر بخواهید رویهای که داشتهاید در مسامحه اشخاص در پایین آوردن هزینه زندگی و در این مواردی که عرض کردم تعدیل نکنید مخصوصاً با کمال ارادتی که به شخص شما جناب آقای سپهبد زاهدی دارم و آن وقت به عنوان این که نخست‌وزیر هستید از آقای نخست‌وزیر سؤال خواهم کرد و اگر توجه نفرمودید استیضاح خواهم کرد و به دولت رأی نخواهم داد نه تنها بنده بلکه رفقای شما اگر این عرایضی که کردم عمل نشود اگر این کارها درست نشود اگر واقعاً سطح زندگی را بالا نبرید قیمت هزینه زندگی را پایین نیاورید اگر تکلیف قوانین دکتر مصدق را تعیین نکنید مسلماً از بنده و سایر رفقا نباید توقع پشتیبانی و توقع رأی داشته باشید الان یک دستهای امروز میآیند به سراغ ما و میگویند یا در قشون بودهاند یا در سایر ادارات از خارج می‌گویند اگر خلافی کردهایم ما را طبق قانون محاکمه کنید این حرف بسیار صحیح است احترام ارتش

+++

احترام لباس سربازی باید محفوظ بماند باید این لباس مورد احترام باشد نباید مردم بگویند که نظامی‌ها همهاش الدورم بلدرم میکنند مردم باید نظامی را دوست داشته باشند اگر دکتر مصدق یک کسی را بیرون کرده است بیاورید او را محاکمه کنید طبق قانون طبق قوانین مجلس یک مادهای از مجلس بگذرانید یک کاری بکنید نسبت به کار قضات کار افسران کار همه تمام آنهایی که در زمان مصدق با آنها این عمل شده اگر یک کسی یک تخلفی کرده او را محاکمه و محکوم کنید یک سبزی فروش را بدون اعلام اتهام و بدون استماع دفاع نمیشود محکوم کرد بدون اعلام اتهام و دفاع میشود محکوم کرد؟ میشود؟ یک سبزی فروش را بدون اعلام اتهام و استماع دفاع محکوم کرد شما چه طور اجازه میدهید بدون استماع دفاع بدون اعلام اتهام بدون این که دفاعی کرده باشد مجازات ببیند آخر همین طور مجازات بشود که نمیشود آخر این متهم خودش باید بداند که چه کرده و دیگران هم بدانند که چه کرده تا دیگران نکنند و عبرت بگیرند آخر ما باید بدانیم که اینها چه کردهاند یک کسی رفته است و از قیافه یک آدمی خوشش نیامده است گفته است که این آقا باید از کار برکنار باشند به خودش هم نگفتهاند به هر حال آقای نخستوزیر تصمیم بگیرید اینها کمال فداکاری را برای شما و برای مملکت کردهاند آنها قیام کردند آنها زجر کشیدند بایستی تصمیم بگیرید اگر هم آدمهای ناصالحی در میان آنها هست طبق قوانین مصوب مجلس شورای ملی محاکمهشان بکنید من مخصوصاً از جناب آقای وزیر دفاع ملی که میدانم چقدر به ارتش و مملکت علاقه دارند عرض میکنم (صحیح است) یک کاری کنید که بازنشستگی از صورت مجازات خارج بشود بازنشستگی یک مرحله بسیار شریف عمر یک سرباز و یا یک مستخدم دولت است (صحیح است) نباید که صورت مجازات داشته باشد، همین طور آقای وزیر کار باید این را بدانند که وظیفه سنگینی را به عهده دارند، قانون کار بسیار قانون ناقصی است و ضمانت اجرا ندارد، آقایان نمیدانم به حمامهای خارج میروند یا حمامهای منزل بنده که میروم حمام خارج، این کارگران حمام روزی 18 ساعت کار میکنند و اینها در مدت کوتاهی از بین میروند آقای وزیر کار از دوستان خیلی صمیمی بنده هستند و در مجلس هم دوستان صمیمی دارند باید متوجه باشند که وزارت کار از این صورت که هست خارج شود اگر واقعاً برای مردم کار نکنند و قانون کار را نگذرانند بدانند که مورد پشتیبانی رفقا نخواهند بود.

رئیس- آقای پیراسته در ضمن بین خود در برنامه تحصیلات مدارس کلمه مستعمراتی ذکر کردند. لازم است تذکر داده شود که به حمدالله کشور کهنسال ایران در طی عمر و تاریخ چند هزار ساله خود از نعمت استقلال با عنایات خداوند برخوردار بوده است (صحیح است) نقایص و معایب برنامه تحصیلی را هم البته آقای وزیر فرهنگ اهتمام خواهند کرد مرتفع شود.

پیراسته - برای این که در صورت مجلس ذکر شود توضیح میدهم بنده منظورم این بود که این برنامهشأن ملت ایران نیست که کارمند بی‌اثر به وجود بیاورد.

رئیس- بسیار خوب همان طور که گفتید اصلاح میشود آقای مشایخی بفرمایید.

مشایخی- من با دولت تیمسار سپهبد زاهدی و برنامه ایشان که در معرض قضاوت مجلس شورای ملی گذارده شده موافقم (میراشرافی- همه موافقند) صحیح است و موافقت من از دو نقطه نظر است که قطعاً مورد تأیید نمایندگان محترم و قاطبه ملت ایران و تمام وطنپرستان است (عبدالرحمن فرامرزی - شما خودتان تنها) بنده خودم و شما و تمام وطن‌پرستان (زنگ رئیس)

رئیس- آقای مشایخی بین‌الاتنین حرف نزنید.

مشایخی- موافقت من از نظر لیاقت شخصی ایشان و از لحاظ فداکاریهایی است که در حوادث اخیر مملکت مردانه انجام دادهاند (صحیح است) ثانیاً از لحاظ مقتضیات کنونی مملکت و اوضاع و احوالی است که در گذشته داشتیم و اوضاع و احوالی است که در حال حاضر برای ما ایجاد شده است، اکثر دولتهایی که از بدو مشروطیت تاکنون زمان امور را در این مملکت به دست گرفتهاند و برنامه آنها مورد تأیید مجلس شورای ملی واقع شده به ایده من مردمان وطنپرستی بودهاند، حسن‌نیت داشتهاند علاقمند به اصلاحات بودهاند، میخواستد یک خدمتی برای مملکت انجا بدهند، میخواستند احتیاجات روز را انجام بدهند و مردم را از خودشان راضی کنند. مسلماً تمام برنامه‌های مشمشی که آنها به مجلس دادند شامل موادی بود که با احتیاجات روز با خواستههای ملت ایران، با توقعات نمایندگان دوره مربوطه مجلس شورای ملی مطابقت میکرداما معالسف باید بگوییم که 50 سال از مشروطیت ما گذشته ولی دولتها توفیق نیافتهاند تمام یا قسمت مهم برنامهشان را اجرا کنند چرا؟ تصور میفرمایید میخواستهاند نمایندگان مجلس را قریب بدهند یا علاقمند به خدمت نبودهاند خیر قطعاً کمال علاقمندی را داشتند، میل داشتند برنامهشان اجرا شود ، خیلی ساده است زیرا هر فردی علاقمند است نسبت به جامعه خودش خدمتگذار باشد هر رئیس خانوادهای میخواهد خانواده خودش را از خود راضی نگه دارد ما وکلا علاقمند هستیم که موکلین‌مان از ما راضی باشند، خدمتگذار کشورشان باشیم و برای مملکت‌مان مفید باشیم بنابراین معقول نیست که بگوییم یک کسی رئیس الوزرا بوده است و نخواسته است خدمتی بکند میخواسته است خدمت کند ولی موانع و مشکلاتی ایجاد شده است که نتوانسه است در مقابل آن موانع و مشکلات مقاومت کند و رفع کند مانع خارجی یا داخلی به هر کیفیت در مقابل او بوده و کمیتش لنگ شده در نتیجه مجور به استعفا شده یا مجلس او را برکنار کرده بنابراین برای اجرای برنامههای اصلاحی تنها خواستن کافی نیست توانستن هم شرط کافی و لازم است که من معتقدم کسانی که میخواهند زمام امور مملکت را به دست گیرند باید قدرت اراده و اتخاذ تصمیم داشته باشند تا بتوانند از مشکلات عبور کنند. بتوانند از بن بستها عبور کند. تا بتوانند خدمتگذار مملکت باشند (یک نفر از نمایندگان - مثل آقای سپهبد زاهدی) و این شرایطی که من گفتم در وجود آقای سپهبد زاهدی به حد اعلا سراغ دارم و معتقدم که این مرد مرد مؤثری است . مردی است که برای احیا این مملکت و تمامیت این کشور مردانه قیام کرد و حالا هم میتواند با پشتیبانی شما نمایندگان مجلس شورای ملی برنامهاش را اجرا کند (صحیح است) عرض میشود که در مقدمه من گفتم که از دو نقطه نظر با دولت ایشان موافقم یکی هم از لحاظ اوضاع و احوال کنونی مملکت برای این که بتوانم این موضوع را در حدود توانایی خود روشن کرده باشم لازم است قدری در اطراف اوضاع گذشته صحبت کنم و توضیحاتی بدهم و سعی میکنم حتیالامکان آنچه را که دوست محترم من به نام مخالف ولی در حقیقت موافق به تمام معنی فرمودند تکرار نکنم ولی یک مطلب دیگری هم هست که از آقایان نمایندگان محترم اجازه میخواهم عرض کنم تا بتوانم طلبی را که ادعا میکنم در این مرحله به ثبوت برسانم آقایان در سال 1320 که دود جنگ فضای مملکت ما را اشغال کرد و قوای متفقین مملکت ما را گرفت. مملکت ما را اشغال کرد (شوشتری - برخلاف حق) برخلاف حق تصدیق میکنم و ما انواع و اقسام مشکلات و محرومیت‌ها را از سال 1320 تا به حال تحمل کردیم تمام آنها اثرات ناشی از جنگ بوده و ملت ایران همه چیزش را داد هیچ چیز نگرفت ما هنوز از خطر یک بدبختی نجات پیدا نکردیم یک مصیبت سنگینتر و حوادث مهیبتر برای مملکت ما پیش آمد من با کمال شهامت میگویم حوادث که در سه سال اخیر در این مملکت پیش آمد به طور قطع خطرناکتر از حوادث 12 ساله گذشته بوده است قحطی جنگ، فقر، بیکاری، مذلت همه اینها را تحمل کردیم اما حمله مصدق بر تمامیت این مملکت از حمله چنگیز مغول و از حمله پیشه‌وری خطرناک‌تر بود و آقایان چرا نمیکنید نبود این طور؟(عدهای از نمایندگان - صحیح است) (دکتر جزایری - به این هم نبود) (خنده نمایندگان) قطعاً من ثابت میکنم متأسف هستم که یک ساعت بیشتر حق حرف زدن ندارم والا با دلایل بیشتر عرض میکردم. دولت گذشته برای این که مردم این مملکت را فریب دهد برای این که از قدرت و اراده و نیروی احساسات ملت برای پیشرفت مقاصد خودش استفاده بکند یک جمله شیوا با خط خیلی درشت در صدر برنامه خود نوشت و آن جمله ملی کردن صنعت نفت بود این جمله طلایی که آرزوی هر فرد ایرانی است و هر فردر ایرانی حاضر بوده است برای به دست آورن آنجا خود را بدهد این حسن مطلع و شاه بیتی بود که مردمان ساده دل و زود باور را فریب میداد همین طور قشون معاویه در جنگ با حضرت علی علیه السلام قرآن را بر سر نیزه کردند و آیات قرآن مجید تلاوت کردند و به این ترتیب عدهای از حضرت امیر (ع) از جنگ با آنها خودداری کردند همان طور حکومت سابق این عبارت مقدس این ایده‌آل ملی این هدف عالی ملی شدن صنعت نفت این جمله را به چشم مردم کشید و از نیروی اراده و احساسات مردم برای مقاصد خود کمک خواست و حقیقت هم به مصداق واقعی کلمه حق یراد بها الباطل در این عبارت موجز و مختصر و مفید یعنی کلمه ملی شدن نفت نهفته بود چرا؟ برای این که هیچ فرد ایرانی راضی نیست که رودی از طلای مذاب سیاه در مملکت او جاری باشد و به نفع بیگانه جریان پیدا کند و مردم این مملکت در فر و فاقه زندگی کنند آقایان میدانید که چرا دور مصدق جمع شدند کسانی که دور او جمع شدند برای یک فکر بود او میگفت ملت ایران ما نفت را ملی میکنیم و در حدود قوانین مربوطه از معادن نفت بهرهبرداری میکنیم روزی سیصد هزار لیره عایدات نفت مملکت میشود با این پول مملکت را بهشت برین میکنیم ملت ایران هم همین را میخواست ، اما من باز باید بگویم که ایشان ظاهر میگفتند ولی نمیخواستند ایشان منظور دیگری داشتند بعد هم از عهده برنیامدند توضیح هم میدهم ملت ایران میخواهد ما نمایندگان مجلس شورای ملی متوقع همین موضوع هستیم دولت تیمسار سپهبد زاهدی هم همین کار را میخواهد بکند ما نمایندگان هم متوقع هستیم که هر چه زودتر و هر چه سریع‌تر در حدود قانون مربوطه اقدام به بهرهبرداری از منابع نفتی ملت ایران بکند و به این فقر و فاقه خطرناکی که گریبان‌گیر ملت ایران شده است خاتمه دهید من از مطلب دور افتادم صحبت، به اینجا رسیده بود که دکتر مصدق آرزو و خواستههای ملت ایران را به خوبی درک

+++

کرده بود و فهمیده بود که ملت ایران چه میخواهد، آقایان ملت ایران میخواست که نفت ملی بشود و از آن بهرهبرداری بشود، ملت ایران انواع بدبختیها کشیده بود من از پشت این تریبون به ملل ازاد جهان به ملل طرفدار صلح و آزادی دنیا، به ملل دمکراسی....

رئیس- اکثریت نیست تأمل بفرمایید آقایان بیرون نروند که جلسه از اکثریت بیفتد (پس از لحظهای اکثریت حاصل شد) بفرمایید آقای مشایخی

مشایخی - آقایان نمایندگان محترم من به نام ملت ایران از طرف ملت ایران خواستهها و پیام مردم این مملکت را به دول آزاد جهان به آن کسانی که طرفدار صلح هستند، به آن ممالکی که صلح دنیا را عمل کردند که پایدار بماند، به دول امریکا و انگلیس به آن ممالکی که به مالاف دوستی میزنند به آن دولی که پل پیروزی به ما نام دادند به آن ممالکی که سران آن در کنفرانس تهران استقلال تهران را تضمین کردند (یک نفر از نمایندگان - ایران) ببخشید، ایران میگویم ملت ایران همه چیز خود را در زمان جنگ فدای کرد، راه‌آهن را به شما داد، طرق و شوارع را داد خطوط ارتباط تلفن و تلگراف و آذوقهاش را داد 15 سال محرومیت کشیدیم 15 سال گرسنگی خوردیم بگذارید ما روی پای خود بایستیم ما چیزی نمیخواهیم باید بیایید بگذارید از منابع نفت خودمان بهرهبرداری کنیم، جبران خرابیهای گذشته خودمان را بکنیم مثل این که صدای من خسته کننده است (نمایندگان- خیلی بلند حرف میزنید) به هر حال بنده در اطراف برنامه دولت دکتر مصدق یک نظری دارم خیلی سنگین خواهد بود ولی استدعا دارم گوش کنید اگر صحیح بود که هیچ و اگر اشتباه کردم مرا متوجه کنید (دکتر شاهکار- برنامه سپهبد زاهدی مطرح است) آن برنامه ارتباطی با این برنامه دارد و بنده ثابت میکنم که برنامهای که جناب آقای سپهبد زاهدی دارند کنترل برنامه گذشته است باید آن را گفت و این را هم گفت چون این برنامه اصلاحی است عرض میکنم دکتر مصدق که برنامهاش را به مجلس داد دو ماده داشت اول نفت را ملی میکنیم دوم قانون انتخابات را اصلاح میکنیم بنده معتقدم که این برنامه برنامه ظاهریش بود و او یک برنامه محرمانه داشت و این برنامه ظاهری را برای حصول نتیجه آن برنامه باطنی داد حالا ثابت میکنم، کوشش در ایجاد نفاق و اختلاف و بینظمی و عدم امنیت، سلب آزادی و دمکراسی و اختناق مطبوعات قیام و اقدام بر علیه حکومت ملی، سوءنیت به مقام شامخ سلطنت، از بین بردن رژیم سلطنت در ایران و استقرار حکومت خودخواهانه جمهوری به نفع خودش این برنامه محرمانه او بود و بنده توضیح میدهم و میگویم اصلاً نفت را آورد برای این که از این اول شروع کند و به آخر برساند و روی کرسی صدارت جمهوری بنشیند و به نام رئیس جمهور دیکتاتوری بکند.

شوشتری - خدا نخواست.

میراشرافی - آقای مشایخی این حرفها گفتنش خوب نیست اسم جمهوری را نیاورید

عبدالصاحب صفایی- بر در و دیوارها نوشتند مگر یادتان رفته.

میراشرافی - کمونیستها بودند که نوشتند.

مشایخی-دوره هفدهم یک دوره اختناق بود شما بزرگ‌ترین مبارزات را کردید با رفقای خودتان اما ملت ایران از پشت این تریبون حقایق را نشنید. توی روزنامهها هم نخواند دنیا هم نمیداند من در این موقع اوورتور مجلس در این جلسات مجلل بالاترین وظیفه ملی و بهترین چیز و مهمترین خدمت به این اجتماع این را میدانم که آن چیزی را که مورد انزجار ملت ایران بوده است از اینجا به سمع جهانیان برسانم. بنابراین بحثی است که کاملاً لازم است (شوشتری- لغات را هم فارسی بگویید)

(عمید نوری- موقع اعلام جرم بفرمایید) عرض کنم وقتی که دکتر مصدق برنامهاش مطرح شد تمام منظورش این بود که برنامه محرمانه خودش را کاملاً اجرا کند تمام مساعیش را به کار برد برای ایجاد نفاق و اختلاف خیلی ساده عمل کرد و آن این بود که حزب منحله توده را آزادی عمل داد (یک نفر از نمایندگان و حزب ایران) و به اینها آزادی عمل دادند روزنامههای آنها که سابقاً به طور خفیه منتشر میشد اجازه انتشار روزنامهشان را داد و شب‌ها دیدید که در اسلامبول روزنامه مردم و فلن و فلان را داد می‌زدند اجازه داد شعار بدهند اجازه داد در میدان بهارستان و فوزیه میتینگ بدهند اجازه داد که روز سوگواری رهبر ملل کمونیست رسماً آنها سوگواری بکنند خیلی عجیب است در مقابل یک کار دیگری هم کرد به احزاب وابسته به دولت مثل حزب به آن ایرانی است و نیروی سوم گفت مقابل تودهایها صف آرایی کنید و نگذارید که این طور عمل کنند به مأمورین انتظامی که میبایستی مملکت را حفظ کنند، انضباط و انتظام را برقرار کنند و مخصوصاً چون حزب توده غیرقانونی اعلام شده بود به تمام آنها رل تماشاچی را واگذار کرد گفت بایستید و تماشا کنید در این مملکت آزادی است. آزادی عبارت از این است که حزب توده هر چه میخواهد بگوید ، پان ایرانیسم هر چه میخواهد بگوید هر چه در مملکت میخواهد پیش بیاید بیاید و شما حق ندارید که جلوگیری کنید و دست به اسلحه ببرید فقط تماشاچی باشید و خلاصه رل یک نمیتوانم عرض کنم فلان را بهشان واگذار کرد با این دو دستگی جنگ تن به تن و زد و خورد شروع شد و وقتی که زد و خورد شروع شد دامنه اختلاف و نزاع وسعت پیدا کرده و تجاوز میکند به کجا، به کارخانهها و دانشکدهها و دبستانها و دبیرستان‌ها، رسید جناب آقای وزیر فرهنگ به دبیرستانهای دختران البته تصدیق میفرمایید بعد نفوذ کرد به شهرستانها و از شهرستانها هم گذشت به دهات تجاوز کرد همین دهات اطراف تهران در حوزه انتخابیه خود بنده به مالکین بهره مالکانه نمیدادند آنها را از ده بیرون میکردند میزدند و کسی حق حرف زدن نداشت و منظور از تمام دو دستگی و چند دستگی بین تمام طبقات مردم این مملکت بود و به این ترتیب در آن قسمت اول ماده محرمانه برنامه توفیقی پیدا کرد رفت دنبال قسمت دوم و اما در قسمت دوم به او اجازه داده شد که برای اختناق مطوباعات ملی و نویسندگان دست به عمل گذارد و دیدیم آنچه را که کرد، چه کرد تمام صداهایی را که از حلقوم آزادیخواهان بیرون میآمد خفه کرد، تمام قلمها را شکست، آقایان مدیران رونامهها شما بهتر میدانید ، شماها باید بنویسید من از شما اجازه میخواهم دو سه کلمه عرض کنم تمام فعالیتش را اعمال کرد که یک روزنامه مخالف بر علیه او منتشر نشود هر روزنامهای که خواست منتشر شود مارک اجنبی پرستی و انگلیس خواهی و جوجه استوکس و جاسوس بهش چسباند و به این ترتیب روزنامهنویسها را مرعوب کرد و مقاصد خودش را از نظر اختناق مطبوعات عملی کرد، راجع به این قسمت بنده توضیحی نمیهم در هر حال منظور من این بود که به تمام معنی آزادی را از مردم مملکت سلب کرد و به قدری پافشاری کرد که تصدیق بفرمایید اثر پافشاری او به داخل مجلس هفدهم هم رسید به این ترتیب که رعب و وحشت تمام مملکت را گرفت نمایندگان مرعوب شدند نمایندگان حق دم زدن نداشتند، نمایندگان همه مرعوب بودند جز یک دسته بسیار قلیل حتی در مجلس دوره هفدهم هم که یک نفر از آقایان نمایندگان گفتند دستهای مرعوب و دستهای مجذوب هستند و به عقیده من تمام مرعوب بودند و اگر یک عدهای از آنها مقاومت نمیکردند اگر آن 10 و 12 نفر نماینده آن طور مقاومت نمیکردند وضع عجیبی پیش میآمد این بیچارهها وقتی مخالفت میکردند دم درب مجلس چاقوکشها آنها را مضروب میکردند مجروح میکردند، اتومبیلهای آنها را میشکستند و نمیگذاشتند که مردم به طور آزادی رفت و آمد داشته باشند چرا این کارها را کرد؟ برای این که بیاید در مجلس و یک عده چاقوکش دم مجلس به کمک متینگ دهندگان نمایندگان را مجبور کنند اختیارات قانونگذاری به او بدهند غیر از این است؟ بنده قطع دارم که مقصود او فقط این بود که در دوره هفدهم از نمایندگان اختیارات بگیرد و آخرش هم موفق شد، من قطع دارم به یک عده از آقایان نمایندگان هم بدون این که اخیتار داشته باشند روی تهدید و رعب و وحشتی که بود بر خلاف قانون اساسی به ایشان اختیار قانون‌گذاری واگذار کردند (شوشتری- صحیح است) (میراشرافی- اقای آیتالله کاشانی همان موقع هم مخالفت کردند) این اختیار قانونگذاری به تمام معنی به عقیده من نقض قانون اساسی بود مطلقاً قانون اساسی به نمایندگان مجلس اجازه تفویض اختیارات قانون‌گذاری را نداده است و نخواهد داد و امیدوارم که در هیچ یک از ادوار مجلس هیچ یک از آقایان نمایندگان حاضر به دادن اختیارات نشود (صحیح است) اختیارات را دیدیم ثمرهاش چه جور است من هم معتقدم که نگوییم قانون و اختیارات بگوییم مقررات و مصوبات و تمایلات شخصی به هر حال آنچه اختیارات داده شده بود نقض غرض بود مخالف مقررات قانون اساسی بود مخالف با تمنیات و نظریات ملت ایران بود مخالف آن قربانیهایی بود که پدران ما در صدر مشروطیت دادند، آنها قربانی دادند که فقط و فقط مرجع وضع قانون مجلسین باشند لاغیر و هر گونه اختیاراتی از مجلسین تحصیل میکنند برخلاف اصول قانون اساسی است بنده معتقدم اختیاراتی که داده شده بود قوانینی که او وضع کرد نه تنها خود اختیارات ناقص قانون اساسی بود قوانینی که او وضع کرد اکثرش به ضرر مملکت بود بعضیها از نظر مادی و برخی از نظر معنوی و من اجازه میخواهم که بعضی را تذکر بدهم . یکی از قوانینی که آقای دکتر مصدق وضع کرد اگر خاطر آقایان باشد قانون تصفیه حساب مالیاتهای معوقه بود، اینجا لازم است این را توجه بفرمایند من اگر در امور مالی بحث میکنم یک قدری اطلاعات در این مورد دارم و امیدوارم ضمن بحث قدری خوب از عهدهاش بر بیایم و توضیح بدهم که تمام قوانین مالی که آقای دکتر مصدق وضع کرده بود مضر واقع شد و چرا تمام آنها مضر واقع شد مطابق قانون مالیات مؤدیان مالیات به دو دسته تقسیم می‌شوند یک دسته دارای دفتر هستند مثل بازرگانان و شرکتها و بانکها و یک دسته دیگر آن رستهای هستند که دارای دفتر نیستند و فاقد دفتر هستند آن دستهای که دارای دفتر هستند طرز تصفیه مالیاتی این است که میآیند مراجعه میکنند میگویند این دفتر... (عبدالرحمن فرامرزی- غیر از این راه نداشت) این قانونی است که الان در دست عمل است درآمد خودشان را اعلام میکنند می‌گویند رسیدگی کنید و به ما تصفیه حساب بدهید و این قانونی است که از سال 1309 وضع شده آقای دکتر مصدق چه کرد؟ (عبدالرحمن فرامرزی - دکتر مصدق یک استخوان را از لای زخم کشید

+++

والا همیشه باید دعوی باشد) نه این یک منظوری داشت که اجازه میخواهم عرایضم را بکنم به هر صورت اصول کلی این بود که باید از روی سنهها و دفاتر مالیاتها حل و فصل شود او گفت در هر حوزه مالیاتی کمیسیونی تشکیل شود به نام کمیسیون حل اختلاف مرکب از سه نفر یک نفر نماینده دادگستری و دو نفر نماینده دارایی. و این کمیسیونها مجاز باشند که هر نوع مالیاتی را به هر نحوی از انحا اعم از مرحله بدوی یا کمیسیون تشخیص یا به ردی کمیسیون تجدیدنظر رسیده باشد یا قطعیت پیدا کرده باشد یا مؤدی راضی به پرداخت باشد یا نباشد تمام این قبیل مالیاتها را حق داشته باشد این کمیسیون رسیدگی و تصفیه میکند در صلح و صفا یعنی بعد از داشتن 20 سال سابقه قانونی مالیات بر درآمد و تمام آن آزمایشها و تمام آن قوانین که بعدها اصلاح شد سه نفر بنشینند هر جوری دل‌شان میخواهد برخلاف قوانین جاری مملکت رأی بدهند (عبدالرحمن فرامرزی- مالیات معوقه بوده است) من نمی‌خواهم اسم ببرم جناب آقای فرامرزی مسلم بدانید یک حقایقی است میلیونها به مملکت ضرر خورده است زیرا مؤدیانی بودند که طبق قوانین مشمول مالیاتهای فوقالعاده سنگین میشدند، شرکتهایی بودند که مشمول مالیات بودند و ردی کمیسیون تشخیص هم صادر شده بود به استناد همان قانون مالیات بر درآمد می‌شد که از آنها گرفت همان اشخاص رفتند از این قانون استفاده کردند و در آن کمیسیون مالیات یک دهم آن درآمدی که تشخیص شده بود و درآمدش از روی دفاتر مشخص شده بود یک دهم آن را دادند، چه دلیلی دارد کسی که 50 هزار تومان بدهی داشته باشد یک کمیسیون حق داشته باشد بدون دلیل و مدرک بگوید تمام اینها کان لم یکن و بگوید فلان قدر بده و پنجاه هزار تومان را صلح کردم به پنج هزار تومان این تفریط درآمد دولت است این هم اگر در مواردی لازم باشد این طور اعما شود در مواردی است که دولت نتواند آن مدارک را ابراز کند اما اگر یک مؤدی خودش آمد و گفت درآمدش این قدر است ولی گفتند که باید برود به کمیسیون حل اختلاف این وسیله میشود که یک مقدار زیادی از عواید دولت به این ترتیب از بین برود و از طرف دیگر به کمیسیون اختیار داده بود که اگر مؤدی مالیاتش را نداد اجازه دارد قرار توقیف مؤدی را صادر کند و اما میدانید قرا توقیف کی صادر شد قرار توقیف بقالها و فقرا و بیچارههایی که توانایی پرداخت نداشتند. من اطلاع دارم که دو سه نفر در بیرجند و یک عدهای در اصفهان تا چند روز قبل از این در توقیف بودند و این آقای وزیر دادگستری آنها را از توقیف خارج کردند، این قانون مالیات بر درآمد را درست کرد که یک عدهای از مالیات دهندگان بزرگ تصفیه حساب بگیرند و عدهای مفلوک و بدبخت و فقیر و بیچاره بروند در زندانها نیفتند راهش را هم تعیین کرد که اگر کسی رفت در زندان و نتوانست پرداخت کند به وسیله اعسار و یا کسالت و یا وسیله دیگر از آنجا در بیاید گفت حکم قطعی است و شاید عدهای بیش از 500، 600 نفر برای 50، 60 تومان توی زندانها افتادند و تکرار میکنم جناب آقای فرامرزی میلیونها تومان از مالیات مؤدیان بزرگ از بین رفت در اثر سازش، این قانون عادلانه بود؟ این قانون صحیح بود؟ شما موافق هستید آقا از سال 1309 تا سال 1323 چقدر در این مجلس در این قانون مالیات برآمد تجدیدنظر شد و بحث شد و مواد اصلاحی داده شد چرا تمام اینها کنار گذاشته شد و گفتند دو نفر بنشینند هر طور دل‌شان میخواهد قطع کنند برای این که گفته بود روزی سیصد هزار لیره درآمد نفت است یک وقت دیدی درآمد نیست خرج کارگران نفت را باید بدهد، حقوق کارمندان را باید بدهد هزار جور بدبختی دیگر هم هست.

عبدالرحمن فرامرزی- اگر مالیات را بخشید دیگر پولی گیرش نیامد.

مشایخی-شاید بنده نتوانستم خوب توضیح بدهم (زنگ رئیس)

رئیس- آقای مشایخی بینالاثنین صحبت نفرمایید من خودم اگر کسی صحبت کند جلوگیری میکنم.

مشایخی- من در موضوعی که اطلاع نداشته باشم اظهارنظر نمیکنم من هیچ وقت در موضوع دادگستری بحث نمیکنم آن موضوعی که میتوانم میگویم، باز هم راجع به قانون مالیاتی بحث میکنم یک قانونی وضع کرده بود به نام صدی سه اراضی شهری من به شما بگویم که من اصولاً با این قانون موافقم توضیح میدهم، قانونی وضع کرد که در شهرها هر کسی 300 متر بیشتر زمین دارد و در خارج از شهر هر کسی 1000 متر زمین بیشتر دارد در هر سال صدی 3 مالیات بدهد در متن این قانون 32 شهرستان نوشته گفت این قانون ناظر بر 32 شهرستان است البته وضع این قانون سبب میشود کسانی که دارای اراضی بزرگ هستند خرد کنند و اشخاص میدیدند که اگر ده سال این مالیات را بدهند قیمت اصل زمین به نام مالیات مالیات داده شده و اصل منتفی شده این صحیح و این قانون اصولاً برای منع احتکار زمین و برای تقسیم زمین بسیار مفید است اما در کجا در شهر تهران صحیح است، در شهر تهران سبب میشود که زمین خرد میشود اما در بروجرد و ملایر مفید بود؟ آقای بوربور در ملایر مفید بود در کرمانشاه جای اجرای این قانون بود آیا در کرمانشاه اصلاً زمین ترقی کرده، در بعضی از شهرهای کشور این قانون اصلاً مضر واقع شد یک عیب بزرگ دیگر داشت یک قانونی وضع کرد به نام ده درصد سهم کشاورزان در خیلی از دهات اراضی زراعتی توی شهر بود از یک طرف زارع ده درصد سهم خودش را بر میداشتش و از طرف دیگر ده درصد به عنوان حقوق آبادی ده به صندوق عمومی ده باید فرستاده میشد در عین حال همین زمین زراعتی مشمول مالیات صدی 3 هم می‌شد این را هم خوشبختانه جناب آقای وزیر دارایی توجه کردند و آن قسمتی که در شهرستانها مزاحمت فراهم کرده بود رفع کردند و من میخواهم به آن قسمت از فرمایشات جناب آقای پیراسته توجه کنم که فرمودند این قبیل قوانین مالیاتی را مینوشتند میگذاشتند جلوی او امضا میکرد من هم تأیید میکنم مسلماً یک دستهای مینوشته میگذاشتند جلوی او امضا میکرد  من میخواهم بگویم که تمام این قوانین از نظر مالی به تمام معنی برای مملکت مضر بوده و اگر هم وقت شد در دفعات دیگر این موضوع را بیشتر ثابت خواهم کرد و بعضی از قوانین از نظر معنوی هم مضر بود جناب آقای تیمورتاش این مستخدمینی که بازنشسته شدهاند دو طبقه بودهاند یک عده مستخدمین کشوری بودهاند یک عده مستخدمین لشگری  بودهاند من دو سال در شهرداری تهران بودهام، یک اختیاری دادند به شهردار سابق بدون رعایت قانون افراد را بازنشسته کرده چون برای بازنشستگی با سی سال خدمت متناوب با 25 سال خدمت متوالی و 60 سال عمر لازم است که مستخدم قهراً بازنشسته میشود، اختیار دادند به امینی که هر چه خواست بکند، امینی چه کرد، به شما قول میدهم که شرافتمندانه قضاوت خواهم کرد وری نظر شخصی نیست، شریفترین و پاکدامن‌ترین مستخدمین را منتظر خدمت کرد یکی از آنها همین آقای همایون است که امروز معاون شهرداری است چرا؟ ... برای این که یک باند بودند اصلاح وضع دستگاههای دولتی طوری بود که هر که را که مخالف خودش بود برکنار میکرد، این وسیله اطفای هوی و هوس خودش بود، دستگاهی بود که هر که مخالف دارد بیرون بکند، مگر در دادگستری چه کردند در ثبت اسناد، معاون ثبت اسناد را به چه عنوانی بیرون کردند؟ این قوانین بازنشستگی برای تصفیه کارمندان دولت بود تصفیه به این معنی که یک بخش‌نامهای اول صادر کرده بود که شرط کار کردن در حکومت من ایمان به حکومت من است و هر کسی ایمان ندارد مخالف حکومت است و خائن است، آن بخش‌نامه را باید اجرا کند و طرز اجرایش هم این بوده صحیح گفتند آقای پیراسته، شرافتمندترین افسران که تسلیم هوی و هوس و تمایلات او نشدند به موجب قانون اختیارات بازنشسته کردند. این بزرگترین ضربتی بود که بر پیکر ارتش ایران وارد شد و ما از جناب آقای نخست‌وزیر و دولت ایشان و آقای وزیر دادگستری و سایر مقامات مربوطه تمنی و تقاضا میکنیم که نسبت به تمام این قوانین بازنشستگی چه در مورد ارتش و چه در مورد دادگستری و چه شهرداری و سایر قسمتها توجه کنند که یک عدهای که خدمت کردهاند و وطنپرست هستند حیثیت آنها اعاده شود یک لایحهای تهیه کنند بیاورند به مجلس و ما به آن رأی خواهیم داد و شما همه رأی میدهید (دکتر جزایری- تا دست‌ها را که بر نگردانند) (شوشتری- آن هم راه دارد) جناب آقای دکتر جزایری شما یک مرد اصولی هستید و کمال ارادت را هم به شما دارم صحبت در اطراف قانون بازنشستگی بود اگر در اطراف صلاحیت کارمندان صحبت کنیم این تذکر صحیح است و باید یک دادگاهی از افراد صالح و اشخاص با ایمان بدون حب و بغض انتخاب شود و صلاحیت مستخدمین و تمام مردم این کشور را زیر نظر بگیرد اما صحبت در بازنشستگی بود یک عده تیمسارهای ما یک عده مردمان شریف یک عده کسانی که با آنها مبارزه کردند اینها را کنار گذاشتند اینها را برای چه کنار گذاشتهاند؟ اینها خدمتگذار بودهاند، برای این که اینها نخواستهاند زیر بار اطاعت آنها بروند (دکتر جزایری- آدمهای خوب باید برگردند اما تا درستها نباید برگردند) صحبت من راجع به انحلال مجلس بود خلاصه نظر دکتر مصدق از تمام این اقداماتی که من گفتم از ایجاد نفاق و بی‌نظمی قوه مقننه یک چیز بود و آن این بود که رژیم سلطنتی را از بین ببرد (شوشتری- صحیح است) و رژیم جمهوری در این مملکت برقرار کند اولش خواست در 9 اسفند این کار را بکند اما روز 9 اسفند قیام مردانه مردم این مملکت به رهبری آیتالله بهبانی که خداوند وجودشان را سالم بدارد نگذاشت این نظر او عملی شود آقایان مردم تهران رفتند دم قصر سلطنت و صف بستند و مانع حرکت اعلیحضرت همایونی شدند دید که این نقشه به شکست منتهی شد به فکر نقشه دیگری افتاد و آن این بود که به فکر نقشه دیگری افتاد و آن این بود که به فکر افتاد که با گذراندن آن گزارش هیئت هشت نفری از مجلس فرماندهی کل قوا را بگیرد آن وقت با داشتن فرماندهی کل قوا و با داشتن اختیارات با مقام نخست‌وزیری با مقام وزارت کشور با مرعوب کردن ملت ایران یک مرتبه اعلام جمهوری بکند.

میراشرافی-آقای مشایخی آن گزارش هیئت هشت نفری را آقای قائم مقام الملک درست کردند.

مشایخی-دکتر مصدق تصور میکرد یا پایین آوردن مجسمههای اعلیحضرت فقید با این مانور و با این صحنه‌سازی با قریب دادن وکیلها و ملت ایران با وعده دادن این که روزی سیصد هزار لیره عاید این مملکت

+++

خواهد شد میتواند مملکت ایران را از پادشاه خودش روی گردان کند تصور میکرد که با این وعده و نویدها میتواند به مقاصد نفسانی خودش موفق شود و رژیم جمهوری برقرار کند.

اما یک عده وطنپرست در این مملکت بودند من فراموش نمیکنم آقای شوشتری شما سه سال پیش این حرفها راز دید و گفتید این آقایانی که توی مجلس بودید مبارزه کردید و گفتید، اینها تذکرش باعث تصدیع آقایان است ولی به هر حال آقایان ملت ایران سلطنت طلب است رسوم و آیینش سلطنت طلبی است دین ما سلطنت را تقویت کرده است، آیین ما تأیید مقام سلطنت است مقامی است ک شش هزار سال است در تاریخ این مملکت ثبت شده و هیچ ایرانی به هیچ نحوی از انحا غیر از رژیم سلطنتی رژیم دیگری را قبول ندارد مملکت ما در سایه سلاطین به افتخارات بزرگ نائل شده‌ام سلطنت طلب هستیم مضافاً بر این که اعلیحضرت محمدرضا شاه را دوست دارم و وطن ما در دست مرد بزرگی است و او پدر مهربانی است برای ملت ایران چگونه ممکن است که از این شخص دست بردارد و برود به طرف مصدق، اشتباه کرده است مصدق آقایان به هر حال این ملت برای رسیدن به آمال خودش برای ملی کردن صنعت نفت حاضر بود تمام کارهای مصدق را با چشم خوب نگاه کند ولی پای شاه در بین آمد همه را کنار گذاشت گفت دیگر گول نمیخورم دیگر نمیخواهم نفت را ملی کنی در یک چنین موقعی تیمسار سپهبد زاهدی نقش بزرگی بازی کرد. تیمسار سپهبد زاهدی از دو سال قبل، از موقعی که تمام رجال و زمامداران مملکت که همیشه اوقات نشستهاند پشت چشم‌شان باز است که باز رئیس الوزرا بشوند و همه مرعوب شده بوند آقا تنها کسی که گفت من از جان و مال خود میگذرم و مملکت را نجات میدهم این سپهبد زاهدی بود.

آقایان اولاً در مجلس سنا، از مجلس سنا که بیرون آمد در توقیف‌گاه، در تحصن مجلس، در تمام موارد ایستاد با اقلیت همکاری کرد، جایزه معین کردند که او را بیابند، پیدا کنند و تسلیمش کنند، نترسید مقاومت کرد و با این دستگاه روبرو شد و تا آنجا که در خور توانایی یک سرباز وطنپرست بود که برای روز نجات مملکت ذخیره شده بود مردانه زحمت کشید (میراشرافی- یک سردار ملی است) ایشان زمام امور مملکت را در دست گرفتند. ما فراموش نمیکنیم همان طوری که آقای پیراسته گفتند با پشتیبانی پابرهنهها، با پشتیبانی مردم فقیر این مملکت با پشتیبانی آن مردمی که سینه خودشان را در مقابل رگبار مسلسل قرار دادند بالاخره آن کاخ فرعونی سرنگون شد و بالاخره تیمسار سپهبد زاهدی در یک دست فرمان شاه و در دست دیگر پرچم ایران روی تانک برای نجات ایران با پشیتبانی ملت ایران فداکاری کردند، ایشان آن روز گفتند که امنیت را برقرار میکنم و ما دیدیم که این قسمت برنامه خودشان را به بهترین وجهی انجام دادند و امنیت را برقرار کردند، ماجراجویان را سرکوب کردند، ما با کمال قدرت از شما پشتیبانی میکنیم برای سرکوبی اخلالگران و تأمین امنیت در این کشور آقایان ما برای چه اینجا جمع شدهایم و چه میخواهیم منظور ما این است که خرابیهای گذشته را اصلاح کنیم میخواهیم بساط هرج و مرج و نفاق و اختلاف را برچینیم می‌خواهیم امنیت را در مملکت استقرار دهیم میخواهیم کشور را از تیره روزی و مردم کشور را از سیاه‌بختی برهانیم میخواهیم بهداشت و فرهنگ و سایر اموری را که برای یک مملکت مترقی لازم است تأمین کنیم.

مجری این نیات باید کسی باشد که با اراده و در عین حال اصلاح طلب باشد و کسی باشد و موانع را از بین بردارد و به نظر بنده این شخص همین آقای سپهبد زاهدی و انجام این منظورها از عهده ایشان ساخته است.

آقای سپهبد زاهدی وضع مملکت خیلی آشفته است هیچ کاری در این کشور دور محور حقیقی خود نمیچرخد خرابیها بیشتر از آن است که بتوان شرح داد و مجلس شورای ملی از شما انتظار دارد که آنچه در قوه دارید به متصله عمل بگذارید. من تصدیق میکنم که در هشت ماه گذشته که زمام امور این مملکت را به دست گرفهاید قدمهایی برای اصلاحات برداشتهاید نظم و آرامش را مستقر ساختهاید تا حدی جلوگیری از خرابکاری و سایر عملیات اخلالگران کردهاید شروع به کارهایی کردهاید که انشاءالله نتایج خوبی در مملکت گرفته خواهد شد ولی اینها کافی نیست خرابی یکی دو تا و هزار تا نیست سیستم اقتصادی ما بد است وضع بهداشت ما خوب نیست قوانین مالیاتی ما ناقص است وزارتخانههای ما خوب اداره نمیشود و هزاران معایب و مفاسد دیگر در این مملکت وجود دارد که ذکر آنها جلسات عدیده مجلس شورای ملی را خواهد گرفت و این آقایان نمایندگان مجلس شورای ملی از شما انتظار داریم که این معایب را رفع کنید.

این گرانی روزافزون که پایه و اساس آن از سه سال قبل ریخته شدش این فقر و تنگدستی و فلاکت عمومی مولود سیستم اقتصادی غلطی است که در این کشور حکمفرماست چون آقای پیراسته فرمودند که فقر عمومی و این وضع اقتصادی مملکت مولود گرانی ارز است من گرانی ارز را بیتأثیر نمیدانم ولی عامل مؤثر آن را نمیدانم.

من معتقدم که سیستم اقتصادی مملکت ما از 1308 وضعی پیدا کرده که متأسفانه این مطلب را آن طور که باید و شاید تجزیه و تحلیل نکردهاند و من از جناب آقای نخست‌وزیر و جناب آقای وزیر اقتصاد ملی تقاضا میکنم خیلی مختصر به عرایض من توجه بفرمایند در 1308 قانونی گذشت به نام قانون انحصار تجارت خارجی در ایران که کلیه تجارت وارداتی و صادراتی کشور را طبق این قانون به اختیار دولت گذاشت دولت براساس این قانون یک قسمت از واردات کشور را به عنوان کنتزان و سهمیه تحویل بازرگانان کرد و یک قسمتش را هم خودش متصدی شد.

من معتقدم که علل وضع آن قانون چیز دیگری بود اما اثراتی که بر آن قانون فعلاً مترتب شده است اقداماتی است که باعث وضع کنونی اقتصادی و بدی آن شده بایست چرا در دنیای دو جور مالیات هست یکی مالیات مستقیم و دیگری مالیات غیرمستقیم مالیات قند و چای غیر مستقیم است مالیات مستقیم مثلاً مالیات بردرآمد است.

اما این قانون انحصار تجارت خارجی یک مالیات دیگری است و به عقیده من علمای اقتصادی ایران باید یک تز دیگری بنویسند و به دنیا بگویند که این وضع مالیات در دنیا صحیح نیست غیر از مالیات مستقیم غیر مستقیم یک مالیات دیگری هم هست، آن اعضا تجارت خارجی است شما مالیات بر قند و شکر دارید میگیرد این مالیات بر مصرف است هر فرد دهاتی از گدا تا اولین متمول مملکت، قند و شکر میخورد  قند و شکر مصرف میکند و مالیاتش را هم ادا میکند اما یک چیز دیگری هم شما دارید میگیرید و آن حق انحصار است. آن سود بازرگانی است یک پولی میگیرید به نام حق انحصار یک پولی میگیرید به نام سود بازرگان که در هیچ کجای دنیا نیست (دکتر مشیر فاطمی- خرج دولت هم باید در بیاید) در تمام دنیا یک اصولی هست کشور باید خرجش پرداخته شود و خرج را هم باید مردم مملکت بدهند مردم چه جور باید بدهند. از راه مالیات باید بدهند. در هیچ کجای دنیای از راه تجارت خرج مملکت را نمیدهند. این تجارت نیست اگر میخواهید خرج مالیات مملکت را از راه قند و شکر تأمین کنید از امروز بیایید بگویید کیلویی 25 تومان این که نشد. مالیات بر مصرف مایات غیرمستقیم است اما این عوارض که فعلاً بر قند و شکر در این کشور بسته میشود صورت مالیات صحیح ندارد آقایان شکر الان براساس جیرهبندی 18 ریال فروخته میشود 9 ریال به عنوان این مالیات گرفته میشود این مربوط به جنابعالی نیست ، این سیستم از سال 1308 در مملکت اجرا شده من تمنی میکنم جناب آقای نخست‌وزیر جناب آقای وزیر دارایی برای مردم یک فکر دیگری بکنید مردم تحمل پرداخت مالیات قند و شکر را ندارند مردم حاضر هستند طبق تاکسیهای گمرکی گمرک بدهند اما اگر شما نیایید در دولت خودتان این عمل را لغو کند قند و شکر جزو ضروریات اولیه این مملکت است شما خودتان میدانید که وقتی قیمت قند و شکر ترقی کرد تأثیر در نان گوشت هم پیدا میکند تمنی میکنم برای یک مرتبه در دولت تیمسار سپهبد زاهدی که مورد پشتیبانی قاطبه مجلس شورای ملی است این تصمیم را بگیرید (تیمورتاش- این جای بحث است و خیلی هم جای بحث است) استدعا میکنم جناب آقای تیمورتاش(تیمورتاش- من هم عقیده خودم را میگویم شما عقیده خودتان را من عقیده خودم را عرض میکنم مورد بحث و مداقه واقع شود منظور و مقصود از آن قانون چیز دیگری بود آن قانون این معاملات خارجی و معاملات با ممالک دیگر آن موقع خوب بود در آن موقع این قانون وضع شد برای معاملات با شوریها تصدیق میکند خدمت بود ولی بعد چه شد؟ بعد شد مالیات توجه کنید این قانون وسیله گرانی معیشت زندگی شد توجه کنید این قانون وسیله گرانی معیشت زندگی شد توجه کنید باید قیمت زندگی تنزل کند یکی از راههایش تنزل دادن قیمت قند و شکر و قماش است (یکی از نمایندگان- و نفت) ملت ایران حداقل زندگی را روی چه خواسته؟ نان و گوشت برنج، قند و شکر. چای (یکی از نمایندگان و نفت) اینها را که بدهید دیگر چیزی نمیخواهد این مستدعی بنده از دولت جناب آقای تیمسار زاهدی است یک بحثی این قانون انحصار تجارت خارجی داشت برای این که شما خواستید شما خیر سلف شما خیر اسلاف شما سی چهل دولت گذشته شما خواستهاند قانون را اجرا کنند سیستم سهمیهبندی در این مملکت اجرا کردند یعنی این که کالاهای وارداتی به کشور را به سه دسته تقسیم کردند

1- کالاهای ضروری

2- کالاهای نیمه ضروری

3- کالاهای تفننی و غیر ضروری و تجملی برای آن هم یک سهمیهای معین کردند خوب حالا ببینیم ما از آن سیستم سهمیهبندی چه نتیجهای گرفتیم یک نتیجهای که گرفتیم این بود که تمام بازرگانان کشور از تمام نقاط کشور بلند شدند آمدند تهران در صورتی که اگر سیستم سهمیه‌بندی در تهران اجرا نشود و وزارت اقتصاد ملی اول سال در تهران سهمیه ندهد یا اگر میدهد به همه جا بدهد گر چه یکی دو سال تقریباً یک زمینهای برای دادن سهمیه به ولایات تهیه شد اما باز

+++

بند تغییر کرد نتیجهای که حاصل شد این بود که ولایات خالی شد و همه آمدند تهران جناب آقای شوشتری نتیجه دیدید چه گرفتیم به نظر من صفر، زر و، چرا؟ برای این که همین مقرراتی که وضع کردند و سهمیه تعیین کردند خوب و درست اجرا نشد آن مردمی که آشنا به اوضاع و احوال مملکت بودند به بازرگانان خارجی دستور دادند بدون رعایت سهمیه کالا بفرستند بدون این که جزو سهمیه باشد بفرستد و پولش را هم برات بکشند که به محض این که جنس رسید برات بکنند کالا وارد گمرک میشود و انبار گمرک مملو از کالای قاچاق و بدون سهمیه میشود در تمام مغازههای تهران اجناس قاچاق و بدون سهمیه هر روز میبینید در تمام گمرکات هر سال بیلان موجودی جنسهای گمرکات را ببینید تصدیق خواهید فرمود که تمام آن چیزهایی که غیر مجاز است به مقادیر هنگفت توی انبار گمرک موجود است تمام اینها در گمرکات میماند بعد آخر سال یک تصویبنامه درست میکنند و میگویند تمام کالاهایی که تاکنون رسیده اینها مرخص است آقا پس چرا سهیم درست کردید پس ثمره این کنتنژان چیست؟

با هم میگویم که روی سخن من با شما نیست شما هفت ماه است که زمام را به دست گرفتهاید و شما وارث کارهای خراب گذشته بودهاید که از سی سال قبل توی این مملکت موجود است ما از شما میخواهیم که اصلاح شود، معاملات خارجی فعلاً در مملکت ما مضر است این سیستم سهمیهبندی و جیرهبندی باید عوض شود (صحیح است) عرض میشود راجع به ترقی قیمتها داشتم صحبت میکردم چون صحبت از ارز بود و من از قند و شکر گفتم اجازه میخواهم قدری هم راجع به چای صحبت کنم پنج شش سال است جناب آقای وزیر اقتصاد ملی به نام بهبود چای داخله کشور مردم این مملکت دارند چای گران میخورند (احمد فرامرزی- چای به دو گران) (مهندس جفرودی- چای داخله باید حمایت شود) من طرفدار شما هستم با شما کمال موافقت را دارم باید تمام محصولات تولیدی کشور اعم از فلاحتی و صنعتی تقویت شود (صحیح است) و جنس مشابه از خارجه نیایدی اما آقای جفرودی آقایان نمایندگان گیلان من میخواهم بگویم طرز عمل وافی به مقصود نیست شما چای گران بخورد مردم میدهید ولی برای بهبود وضع زراعت چای در کشور هیچ اقدامی نکردهاید. آقا پنج یا شش سال است (کاشانی- آقای مشایخی سرتان را از بلندگو دورتر بگیرید) آقای کاشانی یک قدری هم در فومن اطلاع چای پیدا بکنید عرض کنم 8 هزار تن مقدار مصرفی چای کشور است (مهندس جفرودی- 11 هزار تن) یازده هزار تن مصرف کشور است ما آرزومندیم که مقدار تولید و استحصال کشور به جایی برسد که  مصرف کشور را تأمین کند و مازادش را هم بیرون بفرستیم مردم هم چای ارزان بخورند و زارع هم زندگی مرفعه داشته باشد اما به نام بهبود وضع چای به نام تأمین زندگی چای‌کاران هفت هشت سال پول گرفتند و گفتند که این پول را میگیریم برای مبارزه با آفات چای گفتند این پول را میگیریم برای کمک به چای‌کاران در سازمان برنامه در مازندران در گیلان همه جا کمک شد متجاوز از 30 میلیون تومان پول گرفتند. ملت باید مقداری پول بدهد به نام حمایت چای و در مقابل قیمت چای بالا برود برای حمایت چای داخله فکری نشود. عرض میشود که چایی شش تومان حقوق گمرکی دارد البته در مورد گذشته است من راجع به چای یک نظریاتی دارم که در یک جلسه به تفصیل توضیح میدهم من معتقدم که باید از چای داخلی پشتیبانی بشود ولی ملت ایران نمیتواند چای گران بخورد یک فکری بکنید ما الان چای کیلویی 50 تومان میخوریم فقرا و بدبختها نمیتوانند بخورند سرتیپ صفاری فقرا چای داخله میخورند) امیدوارم انشاءالله خودمان هم عادت بکنیم بخوریم کمال مطلوب ماست که تولید چایی بالا برود . عرض کنم موضوع انحصار تجارت خارجی و ترقی قیمتها بود یکی از وسایلی که برای ترقی قیمت‌ها وسیله شد موضوع کنترل ارز است کمیسیون ارز از دیر زمانی است که در مملکت ما ایجاد شده اسمش هم این بود که ارز مملکت را کنترل کنیم و از صورش جلوگیری کنیم. آقایان نمایندگان تمام اشخاصی که به اروپا میروند تمام کسانی که مریض در اروپا دارند تمام کسانی که برای تفریح و گردش میروند اینها ارز میخواهند و ارز مورد لزوم را از بازارهای آزد تهیه میکنند بر این چه کنترل ارزی است که ارز آزاد در سراسر مملکت هر چقدر بخواهید موجود است، میلیونها ارز گفتیم کمیسیون ارز کنترل کند که موجودی ما خارج نشود از قاچاق ارز جلوگیری کند موجودی ارزی مملکت زیاد شود ولی امروز با داشتن کمیسیون ارز هر مبلغ به هر مقدار ارز خارجی بخواهید اعم از فرانک سویس و پوند و دلار و فرانک فرانسه به طور قاچاق موجود است. پس یک تجدیدنظری در این وضع کمیسیون ارز بکنید ببینید لازم است یا نه اگر لازم است طرز عمل را طوری بکنی که راه قاچاق نداشته باشد. و اگر لازم نیست درش را ببندید، اینها چه کاری برای مملکت میکنند (میراشرافی- پس مرسدس بنزها از کجا بیاین؟) بنده عرض میکنم تا آنجایی که میتوانم اظهار نظر بکنم میگویم و ممکن است اشتباه بکنم. تمام مطالبی را هم که گفتم مربوط به دولت تیمسار سپهبد زاهدی نیست مربوط به گذشته است من تذکر میدهم که برای بهبود این وضعیت این مطالب مورد توجه قرار بگیرد عرض کنم تیمسار در برنامهای که تقدیم مجلس نمودند نوشته بودند که گوشت از مملکت رفت حقیقتش هم همین است حقاً هم باید تصدیق کرد تصویب نامهای صادر کردند به نام صدور 60 هزار رأس اغنام و احتشام زائد ولی در عمل متجاوز از 2 میلیون گوسفند از مرزهای مملکت خارج شد چرا؟ برای این که آن طرف مرز هر رأس گوسفند «دینار فروخته میشود هر دینار 23 تومان میشود 115 تومان در صورتی که در داخله مملکت قیمتش پنجاه تومان بود پولش را میگرفتند از آن طرف مرز میآوردند در مملکت خرج میکردند این گرانی قیمت امروزی...

رئیس- آقای مشایخی وقت شما تمام شد. علاوه بر این که صدای شما بلند است از بلندگو به طور کامل استفاده میکنید حتی آقایان تندنویسان شکایتی دارند که انعکاس شدید صدای شما موجب میشود که نمیتوانند مطلب را بفهمند.

نورالدین امامی - آقای رئیس ما هم بیچاره شدیم.

رئیس- به علاوه ما یک کار داخلی هم داریم که آن قسم سه نفر از نمایندگان است.

مشایخی-من 20 دقیقه دیگر وقت میخواهم

رئیس- مخالف کسی هست؟

شوشتری-من مخالفم

فرامرزی-اگر هم مخالف نباشد از بدون رأی نمیشود

رئیس- میخواهم بدانم اگر مخالفی نیست ادامه بدهند

شوشتری-من مخالفم

شمس قنات‌آبادی- من هم مخالفم

رئیس- حالا به 15 دقیقه اضافی برای آقای مشایخی رأی میگیریم که آقای مشایخی صحبت‌شان را ادامه بدهند آقایان موافقین قیام بفرمایند (اکثر برخاستند) تصویب شد بنابراین نیم ساعت بعد از ظهر صحبت‌شان تمام میشود.

نوردالدین امامی- به شرط این که پشت بلندگو نرود.

مشایخی-آقایان محترم من از دولت تیمسار و همکاران محترم ایشان که اکثراً مردمان شرافتمندی هستند (پیراسته- همهشان آقا) بله بله، متوقع هستم که این دردهایی که مورد نظر من واقع شده صحبت شده راجع به اقتصاد مملکت و در موضوع نرخ ارز من با آن کیفیت که آقایان راجع به نرخ ارز گفتند موافق نیستم و معتقدم که باید یک کاری کرد که سطح تولید بالا برود وقتی سطح تولید بالا رفت بالانتیجه مقدار ارز هم زیاد میشود. در امریکا پنبه تولید میکنند در ایران هم پنبه میکاریم به کارگر امریکایی 8 دلار به کارگر ایرانی 4 تومان مزد میدهند، آنها با 8 دلار با قیمت پنبه ما رقابت میکنند و ما نمیتوانیم چون مقدار تولید آنها زیاد است و ما مقدار تولیدمان کم است . من چون میبینم آقایان خسته شدهاند دیگر حرفی نمیزنم و از این یک ربع استفاده نمیکنم ولی معتقدم که باید این دولت با پشتیبانی نمایندگان محترم این اوضاع را اصلاح کند و کاری کند که سطح زندگی بالا برود و هزینه زندگی تنزل کند.

عبدالرحمن فرامرزی- من پیشنهاد ختم جلسه را میکنم.

رئیس- من خودم جلسه را تعطیل میکنم فقط سه نفر از نمایندگان باید در این جلسه قسم بخورند اجازه بفرمایید.

عبدالصاحب صفایی- یک تذکری دارم اجازه میفرمایید؟

رئیس- بفرمایید

عبدالصاحب صفایی- برای این که بحث در اطراف دکتر مصدق و کابینه گذشته خاتمه پیدا کند اجازه بفرمایید اعلام جرمی که بنده کردهام به جریان قانونی گذاشته شود.

رئیس- اعلام جرم به کمیسیون عرایض فرستاده شده و از آنجا به کمیسیون دادگستری فرستاده میشود. آن عمل شده

صفایی - بسیار خوب

4-اجرای مراسم تحلیف از طرف سه نفر از آقایان نمایندگان

رئیس- برای اجرای مراسم تحلیف سه نفر آقایان، کلامالله را بیاورید

(در این موقع کلام‌الله مجید با تشریفات لازمه به تالار جلسه آورده شد و حضار به احترام به پا خاستند)

رئیس- آقای سلطان العلما طباطبایی بفرمایید قسمنامه را قرائت بفرمایید آقایان بهبهانی و دولتشاهی هم تکرار میفرمایند

(آقای سلطان العلما در محل نطق حاضر و قسم‌نامه را به شرح زیر قرائت نمودند)

ما اشخاصی که در ذیل امضا کردهایم خداوند را به شهادت میطلبیم و به قرآن قسم یاد میکنیم مادام که حقوق مجلس و مجلسیان مطابق قانون اساسی محفوظ و مجری است تکالیفی را که به ما رجوع شده است مهما امکن با کمال راستی و درستی وجد و جهد انجام بدهیم و نسبت به اعلیحضرت شاهنشاه متبوع عادل مفخم خودمان صدیق و راستگو باشیم و به اساس سلطنت و حقوق ملت خیانت ننماییم و هیچ منظوری نداشته باشیم جز فواید و مصالح دولت و ملت ایران (و ضمیمه بنده احکام اسلام )

رئیس- آقای بهبهانی نیز در ذیل قسم‌نامه امضا نمودند)

رئیس- آقای دولتشاهی شما هم بفرمایید.

(آقای دولتشاهی هم ذیل قسم‌نامه را امضا نمودند)

5-تعیین موقع و دستور جلسه بعد - ختم جلسه

رئیس- جلسه امروز ختم میشود جلسه آتیه پس فردا سه‌شنبه دستور هم برنامه روشن خواهد بود.

(مجلس نیم ساعت بعد از ظهر ختم شد)

رئیس مجلس شورای ملی- رضا حکمت

+++

یادداشت ها
Parameter:294831!model&5137 -LayoutId:5137 LayoutNameالگوی متنی کل و اخبار(مشروح مذاکرات)