کتابخانه، موزه و مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی


صفحه اصلی » مشروح مذاکرات » مشروح مذاکرات مجلس ملی » دوره هفدهم مجلس ملی

0.0 (0)
مشروح مذاکرات مجلس ملى، دوره ‏17
[1396/05/29]

جلسه: 59 صورت مشروح مذاکرات مجلس روز پنجشنبه 25 دى ماه 1331  

فهرست مطالب:

1- تصویب صورت مجلس

2- تقدیم اساسنامه شرکت ملی تلفن ایران جهت ارجاع کمیسیون پست و تلگراف به وسیله آقای وزیر پست و تلگراف و تلفن

3- معرفی آقای دکتر ملک‌اسمعیلی به معاونت سیاسی و پارلمانی نخست‌وزیر به وسیله آقای کاظمی نایب نخست‌وزیر

4- استرداد تبصره لایحه اختیارات به وسیله آقای نایب نخست‌وزیر

5- طرح لایحه اختیارات آقای دکتر محمد مصدق نخست‌وزیر

6- تعیین موقع و دستور جلسه بعد - ختم جلسه

مشروح مذاکرات مجلس ملى، دوره ‏17

 

 

جلسه: 59

صورت مشروح مذاکرات مجلس روز پنجشنبه 25 دى ماه 1331

 

فهرست مطالب:

1- تصویب صورت مجلس

2- تقدیم اساسنامه شرکت ملی تلفن ایران جهت ارجاع کمیسیون پست و تلگراف به وسیله آقای وزیر پست و تلگراف و تلفن

3- معرفی آقای دکتر ملک‌اسمعیلی به معاونت سیاسی و پارلمانی نخست‌وزیر به وسیله آقای کاظمی نایب نخست‌وزیر

4- استرداد تبصره لایحه اختیارات به وسیله آقای نایب نخست‌وزیر

5- طرح لایحه اختیارات آقای دکتر محمد مصدق نخست‌وزیر

6- تعیین موقع و دستور جلسه بعد - ختم جلسه

 

مجلس ساعت ده و سه ربع صبح به ریاست آقاى مهندس رضوى (نایب رئیس) تشکیل گردید.

1- تصویب صورت مجلس‏

نایب رئیس - اسامى غایبین جلسه قبل قرائت مى‌شود.

(به شرح زیر قرائت شد)

غایبین بااجازه - آقایان: مشار - احمد فرامرزى - اورنگ.‏

غایبین بى‌اجازه - آقایان: دکتر امامى - عبدالرحمن فرامرزى - شاپورى - صراف‌زاده - پارسا - راشد - دکتر ملکى.‏

دیرآمدگان بااجازه - آقایان: نبوى - مهندس غروى - منصف - کهبد - امیرافشار.

دیرآمدگان بى‌اجازه - آقایان: زهرى - حائرى‌زاده - دکتر کیان.‏

غایبین در رأى - آقایان: هدى یک رأى - حائرى‌زاده یک رأى.‏

نایب رئیس - نسبت به صورت جلسه اعتراضى هست؟ آقاى کهبد

کهبد - یک مختصر اشتباهى در عرایض پریروز بنده شده است که تصحیح می‌کنم و به اداره تندنویسى مى‌دهم.

نایب رئیس - بسیار خوب آقاى ذکایى‏

ذکایى - تلگراف‌هایى از اهالى خلخال مبنى بر پشتیبانى از جناب آقاى دکتر مصدق رسیده است که تقدیم مقام ریاست می‌کنم.‏

نایب رئیس - آقاى وکیل‌پور بفرمایید.

وکیل‌پور - در صورت جلسه قبل بنده عرض کردم که تقصیر شاید با ریاست معظم مجلس باشد در همان روز هم عرض کردم که معذرت مى‌خواهم خواستم عرض کنم که مقصود قصور بوده و از مقام ریاست عذرخواهى می‌کنم‏.

نایب رئیس - آقاى مدرس‏

مدرس - در عرایض جلسه گذشته بنده اشتباهاتى شده که تصحیح می‌کنم و می‌دهم به تندنویسى و ضمناً تقاضاى سى نفر از آقایان نمایندگان را تقدیم می‌کنم مبنى بر این که لایحه دولت مربوط به موافقت‌نامه ترانزیتى بین ایران و ترکیه در دستور قرار بگیرد و چند تلگراف هم از تبریز مبنى بر پشتیبانى از دولت جناب آقاى دکتر مصدق رسیده است که تقدیم می‌کنم.

نایب رئیس - آقاى پارسا

پارسا - بنده با اجازه هیئت محترم رئیسه به آذربایجان رفته بودم براى مرخصى و دیشب وارد شدم و جزو غایبین بى‌اجازه نبودم.

نایب رئیس - اجازه شما هنوز در کمیسیون محاسبات تصویب نشده است. آقاى انگجى فرمایشى دارید؟

انگجى - بلى طوماری است از گلپایگان رسیده است راجع به عدم شرکت بانوان در انتخابات که تقدیم می‌کنم.‏

نایب رئیس - آقاى مصدقى‏

مصدقى - تلگرافى است از تبریز رسیده است به امضاى عده زیادى از وجوه اهالى تبریز که ضمن اظهار اعتماد علاقه نسبت به دولت از تحریکاتى که مى‌شود اظهار نگرانى کرده‌اند آن را تقدیم می‌کنم.

نایب رئیس - رسیدگى مى‌شود آقاى شهیدى‏

شهیدى - تلگرافى است از فارغ‌التحصیلان دانشسراى اصفهان براى پشتیبانى از دولت که تقدیم می‌کنم.

نایب رئیس - در صورت مجلس دیگرى نظرى نیست (اظهارى نشد) صورت مجلس جلسه سه‌شنبه 23 دی ماه تصویب شد. چند نفر از آقایان تقاضاى نطق قبل از دستور کرده‌اند وقت هم دیر است (جمعى از نمایندگان - دستور، دستور) آقاى خلخالى جنابعالى هم گله‌مند نمی‌شوید چون وقت دیر است با موافقت آقایانى که تقاضا کرده‌اند از نطق قبل از دستور صرف‌نظر مى‌شود.

دکتر شایگان - فقط اجازه بفرمایید چند تا از طومارهایی که رسیده است تقدیم کنیم. نطق نمی‌کنیم‏

نایب رئیس - اگر جنابعالى بخواهید بفرمایید آقایان دیگر مقدم هستند.

دکتر شایگان - بسیار خوب بعد تقدیم می‌کنم.‏

 2- تقدیم اساسنامه شرکت ملى تلفن ایران جهت ارجاع به کمیسیون پست و تلگراف به وسیله آقاى نخست‌وزیر پست و تلگراف و تلفن

نایب رئیس - وارد دستور مى‌شویم آقاى وزیر پست و تلگراف‏

وزیرپست و تلگراف - خاطر آقایان نمایندگان محترم مستحضر است که در 25 آذر لایحه ملى شدن تلفن از تصویب مجلس شوراى ملى گذشت و طبق ماده 2 آن لایحه تمام مؤسسات شرکت سابق تلفن ازتاریخ سه‌شنبه شانزدهم دی ماه به تصرف دولت درآمد و طبق مواد دیگر این لایحه کمیسیون‌هایى که مصرح است تشکیل شده از نظر تعیین بهاى سهام و پرداخت قیمت آن به صاحبان سهام و ضمناً مقرر است که اساسنامه شرکت را بایستى دولت تدوین بکند و پس از تصویب کمیسیون پست و تلگراف به موقع اجرا بگذارد اینک اساسنامه شرکت که در 32 ماده تدوین شده و هیئت

+++

‌دولت هم تصویب فرمودند تقدیم مى‌شود که به کمیسیون پست و تلگراف براى تصویب نهایى ارسال بشود و ضمناً از آقایان اعضاى کمیسیون تقاضا دارم که این اساسنامه را هر چه زودتر تصویب بفرمایند که شرکت از بلاتکلیفى در بیاید و نظریات اصلاحى آقایان نمایندگان محترم را به موقع اجرا بگذارد.

3- معرفى آقاى دکتر ملک‌اسمعیلى به معاونت سیاسى و پارلمانى نخست‌وزیر به وسیله آقاى کاظمى نایب نخست‌وزیر

نایب رئیس - آقاى کاظمى‏

وزیر دارایى - بنده از طرف جناب آقاى نخست‌وزیر آقاى دکتر عزیزالله ملک‌اسمعیلى را به معاونت سیاسى و پارلمانى نخست‌وزیر معرفى می‌کنم (مبارک است. مبارک است)

4- استرداد تبصره لایحه اختیارات به وسیله آقاى نایب نخست‌وزیر

نایب رئیس - لایحه تقاضاى اختیارات دولت مطرح است در کلیات آقاى دکتر بقایى مخالف هستند تشریف ندارند؟ (حائرى‌زاده - بنده هستم) آقاى حائرى‌زاده.

وزیر دارایى - بنده چند کلمه عرض داشتم‏.

نایب رئیس - بفرمایید آقاى حائرى‌زاده چند دقیقه تأمل بفرمایید.

کاظمى (نایب نخست‌وزیر) - بنده مى‌خواستم خاطر آقایان را متوجه بکنم به تبصره‌اى که ضمیمه بود به لایحه تمدید اختیارات چون در جلسه گذشته مذاکراتى در مجلس شوراى ملى شد و آقاى مجدزاده پیشنهادى فرمودند که مورد موافقت همه آقایان قرار گرفت و دیگر مثل این است که ابهامى در این خصوص باقى نیست بنده با اجازه آقاى نخست‌وزیر این تبصره را مسترد مى‌دارم و میل دارم که این مطلب را بالصراحه در اینجا عرض بکنم که همان طور که آقاى وزیر کشور دو بار در اینجا به عرض نمایندگان محترم رسانیدند هیچ وقت دولت منظورى نداشته است که منجر بشود به این که آن پیشنهاد بشود حالا براى این که این موضوع مرتفع شده باشد بنده بالصراحه عرض مى‌کنم و ممکن است در صورت مجلس قید بشود که اگر در ضمن لایحه انتخابات جدید راجع به حد نصاب تغییرى حاصل شود دوره هفدهم تقنینیه مجلس شوراى ملى مشمول آن نخواهد بود و این را استدعا می‌کنم که در صورت مجلس نوشته بشود و آن تبصره هم به این ترتیب مسترد می‌شود.

6- طرح لایحه اختیارات آقاى دکتر محمد مصدق نخست‌وزیر

نایب رئیس - لایحه اختیارت مطرح است آقاى دکتر بقایى چون حاضر شده‌اند نوبت ایشان است. بفرمایید آقاى دکتر بقایى‏

دکتر بقایى - بنده براى انجام وظیفه اى که به عهده من واگذار شده است با این که به دولت جناب آقاى دکتر مصدق رأى اعتماد داده‌ام و تا وقتى که ایشان بخواهند کار بکنند و تقاضاى رأى اعتماد بکنند باز هم خودم و آقاى زهرى که نماینده حزب زحمتکشان ملت ایران هستیم به ایشان رأى اعتماد خواهیم داد ولى با کمال تأسف مجبور هستم با تقاضاى اختیاراتى که ایشان از مجلس کرده‌اند مخالفت بکنم و چون بیان دلایل این مخالفت ممکن است از حد مقرر در آیین‌نامه تجاوز بکند قبلاً از آقایان محترم تقاضا مى‌کنم اجازه بفرمایند که تمام استدلالات خود را به عرض مجلس مقدس شوراى ملى برسانم:

بودم آن روز من از طایفه دردکشان‏

که نه از تانک نشان بود و نه از تاک نشان‏

آن روزی که ما مبارزه را در همین مجلس شروع کردیم. آن روزهاى تاریک و خطرناک اسفند ماه 1327 یعنى در همان مواقعى که به دستور انگلستان مجلس مؤسسان در این مملکت تشکیل شده بود در همان مواقعى که مى‌خواستند قانون اساسى ما را پایمال بکنند آن روز هیچ این حرف‌ها نبود ما براى یک مبارزه بسیار بزرگى خودمان را آماده کردیم و وارد مبارزه شدیم. در آن روز ما سه نفر بودیم یکى آقاى حائرى‌زاده یکى آقاى حسین مکى یکى هم بنده حقیر دیگر هیچ این چیزها نبود تمام نفس‌ها در سینه‌ها حبس شده بود صدا از کسى بیرون نمى‌آمد چند روز پیش از این که من از کرمان به تهران بیایم آن قانون مطبوعاتى که در آن موقع به آن می‌گفتیم قانون ننگین و حالا باید بگوییم خیلى قانون خوبى بود آن قانون مطبوعات حکمفرما بود و چنان هم حکمفرما بود که توى روزنامه‌ها هیچ مطلبى نمی‌گذاشتند نوشته بشود و توى چاپخانه هم هیچ چیز نمى‌گذاشتند چاپ بشود اگر آقایان نمایندگان محترم به خاطر داشته باشند یک عریضه سرگشاده‌اى که در بدو تحصن به پیشگاه اعلیحضرت همایونى نوشته بودم با تمام جهد و کوششى که کردم در هیچ چاپخانه‌اى حتى چاپخانه مجلس شوراى ملى نگذاشتند چاپ بشود و این مدرک تاریخى را من نگاهداشتم که حروفچینى آن عریضه شده بود غلط‌گیرى شده بود غلط‌گیرى آخر که نمونه سوم باشد که براى اجازه چاپ پهلوى من آورده بودند آن هنوز نزد من باقى است دستور دادند که چاپ نشود و به همین جهت آن عریضه را در ابتداى استیضاح خودم به عرض مجلس شوراى ملى رساندم آن روز ما شروع به مبارزه کردیم براى حفظ آزادى براى حفظ قانون اساسى و براى اصولى که قسم خورده بودیم آن اصول را ما حفظ کنیم. من اکنون شرمنده هستم از تمام بیاناتى که خود من و سایرین علیه قانون مطبوعات اقبال زنگنه پشت این تریبون کردیم شرمنده هستیم تا آن مبارزه عجیب را شروع کردیم ملت ایران بیدار شد ملت ایران امیدوار شد و با یک رشادت و غیرتى که در کمتر ملتى می‌توان سراغ کرد با شکم گرسنه و تن برهنه قیام کرد و بزرگترین شکست را به بزرگترین امپراطورى دنیا داد در نتیجه همان تلاش و همان مبارزات بالاخره به خواست خداوند موفق شدیم یک دولت ملى که منظور همه بود سر کار بیاوریم دولت آقاى دکتر مصدق شروع به کار کرد و الحق در زمینه سیاست خارجى بسیار خوب عمل کرد و به همین جهت با وجود ناروایى‌هایى که در سیاست داخلى وجود داشت ما همه را تحمل کردیم براى این که سیاست خارجیمان پیشرفت بکند اکنون براى من بسیار دردناک است که در اینجا وظیفه‌اى را باید انجام بدهم که مورد پسند اکثریت نخواهد بود ولى یک نکته‌اى را باید حضور آقایان عرض کنم آن روزى که در کرمان تصمیم به مبارزه گرفتم آن روز دستوراتى از مرکز مى‌رسید که مردم را مجهز بکنند براى مجلس مؤسسان و تظاهراتى آنجا بکنند. تلگرافات بفرستند در آن روز انتظار کشیدم که یک کسى در تهران شروع به مبارزه بکند و من هم از کرمان برایش دست بزنم چون تا آن وقت وارد مبارزه نشده بودم و فکر هم نمی‌کردم که یک روزى مجبور به مبارزه بشوم و روی هم رفته هم رفقایمان مى‌دانند که یک آدم تنبلى هستم (صحیح است) صحیح است می‌دانم ولى در آن روزها که شاید یک هفته تمام خواب به چشم من نرفت خیلى فکر کردم تمام عواقب و خطرات را سنجیدم ولى بالاخره به این نتیجه رسیدم که در موقعى که اراده انگلستان تعلق گرفته است بر این که دفتر مشروطیت ما بسته شود ولو این که ما شکست بخوریم ولو این که نابود بشویم باید یک نفر پیدا شود و بگوید نه. مدت‌ها انتظار کشیدم که یک کسى این (نه) را بگوید در کرمان انتظار کشیدم ولى صداى این نه را نشنیدم بعد یک شب با خودم فکر کردم که تو یا باید همین جا بمانى و از تمام ادعاها و افتخارات خودت چشم بپوشى باید بگویى من پسر میرزا شهاب کرمانى نیستم و باید بگویى هر چه ده سال در مدارس و دانشکده راجع به حق و آزادى درس دادم غلط کردم و دروغ گفتم و تزویر کردم یا این که باید بروى تهران و مخالفت بکنى گرفتن این تصمیم براى من خیلى سخت بود کسانى که آن روزها وارد سیاست بودند به خاطر دارند که دوران بسیار خطرناکى بود من تصمیم خودم را گرفتم و دست به یک عملى زدم که اسمش انتحار بود انتحار سیاسى و اجتماعى. در تهران دو نفر همان طور که عرض کردم همراه من بودند هم فکر و هم عقیده من بودند یکى آقاى حائرى‌زاده یکى آقاى حسین مکى ما سه نفر وارد مبارزه شدیم. نمی‌خواهم جریان مبارزه را بگویم ولى در تمام طول این مبارزات هدف و شعار من و دوستان خارج از مجلسم که به هم فکرى و همکارى من شتافته بودند یکیش این آقاى زهرى است که الان در مجلس در خدمت آقایان هست.

شعارى که ما براى خودمان انتخاب کردیم این بود که ما براى راستى و آزادى قیام کردیم و تصمیم گرفتیم که از اصول خارج نشویم یک مرتبه با یک استدلالى که به نظر صحیح مى‌آید از اصول خارج شدیم ولى تجربه نشان داد که این استدلال‌ها صحیح نبوده است و به این جهت پیروى از شعارى که از اول انتخاب کرده بودیم نمودیم و دیگر امیدوارم تا آخر عمر دچار چنین اشتباهى نشوم ما یک هدف‌هایى معین کردیم که در روزنامه شاهد نوشته شد دو ماه بعد از آن که در روزنامه شاهد نوشته شد و روى آن مقالاتى نوشته شد دو ماه بعد از روزنامه شاهد همان هدف‌ها به عنوان هدف جبهه ملى در مملکت ایران منتشر شد و تا این ساعت هم در چنین مجلسى این مطلب را عرض نکرده بودم ابتکار نویسندگان روزنامه شاهد و دوستان من بود و این افتخار را ما داریم روزنامه‌هایش هم هست هر کس می‌خواهد مى‌تواند مراجعه کند و ببیند دو ماه بعد از آن که ما به عنوان هدف خودمان آن را معرفى کردیم این‌ها به عنوان هدف جبهه ملى قبول شد. اینها چند چیز بود یکى الغاى قانون مطبوعات اقبال زنگنه یکى. یکى اصلاح قانون حکومت نظامى و یکى اصلاح قانون انتخابات و بالاخره آخریش موضوع نفت اگر من از لطف و مرحمت آقایان محترم یک قدرى زیاد استفاده می‌کنم و این مطالب را در اینجا عرض می‌کنم براى این است که عملى که الان دارم انجام می‌دهم و این خوشبختى را دارم که می‌توانم با نهایت سربلندى پشت این تریبون به عرض ملت ایران برسانم که حزب زحمتکشان ملت ایران هم در این امر با من موافقت دارند و دیشب در شوراى فعالین حزب تصمیم گرفته شد و تصویب شد که به نام حزب با لایحه اختیارات مخالفت بکنیم ولى تمام این تفاصیل مانع از این نیست که ما به خوبى توجه داریم که در شرایط امروز این عمل ما آنچنان چیزی است که به آن انتحار سیاسى می‌گویند براى این که ما الان در یک وضعى قرار داریم که همان ایرادى را که من به کابینه ساعد مى‌گرفتم به کابینه دکتر مصدق باید بگیرم. همان طور که در زمان کابینه ساعد نمى‌گذاشتند صداى ما به ملت ایران برسد امروز هم اجازه نمی‌دهند که این رادیو در تمام مملکت صداى ما را بلند بکند این همان ایراد هست و ما باید برخلاف جریان شنا بکنیم همه می‌دانند که اگر کسى بخواهد با جریان

+++

‌برود می‌تواند با لباس خودش را بیندازد توى رودخانه رودخانه او را مى‌برد ولى اگر کسى خواست برخلاف جریان شنا بکند باید اول لباس‌هایش را در بیاورد که بتواند چند قدمى شنا بکند و این که این خاطرات گذشته را من حضور آقایان عرض می‌کنم این در حکم همان در آوردن لباس است. اینها را دانه دانه در مى‌آورم که مخالف جریان شنا بکنم. عکس‌العملش را هم به خوبى می‌دانم تلگرافات تنفر نطق‌هاى رادیو مقالات روزنامه‌ها کشف شدن این که با انگلستان با آمریکا با روسیه به ما پول داده استناد به رادیوهاى بیگانه ولى اینها را ما کهنه کرده‌ایم اینها را پیش از این هم دیده‌ایم یک دفعه دیگر پشت همین تریبون گفتم من شتر نقاره‌خانه هستم حالا هم تکرار می‌کنم از این که توى رادیو مرا آلت دانسته یا ندانسته یا مزدور اجنبى بدانید بیم و هراسى ندارم براى من فقط چیز حساب مى‌شود و آن این است که پیش وجدان خودم و پیش خداى خودم سرافکنده نباشم براى من همین کافى است. عرض می‌کردم آن موقع که در کرمان تصمیم به مبارزه گرفتم با وجود این که یک سال و چند ماهى بود که وکیل مجلس بودم ولى در سیاست وارد نبودم و هیچ سر رشته‌اى هم نداشتم حالا هم اطلاع زیادى ندارم حالا هم اقرار می‌کنم ولى یک چیز راهنماى من بود و آن الهام قلبى بود او مرا راهنمایى کرد. گفت باید بروى و این وظیفه خودت را انجام بدهى هر چه می‌خواهد بشود بیشتر آقایانى که در اینجا تشریف دارند، چه کسانى که در آن موقع در مجلس بودند و چه کسانى که در مجلس نبودند یادشان هست که مى‌آمدند توى همین اطاق بازرسى و مرا از این کار منع مى‌کردند مى‌گفتند که نرو ولى روى آن الهام باطنى که به من امر داده بود برو وظیفه است انجام بده تمام اوامر و تقاضاهاى دوستان را رد کردم. حالا هم همین طور است حالا هم آن الهام قلبى به من مى‌گویند این اختیارات به صلاح مملکت نیست در این مدت خدا مى‌داند چقدر دوستان صمیمى من آمدند که آقا این چه کاری است که دارى می‌کنى؟ این انتحار است. این خودکشى است نابود مى‌شوى. چه مى‌شوى مثل عبدالقدیر آزاد مى‌شوى. تمام اینها را به من گفته‌اند البته از روى دوستى و محبت. ولى وقتى که من تشخیص دادم وظیفه این است که آنچه را که به نظرم حقیقت می‌رسد بگویم و وظیفه خودم را انجام بدهم و به خوبى مى‌دانم که کوچکترین تأثیرى نخواهد داشت به خوبى مى‌دانم که مجلس به این لایحه اختیارات رأى خواهد داد (حائرى‌زاده - همچو اطمینانى نداشته باشید) معذلک پرده درى نمی‌کنم. مطالبى را هم که شایسته نیست نمی‌گویم. فقط به آقایان محترم عرض می‌کنم که موقعى که رأى مى‌دهند به این لایحه اختیارات و مى‌آیند این جا رأى‌هاى سفیدشان را مى‌اندازند توى ظرف رأى یک فکر بکنند. جوابش را هم از ایشان نمى‌خواهم جواب‌شان را هم مى‌دانم چیست فکر کنید که اگر این رأى را رأى مخفى مى‌دانند باز همین رأى را مى‌دادند یا نه؟ ما براى راستى و آزادى قیام کردیم و تمام تلاش خودمان را هم در این راه کرده‌ایم. یکى از هدف‌هاى ما از بین بردن قانون مطبوعات اقبال زنگنه بود. آمدیم‏ سعى کردیم کوشش کردیم اختیارات براى دولت تحصیل کردیم به این امید که این هدف‌هایى که ما داشتیم و شاید انجامش به وسیله مجلس مقدور نبود یا مشکل بود به وسیله این اختیارات انجام بگیرد اگر آقایان محترم به خاطر داشته باشند یکى از دلایلى که براى اختیارات ذکر مى‌شود یکى از قوى‌ترین دلایل این بود که در این موقع که سیاست خارجى ما را در مضیقه اقتصادى قرار داده باید یک فکرى براى رفع این بحران اقتصادى بکنیم و یکى از این فکرها مالیات بر ثروت است. یکى از دلایل اساسى اختیارات این بود آقایان. و چون ممکن است در مجلس به سهولت نگذرد ممکن است در کمیسیون‌ها مدفون بشود این اختیارات را بدهیم تا این مالیات بر ثروت آن هم براى یک بار گرفته بشود. آقایان جلسه خصوصى قبل از اختیارات خاطرشان هست که جناب آقاى دکتر مصدق تشریف آوردند صحبت کردند که این مالیات گرفته بشود آن روزهاى اول هم که اختیارات گرفته شده بود یک سر و صدایى شد حتى گویا یک طرحى هم تهیه شد شاید هم دستور اجرایى داده شد بعد تمام شد. از آن که خبرى نشد. یکى دیگر رفع سختى معیشت بود که بایستى یک فکرى براى آن بشود یکى از این فکرها هم تقلیل کرایه‌خانه بود که آن هم به همین وسیله مى‌بایست انجام بگیرد از آن هم خبرى نشد، نشد، نشد تا بعد از مد‌ت‌ها که گفتیم و نوشتیم و شنیدیم اخیرا شنیدم یک لایحه‌اى براى تقلیل ده درصد امضا شده است در صورتى که وقتى بخواهند یک چنین لایحه‌اى را به امضا برسانند بایستى اول فکر بکنند که در علم اقتصاد کرایه‌خانه یک تناسبى دارد با درآمد اشخاص و باید آن تناسب را در نظر بگیرند درآمد متوسط افراد را هم در نظر بگیرند و آن وقت روى این یک فکرى بکنند یعنى آن کارگر بیچاره‌اى که روزى سه تومان حقوق می‌گیرد و ماهى چهل تومان کرایه اطاق مى‌دهد فرضاً چهار تومان ازش کسر شود این به چه دردش می‌خورد؟ حالا راجع به اینها نمی‌خواهم صحبت بکنم یکى از روزهایى که در خدمت آقاى دکتر مصدق در لاهه بودیم صحبت مى‌شد از اختیارات و کارهایى که باید بشود ایشان فرمودند که باید یک فکرى براى مطبوعات بکنیم یک قانون مطبوعات بنویسیم بنده به ایشان عرض کردم که من امیدوارم که این اختیارات را مجلس به جنابعالى بدهد ولى از براى خدا دیگر صحبت قانون مطبوعات را نکنید اصلاً قانون مطبوعات نکبت دارد و تا یک ساعت بعد از ظهر تمام براى ایشان استدلال کردم و به همان دلیل دعوتى که براى تنظیم قانون مطبوعات کردند رد کردم و گفتم صلاح نیست مطبوعات را مى‌شود اصلاح کرد اما نه به وسیله قانون اگر عمل دولت‌ها صحیح نباشد هیچ قانونى نمی‌تواند اصلاح بکند ولى خوب مد شده بود که قانون مطبوعاتى بنویسند نوشتند و این را در معرض افکار عمومى گذاشتند این چیزى است که بعضى از آقایان مى‌آیند اینجا به رخ مى‌کشند که در معرض افکار عمومى مى‌گذارند بعد از آن که در معرض افکار عمومى گذاشتند دو ماده‌اى اضافه شد معنایش این بود که در نتیجه مراجعه به افکار عمومى این دو ماده اضافه شده یکیش این است که اگر به یکى اهانتى در مطبوعات شده باشد یا اهانت تلقى کند طبق قانونى که اول در معرض افکار عمومى گذاشته بودند این شخص مى‌توانست شکایت بکند و به شکایتش رسیدگى بشود و در صورت ثبوت پدر مدیر روزنامه را در بیاورد ولى در این اصلاحى که کرده‌اند نوشته شده در صورتى که آن شخصى که خودش را طرف توهین دیده تقاضا بکند از دادستان روزنامه طبق تقاضاى او توقیف مى‌شود و بعد رسیدگى می‌کند و چنانچه حق با آن شخص بود روزنامه و دستگاهش مطابق قانون مطبوعات تنبیه مى‌شود و مجازات مى‌شوند چنانچه آن شخصى که ادعاى توهین کرده محکوم شد نمی‌گویند فوراً همان محکمه غرامت روزنامه را معین بکند مدیر روزنامه مى‌تواند به مراجع صالحه مراجعه بکند و خسارت خودش را مطالبه بکند شما را به خدا فکر بکنید که اگر این دو ماده را در قانون اقبال زنگنه عقل‌شان رسیده بود و گذاشته بودند ما هیچ روزنامه‌اى در آن موقع مى‌توانستیم انتشار بدهیم؟ یکى از آنها شکایت مى‌کرد روزنامه را توقیف مى‌کردند ولى این ریزه‌کاری‌هایى که در این قانون شده در قانون اقبال زنگنه عقل‌شان نرسیده بود بگذارند در این قانون نوشته‌اند کارمند دولت نمی‌تواند روزنامه داشته باشد کارمند نفت هم نمی‌تواند داشته باشد و قس على ذلک آن وقت آقا فرضاً می‌رفت به محکمه و وقتى که نمى‌توانست ثابت بکند که توى روزنامه بهش توهین شده و آن تقاضاکننده را محکوم بکنند آن وقت مدیر بیچاره روزنامه باید برود به یک محکمه دیگر و آن کاغذ را هم ببرد که محکمه آقاى نبوى را محکوم کرده است که بی‌خود گفته است که بهش توهین شده حالا شما تعیین خسارت بکنید این شش سال طول مى‌کشد که تا رسیدگى بشود و از زندگیش وا می‌ماند و تازه نتیجه‌اى هم نمی‌گیرد براى این که روزنامه خسارت مادى نمی‌تواند براى خودش معلوم بکند خسارت معنوى هم قابل تفویض نیست ...

نایب رئیس - آقاى دکتر بقایى وقت جنابعالى که طبق آیین‌نامه مقرر بوده تمام شده اگر تقاضاى اضافى دارید بفرمایید که از مجلس رأى بگیرید.

نایب رئیس - چقدر وقت می‌خواهید؟

دکتر بقایى - چهار ساعت‏

نایب رئیس - ماده 89 خوانده مى‌شود.

(به شرح زیر قرائت گردید)

ماده 89- الف حداکثر مدت نطق در جلسه علنى به قرار ذیل خواهد بود.

1- براى استیضاح سه ساعت‏

2- براى مذاکره به اعتبارنامه نمایندگان اعم از مخالف یا موافق یا نماینده‌اى که طرف اعتراض واقع شده و همچنین براى هر یک از ناطقین در برنامه دولت یک ساعت‏

3- براى اظهارت مخالف و موافق نسبت به لوایح و طرح‌ها و توجیه طرح قانونى یا توضیحات مخبرى که از لایحه دفاع می‌نماید و همچنین در موقع تقاضاى رأى اعتماد از طرف دولت نیم ساعت.

4- براى دفاع از توهین یا تحریف نطق یا سؤال از وزیر و توضیح ثانوى در مقابل جواب وزیر و توضیح در باب پیشنهادات اصلاحى و توجیه پیشنهاد کفایت مذاکرات و مخالفت با آن و توضیح پیشنهاد فوریت یا عدم فوریت 15 دقیقه.

5- براى توضیح در پیشنهادات جمعى شور دوم مذاکره در ماده 123 پنج دقیقه.

ب - در مورد استثنایى ممکن است مدت نطق در موارد فوق به رأى مجلس اضافه شود ولى این رأى بدون مذاکره به عمل مى‌آید.

ج - براى مذاکره در باب لایحه بودجه سالیانه کشور و عهدنامه‌ها و مقاوله‌نامه‌ها و امتیاز مدت نطق غیرمحدود خواهد بود.

نایب رئیس - مقصود قسمت اخیر بود که آقایان توجه کامل داشته باشند بنده عقیده‌ام این است که براى یک ساعت رأى بگیریم بعد اگر لازم شد خود ایشان اجازه خواهند خواست آقایانى که با یک ساعت اضافه مذاکره آقاى دکتر بقایى موافقت دارند قیام بفرمایند (اکثر برخاستند) تصویب شد. بفرمایید

دکتر بقایى - از این که هنوز آزادى نطق باقى مانده و آقایان لطف کردند و اجازه دادند که بنده بقیه عرایضم را به عرض برسانم تشکر می‌کنم صحبت در قانون مطبوعات بود گفتم این دو ماده‌اى که بهش اضافه کرده‌اند بعد از مراجعه به افکار عمومى فقط یک ماده کسر داشت که آن هم اگر یک دفعه دیگر پس از اختیارات جدید مراجعه کنند به افکار

+++

‌عمومى بهش اضافه مى‌شود و آن این است که هر کس روزنامه یا مجله بنویسد تیر باران خواهد شد بعد از آن همه رنج و تلاش و جان کندن و مبارزه و حبس رفتن و تبعید آمده‌ایم قانون مطبوعاتى نوشته‌ایم که حتى جناب آقاى دکتر سنجابى رئیس سابق دانشکده حقوق اینجا آمدند گفتند این قسمت اولش خوب است ولى این دو ماده‌اش را قبول ندارم (دکتر سنجابى - بنده از ماده 90 استفاده می‌کنم) آقاى دکتر شایگان هم استفاده کنند ایشان هم استاد دانشکده حقوق هستند (دکتر شایگان - مفتخرم) آقاى دکتر معظمى هم بیایند استفاده کنند ایشان هم استاد دانشکده حقوق هستند براى همه‌تان ماده 90 درست می‌کنم (دکتر معظمى - آقاى دکتر بقایى بنده در دوره 15 راجع به قانون مطبوعات اظهارنظر کردم در بایگانى مجلس هست مطالعه بفرمایید) در روزنامه شاهد هست منتشر می‌کنیم (دکتر معظمى - تمام را منتشر کنید عین آنچه را که من گفته‌ام منتشر بکنید) روزنامه شاهد را ملاحظه بکنید دارم منتشر می‌کنم ولى من با اجازه آقایان محترم و با اجازه ملت ایران که به من اجازه دادند مى‌خواهم کارى بکنم که دیگر کسى نتواند اینجا بگوید که بنده هم آن روز مخالف بودم ولى صلاح نبود (تظاهرات تماشاچیان) (زنگ رئیس)

نایب رئیس - تماشاچى‌ها آرام باشند.

دکتر بقایى - خواهش می‌کنم که آقایان تماشاچیان محترم وظیفه بنده را سنگین نکنند و هیچ نوع اظهار تنفر یا بیانى نکنند این کارها جز این که صبحت مرا قطع بکند هیچ فایده‌اى نخواهد داشت. بعد آمدیم به قانون دوم ولى پیش از قانون دوم یک مطلب دیگرى باید عرض بکنم خدمت آقایان استدلالى که آقایان می‌کنند این است که آقا این که مطبوعات نمى‌شود همه‌اش فحش‌نامه است همه‌اش تهدید است همه‌اش چى هست باید یک فکرى کرد مطبوعات را اصلاح کرد بنده وقتی که این صحبت‌ها مى‌شد یک جواب داشتم چون هیچ وقت نمی‌خواهم منفى ببافم جواب را در ابتداى دوره شانزدهم در روزنامه شاهد نوشتم که تنها راه اصلاح مطبوعات گذشته از این که دولت‌ها نباید خودشان مطبوعات بد را پرورش بدهند تا آنها بتوانند شورش بکنند یا پرخاش بکنند این است که یک قانون بر ضد شانتاژ بگذرانید قانون شدیدى که در همه جاى دنیا هست کلمه فارسى شانتاژ را متأسفانه نمى‌دانم چیست (ناصر ذوالفقارى - خرابکارى) یک نوعى از تهدید است یک شخصى سندى از یک کسى به دست آورده است توى روزنامه مى‌نویسد که گزارشى راجع به عملیات آقاى فلان به این روزنامه رسیده است و ما بعد از تحقیق آن را درج خواهیم کرد این یک معنایى دارد و وقتى که توى روزنامه این را مى‌نویسد معنایش این است که آقاى فلان ما از بعضى کثافت‌کارى‌هاى تو خبر داریم و اگر بیایى اینجا خدمت ما برسى سکوت می‌کنیم ولى اگر حق‌السکوت نرسد آبرویت را توى روزنامه مى‌ریزیم این یک چیزى است که در همه جاى دنیا براى این قوانین بسیار شدیدى هست یک دفعه هم در پشت تریبون این مطلب را عرض کردم در بیشتر از ممالک متمدنه امروز این قانون به این ترتیب هست که اگر یک شخصى شانتاژ کرد حالا خواه به وسیله روزنامه خواه به وسیله تلفن و یا به وسیله نامه و یا به وسایل دیگر شانتاژ کرد ولو این که در محکمه بتواند صحت ادعاى خودش را ثابت بکند از مجازات مصون نخواهد بود پرونده آن شخص که پته‌اش روى آب افتاده یک چیز جداگانه‌اى است که باید بهش رسیدگى شود پرونده این شخص شانتاژ‌کننده هم جداگانه‌اى است که باید بهش رسیدگى شود پرونده این شخص شانتاژ‌کننده هم جداگانه است و به شدت مجازات خواهد شد با وجود این که این مطلب تذکر داده شد توى این قانون مطبوعات در صورتى که بتواند ثابت بکند از مجازات مصون است نبود در صورتی که تنها راه اصلاح مطبوعات همان بود و این که روزنامه‌هاى فحاش را دولت‌ها به وسایل مستقیم و غیرمستقیم نپرورانند ولى گفتند نه آقا این قانون لازم است در موارد استثنایى قانون استثنایى لازم است الان یک ماه است که قانون مطبوعات جدید که روى آقاى دکتر زنگه و ساعد و رزم‌آرا را سفید کرده امضا شده و به موقع اجرا گذاشته شده بنده مى‌خواهم ببینم که طبق این قانون جلوى کدام فحش را گرفته‌اند؟ فقط این مطلب را مى‌دانم که یکى از روزنامه‌هایى که یک قدرى پایش را کج گذاشته بود دستور توقیف مدیرش صادر شده بود بعد از این که یک حمله شدیدى به بنده و به آقاى مکى و آقاى حائرى‌زاده کرد از سر تقصیرش گذشتند دو سه روزى حبس رفت و آمد بیرون. قانون شدیدتر از این هم بنویسید جلوى مطبوعات را نخواهد گرفت ماها خودمان را اصلاح بکنیم مطبوعات اصلاح‌پذیر هست این اوراقى که به اسم روزنامه هر روز در مى‌آید اینها آقایان اگر درآمد نداشته باشند در نمى‌آیند فحش مى دهند زندگى می‌کنند مردم هم تفاوت بین روزنامه واقعى و این روزنامه‌ها مى‌گذارند و کسانى که خیلى میل داشته باشند راجع به این موضوع اطلاعاتى به دست آورند ممکن است به توزیع جراید مراجعه بکنند ببینند آن روزنامه‌هاى فحاش چند تا چاپ مى‌شود و چند تا به فروش مى‌رسد اینها به خودى خود از بین مى‌روند ولى لازم نبود که طبق قانون اختیارات یک چنین قانون مطبوعاتى امضا بشود ولى چیزى که از قانون مطبوعات به مراتب خجلت‌آورتر است (پیه یک توبیخ دیگر را هم به تن خود مالیدم) این قانون امنیت اجتماعى است آقایان به خاطر دارند که دولت در روزهاى آخر قبل از تعطیل مجلس تاریخش را به خاطر ندارم یک لایحه‌اى براى قانون حکومت نظامى به مجلس آورد چون در فراکسیون ادامه نهضت ملى با آن قانون مخالفت شد دولت آن لایحه را پس گرفت چند روزى هم حکومت نظامى نبود بعد آن چند روز مواجه شد با زد و خوردهایى که توده‌اى‌ها با بعضى دستجات دیگر در کوچه‌هاى تهران مى‌کردند که راجع به ماهیت آن هم نمى‌خواهم وارد شوم یک روز آقاى دکتر مصدق بنده را احضار کرد رفتم خدمت ایشان بنا بود جلسه‌اى تشکیل بشود از آقاى دکتر شایگان و آقاى مهندس زیرک‌زاده و آقاى مهندس حسیبى و آقاى شمس قنات‌آبادى و بنده برخلاف همیشه بنده زودتر رفته بودم یک لایحه‌اى را دادند بنده خواندم متأسفانه رونوشتش را ندارم اسمش قانون امنیت اجتماعى بود ولى خیلى بهتر و ملایم‌تر از این قانون امنیت اجتماعى فعلى بود من وقتی که این لایحه را خواندم نمى‌دانم و نمى‌خواهم توصیف کنم که چه حالى به من دست داد همین قدرش را مى‌توانم بگویم که این دستهایم جمع شد که این قانون را پاره کنم بیندازم زمین و از در بیرون بیایم ولى خوددارى کردم براى این که آن وقت دیدم تمام این مبارزات تمام این جان کندن‌ها تمام این وعده‌هایى که ما به مردم‏ دادیم منجر به یک چنین قانونى بشود خوددارى کردم و سکوت نمودم. آقاى دکتر مصدق فرمودند که نظرت چیست؟ عرض کردم که من اطلاعات حقوقى ندارم این را باید از آقایان اساتید حقوق بپرسید فرمودند که من خواستم نظر تو را بدانم بهشان عرض کردم بسیار قانون بدى است و هیچ زیبنده جنابعالى نیست که چنین قانونى را امضا کنید فرمودندکه آقاى دکتر شایگان موافقت کرده‌اند (دکتر شایگان - همچو چیزى نیست اگر چنین فرمایشى هم فرمودند درست نیست) تمامش را می‌گویم اجازه بفرمایید در این ضمن آقایان دوستان تشریف آوردند قبل از این که آقایان تشریف بیاورند من خدمت آقاى دکتر مصدق عرض کردم که این قانون از لحاظ اصولى صحیح نیست از لحاظ عملى هم صحیح نیست براى این که در این قانون اختیار همه چیز یک عده از افراد را به دست رئیس اداره رئیس کارخانه رئیس کارگاه رئیس شرکت داده و ما مى‌دانیم هنوز این دستگاه اصلاح نشده اشخاص فاسد هنوز در رأس دستگاه ها هستند در خیلى از جاها خانواده‌ها هستند و اینها به استناد این قانون با ملیون خرده حساب پاک می‌کنند و تنها کسانى که مشمول این قانون خواهند بود کسانى که خواهند بود که این نهضت را ایجاد کرده‌اند در این ضمن جناب آقاى دکتر شایگان تشریف آوردند و لایحه را دادند که آقاى مهندس زیرک‌زاده و آقاى مهندس حسیبى بخوانند بنده رفتم خدمت آقاى دکتر شایگان به ایشان عرض کردم که آقاى استاد محترم دانشکده حقوق و رفیق عزیز بنده و آزادى‌خواه من به شما تبریک می‌گویم که شما با این قانون موافقت کرده‌اید ایشان همین طور که الان گفتند فرمودند که هیچ همچو چیزى نیست من موافقت نکرده‌ام گفتم که آقاى دکتر مصدق فرمودندکه شما موافقت کرده‌اید ایشان در جواب فرمودند که من به آقاى دکتر مصدق عرض کردم که این قانون یک حربه دودمى است همین طورکه ممکن است بر علیه مخالفین مملکت به کار برود ممکن است بر علیه ملیون هم به کار برود و قانون خوبى نیست آقاى دکتر شایگان همین طور است؟ (خطاب به تندنویسان) عرض بنده را تصدیق کردند یادداشت کنید با ایشان که صحبت می‌کردم یعنى با همین دوست عزیزم آقاى دکتر شایگان ایشان گفتند الان یک موقعیت بسیار باریکى است دارند تحریکاتى می‌کنند ما مجبوریم این قانون را بیاوریم یا قانون حکومت نظامى را برقرار بکنیم و چون در فراکسیون با قانون حکومت نظامى موافقت نشده مجبوریم این قانون را بیاوریم گفتم آقا از یراى خدا بروید یزید را زنده کنید و فرماندار حکومت نظامیش کنید و شمر را هم دادستان حکومت نظامى بکنید ولى اسم این قانون را نیاورید که این بى‌اندازه نازیبا است که از طرف ما تفوه به چنین قانونى بشود چون گرفتارى داشتم پاشدم که مرخص بشوم جناب آقاى دکتر مصدق فرمودند که ما می‌خواستیم راجع به این قانون بحث کنیم بنده به ایشان عرض کردم که من تمام نظریاتم را خدمت جناب آقاى دکتر شایگان عرض کردم و ایشان به عرض‌تان خواهند رسانید آقاى دکتر شایگان همین طور بود؟ (دکتر شایگان - صحیح است) آمدم بیرون دو روز بعد حکومت نظامى برقرار شد ما هم قبول کردیم چون یک شرارت‌هایى مى‌شد که مى‌بایست جلوگیرى بشود بعد یک روز ظهر که از مجلس رفتم اگر اشتباه نکنم ظهر پنجشنبه بود چون این جریان را من به طور خلاصه براى بعضى از دوستانم تعریف کرده بودم دیدم به من تلفن می‌کنند که آن قانون امنیت اجتماعى کذایى را امضا کرده‌اند گفتم چطور همچو چیزى مى‌شود گفتند بله رادیو گفته بعد تحقیق کردم دیدم که بله امضا شده بعد متنش را به دست آوردم دیدم به مراتب بدتر و زننده‌تر از آن چیزى بود که آن روز ما با آن مخالفت کردیم براى این که آن قانون اولى فقط شامل کارگران و کارمندان دولت بود این قانون شامل تمام ملت ایران شده در آن قانون اولى فقط داد و فریاد و جنجال جرم قابل تعقیب بود در این قانون قصد هم جرم شناخته شده اگر کسى قصد اخلال داشته باشد مشمول ماده دو قانون امنیت اجتماعى مى‌شود من آمدم مجلس به آقایان مراجعه کردم که آقا این چطور قانونى بود؟ گفتند ما اطلاع نداریم گفتم پس چطور امضا شده؟ گفتند ما خبر نداریم. بنده رفتم خدمت جناب آقاى دکتر مصدق با

+++

‌ایشان مفصلاً صحبت کردم گفتم آقا این قانون که بنا بود به امضا نرسد گفتند دادم اصلاحش کردند. اگر آن متن اولش به دست مى‌آمد آن وقت آقایان مى‌دیدند که اصلاح یعنى چه؟!

بعد مفصل صحبت کردم استدلال کردم به بنده فرمودند اگر همچنین است تو در مجلس مخالفت بکن و من این قانون را لغو می‌کنم به این جهت یک روز بنده آمدم اینجا مصدع اوقات آقایان محترم شدم و راجع به این قانون صحبت کردم و سؤال نمودم که آیا کسى هست که با این قانون موافقت داشته باشد؟ هیچ کس جواب نداد و در خاتمه عرایض خودم عرض کردم که از طرف تمام نمایندگان مجلس شوراى ملى از جناب آقاى دکتر مصدق تقاضا مى‌کنم که قانون را لغو بکنند همین طور بود؟ (چند نفر از نمایندگان - بلى) صورت مجلس‌ها هست بعد در اطراف این صحبت‌هاى زیادى شد و قرار شد که یک سو کمیسیونى از طرف فراکسیون تشکیل بشود و راجع به این موضوع اصلاحات بکند آن سو کمیسیونى را تشکیل دادیم معلوم شد هیچ کدام از آقایان قانون را نخوانده بودند بعد هم گفتند آقا این قانون براى مدت محدود است مثل این که اصول را براى مدت محدود می‌شود زیر پا گذاشت ولى بزرگترین اشتباه دوست عزیز من و قاضى اختصاصى ایران در دیوان دادگسترى لاهه جناب آقاى دکتر سنجابى همین است که اصول را براى مدت محدود هم نباید زیر پا گذاشت (دکتر سنجابى - شما به لایحه اختیارات براى شش ماه چرا رأى دادید اصول بود یا نبود؟) من نمى‌خواستم بگویم در پرده گفتم که یک دفعه اشتباه کردم و دیگر تکرار نمى‌کنم (دکتر سنجابى - چرا اشتباه کردید اشتباه شما حرف است ولى مال ما اصول است بنده مى‌پرسم از شما چرا به لایحه اختیارات شش ماهه رأى دادید؟) در اول صحبتم گفتم که یک دفعه اشتباه کردم و بعد فهمیدم که اشتباه است نخواستم مطلب را بشکافم براى این که این صحبت‌هایى را که در مجلس می‌کنم بى‌اندازه براى من دردناک است براى این که باید به مخالفت با لایحه کسى صحبت کنم که یکى از پایه‌هاى حکومتش روى دوش من قرار دارد و هنوز هم قرار دارد باید به مخالفت با لایحه کسى صحبت کنم که در دنیا مرد اول سال شناخته شده باید براى مخالفت با لایحه کسى صحبت کنم که مظهر ملیت و غیرت شناخته شده و همین‌طور هم هست اگر بگذارندش همین طور هم هست و به همین جهت تا آنجایى که مقدورم باشد سعى می‌کنم مطالب را در لفافه بگویم در ابتداى صحبتم عرض کردم که یک مرتبه اشتباه کردم و آن دفعه منحرف شدم از اصول روى یک استدلال‌هایى که به نظرم صحیح آمد ولى نمى‌خواستم بشکافم چون فرمودید مجبور شدم من وقتى گفته بودم هیچ عملى آقایان در دنیا مستمر نیست تمام چیزها در دنیا محدود است.

روزگار و هر چه دروى هست بس ناپایدار است‏

اى شب هجران تو پندارى برون از روزگارى‏

همه چیز محدود است ولى به عنوان محدود بودن نمى‌شود اصول را زیر پا گذاشت و این زیبنده نیست کسانی که استاد دانشکده حقوق هستند با سکوت خودشان از جرم شناختن قصد دفاع بکنند این زیبنده نیست و این را هم امروز عرض می‌کنم که آن کسانى که قصد را جرم نمى‌دانند اگر اینجا نگویند و ساکت بنشینند ملت ایران آنچنان قضاوت خواهد کرد که اینها قصد را جرم مى‌دانند و من مى‌خواهم اینجا این آزادى‌خواهان استاد دانشکده حقوق بگویند که چطور قصد جرم است این محصول اختیارات است یک محصول دیگرى هم داد اینجا بنده روى اطلاعاتى که از وضع آشفته دهاقین داشتم اگر آقایان محترم به خاطر داشته باشند این جا یک اعلام خطرى کردم و یک نطق قبل از دستور راجع به این موضوع ایراد کردم و بعد هم یک طرحى براى 15 درصد تهیه شد و به امضاى 53 نفر از آقایان نمایندگان محترم مجلس رسید آن لایحه بیست درصد را آوردند در مجلس قبلاً راجع به این موضوع صحبت‌ها شده بود مفصلاً بحث شده بود بنده خدمت آقاى نخست‌وزیر هم عرض کرده بودم که این 15 درصد که ما فعلاً پیشنهاد کرده‌ایم یک علاجى فورى است براى جلوگیرى از هزاران مفسده اوضاع خوب نیست و این یک مسکنى است وقتى که این تمام شد یک سال فرصت هست که یک قانون صحیح کشاورزى نوشته شود و مجلس هم موافقت خواهد کرد ولى ایشان پافشارى کردند و لایحه را فرستادند به مجلس موقعى آن لایحه به مجلس رسیده بود که به فوریت‌هاى 15 درصد رأى داده شده بود جناب آقاى کاظمى نایب محترم نخست‌وزیر تقاضا کردند که آن طرح نمایندگان فعلاً مسکوت بماند و آن لایحه رویش عمل نشود در جواب تقاضاى ایشان بنده از طرف آقایان محترمى که آن طرح را امضا کرده بودند اینجا صحبت کردم و از آقاى نخست‌وزیر خواهش کردم که 15 درصد را به همان ترتیبى که در طرح پیش‌بینى شده بپردازند هر چه بخواهند کمیسیون‌بازی‌ها و بازی‌هاى دیگر بکنند با همان پنج درصد بکنند که فعلاً رعایا یک چیزى گیرشان بیاید و به آن جریاناتى که در آن وقت پیدا شده بود و حالا هم دنبال می‌شود خاتمه داده شود به این تقاضا هم ترتیب اثرى ندادند روز پنجشنبه که مجلس تعطیل شد خاطرم نیست چندم بوده بنده خدمت ایشان رسیدم و راجع به لایحه اجراى بیست درصد انتقادهایى که به این لایحه بود اضافه بر آنچه که در مجلس عرض کردم گفتم و بعد هم از طرف سازمان کشاورزى حزب زحمتکشان ملت ایران یک نامه مفصلى در چهار صفحه دایر به ایرادات نسبت به آن لایحه بیست درصد خدمت ایشان فرستادم چون بنده این رویه را در زندگى سیاسى و اجتماعى خودم داشته‌ام و امیدوارم همیشه داشته باشم که پیش این که بیایم و پشت این تریبون تمام راهنمایى‌هایى که ممکن است مى‌روم که کار به اینجا نرسد انتقادات خودم را به طور خصوصى مى‌گویم یا پیغام می‌کنم یا با نامه انتقاد می‌کنم که آن نقصیه رفع بشود بعد اگر نشد مى‌آیم از پشت تریبون یا از تریبون روزنامه استفاده می‌کنم بعد از تمام صحبت‌هایى که شده بود شروع کردند به عمل کردن آن لایحه شروع به عمل که شد معلوم شد که لایحه مزخرفى است باز هم براى یک توبیخ دیگرى حاضر هستم اصلاً بعضى جاها حساب طورى بود که با حسابى که در آن لایحه 38 ماده‌اى کرده بودند رعایا مى‌گفتند ما اجرایش را نمى‌خواهیم براى این که طبق این لایحه لایحه ابلهانه بیست درصد در بعضى نقاط مملکت اجرا شد یک چیزى هم رعیت مى‌بایست دادنى باشد از یکى از قصبات نزدیک قزوین شرحى براى من نوشته بودند با یک حساب طولانى که رعیت طبق این لایحه 600 تومان به سهمش افزوده می‌شد و 1800 تومان باید از جیبش بدهد.

نایب رئیس - آقاى دکتر بقایى انتقاد جنابعالى محتاج به الفاظ تند نیست.‏

دکتر بقایى - گفتم بنده براى توبیخ حاضرم.‏

نایب رئیس - لایحه‌اى اگر مورد انتقادتان است لازم به استعمال الفاظ تند نیستید بفرمایید.

دکتر بقایى - چون تا آن حدى که مربوط به خودم باشد حاضر به تحمل همه چیز و دندان روى جگر گذاشتن هستم در تمام این جریاناتى که گذشت خیلى چیزها را تحمل کردم بعد از این هم تحمل می‌کنم ولى وقتى که آن چیزى که من مصلحت مى‌دانم پایش پیش بیاید نمی‌توانم تحمل بکنم و در عین حال این مطلب را هم عرض کنم که یکى از آرزوهاى من و آرزوى صمیمانه من این است که آنچه مى‌گویم اشتباه باشد و آنچه که می‌گویم غلط باشد و آنچه که تصور می‌کنم صحیح نباشد من در اشتباه باشم رأیى که به اختیارات داده خواهد شد صحیح باشد این آرزوى من است به هر حال این لایحه را شروع کردند به عمل دیدند عملى نیست گر چه یک بخشدار و یک فرماندار را به عنوان این که به موقع خودش عمل نکرده بودند با بوق و طمطراق و رادیو و روزنامه اعلام کردند که چون اهمال کرده است پدرش را در مى‌آورند در قصبه شالرامن قزوین بود من خوشوقت شدم و گفتم خوب این لایحه در تمام مملکت اجرا شده فقط در قصبه شالرامن اجرا نشده است بعد تحقیق کردم و معلوم شد در هیچ جا اجرا نشده حالا نمى‌دانم چطور شده این بخشدار آمده جلو یک فرماندار یک جاى دیگرى بود که او را تعقیب کردند که این اهمال کرده و قانون را اجرا نکرده بعد معلوم شد که در فرماندارى این شخص سیصد تا ده هست یادم نیست فرماندارى کجا بود (زهرى - شهسوار) بلى شهسوار تمام فرماندارى عبارت است از یک فرماندار و یک منشى که یک چشمش کور است و یک تبانى که نمى‌دانم چطور است و اینها قانون را هم برایشان نفرستاده بودند هیچ وسیله‌اى نداشتند که 300 نسخه از روى قانون تهیه کنند و به همه جا بفرستند این فرماندار نوشته بود که خوب من این قانون را چطور به این سیصد ده برسانم به عنوان اهمال توبیخ شد یا نشد نمى‌دانم بالاخره توى روزنامه‌ها یک چیزهایى بود ماه‌ها گذشت بعد از امضاى این قانون دولت اقدام به چاپ این قانون نکرد که براى دهات بفرستند تازه وقتى شروع به عمل کردند باز هم چاپ نکردند بعد آمدند یک اصلاح دیگر کردند که آن را به عنوان دومین لایحه اصلاحى سهم کشاورزان فرستادند به مجلس که الان در کمیسیون خاص مطرح است باز یک مدت دیگر که گذشت دیدند آن هم عملى نیست یک اصلاحى هم همین پریروزها کردند و لایحه‌اش را فرستادند در صورتی که اگر دستگاه صحیحى بود انتقاداتى که شده بود مى‌بایستى مطالعه بکند. چون بنده این خوشوقتى را دارم که از اول این اصلاحاتى را که کردند در انتقادات خود پیش‌بینى کردم نامه‌اش در دفتر نخست‌وزیرى موجود هست و یک مقدار دیگرى هم پیش‌بینى کردم که هنوز بهش نرسیده‌اند لابد در لایحه اصلاحى پانزدهم خواهند رسید خوب این قانونى که اجرا نشد هر جا خواستند اجرا بکنند نتیجه‌اش خونریزى و خرمن‌سوزى و این چیزها شد این اگر مى‌آمد در مجلس در کمیسیون خاصى مثل این که حالا هست روى مطالعه عمل مى‌شد چه عیبى داشت؟ آقایان محترم به خاطر دارند که در بسیارى از نقاط ایران خرمن‌سوزى‌هایى شد این خرمن‌سوزى‌ها را خواستند بگذارند به حساب حزب زحمتکشان ملت ایران در صورتی که این خرمن‌سوزى‌ها در جاهایى مى‌شد که ما شعبه نداشتیم و هنوز هم نداریم و من از آقاى وزیر کشور تقاضا می‌کنم که راجع به این عرضى که می‌کنم یک تحقیق صحیحى بکنند و ببینند فقط در دهاتى که حزب زحمتکشان ملت ایران شعبه دارد بدون سر و صدا بدون جنجال این عمل انجام شد جز بعضى دهات که مالکینش طماع بودند و نمى‌خواستند قانون را اجرا بکنند و آن منجر شد به این که آن شوراى دهى که طبق این قانون انتخاب شده بود و تشکیل شده بود شوراى ده را بیندازند توى حبس

+++

‌(وزیرکشور- خرمن‌سوزى‌ها مربوط به شما نبود) متشکرم. همه نوع تبلیغات بر ضد حزب زحمتکشان ملت ایران کردند تا این که حزب زحمتکشان ملت ایران با فدیه دادن یکى از مبرزترین افرادش ثابت کرد این حرف‌ها دروغ است و آن مرحوم حسن پازوکى بود که در یکى از دهات پیشواى ورامین به جرم این که تقاضاى اجراى قانون بیست درصد را می‌کرد کشتندش پرونده برایش تشکیل شد ولى نمی‌دانم به چه علت برخلاف آنچه سوابق نشان مى‌دهد و این پرونده مى‌بایستى در فرمان‌دارى نظامى و در دادسراى فرماندارى نظامى تحت رسیدگى قرار بگیرد چون در زمان و محیط فرماندارى نظامى بود پرونده را فرستادند به دادسرا البته امیدوارم کسانى که فرستادند به دادسرا پولى نگرفته باشند و امیدوارم دیگر در دادسراى دادگسترى تصفیه شده رشوه رایج نباشد ولى در هر صورت مطلبى که هست الان قریب 40 روز از شهادت مرحوم پازوکى مى‌گذرد و هنوز با همه این قوانین شداد و غلاظ امنیت اجتماعى و دادگسترى و اینها هیچ اقدامى نشده و چون طرف مقابل و محرکین قتل آدم‌هاى پولدارى هستند بعد از این هم به جایى نخواهد رسید. گفت مدینه گفتى و کردى کبابم اسم دادگسترى بر زبانم جارى شد بنده بعد از این که چندین پیغام به وسیله همین جناب آقاى دکتر فاطمى و جناب آقاى دکتر شایگان به جناب آقاى نخست‌وزیر دادم که آقا وضع دادگسترى نیست خوب نیست دارند توده‌اى‌ها را سر کار مى‌آورند دارند اینها را به کارهاى اساسى می‌گمارند و با وجود تمام وعده‌هایى که به من دادند آقاى دکتر فاطمى خلاف که عرض نمی‌کنم (دکتر فاطمى - جنابعالى همیشه صحیح مى‌فرمایید) متشکرم آقایان یادداشت مى‌فرستند از این گرفتن‌ها زیاد است تمام ملیون طبق این قوانین باید بروند توى حبس حالا اجازه بدهید این اختیارات تصویب بشود خواهید دید حالا موضوع نظامیان را بعد مى‌گویم به هر صورت‏ دادگسترى اصلاح شد نتیجه اصلاحش اولین نشانه را از اصلاح دادگسترى خود من به دست آوردم چون مبارزه مرا با کمونیست‌هاى ایران همه مى‌دانند و مى‌دانند که مراقب‌شان هم هستم اولین نتیجه‌اى که به دست آوردم این بود که یک عده‌اى از توده‌اى‌ها را در چند ماه پیش یک جایى گیر آورده بودند در حین ارتکاب جرم یعنى در حین تبلیغ مرام اشتراکى و حوزه داشتن وقتى که اینها توى حبس بودند من هم از حال‌شان غایبانه جویا مى‌شدم براى این که ببینم چه مى‌شود براى یکى از این توده‌ای‌ها خیلى تلاش مى‌کردند که این از حبس بیاید بیرون توى این ده دوازده نفرى که گرفته بودند براى این یکى خیلى تلاش مى‌کردند و شاید با کمال راحتى تا صد هزار تومان خرج می‌کردند (در این موقع آقاى مکى وارد مجلس شدند) خیلى خوشوقت هستم در این موقع دوست عزیزم آقاى مکى به مجلس آمدند (عده‌اى - صحیح است - صحیح است) (مکى - تشکر می‌کنم) همین طور که تمام ملت ازشان تقاضا داشت مى‌بایست وظیفه‌شان را در همین مجلس انجام بدهند و از ایشان انتظار نمی‌رفت که خودشان را بازنشسته بکنند پریروز یک نفر یک کاغذى به ایشان نوشته بود که شما هیچ صلاحیت نداشتید که خودتان را بازنشسته بکنید تنها یک مرجع است که می‌تواند شما را بازنشسته بکند و او هم ملت است که او هم اجازه نمى‌دهد شما باید برگردید به سنگر و الا به عنوان تمرد از انجام وظیفه در دادگاه ملى محاکمه خواهید شد (عده‌اى - صحیح است) من این چیز را به فال نیک مى‌گیرم تا روزی که مبارزه‌مان را شروع کردیم سه نفر بودیم امروز هم باز همان سه نفر هستیم و این براى اطمینان قلب خود بنده اطمینان قانع‌کننده‌ای است ممکن است سایرین را اقناع نکند ولى از این که بعد از هزاران حوادث و وقایع باز هم ما سه نفر اینجا هستیم براى خودم یک اطمینان قلبى هست از مطالب خیلى دور شدم عرض کردم براى یک نفر از آن ده دوازده نفر توده‌ای‌ها حاضر بودند خرج کنند که بیرون بیاید چون اطلاع داشتم طبق مدارکى که خودم داشتم ولى نه از آن قبیل مدارکى که در مورد اختیارات گفتند که یک مدارکى هست که حالا نمی‌توانیم ارائه بدهیم ولى دو ماه بعد شاید بتوانم ارائه بدهم این مدارکى که در مورد توده‌ای‌ها گفتم حالا هم مى‌توانم ارائه بدهم مدارکى دارم که توده‌ای‌ها براى استخلاص دو نفر بى‌اندازه تلاش می‌کردند و براى یکیش اگر خلاص نشده باشد هنوز هم می‌کنند یکیش فردی است که الان عرض می‌کنم یکى هم ستوان مرزبان بود که جاسوسى کرده بود نمى‌دانم در نیروى هوایى بود یا دریایى (یک نفر از نمایندگان - هوایى) که در حبس بود و تقاضاى اعدام برایش شده بود براى این دو نفر دستور داده بودند هر خرجى لازم باشد هر عملى بکنند که این دو نفر را خلاص بکنند یکیش همین ستوان مرزبان است که بزودى البته طبق دادگسترى اصلاح شده خلاص خواهد شد و یکیش هم آقاى مرتضى راوندى است که شاید آقایان نشناسندش اصلاً ولى ایشان عضو کمیته مرکزى حزب منحله توده ایران است نه سابق همین حالا و این شخص را به قید تضمین هشت هزار تومان آزادش کردند در صورتی که توده‌ای‌ها خیلى بیش از اینها حاضر بودند خرج کنند که این شخص آزاد بشود و البته راجع به این موضوع سؤال کردم که مجبور به جواب بشوند و دوست عزیزم جناب آقاى دکتر ملک‌اسمعیلى بیایند از این جواب‌هاى در جریان به ما بگویند ولى فقط یک مطلب هست اینها ده دوازده سیزده یا چهارده نفر بودند که آنها را با هم گرفتند باید دید چه چیزى باعث شده است که این یک نفر به خصوص که عضو کمیته مرکزى حزب توده است با هشت هزار تومان تضمین آزاد شده ولى دیگران در زندان مانده‌اند درست است عدلیه اصلاح شده ما قبول داریم و حرفى نداریم ولى یک مطلبى است باید توجه کرد که چطور شده آنهاى دیگر را آزاد نکردند چرا آزادشان نمى‌کنند اصلاً بی‌خود نگه‌شان داشته‌اند اما راجع به ارتش دیگر راجع به ارتش چه بگویم؟ بعد از جریان سى‌ام تیر من یک روز خدمت آقاى دکتر مصدق رسیدم و به ایشان عرض کردم که این نهضتى که ملت ایران کرد چند جنبه داشت اگر از یک زاویه به خصوص نگاه کنیم این نهضت فقط براى یک چیز شد به ایشان روى میز همین طور نشان دادم گفتم اگر از بین زاویه‌اش گناه کنم یک علتش این بود که شما خواستید وزیر جنگ بشوید مورد موافقت قرار نگرفت استعفا دادید ملت انقلاب کرد خون ریخته شد شما وزیر جنگ شدید یک بدنه این نهضت خردکننده ملت ایران براى وزیر جنگ شدن جناب آقاى دکتر مصدق بود آقایان مى‌دانند این افسران شریف اینهایى که بیش از ما داراى احساسات هستند و بیش از ما فداکار هستند چقدر از این وزارت جنگ آقاى دکتر مصدق خوشوقت شدند. تمام آن دردها تمام آن رنج‌ها و جریحه‌هایى که سال‌ها در قلب اینها متراکم شده بود دیدند یک وضعى پیش آمد که اینها اصلاح مى‌شود بنده خدمت جناب آقاى دکتر مصدق عرض کردم اگر اختیارات نمى‌گرفتند و وزیر جنگ نمى‌شدند وزارتخانه‌ها به کار خودشان ادامه مى‌دادند و کسى هم انتظارى نداشت ولى حالا که بعد از این نهضت جنابعالى آمدید و وزیر جنگ شدید خیلى وظیفه‌تان سنگین است و خیلى انتظارات از جنابعالى دارند چون جنابعالى یک وزیر جنگ معمولى نیستید که براى آن که وزیر جنگ بشوید خون ریخته شده مى‌باید توجه بکنید درست است که توى ارتش‏ بر علیه بنده خیلى تبلیغات کردند بى‌اندازه تبلیغات کردند آن اعلامیه‌اى که روز سى‌ام تیر ماه صادر کردم براى این که مردم را دعوت به آرامش کنم و براى این که افسرانى که مأمور حفظ انتظامات در شهر بودند آنها را هم متوجه به وظیفه خودشان و متوجه اشتباهاتى که ممکن است از آنها سر بزند بکنم آن اعلامیه را علیه من مستمسک قرار داده‌اند و در تمام ارتش شروع کردند با یک فعالیت خیلى زیادى به این که دکتر بقایى با ارتش مخالف است با افسران مخالف است و گفته است باید تمام افسران را بکشند زن و بچه‌شان را هم باید بکشند این تبلیغات خیلى زیاد شده ولى توى ارتش البته من عده زیادى دوستان صمیمى دارم کسانى که خدمت نظام را با هم انجام دادیم کسانى که با هم در دانشکده بودیم و کسانى که در جریان این مبارزات با هم آشنا شدیم از این دوستان خیلى دارم و من مى‌دانستم که اینها این افسران شرافتمند چقدر ذوق‌زده شدند از این که آقاى دکتر مصدق وزیر جنگ شدند و این مطالب را خدمت ایشان عرض کردم بیش از تشکیل این کابینه فعلى بعد یک روز توى روزنامه‌ها خواندم که کابینه تشکیل شده و ایشان به یکى از افسران ارشد یک سمتى دادند که همان یک سمت باعث یأس و نومیدى عده زیادى شد شاید آقایان به خاطر داشته باشند وقتى که آقاى سرلشگر وثوق به معاونت وزارت دفاع برقرار شد البته چون روى همان جریان عادى که عرض می‌کنم در رویه من هست موضوع حل شد زیاد نمی‌خواهم رویش پافشارى کنم فقط این قدر مى‌گویم که این آقاى سرلشگر وثوق شهرت بدى داشت چیز بد هم کسى ازش ندیده بود ولى چیز خوبى هم کسى ازش ندیده بود چهارده ماه تمام با آقاى دکتر مصدق به عنوان معاون وزارت جنگ و رئیس کل ژاندارمرى همکارى کرد همین که ایشان استعفا دادند براى خاطر آقاى قوام‌السلطنه آن تلگرافى که همه مى‌دانند صادر کرده به ولایات که طى همان تلگرافى که ایشان دستور داده بود تحصن و تلگراف و اظهار پشتیبانى از دکتر مصدق هم جرم بود و به شدت مى‌بایست تعقیب بشود و همان کسى بود که دستور داده بود که آن بیچاره‌هایى که از کرمانشاه و همدان کفن پوشیده بودند و آمده بودند براى خاطر نهضت ملى به تهران در قلعه سنگى است آقاى مکى؟ (مکى - کاروانسرا سنگى) کاروانسرا سنگى ایشان دستور داد که عده‌اى از اینها را مضروب بکنند و برشان گردانند بنده وقتى این مطلب را خواندم رفتم خدمت آقاى دکتر مصدق گفتم که آقا این چه کارى بود که کردید؟ گفتند مى‌گویند که این آدم بدى نیست گفتم بنده هم نیامدم خدمت شما عرض کنم که آدم بدى است ولى از دکتر مصدق که روى خون شهداى سى‌ام تیر آمده وزیر جنگ شده انتظار نمى‌رود که رئیس ژاندارمرى قوام بیاید معاون وزارت جنگ بشود ما جواب مردم را نمى‌توانیم بدهیم‏.

نایب رئیس - آقاى دکتر بقایى ده دقیقه از وقت جنابعالى مانده‏.

حائرى‌زاده - تنفسى داده شود و بعد از تنفس تمدید شود.

دکتر شایگان - لزومى ندارد که تنفس داده شود مگر چه کارى کرده‌ایم؟

دکتر معظمى - آن ده دقیقه را صحبت کنند بعد تنفس بدهید.

دکتر بقایى - اگر اجازه بدهند آقایان من صحبت می‌کنم خسته نشده‌ام چون خوشبختانه یک مرتبه دیگر محنت خودمان را پشت این تریبون کشیده‌ایم به این روزى هم خسته نمى‌شوم عرض کنم بنده خیلى

+++

‌معذرت مى‌خواهم که رشته مطلب به این صحبت‌ها گسیخته شد چون در آن موقع جناب آقاى نایب رئیسى فرمودند ده دقیقه باقى است حالا در حدود یک دقیقه چند ثانیه‌اى گذشته و با فکر این که هى ثانیه‌ها می‌گذرد نمی‌توانم صحبتم را تنظیم کند از ساحت آقایان نمایندگان تقاضا می‌کنم که به من وقت بیشترى بدهند که بتوانیم صحبتم را تمام بکنم.

نایب رئیس - پس بنا به پیشنهاد آقایان ده دقیقه تنفس می‌دهیم (دکتر بقایى - صحبت بنده تمام نشده)

بر مى‌گردیم ده دقیقه از وقت جنابعالى مانده‏.

(بیست دقیقه بعد از ظهر جلسه به عنوان تنفس تعطیل و سه ربع ساعت بعد از ظهر مجدداً تشکیل گردید)

نایب رئیس - آقاى دکتر بقایى بفرمایید جنابعالى ده دقیقه وقت دارید.

دکتر بقایى - تقاضا می‌کنم على‌الحساب یک ساعت دیگر آقایان وقت بدهند (بعضى از نمایندگان - تا آخر دوره هم حاضریم) نخیر تا آخر دوره صحبت نمی‌کنم مطمئنا تمام می‌کنم.

نایب رئیس - سرکار صحبت‌تان را بفرمایید اگر تمام نشد آن وقت تقاضاى وقت بفرمایید.

دکتر بقایى - آخر ده دقیقه کم است تا من بیایم مقدمه بچینم جنابعالى زنگ مى‌زنید و بنده هم نمى‌توانم مطالبم را تنظیم کنم.

نایب رئیس - چقدر وقت می‌خواهید (دکتر بقایى - یکساعت) نیم ساعت کافى است آقایانى که با نیم ساعت ادامه نطق آقاى دکتربقایى موافقت دارند قیام بفرمایند (اکثر نمایندگان برخاستند) تصویب شد بنابراین چهل دقیقه وقت دارید بفرمایید.

دکتر بقایى - صحبت راجع به وزارت جنگ آقاى دکتر مصدق و وضعیت ارتشیشان بود بنده گذشته از این که خودم افتخار دارم که خدمت مقدس سربازى را انجام داده‌ام با وجود آن که برایم مقدور بود که انجام ندهم ولى از لحاظ عقایدى که دارم این خدمت را انجام دادم و الان هم یک نفر افسر احتیاط هستم و همیشه هم با افسرهاى دزد و خاطى مخالف بوده‌ام و همیشه هم مخالف بوده‌ام و همیشه هم مخالف خواهم بود همان طور که عرض کردم در محیط ارتش دوستان بسیارى دارم امیدواری‌ها و خوشوقتی‌هاى آنها را خدمت آقاى نخست‌وزیر عرض کردم که با به کار گماردن بعضى از کسانى که سوابق‌شان در نظر افسران جوان و تحصیل کرده روشن نیست یا خوب نیست بزرگترین لطمه به روحیه آنها وارد مى آید یک مطلب دیگرى هم حضور ایشان عرض کردم و آن این بود که به ایشان عرض کردم جنابعالى نباید فراموش بفرمایید که در دوره حکومت رزم‌آرا یک روز پشت تریبون فرمودیدکه به من فرصت بدهید من به حساب‌هاى وزارت جنگ رسیدگى کنم و آنجا را اصلاح کنم و عر ض کردم با این سوابق امروز جنابعالى وزیر جنگ شده‌اید و یک وظیفه بسیارسنگینى بر دوش شما است راجع به طرز عملى که با وزارت جنگ و با افسران شد نمی‌خواهم زیاد اینجا توضیح بدهم گمان می‌کنم که همه آقایان نمایندگان محترم کم و بیش از موضوع اطلاع داشته باشند یک روز توى روزنامه‌ها خواندم انتخاباتى در بین افسران به وجود آمده گفتند براى این که اینها رسیدگى کنند به پرونده‌ها البته ابتدا این موضوع به نظر بنده یک قدرى زننده آمد چون محیط نظام با انتخابات زیاد جور در نمى‌آید ولى بعداً فکر کردم که چون باید دستگاه تصفیه شود و یک عده‌اى بیرون ریخته شود از نظر خود دولت بهتر است که یک کمیسیون‌هایى از خود افسران تشکیل بشود که اگر فردا گفتند آقا چرا بیرون بروندجواب بدهیم که اگر چنین چیزى واقع شده با رأى خودتان بود و شما رأى داده‌اید یا رفقاى خودتان بوده‌اند که رأى داده‌اند و این کمیسیون‌ها را درست کرده‌اند و این تصمیم را گرفته‌اند و تقصیر دولت نیست اگر یک ناروایى واقع شده باشد این تقصیر رفقاى خودتان است مدتى از این قضیه گذشت یکى از افسرانى را که شخصاً از سال 1323 مى‌شناسم یک سرهنگ جوانى است که یازده سال تمام در کرمان انجام وظیفه کرده وقتى که من او را شناختم خودم رئیس فرهنگ کرمان بودم او هم ریاست یک دایره ارتش کرمان را داشت و در آن موقع سرگرد بود یا مقام معاونت لشگر کرمان و یا ریاست ستاد لشگر کرمان کدام یک را نمى‌دانم چیزى که راجع به این شخص می‌توانم عرض کنم البته از پرونده‌هایى که ممکن است ساخته باشند یا نساخته وجود داشته باشد در وزارت جنگ راجع به آن چیزى نمی‌توانم عرض کنم ولى چیزى که روى اطلاعات خودم با اطمینان می‌توانم عرض کنم این است که این افسر در یک محیط کوچکى مانند کرمان به نیکى مشهور بود در صورتی که مى‌دانید که در یک شهر پنجاه شصت هزار نفرى مثل کرمان یک کسى وقتى 2 سال ماند یک کارمند دولت یا یک افسر ماند همه مى‌دانند چکاره است تا از هر کسى بپرسید مى‌گویند که این درست است یا دزد است مختلس است فاسد است از آقایانى که از شهرستان‌ها تشریف آورده‌اند این مطلب را تأیید مى‌کنند (بعضى از نمایندگان - صحیح است) یک کارمند دولت در یک شهر کوچک نمى‌تواند رلش را مخفى کند که نفهمند این دزد است و بد عمل است یا نه همه این را مى‌فهمند راجع به این شخصى که 11 سال در کرمان بود بنده این را مى‌توانم عرض کنم که کوچک‌ترین بدنامى این شخص در کرمان نداشت و کوچکترین چیزى از او نشنیده‌ام یک روز دیدم این شخص با کمال آشفتگى آمد که من این تحصیلاتم و این کارهایم است این سوابق من است مرا بازنشسته کرده‌اند من بهش گفتم همان جوابى را که قبلاً تهیه کرده بودم که این تقصیر رفقاى خودتان است یک عده‌اى را انتخاب کرده‌اید آنها آمده‌اند و کرده‌اند گفت نخیر آقا آنها نظر خوب راجع به من داده‌اند من فکر کردم که آن جورى که رسم همه هست البته یکى از این چیزهایى که متأسفانه در کشور ما کم صراحت لهجه است بنده عضو کمیسیونى هستم بر علیه یکى هم رأى داده‌ام آن وقت به او مى‌گویم من که از شما دفاع کردم آنجا هم رأى دادم ولى در اقلیت واقع شدم به این شخص هیچ نوع سابقه‌اى از لحاظ رفت و آمد خانوادگى و دوستى با هم نداریم هیچ نوع سابقه‌اى از این قسم با یکدیگر نداشتیم ولى مى‌دانستم افسر شرافت‌مندى است راجع به این موضوع تحقیق کردم و اطلاع پیدا کردم که رأى کمیسیونى که براى رسیدگى به این کارها درست شده بوده است براى آن افسر درجه اعلى پیشنهاد کرده یعنى گفتند بسیار افسر فعال و خوب و فهمیده است ولى معلوم نیست بالاى این کمیسیون‌ها این را بازنشسته کرده‌اند آخر اگر شما کمیسیونى درست کرده‌اید که به این کارها رسیدگى کند چرا از بالا عمل می‌کنید اگر نمى‌خواهید به نظر کمیسیون اهمیت بدهید چرا پس کمیسیون تشکیل مى‌دهید؟ الان من صراحتاً عرض می‌کنم که اگر دشمنان خارجى ما مى‌خواستند روحیه افسران ما را از بین ببرند این عملى که روى ندانم‌کارى روى رفیق‌بازى روى ملاحظات خصوصى شد بهتر از این موفق‏ نمى‌شدند من اینجا تشکر می‌کنم از افسران شرافتمندى که با وجودى که بزرگترین لطمات به روحیه‌شان وارد آمده ساکت ماندند و ازشان تقاضا می‌کنم که همین رویه متانت‌شان را ادامه بدهند و اگر توجه این افسران شرافتمند نبود من به شما قول مى‌دهم که تا حالا این ارتش ما متلاشى شده بود این افسرانى که از روز اول پا گذاشته بودند توى سربازخانه تا امروز که بعد از چند سال سروان شدند یا سرهنگ مى‌شدند یا سرگرد شدند همیشه فجایع اعمال آن بالاترها را دیده‌اند دزدى‌هاى آنها را دیده‌اند یک روز بعد از قیام سى‌ام تیر این نور امید در دل‌شان تابید که بالاخره یک وزیر جنگى آمد که دست این امراى کثیف را بگیرد بریزد بیرون وقتى که مى‌بینند که باز همان‌ها هستند و همان‌ها حاکم به مقدرات‌شان هستند اینها مأیوس مى‌شوند اینها روحیه‌شان را از دست مى‌دهند براى یک افسر جوان تحصیلکرده‌اى که با نهایت عشق به وطن خدمت می‌کند و با نهایت بدبختى مبارزه این خیلى غیرقابل هضم است که سرتیپ دفترى که به واسطه جنایاتى که کرده باید تسلیم چوبه دار بشود رئیس مرزبانى کل کشور بشود این را نمى‌توانند تحمل بکنند (دکتر شایگان - این مربوط به اختیارات است؟) بیشتر از این هم می‌خواهید بگویم قوم و خویش بازى است این کمیسیون بازى را همه مى‌دانیم چرا دیگران را نمى‌بینید؟ (دکتر سنجابى - بالاخره معلوم نشد که با همه اینها چرا رأى اعتماد می‌دهید؟) به شخص دکتر مصدق رأى اعتماد مى‌دهیم (دکتر سنجابى - شما که مى‌فرمایید قوم و خویش بازى است) ولى اینها همه براى این است که این بادمجان دورقاب‌چین‌ها می‌روند مى‌گویند که آقا این سرتیپ دفترى خیلى آدم خوبى است قسمت گمرکات ما را هیچ کس جز سرتیپ دفترى نمى‌تواند اداره بکند نفت را غیر از دکتر فلاح کسى نمی‌تواند اداره بکند می‌گویند بسیار خوب کمیسیون بکنند کمیسیون تشکیل مى دهند فلانى این کاره بشود کما این که کمیسیون گفته که دکتر فلاح انتخاب بشود بنده مسلماً مى‌دانم که شخص آقاى دکتر مصدق هیچ وقت دستور نداده که بروید برادرزاده مرا بیاورید و رئیس گارد مسلح گمرک بکنید (نمایندگان - صحیح است)

دکتر سنجابى - پس چطور قوم و خویش بازى است؟

دکتر بقایى - قوم و خویش بازى است به وسیله بادمجان دورقاب‌چین‌ها براى این که او هم خوشش بیاید خوب یک پیرمرد محترمى است قوم خویش را دوست دارد وقتی که بگویند آقا این برادر‌زاده شما آدم خوبى است خوشش مى‌آید و تسلیم مى‌شود اگر شما بیایید پشت این تریبون و بگویید که دکتر مصدق شخص خودش و به میل خودش سرتیپ دفترى را و دکتر فلاح را آورده است من رأى کبود مى‌دهم (دکتر کیان - دکتر فلاح چه قوم و خویشى با ایشان دارد؟) دکتر فلاح مبحث جداگانه‌اى دکتر فلاح قوم و خویش که دارد این است که اسناد جاسوسیش را ما داریم و مى‌دانیم که چه کار مى‌کرده است براى انگلیس‌ها و چه خدمت‌هایى می‌کرده وقتی که طبق اختیارات مى‌آید سر کار و اینجا مجبورم از مطلب خارج بشوم یک موضوعى است که بسیارى از دوستان به بنده ایراد می‌کنند که تو چرا روى اشخاص این قدر پافشارى مى‌کنى؟ خوب چه اهمیتى دارد که دکتر فلاح یا سرتیپ دفترى یا دیگرى فلان کاره بشوند اینها چه ارزشى دارند که رویشان پافشارى بشود؟ ولى من منطقى دارم که غیر از اینها است تمام این پیشرفت‌ها تمام این فتوحات و تمام این نهضت فقط و فقط براى یک چیز است فقط و فقط بعد از خواست خداوند متعال مدیون این است که ملت ایران به آتیه خودش امیدوار شد از حالت یأس و نومیدى بیرون آمد از آن

+++

 حالتى که وقتى با هر کسى صحبت مى‌کردى می‌گفت به من چه به تو چه بیرون آمد تا چهار پنج سال پیش با هر کسى که می‌خواستى یک صحبت عمومى بکنى می‌گفت به من چه من چه کاره این مملکتم می‌گفتى شیلات این طور شد می‌گفت به من چه من کارمند اقتصادم می‌گفتى در وزارت دارایى چطور شد می‌گفت به من چه من مرد بزازى هستم چیزى که اساس تمام این فتوحات درخشان بود ملت ایران بود فقط و فقط ایجاد روح امیدوارى بود که این ملت به آتیه خودش امیدوار شد آمد و این مبارزه بى‌سابقه در تاریخ را کرد (وزیر کشور - احترام آن کسانى را که مؤثر بودند در نهضت رعایت بفرمایید) (حائرى‌زاده - آقا کجا تشریف داشتند آن وقت؟) (وزیر کشور - بنده از خودم دفاع نمی‌کنم) یکى از کسانى که در این نهضت بسیار بسیار مؤثر بود در اینجا بنده باید با کمال احترام حضور آقایان عرض بکنم تیمسار سرتیپ دفترى رئیس اسبق دژبانى و رئیس شهربانى رزم‌آرا بود در این نهضت بسیار مؤثر بود براى این که اگر نفرستاده بود پاسبان‌ها را و کماندوهایى را که درست کرده بودند چاپخانه شاهد را تاراج بکنند اگر نفرستاده بود روزنامه شاهد را از بین ببرند و اگر نفرستاده بود روزنامه‌فروش‌ها را بزنند من و مکى و حائرى‌زاده روزنامه‌فروشى نمی‌کردیم اگر نمى‌فرستاد کوچه خدا بنده‌لوها را محاصره بکنند به قصد کشتن ما اگر این کار را نکرده بود ملت ایران متوجه نمی‌شد این تیمسار سرتیپ دفترى یکى از کسانى است که در این نهضت یک خدمت بسیار بسیار بزرگى کرد چون اگر شهربانى این کار را نکرده بود به این زودی‌ها ممکن بود که ملت ایران بیدار نشود و متوجه نشود و این مبارزه‌ها به وجود نیاید این مبارزات از چاپخانه شاهد سرچشمه گرفت از چاپخانه شاهد بود که رزم‌آرا نابود شد آن وقت آن مردمى که آن شب تا صبح مى‌آمدند توى آن سرماى اواخر آذر ماه توى کوچه خدابنده‌لوها و کوچه‌هاى اطراف کشیک می‌دادند جان خودشان را کف دست‌شان مى‌گرفتند جلوى سر نیزه و دژبان و باتن پاسبان مى‌ایستادند در آن موقعى که جناب آقاى دکتر مصدق آمدند در اینجا از پشت این تریبون به دستگاه انتظامى رزم‌آرا اعتراض مى‌کردند بیایید صورت جلسات را بخوانید رئیس انتظامات آن وقت سرتیپ دفترى بود آن کسانى که جان خودشان را کف دست‌شان می‌گرفتند و تا صبح با سرما و گرسنگى مى‌ساختند براى آن که جان چند تا از خدمتگزاران خودشان را حفظ بکنند اینها به این امید مى‌آمدند که دیگر سرتیپ دفتری‌ها مقدرات این مملکت دست‌شان نباشد سرتیپ دفترى شخص بسیار کوچکى است می‌دانم ولى سر کار آوردن سرتیپ دفترى عمل بسیار بزرگى است این عملى است که تمام آنهایى را که جان‌شان را کف دست‌شان گذارده و مبارزه مى‌کردند مأیوس مى‌کنند (حائرى‌زاده - صحیح است) مأیوس مى‌کنند و می‌گویند که این هم که باز تعزیه شیر و فضه بود تعزیه آقایان دیده‌اند شاید جوان‌هاندیده باشند ولى کسانی که مثل بنده سن‌شان به حدود 40 سال رسیده یا بیشتر تعزیه دیده‌اند در تجزیه یک عده‌اى یک رل‌هایى برایشان معین می‌شود یکى مثلاً بلاتشبیه امام حسین مى‌شود یکى حضرت عباس مى‌شود یکى زینب مى‌شود یکى سکینه مى‌شود یکى خولى مى‌شود یکى ابن سعد مى‌شود و تعزیه را در مى‌آورند رجزها مى‌خوانند شمشیرها می‌کشند به جان همدیگر مى‌افتند مردم را می‌گریانند و بعد از این تعزیه تمام مى‌شود آن تجیرى که مى‌کشند توى تعزیه‌ها مى‌روند پشت آن تجیر خسته شده‌اند استراحت کنند شمر چپق چاق می‌کند می‌دهد به امام حسین می‌کشد امام حسین چاى مى‌ریزد می‌دهد به خولى خولى آب نبات مى‌گذارد دهان زینب و قس علی‌هذا مدت‌ها بود که وضع سیاست مملکت ما به این صورت در آمده بود مدت‌ها بود مردم می‌دیدند یک دولتى مى‌آید نماینده‌اى استیضاح می‌کند به همدیگر بد و بی‌راه مى‌گویند به هم فحش مى‌دهند و فحش مى‌شنوند بعد یا دولت ساقط مى‌شود یا رأى اعتماد مى‌گیرد آنهایى که استیضاح می‌کنند بیرون که می‌روند دوست جان جانى مى‌شوند و بعد پسر خاله‌شان وزیر مى‌شود یا پسر عموشان مدیرکل می‌شود برادرشان رئیس می‌شود و تمام مى‌شود مردم این بازی‌هاى سیاسى را به چشم مسخره نگاه مى‏‌کردند مى‌گفتند خوب یک زد و بستى است توى خودشان دارند سیاست خارى هم به این شایعه کمک مى‌کرد ولى ما بعد از مطالعاتى که کردیم به این نتیجه رسیدیم که باید صف‌ها معلوم شود باید تعزیه تمام شود هر کس این وظیفه‌اى را که قبول کرده باید انجام بدهد دیگر تعزیه بازى را اگر بخواهیم این مملکت اصلاح بشود باید کنار بگذاریم قوم و خویش بازى و ملاحظه کارى را کنار بگذاریم.

دکتر سنجابى - هنوز هم این تعزیه تمام نشده معلوم نیست شما موافقید یا مخالف؟

دکتر شایگان - اینها همه براى فریب خلق‌الله است‏.

دکتر بقایى - با اختیارات مخالفم ولى با آقاى دکتر مصدق موافقم‏.

دکتر سنجابى - بنده شما را منافق مى‌دانم.‏

 (زنگ رئیس)

مکى - وکیل حق توهین به وکیل ندارد نباید به یک وکیل توهین بکنند.

قنات‌آبادى - منافق آن کسى است که با قبادیان براى وکالت مى‌سازد.

 (همهمه نمایندگان - زنگ رئیس دعوت به سکوت)

 (در این موقع از طرف عده‌اى از تماشاچیان تظاهراتى له و علیه به عمل آمد و چون با زنگ ممتد اعاده نظم و سکوت ممکن نشد نایب رئیس جایگاه ریاست را ترک و جلسه به عنوان تنفس تعطیل گردید)

یک ساعت و 5 دقیقه بعد از ظهر جلسه به عنوان تنفس تعطیل و یک ساعت و بیست دقیقه بعد از ظهر مجلس مجدداً تشکیل گردید.

نایب رئیس - آقایان توجه مى‌فرمایند که اساس مشروطیت هر کشورى موکول است به آزادى بحث و بیان و به خصوص در مجلس شوراى ملى و این بسیار سابقه بدى است که احساسات تماشاچیان بتواند مانع مجلس شوراى ملى بشود (صحیح است) از این جهت بنده دستور دادم مجلس را از تماشاچیان تخلیه بکنند چون عموماً به حالت غیر‌منظم در آمدند و از آیین‌نامه مجلس پیروى نکردند و فعلاً جمعى از روزنامه‌نگاران و جمعى از تماشاچیان تشریف آوردند و فعلاً مانعى براى ادامه جلسه از این جهت نیست نظریه هم با مجلس شوراى ملى است اگر مایلید که ادامه بدهند ادامه بدهند و اگر هم مایلید که جلسه را ختم بکنیم (جمعى از نمایندگان - ادامه بدهیم) آقاى دکتر بقایى بفرمایید.

دکتر بقایى - البته مقام ریاست مجلس شوراى ملى این دقایقى که در تشنج تأسف‌آور گذشته پاى دقایق معدودى که براى عرایض بنده باقى مانده حساب نخواهند فرمود ....

نایب رئیس - صحیح است منظور مى‌شود.

دکتر بقایى - این جریانى که پیش‌آمد کرد بى‌اندازه مورد تأثر و تأسف بنده است براى این که تماشاچى طبق آیین‌نامه مجلس شوراى ملى باید گوش بدهد حق هیچ نوع دخالتى چه به وسیله حرف و چه به وسیله تظاهر در جریانات و بیانات مجلس ندارد اگر بنا باشد تماشاچى‌ها در مذاکرات به نحوى از انحا دخالت بکنند بزرگترین ضربه به اساس مشروطیت وارد آمده باید آقایان تماشاچى‌ها این نکته را کاملاً متوجه باشند که حق هیچ نوع تظاهرى ندارند نه له و نه علیه ندارند و الا آزادى عمل مجلس سلب خواهد شد و این بزرگترین لطمه را به مشروطیت می‌زند (صحیح است) و تازه مطلبى که گفته شد اغلب که فریاد زدند گفتند زنده باد مصدق ما هم همه می‌گوییم زنده باد مصدق (احسنت) همین پریروز قریب به اتفاق آرا به آقاى دکتر مصدق رأى اعتماد دادیم البته جناب آقاى دکتر سنجابى بنده را موافق خواندند و من حرفى ندارم چون انتظار خیلى چیزها را باید داشته باشد این منافق که ترحلوا و برگ گل بود چیزهاى دیگر را هم انتظارش را دارم و خواهد آمد در همین روزنامه‌هایى که مطابق قانون مطبوعات جلوى فحش دادنش گرفته شد رفقاى محترم ملاحظه خواهند کرد که در ظرف امروز و فردا چه چیزهایى براى ما خواهند نوشت و چون این جریان را می‌دانم به هیچ‌وجه انتظار جز این از طرف ایشان ندارم هیچ نوع گله و شکایتى هم نمی‌کنم براى این که از قدیم گفته‌اند

چوب را آب فرو مى نبرد دانى چیست‏

شرمش آید ز فرو بردن پرورده خویش‏

به این جهت من هم هیچ گله‌اى ندارم و انتظار بالاترش را دارم صحبت در این بود که ما با شخص آقاى دکتر مصدق موافق هستیم و به ایشان رأى اعتماد داده‌ایم و باز هم خواهیم داد ولى با اختیارات به این صورت مخالف هستیم با اختیارات مخالفت هستیم براى این که این نه دکتر مصدق است که از این اختیارات استفاده می‌کند و خواهد کرد این آن بادنجان دورقاب‌چین‌هایى هستند که در آن وقتى که ما مبارزه می‌کردیم معلوم نبود کجا بودند آن روزى که شمس قنات‌آبادى تبعید بود ما از حبس آمدیم بیرون او از تبعید برگشت رفت به محبس او از حبس آمد بیرون زهرى رفت محبس اینها چیزهایى است که ثبت شده است‏

ز ما آمد این اسم و اسما پدید

در آن روز گنجا من و ما نبود

آن روز این حرارت‌ها وجود نداشت کسانى هم که آمده بودند دور و بر وقتى دیدند هوا پس است با کمال تدبیر راه‌شان را آهسته کردند یواش رفتند که چیزى نشود وقتى که موفقیت‌ها پیدا شد آمدند و دکتر مصدق را احاطه کردند در این موضوع هم بیش از این چیزى نمى‌خواهم عرض کنم این جا بنده اشاره‌اى به قانون امنیت اجتماعى کردم متأسفانه ملاحظه کردم که بسیارى از آقایان محترم این قانون را نخوانده‌اند و بیاناتى که بنده به عرض مجلس شوراى ملى رسانده بودم آن چنانکه لازم است روشن نبود بنده تقاضامى کنم آقایان خودشان یک دفعه قانون را از اول تا آخرش مطالعه کنند چون دقایق کمى که مانده فرصت نمى‌دهد که تمام قانون را بخوانم ولى چند کلمه توضیح خدمت آقایان می‌دهم ماده 5 این قانون مى‌گوید

(گزارش مسئولین مؤسسات عمومى و رؤساى ادارات دولتى و مراجع قضایى و هم چنین مأمورین انتظامى معتبر است مگر این که خلافش ثابت شود)

در ماده 2 بسیارى چیزها را جرم شناخته که بعضیهایش جرم هست البته هیچ کس منکر نیست هر کس کارمندان ادارات دولتى و مؤسسات عمومى را وادار به اعتصاب یا تحریک یا اخلال در نظم و آرامش یا تمرد و عصیان نماید و همچنین کسانى که در ادارات و مؤسسات عمومى و دانشگاه‌ها و دادسراها برخلاف نظم و آرامش و انتظامات داخلى رفتارکنند و با جنجال و داد و فریاد و یا به منظور توهین و ارعاب و تحت تأثیر قرار دادن مراجع

+++

ادارى یا قضایى یا براى جلوگیرى از اجراى قانون و مقررات ازدحام یا تحصن و یا هر گونه تظاهرى بنماید فوراً بازداشت و مجازات مقرره در ماده قبل براى آنها تعیین می‌گردد و همچنین مجازات براى توطئه‌کنندگان و مواضعه‌کنندگان اعمال مزبور در این ماده و ماده فوق معمول خواهد شد. حالا یک رئیس کارخانه‌اى که گزارشش معتبر است طبق ماده 5 مى‌نویسد که فلان کارگر مواضعه کرده است براى اخلال نظم و گزارشش هم طبق این قانون معتبر است این کارگر چطور برود در محکمه ثابت بکند که مواضعه نکرده؟ من از آقایان محترم گر چه سؤال حرام است سؤال می‌کنم کدامیک از شما مى‌توانید ثابت کنید که دیشب براى کودتا مواضعه نکرده‌اید؟ امر منفى در کجا قابل اثبات است؟ شما مى‌توانید ثابت کنید که دیشب مواضعه نکردید براى کودتا؟ کى مى‌تواند؟ کدامیک از آقایان مى‌توانند ثابت کند که مواضعه نکرده‌اند براى کودتا؟ آقایان شما کدام‌تان مى‌توانید ثابت کنید که دیشب براى از بین بردن نفت ایران توطئه نچیدید؟ این که غیرقابل اثبات است آن موضوعى که مى‌توانند ثابت بکنند یک امر ثبوتى است نه امر نفى و آن وقت گزارش رئیس اداره، رئیس کارخانه، رئیس مسئول، کارمند مسئول، مراجع قضایى و مراجع انتظامى معتبر است. یعنى وقتى نوشت این قانون حاکم است و چون خلافش را هم نمى‌شود ثابت کرد این کارگرى که برایش یک کسى گزارش نوشته باید برود تبعید بشود. ما یک روزى قیام کرده بودیم علیه قانون حکومت نظامى که اختیار گرفتن اشخاص را به دست یک نفر نباید داد حالا به جاى یک حکومت نظامى با این قانون صدها هزار حکومت نظامى درست شده هر کس مى‌تواند یک همچو گزارشى بدهد و از این گزارش‌ها هم می‌دهند اگر فرصت اجازه مى‌داد بنده یک مدارکى مى‌آوردم خدمت آقایان که فلان پاسبان رفته صد تومان از دکان‌دار خواسته و گفته اگر ندهى من گزارش مى‌دهم آن هم مى‌داند وقتى گزارش داد این دیگر طبق ماده 5 قانون امنیت اجتماعى معتبر است یک مطلبى هست بنده کراراً عرض کردم این مطلب را همیشه هم عرض می‌کنم در زیارت جامعه یعنى آنجایى که لعن ظلمه است یک عبارتى دارد این عبارت خیلى عمیق است و من از این عبارت خیلى خوشم مى‌آید تازگى خوشم نیامده مدت‌ها است باز هم توى این مجلس گفته‌ام مى‌فرماید لعن الله امه سمعت بذلک فرضیت به. یعنى خداى لعنت کند آن قومى را که شنیدند که مى‌خواهند ظلم به خانواده پیغمبر وارد کنند و با سکوت خودشان رضا دادند به آن ظلم. حالا اشخاصى هستند که یا مى‌آیند مى‌گویند آقا این قانون امنیت اجتماعى مدتش محدود است. یا فعلاً سکوت می‌کند چیزى نمى‌گویند بعد دو سال بعد شمشیر اصول را خواهند کشید که ما بودیم که چه کردیم. آقا بیایید بگویید راجع به این و الا مشمول لعن الله امه سمعت بذلک هستید و این قانون امنیت اجتماعى را خواندند و رضیت به. منافق آن کسانى هستند که در کریدر پارلمان مى‌گویند آقا ما هم مى‌دانیم این قانون بدى است ولى خوب فعلاً سکوت می‌کنیم آن کسى که مى‌آید صراحتاً موافقت و مخالفت خودش را پشت تریبون می‌گوید منافق نیست منافق آن کسانى هستند که ده جور گفته و نوشته داده‌اند کسى که از روزى که وارد نویسندگى اجتماعى شده تا حالا دو تا نوشته‌اش بدون دلیل مخالف هم نبوده منافق نیست. در آن روزهاى بعد از نهضت خیره کننده ملت ایران ما براى تعقیب قضیه خیلى اقدام کردیم این اقدامات به نتیجه نرسید مثل آن که سى‌ام تیرى وجود نداشت تمامش جواب‌هاى بسیار صحیح و مستدل قانونى دادند و جریان‌ها را گفتند ولى این جریانات براى آن کسانى که شهید داده‌اند و ملت ایران جواب نمى‌شد ولى بنده خیلى خوشوقت شدم از این که بالاخره جناب آقاى دکتر مصدق به این موضوع توجه فرمودند در موقعى که طرح تحصیل حاصل راجع به انتخابات را 16 نفر امضا کردند و به مجلس تقدیم کردند و آن جلسه ابستروکسیون شد. دو سه دقیقه دیگر از وقت بنده باقى نمانده و صحبت بنده هم تمام نمى‌شود.

نایب رئیس - 10 دقیقه باقى مانده است.

دکتر بقایى - این طرح را دادند و با وجود این که گفتند تحصیل حاصل است ابستروکسیون کردند و بعد گفتند که این طرح براى تضعیف دولت بوده است اگر آقایان نمایندگان محترم به خاطر داشته باشند بعد از ظهر همان روز جلسه فوق‌العاده هیئت دولت تشکیل شد و جناب آقاى وزیر محترم امور خارجه که سخنگوى دولت بودند اظهار داشتند که جلسه هیئت دولت تشکیل مى‌شود و هر تصمیمى که گرفته شد راجع به این جریان مجلس به استحضار ملت ایران خواهد رسید.

فردا شبش نتیجه آن جلسه فوق‌العاده هیئت وزیران به استحضار ملت ایران رسید و آن مطلبى بود که جناب آقاى دکتر مصدق در رادیو بیان کردند خوب یک چیزهایى که از قدیم معلوم بود و همه هم مى‌دانستند که ما به دستور و براى خوش‌آیند بیگانگان در کار دولت اخلال می‌کنیم و چه می‌کنیم و چه می‌کنیم اینها را همه مى‌دانستند از دوره 15 از آخر دوره 15 این موضوع معلوم شده بود براى این که از همان موقعى که بنده استیضاح می‌کردم آقایانى که در آن دوره تشریف داشتند و حالا هم اینجا حضور دارند خاطر‌شان هست که وزیر کشور وقت روزها مى‌آمد اوراق رنگ به رنگ که خلاصه اخبار رادیو مسکو رادیو بادکوبه و اینها بود مى‌آورد و روى دیوارها و روى این چوب‌ها سنجاق مى‌کرد. براى این که به وسیله آن اختیار ثابت کند که ما مزدور روس‌ها هستیم از آن وقت دیگر هر کس باید بداند مى‌داند و این مطلبى که در رادیو با یک تلویح خیلى شیرین گفته شد براى کسى تازگى نداشت ولى یک مطلبى توى رادیو گفته شد که بنده خیلى خوشوقت شدم‏.

اولاً وظیفه‌اى که ملت ایران به عهده من گذاشته بود.

ثانیاً مجلس شوراى ملى تصویب کرده بود راجع به مسببین و عاملین فاجعه سى‌ام تیر ماه چون تا از نطق ایشان بنده شنیدم که ایشان تعجب کرده بودند که ما امضایمان را با دو سه نفر از کسانی که دست‌شان آلوده به خون‌هاى سى‌ام تیر هست پهلوى هم گذاشته‌ایم و از این موضوع اظهار کراهت کرده بودند خیلى خوشوقت شدم گفتم خوب معلوم شد دولت که در این مدت جواب نمى‌داد و می‌گفتند که در جریان است جدا مشغول فعالیت بودند حالا سه نفر را کشف کردند. فورى اسامى امضاکنندگان را پیدا کردم توى کاغذهایم که کار آسانى هم نیست چون این کاغذها زیاد جمع مى‌شود معذلک اسامى امضاکنندگان طرح را پیدا کردم هر جور که خواستم حساب کنم دیدم جور در نمى‌آید و ظاهراً هر کس که این حرف را اول شنید گفت مقصود کسانى بوده‌اند که به کابینه قوام رأى داده‌اند ولى وقتى من این ورقه را خواندم دیدم که پاى این ورقه 16 تا امضا دارد از این 16 امضا 8 نفرش وکلاى عضو فراکسیون خودمان هستند 8 نفرش هم کسانى بودند که به قوام رأى دادند اگر فقط توى آن امضاها امضاى سه نفر از رأى‌دهندگان به قوام بود می‌گفتیم بلى این به اصطلاح به یک بیان مجازى بوده ایشان خواستند این طور بگویند ولى سه نفر از آن 16 نفرى که امضا کرده‌اند آن طرح را دست‌شان آلوده به خون شهداى سى‌ام تیر ماه هست و این موضوع را البته به طورى که آقایان نمایندگان محترم هم مسبوق هستند و اطلاع دارند ما از هیئت وزیران سؤال کردیم چون وزراى مسئول که آن خطابه را تصویب کرده‌اند می‌دانند که سه نفر از امضاکنندگان طرح جز مسببین سى‌ام تیر ماه بودند و دست‌شان آلوده به خون است و انتظار دارم که هر چه زودتر این توهم واقعى را رفع کنند این که دیگر توهم است که از این 16 نفر کدام سه نفرشان هستند که دست‌شان آلوده ه بخون شهداى سى‌ام تیر است چون اگر می‌گفتند هشت نفرشان دست‌شان آلوده به خون است می‌گفتم خیلى خوب مقصودشان همان هشت نفر است اما حالا باید معلوم شود که این سه نفر کى بودند و این چون ایجاد ابهام می‌کند براى یک عده 16 نفرى و خوب نیست انتظار دارم که این موضوع را هیئت محترم دولت روشن بفرمایند البته در مقدمه عرایضم یک مطلبى را به طور اشاره عرض کردم روى ضعف بشرى که همه داریم نخواستم چون آدمى خوشش نمى‌آید اشتباهاتش را زیاد پهن کند و همیشه بگوید به همین جهت گفتم یک بار اشتباه کردیم بعد نماینده محترم آقاى دکتر سنجابى سؤال کردند که پس چرا آن دفعه رأى دادى مجبور شدم که تصریح کنم که اشتباه کردیم. البته روى دلایل خلاف اصول بودن این اختیارات بنده یک کلمه صحبت کنم و دلیل بیاورم از نوشتجات کسانى که خودشان تقاضا کننده یا طرفدار این اختیارات هستند آن قدر مى‌شود گیر آورد که احتیاج به بیانش اینجا نیست ما فقط به ذکر دلایل دیگرى که راجع به این موضوع است اکتفا خواهیم کرد و چون وقت نزدیک به اتمام است اگرجناب آقاى نایب رئیس اجازه بدهند و مجلس شوراى ملى اجازه بدهد بقیه صحبت‌هاى بنده به جلسه آینده موکول بشود (صحیح است)

6- تعیین موقع و دستور جلسه بعد ختم جلسه بعد

نایب رئیس - چند نفر از آقایان پیشنهاد ختم جلسه داده‌اند البته دو سه نفر هم به بنده تذکر فرمودند و آقاى حائرى‌زاده هم شرحى مرقوم فرموده‌اند که خوانده مى‌شود.

(به شرح زیر قرائت شد)

مقام محترم ریاست مجلس شوراى ملى‏

چون وقت طولانى شد مقتضى است جلسه را ختم کنیم و بقیه نطق را براى جلسه بعد بگذاریم.

مهندس حسیبى - بقیه ندارد.

حائرى‌زاده - تمام شد حرف‌ها؟ باید خیلى حرف زده شود.

نایب رئیس - از مدتى که امروز به آقاى دکتر بقایى اجازه داده شده و ایشان صحبت فرموده‌اند 5 دقیقه فقط باقى است این پنج دقیقه را هم صحبت بفرمایید.

دکتر بقایى - صحبت بنده به 5 دقیقه تمام نمى‌شود اگر آقایان اجازه مى‌فرمایند که بنده بقیه عرایضم را بکنم.

حائرى‌زاده - ما رأى مى‌دهیم که صحبت‌شان تمام شود.

دکتر شایگان - ما رأى نمی‌دهیم.‏

نایب رئیس - جلسه را ختم می‌کنیم آقاى دکتر بقایى 5 دقیقه از وقت‌شان باقى مانده است که جلسه آینده استفاده می‌کنند جلسه آینده روز یکشنبه ساعت 9 و ربع صبح دستور بقیه مذاکرات آقاى دکتر بقایى که 5 دقیقه مانده است و بقیه مذاکرات در لایحه اختیارات.

یک ساعت و پنجاه دقیقه بعد از ظهر جلسه ختم شد)

نایب رئیس مجلس شوراى ملى - احمد رضوى‏

+++

یادداشت ها
Parameter:294797!model&5137 -LayoutId:5137 LayoutNameالگوی متنی کل و اخبار(مشروح مذاکرات)