کتابخانه، موزه و مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی


صفحه اصلی » مشروح مذاکرات » مشروح مذاکرات مجلس ملی » دوره نوزدهم مجلس ملی

0.0 (0)
مشروح مذاکرات مجلس شورای ملى، دوره‏19
[1396/05/31]

جلسه: 6 صورت مشروح مذاکرات مجلس روز سه‌شنبه 29 خرداد ماه 1335  

فهرست مطالب:

1 - تصویب صورت مجلس

2 - طرح برنامه دولت آقای علا نخست‌وزیر

3 - تعیین موقع و دستور جلسه بعد - ختم جلسه

مشروح مذاکرات مجلس شورای ملى، دوره‏19

 

 

جلسه: 6

صورت مشروح مذاکرات مجلس روز سه‌شنبه 29 خرداد ماه 1335

 

فهرست مطالب:

1 - تصویب صورت مجلس

2 - طرح برنامه دولت آقای علا نخست‌وزیر

3 - تعیین موقع و دستور جلسه بعد - ختم جلسه

 

مجلس دو ساعت 20 دقیقه پیش از ظهر به ریاست آقاى رضا حکمت تشکیل گردید.

1 - تصویب صورت مجلس‏

رئیس - صورت اسامى غائبین جلسه قبل قرائت می‌شود.

(به شرح زیر قرائت گردید)

غائبین با اجازه - آقایان: اردلان - خرازى - امامى خویى - اورنگ - کشکولى.

غائبین بى‌اجازه - آقایان: دکتر طاهرى - خزیمه علم - تجدد - دکتر رضایى - حشمتى - هدى - دکتر امیر اصلان افشار.

رئیس - در صورت مجلس نظرى نیست؟ (اظهارى نشد) صورت مجلس تصویب شد.

2 - طرح برنامه دولت آقاى علا نخست‌وزیر

رئیس - برنامه دولت مطرح است. آقاى بهبهانى

بهبهانى - قبل از این که وارد بحث در برنامه دولت شوم لازم می‌دانم که در این مکان معظم و مجلس محترم از توجه مخصوص ذات شاهانه که موجبات تسهیل و ادامه خدمتگذارى را فراهم آورده‌اند حق‌شناسى و سپاسگذارى نمایم و امیدوارم که بتوانم همیشه خادمى صدیق و دور‌اندیش و موفق به ادامه وظایف محوله براى مملکت باشم.

از خداوند علیم مسئلت می‌نماید که مسافرت قریب‌الوقوع همایون به سلامتى و توأم با خیر و صلاح و به خیر و سلم و صفاى کامل بوده باشد (ان‌شاءالله)

جناب آقاى علا در مقدمه برنامه دولت خرابى وضع کشور را مولود جنگ دوم جهانى و بحران‌هاى متعاقب آن را دانسته و نتیجه گرفته‌اند که در مدت 15 ماه زمامدارى به علت ضیق وقت و زیادى مشکلات مخصوصاً مشکلات مالى نتوانسته‌اند کامیابى کاملى به دست آوردند و وعده داده‌اند که این کامیابى به تدریج و از راه تکامل صورت گیرد.

به طوری ‌که خاطر آقایان مستحضر است پس از سه سال که کشور ایران خود را از آشوب جنگ کنار کشید در شهریور 320 قشون متفقین به خاک ایران حمله کرده و پس از چند ساعت حالت جنگ از بین رفت و اکنون متجاوز از 15 سال از آن تاریخ و بیش از 10 سال از خاتمه جنگ بین‌المللى و نزدیک به ده سال از تاریخ اخراج قواى شوروى که قسمتى از خاک کشور را اشغال کرده بودند گذشته و هنوز دولت گناه لاابالى‌گرى و بى‌اعتنایى را به گردن جنگ می‌اندازد و فکر نمى‌کنند که اگر دستگاه تبلیغات کشور این مقدمه را پخش کند چقدر مضحک و تأسف‌آور خواهد بود. کشور آلمان مدت شش سال کانون آتش و خون بود و در آنجا کمتر خانواده‌ی بود که عزادار نشده و کمتر آبادى بود که ویران نشده باشد و با این‌که هنوز هم نتوانسته وحدت خود را به دست آورد با این ترتیب در ظرف مدت کمى دولت و ملت آلمان به جاى این‌که در کنار خرابه‌هاى مولود از جنگ بنشیند و زانوى غم در بغل گیرد و به مفاخر گذشته حسرت بخورد و به حرف بپردازد با وجود این همه مشکلات و موانع تکان خورد و قبل از این‌که گردوغبار میدان نبرد را بشوید با عاده و اعتلاى عظمت صنعتى و اقتصادى خود پرداخت و در نتیجه آلمان شکست خورده و متلاشى شده از مدت‌ها قبل بر این کشورهاى بزرگ و فاتح از لحاظ اقتصادى رقیب نیرومندى محسوب گردید و امروز حتى براى نمونه اثرى از ویران‌هاى ناشى از بمب‌هاى موحش در تمام کشورش پیدا نمى‌شود و خیابان‌ها و کوچه‌هاى کشور ما پر از مصنوعات آلمان است.

همه تصدیق دارند که جنگ براى کشور ما نیز ابتلائات و شدایدى ایجاد کرد ولى وضع ما با آنها که مستقیماً هدف گلوله‌هاى توپ و رگبار مسلسل و بمب و نارنجک و سایر سلاح‌هاى مخوف و وحشتناک بوده‌اند قابل سنجش نیست و اگر براى (قیاس مع‌الفارق) مصداقى بخواهیم این مقایسه بهترین نمونه و مصداق آن است.

راجع به مضیقه مالى هم می‌گویند عده‌اى از کارشناسان اقتصادى اظهارنظر کرده‌اند که ایران در این مدت هم ظرفیت مخارج این همه پول را ندارد.

آقاى علا پس از مقدمه فوق چند مورد از اقدامات را که انجام داده‌اند متذکر شده و از سایر امور انجام شده براى احتراز از تفصیل خوددارى کرده و سپس برنامه دولت جدید را در 9 ماده خلاصه نموده و به مجلس پیشنهاد کرده‌اند و اعمال آینده دولت را محدود به آن نیز نکرده و انتظار دارند علاوه از اجراى این مواد اقدامات اصلاحى دیگر هم که اطلاع نمایندگان اصلاحى دیگرى هم که نمایندگان را لازم ندیده‌اند انجام دهند. بنده هم مثل خود ایشان پس از ذکر مقدمه ابتدا درباره اعمالى که مدعى انجام آن هستند توضیح داده سپس به بحث در اطراف برنامه جدید می‌پردازم موجبات پیشرفت و ترقى ملى و در درجه اول معلول سه اصل است:

اول - فرصت مناسب.

دوم - حسن‌استفاده از فرصت.‏

سوم - تسلط بر مشکلات و موانعى که بعد ایجاد مى‌شود هر ملتى که نتوانست از این عوامل درست و به موقع استفاده کند و مشکلات را در هم شکند به خطر افتاد فرصت مناسب هم خلق‌الساعه نیست بلکه مولود یک رشته حوادث و اتفاقات متوالى است که در طى چندین سال پیش آمده است. در کشور ما تاکنون کراراً فرصت مناسب به دست آمده ولى متأسقانه یا از آن استفاده نکرده‌اند و یا مشکلاتى ایجاد و قدرت تسلط بر آن نبوده و نتیجه آثار آن از میان رفته است. تجربه نشان داده که هر وقت تحولى در مملکت پیش آمده عده‌اى مشخص به لباس روز درآمده و با ایجاد تفرقه و کارشکنى بهره‌بردارى از نتایج و ثمرات تحول را غیرممکن ساخته‌اند

+++

و با اعمالى غلط و غیر لازم بدبینى و عدم اعتماد را در جامعه رواج داده‌اند ولو این‌که به ظاهر به جنگ با فساد و عدم اعتماد رفته باشند.

در انقلاب مشروطیت که علیه مظالم همین عده به وجود آمد بود نخست مبارزه کردند و هر چه توانستند آزادى‌خواهان را کشتند و بعد که دیدند مشروطیت پیروز آمده بى‌درنگ تغییر رنگ داده و آزادى‌خواهان دو آتشه شده و امور را قبضه کردند و همه دیدند که کارگردانان مشروطه همان گردانان استبداد بودند.

قیام 28 مرداد به وجود آمد. کسانی‌ که تا دو روز قبل در صف مخالف بودند و اعمال دولت وقت را ستایش مى‌کردند و بعضى از آنان نیز از ترس در زوایاى خانه‌هاى خود مخفى شده بودند همین‌ که خبر یافتند گردوغبار فرو نشسته و خون‌ها خشک شده و مردم ار انجام مراسم کفن و دفن شهداى خود فارغ شده‌اند فوراً از کمین‌گاه‌هاى بیرون آمده و معرکه‌دار وضع جدید شدند (مهندس جفرودى - صحیح است)

این افراد متلون و با نرمش هر روز به مقتضاى زمان و مکان تغییر رنگ می‌دهند و اینها عدالت اجتماعى و منافع عمومى را تحت‌الشعاع خواسته‌ها و تمایلات شخصى خود می‌دانند. اینها از روز اول سرنوشت خود را از سرنوشت مردم تفکیک کرده سعادت خود را با خوشبختى اجتماع توأم نمى‌دانند.

اینان براى حق خود حدودى قایل نیستند و فقط به این فکرند که از دیگران بیشتر داشته باشند و بهتر زندگى کنند و در به هر پاشنه که بگردد بر مسند ریاست متکى باشند. این بیشتر داشتن و بهتر زندگى کردن هدف غایى و نهایى آنها شده و لازمه وصول به این هدف قدرت طلبى و کشتن شخصیت‌ها و در هم شکستن اصول و قوانین است تا در نتیجه کارها از مجراى مصالح عمومى و عدالت و قانون منحرف و مانعى براى وصول به اغراض‌شان وجود نداشته باشد.

موقعی‌ که جناب آقاى علا سرکار آمدند با سوابق ممتدى که تصور می‌شد در امور سیاسى دارند و برنامه‌اى که راجع به مبارزه با فساد اعلام نمودند فکر کردیم آخر عمرى متوجه این آفت ملى و رمز عقب‌ماندگى شده و در این فرصت ریشه اصلى فساد را قطع و حکومتى طبق موازین قانونى و آرزوى دیرین آزادى‌خواهان تشکیل خواهد داد ولى در عمل معلوم شد که قدرت مخربین بیش از سیاست و توجه ایشان به معضلات امور است و چون آقاى علا مدت‌ها از کشور دور بوده با مردمى حقیقى تماس نداشته‌اند نتوانستند از ادامه عملیات کارشان جلوگیرى کنند.

وضع جهان و موقعیت خاص ایران و فداکارى جمعى از ایرانیان و آرامش و تثبیت اوضاع بین‌المللى بهترین فرصت‌ها را در اختیار این دولت گذاشت و اینک که یک سال و چند ماه از عمر حکومت ایشان گذشته متأسفانه باید عرض کنم که بیلان کارشان جز نارضایتى عمومى هرج و مرج دستگاه‌هاى ادارى. عدم هماهنگى در شئون مختلفه کشور، اختناق افکار عمومى و تحدید مطبوعات. فشار حکومت سر نیزه و شلاق. تفریط وجوه حاصله از درآمد نفت و مالیات و به هدر دادن سایر کمک‌ها ثمره و نتیجه دیگرى نداشته است.

مملکت ایران و پادشاه آن متعلق به تمام ایرانیان است و کسى نمی‌تواند و حق ندارد مدعى انحصار آن به خود باشد اگر در گذشته عقاید و مکتب‌ها خاصى را به این مملکت آورده سیاست را به نظر مردم یک معماى لاینحل که فقط کلید و مفتاحش در دست چند نقر است جلوه داده و با لطایف‌الحیل همه چیز و مخصوصاً مناسب و مشاغل مهم را به خود و مهم مسلکان خود تخصیص داده و براى این‌که مردم را در غفلت و بى‌خبرى بگذارند از نشو و نماى استعداد‌هاى طبیعى و غریزى ایرانیان جلوگیرى کرده‌اند باید بدانند که ملت بر اثر حکومت پنجاه ساله آنها که حتى از روز اول هم عقب‌تر رفته دست‌شان را خوانده و به نقشه آنها پى برده و دیگر حاضر نیست تسلیم مکتب فراموشى شده و اجازه دهد با چند نفر مملکت را از این دست به آن دست بچرخانند.

امروز حتى رجال و سیاستمداران دول بزرگ به آن حقیقت پى‌ برده‌اند که ملل شرق بیدار شده و رویه خود را تغییر داده‌اند ولى این کاسه‌هاى داغ‌تر از آش نمی‌خواهند این حقیقت را قبول کنند و اصرار دارند که هنوز هم مانند قرون وسطى با مردم معامله نمایند.

چشم باز و گوش باز و این عمى         حیرتم از چشم بندى خدا

اداره امور اجتماع اراده و حسن تدبیر مى‌خواهد. ممکن است کسى حسن‌نیت داشته باشد اما نتواند کارى انجام دهد و هر کس را براى کارى ساخته‌اند.

بوریاباف اگر چه بافنده است              نبرندش به کارگاه حریر

شما امروز با هر طبقه از افراد مردم تماس بگیرید و به دردودل‌شان گوش دهید مى‌بینید که از این وضع ناگوار رنج می‌برند زیرا با بودن این همه وسایل و ممکنات که موقعیت در اختیارمان گذارده از بدوى‌ترین و پیش افتاده‌ترین لوازم زندگى محرومند حالا براى این‌که نگویند در کلیات سخن مى‌گویم و انتقاد کردن از اصول کلى آسان است موارد عدم رضایت را به طور اجمال شرح می‌دهم.

1 - حکومت نظامى وقت سخن از حکومت نظامى به میان می‌آید نباید تصور شود که ما از نظامى یا حاکم نظامى ناراضى هستیم خیر در جهان امروز نظام و قوام هر مملکت بسته به ارتش قوى و مدرن است و خوشبختانه ارتش ما هم در مراحل مختلف امتحان وطن‌خواهى و شاه‌دوستى خود را داده است و نباید ارتش را که از خود مردم و براى آسایش و آرامش و حفظ حقوق آنها است علیه مردم به کار انداخت.

در مملکت یا باید نظامى حکومت کند یا قانون یا مشروطه حکومت کند یا زور جمع زور و قانون جمع اضداد است و توأم بودن آن دو در آن واحد موجبات تشتت و تعرفه را به وجود می‌آورد.

بنده روزى که احساس کردم این آثار کم‌کم ظاهر و عدم رضایت از گوشه و کنار شنیده می‌شود به شاهنشاه عرض کردم اعلیحضرت بهترین شخصیتى که می‌توانید با سوابق آزادى‌خواهى که دارید پادشاه حقیقى و در عین حال جنبه پیشوایى داشته باشید (صحیح است) اعمالى هم که در مدت سلطنت خود انجام داده‌اید مؤید این نظر است (صحیح است) مردم هم که متقابلاً ثابت کردند بهترین و باوفاترین نگهبانان تاج و تخت شما هستند و در مواقع خطر از جان خود هم دریغ نکردند .

با این ترتیب حکومت نظامى مستمر و متوالى و اجراى قوانین خشن آن که بر طبق نص صریح قانون فقط براى ایام غیر عادى آن هم به طور موقت است در مردم نارضایتى و سو اثر ایجاد می‌کند به علاوه باید این حقیقت را در این مجلس بیان کنم که حکومت نظامى براى کسانى خوب است که بخواهند بر خلاف تمایلات مردم قدم بردارند و فشار را وسیله ارعاب و وحشت عمومى قرار دهند. من یقین دارم پادشاه ما با علاقه‌اى که همیشه به عدالت اجتماعى و ترقیه حال مردم دارند به هیچ‌وجه متمایل به این کار نیستند و اساساً احتیاجى هم به آن نیست همه آقایان یک سال پیش در جراید خواندید که تمام مراکز ضد ملى و پناهگاه کمونیست‌ها را کشف کرده و از بین برده‌اند. در این صورت به تصدیق خودشان علت بقا حکومت نظامى از بین رفته است از طرفى دولت مدعى است که طبق مصلحت و خواسته‌هاى مردم رفتار می‌کند و اعمال او متکى به قانون است. همه مردم را هم که نمى‌توان گفتن یاغى هستند و از حکومت قانون سرباز می‌زنند و اجراى عدالت درباره آنها محتاج به خشونت است. اگر بر فرض اخلالگرى هم پیدا شد قوانین و مقررات کیفرى براى تعقیب و تنبیه او به قدر کافى داریم با این وضعیت معلوم نیست چرا حاضر نیستند دست از حکومت نظامى بکشند و خودشان این توهم را به وجود می‌آورند که راهى را خلاف تمایلات عمومى در پیش گرفته‌اند.

شما جناب آقاى علا چرا می‌خواهید آزموده‌هاى دیگران را براى بار صدم از نو بیازمایید؟

تا چند سال باید زیر فشار حکومت نظامى بود؟ اگر حکومت نظامى و کمیسیون امنیت یا به قول مردم نا امنیت باید برقرار باشد پس این تشکیلات عریض و طویل و پر خرج که قواى مقننه و قضاییه کشور را تشکیل مى‌دهند براى چیست؟

عجیب‌تر از همه این‌که شما براى همین حکومت نظامى هم حدودى قایل نیستید.

بخواهید با کمونیست مبارزه کنید با فساد مبارزه کنید جلو انتقادات جراید را بگیرید با یاس مبارزه کنید با بی‌سوادی و جهل مبارزه کنید با تریاک مبارزه کنید با نادرستی مبارزه کنید با ژیگولو مبارزه کنید و بالاخره هر کارى که می‌خواهید انجام دهید پاى حکومت نظامى را به میان می‌کشید. شما اگر همین سرتیپ بختیار را که به تصدیق همه مرد لایقى است به جاى این‌که در رأس دستگاهى بگذارید که لازمه این شدت عمل و خشونت است یک گوشه از امور اجتماعى مملکت را به دست او بسپارید مسلماً خوب انجام وظیفه خواهد کرد و آثار مقیدى بر آن مترتب است.

عدم تعادل بودجه. نقص دستگاه‌هاى مالیاتى. گرانى و فقر عمومى.

بوجه مملکت ما چند سال است متعادل نیست و خرج بیش از داخل است چرا؟ براى این‌که اولاً کار تولیدى در کشور نیست و مردم هم قادر نیستند بدون کمک و راهنمایى‌هاى دولت از ثروت‌هاى طبیعى کشور استفاده کنند و مملکت را از فقر نجات بخشند و حتى به ناچار براى تأمین احتیاج به ادارات دولتى هجوم مى‌آورند.

تمام جوان‌ها حتى کسبه و تجار هم کم‌کم به این فکر افتاده‌اند که از تحمل رنج کار سر باز زنند و به هر عنوان باشد به خزانه دولت نوکى بزنند.

ثانیاً فشار مالیات بر دوش مشتى مردم فقیر و زحمت‌کش است که باید دو ثلث دسترنج خویش را به عنوان مالیات غیرمستقیم به دولت اهدا نمایند و مالیات از مؤدیان حقیقى و منتفعین واقعى وصول نمى‌شود و با این‌که سال‌ها است به این نقیصه بزرگ اجتماعى برخورد شده نه تنها به این کار توجه نشده بلکه خلاف آن هم عملاً رفتار شده است شما از کسانی ‌که حقاً بایستى تأمین احتیاجات خزانه دولت را بنمایند چیزى وصول نمى‌کنید چون اخذ مالیات مستقیم سر باز مى‌زنند و به این ترتیب مى‌بینیم که هر روزى که جلو برویم مجبوریم حتى براى پرداخت حقوق کارمندان دولت استقراض کنیم و یا اجناس انحصارى را گران و مالیات غیرمستقیم که مى‌توان گفت در دنیا به تدریج‏ دارد متروک مى‌شود وضع

+++

نمائیم. یعنى باز هم بر همان طبقه ضعیف و مستمند فشار بیشترى وارد سازیم.

ثالثاً- دروازه‌های مملکت بر روی اجناس بنجل و بى‌مصرف خارجى باز است و ارز کشور به جای این‌که صرف خرید لوازم کشاورزى و صنعتى شود و قدرت تولید را بالا ببرد و بالنتیجه بنیه پرداخت مالیات را زیاد کند برای خرید اشیا تفننى و غیرضرورى و غیرمتناسب به هدر مى‌رود از طرفى بازار قاچاق رایج تر از بازار تجارت است و تمام اجناس مورد احتیاج را مى‌‌توان به‌طور قاچاق تهیه کرد و با وضع و اضافه کردن تعرفه گمرکى اخیر هم به این کار کمک شد چندى پیش شنیدم اولین پارتى تریاک قاچاق هم به مملکت وارد شده و در یکى از شهر‌هاى جنوب مقدارى از آن را از قرار مثقالى 25/16 ریال فروخته‌اند.

در همین بودجه غیر متعادل هم افراط و تفریط‌هایى می‌شود که تا انسان از نزدیک نه ببیند باور نمى‌کند.

براى نمونه و من باب مثال عرض مى‌کنم در اواخر سال 34 که قرار بود بودجه جز وزارت فرهنگ در کمیسیون مطرح شود استباط کردم که نمى‌خواهند این بودجه را به‌طور طبیعی و عادی و قبل از سفارش به کمیسیون بیاورند و شخص رئیس دولت مایل بود خرید جنسى در بودجه جز ملحوظ شود. بعد معلوم شد مى‌خواهند چند تکه اشیا عتیقه من جمله جام شراب منتسب به خشاریار شاه را به مبلغ پنج میلیون تومان بخرند. من منکر نیستم که باید مأثر و مفاخر گذشته محفوط باشد ولى کشورى که برای تأمین حقوق ماهیانه کارمندانش همیشه در حال اضطراب و تشویش است باید قبل از این تفنن‌ها به ضروریات زندگی متوجه باشد شما در مدت یک‌سال دو قانون مالیات آوردید و برای تصویب هر کدام دست و پا کردید و گفتید اگر این قانون بگذرد چنین و چنان خواهد شد ولى آثار این دو قانون را فقط روی کاغذ دیدیم و خودتان هم مى‌دانید زیرا شما روح و ماهیت قضایا را نمى‌خواهید تشخیص بدهید و هر چیزی را از روی ظواهر آن حکم مى‌کنید.

همان‌ موقع که قانون مالیات اخیر مى‌‌گذشت بنده در کمیسیون به آقای فروهر گفتم که این قوانین قبل از جلب اعتماد مردم بى‌ثمر است شما باید کاری بکنید که مردم مطمئن شوند پول‌شان به مصرف واقعى خود مى‌رسد. یعنى برای رفاه عمومی صرف مى‌شود. اگر این اطمینان حاصل شد همه مردم مانند سایر کشورها به طیب خاطر مالیات خواهند داد و همین موضوع را باز روزی خدمت اعلیحضرت همایونی عرض کردم و مثال آوردم که خیلى از مقامات روحانی هستند که مردم دستشان را مى‌بوسند و وجوه حاصله از زحمت خود را با کمال اطمینان به آنها مى‌دهند زیرا مى‌دانند به همان مصرفی که نیت کرده‌اند خرج مى‌شود نه مأموری دارند نه زورى. نه کمیسیون مى‌خواهند و نه ممیز.

ولى وقتى مردم به چشم مى‌بینند که پول آنها و حاصل کارشان با وجود ضروریات به مصرف انعام‌ها، جشن‌ها، مهمانى‌ها، خرج سفرها مى‌رسد اگر مالیاتى هم بپردازید از روی رغبت و رضایت نیست و نتیجه اینکار‌ها همین عدم تعادل است که معلوم نیست عاقبت آن‌چه خواهد شد.

شما شاخص هزینه زندگی را که بانک منتشر مى‌کند نگاه کنید به بینید قیمت‌ها چطور در عرض مدت کمى سرسام‌آور بالا رفته و قدرت خرید از اکثریت سلب شده است.

آن‌وقت به جای علاج این درد خودتان قیمت اجناس انحصاری را تا صدی سى‌وسه بالا مى‌برید و ادعا مى‌کنید که در زندگى‌ مردم تأثیری ندارد و استدلال مى‌کنید چون اجناس بعد از جنگ دوازده برابر ترقی کرده و دخانیات بیش از سه برابر و نیم ترقی نکرده این‌ را هم ترقى دادیم تا متناسب شود. بعد هم مصاحبه مى‌‌کنید و مى‌گوئید اعلیحضرت با گران شدن اجناس مخالفند و هنوز هم نتوانسته‌ایم خاطرشان را زا این جهت آسوده کنیم خوب مگر شما دولت اعلیحضرت نیستید؟ وقتى ایشان مخالف باشند مردم هم که مخالفند شما در این میانه چه مى‌گویید.

تازه همین پولى را که با گران کردن مایحتاج مردم و با تکدر خاطر شاه از مردم فقیر و محروم گرفته‌اند به همین زودی به فکر بذل و بخشش جدیدی افتاده و طبق خبر مندرجه در اطلاعات و کیهان مبالغى به عنوان پاداش به کارمندان عالى‌رتبه و اضافه کار به معاونین و مدیران کل و رؤسا ادارات داده‌اند اگر اقدام دولت در مورد گرانی اجناس انحصارى براى تأمین کسر بودجه بوده پس این بذل و بخشش‌ها آن هم به مقامات عالیه اداری که یا اصلاً احتیاج ندارند و یا مسلماً احتیاجشان قابل مقایسه با آن عضو معیل و فقیر طبقه پایین نیست چیست؟

آیا فقط مأمور عالى رتبه اضافه کار انجام مى‌دهد و مأمورین مادون هیچوقت کار اضافه‌اى انجام نمى‌دهد.

شخصی مى‌گفت سبزى فروش مظلومى را در خیابان شلاق مى‌زدند (وزیر کشور- مظلوم نبود ظالم بود) چه فرمودید آقا (وزیر کشور- عرض کردم مظلوم نبود ظالم بود) بعد تشریف بیاورید اینجا و پشت تریبون بفرمایید پس از این‌که مأمورین کارشان تمام شد و مضروب از زیر بار شلاق کمر راست کرد گفت آقایان بروید به دولت بگویید گیرم که من چند ریال گران فروخته و مجرم باشم آیا شما وظیفه خود را خوب انجام داده‌اید اگر گرانفروشی جرم است دولت که خودش پیشقدم بوده است.

اتیکت چسباندن و جار و جنجال به راه انداختن و آزمایش‌های تلخ دیگران را از نو تکرار کردن غیر از آبروریزی و هتک حرمت مردم اثر دیگری در برندارد و خود تا نهم بالاخره در مصاحبه صریحاً به این امر اذعان کردید.

در دستگاه‌هاى دولتی هم آهنگی و وحدت نظر از بین رفته مثلاً وزیر کشور دستور مى‌دهد به مرد نیکوکارى که دلش به حال مردم سلیمانیه سوخته و قصد دارد چاه آبی حفر کند اجازه اقدام بدهند شهردار مخالفت مى‌کند شهردار دستور دیگرى مى‌دهد بر زن مخالف است بر زن موضوعى را پیشنهاد مى‌کند دیگری توافق نمى‌کند وزیر کشاورزى مى‌خواهد سد بسازد مدیر عامل سازمان مخالفت مى‌کند وزیر بهدارى لزوم تقویت حقوقى اطبا را پیشنهاد مى‌کند وزیر دیگری مخالف است به حقوق عده‌اى دیگر را مى‌کاهند اگر مبناى اضافه حقوق ترقى هزینه زندگى و احتیاج است چه تفاوتی بین احتیاجات کارمندان وجود دارد همه اهل این مملکتند و با همین گرانی کمرشکن دست به گریبان نتیجه این اقدامات غیر از این است که عملاً تبعیض و نارضایتى در بین کارمندان ایجاد شود اگر مدعی هستید که مبنای اضافه حقوق مربوط به اهمیت کاری است که هر کدام انجام مى‌دهند آیا اهمیت دستگاه وصول کمتر از اهمیت یک عضو ساده سازمان برنامه است و مکر اعضا دولت از صیغه هستند که عضو سازمان عقدى باشد.

این اقدامات و این اعمال بى‌رویه فقط به علت نبودن نقشه و هدف معین در کارها است هر وزیر براى خود راهی انتخاب مى‌کند و اصل هم آهنگى که لازمه پیشرفت امور است از بین رفته است.

اگر آقاى علا به خاطر داشته باشند در اوایل کار عرض کردم نقشه شما برای مملکت چیست و مخصوصاً در امور مالى و اقتصادى چه برنامه‌اى دارید. یک‌سال است شوراى عالى اقتصاد تشکیل شده و مبالغی صرف این‌ کار کردید حاصل کار این شورا و نقشه اقتصادی آن کدام است هیچکس نمى‌داند. خودشان هم نمى‌دانند. فقط به این خوشند که شوراى اقتصادى دارند هیچکس در دنیا ندیده و نشنیده که دولتى سرکار بیاید و پس از یک‌سال و دوسال تازه به فکر نقشه بیفتند کارمندان دولت طبقه منور کشور را تشکیل مى‌دهند و خرج و دخلشان با هم موازنه ندارد و تازه هر روز هم متزلزل هستند و در خوف و رجا به سر مى‌برند زیرا به مجردى که وزیری مصدر کار شد بدون محاکمه و تقصیر احکام انتظار خدمت، انفصال، ارتقا، انتقال را صادر مى‌کند و کار وزرا باید در عزل و نصب کارمندان خلاصه کرد شما چه حق دارید که بدون تقصیر یک کارمند را با یک حکم به دلخواه خود بردارید و آشیانه یک خانواده را خراب کنید مأمورین متقی و پرهیزکار را به انحاء مختلف دلسرد مى‌کنند و افراط و تفریط‌هایی در کار است که همه را مأیوس کرده است. عجب است که خودشان بانی این کار هستند و بعد در برنامه‌شان جزو نواقص و معایب ذکر مى‌کنند کار دولت مصداق این حکایت شده که مقصری از زندان فرار کرده بود مردم عقبش مى‌دویدند فریاد مى‌زدند آى دزد خودش هم فریاد مى‌زد آى دزد چند ماه قبل یکى از روسای وزارت دارایی را از پیشکارى خراسان به ریاست دخانیات منصوب کردند. مأمورین او بر اثر راهنمایی یکی از دستفروش‌های خیابان استانبول در کلوپ تهران انبارهای پر از مشروبات خارجی و سیگارهاى قاچاق پیدا مى‌کنند و به رئیس دخانیات اطلاعت مى‌دهند. رئیس دخانیات شخصاً در محل حاضر مى‌شود ولى چند نفر متنفذ که گویا یکى از آنان منتسب به آقاى نخست‌وزیر بوده از اجراى وظیفه مأمورین را مى‌بینند فوراً وزیر دارایى از طرف آقای نخست‌وزیر احضار و پس از مرخص شدن از خدمت ایشان تلفنی دستور رفع مزاحمت مى‌دهد و یکى دو روز بعد هم رئیس دخانیات معزول مى‌شود.

این شخص در زمان همین دولت منصوب شده اگر به درد نمى‌خورد چرا او را انتخاب کردید و اگر خوب بود چرا بعد از دو ماه تغییرش دادید بعلاوه اگر کار بدی کرده چرا او را تعقیب نمى‌کنید؟

چندى پیش در جراید خواندم که آقاى نخست‌وزیر به ادارات دستور داده‌اند که به توصیه و سفارش گوش ندهید از اینجا معلوم مى‌شود آقاى علا درد را خوب تشخیص مى‌دهند و مى‌دانند که قسمت‌ مهمى از بدبختى‌های ما مولود همین سفارش در دستگاه‌های دولتی است ولى آیا خودشان و بعضی از وزرایشان به این دستور عمل مى‌کنند؟ نقل و انتقالات، تغییر و تبدیل‌ها به صرف احتیاج و مصلحت است؟ تمام این مقاطعه‌کاری‌هاو سایر امور دولتى روى تبعیض و سفارش نیست؟ و از ناحیه خود و اموا‌ل‌شان اعمال نمى‌شود؟

آیا سرنوشت کارمندان دولت در میهمانى‌ها و شب‌نشینى‌ها معین نمى‌شود؟

آیا توصیه غیر از این است که دستور بدهند فلان منبع قاچاق که میلیون‌ها براى خزانه دولت درآمد داشته ندیده بگیرند؟ یا فلان رقم را در خلال بودجه ایراد نکنند؟ یا فلان کس را از فلان جا در بیاورند؟

بلی. باید با توصیه مبارزه کرد اما کسى مى‌تواند مبارزه کند که خود رطب نخورده باشد.

اختناق افکار عمومی به وسیله تحدید

+++

مطبوعات و تبلیغات یأس‌آور این قسمت را لازم بود ضمن بحث مربوط به حکومت نظامى عرض کرده باشم ولى چون جراید جزو ارکان اربعه مشروطیت و مخصوصاً در دنیاى امروز اهمیت زیادى دارد بهتر دانستم جداگانه مورد گفتکو قرار گیرد.

ممکن است دولت مطبوعات وابسته به خود و رادیو را وارد کند که فوراً جواب بدهند و چند روزى هم بحث رادیو به این قسمت اختصاص داشته باشد ولى وجداناً خودتان بگویید. آیا مطبوعات کشور ما آزادند (مهندس جفرودى - از ترکیه آزادترند) و هر انتقاد مستدلى که به نظرشان رسید حق دارند بنویسند؟

مى‌توانند معایب و دردها را بگویند؟ تصور می‌کنم جواب این سئوالات منفى باشد و اگر مطبوعاتى که از ابتداى حکومت حاضر تاکنون در محاق تعطیل و توقف قرار گرفته علت آن‌ را بپرسید بسیار موجب تأسف خواهد بود.

باید جلو بى‌بندوبارى را با قانون گرفت ما که مدعى آزادى‌خواهى هستیم باید اعمال خود را با قانون تطبیق دهیم در دنیاى مترقى امروز رادیو و روزنامه نقش اساسى را در هدایت و تنویر افکار مردم بازى می‌کند ولى در کشور ما اخبار و مندرجات جراید با اخبار یکنواخت کشور‌هاى استبدادى چندان فرقى ندارد.

من نمى‌دانم چرا کار بد را وقتى دیگران مى‌کنند بد مى‌دانیم و انتقاد مى‌کنیم ولى همان کار را اگر خودمان به نام خیر و صلاح جامعه انجام بدهیم خوب است و کسى حق انتقاد ندارد.

ببرى مال مسلمان و چه مالت ببرند.

بانک و فریاد بر آرى که مسلمانى نیست شما هر وقت پیچ رادیو را باز کنید مى‌بینید فقط از مبارزه بحث می‌کند شنیدن کلمه مبارزه به قدرى مبتذل شده که گوش را ناراحت مى‌کند.

تبلیغات باید مبتنى بر اساس صحیح و درست باشد و اقلاً شنونده در همان لحظه خلافش را جلو چشم خودش نبیند. شما از یک طرف براى کشاورزان برنامه تنظیم مى‌کنید که چگونه درخت را پیوند می‌زنند و یا زمینى را کود می‌دهند و براى این کار فواید اضافه تولید قایل مى‌شوید ولى وفتى همین کشاورز مى‌بیند که سطح تولیدش آن ‌قدر پایین آمده است که باید گندم را از امریکا و روغن و گوشت را از افغانستان وارد کنید و یا زارع شمالى مى‌شنود که پرتقال را هم از خارج وارد مى‌کنند و مردمى باید به جاى پرتقال ایران پرتقال سوریه و عراق مصرف کنند و لابد باید تخم‌مرغ هم از آن ‌سوى دریا‌ها از این به بعد وارد شود به برنامه کشاورزى شما نخواهد خندید؟

آن ‌قدر مقررات ضد و نقیض و تصویب‌نامه‌ها خلق‌الساعه براى چاى‌کاران شمال وضع کردند که مردم به کلى مأیوس از چای‌کارى شده‌اند (مهندس جفرودى - در زمان این دولت نبوده است) مردم امروز غیر از مردم دیروز هستند. سطح فکرشان ترقى کرده است دنیا به هم نزدیک و مربوط شده. امروز در صحراى خشک و سوزان افریقا در راه آزادى خون می‌دهند. آن ‌وقت شما نمى‌توانید ملت ایران را که تاریخ چند هزار ساله مدرن دارد با این برنامه‌ها سرگرم ‌کنید و هستى او را به حرف و تبلیغات از بین ببرید و مانع شوید که حتى از مزایاى اولیه تمدن استفاده کند.

سازمان‌هاى مستقل از قبیل شهردارى و سازمان برنامه.

در کشور‌هاى متمدن شهردار مستقیماً از طرف مردم انتخاب می‌شود و مسلماً مردم کسى را انتخاب خواهند کرد که معایب و نقایص را بداند و آن شهر را خوب بشناسد و با مردم تماس داشته باشد تا در رفع احتیاجات آنها اقدام کند.

توجه کنید. درست ما راهى را انتخاب مى‌کنیم که دنیا متمدن به عکس آن رفته و به نتیجه رسیده است.

شما هیچ حساب کرده‌اید با این پول‌هایى که شهردارى به عناوین مختلف از مردم می‌گیرد براى شهر چه کرده است؟

از مردم عوارض و مالیات برق می‌گیردند ولى کوچه‌هاى آنها تاریک است. در مواقع سخت و حساس همه گونه مشقت و فداکارى از طرف ساکنین جنوب شهر مى‌شود ولى وقتى براى رفع یکى از صدها بدبختى آنها مراجعه می‌کنیم می‌گویند اینها را لوس نکنید.

هر کس چند روزى پشت میز نشست خود را مافوق مردم تصور می‌کند و گذشته‌ها را فراموش مى‌نماید و هرگز به فکرش نمى‌رسد که اگر این مردم نباشند وجود آنها مفهومى ندارد.

(وزیر کشور - شهردارى چه عملى را انجام می‌دهد دست مردم است)

بعضى‌ها تصور می‌کنند ایران یعنى تهران و تهران هم یعنى شمال آن و این تصور هم مصداق واقعى پیدا کرده زیرا از یک طرف با وجود عقد ایجاد و پیمانى که با دولت انگلستان داریم اصلاً استان بحرین فراموش شده و وقتى مردم مسلمان آنجا با الهام از مکتب آسمانى اسلام علیه مظالم شیخ بحرین قیام می‌کنند و براى تحصیل آزادى جان خود را نثار می‌کنند دولت ما حتى یک استمالت از آنها نمى‌کند و کوچک‌ترین اقدامى که امکان اعاده این استان زرخیز را به کشور فراهم سازد اعمال نمى‌کنید و یک عده از رشیدترین هموطنان مارا تنها گذارده و بعضى از دولت‌هاى عربى هم از این عظمت و سهل‌انگارى استفاده کرده براى بحرین خواب تازه می‌بینند و یا اسم خلیج‌فارس را به خلیج عرب تبدیل مى‌کنند از اینجا هم به معنى و مفهوم اتحادى که آن‌ قدر نتایج آن را به مردم نوید می‌دادید پى بردیم. از طرف دیگر وارد هر شهرى بشوید می‌بینید به انواع مختلف عوارض می‌گیرند ولى شهرها روزبه‌روز خراب‌تر و ویران‌تر می‌شود. تقریباً می‌توان گفت که معادل بودجه مملکت عوارض شهردارى از مردم دریافت مى‌شود ولى بفرمایید ببینم چه عملى را انجام داده‌اند. در روزنامه‌ها هر روز وضع عوارض جدید را می‌بینیم ولى درآمد‌ها به چه مصرفى می‌رسد نمی‌دانم فقط گاهى مى‌خوانیم که شهردار فلان جا فلان مبلغ اختلاس کرد و چطور از چنگ بازپرس فرار نمود. سازمان برنامه اساساً مستقل است. هفت هزار میلیون تومان پول این مملکت را به اختیار یک شخص گذارده‌اند که اصلاً تحصیلات او با کارى که مدعى انجام آن است منافات دارد. (دکتر دادفر - صحیح است اصلاً صلاحیت ندارد) هر چه دلش خواست می‌کند و به جاى این‌که منافع مردم را بتواند در نظر بگیرد و منابع تولید را به کار اندازد و براى طبقه بیکار و فقیر و اصول اقتصادى مملکت که تقویت بنیه تولیدى است فکرى بکند به احداث جاده‌ها بنادر و فرودگاه‌هاى غیرمتناسب با احتیاجات فعلى و پرداخت حق‌الزحمه‌هاى کلان به خارجیان سرگرم است و دانسته یا ندانسته هر امرى را به خواسته‌هاى واقعى مردم ترجیح می‌دهد.

آقایان: شما بگویید مردمى که نان ندارند سد جوع کنند و از تمام وسایل اولیه زندگى محرومند اول و مقدم از همه فرودگاه و بندر و جاده باید بسازند؟ اقلاً می‌خواستید در عرض کارهاى تولیدى این کارها را شروع کنید تا قدرى هم انصاف و مروت را رعایت کرده باشید. گفتن مبلغ هفت هزار میلیون تومان آسان است اگر هزار میلیون از این پول را بین ده استان تقسیم می‌کردند و با نظارت خود مردم منابع تولید آنها را به کار می‌انداختند محققاً وضع عمومى مملکت عوض می‌شد و همان استان خوزستان با آن همه منابع کشاورزى و زرخیز به تنهایى قادر بود غلات کشور را تأمین کند و مقدارى هم اضافه داشته باشد یا مردم کرمان و بلوچستان اقلاً دوران علف خوارگى را پشت سر می‌گذاردند و اکثریت آنها حسرت یک لقمه نان گندم را نمی‌کشیدند و همین ‌طور سایر استان‌ها با آن همه منابع مهم ثروت و آمادگى مردم برى نجات خود از این وضع یک تحول قطعى و عمومى در تمام شئون مختلفه کشور به وجود می‌آوردند.

آیا سزاوار است مردمى که خون می‌خورند و به چراى علف می‌گردند پول‌شان را به این نحو خرج شود تازه این مبالغ هنگفت هم در حوصله ایشان نگنجیده و درصدد استقراض از خارجى است که به همان مصارف غیر لازم برساند و سنگینى بار فرض را بیشتر بر دوش ملت تحمیل کند. نبودن کنترل در دخل و خرج کشور.

یکى از وظایف اصلى و مهم نمایندگان مجلس شوراى ملى رسیدگى به دخل و خرج کشور است (صارمى - صحیح است) که مخصوصاً در قانون اساسى به آن تکیه شده وزیر دارایى می‌گوید فلان مبلغ را از فلان محل تحصیل کردم و فلان مبلغ خرج کردم هیچ دستگاهى نیست که این دخل و خرج را کنترل کند دیوان محاسبات هم که در قانون اساسى وظیفه‌دار این کنترل است اسکلت بى‌جانى است که در حکم عدم می‌باشد تمرکز بوجه و حساب مملکت به کلى از بین رفت و دستگاهى قادر نیست که حساب دخل و خرج مملکت را داشته باشد گذشته از درآمد جارى کشور و درآمد نقت طبق اخبار جراید تاکنون سیصد میلیون از امریکا به ایران وارد شده با این پول چه اصلاحات مهم که ممکن بود انجام شود. من در اینجا داخل جزییات نمى‌شوم فقط عرض می‌کنم ممکن است جناب آقاى علا تشریف بیاورند و در جواب یک فرد اقلیت مجلس بفرمایند که‏ در این 15 ماه حکومت خود با آن همه امکانات و مجالات و این مبالغ هنگفت و به تصدیق خودشان امنیت کامل که فقط به احترام شخص شاهنشاه ایجاد شد و به اختیارشان بوده چه کار قابل ملاحظه انجام شده است.

اگر کارى انجام شده چرا از مردم مخفى می‌کنند لابد وحشت دارند که مردم ذوق زده شده و تحمل شنیدن این همه اقدامات مشعشع را نداشته باشند و اگر کارى انجام نداده‌اند و به صرف حرف برگذار شده چه طور انصاف اجازه می‌دهد با از دست دادن تمام فرصت‌ها باز هم به حکومت خود ادامه دهند فکر این مطلب و مقایسه این موضوع بسیار مشکل به نظر می‌رسد که از یک طرف در مملکت هزار ملیون تومان خرج کنند و از طرفى به موازات آن استاندار همان دولت و همان مملکت از برنامه علف‌خوارى قسمتى از مردم صحبت نماید. واقعاً حکومت اتومیک آقاى علا با صابونى که خودشان فرمودند زیر پاى همه را لیز داده‌اند به ما می‌گفتند که اگر کار نفت فیصله یابد و قرضه خارجى گرفته شود و قانون مالیات بر درآمد از تصویب بگذرد مملکت بهشت‌ برین خواهد شد ولى عملاً دیدیم که همه این کارها انجام شد و باز رئیس دولت از آثار جنگ بین‌المللى دوم صحبت می‌کند.

رئیس - آقاى بهبهانى یک ساعت وقت شما تمام شد.

بهبهانى - بنده ده دقیقه دیگر وقت می‌خواهم که عرایضم را تمام کنم‏.

رئیس - ده دقیقه کافى است.

+++

بهبهانى - بله‏

رئیس - آقایانى که با ده دقیقه ادامه صحبت آقاى بهبهانى موافقند قیام بفرمایند (اکثر برخاستند) تصویب شد بفرمایید.

بهبهانى - در ممالک مترقى سعى و کوشش دولت‌ها و مردم به این است که شخصیت افراد محترم و محفوظ باشد وقتى اجتماعى از افراد با شخصیت تشکیل شد مسلماً جامعه سعادتمند است ولى در کشور ما نه تنها براى شخصیت افراد احترامى قایل نیستند بلکه اگر کسى هم براى مردم احترامى قایل شد و با آنها تماس گرفت و از درد دل آنها سخن گفت با توهین و تهمت و اعمال نفوذ او را اذیت می‌کنند و حق تقدم با کسانى است که به مردم اعتنایى نداشته و مردم او را نشناسند آیا نباید در این مملکت درد دل مردم و بدبختى آنها را گفت؟ آیا نباید هیئت حاکمه با مردم تماس داشته باشد و همه یک دل و یک جهت براى منظور نهایى یعنى سعادت و اعتلاى جامعه کوشش کنند؟

آیا نباید اجتماع ما واجد شخصیت باشد؟

افسوس که هنوز این مسئله در مملکت ما تشخیص نشده است که افراد بى‌شخصیت مثل کالاى تجارتى که هر روز ممکن است مورد تصاحب و تملک دیگرى واقع شود قابل اعتماد نیستند و هیچ ‌کس نمى‌تواند در زندگى به آنها تکیه کند زیرا با معنویات اصلاً سر و کار ندارند و فقط منافع مادى خود را در نظر می‌گیرند و به طور خلاصه هر جا منافعى داشتند جمع می‌شوند و به مجردى که تشخیص دادند احتمال منفعت از طرف مخالف می‌رود فوراً تغییر جهت داده ارباب دیروز را فراموش می‌کنند. جناب آقاى علا مطالبى را که بنده در اینجا عرض کردم واقعیات و حقایقى است که از دل‌سوزان و زبان گویاى مردم سرچشمه گرفته. حسن‌نیت اقتضا می‌کند که به این مطالب باکمال دقت توجه شود. اگر از هم اکنون و به جاى این همه حرف و تبلیغ به عمل نزدیک شدید و نگداشتند اموال مملکت و پول‌هایى که مردم با رنج و تعب تهیه می‌کنند و به خزانه دولت مى‌دهند به هدر رود و در مصارف کنترل دقیقى برقرار فرمودید و یک نقشه صحیح اقتصادى طرح کردید و با مردم واقعى تماس گرفتید و درد دل آنها را گوش دادید و حیثیت و شرافت اشخاص را از دستبرد مأمورین هوس باز مصون داشتید و یک امنیت واقعى و آزادى در این مملکت بنیان کردید و مخصوصاً احترام به اصول و مظاهر مقدسه اسلام و شریعت مطهره را رعایت کردید به جنابعالى قول می‌دهم که مردم از کوچک و بزرگ هواخواه دولت شما شده و خداوند متعال نیز شما را کمک خواهد کرد.

بنده تصور می‌کنم با توضیحاتى که در اطراف اعمال 15 ماهه دولت دادم بى‌نیاز از بحث در اطراف برنامه جدید باشم زیرا مسلماً دولتى که نتواند یک برنامه کوتاه منجر که در یک ماده خلاصه شده عمل کنند قدرت اجراى برنامه تفصیلى را نخواهد داشت و همان اعمالى را انجام می‌دهد که در گذشته انجام داده است.‏

رئیس - آقاى صادق‏

صادق بوشهرى - بنده جزو موافقین دولت نام‌نویسى کردم و حالا هم به عنوان موافق صحبت می‌کنم شخصاً به جناب آقایى علا ارادتمندم و تصور می‌کنم تمام آقایان نمایندگان محترم هم در حسن‌نیت حضر تعالى هیچ‌ گونه شک و تردیدى نداشته باشند (صحیح است) آقایان وزرا و همکاران حضرت مستطابعالى هم انصافاً همه فرداً فرد اشخاص نازنینى هستند و هیچ پیرایه‌اى به آنها نمى‌شود بست داراى حسن‌نیت هم هستند همین عقیده براى بنده اینجا یک وظیفه وجدانى می‌کند که بنده ناچارم به آن عمل کنم جناب آقاى علا حضرت مستطابعالى از تنقید نباید نگران باشید به عقیده بنده فقط چیزى که کار این مملکت را درمان می‌کند اگر از بنده سؤال مى‌کنید عرض مى‌کنم که تنقید است تنقیدى است و باز هم تنقید است ولى تنقیدى که خالى از غرض با شدن و تنقیدى که در آن منافع عموم بیش ار منافع خصوصى ملحوظ شده باشد این جور تنقید‌ها را اشخاصى مى‌کنند که به شما و دولت شما و مملکت علاقمندند حضرت مستطابعالى 15 ماه است که زمام اختیار مملکت را در دست دارید تصدیق می‌فرمایید که در این 15 ماه یک‌ مرتبه نشد که بنده بیایم در نخست‌وزیرى و از شما تقاضایى بکنم چه به جا و چه نابه‌جا تصور مى‌کنم که هیچ ‌کدام از آقایان وزرا هم که بعضى از آنها هم از زمان حکومت تیمسار سپهند زاهدى تشریف داشتند و در کابینه بودند و از وقتی‌ که حکومت حضرت مستطابعالى تشکیل شده بنده از اینها هیچ‌گونه توقعى نکردم ولى چرا جناب آقاى وزیر بهدارى ممکن است به این عرض بنده جواب مثبتى بدهند آن‌ هم این بوده است چند روز پیش خدمت‌شان رسیدم براى شهرستان 75 هزار نفرى دزفول که یک آمبولانس آنجا نیست از ایشان درخواست کردم که یک آمبولانس براى دزفول التفات بفرمایند ایشان هم انصافاً دو سال است که این وعده را به بنده وفا نکند و این را هم بنده می‌دانم که هیچ‌گونه سوءنیتى ایشان نداشته و ندارد (موسوی- و کمال حسن نیت را هم داشته‌اند) این را هم بنده یقین دارم که خواهند داد (موسوى - مسلم می‌دهند) بنده در زندگى هیچ‌ وقت عادت ندارم که روى مسموعات قضاوت کنم اگر مطلبى عرض کنم یا باید خودم شاهد و ناظر باشم یا مورد ابتلا خود بنده باشد اینجا یک یاداشت‌هایى کرده‌ام و به عنوان تذکر به عرض‌تان می‌رسانم البته نمى‌خواهم خیلى بزرگش بکنم و شیفرهاى آستر و نومیک به عرض‌تان برسانم کوچک است ولى براى مثال کافى است مشت است و نمونه خروار اگر این کارهاى کوچک حل بشود به طور قطع کارهاى بزرگ را هم حل خواهید فرمود و بزرگ‌ترین چیزى که به عقیده بنده مانع پیشرفت کارهاى ماست و خود حضرت تستطاب عالى هم در برنامه‌تان ذکر فرموده‌اید همان قضیه هماهنگى است نه فقط بین وزارتخانه‌ها هماهنگى نیست در خود هر وزارتخانه‌اى هم نسبت به دستگاه خودش هماهنگى نیست حالا بنده یک مثال حضورتان عرض مى‌کنم آقایان مى‌دانند موضوع کشت در خوزستان امسال وضعش زیاد رضایت‌بخش نبود (مهندس جفرودى - مثال پارسال گیلان) خوب متأسفانه تا وقتى که نشسته‌ایم جناب آقاى مهندس جفرودى با داشتن این منابع طبیعى چشم‌مان به آسمان است که کى قطره باران بیاید و ما با او زراعت کنیم و زراعت هم طبعت تصور نمى‌کنم بتواند همیشه آن چیزى که مورد تمایل ماست به نحو اتم و احسن انجام بدهد یک وقت زیاد می‌آید از زیادى ازبین می‌رود (مهندس جفرودى - پس باید سد ساخت) بعضى وقت‌ها هم کمتر مى‌آید و از بین می‌رود چند روز پیش کمیسیونى با حضور وزیر دارا‌یى و با حضورى نمایندگان خوزستان و سناتورهاى خوزستان تشکیل شد و از ایشان استدعا کردیم که راجع به قیمت گندم در خوزستان تجدیدنظرى بکند که هم براى زارعین گشایشى باشد و هم بتوانند گندم مورد احتیاج خوزستان را تأمین کرده باشند البته ایشان با استدلالاتى که فرمودند صلاح ندیدند که قیمت گندم را بالا ببرند ولى گفتند که قیمت گندم را در آنجا آزاد می‌گذاریم و ما قیمت را معین نمى‌کنیم گندمى خواستید به ما بدهید و اگر نخواستید به هر جا که خواستید غیر از خروج از کشور در هر شهرى که می‌خواهید بفروشید ما این ترتیب به اهالى خوزستان اطلاع دادیم ولى یک تلگرافى است که همین الان به بنده رسیده که آقایان مالکین شکایت می‌کنند که ما می‌خواهیم از شهرى به شهرى گندم را حمل کنیم و مأمورین مانع‌اند خوب خان مى‌بخشد و شیخعلى‌خان نمى‌بخشد آقاى وزیر دارایى می‌فرمایند که آزاد است حمل بکنید و اما اداره غله مانع است (موسوى - اداره کل غله این‏ کار را نکرده است) بنده نمى‌دانم کى این کار را کرده است ولى تلگراف این است و می‌گوید ما می‌خواهیم گندم را از این شهر به آن شهر بفرستیم نمى‌گذارند (موسوى - مطلب درست است) البته حضرت مستطابعالى جناب آقاى علا در مدت زمامداری‌تان کار خوب زیادى کردید ولى بنده عقیده دارم که ما نباید تریبون را مورد استفاده قرار بدهیم از براى این‌که شمارش بکنیم کارهاى خوب شما را کارهاى خوب شما را ملت می‌بیند و به عمر و عزت شما دعا می‌کند من عقیده‌مندم که ما اگر علاقمند به مملکت باشیم بایستى سعى بکنیم که شما را حتى‌المقدور از تاریکى بیرون بیاوریم در دستگاه‌هاى دولتى یادش به خیر آقاى فرمند مى‌گفتند وزیر گیج کن خیلى زیاد است اینها هم کارى ندارند جز تعظیم کردن و بله قربان گفتن و گفتن خاطر مبارک آسوده باشد براى این‌که آبى گل آلود کنند و ماهى بگیرند دیگر کارى ندارند که کار مملکت پیش می‌رود یا نه ولى تنقیداتى که بنده می‌کنم و تذکراتى که می‌دهم آقا همچون مرد منصف و با حسن‌نیتى هستید ببینید اگر به جاست حل کنید. یکى از مواد برنامه حضرت مستطابعالى بالا بردن سطح کشت است این چیزى است که مورد آرزو و تمایل تمام این مملکت است که کشت و زراعت زیاد بشود چون ما مملکت زراعتى هستیم به عقیده من ما بایستى تمام هم وجدیت و کوشش خودمان را مصرف این مورد به خصوص بکنیم البته در قسمت‌هاى دیگر هم بنده عرایضى دارم که البته در موقع خود به عرض‌تان می‌رسانم (دکتر عدل - موافق حسابى هستید) آقا در برنامه خودتان این قضیه را ذکر می‌فرمایید اما پناه بر خدا از مأمورین که در ولایات متصدى انجام این امورند (دکتر عدل - آقا ایشان موافق هستند)

رئیس - آقا شما چرا صحبت می‌کنید؟

بوشهرى - قانونى از مجلس گذشت که اراضى خالصه را در مملکت بفروشند در خوزستان هم یک مقدار اراضى که به هر کسى که بخواهد آباد کند واگذار کنند یک شیخ عربى که آقایان نمایندگان خوزستان او را می‌شناسند قاضلى نام رفت و تمام خانه و زندگى خودش را فروخت سرمایه‌اى تهیه کرد چند موتور تلمبه آب خرید و مقدارى از اراضى را بعد از چند سال زحمت آباد کرد این قانون واگذارى اراضى بایر به زارعین از مجلس گذشت خوب این آدم را عوض این‌که تشویق کنند ترغیب بکنند وزارت دارایى و مأمورین خالصجات کشاورزى یقه این آدم را چسبیدند که آقا این اراضى را شما بدون اجازه برده‌اید باید زمین را پس بدهى هر چه گفتگو کردند که آقا مقصود آباد کردن زمین است و حالا هم قانونى گذشته است که شما بدهید آباد کنند من هم رفته‌ام زحمت کشیده‌ام و آباد کرده‌ام حالا باشد اگر اجازه نگرفتم گناه کردم حالا بدهید گفتند این زمین را باید برگردانید به صورت اول و تحویل اداره خالصه بدهید بعد بیایید دو مرتبه اجازه بگیرید خواستند می‌دهند نخواستند نمى‌دهند گفت من تلمبه‌ها را برمی‌دارم اما این چند هزار تن نمکى که من از این زمین‌ها برداشته‌ام و برده‌ام

+++

بیرون از کجا بیاورم و به صورت اول تحویل بدهم کار منجر شد به عرض‌حال دادن به دادگاه دارایى شروع به محاکمه شد دو سه سال گرفتار این محاکمه بود به کجا رسیده اطلاع ندارم با این ترتیب جناب آقاى علا کى دلش به کار می‌رود که سطح کشت و زراعت را در این مملکت بالا ببرد شما مانع را بر طرف بکنید من به شما قول می‌دهم تمام مملکت کوشا خواهند بود و بیش از آن اندازه‌اى که حضرتعالى توقع دارید زراعت خواهند کرد و این مملکت درست می‌شود مبارزاتى که حضرتعالى شروع کرده‌اید با فساد و گران‌فروشى و توصیه اینها هم منت‌هاى آرزوى ماست ولى به عقیده من راهى را که می‌رویم درست نیست مبارزه با توصیه به عقیده من گفتن در رادیو و نوشتن در جراید و این قدر قضیه را بزرگ کردن احتیاج ندارد اگر شما می‌خواهید در ولایات و یا در دهات آن زارع و کارگر را از توصیه کردن باز بدارید اینها که به جایى توصیه نمی‌کنند اگر می‌خواهید توصیه اشخاص ذى‌نفوذ را از بین ببرید چرا راه دور میى‌روید و به رادیو متوسل مى‌شوید این تریبون جناب آقاى علا در اختیار شماست تشریف بیاورید پشت این تریبون به شما قول می‌دهم یک ‌مرتبه هم بیشتر این زحمت را نخواهید کشید می‌آیید پشت این تریبون بفرمایید صادق بوشهرى آمده است از من مى‌خواهد فلان مأمور شایسته و پاکدامن دولت را از فلان محل بردارم جاى او یک آدم دزد دغل و شیادى را بگذارم شما یک ‌مرتبه بیایید (این شهامت را که الحمدلله دارید با آن طرز فکر) این مطلب را اینجا پشت تریبون بفرمایید اگر نتیجه نگرفتید ضررى هم نکرده‌اید و اگر نتیجه گرفتنید دیگر پشت رادیو نفرمایید پشت رادیو گفتن چه فایده‌اى دارد بین عرایضم اجازه بفرمایید یک جمله معترضه عرض کنم چندى پیش دیدم روزنامه اطلاعات مقاله‌اى راجع به همین مبارزه با توصیه نوشته است و ضمناً به نمایندگى مجلس شوراى ملى نصیحت کرده است که آقایان بیایید محض رضاى خدا از توصیه کردن خوددارى کنید خیلى تعجب کردم گفته‌اند چراغى که به خانه روا است به مسجد حرام است اطلاعات و دستگاه روزنامه اطلاعات به عقیده من اگر می‌خواست نصیحت کند باید از همکاران نزدیک خودشان شروع کنند و دستگاه‌هاى خود روزنامه اطلاعات را تزکیه کنند بعد فرصت به نمایندگان مجلس می‌رسد که اگر کسى این را خواند نگوید از واعظ غیر متعظ پند شنیدن چون قبله نما ساختن اهل فرنگ است در زمان عیسى‌بن‌مریم زعماى قوم یک روز آمدند خدمت ‌حضرت عرض کردند زنى است در فلان محله در فلان خانه این زن از جاده عفاف خارج شده است بایستى مجازات بشود حضرت فرمودند بسیار خوب آمدند بیرون و تحقیق کردند دیدند این زن بی‌خود در مظان تهمت قرار گرفته و بى‌تقصیر است هر چه سعى و کوشش کردند که این قوم را متقاعد بکنند که صرف‌نظر بکنند زیر بار نرفتند مجبور شدند روزى را معین کردند در یکى از میدان‌هاى شهر و مردم جمع شدند متهم را آوردند بستند به ‌چوبى حضرت رفت بالاى کرسى و فرمود مجازات او سنگسار شدن است اما اولین سنگى که به ‌طرف این زن پرتاب می‌شود باید به ‌توسط کسى پرتاب بشود که مطمئن باشد در زمان زندگى خودش قصور و تقصیرى مرتکب نگردیده است همه به ‌هم نگاه کردند و از میدان کشیدند بیرون طولى نکشید که میدان از جمعیت خالى شد حضرت عیسى ماند و زن، دست زن را گرفت و فرستاد خانه حالا هم اگر بنا باشد که به نمایندگان مجلس شوراى ملى توصیه بشور باید کسى توصیه بکند که صدها توصیه هر روز از دستگاه او خارج نشود. ایجاد امنیت در سراسر کشور آرزوى همه است امنیت هم هست الحمدالله جاى شکرش باقى است همه جا امنیت هست ولى بعضى وقت‌ها جناب آقاى علا یک قضایایى اتفاق مى‌افتد که عین قضیه چوب گذاشتن لاى چرخ است در اندیمشک یک سال قبل قتلى اتفاق افتاد یک‌ نفر از الوار با حضور رؤساى ادارات دولتى و بودن ژاندارم قواى انتظامى را در همان محلى که بودند خلع سلاح کرد سه نفر را همان‌جا با گلوله زد که یکى کشته شد و دو نفر هم مجروح شدند و سید موسى قطب کشته شد تفنگ‌ها را برداشتند و زدند به ‌چاک البته با اوامر اکیدى که از طرف اعلیحضرت همایون شاهنشاهى صادر شد و واقعاً باید از آقاى وزیر کشور هم تشکر کرد و با حسن تدبیرى که اداره ژاندارمرى در اینجا به ‌کار برد براى این‌که ملاحظه می‌فرمایید قاتلى است تفنگ در دستش فرارى شده به کوه البته در مقابل قواى دولتى نمی‌تواند ایستادگى کند می‌گیرندش ولى به این آسانى نیست او را گرفتند به ‌طورى که خون از دماغ هیچ ‌کس جارى نشد ولى متأسفانه نزاع و اختلاف پیدا شد بین محکمه نظامى و محاکم دادگسترى او گفت صلاحیت رسیدگى این قضیه با من است و دیگرى گفت با من است در صورتی ‌که قضیه کاملاً روشن بود، در منطقه‌اى که حکومت نظامى اعلام شده این شخصه قواى انتظامى را خلع سلاح کرده و مرتکب قتل و زخمى کردن دو نفر شده است البته رسیدگى به این جرم با محاکم نظامى است و بروبر گردند اردولى هیچ ‌کدام از این محاکم نمی‌خواهند قبول کنند و رفع اختلاف کنند (دکتر بینا - جناب آقاى بوشهرى حق این بود که جنابعالى بعد از آقاى بهبهانى مخالف دوم صحبت بفرمایید) بنده اول عرض کردم آقاى دکتر بینا بنده تنقید مى‌کنم تنقیدى که خالى از غرض است. اشکالات را می‌گویم که اگر بتوانند رفع کنند بنده زبان تملق ندارم (زنک رئیس)

رئیس - بین‌الاثنین صحبت نفرمایید نماینده هم در نطقش آزاد است به ‌صحبت خود ادامه دهید.

صادق بوشهرى - اول عرض کردم استفاده از تریبون مجلس براى این نیست که بیاییم اینجا و عرض کنیم که دولت آقاى علا این کارها را کرده است این را همه قضاوت می‌کنند. خودتان هم قضاوت می‌کنید (دکتر بینا - ولى خوب بود در تابلو مخالف اسم مى‌نوشتید) عرض کنم قریب یک سال این اختلاف بین این محاکم موجود بود آنجا نتوانستند رفع اختلاف کنند فرستادند به‌ دیوان کشور بالاخره بعد از مدتى دیوان کشور رأى داد که حق با محکمه نظامى است، ملاحظه بفرمایید یک سال است که این قاتل دستگیر شده است و در زندان راحت نشسته به ریش خانواده مقتول می‌خندد و معلوم نیست تکلیفش به ‌کجا خواهد کشید و این موضوع در سایر قسمت‌ها سوء اثر دارد آن شخصى که با تفنگ در کوهى مى‌گردد وقتی ‌که قتلى اتفاق افتاد باید بگیرند و محاکمه‌اش کنند بعد هم مجازات کنند ولى وقتى این ‌قدر طولانى شد همه گونه اثرش از بین می‌رود و حضرت مستطابعالى در برنامه شکایت می‌کنید که بین مردم و دولت همکارى نیست این را ما هم تصدیق می‌کنیم اما چرا نیست؟ سعى بکنیم که او را برطرف بکنیم، جناب آقاى وزیر کشور با گران‌فروشى مبارزه می‌کنید از مردم هم درخواست می‌کنید که بیایند اگر جایى بهشان گران فروخته شد، بد فروخته شد، کم فروخته شد بیایند و شکایت بکنند، بنده اگر خاطرتان باشد وقتى نان را یک ریال ارزان کردید از ناظر منزل پرسیدم که نان را حالا که ارزان کردند تو هم ارزان می‌خرى؟ گفتن نه گفتم به نانوا بگو که اگر مراعات نکنى شکایت خواهم کرد برگشت گفتم گفتى گفت «بله گفتم» گفتم ارزان‌تر حساب کرد؟ گفت خیر، شاطر دکان‌دار را صدا کرد گفت این مردی‌ که را از دکان بینداز بیرون و فردا هم نان بهش نده این نانوایى است که درد از شیب است و خود حضرتعالى هم از او نان می‌خرید ( وزیر کشور به‌ خود بنده هم گران فروخت) عده دیگرى هم آمدند به بنده شکایت کردند که این نانوا گران می‌فروشد بنده فرستادم یک نان از او خریدم مقدارش کم است فرستادم ظهر و شب هم خریدند باز هم دیدم کم است از نانوا شکایت کردم و نامه‌اش را فرستادم به شهردارى که تعقیب کنند، خوب تعقیب می‌کنید و جریمه می‌کنید ولى به عقیده من باید همیشه جریمه با جرم یک تناسبى داشته باشد و باید جریمه آن قدر سنگین باشد که از ترس سنگینى جریمه مجرم اقدام به جرم نکند شما ملاحظه بفرمایید بنده شکایت که به شهردارى نوشتم این‌‌طور بود حساب کردم که در هر کیلو نان 3 ریال این آدم گران می‌فروشد یعنى یک نانوا که در یک روز یک تن پخت می‌کند سیصد تومان از راه غیرمشروع به دست می‌آورد سالى می‌شود صد و هشت هزار تومان وقتى من از او شکایت می‌کنم، 150 تومان 200 تومان جرمش مى‌کنید محلل و ممتنع است که شما با 200 تومان جرم او را از صدوهشت هزار تومان نفع باز بدارید شما اگر می‌خواهید او مرتکب صدوهشت هزار تومان استفاده نامشروع نشود باید اقلاً سیصد هزار تومان جرمش کنید، دو سه نفر را فداى ملت بکنید هر کس گران فروخت پروانه کسبش را از او بگیرید جریمه نقدى چه فایده‌اى دارد و چه استقاده‌اى دارد از این‌ طرف پنج تومان جریمه نقدى می‌دهد و از آن ‌طرف پنجاه تومان استفاده می‌کند خیلى معذرت می‌خواهم جناب آقا نخست‌وزیر بنده تمام این یادداشت‌ها‌یى را که کرده‌ام همین‌طور که اول عرض کردم راجع به نقایصى است که دیده‌ام و به عرض‌تان می‌رسانم، عرض کردم فقط برا رفع این نقایص است و به‌هیچ‌‌وجه در مخالفت با حضرت مستطابعالى نیست صددرصد مطمئن باشید، ایام عید بنده با اتومبیل از راه فیروزکوه رفتم به مازنداران و از راه رشت برگشتم به طهران، نمی‌دانم آقا راه‌ها را اخیراً ملاحظه فرموده‌اید یا خیر، در همه جاى دنیا این راه‌هایى که دارند البته اول این‌طور نبوده مثل ما بودند بعد به تدریج این راه‌ها را ایجاد کرده‌اند، بنده خودم تمام اروپا را با اتومبیل گردش کرده‌ام اگر تخصص فنى در راه‌سازى ندارم راه‌هاى سایر ممالک را دیده‌ام که چه‌ جور راه می‌سازند، چهار پنج کیلومتر راه را شروع به ساختمان می‌کنند و وقتى این پنج کیلومتر تمام شده کیلومتر دیگر را شروع می‌کنند در اینجا تراکتور و بولدوزر انداخته‌اند از دم دروازه قزوین تا رامسر 250 کیلومتر راه را یک مرتبه به کلى زیر و زبر کرده‌اند آن‌ هم شاه‌ راه مملکت راهى که بایستى تمام مال‌التجاره‌اى که باستان‌ها پخش بشود از این راه عبور کند تشریف ببرید ملاحظه بکنید ببینید چیست اصلاً اتومبیل بنده که برگشت دیگر اتومبیل اسمش نبود آهن پاره شکسته‌اى بود این درست نیست اختلافاتى در وزارت راه موجود است، اغراض شخصى در کار است و با منافع مملکتى مخلوط کرده‌اند و آن‌ وقت وضع راه‌ها به این روز افتاده، راه خرمشهر به تهران را به شرکت جان مولم مناقصه داده‌اند که بسازد، بنده خوزستان که بودم دیدم 20 کیلومتر راه را مشغول ساختن هستند از جناب آقاى نجم سؤال کردم جان مولم مشغول ساختن راه شده است گفت خیر این را وزارت راه دارد می‌سازد آن وقت شرحى ببندد فرمودند که حالا به عرض‌تان می‌رسانم

+++

گفتند که من با جان مولم وارد مذاکره شدم که تا وقتی ‌که شروع به ساختمان اساسى این راه بکنید جزیى تعمیرى در این راه بکنید که قابل عبور باشد بعد شروع کنید به ساختمان اساسى زیر بار نرفت گفت من کنترات ساختمانى دارم تعمیر با من نیست مذاکرات زیادى با او کردم تا او را متقاعد کردم که باید در این 20 کیلومتر راهى که وزارت راه می‌سازد نظارت بکند براى این‌که این 20 کیلومتر جز کنترات او است فردا که وزارت راه این راه را ساخت دوباره او نیاید و بگوید که این راه با اصول فنى ساخته نشده است و دو مرتبه خراب کند و بسازد و بالاخره با مذاکرات زیاد قبول کردند که این نظارت را بکنند، وزارت راه زیر بار نرفت می‌گفت من با جان مولم کار ندارم من این راه را می‌سازم جان مولم اگر آمد او هم بسازد درست مثل این‌که وزارت راه مال مملکت دیگر است و جان. مولم براى دولت دیگرى کار می‌کند و پول هم مربوط به کشور دیگرى است چرا این‌طور است؟ از وزارت راه سوال کنید که اگر این 20 کیلومتر را شما با نظارت او می‌ساختید چه می‌شد، الان دو سه ماه است که این جاده از زیر ساختمان درآمده است تشریف ببرید ببینید جاده‌اى که به‌طور نمونه خواستند در مقابل جان مولم نشان بدهند با اتومبیل تشریف ببرید تمام موج جاده را می‌توانید ببینید، در دولت تیمسار سپهند زاهدى بنده خاطرم می‌آید جناب آقاى حمید بختیار یک جمله‌اى فرمودند صحبت دادگسترى بود فرمودند که این کاخ دادگسترى را باید روى سر قضات و کارمندان دزد او خراب کرد.

(دکتر دادفر - بى‌خود فرمودند کاخ دادگسترى را که نمی‌شود خراب کرد)

رئیس - این درست نیست که بین‌ الائنین صحبت می‌فرمایید آقایانى که تازه تشریف آورده‌اند آیین نامه را مطالعه بفرمایند که بنده ناچار به تذکر نشوم.‏

             صادق بوشهرى - البته هر کس صحبت از کارمند دزد و نادرست می‌کند ممکن است یک کسى هم بیاید و خداى نکرده خداى نکرده از قضات پاکدامن در اینجا بخواهد تنقید بکند منتهى این جور اشخاص حمله می‌کنند و تنقید می‌کنند روى سر گوینده می‌کوبند. دادگسترى ما اشخاص لایق و پاکدامن فوق‌العاده زیاد دارد ولى این را نمی‌توانیم بگوییم که اشخاص ناردست در دادگسترى وجود ندارد خیر آنها هم هستند به عقیده من دولت جناب آقاى علا باید همشان را مصروف این بدارند که اشخاص نادرست را بگیرند و از وزارتخانه‌ها بیرون بریزند براى این‌که آنهایى که درست هستند به ‌طور قطع من یقین دارم که از همکارى با این نادرست‌ها شرم دارند افسوس آقاى وزیر دادگسترى اینجا تشریف ندارند یک نمونه‌اى از طرز قضاوت یکى از قضات مى‌خواهم به عرض‌شان برسانم، عرض کردم چطور نمونه مسائلى را یادداشت کرده‌ام، سه هزار آجر مورد احتیاج بنده شد براى ساختمان به یکى از فخارها تلفن کردم سه هزار آجر بفرستد گفت 150 تومان بفرستید اطاعت کردم شب آمدم خانه دیدم که یک کامیون آجر شکسته آورده خالى کرده چیزى که بناها به اصطلاح کلوخه مى‌گویند تلفن کردم هر چه خواستم این آدم را متقاعد کنم نشد گفت انشاءالله دفعه دیگر که فرستادم جبران خواهم کرد گفتم من به‌ این کلوخه‌ها احتیاج ندارم متقاعد نشد شرحى شکایت کردم به شهردارى یک نفر مهندس متخصصى و یک پاسبان فرستادند صورت مجلس کردند و امضا کردند که از این سه هزار آجر فقط دویست آجر قابل استفاده است و بقیه قابل استفاده نیست یک چیزى هم در شکایت بنده نبود و آنها اضافه کردند که علاوه بر این‌که جنس قابل استفاده نیست از قیمتى هم که شهردارى معین کرده این آدم گران‌تر فروخته این تصدیق را به بنده دادند ضمیمه شکایت کردم رفتم شهردارى تهران دادم معاون شهردارى زیرش نوشت محکمه که رسیدگى کند و بنده دایماً در روزنامه می‌خواندم که هر کس شکایتى کرده است شفاهى که فلان چیز را فلان کاسب کم فروخته یا گران فروخته آن‌ را گرفته‌اند جرمش کرده‌اند من گفتم سند رسمى دارم، دستور شهردارى و صورت جلسه، چهار تمام جناب آقاى فروهر این قضیه در محکمه امروز و فردا شد بعد از چهار ماه می‌دانید قاضى محکمه چه جواب داد گفت من هر چه خودم تحقیق کردم به جایى نرسیدم امروز رفتم در دادگسترى با قضات عالی‌مقام دادگسترى مشورت کردم دیدم ما ماده قانونى که به وسیله آن بتوانیم این آدم را تعقیب کنیم نداریم ملاحظه بفرمایید این پرونده‌ای است که موجود است بفرستید بیاورند و ملاحظه بفرمایید قاضى می‌گوید در مملکت ما ماده‌اى که بتوانم گران‌فروش را تعقیب کنم ندارم (دکتر شاهکار - به وکیل عدلیه مراجعه کنید) گفتم جواب بنده را کتباً بدهید گفت این قضیه چون از طرف رئیس شهردارى فرستاده شده است ما به ایشان جواب می‌دهیم آن وقت رئیس شهردارى جناب آقاى ابتهاج بودند خدمت ایشان گفتم بنده شاکى هستم محکمه جواب شکایت بنده را نمی‌دهد شما واسطه شوید این را بگیرید بدهید به من، ایشان خندیدند گفتند بیچاره رئیس شهردارى تجریش بنده تعجب کردم گفتم چه ربطى دارد شکایت بنده با رئیس شهردارى تجریش و چرا این جواب را به من می‌دهید آقاى ابتهاج تشریف دارند گفتند اگر این شکایت تو از کارمندان شهردارى بود آناً تعقیب می‌شد پدرش را هم درمی‌آوردم ولى این شکایت شما به جایى که نخواهد رسید هیچ براى شهردارى تجریش هم پرونده‌اى تشکیل خواهد داد که چرا چنین نامه‌اى به شما داده شده و بهتر است بروید و وقت خودتان را تلف نکنید بنده هم اطاعت کردم خیلى هم از ایشان تشکر کردم و دو سویه ماند و این آقاى فخار دارد می‌گردد، این قاضى را می‌شود گفت پاکدامن، از انصاف نباید گذشت تنقیدات هست، تنقید به جا وقتى شد بایستى ترتیب اثر داد، دنبالش را گرفت این تردید ندارد، هر قانونى را که حضرت مستطابعالى با حسن‌نیت بیاورید در مجلس سنا و مجلس شوراى ملى این قانون را می‌گذرانند می‌دهند به حضرتعالى ولى وقتى می‌رود در اجرا فقط موجب سوءاستفاده ماًمورین است و همه هم سعى می‌کنند که این سوءاستفاده را فراهم بیاورند متأسفانه یک وقتى بانک ملى ایران از حیث ترتیب نظم نمونه‌اى بود در این مملکت براى سایر ادارات،، بنده خاطرم می‌آید در جنگ بین‌المللى که قواى متفقین در ایران بودند حساب جارى قشون امریکا در بانک شاهنشاهى انگلستان بود،، ابتهاج آن وقت‏ رئیس بانک ملى بود رفت با امریکایى‌ها مذاکره کرد که شما در ایران هستید ما هر چه داریم و نداریم در اختیار شما گذاشته‌ایم به چه دلیل شما حساب جارى خودتان را با بانک انگلستان قرار داده‌اید در هر صورت اقدام کرد و وسایل انتقال حساب آنها را از بانک شاهنشاهى به بانک ملى فراهم کرد این باعث شکایت بانک شاهى شد و از راه و مجراى وزارت خارجه شکایت کرد دولت انگلستان به دولت امریکا گله کرد که شما چرا این عمل را انجام دادید ما متفق شما هستیم چرا حساب‌تان را از بانک شاهى برداشتید و به بانک ملى داده‌اید آن هم بانکى که نه وضعش معلوم است و نه حسابش بانکى است جدیدالتأسیس که مثل همه کارها بی‌نظم است، یک ژنرالى از طرف امریکا تعیین می‌شود براى رسیدگى و می‌آید به ایران و رسیدگى می‌کند، وضعیت را گزارش می‌دهد که کاملاً کار به جایى شده است دلیل ندارد ما در ایران باشیم این‌قدر مردم ایران به ما خوبى بکنند و از نعمت‌هاى آنها متنعم باشیم آن‌ وقت حساب بانکى ما در بانک شاهى باشد، کار به جایى شده است متأسفانه وضعیت بانک را حالا ملاحظه بفرمایید جناب آقاى وزیر دارایى خاطرتان هست بانک ملى براى گشایش کار خودش و براى رفاه حال مردم چک‌هاى تضمین شده انتشار داد و بسیار کار خوبى بود، بنده دو ماه قبل می‌خواستم بروم به مازندران احتیاج پیدا کردم به دو هزار تومان چک تضمین شده فرستادم به بانک ملى که دو کتابچه که هر کدام ده چک صد تومانى تضمین شده است به بنده بدهند (مهندس ظفر - جنابعالى که مخالف صحبت می‌فرمایید) بنده چندین دفعه توضیح دادم از رفقایتان بپرسید که بنده چه گفتم عرض کنم چهار پنج روز فرستادم براى گرفتن این کتابچه ندادند، گفتند پانصد تومانى و هزار تومانى اگر بخواهید می‌دهیم صد تومانى نمی‌دهیم، بعد گفتند فلان کس چون وکیل مجلس شوراى ملى است اگر کتباً بنویسد می‌دهیم نوشتم قربانت شوم خواهش می‌کنم دو کتابچه صد تومانى بدهید بعد از چند روز معطلى یک کتابچه براى من فرستادند، بعد معلوم شد در سالن بانک از آن دلال‌هایى گرفتند، خوب اگر نباید منتشر بشود که هیچ و اگر باید منتشر بشود چرا نمی‌دهند، از بانک خوزستان بنده همین چک تضمین شده را گرفتم آوردم تهران فرستادم به بانک ملى که بگیرم، گفتند که این را بایستى به دزفول بفرستیم که امضاى ما را تصدیق کنند، متوسل شدم به معاون بانک مالى گفتم خواهش می‌کنم توصیه بفرمایید که چک بنده را بپردازند، خوب آقا این براى تسریع کار مردم است این کار را کردند که کارگشایى براى مردم بشود آن ‌وقت مأمور شما این عمل را می‌کند، جناب آقاى بهبهانى شرحى راجع به سازمان برنامه فرمودند و به شخص ابتهاج، بنده تصور می‌کنم حمله کردن به ابتهاج خیلى از انصاف دور است براى این‌که زیاد نمی‌خواهم سخن را به درازا بکشم این گنجى را که شما اسمش را سازمان برنامه گذاشته‌اید به این اژدها سپرده شده باید مطمئن باشید تا این اژدها روى این گنج خوابیده بنده و امثال بنده شب را راحت می‌خوابیم و قطع داریم دست کسى به این گنج نخواهد رسید خیلى معذرت می‌خواهم من یادداشت زیاد داشتم ولى همان‌طور که عرض کردم به آقا اطمینان دارم و خواهم داشت موافق صددرصد شما هم هستم منتهى باید مطالب به عرض‌تان برسد آقا اطلاع ندارید باید تذکر داد که اصلاحش بفرمایید.

رئیس - پیشنهادى راجع به تنفس رسیده قرائت می‌شود.

(به شرح ذیل قرائت شد)

مقام ریاست مجلس شوراى ملى پیشنهاد می‌نمایم یک ربع تنفس داده شود. دکتر بینا

رئیس - آقاى دکتر بینا

دکتر بینا - معذرت می‌خواهم بنده از نظر اصول پارلمانى خواستم یک تذکرى بدهم به همکاران محترم خودم و اگر بنده این تذکر را دادم نه براى این بود که جناب آقاى بوشهرى تصور بکنند که بنده از جناب آقاى علا یا دولت ایشان یا وزرأ‌یشان خداى نکرده توقعى داشته باشم یا یک روز در وزارتخانه‌ای حاضر شده باشم این را لطف بفرمایید به بنده فرمودید مداهنه می‌فرمایید یعنى ممکن است که بنده مداهنه کنم (صادق بوشهرى - صورت مجلس را

+++

ملاحظه بفرمایید بنده چنین چیزى نگفتم) بنده تذکرى دادم روى اصول پارلمانى و عقیده‌ام این است که نمایندگان محترم در گفتار و بیانشان در مجلس شوراى ملى آزادى کامل دارند.

رئیس - در همین بیان شما آقاى دکتر بینا رعایت اصول پارلمانى نشده و اعظ غیر متعظ نباشید.

دکتر بینا - تنفس را عرض کردم همین مقدمه تنفس است ما اگر در تابلوى مخالف اسم می‌نویسیم رأى این است که مخالف صحبت کنیم و اگر در تابلو موافق اسم می‌نویسیم باید در موافقت صحبت شود و اصول پارلمانى را رعایت کنیم بنده نمى‌دانم که بعد از آقا باید یک مخالف صحبت کند یا موافق تا دید غنى قاعده مرحمت دوست، دانست که صد بارز دشمن بترى هست ایشان راجع به شهردارى صحبت کردن). (زنگ رئیس)

رئیس - آقا صحبت خارج از موضوع نفرمایید هیچ مانعى ندارد کسى که با دولت موافق است تذکراتى هم به دولت بدهد. آقاى قنات‌آبادى بفرمایید.

شمس قنات‌آبادى - نه هر که چهره بر افروخت دلبرى داند نه هر که آیینه سازد سکندرى داند- نه هر که طرف کله کج نهاد و راست نشست (وزیر کشور - تند نشست) کلاهداراى و آیین سرورى داند (به به، احسنت) هزار نکته باریک‌تر ز مو اینجاست - نه هر که سر نتراشد قلندرى داند به عقیده بنده در این مواقع و این موارد یا سایر مواردى که در پارلمان مطالب اجتماعى مورد بحث قرار می‌گیرد اصل خدمت به وطن و علاقه به بهبود وضع هم‌میهنان ایجاب می‌کند که مطالب خیلى باز خیلى روشن خیلى صریح و بدون ابهام گفته شود البته این مطلب در تمام دنیا و بین همه حکومت‌هاى پارلمانى وجود دارد که دولت‌ها عده‌اى به حق موافقند و عده‌اى هم به حق مخالفند نه آن کسى که با یک دولت ادعاى مخالفت می‌کند می‌توانند موافقین او را متهم به عدم علاقه به مملکت و ملت بکنند و همچنین آن کسانى که با دولت موافقت مى‌کنند مخالفین نمى‌توانند به او اتهامات شخصى بزنند به عقیده من تمام این صحنه‌ها و تمام این گفتگوها و تمام این مشاعره‌ها در حکومت‌هاى پارلمانى لازم و ضرورى و واجب است (صحیح است) براى چه؟ براى این‌که از خلال این بحث‌ها یک مطالبى، یک نکته‌هایی یک ابهاماتى روشن بشود و نقیصه‌ها بیان گردد و خادمین واقعى به اجتماع آن ابهامات را رفع کنند و نقایص، گرفتاری‌ها و ابتلائات را از بین ببرد (احسنت) بنابراین هیچ اشکالى هم ندارد که موافق دولت و کسى که به دولت رأى سفید رأى موافق می‌دهد بیاید در پشت تریبون مطالبى را که به نظرش می‌رسد در شأن دولتى که طرفدار او هست تذکر بدهد و از دولت بخواهد که آن معایب را رفع بکند (صحیح است) و البته اکثریت محترم مجلس هم بایستى اجازه دهند، حوصله داشته باشند. میدان بدهند آن کسانى که به نام مصالح مملکت و حفظ حقوق مردم از تریبون استقاده می‌کنند و انتقاد می‌کنند انتقادات اساسى و مستدل خودشان را انجام بدهند.

بنده به نام مخالف با دولت جناب آقاى علا از تریبون استفاده می‌کنم و این هم خواست پروردگار بوده است که در آن دولت گذشته 15 ماهه جناب ایشان بنده به نام مخالف صحبت کردم حالا باز هم خدا به ما عمر داد یعنى خدا کشتى را آنجایى که دلش می‌خواست برد و ناخدا جامه دریدنش تأثیرى نکرد و من باز پشت این تریبون هستم و به نام مخالف با برنامه و اعمال گذشته دولت ایشان مطالبى به عرض نمایندگان محترم و ملت ایران می‌رسانم و این ادعا را می‌توانم بکنم و خدا و وجدان خودم را هم گواه می‌گیرم و آقایان نمایندگان و خود اعضاى محترم دولت را که در گفتارم همیشه سعى کرده‌ام که راه غرض نپیمایم چون غرضى ندارم ملکى ندارم ضیاعى ندارم عقارى ندارم مالیاتى بدهکار نیستم مال‌الاجاره‌اى نمى‌گیرم معامله‌اى نکرده‌ام نفع شخصى نه از نظر خود و نه از نظر کسان و عزیزان و بستگانم ندارم بنابراین مغرضانه است اگر عرایض کسى که فقط و فقط بدون هیچ منفعت شخصى مطالبى را با کمال ادب و به عنوان تذکر بیان می‌کند غرض فرض شود. جناب آقاى علا یک مطلبى است که اساساً دولت جنابعالى و همه دولت‌ها باید کم و بیش به آن توجه داشته باشند و آن این است که وقتى صحبت ملت و مردم به میان می‌آید باید دید گوینده چه جور کسى است؟ چه شخصى است؟ چون یک عده‌اى وقتى می‌گویند ملت وقتى می‌گویند مردم وقتى می‌گویند مشروطه مقصودشان آپارتمان است مقصودشان پست است مقصودشان صندلى است مقصودشان مقام است ولى همه ما، مردم از بالا و پایین شخص شاه و تمام افراد مملکت این طبقه به خصوص را که می‌گویند ملت و مشروطه می‌شناسند من نمی‌خواهم بگویم که شما از آن عده هستید یک عده‌اى هم هستند وقتى که می‌گویند ملت وقتى می‌گویند اجتماع مقصودشان آن طبقه اکثریت قطعى و قاطع این مملکت است که زحمت می‌کشند رنج می‌برند مملکت‌شان را دوست دارند براى حفظ حدود و ثغور و مرز مملکت آماده هستند فداکارى مى‌کنند در مقابل اجانب می‌ایستند و قوت لایموت‌شان یک مقدار کمى است ما مى‌خواهیم اینجا این مطلب را روشن کنیم که چه موقع می‌شود که این ملت ملت گفتن‌ها و مردم مردم گفتن‌ها حقیقتاً با واقع صدق بکند یعنى چه موقع یک کسى واقعاً دلسوز به حال ملت است یک روز به یکى از آقایان زمامداران گذشته که خودم با او در مدتى از حکومتش شدیداً مبارزه کردم به او گفتم چون من عادتم در زندگى سیاسى صراحت است گفتم شما یک عیب داشتید و یک عیب دیگر هم تازه پیدا کرده‌اید گفت عیب قدیم چه بود و عیب تازه کدام است گفتم عیب تازه شما غرور است که دارى خودت و مملکت را به جایى می‌برى که فقط خدا می‌داند عیب قدیمت اینجاست که شما در تمام مدت عمرت یک وعده گرسنگى نکشیده‌اید یعنى یک وقت نشده است که ناهار نداشته باشید یک وقت نشده است که شام نداشته باشید یک وقت نشده است که ناشتایى و وسایل غذاى صبحت فراهم نشده باشد بنابراین ترسیم گرسنگى و مفهوم غذا و ناهار نداشتن در سر شما یک خورده مشکل است حالا جناب آقاى علا اعضاى محترم دولت من می‌خواهم این مطلب را بگویم شما نگویید که چرا من همه مطالب را گذاشته‌ام و آمده‌ام روى این مطالب کوچک کوچک صحبت می‌کنم البته من بعد خواهم گفت که چه مطالبى را من باید تذکر بدهم برای این‌که مورد ابتلا به مردم است این آقایانى که در هر وقت و در هر زمان و در و در هر موقعى هر چه از مایحتاج زندگى و مواد غذایى می‌خواستند در اختیارشان بوده است و در تمام طول عمر یک روز نشده است که یک چیز بخواهند و سر سفره آنها نباشد اینها نمى‌توانند این مطلب را در ذهن خودشان مجسم کنند که چه حالى دارد آن خانواده‌اى که در تابستان و وفور میوه نتوانند یک دانه خیار بخرد این فکر براى آنها مشکل است که چه طور ممکن است که آدم خیار نداشته باشد؟ و ممکن است که آدم نتواند خیار تهیه کند؟ ممکن است که تابستان باشد و آن همه خیار در بیابان‌ها و مزارع کاشته باشند و پول هم داشته باشد و نتواند خیار تهیه کند من می‌خواهم به اعضاى محترم دولت بگویم که آقایان این وضع به وجود آمده در اثر روشن غلطى که اتخاذ شد در اثر روشى که حتى مورد انتقاد منسوبین دستگاه شما بود در همین چند روز گذشته من خوب دیدم که یکى از مجلات خوب تهران گویا مجله روشنفکر بود که در روزى که اعلیحضرت همایون شاهنشاهى مجلس شوراى ملى را افتتاح می‌فرمودند افتتاح دوره نوزدهم که مصادف با روز پنجشنبه بود روز پنجشنبه هم مجله روشنفکر منتشر می‌شود پشت جلد مجله روشنفکر من دیدم که یک خیار گراور کرده است و زیرش نوشته است که مسئله روز و عجت این است که تمام مردم حتى طبقه حاکمه هم قبول کردند که خیار آن روز مسئله روز بود حالا آن مسئله روز منتفى شده یک مسئله دیگر پیدا شده است (خنده نمایندگان) بنابراین بنده می‌خواهم این مطلب را عرض می‌کنم که وقتى دولتى برنامه‌اى به مجلس تقدیم می‌کند و خودش را آماده خدمتگزارى می‌نماید و وقتى که می‌گوید ملت و مصالح ملت و منافع ملت باید ببینید که این مصالح و منافع و مایحتاج ملت از نظر مردم و ملت چیست؟ زیرا مصالح منافع از نظر طبقه حاکمه همیشه معلومست «وزارت، سفارت، مدیریت کل، امارت استاندارى (ثقة‌الاسلامى - وکالت) سناتورى، مسافرت به اقصى نقاط اروپا براى مطالعه در امر خیار و مسافرت به اقصى نقاط امریکا براى مطالعه در امر چى چى عمومى این از نظر طبقه حاکمه همیشه روشن است که منفعت و مصلحت چیست؟ مشروطه چیست؟ آزادى چیست؟ از نظر ملت این مطلب را ما می‌خواهیم بحث کنیم که از نظر ملت و مردم این مطلب حل شود که اگر دولت جناب آقاى علا توجه بهش بفرمایند و روى این توجه هم عمل بکنند.

شمس قنات‌آبادى اول موافق ایشان خواهد بود و آن چیست منافع ملت یعنى این‌که مردم بتوانند زندگى کند مردم جان نکنند مردم محتاج مایحتاج اولیه نباشد (صحیح است) از این کوچه به آن کوچه دنبال خیار در فصل تابستان نگردند گوشتى که در عرض هفته به یک خانواده طبقه سه پنج سیر می‌رسد به آنها برسد و بتوانند بخرند منافع ملت یعنى بنده که نماینده مجلسم بک فرد ضعیف به مصرف این‌که بنده نماینده هستم و او ضعیف است جنابعالى نخست‌وزیر و او ضعیف است آقایان وزیرند و او ضعیف است و هر چه تو سرش می‌زنند صدایش در نیاید این منفعت ملت نیست مصلحت مردم نیست نفع ملت و مردم این است که بنده و شما و وزرا و همه قواى مملکت در مقابل قانون محکوم و مساوى باشیم و حق نداشته باشیم تو سر فرد یا دسته یا اجتماع که کارى ندارند بگوییم این نکته را به شما بگویم بنده طرفدار تنبیه و مجازات خائنین به مملکت به هزار دلیل هستم یک دلیلش این است که آنها توى این مملکت بزرگ شده‌اند در ایران نان به دست آورده مقام به دست آورده پول به دست آورده تحصیلکرده توى این آب و هوا پرورش کرده‌اند و این بسیار بی‌شرمى و خیانت است که کسى دنبال یک فکر باطل و یک مسلک باطل برود و در هر موردى هم چه دولت شما چه دولت‌هاى دیگر چنین دسته خائنین و جنایت‌کارانى را تنبیه کرده من تقدیرش کردم اما بدانید که این طبقه خائنین و دسته خائنین در مملکت حکم یک قطره را دارند در مقابل دریا و تمام ملت ایران به استثناى این فطره علاقمند به این مملکت و به رژیم این مملکت و به استقلال این مملکت هستند (صحیح است) بنابراین جناب آقاى علا ما می‌خواهیم امنیت ملت یعنى این ملت نود و نه و نیم بلکه بیشتر از

+++

99 و نیم درصد به تمام معنى حفظ باشد هیچ مقتدرى ولو این‌که وزیر و وکیل و سناتور استاندار و هر مقامى که می‌خواهد باشد است مقتدر نتواند چوب توى سریک ضعیف فقط به اتکا قدرتش بزند (وزیر کشور - صحیح است) ما آقا می‌خواهیم حکومت قانون بلاشرط در سر تا سر مملکت اجرا بشود و این‌که شما در برنامه تقدیمى به مجلس شوراى ملى تقاضا کرده‌اید و ادعا فرموده‌اید که در آینده می‌خواهید ایجاد عدالت بنمایید و ترضیه حال ملت را نصب‌العین خود قرار داده‌اید فقط و فقط راهش حکومت قانون است یعنى اساس ضعیف‌کشى از این مملکت کنار برود یک روز ما شنیدیم براى مبارزه با گران‌فروشى می‌خواهند اقدام‏ کنند اولاً من خودم یک روزى به جناب آقاى علم گفتم که مبارزه با گران‌فروشى بسیار کار خوبى است و باید یک عده‌اى پیدا شوند و بیایند با دستگاه دولت کار بکنند و اساس این گران فروشى را از بین ببرند هر کس هم به سهم خودش هر کارى می‌تواند بکند اما من سوال مى‌کنم همان‌طوری‌ که در برنامه دولت گذشته جناب آقاى علا تذکر دادم و عرض کردم شما مبارزه با فساد می‌خواهید از سپورها و مستخدمین جز شروع بکنید و این غلط است و به نتیجه نمى‌رسد زیرا آن کسى که براى قوت لایموتش دزدى می‌کند گوشت مرده می‌خورد در منطق شرع و مذهب هم مجازات و بخشیده شده است یک مستخدمى که ماهى 110 و 120 تومان حقوق می‌گیرد اگر سه قران یا پنج قران یا یک تومان از یک مراجع بگیرد و او را راه بدهد توى اطاق در منطق اخلاق، وجدان و شرع در کشور که قیمت‌ها این‌طور سرسام‌آور بالا می‌رود او گناهکار نیست او براى حفظ حیات و موجودیت خود و عایله‌اش این‌ کار را کرده او را بیرون نکنید و نخوابانید به عنوان فاسد شلاق بزنید فاسد آن‌ کسانى هستند که میلیون‌ها از بیت‌المال این مملکت غارت کردند و دزدیدند و هیچ قدرتى هم به آنها نمی‌تواند چپ نگاه بکند (احسنت - احسنت) حالا هم جناب آقاى علا من به جنابعالى و هیت محترم دولت شما عرض می‌کنم که مبارزه با گران‌فروشى را آقایان از خیارفروش و سبزى‌فروش محله نمی‌شود شروع کرد و به نتیجه نمی‌رسد و منطقى هم نیست شما مبارزه با گران‌فروشى با آن کسانى بکنید که حوایج اولیه را گران می‌فروشند مبارزه با گران‌فروشى را از شرکت‌هاى بزرگ شروع کنید (دکتر شاهکار - با دلال‌ها) بادلال‌ها بکنید من یک مطلبى می‌خواهم بگویم ان‌شاءالله آقایانى که رفته‌اند این مطلب را توجه کرده‌اند چند با خیارفروش و سبزى‌فروش و قصاب را شلاق زدند و ما هر چه گوش خواباندیم که ببینیم یک صاحب تجارتخانه بزرگ را شلاق می‌زنند نه این‌که خیال کنید من طرفدار این هستم که شلاق به کسى بزنند نه اشتباه نشود به علاوه من طرفدار این مسلک و رویه نیستم که ثروتمند را گدا بکنند که او هم باید عرضه و قدرت به خرج بدهند که فقراى مملکت هم ثروتمند بشوند من کمونیست نیستم اما می‌گویم شما که حالا به جردم گران‌فروشى و به جرم فساد می‌روید یک خیارفروش را چوب می‌زنید براى خاطر دل این مردم یک دفعه هم آنهایى را که متاع‌هاى بزرگ را گران می‌فروشند شلاق بزنید (صحیح است) آقایان بنده که اروپا و امریکا نرفته‌ام (یک نفر از نمایندگان - ان‌شاءالله می‌روید) ان‌شاءالله اگر خدا قسمتم بکند (دکتر بینا - به چه عنوان؟) (وزیر کشور - براى مطالعه) براى مطالعه و گردش و همه چیز ولى به عراق و بیروت و سوریه و لبنان رفته‌ام هر جا که رفته‌ام از این کولاها آنجا بوده به انواع و اقسام هر جا که رفته‌ام از این کولاها بود پپسى‌کولا، کوکاکولا، کولا و این حرف‌ها خریدیم و قیمت‌هایش را دیدیم، وقتى که موضوع گران‌فروشى در ایران مطرح شد مقایسه کردیم دیدیم که در تمام خاورمیانه قیمت پپسى‌کولا با مقایسه با پول ایران دو ریال و نیم است (دکترمشیر فاطمى - باقیش کلاه است) یعنى مصرف کننده در آنجا 5/2 قران پول می‌دهد اما در ایران آن دو ریال و نیم را که در عین حال نصفش در آنجا‌ها هم کلاه است مردم ایران پنج ریال مى‌پردازند یعنى دو ریال و نیم دیگر هم اینجا کلاه می‌گذارند این یک گران‌فروشى است بنده جناب آقاى علم او را معرفى می‌کنم این فروشنده پپسى‌کولا را بگیرید و براى نمونه دو تا شلاقش بزنید و زیاد نزنید که دردش بیاید (مهندس اردبیلى - شیشه‌ها مى‌شکند) خودش را بزنید نه شیشه‌هایش را (خنده شدید نمایندگان)

رئیس - خنده را هم ممکن است که یواش‌تر بفرمایید که نظم مجلس به‌هم نخورد.

قنات‌آبادى - بنابراین عدالت چنین ایجاب می‌کند که هیئت حاکمه مملکت که حسن‌نیت دارند سراغ این قبیل گران‌فروش‌ها بروند من در گذشته و امروز هر وقت اتفاق افتاد که با برنامه دولت مخالفت می‌کنم و کرده‌ام یک عده از دوستان و رفقاى من تعریف از شرافت جناب آقاى علا و آقایان وزرا کرده‌اند من به آقایان عرض می‌کنم که جناب آقاى علا مرد شریفى هست (صحیح است) و همه آقایان وزرا هم مردان شریفى هستند (صحیح است) اما صحبت شخص نیست صحبت مملکت است ما مطالب را باید روشن بکنیم و حلاجى بکنیم و حل بکنیم این کارهایى که آقاى علا و حکومت‌شان می‌توانند بکنند، انجام بدهند. وقتى هم که نمی‌توانند بکنند بالاترین شرافت‌ها این است که صادقانه بینایند و بگویند که ما دیگر نمی‌توانیم کار بکنیم آن وقت اینها به مرحله مقدسى از شرافت می‌رسند. جناب آقاى علا در برنامه‌شان اظهار فرموده‌اند که دولت سابق اینجانب آنچه در قوه داشت براى انجام وظایف سنگینى که بر عهده گرفته بود کوشیده و تحت حمایت و راهنمایی‌هاى ذىقیمت اعلیحضرت همایون شاهنشاه و به یارى نمایندگان دوره هجدهم مجلس شوراى ملى و کمک و تفویت مجلس سنا و موفقیت‌هایى حاصل نمود ما همین‌ جا می‌خواهیم صحبت کنیم. موفقیت یک دولت دو چیز است یکى از نظر خارجى است و یکى از نظر داخلى البته از نظر خارجى یک دولتى که در عصر ما زندگى مى‌کند عقیده بنده که خوب یادم مى‌آید در برنامه دولت گذشته ایشان هم صحبت کردم و عرض کردم که از دولت جناب آقاى علا تقاضا دارم که یک سیاست خارجى روشن معین مبین داشته باشند البته وقتى ما می‌گوییم سیاست خارجى روشن معین مبین معلوم است که رخ صحبت ما به کدام طرف است این مطلب به هدایت و راهنمایى‌هاى شخص شخیص اعلیحضرت همایونى درست شد و مملکت ایران و کشور ما به عقیده من بعد از یک قرن و نیم نمى‌دانم بیشتر یا کمتر داراى یک سیاست خارجى روشن متین و مستحکم مبنى بر منشور ملل متفق گردید (صحیح است) البته بر نمایندگان مجلس شوراى ملى و به متابعت مجلس شوراى ملى بر مجلس سنا واجب است دولتى که این سیاست خارجى را خوب عمل کند و بعد هم بتواند از آن خوب بهره‌بردارى کند جداً و قویاً تقویتش کنند هیچ تردیدى در این نیست پس بنابراین راجع به خارجى ما بحثى نداریم چون مطلب روشن بوده ما توانسته‌ایم منویات شخصى را که خیلى بیش از همه ما به این مملکت علاقمند است و باید هم علاقمند باشد یعنى شخص شخیص شاه را انجام بدهیم و اجرا کنیم و اما بیاییم راجع به داخلى مطلب همین‌‌جا است.

همان‌طوری که در گذشته یادمان است که دولت‌ها می‌آمدند می‌گفتند سیاست خارجى ما مبتنى بر روابط حسنه با دول متحابه معظمه هم‌جوار و غیر هم‌جوار است یک چنین حرف‌هاى کلى همین‌طور می‌پراندند، اما این حرف‌ها درد را دوا نمی‌کرد سیاست خارجى باید مبنى بر یک پایه اساسى صحیح و دقیق و متین باشد، همین کارى که مملکت ما با دولت ما به راهنمایى اعلیحضرت همایون شاهنشاهى کرد.

وضع داخلى هم همین‌‌طور است نمى‌شود گفت که سیاست داخلى ما مبتنى بر مصالح عامه و عرایض مردم و عدالت اجتماعى و یک مقدارى از این قبیل ‌الفاظ توخالى است نه ما دولتى را می‌خواهیم و دولتى را تقویت می‌کنیم که بیاید صریحاً بگوید که من عمل می‌کنم براى این‌که گرسنگى از بین این مردم برطرف شود براى این‌که بدبختى و بیکارى از بین برود دولت باید بگوید من در ظرف شش ماه 50 کیلومتر راه می‌سازم دو مدرسه ابتدایى می‌سازم دو تا و نصفى درمانگاه درست می‌کنم چهار تا طبیب چهار منطقه اعزام می‌کنم هزار جریب زمین زراعتى را سم‌پاشى می‌کنم اینها یک چیزهایى است که اگر دولت بگوید و انجام بدهد ولو این‌که کم باشد مورد قبول مردم است و مورد احترام مردم است و مورد تقویت قاطبه نمایندگان مجلس است من بیرون از جلسه نشسته بودم یکى از آقایان نمایندگان محترم یک مطلبى را فرمودند و فرمودند که من در جراید خواندم که بعد از این جنگ گذشته در انگلستان یک ‌نفر انگلیسى بر اثر گرسنگى مرد بلافاصله دولت تحت استیضاح قرار گرفت که چرا این یک نفر از گرسنگى مرد آقایان وزرا هیئت حاکمه مملکت، آقایان نمایندگان محترم بردارید روزنامه‌ها و جراید را جز اخبار روز بخوانید و ببینید که هر روز در سرتاسر این مملکت و چند نفر از گرسنگى می‌میرند (دکتر عدل - حالا نیست) تا دلى آتش نگیرد حرف جانسوزى نگوید - حال ما خواهى اگر در گفته ما جستجو کن. آقاى دکتر عدل همین حالا این‌طور است من حاضرم در همین تهران که همه می‌گویند که تمام شهر استان‌ها براى خاطر تهران خراب شده است دست آقایان نمایندگان را بگیرم و ببرم بالاى سر عایله‌هایى که زندگانى سگ بهتر از آنهاست بیایید برویم نشان‌تان بدهم استدعا می‌کنم جناب آقاى علا خدا اینجا است شرف اینجا است افتخار و ابدیت والله همه چیز اینجا است که شکم گرسنه‌اى سیر شود (صحیح است) بنده نظرم هست وقتى می‌خواستند نمی‌دانم ده سال پیش بود بیست سال پیش بود مثل این‌که دورتر از عمر سیاسى من است وقتى که صحبت لوله‌کشى طهران بود و می‌گفتند که تهران را می‌خواهند لوله‌کشى کنند آمدند گفتند براى این‌که بامبول در آورند و براى این‌که مردم را گول بزنند و یک چند روزى دستگاه تبلیغاتى آن‌روز همین ‌طورى حرف یا مفت تحویل مردم بدهد معذرت می‌خواهم جناب آقاى ذوالفقارى که می‌خواهم یک شوخى بکنم براى این‌که نگذارند ماًیوس شوند گفتند می‌رویم کلنگ را از جنوب شهر می‌زنیم آمدند و رفتند و کلنگ زدند و تمام جراید هم مشحون به عکس کسانى بود که آن‌روز می‌خواستند لوله‌کشى را شروع کنند بعد که خواستند لوله بکشند از شمال شروع کردند (مهندس جفرودى - جنوب هم لوله‌کشى است) شما نمی‌دانید آقاى مهندس جفرودى براى این‌که شما از جنوب شهر هیچ‌ وقت گذرتان نیفتاده است بنده شما را می‌برم و شما خودتان گواهى خواهید داد که مردم انشعاب ندارند صحبت انشعاب است نه لوله‌زیرزمینى صحبت انشعاب و استفاده از آب است هیچ جا به مردم انشعاب نداده‌اند جناب آقاى علم وزیر محترم کشور استدعا می‌کنم.

+++

این را یادداشت بفرمایید من حاضرم از مجلس که آمدیم برویم و این را بالحس و العیان به شما نشان بدهم چهل روز است آقایان محترم چهل روز است که به ناحیه 5 قنات‌آباد آب نداده‌اند من در چند روز قبل خواهر خودم به رحمت خدا رفته بود و مجبور بودیم که در حوض منزل آب باشد رفتیم عمله استخدام کردم دو سطل و دو سطل آب آوردیم ریختیم توى حوض و حوض را پر کردیم با وجود این‌که خانه من خانه پدرى من، من مشترک آب شهردارى هستیم. مشترک سازمان آب تهران هستیم، واقعاً رحمت به میراب‌هاى شهردارى این سازمان آب تهران روى میر آب‌هاى شهردارى را سفید کرد من خودم مشترک سازمان آب تهران هستم و روز اولى که رفتم مشترک بشوم و به شما بگویم آقایان که آب را هم به قیمت خون پدرشان می‌فروشند روز اول گفتند که 9 روز به روز آب می‌دهیم بعد گفتند که 11 روز به 11 روز بعد کردند 17 روز به 17 روز و به جان همه آقایان در بیست و یک روز هم به ما آب نمى‌دهند با وجود این‌که اسمش را گذاشته‌اند سازمان آب تهران همه‌اش سرگرم این هستند که کجا کنتور بخرند که نان تویش داشته باشد نه آب براى مردم به حضورتان عرض کنم که جناب آقاى مشایخى یک یادداشتى به من‏ نوشته‌اند که تذکر بدهم سوء تفاهم نشود که مقصودم از بیان مطلب زمان تصدى شهردارى ایشان نبوده است من آنچه که به نظرم حق می‌آید و وجدانم گواه است می‌گویم من نظرى ندارم که حرفى بزنم که یک دسته یا یک جمعیتى خوششان بیاید یا نیاید حق را باید گفت اگر چه مخالف و دشمن آدم باشد گر چه بین من و ایشان دوستى وجود دارد شما اساساً خدمتگزار بوده‌اید کما این‌که در شهر رى هم کرده‌اید منافات هم ندارد شما خدمتگزار باشید دیگران نباشند دیگران هم هستند غرض موضوع صحبت ما این بود که دولت جناب آقاى علا در گذشته خدمت‌هایى براى مردم انجام دادند خودشان اظهار تأسف می‌کنند که کم بوده است این برنامه‌شان است عرض کردم موضوع خارجى معین شد موضوع داخلى هم عرض کردم آن چیزى که مورد توجه ماست مایحتاج مردم است و آن چیزهاى که مردم می‌خواهند با آن روزمره زندگى مى‌کنند. البته دولت جناب آقاى علا یک لایحه بسیار بسیار مفیدى که به عقیده من اگر در دنیا بخواهند یک مبارزه اساسى و اصولى بشود یکى از طرقش این است که در دوره گذشته شد یک لایحه بسیار خوبى به مجلس دادند و آن لایحه منع کشت خشخاش و مبارزه با تریاک بوده است و جلوگیرى از این مطلب و به شهادت خود جناب آقاى علا اعضا محترم دولت من یکى از مدافعین سر سخت این لایحه بودم (صحیح است)

چون بسیار لایحه خوبى بود و این نکته را حالا باید تذکر بدهم که آن قانون و آیین نامه کافى نیست ما نباید همه تریاکى‌ها مملکت را بکشیم. دوست عزیز ما جناب آقاى صادق بوشهرى که در این دو تا 24 ساعتى که خدمت‌شان بودیم خیلی به ما خوش گذشت و شما هم اگر خواستید بیتوته کنید چه به عنوان مخالف چه به عنوان موافق دعا کنید که آقاى بوشهرى باشد به شما خیلى خوش خواهد گذشت ایشان فرمودند که یک نانوا وقتى گران می‌فروشد جرمش باید متناسب باشد و یک محاسبه‌اى هم فرمودند که یک نانوا در سال سیصد هزار تومان ازش گرفت گفتم لزومى ندارد همان روز اول خفه‌اش کنیم که خودمان و مردم و نانوا همه راحت شوند قربانت گردم من به شما ارادت دارم راهش این نیست راه مبارزه با گران‌فروشى این نیست که یک نانوایى که نیم سیر کم مى‌دهد این ‌را آن قدر جرم مداوم بکنند که خودش و عایله‌اش از هستى ساقط شوند و به دسته بیکارها ملحق بشود مبارزه با گران‌فروشى راه دارد و همان است که دولت مى‌گوید و هنوز نکرده و گمان هم نمی‌کنم در آینده بکند و آن ازدیاد تولید است آقا (صحیح است) باید گندم و خیار و ماست و پنیر و گوشت و ذغال را زیاد کرد و اجازه داد آقایان محترم باید اجازه داد در معاملات و کسب‌ها رضایت باشد اگر بنا باشد محدودیت باشد اگر بنا باشد هر شیئى مورد احتیاج به فرض در انحصار و مونوپل یکى یا دو تاى به خصوص باشد بالنتیجه رقابت از بین می‌رود و بالنتیجه روز به روز سطح قیمت‌ها بالا می‌رود. من که عالم علم اقتصاد نیستم اما از علماى علم اقتصاد این مطلب را شنیده‌ام که اگر بخواهند در یک کشورى مبارزه با ترقى قیمت‌ها بکنند یک پپسى‌کولا آورده‌اند یک کوکاکولاى دیگر هم بیاورند بالنتیجه فردا می‌شود دو ریال این را من باب مثل گفتم گر چه می‌دانم به این حرف من اتخاذ سند می‌شود فردا یک کلاى دیگر ساخته می‌شود و قیمتش هم همان 6 ریال است و این مونوپول یک عده مخصوصى است جناب آقاى علا این صحیح نیست باید رقابت ایجاد شود خود به خود این موضوع حل می‌شود جناب آقاى علا ما همه هموطنان‌مان را دوست داریم و معتقد هستیم هر کس بد می‌کند مرتکب بزه می‌شود تنبیه شود اما معتقد به رحم و گذشت و عطوفت هم هستیم من اتفاقاً در این یادداشت هایى که کرده‌ام یک نکته را یادداشت کرده‌ام که تذکر بدهم و این بود که بنده معتقدم که هر چه فاسد است باید دور ریخت اگر اصلاح نمی‌شود باید دارش زد اما معتقد هم هستم که باید یک مکتبى باز بشود آن کسانى که منحرف شدند علتش هر چه مى‌خواهد باشد یا در اثر نارضایتى یا در اثر فشار زیاد یا در اثر فقر یا در اثر جاه‌طلبى اگر گول خورده‌اند و یک راه کجى رفته‌اند اینها خرده خرده در جاده صالح و وطن‌دوستى و طرفدارى از رژیم مملکت قدم بگذارند کما این‌که این رویه را شخص شخیص اعلیحضرت همایونى اتخاذ کرده من مى‌بینم که گذشته می‌کنند صحبت می‌کنند کمک مى‌کنند این کارها براى چیست؟ براى این است که اولاً آنهایى که گمراه شده‌اند یواش یواش راه بیابند و راه هم باز باشد براى آیندگان کسى که یک قدم کج برداشت خیال نکند که او را نابودش مى‌کنند بنابراین باید در عین این‌که یک خشونت مقدس روى هر قانون می‌شود باید یک رأفت و رحمت هم باشد که آن رأفت و رحمت هدایت کند گمراه‌ها را مطلب دیگر که می‌خواهم عرض کنم این است که جراید و رادیو مرتب تبلیغ می‌کند که وزراى محترم دولت براى رسیدگى به اوضاع و احوال وزارتخانه مربوطه خودشان به شهرستان‌ها می‌روند من نمی‌خواهم از این مطلب انتقاد کنم چون به این موضوع اگر خودش به معناى واقعى خودش عمل شودید کارى نیست اما همن می‌خواهم سوال کنم که آقایان وزرا که به شهرستان‌ها می‌روند آیا با مردم شهرستان‌ها تماس می‌گیرند یا با هیئت‌هاى حاکمه شهرستان‌ها تماس می‌گیرید بنده می‌خواهم عرض کنم که این یک اسراف تبذیر بى‌جهتى است و اثرى هم بر آن مترتب نیست اما اگر واقعاً می‌روند با مردم با آن کسانى که داد دارند ظلم کشیده کتک و توسرى خورده‌اند گرفتارند با آنها تماس می‌گیریند بسیار عمل قابل‏ تقدیرى است به شرط این‌که آثارى هم بر این مسافرت آقایان وزرا به خارج مملکت اصلاً من به کلى مخالف مخالفم (صحیح است) و معتقدم که یک تحمیل بسیار ظالمانه‌اى است بر بودجه ضعیف و کسردار مملکت ما. آقایان وزراى مملکت آقایان امناى مملکت ما استدعا می‌کنیم که بهمان مقدارى که تجربه دارید و به مقدارى که علم دارید همان مقدار را عمل کنید ایرن گلستان خواهد شد ما نمی‌خواهیم که شما یک تجربه و علم زیادتر بگیرید همان مقدار که ماشاءالله ماشاءالله دارید کافى است ماهى مى‌بینیم که هر روز یک وزیر می‌رود در یکى از کنفرانس‌هاى خارج شرکت می‌کند خوب یک دفعه هم یک وکیل را بفرستید یک مطلب دیگرى که بنده لازم است عرض کنم و ان‌شاءالله به عرایضم خاتمه می‌دهم و رفع تصدیع می‌کنم و امیدوارم آقایان وزرا عرایضى که کردم توجه بفرمایند و به سهم خودشان آن مقدارى که می‌سراست انجام خواهند داد جناب آقاى بوشهرى فرمودند که یک آمبولانس براى دزفول خواستم و دو سال است نداده‌اند نباید هم بدهند مگر دزفول مال این مملکت است کى گفته بدهید براى چه بدهند 120 تا ماشین می‌خرند براى اداره آمار عمومى توجه فرمودید بیایید من به شما نشان بدهم که کى‌ها از این ماشین‌ها استفاده می‌کنند شرم می‌کنم حیا می‌کنم بگویم چرا براى دزفول آمبولانس نخریدند آمار عمومى زنده باشد و پریوشانى که در ماشین‌هاى آمار عمومى سوار می‌شوند تبعیض از این بالاتر نمی‌شود اما راجع به سازمان برنامه به شهادت آقایان نمایندگان محترم دوره گذشته یک روز یک اختلافى پیدا کردیم با سازمان برنامه خیال نکنید اختلاف شخصى عرض کردم که بنده نه ضیاعى دارم نه عقارى که چیزى از مقامى و کسى بخواهم ما یک چیزى حفر کردیم در شاهرود که امیدوارم که البته ناله جانسوز ما را گر بگذارد صاحب آب گر بگذارد چون آنجا آب در اختیار و انحصار و مونوپل یک عده‌اى است هر چه ایشان می‌خواهند قیمت می‌گذارند حالا کى‌ها هستند نمی‌گویم چون همه می‌دانند ما گفتیم که آن قنات‌ها و آن آب‌هایى که در شاهرود هست مال خودشان ما که نمى‌خواستیم مال کسى را قطع کنیم ما آمدیم به دولت آقاى علا و به دولت آقاى سپهبد زاهدى فشار آوردیم هى گفتیم و گفتیم که یک بودجه بدهید که یک قنات آنجا برنند بلکه مردم هم آب داشته باشند (ثقةالاسلامى - براى ورامین حالا بفرمایید) برای ورامین هم می‌رسد اختلاف ما این بود که چرا بودجه براى حفر قنات داده نمی‌شود البته ما رفتیم و من اینجا یک روزى آقایان یادشان هست که علیه سازمان برنامه و آقاى ابتهاج روى همین مطلب صحبت کردم و وقتى ایشان زبان بنده را فهمیدند و فهمیدند که حساب خود من در کار نیست و من براى خودم نمى‌خواهم به سرعت این عمل را انجام دادند امروز از ایشان تشکر می‌کنم آن روز هم تشکر کردم و من نمى‌خواهم این مطلب را عرض کنم که آقایان بیایند با تمام قدرت و قوت مواظب باشیم که اینها که توى برنامه 7 ساله نوشته شده است انجام گردد قطعه‌قطعه نکنید این را چون من معتقدم که سعادت مملکت بسته به انجام صحیح این است و با دعوا و رفت و آمد درست نمى‌شود کما این‌که دولت‌هاى می‌آیند و می‌روند کار درست نمى‌شود گر چه دولت جناب آقاى علا سعى دادند و امیدوارند که تا پایان برنامه 7 باشند دلشان می‌خواهند شما هفت ساله دیگر حکومت بکنید، یک قدم مفید بردارید هفتاد سال حکومت کنید بنابراین آن چیزى که کار را درست می‌کند به خصوص در آن مقاماتى که کارشان سازندگى است و باید ساختمان بکند بنا بسازند تثبیت و ثبات اوضاع است این است عرایضى که بنده به حضور آقایان عرض کردم (احسنت)

3 - تعیین موقع و دستور جلسه بعد - ختم جلسه.‏

رئیس - جلسه را ختم می‌کنیم. جلسه آینده روز پنجشنبه خواهد بود دستور اول انتخاب ناظر بانک و نفت بعد هم بقیه مذاکرات در بارنامه دولت.‏

(مجلس بیست و پنج دقیقه بعداز ظهر ختم شد)

رئیس مجلس شورای ملى - رضاحکمت‏

+++

یادداشت ها
Parameter:295068!model&5137 -LayoutId:5137 LayoutNameالگوی متنی کل و اخبار(مشروح مذاکرات)