کتابخانه، موزه و مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی


صفحه اصلی » مشروح مذاکرات » مشروح مذاکرات مجلس ملی » دوره پانزدهم مجلس ملی

0.0 (0)
مشروح مذاکرات مجلس ملى، دوره‏15
[1396/05/25]

جلسه: 59 صورت مشروح مذاکرات مجلس روز 4 شنبه اول اردیبهشت ماه 1327  

 

فهرست مطالب:

1-تصویب صورت مجلس

2-طرح بقیه استیضاح

3-تعطیل جلسه به عنوان تنفس

مشروح مذاکرات مجلس ملى، دوره‏15

 

 

جلسه: 59

صورت مشروح مذاکرات مجلس روز 4 شنبه اول اردیبهشت ماه 1327

 

فهرست مطالب:

1-تصویب صورت مجلس

2-طرح بقیه استیضاح

3-تعطیل جلسه به عنوان تنفس

 

مجلس ساعت نه و نیم صبح به ریاست آقای رضا حکمت تشکیل گردید

[1- تصویب صورت جلسه]

 صورت جلسات قبل را آقاى فولادوند (منشى) قرائت کردند

دو ساعت و نیم به ظهر روز یکشنبه 29 فروردین مجلس به ریاست آقاى رضا حکمت تشکیل و صورت جلسه پیش قرائت گردید اسامى غائبین جلسه گذشته که ضمن صورت مجلس خوانده شده:

غائبین با اجازه- آقایان: دکتر على امینى- على وکیلى- حسن مکرم- حسین وکیل.

غائبین بى‌اجازه- آقایان:

معتمد‌دماوندى- ابوالفضل تولیت- سلطانى- ابوالقاسم بهبهانى- عبدالرحمن فرامرزى- محمد‌على مسعودى- محمد‌تقى بهار- منوچهر گلبادى- سالار بهزادى- محمد عباسى- بهاء‌الدین کهبد.

دیر آمدگان با اجازه- آقایان: اورنگ- دکتر طبا.

دیرآمدگان بى‌‌اجازه- آقایان: محمد‌حسین صولت قشقایى- عزت‌الله بیات- فولادوند- دکتر راجى- آقاخان بختیار- احمد اخوان- منصف- نراقى- ابوالحسن رضوى- جواد گنجه‌ای- ناصرالدین ناصرى- مسعود ثابتى- شهاب خسروانى- یمین‌اسفندیارى- مهدى مشایخى- ساعد- اسدى- صاحب‌دیوانى- دکتر متین دفترى. آقاى مکى راجع به غیبت نمایندگان بعد از تنفس جلسه گذشته تذکرى دادند و صورت مجلس تصویب شد آقاى اقبال تقاضا نمودند قبل از دستور مطالبى به عرض مجلس برسد و رأى به ورود در دستور اخذ و تصویب گردید در اقتراع شعب از 117 نفر عده حاضر هر شعبه 19 نفر معین و به شعب اول و دوم و سوم یک نفر اضافه شد سپس آقاى آشتیانى‌زاده آغاز استیضاح نمودند.

نخست با اشاره به مقام سلطنت و فرماندهى و نفوذ آن مقام در ارتش گفتند جمعى سعایت می‌کنند و ایشان را در امور مداخله می‌دهند و دودستگى ایجاد می‌شود همچنین انتشاراتى که راجع به حزب جمهورى‌خواهان داده شده از طرف دولت مورد تحقیق و تعقیب جدى قرار نگرفته و نیز بعد از غائله آذربایجان به عناوینی مزاحم مردم می‌شوند و ایجاد اختلاف و دشمنى می‌کنند در حالی که زندگى ملى حکومت با قدرتى لازم دارد که قبل از انقلاب مصنوعى براى اصلاحات اساسى انقلاب حقیقى به وجود آورد سپس به برنامه دولت و تنزل هزینه زندگى و قاچاق غله به کشور عراق و کمیابى نان و فقدان ذخیره و قرائت مقالات توهین‌آمیز در رادیو اشاره نموده در قسمت وزارت راه گفتند با وجود مهندسین لایق ایرانى مهندس خارجى هنوز سربار آن وزارتخانه است و از طرف مقاطعه‌کاران قبل از شهریور مبالغى حق دولت به کمک این مهندس تضییع شده و بنگاه راه‌آهن نیز مورد استفاده شخصى رئیس بنگاه قرار گرفته است، آقاى آشتیانى‌زاده در پایان استیضاح راجع به یادداشت دولت در پاسخ اظهارات یکى از پرفسورهاى شوروى گفتند این حساب شخصى است و مربوط به ملت ایران نیست ملت تمام

+++

همسایگان خود را به یک چشم نگاه می‌کند.

آقاى دکتر شفق به عنوان موافق دولت در پاسخ آقاى آشتیانى‌زاده اظهار داشتند موضوع استیضاح و دولت عوض کردن از حد تحمل خارج شده و سپس با اشاره به نقشه اقتصادى علمى و فنى و تشکیل شوراى اقتصادى همچنین تعریف کلمه آزادى و حقوق افراد در آزادى اجتماعى و تجارب مفید رئیس دولت که درس بزرگى براى خدمتگذاران مملکت است گفتند در باب سیاست داخلى مسائلى که ذکر شده مربوط به برنامه دولت و امور گذشته بوده و نباید هر دولتى را تا آشنا به امور نشده عوض کرد مجلس باید پشتیبان دولت باشد تا اصلاحات اساسى زودتر صورت پذیر گردد. آقاى شریعت‌زاده در استیضاح خود بیان داشتند سیاست داخلى عبارت از اجراى قانون و برقرارى امنیت عمومى و سیاست ادارى و مالى و اقتصادى و تقویت وحدت ملى و تشویق جامعه در همکارى با دولت است و دولت آقاى حکیمى در هیچیک از این مسائل اساسى رفتار غیرقابل انتقادى نداشته است سپس در موضوع قتل محمدمسعود و قانون استخدام کارمندان و برکنارى اعضاء لایق به جرم دوستى و ارتباط با احزاب و رئیس سابق دولت همچنین در باب تنزل ذخیره سیلوها و خروج مقادیر عظیمى خواربار از کشور و اضافه بهاى دولتى شکر و اتومبیل‌های دولتى و فروش ارز به نرخ دولتى به واردکنندگان و عدم نظارت دولت در این امور و عدم تنزل هزینه زندگى و نرخ لیره و دلار توضیحات مشروحى دادند در این موقع آقاى دکتر مصباح‌زاده پیشنهاد تنفس نمودند و راجع به اعزام چاقوکش‌ها به بندرعباس توضیحى دادند و نیم ساعت بعد از ظهر مجلس به عنوان تنفس ختم و جلسه آینده به روز سه‌شنبه 31 فروردین موکول گردید و مجدداً دو ساعت و نیم به ظهر روز سه‌شنبه 31 فروردین مجلس به ریاست آقاى رضا حکمت تشکیل شد اسامى غائبین روز سه‌شنبه 31 فروردین غائبین با اجازه- آقایان: حسین وکیل- حسن مکرم.

غائبین بى‌اجازه- آقایان: سلطانى- ابوالقاسم بهبهانى- نراقى- عبدالرحمن فرامرزى- محمد على مسعودى- محمد‌تقى بهار- شهاب خسروانى- منوچهر گلبادى- سالار بهزادى- محمد عباسى- بهاء‌الدین کهبد.

دیرآمدگان با اجازه- آقایان:

دکتر بقائى- آشتیانى‌زاده- ضیاء‌ابراهیمى- قبادیان- دکتر راجى- امیر‌تیمور- ناصرى- یمین اسفندیارى- محمد هراتى.

دیرآمدگان بى‌اجازه- آقایان: بیات- دکتر اعتبار- معتمد دماوندى- آقاخان بختیار- منصف- دکتر طبا- شریعت‌زاده- مسعود ثابتى- ساعد- اسدى- دکتر ملکى- حبیب‌الله امین. آقاى اقبال تقاضا نمودند طرحى که به قید دو فوریت راجع به لغو ماده 49 قانون مطبوعات تقدیم کرده‌اند مطرح شود آقاى برزین به عنوان دفاع از تقوى و پرهیزکارى بیان داشتند که دولت باید از هر حیث مورد اعتماد باشد و شخص آقاى حکیمى در تقوى و پرهیزکارى معروف و مورد اعتماد هستند و جرایم اتفاقیه همچنان که در دولت پهلوى نیز واقع می‌شد از دولت آقاى حکیمى قابل ایراد نیست و در قسمت تعقیب متهمین غائله آذربایجان گفتند به موجب متمم قانون مجازات عمومى مأمورین کشف جرایم مکلف و موظف به تعقیب هستند مگر آن که از طرف مجلس شوراى ملى عفو عمومى داده شود و در موضوع پرونده آقاى قوام در پاسخ آقاى دکتر شفق و نسبت به توقیف لنکرانی‌ها در جواب آقاى شریعت‌زاده و موضوع خروج غله از کشور توضیحاتى داده اضافه نمودند که اگر عمل خلاف قانونى از دولت ناشى شده باید مورد استیضاح قرار گیرد و در سیاست ادارى دولت گفتند هر کارمندى می‌تواند از طریق دیوان کشور بر طبق قوانین موجود استیفاى حق کند و دولت عمل خلاف قانونى انجام نداده است آقاى دکتر شفق در پاسخ آقاى برزین راجع به پرونده آقاى احمد قوام گفتند طبق بیان آقاى وزیر دادگسترى تحقیقات کامل نشده به علاوه پرونده‌های مهم‌تری در جریان بود و دولت بدون رعایت دلایل مخففه این پرونده را مقدم داشته است آقاى وزیر دادگسترى در پاسخ آقاى دکتر شفق راجع به عنوان پرونده‌سازى و سوابق جریان تعقیب موضوع مورد مذاکره و بی‌نظرى قضات و انجام وظایف قانونى آنها توضیحات و تذکراتى داده گفتند طبق اصول قانون اساسى و قوانین موضوعه عمل شده است و آقاى دکتر شفق توضیح دادند که قضات صحیح العمل مورد احترام ایشان هستند. آقاى وزیر دارایى راجع به هزینه فروردین کشور تقاضا نمودند در مجلس زودتر تصمیمى اتخاذ شود و نسبت به اعتراضاتی که به سیاست ادارى و اقتصادى دولت شده نخست در باب غله و خرابى وضع نان با اشاره به صدور جوازها و خروج خواربار از کشور و آنچه به اتحادیه آزادپزها داده می‌شد گفتند با اطلاع نمایندگان تهران تصمیم لازم در این باب اتخاذ و اجرا شده است همچنین راجع به موجودی سیلو تصریح نمودند که چهل هزار تن در تهران و هشتاد هزار تن در خارج تهران موجود است و نسبت به انتخاب کارمندان دارایى گفتند مأمورینى انتخاب شده‌اند که در اجراى دستورهاى قانونى کاملاً مورد اعتماد باشند و کاریر ادارى کارمندان جوان و معمر دولت هر یک به جاى خود محفوظ و مراعات گردد و در باب الغاء جیره‌بندى گفتند این عمل دولت محض آن بود که تمام افراد کشور از قند و شکر ارزان استفاده کنند سپس نسبت به سیاست اقتصادى کشور توضیح دادند که دولت تصمیم گرفته است تقسیم ارز و تجارت واردات و صادرات مملکت بدون تبعیض و خصوصیت صورت گیرد و از طریق دریافت مالیات حقیقى رفع تحمیل از طبقه ضعفا شود که لایحه آن تقدیم شده است یک لایحه نیز براى اختیاراتى در تنظیم امور ارزاق تقدیم داشتند. آقاى فولادوند نسبت به اظهارات آقاى وزیر دارایى معترضاً بیان داشتند که اگر از طرف نمایندگان بر اثر توقعى در اجراى وظایف اعمال غرض خصوصى شده باید صراحتاً گفته شود و الّا از بیانات غیر وارد معذرت بخواهند.

آقاى دکتر طبا پیشنهاد تنفس دادند و اظهار نمودند آقاى وزیر دارایى قصد اهانت نداشته‌اند. آقاى حاذقى مخالف بوده گفتند کارهاى ضرورى در پیش است و باید بیشتر صرف وقت کرد و تنفس تصویب نگردید. آقاى شریعت‌زاده در دنبال بیانات جلسه گذشته نخست نسبت به اظهارات آقاى وزیر دارایى در باب غرض استیضاح‌کنندگان بیان داشتند که هیچ کس ارز و جواز و حکمیت نخواسته و این مذاکرات تهدیدى است علیه دموکراسى سپس در باب ترقى نرخ دلار و افزایش اسکناس‌های در جریان نسبت به سال‌هاى قبل از جنگ همچنین نبودن سفیر و نماینده دولت در ممالکى که با ایران ارتباط قابل ملاحظه دارند و موضوع اخراج دانشجویان از دانشکده‌ها و ماده 49 قانون مطبوعات مشروحاً بیان اعتراض و اضافه نمودند که قانون تشدید مجازات چاقوکش‌ها نباید شامل احزاب و افراد روشنفکر مملکت شود و با وضع کنونى دنیا باید اصول قانون اساسى و دموکراسى مراعات گردد. آقاى وزیر دارایى در پاسخ آقاى فولادوند اظهار نمودند که در بیانات خود قصد اهانت و نسبت‌های ناروا به آقایان نمایندگان محترم نداشته‌اند. آقاى صفوى پیشنهاد نمودند در جریان استیضاح جلسات صبح و عصر تشکیل شود و نسبت به صلاحیت دولت آقاى حکیمى توضیحاتى داده گفتند در ظرف سه ماه هیچ دولتى قادر به رفع مشکلات موجود نیست در حالی که دولت فعلى 41 لایحه براى اجراى اصلاحات تقدیم مجلس نموده و تاکنون مورد حمایت و مساعدت قانونى مجلس قرار نگرفته سپس با اشاره به ارقام بودجه 25 و 26 و کسر عواید کشور بودجه 1327 کشور را که از طرف دولت تقدیم شده مورد تقدیر قرار دادند و اقدامات دولت را نسبت بارز و تقسیم آن براى کالاهاى ضرورى ستودند و صورت ریز آن را قرائت نمودند و در خاتمه گفتند مجلس باید از دولت پشتیبانى کند تا موجبات اصلاحات اساسى کشور بهتر و سریع‌تر فراهم شود یک ساعت بعد از ظهر جلسه ختم و به صبح روز چهارشنبه محول گردید.

رئیس- نسبت به صورت جلسه نظرى نیست؟

آشتیانى‌زاده- بنده عرضى ندارم.

رئیس- بفرمایید.

آشتیانى‌زاده- بنده نسبت به قسمت اول اظهاراتم عرضى دارم که راجع به استیضاح یک بیاناتى کردم در صورت جلسه تغییر کرده است بنده عرض کردم که هر وقت در یک مملکتى ارتش و قوه تحت اختیار و تحت اختیار و تحت فرماندهى کسى واقع شد بالتبع آن شخص داراى نفوذ می‌شود و بالتبع در امور مداخله می‌کند بنده عرض نکردم که آن شخص را در امور مداخله می‌دهند همین طور نسبت به اعلیحضرت همایونى عرض کردم که چون بعد از تخلیه مملکت از ارتش خارجى ارتش تقویت پیدا کرده و اعلیحضرت هم تجربه‌شان بیشتر شده و از جهتى هم حقیقتاً مصمم هستند که به خیر و صلاح مملکت یک اقداماتى بکنند در رأس ارتش هم قرار دارند بالنتیجه بى‌گمان ایشان داراى قدرت و نفوذ هستند حال اگر اطرافیان و اشخاصی که حایل بین اعلیحضرت همایونى و مردم هستند اشخاص بیغرضى باشند البته این مداخلات به نفع مملکت است و الّا بر ضرر مملکت خواهد بود

+++

قسمت دیگر راجع به راه‌آهن بنده عرایضى کردم که اینجا درج نشده است و آن هم عبارت از این بود که وقتى ارتش راه‌آهن آمد اتحادیه کارگران را اشغال کرد بعداز مدتى ما رفتیم آنجا را مجدداً اشغال کردیم اشخاصی که آنجا بودند 14 نفر از کارگران دورود بودند اینها را آورده بودند آنجا ...

رئیس- مگر توجه نمی‌کنید این صورت جلسه خلاصه مذاکرات مجلس است مکرر گفته شده.

آشتیانى‌زاده- باید رئوس مطالب اقلا به طور خلاصه نوشته شود ...

رئیس- رئوس مطالب البته نوشته شده.

آشتیانى‌زاده- در هر صورت بنده این مطلب را عرض کردم راجع به راه‌آهن و نوشته نشده یکى دیگر راجع به گرفتاری و حبس بعضى افراد بود در این مملکت که اینها را تحت عناوین مختلف اسباب زحمتشان شده‌اند این موضوع را هم بنده عرض کردم که مندرج نشده است.

رئیس- بسیار خوب اصلاح می‌شود.

دهقان- بنده هم در صورت جلسه عرضى دارم‏

رئیس- شما هم اعتراضى دارید بفرمایید.

دهقان- بنده در جلسه گذشته سؤالى تقدیم کردم که ذکر نشده در صورت جلسه‏

رئیس- سؤال در صورت جلسه ذکر نمی‌شود

دهقان- معمولاً مقام ریاست تذکر می‌دهند یا در آخر جلسه قرائت می‌شد

رئیس- سؤال را وقتى دادید من براى وزراء یا وزیر مربوطه می‌فرستم و براى جواب حاضر می‌شوند استیضاح که نیست. دیگر اعتراضى نیست؟ صورت مجلس پیش تصویب شد، چند نفر از آقایان اجازه نطق قبل از دستور خواسته‌اند

نمایندگان- دستور، دستور.

[2- طرح بقیه استیضاح اردلان- بنده عرضى راجع به نظامنامه دارم‏]

رئیس- بفرمایید.

اردلان- وظیفه نمایندگى بنده حکم می‌کند به عرض مقام ریاست مؤدبانه برسانم که استیضاح از دولت را باید دولت جواب بدهد (صحیح است) این بدون جهت یک تشنجى در مجلس ایجاد می‌کند یک نماینده‌ای از رفتار دولت ناراضى است می‌آید از دولت استیضاح یا سؤال می‌کند که چرا این رفتار را کردید و خود دولت جواب می‌دهد وکیل دیگر که آن عمل را نکرده تا جواب بدهد

 (صحیح است) جز این که این یک سابقه‌ای بشود در مجلس و وقتمان را صرف این کار بکنیم فایده‌ای ندارد (صحیح است) ممکن است امروز به دولت جناب آقاى حکیم‌الملک مجلس رأى بدهد فردا یک نفر دیگر از نمایندگان استیضاح بکند و باز عده‌ای موافق و مخالف وقت مملکت را تلف می‌کنند و ما به هیچ جا نمی‌رسیم من عاجزانه از حضرت آقاى رئیس استدعا می‌کنم توجه بفرمایند که مفهوم قانون اساسى و مفهوم نظامنامه داخلى مجلس شوراى ملى این است که جوابگوى استیضاح کننده منحصراً دولت باشد (صحیح است)

یکى از نمایندگان- این طور نیست‏

رئیس- باید حق نمایندگان در اظهار بیان و نطق محفوظ بماند نه این که حق آنها تحدید شود وکلا می‌توانند موافق و مخالف به طوری که در سابق هم بوده صحبت کنند در نظامنامه هم چنین ماده‌ای نیست که صحبت نکنند اگر هست و همچو ماده‌ای پیدا کردید خواهش می‌کنم اظهار کنید

اردلان- ماده 48

رئیس- ماده 48؟ این ماده قرائت می‌شود.

 (به شرح زیر قرائت شد)

ماده چهل و هشتم- رأى ساکت از این قرار است مجلس شورای ملى پس از استماع توضیحات وزیر یا هیئت وزرا‌ مباحثات مطلب مطرح شده را ختم می‌نماید.

رئیس- آقایان وزرا‌ که اینجا صحبت کردند بعد هم خواهند کرد ولى این مانع از صحبت یک وکیل که نمی‌شود (صحیح است) آقاى سزاوار بفرمایید

آشتیانى‌زاده- ماده 109 بنده هم البته محفوظ است فراموش نمی‌فرمایید

سزاوار- بنده مقدمه لازم می‌دانم که یک جمله‌ای را به استحضار آقایان محترم و دولت حاضر برسانم و بعد در موارد استیضاح وارد شوم بنده در این استیضاح مواجه با دولتى که عده‌ای از افراد آن دولت طرف اعتماد و اطمینان خود بنده هستند و من به شایستگی و صلاحیتشان معترفم و حتى بعضى از آنها را براى اداره کردن امور مملکت کافى و شافى می‌دانم ولى در عین حال بنده استدعا می‌کنم از آقایان هم‌قطارها رفقا و همکاران محترم که در بین عرایضى که می‌کنم وارد نشوند و اگر فرمایشى دارند بفرمایند اینجا بگویند و بنده بعد جواب بدهم (صحیح است)

 (مکى- همین طور هم باید باشد) متأسفانه وضع دولت حاضر و روش دولت حاضر و نتیجه‌ای که از اعمال دولت حاضر مشهود است هر علاقمند به کشوری را که واقعاً از دریچه‏‌ چشم حقیقت اوضاع حاضر را ملاحظه کند متأثر می‌سازد من خدا را به شهادت می‌طلبم جناب آقاى حکیمى هم می‌دانند هیچ گونه سوابق سویی در زندگانى نه با ایشان داشتم و نه با سایرین همین طور نه حساب شخصى داشتم و نه منافع شخصى در کابینه سابق داشتم که در این کابینه قطع شده باشد و نه تقاضایى از این دولت داشتم و دارم که جلوى تقاضاى من گرفته شده باشد زمانى که ایشان به خاطر دارند که شاید قبل از 1300 بود به وزارت دادگسترى منسوب شده بودند از آن تاریخ بنده در خدمت قضایى و ادارى وزارت دادگسترى بودم و صلاحیت ایشان را هم به پاکدامنى تصدیق دارم اما باید نکته‌ای را عرض بکنم و آن این است که از آن نظرى که می‌گویند آقاى حکیمى مرد خوب و بی‌ضررى است شخص صالحى است من هم به این مطلب اذعان دارم که ایشان آدم غیر‌مضرى است ایشان آدمى نیست که متعمداً به ضرر کشور کارى بکند ولى باید عرض کنم امروز وضع حاضر مملکت اجازه نمی‌دهد به ما نمایندگان و هر علاقمند به این مملکت و افراد دولت و فردافرد مردم که با مماطله و مسامحه وقت را بگذرانیم کار از وعده و نوید گذشته دیگر این مردم از این زندگانى سرسام‌آور به ستوه آمده‌اند ادامه وضع حاضر غیرقابل تحمل می‌باشد اگر معنى حکومت مردم بر مردم این است پس واى به حال هیئت حاکمه و آن مردم (مهندس رضوى- واى به حال مردم) بله و هم واى به حال هیئت حاکمه آخر هیئت حاکمه هم یک مسئولیتى دارد که عندالله و عندالناس مأخوذ خواهند بود بنده خاطر دارم در یک مسافرتى که اعلیحضرت همایون شاهنشاهى مواجه بودند با حال رقت بار و محنت اثر مشتى مردم برهنه و عور فرمودند که سلطنت بر این مردم چگونه می‌تواند گوارا باشد و واقعاً می‌توان گفت اینجا مصداق و مفهوم واقعى کلام الملوک ملوک‌الکلم همین است لازم است عرض کنم بنده در مدت مدیدى که در این کشور در کارهاى اجتماعى و سیاسى وارد بودم و در زمان اعلیحضرت فقید نیز خدمت ایشان می‌رسیدم رویه مرغوبه و پسندیده ایشان همه متوجه سعادت کشور بوده و حقیقه با وجود سخاوت و کرم آنچه را که در قدرت و توانایى داشتند نسبت به افراد و طبقات و در عمران و آبادى این کشور از بذل مال فروگذار نکرده‌اند (صحیح است) خدایش به سلامت بدارد و بنده این را من باب تملق نمی‌گویم خوب است سایر دستگاه‌های ما، سایر رجال ما و سایر مؤسسات ما تأسى بکنند امیدواریم که وضع مملکت روز به روز بهتر شود. برنامه‌ای دولت آقاى حکیمى آوردند که یک عبارتى دارد که اگر دولت آقاى حکیمى و این آقاى وزیر دارایی‌شان که دیروز اینجا این قدر رعد و برق کردند در مجلس اگر نشان دادند که چه عمل مثبتى انجام داده‌اند و نسبت به توجه به هزینه زندگانى عمومى از تاریخى که کابینه آقاى حکیمى شروع به کار کردند وضع عمومى، آن روز را با امروز مقایسه کنیم و ببینیم نتیجه چیست؟ ملاحظه خواهید فرمود نه آن که هیچ عمل مثبت و نافعى انجام نداده‌اند مصیبت مردم را چندین برابر کرده‌اند، اینجا عین عبارت برنامه را بنده می‌خوانم، در برنامه تاکنون معمول بوده است وعده‌های زیاد به ملت ایران و مجلس شوراى ملى بدهند بدون این که فکر توانایى خود یا فرصت انجام آن را بنمایند «اینجانب بهتر می‌دانم که از اصلاحات و اقدامات آنچه باید زودتر شروع شود فعلاً به اختصار به عرض برسانم بعد به تدریج آنچه ملت و مجلس شوراى ملى از ما انتظار دارند و همان منویات خاطر مبارک ملوکانه می‌باشد که بارها به دولت امر فرموده‌اند به صورت لوایح قانونى به تصویب مجلس شوراى ملى رسانده انجام دهیم» چنان که عرض شد با اوضاع کنونى کشور وظایف دولت در خدمت به ملت و مملکت زیاد است و انجام آنها محتاج به وقت و تقویت مجلس شوراى ملى است و فعلاً آنچه که مصمم هستیم شروع نماییم از این قرار است. الف فراهم کردن تدریجى موجبات آسایش طبقات زحمت کش و تعدیل زندگى ملت مخصوصاً به وسیله‏‌ سبک کردن بار تحمیلات ضعفاء بنده انجام همین ماده اول را به نحو کامل خیر ولو به طور ناقص باشد خواستارم متأسفانه نه این که قدمى در پیشرفت این منظور برداشته نشده بلکه عمل چند ماهه دولت نتیجه معکوس بخشیده است اگر دلیل قانع کننده براى پایین آوردن هزینه‏ زندگانى و بهبودى وضع عمومى داشته باشند بنده اول کسى هستم که ورقه سفیدم را به کابینه آقاى حکیمى می‌دهم بدبختانه این طور نیست همه حاضرند

+++

همه می‌دانند همه زندگانى می‌کنند غالباً به وضع فلاکت بار مردم واقف می‌باشند یک قسمت از آقایان اطلاعات اقتصادى و بازرگانى دارند هزینه زندگى مردم طاقت‌فرسا شده مردمى که زندگى روزمره را می‌گذرانند خود بنده هم جزء آنها هستم از اول کابینه آقاى حکیمى تا امروز 30 درصد قیمت‌ها ترقى کرده است، دیروز اینجا صحبت شد آقاى وزیر دارایى گفتند که چرا آقاى شریعت‌زاده می‌گویند در سیلو فلان مقدار جنس است نخیر بنده می‌گویم که در سیلو یک میلیون تن وجود دارد (صحیح است) اما بفرمایید ببینم پس چرا وضع نان این طور است شما می‌دانید چه نانى به مردم می‌دهید؟ اگر شما قدرت دارید به اوضاع داخلى خودتان مسلط می‌باشید چرا؟ با این همه جنس موجود مردم با هزاران محنت و تعب تحصیل نان می‌کنند تعجب اینجا است در بدیهیات بحث می‌شود و اگر دولت قیمت یک قلم از اجناس خواربار و آذوقه عمومى را توانست به بهای هر قیمتى که می‌خواهد تعیین کند، نان، گوشت سیب زمینى پیاز حبوبات اسفناج یا هرچیز دیگری را گفتند در پایتخت کشور شاهنشاهى قیمتش چند است که پول بدهیم یک آدم گمنام بخرد کم به او ندهند بد به او ندهند گران هم به او ندهند البته محال و ممتنع است این نیست مگر از عدم توانایى دولت آقایان انصاف باید داد همه چیز را باید گفت آقاى وزیر دارایى گفتند استیضاح‌کنندگان غرض دارند چرا کسی که خود ضعیف و ناتوان است در اداره امور مملکت دیگران را براى تبرئه مغرض می‌داند مغرض کیست و غرض به چه مناسبت در بین است؟ مگر نمایندگان مجلس می‌خواهند جانشین دولت حاضر بشوند نه، این مملکت دولت لازم دارد دولت قوى‌الاراده می‌خواهد مجلس هم باید پشتیبانى بکند تا کارهاى مؤثرى انجام دهند اما وقتی که کارها پیش نمی‌رود وسط خیابان‌ها این زحمت‌کش‌ها که شما در برنامه به آنها اشاره نموده‌اید گرسنه‌اند زحمتکش زحمت را تحمل می‌کند مرارت می‌کشد سرما می‌خورد گرما می‌خورد تا پولى تهیه بکند و نانى بخرد وقتى می‌آید نان بخرد پس از 4 ساعت مشقت گرما و معطلى براى خرید نان این است نانی که مخلوط با شن و صدها چیز دیگر به دست او می‌دهند- بدبخت زحمتکش، اگر دولت قدغن می‌کرد که نان آزادپزى در همین پایتخت ممنوع گردد، آقایان نمایندگانى که دسترسى به خوردن نان خانگى نداشتند هر روز دولت را براى نان استیضاح می‌کردند بنده یکى دوتا مستوره نان را اینجا دارم این نان یکمن چند است این نان را بگذارید دهانتان بخورید بنده هم خوردم چند دفعه اتفاق افتاده است، نمی‌خواهم عرض کنم بنده همیشه از این نان می‌خورم چند دفعه اتفاق افتاده است، بنده ملاک نیستم ولى از این نان مکرر خوردم ببینید ازش می‌توانید بخورید حال با این صورت قیمتش چقدر است یک تومان است معلوم نیست 15 ریال است معلوم نیست 2 تومان معلوم نیست چند می‌فروشند، هرچه دلشان می‌خواهد من تصور می‌کنم که مقصود و هدف مشترکمان یکى است، هیچ اختلافى نداریم ولى چیزى که هست بنده عرض می‌کنم که امروز وقت این حرف‌ها گذشته روز این مطالب نیست بارى و به هر جهت کار این مردم را اصلاح نمی‌کند امروز هر مرد وطن‌پرست و با وجدانى که بداند مؤثر در کارهاى این مملکت نمی‌تواند باشد و کارى را قبول و در عهده بگیرد این ذنب لایغفر است امروز این مملکت آدم توانایى و شجاع و با شهامت و کاردان و با فعالیت می‌خواهد (صحیح است) جناب آقاى حکیمى همه به شما اخلاص دارند غالباً به شما ارادت دارند ولى این مربوط به حکومت کردن شما نیست، بنده هیچ اسائه ادبى نمی‌کنم موضوع پیر و جوانى در بین نیست به جهت این که استعداد و لیاقت ارتباطى با پیرى و جوانى ندارد گاهى یک استعدادهاى طبیعى در جوان‌ها پیدا می‌شود گاهى یک پیرهاى مدبرى هم هستند که اینها هم در نتیجه‏ء تجارب فوق‌العاده خود خیلى موثر هستند، آنها هم در جاى خود صحیح است اما نتیجه‌ای که از اعمال دولت شما تاکنون به دست آمده مطلوب و پسندیده نیست با وجود این که در این کابینه وزرایی سراغ دارم که بصیر و کاردان می‌باشند نمی‌دانم چرا وضع حاضر ما به این روز کنونى درآمده که همه را نگران و متأثر ساخته است صدى نود مردم این مملکت قوت لایموت و ارتزاقشان نان است، این اسباب تعجب است از اینجا به خارج تشریف ببرید آقاى وزیر دارایى، شما می‌گفتید من وزیر کشاورزان هستم من‏ علاقه و ایمان دارم به آن کسى که وزیر کشاورزان باشد اما شما تظاهر به این مطلب می‌کنید من آن وزیرى را تقویت می‌کنم که واقعاً وزیر کشاورزان باشد، وزیر طبقه‌ زحمتکشان باشد، از این پایتخت تشریف ببرید بیرون ببینید مردم این مملکت چه می‌کشند سابق بر این وضع نان این کشور از زمان قدیم سلاطین سابق تابع اوضاع و تحولات جوى و ارضى و سماوى بوده است که هر موقع بارندگى تأخیر می‌کرد، غله قیمت نان خود به خود به تناسب یک شاهى و صد دینار ترقى می‌کرد ولى امروز با تأسیس اداره‏‌ غله و تشکیلات پر عرض وطول و داشتن سیلو و دادن چندین میلیون ضرر در هرسال باز هم همان آش است و همان کاسه با یک تفاوت که فعلاً قیمت نان هر منى پنج ریال و ده ریال ترقى می‌کند در سال‌های مختلف ملت ستمدیده با میلیون‌ها ضرر این کار را داده و می‌دهد که اگر خشکسالى پیش آمده و یا در نزول باران تأخیر شد در وضع نان تغییرى حاصل نشود و الّا وجود این سازمان با این هزینه‏‌ گزاف امرى است زاید، به محض این که در آمدن باران پنج روز تأخیر شده همان وضع سابق به وجود آمده چه شده؟ ما که غله داریم ذخیره داریم الان هم که به حمدالله رحمت الهى در همه جا باریده و وضع بارندگى مطلوب و خوب بوده است پس چرا وضع نان اینطور است؟ چرا محتکرین و سرمایه‌داران این طور با مردم رفتار مبکنند؟ چرا این کارهاى زشت را انجام می‌دهند چرا این را نمى‌گویید؟ چرا قانون براى این اعمال زشت نمی‌آورید؟ به چه مناسبت؟ چرا؟

علتش چیست (صفوى- دیروز دادند) این جا مشتى تلگراف از ولایات موجود است. آقایان همان طور که عرض کردم که وقت بارى به هر جهت گذشته، موقع این حرف‌ها دیر شده، روز این نغمه‌ها نیست، امروز با تفنن نشستن روى این صندلی‌ها و مداخله در مقدرات مردم خلاف وجدان و خلاف حقیقت است همه ماها عندالله و عبدالناس مسئول خواهیم بود هرکس شبانه‌روز پیش خودش حساب بکند کارهاى روزانه را جمع و تفریق نماید ببیند چه کار مؤثرى براى این مملکت انجام داده است، آقایان همه در حوزه‌های انتخابیه‌شان مردمى هستند که با آنها سروکار دارند ضجه و ناله آن‌ها را می‌شنوید، در خوزستان بنده رفته بودم هر چند حوزه انتخابیه خودم این جا ساوه نزدیک مرکز از خوزستان بدتر است بروید توى هر دهستان خراب است مردم زیرانداز ندارند بالاپوش ندارند، ببینید آن قومى که شما زمام امور آنها را به دست گرفته‌اید چطور زندگى می‌کنند، خوراک نیست، پوشاک نیست مردم چگونه می‌گذرانند حالا الحمدالله بالغ بر سیصد میلیون تومان بودجه این مملکت است این بودجه به چه مصارفى می‌رسد گوش تا گوش همه را آقایان تحت عناوین مختلف می‌برند و می‌خورند و سوارى می‌کنند، ما نمی‌توانیم یک نان جو مردم را تأمین بکنیم این معناى عدالت نیست این رویه صحیح نیست این اعمال تحمیل صرف است و این وضع حاضر خلاف همه چیز است، این تحمیل بر طبقه ضعفا است این بودجه از کجا تأمین می‌شود؟ من می‌خواهم عرض کنم که این پولى که گرفته می‌شود از کى گرفته می‌شود و در کجا خرج می‌شود، بنده ناچارم عرض کنم آن طبقه‌ای که زندگانیشان و همه چیزشان خوب است آن طبقه‌ای که مقتدرین و متنفذین هستند طرز پرداخت مالیاتشان طرز تماس با مأمورین دولتشان طرز چیزهاى دیگر و تبعیضاتى که نسبت به آنها می‌شود همه خاصه خرجى است تمام مقررات و سنگینى بار تحمیل بر این طبقه ناتوان است اگر نخواهیم فکرى بکنیم و اگر نخواهیم راه چاره و تدبیرى براى اینها بیندیشیم پس عاقبت چه می‌شود، هزینه سرسام‌آور زندگى وضع مردم را به کلی مختل کرده بنده یک باغبانى دارم در 21 و 22 یک حقوقى داشته الان سه مرتبه فشار آورده که اضافه حقوق می‌خواهم و الّا می‌روم چرا؟ براى این که کافى نیست براى این که هزینه زندگانى روز به روز در ترقى است اینها را باید در زندگی‌شان وارد شد از دریچه چشم آنها قضاوت کرد آقایان، یکى از آقایان وزرا‌ که البته به اکمال شرافتمندى زندگانى می‌کند می‌گفت ما حقوق می‌گیریم ماهى 1300 تومان، مگر با این 1300 تومان می‌توانیم زندگى کنیم اگر درآمد خارجى نداشته باشیم ناچار باید استقراض کنیم آن که با ماهى 1300 تومان نمی‌تواند زندگى کند پس آن که پنج سیر جو در زندگانش مؤثر است چطور می‌تواند زندگى کند؟ این بیچاره کشاورز پنج سیر جو در زندگی‌اش تأثیر دارد، چه باید بکند بنده مخالفت با چنین دولتى نکنم؟ نه، اگر من با یک چنین دولتى مخالفت نکردم آن وقت معلوم است من، آدم مغرضى هستم اما نه این درد دل‌ها را می‌گویم تا حق و حقیقت روشن شود دیروز اینجا صحبت بود که فلان کابینه نکرده خیلى خوب نکرده، ما کى گفتیم خوب کرده، اگر نکرده این کابینه بکند این دولت کارهایى که آن دولت نکرده است بکند، این دولت قدم‌های خوب بردارد، این کابینه کارهایى که او بد کرده تکرار نکند، کى گفته است که اگر اعمال بدى آن دولت داشته خوب است؟ اعمال بدش بد است، اعمال خوبش هم خوب است، ما می‌گوییم دولت حاضر اگر دولتى است که مجلس باید پشتیبانش باشد از اعمال بد احتراز نماید و اعمال خوب را هم بدون فوت وقت بکند تا مجلس از او پشتیبانى نماید بنده یک چیز را خواهش می‌کنم از دولت این جا مملکت مملکت اسلامى است مسلمان تکلیفات شرعى دارد کسی که متدین به دین مقدس اسلامى و شریعت اسلام است داراى

+++

تکالیف به خصوص و معینى است و غیر از این نیز ما قوانین داریم به هر صورت مسلمان مطابق قوانین شرع و هر قانون دیگرى باید کم نفروشد و گران نفروشد بد هم نفروشد در این مملکت یک دفعه دیگر هم عرض کردم نخ را جاى پشم می‌فروشند، سیب زمینى و پیه را جاى روغن می‌فروشند، و فلان و فلان به جاى چیز دیگر الخ آن روغن را کى می‌خورد؟ همین عفونت است، همین امراض است که می‌بینید صدها نفرشان را می‌فرستند به مریضخانه و در مریضخانه هم پرستار ندارد از آنجا به جایگاه ابدى تحویل می‌شوند اینها همه همین است کجایش این درست است؟ جناب‏ آقاى حکیمى خود شما سوار شوید در این خیابان اسلامبول یا جاى دیگر که نشناسند شما رئیس دولت هستید اگر شما در دو تا، سه تا مغازه پهلوى هم توانستید یک من اسفناج بخرید به یک قیمت معین هر دکانى با دکان دیگر در قیمت چقدر تفاوت دارد، آخر این مملکت مملکت فلاحتى است، این مملکت جاى پرورش نباتات است، این مملکت مملکت کشاورزى است، شبزیجات را حالا به نخود و مثقال می‌فروشند، شما تشریف ببرید ببینید یک کیلو کاهو را لااقل با دو قران اختلاف در دو دکان براى شما قیمت می‌گذارند، این چه زندگانى و چه دولتى است؟ اگر دولتى وجود نداشته باشد چه خواهد شد، در یک شبى بنده خودم ناظر بودم که یک میوه فروش نواخت تو گوش دیگرى که چرا گفتى پرتقالت خرابست، پرتقال‌های مرا انگشت رویش گذاشته‌ای، البته بنده در عین حال از مساعى تیمسار سپهبد امیر‌احمدى که تشریف بردند و راجع به آن قسمت از سرقت‌ها و براى دستگیرى سارقین در ملایر اقداماتى کردند تشکر می‌کنم اما این اقدامات تنها کافى نیست اعمال دولت هنوز به نتیجه مطلوبى نرسیده باید یک فکرى کرد. چه فکرى باید کرد؟ این فکر را دولت باید بکند، علاج فورى می‌خواهد، علاجش را باید کرد یک رویه‌ای باید پیش گرفت که به مردم ثابت و روشن بشود که دولتى براى جلوگیرى از هرج و مرج وجود دارد چه فرق می‌کند یکى از آقایان یا بنده به این قسمت‌ها شدیداً اعتراض داریم پس معلوم شد که این عبارت در برنامه (تهیه کردن وسایل تدریجى) به کلی کنار گذارده شده هیچ گونه قیمت اجناس و هزینه زندگانى پایین نیامده ولى عرض کردم اینجا مردمى وحود دارند اقتصادیون هستند، بازگانان هستند آقایان وارد زندگانى می‌باشند صدى سى هزینه زندگى بالا رفته، پس اگر فرضاً دولتى هم نباشد مملکت با یک وضع طبیعى خود به خود اداره می‌شود و بدتر از این که هست نخواهد شد یک وقت قیمت‌ها بالا می‌رود، یک وقت پایین می‌آید یک وقتى هست یک وقتى نیست، هر کس صبح بلند شد آمد از خانه خودش بیرون هر عملى کرد کرده و اگر نکرد نخواسته است بکند این صحیح نیست آقا قسمت دوم موضوع امنیت عمومى است امنیت فردى و عمومى و همچنین عدم وجود امنیت در طرق و شوارع بنده نمی‌خواهم در اطراف این مسائل بحث زیاد بکنم ولى به طور کلى می‌خواهم عرض کنم که این نیز از این کشور مدتى است رخت بربسته و به طور کلى امنیت اجتماعى و امنیت فردى در این کشور مختل است در این حکومت چند ماهه آقاى حکیمى ببینید چند فقره قتل چه در مرکز و چه در سایر نقاط خارج از مرکز به طور فجیعى واقع شده و همچنین در طرق و شوارع مخصوصاً در بین راه قم و تهران چند کامیون و چند ماشین سوارى را به سرقت بردند و همچنین در شهر همیشه دزدى می‌شود بنده این موارد را نمی‌خواهم موارد به خصوص قرار بدهم اداره آگاهى هم کار خودش را می‌کند ولى باید ببینیم نتیجه چه می‌شود قضیه آن دکتر نباشد و آن عمل جراحى که گفتند عمل جراحى فوق‌العاده خوب انجام گرفت اما مریض مرد اعمال را از نظر نتیجه باید دید، مردم نتیجه می‌خواهند، آن کسى که مالیات مستقیم و غیر‌مستقیم می‌دهد از هر کیلو شکر سه برابر قیمتش مالیات می‌دهد، هر فردى از افراد سالیانه چقدر مالیات غیر‌مستقیم می‌دهند این مالیات سنگین را براى امنیت می‌دهند براى این می‌دهند که امنیت و آسایش داشته باشند از جمله جنایات چندى قبل قتلى در قم واقع شد مقدمه این جنایت در اثر بلوایى تهیه شد این بلوا را کى درست کرد؟ و از کجا درست شد آیا دولت تعقیب کرد و به دست آورد که بلوا از کجا شروع شد و مسبب آن چه شخص یا اشخاصى بودند مقتول چون یک نفر رنگرزى بود شبانه دادند جنازه‌اش را خاک کردند براى این که سر و صدایى بلند نشود بعد هم که مأمورین از تهران رفتند گفتند هر کس شکایت کند به مرکز ما می‌گوییم تو مداخله در این جنایت کرده‌ای من الان دو شماره روزنامه استوار را دارم که نشان می‌دهم راجع به این موضوع به صراحت و روشن مقدمات تهیه این جنایت را نوشته و گویا آقاى تولیت هم در این موضوع اطلاع دارند این را می‌توان عدالت نام نهاد این چیست. چون مقتول یک نفر مرد رنگرز زحمت کش بوده گفته‌اند هم چه چیزى نبوده، فرماندار جدید نرسیده به قم با مقدمه که‏ تهیه شده بود قیمت نان را بالا برد قال و مقال و فریاد درست کرد این قضیه را دولت توضیح دهد چه اقدامى کرده و نتیجه به کجا منتهى گردیده است یکى دیگر از موضوعاتى که بنده می‌خواستم عرض کنم موضوع جراید و مطبوعات است البته بنده این را هم عرض می‌کنم و از طرفى امیدوارم که البته جرائد و مطبوعات همانطوریکه رکن چهارم مشروطیت شناخته می‌شوند عفت قلمشان را در این که تعرضى بی‌جا به اشخاص نکنند و آلت اغراض دیگران واقع نشوند محفوظ داشته و می‌دارند انشاء‌الله همین طور بوده و هست ولى از طرف دیگر تضییق و فشار به مطبوعات است که چندى قبل از طرف دولت شدیداً شروع شده و منتهای تأسف را دارد سال‌های سال است از عمر مشروطیت ایران می‌گذرد اخیراً ماده 49 قانون مطبوعات مصوب پنجم محرم 1326 را ملاک تعقیب به جراید قرار داده البته بنده از نظر قانون عرض می‌کنم نمی‌دانم این قضاوت را چه جور و چه اشخاصى کردند آیا در هیئت دولت و یا کمیسیون به خصوصی تصمیم اتخاذ شده و در این کمیسیون آنهایى که شرکت داشتند در امور قضایى اطلاعاتى داشته‌اند یا خیر؟ کلمه استنادیه یک مقرراتى دارد در یک موارد به خصوصی می‌توانند جلوى طبع و نشر روزنامه را بگیرند و به فاصله 24 ساعت تسلیم دادگاهشان کنند بنده در این موارد و در یکى دو مورد دیگر تحقیق کردم متأسفانه نتوانستم بفهمم این طرز عمل دولت چه صورت دارد براى این که اتفاقاً ماده 49 قابل کش نیست حالا صرف‌نظر از این که خواسته باشم وارد این بحث بشوم اما بعد از آن تاریخ باز هم قانون مطبوعات اصلاح شده و قوانین دیگرى نیز داریم این مطلب درست هست که ما یک قانونى داریم مصوب است و به قوت خودش باقى است اما معلوم نیست آن قانونى که مدت‌ها متروک بوده است چگونه در حکومت آقاى حکیمى این قانون را با شدت عمل به رخ مطبوعات می‌کشیدند من در جلوى مجلس خودم مواجه شدم دیدم روزنامه‌هایى را از دست اشخاص گرفته و پاره می‌کنند و یکى دو نفر شکایت کردند ما را مأمورین کتک زدند و یکى دو نفر از افسران شهربانى را نشان دادند که متعرض آنها شده و کتک زده‌اند من به آقای سرهنگ سیاسى که ایشان را یکى از صاحبمنصبان خوب می‌دانم موضوع را تذکر داده و ضاربین را نیز مضروبین نشان دادند و خود آنها ناظر این جریان بودند و هیچ گونه دفاعى در قبال رئیس مافوق خود هم نکردند مثل این که در ارتکاب این عمل مجاز بودند که روزنامه‌ها را پاره نموده و اشخاص را بزنند به علاوه قانون کجایش نوشته شده است که بگیرند و بزنند و روزنامه را به عنف از زیر بغل اشخاص درآورند این چه نحوه عمل است؟ این چه قانونى است این چه طور حکومت دموکراسى است؟ توقیف جراید هم طرز مخصوصى می‌خواهد اگر یک روزنامه‌ای را می‌خواستند سابقاً توقیف کنند معمول این بوده توقیف را آن اداره‌ای که باید بکند یک یادداشت براى اداره روزنامه می‌فرستاده است حالا برفرض اگر که تخلف کرده باشد و تمکین نکند مدیر یا مسئول روزنامه و یا موزع مستوجب ضرب و شتم نخواهد بود نمی‌دانم در حکومت مشروطه این رویه از کجا اتخاذ گردیده که اگر کسى تخلف کرد بدون مراجعه به دادگاه بریزند یک عده‌ای با مأمورین عده دیگرى را کتک بزنند و تو سرشان بزنند و روزنامه را از زیر بغلشان بکشند چرا چه؟ که ما می‌خواهیم ماده 49 قانون مطبوعات را اجرا بکنیم بنده انصاف می‌خواهم از جناب آقاى حکیمى و کابینه ایشان این اعمال در دولتى که ایشان در رأس قرار دارند شایستگى دارد بایشان عرض می‌کنم با آن که ایشان به صلاحیت و به حمایت از قانون و حکومت مشروطه متظاهر و معروف و مشهورند نمی‌بایستی که در حکومت ایشان یک چنین اتفاقات بى‌نظیرى بیفتد باز هم تذکر می‌دهم با فرض این که حقاً روزنامه توقیف شده باشد طرز توقیف این نیست فشار به مطبوعات با این شدت عمل لطمه بزرگى است بر آزادى و مشروطیت به علاوه اطلاعات دیگرى نیز دارم نمی‌دانم ایشان روزنامه‌ها را نمی‌خوانند روزنامه‌ها مطالبى را که می‌نویسند قابل توجه است معلوم نیست در مقابل آزادى چه دست‌های مرموزى در کار هست اگر این مطالب صحیح نیست چرا جواب نمی‌دهند اگر صحیح است چرا همین‌ها را مؤاخذه نمی‌کنید این وضع از هم گسیختگى عواقب خوبى نخواهد داشت به هر حال نداشتن امنیت چه فرق می‌کند روزنامه‌نویس یا یک فرد عادى‏ وقتى امنیت عمومى مختل شد در تمام شئون اجتماعى تأثیر می‌کند مطالب را به نظر بنده نباید این قدر قلب کرد و واقع را به صورت غیر‌واقع و غیر‌واقع را

+++

به صورت واقع جلوه داد این رویه رویه یک دولت بى‌غرض و خیرخواه نیست، بنده یاد دارم وقتى در دیوان محاکمات دارایى محاکمه‌ای داشتم نماینده دادستان یک پرونده‌ای را که به آن استناد شده بود و پرونده در بایگانى دارایى موجود بود وجود پرونده را انکار کردند بنده به او گفتم انکار این مطلب از جهت مقررات قانون اشکالى ندارد ولى این عمل زیبنده یک نفر دادستان که باید طرفدار حق باشد نخواهد بود این صحیح نیست دولت بایستى طرف اعتماد عمومى باشد حقیقت را حقیقت بگوید خلاف حقیقت را خلاف حقیقت، بنده عرض می‌کنم اگر می‌آیم این دولت را استیضاح می‌کنم مطالبى دارم اگر وارد نیست باید بگویید غیر وارد است اما نباید این حقایق را به صورت غرض‌ورزى و صور دیگر در بیاورید مطلب دیگر موضوعى را در روزنامه اطلاعات دیدم یعنى که وزارت کشاورزى طبق مقررات 136 پروانه قطع چوب داده است بدین مضمون چون طبق مقررات برخلاف معمول گذشته پروانه قطع چوب به کسانی باید داده شود که برطبق قانون مالکیت آنها در جنگل مورد تقاضا براى قطع محرز و یا جنگلى را از صاحبان اصلى اجاره کرده باشند وزارت کشاورزى با رعایت این نکته و به منظور تولید رقابت براى پایین آوردن قیمت چوب در بازار به تقاضاهای رسیده در این مورد رسیدگى کامل نموده و براى کسانى که قانوناً استحقاق داشته‌اند پروانه صادر شده استعمل گذشته مگر غیر از این بوده است عمل گذشته هم همین بود عمل گذشته هم یک وقتى طرح شد این بوده است که یا به مالک می‌دادند یا کسی که از مالک خریدارى کرده بود ولى در عین حال بنده صورتى دارم در اول مطالبم عرض کردم که من نمی‌خواهم از دولت سابق دفاع کنم در هیچ کارش هم نبودم و منافعى هم نداشتم ولى انصاف باید داد دولت سابق در 22 ماه حکومتش چهل هزار مترکوب جواز داد به چند نفر که هیاهویى راه انداختند دولت جاضر شصت و چندهزار مترکوب چوب پروانه داده است و آن وقت یکى از این اشخاص را که بنده اینجا نام می‌برم که به نام او پروانه چوب صادر شده است و تجارتخانه بوده که اصلاً چند سال است ورشکست شده و منحل گردیده است و آن اتحادیه درودگران بوده است، به نام اتحادیه درودگران پروانه چهار هزار مترکوب چوب صادر شده است در صورتی که این اتحادیه فعلاً وجود خارجى ندارد و اتحادیه درودگران در سه چهار سال پیش از این از بین رفته است یکى از کارهایى که فعلاً وزارت کشاورزى می‌کند با آن که پروانه‌های قطع چوب طبق نظر متخصصین بایستى تا آخر اسفند ماه داده شود لکن در امسال آمدند پروانه قطع چوب را تمدید کردند تا آخر فروردین مدت قطع را معین نمودند در صورتی که این رویه مخالف عمل جنگلبانى و از نظر فنى صحیح نیست و بلکه کاملاً براى جنگل مضر خواهد بود شخصاً اطلاعاتى در این خصوص ندارم ولى آن طوری که تحقیق کرده‌ام عمل وزارت کشاورزى در این مورد صحیح نبوده است مطلب دیگر که بنده شنیده‌ام و البته جزء موارد استیضاح است و دولت باید جواب بدهد در معامله‌ای که با ایتالیا شده راجع بجو که یک نفر دلال واسطه انجام عمل بوده در عوض پولى که باید بدهند لیره بلوکه به دولت داده‌اند و دولت متوجه نشده در صورتیکه لیره بلوکه قابل تبدیل به دلار نیست و این معامله تقریبا 600 هزار دلار به ضرر دولت تمام شده است و این لیره را دولت نمی‌تواند به هیچ مصرفى برساند و الان در دستش مانده است البته اگر قضیه این طور نیست دولت تکذیب می‌کند و الّا اگر این طور است بگویند اینتخصص را در انجام این معامله چه کسى به خرج داده که این مبلغ به دولت خسارت وارد شده و یکى از کارهایى است که در دولت حاضر بدون توجه به عمل آمده است البته من در مسائل عمومى هیچ وقت مایل نیستم وارد مشخصات بشوم ولى مطابق اطلاعاتى که باز به بنده رسیده در اثر این تغییرات پى درپى در اداره دخانیات در ماه بهمن 16 میلیون تومان عایدى دخانیات بوده و در ماه بعد 8 میلیون تومان کسر شده و همچنین در فروردین بیم آن می‌رود که از این مبلغ هم یعنى از 8 میلیون تومان هم کسر شود البته اداره دخانیات یکى از مؤسساتى است که کاملاً نفع و سود سرشارى به دولت می‌دهد و کاملاً مفید است و باید حفظش کرد و مراقبت لازم دارد اما چیزى که هست نتیجه این تحولات و تغییرات پى در پى که در کابینه آقاى حکیمى شده هشت میلیون تومان عواید دخانیات تقلیل پیدا کرده است و این بیشتر بر اثر تغییرات بی‌مورد بوده است حتى این که شنیدم با آن که بنا بوده است آقاى وزیر دارایى از رئیس سابقش تقدیر بکند در عین حال مبادرت به این عمل نموده است بنده به شخص مخصوصى نظر ندارم البته دولت در سیاست ادارى خودش مختار است اما قانونى موجود است و آن قانون استخدام است کسى را می‌توانند بردارند با ذکر سبب و علت وزیرى می‌تواند رئیس دفتر خودش را عوض کند ولى نمی‌تواند بى‌تقصیر او را سرگردان کند چرا؟ براى این که به حکم قانون و همان حکم قانونى که آن وزیرش می‌باشد آنها هم رئیس دفترش خواهند بود هر دو نوکر دولت و خدمتگزار مردم هستند همان طوری که اگر حق دارد او را بردارد ولى به حکم قانون نمی‌تواند سرگردانش نگاهدارد وزیر اجازه ندارد بدون جهت صرفاً و به میل خود از کارش برکنار نموده و شخص دیگرى را بجاى او بگذارد و بدون تقصیر شاغل اولیه را سرگردان نماید اینها یک مسائل اصولى و کلى است در تشکیلات این کشور که باید به وسیله قانون اصلاح شود هر وزیرى که می‌آید روى کار در سابق هم این عمل بوده اول کارى که می‌کند یک یا چند نفر را به میل خود عوض می‌کند و چند نفر از خواص و فامیل خودش را جاى آنها می‌گذارد این را یک نوع اصلاحات در وزارت خودش تلقى می‌کند و اگر مطلع و وارد در یک کارى هم باشد و اطلاعاتى جمع‌آورى کرده باشد در کار خودش بصیر و دانا هم باشد یک آدم ناشى و نادان به جاى او می‌آورند و باز تا او می‌رود وارد جریان و به کار خود آشنا بشود باز او را از سر کار خودش بر می‌دارند و یک نفر دیگر به جایش می‌گذارند، این هم یکى از کارهایی است در مملکت ما فورمول ادارى است یعنى هر وزیرى که می‌آید روى کار این نحوه عمل او است مطلب دیگر یکى از یادداشت‌هایى که براى بنده فرستاده‌اند گویا راجع به قانون مالیات بر درآمد بوده که قانون مالیات بر درآمد یکى از چیزهایى که داشته معاملات اراضى بوده است و این معادلات اراضى را طبق تصویب‌نامه مقرر شد که کمتر از 5 سال از تاریخ معامله صدى بیست بگیرند و اگر زاید بر 5 سال است دیگر حق ندارند مطالبه آن صدى بیست را بکنند و جزء بودجه‌ای که د اده شده است وزیر دارایى این قسمت را مسکوت گذارده یا اصلاً این را حذف کرده‌اند ولى در عین حال قبل از این که بودجه در مجلس تصویب شود دستور داده‌اند به دفاتر رسمى برخلاف قانون این صدى بیست را بگیرند بنده این قسمت را می‌خواهم جواب بدهند اگر تصویب شده اگر با اجازه مجلس است اشکالى ندارد و اگر بدون اجازه مجلس است به چه مناسبت این کار را کرده‌اند؟ یک موردى که خاطرم آمد عرض کنم، همان طوری که عرض کردم دولت بایستى در کلیه مسائل و امور بی‌غرض و بی‌نظر باشد دولت که متعلق به شخص نیست وزارتخانه که متعلق به شخص یا اشخاص نیست دستگاه دولت و وزارتخانه که متعلق به کسی نیست، این که ربطى به حساب‌هاى شخصى ندارد عرض دیگر دستگاه رادیو دولتى است البته آقایان باید توجه بفرمایند که لزوم دستگاه رادیو براى چیست؟ شما در عوض این که وادار بکنید در رادیو لاطائلات را بگویند وقت مردم را بگیرند که فلان روزنامه فحش داده به حسن بک، این را نباید بگذارند 5 مرتبه در رادیو بگویند، به جاى این که این یاوه‌سرایى‌ها گفته شود راجع به بهداشت، اخلاق عمومى مطالبی ‌را بگویند (صحیح است) یکى را وادار کنند روزى دو مرتبه برود و مردم را نصیحت کند بگوید اى مسلمان کم مده، کم‌فروشى نکن. اگر کم بدهى عواقبش این است (مهندس رضوى- هزار سال است به مردم نصیحت می‌کنند تأثیرى نمی‌کند) (زنگ رئیس) باز هرچه بیشتر باشد بهتر است این مطالب گفته شود تا مطالب بى‌اثر. لااقل اگر در نه نفر اثر نکند در یکى اثر می‌کند. به هر صورت دستگاه رادیو اگر هر وقت یک مطلب سودمندى داشته باشد گوش می‌دهم هر وقت هم نداشته باشد گوش نمی‌دهم، ولى این به مصلحت مردم و به مصلحت مملکت نیست، تنها تهران که نیست، شهرستان‌های ایران که نیست در اروپا هم رادیو را می‌گیرند که ببینند وقت این کشور ما در وضع کنونى صرف چه مطالب و چیزهایى می‌شود، آخر وقت قیمت دارد، پول صرف می‌شود اگر اداره رادیو به این صورت باشد این دستگاه تعطیل بشود بهتر است، چرا باید یک چنین بودجه‌ سنگین به مردم بدبخت و رنجبر این مملکت تحمیل بشود؟ بنده شخص آقاى رئیس اداره‌ رادیو آقاى پاینده و آقاى سپهبدى را از جوانان تحصیل کرده و فاضل می‌دانم اما نمی‌دانم این تعلیمات و این رویه و دستورات از کجا اتخاذ می‌شود؟ اینها پسندیده نیست، اینها به ضرر دولت کنونى است اینها به ضرر جناب آقاى حکیمى است، به ضرر وزارت دارایى است که یک وجهه‌ای در بین مردم دارند و در این دولت هستند، بنده این را عرض می‌کنم. (در این موقع جلسه از اکثریت افتاده و پس از لحظه‌ای اکثریت حاصل شد) چون بنده یادداشت‌های زیادى داشته و دارم ولى متأسفانه از صبح هم یک کمى تب دارم و هم سرم درد می‌کند ولى این قدر

+++

که توانستم و یکى دو سه مطلب را که مؤثر بود عرض کردم و غیر از این انتظارى نمی‌رود که یک حکومت مشروطه کاملاً ملى این کشور لازم دارد اگر ما براى شما قسم بخوریم که ما کسی را تهیه نکردیم، کسی را در زیر سر نداریم، این حرف‌ها نیست، این پرت و پلاها را باید گذاشت کنار، باید کار کرد براى مردم، باید به مردم عمل نشان داد این مطالبى که بنده عرض کردم خودم ناظرم من هر روز با تمام طبقات سر و کار دارم، بنده با آن کشاورزی‌ که می‌آید منزل بنده و آن فعله و آن بیچاره و فلک‌زده آقایان وزرا‌ با همه آنها سر و کار دارم وضع حال اشخاص را ‌می‌دانم وضع زندگانى مردم را می‌دانم، ضجه و ناله‌هایى که می‌کنند همه را می‌شنوم از این قبیل گرفتاری‌ها بسیار دارم در دادگستری هم آنهایى که گرفتار می‌شوند و به حکم قانون آنها را به دادگاه جلب می‌کنند با ناله و ضجه‌ خانواده‌ آنها هم آشنا هستم، ولى باید عرض کنم که اینجا مجلس شوراى ملى است، اینجا مرکز قدرت حکومت ملى است، هرکس این جا می‌آید باید مؤدب و محترم بیاید و با نزاکت و احترام صحبت کند و از در مجلس خارج شود، احترام شخصى در اینجا منظور نظر نیست، شخصیت هر کسى محفوظ است، بنده شخصیتم محفوظ است، اگر در خارج یک کسى هم یک کلمه اهانت به بنده بکند بنده دهنش را خورد می‌کنم اما در مجلس این تکلیف را ندارم، در مجلس ساکت هستم، چون احترام به بنده بستگى به احترام عموم و حیثیت مجلس دارد، احترام همه نمایندگان وابستگى به حیثیت و احترام ملى دارد، (صحیح است) بنابراین ناچار عرض می‌کنم دیروز آقاى وزیر دارایى آمدند اینجا مطالبى گفتند یا به صورت کنایه یا به صورت مذموم و زننده آقایان هم در قسمتى از اظهارات ایشان ساکت بودند این هیچ صحیح و شایسته نبود، ایشان مگر چه کار کرده‌اند براى این ملت؟ چه گلى به سر مردم این مملکت زده‌اند؟ یک بودجه‌ای زحمتش را این فرد شریف کشیده، همین جناب آقاى هژیر که در دولت سابق بودند، ایشان یک عباراتى را از یک ستون به یک ستون نقل کرده‌اند، چکار و چه عملى کرده‌اند؟ اگر ایشان آمدند 7 قران و دهشاهى از بودجه مملکت کسر کرده‌اند یا هفت قران و ده شاهى پیدا کردند درست است ولى می‌گویند من حافظ خزینه بیت‌المال هستم، من همچو هستم، ما همه حافظ خزینه بیت‌المال هستیم اگر ادعا است که بنده هم حافظ خزینه بیت‌المال دنیا هستم- (مهندس رضوى- آقاى سزاوار بى‌انصافى نفرمایید بالاخره آقاى وزیر دارایى یک مطالب اصولى گفتند) (زنگ رئیس) من عرض می‌کنم ایشان حق ندارند توهین کنند بنده هم یکى از استیضاح‌کنندگان هستم حق ندارند بگویند استیضاح‌کنندگان غرض دارند، بگویند ببینیم غرض بنده چه بوده؟ بفرمایند بنده چه خواسته‌ام از ایشان، حضورتان عرض کنم بنده چه خواسته‌ام از آقاى وزیر دارایى؟ بنده معامله داشته‌ام؟ بنده حکمیتى داشته‌ام؟ بنده کارم کار وکالت است، آقایان هم اگر کار وکالت به بنده بدهند قبول می‌کنم. این‌ها را من نمی‌فهمم، حرفه‌ام وکالت است، بنده چه تقاضایى از ایشان کرده‌ام؟ من از ایشان چه خواسته‌ام؟ پروانه خواسته‌ام (برزین- به جنابعالی نگفتند) چرا گفتند استیضاح‌کنندگان مغرضند. ایشان گفتند من وزیر شما نیستم، شما وزیر مردم هستید ما هم وکیل مردم هستیم، شما وزیر مملکت هستید. بنده غرض شخصى با کسى ندارم اتفاقاً این همه تنقیداتى که نسبت به آقای نجم در خارج شنیده می‌شد بنده شخصاً تصور می‌کنم که ایشان آلوده به این حرف‌ها باشند، ولى دیروز اینجا آقاى نجم یک مطالبى‏ گفتند که باید عمل کرد شما وزیر هستید عمل خودتان را انجام دهید، عمل صحیح انجام بدهید خیلى معذرت می‌خواهم ببخشید حقیقتاً دلم می‌خواهد نمایندگان ملت، همکاران محترم من هر وقت یک حق و حقیقتى را گفته شد یا دیدند واقعاً نسبت به آن قضاوت عادلانه بکنند انظر به ما قال و لا تنظر به من قال کارى نداشته باشند بنده می‌گویم یا کسى دیگر می‌گوید و البته اگر هم خداى نخواسته خلاف حقیقتى گفته می‌شود یا آلوده به اغراض است، او را هم به همکارشان، به رفیقشان تذکر بدهند ولى نمی‌بایستی اگر ما علاقه خاصى به یک دولتى داریم به یک جاهایى دیگر علاقه‌مندى داریم این حقایق را از نظر دور بکنیم، کتمان بکنیم اگر دولت جناب آقاى حکیمى تنها در پایین آوردن هزینه زندگانى، همین یکى را ولو به معنای پایین آوردن هزینه زندگانى تدریجى باشد اقدامات شایسته نموده بودند امروز وضع به این صورت نبود ... بر من و شما و سایرین و آن کسى که همه چیز در اختیار دارد وقت و زمان می‌گذرد اما براى آن بینوا، آن بیچاره. مثل معروف است می‌گویند مثل سیخى است که از کباب بگذرد. هر دولتى می‌آید می‌گوید پایین آوردن هزینه زندگانى را مطالعه می‌کنیم، پس کى این مطالعه تمام می‌شود؟ کى هزینه زندگى پایین می‌آید، از کجا باید شروع شود؟ کى باید شروع شود؟ نتیجه عملى که رفاه مردم باشد چه وقت حاصل می‌شود؟ مردم به ستوه آمده‌اند، مردم وضعیتشان خوب نیست عرض کردم اگر فقط این یکى اصلاح می‌شد یکنفر مخالف هم در مجلس براى دولت باقى نبود انصاف دهید این مطالب مغرضانه است خیر صحیح است خداى نخواسته هم ممکن است یک نفر مغرض باشد اما نمی‌شود گفت همه مغرضند، نه این طور نیست، اگر کسى گفت همه مغرضند، گوینده مغرض است، بنده براى کسالتم به عرایضم خاتمه می‌دهم چون سرم درد می‌کند و امیدوارم که آقایان توجهى بفرمایند و آنها از روى بى‌غرضى و عادلانه قضاوت نمایند. بنده هیچ گونه تعصبى در سقوط دولت و یا در بقاء دولت ندارم، عرایضم را کردم باز هم از نظر انصاف آقایان قضاوت کنید، دولت هم انشاء‌الله شاید رأى بیاورد وقتی‌ که دولت رأى کافى داشت باز هم می‌گویم، تذکر خواهم داد سه مرتبه، پنج مرتبه می‌گویم خاطرنشان می‌کنم، خسته نمی‌شوم، به هرحال حرف‌هایم را بى‌غرضانه عرض می‌کنم آن روزى هم که گفتم و درست شد دیگر عرضى نمی‌کنم، بنده نمی‌خواهم اسم اشخاص را ببرم ولى آقاى وزیر دارایى دیروز اینجا گفتند که من در سیاست ادارى خودم... درست است اصولاً بنده عرض می‌کنم آقاى وزیر دارایى نباید که یک عده اشخاص را بى‌جهت بیکار بکنند، اگر هم می‌خواهند یک عده را تغییر بدهند نباید آنها بیکار بگذارند، باید آنها را سر یک کار دیگر بگذارند، بنده یکى از اشخاصی که می‌شناسم این آقاى نیرالدین پیرزاده است، این مرد شریف را از وقتی که در استیناف بودم یعنى در هزار و سیصد در آن وقت ایشان قاضى استیناف بودند، این شخص از اشخاص تحصیل کرده با استعداد به بسیار خوبى است ولى مدتى است از کار برکنار و از استعداد و لیاقت این شخص استفاده نمی‌شود بنده نمی‌گویم چرا از آن کار سابق برش داشتند باید یک فکر دیگرى به رایش می‌کردند، این نان‌ها هم (اشاره به نان‌های موجود که همراه خود آورده بودند) براى مستوره اینجا هست اگر باور نمی‌فرمایید میل کنید یک ذره‌اش را آقایان میل کنید ببینید چیست خوراک ملتى که ماها نماینده از آن‌ها در این مجلس تجمع نموده‌ایم چیست و سکوت ماها در قبال مشاهده این وضع اسف آور غیر قابل عفو خواهد بود خود دانید و عدالت.

رئیس- آقاى اردلان.

اردلان (وزیر راه)- موضوع اساسى که به نظر بنده قابل مذاکره است همین است که اتفاق آقایان نمایندگان و همچنین دولت حاضر و هر دولت مشروطه این بوده و خواهد بود که آزادى افکار براى آقایان نمایندگان محترم همیشه محفوظ و برقرار و اساس دموکراسى البته در همین است که آقایان نمایندگان از یک وزیر یا از هیئت دولت سؤال و استیضاح مورد بحث واقع شود و قضاوتش هم البته با اکثریت آقایان نمایندگان است (صحیح است) این اصلى است که باید همیشه محفوظ باشد و منکر هم ندارد، حالا در یک موردى ما بخواهیم از این منحرف بشویم یا به خیال خودمان یک انحرافى براى او قائل بشویم و این را مورد حمله قرار بدهیم این هم به نظر بنده وارد نیست، براى این که همین طور که آقایان نمایندگان مختارند اظهار عقیده بکنند حمله بکنند و یک وزیرى را لایق براى یک کارى ندانند (آخر خود لایق ندانستن هم خودش یک توهینى است) می‌گویند این لایق این کار نیست این توهین است خوب یک وزیرى هم حق دارد که بگوید این فرمایشاتى که شما فرمودید وارد نیست همین طور که براى یک نماینده اظهار عقیده به طور کلى آزاد است همین طور هم براى یک وزیرى که بخواهد دفاع کند آزاد است منتها البته باید هر دو به اکمال نزاکت و بدون این که نظر توهین و یا خداى نکرده نظر دیگرى نسبت به طرف داشته باشند رفتار کنند از این موضوع کلى که بگذریم خود بنده هم که مدافع دولت می‌خواهم باشم باید عرض کنم که من ترقى خودم را از مشروطیت می‌دانم و غیر از این که عقیده‌امند بودم که مملکت باید مشروطه باشد و آزادى و مشروطیت باعث ترقى یک ملت خواهد بود چون ترقى خودم در همین راه بوده است خوب طرفدارش هم هستم معروف است که می‌گویند یکى در چهارشنبه گم می‌کند یکى پیدا می‌کند حالا من در مشروطه پیدا کرده‌ام بنابراین صرفه شخصى بنده هم همین خواهد بود که مملکت مشروطه و آزاد نه تنها براى نمایندگان،

+++

 براى مطبوعات و براى تمام افراد مردم مشروطه به این که به آزادى دیگران هم لطمه وارد نیاید لازم است در استیضاحى که ابتدا آقاى آشتیانى زاده وبعد آقاى شریعت‌زاده و حالا آقاى سزاوار فرمودند البته قضاوتش با آقایان نمایندگان است مواردى به نظر نمی‌آید که واقعاً باعث این باشد که دولت طرف استیضاحى واقع بشود حالا این حمایتى است که بنده باید بکنم از دولت اگر حقیقتاً توجه دارید این که قیمت اسفناج کم است یا زیاد است یا با کاهو مطابقه نمی‌کند یک دولتى را نمی‌توان انداخت چرا؟

براى این که نمی‌شود به آن استناد کرد که چرا دو تا قیمت با هم مطابقه نمی‌کند انجمن شهردارى، و شهردار و نمی‌دانم وزیر کشور، بالاتر مواردى هست که خوب تحقیقاتى می‌شود، وزیر دادگسترى به طوری که شنیده می‌شود متخلفین را تنبیهات سختى می‌کنند و باید هم بکنند ولى این جهات و ایرادتی که آقا هم در مورد استیضاح را مثل می‌آورند ولى بنده هم می‌توانم دفاع کنم که براى قیمت اسفناج دولت را نمی‌شود استیضاح کرد عرض کنم چیزهاى دیگرى که یک قسمت راجع به وزارتخانه خود بنده بود که می‌خواستم عرض کنم در عین حال استفاده بکنم از نطق نماینده محترم آقاى سزاوار که فرمودند در مورد نطق دیگرى خوب است اظهاراتى نشود چون ممکن است بگویند نه آقا این غلط است خوب ممکن است بنده بگویم ولى هرکه گفت غلط است نباید این اظهارات خودش را بکند اینجا در آن استیضاح اول و بعد مخصوصاً آقاى آشتیانى‌زاده اظهار کردند این وضعیت وزارت راه براى این درست شده است که حکمیت‌هایی بدهند و پول‌هایى بدهند بنده این را از رئیس مسئول یک اداره‌ای که چندان ارادتى هم به آقاى مهندس میکده ندارد پرسیدم و اجازه می‌خواهم عین راپرتش را بخوانم براى این که گفتند یک پولى داده شده اینجا می‌نویسد که قطعه 20 گرمسار مشهد در تاریخ 26- 12- 19 به مناقصه گذاشته شد در نتیجه شرکت رى که طبق اساسنامه شرکت سهامى است با تخفیف دو شصتم و دریافت چهار میلیون ریال مساعده در مقابل تضمین بانگى که در هیجده قسط مساعده از اقساط متساوى برنده مناقصه شده است در 1319 و پس از انجام تشریفات قانونى شروع به تهیه تشکیلات و عملیات نموده است تا قبل از وقایع شهریور در حدود یک میلیون و نهصد هزار ریال و بعد از شهریور در حدود ششصد و بیست هزار ریال مجموعاً 620000 ر 19 ریال می‌باشد نظر به وقوع حوادث شهریور 1320 عملیات ساختمانى توقیف گردید و چون شرکت یک مبالغى بابت تشکیلات به مصرف رسانیده بود و خسارتى بابت خرید اجناس و ماشین‌آلات و غیره متوجه شرکت شده بود تقاضاى جبران خسارت را می‌نماید نظر به این که جبران این خسارت از طریق دوستانه میسر نبود بنا شد که از طریق داورى قطع و فصل گردد شرکت موارد اختلاف را که در حدود یازده میلیون ریال بود ضمن صورت مشروحى ارسال داشت مراتب از طریق وزارت راه از وزارت دارایى استفسار، و دارایى ضمن نامه شماره فلان تاریخ را می‌گویند مال حالا نیست 9- 2- 324 با ارجاع امر به داوری موافقت اسم داورها را هم می‌خوانم ضمناً آقاى نبوى لاریجانى را به سمت داور وزارت دارایى تعیین نمودند بنابراین با ارجاع موضوع به داوری با حق صلح و سازش و موافقت هیئت داورى به شرح زیر تعیین کردند سرداور سید هاشم مفخم، داور آقاى محمود نریمان، احمد اشترى، نبوى لاریجانى، داور اختصاصى شرکت رى آقاى نصرالله جهانگیرى، مهندس حسن شقاقى، محمود سرشار هر یک از آقایان را آقایان نمایندگان می‌شناسند یا نمی‌شناسند کارى ندارم خودشان می‌دانند موضوع مورد رسیدگى هیئت دادورى واقع در نتیجه داورى مبلغ دو میلیون و دویست هزار ریال به حاکمیت شرکت رى بابت خسارات صادر و اعلام گردید رأى مزبور براى ارجاع به اداره حسابدارى ارسال و اداره نامبرده هم پس از کسب موافقت وزارت دارایى نسبت به تصفیه حساب شرکت اقدام نموده مأموریت آقاى مهندس میکده هم در آذر 1325 بوده بنابراین این داورى به هر ترتیب شده در 1324 بوده و رأى هم این طور داده‌اند حالا به عنوان آنتز پرانتز می‌خواهم عرض کنم یک پیشنهادى از طرف آقایان نمایندگان شده بود راجع به لغو تمام داوری‌ها و تجدید رسیدگى آنها اگر بنده هم نماینده بودم من هم امضاء می‌کردم خیلى هم خوب است که تجدید نظر در این کارها بشود ولى تا قانون به قوت خودش باقى است و داورى برقرار است و قانون دیگرى برخلاف آن وضع نشده است دولت، همان دولت سابق هم نمی‌توانست برخلاف آن رفتار کند ولى من تعجب می‌کنم یک چیزیکه دوسال پیش واقع شده حالا مورد استیضاح واقع می‌شود که بنده بیایم اینجا جواب بدهم این جواب یک قسمت بود.

یک قسمت دیگر هم که فرمودند معاون وزارتخانه حالا در شهردارى تهران به کار لوله‌کشى رسیدگى می‌کند و ماهى دو هزار تومان می‌گیرد این را هم بنده عرض می‌کنم که خلاف حقیقت است همچو مواجبى به ایشان داده نشده و داده نمی‌شود، مذاکره‌ای شد شفاهى و پیشنهادى شد که آقاى میکده برود شهردارى براى این که‏‌ مطلع است و مهندس خوبى است و بنده چون اطمینان بایشان داشتم گفتم بسته به میل خودش است اگر مایل باشد من هم چون آنجا مواجبش زیادتر است و استفاده فنى ازش می‌شود موافقم ولى یک چنین حقوقى به او داده نشده و نمی‌شود، بنابر‌این آقایان توجه داشته باشند این را هم نسبت به وزارتخانه بنده گمان نمی‌کنم که موجب استیضاح و برانداختن دولت باشد، از این موضوع مخصوصاً وزارتخانه می‌گذرم با اجازه آقایان یک مختصرى نسبت به سایر موارد هم اگر اجازه بفرمایید عرض کنم موضوع آزادى مطبوعات‌. این هم دولت حاضر کارى برخلاف قانون نکرده و معتقد است به این که واقعاً رکن چهارم مشروطیت بایستى مطبوعات باشد و واقعاً چقدر موجب مسرت است که لوایحى در بعضى جراید دیده می‌شود که خواندن آن لوایح موجب تشویق اشخاص خوب و تعقیب اشخاص بد و یا یک چیزهاى ادبى است و در عین حال هم ممکن است یعنى بنده نمی‌توانم بگویم که هر ورقه‌ای که اسمش را گذاشت روزنامه حاوى یک چنین چیزى باشد، همچو چیزى نیست نه بنده نه دولت نمی‌توانیم بگوییم که چون گفت روزنامه این دیگر مصون از هر تعرضى و از هر تنقیدى است، نه این طور نیست ولى اصولاً چنانچه همین آقایانی که الان حامى مطبوعات هستند براى خواندن یک لایحه مطبوعاتى در رادیو تنقید می‌کنند خوب اگر واقعاً مطبوعات به طور کلى خوب است که آن هم یک لایحه‌ای از یکى از مطبوعات خوانده آن را که از جیبش در نیاورده که بخواند، یک لایحه‌ای از روزنامه را خوانده اگر مطلقاً خوب است و اگر نه قابل تنقید است به نظر بنده آن یکى هم قابل تنقید است (باتمانقلیج- منظور خوب و بد است) این بسته به نظر اشخاص است خوب یا بد مراتبى هم دارد، یکى از آقایان استیضاح‌کنندگان فرمودند که عملیات بد دولت پیش یا دولت‌های پیش مجوز یک عمل بدى نمی‌شود گمان نمی‌کنم که کسى همچو ادعایى کرده باشد که اگر یک عمل بدى بوده است این یک سابقه‌ای بشود ولى باید فهمید که چه کار بدیرا دولت حاضر کرده بنده تصدیق می‌کنم که در ظرف 3 ماه شاید خیلى مدت بیشتری هم هیچ دولتى قادر نخواهد بود که وضعیت را واقعاً طورى بکند که محل تنقید نباشد محال است می‌‌گویید نه؟

بفرمایید، من دیروز با یکى از آقایانى که حالا سمت نمایندگى دارد و چندین وزارتخانه را عهده‌دار بوده صحبت کردم گفتم خوب انصاف می‌خواهم حالا شما که وکیل هستید مثلاً اگر وزیر بودید می‌توانستید یک طورى مملکت را بهشت برین کنید؟ ارزاق بیاید پایین، هیچ کس به هیچ کس نزند؟ هیچ کس به هیچ کس فحش ندهد؟ در هیچ کجاى مملکت اتفاقى نیفتد؟ واقعاً همان چیزی را که آرزو دارید که در آن دنیا باشد در این دنیا ببینید؟ این واقعاً ممکن است؟ ایشان هم آدم منصفى بودند گفتند نه، بنابراین نباید واقعاً این قدر غلو کرد که چرا این دولت تمام کارها را گذاشت زمین و درست نکرد‌ ولى کار بدی که کرده که محل تنقید باشد چه کارى بوده، جواب آن را باید گفت، آن را باید ایراد کرد از یک طرف می‌فرمایند که آقاى وزیر کشور رفتند و جلو این کار را گرفتند و از یک طرف می‌گویند که امنیت نیست خوب وزیر کشور هم که می‌رود و جلو یک کار خطایى را می‌گیرد این باید مورد تمجید باشد یا خودشان گفتند شهربانى بایستى مراقبت کند و اتفاقاً این را اگر خود تیمسار وزیر کشور فرض بفرمایند می‌گویند بنده استفاده می‌کنم از چیزی که از خودشان شنیدم و آن این است که آمارى درست شده است که نشان می‌دهد در این چند ماه حکومت حاضر به درجات این اعمالى که رویش تنقید شده یعنى یا قتل یا غارت خیلى کمتر از پیش است خوب حالا اگر فرصت بشود خودشان حتماً خواهند خواند ولى بنده چون شنیدم و می‌دانم که صحیح است از این نظر به آقایان اطمینان می‌دهم که رسیدگى بکنند می‌بینند کمتر است، وقتى دیدند کمتر است دیگر تنقید ندارد، اینجا نماینده‏‌ محترم حالا تنقید کردند از این که قانون یک مستخدمى را نمی‌تواند بدون تکلیف بگذارد، این هم صحیح است و هم این که یک قدرى درش اشتباه شده، و آن این است که قانون استخدام ماده صریح براى انتظار خدمت دارد و یک شرطى هم دارد حالا اگر غلط است آقایان اصلاحش کنند یک مجوز دیگرش هم آن اعتبارى که هرسال در بودجه منظور می‌شود و مرقوم می‌فرمایند یک میلیون حقوق انتظار خدمت

+++

 اگر بنا بشود که هیچ مستخدمى منتظر خدمت نشود که این چیست، خود بنده دو سال بیکار بودم مجلس هم نبود که متوسل بشوم و یکى از آقایان اسم بنده را بیاورند عرض کنم حضورتان این انتظار خدمت براى همین است که اگر یک موردى پیش آمد اگر یک رئیسى نتواند با عضوى کار کند آن را منتظر خدمت بکند و یک اعتبارى هم برایش گذاشته شده است که از آن پول به او بدهند اما اصولاً خود بنده هم موافق نیستم و حتى‌المقدور نباید بشود، قانون اجازه داده و اگر وزیرى لازم دانست می‌تواند این کار را بکند ولى حتى‌المقدور نباید بشود ولى این چه وقت می‌شود صریح عرض کنم وقتی‌ که اداره از سیاست خارج شود تا اداره وارد سیاست باشد بنده که به محبت آقایان می‌آیم روى کار ناچارم که هرقدر هم سریو باشم و نخواهم گوش کنم باز باید مراعات نظر آقایان را بکنم و هر کسى هم که برخلاف بنده بیاید روى کار همین کار را خواهد کرد پس اگر بخواهید که قضیه این انتظار خدمت این محبت یا خصومت از بین برود آدمینیستراسیون یعنى اداره باید از سیاست خارج شود وزیر و معاون و رئیس دفتر هم شبهه‌ای درش نیست، این کار لازم است طرف اعتماد مجلس شوراى ملى که شد به موجب فرمان همایونى تصویب می‌شود و حقیقتش هم همین است که اگر وزیر عوض شد معاونش، رئیس دفترش هم اصلاً خودشان نباید بیایند سرکار باور بفرمایید چون اگر طرف اعتماد بودند که دعوت می‌شدند براى کار اگر نبودند نه، این قاعده و اصول است، اما مابقى دیگر نباید تغییر بکنند، چه وقت نباید تغییر بکنند وقتی که این بساط سفارش و محبت فلان و اینها از بین می‌رود، این متکى به کار خودش باشد در یک وزارتخانه وقتى که واقعاً درجات مادون را طى کرد و رفت بالا رفت و رسید به جایى نباید تکانش داد چون این واقعاً آدمى است مطلع و قانونى، اسم مأمورین را وقتى آوردید این فوراً می‌فهمد که این مأموری است تند یا ملایم، درستکار و لایق است یا خیر اما از آدمى که هیچ چیز نمی‌داند او را می‌آورند مدیرکل می‌کنند او اصلاً کارى را طى نکرده و از او انتظار داریم که تمام افراد را بشناسد این است نقایص کار، این قانون استخدام که در دست تدوین است و انشاء‌الله وقتى که به مجلس شوراى ملى آمد امیدوارم که مجلس شوراى ملى به آن رأى بدهد و تصویب بشود باید کارى بکنیم که مخصوصاً مستخدم متکى به صحت عمل خودش باشد و هیچ فکرى نکند که امروز دولت می‌افتد یا نمی‌افتد (صحیح است) بنده براى مثل این را عرض می‌کنم که در یک دوره‌ای بود که یک عده از لوایح راجع به گمرک و اینها می‌بایستی از مجلس بگذرد و بنده در کمیسیون بودجه جداً زحمت کشیدم مرحوم مدرس بود و یک عده دیگر آقایان آنجا دفاع می‌کردیم حالا منظورم از این دفاع از بلژیکی‌ها نیست مقصود مثل است من در آنجا گفتم که اگر می‌خواهید این اداره هم مثل ادارات دیگر باشد که وقتى کابینه تغییر کرد همه بهش هجوم بیاوریم که حسن را بردار و تقى را بگذار و فورى آنها را بیرون بکنند بدهید دست امثال بنده این درست نیست، اما اگر بخواهید که این اداره یک طورى باشد که تحت تأثیر این تغییر و تبدیل‌ها که دائماً در دولت واقع می‌شود نباشد خواهش می‌کنم که به این لوایح رأى بدهید اتفاقاً خواهش بنده هم قبول شد و آقایان هم رأى دادند حالا هم همین طور است حالا ما وقتى می‌خواهیم به یک مستخدمى اطمینان داشته باشیم و آن مستخدم سرکار خودش باشد یعنى که قانون استخدام طورى تنظیم شده باشد که واقعاً آن مستخدم مصون از یک حمله بی‌جایى باشد باید همانطورى که عرض کردم بشود- بنده براى این که آقایان محترم و رفقاى خودم را خسته نکنم و براى یکى دو نفر از آقایان استیضاح کننده که حتماً باید فرمایشاتشان را بفرمایند وقت بگذارم از یک قسمت از یادداشت‌های خودم صرف‌نظر می‌کنم و این را به آقایان جسارت می‌کنم که تغییر و تبدیل باور بفرمائید نه براى دولت حاضری است که بنده هم افتخار عضویتش را دارم این براى همیشه است که می‌توانیم این عقیده را داشته باشیم که وضعیت ثابت بهتر از وضعیت متزلزل است آقایان نمایندگان محترم با این که همیشه یک وضع ثابتى را دارند ولى همین رویه‏‌ را که مثلاً اگر خدا خواست محبتى آقایان داشتند و ما را خوب روانه کردند ولى بلافاصله یک استیضاحى خدا نکرده کردید و دولت محض آن استیضاح بیاید این جا درصورتی‌ که هنوز مشغول هیچ کارى نشده باز صحبت بکنیم این درست در نمی‌آید این را باور بفرمایید، ولى برعکس اگر ما نظریات عمومى خودمان را با دولت وفق بدهیم و واقعاً این انتظارات عمومى که هست از دولت بخواهیم و کمک به دولت بکنیم قطع بدانید که از صد مطلبى که پیشنهاد می‌فرمایید ده الى بیست تاى آن قطعاً عمل می‌شود، ولى حمله کردن در یک موارد کوچکى، آخر دولت هم که ایجاد شده درست است که فرمان اعلیحضرت همایون شاهنشاهى و بعد اعتماد مجلس شوراى ملى موجب ایجاد یک دولتى می‌شود ولى خوب آخر این دولت هم یک عنوانى در دنیا دارد، روابطى با دنیا دارد، دنیا با او سروکارى دارد و پیدا می‌کند، بایستى که یک طورى باشد که طرف اعتماد باشد، طرف اعتماد روابط دنیایى باشد موقعى که یک دولتى می‌خواهد با ما وارد مذاکره شود ما رفته‌ایم آنجایى که عرب نى بیندازد، این که وضع نمی‌شود، این که صحبت نمی‌شود، پس باید آقایان محترم متوجه وضعیت عمومى دنیا باشند و اگر ما هم کار بدى نکردیم و به عقیده خودمان هم کار بدى نشده. اگر یک کارهایى خیلى خوب نشده براى این است که مدت و فرصت زیاد نبوده ولى نظر دولت آقاى حکیمى بدون شبهه همان اجراى برنامه رفاه مردم و امنیت عمومى است، امیدوارم که وضعیت ارزاق هم تأمین شده و بهبودى یابد آن هم یک دلایلى دارد که ممکن است آقاى وزیر اقتصاد در این باب صحبت بکنند و من بیشتر در این باره صحبت نمی‌کنم و راجع به قیمت ارز که باید قیمت آن بیاید پایین یکى از کارهاى همین دولت این بود که می‌گفتند ارز ندهند و او هم جلو ارز را ول نکرد و یکى از کارهاى خوب مجلس شوراى ملى این بود که رأى داد اسکناس بى‌اجازه مجلس شوراى ملى انتشار پیدا نکند، خوب این از آن کارهایى است که اثر می‌کند، ولى به شرط این که مدت داشته باشد خیال می‌کنید که دولت همین که امروز یک فکرى کرد فردا وارد عمل می‌شود که مثلاً جلو ارز را بگیریم و به مردم ارز ندهیم و مثلاً فردا چطور می‌شود، ولى چیزهایى است که بنده هم می‌شنوم، پس همکارى‏ آقایان محترم از دولت و پشتیبانى از دولت و دادن فکر حسابى و نقشه به موقع اینها سبب می‌شود که کارها انشاء‌الله خوب شود و اگر هم نظر بى‌لطفى باشد هر عرضى که بنده بکنم فایده‌ای نخواهد داشت.

رئیس- آقاى کشاورز صدر.

کشاورز صدر- بنده از این که اجازه خواستم و آقاى دهقان هم اظهار لطف کردند و به بنده که عقب‌تر بودم اجازه دادند آمدم صحبت می‌کنم تشکر می‌کنم ولى صرفاً از نظر حمایت از دولت و تقویت از دولت نیست، یک اصلى به نظر بنده رسید که از نقطه‌نظر مجلس و از نقطه‌‌نظر حفظ اصول مشروطیت موظف بودم که بیایم این اصل را متذکر بشوم و به آقایان هم عرض بکنم شاید در نتیجه توجه به این اصل فکر اتحاد و اتفاقى در مجلس پیدا بشود که اعم از این که این دولت باشد یا دولت دیگر پشتیبانى بکنیم (صحیح است) بنده هم معتقدم که ضعف و قوت دولت معلول پشتیبانى و حمایت مجلس است (صحیح است) و الّا دولت هرچه قوى باشد، هرچه با فکر باشد و تمام وزراى او متخصص این شغل باشند یک قدم مؤثر نمی‌توانند بردارند یک قدم بدون پشتیبانى مجلس نمی‌توانند در حکومت دموکراسى بردارند زیرا اگر مجلس پشتیبانى نکند شخص که نمی‌تواند خودش با قوه خودش کار بکند وقتى مجلس آمد، حکومتى آمد، مشروطه‌ای بود. دموکراسى بود آن موقع لازم است که مجلس به قدر کافى حمایت از آن دولت بکند تا دولت‌ها بتوانند کار کنند و حالا آقایان تصدیق مى‌فرمایید که از این دولت تا حالا آن پشتیبانى که انتظار دارید در ظرف 6 ماه هزینه زندگى پاین بیاید ناامنى از اینجا رخت بربندد و تمام نواقص و عیوبى که در کار است مرتفع بشود نشده، خود و خدا و خودمان هستیم حالا آقایان وزرا‌ هم هستند ولى این را باید عرض کنم که مجلس آن پشتیبانى را که لازم بود نکرده زیرا پشتیبانى دولت از 80 رأى، 90 رأى نباید کمتر باشد، اقلیت باید با شدت حمله خودش را بکند و اکثریت هم حمایت از دولت بکند این کار درست از آب در می‌آید زیرا اگر اقلیت نباشد ممکن است یک اشتباهى بشود و اگر اکثریت پشتیبانى نکند اقلیت مانع از کار می‌شود اشکالاتش این است و این مقدمه‌ای که عرض کردم براى این بود که متذکر شوم که ما هرچه از استیضاح و سؤال و مسایل دیگر بیاییم استناد بکنیم به قانون و نظامنامه داخلى و استفاده بکنیم براى این است که در صدر مشروطیت و در پیدایش حکومت دموکراسى این اصل را براى ما گذاشتند و از این اصل نبایستى سوء استفاده بکنیم نبایستى برخلاف نظر واضعین این اصول رفتار کرد، بنده الان براى آقایان می‌خوانم یک اصل قانون اساسى داریم ما راجع به استیضاح، و آن این است بعد

+++

مواد دیگر در نظامنامه داخلى است و راجع است به طرق بیان مطلب و جواب او و رأى که راجع به ا‌و گرفته می‌شود و آن اصل این است اصل 27 قانون اساسى استدعا می‌کنم آقایان توجه بفرمایید اصل بیست و هفتم- مجلس در هر کجا نقصى در قوانین و یا مسامحه در اجراى آن ملاحظه کند به وزیر مسئول در آن کار اخطار خواهد کرد و وزیر مزبور باید توضیحات لازمه را بدهد. تنها اصلى که ما راجع به استیضاح داریم این اصل است بعد موادى که نظامنامه است مربوط است به طریق استیضاح و رأى گرفتن دو مورد براى یک وکیل پیدا می‌شود که می‌تواند یک دولتى را استیضاح بکند یکى نقض قانونى مشاهده بکند یکى مسامحه و تعلل در اجراى قوانین از آقایان نمایندگان محترم شهادت می‌خواهم استدعا می‌کنم انصاف بدهید توجه بکنید که این استیضاحى که شده است و من به طور خلاصه تشریحش می‌کنم و بعد خود بنده رد می‌کنم ببینید آخر آنها مشمول این دو مورد هست یانه؟ یعنى دولت آقاى حکیمى نقض قانونى کرده است یا مسامحه و تعللى در اجراى یک قانون کرده است؟ اگر این طور شده خود بنده هم رأى کبود به دولت آقاى حکیمى خواهم داد، اصول استیضاحى که آقایان کردند بنده تلخیص کردم سه مورد است یکى فرمودند در نتیجه ضعف دولت نا‌امنى شدت یافته، یکى فرمودند سوء سیاست ادارى و مثلش را هم به آقای وزیر دارایی زدند که چرا حسن را برداشته و حسین را به جاى آن گذاشته است چرا آن را برداشته و این را گذاشته یکى هم در نتیجه ضعف دولت ممکن است به حقوق و حدود آزادى تخطى و تجاوزى بشود بنده دانه دانه آنها را الان به طور خلاصه که آقایان هم خسته نشوند عرض می‌کنم که این طور نیست! راجع به شدت ناامنى در حکومت آقاى حکیمى با این که خود آقایان استناد کردند در نتیجه ضعف دولت است و بنده عرض کردم که ضعف دولت در نتیجه عدم پشتیبانى مجلس شوراى ملى‏ است حالا ناچارم عرض می‌کنم با این که مجلس کاملاً پشتیبانى نکرده است این شدت ناامنى علاوه بر این که تخفیف پیدا کرده و الان بنده آمارى را که از ژاندارمرى و شهربانى گرفته‌ام براى آقایان می‌خوانم استدعا می‌کنم توجه بفرمایید بنده چون قاضى بودم و مخصوصاً از رفقاى قاضى خودم تقاضا می‌کنم توجه بنمایند حسابمان از روى رقم و عدد است حساب باید از روى رقم و عدد باشد حساب بکنند و اگر غیر وارد است بنده هم رأى کبود می‌دهم توجه بفرمایید که خیلى مؤثر است این آمارى است که از وقایعى که از حدود صلاحیت ژاندارمرى است یعنى خارج از مرکز اتفاق افتاده. در دی ماه سرقت مسلحانه ...یعنى در دى و بهمن و اسفند و فروردین که آقایان می‌گویند در نتیجه ضعف دولت این اعمال شدت پیدا کرده یعنى سرقت و ناامنى و قتل رواج پیدا کرده است براى آقایان می‌خوانم مخصوصاً آقایانى که استیضاح کرده‌اند دقت بفرمایند: در دی‌ ماه 91 فقره سرقت مسلحانه، در بهمن ماه 75 فقره، در اسفند ماه 59 فقره، در فروردین ماه 42 فقره و سرقت غیر مسلحانه دیماه 73 فقره، بهمن ماه 58 فقره شده، اسفند ماه شده است 49 فقره و در فروردین ماه بع 21 فقره رسیده جمعش در دی ماه کلیه سرقت‌های مسلحانه و غیر مسلحانه 164 فقره، در بهمن 133 فقره، در اسفند 108 فقره، در فروردین 71 فقره، سرقت مسلحانه و غیرمسلحانه در فروردین به 71 فقره تخفیف پیدا کرده این دولت ضعیف آقاى حکیمى است، این اثر آن است بنده از آقایان تمنى می‌کنم اگر یک وقت از دولت ناراضى هستند یک وقت از دولت خوششان نمی‌آید، یک وقت به طور کلى میل ندارند این اختیار با نمایندگان است خودشان در خارج بنشینند یک اتفاقى پیدا بکنند یک اکثریتى پیدا بکنند اگر آقایان 80 نفر، 90 نفر موفق شدید و اتفاق براى یکى کردید به گردن بنده که آقاى حکیمى و رفقاى آقاى حکیمى بدون استیضاح بروند و جاى آن را دولتى که بیشتر پشتیبان دارد بیاید و بگیرد بهانه‌جویى نباید کرد این خلاف اصل است خلاف قاعده است، خلاف این اصل 27 قانون اساسى است که آقایان را در استیضاح مجاز کرده. (فولادوند- آقاى کشاورز صدر- در تمام ایران 71 فقره سرقت مسلحانه و غیرمسلحانه؟) بله بله در تمام ایران (فولادوند- امکان ندارد در خیابان رى بیشتر از این اتفاق افتاده) بنده با امضاء و تصدیق از ژاندارمرى گرفته‌ام شما هم بگویید جعل است اجازه بدهید از این بهتر مسائل دیگر هم است که روشن می‌شود راجع به شهربانى تمنى می‌کنم آقایان اجازه بدهند اگر بنده این ورقه را جعل کردم بنده را به عنوان جاعل طبق ماده 92 مجازات کنند یکى موضوع شهربانى است مطابق آمار شهربانى در بهمن ماه 915 فقره سرقت و جیب‌برى و شرارت و چاقوکشى شده، در اسفند ماه 692 فقره، و در فروردین ماه 613 فقره و حالا یک آمار دیگر به آقایان عرض می‌کنم براى این که می‌گویند دولت آقاى حکیمى به جهت این که قادر و توانا نیست نا امنى شدت پیدا کرده در فروردین ماه 326 که حکومت نظامى در مرکز و اغلب از نقاط برقرار و مستقر بوده است و شدت عمل هم بسیار زیاد بوده تعداد سرقت و جیب‌برى 1889 فقره در فروردین 26 بوده و در فروردین 327 که بقول استیضاح‌کنندگان دولت ضعیف آقاى حکیمى بوده 613 فقره تفاوت چقدر است 1889 فقره با وجود حکومت نظامى و 613 فقره با وجود این دولت که می‌گویند ضعیف است (یمین اسفندیارى- در دولت آقاى کشاورز صدر مگر پستى قبول فرموده‌اید؟) اجازه بفرمایید بین عرایض بنده صحبت نفرمایید یکى موضوع تصادفات است که اعتراض می‌کنند چرا اداره نقلیه مراقبت نمی‌کند، راهنمایى مراقبت نمی‌کند که تصادفات کمتر بشود این هم یکى از آن مسائل است این را می‌خواهم عرض بکنم به این که این طور نبوده (فولادوند- این صورت‌ها خلاف واقع است و محتاج به رسیدگی است) در بهمن ماه 7 فقره تصادفات منتهى به فوت بوده، 80 فقره تصادف منجر به جرح و ضرب و 152 فقره منجر به خسارت وسایط نقلیه که جمع آن می‌شود 239 بعد در نتیجه‌ تأکیداتى که شده است یعنى وقتى دولت آقاى حکیمى آقاى سرلشگر ضرابى را که یکى از افسران جدى و فعال این کشور است در رأس شهربانى قرار داد و ایشان مراقبت کردند و بعد تیمسار سپهبد احمدى که خود آمدن این مرد در رأس هر کارى ایجاد امنیت می‌کند آمدند و مداخله کردند تصادف منجر به فوت سه فقره شده و موضوع جرح و ضرب 50 فقره و موضوع خسارت 40 فقره شده است و روی هم‌رفته شده است 93 فقره در فروردین ماه به یک فقره تصادف فوتى و 21 فقره تصادف جرح‏ و ضربى و 40 فقره تصادف خسارتى تقلیل پیدا کرده و به 62 فقره روی هم‌رفته رسیده است (ارباب- آماری که در جراید داده شده بیشتر از این است) اجازه بفرمایید آقاى ارباب بین عرایض بنده فرمایشى نفرمایید.

رئیس- شما خودتان هم این کار را بکنید

کشاورز صدر- بنابراین بنده سعى می‌کنم که به اختصار عرض بکنم تصور می‌کنم با این دو آمارى که بنده خواندم و با توجهى که خود آقایان دارند مخصوصاً آقاى سزاوار در ضمن بیاناتشان حق‌کشى نکردند و فرمودند در موضوع استقرار امنیت و تخفیف ناامنى با این آمار و تذکرى که خودشان به شایستگی و لیاقت آقاى وزیر کشور و رئیس شهربانى فرمودند بنده گمان می‌کنم موضوع استیضاح آقایان درباره امنیت غیر وارد است مگر این که مدعى بشوید که بنده اینها را جعل کرده‌ام (سزاوار- وادار می‌کنید یک چیزهایى دیگر بگوییم) به عقیده بنده آقایان هرچه می‌خواهند بگویند بنده هم جواب می‌دهم و با این مقدمه‌ای که در موضوع امنیت عرض کردم نگرانى آقایان در این باب مرتفع شده و تردیدى باقى نیست که آن شبهه و اشتباهى که راجع به این قسمت فرموده بودند و شاید اگر استحضار پیدا می‌کردند از حقیقت امر و این آمار این مورد را جزء استیضاحشان وارد نمی‌کرد و نمی‌دیدند و به عقیده بنده استیضاح غیر وارد است و البته بسته است به نظر آقایان نمایندگان محترم و انصافى که آنها می‌دهند. یک مطلب دیگر که موجب جلوگیرى از این قضایا است و بنده با تحقیقى که از شهربانى و ژاندارمرى کردم و در وزارت کشور هم تیمسار سپهبد احمدى با تحقیقاتى که فرمودند و به بنده فرمودند قطع دارم که در نتیجه دستگیرى چاقوکش‌ها و جیب‌برها و فشارى که به آنها آمده است در اردیبهشت ماه رقم این قبیل جنایات که آن عدد چند رقمى بوده به صفر خواهد رسید نهایت اگر می‌آیند یک عده چاقوکش و مخل انتظامات عمومى را می‌گیرند این را نباید دیگر آقایان بعد بیایند حمل به این بکنند که می‌خواهند آزادى را بکشند می‌خواهند جلو آزادى را بگیرند والله، بالله خداى واحد شاهد است که اگر این چاقوکش‌ها نباشند آزادى بهتر تأمین می‌شود، آزادى آقایان بهتر محفوظ خواهند بود زیرا اینها ممکن است به خود آقایانى که همین حرف‌ها را می‌زنند تعرض بکنند و به عقیده بنده با این تصمیمى که راجع به چاقوکش‌ها و تبعید عناصرى که مخل آسایش و انتظام هستند گرفته شده است به تحقیق بهتر از این خواهد شد و از این بهتر امنیت برقرار می‌شود و موجبات رضایت آقایان فراهم خواهد شد. اما موضوع سوء‌سیاست ادارى بنده در این قسمت توضیح زیادى عرض نمی‌کنم همین قدر توجه آقایان نمایندگان محترم را به قانون اساسى جلب می‌کنم و عرض می‌کنم که تفکیک قوا یکى از اصول مسلمه مشروطیت است آمده‌اند قوا را تفکیک کرده‌اند قوه‏‌ مقننه، قوه‏‌ مجریه، قوه‏‌ قضائیه و هیچ وقت نبایستى مجلس راضى بشود که یکى از

+++

این قوا در حق دیگرى مداخله بکند زیرا این بر‌خلاف سنت و اصل و اصول مشروطیت است اگر وزیرى تعیین می‌کند براى یک وزارتخانه باید او را مختار و آزاد بگذارید مطابق نقشه‌ای که دارد عمل بکند حسن و حسین و على را بردارد و کسانى را بگذارد که با سلیقه‌اش بهتر بتوانند کار بکنند عمر و را وارد کار بکند و حال آن که ممکن است بنده و آقا زید را شایسته‌تر بدانیم ولى ما مسئولیت نداریم او در مقابل مجلس مسئول است و ممکن است این کار را بکند بایستى او را مختار گذاشت که عمل را بکند و این را بنده علاوه بر آن که عدم اجراى قانون و نقض قانون نمی‌دانم بلکه اجراى قانون و تأکید در اجراى قانون می‌دانم و این را نمی‌توانم جزء استیضاح و مشمول ماده 27 قانون اساسى دانست، یک مطلب دیگر هم تجاوز به آزادی و دموکراسى است و در ضمن بیانات آقایان گفته شد به عقیده‌ بنده بیم این امر از آقاى حکیم‌الملک که بانى آزادى این مملکت است، این شخص و این مردم محترم کسى است که در صدر مشروطیت خودش جزء مجاهدین آزادى ایران بوده است خودش جزء کسانى بوده است که نهال آزادی را غرس کرده‌اند از آقاى حکیم‌الملک این توهم نمی‌رود که اصول آزادى و دموکراسى را زیر پا بگذارد از یک طرف خود آقایان می‌گویند دولت ضعیف است و از طرف دیگر می‌گویند این دولت ضعیف مایل نیست که آزادى وسعت پیدا کند اینها ضد و نقیض است با هم، اما این که فرمودید در نتیجه‌ ضعف دولت ممکن است پیش آمدى بکند به عقیده‏‌ بنده این دولت دولتى است که اگر سعى بکنید تحقیق بکنید توجه به عرض بنده بکنید اگر بروید از بهترین اشخاصى که در مملکت ما بسیار مردمان خوب هست بیاورید هیچ دولتى مثل دولت آقاى حکیم‌الملک نیست که‏ بیم تخطى به آزادى نرود با وجود این مرد من به آقایان اطمینان می‌دهم که هیچ نگرانى از این جهت نداشته باشند (یمین اسفندیارى- از این جهت کسى نگرانى ندارد) دولت آقاى حکیم‌الملک دولتى است که وسیله خفه کردن آزادى را از بین برد دولت آقاى حکیم‌الملک‌ همان دولتى است که حکومت نظامى را الغاء کرد و اسباب امتنان و تشکر عده‌ای از آزادیخواهان را که در اینجا نشسته‌اند فراهم کرد همین آقایانى که استیضاح کردند اغلبشان راضى بودند که حکومت نظامى الغاء شد و جزء محاسن حکومت ایشان می‌شمردند چطور یک کسى که حکومت نظامى را الغاء می‌کند آن وقت حاضر می‌شود و میل دارد که تخطى به اصول آزادى بشود البته اگر آزادى معنایش این است که بنده هر کارى دلم می‌خواهد بکنم مخل آزادى و آسایش عموم مردم بشوم و کسى مزاحم من نشود خیر این آزادى که مقصود واضعین قانون اساسى و عموم آقایان نیست بدیهى است که باید از آزادى و تجاوز به آن جلوگیرى کرد تا آزادى دیگران محدود نشود

یمین اسفندیارى- آقا یادداشت را بخوانید

رئیس- آقاى یمین شما یادداشت دادید البته خوانده می‌شود.

یمین اسفندیارى- این حرف‌هایى که ایشان می‌زنند مربوط به فراکسیون نیست.

کشاورز صدر- بنده هر حرفى که می‌زنم مربوط به فراکسیون نیست و از طرف خودم می‌گویم و از طرف فراکسیون نیست و آقایان هیچ کدام گله نکنند بنده عرایضم را خاتمه می‌دهم و از قسمتى از آن صرف‌نظر می‌کنم و اصول را عرض کردم و آقایان وزرا‌ خودشان دفاع خواهند کرد ولى همین قدر خدمت آقایان عرض می‌کنم که اگر ما یک اتحاد و اتفاقى پیدا بکنیم خوب خواهد شد و الّا اگر بنا باشد براى این که از دولت خوشمان نمی‌آید به نام این که خوشمان نمی‌آید از دولت استیضاح بکنیم و دولت را مورد بازخواست قرار بدهیم و چهارده پانزده روز اینجا بیاوریم و بهش ایراد بکنیم که چرا هزینه زندگى بالا رفته این واقعاً بى‌انصافى است الان آقایان اگر واقعاً میل به دولت ندارند یعنى آنهایى که استیضاح کرده‌اند باید اکثریتى در مجلس تهیه کنند و اگر نه. دولت نقض قانون کرده است و اجراى قانون نکرده صریح و روشن بیایند اینجا بى‌بهانه و تشبث به این شاخ و آن شاخ نکنند بیایید آقایان قضاوت کنید روى این حرف‌ها و قضایا اگر دولت رأى داشت می‌ماند اگر نداشت نمی‌ماند با این عرایضى که بنده کردم به اکمال سرافرازى و افتخار به این دولتى که نه نقض قانون کرده و نه اجراى قانون نکرده است رأى می‌دهم (احسنت)

رئیس- آقاى امینى

امینى- عرایض بنده مفصل است‏

نمایندگان- بفرمایید، بفرمایید

ابوالقاسم امینى- با عرایض بنده استیضاح فراکسیون دموکرات ایران خاتمه خواهد یافت و بنده هم البته سعى می‌کنم مطالبى را که رفقاى بنده گفتند تکرار نکنم و در مقدمه می‌خواستم آقایان نمایندگان محترم را به یک همکارى و صمیمیت و وداد بیشترى دعوت کنم بنده معتقدم در اول سال 1327 بهتر است یک کمى افکار را عوض کرده و سعى کنیم بانهایت صمیمیت و صداقت با دوستى و وداد همکارى صمیمانه را شروع کنیم تا شاید براى پیشرفت امور یک قدرى موفق شویم (انشاء‌الله) در این موضوع می‌خواستم بیشتر مطلب را روشن کنم که بنده در این مجلس اختلاف مسلکى سراغ ندارم بیشتر اختلاف سلیقه سیاسى است اختلاف سلیقه سیاسى نه گناه است و نه اختلاف عمر‌و و زید بنده واقعاً تعجب می‌کنم که چرا ما گاهى به جان هم می‌افتیم با تعصب زیاد که عمرو به مقام صدارت برسد یازید بر اتومبیل سه رنگ صدارت به نشیند و بر سر این کار به جان هم می‌افتیم در صورتى که اختلاف مسلک در بین نیست بنابراین این همه تعصب براى این منظور به نظر بنده زاید است تعصب را باید براى این کار مصرف کرد و آن این است که اصولاً با یک دقت کافى و کامل و با یک قضاوت صحیحى به مطالب گوش بدهیم و اگر حقیقتاً ایرادات بجا بود و دولت‌های وقت کارى نکردند نباید تحت عنوان این که عمرو و زید استیضاح کرده‌اند من نباید رأى بدهم باید این را گذاشت کنار باید دید مطالب صحیح است یا نه بنده متأسفانه شنیدم که یکى از آقایان گفته بود چون فراکسیون دموکرات ایران استیضاح کرده است باید حتماً رأى موافق به دولت بدهم بنده می‌گویم که این اصل تعصب را باید از مجلس برانداخت و واقعاً باید به مطالب توجه کرد و شنیدم و از ژست فراکسیون دموکرات جدید بنده خیلى خوشوقتم که بالاخره تصمیم گرفتند به مطالب ما گوش بدهند و بعد بروند در خارج با هم صحبت کنند، مشورت کنند مثل یک ژورى به تمام معنى درش شور کنند (دکتر بقائى- همه استیضاح‌ها همین است) و اگر مطالب ما وارد بود تصمیم خودشان را راجع به رأی موافق و مخالف اتخاذ کنند یعنى به بهترین روش پارلمانى و بنده پس از این عرایض به نمایندگان محترم و همکاران عزیز به دولت توجه می‌کنم و مخصوصاً این موضوع را متذکر می‌شوم که اگر در عرایضم اشتباهى باشد یا مطالب و چیزهایى عرض کنم که برخلاف واقع به من گفته شده باشد بنده را عفو بفرمایند و منظورم نه توهین است به مقام دولت و نه منظورم واقعاً تعصب بی‌جایى است که دولت آقاى حکیمى بماند یا نماند در این قسمت هیچ تعصب ندارم به همین دلیل بنده اگر احیاناً در انتقادم مطالبى واقعاً شدید تلقى شد وبعرض آقایان رسید معذرت می‌خواهم نمی‌دانم گوته یا ریشته است این را آقاى دکتر سیاسى باید بدانند یک مطلبى است که گوته یا ریشته می‌گوید: که انتقاد گل و برگ را یک جا از درخت می‌گیرد گاهى از اوقات ممکن است منتقد به قدری شدید انتقاد بکند که حتى شکوفه و برگ مفید درخت را ازش بگیرد بنابراین اگر احیاناً بنده در انتقاد شدید بودم و کارهاى خوب دولت را ذکرى ازش نکردم و یا احیاناً اشتباه کردم معذرت می‌خواهم.

رئیس- البته رعایت نظامنامه را هم خواهید کرد (خنده نمایندگان)

ابوالقاسم امینى- قبل از این که وارد مطلب شوم بنده می‌خواستم به طورکلى در خصوص مطالب یکى از موافقین دولت صحبت بکنم که آن موضوع به نظر بنده ضرورى است و آن مطالب استاد معظم و سرور گرامى بنده آقاى دکتر شفق است و چون ایشان را بنده بی‌طرف می‌دانم و ایشان را اهل دل می‌دانم در حقیقت بنده با ایشان درد دل می‌کنم مطلبى را که جناب آقاى دکتر شفق راجع به وظیفه مجلس در دوام عمر دولت بیان کردند اصولا صحیح است ولى بنده می‌خواستم جناب دکتر فاکتور وقت و آن سرعتى که در این ایام در دنیا به کار می‌رود و مقایسه آن با ایام گذشته مورد توجهتان باشد بدین معنى که مثلاً در گذشته اگر یک دولتى فلان پیام را به فارس می‌فرستاد پیک باید چهل روز از اینجا به فارس می‌رفت و البته هر نوع اصلاحاتى براى دولت با اوضاع و احوال آن روز و کندى جریان یک طول مدتى لازم داشت امروزه شاید یادتان باشد که در سه سال قبل 47 ساعته از اینجا به نیویورک رفته بودیم یعنى سرعت به قدری زیاد شده است و کارها باید به قدری با سرعت انجام شود که به نظر بنده پنج ماه فرصت براى یک دولتى کافى بود که سیاست اقتصادى و سیاست مالى و سیاست داخلى و خارجش را روشن بکند با رعایت فاکتور. وقت به حد کافى است آقاى تقى‌زاده این جا هفت ماه براى دولت وقت خواستند آن روز هم عرضى نکردیم و فراکسیون دموکرات ایران به تمام معنى مثل یک فراکسیون پالمانتر که بنده از همه آقایان شهادت می‌خواهم آمدیم براى این که خود ما مسئول آوردن دولت حکیمى نبودیم و دولت آقاى حکیمى در مقابل آرایى که مربوط به ما نبود ما چون به دکتر مصدق رأى دادیم آمدند و ما هم آن روز به فکر این که ببینیم دولت چه

+++

خواهد کرد مثل یک اشخاص پالمانتر به دولت رأى ممتنع دادیم یعنى رأیى دادیم که به انتظار فعالیت دولت هستیم تا تصمیم خودمان را اتخاذ کنیم که واقعاً از این دولت پشتیبانى بکنیم یا باید عدم پشتیبانى خودمان را اعلام بکنیم پنج ماه صبر کردیم (دکتر سجادى- هنوز چهار ماه نشده) این یکى از آن اشتباهاتى است که بنده اول عرض کردم خلاصه مدتى صبر کردیم و نتیجه آن مدت براى ما امروز روشن است و بنده تحت عناوینى که یادداشت کرده‌ام حالا می‌پردازم به بیان مطلب بسیار متأسفم که قسمت عرایض بنده متوجه شخص جناب وزیر دارایى است دلیلش هم این است که در این مملکت به غلط وزارت دارایى مرکز تمام کارهاى مملکت است یعنى شده است وزارت دارایى و وزارتخانه‌هاى متبوعه و دیگر وزارتخانه‌اى نداریم و اگر در این مرکز حساس کارها به سرعت نگذرد و تصمیم فورى گرفته نشود نسبت به امور تمام کارها حتى آن سرعت عادى خودش آن هم به کلی از بین می‌رود و مآلا دچار یک وقفه‌ای می‌شود که پس از مدتى مشهود خواهد شد امروز در رأس وزارت دارایى آقاى نجم‌الملک تشریف دارند که البته بنده راجع به جناب ایشان اظهار نظرى نمی‌کنم چون به طور مفصل آقایان دیگر گفته‌اند در صدر برنامه دولت آقاى حکیمى پایین آوردن هزینه زندگى مذکور بود، البته آنچه گفته شد راجع به هزینه زندگى و پایین آوردنش تکرار نمی‌کنم، ولى بهتر از وضع این وزارتخانه که آقاى وزیر دارایى مسئول مستقیمش هستند نمی‌شود براى بالا بردن آن اقدام کرد بنده آنچه که به خاطر دارم در زمان وزارت دارایى آقاى هژیر قند کیلویى 20 ریال و شکر کیلویى 18 ریال و کسرى بود آقاى نجم با الغاء جیره‌بندى ... (مهندس رضوى- کجا بود؟) نرخ رسمى این بود و با کوپن بهر فردى می‌دادند (دکتر مجتهدى- در تهران فقط) در تهران آقاى نجم با الغاء جیره‌بندى بهاء قند را بردند به 30 ریال و تدریجاً قیمت را کسر کردند امروز رسیده به 24 ریال بنده معتقد هستم که اگر لغو جیره‌بندى براى این بود که نسبت به اشخاص تبعیض نشود و قیمت هم تدریجاً روى قانون عرضه و تقاضا و زیاد شدن جنس در مملکت تنزل پیدا بکند عملى که شد عمل صحیحى نبود و مطابق نقشه قبلى وزارت دارایى نبود نقشه قبلى وزارت دارایى اگر بنده اشتباه نکنم و خود آقاى هژیر اینها را اگر صحیح نیست تکذیب کنند این بود که درآمد دولت را از محل عواید و گمرکات و باج راه و سایر عوارض که گرفته می‌شود به نسبت چهل هزار تن قند و شکرى که نخواستند اجازه ورودش را به بازرگانان بدهند تأمین کنند که هم جیره‌بندى لغو شده و هم درآمد اضافى از قند و شکر تأمین گردد و هم با اضافه شدن قند در بازار و رعایت عرضه و تقاضا بهاى کالا پایین بیاید بالطبع بازار سیاه هم از بین می‌رود و بالطبع جیره‌بندى هم ملغى می‌شود مقصود از لغو جیره‌بندى این بود که تبعیضى ما بین افراد مرکز و شهرستان‌ها نشود این تبعیض را اگر احیاناً می‌شد براى یک عده بدبختى که همه در یک وضع هستند چه در مرکز و چه در شهرستان‌ها لااقل در مرکز اجرا می‌شد. به خدای متعال قسم است که شما در هیچ سقط‌فروشى قند کیلویى 24 ریال نمی‌خرید ... (دکتر مجتهدى- ما 24 ریال می‌خریم) پس سقط فروش جنابعالى با انصاف است، اشتباه نفرمایید بنده بحث و محاجه نمی‌کنم از بین 1400 سقط فروش البته ممکن است یک عده‌اى هم باشند که به قیمت بفروشند بنده بحثى در این نمی‌کنم آقاى دکتر مجتهدى، جنابعالى کاغذتان را قرائت می‌کنید و بنده دارم بحث می‌کنم که آمدند با لغو جیره‌بندى قند را از 20 ریال کردند سى ریال (همهمه نمایندگان- زنگ رئیس)

رئیس- آقایان وسط نطق ناطق صحبت نکنید بگذارید ناطق صحبت کند قطع کلام نکنید.

امینى- بنده در اول جلسه آقایان را دعوت کردم که با بنده همکارى بفرمایند که یک مجلس متجانسى براى عرایضم حاضر بکنم براى نشنیدن آن بنده اصرارى ندارم که واقعاً صحیح باشد یا نباشد (خنده نمایندگان) به ترتیبی که مذکور شد آقاى وزیر دارایى قریب یکصد میلیون تومان روى مصرف قند و شکر به این ترتیب از مردم بدبخت گرفتند یعنى به طور قانونى و صحیح از مجراى قانون مالیه بیست ریال قند را بسى ریال رسانیدند و از این راه ضررى به مردم زدند و از این بابت یکصد میلیون ریال عاید گردید و همین اعجازى که وزارت دارایى کرد براى پایین آوردن هزینه زندگى این بود که با داشتن مقدار کافى گندم در سیلو که آنچه که بود به ارث رسیده بود از دولت سابق به دولت فعلى وضع نانوایی‌ها را رساندند به این وضعى که ملاحظه می‌فرمایید. بنده نمونه نان دیروز را گرفتم که متأسفانه در کیفم خشکید من این نانى که نمی‌دانم در داخلش رشته محبت است رشته اسارت است، یک تیکه نخ است، چیست؟ خدمت جناب آقاى وزیر دارایى می‌دهم.

وزیر دارایى- آقا این را در منزل درست کردند؟

امینى- .. نخیر متأسفانه این را آقاى دادور آوردند و به بنده دادند در هر صورت اینها اتفاقى است عرض کنم با باران‌های نافعى که در طهران آمده که یکى از آنها تا دیروز صبح بود بنده تعجب می‌کنم که چرا واقعاً غله باز سیر صعودى خودش را دارد

مهندس رضوى- براى این که ملاک غله نمی‌دهد

رئیس- آقاى مهندس رضوى صحبت نکنید

امینى- آقاى مهندس رضوى بنده خیلى خوشوقت خواهم شد ... آقاى وزیر دارایى اینجا تشریف دارند یک صورتى می‌آورند از ملاکین که در مجلس هستند هرکس اگر یک حبه از آنچه که باید به دولت بدهد و کسر داده است محکوم باشد معادل ده برابر آن را بدهد (صحیح است) اولاً این گناه آقاى وزیر دارایى است اگر نکنند. اگر صورت را آقاى وزیر دارایى نیاورند اینگناه است. واقعاً این عمل آقاى وزیر دارایى باید بشود. عده ملاکین در مجلس زیاد هستند

وزیر دارایى- صحبت مجلس نبود آقا صحبت تمام ایران بود به مجلس کارى نداشتم با مجلس درد دل کردم.

امینى- مجلس باید نمونه صحت عمل نمونه‏‌ رعایت قانون و مقررات باشد اگر واقعاً شده است مجلسیان اول کسانى هستند که باید تعقیب بشوند بنابراین این را حتماً عمل بفرمایید. مجرى قانون دولت است مجلس در وضع قانون به وزیر کمک خواهد کرد ولى در اجرایش دولت موظف است اجرا کند.

رئیس- آقایان رعایت بفرمایید بین‌الاثنین صحبت نفرمایید

امینى- ... در گذشته آقایان مصرف آرد تهران 160 تن بود که از سیلو به نانواها تحویل می‌شد آزادپزها هر ماه 70 تن گندم تحویل می‌گرفتند دولت فعلى بعد از این که وضع نان بد شد و به این وضع در آمد در عوض 165 تن روزانه 190 تن آرد به نانواها و 90 تن به آزادپزها تحویل داد و با این عمل روزانه سى تن آرد به ضرر دولت و به نفع کیسه سودطلبان تحویل می‌شد و تفاوت بهاء این میزان آرد اضافى که قیمت دولتى آن هر تن 230 تومان و بهاء آزاد آن 766 تومان است معادل می‌شود با 16080 تومان در روز و در مدت 60 روز که این عمل اجرا شده است 964800 تومان ضرر دولت شده است استدعا دارم یک کمیسیونى از مجلس تعیین بشود و بروند به این کار برسند هیچ دلیلى ندارند که یک عده نانواى سودطلب بیایند یک جنجالى درست بکنند و دولت تسلیم آنها بشود بدون این که قیمت نان در تهران فرق کرده باشد شما روزى سى تن آرد اضافه می‌دهید و این در حدود 1800 تن آرد است که از سیلو کم کرده است شما مسئول ارزاق عمومى هستید و این را باید در نظر داشته باشید که یک سال دیگر در جلو دارید اگر صد تا نانوا واقعاً تقلب می‌کنند آقا به شلاق ببندید هیچکس هم بازخواست نمی‌کند (امامى اهرى- تجویز می‌کنید آقا؟) طبق قانون است و باید این کار را کرد قانون هم دارد (نورالدین امامى- شما استیضاح می‌کنید که چرا چاقوکش‌ها را تبعید کردند آن وقت می‌گویید نانواها را به چوب به بندند) ... البته در خصوص گرانى گوشت و سایر اجناس مورد احتیاج مردم چاى و قند و شکر و نان که این چند جنس در ردیف اول است بحث می‌کنم ولى همین بالا رفتن ارزاق عمومى است که باعث بالا رفتن کلیه اجناس شده است بنده این تذکارى که می‌دهم آقاى وزیر دارایى براى اصلاح امر است نه براى این که آقایان رنجش خاطرى پیدا بکنند اگر این مطالب این جا گفته می‌شود اولاً یک تذکارى است براى اصلاح امور به این عنوان که دولت دنبال این کار خواهد رفت و بعد هم زهى سعادت که دولت متوجه این امر بشود و عمل بکند مقصود ما این نیست که بخواهیم دولت را تخطئه بکنیم و از میان برداریم دولت مال این مملکت است ما وکلاى این مملکت هستیم مردم مال این مملکت هستند نظر خاصى در کار نیست (صحیح است) قاچاق برنج و غله از

+++

مرز ایران آقا یکى از مسائل مهمى است که واقعاً باید مورد توجه قرار بدهید.

یکى از دلایل اساسى کم شدن غله و بالا رفتن قیمت غله قاچاقى است که از مرزهاى ایران رد می‌شود البته عراق دچار بى‌گندمى و بى‌غله‌ای است و این به طور مسلم قسمت اعظمش آنجا می‌رود و این را البته روى وسعت مرزى با نداشتن وسایل یا بدون وسایل موتوریزه در مرز یا با هواپیمایى جلوگیرى کنند باید جلوگیرى کنند چون این عمل شده است محکترین تمام وسایل دارند. ولى امروزه باید این وسایل را بکار برد ما این طیارات نظامى را که داریم باید چند تا از اینها برود جلوى قاچاق را بگیرند، شما فردا دچار مضیقه خواهید شد بنده نمی‌دانم که این باران مفیدى که در تهران آمده در خوزستان و جاهاى دیگر هم آمده یا نیامده (یکى از نمایندگان- در همه جا آمده است) ولى معذالک باید رعایت این کار را کرد یک قسمت از برنج این مملکت به طور قاچاق صادر می‌شود که بسیار مایه‏‌ تأسف است، آقاى هژیر بنده این مطالبى را که عرض می‌کنم باید شرح بدهید چون مشارکت در دولت دارید آقاى هژیر، وقتى که در دولت نبودید روى سوابق و اطلاعاتی که دارم چهل هزار تن برنج چمپاى درجه یک از مملکت خارج می‌شود و این که از کسبه به ما شکایتى رسیده بود که برنج می‌ماند و مصرف ندارد برنج چمپا بود که البته زیاد به نفع تاجر صادر کننده نبود ولى صدورش به نفع بود هر تاجرى تقاضاى صدور برنج می‌کند، سى درصد برنج را می‌باید به دولت بدهد یعنى همان جواز فروشى به نفع مملکت نه به آن صورت؟ بنده هیچ وقت جواز فروشى را تجویز نمی‌کنم ولى در این مورد که دولت انحصار صدور کالا را دارد این عمل به نفع دولت و به نفع مملکت می‌شد یعنى سى درصد جنس را وقتى وزارت دارایى درقبال اجازه صدور تحویل می‌گرفت شما یک مقدار زیادى برنج در دسترس دولت داشتید و در هرجا که مضیقه غله بشود برنج را مصرف می‌کردید مجانى در اختیار دولت یعنى سى درصد برنج را به دولت مجانى بدهند به عوض حواله صدور و بقیه از مملکت برود و زمانى که آقاى نجم تشریف آوردند به وزارت دارایى، تأسف و تأثر من این است که ما هیچ وقت روى آرشیو و روى سابقه کار نمی‌کنیم آقاى دکتر شفق آن ایرادى که فرمودند که چرا دولت‌ها زود می‌روند و باید اینها را تقویت کرد ایرادش از جهت وارد است به این معنى که اگر دولتى فرض کنید ده روز ماند و یک پروژه صحیحى داشت دولت بعد باید آن را تعقیب کند مگر در فرانسه شما دو دولت 15 روزه نداشتید دولت بلوم یک ماه بود دولت بعد آن که آمد آن اساس و آن جریان را تعقیب کرد. آقا ما هر وقت دولت تازه‌ای می‌آوریم می‌گوید هر عملى که دولت قبلى کرده است من نباید بکنم این بدترین روش‌ها است (صحیح است) در این مملکت ما به قول جنابعالى 80 دولت در 40 سال مشروطیت عوض شده است این را اگر حساب بکنیم تقریباً می‌شود هر سال دو دولت اما اگر واقعاً اصول این کار و روش را که دولت باید تعقیب بکند ریخته بشود و یک نقشه و طرحى باشد دولت اگر دو ماه هم بماند و برود دولت بعدى موظف باشد اجرا کند براى اجراى این شما باید یک برنامه هفت ساله داشته باشید (صحیح است) و خود آقاى وزیر دارایى یکى از اعضاى برجسته و مطلع این برنامه بودند و در اول دوره‌ای که وارد شدند در این دولت اگر مفید بود چرا نیاوردند به مجلس که این را مجلس تصویب بکند و اجرا کنند

وزیر دارایى- می‌آوریم.

امینى- خوب حالا می‌آورید چهار ماه وقت گذراندید یکى از مسائل اساسى همین است بنده معتقدم که واقعاً در آتیه هر دولتى که بیاید روش دولت قبلى را باید اجرا کند (صحیح است) و این سیستم را بگذراند کنار غرض از عرض بنده این بود، چون آقاى هژیر در آن دولتى که مربوط به جامعه است و متأسفانه ما رعایت حیثییتش نمی‌کنیم یا به عنوان این کار و آن کار تعصبى به خرج نمی‌دهیم صحیح نیست اصلاً بنده وارد این بحث نمی‌شوم که نتیجه تعصب ایجاد بکنم چون در آن دولت تصمیم این شده بود که به این طرز عمل شود آقاى وزیر دارایى اصلاً لغو کردند آن را، آن وقت چه شد می‌گویید که باید برنج صادراتى این مملکت به قاچاق صادر شود؟ دیروز آقاى معتمد دماوندى کجایید آقا؟ از بندر پهلوى پاى تلگراف حضورى به من گفتند که یک کیلو برنج چمپا شده است 11 قران و پیدا نمی‌شود چه شد آقا این برنج؟، این برنج که مصرف داخله ندارد و برنج چمپایى که صرفاً مصرف صادراتى است این برنج به زمین فرو نرفت از عوارض گمرکى یک مثقال هم عاید دولت نشد آنهائى که می‌خواهند یک شاهى هم ارز به این مملکت وارد نشود همه‌اش خارج شود یک امر غلطى براى این مملکت نگذارید که هر کس یک کار مفیدى را دنبال کرد دیگرى نکند و بگوید چون قبلى کرده بنده نمی‌کنم با داشتن این فکر، این وسیله‌ای است که تمام عواید برنجى شما از بین رفته و عواید ارزیتان از بین برود در دولت قبل همین آقاى هژیر که بنده متأسفم که همه‌اش تعریف از جنابعالى می‌کنم (خنده نمایندگان) در دولت قبل آقاى هژیر کاپوتاژ را ممنوع کردند دلیلش این بود که یک صادر‌کننده‌ای می‌آید از یک بندر به بندر دیگرى جنسى را به اسم این که می‌خواهد حمل کند این جنس را بردارد و با سپردن یک تعهدى به عنوان دو برابر قیمت که امروز مرسوم است آنجا ببرد و از مرز ایران خارج بکند، از راه آب بیاید و به مأمور گمرک بگوید تعهد مرا باطل کن و پولش را بگیر و ببر. کاپوتاژ براى این بود و آقاى نجم آمدند کاپوتاژ را لغو کردند امروز اکثر قاچاق‌ها وسیله راهش این است که صادر‌کننده می‌آید یک تعهدى می‌سپارد که دو برابر قیمت آن جنسى را که می‌خواهد ببرد و می‌گوید آقا تعهد می‌کنم که این جنس را از بندرعباس ببرم به لنگه از آنجا برمی‌دارد صادر می‌کند به عراق می‌رساند آنجا هفت برابر این مقدار به دینار طلا پول می‌گیرد می‌آید می‌رود به بندرلنگه یک سازشى هم آنجا دارد یک تصدیق می‌گیرد که آقا جنس رسیده اینجا، این‌ها مطالبى است که باید به آنها توجه شود امروز اگر شما می‌بینید که وضع ارزاق این طور است اشخاصى که محتکر هستند و نظرشان بالا بردن قیمت هست از اوضاع مطلعند محتکر از هر کسى بیشتر از جریان اطلاع دارد و اگر جنسى بود در این مملکت قیمتش این قدر بالا نمی‌رفت راجع بجو یک کسى یک یادداشتى داد آقاى فولادوند که یک لنگه جو را می‌خرند ششصد و چند تومان و می‌فروشند چند لیره این البته صحیح است آقا، عرض می‌کنم مطلبى که واقعاً در اساس اینکار باید بهش توجه کرد این است که نباید مسئولیت را ایشان از خودش دور بکند و بیاندازد به گردن دیگران و بگوید که من در این مدت مشغول اصلاحات و خرابکاری‌های گذشته بودم متأسفانه مطلب طول می‌کشد دیروز فرمودند آقاى وزیر دارایى که ده‌ها هزار تن غله صادر شد و به طوری که بنده اطلاع دارم می‌گویند 22 هزار تن جواز جو دادند 22 هزار تن جواز جو اگر تمام اهالى نان جو مصرف بکنند و روزى یک چارک مصرف بکنیم این مصرف دو روز این مملکت است اگر مصرف دو روز صادر شد این دلیل شد که وضع نان به این ترتیب باشد این روى رقم صحیح نیست، درست است که فرستادن ارزاق به خارج اشتباه بوده اما بنده نمی‌دانم که اشتباه بوده یا نبوده آقاى هژیر که در آن کابینه بودند می‌دانند که این اشتباه بوده یا نبوده باید بگویند آقا آیا از خارج دولت همجوار دولت دوست. تقاضائى کرده بوده است که جو برود یا نه؟ آیا اوضاع و احوال به این صورت مطلب را تأکید می‌کرده است یا خیر؟ آیا احتیاجات ارزى و غیره در آنجا ضرورت داشته است یا خیر؟ صرفاً آمدند گفتند چون به سایرین جواز جو داده‌اند و رفته است این بنده را قانع نمی‌کند اگر یک موافق دولت صرفاً با رأى ثابت و اتابلیک‏ بیاید بگوید که من می‌گویم رأى به دولت بدهیم بنده را قانع نمی‌کند بنده خیلى خوشوقت می‌شدم که رأى بگیرید اگر امروز آقا روى دیسیپلین فراکسیونى امروز این تصمیم گرفته بشود که رأى کبود به دولت بدهیم براى این است که مراعات دیسیپلین را کرده باشیم و خیلى با دل واقعاً افسرده براى این که چه بهتر. شاید ماها همه نود یا صد رأى به دولت می‌دادیم و آن جورى که آقاى کشاورز صدر می‌فرمودند دولت را تقویت می‌کردیم اما تنها براى دولت کافى نیست دولت همیشه مجلس را اداره می‌کند دولت اگر عمل صحیح بکند و خودش بتواند روى تدبیر و سیاست مجلس را جمع و جور کند مجلس را به سهولت می‌تواند راه ببرد، همین آقاى سهیلى که اینجا تشریف دارند یکى از اشخاص با تدبیر هستند که مجلس را خوب اداره می‌کنند ایشان ولو این که در دولتشان کار زیادى بود ولى مجلس خوب می‌چرخید بنده نمی‌دانم چکارى می‌کنند این یک اعجاز شخصى است دولت باید با تدابیر به خصوصی مجلس را اداره کند اشتباه نفرمایید خودتان بهتر می‌دانید مجلس جاى سوء‌استفاده نیست هرکسى در غیاب مجلس می‌تواند سوء استفاده کند ولى با بودن مجلس کسى نمی‌تواند سوء‌استفاده بکند به این دلیل که اگر با بودن مجلس کسى نمی‌تواند سوء‌استفاده بکند به این دلیل که اگر با بودن مجلس کسى سوء‌استفاده کرد همه مطلع می‌شوند هیچ کس ممکن نیست جواب این کار را بگوید و این هم نمی‌تواند سوء‌استفاده

+++

 به وکیل بدهد زیرا تمام وکیل‌ها ممکن است به جانش بیفتند و این نمی‌تواند پیش ببرد و همه مطلع می‌شوند این محال است که یک کارى این طورى بشود و بی‌جهت خودشان را کوچک بکنند و مجلس را ضعیف بکنند این مطالب را بفرمایید براى این که خودتان می‌دانید و خود دولت هم می‌داند که با بودن مجلس نمی‌شود سوء‌استفاده کرد اما مجلس را می‌شود اداره کرد بنده یک وقتى یک مطالبى را می‌نوشتم که اگر نخست وزیر بودم چه می‌کردم، حالا گذشته است یک عهدیهم گذشته است نخست وزیر هم نشدیم (یکى از نمایندگان- حالا بفرمایید) عرض کنم این به طور مسلم عمل دولت است که باید مجلس را اداره بکند بنده این را خواستم در جواب آقاى صدر کشاورز بگویم که عمل دولت است که مجلس را باید اداره کند. آقاى صدر بنده واقعاً معتقدم که جنابعالى باید دولت را پشتیبانى بکنید اما این نصیحت را به دولت خودتان بکنید که اگر این عملیاتى که می‌کنید سیاست استتار نداشته باشد باید مجلسیان واقعاً آن طورى که باید رفتار بکنند نه رفتار جناب آقاى نجم، جناب آقاى نجم را بنده ارادت خدمتشان دارم ولى رفتارى که عده‌ای را برنجانید رفتار صحیحى نیست و برخلاف تدبیر و سیاست است. تدبیر و حفظ سیاست دولت با وزراى وقت است (صحیح است) (همهمه‌ نمایندگان) من خسته شدم آقایان خسته نشدید؟ (عده‌ای از نمایندگان- تنفس بدهید) (عده‌ای دیگر- بفرمایید).

بنده بسیار خوشوقتم که مطالب بنده مجلس را خسته نمی‌کند بنده خودم خسته شدم عرض کنم شکایتى از رشت رسیده است جناب آقاى وزیر دارایى از عده‌ای از بازرگانان که قریب صد هزار تن برنج آنها در آن موقعى که تصمیم آن با آقاى وزیر دارائى گرفته شده بود رفته است در گمرک توقیف شده است نه اجازه می‌دهند که صادر بشود و نه اجازه می‌دهند که بفروشد بنده تصور می‌کنم در این موقع بهترین سیاست دولت این است که این برنج را خودش بخرد و یا اجازه بدهند آنها بیاورند با شرایطى در داخله بفروشند زیرا برنج چمپا اگر از فروردین گذشت در انبار شپشه می‌زند و از بین می‌رود آقاى دادور آن شکایت چه بود، بنده خیلى معذرت می‌خواهم چون آقاى دادور خیلى مراقبتشان بیشتر از بنده است (بهادرى- در همه کار) (خنده نمایندگان)

بنده آدم منصفى هستم تصدیق می‌کنم البته این سابقه را خودشان پیدا می‌کنند و خدمتتان می‌دهند اگر صحیح باشد مراقبت می‌فرمایید که ترتیبى داده بشود (معتمد‌دماوندى- بفرمایید به گیلان برود)

خوب یک قسمتش را هم به گیلان ببرند آنچه که بنده عرض کردم در حدود هزینه زندگى بود و وسایلى که باعث بالا رفتن هزینه زندگى شده، یعنى ایرادتی که بنده در خصوص ارزاق عمومى داشتم که مبنى و اساس زندگى است، این را عرض کردم و امیدوارم انشاء‌الله دولت آقاى حکیمى بماند و این کارها اصلاح بشود اما راجع به کسر عایدات دولت با این که بزرگ‌ترین وظیفه یک وزیر دارایى حفظ تعادل بودجه مملکتى است و به هر حال براى هر خرجى باید درآمد آن را معلوم نمایند با اطلاعى که دارم قریب یکصد میلیون تومان بنده رعایت این را می‌کنم که شاید اشتباه گفته باشند با اطلاع غیر صحیح متأسفانه قریب یکصد میلیون تومان از عایدات سال جارى از تعهدات خزانه در آخر سال جارى بلامحل پرداخته شده است امیدوارم اینطور نباشد ولى به هر حال آنچه که بنده اطلاع پیدا کردم از خزانه دارى تقریباً یکصد میلیون تومان از تعهدات خزانه بلامحل دارند در صورتی‌ که زمانى که آقاى هژیر این وزارتخانه را تحویل دادند موجودى نقدى لیره تعهدى دولت‏...

رئیس- اجازه بدهید آقاى کشاورز صدر صحبتشان را بکنند اگر خودتان این جا بودید اعتراض می‌کردید.

امینى- ... در آن موقعى که دولت آمد سرکار موجودى لیره دو میلیون و هشتصد هزار بود و موجودى نقره هیجده میلیون در خزانه دولت اگر در آخر سال این مقدار از تعهدات خزانه غیر قابل پرداخت باشد یعنى پولى نباشد به نظر بنده از نظر مالى دولت، بنده نمی‌توانم اطمینان بدهم این رقم به خصوص به این میزان صحیح باشد ولى به طور مسلم قطعاً مقدارى تعهد غیر قابل پرداخت است (دکتر معظمى- بنابراین اگر هم صحیح باشد مال سابق است) (گنجه‌ای- جواب تجار ایرانى را هم باید شنید) آقاى وزیر دارایى کراراً در موقعى که بودجه تقدیم مجلس می‌کردند مخصوصاً چند لایحه‌ای که در آخر سال تقدیم داشتند متذکر شدند که محل پرداخت آن از صرفه‌جویى‌ها خواهد بود اگر آن اصلش صحیح باشد که واقعاً از گودال‌های بودجه پر نشده بود بنده تصور نمی‌کنم که یک وزیر دارایى که واقعاً وظیفه‌اش توازن بودجه است قبل از این که حفره‌های مالى را پر بکند نمی‌تواند هیچ از صرفه‌جویى براى خرج جدیدى به مجلس پیشنهاد کند عرض کنم لوایح فرهنگ. لایحه حقوق مستخدمین جزء. اضافه حقوق مستخدمین جزء عیدى و غیره سه لایحه داده‌اند به هرحال حفظ موازین بودجه براى وزیر دارایى از هر چیز واجب‌تر است لایحه فرهنگ 65 میلیون ریال اولین لایحه دولت سابق بود سه تومان حقوق به پیشخدمت را شما ایراد دارید (مهندس رضوى- این را ایراد ندارند) بنده ایراد نمی‌کنم به اصلش ایراد است اصل صحیح نیست عمل یک وزیر دارایى را از لحاظ این که یک حفره‌های خالى بودجه را پر بکنند و از لحاظ صرفه‌جویى یک لایحه‌ای را بیاورد که این محل خالى در آن نباشد اعتراض دارم بنده به اصل اعتراض دارم نه به دلیل (یک نفر از نمایندگان- یک لایحه مال مستخدمین بود) عرض کنم لایحه اضافه اعتبار فرهنگ بود لایحه مستخدمین جزء...

رئیس- شما که مشغول صحبت با این و آنید چرا بیانات خودتان را نمی‌کنید یا با وزیر مشاور یا با وزیر دارایى.

امینى- بنده عرض کردم اگر آقایان خسته هستند بنده اصرار به حرف زدن ندارم

اقبال- آقاى رئیس یک قدرى تنفس بدهید

رئیس- عوض این کار اگر فرصت بدهید جلسه را ختم می‌کنیم.

امینى- بنده تا ساعت سه بعد از ظهر صحبت می‌کنم‏

رئیس- بگذارید صحبت خودشان را بکنند.

امینى- با این که در این فصل دوم عرایض بنده که کسر عایدات دولت بود یک رقمى که به نظر بنده زننده است این است که با این که صدى بیست و پنج به عوارض دخانیات اضافه کردند با این وصف کسر عواید دخانیات در 3 ماه آخر سال 25 در حدود 40 میلیون تومان بوده است این هم رقمى است که باید آقاى وزیر دارایى یا تأیید بفرمایند یا تکذیب این با خود ایشان است (فولادوند- ولى این مربوط به زمان ریاست آقاى اشترى نیست) قسمت سوم عرایض بنده راجع به بیکارى فعلى در کشور است از وظایف اساسى دولت تهیه وسیله و طرحى است که رفع بیکارى در مملکت بشود

 (صحیح است) چون اساس بدبختى و فقر و فلاکت در این مملکت مربوط به بیکارى است (صحیح است) و این مورد به خصوص را باز هم متأسفانه وزارت دارایى چون در رأس امور است بایستى وارد می‌شد آقاى وزیر دارایى علاوه بر آن که کار جدیدى براى عده‌ای تهیه نکردند عده‌ای را هم روى همان تعصب عملیات گذشته بیکار کردند بعد متوجه شدند که نمی‌شود اینها را بیکار کرد براى این که واقعاً اگر در اروپا یک شوفر داشته باشید یک عمله عادى بیکار بشود دولت حق شوماژ بهش می‌دهد وزیر نمی‌تواند یک نفرى که چهل سال در یک وزارتخانه اى خدمت کرده است بیرون کند بدون این که حق شوماژ بهش بدهند این را بعد دیدند بى‌مطالعه است برگرداندند اما یک قسمتى که واقعاً بنده تعجب کردم یک عده از کارمندان اقتصادى گیلان بودند که آنها پس از آن لغو جیره‌بندى محل پرداختش 19 نفر بودند چند روز آمدند در طهران با یک وضع فلاکتى یک عده‌اى هم نانخور داشتند به معاون وزارتخانه وقت آقاى دکتر مهیمن مراجعه کردند ایشان با آقاى وزیر صحبت کردند که تمام پولى که باید به ایشان پرداخت بشود در سال 11 هزار تومان است این از لحاظ سیاست شمال از لحاظ سیاست دولت از نظر بیکارى خوب نبود که اینها را بیکار بکنید و راه بیاندازند و بیاورند آنها را به تهران آخر بهمن بهشان حکم دادند که شما از اول بهمن حقوق و سمتى ندارید یک ماه هم کار براى شما ندارند و براى 11 هزارتومان صرفه‌جویى در سال این بدبخت‌ها را به این روز نشاندند بنده در اینجا منصفانه از آقاى وزیر دارایى سؤال می‌کنم با همان تصویب‌نامه‌های غلط و ناصحیح و غیر‌قانونى که خودتان بهش اشاره فرمودید با همان تصویب‌نامه‌ها خود شما در آن هیئت ماهى 1200 تومان 1300 تومان حقوق یک وزیر گرفتید آن حقوق را در دو سال گرفتید شاید سى هزار تومان می‌شود همان برنامه‌ای را که با مساعى ماها و عده‌ای تنظیم شد اگر خوب بود و به آن معتقدید که چرا اجرا نشود اگر بد بود چرا خود جنابعالى در آن گذشت دو سال حقوق گرفتید اگر تصویب‌نامه غلط بود و غیر قانونى بود همان تصویب‌نامه استادان که هیئت همین آقاى دکتر معظمى آن پول را نگرفت به خاطرم هست که ایشان اعتراض کردند که این حقوق قانونى نیست و من نمی‌گیرم اگر واقعاً ایشان تابع یک اصلى است و این کار را قبول کرده‌اند واقعاً در پیش وجدان

+++

خودش و پیش خودش همان طور فکر کند که در خارج می‌کند اعتراض بنده این است که 11 هزار تومان در سال براى 19 عائله این زیاد بود ولى 30 هزار تومان در دو سال براى یک عضو عالى رتبه خوب بود که با همان تصویب‌نامه غلط از دولت حقوق بگیرد

شادلو- این یازده هزار تومان نبود در تمام کشور بود

رئیس- پیشنهادى براى این که به عنوان تنفس جلسه تعطیل بشود رسیده است‏

امینى- من سه ساعت و نیم صحبت می‌کنم (پیشنهاد به شرح زیر قرائت شد) ریاست محترم مجلس شوراى ملى. پیشنهاد تنفس می‌نمایم.

افخمى ریاست محترم مجلس شورای ملى. پیشنهاد می‌کنم جلسه به عنوان تنفس تعطیل شود و جلسه براى فردا صبح تعیین گردد جواد گنجه‌ای‏

جواد گنجه‌ای- بنده پیشنهادى که کرده بودم براى این بود که بعد از خاتمه‏‌ بیانات آقاى امینى تنفس داده شود حالا هم ما 3 ساعت می‌نشینیم تا بیاناتشان تمام بشود

امینى- قریب سه ساعت و نیم است که صحبت شده و آقایان خسته شده‌اند بنده هم اصرارى ندارم که صحبت کنم ولى مطالب زیادى ندارم و بنده مطالبی را که غیر مفید باشد صحبت نخواهم کرد و حذف می‌کنم بنده می‌گویم تا چه اندازه می‌توانم صحبت کنم ولى روى خستگى استدعا می‌کنم که امروز آقایان تنفس بدهند

رئیس- جلسه فردا ساعت هشت و نیم صبح‏

 (35 دقیقه بعد از ظهر جلسه به عنوان تنفس تعطیل گردید)

 

اخبار مجلس

روز پنج شنبه 2/2/1327 سه قبل از ظهر شعبه 5 به ریاست آقای دکتر معظمی تشکیل و چون برای انتخاب یک نفر جهت عضویت کمیسیون عرایض در جلسه قبل توافق نظر حاصل نشده بود پس از مذاکراتی رای گرفته آقای صادقی به اکثریت انتخاب شدند.

***

روز پنج شنبه دوم اردیبهشت 1327 پنج بعد از ظهر کمیسیون 12 نفری تجدید نظر در آیین نامه داخلی مجلس تشکیل هیئت رئیسه خود را از این قرار انتخاب نمودند:

آقای تقی زاده – رئیس

آقای دکتر معظمی – نایب رئیس

آقای ابوالحسن رضوی – مخبر

آقای کفایی – منشی

سپس مذاکراتی در اطراف نظامنامه فعلی مجلس و طرحی که در دوره فترت تهیه شده بود به عمل آمده قرار شد سوابق امر تهیه و برای جلسه آتیه مورد مذاکره واقع شود و 6 بعد از ظهر جلسه ختم شد.)

 

بقیه صورت‌گیرندگان ارز حرف خ‏

شماره نام                                        شرح واردات                                                  میزان ارز لیره‏

1 یوسف خسروى دگمى                         رادیو                                                             650

2 باباخان فارمصیون                                دوچرخه                                                         850

3 ضیابیت خدابخش                              لاستیک رویى                                                   16250

4 جواد خوشنویس                               کلاه مردانه- ماشین گوشت                                  3281

5 محمد صادق خرازى دگمه 200

6 کریم خسروانى                                قماش- شیشه                                               10 ر 792

7 على خسروشاهى                     مداد رنگى- ظروف آلمینیوم- سولفید سودیم- رنگ- دوچرخه 42345

8 محمد‌على خبیرى                             ظروف آلمینیوم- پارچه                                          10675

9 الیاهوخانى                                        دارو                                                                 350

10 داروخانه خجسته                              پارچه پشمى- دارو- لوازم دندانسازى                 12 ر 3860

11 س. خدورى                                      قماش ابریشمى                                                600

12 گریگور خاچاطور                                پارچه پشمى                                                     2000

13 محمد‌باقر خویى                               آئینه- پارچه پشمى- دارو- قورى چینى                  20360

14 ع. س. خرام                                   لاستیک و چرم- قماش- چاى- قلع                      79007

15 حاج ابوصالح خراز فتح                       آلمینیوم ورق                                                780

16 غفار رحیم‌زاده خویى                        شیشه- پارچه پشمى                                    4300

17 احمد اسمعیلى خویى                     ماشین کشاورزى                                           100

18 عباسعلى خراز بوشهرى                   ظروف آلمینیوم                                              01 ر 113

19 محمد‌رضا خواجویى                          قماش- پارچه                                                12819

20 محمدرضا خرازى                            پارچه- بادبزن برقى- فاستونى- شیشه کمربندلاستیک 46227

21 مهربان خدابخش                             پارچه پشمى- آلمینیوم                                     5407

22 شرکت سهامى خویى                     قیچى                                                           1720

23 مصطفى خویى                               پریز برق- بادبزن سقفى- رادیو- لوازم برق              3396

24 احمد خصوصى  دوات- پیچ و مهره- ابزار ماشین- مهره ماسوره- ماشین چمن‌زنى- شیرآب 17 ر 8523

25 حاجى على خوش‌نویس                   لباس مردانه- قلع                                            5300

26 حسین خوش‌نویس                          آئینه                                                              396

27 على خورشید                                 دارو                                                              6000

28 ابراهیم خسروشاهى                      پارچه- موتورسیکلت- ماشین چاى خشک کن 10 ر 26170

29 حسین خسروشاهى                       پارچه ابریشمى و پشمى                                  2000

30 محمدکاظم خویلر قماش- پارچه پرده- چراغ پریموس- پارچه نخى- سوزن خیاطى 12842

31 حاجى محمدتقى خویلر                   پارچه- کاغذ مومى 3255 32 غفار خسروشاهى قیچى- پارچه- آلمینیوم- رنگ- سولفید سودیم- لوله آهن 46214

33 شرکت خویلر                                 پارچه نخى و پشمى- ابریشمى                          4600

34 شرکت خویى و کلکته‌چى           دوچرخه- شیشه- پنجره- پارچه مصنوعى- کرب مارکن- کرب دوشین 16962

35 زین العابدین خویى                          طورى چراغ- ابریشم- دوچرخه- بادبزن- چاى دان- آهن 40969

36 حسن خدیرى پارچه- قلع- قرقره 15 ر 13010

37 نسیم اسحق خزم                     فاستونى پشمى- لاستیک روئى- طایر اتومبیل- پوتین 10 ر 13647

38 رحیم خامنه‌پور                          چراغ نفتى- پیچ- ظروف آلمینیوم- لاستیک- گرامافون- چرخ خیاطى- کنتور 19 ر 147386

39 انتوان جوزى                             میخ                                                                     1000

40 محمد صالح خرم آبادى دستگاه اندازه گیرى                                                                505

41 فیض الله خیام باشى                 جیپ مستعمل                                                       4200                            

42 محمد ابراهیم خاجیان                کانواى پشمى                                                       1500

43 غلامعلى خراسانى                    قماش                                                                 1131

44 پرویز خسروانى                            راکت تنیس- وسى فوتبال- توپ پینک پونگ- دوچرخه 1337

+++

45 حسن خالچى                              ظروف آلمینیوم                                                  800

46 خجامیریان                                   کتاب طبى                                                       100

47 منصور خلیلى                               زعفران- پارچه ابریشمى- تیغ ژیلت- رادیو                2815

48 حسن خلجى                               دارو                                                                 228

49 حاجى خداداد                               قپان                                                               1196

50 نصرالله خازنى                               دوچرخه- طورى چراغ- پودر آسپرین- تیغ صورت- رادیو 922

51 جعفر خونسارى                             بلورآلات- پارچه نخى- دوچرخه                         04 ر 7773

52 محمود خطاپوش                            زنگ دوچرخه- قفل- لوازم یدکى دوچرخه                 6257

53 شرکت خلیل‌زاده بلورچى                دوچرخه                                                           800

54 تجارتخانه خجسته                         اسباب دندانسازى- لوازم دندانسازى                      2422

55 محمدجعفر خنجى                          لوازم کارخانه نخ‌ریسى                                        921

56 آشوت خانجیان                              کالا                                                                   49

57 تجارتخانه حسن خسروشاهى          پارچه پشمى                                                    5235

58 مرتضى خرازى                               قماش نخى                                                    13430

59 دکتر خوشنویسان                           کتب طبى                                                           7

تصویب‌نامه‌ها

شماره 1744     28- 1- 27 وزارت امور خارجه هیئت وزیران در جلسه 25 فروردین ماه 27 طبق پیشنهاد شماره 374 مورخه 25- 1- 1327 وزارت امور خارجه مراتب زیر را به جاى فصل دوم آئین‌نامه اساسى وزارت امور خارجه تصویب نمودند: فصل دوم مشاغل وزارت امور خارجه در مرکز و مأموریت‌ها ماده 12- الف- مشاغل وزارت امور خارجه در مرکز طبق ماده 15 قانون استخدام کشورى به شرح زیر است:

1- ثباتى‏

2- دبیر سوم‏

3- دبیر دوم‏

4- دبیر یکم‏

5- مدیر شعبه‏

6- مدیر دایره‏

7- معاون اداره‏

8- رئیس اداره‏

9- مدیرکل- معاون ادارى وزارتخانه‏

ب- مشاغل وزارت امورخانه در مأموریت‌هاى سیاسى و کنسولى ایران در کشورهاى بیگانه به شرح زیر است:

طبقه 1- دفتردار کنسولگرى و سرکنسولگرى‏

طبقه 2- دفتردار سفارت- دبیرسوم کنسولکرى و سرکنسولگرى‏

طبقه 3- وابسته سفارت- دبیردوم کنسولگرى و سرکنسولگرى‏

طبقه 4- دبیرسوم سفارت- کنسولیار در کنسولگرى و سرکنسولگرى‏

طبقه 5- دبیردوم سفارت- کنسول در سرکنسولگرى‏

طبقه 6- دبیر یکم سفارت- کنسول مستقل‏

طبقه 7- رایزن سفارت- سرکنسول درجه دوم‏

طبقه 8- رایزن سفارت کبرى- کاردار مستقل نماینده سیاسى- سرکنسول درجه اول‏

طبقه 9- وزیر مختار- سفیر کبیر (در صورتی که کاربرى باشد)

تبصره 1- هیچ کارمندى نمی‌تواند به مشاغل طبقه اول در مأموریت‌های خارجه نائل شود مگر این که لااقل سابقه یک سال خدمت رسمى در مرکز وزارت امور خارجه داشته باشد.

تبصره 2- براى نیل به مشاغل طبقه دوم لااقل 3 سال و به مشاغل طبقه شوم لااقل 5 سال و به مشاغل طبقه چهارم لااقل هفت سال و به مشاغل طبقه پنجم لااقل 9 سال و به مشاغل طبقه شش لااقل 12 سال و به مشاغل طبقه هفتم لااقل 15 سال و به مشاغل طبقه هشتم لااقل هیجده سال خدمت در وزارت امور خارجه (مرکز یا مأموریت‌ها) ضرورى است‏

تبصره 3- کارمندانى که بعد از اجراى آئین‌نامه 1314 و طبق مقررات آن به خدمت وزارت امور خارجه وارد شده و یا می‌شوند نمی‌توانند به رایزنی سفارت یا سفارت کبرى- سرکنسولى یا کنسولى مستقل منصوب شوند مگر آن که 5 سال متوالى یا متناوب خدمت سیاسى یا کنسولى در مأموریت‌های ایران در خارجه داشته باشند.

تبصره 4- کارمندانی که فعلاً در مأموریت‌های سیاسى و یا کنسولى داراى مشاغلى هستند که مدت خدمت آنها در وزارت امور خارجه طبق تبصره 2 کافى براى آن مشاغل نیست ارتقاء آنان به مشاغل طبقه بالاتر فقط در صورتى ممکن است که مدت خدمت آنها در وزارت امور خارجه به حد مقرر در تبصره 2 رسیده باشد

تبصره 5- کارمندانى که سابقاً به مشاغلی نائل شده‌اند که طبق تبصره 2 مدت خدمت آنها کافى براى نیل به آن مشاغل نبوده در صورت اعزام به مأموریت جدید فقط می‌توانند مشاغلى را که در آخرین مأموریت داشته‌اند احراز نمایند و نیل آنان به مشاغل طبقه بالاترى طبق تبصره 2 خواهد بود. فصل دوم از آئین‌نامه اساسى وزارت امور خارجه که در تاریخ 27 بهمن 1314 به تصویب هیئت وزیران رسیده ملغى و این فصل که داراى یک ماده و پنج تبصره است قائم‌مقام آن خواهد بود تصویب‌نامه در دفتر نخست وزیر است

 م 55 نخست وزیر شماره 1420 24- 1- 7- 132 وزارت اقتصاد ملى هیئت وزیران در جلسه 20 فروردین ماه 1327 بنا به پیشنهاد شماره 1327- 811 مورخ 16- 1- 27 وزارت اقتصاد ملى تصویب نمودند که صدور لوبیاى محصول سنوات قبل از تاریخ این تصویب‌نامه تا آخر شهریور ماه 1327 از کشور آزاد باشد مشروط بر این که: 1- قبل از صدور آن اعتبار اسنادى غیر قابل برگشتى به دلار و یا لیره که منتهى سررسید آن بیش از دو ماه از تاریخ گشایش نباشد نزد بانک مجاز باز شود.

2- فروش ارز قبل از صادرات در حکم گشایش اعتبار اسنادى تلقى گردد 3- به نام هر تقاضا کننده منتهى تا یک صد تن پروانه لوبیا داده شود. وزارت اقتصاد ملى در صورت تأیید کتبى بانک مجاز راجع به گشایش اعتبار و یا فروش ارز قبل از صادرات پروانه صدور خواهد داد و گمرک در مقابل پروانه مزبور تا پایان شهریور ماه 1327 اجازه صدور می‌دهد. تصویب‌نامه در دفتر نخست وزیر است.

م- 23 نخست وزیر

+++

بقیه جلسه 59

صورت مشروح مذاکرات مجلس روز پنجشنبه دوم اردیبهشت ماه 1327

 

فهرست مطالب:

1-طرح گزارش کمیسیون بودجه راجع به یک دوازدهم

2-بقیه مذاکره در استیضاح

3- موقع و دستور جلسه آینده- ختم جلسه

 

 (مجلس ساعت نه و نیم صبح به ریاست آقاى رضا حکمت به عنوان‏ بعد از تنفس تشکیل گردید)

 [1- طرح گزارش کمیسیون بودجه راجع به یک دوازدهم]

 رئیس- جلسه پیش به عنوان تنفس ختم شد باید آقاى امینى فرمایشاتشان را بکنند پیشنهادى راجع به یک دوازدهم رسیده که قرائت می‌شود. (پیشنهاد آقاى ابوالحسن رضوى به شرح زیر قرائت شد) مقام محترم ریاست مجلس شوراى ملى پیشنهاد می‌کنم که امروز قبل از تکمیل مراسم استیضاع لایحه یک دوازدهم مطرح گردد.

بعضى از نمایندگان- توضیح ندارد.

رئیس- آقاى دکترشفق.

دکتر شفق- بنده فقط به این عنوان مخالفم که استدعا می‌کنم‌، اگر بنا است که مطرح بشود آقایان در این باب مذاکرات مفصل نفرمایند (صحیح است) اگر مذاکراتى هست در موقع طرح بودجه بشود آقایان اسم نویسى کنند و صحبت نمایند.

یمین‏اسفندیارى- یک دوازدهم جه مذاکره‌ای دارد آقا؟

رئیس- پس کزارش کمیسیون بودجه نسبت به پرداخت یک دوازدهم مطرح است گزارش‏

کمیسیون قرائت می‌شود. کمیسیون بودجه لایحه شماره 3484 را دولت که به عنوان بودجه کل کشور در سال 1327 در تاریخ 26 فرودین ماه 1327 تقدیم مجلس شوراى ملى نموده مورد شور و مطالعه قرار داده نظر به این که رسیدگى به آن وقت کافى لازم داشت لذا کمیسیون براى آن که پرداخت حقوق مستخدمین و مخارج ضرورى کشور به عهده تعویق نیفتد پس از شور و مذاکره بنا به تقاضا و موافقت وزیر دارایى ماده واحد زیر را تنظیم و تصویب نموده اینک گزارش آن را براى تصویب تقدیم مجلس شوراى ملى می‌نماید: ماده واحده- به وزارت دارایى اجازه داده می‌شود حقوق و هزینه‌هاى مستمر و غیر‌مستمر وزارتخانه‌ها و ادارات و بنگاه‌های دولتى و سایر هزینه‌های کشور و مصارف و عمران و تولید و عام‌المنفعه را از بابت فروردین ماه 1327 در حدود اعتبارات اسفند ماه 26 و با رعایت تبصره 1 ماده واحده مصوب آبان ماه 1324 و سایر قوانین و مقررات مالى و همچنین کمک هزینه کارمندان کشورى و لشگرى را مطابق قوانین مربوطه از درآمد عمومى سال جارى کشور پرداخت نماید

رئیس- ماده واحده مطرح است آقاى دکتر فلسفى‏

بعضى از نمایندگان- آقاى وزیر دارایى نیستند

یک نفر از نمایندگان- مخبر کمیسیون هست‏

دکتر فلسفى- عرض کنم که بنده در موضوع زیاد صحبت نمی‌کنم براى این که وقت مجلس تلف نشود و آقایان هم همه موافقند که این بودجه را بگزارند و حقوق کارمندان دولت پرداخت گردد. ولى همین تصویب بودجه است که ما می‌توانیم خیلى چیزها را تأمین بکنیم و خیلى از مشکلات رارفع بکنیم و به خیلى از کارها رسیدگى کنیم‌، عرض

+++

کنم این بودجه‌ای را هم که داده‌اند و بنده اجمالاً دیده‌ام این بودچه تفصیلى به صلاح مردم مملکت نیست در این مملکت همه ما معتقد هستیم که این جایک مملکتى است فلاحتى و بایستى نسبت به امور کشاورزى یک توجهى بشود در صورتى که اگر به بودجه تفصیلى نگاه کنیم می‌بینیم که 5 میلیون براى وزارت کشاورزى تعیین شده است (یک نفر از نمایندگان- ان هم زیاداست) بلى آن هم به قول جنابعالى زیاد است براى این که اطلاعات شما در فلاحت بهتر از بنده است. راجع به بودجه وزارت جنگ. بنده از آن اشخاصى هستم که زیاد عقیده ندارم راجع به بودجه وزارت جنگ تقلیلى داده شود و یا آن حدى که بعضى از آقایان نسبت به بودجه وزارت جنگ دارند بنده داشته باشم اما درهمین بودجه وزارت جنگ که 165 میلیون است 700 هزار تومان فقط صرف بهدارى ارتش مى‌شود در صورتى که با این سربازانى که احضار می‌شوند 700 هزار تومان تکافو نمی‌کند و این 700 هزار تومان از این چند میلیون تومان بودجه ارتش کم است بنا‌براین هر نماینده که علاقه به ارتش داشته باشد علاقه به وطن داشته باشد و علاقه به امور این مملکت داشته باشد معتقد می‌شود که 700 هزار تومان از 165 میلیون تومان براى بهدارى ارتش کافى نیست (نمایندگان- صحیح است) مثلاً در همین وزارت کشاورزى در همین بودجه که 12 میلیون براى وزارت کشاورزى است 7 میلیون صرف کارمندان می‌شود و 5 میلیون صرف اصلاحات می‌شود و اینها مسائلى است که در بودجه بایستى مداقه قرار گیرد همیشه از دوره چهاردهم تا حالا این طور بوده است که یک دوازدهم و سه دوازدهم اول این است که ما این جا بنشینیم و بودجه را تصویب بکنیم و اگر علاقه‌‌مند به مملکت هستیم باید کمیسیون بودجه سه روز پشت سر هم جلسه تشکیل بدهد و گزارش آن را تقدیم بکند به مجلس و در مجلس هم در عرض دو سه روز این بودجه مملکت بگذرد (صحیح است) و الّا هر ماه به عنوان این که حقوق کارمندان دولت را باید بدهیم بودجه را به صورت یک دوازدهم می‌گذرانند تمام اوقات مجلس صرف این کارها می‌شود و ماه بعد باز به دولت یک دوازدهم می‌دهیم و انتقاد می‌کنیم و کار انتقاد به جایى رسیده است که دیگران هم به ما انتقاد می‌کنند این انتقادها براى این است که دیگران هم به ما انتقاد می‌کنند این انتقادها براى این است که اگر هر مؤسسه هر بنگاهى هر فردى هر شخصى به وظیفه خودش عمل کند و آن را خوب ا‌نجام بدهد بنده عقیده دارم آن مؤسسگان بنگاه آن فرد هیچ وقت مقصر نخواهد بود این که ما این قدر مورد تحقیر قرار می‌گیریم براى این است که ما به وظایف خودمان واقف نیستیم و یکى از بزرگ‌ترین وظایفمان همین مسئله بورجه است آقایان توجه می‌فرمایید وظیفه ما این است که ما این بودجه تفصیلى را بگذرانیم واگر ما این بودجه را بگذرانیم یک کار اساسى کرده‌ایم (صحیح است) بنده منظورم این است که عرض کرده باشم که از اعم وظایف مجلس مسئله بودجه کشور است ما می‌توانیم به کشاورزى مملکت دراین موقع کمک بکنیم به بهدارى با تصویب این بودجه کمک بکنیم آیا تمام اوقات مجلس باید صرف این بشود که دولت بیاورند و دولت ببرند و کار بودجه کشور با یک دوازدهم و دو دوازدهم تمام بشود؟ بنده البته در بودجه تفصیلى وقتى که این جا مطرح می‌شود در جزئیاتش عرایضى دارم که عرض خواهم کرد ولى حالا چون حس می‌کنم که مقتضى نیست به همین اندازه اکتفا می‌کنم وخدارا به شهادت می‌طلبم که وظیفه‌ای که ما می‌توانیم ایفا بکنیم همین تصویب بودجه است (صحیح است) و این را هم بنده از روى عقیده و ا‌یمان و از روى اعتقاد عرض می‌کنم نمایندگان- احسنت.

رئیس- آقاى مخبر.

مخبر (آقاى دکتر مصباح زاده)- بنده می‌خواهم عرض کنم بیاناتى را که آقاى دکتر فلسفى فرمودند تمام به جا و به موقع و صحیح است و از وظایف مهمه مجلس رسیدگى به بودجه مملکتى است ولى این که ما یک دوازدهم را آوردیم براى براى این بود که کمیسیون بودجه نمی‌توانست در ظرف سه چهار روز به بودجه کل کشورى رسیدگى بکند و بودجه را تصویب بکند این یک دوازدهم براى این بود که آقایان بدون مباحثه تصویب بفرمایند کمیسیون بودجه هم همه روزه تشکیل می‌شود و پس از رسیدگى گزارش ان را تقد‌یم مجلس می‌کنند و آن وقت آقایان فرصت کافى و وافى خواهند داشت که به بودجه مملکتى رسیدگى بکنند و هر نظرى دارند در آن هنگام بیان کنند (صحیح است)

 بعضى از نمایندگان- مزاکرات کافى است رأى

رئیس- یک موافق و یک مخالف صحبت می‌کند آقاى مکى.

مکى- بنده موافق باپرداخت یک دوازدهم هستم ولى یک تذکرات هم دارم و تصور مى‌کنم بهترین موقع براى دادن این تذکرات در موقعى است که بودجه عمومى مطرح می‌شود (صحیح است) و بایستى این تذکرات در موقع طرح بودجه در مجلس داده شود ولى چون مى‌دا‌نم که آقاى نجم‌الملک در موقعى که تذکراتى داده می‌شود یادداشت برمى‌دارند به موقع مى‌دا‌‌نم که این تذکرات را داده باشم تا بعداً در کمیسیون بودجه و در موقعى که بودجه امسال مطرح می‌شود هم از آقایان اعضاء کمیسیون بودجه تقا‌ضا بکنم آقاى دکتر مصباح‌زاده هم تشریف دارند و این عرایض بنده که مربوط به کمیسیون بودجه است‏

خواهش می‌کنم توجه بفرمایند و یادداشت بفرمایند عرایض بنده را اگر مورد تصدیقشان قرار گرفت در موقع طرح و تصویب بودجه در کمیسیون به کار ببرند و اگر هم لازم نشد جزء سایر حرف‌هایى که می‌زنیم جزء هوا خواهد شد البته بنده همان طور که درمقدمه عرایضم عرض کردم آقاى دکتر فلسفى هم شرحى بیان فرمودند و مورد تصدیق مجلس قرار گرفت بایستى بودجه را وقتى به اینجا بیاورند که فرصت بحث و مجال مذاکره کافى در آن باشد یعنى روز 29 تا 30 برج برمى‌دارند بودجه را به صورت یک دوازدهم به مجلس مى‌آورند و اگر هم ما بخواهیم زیاد دراین بودجه بحث بکنیم ممکن است وا‌نمود بشود ما با پرداخت حقوق کارمندان دولت مخالف هستیم و یا این که خواسته‌ا‌یم بودجه دولت رانگاه داریم و به این وسیله با پرداخت حقوق مستخدمین جزء مخالفت کرده باشیم در صورتى که این طور نیست بنده مى‌دا‌نم که تمام آقایان نمایندگان مجلس خیلى علاقه‌‌مند هستند که حقوق مستخدمین روى حساب پرداخته شود و به موقع به آنها برسد و یک روز هم از این برج به آن برج تأخیر نیفتد بنده تصور می‌کنم یکى از چیزهاى که امروز مورد ابتلا‌ تمام طبقات این کشور شده وضع وصول مالیات در ایران است همه آقایان می‌دانند و خود بنده هم در مرتبه پیش که در بودجه صحبت کردم به استتحضار آقایان رساندم که علاوه بر مقدارى که مردم به عنوان مالیات می‌دهند به عناوین دیگر بایستى مقدارى رشوه و جریمه بپردازند یعنى وقتى که یک شخص یک مالیاتى را برایش معین می‌کنند یک مقدار خیلى زیادى به رایش ذکر می‌کنند بعد ان مامورین تبانى می‌کنند و تهدیدشان می‌کنند که اگر این مقدار بدهید مالیاتتان را کم می‌کنیم و همان طور که بنده در این موارد اسناد زیادى ارائه دادم اسباب زحمت مؤدیان مالیاتى را فراهم می‌کند و چند برابر مالیاتى که باید اشخاص به دولت بپردازند ا‌ز آن‌ها می‌گیرند به عنوان رشوه یا باج یا هر چه که ا‌سمش را بگزارند البته در تمام ادارات که شما بروید حلال مشکلات پول است هر کس که پول بدهد کارش را درست می‌کنند و هر کس که پول نداشته باشد و ندهد کارش در بوته اجمال می‌ماند دستگاه‌های ادارى ما ان طورى که باید شاید در مجراى حقیقى خودش کار نمی‌کنند و بدین طریق اشخاص را به فساد اخلاق ترویج و ترغیب می‌کنند بنده می‌خواهم از دولت جناب اقاى حکیمى تمنى بکنم که یک کارى بکنند تماس مأمورین را با مؤدیان مالیاتى کم کنند (صحیح است)

تماس این مأمورین را با کلیه افراد و احاد کشور کم بکنند یک طورى وضع مالیات و وصول عواید را حساب بکنند تا مؤدیان مالیاتى به عناوین متخلفه مالیات ندهند آنها سرو‌کارشان با مأمورین دولتى کم باشد و کسى نتواند از این مؤدیان سوء‌استفاده بکند بنده خوب به خاطر دارم در این مسافرت اخیرى که رقته بودم به اصفهان چندین سنگ حجارى شده که حک شده بود رویش از دوره فتعلى شاه و بسیارى از سلاطین دیگر که در این سنگ‌های حک شده حکایت می‌گردد که سلاطین وقت چه ‌سلاطین صفویه و چه سلاطین قاجاریه و چه نادر شاه افشار اینها نفرین‌نامه حک کرده‌اند که از چه طبقاتى مالیات گرفته شود که هر کس از ضعفا و قصاب نانوا و سلمانى و کفاش و بنا و عمله و طبقات مختلفه دیگر مالیات بگیرد و تمام این طبقات را ذکر کرده است و حتى وقتى که می‌رسد به دلاک کیسه‌کش و این که آب مى‌آورد تمام اینها را برداشته است روى سنگ حک کرده آنجا مأمورین دولتى را غدغن کرده است که نبایستى از ان طبقات مالیات کرفته شود از ان طرف بنده می‌بینم که در دوره صفویه چقدر آبادى در این مملکت شده است شما هر قدر در ایران گردش کنید هر کجا که قدم برمى‌دارید چند فرسخ به چند فرسخ یک کاروانسراى خیلى بزرگى بنا شده است که این کاروانسراها از آثار دوره صفویه است همچنین مدارس زیاد قدیمه مدرسه چهار باغ و مدارس دیگر در تمام ایران اینها مدارسى بوده که سلاطین وقت در دوره آنها ساخته شده است و همچنین مساجدى که آنها ساخته‌اند یا مریضخانه‌هایى

+++

که ساخته‌اند یا طرق و شوارع زیادى که درآن ادوار درست شده است و تمام اینها با یک مخارج فوق‌العاده زیادى درست شده است این بناها را در آن ایام ساخته‌اند هر چه شما نگاه می‌کنید از آثار دوره صفویه است بنده تعجب می‌کنم که دوره صفویه دوره‌ای بود که این قبیل اصناف را از پرداخت مالیات معاف کرده و در مقابلش این همه عمران و آبادى در مملکت کرده امروز ما از تمام صنوف مالیات و حتى ازطبقه سوم و چهارم که نباید مالیات گرفته شود ما از آنها مالیات می‌گیریم و در مقابل آن هیچ قدم عمرانى و اصلاحاتى برنمى‌داریم اینها تمام براى این است که مالیات عمده را قدیم متولین و متمکنین سرمایه‌داران درجه اول می‌پرداختند و طبقه سوم و چهارم را ملاحظه مى‌کردند و مالیات از آنها نمى‌گرفتند و به این ترتیب می‌خواستند تعادل را بین غنى و فقیر حفظ کنند. البته بنده خیال می‌کنم این یکى از بزرگترین حساب‌هایى است که می‌شود امروز در دنیا اعمال کرد فکر انقلاب در دنیا از فقر و بیچارگى است اگر ما بخواهیم از بیچارگى مردم جلوگیرى کرده باشیم زندگى آنها را مرتب کرده باشیم هیچ وقت طبقه غنى و متمول این مملکت نمی‌خواهند و از این جهت است که بزرگان ما گفته‌اند ساقى به جام عدل بده باده تا گدا غیرت نیاورد که جهان پر بلا کند اگر به همین ترتیب مایک قدرى به طبقه سوم و چهارم این مملکت ارفاق کنیم ویک کارى بکنیم که آنها سر و کارشان با مأمورین مالیاتى کمتر باشد و تماس مأمورین رابا آنها کمتر کرده باشیم بنده خیال می‌کنم که یک قدمى به طرف سعادت و ترقى این مملکت برداشته‌ا‌یم بنده‏

می‌خواستم ازدولت آقاى حکیمى تقاضا کرده باشم که به این موضوع توجه بفرمایند مخصوصاً کارى بکنند که تماس مأمورین با مؤدیان مالیاتى کم بشود و آن چیزهایى که به عنوان باج یا رشوه از آنها مى‌‌گیرند اینها همگى از بین برداشته شود و یک مجازات‌های شدیدى واقعاً براى آنها برقرار شود و مأمورین فاسد را از وزارتخانه‌ها بیرون بریزند این یک موضوع بود که مى‌باید به عرض آقایان نمایندگان برسانم یکى دیگر از چیزهایى که در وضع مالیات ما در وضع مالیات ما در وضع عواید کشور ما مؤثر است وضع تجارت مملکت ما است وضع تجارت مملکت ما امروز خوب نیست همه آقایان می‌دانند که محصول زحمت یک زارع درسال حداکثر بیش از سه خروار گندم نمى‌شود و این سه خروار را به طور متوسط 500 تومان قیمت کنیم و این 500 تومان را مقایسه کنیم با نتیجه زحمت کاریک نفر خارجى مثلاً یک رادیو را فرض کنیدکه به طور متوسط می‌خرند 500 تومان این 500 تومان نتیجه کار شش ساعت ماشین با یک کارگر را گرفته‌ا‌یم به 500 تومان ولى در عین حال نتیجه کار یک سال زارع ایرانى است که باید بدهیم و آن رادیو را بخریم این وضعیت اقتصادى ما است و بنده خیال می‌کنم که این عدم تعادل که نتیجه کار یک سال زارع ایران را بدهیم و نتیجه کار شش ساعت ماشین با یک کارگر را بگیریم این عدم تعادل است که وضعیت اقتصادى ما را به این جا کشانده است که ملاحضه مى‌فرمایید باید یک کارى کرد که در کشور ما همان طور که در کشورهاى دیگر صنایع خودشان را موتوریزه کرده‌اند ما هم به این چیزهاى دوره حجر و قرون وسطایى خاتمه بدهیم و وسایل خودمان را موتوریزه بکنیم یعنى همان طور که آنها مملکت خودشان را موتوریزه کرده‌اند و با اصول موتوریزه کردن یک توفقى بر سایر کشورها پیدا کرده‌اند ما هم این برترى را براى خودمان پیدا کنیم یعنى سعى کنیم که قسمت زراعت خودمان را موتورى بکنیم و این که یک دسته‌ای مى‌گویند آقایان بیایند زمین‌ها را قسمت بکنند بین زارعین بنده با این مخالفم زمین به قدرى در این کشور لم یزرع افتاده است که کسى نیست حساب این زمین‌های لم یزرع را بکند هر وقت دولت بخواهد اقدامى روى اصول صحیح در این مملکت بکند بنده معتقدم که سدهاى این مملکت را ببندد که آب قسمت شود و وقتى که سدها ساخته شد وآب دراین مملکت زیادشدزمین به قدرى دراین مملکت است که محتاج نباشد اراضى را بین زارعین قسمت بکنند و زمین‌هاى زیادى است که زارعین می‌توانند از آنها محصول بردارند پس باید یک کارى کرد که آب در این مملکت قسمت کرد و براى این که آب قسمت بشود باید سد‌سازى بشود و این پروژه‌هایى که دراین مملکت هست واقعاً اینها را عملى بکنند این پروژه‌های سد‌سازى را بیاورند و مثلاً ساوجبلاغ را سیرآب کنند

(مهندس رضوى- در موقع بودجه اصلى بفرمایید) راجع به بودجه اصلى است (مهندس رضوى- مال فروردین گذشته است) روى بودجه فروردین گذشته بنده حرفى ندارم ولى این تذکرات است که درموقع بودجه بنده می‌خواهم بدهم بنده دراردیبهشت سال گذشته که ازطرف دولت مأموریت پیدا کردم دیدم که بیست وپنج، شش هزارکارگربى کاردرآذربایجان وبعضى از شهرهاى آذربایجان هست وچندین رودخانه هست که بایداین رودخانه هاسدسازى بشود مانندرودخانه آجى چاى وچندین رودخانه دیگر این‌ها را بیایند واقعاسدسازى بکنند زمین هم به قدرى که باید واقعادر آذربایجان هست آب اگر فراوان باشد زارع هم واقعا فراوان است آن وقت ملاحضه مى فرمائیدتولید ما واقعا چند برابر خواهد شدواستطاعت پرداخت مالیاتى ما زیادتر می‌شود یعنى‏ صورت پرداخت مالى ما خیلى زیادتر خواهدشد یکى دیگر از چیزهایى که باید عرض کنم این است که در بودجه صرفه‌جویى باید بشود الان درحدود سه هزار نفر از کارمندان دولت هستند که اینها به سن تقاعد رسیده‌اند که اگر اینها را متقاعدشان بکنند در حدود یک میلیون تومان از هزینه پرسنل وزارتخانه‌هاى ما کاسته خواهدشد صندوق بازنشستگى هم چهل و چند میلیون تومان پول موجود دارد پیشنهادى در این جا شده است که این صندوق که این صندوق بازنشستگى را به صورت یک بانک تعاونى دربیاورند آقایان همان طوری که وزارت جنگ براى کارمندان خودش تهیه کرده است از این چهل و چند میلیونى که در صندوق بازنشستگى هست یک بانک تعاونى ا‌یجاد بکنند به عوض این که چهل و چند میلیون تومان از بانک صدى چهار ربح بگیرد خودش می‌تواند ا‌یجاد یک بانکى کرده باشد و پول خودش را با ربح زیادترى در دسترس مردم بگذارد و از پول آن کارمندانى که به سن تقاعد رسیدند استفاده‌کننده‌ام این عده‌ای که به سن تقاعد رسیده‌اند کار درستى داشته باشند و هم این که از بودجه مملکت ماهى یک میلیون تومان کسر مى‌شود و با این یک میلیون تومان ما مى‌توانیم کارهاى اصلاحى و عمرانى دراین مملکت ا‌یجاد کرده باشیم بنده در هر حال با پرداخت یک دوازدهم مخالفتى ندارم و عرایض خودم را خاتمه می‌دهم

بعضى از نمایندگان- رأى، رأى

رئیس- حالا وقت رأى نیست پیشنهادى راجع به کفایت مذاکرات رسیده است که قرائت می‌شود: پیشنهاد می‌کنم مذاکرات کافى است و ماده واحد مصوبه کمیسیون مطرح گردد. حاذقى

رئیس- مطرح شده است مقصودتان رأى گرفتن است. آقاى حاذقى

حاذقى- عرض که آقایان نمایندگان محترم بدون تردید راجع به مسائل اصولى و اساسى مملکت همه به اهم متفق و هم رأى هستند (نمایندگان صحیح است)

موضوع بودجه وپرداخت حقوق و مقررى مستختدمین دولت کارمندانى که از دستگاه دولت ارتزاق می‌کنند یک امرى است که متفق‌علیه تمام آقایان نمایندگان محترم است براى این که تأخیر در پرداخت نشود همه می‌دانند و بهتر می‌دانند که تأخیر پرداخت حقوق کارمندان دولت موجب زحمت و اشکال و سختى و صعوبتى است که بدون تردید پیش آمده از طرفى موضوعى که مطرح بحث مذاکرات مجلس بود موضوع استیضاح و مسائلى بود که آقایان استیضاح‌کنندگان مطرح فرموده بودند و آقایان وزرا‌ هم جواب فرموده بودند و تقریباً انتظار مى‌رفت که امروز این موضوع خاتمه پیدا بکند و تکلیف دولت روشن باشد تا وضعبت انتظارات ملت ازانجام وظایفى که به عهده دولت است تحقق پیدا کند این جا مواجه شدیم به آخرماه فروردین و نبودن اجازه براى پرداخت حقوق مستخدمین دولت نمایندگان محترم هم اظهار علاقه کردند که دولت به موقع خودش بودجه سال 1327 را به مجلس بدهد تا با مطالعه و دقت و توجه این وظیفه مهم نمایندگان انجام گیرد و همه ماها امسال مصمم هستیم به خواست خدا بودجه تا آخرسال 27 را تصویب بکنیم و امسال اعتبار کافى در بودجه براى انجام کارها منظور شده است و آقایان نمایندگان محترم می‌دانند که با تصویب بودجه در حدود دویست میلیون تومان در سال به هرینه‌هاى انتفاعى از قبیل سد‌سازى و عمران و راه‌سازى و راه‌آهن از این قبیل چیزها می‌رسد بنا‌بر‌این حالا مطرح بحث ما اجازه پرداخت حقوق یک ماهه فروردین است اى کاش که در 15 اسفند بودجه به مجلس داده شده بود که تا نیمه فروردین مذاکرات و بحث در کمیسیون بودجه تمام شده بود که حالا موفق می‌شدیم هر بحثی بکنیم و بودجه را تمام کنیم حالا که این طور شده است استدعا می‌کنم که تمام این مسائلى که آقاى مکى فرموده‌اند در ذهن سایر آقایان هم هست البته باید اینها را بگذاریم بعد از آن که کزارش کمیسیون بودجه راجع بودجه سال 1327 آمد اینها را باید براى آن موقع بگزاریم وحالا رائ به دهیم که موضوع استیضاح زودتر خاتمه پیدا کند و هر چه زودتر خاتمه پیدا کند و هر چه زودتر تکلیف دولت و تکلیف مملکت روشن بشود

نمایندگان- صحیح است

رئیس- آقاى ملک‌مدنى شما مخالفید؟ بفرمایید

+++

ملک‌مدنى- بنده با این لایحه موافق هستم ولى یک تذکراتى است که بایدبه دولت بدهم و یک تبصره‌ای هم در ماده پیشنهادکرده‌ام و چون اهمیت داشت به نام مخالفت با کفایت مذاکرات خواستم این تذکرات را ب هعرض برسانم آقایان مسبوق هستند که یک عده زیادى از مردم ولایات به تهران آمده‌اند و اینها بیکار هستند هر روز صبح در خانه ما وکلا را مى‌گیرند و مرتباً مراجعه می‌کنند و مى‌گویند که آقا ما با این بازوهاى توانا که براى کارداریم شما‌ها که وکیل هستید براى ماکارتهیه کنید که لااقل برویم سرجاده ها کارکنیم ویادرفلان کارخانه کارکینم همه روز صبح تاعصر گرفتار هستیم وضع مجلس ووضع دولت راهم می‌دانیم که این لایحه یک دوازدهم براى مستخدمین دولت که امروزتصویب شد باز روز 29 اردیبهشت که مستخدمین فشار به دولت می‌آورند که آقا ما حقوق می‌خواهیم وکلا‌ هم براى براى رعایت حال آنها فوراً یک دوازدهم می‌گذرانند و تصویب می‌کنند (صحیح است) ما آقایان تجربه داریم، الان 4 سال است ما این تجربه تلخ را می‌کشیم بنده این جا آمده‌ام که عرایضى را عرض کنم براى این است که بنده هم پیشنهاد کردم که دولت باید بداند این لایحه یک دوازدهم که گذشت از همان درآمدهاى اختصاصى به امور عام‌المنفعه که یک قسمتش مربوط به نفت جنوب بود که آقاى دکتر معظمى در آن موقع پیشنهادکردند صدى چهل از این درآمد در واقع از در‌آمد کشور خارج است و در بودجه هم پیش‌‌بینى شده فوراً شروع به تهیه کاربری مردم بکند این مملکت را بیکارى دارد به خطر می‌اندازد ما همه واقفیم و توجه نمی‌کنیم با این خطر دیروز آقاى گنجه‌ای این جا شاهد بودند وقتى که با هم آمدیم دم در مجلس ده نفر کارگر ملایرى بودند آقایان می‌دانند که در دهات و قراء یک دسته اشخاصى هستند که اینها زراعت ندارند بیکار هستند این بهار که می‌شود باید بیایند کار بکنند تا پاییز بروند توى خانه‌شان بنشینند و در ظرف شش ماهه سال ارتزاق کنند اینها بهار که شروع می‌شود می‌آیند طهران و نقاطى که هست در ولایات که دولت براى آنها فکر نکرده هرچه هست در طهران است طهران مخوف که بالاخره مملکت رابه خطر خواهد انداخت همین طهران و همین زندگی‌های لوکس و همین اعمالى که در طهران مى‌شود بنده اینجا عرض می‌کنم و خواهید دید مگر این که جلویش را بگیرید به هر حال اینها توى کوچه ایستاده بودند با آقاى گنچه آمدم مجلس ایشان پرسیدند که اینها کى هستند گفتم اینها کارگر ملایرى هستند مى‌گویند براى ما کار تهیه کن بنده به بانک صنعتى مراجعه کردم می‌گویند کار نیست به وزارت کار نوشتم مى‌گویند کار نیست‏ اینها هم در خانه ما را می‌گیرند و کار می‌خواهند. بعد آقاى گنجه فرمودند که اتفاقاً آن موقع که به تبریز رفتیم 20 هزار نفر بیکار در تبریز بودند آقایان نمایندگان تبریز واقف هستند آقا دولت و مجلس و همه اینها براى مردم است‏

 (نمایندگان صحیح است)

اینها همه براى مردم بیچاره‌ای است که مى‌خواهند کار کنند روزى سه تومان حقوق بگیرند و زندگى کنند این تشریفات به نظر بنده زاید است خدا مى‌داند این کارهایى که استیضاح می‌کنیم دولت را بحث می‌کنیم و حرف می‌زنیم اینها مسائلى که اگر به اینها توجه نشود اصل موضوع منتفى می‌شود ملاحظه بفرمایید اصل موضوع کشور است کشور از چه تشکیل می‌شود از این مردم هفتاد و پنج درصد از این مردم ده‌نشین هستند (نمایندگان- صحیح است) شهر‌نشین نیستند و اینها احتیاج دارند که دولت و مجلس توجه به حال آ‌نها داشته باشند بنده استدعا می‌کنم از آقایان محترم که همیشه توجه دارند و همین طور دولت نسبت به این نکته توجه شود که براى این مردم فکر کار به کند کارهایى تولید بشود آقا مثلى هست که می‌گویند آدمى که گرسنه است دین و ایمان ندارد ما باید کارى بکنیم که گرسنه پیدا نشود گرسنه شد ا‌کل میته هم مطابق قانون شرع بر او مباح است حلال است این ترتیب که نمی‌شود آقایان هر روز با این جریان مواجه هستند الان یک دوازدهم را مى دهند دست دولت بر می‌دارد می‌رود تا آخرماه اردیبهشت آن وقت باز همین طور یک دوازدهم مى گزرد آقایان موافقت بفرمائید از آن پول‌هایى که اختصاص دارد به هزینه‌های عام‌المنفعه دولت بردارد در تهران و در شهرستان‌ها براى براى مردم کار تهیه کند و ما باید کارى بکنیم صبح یا عصر مجلس تشکیل بشود براى این که مردم همه بیکارند وبری آن‌ها کارى در شهرستان‌ها تهیه نشده است این بود که بنده این پیشنهاد را کردم و خواستم این توضیح را عرض کنم که شاید انشاء‌ا‌لله هیئت محترم دولت و آقای وزیر دارایى توجه داشته باشید آقا شما راه‌سازى شروع کنید راه اسفالت شروع کنید راه‌آهن شروع کنید مثلاً راه‌آهن تبریز را شروع کنید یک کارى بکنید که مردم بیکار نباشند بنده عرض می‌کنم که ما اگر این کارها را نکنیم مملکت را به طرف انقلاب کشانده‌ایم‏

رئیس- رأى گرفته می‌شود به کفایت مذاکرات آقایانى که با کفایت مذاکرات موافقند قیام کنند (اکثر بر‌خاستند) تصویب شد. پیشنهاداتى رسیده است که قرائت می‌شود. (پیشنهاد آقاى عباس نراقى به شرح زیر قرائت شد) تبصره ذیل را پیشنهاد می‌کنم: دولت موظف است طبق ماده 4 قرارداد قرضه 1911 به بانک شاهنشاهى اخطار نماید که وجه اوراق مزبور پس از پایان مدت مذکور در ماده 4 قرارداد تأدیه خواهد شد این قرضه از محل عایدات ارزى دولت پرداخت می‌شود

رئیس- آقاى نراقى.

نراقى- عرض کنم خاطر آقایان نمایندگان محترم مسبوق است که در موقعى که لایحه 3 دوازدهم بودجه 326 مطرح بود یک پیشنهادى بنده راجع به پرداخت این قرضه کردم و مورد توجه عموم آقایان نمایندگان قرار گرفت و آقاى وزیر دارایى وعده فرمودند که در‌ ظرف دو روز یک ماده واحده‌اى بیاورند بنده می‌خواستم عرض کنم همان طور که فرمودند «با پیشنهاد نراقى موافقم و حتى اگر بشود موافقم از این بودجه امسال بدهیم ولى تأمل بکنید یکى دو روز بنده مطالعه بکنم و به شکل ماده واحده‌اى خودم به مجلس بیاورم» بعد بنده عرض کردم که با شرط این که آقاى وزیر دارایى اینجا درمقابل مجلس تعهد بکنند که در ظرف یک مدت معینى به صورت یک ماده واحده بیاورند بنده پیشنهاد خود را مسترد مى‌دا‌نم. در جلسه بعد آقاى میرتیمور نماینده محترم فرمودند که چرا آقاى وزیر دارایى در این باب اقدام نکردند در این موضوع جناب آقاى رئیس فرمودند که مجلس از بیانات آقاى وزیر دارایى اتخاذ سند مى‌کند با وجود این جریانات الان سه ماه از این جریانات می‌گذرد و در این جا به این موضوع اساسى هیچ توجهى نشده است آقایان نمایندگان محترم باید توجه داشته باشند که مردم مراقب اعمال و جریانات ما هستند ما هستند یک موضوع اساسى است که مربوط به حیثیت مملکت است وقتى که این جا یک پیشنهاد می‌شود با بى‌اعتنایى و با عدم توجه دولت مواجه می‌شود بنده عرض کردم که تمام گمرکات بنادر جنوب وثیقه این قرضه است حتى حوضه انتخابیه آقاى دکتر راجى یعنى خود خرم‌شهر هم وثیقه است علاوه بر این وقتى که یک همچو جریانى است بنده تعجب می‌کنم که آقاى وزیر دارایى چرا به این موضوع توجه نکردند مجدداً بنده این پیشنهاد راتقدیم می‌کنم وتقاضا می‌کنم که آقایان هم موافقت بفرمایند ضمیمه بشود ولو این که در بودجه منظور نشده باشد چون طبق ماده چهار قرارداد دولت شاهنشاهى ایران مجازاست که هر موقع بعد از 1916 تا 1965 با شش ماه اخطار قبلى قرضه را مستهلک نماید بنابراین هیچ اشکال نداشت که آقاى وزیر دارایى 3 ماه پیش این اخطار می‌کردند و بعد این کار را مى‌کردند و به صورت یک ماده واحده می‌آوردند به مجلس و اگر هم در بودجه منظور شده باشد یک همچو اعتبارى هیچ مانعى ندارد که این اخطار را بکنند (صحیح است) بنابراین عین تبصره را مى‌خوا‌نم تبصره- دولت موظف است طبق چهار ماده قرار‌داد قرضه 1911 به بانک شاهنشاهى اخطار نماید که وجه اوراق قرضه مزبور پس از پایان مدت مذکور در ماده چهار قرارداد تأدیه خواهد شد این قرضه از محل عایدات ارزى دولت پرداخت خواهد گردید.

رئیس- آقاى وزیردارایى.

وزیر دارایى- آقاى نراقى راجع به بانک شاهنشاهى که سابقاً هم عرض کردم راجع به یک مسائلى که جنبه فنى دارد قبلاً مذاکره بکنیم صحبت بکنیم بعد هر پیشنهادى که بخواهند بکنند البته بنده هم به اکمال میل حاضرم موافقت بکنم ایشان رسمشان است که این جا یک اظهارى بفرمایند بدون این که قبلاً یک توضیحاتى از بنده بخواهند،‌ آقاى نراقى خودشان عضو هیئت نظارت پشتوانه اسکناس هستند یک روزى که بودجه سه دوازدهم اینجا مطرح بود یکى ازآقایان نمایندگان پیشنهاد کرد که این اجازه انتشار اسکناس که به هیئت نظارت داده شده از هیئت نظارت سلب بشود و به مجلس شوراى ملى داده بشود آقاى نراقى که خودشان عضو هیئت نظارت هستند؟ هیچ توضیحى در این باره ندادندکه از این اختیارهیچ استفاده‌ای که به ضرر مملکت باشد نشده بعدها که خواستند راپورت هیئت نظارت را بدهند آن وقت فرمودند که در تمام مدتى که این اختیار را داشته دو میلیون تومان اسکناس منتشر شده بود و

+++

 بعد هم آن وقت اظهار تأسف کردند که چرا لایحه داده شده و چه اشکالى در کار است و دولت مشغول مطالعه است بانک ملى ایران، هیئت نظارت پشتوانه اسکناس مشغول مطالعه است آن وقت خودشان در راپورت اظهار تأسف می‌کنند بنده هم اظهار تأسف می‌کنم که آن موقعى که لایحه مطرح بود خوب بود می‌فرمودند و به استحضار مجلس شوراى ملى می‌رساندند که نگرانى نیست اگر این اختیار به دست هیئت نظارت پشتوانه اسکناس باشد راجع به این امر هم آن وقتى که فرمودند آقایان بودجه مملکت و درآمد مملکت و هزینه مملکت همه دست آقایان است از یک طرف ایراد می‌کند چرا اداراتى که زاید است و احتیاج نداریم و اینها را منحل می‌کنیم چرا به اعضایش حقوق داده نمی‌شود فرض بفرماید که اداره جیره‌بندى ملغى شد اداره جیره‌بندى را ما تا قیامت نگاه بداریم و بگوییم که یک عده‌ای که در آنجا کار می‌کردند و براى این که شکر را یک وقتى می‌دادند به مردم و تقسیم می‌کردند حالا که شکر را آزاد مى‌فروشند باید حتماً این اعضاء را نگاه بداریم خوب اگر حالا اگر ما بخواهیم این کار را بکنیم هر چیز را که لازم نداریم و احتیاجى به آنها نداریم اینها را منحل نکنیم و تا قیامت هم حقوق آنها را بدهیم خوب وضع بودجه آقایان طورى نیست که ما بتوانیم تعهدات را انجام دهیم ما که نمی‌توانیم یک مالیات جدید وضع به کنیم پارسال من فکر کردم دیدم که یک درآمدى داریم و با هزینه‌هایى که خودتان آن را در بودجه تصویب کردید دو دوازدهم و 3 دوازدهم و با صرفه‌جویی‌هایی که توانستیم بکنیم از بودجه می‌توانستیم که این را بدهیم و اخطار کردن صحیح این است که اول حاضر به کنیم آن چیزى را که باید بدهیم بعد اخطار کردن صحیح این است که اول حاضر به کنیم آن چیزى را که باید به دهیم بعد اخطار بکنیم در این موضوع بنده عرض کردم که باید مطالعه بکنم و تکلیف این کار را معین کنم مطالعه بنده این بود که آقایان در ماه دهم آخر سال این مذاکرات راین جا کردند بنده هم تعهد کردم در ضمن این دو ماه هم مشغول مطالعه بودم این را گذاشتم از بودجه 1327 (دکتر معظمى- تمامش را؟) بلى آقا، تمامش را گزاردم تمام آن چیزهایى که بهش توجه داشتند در بودجه 1327 گذاشتم ولى باید اقدام به یک صرفه‌جویی‌هایى بکنیم اگر بنا شد که آقایان بفرمایند هر چیز که در 1325 و 26 بوده دستش نزنید که مثلاً فلان عده بیکار شدند و فلان اداره منحل شده فلان عده بى‌نان می‌شوند آن وقت هر کار هم که حالا می‌خواهند باید بشود از کجا بیاوریم بدهیم آقا؟ اینجا همان وقتى که صدى چهل درآمد نفت را پیشنهاد کردند براى مخارج عمرانى بگزارند یکى از آقایان اعتراض کرد که باز می‌خواهید یک مالیات جدیدى وضع به کنید بنده هم گفتم دعا نمی‌توانم به کنم و با دعا یک پولى پیدا به کنم و به یک محلى که آقایان علاقه دارند بدهم آقایان توجه به فرمایند اگر به دولت اعتماد دارند آن چیزى را که دولت می‌گوید لازم نیست بدهند آقایان هم باید به فرمایند ندهند و آن چیزى را که دولت می‌گوید بدهند آقایان هم به فرمایند که باید داد استیضاح هم نکنند (خنده نمایندگان) و اگر آن چیزى که دولت می‌گوید باید داد و خود آقایان هم می‌گویند باید داد به نفع مملکت است در هر صورت خلاصه این است که تمام اینها در بودجه 1327 گزارده شده ولى باید بودجه را تصویب بفرمایید آن وقت بنده می‌توانم بدهم ولى اگر یک دوازدهم بودجه 1326 را تصویب بفرمایید این نمی‌شود

رئیس- به پیشنهاد آقاى نراقى رأى گرفته می‌شود مهندس رضوى یک دفعه دیگر آن را بخوانند

 (پیشنهاد آقاى نراقى به شرح سابق قرائت شد)

رئیس- نظر آقاى وزیر دارایى چیست؟ آقاى مخبر شما چه نظر دارید

مخبر- بنده نظرم این است که اگر جناب آقاى وزیر دارایى موافقت به فرمایند این پیشنهاد را موافقت کنیم براى این که نظر تمام آقایان نمایندگان محترم این است که این قرضه پرداخت بشود و اول قدم بودجه چه در کمیسیون بودجه و چه در مجلس ما رسیدگى می‌کنیم و اول قرض‌های که بپردازیم این خواهد بود

نمایندگان- رأى رأى‏

رئیس- به پیشنهاد آقاى نراقى رأى گرفته می‌شود آقایانی که موافقند با این پیشنهاد قیام کنند (اکثر برخاستند) تصویب شد پس لایحه به کمیسیون برمى‌گردد بنا‌بر‌این بقیه پیشنهادات قرا‌ئت (پیشنهاد آقاى فولادوند به شرح زیر قرائت می‌شود) پیشنهاد می‌کنم شوفرهاى اتومبیل‌های شخصى از تأدیه مالیات معاف باشند

مخبر- سایر پیشنهادات را هم اگر موافقت کنند برود به کمیسیون آنجا رسیدگى شود

رئیس- آقاى فولادوند توضیحشان را بدهند بفرستیم به کمیسیون.

فولادوند- بنده در تعقیب فرمایشات آقاى ملک‌مدنى راجع به فقر و بد‌بختى مردم خواستم عرض کنم در حضور آقاى وزیر دارایى که اگر کمکى به مردم نمی‌شود اقلاً صدمه به مردم نزنند آن چه که معمول شده است در این چند سال این است که مأمورین مالیات می‌روند و می‌گویند آقا شما پانصد هزار تومان عایدى دارید این بى‌چاره بایستى برود مبالغ زیادى خرج کند تا بتواند قانع بکند مأمورین مالیه را که خیر آقا بنده 500 هزار تومان عایدى ندارم خواهش می‌کنم آقاى وزیر دارایى یک کارى بکنند که این قدر به مردم تحمیل نشود مثلاً یک ساعت‌فروشى را بنده شنیدم 80 هزار تومان عایدى براى او در نظر گرفته بودند حال پیشنهاد بنده این است که این شوفرهاى اتومبیل‌های شخصى یک تیپ بدبخت این مملکت هستند اینها بایستى هر سال جواز رانندگیشان را تجدید کنند و در آن جا باید قبض مالیاتى داشته باشند اینها هم چون شوفر اتومبیل شخصى هستند اجازه رفتن پیش مأمورین و بعضى کارها و اقدامات را ندارند که تا بتوانند وضع مالیاتشان را درست کنند و براى اینها هم یک عایدى هنگفت در نظر گرفته‌اند و پیشنهاد بنده این است که این شوفرها را که هر کدام 70 تومان 80 تومان حقوق می‌گیرند از عهده دادن این مالیاتى که وزارت مالیه در نظر می‌گیرد بر نمى‌آیند و بنده خواستم پیشنهاد بکنم که این تیپ ضعیف را که عوایدشان در ماه بیش از 1000 ریال یا 800 ریال نیست از مالیات معاف بکنند (دهقان- مطابق قانون معافند) مطابق قانون معاف هستند ولى مأمورین مالیه می‌نویسند که آقا مثلاً شما در ماه 400 تومان حقوق می‌گیرید کدام یک از آقایان اطلاع دارند که یک شوفر اتومبیل شخصى 400 تومان 300 تومان در ماه حقوق می‌گیرند این است که بنده این پیشنهاد را کردم که شوفرهاى اتومبیل‌های کرایه‌ای باید مالیاتشان را بدهند ولى شوفرهاى شخصى که یک طبقه بدبخت این مملکت هستند نبایستى مالیات بدهند و از دادن مالیات اصولاً معاف شوند.

رئیس- برطبق تقاضاى مخبرکمیسیون گزارش و پیشنهادات همه به کمیسیون می‌رود.

[2- بقیه مذاکرات دراستیضاح]

رئیس- دنباله استیضاح مطرح است آقاى امینى

امینى- عرایض دیروز من در بند چهار اعتراضات مورد استیضاح مربوط به بیکارى به این ترتیب خاتمه پیدا کرد که جناب آقاى وزیر دارایى علاوه بر این که طرحى براى رفع بیکارى در کشور تهیه نکردند با معاف کردن عده از کارمندان اقتصادى که از محل درآمد جیره‌بندى حقوق مى‌گرفتند به بیکارى کمک کردند بنده در ضمن اعتراضاتم عرض کردم که اگر قرار بود صرفه‌جویى مى‌شد و براى 11 هزار تومان حقوق یک سال نوزده عائله بدبخت گیلان صرفه‌جویى مى‌شد بهتر این بود که از حقوق یک سال عضویت هیئت برنامه که قریب سى هزار تومان بود آقاى وزیر دارایى صرف‌نظر مى‌فرمودند و باعث بدبختى 19 عائله نمى‌شدند بنده اعتراض کردم که اگر ایشان عضو برجسته هیئت برنامه بودند و برنامه‌اى تهیه کردند در ظرف دو سال و نقشه‌اى براى کشور تهیه کردند وظیفه‌شان این بودکه روز اول تشکیل دولت برنامه را به مجلس می‌آوردند و در آن برنامه کارهایى براى اشخاص بیکار و برای کارمندان زائد وزارتخانه‌ها در نظر مى‌گرفتند و تصویب مى‌شد آن وقت آنها را از کار برکنار مى‌کردند و فرمایشات آقاى ملک‌مدنى امروز راجع به بیکارى کشور دنباله همین است اگر این طرح به مجلس مى‌آمد و در ابتداى امر که دولت معمولاً سرکار مى‌آید تمام لوا‌یحش مى‌گذرد این برنامه می‌گذشت و شروع به کارمى‌شد. قسمت پنجم اعتراضات بنده راجع به ادعاى صرفه‌جویى است بنده نمی‌گویم که صرفه‌جویى عرض می‌کنم ادعاى صرفه‌جویى اول قدمى که در این راه برداشته شد و با آب و تاب دراین مجلس به وسیله آقاى وزیر دارایى گفته شد جمع‌آورى اتومبیل‌های دولتى بود علاوه بر این که عموم آقایان مطلع هستند که تعداد بسیار محدود و معدودى از اتومبیل‌ها جمع‌آورى شد و آنها هم معلوم نیست به چه صورتى در انبارها گذاشته شد و به صورت لاشه که شاید اثاثیه‌اش را هم دزدیده باشد و خواهید دیدکه به طور مسلم در موقع خودش چه زیانى به دولت خواهد رسید و ملاحظه خواهید کرد که به چه قیمتى خریده است و به چه قیمتى خواهد فروخت. آقاى وزیر دارایى برخلاف نص صریح ماده شش متمم بودجه مصوب سال 1310 که می‌گوید حقوق در مقابل خدمت باید پرداخت شود به رانندگان حقوق

+++

دادند در صورتی که این نص صریح است البته این اعتراض من وارد است براى نقض قانون ولى بنده تصدیق دارم که یک راننده بدبختى را که بدبختى را که نمی‌شود بدون حقوق گذاشت و حتى من خودم عقیده دارم که اگر یک کارگرى در بیابان بى‌کار باشد وظیفه دولت است که حقوق به او بدهد این را قبول می‌کند ولى به اصل معترضم که چرا خلاف قانون شده است اما خود جناب آقاى وزیر دارایى دو اتومبیل در اختیار دارند یکى اتومبیل بیوک نمره سه تمام پرچم که راننده آن محمدخان است (اقبال- فامیلش چیست؟) بنده ا‌سمش را گفتم فامیلش را از آقاى وزیر دارایى بپرسید و دیگرى هودسن شماره 905 نیم پرچم است که اختصاص دارد براى رفت و آمد منزل جناب آقاى وزیر دارایى و طبق اطلاعى که بنده دارم در عیام عید هم با هر دو به شمال مسافرت فرموده بودند و استراحت کردند. بنده باز با این موضوع بر می‌گیرم که اگر این اصل صحبح است آنچه را بر دیگران روا می‌دانند بر خودشان هم بدانند این اصل هیچ مورد اعتراض نیست که اگر براى من باشد ولى اگر براى دیگران باشد این اصل قابل قبول نیست (صحیح است) آقاى وزیر دارایى در اوایل بهمن 26 چندین بار در مجالس اظهارداشتند که تصویب‌نامه‌های صادره به زیان کشور است و هیچ یک را اجرا کردند و با بودن مجلس این تصویب‌نامه‌ها را که می‌توانستند به صورت قانونى در بیاورند درنیاورند (حاذقى- قانونى گذشت براى این کار) حتى تبصره قانونى گذراندیم که در ظرف یک ماه حداکثر تمام این تصویب‌نامه‌ها باید به صورت قانونى درآید آن یک ماه هم سپرى شد و آقاى وزیر دارایى تعلل فرمودند از این که تصویب‌نامه‌ها را به مجلس بیاورند و با این که در اجراى آنها نتوانستند یک پول صرفه‌جویى کنند اضافه برآن لوایحى هم به مجلس آورند که یازده میلیون تومان اضافه خرج تحمیل شده البته عرض کردم که این لوایح ضرورى بود لایحه اضافى اعتبار فرهنگ بود لایحه اضافه حقوق مستخدمین جزء بود لایحه عبدى مستخدمین سرپایی بود بنده البته منکر نیستم که این خرج‌ها ضرورى بود بایستى داده شود ولى ادعاى صرفه‌جویى نباشد صحیح نیست البته گفتم صرفه‌جویى بسیار صحیح است و خیلى هم ساده است گفتن آن یک مرد توى خیابان هم می‌داند که باید هر روز صرفه‌جویی بکند و هیچ احتیاجى ندارد که آقاى وزیر دارایى بگوید ولى ممکن نیست که کسى از اقلام ضرورى بتواند صرفه‌جویى بکند امروز آقا اگر فرزند جنابعالى در منزل مریض بشود شما نمی‌توانید این رقم را خرج نکنید و حتماً خرج مى‌کنید براى این که ضرورى است ولى ادعاى نا‌صحیح و غلط کردن و پشت این تریبون آمدن ادعاى اصلاحات کردن و بد‌گیرى تاختن و گفتن‏ که این تصویب‌نامه‌ها غیر‌ضرورى بوده است و نباید اجرا شود و غیر قانونى است و آن وقت همان‌ها را اجرا کردن این اصل هم نا‌صحیح است‏

 (صحیح است- احسنت)

قسمت ششم اعتراض بنده مربوط به ایجاد تشنج در کارمندان دولت است (آشتیانى‌زاده- بیچاره کارمندان دولت) کارمندان دولت یک کانونى هم هستند که همیشه براى حفظ مصالح مملکت و براى حفظ مصالح دولت مفید هستند زیرا طبقه روشنفکر این مملکت هشتند (صحیح است) طبقه تحصیل کرده و با سواد هستند اینها را باید راضى نگاه داشت و از هر وسیله‌ای که باعث تشنج و تعصب آنها شود باید جلوگیرى کرد امروز اساس کار سیاست دولت در داخله کشور ایجاد یک حسن تفاهم و یک رضایتى است مابین کلیه افراد کشور و همین حسن تفاهم را دولت امروز باید در مجلس ایجاد بکند اگر در مجلس تشنجى می‌بینید مسئولش دولت وقت است، همین سازش و حسن تفاهم را در کلیه افراد اعم از کارمند دولت یا هر فردى از خیابان. بازار، باید تولید کرد. باید ایجاد کرد، روى تدبیر، روى حسن تدبیر، امروز بنده واقعاً اعتراض دارم به تدبیر جناب آقاى وزیر دارایى، همین دو لحظه پیش اگر واقعاً جناب عالى همین تبصره پیشنهادى آقاى نراقى را که در بودجه 327 هم گذاشته‌ا‌یم و این بودجه را آوردید و به مجلس دادید و باید این بودجه اجرا شود و جناب عالى و آقاى نخست وزیر زیرش را امضاء کرد‌ه‌اید، اگر قبول مى‌کردید رأى مخالف نظر دولت داده نمى شد آقا باید این را تشخیص داد باید توجه کرد یک مطلبى که باید بشود یک مطلبى را که عده‌ای می‌خواهند اجرا شود و شما که در بودجه اصلى آن را گذاشته‌اید دو میلیون در ستون 57 بودجه تقدیمى گذاشته‌اید براى پرداخت دیون خارجى دولت (صفوى- اول بودجه را تصویب کنید) آقاى صفوى والله این قابل دفاع نیست بنده می‌دانم جناب عالى حسن نیت دارید از موضوع منحرف شدیم فقط حسن تدبیر دولت وزراى دولت بود براى رفع تعصب و تشنج، بنده آقایان در این مورد به خصوص و با اشاره به این نکته که کارمندان دولت اشخاص تحصیل کرده‌ای هستند و باسوادند این را مى‌خواستم اشاره بکنم که یک کارمند رتبه 2 نمی‌گویم مال کدام وزارتخانه است و اسمش را نمى‌برم براى این که ممکن است مورد بى‌مهرى دولت واقع شود این کارمند یک لایحه‌ای تنظیم کرده است و آورده است پیش بنده راجع به نقض پیمان و نقض عهد وزارت دارایى که واقعاً خواندنى است و اگر خود بنده می‌خواستم یک لایحه‌ای تنظیم بکنم این طور نمى‌توانستم استدلال بکنم این مال یک کارمند رتبه دو مال وزارت دارایى است واین رامن خواهمه خواند براى این که بدانید تا چه پایه نسبت به این موضوع دقت کرده است و چرا ایجاد تشنج شده است این شخص می‌نویسد در دوره چهاردهم مجلس شوراى ملى لایحه‌ای براى تبدیل کارمندان پیمانى به رسمى از طرف دولت تهیه و تقدیم گردید لایحه مزبور در کمیسیون‌ مجلس مورد شور قرار گرفته پس از اصلاحات لازمه تصویب و برای طرح در جلسه علنى تقدیم شد ولى چون از مدت قانونى مجلس چند روز بیشتر باقى نبود مجلس براى تصویب لایحه مزبور فرصت به دست نیاورد و در زمان فطرت دولت وقت مفاد لایحه مزبور را به صورت تصویب‌نامه شماره 14844- 9- 5- 25 درآورده به مورد اجرا گذاشت چون در عمل مواجه با اشکالاتى شد پس از 11 ماه مطالعه تصویب‌نامه شماره 521- 7479- 9- 4- 26 (22 ماده) را براى تکمیل تصویب‌نامه اولى صادر نمود این تصویب‌نامه که معروف به تصویب‌نامه 22 ماده است در مدت 11 ماه چندین دفعه راجع به آن در وزارت دارایى کمیسیون تشکیل شده است وکلیه رؤساى کارگزینى و مدیران کل وزارتخانه‌ها در آن شرکت نموده و تماماً با اکثریت تام تصویب آن را لازم دانسته باز هم دولت وقت قانع نشد و مفاد آن را به وزارتخانه‌ها فرستاد و مدتى در ادارات حقوقى وزارتخانه‌ها مورد مطالعه قرار گرفت وپس ازتصویب ادارات حقوقى وزیر هر وزارتخانه شخصاً مفاد آن را مورد مطالعه قراردادهه و موافقت شخص خود و وزارتخانه به وزارت دارایى اعلام نمود پس از این همه تشریفات طرح مزبور در تاریخ 9- 4- 26 به تصویب هیئت وزیران رسید و با تصویب این طرح کلیه تبعیضات مرتفع شده و منافع کلیه کامندان به طور متناسب تأمین گردید.

تمام مواد تصویب‌نامه شماره 14844- 9- 5- 25 و قسمتى از تصویب‌نامه 22 ماده شماره 521- 7479- 9- 4- 26 به مورد اجرا گذاشته شده و بقیه مواد تصویب‌نامه‌ها اخیراً هم در شرف اجرا بود که کابینه تغییر نمود و کابینه آقاى حکیم‌الملک روى کار آمد بدواً آقاى نجم‌الملک دستور داد موقتاً اجراى تصویب‌نامه راکد بماند در اثر این دستور شوراى عالى نمایندگان اتحادیه‌ها و کارمندان وزارتخانه‌‌ها و ادارات دولتى و شهردارى‌ها تصمیم گرفتند که متینک در برابر مجلس شوراى ملى داده شود و فریاد کارمندان از نزدیک به گوش نمایندگان محترم مجلس برسد در اثر این اقدامات آقاى نجم‌الملک 7 نفر از هیئت اجرائیه شوراى عالى نمایندگان اتحادیه‌ها و کارمندان وزارتخانه‌ها و ادارات دولتى و شهردارى‌ها را پذیرفته و کتباً متعهد شده است که مفاد کلیه تصویب‌نامه‌های استخدامى دوره فترت را به مورد اجرا گذاشته و لایحه مربوط را نیز در مدت مقرر تهیه و تقدیم مجلس شوراى ملى نماید در همان تاریخ آقاى نخست وزیر نیز بیانه مبنى بر تأیید اظهارات وزیر دارایى درروزنامه‌ها منتشر نمود- بیانه شماره 920- 2- 11- 26 هیئت اجرائیه راجع به برنامه متینک و بیانه شماره 922- 21- 11- 26 هیئت مزبور که حاوى متن تعهد کتبى آقاى وزیر دارایى مى‌باشد براى ملاحظه پیوست است- ضمناً آقاى وزیر دارایى رونوشت نامه را که به عنوان تعهد اجراى تصویب‌نامه‌های دوره فترت به هیئت اجرائیه کارمندان داده براى اجراى تصویب‌نامه‌های مورد به وزارتخانه‌ها و ادارات ابلاغ نموده و ادارات هم مشغول اجراى مفاد تصویب‌نامه‌ها گردیدند. آقاى وزیر دارایى در مدت مدت مقررکه از طرف مجلس شوراى ملى به دولت اجازه تجدیدنظر در تصویب‌نامه‌های دوره فترت داده شده بود یعنى در آخر بهمن ماه 1326 نامه به مجلس شوراى ملى نوشته و تقاضاى یک ماه استمهال نمود و در تاریخ 27- 11- 1326 طى شماره 1- 66445 از مجلس شوراى ملى تحت عبارت زیر که عیناً نقل می‌شود: «ریاست محترم مجلس شوراى ملى بر اثر تذکرات آقایان نمایندگان مجلس شوراى ملى دایر پارسال فهرست تصویب‌نامه‌هایی که در مورد فترت از هیئت وزیران

+++

صادر گردید اینک صورت تصویب‌نامه‌هایی که جنبه قانونى دارد تلویحاً متمنى است مقرر فرمایید طبق نظر آقایان نمایندگان چاپ و توزیع گردد» به علاوه در متن پیشنهاد که در شماره‌های ردیف 50 و 69 به تصویب‌نامه‌های فوق‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌الذکر اشاره کرده صریحاً نوشته است: ‌ "سیاهه تصویب‌نامه‌هایى که در سال‌های 25 و 26 صادر شده و جنبه قانونى دارد براى تحصیل به مجلس شوراى ملى تقدیم می‌شود» بعداً در تاریخ 11- 1- 27 تصویب‌نامه زیر از طرف وزیران صادرشده است.

وزارت دارایى هیئت وزیران در جلسه یازدهم فروردین ماه سال 1327 نظر به لزوم روشن شدن وضع استخدامى کارمندان دولت مراتب زیر را مقرر داشته 1- ترفیع‌های قانونى در حدود اعتبارات موجود عمل کرد 2- تصویب‌نامه شماره 521- 7479 بیست و دوم ماده مورخه 9- 4- 26 چون موکول به وجود اعتبار است بر فرض هم که لغو نگردد فعلاً قابل اجرا نمی‌باشد 3- وزارت دارایى تصویب‌نامه مورخ 9- 4- 26 و تصویب‌نامه شماره 14844- 255 را تجدید‌نظر کرده آنچه از مفاد آن دو را لازم می‌داند به صورت لایحه قانونى تهیه کند تا تقدیم مجلس شوراى ملى شود 4- در رتبه‌هایى که به استناد دیپلم‌های جعلى و یا معادل لیسانس و غیره صادر شده طبق قوانین و مقررات تجدید‌نظر به عمل آید با مبادرت به صدور چنین تصویب‌نامه اولاً دولت نقض قانون نموده یعنى چنین تصویب‌نامه‌هایى راکه خود معترف به قانونى بودن آن بود و با تأیید به مجلس شوراى تقدیم کرده براى تجدید آن تصویب‌نامه صادر نموده است ثانیاً آقاى وزیر دارایى تعهدى را که کتباً طى شماره 658211 ر 3- 21 ر 11 ر 26 در برابر کارمندان دولت نموده نقض و موجبات اضطراب و نگرانى عموم کارمندان دولت را فراهم کرده ثالثاً طبق ماده چهارم تصویب‌نامه مزبور جعل مدارک تحصیلى از قبیل دیپلم و لیسانس را مجاز و جاعلین را از مجازت مقرره تبرئه نموده و فقط به تجدید نظر در احکام استخدامى آنان اکتفا کرده است عرض کنم اینجا آقا توجه بفرمایید که یک کارمند رتبه دو تا چه پایه به مضار این کار توجه کرده و این واقعاً خیلى با‌مزه است که طبق این تصویب‌نامه‌ای که از هیئت دولت گذشته است من خیلى معذرت می‌خواهم شاید در آنجا درست دقت نشده است واقعاً وقتى تصویب‌نامه‌ای گزراندید که در مدارک جعلى تجدید نظر به شود آن جاعل را از مجازاتى که در قانون مطرح است معافش کرده‌اید یعنى آن مجازات را دیگر ندارد یعنى اگر آن دیپلم جعل است برود یک دیپلم دیگرى بیاورد در هر حال این عملى است که براى رفع تشنج آقاى وزیر دارایى در تمام این مدت اجرا فرمودند این جا یک مطلبى بحث شد راجع به انتصابات آقاى وزیر دارایى بنده اصلاً این مطلب را از این جهت صحیح نمی‌دانم وزیر وقت که مسئول است در مقابل مجلس حق انفصال و انتصاب را دارد حق عزل و نصب را دارد ولى یک مطب را باید توجه کرد و آن این است که یک قانون استخدام کشورى براى حفظ حقوق کارمندان دولت وضع شده است و کارمند را نباید به عناوین مختلف و مقتضیات ادارى از کار بیکارش کرد و اگر واقعاً دزد است و رشوه‌گیر است و بد است او را باید مکافات داد و اگر نیست و اگر نیست کار دیگرى به او داد فقط منظور بنده این است که قانون استخدام کشورى از لحاظ حفظ حقوق کارمندان دولت لازم‌الاجرا است.

این ایراد را بنده هیچ وقت به آقاى وزیر دارایى وارد نمی‌دانم زیرا ایشان در مقابل مجلس مسئول حسن جریان هستند و انتخاب هم با ایشان است ولى یک نکته را باید عرض کنم و آن این است که هیچ وقت با امورى که با مصالح مملکت تماس دارد اصل بستگى و قرابت و نزدیکى و دوستى را نباید رعایت کرد یعنى فرض کنید که اگر بنده با کسى هم حزب بودم در یک عصرى و امروز حقیقتاً آن شخص عمرى را طى کرده باشد و قابل و قادر به کار نباشد نباید به صرف دوستى و به صرف گذشته و هم حزبى بنده او را بیاورم در یک سر یک کار حسساسى که در آن کار کلیه امور مملکت متمرکز است (دهقان اگر لیاقت داشته باشد چطور؟) البته اگر لیاقت داشته باشد زهى سعادت اگر لیاقت داشته باشد بنده هم با جنابعالى موافقم اما خودجناب آقاى وزیر دارایى عجب در این است که لایحه‌ای به مجلس آوردند براى تثبیت معاون وزارتخانه خودشان کسى بودند در پشت این تریبون توضیحات دادند که آقا مدیر کل و معاون یک وزارتخانه نباید آن به آن تغییر کند براى این آنها داخل در جریان کار هستند وارد کارهاى جارى آن وزارتخانه هستند این لایحه را خودشان تقدیم کردند البته بنده هیچ بحثى راجع به آن شخص و شخصیتش نمی‌کنم یک معاونى بود مدتى هم سابقه داشت او را برداشتند و دیگرى را گذاشتند خلاصه این که یک تباین و تناقضى بود بین گفته‌های ایشان در مجلس و عملشان در وزارتخانه اما براى این که تغییرى در وضع داده شود بنده معتقدم این کار را کردند و ‌با معذرت ازجناب آقاى وزیردارایى از گفتارها. می‌پردازم به وزارت عرض کنم یک صورتى از ارزهایى که به اشخاص داده شده بود به اصرار مجلس شوراى ملى به مجلس تقدیم شددراین صورت فقط اسامى بود حسن آن قدر حسین آن قدر به این تجارتخانه به آن تجارتخانه بالاخره یک مقادیر زیادى ارز داده بودند و اشخاصى هم از آن استفاده کرده بودندگمان می‌کنم شاید آقایان نمایندگان هم وقتى این صورت خوانده شد بالاخره خسته شدند چون این مفهومى نداشت بالاخره حسن گرفته حسین گرفته طبق مقررات هم گرفته یعنى جریانش را مطابقه مى دهد با مقررات حالا بنده کارى ندارم که صحیح است یاخیر

 (یک نفر از نمایندگان- در کمیسیون رسیدگى خواهد شد) بلى انشاء‌الله در کمیسیون رسیدگى خواهد شد ولى معلوم نشد که اصلاً گیرنده ارز کارش بازرگانى است و بعد از این که ارزى را تاجرى گرفت اولاً چه جور این ارز را مى‌گیرد و مى‌آید خداى نکرده یک فاکتور جعلى درست می‌کند که آقا فلان قدر جنس از لندن می‌آورم به این قیمت و مى‌رود ارز را مى گیرد این ارز را که مقدارش خیلى تفاوت دارد با اصل قیمت در بازار که این را «بازفروش» می‌گویند بنده نمی‌دانم آقایان تجار چه می‌گویند این را آقاى ارباب می‌دانند «ارز بازفروش» مى‌گویند باز‌خرید مى‌گویند؟ به هر حال بنده می‌خواهم بدانم که آقاى وزیر اقتصاد که خودشان کمیسیون ارز را هم در اختیار دارند توجه فرموده‌‌اند که این اشخاص با این ترتیب که ارز مى‌گیرندیک سرمایه‌ای از این مملکت مى‌رود یک مبالغى هم در اطراف این سوء‌استفاده مى‌شود چه راهى و چه کنترلى براى این کار هست و آن چه که من می‌خواستم این بود که می‌خواستم بدانم که مقدار ارزى که براى این کار مقرر شده است یعنى ارز تجارتى و غیره و تمام اینها را دارد البته بنده چون واردنیستم زیاددراین جریان آن چه که می‌شنوم خواستم عرض کنم که آقا توضیحاتى بفرمایند بنده هم البته قانع می‌شوم اما مطلبى که برمى گردد در همین مورد به حوزه انتخابیه خود بنده موضوع سهمیه‌ای است که دولت به اتمام احتیاجات ارزى و با این که مقدار هنگفتى چاى خارجه در مملکت خوابیده است بنده در سهمیه واردات دیدم که سهمیه واردات چاى خارجى قائل شده‌اند حالا این مطلب درهیئت در مجمع هیئت مطرح نمی‌شود تا وزرایى که مسئول این کارها هستند توجه بکنند (آقاى دهقان- اجازه بدهید آقایان وزرا‌ گوش بدهند به عرایض بنده چون مربوط به آقایان است) در این جا ماده هزار هکتار چاى‌کارى در شمال داریم آقاى وزیر دارایى تشریف برده‌اند دیده‌اند یک مناطق وسیعى هست این ده هزار هکتار قریب یک میلیون نفر از مالک و زارع و عمله روزمزد و غیره در آن جا مشغول هستند

 (دکتر بقائى- شش هزار هکتار)

عرض کنم بنده چون به طور کلى به آمارهاى کشاورزى هیچ معتقد نیستم نمی‌دانم حالا شش هزار هکتار در هر صورت این مارژ عادى است یا ده هزار یا شش هزار خلاصه درحدودیک میلیون نفوس در آن جا ارتزاق مى کنند در صورتى که چاى را بنده نمی‌دانم کیلویى شش تومان مى‌خرند کیلویى چند مى‌خرند چون بنده چاى کارى ندارم واین مربوط به آقایان نمایندگان دیگر است که بیشتر در حوضه‌هاى انتخابیه‌شان چاى کارى دارند شما چاى خارجه را حد متوسط هر کیلویى درحدود 22 تومان از خوب و بد مى‌خرید اما چاى داخله را که دولت مى‌تواند در حدود 5 و 5 الى 6 تومان بخرد و این را به صورت صحیح بسته‌بندى بکند وبه مردم بدهد تا یک صرفه‌جویى در امور صادراتى بشود و مردمى که این محصول رادارند در رفاه باشند و حقیقت به ثروت ملى کمک بشود بنده متأسفم که چرا این جریان به این صورت نشده است اگر آقاى وزیر اقتصاد این کاررا انجام داده‌اند و شخصاً انجام داده‌اند بدون مذاکره در هیئت و بدون جلب نظر وزیر دارایى و بدون این که بدانند که میزان چاى داخله در دست دولت و در دست اشخاص چقدر است این به نظر بنده بسیار بى‌مطالعه بوده و این سازش و همکارى هیئت دولت را با هم نشان نمی‌دهد (وزیر اقتصاد ملى- دراین عمل بحث شده است) اگر بحث شده است و این تصمیم گرفته شده است به نظر من خیلى نامعقول بوده این تصمیم به همین دلیل که عرض می‌کنم اگر این همه سال موجود هست چون بنده شنیدم که یک تاجرى در حدود سه هزار و خرد‌ه‌اى تن چاى خارجه دارد و مصرف چاى تمام این کشور

+++

در حدود هشت هزار تن است هشت هزار تن که مصرف سال کشور باشد وقتى که یک تاجرى سه هزار تن داشته باشد و قطعاً در دست دیگران هم هست و مقادیرى هم در دست دولت هست به طور مسلم مقدارى هم خرید شده است پس این تصمیم مسلماً غلط است و بایستى در این تصمیم تجدید نظر بشود دیگر در مورد پنبه است بنده شرحى دیدم یکى از آقایان نمایندگان که خیال داشت یک کارخانه ریسندگى وارد بکند و تقاضاى عرض کرده بود شرحى از وزارت اقتصاد ملى به ایشان نوشته بودند که آقا دوک‌هایى که تقاضا شده است زیاد است و باید در کشت پنبه و توسعه آن اقدام کنید و اگر کلیه مصرف پنبه را در نظر بگیریم در حدود چهل هزار تن پنبه مصرف داریم بنابراین در کشت پنبه و توسعه آن باید اقدام کرد به محض این که این خبر منتشر شد تمام پنبه‌ای را که 56 نفر محتکر در ایران مى‌خرند و در حدود 20 ریال از زارع مى‌خرند یک دفعه این پنبه ترقى کردبه 56 ریال و امروز پنبه در طهران قیمتش به کیلویى 56 ریال ترقى کرده است و حتماً روى این شرحى که وزارت اقتصاد ملى نوشته شده است اولاً بنده به شما اطمینان می‌دهم که تمام دوک‌های موجود شاید این قدر مصرف ندارند و تمام این آمارها غلط است اما یک وزیر اقتصادى که باید رعایت جهات را بکند و رعایت این را بکند که باید این شرحى که مى‌نویسد مبتنى به یک اصلى باشد یا باید به وسیله وزارت کشاورزى این توسعه انجام بگیرد یا قیمت ثابتى برایش تعیین بکند چون مصرف ما چهل هزار تن خواهد شد خوب آقا مملکت چه بکند وقتى که محتکر مى‌بینید پنبه در مملکت نیست این را نگه می‌دارد و نمى‌فروشد قیمتش را مى‌برد بالا اینها یک چیزهایى است که نتیجه آن به ضرر کشوراست و نتیجه‌اش به ضرر دولتى است که مسئول این کار است آقایان قانونى در اردوى بهشت ماه 21 از مجلس شوراى ملى گذشت که ورود کالاهاى مجاز در حدود سهمیه آزاد است و محتاج به موافقت قبلى و تحصیل پروانه از وزارت بازرگانى نیست در صورتى که تصویب‌نامه‌هایی که ازدولت اخیر صادرشده است تمام آنها را مفید کرده است که قبلاً باید تحصیل موافقتنامه بکنند آقاى دکتر سجادى اگر آن قانون باید اجرا بشود این تصویب‌نامه صدورش بدون توجه به این قانون بوده است و بنده استدعایم این است از مجلس شوراى ملى که دقت بکنند که قوانین به طورقطع اجرا بشود قانون هیچ وقت بد نیست قانونى که در مجلس بعد از این همه بحث می‌گذرانید این قانون بد نیست‏

 (صحیح است)

اگر هم اصلاحى لازم است با بودن مجلس یک تبصره اصلاحى بیاورند قانون را اصلاح کنند چرا یک تصویب‌نامه‌ای صادر مى‌کنید که برخلاف آن قانون است متأسفانه آن قدر قوانین ما زیاد شده است که بنده معتقدم این کارباید منقح بشود و یک مقدارش کم و کسر بشود که شاید بیشتر به آن توجه بکنند زیرا بنده نمی‌توانم فکربکنم که یک دولتى اصلاً به خودش جرأت بدهد که خلاف قانون بکند دولت که خودش مجرى قانون است خلاف قانون البته نمى‌کند باید یک توجهى در دستگاه حقوقى وزارت پیشه و هنر به این کار مى‌کردند اما اعلان کردند که آقا سهمیه سال 27 را از فروردین ماه آگهى کرده‌اند هنوز مرکبش خشک نشده بودکه در رادیو گفته شدکه تا آخر اردیبهشت تقاضا پذیرفته نمی‌شود (نورالدین امامى- 5 برابر سهمیه تقاضا کرده بودند) همین را عرض می‌کنم شل گرفتن و سفت کردن کار و بعد اعلام مى‌کند که به قول آقاى امامى 5 برابر سهمیه تقاضا کرده‌اند و به بعضى بدهندو به بعضى ندهند خود این باعث تشنج مى‌‌شود پریروز یک بازرگان رشتى آمد پیش بنده که به آقاى دکتر سجادى هم تلفن کردم شاهد هم دارم آمد آه و ناله که آقا من پس از سه ماه معطلى که از رشت تقاضاى شش هزار لیره کرده‌ام براى این کار یک ماه معطل شدم در این جا و بعد گفتند

تقاضاهایى که در بیست و شش شده است در 27 مقدم است بنده بعد از عید هم ماندم حالا امروز به من مى‌گویند که تقاضاهاى 26 ملغى است و در 27 باید تجدید تقاضا بکنید و حالا تجدید تقاضاى من می‌شود 3 هزار مى یعنى نوبت 3 هزار به او خواهد رسید آن وقت بنده می‌شنوم نمی‌دانم درست است یا نه که آقاى اردکانى 105 هزار لیره گرفته از کمیسیون عرض نمی‌دانم براى چه چیزى براى چه کارى رفته به لندن آن وقت یک تاجر بیچاره‌اى که بعد از چهار ماه معطلى براى 6 هزار لیره آن قدر معطل مى‌شود چرا ارز به او نمى‌دهند به اردکانى که برود به لندن این را بنده می‌گویم صد بار هم گفتم که دستگاه دولت عبارت از چند وزیر و چند مدیر کل نیست دستگاه ادارى دولت از پیشخدمت در اتاق شروع مى‌شود تا وزیر ونخست وزیر تمام فساد در آن جا است بنده به شما ایرادنمى کنم حتى اگر مدعى اصلاحات بشوید به این سادگى اصلاحات بکنید استدعاى بنده این است که در این کارهاى حساس در این کارهایى که ممکن است پول درش زیر و رو بشود فعل انفعال شود محض رضاى خدا این کارها را درست کنید جنابعالى وزیر اقتصاد ملى اگر 24 ساعت هم قرض بکنید وروى این 24 ساعت بگذارید و کار بکنید به کارهایتان نمى‌توانید برسید شما حق ندارید دو کار را اداره کنید آقا یا کمیسیون ارز را واگذار کنید به دیگرى یا خود جنابعالى تشریف ببرید به کمیسیون ارز وزیر اقتصاد دیگرى بشود احتکار مشاغل من نمی‌دانم چرا باید بشود (دهقان- سابقه دارد) غلط است آقا سابقه غلط نباید اساس و مبناى کار باشد

همین سابقه‌های بد است که در این مملکت مبناى کارهاى بد مى‌شود و مردم رابه زحمت مى‌اندازد همین است که بنده عرض می‌کنم البته این سابقه‌ها را نباید بگذاریم. اما مطالبى راجع به جوازهاى صادره در گذشته و در حال و آتیه صحبت شده است و مى‌شود و خواهد شدکه بنده استدعا دارم توجه به اصل موضوعش بود در همین مجلس آقاى عدل وزیر کشاورزى این جانشسته بودند آقاى قائم مقام هم مثل همیشه در جاى مبارک خودشان اعتراض کردند که آقا این همه جوازهایى را که دیده‌اید دیگر جنگلى باقى نمانده بنده از جنابعالى سؤال می‌کنم که آیا از وکالت رشت صرف‌نظر فرمودید از رشتى بودن صرف‌نظر فرمودید یا دیگر جنگلى نمانده است چطور شده است که امروز‌ همان اعتراض را به وزیر کشاورزى‏ نمى‌فرمایید که اگر آن وقت در عرض دو سال چهل هزار مترکوب جواز داده شده و حتى ناتمام ماند حالا تحت عنوان این که به همه می‌دهیم هفتاد هزار متر‌کوب جواز مى‌دهند این آقا خلاف اصل است این اصل نیست که اگر یک عده‌ای آمدند خلاف اصل کردند به چند نفر جواز دادند و از آنها پول گرفتند باید آن را تعقیب بکنیم نه این که حالا بیاییم دادن جواز را تعمیم بدهیم و قریب دو هزار نفر توى روزنامه اطلاعات نوشته بودند قریب دو هزار تقاضا ‌را قبول کرده‌ایم اینها وقتى هفتاد هزار مترکوب اجازه بگیرند هفتصدهزارمترمى ریزند وجنگل راقاعاصف صف می‌کنند این صحیح نیست شما رعایت این را بکنید همین اعتراض را جناب آقاى قائم مقام شما باید بفرمایید به همین جهت تمام جنگل طوالش را می‌برند شما وکیل طوالش هستید شما محلى تراز بنده هستید تمام اینها را مى ریزند جنابعالى وکیل آن جا هستید و اعتراض نمى‌فرمایید اعتراض وقتى که اصولى شد در هر موقعى باید کرد اعتراض روى شخص نیست عدل برود شاهرودى بیاید شاهرودى برود دیگرى بیاید فرق نمی‌کند بنده با وجود داشتن سمپاتى به تمام آقایان وزرا‌ که به همه‌شان ارادت دارم خودشان بهتر مى‌دانند واقعاً خجالت می‌کشم که این مطالب را در این جا در پشت تریبون می‌گویم باید سرم را بیندازم پایین اما این یک مطلبى نیست که بنده بتوانم نگویم باید عرض بکنم براى مملکت عرض کنم راجع به این موضوع یک کاغذ مفصلى براى بنده نوشته شده که البته عیناً به آقاى شاهرودى می‌دهم چون بنده هیچ وقت عقیده ندارم به این که نسبت به اشخاص و نسبت به افراد یک اتهاماتى قبل از این که ثابت بشود بزنم البته در این قضیه به طور مسلم آقاى شاهرودى شاید اطلاع کافى از طرز کار که عرض کردم از زیر دست همان بایگان و ضیباط و آرشویست مى‌گذرد ندارند عرض کردم که در این کارهاى حساس یک فعل و انفعالاتى می‌شود به طور مسلم و بنده آن کاغذ را خدمت وزیر کشاورزى تقدیم می‌کنم و مواردى که ذکر کرده است استدعا می‌کنم برسند که اگر سوء‌استفاده‌ای جلوگیرى بشود البته جواز‌هایى براى صدور برنج داده شده است که آن را بنده نمی‌دانم باید پانصد تن به عراق برود هزار تن به کجا برود نمی‌دانم چطور شده است ولى اگر جواز دادن غلط است به هر نحوى که باشد غلط است دیروز آقاى شریعت‌زاده یادداشتى به من نوشتند که در مازندران هم برنج نایاب است اگر واقعاً این طور باشد و برنج کمیاب باشد و ارزاق عمومى در مضیقه باشد اصلح این است که این برنج‌ها و حتى آن شش هزار تن برنجى که بنده گفتم در گمرک مانده است آن را دولت بخرد و با یک سود بسیار معتدلى بفرستد به یک جاهایى که برنج کم است در مملکت مصرف بشود امروز اگر در عراق گرسنه هستند مثل این است که ما در بهشت برین هستیم دلسوزى براى دولت هم جوار را براى بعد بگذاید فعلاً دلسوزى براى خودمان بکنیم. ‌در این جا بحثى راجع به پرونده و پرونده‌سازى شد بنده اصلاً با این لفظ مخالف هستم و هیچ وقت خوشم نمى‌آید ولى چون این مطلب را جناب آقاى دکتر شفق فرمودند و به ایشان عقیده و ایمان دارم و جناب آقاى سرورى هم جواب فرمودند مى‌خواستم این را یک کمى تشریح بکنم یک وقتى هست آقا یک کارهایى پیش مى‌آید و یک مطلبى است البته قضاوت صحیح‌العمل هیچ وقت نمی‌توانند از اجراى قوانین از اجراى قوانین منحرف بشوند اما

+++

وزیر دادگسترى که یک پست سیاسى دارد او که به جاى قاضى نیست او پست سیاسى دارد بایدجهات مختلف را در نظر بگیرد بنده امروز چون واقعاً وظیفه دارم از پشت این تریبون به آقایان یک مطالبى را عرض کنم براى این که براى یک بار وظیفه‌ام را انجام داده باشم و دیگر هم به این باب بر نمى‌گردم ولى خلاف انصاف می‌دانم که این مطلب را نگویم و برای این که بنده شاید اطلاع داشته باشم یک وقتى همکار محترم من آقاى امامى اهرى روى احساسات مطالبى فرمودند در خصوص آقاى قوام‌السلطنه که بنده این جا مى‌خواستم با اطلاع شخصى این را عرض بکنم و مخصوصاً توجه ایشان را جلب می‌کنم یک مطلبى هست آقا که هیچ وقت یک رئیس دولتى وظیفه نداردکه به افراد غیرمسئول توضیح بدهد یعنى بنده مثلاً یک شخصى هستم که در هیچ دستگاه دولتى وارد نیستم یک فرد عادى هستم و هیچ مسئولیتى ندارم اگر من مکنون خاطر رئیس دولت را بفهمم احتمالاً ممکن است از آن مضارى در بیاید که صحیح نیست ایشان بگویند یک وقتى است که انسان براى یک کارى برگزیده مى‌شود و یک مسئولیتى را دارد و از طرف دولت مأموریت پیدا ‌می‌کند و به او یک توضیحاتى داده مى‌شود که اصولاً به کلى وقتى که انسان با آن توضیحى که دانسته است نسبت به آن وضع ممکن است توجهش منحرف بشود و موضوع یک وضع دیگرى براى انسان پیدا بکند بنده قبل از این که بروم به اصفهان شاید هیچ اطلاعى که قوام‌السلطنه چه نظرى دارد و چه فکرى دارد نداشتم و حتى بعد از آن که به من تکلیف شد شاید آقایان می‌دانند دکتر امینى کجاست؟ نیست (دهقان- عجب شاهدى) این مطلب حساس است براى اطلاع آقایان عرض می‌کنم ایشان هم به‏ من معترض بود خیلى اسرار کردند به بنده، بنده لازم نیست عرض کنم که اصرارى براى کار نداشتم ولى وقتى که آقا به بنده اصرارکردند بنده گفتم با این اوضاع و احوال در آن موقع کابینه اعتلافى هم روى کار بود ایشان تکلیف کردند به بنده و دستوراتى دادند و گفتند که اگر اینها اجرا بشود به نفع مملکت است به خداى متعال اگرآن دستورهارا آقاى امامى اهرى شنیده بودندهیچ وقت این بى مرحمتى را نمى‌کردند نسبت به یک فرزند این مملکت که احیاناً خدمتى هم کرده است من این را خدمتتان عرض می‌کنم آقایان شما در این مملکت ده‌ها چرچیل ده‌ها دو گل ده‌ها مارشال ده‌ها ترومن ندارید

همین‌ها هستند (رحیمان- و هر چه هم ایشان خواست کردند باید یک مرتبه دیگر هم بکنند آقاى قوام‌السلطنه قابل دفاع نیست آقاى امینى) اجازه بدهید بنده یک مطلبى راداشتم می‌گفتم هنوز تمام نکرده‌ام بنده این اصل رامى خواستم به آقایان عرض کنم که ما اندوخته‌هایى که از رجال گذشته داریم به آنها به هر طورى که ممکن است نسبت کم کارى کهولت سن نسبت این که حالا موقع کارشان نیست تمام این نسبت‌ها را بدهیم ولى هیچ وقت نسبت خیانت و نادرستى به اشخاصى که در امور بین‌المللى وارد شده‌اند ندهیم. مقصداین است وقتى که موضوع ایران پس از جنگ یعنى اول جبهه‌ای که متفقین درش اختلاف ایجاد شد ایران بود بعد از جنگ موضوع ایران آمد در صحنه سیاست بین‌المللى و طبیعتاً قوام‌السلطنه که در آن موقع در صحنه سیاست ایران وارد بود آمد روى کار صحبت‌ها روى ایشان شد در دنیا همه جا و حالا هیچ شایسته نیست که بعد از این که یک مطلبى به این صورت تمام شده است اصولاً این بحث عنوان بشود اصولاً منظور آقاى دکتر شفق این بود که این جور اشخاص را به این صورت لکه‌دار نکنید بنده منکر این نیستم که در آن دستگاه فساد از هر دستگاهى بیشتر بود اما این فساد را باید از اولش شروع بکنید باید توجه بکنید در همین دوره چهاردهم بود آقاى سهیلى این جا حاضرند اولین دوره چهاردهم بود که ما به مجلس آمدیم بنده هم منشى بودم آقاى طوسى پهلوى من بودند دیدم که اعلام جرمى مى‌خواستند بکنند بر علیه آقاى سهیلى گفتم نکنید با وجود این که ایشان روزنامه مرا 8 ماه توقیف کرده بودند و شاید اگر دستشان مى‌رسید بر‌خلاف انتخابات و بر ضد انتخاب من عمل می‌کردند ولى البته نکرده‌اند مداخله نکردند و بنده در این جا آمدم آقاى ملک‌مدنى به خاطر دارند گفتم آقایان نکنید این کار را آن قدر رجال خودتان را به لجن نکشید این افراد چه طور ممکن است در مقابل سیاست مداران دنیا قد علم کنند دستگیره در این قبیل چیزها واقعاً انسان خجالت مى‌کشد اما موضوع دیگرى را مى‌خواست آقاى رحیمیان توجه کنند یک روز از اصفهان که برگشتم در روزنامه البته همه اینها منعکس بود موضوع جوازها سوء‌استفاده‌ها بنده رفتم پیش آقاى قوام‌السلطنه و آقایان مى‌دانند که من همیشه رک حرف می‌زنم خود آقا هم شاهد هستید در بعضى موارد گفتم آگاه آن چه که روزنامه‌ها مى‌نویسم راجع به سوء‌استفاده حقیقت دارد؟ این صحیح است؟ ایشان به من مرشد خطاب مى‌کردند گفت مرشد تو هم به من مظنون شدى و اشک توى چشمش پر شد گفت من در این پیرانه‌سر به چیزى احتیاج ندارم من هستم و این فرزند کوچکى که در مقابل تست این اصلاً خلاف حق و انصاف است صورتى به من نشان داد از اشخاصى که در خانه‌‌اش اسکناس‌های صد تومانى و پول نقد گرفته بودیم براى این که بروند به نقاط آذربایجان مى‌گفتند آقا این کار را انجام بدهید آن صورت پیش من است و اگر شد من آن صورت را منتشر می‌کنم شما خیال مى‌کنید که یک آدمى در آن سن در آن پیرانه‌سر احتیاجى به صد هزار تومان دارد این راتوجه بفرمایید مسائلى که دکتر شفق گفت مسئله اصولى بود منظور این بود که شما آقاى وزیر دادگسترى که الحمد‌الله حضور هم ندارند (یک نفر از نمایندگان- حضور دارند) جنابعالى در رأس سیاست یک وزارتخانه هستید که در آن سیاست دولت رابایدحفظ بکنید؟ ببینید آیا صلاح هست که این مطلب مطرح شود یا نه؟ (صفوى- نمایندگان خواستند) بنده خوب به خاطر دارم موقعى که کابینه قوام‌السلطنه آمد روى کار آقاى مظفر فیروز (حاذقى- خواهش می‌کنم این یکى را دیگر اسمش را نبرید) آقاى صفوى چون جنابعالى رفیق صمیمى آقاى سید ضیاء‌الدین هستید این را مى‌خواهم به شما عرض کنم‏

 (صفوى- اینها مربوط به موضوع نیستند)

آقاى مظفر فیروز می‌خواست راجع به پرونده رشیدیان و آن چیزها‌یى که دکتر میلسپو داده بود آن را می‌خواست تعقیب بکند و شدیداً ایستادگى می‌کرد من گفتم به آقاى قوام‌السلطنه که این شخص خودش کار بدى نکرده است یک هدفى داشته است در مبارزه‌اش و همان هدف را خواسته است اجرا بکند وسیله اجرى آن هدف این طرز عمل بوده است آقاى صفوى همین عمل را حزب توده در ایران کرد حزب توده جلوى هر خیابان و برزنى در شمال باریر گذاشت مالیات گرفت.

دهقان- هر که بکند بد کرده‏

دکتر مصباح‌زاده- اصل عمل بد است جرم است.

رحیمیان- این عمل خلاف است.

امینى- آقاى رحیمیان عمل عمل خلاف است اراده ملى کرده باشد، دموکرات ایران کرده باشد عمل غلط غلط است اما هر کس از این افرادى که در رأس این احزاب بودند و مسئول این کار بودند براى یک نیت سیاسى این کار را کردند و آن نیت سیاسى یک صلاحى در کشور داشت هیچ کدام از اینها قابل اعتراض نیست، بنده در این قسمت منظورم این بود که مطالب آقاى دکتر شفق را روشن کنم ولى تأسف در این است که مطالب در این کشور قلب مى‌شود در دوره گذشته عده‌ای در دادگسترى محکوم شدند و از آن عده الان در مجلس شوراى ملى هم هست و حکم محکومیت آنها حتى از دیوان کشور هم گذشت و تأیید شد در دوره سیزدهم مجلس قانون گذراندند که در این مسائل تجدید‌نظر شود نگفتند مبلغى بشود، گفتند تجدید‌نظر شود ولى آن احکام رفت در دیوان کشور لغو شد مگر همان قاضى نبود که آن پرونده را ساخته بود: همان قاضى لغوش کرد، همان قاضى بودکه با مجازات شدید طرف را محکوم کرد به حبس و غیره و بعد همان پرونده را لغو کرد من نمی‌گویم که قضات صحیح‌العمل نیستند ولى قضات ناصحیح هم که تحت نفوذ هر مقامى می‌روند هستند (کشاورز‌صدر- ا‌سمشان را ببرید) من قضات را نمى‌شناسم یک قاضى جنابعالى که قاضى پاکدامن وخوبى هستید. (کشاورز‌صدر- بنده اختار نظامنامه‌اى دارم) اعتراض هشتم من به دولت مربوط به سیاست استتار است در این مملکت چیزى که بنده تعجب می‌کنم این است که در روزنامه می‌خوانیم که نماینده آسوشیتید‌پرس یا نماینده رویتر اطلاع مى‌دهد که در فلان محل علائم مرضى گذاشته شده در فلان محل خوانده می‌شود که فرض کنید یک نوع توقیف جمعى یا نمی‌دانم تهدید به مطبوعات و غیره عمل مى‌شود که البته بنده تصدیق دارم که یک قسمت از آنها یا اطلاع ناصحیح است یا اگر هم باشد با بودن مجلس شوراى ملى این کارها عملى نخواهد شد، اما بنده می‌خواهم بدانم اگر دولت کمیسیون خارجه‌ای در مجلس دارد و اگر کمیسیون خارجه این مجلس مسئولیتى در مقابل مردم و در مقابل مجلس شوراى ملى دارد و اگرمجلس شوراى ملى در امور و وظایف دولت نظارت دارد چرا این مسائل مثلاً در کمیسیون خارجه مطرح نمی‌شود اگر دولت مدعى است که در یک مسائلى که خودش مسئولیت آن را دارد و نمى‌خواهد مجلس در آن سیاست همراه بکند و بکشاند بنده این را قبول دارم بنده این را تصدیق دارم، در آن موقعى که آقاى ساعد نخست وزیر بودند خاطرشان هست بنده در

+++

  سفارت افغانستان به ایشان گفتم شما هر عملی را که می‌خواهید بکنید یا قبلاً با مجلس شورای ملی مشورت کنید یا بعداً گزارشش را به مجلس نیاورید که دست بزنند و تصویب بکنند و مجلس را اصولاً در یک سیاست بیگانه وارد بکنند، بنده این را تصدیق دارم اما اگر واقعاً در مجلس باید تکلیف روشن به شود این سیاست‌های استتار در مملکت که نتیجه‌اش تشنج افکار در مجلس و تشنج افکار مردم است که این اخبار چرا باید برود به آسوشیتدپرس و بعد تلگرافی برگردد به تهران چرا اول می‌رود بیرون بعد برمی‌گردد به تهران، این‌ها صحیح نیست، دولت باید همیشه دستش در سیاست باز باشد هیچ وقت کاری در خفا نباید بشود، چون ایجاد اضطراب می‌کند و مردم می‌گویند که چه مطلبی زیر کار هست؟ این‌ها را باید توجه کرد. عرض کنم یادداشتی به من نوشته‌اند که در اصفهان مثلاً فرض کنید 16 نفر را توقیف کرده‌اند و دلیلش این بوده است که این‌ها جزء اتحادیه ا.س.ک.ای نبوده و مثلاً جزء اتحادیه‌ام کار بوده‌اند، این قدر اتحادیه زیاد شده است که انسان دیگر اسم‌شان را هم نمی‌داند، در هر حال بنده معتقد به این رپرسیون و این فشار نیستم هر قدر شما یک فنری را بیشتر فشار بدهید جحش آن فنر بیشتر است (صحیح است) هر قدر پرسیون در این‌کار بیشتر باشد، هر قدر رپرسیون بر افراد بیشتر باشد، هر قدر فشار را بیشتر کنید عکس‌العمل آن زیادتر است (صحیح است) بنده آقا معتقدم که با حسن تدبیر، با حسن سیاست، با حسن سلوک، یک کارگر ایرانی را که واقعاً یک کارگر قانعی است به سهولت می‌شود جلب کرد یک روز اعلیحضرت همایونی به بنده فرمودند شما چکار کرده‌اید در اصفهان که هم کارگر به شما اعتماد دارد و هم کارفرما، عرض کردم خیلی ساده است (دهقان- خلاف به عرض‌شان رسانده بودند) (خنده نمایندگان) کارگر بیچاره چون دل ‌پری از کارفرما دارد فقط دلش به این خوش است که یک فشاری به کارفرما بیاید این یک «کنسولاسیونی» است که برای این کارگر یعنی اگر شما بروید فلان وقت شب در کارخانه که وضع کارخانه چطور است وضع بهداشت کارخانه واقعاً مرتب است یا نه و از این قبیل کارها چون کارگر ایرانی حقیقتاً قانع است و هرگز مثل کارگر غیرایرانی و مثل کارگر آمریکایی نیست که یک «نگر» بیاید یک «بوت» بپوشد و یک دستکش چرمی هم دستش کند و فقط وظیفه‌اش هم این باشد که یخ را از یکجا بردارد بگذارد جای دیگر و روزی هشت دلار هم حقوق بگیرد، با دست باز هم تازه این‌کار را نمی‌کند دستش هم دستکش است کارگر ایرانی این قدرا «کزیژانس» ندارد. بنده استدعا دارم از دولت که این را تلگرافاً به استانداران محل و به اولیای امر دستور بدهند که این عملیات را که بالاخره ممکن است باعث یک عکس‌العمل‌هایی به شود که کاملاً به ضرر مملکت است، نکنند (دکتر بقایی - حکومت نظامی. اصفهان هنوز هم ملغی نشده است) بلی هنوز نشده است (رحیمیان- و این هم به منظور رفاه کارگر نیست، برای تسکین حسن انتقام و کینه است نسبت به طبقه متوسط). یک قسمت دیگر این است که اگر آقایان وزرا صفحات جراید را ملاحظه می‌کنند یا یک دستگاهی هست که خلاصه مندرجات جراید را به اطلاع ایشان می‌رساند، حتماً ملاحظه کرده‌اند که راجع به این ماده 49 قانون مطبوعات مطالبی نوشته می‌شود. بنده شاید از هر کسی بیشتر از مطبوعات فحش خوردم، خود من از هر کسی بیشتر ناسزا شنیدم و معذالک بنده راضی هستم که مطبوعاتی باشد و به من فحش بدهد تا مطبوعاتی نباشد (صحیح است) عرض کنم که البته در اختلاف سیاسی نان و حلوا پخش نمی‌کنند در اختلاف سیاسی همه چیز هست، فحش هست، ناسزا هست، تهمت هست از همین شیروانی طرفدارتان در دوره 14 در نتیجه همکاری با دکتر مصدق و نگهداشتن جریان خیرآباد فحش خوردم، امروز هم محروم‌الوکاله شهر رضا است باز هم به من فحش خواهد داد تا آخر هم به من فحش می‌دهد یا این‌که آقای پاینده که محروم‌الوکاله نجف‌آباد است که از آنجا آقای محمود محمود وکیل شده بودند، ایشان هم مرتب به من فحش می‌دهند ولی من این فحش را روا می‌دارم (صحیح است) و قبول می‌کنم، مشروط بر این‌که تهدیدی برای مطبوعات نباشد، آقا این اشتباه است شما هر قدر به این مطبوعات بخواهید فشار بیاورید اضداد با هم جمع می‌شوند، همان‌طور که دیدید اضداد با هم توافق می‌کنند برای کوبیدن یک هدف معینی و بعد از این‌که موفق شدند برمی‌گردند سر اختلافات خودشان، این کار آقا واقعاً بعد ا مدتی جز بدبختی و ندامت و پشیمانی، هیچ چیز دیگر نخواهد داشت شما آخر مسئول حکومت دو ماهه خودتان که نیستید شما مسئول یک مملکتی هستید، شما مسئول وزیران خودتان هستید شما مسئول روش این حکومت هستید که با یک روال صحیح و وطن‌پرستانه باید ادامه پیدا بکند (صحیح است) شما تصور می‌کنید که دو ماه حکومت می‌کنید و می‌روید این‌طور نیست، بنده در این مطالب بحث مفصل نمی‌خواهم بکنم برای این‌که واقعاً باعث تصدیع آقایان است و خیلی هم معذرت می‌خواهم برای این‌که اینها یک مطالبی نیست که بماند، باید اینها را گفت در مجلس. موضوع دیگر عدم توجه دولت است به مجلس، این یکی از مسائلی است که به نفع آقایان است و به نفع آقایان من صحبت می‌کنم، عرض کنم مطابق صورت اداره قوانین مجلس 68 سؤال از دولت شده است که شاید بیش از یکی دو سه سؤال جواب داده نشده این را آقا توجه بفرمایید، به بنده شخصاً که این مطلب برمی‌خورد و شاید آقایان توجه نفرموده‌اند و الّا تأسفشان بیش از من بود، نمایندگان محترم باید توجه بفرمایند که مجلس یک قوانین و یک مقررات و یک نظام‌نامه‌ای دارد و ما افرادی که در اینجا هستیم وظیفه‌مان حفظ حقوق خودمان و حفظ حقوق مجلس و حفظ حقوق افراد است. این مطالب هیچوقت نباید مدنظر قرار داده نشود، شما هر نوع اختلافی که در داخل دارید، آن به جای خودش محفوظ ولی از این اختلافات نباید سایرین استفاده بکنند، بنده یک روز یادم می‌آید به آقای بدر گفتم و شکایت کردم از دستگاه و گفتم که این دستگاه خراب است، این دستگاه فاسد است؛ به من گفت که شما هر دستگاهی را که درش باشید آن دستگاه در حکم خانه شماست و باید آنجا را خانه خودتان بدانید، اگر در خانه شما دزدی شد نباید این را توی خیابان ببرید و بوق بزنید که آقا جریان این‌طور است، این‌ را باید رویش سرپوش بگذارید، آن موضوع خانگی است، امروز هر اختلافی که در مجلس هست، هر اختلاف عقیده‌ای و هر اختلاف سلیقه‌ای که در مجلس هست این‌ها تمام در داخل مجلس است و هیچ ارتباطی به هیچ جا ندارد، شما نباید بگذارید و اجازه بدهید که دولت به مجلس بی‌اعتنایی بکند (وزیر راه - نیست همچو چیزی، ما همیشه اینجا حاضر بودیم) عرض کنم که جنابعالی از صدر مشروطیت در مشروطیت وارد بودید و خدا را شکر که در آن موقع 40 سال داشتید و حالا هم 42 سال می‌گذرد، جناب آقای وزیر راه در ازادیخواهی جنابعالی بنده تردید ندارم و یک برادری هم مثل دسته گل دارید که با ما همکاری می‌کند و اشان هم خیلی مورد احترام تمام ماست ولی منکر این کار جنابعالی نمی‌توانید باشید وقتی 68 سؤال بلاجواب مانده است نمی‌شود گفت آقا اظهار لطفی فرموده‌اید به مجلس، اظهار بی‌محبتی فرموده‌اید و بایستی به تمام این سؤال‌ها جواب داده شود (یک نفر از نمایندگان- بعضی‌هایشان از دولت سابق است) بنده وقتی که استیضاح می‌خواستم بکنم نوشتم به اداره قوانین، صورت سؤال‌هایی که از کابینه حکیمی شده است به من بدهید آن وقت آنها دولت سابق را نوشته‌اند؟ حالا می‌پردازم به ایراد دهم بنده در همان‌ روزی که آقای وزیر دارایی بودجه را تقدیم مجلس کردند یکی از نمایندگان خیلی حساس و ساده و خوش قلب ما گفت به وزیر دارایی که در این تاریخ بودجه را تقدیم کرده می‌شود اعتراض کرد؟ بنده گفتم جنابعالی بودجه را دیده‌اید؟ گفت خیر گفتم پس می‌شود و مسلماً در بودجه اعتراض هست، بنده بودجه را خواستم و همان روز دادم نوشتند از رویش ولی البته حالا فرصت هست چون بودجه چاپ شده و دست همه آقایان هست. علاوه بر اینکه بودجه دیرتر از وقت تقدیم شده است، برای این‌که هر دولتی مکلف است تا نیمه اسفند بودجه را بدهد به مجلس، اگر در این بودجه آقایان توجه کنند مطلبی که خیلی درش قابل توجه است ظاهرسازی برای تعادل بودجه کل است. در موضوع درآمد آخرین بودجه‌ای که ما داشتیم بودجه سال 1322 بود و از آن تاریخ بودجه‌ای به مجلس داده نشده بود (وزیر راه- بودجه 24 را بنده دادم) (دهقان- می‌گویند بودجه مطرح نیست) بنده اعتراض به بودجه دارم از لحاظ دولت. بودجه مطرح نباشد استیضاح بنده که مطرح است در این بودجه، آقای اسدی توجه بفرمایید، در بودجه‌ای که دکتر میلیسیو تهیه دیده بود در آنجا کمک هزینه کارمندان دولت که قریب یک میلیارد و نیم است این قلم به متن بودجه نرفته بود و کمک به لیسانسیه‌ها و غیره این‌ها از بودجه خارج شده بود که دو میلیارد می‌شد. آقای هژیر عملی کرد در بودجه تقدیمی سال 25 و 26 ، این بود که این کمک هزینه‌ای که پرداخت می‌شد، صحیح ندانست که این اصلاً در متن بودجه نباشد با اینکه این پرداخت می‌شده این بود که این را در متن بودجه آورد و بودجه رفت بالا و بالاخره یک توازنی درش پیدا نشد، البته آن بودجه هم پر از ایراد بود و حالا هم هست، اما این دولت که آمد برای این که یک صورت ظاهری به کسر بودجه بدهد یعنی بودجه را اصلاً به صورت

+++

 ظاهر پایین بیاورد آمد همان کمک هزینه و همان کمک لیسانسه‌ها و غیره را از بودجه در آورد و آن آخر گذاشت که می‌بینند و اقلام درآمد را هم آمد با وجود این که آن درآمد نفت چهل درصدش کم شده است اقلام درآمد را به صورت عجیب و غریبی پیش‌بینی کرده و آن را بالا برده است که بنده اصلاً نمی‌فهمم (مهندس رضوی - حالا که بودجه مطرح نیست) آقای مهندس رضوی استیضاح بنده که مطرح است (یک نفر از نمایندگان - بودجه دولت بعد از استیضاح به مجلس تقدیم شده است) بنده هر روزی که استیضاح می‌کنم در هر موردی هر مطلبی را می‌گویم ولی الان می‌گویم که پریروز اتومبیل شریعت‌زاده را دزدیدند، دیروز میرمهدی بیچاره را چاقو زدند. این‌ها را باید جزء لیست امنیت دولت ذکر کرد آقای کشاورز صدر (صفوی- سیل هم آمده زاهدان را خراب کرده) عرض کنم اینجا مالیات املات مزروعی را که در سال 26 یکصد و پنجاه میلیون بوده است (امیر‌تیمور- خلاف قانون است، مجوزی ندارد) مجوز قانونی هم ندارد، این به پیش‌بینی در آمدش 130 میلیون اضافه شده است (امیرتیمور - جرم است) بلی، جرم است. مالیات بردرآمدی که در کمیسیون دارایی این همه جرح و تعدیل شد که فشار به مردم نیاید، صورت درآمدش را آمده‌اند 90 میلیون اضافه کرده‌اند؛ اگر جرح و تعدیل کردید که کسر می‌شود. این نود میلیون را از کجا می‌خواهید بگیرید؟ مالیات برارث و مستغلات را سی‌میلیون اضافه کرده‌اند، اگر این بودجه است که بنده می‌خوانم هیچ فایده ندارد، اما این ارقام درآمدی که «فیکتیف» است و به نظر بنده هیچ ‌کدامش وصول نمی‌شود ملاحظه کنید به چه خرجی می‌رسد. وزارت بهداری و بنگاه پاستور فقط 3 درصد این بوده را دارد وزارت کشاورزی یک درصد دارد، وزارت راه یک ششم درصد دارد آن وقت وزارت دارایی 17 درصد و خرده‌ای برای تمام هزینه وزارتخانه‌اش، کمیسیون تعدیل بودجه و رسیدگی به بودجه این بوده است در صورتی که بنده از جزئیاتش مطلع هستم که به عجله و سرعت گفتند بروید بودجه 26 را بردارید رونویس بکنید و آنچه که کسری دارد به پیش‌بینی درآمدها اضافه بکنید و بودجه را بیاورید به مجلس، این بودجه بی‌مطالعه است آقا اگر هم وزیر دارای احیاناً در موقع بی‌موقعی هم بودجه را داده است بودجه بی‌مطالعه است و صحیح نیست و این دلیل بر این نمی‌شود که بر این وزیر دارایی نمی‌شود اعتراض کرد (صحیح است) آقایان نمایندگان و رفقا یادداشت‌هایی داده‌اند که اگر اجازه می‌فرمایید به آن مطالب هم توجه کنم ممکنست مورد نظر واقع شود. عرض کنم که یکی از رفقا راجع به اهانت آقای وزیر دارایی به مجلس مجدداً متذکر شده‌اند که بنده خوشوقتم که ایشان معذرت خواستند، آقای آصف هم در این قسمت تذکر داده‌اند. بنده اولاً معتقد هستم که ما به کسی اجازه ندهیم که عمل و حتی فکر توهین را داشته باشد، ذکرش هم غلط است بنده همان روز که آقای سرلشگر آق اولی آن عمل را کردند تذکر دادم و جای آن بود که این موضوع درس عبرتی شده باشد برای آقای وزیر دارایی ولی متأسفانه نشد و بعد ایشان فرمودند که غرض‌شان توهین به مجلس و مجلسیان نیست، یک یادداشتی هم آقای کامل ماکوئی داده‌اند (یک نفر از نمایندگان- اسم نبرید) این مربوط به عملیات آذربایجان است نوشته‌اند که سه برابر آنچه که پیش‌بینی خرید غله می‌شد از آذربایجان گرفته‌اند و روا نیست که آقای وزیر دارایی بگویند که مالکین مازاد خودشان را نمی‌دهند، در آذربایجان سه برابر داده‌اند و ارقامش را هم ذکر کرده‌اند که بنده باعث تصدیع آقایان نمی‌خواهم بشوم . یک یادداشتی هم هست که یکی از دوستان محترم نوشته است که آقا صحبتتان را کوتاه نکنید، این نرا چه می‌فرمایید آقایان (امامی اهری-تا قیامت بفرمایید) آقایان، آنچه که بنده عرض کردم و البته مفصل بود و شاید آقایان را خسته کرده است، یک نتیجه از آن می‌خواهم بگیرم و آن این است که به دولت متذکر شوم که این استیضاح ما بنابر اصل و مبانی اصولی مجلس بود و با تعصب این که دولت برود یا بماند قرین نیست دولت البته رأی کافی خواهد داشت در مجلس و می‌ماند وبنده امیدوارم تمام تذکرات مورد توجه قرار بگیرد و به نظر بنده پریروز گفتم عقیده گوته را نسبت به انتقاد که انتقاد از درخت شکوفه و کرم را با هم می‌گیرد امروز هم عقیده خودم را درباره انتقاد می‌گویم آقای دکتر فلسفی، هیچ حربه‌ای برای مبارزه با انتقاد بهتر از عمل نیست. شما در مقابل انتقاد به هیچ نحو نمی‌توانید از خودتان دفاع بکنید مگر اینکه عمل شما نشان بدهد که این انتقاد دیگر وارد نیست اما نتیجه ‌نهایی که بنده می‌خواهم مزاحم آقایان بشوم و این را برای آخرین بار تذکر بدهم و استدعا می‌کنم توجه بفرمایند و روی قضاوت صحیح یک نفر وکیل سیاسی قضاوت کند این است که عرض می‌کنم امروز مجلس شورای ملی باید تصمیم بگیرد، وضع کابینه آقای حکیمی به فرض این‌که چند رأی بیش از نصف داشته باشد قابل دوام نیست، اگر با اصرار و الحاح و خواهش و تمنی چند رأی اضافه بر نصف به آقای حکیمی داده هشود باز هم با اوضاع و احوالی که در دنیا حکمفرماست بقای دولت ایشان به صلاح کشور نیست.

ما نبایدی این تحولات دنیا را با بی‌اعتنایی تلقی کنیم و فعل و انفعالاتی که در آن طرف مرزهای ما و در قلب اروپا و یا در آن طرف اقیانوس آتلانتیک پیش می‌آید نادیده انگاریم. ما نمی‌توانیم کسی را گول بزنیم و تصور کنیم که عهود و مواثبق بین‌المللی ممکنست ما را از آتش اختلافات ملل در امان بگذارد. با وضع جغرافیایی شگرفی که داریم و می‌دانیم در چه جا و در کجای دنیا واقع شده‌ایم و از سرزمین ما به چه نقاطی می‌توان دست یافت و تمام سوابق سیاسی دو قرن اخیر باید بدانیم که خواه و ناخواه جزیی از دنیا هستیم و جزء حساسی می‌باشیم که به حکم طبیعت نمی‌توانیم از فعل و انفعالات دنیا بر کنار شویم. از امروز باید در فکر آن روز بوده و در سیاست بیدار و هوشیار باشیم و دولتی آگاه و فعال باید نقشه‌های اقتصادی و سیاسی ما را طرح کند و کشور را آماده مواجهه با هر پیش‌آمدی سازد.

این بی‌اعتنایی این خواب خرگوشی با این فراغت بال، این تشتت آراء، این اختلاف و تعصب باید از میان برداشته شود. این بازی کردن با سرنوشت ملت و کشور قابل عفو و اغماض نخواهد بود. شما مجلسیان بهتر می‌دانید که یک دولت ضعیف و فاقد اکثریت قادر به حل معضلات سیاست داخلی و مواجهه با دخالت اوضاع جهانی نیست، وضع دنیا با سرعت سرسام‌آوری رو به وخامت می‌رود و هیچ روزنه امیدی نیست که ابرهای تیره اختلافات بین‌المللی از افق زندگانی ملل زایل گردد. ما از هر نقطه دنیا به این خطر نزدیکتریم و با یک دولت بی‌حال و ضعیف و تنها با «اتوی» درستکاری که یکی از شرایط اساسی کار ولی تنها شرط کافی نیست نمی‌توانیم کشتی این کشور را در روی اقیانوس متلاطم سیاست بین‌المللی به ساحل نجات رسانیم. امروز در دنیا در بین‌ملل زنده تنها گفتگو درباب فضیلت و تقوی و درستکاری نیست گفتگو و در فعالیت و کار برای حفظ حیات است.

ما امروز به هر تقدیر در مرکز ثقل سیاست این مملکت قرار داریم و نمی‌توانیم با این سیاست کج‌دار و مریض و این روش از این ستون به آن ستون فرج است کشور را حفظ کنیم.

مجلس باید تمام اغراض و خورده حساب‌ها را کنار گذارد، مجلس باید یک دل و یک زبان با اتفاق کلمه در پشتیبانی از یک دولت توانا و قادر همکاری کند مجلس باید به کلی محیط خود را عوض کند و مملکت و ملت را از این حال بلاتکلیفی نجات بخشد و دولتی برسرکار آورد که لااقل دو ثلث مجلسیان و دو ثلث مطبوعات طرفدار او باشند تا بتواند در سیاست داخلی موفق گردد و در سیاست خارجی هم مورد احترام بیگانگان باشد و الّا دولت ضعیف همیشه باید دست به گریبان اختلافات داخلی و تسلیم سیاست‌های خارجی باشد.

مجلس باید به این وضع نیمه بحرانی، این حالت اضطراب و نگرانی که در مردم از همه جهت پیدا شده و این وضع پریشان تجارت و اقتصاد کشور و این حالت عصبانی که در اجتماع ایران پیدا شده خاتمه دهد.

باید هر چه زودتر از فرصتی که هست برای نجات مملکت استفاده کرد. خود دانید و مسئولیتی که متوجه شماست.

رئیس- آقای وزیر کشاورزی بیاناتی دارید؟ بفرمایید آقایان. هم متوجه تابلو باشند.

وزیر کشاورزی - دیروز آقای سزاوار اظهاراتی راجع به بهره‌برداری از جنگل‌ها نمودند که لازم است برای رفع اشتباهاتی که نمودند مختصر توضیحاتی بدهم مخصوصاً از اداره کل جنگلبانی گزارش عملیات را خواستم که به عرض می‌رسد نماینده محترم گفتند که در حکومت 22 ماهه سابق 40 هزار متر کوب جواز قطع چوب دادند و در این دولت 60 هزار متر کوب داده شده است در حالی که در این خصوص اشتباه بزرگی شده است زیرا بر طبق صورتی که چندی پیش به مقام ریاست مجلس تقدیم شد در 22 ماه دولت گذشته مقدار 121716 متر کوب و 14050 تیر جواز داده شده است و مقدار 45 هزار متر کوب آن به چهار نفر دادند که یکی از آنان تاجیک نام عضو اداره فرهنگ بوده که ده هزار متر کوب جواز گرفته اما جوازهایی که امسال داده شده است بر طبق قانون جنگل به یکصد و چهل و پنج  نفر از مالکین یا کسانی که

+++

 از مالکین بر طبق قانون اجاره کرده بودند بوده است و اسامی آنان در این صورت شرح داده شده که اغلب را آقایان نمایندگان مازندران گیلان معرف بوده یا می‌باشند (یمین اسفندیاری - صحیح است) و مقدار آن هم 52398 مترکوب می‌باشد که روی همدیگر حد متوسط به هر نفری 351 مترکوب می‌رسد با کم و زیاد استعداد صلاحیت جنگل هر یک از تقاضا کنندگان اما راجع به اتحادیه درودگران که فرمودند چهار سال پیش منحل شده و اکنون جواز دادند در اینجا هم البته تعمدی ندارند ولی اشتباه کردند آن که منحل شده است شرکت درودگران است نه اتحادیه درودگران این اتحادیه در تاریخ 30/9/26 به شماره 11796 ک/16460 وزارت کار به رسمیت شناخته شده و به شماره 12 در دفتر وزارت کار ثبت گردیده و رونوشت به اداره کل جنگل‌ها داده شده که هیئت مزبور 11 نفر است که در ورقه جداگانه ثبت است و آنان نیز متعهد شدند که چوب استحصالی از این جواز را به نجارها تقسیم نایند و مقدار آن هم سه هزار مترکوب است که از جنگل‌های دولتی خریداری کردند و وزارت دارایی موافقت کرده راجع به اجازه استحصال از جنگل‌ها تا آخر فروردین هیچ‌گونه اشکال و ایرادی ندارد زیرا بر طبق قانون تشخیص استحصال با وزارت کشاورزی است تا استحقاق‌شان معلوم نباشد یعنی کارکنان آنجا معلوم نکنند که این مقدار چوب استحصال شود به آنها جواز داده نمی‌شود اما طبق آماری که داده شده است اشخاصی که دو هزار مترکوب پس از استحصال آورده‌اند به آنها بیشتر از سیصد چهار صد مترکوب نداده‌ایم در این صورت می‌شود گفت که 40 هزار مترکوب نبوده است و 52 هزار متر کوب بوده است.

سزاوار - بنده یک توضیحی دارم اجازه بفرمایید عرض کنم.

یمین اسفندیاری - مازندرانی‌ها راحتند از عمل آقای وزیر کشاورزی

سزاوار - به استناد ماده 109 توضیحی دارم.

رئیس - آقای وزیر اقتصاد ملی.

وزیر اقتصاد ملی (آقای دکتر سجادی) - آقایان ناطقین محترم در بیانات خودشان یک صحبت‌هایی فرمودند و یک موضوعاتی فرمودند که مربوط است به جایی که بنده متصدی آن هستم و اجازه می‌خواهم نسبت به آن ترتیبی که بیان شده است جواب عرض کنم آقای آشتیانی زاده راجع به صدور لوبیا فرمودند (تشریف ندارند) این تصویب‌نامه آقای آشتیانی‌زاده در دولت سابق صادر شده است و در دولت حاضر تایید شده به جهت اینکه عمل بسیار صحیحی بوده است (صحیح است) تفاوت این اجازه با اجازه‌های دیگر این است که در این تصویب‌نامه صادر کننده مکلف است قبلاً ارز بفروشد و حاصل فروش ارز خودش را برای خرید لوبیا بکار ببرد در صورتی که ما هنور دنبال کسانی هستیم که از این مملکت جو صادر کرده‌اند و هنوز ارزش برنگشته یعنی بعد از یک سال (صحیح است) و به همین علت هم هست و همین تشکیلات هم هست که در مدت 6 ماه که از تاریخ صدور تصویب‌نامه می‌گذرد 150 تن لوبیا هنوز صادر نشده است به جهت این‌که بایستی قبلاً ارزش به مملکت بیاید، این اجازه‌ها به شخص معینی داده نشده است گفته شده است که هر کس توانایی این را داشت که قبلاً به رود با یک خریدار خارجی قرار معامله را بگذارد ارزش را بگیرد بیاورد در کشور می‌تواند لوبیا صادر کند بنابراین به نظر بنده یکی از تصیمیم‌های بسیار صحیحی بوده است که در دولت حاضر هم تأیید شده است، یکی از آقایان اینجا اشاره فرمودند که ما شورای اقتصادی نداریم و باید شورای اقتصادی داشته باشیم بنده این موضوع را صددرصد قبول کردم و حالا هم عرض می‌کنم که لایحه‌ای که در 5 ماه قبل به مجلس تقدیم شده راجع به سازمان وزارت اقتصاد ملی موضوع شورای اقتصادی در آن پیش‌بینی شده و این لایحه در کمیسیون اقتصاد ملی هم مطرح شده، رسیدگی شده و خبر کمیسیون هم متجاوز از دو ماه و نیم است که به مجلس تقدیم شده است آقایان خبر کمیسیون را مطرح بفرمایید. رسیدگی بفرمایید زودتر تکلیف آن را روشن بفرمایید ما هم زودتر اقدام می‌کنیم، یک چنین شورایی در گذشته در دولت‌های سابق برای مدت خیلی کوتاهی تشکیل می‌شده ولی چون اساس قانونی نداشته است و مبتنی بر یک اصل قانونی نبوده نمی‌توانسته نتیجه مؤثری بدهد، آقای شریعت‌زاده فرمودند موقعی که سهمیه واردات منتشر شد در این سهمیه چون واردات پارچه‌های پشمی را پیش‌بینی نکردیم به این جهت قیمت پارچه‌های پشمی ترقی کرده است. به این جهت بنده خواستم ایشان را متوجه کنم به فصل 11 از صورت سهمیه شماره 78 ملاحظه که خواهند فرمود در آنجا موضوع پارچه‌های پشمی گذاشته شده است که بایستی 75 درصد اقلاً پشم خالص داشته باشد. صد میلیون ریال، بنابراین تو هم این که اجازه ورود پارچه پشمی داده نشده به هیچ وجه نمی‌رود و به طورکلی عرض می‌کنم یک دفعه دیگر هم عرض کردم نظر ما این بود که در تنظیم سهمیه واردات این موضوع البته در نظر گرفته به شود که اول ما می‌بینیم تولیدات خود کشور چیسست؟ اگر میزان تولیدات در خود کشور طوری است که ما را مستغنی می‌کرده است و تهیه می‌شود مثل کبریت اساساً جزء کالای ممنوع‌الورود است ولی یک قسمت کالاهایی است که یک قسمتش را تهیه می‌کنیم ولی نه همه‌اش را مثل پارچه‌های نخی پارجه‌های پشمی و الان کالاهای دیگری که محصول کارخانه‌های بزرگ و کوچک در مملکت هست و ما مکلف هستیم، توجه داشته باشیم که نسبت به بقیه احتیاجات مردم اجازه ورود کالا بدهیم و همین‌طور هم عمل کردیم، فرمودند نظارتی در قیمت‌ها و سود بازرگانی نمی‌شود و قیمت‌ها ترقی می‌کند باز هم بنده باید عرض کنم، این مطلب در لایحه سازمان وزارت اقتصاد ملی پیش‌بینی شده و البته طرز عمل موکول است به یک آیین‌نامه‌ای که به تصویب کمیسیون بازرگانی مجلس شورای ملی برسد و در آنجا هم دقت خواهد شد که این مطلب آن طوری که شاید و باید مورد توجه قرار بگیرد و یک طرز عملی بوجود بیاید که در عین ساده بودن و احتراز از تماس با وارد کنندگان یا بازرگانان طوری مؤثر باشد که برای پایین آوردن هزینه زندگی واقعاً نیتجه کافی بدهد و این هم البته موکول است به تصویب لایحه سازمان وزارت اقتصاد ملی ، آقای شریعت‌زاده فرمودند که چرا دولت شروع به دادن ارز نمی‌کند، آقای امینی فرمودند که ارزی که داده شده است بی‌خود است می‌رساند به فرمایشات و توضیحات حضرت آقا تاکنون که دولت تصمیم گرفته است ارز بدهد در حدود 80 فقره پروانه از برای ورود ماشین آلات فلاحتی یعنی ماشین‌آلات، کارخانه و قماش نخی داده شده است طرز دادن ارز هم این بوده است (آقای امینی توجه بفرمایید) این بوده است که درخواست کننده وقتی که افر offer کارخانه فروشنده را تسلیم می‌کند نسبت به آن افر رسیدگی‌های لازم می‌شود این افر یا از کارخانجات عمده و معروف دنیا است یا از کارخانجاتی است که ما نمی‌شناسیم اگر از کارخانجات معروف دنیا باشد چون این ارز توسط بانک ملی در وجه کارخانه نه در وجه دارنده پروانه. در وجه کارخانه سازنده صادرکننده داده می‌شود جای نگرانی نیست و این که بانک ملی هم رسیدگی می‌کند در مقابل اسناد هم برای ما جای نگرانی نیست که توهم ایجاد به شود اگر سازنده یا فروشنده معروف نباشد به وسیله بانک ملی یا بانک‌های دیگر در خارجه بانک ملی از طرف خودش تحقیق می‌کند اول قیمت اعتبار فاکتور، اعتبار سازنده یا فروشنده را تحقیق می‌کند بعد پروانه صادر می‌کند خلاصه این که ارز به دست کسی داده نمی‌شود در وجه کارخانه است در مقابل ارائه اسناد حمل جنس است، بنده نمی‌توانم عرض کنم که در همین فاکتورها یک نوع فاکتور تقلبی هم وجود دارد یا خیر ولی وسیله تحقیق ما چیست؟ غیر از این که بگوییم این فاکتور به تصدیق اطاق بازرگانی مبدأ برسد به تصدیق نماینده دولت ایران در مبداء اگر داریم برسد، غیر از این راه تحقیق چیست؟ آقا هدایت بفرمایید عمل کنیم در این جا ما صحبت می‌کنیم که در این مملکت ایجاد کار کنیم و دولت برای کشور کار تهیه کند (امینی- آن بازرگان رشتی را بفرمایید) الان می‌گویم، اگر بنا شود که تولید کار را به دست دولت بدهیم و به وسیله دولت انتظار داشته باشید بنده خیال نمی‌کنم که این کار درست باشد (صحیح است) بنده از آقایان نمایندگان محترمی که در شهرستان‌ها همت می‌کنند، جدیت می‌کنند، بالاخص نمایندگان شهرستان‌ها که یک شرکت‌هایی به دست آنها دارد صورت می‌گیرد و وسیله تولید کار را دارند در این مملکت فراهم می‌کنند تشکر می‌کنم. مثلاً به همت آقای نراقی و آقای اخوان یک شرکتی به سرمایه سیصد یا سیصد و پنجاه میلیون تومان در کاشان تأسیس می‌کنند برای وارد کردن کارخانه ریسندگی و بافندگی بزرگ و تأمین آب شهر کاشان و هم‌چنین تأمین برق شهر کاشان است دارند ایجاد می‌کنند، هم‌چنین آقای صفوی برای بوشهر اقدام می‌کنند که یک کارخانه ریسندگی در آنجا تأسیس بشود سایر آقایان هم همین‌طور آقای نبوی، آقای مسعود ثابتی برای مشهد دارند اقدام می‌کنند، این‌ها است که تولید کار در مملکت می‌کند یعنی تولید صنعت، یعنی تولید ثروت، یعنی تکثیر آب، یعنی تکثیر آلات کشاورزی (مهندس رضوی - آقای معین‌زاده هم در رفسنجان) بنا بر این اگر بنا باشد باردکانی و دکتر اسفندیار یگانگی ارز داده بشود برای این‌که وسایل چاه‌های عمیق و فراهم کردن آب را در این مملکت فراهم می‌کنند بنده خیال نمی‌کنم که یک ضرری متوجه اقتصاد عمومی مملکت شده است (صحیح است) بنده تمنی می‌کنم یک موضوعی را که یکی از آقایان نمایندگان در اینجا می‌فرمایید بروند دنبالش تحقیق کنند و اکتفا

+++

نکنند به ذکر یک اسم فقط که به این اشخاص پول برای چه داده شده که به مصرف خصوصی رسیده است، خوشبختانه آقای امینی فرمودند من نسبت به صحت و سقم مطالبی که اظهار می‌کنم اصراری ندارم فرمودید آقا که اصراری ندارم (امینی - منظور ما این بوده است که روی این قضیه ایستادگی به شود که اطلاع حاصل شود) بنده خیال می‌کنم که وظیفه نمایندگی آقا این‌طور نباشد که بیایید اینجا یک مطلبی را که که فقط گفته شده است و ممکن است حقیقت نداشته باشد بفرمایید، آقا خیلی بهتر است این مطلبی را که می‌خواهید بفرمایید بعد از استفسار باشد، بعد از تحقیق باشد، تحقیق کردن عیب ندارد، هر روز تشریف بیاورید در وزارتخانه‌ها ما برای جواب دادن حاضریم، بفرمایید، پرونده‌ها را در دسترس آقایان می‌گذاریم بفرمایید مطالب را سؤال بفرمایید (امینی- آقا راجع به این تاجر رشتی بفرمایید) کدام؟ کیه، تاجر رشتی کیه؟ (امینی- پریروز بهتان تلفون کردم بزرگ ‌مهران) باید تشریف بیاورید به وزراتخانه ببینید، ببینیم، واقعاً خلاف ترتیبی پیش آمده است آن وقت اینجا بفرمایید بعد اگر پیش آمده است بفرمایید راجع به تهیه چای فرمودید، چای در کشور خیلی زیاد است، باز برمی‌گردم به همان توضیحات اولیم برای تعیین سهمیه ما تولیدات مملکت را در نظر گرفتیم و بعد گفتیم برای احتیاجاتی که هست بقیه را اجازه ورود بدهیم، فرمودید4000 تن تولید کشور است 8000 تن هم احتیاجات مملکت است، نسبت به 4000 تن بقیه باید اجازه ورود داد (دادور - 5 هزار تن موجود دارند) مضافاً به این که اساساً بر حسب تقاضای وزارت دارایی این اجازه هم به کسی داده نشده است (مهندس رضوی- مقداری از چای داخلی هم فاسد شده است) البته وزارت دارایی در موقع خرید توجه دارد که برگ را به جای چای نفروشند و در این قسمت توجه می‌کند بنده از آقای امینی تعجب می‌کنم که فرمودند که هر کیلو پنبه بیست ریال بوده است و بعد از این که به واردکنندگان کارخانه از طرف وزارت اقتصاد ملی تذکر داده شده است که دولت ایران برای ورود پنبه ارز نخواهد داد و باید پنبه در خود مملکت تولید شود این بیست ریال در هر کیلو، شده 57 ریال، خیلی تعجب است (امینی - شده است یا نشده است؟) شما که از ملاکین بزرگ هستید خوب می‌دانید که قیمتش بیش از دو سال است بیشتر شده الان بیش از یک سال است که هر کیلو 40 ریال شده (امینی- امروز چه قدر است؟) امروز پنجاه ریال است (امینی - چرا بالا رفته؟) برای این بالا رفته که مصرفش خیلی زیاد شده است، باز هم وزارت اقتصاد ملی برای آقایانی که می‌خواهند کارخانه تأسیس کنند این تذکر را خواهد داد که فکر پنبه هم باشند، البته کارخانه هم وارد کنند این‌ها با هم توأم است (بهادری - توجه دولت لازم است) فرمودند که قانونی هست در سال 1321 که بازرگانان را مجاز کرده جنس خود را وارد کنند بعد پروانه بگیرند یعنی ملزم به گرفتن موافقت‌نامه نباشند، بعد از اینکه جنس وارد مملکت شد پروانه بگیرند بلی، یک چنین قانونی هم هست در این مملکت ولی ذکر سهمیه هم در آن هست، گفته شده است از سهمیه و این سهمیه وقتی که معین شد طبعاً باید یک حسابی برای این سهمیه کرد اخیراً مذاکراتی شده است برای اینکه این سهمیه عوض این که در وزارت اقتصاد ملی نگهداری شود در بانک ملی نگهداری شود که بازرگانان محتاج نباشند از وزارت اقتصاد ملی مطالبه سهمیه بکنند بروند به بانک ملی و حسابی را که باز کرده‌اند برای واردات معلوم باشد و از آن سهمیه استفاده کنند و در موقع خودش از گمرک پروانه ورود بگیرند که جنس خود را وارد مملکت کنند و به این ترتیب گمان می‌کنم که نظر آقا هم تأمین به شود و منظورتان هم حاصل است و دیگر بازرگانان تماس با وزارتخانه‌ها پیدا نمی‌کنند (دکتر اعتبار - کار وزارت اقتصاد ملی است به بانک ملی چرا می‌دهید) مربوط به بانک ملی هست زیرا بازرگانان باید حساب باز کنند و بانک ملی هم باید حساب نگاهدارد بدون حساب عملی نمی‌شود و این عمل کار وزارت اقتصاد ملی را تسریع می‌کند و در عین حال بانک ملی وظیفه جاری خودش را عمل می‌کند حساب هم نگاهداری می‌شود بازرگانان هم دیگر احتیاجی ندارند به اینکه قبلاً موافقت‌نامه بگیرند این کار در بانک شده است، عوض اینک دو عمل در دو جا انجام به شود یک مرتبه انجام می‌گیرد، کار بازرگانان هم تسریع می‌شود، برای بانک هم فرقی ندارد عمل جاری بانک است، این توضیحاتی است که بنده می‌خواستم به عرض آقایا برسانم.

رئیس - آقای وزیر دارایی بفرمایید.

وزیر دارایی - بنده اول راجع به یک امر کلی که آقایان استیضاح کنندگان در ضمن استیضاح در مقدمه فرمودند می‌خواستم جوابی عرض کنم و آن این است که همه آقای صحبت از اصلاحات می‌کنند صحبت از نبودن کار برای مدرم می‌کنند، صحبت از بیکاری و فقر وفاقه می‌کنند ولی آقایان هم توجهی به این مسئله نمی‌کنند که این دولت در پنجم، ششم دی‌ماه تشکیل شد تا آخر دی‌ ماه هم در همین مجلس حضور بهم می‌رساند برای برنامه برای 3 دوازدهم و از اول بهمن هم رفت شروع به کار کرد تا امروز دو دفعه مورد استیضاح واقع شده و در هر دفعه هم که مورد استیضاح واقع شده یک هفته، دو هفته وقتش در مجلس صرف این کار شده است (صحیح است) آن وقت راجع به بودجه مملکت بودجه مملکت اگر آقا اول سال بگذرد، اگر ما خودمان برای خرج منزل خودمان فکر کنیم چه درآمدی داریم چه مخارجی داریم، الالزوم فالالزم چیست، الا‌هم فالاهم چیست اگر بتوانیم این‌ کارها را بکنیم آن وقت در تمام سال کارهای غیرلازم را همین‌طور که پول پیدا می‌کنیم، کارهایی که هیچ ضرورت ندارد شاید کاری که مضر است می‌کنیم آن کار لازم و حسابی می‌ماند بنابراین مخواهم خدمتتان عرض کنم پیشرفت‌ کار اصلاح امور و نظم جمع و خرج مملکت دادن این چیزهایی که واجب است و جلوگیری از آن چیزهایی که غیر واجب است و انجام منظور آقای نراقی که چند دفعه پیشنهاد کرده‌اند و خیلی هم اصرار می‌کنند این‌ها منوط به این است که لوایح دولت را هر کدام که خوب است مفید است زودتر تصویب کنید و به دولت ابلاغ بشود، بودجه مملکت زودتر تصویب شود و اول سال هم ابلاغ شود وقتی این‌کارها مرتب شد آن وقت است که هر دولت، این دولت یا دولت دیگر می‌شود گفت که این‌کار چرا درست نشده چرا انجام نشده، چرا موجبات آسایش مردم فراهم نشده و البته اگر بنا باشد که 5 ماه 6 ماه یک دولتی بیاید نه بودجه مرتبی داشته باشد و نه این که لوایح آن تصویب شده باشد و هر روز خودش را حاضر بکند که جواب ایرادات و اعتراضات آقایان را بدهد هیچ‌وقت امیدوار نباشید که این دولت باشد یا دولت دیگر هیچ کار اساسی انجام بگیرد آقایان اشاره کردند به تغییرات و عزل و نصب‌هایی که وزارت دارایی کرده، خود آقای امینی هم جواب این مطلب خودشان را دادند بنده قبل از این که دست به هیچ تغییری بزنم چون خودم مخالف تغییر و تبدیل هستم، جناب آقای نخست وزیر، آقایان وزرا در خود هیئت وزرا هم گفته‌ام همه شاهدند که در هیئت وزرا هم گفتم من مخالف تغییر و تبدیل هستم به طورکلی می‌گویم که باید یک کار ثابت و مرتبی باشد تا این که خورده خورده نواقص رفع شود و برای همین منظور یک لایحه آوردم و استدعا کردم که آقایان این لایحه را تصویب بکنید تا این که بنده بتوانم یک وزارتخانه ثابتی درست کنم و دیگر تغییر و تبدیل در کار نباشد اختیار را از خودم سلب کردم به یک هیئتی، به یک شورایی دادم که در رأس آن معاون وزارتخانه و مدیران کل باشند خوب آن را تصویب نفرمودید، بنده هم ناچارم که تشکلات وزارتخانه را طوری بدهم که بتوانم خود کار کنم، بتوانم منظور مجلس شورای ملی را اجرا کنم، حالا هم هر وقت که آن لایحه را تصویب می‌فرمایید استدعا می‌کنم آن را هم مطرح بفرمایید، تصویب بفرمایید مطمئن باشید که بعد از این دیگر تغییرات بی‌جایی داده نخواهد شد (برزین- نسبت به آقای مصدقی و آقای دهاء خواهش می‌کنم یک توجهی بفرمایید) (زنگ رئیس) عرض کنم اینجا گاهی در یک مطالبی که یک نفر از نمایندگان محترم برایش ابهامی هست، اشکالی هست و به جای این که از وزیر سؤال بکند، توضیح بخواهد تا رفع آن اشکال و ابهام بشود و متوجه شوند که آنچه شنیدند صحیح نیست، آن را به صورت سؤال در می‌آورند غالب این سؤال‌هایی که می‌شود اگر آن سؤال کننده سؤال خودش را در خارج می‌کرد قانع می‌شد و اصلاً سؤالی نمی‌کرد و آن وقت آن چیزهایی که باید به صورت سؤال باشد به صورت استیضاح درمی‌آورند و دولت را استیضاح می‌کنند و آن وقت علت کار این است که برای جواب سؤال آقایان می‌آیم این جا و در پشت این تریبون حاضر می‌شوم و عرض می‌کنم که آقا من برای جواب سؤال‌ها بیایم جواب بدهم و هر دفعه هم که آمدم سوابق آن را آوردم یک قسمت زیادی از سوابق مربوط به سؤال آقایان را هر جلسه اینجا آوردم برای آن جوابی که حاضر شده است و موفق نشدم و از آقایان استدعا کردم که جلسه بعد را معین بفرمایید برای جواب دادن به سؤال که دیگر استیضاح نکنید، باز در این صورت همگی آقایان سؤال را داخل استیضاح می‌کنند، آقای امینی و هم‌چنین آقای سزاوار یک چیزهایی را که با یک سؤال از بنده یک دفعه جوابش داده می‌شد از روی مسموعات و اطلاعات اشخاصی که هیچ وارد در کار نیستد، یا این که توی روزنامه خوانده‌اند جزو اخبار این‌ها را آمده‌اند این جا سؤال می‌کنند، مثلاً آقای سزاوار در استیضاح‌شان این را تذکر دادند که جو فروختی و 600 هزار دلار یا

+++

 700 هزار دلار ضرر کردی ، نمی‌دانم، شاید دلار چینی بوده است، نمی‌دانم چه دولاری بوده یک جوی فروخته‌اند بنده هم اقدام نکردم اولاً ابتدایش را عرض می‌کنم، یک اشخاصی بدون اجازه و بدون جهت و بدون حق جویا برنج بردند به سرحدات که صادر کنند، برای چه این کار را کردند؟ بی‌خود کردند، غلط کردند، به جهت این که صدور ارزاق منوط به این است که مقدمات صدور آن فراهم به شود، اگر آن وقتی که جواز می‌دادند، اقلاً باید آن جواز را بگیرند بعد از آن که جواز موقوف شد و همان‌طور که آقا فرمودند 30 درصد را بدهند و قبلاً هم اجازه بگیرند و جنس خارج کنند ولی کسی که برنج یا جو و غیره را می‌برد به سرحدات جرمش چیه؟ جز ضبط مال، اصلاً خرید و این‌ها توی کار نیست کسی که برنج مملکت را بدون اینکه مقدماتش را به عمل بیاورد، بدون اینکه تعهد ارزی بسپارد بدون اینکه جواز بگیرد که اصلاً هیچ‌وقت یک صورت مشروعی نداشته و اصلاً آن جواز را به دست نیاورده، یک عده‌ای جو برده بودند به سرحدات و در دوره بنده هم نبوده است گفتند آقا این جورا برای چه برده‌اید آنجا حق نداشتید ببرید و بعد هم یک معامله‌ای کردند با دولت ایتالیا این جو را فروختند و ضرر هم نکردند خیلی هم استفاده کردند البته همه جو هنوز تحویل نشده بعد تحویل می‌شود ولی همان قسمتی هم که تحویل شده منافع زیادی برای دولت داشته است به جهت اینکه جو را به قیمت‌ عادلانه خریده‌اند و در عوض هم لیره داده‌اند (سزاوار- چه لیره‌ای؟) و لیره بلوکه هم نبوده است تبدیل به دلار می‌شود، حتی این از آن اشکالاتی است که اگر آقای سزاوار این سؤال را از من می‌کردید و یا از بانک ملی به شما جواب می‌دادند که خیالتان راحت باشد این لیره آقا قابل تبدیل به دلار است و هیچ طوری هم نشده و اگر هم نفعش را بگویم شاید یک عده‌ای هم که در خارج از این‌کارها کردند و ضرر کردند آنها حسد ببرند خیلی هم نفع داشته برای دولت، یک نفر از آقایان راجع به دخانیات استیضاح کردند از دولت که دخانیات در ماه اسفند ضرر کرده و در ماه فروردین هم پیش‌بینی فرمودند که ضرر می‌کند. البته از روی اطلاعات و دقتی که دارند البته می‌فرمایند ضرر می‌کند، این را هم استنباط می‌کنم از توی روزنامه خوانده‌اند، یک وقت روزنامه‌ای اعتراض کرده بود به آن رئیس سابق دخانیات که چرا آن رئیس قبلی که بنده هم اصلاً خبر ندارم در دوره بنده هم تغییر نکرده چون آن رئیس قبلی را عوض کردند دخانیات ضرر کرده، بعد بنده هم رسیدگی کردم دیم ضرری نکرده ولی یک کار بی‌قاعده‌ای کرده بود و آن را برگشت دادیم، آن کار بی‌قاعده این است که در هر ماه هر فروشی که می‌کردند اعم از این که به پول نقد یا چک، چک در آن ماه قابل وصول نبوده است چک برای ماه‌های بعد بوده است، آن را می‌گذاشتند ضمن فروش نقدی، متهی می‌گفتند که در ماه بهمن جس فروختیم 12328000 تومان پول گرفتیم، در صورتی که این‌ها یک قسمتش پول بوده و به خزانه مملکت رفته و یک قسمتش چک بوده است که در ماه بعد بر می‌گشته و ما این قسمت را عوض کردیم گفتیم غلط است آن پولی که نقد دریافت می‌شود و قابل استفاده است آن درآمد وصولی است و آن چک‌ها را باید بگذارید برای هر ماهی که وصول می‌شود در نتیجه آن عمل اگر ما آن چک‌ها را در ماه اسفند ضمیمه درآمدمان بکنیم سه میلیون و دویست هزار تومان (درست توجه بفرمایید) درآمدمان از ماه مشابهش در سال گذشته بیشتر است ولی چون آن چک‌ها قریب 5 میلیون تومان بوده است که آن‌ها باید در فروردین وصول شود شاید در اردیبهشت وصول شود، گفتیم این کار را بکنند از درآد ماه اسفند برداشتند آن وقت این ترتیب پیش آمده است که درآمد اسفند یک میلیون و هشتصد هزار تومان از درآمد اسفند سال گذشته کاهش دارد، ای اما ای فغان دخانیات کسر دارد، خیر دخانیات کسر ندارد، اما درآمد ماه فروردین، حالا دیگر درآمد فروردین خیلی بیشتر خواهد بود، علت این که 5 میلیون چک هم می‌رود روی درآمد فروردین و آن هم در فروردین وصول می‌شود یک قسمت هم در اردیبهشت وصول می‌شود (یکی از نمایندگان- این افزایش مربوط به اضافه کردن قیمت است)

افزایش البته یک قسمت مهمش مربوط به اضافه کردن قیمت است بنده هم همین نکته را می‌خواستم عرض کنم که آقا اگر یک وقتی، یک درآمدی کسر شد این قابل این نیست که یک نماینده محترم برود یک صورتی را از یک کسی بگیرد و بیاورد در توی مجلس و از یک وزیری استیضاح بکند که آقا شما فلان درآمدتان این قدر کسر شده است پس چه را نمی‌آید در مجلس بگوید که آقا در فلان محل درآمدتان این قدر زیاد شده است این‌ها که موارد استیضاح نیست پس بنده چه اختیاری دارم، بنده یکی از خیال‌هایم این بود که قیمت سیگارت را کم کنم شما که می‌آیید دولت را استیضاح می‌کنید که چه را درآمد فلان ماهتان این‌قدر زیاد شده خیال می‌کنید قیمت سیگارت تا قیام قیامت همین باشد و مردم هم همیشه به این قیمت بخرند که مبادا فلان آقای نماینده محترم بیاید بگوید که شما درآمدتان کم شده است، آقا من اگر باز عرض کنم می‌فرمایید مجلس متشنج شد، بنده از راه صلاح‌اندیشی و ارادت به آقایان عرض می‌کنم (صحیح است) خود آقایان استیضاح کنندگان فرمودند که صلاح این‌طور است، آن طور است بنده می‌گویم این که وضع مملکت نمی‌شود آقا، وزیر باید در کار خودش مختار باشد جز وقتی که خیانت بکند وقتی که کار ناصحیح و خیانت کرد یک نماینده‌ای حق دارد استیضاح بکند، نه این که بگوید شما چرا جو را به ایشان فروختید که دو میلیون استفاده کرده (امینی - این حق مشورعی است که یک نماینده دارد) حق مشروع است حق دارید آقا بنده هم آقا نمی‌گویم حق ندارید الان آقای دکتر سجادی فرمودند که با تلفن کار پیش نمی‌رود بنده عرض می‌کنم که خوب بود حتی یک تلفن هم می‌فرمودید که آقا درآمدتان کسر شده این که محرمانه نیست عرض کنم که این مال دخانیات، آن هم مال جو و آقایان راجع به برنج که فرمودند شما در این میانه خواستید بین دو تا وزیر کابینه هم یک نقاری بیندازید (خنده نمایندگان) (امینی - بنده همچو نیتی نداشتم و خواهش می‌کنم توهین نفرمایید) خیلی خوب، این را عرض می‌کنم که آقای هژیر اگر کردند در یک موقعی بود که خوب کردند بنده هم که کردم خوب کردم (خنده نمایندگان) و علتش هم این است، علت دارد آقای هژیر که این کار را کردند وقتی بود که برنج در مملکت زیاد بوده است که بهتر بوده است که صادر بشود، گفته‌اند که صدی سی این را به دولت بقیه را هم صادر کنند بنده که آمدم مصدر کار شدم وظیفه من این بوده است که با استانداردهای گیلان و مازندران مشورت بکنم بگویم آقا جایز هست که ما این ترتیب را ادامه بدهیم گفتند نه جایز نیست، پس یک خورده صبر کنید ما یک تحقیقی بکنیم از برنج‌دارها از حسن از حسین از مالکین، بنده همان وقت بهشان گفتم، به استانداردها گفتم، اگر این آقایان که برنج‌دارند و برنج می‌خواهند از مملکت صادر کنند، تعهد می‌کنند که قیمت برنج را به یک طرز معتدلی تا موقع برداشت محصول نگهدارند، اگر چنین تعهدی می‌کنند برای آن برنج چمپا که می‌خواهند صادر کنند ما به همان ترتیبی که وزارت دارایی تصمیم گرفته بود عمل می‌کنیم ولی اگر همچو تعهدی نمی‌کنند ما هم همپو عملی نمی‌کنیم نمی‌خواهیم صادر شود از آن صدی سی هم گذشته، از آن تعهد ارزی هم گذشته، آقایان مشورت کردند، آنها هم زیر بار نرفتند گفتند محل ما خالی است، اعتبار ندارد که صادر شود ملاحظه می‌فرمایید مطالبی گاهی پیدا می‌شود که وقتی دقت می‌کنید معلوم می‌شود مثلاً آقای معتمد دماوندی گفته است که اساساً برنج نیست و مردم در زحمت هستند باید اجازه صدور نداد آن وقت یک کسی برنجش را ببرد به سرحد که همین‌طور قاچاق کند آن را هم بهش اجازه بدهیم به ما بفروشد؟ چرا اجازه بدهیم (امینی - حمل به سرحد که قانوناً قدغن نیست) چرا قدغن است به هر صورت ما الزامی نداریم که هر کس هر چیزی را برداشت برد به سرحد و وسایل صدور آن نداشت و گمرک جلویش را گرفت دولت برود ازش بخرد به چه مناسبت برنج را بی‌جهت حمل کرده ببرد سرجای اولش بگذارد، عرض کنم که یک ایراد دیگری که آقایان گرفتند نسبت به بنده راجع به کاپوتاژ، آقای امینی فرمودند که کاپوتاژ مجاز نبوده بنده مجاز کردم، اصلاً به نظر من اشتباه فرمودند کاپوتاژ اگر مجاز نبود مردم ساحلی باید از گرسنگی بمیرند، اصلاً باید یک کاپوتاژی باشد که مردم از سواحل بروند جنس بیاورند هیچ‌وقت این موضوع نبوده است ولی یک چیز هست که باید جوابش را نمایندگان خوزستان و جنوب بدهند که جواب ندادند متأسفانه عرض کنم حتی آقای اقبال نماینده خراسان که نمی‌دانم کجا تشریف دارند ایشان هم تقاضا کردند الان دوسیه با امضای آقایان در وزارت دارایی و در گمرک هست حق بود که جواب ایشان را آقای اقبال بدهند که ندادند، عرض کنم که مطلب این‌طور بود که مردم سواحل بنادر ایران شکایت می‌کردند یک جاهایی که ارزاق نداشته می‌گفتند آخر مگر ما مردم ایران نیستیم هر کس که در تهران است باید راحت باشد قند و شکر ارزان برنج ارزان حتی به قول آقای سزاوار اسفناج ارزان هم داشته باشند ولی آن افرادی که در بنادر بود دیگر حق حیات ندارد، گفتند، که ما جنس می‌خواهیم- غله می‌خواهیم، برنج می‌خواهیم، این‌ها از کجا می‌آید به وسیله کاپوتاژ می‌آید، ما گفتم که ما می‌ترسیم که این کاپوتاژ باعث صدور بشود یعنی چون در ممالک مجاور ایران قحطی و سختی است ممکن است این اجازه باعث این بشود

+++

که این جنس‌ها را بدهند به آن ممالک، گفتند که رفتیم نشستیم با آن اشخاصی که شکایت داشتند و هم‌چنین با گمرک قرار گذاشتیم که اولاً جنس منظور به طور غیرمحدود مجاز نیست. به طور کاپوتاژ برود باید به اندازه سهمیه‌ای که هر بندری، یا هر جزیره‌ای از حیث خواربار احتیاج دارد این را در یک کمیسیونی که از معتمدین محلی تشکیل به شود، حالا اگر معتمدین محلی وجود ندارند به بنده چه، یک کمیسیونی تشکیل به شود از معتمدین محلی با رؤسای ادارات آنجا بنشینند و احتیاج هر بندر و یا جزیره‌ای را معلوم کنند و مطابق آن جنس که به بندر یا جزیره می‌برند سه برابر آن را تعهد بسپارند بعد آمدند گفتند 3 برابر زیاد است گفتیم دو برابر، گفتند آقا دو برابر هم شایدی یک بدبختی نداشته باشد که یک من برنج یا یک من جو بخواهد ببرد دو برابر آن اعتبار بانکی تعهد بسپارد گفتیم اگر آن آدم عضو یکی از ادارات باشد و مورد اعتماد مردم باشد آن را هم حرفی نداریم ، منظور عرضم این است که از یک بندر و یک جزیره به یک بندر و یک جزیره دیگر تحت نظر رؤسای ادارات محلی و معتمدین محلی بوده با تشخیص به این که آن بندر و آن جزیره چه قدر احتیاج دارد ورودش هم باید تحت نظر یکی از رؤسای ادارات و معتمدین محلی انجام بگیرد، اگر شما می‌فرمایید که رؤسای ادارات معتمدین محل آنجا که جنس رابه کاتوژ می‌برد همه نادرست هستند که خوب این مملکت نمی‌شود، این کار خطایی که بنده کردم و ایرادی که گرفتید این است، حالا اگر مجلس شورای ملی بگوید که مردم جزایر نروند جنس نبرند مرافعه‌ای که نداریم (خنده- حضار) بنده اطاعت می‌کنم ولی این با آقایان نمایندگان جنوب است که نگذارند تخلف بکنند و دزدی بکنند ولی عرض کردم نامه‌های آقایان پیش بنده است همه نوشته‌اند حتی آقای اقبال هم وارد بودند (احسنت) عرض کنم که باز مجدداً ایراد فرمودید بعد از آن ایرادات آقای شریعت‌زاده راجع به جیره‌بندی، من نمی‌دانم که این جیره‌بندی چه چیز معضل و مهمی است که این‌طور مورد بحث و مورد ایراد و اعتراض و استیضاح واقع شده است. آن دفعه عرض کردم که به طور قطع و یقین (می‌خواهید از همین مجلس به تمام ولایات تلگراف کنیم، جواب بگیریم) که الغاء جیره‌بنده بضرر یک عده معدودی بوده است و به نفع عده کثیری (صحیح است) این‌ها که به ضررشان بوده، چکار می‌کردند یک دسته آنها جیره اتباع خودشان را که می‌گرفتند یعنی کوپن اتباع خودشان را می‌گرفتند و در بازار آزاد می‌فروختند (صحیح است) یک مورد دیگر هم اشخاصی که مأمور بودند این قند و شکر را برسانند به دست مردم آنها هم نمی‌رسانیدند (صحیح است) و در میان راه می‌فروختند و نمی‌دادند به اشخاص، یک مورد دیگر هم این است که در مملتی که متأسفانه آمار نیست اصلاً جیره‌بندی معنی ندارد نتیجه‌اش این می‌شود که یک نفر اصلاً به کوپن نمی‌رسید و دیگری بیست تا کوپن توی بغلش است، این عده هم ضرر کردند به جهت اینکه اول ماه عوض یک کوپن کسی 20 تا کوپن می‌گرفت و 19 تای آن را در بازار آزاد می‌فروخت یکیش را هم می‌خورد این بود که عرض می‌کنم بعد از این مطمئن باشید که تمام مردم ایران. من نمی‌گویم که مطابق میل من باید انجام شده باشد مأمور در تمام قراء و دهات رفته باشد. یک قدری باید بیشتری مراقبت به شود یک نفر از قم آمده بود می‌گفت. روز عید نوروز بود که در صحن حضرت معصومه یک طبق بزرگی پر از نقل بود یک لری از این نقل‌ها یک سیر خرید. نمی‌دانم دو قران چه قدر. بعد توی دستش گرفت یک قدری نگاه کرد گفتم چرا نمی‌خورید بعد استنباط کردم که لر است. به زبان لری جواب داد گفت خدا شاهد است که چند سال بود این را نمی‌دیدم حالا خدا این وزیرالوزرا را عمرش بدهد که را آورد. و من دیدم دلم نمی‌آید و بخورم (صحیح است) (امینی - اینها را هم به حساب خودتان می‌گذارید؟) عرض کنم یک ایراد دیگری که آقای امینی فرمودند و البته این ایراد، من خودم هم حقیقتاً گاهی متأثرم متألمم خوابم نمی‌برد. آن ایراد این است که مستخدم یعنی آن که می‌آید چشمش- دستش سر ماه به صندوق دولت باشد زیاد شده است و این اشخاص هم هیچ دنبال‌کار دیگری نمی‌روند جز همین کاری که تا آخر ماه در خانه‌شان بخوابند یا این که توی خیابان‌ها بگردند و آخر برج بیایند حقوق بگیرند، آقا این‌ها سختی می‌خواهد استیضاح نکردن و سؤال نکردن سختی‌اش هم این است که آقا هر کسی که ممکن است در این مملکت باید نوکری را ول کند، خداحافظی کند برود خانه‌اش (احسنت) هر کسی که متمکن است آقا برود مگر این‌که دولت او را به یک جهتی احتیاج داشته باشد بگوید آقا تو منهدس راه‌سازی هستی من می‌خواهم سد بسازم قربانت هم م‌ روم متمکن هستی این‌قدر هم بتو می‌دهم بیا سدسازی کن تنها به استیضاح کار درست نمی‌شود، تنها به سؤال کار درست نمی‌شود من آقا امروز می‌گویم، از همین جا می‌گویم فرمودید یک تصویب‌نامه‌ای که در همان کابینه‌ای که آقا تشریف داشتید (امینی - بنده نبودم) یک تصویب‌نامه‌ای صادر شده که همه‌اش کمک به مستخدمین جزء است (امینی- من هم موافقم به مستخدمین کمک به شود) خدا پدرتان را بیامرزد، یک ماده دارد و اسم آن ماده 7 است تاریخی شده است ماده 7، این ماده 7 هم این است که اگر یک کسی تصدیق ابتدایی نداشته باشد و بعد از شهریور 1320 یا 1321 وارد خدمت شده بهش کاری نداریم برود دنبال کارش و 6 ماه حقوقش را می‌دهیم 6 ماه حقوقش را هم داده‌اند تعهد هم داده‌ و رفته است پی‌کارش بنابراین نمی‌انم که از مدرسه بیرون آمده بوده یا کار می‌کرده، درس که نمی‌خوانده تصدیق ابتدایی هم که ندارد، 6 ماه حقوق او را بهش داده‌اند و گفته‌اند که برو سر کارت مکرر می‌آیند به بنده می‌گویند که آقا این ماده را هم حذف کن حالا بنده این آدم را راهنمایی می‌کنم که یاید خدمت آقایان درب منزل آقا و آقایان (خنده حضار) این طور که نمی‌شود آقا باید تعدیلی در عده مستخدمین وزارت دارایی به شود. من هم اول از وزارت دارایی عرض می‌کنم اگر واقعاً علاقمند به مملکت هستید بایستی در وزارت دارایی تعدیل بشود، عده‌ای که مورد احتیاج هستند باشند و آنهایی که زاید هستند بروند اول عرض کردم آن‌هایی که دارایی دارند بروند سرکارشان محتاج نیستند که من یک ملکی بهشان بدهم که بروند زراعت کنند، خودشان بروند سرهرکاری که می‌خواهند، تا اینکه این کار درست بشود شما عقیده دارید که برای 19 نفر روزمزد، یک روزی بهتان گفتم که شکر را می‌دادند به یک کسی که روی کولش بگذارد ببرد توی دهات بفروشد متأسفانه نمی‌فروختند حالا ما به این‌ها می‌گوییم خوش آمدید دیگر با شما کاری نداریم (امینی - بنده خیلی متأسفم که آن روز آن 19 نفر را خدمت جناب‌عالی فرستادم) بایستی آقا همیشه روی اصول حرف بزنیدی که واقعاً از نظم و ترتیب می‌خواهید برقرار به شود (صحیح است) ولی اگر بخواهید روی حرف. مسموعات اعتراض بکنید استیضاح بکنید. دیگری بیاید سؤال کند و بگوید فلان مالیات را نگیرید و بعد استیضاح کند اینکه وضع مملکت نمی‌شود آقا. عرض کنم که یکی از ایرادات آقای سزاوار این بود که راجع به آن صدی 20 فرمودید که مالیات محرمانه بی‌سروصدا توی محاضر گرفته می‌شود آقا می‌فرمایید که این یکی را هم نگیریم عرض کنم که در محاضر مقرر شده به موجب یک تصویب‌نامه‌ای که از اشخاصی که معامله شرطی می‌کنند، اشخاصی که نفع می‌برند 20 از آنها گرفته شود آقا چه ضرر دارد که صدی بیست را به دولت بدهند (یکی از نمایندگان - 50 درصد بدهند ولی باید قانونی باشد) این جزو تصویب‌نامه‌ای بود که صادر شده بود و منهم موافق بودم این را جزء لایحه در روز 29 بهمن برای قانونی بودن آن تقدیم کردم، این آقای یمین اسفندیاری هم شاهدند که در آن لایحه هست (سزاوار - حالا دارند می‌گیرند) بلی دارند می‌گیرند به جهت این که در مجلس شورای ملی در قانون سه دوازدهم تصویب شده است که تصویب‌نامه‌هایی را که دولت لازم می‌داند لایحه‌اش را بدهد به مجلس، لایحه آن را دادم پس مخارج‌مان را از کجا تأمین کنیم از همین صدی بیست و همین قبیل مخارج مملکت را تأمین می‌کنیم، از کجا بدهیم؟ (صحیح است) آقای نراقی می‌خواهند قرض را هم بدهم راهش این است که کمیسیون قوانین دارایی را معلوم بفرمایید، لایحه دولت را مطالعه بفرمایید هر چه را که لازم می‌دانید باشد مطرح می‌فرمایید و تصویب می‌فرمایید ما اجرا می‌کنیم و هر چه را هم که لازم نبود حذف می‌کنید، بعد هم قانون می‌شود، مالیات می‌شود قانونی بدون کشمکش بعدها هم کسی را استیضاح نمی‌کنید، عرض کنم یک چیز دیگری که مکرر در مکرر راجع به آن صحبت شده موضوع اتومبیل‌ها است، عرض کنم اولاً بنده اتومبیلی نداشتم اتومبیل‌ها برای من فایده‌ای ندارد من اتومبیل فروش نیستم، من اتومبیل خر نیستم، گفتم که اتومبیل نباید در دست اشخاص باشد و من از اشخاصی بودم که در هیئت وزرا گفتم یکی دیگر از رفقا هم گفت که ما هم اتومبیل نمی‌خواهیم وزیر هم اتومبیل نمی‌خواهد عصایش‌اش را روی دوشش بگذارد برود تودی اتوبوس بنشیند بیاید به وزارتخانه‌اش (یک نفر از نمایندگان - وزیر باید اتومبیل داشته باشد) ولی مجلس خودش در قانون بودجه سه دوازدهم تصویب کرد که اتومبیل‌ها را جمع کنند، توی کمیسیون بودجه به بنده گفتند که اتومبیل‌ها را باید جمع کنید ما هم با کمال دقت، با کمال سرعت رنج بردیم زحمت کشیدیم، مقداری از اتومبیل‌ها را جمع کردیم یک مقدارش هم هست یک مقدارش هم تحویل گرفته شده و آن کسی که تحویل گرفته تحت مسئولیتش است و هیچ ممکن نیست که هیچ چیزش عیب بکند و او مسئول است بنده هم البته چون سر او هستم مسئول هستم و از آقای وزیر اقتصاد هم خواهش کردم که دیگر اتومبیل نگذارند بیاید توی این مملکت تا این اتومبیل‌ها فروش برود (فولادوند - چند عدد گرفته شده است؟) صورتش را حالا بنده ندارم اگر می‌دانستم می‌آوردم اینجا، عرض کنم که ما حالا ولایات را هنوز تمام نکرده‌ایم برای این که خواستیم مال تهران تمام به شود بعد هم به ولایات برسیم در تهران هم جز مال وزیران و معاونین و اشخاصی که هیئت وزیران تصویب کرده و بعضی از اتومبیل‌های سرویسی که به وزارتخانه‌ها داده شده اتومبیل دیگری نیست مثلاً فرض کنید که دانشکده پزشکی دانشگاه گفت من برای مریضخانه‌ها چند تا سرویس لازم دارم تصویب کردند و دادند یا گفت برای وزارت بهداری چند تا سرویس لازم دارم تصویب شده و داده شد در هر صورت این را بدانید که در یک

+++

 مملکتی که بعد از مدت‌ها عادت به امری از امور کرده‌اند حالا تصمیم بگیریم که آن امر را عوض نیم یا مثلاً وقتی که شب توی خانه‌مان می‌خوابیم صبح بلند می‌شویم می‌بینیم که اتومبیل‌ها جمع می‌شود البته آنهایی که دارند نمی‌خواهند بدهند ما کشمکش می‌کنیم آنها مقاومت می‌کنند و نمی‌خواهند بدهند، ما به زور می‌گیریم بعد برای سرویس می‌خواهند رسیدگی می‌کنیم می‌دهیم این ترتیب باید مرتب به شود حالا برای حل این موضوع اگر این بودجه 27 را تصویب بکنید تمام این نواقص را که فرمودید، تمام این ایرادات رفع می‌شود برای این که در بودجه یک ماده گذاشته شده است و دولت مکلف است در ظرف یک ماه صورت اتومبیل‌ها را، آن اتومبیل‌هایی را که لازم دارد، اگر می‌خواهید که وزیر اتومبیل داشته باشد، معاون اتومبیل داشته باشد بیاورند با دلایلش به کمیسیون بودجه و کمیسیون تصویب بکند (صحیح است) و بقیه‌اش جمع بشود (صحیح است) به هر صورت آقا این‌ها یک مسائلی است که باید مجلس، کمیسیون بودجه و کمیسیون‌های مربوطه با دولت همکاری بکنند، روی نظر صلاح و مصلحت مملکت کار خودشان را پیش ببرند و الّا با سؤال و جواب و اعتراض و استیضاح هیچ چیز حل نخواهد شد. عرض کنم یکی راجع به تصویب نامه‌ها فرمودند. تصویب‌نامه‌هایی که در دولت سابق صادر شده است سرقت است، الان که در اینجا بنده ایستاده‌ام سرقت شده است اما یک قسمتش را که واقعاً زائد بود آنها را لغوش کردیم و گفتیم این‌ها زاید است و لازم نیست و لغو شد. آن چیزهایی که لازم بود لایحه برایش به مجلس تقدیم کردیم و بنده نمی‌توانم لایحه را هم با فشار و اصرار یا بچه وضعی از مجلس بگذرانم، بنده فقط وظیفه داشتم که لایحه را تقدیم مجلس بکنم و در یک قسمت دیگر هم عقیده بنده شاید با عقیده دیگر و با عقیده همکارانمان یا با هیئت وزیران هنوز توافق پیدا نکرده است و اصل مطلب همین است از جمله آقا مسئله تصویب‌نامه‌های استخدامی است ، بنده از روزی که این بودجه سه دوازدهم مطرح بود عرض کردم و حتی به آقایان نمایندگان هم که ضمن بودجه هم بحث می‌کردند عرض کردم که این تصویب‌نامه‌ها را اگر بخواهیم رد کنیم می‌فرمایید تشنج شده است. تشنج این است که بنده اگر بگویم که فلانکس برود آن وقت هیاهو و داد و فریاد بلند می‌شود و می‌گویند دولت فلان است، این تشنج است که یک اداره‌ای را که لازم نداریم منحلش کنیم این که نمی‌شود باید دولت با کمک مجلس یک سیاستی برای کار مملکت پیش بگیرد و وقتی که این سیاست را پیش گرفت و تصویب کرد و قبول کرد بایستی حتماً اجرا به شود تشنج و این حرف‌ها را من نمی‌توانم قبول بکنم با شوخی و قربان و صدقه کار مملکت درست نمی‌شود. عرض کنم که این مسایل استخدامی اینطور است که یک چیزهایی گذشته حالا بنده نمی‌دانم آن موقع خوب بوده یا نه، حالا این‌طور شده آن وقت الان بنده می‌توانم بگویم تمام آنهایی که تصویب شده اینها تصدیق به شود؟ این محال است و راجع به استخدام و تصویب‌نامه‌های استخدامی بایدی همه رسیدگی به شود، همیشه نفع مملکت آقا مقدم بر همه است، این نمی‌شود آقا باید این مسئله رسیدگی بشود، باید رعایت نفع مملکت را کرد، مثلاً می‌فرمایید از ساعت‌ساز یا از سبزی‌فروش یا نمی‌دانم از کی چرا مالیات می‌خواهی از یک طرف هم می‌گویید که آن سبزی‌فروش شلتاق می‌کند آن شلتاقش را باید چکار بکنیم؟ باید مالیات از او گرفت، پس این صحبت را نفرمایید که فلان سبزی‌فروش با فلان تاجر یا فلان زارع نباید مالیات بدهد اگر کسی یک درآمدی دارد بایستی ازش گرفت، اگر کسی بهش احتیاج ندارید باید عذرش را خواست اگر یک کسی و روی یک اصولی که صحیح نبوده استفاده کرده باید ازش پس گرفت خلاصه این است که آقا اشکال تصویب‌نامه‌های استخدامی این است. خود مستخدمین هم می‌دانند که یک چیزهایی در آنجا هست که مطابق اصول استخدام نیست البته این وضع به نفع مملکت نیست ولی به نفع اشخاص هست این است که برای پس گرفتن آنها ایجاد تشنج می‌شود، این وضع که نمی‌شود آقا، اینجا ایراد گرفتید به بنده آقای امینی که شما این‌همه داد صرفه‌جویی می‌زنید و بودجه‌تان چطور بود تعادل نداشت چرا لوایحی با صرفه‌جویی آوردید من آقا یک لایحه آوردم تقدیم مجلس کردم، آن هم لایحه کمک به مستخدمین جزء است بنده دیدم که دو سه سال است همه نوع مساعدت به مستخدمین کل شده است و به مستخدمین جزء هیچ‌گونه مساعدتی نشده است.

بنده هم آن لایحه را برای مستخدمین جزء آوردم و تقدیم مجلس کردم (نمایندگان - بسیار خوب بود آقا) عرض کنم دیگر نمی‌دانم که چه لایحه‌ای آورده‌ام، اما راجع به مسئله نان و ارزاق آقا این جا آقایان اشاره فرمودید آقایان باید توجه داشته باشند این امر آقا از اختیار بشر خارج است، و آن امر این است که در عراق و هندوستان خشکسالی شد و قحطی شده بود محصول آن طور که باید به دست نیامد این محال است وقتی که اطراف مملکت خشکسالی شده است و محتاج به ارزاق هستند محال است که به شود از یک کار بی‌رویه‌ای جلوگیری نمود (بعضی از نمایندگان- مسئولیت این را بدهید به دست آقای سپهبد وزیر کشور که با یک قدری فشار جلوگیری کنند این کار نانوایی یک قدری فشار لازم دارد)......

آقا با فشار یک گندم دو گندم نمی‌شود به هر صورت آقا این موضوع که عرض کردم این است که آقا ایراد می‌گیرند به این کسر تعهدات در خزانه این یک چیز خیلی‌خیلی تازگی داشت عرض کنم که ترتیب این بوده است که یک درخواست‌هایی در حدود احتیاج مملکت از وزارتخانه‌ها صادر می‌شود می‌رود و به آن درخواست‌ها رسیدگی می‌شود این می‌آید به وزارت دارایی و از آنجا می‌رود به یک اداره و این درخواست‌ها مورد رسیدگی قرار می‌گیرد بعد می‌رود به خزانه آن‌ها درجه درجه است یک درجه‌اش خیلی مهم و فوری است که فوراً پرداخته می‌شود و یک درجه دیگر هم هست که به تدریج داده می‌شود مثلاً وزارت جنگ برای بعضی از احتیاجات که دارد یک دفعه نمی‌خواهد ده دفعه مثلاً احتیاج پیدا می‌کند و درخواست می‌کند و به تدریج حواله صادر می‌شود بنده حالا از دو سه ماه پیش خواستم یک قدری دقیق بشوم گفتم هر روز باید موجودی خزانه پیش ما و آن دفتر و حواله دهنده و فرستنده درخواست باشد که او هم تا آن قدر که می‌تواند درخواست بفرستد دیگر درخواستی در خزانه نماند بنابراین می‌فرمایید که تعهدات پرداخت نشده همیشه یک تعهدات پرداخت نشده بوده در حالی که منتهی عواید سال 1326 هفتاد میلیون تومان است ولی اولاً این درخواست‌ها نمی‌بایست پرداخت بشود این یک چیز مهمی نیست و آن جیز مهم است که آلان آقای نراقی فرمودند و گریبان بنده را گرفتند و فرمودند که این را تصویب بکن که ما بودجه را بگذرنیم عرض کردم این را که بنده امروز تعهد بکنم و بعد از 6 ماه بدهم این کار و این اعتبار در بودجه 27 منظور شده است اگر بودجه 27 را الان تصویب بفرمایید من می‌توانم بگویم که آقا در 6 ماه دیگر این پول را می‌دیم ولی اگر تصویب نکنند آقایان، من نمی‌توانم با رأی خودم یا رأی کسی که جانشین من می‌شود البته این اشکال تولید می‌کند که بعد بگویند این آدم آمده یک تعهدی در مجلس شورای ملی کرده است.... (بعضی از نمایندگان - تنفس بفرمایید) اما اگر بودجه سال 1327 را تصویب بکنند البته من ترتیب پرداخت آن را هم خواهم داد اما اگر آن طوری که آقای نراقی فرمودند بکنم این آقا قابل انجام نیست.

نمایندگان- کافی است آقا.

یمین اسفندیاری- بعدازظهر جلسه باشد

رئیس - پیشنهادی رسیده است که قرائت می‌شود.

(پیشنهاد آقای رفیع به شرح زیر قرائت شد)

مقام ریاست محترم مجلس شورای ملی پیشنهاد می‌کنم که جلسه امروز عصر برای اتمام کار دولت تشکیل شود (صحیح است).

رضوی - بنده مخالفم.

رفیع - لایحه یک دوازدهم که همه آقایان موافق بودند امروز متأسفانه تمام نشد (صحیح است) بنابراین باید جلسه را برای یک دوازدهم صبح و عصر تشکیل بدهیم و اغلب آقایان هم فریاد می‌کنند که ما کار داریم نمی‌رسیم بنده موافقت می‌کنم که جلسه صبح شنبه باشد.

سزاوار - یکشنبه.

رئیس - پیشنهاد دیگری رسیده است که قرائت می‌شود.

(پیشنهاد آقای رضوی به شرح زیر قرائت شد)

پیشنهاد می‌کنم جلسه را ختم جلسه آینده به روز شنبه موکول فرمایند.

رئیس - آقای رضوی.

رضوی - بنده دو کلمه عرض دارم و آن این است که امروز جلسه را ختم فرمایید مذاکرات به قدر کافی شده است حالا یک نفر نماینده محترم هم باید نطق خودش را بکند آن وقت روز شنبه ما همین کار را می‌کنیم و هم کار دولت را و آن وقت روز یکشنبه را هم تعطیل خواهیم کرد از این جهت بود که بنده عرض کردم و می‌خواهم حالا از مقام محترم ریاست استدعا کنم که راجع به لایحه یک دوازدهم امروز عصر کمیسیون رسیدگی بکند که برای صبح شنبه حاضر باشد ولی یک کلمه هم که می‌خواستم عرض کنم که آقای وزیر دارایی هم تمام دفاع خودشان را فرمودند ولی در عین حال یک حقی هم از مجلس تضییع شده است و آن این است که از دولت حاضر استیضاح به عمل آمده و مجلس هم در موارد موافقت با دولت مساعدت‌های لازم را دریغ نکرده است اگر نظر آقایان باشد با این‌که سابقه نداشت جلسات پی‌درپی تشکیل شود جلسات تشکیل شد تا این که کار آقایان به راه افتاد و الان در مورد استیضاح هم یک کار قانونی انجام گرفت و همه آقایان ملاحظه فرمودند که با خلوص نیت هر روز که مجلس تشکیل است می‌آیند و می‌نشینند و تصمیم مقتضی گرفته می‌شود (صحیح است) من عقیده دارم که دولت نسبت به این موضوع اظهار نگرانی ننماید و نتایج این را متوجه مجلس ندانند.

3- موقع و دستور جلسه بعد - ختم جلسه

رئیس - مخالفی نیست؟ (نمایندگان - رأی، رأی )

ساعت هشت و نیم صبح جلسه خواهد بود کمیسیون بودجه هم گزارش یک دوازدهم را حاضر کنند.

(مجلس پنجاه دقیقه بعدازظهر ختم شد)

رئیس مجلس شورای ملی - رضا حکمت

+++

 

                   

یادداشت ها
Parameter:294369!model&5137 -LayoutId:5137 LayoutNameالگوی متنی کل و اخبار(مشروح مذاکرات)