کتابخانه، موزه و مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی


صفحه اصلی » مشروح مذاکرات » مشروح مذاکرات مجلس ملی » دوره دوازدهم مجلس ملی

0.0 (0)
مشروح مذاکرات مجلس ملى، دوره ‏12
[1396/05/11]

جلسه: 57 صورت مشروح مجلس روز یکشنبه 23 شهریور 1319  

فهرست مطالب:

1 - تصویب صورت مجلس

2 - بقیه شور اول لایحه آیین دادرسی کیفری از ماده 376 تا 400

3 - تصویب دو فقره مرخصی

4 - موقع و دستور جلسه بعد- ختم جلسه

مشروح مذاکرات مجلس ملى، دوره ‏12

جلسه: 57

صورت مشروح مجلس روز یکشنبه 23 شهریور 1319

فهرست مطالب:

1 - تصویب صورت مجلس

2 - بقیه شور اول لایحه آیین دادرسی کیفری از ماده 376 تا 400

3 - تصویب دو فقره مرخصی

4 - موقع و دستور جلسه بعد- ختم جلسه

مجلس سه ربع ساعت پیش از ظهر به ریاست اسفندیارى تشکیل گردید.

صورت مجلس روز یکشنبه 16 شهریور ماه را آقاى (طوسى) منشى خواندند.

(اسامی غایبین جلسه گذشته که ضمن صورت مجلس خوانده شده:

غایبین با اجازه- آقایان: دکتر سنگ- مؤید احمدی- فرشی- دبستانی- هدایت- بوداغیان- دکتر طاهری

غایبین با اجازه- آقایان: مؤید قوامی- دکتر ضیا- علوی- آصف- وکیل- وزیری- فرخ- امیر تیمور- ثقة‌الاسلامی- معدل- تولیت- کامل ماکو- تهرانچی- نواب یزدی- اعظم زنگنه- اورنگ- پارسا

دیر آمدگان بی‌اجازه- آقایان: دکتر ادهم- نمازی- دکتر جوان- دکتر سمیعی- جهانشاهی)

(1- تصویب صورت مجلس‏)

رئیس- در صورت مجلس نظرى نیست؟ (گفته شد خیر) صورت مجلس تصویب شد.

(2- بقیه شور لایحه دادرسى کیفرى از ماده 376 تا ماده 400)

رئیس- بقیه شور اول لایحه آیین دادرسى کیفرى. ماده 376 خوانده می‌شود:

ماده 376- پس از تمام شده دادرسى صورت مجلس را در زیر هر صفحه رئیس دادگاه امضاء می‌کند این امضاء شامل قرارهایى هم که در صورت مجلس درج است می‌باشد. اگر رئیس دادگاه به واسطه مانعى نتواند امضاء کند دادرس مقدم امضاء می‌کند و در دادگاه انفرادى اگر براى دادرس مانعى پیش آید که نتواند امضا کند منشى دادگاه با ذکر علت به جاى او امضاء می‌کند.

رئیس- ماده 377:

ماده 377- اظهارات متهم و مسئول مدنى و گواهى گواه و عقیده زبانى کارشناس و رایزن فنى و هر چیز دیگرى که ممکن است مفید باشد به طور خلاصه در صورت مجلس قید می‌شود.

رئیس دادگاه مراقبت می‌کند آن قسمتى از اظهارات که به نظر او داراى اهمیت خاصى است عیناً و به همان عبارتى که ادا شده بدون هیچ گونه تغییرى در صورت مجلس درج شود.

رئیس دادگاه به کسی که اظهارى نموده می‌تواند تکلیف کند اظهارات خود را به خط خود در صورت مجلس بنویسد

+++

و این معنى در صورت مجلس قید می‌شود.

رئیس- ماده 378:

ماده 378- صورت مجلس ممکن است به طریق تندنویسى تنظیم شود برگ‌هاى تندنویسى به امضاء رئیس دادگاه می‌رسد و باید روز بعد از تحریر مدیر دفتر آن را به حروف معمولى نقل کرده و با برگ‌هاى تندنویسى به پرونده پیوست نماید این برگ‌ها از حیث آثار متساوى هستند ولیکن اگر بین آنها اختلافى باشد نسخه تند نویسى شده معتبر است.

اگر مدیر دفتر نتواند برگ‌هاى تندنویسى را به حروف معمولى نقل کند به کارشناس رجوع می‌نماید و او باید سوگند یاد کند.

رئیس- ماده 379:

مبحث سیم- اعمال دادرسى‏

ماده 379- اداره کردن دادرسى با رئیس دادگاه است رئیس دادگاه امر به قرائت برگ‌ها می‌دهد اخطارهایى که قانون مقرر کرده به عمل می‌آورد سوگند می‌دهد بازپرسى می‌کند پرسش‌هایى را که جنبه تلقینى دارد یا بى‌موقع است ممنوع می‌دارد زمام مذاکرات را در دست گرفته و نمی‌گذارد از حد اعتدال خارج شود و اگر در بیان اتهام یا مدافعه زیاده روى شود اخطار می‌کند.

رئیس- ماده 380:

ماده 380- هر گاه راجع به حواشى دعوى ایرادى بشود فقط یک نفر از مدافعین متهم به اختصار و در مدت معین از طرف دادگاه سخن می‌گوید.

نطق دوباره در دنباله پاسخ پذیرفته نیست رئیس دادگاه در هر حال از ذکر مطالبى که مستقیماً و منحصراً مربوط به موضوع بحث نیست جلوگیرى می‌کند.

اگر مدافع بیانات خود را بیش از مدت معین امتداد دهد رئیس دادگاه به او اخطار می‌کند که به ذکر نتیجه بپردازد و اگر باز هم مداومت دهد از نطق او جلوگیرى می‌کند.

قرارهاى دادرسى باید در جلسه علنى قرائت شود و در صورت مجلس دادرسى درج گردد.

این قرارها طبق ماده 138 قابل شکایت است.

رئیس- ماده 381:

ماده 381- ایرادات مربوط به رعایت مقررات مذکور در ماده 148 و ایرادات مربوط به اتخاذ سمت خواهان خصوصى و جلب با ورود مسئول مدنى باید به محض آن که مراسم مقدماتى شروع به دادرسى بر طبق ماده 367 انجام یافت طرح و رسیدگى شود وگرنه مسموع نخواهد بود.

ایرادات مربوط به صلاحیت محلى و دادرسى یک جا یا به طور تفکیک بر طبق مواد 353 و 354 و ایرادات راجع به قابل قبول بودن گواه و کارشناس و مترجم و رایزن فنى یا راجع به تخلف این اشخاص از حضور یا راجع به تقدیم اسناد یا مطالبه آن یا راجع موضوع مندرج در ماده 360 باید به محض تکمیل مراسم مقدماتى شروع به دادرسى مطرح و رسیدگى شود مگر آن که موجبات طرح ایرادات فقط در جریان اصل دادرسى پیش آمده باشد.

ایرادات مذکور در قسمت اول و دوم این ماده با هم طرح می‌شوند و با این حال رئیس دادگاه می‌تواند در صورتى که تأخیر مهمّى در دادرسى روى ندهد اجازه دهد که ایرادات مذکور در این دو قسمت یکى بعد از دیگرى و به ترتیبى که خود او معین می‌کند مطرح شود یا آن که طرح بعضى از آنها به تأخیر افتد.

رئیس- ماده 382:

ماده 382- پس از انجام مقررات ماده پیش در صورتى که دادرسى باید ادامه پیدا کند رئیس دادگاه به بازپرسى و رسیدگى به ادله شروع می‌کند.

رئیس- ماده 383:

ماده 383- رئیس دادگاه اگر متهم حاضر است از او و اگر حاضر نیست از نماینده مخصوص او در جایی که نماینده پذیرفته است بازپرسى مى‌کند.

پیش از هر اقدام از متهم مشخصات او پرسش می‌شود سپس به عبارتى واضع و صریح عملى که به او نسبت داده شده و کیفیات آن براى او ذکر و به او تکلیف می‌شود آنچه براى

+++

دفاع خود مفید می‌داند بیان کند اگر متهم از پاسخ امتناع کرد در صورت مجلس قید و دادرسى تعقیب می‌شود.

رئیس دادگاه می‌تواند صورت مجلس بازپرسى متهم را در بازجویى مقدماتى کلاً یا بعضاً قرائت کرده اظهارات سابق متهم را به یاد او بیاورد.

رئیس- ماده 384:

ماده 384- اگر متهم متعدد باشد رئیس دادگاه در هر حالى از دادرسى می‌تواند از یک یا چند نفر از آنها جداگانه بازرسى کند و در این موقع سایر متهمین را از اطاق دادگاه بیرون می‌فرستد سپس هر یک از متهمین را از آنچه در غیاب او به عمل آمده به طور خلاصه مطلع می‌نماید.

رئیس- ماده 385:

ماده 385- در دادرسى متهم حق دارد که هر چه مقتضى می‌داند اظهار کند به شرط آن که مربوط به دفاع باشد.

رئیس دادگاه مراقبت می‌کند که متهم از موضوع خارج نشود و اگر اصرار ورزد او را از جلسه بیرون می‌کند.

همچنین متهم حق دارد که با مدافع خود رایزنى کند مگر در اثناى بازپرسى یا در موقعی که از او پرسش شده و هنوز پاسخ نداده باشد.

اعمال این حق هیچ گاه مجوز تجدید جلسه نمی‌شود. مدافع و هر کس دیگر ممنوع است از این که در اثناى بازپرسى یا قبل از آن که متهم پاسخ پرسش‌هایی که از او شده داده باشد نظرى به متهم بدهد هر تخلفى که نسبت به این حکم بشود باید در صورت مجلس قید شود و این امر مانع اعمال اختیارات انتظامى رئیس دادگاه براى اداره کردن دادرسى نخواهد بود.

رئیس- ماده 386:

ماده 386- هر گاه از بازجویى مقدماتى یا رسیدگى دادگاه معلوم شود که عنوان تعدد بزه یا تکرار یا یکى از کیفیات مشدده در حکم جلب به دادرسى یا ادعانامه ذکر نشده رئیس دادگاه به شرط آن که رسیدگى از صلاحیت دادرس بالا یا دادرس اختصاصى نباشد به متهم ابلاغ می‌کند که دادرسى شامل این امور نیز خواهد بود و در صورت لزوم به کسى که مسئول مدنى است نیز ابلاغ می‌کند و این معنى در صورت مجلس قید می‌شود.

هر گاه متهم غایب و مدافع او حاضر باشد این اعلام به مدافع می‌شود.

همین حکم جارى است در موردى که معلوم شود به موجب محتویات پرونده متهم مظنون به ارتکاب بزه یا بزه‌هایى است که در ادعانامه یا حکم جلب به دادرسى قید نشده مگر در صورتی که بعضى از آنها را دادستان در ادعانامه یا قبل از صدور حکم صریحاً استثنا کرده باشد.

حکم محکومیت در صورتی که با رعایت مقررات فوق صادر نشود باطل است.

رئیس- آقاى انوار:

انوار- این موضوعى را که در این ماده می‌خواهم جلب توجه آقاى وزیر دادگسترى را بکنم یک ماده مخصوصى را بنده در نظر ندارم ولى یک قاعده مخصوصى راجع به مجرم و بزهکار است که باید ارفاق به او بشود این موضوع اساساً در تمام قوانین چه قوانین روحانى چه قوانین مدنى چه قوانین انتظامى تمام متوجه ارفاق است نظر به این قاعده و یک قاعده کلى دیگر هم هست که دعواى بدون مدعى قبول نمی‌شود یعنى دعوى وقتى متوجه می‌شود که طرف داشته باشد مدعى داشته باشد یعنى مدعى‌العموم در دعوى خودش آن دعوى را در نظر گرفته باشد این دو موضوع. موضوع سوم این مسأله است که بدانیم اگر یک بدهکارى (در مسائل حقوقى این طور است) بدهکار است در محکمه پرونده را باز می‌کنند نگاه می‌کنند مى‌بینند که این شخص به این مبلغ بدهکار است بدهکار به دیگرى هم هست در این مورد قاضى محکمه در صورتی که مدعى دعوى یک قسمت را کرده است حالا حاکم بیاید بگوید از پرونده همچو بر می‌آید که بدهکارى این شخص منحصر به این نیست و ظن قوى بر قاضى این است که این بدهکار غیر از این هم هست در این صورت با این که مدعى در دعوى خود چنین ادعایى نکرده باز این مسأله و این

+++

ظن طرف توجه قاضى واقع شود و قاضى در نظر می‌گیرد؟ حالا در این ماده این جور نوشته شده که ادعانامه ذکر نکرده یا این که در حکمى که صادر شده است و جلب شده است متهم به دعوى و محاکمه آن بزه را براى او نگفتند که این شخص خودش را حاضر کند در مقام دفاع و این بزه را در نظر بیاورید و ادله و مدارکى که دارد در موقع خودش اظهار کند می‌گوید قاضى رئیس دادگاه بعد از ملاحظه پرونده دید همچو چیزى هست جرم مکرر او هست در صورتی که مدعى‌العموم هم ذکر نکرده و در ادعانامه نیست و در حکمى که فرستاده‌اند و او را جلب کرده‌اند نوشته نشده است در اینجا می‌گوید که قاضى محکمه این را در نظر بگیرد و بعد هم در جزء آخر ماده می‌نویسد: همین حکم جارى است در موردى که معلوم شود به موجب محتویات پرونده متهم مظنون به ارتکاب بزه یا بزه‌هایى است که در ادعانامه یا حکم جلب به دادرسى قید نشده. چون بنده در قانون اساسى یا قوانینى که از مجلس گذشته در نظر ندارم و در اینجا با قیاس با محاکمه حقوقى که ملاحظه می‌کنم جریان ندارد که اگر یک بزهکارى آمده است و دعوى بر او شده است ندارد که اگر یک بزه دیگرى هم معلوم شود او دارد آن را هم در نظر بگیرند و باز تعقیب شود یک دعوى که بیشتر ندارد لو ترک تُرکْ در ادعانامه مدعى‌العموم هم قید نشده است که این را در نظر بگیرند حالا این را آقاى وزیر و آقایان اعضا کمیسیون یک فلسفه و دلیلى براى این ذکر کرده‌اند یا نه. یک موضوع هم این بود که سابقاً پیشنهاد کرده بودم و تمام شده بود در اینجا هم باز دارد و آن جمله باطل است می‌باشد که پیشنهاد کردم به جاى آن نوشته شود بى‌اثر است. این هم پیشنهاد بنده.

مخبر- آقاى انوار اگر توجه بفرمایید البته رسیدگى حقوقى با رسیدگى جزایى فرق بسیار دارد. براى این که آنجا همان طور که استدلال کردند باید آنچه را که مدعى می‌خواهد دادگاه روى همان رسیدگى کند ولى ما در قانون کیفرى داریم وقتى که بازپرس متهم را احضار می‌کند براى یک اتهامى در رسیدگى به آن اتهام وقتى برخورد کرد به یک جرم دیگرى و دید که یک گناه دیگرى هم دارد بازپرس مطابق قانون مکلف است به آن هم رسیدگى کند و در این مورد این را قانون نوشته است که اگر مورد تعدد جرم یا تکرار بود اشتباه شده بود در ادعانامه ذکر نشده بود وقتى که دادگاه رسیدگى می‌کند باید این قسمت را هم به متهم یا مدافع اعلام کند که راجع به این موضوع هم اگر دفاعى دارد بکند بنابراین در این ماده اشکالى که کرده‌اند وارد نیست و به اضافه ممکن است نظر دارند که ماده روشن‌تر شود پیشنهاد کنند در کمیسیون رسیدگى می‌شود.

رئیس- ماده 387:

ماده 387- در موردی که حکم ماده پیش به علت عدم صلاحیت دادگاه قابل اعمال نیست هرگاه رسیدگى به بزه از صلاحیت دادگاه بالا باشد دادسرا کلیه بزه‌ها را در دادگاه بالا تعقیب می‌کند و اگر از صلاحیت‌دار اعلام می‌نماید.

در موارد فوق چنانچه جاى صدور قرار بازداشت الزامى یا اختیارى باشد رئیس دادگاه به درخواست دادسرا قرار بازداشت می‌دهد:

رئیس- ماده 388:

ماده 388- در موارد مذکور در ماده 386 جز در مورد عنوان تعدد بزه و تکرار بزه رئیس دادگاه به متهم تذکر می‌دهد که می‌تواند مهلتى که حداکثر آن پنج روز است براى تهیه دفاع خود درخواست نماید این مهلت قابل تمدید نیست.

رئیس دادگاه در صورتى که متهم مهلت فوق را درخواست کرده باشد بر طبق ماده 368 تجدید جلسه می‌کند و در این صورت دادسرا و اطراف خصوصى حق دارند که ادله جدید تقدیم دارند.

رئیس- ماده 389:

ماده 389- پس از بازرسى از متهم رئیس دادگاه از کسی که مسئول مدنى است بازجویى کرده سپس اظهارات خواهان خصوصى را استماع می‌کند.

رئیس- ماده 390:

+++

ماده 390- پس از اجراى مقررات ماده پیش رئیس دادگاه به استماع گواه به ترتیبى که مناسب می‌داند می‌پردازد متضرر از بزه ولو آن که سمت خواهان خصوصى هم اتخاذ کرده باشد مقدم بر دیگران گواهى می‌دهد.

گواهان باید یکى بعد از دیگرى استماع شوند.

استماع گواهى به قدر امکان باید به نحوى به عمل آید که هیچ گواهى پیش از ادا گواهى نتواند با هیچ یک از اطراف خصوصى یا مدافعین یا رایزن فنى آنها صحبت کند یا در موقع ادا گواهى گواه دیگر در جلسه حاضر باشد یا آنچه در اطاق دادرسى می‌گذرد ببیند یا بشنود یا به طریق دیگر از آن مطلع شود. پیش از استماع گواهى هر گواه رئیس دادگاه باید او را سوگند دهد پس از آن مشخصات او را می‌پرسد و راجع بر روابط خویشى یا منفعتى یا سایر اوضاع و احوال که براى تشخیص بى‌غرضى و راست‌گویى او مفید است پرسش می‌کند.

رئیس- ماده 391:

ماده 391- گواهان حتى آنهایی که اعلام یا شکایت کرده‌اند یا خواهان خصوصى شده‌اند اگر قانون صریحاً آنها را معاف از سوگند ننموده باید سوگند یاد کنند.

با رعایت مقررات ماده 94 رئیس دادگاه هر کدام از گواهان را که براى اداء گواهى حاضر می‌شوند جداگانه به عبارت زیر سوگند می‌دهد.

با توجه به مسئولیتى که در پیشگاه خدا و نزد مردم به وسیله سوگند به عهده می‌گیرید سوگند یاد کنید که راست بگویید و جز راست چیزى نگویید.

کسى که در زمان ادا گواهى هنوز به چهارده سال تمام نرسیده سوگند داده نمی‌شود و دادرس به او تذکر می‌دهد که باید تمام حقیقت واقعه را بگوید و جز حقیقت چیزى نگوید و او را از ایفرى‌هاى قانونى که براى صغار کمتر از چهارده سال تمام در صورت ارتکاب بزه مقرر است آگاه نماید.

رئیس- پیشنهاد آقاى انوار:

پیشنهاد می‌کنم در ماده 391 در سطر هشتم کلمه 14 به 15 تبدیل شود.

رئیس- به کمیسیون رجوع می‌شود. ماده 392

ماده 392- براى استماع گواهى مقررات مواد هفت‌گانه از ماده 301 تا ماده 307 رعایت می‌شود.

دادرس و داستان و کارمندان دادسرا و مدیران دفاتر و منشى‌هایى کرده‌اند هر چند وابسته به دادگاه اختصاصى باشند نمی‌توان به مناسبت انجام وظیفه به عنوان گواه در آن دعوى دعوت کرد.

رئیس- ماده 393

ماده 393- اگر کارشناس در بازجویى دخالت داشته رئیس دادگاه پس از استماع گواهان امر می‌دهد که نظریه او قرائت شود.

پس از آن اظهارات کارشناسان که بر طبق ماده 376 احضار شده‌اند به ترتیب استماع می‌شود و آنها باید اظهارات خود را محدود به پرسش‌هاى رئیس دادگاه نمایند.

کارشناس و رایزن فنى که بر طبق ماده 357 دعوت شده‌اند باید نظریه خود را با ذکر ادله اظهار نمایند.

عبارت سوگند براى کارشناس یا مترجمى که باید درجلسه دادرسى سوگند یاد کند همان است که در ماده 272 تعیین شده بدون تعهد کتمان‏

رئیس- ماده 394

ماده 394- هرگاه گواه یا کارشناس یا مترجمى که دعوت شده حاضر نشود دادرس می‌تواند دادرسى را تعقیب نماید و اگر ضمن رسیدگى حضور آن شخص ضرورت پیدا کند تصمیم خود را تغییر می‌دهد و در صورت اقتضا به جلب او امر می‌نماید

رئیس- ماده 395

ماده 395- اظهار گواه یا کارشناس که به عذر موجهى حاضر نشده ممکن است در محلى که هست استماع شود دادگاه می‌تواند یکى از کارمندان خود یا مدیر دفتر را براى استماع اظهارات آنها بفرستد یا بر حسب مورد از رئیس دادگاه شهرستان حوزه توقف گواه یا کارشناس درخواست کند که یکى از دادرسان یا مدیر دفتر را براى استماع

+++

اظهارات آنها بفرستد و نیز می‌تواند این امر را به دادرس بخش محل توقف آنها ارجاع کند.

این ترتیب در مواردى نیز که حضور گواه یا کارشناس در دادگاه به واسطه بعد مسافت مشکل باشد معمول خواهد بود.

براى استماع گواهى مأمورین دولت که در خارج کشورند طبق ماده 309 عمل می‌شود.

رئیس- ماده 396

ماده 396- دادرس یا مدیر دفتر اظهارات مذکور در ماده پیش را با حضور یکى از خدمتگزاران دادگسترى استماع می‌نماید کسانى که وظیفه رسمى ندارند حق حضور ندارند نماینده دادسرا و مدافع متهم و مسئول مدنى می‌توانند حضور داشته باشند.

رئیس دادگاه می‌تواند استثنا اجازه دهد که خواهان خصوصى حضور داشته باشد.

به دادسرا و مدافع باید روز و ساعت و محل استماع اطلاع داده شود.

اگر دادرس مأمور استماع احراز کرد که مانعى که گواه یا کارشناس عذر خود قرار داده وجود نداشته یا موجه نبوده باز هم اظهارات را استماع می‌کند ولیکن به فوریت به مقامى که مأموریت به او داده اطلاع می‌دهد و او می‌تواند بر طبق مقررات ماده 96 اقدام کند و به علاوه هزینه رفت و آمد دادرس و مدیر دفتر و سایر کسانى که را حاضر شده‌اند به عهده گواه یا کارشناس مذکور بگذارد

در موارد مذکور در ماده 330 قانون کیفر عمومى دادرسى که مأمور شده صورت مجلس تنظیم می‌کند و آن را براى تعقیب به دادسرا می‌فرستد.

رئیس- ماده 397:

ماده 397- اگر در دادرسى کیفیات مهمى به نظر برسد که مورد نظر کارشناسى که در بازجویى دعوت شده واقع نشده یا راجع به مسائلى که مورد نظر کارشناس واقع شده توضیحاتى لازم شود دادگاه می‌تواند کارشناس را احضار کند.

اگر آثار و علایم قوى رسیدگى به حالت دماغى متهم را ایجاب کند یا دادرس نتواند بدون کسب نظر کارشناس حکم بدهد و در هیچ یک از این دو مورد موضوع مورد نظر و معاینه واقع نشده باشد دادگاه می‌تواند کارشناس تعیین نماید.

در صورت اقتضا دادرس می‌تواند بدون استماع نظریه کارشناس بر طبق ماده 33 اقدام کند.

رئیس- ماده 398:

ماده 398- در موارد مذکور در قسمت اول ماده پیش جلسه را می‌توان تجدید کرد ولیکن دادرسى را نمی‌توان توقیف نمود و طرف‌هاى خصوصى می‌توانند رایزن فنى خودشان را حاضر کنند براى اعمال این حق نمی‌توان جلسه را تجدید و یا دادرسى را توقیف نمود.

در موارد مذکور در قسمت دوم ماده پیش کارشناس بلافاصله احضار می‌شود و باید نظریه خود را در همان جلسه اظهار دارد اگر این کار ممکن نباشد و دادرس هم بدون نظر کارشناس نتواند رأى بدهد دادرسى را توقیف نموده امر می‌دهد که اسناد و برگ‌ها نزد مقامی که متصدى بازجویى بوده فرستاده شود یا یکى از دادرسان همان دادگاه مطابق مقررات ماده 270 تا اندازه که قابل اعمال است اقدام نماید دادرسى که دستور رجوع به کارشناس داده عودت داده شده و به دادرسى اقدام می‌گردد.

رئیس- ماده 399:

ماده 399- دادگاه براى کشف حقیقت در صورت ضرورت می‌تواند محل وقوع بزه را معاینه کند در این مورد مقررات قسمت اول و دوم و سوم ماده 396 باید رعایت شود.

اگر در جریان دادرسى ادله جدیدى پیدا شود که رسیدگى آن به نظر دادگاه لازم باشد به موجب قرارى امر به رسیدگى آن می‌دهد.

رئیس- ماده 400:

ماده 400- هرگاه گواه یا کارشناس یا مترجم یکى

+++

از اعمال مذکور در مواد 333- 334- 335- قانون کیفر عمومى را مرتکب شود رئیس دادگاه اگر مفید بداند تذکر جدیدى راجع به مسئولیت کیفرى ناشى از این اعمال می‌دهد و هرگاه این تذکر موثر واقع نشود صورت مجلس تنظیم کرده و اگر حکم قسمت دوم ماده 372 را نتوان اعمال کرد به دادسرا می‌فرستد و در صورت امر به بازداشت بزهکار نیز می‌دهد و در همان صورت مجلس قید می‌کند حکم قسمت اخیر ماده 373 قابل اعمال است.

اگر به نظر دادرس انتظار نتیجه دادرسى گواه یا کارشناس یا مترجم ضرورت ندارد به دادرسى ادامه می‌دهد و اگر انتظار نتیجه دادرسى آنها ضرورت قطعى داشته باشد یا به یکى از جهات مذکور در ماده 373 نتوان بلافاصله رسیدگى را ادامه داد دادرسى را توقیف می‌نماید.

اگر گواه یا کارشناس یا مترجم از آنچه گفته برگردد و حقیقت را قبل از ختم دادرسى یا توقیف آن اظهار نماید دادرس بلافاصله حکم منع تعقیب او را صادر می‌کند.

(3- تصویب دو فقره مرخصى‏)

رئیس- دو فقره گزارش از کمیسیون عرایض و مرخصى رسیده است. گزارش مرخصى آقاى اورنگ‏

آقاى اورنگ براى مسافرت لازمى درخواست چهل روز مرخصى از تاریخ 27 امرداد 1319 نموده‌اند و کمیسیون عرایض و مرخصى به واسطه لزوم مسافرت ایشان با این درخواست موافقت نموده اینک گزارش آن به عرض می‌رسد.

رئیس- موافقین با مرخصى آقاى اورنگ قیام فرمایند. (اغلب قیام نمودند) تصویب شد. گزارش مرخصى آقاى حریرى.

آقاى خلیل حریرى درخواست پانزده روز مرخصى از تاریخ 24 شهریور 1319 نموده‌اند و کمیسیون عرایض و مرخصى با درخواست ایشان موافقت نموده اینک گزارش آن به عرض می‌رسد.

رئیس- موافقین با مرخصى آقاى خلیل حریرى برخیزند. (بیشتر برخاستند) تصویب شد.

(4- موقع و دستور جلسه بعد ختم جلسه‏)

رئیس- اگر تصویب می‌فرمایید جلسه را ختم کنیم. (صحیح است)

جلسه آینده روز یکشنبه 31 شهریور سه ساعت پیش از ظهر دستور لوایح موجوده.

(مجلس ظهر ختم شد)

رئیس مجلس شوراى ملى- حسن اسفندیارى

+++‏

یادداشت ها
Parameter:293785!model&5137 -LayoutId:5137 LayoutNameالگوی متنی کل و اخبار(مشروح مذاکرات)