کتابخانه، موزه و مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی


صفحه اصلی » مشروح مذاکرات » مشروح مذاکرات مجلس ملی » دوره شانزدهم مجلس ملی

0.0 (0)
مشروح مذاکرات مجلس ملى، دوره‏16
[1396/05/29]

جلسه: 57 صورت مشروح مذاکرات مجلس روز یکشنبه نوزدهم شهریور 1329  

 

فهرست مطالب:

1-تصویب صورت مجلس

2-بیانات قبل از دستور آقایان دکتر مصدق - فرامرزی - شوشتری

3-توضیحات آقای غلام‌رضا فولادوند به عنوان اخطار نظامنامه

4-معرفی آقایان وزرای امور خارجه - کار- راه- پست و تلگراف و تلفن به وسیله آقای نخست وزیر و بیانات ایشان در جواب مطالب قبل از دستور

5-توضیحات آقای فرامرزی به عنوان اخطار نظامنامه

6-قرائت استیضاح آقای اسلامی از آقای دکتر نصر وزیر دارایی

7-تعیین موقع جلسه بعد - ختم جلسه

مشروح مذاکرات مجلس ملى، دوره‏16

 

 

جلسه: 57

صورت مشروح مذاکرات مجلس روز یکشنبه نوزدهم شهریور 1329

 

فهرست مطالب:

1-تصویب صورت مجلس

2-بیانات قبل از دستور آقایان دکتر مصدق - فرامرزی - شوشتری

3-توضیحات آقای غلام‌رضا فولادوند به عنوان اخطار نظامنامه

4-معرفی آقایان وزرای امور خارجه - کار- راه- پست و تلگراف و تلفن به وسیله آقای نخست وزیر و بیانات ایشان در جواب مطالب قبل از دستور

5-توضیحات آقای فرامرزی به عنوان اخطار نظامنامه

6-قرائت استیضاح آقای اسلامی از آقای دکتر نصر وزیر دارایی

7-تعیین موقع جلسه بعد - ختم جلسه

 

مجلس ساعت ده و دوازده دقیقه صبح به ریاست آقاى رضا حکمت تشکیل گردید.

1-تصویب صورت مجلس‏

رئیس- صورت غائبین جلسه پیش قرائت مى‌شود.

( به شرح زیر قرائت شد)

غائبین با اجازه آقایان خاکباز- محمودى- موسوى- بهادرى- گنجه- سرتیپ‌زاده- ظفرى- تولیت- دکتر هدایت- دکتر مجتهدى- فتح‌على افشار- ثقت‌اسلامى- دکتر طاهرى- کوراوغلى- دکتر راجى- دکتر بقایى- طباطبایى.

غائبین بى‌اجازه- آقایان، قبادیان- صفوى- دولت‌آبادى- اورنگ- عباسى- برومند- محمد‌على مسعودى- خسرو قشقایى- سنندجى- امینى- ناظر‌زاده- حسن اکبر- شهاب خسروانى- دکتر سید‌امامى- قرشى- سلطان‌العلما- عماد تربتى- محسن طاهرى- سالار بهزادى- حاذقى- سودآور- غضنفرى- نبوى- پیراسته- افشار‌صادقى- محمد ذوالفقارى- امیر افشارى- سلطانى- حکیمى- خزیمه علم- دکتر شایگان.

دیر‌آمده بى‌اجازه- آقاى هراتى دو ساعت.

رئیس- آقاى ملک‌مدنى نسبت به صورت مجلس نظرى دارید بفرمایید.

ملک‌مدنى- جلسه گذشته جریانى پیدا شد که متأسفانه برخلاف انتظار همه آقایان نمایندگان بود (صحیح است) براى این که ما در یک مطلب همه با هم متفق هستیم آقایان اقلیت، آقایان اکثریت ممتنعین منفردین و آن حفظ حیثیت و شئون مجلس شوراى ملى است که مال همه است (صحیح است) ما براى آن این جا حاضر شدیم و براى این بوده است که حیثیت ملى و شئون مجلس را هم در نظر بگیریم و نیابد فراموش بکنیم که یک گذشته‌اى به ما نشان داد که حفظ حیثیت مجلس و شئون نمایندگان و حسن‌جریان مجلس اگر خداى نکرده متزلزل بشود زیانش به مشروطیت و آزادى وارد مى‌شود (صحیح است) براى این که مجلس شوراى ملى به عقیده بنده پناهگاه و سنگر آزادى و مشروطیت است (صحیح است) ما در ایام فترت مشاهده کردیم که اگر چنانچه قبلاً فکرى مى‌کردیم بعضى پیش‌آمدها واقع نمى‌شد خیلى دور نیست بنده این جا چندین نفر از آقایان که نهایت احترام را همه بر ایشان قائل هستیم در دوره چهارده حاضر هستند که آن وقت هم مذاکراتى مى‌کردیم که آقا در کار مجلس دقت کنیم که یک پیش‌آمدى نشود که خداى نکرده فترتى پیدا شود و برخلاف مشروطیت و آزادى اقداماتى بشود (صحیح است) و متأسفانه فترت شد براى غفلت‌هایى که همه کردیم یکى از آنها شاید خود بنده بودم و این جا عرض مى‌کنم و حالا به عقیده بنده ما همه باید حفظ حیثیت و شئون مجلس را در درجه اول نصب‌العین خودمان قرار بدهیم و

+++

احتراز از این بکنیم که در مجلس جریانى پیدا شود که آزادى سلب شود، انتقاد کردن، بحث کردن، صحبت کردن غیر از این است که یک جریانى پیدا شود که خداى نکرده منجر به بى‌نظمى مجلس بشود و دیگران از آن استفاده بکنند (دکتر مصدق- باید گوش بکنند) صحیح است باید اینجا گوش داده بشود همین طور که می‌فرمایید هم مطالب با کمال آزادى گفته شود، هر کس هر عقیده و نظرى دارد بیان کند زیرا مجلس شوراى ملى جاى بحث و انتقاد و مذاکره و از این نوع مطالب است بنده براى این که می‌دانم همه آقایان به این موضوع توجه دارند خواستم عرض کنم که امیدوارم نظیر جریان جلسه پیش دیگر چنین اتفاقى واقع نشود (نمایندگان- انشاء‌الله) همه سعى کنیم همه وظیفه‌اى که داریم انجام بدهیم و هم در عین حال آزادى گفتار و بیان هم به تمام معنى محفوظ باشد و هر کس هم بتواند عقاید خودش را با نهایت آزادى و صراحت در اینجا اظهار کرده باشد زیرا اگر در مجلس بیان عقیده نشود پس در کجا باید بشود این جایى است که همه ما دیدیم اظهارات و انتقادات و مذاکرات از نقطه‌نظر آزادى و مشروطیت مورد استفاده همه بوده است ملت ایران انتظار دارد (مکى- اینها مربوط به صورت جلسه است؟) بنده می‌خواستم تذکرى عرض کنم آقاى مکى ...

رئیس- آقاى ملک‌مدنى درباره صورت جلسه بفرمایید.

ملک‌مدنى- بنده به عنوان تذکر می‌خواستم عرض کنم.

دکتر مصدق- به شرط این که حرف حساب را هم گوش بدهند.

مکى- وزراى بند (ب) را هم نباید بیاورند در مجلس.

ملک‌مدنى- البته باید هم به حرف حساب در مجلس همان طوری که آقاى دکتر مصدق می‌فرمایند توجه داشته باشند مجلس و دولت باید وظیفه خودشان را انجام بدهند اگر هر کدام وظیفه‌شان را انجام ندهند برخلاف مصلحت عمومى است.

رئیس- آقاى نریمان.

نریمان- عرض بنده راجع به صورت جلسه است و در بیانات بنده در جلسه روز پنجشنبه یک اشتباهاتى شده یک کلماتى افتاده و یک کلماتى زیادى چاپ شده و بعضى را هم اشتباهاً نوشته‌اند مثلاً مثبتى را نوشته‌اند ثبتى اینها را اصلاح کرده‌ام.

رئیس- آنها را اصلاح کنید و لطف کنید به تند‌نویس‌ها. آقاى اردلان.

اردلان- بنده در جلسه گذشته عرایضى کردم حالا که به صورت جلسه مراجعه کردم 21 غلط دیدم و عین آن غلط‌ها را تصحیح می‌کنم و به تند‌نویسى مى‌دهم.

رئیس- لطف کنید اصلاح می‌شود. آقاى اسلامى.

اسلامى- بنده آقاى دکتر نصر وزیر دارایى را استیضاح کرده‌ام خواهش مى‌کنم مطابق نظامنامه در مجلس قرائت شود.

رئیس- در موقعش قرائت می‌شود نسبت به صورت مجلس نظر دیگرى نیست (گفته شد- خیر) صورت مجلس تصویب شد.

2-بیانات قبل از دستور آقایان: دکتر مصدق- فرامرزى- شوشترى

رئیس- آقاى دکتر مصدق‏

دکتر مصدق- لازم است که به استحضار آقایان نمایندگان برسانم که دیشب در منزل جناب آقاى الله‌یارى صالح بین بنده و آقاى سپهبد رزم‌آرا ملاقاتى دست داد و مذاکراتى شد که لازم است به اطلاع آقایان نمایندگان برسانم و اگر از حدود مقررات تجاوز بکند اجازه بدهند که بنده عرایض خود را تمام بکنم اگر اجازه می‌دهید بنده شروع بکنم و اگر اجازه نمی‌دهید که هیچ ..

نورالدین امامى- حالا از یک ربع استفاده بفرمایید تا بعد ببینم چیست.

عده‌اى از نمایندگان- بفرمایید.

رئیس- بفرمایید مانعى ندارد.

دکتر مصدق- چون مجال نکردم که نطق خودم را ماشین بکنم با نهایت تأنى قرائت می‌کنم و از آقایان تندنویس‌ها خواهش می‌کنم که عین نطق را بنویسند آقایان محترم، دیشب بین جناب آقاى رزم‌آرا و اینجانب در خانه جناب آقاى صالح ملاقاتى دست داد که اگر اجازه بفرمایید و مرا تحت مقررات نظامنامه نگذارید لازم است که خلاصه آنها را عرض کنم. ایشان می‌خواستند که ما سکوت اختیار کنیم و در این جلسه با کمال ادب و احترام به دولت اعلام جرم کنیم و ما می‌خواستیم که قانون اجرا بشود و کارى برخلاف مصالح مملکت نشود تقاضاى نمایندگان جبهه ملى دو چیز بود اول صرف‌نظر کردن از تشکیل انجمن‌هاى ولایتى، دوم اجراى قانون هیئت تصفیه کارمندان دولت.

بعد پیشنهاد لایحه دولت راجع به تجدید‌نظر و رفع ظلم از آن دسته مردمى که عمداً یا سهواً در بندهاى غیر مناسب وارد شده‌اند راجع به تشکیل انجمن‌هاى ایالتى لازم است غرض کنم در یکى از روزهاى سال 1302 که من به وزارت خارجه وارد شدم مرحوم منتخب‌الملک اسفندیارى رئیس اداره انگلیس نامه‌اى از سفارت ارائه داد که رئیس‌الوزراى وقت در حاشیه آن نوشته بود ضبط شود مرحوم اسفندیارى از من کسب تکلیف نمود گفتم که نامه را نباید ضبط نمود و موضوع باید در جریان گذارده شود مذاکرات زیادى در چند جلسه بین من و جناب سرپرسى لورن سفیر کبیر انگلیس روى داد و کار تمام نشده بود که دولت سقوط نمود پس از آن نمی‌دانم کار به کجا رسید و یقین دارم که آن نامه بایگانى شده است موضوع نامه این بود چرا در امور جزایر ابوموسى و شیخ شعیب در خلیج‌فارس که جزو قلمرو شیخ شعیب در خلیج‌فارس که جزو قلمرو شیخ شارجه است دولت در آنها دخالت می‌کند غرض از این مقدمه آن است که بدانید دولت انگلیس چرا می‌خواهد دو جزیره مزبور جزء مشارجه باشد و دولت ایران از هر گونه دخالتى در آنها خوددارى کند محتاج به توضیح نیست و همه می‌دانند که مقصود این است از شیخ شارجه بهتر می‌توان کسب امتیاز نمود تا از دولت باستانى و مشروطه ایران که تا کنون شرکت نفت نتوانسته است به تصویب قرارداد ساعد و گس در مجلس موفق شود کما این که بحرین هم که جزو لایتجزاى ایران است (صحیح است) روى همین اصول که آقاى رزم‌آرا می‌خواهند عملى کنند امتیاز نفت داده است پس اگر ما تشکیلاتى در ولایات بدهیم با اوضاع کنونى که نمایندگان آنها را اهل مملکت انتخاب نمی‌کنند وضعیت بعضى از ولایات از کار بحرین بهتر نمی‌شود و تشکیلات انجمن‌هاى ایالتى که آقاى سپهبد رزم‌آرا تا این درجه اصرار و پافشارى می‌کنند نه در نفع اهالى است و نه در نفع مملکت در نفع مردم نیست براى این که اشخاص قوى و صاحب نفوذ در انجمن‌هاى ایالتى وارد می‌شوند و تلقینات خارجى سبب می‌شود که فکر استقلال را در مغز خود پرورش دهند در صورتى که اکنون مردم ولایات فقط آرزو دارند که انجمن‌هاى شهر را خود انتخاب کنند و کارهاى راجع به نظافت و روشنایى شهرها بر طبق انتظار آنان عملى شود در نفع مملکت هیچ فردى از افراد این مملکت خصوصاً آقایان نمایندگان که از هر کسى بیش‌تر استفاده حیثیاتى می‌کنند راضى نخواهند شد که به این لطایف‌الحیل مملکت باستانى ایران را تفکیک و تجزیه بکنند ما هیچ‌وقت نگفتیم که کار مردم تا آنجا که سکته به استقلال و تمامیت مملکت نخورده دست مردم داده نشود ما نمى‌گوییم دولت ایران در انتخابات شهردارى اقدام کند اگر توانست اهالى را به آرزوى خود نایل کند آن وقت در تشکیل انجمن‌ها پس از تجدید‌نظر در قانون اقدام کند مردم نه کورند و نه کر و همه می‌دانند وقتى که جناب سپهبد با این دلایل منطقى باز از تشکیل انجمن‌ها دل نمی‌کند و صرف‌نظر نمی‌کند نظریات ایشان از چه منبعى آب می‌خورد و از چه مقامى کسب فیض می‌کند اینها مطالبى بود که نفع آنها عاید مملکت و اهالى محل می‌شد اکنون لازم است مطالبى عرض کنم که نفع آنها مستقیماً عاید آمرین دولت است امروز در این عالم اختلاف بین دو دسته است که یکى دولت دموکرات است و دیگرى کمونیست و هر مملکتى که تحت نفوذ یکى از این دو دسته اداره می‌شود یا دموکرات یا کمونیست است ولو این که عقیده اکثریت مردم با رژیمى که اینها را اداره می‌کند مطابقت نکند تا 30 سال قبل اصول کمونیسم یک تئورى بیش نبود ولى سوء‌سیاست دول دمکرات سبب شد که آن تئورى تدریجاً پا به دایره عمل نهد به طورى که اکنون قریب نصفی از نفوس عالم تحت رژیم کمونیسم اداره می‌شود دول سرمایه‌دارى می‌خواهند با همان اسلوب کهنه دنیا را اداره کنند یعنى با مردم نفع‌پرست، خائن و جاه‌طلب و بى‌شخصیت بسازند و آنها را بر اوضاع مملکت خود مسلط کنند.

تا این که بتوانند مقاصد نامشروع و نا‌مطلوب خود را عملى نمایند در صورتی که حق این بود که تمام ممالک از همان رویه‌ای که دولت انگلیس بعد از جنگ دوم بین‌المللى پیروى نمود پیروى کنند همه

+++

می‌دانند که بعد از جنگ مزبور ملت انگلیس جناب چرچیل فاتح جنگ را کنار گذاشت و کار را به دست حکومت کارگری داد و حکومت مزبور توانست تا درجه‌ای در این مملکت عدالت اجتماعی برقرار کند و حربه را از دست مخالفین دول دموکرات بگیرد در صورتی که در ممالک شرقی، دول دموکرات امثال رزم‌آرا را که مصدر کار نبوده‌اند و کمترین اطلاعی از سیاست ندارند و بویی از آزادی به مشام مبارک ایشان نرسیده است مصدر کار می‌کنند و کار این ممالک را به جایی می‌رسانند که حقیقتاً موجب بسی تأسف است همان طوری که به تجربه ثابت نمود دولت انگلیس در این عمل موفق شد و بدون انقلاب اوضاع اجتماعی خود را تغییر داد سایر ممالک هم باید همین رویه را تعقیب کنند تا بیچارگی مردم و بدبختی آنها تخفیف پیدا کند و از عده ناراضی که علت اصلی انقلاب است کاسته بشود و اصلاح امور هر محل تنها در نفع اهالی نیست. بلکه بیشتر در نفع دول دموکرات است و برای اجرای این مقصود فقط و فقط لازم است که آنها خرج 4 روز جنگ را ندیده بگیرند و طمع خود را در این ممالک کمتر کنند. آن دولی که می‌خواهند از تشکیلات انجمن‌های ایالتی در جنوب استفاده کنند باید بدانند که مخالفین آنها هم می‌توانند از همان تشکیلات در شمال استفاده کنند و این کار سبب خواهد شد که ایران گرفتار همان سرنوشتی بشود که دولت کره اکنون گرفتار آن شده است وضعیت جغرافیایی ایران ایجاب می‌کند که دول بزرگ دنیا از مجاور و غیر مجاور در امور ما دخالت نکنند و ما را به حال خود بگذارند و ما را تقویت کنند تا ما بتوانیم با فراغت خاطر فکری برای خود بکنیم و اوضاع اقتصادی خود را به صورتی درآوریم که از بدبختی و بیچارگی مردم کاسته شود من یقین دارم که هر گونه دخالتی از طرف دول بزرگ دنیا در این مملکت سبب خواهد شد که آتش جنگ بین‌المللی سوم از این کشور زبانه کشد تشکیلات انجمن‌های ایالتی که معلوم نیست دولت به امر کدام دسته در این کار پافشاری می‌کند و گوش خود را مدیون به حرف حساب نمی‌داند یگانه راه اصلاح این نیست که نمایندگان جبهه ملی چشم‌بسته با نظریات دولت موافقت کنند و در مجلس از دولت احترام نمایند بلکه برای اصلاحات کارهای دیگری هست که تشکیل انجمن‌های ایالتی اگر اغراق نباشد در مرتبه دهم واقع است. از قبیل تجدیدنظر در قانون انتخابات و مطبوعات و حکومت نظامی و اجرای تصمیمات هیئت تصفیه وغیره چون سؤال از آقایان نمایندگان محترم ممنوع است لذا من از خود سؤال می‌کنم اگر مردم نتوانند انجمن‌های شهر خود را انتخاب کنند و در انجمن‌های شهر کسانی وارد شوند که مسلط بر جان و مال و عرض و آبروی مردم شوند از تشکیل انجمن‌های ایالتی اهالی غیر از ضرر چه استفاده‌ای می‌توانند بکنند؟و اما راجع به قانون هیئت تصفیه کارمندان دولت همه می‌دانند که یکی از اصلاحات اساسی کوتاه کردن دست یک عده مردم دزد و خائن و جاه‌طلب از ادارات دولتی و بیت‌المال است در مجلس پانزدهم که نمی‌خواهم از علت آن چیزی عرض کنم قانونی گذشت که وضعیت این دسته از مردم را تشخیص دهد و اشخاصی حاضر شدند که نهایت فداکاری را بکنند و جان و آبروی خود را در معرض خطر توهین و اشخاص بدکردار قرار دهند و به اقرار خود آقای رزم‌آرا در شب قبل که فرمودند 85 درصد از تصمیمات آن هیئت صحیح و فقط در 15 درصد آن بی‌عدالتی شده است که محتاج تجدیدنظر است در این صورت آیا سزاوار است در این مملکت که اصولاً مردم رویه محافظه‌کاری را پیش گرفته‌اند 85 درصد اشخاص فاسد از بند رها شوند و علت را هم این طور آقای رزم‌آرا ذکر کنند که قضات و وزرا مشمول قوانین خاصی می‌باشند. تصمیم هیئت تصفیه مربوط به اموری که در زمان وزارت وزرا ناشی شده نیست بلکه مربوط به ایامی است که آنها وزیر نبوده‌اند و بعد می‌خواهند در ادارات دولتی باز وارد شوند. منتظر کردن یک عده و یا بازنشسته نمودن آنها فقط از این نظر است که آقای رزم‌آرا خواسته‌اند دزدان و غارتگران را برخلاف مقررات قانون از بندهای (ب) و (ج) خلاص کنند و این کار از وظایف دولت نیست و دولت برطبق ماده 5 می‌بایست بلادرنگ تصمیمات هیئت تصفیه را اجرا کند و بعد برای اشخاصی که به قول خودشان عمداً یا به قول اشخاص دیگر سهواً در بند (ب) و (ج) وارد شده باشند محکمه تجدیدنظر و قضاوت کند و چنانچه دولت قانون را اجرا ننمود و دست سارقین بیت‌المال را از کار کوتاه نکرد هیچ کس نیست که به خود نگوید این دولت با آنها موافق است و نتیجه این می‌شود که دول عالم برای ملت ایران ارزشی قائل نشوند و کوچک‌ترین مساعدتی با دستگاه فاسد ما نکنند در خاتمه این چند کلام را به جناب آقای رزم‌آرا خطاب عرض می‌کنم، دولت هر قدر به قانون و افکار عمومی احترام کند همان قدر می‌تواند به مملکت خدمت نماید. شما که به افکار عمومی اهمیت نمی‌دهید کوچک‌ترین خدمتی به این مردم نخواهید کرد و باز به طور اختصار از سوالی که در جلسه قبل راجع به خدمات من در مدت عمر به مملکت فرموده‌اند عرض می‌کنم جناب آقای تیمسار من در مدت عمرم خدمتی جز این که با اشخاص دزد و خائن و جاه‌طلب مبارزه کردم ننموده‌ام. این هم اعلام جرمی است که برعلیه جنابعالی و آقای بوذری که خودشان مشمول بند (ب) هستند تقدیم مجلس می‌شود، در خاتمه عرض می‌کنم که ما نمایندگان جبهه ملی شدیداً با اصلاحات این مملکت علاقمند هستیم. هر دولتی که بخواهد شانه از این کار خالی کند با آن وزیر و آن دولت در این مجلس قویاً مبارزه می‌کنیم و این بیانات جنابعالی را که فرمودند من حرفی ندارم که اعلام جرم هم بدهید ولی حرف‌هایی که خارج از نزاکت باشد نگویید در نزد ما مقبول نیست ما با آن دولتی که به افکار عمومی توجه نکند آن دولتی که بخواهد پرده‌پوشی در کار سارقین اموال اجتماعی بکند شدیداً مبارزه می‌کنیم و کار به هر جایی که می‌خواهد برسد ما جان خود را فدای اصلاحات این مملکت می‌کنیم و از هیچ کس باک نداریم و هر صورتی در این مجلس پیدا می‌شود بشود، ما از این مجلس اگر رفتیم افتخار ابدی در دفتر خدمت ما نوشته می‌شود.

رئیس- هر چند وارد دستور نشده بودیم ولی اعلام جرم به کمیسیون عرایض رجوع می‌شود که موافق آئین‌نامه عملی بکنند نوبت آقای صالح در ضمن نطق آقای دکتر مصدق به ایشان داده شد بنابراین آقای فرامرزی باید صحبت کنند، بفرمایید.

فرامرزی- دیروز در اینجا (یک نفر از نمایندگان- پریروز) پریروز، یعنی دیروز مجلس قصدم است، پریروز یا به قول من دیروز مجلس (یک نفر از نمایندگان- پس پریروز) پس پریروز فرق نمی‌کند وقتی عرض کردم دیروز مجلس دیگر معلوم است، گفت: چو مقصود سخن‌دانی چه عبرانی چه سریانی، وقتی که فهمیدند من چه می‌خواهم بگویم دیگر مقصود حاصل است (احسنت) صحبت از 3 موضوع شد که یک قسمتش راهم جناب آقای دکتر مصدق الان فرمودند یکی راجع به همین قانون هیئت تصفیه بود یکیش هم فرمایش‌هایی بود که جناب آقای نخست‌وزیر راجع به عشایر فرمودند و راجع به اجرای قانون انجمن ایالتی و ولایتی که بنده خواستم حرف بزنم مجلس به هم خورد به همین جهت آمدم اینجا که به عنوان نطق قبل از دستور عرایضی بکنم و متأسفم که یک ربع بیشتر وقت ندارم و هر یکی از اینها مستلزم مقداری بحث است. متأسفانه، یا به عقیده بعضی‌ها خوشبختانه، اما به عقیده من متأسفانه قانون هیئت تصفیه طوری از عمل درآمده، از کار درآمده که مجلس را، مملکت و مجلس را در یک بن‌بستی قرار داده (صحیح است) نه می‌توان اجرا کرد، حالا می‌گوید چرا باید اجرا کرد، البته باید کرد اما نمی‌شود. نمی‌‌شود اجرا نکرد برای این که قانون است و مثل اره‌ای است که به دنده آدم فرو رفت باشد بکشندش، خراب می‌کند، بماند اذیت می‌کند به نظر من خیلی‌ها مرا مخالف این قانون و اجرای این قانون می‌دانند توی خیلی روزنامه‌ها هم به من تاخته‌اند، می‌خواهم عرض کنم من قبل از این که بدانم این قانون به چه شکلی در می‌آید با آن مخالف بودم من در لندن بودم توی اخبار خواندم که آقای دکتر سجادی یک چنین قانونی به مجلس آورده از آنجا مقاله نوشتم که منظور از تشنج کردن مملکت چیست؟ منظور از تزلزل کردن مستخدمین دولت چیست؟ (صحیح است) توی این مملکت هیچ کس تأمین ندارد. چرا قانون می‌آورند اینجا مستخدم دولت شب خوابش نبرد و نفهمد چه جور از آب درمی‌آید؟ این را مقاله نوشتم. آمدم به تهران در مجلس خصوصی نطق کردم، در مجلس علنی نطق کردم حتی یکی از رفتار من، من در آن موقع که اروپا بودم یکی از رفقا شوخی کرد و گفت کجای اروپا بودی من هم شوخی کردم و به شوخی گفتم لندن بودم من از یک اصلی از روز اول قبل از این که بدانم به چه شکلی و به چه صورتی درمی‌آید با طرزش مخالف هستم این گناهی ندارد که باز هم بیایم بگویم خوب نیست دولت قانون استخدام دارد دولت قانون کیفر همگانی دارد دولت

+++

دادگاه اختصاصی به اسم دیوان کیفر دارد برای محاکمه مستخدمینش (صحیح است) اگر دولت قادر است برای اجرایش که اینها خودش کافی است اگر قادر نیست در این یکی هم قادر نخواهد بود (صحیح است) این هم به همین صورت درمی‌آید که الان درآمده من روی این قسمت‌ها زیاد بحث نمی‌کنم چون قانون مطرح خواهد شد بعد از این که مطرح شد با این ماده مخالفت خواهم کرد برای این که به نظر من لازم است راجع به آنها که تصمیم گرفته‌اند باید تجدیدنظر شود من می‌خواهم سؤال کنم و ببینم چرا رئیس مجلس را مشمول این قانون کرده‌اند (صحیح است) رئیس مجلس دو جنبه دارد یکی مستخدم دولت بوده که در آن قسمت رئیس مجلس چون الان پست سر من نشسته من راجع به این قسمت حرفی نمی‌زنم اگر ننشسته بود نشان می‌دادم که چه اشتباهی کرده‌اند بلی از قضات و مستخدمین دولت هیچ کس نمی‌تواند حاشا کند که یکی از شرافتمندترین مستخدمین دولت همین آقای رئیس مجلس بوده مجلس هم که به آنها مربوط نیست که چطور اداره کرده عرض کنم از بعضی اعضاء هیئت تصفیه کاغذ دارم که اظهار تأسف کرده‌اند از این که فلان آدم را چرا مشمول این تصفیه کرده‌اند از آنهایی بودند که حالا نیستند و استعفاء داده‌اند آمدیم استعفا نداده بودند پس اینها را مشمول نمی‌کردند محکوم آیا برحسب تغییر قاضی باید تغییر بکند؟

این قضاوت است؟ البته من هم تصدیق می‌کنم یک عده زیادی را که مشمول کرده‌اند کاملاً صحیح و اگر قابل اجرا بود من تعقیب می‌کردم که بشود ولی متأسفانه نیست و نمی‌دانم چه باید کرد و زیاد هم روی این حرف نمی‌زنم برای این که قانون می‌آید و بحث خودم را آن وقت می‌کنم فقط یک نکته‌ای را خدمت آقای دکتر مصدق می‌خواهم عرض کنم که می‌فرمایند دولت باید اول اجرا بکند و بعد تجدیدنظر نماید این خلاف اصل قضاوت است اگر باید تجدیدنظر شود باید منتظر شد ببینیم چطور اصلاح می‌شود مقصودم این است که اگر معتقد به تجدیدنظر هستند دیگر برای اجرایش فشار نیاورید نمی‌خواهم اصلاً من دفاع کنم در این قسمت (دکتر مصدق- خیلی متشکرم) چرا؟ برای این که مخصوصاً همان طور که فرمودید قسمت جیمش

غلامرضا فولادوند- قسمت الفش بدتر است آقا حکیم‌الملک 90 ساله جزء الف است بنده به قسمت الفش اعتراض دارم مخصوصاً الف مخصوصاً الف (بزرگ‌نیا- پاکروان) (فولادوند- یک عده‌ای توطئه برعلیه مردم شریف مملکت می‌کنند و آنها را با یک عده دزد مخلوط کرده‌اند مخصوصاً بند الف از جمله حکیم‌الملک که اسامی وزراء را اشتباه می‌کرد در مجلس بگوید در مجلس مؤسسان سه رأی می‌داد آن وقت مردم شریف را در بند ب می‌گذارند (زنگ رئیس) حزب عامیون خواست با این کار آبروی مجلس را ببرد خواست جای رئیس مجلس را بگیرد ما نمی‌گذاریم (زنگ رئیس) آقای دکتر مصدق اینها خیانت به مملکت کرده‌اند (کشاورز صدر- فراماسون ما مملکت را آخر به باد می‌دهند) (زنگ رئیس)

فرامرزی- عرض کنم آقای فولادوند که این فرمایش را کردند یک چیزی به خاطرم آمد یکی از اصولی که من همیشه با آن مبارزه می‌کنم این است که مجلس را نباید در جلسات شبانه و توطئه‌های شبانه که می‌شود در مقابل عمل انجام شده قرار بدهند و مجلس را این طور از بین ببرند (صحیح است احسنت) (دکتر مصدق مجلس وقتی از بین می‌رود که اجرا نشود) آن موقع کردند آقای دکتر مصدق که بردند به کمیسیون این قانون را من ندیده‌ام ولی شنیده‌ام آقای نبوی گفته‌اند که می‌خواستند حق تجدیدنظر برای اینها قائل شوند همین آقای فولادوند مخالفت کرد پس آقا شما مخالف با این طرز عمل نبودید مخالف با آنها بودید که شما را در این بند گذاشته‌اند اگر یکی دیگر را گذاشته بودند افتخار هم می‌کردید و جزو خدمات مجلس هم قلم می‌دادید (فولادوند- این طور نیست) روز اول فکر کنید که چه چیز حق است و چه چیز باطل (احسنت) چه چیز عدل است چه چیز ظلم (احسنت) نه این که بگویید اگر در مورد من وارد شد ظلم است و اگر درباره دیگری وارد شد عدل است من درباره این اصل مبارزه می‌کنم آن روزی که در لندن بودم نوشتم آن روز آقایان معنی حرف مرا نفهمیدند تا این ساعت که مورد پیدا کرده اما می‌رویم سر قضیه عشایر که جناب آقای نخست‌وزیر فرمودند که خواستند عشایر را تخت‌قاپو بکنند و شهری بکنند و در عمل درست اجرا نشد اولاً باید دید که چرا اجرا  نشده و کی‌ها نگذاشتند که درست اجرا شود ثانیاً‌ باید دید که یک محل صحیح یک عملی که ایده‌آل ملت ایران حتی خود عشایر است چرا خوب اجرا نشد چون این عمل را مأمورین بدی بد اجرا کردند و دولت از این عقیده برگشت و وارونه‌اش را تصویب کرد؟ برای این که خودشان فرمودند باید اینها را عادت به شهری بودن داد آیا برای این که اینها را بتوانند عادت به شهری شدن بکنند باید وحشی‌تر و صحرانشین‌ترشان کرد؟ آقای نخست‌وزیر فرمودند یک‌ششم این ملت عشایر هستند اولاً این حرف ابداً صحیح نیست آقایان شما نمایندگان ولایات هستید هر کدام از شما حوزه انتخابی‌تان را در نظر بگیرید ببینید واقعاً عشایر ششم مملکت را تشکیل می‌دهد (پالیزی- در منطقه ما هست) در منطقه شما هم هست؟ یک‌ششم عشایر یعنی چادرنشین؟ اگر شما بخواهید دهاتی را ایل و عشایر حساب کنید که دیگر صحبتی نداریم بنده بروم و بنشینم (اسلامی- یک‌دهم باشد) یک‌دهم یک‌بیستم هم نیست ملاحظه بفرمایید مهم‌ترین منطقه چادرنشین فارس است نفوس شهری‌های فارس و دهات فارس را حساب بکنید و بعد ایلاتش را هم حساب بکنید همین لارستان با صورتی که خود تیمسار داده‌اند 234061 نفر نفوس دارد خودشان نوشته‌اند که این قدر نفوس آنجا است از این نفوس چقدر ایل دارد والله هزار و هزار و پانصد نفر ندارد ایلات خانواده ده‌تایی و بیست‌تایی و صدتایی دارد و از صد تا بیشتر ندارد فرض کنیم این طور باشد و قول ایشان را قبول بکنیم که عشایر یک‌ششم این مردم است آیا باید به یک ششم مردم اسلحه داد که پنج‌ششم مردم دیگر را لخت بکنند کی همچو چیزی می‌گوید؟ اولاً خود این عشایر از این وضع ناراضی هستند برای آن سرخه‌ای‌ها چه فایده‌ای دارد که بزنند همدیگر را غارت بکنند برای چند خان و کدخدا فایده دارد این جوان‌رودی‌ها که الان می‌زنند برای توده جوان‌رودی و چوپان که می‌خواهد گوسفند بچراند چه فایده‌ای دارد که یک عده‌ای را بکشد و یک عده بکشندش (نریمان- سیاست خارجی آنها را مسلح می‌کند) خوب این دیگر بدتر است (صحیح است) و بر فرض این هم که نباشد عمل دولت طوری است که مو هم این است که انگشت خارجی پیدا است بر فرض اگر نباشد مثلاً آنها تلگرافی کرده بودند در جواب به امضای خود تیمسار تلگراف شده به یاغی‌های فارس که این تلگراف شما سند خیانت شما است پیش دولت و دولت فراموش نخواهد کرد آن وقت روی این سند خیانت چه عملی کردند چندین میلیون تومان که اینها غارت کردند به عنوان سهمیه به آنها بخشیده‌اند بعضی از این خوانین از خود تیمسار شنیده‌ام که چند تا برادر و در حدود ماهی یک‌میلیون تومان قند و شکر می‌گرفتند اینها را من می‌خواهم بدانم بنده یک نفر نویسنده یا نویسنده دیگری یک مقاله پنج‌هزار کلمه‌اش ده کلمه شاید انتقاد از یک سرهنگی است نه از خود ارتش می‌گویند به ارتش اهانت کرده هر چه بخواهد بگوید که آقای همان طوری که یک مأمور مالیه اگر دزدی کرد می‌گویم دزد است اهانت به وزارت مالیه نیست همان طور هم اگر به یک سرهنگی هم گفتم اهانت به ارتش نیست چطور شده که بعضی خوانین پادگان را خلع اسلحه می‌کند افسرها را می‌کشند تفنگ‌های‌شان را می‌برند و باز هم احترام‌شان را نگه می‌دارند و کاری به ایشان ندارند چه جوری است؟ این چه معامله‌ای است؟ که یک کلمه‌ای که راجع به یک سرهنگی گفته می‌شود آن کلمه قابل عفو نیست برای این که نسبت به ارتش اهانت شده اما به اسارت بدن نظامی‌ها خلع اسلحه نظامی‌ها کشتن نظامی‌ها عکس گرفتن روی نعش نظامی‌ها اینها قابل عفو است اگر دست خارجی در بین نیست؟‌ (صحیح است) این را بنده می‌خواهم بدانم عرض کنم که ملاحظه بفرمایید که آقای نخست‌وزیر اخیراً یک فرمایش دیگری کردند که در این مدت از 25 به این طرف زد و خوردی بین قوای دولتی و بین عشایر نشده و این را دلیل سیاست صحیح دولت قرار دادند بنده می‌خواهم بگویم قبل از کودتای 1299 مطلقاً زد و خوردی بین قوای دولتی و بین عشایر نمی‌شد برای این که دولت در مقابل آنها تسلیم بود حالا هم همان طوری شده بین قوای دولتی و آنها زد و خوردی نشده بین خودشان چطور؟ می‌خواهم بدانم این را در شهر شیراز یک مستأجری یک ملکی را اجاره کرده در منطقه یک خانی بذر داده گاو داده کار کرده خان آمده گاو و بذر و ملک همه را برده وزارت عدلیه می‌آید این را توقیفش می‌کند و می‌گوید مال‌الاجاره موجر را بده او هر چه داد می‌زند مال من را بردند آنجا دیگر مأمور عدلیه راه ندارد در کجای دنیا همچو چیزی ممکن است که مملکتی عدلیه داشته باشد مجلس داشته باشد مشروطه باشد حکومت داشته باشد در بعضی

+++

نقاط اساساً دست مأمورین عدلیه به آنجا نرسد برای فورمالیته اداری بگویند که آنها را پیدا نکردیم او را ندیدیم مثلاً آقای ناصر خان قشقایی را مثلاً مأمور عدلیه جایش را بلد نیست حالا برای مثل ایشان را می‌گویم ایشان که این کارها را نمی‌کنند خوانین دیگر را عرض می‌کنم فرمود اگر عشایر منحرف می‌شوند مردم شهری هم منحرف می‌شوند این صحیح است ولی آیا به مردم منحرف شهری باید وسایل انحراف زیادتری داد؟ خیر باید مانع شد که منحرف نشوند هیچ کس دشمن عشایر نیست برای این که عشایر افراد این مملکت هستند عشایر از صمیم این ملت هستند خودشان هم راضی نیستند ولی آلت دست یک اشخاصی هستند و آن اشخاص نه به واسطه قدرتشان در عشایر به واسطه بند و بستشان در دولت این کارها را می‌کنند واله صد یک این عشایری که الان این دولت‌ها صورت می‌دهند قلم می‌دهند وجود خارجی ندارند مثلاً من یک سال پیش آنها وقتی آمده بودند برای تشییع جنازه اعلیحضرت فقید یکی از اینها آقای حیات داودی هستند از خوانین معروف هم هستند من به شوخی گفتم آقا شما رئیس کدام عشیره هستید به شوخی خودش گفت که عشایر هم مرا قبول ندارند می‌گویند نوشهری شده‌ای یکی گفت رئیس عشیره حیات دارد گفتم آقا من هم رئیس قبیله دولاب هستم حیات داود که اسم محل است اسم عشیره نیست این عشایر را مخصوصاً درست می‌کنند در صورتی که وجود خارجی ندارد آن وقت اسلحه هم دست آنها می‌دهند این را هم به شما عرض می‌کنم آنجا یک قبیله‌ای هست آن خانی که می‌گویند من معتقد هستم و اسلحه می‌گیرد آن خان در اینجا است در آنجا که او چیزی ندارد مثلاً یک طایفه‌ای است از قشقایی اسمش ایگدر است این ایگدرها رفتند گوسفندهای یک قسمت از لارستان را زدند من با ناصرخان و خسروخان صحبت کردم اینها خیلی دلشان هم می‌خواست که کمک بکنند گوسفندها را پس بگیرند اینها که به قول خودشان گرمسیری هستند از گرمسیری‌ها گرفتند پس دادند از قشقایی‌ها نتوانستند بگیرند برای این که حرف اینها را آنها قبول نمی‌کنند آن وقت به اینها در حدود سه‌هزار و پانصد تفنگ دولتی دادند اگر دولت می‌تواند مسؤولیت امنیت را در مقابل اینها به عهده بگیرد امنیت را واقعاً تأمین بکند کسی حرفی ندارد ولی حرف سر این است که وقتی غارت کردند دولت فقط حرف به آدم جواب می‌دهد و تلگراف طرف را نشان می‌دهد که این طور جواب داد اینجا رسیدگی شد؟ مثلاً‌ در صحرای باغ که یکی از بخش‌های لارستان است چند طایفه هستند در لارستان لارستان خوشبختانه ایل ندارد چند طایفه کوچک است که پنجاه خانوار بیست خانوار هستند یکی ایل مرکمانده است یکی‌اش نفر است یکی دیگر بلوکی است اینها هستند که رئیس بانک شیراز را کشتند و خونش از بین رفت البته اگر اینها تأمین داشته باشند البته گوسفند‌داری هم می‌‌کنند کار هم می‌کنند کار خودشان را هم می‌کنند اینها را کوچ دادند از حدود شیراز به صحرا باغ مردم صحرا باغ اصلاً نمی‌توانند در دهشان زندگی بکنند یک دهی آنجا هست اسمش اما دده قصبه‌ای است چندین تلگراف کردند به این مجلس آقای حمیدی به من گفت که آقا آدم این تلگرافات را که می‌خواند جگرش کباب می‌شود می‌گویند ما پول می‌دهیم تلمبه می‌آوریم وسایل آبیاری می‌آوریم ولی اینها نمی‌گذارند ما زندگی بکنیم به ما تأمین بدهید ما این حرف‌ها را گفتیم دولت گفت ما تلگراف کردیم تلگرافات خیلی است هر چه بخواهید درست مرتب منظم اما امنیت نیست آنها هم نمی‌توانند به کار خودشان برسند نمی‌توانند زندگی بکنند آقایان این جنگ و نمی‌دانم فلانی که در اطراف شیراز می‌شود اخیراً هم در روزنامه‌ها راجع به زد و خورد بعضی قبایل در روزنامه‌های داد و باختر دیروز هم منعکس بود قبل از این هم من اطلاع داشتم که ایل کشکولی زده به ایل ناصری جنگ هم شده منعکس هم نشد اخیراً هم شنیده‌ام بین قشقایی و بویراحمدی‌ باز زد و خوردی شده از جزئیاتش اطلاعی ندارم اینها مال چیست مال این است که دولت مثل این که نمی‌خواهد خودش را مسؤول امنیت مملکت نشان بدهد می‌خواهد با حرف ظاهر اینها را درست کند و بالاخره کار به جایی رسید که یک ایل جوان‌رودی بیاید با دولت بزند توی روزنامه‌ها نوشته‌اند که حتی اتومبیل شاه را هم زده‌اند دوربین و اسلحه‌اش را گرفته‌اند و ناامنی‌ترین ایام مملکت پست را دزدها نمی‌زدند آن موقعی که اتومبیل و گاری نبود من خودم چند مرتبه با قاطر پست مسافرت می‌کردم برای این که آن از همه چیز و همه کس در امان بود حالا اتومبیل شاه را می‌زنند (مکی- آقای فرامرزی همه اینها تصنعی است می‌خواهند بگویند تا وقتی که ایشان رئیس ستاد بودند این کارها نمی‌شد ولی حالا می‌شود) البته دولت باید فصاد و مرهم‌نه باشد یعنی در جایی که لازم است خشونت نشان بدهد و در جایی که لازم است رحم و مروت نشان بدهد می‌خواهد جوان‌رودی باشد می‌خواهد پیر دریایی باشد آن که در مقابل دولت بلند می‌شود یاغی می‌شود باید کوبیدش باید قوه دولت را ببیند بفهمد که با قوای دولت و با نظم و امنیت مملکت نمی‌شود باز کرد (صحیح است) بعد از این که فهمید دولت قوه دارد باید دولت آن وقت نشان بدهد که دولت یک پدر مهربانی است و یک حاکم عادلی است نه خودش ظلم می‌کند نه می‌گذارد کس دیگری به کس دیگری ظلم بکند غیر از این عرضی ندارم (احسنت- احسنت)

غلامرضا فولادوند- به بنده اهانت شده بنده عرضی دارم

رئیس- پس از ورود در دستور بفرمایید حالا قبل از دستور است، آقای شوشتری بفرمایید.

شوشتری- بسم‌ الله الرحمن الرحیم، بنده به جهات پیشامدهای مختلف و وضعیاتی که اساساً آن جریان را ناشی از افکار ملت ایران نمی‌دانم و به طوری که در برنامه دولت سابق آقای منصور روزی در همین پشت میز خطابه سیاست مرموز را تشریح کردم و همان وقت تشریح کردم که آن سیاست مرموز برای نفع خود این مملکت را متشنج خواهد ساخت به جایی که مشاهده کرده‌ایم و در ادوار گذشته و سنین زندگانی دیدیم موضوع سقاخانه و قتل ماژور ایمبری نماینده امریکا را در این مملکت دیدیم امروز در اینجا صحبت می‌کنیم و یک کلیات دیگری را بیان می‌کنم ولی به جهاتی که آقای ملک‌مدنی سلمه‌الله تعالی (خنده نمایندگان) تذکر فرمودند و نمایندگان محترم هم متذکرند برای حفظ حیثیات مجلس شورای ملی و مقام شامخ نمایندگای و رفع تشنج و اظهار تأثیر و تأسف در جلسه گذشته از آن موضوع صرف‌نظر می‌کنم و وارد مرحله‌ای نمی‌شوم که خدای نخواسته به تشنج بیافزاییم (احسنت) ولی این جمله را ناچار به ساحت مقدس نمایندگان محترم عرضه بدارم و رئیس محترم دولت را نیز متذکر سازم در بیانات هر قدر انسان تأمل کند اندیشه کند تفکر کند تعمق کند اغماض کند شاید که اطفاء حرارت حمله‌کننده بشود این به عقیده من پسندیده‌تر است و اما از این آشفتگی اوضاع و از این وضعیاتی که تصنعاً ایجاد شده است ملت ایران ایجاد نکرده زنگ خطری است که اعلام می‌کنم ولی این زنگ خطر زنگ بشارتی است که ملت ایران را از این تشنج خارج خواهد ساخت و بیست‌میلیون ملت ایران این که می‌گویم تشخیص می‌کنم جنبشی خواهد کرد که جنوب و شمال و دول دیگر چون من علی‌السوی نظر می‌اندازم چون هر دولتی که با ما به مملکت ما نظر احترام و نظر یک جهتی و رفاقت نگریست ما به او به نظر احترام می‌نگریم و هر کسی در مملکت ما برخلاف اصول تحریک کرد تشنج ایجاد کرد ملت ایران نسبت به آن دولت به زمامداران آن دولت اظهار تنفر خواهد کرد و البته این زنگ خطر زنگ اتحاد و آشتی را ایجاد خواهد کرد و به خواست خدا به همه آنها تودهنی خواهد شد ولی یک عده‌ای از این بازار آشفته از این وضعیات استفاده می‌کنند افترا می‌زنند من وارد آن مبحثی که جناب آقای دکتر مصدق و سایر آقایان نمایندگان وارد می‌شوند نمی‌شوم ولی آیا اجرای بند ب و بند ج و بند خ وقتی بنشینند این جور معین می‌کنند عملی خواهد بود؟

گمان نمی‌کنم بعضی از این افعال از این افکار از این اشخاص مشمول سر بزند بدانید من به آنها اعتنا نمی‌کنم بنده مستخدم نیستم اصلش این حرف‌ها قابل جواب نیست ولی در این میانه یک عده‌ای دارند باز از بیت‌المال مسلمین به جیب می‌زنند اینها این آشفتگی را می‌خواهند فکر کنید یک شهردار تهران را درست به اعمالش بنگرید اعمالش را با دقت ببینید من وقتی می‌گویم با بینه می‌گویم ببینید توی شهر جنوب شهر آن خرابی آن وضعیت آن وقت ببینید شمال شهر آسفالت تا کجای بیابان‌ها برای استفاده خانه‌ها رفته است من چند سؤالی کرده‌ام از دولت جناب آقای رزم‌آرا یکی هم این سؤال است راجع به آن پیمانی است که بسته شده است با اسکندر کیپ یا گیو چون الکساندر است اسکندر می‌گویم چون معتقدم هر چیزی را که بتوانم فارسی بگویم نمی‌دانم که این همان گیو بن گودز پهلوان باستانی ایران است (خنده نمایندگان) بخندید به من بخندید بن که می‌گویم هم مستعار است بن هم بن است اصلش بندار است یعنی ریشه‌دار از نظر ادبی باید دید این سؤال را کرده‌ام

+++

سؤال را الان تقدیم می‌کنم برای دولت مضمونش این است یک پیمانی قبلاً بسته شده است با یک شرکتی (کشاورز صدر- کی بسته) شهرداری وزارت کشور دولت این پیمان در مدتی معین به مبلغی محدود آیا چه مجوزی پیدا شد که این پیمان کان‌لم‌یکن فرض شد و پیمان با همان شرایط یا شرایط دیگر با همان شرکت متخلف از پیمان به چند میلیون تومان اضافه بسته شد چه شخصی صلاحیت داشت پیمان رسمی را لغو کند (کشاورز صدر- اسکندرخان بوده) اسکندر بله آقای الکساندر یا اسکندر من معتقدم فارسی بگویم مزاح هم می‌فرمایید بفرمایید چه چیز واقع شده است که چند میلیون تومان را شخصی یا اشخاصی به شرکتی که متخلف شناخته شده چه اعتمادی به آن شرکت بوده که مجدداً با آن پیمان ببندیم چه چیز ایجاب کرده که چند میلیون اضافه شده مسبب این ضرر و زبان را که به بیت‌المال زده‌اند که بوده است باید به من جواب بگویید گرچه هنوز سؤال مهم من راجع به نفت و اراضی غارت شده اطراف شهر تهران و تقسیم غیرعادلانه‌ اراضی یوسف‌آباد از طرف دولت در مورد کارمندان دولت را وزارت دارایی هنوز جواب نداده ولی من از نظر وظیفه نمایندگی این سؤال را می‌دهم تا بعد جواب بدهند.

اسلامی- انجمن شهر تهران چرا تشکیل نشده آقای شوشتری

3- بیانات آقای فولادوند به عنوان اخطارنامه نظامنامه‌ای

رئیس- وارد دستور می‌شویم آقای فولادوند به موجب ماده 110 تذکری دارند بفرمایید.

غلامرضا فولادوند- جناب آقای فرامرزی ضمن اظهاراتشان این طور که بنده متوجه شدم تصور می‌کنم یک موضوعی را فرمودند که اشتباه به عرض‌شان رسانده‌اند (فرامرزی- ممکن است) بنده عضو کمیسیون دادگستری بودم البته این بزرگ‌ترین توهین است نسبت به بنده ... (در این موقع عده‌ای از آقایان وزرا وارد تالار شدند).

مکی- بوذری بند ب را حق ندارند بیاورند به مجلس (زنگ رئیس)

یک نفر از نمایندگان- کی را نیاوردند؟

مکی- بوذری بند ب را حق ندارند بیاورند به مجلس (زنگ رئیس)

یک نفر از نمایندگان- کی را نیاورند؟

مکی- وزرای دزد حق ندارند بیایند به مجلس (همهمه نمایندگان)

دکتر مصدق- آقا ما می‌خواهیم قانون اجرا شود (زنگ رئیس)

کشاورز صدر- آقای رئیس بنده طبق ماده 100 اخطار دارم.

آزاد- بوذری حق ندارد بیاید (زنگ رئیس)

دکتر مصدق- قانون گذشته نمی‌تواند بیاید (همهمه نمایندگان)

مکی- وزیری که تحت استیضاح است از مدتش هم گذشته حق ندارد بیاید (زنگ رئیس)

غلامرضا فولادوند- آقای مکی من استدعا می‌کنم عرایضم را بپذیرید بعد هر چه می‌خواهید بفرمایید.

مکی- تمام جنایات مملکت را بوذری کرده او حق ندارد بیاید به مجلس باید بلند شود برود بیرون و من ثابت می‌کنم ...

دکتر مصدق- قانون باید اجرا شود.

مکی- بوذری حق ندارد بیاید در مجلس باید برود بیرون (زنگ رئیس)

غلامرضا فولادوند- آقای مکی بنده در همکاری اجازه می‌خواهم که به من اجازه بدهید عرایضم را بکنم بعد هر اعتراضی دارید بفرمایید.

مکی- بنده به آقای بوذری اعتراض دارم باید بروند بیرون (زنگ رئیس)

غلامرضا فولادوند- بعد از اظهار بنده هر ایرادی دارید هر اعتراضی دارید بفرمایید.

کشاورز صدر- آقای رئیس بنده طبق ماده 100 اخطار دارم.

مکی- آقای بوذری باید بروند بیرون

تیمورتاش- حق ندارید این حرف‌ها را بزنید.

غلامرضا فولادوندم- شما هر ایرادی داشته باشید بنده هم با شما شرکت می‌کنم من استدعا کردم از جناب آقای دکتر مصدق که به عنوان حق اظهار، حق نطق به من اجازه بفرمایید صحبت کنم بعد هر ایرادی دارید بفرمایید. حرف من این است که آقای فرامرزی ضمن اظهارات‌شان ...

آزاد- آقای فولادوند ایشان حق ندارند بیایند در مجلس.

غلامرضا فولادوند- من راجع به خودم حرف می‌زنم و راجع به دیگری صحبتی ندارم آقای فرامرزی ضمن اظهارات‌شان ...

صدرزاده- نماینده‌ای راجع به خودش می‌خواهد صحبت کند در مقام همکاری باید بگذاریم صحبت کند.

غلامرضا فولادوند- آقای فرامرزی ضمن اظهارات خودشان چیزی را که خلاف به عرضشان رسانده‌اند در اینجا فرمودند که اگر راست باشد بزرگ‌ترین توهین به بنده است یعنی فرمودند که آقای نبوی در جریان تصویب این قانون پیشنهاد کرد که اگر رأی هیئت تصفیه در مورد هر کس صادر شد آن شخص بتواند به این رأی اعتراض کرده و یا تجدیدنظر بخواهد و غلامرضا فولادوند با این نظر مخالفت کرد من تمام اعضاء کمیسیون دادگستری دوره قبل را که الان حضور دارند، آقای صاحب‌جمع، آقای ارباب، آقای اسلامی، آقای گنابادی، آقای کشاورز صدر عده‌ای هستند بنده به شهادت می‌گیرم و سؤال می‌کنم که من هیچ مخالفتی کردم؟ (صاحب‌جمع- خیر) بنده مخالفت نکردم (صحیح است) البته آقای نبوی هم این پیشنهاد را کرده‌اند در پرونده هم هست ولی من مخالفتی نکردم اما ضمناً بزرگ‌ترین خدمت را در این قانون کرده‌ام و آن این بود برای این که این قضیه روشن شود ناچارم جریان را عرض کنم که ملت ایران و نمایندگان مجلس بدانند در اواخر دوره پانزدهم از طرف دولت این لایحه مجلس آورده شد قبل از این لایحه مجلس اجازه قانون‌گذاری به طور موقت و آزمایش برابر قانون برابر عملی که در ادوار گذشته می‌کرد به کمیسیون دادگستری داده بود این لایحه به کمیسیون دادگستری ارجاع شد و البته دولت که در آن روز آقای دکتر سجادی وزیر دادگستری بودند فشار نسبتاً زیادی برای تصویب این قانون داشتند بنده در یکی دو مورد که مخالفت کردم رفقای من شاهدند متوجه شدم ... من به آقای دکتر سجادی هم نمی‌خواهم هیچ گونه بی‌احترامی بکنم که ایشان با اشاره‌ به بعضی از رفقای من فرمودند که به حرف من ترتیب اثر ندهند و بنده فهمیدم اعتراض کردم و پا شدم وقتی پا شدم ایشان تعهد کردند که دیگر این جور اعمال نفوذ نکنند بعد بنده عرض کردم به این آقایان که از هر اعتراضی که صرف‌نظر کنیم یک هیئت هفت نفری هر قدر خودش فکر، فهیم، و وارد باشند 158 هزار نفر مستخدم دولت ایران را از بندرعباس تا سرحد خراسان و آذربایجان نمی‌توانند بشناسند (صحیح است) و این قانون اگر منظورش واقعاً تصفیه وزارتخانه‌ها است اجرا نیست و بعد بنده ضمناً معتقد بوده و هستم که اگر حال به این منوال باشد یعنی یک عده نادرست در ادارات دولتی نفوذ داشته باشند و یک عده‌ای جماعتی به عنوان بازرس ویژه و عالی و غیره پول از این ملت فقیر و گرسنه بگیرند و اینها بخواهند به این منوال رفتار بکنند این مملکت قابل دوام نیست (صحیح است) و این ملت فقیر بیش از هزارمیلیون در سال برای مالیات و پانصدمیلیون برای شهرداری‌ها نمی‌تواند بدهد این عقیده و ایمان بنده بود و هست که بایستی یک قانون صحیح بگذرد و یک تصفیه‌ای بشود اگر این جور تصفیه نشود شاید تصفیه انقلابی پیش بیاید (صحیح است) برای این که این کار بشود من پرونده کمیسیون دادگستری را الان می‌گویم بیاورند اینجا در جلوی آقایان بگذارند این پیشنهاد شده است که پیشنهاد کردم از هر وزارتخانه‌ای سه نفر از مأمورین بصیر و خبیر و مورد اعتماد آن وزارتخانه تعیین بشوند صورت مستخدمین درست و نادرست ولایتی و غیر ولایتی را تعیین بکنند و در آنجا هم با این هیئت هفت نفری نسبت به وزارتخانه‌ها خودشان در رأی شرکت بکنند این پیشنهاد بنده است الان هم در کمیسیون دادگستری در پرونده مربوط هست این پیشنهاد در شور اول تصویب نشد من در شور دوم گریه کردم، التماس کردم گفتم آقا ممکن است شما چهار نفر وزیر و وکیل را بشناسید ولی آن مستخدم فقیر رتبه 2 شهرضای اصفهان را این آقایان نمی‌شناسند اجازه بدهید این پیشنهاد صحیح من قبول بشود ...

محمدعلی مسعودی- آقای فولادوند همین هیئت‌های 3 نفری باعث خرابی این کار شده‌اند که عده‌ای را روی غرض گذاشتند اینها باعث شدند که این تشنج‌ها ایجاد شود و من مواردی دارم که با نام و نشان همه را خواهم گفت.

غلامرضا فولادوند- خلاصه پیشنهاد

+++

من قبول شد ولی سر و دستش زده شد یعنی در رأی‌ اجازه شرکت به آنها ندادند فقط مقرر شد از هر وزارتخانه‌ای 3 نفر مورد اعتماد معین بشود صورت و گزارش بدهند و آن وقت آن هیئت هفت نفری روی گزارش آنها اقدام بکنند و دیگر در رأی شرکت نکنند کما این که وقتی از وزارت دادگستری آقای ممتاز رئیس استیناف تهران که یکی از شریف‌ترین قضات دادگستری ایران است برای این هیئت سه نفری معین شد ایشان دو اعتراض کرد یکی این که اگر بخواهید دخالت کنم باید در رأی شرکت کنم نه رأی من را آقای شاهرودی و امثال آن خراب بکند یکی دیگر باید به وضعیت ثروت و دارایی مستخدمین هم رسیدگی شود اگر بخواهید من به این طرز حاضرم و چون اجازه نداده‌اند نیامد و شرکت نکرد (آشتیانی‌زاده- از 20 سال قبل باید به ثروت مستخدمین رسیدگی کنند) فرامرزی- از 20 سال پیش هم رسیدگی کنند باز خرابست باز غلط است) این جریانی بود که از تصویب این قانون در کمیسیون دادگستری عرض کردم و ملاحظه بفرمایید این اشخاصی که اخیراً تعیین شدند اینها همه‌شان قاضی هستند جز آقای شاهرودی، آقای گلشائیان قاضی دادگستری است، آقای دکتر سجادی قاضی است، آقای دکتر هومن قاضی است آقای یکانی رئیس دیوان کیفر قاضی است آقای شاهرخ قاضی است عرض من این است (اسلامی- دزد ناموس است،‌ من مدرک دارم) عرض بنده این است که اینجا مجلس شورای ملی است و ما باید با احترام اسم اشخاص را ببریم عرض من این است که یک هیئت هفت نفری که شش نفر آنها قاضی هستند، من این چهار تا ماده را می‌خوانم نه پیش امین صلح یک ناحیه، بلکه پیش یک مستخدم جزء من جناب آقای دکتر مصدق یک پیشخدمت وزارتخانه را می‌گویم بیاید اینجا اگر او این چهار ماده را با این ننگ و افتضاحی که اینها عمل کرده‌اند فهمید؟ من می‌گویم حق با آنها نیست، من می‌گویم اینها از صدر تا ذیل مغرض بوده‌اند، من نمی‌گویم دزدها را ننوشته‌اند ولی چرا یک عده صالح را نوشته‌اند (دکتر مصدق- از صدر تا ذیل را نفرمایید) الان این مادة 4 است که نوشته است که هیئتی مرکب از هفت نفر اشخاص خبیر و بصیر و مطلع ...

رئیس- آقای فولادوند راجع به خودتان بفرمایید.

فولادوند- راجع به خودم است قربان، آقای شاهرودی که یک روز سابقة خدمت ندارد و فقط دو ماه در کابینة‌ حکیمی وزیر بود خبیر و بصیر و مورد اعتماد است؟ این نیست حالا اینها را بنده عرض کردم اعتراض من به بند الف است. من در سال 1321 در کابینه بهاءالملک عدلیه را بوسیدم کنار گذاشتم، التماس کردم که مرا ول کنید، آقای صاحب‌جمع مرحوم وجدانی چه گفت؟ (صاحب‌جمع- صحیح است) من التماس کردم که مرا ول کنید و ول کردم رفتم و استعفا دادم، مرحوم وجدانی در حال انتظار خدمت من گفت این خدمت کرده به مملکت باید به او رتبه بدهید گفت این مال خودش را می‌خورد به مملکت خدمت می‌کند. بعد آقای حکمت، خویش جناب آقای سردار فاخر وزیر شد با اصرار و ابرام مرا خواستند من نیامدم نامه‌ای نوشت گفت آقا بیا وزارت عدلیه گفتم نمی‌آیم، آمدند التماس کردند، گفتند تو فقط بیا اسمت رئیس عدلیه اراک باشد دیگر کاری نداشته باش گفتم آخر من این طور نیستم، بنده که مثل بعضی اشخاص نیستم و نتیجه این شد که یک عده اشخاص باشرف را لکه‌دار بکنند. اینها اول خواستند مجلس شوری را در اختیار بگیرند و چون از اول نتوانستند اختیار مجلس شوری را در دست بگیرند خواستند آبروی مجلس شورا را ببرند و برای این جا یک رئیس به میل خودشان تعیین کردند والا رئیس مجلس، وکیل مجلس مگر مستخدم دولت است. بنده در پشت این تریبون بود که به آقای حکیم‌الملک عرض کردم که آقای چرم همدان هم هفت سال کار می‌کند هشتاد و چند سال از عمرت رفته وزیرت را فراموش می‌کنی معرفی کنی تو نمی‌توانی زمامدار بشوی، یک مملکت ده برابر ژاپن را اداره کنی آقا این وضع گریه دارد، حب مقام چقدر است؟ ایشان آمده‌اند با حزب عامیون کثیف، چند شب نشسته‌اند چندین نفر از وزرا را آورده‌اند، امانپور را هم که محکوم به انفصال ابد است و دزد است، آورده‌اند در ردیف آنها گذاشته‌اند. غلامرضا فولادوند را هم گذاشته‌اند، رئیس مجلس را هم گذاشته‌اند (فرامرزی- آن هم بی‌مدرک و دلیل) و بعد از این که همه این کارها را کرده‌اند گفته‌اند که این متمول است. من آقایان الان به رئیس مجلس می‌نویسم همه اموال خودم را می‌دهم به آقای حکیم‌الملک تمام دارایی من و این برادرم قاسم فولادوند او فقط عمارت پنج اشکوبه‌اش در خیابان پستخانه که اجاره داده‌اند به وزارت فرهنگ مال من. آن عمارت شاهرضا هم مال خودش آن عمارت‌های دیگرش هم مال خودش آن خیابان دوشان‌تپه‌ای هم مال خودش من به آقای دکتر امیراعلم احترام می‌کنم اما ایشان را وقتی وزیر کردند ما را نمی‌شناختند و ده دفعه ما را به ایشان معرفی کردند باز نشناخت خجت کشیدند خودشان رفتند، آن وقت او می‌شود بند الف بنده که هنوز 40 سال ندارم و یک سابقه روشن دارم شده‌ام بند ب من در کرمان خدمت کردم، اراک رئیس عدلیه بودم، رشت دادستان بودم، اینجا قاضی استیناف بودم، رئیس بازرسی بودم این ملت به شما نمی‌خندد؟ در مجلس مؤسسان آقای حکیم‌الملک آمد رأی بدهد سه تا رأی داد عوض یک رأی، من منشی بودم، (مکی- واقعاً آن رأی مجلس مؤسسان ارزش قانونی هم دارد) خوب، ایشان، این بزرگوار 3 رأی داد به جای یک رأی. حزب عامیون یک اشخاصی را که خیال می‌کرد مخالف سیاست اینها هستند این کار را کرده‌اند. آقای مکی در اواخر دوره گذشته مجلس راجع به نفت من هیچ پا از موضوع شرافت و وطن‌پرستی بیرون گذاشتم؟ (مکی- صحیح است، راست است، کمال شرافت را به خرج دادید در موضوع نفت) حالا دارند شرف ما را می‌برند. می‌نویسند که آقای فهیم‌الملک چون هفتاد سالش است به کارش رسیدگی نکردیم و مشمول تصفیه نبود چون مشمول تقاعد است، ولی آقای حکیم‌الملک که پیرمردها می‌گویند نود سالش است او را رسیدگی کردند این غرض نیست؟ (شوشتری- گناهت همان بود که در نفت شرافت به خرج دادی) بنده عرض می‌کنم اگر خدای‌ نکرده اسم یکی از رفقای باشرفتان می‌رفت در بند (ب) و (ج) ببینید چقدر متأثر می‌شدید؟ آقا من از هر چیز گذشتم که شرف خودم را حفظ کنم. من وقتی پدرم جزء قشونی که فاتح تهران بودند آمد به تهران حقوق چهارصد سوار و سرتیپی‌اش را آمد اینجا در همین مجلس به ملت بخشید. من والله داراییم را حاضرم ببخشم، به این ملت من آقای بوذری 71 تومان خرج سفر گرفتم از اینجا رفتم به کرمان و 1500 تومان خرج کردم می‌گویید مریض بود ولی خواستم به مملکتم خدمت بکنم این گناه دارد؟ آقا ما به شاه مملکت خدمتگزاریم، وفاداریم، قسم خورده‌ایم با این چیزها هم نمی‌توانند ما را از شاه روگردان کنند چون ما نه مال می‌خواهیم نه جاه (صحیح است- احسنت).

رئیس- آقای فرامرزی

فرامرزی- بنده خواستم بگویم که اگر این طور نیست در عین حال که باید از من ممنون باشند که مجال دارم به ایشان که از خودشان دفاع کنند معذلک از ایشان معذرت می‌خواهم (احسنت).

رئیس- دو تا پیشنهاد رسیده است راجع به تنفس- پیشنهاد آقای حائری‌زاده قرائت می‌شود.

(به شرح زیر قرائت شد)

مقام ریاست مجلس شورای ملی مقتضی است بعد از نطق آقای فولادوند اجازه تنفس مرحمت شود.

رئیس- آقای ابریشم‌کار هم پیشنهاد ده دقیقه تنفس کرده‌اند (دکتر کاسمی- موافقیم) اگر مخالفی ندارد رأی نمی‌خواهد ولی اگر مخالفی هست باید رأی بگیریم.

نورالدین امامی- بنده مخالفم

کشاورز صدر- بنده هم مخالفم

حائری‌زاده- اجازه بدهید بنده توضیح بدهم

رئیس- بفرمایید.

حائری‌زاده- آقایان توجه دارند که دنیای امروز گرفتاری بیش از اینها دارد که ما بنشینیم سر الف و ب و ج با هم بحث کنیم (صحیح است) و یک چیزهایی که در جریان کار پیش آمد می‌کند اینها را باید کان لم یکن فرض کرد و رفت روی اصول عمل کرد مجلس با مذاکراتی که جلسه سابق شد و یک تشنجی در آن جلسه پیدا شد دنباله‌اش هم هنوز مثل این که باقی است و من عقیده ندارم که این تشنج را دامن بزنیم (صحیح است) از این جهت پیشنهاد کردم که تنفس داده بشود تا آقایان بنشینند صحبت بکنند یک راه‌حلی پیدا بکنیم خواهش می‌کنم آقایان هم مخالفت نکنند.

کشاورز صدر- چون آقای حائری‌زاده را بنده عقیده دارم که هر چه می‌فرمایند روی منطق و عقیده است به این جهت بنده مخالفت نمی‌کنم.

رئیس- آقای امامی

نورالدین امامی- خدا رحمت کند میرزای

+++

بزرگ شیرازی رحمت‌الله علیه را، در موقعی که در عراق برای استقلال جنگ بود بین دول خارجی و ملت عراق دولت‌های خارجی جنگ شیعه و سنی راه انداختند یک روز تمام سردسته‌های علما را جمع کرد در صحن مطهر نجف اشرف و گفت آقایان اول ما باید مملکت را حفظ بکنیم بعد بنشینیم حساب خورده‌هایمان را تصفیه بکنیم، جناب آقای دکتر مصدق آقا که سمت پدری، بزرگی، مولایی دارید توجه دارید که دنیا در چه حالی است؟ (دکتر مصدق- بلی) بایستی غمض عین بفرمایید از چیزهای کوچک و بگذارید برای مملکت انشاءالله به اتفاق هم دست به دست بدهیم و قدم بزرگ برداریم و پیش ملت روسفید باشیم (مکی- بوذری باید برود) اجازه بفرمایید، استدعا می‌کنم جناب آقای مکی، یک ماه ما رفتیم خوردیم بنده که به سهم خودم رفتم به مبارک‌آباد و استفاده کردم و رحمت فرستادم به شاهنشاه فقید که این ویلاها و عمارت‌ها را ساخته بود و حالا برای یک چیز کوچک جلسات را تعطیل بکنیم و تنفس بدهیم صحیح نیست یک ماه تنفس کردیم حالا بنشینیم کارمان را بکنیم بند (ب) و بند (ج) سنگی است که جلو پای ما انداخته‌اند که ما هر روز گرفتار خودمان بشویم و گریبان هم‌دیگر را بگیریم توی سر هم بزنیم و به کارهای دیگر نرسیم (دکتر مصدق- کار از این مهم‌تر نمی‌شود قانون باید اجرا شود)

رئیس- رأی می‌گیریم پینشهاد تنفس آقایان که موافقند قیام فرمایند (اکثر برخاستند) تصویب شد بنابراین 10 دقیقه تنفس داده می‌شود و بعد جلسه مجدداً تشکیل می‌شود.

(ساعت 11 و 35 دقیقه مجلس به عنوان تنفس تعطیل و مجدداً مقارن ظهر به ریاست آقای رضا حکمت تشکیل گردید).

4- معرفی آقایان وزرای امور خارجه- کار- راه- پست و تلگراف و تلفن به وسیله آقای نخست‌وزیر و بیانات ایشان در جواب مطالب قبل از دستور

رئیس- آقای نخست‌وزیر بفرمایید.

نخست‌وزیر- بنده بدواً می‌خواستم از مجلس شورای ملی اجازه بگیرم و آقایان وزرایی که تا به حال معرفی نشده بودند معرفی بکنم جناب آقای رئیس به سمت وزارت خارجه منصوب شده‌اند معرفی می‌کنم (مبارک است) جناب آقای فروهر به سمت وزارت کار (مبارک است) جناب آقای مهندس شریف امامی به سمت وزارت راه (مبارک است) جناب آقای مهندس اشراقی به سمت وزارت پست و تلگراف و تلفن (مبارک است) (اسلامی- وزارت کشور هم ارضاعش خیلی بد است فکری بفرمایید) (کشاورز صدر- قریباً معرفی می‌شود) ضمناً چند کلمه‌ای نسبت به مطالبی که نمایندگان محترم صحبت فرمودند به عرض خواهم رسانید در شب گذشته ساعت 9 جناب آقای صالح به من تلفن فرمودند و من هم روی دوستی و رفاقت قدیمی که داشتم خدمتشان رفتم وقتی رفتم خدمت ایشان در آنجا جناب آقای دکتر مصدق را هم ملاقات کردم وظیفه و سمت بنده ایجاب می‌کند که تمام رؤسای فراکسیون‌ها را در هر موقعی که مایل باشند با کمال میل ملاقات بکنم (صحیح است) برای این که دولت کمال خوش‌وقتی و مسرت را دارد که در هر کاری بتواند سوءتفاهمات موجود را مرتفع بکند (صحیح است) و با حسن‌نظر و حسن‌تفاهم انجام وظیفه بکند در آنجا که ایشان را ملاقات کردم مطلبی را که به ایشان عرض کردم در اینجا عرض می‌کنم برای این که جنبه عمومی دارد و توجه عموم آقایان وکلا نسبت به این موضوع بسیار ضرورت دارد به ایشان عرض کردم که هیچ مانعی ندارد که در فراکسیون‌های مختلف نظریات مختلف نسبت به دولت حاصل بکنند برای این که ضمن عمل و کارگاهی اتفاق می‌افتد که فراکسیون‌ها یا وکلای محترم دارای نظریاتی هستند که با نظریات دولت اختلافاتی هست ولی هیچ وقت این شایسته نیست که در مجلس شورای ملی و در محلی که مورد توجه ملت ایران است مذاکرات و بیانات و طرز برخورد وزرای دولت با وکلا به یک طرز نامطلوبی صورت بگیرد (صحیح است) خاصه وقتی که یک فراکسیونی که از اشخاص فهمیده و تحصیل‌کرده تشکیل شده باشد وکلا وقتی نسبت به یک دولتی عدم اعتماد دارند نسبت به دولت ورقه کبود خواهند داد کسی مانع از این نیست که ورقه کبود خودشان را ندهند ولی اهانت و اظهار کلمات ناشایست اینجا از مقام یک نفر وکیل ملت شایسته نیست (صحیح است) و درخور این نیست که چنین کلماتی در میان بیاید و حتی شایسته مقام مجلس نیست که در اینجا شنیده شود ایشان مخصوصاً گفتند که من با شما اختلاف عقیده فو‌ق‌العاده دارم و صددرصد اختلاف عقیده دارم گفتم من عقیده شما را صددرصد می‌دانم که یک عقیده خاصی دارید و من نمی‌توانم این عقیده شما را انجام دهم شما هم می‌توانید اعلام جرم کنید و ورقه کبود بدهید هر کاری که دلتان می‌خواهد بکنید ولی چیزی که هست هیچ وقت از صراط مستقیم و از راه ادب و نزاکت نبایستی خارج شد این موضوعی است که به عرض آقایان می‌رسانم و این عقیده بنده است که از لحاظ نزاکت و ادب باید همه ما مراعات بکنیم چه دولت در بیان گفتارش و چه آقایان وکلا در موقعی که اظهارات و بیاناتی می‌فرمایند (صحیح است) در اینجا در ضمن صحبت بیاناتی فرمودند نسبت به انجمن‌های ایالتی و ولایتی این بحث بسیار مطول است و کراراً اینجا در این مجلس نسبت به این موضوع بحث شده باز بنده ناگزیر هستم که یک مختصری نسبت به این موضوع به عرض برسانم و اگر چنانچه باز سوءتفاهماتی هست مرفع بکنم دولت همیشه در هر کشوری به منزله یک طبیبی است که بر سر یک بیماری بیاید دولت و وظیفه و کاری به او مراجعه می‌شود باید دقت بکند و ببیند که بیماری این کشور و یا از هم گسیختگی اوضاع او به واسطه چه مساعی و پیشامدهایی صورت گرفته و چه تصمیماتی از برای بهبود این وضع می‌تواند پیش بگیرد بنده از روز اولی که افتخار این خدمت را حاصل کردم چه در مجلس چه در موارد مختلف به عرض رساندم که بنده تشخیصم این است که باید یک سازمانی به وجود بیاید که در این سازمان کارهای مردم به خودشان واگذار شود روی همین موضوع هر پیشنهادی که شد در برنامه دولت گذارده شد حالا هم به این عقیده خودم باقی هستم موضوع دیگر که در اینجا صحبت شد جناب آقای فرامرزی ضمن صحبت‌هایی که فرمودند یک راجع به عشایر بود بنده راجع به عشایر اگر در جلسه گذشته هم به عرض رساندم یک‌ششم می‌باشد باید عرض کنم که یک قدری هم کم عرض کردم زیرا که ایران دارای جغرافیایی است و دارای احصائیه کاملی است هر موقعی که آقای فرامرزی خواستند تشریف می‌آورند و بنده اوراق و اسناد کامل آنها را به عرض‌شان می‌رسانم یا ایشان مجاب خواهند شد یا ایشان بنده را مجاب خواهند کرد (فرامرزی- یا بنده معنی عشایر را نمی‌فهمم یا جنابعالی) این که لار را فرمودند موضوع لار چیز دیگری است لار منطقه‌ای است که اصلاً آنجا عشایر نیست ولی وقتی که منطقه بختیاری را ملاحظه بفرمایید یا کردستان را ملاحظه بفرمایید یا بعضی نقاط دیگری را ملاحظه نمایید عکس این موضوع به نظرتان خواهد رسید همیشه مسائل را باید طوری قضاوت کرد که وجود دارد و ما یک چیزی را که وجود دارد نمی‌توانیم منکرش شویم الان یک مردمی وجود دارند به یک طرز بسیار بدی زندگی می‌کنند ما نمی‌توانیم منکر وجود آنها شویم باید آنها را برای زندگی عادی هدایت بکنیم به آن زندگی که الان در دهات و قصبات و قراء شما هست آنها را هدایت بکنند بایستی راهی را بگیرند که به این مقصود نائل شوند اساساً نباید که یک قضاوت‌های بیجایی بشود و یک مطالبی‌ را به زبان بیاوریم که شاید درست نباشد در جلسه گذشته یک مطالبی به عرض رساندم راجع به عشایر دولت سابقاً یک رویه‌ای داشت و یک مشی و طریقه‌ای داشت که بعداً به نظر رسید که این مشی و طریقه‌ای داست که بعداً به نظر رسید که این مشی و طریقه‌ای که در این موقع دارد دارای نتایجی که مورد نظر است نیست و نتایج مطلوب را نمی‌دهد این بود که این مشی تغییر کرد و سیاستی گرفته شد که چند سال با این سیاست عمل می‌کند ضمن بیاناتشان نسبت به سهمیه قند و شکری که در فارس از بین رفته بود در دو ماه قبل از طرف وزارت دارایی جدا دستور داده شده تعقیب کنند و الان یک موضوع جداً مورد تعقیب است برای این چیزی که دیون اشخاص است و باید از اشخاص وصول بکنند به هر طریقی هست وصول خواهند کرد جناب آقای فرامرزی نسبت به این کار نگران نباشید که این کار قطعاً خواهد شد اینجا جناب آقای شوشتری در بیانات خودشان عصبانی شدند و نبست به آقای شهردار مطالبی فرمودند (آزاد شهردار جزء بند ب است) بنده تقاضا دارم وقتی که نسبت به اشخاص صحبتی می‌شود قبل از این که تعمق و دقت بشود مطالبی نفرمایید (مکی- سوابق بنگاه‌ دارویی او یادت رفته است؟) (شوشتری- اوضاع شهرداری را گفتم، شخص خاصی را نگفتم).

+++

5- بیانات آقای فرامرزی به عنوان اخطار نظامنامه‌ای

رئیس- آقای فرامرزی بفرمایید.

فرامرزی- راجع به قانون انجمن‌های ایالتی و ولایتی که فرمودند بنده آن وقت عرض نکردم ولی می‌پرسم تیمسار اگر این قانون را کافی می‌دانستند چرا قبل از این که مجلس بیاورید اجرا نکردید و اگر محتاج مشورت با مجلس بودید چرا منتظر رأی مجلس نشدید این تعدی با مجلس است یعنی سربه‌سر مجلس گذاشتن است که حالا تو نخواستی من این جور می‌کنم دولت وقتی می‌ماند که مطیع مجلس باشد وقتی مطیع مجلس نباشد دولت نمی‌ماند مگر این که مجلس وجود نداشته باشد قانون انجمن ایالتی و ولایتی اگر ناقص است باید به مجلس بیاید (مکی- الان اگر تقاضای رأی اعتماد بکنید قاچاق است باید برود) به هر حال من زیاد بحث نمی‌کنم برای این که نمی‌خواهم همان طوری که فرمودید تشنج ایجاد بکنم راجع به عشایر که فرمودید بیش از یک‌ششم است تمام آقایانی که اینجا هستیم به استثنای دوازده نفر همه نمایندگان ولایات هستیم اما منطقه عشایری را باید با کاشان و مازندران روی هم حساب کرد البته با کردستان هم روی هم حساب کرد اگر جنابعالی عشایر را دهاتی‌ها می‌دانید این را من با شما موافقم ولی هیچ وقت مقصود از عشایر دهاتی نیست مقصود از عشایر قبایل چادرنشین است که ییلاق و قشلاق می‌کنند والا ده و شهرکی است یکی کوچک‌تر است یکی بزرگ‌تر است کما این که در اصل فارسی ده یعنی شهر، به شاه می‌گفتند ده یوپت یعنی رئیس ده و شهر هیچ کدامش به آن منظور اصلاحی جغرافیایی عشایر نیست پس گذشته از این که عشایر یک‌ششم این ملت را تشکیل نمی‌دهد یک‌بیستم‌اش را هم تشکیل نمی‌دهد تهران و مازندران و کاشان و خراسان هم با هم حساب بکنید بعد عشایر چادرنشینش را هم حساب کنید عرض کنم راجع به دستور دارایی که فرمودید همین طور است وزارت دارایی دستور داد که طلبی که از عشایر یعنی از این خوانین چرا عشایر را مفتضح بکنیم از دزدهای غارتگر که خودشان را به دروغ عشایر می گویند و اگر دولت آنها را تقویت نکند یک روز عشایر نمی‌توانند بمانند خود عشایر پدرشان را درمی‌آورند دولت به اینها مأمور می‌دهد کمک به اینها می‌کند سناتورشان می‌کند. آن وقت به گردن عشایر سوار شوند دستور داد قند و شکر را که غارت کردند و در تمام دنیا مجازات غارت اعدام است به آنها بخشش دادند و این را جزو سهمیه‌شان حساب کردند ارزاق بندگان خدا را میلیون میلیون به آنها دادند برای این که آنها را غارت کردند در مقابل دولت بلند شدند و علم یاغی‌گری برافراشتند (مکی- وقتی شما وزیر دادگستری‌تان دزد باشد اینها هم دزدی می‌کنند دیگر چه انتظاری دارید؟)

قریه‌بانش در مقابل اینها استاد و تسلیم نشد گفتند اگر شما دویست‌هزار تومان به ما پول بدهید ما به شما تجاوز نمی‌کنیم مردم بانش نشستند پول روی هم ریختند دویست‌هزار تومان پول دادند گفتند حالا که دیگر دوستیم دروازه ده را که باز کردند ریختند زن و بچه را کشته و غارت کردن دو بی‌ناموسی کردند در مقابل این شما 36میلیون تومان پول این ملت را به ناحق به آنها بخشیدند و هنوز یک قران به شما پس نداده‌اند بعد از این هم به آنها بذر دادید سهمیه‌های دیگر دادید مقام دادید مأمور نظامی به میل آنها تعیین کردید آن سهمیه‌ای را که می‌فرمایید دستور دادند که ابراهیم امامی وصول بکند آن مال غارت را آن بیچاره هم گول خورد به خیالش که راست است فشار آورد فردا او را یک‌ دستی بلندش کرد و رفت اما این که بفرمایید باید عشایر این طور باشند بنده با یک سؤال کنم در این مملکت اگر کسی را در یک منطقه عشایری گرفتند کتکش زدند و مالش را بردند اگر شکایتی کرد مرجع شکایت این آدم کجاست آن دولتی که مسؤول اعمال اینها باشد و مسؤول تأمین حقوق آنها باشد در منطقه آنها این دولت را در این مملکت شما می‌توانید به من نشان بدهید که آن طلبکارها و غارت‌شده‌ها که به من روزنامه‌نویس مراجعه می‌کنند که این دولت حق او را وصول بکند آیا وصول می‌کند؟ نه این که تلگراف نشان بدهد نه این که پرونده نشان بدهد مال غارت شده را از غارت‌کننده بگیرد و پس بدهد ممکن است شما یک چنین دولتی و یک مرجعی به من نشان بدهید.

نورالدین امامی- شما حمایت بکنند همین دولت می‌کند.

6- قرائت استیضاح آقای اسلامی از آقای دکتر نصر وزیر دارایی

رئیس- یک استیضاحی شده از دولت قرائت می‌شود.

شوشتری- اجازه بفرمایید بنده عرایضی دارم فرمایشی فرمودند که آن طور نبود بیانات من تعریف شده است.

رئیس- حالا استیضاح قرائت می‌شود.

ریاست محترم مجلس شورای ملی- نظر به این که بر اثر بی‌لیاقتی و سوءسیاست اقتصادی و اداری آقای دکتر نصر وزیر دارایی وضع زندگی و معیشت مردم پریشان‌تر گردیده و مملکت به طرف افلاس و ورشکستگی سوق داده شده و وزارت دارایی و بنگاه‌های تابعه آن رو به انحطاط نهاده و ادامه این اوضاع وخیم برای مملکت جبرا‌ن‌ناپذیر خواهد بود بنابراین وزیر دارایی مزبور را استیضاح می‌نماییم. عباس اسلامی.

7- تعیین موقع جلسه بعد ختم جلسه

رئیس- پیشنهادی رسیده برای ختم جلسه

دکتر مصدق- بنده یک عرض مختصری دارم راجع به بیانات آقای رزم‌آرا.

رئیس- ممکن است به جلسه آینده موکول بفرمایید جلسه آینده روز سه‌شنبه خواهد بود.

مکی- استیضاح وزیر دادگستری چطور می‌شود من می‌خواهم اعمال دزدی او را بیاورم در اینجا بگویم.

رئیس- در مورد استیضاح یک ماه تعطیل مجلس جزء مدت حساب نمی‌شود و روزش را من اعلام می‌کنم که برای جواب حاضر شوند.

(مجلس یک ربع بعد از ظهر ختم شد)

رئیس مجلس شورای ملی- رضا حکمت

+++

یادداشت ها
Parameter:294576!model&5137 -LayoutId:5137 LayoutNameالگوی متنی کل و اخبار(مشروح مذاکرات)