کتابخانه، موزه و مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی


صفحه اصلی » مشروح مذاکرات » مشروح مذاکرات مجلس ملی » دوره هجدهم مجلس ملی

0.0 (0)
مشروح مذاکرات مجلس شورای ملى، دوره ‏18
[1396/05/30]

جلسه: 56 صورت مشروح مذاکرات مجلس روز یکشنبه 25 مهر ماه 1333.  

فهرست مطالب:

1- تصویب صورت مجلس جلسات عصر 20 مهر و صبح 21 و 22 مهر 1333.

2- بقیه مذاکره در گزارش کمیسیون خاص راجع به قرارداد فروش نفت.

3- تعیین موقع و دستور جلسه بعد، ختم جلسه.

مشروح مذاکرات مجلس شورای ملى، دوره ‏18

 

 

جلسه: 56

صورت مشروح مذاکرات مجلس روز یکشنبه 25 مهر ماه 1333.

 

فهرست مطالب:

1- تصویب صورت مجلس جلسات عصر 20 مهر و صبح 21 و 22 مهر 1333.

2- بقیه مذاکره در گزارش کمیسیون خاص راجع به قرارداد فروش نفت.

3- تعیین موقع و دستور جلسه بعد، ختم جلسه.

 

مجلس دو ساعت و بیست و پنج دقیقه قبل از ظهر به ریاست آقاى رضا حکمت تشکیل گردید.

1- تصویب صورت مجلس جلسات عصر 20 مهر و صبح 21 و 22 مهر

رئیس- صورت غائبین جلسه قبل قرائت می‌شود. (به شرح زیر قرائت شد.)

غائبین با اجازه، آقایان: بیات ماکو، جلیلوند، حشمتى، احمد صفایی، حائرى‌زاده، اکبر، دکتر سید امامى، محمود ذوالفقارى، مصطفى ذوالفقارى.

غائبین بى‌اجازه، آقایان: کدیور، سالار بهزادى، معین‌زاده، دکتر جزایرى.

دیرآمدگان با اجازه، آقایان: امیر تیمور، شوشترى، میراشرافى، امامى خویی، اریه، خرازى، محمودى، دکتر آهى، پیراسته، دکتر پیرنیا.

دیرآمدگان بى‌اجازه، آقایان: تیمورتاش، نقابت، ابراهیمى.

رئیس- نسبت به صورت جلسه جلسات عصر سه‌شنبه و صبح چهارشنبه و پنجشنبه نظرى نیست؟ آقاى حائرى‌زاده.

حائرى‌زاده- در صورت جلسه‌اى که مال چهارشنبه است و حالا پخش شدن من ضمن صحبت‌هایى که کردم یک اشتباهات چاپى دارد که بعد تصحیح می‌کنم و تقدیم تندنویسى می‌کنم. در جلسه سابق هم که من غایب بودم شنیدم که آقاى وزیر مالیه یک فرمایشاتى کرده‌اند که من از ماده 87 استفاده می‌کنم (بعضى از نمایندگان- ماده 90 است) 90 بود و حالا 87 شده است.

رئیس- در آن قسمت اگر اشتباهى بوده است لطف کنید اصلاح می‌شود در این قسمت هم حق آقا محفوظ است دیگر نظرى نسبت به صورت مجلس نیست؟ آقاى قنات‌آبادى.

قنات‌آبادى- صورت مجلس جلسه گذشته را همین الساعه دادند و ما مجال نداشتیم مطالعه کنیم ببینیم اشتباهى دارد یا نه. اجازه می‌فرمایید ببینم اگر اشتباهى داشت به تندنویسى می‌دهم.

رئیس- صورت جلسه دو جلسه پیش را که داده بودند.

قنات‌آبادى- مال جلسه گذشته را عرض می‌کنم.

رئیس- دیگر نظرى نیست؟ (اظهارى نشد) صورت مجلس جلسات عصر سه‌شنبه و صبح چهارشنبه و صبح پنجشنبه تصویب شد. چند نفر از آقایان امروز ثبت نام کردند براى نطق قبل از دستور (جمعى از نمایندگان: دستور، دستور) پس با اجازه آقایان نوبت‌ها محفوظ است براى بعد.

2- بقیه گزارش در کمیسیون خاص راجع به قرارداد فروش نفت

رئیس- وارد دستور می‌شویم. آقاى قنات‌آبادى بفرمایید بیانات‌تان را ادامه بدهید.

قنات‌آبادى- بنده قبل از این که شروع کنم به صحبت و دنباله عرایض جلسه گذشته خود را بگیرم قبلاً لازم می‌دانم از چند نفر آقایان نمایندگان که در جلسه گذشته بدون این که قصدى داشته باشم در جواب اظهار لطف آنها مطلبى گفتم که شاید حقش نبود آن را بگویم معذرت بخواهم. یکى جناب آقاى دکتر عدل هستند که بنده در این مدت که افتخار همکارى ایشان را پیدا کردم به ایشان رسماً و جداً ارادت پیدا کردم (دکر عدل- متشکرم) و اگر در جلسه گذشته عرضى کردم که این عرضم ایجاد سوءتفاهمى کرده وایشان متأثر شده‌اند بنده رسماً از ایشان معذرت می‌خواهم. همچنین از جناب آقاى یارافشار دوست گرامى و عزیز که من در بیان آن مطلبى که عرض کردم خدا می‌داند قصدم اهانتى نبوده است و اگر اهانتى شده است از ایشان معذرت می‌خواهم (بهادرى- از بنده معذرت نمی‌خواهید؟) از شما همیشه معذرت می‌خواستم (دکتر بینا- از آقاى اسفندیارى هم معذرت بخواهید) آقاى اسفندیارى را در یک جلسه در خارج روى ماه‌شان را بوسیدم (نورالدین امامى- این از همه بهتر بود) (زنگ رئیس).

رئیس- آقایان مزاح نکنید. بفرمایید آقاى قنات‌آبادى.

قنات‌آبادى- و اما باز قبل از این که وار بحث شوم مطالبى که بنده در جلسه گذشته به عنوان هیأت حاکمه و طبقه برخوردار از مملکت عرض کردم من خدا را گواه می‌گیرم که دراین مطالب غرض و نظر خاص و شخصى نداشتم و اگر واقع مطلب بر خلاف آن است که بنده عرض کردم چون همه آقایان می‌دانند که در این مملکت حکومت همیشه دست یک طبقه خاصى است و همه آقایان محترم هم این مطلب را قبول دارند که وضع عمومى مملکت ما از نظر زندگى، معیشت و لوازم زندگى خوب نیست (عبدالرحمن فرامرزى: و اداره مملکت و حکومت) و اداره مملکت، اگر واقعاً این مطالبى را که بنده در جلسه گذشته عرض کردم بر خلاف حقیقت است جناب آقاى دکتر امینى وزیر محترم دارایی که خودشان از آن طبقه‌اى هستند که همیشه در این مملکت حکومت کرده‌اند بیایند و بفرمایند که منشا و مبدا این خرابی‌ها و این بدبختی‌ها طبقه حاکمه نبوده و دلیل هم اقامه بفرمایند البته بنده عرضم را پس خواهم گرفت. جناب آقاى دکتر امینى در نطقى که به مناسبت تقدیم ماده واحده به مجلس ایراد فرمودند، فرمودند که ما در مذاکراتى که با کنسرسیوم داشتیم و با نمایندگان خارجى صحبت می‌کردیم خواستیم ماحصل و نتیجه مبارزات سه ساله ملت ایران که در درجه اول قطع ریشه‌هاى نفوذ کمپانى سابق است در پیشانى مذاکرات بگنجانیم و بعد ایشان در خلال فرمایشات‌شان فرمودند ملى شدن صنعت

+++

نفت و خلع ید از کمپانى سابق در واقع جهتى بود که ملت ایرن به طرف ارتقا و کمال برداشته است. خیلى معذرت می‌خواهم، مجبورم که یک جمله معترضه عرض بکنم و می‌خواستم که در ابتداى سخنم بگویم اما فراموش کردم. من از آقایان وزرا و هیأت محترم دولت خواهش می‌کنم که به رادیو تهران دستور بدهند که مطلقاً نطق من را منتشر نکنند چون واقعاً براى یک مملکتى ننگ است که دستگاه تبلیغاتش کار یک پلیس تأمینات را بکند و آن هم بدترین کارها یعنى سانسور کردن (صحیح است) یعنى از بین بردن کلمات و نطق یک گوینده و جناب آقاى دکتر امینى، آقایان وزراى محترم من علیرغم آن دسته‌اى که می‌گویند عوامفریب و اصرار دارند در تکرار این کلمه، چون من عوامفریب نیستم و این نطق را فقط براى این که مردم بشنوند نمی‌کنم، فقط براى این صحبت نمی‌کنم براى این که انجام وظیفه بکنم و به آنچه که به عقیده و اعتقاد من است عمل بکنم بنابراین هیچ اصرارى ندارم بلکه بر عکس عقیده دارم که به رادیو تهران دستور بدهند که نطق من را سانسور بکنند و همچنین روزنامه اطلاعات که او هم در سانسور کردن دست کمى از محرمعلى خان ندارد یعنى استاد محرمعلى خان است و ضمناً هم می‌خواستم اظهار تشکر بکنم از جناب آقاى محمدعلى مسعودى که آنچه توانسته‌اند و حق نامه‌نگار بی‌طرف هم این است به مقدارى که برایشان میسر بوده است نطق مرا منعکس کرده‌اند (صحیح است) (یک نفر از نمایندگان- مرد شریفى است.)

عبدالصاحب صفایی- جمع ما بین اطلاعات و پست تهران نمی‌شود، یکى در اختیار آقاست.

قنات‌آبادى- جناب آقاى وزیر دارایی در خلاف فرمایشات‌شان فرمودند که ملى شدن صنعت نفت و خلع ید از کمپانى در حقیقت یک جهشى بود که ملت ایران به طرف ارتقا و کمال برداشته است و باز در خلال فرمایشات‌شان فرموده‌اند که ما در مقابل تمام خسارت‌ها نتیجه‌اى را که در مبارزات خود به دست آوردیم آن منقرض کردن دولتى در داخل دولت بود بنابراین جناب آقاى دکتر امینى وزیر محترم دارایی قبول فرمودند که ملى شدن صنعت نفت و مخصوصاً مسئله خلع ید به معنى اخراج آن دسته‌اى که به نام تجارت و به نام تخصص در این مملکت در تمام شئون زندگى ما دخالت می‌کردند یک جهش فوق‌العاده‌اى بود که ملت ایران به طرف ارتقا برداشت یعنى زنجیرهایى که به وسیله کمپانى و ایادى کمپانى سابق به دست و پاى ملت ایران بسته می‌شد این زنجیرها را ملت فداکار ایران پاره کرده است (صحیح است) حالا ما می‌خواهیم اینجا یک مطلبى را روشن بکنیم و آن این است که ببینیم جناب آقاى دکتر امینی هیئت محترم دولت و نمایندگان ایران آیا در مسیر این جهش به طرف ارتقا قدم برداشته‌اند یعنى دنباله مبارزات ملت ایرن را گرفته‌ و همان طوری که خودشان گفته‌اند که ملت ایران در این مبارزات رل پیشوایى خود را در ملل عقب‌افتاده خاورمیانه مسلم کرد آقایان نمایندگان دولت هم توانسته‌اند عملى بکنند که لیاقت نمایندگى یک ملیت که با قیام خود افتخارى را به دست آورده است که پیشواى نهضت‌هاى مترقى قرن بیستم در خاورمیانه است. آیا در مذاکراتی که آقایان با نمایندگان کنسرسیوم کرده‌اند چنین شخصیتى را خودشان گفته‌اند ملت ایران پیشوایى خود را که لایق چنین ملتى است که را نسبت به ملل خاورمیانه مسلم کرد آقایان چنین شخصیتى را ابراز داشته‌اند یا توانسته‌اند؟ اگر چنین شخصیتى را ابراز داشته بودند مسلماً ما در مقابل یک قراردادى که این قرارداد از نظر اکثر موارد و اکثر قیود و اکثر شرایط اگر بدتر از قرارداد باطل الاصل 1933 نباشد مسلماً بهتر نیست قرار نمی‌گرفتیم. چرا؟ براى این که آن طوری که آقایان آن طور که باید آن وظیفه نمایندگى یک ملتى، یک ملت پیشوا و قهرمانى را انجام بدهند نداده‌اند، جناب آقاى دکتر امینى در نطق خود فرمودند که ما مانند دو طرف متساوى الحقوق در پشت میز قرار گرفتیم و صحبت کردیم و به مذاکره پرداختیم بنده می‌گویم واقعاً اگر چنین کارى کردید احسنت بر شما اما آن طرف متساوى الحقوق در یک موردى که دعوا در اوست و اخلاف در اوست مى‌نشینند و صحبت می‌کنند. لازمه تساوى حقوق دو طرف این است که هر یک از این دو طرف اظهارنظر کند، اظهار عقیده کند، آن طرف متخاصم بگوید درباره این موضوع من عقیده‌ام این است که این کار بشود و طرف دیگر هم اظهار عقیده بکند، نظر بدهد، نقشه داشته باشد، فکر داشته باشد، من از جناب آقاى دکتر امینى خواهش می‌کنم که این مطلب را براى نمایندگان مجلس و ملت ایران روشن بفرمایند موقعی که نمایندگان ایران در مقابل نمایندگان کنسرسیوم پشت میز قرار گرفتند و خود جنابعالى می‌فرمایید به عنوان دو طرف متساوى الحقوق پشت میز نشستید جنابعالى به نام ایران و به نام منفعت و حفظ حقوق ملت ایران در مقابل نمایندگان کنسرسیوم چه گفتید؟ چه نقشه‌اى داشتید؟ چه پیشنهادى کردید؟ چه موادى را شما براى حفظ حقوق مملکت ما و براى نگهبانى و اجراى قوانین ملى شدن صنعت نفت در سراسر کشور پیشنهاد کردید تا نتیجه‌اش به این قرارداد رسید؟ این مطلبى است که بنده از ایشان جداً می‌خواهم که براى ما روشن کنند. جناب آقاى دکتر امینى در خلال فرمایشات‌شان می‌فرمایند که این جهش این جنبش ملت ایران به طرف ارتقا و کمال براى ما خسارات و زیان‌هاى مالى فراوانى در بر داشت. بنده هم فرمایش شما را قبول دارم. بنده هم معتقدم که مبارزه با انگلستان و ملى کردن صنایع نفت و خلع ید از کمپانى سابق از نظر مادى براى ملت ایران ضررهاى زیادى داشت اما از جناب آقاى دکتر امینى سؤال می‌کنم که آیا یک ملتى که می‌خواهد مستقل باشد یک ملتى که می‌خواهد دولتى که در داخل دولت او به وجود آمده است بیرون کند یک ملتى که می‌خواهد متجاوز را براند یک ملتى که می‌خواهد استقلال و حق حاکمیت خودش را حفظ بکند این ملت نبایستى براى به دست آوردن این موفقیت واین پیروزى فداکارى بکند؟ قربانى بدهد؟ فدیه بدهد؟ طبیعى است چون ما می‌خواستیم آن دولتى را که در داخل دولت ما تشکیل شده بود طرد کنیم مجبور بودیم ملزم بودیم که این قربانی‌ها و این فدیه‌ها و این فداکاری‌ها را بدهیم بنابراین حق ندارند آن دسته مردمی که نسبت به گذشته نظر خوش ندارند مبارزات ملت ایران را که فقط براى انقراض یک دولت در داخل دولت ایران بوده است اگر ضررى متحمل شده‌اند و فداکارى کرده‌اند تخطئه بکنند و بگویند که آنها عمل خوبى انجام ندادند یا عوامفریب بودند یا مقصودشان از بین بردن ایران بود من یک مرتبه بلکه چند مرتبه این مطلب را تکرار کردم و باز هم می‌کنم که بایستى خرج ملت و خرج مردم محروم ایران از یک عده عزیز بلاجهت جدا باشد (صحیح است) عزیزان بلاجهت که همیشه عادت کرده‌اند پست‌ها و مقامات حساس این مملکت در اختیار آنها باشد آنها اصلاً مفهوم تمایلات اجتماع ملت ما را درک نمی‌کنند لذا همیشه در یک راهى رفته‌اند که آن راه خلاف منافع ملت ایران بوده است مطلبى که لازم است اینجا به عرض آقایان نمایندگان را به آن جلب کنم این است که آقاى دکتر امینى و دولت اصرار دارند که بگویند این قرارداد قرارداد فروش است و اصرار دارند که عنوان امتیاز از این قرارداد سلب بشود و حال آن که به دلایل متعددى که در خود این قرارداد وجود دارد این قرارداد جز امتیاز چیز دیگرى نمی‌تواند باشد اگر آقایان نمایندگان محترم ماده 4 قرارداد بند 1 و 2 آن را مطالعه فرموده باشند آنجایى که دولت ایران موافقت می‌کند که انحصار اکتشاف و استخراج و به هره‌بردارى را به شرکت اکتشاف واگذار کند بند 2 قرارداد آنجایى که دولت ایران تعهد می‌کند که تصفیه را منحصراً در اختیار شرکت تصفیه قرار بدهد و طبق بند الف ماده 5 دولت ایران متعهد می‌شود که منحصراً با حق مانع الغیر مفاد بند 1 و 2 ماده 4 در اختیار شرکت‌های عامل باشد نتیجه‌اش این می‌شود که این عمل و این قرارداد جز امتیاز یعنى دادن حق انحصار مطلق بدون قید و شرط به نمایندگان یا شرکت‌های عامل کنسرسیوم چیز دیگرى نخواهد بود و بنده معتقد بودم که اگر جناب آقاى دکتر امینى یا هر کس از این قراراد دفاع می‌کند می‌آمدند و صریحاً اوضاع و احوال را تشریح می‌کردند و می‌گفتند اوضاع و احوال دنیا چیست و ما الان در چه شرایطى قرار گرفتیم که این شرایط ایجاب می‌کند که این قرارداد یا این امتیاز نامه را امضا بکنیم بنده معتقدم که این صراحت بسیار پسندیده‌تر بود و از نظر آینده مملکت هم اگر دولت در روشنى که اتخاذ کرده براى دفاع از این قرارداد این روش صریح و روشن را اتخاذ می‌کرد از نظر آینده مملکت هم بسیار بسیار مفید فایده بود (تجدد: این تذکر داده شده) اما متأسفانه بنده می‌بینم که جناب آقاى دکتر امینى و کسانی که از این قرارداد دفاع می‌کنند در تمام نطق‌ها در تمام مصاحبه‌ها در تمام بیانیه‌ها اولاً اصرار دارند که بگویند این قرارداد در چهار دیوارى قوانین ملى شدن صنعت نفت منعقد شده است و امضا شده است و این اصرار آقایان واقعاً انسان را مبهوت می‌کند که یا آقایان به قوانین ملى شدن صنعت نفت مراجعه نفرموده‌اند و سوابق او را ندیده‌اند یا این که با علم اطلاع به معناى ملى شدن صنعت نفت و قوانین مربوطه و سوابق آن مع‌ذلک اصرار دارند یک دروغى رئوس الاشهاد بگویند من معتقدم که این طور صحبت کردن و این طور اظهار نظر کردن و این طور یک مطلبى را برخلاف واقع گفتن نه به نفع امروز مملکت است و نه به نفع آینده مملکت ماست (صحیح است) بنده نمی‌خواستم چون این مطالب بحث شده، تکرار بکنم اما این دفترچه‌اى که الان در دست بنده است و آقایان محترم ملاحظه می‌فرمایند مجموع مذاکراتى است که در دولت گذشته در موقعى که آقاى اهریمن به ایران آمده بودند و واسطه شده بودند براى این که مطلب را به یک جایى برسانند و نظر دولت ایران درباره ملى شدن صنعت نفت و مخصوصاً مفهوم واقعى ملى شدن صنعت نفت یعنى اکتشاف و استخراج و به هره‌بردارى و قبول دولت انگلستان این فرمول را که به وسیله آقاى اهریمن پیشنهاد شده بود در خود این نامه با امضا و تاریخ و یادداشت موجود است که من براى جلوگیرى از تطویل کلام متن صورت جلسات را نمی‌خوانم. متن جواب کاردار سفارت انگلستان را نمی‌خوانم اما اجمالًا به آقایان عرض می‌کنم که دولت به وسیله آقاى اهریمن به دولت انگلستان پیغام داده است که باید شما اول اصل ملى شدن صنعت نفت را در ایران به معناى اکتشاف واستخراج و به هره‌بردارى قبول بکنید بعد از طرف شما یک کمیسیونى بیاید و وارد مذاکره بشویم و دولت انگلستان هم قبول کرد و بعد هم کمیسیون استوکس آمدند و مذاکره شد اینها تمام در این صورت جلسه

+++

مندرج است و چاپ هم شده است و بعد از ختم عرایض بنده تمام آقایان محترم مى‌توانند از این مطلب اطلاع پیدا کنند و امضاى آقایان وزرا و هیئت مختلط هم پاى این صورت جلسه وجود دارد، علاوه بنده آن روزى که آقاى دکتر امینى راجع به معناى اکتشاف و استخراج و بهره‌بردارى روى کلمه صنعت نفت اظهار تردید فرمودند من مراجعه کردم به مذاکرات کمیسیون مخصوص نفت که در دوره گذشته تشکیل شده بود و این کتابى که الان دست بنده است مشروح مذاکرات کمیسیون نفت است که منجر به ملى شدن صنعت نفت و منجر به تصویب قانون 9 ماده‌اى شده است در سرتاسر این کتاب هر جا که صحبت ملى شدن صنعت نفت است معناى اکتشاف و استخراج و به هره‌بردارى به طور وضوح آشکار در این کتاب مندرج است یعنى آن روزى که بین نمایندگان جبهه ملى و یک عده دیگر از آقایان نمایندگان راجع به فرمول ملى شدن صنعت نفت که فرمول به نام سعادت ملت ایران باشد در کمیسیون نفت بحث مى‌شد هیچ یک از آقایان نمایندگان حتى آنهایى که مخالف هم بودند یا مى‌گفتند باید ما این مطلب را بفهمیم و بعد قبول کنیم تردیدى در معناى ملى شدن صنعت نفت یعنى اکتشاف و استخراج و به هره‌بردارى نداشتند و من این کتاب را که مطالعه کردم دیدم که در خیلى جاها نمایندگان جبهه ملى به بن بست یا به بعضى از مخالفت‌ها بر مى‌خوردند جناب آقاى جمال امامى سناتور محترم، آقاى دکتر مصدق و اعضاى جبهه ملى را کمک مى‌کردند در پیشرفت نظریات‌شان و این کتابى که الساعه در دست بنده است یک شاهد بسیار بسیار زیادى است از کمک‌هایى که جناب آقاى جمال امامى به جبهه ملى در راه به تصویب رسانیدن ملى شدن صنعت نفت در سرتاسر کشور کرده‌اند و در سرتاسر این کتاب که بنده باز براى این که تطویلى در کلام نشود و آقایان نمایندگان محترم خسته نشوند این مطالب و شواهد مثال را یادداشت کرده‌ام و نمره گذاشته‌ام مع‌ذلک گله قرائت نمى‌کنم براى جلوگیرى از تطویل در کلام، در سرتاسر این کتابى که از طرف مجلس شوراى ملى چاپ شده است و منتشر شده، به البداهه و وضوح و روشنى موضوع معناى ملى شدن صنعت نفت مندرج است و هر کس یک مرتبه این را مطالعه کند می‌داند که اصلاً ملى شدن صنعت نفت معنایى جز اکتشاف و استخراج و به هره‌بردارى نمی‌باشد چه معنایى می‌تواند داشته باشد؟ (وزیر دارایی- عرض می‌کنم) آقا می‌خواهید بفرمایید که معناى ملى شدن صنعت نفت یعنى مالکیت ایران بر منابع نفتى تحت الارضى؟ عجب! این که در زمان گذشته هم وجود داشته است در زمانی که قرارداد دارسى بسته شد و در زمانی که قرارداد 1933 هم بسته شد آن وقت هم این معنى وجود داشته است همیشه منفع تحت‌الارضى یک ملتى متعلق به آن ملت است، به علاوه وقتى نفت ما زیرزمین است عنوان صنعت بر آن اطلاق نمی‌شود صنعت نفت یعنى استخراج یعنى اکتشاف یعنى به هره‌بردارى کردن صنعت نفت جز اکتشاف، جز استخراج جز به هره‌بردارى چیز دیگرى نمی‌توان باشد، جناب آقاى دکتر امینى همان ملت قهرمانى که فرمودید با ملى کردن صنایع نفت در سراسر کشور و خلع ید از کمپانى سابق جهشى به طرف ارتقا کرد و رل پیشوایى خود را در میان کشورهاى خاورمیانه به دست آورد و مسلم کرد این مبارزه قهرمانانه ملت ایران یک محصول داشته و آن ملى کردن صنایع نفت در سراسر کشور بود و متأسفانه جنابعالى آن محصول و آن نتیجه را با این قرارداد باطل و زایل فرمودید (صحیح است) جناب آقاى دکتر امینى در خلال بیانات‌شان فرمودند که ما احتراز داشتیم از این که با یک شرکت وارد مذاکره بشویم و با یک شرکت قرارداد منعقد کنیم زیرا ممکن بود که این یک شرکت که همان شرکت نفت انگلیس است یا به قول ما شرکت سابق یا به قول قراردادى که شما بسته‌اید شرکت نفت انگلیس و ایران او می‌آید و همان مداخلاتی که در گذشته در ایران می‌کرد دو مرتبه می‌نماید و همان دولتى که در سابق در ایران تشکیل داده بود دو مرتبه همان دولت را تشکیل می‌دهد من اینجا جناب آقاى دکتر براى شما یک مقاله‌اى از روزنامه لوموند ارگان وزارت خارجه فرانسه را می‌خوانم (وزیر دارایی: برایش عوان قائل نشوید بخوانید) (بعضى از نمایندگان- ارگان وزارت خارجه نیست) جدى می‌فرمایید؟ نیست؟ اصرار هم دارید به این مطلب؟ (وزیر دارایی: در مقابل جنابعالى خیر) (تیمورتاش- ارگان قطعى نیست دمى افیسیل است (demi officiel) بسیار خوب نیمه رسمى مثل اطلاعات که ارگان رسمى هیئت حاکمه است حال این هیئت حاکمه هر کس می‌خواهد باشد زور داشته باشد دنبال اوست یک روز می‌خواهند رفراندم بکنند رژیم را تغییر بدهند اطلاعات دنبالش است، وضع را عوض کند دنبالش است (میراشرافى- دنیا پیشه‌ورى هم بود) هر کس جلو باشد دنبالش است این مقاله را بنده از دوستانم خواهش کردم آنهایی که زبان فرانسه می‌دانند ترجمه کنند (وزیر دارایی- می‌خواستید بدهید به بنده ترجمه کنم انشاءالله درست ترجمه کرده‌اند) فرانسه است اگر انگلیسى بود می‌دادم به خودتان تصحیحش کنید (خنده نمایندگان) سرمقاله روزنامه لوموند مورخه 5 اوت 1954 برابر با 14 مرداد 33 آن روزى که این مقاله نوشته شده هان روزى است که اعلامیه مشارکت جناب آقاى امینى و آقاى پیچ (وزیر دارایی- تلفظ انگلیسیش همین طور است پیچ است یا پیچ است؟ (ارباب- پیچ امینى) من این قدر از ایشان خواهش کردم که این کلمه را تلفظ بفرمایید تا ما هم درست تلفظ بکنیم تا یاد بگیریم (نورالدین امامى- پیچ امین‌الدوله است) خودشان فرمودند که پیچ امین‌الدوله نیست آن روزى که اعلامیه مشترک آقاى پیچ (بعضى از نمایندگان- پیچ است) خودشان فرمودند که پیچ نیست.

(رئیس- آقایان اینجا که جاى مزاح نیست ده روز است که اینجا صحبت می‌شود و مشغول تفریح هستید مذاکره بین‌الاثنین نفرمایید کسى حق ندارد در موقعی که ناطق صحبت می‌کند چیزى بگوید و لو آقایان وزرا باشند) آقایان وزرا بنده به سهم خودم اطاعت می‌کنم این مقاله آن روز منتشر شده است.

 «اختلاف ایران و انگلیس عملاً خاتمه یافت اعلامیه‌اى که روز 5 اوت در لندن و واشنگتن و تهران صادر می‌شود جزییات توافق حاصله میان کنسرسیوم نفت و دولت ایران را که می‌بایستى جانشین قرار داد شرکت سابق نفت انگلیس و ایران گردد فاش می‌سازد.

به موجب این اعلامیه دو موافقت‌نامه بلافاصله امضا خواهد شد یکى ما بین کنسرسیوم و حکومت تهران که چگونگى تجدید فعالیت تأسیسات آبادان را روشن خواهد ساخت دومى ما بین شرکت (سابق) نفت و دولت ایران و مربوط به میزان غراماتى است که بابت ملى کردن تأسیسات نفت و بهاى تأسیسات تصفیه‌خانه کوچک کرمانشاه می‌بایستى به شرکت صاحب امتیاز سابق پرداخت گردد. علاوه بر این شرکت سابق نفت بابت استهلاک تأسیسات پالایشگاه آبادان بالغ بر 350 میلیون لیره استرلینگ از شرکت‌های عضو کنسرسیوم دریافت خواهد داشت. باید یادآور شویم که کنسرسیوم بین‌المللى نفت علاوه بر شرکت سابق ایران و انگلیس که داراى 40 درصد سهام می‌باشد مرکب است از شرکت رویال دوج شل که داراى 14 درصد سهام و یک دسته مرکب از 5 کمپانى آمریکایى که هر یک 8 درصد سهام را دارند و همچنین کمپانى فرانسوى نفت که داراى 6 درصد از کل سهام می‌باشند. دسته شرکت نفت ایران و انگلیس (سابق) و شرکت شل که مشترک المنافع هستند مجموعاً 54 درصد سهام را دارند و صاحب اکثریت مطلق در کنسرسیوم می‌باشند و البته شرکت نفت خلیج را که ظاهراً آمریکایی است اما داراى منافع مشترک وسیعى به انگلستان می‌باشد به حساب نیاورده‌ایم یا کمپانى نفت فرانسه که قسمت عمده فعالیت اصلى او در شرکت نفت عراق است و 76 ر 23 درصد از سهام این شرکت را در اختیار دارد و با کمپانى انگلیس همکار است منظور نداشته‌ایم.

به عبارت دیگر تقریباً 3 سال پس از بسته شدن پالایشگاه آبادان و گذشت ایام استخراج و به هره‌بردارى از نفت ایران مجدداً به یک سازمان تحت کنترل انگلستان واگذار شد الى آخر» البته این مقاله مفصل است و من براى جلوگیرى از تطویل کلام بقیه این مقاله را نخواندم. اما اینجا می‌خواهم به جناب آقاى دکتر امینى عرض کنم جنابعالى فرمودید که شرکت سابق دولتى در داخل دولت تشکیل داده و ملت ایران این دولت داخل در دولت را منقرض کرده است جنابعالى با این قراردادى که بسته‌اید اجازه دادید که همان شرکت سابق با همان صورت دو مرتبه به ایران مراجعت کند (صدقى: گفته‌اند مرده است، زنده نیست) جناب آقاى دکتر امینى در ضمن بیانات‌شان سعى داشته‌اند که بفرمایند که این قرارداد در چهار دیوارى قوانین ملى شدن صنعت نفت بسته شده است بنده از جناب آقاى دکتر امینى یک سؤال دیگرى دارم و آن این است که آیا شما اساسنامه شرکت ملى نفت را قبول دارید یا ندارید؟ مسلماً خواهید فرمود که قبول دارم و نمی‌توانید بفرمایید که قبول ندارم به یل این که آقاى سهام‌السلطان بیات مدیر عامل شرکت ملى نفت هستند که با استفاده از اساسنامه مدیر عامل شدند و جزو کمیسیون و دسته ایران در مذاکرات با کنسرسیوم شرکت داشته‌اند، ماده یک اساسنامه ملى نفت این است: «نظر به قانون مصوب نهم اردیبهشت ماده 1330 شرکتى به نام شرکت ملى نفت ایران براى استخراج و اکتشاف و به هره‌بردارى از قبیل تصفیه و حمل و نقل و پخش و صدور نفت و مشتقات آن تأسیس می‌گردد و داراى شخصیت حقوقى است و مدت عملیات شرکت نامحدود است. ماده 2 اساسنامه کلیه عملیات شرکت باید با رعایت اصل ملى شدن صنعت نفت بوده و به هیچ وجه مخالف با اصل این منظور نباشد» و البته مطابق اساسنامه حوزه عملیات شرکت ملى نفت همان حوزه عملیات شرکت سابق بوده است با تمام این ادعاها هیچ یک از این موازین قانونى مراعات نشده نه اصل ملى شدن مراعات شده نه قانون 9 ماده‌اى که طبق ماده 4 آن کلیه درآمد و عایدى صنایع نفتى ایران متعلق به ملت ایران است مع‌ذلک کله قراردادى تنظیم گردید و آمدید درآمد حاصله از این قرارداد را منصفاً نصف به قول خود آقایان و به ادعاى ما که بعد صحبت خواهم کرد موضوع نصفاً هم در کار نیست موافقت شد یکى از دلایلى که دولت در

+++

ضمن تبلیغات 5، 6 ماهه خود براى آماده نمودن افکار و مساعد نمودن زمینه براى قبول این قرارداد به دست داشت و روى آن مرتب عمل می‌کرد این را در رادیوى تهران و جراید وابسته دولت و حتى در خلال بیانات و فرمایشات خود آقاى دکتر امینى رئیس هیأت نمایندگى ایران در مذاکره با کنسرسیوم مکرر این مطلب تکرار می‌شد این بود که ملت ایران دنیاى غرب به نفت ما احتیاجى ندارد و بازارهاى نفت ما از دست رفته است و این کسانی که به نام کنسرسیوم آمده‌اند در مملکت ما و می‌خواهند با ما معامله کنند براى یک جهات عالیه سیاسى به این مملکت آمده‌اند. من ادله‌اى به آقایان عرض می‌کنم که دلیل این که بازارهاى نفت ما در دنیا از دست رفته است چیست به چه دلیل نمایندگان یک ملتى که خود شما او را یک ملت قهرمان و پیشوا و مبارزه می‌شناسید باید این گونه از منافع یک دسته دیگر صحبت کنید چون این منطق و این طرز صحبت کردن را بایستى بلندگوهاى کنسرسیوم و کمپانی‌هاى نفت دنیا بگویند یعنى مبلغین کنسرسیوم باید بیایند بگویند اى مردم ایران شما چون مبارزه کردید، چون براى حق حاکمیت‌تان مبارزه نمودید شما چون نفت را ملى گردید بنابراین بازار نفتى که در دنیا داشتید از بین رفته است و حالا که می‌خواهید بازار به دست بیاورید باید یک گذشت‌هایى بکنید اما متأسفانه می‌بینیم عوض این که این سخنان و این مطالب از دهان بلندگوها و ارگان‌هاى کنسرسیوم بیرون بیاید تبلیغات دولتی‌ها و خود آقاى دکتر امینى چه در این مجلس و چه در خارج از مجلس کراراً آن مطلب را گفته‌اند و به رخ ما کشیده‌اند که بازار نفت ما از دست رفته و ما نمی‌توانیم نفت بفروشیم «نخواهیم توان است نفت صادر نماییم، البته ممکن است ایشان وقتى جواب این … (تیمورتاش- این موضوع حقیقت دارد یا خیر؟) مطلب را بفرمایید و عرایض بنده را جواب بگویند همین طور که جناب آقاى تیمورتاش فرمودند بیایند و اشاره به سه سال گذشته بکنند (تیمورتاش: عرض می‌کنم اصولاً حقیقت دارد یا نه) اجازه بفرمایید بیایند و اشاره به گذشته بکنند و بگویند که در 3 سال گذشته‏ ما نتوانسته‌ایم یک سر سوزن از صنایع نفت‌مان استفاده نماییم، منکر این حقیقت نمی‌شوم و هیچ کس هم نمی‌تواند منکر این حقیقت بشود آقاى تیمورتاش که ما در سه سال گذشته نتوانسته‌ایم جز به مقدار جزیى نفت صادر کنیم (تیمورتاش: آتش به جان شمع فتد که این بنا نهاد) اما چرا نتوانسته‌ایم من هم می‌گویم. آتش به جان شمع بتد که این بنا نهاد و آن شخصى که این بنا را نهاده است دولت مقتدر و زورگو و غارتگر دنیاست و آن هم دولت انگلستان است و الا ما به انگلستان چه گفتیم؟ ما می‌خواستیم که حکومت انگلستان را در دنیا ساقط کنیم، ملت ایران می‌گفت مستعمراتت را به ما بده، ملت ایران می‌گفت 50 سال به ما ظلم و تعدى کردى ثروت ما را غارت کردى، در حکومت ما دخالت کردى، مال ما را بردى بس است ملت ایران چیز دیگرى نگفته بود. ملت ایران براى این که آنها نتوانند به ما اعتراض بکنند قبول کرده بود که غرامت هم بدهد و حاضر هم بود که غرامت را بپردازد به دلیل همان قانونى که خود آقایان قبول کردید براى این که ملت ایران نمی‌خواست ناحق بگوید، نمی‌خواست که در دنیا بگویند او مال مردم را مصادره کرده چون نخواستیم مال کسى را مصادره کنیم دلیلش هم این بود و دلیل دیگرى نداشت مگر ندیدید وقتى که یک کسى می‌آمد مقدار جزیى نفت از ما می‌خرید همین طور مرتب در دنیا او را تعقیب می‌کردند و به دادگاه‌ها می‌کشانیدند، مگر دادگاه‌هاى دنیا ما را در فروش نفت خودمان به حق نمی‌دانسته‌اند و می‌گفتند که این نفت مال ملت ایران است یک مطلبى که به نظرم رسید و خوب است که آن را تذکر بدهم این است که بنده می‌بینم در ایرادهایى که به گذشته می‌شود البته من موافق گذشته آنچه که متعلق به مردم است هستم و به آن وفادارم و آنچه که متعلق به اشخاص است و در آن نظریات و اغراض شخصى به کار رفته با آن جنگیده‌ایم (تیمورتاش- خدا عمرت بدهد ما هم همین را می‌گفتیم) یکى از ایراداتى که به گذشته می‌گیرند این است که می‌گویند، موقعى که نفت ملى شد و کشتی‌هاى شرکت سابق می‌خواستند از ایران نفت ببرند مصدق‌السلطنه گفته بود که باید یک رسیدى بدهید و در قبال این رسید هر مقدارى که می‌خواهید نفت ببرید مانعى ندارد در مقابل این مطلب انگلستان یا شرکت سابق گفته بود رسید خواهیم داد به شرط این کلمه با حفظ حقوق طرفین باشد این مطلب را یک عده‌اى گرفته‌اند و به استناد این که مصدق بد کرد که این رسید را نگرفت روى این عمل به او می‌تازند و به او حمله می‌کنند، من وکیل مدافع مصدق نیستم ولى از حقوق مردم دفاع می‌کنم و می‌گویم آقایان نمایندگان محترم آن روز دکتر مصدق بعد از ملى شدن صنعت نفت حق نداشت چنین موافقتى را بکند براى این که آن نفتى که از ایران خارج می‌شد چون ملى شده بود انگلستان دیگر حقى نسبت به آن نداشت که مصدق‌السلطنه چنین شرطى را قبول کند در زیر رسید آنها بنویسد با حفظ حقوق طرفین انگلستان مگر در نفت ملى شده ایران چه حقى داشت که بگوید این رسید و این امضا را این گونه می‌خواهم بدهم بلى اگر انگلستان ادعا می‌کرد که تکلیف غرامت ما چه می‌شود قانون ایران در مقابل بود که طبق آن قانون دولت ایران قبول کرد و گفت اگر شما خسارت و غرامتى داردى ما می‌پردازیم و الا در نفت ملى شده ایران حقى نداشت که مصدق‌السلطنه آن را قبول کند، این کلمه با حفظ حقوق طرفین دیگر معنى نداشت و شرکت سابق حقى نداشت بنابراین دولت در مورد تبلیغى که درباره عمل خودش کرده است و خواسته است بگوید که ما چون بازار نداشتیم و چون تمام راه‌هاى تجارتى در اختیار کارتل‌هاست چون بازار فروش در اختیار آنها است بنابراین روى جهات عالیه سیاسى آنها آمدند و با ما می‌خواهند قرارداد ببندند و از ما نفت بخرند. بنده عرض می‌کنم اولاً همین آمدن آنها و مراعات تمام نکات و دقایق از طرف آنها و ایجاد قید و بند کردن که به مراتب این قرارداد بدتر از قرارداد 1933 است به خصوص دلیل بر احتیاج دنیا به نفت ما است که هم از نظر جنس به مراتب بهتر و هم از نظر هزینه استخراج به مراتب کمتر از نفت‌ سایر نقاط خاورمیانه است. من بارها دیده‌ام که جناب آقاى دکتر امینى در خلال فرمایشات خودشان می‌فرمایند طرف ما یک عده مردم بازرگانند و تاجرند و تاجر هم جز مبناى تجارت و حساب دخل و خرج به چیز دیگرى فکر نمی‌کند این مطلب صحیح است چون طرف‌هاى ما آنهایى‏ که آمده‌اند نفت ما را بخرند و اکتشاف و استخراج هم به عهده آنها شده چون مردم تاجرى هستند چون می‌دانند که نفت ایران بهتر است و نفت ایران کمتر هزینه دارد و استخراج و اکتشاف آن با هزینه کمى انجام می‌شود به علاوه یک تصفیه‌خانه بزرگ و آماده به کار موجودى است از بابت تصفیه هم چیزى به ما نمی‌دهند یعنى آن اصل 50 درصد در مورد تصفیه کان لم یکن است لذا آمده‌اند و با ما معامله کرده و احتیاج هم دارند، در کمیسیون نفت که بودم وقتى که بحث بود راجع به ماده 20 و و 21 براى تولید یکى از آقایان مشاورین دولت یادم نیست گویا آقاى مهندس نفیسى بود وقتى که سؤال کردم چه طور شده در این دو ماده میزان حداقل تولید معین نشده و تکلیفش معلوم نشده و بعد از سه سال مطلب را مبهم و گنگ گذاشته‌اند ایشان از طرف دولت براى این که آقایان اعضاى کمیسیون نفت را قانع بکنند فرمودند که دنیا چون از نظر صنعتى روزبه هروز جلو می‌رود احتیاج دنیا به نفت زیادتر می‌شود و چون احتیاج دنیا به نفت زیادتر می‌شود توسعه صنعت نفت هم زیادتر خواهد شد بنابراین جمع استخراج و تولید به همین نسبت زیادتر می‌شود توسعه صنعت نفت هم زیادتر خواهد شد بنابراین جمع استخراج و تولید به همین نسبت زیادتر می‌شود و چون استخراج و تولید زیادتر خواهد شد مسلم است که تولید ایران هم به همان مقدارى که بعد از سال سوم تعیین شده نخواهد ماند و به طرف جلو خواهد رفت همین بیان همین استدلال، همین منطق یک مدافع این قرارداد دلیل بر این است که نفت ما مورد احتیاج دنیاست دلیل بر این است که دنیا به نفت ما احتیاج دارد دلیل بر این است که بدون این نفت نمی‌توانند زندگى کنند نمی‌خواهم بگویم اگر نفت ایران نباشد تمام صنایع دنیا می‌خوابد نه بنده این عرض را نمی‌کنم (عبدالصاحب صفایی: استخراج را در آن قسمت‌هاى خودشان بالا بردند) اجازه بفرمایید همان قسمت‌هایى که استخراج را زیاد کردند وقتى مقایسه می‌کنیم از نظر هزینه با استخراجى که در معادن نفتى ما می‌شود و در مملکت ما می‌شود چون اینجا صرفه‌دارتر است چون اینجا خرج کمتر است، چون مزد کارگر کمتر است، چون مردم قانع‌ترند چون اینجا خواربار به حد وفور پیدا می‌شود هزاران شرایط مساعد دیگرى اینجا هست بنابراین بیانى که آقاى دکر امینى اینجا می‌فرمایند که آنها تاجرند و از روى حساب دقیق تجارت حساب می‌کنند آنها می‌گویند بنابراین باید برویم آنجایى به هره‌بردارى کنیم آنجایى نفت تهیه کنیم براى فروش و عرضه از نظر هزینه اولیه بهتر است براى ما خرج کمتر از همه جاهاى دیگرى داشته باشد یک مطلب دیگرى هم عرض می‌کنم در مورد خود قرارداد (دکتر بینا: کم لطفى کردید آقاى قنات‌آبادى) نفهمیدم جناب آقاى دکتر بینا.

رئیس- آقاى دکتر بینا شما چرا می‌روید و صحبت می‌کنید آقاى قنات‌آبادى شما هم صحبت‌تان را بفرمایید.

قنات‌آبادى- آقاى دکتر مرقوم بفرمایید بنده جبران می‌کنم.

رئیس- بفرمایید آقا.

قنات‌آبادى- آقایانى که از قرارداد دفاع می‌کنند می‌فرمایند مخالفین به این قرارداد چند دسته‌اند اولاً عرض می‌کنم که شأن اکثریت، یعنى شأن قوى این نیست که نسبت به ضعیف اهانت کند و فحش بدهد تهمت بزند و بد بگوید (یکى از نمایندگان- ضعیف کیست شما که ضعیف نیستید.) توجه بفرمایید بنده چى عرض می‌کنم بنده یک اصل کلى می‌گویم، عرض می‌کنم شأن قوى و شأن اکثریت اقتضا نمی‌کند که نسبت به ضعیف و اقلیت اهانت کند، تهمت بزند و فشار بیاورد و اختناق به وجود بیاورد (صحیح است) (میراشرافى- آقا اکثریت دکتر مصدق اقلیت ار از مجلس بیرون می‌کرد) بسیار کار بدى بود بنده عرض می‌کنم آقایانى که از قرارداد دفاع می‌کنند آنها می‌‌گویند که مخالفین قرارداد چند دسته‌اند یک دسته از آنها کمونیست‌ها هستند (دکتر بینا- راست است) یک دسته مصدقى هستند (دکتر بینا- این هم راست است) یک دسته کسب وجاهت کن هستند (دکتر بینا- نشد) یک دسته هم انگلیس‌ها هستند (دکتر بینا- این هم راست است) و جناب آقاى دکتر بینا دوست عزیز ما که این چند شب در خدمت‌شان خیلى خوش بودیم (خنده نمایندگان) اینجا یک صحبتى کردند البته آن موقعى که اینجا نطق می‌کردند بنده نبودم ولى بعد که رادیو تهران نطق می‌کردند بنده نبودم ولى بعد که رادیو تهران نطق ایشان را منتشر می‌کرد شنیدم که گفته‌اند یک دسته هم چغاله مصدقی‌ها از قول آقاى دکتر شفق می‌فرمایند ببینیم آقایان معتقدید که مخالفین قرارداد منحصر به اینهاست؟

+++

(عبدالصاحب صفایی- نه یک دسته هم مثل شما) واقعاً بى‌انصافى است واقعاً بی‌رحمى است از طرف اکثریت (دکتر بینا- راجع به وکلا صحبت نکردم خارج از مجلس بد) چه شده است آن آقایانى که موافق این قرارداد هستند وطن‌پرستند و آن دسته‌اى که مخالف این قراردادند چهار دسته‌اند یک دسته‌شان انگلیس‌ها هستند و یک دسته‌شان هم کمونیست‌هایند و یک دسته‌شان هم مصدقی‌ها و یک دسته‌شان هم به قول آقا چغله مصدقی‌ها یا به قول آقایى که اسم مبارک‌شان یادم رفت کسب وجاهت کن‌ها (دکتر بینا- و کلاً را نگفتم) پس ما مستثنى هستیم از این دسته‌بندی‌ها؟ (دکتر بینا- صددرصد) متشکرم (عبدالصاحب صفایی- تا نوع مستثنى چه باشد) البته من با یک قسمت از عقاید آقایان موافقم بنده معتقدم که کمونیست‌ها نه در مملکت ما در همه کشورها چون هدفى که آنها دارند یعنى اسارت ملت‌ها به نفع مسکو (صحیح است) راهى جز این که ایجاد اخلال بکنند، اوضاع عمومى مردم را به هم بزنند، مردم را به طرف فقر و بدبختى و برهنگى و گرسنگى سوق بدهند، راهى جز این ندارند و همه جا با هر نقشه‌اى مبارزه می‌کنند یا هر عمل اقتصادى صحیحى مبارزه می‌کنند لذا شما می‌بینید که بعد از جنگ گذشته در اکثر نقاط هر جا که خرابکارى شده، آتش سوزى شده اکثراً دست کمونیست‌ها در کار بوده است (صحیح ست) اما آقایان محترم چون یک دسته‌اى در دنیا داراى یک همچو فکر بدى هستند این مناط نمی‌شود که اگر یک عده‌اى علاقمند به وطن و نهضت‌شان بودند آنها را هم در ردیف اینها قرار بدهید، علاوه، چیزى که من هر چه به معزم فشار آوردم این را نفهمیدم که چرا انگلیس‌ها با این قرارداد مخالفند اگر همه علل و جهات را فهمیده باشم، به قول شما کمونیست‌ها و مصدقی‌ها را هم فهمیدم که چرا مخالفند کسب وجاهت کن‌ها یا عوامفریب‌ را هم فهمیدم که چرا مخالفند اما انگلیس‌ها را نفهمیدم چرا با این قرارداد مخالفند؟ (عبدالصاحب صفایی- براى این که صددرصد آنها شده چهل درصد) (دکتر بینا- شریک ملک نمی‌خواهند) اولاً صددرصدشان جناب آقاى صفایی چهل درصد نشده 54 درصد شده به علاوه ششصد میلیون دلار هم سرقفلى گرفته‌اند حالا به همان نسبتى که صددرصد شده 54 در حدود تمام مخارجى هم که می‌کردند یک قسمت هم در حدود ماهى 30 میلیون لیره می‌دادند براى دادن خرج و پرسنل و حالا معاف شدند (عبدالصاحب صفایی- زیردریایی‌ها مجانى نفت می‌بردند) حالا هم همان طور می‌شود در هر حال ضررى نکرده آن شما هم نفرمایید که ضرر کرده‌اند خودشان هم اگر ضرر می‌کردند نمی‌آمدند ببرند، منفعت هم اگر کرده‌اند پدر منفعت کرده‌اند (دکتر بینا: پدر منفعت را دیگر نفهمیدیم) آقایان نمایندگان محترم استحضار دارند که ابتدایى که موضوع نفت مطرح شد در مملکت ما، بنده اقرار می‌کنم که اطلاعات فنى ندارم و گمان هم نمی‌کنم که آقایانى که موافق این مطلب صحبت کردند اطلاعات فنی‌شان زیادتر از بنده باشد یعنى بنده و آقاى دکتر بینا دوتایی‌مان نمی‌دانیم که اصلاً نفت را چه جورى تصفیه می‌کنند، آقاى دکتر امینى وزیر دارایی هم نمی‌دانند و یا ما نمی‌دانیم که اجزا و مواد نفت خام چیست ایشان هم نمی‌دانند یا نمی‌دانیم که تصفیه‌خانه را چه جورى می‌سازند، آقاى دکتر امینى هم نمی‌دانند امورات صنعتى نفت را هیچ کدام اطلاع نداریم ولى اگر آقاى دکتر امینى بعداً اطلاعات‌شان در این قسمت زیاد شده این را بنده نمی‌دانم اما اجمالاً من این را می‌دانم چون بنده به وسیله جراید مرکز خواهش کردم از هموطنان خودم، اول این را بگویم که وقتى من یک مطلبى را نمی‌دانم براى بنده هیچ عارى نیست که بروم بپرسم سؤال کنم چون قدر مسلم این است که براى اقناع وجدان خودم هم که شده است در مطالبى که خودم مسئولیتى دارم باید بروم بحث و غور کنم و بدون فحص و بحث نظریه‌اى نمی‌دهم چون از ابتدایى که وارد جریان سیاست شدم و وارد زندگى اجتماعى شدم سعى کردم در سیاست هیچ وقت تقلید از کسى نکنم و مقلد در سیاست از کسى نباشم بنابراین خواهش کردم استدعا کردم که هر کس به سهم خودش اطلاعاتى که دارد در این زمینه به بنده بدهد و مخصوصاً چون دولت اصرار داشت که این قرارداد از همه قراردادهاى خاورمیانه و ممالک دیگر بسیار بسیار بهتر است و از قراردادهاى گذشته و 1933 هم بسیار بسیار بهتر است من سعى می‌کردم در این زمینه به خصوص یک اطلاعات جامعى به دست بیاورم مقایسه‌اى بین این قراردادى که دولت به مجلس داده و قرارداد گذشته بشود از نظر روشنى ذهن خودم و روشنى ذهن هموطنانم و اگر آقایان هم اطلاعات بیشترى داشته باشند در اختیارم بگذارند و چون آن اطلاعات مطالبى بود که مغزم گنجایش آن را نداشت این است که مجبور بودم اینها را بیاورم روى کاغذ 20 صفحه بیشتر نیست این را قرائت می‌کنم و با اجازه آقایان به عرایض خودم بعد از مؤخره‌اى خاتمه می‌دهم. حال یک نظرى کلى نسبت به قرارداد فعلى و نتایج آن.

1- الف: در قرارداد 1932 حوزه امتیازى 100000 میل مربع بوده است.

ب: در قراردادى که تقدیم مجلس شده است حوزه امتیاز جدید 300000 میل مربع است.

2- الف: در قرارداد 1933 حق ایران براساس 20 درصد از منابع حاصله از جمیع عملیات شرکت اعم از استخراج و تصفیه و فروش و حمل و نقل و توزیع و همچنین مقدارى حق‌الامتیاز و مالیات تضمین شده به طلا بوده است.

ب: در قرارداد فعلى حق ایران از بابت مالیات و حق‌الامتیاز و سود هم روی هم رفته مساوى 50 درصد سودخالص فروش نفت خام به خریداران عضو کنسرسیوم است لکن خریدارانى که نفت خام ما را به قیمت‌هایى که خودشان اعلام خواهند داشت خریدارى خواهند نمود و البته ما از منافع تصفیه و فروش و غیره محروم خواهیم بود و حال آن که منافع حاصله از نفت تصفیه شده با توجه به قیمت بندى فعلى نفت خام در حدود سه برابر عایدات ما طبق قرارداد فعلى و بر اساس 50 درصد منافع می‌باشد یک نکته را بنده در اینجا قبلاً به آقایان تذکر بدهم در این قرارداد وقتى صحبت قیمت توى کار می‌آید آن قیمتى است که در ساحل یا آنجایى که نفت را به کشتى می‌دهند به اصطلاح این قرارداد فوت نفت آن قیمتى است که شرکت‌های بازرگانى مشابه نفت را از همان جنس و از همان نوع اعلام می‌کنند مثلاً فرض بفرمایید که شرکت بازرگانى کویت اعلام کند که یک تن نفت خامى که از نظر جنس هم مشابه نفت ایران است 6 دلار است یک شرکت دیگر هم این قیمت را اعلام می‌کند بنابراین قیمت نفت ما هم در ساحل یعنى آنجایی که تحویل کشتى می‌دهند همان مبلغى می‌شود که این شرکت‌های مشابه روى این نفت مشابه می‌گذارند. و خود آقایان محترم هم این مطلب را می‌دانند که تمام امتیازها و حوزه‌هاى نفتى خلیج‌فارس در اختیار این کنسرسیوم و یا اعضاى این کنسرسیوم می‌باشد بنابراین حق دارند که نفت خوزستان را هر مقدارى که می‌خواهند قیمت کنند و بالنتیجه تأثیر در میزان نفت مملکت ما می‌نماید و بالنتیجه میزان درآمد ما بالا یا پایین می‌رود یعنى شرکت مشابه اگر یک تن نفت را فرض کنید ده لیره قیمت کنند مشابهش در مملکت ما هم یک تن نفت ده لیره قیمت پیدا می‌کند و اگر یک تن نفت را سه لیره قیمت کنند قیمت نفت ما هم مشابه آن تنى سه لیره تعیین می‌شود پس بنابراین میزان درآمد به نسبت 50 در 50 بستگى دارد به آن قیمتى که در خلیج‌فارس تعیین می‌شود و این قیمت را چه اشخاصى تعیین می‌کنند؟ همین کمپانی‌هایى که تمام حوزه‌هاى نفتى خلیج‌فارس در اختیار آنهاست البته راجع به نفت تصفیه شده مطابق این قرارداد کنسرسیوم تضمین نکرده است که چه مقدار نفت تصفیه می‌کند و اساساً تضمین نکرده که نفت تصفیه کند و آن مقدار و آن رقم‌هایى هم که در قرارداد هست که از سال اول چه مقدار و سال دوم چه مقدار یک کلمه و قید راجع به تصفیه در این ماده گنجانیده نشده است یعنى آنها ضمانتى ندارند که نفت تصفیه بکنند یا نکنند و بالنتیجه این دستگاه عظیم تصفیه نفت آبادان آهسته آهسته در اثر این که کارى از آن نمی‌خواهند به مرور ایام فلج می‌شود و ما هم باید قیمتش را در ظرف ده سال مستهلک کنیم و عاقبت هم چیزى در دست‌مان نباشد. حالا با اجازه آقایان قسمتى را که نوشته‌ام می‌خوانم.

3- الف: بر اساس قرارداد 1933 تغییر قیمت نفت خام اثر زیادى در میزان عواید ایران از نفت خود به صورت حق‌الامتیاز و مالیات و سود بازرگانى نداشت.

ب: بر اساس قرارداد فعلى چون سهم ما فقط 50 درصد منافع حاصله از نفت خام است و در دوره‌هاى بحران اقتصادى هم میزان استخراج و هم قیمت نفت هر دو تنزل خواهند نمود. تغییرات عواید ایران از سالى به سال دیگر به مراتب زیادتر و سنگین‌تر شده و ثبات اقتصادى این کشور کاملاً از بین برده شده است.

4- الف: در قرارداد 1933 آخر عمر قرارداد سال 1992 بوده است.

ب: در قرارداد فعلى آخر عمر قرارداد آخر سال 1994 یعنى دو سال دیرتر خواهد بود.

5- الف: در قرارداد 1933 آخر عمر اصولاً محاکم بر حتى حکمیت در ایران و طبق قوانین ایران پیش‌بینى نشده و هر وقت شرکت بخواهد از هیئت حکمیت اجتناب کند می‌تواند اختلاف را به حکم واحد رجوع کند این راه براى او باز است.

ب: در قرارداد فعلى هم با وجود آن که مقررات حکمیت بسیار مفصل است باز هم اگر میل طرف‌هاى ما باشد همیشه اختلاف منجر براى لازم‌الاجراى حکم واحد خواهد شد و باز هم حکمیت اصولاً بر اساس مقررات دیگر کشورها خواهد بود.

6- الف: در قرارداد سابق سعى شده بود از توسعه صنعت نفت و اداره آن به دست افراد ایرانى جلوگیرى شود.

ب: در قرارداد فعلى هم از اداره صنعت نفت به دست ایرانى جلوگیرى شده و مقرراتى پیش‌بینى شده است که مردم ایران به هیچ وجه نخواهند توانست است صنایعى که در مبناى مواد اولیه نفتى باشد در ایران ایجاد کند مگر این که کنسرسیوم آن را قابل توجه نداند. و گر نه با استفاده از معافیت‌هاى گمرکى و محدودیت‌هاى مالیاتى همیشه شرکت‌های مشابه ایرانى را خرد کرده از بین خواهند برد.

البته همه آقایان محترم این قرارداد را مطالعه فرموده‌اند وقتى که کارهاى شرکت نفت در آنجا قسمت شده عیناً مثل آن مثلى

+++

است که پدرى وقتى مرد یک وارث گردن کلفت به جا گذاشت با یک وارث ضعیف بیچاره پزوایى، این دو وارث آمدند نشستند قسمت کنند مال بابا را. گردن کلفت گفت: این گربه معومعو کن بابا از آن تو، آن قاطر چموش لگد زن از آن من. از سطح حیات تا پشت بام از آن من و از بام تا به ثریا از آن تو. این قسمتى که در این قرارداد شده عیناً همین طور است. اکتشاف و استخراج و به هره‌بردارى تمام صنایع نفتى ایران حتى لوله‌کشى مخصوص استخراج و اکتشاف مانع للغیر براى دو شرکت عام و کنسرسیوم من وقتى این وظایف ایران را می‌بینم درست می‌بینم این عین آن قسمت گردن است وظایف ایران عبارت است از راه‌سازى، خانه‌سازى، سیم بانى، نظافت و بهداشت و امور اجتماعى، که این امور اجتماعى را از جناب آقاى دکتر امینى خواهش می‌کنم که وقتى اینجا تشریف آوردند یک خورده‌اى براى ما توضیح بدهند که ببینیم این امور اجتماعى که شما قبول کرده‌اید چه قدر وسعت دارد که ما هم بگوییم انشاءالله شما همیشه باشید این امور اجتماعى را خودتان انجام بدهید به هر صورت این است و این دولت مدعى است که این قرارداد در چهار دیوارى قرارداد ملى شدن صنعت نفت عمل شده و یک سر سوزن و یک (واو) هم از آن تخلف نشده است شرکت ملى نفت در مؤسسات نفتى هیچ کارى ندارند و جز یک کارهاى محدود پیش پا افتاده که چند تا شرکت خصوصى و معمار و به اصطلاح اشخاص آشنا و وارد می‌توانند بکنند و همه کار در اختیار آن شرکت عاملى است که قبلاً خودشان را ثبت داده‌اند و الان هم افراد و اعضای‌شان بدون این که قرارداد تصویب شده باشد مشغول عمل هستند و یک مطلبى که بنده اینجا حالا خاطرم آمد و تذکر می‌دهم و خواهش می‌کنم که جناب آقاى دکتر امینى اینجا براى ما روشن بفرمایند که ما بفهمیم این است. البته آقایان می‌دانند که این دو شرکت عامل بر اساس قوانین هلند به ثبت رسیده ببخشید بر اساس قوانین هلند تشکیل شده اما در ایران به ثبت رسیده. حالا خواهش می‌کنم که جناب آقاى دکتر امینى این مطلب را براى ما روشن کنند که این دو شرکت عامل که بر اساس قوانین هلند تشکیل شده و اینجا به ثبت رسیده، اگر تضادى بین قوانین مملکتى ما و قوانین کشور هلند پیش آمد کدام یک از این قوانین درباره شرکت مجرى است یعنى این دو شرکت عامل تسلیم قوانین مملکتى ما هستند یا نیستند و مدعى هستند که ما چون بر اساس قوانین هلند تشکیل شده‌ایم و طبق این قرارداد ماده 46 یا 35 است نمی‌دانم بعد عرض می‌کنم که کدام ماده است که اگر در کشورهاى متبوعه این کنسرسیوم قانون و تصویب‌نامه‌اى صادر شود که آن قانون و تصویب‌نامه اعضاى کنسرسیوم را از عمل به تعهدات خودش باز بدارد اعضاى کنسرسیوم قصورى نکرده‌اند، گناهى نکرده‌اند یعنى اعضاى کنسرسیوم می‌توانند اگر یک قانونى در کشور هلند یا آمریکا یا انگلستان یا فرانسه گذشت که هیچ شرکتى که وابسته به این ملیت است حق ندارد که در معاملاتش با ملل دیگر سود و منفعت را 50 و 50 تقسیم کند اگر یک چنین تصمیمى در کشورهاى دیگر گرفتند مطابق این قرارداد (مهندس جفرودى- ماده 47 است) بله الان عرض می‌کنم جز ب ماده 47 است که می‌گوید بدون این که این جز تأثیرى در مقررات جز (ب) ماده 41 این قرارداد داشته باشد آقایان خوب می‌دانند که جز ب ماده 41 این است که دولت ایران و قوه مقننه ایران به هیچ وجه نمی‌توانند در آینده قانونى بگذارند که آن قانون مقررات این قرارداد را لغو کند اولاً مجلس ایران اساساً حق تصویب چنین قانونى را ندارد براى این که ما اولاً وکیلیم از طرف موکلین‌مان براى این دو ساله بعد در دوره‌هاى آینده وکلاى دیگرى در این مجلس خواهند آمد و آنها هستند که باید نظریات‏ موکلین خودشان را انجام بدهند و اجرا بنمایند ما پیش‌پیش نمی‌توانیم براى مجلس یعنى قوه مقننه تکلیف تعیین کنیم ممکن است همان طور که سیره پارلمان‌ها است ما قانونى بگذرانیم براى وضع فعلى اما هیچ مجلسى نمی‌تواند براى قوه مقننه در آینده تکلیف تعیین کند بنابراین جز ب ماده 41 از اصل لغو است. حالا ما به این مطلب کارى نداریم این جز ب ماده 47 می‌گوید بدون این که این جز تأثیرى در مقررات بند ب ماده 41 این قرارداد داشته باشد یعنى چه؟ یعنى دولت ایران را از حساب جز ب ماده 47 خارج می‌کند می‌گوید تکلیف او را که در ماده 41 تعیین کردم و تو حق ندارى که در آینده قانونى بگذرانى که این قرارداد لغو شود اما ما که طرف تو هستیم اگر در مملکت ما یک قانونى گذشت تصویب‌نامه‌اى گذشت که ما ملزم به اجراى آن قانون و تصویب‌نامه بودیم و قبول کردن آن قوانین و تصویب‌نامه دولت متبوعه ما را از عملکرد به تعهدات‌مان در ایران بر طبق این قرارداد بازداشت قصورى نکرده‌ایم تقصیرى نکرده‌ایم گناهى ندارد اشکالى ندارد یعنى آنها می‌توانند به استناد قوانین و مقررات مملکتى خودشان زیر این قرارداد بزنند اما ما مجالس آینده را هم ملزم می‌کنیم که حق ندارند قانونى برخلاف این قرارداد تنظیم و تصویب کنند.

7- الف: در قرارداد 1933 سعى شده است که ایران نتواند نفت خود را به کشورهاى همجوار صادر نماید و بازارى در کشورهاى هم کیش و دوست براى فروش نفت خود ایجاد نماید.

ب: در قرارداد فعلى هم با نهایت مهارت مقرراتى پیش‌بینى گردیده است که نفت بتواند توسط اعضا کنسرسیوم از هر نقطه کشور ما صادر شود ولى ایرانى حق ندارد نفت داخل ایران را براى تأمین مشترى در کشورهاى هم‌جوار صادر نماید و در هر حال شرایط امکان صدور نوعى است که نفت صادر شده توسط شرکت ملى نفت ایران گران‌تر از نفت صادراتى کنسرسیوم و اعضاى آن تمام شود و بنابراین صدور نفت توسط ایران غیر مقدور و یا محدود به اقلام بسیار کوچکى باشد که جنبه تجارتى مهم و تهیه بازار نتواند پیدا کند.

8- الف: در قرارداد 1933 شرکت براى کلیه واردات خود هیچ قید و شرط و محدودیتى نداشت و حتى از معافیت‌هاى پیش‌بینى در قرارداد سوءاستفاده هم می‌نمود.

ب: در قرارداد فعلى هم قرارداد نوعى پیش‌بینى شده است که شرکت‌های عامل و شرکت‌های بازرگانى بتوانند هر چه را لازم براى خود تشخیص می‌دهند اعم از ماشین‌آلات وادویه و ابزار کار و خوراک و پوشاک و مصالح از خارج وارد کنند و فقط قید آنها این است که جنس مشابه آن در ایران و با مشخصات مشابه نتواند ارزان‌تر تمام شود و همه کشدار بودن این شرط را می‌دانند و نتیجه این که کنسرسیوم به بهانه مشخصات عالی‌تر و یا قیمت ارزان‌تر همیشه خواهد توانست حتى اجناس مشابه آنچه در ایران تهیه می‌شود از خارج وارد نماید.

9- الف: در قرارداد 1933 تسهیلات و استثناهاى خاصى براى کارمندان و کارشناسان خارجى شرکت پیش‌بینى شده بود که طبق آن شرایط این افراد می‌توانسته‌اند به هر کجا که مایل باشند آزادانه رفت و آمد نمایند.

ب: در قرارداد فعلى نیز مقرراتى لااقل به همان وسعت براى رفت و آمد کارمندان کنسرسیوم در سراسر ایران پیش‌بینى شده است و البته این مسافرت‌ها در حوزه امتیازى که مساحت آن سه برابر شده است و شامل حساس‌ترین و مهمترین نقاط مرزى ایران است به کلى آزاد و خارج از هر قید بوده و فقط خواستن کنسرسیوم شرط است و همه کارمندان دولتى هم بایستى مساعدت و تسهیلات لازم را به عمل آورند.

بنده لازم می‌دانم باز یک نکته‌اى را راجع به قرارداد تذکر بدهم البته اگر آقایان موافقت بفرمایند این بیست صفحه‌اى که نوشته شده بدهم به تندنویسى و در صورت جلسه درج شود بنده از خواندنش صرف‌نظر می‌کنم اما اگر موافقت نفرمایند بنده مجبورم که بخوانم (عده‌اى از نمایندگان- موافقیم اشکالى ندارد).

رئیس- با موافقت مجلس می‌گذاریم در صورت جلسه.

نورالدین امامى- همه موافقند مقام ریاست هم موافقت فرمودند.

قنات‌آبادى- پس بنابراین این بیست صفحه است که دنباله نطق و نظریاتم را می‌گذارم براى این که در صورت جلسه وارد شود (صحیح است). چون احساس می‌کنم که آقایان کسل می‌شوند و حوصله زیادى براى شنیدن این گونه مقایسه‌ها و مطالب را ندارند (عمیدى نورى: این طور نیست) آقاى عمیدى نورى حالا مجلس هم موافقت کرده است که توى صورت مجلس وارد شود (عمیدى نورى: شما نمی‌توانید بخوانید و الا بخوانید) لجبازى کار شیطان است (عمیدى نورى: نوشته‌اند و به شما داده‌اند که نمی‌توانید بخوانید) (زنگ رئیس)

(نورالدین امامى: مقام ریاست تصویب کردند آقاى قنات‌آبادى شما امر ریاست را اجرا کنید) تا آقاى عمیدى نورى رسماً معذرت نخواهند نمی‌کنم ما در آینده خواهیم دید که به کى می‌نویسند و دستش می‌دهند آقاى عمیدى نورى ما در تمام مدتى که شما نطق می‌کرده‌اید دیدیم که از روى نوشته می‌خواندید (عمیدى نورى- خودم می‌نوشتم) روزنامه شما را هم کس دیگر اداره می‌کند شما فقط یک کار می‌توانید بکنید و آن هم این است که می‌توانید دفترچه مالکیت روی هم بگذارید (عمیدى نورى: آن هم مطابق دین اسلامى است که خودت معتقدى) اسلام غارت را نمی‌گوید.

رئیس- آقاى عمیدى نورى به شما تذکر می‌دهم به شما چه ایشان می‌توانند بخوانند یا نمی‌توانند بخوانند.

عمیدى نورى- تا مطلبى در مجلس خوانده نشود چه طور می‌تواند در صورت جلسه قید بشود این برخلاف آیین‌نامه است این برخلاف قانون اساسى است.

رئیس- خود مجلس موافقت کرده. شما همان وقت باید بگویید که مخالفم.

عمیدى نورى- مجلس جایى است که باید مذاکرات را مردم بشنوند این برخلاف اصل قانون اساسى است این برخلاف آیین‌نامه داخلى است مذاکرات مجلس علنى است.

رئیس- آقاى قنات‌آبادى بخوانید. (یک نفر از نمایندگان: بدهید یکى از منشی‌ها بخوانند اگر جنابعالى خسته هستید)

عمیدى نورى- برخلاف قانون است. برخلاف قانون اساسى است.

رئیس- وقتى مجلس رأى بدهد قانون است ولى نمی‌خواهیم که سابقه گذاشته بشود ممکن است بدهید یکى از آقایان منشی‌ها بخوانند.

قنات‌آبادى- 10- الف: در قرارداد 1933 اصولاً امکان عملیات شرکت سابق در خارج از حوزه امتیازى پیش‌بینى نشده بود.

ب: در قرارداد فعلى کنسرسیوم می‌تواند هر گونه عملیاتى را به صورت درخواست شرکت ملى نفت و یا شرکت سهامى نفت ایران

+++

در سراسر ایران انجام دهد هر نوع پیش‌بینى می‌شود که از دستگاه شرکت‌های عامل براى اکتشاى و چاه‌زنى و وسایل استخراج و لوله‌کشى و ساختمان تصفیه‌خانه و غیره در سراسر ایران بتوان استفاده نمود و یا به عبارت دیگر با استفاده از دولت‌هاى دست نشانده عملاً حتى عملیات خارج از حوزه امتیازى از نظر عملیات مربوط به نفت یا هر عملى که بتوان به آن چسبانید به دست کنسرسیوم خواهد افتاد.

11- الف: در قرارداد 1933 اصولاً با مقررات یک شرکت و قوانین یک کشور سر و کار داشتیم.

ب: در قرارداد فعلى ایران بایستى یک دستگاه عظیم مشاوره حقوقى که فوق‌العاده پر خرج تمام می‌شود دایر کند و یا همیشه از طرف اعضاى کنسرسیوم کلاه قضایى هم با قرارداد گل و گشاد فعلى به سرش برود زیرا عملاً دولت ایران با حداقل ده شرکت مختلف که براساس قوانین کشورهاى مختلف جهان تأسیس شده‌اند سر و کار داشته و بنابراین دستگاه وسیع مشاوره حقوقى آن بایستى عملاً از قوانین اکثر کشورهاى مهم جهان اطلاعات عمیق در دست داشته باشد. اینجا همان یکى مهم بود که جناب آقاى دکتر امینى که بنده عرض کردم که این دو شرکت عامل که بر اساس قوانین هلند تشکیل شده بر طبق قوانین ما این دو شرکت به ثبت رسیده است خواهش می‌کنم یادداشت بفرمایید (فرود- شما حاشیه هم می‌روید) بله بنده حاشیه هم می‌روم.

12- الف: در قرارداد 1933 در دولت ایران که هیچ گونه شرکت نفتى دایر نکرده و هزینه سنگین یک چنین مؤسساتى را روى دوش خود نداشت هیچ کارى در زمینه صنعت نفت نه حق داشت و نه می‌توانست در سراسر حوزه امتیازى و حتى در سراسر ایران از نظر فروش نفت انجام دهد.

ب: در قرارداد فعلى دولت ایران که هم اکنون هزینه دستگاه وسیع شرکت ملى نفت ایران و شرکت سهامى نفت ایران را بر دوش دارد به هیچ وجه حق ندارد عملیات فنى نفت در سراسر حوزه امتیازى که مساحت آن سه برابر هم شده و شامل مهمترین منابع نفتى و در حدود نیمى از وسعت کشور است دست بزند و حتى پیش‌بینى شده که هر عملى را که شرکت ملى نفت ایران نخواهد انجام دهد نمی‌تواند مستقیماً تصدى آن را هر قدر هم کوچک و بى‌اهمیت باشد به عهده گیرد به محض این که با عمل اکتشاف و استخراج و لوله‌کشى و حمل نفت و تصفیه آن سر و کار داشته باشد بایستى الزاما این عملیات وسیله شرکت‌های عامل به خرج شرکت ملى نفت انجام شده و شرکت ملى نفت از این بابت هم سهمى از مخارج شرکت‌های عامل را پرداخت نماید.

13- الف: در قرارداد سابق فقط نماینده دولت ایران حق داشت کنترل میزان نفت صادر شده را به ما بدهد و تمام هزینه این عملیات به عهده شرکت بود. ب: در قرارداد فعلى شرکت که حق کنترل میزان نفت و محاسبات مربوط به هزینه‌هاى اکتشاف و استخراج و لوله‌کشى را اصولاً دارد حق مداخله در هزینه‌هاى تصفیه و بارگیرى صادراتى نفت و به خصوص نفت تصفیه شده را على‌الاصول ندارد ولى تمام بار عملیات مربوط به خانه‌سازى و وسایل بهداشت به طور کلى و نگهدارى بر اساس بودجه‌هایى که شرکت‌های عامل براى این قبیل امور تصویب می‌نمایند بر عهده شرکت محول است و معنى این پیشرفت‌ این است که تمام عدم رضایت‌ها و ناراحتی‌هاى کارگران بر عهده و مسئولیت شرکت ملى نفت و دولت ایران بود و با این عمل ماهرانه اعضاى کنسرسیوم هیچ گونه مسئولیت کارگرى بر عهده ندارند و مسلم است که موضوع‌هاى بالا یکى از عوامل بسیار مهم اصطحکاک و ناراحتى و شکایات و حکمیت‌هاى مندرج در قرارداد خواهد شد.

14- الف: در قرارداد 1933 شرکت می‌توانست در برابر حوزه امتیازى خود از سنگ و ماسه و خاک و کلیه مصالح ساختمانى مجاناً و بدون هیچ گونه تعهد استفاده کند جز پرداخت خسارت آن هم در صورتى که زیانى وارد آید.

ب: در قرارداد فعلى هم در سراسر حوزه امتیازى که وسعت آن سه برابر شده و نیمى از مساحت ایران را شامل است همین حق با وضوح بیشترى شناخته شده است و لااقل اگر این حق که خلاف اصل است وجود نداشت سالیانه ده میلیون ریال عاید مردم و مقامات دولتى از راه عوارض شن و ماسه و سنگ و خاک می‌شد و ارزى وارد کشور می‌گردید که میزان عواید و ذخیره ارزى کشور را بالا می‌برد.

15- الف: اگر در قرارداد 1933 شرکت سابق نفت متعهد بوده است که ارز خود را به قیمت رسمى به بانک ملى ایران بفروشد و از ریال آن براى انجام هزینه‌هاى کارگرى و حقوق کارمندان و مخارج کارمندان خارجى خود در ایران استفاده کند.

ب: در قرارداد فعلى کنسرسیوم لیره و یا در صورت تمایل خودشان هر ارز دیگرى را که بخواهند براى مخارج خود در ایران به مصرف رسانند پیش‌بینى شده که بر اساس بهترین نرخ‌هاى ارزهاى صادراتى یعنى به قیمت رسمى به علاوه قیمت گران‌ترین گواهینامه‌ها به بانک خواهند فروخت و البته از نظر دیگر مخارج داخلى هم که به ریال برآورد خواهد شد همان نرخ را در مساعدترین فصول مبناى تبدیل ارز قرار داده و ریال آن را در اختیار شرکت ملى نفت ایران خواهند گذارد و بنابراین هزینه ارزى بخ مقادیر فوق‌العاده زیادى تقلیل خواهد یافت و ایرانى به وضع سابق ضرر ارزى قابل ملاحظه‌اى متحمل خواهد شد مهمتر این که فروش هر ارزى اصولاً ضمن قرارداد فعلى و در صورت تمایل اعضاى کنسرسیوم پیش‌بینى شده است و مبناى معامله آن ارزها نرخ بورس لندن آن ارزها نسبت به لیره مبناى تغییر قرار خواهد گرفت و با این صورت ایران به صورت یک جنگ ارزهاى خارجى که ممکن است ارزهاى بسیار نامرغوبى نیز از نظر نیازمندی‌هاى ایران باشد درخواهد آمد و به عبارت دیگر ایران مرکز فروش ارزهایى که از نظر کنسرسیوم زائد بر احتیاجات آنها در سراسر جهان است درخواهد آمد که اصولاً وضع بسیار بد و ناپسندیده‌اى به وجود خواهد آورد.

رئیس- آقاى قنات‌آبادى تأمل کنید یک توضیحى بنده بدهم این که گفتم بدون قرائت در مجلس چاپ شود نه این که در متن صورت مجلس گذاشته شود بلکه چاپ بشود و علی‌حده بین آقایان نمایندگان توزیع بشود و هیچ مانعى ندارد که اگر موافقت مجلس باشد همین کار را بکنیم اگر شما هم موافق باشید این را چاپ کنیم و بین آقایان نمایندگان توزیع کنیم (عمیدى نورى: این صحیح است بنده هم موافقم)

قنات‌آبادى- بنده قصدم این نبود جناب آقاى رئیس بنده قصدم این بود که چون خسته شده‌ام و به علاوه براى این که معلوم شود اصرارى در این ندارم که مجلس طول بکشد و آقایان نمایندگان خیال نکنند که من مصرم به این که در جلسات متعددى صحبت بکنم و چون قطعاً هم باید این مطالب در صورت جلسات گذاشته شود. بنده البته از آن طرف هم از آیین‌نامه اطلاع داشتم که می‌شود که این مطالب علی‌حده چاپ بشود و خصوصى به آقایان نمایندگان داده شود استدعاى بنده و تذکر بنده و خواهش بنده از مقام ریاست و مجلس شوراى ملى این بود که اگر اجازه بفرمایند این بیست صفحه را الآن در حضور جنابعالى بنده بدهم به اداره تندنویسى و جزو صورت جلسه بشود براى این از مجلس کسب اجازه خواستم بکنم که مجلس اجازه بدهد چون من خسته هستم نخوانم و در صورت جلسه درج شود و الا نظر دیگرى ندارم جز این که در صورت مجلس باشد و حالا هم چون خسته هستم اجازه بفرمایید که یکى از آقایان منشی‌ها بقیه این را قرائت بکند.

رئیس- اگر بخواهیم جزو صورت مجلس بشود نمی‌شود همان طور که گفته شد ممکن است علی‌حده چاپ شود چون یک سابقه‌اى گذاشته می‌شود که آن سابقه صحیح نیست ولى ممکن است بدهیم منشى قرائت بکند و همان در صورت مجلس چاپ می‌شود این مانعى ندارد.

عمیدى نورى- اگر خوانده نشود خلاف قانون اساسى است.

تیمورتاش- معمول نیست چیزى که در مجلس گفته نشده در صورت جلسه قید شود.

(مطالب آقاى قنات‌آبادى را به قرار آتى آقاى محمدعلى مسعودى (منشى) قرائت نمودند)

16- الف: طبق قرارداد 1933 قسمت مهم عقاید ایران که از حق‌الامتیاز و مالیات تشکیل می‌شد چون تضمین شده به طلا بود اصولاً و منطقاً آن قسمت مهم قابل تبدیل به هر ارزى بود که مورد نیاز و نظر دولت ایران باشد.

ب: در قرارداد فعلى به طور اصول تمام عایدات ایران به لیره دریافت و به لیره مصرف خواهد شد و ما سخت‌تر از پیش در گروه استرلینگ وارد شده‌ایم و در هر حال حداکثر 40 درصد از عواید حاصل از نفت ظاهراً قابل تبدیل به ارزهاى محکم دیگرى که ایران خواستار آن باشد خواهد بود و از این حیث نیز وضع نامناسب‌ترى از نظر ایران پیش‌بینى شده است.

17- الف: در قرارداد 1933 هیچ گونه حتى براى ایران از نظر فروش نفت و مواد تصفیه شده پیش‌بینى نشده بود.

ب: در قرارداد جدید شرکت ملى نفت حق فروش نفت تصفیه شده در بنادرى غیر از بنادرى که در اختیار کنسرسیوم است خواهد داشت ولى چون پیش‌بینى شده که شرکت ملى نفت باید مواد نفتى خود را چندین شیلینگ گران‌تر از مواد مشابه کنسرسیوم و اعضاى آن بفروشد نتیجه این که از نظر تجارى فروش مواد تصفیه شده و سوخت کشتى که مصرف مهمى دارند براى ایران عملاً غیر میسر شده است و اثر شناسایى حق فروش مواد تصفیه شده توسط شرکت ملى نفت را از میان برده و بنابراین عملاً وضع همان وضع قرارداد 1933 یعنى عدم امکان فروش مواد تصفیه شده براى صدور و عدم امکان فروش مواد سوختى می‌باشد.

18- الف: در قرارداد 1933 قیمت نفت مصرفى داخل ایران براساس ارزان‌ترین قیمت خلیج مکزیک و خلیج رومانى با ده درصد تخفیف معین می‌شد و چون قیمت خلیج رومانى همیشه ارزان‌تر بوده قیمت فروش نفت مصرف داخلى ایران در حقیقت با تخفیف‌هایى به مراتب بیش از ده درصد قیمت‌هاى خلیج‌فارس بود.

ب: تنها اولویتى که قرارداد فعلى بر قرارداد 1933 دارد همان قیمت تمام شده نفت مصرف داخلى ایران است که موجب ارزانى سوخت و تقلیل هزینه حمل و نقل در ایران خواهد شد و این عبارت خواهد بود از قیمت تمام شده نفت خام به علاوه یک شیلینگ براى هر متر مکعب بابت هزینه تصفیه نکته‌اى که جالب توجه است که ایران اصولاً

+++

تمام مواد به دست آمده از نفت تحویلى براى تامین مصرف داخلى خود را البته به همان نسبت که از تصفیه به دست مى‌آید مصرف نخواهد کرد و معلوم نیست که مازاد پاره‌اى از محصولات تصفیه شده از مصرف داخلى ایران چه خواهد شد و تکلیف آن مواد نفتى اضافه چیست بدیهى است در این مورد هم آقاى امینى هنرى نکرده‌اند زیرا در عراق شرکت‌های صاحب امتیاز متعهدند نفت مصرفى عراق را مجاناً تحویل دولت عراق بدهند .

19- الف- در قرارداد 1933 اصولاً حق خریدارى سهام شزکت سابق در صورت انتشار سهام جدید براى دولت ایران تصریح شده است.

ب- در قرارداد فعلى اصولاً یعنى در این زمینه در میان نیست و این حق منتفى شده است .

20- الف- در قرارداد 1933 شرکت سابق نفت مجبور نبوده هیچ مقدار از ارز حاصله از فروش نفت ایران را به پول ایران تبدیل کند.

ب- در قرارداد فعلى همین وضعیت وجود دارد و حال آن که در کشورى مثل ونزوئلا شرکت‌ها نمى‌توانند 80 درصد ارز حاصله از کشور خارج کنند

21- الف- در قرارداد 1933 موضوع حق استفاده از آ ب متعلق به غیر یا آب‌هاى زراعتى پیش‌بینى نشده است.

ب- در قرارداد فعلى حق استفاده از آب و خرید آن پیش‌بینى گردیده است.

22- الف- در قرارداد 19333 شرکت سابق متعهد بوده که حداکثر صرفه‌جویى را مراعات کند و البته همیشه گازها را به باد هوا داده و آنچه را که خود مجتنا مصرف نکرده سوزانده است

ب- در قرارداد فعلى قیمت گازها اصولاً همان قیمت حمل و نقل و در صورت اقتضا هزینه تولید آن مى‌باشد و عایدى ناچیز براى دولت ایران ولى باز هم تعهدى در مصرف کامل گازها پیش‌بینى شده است.

23- الف- طبق قرارداد 1933 کمپانى عبارت بوده است از شرکت سابق به علاوه تملم شرکت‌های فرعى و وابسته آنها

ب- در قرارداد فعلى عیناً همین پیش‌بینى شده منت‌ها براى شرکت‌های فرعى وابسته حقوق خاصى هم تصریح شده است.

24- الف- در قرارداد 19333 حق لوله‌کشى به صورت مانع للغیر نیست و تصریح در این امر دارد و علاوه تمام سواحل فارس و کرمان و بلوچستان از حوزه امتیازى خارج و هر عملى در آن براى ایران آزاد بوده است.

ب- در قرارداد فعلى تمام سواحل جنوبى ایران جز حوزه امتیازى رفته و لوله‌کشى هم از عملیات مانع الغیر است و فقط شرکت ملى نفت مى‌تواند از کمپانى تقاضا کند که به خرج او لوله‌کشى شده ولى به شرط آن که اداره و به هره‌بردارى از آن را به شرکت‌هاى عامل واگذار و خرج آن را طبق میزانى که شرکت عامل مزبور تعیین خواهد نمود بپردازد.

25- الف- در قرارداد 1933 تا 5 سال اول شرکت براى انتخاب 100000 میل مربع خود حق اکتشاف در حوزه امتیازى سابق خود را داشته و به هر حال پس از 5 سال حق او محدود به یک صد هزار میل مربع می‌شده که سواحل کرمان و بلوچستان و سواحل شرقى فارس از آن خارج بوده است.

ب- در قرارداد فعلى تا 25 سال دیگر حوزه امتیازى 300000 میل مربع باقى خواهد ماند و بعد از آن براى 5 سال تمدید اول 240000 میل مربع خواهد بود و بنابراین حتى در 5 سال آخر حوزه امتیازى یک برابر و نیم حوزه امتیازى شرکت سابق خواهد بود و علاوه تمام سواحل ایران پیوسته جز حوزه امتیازى باقى خواهد ماند و البته منظور اصلى از این امر این است که همیشه ایران و شرکت ملى نفت ایران که جز اسمى از نفت براى آن باقى نمانده نتواند بدون وساطت شرکت‌هاى عامل به دریا دست پیدا کند.

26- الف- در قرارداد 1933 اقلاً پیش‌بینى شده که اماکن مقدسه با شعاع دویست متر اطراف آن از هر گونه عملیات شرکت بایستى بر کنار بماند و اگر عملیات منجر به یافتن آثار عتیقه گردد به ایران تسلیم شده و اگر چاه‌زنى منتج به پیدایش آب شود آن چاه‌ها مجاناً تحویل دولت ایران شده.

ب- در قرارداد فعلى ابداً چنبن شرایطى پیش‌بینی نشده و بنابراین طبق قرارداد هیچ محلى استثنا نیست و در صورت میل شرکت حق غمل خواهد داشت و فقط خسارت مادى را جبران خواهد کرد و اگر آثار عتیقه و یا آبى هم پیدا شد الزامى ندارد که به دولت ایران واگذار کند.

27- الف- در قرارداد 1933 زمینى متعلق به مردم اعم از این که مورد استفاده قبلى بوده باشد یا نباشد بایستى شرکت سابق براى تحصیل حتى در آن با وساطت دولت اقدام و حقوقى به مالک زمین بپردازد و خسارات وارده به هر کس جبران خواهد شد.

ب- در قرارداد فعلى زمین‌هایى که از آنها در موقع درخواست استفاده نمى‌شود چه مال دولت و چه مال اشخاص مجانى خواهد بود و فقط براى زمین‌هایى که مورد استفاده بوده‌اند اجازه پرداخت و یا زمین به قیمت عادله معامله محلى بین خود مردم خریدارى خواهد شد.

28- الف- اگر در قرارداد 1933 کلیه هزینه‌هاى متعلق به خربد زمین از قبیل حق دلالى و حق دفتر و حق تمبر و حق ثبت و غیره و اقدامات ادارى آن به عهده و هزینه شرکت سابق بوده است‏

ب- در قرارداد فعلى هر گونه اقدام ادارى و هزینه آن و هزینه‌هاى دلالى و حق ثبت و حق محضر و غیره بر دوش شرکت ملى نفت ایران است و کنسرسیوم فقط اجاره بها و قیمت خرید را پرداخت خواهد نمود امرى که تعهدات و هزینه‌هاى سنگین و گرانى را براى شرکت ملى نفت ایجاد مى‌کند.

29- الف- در قرارداد سابق در صورت مالکیت زمین استفاده تا آخر امتیاز براى شرکت سابق مجانى بوده است.

ب- در قرارداد فعلى هم حتى پس از استهلاک قیمت زمین که زمین صددرصد متعلق به شرکت ملى نفت ایران مى‌شود باز هم استفاده تا آخر قرارداد براى شرکت‌هاى عامل مجانى است و حتى اجاره هم منظور نخواهد بود.

30- الف- در قرارداد 1933 شرکت تا آخر مدت امتیاز حق استفاده از مایملک دیگر ملک طلق شرکت ملى نفت ایران است باز هم کنسرسیوم تا آخر امتیاز مثل مایملک خویش بدون هیچ اجاره بها و یا حقى به شرکت ملى ایران از آن استفاده خواهد کرد و در تمام مدت امتیاز شرکت ملى حق کمترین دخالت و تعرضى در آنچه مایملک او شناخته شده است.

ب- در قرارداد فعلى این طور نتیجه گرفت که پس از خریدارى یا اجاره زمین که جهت عملیات صنعتى نفت مورد استفاده واقع شده حق مانع للغیر حتى براى لوله‌کشى براى شرکت ایجاد خواهد شود.

32- الف- در قرارداد 1933 کرمانشاه توسط یک شرکت فرعى سابق به هره‌بردارى مى‌شده و البته شرکت حق هر گونه استفاده‌هاى داشته است.

ب- در قرارداد فعلى با وجود آن که ایران ده میلیون لیره غرامت تأسیسات کرمانشاه و دستگاه‌هاى توزیع ایران را بایستى بدهد حوزه نفتى که نفت کرمانشاه را تأمین مى‌کند متعلق به کنسرسیوم شناخته شده و لوله‌کشى‌هاى آن نیز تا مدخل تصفیه‌خانه تحت اختیار مطلق کنسرسیوم بوده. و بنابراین از نظر تأمین نفت خام کرمانشاه هم شرکت ملى نفت ایران بایستى نفت خام خود را به قیمت خلیج فارس یا در حدود آن از شرکت عامل استخراج خریدارى نماید امرى که با توجه به گرانى عمل تصفیه در کرمانشاه و ارزان‌تر شدن نفت تحویلى در آبادان نسبت به قیمت‌هاى سابق نتیجه‌اش ضرر حتمى کرمانشاه و به هر حال صرف نکردن یا بدون عایدى عمل کردن به هره‌بردارى کرمانشاه خواهد بود و حال این که ما مبلغ زیادى بابت آن پرداخت نموده‌ایم.

33- الف- طبق قرارداد 1933 عمل توزیع مواد نفتى در ایران به عهده شرکت سابق بوده و براى توزیع نفت حق داشته است که علاوه بر قیمت نفت خام هزینه‌هاى داخلى حمل و نقل و غیره را روى قیمت کشیده و بر اساس این عمل قیمت فروش مواد نفتى در ایران تعیین و وصول شده و بنابراین مالکیت شرکت سابق در ایران از محل پرداخت‌هاى مصرف کنندگان مستهلک گردیده است.

ب- در قرارداد فعلى این اثاثیه با تصفیه‌خانه بى‌فایده کرمانشاه با وجود آن که از فروش پول نفت مستهلک شده است 10 میلیون لیره یا 250 میلیون تومان به حساب ایرن گذارده شده است‏

34- الف در قرارداد 1933 براى ایجاد راه‌آهن و بندر و خطوط و وسایل تلفونى و تلگراف و تلگراف بى‌سیم و هواپیمایى و فرودگاه مى بایستى قبلاً دولت ایران موافقت بنماید.

ب- در قرارداد فعلى نیز عین همین مقررات وجود دارد منت‌ها به جاى زور یک شرکت زور 7 شرکت دیگر آمریکا و فرانسه و هلند براى فشار به ایران افزوده شده است‏

35- الف- در قرارداد 1933 در صورت استفاده دولت براى دفاع ملى و در موقع ضرورى از وسایل حمل و نقل و ارتباطى شرکت پیش‌بینى شده که بایستى خسارت وارده جبران شود.

ب- در قرارداد فعلى جمیع وسایل حمل و نقل عادى در دست شرکت ملى است و بنابراین چنین قیدى مورد ندارد زیرا دولت از وسایل شرکت ملى استفاده خواهد نمود و بنابراین آن قسمت تحصیل حاصل است و راجع به وسایل ارتباطى تلگرافى و تلفونى و بى‌سیم و هواپیما و فرودگاه حتى حق استفاده‌اى پیش‌بینى نشده است و بنابراین دولت ایران تابع لاونعم شرکت در مواقع ضرورى خواهد بود و تازه معلوم نیست چرا وسایل ارتباطى و مخابراتى و حمل و نقل هوایى نبایستى در اختیار شرکت ملى نفت ایران طبق قرارداد فعلى باشد و حال آن که عملیات غیر صنعتى که فقط درد سر دارد بر عهده شرکت ملى نفت ایران گذارده شده است البته دلیل معلوم است براى این که ارتباطات تلفن و تلگرافى و بى‌وسیله وسیله قوى و مؤثرى براى همان سوءاستفاده‌هایى است که شرکت سابق به ضرر استقلال ایران از آن مى‌نمود البته ایران براى این دستگاه‌ها که نامحرم است و این وسایل بایستى یا به دست خارجی‌ها یا به دست ایرانى‌هایى که خود را فروخته و نوکر اجنبى شده‌اند سپرده

+++

شده خود سوءاستفاده‌ها بر ملا نگردد.

36- الف- در قرارداد 1933 اصولاً تمام حمل و نقل مواد نفتى و نقل و انتقالات اعضا شرکت به نقاط مختلف حوزه امتیازى و نقاط مختلف دیگر ایران به بهانه نیازمندى‌هاى توزیع نفت داخلى ایران با شرکت سابق و بر اساس نظر او بوده است.

ب- در قرارداد فعلى نیز حق نقل و انتقال به هر صورتى که شرکت‌هاى عامل مقتضى بدانند از نظر محصولات نفتى و رفت و آمد افراد و کارمندان شرکت در تمام حوزه امتیازى که نیمى از ایران است و حتى بقیه نقاط ایران به عهده شرکت‌هاى عامل قرارداد شده است و بهانه آن صدور نفت از مرزهاى مختلف ایران به حساب شرکت‌هاى بازرگانى طرف خرید محصولات خام و تصفیه شده در ایران مى‌باشد.

37- الف- در قرارداد 1933 شرکت سابق مجاز بوده بدون تحصیل جواز آنچه را که منحصراً براى مصرف اعضا و مستخدمین خود لازم دارد وارد نموده و حقوق گمرکى و مالیات‌هاى معموله حین ورود را بپردازد و کمپانى از فروش آن به دیگران متعهد بود جلوگیرى کند و علاوه بدون تحصیل جواز و پرداخت حقوق گمرکى و هر گونه عوارض دیگر حق داشته مصالح و آلات طبى و جراحى و ادویه براى مریض‌خانه‌ها و مطب‌هاى خود را وارد کند و به علاوه آنچه منحصراً براى عملیات خود در ایران که شامل عملیات صنعتى و تجارى و فنى بوده است بدون تحصیل جواز و پرداخت گمرک و هر گونه مالیاتى وارد نماید و صادرات نفتى شرکت از هر گونه حقوق و عوارض گمرکى و هر نوع مالیات و عوارض دولتى و ادارات محلى معاف بوده است.

ب- در قرارداد فعلى تمام این حقوق براى شرکت‌های عامل و شرکت‌هاى عضو کنسرسیوم و شرکت‌هاى بازرگانى طرف قرارداد و در جاهاى مختلف قرارداد پیش‌بینى شده و یا با سکوت خیانت‌آمیزى آن حق شناخته شده است.

38- الف- در قرارداد 1933 پرداخت‌هایى که به دولت ایران بابت حقوق و سهم ایران شده است به سه ماه بر اساس ماه‌هاى فرنگى بوده است و قسمتى از آن پس از تعیین تکلیف عواید شرکت قابل پرداخت بوده.

ب- در قرارداد فعلى عین همین وضعیت وجود دارد منت‌ها در پاره‌اى از موارد شرکت ملى نفت ایران و در پاره‌اى موارد دولت ایران طرف شناخته شده است.

39- الف- در قرارداد 1933 و تکلیف مقررات مالیاتى که شرکت مراعات خواهد نمود تا سال 1993 تعیین گردیده و براى سى سال آخر قرارداد بایستى مقررات جدیدى مورد موافقت قرار گیرد و دست ایران نسبت بدان باز بوده است.

ب- در قرارداد فعلى تکلیف قطعى مقررات مالیاتى که شرکت‌هاى عامل و شرکت‌هاى بازرگانى و شرکت‌هاى عضو کنسرسیوم که در ایران ثبت شده‌اند و بایستى مراعات کنند به طور قطع براى تمام مدت قرارداد یعنى حتى براى 32 سال آخر از سال 1933 تا سال 1993 تعیین شده و به کلى آزادى عمل از دولت ایران سلب شده است.

40- الف- در قرارداد 1933 اصولاً مخارج تربیت کارمندان و کارگران فنى عادى و کارمندان تحصیل کرده شرکت به عهده شرکت سابق بوده و تمام هزینه تربیت کارگران فنى و سالیانه ده هزارلیره هزینه تربیت کارمندان تحصیل کرده فنى به عهده شرکت سابق بوده است.

ب- در قرارداد فعلى پیش‌بینى شده که نیمى از هزینه تربیت کارمندان و کارگران و تعلیمات صنعتى و فنى بر عهده شزکت ملى نفت ایران باشد و براى این که از توجه تعلیم و تربیت صنعتى و فنى کافى جلوگیرى به عمل آمده باشد پیش‌بینى شده است که بودجه سالیانه این قسمت بایستى با موافقت شرکت‌هاى عامل تنظیم شود.

41- الف- در قرارداد 1933 حق هرگونه کنترل فنى و اندازه‌گیرى مقادیر نفت در حوزه امتیازى و در سراسر ایران بدون قید محدود کننده‌اى حق مسلم دولت ایران شناخته شده بود و تمام وسایل و هزینه‌هاى لازم بدون محدود کننده‌اى به عهده شرکت بوده است.

ب- در قرارداد فعلى همین حقوق اصولاً براى شرکت ملى نفت ایران شناخته شده است ولى قیودى از قبیل مانع ادامه عملیات و یا کند نشدن در آن گنجانیده شده است که نتیجه آن در هر حال محدودتر از مقررات پیش‌بینى شده در قرارداد 1933 است.

42- الف- در قرارداد 1933 یک نماینده دولت ایران به عنوان نماینده تام‌الاختیار پیش‌بینى شده که در موارد تعلیمات فنى ایرانیان نظر قاطع داشته و حقوق او را به میزان دو هزار لیره در سال شرکت سابق مى‌داده است.

ب- در قرارداد فعلى در هر یک از شرکت‌هاى عامل که مدیر از جانب ایران پیش‌بینى شده که در هیچ مورد نظر قاطع ندارند و حقوق آنها توسط شرکت‌ها پرداخت مى‌شود و به هزینه عمومى مى‌رود یعنى ایران نیمى از آن را پرداخت مى‌کند و به علاوه در اقلیت مطلق در هر یک از دو شرکت عامل مى‌باشد و اگر هم در انتخاب آنها از بین اشخاص مخصوص اعمال نشود (امرى که مسلماً با تعریف‌هایى که آقاى دکتر امینى ضمن نطق خود فرموده‌اند محال است) تازه هم هیچ گونه اثر وجودى مثبت از نظر تأمین نظریات ایران نخواهند توانست داشته باشند.

43- الف- در قرارداد 1933 اساس تعهدات و تفسیر مقررات قرارداد بر حسن نیت و حداکثر صرفه‌جویى و مراعات اصول فنى در به هره‌بردارى از نفت و جلو گیرى از اسراف و تبذیر و منابع نفتى ایران بوده است.

ب- در قرارداد فعلى هم جز همین کلمات چیزى پیش‌بینى نشده است و یقیناً بهتر از آنچه شرکت سابق عمل کرده است عمل نخواهد شد و براى این که درجه حسن نیت کنسرسیوم معین شود اضافه مى‌کنم که در قرارداد فعلى قیمت گاز تحویلى شرکت عامل تصفیه فقط قیمت حمل و نقل و در صورت اقتضا هزینه مربوط تولید است و براى هر هزار متر مکعب آن که بیش از 3 ر 1 متر مکعب نفت مواد ارزنده دارد پیش‌بینی شده که معادل یک بیستم قیمت یک متر مکعب نفت خام شرکت ملى نفت پرداخته خواهد شد و اگر شرکت به اشخاص و شرکت‌هایى غیر از شرکت‌های بازرگانى همکار به قیمت‌هاى به مراتب بهترى بفروشد شرکت تصفیه همان 5 درصد بالا را به دولت ایران پرداخت خواهد نمود و اگر شرکت‌های بازرگانى هم مقدار گاز خریدارى کند و شرایط خرید آنها هم بهتر باشد شرکت تصفیه می‌تواند از قبول آن خوددارى کرده و از مصرف گاز در صورت لزوم خوددارى نماید و آن قیمت گاز را که قیمت مهمى خواهد بود اقلاً تا مدتى بلااستفاده از بین ببرد نتیجه این که عملاً همیشه شرکت ملى نفت خام و یا یک سى‌ام قیمت حجم نفت معادل اکتفا کند و حال آن که از هر تن نفت اقلاً بر حسب ظاهر 5 ر 12 درصد یعنى یک هشتم قیمت متر مکعب نفت را دریافت می‌دارد بنابراین عایدى از گاز شرکت ملت نفت ایران اصولاً به یک چهارم عایدى از نفت خام هم طراز از آن گاز استفاده خواهد برد.

44- الف: در قرارداد 1933 پیش‌بینى شده بود که تعداد خارجیانى که در سال 1933 در استخدام شرکت بوده‌اند به تدریج و بر اساس یک نسبت تصاعدى نقصان یابد لکن با وجود این قید شرکت سابق در سال 1948 دو برابر سال 1933 کارمند و کارشناس و متخصص فنى خارجى داشته است.

ب: در قرارداد فعلى هیچ گونه قیدى در این زمینه نیست و تنها تعهد آنها این است که تا کارمند ایرانى با اطلاعات لازم و تجربه کافى وجود داشته باشد از خارجى استفاده نخواهد نمود قضاوت اطلاعات لازم و تجربه کافى هم به طور مطلق با خود عامل است (شوشترى: این حسن است).

45- الف: در قرارداد 193 پیش‌بینى شده که قرارداد را دولت ایران لغو نمی‌کند و مقررات آن را به موجب هیچ قانن یا تصویب‌نامه یا دستور ادارى تغییر نخواهد داد مگر آن که شرکت سابق با آن تغییرات و اصلاحات موافقت نماید.

ب: در قرارداد فعلى عین همین مقررات پیش‌بینى شده است و ایران حق ‌الغا یا تعویض یا اصلاح قرارداد فعلى را تا آخر دولت چهل سال نخواهد داشت.

50- الف: در قرارداد 1933 مقررات دولت‌هاى خارجی بر حسب ظاهر تعهدات شرکت سابق را نمی‌توانسته‌اند تغییر بدهد.

ب: در قرارداد فعلى صریحاً پیش‌بینى شده است که قوانین و مقررات و نظامات و دستورات ادارى و غیره نخواهد توانست از طرف دولت ایران این قرارداد را فسخ کند و یا الغا نماید و یا در مقررات آن تغییر دهند و فقط تغییرات در صورتی ممکن خواهد بود که طرفین به توافق انجام دهند و گر نه قرارداد به صورت فعلى تا انتهاى مدت جهل سال مجرى و قانونى خواهد بود ملب تازه و عجیبى که در قرارداد فعلى گنجانیده شده این است که قید شده در ورودى که هر یک از طرفین مذکور بالا تعهدى را که به موجب مقررات این قرارداد نموده در نتیجه اطاعت از هر نوع قوانین یا احکام یا مقررات یا تصویب‌نامه‌هاى دولت نتواند انجام دهد عدم انجام تعهد مزبور به عنوان قصور تلقى نخواهد شد مشروط بر این که ثابت شود که عدم انجام تعهد مزبور نتیجه لازم اجراى قاون یا حکم یا مقررات بوده و نیز قید شده است که مطالب بالا مانع از این نخواهد بود که دولت ایران حق فسخ و تغییر قرارداد را نداشته باشد آنچه از این قید مستفاد می‌شد این است که چون شرکت‌ها ثبت شده در کشورهاى مختلف جهان می‌باشند و ثبت آنها در ایران جز یک عمل ظاهرى چیزى نیست تمام آنها تابع مقررات و حتى تصویب‌نامه‌هاى کشورهاى خودشان می‌باشند. بنابراین طرف‌هاى دوم همیشه می‌توانند قسمتى از مقررات این قرارداد و تعهدات خود را به استناد قوانین و مقررات کشورهاى خودشان انجام ندهند و با هم ایران حق فسخ قرارداد را ندارد این قید در حقیقت جانشین قید حق فسخ از طرف شرکت سابق است که در قرارداد 1933 قید شده بود و در قرارداد فعلى به صورت سرپوشیده بالا قید شده خلاصه عملاً باز هم حق فسخ و تغییر یک جانبه مفاد این قرارداد براى شرکت‌های عضو کنسرسیوم پیش‌بینى شده و حال آن که کشور 20 میلیونى ایران از این حق محروم گردیده نتیجه قطعی این ماده لازم‌الاجرا بودن مقررات سایر کشورها در ایران است البته تا آنجا که با مفاد و تعهدات مندرجه در این قرارداد ارتباط داشته باشد.

46- الف: در قرارداد 1933 پیش‌بینى شده است که شرکت سابق نفت می‌توانسته است حقوق ناشیه از این قرارداد را با موافقت ایران به دیگرى واگذار نماید.

ب: در قرارداد فعلى پیش‌بینى شده که هر یک از اعضا این حق را دارا می‌باشند و علاوه شده است که اگر انتقال به شرکت‌های

+++

وابسته یعنى شرکت‌هایى که نصف یا بیشتر حق مجامع عمومى آن مستقیم یا غیرمستقیم متعلق به عضو کنسرسوم و یا عده‌اى از اعضا کنسرسیوم باشد حتى موافقت فعلى دولتداران را هم لازم ندارند طبق این قید با استفاده از انتقال به شرکت‌های وابسته باز هم تمام یا اکثریت سهام می‌توانند حتى به صورت ظاهر هم منتقل به شرکت سابق شده.

47- الف: در قرارداد 1933 پیش‌بینى شده حتى در صورت خوددارى شرکت سابق از انجام و اجراى رأى حکمیت باز هم ایران نمی‌تواند قرارداد را فسخ کند و باز هم حکمیت دیگرى لازم است که تازه آن حکم‌ها می‌توانند حق فسخ را با وجود عدم انجام تعهدات طرف نشناسد.

ب: در قرارداد فعلى نیز عین همین حق براى تمام اعضا کنسرسیوم و همین محرومیت براى دولت ایران شناخته شده است.

48- الف: در قرارداد 1933 ایران مقید بوده که از صدور نفتى که در داخل مصرف می‌بایستى بشود به خارج از ایران جلوگیرى به عمل آورد و از داشتن مشترى نفت محروم باشد.

ب: در قرارداد فعلى هم پیش‌ نشده که نفت مصرف داخلى نبایستى به کشورهاى مجاور فروخته شود و باز هم راه تجارت نفت با کشورهاى همجوار را که ظرف سه سال اخیر باز شده بود مسدود می‌نماید.

49- الف: در قرارداد 1933 شرکت تمام مایحتاج نفتى خود را بدون پرداخت یک شاهى به ایران و مجاناً مصرف می‌کرده است و البته این عمل خیانت در امانت و دزدى بوده است و یکى از دعاوى مهم ایران بر علیه شرکت سابق را تشکیل می‌دهد.

ب: در قرارداد فعلى صریحاً مجانى بودن این مصارف قید گردیده است و علاوه بر مضار دیگر این قید هر گونه ایراد ما را شرکت سابق حتى از نظر اخلاقى غیرممکن کرده و برخلاف آن عمل را از صورت خیانت و دزدى بیرون آورده است به صورت امانت و یک حق طبیعى جلوه‌گر ساخته است.

50- الف: در قرارداد 1933 بدون این که چنین حقى براى شرکت شناخته شده شد شرکت سابق نفت سوخت کشتی‌هاى خود را و کشتی‌هاى تحت اجاره خود را به قیمتى دلخواه که حتى از قیمت تمام شده کمتر بود به حساب می‌آورده و استفاده عظیمى از این راه شرکت حمل و نقل خود به ضرر ایران به هم رسانیده است.

ب: در قرارداد فعلى براى قانونى کردن این خیانت و دزدى شرکت سابق صریحاً قیمت هر بار نفت خام سوخت کشتى را که قیمت دنیایى آن در حدود 75 ر 1 هر بارل است به یک بیستم قیمت یعنى 9 سنت هر بارل براى کشتی‌هاى حمل و نقل نفت که متعلق به کمپانی‌هاى عضو کنسرسیوم و یا وابسته به آنها و یا در اجاره آنها و یا وضع مشابهى نسبت به شرکت‌های بازرگانى داشته باشد پایین آورده و قانونى کرده است که اثر آن قانونى کرده است که از آن قانونى کردن یغماى آتیه ثروت ملى ما است.

51- الف: در قرارداد 1933 بدون این که حتى در ارزان فروختن محصولات ایران براى شرکت شناخته شده باشد با وجود مشارکت ایران در بیست درصد منافع شرکت سابق نفت تحویلى به کشتی‌هاى در یادارى انگلیس را تقریباً مجانى داده است‏

ب: در قرارداد فعلى براى قانونى کردن آن دزدى و یغماگرى خسارت آن براى ایران به صدها میلیون بالغ می‌شده پیش‌بینى شده که قیمت فروش نفت سوخت به کشتی‌هایى که داراى قراردادى با اعضا کنسرسیوم باشند به قیمت مقرره بالا یعنى 9 سنت هر بارل و براى ظاهرسازى قید شده است که قیمت سوخت کشتی‌هاى دیگر با موافقت شرکت ملى نفت ایران و اعضا کنسرسیوم معین خواهد شد و البته تعداد این کشتى تا حدود چند درصد بیشتر نخواهد بود.

52- الف: در قرارداد 1933 سرمایه لازم براى تأسیسات ثابت عملیاتى که در حدود قرارداد فعلى عملیات و غیر صنعتى خوانده می‌شود به عهده شرکت سابق بوده است.

ب: در قرارداد فعلى حتى تأمین از سرمایه لازم براى تأسیسات ثابت عملیات غیرصنعتى که عبارت از منازل و امکنه و نگهدارى طرق و شوارع و امور بهدارى و بهداشت و اداره خواربار و تالارهاى غذاخورى و رستوران‌ها و فروشگاه‌هاى البسه و تعلیم و تربیت فنى و صنعتى و حفظ اموال و رفاه اجتماعى و وسایل نقلیه عمومى و آب و برق مورد مصرف اهالى اداره کردن انبارهایى که مربوط به کارهاى بالا باشد و هر نوع حمالى دیگرى که به توافق معین شود به عهده شرکت ملى نفت ایران است و بنابراین قسمت قابل ملاحظه‌ از عواید ایران به این ترتیب حبس شده و نمی‌تواند به مصارف مفید و صنعتى دیگر برسد جالب توجه است که کارهایى که شرکت ملى نفت یعنى صاحب اصلى و ذی حق در عملیات اکتشاف و استخراج و تصفیه بایستى بکند منحصر به عملیات بالا است که ضرر آن براى ایران و منافع آن از نظر آزاد کردن کمپانی‌ها از تعهدات کارگرى متعلق به اعضا کنسرسیوم و به خصوص پیش‌بینى پرداخت نیمى از سرمایه لازم براى این کارها از محل عواید ایران مسلماً نتیجه این خواهد شد که امکان بهبود وضع عمومى کارگران و کارمندان بدون این که دیگر گرفتارى براى اعضاى کنسرسیوم و مقررات خاص مالیاتى و نقل و انتقال خارجى کارمندان و اموال در سراسر ایران و به طرز آزادانه برخوردار بوده است.

ب: در قرارداد فعلى تمام اولویت‌هاى طرف قرارداد سابق براى طرف‌هاى قرارداد فعلى و مایملک و وجود بانک آنها و کلیه کارمندان آنها در سراسر ایران به خصوص در حوزه امتیازى که در زیر خطى که از قله آرارات در شمال غربى آذربایجان تا شرق هند و چاه‌بهار یعنى نقطه ساحلى ایران و پاکستان کشیده شده کاملاً آزاد خواهد بود و تمام معافیت‌هاى گمرکى و مالیاتى شرکت سابق هم برقرار است.

54- الف: طبق قرارداد 1933 شرکت سابق مالیات ثبتى روى تن شمار می‌پرداخته و از سایر مالیات‌ها و عوارض معاف بوده است.

ب: در قرارداد فعلى مقررات مالیات خاصى که براى کنسرسیوم پیش‌بینى شده شامل تمام اعضا کنسرسیوم و شرکت‌های عامل و شرکت‌های بازرگانى و شرکت‌های وابسته به خریداران نفت و مواد نفتى و محصولات دیگران و شرکت‌های حمل و نقل آنها و حتى اشخاصی که ممکن است خریدار و فروشنده مواد متکى بر نفت تولیدى ایران باشند می‌باشد و تمام آنها از نظر عواید حاصله از نفت و محصولات آن و یا عواید حمل و نقل آن تابع مقررات مالیاتى خاص پیش‌ شده در قرارداد فعلى هستند و در صورت میل به صدور آن مواد نه از هر گونه مقررات محلى یا عمومى یا گمرکى معاف می‌باشند.

55- الف: در قرارداد 1933 حمل و نقل مواد نفتى در ایران تحت اختیار شرکت سابق بوده است. ب: در قرارداد فعلى هم کنسرسیوم به اعضا و شرکت‌های بازرگانى و وابسته و اشخاص طرف آنها حق مشابهى نسبت به حمل و نقل نفت و محصولات تولیدى در ایران را براى سراسر ایران دارا می‌باشند و تنها مصرف داخلى که در دست شرکت ملى است از این انحصار مستثنى است.

56- الف: در قرارداد 1933 اصولاً واردات خواربار و البسه اگر چه براى مصرف کارمندان و کارگران شرکت بوده از عوارض گمرکى معاف نبوده است.

ب: در قرارداد فعلى صریحاً قید شده که خواربار و البسه مورد نیاز شرکت‌های عامل و کارمندان از پرداخت حقوق گمرکى و انحصارات و غیره معاف بوده و شرکت بدون تحصیل پروانه می‌تواند آنها را وارد کند و فقط متعهد است به خارج شرکت نفروشد بنابراین تمام علل خرابى ناحیه نفت‌خیز ایران براى ناحیه امتیازى جدید که مساحت آن سه برابر خواهد شد باز هم در جهت تخریب قدرت تولیدى کشور به کار خواهد افتاد زیرا بزرگ‌ترین قدرت خرید خواربار و البسه در وضع فعلى ایران و فقر عمومى باز در دست کارمندان و کارگران کنسرسیوم است و چون حق وارد کردن از خارج را دارند خسران عظیمى به قدرت تولیدى داخلى وارد خواهد آورد.

57- الف: طبق قرارداد 1933 پرداخت حقوق و مزایاى تمام کارمندان و کارگران شرکت به عهده شرکت سابق بوده است.

ب: در قرارداد فعلى و به خصوص ظرف سه سال اول به علت این که تولید خیلى کمتر از حداکثر به هره‌بردارى 32 میلیون تن سالیانه است و در قرارداد حق مراعات حداکثر صرفه‌جویى همان طور که در قرارداد سابق قید شده بود قید شده است لذا کنسرسیوم تعداد بسیار زیادى از کارگران و حتى کارمندان را زاید تشخیص داده و به کار گماردن و تهیه وسایل زندگى، حقوق و مزایاى آنها را به عهده شرکت ملى نفت ایران خواهد انداخت و در نتیجه قسمت عمده‌اى از عواید ایران بر اساس پنجاه بایستى صرف نگاهدارى و هزینه‌هاى حقوقى و دستمزد این عده بشود.

قنات‌آبادى- نمی‌خواهد نتیجه‌اش را بخوانید، قبل از این که شروع کنم به عرض این مطالب، به عرض آقایان نمایندگان محترم رساندم که متأسفانه من تخصصى در این قبیل مطالب نداشتم و روز اول هم که موضوع نفت مطرح بود از هموطنانم خواستم که هر کسى به مقدار اطلاع خودش به من کمک کند و من هیچ عار ندارم از این که یک مطلبى را که ندانم از کسانی که اهل اطلاع هستند بپرسم (احسنت) و فکر می‌کنم راه درک حقایق جز این چیز دیگرى نباشد (صحیح است) و اما آن کس که نداند و نخواهد که بداند در جهل مرکب ابد الدهر به ماند (احسنت) آن مقدارى که وظیفه داشتم راجع به این قرارداد و نقاط ضعف این قرارداد و عدم تطبیق این قرارداد با قوانین موضوعه مملکتى به عرض آقایان رساندم و البته جناب آقاى وزیر دارایی موقعى که پشت تریبون تشریف خواهند آورد درباره این قرارداد صحبت خواهند فرمود و دفاع خواهند کرد خواهش می‌کنم این مطلب را توضیح بدهند مقصود از این که کلیه قوانینى که با این قرارداد منافت و مباهات دارد لغو است چیست این مطلب را روشن کنند که ما بفهمیم که چه قانونى با این قرارداد مباهات دارد اگر مقصود آن قوانینى است که وزرا و معاونین آنها را از مذاره با خارجی‌ها و کمپانی‌ها منع کرده است مقصود لغو آن قوانین است بر فرض هم که لغو شود به جناب آقاى امینى عرض می‌کنم که قانون عطف به ماسبق نخواهد شد و اگر شما مطابق این قانون عمل خلافى مرتکب شده باشید طبق آن قانون حتماً تعقیب خواهید شد و مطلب دیگرى که از ایشان خواهش می‌کنم که اینجا پشت این

+++

تریبون به نام خدمت به مملکت بیان بفرمایند. براى ما تشریح بفرمایند اوضاع و اصولى که ایجاب کرده است این قرارداد به امضا برسد و معتقدم که اگر این مطلب را بگویند و روشن بفرمایند اگر امروز نتوانند به مملکت خدمتى بکند در آینده که یک اوضاع و اصول مساعدى براى مملکت پیش می‌آید می‌توانند هموطنان ما استفاده کنند. رویه و روال خدمت هم در این مملکت همیشه این طور بوده است که اگر نمی‌توان در یک روزى در یک شرایطى به مملکت خدمت بکنند پایه این کار را می‌گذاشتند که در آینده بتوانند هموطنان آنها از آن پایه و از آن شرایط و از آن امکانات استفاده بکنند. آقایان نمایندگان بنده به عرایض خودم خاتمه می‌دهم (احسنت) و باز هم تکرار می‌کنم که اولاً عرایض من در جلسه گذشته راجع به طبقه حاکمه توجه به فرد و به شخص نداشت آن مطلبى که ما تاکنون بالحس والعیان دیده‌ایم، چون محسوسات را هیچ کس نمی‌تواند انکار کند و اگر کسى منکر محسوسات بشود یا مغرض است و یا جاهل است آنچه ما به الحس والعیان توى این مملکت دیده‌ایم این است که یک طبقه‌اى در این مملکت از همه مواهب طبیعت و زندگى و نعمت‌ها برخوردارند و طبقه دیگر که اکثریت قطعى مردم هستند از همه چیز محرومند و این نیست جز این که طبقه حکمه همیشه رویه‌اش را در خلاف جهت منافع مردم انجام داده‌اند و این طبقه حاکمه بود که در ادوار تاریخى در مقابل سوانح و قضایاى مملکتى ضعف نشان داده و ضعف آنها به ضرر و بدبختى مردم مملکت ما تمام شده است بنابراین تا آش همین آش است واوضاع همین است هر چه قدر هم که در این مملکت ثروت به دست بیاید جز این که جیب طبقه غنى این کشور را پر بکند نتیجه دیگرى نخواهد داشت و یک عرض دیگر می‌کنم و به عرایضم خاتمه می‌دهم و آن این است که آقاى دکتر امینى و سایر مدافعین نفت و این قرارداد در پشت این تریبون، در مصاحبه‌ها، در خارج و در داخل وقتى می‌خواهند مزیت این قرارداد را به رخ ملت ایران بکشند می‌فرمایند که مگر ما بدکارى کردیم 16 میلیون لیره عایدى را مبدل به پنجاه میلیون کردیم آقاى دکتر امینى این کار را شما نکردید هذا ایضاً من برکه البرامکه اگر امروز دنیاى غرب آمده است و یک میزان بیشترى به شما پول و لیره می‌دهد آن هم فقط در اثر از خودگذشتگى و فداکارى و قربانی‌هایى است که ملت غیور ایران در راه نهضت ملى و طرد اجنبى و خلع ید کرده است این کار از دست شما هیچ وقت و طبقه شما هیچ زمانى نتوانسته است براى مردم ایران نفعى به دست بیاورید (صحیح است) به گمان شما و به زعم شما اگر در این جریان هم پولى به دست آمده است فقط و فقط در اثر همت مردم عزیز و مهربان ایران بوده که بالاخره اگر هم امروز به ایده‌آل‏ خودشان نرسیدند شما بدانید که آن قدر ملت ایران استقامت و پایدارى دارد و سعى خواهد کرد به ایده‌آل خودش خواهد رسید و آنچه که شما و طبقه حاکمه براى او رشته‌اید یا دست قهرمانش حتماً پنبه خواهد کرد (احسنت) (دکتر مشیر فاطمى: شما هم که جزو طبقه حاکمه‌اید).

رئیس- آقاى دکتر افشار.

دکتر افشار- بنده قبل از این که وارد موضوع بشوم و راجع به عللى که مرا وادار کرده است (نمایندگان: بلندتر) یک قدرى امروز کسالت دارم (آقایان کمک بفرمایند) عرض کردم قبل از این که وارد توضیح دلایلى بشوم که مرا وادار کرده است که با این قرارداد موافقت کنم و براى آقایان نظر خودم را بگویم و شرح بدهم که چرا ما مجبوریم این قرارداد را قبول کنیم و چرا مصلحت ملت ایران به قبول این قرارداد است قبلاً می‌خواستم مطلبى را که جناب آقاى قنات‌آبادى هم در ابتداى صحبت‌شان و هم در انتهاى صحبت‌شان به آن اشاره کردند و ممکن است واقعاً در فکر طبقه جوان و تحصیل کرده این مملکت یک تأثیر سویى داشته باشد راجع به آن مطلب یعنى طبقه ممتاز، که یکى از آن اصطلاحاتى است که از ادبیات خارجى گرفته‌ایم و بدون درک معنى آن هر روز اینجا تکرار می‌کنیم بنده وظیفه خود دانستم که این مطلب را از پشت این تریبون به اطلاع جوانان پرشور این مملکت برسانم که طبقه ممتازه‌اى از هزار و سیصد سال پیش به این طرف وجود نداشته است (صحیح است) (شوشترى: اسلام این طور گفته) (میراشرافى: کى اجرا کرده است دستور اسلام را؟) این یک کلمه ساختگى است یک مطلب دروغ است آقایان نگاه کنید که از صد سال قبل به این طرف حالا جلوتر نروید ببینیم کدام صدر اعظم کدام نخست‌وزیر پسر یک نخست‌وزیر و صدراعظم قبلى بوده است کدامیک آنها به ارث و به وراثت به مقامات و مسند این مملکت رسیده‌اند وزراى کابینه فعلى را نگاه کنید به جز یک نفر کدام‌شان پدرشان وزیر بوده است پسر وزیر بودن دلیل وزارت نیست (میراشرافى- لازمه وزارت پسر وزیر بودن است) مگر کسى پدرش وکیل بود لازمه وکالت اوست و لازمه وزارت است این طور نیست به دلیل این که مثال‌هاى زنده هست (میراشرافى- شما از قرارداد نفت دفاع کنید بهتر است تا از یک طبقه پوسیده دفاع بفرمایید) موضوع طبقه در کار نیست بنده می‌خواهم بگویم که در این مملکت هر کس فعالیت کرده است هر کسى هدف مشخصى داشته است و براى رسیدن به هدف خودش تنبلى و سستى را کنار گذاشته است و واقعاً وارد فعالیت شده است به جایى رسیده است (پیراسته- صحیح است احسنت) حالا اگر پدرش متمول بوده است نبوده است از خاندان متمول بوده است یا نبوده است ترقى او روى فعالیت او بوده است بنده تصور می‌کنم که لازم بود این مطلب از پشت این تریبون گفته شود چون این قبیل افکار ممکن است جوانان این مملکت را خداى نکرده منحرف بکند (صحیح است، احسنت) به هر حال حالا وارد اصل موضوع می‌شوم آقایان هر چند اقتصاد کشور ما قبل از جنگ بین‌الملل دوم بدون ایراد نبوده ولى باید اقرار کرد که فى‌ تعادلى در کار بود و فعالیت‌هاى مداومى در طرف مختلف جریان داشت. جنگ آمد و به مصداق کمال الجود هر چه داشتیم در طبق اخلاص گذاشتیم و به متفقین تقدیم کردیم. به جز عده‌اى معدود که در آن گیر و دار آلاف و الوفى به هم زدند تعادل زندگى بقیه مردم این کشور مختل شد در آخر کار هم عده‌اى براى دستمالى قیطریه را آتش زدند (میراشرافى- قیطریه را آتش زدند براى دستمال) در نتیجه ارزى که با خون جگر افراد این کشور تهیه شده بود به مصرف خرید آهن پاره‌هاى سایرین رسید و سهم کشور خسارت دیده ما فقط دریافت لقب «پل پیروزى» گردید. درآمد اکثریت قریب به اتفاق مردم کشور تناسب خود را با قوس صعودى قیمت‌ها از دست داد و در نتیجه سطح زندگى مردم به چاه ویل افتاد. عده معدودى که از هیچ به همه چیز رسیدند حتى از پرداخت مالیات مضایقه کردند و در تظاهر به استغنا مبالغه نمودند و براى استحکام وضع خود به راست یا به دورغ خود را به بیگانگان بستند.

در مقابل این افراد انگشت شمار مردم واقعى کشور در زیر بار گران قیمت‌ها آخرین رمق خود را از دست می‌دادند و در جستجوى روزنه ناامیدى روزگار می‌گذرانیدند. وضع آشفته داخلى ما چنین بود اما در بازار بین‌المللى هم نفت تقریباً مفتى که شرکت سابق از ایران به دست می‌آورد حریفان را ناراحت کرده بود زیرا نفت فراوانى که به قیمت بسیار ارزان از ایران تهیه می‌شد هر لحظه ممکن بود بقاى شرکت‌هایى را که نفت آنها گران‌تر تهیه می‌شد به مخاطره اندازد. به علاوه این نفت مفت اشتهاى بقیه شرکت‌های نفتى را تحریک می‌کرد. در چنین شرایطى طوفان خشمى که فقر و سختى بر پا کرده بود خوشبختانه خرمن بیدادگرى شرکت سابق نفت را بسوخت.

بنابراین جریان ملى شدن نفت ایران در مناسب‌ترین موقع و مساعدترین وضع از لحاظ ملى و بین‌المللى به وجود آمد. اولین هدف این امر مقدس افزایش درآمد ملى بود.

دشمنانى که فقر و بدبختى مردم این کشور ار مساعدترین عامل پیروزى خود می‌دانند براى گمراهى مردم و نابودى کشور با تبلیغات زهرآگین در نهایت فعالیت بودند و هستند زیرا خوب می‌دانند، با گرسنگى قدرت پرهیز نماید. آقایان فقر در همه جا عامل مؤثر بدبختى و نابودى است ولى وضع جغرافیایى ایران این عرض را در این کشور کشنده‌تر از سایر نقاط کرده است. به همین جهت بود که در نخستین روزهاى جریان ملى شدن نفت صحبت روزى سیصد هزار لیره مکرر می‌شد و به انواع مختلف در این زمینه تبلیغ می‌گردید. ولى آن عده کذایى مأیوس نشدند و بیکار ننشستند و از وضعى که ایجاد شده بود براى اشاعه فقر و بدبختى استفاده کردند و به لطایف الحیل از هر گونه حل موضوع نفت جلوگیرى کردند. البته از لحاظ سیاسى هم وجود شرکت سابق چه قبل از 1933 و چه پس از آن باعث بدبختى بود. قبل از 33 شرکت به منظر و تمدید قرارداد و تغییر بعضى از شرایط آن همیشه در تکاپو بود. پس از قرارداد 33 باز جون تعیین نرخ ارز و همچنین تشخیص اجرت کارگر در اختیار مطلق دولت بود و با امکان کسر اولى و افزایش دومى خطر شدیدى همیشه منافع شرکت را تهدید می‌کرد شرکت هم طبیعتاً براى حفظ منافع خود به خصوص در این دو موضوع و قسمت‌هایى که با این دو مطلب مرتبط می‌شد همیشه در تلاش بود. بنابراین به نظر من اثر انگشت شرکت در بعضى از امور و پاره‌اى از مستخدمین دولت محسوس و مشهود بود. اما من قبول ندارم که هر چه در ایران می‌گذشت به دستور شرکت سابق بود چه در این صورت انتخابات دوره شانزدهم و تشکیل حکومت دکتر مصدق را هم باید مشمول همین قاعده بدانیم (صحیح است) و این برخلاف عقیده استنباط من است.

پس به طور خلاصه براى کسب نفع بیشتر و ضمناً دفع شر سیاسى شرکت سابق ملت ایران با استفاده از اوضاع بین‌المللى نفت خود را ملى اعلام کرد اما افسوس پس از ملى شدن صنعت نفت آنهایى که باید از موقع بالاترین استفاده را بنمایند براى رسیدن به هدف اصلى که افزایش عایدى

+++

ملى و ریشه کن کردن فقر عمومى بود دچار سرگیجه مقام گشتند (صحیح است) لااقل در اثر اشتباه سرکلاف را گم کند. به جاى آن که در پى افزایش عایدى ملى باشند به فکر تمدید دوره حکومت خود افتادند (صحیح است) در عوض آن که از هر پیش آمد براى رسیدن به هدف اصلى استفاده کنند هر مسئله‌اى را براى تحکیم و تشدید قدرت دارو دسته خود دستاویز قراردادند (صحیح است) گویى فکر اصلى را فراموش کردند. (شوشترى: اصلاً فکر اصلی‌شان این بود) اگر جز این بود چرا نباید قبل از آن که کسرى سى میلیون تن نفت ایران از سایر معادن کشورهاى خاورمیانه جبران گردد توافقى به عمل آورده باشند. این آقایان که می‌گفتند کار نفت چند روزه حل خواهد شد لااقل اشتباه می‌کردند این که می‌گفتند قطع نقت ایران در مدت کمى انگلستان و حتى اقتصاد اروپا را به زانو درمی‌آورد لااقل اشتباه می‌کردند (صحیح است) این که می‌ اگر مختصرى در قیمت نفت تخفیف بدهیم دچار هجوم خریداران خواهیم شد و براى رعایت نوبه آنها نوزد خود ترتیباتى داده بودند لااقل اشتباه می‌کردند. آنها که تصور می‌کردند از موضوع نفت و حمل و نقل نفت و بازار نفت و فروش نفت و وضعیت شرکت‌های نفتى اطلاع دارند و با اتکا به چنین اطلاعى فداکارى بی‌حد و حصر مردم را مطالبه و اخذ و باطل می‌کردند لااقل اشتباه می‌کردند (شوشترى: همه‌اش مردمفریبى بود) آنها که تصور می‌کردند با گرفتن اختیارات، با تعطیل سنا یا تعطیل مجلس شوراى ملى، با تعیین رؤساى ژاندارمرى و ستاد و شهربانى با تغییر رؤساى کلانتری‌ها و گماردن دوستان و اقرباى اعوان و انصار خود در کلیه پست‌هاى حساس و نیمه حساس با ابتلاى کشور به دورى شاه، با برداشتن عکس و شکستن مجسمه مقصود باطنى خود را عملى خواهند ساخت اشتباه می‌کردند (شوشترى: خیانت می‌کردند) سیاست یعنى حقیت‌بینى و موقع‌ و استفاده از ممکنات و الا با «اگر» هر وامانده می‌تواند بهترین سیاستمدار روى زمین گردد «اگر» آنچه من می‌خواهم بشود «اگر» آنچه نمی‌خواهم نشود «اگر» سایرین خودبه‌خود همان طور که من می‌خواهم فکر و عمل کنند دیگر محلى براى اعمال سیاست باقى نمی‌ماند. مرد سیاسى کسى است که با طرز فکرها و نحوه جریانات موجود در داخل و خارج کشور کلیه عکس‌العمل‌هاى ممکن را پیش‌بینى و راه حل و مفتاح استفاده از آن عکس‌العمل‌ها را براى نزدیک شدن و رسیدن به هدف اصلى خود داشته باشد و الا ذکر این که (اگر این طور نمی‌شد) (اگر آن طور می‌شد) به فالگیرى شبیه است و به هر حال شکست سیاسى را توجیه نمی‌کند فقط شاید دلیل آن را ارائه می‌‌نماید (آفرین). چون بر خلاف آن عده‌اى که در مسائل سیاسى هر کس تسلیم عقیده آنان نباشد فورى به القاب مختلف ملقب می‌سازند عقیده دارم که در به این عقیده مخالف باید نهایت ادب رعایت شود لذا فقط همه این اعمال را «اشتباهات» می‌خوانم (احسنت) و می‌پرسم با این همه اشتباه باز هم داعیه می‌داندارى داشتن، باز هم در کار دیگران سنگ انداختن باز هم حقیقت را کتمان کردن، باز هم پس از عدم توانایى اخذ نتیجه از رقابت شرکت‌های بزرگ نفتى به امید کمک چند شرکت نفتى ضعیف و بى‌زور بودن، باز هم پس از امتحان احزاب کارگر و محافظه‌کار انگلیس و دموکرات و جمهوری‌خواه امریکایى به فکر موفقیت احتمالى حزب دموکرات آمریکایی خود و دیگران را فریفتن؟ آیا همه اینها لااقل اشتباه نیست؟! واقعاً آنهایی که صحبت از اقتصاد بدون نفت می‌کنند آن روزى که زمام امور را در دست داشتند چرا به این فکر نبودند؟ هر شب و هر روز با خواب و با قال حل بیست و چهار ساعته موضوع را وعده می‌دادند. تا بنیه اقتصادى کشور هنوز رمقى داشت نه فقط به فکر اقتصاد بدون نفت نبودند بلکه هر فکرى را هم در این زمینه تخطئه می‌کردند. شاید معنى اقتصاد بدون نفت در قاموس آنها چاپ اسکناس و پرداخت حقوق است. با قرائت یک صورت جلسه از طرف آقاى وزیر دارایی و توضیحاتى که ایشان در آن جلسه مجلس شوراى ملى دادند توضیح دیگرى را فعلاً لازم نمی‌دانم. ولى خودمانیم آیا این همه اشتباه را می‌شود عادى و طبیعى دانست. آیا نمی‌شود فکر کرد که یک دستگاه مجهز و مصمم محرک و موجب تمام‏ این اشتباهات بوده است؟ (صحیح است). اگر حل موضوع نفت به صورت فعلى پیشنهاد نشده بود شاید من هم مثل آن عده‌اى از افراد این مملکت که از اجحافات شرکت سابق داستان‌ها شنیده و از حمایت آن شرکت نسبت به بى‌شخصیت‌ترین کارمندان دولت مثال‌ها دیده‌اند فکر می‌کردم که شرکت سابق جنجال را به پا کرد و هم او بود که مانع حل مسئله می‌شد.

اما وقتى درست توجه کنم می‌بینم که هنوز هم عده‌اى با تمام قوا می‌کوشند از حل مسئله نفت جلوگیرى شود. (صحیح است، بارک‌الله) خودبه‌خود این سؤال پیش می‌آید که چرا؟ چرا اینجا نمی‌خواهند عقده از کار فرو بسته ما بگشایند؟ آیا واقعاً همین طور که ادعا می‌کنند دل‌شان براى نسل‌هاى آتیه سوخته است؟ (ابداً) پس دم خروسى را چه می‌گویند؟ اینها که نمونه ترحم‌شان به نسل حاضر آن همه خونریزى و رنج و مشقت بى‌برنامه بود و آخرین محبت‌شان هم اقتصاد بدون نفتى است که آن قدر شور بود که مرده شور هم فهمید .... شاید واقعاً اینها دشمن معلوم و عاشق مجولند. چون از هیچ چیز براى زجر و زحمت نسل موجود کوتاهى نداشته و ندارند و آن وقت براى نسل‌هاى بعدى که طبیعتاً از نسل فعلى نمی‌تواند جدایى داشته باشد نوحه‌سرایى می‌فرمایند (صحیح است). آقایان اینها همه بماند و اوراق پرونده است از مقوله همان اوراق پرونده مناقصه‌هاى کذایى! ولى حقیقت این است که هدف این همه نوحه‌سرایى و دلسوزى تشدید فقر عمومى و تزیید مردم عاصى است حالا دیگر کمتر کسى است که منظور نهایى این عده را نداند. به همین علت بود که این دسته در ابتداى صحبت ملى شدن نفت موضوع را با بى‌اعتنایى و خونسردى تلقى می‌کردند و بعد مستقیم و غیرمستقیم محرک جریاناتى شدند که نتیجتاً مانع حل موضوع و باعث ادامه فلاکت مردم بود.

بارى آنچه بنده اطلاع دارم متأسفانه وضع مالى و بودجه‌اى کشور ما در اثر آبشار اشتباهات به جایى رسیده است که یا باید دولت کاغذ چاپ کند و به جاى حقوق در آخر ماه بپردازد و یا باید از منبع دیگرى تهیه وجه کند و متأسفانه تنها منبعى که نقداً باقیمانده و در دسترس است همین فروش نفت است. (شوشترى- بفرمایید: خیانت نه اشتباه) بنده در این قسمت تردید دارم. آقایان هر کس فى‌الجمله به انتقادى مواد قوانین مختلف سر و کارى داشته باشد خیلى راحت می‌تواند موادى را که نتیجه بحث و توافق مشاورین حقوقى مختلفى است که هر کدام کوشیده‌ سلیقه خود را تأمین نمایند انتقاد کند.

به خصوص که موضوع انتقاد ترجمه چنین موادى باشد. اما آقایان ما در اینجا براى فضل فروشى و هنرنمایى نیامده‌ایم ما اینجا آمده‌ایم که بارى از دوش مردم برداریم ما که قبول مسئولیت نمایندگى را در چنین موقع حساسى کرده‌ایم باید حقیقت را بى پرده بگوییم (احسنت) و در پى کسب وجاهت به قیمت گمراهى مردم و تباهى کشور نباشیم (نراقى- احسنت) از عشق تا به سیاست هزار فرسنگ است.

آقایان با توجه به تجارب این چند سال و با توجه به واقعیات داخلى و خارجى و با در نظر گرفتن شجاعت و صراحتى که در مجلس و در کمیسیون خاص دولت ضمن معرفى و دفاع این قرارداد به روز داد و بى‌پرده گفت که این قرارداد ایده‌آل نیست ولى چیزى است که براى دولت ممکن بوده است چگونه می‌توان با این قرارداد موافقت نکرد (شوشترى: صحیح است، احسنت).

به نظر من این قبیل قراردادها را با توجه به حقایق موجود و تجزیه و تحلیل جمیع مواد آن یا باید گفت قبول دارم یا باید گفت قبول ندارم و راه حل مثبتى ارائه کرد (صحیح است) عنوان این که فلان ماده‌اش خوب است ولى ماده دیگرش خوب نیست سفسطه است (صحیح است).

زیرا آن ماده خوب با توجه به آن ماده بد و بالعکس در آنجا گنجانیده شده است و نظر بدون ابهام باید روى تمام ابراز شود .... (شوشترى- کوسه و ریش پهن که نمی‌شود) بنده از ابتداى صحبت قرارداد می‌کوشیدم از راه حل عملى که مخالفین قرارداد در صورت رد شدن آن پیشنهاد می‌کنند مطلع شوم تا با توجه به آن راه حل تصمیم بگیرم ولى متأسفانه باید بگویم عملاً راه حلى پیشنهاد نمی‌کنند.

آقایان با اگر و مگر نمی‌شود کار مملکت را اداره کرد. آنچه بر من معلوم شده است از آن طرف راه نیست! بدون این که قصد کم ارادتى نسبت به جناب آقاى درخشش داشته باشم باید عرض کنم که متأسفانه تعقیب به اینات ایشان هم از لحاظ تفصیل کلام و هم از لحاظ طرز بیان براى هیچ یک از آقایان نمایندگان چه موافق و چه مخالف مقدور نبود. آنچه بنده استنباط کردم ایشان از عدم پذیرش پیشنهاد هندرسن متأسف بودند و تصور می‌کنم با توضیحات آقاى وزیر دارایی اکنون رفع تأسف ایشان شده باشد. اگر اوقات‌شان تلخ نشود ایشان هم باطناً مایلند که همین مجلس این قرارداد را تصویب کند ضمناً ایشان هم فرمایشات‌ را براى خارج از این مجلس و شاید باز هم براى ضبط در تاریخ ایراد فرمودند و الا براى نتیجه‌گیرى در این مجلس خود ایشان بهتر از بنده می‌دانند که راهش آن نبود.

به هر حال نه در حکایاتى که از قدرت مرحوم کمپانى هند شرقى گفته شد نه در زرنگی‌هایى که از شرکت‌های راه‌آهن در گران حساب کردن کرایه نفت رقیبان ذکر شد راه حل مثبتى وجود نداشت ضمن مخالفت با این قرارداد براى دیوان کشور ممالک متحده آمریکا ایراد کردند یعنى تلویحاً گفتند که ایشان از اعضا عالی‌ترین مرجع قضایى کشور متحده آمریکا به قوانین آن مملکت و تطبیق آن قوانین با موارد واردترند! آنها که در امور قضایى واردند معناى چنین ادعایى را خوب درک می‌کنند. حالا به فرض صحت کجاى این مطلب راه حل است.

بنده نه فقط در این ایران‌اند راه حلى ندیدم در نامه‌اى هم که از دوست ایرانى مقیم آمریکا دریافت داشته بودند راه حلى نبود ولى چون قطعاً این دوست ایرانى مقیم آمریکا از مردمان مطلع به جریان و واقف به علوم است خوب

+++

است یکى از دو وسیله‌اى که الساعه خواهم گفت فراهم فرمایند تا آن وقت به جاى 80 تن، 90 تن از منافع را بدون چون و چرا و با ناز و افاده دریافت نمی‌کنم یکى از این دو راه حل این است که آنها ادعایى بخوانند که مخازن نفتى زیرزمینى ما یک جا با حفظ کلیه حقوق مالکیت به زیر اراضى یکى از ایالات متحده آمریکاى شمالى منتقل گردد. اگر این کار مشکل است لااقل دوایى بدهند که کلیه معادن نفتى اطراف خلیج فارس خشک شود و فقط معادن ما باقى بماند. و الا آخر چه طور می‌شود که در خلیج‌فارس ما یا هر کس دیگرى بتواند دو نفت شبیه را با دو قیمت متفاوت بفروشد. حالا شما هى بفرمایید در ترکیه فلان طرز قانون نوشته‌اند در امریکا به فلان نسبت منفعت می‌دهند آقایان آخر این حقیقت بارز را که نمی‌شود فراموش کرد نفت ما در کنار خلیج‌فارس واقع است آرى خلیج‌فارس با کلیه مشخصات و مختصات تحت الارضى و سطح الارضى نواحى اطراف این خلیج. (پورسرتیپ- و موقعیت جغرافیایى) من هم مثل هر ایرانى دیگر دلم می‌خواهد که با در نظر گرفتن سوابق خدماتى که ملت ایران نسبت به تمدن دنیا انجام داده است در مورد معامله نفت ما از منافعی که از نفت سایرین دریافت می‌دارند صرف‌نظر کنند و تأسیسات خود را بالعوض به ما واگذار کنند. انصافاً با توضیحات مفصلى که دوست عزیزمان جناب آقاى خلعتبرى در کمیسیون خاص نفت دادند باید اذعان کرد که دولت موضوع غرامت را شرافتمندانه حل کرده است. آقایان با تمام احترامى که نسبت به جناب آقاى حائرى‌زاده دارم حالا که دیگر ملى شدن نفت فاتحه قرارداد 1933 را هم خوانده است صحبت از اعتبار قرارداد دارسى بعد از قرارداد 1933 و بعد از ملى شدن نفت جدى به نظر نمی‌رسد. به علاوه مگر پس از قرارداد 1933 تا ملى شدن نفت انقطاعى در وضع سیاسی ایران حادث شده بود. همان مجلس و همان دولت در تشکیل مجلس‌ها و دولت‌هاى بعدى به ترتیبى مؤثر بوده‌اند تا مجلسى که صنعت نفت را در سراسر کشور ملى اعلام کرد. به علاوه فرض کنیم قرارداد 1933 باطل، آیا واقعاً می‌شود گفت چون در موقع ملى شدن مثلاً یک ششم بیشتر از مدت قرارداد دارسى باقى نمانده بود و در انقضا مدت هم قرار بود که تمام تأسیسات به ایران تعلق گیرد پس پنج ششم کلیه تأسیساتى که به اعتبار قرارداد دارسى و به خیال اعتبار قرارداد 33 شرکت سابق به وجود آورده است خودبه‌خود در تاریخ ملى شدن به ما تعلق خواهد گرفت درست مثل این است که بگوییم طفلى که 180 هزار تومان دارایی دارد چون در سن 18 سالگى اختیار تصرف در کلیه 180 هزار تومان را خواهد داشت پس در سن 7 سالگى تا میزان هفتاد هزار تومان می‌تواند در مال خود دخل و تصرف کند. به نظر من با وجود جز الف ماده 41 که می‌گوید طرف‌هاى این قرارداد متعهد می‌شوند که شرایط و مقررات این قرارداد را بر طبق اصول حسن نیت و صمیمیت متقابل اجرا نموده و هم عبارات و هم روح شرایط و مقررات مزبور را رعایت کنند دیگر اصولاً احتیاجى به جز ب ماده 41 نیست.

مفاد جز ب ماده 41 این است که دولت این قرارداد را قبل از موعد یک طرفه فسخ نخواهد کرد. حالا یک مطلب به این سادگى را یک شال و کلاه اصولى پوشانیده‌اند و به بازار آورده‌اند و فریاد وا اصولاً راه انداخته‌اند. می‌گویند با این ماده مجلس دوره هیجده می‌خواهد تا چهل سال حق قانون‌گذارى مجالس بعدى را هم سلب کند! باور بفرمایید از لحاظ حقوقى بنده رابطه‌اى بین تصویب این قرارداد با سلب حق قانون‌گذارى ادوار بعدى نمی‌بینم براى این که مطلب روشن شود توجه به این مثال بد نیست طبق یکى از اصول قانون اساسى امتیاز یا انحصار یابد به موجب قانون باشد ولى چون تصریح نشده است که امتیاز و انحصار فقط براى مدتى که از دوره مجلس تجاوز نکند معتبر خواهد بود.

پس امتیاز یا انحصارى که یک مجلس براى مدتى بیش از دوره خود اعطا کند قانونى و معتبر است. و معنى تعیین چنین مدتى این نیست که مجلس این دوره به حقوق مجلسیان دوره‌هاى بعدى تجاوز کرده است و همچنین قید مدت این معنى را نخواهد داشت که در هیچ حال و به هیچ قیمت مجالس بعدى حق وضع قانون مخالف این امتیاز را ندارند. به نظر بنده اصولاً قید این جز ماده ضرورتى نداشت و وجود و عدمش یکسان است تنها اثر عملى که براى این جز «ب» می‌شود قائل شد این است که خواسه که این اقدام دولت جز اعمال مباشرت یا تصدى است و ربطى به اعمال حکومت ندارد همین طور ایرادى که در خصوص ماده 48 راجع به اعتبار متن فارسى انگلیسى و اعتبار متن انگلیسى در مورد اختلاف ذکر می‌کنند آن قدرها مهم نیست و اگر کمى بدون احساسات و بی‌طرفانه فکر کنیم کاملاً طبیعى است زیرا مذاکرات راجع به نفت به زبان انگلیسى جریان پیدا کرده و توافقى که منجر به نوشتن مواد شده به همان زبان صورت گرفته و مواد هم به همان زبان نوشته شده است.

یعنى متن اصلى انگلیسى بوده و متن فارسى ترجمه آن است به آقایان این متن فارسى را نمایندگان دولتى که مورد اعتماد مجلس است تهیه کرده‌اند (صحیح است) اگر شما به این که متن انگلیسى در مورد اختلاف می‌فرمایید معتبر باشد ایراد کنید معنى‌اش این است که اینها بد ترجمه کرده باشند آن وقت چه طور متوقعید که سایرین چنین ترسى را نداشته باشند. این یک قرارداد بین دولت نیست که موضوع پرستیژ ما پیش می‌آید این یک قرارداد تجارتى است که بین دولت و یک عده تاجر از ملیت‌هاى مختلف بسته شده است. و تقریباً در تمام مواردى که دولت با یک شرکت خارجى قرارداد می‌بندد قرارداد به زبان خارجى تنظیم می‌شود مگر قراردادى که دکتر مصدق با شرکت‌های ایتالیایى و ژاپنى براى فروش نفت بسته بود به فارسى تنظیم شده بود و متن فارسى آن معتبر بود.

مطلب دیگرى که مخالفین حل نفت دستاورزى قرار داده‌اند این است که چرا شرکت‌های عضو کنسرسیوم هر یک طبق قانون کشور متبوع خود تشکیل شده‌اند و این امر را کاپیتولاسیون می‌خوانند. البته مدتى است که رقص کلمات در ادبیات سیاسى ما رواج یافته است و دیگر کلمات آن معناى لغوى خود را ندارند حالا این رقص به اصطلاحات حقوقى هم رسیده است.

مثل این است که خواب‌هاى تازه‌اى براى مردم بیچاره می‌بینند و از استخوان‌هاى پوسیده شرکت‌های موهوم و تأسیسات مدفون می‌خواهند براى ما اشباح هولناکى ایجاد کنند.

آقایان کاپیتولاسیون هم از همان مقوله کمپانى هند شرقى است فعالیت یک شخص حقیقى یا حقوقى در خارج از مملکت خود دلیل کاپیتولاسیون می‌شود همان طور که زندگى یک فرد فرانسوى در ایران دلیل کاپیتولاسیون نیست شرکتى هم که در فرانسه تأسیس شده باشد فعالیتش در ایران دلیل کاپیتولاسیون نخواهد بود.

در خصوص اسم شرکت نفت انگلیس و ایران لیمبتد ایرادى شد. آقایان، شرکت نفت انگلیس و ایران از نظر ما به عنوان صاحب امتیاز قرارداد 1933 مرده است ولى اگر ما امتیاز نفت خودمان را از شرکتى که طبق قوانین انگلستان تشکیل شده است گرفتیم شرکت مزبور اجبارى نداشت که خود را منحل سازد و همان طور که دیدیم به فعالیت خود در سایر نقاط دنیا ادامه داد.

پس این شرکت وجود دارد ولى به عنوان صاحب امتیاز نفت جنوب ایران و فعلاً هم که با ما طرف معامله است از نظر ما شرکت جدیدى است که عنوان یکى از اعضا کنسرسیوم را دارد (صحیح است). اما لقب «سابق» را که ما به شرکت مزبور دادیم هیچ گاه عنوان قانونى نداشت و ما چون منکر امتیاز شده بودیم منکر وجود شرکت هم شدیم. ولى در عین حال هر چند تغییر نام براى شرکتى در بسیارى از نقاط دنیا به عناوین مختلف ریشه دوانیده است کار آسانى نیست. بنده هم از دولت تقاضا دارم که با مکاتبه و مذاکره ترتیبى بدهند که کلمه ایران از جز عنوان شرکت برداشته شود. این مطلب شاید به مفت شرکت هم بیشتر باشد. آقایان اگر چه سهم ایران بابت این قرارداد از آنچه در روزهاى ملى شدن نفت انتظار می‌رفت کمتر است و شاید پس از سه سال با حسابى که فعلاً آقایان کارشناسان می‌کنند به روزى 200 هزار لیره به جاى روزى سیصد هزار لیره می‌رسد به مصداق مالا یدرک لکه لایترک کله و با توجه به ممکنات و شرایط روز و خطراتى که در صورت رد این قرارداد استقلال کشور ما را تهدید خواهد کرد با این قرارداد موافقم. من عقیده دارم براى خدمت به نسل موجود و نسل‌هاى بعدى باید از منابع طبیعى مملکت بالاترین استفاده ممکن را نمود. (صحیح است) و چنین استفاده‌اى را در (زیر زمین نگاه داشتن این منابع نمی‌دانم) نمی‌گویم: براى نهفتن چه سنگ و چه زر فقط می‌گویم اگر نگهدارى منابع در زیر زمین خدمت است پس بالاترین خدمت را چنگیز و هلاکو به این کشور کردند چون به هیچ یک از منابع زیرزمینى این کشور دست نزدند و به هر حال مسلماً نفتى استخراج و صادر نکردند من با این قرارداد موافقم زیرا با آن می‌توان زنجیر فشار و فلاکتى را که به پاى اقتصاد این کشور در اثر سیل اشتباهات عده‌اى که ادعاى پیشوایى داشتند بسته شده بود باز کرد و به دورانى که متأسفانه بیلان آن جز تفرقه و فقر و مرگ چیزى نبود خاتمه داد. آقایان من می‌دانم قیمتى که براى نفت ایران به ما می‌دهند با قیمتى که از مصرف کنندگان آن در کوچه‌هاى پاریس یا جاده‌هاى هلند دریافت می‌شود تفاوت دارد آقایان من هم قبول دارم که اگر شرکت‌های بزرگ حاضر می‌شدند براى فروش نفت ما به حق‌العمل مختصرى قناعت کنند رفتارشان سخاوتمندانه می‌بود...

ولی فعلاً که آنها چنین سخایى ندارند بیاییم و خودمان در شهر تهران در مورد میوه و تره‌بار این نظر را عملى کنیم و ترتیبى بدهیم که قیمتى را که بابت این اجناس به تولیدکنندگان آن عملاً در میدان می‌پردازند از پنجاه درصد قیمتى که به دست مصرف‌کنندگان می‌رسد کمتر نباشد. بارک اله، احسنت)

آقایان همان طور که عرض کردم در اثر اشتباهات مکرر از فرصت‌ها استفاده نکردیم و ضمن تخریب قدرت اقتصادى خود آن قدر منتظر شدیم که طرف کمبود مصرف جارى خود را تأمین کرد آن وقت در وضعى

+++

که احتیاج ما و استغنا طرف محسوس بود این قرارداد را بستیم حالا خدا پدرشان را بیامرزد که از پیشنهاد اول پایین‌تر نیامدند و اصلى را که از روز اول رد پیشنهاد گس- گلشاییان راجع به پنجاه پنجاه گفته بودند به صورت نسبتاً آبرومندانه ى در این قرارداد تأمین کردند اگر از لحاظ اقتصادى نتوانسته یم در بازار بین لمللى آنچه را که آرزو داشتیم تحصیل کنیم ولى این کمبود را با دقت در مصرف این عواید می وانیم و باید جبران کنیم.

من نمی‌دانم چرا اشخاصى که به نام دلسوزى مردم با این قرارداد مخالفت می نند فقط جنبه منفى و غیر عملى موضوع را در نظر می گیرند و به جنبه مثبت موضوع توجهى ندارند و حال آن که جان مطلب در قسمت مثبت است. آقایان سه سال مردم نجیب این کشور بدون قید و شرط هر خطرى را استقبال کردند و هر محرومیتى را تحمل نمودند با این که مراجع و محاکم بین لمللى اساس حرف ما را تأیید کردند عملاً نه فقط نتوانسته‌ایم با فروش نفت بر عایدات خود بیفزاییم بلکه مخارج کمرشکن دستگاه نفت هم سربار بقیه بدبختی‌هامان شد (احمد فرامرزى- سه میلیارد) حال به جاى نوحه‌خوانى و ردیف کردن «اگرها» باید خود را براى بالاترین استفاده از همین فرصت موجود مجهز کنیم. باید دید چگونه می‌توان طبق همین قرارداد بالاترین عایدى را براى مردم به دست آورد و از همه مهمتر باید او هم اکنون براى مصرف این عواید طرح یک تصفیه اساسى در دستگاه‌هاى مربوط دولتى ریخته شود (صحیح است) و موضوع با حرف و نطق و خطابه برگذار نگردد. آقایان کانون‌هاى فساد کشور را دچار تشنج و اختلال دائم کرده است زودتر و هر چه زودتر طریقه بارى به هر جهت و دو دوزه بازى را که به نظر من مهمترین عامل بدبختی‌هاى این کشور است باید با یک جهاد مردانه ریشه کن کرد (صحیح است) اما نه جهاد از نوعى که یکى از نزدیکان دولت راجع به وصول مالیات می‌گفت و شنیدم که خود او مبالغ هنگفتى از همین بابت به خزانه همین دولت کمتر نپرداخته است:

همه از دست غیر می‌نالند

سعدى از دست خویشتن فریاد (پیراسته- اسم ببرید) بنده اینجا قصد اسم بردن را ندارم آقایان مردم به همه حرف‌ها و صحبت‌ها بی‌عقیده شده‌اند و باید انصاف داد که حق هم دارند فقط با عمل می‌توان آنها را مطمئن و امیدوار ساخت باید عوامل فاسد را از دستگاه دولت و سازمان قضاوت دور کرد ولى باید دقت هم کرد که این تصفیه از روى اغراض به عمل نیامد و از لحاظ آن که کارمندان یا قضات صحیح‌العمل حاضر به تسلیم در مقابل تقاضاهاى خلاف مقررات بعضى نشده‌اند مشمول تصفیه نگردند (صحیح است) (قنات‌آبادى- تصفیه کننده‌ها کى باشند) همان‌هایی که شما تعیین کنید این دست شماست. این تصفیه باید به منظور نجات جوانان کشور از دام‌هایى که بر سر راه آنان گسترده شده است به عمل آید و ما مهمترین منبع این مملکت و گران‌بهاترین ثروت این مرز و بوم بدانیم تبلیغ افکار یأس‌آور نیفتد و کشور از ثمره فعالیت آنان محروم نگردد تمام جوانان مملکت ما باید بدانند که ما اگر از لحاظ اقتصادى نتوانسته‌ایم آنچه راه از ملى شدن نفت انتظار داشتیم دریافت کنیم از لحاظ سیاسى موفق شدیم ریشه شرکت سابق را بکنیم. ما نخواهیم گذاشت این ریزه‌خوانی‌ها و تعزینه‌گردانی‌ها و ترسیم هیوولاى سیاسى شرکت سابق سابقه براى قدرت سیاسى کنسرسیوم بشود. آقایان کنسرسیوم تاجرى است که بیش از قرارداد خود نه صریحاً نه ضمناً هیچ وقت نباید حقى داشته باشد. اصولاً عنوان کردن قدرت سیاسى، نفوذ سیاسى، مداخله سیاسى، براى کنسرسیوم خیانت به مملکت است (صحیح است) (درخشش- ماده 29) (87) (درخشش- بسیارخوب 87) و بزرگ‌ترین خائن این کشور کسى خواهد بود که براى اولین بار به طور ضمنى بخواهد از لحاظ سیاسى براى کنسرسیوم قدرت نفوذ و یا مداخله‌اى در کار مملکت ما قائل شود من امیدوارم که با مراقبت مردان بیدار و هشیار این مملکت موفقیت سیاسى که از ملى شدن صنعت نفت به دست آمده است محفوظ خواهد ماند و با نعل‌هاى وارونه کسى گمراه نخواهد شد. متأسفانه آقاى نخست‌وزیر در این جلسه حضور ندارند آقایان وزرا به جناب آقاى نخست‌وزیر بگویید از همین ساعت باید در طرز خریدها و مناقصه‌هاى کلان دولتى تجدیدنظر اصولى به عمل آید (خرازى- از همین حالا کنانه آمده و مشغول است) کیسه‌هاى طمعى که براى بلعیدن عایدات به دست نیامده نفت دوخته شده است باید پاره شود و خیال‌هایی که براى این آوى ناگرفته پخته شده است باطل گردد. (خرازى- کنانه کسى است که طلا صادر کرد زمان اعلیحضرت فقید) (صحیح است).

و الا نه بر مرده بر زنده باید گرست.

به جناب آقاى نخست‌وزیر بگویید به نظر من این قرارداد نفت را دولت شما باید فقط به منزله یک رفع مانع تلقى کند نه این که انتظار داشته باشد که از افرادى تصویب این قرارداد درهاى بهشت خودبه‌خود به روى افراد این مملکت باز شود (صحیح است) به جناب آقاى نخست‌وزیر بگویند از این قرارداد به جز برداشتن سنگى که جلوى راه ترقى ایران افتاده بود انتظار دیگرى نداشته باشند. برداشتن سنگ براى راندن در جاده اصلاحات لازم است ولى هم ماشین‌هاى سالم و هم رانندگان قوى لازم دارد (احسنت، آفرین).

رئیس- پیشنهادى رسیده است براى کفایت مذاکرات (شوشترى- بنده مخالفم) ولى بنده معتقدم یک مخالف دیگر هم هست آقایان موافقت فرمایند او هم صحبت خودش را بکند (صحیح است) بعد از او آن وقت پیشنهاد کفایت مذاکرات مطرح شود (صحیح است) آقاى کاشانى.

پیراسته- آقاى کاشانى خلاصه بفرمایید.

کاشانى- به اندازه کافى خلاصه شده به نام خداوند قادر متعال (مسعودى- احسنت). من اجازه صحبت خواستم تا وظیفه وجدانى خود را به نام یک فرد ایرانى علاقمند به عظمت و سرافرازى ایران انجام دهم (آفرین) و در این موقع که مجلس شوراى ملى در شرایط حساس و تاریخى قراردارد با توجه به مسئولیت خطیرى که در برابر نسل آینده و خاطر احساس می‌کنم به آنچه موجب رضاى خدا و صلاح ملت ایران تشخیص می‌دهم عمل نمایم. مطلب و موضوعى که مطرح است یعنى تعیین سرنوشت منابع نفیت خوزستان و چگونگى استخراج و تصفیه و به بهره‌بردارى از این گنج خداداد مطلبى نیست که مربوط و متعلق به یک شهر یا یک استان و حتى نسل حاضر مملکت باشد بلکه آینده و سعادت ملت و مملکت و نقشى که ملت ایران باید در جامعه آنها در آینده ایفا کند بستگى تام به این موضوع اساسى دارد و اگر کوچک‌ترین غفلتى بشود ملت و مملکت زیان خواهد کرد این که آقایان نمایندگان محترم عنایت فرموده و اجازه دادند بنده هم مجال عرایض مطلبى که بی‌نهایت بیان آنها را ضروری می‌دانم پیدا کنم نشانه این است که نمایندگان وطن‌خواه مجلس شوراى ملى تصمیم به جلوگیرى از تقویت و تضییح حقوق ملت ایران را دارند. (ندارند) (قنات‌آبادى- درست نوشت) (تیمورتاش- معلوم شد خود آقا نوشته) خوب است براى این که آقایان متوجه باشند یک بار دیگر تکرار کنم نشانه این است که نمایندگان وطن‌خواه مجلس شوراى ملى تصمیم به جلوگیرى از تقویت و تضییع حقوق ملت ایران را دارند یا این که در بدو تشکیل دوره هجدهم قانون‌گذارى طبق قانون اساسى به کلام الله مجید سوگند یاد کردم که در مطالب و بیاناتی که در طول مدت نمایندگى بالاخص می‌کنم مطالبى و تصمیماتی که اتخاذ می‌نمایم همیشه خیر و صلاح ملت و مملکت و رضاى خداوند بزرگ را در نظر بگیرم اکنون که بنا به وظیفه ملى مطالبى را عرض می‌کنم بار دیگر به این کلام الله مجید سوگند یاد می‌کنم مطالبى که عرض می‌کنم صرفاً براى دفاع از حیثیت و شرافت ملت ستمدیده‌ای است که نگران آینده خویش است و هیچ گونه نظر و غرض شخصى ندارم و خدا را شاهد و گواه می‌گیرم که این مطالب را براى خیر و صلاح و سعادت ملت عزیز ایران عرض می‌کنم که خود افتخار می‌کنم فردى از افراد همین ملت هستم. انگیزه بیان این عرایض آثار ملالت‌آور گذشته که ناشى از اعمال خلاف مروت شرکت نفت موسوم به شرکت سهامى انگلیس و ایران است می‌باشد و توجه به همین تجربه تلخح موجب شده اکنون که مملکت ما در آستانه وقوع یک حادثه مهم حیاتى است براى دفاع از حقوق خانواده‌هاى گرسنه و افسرده که در نتیجه سى سال تسلط کمپانى انگلیس بر منابع بیکران نفت ایران در عین غنى بودن در نهایت ذلت و درماندگى مادى گذران می‌کند از همه جوانمردان و آزادگان مدد بطلبم و از خداوند بزرگ مسئلت می‌نمایم که در این لحظات بحرانى این ملت پریشان روزگار ستم کشیده را در کنف لطف خود حفظ فرماید. مطالبى که عرض می‌کنم مفصل است تناسب با اهمیت موضوع و مدت دارد زیرا براى مدت چهل سال یک قرارداد پیچ در پیچ و چند طرفه‌اى را می‌خواهند حاکم به منابع نفتى ایران بنمایند پس باید حق داد که براى جلوگیرى از تضییع حقوق ملت ایران در ظرف چهل سال آنچه لازم مجاهدت و فداکارى است به عمل آید و هیچ شخص با انصاف و جوانمردى نمی‌تواند مانع از بیان مطالبى گردد که براى حفظ حقوق نیم قرن یک ملت کهنسال کمال ضرورت را دارند. عرایض بنده شامل یک مقدمه است. قسمت ایرادات و دلایل و یک نتیجه است. اینک مقدمه.

اول باید به فلسفه ملى کردن صنایع نفت ایران توجه شود و بعد ببینیم آیا قراردادى که دولت تقدیم مجلس شوراى ملى کرده نظر ملت ایران را از لحاظ علت غایى ملى کردن صنایع نفت خود می‌نماید یا نه مملکت ایران صنایع نفت خود را ملى کرد براى این که اولاً با تسلط شرکت نفت انگلیس بر منابع نفتى خوزستان استقلال سیاسى نداشت زیرا دولت انگلیس که خود را صاحب سهم عمده شرکت نفت جنوب میدان است براى این که همیشه بتواند به دلخواه از منابع نفت ایران بهره‌بردارى کند لازم و ضرور میدان است که ترکیب دولت و حکومت ایران به نحوى باشد که منافع کمپانى حفظ شود. دولت انگلیس مصلحت کمپانى نفت را در این میدان است که تا ممکن است قوه قانون‌گذارى مملکت اقدار ملى نداشته باشد زیرا می‌ترسید قوه مقننه ایران قانون و مقرراتى وضع کند که مضر به حال کمپانى نفت باشد و نتیجه منافع دولت امپراطورى انگلیس لطمه‌اى به خورد پس دولت انگلیس و شرکت نفت همیشه خود را در چگونگى ترکیب

+++

دولت و حکومت‌ها و تشکیل مجلس‌ها ذی علاقه می‌دانسته‌اند و سعى می‌کردند به عناوین مخلتف دوستان و ارادتمندان آنها تقویت و سررشته امور مملکتى را در دست داشته باشند و کسانی را که احتمال می‌دادند به نحوى از انحا مانع تجاوزات کمپانى بشوند حتى‌المقدور از کرسی‌هاى مؤثر برکنار و خانه‌نشین و عنداللزوم تبعید و زندانى و غریب مرگ می‌نمودند. دولت انگلیس و شرکت نفت به خودش حق می‌داد که براى بهتر استفاده کردن و بیشتر منفعت بردن مطابق میل خودش استاندار در خوزستان نگه دارد گر چه فى‌المثل همه قواى مسئول مملکت وجود چنین استاندار سرسپرده‌اى را مضر به حال مملکت می‌دانستند. کمپانى نفت و در واقع دولت انگلیس حتى در تعیین رؤساى ژاندارمرى و شهربانى و بخشدارى مناطق نفت‌خیز اعمال نظر و قدرت می‌کرد و کسانى را ابقا می‌نمود که با بودن آنها منافع بیشترى به شرکت برسد اگر چه آنها از حدود قانون و شرف و وطن‌دوستى هم عدول کنند دادستان، بازپرس، حکمران، رئیس شهربانى و ژاندارمرى. براى رفع و رعایت حال مردم یعنى صاحبان منابع نفت به آن منطقه فرستاده نمی‌شدند بلکه براى آسودگى خاطر و رضایت شرکت به صورت ابزارهاى کار در اختیار کمپانى گذاشته می‌شدند و آنها هم که حاضر نمی‌شدند ابزار کار شرکت بشوند با یک تلگراف تعویض می‌شدند این رویه مغایر با استقلال سیاسى ما بود یعنى دولتى در داخل دولت ما در داخل خاک ما منافعى داشت (دکتر بینا: آقاى کاشانى شرکت مرد) (مسعودى: ما اگر حرف نزنیم زودتر تمام می‌شود) و چون عایدات و پول و قدرت سیاسى خارجى با او بود همیشه و در تمام طول مدتى که انگلیس‌ها بر منابع نفتى ایران تسلط داشتند براى حفظ و نگهدارى منافع‌شان مانع از اعمال قدرت حکومت، ارتش، عدلیه و حتى قوه مقننه بودند مگر در مواردى که اعمال قدرت در جهت مخالف منافع کمانى نبود. من نمی‌خواهم موارد این دخالت‌ها را یک یک شرح بدهم چون از احصا و شمارش خارج است در همه شئون سیاسى و اجتماعى ما مداخله کردند و آنچه در بیان عرایضم مورد توجه است منطق کمپانى در این مداخلات بود منطق آنها این بود که حفظ منافع کمپانى اقتضا دارد که فلان شخص استاندار و فلان کس رئیس ژاندارمرى و دادستان و یا رئیس اداره کار خوزستان باشد دولت و کمپانى انگلیس در تمام مدت تسلط به منابع نفتى به خود حق می‌دادند در تعیین مسئولین انتظامى اعم از لشکرى و ژاندارمرى و شهربینی منطقه خوزستان مخصوصاً مستقیم و غیرمستقیم مداخله بکنند چون این اعمال را لازمه پیشرفت کار کمپانى و تأمین منافع شرکت می‌دانسته‌اند این عمل یعنى دخالت دولت انگلیس در حاکمیت ملى و مملکت‌دارى ایران بود حالا نزدیک به نیم قرن در تحت این عنوان و به این منطق چه بلاها به سر ملت ستم کشیده ایران آوردند باشد براى بعد، مقصود عرض بنده در این مورد بیان علت‌العلل ملى کردن صنایع نفت است. علت دوم که ملت ایران را ناگزیر از ملى ساختن صنایع نفت خود نمود عدم استقلال اقتصادى بود همه می‌دانیم که رقم عمده صادرات کشور ما مواد نفتى است و ملت ایران با استفاده از عایدات نفت می‌بایست مملکت را صنعتى کند و کشاورزى را تعمیم و توسعه دهد. موجبات بهبود زندگى و رفع فقر را فراهم سازد ولى متأسفانه این عایدات در دست دولت انگلیس متمرکز بود و ما اسیر اقتصادى انگلیس بودیم یعنى هر کالاى به نجل و هر قراضه‌اى داشتند از محل عواید نفت که در بانک لندن متمرکز بود به ما می‌فروشند و با همان عایدات ناچیز که ما داشتیم، در دست خود نگه می‌داشتند با ما تجارت می‌کردند و ایران بازار کالاى به نجل انگلیس و کشورهاى تحت‌الحمایه و مستعمره گروه استرلینگ بود و کمتر می‌توان در راه انجام مقاصد ملى خود آزادى اقتصادى داشته باشد حتى به محض این که در جریان ملى ساختن صنایع نفت منافع کمپانى نفت در ایران به خطر افتاد بر خلاف همه قواعد و رسوم بانکى جلوى استفاده از موجودی‌هاى لیره ایران را گرفتند و به ما ثابت کردند که ما حق نداریم از پول خود از موجودى خود براى رفع حاجات خود استفاده کنیم چون استقلال اقتصادى نداریم این عدم استقلال اقتصادى می‌بایست یک روز از بین برود و ملت ایران تصمیم گرفت با ملى کردن صنایع نفت خود را از چنگال بانک لندن نجات دهد و آزادى عمل داشته باشد. سوم: فقر و فاقه مردم و لزوم رفورم‌هاى اجتماعى و عدم تکافوى عایدات غیر عادلانه نفت جنوب براى آباد ساختن و سعادتمند نمودن مردم سبب شد که ملت ایران براى به دست آوردن عواید بیشتر تلاش کند و تنها راه استفاده واقعى از منافع نفت این بود که ملت ایران دخالت اجنبى و انتفاع بیگانه را از این ذخیره خدادادى قطع کند تا بتواند عایدات حقیقى خود را به دست آورد در نتیجه سعادت و خوشبختى را جایگزین فقر و مسکنت نماید به همین علت ملت ایران صنایع نفت خود را ملى کرد تا آن عایداتى که به سبب نیرومندى بحریه انگلیس و قدرت بخشیدن به دستگاه انتلیجنت سرویس بریتانیا می‌شد صرف نیرومندى ملت ایران گردد. ما هر وقت گونه‌هاى زرد و چهره‌هاى پژمرده کودکان ایرانى را می‌دیدیم، وضع زنگانى ملالت بار پدران و مادران بینواى این کودکان پژمرده را مشاهده می‌کردیم و هر وقت بچه‌هاى لخت و برهنه که با وش سرشار بر اثر فقر و مسکنت والدین خود به روى زباله کنار کوچه‌ها و بیغوله‌ها و زاغه‌ها لول می‌زنند از نظر می‌گذراندیم از صمیم قلب به غاصبین حقوق ملت ایران لعنت می‌فرستادیم واز خداوند مسئلت می‌نمودیم کاخ ظلم و ستم این سهامداران بى‌مروت را روى هم بریزد چون آبادى خانه افراد ملت ایران را در خرابى این خانه ظلم و ستم تشخیص داده بودیم. اشتباه نشود ملت ایران با هیچ ملت و دولتى دشمنى و خصومت شخصى نداشته و ندارد این اعمال دولت‌هاست که ما را به دوستى یا دشمنى با آنها برمی‌انگیزد وقتى ما می‌بینیم کمپانى نفت و دولت‌هاى تحت‌الحمایه‌اش نمی‌خواهند و نمی‌گذارند سرتاسر خاک خوزستان در کنار رودخانه کارون روى آبادى ببیند و کشاورزى در خوزستان آن طور که شایسته آن خط زرخیز است رونق پیدا کند تا مردم از بیکارى و ناچارى یا مزد کم ب عملگى شرکت نفت تن دربدهند. اگر آن عاملى که موجب ویرانى خوزستان است از بین ببریم به ملت ایران عموماً و به خوزستانى‌ها خصوصاً خیانت کرده‌ایم ما تشخیص دادیم که منافع کمپانى نفت جنوب و منافع برزگران و کشاورزان خوزستان در جهت مخالف یکدیگر قرار دارد به این معنى که کشاورز خوزستان منفعتش و صلاح خود و کشورش در این است که بتواند با در نظر گرفتن ترقیات کشاورزى دنیا حداکثر محصول ممکن را از زمین خود ببرد تا خوشبخت و سعادتمند باشد براى ابنا وطن خود محصولات مورد احتیاج فراهم کند و براى صدور الا و امکان وارد کردن ماشین‌هاى صنعتى ارز تهیه نماید اما منافع کمپانى درست در جهت مخالف این فکر بود کمپانى می‌خواست در سراسر خوزستان هیچ منبع عایدى دیگرى براى مردم وجود نداشته باشد تا مردم مستأصل و ناچار باشند و حاضر بشوند با روزى 20 و 30 و 40 ریال در تأسیسات نفتى عملگى کنند. اگر کشاورزى خوزستان آن طور که شایسته است ترقى کند مزد کارگر ساده در تأسیسات نفتى حداقل به یک صد و پنجاه ریال در روز ترقى خواهد کرد و با ترقى کشاورزى به همین نسبت مزد هم رو به ترقى خواهد بود و در این صورت هزینه استخراج و تصفیه نصف بیشتر و در نتیجه کمپانى نفت کمتر منفعت می‌برد اما می‌خواهیم ببینیم کشاورزان و خانواده‌هاى بى‌پشت و پناه خوزستان موفق شدند منافع و مصالح خود را پیش ببرند یا کمپانى نفت البته چون وزیر و استاندار و رئیس کشاورزى و رئیس ژاندارمرى و بخشدارى همه به خواست قدرت مرکز نگاه می‌کردند و به همین دلیل خوزستان با همه استعداد زارعتى که دارد در تمام طول مدت استقرار انگلیس‌ها در منابع نفتى از لحاظ کشاورزى به هیچ وجه جلو نرفت چون کمپانى عمله مفت لازم داشت.

همه می‌گویند فرهنگ را توسعه دهید همه می‌گویند تا مردم سواد پیدا نکنند نمی‌توانند در سرنوشت خود آن طور که شایسته است دخالت کنند همه می‌گویند بهداشت در سرتاسر ایران وجود ندارد و مردم از بى‌دوایى و بی‌درمانى جان می‌دهند. ولى همه این اصلاحات احتیاج به بودجه دارد احتیاج به پول و عایدات دارد اگر هم وضع این است که می‌بینیم براى همین است که عایدات ما را کشور دیگرى می‌خورد و مقدار ناچیزى هم که به ما می‌دادند قسمت عمده‌اش لکوموتیو قراضه و ماشین‌آلات بی‌مصرف ابوابجمع می‌کردند. براى توسعه فرهنگ و تعمیم بهداشت عمومى عایدات لازم است و این عایدات هم قسمت اعظمش در دست اجنبى بود ما از نظر مالى و عایدات مملکتى وقتى فقیر باشیم نمی‌توانیم فرهنگ و بهداشت عمومى را مثل کشورهاى غنى توسعه دهیم و به همین علت ملت ایران صنایع نفت را ملى کرد تا عایداتى که سبب تقویت بنیه مالى یک کشور اجنبى می‌شود موجب نیرومند شدن خود ملت ایران گردد. اینها به طور اجمال و خلاصه علل اقدام ملت ایران به ملى کردن صنایع نفت بود. حالا می‌خواهیم ببینیم با قراردادى که دولت حاضر تقدیم مجلس شوراى ملى کرد این خواست‌هاى ملت ایران عملى شده است یا نه؟ اگر آنچه موجب ملى کردن صنایع نفت شد در قرارداد تقدیمى به مجلس محفوظ شده باشد که حرفى نیست ولى با کمال صراحت باید گفت این منطقى که براى دخالت در امور مملکت ایران به بیگانگان مستمسک می‌داد وجود منافع کمپانى‌هاى آنها بود که اکنون هم با ایجاد منافع براى کمپانی‌هاى متعدد به همان منطق مستمسک خواهد شد یعنى در هیچ دلیل با توجه به تجربیات گذشته وجود ندارد که چنین دخالت‌هایى نشود. مگر قرارداد 1933 را با دولت انگلیس بسته بودند، خیر، آن هم با کمپانى نفت انگلیس و ایران بود طرف ما یک کمپانى ظاهراً تجارتى بود ولى عملاً مملکت ما دستخوش هوى و هوس دولت انگلستان و همیشه تحت فشار این سیاست استعمارى بود به طوری که حتى جناب آقاى دکتر امینى وزیر دارایی طى نطق خود که عیناً نقل می‌نمایم (کوشش ما این بوده است که عظمت مفهوم این مبارزه و قدرت اراده ملت ایران را به نمایندگان کمپانی‌هاى بین‌المللى تفهیم کنیم ما صریحاً به نمایندگان کمپانی‌هاى بین‌المللى گوشزد کرده‌ایم که ملت ایران از مداخلات بى‌رویه عمال کمپانى سابق در امور سیاسى و ملى خود در رنج و عذاب بود و براى رهایى از چنگال این تجاوزات قیام کرد و با خلع ید از کمپانى

+++

سابق نفت ریشه‌ اسارت سیاسى را از حکومت ایران قطع کرد) ملاحظه می‌فرمایید آقاى وزیر دارایی صراحتاً تصدیق مداخلات عمال کمپانى سابق را در امور سیاسى و ملى ما نموده و این که ملت ایران در رنج و عذاب بود یادآورى کرده‌اند و البته هیچ ایرانى نمی‌تواند منکر این محسوسات باشد. من ناگزیرم توجه نمایندگان محترم را به منطق مداخله کمپانى سابق و دولت انگلیس در شئون سیاسى و ملى ایران جلب کنم منطق دولت انگلیس منطق تأمین منفعت بیشتر از منابع نفتى و دفع ضرر بود اگر چه آن جلب منفعت موجب ضرر ملت ایران و آن دفع ضرر سبب سلب منافع کمپانی‌هایى در خاک کشور دیگرى منافع داشته باشند محال است که مداخله نکنند. این منافع هم شامل منافع تجارتى است و هم شام منافعى است که دولت‌هاى مربوطه کمپانی‌ها از نظر سیاسى و اقتصادى در خاک کشور دیگر جستجو می‌کنند.

روزی که قرارداد 1933 را امضا کردند شاید باور نمی‌کردند که قرارداد اسارت ملت ایران است و با آن قرارداد اجازه دخالت اجنبى در امور مملکت ایران داده می‌شود ولى دخالت اجنبى از آثار مستقیم و قهرى این گونه قراردادهاست که در خاک کشور براى کمپانی‌هاى بیگانه منافع و تسلطى قائل شود و مهمترین نمونه بارز دخالت انگلیس‌ها از طریق کمپانى نفت در وقایع شهریور 1320 مشاهده گردید یعنى ملتى که از شمال و جنوب به او شبیخون زدند وقتى خواست از محصول وطن خود براى به کار انداختن وسایل نقیله موتورى و دفاع از خاک و خانه خود، استفاده کند دید که اجازه تحویل بنزین در اختیار دولت متجاوز است از این بالاتر نمونه‌اى براى عدم استقلال سیاسى نمی‌توان پیدا کرد و علتش این بود که شرکت سابق نفت متصدى بود و ما ناظر در قرارداد فعلى هم که مطرح است باز کمپانی‌هاى بیگانه متعددى‌اند و ما ناظر و براى این که جاى ابهامى باقى نماند عین جزء (ز) (و جزء ح) از ماده 4 قرارداد را در باب نظارت دولت ایران نقل می‌نمایم.

جزء (ز) ((شرکت‌های عامل تسهیلات مشروحه ذیل را براى ایران و شرکت ملى نفت ایران فراهم خواهند آورد تا ایران و شرکت ملى نفت ایران بتوانند نظارت لازم در عملیات شرکت‌های عامل به کار برد و اطمینان حاصل کنند که شرکت‌های عامل تعهداتى را که طبق جزء (و) این ماده بر عهده دارند انجام می‌دهند جزء (ح) ماده 4 (نظارتى که در جزء (ز) این ماده مقرر شده به شرط رعایت مقررات ذیل اعمال خواهد گردید بند 1 اعمال نظارت به صورتى خواهد بود که مانع پیشرفت یا موجب بطو جریان عملیات شرکت‌های عامل نشود و یا اثر سو دراین عملیات ببخشد) این جزهایى بود که نظارت مشروط دولت ایران را می‌رساند حالا جزء (ط) از ماده 4 که تصدى شرکت‌هاى عامل را می‌رساند (جزء ط، شرکت‌هاى عامل به شرط رعایت مقررات جزءهاى (و) و (ز) حق تصدى و اداره کامل و مؤثر و تعیین نحوه کلیه عملیات خود را خواهند داشت).

بنده علت این که این مطالب را طى مقدمه عرض می‌کنم براى این است که علت دخالت کمپانى سابق در شئون سیاسى و ملیت ملى مملکت ایرن همین مسئله تصدى و تسلط نامحدود او بود، در منابع و تأسیسات نفتى بود و حالا هم به هیچ وجه آن منطق مداخله از بین نخواهد رفت، منفعت آن روز کمپانى اقتضا می‌کرد در شئون سیاسى مملکت ما مداخله نامشروع کند امروز هم وقتى ما منفعتى براى کمپانی‌هاى خارجى در خاک خودمان قائل بشویم و تمام منابع و تأسیسات را به طور نامحدود و بدون قید و شرط به دست نهاد بدهیم و فقط خودمان حق نظارت آن هم مشروط داشته باشیم امکان جلوگیرى از مداخلات نخواهد بود چون مداخله نتیجه قهرى وغیر قابل اجتناب ایجاد وجود منفعت براى خارجى در خاک کشور ما است و سپردن عملیات تصدى صنایع نفت به اجنبى برخلاف اصل ملى شدن صنایع نفت است زیرا ما به موجب قرارداد باطل الاصل 1933 حق نظارت داشتیم و ماده 14 همان قرارداد این حق را تأمین کرده بود ولى ملت ایران قیام نکرد. متحمل محرومیت نشد. کشته و قربانى نداد که یک نظارت را به نظارت نوع دیگر تبدیل کند بلکه مقصود این بود که ریشه منفعت اجنبى در خاک ایرن خشک شود تا به این بهانه استقلال سیاسى مملکت تحت‌الشعاع منافع بیگانگان قرار نگیرد و این فقر میسر است که ما فروشنده باشیم و آنها خریدار (مسعودى- صحیح است) نه این که آنها متصدى و مسلط به منابع و تأسیسات نفتى ما باشند و ما ناظر و سهم بگیر آن هم ناظر مشروط (کریمى- آقاى مسعودى اقلاً شما صحیح است نگویید) (مسعودى- این صحیح است غیر از آن است) این هم منطق کمپانى سابق نفت براى مداخله در امور مملکت ایران فقط و فقط با خلع ید از منافع نفتى از بین رفت و الا مادام که آنها منفعت در خاک ما داشتند مداخله هم می‌کردند حالا هم اگر واقعاً عاقدین قرارداد دخالت کمپانى سابق را در شئون سیاسى و ملى نمی‌پسندند و خلاف استقلال سیاسى ایران می‌شناسند باید آن منطق مداخله را به کمپانی‌هاى طرف قرارداد ندهند و الا از گذشته متأسف بودن و راه تأسف را براى آینده باز کردن دور از سیاست و تغییر است.

این بود منطق شرکت سابق که حالا همان منطق را همان شرکت به اضافه چندین شرکت دیگر تا چهل سال بعد اعمال خواهد کرد و اما آنچه عاقدین قرارداد باید بدانند این است که با هیچ قانون و مقررات و قراردادى هم نمی‌شود منطق ملت ایران را از ملى شدن صنایع نفت در سراسر کشور تغییر داد و با کمال افتخار و سرافرازى باید عرض کنم منطقش که ملت ایران براى ملى کردن صنایع نفت خود داشت عوض نشده و تغییر نکرده و نخواهد کرد آن روز ما استقلال سیاسى می‌خواستیم حالا هم می‌خواهیم. آن روز از اسارت اقتصادى بیگانه جانمان به لب رسیده بود و زنجیر اسارت اقتصادى را پاره کردیم حالا هم نمی‌گذاریم به اسارت اقتصادى بیگانه درآییم. آن روز براى جلوگیرى از توسعه فقر و مبارزه با پریشانى و مسکنت و در حقیقت براى جلوگیرى از سیل بنیان کنى که مذهب مقدس ما و خاک ون ما و موجودیت و استقلال ایران را تهدید می‌کرد خواستیم درآمد حقیقى خود را و این پولى را که براى دیگران کاخ ظلم و ستم فراهم ساخته براى کشاورزان و دهقانان و کارگران و بیکاران ایرانى عدالت اجتماعى به وجود آورد.

3- تعیین موقع و دستور جلسه بعد- ختم جلسه

رئیس- تأمل بفرمایید آقاى کاشانى یک پیشنهادى رسیده براى این که جلسات صبح و عصر باشد امروز که شب اربعین است و مقتضى نیست که عصر جلسه بشود روز سه‌شنبه اگر مورد لزوم پیدا کرد رأى می‌گیرم.

جلسه را فعلاً ختم می‌کنیم دنباله فرمایشات آقاى کاشانى می‌ماند براى جلسه بعد روز سه‌شنبه ساعت هشت و نیم صبح آقایان توجه بفرمایید که سر ساعت تشریف بیاورید.

 (مجلس یک ساعت بعد از ظهر ختم شد).

رئیس مجلس شوراى ملى- رضا حکمت

+++

 

یادداشت ها
Parameter:294882!model&5137 -LayoutId:5137 LayoutNameالگوی متنی کل و اخبار(مشروح مذاکرات)