کتابخانه، موزه و مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی


صفحه اصلی » مشروح مذاکرات » مشروح مذاکرات مجلس ملی » دوره هفدهم مجلس ملی

0.0 (0)
مشروح مذاکرات مجلس شورای ملى، دوره ‏17
[1396/05/29]

جلسه: 58 صورت مشروح مذاکرات ملجس روز سه‌شنبه بیست و سوم دى ماه 1331  

 

فهرست مطالب:

1- طرح صورت مجلس

2- بیانات قبل از دستور - آقایان: اخگر - دکتر شایگان - تولیت - خسرو قشقائی - حاج سید جوادی

3- اعلام وصول شکایتی از طرف وراث دریابیگی به وسیله آقای محمد ذوالفقاری

4- بیانات آقای مهندس رضوی راجع به  استعفای آقای مکی

5- اعلام آقای معاون وزارت دادگستری جهت حاضر بودن برای جواب سئولات آقایان خلخالی

6- اعلام تصویب صورت مجلس جلسات 16 و 18 دی ماه

7- طرح و تصویب پیشنهاد آقای مجدزاده راجع به مسکوت ماندن طرح سه فوری مربوط به تعطیل احتمالی مجلس

8- طرح و تصویب دو فوریت لایحه اختیارات آقای دکتر مصدق

9- تقاضای آقای نریمان دائر به طرح فوریت طرح تقدیمی راجع به اعاده اختیارات دیوان محاسبات

10- سئوال آقای کهبد راجع به صدور پروانه چای و جواب آقایان وزیر اقتصاد ملی و معاون دادگستری

11- تقدیم تقاضای طرح لایحه تقدیمی دوره راجع به حمایت مسلولین به وسیله آقای کریمی

12- تعین جلسه بعد - ختم جلسه

مشروح مذاکرات مجلس شورای ملى، دوره ‏17

 

 

جلسه: 58

صورت مشروح مذاکرات ملجس روز سه‌شنبه بیست و سوم دى ماه 1331

 

فهرست مطالب:

1- طرح صورت مجلس

2- بیانات قبل از دستور - آقایان: اخگر - دکتر شایگان - تولیت - خسرو قشقائی - حاج سید جوادی

3- اعلام وصول شکایتی از طرف وراث دریابیگی به وسیله آقای محمد ذوالفقاری

4- بیانات آقای مهندس رضوی راجع به  استعفای آقای مکی

5- اعلام آقای معاون وزارت دادگستری جهت حاضر بودن برای جواب سئولات آقایان خلخالی

6- اعلام تصویب صورت مجلس جلسات 16 و 18 دی ماه

7- طرح و تصویب پیشنهاد آقای مجدزاده راجع به مسکوت ماندن طرح سه فوری مربوط به تعطیل احتمالی مجلس

8- طرح و تصویب دو فوریت لایحه اختیارات آقای دکتر مصدق

9- تقاضای آقای نریمان دائر به طرح فوریت طرح تقدیمی راجع به اعاده اختیارات دیوان محاسبات

10- سئوال آقای کهبد راجع به صدور پروانه چای و جواب آقایان وزیر اقتصاد ملی و معاون دادگستری

11- تقدیم تقاضای طرح لایحه تقدیمی دوره راجع به حمایت مسلولین به وسیله آقای کریمی

12- تعین جلسه بعد - ختم جلسه

 

مجلس ساعت نه و سى پنج دقیقه صبح به ریاست آقاى محمد ذوالفقارى (نایب رئیس) تشکیل گردید.

1- طرح صورت مجلس‏

نایب رئیس - جلسه رسمى است صورت غایبین هیجدهم دى ماه قرائت مى شود

 (به شرح زیرخوانده شد)

غایبین با‌اجازه - آقایان: شاپورى صراف‌زاده - خسرو قشقایى - مشار - امامى‌اهرى - نجفى - نبوى - مهندس غروى - اورنگ - دکتر مصباح‌زاده - منصف.‏

غایبین بى‌اجازه آقایان: دکتر امامى - محمدحسین قشقایى - دادور - میلانى - پارسا - دکتر ملکى - راشد - عبدالرحمن فرامرزى - تولیت.‏

دیرآمده با‌اجازه - آقاى پورسرتیپ 30 دقیقه.‏

دیرآمدگان بى‌اجازه - آقایان: دکتر فاخر پانزده دقیقه - مهندس حسیبى 15 دقیقه - دکتر بقایى بیست و پنج دقیقه - شهاب خسروانى نیم ساعت - زهرى نیم ساعت - دکتر سنجابى نیم ساعت - دکتر کیان نیم ساعت - امیرافشار نیم ساعت - عامرى سى و پنج دقیقه - شوکتى 35 دقیقه - مصدقى 45 دقیقه‏.

نایب رئیس - نسبت به صورت جلسه اعتراضى هست؟ آقاى حسیبى‏

مهندس حسیبى - بنده تعجب می‌کنم که یک ربع ساعت دیرآمده براى بنده نوشته‌اند خیال می‌کنم اشتباهى شده باشد خواهش می‌کنم تحقیق بفرمایید اگر اشتباهى شده اصلاح شود.

نایب رئیس - تحقیق مى‌شود آقاى شمس قنات‌آبادى‏

شمس قنات‌آبادى - در جلسه گذشته جناب آقاى صفایى یک مقدار طومار که به وسیله اینجانب براى مجلس شوراى ملى رسیده بود تقدیم مقام ریاست کردند در ضمن یک قرآنى اینجا بود که آن قرآن را اشتباهاً تقدیم کرده‌اند و حال آن که آن قرآن را از طرف شهربانى رسیده و در آن قرآن افسران راهنمایى که جدیداً منصوب شده‌اند متعهد شده‌اند که راهنمایى شهر را منظم کنند امضا کرده‌اند و فرستاده بودند براى من که من به اطلاع مجلس برسانم که آن کار در سابق راهنمایى را عوض کرده‌اند خواستم استدعا کنم که آن قرآن را مسترد بفرمایید.

نایب رئیس - آقاى مدرس‏

مدرس - تلگرافات متعددى از تبریز رسیده است مبنى بر این که اهالى تبریز تعطیل عمومى کرده‌اند و در تلگرافخانه متحصن شده‌اند و ضمن پشتیبانى از جناب آقاى دکتر مصدق تقاضا کرده‌اند ...

نایب رئیس - این مطلب مربوط به صورت جلسه نیست اگر نسبت به صورت جلسه مطلبى دارید بفرمایید.

مدرس - و یکى هم از دانشجویان ادبیات دانشگاه تبریز رسیده مبنى بر پشتیبانى از دولت جناب آقاى دکتر مصدق‏

نایب رئیس - این هم مربوط به صورت جلسه نیست. آقاى دکتر فلسفى بفرمایید.

دکتر فلسفى - بنده هم مى خواستم عرض کنم تلگرافات زیادى ازگرگان رسیده مبنى بر پشتیبانى از دولت جناب آقاى دکتر مصدق‏

نایب رئیس - آقایان توجه بفرمایند تلگرافات را وقتى که وارد دستور مى‌شویم تقدیم کنند. آقاى مهندس رضوى بفرمایید

مهندس رضوى - بنده راجع به استعفاى همکار محترم آقاى مکى چند جمله عرض داشتم وقتى که مجلس وارد دستور شد هر وقت اجازه فرمودید عرض کنم‏.

نایب رئیس - نسبت به صورت مجلس دیگر اعتراضى نیست؟ (اظهارى نشد) چون عده کافى براى رأى نیست تصویب صورت مجلس موکول مى‌شود به بعد

 2- بیانات قبل از دستور آقایان: اخگر - دکتر شایگان - تولیت - خسرو قشقایى - حاج سید جوادى

نایب رئیس - یک عده از آقایان اجازه نطق قبل از دستور خواسته‌اند آقاى معتمددماوندى

+++

 معتمددماوندى - بنده نوبتم را به آقاى اخگر داده‌ام‏.

نایب رئیس - آقاى اخگر بفرمایید.

اخگر- می‌خواستم عرض کنم که تلگرافات و نامه‌هاى زیادى از ولایات مختلف مثلاً رشت - شیراز - مشهد - سر - بوشهر - برازجان - هنگام - گناوه - دیلم و سایر نقاط رسیده است که اگر بخواهم به شرح و تفصیل عرض کنم وقت بسیار می‌گیرد مقدارى از آنها را که الان همراه دارم تقدیم ریاست محترم مجلس مى‌کنم و مابقى تلگرافات را هم بعداً تقدیم می‌کنم خلاصه این مطالب و تلگرافات و نامه‌ها این است که همه پشتیبانى خودشان را از دولت جناب آقاى دکتر مصدق ابراز داشته‌اند و استدعا کرده‌اند که اختیارات به ایشان تفویض مى‌شود.

دکتر شایگان - بقیه وقت‌تان را به بنده لطف کنید.

اخگر - بقیه وقتم را به جناب آقاى دکتر شایگان تقدیم می‌کنم.‏

نایب رئیس - آقاى دکتر شایگان‏

دکتر شایگان - در این چند روز تلگراف‌هاى متعددى از غالب نقاط ایران رسیده است مبنى بر پشتیبانى از دولت جناب آقاى دکتر مصدق و همچنین طومارها و نامه‌ها و تلگراف‌هاى حضورى که البته بنده در مقام این که آنها را اینجا قرائت کنم نیستم فقط اشاره می‌کنم که این تلگرافات چقدر است و از کجا است تلگراف‌هایى که تا قبل از روز تقاضاى تفویض اختیارات است فقط در پشتیبانى از دولت است ولى تلگرافات بعدى و همچنین طومارهاى بعدى هم راجع به پشتیبانى از دولت است و هم تقاضا است از حضور نمایندگان محترم که در تفویض اختیارات تردید نفرمایند تلگراف‌هایى که رسیده است اجمالاً سیزده تلگراف است از شیراز از طبقات مختلفه و اشخاص مختلف که البته ذکرش باعث تطویل کلام است بنده فقط عمده تلگرافات را عرض می‌کنم بعد هفت تلگراف است به همین مضامین از بهبهان - شش تلگراف است از اهواز - پنج تلگراف است از رشت - 5 تلگراف از آبادان - چهار تلگراف از همدان - سه تلگراف از مسجد سیلمان - دو تا از خوى - سه تا از اصفهان - سه تا از خرمشهر - دو تا از گروس - دو تا از هفتگل دو تا از بروجرد - دو تا از کازرون - دو تا از اراک - یکى از مشهد - یکى از شوشتر - یکى از جهرم - یکى از لاهیجان - رامهرمز - یکى از رضاییه - یکى از فیروزآباد - دیگر از ساوه - دیگر از بیرجند - باز از رشت - از خرمشهر - از همدان - از شیراز - از بروجرد - از شیراز -مجدداً از شیراز - شیراز - شیراز - شیراز- شیراز - شیراز- شیراز - ایضاً شیراز - شیراز - شیراز - شیراز - شیراز - شیراز - شیراز - شیراز - شیراز - شیراز- شیراز - باز شیراز - شیراز (خسرو قشقایى - همه‌اش از شیراز) شیراز - شیراز - شیراز - شیراز - شیراز - شیراز - شیراز - شیراز - مجدداً شیراز شیراز - شیراز - شیراز - شیراز - شیراز معذرت مى‌خواهم اینها را وقت نکرده‌ام بشمارم اینها را الان به من دادند روی هم گذاشتم فرصت این که آنها را مرتب کنم و بعد بگویم نداشتم باز از شیراز طومارها از شیراز است سکنه دروازه اصفهان از کارمندان شرکت بیمه - خدمتگذاران وزارت راه - کارگزینى وزارت دارایى - محصیلن مدرسه حقوق - محصلین دبیرستان خرد - اهالى جنوب شهرکه این طومار عظیم را تهیه کرده‌اند ساکنین دو بخش تهران بعد تلگراف‌هایى است دو تلگراف است یکى از آقاى خسرو قشقایى و یکى از آقاى محمدحسین قشقایى که شاید حالا تشریف آورده باشند (بعضى از نمایندگان - هر دو نفر تشریف آورده‌اند) بله تشریف آورده‌اند چون در موقع رأى اعتماد نبوده‌اند تلگراف کرده بودند که بنده به عرض مجلس برسانم که الحمدالله خودشان در مجلس حاضرند تلگراف‌هایى توسط سایر دوستان رسیده است توسط آقاى مهندس حسیبى از اصفهان - از اصفهان - از تبریز - از اصفهان - از رشت - طوماری است از اراک دیگر تلگراف‌هایى است که توسط آقاى مهندس زیرک‌زاده رسیده است از تبریز - اصفهان - اصفهان - اصفهان - تهران - بیرجند - خوى بعد طوماری است که از مردم اراک رسیده است توسط آقاى مهندس زیرک‌زاده باز تلگراف‌هایى است از شیراز و اصفهان توسط آقاى مهندس زیرک‌زاده. تلگرافى است رسیده است از رشت براى جناب آقاى رفیع ضمناً از ایشان شکایت کرده‌اند یعنى گله کرده‌اند که چرا در باب رشت و در باب گیلان ایشان صحبتى نمی‌کنند به بنده فرمودند که در پشت تریبون این را عرض کنم که به سمع مردم رشت و گیلان هم برسد که لازمه خدمت یک ایالتى این نیست که حتماً نمایندگانش بیایند پشت تریبون و صحبت بکند بلکه باید اقدام بکنند ایشان اهل صحبت نیستند اگر کارى لازم باشد آن کار را انجام مى‌دهند بدون این که بیایند پشت تریبون و صحبت بکنند بعد آقایان تلگراف‌هاى دیگرى هم داده‌اند یک کسى هم شرحى نوشته و امضا نکرده است فحش داده به بنده بایستى پا روى حقیقت گذاشت تا اشخاصى که حقیقت را نمى‌پسندند خوش آینه باشند طومارى است توسط آقاى جلالى که اهالى دماوند فرستاده‌اند طومارى است از تبریز توسط آقاى خلخالى رسیده است همچنین دو فقره تلگراف از تبریز است توسط آقاى خلخالى رسیده است بنده دیگر عرضى ندارم باز تلگراف‌هایى است که توسط آقاى اقبال رسیده است از کرمانشاه تلگرافى است باز از مرند توسط جناب آقاى موسوى رسیده است تلگراف‌هاى دیگرى توسط یک نفر از رفقاى دیگر (دکتر سنجابى - توسط بنده) توسط آقاى دکتر سنجابى است از شیراز از شیراز از ایلام از کرمانشاه، شاه آباد از کرمانشاه، از کرمانشاه، از کنگاور، از کرمانشاه، کرمانشاه، کرمانشاه، کرمانشاه، کرمانشاه، ایضاً کرمانشاه، شیراز، شیراز، شیراز، شیراز، شیراز، شیراز، شیراز، شیراز ،کازرون، شیراز، شیراز، رشت، لنگرود، کازرون، میاندوآب، ملایر تلگراف‌هایى است توسط آقاى ریگى رسیده است (ریگى - از خاش) از خاش یکى هم توسط آقاى سرتیپ‌پور رسیده (پورسرتیپ - پورسرتیپ) (ناظرزاده - فرقى نمی‌کند) ببخشید منقلب شد از خرم‌آباد یکى هم از مشهد توسط جناب آقاى نجفى آقاى خسرو قشقایى هم خواهش کرده‌اند که بهشان اجازه داده شود دو دقیقه از وقت استفاده کنند.

خسرو قشقایى - یک دقیقه‏

نایب رئیس - نمى‌شود یک نفر به دو نفر وقت بدهد از یک نفر دیگر آقایان وقت بگیرید آقاى تولیت‏

تولیت - بنده لازم است یک مختصرى از وقایع چند روز اخیر قم را به عرض آقایان برسانم.

چون احتمال می‌دهم مآخذ اطلاع آقایان محترم از جریان چند روزه قم منحصر به مندرجات جراید باشد و جراید هم مختلف نوشته‌اند و شاید حقیقت امر به صورت دیگرى جلوه کند لازم دیدم چند دقیقه وقت مجلس را اشغال نموده و مختصراً جریان را به عرض برسانم.

شهرستان قم که همیشه مورد توجه عموم مسلمین و مخصوصاً علام تشیع بوده اخیراً از لحاظ سکونت مراجع تقلید مرکزیت منحصر به فردى پیدا نموده که موجب افتخار و مباهات کشور ایران است که عموم فرقه شیعه در هر کجاى دنیا سکونت دارند متوجه به این شهرستان مقدس هستند و براى این کشور منافع معنوى و مادى بسیار دارد مشروط به این که خودمان بفهمیم و به طور مقتضى استفاده کنیم باید با نهایت تأسف عرض کنم تا به حال آن طور که شایسته است از طرف اولیاى امور توجهى به آن نشده است همه می‌دانیم که بزرگترین قوه براى مبارزه با ایادى خارجى قوه دیانت و روحانیت است و خوشبختانه بزرگترین مجمع روحانیت در شهرستان قم که جنب پایتخت واقع شده قرار دارد معذلک به جاى این که از این قواى فوق‌العاده به نفع دیانت و ملت استفاده کنیم با عدم توجه جریانات اخیر پیش آمده است. در هفت ماه پیش دولت را از تحریکاتى که در قم مى‌شود مستحضر نمودم و مخصوصاً عملیات توده‌اى‌ها که اطراف سید على‌اکبر برقعى اجتماع نموده و از لباس روحانیت او می‌خواهند استفاده کنند تذکر دادم متأسفانه توجهى در این باره نشد وقت و در یک ماه قبل که اعلیحضرت همایون شاهنشاهى از اهو مراجعت می‌فرمودند و براى زیارت به ایستگاه راه آهن تشریف مى‌بردند بنده هم در اتومبیل آقاى وزیر دربار سوار شدم آقاى وزیر کشور هم در آن اتومبیل بودند به ایشان عرض کردم شهرستان قم که باید دافع و رافع اشاعه مرام کمونیستى باشد تدریجاً به صورت دیگرى بیرون مى‌آید شهربانى قم از هر حیث ضعیف است و قدرت جلوگیرى از این مفاسد را ندارد آقاى وزیر کشور فرمودند قصد داریم بر پاسبان‌هاى کشور بیفراییم غرض این است که بنده تا این اندازه متوجه بوده و پیش‌بینى چنین وضعى را می‌نمودم.

اینک جریان چند روز پیش را به عرض می‌رسانم.

صبح جمعه بلندگویى که به وسیله اتومبیل خبر ورود سید على اکبر را می‌داد چند مرتبه در شهر گردش کرد و عصر آن روز ساعت 5 سید على اکبر برقعى با عده‌اى که از تهران همراه او بودند وارد قم مى‌شود و یکسره به طرف آستانه مقدسه می‌رود در صحن یک نفر از پیروان افکار شوم توده‌اى زنده باد استالین می‌گوید و نسبت به مقامات عالیه روحانى جسارت می‌کند که در اثر این اعمال ناشایسته بین چند نفر آقایان طلاب علوم دینیه و بعضى از آنها که از تهران آمده بودند زد و خورد مى‌شود. شب بعد یعنى شب یکشنبه جمعیت کثیرى از فضلا و طلاب علوم دینى و اهالى به مسجد امام مى‌روند و راجع به شرکت نسوان در انتخابات سخنرانى مى‌نمایند و به فرماندار مراجعه نموده و خواستار مى‌شوند که اولاً به جناب آقاى نخست‌وزیر اطلاع دهد شرکت نسوان در انتخابات برخلاف شرع و مصالح کشور است و دوم این که سید على اکبر برقعى را از قم خارج نمایند به طوری که نقل کردند پیدا کردن فرماندار و مذاکره با او چهار ساعت طول مى کشد فرماندار وعده مى‌دهد که 5 بعد از ظهر روز یکشنبه نتیجه را به عرض آقایان طلاب و عموم اهالى برساند آقایان هم قانع شده و متفرق مى‌شوند روز یکشنبه 4 بعد از ظهر در میدان جلو صحن آقایان طلاب و اهالى اجتماع نموده و عده‌اى از وعاظ و طلاب شروع به سخنرانى نموده و مردم را متوجه به فهماندن مرام کمونیستى و مضار شرکت نسوان در انتخابات می‌نمایند در این موقع که نزدیک به ساعت 5 بعد از ظهر و وعده فرماندار بوده جنابان آقایان تربتى و مبلغى وعاظ محترم مردم را با نظم و آرامش به طرف فرماندارى دعوت می‌کنند که حسب الوعده از نتیجه اقدام او مستحضر گردند وقتى آنجا مى‌رسند که عده‌اى پاسبان اطراف عمارت فرماندارى را محاصره کرده بودند

+++

 و مانع ورود آقایان وعاظ و فضلا مى‌شوند آقایان می‌گویند ما فقط براى اطلاع از نتیجه اقدام فرماندار آمده‌ایم جواب داده مى‌شود فرماندار نیست گفته مى شود تلفن کنید هر جا هست بیاید و یا به وسیله تلفن نتیجه اقدام خود را بگوید منظره پاسبان‌هاى مسلح و معطلى آقایان در جلو اداره فرماندارى موجب مى‌شود که جمعیت بیشترى متوجه شده و تدریجاً جلوى فرماندارى اجتماع نمایند و آقایان اصرار به آمدن فرماندار مى‌کنند پاسبان‌ها اول سنگ و آجر به طرف جمعیت پرت می‌کنند و این عمل باعث تشدید احساسات جمعیت مى‌شود و پاسبان‌ها هم شروع به تیراندازى می‌کنند و بعد از مجروح شدن ده دوازده نفر و قتل یک نفر که بعضى احتمال مى‌دهند بیش از یک نفر به قتل رسیده باشد گاز اشک‌آور استعمال می‌کنند.

در اثر این پیش‌آمد عموم اهالى شهر تعطیل و نظم عمومى مختل مى‌گردد در اینجا وظیفه خود مى‌دانم که از جناب آقاى دکتر مصدق تشکر کنم زیرا به محض اطلاع از جریان مأمور عالی‌رتبه و کاردانى را اعزام فرمودند آقاى دکتر ملک‌اسمعیلى با جدیت و هوش فراوانى دست به کار زده و با شرفیابى حضور مقامات عالیه روحانى به نحو احسن موفق به انجام مأموریت خود شده بعد از ظهر به امر حضرت آیت‌الله العظمى آقاى بروجردى اهالى متفرق و به کار و کسب خود مشغول شدند من از طرف خود و همشهریانم از ایشان تشکر و قدردانى می‌کنم آقایان نمایندگان همان طور که عرض کردم شهر قم باید از هر جهت مورد رعایت باشد و نباید فراموش کرد که همیشه اختلاف مذهبى در این کشور مورد نظر خاص اجنبى بوده و در هر موقع از آن استفاده نموده است فتنه باب و امسال آن را نباید از نظر دور کرد.

آقایان محترم شهرستان قم را به احترام مدفن دختر حجت خدا و تمرکز روحانیت باید از اغراض سیاسى و شخصى دور داشت و براى حفظ دیانت و مصونیت کشور از ایادى اجنبى از موقعیت آن استفاده کرد. در این چند روزه جراید اخبار مختلفى منتشر نمودند که لازم مى‌دانم مختصراً توضیح بدهم با آنچه راجع به شخص من است جواب نویسنده را مثل همیشه به خدا و اهالى مسلمان شهر قم وا می‌گذارم و از این جهت فعلاً عرضى ندارم ولى دو موضوع در بعضى از جراید اشاره شده که لازم است توضیح بدهم یکى این که تلویحاً نوشته‌اند حضرت آیت‌الله بروجردى از دولت ناراضى هستند خواستم عرض کنم حضرت آیت‌الله کمال توجه و عنایت را به شخص آقاى دکتر مصدق دارند و اگر مأمورین قم به وظیفه خود عمل نکرده‌اند ارتباطى با شخص رئیس دولت نداشته و جناب آقاى نخست‌وزیر با اعزام آقاى دکتر ملک‌اسمعیلى و تیمسار سرتیپ مدبر جبران نموده و نیز به تنبیه قانونى مأمورینى که غفلت در انجام وظیفه نموده‌اند متوجه و میسیونى براى رسیدگى به این امر اعزام فرموده‌اند که فعلاً مشغول تحقیقات هستند. و خبر دیگر این که حضرت آیت‌الله بروجردى قصد عزیمت به نجف اشرف را دارند کذب محض است و چنانچه خداى نخواسته چنین فکرى پیش آید وظیفه ملت مسلمان ایران است که با استدعا و خواهش مانع از این اقدام بشود و این افتخار را از دست ندهد. ضمناً دو فقره طومار از قم رسیده راجع به مضار شرکت نسوان در انتخابات که تقدیم مقام ریاست مى‌نمایم.

نایب رئیس - چهار دقیقه از وقت باقى است آقاى خسرو قشقایى‏

خسرو قشقایى - بنده عرایض زیادى نداشتم چون شب گذشته از شیراز مراجعت کرده‌ام لازم بود به عرض آقایان نمایندگان برسانم که در شهر شیراز - آباده - فیروزآباد - فسا - بوشهر و بهبهان و سایر شهرهاى جنوب ایران براى پشتیبانى از دولت جناب آقاى دکتر مصدق تعطیل عمومى اعلام کرده‌اند و با کمال نظم و آرامش پشتیبانى خودشان را نسبت به دولت جناب آقاى دکتر مصدق ابراز کرده‌اند چون بنده از جنوب مى‌آمدم از بنده خواستند که پشتیبانى حقیقى مردم جنوب ایران را از دولت جناب آقاى دکتر مصدق به عرض نمایندگان محترم مجلس شوراى ملى و ملت ایران برسانم و واقعاً مردم جنوب بدون استثنا پشتیبان دولت آقاى دکتر مصدق هستند البته بعضى اشخاص هستند که مخالف هستند و آنها تعداد‌شان بسیار کم است و وضع‌شان هم روشن است و از ترس مردم کوچکترین تظاهرى هم نمى‌توانند بر علیه دولت جناب آقاى دکتر مصدق بکنند عرایض بنده همین بود تلگرافات و طومارهایى هم رسیده بود چون بنده وقت نداشتم نتوانستم بیاورم تقدیم مجلس کنم انشاء‌الله در جلسه بعد تقدیم مقام ریاست خواهد شد.

نایب رئیس - آقاى حاج سید جوادى‏

حاج سید جوادى - مى‌خواهم ادعایى بکنم که تاکنون کسى این ادعا را نکرده و البته مایه تعجب است و شگفت آقایان ولى در عین حال شبیه بلغز و معما چون معما حل شود آسان شود دلیلش هم بسیار واضح و احتیاجى هم به توضیح زیادى ندارد و آن عبارت از این است که هر وقتى من مخالفت کردم با جناب آقاى دکتر مصدق بدانید که باید مخالفت کرد جهتش هم معلوم است براى این که بورس مصدق دست من است مصدق را ملت مى‌خواهد و منم میان ملت هستم ملت می‌خواهد هر وقت ملت نخواست من هم نمى‌خواهم پس حالا که مى‌خواهم ملت مى‌خواهد و ضمناً چند تلگرافى از قزوین رسیده راجع به پشتیبانى و دادن اختیارات به جناب آقاى دکتر مصدق که تقدیم مقام ریاست می‌کنم و وقت آقایان را هم تضییع نمی‌کنم (احسنت)

3- اعلام وصول شکایتى از طرف وراث دریا بیگى به وسیله آقاى محمد ذوالفقارى

نایب رئیس - وارد دستور مى‌شویم قبل از این که آقاى مهندس رضوى بیاناتى بفرمایند عریضه‌ای است از وراث دریا بیگى توسط اینجانب تقدیم مجلس شوراى ملى شده مربوط به مطالبات از کمپانى شیلات که به کمیسیون عرایض ارجاع مى‌شود. آقاى مهندس رضوى بفرماید.

 4- بیانات آقاى مهندس رضوى راجع به استعفاى آقاى مکى

مهندس رضوى - بنده تشکر می‌کنم از مقام ریاست که به بنده اجازه فرمودند بنده عرایض مفصلى ندارم به طوری که خاطر نمایندگان محترم مستحضر است طبق مواد صریح آیین‌نامه استعفایى که از طرف یکى از نمایندگان تقدیم مى‌شود بایستى در جلسه علنى مجلس شوراى ملى به اطلاع نمایندگان برسد و بعد طبق همان مواد رفتار خواهد شد پس از این که همکار محترم آقاى مکى استعفای‌شان را تقدیم کردند به طوری که آقایان اطلاع دارند از طرف اکثر همکاران‌شان اقداماتى براى قانع کردن ایشان به عمل آمد (صحیح است) و فراکسیون نهضت ملى هم به اتفاق این تصمیم را گرفته‌اند که بایستى با ایشان ملاقاتى بشود و از ایشان رفع دلسردى و کدورتى که حاصل شده است به عمل بیاید و به مجلس مجدداً برگردند از این جهت در خدمت همکاران محترم آقاى دکتر شایگان آقاى دکتر سنجابى آقاى دکتر معظمى آقاى مهندس زیرک‌زاده آقاى دکتر بقایى آقاى اخگر و آقاى مجدزاده خدمت ایشان رفتیم و با ایشان صحبت کردیم و پس از مذاکراتى ایشان به اینجانب اختیار دادند که فعلاً استعفانامه‌شان را مسکوت بگذاریم (صحیح است) تا مجدداً ایشان مطالعه کنند البته دوستان دیگرى که در مجلس دارند و همچنین موکلین تهران که با ایشان تماس‌هایى گرفته‌اند بالاخره تصمیم قطعى ایشان اعلام بشود بنده در این خصوص دیگر عرضى ندارم همین قدر باید تذکراً عرض کنم که همه مردم ایران از زحماتى که در موقع حساس آقاى حسین مکى عهده‌دار شده‌اند (صحیح است) و یک موقعى که کشور احتیاج به فداکارى داشته ایشان با جدیت از تصویب شدن یک قرارداد بسیار خطرناک عملاً جلوگیرى کرده‌اند یعنى با سایر نمایندگانى که در این زمینه در آن موقع اقداماتى را لازم مى‌دانسته‌اند ایشان هم نهایت همکارى را کرده‌اند این است که ملت ایران ابداً راضى نیست که ایشان استعفا بدهند (صحیح است) آقایان نمایندگان انتظار دارند که ایشان برگردند.

ناظرزاده - انشاء‌الله بر مى‌گردند.

دکتر معظمى - نمایندگان انتظار دارند که ایشان برگردند.

5- اعلام آقاى معاون وزارت دادگسترى جهت حاضر بودن براى جواب سؤالات آقایان خلخالى و صفایى

نایب رئیس - آقاى معاون وزارت دادگسترى‏

معاون وزارت دادگسترى (دکتر ملک‌اسمعیلى) - عرض کنم سؤالى جناب آقاى صفایى راجع به سلب صلاحیت از قضات کرده بودند و همچنین سؤالى آقاى خلخالى راجع به تعدیل مال‌الاجاره‌ها کرده بودند چون یک هفته به موجب ماده 169 آیین‌نامه راجع به جواب سوالات آقایان حاضر شدم خواهش می‌کنم که در صورت مجلس قید شود (احسنت)

 6- اعلام تصویب صورت مجلس جلسات شانزده و هیجده دی ماه 1331

نایب رئیس - از موقعیت استفاده می‌کنم و تصویب صورت جلسات 16 و 18 دی ماه اعلام مى‌شود.

7- طرح و تصویب پیشنهاد آقاى مجدزاده راجع به مسکوت ماندن طرح سه فورى مربوط به تعطیل احتمالى مجلس

نایب رئیس - طرح سه فورى تقدیمى آقایان نمایندگان مطرح است. یک پیشنهادى از طرف آقاى مجدزاده رسیده که مسکوت بماند قرائت مى‌شود.

(به شرح زیر قرائت شد)

پیشنهاد می‌کنم طرح تقدیم آقایان نمایندگان در جلسه سابق که نسبت به فوریت آن مذاکره به عمل آمده مسکوت بماند.

نایب رئیس - آقاى مجدزاده‏

مجدزاده - عرض کنم پیشنهاد بنده مبنى بر مسکوت ماندن این طرح نه از جهت اطمینانى است که کراراً از طرف دولت داده شده است براى این که دولت درصدد تعطیل و فلج کردن مجلس شوراى ملى نیست بلکه اساساً این تصور براى بنده مشکل است که دولت بتواند ذاتاً یا به موجب اختیاراتى که از طرف مجلس شوراى ملى به او تفویض شده است موجب تعطیل مجلس بشود زیرا مسلم است که دولت ذاتاً

+++

‌چنین اختیارى نداشته و ندارد و اما به موجب اختیارات از طرف مجلس شوراى ملى هم نمى‌تواند اقدام به چنین عملى بکند چرا؟ براى این که به موجب یکى از اصول قانون اساسى مشروطیت جزا و یا کلاً تعطیل‌بردار نیست و حتى بنده معتقدم که خود مجلس شوراى ملى هم جز ایام و اوقاتى که به موجب قانون اساسى به او حق اجازه تعطیل داده شده نمى‌تواند مجلس شوراى ملى را به نحوى از انحا تعطیل کند (صحیح است) وقتی که اختیاردار خودش چنین اختیارى را نداشت به طریق اولى وکیل و یا کسى که از طرف او اختیاردار خواهد شد چنین اختیارى را ندارد (صحیح است) به طوری که عرض کردم اساساً این تصور براى بنده قانوناً مشکل است و اما بنده هم با توجه به قانون انتخابات و با مطالعه ماده اول این توهم برایم ایجاد شد که شاید با 172 نفر که تعداد کل نمایندگان تعیین شده یک چنین توهمى پیش‌آمد کند و تصور مى‌کنم که براى تقدیم‌کنندگان طرح هم همین توهم پیش آمده باشد و بدیهى است که آقایان هم هیچ گونه نظرى نداشته و در نظر اول توجه به ماده اول قانون انتخابات دوره هفدهم و ادوار بعد مطابق این قانون انجام مى‌گیرد و با توجه به عده آنها که در ذیل ماده 63 این قانون قید شده به این که در نقاطى که انتخابات دوره هفدهم انجام گرفته تجدید انتخابات نمی‌شود و 36 نفر عده‌اى را که بر تعداد نمایندگان افزوده شده با حسابى که از روى جدول به عمل آمده 24 نفر مربوط به نقاطى است که انتخابات آن انجام شده (صحیح است) بنابراین (امامى‌اهرى - آقاى مجدزاده توجه به این هم بفرمایید) با اجراى قانون انتخابات در بقیه دوره هفده فقط 12 نفر نماینده زیادتر از 136 نفر مجموعاً در دوره هفدهم مطابق این قانون و این جدول 148 نفر نماینده انتخاب خواهد شد که نصف به علاوه یک آن هم 75 نفر است که تا حالا 80 نفر نماینده انتخاب شده است یعنى از لحاظ قانون هم نگرانى نیست گو این که اگر صراحتاً یک ماده‌اى ذکر مى‌شد که موجب تعطیل مجلس مى‌شد چنین چیزى به موجب قانون اساسى امکان نداشت و دولت چنین عملى نمى‌توانست بکند خصوصاً که این توهم اصلاً در قانون انتخابات نیست از این جهت بنده تقاضا کردم که آن طرح مسکوت بماند و استدعا می‌کنم که آقایان امضاکنندگان طرح هم موافقت کنند (احسنت)

نایب رئیس - آقاى دکتر بقایى‏

دکتر بقایى - البته آقایان نمایندگان محترم به خاطر دارند که در چند روز قبل این طرحى که الان رویش پیشنهاد سکوت داده شده در اینجا مطرح شد و در موقعى که اینجا مطرح شد گفته شد که طرح خوبى است ولى تحصیل حاصل است و بدیهى است و احتیاجى به رأى ندارد و آقاى وزیر کشور هم فرمودند که دولت نظرى در این کار نداشته است و خیال بستن مجلس یا تعطیل یا فلج کردن مجلس را نداشته است بعداً هم جناب آقاى دکتر مصدق در نامه‌اى که به مجلس نوشتند این موضوع را تأیید کردند که چنین نظرى در بین نبوده است روى نامه‌اى هم که ایشان به مجلس نوشته بودند مجلس به اتفاق آرا به ایشان رأى اعتماد داد ولى متأسفانه جریانات بعد نشان داد که یک چیزى را که توهم مى‌گفتند این قدرها هم توهم نبوده است البته همکار عزیز ما آقاى مجدزاده که از وکلاى برجسته دادگسترى هستند اینجا استدلال‌هایى کردند که از لحاظ استدلال بسیار صحیح و پسندیده بود و کسى نمی‌تواند حرفى بزند ولى بدبختانه خود دولت با عملش تمام استدلال‌هاى ایشان را ضعیف کرده و از بین برده است به جهت این که بعد از این که در مجلس گفته شد تحصیل حاصل است و چنین خیالى نبوده است و بعد از این که آقاى وزیر کشور هم همین توضیح را دادند و بعد از این که جناب آقاى دکتر مصدق نامه نوشتند به مجلس و تصریح کردند که چنین خیالى نبوده است و روى آن نامه هم رأى اعتماد گرفتند و قضیه خاتمه یافته تلقى مى‌شد به هیچ‌وجه دلیلى نداشت که این موضوع را به عنوان تبصره ماده واحده مربوط به اختیارات دوباره برگردانند به مجلس (مجدزاده - بنده تبصره را هم لازم نمى‌دانم) (دکتر شایگان - در موقعى که آن لایحه مطرح مى‌شود بحث بفرمایید) چون این تبصره را در ماده واحده مربوط به اختیارات که ارتباطى هم با قانون انتخابات نداشته گذاشته‌اند این توهم جدید پیش مى‌آید چون ما مدتى است که در توهمات و سوء‌تفاهمات زندگى می‌کنم خداى ناکرده این توهم پیش مى‌آید که این تبصره براى این گذاشته شده است که اگر شما به ماده واحده اختیارات رأى بدهید این تبصره را هم مى‌توانید تصویب کنید و اگر رأى ندهید این تبصره هم تصویب نمى‌شود و با عکس‌العمل تصویب نشدن این تبصره دولت خواهد توانست خداى ناکرده اگر لازم بداند همان عمل را انجام بدهد (دکتر شایگان - این طور نیست) بنده هم مى‌دانم گفتم توهم است این توهم پیش آمده چون همین طور که جناب آقاى مجدزاده هم گفتند هیچ موردى نداشت که این تبصره را هم بگذارند براى این که این توهین رفع شود و در وضع فعلى یک سوء‌تفاهمات جدیدى پیش بیاید بنده از آقایان نمایندگان محترم تقاضا می‌کنم به پیشنهاد سکوت که آقاى مجدزاده تقدیم کرده‌اند رأى ندهید و آن طرحى که به امضاى نمایندگان تقدیم شده بود که همین تبصره دولت هم در آن هست به آن رأى بدهید براى این که اگر گفتند تضعیف دولت بوده توهمى به دولت بوده وقتى که خود دولت همان تبصره را ضمن یک قانونى به مجلس آورده این خود نشان مى‌دهد که تضعیفى براى دولت بوده و نه توهمى چرا براى این که خودش هم آورده است به این جهت بنده تقاضا می‌کنم که آقایان نمایندگان به پیشنهاد آقاى مجدزاده رأى ندهند تا آن طرح تصویب بشود.

نایب رئیس - آقاى وزیر کشور بفرمایید.

حائرى‌زاده - یک موافق و یک مخالف صحبت کرده دیگر وزیر کشور حرفش چیست؟

وزیر کشور - اگر یک شخصى به یک امرى مؤمن و معتقد باشد و آن امر را سبب شدت و فوت ایمان و اعتقادش چند بار تکرار کند به عقیده بنده گناهى نکرده حقیقت را از تکرارش تضعیف نمى‌کند بلکه اعتراف می‌کند به صحتش و به عقیده بنده یک یا چند بار اعتراف اگر به حقیقت چیزى نیفزاید از آن چیزى نمی‌کاهد (دکتر بقایى - ما هم همین را مى‌گوییم) اگر توهم است جناب آقاى دکتر بقایى که استاد دانشگاه و استاد فلسفه هستند توجه بفرمایند که براى رفع توهم اگر لازم است مقاماتى اظهار بکنند آن مقام اول شخص نخست‌وزیر است و بعد هم مجرى انتخابات وزارت کشور و وزیر کشور است بنده عرض می‌کنم تا توهم براى همیشه رفع شود عرض کنم که قصد تعطیل و فلج کردن مجلس به هیچ‌وجه در میان نبوده و نیست و با سابقه ذهنى که به سیره سیاسى و رفتار و عقاید پنجاه سال سابقه شخص نخست‌وزیر آقایان دارید و بیشتر از بنده هم این اطلاع را دارید بنده هم خود را فعلاً شاگرد مدرسه ایشان مى‌دانم با ایمان و اعتقاد کامل عرض می‌کنم که به هیچ‌وجه قصد تضعیف و تعطیل مجلس و فلج کردن مجلس در میان نیست و امیدار هستم که استاد بزرگوار و نماینده محترم مبارز و حقیقت دوست و حقیقت‌شنو و حقیقت‌پرور مجلس شوراى ملى جناب آقاى دکتر بقایى یک بار براى همیشه بدانند که دولت دکتر مصدق درصدد تضعیف مجلس مقدس ملى نیست.

نمایندگان - صحیح است احسنت‏

نایب رئیس - رأى مى‌گیریم به پیشنهاد آقاى مجدزاده آقایانى که موافقند قیام بفرمایند (اکثر برخاستند) تصویب شد.

8- طرح و تصویب دو فوریت لایحه اختیارات آقاى دکتر مصدق نخست‌وزیر

نایب رئیس - فوریت لایحه اختیارات مطرح است قرائت مى‌شود.

(به شرح ذیل قرائت شد)

ماده واحده - اختیارات موضوع قانون بیستم مرداد ماه 1331 از تاریخ انقضا براى مدت یک سال دیگر تمدید مى‌شود.

تبصره - در صورتى که به موجب اختیارات در جدول قانون انتخابات تغییراتى داده شود و عده نمایندگان از میزانى که قانون سابق براى احراز حد نصاب تشکیل جلسه پیش‌بینى کرده است تجاوز نماید مادام نمایندگان جدید به مجلس نیامده‌اند تأثیر در حد نصاب اکثریت دوره فعلى نخواهد داشت.

نایب رئیس - فوریت اول مطرح است آقاى حائرى‌زاده مخالفید بفرمایید.

حائرى‌زاده - بنده در این مجال در ظرف سى و یکى و دو سالى که از دوره چهارم وارد شدم و تا حالا هستم چیزهاى عجیب و غریبى تماشا کرده‌ام و کلاً در شهامت و رشادت خودشان هر وقت در مقام هو و جنجال مقاومت کرده‌اند مملکت را نجات داده‌اند و اگر تسلیم شدند مملکت به پرتگاه مى‌برند من در دوره چهارم نظرم هست همین جا وکیل بودم جناب آقاى مصدق عضو کابینه قوام‌السلطنه بود تشریف آوردند اینجا و تقاضاى اختیارات کردند کشمکش‌ها شد و بالاخره به ایشان اختیارات داده شد در صورتی که آن روز خیلى جوان‌تر از امروز بود و بنیه کارشان هم خیلى بیشتر بود فقط براى اصلاح کار وزارت دارایى اختیار داده شد و تقاضاى ایشان بیشتر از آن هم نبود و سه ماه هم اختیار خواستند و در جریان عمل به علت حالت مزاجى ایشان حالت روحى ایشان حالت مملکت هرج و مرج بود اوضاع مالیه اگر خراب‌تر نشد بهتر نشد کردند و رفتند من آن موقع این را دیدم مجلس ایران در این مدت کوتاه عمر من رضاخانى را دیده است روز اولى که آنجا توى مجلس وزیر جنگ بود بعد شد رئیس‌الوزرا در سایه ضعف روحى وکلا یواش یواش شد پادشاه مملکت کم کم شد دیکتاتور مملکت من آدم بى‌انصافى در زندگى سیاسى خودم نیستم رضاشاه نیز بد نبود می‌خواست یک کارهایى بکند اوضاع دنیا و محیط ....

نایب رئیس - جناب آقاى حائرى‌زاده نسبت به فوریت بفرمایید.

حائرى‌زاده - بلى این ادله‌اى است باید ذکر کنم به واسطه اوضاع در مملکت رسید به یک پرتگاهى که در شهریور بیست گرفتار شد همیشه وقتى قواى مملکتى تمرکز پیدا کرد در شخص واحد ایجاد خطر می‌کند و سیاست اجنبى همیشه سعى مى‌کند که کار را از دست مردم بگیرد، تمرکز بدهد در یک شخص تا با او بهتر بتواند حل کند و با تهدید با تطمیع با فشار با محاصره کردن و عوض کردن فکر آن شخص که مرکز قدرت بوده است کار خودش را انجام بدهد در مملکت ما این اشخاص که آمده‌اند و امروز مردم از آنها به بدى یاد مى‌کنند امثال وثوق‌الدوله این اشخاص در روز اول از خدمتگزاران مملکت بوده‌اند شما به مجلس اول و دوم مراجعه کنید مى‌بینید خدماتى را که وثوق‌الدوله به مشروطیت ایران کرده است خیلى است بودجه را او تشکیل داده اصول تمرکز کارها را در مجلس و کمیسیون مالى

+++

 او اقدام کرده خیلى زحمت کشیده بعد در یک موقع دیگرى انگلستان خیلى قدرت داشته و مملکت ما خیلى آشوب بوده او خیال کرده است که بیاید یک قراردادى با آنها ببندد و کارش را راه بیاندازد و بعد هم این دست و آن دست بکند مجلس هم تشکیل نشود تا فرصتى برسد و شر این قرارداد از ایران برداشته بشود و این عمل او با سوء‌‌نیت نبوده ولى همه مردم ایران و احرار آن روز قیام کردند علیه او و هنوز هم از او به بدى یاد می‌کنند او آدم بدى نبوده این فاحشه‌هایى که شما در بعضى از نقاط مى‌بینید اولش همه دخترهاى خوب و عفیف بوده‌اند روزگار کم کم این اشخاص را به فحشا رسانیده است حالا شما اگر اختیارات مملکت را یک جا تمرکز بدهید فشارهاى سیاست خارجى او را به طرف بد مى‌کشند در 5 ماه پیش جناب دکتر مصدق اینجا تشریف آوردند یعنى خودشان که تشریف نمى‌آورند که ما زیارت‌شان بکنیم نمایندگان‌شان اینجا تشریف آوردند و تقاضاى اختیارات کردند من آن روز هم عرض کردم یک جمله فرمایش ایشان صحیح است که چون مجلس شوراى ملى مجلس خوبى نیست و یک برنامه منظمى براى کارها نیست کارها در مجلس طول می‌کشد این عیب قانونگذارى نیست باید بیشتر طول بکشد تا مردم درست به حسن و قبح قانونى که باید فردا اجرا بشود بفهمند این عیبش نیست و براى سرعت عمل مشکل است من عرض کردم که سابقه داریم به کمیسیون دادگسترى اختیار داده مى‌شد و کمیسیون دادگسترى با مشورت وزیر وقت لوایحى را که لازم مى‌دانست و خیلى مفصل بود و گذراندن آن در مجلس اشکال پیدا مى‌کرد تصویب می‌کرد و می‌گذشت و به موقع اجرا گذاشته مى‌شد من در 6 ماه پیش پشت همین تریبون به آقاى دکتر عرض کردم که اگر اختیارات می‌خواهید با مشورت مجلس این کار را انجام بدهید و راجع به هر موضوعى در کمیسیون مربوطه این مسئله را حلاجى بکنید و اطراف آن را مطالعه بفرمایید تا ما گرفتار بدبختى این مردم بیچاره نشویم آن روز کسى به عرض من توجهى نکرد و معایبش در این 6 ماه ظاهر شد که ایشان با چهار مأمور یا فلان وزارتخانه روى مصالح خودشان یک چیزهایى را به صورت قانون نوشتند دادند به ایشان و ایشان هم امضا کردند بعد از یکى دو ماه سر و صدا پیدا شد آمدند لغوش کردند در صورتی که در قانون اختیارات اجازه این که قانون بگذرانند و بعد لغو کنند داده نشده بود ایشان از روح اختیارات استفاده کردند و قوانینى را که وضع کرده بودند معایبش در ضمن عمل برخوردند مجبور شدند عوض کنند بدیهى است 4 نفر مأمور مالیه تمام فکرش این است که پول را چه جور وصول کند قانونى مى‌نویسند به امضاى ایشان مى‌رسانند می‌گویند خوب اگر فلان تاجر را از بین بردیم اسباب خانه‌اش را حراج کردیم او مجبور مى‌شود که پول مالیات خودش را بدهد ولى دیگر فکر نمى‌کنند وقتى این تاجر بى‌پا شد دیگر کسب و کار نمی‌کند و یک جماعت دیگر گرسنه مى‌مانند باید قضیه مطالعه بشود نمایندگان دولت براى تهیه این طرح‌ها باید بیایند در کمیسیون‌هاى مربوطه مجلس کمیسیون دارایى کمیسیون دادگسترى سایر کمیسیون‌ها لوایح را آنجا بگذرانند اختیار بدهید به دولت که با تصویب کمیسیون‌هاى مربوطه قوانین را عمل کنند این کار از نظر عادى به رئیس دولتى که طرف اعتمادشان باشد مانع و محظورى در مملکت ما به عقیده من ندارد ولى تمرکز دادن اختیارات براى یک شخص واحدى هر چند فرشته باشد صد در صد مضر براى مملکت است و خطرناک است علاوه بر اینها صحبت‌هایى که خدا کند دروغ باشد به گوش من می‌خورد که من را ظنین کرده است و آن اعتمادى را که بیشتر به ایشان داشتم امروز ندارم من امیدوار هستم که دروغ باشد و من مطمئنم که خود ایشان در این جریان نیستند ولى دستگاه یک دستگاهى است یک چیزهاى بدى از تویش در بیاید و ما را به یکى از این دو بلوک تسلیم بکنند در صورتى که صلاح با بی‌طرفى کامل است تمایل به هر طرف براى ایران خطر دارد. مکرر با ایشان صحبت کردیم که ایران باید بی‌طرفى خودش را حفظ کند به هر طرف که تمایل نشان بدهیم براى ما خطر دارد یکى دو کاغذى است که چاپ کرده‌اند و به وسیله نامه براى من فرستاده‌اند من ضامن صحت و سقمش نیستم ولى نمره دارد تاریخ دارد اشخاص مسئولش معرفى شده است و من با اجازه آقایان این را می‌خوانم بعد آقایان هر تصمیمى که می‌خواهید بگیرید بنویسید ممالک متحده آمریکا وزارت کشور 20 اکتبر 1952 اداره معادن واشنگتن نمره فلان آقاى مهندس عباس زاهدى خیابان زمرد خیابان پهلوى، تهران ایران از پیام محبت‌آمیزى که توسط آقاى سنایى براى من فرستادید متشکرم قسمتى را که در طرح قانونى جدید معادن به عهده شما گذاشته شده با کمال‏ علاقه خواندم و ترجمه طرح قانونى پیشنهادى شما را نیز که براى ما فرستاده بودید از نظر گذراندم طرح قانونى پیشنهادى شما بى‌اندازه باعث یأس و نومیدى من شد. در تابستان امسال من نظریات خودمان را نسبت به قانونى که بایستى براى معادن ایران تدوین شود در دسترس سفارت خودمان در تهران گذاشتیم و اطلاع دارم که این نظریات توسط سفارت ما در دسترس شما گذاشته شده است. مهمترین توصیه ما در طرح قانون فعلى شما منعکس نیست نقص عمده طرح قانونى شما این است که در آن از سرمایه و اطلاعات خارجى جهت اکتشاف و بهره‌بردارى از منابع معدنى شما ذکرى به عمل نیامده ما از صمیم قلب علاقه‌مندیم که ببینیم کشور شما با حداکثر استفاده از منابع معدنى خود راه ترقى و تعالى بپیماید و من یقین دارم که حصول به این هدف جز با سرمایه خارجى غیرممکن است مخصوصاً اکنون که در نتیجه بحران نفت کشور ما بروز فقر و بدبختى افتاده است بنابراین من از شما مى‌خواهم که نسبت به این مورد به خصوص در طرح قانون معادن تجدیدنظر کرده و به سرمایه‌هاى خارجى امکان بدهید که در چنین مورد مهمى که دولت نه سرمایه و نه اطلاعات آن را دارد به شما کمک کند.

سرمایه‌هاى آمریکایى به ملل متعدد دیگر نیز کمک می‌کند که با اکتشاف و بهره‌بردارى از منابع معدنى هم وضع اقتصادى خود را بهبود بخشیده و هم منافع آن عاید صاحبان سرمایه‌هاى مربوطه بشود این طرح قانون معادن که شما براى ما ارسال داشته‌اید فقط شامل کلیات و اصول است و طرح تنظیم آیین‌نامه و جزییات را به وزارت اقتصاد ملى واگذار مى‌نماید. در تنظیم آیین‌نامه‌هاى جدید به نظر من آنجا که قانون شما به دولت اجازه می‌دهد پروانه اکتشافى را به اشخاصى بدهند که بخواهند در املاک خصوصى اکتشاف و استخراج نمایند به اصول و حقوق مالکیت خصوصى در ممالک آزاد لطمه وارد مى‌سازد. من معتقدم که بایستى مالکین فعلى اراضى مسئولیت کامل داشته باشند و دولت نباید بدون پرداخت خسارت عادله قادربه سلب مالکیت و غصب نفت گاز طبیعى و قیر باشد بهتر است بعضى از مواد معدن غیرفلزى را از طبقه دوم به طبقه اول ببرید که احتیاج به پروانه اکتشاف و استخراج نداشته باشد. ماده 19 بایستى با منع کردن کارمندان اداره معادن از داشتن تماس با کارگران معادن قبل از انقضاى مدت دو سال خدمت دولتى تشدید گردد. در پاسخ سؤالات اختصاصى شما درباره این که آیا دولت بایستى عوارض اکتشاف دریافت کند یا نه. به عقیده ما این عایدى بایستى براى دولت خیلى ناچیز باشد تا مانع جلوگیرى و مضر به حال عملیات اکتشافى نباشد. من مطمئنم که تاکنون شما آقاى دوایت لمون را که به عنوان مشاور اصل چهار در رشته معادن به ایران آمده است ملاقات کرده‌اید و یا قریباً او را ملاقات خواهید کرد هر گونه مساعدت که بعداً شما احتیاج داشته باشید او در حق شما خواهد کرد. در ضمن ما توفیق شما را خواستار بوده و بهترین سلام خود را جهت شما ارسال می‌داریم دوست صمیمى شما امضا اى. دبلیو. بلیو. بلیو (خنده حضار) اجازه بدهید متمم دارد همین شخص محترم جواب مى‌دهد جوابش را هم اجازه بدهید که بخوانم تا وضع تشکیلات قانون تهیه کردن و به امضاى جناب نخست‌وزیر رساندن را مطلع شوید بنده غرضى ندارم.

(نایب رئیس - آقاى حائرى‌زاده اینها مربوط به فوریت نیست) اینها ادله‌ای است که دارم عرض می‌کنم این آقا مى‌نویسد:

آقاى عزیز از نامه محبت‌آمیز جنابعالى و به خصوص از اظهار علاقه و توجه مخصوصى که با ذکر ایرادات و انتقادات نسبت به طرح قانون معادن فرموده‌اید کمال تشکر و امتنان را دارم اینجانب همان طور که در مدت اقامت در امریکا از راهنمایى‌ها و کمک‌هاى سرکار و اداره معادن بهره‌مند شده و استفاده نمودم امیدوارم بتوانم از راهنمایى‌هاى شما براى اصلاح معادن خودمان استفاده کامل و از محبت‌هاى شما برخوردار گردم. ایرادات و انتقادات سرکار نسبت به مواد طرح قانون معادن کاملاً به جا و صحیح مى‌باشد و در کمیسیون‌هایى که به منظور تکمیل و اصلاح طرح لایحه قانون معادن تشکیل شده بود و تا چند روز قبل نیز ادامه داشت آنها را متذکر شده و براى گنجاندن آنها در طرح تهیه شده کوشش فراوان نمودم و تا اندازه‌اى موفقیت حاصل نمودم لازم مى‌دانم تذکر دهم در طرحى که شما ملاحظه فرموده‌اید اولاً ذکرى از استفاده و یا عدم‌استفاده از سرمایه خارجى به میان نیامده و بنابراین از این حیث نگرانى وجود ندارد اما این نامه‌اى که چندى قبل ملاحظه فرمودید و توسط نماینده سفارتخانه شما تذکر داده شده که منظور آیین‌نامه مى‌باشد با تصویب شدن طرح فعلى مسلماً آیین‌نامه اکتشاف و استخراج تغییر خواهد کرد.

ثانیاً به واسطه عللى که توسط آقاى دوایت لمون شرح داده شده ذکر ماده مربوطه را ناچار بودم شاید در موقع تصویب آیین‌نامه جدید مانع مرتفع شده باشد در ماده 19 که در طرح جدید ماده 24 مى‌باشد با گذراندن (تا دو سال بعد از خدمت) تذکر سرکار تأمین گردیده است.

اما این که مرقوم فرموده‌اید براى قسمتى از مواد معدنى غیرفلزى طبقه دوم پروانه اکتشاف یا پروانه استخراج لازم نمى‌باشد خواهشمندم اگر وقت فرمودید نسبت به نکات زیر اینجانب را روشن فرمایید خیلى متشکر خواهم بود.

اولاً - صحیح است که بعضى از مواد معدنى غیرفلزى طبقه دوم (از نظر اهمیت اکتشاف و استخراج) شبیه به مواد معدنى طبقه اول هستند ولى منظور کار کدام معادن مى‌باشد خواهشمندم به طور دقیق معین فرمایید.

ثانیاً - همان طور که جنابعالى ملاحظه فرموده‌اید بعداً باید به تنظیم آیین‌نامه‌هاى مربوط از قبیل اکتشاف استخراج بهداشت. نظارت و عملیات احتیاطى در معادن و غیره پرداخت خیلى متشکر می‌شوم اگر نظریاتى نسبت به ذکر بعضى نکات در

+++

‌آیین‌نامه‌هاى مربوطه دارید این جانب را مطلع فرمایید از زحمات و کمک‌هاى آقاى نهایى کمال تشکر حاصل مى‌باشد از کمک‌هاى آقاى دوایت لمون متخصص معدن نیز کمال تشکر را دارد. آقاى نهایى کمال مساعدت و همراهى را در حق این جانب با دادن اندرزها و راهنمایی‌ها به جا آورده‌اند.

با تقدیم احترامات فائقه - مهندس عباس زاهدى‏

وقتى دستگاه قانونگذارى رفت توى اطاق‌هاى مخفى و اجازه قانونگذارى به شخص واحد داده شد ممکن است در اطاق‌هاى مخفى یک چیزهاى خیلى بدتر از اینها پیدا بشود حالا این چیز مهمى نبود یک مشورتى کرده شاگردى از استاد که چه جور این قانون را تهیه کند اینها معایب و مضار فوریت این قانونگذارى ما است و در این مملکت ما همیشه امتحان کرده‌ایم که خارجی‌ها هر وقت خواستند یک کارى را از ما بگیرند همین بازی‌ها بود همین تلگرافات سیل‌آسا رسیده یا براى جمهوریت قلابى اول قبل از سلطنت شاه سابق یا براى سلطنت شاه سابق یا براى مجلس مؤسسان این مجله‌ها و این و طومارها و تلگرافات یک شاهى نمى‌ارزد باید عقلاى قوم بنشینند و مصلحت مردم را تعیین کنند مردمى که به ما اعتماد کردند براى این است که ما بنشینیم با کمال صراحت بدون ترس و وحشت آنچه را مى‌فهمیم و تشخیص می‌دهیم مصالح جامعه را بگوییم خدا شاهد است که من در این دوره اصرارى براى نمایندگى نداشتم آقاى دکتر مصدق که از امریکا برگشتند من خدمت ایشان اولین جلسه‌اى که رسیدم عرض کردم که مجلس بعد ما یک مجلس حزبى یک مجلسى که اکثریت تحولى داشته باشد من پیش‌بینى نمی‌کنم من پنج دوره که در مجلس بودم چه در دوره شاه سابق دوره قلدرى‌ها چه دوره‌هاى بعد شانس من این بوده که همیشه در صف اقلیت واقع بشوم من حتى‌الامکان سعى می‌کنم که سوء‌ظنى نباشم مثل جناب آقاى دکتر مصدق که خیلى سوء‌ظنى است من سوء‌ظنى نیستم و عمل مسلم را حمل بر صحت می‌کنم اگر عاقد قرارداد آن کسی که قرارداد 1933 را در مجلس امضا کرده است چون خواهر‌زاده ایشان است رئیس نفت مى‌شود من اعتراضى نمی‌کنم چون لابد مصلحت دانسته‌اند یا اگر برادرزاده ایشان که این جنایات چند ساله که فریاد من و ایشان این همه بلند بود کسى که کاشانى را گرفت و تبعید کرد و چنان جنایتى کرد او را رئیس تمام مرزهاى ایران بکنند مى‌گویم شاید در فشار فامیلى واقع شده‌اند من اعتراضى نمی‌کنم ولى یک مسائلى است که مسائل اصولى است مسائل حساسى است براى مملکت من پاى مرگ هم باشد قبول نمی‌کنم و از این تریبون استفاده می‌کنم و بیش از این حالا وقت‌تان را تضییع نمی‌کنم یک مشت مجله و تلگراف‌ها رسیده بود که مردم تهران تقاضا کرده بودند که آقاى مکى که مخالفت با این اختیارات کرده است و با استعفاى خودش کمک کرده است به ملت ایران تقاضا کرده‌اند که او را برگردانیم به مجلس پنج شش تا هفت هشت تا هست که از قسمت‌هاى مختلف براى برگشتن آقاى مکى داده بودند من فرستادم به دفتر که به عرض آقایان برسانند که احساسات مردم این جور است (خلخالى - شما که فرمودید این تلگرافات و طومارها ارزش ندارد) که آقاى مکى که عصبانى شدند از این اختیارات بى‌موقعى که آمد به مجلس و استعفا کردند به این وسیله به او ابراز علاقه می‌کنند و آقایان ملاحظه فرمودید که همه براى او کف زدند بیشتر عرضى ندارم.

نایب رئیس - آقاى دکتر فلسفى موافقید؟ بفرمایید

دکتر فلسفى - بنده اولاً می‌خواهم عرض کنم ما یک گذشته‌اى داریم یعنى قبل از آمدن دولت آقاى دکتر مصدق.

اگر از شهریور بیست تا حالا را در نظر بگیریم و دولت‌هایى که روى کار آمده‌اند خوب مورد مطالعه و مداقه قرار بدهیم از چند شکل خارج نبوده‌اند اگر چه این حقیقت تلخ است ولى بنده عرض می‌کنم براى این که مى‌خواهم به یک نتیجه صحیح برسیم یک عده زمامدارانى بودند که واقعاً مردمانى بودند که عاجز بودند در مقابل سیاست خارجى و نمى‌توانستند از حقوق ملت ایران دفاع بکنند و احیاناً یا به اضطرار یا به ناچار مدافع منافع آنها بوده‌اند یک عده زمامدارانى بوده‌اند که مصالح ملت ایران را از نظر منافع خودشان عمل می‌کردند معتقد به مصالح ملت ایران نبودند یک عده‌اى هم آنهایى بودند که بى‌اطلاع بودند و بى‌بصیرت بودند مفید و مؤثر براى ملت ایران نبودند به طور کلى از این شقوق خارج نبودند از شهریور بیست تا حالا را اگر درست تحت مداقه قرار بدهیم اوضاع مملکت ما خوب نبوده همه طور مصائب و گرفتاری‌ها و بدبختى‌ها را تحمل کرده‌ایم (شمس قنات‌آبادى - آقاى دکتر فلسفى آقاى قوام‌السلطنه جزو کدام یک از این سه دسته بوده آن را هم بفرمایید) اجازه بفرمایید اوضاع مملکت هم خوب نبود اوضاع متزلزل بود ناامنى بود و وضع ملت ایران هم خوب نبود این مشکلات و مصائب و آلام اصلاً دولت جناب آقاى دکتر مصدق را به وجود آورد ملت ایران هم چه در این دوره و چه آن دوره همه به او اعتماد داشته‌اند نمایندگان هم همیشه به ایشان رأى اعتماد داده‌اند هر وقت هم هر نماینده‌اى آمد اینجا هر مطلبى خواست بگوید اظهار مطلبى می‌کند اول نسبت به او ابراز اعتماد کرد و ما هم دیروز به ایشان بالاتفاق رأى اعتماد دادیم اما راجع به اختیارات ما بایستى بگوییم چرا به این دولت اختیارات مى‌دهیم و چرا او اختیارات می‌خواهد یکى این که می‌گوید اگر به من اختیار بدهید من بهتر تقویت مى‌شوم از نظر مذاکره با خارجى‌ها و از نظر حفظ مصالح ایران تقویت شده‌ام و از نظر خارجى‌ها این یک مطلب صحیحى است در این مذاکراتى که داریم و دفاع از حقوق ایران یکى از نظر مسائل داخلى می‌گوید خیلى از قوانین است که در این مملکت بایستى تغییر بکند و با اوضاع حاضر مناسب نیست و تنها راهش این است که به من اختیار بدهید که این قوانین را اصلاح بکنم چون اصلاح آنها از طریق مجلس خیلى طول می‌کشد این هم یک دلیل او است و صحیح هم هست اما استنباط خودمان فعلاً و در حال تنها کسى که مى‌تواند از حقوق ایران دفاع بکند در مقابل خارجی‌ها منحصر به دکتر مصدق است (صحیح است) و تنها کسى که بتواند ملت ایران را مملکت ایران را از این صورت در بیاورد باز هم شخص دکتر مصدق است و دیگر کسى نیست این استنباط شخصى من است و من به این استنباط شخص خودم مؤمن و معتقدم به علاوه آقاى دکتر مصدق می‌گوید چون بعضی‌ها می‌گویند خیال دیکتاتورى دارم می‌گوید شما که مجلس شوراى ملى هستید مقدرات مملکت دست شما است من که رئیس دولت هستم با وضع حاضر با اوضاع و احوال فعلى ادامه خدمتگزارى من از این طریق میسرتر و آسان‌تر و بهتر است از آن طریق مشکل است شما که مجلس شوراى ملى هستید اگر اختیار دادید می‌مانم اگر اختیار ندادید آن وقت فکر می‌کنم مى‌بینم مى‌توانم بمانم می‌مانم اگر نه مى‌روم بنابراین به عقیده من منتهاى دموکراسى است که بیایند از مرکز قانونگذارى اجازه بخواهند و بگویند اگر این اجازه را به من مى‌دهید بدهید نمی‌دهید ندهید به عقیده بنده یک چیز تازه‌اى هم نیست این اختیاراتى است که قبلاً هم ما به آقاى دکتر مصدق دادیم اوضاع و احوال هم هنوز به همان شکل سابق باقى است و یک کسى است که مورد اعتماد ملت ایران است و مطمئناً هم او سعى دارد که به ملت ایران خدمت کند نه خیانت این براى همه ملت ایران اعتقاد و اطمینان است و هیچ اشکالى هم ندارد.

نایب رئیس - اعلام رأى به فوریت اول مى‌شود صبر مى‌کنیم آقایان از بیرون تشریف بیاورند (با ورود چند نفر عده براى رأى کافى شد) آقایانى که موافقند با فوریت اول قیام فرمایند (اکثر برخاستند) تصویب شد فوریت دوم مطرح است آقاى دکتر شایگان موافقید (دکتر شایگان - بله موافقم) آقاى شمس قنات‌آبادى موافقید یا مخالف؟ (قنات‌آبادى - بنده مخالفم) بفرمایید ولى توجه بفرمایید که یک ربع بیشتر براى صحبت طبق آیین‌نامه وقت ندارید.

قنات‌آبادى - اگر اجازه مى‌فرمایید اصلاً صحبت نمی‌کنم.

نایب رئیس - خیر خواستم آیین‌نامه را متذکر بشوم که بعداً تکرار نشود حالا بفرمایید.

قنات‌آبادى - بنده اگر این چند روزه فرصتى پیدا مى‌کردم و از پشت این تریبون با مردم سخن می‌گفتم البته الساعه به عنوان مخالف با فوریت صحبتى نمی‌کردم اما چون لازم بود اینجا من یک مطالبى بگویم و یک حقایقى را عرض کنم این بود که با این عنوان آمدم و مى‌خواهم صحبت کنم مطالبى که راجع به طرح پیشنهادى ما به مجلس شوراى ملى براى حفظ مشروطیت بایستى گفته شود از طرف جناب آقاى دکتر مظفر بقایى بیان شد اما یک نکته‌اى را من می‌خواهم اینجا به آقایان نمایندگان محترم و ملت ایران بگویم و توجه آن‌ها را جلب بکنم.

در تمام ممالک دموکراسى در تمام مکان‌هایى که حکومت مردم بر مردم مستقر است و احزاب ایجاد حکومت می‌کنند و حکومت را به دست مى‌گیرند بین یک حزب و یک دسته یک جناح افراطى و تندرو هم وجود دارد در امریکا در انگلیس در فرانسه در سایر ممالکى که ادعاى آزادى دارند وقتى یک حزبى حکومتى به دست بیاورد یک عده از افراد همان حزب چه در داخل پارلمان چه در خارج پارلمان آنها جناح افراطى یا تندرو حزب هستند مثلاً اکثریت حزب تصمیمش این است که صنایع را ملى نکند آن جناح افراطى و تندروى آن حزب معتقدند که باید صنایع ملى شود و عقیده‌شان را هم ایراد می‌کنند و عقیده‌شان را هم اظهار می‌کنند و در هیچ کشور دموکراسى رسم نیست وقتى یک حزب و یک دسته اى حکومت به دست آورد جناح افراطى و تندرو آن حزب و دسته اگر انتقاد یا اظهار عقیده‌اى بکند آن را متهمش بکنند من معتقدم که از روز اولى که نهضت مقدس ملى ایران پایه‌گذارى شده از آن روزی که بنا شد ملت ایران با دست نشاندگى اجنبى مبارزه کند و قیام ملت ایران به صورت مبازره با هژیر شروع شد من از پشت این میله‌هاى بهارستان مبارزه کرده‌ام وجب به وجب قدم به قدم سنگر به سنگر و تمام مشقات و صدمات و بلیات را در این راه به سهم خودم به مقدار قدرت خودم به مقدار استطاعت خودم بر خودم هموار کرده‌ام الساعه هم در مقابل آن خدایى که فارغ از این حب و بغض‌ها است آن خدایى که اعماق دل ما را مطالعه می‌کند در مقابل او با کمال افتخار و سربلندى سرم بالا است و معترفم تاکنون یک ذره و خردلى در راه مصلحت مملکت و ملت فروگذار نکردم آینده هم روشن خواهد کرد که شمس قنات‌آبادى به ملت و به نهضت ملى ایران وفادار هست یا نیست؟

این مطلب را آینده نشان می‌دهد من

+++

‌دستم آلوده نشده است جناب آقاى دکتر فلسفى که به قوام‌السلطنه رأى بدهم من از وقتى که افتخار نمایندگى پیدا کردم و پایم را در پارلمان گذاشتم به کسى رأى دادم که ملت خواسته و از نظر من هم تقدیم آن طرح ابداً ابداً نه بویى از تضعیف نه تخریب داشته و نه کمک به بیگانه بوده است به دلیل این که خیلى عادى و ساده این فکر پیش آمد که اگر قانون انتخابات امضا بشود حد نصاب کم می‌شود بالنتیجه مجلس فلج مى‌شود سه چهار مرتبه هم این مطلب در فراکسیون و در خارج از فراکسیون صحبت شد و اگر این طور مى‌شد حتماً حد نصاب کم مى‌شد به ما هم خبر رسمى داده نشد که همچو مطلبى نمى‌شود این مطلب درست مى‌شود این مطلب اشکالش رفع مى‌شود لذا ما که در پشت این تریبون چون به قرآن عقیده داریم معتقد هستیم سوگند یاد کرده‌ایم براى حفظ مشروطیت این عمل را براى حفظ مشروطیت کردیم عرض کردم که آینده نشان خواهد داد که اگر اجنبى بخواهد بر علیه ملت ما توطئه بکند چه شخص بیشتر فداکارى و از خودگذشتگى خواهد کرد و این که جناب آقاى نخست‌وزیر در فرمایش‌هاى حکیمانه‌شان فرموده بودند که چه شده است که بعضى از آن کسانى که دست‌شان به خون شهداى سى‌ام تیر آلوده بوده پاى این طرح را امضا کردند من از این مطلب تعجب کردم اگر این مطلب باشد خیلى از کسانى که دست‌شان به خون شهداى سى‌ام تیر آلوده بوده به ایشان رأى دادند و مى‌دهند و خواهند داد اگر یک کسى کار خوبى می‌کند که نباید بگویند که تو براى کار بدى که کرده‌اى پس چرا حالا کار خوبى می‌کنى ما هم بیاییم بگوییم آقایان شما حق ندارید آن عده‌اى که به قوام‌السلطنه رأى دادند به دکتر مصدق رأى بدهند چون دست این عده مثلاً به خون شهداى سى‌ام تیر آلوده است این است آن مطلبى که قابل قبول نیست و اما اگر نظر مبارک آقایان باشد در گذشته یعنى در آن روزى که اختیارات شش ماهه مطرح بود به شهادت صورت جلسات بنده یکى از مدافعین سر سخت اختیارات شش ماهه بودم حتى در پشت این تریبون هم عرض کردم که آقایان یک (واو) هم به این اختیارات اضافه نکنید این عقیده آن روز بنده بود چرا این طور فکر می‌کردم؟ براى چه؟ براى این که من فکر می‌کردم که جناب آقاى دکتر مصدق در این مدت اختیارات با کمال فراغت مى‌روند روى مطالبى که از نظر مملکت اهم است من چون همیشه سر و کارم با قاطبه مردم گرسنه و برهنه این مملکت است من همه‌اش نشسته‌ام که ببینم براى گرسنه‌هاى مملکت کى فکر مى‌شود بنده قبول دارم باید رفورم بشود اما باید رفورم از دزدهاى بزرگ شروع بشود باید آنها بیرون ریخته شوند باید آنها به دار زده شوند یعنى آن کسانى که باعث بدبختى و بیچارگى این مملکت مى‌شوند آفتابه دزد را که دیروز هم پدرش را در مى‌آوردند آفتابه دزد را که در زمان کابینه‌هاى گذشته هم بیچاره‌اش می‌کردند چون من مى‌ترسم آقایان نمایندگان محترم اگر به حال طبقه گرسنه و بدبخت و محروم این مملکت فکرى نشود این مملکت در آغوش کمونیستى فرو برود و کمونیستى ایران عزیز و مسلمانان ما را ببلعد من از این مى‌ترسم دلیلش هم این است که عرض کردم بارها در پشت این تریبون این دستگاه، دستگاه را عرض می‌کنم هیئت محترم دولت را عرض نمی‌کنم این دستگاه همان دستگاه گذشته است و همیشه به کسانى کمک مى‌کند که آنها دارند تیشه به ریشه و هستى این مملکت مى‌زنند جناب آقاى کاظمى جریان دیروز دخانیات را به عرض محترم‌تان رسانیده‌اند؟ به شما عرض نکرده‌اند که کمونیست‌ها باز ریخته‌اند و یک عده زیادى از کارگران ملى را زده‌اند؟ همان‌هایى که رفته بودند در صندوق تعاون و یک کسى را پرت کرده بودند و کشته بودند و بعد از چهار روز آنها را این دستگاه ول کرد دو مرتبه دیروز در کارخانه دخانیات و کارگران ملى آنهایى که مى‌خواهند به وطن‌شان وفادار باشند با چوب و با قیچى و با چماق قطعه قطعه و مضروب و مجروح کرده‌اند آقا ما از این چیزها مى‌ترسیم این‌ها را مى‌بینیم مى‌آییم پشت این تریبون تذکر مى‌دهیم این تذکر دوستى است پدران ما گفته‌اند که دوست آن کسى است که حقایق را بدون پیرایه بگوید اگر من بیایم بگویم جناب آقاى دکتر مصدق خاطر مبارک آسوده باشد در این مملکت ناامنى نیست فقر نیست فرهنگ خوب است مردم از بهداشت برخوردارند همه چیز ما خوب است با این ترتیب من که دشمن دکتر مصدقم وقتى من دوست و علاقه‌مند و عاشق دکتر مصدق هستم که بیایم بگویم که آقا فکر طبقات محروم را بکنید نگذارید دسته دسته دشمنان دین و ملیت و مملکت و همه چیز این طبقه محروم و رنج کشیده ما را ببرند طرف خودشان گفتن این انتقادات اگر بیاییم این جا بگوییم که آقاى من دولتى که ایده‌آل و آرزوى ما است باید طبقه محکومه گذشته را و عناصر سرشناس آن را از کار بر کنار بکند این که دشمنى نیست اگر بنده عرض کردم آقا آنهایى که دست‌شان به خون شهداى سى تیر رنگى بود بد کردند این طرح را امضاء کردند من از آقایان مى‌پرسم سرتیپ محوى فرمانده تیپ کرمانشاه کجا است که تا حلقومش در خون شهداى سى تیر آلوده است این را برداشتید فرمانده لشکرى کردید این کسى که الان فرماندار حکومت‏ نظامى پایتخت است بروید از اهالى مازندران بپرسید افشار طوس چه صیغه‌اى است اینها که اسمش دشمنى نیست اینها که دوستى است اگر کسى با کمال صراحت نقاط ضعیف و کارهاى اشتباه را بیان کند این را که دشمنى نمی‌گویند این را که مخالفت نمی‌گویند ما چون شرف داریم و به شرف دینمان سوگند یاد کرده‌ایم که با کمال صداقت و وفادارى نه از جهت خاصى نسبت به ملت وفادار باشیم واجب است بر ما که آنچه که مصلحت ملت به نظر برسد بگوییم‏ پس بنابراین اگر گفتن این حرف‌ها اگر بیان کردن این نکات و این انتقادات بد است ما دیگر نمی‌گوییم که چرا باید آقاى بیات مدیرعامل باشد ما نمی‌گوییم چرا سرتیپ دفترى مدیرعامل کل مرزبانى باشد ما دیگر نخواهیم گفت چرا سرتیپ محوى فرمانده لشکر اصفهان شده اگر اینها تعبیر به مخالفت بشود ماییم و کنج خانه سکوت دیگر عرضى ندارم.

نایب رئیس - آقاى دکتر شایگان‏

دکتر شایگان - بنده از بیانات جناب آقاى شمس قنات‌آبادى بسیار استفاده کردم ولى نتوانستم ارتباطش را با اختیارات بفهمم البته این انتقادى که کردند این انتقاد از دولت است ولو این که دولت اختیارات نداشته باشد (قنات‌آبادى - قربان اینها انتقاد نبود اینها بیان مطالبى بود که مى‌بینیم و شما می‌خواهید که ما گوسفند باشیم ما گوسفند نیستیم) الحمدالله گوسفند نیستید شما گرگ هستید (قنات‌آبادى - بنده طبق ماده 90 اجازه می‌خواهم) گوسفند آن است که مظلوم واقع می‌شود گرگ آن است که مظلوم واقع نمى‌شود به حضور آقایان عرض می‌کنم که ربطى این بیاناتى که فرمودند به موضوع اختیارات نداشت انتقاد بود از دولت که شاید بسیارى از انتقادات هم وارد باشد ولى جایش اینجا نبود البته بایستى تشریف بیاورند و بگویند که فلان کار دولت خوب نبود و دولت هم باید توجه بکند و رفع بکند اینجا مطالب مختلفه‌اى بیان شد یکى راجع به آن طرح سه فوریتى بود که هم در این جا گفته شد و هم در خارج که چطور شد بنده اینجا آمدم و گفتم خدمت آقایان که این تحصیل حاصل است و اشکالى ندارد ولى بعد که برخاستم و رفتم و این منافات داشته است با آن حرفى که زده‌ام بنده عرض می‌کنم که منافات نداشته براى این که ما مطلقاً و ابداً در این جریان وارد نبودیم عکس‌العمل فورى انسان این است که آیا موضوع این طرح خوب است براى مملکت یا بد ما دیدیم که موضوعش البته خوب است به دلیل این که هیچ یک از ما راضى نیستیم که پارلمان تعطیل بشود. بنابراین عرضى که بنده اینجا کردم عرضى بود موضوعى یعنى من با موضوع این مطلب که عبارت است از عدم تعطیل پارلمان موافقم و خیال مى‌کردم که به همین مطلب هم تمام می‌شود و دیگر با آن توضیحاتى که بنده دادم و وزیر کشور هم داد مطلب تمام شده است بعد که رفتم نشستم و تأمل کردم و فکر کردم که بنده این توضیح را دادم و آقاى وزیر کشور هم این توضیح را داده است و رفقاى من که رفیق خانه و گرمابه و گلستان من هستند یک چنین حرفى را به من نزده‌اند. چطور شده است که ما که در جبهه ملى با هم هستیم در فراکسیون نهضت ملى با هم هستیم معذالک راجع به این طرح به من حرفى نزدند براى من توهمى پیدا شد و یک عکس‌العملى حاصل شد مثل این که خداى نکرده این طور باشد که کاسه زیر نیم کاسه است از این جهت دیدم قبل از تصویب فوریتش باید بروم با رفقایم صحبت بکنم تا ببینم چه نظرى دارند و بعد اگر آن دوستان من را متقاعد کردند اگر رفقاى جبهه ملى را متقاعد کردند بیاییم به فوریتش رأى بدهیم بنابراین این که در ابتدا گفتم که تحصیل حاصل است و مخالف نیستم و این که بعد جلوگیرى کردم از این که سه فوریتش بگذرد هیچ مباینتى با هم ندارد بایستى با دیده دقت و بی‌غرضى نگاه کرده که ببینند مغایرت دارد یا خیر بیاناتى اینجا شد که سعى می‌کنند آقاى دکتر مصدق را با دیکتاتور مقایسه کنند تفاوت دیکتاتور با شخصى که ملتى او را می‌خواهد این است که دیکتاتور به واسطه جمع‌آورى قواى معینه‌اى مثل نظامى یا یک دسته‌بندی‌ها یا یک احزاب معینه‌اى بر سر کار بیاید و سایر مردم را تحت نفوذ قرار بدهد بنده چون میل ندارم از تاریخ صحبت بکنم و خوشم نمى‌آید همین قدر یادآورى می‌کنم تلگرافاتى که از ولایات می‌رسد که همین الان در غالب ولایات در در تلگرافخانه متحصن هستند (حاج سید جوادى - الان در تلگرافخانه قزوین متحصن هستند) همین طور که فرمودید الان در قزوین مردم متحصن هستند و همین طور در کرمانشاه و در شیراز و تلگرافى که الان حضور آقاى نایب رئیس دادم مال کجا بود؟ (نایب رئیس - از ساوه رسیده بود) بلى از ساوه مردم متحصن هستند آقا مردم غیر از آن امیر لشگرى است که از یک ناحیه‌اى تلگراف کند مقایسه این تلگرافات با تلگراف امیر لشگر قیاس مع‌الفارق است آن وقت امیر لشگر تلگراف می‌کرد که اگر چنین نکنید من مى‌آیم تهران مى‌گیرم این فرق دارد با این که مردم بگویند ما کسى را می‌خواهیم اشخاصى که خودشان را نماینده ملت می‌دانند حق ندارند مخالف اراده ملت اینجا حرفى بزنند اگر مردم چیزى را خواستند ما همه تبعیت از مردم می‌کنیم از آسمان که نیفتاده‌ایم ما همه تابع مردم هستیم این قیاس بنابراین قیاس مع‌الفارق است و هیچ نبایستى که این مطلب را تکرار بفرمایید. بعد یکى دو ایراد دیگر کردند که در نظر اولى ممکن است اشخاص را تحت تأثیر قرار بدهد و آن این است که قانون مى‌گذرانند و بعد از چند روز

+++

 به هم می‌زند این را علت گرفتند که نباید اختیار داده شود بنده این را علت مى‌دانم که باید اختیار داد. به دلیل این که شأن مجلس شوراى ملى نیست که قانونى را بگذراند و بعد از چند روز آن را تغییر بدهد (حائرى‌زاده - چرا؟) چرایش را بعد می‌گویم که چرا چرایش این است که مجلس شوراى ملى که قانون می‌گذراند باید با رعایت تمام اطراف و جوانب باشد حیثیت مجلس و حیثیت قانونگذارى این است که قانونى براى مدت مدیدى تغییر نکند ولى یک شخص می‌تواند بگوید که اشتباه کردم و هیچ لطمه‌اى وارد نیاید و اصلاً یکى از عللى که اختیارات می‌خواهد آقاى دکتر مصدق همین است که می‌گوید من یک قانونى می‌گذرانم بعد در عمل آن را به قضاوت افکار عمومى می‌گذارم مردم مى‌آیند در این باب بحث می‌کنند براى من که یک فردى هستم هیچ‏ اهانت نیست که بگویند این قسمت قانون بد بود این را عرض کنم علاوه بر این که این کار از جهت طول مدت براى مجلس میسر نیست که یک قانونى بگذراند بعد اصلاح کند بعد یک اصلاحى در اصلاح بکند این براى مجلس شوراى ملى موهن است که قانونى که امروز بگذراند فرد آن را عوض کند و حال این که براى یک فرد هیچ اشکالى ندارد بنابراین به نظر بنده این امر هم مؤید این است که اختیار دادن مفید است اصل مطلب را آن کسى که مخالف است فراموش می‌کند اصل مطلب براى این قضایایى نظیر قانونگذارى و چیزهاى دیگر است که مسائل فرعى و ثانوى است اگر یک مسئله مهمى که می‌خواهم عرض کنم نبود اصلاً آقاى دکتر مصدق درصدد کسب اختیارات بر نمى‌آمد و آن مطلب همان مطلبى است که دوره شانزدهم و نمایندگان آن دوره و دوره هفدهم همه و ملت ایران همه توجه‌شان به آن مطلب است و آن موضوع نفت است و سیاست خارجى مملکت (صحیح است) مطلب این است آنهایى که میل دارند اراده‌شان را بر ملت ایران تحمیل کنند آن خارجى‌هایى که میل دارند اراده‌شان را بر ملت ایران تحمیل کنند هیچ راهى ندارند (حائرى‌زاده - اختیارات را به شخص مى‌دهند که به وسیله او نظرشان را تحمیل کنند) عرض کنم بنده در بیانات بسیار زیبا و بلیغ و فصیح ایشان هیچ عرضى نکردم ولى ایشان هیچ تاب ندارند چه کنند تاب ندارند عرض کنم حضور آقایان مطلب این است که براى مقابله با آنها است که آقاى دکتر مصدق می‌خواهد اختیارات را بگیرد اینها استفاده کرده‌اند از این که به دوره اختیارات مصدق یک ماه دیگر بیشتر نمانده و این شخص رفتنى است بنابراین می‌گویند اصرارى نداشته باشید در این که این قضیه حل شود یا به نفع ایران حل بشود صبر کنید زمان این کار را خواهد کرد مصدق رفتنى است یک ماه دیگر بعد ما با جانشین او هر طورى که خواستیم عمل می‌کنیم این است که بنده در یکى از مصاحبه‌هاى مطبوعاتى این مطلب را عرض کردم و گفتم دلیل دارم دلیل را که نمى‌شود ایجاد کرد دلیل که مثل تلگراف‌هاى بى‌امضاى آقا نیست دلیلى است که امضا دارد که این عرضى که من اینجا می‌کنم عین حقیقت است یعنى خارجى‌ها از همین قضیه‌اى که بنده الان عرض کردم می‌خواهند استفاده بکنند اگر براى من میسر بود آن سند را ارائه می‌کردم حالا دنیا دراز است و ممکن است یک ماه دو ماه دیگر آن سند را ارائه بدهم که این عرضى را که بنده می‌کنم در واقع در حرفم صادق هستم که خارجى‌ها می‌خواهند استفاده کنند از این که این آقاى دکتر مصدق رفتنى است و اراده خودشان را بر ملت ایران تحمیل بکنند (اقبال - کسى تردید ندارد) اما یک مطالب دیگرى فرمودند که به نظر من بعضى از آن مطالب صحیح است و بدبختى ما هم همین است کسى گفت یک بچه‌اى دارد که همیشه راست می‌گوید این که خوب کمال مطلوب است گفت یکى هم دارم که همیشه دروغ می‌گوید گفت این هم تکلیفش معلوم است براى این که همیشه دروغ می‌گوید گفت یک بچه سومى هم هست که گاه راست و گاه دروغ مى‌گوید حال اشکال بنده هم سر همین است که بعضى فرمایشان آقایان بسیار صحیح است مثلاً مطلبى که راجع به یکى دو نفر از اشخاص گفتند این درست ولى ربطى به اختیارات ندارد هر نخست‌وزیرى می‌تواند این کار را بکند اختیارات هم نداشته باشد مى‌تواند این کار را بکند این حرف‌شان درست بود و خود ما هم مخالفت کردیم منتهى این است که این مخالفت به آن صورتى که باید بشود نشد و از طریقى این مطلب را به ایشان رساندیم ایشان هم گفتند اگر از طرف فراکسیون و اکثریت بیایند به من بگویند اشکالى ندارد من آن را تغییر خواهم داد (دکتر بقایى - فراکسیون هم گفت ولى قبول نکرد و فحش هم دادند) آقاى دکتر بقایى هم ملحق شدند به جناب آقاى حائرى‌زاده و اما حضورتان عرض کنم راجع به آقاى مکى راجع به ایشان هم آقاى حائرى‌زاده باز یک تعبیر عجیبى کردند که بله چون مکى مخالفت کرده است مردم دنبالش هستند والله بالله خلاف این است مکى را اگر می‌روند دنبالش براى این نیست که او پا شد و مخالفت کرد براى این است که می‌گویند یک چنین آدمى که سوابق خدمتى نسبت به ملت ایران دارد نباید به یک کار بى‌معنایى به یک جهت بی‌جایى و به یک چیزى که صرفاً یک عکس‌العمل غلطى بوده است مردم از وجود یک کسى که سوابق خدمتگزارى داشته محروم گردد ابداً براى این نیست که او را تشویق براى این کار بکنند و دلیلش هم این است که اگر انشاء‌الله ایشان آمدند در آن باب دوباره اصرار کردند معلوم مى‌شود که مردم آن را خواسته‌اند و اگر سکوت کردند که حرف بنده درست است و اما طومارهایى که باز می‌رسد و اینها هیچ کدام امضاى امیر لشگر پایش نیست همه از طرف ملت ایران است اینها را مى‌دهم خدمت جناب آقاى رئیس مجلس و یک عرض دیگر هم دارم یک مطلب دیگرى که اخیراً خیلى مد کرده‌اند و آن این است که این دکتر مصدق با یکى از این خارجی‌ها بسازد اگر دکتر مصدق مى‌خواست با یکى از این خارجی‌ها بسازد کار مدت‌ها بود که یکسره شده بود (صحیح است) تمام سعى‏ مصدق و تمام اهمیت مصدق و تمام محبوبیت مصدق این است که او با کسى جز با ملت ایران نمى‌خواهد بسازد (صحیح است) او محال است محال است که ذره‌اى از منافع ایران را در مقابل هیچ بیگانه‌اى بدهد (صحیح است) محال است آقا اگر این کار شدنى بود اگر او یک چنین آدمى نه مصدق مصدق بود و نه تا به حال وضع به این نحو بود که هست، تمام زحمت همین است تمام مصیبت هم همین است که مصدق حاضر نیست در مقابل هیچ خارجى سر تسلیم فرود بیاورد (صحیح است) چرا؟ براى این که تسلیم به خارجى با وجود دکتر مصدق متناقض است مصدق از آن جهت مصدق است که سنبل و علامت ملت ایران و استقلال ایران و آزادى ایران است آن روزى که ذره‌اى انحراف از این مطلب حاصل کند نه خودش باقى مى‌ماند و نه آن اشخاصى که اطرافش هستند دقیقه‌اى به او ابقا خواهند کرد (صحیح است) بنده به آقایان عرض می‌کنم که این مطلب ممکن است یک در هزار از این حیث باشد که خوف داشته باشند که ممکن است مصدق با خارجی‌ها بسازد آقایان هر عیبى براى مصدق بگیرید این عیب به او چسبندگى ندارد و مصدق سازنده با غیرایرانى و برخلاف مصلحت ایران نیست (صحیح است) یادداشتى است رسیده اجازه بدهید بنده می‌خواهم از حضور جناب آقاى قنات‌آبادى استدعا کنم که این لغزشى که از بنده پیش‌ آمد به مناسبت این که آدم تحت تأثیر واقع مى‌شود یک لفظى لفظ دیگرى را به یاد مى‌آورد گوسفند گرگ را به خاطر می‌آورد و از محضر ایشان معذرت مى‌خواهم (احسنت) معذرت مى‌خواهم این تأثیر الفاظ است که این طور پیش مى‌آید نظیر آن مجذوب کلمه و فلان بود.

خسرو قشقایى - آن را دیگر نفرمایید.

نایب رئیس - رأى می‌گیریم به فوریت دوم آقایانى که موافقند قیام فرمایند (اکثر برخاستند) تصویب شد طبع و توزیع خواهد شد و در جلسه دیگر مطرح می‌شود با اجازه آقایان ده دقیقه تنفس داده مى‌شود.

(چهل دقیقه قبل از ظهر جلسه به عنوان تنفس تعطیل و یک ربع قبل از ظهر مجدداً تشکیل گردید)

9- تقاضاى آقاى نریمان دایر به طرح یک فوریت طرح تقدیمى راجع به اعاده اختیارات دیوان محاسبات‏

نایب رئیس - آقاى نریمان‏

نریمان - بنده طرح یک فوریتى راجع به اعاده اختیارات دیوان محاسبات تقدیم کرده بودم چون فوریت دارد خواهش می‌کنم که قبل از طرح لایحه اتوبوسرانى نسبت به یک فوریت آن رأى گرفته شود.

نایب رئیس - اجازه بفرمایید در اول جلسه بعد مطرح شود.

10- سؤال آقاى کهبد راجع به صدور پروانه چاى و جواب آقایان وزیر اقتصاد ملى و معاون وزارت دادگسترى‏

نایب رئیس - سؤالات مطرح است آقاى کهبد

کهبد - بنده از جناب آقاى وزیر اقتصاد ملى سؤالى در مورد چاى کرده بودم که براى استحضار نمایندگان محترم متن آن سؤال را قرائت می‌کنم.

مقام محترم ریاست مجلس شوراى ملى‏

خواهش دارم به آقاى وزیر اقتصاد ملى ابلاغ فرمایید در مجلس شوراى ملى حاضر شده و پاسخ سؤال ذیل را بدهند.

1- طبق اطلاعى که به اینجانب رسیده وزارت اقتصاد ملى به یک نفر از بازرگانان در حدود چهار هزار صندوق پروانه ورود چاى خارجى داده است که در نتیجه مبلغ مهمى استفاده داشته است و همچنین مقدار زیادى پروانه ورود چاى خارجى به نام اشخاص صادر شده است آیا وزارت اقتصاد ملى با اطلاع از وضع و کمبود ارز کشور و حمایت از محصول داخلى لازم دانسته است چنین پروانه‌هایى که در سال 1331 صادر شده و توضیحات آقاى وزیر اقتصاد ملى در مجلس حقایق را روشن خواهد نمود.

2- طبق اعلام اتحادیه چایکاران سوء‌استفاده‌هایى در مورد چاى خارجى شده است آیا این اظهارات تا چه حد صحت دارد البته این سؤالى بود که بنده از دولت و از ناب آقاى وزیر اقتصاد ملى کرده بودم و خیلى خوشوقتم که ایشان تشریف آوردند و مخصوصاً جناب آقاى نخست‌وزیر دستور فرمودند که دقتى در این کار بشود و توضیحات لازم از طرف جناب آقاى وزیر اقتصاد ملى و یا جناب آقاى دکتر ملک‌اسمعیلى داده شود اکثر آقایان از وضع چاى ایران استحضار دارند (مهندس غروى - صحیح است) وضعیت چاى متأسفانه در این اواخر مورد سوء‌استفاده‌هایى قرار گرفته است

+++

‌ (مهندس غروى - البته منظور چاى خارجه است) و هیچ جاى تردید نیست و بر هیچ یک از آقایان پوشیده نیست بنده مى‌خواستم سؤال کنم که واقعاً ملت ایران گناهکار است که چاى در حدود کیلویى 12 تومان الى 18 تومان شاید قیمت داشته باشد از قرار کیلویى 50 تومان تا 60 تومان پول بدهند چرا؟ و از طرفى حمایتى که از چاى داخلى مى‌شود از چه قرار است یک عده اشخاصى آمده‌اند برخلاف مقررات یک مقدار چاى وارد کرده‌اند با یک اسناد تقلبى در گمرک (صحیح است) و وزارت اقتصاد ملى هم که البته آقا توضیح خواهند داد یک پروانه‌هایى صادر کرده است که دستور داده شده و یک عده از محتکرین تحت تعقیب و توقیف قرار گرفته‌اند و به عقیده من این کافى نیست دستگاه دولت طورى باید وضعیت اقتصادى خودش را درست کند که مورد سوء‌استفاده قرار نگیرد و از طرفى هم حمایت کامل از محصولات داخلى بشود به شرط این که صاحبان محصولات داخلى هم جنس خودشان را خوب درست کنند که قطعاً این طور هست و ثانیاً سعى کنند که بتواند رقابت با محصول خارجى کند بنابراین توضیحاتى که جناب آقاى وزیر اقتصاد ملى و یا جناب آقاى دکتر ملک‌اسمعیلى خواهند داد بنده بعد از بیانات آقایان عرایضم را خواهم کرد چون بیاناتى را که آقایان مى‌فرمایند ممکن است بنده را قانع بکند و جواب بنده را داده باشند. به هر جهت به عقیده بنده هر کسى خلافکار باشد و بدون اجازه دولت مرتکب عملى شده باشد باید مورد تعقیب قرار بگیرد (صحیح است)

نایب رئیس - آقاى وزیر اقتصاد ملى بفرمایید.

وزیر اقتصاد ملى (دکتر اخوى) - عرض کنم راجع به چاى از وقتى که دولت جدید مشغول کار شده است به هیچ‌وجه پروانه چاى خارجى داده نشده (مهندس غروى - در زمان وزارت جناب عالى؟) یعنى از وقتى که بنده افتخار خدمت را پیدا کرده‌ام پروانه چاى داده نشده اما در خصوص چاى جریان مختلفى است یک عده از واردکنندگان نظر دارند که هر چه بتوانند چاى وارد کنند و از طرفى قریب سه میلیون جمعیت شمال کشور تعداد زیادی‌شان مشغول هستند به تولید چاى (صحیح است) و در این صورت دولت بین دو کوران مختلف و دو جریان مختلف گرفتار است که آیا حمایت از امتعه داخلى بشود و یا این که از آقایان واردکنندگان حمایت بشود دولت چون در نظر ندارد که مصالح مملکتى را زیر مصالح فردى بگذارد این است که تصویب نامه‌اى در اسفند 1330 گذشته است که از اول فروردین 1331 ورود چاى به ایران مبتنى باشد بر تهیه چاى در کشور بنده هم از روزى که به این خدمت مشغول شده‌ام به هیچ‌وجه اجازه‌اى براى ورود چاى نداده‌ام و به علاوه یک هئیت نظارتى هم هست براى چاى که در زمان بنده این هیئت تشکیل شد و مشغول رسیدگى هستیم و اما راجع به خلافکاری‌هایى که قبل از بنده شده بود به محض این که بنده رفتم و مشغول شدم تحقیق و رسیدگى به وسیله کمیسیون شروع شد و آنهایى که این مقررات را زیر پا گذاشته بودند تحت تعقیب قرار گرفتند و هنوز هم مشغول تعقیب آنها هستند و اما راجع به ترقى قیمت چاى یک عده از واردکنندگان به فکر افتادند که در این موقع از این موقعیت و از مضیقه چاى استفاده کنند و قیمت را ترقى بدهند و در همین جریان همان طورى که آقاى کهبد فرمودند که هر کیلو چاى به پانصد ریال رسید شاید دو روز این قیمت به طور مصنوعى بود ولى چاى سازمان برنامه و چای‌هاى دولتى در معرض حراج گذاشته شد و از طرف اداره تثبیت قیمت‌ها کلیه اشخاصى که در این جریان بودند تحت تعقیب قرار گرفتند و بنده از اطلاعاتى که دارم نه تنها در تهران بلکه در شهرستان‌ها قیمت چاى به کیلویى 300 الى 350 ریال رسیده است اما نکته‌اى که بنده می‌خواهم خدمت آقایان عرض کنم این است که اساساً در دوره تحول نسبت به هر موضوعى یک اندازه اشخاص مشکل‌شان است که از یک حال به یک حالت دیگر برگردند فرض بفرمایید که مدت‌ها انسان کفش مى‌پوشد اگر یک چیزى اختراع بشود که خیلى راحت‌تر از کفش باشد خیلى از اشخاص هستند که مایلند باز همان کفش را بپوشند بنده خاطرم هست که وقتى لکومتیو اختراع شد و راه‌آهن در بعضى از کشورها حتى در آمریکا و انگلستان مردم لکموتیوها را مى‌شکستند و واگن‌ها را سنگسار می‌کردند بعد هم کم کم دیدند که بسیار چیز مفیدى است و همه استقبال کردند در خود تهران هم بودند اشخاصى که مایل نبودند تلفن در منزل‌شان باشد و نمى‌خواستند در منزل‌شان تلفن کشیده شود و امروز به التماس تلفن خواسته مى‌شود چاى کشور اگر از سازمان برنامه تهیه شود هیچ گونه عیبى ندارد و همچنین از کسانى که چاى خوب تهیه می‌کنند هیچ عیبى ندارد همین چاى که آقایان در مجلس میل مى‌فرمایند چاى داخلى است و هیچ کدام از آقایان عدم رضایت ندارند و اغلب آقایان هم که میل مى‌فرمایند راضى هستند منتهى اکثریت مصرف‌کنندگان کشور ما یعنى شاید در حدود 12 و 13 میلیون آنها کسانى نیستند که به طعم چاى و تجملى بودن چاى توجه داشته باشند و اهمیت بدهند آنها می‌خواهند یک چایى باشد که فقط بنوشند (مهندس غروى - کاملاً صحیح است) و حداکثر قیمت چاى تصور می‌کنم کیلویى 122 تومان باید باشد (صحیح است)

اگر آقایان همه عادت بکنند کما این که خود بنده هم عادت کرده‌ام و آقایان هم عادت خواهند فرمود کم کم چایکار تشویق خواهد شد البته بنده هم به هیچ‌وجه مانع نخواهم بود که چاى در حدود احتیاجات کشور از خارج هم وارد نشود ولى در صورتى که به کشت چاى در داخل مملکت و رواج محصول داخلى مملکت ما صدمه‌اى وارد نیاید از طرف دیگر فرض بفرمایید که اجازه بدهیم ده هزار تن چاى وارد شود یعنى ده میلیون کیلو هر کیلویى که ده تومان هم قیمتش باشد می‌شود صد میلیون تومان در این موقع با این مضیقه ارزى که کشور ایران دارد بنده معتقدم که صرفاً در حدود احتیاجات ما چاى باید وارد شود آن هم طبق تصویب‌نامه اما در قسمت تحقیقاتى که شده جناب آقاى دکتر ملک‌اسمعیلى شرح خواهند داد (احسنت)

نایب رئیس - آقاى معاون وزارت دادگسترى‏

دکتر ملک‌اسمعیلى (معاون وزارت دادگسترى) - یک قسمت از مطالب را جناب آقاى دکتر اخوى وزیر محترم اقتصاد ملى اینجا بیان کردند اما موضوع تعقیب کسانى که در وزارت اقتصاد ملى مخالف قانون انحصار تجارت خارجى رفتار کرده‌اند بنده مختصرى به عرض آقایان نمایندگان محترم مى‌رسانم به طوری که خاطر آقایان محترم مستحضر است.‏

در اواخر سال گذشته براى توسعه کشت چاى و مرغوبى جنس و تأمین مصرف داخلى چاى و همچنین تشویق باغدارها یعنى کسانى که به اصطلاح چایکارند مقرر شد که از اول سال جارى ورود چاى و استفاده از سهمیه‌اى که از خارج باید وارد کنند فقط و فقط به یک شرکت‌هایى واگذار شود و هر تاجرى نتواند از این سهمیه استفاده بکند فقط و فقط آن شرکت‌هایى که به موجب مقررات تصویب‌نامه تشکیل مى‌شود که آنها هم از صاحبان چایى و باغدار باشند فقط و فقط آنها بتوانند چایى را وارد کنند این تصویب‌نامه به شماره 33814 و در 3/ 12/30 به وزارت اقتصاد ملى ابلاغ شد ولى با این که در ماده 23 سهمیه واردات سال 1331 که در تاریخ 28/1/31 انتشار یافته صریحاً قید شد که حق وارد کردن چاى و استفاده از سهمیه فقط به شرکت‌هایى واگذار مى‌شود که طبق مقررات تصویب‌نامه نامبرده تشکیل شده باشد و علاوه بر این در فصل دوم فهرست کالاهاى مجاز سهمیه سال 31 شماره ردیف 8 که مربوط به چاى است تأمین سهمیه را صریحاً موکول به تشکیل شرکت‌هایى که عرض کردم نموده متأسفانه از تاریخ 14/2/31 تا 25/4/31 تنها 91 فقره پروانه براى چاى در مرکز صادر شده (مهندس غروى - این شامل آن چیزهایى که در گمرک هم دارند هست یا نه؟ .....) اگر اجازه بفرمایید آن را هم عرض می‌کنم جناب آقاى کهبد نماینده محترم سؤال‌شان سه قسمت مى‌شود که به استحضار می‌رسانم قسمت اول این است که به یک نفر از بازرگانان در حدود چهار هزار صندوق پروانه ورود چاى داده شده مطابق فهرستى که تهیه شده و تقدیم مقام ریاست محترم مجلس شوراى ملى مى‌شود به 11 نفر از بازرگانان یا نماینده بازرگانان که اسم‌های‌شان را هم نوشته‌ام امیرظهیر، عبدالرسول، دانشور، على‌اکبر نمی‌دانم چى امیرقوانلو، محمدحسین قمى، محمدکریم زندى،  محمدعلى مالکى، عبدالحسین عظیمى، احمد افشار به هر کدام 1200 به اختلاف تا 1100 تا سه هزار صندوق پروانه ورود چاى داده شده که یک اشکال در این است فقط سه نفر از اینها چاى را براى خودشان وارد کرده‌اند بقیه این اشخاص براى بازرگانان تبعه هندوستان چاى وارد کرده‌اند و حال آن که تبعه هندوستان ممنوع بوده‌اند از دریافت سهمیه و ورود جنس‏ (مهندس غروى - صحیح است) صورت زیر پروانه‌هاى صادره از مرکز که عبارت است از 91 فقره براى 28323 صندوق چاى مى‌باشند که الان تقدیم شد 11 فقره این مربوط به 1348 صندوق چاى وارده در سال گذشته مى‌باشد ایرادى به این قسمت وارد نیست و در سال گذشته ورود چاى مشروط به این شرط نبوده است بنابراین در آنجا اشکالى نیست و دستور جلوگیرى بقیه چای‌ها صادر شده ولى این که جناب آقاى کهبد متذکر شدند که طبق اعلان اتحادیه چاى از آن سوء‌استفاده‌هایى در مورد چایى شده بنده اینجا خواستم عرض کنم که متصدیان امر در وزارت اقتصاد ملى و رئیس سابق اداره اقتصاد و رئیس سابق اداره صادرات و رئیس سابق اداره بازرگانى داخلى و رئیس سابق اداره پروانه ورود مى‌باشد برخلاف مقررات تصویب نامه‌اى که عرض کردم که ورود چاى مخصوص به آن شرکت‌ها است اینها عملیاتى کرده‌اند یعنى به غیر از شرکت‌هایى که در تصویب‌نامه قید شده اجازه ورود چاى داده‌اند دستور تعقیب اینها را به دادسراى شهرستان تهران دادیم و مدتى هم در زندان بودند و بعداً با قید ضامن معتبر آزاد شدند علت آزادی‌شان هم این بود که عرض کردم سوء‌استفاده‌اى ما کشف نکردیم فقط و فقط تعقیب آنها به علت تخلف از مقررات قانون انحصار تجارت خارجى است که در آنجا این عمل را جرم شناخته و قابل تعقیب دانسته در ضمن می‌خواستم از موقع استفاده بکنم وزیر سابق اقتصاد ملى در مصاحبه خودش با مخبر روزنامه کیهان در تاریخ 27 آذر ماه 31 در موضوع همین

+++

‌چاى و سوء‌استفاده از آن متذکر شده‌اند که در آن موقعى که این کار شده نظر بر این بوده که سیاست متعادلى در این خصوص اتخاذ شود به طوری که هم چایکاران داخلى حمایت شده و هم چاى خارجى به اندازه وارد کشور شود ضمناً هم علاوه فرموده‌اند که در ارقام سهمیه هیچ نظرى به منبع ورود چاى خارجى نبوده بلکه به جاى ممنوعیت محدودیت بوده است بنده خواستم اینجا توضیح بدهم و عرض کنم موضوع ممنوعیت و محدودیت اینجا اصولاً بحث نیست ما بحثمان در این است که چاى خارجى را باید شرکت‌هایى که به موجب تصویب‌نامه تشکیل خواهد شد باید وارد کنند نه تجارى که در آن شرکت‌ها نیستند (صحیح است) و این واقعاً نقض غرض بوده بنابراین توضیح ایشان صحیح نیست و همین ممنوعیت بوده یعنى براى بازرگانان ورود چاى ممنوع بوده (صحیح است) و ضمناً یک موضوعى را که جناب آقاى کهبد فرمودند بنده خواستم توضیح عرض کنم که در مقابل این چای‌هایى که وارد شده ارزى از طرف دولت داده نشده است یعنى جاى نگرانى نیست که با این کمبود ارزی از طرف دولت داده شده باشد و چاى وارد کرده باشد گفتم کلیه چای‌ها بدون ارز از طرف بازرگانان وارد و دولت تعهدى در مقابل بازرگانان راجع بارز و فروش ارز نداشته است.

مهندس غروى - آقا مگر مجانى بوده؟ من طبق ماده 90 اجازه می‌خواهم براى رفع اشتباه باید توضیح بدهم.‏

نایب رئیس - مگر به شما مطلبى گفته شده است.

خسرو قشقایى - مگر نمى‌دانید ایشان چایى هستند از طرف چایى توضیح مى‌دهند.

مهندس غروى - مطالبى پشت تریبون گفته شده که باید توضیح بدهم و رفع اشتباه بکنم.‏

نایب رئیس - نسبت به شخص شما که نبود آقاى کهبد بفرمایید.

وکیل‌پور - بنده یک تذکر نظامنامه‌اى دارم‏.

نایب رئیس - بعد از آقاى کهبد مى‌توانید بفرمایید.

کهبد - بنده خیلى خوشوقتم که این قضیه چایى مورد توجه مخصوص جناب آقاى نخست‌وزیر قرار گرفته و دستور رسیدگى داده‌اند و آقایان هم اینجا توضیح دادند فقط می‌خواهم عرض کنم البته مطلب همان است که آقایان تا حدى فرمودند على‌النهایه کسی که رشوه مى‌دهد هیچ وقت سند ثبت اسنادى یا چک نمی‌گیرد شاید هم اسکناس خورد بدهد و دلیلى ندارد وقتى که شما قطعاً مى‌بینید که این جنس ورودش ممنوع است یا تابع مقررات خاصى است یعنى کسی که می‌خواهد این جنس را وارد کند باید طبق مقررات خاصى عمل کند آن وقت به او برخلاف مقررات پروانه مى‌دهند. نمی‌توان گفت جز سوء‌استفاده چیز دیگرى بوده است از آن گذشته بنده اطلاع دارم اشخاصى که داراى 50 صندوق 40 صندوق 30 صندوق بوده‌اند و تقاضاى اجازه ورود کرده‌اند به آنها اجازه داده نشده تلگرافاتى هم به آقایان نمایندگان آذربایجان مخابره کرده‌اند که آقایان چون بنده سؤال کرده بودم به بنده التفات کردند مثلاً فلان فرد 70 صندوق اجازه خواسته ارزى هم نخواسته است و برخلاف مقررات عملى انجام نداده به او نداده‌اند بعد یک مرتبه 3 هزار صندوق به یکى داده‌اند این را من نمى‌دانم کجایش سوء‌استفاده نیست و از طرفى اگر سوء‌استفاده‌اى نباشد چطور مى‌شود چایى که کیلویى 12 تومان یا 18 تومان است مى‌شود 60 تومان؟ البته این سوء‌استفاده شده تاجر باید نفع ببرد و این نفع را هم باید از مردم بگیرد از گلوى مردم مى‌گیرد او که ضرر نمی‌کند به عقیده بنده باید حمایت کامل از چاى داخلى بشود در عین حال هم وسایلى تهیه شود یعنى دولت باید تصمیمى اتخاذ بکند که روى هم رفته سوء‌استفاده‌اى از مردم نشود یعنى مصرف‌کننده بیچاره پول اضافه ندهد (صحیح است) و بنده تصور می‌کنم که جناب آقاى دکتر مصدق خودشان این نظر را دارند و دستور تعقیب هم دادند و بنده باید از ایشان تشکر کنم چون چند روز پیش بنده خدمت ایشان شرفیاب بودم و بنده پیشنهادى خدمت‌شان تقدیم کردم عرض کردم هفت هزار صندوق چایى الان وارد مملکت شده است یک عده‌اى با اجازه یک عده‌اى بدون اجازه این چای‌ها را آورده‌اند توى مملکت و به طور قطع و یقین بدانید که اگر اجازه ورود چای‌ها صادر مى‌شود باز مورد سوء‌استفاده قرار مى‌گیرد و مى‌برند و قایم مى‌کننند یا نگه مى‌دارند و به یک مبلغ اضافه خواهند فروخت بنده به ایشان این طور پیشنهاد کردم که همین طورى که قند الان به مردم داده مى‌شود و شما یک دستگاه مرتبى دارید بیایید پول این چایى را بدهید البته با توجه به این که الان چایى در تمام دنیا صدى پنجاه و پنج تنزل کرده که آن کسى که قند می‌خرد چاى هم بگیرد منتهى سعى کنید که در آنجا یک کنترل بسیار دقیقى بشود که در آنجا هم سوء‌استفاده‌اى نشود و این چاى‌ها به دست مصرف‌کننده واقعى برسد به هر صورت تصور می‌کنم که این پیشنهاد مورد توجه ایشان قرار گرفته باشد و شاید در کمیسیونى به این مطلب رسیدگى بشود و اما این که آقاى معاون وزارت دادگسترى فرمودند که دولت از این بابت ارزى نداده درست است بنده هم قبول دارم ولى روى هم رفته که مجانى نیامده است بالاخره ارز کشور است که خارج شده مال مردم است که داده شده به عقیده بنده جریمه این واردکننده این است که دولت به قیمت رسمى ارز پول اینها را بدهد و چایى را خودش بگیرد و به اضافه صدى 10 یا 15 سود بدهد به مصرف‌کننده و این حسنش این است که اولاً چاى به قیمت واقعى به دست مردم می‌رسد دوم این که بدانند تخلف از مقررات نباید بکنند این پیشنهادى بود که بنده کرده بودم و این که فرمودند 28323 صندوق وارد شده است بنده هم صورت دادم و به طور قطع و یقین بدانید آقایان این چاى اعمال نفوذ شده یا پول داده شده مثلاً و الا چطور مى‌شود براى یک کسى 3 هزار صندوق چاى پروانه صادر کنند ولى یک کسى که 70 صندوق خواسته نداده آقاى شبسترى جنابعالى بفرمایید آقاى امامى‌اهرى آقاى گنجه‌اى اینها همه آمده‌اند 6 ماه 70 تا صندوق بهشان اجازه نداده‌اند این عرایضى که من می‌کنم اینها را اطلاع دارم خلاف نیست این اجازه ورود چاى را به چه دلیلى داده‌اند ملاحظه بفرمایید بارنامه کشتی‌هاى بارى را گرفته‌اند ضمیمه کرده‌اند و برده‌اند آنجا و پروانه صادر کرده‌اند این هیچ گفتگو ندارد و بنده خواستم یک ترتیبى اتخاذ بفرمایید که این طور جریانات پیش‌آمد نکند کشور ما در حدود 10 هزار تن چاى مصرف دارد (مهندس غروى - اشتباه مى‌فرمایید) ده هزار تن هم ندارد طبق احصاییه‌اى که چند روز پیش منتشر شده بود ده هزار تن و کسرى واردات سال پیش و پنج هزار تن هم تولید داخلى (مهندس غروى - این آمار درست نیست مطابق آمار گمرک 6800 تن است) (اخگر - بقیه‌اش هم از طریق قاچاق است) یکى از نمایندگان - هم یک یادداشتى به بنده مرقوم فرموده‌اند که در موقعى که پروانه چاى صادر کرده‌اند جناب آقاى دکتر اخوى در آلمان بوده‌اند و این عمل در غیاب ایشان صورت گرفته است البته ایشان که خودشان پروانه صادر نمى‌کنند دستگاهى هست و بالاخره آن دستگاه مشغول کار است و آن دستگاه تحت تأثیر قرار گرفته و در این که سوء‌استفاده شده بنده یقین دارم (کریمى - باید تنبیه بشوند) و به عقیده بنده باید بانهایت بى‌رحمى و جدیت بدون ذره‌اى ترحم دولت مرتکبین را تنبیه کند آقا بنده که ممکن‏ است بى‌رحمى به ضرر یک عده‌اى تمام بشود ولى وقتى که به نفع جامعه باشد باید حتماً آن را اعمال کرد آقایان این مملکت خواهى نخواهى باید خودش روى پاى خودش بایستد باید جلوگیرى از قاچاق بشود باید ترتیبى اتخاذ کنیم که قاچاق براى قاچاقچى صرف نکند وقتى که قاچاقچى با مأمور دولت همدست می‌شود به طور قطع بدانید وضعیت بهتر از این نمى‌شود بنابراین بنده از آقایان تشکر می‌کنم که جواب سؤال بنده را داده و نظر بنده را تأمین کردند و در عین حال بنده معتقدم که چای‌هاى وارده را از واردکنندگان بگیرند و پولش را با قیمت رسمى ارز بهشان بدهند و چاى را هم با یک صدى ده سود به مردم بدهند که استفاده کنند و در عین حال مرتکبین را هم شدیداً تنبیه بفرمایند.

نایب رئیس - آقاى معاون وزارت دادگسترى استدعا می‌کنم مختصر بفرمایند.

دکتر ملک‌اسمعیلى - عرض کنم این که فرمودند جناب آقاى کهبد که بنده عرض کرده‌ام سوء‌استفاده‌اى نشده بنده چنین عرضى نکردم عرض کردم این کارها شده اما ما دلیلى پیدا نکردیم براى سوء‌استفاده البته روى منطق و فکر و عقل آدم ممکن است بگوید براى چه این کار را کردند اما بنده در محکمه فقط این را می‌توانم بگویم که آقا اینها مخالف انحصار تجارت خارجى عمل کرده‌اند و ضمناً هم سوء‌استفاده کرده‌اند بنده عرض کردم الان وزارت دادگسترى مشغول تعقیب قضیه است دلایل سوء‌استفاده هم که پیدا شد البته به محکمه خواهد رفت بنده عرض نکردم که سوء‌استفاده نشده عرض کردم تا به حال دلایلى پیدا نشده است.

11- تقدیم تقاضاى طرح لایحه تقدیم دوره شانزدهم راجع به حمایت مسلولین به وسیله آقاى کریمى

نایب رئیس - آقاى کریمى‏

کریمى - یک طرحى است راجع به حمایت از کارگران مسلول که در دوره 16 به مجلس تقدیم شده بود و در کمیسیون‌ها مانده است به امضاى آقایان نمایندگان رسیده تقدیم مقام ریاست می‌کنم.

نایب رئیس - آقاى وکیل‌پور

وکیل‌پور - عرض کنم که مطابق ماده 169 وقتى که از یکى از آقایان وزراء سؤال مى‌شود موظف و مکلف هستند که در ظرف یک هفته بیایند و جواب بدهند و اگر حاضر نشدند رئیس مجلس موظف است که بازخواست بکند الان مدتى است که بنده از آقاى وزیر دارایى سؤالى راجع به لوایح استخدامى کرده‌ام و در یک چنین موقعى که کارمندان دولت تحت فشار و مضیقه سختى واقع شده‌اند کمال ضرورت را داشت که توضیحات لازم را عرض کنم متأسفانه آقاى وزیر دارایى حاضر نشدند حالا بنده نمی‌دانم این تقصیر آقاى رئیس مجلس شوراى ملى است که بازخواست نکرده‌اند یا مقصر ایشان هستند.

(مهندس غروى - منظور قصور است تقصیر نیست) بنده هم منظورم قصور است.

نایب رئیس - خواستم به استحضار آقاى وکیل‌پور برسانم که آقاى وزیر دارایى مدتى است اعلام کرده‌اند که براى جواب حاضر هستند و امروز هم چون جنابعالى اطلاع ندادید که حاضرید قبلاً ایشان هم اینجا بودند و چون وقت باقى نیست بنده تلفن نکردم که ایشان تشریف بیاورند و سؤال جنابعالى براى اولین جلسه بعد مطرح خواهد شد.

12- تعیین موقع جلسه بعد ختم جلسه

نایب رئیس - فعلاً با اجازه آقایان جلسه را ختم می‌کنیم جلسه بعد روز پنجشنبه 25 دی ماه ساعت نه و ربع صبح‏

(مجلس بیست دقیقه بعد از ظهر ختم شد)

نایب رئیس مجلس شوراى ملى - محمد ذوالفقارى‏

+++

                       

یادداشت ها
Parameter:294796!model&5137 -LayoutId:5137 LayoutNameالگوی متنی کل و اخبار(مشروح مذاکرات)