کتابخانه، موزه و مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی


صفحه اصلی » مشروح مذاکرات » مشروح مذاکرات مجلس ملی » دوره شانزدهم مجلس ملی

0.0 (0)
مشروح مذاکرات مجلس ملى، دوره ‏16
[1396/05/29]

جلسه: 59 صورت مشروح مذاکرات مجلس روز پنجشنبه بیست و سوم شهریور ماه 1329  

 

فهرست مطالب:

1-بیانات آقایان نمایندگان راجع به صورت جلسه اسبق

2-نطق قبل از دستور سه نفر از آقایان :امامی‌اهری - مکی - دکتر بقایی

3-اجرای مراسم تحلیف از طرف آقایان سید محمد‌صادق طباطبایی و منصف

4-تقدیم چهار فقره لایحه از طرف آقای فروهر وزیر کار و ارجاع به کمیسیون‌های مربوطه

5-انتخاب آقای ظفری به عضویت کمیسیون محاسبات به قید قرعه

6-تصویب کمیسیون 18 نفری از مجلس برای رسیدگی به لایحه سازمان کشور

7-طرح لایحه راجع به بیمارستان امیر‌اعلم

8-موقع جلسه آتیه - ختم جلسه

مشروح مذاکرات مجلس ملى، دوره ‏16

 

 

جلسه: 59

صورت مشروح مذاکرات مجلس روز پنجشنبه بیست و سوم شهریور ماه 1329

 

فهرست مطالب:

1-بیانات آقایان نمایندگان راجع به صورت جلسه اسبق

2-نطق قبل از دستور سه نفر از آقایان :امامی‌اهری - مکی - دکتر بقایی

3-اجرای مراسم تحلیف از طرف آقایان سید محمد‌صادق طباطبایی و منصف

4-تقدیم چهار فقره لایحه از طرف آقای فروهر وزیر کار و ارجاع به کمیسیون‌های مربوطه

5-انتخاب آقای ظفری به عضویت کمیسیون محاسبات به قید قرعه

6-تصویب کمیسیون 18 نفری از مجلس برای رسیدگی به لایحه سازمان کشور

7-طرح لایحه راجع به بیمارستان امیر‌اعلم

8-موقع جلسه آتیه - ختم جلسه

 

مجلس ساعت ده و 16 دقیقه صبح به ریاست آقاى رضا حکمت تشکیل گردید.

رئیس- صورت غائبین جلسه پیش قرائت می‌شود.

( به شرح زیر قرائت شد)

غائبین با اجازه- آقایان: احمد بهادرى- فتح‌على افشار. صاحب‌جمع- دکتر راجى غائبین بى‌اجازه- آقایان: خاکباز، محمودى، قبادیان، صفوى، دولت‌آبادى، اورنگ، عباسى، برومند، محمد‌على مسعودى، خسرو قشقایى، گنجه، سالار سنندجى، امینى، سرتیب‌زاده، ناظر‌زاده، تولیت، حسن اکبر، شهاب خسروانى، دکتر مجتهدى، قرشى، ثقت‌الاسلامى، عماد تربتى، محسن طاهرى، سالار بهزادى، حاذقى، سود‌آور، غضنفرى، کوراوغلى، نبوى، پیراسته، محمد ذوالفقارى، امیر افشارى، سلطانى، حکیمى، دکتر بقایى، دکتر شایگان، جواد مسعودى، خزمیه علم. سید محمد‌صادق طباطبایى‏

1-بیانات آقایان نمایندگان راجع به صورت جلسه اسبق‏

رئیس- صورت مجلس جلسه پیش حاضر نشده (شوشترى- جلسه اسبق است) آقاى مکى راجع به جلسه پیش نظرى دارید؟

مکى- در جلسه گذشته موقعى که آقاى فولادوند صحبت می‌کردند راجع به آن رأى آقاى حکیم‌الملک اشاره‌اى کردند بنده یک عبارتى عرض کردم که آن عبارت را اشتباه نوشته‌اند خواستم اصلاح بشود اینجا این طور نوشته شده «در آن مجلس مؤسسان همان رأى هم حسابى است» در صورتى که بنده عرض کردم واقعاً آن رأى مجلس مؤسسان ارزش قانونى هم دارد با علامت تعجب و استفهام عرض کردم.‏

رئیس- اصلاح می‌شود. آقاى دکتر بقایى فرمایشى دارید؟

دکتر بقایى- بنده طبق ماده 90 عرضى دارم.‏

رئیس- شما که تشریف نداشتید.

دکتر بقایى- الغایب على حجت.

رئیس- بسیار خوب وقتى وارد دستور شدیم اخطار بفرمایید. آقاى قبادیان‏

قبادیان- بنده را جزو غائبین بى‌اجازه نوشته‌اند بنده تلگرافاً از مجلس اجازه گرفتم.‏

رئیس- تقاضاى شما به کمیسیون محاسبات رفته و در آنجا مطرح می‌شود.

قبادیان- عرایضى هم داشتم راجع به اوضاع غرب اگر اجازه بفرمایید عرض کنم.

رئیس- باید به ترتیب از نطق قبل از دستور استفاده کنید و طور دیگر نمی‌شود. آقاى شوشترى‏

شوشترى- با مراجعه به صورت مجلس در جلسه اسبق بنده راجع به کارهاى شهردارى اظهاراتى کردم که طبق ماده 90 بعد از بیانات آقاى رئیس‌الوزرا خواستم توضیحى بدهم اجازه داده نشد به این معنى براى این که عرایضم صحیح است و باید در صورت مجلس قید شود اگر مراجعه بکنید به اراضى الهیه و آنجایى که آسفالت می‌شود آن قضیه‌اى که عرض کردم صحیح بوده و به خلاف عرض نکرده‌ام.

رئیس- در نطق خودتان هر اصلاحى لازم دارید بکنید و به تند‌نویسى بدهید. آقاى فرامرزى‏

فرامرزى- من به‌عکس غالب آقایان رفقا که در قسمت تند‌نویسى مجلس از حیث صحت عمل گله می‌کنند من تشکر می‌کنم (صحیح است) براى این که آنها بسیار با‌دقت کار می‌کنند به جراید نمی‌رسد و آنچه در جراید منعکس می‌شود و مرذم جریان مجلس را از روى جراید می‌خوانند آن غلط منتشر می‌شود چند دفعه هم از جناب آقاى رئیس خواهش کردیم که ترتیبى اتخاذ بفرمایند که به جراید صحیح برسد یعنى همین قسمت تند‌نویسى مجلس را باید طورى تکمیلش کرد

+++

که مذاکرات مجلس را به روزنامه‌هاى عصر بتواند برساند ولى متأسفانه وسیله نیست و غالباً هم وقتى اعتراض به صورت جلسه می‌شود در اینجا جناب آقاى رئیس می‌فرمایند اصلاح می‌شود در صورتى که چیزى که چاپ شد دیگر قابل اصلاح نیست مگر این که یکى دیگر چاپ کنند و در عین حال یک اشتباهاتى می‌شود یا غلط چاپ می‌شود و یا آقایان عوضى می‌شنوند و یک مقداریش هم مربوط به طرز بیان خود ما است که توی هم می‌گوییم که نمی‌توانند سوا بکنند و اشتباهاتى رخ می‌دهد مثلاً من اینجا گفته بودم چون مقصود سخن‌دانى نوشته شده تو مقصود سخن‌دانى یا در اینجا در قسمت بیاناتى که راجع به آقاى رئیس کردم نوشته شده که در آن قسمت رئیس مجلس که الان پشت سر من نشسته بلى از قضات و مستخدمین دولت .... در صورتى که من گفتم چون آقاى رئیس پشت سر من نشسته من راجع به این قسمت حرف نمی‌زنم اگر ننشسته بود نشان می‌دادم که چه اشتباهى کرده‌اند و رو به روى خودشان نمی‌خواهم بگویم (صحیح است) بعضى قسمت‌ها البته غلط‌هاى عبارتى دارد تطبیق عبارات یعنى افعال با یکدیگر نمی‌کند مثلاً به تجدید نظر معتقد هستند فشار بیاورند این جور نیست اگر هستند فشار نیاورند و اگر فشار بیاورند معتقد به تجدید نظر نیستند تفاوت زمان و فعل است، در قسمت چاپ هم یک جورى چاپ می‌شود که مطالب توی هم می‌رود مثلاً این جا وقتى من مى‌بینم تقصیر قسمت تند‌نویسى نیست و تقصیر چایخانه است که یک قسمت از نطق آقاى فولادوند رفته توى نطق بنده و مثل این است که همه خیال می‌کنند که من به آقاى حکیم‌الملک یا عامیون اهانت کردم من این کار را نکردم من اغلب آنها را مردم شریفى می‌دانم مخصوصاً خود آقاى حکیم‌الملک را (صحیح است) البته اشتباهاتى هم هست که روى سبک کلام است مثلاً فرمایشات- من هیچ‌وقت فرمایشات نمى‌گویم البته عقیده ندارم که غلط است براى این که سابقه زیاد دارد اهانت، منویات می‌گویند و فرمایشات هم می‌گویند ولى من نمی‌گویم، یک قسمت اینجا هست که بنده گفته‌ام، مثلاً این یک عبارتى است که به کلى آن مطلبى که من می‌خواستم بگویم آن را نمی‌رساند حالا ممکن است من ناقص گفته باشم راجع به طایفه ایگدر از طوایف قشقایى که گوسفندهاى یک قسمت از لارستانى‌ها را غارت کردند آن جورى که من گفته بودم که یک عده گرمسیرى که قشقایى نبودند و یک عده هم از قشقایی‌ها بودند خوانین قشقایى براى این که من سر و صدایم بلند نشود دل‌شان می‌خواست این گوسفندها را پس بدهند آقاى ناصرخان و آقاى خسروخان آن قسمتى از دزدها که قشقایى نبودند ازشان گرفتند آن دزدهایى که قشقایى بودند زورشان به آنها نرسید من خواستم بگویم این خوانین که دولت به آنها اسلحه می‌دهد آنها نمی‌توانند متعهد این اسلحه باشند در برابر دولت براى این که آن طوایفى که اینها در تهران خودشان را مالک و خان در پیش آنها جلوه می‌دهند اینها آب به دهن آنها نمی‌کنند زورشان به آنها نمی‌رسد به اسم آنها قند و شکر و تفنگ می‌شود گرفت ولى به آنها نمی‌شود گفت بیا مطیع من بشو گفتم دولت به این عملى که می‌کند کمکى به نا‌امنى می‌کند براى این که رؤساى عشایرى که به اسم عشایر اسلحه می‌گیرند خودشان نفوذ کلمه‌اى در آن عشایر ندارند این را می‌خواستم بگویم مثلاً راجع به صحراى باغ که مطالبى گفتم در اینجا نوشته شده صحراى باغ یکى از ایل‌هاى لارستان است در صحراى باغ اصلاً ایل نیست در صحراى باغ دو سه طایفه هستند که دزدند و در آنجا دزدى می‌کنند و اسباب نا‌امنى می‌شوند که یکى از آنها را همین سرتیپ کاظم‌خان شیبانى موقعى که در آنجا مأموریت داشت و ناامنى می‌کردند و هیچ‌کس هم جلوگیرى نمی‌توانست بکند سرتیب کاظمخان بغتتاً زد به آنها همین آدمى که اینجا نشسته چند نفرشان را گرفت و اعدام کرد و اگر بعدها خود دولت انگشت‏

نکرده بود بعد از این عملى که سرتیب شیبانى کرد تا پنجاه سال دیگر کسى آنجا دیگر یک بند نمی‌دزدید اگر خودشان می‌گذاشتند اینها یک عده‌اى هستند که اهل آنجا نیستند گفتم اینها در صحراى باغ هستند ولى ایل آنجا نیستند از ایلات اطراف شیراز بودند کوچشان دادند به آنجاها که در آنجا دزدى بکنند و موجب نا‌امنى بشوند هر چه مردم شکایت می‌کنند دولت تلگراف می‌کند جواب تلگراف هم می‌رسد وقتى آدم می‌رود آنجا می‌گویند این تلگراف‌هایى است که کرده‌ایم و این هم جواب‌هایى است که داده‌اند حالا ناامنى هست من چه کنم سرت را بزن به سنگ، من باید تلگراف کنم و او هم باید جواب بدهد و یک قسمت‌هاى دیگر هست که عرض کردم یک اشتباهات کوچکى است بیش‌تر مربوط به مطبعه است واین را خواهش می‌کنم توجه بیش‌ترى بفرمایید و این را هم عرض کردم که عمل تند‌نویسى بسیار مایه تشکر است.

رئیس- آقاى کشاورز‌صدر

کشاورزصدر- بنده براى این که در صورت مجلس یک تذکرى دادم عرض می‌کنم که بایستى در هر جلسه دستور جلسه بعد معین شود مطابق ماده 80 نظامنامه ..

رئیس- این به صورت جلسه مربوط نیست.

کشاورز‌صدر- اجازه بدهید دستور مجلس را رؤساى کمیسیون‌ها و رئیس و نواب رئیس مى‌نشینند معین می‌کنند که چه لوایحى بر پانزده روز بعد بایستى جزو دستور مجلس قرار بگیرد. بعد رئیس در آخر هر جلسه آن مصوبات را که گفته‌اند می‌گویند که یا لوایحى در دستور است بنده الان دیدم که تابلو براى لایحه بودجه گذاشته‌اند و این درست نیست تابلو را بعد از تصویب باید بگذارند که ما مطلع باشیم و برویم اسم بنویسم این صحیح نبود.

اردلان- عمل صحیح بود.

رئیس- آقاى غلام‌رضا فولادوند

غلام‌رضا فولادوند- در صورت مجلس ملاحظه می‌شود در یک جا که بنده گفته‌ام قسمت الفش بدتر است آقاى حکیم‌الملک 1500 ساله جزو بند الف است بنده عرض نکردم 1500 ساله عرض کردم نود ساله (مکى- شاید شبش را هم حساب کرده‌اید) (خنده نمایندگان) در قسمت دیگر باز می‌نویسد فولادوند گفت یک مشت دزد و توطئه‌چى:،، دزد نگفتم عرض کردم یک عده‌اى توطئه بر علیه مردم شریف کرده و آنها را با یک عده دزد مخلوط کرده‌اند (شوشترى صحیح است) و باز اینجا در همان صفحه اول در بین اظهارات آقاى فرامرزى عرض کردم می‌نویسد که مخصوصاً بند الف از جمله حکیم‌الملک که اسامى وزرا را اشتباه می‌کرد در پشت تریبون بگوید و من شریف را ... من شریف عرض نکردم مردم شریف عرض کردم، قسمت دیگر این است که باز یک جا گفتم در آن زمان که نمی‌دانستم این طور چیزها پیش بیابد من به این قسمت معتقد بودم براى این که اگر این جور تصفیه نشود تصفیه انقلابى پیش می‌آید شایدش افتاده‏

رئیس- اصلاح می‌شود سه نفر از آقاین تقاضاى نطق قبل دستور کرده‌اند آقاى امامى‌اهرى‏

2-بیانات قبل از دستور سه نفر از آقایان امامى‌اهرى- مکى- دکتر بقایى‏

امامى‌اهرى- بنده هم مانند سایر آقایان نمایندگان از فرصت تعطیل استفاده کرده مسافرتى به آذربایجان کردم تا بدبختی‌هاى خارج از تهران را که محسوس است به رأى‌العین ببینم و با مردم تماس بگیرم و احتیاج‌شان را بهتر فهمیده در مراجعت از مسافرت از لطف و محبت آقایان نمایندگان حسن استفاده کرده ضمن سپاس‌گزارى از توجه فوق‌العاده آقایان نمایندگان که در مواقع مقتضى بنا بر حس شریف میهن‌پرستى در مورد آذربایجان همواره مبذول داشته‌اند نیازمندی‌هاى آنها را به عرض آقایان نمایندگان محترم رسانیده و با کمک و حمایت آقایان نمایندگان از دولت بخواهم که در بهبود اوضاع اقتصادى و اجتماعى و عمومى آن حدود اقدامات مؤثرى به عمل بیاورد (صحیح است) ولى وقتى از مسافرت برگشتم دیدم متأسفانه سرگرمى تازه‌اى پیدا شده و بحث دور و درازى در اطراف بندهاى الف و ب و ج پیش آمده و مسائل اساسى مملکت از قبیل مقاوله‌نامه نفت و تعیین تکلیف آن که براى ما جنبه حیاتى دارد (صحیح است) بحث در اطراف موضوع شیلات صحبت در وضع اقتصادى کشور... (نریمان- بحرین را هم فراموش نفرمایید) (شوشترى- بحرین هم صحیح است) که بر اثر حسن تدبیر با اعجاز وزیر محترم اقتصادى و قرار دادن 40 میلیون لیره واردات در مقابل 8 میلیون لیره صادرات قیمت اجناس وارداتى را در مقابل کالاهاى تولیدى و صادراتى بالا برده‌اند و لیره 9 تومان را به 16 تومان بهایش را رسانده‌اند و پس از این که مدتى دست و پاى مردم و تجار را بستند یک مرتبه معلوم نیست در نتیجه چه پیش‌آمدى سهمیه‌اى را که در زمان وزارت آقاى دکتر نصر تحت نظر سایر متصدیان مربوطه با مصالحه کامل تنظیم شده بود به کلى از بین بردند و اساس کنترل دولت را در امر واردات متزلزل ساخته اند. این موضوعات فراموش شد و

+++

در طاق نسیان ماند، یا مذاکره و تعیین تکلیف بودجه مملکتى که مطابق قانون اساسى ما و در اغلب ممالک مشروطه از اهم وظایف مجلس است. (صحیح است) و حتى دیده‌ام در جراید که در مملکت فرانسه که مطابق اصول مقرره آنها باید در موعد مقررى بودجه به تصویب مجلس برسد آن موعد مقرر 25 دقیقه تأخیر افتاده بود. عقربک ساعت را 25 دقیقه کشیدند عقب تا نتیجه این تشریفات ظاهرى تصویب بودجه در موعد مقرر انجام بگیرد. (صدر‌زاده- اما مال ما تا وسط امسال رسیده است) (اردلان- حالا هم که می‌خواهند مطرح کنند مخالفت مى‌شود) منظور من این است که این مسائل اساسى در طاق نسیان مانده و صحبت ما همه‌اش در اطراف بند الف و بند ب و ج است لذا بنده با کمال تأثر از بیانات آمیخته با احساسات بعضى از نمایندگان محترم فعلاً نظر خودم را درباره این قانون را به عرض م‌یرسانم و اگر هم وقتى باقى باشد سایر مطالبى را عرض می‌کنم و امیدوارم آقایان از لحاظ سوابق قضایى و عضویت دادگسترى البته در دوره این دوره این که این دوره عرض می‌کنم از نظر آن است که بنده در دوره پانزدهم در اول دوره به اتفاق آراء انتخاب شدم به عضویت کمیسیون دادگسترى ولى بعداً به علل و جهات سیاسى داخلى تا آخر دوره بنده از عضویت در کمیسیون دادگسترى محروم بوده و با وجود این که در امور مربوط به راه تخصصى نداشتم در کمیسیون راه انتخاب شدم، حالا کارى به آن نداریم به هر حال به این هم کارى نداریم که آقایان اشتباه کرده بودند و من که عمر خودم را یعنى قسمت حساس و بهتر عمر خودم را در خدمات قضایى گذارنده بودم محال بود برخلاف وجدان و عقیده‌ام اظهار نظرى بکنم (صحیح است) به هر حال با این که بنده یکى از طرفداران جدى تصفیه ادارات و طرد ناپاکان و اشخاص فاسد هستم و معتقدم که باید کارى بکنیم که اساس دزدى و دغلى را در ایران مملکت با مرتب کردن دستگاه‌هاى دولتى به کلى براندازیم، معهذا استنباطم از قانون مورد بحث برخلاف نظر بعضى از آقایان و ارباب جراید است و عقیده‌ام این است که این تصمیم بر اثر تفویض اختیار از طرف مجلس به کمیسیون دادگسترى به صورت قانون آزمایشى درآمده به نحوى که از عنوان خود قانون هم ظاهر است نظارت در سازمان وزارتخانه‌ها بوده است (صحیح است) و این موضوع مدت‌ها فکر و وقت رئیس‌الوزراهاى وقت را اشغال کرده بود و به عقیده من حق این بود که هیئت پس از تعیین سازمان وزارتخانه‌ها را که این قسمت را خوب هم انجام داده است به وضعیت کلیه کارمندان دولت رسیدگى‏

کرده و عده لازم و زائد احتمالى و زائد قطعى را تعیین می‌کرد و براى این که این تصمیمات متخذه عادلانه باشد به دولت این اختیار تفویض نشده بود و به این هیئت واگذار شده بود منتها از عبارت شاغلین مقامات بالاتر وزارتخانه‌ها که در قانون ذکر شده به نظر بنده اشتباهى براى هیئت رخ داده و وزرا و وکلا و قضات را هم مشمول عنایت خودشان قرار داده‌اند. زیرا اگر قانون مورد بحث را طور دیگرى تعبیر بکنیم یعنى جنبه جزایى یا محرومیتى براى آن قائل بشویم و عمل هیئت تصفیه را به تعیین کارمندان صالح و ناصالح حمل کنیم که به عقیده من این طور نیست نتیجتاً این قانون مخالف صریح قانون اساسى است از لحاظ صلاحیتى که قضات دارند و از لحاظ مصونیتى که وکلا دارند و از لحاظ تشریفاتى که در محاکمه وزرا پیش بینى شده مخالف با قانون اساسى پیدا می‌کند و آقایان تصدیق می‌فرمایند که این صلاحیت و مصونیت داراى فلسفه بسیار عالى بوده و منضمن مصالح بیش‌ترى براى مملک و ملت می‌باشد و بدون سنگر صلاحیت قاضى نمی‌تواند در برابر قدرت دولت‌ها شخصیت خود را حفظ نماید وکلا بدون مصونیت در مقابل فشارهاى خارجى و داخلى نمی‌توانند تاب مقاومت آورده و تسلیم اغراض مخالف منافع ملى خواهند شد یا وقتى که اجازه دادیم که وزیر را می‌توان بدون تشریفات خاصى محاکمه کرد و حیثیت او را لکه‌دار کنیم به هیچ‌وجه نباید انتظار داشته باشیم که اشخاص علاقمند به حیثیت حاضر به خدمتگزارى بشوند در مورد کارمندان عادى هم معتقدم چون پرونده‌هاى استخدامى اشخاص چنان که لازم است در پاره‌اى موارد حکایت از سوابق اشخاص نمی‌کند به علاوه چیزى که بدبختانه فعلاً در مملکت ما زیاد رواج دارد تهمت و افترا است و گرفتن حق دفاع از اشخاص امنیت اجتماعى را متزلزل می‌سازد بنابراین بنده نظرم این است که این قانون فقط از لحاظ نظارت در سازمان و تقلیل عده کارمندان بوده و حتى روى همین جهت عقیده ندارم که این لایحه فعلى دولت در کمیسیون دادگسترى در مورد وزرا و وکلا و قضات مطرح شود. چون در مورد وکلا و قضات از لحاظ نظارت در سازمان و تقلیل عده کارمندان بوده و حتى روى همین جهت عقیده ندارم که این لایحه فعلى دولت در کمیسیون دادگسترى در مورد وزرا و وکلا و قضات مطرح شود. چون در مورد وکلا و قضات از لحاظ نداشتن صلاحیت بلا تأثیر بوده و در مورد کارمندان عادى هم مطابق قانون خاصى که داریم هر کس مى‌تواند در صورتى که شکایت استخدامى داشته باشد به مرجع رسمی و قضایى که دیوان کشور است شکایت بدهند بنابراین احتیاجى به تصویب قانون دیگر نداریم (دکتر بقایى- دزدها و گردن‌کلفت‌ها می‌روند و فقط خرده‌پاها مى‌مانند) بنده درباره آنها عرض کردم که باید به دیوان کشور مراجعه کنند، این اصولى است که بنده تصور مى‌کنم جنابعالى باید بیش از بنده از این اصول دفاع بکنید و هر وقت حضرتعالى آمدید اینجا و این قانون را تفسیر کردید و بنده را قانع کردید من حرفى ندارم و تسلیم می‌شوم.

دکتر بقایى- ممکن است من و شما قانع بشویم ولى مملکت به انقلاب خواهد رفت.

اردلان- اصلا مملکت ما بهشت است و هیچ احتیاجى به این حرف‌ها نیست.

امامى‌اهرى- ... به هر حال آقاى دکتر بقایى منظور من این است که به جاى اعتراض به اعضای هیئت تصفیه که اجراى قانون را به عهده آنان واگذار کرده‌اید، صرف‌نظر از این که تشخیص آنها خوب بوده و یا مردود و به قول بعضی‌ها هشتاد یا هشتاد و پنج با نود درصد تصمیم‌شان صحیح بوده البته بنده به بعضى از آنها اعتراض دارم منجمله از لحاظ آذربایجانى بودن و از لحاظ این که بیش‌تر مدیون این قسمت هستم در مورد سپهبد شاه‌بختى و در مورد دکتر اقبال از لحاظ این که وزیر بوده یا معاون بوده (دکتر بقایى- احساسات‌شان را نوشته‌اند به ما تلگراف کرده‌اند که ما زیر بار این خائن نمى‌رویم) (زنگ ممتد رئیس)

رئیس- آقاى دکتر بقایى صحبت نکنید.

دکتر بقایى- جعل احساسات که نباید کرد جناب آقاى رئیس ما هزار تا کاغذ و تلگراف داریم که گفته‌اند ما این خائن را نمى‌خواهیم.‏

امامى‌اهرى- گواه عاشق صادق در آستین باشد بنده نمى‌خواستم این را بخوانم ولى مخصوصاً چون فرمودند، این تلگراف را که تمام از اساتید دانشگاه و فرهنگیان و اشخاص کاملاً خوب و معروف و اشخاص خوش‌نام هستند و تلگراف کرده‌اند این یکى از آنها است این حاضر است، حضرتعالى هم ممکن است تلگراف‌تان را نشان بدهید.

دکتر بقایى- من پشت این تریبون آمدم اعلام جرم کردم به دکتر اقبال نمی‌گذارند رسیدگى شود حالا آمده‌اند دفاع می‌کنند از این شخص. این مرد در معامله لوکوموتیو‌ها خیانت کرد به این مملکت راه‌آهن ما را از بین برد حالا آمده‌اید از او دفاع می‌کنید؟ قباحت دارد.

اورنگ- فریاد کردن که برهان نیست‏.

دکتر بقایى- ما حاضر نیستیم بنشنیم اینجا و از یک خائن دفاع کنند. از او در محکمه باید دفاع بشود. محاکمه تشکیل بدهید آن وقت بیایید از او دفاع کنید. (زنک رئیس)

رئیس- آقاى دکتر بقایى اجازه بدهید حرف‌شان را بزنند بفرمایید آقاى امامى‌اهرى‏

امامى‌اهرى- پنج دقیقه از وقت بنده باقى مانده است (دکتر بقایى- دو دقیقه) به هر حال با این که همه اذعان دارند بر این که اوضاع عمومى جهان از حوادثى هولناک حکایت دارد و افق دنیا تیره و تار به نظر می‌رسد بدبختانه جاى تأسف است که ما از تجارب گذشته خود و سایرین استفاده نکرده و دانسته و فهمیده خود را ملعبه و آلت دست سیاست‌هاى گوناگون قرار می‌دهیم. فداکارى و از خود گذشتگى ما در جنگ دوم جهانى به آنجا رسید که ایران لقب پیروزى را پیدا کرد ولى نتیجه‌اى که عاید ما شد چه بود؟ بدبختانه هیچ کار ما تا به آنجا رسید که ما آرزو کردیم ای کاش متفقین با ما همان رفتارى را می‌کردند که با دشمنان و متخاصمین خود کردند و از آن تاریخ تا حال چندین سال است دولت و بانک بین‌المللى و بانک صادرات و واردات و خلاصه تمام دستگاه‌هاى اقتصادى آمریکا را به کمک‌هاى مالى خود امیدوار ساخته هر روز به عنوانى این امیدوارى را بیش‌تر می‌کنند. هفته‌اى نیست که این امیدواری به صورتى تکرار و تجدید و تأیید نشود و یا نماینده‌اى

+++

و هیئتى را براى رسیدگى به طرز مصرف این کمک واهى به ایران فرستاده نشود (نریمان- عشایر را مسلح می‌کنند) معهذا در چنین وضعیتى که مسلم شده خود غلط بود آنچه ما پنداشتیم، به جاى این که دست خلوص و یگانگى به هم بدهیم جناب آقاى دکتر بقایى و براى دردهاى بی‌درمان خودمان چاره‌اى بیندیشیم به دنبال قرضه موهوم و موهن برویم و نه چشم بسته آلت اجراى مقاصد دیگران و سیاست‌هاى مرموز بشویم و به امید دریافت وام‌هاى موهوم یکدیگر را به بند بکشیم و شرف و حیثیت همدیگر را به باد بدهیم (دکتر بقایى- اینها حرف‌هایى بود که در آن دوره ما می‌زدیم و شما توجه نکردید) و یا مردان خدمتگزارى مانند حکیم‌الملک را که از بنیادگذاران فرهنگ جدید و از مجاهدین اولیه آزادى در این مملکت بوده است، در سر موضوعى که اساساً با آنها ارتباط ندارد مورد تهمت قرار بدهیم (دکتر بقایى- آقاى حکیم‌الملک پیش‌قدم کمیسیون سه جانبى هم بوده است) (آزاد- فراماسون هم هست) بنده هم با اجازه آقایان فقط یکى از درخشان‌ترین خدمات حکیم‌الملک را که باز هم از لحاظ آذربایجانى بودن مرا مکلف به عرض این مطلب می‌کند مقاومت شجاعانه وطن‌پرستانه در مقابل ماجراى آذربایجان که بنا به مقتضیات کنونى از شرح آن خوددارى می‌کنم (صحیح است) عرض کنم آقاى دکتر بقایى اگر جوان‌ها می‌خواهند در خدمت مملکت پیر بشوند باید حثیت و شرف آبروى خدمتگزاران پیر خود را محفوظ بدارند (فولادوند- حال مریض چه شد؟) (آشتیانى‌زاده- اگر مملکت این همه خدمتگزار دارد چرا به این روز افتاده است؟)

کشاورز‌صدر- اجاز می‌فرمایید.

رئیس همان جا بفرمایید.

کشاورز‌صدر- اجازه بفرمایید بیایم آنجا که رو به روى آقایان باشم من می‌خواستم از دوست بزرگوار و عزیز خودم جناب آقاى دکتر بقایى استدعا نمایم که گوش به عرض بنده بدهند اگر نظر مبارک‌شان باشد در کابینه آقاى قوام‌السلطنه اینجا بود که راجع به مظفر فیروز صحبت می‌شد و آقاى حائرى‌زاده می‌گفتند مجلس را ملوث کرده یک توضیحى دادم و یک دلایلى هم در مخالفت با کابینه داشتم که مقابل محاکمه بود آقایان راجع به مظفر فیروز هم بود ولى در همان جا عرض کردم به آقایان محترم که مظفر فیروز را نباید بگویند خائن و دزد چرا؟ از براى این که هنوز محکوم نشده است من اعتقاد دارم به اصول و قواعدى که در مملکت ما حکم‌فرما است و جنابعالى هم طرفدار این اصول هستید (مکى- فحش به هئت تصفیه دادید که اینجا نبودند) بنده با آقایان مطلقاً فحش ندادم (صحیح است) اعلام جرم غیر از فحش است اعلام جرم باید کرد استیضاح باید کرد تمام مسائل را طبق مقررات باید تعقیب کرد ولى نباید فحش داد دزد و خائن نباید گفت چرا؟ خداى نخواسته یک وقت همین مطلب را یک نفر نسبت به یکى از رفقاى ما می‌کند یا خداى نخواسته به جنابعالى من همان وقت دفاع می‌کنم استدعا می‌کنم هر مطلبى هست اگر اقبال بد است، خائن است باید او را تعقیب کرد اعلام جرم کرد تا محاکمه شود (صحیح است) (دکتر بقایى- کردیم آقا) مادامى که کسى محکوم نشده است برخلاف اصول مشروطیت و شأن و حیثیت مجلس است که کسى بگوییم خائن این تضییع حق است و من استدعا می‌کنم که بعد از این گفتگوها نشود (صحیح است.)

رئیس- آقاى مکى بفرمایید.

مکى- بنده خیلى از آقاى کشاورز صدر تشکر می‌کنم که یک وسیله و دستاویزى براى بنده فراهم کردند تا بتوانم راجع به اعضاى هیئت تصفیه و راجع به وزیر دارایى یک مذاکراتى بکنم در جلسه گذشته اینجا عرض و ناموس اعضاى هیئت تصفیه را گفتند کسى دفاع نکرد (کشاورز‌صدر- بنده همان موقع طبق ماده 100 اجازه گرفتم) من گفتم آقا آنها اینجا نیستند و کسى دفاع از آنها نمی‌تواند بکند به قول یکى از روزنامه‌نویس‌ها مبتذل‌ترین جلسه‌ها جلسه هفته گذشته مجلس بود (دکتر معظمى- اعتراض شد روزنامه‌ها ننوشتند) و مقام ریاست جلوگیرى نکرد (دکتر معظمى- جلوگیرى شد) وقتى صحبت عرض و ناموس می‌شود باید آقاى رئیس جلوگیرى می‌فرمودند و یکى هم راجع به دکتر نصر بود من با کابینه فعلى همه می‌دانند مخالفم با تمام قوا هم مخالفم ولى اگر هم فحش‌هایى به بعضی‌ها برخلاف حق و عدالت داده شود این شایسته نیست روزی که دکتر نصر مرتبه دومى که از ایران رفت و برگشت دیدن کردم وگفتم چرا برگشتى تو که دو دفعه آمدى به سرت زدند چرا آمدى این بیت را به من جواب داد حب‌الوطن نگر ز گل چشم بسته‌ایم نتوان ولى ز مشت خس اشیان گذشت من آمدم که اگر بتوانم خدمتى بکنم بنده اینجا خودم به دکتر نصر اعتراض کردم دکتر شاخت وطنى‌اش گفتم حالا هم که معتقدم که اقتصادیات مملکت را مفتضح کرده و به قدرى خسارت به این مملکت وارد کرد که قابل جبران نیست ولى این حرف‌هایى که راجع به دکتر گفته شد روح جوان‌هاى تحصیل کرده این مملکت را آزرد همه به ما تلفن کردند که ما از لحاظ تیپ انتلگتوئل به آقاى دکتر نصر اعتماد داریم چرا اجازه دادید که این همه به او هتاکى شود و فحش عرض و ناموس داده شود به قول حافظ عیب مى جمله بگفتى هنرش نیز بگوى انسان باید منصف باشد در موقع مخالفت اصولى خودش را بکند یکى از کارهاى غلط اقتصادى دکتر نصر را عرض می‌کنم یک تصویب‌نامه‌اى صادر کردند قیمت گواهى‌نامه را یک مرتبه بالا بردند بانک ملى ایران طبق اسناد غیر قابل تردید و قطعى که فروخته است به مردم گواهینامه و سند داده که ما فروختیم یکى 4 تومان این تجار اگر بروند در محکمه شکایت بکنند اگر به دیوان بلخ هم بروند به قدرى سند روشن است که بانک ملى ایران محکوم مى‌شود و ورشکست می‌شود یک چنین اشتباهاتى کرده به خودش هم گفتم این اشتباه اقتصادى است این تجار شکایت می‌کنند گفت کسى جرأت نمى‌کند گفتم من وکالتش را قبول مى‌کنم حالا عرض کنم اگر بنا شود تجار شکایت بکنند بانک ملى ایران محکوم است خود بانک ملى هم تصدیق دارد بنده در دوره گذشته با خسرو هدایت مخالفت می‌کردم تا آخر دوره هم مخالف بودم حالا هم هستم و هزار عیب هم براى او قائل هستم ولى نمى‌توانم بگویم دزد است ولى این که عیبش را می‌گویم حسنش را هم می‌گویم من او را شایسته عضویت دولت نمى‌دانم ولى مى‌گویم دسته‌بندى سیاسى مى‌کند (فقیه‌زاده- فرش زیر پا ندارد) ولى دزد بهش نمى‌گویم و اگر کسى را هم گفتم در حضورش می‌گویم که اینجا نشسته باشد و بلند شود دفاع بکند تا من اسنادش را در‌بیاورم ارائه بدهم و اعلام جرم بکنم همین طور به حرف اکتفا نمى‌کنم اما موضوعى که بنده امروز مى‌خواستم به عرض آقایان برسانم موضوع سازمان برنامه است و یک سوابق هم بنده تهیه کرده‌ام چون این موضوع شیفر است لذا تهیه کرده‌ام ما کمکى از آمریکا نگرفتیم بلکه یک مقدار هم از حیث دلار کمک کردیم (صحیح است) در کابینه آقاى قوام دستگاهى براى تنظیم برنامه عمران این کشور به وجود آمد این دستگاه پس از مطالعه زیاد و شور با اهل فن برنامه عمرانى براى مدت 7 سال تدوین کرد و لایحه قانونى آن در تاریخ 26 ر 11 ر 27 به تصویب مجلس شوراى ملى رسیده بنده با این لایحه مخالف بودم و آقایان امروز فراموش نفرموده‌اند که بنده با تمام قوا مخالفت کردم و دلایل من هم این بود که این برنامه 7 ساله یک موضوعى است که عملى نخواهد شد و خسارت زیادى به ملت ایران خواهد داشت و با حرف خواهد گذشت امروز به عرض آقایان می‌رسد در قسمت ثانیاً از ماده 6 قانون برنامه 7 ساله پیش‌بینى شده بود که ممکن است تا مبلغ 2500 میلیون دلار از بانک بین‌المللى توسعه و ترمیم با تصویب مجلس شورای ملى دریافت شود ظاهراً مذاکرات مقدماتى با بانک بین‌المللى به این نتیجه رسیده بود که برنامه 7 ساله ایران باید به وسیله دستگاه مهندسین مورد اطمینان بانک بین‌المللى رسیدگى شود آقاى ابتهاج مدیر کل وقت بانک بین‌المللى در یکى از مسافرت‌هاى خود به آمریکا با مؤسسه‌اى به نام موریس نودسن قراردادى از طرف دولت منعقد نموده که در مقابل 150 هزار دلار به اضافه هزینه مسافرت در ایران دفتر مهندسى نامبرده برنامه 7 ساله را رسیدگى و نتیجه را به بانک بین‌المللى نظر دستگاه موریس نودسن را براى پرداخت وام به دولت ایران کافى ندانست و اظهار نموده در صورتی که شرکت مشاورین ماوراء بحار برنامه 7 ساله ایران را تصویب کند بانک حاضر است وام مورد تقاضاى ایران را تأمین ننماید در حقیقت 150 هزار دلار پرداختى به شرکت موریس نودسن و هزینه‌هاى ریالى آنان در

+++

ایران بى‌نتیجه ماندو به ضرر دولت تمام شد دولت مجدداً با شرکت مشاورین ماوراء بحار پیمانى منعقد نمود که با پرداخت 600 هزار دلار و هزینه ریالى آنان در ایران برنامه 7 ساله مورد رسیدگى قرار گیرد مشاورین ماوارء بحار پس ازرسیدگى به طرح‌هاى برنامه 7 ساله ترجمه آنها را همراه خود به آمریکا برده ودر 5 جلد به طبع رساندند بانک بین‌الملى اظهار داشت که اصولاً ممکن است به دولت ایران وام داده شود ولى باید مصرف آن تحت کنترل بانک قرار گرفته و عمل نظارت به وسیله مشاورین ماوراء بحار صورت بگیرد دولت ایران قراردادى با مشاورین ماوراء بحار منعقد نمود که سالیانه مبلغ 300 هزار دلار به شرکت نامبرده براى عمل نظارت در اجراى برنامه 7 ساله بپردازد و مبلغى نیز بابت هزینه آنان در ایران به ریال پرداخت نماید با وجود تمام تحمیلات بانک بین‌المللى تا کنون در مورد هر طرحى نمایندگان خود را جداگانه به هزینه دولت ایران اعزام داشته است و نتایج حاصله تا کنون غیرقابل ذکر است و در مواردى که موافق‌هایى از طرف بانک نامبرده به عمل آمده همه به قدرى به ضرر ایران است که مصلحت ایران خواهد بود که موضوع مسکوت بماند مثلاً کارخانه سیمان‌سازى 200 تنى فارس که اعتبار خرید ماشین‌هاى آن از آمریکا به وسیله بانک بین‌المللى تأمین شده اقلاً 300 میلیون ریال تمام خواهد شددر صورتی که یک کارخانه 200 تنى سیمان‌سازى که در نظر است در دورود ساخته شودو ماشین‌هاى آن از اروپا خریدارى گردد در حدود یکصد میلیون تمام خواهد شد با بهای کارخانه سیمان‌سازى فارس ممکن بود بدون دخالت بانک بین‌المللى سه کارخانه سیمان تأسیس نمود با تمام تحمیلات فوق بالأخره شنیده می‌شود که دولت از مساعدت و دریافت وام از بانک بین‌المللى مأیوس شده و به بانک صادرات و واردات آمریکا با شرایط مشکل و کمرشکن متوسل شده است به این ترتیب دولت ایران تا کنون متجاوز از یک ملیون و صد هزار دلار و در حدود بیست میلیون ریال براى مشاورین آمریکایى که اکثر آنان در فن خود تخصص ندارند و حتى با کارشناسان درجه دوم و سوم ایران قابل مقایسه نیستند خرج کرده است (دکتر بقایى- آمریکا محتاج به کمک ما بود) بدون آن که نتیجه‌اى به دست بیاورد در صورتی که با همین پول می‌توانستیم مثلاً یک کارخانه سیمان‌سازى 200 تنى تأسیس بنماییم و سالیانه مبالغ هنگفتى براى خرید سیمان بپردازیم ما از دوران ساختمان راه‌آهن جنوب به دست یولن و کمپانى و دوران میلیسپو خاطرات بدى داریم که باید از تجدید آن جلوگیرى به عمل آید به همین مناسبت بنده این سؤال را تهیه کردم که تقدیم مقام ریاست می‌کنم و از ریاست محترم مجلس شورای ملى درخواست دارم به اطلاع جناب آقاى نخست وزیر برسانند که براى جواب پرسش‌هاى زیر در مجلس شورای ملى حاضر شوند: در سه ساله پیش عده‌اى آمریکایى به نام مشاورین براى مطالعه در برنامه هفت ساله به ایران دعوت شده‌اند چون لایحه استخدام آنها تا کنون به مجلس شورای ملى نرسیده است مجوز قانونى استخدام آنان چه بوده است.

2-مبالغى که تا کنون به این مشاورین پرداخته شده است از حیث دلار و ریال چه مبلغ بوده و مجوز پرداخت مبالغ فوق چیست؟ 3-ریاست مشاورین آمریکایى نامبرده با شخصى به نام نورنبرگ است این شخص همان کسى است که قرارداد نفت بحرین را با شیخ بحرین منعقد کرده و عملاً تجزیه قسمتى از ایران را تصویب نموده است دولت به چه مجوزى این چنین شخصى را که بر علیه تمامیت ایران اقدام کرده و مستحق مجازات اعدام می‌باشد با حقوق گزاف به خدمت گماشته است. اینجا یک موضوع دیگر که بنده دارم چون در این دو سه روزه مذاکرات زیادى راجع به بند الف و ب و ج و این چیزها شد مطالبى را خواستم اینجا به عرض برسانم همان طوری که جناب آقاى دکتر مصدق فرمودند قدما می‌گفتند که براى سلامتى یک خانواده می‌شود فردى را فدا کرد و براى سلامتى یک دهکده یک خانواده را فدا کرد و براى سلامتى یک شهرى دهکده و بالأخره براى سلامتى یک مملکت یک شهر را فدا کرد (دکتر مصدق- بنده چنین چیزى نگفتم) بنده عرض می‌کنم بنده معتقدم که یک دسته‌اى توى این بند جیم هستند (ارباب- آن بدبختى که باید ده نفر عائله‌اش را شب بدبخت ببیند گناهش چیست؟) بنده آنها را کار ندارم ولى بنده دو تا گردن کلفتش را اسم می‌برم ببینم چطور می‌شود از آنها دفاع کرد در مشهد که بنده بودم می‌گفتند در ماه رمضان دکتر بدر وارد مشهد شده در باغ ملک‌آباد دعوت شده هشتصد تومان پول مشروبات الکلى براى ایشان خرج شده بود اعتبارى در آستانه نبود رفته‌اند به نام این که از محل اعتبار شمع آستانه براى آستانه شمع بخرند هشتصد تومان سند صادر کردند و خرج این کردند آیا چنین شخصى سزاوار است که در رأس تولیت آستانه قدس رضوى باشد بنده سؤال می‌کنم که استاندار خوزستان پادشاه بى‌تاج و تخت آقاى مصباح فاطمى قابل دفاع است براى این بنده عرض می‌کنم که اگر استثنا باشد 4 نفرى باشد که اینها مظلوم باشند چون ممکن است چند نفرى که توى این بند ج مظلوم باشند براى رفاه و سلامت این مملکت آقایان اجازه بدهند که این قانون اجرا بشود بعد هم راهش باز می‌شود ممکن است آن چند نفرى که مظلوم هستند بروند تبرئه بشوند ولى از حالا ما بخواهیم زیر این تصمیمات بزنیم بنده خیال می‌کنم این مملکت را به انقلاب می‌کشاند ما نمی‌خواهیم انقلاب بشود ما نمى‌گوییم کسى برخلاف حق و حقیقت محکوم نشده است ما هیچ‌وقت نمی‌خواهیم کسى بدون رسیدگى و برخلاف حق و عدالت گرفتار شده باشد ولى مصلحت روز و وقت را هم در نظر بگیرند آقایان و آن وقت هر تصمیمى گرفتند ما نظرى نداریم نمی‌گوییم طناب دار گردن همه‌شان بیندازید ولى توى این عده بند ج یک کسانى هستند که حال و روز این مملکت را به این روز انداختند و از شهریور به این طرف غالب کسانى که در این بند هستند آن اشخاص کوچک را نمی‌شناسم ولى اغلب آنها که وزیر بودند و در کارهاى حساس دولتى بودند آنها هستند که مملکت ما را به این روز انداخته‌اند حالا ما بیاییم اینها را هم بگوییم رها شوید بروند این صحیح نیست حالا به عقیده بنده اجازه بدهید که این قانون به موقع اجرا گذاشته شود خود آقایان که نشستید کمیسیون درست کردید طرح امضا کردید مجبور هستید اگر ظلم به کسى بشود بروند رسیدگى بکنند ولى اول باید اجرا بشود در اجرایش تردید نباید بشود اگر بخواهید لغو کنید آن دزدها هم فرار می‌کنند آنها تبرئه می‌شوند و دزدهاى کوچک تبرئه نمی‌شوند آن براى این است که آن گردن‌کلفت‌ها را معاف بکنند.

اسلامى- بنده طبق ماده 90 عرایضى دارم.

رئیس- آن را بعد از ورود در دستور بگذارید وارد دستور بشویم آن وقت بفرمایید آقاى الله‌یار صالح نوبت خودشان را به آقاى دکتر بقایى داده‌اند آقاى دکتر بقایى.

دکتر بقایى -مطالبى در جلسه قبل گفته شده بود که بنده حق دارم به عنوان ماده 90 استفاده کنم ولى چون توضیحاتم از حدود استفاده ماده 90 ممکن بود بیش‌تر بشود از این رو از جناب آقاى صالح استدعا کردم که نوبت قبل از دستورشان را به بنده بدهند و این استجازه مبنى بر یک علت اساسى است که بیان آن امروز براى من اجتناب‌ناپذیر است آقایان نمایندگان مستحضر هستند که در جلسه قبل بنده در مجلس حضور نداشتم و بدون حضور من یکى از ناطقین راجع به قتل مرحوم دهقان غیبت ناروایى کرده و در این قسمت از بیان خود چنان وانمود کرده است که قبول وکالت دفاعى از این متهم با اصولى که من از آن خبر ندارم ولى ناطق یعنى جناب آقاى جمال امامى لابد نسبت به آن اصول اطلاعاتى دارند که نگفتند و ابراز علاقه شدید به آن اصول کردند مخالفت کردند بنده لازم است با صریح‌ترین وجهى بگویم و تکرار کنم که ما طرفدار جدى حکومت قانون در مملکت هستیم مستند قانونى قبول وکالت دفاعى براى من مقررات قانونى است به هر متهمى حق داده است هر کس را که شایسته و مورد اعتماد خود بداند ولو این که وکیل دادگسترى نباشد انتخاب کند و آن شخص مورد اعتماد هم حق دارد با احترام قانون وکالت دفاعى متهم را بپذیرد لذا این معلوم می‌شودکه پذیرفتن وکالت دفاعى امرى است متکى به قانون ولى نمی‌دانم انتقاد جناب آقاى امامى در غیبت من که عملى طبق قانون انجام داده‌ام مشتمل بر چه اصل و مستند به دستور چه مقامى است (امامى- چه عرض کردم؟) حالا می‌رسیم بیش از آن چه که گفتم مفهوم نطق آقاى جمال امامى موجب تأسف است زیرا نشان می‌داد که مقصود از آن اعمال نفوذ از دور در قضات دادگاه جنایى است و حال آن که قضات را قانون اساسى استقلال عطا کرده است و کسى را نمی‌رسد که برخلاف اصل 28 قانون اساسى

+++

از دور انجام بدهد که به منزله حمله بر استقلال قوه قضاییه کشور است براى این که آقایان محترم به خاطر بیاورند که جواب این که خودشان گفته‌اند عرض بشود همین عبارتى را که فرمودند چون صورت مجلس حاضر نیست بنده از روزنامه اطلاعات می‌خوانم این مال جلسه گذشته است که حاضر نیست فرموده‌اند در این کشور وکیل مجلس شوراى ملى را کشتند و بعد قضیه را منقلب می‌کنند یکى از آقایان نمایندگان سؤال کرده بود که را کشتند ایشان ادامه دادند دهقان را می‌گویم که او را کشتند و امروز مى‌گویند قاتل دهقان این شخص نیست و فردا خواهید دید که می‌گویند دهقان کشته نشده و او را به جرم توطئه بر علیه دکتر بقایى محکوم می‌گویند این عبارتى است که از قول ایشان در روزنامه نوشته شده گذشته از این که مطالب اصولى که نه تنها حالا در تمام دنیا مرعى است و مراعات مى‌شود بلکه از اعصار بسیار قدیم مراعات می‌شده مثلاً آن قاضى بزرگ رومى که اسمش الان خاطرم نیست شاید آقایان بدانند مى‌گوید اعتراض بر استماع توضیحات دفاعى وکلا مذموم و ممنوع است از تمام اینها گذشته آقایان محترم به خاطر دارند که در اوایل خرداد ماه گذشته وقتى دهقان به قتل رسید بنده در اینجا با استجازه از مجلس شورای ملى براى حق مشروع دفاع از خودم یک بیاناتى کردم و یک عرایضى به عرض مجلس شوراى ملى رساندم و چون این موضوع با شخص من بستگى پیدا کرده بود بعداً هم تحقیقات و تبعات را در این موضوع ادامه دادیم و این طور شد که آن شخصى که متهم به قتل دهقان هست بنده را به وکالت خودش معین کرد و بنده هم پذیرفتم وکالتش را و رفتم دادگاه با دلیل ثابت کردم که مرحوم دهقان را دستگاه پلیس رکن دوم ستاد ارتش به دستور سپهبد رزم‌آرا به قتل رسانده ثابت کردم همان دستگاه پلیس که حسن جعفرى را مهیا کرده بود و از آبادان آورده بود به تهران براى این که ما را هدف گلوله قرار بدهد ولى این شخص که در آخرین لحظه که مى‌خواست سقوط بکند وجدانش بیدار شد و این کار را نکرد به همان جرم هم الان در محکمه نشسته این موضوعى است که مربوط به محکمه است ولى یک موضوعى که در مجلس شوراى ملى باید مستحضر باشد و در این مکان باید گفته شود تمام اشخاصى که در این پرونده ممکن بود مورد تهمت قرار گیرند و ممکن بود پاى رسیدگی‌شان به میان بیاید تمام با مأموریت‌هاى خیلى خوب فرستاده شدند به فرنگ و آخرین‌شان یکى از همکاران مجلس آقاى پیراسته است که به عنوان مسافرت رفته اینها آقایان به طور مستقیم در این توطئه دست داشته‌اند آقایان بنده این عرایض را می‌کنم براى این است که نشان بدهم که این دستگاه مشغول توطئه براى آدم‌کشى است و هنوز هم ادامه می‌دهد ما براى این که جلوگیرى کنیم این چیزى نیست که از این گوش بشنوید و از آن گوش بیرون بکنید این یک چیزى است که باید توجه داشته باشید این شترى است که در خانه همه خواهد خوابید و آن وقت با این تفاصیل بنده خیلى تعجب میکنم که آقاى جمال امامى بیایند چنین حرفى بزنند ولى اگر فقط حرف ایشان بود اهمیتى نداشت الان مدتى است که تمام دستگاه به کار افتاده است براى این که محکمه را تحت تأثیر قرار بدهد آقایان‏ ملاحظه بفرمایید که در روزنامه که بنده مسئولش باشم از ابتدایی که این جریان اتفاق افتاده قدم به قدم ما تحقیقات را تعقیب کردیم بازپرسى‌ها را نوشتم راهنمایى کردیم که به راهنمایى‌های‌مان هم ترتیب اثر داده نشد ولى اگر امروز بنده وکالت جعفرى را قبول کردم دیگر یک کلمه در روزنامه‌مان ننوشتیم براى این که مبادا بگویند که این شخص خواسته است از روزنامه خودش استفاده بکند و محکمه را تحت تأثیر قرار بدهد ما نکردیم ولى بروید بعضى از روزنامه‌هاى معلوم را بخوانید ببینید به چه وسایلى سعى کرده‌اند که دادگاه را تحت تأثیر قرار دهند به بعضى از قضات شریف دادگاه تهمت‌هاى ناروایى می‌زنند در یک روزنامه‌اى برداشتند نوشتند که داماد آقاى معقول که به علت این که در بانک دزدى کرده بود حبس کردند در آنجا صحبت بود که اولاً اگر داماد یک کسى را حبس بکنند این گناه براى شخص نمی‌شود و علاوه بر آن این بیچاره آقاى معقول نه دختر بزرگى دارد که قابل شوهر کردن باشد و نه اصلاً دختر دارد (شوشترى- ندارد آقا) ولى اینها را که می‌نویسند اینها براى تحت تأثیر قرار دادن ایشان است (شوشترى- کى نوشته) یک روزنامه‌اى چه کاردارید؟ ملاحظه بفرمایید در این شهر این قدر سالن هست، این قدر جا هست که هیئت دولت بهتر از همه اطلاع دارند از این جاها در همین دادگسترى دو سالن بزرگ هست، یک سالن بزرگ در بالاى سالن دادگاه جنایى هست که خیلى شیک و درست است، می‌خواهند کنفرانس اقتصادى تشکیل بدهند از تمام این سالن‌هایى که هست فقط سالن دادگاه جنایى که محاکمه جعفرى در آن تشکیل شده ادامه دارد آنجا را انتخاب می‌کنند این را هم می‌گویم خیلى خوب، جاى دیگر نبود ولى در ساعات ادارى آقاى نخست وزیر شش، هفت وزیر را می‌اندازند عقب سر خودشان و شاید براى بازدید سالن، آخر جا نگاه کردن مگر شأن نخست وزیر است، اینها تصور بکنید و ببینید وقتى که پرونده جعفرى مطرح است در این دادگاه به خصوص و در این محل به خصوص آقاى نخست وزیر باید خودش بیاید ببیند که این جا تناسب دارد براى کنفرانس اقتصادى ملل اسلامى مگر آقاى نخست وزیر این جا را سابقاً ندیده بودند، مگر وقتى مجلس مؤسسان درست می‌کردند نرفته بودند آنجا را ببینند اینها براى این است که از تمام اطراف دادگاه را تحت تأثیر قرار بدهند. آقایان نگذارید بکنند این کار را درست است آقاى امامى شما قسمت دارید، شما دسته چاقوکش دارید اینها درست است ولى این قوت همیشه براى شما نخواهد ماند ولى فراموش نکنید اگر یک روزى مخالفت کردید این شتر در خانه شما می‌خوابد، فراموش نکنید که احمد دهقان بزرگ‌ترین حامى و کمک سپهبد رزم‌آرا بود، فراموش نکنید که در همین مجلس این جور حمایت می‌کرد ازش، ولى آن ساعتى که سیاست اقتضا کرد آنها فراموش شد آقایان فراموش نکنید در یک سال و نیم پیش من پشت همین تریبون گفتم وقتى عمارت ساخته شد چوب بست همان‌ها است و آن را به دور می‌ریزند الان کمال تأسف را دارم از این یادآورى و در عین حال هم از روى ضعف بشرى کمال خوش‌وقتى را دارم این یک احساس متضادى است هم تأسف دارم و هم خوش‌وقتى از این که بگویم از آن حرفى که من یک سال و نیم پیش پشت این تریبون زدم اکنون در مورد دهقان عمل شده، دهقان مهم‌ترین چوب بست این حکومت دست نشانده خارجى بود از بین رفت براى این که دهقان دیگر نمی‌توانست در روزنامه خودش روى خوش به روس‌ها نشان بدهد چون طورى جلو رفته بود و طورى دشمنى کرده بود که اگر می‌خواست کوچک‌ترین تغییرى در آن روشش نشان بدهد به کلى مفتضح می‌شد و روى همین اصل وقتى دولت صلاح خودش را دید که با شوروى‌ها نزدیک شود دهقان نمى‌توانست موافقت بکند و دلایل دیگرى هم دارد که در این جا نمى‌خواهم وقت آقایان را بگیرم ولى در محکمه به تفصیل گفته‌ام که لازم شد از بین برود ولى فکر نکنید که شماها با دهقان تفاوت دارید آن ساعتى که وجودمان مزاحم بشود عیناً همین طور خواهد شد، راجع به این موضوع هم تردید نداشته باشید این صحبت‌هاى امروز من نیست این یادآورى صحبت‌هاى یک سال و نیم قبل است حالا حمایت بکنید تهمت هم بزنید نتیجه‌اش را خود شما خواهید دید .(جمال امامى- بنده توضیح دارم)

رئیس- صبر کنید، اجازه بدهید نطق قبل از دستور که تمام شد وارد دستور مى‌شویم چند نفر به عنوان ماده 90 اجازه خواسته‌اند و باید صحبت کنند یکى آقاى دکتر مصدق است که جلسه اسبق اجازه خواسته بودند و من پرسیدم که چرا در جلسه پیش استفاده نکردند معلوم شد غایب بودند و یکى هم آقاى جمال امامى است و دیگرى هم آقاى اسلامى این سه نفر اجازه خواسته‌اند و وقتى وارد دستور شدیم طبق ماده 90 مى‌شود صحبت کرد.

مکى -بنده این جا نسبت به طرز اداره آقاى دکتر معظمى بیانى کردم بعد که صورت جلسه مراجعه کردم دیدم ایشان جلوگیرى کرده‌اند و وظیفه‌شان را انجام داده‌اند خیلى معذرت مى‌خواهم.

رئیس- وارد دستور مى‌شویم آقاى دکترمصدق.

دکتر مصدق- در جلسه یکشنبه نوزدهم شهریور جناب آقاى سپهبد رزم‌آرا بیاناتى در مجلس فرمودند که بنده غایب بودم و امروز درصورت مجلس دیدم وناچارم که بیانات ایشان را تکذیب بکنم ایشان فرمودند جناب آقاى صالح به من تلفن فرمودند ومن هم روى دوستى ورفاقت قدیمى که داشتم خدمتشان رفتم وقتى رفتم خدمت ایشان درآنجا دکتر مصدق راهم ملاقات کردم و وظیفه و

+++

سمت بنده ایجاب مى‌کند که تمام رؤساى فراکسیون‌ها در هر موقعى که مایل باشند با کمال میل ملاقات کنم، شرح قضیه این است که روز شنبه من در شهر نبودم 4 بعد از ظهر به شهر آمدم آقاى صالح تلفن فرمودند که آقاى سپهبدرزم‌آرا مى‌خواهند با شما ملاقاتى بکنند من تلفن کردم شما نبودید ایشان فرمودند که من شب تا ساعت 9 و نیم در جلسه هیئت وزرا هستم و بعد منزل، قرار ملاقات را هم در منزل خودتان یا امشب یا روز یکشنبه ساعت شش بعد از ظهر بدهید که می‌خواهم با آقاى دکتر مصدق ملاقات کنم بیانات آقاى صالح مرا وادار کرد که موضوع ملاقات ایشان را در جبهه ملى مطرح کنم و هر چه می‌شود با نظریات جبهه ملى می‌کنم موضوع در جبهه ملى مطرح شد یک عده از نمایندگان جبهه عقیده نداشتند که من ملاقات بکنم ولى رأى گرفتند اکثریت رأى داد که من با ایشان ملاقات بکنم بعد تلفنى به آقاى سپهبد رزم‌آرا در هیئت وزیران شد ایشان وقت دادند که ساعت 9 همان شب این ملاقات بشود ساعت 9 من منزل جناب آقاى صالح رفتم و آقاى سپهبد رزم‌آرا در آنجا بودند از ایشان سؤال کردم که این ملاقات را براى چه می‌خواهید بکنید ایشان گفتند که ملاقات من فقط این جنبه را دارد که اگر در مجلس با دولت مخالفتى می‌کنید فقط سؤال، اعلام جرم استیضاح باشد و غیر از این صحبتى نکنید گفتم این وظیفه شما نبود که به ما دستور بدهید ما صلاح مملکت را هر چه بدانیم می‌کنیم نظریات ما این است که شما راجع به تشکیلات انجمن‌هاى ایالتى که مسبب تجزیه و تفکیک ایران خواهد شد اقدام نکنید ایشان گفتند من نمی‌توانم بپذیرم من هم بعد از این که وارد شدم سپهبد رزم‌آرا گفت اتومبیل مرا ببرند من پیاده می‌روم به منزل من گفتم که اتومبیل دارم و شما را می‌رسانم ولى بعد از این که در مذاکرات نتیجه نگرفتیم حتى حاضر نشدم که ایشان را به منزل‌شان برسانم ولى باز به آقاى صالح گفتم که شما با آقاى سپهبد رزم‌آرا مذاکره بکنید بلکه ایشان متقاعد شوند ایشان نصف شب مذاکره کردند به طوری که اظهار کردند متقاعد نشدند این شرح واقعه است به هیچ‌وجه من‌الوجوه از طرف من تقاضاى ملاقاتى نشده بود که ایشان آمدند در مجلس و این بیانات را فرمودند و اما راجع به بیاناتى که در جلسه قبل یکى از نمایندگان گویا آقاى جمال امامى باشند فرمودند اگر چه صورت مذاکرات منتشر نشده ولى به طوری که در اطلاعات من خواندم ایشان این طور اظهار کردند بنده شنیدم در هیئت تصفیه می‌خواستند آقاى دکتر مصدق را جزو بند جیم بگذارند و مدارک ایشان را هم حاضر کرده بودند ولى بعد گفتند که اولاً مستخدم رسمى نیست و بعد هم چون دوره مجلس به پایان برسد به سن تقاعد می‌رسند ولى آیا همین طور است خیر، براى این است که هنوز به دکتر مصدق احتیاج است و به دست ایشان باید باقیمانده رجال ایران جاروب شوند آن روزى که رفع احتیاج از دکتر مصدق شد ایشان را در فلاخن گذاشته و پرتاب می‌کنند و این فلاخن را به دست مهندسى قرار می‌دهند و امروز به دست دیگران، آقایان ما باید طورى خودمان را اصلاح کنیم که بتوانیم مشمول کمک یک ملت بی‌طرفى مثل آمریکا بشویم، من 34 سال است بعد از مراجعت از اروپا بعد از خاتمه تحصیلاتم در این مملکت با هر کسى که بد عمل بوده با هر کسى که خیانت به مملکت کرده مبارزه کرده‌ام و هیچ هراسى نداشتم به من هر قدر فحش دادند بر عظمت من و شأن من افزوده است (صحیح است) زیرا من تصور می‌کنم که وزن اشخاص در جامعه به قدر مصائب و زحماتى است که براى جامعه تحمل می‌کنند آن کسى که براى خدمت به جامعه کمر ببندد از کشته شدن، از ضرب و شتم هراسى نمی‌کند چطور می‌شود از دشنام و ناسزا بترسد من هر وقت که به من دشنام می‌دهند خدا را به شهادت می‌طلبم که خوش‌وقت می‌شوم می‌گویم این دشنامى که در راه خدمت و حق بوده بر عظمت و شأن من افزوده می‌شود از فحش و ناسزا به هیچ‌وجه باک ندارم ولى از چیزى که یک مختصر تهمتى به من باشد بسیار هراسانم ایشان فرمودند که در هیئت تصفیه می‌خواستند به موجب مدارک مرا در بند جیم بگذارند (جمال امامى- نظر توهین نداشتم نظر دفاعى بود) (مهدوى- ایشان دفاع کردند) (مکى- مگر ایشان قیم می‌خواستند) من احتیاج به دفاع ندارم هیئت تصفیه عملیاتش یا روى شایستگى اشخاص بوده و یا روى عملیات خلاف قانون اشخاص در شایستگى بنده گمان نمی‌کنم که هیئت تصفیه بعد از آن که سه دوره، مجلس شورای ملى دفعه اول و مجلس شورای ملى دفعه دوم بنده را در این مملکت نماینده اول خودشان قرار بدهند (صحیح است) (مکى- همچو چیزى نبوده) (جمال امامى- چرا بوده) پس هیئت تصفیه باید مدرکى داشته باشد البته باز این مسئله را تکرار می‌کنم که من از فحش و ناسزا به هیچ‌وجه باکى ندارم و نسبت به دولت هم هر دولت یا این دولت‏ یا دولت‌هاى دیگر اگر اظهاراتى بشود یا مخالفت‌هایى بشود این دولت براى تضعیف کردن وکلا حرف‌هایى در مجلس می‌زند منجمله آقاى سپهبد رزم‌آرا گفته که بنده میلیون‌ها تومان پول دارم و در یکى از اوراقى که به دستور چه عرض کنم کدام یک از وزراى ایشان دم در مجلس منتشر شده بود نوشته ملک خودم را به یک میلیون و سیصد هزار ریال اجاره داده‌ام این حرف گفته شد در این مجلس، چرا گفته می‌شود، این حرف براى این گفته می‌شود که بنده طرف بغض یک عده مردمان بیچاره و بدبختى شده‌ام بنده از آقایان نمایندگان مجلس شورای ملى تقاضا می‌کنم یک ساعت وقت خودشان را صرف بکنند ببینند بنده از این ملک چه مقدار استفاده برده‌ام و چه می‌برم (کشاورزصدر- جناب آقاى دکتر در آنجا ناهار بدهید) چه فرمودید (شوشترى- استدعا مى‌کنم که در آنجا اطعام مساکین بفرمایید) بنده خدا را به شهادت می‌طلبم که تا سال گذشته از این ملک (شوشترى- اجازه بفرمایید بیاییم اطعام مساکین بفرمایید) (خنده نمایندگان) بنده خدا را به شهادت مى‌گیرم که تاسال گذشته از این ملک هیچ نبردم غیر از این که یک مقدارى آرد براى مصرف خود و دوستانم آورده‌ام (شوشترى- عیبى که ندارد) عرض کردم عیبى ندارد که اگر کسى از ملک خودش چیزى ببرد اما این که عرض مى‌کنم این ملک بنده آنچه در اینجا عمل نموده‌ام از حیث دبستان از حیث درمانگاه از حیث راه از حیث وام فلاحتى از حیث چیزهاى دیگر که باید به رعایا داده شود پرداخته‌ام من فقط پارسال که قیمت جنس ترقى داشت از عایدات این ملک که مال خودم هم نیست نصف آن مال عیال من است که ارث پدرى او است و نصفش مال خودم که به بچه‌هایم هبه کرده‌ام به قدر خرید یک تراکتور استفاده کردم و دفاترش تمام حاضر است و هر وقت آقایان بفرمایید ارائه مى‌دهم و یک اشخاصى دیده‌اند منجمله آقاى ضیاء‌الملک فرمند که در آنجا آمده‌اند تمام حساب‌هاى بنده را رسیدگى کرده‌اند و کارهاى بنده را دیده‌اند البته رزم‌آرا وقتى یک همچو صحبتى مى‌کند مى‌خواهد بغض مردم را به یک نفر بسیار متمول بى‌انصافى توجه بدهد که این شخص یا به دست آن مردمى که نسبت به او بغض کرده‌اند کشته می‌شود یا با همین کارهایى که ایشان در رکن دوم کرده‌اند یک عده‌اى را از میان برده‌اند بنده از این مسائل به هیچ‌وجه ترس ندارم کسى که کمر خدمت مردم را مى‌بندد از کشته شدن از فحش و ناسزا نباید ترسید ولى از چیزی که بنده مى‌ترسم این است که به من یک نسبتى بدهند که کوچک‌ترین اتهامى باشد من در عرض مدتی که داخل در خدمت دولت شده‌ام یک پول نگرفته‌ام و گفته‌ام کار مى‌کنم زحمت می‌کشم و به خدمت دولت قدم برمی‌دارم و خود را بار بودجه مملکت نمى‌کنم من یک تومان از این دولت در این مدت در دوره‌ای که همه استفاده کرده‌اند با دولت معامله نکرده‌ام من یک جایى را به دولت اجاره نداده‌ام که سوء‌تفاهمى بشود که من از این اجازه از این معامله خواسته‌ام اعمال نفوذ بکنم و یک فایده‌اى ببرم بنده از آقاى جمال امامى خواهشمندم که آن شخصى که به ایشان این حرف را زده‌اند بگویند زیرا من به این مجلس که می‌آیم براى حفظ حیثیت مى‌آیم براى خدمت به مملکت مى‌آیم اگر حیثیتى نداشته باشم کوچک‌ترین خدمتى به این مملکت نمى‌توانم بکنم بنده خواهشمندم سؤالى از هیئت تصفیه بشود ببینم هیئت تصفیه چنین کارى مى‌خواست بکند یا نه یا محض این که به بنده بى‌مرحمتى بفرمایید در مجلس این بیانات را فرموده‌اید هیچ نظرى هم به ایشان ندارم.

رئیس- آقاى اسلامى.

جمال امامى- بنده را فرمودید؟

رئیس -بعد هم جنابعالى (جمال امامى-

+++

وقتی که آقاى مکى صحبت مى‌فرمودند اجازه خواستم) آقاى اسلامى قبلاً اجازه خواسته‌اند.

اسلامى -عرض کنم بنده در درجه اول از ارباب جراید و همکاران محترم خواهشمندم که اصلاً عرایض بنده را ننویسند چون تحریف می‌شود و در خارج انعکاس بدى دارد آقاى مکى اینجا ضمن فرمایشات‌شان فرمودند که در جلسه قبل نسبت به آقاى دکتر نصر وزیر دارایى فحش (مکى و همچنین به دکتر سجادى) اجازه بدهید من که میان فرمایشات شما حرف نزدم اجازه بدهید به دکتر نصر وزیر دارایى من فحش عرض و ناموس دادم؟ روزنامه باختر امروز در سرمقاله خودش نوشته بود که مجلس آن روز مبتذل‌ترین جلسات بوده و تمام دکترهاى دانشگاه همه به ایشان تلفن فرموده‌اند عرض کنم که چون راجع به دکتر نصر بنده صحبت کردم ناچارم از خودم دفاع کنم بنده نوشتم به آقاى حمیدى که صورت مجلس را بیاورند متأسفانه نیاوردند بنده اگر به آقاى دکتر نصر فحش ناموس داده‌ام الان اینجا می‌نویسم می‌دهم من چه گفتم من گفتم انتصابات آقاى دکتر نصر (اشاره به لژ مخبرین جراید) آقایان مدیران جراید انتصابات آقاى دکتر نصر هر یک داراى اسرارى است که من در حضور خانم‌ها و این ساعت مقدس شرم می‌کنم که بیان نمایم) (مکى- این از فحش بدتر است) این بدتر است یا شما به نخست وزیر می‌گویید پدرسوخته (مکى- با حضورش) این نیست این نیست مگر این که بگویند استیضاح اعلام جرم یا وطن‌پرستى مونوپل چند نفر هست بنده دو دوره است که وکیل مجلس هستم دفعه اولى است که از یک وزیر (مکى- نه در پشت سرشان) به شرافتم قسم فقط براى خرابى اقتصاد است و الا ایشان خواهند آمد آیا بنده از ایشان کارى خواستم چیزى خواستم مناقصه‌اى بود مزایده‌اى بود چاپخانه خواستم وارد کنم؟ هیچ کارى نداشتم عرض کنم من فقط اوضاع اقتصادى که همه می‌دانند از روزی که ایشان آمده‌اند چقدر اجناس گران شده بنده مدارک زیادى دارم که در روز استیضاح بیان می‌کنم من‌باب نمونه دو سه کلمه را گفتم آنها را هم می‌گویم اگر غیر معقول بود آقایان ورقه سفید بدهند روزنامه باختر امروز البته وضعش معلوم است نوشته بودکه غرض شخصى داشته‌ام من کارى به روزنامه ندارم ولى جنابعالى و آقایان محترم دیگر در این دو دوره چند دفعه دولت‌ها را استیضاح کرده‌اید چقدر فحش‌هاى رکیک داده‌اید بنده چى گفته‌ام؟ گفتم که آقاى وزیر دارایى اسرارى دارند که می‌آیم می‌گویم این قدر با نزاکت گفتم فرمودید آقایان دکترها مأیوس شده‌اند که چرا به جوان‌هاى مملکت توهین مى‌شود چطور به دکتر نصر توهین می‌شود دکترها سر و صدای‌شان درمی‌آید و به دکتر اقبال که توهین می‌شود سر و صدای‌شان درنمی‌آید (مکى- او استاد گندزدایى است گند زده) الان در آذربایجان هم این درس را تدریس می‌کند وزیر فرهنگ اینجا نیست؟ درس گندزدایى (خنده نمایندگان) آقایان بدانند و مردم بدانند که تمام چیزها خصوصى است بنده گفتم که من مدارکى دارم اینجا می‌گویم من که بد نگفتم چیزى نگفتم گفتید که در این مملکت انقلاب می‌شود و بنده از آن اشخاص هستم که آرزو می‌کنم که آن قدر سطح فکر مردم مملکت بالا برود و پرده‌ها بالا برود و بنده بیش از این دیگر عرض نمی‌کنم پرده بالا برود تا مردم بفهمند که چه خبر است اما راجع به یکى از اعضای هیئت تصفیه کسى که به شریف‌ترین مردم این مملکت حمله بکند بنده هم می‌روم پشت تریبون دادگاه و یک وکیل‌چه‌اى هستم ثابت می‌کنم آقاى مکى هر چه گفته‌ام ثابت می‌کنم که به دروغ نگفته‌ام ولى آقایان ملاحظه بکنید بنده به دکتر نصر بیش‌تر حمله کردم یا آنهایی که استیضاح می‌کنند و وقت مجلس را می‌گیرند (مکى- استیضاح حق وکیل است فحش عرض ناموس دادن مال چاله‌میدان است سؤال و استیضاح‌شان وکیل است باید وکیل استیضاح بکند) بنده بیش‌تر از این دیگر عرضى ندارم.

رئیس- آقاى جمال امامى بفرمایید.

جمال امامى- بنده خیلى متأسفم که عرایض بنده سوء‌تعبیر شده به تصدیق تمام آقایان نمایندگان بنده روشم این نیست که اهانت بکنم به آقایان (صحیح است) (مکى- ما اجازه نمی‌دهیم کسى اهانت بکند آدم گلى نیستیم) اجازه بفرمایید ازشان یک نماینده‌اى هم خارج می‌دانم و به عقیده من آنهایى که می‌خواهند با فحاشى مجلس را تحت تأثیر قرار بدهند اشتباه می‌کنند هر چه فحاشى بیش‌تر شود هم‌عقیده کم‌تر پیدا خواهد کرد آقاى دکتر بقایى عرض کنم حضورتان در صورت جلسات ما هم اشتباهاتى می‌شود چه برسد در روزنامه‌ها گو این که روزنامه اطلاعات کوشش می‌کند می‌خواهد تمام نطق آقایان نمایندگان را بنویسند ولى دو ثلث مطالب را باز نمی‌توانند بنویسند چون که تند‌نویس‌های‌شان نمی‌توانند صورت جلسه را ملاحظه بفرمایید دکتر مصدق را بعد عرض خواهم کرد همان را که خواندید کجایش اهانت‌آمیز براى شما بود (دکتر بقایى- حقیقت را قلب می‌کنند) راجع به شما گفتم، گفتم دکتر بقایى قلب می‌کند؟ گفتم می‌خواهند موضوع را قلب بکنند به شما چه مربوط است این هم که گفتند تهمت زدند که به جرم توطئه بر علیه دکتر بقایى در روزنامه نوشته‌اند که این مى‌خواسته دکتر بقایى را بکشد من که اهانتى به جنابعالى نخواسته‌ام بکنم یک مطالبى به نظرم رسید عرض کردم منظورم اهانت نبوده است باز هم مى‌گویم نظر بنده این بود آقا یک جوانى به نظر بنده خادم و به نظر شما خائن ولى مرده هر که به دهقان بگوید خائن این آدم پستى است (صحیح است) آقاى دکتر بقایى من از شما توقع نداشتم در محکمه پشت سر مرده اهانت بکنید من اهانت نکرده‌ام و شما حى و حاضرید و انشاء‌الله صد سال دیگر هم زنده مى‌مانید مى‌آیید از خودتان دفاع مى‌کنید ولى کسى که مرده است در راه مملکتش مرده اهانت به او ناجوانمردى است (دکتر بقایى- صحبت اهانت نبوده است) حالا آن را کار ندارم عرض کنم فرمودید بنده قدرت دارم چاقوکش دارم بى‌لطفى چرا مى‌فرمایید این را هم مى‌فرمایید نباید بفرمایید شما خودتان هم مى‌دانید این صحیح نیست داشتن چاقوکش مستلزم داشتن دارایى است (دکتر بقایى- پولش را هم دارید الحمدالله 180 هزار تومان را بانک بدون رسیدگى به شما داد مگر ما نمى‌دانیم) اجازه بفرمایید آقاى دکتر بقایى دیدید که من آن کس نیستم که حرف بى‌جا می‌زنم (دکتر بقایى- از بانک نگرفتید؟) پول خودم را گرفتم (دکتر بقایى- ششصد هزار تومان از وزارت فرهنگ نگرفتید همین پول‌ها است که چاقوکش‌ها را درست مى‌کند بنده خانه ششصد هزار تومانى ندارم) من نمى‌خواستم وارد این بحث بشوم (دکتر بقایى- بشوید آقا کى گفت نشوید مثل این است که من پول از بانک گرفته‌ام بشوید و جواب بگیرید همین امروز از دولت سؤال مى‌کنم) آقایان ببینید انحطاط اخلاقى یک ملت یک جامعه به کجا می‌رسد یک خانواده چند صد ساله براى تأدیه قروضش مجبور مى‌شود خانه پدرى خودش را (دکتر بقایى- سه برابر قیمت با تصویب‌نامه در دولتى که خودشان شرکت داشته‌اند) آقاى دکتر بقایى شما باید قیمت بکنید یا متخصص قیمت کنند (آزاد- الان چند مى‌خرى خودت الان چند می‌خرى) بنده سه شاهى نمى‌خرم پول ندارم (همهمه نمایندگان)

رئیس -آقا این چه وضع مجلس است این نمى‌شود نمى‌گذارید.

( شوشترى- آقاى دکتر با این وضعیت مملکت جاى این حرف‌ها نیست) (دکتر بقایى- من راجع به این سؤال کرده‌ام) (شوشترى- این چیه به چه درد می‌خورد آقا بس کن ول کن بیا و بنشین آقاى دکتر بقایى) عرض کنم یک خانواده سیصد ساله مجبور می‌شود خانه اجدادى خودش را براى تأدیه قروضش بفروشد تصدیق کنیدخانواده من همه‌شان دست‌اندر کارند زندگی‌شان هم معلوم است براى تأدیه قروضش هم یک خانه می‌فروشد و یک ثلث 180 هزار تومان باقى می‌ماند در بانک و از اعضاى خود بانک برمی‌دارند بعد هم چون بانک محکوم است سند هست از اعضاى خودش هست می‌آید می‌گوید آقا تقصیر ما است و تصدیق کرده راجع به قیمت خانه آقایان مهندس اعلم رفته‌اند 740 هزار تومان تصدیق کرده‌اند این آقاى فروهر (این آقاى دکتر طاهرى) در جلسه هیئت دولت که تصویب‌نامه می‌گذراندید شما چه گفتید نگفتید چرا به این قیمت می‌خرید نفرمودید (فروهر و دکتر طاهرى- چرا) (دکتر بقایى- چرا دولت خرید کسى دیگر نخرید) مهندس فروغى و مهندس اعلم 740 هزار تومان قیمت کردند این مال یک عده سى نفرى که یک قسمت به آنها داده شد و یک قسمت به قرض رفت آدم قحط بود بعد از سیصد سال خدمت به کشور روى دارایى ما آقایان حرف می‌زنند چه بگویم بگویید حق دارید (دکتر بقایى- 600 هزار تومان دیگر هم دولت بدهد) بنده در هر صورت چاقوکش ندارم وسیله‌اش را هم ندارم جناب آقاى دکتر مصدق بنده با حضرتعالى اختلاف نظر سیاسى دارم ولى ما همه

+++

به شخص شخیص شما احترام می‌گذاریم. اختلاف نظر سیاسى داشتن دلیل بر این نیست که به شخصیت کسى احترام نگذارند. بنده در جلسه گذشته مجلس قبل از این که وارد مطلب خودم بشوم اظهار تأسف کردم. من گفتم این هیئت تصفیه با مأموریتى که داشته حقاً می‌بایستى دکتر مصدق را هم مشمول بند (ج) قرار دهد و الان هم عقیده‌ام همین است که قاعده بر این بوده که شما را در بند (ج) بگذارند. نظر سیاسی‌شان این بوده که شما را در بند (ج) بگذارند. به این دلیل که هر کسى که منتسب به سیاست شمال و جنوب نیست باید او را در بند (ج) بگذارند. قاعده اینها این بوده که باید شما را می‌گذاشتند. من تعجب کردم که چرا نگذاشتند؟ بعد غور کردم به اینجا رسیدم. می‌فرمایید کى گفت ما در اطاق آقاى رئیس بودیم، 20 نفر هم بودیم آنجا این صحبت شد. در حدود بیست نفر از آقایان هم بودند که گفت اسم کسى را هم که پیشنهاد کرده بود گفتند ولى من فراموش کرده‌ام. حالا این را آقایان خاطرشان باشد که دکتر مصدق را می‌خواستند جزو بند (ج) بگذارند و بعد نگذاشتند. ولى من تعجب می‌کنم که چرا؟ باید شما را هم می‌گذاشتند. آن سیاستى که این عمل را می‌کند باید شما را در بند (ج) می‌گذاشت. (دکتر مصدق- بدر را هم روى همین اصل گذاشتند؟) سردار فاخر و شاه‌بختى را روى همین اصل گذاشتند. بنده قصدم اهانت نبود (آزاد - مصباح فاطمى را روى این اصل گذاشتند؟) سردار فاخر و شاه‌بختى را عرض کردم (آزاد- اسم سردار فاخر را نبرید)

رئیس -بنده هم خودم بیاناتى دارم که بعداً عرض می‌کنم.

جمال امامى- .... بنده قصدم اهانت نبود یک سیاستى را تشریح کردم و نظرم هم این بودکه این سیاست باید وقتى به اینجا رسید شما را هم مشمول می‌کرد. اگر نکردند براى این بودکه خیال می‌کردند شما هنوز ممکن است به این اوضاع به آن وضعى که می‌خواهند، کمک کنید ولى بعد مطمئن باشید که شما را هم یک روزى خواهند گذاشت در بند (ج) یا بدتر از بند (ج) همه ما را خواهند گذاشت. این ره که تو می‌روى به ترکستان است. حالا خیال می‌کنید در دوره چهاردهم بند یک عرایضى اینجا کردم در دوره پانزدهم متوجه شدند حالا هم یک عرایضى می‌کنم انشاء‌الله در دوده 17 متوجه می‌شوید که چه عرض می‌کنم جمعى از نمایندگان دستور، دستور

3-اجراى مراسم تحلیف از طرف آقایان: سید محمد‌صادق طباطبایى، منصف.

رئیس - وارد دستور می‌شویم، جناب آقاى طباطبایى چون حاضر هستید و آقاى منصف هم تشریف دارند باید مراسم تحلیف به عمل بیاید.

طباطبایى- ما چند دفعه قسم خورده‌ایم و یک دفعه قسم خوردن براى تمام عمر کافى است ولى چون طبق قانون اساسى باید قسم خورد باز هم وظیفه‌مان را انجام می‌دهیم.‏

( در این موقع براى اجراى مراسم تحلیف پس از آوردن کلام‌الله مجید عموم حضار به احترام قیام نمودند و متن قسم‌نامه از طرف آقاى طباطبایى به شرح زیر قرائت شد) ما اشخاصى که در ذیل امضا کرده‌ایم خداوند را به شهادت مى‌طلبیم و به قرآن قسم یاد می‌کنیم مادام که حقوق مجلس و مجلسیان مطابق این نظامنامه محفوظ و مجرى است تکالیفى را که به ما رجوع شده است مهماامکن با کمال راستى و درستى و جد و جهد انجام بدهیم و نسبت به اعلیحضرت شاهنشاه متبوع عادل مفخم خودمان صدیق و راستگو باشیم و به اساس سلطنت و حقوق ملت خیانت ننماییم و هیچ منظورى نداشته باشیم جز فوائد و مصالح دولت و ملت ایران.

( ذیل قسم‌نامه از طرف آقایان طباطبایى و منصف امضا شد)

4-تقدیم 4 فقره لایحه از طرف آقاى فروهر وزیرکار و ارجاع به کمیسیون‌هاى مربوطه.

رئیس- آقاى فروهر لایحه‌اى دارید بفرمایید.

وزیر کار- عرض کنم حضور آقایان محترم، چندین لایحه است که از طرف دولت افتخار دارم تقدیم مجلس شوراى ملى می‌کنم.

یکى لایحه‌اى است از طرف وزارت کشور راجع به بیمه حوادث شخص ثالث در موقعى که وسائط نقلیه خسارات جانى و مالى به او وارد می‌کنند. یکى دیگر لایحه‌ای است از طرف وزارت پست و تلگراف راجع به نصب دستگاه‌هاى فرستنده و دو لایحه دیگر هم هست از طرف وزارت دارایى یکى راجع به یک اصطلاحات بسیار مختصرى در قانون مالیات املاک مزروعى که در سنه ماضیه از تصویب مجلس شوراى ملى گذشته است و یکى هم لایحه دیگرى است که به دولت اجازه داده می‌شود یک صد میلیون ریال براى مصارف ساختمانى و تکمیل اعتبارات ابنیه دولتى از محل صرفه‌جویی‌ها تصویب بکنند و اجازه پرداخت بدهند. این چهار لایحه تقدیم مقام ریاست می‌کنم و تقاضا می‌کنم امر بفرمایید زودتر تصویب بشود. ضمناً قبل از تعطیل مجلس شوراى ملى از طرف وزارت مالیه لایحه‌اى تقدیم شده بود راجع به سازمان برنامه که به قید دو فوریت بود به نام دولت دو فوریت را مسترد می‌کنیم و استدعا می‌کنم لایحه به صورت عادى تلقى بشود. ضمناً مى‌خواستم از موقع استفاده بکنم و چند دقیقه وقت آقایان نمایندگان محترم مجلس شورای ملى را بگیرم. بنده به شخص جناب آقاى دکتر بقایى ارادت دارم ولى تعجب می‌کنم ایشان که خودشان را حامى حق و عدالت می‌دانند به چه مناسبت در پشت میز مجلس شورای ملى به رئیس دولت که مورد اعتماد اکثریت مجلس است و مجلسین شورا و سنا که نماینده ملت ایران هستند به او رأى اعتماد داده‌اند در غیاب رئیس دولت افترا می‌زنید و ایشان را قاتل خطاب می‌کنند. این صحبت‌ها را قبلاً هم فرموده بودند ولى گویا فراموش فرموده‌اند که به صرف تصورات شخصى و با استناد به بعضى از قرائن و امارات بسیار ضعیفه نه تنها رئیس دولت را بلکه هیچ‌کس را یا هیچ فردى از افراد را نمی‌شود مورد تهمت و افترا قرار داد (صحیح است) بنده در این قسمت مثل اکثر قسمت‌ها، فرمایشات استاد محترم خودم جناب آقاى دکتر مصدق‌السلطنه را تصدیق می‌کنم ایشان فرمودند من از فحش خوردن ابا و امتناع ندارم. راست است. یک مردى که در گود میدان سیاست است باید فحش بخورد اگر نخواست فحش بخورد نباید در این گود وارد بشود (آشتیانى‌زاده- با قاشق هم باید بخورد) ولى فرمودند از چیزى که کوچک‌ترین تهمت ناروا باشد برافروخته می‌شوم. می‌خواستم از جناب آقاى دکتر بقایى استدعا بکنم که این اصلى را که جناب آقاى دکتر مصدق فرمودند نه تنها نسبت به دوستان بلکه نسبت به مخالفین خودشان هم رعایت بفرمایند. اگر رئیس دولت، آن هم قبل از وقت ادارى در حدود ساعت هفت یا هفت و نیم صبح رفته است و سالن محکمه جنایى را دیده است (مکى- براى تهدید قضات بوده) آن هم براى این بوده است که چند روز دیگر تمام آقایان نمایندگان محترم استحضار دارند که کنفرانس اقتصادى ملل اسلامى در پایتخت کشور شاهنشاهى تشکیل می‌شود و در عین حال می‌دانند که ما بنایى بزرگ‌تر و مجلل‌تر و بهتر از کاخ دادگسترى نداریم حالا اگر بروند آن کاخ را ببینند این عمل دلیل توطئه و شرکت و هر حرف دیگرى که می‌زنند در قتل کسى است که امروز پرونده‌اش در محکمه جنایى یعنى در محضر دیوان عدالت عظمى مطرح است این موضوع راجع به قوه قضائیه کشور است و تصور نمى‌کنم که هیچ‌یک از ما حق داشته باشد جز این که در حدود وظیفه یا جز آن چه معین شده است راجع به قوه قضاییه کشور مداخله‌اى بکنیم. جنابعالى روى مستندات قضایى فرمودید که آقاى دکتر بقایى اگر چه تشریف ندارند، وکالت متهم را قبول فرمودید هیچ‌کس هم جلو شما را نگرفت و آزادانه تمام فرمایشاتتان را در محضر قضا فرمودید. مدعى‌العموم به جنابعالى جواب می‌گوید، تشخیص مسئله هم با قضات محترم دیوان جنایى است حالا این مسائل را بیاورید با قضایاى سابق مخلوط بکنید و وقتى که با دولتى مخالفید این مسائل را دلیل مخالفت بر علیه او قرار بدهیم و رئیس یک دولتى را این طور ما در این جا مفتضح و بدنام بکنیم. من تصور نمى‌کنم که مجلس شوراى ملى با این استنادات موافق باشد (صحیح است) اصولاً حیثیت مردم باید محفوظ بماند آن هم در اینجا قطعاً آقایان نظر مبارک‌شان هست که مشروطیت ایران با یک حرف شروع شد یعنى عدالتخانه ملت عدالتخانه می‌خواستند عدالتخانه تبدیل به مشروطیت شد پس اینجا باید مظهر عدالت کشور باشد بی‌جهت نباید به افراد تهمت زد نبایستى به رئیس دولت توهین کرد ممکن است استیضاح بفرمایید، ورقه کبود بدهید، هر کارى که در حدود صلاحیت مجلس و وکلا است بفرمایید این استدعایى بود که از پیشگاه آقایان محترم داشتم.

+++

مکى- چرا از دکتر نصر و دکتر سجادى دفاع نمی‌کند؟ نمره‌ات بیست است.

5-انتخاب آقاى ظفرى به عضویت کمیسیون محاسبات به قید قرعه‏

رئیس- لوایح به کمیسیون‌هاى مربوطه ارجاع مى‌شود کمیسیون محاسبات یک نفر عضو کم دارد و در دستور بوده که این یک نفر انتخاب بشود چون وقتى که عده کافى نباشد کار نمی‌کند.

اردلان- آقاى رئیس ما جناب آقاى نریمان را کاندید کرده‌ایم.

رئیس- بسیار خوب، حالا سه نفر به قید قرعه براى استخراج آراء انتخاب می‌شوند. (اقتراع به عمل آمد و آقایان دکتر هدایتى دولتشاهى و ابریشم‌کار به قید قرعه انتخاب شدند.)

رئیس -چون رأى مخفى است مهره تفتیشیه دارد و آقایان هر کدام بگیرند حالا اسامى آقایان توسط آقایان منشی‌ها قرائت می‌شود. اسامى رأى‌دهندگان آقایان: اورنگ. فرهودى اردلان. آشتیانى‌زاده. مجتهدى. صدرى بوداغیان. اسکندرى. دکتر هدایتى. دکتر معظمى. دکتر طبا. قاسم فولاوند. پالیزى امامى‌اهرى. کشاورزصدر. فقیه‌زاده. شوشترى دکتر مصدق. نصرتیان. وهاب‌زاده. سیدعلى بهبهانى. پناهى. حمیدیه. جمال امامى. موسوى طباطبایى. مکى. دکتر نبوى. افشارصادقى. آزاد. ارباب. اسلامى. گودرزى. دکتر جلالى ملک‌مدنى. رضوى. عزیزاعظم زنگنه. نریمان صالح. حائرى‌زاده. فرامرزى. مکرم. آصف سعید مهدوى. بزرگ‌نیا. قبادیان. صفایى. ظفرى گرگانى. امیرى قره‌گوزلو. دکتر علوى. عرب‌شیبانى. منصف. شیبانى. کهبد. عامرى. موقر شکرایى. دکتر طاهرى. دکتر کیان. مخبر فرهمند. قهرمان. معین‌زاده. صدر میرحسینى. مرتضى حکمت. دهقان. ناصر ذوالفقارى. دکتر برال. صدرزاده. دولتشاهى. ابریشم‌کار. دکتر سید‌امامى. غلام‌رضا فولادوند.

( اخذ و استخراج آراء به عمل آمد نتیجه به قرار زیر از طرف مقام ریاست اعلام شد.)

6-تصویب کمیسیون 18 نفرى از مجلس براى رسیدگى به لایحه سازمان کشور.

رئیس- عده رأى دهندگان 73 نفر آقاى ظفرى به اکثریت 31 رأى براى عضویت کمیسیون محاسبات انتخاب شدند. حالا طرح مربوط به کمیسیون حاضر است و این کمیسیون باید از مجلس انتخاب بشود آقاى مکى پیشنهاد سکوت داده‌اند چون به هر حال این باید به مجلس بیاید و آقایان باید رأى بدهند که کمیسیون از مجلس بیاید و آقایان باید رأى بدهند که کمیسیون از مجلس انتخاب بشود چون پیشنهادى که کرده بودند که از شعب انتخاب بشود رد شد و در کمیسیون‌ها هم خیلى از آقایان عضویت ندارند و از کمیسیون‌ها مصلحت نیست پس به این ترتیب باید از مجلس انتخاب بشود پس رأى به قیام و قمود می‌گیریم براى این که از مجلس این کمیسیون انتخاب بشود (یک نفر از نمایندگان- وظیفه کمیسیون هم باید معلوم بشود) وظیفه کمیسیون البته این لایحه باید به کمیسیون برود و گزارش به مجلس بیاید براى بحث و تصویب آن (حائری‌زاده- تشکیلات وزارت کشور هم باید مراجعه بشود) بسیار خوب عده کمیسیون 18 نفر است حالا رأى گرفته می‌شود به این که کمیسیون از مجلس انتخاب بشود براى رسیدگى به لایحه سازمان کشور آقایانى که موافقند قیام کنند (اکثر برخاستند) تصویب شد.

اردلان- این 18 نفر کى معین می‌شوند؟

7-طرح لایحه راجع به بیمارستان امیراعلم.

رئیس -باید مجلس انتخاب بکند. جلسه آینده انتخاب خواهد شد یک طرحى هم بود که دو فوریتش تصویب شد. راجع به بیمارستان امیراعلم که یک تعمیراتى بود در حدود سیصد هزار تومان و حالا گزارشش را هم آقایان ملاحظه فرموده‌اند (دکتر معظمى- یک پیشنهاد اصلاحى براى ماده واحده رسیده است) این محتاج به یک رأى است این پیشنهاد اصلاحى جنابعالى هم آقاى دکتر معظمى با همان لایحه تطبیق می‌کند (دکتر معظمى- تفاوت دارد) بسیار خوب پس از صحبت موافق و مخالف پیشنهاد آقاى دکتر معظمى قرائت می‌شود. آقاى مکى در کلیات به عنوان مخالف اسم نوشته‌اند و آقاى دکتر جلالى به عنوان موافق، بفرمایید آقاى مکى.

مکى- بنده چون این طرح مال یک ماه قبل بود، یعنى در یک ماه قبل داده شده بود و در آن روز که این تابلو را گذاشته بودند بنده تصور کردم که این طرح مطرح می‌شود و موافق و مخالف صحبت خواهند کرد ضمناً آن روز طرح انجمن‌هاى ایالتى و ولایتى هم مطرح بود مقدم بر این لایحه یا مؤخر بر این لایحه و بنده از این لحاظ به عنوان مخالف اسم نوشتم که یک مقدارى از مطالب آن راکه مربوط به انجمن‌هاى ایالتى و ولایتى بود در آن قسمت عرض کرده باشم و چون یک ماه از این مقدمه گذشته و آقایان اکثریت هم متوجه شدند که آن لایحه بد در آمد و تا چه اندازه زیان‌بخش است براى مملکت این است که بنده بیش‌تر از این مطالبى هم عرض نمی‌کنم و از مدتى هم که درباره این لایحه به این صحبت کنم نیم ساعتى صرف‌نظر می‌کنم فقط از این لحاظ صرف‌نظر می‌کنم که این مریض‌خانه الان مریض‌شان بدون بالاپوش یا بدون جاى مسقف زندگى می‌کنند و سزاوار نیست با پیش‌آمد فصل پاییز و سرماى هوا ما این مریض‌هاى بیچاره را که دست‌شان از همه جا کوتاه است معطل بگذاریم و براى خرابى مریضخانه اقدامى نکرده باشیم این است که بنده به این مختصر قناعت می‌کنم.

رئیس- اجازه بفرمایید پیشنهادات قرائت شود. آقاى دکتر جلالى ایشان که مخالفتى نکردند.

دکتر جلالى- مخالفت ایشان از موافقت بنده بهتر بود.

اردلان- بنده یک عرض داشتم به عنوان مخالف می‌خواهم صحبت کنم بنده یک توضیح مختصرى داشتم آقایانى که امضا کرده‌اند این توضیح را بدهند که بنده رأى بدهم که چرا در ضمن پرداخت از مقررات دیوان محاسبات معاف کردند این را بنده می‌خواستم بفهمم علتش چه بود چون یک پولى است که پرداخت می‌شود قانون دیوان محاسبات را هم مجلس تصویب کرده که در تمام موارد خرج‌هاى مملکتى حکم‌فرما باشد در این طرحى که پیشنهاد می‌کنند از مقررات دیوان محاسبات مستثنایش می‌کنند اگر بنده را قانع کردند بنده موافقت خواهم کرد.

رئیس- پیشنهاد آقاى دکتر معظمى قرائت می‌شود.

( به شرح زیر قرائت شد)

پیشنهاد می‌کنم ماده واحده به طریق ذیل اصلاح شود ماده واحده وزارت دارایى مکلف است تا معادل مبلغ 3 میلیون ریال از محل صرفه‌جویى‌هاى بودجه کل کشور براى تعمیر بیمارستان امیراعلم علاوه بر بودجه مصوب در اختیار دانشکده پزشکى بگذارد.

رئیس - آقاى دکتر معظمى.

دکتر معظمى- آقایان اگر درست توجه بفرمایند پیشنهاد بنده را عموماً موافقت خواهند کرد اینجا نوشته است که وزارت دارایى مکلف است 3 میلیون ریال از محل موجودى صدى نیم بهداشت این قسمت صدى نیم بهداشت که 3 میلیون تومان باشد این را اختصاص دادیم به استان‌ها یعنى به ده استان تقسیم کردیم در ماده واحده سیصد هزار تومان آن را برگردانند، شهرستان‌ها معطل می‌مانند ولى الساعه آقاى وزیر کار یک لایحه‌اى دادند که ده میلیون از محل صرفه‌جویی‌ها اختصاص داده شود به قسمت ساختمان و چون این قسمت هم ساختمان است ما این لایحه که تصویب شد 300 هزار تومان از آن محل 10 میلیون تومان را اختصاص می‌دهیم به این قسمت و منظور آقایان که کمک به بیمارستان امیراعلم می‌باشد تأمین شده است و بالنتیجه سهم ولایات کم نخواهد شد (یکى از نمایندگان- باید حالا داده شود) این تصویب می‌شود ما ابلاغ می‌کنیم بودجه دانشکده پزشکى هم اضافه می‌شود چون بودجه تصویب شده است بنابراین از نظر قانونى فرق نمی‌کند آنها مشغول ساختمان می‌شوند منتهایش محلش تفاوت پیدا می‌کند (ناصر ذوالفقارى- اگر این تصویب نشد چه می‌شود؟) اجازه بفرمایید اگر این تصویب نشد باید دو کار کرد یا از استان 2 باید بردارند یا از عموم استان‌ها بردارند بالنتیجه سایر شهرستان‌ها محروم می‌شوند بنابراین در نتیجه تغییر نمی‌کند فقط این تفاوت را دارد که اگر به این طرز تصویب شود به حقوق شهرستان‌ها لطمه وارد نمى‌آید (صحیح است)

رئیس- آقاى دکتر علوى مخالفید؟ (دکتر علوى- موافقم) آقاى رضوى‌شیرازى (رضوى‌شیرازى- موافقم) آقاى کشاورز‌صدر

کشاورز‌صدر- بنده دراین جلسه فرصت نبود که یک عرایضى بکنم چون مقرر شده

+++

است که گفتگو که کردیم جناب آقاى دکتر طاهرى و آقاى مخبر کمیسیون راجع به این اعتبار ساختمان‌ها و اعتبارات بهداشتى و فرهنگى یک توجهى بکنند که تمام شهرستان‌ها بالسویه استفاده بکنند دیگر عرض نمی‌کنم اما یک نکته را عرض می‌کنم که آقایان آمده‌اند این 3 میلیون را که در اختیار آنجا گذاشته‌اند بنده عقیده‌ام این است که از همین مبلغ ده میلیون که گفتند مبلغ سیصد هزار تومان بردارند به مصرف این کار برسانند و آن را هم که گذاشته‌اند و رأى دادند موافق نیستم در کمیسیون بدون حضور ما بوده باید برگردد بیاید در کمیسیون بودجه آقایان را بخواهیم وزارت بهدارى هم حق ندارد آن را خرج کند باید در کمیسیون بودجه بالسویه تقسیم کنند بناء علیهذا از همین مبلغى که می‌گویند 300 هزار تومان بدهد 10 میلیون تصویب می‌شود ما که در شهرستان‌ها و مرکز وقتى که یک کار ضرورى باشد ایراد نداریم و اما آن موضوعى که گفتند راجع به سه میلیون باید به نسبت جمعیت تقسیم شود و بنابراین ضرورت نبود به این پیشنهاد و باید هم داده شود چون تقسیم نشده.

رئیس- آقاى ملک‌مدنى.

ملک‌مدنى- عرض کنم این توضیحى که دادند آقاى دکتر معظمى به نظر بنده مطابق میل و سلیقه آقایان نمایندگان شهرستان‌ها بود به نظر بنده هم لازم است که این 3 میلیون ریال از همان صد میلیون ریالى که اعتبار خواسته‌اند (کشاورزصدر- بنده را در کمیسیون راه ندادند) تعقیب کنید خودتان عضو کمیسیون بودجه هستید اکثریت کمیسیون خودتان هستید آنجا خودتان هر چه بخواهید تأمین کنید مگر کسى گفته کمیسیون برخلاف عمل کند هر عملى که بدون حضور اکثریت کمیسیون بودجه اتفاق افتاده باشد برخلاف قانون است.

رئیس- آقاى دکتر معظمى.

دکتر معظمى- اینجا یک سوء‌تفاهمى شد در بودجه وزارت بهدارى آقایان توجه بفرمایند، در بودجه وزارت بهدارى یک قلم سه میلیون و سیصد هزار تومان یک قلم صرفه‌جویى شده و قرار شده که به تساوى بین استان‌ها قسمت شود هر استانى 370 هزار تومان می‌تواند ببرد یعنى

به تساوى بین شهرستان‌ها و در بودجه وزارت فرهنگ یک قلم چهار میلیون تومانى است که در مقابلش نوشته است که به تساوى بین استان‌ها وشهرستان‌ها تقسیم شود. و قرار است که با نماینده هر استان این موضوع را صحبت کنند حالا اگر آقایان راضى هستند که این سیصد هزار تومان را از ولایات کم بکنند ولى به نظر من، بنده پیشنهاد کردم که آقایان اجازه بدهند بیمارستان امیراعلم را اجازه بدهند این سیصد هزار تومان را از این محل بدهند که در نتیجه از شهرستان‌ها کم نخواهد شد (صحیح است)

رئیس- رأى گرفته مى‌شود به پیشنهاد آقاى دکتر معظمى آقایانى که با این پیشنهاد موافق هستند قیام کنند (بعضى از نمایندگان- مجدداً قرائت بفرمایید) (به شرح سابق قرائت شد) (اغلب برخاستند) تصویب شد. پیشنهادى آقاى حائرى‌زاده کرده‌اند که قرائت می‌شود.

( به شرح زیرقرائت شد)

فقط در قسمت خراب و سوخته شده مصرف شود.

رئیس- حائرى‌زاده.

حائرى‌زاده- چون این لایحه مال مدتى قبل بود پیش خود موجود نداشتم که این ماده را تصحیح بکنم و تقدیم مجلس شوراى ملى بکنم ولى نظرى که داشتم مى‌خواهم به عرض آقایان برسانم که حریقى در آن مریضخانه (امیراعلم) در قسمت طبى واقع شده مریض‌هاى آنجا سرگردان مانده‌اند و محلى در بیمارستان ندارند این اعتبار را که ما بدهیم وزارت بهدارى ممکن است که به نظر خودش یک جاى دیگر را واجب‌تر بداند و آن قسمت از دست برود و در جاى دیگر خرج بشود من پیشنهاد می‌کنم در آن قسمتی که سوخته و خراب شده در همان قسمت خرج شود.

رئیس- آقاى فولادوند.

فولادوند- پیشنهاد جناب آقاى حائرى‌زاده این است که این مبلغ سیصد هزار تومان فقط در قسمت خراب و سوخته شده مصرف شود بنده مخالف نیستم ولى عرض می‌کنم این برآورد که نشده است سیصد هزار تومان خرجش است یک طرحى است نمایندگان تهیه کرده‌اند ممکن است این صد هزار تومان خرجش باشد آن وقت دویست هزار تومان را هم آنجا صرف کنند این است که بنده نظرم این است که اول آن محل خراب شده تعمیر شود بعد اگر اضافه‌اى بود به محل دیگر در همان بیمارستان به مصرف برسانیم.

حائرى‌زاده- به این نظر موافقم آقاى نماینده بهدارى موافقت کنند.

رئیس -آقاى دکتر علوى.

دکتر علوى- بنده می‌خواستم توضیح بدهم خدمت جناب آقاى حائرى‌زاده که تمام قسمت بیمارستان خراب شده اگر یک میلیون تومان هم تصویب کنند باز تکافو نمی‌دهد تمام ساختمان بیمارستان امیراعلم سوخته شده و اساساً باید یک ساختمان جدیدى آنجا بنا شود با اسلوب صحیح که قطعاً این سیصد هزار تومان هم کفاف نمی‌دهد براى آنجا.

رئیس -رأى گرفته می‌شود به پیشنهاد آقاى حائرى‌زاده با اصلاحى که شد. آقاى معاون وزارت بهدارى شما موافقید؟

معاون وزارت بهدارى (دکترنفیسى)- بنده موافقم.

( به شرح زیر قرائت شد)

پیشنهاد می‌کنم این مبلغ بدواً در قسمت خراب و سوخته شده مصرف شود و چنانچه مبلغى زاید بماند در سایر قسمت‌ها.

رئیس- آقاى معاون وزارت بهدارى هم موافقند آقایانی که موافقند قیام کنند (اغلب برخاستند) تصویب شد. پیشنهاد دیگرى قرائت می‌شود.

( پیشنهاد آقاى اردلان به شرح زیر قرائت شد)

پیشنهاد می‌کنم (اضافه شود در حدود مقررات قانون محاسبات عمومى (دکتر کیان- این که واضح است)

رئیس- آقاى اردلان.

اردلان- توضیح بنده مختصر است بنده خواستم به عرض آقایان برسانم تمام هزینه‌هایى که در مملکت می‌شود با یک نهج باشد این است که ما یک دقت بیش‌ترى بکنیم که حیف و میل نشود.

رئیس- آقاى دکتر معظمى.

دکترمعظمى -نظر آقاى اردلان کاملاً تأمین است براى این که ما گفته‌ایم سیصد هزار تومان اضافه شود به بودجه دانشکده پزشکى و بودجه دانشکده پزشکى کاملاً تابع مقررات قانون محاسبات عمومى است و نظر آقا تأمین است.

8-موقع جلسه آتیه ختم جلسه‏

رئیس- رأى گرفته می‌شود به پیشنهاد آقاى اردلان آقایانی که موافقند قیام کنند (اغلب برخاستند) تصویب شد. براى رأى مشورتى به مجلس سنا فرستاده مى‌شود جلسه را ختم می‌کنیم جلسه آینده روز یکشنبه ساعت 9 صبح.

( 50 دقیقه بعد از ظهر جلسه ختم شد.)

رئیس مجلس شورای ملى - رضا حکمت‏

+++

یادداشت ها
Parameter:294578!model&5137 -LayoutId:5137 LayoutNameالگوی متنی کل و اخبار(مشروح مذاکرات)