کتابخانه، موزه و مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی


صفحه اصلی » مشروح مذاکرات » مشروح مذاکرات مجلس ملی » دوره پانزدهم مجلس ملی

0.0 (0)
مشروح مذاکرات مجلس ملى، دوره‏15
[1396/05/25]

جلسه: 58 صورت مشروح مجلس روز یکشنبه بیست و نهم فروردین ماه 1327  

 

فهرست مطالب:

1-تصویب صورت مجلس

2- اقتراع شعب شش گانه

3- طرح استیضاح از دولت از طرف آقایان آشتیانی‌زاده و شریعت‌زاده

4- تعطیل جلسه به عنوان تنفس

مشروح مذاکرات مجلس ملى، دوره‏15

 

 

جلسه: 58

صورت مشروح مجلس روز یکشنبه بیست و نهم فروردین ماه 1327

 

فهرست مطالب:

1-تصویب صورت مجلس

2- اقتراع شعب شش گانه

3- طرح استیضاح از دولت از طرف آقایان آشتیانی‌زاده و شریعت‌زاده

4- تعطیل جلسه به عنوان تنفس

 

مجلس دو ساعت و نیم پیش از ظهر به ریاست آقاى رضا حکمت تشکیل گردید.

[1- تصویب صورت مجلس]‏

صورت مجلس روز پنجشنبه 26 فروردین ماه را آقاى دادور (منشى)

به شرح زیر قرائت نمودند

ساعت دو و سه ربع به ظهر روز پنجشنبه 26 فروردین مجلس به ریاست آقاى رضا حکمت تشکیل و صورت مجلس پیش قرائت گردید.

اسامى غائبین جلسه گذشته که ضمن صورت مجلس خوانده شده است.

غائبین با اجازه- آقایان: حسین وکیل- سید على بهبهانى- دکتر على امینى- حسن مکرم- محمد‌حسین نواب یزدى-

غائبین بى‌اجازه- آقایان: حسن اکبر- عسکر صاحب‌جمع- معتمد‌دماوندى- ابوالفضل تولیت- سلطان‌على شیخ‌الاسلامى- رستم گیو- ابوالقاسم بهبهانى- عبدالرحمن فرامرزى- محمد‌على مسعودى- محمد‌تقى بهار- منوچهر گلبادى- سالار بهزادى- محمد عباسى- بهاء‌الدین کهبد-

دیرآمدگان با اجازه- آقایان: دکتر بقائى- قبادیان- غضنفرى- دکتر راجى- منصف- امیر‌حسین ظفربختیار- عباس نراقى- دکتر طبا- امیر‌تیمور.

دیر آمدگان بى‌اجازه- آقایان: عزت‌الله بیات- عزیز اعظم زنگنه- آقاخان بختیار- شریعت‌زاده- مسعود ثابتى- شهاب خسروانى- ساعد- سلمان اسدى.

آقاى مسعود ثابتى راجع به تلمبه‌های آبیارى و آقاى مهندس رضوى راجع به آقایان پزشکان و داروسازان توضیحى دادند و صورت مجلس تصویب شد و از طرف آقایان عرب شیبانى- باتمانقلیج- صاحب‌دیوانى- احمد فرامرزى و صفوى مراسم اداى سوگند به عمل آید.

آقاى اردلان به موجب ماده 15 نظامنامه راجع به انتخاب کمیسیون‌ها تدکر دادند و طرح قانونى منع کشت خشخاش به قید دو فوریت قرائت شد آقاى رضوى به عنوان مخالف اظهار نمودند این طرح از لحاظ کشت خشخاش باید بدون فوریت مورد مطالعه قرار گیرد و از باب استعمال با فوریت آن موافقند.

آقاى ملک‌مدنى موافق بودند واظهار نمودند منع استعمال تریاک بزرگ‌ترین خدمت به جامعه و حفظ مصالح کشور است. به فوریت اول طرح اخذ رأى و تصویب شد.

در فوریت دوم آقاى دکتر شفق مخالف بودند و اظهار داشتند چون موضوع مهم اقتصادى است باید بیشتر مورد مطالعه قرار گیرد.

آقاى صدرزاده اظهار نمودند فوریت این قانون براى این است که تاقبل از مهر ماه تکلیف زارع معین شده باشد اخذ رأى به فوریت دوم به عمل آمد و تصویب نگردید.

آقاى نراقى به عنوان نمایندگى نظارت اندوخته اسکناس گزارش وضع اسکناس و پشتوانه آن را قرائت کردند- آقاى ابوالقاسم امینى نیز گزارش شعبه چهار مربوط به انتخابات کرمانشاه و نمایندگى آقاى دولتشاهى را قرائت نمود و بر اثر مخالفت آقاى رضوى به بعد موکول شد.

+++

آقاى اردلان پیشنهاد نمودند لایحه شرکت در صندوق بین‌المللى پول مطرح شود و آقاى مکى مخالف و معتقد بودند که باید قبل از این لایحه به فوریت طرح مربوط به بحرین رأى داده شود.

گزارش کمیسیون دارایى مربوط به لایحه دولت راجع به افزایش سهمیه ایران در صندوق و بانک بین‌المللى قرائت شد و آقاى مکى مخالفت خود را پس گرفتند و ماده واحده مطرح گردید.

آقاى عباس اسکندرى به عنوان مخالف اظهار داشتند این اقدام دولت جالب منفعتى براى کشور نیست آقاى وزیر دارایى در پاسخ اقاى اسکندرى گفتند موضوعى است که مجلس تصویب کرده و ایران یکى از موسسین این بانک است و این پول نیز از محل پشتوانه اسکناس می‌باشد.

آقاى حاذقى به عنوان مخالف از این که مجلس یکى دو بار از اکثریت افتاد شدیداً اعتراض نمودند.

آقاى وزیر دارایى بودجه 1327 مملکتى را با توضیحى از علل تأخیر تقدیم آن در دو قسمت تقدیم داشتند یکى درآمد عادى و جارى و قسمت دیگر درآمد اختصاصى مربوط به امور عمرانى کشور و نیز لایحه دیگرى مربوط به برق گیلان تقدیم نمودند.

گزارش مربوط به لایحه صندوق بین‌المللى مجددا قرائت و نسبت به آن با ورقه اخذ رأى شد از 95 نفر عده حاضر به اکثریت 89 رأى تصویب گردید.

آقاى وزیر کشاورزى قرار‌داد بین ایران و عراق را براى دفع ملخ‌های مراکشى تقدیم داشتند آقاى صفوى تقاضا نمودند گزارش لایحه محدودیت بازرگانان خارجى زودتر به مجلس بیاید در این موقع طرح مربوط به بحرین به امضاء جمعى از نمایندگان قرائت و فوریت آن تصویب شد.

آقاى وزیر دارایى تقاضا کردند لایحه اختیارات دیوان محاسبات و کارمندان آن و تشکیلات وزارت دارایى زودتر تصویب شود.

طرح مربوط به بهداشت ساکنین بخش‌ها و دهستان‌ها از اضافه عوارض مشروبات الکلى قرائت و فوریت آن مطرح گردید آقاى حاذقى مخالف بودند و اظهار نمودند استعمال مشروب الکلى طبق قوانین اسلام ممنوع است و قانونى مربوط به آن نباید از مجلس بگذرد منع این عمل خود صحت ملت ایران را بیشتر تأمین می‌کند.

آقاى کشاورز صدر پاسخ دادند که به طریق تضییق هم می‌توان از استعمال الکل جلوگیرى کرد و این نیز نوعى از ممنوعیت است‏

آقاى وزیر دارایى لازم می‌دانستند که این طرح به کمیسیون برود و پس از مطالعه تصمیم لازم اتخاذ شود

آقاى تقى‌زاده اظهار نمودند فوریت لوایح و طرح‌ها فرصت مطالعه به ا‌‌عضاء مجلس نمی‌دهد و به فوریت طرح اخذ رأى گردید و تصویب نشد.

پیشنهادى مربوط به طرح اصلاحى آئین‌نامه داخلى مجلس که به کمیسیون مخصوص از اعضاء شعبه ارجاع و در طى یک ماه گزارش آن به مجلس تقدیم شود قرائت گردید و چهل دقیقه قبل از ظهر تنفس داده شد پس از بیست دقیقه مجدداً تشکیل گردید ولى چون عده براى مذاکره کافى نبود جلسه به روز یکشنبه موکول گردید.

رئیس- نسبت به صورت جلسه نظرى نیست؟

مکى- بنده عرضى ندارم‏

رئیس- بفرمایید

مکى- در جلسه گذشته هنگامی که تنفس داده شد و مجدداً زنگ جلسه زده شد که آقایان به جلسه تشریف بیاورند یک دسته از مجلس شوراى ملى خارج شده بودند و اینجا مذاکره شد که آقایان باید جزو غائبین محسوب شوند از طرف مقام ریاست هم همین تذکر داده شد که آقایان در صورت جلسه نامشان برده خواهد شد بنده می‌خواستم عرض کنم هنگامی که جلسه تشکیل می‌شود و ساعت رسمى مجلس شوراى ملى است آقایان همکاران محترم باید بدانند که این ساعت فقط باید در مجلس حضور داشته باشند و اگر احیاناً بخواهند از مجلس خارج بشوند و به مجلس ختم یا جاى دیگر بروند باید با اجازه ریاست محترم مجلس شوراى ملى باشد (صحیح است) و آقایانی که در جلسه قبل مجلس را از اکثریت انداختند غایب بدون اجازه بودند و باید در صورت جلسه اسامی‌شان ذکر شود.

رئیس- همین طور دستور داده شده بود که قید شود ولى چون آقایانی که در جلسه حاضرند ثبت نامشان نمی‌شود و تا حالا معمول نبوده بنابراین معلوم نمی‌شود که چه کسانى غایب بوده‌اند یعنى کی‌ها حاضر بوده‌اند و کی‌ها خارج شده‌اند الان دستور دادم که یک نفر بنشیند اینجا و ثبت نام بکند تا اشخاصی که در جلسه نیستند و یا بعداً از جلسه خارج می‌شوند معلوم بشود بنابراین بعداً این موضوع معلوم خواهد شد که کى در جلسه حاضر است و کى غیبت می‌کند و به این ترتیب می‌توانند تشخیص بدهند که چه اشخاصى خارج می‌شوند (صحیح است) آقاى اقبال فرمایشى دارید؟

اقبال- بنده قبل از دستور اجازه خواستم‏

رئیس- آقاى دکتر مصباح‌زاده فرمایشى دارید؟

دکتر مصباح‌زاده- بنده قبل از دستور عرایضى دارم‏

رئیس- صورت جلسه پیش تصویب شد یک عده از آقایان قبل از دستور اجازه خواسته‌اند

نمایندگان- دستور- دستور.

قبادیان- بنده در صورت جلسه عرضى دارم‏

رئیس- بفرمایید.

قبادیان- چون بنده را جزء غائبین بى اجازه نوشته بودند بنده خواستم عرض کنم که بنده هیچ وقت غائب نبوده‌ام و مرتباً در جلسات حاضرم همان وقت هم که اکثریت حاصل نشد بنده قبل از همه اینجا بودم‏

رئیس- اصلاح می‌شود

اقبال- بنده با ورود در دستور مخالفم اجازه مى‌فرمایید؟

رئیس- بفرمایید‏

اقبال- عرض کنم در دستور امروز استیضاحى است که از دولت به عمل آمده ولى بنده عقیده دارم مطالبى است که اگر گفته شود در کیفیت رأى آقایان نمایندگان محترم نسبت به دولت تأثیر زیادى خواهند داشت چه برله و چه بر علیه این است که بنده استدعا می‌کنم آقایان موافقت بکنند که چند نفر از آقایانى که اجازه خواسته‌اند قبل از دستور عرایض خودشان را به عرض مجلس برسانند.

[2- اقتراع شعب شش گانه‏]

رئیس- رأى می‌گیریم آقایانی که با ورود در دستور موافقند قیام کنند (اکثر برخاستند) تصویب شد. چون مدت شعب منقضى شده اول شروع می‌کنیم بافتراع شعب شش گانه هر شعبه 19 نفر چون عده 117 نفر در مرکز حاضر است به شعبه یک و دو و سه یک نفر اضافه می‌شود.

 (اقتراع به عمل آمد و اعضاى شعب شش گانه به شرح زیر معین شدند)

شعبه اول- آقایان: سید اسدالله موسوى- نورالدین امامى- نبوى- صاحب‌جمع- قبادیان- دکتر اعتبار- مهدى صدر‌زاده- محمد‌‌حسین قشقایى- اعزاز نیک‌پى- ابوالفتح دولتشاهى- دکتر طبا- غضنفرى- حسن اکبر- برزین- عزیز اعظم زنگنه- مامقانى- سلطان‌العلماء- ضیاء‌ابراهیمى- عامرى.

شعبه دوم- آقایان: محمدعلى منصف- هاشم وکیل- دکتر راجى- جعفر کفایى- مهدى ارباب- وثوق- اردلان- معین‌‌زاده- محمد آخوند جرجانى- ملک‌پور- على بهبهانى- فاضلى- ارباب گیو- افخمى- امیرحسین ظفر بختیار- مهندس خسرو هدایت- نراقى- بهادرى- عبدالقدیر آزاد.

شعبه سوم- آقایان: ابوالحسن رضوى- فرج‌الله آصف- شکرالله صفوى- دکتر مصباح‌زاده- عباس مسعودى- شهاب خسروانى- عرب شیبانى- ظفرى- رضا رفیع- فتحعلى افشار- دکترملکى- ناصرالدین ناصرى- دکتر بقائى- ساعد- شادلو- على اقبال- مهندس احمد رضوى- عدل اسفندیارى- آقاخان بختیار.

 

شعبه چهارم- آقایان: کامل ماکویى- پالیزى- عزت‌الله بیات- ابوالفضل حاذقى- آشتیانى‌زاده- حسین مکى- محمدعلى دادور- احمد فرامرزى- باتمانقلیج- گنابادى- سزاوار- رضا حکمت- دکتر عبده- دکتر آشتیانى- امیر‌تیمور- ابوالقاسم امینى- دکتر متین دفترى- دکتر فلسفى- لاهوتى.

شعبه پنجم- آقایان: مسعود ثابتى- دکتر امینى- شریعت‌‌زاده- دکتر معظمى- مهدى مشایخى- امامى اهرى- نواب- محمد ذوالفقارى- على وکیلى- کشاورز صدر- حائرى‌زاده- سلمان اسدى- جواد گنجه‌ای- صفا امامى- ابوالحسن صادقى- مرتضى شریف‌زاده- محمود محمود- خوئیلر- دکتر مجتهدى.

شعبه ششم- آقایان: یمین اسفندیارى- تقى‌زاده- رحیمیان- لیقوانى- ملکى- دکتر رضا‌زاده شفق- فولادوند- اورنگ- قوامى- احمد دهقان- ابوالفتح قهرمان- صاحب دیوانى- اسلامى- احمد اخوان- امیر‌‌نصرت اسکندرى- بوداغیان- ملک‌مدنى- عباس اسکندرى- ناصر ذوالفقارى.

آقاى عبدالحسین نیکپور به شعبه اول و آقاى هراتى به شعبه دوم و آقاى حبیب‌الله امین به شعبه سوم اضافه می‌شوند.

رئیس- آقایان اعضاى شعب به اولین فرصت تمنى دارم شعبه را تشکیل بدهند و کمیسیون عرایض و مرخصى و کمیسیون مبتکرات و 12 نفر هم براى رسیدگى به آئین‌نامه مجلس انتخاب کنند (صحیح است) استیضاح مطرح است،، آقاى آشتیانى‌زاده بفرمایید.

[3- طرح استیضاح از دولت از طرف آقایان آشتیانى‌زاده و شریعت‌زاده‏]

آشتیانى‌زاده- استیضاحى که بنده از دولت آقاى حکیمى کردم‌، هیچ ارتباطى با فراکسیون دمکرات ایران ندارد و آن موقعى که بنده استیضاح کردم عضویت فراکسیون دموکرات ایران را نداشتم پس این یک استیضاحى است فردى و ارتباطى با عقاید و افکار فراکسیون دمکرات ایران نسبت به دولت آقاى حکیمى ندارد.

یکى از مبانى و اصولى که بایستى در مملکت مشروطه و در مرکز نقل مشروطیت که پارلمان است محفوظ و مجرى باشد عبارت از آزادى افکار و اظهار عقاید افراد است و الّا اگر قرار بود که تمام افراد یک پارلمان و تمام آحاد و اهالى یک مملکت داراى یک عقیده بودند شور و مشورت به هیچ وجه الزامى نداشت مع‌التأسف در این پارلمان در مجلس پانزدهم یک تعصبات عجیب و غریبى ایجاد شده و آن تعصبات هم منتیج از حوادث و وقایعى است که در ظرف این دو سه سال اخیر در این مملکت رویداده و به قسمى این عقاید و افکار و این تعصبات شدت پیدا کرده که به هیچ وجه در اطراف یک موضوعى که مطرح می‌شود آقایان حاضر به شنیدن عقاید مختلف رفقاى خودشان نیستند و اگر کسى نسبت به یک موضوع خارجى یا داخلى یک عقیده‌ای را بخواهد آزادانه اظهار کند فوراً یک رنگ قرمز به او می‌زنند و با یک قلم مو بر می‌دارند و رنگش می‌کنند و یک رنگ قرمز خیلى سیر بهش می‌زنند این خیلى بد است آقایان: یادم نیست در مجلس پنجم بوده یا در مجلس ششم مرحوم سید حسن مدرس با اینکه خودش با قرار داد 1919 مخالف بود و تبعید هم شده بود و از مخالفین جدى قرارداد ایران با انگلیس بود پشت همین تریبون اظهار کرد نسبت به یک موضوعى که یادم نیست چه موضوعى بود گفت من هفتصد هشتصد نفر از بهترین اشخاص و از موجه‌ترین مردم این مملکت را می‌شناسم که با قرارداد ایران و انگلیس موافقند‌، عقیده‌شان این است که این قرارداد به حال مملکت مفید است و خود او اظهار کرد که من از اشخاصى بودم که در مهاجرت طرفدار سیاست آلمان بودم و چند کرور هم پول گرفتم و براى این موضوع خرج کردم چون معتقد بودم به این امر که این سیاست موجب نجات و فلاح مملکت است مدرس یک همچو شهامتى داشت و یک همچو حرفى هم زد و مورد تشویق اکثریت مجلس هم واقع شد (مکى- موجه نگفت- گفت طرفداران قرارداد) گفت از اشخاص موجه گفت بین آن اشخاص اشخاصى فوق‌العاده خوب و موجه بودند (مکى- آن هم موجه نبود) بنده شخصاً خوشوقتم با این که وقتی که آقاى قوام‌السطنه زمام کار را در دست گرفتند و این طور خیال کرده بودند که بنده را در آن موقع به معاونت شهردارى برگزینند این آقاى مشایخى اینجا حاضرند که اعضاى مؤثر حزب توده ایران رفتند پیش ایشان و گفتند که اگر آشتیانى‌زاده بیاید در شهردارى ما اینجا خون راه می‌اندازیم امروز هم که وضعیت متحول شده عده‌ای قلم مو برداشتند و به بنده رنگ زدند که کمونیست است بنده خیلى خوشوقتم از این قضیه که هر وقت سیاست این مملکت از یک جهتى به جهتى سیر می‌کند کاملاً تیپ ما مورد حمله قرار می‌گیرد. عرض شود که بنده این مسئله را در پشت همین تریبون به عرض آقایان رساندم که احترام مقام سلطنت و مقدس دانستن این مقام بزرگ بر هر فردى از افراد مشروطه طلب این مملکت فرض و واجب است (صحیح است) و ما گفتیم که ما اشخاصى هستیم که نسبت به کردار و گفتار و عهودى که داریم پایبندیم و همواره معتقدیم هر عهدى را که کردیم نسبت به آن عهد کاملاً وفادار باشیم و چون پشت همین تریبون قسم یاد کردیم که نسبت به تاج و تخت خدمتگزار و وفادار باشیم هیچوقت از این عهد عدول نخواهیم کرد و از این فکر نمی‌گذاریم و من معتقدم که اکثریت آقایان در این مجلس معتقدند که امروز مقام سلطنت و شخص شاه براى این مملکت از هوایى که ما استنشاق می‌کنیم واجب‌تر است (صحیح است) (کشاورز صدر- عموم آقایان معتقدند) بنده شخصاً احتیاجى به شخص اعلیحضرت و هیچ یک از اعضاى محترم فامیل سلطنتى ندارم قادر هم نسبتم یعنى این کار از من ساخته نیست که دری‌امی که در یک موقعى یا در یک محلى یا در یک شخصى نفوذ متمرکز می‌شود بنده در آنجا آتش به یار و آتش ببر باشم. اصلاً در فطرت بنده نیست اگر این طور نبود در دربار مرحوم اعلیحضرت فقید بنده می‌ماندم ولى نشد‌ ، در حینى که جناب اشرف قوام‌السطنه هم مصدر کار بودند بنده با ایشان هم نزدیکى نداشتم‌، بعضى اشخاص هستند که اساساً قادر به تملق نیستند و این کار ازشان ساخته‏ نیست به همین دلیل شاید ما نتوانیم آن طوری که بعضى از اشخاص و بعضى از تیپ‌ها در این مملکت متخصص و متبحرند در محافل محترم دربارى نفوذ پیدا کنیم‌، احتیاجى نداریم که نفوذ پیدا کنیم‌، ما یک احتیاج داریم به شاه و آن اینست که شاه شاه باشد‌، چه اگر خداى نکرده کوچک‌ترین خدشه‌ای به مقام سلطنت وارد شود این بلایى است که برتمام مملکت وارد می‌آید و مبتلا به تمام،‌ مملکت خواهد شد. البته بعد از تخلیه ایران از ارتش خارجى ارتش مامند و به حمدالله تقویت شد و در ظل توجهات اعلیحضرت روز به روز هم بهتر می‌شود فرمانده کل ارتش هم شخص اعلیحضرت همایونى است و در هر مملکتى و در هر دیارى هر جا سر نیزه باشد تفنگ باشد صاحب آن داراى نفوذ می‌شود و با تیغ نفوذ اعلیحضرت همایونى امروز با 3 سال پیش فرق دارد پیش شخصیت و نفوذ ایشان و تجربیاتشان بیشتر شده هم ارتش تقویت پیدا کرده و هم سنشان بالا رفته و هم به جریانات دنیا بهتر وارد شده‌اند و به این جهت امروز اعلیحضرت همایونى با 4 سال پیش فرق دارند و ما نمی‌توانیم بگوییم که کسى که ارتش از او است و اول مقام مملکت را دارد به هیچ کارى مداخله نکند‌، اگر هم بخواهیم بگوییم که مداخله نکند عده‌ای او را مداخله می‌دهند‌، ولى اگر بناشد که اعلیحضرت همایونى در امور جاریه مملکت نظارت بفرمایند و خودشان بخواهند در پاره‌ای از امور به نفع مملکت و ملت مداخله کنند لازمه آن این خواهد بود که به سعایت و چاپلوسى و تملق اطرافیان خودشان کوش ندهند (صحیح است) در غیر این صورت عده‌ای به نفع خودشان دور اعلیحضرت را می‌گیرند دور شاه را می‌گیرند و چون می‌خواهند استفاده مادى یا مقامى ببرند یا هر طور استفاده دیگر بکنند ایشان را به نفع خودشان علیه عده‌ای دیگر از اهالى مملکت بر‌می‌انگیزند و بالطبع آن عده دیگر که به نفع یک عده‌اى به غلط دشمن شاه معرفى می‌شوند اینها خواهى نخواهى می‌رنجند و بالمآل حیدر نعمتى در مملکت ایجاد می‌شود دو دستگى ایجاد می‌شود. شخص شاه در یک مملکت مشروطه در این عصرى که مادر آن زندگى می‌کنیم به منزله یک چراغى است در یک خانه چراغ منبع نور است به تمام گوشه و کنار و زوایاى خانه یا یک محلى نور می‌دهد حالا اگر یک محلى تاریک می‌ماند یا یک محلى مربوط به نور نیست تمام نقاط و زوایاى یک محلى از نور چراغ باید استفاده کنند بنابراین بنده معتقدم که اگر دولت آقاى حکیمى و اگر شخص آقاى حکیمى یک مرد توانایی بودند و امروز قواى جسمیشان قادر بود به این که خودشان زمام را در دست بگیرند و خودشان حائل بین شخص شاه و مردم باشند وضع مملکت غیر از این بود‌، بنده در ایشان آن توانایى را نمی‌بینم که قادر باشند روابط قاطبه مردم را با شخص شاه و خانواده سلطنتى حفظ کنند بنده یادم است یک دفعه رفتم حضورشان در دو ماه قبل راجع به موضوع کارگران کارخانه دخانیات صحبت کردم با ایشان یک ماه و نیم یا دو ماه قبل بود وقتی که بحث مطول و طولانى در اطراف این موضوع کردیم جناب نخست وزیر فرمودند که هادى قوام که آنجا است این کار را درست می‌کند‌، هادى قوام آنجا است،، تقصیر هم ندارند ایشان خوب البته پس از یک عمر خدمتگزارى و آزادیخواهى نبایستى ما ازشان انتظار داشته باشیم که بیایند در یک همچو موقع خطیر و باریک و سنگینى مسئولیت مملکت را به دوش بگیرند حالا نمی‌دانم چه باعث شده است که ایشان خودشان آمدند و خیال کردند که ممکن است یک کارهاى موثر و مثبت و پوزیتیفى را انجام بدهند‌، این قسمت علیحده است،، یک موقع دیگر شرفیاب شدم حضورشان گفتم قربان این باشگاه‌های حزب دموکرات را گرفته‌اند‌، کارى نداریم در تحت زمامدارى شما‌، اما این که باشگاه اتحادیه کارگران که مربوط به ما است آنجا را اشغال کرده‌اند این چه صورتى دارد حضرتعالى یک مرد آزادیخواهى هستید و معروف به آزادیخواهى و قانون دوستى هستید این چه معنى دارد که یک مشت با قهر و غلبه بیایند یک محلى را متصرف شوند‌، این حسابى است بین اشخاص این معنى ندارد در مملکت مشروطه فرمودند شاهنده را بیرون کنید‌، شاهنده را بنده بیرون کنم؟ شاهنده خودش اشغالگر بود. فرمودند شاهنده را بنده بیرون کنم مثلاً انتشاراتى که از چندى به این طرف داده می‌شد و من معتقدم که اگر یک‏ رئیس دولت حاضرالذهن و توانایى باشد بر عهده او است که در اطراف چنین انتشاراتى تحقیقات فورى به عمل بیاورد. چون این انتشارات لطمه به شخصیت شاه و وضعیت مملکت می‌زند. مثلاً می‌گویند حزب جمهورى خواه درست شده عمرو و زید و بکر و لیث در این حزب عضوند،، یکى رئیس کمیته یکى رئیس کمیسیون تبلیغات است و یکى چکاره است یکى چکاره است و حتى بنده شنیدم یک شبى در یکى از محافل محترم دربارى چنین صحبتى شده بوده و آنجا گفته شده که بنده رئیس کمیسیون تبلیغاتم یا کس دیگر رئیس کمیسیون تشکیلات است آقا این براى مملکت مضر است در چنین موقعى که

+++

وظیفه هر فردى است که شخیصت شاه و مقام سلطنت را به نفع خودش حفظ بکند. این صلاح نیست که یک چنین انتشاراتى بدهند. مسئول این مملکت رئیس دولت است‌، رئیس دولت بایستى فورا تحقیق بکند یک اقدام فورى بکند که آیا چنین چیزى هست یا نیست ولى البته مسلماً اقدامى نفرمودند در این موضوع. عرض می‌شود که دموکرات آذربایجانى درست شد در این مملکت و این دمکرات موجب اختلال وضعیت مملکت گردید و چیزى نمانده بود که ایران را تجزیه بکند،، اشخاصی که موثر در این کار بودند ده هزار نفر که نبودند بیست هزار نفر که نبودند یک مشت اشخاص وطن‌فروش و ماجرا‌جو و خائن در این مورد پیشقدم بودند (صحیح است) آنها نقشه کشیدند آن‌ها حساب کردند (یمین اسفندیارى- آذربایجانى هم نبودند) نخیر نبودند (بهادرى- ایرانى هم نبودند) ایرانى هم نبودند خدا لعنتشان کند انشاء الله حالا آقا این غائله که از بین رفت،، دنیایى است پر آشوب وضعیت خطیر است‌، خطر دارد امروز ملاحظه می‌کنید در هر گوشه‌ای از دنیا انقلاب‌ها انتریگ‌ها و دو دستگی‌ها موجود است که بحمدالله پس از جنگ در کمال مهارت و با یک حسن تدبیرى که جزء سنن ملى ایران در مبارزه خطیر ما داریم توانستیم از این غائله و از این جنجال خارج شویم حالا نبایستى که ما دوباره چوب برداریم عقب مردم بیافتیم که تو توده‌ای بودى تو دمکرات بودى. این بد است آقا‌، این بد است (یمین- چنین چیزى نشده) بنده می‌گویم که نشده‌، جناب آقا حکیمى شما چیزى از عمرتان باقى نمانده است (خنده نمایندگان) (زنگ رئیس) قانون طبیعت را عرض می‌کنم دکتر نیستم (بهادرى- حالا اگر کسى به آقا این را بگوید خوب است؟) بنده می‌خواهم عرض کنم که جناب آقاى حکیمى الان وظیفه مندند به این که یک نوعى عمل بکنند که بعد از ایشان نسل‌های آینده اشخاصى که در آینده و در آتیه می‌خواهند در این مملکت زندگى بکنند نام ایشانرا به نیکى ببرند. اگر بناشد ما امروز جنگ سنى و شیعه در این مملکت درست بکنیم جنگ بابى و مسلمان درست بکنیم هر کس با هر کس بد است بگوید این کمونیست است این توده است کار این مملکت بجائى نمی‌رسد هر کس در این مملکت چهار تا دوست دارد دو تا پسر عمو دارد سه تا برادر دارد سه تا قوم و خویش دارد ما حق نداریم که یک توده عظیمى را در این مملکت متهم بکنیم به دشمنی با دربار و شاه و آنها را بالنتیجه دشمن بکنیم با شاه (صفوى- شاه دشمنى ندارد آقا) دشمن می‌تراشند آقا این بد است وقتیکه به اعلیحضرت همایونى دائما یک اظهاراتى بکنند مآلا رنجیده خاطر می‌شوند مکدر می‌شوند این صلاح نیست این کار را ما نباید بکنیم در صدر سلطنت مرحوم ناصرالدین شاه موضوع بابى در این مملکت پیدا شد سید علی‌محمد باب آمد و آن جریانات پیدا شد بعد هر کس با هر کس دشمن بود فوراً می‌رفت گزارش می‌داد که آقا این بابى است بالاخره آقا کار بابیگرى و اتهام در این موضوع به جایى رسید که مردم می‌رفتند بابى می‌شدند این کار را نکنید خوب نیست. حاصل بنده مقتقدم امروز آقا از نظر این که ما بتوانیم به زندگی ملى خودمان ادامه بدهیم و مقام سلطنت و مجلس شوراى ملى که دو سمبل وحدت ملى ایرانند محترم بمانند و هر جا باشند محترم باشند ما بایستى حکومتى بیاوریم که این حکومت پیش از یک انقلاب مصنوعى یک انقلاب حقیقى بکنند و آن حکومت حکومت آقاى حکیمى نیست‌، بنده معتقد نیستم که این حکومت قادر باشد به این که یک اصلاحات اساسى بکند مثلاً بنده اطمینان دارم که براى شخص اعلیحضرت همایونى هم فرق بین همسایگان نیست و به همه بیک نظر نگاه می‌کند (صحیح است) هیچ‏ فرقى بین طبقات و اشخاص نیست اعم از اعیان- لشگرى- کشورى تاجر- کاسب- دانشجو- روحانى- مشروطه طلب- مستبد- مرتجع- آزادى‌خواه- براى اعلیحضرت شاه فرقى بین این اشخاص نیست اگر امتیازى هست بین این طبقات و اشخاص بین خودشان است حتى مثلاً بنده گاهى می‌شنوم از گوشه و کنار که اعلیحضرت همایونى در انتخاب دولت‌ها با این شخص موافق است با این شخص مخالف است بنده معتقد نیستم به این حرف‌ها بنده معتقدم که اعلیحضرت شاه همه را به یک چشم نگاه می‌کنند و هر وقت مصالح عالیه مملکت ایجاب بکند ایشان اشخاصى را هم که به آنها سمپاتى ندارند آنها را دعوت به کار می‌کنند و آنها را تقویت می‌کنند چنان که در مورد جناب اشرف آقاى قوام‌السلطنه اعلیحضرت به خود بنده فرمودند که هیچ نخست وزیرى را من به اندازه قوام تقویت نکردم و او را تا آخر تقویت می‌کنم‌، این انتشاراتى را که می‌دهند این انتشارات ناشى از مقام سلطنت نیست روى اغراض و روى منافع اشخاص بعضى انتشارات داده می‌شود. و بنده می‌خواهم از پشت این تریبون از اینجا چون از دست درباری‌ها ماذله شدیم مستأصل شدیم از اینها .... اى کاش که تمام درباری‌ها مثل تیمسار یزدان پناه و جناب آقاى جم بودند ......

رئیس- شما درباره استیضاح صحبت کنید اینها خارج از موضوع است.

آشتیانى‌زاده- نیست آقا‌، بنده یک موضوع خاصى را که اینجا طرح نکردم سیاست و وضع دولت است بنده امیدوارم که تمام خدمتگزاران دربار تأسى به آقای جم و تیمسار یزدان پناه بکنند از حیث رویه‌ای که در آن محفل باید اتخاذ بکنند هر چه از ما می‌خواهند به شاه بگویند ولى آنچه را که از آنجا به ما می‌گویند به صلاح ما و مملکت ما نیست در سر لوحه برنامه آقاى حکیمى موضوع تأمین رفاه مردم بود از لحاظ خواربار و پایین آوردن قیمت زندگى،، متأسفانه در این مورد به هیچ‌وجه اقدامى نشد و هیچ تفاوت محسوسى مشاهده نشده تا به حال بلکه سه چیز که موثرترین قسمت‌ها است در وضع زندگى مردم‌، یکى موضوع مسکن است یکى موضع نان است یکى موضع گوشت این سه مورد کوچک‌ترین تفاوتى که نکرد سهل است بلکه قیمت آن‌ها رور بروز به ترقی و تزید رفته است و حتى نان در اکثر جاها نایاب است و اصلاً پیدا نمی‌شود چنان که اگر بعضى از آقایان بروند در قسمت‌های جنوبى شهر مشاهده خواهند کرد که وضعیت دکان‌های نانوایى شهر وضعیت 1321 و 1322 است. خیلى وضعیت بدى است و اگر اقدامى هم از طرف دولت سابقاً شده خیلى ظاهرى و در نظر فرمالیته است به طوری که بنده عرض کردم و به طوری که از بعضى از مالکین و ارباب اطلاع شنیدم غله به طور بدى در سال گذشته جمع‌آورى شده و خشکسالى که در دنبال این موضوع به وجود آمد و این که بعضى از ممالک همجوار من جمله عراق دچار قلت خوار‌بار گردید. و حتى در آنجا به همین علت اغتشاشاتى هم رویداد مقدار زیادى غله از طریق قاچاق به آن طرف مرز منتقل شده مطلعى می‌گفت که هشت‌هزار تن غله این مملکت را از سرحد عراق خارج کردند (یکى از نمایندگان- جواز صادر کرده‌اند) کاشکى جواز می‌دادند (دکتر مجتهدى- کى خارج کرد‌، اسم ببرید) یک تاجر یهودى (یکى از نمایندگان- بگذارید صحبتشان را بکنند) بنده صحبتم را می‌کنم آقا دکتر را بهشان ارادت دارم. در نتیجه عدم مراقبت دولت باینموضوع حیاتى و مهم مقدار زیادى غله از ایران به آن طرف مرز صادر شد و از طرف دیگر سوء اداره توزیع غله بین خبازان و احتکار محتکرین و عدم ممانعت دولت از عملیات آنها و دزدى آرد دولت که براى نان به نانواها تقسیم می‌شود موجب شده است که اکثر شهرستان‌ها از حیث نان دچار مضیقه بشوند و حتى در پایتخت چنان که ملاحظه می‌شود نان در اغلب نقاط کمیاب و مردم دچار زحمت می‌باشند و به قرار معلوم در انبار مرکزى و انبار شهرستان‌ها هم ذخیره به اندازه کافى به جهت بدى جمع‌آورى غله موجود نمی‌باشد و معلوم نیست که دولت دراین مسئله حیاتى تاکنون چه اقدامى به عمل آورده است؟ بدى محصول هم در اغلب نواحى کشور بوده و به علت عدم بارندگى به موقع صورت مطلوبى ندارد و این امر مهم یعنى این موضوع غله و نان را به کلی مسکوت گذارده‌اند و دولت به هیچ‌وجه توجهى نسبت به نان ندارد و آثار بهبودى در واقع براى آن ابداً مشهود و هویدا نیست و چون موضوع از نظر حفظ نفوس و تأمین ارزاق عمومى بین‌هایت حایز اهمیت می‌باشد لذا صرفاً به جواب‌هایی که اغلب از آقایان اعضاء ادارات می‌دهند و شاید بعضى آقایان اعضاء دولت هم بدهند نمی‌توان قناعت نمود. یکى هم موضوع صدور لوبیا است و با این که هنوز ما نمی‌دانیم وضعیت محصول کشور در سال آتیه چه خواهد بود و آیا مازاد به اندازه کافى هست براى کشور مخصوصاً نباید از الان شروع کرده‌اند به جواز دادن براى صدور لوبیا یکى هم موضوع رادیو است تا به حال مد بود که همه جا می‌گفتند روزنامه‌ها فحش می‌دهند روزنامه‌ها غیر قابل تحمل است وضعیتشان. ولى حالا قضیه معکوس شده است دولت فحش می‌دهد. دولت آقاى حکیمى مقاله روزنامه خاور زمین را که بیست نفر خواننده ندارد دیدم پیشت رادیو می‌گوید. رادیویى که مال همه است هم مال زید هم مال عمر و مال تمام مملکت است مال شخص آقاى نخست وزیر یا رئیس رادیو که نیست آنجا می‌خوانند فحش می‌دهند به مردم آشتیانى‌زاده چه حق دارد استیضاح بکند استیضاح را حق بود مثلاً آقاى دکتر معظمى بکند به شما چه مربوط است به رادیوی دولت چه ربطى دارد.

+++

(صحیح است) مگر رادیو ملک شخصى آقایان است! دولت نباید هر چه در روزنامه هست درس مقاله هست بخواند،، مردم را فحش بدهد که فلان کس غلط کرده استیضاح کرده‏ ! این معنى ندارد آقا‌، این بد است،، با آب و تاب گوینده‌ی رادیو طهران می‌خواند که اگر هم بنا بود استیضاح بشود اشخاصى مانند دکتر معظمى اشخاصى مانند آقاى تقى‌زاده و فرامرزى و عمر و وزید بکنند‌، همه وکیلند و متساوى هستند فرقى ندارد هیچ کس بر دیگرى رجحان ندارد اگر روزنامه خاور زمین خیال می‌کنند که بنده حق ندارم استیضاح بکنم این یک دعوائى است بین بنده و ایشان این مربوط به دولت نیست یک مثلى یادم آمد یک روز به یک ملایى گفتند آقا بچه‌ها شلوغ می‌کنند پایین به آن‌ها هم مى‌گوییم ملا بالا است می‌گویند ما از ملا نمی‌ترسیم ملا گفت گور پدرشان من هم از آنها نمی‌ترسم. این دعوایی است بین من و آقاى خاور زمین مربوط به دولت نیست (دهقان- زمین ندارد خاور است) (آزاد- قوام السلطنه هم یک چنین کارى می‌کرد) اگر می‌کرد غلط می‌کرد (مکى- هر که بکند بد می‌کند) قوام‌السلطنه از این کارها نکرد. یکى هم موضوع وزارت راه است که به عقیده‌ى بنده خیلى مهم است این موضوع با این که بنده به آقاى اردلان ارادت باید داشته باشم براى این که به برادرشان ارادت دارم (اردلان- متشکرم آقا) ولى مجبورم که یک قدرى اظهار ارادت بکنم،، اولاً جناب آقاى اردلان از قرارى که بنده احساس می‌کنم علاقه‌ای به وزارت راه نشان نمی‌دهند شنیدم که مشغول مبارزه‌ی انتخاباتى کامپانى الکتورال هستند و از طرفى استاندارى فارس و اصلاً علاقه‌ای به وزارت راه نشان نمی‌دهند (وزیر راه- فوق‌العاده علاقه دارم) (یکى از نمایندگان- آقاى اردلان در هر کارى علاقه دارند) (خنده نمایندگان) این حرف‌ها صلاح نیست بنده خجالت می‌کشم آقا‌، اما وضع معاونشان عرض می‌شود که الان آقاى میکده دو ماه هست که به سمت مدیر کل لوله‌کشى تهران معین شده است و حقوق هم از آنجا می‌گیرد ماهى دو هزار تومان از آنجا حقوق می‌گیرد حقوقشان را در جیبشان می‌گذارند و مع‌الوصف حاضر نیستند که وزارت راه را ترک کنند آنجا جاى خوبى است،‌ جاى مفیدى است فکر می‌کنند حالا که لوله‌کشى نیست هر وقت لوله‌کشى درست شد ما از آنجا می‌رویم آن هم یدک و مخصوصاً علاقه‌مندند که محاسبات مقاطعه‌کاران قبل از شهریور اصلاح بشود این کارها را حل و فصل بکنند وقتى که رو به راه شد آن وقت تشریف ببرند آنجا‌، آقایان ما در این مملکت مهندسین فاضل داریم مردمان کار آمد داریم میلیون‌ها خرج شد تا یک عده‌ای رفتند اروپا تحصیل کردند زحمت کشیدند شما به چه مناسبت آقاى کایزر را آوردید و این قدر حقوق گزاف بهش می‌دهید؟ ماهى یکصد و هشتاد هزار ریال به آقاى کایزر و یک مادموازل سوئدى می‌دهند (اردلان- کى آورده آقا) وزارت راه آورد (وزیر راه- آقاى قوام‌السلطنه آورده) چرا جناب عالى بیرون نکردید؟ (وزیر راه- من معتقدم که باشد آقا) عرض کنم این آقاى کایزر در کامپساکس بود و مقاطعه‌کارهاى کامپساکس را هم خوب می‌شناسد ایشان آنجا مشغول امتحان و توافق نظر حاصل کردن با مقاطعه‌کاران سابق کامپساکس هستند،، آقاى میکده هم خودشان سابق مقاطعه کار بوده‌اند و الان هم معنا هستند،، استدعا می‌کنم عذر ایشان را بخواهید به چه مناسبت مهندسین کار آزموده ایرانى را که تحصیلات کافى و کاملى دارند کنار می‌گذارید و می‌روید از دانمارک یا سوئد می‌آورید؟ به چه دلیل؟ و بنده خبر دارم این آقا تا به حال یک دفعه از تهران خارج نشده که سرکشى بکند وضعیت راه‌آهن را ببینید چطور است،، حالا وزارت را‌ه به دست این شخص دارد محاسبه‌ی ناقص مقاطعه کاران قبل از 1320 را رسیدگى و به جیب هر یک پولى می‌خواهد بریزد‌، من باب مثل یکى از این مقاطعه کاران قبل از 1320 چهار میلیون ریال به نام مساعده براى ساختمان ایستگاه مشهد گرفته و بعداً با پیش آمد قضیه شهریور کارى انجام نداده و چهار میلیون را هم نپرداخته این پول را گرفته از تصدیق سر آقایان چهار میلیون قبل از شهریور که مقاطعه کارى بکند و بعد انقلابات و وضعیات شهریور پیش آمده این آقا این پول را پس نداده و براى آن که کلاه شرعى به سر این مطلب بگذارند مدتى است این شخص عالی‌مقام که نسبت به آن مقاطعه‌کار و آقاى میکده سمت رفاقت و دوستى قدیمى دارد یعنى آقاى کایزر کلاسیفیکاسیون طبقه‌بندى قسمت راه‌آهن تهران و کرج را که 10 سال پیش همین آقا انجام داده است در آن تجدید‌نظر داده و به اندازه آن را بالا برده که بدهى این آقا مستهلک شده چهارصد هزار تومان از جیب ملت به جیب مقاطعه کار ریخته (یک نفر از نمایندگان- این مقاطعه‌کار کى بوده؟) (یمین اسفندیارى- آقاى ابوالقاسم وثوق) ایشان نبودند (یمین اسفندیارى- این طور نیست که فرمودید باید آقاى وزیر راه جواب بدهند) یکى هم موضوع بنگاه راه‌آهن است عرض می‌شود که راه‌آهن مال اشخاص نیست راه‌آهن را در این مملکت همین مردم لخت و عور گوشواره‌های زن‌های خودشان را دادند النگوهاى زن‌های خودشان را دادند هر کسى که یک پولى داشت به عناوین مختلف داد راه‌آهن ایجاد شد و ما خوشحال بودیم که در مقابل این همه زحمات و این همه مشقات و این همه فداکارى که تحمل کرده بودیم راه‌آهن داریم حالا راه‌آهن شده است تیول آقاى عزت‌الله هدایت با یک درزین هر روز آقاى خسرو هدایت دلشان می‌خواهد مسافرت بکنند پروپاکاند حزبى بکنند کنفرانس‌های سندیکایى بدهند این درزین هر دفعه که بیاید و برود 10 هزار تومان خرجش است آخر دولت چکار دارد؟ حزب می‌خواهد تبلیغات کند باید از جیب خودش پول بدهد اگر حزب دارند سندیکا دارند بروند پول بدهند با پول خودشان با پول افراد با پول صندوق حزب بروند هر جا می‌خواهند سندیکا تشکیل بدهند پیراهن سیاه درست کنند پیراهن سبز درست کنند این مربوط به مالیه دولت نیست اینجا در پشت همین تریبون بنده عرض کردم آقاى اردلان هم تشریف داشتند در هیئت دولت هم گفتم آقا بنده یک روز رفتم در آن اتحادیه‌ای که مربوط به ما بود اتحادیه ما بود رفتیم آنجا دیدیم ده نفر کارگر راه‌آهن از دورود آورده‌اند آنجا این هم استشهادى است که در مقابل رئیس کلانترى و کلانترى محل درست کردیم با حضور تمام آن ده نفر وقتی که ما رفتیم آنجا را دو مرتبه اشغال کردیم آن ده نفر می‌خواستند دست و پاى ما را پیوستند که آقا ما را راحت کردید ما را رفته انداز راه‌های دور با کتک و پس گردنى آن چند نفر گشتاپوى آقاى عزت‌الله هدایت آورده‌اند و به ما البته روزى دو تومان فوق‌العاده می‌دهند از جیب دولت از جیب بنگاه راه‌آهن که ما اینجا بمانیم و اتحادیه را حفظ کنیم آقا کار حساب دارد نباید اشخاص از دوستى و محبت محافل محترم این مملکت سوء‌استفاده بکنند بجه مناسبت آقاى هدایت از صندوق راه‌آهن کارگرهاى راه‌آهن را بهشان مزد می‌دهد و آنها را در کارهاى سیاسى استعمال می‌کند؟ حق ندارند آقا عرض می‌شود که چون بنده امروز نمی‌خواهم راجع به سیاست خارجى حرف بزنم آقایان عصبانى نشوند چون بنا بود که هر کس هر عقیده‌ای دارد هر فکرى دارد با کمال صراحت بگوید و سایرین هم گوش کنند و بعد قضاوت کنند در موارد بحثى و مشورتى اینجا هم که نوشته امر هم شورى بینه‌ام قضاوت بکنند و رأى بدهند اکثریت همیشه حاکم است ولى همیشه اکثریت باید اجازه بدهد که اقلیت در کمال صراحت عقیده‌اش را اظهار کند آقایان باید گوش کنند و ایجاد تعصب نفرمایند یک یادداشتى آقاى حکیمى داده‌اند به دولت شوروى ما نفهمیدیم این یادداشت چه معنایى داشت؟ پروفسور ایکس در یک آمفى تآتر فلان جا که شب بود کنفرانس بود گفته‌اند ما از آقاى حکیمى بدمان می‌آید آن پروفسور گفته است آزاد است حالا یادداشت دادن و داد و فریاد راه انداختن که فلان پروفسور یک شخص غیررسمى در یک آمفى تآتر یک حرف‌هایی زده شما هم می‌خواستید به آقای دکتر شفق بگویید ایشان هم بروند در دارالفنون یک کنفرانسى بدهند آخر این چه معنى دارد آن وقت تازه آقاى وزیر امور خارجه هم امضاء نکرده‌اند این یادداشت را (وزیر خارجه- یادداشت امضاء نمی‌شود) ببخشید آقا بنده کارى به وزارت خارجه ندارم (وزیر خارجه- اگر سوال می‌کردید عرض می‌کردم) بهر جهت بنده از نظر سوء تأثیرش در جریان مملکت و سیاست خارجى .....

رئیس- آقاى آشتیانى‌زاده شما آنچه که استیضاح کرده‌اید راجع به سیاست داخلى است راجع به سیاست داخلى صحبت کنید.

آشتیانى‌زاده- امروز سیاست داخلى و خارجى ندارد داخل و خارج به هم متصل است (خنده نمایندگان) امروز در تمام جاهاى دنیا جریانات داخلى هر مملکت ارتباط نزدیک دارد با سیاست خارجش (صحیح است) تمام جاهاى دنیا همین طور است در هر صورت بنده معتقدم اگر آقاى حکیمى حساب شخصى با یکى از پروفسورها با یکى از روسی تروست دنیا با یکى از محترمین ممالک خارجه دارند این مربوط به ملت ایران نیست حساب شخصى است بین ایشان و آن پروفسور ایکس یا زید ملت ایران هیچ حساب شخصى با کسى ندارد ملت ایران تمام همسایگانش را به یک چشم نگاه می‌کند ما هیچ فرقى بین همسایگان شمال و جنوب و شرق و غرب نمی‌دهیم همه براى ما مساویند و همه یکسان هستند هیچ فرقى نمی‌کند. دیگر عرضى ندارم.

رئیس- آقاى شریعت‌زاده.

امامى- باید یک موافق صحبت کند.

رئیس- آقاى شریعت‌زاده استدعا می‌کنم چون

+++

موافق هم ثبت نام کرده اجازه بدهید. آقاى دکتر شفق بفرمایید.

دکتر شفق- بنده به طوری که آقایان محترم تا‌کنون ملاحظه فرموده‌اند در مسائلى که مورد مناقشه شدید باشد وقتى که به تشخیص خودم آن مناقشات زیاد مهم نبوده است شرکت نکرده‌ام و الان هم به هیچ‌وجه با یک روحیه مناظره وارد این بحث نخواهم شد و به دوا عرض می‌کنم که احترام کامل دارم به عقیده و نظریات آقایان آقایانى که خواه استیضاح کرده یا نکرده باشند خواه مخالف باشند یا موافق ولى حقیقت امر این است که موضوع استیضاح و دولت عوض کردن به حدی رسیده است که در دوره مشروطیت خدا را گواه می‌گیرم به تشخیص بنده از حد تحمل خارج شده است (صحیح است) براى این که من هم نماینده هستم از آقایان اجازه می‌خواهم که من هم نظرم را گفته باشم ولو در این باب اشتباه کرده باشم ولى چون همیشه استفاده از فرصت گاهى به شرط این که سوء‌استفاده نشود مفید است و به امید این که این دولت خواهد ماند بنده از این فرصت استفاده می‌کنم دراین موقع می‌خواهم تذکرى بدهم که تصور می‌کنم می‌بایستی هرچه زودتر دولت یک نقشه اقتصادى که حاوى تمام احتیاجات کشور باشد و وحدتى داشته باشد و مسائل اقتصادى به طور تفاریق و اتفاق مورد بحث جراید و مجلس واقع نشود نظیر موضوع مهم ارز و موضوع مهم حمایت اجناس و کالاى داخله و درعین حال کنترل از باب این که تجاوز از حد نکنند. موضوع کارخانها که مهمترین موضوع داخلى کشور ما است و مسئله کارگر و امثال اینها این‌ها یک نقشه‌ی واحد اقتصادى علمى و فنى لازم دارد. در دوره چهاردهم این موضوع مطرح شد تبصره‌ای هم گذشت و یک شوراى اقتصادى هم در برنامه‌ی اخیر دولت گفته شد و گویا آقاى دکتر معظمى بودند تذکر دادند لزوم این اقدام یعنى تشکیل شوراى اقتصادى مرکب از اهل فن و متخصصین را که هر چه زودتر شروع به کار کند تا ما از این اقدامات بى‌ارتباط اتقاقى نظیر تعیین نرخ ارز یا صحبت‌های اتفاقى راجع به صادرات و واردات خلاصى یابیم در این باب حتماً دیر و غفلت شده است در باب اظهاراتى که همکار محترم آقاى آشتیانى زاده فرمودند اجازه بفرمایید بنده چند کلمه در باب آزادى که فرمود عرض کنم آزادى یکى از کلماتى است که از بدو تاریخ بشر به خصوص از تاریخ انقلاب فرانسه به این طرف افسوس خیلى از این کلمه سوء استفاده شده است زیرا مفهوم آن درست روشن نشده است. مفهوم هر مسئله اجتماعى البته مثل مسئله ریاضى روشن نمی‌شود از بنده بپرسید من می‌گویم آزادى در اولین تعریف در اولین مرحله عبارت است از این که هر فرد از افراد یک کشور بتواند حقوق مشروع خودش را دارا باشد و این حقوق مشروع هر فرد از هر گونه آسیب و تجاوز مصون بماند. می‌ترسم بعضی‌ها تصور بکنند که آزادى این است که هر فرد حق داشته باشد نسبت به هر فرد و هر دسته هر چه دلش می‌خواهد بکند و بگوید و بنویسد این خلاف نظام اجتماعى است چنین امرى محال است اگر فقط در راه رفتن توى خیابان‌ها هر فردى حس بکند که آزادى مطلق دارد هر جور دلش می‌خواهد راه برود در همان آن در شهر ممکن است چندین نفر مجروح و مقتول بشوند ناچار در یک جامعه‌ای حدود آزادى محدود است با رعایت حدود آزادى دیگران اینکه صحبت از آزادى افکار می‌شود در هر مخالفت یا موافقتى ما آزادى را علم می‌کنیم و طرف را دشمن آزادى قرار می‌دهیم به عقیده بنده کمى در این باب مبالغه هست آزادى مقدس‌ترین حق بشرى است به شرط این که آزادى تمام افراد و دسته‌ها و حقوق تمام طبقات مصون باشد آزادى یک امر اجتماعى است یک امر انفرادى نیست حدود آزادى را باید رعایت کرد اگر یک دولتى بنده منظورم دولت خاصى نیست یک دسته‌ای را از تجاوز یک دسته دیگر خواست با حسن نیت مصون بدارد در این صورت نمی‌شود به آن دولت گفت خلاف آزادى عمل کرده است بر عکس آن دولت خواسته است آزادى را براى تمام طبقات محفوظ بدارد (صحیح است) آزادى حق طلق یک دسته معین نیست در این صورت بقیه باید اسیر باشند و یک دسته فقط آزاد باشد یعنى متجاوز باشد. آزادى مشترک است در بین تمام افراد و تمام دسته‌جات ولى اگر ما تشخیص دادیم که در یک موقعى که یک دولت‏ واقعاً بر خلاف آزادى یک دسته معین متعمد است و یک اقداماتى می‌کند بدیهى است که این عمل خلاف آزادى است. عذر می‌خواهم اگر این مثال را که در یک کتابى خوانده‌ام اینجا مى گوئیم یکى از دانشمندان انگلیس پروفسور لاسکى می‌گوید در یک سالن سینما که دو هزار نفر جمع شده‌اند یک نفر حق ندارد بلند شود و محض تفریح و خوشمزگى بگوید که مردم حریق اتفاق افتاده است و مردم را گرفتار تشنج بکند و پا شوند و بروند و یک عده بچه و پیرزن زیر پا بروند و لگد بشوند بعد این شخص بگوید من آزادم دلم خواست گفتم آزادى کلام است این آزادى نیست آزادى حدود دارد حدود آزادى حق دیگران است روزنامه‌نویس‌ها باید بدانند که حدود آزادى روزنامه باید مشروع و مطابق حق با رعایت حقوق تمام افراد و دسته‌جات دیگر باشد. هر فرد آزاد است نه تنها نویسنده هر فرد آزاد است نه تنها گوینده هر فرد مملکت حق آبرو و حیثیت و صیانت جان و مال دارد (صحیح است) دولت این نوع آزادى را باید حفظ کند نه آزادى یک دسته‌اى را (صحیح است) چندین بار آقایان محترم مخالفین در این مجلس موقع صحبت راجع به گوش و حواس و حافظه رئیس محترم دولت صحبت کردند به عقیده بنده این موضوع گذشته از این که یک کمى از دایره ادب و مروت خارج است (صحیح است) حتماً و مطلقاً سن و سال. حالا حمل بر این نفرمایید که بنده دفاعى هم در ضمن از خودم می‌کنم‌، (خنده نمایندگان) همیشه میزان و ملاک عمل نیست. امروز رؤساى مهم و معروف دنیا از ژنرالیسیم استالین تا چرچیل و نظایر آنها اشخاصى هستند که سن و سالى دارند اگر گوش آنها زود و تند نمی‌شنود اگر قلب آن‌ها مثل قلب جوان‌ها که همیشه زنده باشند تند نمی‌زند ورزیدگى و تجربه‌های آنها سرمایه بزرگى است براى کشور ملتشان. شایسته و بزرگ آن ملتى است که از بزرگان و پیشوایانشان که عمرى را به شرافت و درستى در راه خدمت مملکت صرف کرده‌اند تقدیر کند (صحیح است) و جوانان فراموش نکنند که همان راه را می‌روند و مثل خواب زندگى می‌گذرد و روزى به جایى می‌رسند که همین حرف‌ها را در باب آنها می‌گویند.

بر سنگ زدم دوش سبوى کاشى سرمست بدم که کردم این اوباشى‏

دیدم به زبان حال می‌گفت سبو من چون تو بدم تو نیز چون من باشى‏

 (فولادوند- این شعر است) در باب اشکالات و ایرادایى که همکار محترم بنده فرمودند بنده هم در یک قسمت‌ها شریکم از آن جمله یک گله‌ای اینجا می‌خواهم بکنم شاید مطابق میل بعضى از آقایان نیست معذورم می‌دارند بنده در اولین شرفیابى به حضور دولت عرض کردم که دولت بهتر است وقت خودش را مشغول پرونده سازى آن هم با این عجله و سرعت نکند این کار سبکى است حتماً باید تجاوزات اشخاص اعم از وزیر یا وکیل یا بزرگ و یا کوچک مورد توجه دادگسترى کشور قرار بگیرد ولى اگر یک تعمدى باشد ظن یک دسته‌بندى برود پرونده‌های قدیم‌تر بخواهد پرونده لاحق را به شدت و سرعت یک دولتى تعقیب بکند و شخصى را که دو سه ماه قبل نخست وزیر کشور بود و اگر بعضى از ماها ایرادتی نسبت به او داریم بعضی‌ها هم مثل بنده عقیده دارند که مطلقاً و محققاً ایشان نسبت به این کشور خدمت بزرگ سیاسى انجام داده‌اند در این قسمت بنده به شخص آقاى وزیر دادگسترى عرض کردم حضور دولت هم حالا عرض می‌کنم این کار روا نبود کار شایسته‌ای نبود نه این که نباید تعقیب بشود مسائل حقوقى به این عجله نباید تعقیب شود به قول آقاى تقى‌زاده که در آن جلسه فرمودند چه بهتر است که دولت در مسائل جارى که الان مثلاً یک دزدى اتفاق می‌افتد فوراً اقدام کند آقایان اگر موضوع موضوع گذشته است باید از اول شروع کرد پرونده‌های زیادى ما شنیدیم می‌خوابد در دادگسترى. جناب آقاى وزیر دادگسترى ما اطلاع داریم بنده خودم مستقیماً اطلاع دارم و به هیچ وجه اسم هم نخواهم برد این چه تحمیلى است که گاهى بعضى از آقایان می‌فرمایند اسم ببرید بنده به چه مناسبت از اشخاص اسم ببرم بنده به چه مناسبت در خصوصیات اشخاص وارد شوم من که قاضى نیستم الان در تمیز و در محاکم دیگر خصوصى می‌توانم خدمتشان عرض کنم بعضى پرونده‌های خیلى مهم خوابیده است این چه معجزى است که با این عجله دولت تلو قوانین یک پرونده‌ای را بیاورد بنده در حضور دولت عرض می‌کنم یک عده از آقایان هم موافقت فرموده‌اند به عقیده بنده از لحاظ سیاست خارجى هم این عمل صحیح نبود (اسلامى- آقاى دکتر شفق نمایندگان مجلس این تعقیب را خواستار شدند جنابعالى دزدى را تصدیق مى‌فرمایید؟) (یمین اسفندیارى- جنابعالى فرمایش خودتان را بفرمایید) بسیارى اشخاصى هستند که ... به موجب آئین‌نامه مجلس آقایان می‌دانند که من هیچ وقت وارد مذاکرات بین‌الاثنین نمی‌شوم و الّا صداى بنده هم بلندتر است ولى عملى را که بر‌خلاف انتظامات است خلاف نزاکت می‌دانم قضایائى که در باب سیاست داخلى که موضوع استیضاح آقاى آشتیانى‌زاده بود همه یا یک قسمتش شاید صحیح باشد ولى اگر از بنده بپرسند می‌گویم که اینها مطالبى بود که در برنامه‌ی دولت بایستى ذکر شود‌، قضایاى مربوط به وزارت راه یا موضوع لوله‌کشى یا کبک حقوق می‌گیرد کبک

+++

نمی‌گیرد و کبک مقاطعه‌کار است که مربوط به چندین سال قبل است به نظر بنده این موضوعات زمینه استیضاح نمی‌تواند بشود (صحیح است) ما احزابی هستیم پارلمانی و اصول مشروطیت را از خارجی‌ها یاد گرفتیم آوردیم به این کشور. این یک سازمانی یک اصولی، یک شرایطی دارد ممکن است آقایان بفرمایند در این کتابخانه کتبی هست خودشان اغلب اطلاع دارند در کدام مملکت سر این قبیل مسائل که چرا معاون وزارت راه از کجا حقوق می‌گیرد یا لوله‌کشی نمی‌دانم چه شد کبک در کجا چه کرد سر این مسائل هر دو ماه هر یک ماه دولت را استیضاح می‌کنند اگر خاطرتان باشد بنده در مورد دولت آقای قوام‌السلطنه که موافق دولت ایشان بودم در همین جا عرض کردم که اگر یک روز مخالفین دولت قوام‌السلطنه موفق شدند دولت آقای قوام‌السلطنه را انداختند من یک پیشنهادی دارم دولت بعدی که می‌آید اقلاً آن دولت را حفظ کنند بنده به نوبة خودم که موافق دولت آقای قوام‌السلطنه بودم عمل می‌کنم آقایانی که دولت را انداختند بعضی‌هاشان به عهدشان وفا نمی‌کنند بنده موقع سقوط دولت آقای قوام‌السلطنه درسوییس بودم و در آنجا باور بفرمایید که یک عده از رجال بزرگ که نسبت به منافع ایران هم علاقه داشتند تعجب می‌کردند و می‌گفتند این دولت برانداختن و دولت ساختن تا کی؟ تا چند؟ آقایان ما در 42 سال مشروطیت 87، 88 دولت آورده‌ایم هر دولت تا بخواهد آشنا به امور بشود تا شروع به مقدمات یک برنامه‌ای بشود مورد خشم و غضب و انتقاد مجلس واقع شده است و دولت را قبل از این که بتواند اندک اصلاحی بکند برانداختند فرض کنید تمام این ایراداتی که فرمودند با آقایان دیگر ایراداتی که بعداً خواهند فرمود وارد باشد مگر ما مجال دادیم دولت در ظرف دو سه ماه کاری بتواند بکند مگر دولت را ما اصلاً گذاشتیم که شروع به مقدمات برنامه‌ای بکند استدعا می‌کنم منصفانه قضاوت کنید خود ما جای این دولت بودیم و علی‌الانفصال ما را مورد علامت و سرزنش و انتقاد قرار می‌دادند علی‌الاتصال ما را اینجا احضار می‌کردند هر سه روز، چهار روز یک استیضاح می‌کردند چه می‌کردیم مگر این بلاتکلیفی و نگرانی می‌گذارد دولت کار کند (صحیح است) این دولت نباشد دوازده نفر بیسمارک و دیسراییلی و کلادستون بیایند جمع شوند یا ائمه اطهار العیاذ بالله بنشینند اینجا و لوایح این دولت را نگذرانند چه کاری می‌توانند بکنند بودجه 26 دولت را که با کمال رو سیاهی و شرمندگی باید عرض کنم بنده عضو کمیسیون بودجه هم هستم و برای این که جانماز آب کشیدن نباشد، خودنمایی نباشد تاکنون دردل خودم را اینجا عرض نکردم، اظهار نکردم مدام بودجه می‌آید و می‌رود ما دو ماه از بودجه را نگذراندیم و باز از دولت اتصالاً استیضاح می‌کنیم که چرا این کار را کردی چرا این یکی را گرفتنی آن یکی را ول کردی قسمت قند و شکر و چای چه شد مالیات هم که زیاد است پول‌ها را هم نباید داد مالیات هم به این زیادی آن یکی خلاف شرع است. این یکی خلاف عدل است، با تمام این شرایط دولت بایستی مثل ماشین کار کند تا ما راضی باشیم. من از شما انصاف می‌خواهم این چگونه است که هشتاد و هفت دولت در عرض 42 سال بیاید در هر دوره هم آقایان وکلای مخالف گفتند که دولت بعد بیاید درست می‌شود این 42 سال برای ما عبرتی است که دولت‌های بعد که آمدند درست نشد چون مجال ندادند آن دولتی که بعد می‌آید به جای دولت حاضر کدام وحدت نظر راجع به آن دولت حاصل خواهد شد. همین کار تکرار خواهد شد. بنده دوره دوم است که در مجلس هستم آقایانی که با بنده در این دو دوره در مجلس بودند عملاً دیدند که هر دو سه ماهی یک دولت می‌آید آقایان می‌گویند فلان شخص می‌آید خوب است آن آمد و ما به چشم خودمان دیدیم که باز هم درست نشد چون ممکن نیست 12 نفر باشند که همه آنها مطابق سلیقه و میل و ایده‌آل تمام افراد نمایندگان مجلس بشوند این عملی نیست یکی پیر است می‌گویند برای این که پیر است، یکی جوان است می‌گویند جوان است، یکی حواسش ناقص است، یکی دیر آمد. یکی زود آمد (دکتر ملکی- برای این است که همیشه همان اشخاص می‌آیند) اگر بنا باشد ما نسبت به اشخاص همیشه قضاوت‌هامان روی این قبیل احساسات باشد به عقیده بنده ما هیچ وقت به نتیجه نخواهیم رسید اگر از بنده بپرسید دولتی که در امورش شاید نقایصی ملاحظه کنیم از بی‌دولتی هزار مرتبه بهتر است. هر دولت ضعیف را اگر مجلس تقویت کند خوب خواهد شد ما چند ماه این را امتحان کنیم و اختلافات شخصی را کنار بگذاریم بنده خودم با تمام اعضا دولت موافق نیستم به موجب مالی که زده شد مثلاً همین رادیویی که آقای آشتیانی‌زاده گفتند بنده کاملاً موافقم به آقای فرهودی که شخص سلیم‌النفسی هستند خود بنده شخصاً نوشتم و عرض کردم هر دولتی که می‌آید این رادیو را وسیله سیاست مستقیم خود قرار می‌دهد، این کار کوچک است که مثلاً از جراید و روزنامه‌ها آن سرمقاله‌هایی را می‌خوانند که نسبت به دولت حاضر حماسه‌سرایی‌ها و نسبت به دولت سابق آن بدگویی‌ها به راه انداخته باشد آن را می‌خوانند اصلاً این قبیل مقالات که وارد جزئیات و توهین به اشخاص می‌شود نباید خوانده بشود همان طور که فرمودند رادیو مال تمام ملت است. خرد. عقل. اعتدال و احتیاط در امور شرط است منظور بنده از این دو مثال جناب آقای قوام‌السلطنه و رادیو این است که آقایان باور بفرمایند که بنده ارتباط احساساتی و مستقیم با دولت ندارم ولی والله. بالله به شرافتم سوگند می‌خورم یقین و ایمان دارم که این دولت برانداختن‌ها بالمال از لحاظ سیاست خارجی و سیاست داخلی به ضرر کشور تمام می‌شود ما باید دولت‌ها را کمک کنیم، نگهداریم، پشتیبان آن دولت بشویم اگر دولت کارهایی نامطلوب بکند ما می‌توانیم سؤال بکنیم می‌توانیم انتقاد کنیم در مواردی که دولت اشتباه می‌کند (مکی- سؤال‌ها را که جواب نمی‌دهند) البته باید جواب بدهند الان آقای دکتر مصباح‌زاده راجع به بندرعباس یک مطالبی داشتند به بنده فرمودند که من استیضاح خواهم کرد بنده گفتم آقا استیضاح کمی مد شده، کمی معمول شده این خوب نیست سؤال کنید فرمودند به سؤال جواب نمی‌دهد البته باید به سؤال فوراً جواب داد (دکتر مصباح‌زاده- بنده از موافقین دولت هستم) بنده معتقد نیستم که وارد یک مسائل مفصلی در این موقع شوم در باب مطلبی که همکار محترم فرمودند که یک پروفسوری در مملکت دیگر، در روسیه شوروی راجع به سیاست خارجی ایران صحبت کرده است بنده هم شریکم ممکن است پروفسورهایی در دنیا هستند که شاید خدای نکرده بعضی اوقات از کثرت مطالعه اعصابشان خسته شود و مطالبی خلاف حقیقت بگویند من پروفسور‌هایی را هم از روسیه شوروی از آن جمله مستشرقینی می‌شناسم که عقیده دارند ایران و شوروی طبیعتاً با هم همسایه هستند و روابط قویم و قدیم دوستی دارند و باید داشته باشند قطعاً تلقینات سوء خبر تیره کردن روابط بین این دو کشور و روابط دو همسایه دوست نتیجه ندارد و بنده هم شریکم شاید لازم نبود به یک پروفسوری یک دولتی جواب رسمی بدهد اما از طرف دیگر برای این که یک مسائلی روشن بشود جواب‌هایی داده شده است بنده را هم آقا مأمور فرمودند در دانشگاه در این باب مطالبی عرض کنم. من علیه دول بزرگ متفق خودمان مطالبی ندارم که صحبت کنم اگر من در دانشگاه صحبت کنم حتماً جوانان ایران را دعوت خواهم کرد که نسبت به تمام دول متفق بزرگ سیاست خیرخواهانه داشته باشند به موجب منشور سازمان ملل متحد همه ماها باید بکوشیم صلح جهانی را حفظ کنیم (صحیح است- احسنت) و انشاءالله به هر نحوی سوءتفاهمات از بین برخیزد بنده خیلی آرزومند بودم که آن پروفسور با یک هیئتی از سازمان ملل می‌آمدند این دلیجانی را که در هر روز چند هزار نفر مسافر از آنجا رد می‌شود تماشا می‌کردند و به ما هم نشان می‌دادند که این فرودگاه‌هایی که ساخته شده کجا است؟ این زاغه‌ها و پناهگاه‌های نظامی ما کجا است؟ ما خودمان هم نمی‌دانیم گویا جناب آقای وزیر جنگ هم اطلاع نداشته باشند خود آقای پروفسور هم بیایند ما حاضریم که یک هیئتی از سازمان ملل دعوت کنیم بیایند بگردند وجب به وجب که این کشور کدام سازمان مخفیانه‌ای است که ما داریم و کدام نقشه‌های خصمانه‌ای است که دولت و ملت ایران تهیه می‌کند اینها یک تخیلاتی است که گاهی خود بنده هم گرفتارم پروفسورها گاهی دچار تخیل می‌شوند (خنده حضار) ولی تصور نمی‌کنم احتیاجی باشد برای روشن کردن روابط دو ملت که حتی بایستی وسایل و روابط دوستی آنها تقویت گردد توضیحات زیادی باعث اشکال می‌شود و مسائل خیلی روشن است بنده برای این که بیشتر وقت مجلس و دولت را نگیرم تکرار می‌کنم که ایراداتی که راجع به قسمت سیاست داخلی دولت گفته شد بدون تردید آن هم در این مدت خیلی محدود سه چهار ماه با این اشکالات زیادی که دولت دارد زمینه یک استیضاحی نمی‌تواند واقع شود حتی بنده عقیده‌ام این است که اگر خلاف نظامنامه نباشد مجلس ملی رأی ندهد حتی بعد از توضیحاتی که آقایان دیگر خواهند فرمود استیضاح اصلاً موردی ندارد تا این که منتهی و منجر به رأی شود و اگر منجر به رأی خواهد شد بنده به حکم وجدان و شرافت و تعلق خاطر به کشورم ورقه سفید خواهم داد و همکاران خودم را دعوت می‌کنم که تردیدی در این امر نداشته باشند (احسنت- احسنت).

رئیس- آقای شریعت‌زاده

شریعت‌زاده- به نظر بنده حق استیضاح از وزرا یکی از مظاهر عالی دموکراسی است و این حق

+++

بر طبق اصل 27 از قانون اساسی و مفاد عمومی اصول دموکراسی از همان قانون و متمم قانون اساسی به نمایندگان ملت داده شده است مقررات نظامنامه نشان می‌دهد که هیچ حد و قیدی راجع به استیضاح از طرف نمایندگان ملت از وزراء وجود ندارد (صحیح است) زیرا استیضاح معلول مطالعات نمایندگان ملت در سیاست داخلی یا خارجی دولتی است که بر روی کار است و اگر نتیجه مطالعات آن‌ها لزوم استیضاح از دولت باشد به حکم اصل کلی نمایندگان آزاد هستند که استیضاح بکنند بنده لازم می‌دانم از جناب آقای دکتر شفق از نظر این که با منتهای بی نظری و درستی در مطالب اظهار نظر کردند (صحیح است) تشکر بکنم مخصوصاً از این جهت که با صراحت و قطعیتی هرچه تمامتر وارد بودن جهات استیضاح و موجه بودن آنها را تایید کردند مع‌الوصف از نظر یک سلسله دلایل نظری و اصولی فرمودند که مقتضی بود استیضاح نشود البته این مطلب مطلب نظری است اگر مجلس شورای ملی خواه به عنوان عدم ضرورت استیضاح و خواه به عنوان این که علل و موجباتی که منتهی به استیضاح شده است موجه نیست و تصمیم مقتضی برای بقاء دولت اتخاذ کرد نظر ایشان تامین خواهد شد ولی هیچ یک از این جهات مانع آزادی هیچ یک از نمایندگان در این که نتیجه مطالعه خودشان را از نظر سیاست داخلی موجب استیضاح دانسته است نخواهد بود. در مورد استیضاح مجلس شورای ملی در عین حال که مظهر قدرت قانون گذاری ملت است نماینده وجدان و عدالت ملی جامعه است از این نظر وقتی که استیضاح به عمل می‌آید نمایندگان ملت وظیفه سنگینی دارند و مکلفند به تمام توضیحات و دلایل استیضاح کننده با نهایت دقت گوش بدهند زیرا بدون این که در این موارد به دلایل و جهات استیضاح دقت کافی به عمل بیاید و بدون این که دقت با منتهای بی‌نظری و وطن‌خواهی توام باشد انجام یک قضاوت سیاسی متکی به عدالت و مصلحت ملت ایران در مورد استیضاح ممکن نخواهد بود. من مایل بودم راجع به این که از طرف دولت قبلاً کتباً تذکری داده شده بود که مورد استیضاح مبهم است توضیحات مبسوطی بدهم ولی چون معلوم می‌شود که حضور دولت دلیل است که این تصور ابهام را موجه ندانست از این حیث صحبتی نمی‌کنم بنابراین برای این که زیاد وقت را تلف نکنم وارد موارد استیضاح می‌شوم. سیاست داخلی یک اصطلاح سیاسی کلی است شامل روش دولت در اجرای وظیفه اجرای قانون برای برقراری امنیت عمومی که شامل امنیت‌های مختلف است و همچنین شامل سیاست اداری و سیاست مالی و سیاست اقتصادی و سیاست دولت در ایجاد وسایل اجرای عدالت ملی و اجرای اصلاحات و در موقع کنونی سیاست اخلاقی دولت راجع به تقویت علل وحدت ملی و تشویق جامعه به اتحاد و تشویق جامعه برای مجهز شدن به منظور همکاری با دولت برای اجرای اصلاحات لازم و اساسی است به نظر من دولت جناب آقای حکیمی در هیچ یک از این مسایل اساسی رفتارشان رفتاری نیست که قابل انتقاد نباشد لیکن من به توضیح موارد استیضاح از جهاتی که گفتم شروع می‌کنم لازم می‌دانم نکته‌ای را توضیح بکنم و آن این است که وجود امنیت و استیضاح از دولت هیچگاه در هیچ حکومت دموکراتیک نباید باعث رنجش خاطر وزرا‌ یا موافقین یا وزرا‌ باشد در بسیاری از ممالک دموکراتیک و مترفی این حقیقت معلوم است زیرا همیشه وجود انتقاد و استیضاح کننده با وجود اقلیت یک وسیله‌ای است برای نشان دادن نقاط ضعف دولت و راهنمایی دولت‌ها به طرف حقایقی که مصلحت ملتی که در آن ملت آن‌ها زمامداری می‌کنند اقتضا می‌کند تا بدانند در یکی از همان ممالک در یکی از مجالس یک مملکت آزاد و مترقی رئیس حزب اقلیت در انتخابات موفق نشده بود در موقعی که مجلس مبعوثان افتتاح شد رئیس دولت که رئیس حزب اکثریت بود در پشت تریبون به جایگاه نمایندگان نگاهی کرد و با احترامی هرچه تمام‌تر از نبودن و از موفق نشدن رئیس حزب اقلیت اظهار تأسف کرده گفته است که این مرد در انتقاداتش و اعتراضاتش یک چراغی بود که دولت متکی به اکثریت را همیشه به طرف نقاط ضعف و نقاطی که می‌بایستی اصلاح بشود رهبری می‌کرد. حالا می‌خواهم بگویم که آقای نخست وزیر و آقایان وزر‌ا تصور نکنند من و رفقای من از نظر نتیجه مطالعاتی که در وضع مملکت کردیم در این استیضاح نظر شخصی داریم خیر بنابراین لازم است خود دولات هم با کمال خونسردی و آرامی به آنچه که من می‌گویم گوش بدهد. اولین موارد استیضاح بنده یا اولین موضوع استیضاح بنده امنیت عمومی است. جرایم مدهش و سرقت‌های مسلح و قتل‌ها و راهزنی‌ها نشان می‌دهد که دولت فعلی قادر به اجرای قوانین برای برقراری امنیت عمومی نیست اگر درست حافظه داشته باشیم این جرایم و جنایات و اعمال بعد از زمامداری جناب آقای حکیم‌الملک شیوع یافته و نشانه ضعف قدرت دولتی حتی قدرت تفکر دولت در ایجاد وسایل برقراری امنیت است. در مملکت ما بسیاری از اشخاص زندگی می‌کنند که اگر روزی به محاسبه و محاکمات دعوت شوند ممکن است بلکه می‌توان قطع حاصل کرد که بسیاری از آن‌ها مستحق مجازات خواهند شد و ممکن است بسیاری از آن‌ها مستحق شدیدترین مجازات باشند با این وصف ما که عضو ملتی هستیم که در ایجاد توسعه و تمدن دنیا موثر بود و در تنازع بقاء با مشکلات تاریخی بسیاری مقاومت کرد و زنده ماند و خواهد ماند ما معتقدیم که با وجود این قبیل اشخاص باید با رواج اختلال در نظم راهزنی سرقت مسل قتل به وسیله انتقامات شخصی باید مبارزه کنیم این وقایع اگر در یک دولتی شیوع پیدا بکند نشانه این است که آن دولت یا لاقید در اجرای قوانین است و یا این که توانا برای اجرای قوانین به منظور جلوگیری از جنایات و همچنین توانا برای کشف مجرمین و تنبیه آنها نیست مسئله امنیت عمومی در سیاست داخلی هر کشوری رل مهمی را بازی می‌کند و هیچ نماینده‌ای و هیچ فرد ایرانی نمی‌تواند بعد از این که با چنین وضعیتی روبرو شده است بگوید که این واقعه معلول لاقیدی و ضعف و ناتوانی دولتی که زمام امور را در دست دارد نیست. من لازم می‌دانم دو مورد را که در همین تهران به وقوع پیوسته تصریح بکنم یکی واقعه قتل محمد مسعود (صحیح است) و دیگری واقعه قتل جوانی که فرزند یگانه بانو پیری بوده و در منزلش با وضع فجیعی علناً مقتول شده و مطابق اطلاعی که پیدا کردم همان مادر پیر جد پسرش را به تیمسار سپهبد وزیر کشور ارائه کرده است یا به نماینده ایشان افسر دیگری در خانه‌اش مقتول شده این دو قتل یعنی قتل محمد مسعود و قتل آن افسر هنوز کشف نشده است در صورتی که مقتول نیست در مرکز مملکت با وجود این همه دستگاه عریض و وسیع کشف این جرایم ممکن نباشد.

برای کشف این جرایم قوانین وسایلی در اختیار دولت گذاشته است که به نظر من آن طوری که شایسته است آن وسایل به کار نرفته برعکس برای کشف قتل محمد مسعود افراد بیگناهی را مدت‌ها دستگیر و بازداشت کردند من می‌توانم آقای حسین لنکرانی را نام ببرم برای این که او یکی از روحانیان روشنفکر است ولی در گرد این وقایع هیچ وقت نبوده و مخصوصاً با محمد مسعود خودش و برادرهایش دوستی عمیقی داشته‌اند پس معلوم می‌شود که توقیف این شخص و برادرانش به این منظور نبوده است دلیل آن هم معلوم است برای این که اگر به پرونده رجوع شود تحقیقاتی هم از آنها درست نکردند در هر صورت چون آقایان نمایندگان مجلس شورای ملی از وقایع مخل نظم عمومی در دولت کنونی از قتل و غارت و راهزنی‌ها مسلح و سرقت که حتی به شهر تهران و اطرافش هم سرایت کرده است و حتی وضع طوری بود که تیمسار سپهبد وزیر کشور برای کشف یکی از فجیع‌ترین وقایع شخصاً مسافرت کرده است این وقایع نشان می‌دهد که دولت کنونی نمی‌تواند و منشأ چنین قدرت قانونی برای اعمال قوانین نیست و چون امنیت عمومی در سیاست داخلی رل مهمی را بازی می‌کند به نظر من اگر نمایندگان ملت آن علاقه شدیدی را که به برقراری امنیت دارند توضیحات بنده را و انتشار اخباری که در این مدت در جراید منعکس شده است مورد دقت قرار بدهند تردیدی نمی‌کنند که همین یک علت استیضاح که بسیار موجه و غیر قابل دفاع است کافی است برای این که بگوییم در آتیه زمامداری دولت کنونی مصلحت ملت ایران نیست. در سیر تاریخ و زمان ملت‌ها با مواقع خطیر و دشوار روبرو می‌شوند به نظر من وضع بحرانی دنیای کنونی که بی‌تأثیر در میهن ما نیست ما را باید بیدار بکند به علاوه باید متوجه باشیم که تاریخ دنیا نشان نمی‌دهد در این مواقع کسانی به سمت نخست وزیر و تشکیل دولت و زمامدار از طرف ملل معین شده باشند که دارای نیروی جسمانی که همیشه طبق اصول علمی تردید‌ناپذیر منشاء نیروی عقلانی و قدرت تفکر و تدبر و درایت است) و بالاخره کسانی که نتوانند در مملکت در بین قوای مملک و اشخاص مسئول همکاری ایجاد کنند به زمامداری انتخاب شده باشند وضع کنونی ملت ایران این طور است من این جا لازم می‌دانم یک مطلب دیگری را اضافه کنم در موقعی که مملکت شدیدترین احتیاج را به ایجاد صف مجهز ایجاد صف متحد دارد (صحیح است) به ما نسبت می‌دهند که ما در استیضاح منظورمان ایجاد جریانی است که منتهی به دعوت آقای قوام السلطنه باشد من لازم می‌دانم شخصاً و از طرف رفقایمان این مطلب را که از منشاء اغراض ناشی است با شدیدترین وضعی تکذیب بکنم چنین چیزی نیست (صحیح است) ولی می‌خواهم عرض بکنم که به این عناوین ممکن نیست در مرجعی که به حکم قانون مأمور استماع توضیحات

+++

است در برابر دلایل قطعی و دفاع‌ناپذیر دفاع بشود یکی از موارد دیگر استیضاح من سوء سیاست اداری دولت و سوء استعمال قوانین استخدامی نسبت به کارمندان دولت است همه می‌دانیم که تا سال 1301 شمسی در مملکت ما قانون استخدامی که پشتیبان و حامی کارمندان دولت باشد وجود نداشته است و به این علت مجلس شورای ملی قانون استخدامی که هنوز باقی است تصویب کرده است اگرچه بسیاری از مواد این قانون دچار تغییر شده ولی متن و اساس و عصاره‌اش موجود است و به علت وجود همین قانون بود که وزراء کمتر توانسته‌اند اغراض خصوصی یا سیاسی را بر علیه کارمندان دولت به کار ببرند در سال 1312 یکی از فرزندان شایسته ایران یعنی شادروان علی اکبر داور به سمت وزیر دارایی تعیین شد و پس از مطالعه تشخیص داد که در این وزارتخانه اشخاص و کارمندان سالخورده و فرتوت و در عین حال درست و شریف و محبوب در حدودی که بوده‌اند مقامات و مشاغل را احاطه کرده‌اند و تشخیص داد که این عناصر در عین حال که شایسته احترام هستند قادر به اجرای برنامه مالی دولت ایران نیستند بعد از مطالعه لازم دید قانون دیوان محاسبات را که متروک مانده بود زنده کند و از این راه این کارمندان سالخورده که فاقد معلومات تازه در امور مالی بودند اینها بایستی منتقل بشوند و کارهای مناسب و آرام را انجام بدهند و به جای آن‌ها از طبقه جوان و تحصیل کرده که بسیاری از آنها تحصیلاتشان در امور مالی بود و همچنین بسیاری از قضات دادگستری و حقوقدان‌ها را وارد وزارت دارایی کرده و به جای آنها گماشت و این وضع همین طور باقی بود کلیه وزرا‌ همین روش را تعقیب می‌کردند اما باید دید در دولت فعلی آقای وزیر دارایی دولت فعلی با کارمندان وزارت دارایی و با قانون استخدام چه معامله‌ای کرده‌اند آقای وزیر دارایی عده بسیاری از معاونین و روسای ادارات کل و کارمندان با سابقه و شایسته را برکنار کردند و بدون این که آن‌ها تقاضا بکنند حکم مرخصی برای آنها صادر کرده و متوجه نشده‌اند که حکم مرخصی باید به تقاضای کارمند باشد و بدون آن برخلاف قانون است به علاوه کسانی را که منفصل کرده‌اند به چه کیفیت این کار را کرده‌اند آن این بوده است به شخصی که معین کرده‌اند حکمی داده‌اند در ذیل آن حکم نوشته‌اند رونوشت به رئیس فلان اداره ابلاغ می‌شود در صورتی که لازم بود طبق یک حکمی در حدود قانون استخدام وضع آن مستخدم هم تعیین شود که به کار گماشته می‌شود یا منتظر خدمت است اینها همه تکالیف قانونی دولتی است حالا اینها را منفصل کردند چه کردند کلیه اشخاصی که از زمان مرحوم داور در دیوان محاسبات یا اداره تقاعد یا دادگاه دادرسی دارایی اشتغال داشته‌اند آنها را جانشین طبقه‌ای کردند که عرض کردم چه دلایلی موجب شد که آنها روی کار بیایند من لازم می‌دانم من باب نمونه به عرض نمایندگان ملت برسانم یکی از آن کارمندان سالخورده که پیرمرد شریف و مورد احترام بنده هم هست آقای محمدعلی گرکانی معروف به تقاعد است ایشان مدیر کل و سرپرست چهار اداره اداره کل گمرک - غله و نان - اداره امور بانک‌ها و نظارت بر شرکت‌ها - اداره امور بانک‌ها و نظارت بر شرکت‌ها - اداره حفاظت اموال اتباع بیگانه منصوب شدند بنده اصلاً نمی‌فهمم سوء سیاست داخلی و سوء سیاست اداری که از نظر حقوق اساسی و از نظر فواعد زمامداری اهمیت بسیاری دارد و هیچ دولتی نمی‌تواند از مراعات آن شانه خالی کند چگونه ممکن است اجازه بدهد که یک پیرمرد سالخورده‌ای در وضع کنونی دنیا متصدی و سرپرست چهار اداره‌ای که چهار دهم از کارهای مالی مملکت باید از آن جا بگذرد می‌تواند این وظیفه را انجام بدهد؟ آیا سوء سیاست داخلی مهمتر از این می‌شود؟ من مناسب نمی‌دانم نام همه روسا و کارمندانی که بدون دلیل و برخلاف قانون استخدام منفصل شده‌اند برده بشود (صحیح است) ولی من باب نمونه عرض می‌کنم آقای وزیر دارایی برخلاف مصلحت اداری و برخلاف سیاست مالی آقای دکتر البویه که در حقوق و علوم مالی و اقتصادی را که چندین سال رئیس کارگزینی وزارت دارایی بود بدون دلیل و برخلاف ملاح و سیاست اداری برکنار کردند (صحیح است) به جای ایشان آقای حسین ناصر کارمند قدیم و بازنشسته و معمر وزارت دارایی را که در زمان وزارت مرحوم داور به علل موجهی برکنار شده بود به ریاست کارگزینی وزارت دارایی  منصوب کرده‌اند بنده نمی‌فهمم ملت ایران کی باید از اشخاص فهمیده و جوان و تحصیل کرده‌اش استفاده کند؟ چرا باید این قدر بی انصافی به عمل بیاید اگر حالا آقای دهاء رئیس اداره کل بازرسی که یکی از صاحب منصبان صالح وزارت دارایی است (صحیح است) بدون دلیل برکنار شدند (صحیح است) لازم می‌دانم در این جا... (فولادوند- این‌ها از اعضاء احزاب قدیم نبودند به این جهت برکنار شدند) لازم می‌دانم در این جا برای روشن شدن (همهمه نمایندگان) (فولادوند - حقایق را می‌گوییم آقا) (مشایخی - آقای شریعت‌زاده آن یادداشت‌ها را بخوانید) لازم می‌دانم برای توضیح یک موضوع از نظر جنبه قانونی و دلالت قانون استخدام توضیحاتی به عرض نمایندگان ملت برسانم ممکن است آقای وزیر دارایی این انفصال‌ها را مستند به یک مجوز قانونی قرض کرده‌اند و آن درج عنوان مقتضیات اداری در قانون استخدام است بنده لازم می‌دانم این مطلب را در این دولت یا هر دولت دیگری مورد مطالعه واقع شود و اجازه داده نشود که به این عناوین سرنوشت کارمندان عالی مقام و قابل اعتماد دولت را بازیچه قرار بدهند (صحیح است) اگر این طور باشد استناد آقای وزیر دارایی به عنوان مقتضیات اداری صحیح نیست زیرا این عنوان در قانون استخدام ناظر به مواردی است که اوضاع و احوال و عللی به وجود آید که پیدایش آن مربوط به طرز کار و اعمال اداری کارمندان دولت و باعث بی‌نظمی اداره و مقتضی تغییر آنها بشود در هر صورت عنوان مقتضیات اداری در قانون استخدام منشاء اختیارات مطلق و نامحدود برای وزرا‌ نیست زیرا هرگز منظور قانون گذار این نبوده که برخلاف اصول تمایلات و اراده مطلق وزرا‌ را که متأسفانه منشأ آن‌ها ممکن است اغراض و تظاهرات باشد مقتضیات اداری نام دهند می‌خواهم عرض کنم که نظر قانونگذار یک مسایل معین موجود قابل ذکر است که همین‌ها باشد و الّا معنی ندارد که در یک حکومت دموکراتیک قانونی که در آن کلمه مقتضیات ذکر شده منشاء اعطاء اختیار و حق قضاوت مطلق در مقدرات مامورین باشد برای این که مقتضیات باید یک امور معقول و موجودی باشد و باید معلوم باشد آقای مصدقی بنده تصور می‌کنم که آقایان نمایندگان محترم که گاهی تشریف فرمان شدند در وزارت دارایی  این جوان را دیده‌اند این یک جوان تحصیل کرده و نجیب (صحیح است) و بالخصوص از نظر ریاست دفتر بیش از هر کسی صلاحیت دارد (صحیح است) (یمین اسفندیاری - مورد تصدیق همه است) زیرا به خوبی دو زبان خارجی می‌داند بدون دلیل این شخص را منفصل کرده‌اند بدون این که تکلیفی برایش معین کرده باشند (یمین اسفندیاری - واقعاً بی انصافی شده است) البته من چون نمی‌خواهم تمام موارد را ذکر بکنم تا همین اندازه قناعت را که پیشکاران دارایی آذربایجان و خراسان و کرمانشاهان و مازندران که استان‌های مهم مملکت و مورد توجه ملت ایران است از جهاتی در موقع فعلی به عنوان صرفه‌جویی حذف کردند پیشکاران دارایی این نقاط به عنوان مرخصی به تهران آمدند و به علت این که در صورت حذف این اضافات امرار معاش در این پست‌های مهم برای آن‌ها مقدور نیست مایل به بازگشت نیستند (بهادری - مامور دیگری می‌فرستند این اشکالی ندارد) استناد آقای وزیر دارایی در این اقدام تمایل نمایندگان ملت در مراعات صرفه جویی است (صحیح است) در صورتی که مجلس شورای ملی نظرش بر صرفه جویی حذف هزینه‌های زاید و کلیه هزینه‌های غیر ضروری است و به هیچ وجه نظر به این موارد نداشته‌اند زیرا این نقاطی که عرض کردم عدم تشویق مامورین و مخصوصاً پیشکاران دارایی ممکن است منشأ تقلیل وصولی مالیات و درآمدهای دولت باشد و این خطرناک است به هیچ وجه مجلس نسبت به این موارد نظر نداشته است به نظر من سوء سیاست اداری دولت نه تنها در وزارت دارایی  مسلم است بلکه در وزارتخانه‌های دیگر هم مشهود است زیرا بسیاری از روسا و کارمندان و قضات و مامورین کشوری را تغییر داده‌اند بدون این که علت و جهت موجهی در کار باشد البته بنده در ضمن توضیحاتی که خواهم داد بیان خواهم کرد که منشأ این اقدامات چه بوده است البته آقایان نمایندگان محترم  و جناب آقای نخست وزیر هم می‌دانند که اداره تبلیغات فعلاً دارای یک رئیس کل یک مدیر کل به علاوه یک رئیس کل دیگر و سرپرست که معاون آقای نخست وزیر باشد هست آقای پاینده رئیس کل آقای الفت مدیر کل آقای فرهودی... (نورالدین امامی- الفت مال آذربایجان است) عرض کردم نخواهد رفت بنده از آقایان خواهش می‌کنم این‌ها را یادداشت بفرمایند در موقع بفرمایند بنده هم استماع کنم چون بنده یکی از مطالبم اگر صحیح نباشد بلافاصله تکذیب خواهم کرد (دهقان - همین اولیش) (زنگ رئیس) البته نمایندگان محترم خوب می‌دانند و مستخدمین و کارمندان مملکت را می‌شناسند بنده خیلی خوشوقت می‌شوم که اگر بنده اشتباهی در توضیحاتی بکنم در موقع خود در پشت تریبون تذکر بدهند بنده خیلی خوشوقت می‌شوم و موجب تشکر بنده خواهد بود ولی استدعا می‌کنم در ضمن بیان توضیحات چیزی نفرمایند (صحیح است)

+++

مشروح مذاکرات مجلس شورای ملی، دوره 15

ص 2860

 

جلسه: 58

 

همه می‌دانیم که آقای دکتر ابوالقاسم شیخ معاون سابق وزارت پیشه و هنر یکی از کارمندان صحیح‌العمل و درستکار مملکت است (صحیح است) وضع معاش او هم مستلزم این است ... (بهادری ـ آقا چرا این حرف‌ها را می‌زنید) این مستخدم و کارمند معتمد دولت از حیث وضع معاش هم مستحق کمک و مساعدت است بنده می‌خواهم بفهمم که این شخص بیشتر از دو سه هفته هم نبود که آنجا بود مرتکب چه تقصیری شده و چرا این تغییر پیدا شده است به نظر بنده یکی از مأمورین بسیار شایسته برای ریاست اداره آمار و ثبت احوال بوده زیرا در مدت کوتاهی که بود نقشه‌های اساسی طرح کرده بود که از این اداره ثمراتی که می‌بایست حاصل بشود به دست بیاید (بهادری ـ آقا چرا این حرف‌ها را می‌زنید؟ در دوره او اوراق سجل را فروختند) ولی بدون جهت و بدون هیچ دلیلی تغییرش داده‌اند البته بنده بلافاصله اضافه می‌کنم که کسی هم که به جای او آمده است از اشخاص شریف و پاک‌دامن و مورد احترام است (صحیح است) ولی این موجب نیست این مجوز انفصال بدون دلیل آن یکی نبوده است دولت در نتیجه سوء سیاست اداری صاحب‌منصبان و کارمندان بسیار لایق را از دست داده و منفصل کرده است (دکتر مجتهدی ـ ماشاءالله همه لایق هستند) بفرمایید آقای دکتر من‌باب نمونه نام آقای سرتیپ صفاری را می‌برم این مرد شریفی بوده (صحیح است) این مردی بوده که در انجام وظیفه هیچ نظری نداشته است (بهادری ـ ضرابی هم مرد شریف است) (مکی ـ برای پرونده‌سازی بوده) آقایان نمایندگان محترم امیدوار هستم که به این عرضی که می‌کنم توجه بفرمایند چون استیضاح از دولت مطرح است و هر کسی که نظری دارد اگر موافق دولت باشد یا مخالف دولت می‌تواند بیاید نظریات خودش را به عنوان موافقت بیان بکند و صحیح نیست که در این موقع در موقع استیضاح با حضور دولت قطع کلام از ناطقین بشود (صحیح است) این صحیح نیست آقایان نمایندگان محترم از موافقین و مخالفین شدید دولت سابق آقای محمد قوام را می‌شناسند که این جوان علاوه بر تحصیلات عالی که دارد یکی از پاکترین و درست‌ترین افراد است (صحیح است) مدت‌ها است ... البته آقای نخست‌وزیر اختیار دارند که رئیس دفتر دیگری معین بکنند ولی این جوان کاریر اداری دارد همین طور بلاتکلیف مانده است بنده اینجا لازم می‌دانم عرض کنم بسیاری از افراد دیگر و مستخدمین شایسته مملکت بدون دلیل قانونی از کار بر کنار شده‌اند و برای توضیح این مطلب لازم است نکته‌ای را به عرض برسانم بنده می‌خواهم عرض کنم که اگر من نام اشخاص را برده‌ام از این نظر بوده که در بیان دلایل سوء سیاست اداری دولت ناچار بودم چون این یکی از دلایل است و الّا من مایل نیستم که اسم اشخاص برده بشود اصول قانون اساسی ... چون بنده می‌خواهم حالا علل ارتکاب سوء سیاست اداری را تشریح کنم برای این لازم است یک نکته را به عرض برسانم اصول قانونی اساسی ما انعکاس از فکر و وجدان و احساسات باستانی ملت ایران نسبت به پادشاه است قانون اساسی ما و تنها مقام ثابتی که در دموکراسی ما وجود دارد مقام سلطنت است این مطلب که گفته شده است برای این است که آقایان وزرا بدانید که رئیس‌الوزرا و وزرای اینها مدت مأموریت‌شان کوتاه و موقت است اینها می‌آیند و می‌روند بنابراین اینها باید متوجه این حقیقت باشند که برای کارمندان دولت برای این که وضع آنها در حدود قانون حمایت بشود برای این که در برابر اعمال اغراض واقع نشوند قوانین تکیه‌گاهی قرار داده است و هیچ‌گاه و در هیچ موردی عضویت حزب خدمتگزاری و همکاری با دولت سابق دوستی و بستگی با رؤسای حزب، با رؤسای دولت برای دولت بعدی مجوز تغییر و انفصال بدون دلیل اشخاص نیست و این اصل در دولت جناب آقای حکیمی مراعات نشده و کلیه افرادی که از کار برکنار شدند به همین جهات بوده است و این خطرناک است و این کار شیوعش برای سیاست داخلی مملکت مضر است زیرا مستخدمین و کارمندان در نتیجه مشاهده این وضع دچار سستی و لاقیدی در انجام وظیفه می‌شوند حتی ممکن است به طرف کارشکنی نسبت به دولت موجود تشویق بشوند و این باعث اخلال امور اداری مملکت خواهد بود یکی از موارد استیضاح همین است که بسیاری از این مستخدمین به جهاتی که اشاره کردم از کار برکنار شدند بنده الان می‌خواهم توضیحاتی راجع به سوء سیاست اقتصادی دولت بدهم سوء سیاست اقتصادی و مالی دولت به طوری که اطلاع داریم کابینه سابق در زمانی که وجود داشت مراقبت شدید برای حفظ موجودی گندم و جو در سیلوهای مملکت داشته است از جمله در مورد طهران یکی از مقررات تخلف‌ناپذیر این بود که هر روزه موجودی آنها در ضمن یک آماری به دولت داده می‌شده متصدی انجام این کار هم رئیس سیلوی تهران دکتر مجید مهیمن بوده که در زمان حکومت سابق منصوب شده است در نتیجه این مراقبت تا اواخر یعنی تا مقارن برکناری دولت سابق در حدود پنجاه ‌هزار تن ذخیره بوده است دولت مکلف بود بیمار باشد و اهمیت موقع مملکت را درک کند و به محض زمامداری همان رویه را تعقیب بکند که فعالیت عظیم برای جمع‌آوری و حفظ این ذخیره به کار ببرید ولی متأسفانه این روش را تعقیب نکرده و اخیراً بنده اطلاع حاصل کردم که موجودی سیلو در حدود 20هزار تن رسیده و اگر بگویند از جاهای دیگر وارد می‌شود البته وظیفه دولت این است که این کار را بکند اما می‌بایستی که بداند تأخیر در تعقیب روش سابق باعث این شده است که مقادیر عظیمی از خواربار و گندم و جو مملکت به قاچاق رفته است و در این باب نمایندگان جراید که مدعو دولت پاکستان بودند و جرائد موافق دولت هم هستند شرحی در روزنامه‌ها نوشتند که البته خود دولت ملاحظه کرده است و نمی‌تواند تردید بکند البته در نتیجه همین سوء سیاست است که همه آقایان می‌بینند چه ازدحام و شدتی در دکان‌های نانوایی هست اینها همه نتیجه سوء سیاست و لاقیدی در اجرای وظایف و قوانین است یکی از مطالبی که جراید موافق دولت با دستور دولت انتشار می‌دادند و در رادیو روزها گفته شده است موضوع الغاء جیره‌بندی است البته خود من که استیضاح می‌کنم الغاء جیره‌بندی را قابل تقدیر می‌دانم اما می‌خواهم بدانم که این الغاء جیره‌بندی چطور ممکن شده؟ برای این ممکن شده که مقادیر عظیم شکر در نتیجه شکر در نتیجه مذاکره دولت سابق با متفقین و افزودن سهمیه شکر ایران خرید و وارد مملکت شده و البته نظر دولت سابق هم بر این بود که بعد از ورود این شکر شکرها را آزاد بکند تا 14 ریال کیلویی، بنده می‌خواهم بفهمم که دولت به این وسیله که موفق برای لغو جیره‌بندی شد به چه علت بهای دولتی شکر را که 19 ریال بود به 25 ریال یا 26 ریال و به 22 ریال و بعد به 20 ریال قرار داده است مجوز این کار چه بوده؟ آیا این مردم اگر به آنها شکری داده می‌شود که با 19 ریال می‌خریدند تقصیری کرده بودند که بایستی 26 ریال بخرند البته این یکی از دلایلی است که نشان می‌دهد دولت در سیاست مالی خودش آن طوری که شایسته است اقدام نمی‌کند دولت جناب آقای حکیم‌الملک طبق برنامه‌ای که داده‌اند خودشان را پهلوان صرفه‌جویی نشان داده‌اند البته این قابل تقدیر است ولی باید ببینیم که عمل چه نشان می‌دهد ـ صرفه‌جویی‌های سه ماهه آخر زمان تصدی دولت فعلی در حدود 4 میلیون بوده در صورتی که اگر سنجش بکنیم این صرفه‌جویی نشان نمی‌دهد که وعده صرفه‌جویی صحیح بوده زیرا در 9 ماهه قبلی صرفه‌جویی دولت سابق چند برابر از روی نسبت چند برابر این بوده پس معلوم می‌شود که وعده‌هایی که راجع به صرفه‌جویی داده شده است مقرون به حقیقت نیست یکی هم موضوع اتومبیل‌ها است در مجلس شورای ملی نمایندگان در زمان دولت سابق و دولت کنونی به این مطلب اعتراض داشتند و تصریح کردند در نطق‌های خودشان که مشاغلی که طبیعتاً مقتضی داشتن اتومبیل نیست نباید به آن مشاغل اتومبیل داده بشود و همچنین اعتراض می‌کردند که نباید اتومبیل دولتی وسیله گردش و بازیچه هوی و هوس اشخاص بشود این اعتراض‌ها در دولت سابق یا دولت کنونی یعنی در موقع طرح برنامه دولت آقای حکیمی بوده البته اعتراضات موجهی بوده است ولی می‌خواهیم ببینیم این تعهدی که دولت کرد اتومبیل‌ها را بگیرد این انجام گرفته است؟ و آیا در این اقدام به نحوی رفتار شده است که از بروز خسارات به دولت جلوگیری شده باشد؟ پاسخ این سؤال هم منفی است زیرا اولاً تبعیض شده است ثانیاً فکری را جمع به جمع‌آوری اتومبیل و فروش آن به کیفیتی که باعث خسارتی نشود نشده زیرا این اتومبیل‌ها را در میدان انبار غله و بهجت‌آباد در زیر آفتاب گذاشته‌اند و اسباب‌هایش در معرض تعویض و خود اتومبیل‌ها هم ممکن است مورد استفاده واقع بشود چنان که بسیاری از اشخاص دیده‌اند به علاوه دولت حقوق اداری فنی و حقوق شوفرها را که به موجب قانون باید در مقابل کار انجام شده پرداخته بشود برخلاف قانون پرداخته و حالا هم بعد از چندی اگر این اتومبیل‌ها فروخته بشود معلوم خواهد شد که فرسوده است و میلیون‌ها به دولت خسارت وارد آمده و حال این که نظر مجلس شورای ملی در این باب ایجاد رویه‌ای که به این وضع منتهی بشود نبوده است بنده راجع به سهمیه واردات و بعضی از اقلام آن توضیحاتی دارم که عرض می‌کنم دولت در آخر سال واردات سال قبل را تعیین و اعلام می‌کند برای وارد کردن سهمیه‌های مجاز نسبت به بعضی از اقلام کمیسیون ارز به نرخ دولتی می‌فروشد و بعد کالاهای مجاز را تجار واردکننده می‌توانند با ارز صادراتی وارد کنند در اوایل اسفند 1326 وزارت اقتصاد ملی یک آگهی

+++

منتشر نمود دایر به این که برای اقلام بسیاری از اجناس حتی بدون درخواست ارز پروانه ورود داده نخواهد شد و به این وسیله ورود کالاهایی که مانند آب نبات‏، نوشابه‌های الکلی، عطر و لوازم آرایش، اقسام صابون و بسیاری از کالاهای دیگری که مورد احتیاج عمومی نبود منبع شده است البته این یک اقدام قابل تقدیری است و البته باید بیشتر همه توسعه پیدا بکند ولی در فاصله‌های معینی در همان صورت بین اقلام ممنوع‌الورود کالاهایی را داخل کردند که مردم شدیدترین احتیاج را نسبت به آنها دارند مانند پارچه‌های پشمی، پارچه‌های ابریشمی اجناس ساخته شده از چرم و غیره در نتیجه انتشار این آگهی دفعتاً بهای این اجناس از 50 الی 100 درصد ترقی کرده و این ترقی با ایام عید وقتی که مردم مملکت بیش از هر موقعی به این اجناس محتاج بودند مصادف شد بنده می‌خواهم بپرسم که پارچه پشمی که مورد احتیاج شدید مردم است و صنایع داخلی ما هم محصولش کافی برای تأمین تمام مصرف نیست این چرا منع شده است؟ در سیاست اقتصادی ایران ما باید از اصولی که مستفاد از قوانین و نظامات اقتصادی ماهاست پیروی بکنیم طبق این اصول کالاهایی که در داخله مملکت به اندازه مصرف ملت ایران محصول دارد مطلقاً بایستی منع بشود کالاهایی که صنایع ما تولید می‌کند ولی مقدار محصول کافی برای تمام مصرف نیست نسبت به کمبودش باید اجازه داده شود ولی در هر صورت این اعمال منع مطلق یا محدود کردن اجازه ورود سهمیه باید توأم با یک نظارت قطعی و مؤثری راجع به بهای همین اجناس در مملکت و جلوگیری از هوا و هوس و مطامع تولیدکنندگان و تجار باشد (صحیح است) و در این باب هیچ‌ گونه اقدامی نشده است این هم یکی از آن اعتراضات صحیح است حالا راجع به عدم نظارت در وضع کنونی در مملکت عدم نظارت دولت در تحدید مطامع تولیدکنندگان و تجار باید توضیحاتی به عرض برسانم و نشان بدهم که درجه تجاوز چقدر است و دولت فعلی با توجه به این مطالب هم اقدامی نکرده است می‌خواهم عرض کنم که تا وقتی دولت نظارت شدید در این موارد نکند ممکن نیست هزینه زندگی پایین بیاید این غیرممکن است اینجا مثلاً راجع به پارچه‌ای که از پشم مرینوس بافته می‌شود مطابق تحقیقات دقیق و کافی که من از مطلعین و کارشناسان کردم بها یک متر پارچه از پشم مرینوس اینجا معلوم است خود پشم مرینوس قسمتش تا ورود به کارخانه هر کیلو 120 ریال تمام می‌شود بنابراین یک متر پارچه از پشم مرینوس اقلامی را که بنده حالا عرض می‌کنم تشکیل می‌دهد الف- حداکثر مصرف پشم برای یک متر پارچه 500 گرم می‌شود 60 ریال. ب- هزینه اداری و بافت مشتمل بر تمام مصارف از قبیل مزد کارگر و غیره و 50 درصد حساب شده 60 ریال (یکی از نمایندگان 30 ریال) بلی سی ریال بابت استهلاک سرمایه با این که در زمان جنگ چندین بار سرمایه‌ای که برای این کارخانه‌جات صرف شده بود مستهلک شده و نباید حساب شود مع‌ذلک 20 درصد حساب می‌شود 18 ریال جمع این می‌شود 108 ریال به مبلغ مذکور سود بازرگانی از قرار 20 درصد اضافه می‌شود که آن هم برخلاف قانون است حالا عرض می‌کنم 27 ریال جمع می‌شود 128 ریال یعنی متری 128 ریال تمام می‌شود حالا این پارچه از 40 تا 45 تومان فروخته می‌شود و این فروش به اطلاع مؤسسات اقتصادی دولت رسیده بنده می‌خواهم بفهمم آن دولتی که وعده می‌دهد که ارزانی ایجاد کند باید متوجه باشد که علل ارزانی را هم باید ایجاد بکند و الا ارزان شدن ممکن نیست (مکی- قانون کیفر گران‌فروشان شامل آنها نمی‌شود شامل سبزی‌فروش‌ها است) حالا راجع به نخ باز هم در نتیجه تحقیق یک صورت دیگری با اطلاع دقیق از اشخاص مطلع تهیه شده مصرف پنبه در هر بقچه نخ 5/5 کیلو از قرار هر کیلو 45 ریال 5/247 ریال هزینه اداری و مخارج بافت در هر محل از قرار 50 درصد 5/123 ریال استهلاک سرمایه با این که چندین بار در زمان جنگ مستهلک شده مع‌ذلک حساب می‌شود 37 ریال سود بازرگانی از قرار 20 درصد 74 ریال جمع 487 ریال با این که در نتیجه این حساب دقیق جامع بها یک متر پارچه پشمی از پشم مرینوس 128 ریال است این پارچه به این مبلغ یعنی چه؟ یعنی 400 تا 450 ریال هر مترش فروخته می‌شود (یکی از نمایندگان- نخ به کار می‌رود) نه این طور نیست چون حساب آوردم حالا توضیح می‌دهم و به این حساب بیش از سیصد درصد نفع به فروشندگان می‌رسد، به تولیدکنندگان می‌رسد صاحبان سهام، صاحبان کارخانه در مورد نخ از 40 تا 45 درصد نخ نفع به صاحبان کارخانه می‌رسد که اینها تمام با اطلاع دولت است بنده حالا سؤال می‌کنم در کجای دنیا در وضع فعلی جهان اجازه داده می‌شود که به منظور حمایت از صنایع داخلی اگر باشد این قبیل تجاوز به مصرف‌کنندگان بشود اصلاً چنین سابقه‌ای در هیچ جای دنیا نیست (مهندس رضوی- صحیح است آقا نمی‌شود) حالا بنده می‌خواهم توضیحاتی راجع به نرخ ارز بدهم در اوایل دی ماه 1326 نرخ لیره انگلیسی در بازار نرخ بسیار مساعدی بوده و دلار هم همین طور و از آغاز زمامداری جناب آقای حکیم‌الملک نرخ ارزها رو به ترقی رفته به طوری که در تاریخ 26 فروردین ماه 1327 نرخ لیره 259 و نرخ دلار 65 ریال یعنی نرخ لیره 15 درصد و نرخ دلار 16 درصد ترقی کرده و هنوز هم رو به ترقی است بدیهی است نتیجه بالا رفتن این نرخ گرانی بها زندگی است (صحیح است) نتیجه قطعی ترقی بهای ارز، ترقی ارز ترقی قیمت زندگی و گرانی کنونی است (صحیح است) و این مطلب مطلبی نیست که دولت متوجه نباشد می‌خواهم ببینم چه اقدامی شده است تا حالا آیا وعده ارزان شدن زندگی این بود؟ در این باب بنده توضیح می‌دهم این افزایش نرخ معلول سوء سیاست اقتصادی دولت است زیرا قریب 2 ماه برای مذاکره و اتخاذ تصمیم مشغول مذاکره و تشکیل کمیسیون بودند این بلاتکلیفی باعث ترقی شد بعد از این که تصمیم گرفتند که ارزهای دولتی را برای کالاهای ضروری بفروشند تا حالا دو ماه است که معلوم نیست چرا نمی‌دهند زیرا اگر از طرف دولت شروع به فروش ارز دولتی برای وارد کردن کالاهای ضروری نشود هر روزه این موضوع، هزینه زندگی می‌رود بالا این از آن مواردی است که دولت بایستی با قید فوریت در این مطالب تصمیم بگیرد و گوش بکند که وعده‌ای را که داده است انجام بدهد نه تنها زندگی گران شده است بلکه طاقت‌فرسا شده است و دولت کنونی بنابراین وعده‌ای را که داده است این وعده یا این که مقرون به حقیقت نبوده، یا این که هیچ گونه اقدامی نشده است و این خود دلیل سوء سیاست داخلی دولت است.

رئیس- آقای شریعت‌زاده بیانات شما مفصل است؟

شریعت‌زاده- بلی مفصل است.

رئیس- چون بیانات آقای شریعت‌زاده مفصل است پیشنهاد یک ربع تنفس شده است پیشنهاد آقای دکتر مصباح‌زاده خوانده می‌شود:

(به شرح زیر قرائت شد)

پیشنهاد می‌کنم یک ربع تنفس داده شود.

رئیس- آقای دکتر مصباح‌زاده

دکتر مصباح‌زاده- بنده فکر می‌کنم اگر آقایان موافقت بفرمایند جلسه را به عنوان تنفس تعطیل بفرمایید بهتر است آقایان خسته شده‌اند موافقین و مخالفینی هستند که بایستی صحبت کنند و ما باید با یک دقت بیشتری به بیانات آنها گوش بدهیم در ضمن خواستم از موقع استفاده بکنم یک مطلبی را به عرض دولت برسانم و آن راجع به تصمیمی است که دولت گرفته است و چاقوکش‌ها را به بندرعباس فرستاده است یک عده از اهالی بندرعباس آمده‌اند در تلگرافخانه متحصن شده‌اند از دولت تقاضا کرده‌اند که از فرستادن چاقوکش‌ها به بندرعباس خودداری بشود.

 

4- تعطیل جلسه به عنوان تنفس

رئیس- این مربوط به پیشنهادتان نیست یک ربع تنفس داده می‌شود.

(نیم ساعت بعد از ظهر جلسه به عنوان تنفس تعطیل گردید)

تصویب‌نامه‌ها

شماره 618                                  29- 1- 27

وزارت دارایی

هیئت وزیران در جلسه 28 فروردین ماه 1327 بنابه پیشنهاد وزارت پست و تلگراف و تلفن به شماره 75- 397- 210 مورخ 14- 1- 1327 و موافقت وزارت دارایی به شماره 72442 مورخ 29/ 12/ 1326 پیرو تصویب‌نامه شماره 44670- 4/ 12 را تصویب نمودند برای اضافه نرخ هوایی جراید 125، محموله هوایی حمل و مطبوعات که در داخله کشور بود می‌گردد به جای هر ده گرم یک ریال و یک کیلو یکصد ریال هر ده گرم پنجاه دینار و هر کیلو پنجاه ریال از فرستندگان اخذ شود و به جای هر کیلو 50 ریال هر کیلو 25 ریال برای جراید و مطبوعات محموله به شرکت سهامی هواپیمایی ایران پرداخته شود.

تصویب‌نامه در دفتر نخست‌وزیر است.

م- 57                             نخست‌وزیر

+ + +

شماره 344                                  29/ 1/ 27

وزارت دارایی

هیئت وزیران در جلسه 28 فروردین ماه 27 بنابه پینشهاد شماره 1466- 2277 وزارت کشور تصویب نمودند که ردیف 11 عوارض تصویب‌نامه شماره 22162- 19- 11- 26 به شرح زیر اصلاح گردد:

1- از هر گاو که در شهر زاهدان کشتار می‌شود 25 ریال عوارض به نفع شهرداری زاهدان دریافت گردد.

تصویب‌نامه در دفتر نخست‌وزیر است.

م- 56                             نخست‌وزیر

شماره 1496                                24/ 1/ 327

وزارت دارایی

هیئت وزیران در جلسه 23 فروردین ماه 1327 بنابه پینشهاد شماره 421- 16- 1- 27 وزارت راه طبق تصدیق هیئت نظارت بنگاه راه‌آهن تصویب نمودند که بنگاه نامبرده هزینه‌های عادی خود را در فروردین ماه 1327 معادل هزینه انجام شده در اسفند ماه 1326 (مشروط بر این که از یک دوازدهم بودجه سال 1326 تجاوز ننماید) از محل درآمد خود پرداخت نماید.

بنگاه راه‌آهن مکلف است حتماً در ظرف نیمه اول اردیبهشت بودجه خود را تقدیم دارد که احتیاج به یک دوازدهم مجدد پیش نیاید.

تصویب‌نامه در دفتر نخست‌وزیر است.

م- 24                             نخست‌وزیر

شماره 538- 1919                         26/ 1/ 27

آقای کشیش گریگور هاخوردی

به موجب این ابلاغ دفاتر شما را در مسجد سلیمان برای ثبت ازدواج و طلاق ارامنه رسمیت می‌دهد.

وزیر دادگستری

شماره 936- 1929                         26/ 1/ 27

آقای حسین آیت‌الله رفسنجانی

به موجب این ابلاغ دفتر شما را در قرا شاهم‌آباد و بیاض و ساقی دهستان کشکوییه رفسنجان برای ثبت ازدواج رسمیت می‌دهد.

وزیر دادگستری

شماره 1162- 1921                                   26/ 1/ 327

آقای اسماعیل محمودیان دفتریار درجه اول دفتر اسناد رسمی شماره 12 تبریز

به موجب این حکم به سمت سردفتری اسناد رسمی درجه سوم سراب منصوب می‌شوید طبق مقررات مشغول انجام وظیفه شوید.

وزیر دادگستری

شماره 159- 1931                         26/ 1/ 27

آقای الیاهو یروشلمی سردفتر ازدواج و طلاق سابق سقز

به موجب این ابلاغ دفاتر شما را در سقز برای ثبت ازدواج و طلاق کلیمیان رسمیت می‌دهد.

وزیر دادگستری

شماره 18492- 1128                                 8/ 1/ 27

آقای کیش لونداراکلیان خوبگانی

به موجب این ابلاغ دفتر شما را در شهر اهواز برای ثبت ازدواج ارامنه رسمیت می‌دهد.

وزیر دادگستری

شماره 681- 1091                         7/ 1/ 27

آقای کشیش واقارشاک پانوسیان سردفتر ازدواج ارامنه اهواز

به موجب این ابلاغ استعفای شما از شغل سردفتری ازدواج پذیرفته می‌شود.

وزیر دادگستری

شماره 17721- 470                                   11/ 1/ 27

آقای حسین صادقی

به موجب این ابلاغ دفاتر شما را در قریه عمیدیه هندیجان بهبهان برای ثبت ازدواج و طلاق رسمیت می‌دهد.

وزیر دادگستری

شماره 18256- 506                                   11/ 1/ 27

آقای محمد انصاری

به موجب این ابلاغ دفاتر شما را در دهستان قرک و طارم داراب فارس برای ثبت ازدواج و طلاق رسمیت می‌دهد.

وزیر دادگستری

+ + +

بقیه جلسه 58

صورت مشروح مجلس روز سه‌شنبه 31 فروردین ماه 1327

 

فهرست مطالب:

1-بقیه مذاکره در استیضاح

2- تقدیم لایحه از طرف آقای وزیر دارایی راجع به جمع‌آوری مازاد غله

3- موقع و دستور جلسه بعد- ختم جلسه

 

 (مجلس سه ساعت پیش از ظهر به ریاست آقاى رضا حکمت به عنوان بعد از تنفس تشکیل گردید)

[1- بقیه مذاکره در استیضاح]

رئیس- چون جلسه پیش به عنوان تنفس ختم شده بود امروز آقاى شریعت‌زاده بقیه مطالب خود را بیان می‌کنند ولى چون غائبند بنابراین آقاى برزین که موافقند صحبت می‌کنند.

اقبال- بنده اخطار دارم.

رئیس- بفرمایید.

اقبال- در جلسه گذشته بنده طرحى با قید دو فوریت تقدیم کردم راجع به لغو مواد 49 و 50 قانون مطبوعات که در سال 1326 قمرى تصویب شده و این مسئله چون فوریت دارد به عقیده بنده اجازه بفرمایید حالا که آقاى شریعت‌زاده هم نیستند صحبتشان را تمام کنند و آن هم به قید و فوریت تقدیم شده است مطرح بشود.

حاذقى- تا کار استیضاح تمام نشود نمی‌شود.

رئیس- در جلسه پیش که این طرح داده شد ناطق مشغول نطق بود، حالا مانعى ندارد که مطرح بشود و اگر آقایان اجازه بفرمایید چون دو فوریت دارد مطرح شود.

حاذقى- تا استیضاح تمام نشود نمی‌شود، مقصود از فوریت این است که این کار فورى تمام شود بعد آن مطرح شود.

رئیس- پس بعد از بیانات آقاى برزین.

کشاورز صدر- با قید دو فوریت است مقدم است.

دهقان- وسط استیضاح که نمی‌شود.

رئیس- آقاى برزین بفرمایید.

برزین- به نام خدا، من همواره در مجلس سکوت اختیار کرده زیرا اتلاف وقت به واسطه پرگویى خیلى بیش از آن است که عادت به نظر می‌آید اما سکوت با تمام محسناتی که علما‌ اخلاق براى آن قائل می‌باشد حدى قطعى دارد و ان موقع اداء شهادت و حمایت مظلوم است که در این موارد ساکت نشستن خارج از انصاف و خلاف جوانمردى می‌باشد (صحیح است) و چون تجارب من همواره بر حفظ مصالح مملکت به کار رفته و هیچ گاه بر ضرر وطن و نفع شخصى من نبوده است از این رو لازم دانستم که مهر خموشى را از لب برداشته و عرایضى را به عرض نمایندگان محترم برسانم: رفقاى فراکسیونى من که حاضرند می‌دانند که من تا چه اندازه براى بقاء این دولت در فراکسیون کوشیده و پا‌فشارى کرده و می‌کنم (صحیح است) و این ابراز علاقه من به این دولت نه از این نظر و لحاظ است که درخواست‌هایى داشتم و انجام شده یا وزیر به خصوصی در کابینه دارم و یا از این دولت تمتع و بهره‌ای داشتم زنهار اینطور نیست من کول بار دنیاییم سبک است و به قدری سبک است که در هر نقطه و گوشه و مکانى می‌توانم رحل اقامت افکنم.

 (صحیح است)

براى حالات شخصیه من از لحاظ حیات دنیوى فرقى نیست که دولت حکیمى زمامدار امور کشور باشد یا دولت دیگرى دولت حضور دارد من هیچ نوع تقاضاى شخصى از این دولت و دولت‌های آینده هم نداشته وندارم و نخواهم داشت (صحیح است) از تاریخى که این حکومت زمام امور کشور را در کف گرفته حتى براى تبریک عید و براى یک بار هم

+++

خدمت جناب آقاى حکیمى نرسیده‌ام (صحیح است) من آن نیم که دهم نقد دل بهر شوخى. ولى براى کشورم و موکلینم همان مردمی که نه ماه سخت‌ترین مبارزه انتخاباتى را کردند تا مرا به مجلس روانه ساختند تا حافظ و مدافع حقوق آنها باشم پس من فقط و فقط براى صیانت حقوق توده‌های وسیع کشور است که از دولت حکیمى به فرمان وجدان دفاع کرده و به او رأى اعتماد می‌دهم و چطور شد که ساعت 9 و نیم جلسه قبل در ستون موافقین دولت نام‌نویسى کردم هنگامى که از دهلیزهای مجلس به طرف تالار جلسه می‌آمدم ناگهان به تابلویى که نام موافقین و مخالفین دولت على‌الرسم در آن فهرست متوجه شدم جلو رفته بر حسب تصادف و اتفاق برخوردم به استاد بزرگوار جناب آقاى دکتر شفق که در مقابل تابلو قرار گرفته بودند فرمودند می‌بینید احدى در ستون موافقین نام‌نویسى نکرده است ولى من می‌نویسم و در بحرى از حزن فرو رفتم و به هیجان آمدم به جهت این که یک دفعه و غفلتاً به خاطرم خطور کرد موقعی که از آقاى قوام‌السلطنه در چند ماه قبل استیضاح شده بود که نمایندگان مخالف و موافق دولت و برخى از آنان قبیل طلیعه صبح براى جلو رفتن به میدان سخنورى و حمله و دفاع به مجلس آمده و نام‌نویسى کرده که بر بالاى کرسى خطابه روند و با اطلاع قبلى از این که اکثریت نمایندگان محترم به دولت آقاى حکیمى رأى اعتماد خواهند داد ولى اگر مخبر روزنامه به این تابلو نظرى می‌افکند می‌گفت این دولت حتى یک نفر هم معین و طرفدار ندارد این بود که آنا تصمیم گرفتم نام خودم را در ستون موافقین زیر نام آقاى دکتر بنویسم و نوشتم تا از حق و عدالتى که من تصور می‌کنم به نام یک نماینده ملت دفاع کرده باشم تا در پیشگاه عدل الهى و ملت وظیفه وجدانى خودم را اداء کرده باشم ولى نه دفاع براى ارضاى امیال نفسانى، دفاع کنم از تقوى و پرهیزکارى زیرا یک عمر کار من جهاد با مختلسین اموال عمومى و مرتشیان بوده و شاید بعضى از آنان استخوانشان هم در زندان فسفور شده در این مجلس اغلب از نمایندگان محترم از رجال علم و دانش هستند و می‌دانند و بهتر از من هم میدانند که مبانى حقوق اسلامى بر پایه تقوى و پرهیز‌کارى نهاد شده و حتى تقوى می‌توان گفت بنا به نص صریح این آیه ( (یا ایهاالناس انا خلقنا کم من ذکر وانثى و جعلناکم شعوباً و قبائلالتعارفوا ان اکر مکم عندالله اتقیکم)) بر فضیلت مقدم شمرده شده البته در اینجا منظورم تقوى به معنی اخص است و عموم و خصوصى من وجه و بنا بدین دلایل بود که عرض کردم باید زمام امور کشور در ید مردى باشد که به اتفاق دوست و دشمن این صفت پرهیزکارى و تقوى در سرشت او نهاده شده است و آن شخص جناب آقاى حکیمى است و وزیر دارائیش آقاى نجم که حتماً براى جلوگیرى از افراط و تفریط بیت‌المال مسلمین بالاخص باید این صفت در وزیر دارایى وجود داشته باشد و به همین نظر و جهات است که رجاء واثق دارم، نمایندگان پرهیزکار مجلس که شمارشان هم به حمدالله در مجلس افزون است به دولت حکیمى رأى اعتماد بدهند و چنین دولتى را به گناه این که قاطعان طرق شب هنگام در فلان گدوک راهزنى کرده‌اند یا در تهران جنایتکارى مرتکب جنایتى گشته با چنین دست‌آویزى دولتى را محکوم به زوال و سقوط نسازند- آقایان نمایندگان محترم همه به خاطر دارید و مشهودات شماست نه معلومات تاریخى شما قدرتى مافوق قدرت حکومت دولت پهلوى شاه فقید در ایران وجود نداشت معذلک در روزگار این که این دولت در زره قدرت و اقتدار و توانایى بود و در اقصى نقاط این مملکت امنیت طرق و شوارع تأمین شده بود. باز راهزن‌ها راهزنى کرده و در تهران آدم می‌کشند که ده‌ها نفر از جنایتکاران را در دیوان جنایى آذربایجان خود من محکوم کردم مگر از دولت حکیمى انتظار و توقع داشتید که ایران مدینه فاضله شده که یک نفر مرتکب جرم و جنایت نشود

تا این کره خاکى در گردش و نور و حرارت و رطوبت دارد و بشر در آن زیست می‌کند انتظار نباید داشت که هیچ نوع جرم و جنایت و خلاف قانونى در آن واقع نشود ولى البته دولت مکلف و موظف است که اولاً تا سر حد امکان از وقوع جنایات جلوگیرى نموده و مرتکبین را هم تسلیم محکمه مجازات نموده و دادرسان هم مکلفند که بر حسب مراتب و کیفیت و اوضاع و احوال جرایم مرتکبین را باشد مجازات محکوم نمایند و هیچ نوع رحم و شفقتى به خصوص نسبت به مجرمین بالحرفه و بالعاده و سنگدل روا اندارند ستم بر ستمگر همه عدل است و داد. حال ببینم این دولت مرتکبین جرایم را تعقیب کرده است؟ یا چطور. می‌بینم که دولت حکیمى بیدار است و همه می‌دانیم که یک فقره راهزنى که در راه اراک وقوع یافت تیمسار سپهبد امیر‌احمدى با آن نیروى نظامى و قدرتى که در او سراغ داریم شخصاً به محل وقوع جنایت رهسپار تا مرتکبین را دستگیر و تسلیم دادگاه قانونى نماید و همین طور دو سه فقره قتلى که در تهران واقع شد مرتکبین دستگیر گردیدند و حکم اعدام یکى از آن‌ها هم ظاهراً صادر گردید فقط موضوع قتل شادروان محمد‌ مسعود است که تاکنون مرتکبین آن جرم به زهشان به ثبوت نرسیده و همین بازداشت‌هایی که از طریق قانون می‌شود اقوى دلیل است که دولت در صدد است تا مرتکب یا مرتکبین را دستگیر نماید.

آقایان آنچه از مجموع من حیث‌المجموع اظهارات آقایان محترم استیضاح کنندگان و جراید دستگیرم شد یگانه ایرادى که آقایان محترم استیضاح‌کنندگان می‌خواهند به دولت حاضر وارد سازند این است که دولت آقاى حکیمى می‌رود که حکومت دیکتاتورى را در ایران مستقر سازد قبل از دفاع در این زمینه از وجدان و انصاف شما نمایندگان مدد می‌طلبیم که می‌توان گفت آقاى حکیمى که عصاره آزادى است و براى مشروطیت و آزادى ایران رنج فراوان کشیده آن هم در سن کهولت و ایام شیخوخیت بخواهد با این نام نیک کوس لمن الملکى بزند این را که انصاف آقایان با در نظر گرفتن سوابق درخشان این شخص نمی‌پذیرد اولًا و ثانیاً کسیکه سوادى دیکتاتورى در سر دارد چرا حکومت نظامى را در تهران الغاء می‌کند دیکتاتورى که شروعش در سر حدات نیست این کار باید در مرکز بشود و اگر چنین نقشه‌ای در کار بود بالقطع حکوممت نظامى در تهران الغاء نمی‌شد الغاء حکومت نظامى در تهران خود حد ذاته مکذب این مدعا است غالباً می‌بینیم مردم حدود قانون را براى دیگران لازم میدانند اما رعایتش را براى خودشان واجب نمی‌شمارند اگر هر کس معتقد بود که رعایت حقوق قانون تنها نسبت به دیگران واجب نیست بلکه نسبت به خود او هم واجب است تخلف از قانون واقع نمشد و حال آن که ما هر روز می‌بینیم بسیارى از اشخاص از قانون تخلف می‌کنند و کمتر کسى است که متوجه باشد اگر تخلف از قانون را از طرف خود جایز بدانیم دلیلى ندارد که دیگران هم تخلف از قانون را از طرف خودشان جایز ندانند در این صورت تخلف از قانون امرى رایج و شایع خواهد بود و همان نتیجه دست می‌دهد که گفتیم آسایش از همه سلب می‌شود و اگر وضع بدین منوال باشد دنیا درست مصداق گفته شیخ سعدى می‌شود: ببرى مال مسلمان و چو مالت ببرند، بانک فریاد بر آرى که مسلمانى نیست، بنابراین هر کس به قانون بى‌اعتنایى کند و تخلف از آن را روا بدارد دشمن آزادى است یعنى دشمن آسایش ملت است. حال وارد مذاکره در مواد استیضاح می‌شویم.

در خصوص تعقیب متهمین آذربایجان که آقاى آشتیانى‌زاده فرمودند چرا افراد مردم به اتهام همکارى با تجزیه‌طلبان مورد تعقیب قرار می‌گیرند در این که در خطه آذربایجان علم طغیان برافراشته شد و جرایمى تحقق پیدا کرد که محل گفت و شنود و انکار نیست پس وقوع جرایمى منجز و متحتم و افرادى هم باز محقق است که در ارتکاب این جرائم شرکت و مداخله داشته‌اند و باید تعقیب شوند بردارید کتاب قانون مجازات عمومى را در فصل راجع به جرایم و بر ضد امنیت خارجى مملکت و مخالفت با اساس حکومت ملى و آزادى مقدمین بر علیه استقلال مملکت را بخوانید و نظرى هم به متمم قانون مجازات عمومى بیفکنید که منصوص است براینکه مأمورین کشف جرم مکلف و موظف به تعقیب متهمین و مرتکبین هستند. حتى اگر مأمورین مزبور که شامل مأمورین نظامى هم می‌باشند از تعقیب خوددارى کنند خود این مأمورین مشمول متمم قانون مجازات عمومى بوده و به حبس مجرد از دو الى ده سال محکوم خواهند شد. من هم با آقاى آشتیانى‌زاده در این خصوص همراه هستم که از تعقیب صرف نظر شود ولى به موجب قانون با من همراه هستید و می‌خواهید متهمین آذربایجان مورد عفو و بخشودگى قرار دهید بر طبق فصل دهم قانون مجازات عمومى رفتار کرده و قانون به خصوصی بگذرانید و و قاطبه متهمین را مورد عفو قرار دهید ولى تا این قوانین به قوت خود باقى هستند و اشخاصى هم متهم به ارتکاب جرایمى از قبیل اقدام و قیام بر علیه حکومت ملى می‌باشند نمی‌توان به دولت ایرادى متوجه ساخت (مهندس رضوى- این قسمت را یک قدرى بیشتر توضیح بفرمایید چون اهمیت دارد) در زمان مرحوم

+++

داور قانونى از مجلس شوراى ملى ایران گذشت که مأمورین کشف جرم که مأمور هستند جرایم را کشف کنند اگر در انجام وظیفه قصورى بکنند و متهمین را مورد تعقیب قرار ندهند خود آن مأمورین براى این که وظیفه‌شان را انجام نداده‌اند به حبس مجرد از دو تا ده سال محکوم خواهند شد اگر مأمورینى که در آذربایجان هستند ... (مکى- پس آن عفو عمومى چیست؟) اجازه بفرمایید جرایم بر دو قسم است یکى جرایم سیاسى است که مطلقاً پادشاه مملکت می‌تواند نسبت به آن جرایم عفو عمومى صادر کند و یکى هم جرایم عمومى است که در یک نقطه‌ای از مملکت یک عده‌ای مسلحانه قیام می‌کنند بر علیه حکومت ملى و آزادى ایران و شروع به عملیات می‌کنند جرایم عمومى را فقط مجلس شوراى ملى می‌تواند عفو کند، هیچ مقام صالحى براى دادن عفو عمومى نیست مگر مجلس شوراى ملى البته پادشاه مملکت می‌تواند نسبت به افراد عادى اگر کسى مرتکب قتلى شده باشد و همچنین نسبت به افراد یک منطقه و استانى از مملکت به شرط این که جرایم آنها جرایم سیاسى نباشد و جرایم عادى باشد تا 2 درجه تخفیف مجازات قائل بشود، حوادثى که در آذربایجان اتفاق افتاد و عملیاتى که در آنجا شد این حوادث و این اعمال بر طبق اصول قانون مسلحانه قیام کردن و تیر به روی نظامى انداختن اعلام حکومت در آنجا کردن اینها عملیاتى است که جرم شناخته می‌شود و جنبه عمومى دارد بنابراین البته با آقایان هم عقیده هستم که یک تحریکاتى بوده، یک حوادثى بوده، جنگى اتفاق افتاده دنیایى در آشوب و انقلاب بوده یک عده‌ای هم در آنجا یا عمداً و یا سهواً یا در نتیجه گرفتن پول، یا این که در اثر عواملى بوده و بالاخره طغیانى در آذربایجان شده است افرادى هم، محقق در این جرایم شرکت کرده‌اند حالا دولت به موجب متمم قانون مجازات عمومى مکلف است این اشخاص را توقیف کند.

 (صحیح است) نمی‌شود به دولت گفت چرا فلان کس که اسلحه بر دوش گرفته و به طرف سرباز تیر انداخته او را تعقیب می‌کنید نمی‌شود گفت ... (مکى- آقاى‌ برزین این تلگرافى که کرده‌اند من به شما نشان می‌دهم 16 نفر را در اصفهان گرفته‌اند جرمشان چیست؟) حالا عرض بنده راجع به موضوع آذربایجان است نه مربوط به اصفهان اینجا آقایان دکترهائى هستند، جناب آقاى دکتر معظمى که هم مراتب علمى و اخلاقیشان مورد تصدیق همه آقایان نمایندگان است (صحیح است) و همچنین سایر آقایان لا‌تعد و لا‌تحصى هستند همه می‌دانند که اگر این اعرایض بنده بر‌خلاف قانون است بفرمائید که صحیح نیست، بنابراین به عقیده بنده چون جرایم اهالى آذربایجان اگر هم باید آنها را تنبیه کنند به حد کافى تنبیه کرده‌اند به نظر بنده دیگر حالا به درجه کفایت رسیده است، به جایى رسیده است که مجلس شوراى ملى باید عفو عمومى بدهد و به کلی قضیه آذربایجان خاتمه پیدا کند ولى بعداً اگر جرمى کردند مورد تعقیب قرار بگیرند (صحیح است) ولى فعلاً دیگر کافى است به عقیده بنده دیگر بایستى با مدارا و شفقت با متهمین آذربایجان رفتار کرد (باتما‌نقلیج- از دولت بخواهید) خیر از دولت نباید خواست طرح قانونى ما باید به مجلس بدهیم و در مجلس تصویب بشود و تقاضا کنیم که تمام متهمین آذربایجان و مرتکبین آنجا مورد عفو عمومى واقع شوند (احسنت)

بنابراین دولت را نمی‌شود استیضاح کرد که چرا در آذربایجان فلان کس را شریک پیشه‌ورى بوده است تعقیب می‌کند این وظیفه دولت است جناب آقاى دکتر شفق سخنم این جا با حضرتعالى است حضرت عالى با این که پریروز جزء موافقین دولت اسم نویسى کرده بودید و از دولت هم دفاع می‌کردید ولى در ضمن بیاناتتان یک اظهارى فرمودید و آن این بود که فرمودید ما انتظار نداشتیم که آقاى وزیر دادگسترى لایحه اعلام جرمى که دادستان دیوان کیفر کرده به این زودى و به این سرعت به مجلس بیاورند حضرت تعالى که دکتر فلسفه هم هستید و معلومات شما هم مورد تصدیق است‏ (مالا یدرک کله لا یترک کله) اگر این دولت نمی‌خواهد تمام اشخاصى را که در این مملکت جرم کرده‌اند پرونده آنها را به مجلس بیاورد، آنهایى که اعلام جرم شده و مورد تعقیب هم قرار گرفته‌اند آنها را تعقیب نکنند شما به خاطر بیاورید از زمانى که مجلس شورا ملی باز شد تمام جراید تهران یعنى تقریباً اکثریت نزدیک به اتفاق جراید تهران حمله به دولت می‌کردند پا فشارى می‌کردند که کلیه اشخاصى که در حکومت آقاى قوام‌‌السلطنه مرتکب جرم و جنایت شده‌اند، جواز داده‌اند، اختلاس کرده‌اند، مرتکب رشاء و ارتشاء شده‌اند مورد تعقیب قرار گیرند آقاى عباس اسلامى هم پریروز در مجلس شوراى ملى فرمودند ولى بنده خودم از دولت چنین تقاضایى نکردم که آقایان نمایندگان از دولت آقاى حکیمى جداً خواستند که موضوع جوازها را مورد تعقیب قرار بدهند اعلام جرمى شده مستنطق دیوان کیفر موضوع را مورد تعقیب قرار داده و بعد قرار صادر کرده فرستاده پیش دادستان دیوان کیفر، دادستان دیوان کیفر فرستاده پیش وزیر دادگسترى، وزیر دادگسترى هم آن را آورده است به مجلس شوراملى در اینجا هیچ نمی‌شود گفت که آقاى سرورى در این قضیه نظر خاصى دارند (صحیح است)

براى این که اگر آقاى سرورى این گزارش داستان دیوان کیفر را نمی‌آورد تسلیم مجلس شوراى ملى نمی‌کرد مشمول همان متمم قانون مجازات عمومى می‌شد و اگر که خود آقاى سرورى که جرمى به او اعلام شده و مکلف بود به مجلس بیاورد نیاورد می‌بایستی از دو تا ده سال محکوم بشود البته آقایان این قوانین را باید در نظر بگیرند آن وقت به دولت اعتراض کنند حالا که استیضاح در این باره شده است براى روشن شدن موضوع لازم دانستم که به عرض برسانم که در این موارد نظر خاص و غریضى ظاهراً نمی‌بینم پافشارى جراید اخطارهاى آقایان نمایندگان تمام اینها موجب شده که دولت بر علیه آقاى قوام‌السلطنه اعلام جرم کرده اولاً بدانید بنده قاضى هستم هیچوقت نمی‌گویم که این جرایمى که نسبت داده شده است به آقاى قوام‌السلطنه اینها محقق‌الوقوع است هیچ وقت بنده این حرف‌ها را نمی‌زنم مکرر اتفاق افتاده که اعلام جرمى شده بازپرس قرار صادر کرده دادستان ادعانامه داده و مدعى‌العموم هم از محکمه می‌آید و محکمه متهم را تبرئه می‌کند، حالا اینجا یک اعلام جرمى شده می‌رود به کمیسیون عرایض کمیسیون پرونده را نگاه می‌کند می‌خواند ادله را و بعد می‌رود به کیسیون قوانین دادگسترى و بالاخره تعقیب و یا عدم تعقیب آن با مجلس شوراى ملى است بنابراین از این حیث اعتراضى بر دولت وارد نیست که چرا تسریع کرده است درصورتی که اگر تسریع نکند مسئول اگر بکند مسئول داد و فریاد همیشه براى این بلند است که چرا مختلسین بزرگ اشخاص درجه اول در این مملکت به محاکمه دعوت نمشوند اگر دعوت به میز محاکمه می‌شوند اعتراض می‌شود که آقا چرا در این خصوص تسریع شده آخر پس چه کار کنند یا به قول عوام بچه سازى دولت بر قصد اگر نکند مسئول است اگر هم بکند باز مسئول است بالاخره باید طبق یک صورتى باشد می‌گویند جرمى شده است اعلام جرمى هم شده است نباید به دولت گفت که چرا تعقیب شده است، در نظر دارم جناب آقاى شریعت‌زاده در ضمن اعتراضشان که به دولت در جلسه پریروز کرده‌اند و ایرادتی که به دولت وارد می‌ساختند یکى این بود که راجع به موضوع (یا ایشان بودند یا آقاى آشتیانى زاده)، راجع به موضوع آقایان لنکرانی‌ها و بازداشت آن‌ها بود جاى تعجب است بنده آقایان لنکرانی‌ها را نمی‌شناسم ولى در جرائد خواندم و دادستان را هم ملاقات نکردم که جریان چه بوده؟

ولى ضابطین دادگسترى گزارش داده‌اند به دادستان تهران که آقایان لنکرانی‌ها مورد‌ ظن هستند و باید بازداشت براى کشف جرم بشوند قرار قانونى صادر شده این قرار به دادگاه جنحه رفته تأیید شده برگشته و بازداشت قانونى بوده و ممکن است بى‌گناه باشند آقاى آشتیانى‌زاده شخصیت‌هایى مثل آقاى سیدضیاء‌الدین طباطبایى آقاى حاج سید ابوالقاسم کاشانى این اشخاص را که آقاى قوام‌السلطنه گرفتند تبعید کردند این‌ها به کنار همین آقاى شیخ حسین لنکرانى را حکومت آقاى قوام‌السلطنه گرفت تبعید کرد در صورتى که آقایان می‌دانند تبعید از مجازات‌های درجه 5 جنایت است، جنایات را تقسیم بندى کرده‌اند و 6 درجه دارد اعدام است حبس مؤبد است حبس موقت است، حبس مجرد است، تبعید است ششم محرومیت از حقوق اجتماعى است و حکومت سابق مجازات درجه 5 را درباره آقاى آقا شیخ حسین لنکرانى عمل کردند بدون حکم محکمه و آن روزى که رفقاى بنده از دولت قوام‌السلطنه در این خصوص استیضاح کردند همین آقایان رفقاى استیضاح کننده همین آقاى شریعت‌زاده و همین آقاى آشتیانى‌زاده مدافع همان دولتى بوده‌اند که ما می‌گفتیم چرا این آقایان لنکرانی‌ها را می‌گیرید و ما می‌گفتیم چرا تبعید شده‌اند حالا یک نفر از آن‌ها را به موجب قانون می‌آورد بازداشت می‌کنند دولت مورد استیضاح واقع می‌شود، اینها آیا صحیح است؟ آیا سزاوار است؟ یک دولتى که یک نقطه سیاه یک خال سیاه در اعمالش دیده نمی‌شوند ملاحظه کنید در تمام بیانات آقایان نمایندگانى که اینجا آمدند یک کسى نتوانست بگوید که این دولت یک جریب زمین و یا جواز چوب به کسى داد؟ آقاى شریعت‌زاده در ضمن بیاناتشان فرمودند یک خلاف قانون شده؟ که هشت هزار تن جو یا گندم قاچاق از سرحدات خارج شده است با این سرحدات و لنک و باز مملکت ما ممکن است قاچاقى هم خارج شده باشد ولى در

+++

دولت‌های سابق جواز علنى داده می‌شد این جوازها و پول هم علنى گرفته می‌شد در موارد آن آقایان این اعمال مباح بوده و باید دولت این اعمال را کرده باشد ولى اگر در زمان این دولت قاچاقى در اقصى نقاط مملکت شده و جویى خارج شده باشد باید دولت را استیضاح کرد؟ این ایرادات وارد نیست، آقا این دولت دولتى است که حافظ بیت المال شما است (صحیح است) بیت‌المال شما را حفظ کرده است، آقایان ملاحظه کنید چقدر ارز ما به خارج رفته مثلاً اشخاصى رفته‌اند در انگلستان که مطالعه در ادبیات بکنند ایران مملکت گل و بلبل و شعر در دنیا شناخته شده است، نباید ارز خودمان را براى مطالعه در ادبیات به فرنگ بفرستیم شنیده‌ام حقوقى که به جناب آقاى تقى‌زاده سفیر کفیر ایران در لندن داده می‌شده است و حقوقى که در انگلستان به آن شخص اعزامى که براى مطالعه در ادبیات در انگلستان داده شده است دو مقابل بوده، یعنى آقاى تقى‌زاده یک همچو مرد بزرگ که در مملکت ما نظیرش کم است سفیر کبیر ایران در لندن ماهى 70 پوند بهش می‌دادند و به آن شخص براى مطالعه در ادبیات در حدود دویست پوند ندادن ارز به این اشخاص دلتنگى ا‌یجاد کرده و می‌کند (صحیح است) و این حرف‌ها روى این دلتنگى‌ها است باید یک جایى یک نقطه‌ای را پیدا کرد و گفت که آقا دولت بر‌خلاف آن نص قانون عمل کرده و من تا‌کنون از هیچ یک از آقایان استیضاح‌کنندگان نشنیده‌ام که بیایند اینجا بفرمایند که دولت عملى کرده که مطابق قانون آن عمل دولت جرم شناخته می‌شود. یکى از ایرادات آقایان مخصوصاً جناب آقاى شریعت‌زاده به دولت حاضر این بود که سیاست ادارى دولت خوب نیست و حمله شد که چرا فلان رئیس اداره یا فلان مدیر کل را برداشتید و فلان مدیر کل را بجاى او گذاشتید، اولاً آقایان ما در این مملکت قانون داریم در مجلس نباید چیزهایى را که وظیفه محاکم است آن‌ها را در مجلس طرح بکنید (صحیح است)

هر یک از مأمورینى که حق او تفریط و یا تضییع شده می‌توانند از طریق دیوان کشور از دولت شکایت کنند دیوان کشور هم احکام مکرر صادر کرده است، حکم صادر می‌کند، اگر دولت بدون جهت کسى را منتظر خدمت کرده، از کار بر‌کنار کرده، حکم می‌دهند این اولاً، ثانیاً این کارهایى که وزیر دارائیکرده در حدود اختیارات قانونش بوده شما از او مسئولیت می‌خواهید او باید یک کسى را سر کار بگذارد که مورد اعتمادش باشد وزارت دارایى صندوق عمومى است اینجا بیت‌المال است او باید حافظ این بیت‌المال باشد و حتماً باید کسى را بگذارد در آنجا که طرف اعتمادش باشد شما آقایان کدامتان اگر وزیر دارایى بودید غیر از این عمل می‌کردید؟ بنده با تصدیق این که اینهایى را که آقاى وزیر دارایى تغییر و تبدیل داده‌اند اینها از صلحا هستند و اسم هم نمی‌برم بعضى از آن‌ها صالح بودند چند نفر را می‌شناسم حقیقتاً مردم محترمى بودند ولى باید از آن منطقه‌ای که ایشان نشسته‌اند از آنجا دید و نگفت که چرا ایشان را تغییر دادیدچون ایشان بی‌غرضند این قضیه براى من علم‌الیقین است و من اطمینان حاصل کرده‌ام که وزیر دارایى آدم بی‌غریضى است (صحیح است)

پس باید از نظر او دید به علاوه بروند در دیوان عالى کشور شکایت کنند این اشکالى ندارد اینجا مذاکره‌ای راجع به امنیت، در کابینه جناب آقاى قوام‌السلطنه، جناب اشرف قوام‌السلطنه چون ایشان جناب اشرف هستند زیرا تمام شئون وقتى سلب می‌شود از کسى که حکم محکومیت قطعى در دست باشد فعلاً ایشان جناب اشرفند چون پادشاه مملکت فرمان صادر کرده است این است که بنده هم جناب اشرف می‌گویم (صحیح است)

راجع به امنیت بود کابینه فعلى، در کابینه فعلى امنیت در ایران نیست چرا؟ به دلیل این که راهزنى شده است یکى دو سه فقره یا در تهران یکى دو فقره جرم قتل واقعه شده است، بنده اطلاعاتى از ایالت ندارم ولى یکى از نمایندگان محترم و کسی که از اوضاع فارس خیلى خوب اطلاع دارد یاد‌داشتى داده و در این یادداشت نوشته است که در قسمت فارس در کابینه آقاى قوام‌السلطنه در حدود 500 خانوار فارسى طورى غارت شد که مردم آن حوزه و منطقه کلى از بین رفتند و صدها زن و پسر بچه‌ای مردم را بی‌ناموس کردند و صدها نفر کشته شدند. خوب، چطور شد که آن روز هیچ یک از این حرف‌ها گفته نمی‌شد، اگر نظر و غرضى در کار نیست، اگر نظر به مصالح مملکتى گفته می‌شود این حرف‌ها، آن روز هم باید گفته شود (یمین اسفندیارى- آن وقت مجلس نبود که گفته شود) روز بعد که مجلس بود، بعد که مجلس باز شد همان‌هایى که امروز استیضاح می‌کنند آن روز مدافع بودند آقاى یمین اسفندیارى، بلى، آن روز مدافع بودند. باز مطالبى فرمودند بعضى از آقایان راجع بارز و غیره، چون بنده در این خصوص نه از دولت یادداشتى گرفتم و نه در این خصوص اطلاعاتى دارم این قسمت‌ها را واگذار می‌کنم به خود جناب آقاى وزیر دارایى که تشریف بیاورند و راجع به آن قسمت‌ها از دولت دفاع کنند، بنده تفویض به خودشان می‌کنم (صحیح است)

اگر این اظهار بنده زیاد از حد من نباشد عرض می‌کنم فرض بفرمایید که شما موفق شدید که این دولت سقوط کند و یک دولت دیگر بیاید اولاً می‌دانید که بعد از این که توافق شد یک دولت دیگرى بیاید با این تشنجى که در مجلس هست دو ماه طول می‌کشد تازه یک دولتى که می‌آید در اطراف افراد کابینه آن دولت صحبت‌ها می‌شود بالاخره خواهى نخواهى یک دولتى تشکیل می‌شود و تازه دو ماه در اطراف برنامه حرف می‌زنند بعد یک دوازدهم می‌آید صحبت می‌شود پنج ماه تقریباً مملکت در حال بلاتکلیفى باقى می‌ماند و تازه آن دولتى که می‌آید معلوم نیست که افراد آن صالح‌تر از افراد این کابینه باشد، افرادشان صالح مجموعشان هم که میدانید مردمان خوبى هستند، تا کتیکشان خوب، روشتشان خوب، نسبت به سیاست خارجى دولت هم آقاى دکتر شفق در این خصوص صحبت کردند و اداى سخن را به طور نیکو کردند و لازم نیست که در این موضوع هم بنده عرضى کنم (باتمانقلیج- کى در فکر مملکت است) آقایان باید باشند، بله باید این توانایى که قانون اساسى به ما اعطا می‌کند به نیکی به کارش بزنیم نه اینکه روى اغراض شخصى، روى عناد و لجاجت همه روزه دولت‌ها بخواهیم روى کار بیاوریم و بعد بیاندازیم بالاخره یک وقتى هم که نگاه می‌کنیم می‌بینیم که هشت ماه از عمر مجلس گذشته، بنده چند روز قبل به آقاى دکتر متین‌دفترى گفتم که من وقتى که قانون آئین دادرسى مدنى را می‌خوانم و می‌بینم این قوانین از مجلس‌های قبل گذشته می‌فهمم که آنها چقدر به مملکت ما خدمت کردند، هزارها ماده قانون در این مجلس در ادوار گذشته تصویب شده شما تشریف ببرید به اداره قانونگذارى ملاحظه خواهید فرمود که سه چهار ورق بیشتر نیست الان چقدر از دوره مجلس می‌گذرد آخر شما مردم را از دموکراسى منفور می‌کنید، اعمال ما است که ایجاد دیکتاتورى در این مملکت می‌کند، اگر شما حقیقتاً به وظایف خودتان عمل کنید هیچ وقت نه در این مملکت دیکتاتورى خواهد شد و نه این که هیچ کس طرفدار حکومت خودسرى می‌شود، دیگر هم بیش از این به آقایان تصدیع نمی‌دهم، به هرحال اگر ما به آقاى حکیمى رأى اعتماد بدهیم این شخص سرافراز خواهد بود و اگر هم رأى اعتماد ندهیم ایشان پیش نفس خودش خجل نیست (احسنت، احسنت).

رئیس- آقاى دکتر شفق یک توضیحاتى می‌خواستند بدهند، بفرمایید.

دکتر شفق- همکار محترم آقاى برزین در باب اظهاری که نسبت به این پرونده که راجع به جناب اشرف آقاى قوام‌السلطنه تقدیم شده بود فرمایش‌هایى فرمودند فقط توضیح مختصرى عرض می‌کنم که آقایان همکاران محترم از باطن نظر بنده از فکر بنده بیشتر و بهتر مطلع بشوند این که فرمودند بنده متخصص در فلسفه هستم دو معنى داشت، یکى این که شاید نظرشان این بود که در مسائل حقوقى بنده نبایستى مداخله کنم شق دومش هم این بود که با کمال تأسف در فلسفه هم بنده زیاد دست ندارم.

در میکده از من نخریدند به جامی، آن علم که در مدرسه آموخته بودم، (برزین- بنده این طور تصور نکردم) بنده در باب پرونده دیروز هم عرض کردم که وزارت دادگسترى مکلف است تمام مسائل قضایى و حقوقى و کیفرى را رسیدگى کند این وظیفه دادگسترى است اما نظر بنده از تسریع این بود که اولاً در هیئت دولت جناب اشرف آقاى قوام‌السلطنه ناچار یک وزراء دیگریهم بودند و مناسب بود که وزیر مسئول و شاید وزراى دیگر هم به حکم قانون که مسئولیت مشترک دارند در این باب مورد رسیدگى واقع می‌شدند و تحقیقات کافی‌تری از وزرا‌ هم می‌شد (صحیح است)

موضوع دیگر این که مستنطق به موجب اطلاعاتى که ما از دور از گوشه و کنار داریم در این موضوع حقوقى بهتر بود که مستنطق در مورد این پرونده کار خودش را با کمال تأنى و مداقه رسیدگى می‌کرد، در خود این اعلام جرم گفته شده است که چون هنوز بعضى از اطلاعات دردست نیست بعداً انشاء‌الله رسیدگى خواهد شد، این (‌(انشاء‌الله بعداً رسیدگى خواهد شد)) را در این موقع بدون این که بخواهم نسبتى به دولت و یا به جانب آقاى وزیر دادگسترى و همچنین آقایان قضات بدهم نظر بنده این بود که در این عجله و تسریع عجیب خداى نکرده یک تعمدى در آن نشده باشد در صورتى که استنطاق و تحقیقات تمام نشده است چه عجله‌ای در این کار بود که فوراً یک پرونده ناقص بیاید،

+++

هر بشرى هر فردى با این مقدماتى که هست نمی‌تواند تردیدى نکند بنده هم جسارت نکردم، تردید کردم و نسبت به احدی هم سوء‌ظن پیدا نکردم همچنین در چند روز پیش بود که یکى از آقایان نمایندگان گویا آقاى عبدالقدیر آزاد بودند راجع به قضیه لیستر گفتند، تصور می‌کنم ایشان بودند. یک توضیحات خیلى روشنى دادند و گفتند تعجب کردند که این چه وضعى بود، چه قضیه‌ای بود آمد و گذشت، توى اتوبوس. توى راهرو، توى کوچه، توى خیابان مردم هنوز هم راجع به این موضوع صحبت می‌کنند، با این حال ما به واسطه احترامى که به قضات دادگسترى داریم و با توضیحاتى که جناب آقاى وزیر دادگسترى دادند فرمودند که نسبت به قضات ما نباید اظهار نظر یا سوء‌ظن بکنیم و نسبت به این موضوع با کمال حیرتى که داشتیم ساکت و خاموش ماندیم که گفته نشود مداخله افراد در امور قضایى مخل حسن جریان قضائى کشور است. ولى ما حق داریم تردید کنیم و نظرمان را اظهار کنیم که چرا یک پرونده یک امرى که هنوز کامل نشده و با عجله عجیبى استنطاق و جریان طبیعى معمولى خودش را طى نکرده با یک عجله غریبى بیاید به مجلس، بنده یک نکته دیگرى هم عرض کردم که همکار محترم بنده مثل این که آن قسمت را نفرمودند، بنده عرض کردم که وقتى که در جلو قاضى در دادگسترى پرونده‌هایى متعدد هست و این پرونده‌های دیگرى حتى از لحاظ اهمیت هست چطور می‌شود که یک پرونده‌ای تعمداً تقدم داده می‌شود و تسریعى که بنده عرض کردم نظرم این است که خیلى از مسائل است که دیروز هم عرض کردم بنده می‌دانم و نظرم نیست که پرده‌درى کنم جریان‌های پرونده‌های قضایى یک چیزهاى حساسى است شاید واقعاً طرف متأثر بشود این است که از بنده انتظار نفرمایید ولى شهدالله که بنده می‌دانم یک جریاناتى که اساسى است خواه لشکرى و خواه کشورى با تمام این حرف‌ها یک مقدار از آن پرونده‌ها حتى سال‌ها است که می‌شنویم می‌گویند درست می‌شود یکى نمی‌گوید که کجا است و اعمال نفوذ می‌شود، همه می‌دانیم هر نماینده‌ای یک چنین اطلاعاتى بهش رسیده است. انتظار ندارید که تعجب بکنیم که چطور شد این پرونده با این عجله و سرعت آمد اینجا. (دهقان- بنده از دولت سؤال کردم در این خصوص)

اما در خصوص سؤال آقایان نمایندگان، بنده عرضى ندارم ولى آن هم اسباب حیرت بنده است ولى آخرین نکته ایکه می‌خواهم عرض کنم این است که بنده با جناب اشرف آقاى قوام‌السلطنه حتى قبل از این که بیاید سر کار دولت و بعد از مدتى که آمدم به ایران اصلاً در عمرم بیش از یکى دو مرتبه با ایشان ملاقات نکردم ولى بیست روزى که به معیت همکارهاى محترم بنده در مسکو بودم شب و روز مراقب احوال ایشان بودم، چون هر امرى یک صحبتى یک محرکى باید داشته باشد براى اینکه آقایان (همهمه نمایندگان) (حاذقى- آقایان بگذارید فرمایششان را بکنند) براى این که آقایان بدانید علت این که من از ایشان دفاع می‌کنم چیست این است که از روى ایمان و عقیده اظهار می‌کنم دیدم ایشان هم مرد خردمندى بوده و هستند و هم حتماً وطن پرست و به تشخیص بنده که کاملاً بى‌طرفانه صحبت می‌کنم (صحیح است) در این کشور ایشان یک خدمت بزرگى انجام داده‌اند (صحیح است) و بنده اینطور شنیدم (صفوى- این نظر شخص جنابعالى است) و از بعضى از اشخاص و قضات درجه اول دنیا هم شنیده‌ام، وقتى که امثال ما یک صحبتى می‌کنیم فوراً آقایان حقوق‌دان‌ها می‌گویند تو وارد نیستى بنده از قضات درجه اول دنیا شنیدم که گفتند حتى در مقام اثبات جرم نسبت به اشخاص یک دلایل مخففه در باب خدمت و سابقه و شخصیت اشخاص بایستى منظور گردد این کى. دوم این که در سیاست عمومى کشور که در آن باب نمی‌خواهم و نمی‌توانم توضیحاتى عرض کنم از ناحیه هر وطن پرستى هر دولتى هر وزیرى باید این قسمت‌ها هم منظور گردد. یک ایرادى که بنده عرض کردم که این تسریع و عجله و عصبت از چه جهت بود گویا ملحوظ و مقبول افتاد

صفوى- تعمد نکردند مجلس خواست.

رئیس- به اطلاع آقایان می‌رسانم که دو طرح با قید دو فوریت داده شده و در دستور هست به عقیده بنده کار جارى مقدم است، یکى راجع به موضوع عوارض بر اراضى است که در شهر مانده است و صاحبانش نمی‌سازند دیگرى هم راجع به ماده 49 و 50 قانون مطبوعات است که داده شده است که آقایان دیروز گفتند بعد از این که کار استیضاح تمام مطرح شود (صحیح است).

وزیر دادگسترى- اجازه می‌فرمایید؟

رئیس- بفرمایید.

وزیر دادگسترى- آقاى دکتر شفق روز گذشته در ضمن بیانات خودشان جمله‌ای فرمودند که متأسفانه آن موقع مجال نشد که بنده به ایشان جواب عرض کنم ولى نظر به این که جمله‌ای به کار بردند مربوط به حیثیت و شرافت یک عده از قضات و کارمندان دادگسترى بود امروز هم عده‌ای به بنده مراجعه کردند و پرسش کردند که چرا وقتى که شرافت و حیثیت یک عده‌ای مورد تعرض و حمله واقع شد بنده عرضى نمی‌کنم و حالا هم در این موضوع بیاناتى فرمودند ناچار هستم از آن قسمت از بیانات ایشان که پریروز فرمودند جملاتى عرض کنم، ایشان در جلسه گذشته فرمودند که در کار آقاى احمد قوام پرونده‌سازى شده است پرونده‌سازى دو معنى دارد یکى معناى لغوى یعنى تنظیم یک پرونده و جمع‌آورى دلایل و مدارک آن است، یکى معناى مجازى یعنى جعل و ساختن و تنظیم یک پرونده، اگر آقاى دکتر مقصودشان از به کار بردن جمله پرونده‌سازى معناى لغوى باشد ایرادى به فرمایش ایشان نیست و اما اگر منظورشان معناى مجازى باشد که متأسفانه معنى متبادر به ذهن هم وقتى که جمله پرونده‌سازى به کار برده شود، آن است بنده باید عرض کنم که با معالم اخلاقى که آقاى دکتر شفق همیشه مورد رعایتشان می‌باشد با بکار بردن این جمله ایشان در پیشگاه وجدانشان مسئولیت دارند.

زیرا اگر ادعاى ایشان واقعیت پیدا کند بایستى که قضات دادگسترى و صاحبمنصبان کشف جرایم در تقریرات اشخاص و نوشته‌جات و تنظیم این پرونده مرتکب جعل و تزویز شده باشند تمام چک‌هایى که در این پرونده مورد استناد واقع شده تمام باید ساختگى باشد دفاتر بانک‌هایى که مورد اسناد واقع شده تمام باید ساختگى باشد گواهى و گفته‌های اشخاصى که در این باب به کار رفته تمام بایستی  بر‌خلاف واقع باشد یعنى بایستى که یک عده از قضات دادگسترى با تمام عمال بانک‌ها معاضدت و همکارى براى جعل اسناد و نوشته‌جات کرده باشند که این جعل از نظر قانون جنایت محسوب است و براى کسانی که مرتکب این عمل هستند مجازات جنایی که حبس با اعمال شاقه و یا حبس مجرد است می‌باشد آقاى دکتر شفق جنابعالى که استاد ارجمند دانشگاه و مظهر افکار بدیع فلسفه هستید و هر سال مسئولیت تربیت یک عده از جوان‌های این مملکت را به عهده می‌گیرید و پیوسته آنها را به اجرای ملکات اخلاقى راهنمایی می‌کنید و حتى آنها را از اجتناب اعمال بد و نسبت دادن با فقرا‌ و تهمت هر‌اسناک می‌سازید آیا در پیشگاه وجدانتان مسئولیت ندارید پرونده‌ای را که هنوز در هیچ یک از مقامات قانونى یعنى در کمیسیون‌های عدلیه و خود مجلس مقدس شوراى ملى مورد رسیدگى واقع نشده و حتى خودتان هم هنوز آن پرونده‌ها را مورد رسیدگى و مطالعه قرار نداده‌اید بفرمایید آن پرونده ساختگى است و کسانی که مرتکب تهیه این پرونده شده‌اند اینها جانى و جاعل یعنى یک عده از قضات و یک عده از مستخدمین دولت جاعل هستند جنابعالى که الان می‌فرمایید پرونده‌هایى هست که با احترام این که نمی‌توانید اسم اشخاص راببرید و این پرونده‌ها هنوز باقى است آنها را معرفى نمی‌کنید در صورتی که در نظر خود شما این اشخاص ممکن است مغرض و جانى باشند اما چطور جرأت می‌کنید یک عده از قضات وظیفه‌شناس دادگسترى که از روى وجدانشان رفتار کرده و عمل کرده‌اند و از نفوذ آقاى احمد قوام هراس ننموده‌اند و با کمال بیطرفى و از روى وجدان به قوانین مملکت عمل کرده‌اند شما آنها را متهم به ارتکاب عمل جنایى می‌کنید چرا؟

جنابعالى در بیانات پریروز خودتان اشاره فرمودید با این که دولت در تعقیب آقاى احمد قوام کار بیهوده‌ای کرده، اصل بیست و نهم قانون اساسى و چندین اصل منمم قانون اساسى براى مسئولیت وزرا‌ مصرحاتى دارد به احترام این اصل قانون اصاصى در سال 1307 قانونى براى محاکمه وزرا‌ پیش‌بینى و تدوین شده است حالا اگر این مواد قانون اساسى و قوانین موضوعه راجع به محاکمه وزرا‌ درباره آقاى احمد قوام مورد اجرا واقع بشود این عمل عبث و بیهوده‌ای است؟ در مملکت دمکراسى که تمام افراد مردم در یک شرایط مساوى در حقوق و مسئولیت مساوى هستند اگر یک عده مردم ضعیف بیچاره، بى‌پناه، بى‌پول یا مستخدمین جزء کما این که هنوز مورد تعقیب مقامات قضایى واقع می‌شوند براى اینها اقدامات تعقیب مفید و خوب است اما تعقیب یک نفر وزیر یا رئیس‌الوزرا‌ بیهوده است؟ اگر جنابعالى معتقد هستید که وزرا‌ اساساً نباید بهیچوجه تعقیب بشوند و فقط مستخدمین جزء و عاجز ضعیف بى‌نفوذ. بى‌نقطه اتکاء بایستى همیشه تعقیب بشوند ممکن است طرحى تقدیم بکنید و همینکه از مجلس شوراى ملى این طرح گذشت البته قضات پیرامون تعقیب وزرا‌ نمی‌گردند اما اگر معتقدید که اصولاً وزرا‌ باید تعقیب بشوند ولى بعضى از وزرا‌ یا آقاى احمد قوام به خصوص مستنى هستند باز هم البته قانونى پیشنهاد بفرمایید مورد تصویب واقع بشود و البته قضات این را همیشه با احترام نگاه خواهند کرد و مورد عمل قرار خواهند داد ولى آقاى دکتر شفق باید بدانید تا وقتى که

+++

قانون محاکمه وزرا‌ الغا نشده و یا قانونى براى محاکمه شخص آقاى احمد قوام به تصویب مجلس شوراى ملى نرسیده قضات ناچارند که با تمام وظایف قانونى خودشان قیام کنند و میل اراده شخص جنابعالى و دیگران را نمی‌توانند ملاک تعقیب و یا عدم تعقیب کسى قرار بدهند (صحیح است) ماده 8 قانون اصول محاکمات جزایى مصرح است که وقتى که تعقیبى نسبت به جرمی نسبت به کسی به عمل آید این تعقیب موقوف نمی‌شود مگر در مواردی که در قانون پیش‌بینى شده است رئیس‌الوزرا‌ بودن یا آقاى احمد قوام در هیچ یک از قوانین موجب معافیت از تعقیب نیست و بنابراین ناچار هستند مقامات قضایى به وظایف قانونى خودشان عمل بکنند خود جنابعالى فرمودید که راجع به پرونده آقاى احمد قوام تعقیب نکنم بنده تصدیق می‌کنم این مطلب لابد صحیح است ولى متأسفانه بنده بر‌خلاف قوانین موجوده نمی‌توانم اقدام بکنم (صحیح است)

ضمناً پریروز فرمودید که در تعقیب این موضوع عجله شده است یا استثنایى در این موضوع شده است شما باید متوجه باشید وقتى که این دولت مصدر کار شد مواجه شد با اطلاعات و گزارشاتى که یک عده از مأمورین ذی‌صلاحیت راجع به این موضوع‌ها داشتند به علاوه کسانى بودند که راجع به این جوازها متضرر شده بودند و وجوهى به اشخاصی داده بودند حتى قبل از این که این دولت مصدر کار بشود به بعضى از مقامات قضایى شکایت کرده بودند و این موضوعات مطرح بود دولت حاضر نمی‌تواند، به استناد این که این کارها ممکن است حالا مربوط به آقاى احمد قوام بشود از طرح تعقیب شکایت اشخاص و یا تعقیب ایشان جلوگیرى کند اگر در دادگسترى پرونده‌هایى باقى مانده رکود این پرونده‌ها دلایل و جهاتى دارد که به هیچ‌وجه مربوط به دولت حاضر نیست باید علل آنها را در دولت‌های سابق جستجو کرد که تعقیب این پرونده‌ها چرا به تأخیر افتاده است و اما این که فرمودید که پرونده‌ها چرا مانده است چون این مطلب را آقاى دکتر چه پریروز و چه امروز فرمودند که پرونده‌هایی هست تا‌کنون تعقیب نشده بنده از ایشان استدعا می‌کنم یا رسماً در مجلس بفرمایید چه پرونده‌هایى مانده که در اثر دستور این دولت پرونده‌هایى بلا‌تعقیب مانده یا اگر همان طور که فرمودید معالم اخلاقى ایشان مانع از آن است که اینجا بفرمایید به بنده در خارج بفرمایید و بنده به عرضشان خواهم رسانید و اثبات خواهم کرد که دولت حاضر به هیچ‌وجه هیچ نظرى راجع به هیچ موردى به خصوصی ندارد و غیر از اجراى قانون و مقررات مملکت نظر دیگرى ندارد و به علاوه خود جنابعالى مسبوق هستید از روزی که این دولت مصدر کار است چه در ضمن بحث برنامه و چه در ضمن سایر مذا‌کرات که در صورت مشروح مذا‌کرات مجلس مدون است مکرر آقایان نمایندگان محترم از دولت خواسته‌اند که این موضوعات مورد بحث مورد رسیدگى واقع شود (صحیح است) بنده یا دولت حاضر چطور می‌توانست با آن اصرار و ابرام آقایان این موضوعات را رسیدگى نکند و حتى وقتى که این موضوع مطرح بود جلوگیرى از این کار بکند (صحیح است) البته اگر بنده می‌خواستم که ‌جلوگیرى از این کار بکنم بنده در مقابل آقایان و قانون مسئول بودم (صحیح است، احسنت)

رئیس- آقاى دکتر شفق

دکتر شفق- بنده وقت مجلس را با محاجه نمی‌خواهم بگیرم فقط یک نکته را عرض می‌کنم که جناب آقاى وزیر دادگسترى بایستی در مسائلى که قضاوت می‌فرمایند در این باب بیشتر مظان و موارد حقوقى را رعایت بفرمایند تا ماها یعنى بنده که در این باب عامى هستم ایشان خیلى مراقبت نمودند که بنده را نشان بدهند که در صبحت‌هاى بنده یک کمى تخطى شده است به حقوق بعضی‌ها نسبت‌هایی داده شده است، در صورتی که ایشان این جا با این که می‌دانم لطف خاصى دارم و شخص دقیقى هستم به موجب سائقه احساسات ملاالناس به شهادت تمام آقایان، ایشان فرمودند که بنده دیروز گفتم که قضات جاعل هستند و جانى هستند و نظایر اینها درصوتی که بنده به هیچ وجه من‌الوجوه بکار نبردم و پرونده سازى را هم چون خودشان می‌گویم دو معنى دارد نمی‌توانند یکى از آن دو معنى را الزام کنند که منظور بنده بوده در هر صورت بنده باید عرض کنم که به قضات صحیح‌العمل (نه هر کسى که اسم قاضى دارد) بنده احترام دارم و ابداً صحبت‌های بنده باور بفرمایید آقاى وزیر دادگسترى راجع به قضات یا کدام‌ نبود و اما مثل این که در چند جمله‌ای که بنده عرض کردم در باب تکمیل پرونده و استنطاق و اینها توضیحاتى نفرمودند فقط فرمودند قضاوت به وظیفه‌شان عمل کرده‌اند و بنده افتخار دارم که ما قضاوتى داریم که به وظیفه شان عمل می‌کنند و باید هم بکنند بنده اعتراضى به این عمل ندارم.

قبادیان- اجازه می‌فرمایید بنده عقیده دارم آقایانى که استیضاح کرده‌اند استیضاحشان را بگذراند بعد.

رئیس- آقاى وزیر دارایى

وزیر دارایى- بنده اول یک عرض فورى داشتم که براى این استجازه کردم که حضور آقایان عرض کنم این موضوع پرداخت ماه فروردین است (صحیح است) آقایان همیشه توصیه می‌دادید تذکر می‌دادید و می‌فرمودید که باید بودجه به موقع بیاید و بودجه تصویب بشود و مستخدمین معطل نشوند، پنج، شش روز قبل بودجه‌ای که موازنه داشت و روى اصولى که خودتان فرمودید تهیه شده بود به مجلس شوراى ملى تقدیم کردم حالا استدعا می‌کنم که چون استضاح با این طول و تفصیلى که آقایان استیضاح کنندگان قائل شده‌اند و حقوق مستخدمین بتإخیر می‌افتد این مقتضى نیست صلاح نیست که پاسبانى که توى کوچه راه می‌رود یا‌ فلان ژاندارم آخر برج حقوقش را نگیرد یک پیشنهادى که در کمیسیون بودجه پریروز تشکیل شد بنده کردم آقایان اعضاء کمسیون بودجه شاهدند و آن آقایان هم تأیید کردند بنده استدعا می‌کنم یک توجهى بفرمایند، اگر هم امروز نمی‌شود امروز عصر یک کمیسیونى تشکیل بشود و این موضوع پرداخت ماه فروردین معلوم بشود (صحیح است).

دکتر معظمى- همین الان بقیه یک فوریت براى یک ماه درخواست آن را تهیه بفرمایید.

ابوالقاسم امینى- یک دوازدهم مجلس تهیه کرده.

وزیر دارایى- ... خوب یکى از آقایان تقدیم بکند، عرض می‌شود که سه دوازدهم از کمیسیون بودجه تقاضا کردم و آقایان تصویب کردند و بنا شد طرحش را بیاورند و فردا در مجلس مطرح بشود (بعضى از نمایندگان- بودجه را بیاورند) عرض دیگر بنده راجع به اعتراضاتی بود که دو نفر از آقایان نمایندگان در ضمن استیضاحشان نسبت به وزارت دارایى کردند بنده خواستم حضور آقایان عرض بکنم که آقایان مسئولیت پست وزارت دارایى کار بسیار مشکلى است (صحیح است) به جهت این که اگر وزیر دارایى جلوى کیسه را شل بکند نه فقط کیسه پول، کیسه ارز کیسه حکمیت، کیسه ملک، همه چیز را اشخاص توقعاتى از وزیر دارایى دارند تا یک مدتى محبوب است ولى بعد از مدتى متأسفانه تجربه شده که محبوبیت از آن آدم روبرو می‌گرداند و من از روز اول این فکر را داشتم به آقاى نخست هم عرض کردم که من این پست را قبول نمی‌کنم دیروز هم عرض کردم با اصرار و ابرام به من قبولاندند بنده آن وقت این فکر را کردم که جلوى کیسه را محکم بگیرم نه من کسى را در وزارت دارایى راه می‌دهم که وارد حکمیت بشود از حکمیت استفاده کند (احسنت) نه به کسی راه می‌دهم توى وزارت دارایى که بیاید پشت میز من که آقا تو راى محکمه را باطل کن، جرات داشته باش محکمه اگر راى داد تو چشمت را ببند رأى محکمه را باطل کن، من اجازه نمی‌دهم (بعضى از نمایندگان- اسم ببرید آقا) البته بعداً اسم خواهم برد کسى را هم اجازه نمی‌دهم که بیاید در وزرات دارایى و کارى ارز بخواهد (صحیح است) براى گردش. تفریح. نمی‌دانم لهب و لعب فرستادن این و آن آقا من ارز نمی‌دهم حالا بهتان زودتر می‌گویم: من ارز نمی‌دهم.

دو دفعه سه دفعه استیضاح گنید تا بنده بروم کنار. بنده ملک این دولت. ملک این مردم. این ملت را به کسى نمی‌دهم. محال است هزار دفعه استیضاح کنید وزارت دارایى که سهل است تمام وزارتخانه‌ها را با هم جمع کنید بگمن بدهید من ارز نمی‌دهم ملک نمی‌دهم محال است و اهمیتى هم نمی‌دهم. برنجش نمی‌دهم و می‌دانم اشخاصى که این استیضاح را می‌کنند غرض شخصى دارند و من اهمیتى نمی‌دهم عرض کنم که به من اعتراض می‌کنند که چرا امر غله و نان خراب است آقایان شما خودتان می‌دانید که چرا امر غله خراب است شما چه می‌گویید. خوب بود که یکى از آقایان دیگر یکى از آقایانى که وارد نیست این را می‌گفت که چرا امر غله و امر نان خراب است امر غله و نان به دو سه جهت خراب است که خودتان خوب می‌دانید و واردید (بعضى از نمایندگان- بفرمایید براى چیست؟) توضیح بدهم؟ حالا عرض می‌کنم یکى از جهاتى که امر غله و نان خراب است براى این جوازها است ده‌ها هزار تن عملاً و عامداً برنج. گندم و جو از این مملکت خارج شده است. بیرون رفته است یک دولتى که متصدى کار است باید حساب کند یک روزى من خاطرم هست در کابینه سابق جناب

+++

آقاى حکیم در هیئت وزیران بودم، آ وقت سمت وزیر خارجه را داشتم یکى ار وزرا‌ یکى از همکارهاى خودم آمد پیشنهاد کرد که یک جنسى را اجازه بدهید به خارج برود. بنده مخالفت کردم گفتم آقا یک دولتى اجازه صدور جنسى را می‌دهد که ببیند و حساب کند که از حالا تا موقعى که جنس جدید به دست می‌آید این مملکت چقدر احتیاج به این جنس دارد. احتیاجش را حساب می‌کند البته مازاد آن را اجازه صدور می‌دهد. این کار مانعى ندارد ولى اجازه صدور خصوصى هم نمی‌دهد و اجازه صدور عمومى می‌دهد. اعلان می‌کند که ما صد هزار تن غله و برنج یا جو اضافه داریم هر کس که می‌خواهد از این مملکت صادر کند یا فلان چیز را بدهد و تعهد ارزى هم بدهد ولى در توى صندقخانه به این و آن اجازه دادن این عمل جرم است و حساب نکردن و اجازه دادن هم صحیح نیست عرض کنم که ده‌ها هزار تن برنج 50 هزار تن به استاندارد گیلان تلگراف کردم که آقا ما می‌خواهیم یک قدرى جنس براى دولت عراق صادر کنیم، دولت عراق نه مردم عراق رئیس‌الوزرا‌ عراق از رئیس‌الوزرا‌ ایران تقاضا کرده است که ما یک وقتى به شما مساعدت می‌کردیم شما هم حالا به ما مساعدت بکنید، یک قدرى غله به ما بدهید گفتم آقا ما غله نداریم ولى برنج شاید داشته باشیم آن هم نه به این قدرى که شما می‌خواهید، مقدارى کمتری البته به استاندارد گیلان تلگراف کردم که ما می‌خواهیم یک قدرى برنج از مازندران ببریم استاندارد گیلان تلگراف کرده است که در اینجا حد‌اکثر برنج چنپا که اجازه صدور داده می‌شد یعنى مردم می‌کردند چهل هزار تن بود و پنجاه هزار تن پارسال برنج صادر شده است دیگر نمی‌توان برنج صادر کرد، راجع به جو همین طور، راجع به گندم همین طور، وقتى که یک دولتى بدون حساب بدون دقت و توجه اجازه صدور غله بدهد، اجازه صدور آن چیزى که جایز نیست بدهد البته قاچاق هم زیاد می‌شود به جهت این که مردم وقتى می‌بینند دولت بدون حساب و مطالعه اجازه صدور می‌دهد آنها هم به طور قاچاق از مملکت خارج می‌کنند و قاچاق در مملکت زیاد می‌شود (صادقى- گندم که صادر نشده است)

به قول آقا که الان صحبت کردند مملکت هم سر‌حد‌اتش وسیع است ما هر قدر هم قوه داشته باشیم وسایل داشته باشیم جاهایى هست که از آن نقاط جنس خارج می‌کنند به هر صورت این یک اشتباه بود اشتباه دومى که شده این بوده است که بحران بوده است وزرا‌ نبوده اند و یک تصمیم خیلى مشکلى گرفته شده است و آن این بوده است که دولت آقا همیشه بایستى اگر جنس را در دست دارد نبایستى که براى تأمین نان مردم آن گندم و یا آرد را به دست آن نانواهایى که جنس می‌گیرند و تحت نظر او پخت می‌کنند و به مردم می‌دهند بدهد، دولتى که دلسوز مردم است علاقمند به مردم است نمی‌خواهد که امر نان را با سیاست مخلوط کند نمی‌خواهد از یک دسته‌ای استفاده یا سوء‌استفاده بکند نمی‌خواهد اتحادیه درست بکند براى این که سه مرتبه، ولى این کار نشد، حالا صریحاً عرض می‌کنم تا دیگر صحبت نان و غله نکنید عرض کنم 70 تن با ثمن بخس بخشیده به یک عده‌اى اسمش چیست؟ اتحادیه آزاد پز این‌ها می‌آیند این 70 تن گندم را می‌گیرند می‌برند این را آرد می‌کنند این اسپکولاسیون می‌گیرند که به قیمت گزاف می‌فروختند نان‌های تفتنى لوکس درست می‌کردند و به هر قیمتى دلشان می‌خواست می‌فروختند چند روز پیش گفتند که اینها چهارصد هزار تومان استفاده کرده‌اند و جهارصد هزار تومان سرمایه پیدا کرده‌اند (یک نفر از نمایندگان- تنها خوردند) نه آقا با آنهایى که کمکشان می‌کردند با یک عده‌ای که نانوا باشد، نانوا باشى باشد، رئیس نانواها باشد خورده‌اند، در هر صورت این کار غلت بوده است، چند روز پیش، 7، 8 روز پیش جنجال شد در این شهر علت جنجال هم این بود که ما گفتیم این سهمیه را نمی‌دهیم، آقایان نمایندگان تهران اینجا هستند من 11 نفرشان را خواهش کردم. از 11 نفر نماینده تهران، و یک نفر از 12 نفر نمایندگان تهران متأسفانه تشریف نداشتند، از 11 نفر استدعا کردم تشریف آورند به وزارت دارایى مطلب را بهشان گفتم، گفتم که ما باید این کار را اصلاح کنیم یکى از آقایان بى‌لطفى کرد و گفت که شما مخالف این اتحادیه و این حزب هستید، گفتم به خدا و الله بالله مخالف هیچ حزبى نیستم و همچنین مخالف هیچ اتحادیه‌ای هم نیستم ولى حزب و اتحادیه براى سعادت این مملکت است نه براى بدبختى این مملکت، اگر یک حزبى یک اتحادیه‌ای بخواهد براى منافع خودش به ضرر مملکت که اقدام کند من هر کارى از دستم برآید بر ضد آنها می‌کنم (صحیح است، احسنت)

ولى حزب و اتحادیه که براى کمک به مملکت و منافع مشروع خودش حاضر باشد من حامى او هستم (اسلامى- پس قاضى در مجلس چکار کند) توجه بفرمایید آقا من گفتم آقا ما این 70 تن را نمی‌دهیم این وکلاى تهران حاضرند رفقاى من دوستان من شاهدند، گفتم آقا من این 70 تن را نمی‌دهم و نظرهاى مختلفى اظهار شد بالاخره گفتند تو حق دارى هر کارى می‌خواهی بکنى تو مسئول نان شهر هستى هر نظرى دارى اجرا کن بعد ما جلوى این 70 تن را گرفتیم، آن وقت جنجال شد، اتوبوسى کرایه کردند آمدند در منزلم، پیش جناب آقاى رئیس مجلس رفتند، در هئیت وزرا‌ رفتند به وزارت مالیه آمدند، توى حیاط جنجال کردند گفتم آقا اگر شما نان می‌خواهید به این مردم بدهید و آرد ارزان بگیرید نان ارزان به مردم بدهید بروید از اداره غله آرد بگیرید و تعهد بسپارید و نان را تحت‌نظر اداره نان به مردم بدهید، البته قبول نکردند و چند روز شهر را شلوغ کردند، و بالاخره ما قطع کردیم این سهمیه را ما البته یک مرحله این را تمام کردیم ولى آن مرحله آخرى چیست؟ مرحله آخرى اینست که اصلاً این آرد را به این قیمت به اسم آزاد پز ندهیم و آرد به آنها ندهیم و بدهیم به نانواهایى که به آنها می‌گویند نانوایى دولتى که نان را تحت نظر دولت می‌فروشند. عرض کنم در این قسمت یک اشتباه سوم هم شد، اشتباه سوم این است که نشستند فکر کردند که براى این که مردم را گول بزنند در این موقع گرانى و سختى و کمى غله و این غله‌ای که صادر می‌شود از مملکت و نان باید به یک قیمتى باشد که قاچاق و تقلب صرف نکند نانوا دروغى اسمش را گذاشتند یک من 7 ریال و ده شاهى، تمام اجناس را شما در تهران می‌دانید قیمتش چقدر است آن وقت آمدند قیمت نان را گذاشتند کیلویى 5 ر 2، من می‌خواهم بدانم کسى خورده است؟ نه من سؤال می‌کنم، از آن وقتى که این حرف را زدند کسى نان کیلویى 5 ر 2 ریال دیده؟ (صحیح است- احسنت)

پس بایستى در این کارها هیچ نظر خصوصى و سیاسى نباشد، امر غله مردم، امر امنیت مردم، امر رعایت دسته‌جات و احزاب در این کارها باید نظر نسبت به مملکت باشد، نفع مملکت در نظر گرفته شود، نفع آن دسته‌ای که 14 میلیون و نهصد نفر از مردم را تشکیل می‌دهند باید در نظر گرفته شود اگر ما رعایت آن دو سه هزار نفر را نکنیم رعایت آن 4، 5 هزار تا را نکنیم همین جنجالى است که ملاحظه مى‌فرمایید به جهت این که یکى عدم رضایت دارد از موضوع ارز، یکى عدم رضایت دارد از مملکت، یکى عدم رضایت دارد از این که فلان فوق‌العاده داده نشده این که درست نمی‌شود عرض کنم یک ایراد دیگرى که از بنده گرفته شده این است که گفته‌اند مخالف با قانون، چیزى که ابداً دوباره بنده غیر‌ممکن است مگر اشتباه کرده باشند و الّا با تمام دقت، به طوری که در مراعات قوانین و اصول و مقررات به قدری مقیدم که همیشه به من آن را می‌گویند که تو ملانقطى هستى چرا این موضوع را این قدر سختى می‌کنی یک قدرى در این باب گذشت کن، بنده آقا هیچ وقت مخالف قانون کارى نکردم، بنده وزیر مسئول هستم هر کسى را که می‌خواهم بر می‌دارم، هر کس را که می‌خواهم می‌گذارم و ابداً به این حرف‌ها هم ترتیب اثر نمی‌دهم می‌خواهید هستم، نمی‌خواهید نیستم (احسنت)

و این را به شما عرض می‌کنم خلاف قانون آن وقتى کردند که شما ساکت بودید آقاى شریعت‌زاده، تعجب می‌کنم، قضات صحیح‌العمل دیوان کشور را خانه‌نشین کردند معزول کردند و شما هیچ چیز نگفتید عرض کنم که خلاف قانون آن وقت کردند که قانون استخدام کشورى را که باعث انتظام امور مستخدمین مملکت بود به موجب یک تصویب‌نامه‌های دلبخواهى براى خاطر یک افرادى (صحیح است) نه براى خاطر این مملکت، این تصویب‌نامه‌ها قانون را لغو کردند و شما اعتراض نکردید بعد هم نگفتید که این کار را چرا کردند اگر آقاى شریعت‌زاده شما خیال می‌کنید که قانون با مرخصى دادن یا منتظر خدمت لغو می‌شود همان شخص محترمى را که شما اسمش را بردید که بنده هم با ایشان هفت هشت ماه همکارى کردم ایشان را من در مدت هفت هشت ماه موافقت کردم که در وزارت دارایى باشند بعد از این من مدتى به اروپا رفتم یک شخصى که الان در وزارت دارایى است و حاضر است و از رؤساى وزارت دارایى است قطعات روزنامه‌ای را براى من فرستاد و گفت آقا این وزارتخانه‌ای است که درست کرده‌اند این صورت منتظرترین خدمت است، 150 نفر را منتظر خدمت کرده و اسمشان را در روزنامه نوشته بودند و روزنامه را فرستاده بود، بنده اگر کسى را منتظر خدمت حق دارم و گمان می‌کنم که اینجا که اسم بعضى را آقا بردید به نفع آنها هم نبود بهتر این بود که اسمشان

+++

را نمی‌بردید بنده آقاى شریعت‌زاده در وزارت مالیه امر کردم که هر کسى کار خلاف قانونى را می‌خواهد راهش ندهید و این اشخاصى را که از آنجا گذراندم براى این است که اطمینان دارم اوامر مرا اجرا می‌کنند و اطاعت می‌کنند (سزاوار- امر مخصوص شاه است) (دهقان- امر قانونى کرده‌اند) ارض کنم اگر کسى هم حرف حسابى دارد تقاضاى حسابى دارد بنده البته روى چشمم می‌گذارم و قبول می‌کنم و آنها هم مردمان بیغرضى هستند و مردمانى هستند که طرفدار اصول هستند و آن طوری که تصور فرمودید اگر پیرى عیب باشد بنده و آقا هم نباید اینجا باشیم (صحیح است) (خنده نمایندگان) عرض کنم یک موضوع دیگرى که اینجا فرمودند این بود که رعایت قانون، شما آقا وکیل عدلیه هستید و بایستى بیشتر توجه به این قسمت‌ها داشته باشید، رعایت قانون حفظ کاریر است یعنى باید شخص پیرمقام بالا را داشته باشد جوان هم از آن پایین پله پله بیاید بالا تا به آن مقام بالا برسد (صحیح است) عرض کنم جوان پیر می‌شود پیر هم متقاعد هم می‌شود متقاعد هم می‌میرد ملتفت شدید؟ (خنده نمایندگان) شما عجله نکنید و براى جوان‌ها هم غصه نخورید اگر شما جوان‌ها را دوست دارید بگذارید آنها هم کاریر خود را بپیمایند به جهت اینکه جوانى که کاریر نپیموده باشد و به یک مقامى برسد کار مملکت و کار خودش را خراب می‌کند و اسباب بد‌بختى براى خودش و براى مملکت هر دو فراهم می‌کند. شما نمی‌دانم به اروپا رفته‌اید یا نرفته‌اید بنده عده زیادى از مملکت اروپا را دیده‌ام و در هیچ کارخانه‌ای از کارخانه‌های اروپا نرفتم که یک پیرمردى رئیس آن کارخانه نباشد حتى معاونش هم مویش سفید است و آن وقت آن مهندسین جوان قسمت‌های مختلف کارخانه را دارند، در هیچ اداره و وزارتخانه‌اى نرفتم که مدیر کل‌های آن وزارتخانه مردمان مو سفید نباشد (مهندس رضوى- البته استثنا هم دارد) البته استثنا را من حرفى ندارم ولى به طور کلى باید آنها که کاریر پیموده‌اند آنها که مسن‌ترند بالا باشند و بایستى رعایت احترام آن‌ها بشود و آنها که جوانترند به تدریج می‌رسند و جاى آن‌ها را می‌گیرند. عرض کنم اگر یک موضوع دیگرى این را هم به شما عرض کنم که این مرد محترمى را که اینجا اسم بردید و او یکى از بهترین صاحب‌منصبان وزارت دارایى است، این را به شما قول می‌دهم آقاى شریعت زاده که من شریف‌ترین و پاک‌ترین و بیغرض‌ترین افراد نسبت به ملت ایران را آورده‌ام و آن آقاى گرکانى است، احترام بگذارید به این مرد، مردی است شریف مردی است کاریر پیموده (صحیح است) و باید در این موقع به یک مقام عالى در وزارت دارایى برسد و اگر نرسد حق کشى شده باید این اشخاص که یک دوره خدمت کرده‌اند به این مقام عالى و مهم برسند و من هم غیر از این نمی‌کنم، یک مسئله دیگرى که آقا فرمودید و من نفهمیدم چرا فرمودید دیروز ضمن صحبت فرمودید که لغو جیره بندى کار خوبى بوده است ولى چرا قیمت آن بالا رفته است شما این صحبت را براى من و براى تهرانی‌ها می‌فرمایید ولى بنده که آمدم اینجا آقایان نمایندگان شهرستان‌ها اینجا حاضرند (صحیح است) همه هرروز به من می‌نوشتند که این تهرانی‌ها چرا گل سر سبدند (صحیح است) چرا مردم شهرستان 8 ماه، آقا توجه بفرمایید به مردم شهرستان‌ها چرا شکر 8 ماه و 10 ماه نرسیده است (صحیح است) می‌گفتند آقا شکر سرخ را چرا بروى ما بستید اقلاً می‌خواستید به ما شکر سرخ بدهید من حقیقتاً اینجا خجالت کشیدم شب‌ها رفتم فکرکردم و راستش را بخواهید خیلى هم مطالعه نکردم گفتم آقا این ظلم است که مردم تهران یعنى آقاى شریعت زاده (خنده نمایندگان) شکر و قند کیلویى دو تومان بخورند و بخورانند سلسبیل توى منزلشان آن وقت آن مردم زحمتکش ایران که من وزیر آن‌ها هستم، من وزیر شما نیستم من وزیر آن زارع هستم آن زارع باید مثل شما آقاى شریعت‌زاده قند و شکر بخورد چایى بخورد بایستى در رفاه باشد (صحیح است) بنده این را حرام می‌دانم که ما در تهران قند و شکر داشته باشیم و به آنها هشت ماه و ده ماه و یکسال نرسد و اگر هم برسد بنده و شما کیلویى دو تومان بخوریم و اینها کیلویى 6 تومان و 8 تومان بخورد این بود که بنده به سلامتی جنابعالى رفتم و این کار را کردم و در همین مجلس شورای ملى شب آمدم و عرض کردم.

البته متأسفانه یک کار بدى هم شد آنهایى که قند و شکر داشتند، خیلى به آنها ضرر وارد آمد ولى تأسف دارم چکار کنم؟ عرض کنم بنده شب آمدم توى همین مجلس شوراى ملى، عرض کنم در همین مجلس شوراى ملى حتى بعضى از رفقاى بنده به من اعتراض کردند به من یادداشت دادند که وضعیت تو خوب نیست براى این که یک دفعه جیره‌بندى را لغو کردى و قیمت آن را هم زیاد کردى بنده گفتم عجب آدمى است که این فکر را می‌کند و گفتم بنده قیمت 6 تومان و هشت تومان را آوردم به بیست و پنج ریال، بالا بردم یعنى چه؟ از افراد صبح آن بدبخت بیچاره‌ای که تا‌کنون کیلویى 6 تومان و 7 تومان گیرش نمی‌آمد حالا شکر سفید کیلویى 25 ریال، 24، ریال، امروز دو تومان فردا 18 ریال به سلامتی شما خواهد گرفت فقط خواهش می‌کنم از آقا به آنهایى که شکر دارند اطلاع بدهید که قند و شکرها را بیرون بریزند به جهت این که همین طور به تدریج قیمتش پایین می‌آید وکم کم ضرر خواهند کرد. عرض کنم راجع به سیاست اقتصادى دولت هم اعتراض فرمودند آقا و البته سیاست اقتصادى دولت، حالا قسمت راجع به امور اقتصادى را که همکارى محترم من آقاى دکتر سجادى شاید به عرضتان برسانند بنده می‌خواستم عرض کنم که سیاست اقتصادى و مالى دولت بر طبق چه اصولى بوده که مورد پسند آقا بوده و حالا تغییر کرده و یک طورى شده است که مورد اعتراض شده.

ما این طور فکر کردیم که باید سیاست اقتصادى دولت طورى باشد که به مردم کمک بشود به شهرستان‌ها کمک بشود تبعیض و خصوصیت از بین برود (صحیح است) هر چه قدر ممکن است در این راه سعى و کوشش بشود تا به جایى که آمال و آرزوى آقا و بنده است برسد ولى البته این کار به زودى که مسیر نمی‌شود مثلاً قرض بفرمایید که می‌آمدند ارز دولت را به رایگان می‌دادند و حتى می‌دادند براى چیزهاى انحصارى کالاهاى انحصارى را باید خود دولت وارد کند، آن وقت ارز دولت را می‌دادند و می‌گفتند چیزهاى انحصارى وارد کند و استفاده کن عرض کنم که ما گفتیم این کار را نباید کرد. آقایان به ما گفتند چرا ارز را منحصر کردید به تهران، گفتیم ارز تقسیم بشود بین تهران و شهرستان‌ها، قسمت کمترش به تهران، قسمت بیشترش به شهرستان‌ها این را قبول کردیم و به همه جا هم گفتیم که آقا شهرستان‌ها ارزشان تأمین است و آن چیزهایى را که ارز دولتى می‌دهیم می‌توانند بیایند بگیرند. گفتند آقا چرا واردات تجار را منحصر کردید به تهران؟

آمدیم اصولى ایجاد کردیم اولاً آن چیزهایى که لازم نبود خارج کردیم از سهمیه، ثانیاً آن چیزهایى را هم که لازم بود درجه‌بندى کردیم یک قسمتى به درد عامه می‌خورد به درد زارع می‌خورد، به درد طبقه سوم می‌خورد، به درد توسعه کشاورزى و آبیارى مملکت می‌خورد آن را گفتیم ارز دولتى می‌دهیم و آن را هم دو قسمت کردیم یک قسمت کمترش را براى تهران و یک قسمت بیشترش را براى شهرستان‌ها، البته براى این که از سوء‌استفاده جلوگیرى بشود سختگیرى می‌شود ملاحظه بفرمایید در یک کیسه‌ای که باز بوده و مستحق و غیر‌مستحق می‌برند و قسمت می‌کردند وقتى که شما در این کیسه را بسته و گفتید که آقا من فقط به مستحق می‌دهم البته این کار آسانى نیست اعتراض دارد، خرده‌گیرى دارد، ماباید اسناد و مدارک را ببینیم، وزارت دارایى کمیسیون ارز، وزارت اقتصاد ملى تمام اینها باید موشکافى کنند، من تصدیق دارم که به ‌سرعت کار پیش نمی‌رود، براى این که دارد دقت می‌شود، هر کارى که شما دقت کردید بطئى می‌شود ولى این را من اعلام می‌کنم که تمام شهرستان‌ها می‌توانند سهمیه داشته باشند از وزارت تمام شهرستان‌ها می‌توانند ارز دولتى داشته باشند از آن چیزى که مقرر شده است براى ارز دولتى و تمام شهرستان‌ها می‌توان از تجارت واردات و صادرات این مملکت استفاده کنند ما این کار را توانستیم بکنیم و آقاى وزیر اقتصاد ملى هم به عرضتان خواهند رسانید ما دیگر کار محرمانه نداریم ما ارزى را که می‌دهیم منتشر می‌کنیم که به کى می‌دهیم و براى چه می‌دهیم براى چه وارداتى و براى چه منظورى می‌دهیم ما تمام اینها را منتشر می‌کنیم و آقایان می‌توانند اگر اعتراضى دارند بفرمایند ما اعتراضشان را رفع می‌کنیم.

یک موضوع دیگرى است که ما یک کارى بکنیم که تحمیل به ضعفا کمتر شود از راه مالیات (صحیح است) ما مطالعه کردیم آن چیزى که به عقلمان می‌رسد و در دستگاه‌های وزارت دارایى آنهایى که تجربه داشتند یک لایحه‌ای تهیه کردند و دو ماه قبل تقدیم کردیم به مجلس و عرض کردیم که با نظر آقایان نسبت به این لایحه باید خیلى توجه بشود از نقطه‌نظر این که به ا‌غنیا بیشتر تحمیل شود و از ضعفا بیشتر مالیات و عوارض گرفته نشود ولى از ترس این که مبادا خیلى جلو برویم و قبول نکنند این حد وسط را گرفتیم. در هر حال من از آقاى یمین اسفندیارى نماینده محترم که رئیس کمیسیون قوانین دارایى هستند باید تشکر بکنم در حضور آقایان زیرا خیلى جدوجهد کردند، خیلى کوشش کردند که این کار قبل از عید نوروز تمام شود و لایحه‌اش بیاید به مجلس ولى نمی‌دانم چرا نشد؟ در هر حال

+++

آقا مطلب دیگر این بود که ما گفتیم یک بودجه تهیه بکنیم براى سال 1327 به مجلس شوراى ملى بدهیم که یک قسمتش همانطور که نظر آقایان است صرف کارهاى مفید بشود و بعلاوه تعادل داشته باشد آن را هم که تقدیم کردیم دیگر نمی‌دانم به کجای سیاست اقتصادى دولت اعتراض دارید یا سیاست مالى و مالیات اقتصادى، در هر حال بنده می‌خواهم عرض کنم به طور قطع کار خوبى نبوده که ما آن کار خوب را متروک گذاشته باشیم یعنى فراموش کرده باشیم، هر کار خوبى که بوده تعقیب کردیم و هر چیز خوب‌ترى هم به نظرمان رسید دنبال کردیم و مورد توجه قرار دادیم ولى این را بنده باید خدمتتان عرض بکنم که آقا باید بدانید که اگر یک دولتى بخواهد یک سیاست مالى و اقتصادى پیش بگیرد که نفعش به جامعه برسد یک عده معدودى که صدایشان بلند است و صدایشان به همه جا می‌رسد بیشتر داد و فریاد خواهند کرد و آن بیچاره مردمى که استفاده می‌کنند آنها را کسى صدایشان را نمی‌شنود، داد و فریادشان را نمی‌شنود و اگر آنها رضایت داشته باشند معلوم نیست ولى آن عده معدودى که عدم رضایت دارند معلوم است، همه جا دست دارند و در همه جا می‌توانند بنویسند، بگویند و اسباب زحمت بشوند ولى یکى دیگر این که این مطلب را باید بدانید که این کار مدت می‌خواهد، البته می‌شود یک سیاست خوب اقتصادى و مفیدى براى این مملکت پیش گرفت ولى این نتیجه‌اش بعد از یک مدت مددى معلوم می‌شود اینها یک چیزهایى نیست که بعد از سه چهار ماه نتایج مفیدى از آن‌ها گرفته شود (احسنت)

 (دهقان- طرفداران دولت را روسفید کردید) یک مطلب دیگرى هم یادم رفت عرض کنم، یک مطلبى گفتند که اسباب نگرانى مردم می‌شود و از هر جا که شنیده‌اند دروغ است یک نماینده ملت که باید خودش را تصفیه بکند و وارد اینجا بشود باید همیشه حرفى بزند که به نفع عامه باشد فرمودند که سیلو 20 هزار تن جنس دارد، خیر آقا سیلو 40 هزار تن جنس دارد و یکى هم 80 هزار تن در خارج تهران دارد و عرض کنم که از این جهت نگرانى نداریم ولى البته بایستى همان طور که در برنامه کابینه جناب آقاى حکیمى بود باید اقوا یا خودشان به صرافت طبع، بدون این که آنها را به زور وا دارند و مجبورشان کنند خودشان کمک کنند تا ضعفا راحت باشند و حقشان را از اغنیا به زور نگیرند (صحیح است) یکى از مطالب مهم در این مورد مسئله غله است ملاک یعنى چه؟ مگر این ملک را ار آسمان آورده به زمین یا از زیر زمین آورده بالا؟ (صحیح است) یعنى باید زند‌گیشان اسباب ناراحتى دیگران نشود یعنى باید حاصلى از این ملک در می‌آید 3 قسمت بکند یک قسمت را بدهد به رعیت براى زندگى او یک قسمت را هم خودش بخورد مگر چقدر می‌خورد، یک ملاکى فرض کنیم در سال، سالى یک تن دو تن سه تن چقدر مگر می‌خورد؟ بخورد، بعد باقی‌اش را باید عرضه کند به دولت، بگوید آقا من جنس خودم را برداشتم مال رعیت را هم دادم این هم مال مردم است، البته بفروشد نترسید، نمی‌گویم که همین طور مال خودش را مفت بدهد...

رئیس- آقاى وزیر دارایى در بیانات خودتان یک قدرى متوجه باشید.

عبدالقدیر آزاد- آقاى وزیر دارایى با ادب صحبت کنید.

رئیس- بنشین آقاى آزاد من خودم تذکر دادم شما ساکت باشید.

وزیر دارایى- عرض کنم حالا اشکال سر این است.

آزاد- چرا این طور حرف می‌زنید.

رئیس- ساکت باشید آقاى آزاد.

وزیر دارایی- عرض کنم حالا اشکال ما سر این است که ما در یک ملکى یک محلى یک...

آزاد- هى توهین می‌کند به ما.

رئیس- ساکت باش آقاى آزاد.

آزاد- به مقام ما توهین می‌کند آقا، حق ندارد این طور حرف بزند، باید محاکمه بشود (زنگ رئیس).

رئیس- آقاى آزاد ساکت باشید بگذارید بیانشان را بکنند، بفرمایید

آقاى وزیر دارایى- به هر صورت منظور بنده این بود که یک مقدار از جنس را ملاک باید بدهد براى ارزاق تهران و در این امر کوتاهى کردند و ندادند پیش‌تر هم دولت یک اختیاراتى داشت براى این کار و براى ارزاق عمومى و آسایش عمومى و آن اختیاراتش را یک مدتى دولت به موجب یک قانونى در دست داشت یک مدتى هم که دکتر میلیسپو که اینجا رئیس کل مالیه بود یک اختیاراتى داشت و یک مدت هم بعداً به موجب تصویب‌نامه دولت یک اختیاراتى داشت حالا هم باید یک اختیاراتى داشته باشد براى تأمین ارزاق عمومى و من یک لایحه‌ای در این باره تهیه کرده‌ام و تقدیم مجلس شوراى ملى و مقام ریاست می‌کنم.

دماوندى- آقاى وزیر دارایى شما چرا پول از نفت جنوب نمی‌گیرید طرفدار ضعفا.

رئیس- عرض کنم بیاناتى که اینجا آقاى وزیر دارایى کردند یک چیز عمومى و کلى بود.

آشتیانى‌زاده- حق ندارد این طور حرف بزند (همهمه نمایندگان)

فولادوند- بنده اخطار نظامنامه‌ای دارم.

رئیس- بفرمایید.

آشتیانى‌زاده- اسامى را باید بگویند کى جواز خواسته از ایشان. باید بگویند حق ندارند این طور حرف بزنند ایشان باید بروند نطق انتخاباتى بکنند.

فولادوند- بنده قبلاً می‌خواهم نظر آقایان نمایندگان محترم را به این عرض خودم متوجه بکنم و بعد راجع به بیانات جناب آقاى وزیر دارایى.

معتمد دماوندى- جناب نیست.

رئیس- آقا ساکت باش.

نورالدین امامى- آقاى رئیس این بى‌ادب‌ها را بیرون کنید.

فولاددوند- .. نخیر جناب آقاى وزیر دارایى، قانون ایشان را جناب می‌داند آقا اشتباه می‌کنند، آقایان باید بدانند که البته براى حفظ حیثیت خودشان...

رئیس- آقاى دماوندى ساکت باشید به شما اخطار می‌کنم، این که وضع مجلس نیست، چرا شلوغ می‌کنید بگذارید بیاناتشان را بگویند، بفرمایید آقا.

فولادوند- آقایان نمایندگان محترم بایستى توجه داشته باشند که حفظ حیثیت مجلس و وکلا براى حفظ مملکت در درجه اول و صدر کارها لازم است (صحیح است)

ممکن است یک عده‌ای از ما وکلا طرفدار یک دولت باشیم و عده دیگر مخالف آن دولت باشیم ولى قاعده این است که اگر وزیرى توهین به مجلس یا وکلا کرد سایر آقایان که موافق آن وزیر هستند نگویند صحیح است، صحیح است بنده عرض می‌کنم که به آقای وزیر مالیه عقیده دارم و احترام هم می‌کنم، ایشان مرد درستى هم هستند (دکتر فلسفى- ولى به مجلس توهین کردند) در این دوره پانزدهم دو نفر از وزراء به وکلا توهین کردند، یکى آقاى سرلشگر آق اولى است که او هم با این که مرد درست و با شرفى است ولى مردى است عصبانى، آمد اینجا توهین کرد، یکى هم آقاى وزیر دارایى است و با این که من ایشان را مرد درستى می‌دانم، البته درستى یک صفت خوبى است، اما ایشان باید ملایم هم باشند به مجلس هم توهین نکنند (صحیح است) آقاى وزیر دارایى در صدر فرمایشتان در ابتدا فرمودند که من هر روز حاضرم مرا استیضاح بکنند کابینه را بیندازند ولى من جواز نمی‌دهم من حکمیت نمی‌دهم. ما آقا با شرافت زندگى می‌کنیم و اگر این صورت خودمان را سرخ نگه‌ می‌داریم با سیلى است من 14 سال است خدمت کرده‌ام، سایر رفقا هم همین طور خدمت کردیم به این دولت اگر یک نفر گفت ما یک قران از او گرفتیم، فقط ادعا کند و دلیل هم نیاورد ما حاضریم 10 قران جریمه بدهیم پس یکمشت وکیل ملت را آمدن و این طور کوچک کردن البته براى مملکت و حیثیت مجلس البته بد است. بایستى آقاى وزیر دارایى تشریف بیاورند پشت تریبون یا بفرمایند که کدام شخص و کى آمده است چه خواسته است (صحیح است) یا صریحاً عذر بخواهند (رضوى- باید اسم ببرند)

 (آصف- ما به آن دولتى که این وزیر را دارد رأى نمی‌دهیم)

اما نکته دیگرى که بنده می‌خواستم استفاده از این اخطار بکنم و به عرض آقایان برسانم این است که بنده در ابتداى امر هم یک مخالفتى با کابینه داشتم زیرا معتقد بودم که کابینه خوب کار نمی‌کند عرض می‌کنم بنده یک پسرى دارم 12 ساله است در دبستان معلم تبلیغ کمونیستى می‌کند او را، من نمی‌خواهم پسرم را کسى تبلیغ کند. خودم هم والله نمی‌کنم مگذارم 25 سالش که شد هر مرامى که خواست اختیار کند من سه دفعه به آقای وزیر فرهنگ گفتم آقا نگذارید بچه‌ها را در دبستان تبلیغ بکنند یعنى راهش را بایشان گفتم که یک بازرس بفرستید آنجا و از این بچه‌های ده دوازده ساله بپرسید که این معلم به شماها چه می‌گوید البته آنها خواهند گفت و به آسانى معلوم می‌شد ولى چهار ماه است که گذشته و آقاى وزیر فرهنگ که من همیشه به ایشان احترام می‌کنم، توجه نکردند الان آخر سال است ولى شاهرود دبیر ریاضى ندارد و بایستى شاگردها امتحان بدهند از این ایرادها زیاد هست.

رئیس- آقاى شریعت‌زاده.

مکى- بنده اخطار نظامنامه دارم

+++

رئیس- همه اخطارها در این قسمت است.

مکى- اخطار مقدم است و بنده باید اخطارم را عرض کنم.

رئیس- بفرمایید.

مکى- آقاى وزیر دارایى نسبت به کلیه استیضاح‌کنندگان توهین کردند یکى از استیضاح‌کنندگان بنده و آقاى حائرى‌زاده بودیم (صحیح است) و ایشان اسم نبردند که کدام استیضاح کننده فقط گفتند آنهایى که استیضاح کردند ایشان اگر به شرافتشان پابند هستند باید بیایند شرافتاً بگویند استیضاح‌کنندگانى که تقاضا از ایشان کردند کی‌ها بودند. اگر من آرزو این استیضاح را نمی‌کردم و آقاى حائرى‌زاده استیضاح نمی‌کردند الان چکمه دیکتاتورى تمام وزرا‌ را از وزارتخانه‌ها بیرون کرده بود و یک وزیر دارایى نظامى سر جاى ایشان بودند.

دکتر طبا- بنده پیشنهاد کرده‌ام تنفس داده شود.

رئیس- اگر تنفس داده شود دیگر جلسه تشکیل نخواهد شد. بسیار خوب می‌گویم قرائت کنند. (پیشنهاد دکتر طبا به شرح زیر قرائت شد)

پیشنهاد می‌کنم ده دقیقه تنفس داده شود بعد از خاتمه بیانات آقاى وزیر داریى.

حاذقى- مخالفم که تنفس داده شود.

رئیس- بگوید فقط مخالفم. دیگر حرف زیادى نزنید. آقاى دکتر طبا.

دکتر طبا- الان قریب 10 دقیقه است که ما نشسته‌ایم و جز مناقشات شخصى کارى انجام نداده‌ایم بنده این پیشنهاد را دادم که این عصبانیت از بین برود و گمان می‌کنم که جناب آقاى وزیر دارایى هم به هیچ‌وجه قصد اهانت به کسی نداشتند (یک نفر از نمایندگان- این طور نیست آقا) آقاى وزیر دارایى مرد شریفى هستند و به هیچ‌وجه قصد اهانت به کسی ندارند. در هر حال تقاضا می‌کنم تنفس داده شود.

رئیس- آقاى حاذقى.

حاذقى- استدعا می‌کنم توجه بفرمایید، در مواقع دقیق و حساس آقایان باید کنترل اعصاب خودشان را داشته باشند. الان مطالبى اینجا گفته شده است که وقت مملکت بسیار قیمت دارد مجلس شوراى ملى علاوه بر استیضاح هزار کار ضرورى و لازم دارد که در اصلاحات مملکت مؤثر است و آقایان اجازه بفرمایند که ما بیشتر وقتمان را صرف کنیم که این موضوع تمام شود و به کارهای اصلاحاتى و طرح‌های مفید که هر دولتى سر کار باشد مجلس شوراى ملى به نمایندگی ملت آن اصلاحات را می‌خواهد، آن کارها را بکنیم وقتى من پیشنهاد می‌کنم که آقاى رئیس جلسات را متوالى بکنند تا کارهایى که داریم زودتر انجام بشود. رئیس عده کافى براى رأى نیست (بعد از چند لحظه عده کافى شد) آقایانى که با پیشنهاد آقاى دکتر طبا براى 10 دقیقه تنفس موافقند قیام کنند (عده کمى برخاستند) تصویب نشد. آقاى شریعت‌زاده بفرمایید.

شریعت‌زاده- معمول این بود که بقیه توضیحات و استدلالاتى را که راجع به موارد استیضاح از دولت داشتم بیان بکنم ولى روش دو نفر از وزراء و توضیحاتى که امروز در اینجا داده شد یک نوع تهدیدى است بر علیه دموکراسى، لازم می‌دانم در این مطلب توضیحاتى بدهم چون از مطالب اصولى است. قانون اساسى کلیه وکلا را صریحاً در بیان عقایدشان در حضور نمایندگان ملت آزاد معرفى کرده است (صحیح است) و وقتى که به نحو اطلاق در قانون مقرر شده است، هیچ شخصى به هیچ‌وجه و به هیچ عنوان نمی‌تواند توضیحات توهین‌آمیز و توضیحاتى که مخالف نزاکت باشد بیان بکند (صحیح است) (با‌تما‌‌نقلیج- حال مزا‌جی‌شان خوب نبود) اجازه بفرمایید آقاى با نقلیج اگر می‌خواهید صحبت کنید بعد بفرمایید

 (با‌تما‌نقلیج- بنده عرضى نکردم عرض کردم حال مزا‌جی‌شان خوب نبود) این که عرض کردم یک نوع تهدیدى بر علیه دمو‌کراسى است صحیح است زیرا جناب آقاى دکتر شفق که ملت ایران و همه آقایان ایشان را می‌شناسند (صحیح است) با حسن نیت (صحیح است) و با نهایت خلوص تو‌ضیحا‌تى دادند و در هر تو‌ضیحى از نظر اصول اگر حسن نیت باشد شخص مدافع می‌تواند بیغر‌ضانه تفسیر و توضیح بکند. بنده هیچ نمی‌فهمم یک مرد شریفى فرموده است که در مسائل خاصه وقتى که به سیاست مملکت و بالا‌خره وقتى که مربوط است به تعقیب رئیس دولت که مستفاد از مقررات قانون محاکمه وزرا و بلکه مواد صریحش جنبه سیاسى به این وموضوع داده و گفته است که این باید مورد دقت قرار گیرد و حزم و احتیات و به طریق عادى سیر کند و این که گفتند پرونده‌سازى با نظرى که من با ایشان مذا کره کردم مقصودشان ساختن و تنظیم پرونده با سرعت خار‌ق‌العاده بود و هیچ نظر دیگرى نداشتند وزیر دادگسترى یک توضیحاتى اینجا داده و معرفى کرده است که به هیچ‌وجه اظهارات ایشان ناظر به این معنى نبود (صحیح است) چرا این کار شده است؟ این یک نوع توطئه و نقشه‌ای است که بر‌خلاف حقیقت و به وسیله نسبت‌ها افکار شخصى که استیضاح کرده‌اند یا آن عده‌ای که از میان نمایندگان ملت متوجه حقیقت هستند آنها را متزلزل بکنند.

صفوى- توطئه را توضیح بفرمایید چه بوده؟ جه توطئه‌ای بوده؟

رئیس- بگذارید بیاناتشان را بکنند.

شریعت‌زاده- آقا متوجه هستند که توطئه ناظر بچه معنى است؟ (صفوى- پرونده‌سازى نکردند توطئه نکردند)، اما آقاى وزیر دارایى، ایشان روشى که در حضور نمایندگان ملت امروز تعقیب کردند روشى است که شدید‌ترین انتقاد به آن وارد است (صحیح است) زیرا جنبه تبلیغى و هوو جنجال داشت (دهقان- صحیح نیست) آقاى دهقان من از آقایان استدعا کردم که به مجلس جایگاه بیان استدلال است اگر کسى استدلال صحیحى ندارد نباید نطق او قطع بشود باید یادداشت بشود ودر اینجا گفته بشود (صحیح است)

 (دهقان- ولى حق صحیح است و صحیح نیست گفتن را دارند) ایشان گفتنند که استیضاح‌کننده‌ها غرضى دارند و منشأ این استیضاح این است که ایشان ارز ندادند جواز ندادند و حکمیت ندادند، اگر یک وزیرى می‌آمد و می‌گفت که علت مبادرت عده‌ای به تقدیم استیضاح فلان و فلان است و نام می‌برد و مطلبى را هم نسبت می‌داد مثبت این معنى نبود یعنى مثبت غرض ورزى نبود و با کمال نزاکت بیان می‌شد، اشکالى نداشت ولى من دیروز و پریروز به هیئت وزرا‌ توصیه کردم و گفتم که استیضاح با وجود اقلیت رهبرى می‌کند که آقایانى که داراى اکثریتند باید با کمال خونسردى و آرامى گوش بدهند و با همین کیفیت جواب بدهند ایشان اینجا گفتنند که این استیضاح معنایش این است که جواز خواسته شده داده ملک خواسته شد داده نشد، ارز خواسته شد داده نشد، حکمیت خواسته شد داده نشد، این مطلب یا مقرون به حقیقت است یا نیست، اگر مقرون به حقیقت است بایستى پشت این تریبون گفته شود (صحیح است) اگر نیست این قبیل وزرا‌ نباید اجازه داشته باشند که در مجلس شوراى ملى دروغ بگویند (صحیح است)

من می‌دانم که ایشان مقصودشان چیست در یکى دو مطلب ولى چون بر‌خلاف حقیقت است جرئت نمی‌کنند که بگویند دویست نفر مردم مازندران شکایت کردند به ایشان رجوع کردند و شکایتشان هم موجه بود براى این که ملکى که مورد تعویض واقع نشده بود اشتباهاً مورد حکم واقع شد آقایان توجه بفرمائید قانون مصوب 1310 ملزم می‌کند دولت را که باید در موردی که ملکى از کسى گرفته می‌شود بایستى عوض داده شود مفاد این قانون این است که بدون عوض ممنوع است 4 مرتبه ادارات ایشان صریحاً نوشته‌اند که در مقابل این ملک این طایفه عوض داده نشده است مردم شکایتى کردند گفتند که لابد مثل سایر ملل قوانینى دارد که قوانینش مبین حکم تکلیفى است یعنى دولت و مردم مال مردم را نباید ببرند و بر افراد و دولت واجب است به حکم قانون اسلام و قوانین که اگر ملکى از کسى در دست کسى است باید بهش پس بدهند خودشان موافقت کردند که در این باب باید فکر بشود که حتى این اشخاصى که بر خلاف قانون باینها تعرض شده رفع بشود، خودشان موافقت کردند، حالا اینجا براى اعمال غرض می‌گویند ملک می‌خواهند اگر این است نه ملک بنده است و نه بنده ملکى خواسته‌ام بنده نماینده مازندران هستم و آقاى یمین‌اسفندیارى هم نماینده آنجا می‌باشند عرایض مردم را دادم کمیسیون‌هایى کردند چند نفر مستشارهاى دیوان کشور که مردمان قابل احترامى هستند تصدیق کردند که شکایت این اشخاص وارد است و باید دولت نسبت به آنها اقدام مؤثرى براى حق گذارى بکند و بعد هم کسى به ایشان چیزى نگفته بود، اگر آن است و اگر منظورشان نسبت به شخص من و موضوع ورثه شیخ خزعل است (بعضى از نمایندگان- همان است) در دو سال پیش از این پنج نفر که یکى از آنها بنده بودم اختیار داشته است که این کار را به موجب اسناد و دلایل و قوانین رسیدگى کند، هر دولتى که شرافتمند باشد باید اول به توسط متخصصین حقوقى و منصفین آن رأى را که این اشخاص داده‌اند به اتفاق آراء که از آن جمله آقاى احمد فرامرزى است آقاى جواد عامرى است آقاى دکتر مهین و بنده و آقاى نیک‌پى و آقاى هژیر وزیر دارایى شرط کرد که باید به اتفاق آراء باشد در این حکمیت با صریح‌ترین وضعى قول می‌دهم که این حکمیت به نفع مملکت تمام شده، چون 50 درصد کمتر است از آن که در زمان اعلیحضرت فقید

+++

اعلام شده بود با آنها تمام شود، این یک مطلبى است البته نقادان ملى، جراید یک چیزهایى نوشته‌اند ولى من با هر کدام از آنها برخورد کردم توضیحاتى به آنها دادم در هر صورت مربوط به دوره وزارت آقا نیست اگر بنده و آقایان استیضاح‌کنندگان چیزى خواستند، ارزى خواستند، تقاضاى حکمیتى کردند بفرمایید، اگر مربوط به امر گذشته است که مورد بحث نیست عرض کنم ایشان در ضمن توضیحات گفته‌اند قائلند راجع به موضوع قند و شکر به آن ملت یعنى به توده عظیم ملت ایران کمک کنند و بعد اشاراتى کردند که پنج هزار نفرى در این مملکت هستند که اینها نمی‌خواهند کمک شود بنده خیال می‌کنم که خود آقا جزء آن پنج هزار نفر هستند زیرا که من هم معتقد هستم که طبقه حاکمه این مملکت برخلاف مصلحت ملت ایران کار می‌کنند (صحیح است) مخصوصاً در مسائل اقتصادى، مخصوصاً راجع به تأمین رفاه اجتماعى، مخصوصاً مطامعى که یک طبقاتى دارند ولى هیچ وقت نمی‌گویم که آقاى اردلان یا آقاى فلان چرا براى اینکه یک آدم سیاسى باید با استدلال صحبت بکند (صحیح است) و ایشان این کار را نکردند و در تمام اظهاراتشان گوشه‌ای مغرضانه زدند این است که بنده عرض می‌کنم تجویز این جریان یک نوع تهدیدى است بر علیه دموکراسى این قسمت‌ها را بنده لازم بود عرض کنم، یک جمله دیگرى بنده می‌خواستم عرض کنم و آن این بود که بعضى از وزرا‌ و حتى بعضى از موافقین وزرا‌ بر‌خلاف روشى که در دفاع قوانین و موازین علمى معرفى می‌کنند انتقاد بر اعمال کابینه سابق را در بعضى از موارد دلیل دفاع از اعمال منافى قانون یا مخالفت مقرراتى را که از خودشان صادر شده است می‌دانند در صورتى که بنده معتقدم تکرار اعمال مخالف قانون از ناحیه اشخاص متعدد براى هیچ کس مجوز این نیست که هر یک عمل خلاف قنون یا خلاف مصلحت بشود و بعد به استناد و با یا ارتکاب آن قبلاً از طرف دیگرى خودش را مصون از مؤاخذه فرض بکند این صحیح نیست بنده شخصاً که اینجا هستم لازم می‌دانم که یک حقیقتى را به آقایان توضیح بدهم و آن این است که من در حزب دمکرات ایران نبودم من در اواخر اردیبهشت بعد از انتخابات وارد آن حزب شدم چرا براى این که من یقین دارم این فکر از بنده ممکن نیست تغییر بکند که مجلس ایران و ملت ایران باید به وسیله تشکیلات حزبى مجهز شوند (صحیح است) امروز قرن بیستم است شما تحولات عظیمى که در ممالک دیگر ملاحظه می‌فرمایید منشأش وجود احزاب است من تشخیص دادم دیدم یک حزبى تشکیل شده است و یک عده‌اى به عنوان نمایندگان آن حزب انتخاب شده‌اند من مثل یک ایرانى که مکلف است نسبن به وطنش انجام وظیفه بکند تشخیص دادم که بر من واجب است که ملحق بشوم به این فراکسیون براى این که اگر مجلس پانزدهم اگر قدم‌های اساسى اگر رفورم‌های اساسى را انجام ندهد یک نوع خطرى متوجه ملت ایران است از اینجا مسئولیت آقایان هم معلوم می‌شود من به این جهت وارد شدم و یکى از مقاصد بنده اجراى برنامه 7 ساله بود که دولت سابق ایجاد کرده است‏

زیرا یکى از قدم‌های مهم و اساسى را دولت سابق بر داشته است راجع به آن برنامه، اجراى آن برنامه را بنده وسیله نجات ملت ایران می‌دانم (صحیح است) به این جهت است که بنده شرکت کردم و بنده هر عمل مخالف قانونى که از دولت سابق سر زده است هیچ وقت دفاع نکردم و نخواهم کرد و در عین حال تصریح می‌کنم که هیچ دولتى حق ندارد که به استناد انجام یک اعمال خلاف قنون در گذشته خودش را مجاز بداند و ایجاد این روش براى مملکت خطر‌ناک است‏

 (صحیح است) بنده از اینجا متوجه می‌شوم به توضیحات همکار محترم معظم خودم آقاى برزین که منت‌های احترام را به ایشان دارم زیرا که یکى از قضات شایسته و بى‌نظیر مملکت هستند (صحیح است) اما بلافاصله عرض می‌کنم که این درجه احترام و دوستى من با ایشان به هیچ‌وجه بنده را ملزم نمی‌کند که اگر یک استدلال نا‌صحیحى هم بکند من او را ثابت بکنم آقا هم همین استدلال را کردند فرمودند که در دولت سابق وقایعى مورد اعتراض واقع نشد خواستم عرض کنم در دولت فعلى استناد به آن مطالبى که گفته می‌شود یا خلاف نظمى و ترتیبى به عمل می‌آید صحیح نیست از نظر موازین علمى و اخلاقى صحیح نیست براى این که عمل غیر قانونى دیگرى باعث برائت عمل غیر‌قانونى که از طرف اشخاصى دیگر سر‌زده باشد نیست با توجه به این نظر عرض می‌کنم که مجلس شورای‌ ملى وجودش معمول قانون اساسى است این وجود، این وجود حقوقى. این شخص حقوقى طبق مفاد همان قانون باید مورد اعلى درجه احترام از طرف دولت و افراد باشد (صحیح است) و در هر صورت هر یک از وزرا‌ که از این روش منحرف شوند آنها مسئول هستند و باید آنها را تحت مؤاخذه قرار داد این بود مطالبى که باید عرض کنم جمله دیگرى که می‌خواهم عرض بکنم مجلس براى مناظره تشکیل نشده است براى مباحثه و استدلال است بحث و استدلال یک معنائى دارد آن معنى از طرف آقاى وزیر دارایى رعایت نشد براى این که هیچ یک از استدلالات مورد استیضاح جواب گفته نشد و یک چیزهایى که مربوط به موضوع نبوده است گفته شد حالا در تعقیب توضیحات جلسه گذشته خودم مطالبى به عرض نمایندگان ملت می‌رسانم و باز هم از دولت و وزرا‌ خواهش می‌کنم که متوجه این حقیقت باشند که من یا رفقاى من و هیچ یک از نمایندگان ملت در مورد هر استیضاحى هیچ نظر شخصى نداریم و به هیچ‌وجه هم خودمان را مجاز نمی‌دانیم که موضوعات توهین‌آمیز به کسی نسبت بدهیم و آنها هم همین مطلب را رعایت بکنند براى این که دفاع همیشه باید بر طبق یک دلایلى که موجه باشد به عمل آید گوشه زدن و توهین همیشه سوء اثر دارد بنده راجع به ترقی ارز توضیحاتى دارم و عرض کردم که در نتیجه بى‌اعتنایى و لاقیدى دولت از روزی که زمام امور را در دست گرفته نرخش 65 درصد ترقى کرده است بلکه صد درصد (صحیح است) براى این که در بازار 15 تومان یا 150 ریال بود حالا 256 ریال است مسئول این کار در این موقع دولت است براى این که آن تصمیماتى که لازم بود نگرفتند دولت ایران 25 میلیون لیره بلوکه در لندن دارد و به عللی بلوکه یعنى عیر آزاد شده بود در نتیجه اقدامات دولت سابق و مسافرت، آزاد شده و تبدیل به دلار بود (بعضى از نمایندگان- تبدیل نشده) یعنى مجاز شده است براى تبدیل به دلار (یک نفر از نمایندگان- قابل تبدیل) توجه بفرمایید آقا اگر عرض بنده منظور را می‌رساند حرفى که زده شد اشکال نکنند که اعتراض ادبى بهش وارد است براى این که ما اینجا براى الفاظ نیامده‌ایم، ما اینجا براى معانى مى‌آییم، بعد ارزهاى دولت ایران از منبع عواید و مالیات و سایر چیزهاى شرکت نفت ایران و انگلیس حالا محل‌های دیگرى هم دارد هر دولت موظف بود که یا خودش یا به وسیله کسب عقیده از کارشناسان و دانشمندان ایرانى که در همین جا داریم، یعنى همان اشخاصى همان افرادى که برنامه هفت ساله را تنظیم کرده‌اند و متخصصین امریکایى هم او را تأیید کرده‌اند تجسس بکند که چه باید کرد، ابداً در این باب تحقیقى نشده زیرا اگر مطالعه می‌کردند مطلب کاملاً روشن بود که دولت باید چه قدمى براى ارزانى بردارد و برنداشته زیرا اگر پیشنهادى را که در نتیجه تشکیل مجلس مشورتى در اطاق بازرگانى شده که الان موادش بیشتر شده است اگر همان رویه را هم تعقیب می‌کردند از لحاظ قیمت ارزها فورى تأمین می‌شد

 (اردلان- بر‌خلاف مصلحت بود) اجازه بفرمایید بنده نمی‌گویم آنچه را که من تشخیص می‌دهم صحیح است ولى دولت مکلف است کوشش نماید (صحیح است) با مقتضیات وضع کنونى مملکت با بهترین وجهى و سریع‌ترین رفتارى که زودتر این اوضاع خاتمه پیدا کند و نکرد بعلاوه من گفتم که اگر دولت سهمى بازرگانان که بایستى اجناس ضرورى به مملکت وارد بکند شروع می‌کرد به دادن اسعار با یک قید، یعنى قید کنترل (صحیح است) که اشیایى که می‌آید فاکتورهایش صورتش نبایستى جعلى باشد (صحیح است) به وسیله انتفاع در بازار آزاد ارز مملکت پایین می‌آید تا حالا این کار نشده است اگر می‌داد ارز قیمتش پایین می‌آید (صحیح است) و نتیجه شصت درصد اجناس قیمتش ترقى نمی‌کرد (اردلان- صحیح است) بنده تعجب می‌کنم که این مسائل بدیهى است در امور اقتصادى مملکت مورد توجه واقع نمی‌شود اصلاً امور اقتصادى و تأمین حقیقى رفاه اجتماعى ملحوظ به این است که دولت در نتیجه اجراى برنامه‌های اساسى تولید ثروت را افزایش بدهد و الّا با وضع فعلى که ثروت تولید شده کافى براى مخارج این جامعه نیست همین موضوع منشأ مفاسد اخلاق است. دولت در هیچ یک از این مطالب نه تنها قدمى بر نداشت بلکه حتى براى این که برنامه آماده دولت سابق را مورد مطالعه قرار بدهد و هر چه زودتر لوایح لازم را به مجلس شوراى ملى تقدیم بکند، نکرده است به نظر من یکى از مسائل مهمى که دولت بایستى در این موقع منت‌های دقت را بکند موضوع پول ایران است قبل از جنگ بین‌المللى اخیر در ایران یک میلیارد و چهارصد میلیون ریال در جریان بود و آن مبلغ تا امروز به هشت میلیارد ریال ترقى کرده است. من می‌خواهم عرض بکنم که وقتی که جنگ پایان یافت و متفقین در اینجا کار نداشتند و می‌بایستی در این موضوع توجه مخصوصى مبذول بشود نشده است که جمع‌آورى این ریال‌ها به عمل آید این است که قدرت مزید پول ما متنزل شده است و حالا هم هیچ چاره‌ای نیست جز این که همین اقدامات

+++

 بشود و اگر نشود ما در خطر افلاس خواهیم بود (مهندس رضوى- گزارش نظار بد نبود) گزارش نظار راجع بود به این که پول ایران پشتوانه دارد. پشتوانه داشتن ناظر به این معنى نیست که مقدار پول از نظر قواعد اقتصادى صحیحاً همین مقدار است بلکه دلایل موجوده نشان می‌دهد که این مقدار پول نبایستى در جریان باشد و یکى از علل گرانى هم همین است (صحیح است) تا حالا بنده راجع به یک مطالب اساسى ولى مربوط به زندگی مملکت عرض کردم و بعد هم نمی‌دانم حالا باز یکى از وزرا‌ می‌آید پشت تریبون و همان روش وزیر دارایى را پیش می‌گیرد در وضع فعلى الان در بسیارى از ممالکى که طرف ارتباط سیاسى با ملت ایران و دولت ایران هستند ما سفیر کبیر و وزیر مختار نداریم (صحیح است) در بسیارى از ممالک آقایان می‌دانند که همیشه تسریع در امور باید از یک منشأ معقولى ما شروع کنیم هیچ علتى براى تسریع در این کار بالاتر از وضع وخیم بین‌المللى نیست بنده می‌خواهم بفهمم که این دولتى که اوقاتش تلخ بود از استیضاح راجع به سیاست داخلى و یا به واسطه لاقیدى و بى‌اعتنایى به این کار توجه نکرده است یا اهمت نداده است در هر دو صورت استیضاح از نظر سیاست داخلى وارد و مسلم است بنده لازم می‌دانم به عرض نمایندگان ملت برسانم که دانشگاه ایران، دانشگاهى که معلول مساعى اعلیحضرت فقید و کوشش دانشمندان ایران است این کانون پرورش فرزندان لایق و دانشمند براى این مملکت است و بر هر دولتى که سر کار است واجب است که به اهمیت این موضوع توجه کند مطابق اطلاعى که من دارم از اداره شهربانى بدنشگاه کتباً اعلام شد که یک عده‌ای (صفوى- تکذیب گردید آقاى شریعت‌زاده) عرض کنم که قضاوت فردى جنابعالى راجع به تکذیب باعث این است که بنده صحبتى نکنم در این باب (صفوى- بفرمایید) پس این بار توجه بفرمائید اطلاع صحیح و قطعى دارم که این کار واقع شد و اگر جناب آقاى وزیر فرهنگ بگویند نشد آن صحیح نخواهد بود.

وزیر فرهنگ- بنده می‌گویم نشد آقا.

رئیس- بعد می‌آید صحبت می‌فرمایید قطع کلام ناطق را نفرمایید

شریعت‌زاده-‌... یک عده از دانشجویان را افراد مخل نظم دانستند و تقاضا کردند که آنها از دانشکده‌ها اخراج بشوند بنده بر این مطلب اعتراض نمی‌کنم، متأسفانه بسیارى از مطالب در نتیجه انعکاسش در اخبار خارجی‌ها به اطلاع ما می‌رسد بعد هم وقتى می‌بینند که صحیح نیست و تکذیب می‌کنند، تکذیب البته دفاع خوبى است لااقل یک مطلب نا صحیحى را مخفى نگاه می‌دارند و بنده از این مطلب خوشوقت هستم از جمله اخیراً در جراید انعکاس یافته است که رئیس ستاد ارتش یک مصاحبه‌ای کرده بنده نمی‌دانم این راست یا دروغ ولى بنده می‌گویم هیچ کس بدون تصویب و اطلاع وزیر جنگ و دولت رئیس ستاد و افسرهاى دیگر نمی‌توانند یک آکست سیاسى داده باشند (صحیح است) باز هم چندى قبل در نتیجه انعکاس از خارجه گفته شده است که دولت تصمیم دارد یک عده‌ای را به عنوان مخل نظم یا عنوان دیگر نفهمیدم چیست در مقام دستگیرى و تبعید است بنده از نظر حقوقى که مطالعه کردم دیدم یک قانونى در 1322 به عنوان تشدید مجازات چاقو‌کش‌ها و اشرار ما معتقد هستیم در وضع فعلى مملکت چاقوکش و کلیه افرادى که تحت تأثیر افکارى که منشاء ایرانى نداشته باشد باید به شدت تعقیب بشود (صحیح است) ولى ما معتقد نیستیم که قانون راجع به چاقوکش‌ها شامل احزاب سیاسى و افراد روشنفکر گردد و هر کسى که این سازمان راجع به این مطلب را چاقوکش معرفى کند، این مطلب مطلب خطرناکى است (صحیح است) ولى این قوانینى که ملاحظه می‌فرمایید آن مردى که خدا روحش را شاد کند مرحوم داور، براى رفع احتیا جایت این مملکت یک کد جزا‌یى تنظیم کرده و مجلس تصویب کرده که تمام جرایم معلوم است و شدید‌ترین مجازات هم براى مر‌تکبین اشخاصى که نظم جامعه را مختل می‌کند و یا بر ضد تمامیت و استقلال مملکت و یا بر ضد امنیت داخلى مملکت است تکلیف را معین کرده (صحیح است) قانونى چاقو‌کشى شامل آنها نیست این راجع به اشرارى است که هیچ ایده سیاسى نداشته و کارش شرارت باشد این قانون شامل اینها است به علاوه من تعجب می‌کنم جلو مجلس شوراى ملى یکى ا‌ز نما‌یندگان مجلس مورد حمله چاقو‌کشى قرار گرفت و در معرض قتل بوده (صحیح است)

 (یکى از نما‌یندگان نا‌طق حرفش را بگذارید بزند صحیح است، صحیح است یعنی چه) ...

چرا مانعى ندارد، بیش از سه ماه تحت معالجه بوده خوب اگر اهمیت جر‌م وشدتش مقتضى، تسریع باشد آقاى وزیر دادگسترى این کار است هنوز نتیجه این کار معلوم نشده که جرم مشهود مرتکب شده و یکى از نمایندگان مجلس را مجروح کرده چندین جایش را مجروح کرده است و سه ماه هم در رختخواب خوا‌بیده هیچ معلوم نیست چه شد ولى آقاى دکتر استاد معظم فرمودند که تسریع بی‌موقع نشانه این است که حسن‌نیتى در کار نیست با یک تثبیت‌هایى حمله می‌شود به این مردم محترم بسیارى از مطالب است که من تصور می‌کنم رفقاى ما که استیضاح کرده‌اند توضیحات لازم نسبت به آنها خواهند داد از این جهت من میل دارم که حالا به توضیحات خودم خاتمه بدهم و در پایان به عرض مجلس شوراى ملى برسانم که این که چند روز پیش از این یعنى پریروز در جلسه قبل گفتم که یکى از وظایف مجلس ایجاد وسایل اتحاد و نزدیکى جامعه حتى مجلس شوراى ملى در این موقع خطیر مملکت است این بسیار قابل توجه است (صحیح است) ولى متأسف هستم که این دولت یکى از رفتارهاى ناپسندى که در این موقع در سیاست داخلى کرده است که باعث اخلال و ایجاد اختلاف شده است حالا عرض می‌کنم اولاً ما و رفقاى ما که دموکرات هستیم یک برنامه‌ای هم داریم مترقی‌ترین برنامه‌ها هر کس که در حزب ما در فراکسیون ما شخصیت مؤثرى داشته باشد طرف احترام ما است ولى این معنى دلیل بر این نیست که ما بعد از تغییر دولت سابق با دولت بعد مخالفت بکنیم به منظور این که رئیس دولت سابق باز گشت کند، این مطلب مطلب مغرضانه بوده ولى همین فکر مغرضانه منشاء یک عملیاتى شده است بسیار متأسف هستم بگویم که در نتیجه این عملیات نسبت‌های ناروائى بر فقاى ما داده‌اند که تمام اینها از طرف دولت کنونى تأیید شده است، وقتی که کابینه سابق کنار رفت تصمیم ما در فراکسیون این بود که چون نمی‌دانیم دولت بعدى چه رفتارى با ما می‌کند ما ممتنع هستیم ولى به تمام لوایح مفید و بودجه رأى خواهیم داد و منتظر هستیم که ببینیم چه می‌کنند و موافقت صریح هم نکردیم با دولت ولى متأسفانه رفتار مغرضانه حکومت فعلى (کشاورز صدر- غرض نفرمایید) شما که قاضى هستید براى معانى که کلمه غرض ناظر آن است یک لغت دیگر اگر آقا دارید بفرمایید بنده معذرت می‌خواهم، خوب بالاخره انتقاد ثابتى که منتهى به پیشنهاد مثبت می‌شود حالا در هر صورت این جریان منتهى به تأثر رفقاى ما بلکه خارج از فراکسیون است‏

زیرا دلیلى ندارد به استناد این که رئیس حزب دمکرات ایران که رئیس دولت هم بوده رفت خوب کلیه افراد این حزب و مأمورینى که منسوب به این حزب هستند اینها متمایل به این حزب هستند اینها یک اشخاصى هستند که علاقه‌ای که بعضى افراد دیگر در خارج مدعى هستند نسبت به مملکت دارند اینها ندارند؟ البته قضاوت به این موضوع هم با نظر آقایان نمایندگان ملت است این مطلب اصولى در دو سه قسمت گفتم و نتیجه سوء جریان و سوء سیاست داخلى منتهى به تجمع کلیه روزنامه‌نویس‌ها و طبقات دیگر شده است این یک تجلى از نحوه یک جامعه است، ماده 49 از قانون مطبوعات مجوز این نیست که عملیاتى که دیده می‌شود نسبت به مطبوعات از طرف شهربانى به عمل آید (صحیح است) قانون مطبوعات فصولى دارد فصل محاکمه است این ماده 49 به هیچ‌وجه دلالت ندارد که شهربانى حق دارد روزنامه‌ها را توقیف کند (صحیح است) مگر در یک مواردى که کلمات صریحه داله به یک‌ مطالب که در آنجا نوشته شده باشد هیچ یک از جراید جز مطالب نظرى چیز دیگرى نمی‌نویسند مطالب نظرى مشمول ماده 49 نمی‌تواند باشد و این یک نوع لطمه است به حیثیت قوه قضائیه به نظر بنده باید دولت و هر دولتى که بخواهد بیاید بخواهد که مطبوعات وظیفه‌شان را خوب انجام بدهند باید خود دولت رفتارش و اصلاح طلبش و ترقى طلبش آنها را تشویق بکند وقتى که در جریانات اعمال قابل انتقاد واقع می‌شود البته جراید هم انتقاد می‌کنند ولى در عین حال ممکن است که ارباب جراید اشخاصى را تحت تأثیر در بیاورند که اعمال آنها قابل انتقاد باشد البته جراید انتقاد می‌کنند در عین حال ممکن است یک اشخاصى انتقادات جراید را تحت تأثیر بیاورند ولى هر موقعى که تشخیص دادند که این مطلبى که نوشته شده صحیح نیست هیچ مانعى ندارد که توضیحاتى در این باب بدهند ولى در هر صورت جراید ملى یا بهتر بگویم روزنامه‌نویسى یکى از مظاهر دمکراسى است (صحیح است) من باید اینجا بگویم که بهتر است روزنامه‌نویس‌ها را نقادان ملى نمید (صحیح است) ولى البته باید از آنها متوقع بود که این موقعیتى را که در دموکراسى دارند مقتضى این است آنها هم در مقابل جامعه بیست قوانین را مراعات کنند در هر صورت وضعى که حالا پیش آمده است باعث تجمع کلیه روزنامه‌نویس‌ها و طبقات روشنفکر شده این وضعى نیست که دولت کنونى نخواهد مورد توجه قرار دهد

+++

اگر عللى که آزادى را تهدید می‌کند و موجد این وضع است مورد تأیید دولت فعلى باشد این از آن مواردى است که باید با کمال صراحت توضیح بدهند و با اجازه مجلس این کار را بکنند و بنده به نمایندگان مجلس عرض می‌کنم که این موجودیت قانونى ناشى از اراده ملت یعنى این مجلس بزرگ‌ترین مسئولیت را در مقابل تاریخ دارد باید براى حفظ حیثیت خود و حفظ حقوق ملت ایران و حفظ حیثیات ملى این جامعه و بالاخره کلیه اصولى که در قانون اساسى هست منت‌های جرأت و فداکارى را داشته باشد (صحیح است)

اگر وکیلى انتقادات موجه و منصفانه نداشته باشد متأسفانه چنین وضعى نتیجه‌ای جز پشیمانى نخواهد داشت بنده می‌خواهم عرض کنم در چندى قبل گفتند قانون اساسى مشتمل بر فصولى است که حقوق ملت ایران را در تحت این عنوان تعیین می‌کند این حقوق نباید مورد تجاوز واقع شود گفتند که مجلس شوراى ملى واصول قانون اساسى نسبت به مقام سلطنت انعکاسى از احساسات ملت ایران احساسات شش هزار ساله ملت ایران نسبت به پادشاه است ولى زمامدارهاى ما بدانند که به هیچ‌وجه و از هیچ روى نباید نسبت به پادشاهش حقوقى که قانون اساسى به ملت ایران داده است به آن حقوق لطمه وارد بیاید چه این جا موردى است که نمایندگان ملت باید وضع کنونى دنیا و این که هر موقعى از دنیا مقتضیاتى را ایجاب می‌کند دنیایى که دموکراسى در اعلى درجه نمو است به ما تحمیل می‌کند که اصول قانون اساسى را یعنى اصول دموکراسى را حفظ کنیم (صحیح است) و دولت فعلى باید متوجه این حقیقت باشد که اگر این استیضاح منتهى به برائت شود و منتهى به رأی اعتماد شود باید متوجه باشد که این کافى نیست و باید شدیدترین و قوی‌ترین وسایل را براى حمایت از دموکراسى نشان بدهند بلافاصله اضافه می‌کنم براى حفظ دموکراسى هرگونه جنجال و هرگونه تشبثاتى که منشأ اختلال در امنیت عمومى باشد یا از منشأ غیر‌ایرانى ناشى باشد از هر کجا آنها باید در سایه‏‌ دموکراسى درهم شکسته بشود (صحیح است) ولى در عین حال حقوق ملت ایران که مهم‌تر از قسمت‌های دیگرش آزادى است با این هم نمی‌توان بازى کرد (صحیح است- آفرین)

رئیس- آقاى وزیر دارایى.

وزیر دارایى- این طور که بنده احساس کردم یعنى وقتی که بیرون رفتم بعضى از دوستان و رفقا و نمایندگان محترم به بنده اظهار کردند که شاید اینجا یک چیزى بوده و یک حرفى زده شده است که بى مورد بوده است بنده می‌خواستم عرض کنم حضور آقایان که ابداً قصد این که به مجلس شوراى ملى چیزى که مناسب نباشد گفته باشم نبوده بنده نهایت احترام را به مجلس شوراى ملى دارم، بنده نهایت احترام را به آقایان نمایندگان دارم، بنده خواستم عرض کنم حضور آقایان که ابداً قصد نداشتم و به هیچ‌وجه من‌الوجوه نظرى نبوده است در میان آقایان نمایندگان محترم آقایانى تشریف دارند که بنده افتخار دارم تابع و مرید آنها باشم و بنده یک حقایقى را می‌خواستم بگویم و به هیچ‌وجه من‌الوجوه نه نسبت به مجلس شوراى ملى و نه نسبت به آقایان نمایندگان محترم قصد توهین نبوده است.

ملک‌مدنى- نوبه بنده است.

رئیس- نوبت آقاى صفوى است.

ملک‌مدنى- بنده می‌خواستم توضیحاتى بدهم از طرف صنف مالک براى این که رفع سوء‌تفاهم بشود.

رئیس- بعد از بیانات آقاى صفوى بفرمایید. بفرمایید آقاى صفوى.

صفوى- آقایانى که استیضاح کرده بودند از دولت آقاى حکیمى مطالبى را فرمودند یکى، دو نفر از آقایان وزرا‌ هم جواب‌هایى دادند بنده هم برحسب وظیفه‏‌ ملى و وجدانى خودم اجازه گرفتم که مطالبى را اینجا به عرض آقایان نمایندگان محترم برسانم و در اطراف مسائل جاریه و کارهاى دولت توضیحاتى عرض کنم البته استیضاح از حقوق مسلم آقایان نمایندگان است و هر نماینده‌ای حق دارد که از دولت سؤال کند قضایاى مربوطه را مورد بازپرسى قرار دهد آقایان وزرا‌ هم بایستى جواب بدهند ولى در عین حال استیضاح کند بنده معتقدم که ما از نظر وظیفه سنگینى که به عهده داریم باید متوجه کارهاى کشور و مملکت هم باشیم و دقت کنیم که در چه موقعى کشور ما واقع شده است و در چه زمانى هستیم و چه وظایفى را واقعاً به دوش داریم البته با این جریانى که هست 5 نفر از آقایان نمایندگان از دولت استیضاح کرده‌اند و یک عده‏‌ هم از آقایان نمایندگان در ستون موافق دولت اسم‌نویسى کرده‌اند، آقایان وزرا‌ هم بنده می‌بینم که یادداشت می‌کنند فرمایشات آقایان استیضاح‌کنندگان محترم را و آنها هم بایستى جواب بدهند و ما هفته‏‌ سه روز که جلسه داریم و روزى از دو ساعت و نیم و سه ساعت اوقات جلسه بیشتر تشکیل نخواهد شد لااقل بنده خیال می‌کنم که 10، 15 نفر از آقایان نمایندگان و از آقایان وزرا‌ صحبت خواهند کرد پیش‌بینى می‌شود که لااقل سه هفته جریان استیضاح به طول خواهد انجامید (صحیح است) و مذاکره در اطراف استیضاح خواهد بود و به عقیده بنده کارهاى مهم و فورى که مملکت دارد در این فاصله از دست خواهند رفت بنده قبلاً از همکاران محترم تقاضا می‌کنم که بیاییم یک فداکارى بکنیم براى این که حق آقایان استیضاح‌کنندگان و حق آقایانى که بایستى جواب بدهند به جزئیات از دست نرود بنده استدعا می‌کنم که موافقت بفرمایید جلسات صبح و عصر تشکیل بشود (صحیح است) بنده استدعا می‌کنم موافقت بفرمایید که کارمان را ادامه بدهیم، ما هم مثل ممالک راقیه و مثل تمام نمایندگان پارلمان‌های دنیا یک قدرى کف نفس بکنیم از خودگذشتگى نشان بدهیم، البته بایستى این مطالب گفته بشود، بنده هم موافقم، بایستى در مجلس در پیشگاه نمایندگان ملت، همان طوری که آقاى شریعت‌زاده فرمودند تمام حقایق با کمال آزادى گفته شود و جواب هم شنیده شود، اینها وقت می‌خواهد.

بنده خیال می‌کنم که اگر ما بخواهیم هفته‌ای سه روز روزى دو ساعت و نیم تمام اینجا بنشینیم بنده پیش‌بینى نمی‌کنم که زودتر از یک ماه بیست و چهار پنج روز این موضوع تمام شود و دولت هم که تحت استیضاح است هنوز تکلیفش معین نشده و رأى اعتماد یا هرچه باشد نگرفته، یعنى قضاوت مجلس شوراى ملى نسبت به این دولت معین نشده او نمی‌تواند یک کارهاى معینى را با دلگرمى انجام دهد. بنده استدعا می‌کنم که آقایان موافقت بفرمایند که ما از صبح تا یک ساعت بعد از ظهر و سه ساعت بعد از ظهر هم برگردیم و جلسه را تشکیل بدهیم فردا همین طور، کف نفس بکنیم، پس فردا همین طور عمل کنیم، در پارلمان‌های دنیا جلسات 60 ساعته، 70 ساعته تشکیل می‌دهند، ما هم باید براى ملت ایران وظیفه سنگینى را که بر دوش داریم انجام بدهیم‏ (صحیح است) من استدعا می‌کنم این قسمت مورد توجه قرار بگیرد. عرض کنم البته آقایان استیضاح‌کنندگان یک مطالبى را فرمودند و ابتدا‌ همکار محترم آقاى آشتیانى‌زاده یک مطلبى فرمودند و آقاى شریعت‌زاده از گرانى و مشکلات اقتصادى کشور اسم بردند و شرح دادند البته به طوری که فرمودند بنده هم معتقدم که مشکلات اقتصادى در مملکت ما خیلى است و البته آقایانى که نمایندگان شهرستان‌ها هستند بیشتر متوجه هستند که وضعیت اسف‌آور موکلین آنها در چه حال است، بنده افتخار نمایندگى یکى از شهرستان‌های ایران و بنادر ایران را دارم، از اوضاع و احوال موکلین محترم اطلاعات کافى دارم، بنده تصدیق می‌کنم که وضعیت گرانى و پریشانى، فساد اخلاق و یک مسائل دیگرى، یک مقررات پیچ درپیچى که دست و پاى مردم را پیچیده اینها خیلى خیلى اسباب گرفتارى و بدبختى مردم را فراهم کرده است البته نقطه ضعف هم می‌شود براى دولت‌ها، ولى باید دید که تمام این نقطه ضعف‌ها و تمام این اختلاف‌ها و تمام این فسادها و تمام این مسائلى که فرمودند، گرانى و این قبیل صحبت‌ها تمام در کابینه فعلى و در دولت آقاى حکیمى ایجاد شده است که در ظرف این مدت 3 ماهى که از 15 دی ماه به مجلس معرفى شده و آمده است آیا دولت مایل نبوده است که در ظرف این مدت 3 ماه این معایب را برطرف کند، اگر از روى انصاف و از روى وجدان بخواهیم قضاوت کنیم و ببینیم که قضایایى که در این مملکت پیش آمده آیا سه ماه کافى بوده است که دولت تمام این مسائل را بتواند اصلاح کند و یک قدم‌های سریعى در راه اصلاح و پیشرفت بردارد؟

باید انصاف بدهیم آقایانى که انتقاد می‌کنند و نقطه ضعف دولت را راجع به گرانى و مسائل دیگر طرح می‌کنند این موضوع را باید در نظر داشته باشند که این گرانى مربوط به دولت فعلى نیست ما باید یک قدرى انصاف داشته باشیم البته گرانى و وضع پریشانى مردم را طورى ناراضى کرده که اسباب زحمت فراهم کرده است ولى باید انصاف داد که آیا این گرانى مربوط به حکومت و دولت آقاى حکیمى است؟ بنده خیال می‌کنم نسبت به دولت آقاى حکیمى که آقایان بیاناتى کرده‌اند یک قدرى دور از انصاف بوده است وزرا‌ کابینه آقاى حکیمى و شخص خودشان از رجال شرافتمند پاکدامن صحیح‌العملى هستند (صحیح است) یک عمرى از آقاى حکیمى گذشته است ولى باید انصاف داد که این عمر را آقاى حکیمى در راه خدمت به کشور با صداقت و پاکدامنى صرف کرده‌اند (صحیح است) آقاى حکیمى در این مملکت خدماتشان و زحماتشان مورد تصدیق تمام افراد بى‌غرض و بى‌نظر است همین طور وزراى ایشان بنده خیال می‌کنم که هر کدام از رجال شرافتمندى هستند که مصدر خدمات مهمى بوده‌اند و اگر یک معایب و نواقصى در کارهاى کشور و ادارات وزارتخانه‌ها است مربوط

+++

به دولت آقاى حکیمى نمی‌باشد بنده هم حق می‌دهم که بایستى این اشکالات و موانع و محظوراتى که هست رفع بشود ولى آیا این اشکالات همه مربوط به کابینه آقاى حکیمى است؟ و آیا در ظرف سه ماه دولت ایشان می‌توانسته تمام معایب را مرتفع بکند؟ کابینه آقاى حکیمى در این مدت کوتاه لوایحى به مجلس شوراى ملى تقدیم کرده که بنده حساب کردم 41 لایحه ایشان و دولت ایشان به مجلس داده‌اند انصاف بدهید ما براى تصویب لوایح ایشان کدام جدیت را کردیم؟ کى آمدیم چهار ساعت واقعاً در این مجلس نشستیم و مجلس را براى رأى و براى مذاکره از اکثریت نینداختیم و یک لایحه ایشان را تصویب کردیم کدام عمل مثبت را نسبت به کابینه آقاى حکیمى انجام دادیم که امروز متوقع باشیم چرا دولت فلان موضوع را انجام نداده بنده خیال می‌کنم ما یک قدرى هم خودمان باید انصاف داشته باشیم ما اگر از دولت یک حمایت واقعاً قانونى کردیم و نشستیم و جلسات را ادامه دادیم و با کمال علاقه‌مندى به درد مملکت رسیدگى کردیم و بعد دولت وظیفه خودش را انجام نداد آن وقت لازم است که ما بیاییم و دولت را استیضاح بکنیم نه این که مثلاً فلان عضو وزارتخانه تغییر کرده یا این که رئیس فلان کابینه تغییر کرده ما بیاییم و این‌ها را مورد استیضاح قرار بدهیم و آن وقت با این وضعیت وقت مجلس را چند هفته صرف این کارها بکنیم باید دقت بکنیم و ببینیم مملکت ما در چه موقعیتى و در چه وقتى واقع شده است سیاست داخلى ما سیاست خارجى ما چگونه است امروز روز این حرف‌ها نیست همان طورى که یکى از رفقاى ما می‌گفت امروز روزى است که باید اتحاد و اتفاق داشته باشیم و یک اکثریت ثابتى، یک اکثریت دلسوزى، یک اکثریت علاقه‌مندى تشکیل بشود که واقعاً با کمال دلسوزى از این دولتى که طرف اعتماد و اطمینان است پشتیبانى بکنند تا دولت هم بتواند یک قدم‌هایى در راه اصلاحات مملکت بردارد و الّا یک لایحه‏‌ دولت بیاید اینجا دو هفته‌ سه هفته در اطرافش حرف بزنیم و مذاکره کنیم و بالاخره نتیجه گرفته نشود خوب این بودجه‌ای که الان آقاى وزیر دارایى به مجلس داده‌اند به عقیده بنده این یکى از شاهکارهاى دولت فعلى است چرا؟

براى این که بودجه اساس اصلاحات کشور است این بودجه که آقاى وزیر دارایى دادند و بین آقایان امروز توزیع کردند ملاحظه فرموده‌اید در دو قسمت یکى قسمت‌های عمران و آبادى تعدیل شده است و موازنه پیدا کرده است آقایان توجه بکنند دولت‌های سابق و دولت گذشته بودجه‌ای که آوردند دادند این بودجه در سال 1325 و 1326 هر کدام چه قدر کسر داشته است؟ کسر بودجه و نقصان بودجه و این اضافه مخارج‌ها بوده که با صدور تصویب‌نامه‌ها مملکت را رو به فقر و بیچارگى و ورشکستگى برده‌اند تصدیق بفرمایید بودجه‌ای که در سال 1325 تقدیم کردند در 21 آبان 26 از حیث درآمد 5464165322 ریال و هزینه‌اش 631107790 ریال و در سال 26 بودجه که دادند از حیث درآمد 5559068531 و از حیث هزینه هشت میلیارد و کسر درآمد این بودجه 2562595 ریال بوده است ملاحظه بفرمایید دو میلیارد و پانصد و شصت و دو میلیون کسر بوده وقتی که بدون رعایت اقلام درآمد کشور خرج می‌کنند نتیجه این می‌شود معروف است که می‌گویند واى به حال کسی که خرجش بیست و دخلش نوزده باشد تصور می‌کنم همین زیاده‌روی‌ها و همین پیش آمدها و خرج‌هایی که بدون رعایت درآمد بوده است و خرج کرده‌اند اینها مسبب گرانى و مسبب این اوضاع ناگوار امروز شده است یک قسمت راجع به گرانی خواربار که فرمودند بایستى توجه داشته باشیم که این گرانى مولود چیست؟

این گرانى مولود وضع مالیات‌های هنگفتى است که در دوره فترت برخلاف اصل مسلم قانون اساسى وضع کرده‌اند و از مردم گرفته‌اند و این مالیات‌ها تا هنوز هم گرفته می‌شود و خیال می‌کنم که در ضمن قانون مالیات بر درآمد که آقاى وزیر دارایى به مجلس داده‌اند اینها را اصلاح کرده‌اند مالیات نفط و بنزین را دو مرتبه بدون تصویب مجلس شورای ملى و بدون رعایت اصل مسلم قانون اساسى که می‌گوید دینارى به هیچ اسم و رسم از هیچکس نمی‌توان گرفت مگر به موجب قانون مالیات نفت و بنزین را از مردم گرفتند و موجب این شد که قیمت خواربار و سطح زندگى را در شهرستان‌ها بالا بردند و این گرانى مولود اینها است مادامی که این مالیات‌ها را می‌گیرند از مردم البته این گرانى هست وقتی که این مالیات‌ها را برداشتند و لغو کردند البته هزینه زندگى طبیعتاً تنزل می‌کند و البته آقایان هم باید توجه بفرمایند که این انتقادها مربوط به دولت فعلى نیست دولت باید توجه داشته باشد که این تصویب‌نامه‌ها و مقرراتى که مخالف اصل هفتم قانون اساسى بوده باید بیاورند به مجلس و ما هم با کمال علاقه بنشینیم دقت کنیم اصلاح کنیم تا یک گشایشى در کارها بشود اینها را باید توجه داشت بنده تصور می‌کنم بودجه‌ای که آقاى وزیر دارایى به مجلس داده‌اند و تعدیل شده است یعنى در حدود 50 ر 6 میلیون و یک قسمت بودجه انتفاعى و یک قسمت بودجه هزینه وزارتخانه‌ها و این تعادل بودجه یک قدم اساسى است که کابینه آقاى حکیمى برداشته است و واقعاً بایستى تقدیر کرد که بودجه را تعدیل کرده‌اند و دخل و خرج کشور را موازنه داده‌اند بایستى مجلس شوراى ملى در اینجا بنده عقیده‌ام این است که ضمن بودجه مملکت در تمام مسائل مربوط به حقوق اجتماعى و سیاسى کشور هم می‌شود صحبت کرد ما باید با کمال علاقه‌مندى بنشینیم و راضى نشویم که باز با یک دوازدهم و دو دوازدهم خرج مملکت داده بشود و این بودجه بلاتکلیف بماند در این بودجه یک اقلامى از نقطه‌نظر مصالح عمومى و انتفاعى هست و آقاى وزیر دارایى در موقع طرح بودجه فرمودند تا موقعی که این بودجه تصویب نشده است ما نمی‌توانیم این کارها را به موقع اجرا بگذاریم یعنى اگر به لایحه یک دوازدهم و دو دوازدهم هم ما رأى دادیم باز آن بودجه انتفاعى را اجرا نمی‌کنند مگر ما لایحه بودجه را تصویب بکنیم بنایراین بنده معتقدم که ما باید بنشینیم و این بودجه را تصویب بکنیم و بدهیم به دست دولت و دولت را حمایت بکنیم تا دولت هم بتواند قدم‌های اساسى براى مملکت در راه اصلاحات بردارد تصور می‌کنم همکار محترم بنده آقاى آشتیانى‌زاده بودند یک بیاناتى راجع به استخدام‌هاى جدید در اداره انتشارات و تبلیغات فرمودند و گویا اسمى هم از اشخاص برده شد آنچه بنده اطلاع دارم هیچ پست جدیدى و هیچ عضو جدیدى را در اداره تبلیغات دولت آقاى حکیمى نیاورده‌اند

 (آشتیانى‌زاده- بنده راجع به استخدام عرضى نکرده‌ام) جنابعالى راجع به استخدام یک مهندس کایزر فرمودید ولى در اداره کل تبلیغات هیچ عضو جدیدى از طرف دولت استخدام نشده است آقاى فرهودى که سوابق نمایندگى هم در مجلس شورای ملى دارند و از مردمان شایسته هستند سمت معاونت آقاى نخست وزیر را دارند و آقاى پاینده هم که از نویسندگان محترم و دانشمند هستند سمت ریاست اداره تبلیغات را دارند و خیلى جدیت کردند که بودجه تبلیغات را اصلاح کنند (صحیح است) بنده اطلاع دارم مبالغ زیادى در بودجه تبلیغات هست که اصلاً اشخاص هیچ عملى در مقابل آن پولى که به آن ها داده می‌شود انجام نمی‌دهند بنده به خاطرم می‌آید که با بعضى از رفقا در مسافرت آذربایجان وقتی که صحبت می‌کردیم آقاى پاینده توضیحاتى می‌دادند که یک اشخاصى را بر بودجه تبلیغات تحمیل کرده‌اند و ماهیانه مبالغ گزافى به آنها می‌دادند در صورتی که آنها سمت‌های دیگر داشته‌اند نمی‌دانم پیشخدمت بوده‌اند یا کارهاى دیگر داشته‌اند و اینها است که بودجه تبلیغات را بالا برده است و ایشان درصدد هستند که این بودجه را تعدیل و کسر کنند (یکى از نمایندگان- خلاف عمل کرده‌اند) (آشتیانى‌زاده- یک عضو بى‌گناه را خارج کرده‌اند و یک عضو دیگرى را استخدام کرده‌اند) ایشان استخدام جدیدى نکرده‌اند در هرحال آنچه بنده اطلاع دارم و تحقیق کردم نه فقط در بودجه تبلیغات چیزى علاوه نشده بلکه در بودجه کشور در دو ماهه آخر سال مطابق بیان صریح آقاى وزیر دارایى 50 ر 6 میلیون تومان صرفه‌جویى شده است بایستى این قسمت‌ها را درنظر گرفت و آقایان توجه بفرمایند این مسائلى که گفته می‌شود همه روى مصلحت است از طرف وزارت دارایى هم به مجلس شورای ملى نوشته شده و اقلامى که کسر شده است و آنچه صرفه‌جویى در دو ماهه آخر سال 26 شده است تمام آنها را توضیح داده‌اند بنابراین ما که می‌گوییم همین طور خرج می‌کنند و همین طور می‌پردازند همان طورى که آقاى وزیر دارایى گفته‌اند ایشان خیلى دقیق هستند و به اصطلاح مته به خشخاش می‌گذارند، موافقت نمی‌کنند با مخارجى که برخلاف مصالح مملکت باشد. یک قسمتى از بیانات جناب آقاى شریعت‌زاده مربوط به امور اقتصادى کشور و کارهاى وزارت اقتصاد ملى و مخصوصاً مربوط بارز بود بنده تصور می‌کنم چندى قبل لایحه‌ای آوردند به مجلس تقدیم کردند و اطلاع دادند که در گذشته چه مقدار ارز به وسیله‏‌ تصویب‌نامه‌ها داده شده است و چه اشخاصى گرفته‌اند به اطلاع آقایان رسید و در مجله‏‌ رسمى کشور هم مندرج شد

بعضى از نمایندگان- اکثریت نیست (در این موقع مجلس از اکثریت افتاد)

رئیس- تأمل بفرمایید.

بعضى از نمایندگان- اکثریت است‏

رئیس- بفرمایید

صفوى- عرض کنم که در موضوع ارز اعتراضى که کرده‌اند 25 میلیون ارز کشور را که قابل تبدیل به دلار بوده به چه مصارفى رسیده است بنده راجع به این موضوع تحقیقاتى کردم و اطلاعاتى دارم که وزارت اقتصاد ملى با دقت و بصیرتى که آقاى وزیر اقتصاد ملى دارند، در موضوع ارز و براى پنج

+++

 رقم از کالاهایى که تعیین کردند براى آنها ارز دولتى داده خواهد شد و خیلى دقت و مراقبت کردند و این ارز را برخلاف گذشته همین طور بدون رعایت این که کى می‌گیرد و براى چه کالایى می‌گیرد نمی‌دهند بنده خودم هم یک تقاضایى براى بوشهر داشتم عده‏‌اى از آقایان بوشهری‌ها شرکتى براى ریسندگى تشکیل داده‌اند به طوری که بنده اطلاع دارم تقاضاى ارز کردند مدت دوسال وارد بودم اطلاع کافى دارم که وزارت اقتصاد ملى و کمیسیون ارز خیلى دقیق هستند ارزى که داده می‌شود واقعاً مفید به حال کشور باشد یعنى براى آن کالاهاى مجاز که تعیین کرده‌اند از قبیل دارو و قماش و شکر یک قسمت هم براى کارخانه‌جا‌تی که تولید ارز و رفع احتیاج در مملکت می‌کند، همین کارخانه‌جات است که احتیاجات ما را از حیث قماش و نخ رفع می‌کنند و مانع می‌شوند از این که هر سال مجبور بشویم یک مبلغى ارز به خارج بفرستیم و قماش و نخ براى مملکت بخریم. کمیسیون ارز دقت کرده و همینطور وزارت اقتصاد ملى. بنده یک صورتى تهیه کرده‌ام ملاحظه بفرمایید این صورت مربوط به ارزى است که کمیسیون به موجب پروانه که از طرف وزارت اقتصاد ملى صادر شده در تاریخ 16 فروردین امسال تا 29 فروردین پریروز این ارزها را براى این کالاها داده‌اند اینجا نوشته شده است آقاى دکتر اسماعیل فیلسوفى براى شرکت نخ‌تابى اصفهان 12 هزار لیره شرکت درخشان با مسئولیت محدود 7500 لیره عبدالوهاب فاتح 7500 لیره محمد حسین کاشانى و پسران 4736 لیره براى قماش نخى یوسف متحده 14000 دلار به لیره براى قماش نخى شرکت تجارتى سوفبار 30485 دلار به لیره شرکت تضامنى شکوفه و شایانى 2207 لیره براى قماش نخى یوسف متحده 10500 لیره براى قماش نخى‏

رئیس- این که جواب استیضاح دولت نیست‏

صفوى- .. توضیح دادند که ارز ندادند من جوابشان را می‌دهم اینها مربوط به جواب استیضاح است قماش نخى یوسف متحده ده هزار و پانصد دلار به لیره براى قماش نخى ارزهایى که داده‌اند از تاریخ 16 فروردین تا آخر روز 29 فروردین بنده صورتش را دارم که براى قماش نخى براى دارو و براى ماشین آلات مولد برق و کارخانه یخ‌سازى براى قماش نخى و اسباب موتورى و لوازم یدکى کارخانه جایت ملاحظه بفرمایید که تمام چیزهایی است که از نظر احتیاجات کشور مورد ضرورت بوده و براى اینها ارز داده شده بنابراین که می‌فرمودند ارزى داده نشده است خیال می‌کنم اطلاعى نداشته‌اند براى این که بنده این صورت را تهیه کردم که به اطلاع آقایان برسانم یکى از آقایان نمایندگان به بنده یادداشت دادند که مجلس خسته شده است اگر آقایان خسته شده‌اند بنده هم زحمتى نمی‌دهم خواهش می‌کنم همان طور که عرض کردم بعد از ظهر جلسه را تشکیل بدهید بعد از رفع خستگى دوباره تشریف بیاورند کشاورز

صدر- جلسات را پى در پى بکنید

رئیس- بگذارید که بیاناتشان تمام بشود بفرمایید آقاى صفوى‏

صفوى- .. آقایان اظهار خستگى نفرمایند بنده یادداشت‌های زیادى دارم و چون می‌دانم آقایان خسته شده‌اند و وقت هم گذشته به طور خلاصه عرض می‌کنم ما باید توجه داشته باشیم که یک بار سنگینى به دوش داریم (صحیح است) از خستگى نهراسیم براى این که وکالت ملت را قبول کرده‌ایم و در پیشگاه ملت و موکلین مان مسئولیت داریم ما باید یک اکثریت ثابتى در مجلس به وجود بیاوریم یک اکثریت ثابتى که لااقل پنج ماه شش ماه دولت را حمایت کند تا دولت بتواند یک قدمى در راه اصلاحات بردارد (صحیح است) آقایان شما توجه داشته باشید موکلینتان در شهرستان‌ها در چه حالى هستند... توجه به خیابان لاله‌زار و اسلامبول، کاخ‌های چهار طبقه و پنج طبقه نکنید (صحیح است) تشریف ببرید به شهرستان‌ها و به نقاط دوردست نگاه کنید و ببینید وضعیت مردم چطور است (دکتر مصباح‌زاده- بندرعباس آقا) مردم چه می‌خورند؟ آیا پوشاک دارند؟ یک ساعت از ظهر گذشته آقایان گرسنه شده‌اید و نمی‌توانید یک ربع تحمل کنید و خسته شده‌اید باور کنید هستند مردمى در گوشه و کنار این مملکت که به انبیاء ‌ و اولیاء ‌روزى دویست سیصد گرم خرما هم گیرشان نمی‌آید بخورند! (یکى از نمایندگان- هسته خرما آقا) نان جو گیرشان نمی‌آید شما آقایان نماینده آنها هستید چرا از یک ساعت نشستن در مجلس خسته می‌شوید چرا نمی‌خواهید فکر موکلینتان باشید چرا نمی‌خواهید براى بیچارگى و بدبختى مردم روزى چند ساعت در مجلس بنشینید و یک قدمى بردارید آقایان طورى نشده است به حمدالله همه صبحانه و ناشتایى را میل کرده‌اید خواهش می‌کنم توجه بکنید ما یک مسئولیت سنگینى به عهده داریم همین حوزه انتخابیه‏ء آقاى دکتر مصباح زاده را بروید نگاه کنید (دکتر مصباح‌زاده- صحیح است) ببینید وضعیت مردم چطور است بروید به بوشهر (همهمه‏  نمایندگان) بنده خسته نمی‌شوم.

رئیس- آقایان نظم مجلس را رعایت کنید- بفرمایید آقاى صفوى.

صفوى- ... هستند مردمى که از بیکارى خسته شده‌اند اینها ایرانى هستند ایرانى واقعى هستند این مردم در اطراف و اکناف مملکت چشمشان به اقدامات مجلس شوراى ملى و تصمیمات آقایان نمایندگان است آقایان مردمی که در دشتى و دشتستان زندگى می‌کنند انتظاراتى دارند چهار سال در آنجا خشکسالى شده به انبیاء ص و اولیاء ‌ نان جو خالى گیرشان نمی‌آید و با زحمت فراوان خرما را باید با قیمت گران بخرند و سد جوع کنند هزار جور فشار به این مردم وارد می‌آید مأمورین به آنها فشار می‌آورند تحقیق بکنید مالیات املاک مزروعى 3 ساله و چهار ساله را از آنها می‌خواهند اینها امیدشان به مجلس شورای‌ ملى است اینها منتظرند ما یک قدم‌های مفیدى به رایشان برداریم با این وضع کار گران ما نمی‌توانیم حوایج مملکت و مردم را برآوریم بیایید بنشینیم یک اکثریت ثابتى تشکیل بدهیم تا دولت بتواند قدم‌هایى در راه اصلاحات مملکت بردارد با این وضع کار کردن و با چند ساعت کار اظهار خستگى نمودن کارها اصلاح نمی‌شود استدعا می‌کنم توجه بفرمایید یادداشت‌های مکررى به بنده نوشته می‌شود که عرایضم را مختصر بکنم ولى من نماینده مردمى هستم که توقع دارند از ما تقاضاهاى مشروع دارند (همهمه نمایندگان).

رئیس- آقایان بگذارید حرف بزنند چرا صحبت می‌کنید بعد از این هر کس قطع کلام بکند بهش اخطار می‌کنم (صحیح است).

صفوى- ...بنده براى این که بیشتر از این زحمت به آقایان ندهم چون یک ساعت از ظهر گذشته آقایان خسته هستند عرایضم را ختم می‌کنم و عرض می‌کنم دولت فعلى مورد اعتماد عده زیادى از آقایان نمایندگان است مطالبى که مورد استیضاح قرار گرفته بنده معتقدم موردى براى استیضاح نداشته است (صحیح است) و بلکه موردى براى سؤال هم نداشته است بنده استدعا می‌کنم بیاییم با یک یگانگى و وحدت نظرى از دولت پشتیبانى کنیم اوقات خودمانرا صرف بکنیم تا دولت بتواند یک قدم‌هایى براى مردم بردارد الان 49 لایحه دولت به مجلس داده است که معلوم نیست چه می‌شود از همه اینها مهم‌تر بودجه کشور است (صحیح است) که آقایان می‌توانند در اطراف بودجه صحبت کنند و وظیفه‌شان را در موقعى که بودجه کشور مطرح است انجام بدهند بنده هم استدعا می‌کنم یک قدرى اظهار علاقه‌مندى بکنید بنده هم در موقع خودش اجازه می‌گیرم و عرایضم را عرض می‌کنم (صحیح است- احسنت).

رئیس- پیشنهادى رسیده است یکى براى این که جلسه امروز ختم و جلسه براى بعد از ظهر تجدید بشود و یکى هم براى این که جلسه فردا باشد (بعضى از نمایندگان- فردا ساعت 9) هرکس عقیده به فردا داشته باشد حالا رأى نمی‌دهد.

آقاى گنجه‌ای

گنجه‌ای- پیشنهاد بنده محتاج به توضیحات نیست به طوری که آقاى صفوى فرمودند لوایح دولت تمام معطل مانده و ما هم مجال نداریم که هر هفته سه جلسه تشکیل بدهیم و هر جلسه دو ساعت سه ساعت طول بکشد و به این ترتیب ممکن است دولت براى کار استیضاح چند هفته معطل بماند بنابراین بهتر این است که جلسه را عصر تشکیل بدهیم.

عده از نمایندگان- عده براى رأى کافى نیست خود حضرتعالى تعیین بفرمایید.

[2- موقع و دستور جلسه بعد- ختم جلسه‏]

رئیس- اگر آقایان موافقت بفرمایند جلسه فردا و پس فردا باشد بنابراین فردا ساعت 8 و نیم صبح مجلس خواهد بود دستور دنباله استیضاح. (مجلس ساعت یک بعد از ظهر ختم شد) رئیس مجلس شوراى ملى- رضا حکمت

+++

اخبار مجلس

شعب شش گانه منتخبه از مجلس روز دوشنبه 30 فروردین 27 یک ساعت و نیم قبل از ظهر در مجلس تشکیل گردیده و هیئت رئیسه خود را از این قرار انتخاب نمودند:

شعبه اول- رئیس آقاى مامقانى ،نایب رئیس آقاى سلطان‌العلماء، مخبر آقاى نبوى، منشى آقایان صدرزاده غضنفرى.

شعبه دوم- رئیس آقاى میرسیدعلى بهبهانى، نایب رئیس آقاى وثوق ،مخبر آقاى کفایى‏

منشى آقاى نراقى.

شعبه سوم- رئیس آقاى رفیع نایب رئیس آقاى دکتر بقائى مخبر آقاى صفوى‏

منشى آقایان عدل اسفندیارى- افشار.

شعبه چهارم- رئیس آقاى بیات ، نایب رئیس آقاى ابوالقاسم امینى، مخبر آقاى دکتر فلسفى، منشى آقاى دادور.

شعبه پنجم- رئیس آقاى دکتر معظمى، نایب رئیس آقاى محمد ذوالفقارى، مخبر آقاى امامى اهرى، منشى آقاى مشایخى.

شعبه ششم- رئیس آقاى یمین اسفندیارى، نایب رئیس آقاى صاحب دیوانى، مخبر آقاى فولادوند

منشى قهرمان- قوامى

سپس از هر شعبه دو نفر براى عضویت کمیسیون مبتکرات از این قرار انتخاب شدند.

1- آقاى قبادیان برزین‏

2- «مهدى ارباب فاضلى‏

3- «دکتر ملکى ناصرى‏

4- «گنابادى احمد فرامرزى‏

5- «حائرى‌زاده امامى اهرى‏

6- «دهقان اسلامى بعداً براى عضویت کمیسیون عرایض و مرخصى آقایان زیر از شعب انتخاب شدند از شعبه پنج به واسطه اختلاف نظرى که بود انتخاب به عمل نیامد از شعبه اول آقاى حسن اکبر «دوم «هاشم وکیل «سوم «مهندس رضوى «چهارم «مکى «پنجم- «ششم «امیر نصرت اسکندرى روز یکشنبه 29 فروردین 27 چهارونیم بعد از ظهر کمیسیون بودجه با حضور آقاى وزیر دارایى و آقاى معاون نخست وزیر و آقاى دکتر مهران معاون وزارت فرهنگ به ریاست آقاى بهبهانى تشکیل بدواً صورت ریز اعتبار 65 میلیون ریال بودجه اضافى وزارت فرهنگ در 1326 مطرح و نصف آن براى 6 ماهه تصویب شد سپس راجع به جلسات آتیه کمیسیون مذاکره و قرار شد در آتیه براى رسیدگى به بودجه 327 روزهاى شنبه صبح و یکشنبه و 3 شنبه بعد از ظهرها تشکیل شود و ضمناً قرار شد صورت حاضرین و غائبین اعضاء کمیسیون مرتباً براى مقام ریاست از طرف اداره کمیسیون‌ها فرستاده شود

روز سه‌شنبه 31 فروردین 27 پنج بعد از ظهر کمیسیون بودجه با حضور آقاى وزیر دارایى و آقاى دکتر زنگنه معاون نخست وزیر و آقاى انوارى مدیر کل وزارت دارایى تشکیل پس از مذاکراتى در اطراف بودجه کل 1327 چون ماه فروردین تمام شده و بایستى به کارمندان دولت حقوق داده شود با موافقت‏ آقاى وزیر دارایى ماده شماره 1863- 1001 بخشنامه 22- 1- 27 به دادگاه‌هاى مرکز و شهرستان‌ها چون براى اجرا‌ ماده 7 آئین‌نامه کارآموزى شعبه کارآموزى کانون وکلا‌ دادگسترى باید نسبت به هر یک از کارآموزان اختبار عملى بنماید لذا مقرر می‌شود که دفاتر دادگاه‌ها در موقعى که کانون مزبور درخواست ارسال پرونده‌ای را که وکیل کارآموز در آن مداخله داشته است نمود پرونده خواسته شده را به کانون وکلا ارسال دارند م- 128 وزیر دادگسترى شماره 18232- 482  11- 1- 27 آقاى سید مجدالدین انوار به موجب این ابلاغ دفتر شما را در قصبه اردکان فارس براى ثبت ازدواج رسمیت می‌دهد وزیر دادگسترى شماره 18208- 510 11- 1- 26 آقاى هادى رهنما سردفتر ازدواج و طلاق قریه چارلى بلوک مهربان همدان به موجب این ابلاغ استعفاى شما از تصدى دفاتر ازدواج و طلاق پذیرفته می‌شود وزیر دادگسترى واحده‌اى به عنوان یک دوازدهم هزینه برطبق اعتبارات اسفند ماه 26 تصویب شد که گزارش آن به مجلس داده شود و ساعت 8 بعد از ظهر جلسه ختم شد.

+++

یادداشت ها
Parameter:294368!model&5137 -LayoutId:5137 LayoutNameالگوی متنی کل و اخبار(مشروح مذاکرات)