کتابخانه، موزه و مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی


صفحه اصلی » مشروح مذاکرات » مشروح مذاکرات مجلس ملی » دوره هجدهم مجلس ملی

0.0 (0)
مشروح مذاکرات مجلس شورای ملى، دوره ‏18
[1396/05/30]

جلسه: 54 صورت مشروح مذکرات مجلس روز چهارشنبه 21 مهر ماه 1333.  

فهرست مطالب:

1- قرائت اسامى غائبین جلسه قبل.

2- بیانات قبل از دستور آقایان: حائرى‌زاده، پناهى و شوشترى.

3- بقیه مذاکره در گزارش کمیسیون خاص راجع به قرارداد فروش نفت.

4- پیشنهاد جلسات متوالى مجلس ، تعیین موقع و دستور جلسة بعد، ختم جلسه.

مشروح مذاکرات مجلس شورای ملى، دوره ‏18

 

 

جلسه: 54

صورت مشروح مذکرات مجلس روز چهارشنبه 21 مهر ماه 1333.

 

فهرست مطالب:

1- قرائت اسامى غائبین جلسه قبل.

2- بیانات قبل از دستور آقایان: حائرى‌زاده، پناهى و شوشترى.

3- بقیه مذاکره در گزارش کمیسیون خاص راجع به قرارداد فروش نفت.

4- پیشنهاد جلسات متوالى مجلس ، تعیین موقع و دستور جلسة بعد، ختم جلسه.

 

مجلس دو ساعت و ده دقیقه پیش از ظهر به ریاست آقاى رضا حکمت تشکیل گردید.

1- قرائت اسامى غائبین جلسه قبل

رئیس- صورت غائبین جلسه دیشب قرائت می‌شود. (به شرح زیر قرائت گردید.)

غائبین با اجازه، آقایان: حشمتى، دکتر سید امامى، بیات ماکو، شفیعى، جلیلوند، صراف‌زاده، احمد صفایی، معین‌زاده، محمود افشار، اکبر، کریمى.

غائبین بى‌اجازه، آقایان: کدیور، سالار بهزادى، نقابت.

دیرآمدگان و زودرفتگان با اجازه، آقایان: برومند 40 دقیقه، سلطانى یک ساعت، عبدالرحمن فرامرزى یک ساعت و بیست و پنج دقیقه، صدرزاده یک ساعت و نیم، بزرگ‌نیا 3 ساعت، قراگوزلو 4 ساعت.

رئیس- صورت مجلس دیشب البته حاضر نیست در جلسه بعد بین آقایان توزیع می‌شود.

2- بیانات قبل از دستور آقایان: حائرى‌زاده، پناهى و شوشترى

رئیس- سه نفر از آقایان که در جلسه قبل تقاضاى نطق قبل از دستور کرده بودند

(چند نفر از نمایندگان- دستور) چون آن روز نوبت‌شان محفوظ مانده بود به امروز موکول شد و وقت‌شان را هم به آقاى حائرى‌زاده داده‌اند آقاى حائرى‌زاده بفرمایید.

حائرى‌زاده- به واسطه کسالت و خستگى اعصاب و ضعف مزاج میل نداشتم قبول عضویت مجلس را نموده باشم که باید وارد مبارزه حیاتى مملکت شده زیرا قوه و بنیه جمع‌آورى ادله و مدلل داشتن مورد بحث را نداشتم و مخصوصاً پس از مراجعت سفر استعلاجى با جناب نخست‌وزیر مذاکره کردم که آیا در مجلس راجع به موضوع نفت گرفتار کشمکش‌هاى سیاسى خواهیم بود و یا این که در حدود قانون ملى شدن نفت (قنات‌آبادى: ملى شدن صنایع نفت بفرمایید) شرکت ملى نفت معاملاتى با خارج دارد و عمل شرکت نفت منافاتى با ملى شدن نفت ندارد و محتاج نیست در مجلس مشغول مطالعه یا بحث و انتقاد شویم ایشان اطمینان دادند که ابداً از حدود قانون ملى شدن نفت عدولت نخواهد شد و اگر شرکت ملى نفت در مدت دو سال و نیم حکومت سابق موفق نشده است بیشتر از چند کشتى نفت بفروشد ما سعى خواهیم کرد بیشتر از سابق و با تخفیف کمتر نفت بفروشیم و ابداً آن رویه سابق کمپانى نفت جنوب در بین نیست لذا من قانع شدم با این که در انتخابات به جهاتى شرکت نکرده بودم از باب احتیاط خدمت در مجلس را زیر خدمت در دادگسترى رجحان دادم و از نزیک ناظر عمل بودم ولى ضعف مزاج و خستگى اعصاب به من اجازه دخالت در کارها را کمتر می‌داد فعلاً چون موضوع نفت و صحبت غرامت و پرداخت خسارت در مجلس مطرح شده به نام یک نفر ایرانى که اجزا دارد از این کرسى خطابه استفاده کند مجبورم براى دفاع از حقوق نسل‌هاى آینده مطالب و اطلاعاتى را که دارم به عرض برسانم و مدلل کنم کمپانى سابق نفت که سهام عمده آن متعلق به دولتت انگلستان است با زمینه‌سازى و ساختن صحنه‌هاى تئاتر مانند در مملکت ایران حقوق حقه ما را تضییح کرده و ثروت ملى ما را به غارت برده و با دستگاه دروغ‌پردازى و هو و جنجال که به دست مزدوران خود در داخل و خارج ایران ایجاد کرده ملت ایران را متعدى و خود را مظلوم معرفى کرده و مطالبه غرامات می‌ماند.

آقایان محترم: انگلستان این نعل وارونه زدن که رویه سیاسى اوست و در تمام دنیا در سایه تقلب و تزویر پیشرفت کرده و مزدورهاى مستقیم و غیرمستقیم براى موفقیت خود دارد. آقایان تحقیق کنید انگلستان حتى در آمریکا جراید درجه اول را تحت نفوذ مادى خود قرار داده که آنچه موافق سیاست روز او باشد با زبان آمریکایى تبلیغ کند انگستان می‌داند ملل شرقى خواسته ایرانی‌ها از حقه‌بازی‌ها و نعل وارونه زدن او مسبوق بوده و در صفوف مخالف خود اشخاصى را ذخیره دارد که به نام مخالفت مجرى نقشه و حامى منافع او باشند.

آقایان همیشه در تمام جراید جهان از اختلاف روس و انگلیس بحث می‌شود و رجال بزرگ سیاست جهان اختلاف سیاست روس و انگلیس را از مسائل بدیهى می‌دانند ولى در عمل دیدیم جنگ اول و دوم جهانى روس و انگلیس در یک صف مدافع حقوق یکدیگر بودند البته موقع تقسیم غنایم بین دو برادر هم ممکن است نزاع لفظى بشود ولى هر وقت پاى خارجى وارد شد با یکدیگر دو برادر متفق می‌شوند.

آقایان محترم

به تاریخ گذشته خود مراجعه فرمایید در ایران به صورت جنگ مذهبى یا مسلکى دست انگلستان وسیله برادرکشى را چه قدر قراهم کرده البته براى چپاول ایران بین روس و انگلیس اختلاف بود و منطقه نفوذ براى خود تعیین می‌کردند ولى هر دو در خرابى دستگاه حکومت ایران و تخریب اساس ملیت و قومیت ماها با یکدیگر متفق بوده و هستند همیشه انگلستان ایران را از روسیه ترسانیده و براى چپاول ایران تهیه مقدمات نموده دو دفعه جنگ بین ایران و روس واقع شد اگر تاریخ را مطالعه فرمایید یکى به دست دولتت و دیگرى به دست علماى دین

+++

که از سیاست بى‌خبر بودند به تحریک انگلستان این دو جنگ شروع شد و عهدنامه گلستان و ترکمنچاى به جنگ خاتمه داد اوراق تاریخ شاهد است که آتش جنگ به دست انگلستان روشن شد و خود دلال صلح شد روس‌ها و انگلیس‌ها از شکست ایران هر دو منتفع شد و ماها را مال الصلح قرار دادند این مقدمه مختصر را لازم بود براى روشن شدن مطالب بعدى عرض نموده باشم حال وارد تاریخ امتیاز نفت می‌شویم اگر به کتاب (گنج شایگان) مراجعه شود قسمتى از امتیازات که انگلستان در مواقع مختلفه از ایران تحصیل کرده هست و نیست ایران را در ضمن به خود تخصیص داده پس از هوشیارى ایران و مساعد شدن محیط سیاست قسمتى از آنها لغو شده من جمله امتیاز راهن (برون رویتر) است که در ضمن آن امتیاز تمام منابع ثروت سطح الارضى و تحت الارضى ایران را از دست ایران گرفته بود و حوادث جهان موجبات الغا آن را فراهم کرد و قائم مقام او امتیاز بانک شاهنشاهى شد که یک قسمت از امتیاز بانک استخراج منابع طبیعى و نفت و غیره بود در بیست و هشتم مه 1901 مسیحى مطابق با نهم صفر 1319 قمرى در زمان سلطنت مظفرالدین شاه تحت هیجده فصل امتیاز انحصارى و استخراج نفت به یک نفر تبعه انگلستان داده شده است که آن امتیاز معروف است به امتیاز دارسى و در فصل نهم به صاحب امتیاز اجازه تأسیس شرکت‌هایی که قائم‌مقام او باشند و تمام تعهدات صاحب امتیاز را انجام دهند داده شده در موقع انگلیسى نقد و بیست هزار لیره انگلیسى سهام به علاوه صدى شانزده از عایدات را به دولتت ایران بدهد و در فصل پانزدهم مقرر شده است که در انقضاى مدت شصت سال تمام اسباب و ابنیه و ادوات موجوده شرکت به جهت استخراج و انتفاع معادن نفت مجاناً به دولتت ایران واگذار کند این مرحله اولى است که تحت امتیاز دارسى انگلستان در ایران مشغول اکتشاف و استخراج معادن نفت بوده و این قرارداد دارسى قبل از مشروطیت ایران متعلق شده فعلاً وارد بحث در اوضاع دربار آن روز و دولتت وقت و منافع و مضار آن نمی‌شویم خلاصه این قرارداد این است که صاحب امتیاز در مدت شصت سال صدى شانزده از عایدات خود را به علاوه بیست هزار لیره نقد و بیست هزار لیره سهام آن در موقع تأسیس باید مجاناً بیران بدهد و در انقضاى مدت شصت سال تمام تأسیسات و ابنیه شرکت اعم از منقول و غیرمنقول در خارج یا داخل ایران اعم از دارایی شرکت اصلى یا شرکت‌هاى فرعى باید مجاناً به دولتت ایران داده شود براى این که آقایان از درستى و حسن نیت این کمپانى مسبوق شوند داستان ذیل را به عرض می‌رساند.

رئیس- آقاى حائرى‌زاده یک ربع وقت شما تمام شد.

حائرى‌زاده- آقاى ارسلان خان هم وقت‌شان را به بنده داده‌اند (خلعتبرى: بله من وقتم را به ایشان می‌دهم.)

رئیس- غیر از آن چه قدر می‌خواهید آن را علی‌حده حساب می‌کنیم.

حائرى‌زاده- یک ساعت وقت میخواهم.

رئیس- یک ساعت براى ادامه صحبت آقاى حائری‌زاده وقت می‌خواهند.

آقایانى که موافقند قیام بفرمایند (اکثر برخاستند) تصویب شد. یک ربع هم آقاى خلعتبرى وقت‌شان را داده‌اند، بنابراین یک ساعت و ربع وقت دارید.

حائرى‌زاده- در تاریخ هفدهم رمضان هزار و سیصد و بیست و سه قمرى مطابق با پانزدهم نوامبر 1900 مسیحى قراردادى منعقد می‌شود بین وکیل صاحب امتیاز و خوانین بختیارى که اسامى آنها، علیقلى خان بختیارى، نصیرخان بختیارى، سردار اسعد بختیارى، صارم الملک بختیارى، شهاب‌‌السلطنه بختیارى، صمصام‌السلطنه بختیارى می‌باشند در فصل ششم این قرارداد نوشته است بعد از انقضاى مدت امتیاز کمپانى از دولتت هر قدر عمارت در خاک بختیارى که متعلق به کمپانى باشد متعلق به خوانین عظام خواهد شد هنوز پنج سال فاصله بین امتیاز 1901 نگذشته که با خوانین بختیارى بر خلاف فصل پانزدهم امتیاز نامه دارسى قرارداد منعقد می‌کند فصل پانزدهم قرارداد می‌گوید تمام اسباب و ادوات و ابنیه موجود شرکت پس از انقضاى مدت متعلق به دولتت ایران است و در فصل ششم قرارداد 1905 با خوانین بختیارى عماراتى را که در خاک بختیارى پس از انقضاى مدت دارد به خوانین بختیارى واگذار می‌کند آیا این عمل اسمى غیر از تقلب و تزویر و کلاهبردارى دارد؟ این رویه امتیاز دارسى که متکى به تقلب و تزویر بوده است ادامه داشته است تا تاریخ 14 آوریل 1909 که شرکت نفت ایران و انگلیس خود را قائم‌مقام صاحب امیتاز دارسى دانسته و سرمایه اصلى این شرکت دو میلیون بوده که دو میلیون سهم یک لیره‌اى داشته است نصف آن سهم ممتاز و نصف آن سهام معمولى در 29 مه 1914 سرمایه این شرکت چهار میلیون لیره استرلینگ شده است و این کمپانى اصلى تشکیل کمپانی‌هاى فرعى داده است که بعضى از کمپانی‌ها صددرصد سهام آن متعلق به کمپانى مادرى است و این شرکت‌هاى فرعى و اصلى امتیازاتى در عراق و هنگرى وزلاند جدید و آرژانتین و رومانى و مصر و فلسطین و نقاط مختلف امریکا گرفته که مشغول اکتشاف شده بیش از بیست و سه صدم از سهام نفت عراق را مالک شده صددرصد سهام نفت خانقین را داشته و کمپانی‌هاى حمل و نقل که به موجب بیلان 1949 تعداد 134 کشتى به ظرفیت 1600000 تن سنگین به علاوه کشتی‌هاى کوچک دیگر به روى رودخانه‌ها داشته و همچنین صددرصد و پنجاه درصد و 49 درصد و نظایر آن در شرکت‌هاى نفت و روغن و کشتیرانى و اکتشاف و توزیع و غیره در استرالیا، فرانسه، و آلمان و بلژیک و نروژ و سوئد و سویس و ایطالیا و دانمارک و هند و سایر نقاط جهان سهیم بوده است که من جمله 69 شرکت تابعه براى توزیع بوده و در بیلان 1949 تصریح شده است علاوه بر 69 شرکت‌هاى توزیع صورت عایدات 33 فقره از شرکت‌هاى تابعه در موقع تنظیم بیلان نرسیده بوده و این شرکت مادرى براى نفوذ خود در تمام کمپانی‌ها تمام عملیات و مراکز علمى و فنى خود را در آبادان قرار داده ولى مرکز حقوقى خود را لندن قرار داده و دفاتر و اسناد و مدارک که براى رسیدگى به حساب کمپانى لازم است در لندن تمرکز داده شده و دستگاه نفت چون اکثر سهام آن متعلق به دولتت انگلیس شده تمام مخارج جاسوسى دولتت انگلیس را در نقاطى که شرکت نفت یا شرکت‌هاى تابعه آن وجود داشته عهده‌دار بوده و دستگاه جاسوسى انگلستان براى دولتت انگلیس مخارجى نداشته و از کیسه خلیفه یعنى از جیب ملت فقیر ایران علاوه بر این که نفت بحریه انگلیس بدون حساب برده شده مخارج دستگاه جاسوسى انگلستان را نیز جز مخارج جارى کمپانى نفت جنوب پرداخت نموده. باید قبول کرد که فاتح جنگ بین‌المللى 1914- 1918 و جنگ بین‌المللى اخیر منابع نفتى ایران بوده است و از این لحاظ کشور ایران حق بزرگى به گردن فاتحین دو جنگ بین‌المللى دارد ایران حق دارد متوقع باشد دولتت مقتدر و متمدن در حفظ استقلال و ترقى و عظمت او از هیچ گونه کمکى مضایقه نکنند کشورى که معادن تحت‌الارضى آن موجب پیروزى در دو جنگ شده و موقعیت جغرافیایى آن پل پیروزى گردیده می‌بایست انتظار داشته باشد که سهم بزرگى از آزادى نصیبش گردد و در دنیاى جدید همه نوع کمک مساعدت از دولت فاتح داشته که با گرسنگى و بدبختى خود موجبات پیروزى اتحاد جماهیر شوروى و امریکا و انگلستان را فراهم کرده دنیاى صلح طلب باید بداند که تا توافق و حسن نیتى بین ملل کوچک و بزرگ و ضعیف و قوى وجود نداشته باشد صلح جهان پایدار نخواهد بود دولت فاتح امروز دنیا باید از فجایع و خسارات مادى و معنوى دو جنگ گذشته عبرت گرفته و دنیاى جدید را روى پایه عدالت و تساوى حقوق تمام افراد بشر و تشریک مساعى دولت و ملل بزرگ و کوچک قرار دهند نه این که‏ از ضعف و زبونى ملل کوچک و ضعیف سوءاستفاده کرده و موجبات رنجش ملل ضعیف را فراهم کنند با فشار و تهدید با ایران رفتار کرده و با محاصره اقتصادى و ایجاد دستگاه تخریبى ایران را به روزى بیندازند که براى گرفتن اعانه از دیگران حاضر شود در صورتی که با جمعیت قلیل ایران و منابع ثروت کثیرى که دارد اعم از تحت‌الارضى و سطح الارضى و موقعیت جغرافیایى او باید بهترین زندگانی‌ها را امروز ملت ایران داشته و به سایر ملل کمک مادى و معنوى بنماید نه این که روى گنج‌هاى طلا نشسته با فشار انگلستان گرفتار سخت‌ترین زندگانى باشد. روح افراط در کارهاى عمومى نباید باشد قطع رابطه کلى با انگلستان در دوره حکومت سابق و ایجاد رابطه و جلب رضاى انگلستان در حکومت حاضر جنبه افراط و تفریط را دارد موقعى که وزیر امور خارجه دولت سابق در کمیسیون خارجه مجلس شوراى ملى گزارش قطع رابطه با انگلستان را داد به ایشان گفتم این قطع رابطه چه فایده براى ایران دارد در صورتی که ملت صلح طلب ایران باید با تمام ملل و دولت روابط حسنه داشته باشد ایشان جواب دادند که آیا شما مخالف هستید که دولت آشیانه جاسوسى را در ایران ببندد من جواب دادم که انگلیس‌هاى با شرف را که به نفع ملت خود و به ضرر ایران مشمول بودند شما اخراج می‌کنید و انگلیس‌هاى بی‌شرف را که شناسنامه ایرانى دارند و پدر و مادر آنها در دامن این وطن تربیت و از نعمت‌هاى این آب و خاک ارتزاق کرده به ضرر ملت خود و نفع انگلستان نگاهدارى می‌کنید فعلاً راجع به دولت حاضرم عقیده دارم که نباید روابط اقتصادى خود را با انگلستان توسعه دهد زیرا که در معاملات با انگلستان با سوابقى که در شرق دارد و یک کمپانى انگلیسى به نام تجارت وارد هند شده و قرن‌ها تمام هستى و حیات اقتصادى و سیاسى هندوستان را به مخاطره می‌اندازد صلاح ایران نیست که زیاد با همچون دولتى روابط داشته باشد روابط ما و انگلستان نباید بیش از روابط ایران و چین و اسرائیل باشد ما باید با انگلستان سیاست دورى و دوستى را عمل کنیم و این رویه فعلى ایران که براى فروش نفت انگلستان را وارد کرده جنبه افراط را دارد و این قراردادی که براى ترضیه انگلستان تنظیم شده براى ایران مفید فایده نیست.

قیام ملت ایران براى کوتاه کردن دست انگلستان بود نه شرکت دادن سرمایه‌دارهاى امریکایى و اروپایى در نفت ایران و از دست دادن اختیارات خود و تسلیم شدن در مقابل پیشنهادات آنها. بارى از مرحله دور افتادیم و صحبت از تاریخ نفت ایران بود و کمپانى نفت ایران و انگلیس پس از انقضاى جنگ بین‌المللى اول بناى بدحسابى و بهانه‌جویى را با دولت ایران گذارد به امید این که قرارداد 1919 که بین دولت انگلستان و مرحوم وثوق‌الدوله منعقد شد حساب ایران را یکسره کند پس از این که قرارداد 1919 متزلزل شد مستشار مالى انگلستان را که تحمیل به ملت ایران شده

+++

بود (آرمیتاژ اسمیت) دولت وقت براى تصفیه حساب کمپانى نفت ایران و انگلیس مأمور کرد زیر که کمپانى علاوه بر این که تعهدات خود را انجام نداده و حق‌الامتیاز ایران را نپرداخته بود خساراتى را که در موقع بی‌طرفى ایران و ورود قشون انگلیس به ایران بلوکه‌هاى نفت وارد شده بود از دولت مظلوم ایران مطالبه غرامت می‌کرد و دولت وقت مجبور شد که مستشار تحمیلى انگلیس‌ها را براى روشن شدن حساب کمپانى نفت مأمور کند و بالنتیجه جریان نفت وارد مرحله دوم شد یعنى (آرمیتاژ اسمیت) امتیازنامه را به نفع انگلستان تفسیر کرد و به شرکت‌هاى تابعه را که باید صدى شانزده عایدات خود را به دولت ایران بپردازند منحصر ساخت به شرکت‌هایى که بیش از نصف سهام را شرکت اصلى مالک باشد و با این تفسیر پول‌هایى که از عایدات نفت ایران در کشتیرانى و سایر مؤسسات که کمتر از نصف سهام آن را کمپانى اصلى پرداخته بود از پرداخت حق‌الامتیاز معاف ساخت و نیز تفسیر و تعبیرهاى دیگرى براى تصفیه‌حساب بین ایران و کمپانى نفت جنوب مقرر شد که بعد از کودتا پایه عمل معاملات ایرن با کمپانى نفت گزارش (آرمیتاژ اسمیت) انگلیسى شد و این جریان ادامه داشت تا سال 1933 مسیحى که در آن موقع 27 سال بیشتر به پایان مدت امتیاز باقى نمانده بود و موقعیت انگلستان در جنگ بین‌المللى اول صدى هشتاد مرهون منابع نفت ایران بود و انگلستان راضى نمی‌شد یک ملت نجیب صلح‌طلبى مانند ایران از منابع ثروت طبیعى مستفیذ شود و در ایران همه روزه به دست بعضى از اولادهاى ناخلف ایران مشغول تخریب اوضاع ایران بود تا موجبات کودتا را در ایران فراهم کرد و یکى از کسانى که براى تهیه نقشه کودتا در ایران فعالیت بسیار نمود همین آقاى (آرمیتاژ اسمیت) مستشار تحمیلى انگلیسى بود که مسافرتى به بختیارى براى حاضر کردن خوانین در امر کودتا نموده بود و مدتى به آقاى مرتضى قلی‌خان صمصام و امیر مفخم بختیارى براى این که خوانین را حاضر براى کودتا سازد مذاکره کرد که خوشبختانه هنوز مرتضى قلی‌خان هست و ممکن است حقیقت امر را هر کس میل دارد از ایشان پرسش کند و نقشه کودتاى ایران در لندن طرح‌ریزى شد و آن شخصى که مأمور کودتا بود و عمه‌زاده او را براى استاندارى فارس تعیین کرده و پلیس جنوب را به رسمیت شناخت خداوند موفق نساخت ولى نقشه کودتا اجرا شد و حکومت دموکراسى رخت بر بست و قائم‌مقام حکومت دموکراسى (حکم می‌کنم و فرمان می‌دهم) شد و هر روز در ایران به یک نیرنگى موجبات آشفتگى اوضاع را فراهم کردند روزى به نام جمهورى روزى به نام تغییر سلطنت پس از این که حکومت کودتا استقرار یافت و انتخابات از مجراى طبیعى خود خارج شد و انتصابات جاى انتخابات را گرفت و انگلستان اطمینان حاصل کرد که در پشت پرده هر نیرنگى و نقشه‌اى طرح کند در دنیا به نام ملت ایران جلوه‌گر خواهد شد لذا قرارداد دارسى را پس از سى و سه سال عمل که بیست و هفت سال دیگر ایران مالک تمام تأسیسات کمپانى نفت می‌گردید آن را لغو کرده و به جاى آن قرارداد 1933 منعقد شد در این قرارداد اولاً سى و سه سال بر مدت افزودند، ثانیاً پس از انقضاى مدت فقط ابنیه و اثاثیه داخل ایران را به ملکیت ایران شناخته و تأسیساتى که در خارج شده بود یا بعداً می‌شد از ملکیت ایران خارج کردند بیانات جناب آقاى تقى‌زاده در مجلس پانزدهم اگر چه ایشان خود را آلت فعل معرفى کردند ولى من معتقدم که عموم مصادر امور آن روز در سایه حکومت دیکتاتورى همه آلت فعل بودند و منحصر به ایشان نبود خود من از شاه سابق راجع به نفت حرفى نشنیدم ولى دیگران اظهار تأسف او را از زیاد شدن مدت شنیده و نقل کردند بدیهى است مدت شنیده و نقل کردند بدیهى است فشار انگلستان فاتح جنگ بین‌المللى اول به ملل شرقى خاصه‏ایران شکلى بود که قدرتى باقى نگذارده که آزادى عمل داشته و در مقابل اراده امپراطورى انگلستان مقاومت کند حالا وارد مرحله سوم نفت می‌شویم که مرحله دوم مقررات مندرج در گزارش (آرمیتاژ اسمیت) بود مرحله سوم الغاى قرارداد دادرسى که مرضى ملت ایران بود ولى تنظیم قرارداد 1933 که متکى به کره و اجبار بود در سایه حکومت قلدرى و دیکتاتورى که لباس دموکراسى دروغین پوشیده بود به ملت ایران تحمیل شد و در تاریخ 1933 که قرارداد 1901 با توافق طرفین لغو شد سى و سه سهم از شصت سهم تمام ملت ایران شده بود زیرا که اگر قرارداد تا 1961 لغو نمی‌گردید تمام تأسیسات کمپانى نفت جنوب از منقول و غیرمنقول از کارخانه‌جات و کشتی‌هاى اقیانوس پیما تأسیساتى که در ایران و تمام نقاط جهان بود مجانى و بلاعوض ملک ایران می‌گردید و چون قبل از انقضاى مدت پس از گذشتن سى و سه سال قرارداد لغو شدپس سى و سه سهم از شصت سهم تمام تأسیسات ملک ملت ایران بوده و در سایه صحنه‌سازی‌ها و نیرنگ‌هاى انگلیسى الغاى قرارداد را به گردن ایران گذارده و رجال آن روز و پادشاه وقت که همه در مقابل نقشه انلگستان فقط آلت فعل بودند قرارداد جدیدى صورتاً منعقد ساختند که حقوق ملت ایران را که در قرارداد 1901 تصریح شده بود تضییع کرده و اگر به قرارداد 1933 مراجعه شود آن را قرارداد نمی‌توان اسم گذارد بلکه یک التزام نامه‌ای است که ایران به کمپانى داده است که آنچه را کمپانى مصلحت داند حق چون و چرا ایران نداشته باشد حتى ایران را عملاً از رسیدگى به دفاتر و محاسبات کمپانى محروم ساخته با این که دولت انگلستان خود مالک اکثریت سهام کمپانى نفت جنوب بود قراردادى بین بحریه انگلستان و کمپانى منعقد می‌شود که نرخ رسمى بین‌المللى را زیر پا گذارده و تا به حال هنوز نتوانست ایران تشخیص دهد که چه مقدار نفت ملک ایران را بحریه انگلیس برده و به عنوان این که از اسرار نظامى است مال یک ملت مظلومى که روزى مشعل تمدن جهان را در دست داشته به غارت و چپاول بردند و طبق همین قرارداد تحمیلى که مورد پسند ملت ایران نبوده و نیست مقرر شده است خمس عایدات کمپانی‌هاى اصلى و فرعى علاوه بر هرتنى چهار شیلینگ به ایران پرداخت شود در نتیجه اجرا و عمل که وسیله کنترلى در دست ایران نبود آنچه در بیلان کمپانى ذکر شده است و مبالغى به عناوین مختلف از قبیل ذخیره مرجح و ذخیره عمومى و غیره از عایدات کسر شده و سپس مالیات به دولت انگلیس پرداخته و از مازاد آن طبق بند ب ماده دهم یک خمس به حساب ایران آورده که در سال قبل از ملى شدن طبق صورتى که در کمیسیون نفت بود، موقعی که این موضوع در آنجا مطرح شد و حساب 1948 کمپانى را در آنجا رسیدگى کردند مالیات بر درآمدى که به انگلستان رسیده بود 28 میلیون لیره بود، حق‌الامتیاز و همه چیزى که به ایران داده بودند جمعاً 10 میلیون لیره بود، در صورتی که سرمایه او 33 میلیون لیره بود. این نکته ار نیز باید توجه داشت که در فاصله مرحله دوم و سوم نفت دولت ایران با کمپانی‌هاى آمریکایى وارد مذاکره شد یک قسمت از نفت خارج از منطقه امتیاز انگلیسى را براى بهره‌بردارى آماده سازد حتى قانونى را هم از مجلس چهارم تحت پنج ماده در تارخى 30 / 8 / 1300 به کمپانى (استانداراویل) آمریکایى و در تاریخ 3 / 3 / 1302 قانونى تحت سى و دو ماده به عنوان قانون امتیاز نفت به کمپانى آمریکایى از مجلس گذشت ولى دست جنایت انگلستان واقعه قتل امیرى را در ایران ایجاد کرد و سرمایه‌دارهاى امریکایى را از بهره‌بردراى نفت ایران منصرف ساخت مجدد در دوره دهم مجلس شوراى ملى قانونى تحت بیست و نه ماده در تارخ 15 / 11 / 1315 به نام شرکت نفت ایران و آمریکا از تصویب مجلس گذشت و همچنین در تاریخ 18/11/1315 قانونى تحت بیست و شش ماده مخصوص لوله‌کشى نفت از تصویب مجلس ایران گذشت ولى این قوانین در نتیجه عملیات انگلستان که همیشه براى تخریب ایران بوده به مرحله اجرا و عمل درنیامد پس از حمله شبانه غافلگیر قشون روس و انگلیس به ایران در شهریور 1320 و ورود قشون روس و انگلیس و امریکا به ایران و داخل شدن ایران در صف متفقین مجدد دولت ایران وارد مذاکره با سرمایه‌داران امریکایى شد که قسمتى از نفت بلوچستان را به دست آنها بهره‌بردارى کند و انگلستان چون جز متفقین یا امریکا بود طبق رویه معمول خود روس‌ها را به دست عمال ایرانى تحریک کرد آنها هم مطالبه امتیاز نفت از ایران‏ بنمایند. آقایان فراموش نکرده‌اید موقعی که (کافتارادزه) به ایران آمد در کابینه جناب ساعد و در خیابان‌هاى تهران به دست یک عده اشخاص بى‌اطلاع که آلت بى‌اراده اجنبى بودند در مقام گرفتن امتیاز نفت از ایران برآمدند و بالنتیجه دست انلگستان که زندگى اقتصادى ایران را منحصر به خود می‌دانست و در ظاهر قدرت مقاومت با امریکا و روسیه نداشت به دست کسانی که از عوامل او بودند ولى نعل وارونه می‌زدند در مجلس شوراى ملى طرحى را که مینوت آن در خارج تهیه شده بود در تاریخ 11 / 9 / 1323 به تصویب رساندند و ماحصل از ین تصویب‌‌نامه مجلس این بود که امتیازات گذشته به قوت خود باقى است و هیچ دولتى نمی‌تواند راجع به امتیاز نفت با هیچ یک از نمایندگان رسمى و غیررسمى دولت مجاور و غیرمجاور و یا نمایندگان شرکت‌هاى نفت و هر کس غیر از اینها مذاکراتى به صورت رسمى و اثر قانونى دارد بکند و یا این که قراردادى امضا نماید (شوشترى- این را کى پیشنهاد کرد؟) من آن دوره نبودم نمی‌دانم (دکتر عدل- دکتر مصدق کرد) این قانون که از مجلس گذشت صورتاً مخالفت با تقاضاى روس‌ داشت معناً براى مخالف با هر دولت و شرکتى که مزاحم با نفت جنوب باشد بود در مسائل سیاسى باید فاصله بین کلمات و سطور و مفهوم مخالف‌ها را مورد دقت قرار داد و دید ماحصل قانون مصوب به نفع کیست و ضرر کیست و بقیه نطق‌ها و تظاهرات له یا علیه طرف توجه نیست بلکه نتیجه عمل باید دید به نفع کیست و آقایان اگر دقت فرمایند این قطعنامه مجلس که به صورت قانون درآمده با لباس وطن‌خواهى تمام مخالفین کمپانى نفت جنوب را مأیوس از وارد مذاکره شدن با ایران ساخته در صورتی که در سال 1323 که همین قانون گذشته است دولت ایران وارد مذاکره با امریکایی‌ها شده است و مشاورین امریکایى را به ایران می‌طلبد پس از مطالعات مختصر امریکایی‌ها (کافتارادزه) وارد ایران شده و تقاضاى امتیاز شرکت نفت ایران و شوروى را می‌نماید و بهترین موقع براى ایران که علیه امتیازات خارجى قیام کرده و از این رقابتى که بین سه دولت فاتح راجع به نفت حاصل شده است به نفع ایران قدمى بردارد قانون 11 ر 9 ر 1323 از مجلس می‌گذرد و رقیب‌هاى کمپانى نفت جنوب را از صحنه خارج می‌سازد.

+++

در تاریخ اسفند 1324 با ممنوعیت قانون فوق قوام‌السلطنه به مسکو رفته و مقاوله‌نامه نفت براى تخلیه ایران از قواى روس امضا می‌کند پس از این که محیط ایران از وجود قواى اجنبى پاک و تصفیه شد در تاریخ 29/7/1326 مجلس اقدامات دولت قوام‌السلطنه را راجع به نفت کان لم یکن شناخته و دولت را مکلف ساخته است که در ظرف مدت پنج سال موجبات فنى و عملى را به منظور اکتشاف معادن نفت فراهم آورد و واگذارى هر گونه امتیاز واستخراج نفت کشور را براى خارجی‌ها مطلقاً ممنوع کرد و اجازه داده است در باب فروش محصولات آن با خارجی‌ها وارد مذاکره شود و پایه کوتاه شدن دست انگلستان را از نفت جنوب در قسمتى از این ماده واحده گذارده است و دولت را مکلف ساخته است در کلیه مواردى که حقوق ملت ایران نسبت به منافع ثروت کشور اعم از منابع زیرزمینى و غیر آن مورد تضییع وقایع شده است به خصوص راجع به نفت جنوب به منظور استیفاى حقوق ملى مذاکرات و اقدامات لازمه را به عمل آورده و مجلس شوراى ملى را از نتیجه مطلع سازد. ناگفته نماند که این جناب وزیر دارایی در آن موقع در مجلس بودند و در تنظیم این ماده سهم بسزایى دارند (شوشترى- تشکر می‌کنم آقا).

دنباله این اقدامات کمپانى نفت جنوب براى اسکات ملت ایران مقدمات قرارداد (گس گلشاییان) را فراهم ساخت براى کوتاه کردن دست انگلستان طرح قانونى در مجلس پانزدهم تهیه و جمعى از نمایندگان ذیل آن را امضا نموده به این مضمون تقدیم مجلس نمودند.

(ماده واحده) مجلس شوراى ملى ایران قرارداد ادعایى نفت جنوب به نام شرکت نفت ایران و انگلیس را به رسمیت نمی‌شناسد و آن را کان لم یکن می‌داند امضاکنندگان این طرح آقایان: لاهوتى، شریف‌زاده، رحیمیان، محمود محمود، معتمد دماوندى، منوچهر گلبادى، عباس اسکندرى، عبدالقدیر آزاد، حسین مکى و اینجانب بودیم و در مجلس پانزدهم موضوع قرارداد (گس گلشاییان) مطرح شد مرحله چهارم که مرحله قرارداد گس گلشاییان می‌باشد نقشه انلگستان خیلى منظم و راهنماى آنها که در داخل مجلس بود طرح قرارداد را براى چند روز آخر مجلس گذارد که از طرفى انتخابات ایران در جریان بوده و نمایندگان گرفتار حوزه انتخابیه خود بودند از طرفى تابستان و ماه رمضان تشکیل جلسات مجلس و ادامه نطق متعسر بود من خوب به یاد دارم که این لایحه پس از طرح در کمیسیون آقایان فرصت این که گزارش را مخبر کمیسیون امضا کند نداشتند و امضاى مجعولى پاى گزارش گذارده و به مطبعه دادند که بعد از طرف مخبر رسماً آن امضا تکذیب شد و مطلب را در جلسه علنى مطرح ساختند مخبر هم گویا آقاى امیرتیمور بودند از آنجایى که خداوند ایران همیشه در موقع خطر موجبات نجات ملت را فراهم می‌سازد چند نفر در آن مجلس از حیات سیاسى خود صرف‌نظر کرده و پروانه‌وار خود را به شعله نفت زده و با ادامه مذاکرات در چند جلسه مانع از تصویب قرارداد گس و گلشاییان شدند اگر چه باید تصدیق کرد که عموم نمایندگان راضى به قرارداد گس گلشاییان نبوده حتى خود اعضاى دولت با کمال شرمسارى و خجلت از این قرارداد مدافعه می‌کردند ولى باید تصدیق کرد که اگر فداکارى این چند نفر نبود نقشه انگلستان که تصویب این قرارداد از مجلس بود عملى شده بود پس از تعطیل مجلس البته سیاست‌هاى مخالف انگلستان با ملت ایران مساعدت کرده و مبارزه و قیامى که تمام طبقات ملت از عالم و جاهل فقیر و غنى علیه مظالم انگلستان کردند موقعیتى حاصل شد و دولت انگلستان در قرون اخیره گرفتار چنین شکستى در ایران نشده بود در دوره شانزدهم که باید آن دوره را دوره مبارزه در راه آزادى و استقلال و نجات ملت ایران از زنجیر ظلم انگلستان نامید کشاکش نفت بین مردم و انگلستان ادامه داشت مع التأسف رجالى که در رأس کار بودند شهامت آن را نداشتند که موضوع نفت را به طریق دنیاپسندى که ملت ایران از منافع آن برخوردار و از مضار عمال انگلستان نجات یابد خاتمه دهند و باید تصدیق کرد که این روح وحدت که بین تمام طبقات علیه مظالم اجنبى تولید شده بود عامل مؤثرى در پیشرفت کار بوده و در آن مجلس کمیسیونى براى رسیدگى به قرارداد گس گلشاییان تشکیل شد و همه در آن کمیسیون علاقمند بودند که راهى براى نجات ایران از التزام نامه 1933 که به نام قرارداد نفت خوانده می‌شد بیابند و حقوق مغضوبه خود را به دست آورند و قرارداد گس گلشاییان در سایه کشمکش بین مجلس و دولت استرداد شد و از دستور مجلس خارج گردید ولى غلیان احساسات و قیام ملت ایران قانع به استرداد لایحه گس گلشاییان نشد و کمیسیون نفت مکلف گردید طریقه‌ای که مصلحت باشد به مجلس پیشنهاد کند و از طرفى که در کمیسیون نفت پیشنهاد شد طرح ملى شدن نفت مورد قبول واقع شد و مجلسین شورا و سنا در تاریخ 24 و 29/12/1329 متفقاً این طرح را قبول نمودند در آخر دوره شانزدهم رئیس کمیسیون نفت کاندید نخست‌وزیرى شد و 9 ماده دایر به طرح اجراى اصل ملى شدن صنعت نفت در سراسر کشور را در تاریخ هفتم و 9/2/1330 از مجلسین گذراند و پس از این که طبق ماده دوم این قانون براى خلع ید کمپانى انگلیس اقدام شد مقرر شد کما فى السابق کشتی‌هاى نفتکش کمپانى براى رسانیدن نفت به مشتری‌هاى خود در جریان بوده فقط رسید مقدار نفت تحویلى خود را به هیئت خلع ید بدهند تا بعداً طبق ماده سوم به دعاوى طرفین و مطالبات آنها رسیدگى شده تفریق حساب بشود کمپانى علاوه بر این که حاضر براى بردن نفت با رسید نشد در مقام محاصره اقتصادى ایران برآمد و چند کشتى نفتکشى که براى بردن نفت به ایران آمده بودند آنها را اسیر کرد و مانع فروش نفت آنها گردید. در صورتی که این اصل مسلم تقدم حقوق عمومى بر حقوق خصوصى در تمام قوانین جاریه دنیا ملحوظ است و هیچ وقت منافع عمومى نباید فداى منافع خصوصى شود و دولت ایران براى حفظ صلح جهان و کوتاه کردن دست یکى از دولت غاصب که بهانه براى دولت دیگرى در

تعدى بود ملى شدن نفت را عنوان کرد اگر چه نفت ایرن ملى بود و اختصاص به اشخاص نداشت و ملک ملت ایران بود و دولت که نماینده ملت بود به طریق امتیاز به اجنبى استفاده از نفت خود می‌نمود ولى این طرز ملى با رفتار مأمورین انگلیسى در شرق موافق مصالح عمومى ایارن و جهان نبود و مصلحت صلح جهان و منافع ملت ایران در این بود که خود دولت بدون این که انحصار و امتیازى به اجنبى بدهد خود مباشر اکتشاف و استخراج نفت باشد کمااین که حکومت کارگرى انگلستان خیلى از صنایع مهم خود را نظر به مصالح ملى عمومى انگلستان دولت تصرف کرد و دست اشخاص را کوتاه نمود و این اصل حقوقى مقدم بودن مصالح عمومى بر مصالح خصوصى انحصار به ایران و انگلستان ندارد و در هر مملکتى مصالح عمومى اگر اقتضا کرد مالکیت‌هاى خصوصى را لغو خواهند کرد.

مقصود از این عرایض این بود که در این پنج مرحله که قرارداد دارسى و گزارش (آرمیتاژ اسمیت) و قرارداد 1933 و قرارداد گس گلشاییان و ملى شدن صنعت نفت انگلستان با ایادى خود با زدن نعل وارونه حقوق ایران را تضییع نموده و در این مرحله پنجم که هیچ حرف حسابى و قانونى نداشت متوسل به نیرنگ و زور شد از طرفى سیاست محاصره اقتصادى و تعطیل دستگاه نفت به وسیله جلوگیرى کشتی‌ها از بردن نفت عمل کرد و از طرفى در داخل ایران معناً با حکومت هرج و مرج و اراذل مساعدت نمود اگر چه صورتاً پیشقراول حکومت اراذل جمعیت منتسبه به شمالى بود (تیمورتاش: صحیح است) ولى معناً دست انگلستان در پشت پرده در این جنایات دیده می‌شد (شوشترى: صحیح است) در اطراف این موضوع در مجلس رسمى میل ندارم زیاد صحبت شود وادله قطعى در دست هست که انگلستان پس از یأس از گذرانیدن قرارداد گس گلشاییان در سیاست تخریبى خود تعجیل کرد و 28 ماه در این موقع مهم جهان ایران را تسلیم حکومت اراذل ساخت حتى آزادى به درجه‌اى سلب شد که نمایندگان مجلس از دست شرارت اشرار قادر نبودند در خیابان‌ها بدون وسیله دفاعیه حرکت کنند (میراشرافى: صحیح است) و همه روزه در مهمترین خیابان‌هاى پایتخت اموال مردم غارت و اشخاص مضروب و مجروح می‌شدند و در این مدت قلیل قتل نفسى که در ایران اتفاق افتاد بیش از بیست سال حکومت دیکتاتورى بود و به نام آزادى سلب آزادى می‌شد (صحیح است) و من معتقدم که اغلب تعزیه گردان‌ها که از این دکان نفت مشغول بهره‌بردارى بودند مستقیم یا غیرمستقیم از انگلستان الهام می‌گرفتند پس از سقوط حکومت سابق و آمدن حکومت جدید موقعى که مجلسین تعطیل شده بود و براى کسر بودجه مملکتى ملت شریف ایران که روى گنج‌هاى فراوان نشسته مجبور اعانه گرفتن از ملت و دولت امریکا شد در چنین موقعى سرمایه‌داران نفتى با همدستى کمپانى سابق که می‌توان او را معلم آنها دانست که براى چپاول ملتى تجربه پنجاه ساله درد همدست شده و از فشار اقتصادى ایران سوءاستفاده کرده این قرارداد جدید را که اگر جنبه مادى آن به قول جناب وزیر دارایی رجحان بر سایر قراردادها صورتاً دارد ولى به مراتب به واسطه پیچیدگى در عبارات اگر اسماً دو شرکت عامل فروش و چند شرکت بازرگانى با ما طرف حساب هستند ولى مضار این عمل کمتر از قراردادهاى سابق نیست اگر چه من اقرار دارم که اطلاعات فنى و اقتصادى در این موضوع خیلى کمتر از دیگران دارم ولى با کسانی که در این چند سال وارد مذاکره و عمل بودند مشورت و صحبت کرده‌ام مضار این قرارداد را بیش از منافع آن دانسته‌اند آقایان مشار اعظم و حسین مکى که در کابینه سابق بیشتر وارد مذاکرات نفت بوده (محمدعلى مسعودى- مکى که واقعاً متخصص نفتى بود، بی‌سواد) و این قرارداد جدید را هم مطالعه کرده‌اند هر دو متفقاً مضار این قرارداد را بیش از منافع آن ذکر می‌کردند.

آقایان محترم.

شرکتى که در پنجاه سال قبل بیشتر از دو میلیون لیره استرلینگ سرمایه نداشته و متدرجاً با فروش سهام یا اضافه ذخایر مرجحه و غیر مرجحه در بیلان سال 1949 سرمایه اسمى خود را 33 میلیون لیره معین می‌کند و در بازار آزاد قبل از ملى شدن نفت تقریباً ده مقابل از قیمت اسمى ارزش داشت و امروزه پس از ملى شدن نفت هفده مقابل قیمت اصلى در بازار آزاد ارزش دارد. آقایان محترم.

ارزش سهام هر شرکتى از روى دارایی و اموال منقول و غیرمنقول او تشخیص داده می‌شود پس از ملى شدن نفت و خلع ید انگلستان اگر نیم کاسه‌اى زیر کاسه نبود باید سهام شرکت نفت تنزل کند زیرا که در این

+++

قرارداد در بند یک جز (د) ماده 6 مبلغ شصت و هفت میلیون لیره قیمت اموال و اشیایی که در ساحل خلیج فارس ایران موجود است و تسلیم شرکت عامل اکتشاف و تولید و شرکت تصفیه می‌شود تعیین شده که باید در ظرف ده سال پرداخت شود. صرف‌نظر از سایر تاسیسات برای پخش و حمل و نقل و غیره که غرامت آن را در تحت سایر مواد گنجانده‌اند و کمپانی از ایران مطالبه دارد آیا معقول است مستأجری که وارد مزرعه شما می‌شود و قرارداد از مزرعه و ایجاد اعیان به نفع مالک کند در روز آخر هفده مقابل سرمایه اولیه را علاوه بر منافع سالیانه برداشت کرد مورد مقابل سرمایه اولیه هم غرامت مطالبه کند؟

آقایان محترم

این اظهاراتی که می کنم برای این نیست که به دولت فعلی اعتراض کنم زیرا که سپهبد رئیس دولت سربازی است با حسن نیت و همین شکل که من اطلاعاتی از اصول فنی و اقتصادی ندارم ایشان هم ندارند و از یک سرباز ما انتظار هم نداریم.

به عقیده من جناب وزیر دارایی ابتکار عمل را در دست نگرفته و آنچه را که انگلستان به نفع شرکا سرمایه‌دار جدیدش در سایه مواد و فصولی گنجانده و حاضر برای تغییر آن نشده آن را وحی منزل دانسته و برای تصویب تقدیم مجلس کرده است.

در یکی از گزارشاتی که به من رسیده است می‌نویسند: که در آغاز تیر ماه سال 1332 آقای سفیر کبیر امریکا یک پیشنهاد محرمانه به دکتر مصدق داد مبنی بر فروش دویست میلیون تن نفت در ده سال سالی بیست میلیون تن با تخفیف سی و سه درصد به شرکت سابق نفت و مجموع تخفیفی که برای دویست میلیون تن در ده سال مورد تقاضا بود براساس قیمت خلیج معادل سیصد میلیون لیره یا هشتصد و پنجاه میلیون دلار می‌گردید و این تخفیف بابت دعاوی شرکت سابق محسوب می‌شد و حساب شرکت از بابت غرامت و غیره تصفیه می‌گردید البته در فروش بقیه استخراجی ایران آزاد بود و از فشار محاصره اقتصادی نجات حاصل می‌کرد اگر محاصره اقتصادی نجات حاصل می‌کرد اگر این پیشنهاد راست باشد البته بیشتر به نفع ایران بود تا این قرارداد که در اجمال ابهام و تفسیر هیچ حد و حسابی ندارد و اگر فرمایش مرحوم مدرس نبود که کراراً به من می‌گفت (که ایرانی به وطن خود خائن نیست بلکه اختلاف در قوه و نیروی مقاومت است) و اشخاص ضعیف‌النفس که به واسطه داشتن ثروت و علاقه به کرسی و مقام خاشع و ذلیل می‌شوند از نظر خیانت تسلیم اجنبی نمی‌شوند بلکه تصور می‌کنند از این راه زودتر می‌توانند اجنبی را اغفال کرده بر خر مراد خود سوار شوند.

از این نظر من عملیات مرحوم وثوق‌الدوله یا قرارداد 1933 یا گس و گلشاییان و یا این قرارداد را به عاملین آن نسبت خیانت نمی‌دهم ولی به عقیده من که در مجلس شانزدهم نیز به صورت پیشنهاد تقدیم کمیسیون نمودم این ترتیب به مصلحت ما نیست بلکه اگر شرکت‌هایی تشکیل بشود که نصف سهام آن متعلق به ملت ایران باشد و نصف سهام دیگر تمام ملل و ممالک حق مالکیت داشته باشند ولی سهام با اسم بوده و هیچ ملت و مملکتی حق مالکیت بیشتر از عشر از اسهام را نداشته باشد.

البته شرکت‌هایی برای اکتشاف و تصفیه و حمل و نقل دریایی و زمینی و هوایی و غیره لازم است اگر در تمام این شرکت‌ها نصف سهام ملک ایران باشد و این بازی‌ها که صدی دوازده و نیم سهم و صد سی و هفت و نیم مالیات از بین برود که ما در خاتمه قرارداد گرفتار مسائل امروز مجدداً نشویم و این سرمایه‌دارهای نفتی پس از انقضای مدت همین حقه بازی انگلیسی‌ها را که بازار مال ماست و نفت مال شما اگر تسلیم اراده ما نمی‌شوید نفت خود را در زیرزمین نگاهدارید نشویم.

در موضوع عمل نفت چون مطالب فنی و اقتصادی باید مورد توجه باشد و من اطلاعات زیادی در این قسمت‌ها ندارم سخن را کوتاه کرده و به اشخاصی که اطلاع دارند انتقاد و اعتراض را واگذار می‌کنم.

ولی راجع به غرامت این حرفی را که مدتی است انگلیس‌ها ورد زبان خود کرده و شرکا سرمایه‌دار آنها به این حرف چسبیده که منافع نفت ایران را نمی‌توان بیش از نفت عربستان سعودی یا عراق قرارداد و در یک بازار دو نرخ معنی ندارد و ظاهر این امر برای اشخاصی که مطالعه زیاد نکرده باشند پر قبیح نیست ولی باید فکر کرد که بین ایران امروز با سایر ممالک خاورمیانه که نفت آنها را دیگران استخراج می‌کنند تفاوت از زمین تا آسمان است ملت ایران پنجاه سال بدبختی و گرسنگی را تحمل کرده و سرمایه‌دارها و دولت انگلستان در سایه نفت ایران که به صاحب اصلی آن مبلغ جزئی داده‌اند در دو جنگ فاتح شده و علاوه بر عایداتی که در ظرف پنجاه سال برده‌اند امروز هر یک از سهام آنها هفده مقامل ارزش پیدا کرده و ملت ایران که طبق قرارداد دادرسی در سال 1961 مالک تمام تاسیسات کمپانی نفت ایران و انگلیس می‌گردید و در هر گوشه دنیا که قدم بگذارید دستگاه حمل و نقل و پخش و تصفیه و ادارات کمپانی نفت جنوب که ویژه خوار خوان نعمت خداداد ایران است دیده می‌شود و ملت ایران که با صدو شانزده یا تنی چهار شیلینک قناعت کرده به امید تصاحب این دستگاه عریض و طویل بوده پس از ملی شدن نفت قسمت مختصری از حقوقی که ایران در این کمپانی داشته متصرف شده و سایر منافعی که این کمپانی در جهان دارد انگلستان به بهانه ملی شدن نفت اعم از کشتی‌های کوه پیکر و شرکت‌های توزیع و پخش و سایر تأسیسات جهانی که ایران ذی سهم بوده مصادره کرده و نمی‌توان ایران صاحب چنین حقوقی را با حجازی که یک صحرای خشک فقط تحویل می‌دهد مقایسه کرد ایران در سایه پنجاه سال ریاضت موفق شده است که سرمایه‌دارهای انگلیسی چندین مقابل سرمایه‌ای که برای نفت ایران تخصیص داده بودند برده و بقیه تأسیسات آنها را تصاحب کند فی‌المثل اگر یک دهکده‌ای که پانصد جریب باغ دارد در اجاره شخصی باشد مالک دهکده یک باغ یک جریبی را نظر به مصالح مالکیت خود تصرف کند آیا مستأجر ذی حق است که تمام منافع دهکده را مصادره کرده و به بهانه این که مالک یک باغ را تصرف کرده و از قرارداد و تعهدات خود سر بپیچد؟

ما میل داشتیم قرارداد 1901 و قراداد تحمیلی 1933 ملغی شده و پنجاه سهم از 60 سهم تمام دارایی کمپانی در جهان به ایران داده شود زیرا که طبق قرارداد دادرسی که مدت آن 60 سال بوده و پس از 60 سال تمام دارایی منقول و غیرمنقول چه در داخل مملکت و چه خارج مملکت ملک ایران می‌گردید و پس از انقضای پنجاه سال که عمل ملی شدن نفت ایران انجام شد پنجاه سهم از 60 سهم کل تأسیسات قهراً ملک ایران خواهد بود و کمپانی علاوه بر این که خسارت محاصره اقتصادی ایران را که در این چند سال اخیر عهده‌دار بود نپرداخته و منافعی که طبق قرارداد 1933 که طرف قبول ما نیست باید خمس عایدات تمام تشکیلات جهانی خود را طبق قسمت ب ماده ده به علاوه تنی چهار شیلینک به ایران بپردازد البته قیمت قسمتی از اموال کمپانی که در ایران است و هنوز استهلاک نشده ایران احتساب خواهد کرد.

آقایان دوستی با زور و فشار ممکن نیست حاصل شود آمریکایی‌ها که وارد اصلاح قضیه بین ایران و انگلستان شده‌اند تصور کرده‌اند که این اصلاح دوستی ایران را نسبت به ممالک غربی جلب و تحکیم می‌کند در صورتی که این رفتار انگلستان را جمع به مطالبه غرامت از ایران حس کینه و بغض را اگر شدیدتر نکند التیامی به جراحت ایران نخواهد داد. ملت ایران از مظالم حکومت‌های تزاری در زحمت و فشار بود پس از انقلاب این که در رأس انقلاب بود تشخیص داد که باید مثل مجاور حس کینه و بغض نداشته باشند لذا بدون این که از طرف ما ایرانی‌ها تقاضا و توقعی شود اعلامیه‌ای صادر کرد و تمام حقوق و منافع که در دوره تزارها از ایران سلب شده بود به ایران مسترد داشت به این معنی که تمام ثروت بانک استقراضی و پرت پهلوی و جاده‌های شوسه و راه‌آهن و غیره را در مقابل خساراتی که حکومت تزاری به ایران وارد آورده بود مجاوناً واگذار کرد و از مطالبه طلب خود از ایران صرف‌نظر نمود و پایه الغای (کاپیتولاسیون) را که در دوره تزاری گذارده شده بود لنین از بین برد و در سایه این رفتار عاقلانه از کینه و بغض ملت ایران کاست و اگر جانشینان لنیز رویه او را ادامه داده بودند محبوبیتی که لنین آرزو داشت در نزد ملت ایران اتحاد جماهیر شوروی حاصل کرده بود.

ملت ایران محبت و انسانیت را فراموش نمی‌کند و ظلم و تعدی و فشار را هم در هر موقع که دسترسی پیدا کند تلافی خواهد کرد.

من انتظار دارم دول غرب که امروزه طرفدار آزادی ملل خود را معرفی می‌کنند رفتاری که احساسات ملل شرق را جریحه‌دار کند نداشته و تصور نکنند که در سایه اغفال و فشار می‌توان ملتی را گول زد و ثروت و زندگانی او را به یغما برد و در موقع جنگ گوشت جلوی گلوله دشمن قرار داد.

هر موقع ایرانی اطمینان حاصل کرد که این خانه و آشیانه از او است و دخالت و اراده دیگران در مقدرات او اثری ندارد و از فشار فقر و بی‌عدالتی نجات یافت خود از خانه خود دفاع خواهد کرد ولی اوضاع امروزه که انگلستان و روسیه با هم اشتراک منافع در خرابی ایران دارند با این قبیل حرف‌ها که بچه‌های روستایی‌ها هم گول آن را نخواهند خورد نمی‌توان ملتی را قانع کرد.

امیدوارم این اختلاف کلمه که در دوره حکومت سابق به نفع انگلستان در ایران ایجاد شد و جمعی را به نام جوجه استوکس و غیره طرف حمله قرار دادند مبدل به وحدت شده و مانند اواخر دوره پانزدهم و اول شانزدهم مجلس ملت ایران در سایه وحدت برای گرفتن حقوق حقه خود موفق شده و اگر دول غربی دوستی ملل شرق را برای خود مفید می‌دانند باید از مرکب هوس پیاده شده و با مساوات و برادری برای آزادی جهان بکوشیم تا در مقابل دول دیکتاتور و قلدر قدرت مقاومت حاصل کنیم.

آقایان محترم: شکم گرسنه دین و ایمان ندارد انگلستان تصور کرده است که ایرانی‌ها در سایه فقر و بدبختی تسلیم اراده اجانب می‌شوند.

این اشتباه محض است ایرانی‌ها که در ادوار قدیم که ملت انگلیس با صید ماهی و دزدی دریاها زندگانی می‌کرد مشعله‌دار تمدن و سیاست جهان بودند و مصائب روزگار تا به حال زیاد دیده و تجربه سیاسی زیاد دارد بدیهی است در سایه حکومت‌های زور و قلدری قدرت به زور احساسات نداشته و در قرون اخیر مخصوصاً بعد از جنگ بین‌المللی اول که انگلستان امپراطور دنیای قدیم بود و ملل شرق را مانند موم در دست خود

+++

به هر صورت که میل داشت می‌ساخت در همان موقع ایرانی‌ها بغض و کینه او را بدل گرفتند و همین که جنگ دوم جهانى بروز کرد این بغض را به نام تمایل به دشمنان انگلستان ابراز داشتند. ایرانی‌ها اگر از حکومت خود ناراضى باشند براى تخریب آن دستگاه در سروعلن فروگذار نخواهند کرد همین تشکیلاتى که این چند روزه به نام کمونیست مورد تعقیب قرار گرفته من اطمینان دارم که صدى نود و نه از افراد آنها ایرانى و مسلمان بوده و ممکن نیست که زیر بار کمونیزم بروند ولى از اوضاع ناراضى و نمی‌توانند دخالت‌هاى اجنبى و فشارهاى انگلستان را نادیده گرفته و تسلیم شوند. البته از این احساسات ضد انگلیسى سایرین به نفع خود استفاده کرده موجبات خرابى ملت ایران را فراهم می‌سازند در صف این اشخاصی که به نام شبکه کمونیست دستگیر شده‌اند اشخاصى سرمایه‌دار که داراى مقامات ارجمندى در ایران بوده دیده می‌شوند حتى یک نفر که انتخاب کرده بود حامل کلام‌الله مجید بود و ممکن نیست کسانی که به دیانت اسلام معتقد باشند و با علاقه آب و خاک در این مملکت داشته باشند رویه حکومت دیکتاتورى کمونیستى را نپسندند بلکه لالحت على بل بغض معاویه مشغول تخریب می‌شوند.

من اطمینان دارم که اگر دولت امپراطورى انگلستان از مظالم 150 ساله خود در ایران همین شکل که لنین از مظالم 150 ساله تزارها در ایران چشم پوشید آنها هم در مقام جلب قلوب ایرانی‌ها و سایر ممالک غربى برقرار خواهد شد و گرفتار تشکیلات تخریبى کمونیست‌ها نخواهیم شد.

آقایان محترم در این مدت که موضوع نفت مطرح است و من گرفتار کسالت بوده و از شرکت در امور مجلس محروم بودم مراسلات زیادى راجع به نفت به من رسیده که اظهار عدم رضایت از این قرارداد شده ولى مع‌التأسف و یک نقشه مثبتى که راه حل قضیه را نشان دهد تا به حال به من نرسیده و من در زندگانى سیاسى خود عقیده به منفى‌بافى ندارم و معتقدم باید سیاست مثبتى اتخاذ کرد و نمی‌توان منافع ثروت طبیعى خود را عاطل و باطل گذارد و منتظر اعانه از دیگران شد و نیروى معنوى ما صرف تخریب یکدیگر شود لذا طرف ذیل را براى حل قضیه نفت پیشنهاد می‌کنم.

اول- مسکوت گذاردن دعاوى ایران و انگلستان در موضوع نفت مانند سایر دعاوى مسکوته از قبیل بحرین و غیره و اقدام در فروش نفت سایر قسمت‌هایى که به حمدالله در خاک ایران فراوان است و مورد دعوى انگلستان نیست و مقدار کثیرى از آنها در ساحل دریاى عمان نزدیک چاه‌بهار و غیره می‌باشد با شرکت‌هاى غیر انگلیسى وارد مذاکره شویم و شبیه قرارداد اخیر ترکیه و آرامکو که بین حجاز و امریکایی‌ها منعقد شده قراردادى براى فروش نفت منعقد سازیم (وزیر دارایی: ترکیه امتیاز داده است) این عملى که شما کرده‌اید می‌خواهید اسمش را امتیاز بگذارید ما را مسلوب الاختیار کرده‌اند اسمش را چیز دیگرى گذاشته‌اید بگذارید (وزیر دارایی: این هم نظرى است).

دوم- طبق فصل هفدهم قرارداد دارسى اختلاف ایران و انگلستان در موضوع ملى شدن نفت و غرامتى که طرفین بر یکدیگر ادعا دارند قطع و فصل شود. پس از قطع و فصل دعوى بهره‌بردارى از نفت بشود.

سوم- از طلا گشتن پشیمانیم ما را مس کنید. به عقیده من ملت ایران راضى است که چشم از منافع احتمالى قرارداد امینى، پیج و گس گلشاییان و قرارداد 1933 پهلوى پوشیده و همان قرارداد 1901 دارسى که با توافق یکدیگر لغو شده است مورد عمل و اجرا قرار گیرد و ایرانى که پنجاه و چند سال گرسنگى و رنج و تعب را تحمل کرده تا سال 1961 بقیه این فشار را تحمل کند و از دست مظالم انگلستان نجات یابد زیرا انگلستان هیچ وقت به قول و عهد خود نسبت به ملل ضعیف وفادار نبوده فقط امتیازى که انگلستان دارد و باید در دنیا جایزه اول را به او بدهند این است که صحنه‌سازى و نیرنگ‌ها و حقه‌بازی‌ها و نعل وارونه زدن‌ها مقدمات نقض عهد را فراهم می‌کند و خود را مظلوم و طرف را ظالم معرفى می‌کند و این خصیصه را در درجه اول ملت انگلیس دارد. به صورت ظاهر یار غار آمریکاست و پشت پرده با مسکو و پکن همکارى دارد و ما ایرانی‌ها در این مدتى که با انگلستان روابط داشته‌ایم کراراً امتحان کرده‌ایم که جنگ بین ما و روسیه را تفتین و تحریک انگلستان ایجاد کرده و خود به عنوان مصلح وارد صحنه شده و همچنین اختلاف بین ما و عثمانى را ایجاد کرد. من فراموش نمی‌کنم که دو سال قبل در همین حیاط مجلس یک نفر پرفسور استاد دانشگاه بیروت آمریکایى راجع به نفت با من صحبت می‌کرد و می‌گفت شما که نقض عهد می‌کنید و قراردادى را که با انگلستان دارید بدون رضاى طرف ملغى می‌سازید چگونه ممکن است با شما کسى قرارداد منعقد کند. من جواب دادم که ما قرارداد مرضى الطرفین منعقد نکرده بودیم که در مقام الغاى آن برآییم بلکه قراردادى که در نظر ایرانى قانونى شناخته می‌شد قرارداد دارسى بود که از آن ناراضى بودیم ولى با دست انگلستان ملغى شد و قرارداد 1933 که حقوق بسیارى از ایران را تضییع کرد به جاى آن تحمیل شد و همین شکل که ملت امریکا براى استقلال و آزادى علیه انگلستان قیام کرد ملت ایران هم براى آزادى و نجات از نیرنگ‌هاى سیاسى انگلستان قیام کرده و قرارداد 1901 دارسى را انگلستان به لباس ایرانى لغو کرد و اگر انگلستان سوءنیتى ندارد با همان قرارداد 1901 حاضریم که در این چند سال دیگر تحمل کرده تا در سال 1961 به کلى ایران از دست انگلستان نجات یابد زیرا که ما پنجاه سال تحمل مظالم انگلستان را کرده‌ایم و سال 1961 اگر پایه عمل ما و انگلستان قرارداد دارسى باشد تمام تأسیسات کمپانى نفت ایران و انگلیس در تمام جهان ملک ملت ایران خواهد شد و به نفع ماست که این چند سال دیگر را تحمل ظلم کرده و بهانه به دست انگلستان که ملت ایران را در دنیا نقص کننده عهد معرفى کند و خودش را با تمام مظالمى که در شرق داشته و سیاست تخریبى که در ایران اعمال کرده مظلوم قلمداد کند ندهیم.

ما معترفیم که امروز ملل جهان مانند یک خانواده باید با یکدیگر با صلح و صفا زندگى کنند و این زندگانى در سایه حکومت آزاد نه دیکتاتورى باید ادامه یابد ما هرگز عقیده نداریم که نفت خود را احتکار کرده تحت اختیار صاحبان حرف و صنایع جهان نگذاریم.

البته دنیاى امروز در سایه تعاون و همکارى ممکن است با صلح و صفا پایدار بماند ولى حاضر نیستیم انگلستانى که حقوق ملل شرق را در قرون اخیره پایمال کرده و در سایه غارت ملل شرقى زندگانى مجلل داشته منابع ثروت ما را احتکار کند و ملت ایران را در سایه فقر و بدبختى تحت فشار قرار داده و نقض کننده عهد و مظالم معرفى کند.

اصرار من در صحبت در صورتی که اگر موضوع نفت و گرفتارى نسل‌هاى آینده نبود ابداً میل نداشتم صحبت کرده باشم البته آقایان دیگر که لابد اطلاعات و نیرو و همه چیز آنها بیش از من بود الحق اولى براى بیان مطلب بودند (قنات‌آبادى- اطلاعات من هم بیشتر از جنابعالى نیست) و همچنین اگر بیانات جناب وزیر دارایی مثل نخست‌وزیر بود و با بیان خیلى ساده می‌فرمودند ما نتوانستیم احقاق حق ملت ایران را بنماییم این است که آنهاحاضر شده‌اند به ما بدهند و با فشار انگلستان چاره‌اى جز قبول نداریم باز مطلبى بود.

ولى جاى تأسف است که جناب وزیر دارایی با بیان شیرین خود میل دارند به ما بقبولانند که کمپانى سابق مرد و امروز قراردادى منعقد می‌شود که بهتر از تمام قراردادهاى نفت است حتى آقاى مهندس مستوفى دولت مقایسه تهیه نموده و این معامله را با معاملات سابق ایران با کمپانى و معامله حجاز و عراق و غیره مقایسه فرموده و رجحان این معامله را مدلل داشته‌اند. به یاد رساله جناب مشرف‌الدوله نفیسى افتادم که در موقع ورود قشون اجنبى به ایران خسارت بزرگ ملت ایران را در نتیجه تثبیت قیمت لیره خدمتى بزرگ معرفى می‌فرمودند و با نطق و بیانیه مرحوم وثوق‌الدوله که قرارداد 1919 را خدمت بزرگ به ملت ایران قلمداد می‌کرد.

اگر مرحوم وثوق‌الدوله گفته بود مجبوریم این قرارداد را در این موقعیت دنیا قبول کنیم تا گرفتار مظالم بیشتر نشویم چندان اعتراضى به آن مرحوم متوجه نمی‌گردید در هر صورت آقایان اگر شما نفت را مجاناً به این شرکت‌هاى سرمایه‌دار به استثناى انگلیس بدهید و آنها متعهد شوند که قوانین و مقررات داخلى مملکت ایرآن را محترم شمرده گمرک و مالیات بر عایدات و غیره را بپردازند و توقع تغییر قوانین ما را نداشته باشند حتى اگر بیش از میزان پیش از ملى شدن نفت استخراج و صادر کردند جایزة به آنها داده شود به مراتب بهتر از قراردادى است که مطرح است.

آقایان سرمایه‌دارها در انگلستان حتى  88% از عایدات خود را به عنوان مالیات به دولت می‌پردازند (دکتر شاهکار- مبالغه نیست 90% است) و در قوانین ایران حداکثر مالیات بردرآمد صدى 50 می‌باشد. اجازه بدهید حرف من تمام شود آنها هم مثل سایر تجار 50% مالیات بدهند جنسى که خارج می‌کنند گمرکش را بدهند برق را هم به قیمتى که مجلس شوراى ملى پول بدهند. خانه‌هاى آنجا را هم کرایه بدهند حتى براى اضافه بر 30 میلیون تن استخراج یک تشویقى هم برایشان بگذارید (وزیر دارایی- بفرمایید شما بکنید) بهتر است خیلى بهتر است از حالا.

آن قرارداد 33 پهلوى یک التزام نامه بود که کمپانى باکره و اجبار دیکتاتورى از ملت ایران گرفته بود و این قرارداد با هزار لفافه مسلوب الاختیار کردن نسل‌هاى آتیه است و این طرح را یقین دارم در دستگاه کمپانى نفت شرکت سابق تهیه نموده و البته سرمایه‌دارهاى آمریکایى و اروپاسى از منافع و اختیارات بیشتر فرار نمی‌کنند و یقین دارم این تسلیم جناب دکتر امینى در مقابل آنها موجب تعجب شده است که مقامات مهم جهان اظهار شادى و خرسندى نمودند.

جناب دکتر امینى من می‌دانم شما خیلى تحمل زحمت نموده شب و روز در جریان کار نفت بودید ولى یک فرق بین فکر من و شما هست.

شما آنچه از طرف انگلیس گفته شود با دیده نیک‌بینى توجه می‌فرمایید و اگر وحى منزل ندانید ملل شرق را ضعیف‌تر از آن

+++

می‌دانید که در مقابل اراده امپراطورى ماورا مجاز حق چون و چرا داشته باشد. من به عکس شما آنچه از ناحیه انگلستان پیشنهاد شود با دیده سوءظن نگاه می‌کنم (اکر نماز و روزه می‌فرمایید- نفس مکار است فکرى بایدت) و گلستان را پس از جنگ دوم حقیر می‌دانم ولى ضرر انگلستان مانند پشه مالاریایى است اگر تهیه کرد. د.د.ت استعمال کنیم از شر پشه مالاریا راحت می‌شویم. چرا شعر بگوییم که در قافیه آن در بمانیم؟

من اطمینان دارم که دولت ملى داشته و دارد که حداکثر استفاده از نفت ایران بشود ولى اختلاف سلیقه در طریقه استفاده است.

آقایان براى حیات و سعادت یک ملت و نسل‌هاى آینده میلیون‌ها لیره طرف توجه نیست و اطمینان دارم که این چند میلیون لیره نه انگلستان را مثل قبل از جنگ قوى می‌سازد نه ملت ایران و نسل‌هاى آینده از دادن آن بدبخت‌تر از امروز می‌شوند دعوى سر این موضوع است که انگلستان با دستگاه تبلیغات و صحنه‌سارى ایران نقض کننده عهد معرفى کرده و میل دارند از خود ما سند تحصیل کنند در صورتی که انگلستان از روز اول با حسن نیت نبوده و با دادن رشوه به وسیله کتاب‌چى به صدراعظم وقت و وزیر خارجه و دیگران تحصیل امتیاز نفت دارسى را نموده حتى به خوانین بختیارى که مانع از عملیات کمپانى بودند صدى سه سهم داد.

سهامى که به عنوان رشوه یا حق‌السکوت داده بود تا زمان قبل از کودتا در دست وراث آنها بود و بعد با دخالت در سیاست ایران و آشوب کردن مملکت و غیره همان قرارداد را لغو کرد و قرارداد بدتر بست و این قرارداد آخرى از حیث شرایط به مراتب از قراردادهاى سابق بدتر است.

آقایان هیچ ملت و مملکتى بلکه هیچ فرد با حیثیت و شرفى حق حاکمیت خود را با پول نمی‌فروشد.

اگر جناب دکتر مصدق یا دکتر امینى حاضر براى محکومیت ملت ایران به عنوان پرداخت غرامت شوند و جناب درخشش نیز راجع به عمل پرداخت غرامت تأیید کنند من قانع نمی‌شوم بلکه می‌گویم انگلستان باید غرامت بدهد نه ایران زیرا که انلگستان با هزار نیرنگ وارد ایران شده با سرمایه مادى قلیل و سرمایه بزرگ تقلب و تزویر ما را در فشار قرارداده و امروز ما را از کمونیست می‌ترساند که هست و نیست خود را بدون این که عبارات این قرارداد را بفهمیم تسلیم او کنیم.

آقایان کمونیست‌ها این انگلیس‌ها هستند صدى هشتاد این تشکیلات مخالف مصالح ایران در سایه کمک انگلستان بوده و هست.

انگلستان همیشه دو سره بار کرده هر طرف برد او شریک است فعلاً پول و نیرو از امریکا می‌گیرد در موقع جنگ خنجر از پشت به امریکا خواهد زد.

در خاتمه این قانونى را که می‌بینم این همه در اطرافش بحث هست می‌خوانم. ما می‌خواستیم قرارداد را لغو کنیم طرح هم دادیم ولى مجلس ایران لغو نکرد قرارداد را بدبختانه یا خوشبختانه، هر کدام که هست و اینجا مجلس شوراى ملى آن گزارش که از طرف کمیسیون به مجلس داده شده آن تصمیم مجلس هست می‌خوانم عبارتش را «مجلس شوراى ملى با تأیید و تصویب گزارش کمیسیون نفت دایر بر این که لایحه ساعد گس کافى براى استیفاى حقوق ایران نیست به منظور اجراى قانون مهر ماه 1326 به آن کمیسیون مأموریت می‌دهد که با توجه به پیشنهادات آقایان نمایندگان در ظرف دو ماه گزارشى مبنى بر تعیین وظیفه و رویه دولت تهیه و براى تصویب به مجلس شوراى ملى تقدیم نماید.» مجلس آن پیشنهاد گس گلشاییان را رد کرده و به کمیسیون مأموریت داد که شما نظریه بدهید، نظریه‌اى که داده شده این است:

((مجلس شوراى ملى تصمیم مورخ 17 اسفند ماه 1329 کمیسیون مخصوص نفت را تأیید و با تمدید موافقت می‌نماید)) می‌خواهید مقدمه‌اش را بخوانم که روشن بشود ((نظر به این که ضمن پیشنهادات واصله به کمیسیون نفت پیشنهاد ملى شدن صنعت نفت در سراسر کشور مورد توجه و قبول کمیسیون قرار گرفته است و از آنجایى که وقت کافى براى مطالعه در اجراى این اصل باقى نیست کمیسیون مخصوص نفت از مجلس تقاضاى دو ماه تمدید می‌نماید)) اینجا مجلس موافقت کرده تصمیم گرفته که نظر کمیسون را تأیید کند. پس ملى شدن را کمیسیون گزارش داد و مجلس هم تأیید کرد نه لغو قراردادهاى سابق را جناب دکتر مصدق وقتى که مأمور تشکیل کابینه شد آمدند قانونى گذراندند براى خلع ید ما اگر یک ده و مزرعه‌اى داشته باشیم که چند تا باغ داشته باشد یک باغ را مصلح بدانیم که براى خودمان تخصیص بدهیم دلیل این نیست که اجاره فسخ شده اجاره به قوت خودش باقی است باید رسیدگى کنید این مبلغى که بابت این عاید کمپانى می‌شده این را موضوع کنید بقیه دستگاهى که کمپانى در دنیا داشته است طبق قرارداد دادرسى پنجاه، شصتم قیمتش به ما می‌رسد این همان قرارداد دادرسى است که به کلى مسکوت مانده، موقعى که جناب مصدق‌السلطنه آمده بودند و در مجلس متحصن شده بودند در زمان ریاست وزراییشان، من همان موقع این قضیه را عنوان کردم و ایشان هم تأیید کردند ولى نمی‌دانم چه طور شد که نه در آمریکا و نه در اروپا راجع به این موضوع یک کلمه فرمایشى نفرمودند و خدمت جناب آقاى دکتر امینى هم یک روز رسیدم عرض کردم گفتند مصدق نگفته، گفتم اگر مصدق کار بدى کرده شما چرا؟ (شوشترى: موضوع عدم‌النفع پیش می‌آید).

رئیس- آقاى شوشترى بین‌الاثنین که نباید در مجلس صحبت کرد.

حائری‌زاده- این موضوع عدم‌النفعى که آنها مطرح کردند ما باید مطالبه می‌کردیم باید به آنها می‌گفتیم ما یک ملت ضعیفى هستیم شما ما را محاصره اقتصادى کرده‌اید چند سال ما را بدبخت کردید، این مال این دو سه سال ملى شدن است که شما هم شناختید پس بقیه حقوقى را که در ظرف 50 سال شما از سرمایه اینجا در دنیا کاسبى کرده‌اید و ما هم سهیم هستیم به ما بدهید باقیش کجا رفته این کمپانى 3 میلیون لیره در بیلان خودش می‌گوید سرمایه داشته است. اول 2 میلیون داشته است در هر سال دو مقابل سرمایه‌اش عایدات برداشته یا به دولت انگلیس مالیات داده یا ذخیره کرده یا به صاحبان سهام داده سهامش هم حالا در بازار دنیا هر لیره‌اى 17 لیره خرید و فروش می‌شود، این آدم چه ضررى کرده است؟ من در روزنامه‌ها می‌بینم که نوشته شده است 600 میلیون دلار شرکاى غیرانگلیسى بنا شده به او بدهند براى سرقفلى من نفهمیدم موضوع دو سر و دو روزى که می‌شنیدیم حالا موضوع ما و انگلستان است یک شرکتى اول 2 میلیون سرمایه داشته حالا می‌گوید 32 میلیون لیره دارم و این 32 میلیون لیره را هر لیره‌اى 17 لیره در بازار به او پول می‌دهند درباره 51 میلیون طلبى که خودش تصدیق داشته می‌گوید مالیده 25 میلیون لیره دیگر هم به من بدهید اشیایى که من خریده‌ام قرضش را نداده‌ام 67 میلیون شما اقساط استهلاکى ماشین‌هاى کنار دریا را در ظرف ده سال بپردازید این در حدود 144 میلیون می‌شود که به طور رسمى توى این قراردادشان داده می‌شود در ورزنامه‌ها می‌بینیم ششصد میلیون دلار هم آنها سرقفلى می‌گیرند این طرز معامله مال ضعف ماست ولى من به شما عرض می‌کنم ما ضعیف نیستیم رجال ما ضعیف هستند و الا موقعیت ایران موقعیتى است که اگر ما مقاومت کنیم مجبورند حق ما را بدهند. دولت آمریکا عاشق چشم ابروى ما نیست از روزى که جناب آقاى سپهبد آمده چه قدر پول کمک مجانى کرده‌اند (نورالدین امامى: عاشق چشم و ابروى جناب سپهبدند) معلوم می‌شود دولت ایران موقعیتى دارد که طرف توجه دنیاست. ما بیاییم آنچه را که دیکته می‌کنند بگوییم که این قابل تغییر نیست، قبول نکرد به جهنم که قبول نکرد. در این مسائل مهم یک روز دو روز یک ماه و دو ماه اهمیتى ندارد. 5 میلیون و 10 میلیون مهم نیست نسل‌هاى آینده مهم هستند نسل‌هاى آتیه در اینجا ذی‌نفع هستند باید به این قسمت توجه شود.

رئیس- آقاى پناهى هم نطق قبل از دستور مختصرى خواهند کرد بفرمایید.

پناهى- با اجازه همکاران محترم مطالبى چند به طور اجمال در باب امور عمومى کشور و حوزه انتخابیه خود به عرض مجلس شورای ملى می‌رساند.

1- از پیش آمد کشف دستگاه جاسوسى عمال بیگانه در ارتش از یک طرف اظهار تأسف می‌کنم که تأخیر تبلیغات دروغ و سوءاداره کشور در این دو سه سال اخیر به پایه‌اى رسیده بود که افراد ساده لوح را تحت تأثیر قرار داده و ارتش را که مهد پرورش میهن‌پرستى و شاه‌دوستى باید باشد مرکز فعالیت خود قرار داده بود و از طرف دیگر بیدارى اولیا دولت و فرماندارى نظامى که توطئه به این بزرگى را کشف و بى‌اثر ساخته مایه کمال امیدوارى و تشکر است، در باب کیفر این افراد فریب‌خورده و یا مغرض و یا خائن بالفطره چون ماشین دادگسترى ارتش مطابق موازین قانونى به کار افتاده و نتیجه آن به زودى به استحضار ملت خواهد رسید از اظهار نظر در این باب صرف‌نظر می‌کنم و با اعتماد کاملى که به حس میهن‌دوستى و عدالت‌خواهى افراد دادرسى ارتش موجود است از هر گونه بیانى که حمل بر اعمال تأثیر بشود خوددارى می‌کنم و امیدوارم که خداوند در ظل توجهات اعلیحضرت همایون شاهنشاهى که وجود خود را وقف آسایش مردم نموده است کشور ما را از توطئه و دسیسه چنین دشمنان مصون و محفوظ بدارد (عده‌اى از نمایندگان: انشاءلله) ضمناً به مناسبت این پیش آمد مطلبى را که از مدت‌ها به این طرف مورد توجه مخصوص نمایندگان معظم بوده به عنوان یادآورى به عرض می‌رسانم.

پس از حدوث وقایع شوم شهریور که بازار خیانت رواجى یافت و یک عده از مردم کار و کسب خود را گذاشته شروع به سینه‌زدن در زیر علم اجنبى نمودند عده زیادى از اشخاص حتى از کسانى که از محبت و توجه اعلیحضرت فقید و خاندان سلطنت برخوردار بودند به تصور این که وضع آشفته بعد از شهریور الى الابد دوام خواهد کرد خیانت را شغل شاغل خود قرار داده و با تجزیه طلبان روابط دوستى براى تأمین آتیه خود برقرار کردند از این جمع بعضی‌ها شبسترى را معصوم مطلق و عارى از تمام نقایص بشرى معرفى کردند و جمعى دیگر پروانه بار به دور پیشه‌ورى و همکارى وى در مدت اقامت او در تهران دور زدند و بعضى دیگر با غلام یحیى طرح الفت ریختند و پس از خوردن یک ناهار با آن ژنرال روسى طورى بر خود می‌بالیدند و تفاخر می‌کردند که از اداى جواب سلام مردم عادى عار

+++

داشتند و صفحات روزنامه‌هایى را که به پول خارجى براى تخریب مبانى استقلال کشور منتشر می‌شد وقف رجزخوانى و تعریف تجزیه‌طلبان می‌ساختند. بنده نمی‌گویم که امروز پس از گذشتن چند سال صفحات گذشته تاریخ را باز کنیم و وجدان ناراحت این قبیل افراد را آشفته‌تر سازیم ولى از دستگاه‌هایی که در سرنوشت کشور ما تأثیر دارند و نگهبانى از این مرز و بوم را بر عهده گرفته‌اند توقع داریم که این بوقلمون صفتان را از دستگاه‌هاى مؤثر کشور و لو که سیماى حقیقى خود را در زیر نقاب چاپلوسى و تملق پنهان ساخته باشند برانند بنده عرض نمی‌کنم که کلیه افرادى که در وضع پر تشنج چند سال پیش بر اثر ضعف نفت و یا خیانت فطرى عامل بیگانگان گردیده‌اند امروز تعقیب نمایند. چنین کارى البته میسر نیست ولى آنچه که به آسانى میسر است این است که این افراد را که به سائقة ضعف بشرى و یا به دلایل دیگر علناً خیانت کرده‌اند و اسناد خیانت خود را در هزارها نسخه چاب و به اطراف و اکناف کشور پخش نموده‌اند اجازه جلوس در مسند وزارت و ریاست پست‌هاى حساس و غیره ندهند (شوشترى- صحیح است) و این مردمان مشکوک را از اظهار نظر و مداخله در سرنوشت مردم شریف و سر به زیر کشور مانع شوند. (شوشترى- احسنت).

2- ثانیاً در این موقع که مشکل نفت به همت شاهنشاه و جدیت خستگى ناپذیر دولت در شرف حل می‌باشد و امیدوارى هست که به زودى عایدات هنگفتى از این محل به دست بیاید جا دارد که دولت برنامه عمل و محدودى براى اصلاح و عمران کشور تهیه و به موقع اجرا بگذارد، رسم جارى دولت‌ها تا امروز بر این بوده است که مقدارى مسائل کلى را از قبیل مطالبى که احزاب سیاسى در مرام‌نامه‌هاى خود می‌نویسند به عنوان برنامه دولت به مجلس تقدیم دارند و بعد نه خود دولت‌ در صدد اجراى آن برآیند و نه پارلمان اجراى آن را از کسى بخواهد. برنامه دولت‌ها جز یکى از تشریفات معرفى و تشکیل دولت‌ها بوده و هیچ کس این گفته‌ها را جدى تلقى نکرده و در نتیجه قضاوت مردم در باب برنامه‌هاى دولت منحصراً از لحاظ تلفیق جملات و تقدیم و تأخیر مسائل بوده و کسى منتظر نمی‌باشد که تصویب برنامه یک دولتى مستلزم رفع هیچ یک از نقایص امور کشور باشد بنده از جناب آقاى نخست‌وزیر و هیئت محترم دولت استدعا دارم که پس از حل کار نفت برنامه ساده ولى عملى در دو سه ماده تنظیم و حقیقتاً عهده‌دار انجام آن بشوند و قضاوت مردم در باب روش دولت بر مبناى اجرى آن مواد باشد نه آن که دولت برنامه بدهد و مجلس آن را تصویب بکند و پس از تصویب آن آب از آب تکانى نخورد و شئون کشور به صورت سابق بدون هیچ تغییرى اداره شود پس از تغییر دولت هم دولت بعدى بدون تغییر زیاد همان مطالب را در قالب دیگرى از سر بگیرد و یا در مجلس در اطراف آن بحث شود و این دور سال‌هاى سال از طرد گرفته شود. باید کیارى کرد که مردم گفته‌هاى دولت را جدى بدانند و امرار معاش زندگى خود را بر اثر تغییر مواد برنامه دولت قابل تغییر بدانند و ایمان در انجام برنامه‌هاى دولت داشته باشند.

سوم- موضوع راه‌سازی‌هاى حوزه انتخابیه این بنده و به طور کلى شبکه راه‌هاى آذربایجان است که مستلزم بذل توجه از طرف دستگاه‌هاى مربوطه است. سازمان برنامه با حسن نیت شروع به اقدام و عملیات راه‌سازى خلخال نموده ولى قطع عایدات قانونى سازمان برنامه سبب شده است که اقدام اساسى و مفیدى را عملاً به مراکز اصلى کشور وصل نماید انجام نشده و از طرف دیگر فقدان هماهنگى بین دستگاه‌هاى سازمان برنامه و قسمت اجرایى وزارت راه که هر کدام مستقلاً متصدى ساختمان یک قسمت از راه را به عهده گرفته و راه خود را می‌سازند یکى از عوامل عدم پیشرفت کار است و چون این مطلب در اغلب حوزه‌هاى انتخابیه مورد ابتلاى آقایان نمایندگان محترم است برنامه توأم با همفکرى و هماهنگى از طرف قسمت‌هاى راه‌سازى وزارت راه نیز باشد و بودجه کافى هم براى تأمین این منظور در اختیار دستگاه‌هاى مسئول گذاشته شود تا از مساعى مبذوله نتیجه سریع گرفته شود.

قسمت چهارم- عرایضم مستقیماً مربوط به شخص جناب آقاى وزیر دارایی است که مربوط به تأمین نان حوزه خلخال و بسیارى از مراکز مهم دیگر آذربایجان و من جمله تبریز می‌باشد. امسال وضع غله در آذربایجان به خوبى سال‌هاى پیش نیست عوامل جوى مختلف از قبیل سیل و بارندگی‌هاى بی‌موقع نیز قسمتى از محصول را از بین برده البته وضع طورى نیست که ایجاد پانیک و وحشت عمومى کند ولى از همین الان تا راه‌ها بسته نشده باید تدابیر صحیح اتخاذ شود. میزان موجودى و کمبود هر محل باید تعیین شود و با فرصتى که باقى است براى تأمین کمبود فکر اساسى بشود. بنده در این باب با این که مسئله را بى‌نهایت مهم می‌دانم عرض زیادى نمی‌کنم ولى لازم به تذکر می‌دانم که دست‌هاى ناپاک مترصد فرصت‌اند که از کوچک‌ترین مضیقه در امرتان به ضرر ملت و دولت استفاده کنند و این مطلب را وسیله تبلیغات گمراه کننده قرار دهند ولى چون به حسن تدبیر آقاى وزیر دارایی اعتماد دارم همین تذکر را کافى می‌دانم.

در خاتمه لازم می‌دانم از مساعدت‌هاى کمیسیون محترم سیل‌زدگان و شیر و خورشید سرخ مخصوصاً از آقاى دکتر خطیبى اینجا تشکر کرده باشم و جداً تقاضا نمایم در این موقع که قحطى قسمت‌هاى سیل‌زده را تهدید می‌نماید دستور فورى براى عملى ساختن برنامه‌هاى خودشان صادر فرمایند تا وقت نگذشته و فرصت باقى است مورد استفاده قرار گیرد همچنین با پیروى از منویات اعلیحضرت همایونى از خواست بهاى گندم و سایر مواد غذایى که به مقادیر کمى بین مستمندان تقسیم شده است یا خواهد شد خوددارى نمایند (عده‌اى از نمایندگان- احسنت، احسنت) بقیه وقتم را به آقاى شوشترى می‌دهم.

رئیس- 5 دقیقه از وقت ایشان مانده، آقاى شوشترى بفرمایید.

شوشترى- بسم الله الرحمن الرحیم، بنده نمی‌خواستم صحبت کنم مخصوصاً چون جناب آقاى حائرى‌زاده تشریف دارند یک فرمایشى بین فرمایشات‌ فرمودند الزاماً مجبور شدم که این عرض را بکنم در 5 دقیقه و آن این است، فرمودید کسى که خود را کشته است قرآن در جیبش بوده است. قرآن کنند حرز و امام مبین کشند اگر مسلمان باشد، اگر شیعه باشد انتحار نمی‌کند، انتحار در اسلام نیست سیامکى که 350 هزار تومان فرش در خانه‌اش بوده او خائن با لذات و بالفطره است باید اعدام شود اینها خائن هستند این فرمایشات چه چیز است هر کسى که فقیر شد خیانت نمی‌کند پیغمبر اسلام فرموده الفقر فخرى فقیر که خائن نمی‌بود اینها خائن بالذاتند، ما نباید به اینها ارفاق کنیم حتماً حتماً آن کسى که انتحار می‌کند یا باید بگوییم منحرف از دین است یا بگوییم مجنون ولى اینها چون مرام کمونیستى را قبول کرده‌اند منحرف از دین هستند و باید مجازات بشوند.

3- بقیه مذاکره در گزارش کمیسیون خاص راجع به قرارداد فروش نفت

رئیس- وارد دستور می‌شویم، آقاى درخشش دنباله مذاکرات خودشان را می‌فرمایند، دیشب که آقاى درخشش بیانات خودشان را می‌فرمودند به بعضى از آقایان نمایندگان که اظهار مخالفت می‌کردند گفتم چرا فرصت نمی‌دهید ایشان اوراق خود را بخوانند، البته از گفتن کلمه اوراق نظرى نداشتم بنده همیشه هر نمانیده‌اى را در ابراز عقاید و افکار خود اعم از موافق و مخالف اکثریت و اقلیت آزاد می‌گذارم. (صحیح است) و به عقیده او احترام می‌گذارم. همه آقایان همین کار را خواهند کرد و امیدوارم انشاءالله در هر مورد این آزادى را و لو موقع خیلى سخت باشد حفظ کنم و حالا آقاى درخشش به بیانات خودشان ادامه می‌دهند.

درخشش- از جناب آقاى رئیس محترم مجلس شوراى ملى تشکر می‌کنم. قبلاً می‌خواستم مطالبى به عرض برسانم ولى با مطلبى که ایشان فرمودند بنده در این باب دیگر عرضى نمی‌کنم. قبل از شروع به بیاناتم عرض کردم که بنده به استثناى یک دسته به خصوص در این مملکت کسى را خائن نمی‌دانم و مردم می‌خواهند به این مملکت خدمت کنند (یک نفر از نمایندگان: آن دسته به خصوص کیست؟) عرض کردم دسته به خصوص حزب منحله توده است که می‌خواهد از نیروى سوم این مملکت استفاده کند و به نفع یک دولت بیگانه خیانت به مملکت می‌کند. مطالبى که بنده اینجا عرض کردم از ابتدا تا انتها موضوعى که عرض کردم این است که وضع فعلى به ما اجازه می‌دهد که حق بیشترى براى ملت ایران کسب کنیم و آن چیزی که گفتم این بوده است که حالا هم خواهم گفت مقاومت دولت در مقابل فشار کنسرسیوم کم بوده و اگر دولت مقاومت بیشتر داشت بیشتر می‌توانستیم حق خودمان را وصول کنیم موضوع دوم که می‌خواستم عرض کنم راجع به طول دادن جلسه بود که یکى دو نفر از آقایان همکاران محترم مراجعه فرمودند. و فرمودند چون سخنرانى شما طویل است این طور حس شده است که می‌خواهید جلسات را طول بدهید بنده فکر می‌کنم که هیچ دیوانه و مجنونى حتى در شرایط فعلى و در اوضاع فعلى چنین خیالى را نداشته است و علاوه به هیچ وجه این عمل مستحسن نیست و الان هم هر کسى این کار را بکند جز جنون و دیوانگى چیز دیگرى را نمی‌شود به او نسبت داد و بنده چنین خیالى را نداشتم و ندارم فقط چون می‌خواهم به یک لایحه‌اى به یک قراردادى که سرنوشت ملت ایران را تعیین می‌کند رأى بدهم یا مخالفت کنم توضیحاتى در این باره دادم و هم عجالتاً خیلى مختصر به عرض آقایان نمایندگان برسانم (فرامرزى: یعنى سرنوشت نفت این مملکت نه تمام این ملت) موضوع سومى را که می‌خواستم عرض کنم این است که بنده چندین بار بر طبق ماده 5 بازداشت ولى در هیچ یک از بازجویی‌ها مشکل‌تر و سخت‌تر از جریان دیشب به من سخت نگذشته است و من با داشتن سیاتیک و سردرد مجبور شدم مثل یک متهم در حدود 5 ساعت و نیم صحبت کنم و در این مدت هم لااقل ده لیوان آب خوردم که بایستى می‌رفتم بیرون و برگردم (خنده حضار) اهانت‌هایى هم اگر به بنده بشود یا نشود بنده به هیچ وجه اهانت نمی‌کنم و اجازه نمی‌دهم به خودم که به کسى اهانت کنم و چون وکیل اقلیت هستم البته فکر می‌کنم که این مراحل را دارم طى می‌کنم و این مراحل را بایستى طى کنم من می‌دانم که برخلاف جریان آب شنا می‌کنم و بایستى این جریانات باشد اما آقایان بدانند که اگر من قصد وکالت آینده یا وزارت داشتم هیچ وقت به عنوان مخالف

+++

در اینجا این مطالب را به عرض آقایان نمی‌رسانیدم فقط یک منظور دارم از گفتن عرایضم و آن این است موقعى که شب در رختخوابم می‌خوابم با وجدان راحت استراحت می‌کنم و اگر احیاناً می‌خواهم عملى را انجام بدهم می‌خواهم در یک مملکت مستقلى زندگى کنم که اهالى آن مملکت که یکیش هم من باشم خوب زندگى کنیم و سعادتمند باشیم و هدف من فقط و فقط این است و هیچ هدف دیگرى ندارم و یک فرد مستقلى هستم و در هر شغلى که باشم مستقل فکر می‌کنم نه بر اشترى سوارم نه چو خر به زیر باریم نه خداوند رعیت نه غلام شهریارم فردى هستم مستقل و خودم فکر می‌کنم و آن چه که عرض می‌کنم عقاید شخصى خود من است (همهمه نمایندگان).

رئیس- آقایان چرا نمی‌گذارید ناطق صحبت خودش را بکند.

درخشش- موضوع دیگرى که بنده می‌خواستم عرض کنم این است که یکى و نکته را در مطالب گذشته‌ام تصحیح می‌کنم مثلاً خواندم مالیات ایران را حق‌الامتیاز خوانم البته یکى دو قسمت را بعد در صورت جلسه تصحیح می‌کنم جناب آقاى حائرى‌زاده اینجا فرمایشاتى فرمودند که بنده قبلاً استفاده نکردم البته بنده نظرم از دادن غرامت این است که غرامت داده شود و نفت ملى باشد و امتیازى به کسى داده بشود ولى با شرایط فعلى اگر بنا باشد امتیاز داشته باشیم غرامتى نباید بدهیم قسمت‌هایى را دیشب قرائت کردم بقیه را حالا ادامه می‌دهم اگر آقاى دکتر امینى واقعاً چاره غلبه بر مشکلات عرص حاضر را فقط و فقط داشتن قدرت مادى و معنوى می‌دانند چرا به ضمیمه این سخنرانى خود سند مالکیت این منبع زور و قدرت مادى و معنوى را تسلیم بیگانگان می‌کنند آقایان داشتن منابع زیرزمینى زور و قدرت مادى و معنوى نمی‌آورد بلکه فرماندهى صنعت نفت زور و قدرت مادى و معنوى می‌آورد انگلستان در قلمرو حاکمیت ملى خود منابع نفت ندارد ولى در قسمت اعظم منابع زیرزمینى جهان حکومت می‌کند زیرا فرماندهى آن صنایع را به دست آورده و ملک آن قیمت تا چیزى را که به صاحبان اصلى نفت می‌پردازد دوباره با در دست داشتن قدرت پس می‌گیرد یعنى بلوک استرلینگ درست می‌کند سهم ایران را با لیره می‌پردازد معاملات بدون تضمین تاریخى لوکوموتیوها و تسلط بر دستگاه سازمان برنامه و غیره دارد که گذشته نمونه‌ از آن است. آقایان، بت‌پرست با طلاى خودش با طلایی که از نتیجه زحمت خود به دست آورده بت می‌سازد و آن را می‌پرستد این شرکت سابق که قدرتى شده است و ما امروز در مقابل قدرت او خود را ناچیز می‌دانیم و به قول آقاى سپهبد زاهدى زیر بار این قرارداد می‌رویم. قدرت انگلستان ناشى از این نوع شرکت‌ها و قدرت شرکت نفت از منابع قدرت مادى و معنوى است که در اعماق و دامنه‌هاى کوه بختیارى موسوم به اسمارى در طبقه معرفت الارضى موسوم به اسمارى جارى می‌ آیا پس از نیم قرن که این منفع قدرت مادى و معنوى به غارت رفته است پس از آن هیجان‌ها و جشن‌ و پس از آن خلع ید و پس از آن شرکت کشتى‌هاى جنگى و عقب‌نشینى تفنگداران دریایى و چتربازان که همه با نفت و بنزین ایران حرکت می‌کرده‌اند سزاوار است که دوباره این منبع زور و قدرت مادى و معنوى را در اختیار آنها بگذاریم؟

(آقاى دکتر امینى به ما اطمینان می‌ که به این تاجرهاى محقر و بی‌ضرر اخطار کرده‌اند که دخالت در کار ما نکنند و اعلام می‌کنند که هر کس نسبت به عمل این تاجرها دغدغه‌اى به خاطر خود راه دهد دچار زبونى است من وقتى این لقب تاجر را که آقاى دکتر امینى به صاحبان این قدرت‌هاى نوین صنعتى می‌دهد می‌شنوم به یاد آن سیاستمدارى می‌افتم که براى خاطر آب شور نمی‌خواست همسایه ما را از ما برنجاند).

آقایان همه ماها مردمان عادى هستیم که بر سر دو راهى تاریخ رسیده‌ایم بنا به گفته آن نویسنده یا هنرمند سرنوشت به در خانه ما می‌کوبد مردانى هستیم کوچک یا بزرگ ولى در هر حال در مقابل مسئله بزرگى قرار گرفته‌ایم یک لحظه به تمام معنى تاریخى در آینده ماها نخواهیم بد ولى قضاوت ما رفتار ما در تاریخ باقى خواهد ماند هر کدام از شماها و یا عده‌اى از شماها فرزندان 18 ساله و بیست ساله در خانه خود دارید و یا اغلب شماها فرزندان کوچک و معصوم در خانه خود دارید شما پس از قضاوت درباره این مسئله بزرگى که در مقابل شماست به خانه‌هاى خود می‌روید با فرزندان رشید و نابالغ و معصوم خود روبه‌رو می‌شوید پس از جهل سال بیست ساله‌ها شصت ساله و طفلان معصوم امروز مردان رشید چهل و چند ساله خواهند بود پس از قضاوت در این مجلس که با آن فرزندان خود روبه‌رو می‌شویم کارى کنیم که در اعماق قلب خود از آنها خجل و شرمنده نباشیم خود را گول نزنیم تاریخ بالاخره قضاوت صحیح خواهد کرد اگر بعضى از فرزندان ما امروز هم آن طوری که باید درک نکنند در مدت این چهل سال قضاوت صحیح خواهند کرد آنها درک خواهند کرد که ما حق نداشتیم منبع زور و قدرت مادى و معنوى این سرزمین پر برکت را براى مدت چهل سال براى مدت زندگى فرزندان بیست ساله شیرخواره خود به دیگران واگذار کنیم. آقایان در این روزهاى تاریخى در این روزهایی که سرنوشت نسل‌هاى آینده خود را تعیین می‌کنیم در این روزهایی که سرنوشت خوشنامى و بدنامى ماها تعیین می‌شود خود را از حب و بغض‌ها از خودخواهی‌ها دمى نجات دهیم و اگر رحمى به خود نمی‌کنیم توجهى به آینده فرزندان خود کنیم آقاى نخست‌وزیر همواره به سربازى خود می‌بالند همه ما می‌گوییم چو ایران نباشد تن من مباد اگر دولت حاضر و مجلس حاضر فرماندهى صنعت نفت خود را به بیگانگان ندهند این دولت نباشد دولت دیگر بیاید او هم حاضر نشود و مجلس حاضر مانند مجالس گذشته اعطا امتیاز استخراج و اکتشاف را تحریم کند چه خواهد شد کنسرسیومی‌ها قهر می‌کنند و می‌روند سفارتخانه‌هاى خارجى قهر می‌کنند و می‌روند و از نفت صرف‌نظر کرده و ما را به پشت پرده آهنین می‌فرستند نه! ما حرف منطقى و حسابى می‌زنیم ما منفى‌بافى نمی‌کنیم ما با واقعیات روبرو هستیم واقع بین هستیم اقتصاد بدون نفت نمی‌خواهیم آنها می‌گویند ما زور و قدرت داریم هر چند این زور و قدرت را از میلیون‌ کار شبانه‌روزى زحمت‌کشان ایران از خوزستان به دست آورده‌ایم و نفتکش‌هایى که جهان را به هم می‌پیوندند و مراکز قدرت را با نفت سیراب می‌کنند از دسترنج ایرانیان زحمتکش ساخته‌ایم باید نصف سود حاصل از نفت را ببریم خیلى خوب تسلیم هستیم غرامت تأسیسات را نیز می‌پردازم ولى اختیار اکتشاف و بهره‌بردارى را از شرکت ملى نفت سلب نمی‌کنیم و از کارشناسان شما براى اداره شرکت ملى نفت براى هیئت مدیره آن دعوت می‌کنیم. آقایان به ارزش و اهمیت موقعیت خود پى ببریم براى ما در این موقعیت جهان و زمان رسیدن به این هدف ممکن الوصول است. آقایان از سرنوشت همین تریبون مجلس عبرت بگیرید در پشت این تریبون سیاستمداران خوشنام و بدنام که اسامى آنها در تاریخ باقى می‌ماند صحبت کرده‌اند نخست‌وزیران و وزرا دارایی مختلف و متناقض با هم صحبت کرده‌اند من محض عبرت محض آن که هیچ کس نگوید متوجه نشدم اشاره به تاریخ سیاستمدارى می‌کنم که دو بار از پشت این تریبون صحبت کرده است هر بار که صحبت کرده نماینده نوعى از تاریخ بوده است هر دو آنها قابل تکرار است. امروز یکى از آن تاریخ‌ها تکرار می‌شود آقاى تقى‌‌زاده یک بار به عنوان وزیر دارایی از پشت این تریبون صحبت کرده است امروز تاریخ تکرار شده است یک وزیر دارایی دیگر مانند آن روز آقاى تقى‌زاده از پشت این تریبون تاریخى صحبت می‌کند او از قرارداد 1933 دفاع کرد وزیر دارایی امروز از قرارداد حاضر دفاع می‌کند ولى پس از مدتى آقاى تقى‌زاده، در موقعیت تاریخى دیگرى صحبت دیگرى از پشت این تریبون کرد که براى تذکر آقایان قسمتى از آن را می‌خوانم چون خود آقاى تقى‌زاده تشریف ندارند شکى نیست که این غیبت مصلحتى نتیجه تجربه تاریخى ایشان است از گفته ایشان و تجربه تاریخى ایشان عبرت بگیریم اینک قسمتى از سخنرانى تاریخ ایشان در مجلس شوراى ملى که براى ما نیز یک عبرت تاریخى است.

آقاى تقى‌زاده در پشت همین تریبون فرمودند ولى بنده فکر نمی‌کنم که عمر جناب آقاى وزیر دارایی کفایت کند که 40 سال دیگر بیایند فرمایشاتى بفرمایند (بعضى از نمایندگان- انشاءالله عمر ایشان کفایت می‌کند). (وزیر دارایی- انشاءالله 150 سال عمر کنم) (صفایی- به علاوه مال آقاى تقى‌زاده از وسط‌ها اتفاق افتاد) (وزیر دارایی- من سنى ندارم). «مسئله نفت جنوب ایران و امتیاز معروف دارسى و امتیازنامه جدید 16 سال قبل خود موضوعى است مملکتى و دخالت یک نفر از افراد ضعیف مثل بنده در آن و میزان دخالتش باز موضوع دیگرى است» که هر دو باید جدا جدا مورد دقت و مطالعه قرار داده شود. پس از دعوت بنده به ایران از مأموریت ملى که افتخار نمایندگى این مملکت را در خارجه داشتم و به قدر مقدور براى حفظ حقوق و منافع ایران مستمراً کوشیدم از گاهى به گاهى بعضى آقایان محترم و دوستان به بنده تذکر دوستانه دادند که خوب است شرحى از ماجراى امتیاز نفت به واسطه آن که در آن موقع شاهد آن بوده‌ام بیان کنم. اینجانب با وجود دلایل و موجبات به سایر قوى بلکه اقوى که چنین بیاناتى را اقتضا می‌کرد و شاید دفاع از منافع و حیثیت شخصى من نیز مستلزم آن می‌شد تا حال به دلایل دیگرى که قوی‌تر می‌پنداشتم خوددارى نمودم زیرا که موافق مصالح و منافع مملکت نمی‌دانستم و هنوز هم نمی‌دانم و لذا با هر گونه فداکارى شخصى که این خوددارى مستلزم آن است فعلاً نیز مصلحت ملک و ملت را در بیاناتى علنى در این باب نمی‌دانم و به همین جهت هم قصد عرض همه ماجرا را در اینجا ندارم. ولى این را باید بگویم که هیچ وقت مضایقه نداشته و ندارم کلیه آنچه را که بر من معلوم است بدون کتمان یک نقطه و یک حرف بهتر شخص بی‌غرض خیرخواهى کاملاً و تماماً به نحو مستوفى و اشباع به طور خصوصى بیان کنم و حتى بالاتر از این به هر هیئتى هم باز از اشخاص بی‌غرض که در یک محفل خصوصى و رسمى حضور به هم رسانند و یا آقاى رئیس مجلس که در بی‌غرضى و صفاى ضمیر ایشان شکى ندارم چنین هیئتى را تعیین فرمایند محض رفع هر گونه توهم و حتى آدنى شبه‌اى کاملاً شرح بدهم و حاضرم قبل از شروع بیان مطلب در آن محفل به طریقى که آیین ما اقتضا دارد یعنى به ایمان و مغلطه و استشهاد خداوند و قرآن شنوندگان

+++

را مطمئن کنم که آنچه گفته می‌شود به اصطلاح معروف محاکم فرنگستان ((عین حقیقت و تمام حقیقت است (نه قسمتى از آن) و هیچ چیزى جز حقیقت در آن نیست)) تا حال هم من بسه یا چهار نفر از آقایان محترم هم به طور خصوصى شرح لازم در این باب عرض کرده‌ام آنچه حالا می‌خواهم به اجبار یک بار خدمت همکاران محترم که اکثریت عظیم آنان نسبت به شخص من جز حرمت و محبت صمیمى و لطق خالصانه تا امروز چیزى نشان نداده‌اند در این موضوع چیزى عرض کنم هم از آن جهت است که شاید انتظارى طبیعى و به حق و از راه خیرخواهى به بنده براى این امر داشته باشند نه بر اثر انتقادات و حملات که با آنها هیچ وقت رویه من جواب دادن نبوده و نیست.

«اعظم وقایعى که در سى سال اخیر بلکه در یک یا دو قرن اخیر در این مملکت اتفاق افتاد ظهور شخص یا اقتدارى بود که درجه تسلط و قدرت او بر همه چیز این مملکت و حتى نفوس و اعمال و اموال مردم آن روز به روز تزاید گرفت و عاقبت به جایى رسید که اگر آقایان محترم دور از آن زمان بودند در یک روز تمام صحبت هم قادر بر تصویر کامل آن نمی‌شدند.

آن شخص اقدامات و اعمال خوب زیادى داشت و قطعاً وطن‌دوست و خیرخواه این مملکت بود لیکن این صفات خوب بر حسب ضعف طبیعت بشرى با بعضى نقص‌هاى تأثیرآمیز که جز گرفتارى طبیعى و عدم شمول عنایت و توفیق الهى نامى بدان نمی‌توانم بدهم و ضمناً با بعضى اشتباهات هم توأم بود و من نمی‌خواهم نه از آن نقایص محدود و نه از آن اشتباهات که در مقابل اعمال عظیمه و تاریخى و شایسته تحسین ابدى او نسبتاً جزیی بود حرف بزنم خداوند او را رحمت کند و از هر تقصیر هم که داشته بگذرد» ما در گذشته هم مردان بزرگى داشتیم که صیت کارهاى بزرگ و مفید آنها هنوز باقى و بعضى جاودانی است ولى نقص‌هاى آنها و حتى بعضى تقصیرهاى بزرگ‌شان یا فراموش شده و یا از ذکر آنها خوددارى می‌کنیم و چشم می‌پوشیم من این جمله را به اقتضاى حکم وجدان و انصاف عرض کردم نه براى خوش آمد ستایش‌گران واقعى و یا صورى غیر صمیمى آن مرحوم و خود می‌دانم که «طرف دیگر با گفتن این چند جمله حق و انصاف پرستانه جمعى دیگر از متنفذین اعمال وى را که مردم خوب و صالح هم در میان آنها کم نیست و بناحق هم نیستند ناخوشنود می‌کنند خصوصاً آنان را که مستقیماً صدمه دیده‌اند و از این طبقه اخیر با کمال خلوص عذر می‌خواهم و البته تصدیق دارم که یکى از نقایص آن شخص بزرگ که لطمه بر نام بزرگ او وارد آورد همین افراط در سختگیرى و صدمه‌زدن به کسانى بود که به جهتى از جهات حتى جهت خیلى جزیى از آنها ناراضى می‌شد و اگر این صدمه دیدگان توجه به این مطلب نمایند که من خود نیز مورد بی‌مهرى ایشان شدم و اگر در دسترس بودم شاید مورد نظر همان صدمات شده بودم از من نمی‌رنجید که که خوبی‌ها و نفس‌ها هر دو باید به انصاف و به مبالغه ذکر شود و براى سنجش حسنات و سیات میزانى مقرر شده است شاه مرحوم به طور قطع و جزم مصمم بود که همه عهدنامه‌هاى نامطلوب و امتیازات خارجى و مداخلات خارجیان را در حقوق و محاکمات اتباع خود در هر نوع حقوق کهنه شده را مانند وجود دو قطعه خاک در شمیرانات خارج از حیطه قدرت و حکم دولت این مملکت فسخ و نسخ و باطل و ملغى سازد و این کار را کاملاً به انجام رسانید تا آن که نمایند از آنها جز امتیاز دارسى پس اقدام به اصلاح آن امتیاز کرد تا حقوق ایران به طور مطلوب استیفا شود این اقدام داستان خیلى درازى دارد و چند سال طول کشید و اسناد اوراق آن در ضبط وزارت مالیه باید موجود باشد. عاقبت حوصله شاه تنگ شد و شاید تعویق کار را حمل بر مماطله می‌شود و ضمناً میل نداشت حتى یک قید هم از قیود قدیمه به شکل سابق براى مملکت باقى بماند یک روز بغتتاً مصم شد امتیاز را فسخ کند و حکم براى این کار داد و واضح است که هم حکم او همیشه بدون تخلف و استثنا در یک ساعت اجرا می‌شد و هم در این مورد بالخصوص که بسیار و به اعلى درجه خاطرش متغیر بود احدى را یاراى چون و چرا و نصیحت به او نبود.

پس این کار اجرا شد. اگر چه اتخاذ این طریق به این نحو به عقیده وزرا و رجال خیرخواه ایران در آن زمان صحیح نبوده و چنان که بعدها از نتیجه کار دیده شد یکى از اشتباهات بزرگ آن مرحوم در مدت سلطنت وى بود. منظورم این نیست که امتیاز دارسى بایستى به همان حال بماند دولتى ترتیب الغاى آن ناگهانى و بى‌مطالعه باعث بعضى زحماتى شد که این امتیازنامه جدید با مواد نامطلوب آن محصول آن است.

موضوع منجر به شکایت کمپانى و حمایت دولت او و تقاضاى حکمیت لاهه و تهدید از طرف ایران به شکایت از انگلستان به جامعه ملل و قبول آنها مراجعه امر را به جامعه و رفتن آقایان علا و داور بژنو شد و تا اینجا کار با وزارت خارجه بود و اقدامات به وسیله مرحوم فروغى به عمل می‌آمد در جامعه ملل کار به جایى نرسید و قبل از صدور حکمى در این باب وساطت و توصیه‌ مذاکرات مستقیم بیمان آمد و چون دولت ایران گفته بود که الغاى امتیاز به واسطه نامطلوب بودن شرایط آن بوده و حاضر خواهند بود با شرایط مطلوب و موافق منافع ایران امتیاز جدیدى (البته براى بقیه مدت امتیاز سابق) بدهند حضرات به طهران آمدند تا سعى در حصول مقصود به این نحو نموده امتحانى بکنند و اگر توافق حاصل نشد باز به جامعه ملل برگردند و داورى بخواهند مذاکرات در تهران با مأموریت 4 نفر براى این کار یعنى مرحوم فروغى مرحوم داور و آقاى علا و اینجانب جریان یافت پس از چند هفته مذاکره توافقى در شرایط حاصل نشد لکن این نتیجه حاصل شد که اگر قدرى گذشت از طرفین می‌شد طرح جدید به مراتب از امتیاز دارسى بهتر می‌شد لکن وقتی که حضرات از توافق با مأمورین ایرانى واسطه مذاکرات مأیوس شدند عزم عودت کردند و به شاه هم گفتند در این وقت بود که وى ظاهراً از رعایت کار اندیشناک شد و عزم بر میانه گرفتن شخصاً و سعى در کنار آمدن با حضرات کرد اگر هم با همان شرایطى که خود شرکت حاضر به قبول آنها شده بود و در واقع همان شرایط فعلى امتیازنامه فعلى بود (غیر از موضوع تمدید امتیازنامه) کار انجام می‌یافت امتیازنامه جدید به مراتب مرجح بر امتیاز قدیم و اگر کسى غیر از این پندارد ناشى از اشتباه و قلت تدقیق و مطالعه است لکن در روز آخر کار به ناگهانى صحبت تمدید مدت را به میان آوردند و اصرار ورزیدند و در مقابل هر نوع محاجه و مقاومت از طرف واسطه‌هاى ایرانى مذاکرات در منظور خودشان پافشارى و تهدید به قطع مذاکرات و حرکت فورى از ایران کردند و شد آنچه شد یعنى که ما چند نفر مسلوب الاختیار به آن راضى نبودیم و بى‌اندازه و فوق هر تصویب ملول شدیم و از همه بیشتر شخص من و پس از من (محض یاد خیر باید بگویم) مرحوم داور متأثر و متألم و ملول شدیم لکن هیچ چاره نبود و البته حاجت به آن نیست که عرض کنم که چرا چاره نبود زیرا زمان نزدیک است و اغلب آقایان شاهد وقایع و وضع آن عهد بودند و حقیقت مسئله عیان است و حاجت به بیان ندارد و می‌دانند که براى کسى در این مملکت اختیارى نبود و هیچ مقاومتى در برابر اراده حاکم مطلق آن عهد نه مقدور بود و نه مفید او هم ظاهراً از عاقبت کار اندیشه کرد و حاضر به عقب رفتن و پس گرفتن حکم نسخ امتیاز سابق هم به هیچ وجه نبود و شق ثالث هم وجود نداشت و کسى نمی‌داند که در صورت برگشتن طرفین به ژنو چه حکمى می‌شد و نتیجه چه بود ولى باید عرض کنم که مقصود از این که گفتم چاره نبود و در صورت اکتفا به مقاومت منفى تنها یابیم زحماتى قرین بوده و اصل نکته و همه جان کلام درین یک جمله اخیر است که میل ندارم زیاد شرح بدهم و به قول معروف براى دل‌هاى بی‌غرض یک حرف بس است.

سر من از ناله من دور نیست

لیک چشم و گوش را آن نور نیست‏

این چند کلمه را به طور اجمال گفتم و باز خوددارى از توضیحات مفصل علنى دارم و آنچه هم قال قیل شود محض ملاحظه همین قدر باید بگویم که تا آنجا که من می‌دانم و خدا نیز شاهد است اصلا سوءنیتى از طرف هیچ کس یعنى هیچ ایرانى ابداً نبوده است اما موضوع دوم یعنى سهم بنده در این امر از اول تا آخر که شاید بعضى اشخاص خالى از بی‌غرضى در این قسمت بیشتر علاقمند باشند تا به اصل موضوع اولى باید عرض کنم که بنده در این کار اصلاً و ابداً هیچ گونه دخالتى نداشته‌ام جز آن که امضاى من پاى آن ورقه است (خنده شدید نمایندگان و مخبرین جراید) و آن امضا چه مال من بود و چه من امتناع می‌کردم و مال کسى دیگر بود (و لابد حتماً یکى فوراً امضا می‌کرد) هیچ نوع تغییرى را در آنچه واقع شد و به هر حال می‌شد موجب نمی‌شد و امتناع یکى از امضا اگر اصلاً امتناعى ممکن بود در اصل موضوع یعنى انجام آن امر هیچ تأثیرى و لو به قدر خردلى نداشت بنده در این مورد هیچ عرضى ندارم منتهى این است که شاید خود عمل امضا اضطرارى قصور یا تقصیرى شمرده شود و من عرض نخواهم کرد که امضا جعلى است و کسى دیگر امضا را عوض من گذاشته بلکه هر تقصیرى در آن عمل بسیط غیر اختیارى باشد خداوند خواسته بود که آن تقصیر فرضى به جاى آن سه نفر دیگر همراهان ما یا وزراى دیگر دامن‌گیر من شود و من خود شخصاً با افراد به این که در صورت امکان بهتر بود و لو با فداى نفس هم باشد انسان از این تقصیر فرضى غیر اختیارى دور و بى‌دخالت در آن بماند فرق زیادى بین امضاى قلمى اجبارى و امضاى قولى اجبارى و امضاى با ورقه سفید دادن در مجلس و تصویب اجبارى صد نفر اشخاص محترم که وکیل ملت نامیده می‌شدند نمی‌بینم و اوضاع وقت با زبان صریح حقیقت و به تاریخ آینده خواهد گفت و فرق بین اختیار و اجبار و اضطرار را ثبت خواهد نمود و هم مشکل مملکتى که پیش آمده بود و کار را اضطرارى ساخته بود معلوم خواهد شد.

من شخصاً هیچ وقت راضى به تمدید ملت نبودم و دیگران هم نبودند و اگر قصورى در این کار و یا اشتباهى بوده تقصیر آلت فعل نبوده و بلکه تقصیر فاعل بوده که بدبختانه اشتباهى کرد و نتوانست برگردد او خود هم راضى به تمدید مدت نبود و در بدو اظهار این مطلب از طرف حضرات روبروى آنها به تحاشى و وحشت گفت «عجب این کار که به هیچ وجه شدنى نیست می‌خواهید که ما که سى سال بر گذشتگان براى این کار لعنت کرده‌ایم پنجاه سال دیگر مورد لعن مردم و آیندگان بشویم ولى عاقبت در مقابل اصرار تسلیم شد این دخالت منحصر به امضاى غیر اختیارى و بدون رضا و با نداشتن هیچ سهمى در کار مطلقاً و اصلاً و ابداً البته خیلى فرق دارد با چنان بدگمانی‌ها و منظورهاى

+++

جاهلانه یا مغرضانه که جلوه داده شد که من از ابتدا عامل و مدیر و مدیر و طرح ریزى عمدى این کار بوده و سعى در حصول چنان امرى کرده یا خیالش را در خاطر پرورانده بودم تا چه برسد به آن که با وسوسه شیطان مرا عامل اصلى یا عمده نشان بدهند این جملات هیچ وقت از روى فهم و خلوص نیت و و جان و بی‌غرضى واقع نشده و فقط اگر نقشه‌هاى عمدى در امرى بوده در همین قدس تضییع اشخاصى بوده است که عدم دخالت‌شان بایستى بدیهى باشد)) ...

بنده خیلى ممنون می‌شوم اگر آقایان یک دفعه در یک جلسه تشریف بیاورند بنشینند آنچه که من می‌خواهم البته نه آنچه را که خدا می‌داند و من نمی‌دانم اول قسم می‌خورم که یک خردلى کتمان نکنم و آنچه هست بگویم تا بعد حکم و قضاوت بکنید که آیا راهى دیگر بود یا خیر؟ اگر هم بوده است شاید ما اشتباه و تقصیر کرده‌ایم)). آقایان چندى پیش که من در این مجلس متن وصیت‌نامه وارکاس رئیس جمهور متوفاى برزیل را که فداى مطامع شرکت‌هاى بزرگ نفت و غیره گردید می‌خواندم به عنوان شوخى آقاى امامى فرمودند که وصیت‌نامه تو را هم من در این مجلس خواهم خواند و نمایندگان محترم شدیداً خندیدند که در جرای منعکس شد یک بار دیگر نیز جناب آقاى فولادوند معاون پارلمانى نخست‌وزیر از انتخابات زنجان بحث می‌فرمودند و اشاره به آزادى انتخابات این دوره کردند که همه آقایان خود شاهد آن بوده‌اند در آن روز نیز خنده شدید نمایندگان در جراید اطلاعات و کیهان منعکس شد. می‌گویند در اعماق هر موضوع خنده‌آور (کومیک) یک عنصر حزن‌آور (تراژیک) وجود دارد من چه کار کرده‌ام که وصیت‌نامه من به زودى از طرف آقاى امامى باید در اینجا خوانده شود؟ هر چند این یک شوخى بیش نبود ولى منظور من اشاره به همان عنصر تراژیک است که در آن خنده شدید نمایندگان محترم وجود دارد که آن تراژدى با سرنوشت ملت ما و با سرنوشت مسئله‌اى که هم اکنون در دستور روز ماست تماس دارد با اجازه آقایان فقط چند سطر از سخنرانى آقاى تقى‌زاده را براى تکیه بیشتر بار دیگر یادآورى می‌کنم که با موضوع ما نحن و فیه تماس بیشترى دارد: ((من خود شخصاً با افراد به این که در صورت امکان بهتر بود و لو با فداى نفس هم باشد انسان از این تقصیر فردى غیر اختیارى دور و بى‌دخالت در آن بماند (همان طور که خود آقاى تقى‌زاده دور و بى‌دخالت مانده است) فرق زیادى بین امضاى قلمى اجبارى و امضا قولى اجبارى و امضاى ورقه سفید دادن در مجلس و تصویب اجبارى صد نفر از اشخاص محترم که وکیل ملت نامیده می‌شدند نمی‌بینم و اوضاع وقت با زبان صریح حقیقت را به تاریخ آینده خواهد گفت)) آرى باید این جمله اخیر نصب العین ما باشد که امروز وضع براى همه روشن‌تر از آن روز است و اوضاع وقت با زبان صریح حقیقت را به ما گفته است. آقایان اگر این مجلس علیرغم سوابق ولو احق واقعاً در جریان حوادث به نفع ملت ایران دخالت کند و جریان‌هاى اوضاع بین‌المللى را به نفع نهضت ملى ایران مورد استفاده قرار دهد تمام ملت ایران این مجلس را و دولتى را که مورد پشتیبانى این مجلس باشد خواهد پرستید. من هم با آقاى دکتر امینى در این جمله کاملاً توافق دارم «که عزت و ذلت اقوام به دست راهبران و راهنمایان جامعه‌ها و ملت‌هاست» شما که امروز در موقعیت جامعه‌ها و ملت‌هاست» شما که امروز در موقعیت راهبرى و راهنمایى جامعه هستید اگر سرنوشت منبع زور و قدرت مادى و معنوى ملت ایران را در اختیار یک قطب قدرت جهانى قرار دادید خواهى نخواهى مردم به طرف قطب دیگر متمایل خواهند شد براى اجتناب از این کار شما رهبران و راهنمایان جامعه از دولت بخواهید که به جاى این لایحه که مسترد بشود یک لایحه واقعى فروش نفت بیارد که منبع زور و قدرت مادى و معنوى در دست دولت باقى بماند در این صورت شما رهبران و راهنمایان جامعه با ملت و قشرهاى مختلف ملت یک وحدت ناگسستنى تشکیل می‌دهید و نهضت ملت ایران را این بار با واقع‌بینى و منطق بیشتر زنده می‌سازید. تا اینجا که شماره 72 است بنده از یادداشت‌هاى خود قرائت کردم دو فصل دیگر از سخنرانى بنده باقى است و فصل اول شروع می‌شود از شماره 72 تا شماره 121 فصل دوم هم هست و این فصل مرتبط است به مقایسه قرارداد فعلى با قرارداد 1933 که مطالب بسیار حساس در این فصل است از جمله موضوع لیره و ارز است که اگر آقایان محترم روزنامة اطلاعات دیشب را ملاحظه فرموده باشند در دو ایراد نوشته است ایراد اول ایرادى است که کاملاً به جا است و بایستى عملى کنیم که به مصایب گذشته دچار نشویم و همین طور موارد دیگرى را ذکر کرده‌ام ولى براى این که دیشب به آقایان قول دادم و مجلس را مهیاى آن نمی‌بینم که باقى عرایض بنده را گوش کند و در این موضوع عجله دارند این است که بنده به قولم عمل می‌کنم (احسنت) و این قسمت را که قرائت نکردم در کتابى که بعداً اگر انتشار پیدا کند و اگر مطبعه‌اى در ایران پیدا کنم که بتواند کتاب بنده را چاپ کند (صفایی: مطبعه بنده حاضر است پولش را هم از شما نمی‌گیرم) (نراقى: بنده براى شما چاپ می‌کنم) تشکر می‌کنم در انتهاى عرایضم به عرض آقایان نمایندگان می‌رسانم که هفت ساعت دیگر بنده براى قرائت بقیه عرایضم وقت لازم داشتم از این هفت ساعت صرف‌نظر می‌کنم به شرط این که آقایان هم از تصدیغى که بنده دادم صرف‌نظر بفرمایند (احسنت).

رئیس- آقاى مخبر بفرمایید.

مخبر (دولت‌آبادى)- بنده می‌دانم که آقایان نمایندگان محترم و همکاران عزیزم با کمال علاقمندى در مقابل این وظیفه‌اى که قرار گرفته‌اند ایستاده‌اند و براى تشخیص مصلحت منصفانه از صرف وقت حتى صرف عمر و فداکارى مضایقه ندارند دلیل آن هم مقاومتى است که دیشب نشان دادند براى این که یکى از آقایان نمایندگان صحبت خودش را بکند اما بنده، قول می‌دهم که دقت آقایان را زیاد نگیرم براى این که هیچ وقت  گر دریا و سالوس و عوامفریبى نگشته‌ام و آنچه هم که اینجا می‌گویم طبق یادداشت کوتاهى براى توضیح از دفاع زمان است که بگویم ما در چنین وضعى هستیم آنچه را که تاریخ نمی‌تواند ضبط کند اوضاع و احوال مخصوص به آن روز است که این را تاریخ ضبط نمی‌کند بنابراین آنچه که بنده براى آقایان می‌خوانم و عرض می‌کنم براى این است که ضبط بشود در آینده و بتواند منشا قضاوت باشد که مایه نیک و بد آن علاقه‌مندیم.

آقایان نمایندگان محترم مجلس، همکاران عزیز من. ما امروز در برابر یک امر مهم تاریخى و یک وظیفه بزرگ وجدانى قرار گرفته‌ایم که باید آن را با دیده حقیقت بین و دور از هر شائبه ریا و غرض مشاهده نمود و با عقل دوراندیش و عارى از احساسات خودخواهى و اعتنا به تحریکات خائنانه یا مغرضانه و یا جاهلانه بسنجیم و با اتکا به نیروى حقیقت یعنى ایمان به خداى بزرگ و انجام وظیفه در مقابل میهن عزیز قضاوت کنیم. سرزمینى که نیک و بد امروز و فرداى آن به تدبیر و رأى ما بسته است در مدنیت جهان و پرورش افکار بشر سهم بزرگى داشته و آن را مردمى با ایمان و بدکار که پدران ما بوده‌اند تحصیل نموده و این درخت برومندى که هنوز ما در سایه آن نشسته و مباهات می‌کنیم با خون پاک خود آبیارى کرده‌اند ما هم امروز باید براى نجات میهن عزیز یعنى آشیانه عشق و امید خود فداکارى نماییم و این راهى نیست که بشود با پاى لرزان و دل ضعیف پیمود (صحیح است) مصایب و شداید زندگى امروز ما یکى دو تا نیست و نمی‌توان آنها را نادیده انگاشت، من براى ضبط تاریخ و قضاوت آیندگان که فردا نگویند قصور یا تقصیرى شده است ناگزیرم قبل از ورود در اصل موضوع یعنى قرارداد نفت شمه‌اى از اوضاع رقت‌بار داخلى خودمان را از حیث گرانى سرسام‌آور زندگى و درماندگى مردم و فلج دستگاه‌هاى ادارى و شیوع نادرستى که هر یک از این معایب بر باد دهنده حیات و هستى ماست بیان نمایم. (افشار صادقى- صحیح است) و البته به ذکر علل و جهات پیدایش و درمان آن بعداً خواهم پرداخت. همچنین وضعیت سیاسى ما را به جایى کشاندند که غیر از محیط سوءظن و ابهام مفهومى نداشت.

مداخلات بیگانگان در شئون و امور ما از سال‌ها قبل قابل انکار نیست و اگر مردم شرافتمند ایران با قبول هر گونه محرومیت دست به نهضتى افتخارآمیز زدند این اساس آن نگرانى و انفجار از مداخلات بیگانگان در امور داخلى ایران بوده است و بس (صحیح است) هیچ کس نمی‌تواند و حق ندارد آن جنبش ملى را به خود نسبت دهد (صحیح است) این آتش مقدسى است که الى الابد نخواهد مرد و فروغ آن ما را به سر منزل سعادت رهنمون خواهد شد. چنانچه امروز هم هر دولتى در آن راه یعنى راه شرف و استقلال ایران و صیانت آن از تجاوز بیگانگان قدم بردارد و همین مردم رنجدیده او را یارى و مددکارى و اطاعت خواهند کرد (صحیح است). اما بدبختانه کارگردان‌هاى صحنه سه سال گذشته این احساسات را به نفع خود و به زیان ملت ایران مصرف کردند. یعنى جاه طلبى و عوامفریبى و ریاکارى که نقاط ضعف رئیس دولت سابق بود اسباب دست اطرافیان خائن جاسوس نادرست او شد (شوشترى، افشار صادقى: صحیح است) و بعد از این که تمام نیروى مادى کشور را بر باد دادند و جیب اطرافیان از خزانه ملت پر شد و خدمتگزاران اغیار مخدم مملکت شدند کار هولناکى و مطامع شوم آنها بالا گرفت و از قوایى که به تحریک بیگانگان بر علیه ملیت و استقلال ما تجهیز می‌شد به خیال خود استفاده کردند تا آنجا که جوانان ما را از دختر و پسر به جاى درس و بحث به میدان تظاهرات کشیدند و در تلو آن دست به چاقوکشى و آدمکشى زدند چنانچه تالار مجلس شورای ملى هم مصون از سوانح ننگ‌آور اندوه نماید و دولت که مسئول حفظ نظم یعنى جان و مال مردم بود آن گونه ارخا عنان و سستى به خرج داد که عناصر افراطى آزادانه نقشه‌هاى شومى طرح و حتى پناهگاه زیرزمینى براى چاپ اوراق مشئوم خود ساختند سرطان مهلک کمونیست بر جان و دل بسیارى رخنه کرد.

آقایان محترم کمونیست دشمن خدا و دین و ملت و وطن است (شوشترى: صحیح است) ... کدام ایرانى با شرف می‌تواند در راه عقل و فهم خواهان آن باشد!؟ النهایه براى زندگى تعادل و تناسبى ضروری است که اگر ما از افراط جلوگیرى کنیم دچار تفریط و عکس‌العمل آن نشویم. آقایان عزیز در همین شهر تهران هر سال بیش از دو میلیارد ریال خرج ساختمان‌هاى چند طبقه مجلل می‌شود که در خیابان‌هاى بزرگ شهر به چشم خود می‌بینیم. من به جرأت سوگند یاد می‌کنم که هشتاد درصد آن از راه‌هاى نامشروع دزدى قاچاق و سوءاستفاده از کالاهاى انحصارى یعنى قند و شکر و قماش و قطع اشجار جنگل‌ها و پروانه برنج و همچنین فرار از مالیات ساخته می‌شود (صحیح است) دستگاه‌هاى دولتى هم روى نبودن پاداش و کیفر و فقر مادى و اخلاقى با این دزدان

+++

همکارى می‌کند (شمس قنات‌آبادى: صحیح است) آن گاه مردم رنجدیده بینوا باید گوشت کیلویى پنجاه ریال، روغن کیلویى یکصد و شصت ریال، چاى کیلویى چهارصد ریال بخرند آن هم براى مردم آرزوست زیرا نیروى خرید ندارند اینها را می‌گویم که تاریخ ضبط کند و بر اوضاع و احوال فعلى ما شاهد باشد و شما مسئولین امر در مقام چاره‌جویى فورى برآیید. دادگسترى ما که ترازوى سنجش حق از باطل می‌باشد خراب است و خرابى آن سرآمد بدبختی‌ها می‌باشد یعنى کمتر کارى سیر عادى خود را دارد طفره و تعلل در انجام وظیفه توأم با رشوه‌خوارى و تبلیغات شوم عناصر افراطى آن کاخ رفیع را از دوزخ سوزان تر کرده است مجلس شوراى ملى هم در دو دوره گذشته براساس عدالت لطمه زد که دو نمونه بارز آن یکى آزادى قاتل عمد و دیگرى قانون مصادره اموال احمد قوام بود (صحیح است) و این لکه‌ها که در محیط ارعاب بر دامن مشروطیت وارد شده همچنین تصویب و تفویض اختیار قانون اساسى بوده است باید هر چه زود با یک تصمیم قانونى کلاً ملغى شود (صحیح است) من صریحاً می‌گویم که اگر امروز در این وزارت دادگسترى را ببندند. راه سعادت و رفاهى به روى مردم مأیوس گشوده‌اند. (مهندس اردبیلى: مردم راحت می‌شوند) من نمی‌خواهم بگویم قاضى پاکدامن یا مأمور صالح نداریم اما از آنها تشویق نمی‌شود و نقطه اتکایى ندارند.

فرهنگ ما با این برنامه سنگین ننگین بر باد دهنده حیات واستقلال ماست (صحیح است) اگر فوراً برنامه برنامه متناسب با احتیاج ما تهیه نشود که دانش و پرورش به مفهوم خود حاصل آن باشد عدمش به از وجود است آقایان در مدارس و مکاتب ما هر آن هزاران بذر فساد می‌پاشند و آبیارى می‌کنند. اگر اطفال معصوم تسلیم تبلیغات شوم بعضى مربیان بى‌همه چیز نشوند آنها را ضالمانه در امتحانات رد می‌کنند چنانچه سابقاً اگر در تظاهرات شرکت نمی‌کردند و به مجلس سوگوارى میدان فوزیه نمی‌رفتند آنها را به کلاس نمی‌پذیرفتند (صحیح است). کشاورزى نداریم و این دستگاه عریض و طویل یک شاهى ارزش ندارد (صحیح است) همه حرف و بازى کودکانه است هر سال مباریه با سن و ملخ در برنامه آن است اما همین امسال محصول غله اکثر نقاط دچار آفت سن شد و وزارت کشاورزى هم گوشش بدهکار نیست ... (سرمد- خودشان آفت سن هستند) دستگاه اقتصادى ما از همه بدتر است هر کس یک جور انصاف داشته باشد تصدیق خواهد کرد چگونه کشورى که دچار این پایه از فقر مادی است می‌تواند هزاران اتومبیل آخرین سیستم بخرد براى محو اضمحلال خود بخرد طرف بتازد امسال اقلاً دو هزار اتومبیل سوارى لوکس وارد این کشور بى‌صاحب شده است که به طور قطع بیش از ششصد میلیون ریال ارز برده است. آن هم سازمان برنامه که برنامه‌اش بست و بند و اسراف و تبذیر بود و در حقیقت سازمان مستقلى در داخل دولت براى هرج و مرج و نادرستى است. از کجاى این صحنه رقت‌بار بگویم در سراسر این مملکت یک وجب راه قابل عبور در سراسر این مملکت نداریم سایر قسمت‌ها مورد عرض همین‌هاست مردمى را که با بردبارى و سازش به این همه محرومیت‌ها توصیه می‌کنیم براى آنها چه کارى شده است غیر از این که بیست میلیون نفوس را در چنگال معدودى گرک غدار سپرده و خود تماشاچى آن هستیم. آقایان نسل جوان ما روى یأس و حرمان از اصلاحات و عدم توجه به آرزوهاى آنها دستخوش دیو مهیب انحراف و افراط گشته و آیینه صاف قلب آنها به نفس پلید مبلغین خائن مکدر شده است باید به اصلاح وضعیت آنها فوراً قیام کرد و با ملاطفت غفلت‌هاى گذشته را جبران و چاره‌جویى نمود. و الا در چنین اوضاع و احوال نه می‌شود با کمونیزم مبارزه کرد و نه می‌شود قدمى براى اصلاح امور سیاسى کشور برداشت آقایان براى تقویت نیروى ایمان این مردم باید مردانه کمر بست و در تمام شئون و امور آن یک اعتدال صادقانه و صمیمانه ایجاد کرد از این تفرقه و تشتت باز آمد بلکه آب رفته بیارى خداوند به جوى باز آید. اما راجع به قرارداد نفت، این قرارداد چنانچه خود دولت اظهار داشت یک قرارداد ایده‌آل نیست ولى مسئول فرصت‌هاى فوت شده کیست؟

من با این که به علت کسالت مزاج و خستگى اعصاب داوطلب شرکت در کمیسیون نفت نبودم بنا بر تصمیم فراکسیون اتفاق که افتخار عضویت آن را دارم و به احترام این مجلس در کمیسیون همواره شرکت کردم و ضمن سه هفته فرصت اکثر اسناد و اوراق و پیشنهادات و قراردادهاى گذشته را به دقت مطالعه نمودم در هر یک فواید و نواقصى بود من جمله پیشنهاد بانک بین‌المللى. که همه آنها و آمد و رفت کمیسیون‌ها براى عدم تعطیل نفت ایران و جلوگیرى از خسارات مترتبه بر آن بوده است ولى متأسفانه نگذاشته‌اند آنچه هم به مصلحت ایران نزدیک بوده است منشا اثر و عمل قرار گیرد زیرا تعطیل دکان نفت برعکس تعطیل دکان‌هاى نفت که به ضرر ملت ایران بوده است به زیان دکاندارهاى بى‌انصاف می‌بود. تا این که بازار نفت ما عملاً از میان رفت و از دیگر معادن سواحل خلیج‌ کسر مصرف کشورهاى خاورى جبران گردید در چنان اوضاع و احوال و حوادث هولناک سه روزه 25 تا 27 مرداد 1332 که یک باره جنایت‌هاى پشت پرده آفتابى و نقشه شوم جمهورى دموکراتیک نمودار شد. ملت ایران که مسحور عوامفریبى و ریا شده بود به چشم خود آن سقوط وحشتناک را دید و با یارى خداوند و قیام 28 مرداد دولت فعلى بر سر کار آمد و وارث اوضاعى شد که همه دیدید و من نمی‌خواهم با تجدید آن بر دل ریش ملت ایران نمک بپاشم بازگشت شهریار سفر کرده ما به وطن اولین آبى بود که بر آن آتش افروخته زده شد و مردم دوباره بر جان و مال و عرض خود مسلط شدند دولت هم نمی‌توانست به کارى غیر از حفظ انتظامات و مبارزه شبانه‌روزى با عناصر اخلالگر بپردازد دیرى نگذشت که به حل مشکل نفت توجه کرد و در این راه از تجهیز هر وسیله ممکن قصور ننموده است تمام مقامات مؤثر داخلى و خارجى با حسن نیت راهنمایى و کمک کرده‌اند تا این قرارداد بر پیچ و تاب به قول بعضى تنظیم شد ولى با بحث روى هر جمله پیچیده آن در کمیسیون به این نتیجه رسیدیم که کارگاه آبادان به راه خواهد افتاد فساد بیکارى و تحمل چندین میلیارد هزینه و حقوق کارگران آنجا زایل خواهد شد.

منافعى قابل توجه ولى نه به میزان روزانه سیصد هزار لیره به خزانه ما عاید نخواهد شد. در حوزه عملیات و مساحت آن نسبت به سابق تفاوت زیادى مشهود نیست فعالیت در بنادر جنوب موجب آبادانى آنجا خواهد بود. مدت آن بالنسبه زیاد به نظر می‌رسد ولى با مقایسه تجهیزات فنى و هزینه‌هاى سنگین مالى مخصوصاً کوشش در توسعه اکتشاف و استخراج و بهره‌بردارى و دور نگاه داشتن این کار اقتصادى از سیاست شدید قابل نگرانى نباشد. دو نکته حساس دیگر در این قرارداد هست یکى غرامت که مطلعین و متخصصین اظهار نظر می‌نمایند یا قبول اصل پرداخت غرامت از طرف دکتر مصدق و تأمین آن در قانون مربوطه آنچه شده است حداکثر نتیجه حاصله از سعى و کوشش نمایندگان ما در مذاکرات بوده. دیگر موضوع کنسرسیوم می‌ که طرف این قرارداد است معترضین مغرض گفته و نوشته‌اند که ما از یک شرکت ناراضى بودیم و اکنون با چندین شرکت طرف می‌شویم در این باره امیدوارم دخالت شرکت‌هاى متعدد با ملیت‌هاى مختلف خود به خود خاصیت تعادل بیشترى داشته باشد و جنبه اقتصادى این کار را از سیاست جدا سازد. و آنچه مورد علاقه قلبى ملت ایران است یعنى عدم دخالت بیگانگان در امور ما با حقیقت بینى و بیدارى و کوشش خود مردم به شایستگى تأمین شود.

در چنان اوضاع و احوال و چنین وضعیت قراردادى به مجلس آمده است که باید مضار و منافع آن را سنجید و آنچه مصلحت کشور و مردم است به کار بست. من به اشخاصى که رویه انتقادى مغرضانه دارند می‌گویم چه پیشنهاد مثبتى دارید که با این فقر مادى و تحریکات خانمان‌سوز بتوانید میهن عزیز و ملت رنجدیده جان به لب رسیده را از این وضعیت رقت‌بار نجات دهید... (درخشش- بنده پیشنهاد کردم) جواب حضرتعالى را هم مختصر عرض می‌کنم. در مدت بیست روز اخیر من با یک صد و سى نفر از طبقات مردم مختلف مردم پایتخت با نام و نشان صحبت کردم بیش از هشتاد نفر فیصله کار نفت را به مصلحت کشور می‌دانستند سى نفر مدد بودند بیست نفر اظهار مخالفت کردند ولى بعد از مذاکره و تشریح اوضاع کنونى حتى یک نفر هم صریحاً به رد قرارداد اظهار نظر نکرد.

اما صریحاً می‌گویم ملت ایران خواهان عدم مداخله بیگانگان در امور خود می‌باشد و از این هدف صرف‌نظر نخواهد نمود هر دولت یا فرد که در این راه صادقانه و صمیمانه کوشش کند مورد حمایت ملت ایران است (داراب- صحیح است). موضوع مهم دیگر صرف این عایدات براى نجات کشور و مردم از خطر بیکارى که سر منشا تمام بدبختی‌هاست می‌باشد یعنى باید با این پول اصلاح امور کشاورزى بهره‌بردارى از معادن و صنایع همت گماشت و در تسکین الام درونى ملت ایران هر چه زودتر قدم برداشت. و به عیب‌جویان مغرض یا جاهل عملاً جواب داد من امیدوارم این سعادت شامل دوره 18 قانون‌گذارى شود که از حقیقت منحرف نشده و مصلحت واقعى مردم را بتواند بر خودخواهى و ریاکارى ترجیح دهد. اما مطالبى که اینجا گفته شد و آقاى درخشش همکار محترم همین طورى که خودشان گفتند بدون تردید انشاءالله با حسن نیت بیان فرمودند خیلى مفصل بود. و به حدى مفصل بود که اگر بخواهم به آن مجمل جواب بدهم به نظر بنده شاید ده دوازه جلسه باید فرصت مجلس گرفته شود خوب ایشان هم انشاءالله راضى به این امر نیستند و علاوه بر این خلاف تعهدى است که بنده کرده‌ام که به درازا بکشد خلاصه و بی‌ریا بگویم بنده در ضمن فرمایشات ایشان نکات اساسى به نظر خودشان جمع کرده بودند به نظر بنده اگر با توجه به این اوضاع و احوالى بود که مواجه بودیم شاید به خودشان زحمت نمی‌دادند که این قدر مفصل باشد بنده براى اطلاع آقایان مدارکى

+++

اینجا جمع کرده‌ام و اسنادى اینجا دارم خیلى مفصل که به مناسبت کارى که دارم شاید دوباره فرصت حاصل بشود که بیشتر از این صحبت کنم اما یک مقایسه‌هایى به دست آوردم. یک وقتى شاید لازم باشد آقایان مطلع باشند این را شاید آقایان تقاضا بکنند که وزیر دارایی بیاید اینجا بگوید من یک نماینده‌اى از شما هستم و باید براى شما اخبار واطلاعات جمع بکنم و عرض بکنم که شما روشن بشوید تا شما بتوانید قضاوت کنید ایشان یک مقام مسئولى هستند که باید بیایند جواب بدهند من یک اطلاعى به دست آورده‌ام البته روى قرائن است بد نیست که این وضع روشن بشود بعضى از دوستان محترم بنده چه در خارج و چه آقایان همکاران عزیز می‌پرسیدند که به طور خلاصه در پیچ و خم این الفاظ چه عاید این مملکت از این قرارداد خواهد شد (قنات‌آبادى- دردسر) یعنى به چه صورت درآمد خواهیم داشت صورتى که بنده تهیه کرده‌ام آن صورت مقایسه‌اى مفادش این است که ما می‌توانیم در سال اول از هر تن نفت تصفیه شده بر اساس پنج درصدى که توضیح شد (و این اشتباه بود که بعد از دریافت قیمت نفت خام است) در حدود دو شلینگ و نیم عایدى ما خوهد شد و اما راجع به درآمد نفت خام هر تن نفت خام به قیمت اعلان شده در خلیج فارس صد شلینگ است کل هزینه نفت خام البته با سایر مخارج 14 شلینگ است جمع عایدات ایران و کنسرسیوم 86 شلینگ است سهم ایران بابت هر تن نفت خام استخراجى 43 شلینگ می‌شود عایدى غیرمستقیم مصرف داخلى هزینه تولید و تصفیه هر تن 5 ر 37 شلینگ است براى نفت مصرف داخلى چرا؟ براى این که به قیمت تمام شده تحویل خواهد شد در مصرف داخلى قسمتى که طبق قرارداد 1933 و یا الحاق به ما می‌فروختند 5 ر 144 شلینگ بوده است یعنى آنچه مصرف داخلى ایران است که بدون بردن سود به ما می‌دهند عاید ما خواهد شد یعنى نفعش به دست شرکت ملى نفت می‌رسد در هر تن 5 ر 37 شلینگ است در صورتى که طبق قرارداد 1933 و یا الحاقى 5- 144 شلینگ بوده است صرفه دولت و شرکت ملى طبق این قرارداد هر تن 17 شلینگ برآورد تقریبى کل عایدات دولت در سال 1955 با حداقل 15 میلیون تن استخراج نفت خام با عایدى ار هر تن تقریباً 43 شلینگ کل عایدى نفت خام متجاوز از 32 میلیون و دویست هزار لیره خواهد بود اضافه می‌شود سهم ایران از عایدى تصفیه شش میلیون تن نفت از قرار 5- 2 شلینگ در هر تن سهم کلى 750 هزار لیره که با عایدى گوگرد و سایر عواید جمعاً از لحاظ نفت خام و تصفیه شده و سایر مشتقات آن 33 میلیون لیره می‌شود به اضافه عایدى غیرمستقیم 5 میلیون و نیم لیره که از فروش نفت داخلى نصیب خزانه دولت می‌شود. عایدى دولت در سال 1956 با توضیحاتى که خدمت آقایان دادم چون استخراج نفت در آن سال به 23 میلیون تن می‌رسد عایدات کل نفت خام هم به حساب 5 میلیون‏ لیره و عایدى بابت تصفیه هم در حدود یک میلیون و دویست و پنجاه هزار لیره است جمع کل عایدى در حدود 52 میلیون لیره است عایدى غیرمستقیم فروش مصرف داخلى هم در سال 5 میلیون و نیم لیره به آن اضافه می‌شود که می‌شود جمعاً 57 میلیون و نیم لیره استخراج نفت خام در سال سوم این قرارداد می‌رسد به سى میلیون تن کل عایدى بابت نفت خام می‌شود 64 میلیون و پانصد هزار لیره و عایدى تصفیه می‌شود یک میلیون و ششصد هزار لیره و جمع کل عایدى با مصرف داخلى با سایر عواید تقریباً 67 میلیون لیره می‌شود به انضمام عایدى غیرمستقیم شش میلیون لیره که به آن اضافه می‌شود 73 میلیون لیره می‌شود. البته این اطلاعاتى که بنده به دست آوردم و خواستم به استحضار نمایندگان محترم برسانم براى این است مقدارى از آن مبهم بودن عبارات و از این ماده به آن ماده و از این شق به شق دیگر بکاهد و ما را به یک نتیجه روشن برساند که بدانیم چه مبلغى از این راه عاید مملکت ما می‌شود آقایانى که از راه عیب‌جویى می‌خواهند انجام وظیفه کرده باشند به نظر من منطق‌شان به اوضاع و احوال فعلى مملکت سازگار نیست البته چنانچه در گزارش هم بنده متذکر شده بودم کدام ایرانى است که مخالف با استخراج، اکتشاف و بهره‌بردارى تمام منابع ایران به دست ایرانى بشود ولى کدام وسیله امروز در دست ما است و جز این که دست روى دست بگذاریم بنشینیم و ناظر مصایب و شدایى باشیم که هستى و حیات و استقلال ما را بر باد خواهد داد چه چاره‌اى داریم؟ بنده مکرر در عرایضى که کرده‌ام به عرض رسانیده‌ام که آرزوى من این است که ملت ایران بالخصوص نمایندگان که طبقه ممتازه کشور هستند از ریا و خودخواهى خودشان را دور بدارند و دعا کنید که ملت‌تان هم حقیقت بین باشد اگر ما بتوانیم و خداوند هم توفیق بدهد که با حقیقت زندگى کنیم و چشم خودمان را از غبار ریا و عوامفریبى دور و مصون بداریم به نظر بنده تشخیص راه مصلحت زیاد مشکل نیست اما جناب آقاى حائری‌زاده اینجا فرمایشاتى فرموند که بدبختانه اینجا تشریف ندارند و چون نطق قبل از دستور هم بود بنده وظیفه‌اى براى جواب نداشتم ضمن بیانات ایشان یکى دو نکته بود که به عقیده بنده قابل جواب است چون ایشان می‌خواستند به نام آقاى حائری‌زاده همکار محترم ما اینجا بیاناتى شده باشد و در غوغاى نفت گمنام نمانده باشند البته بر ایشان ملامتى نیست وظیفه نمایندگى خودشان را انجام دادند و فرمایشاتى هم فرمودند اما من در صورت جلسه مجلس خواندم که در روز تصویب قرارداد 9 ماده‌اى که الان پیش من هست در ماده دومش پیش‌بینى کرده است پرداخت خسارات را ایشان هم حاضر بوده‌اند و در آن جلسه به اتفاق رأى داده شده یعنى تمام نمایندگان حضرات مجلس بلند شدند تصویب کردند بنابراین انصاف اجازه نمی‌دهد که ما یک عملى که خودمان کرده‌ایم و مراد هم از آن برگ و بار چشیده‌ایم و بالیده‌ایم امروز دوباره آن را بیندازیم دور و بگوییم که اعتقاد نداریم یک حقایقى در سر جاى خودش مسلم است ما بخواهیم یا نخواهیم آنها هست و خوشبخت ملتى که بر آن حقایق واقف باشد و توجه داشته باشد هیچ کس نمی‌تواند بگوید که ملى کردن نفت حق ملت ایران نیست این برجسته‌ترین حقى است که هر ملتى دارد (صحیح است) اما اگر یک ملتى از یک حق مشروعش استفاده کرده مستلزم این نیست که براى خسارات ناشیة از آن عملش حرف پوچ بزند این شأن یک ملتى نیست که چهار هزار سال تاریخ را پشت سرش گذاشته من امروز می‌گویم بنده مدافع حقوق کسى نیستم مدافع حق هستم میل دارم که این مطلب اینجا گفته شود که ذهن همه آقایان روشن باشد کسى تصدیق نکرد که خسارات عدم النفع را به شرکت سابق بدهند ولى هیچ کس نمی‌تواند بگوید در یک محیط خاصى اجازه نمی‌دهیم که دیگرى که به قول خودمان اقوى از ما است و نفوذش در دیگران زیاد است از حق خودش استفاده نکند انصاف در این است که ما بگوییم که ما به حق خودمان برسیم و آن را حفظ کنیم و دیگران هم حق دارند نه این که کسى بگوید که من حرف خودم را زدم و کار خودم را کردم این کار درستى نیست دیگر از مطالبى که اینجا گفتند راجع به نفوذ سیاست‌هاى خارجى در ایران بود بنده ضمن عرایضم گفتم باز هم تأیید می‌کنم و هیچ کس نیست در این مملکت که بتواند منکر باشد من خودم مکرر با این کار مواجه‏ بوده‌ که یک سیاست از یک جاى دیگر و یک سیاست از جاى دیگر در تمام شئون مملکت ما دخالت می‌کرد اما بایستى فهمید که این ریشه‌اش کجا است ریشه‌اش آقایان ضعف خود ما است شما باید به جبران ضعف ما عمل کنید تا ما بتوانیم مثل شمشیر دو دم همه جا خودمان را حفظ کنیم (صحیح است) این ارتباطى ندارد به این که بیگانه چه کرد شما توى خانه‌تان نشسته‌اید یک دزد مسلحى می‌آید شما را لخت می‌کند اگر شما یک قواى مسلحى داشته باشید هیچ کس نمی‌تواند هیچ کارتان بکند وضع امروز دنیا خوشبختانه طورى است که اگر ما خودمان لیاقت آن را داشته باشیم که عرض شخصیت و وجود بکنیم هیچ کس قدرت تجاوز ندارد این حقیقتى است مسلم سیاست‌هاى امروز دنیا در وضع خاصى با خودشان مبارزه می‌کنند (صحیح است) ما در گوشه‌اى از زمین قرار گرفته‌ایم که این تشنجات خواه ناخواه ما را در آغوش می‌گیرد شما بخواهید یا نخواهید در چنین وضعى هستید ما بایستى تشخیص مصلحت بکنیم و این کشتى که امروز زمام او به دست ما سپرده شده است او را به یک ساحل نجاتى بکشیم این ساحل و تشخیص او امروز در دست آقایان نمایندگان است و بدون تردید همان طوری که به آقاى درخشش اجازه داده می‌شود و همه موافقند که به جاى شش ساعت شصت ساعت دیگر هم صحبت کنند این نمونه آزادى عمل است. امروز جناب آقاى رئیس براى این که از فرمایشات جناب آقاى حائرى‌زاده استفاده بکنیم به نام نطق قبل از دستور با این که همه گفتند دستور، دستور مصلحت را چنین تشخیص دادند و ما هم اطاعت کردیم که ایشان صحبت بکنند و یک ساعت هم به ایشان وقت دادند و اگر دو ساعت هم می‌خواستند همه آقایان رأى می‌دادند که حرف بزنند بنابراین ظلم است که بگوییم در عمل امروزمان در محیط آزاد نیستیم البته هر کس هر چه را تشخیص بدهد به مصلحت مملکت می‌تواند بیاید بگوید و رأى نهایى هم بسته به تشخیص مجلس است (صحیح است).

4- وصول پیشنهاد جلسات متوالى- تعیین موقع و دستور جلسة بعد، ختم جلسه

رئیس- پیشنهادى براى تشکیل جلسات رسیده که قرائت می‌شود. (به شرح زیر خوانده شد.)

مقام معظم ریاست مجلس شوراى ملى- نظر به اهمیت لایحه تقدیمى دولت نسبت به قرارداد نفت و نظریه مصالح عالیه کشور پیشنهاد می‌کنم جلسات مجلس شوراى ملى صبح و عصر تشکیل و تکلیف لایحه نامبرده زودتر معلوم شود. دولتشاهى‏

رئیس- آقاى دولتشاهى.

دولتشاهى- گر چه عرایض من تحصیل حاصل است براى این که از نقطه نظر اهمیت لایحه تقدیمى دولت مقام ریاست جلسات را متوالى کردند ولى چون پیشنهاد بنده قرائت شد بنده اجازه می‌خواهم اولاً این پیشنهاد را مختصراً به عرض‌تان برسانم همه آقایان محترم به خوبى از مضرات و مشکلات مالى و مادى و سیاسى تعطیل شدن منابع نفت را به خوبى اطلاع دارند و دیگر حاجت نیست بنده توضیحى در واضحات به عرض آقایان برسانم بعد از راپرتى که جناب آقاى وزیر دارایی قرائت کردند و تخطیات و تجاوزاتى که به بیت‌المال این کشور شده بود باید خدا را شکر کنیم که هنوز نتوانسته‌ایم روى پاى خودمان بایستیم و الا با آن تخطیاتی که شد و شاید به نظر آقایانی که مقصود

+++

اصلی‌شان همین بود که به اصطلاح استقلال مملکت را فداى نفت کنند تا حالا انجام نشده بود و با این تجربه‌اى که غالباً همه آقایان دارند همیشه در موقع انجام عمل مفیدى براى مملکت یک معاندینى پیدا شده‌اند و یک توطئه‌هایى کرده‌اند چنانچه ملاحظه فرمودید به مجردى که احساس شد کار نفت دارد خاتمه پیدا می‌کند باز روزنامه‌ها و شب‌نامه‌ها بیانیه‌ها انتشاریه‌ گفتى و نگفتنى زیاد شد حتى حزب ایران گفت اقتصاد بدون نفت هزار تهمت و ناسزا گفت روز دیگرش گفت آن مال من نبود این است مقصود و منظور یک عده از خائنین که به حمدالله کوس رسواییشان زده شد و امیدواریم روزى به دست انتقام و مجازات سپرده شوند شاید جلوگیرى از این عمل بود بنده نمی‌خواهم که تذکر بدهم که چه پیش‌آمدهایى در این قبیل موارد کرد همه آقایان به خاطر دارند که چه شد که بنده از گفتن همه تا حدى امساک می‌کنم که چه پیش‌آمدهایى شد براى این قبیل کارها اینک حساب می‌کنیم که اگر بدین لایحه تقدیمى دولت به صورت عادى به مجلس بیاید و آقایان هم هر کدام بخواهیم یک مدتى صحبت کنیم شاید به ضرر کشور تمام شود و شکر می‌کنم خدا را که امروز من می‌توانم اینجا بگویم به جاى این که آن روز می‌گفتند روزى سیصد هزار لیره ضرر می‌خورد امروز بنده با حساب عرض می‌کنم که روزى جهل میلیون ریال ضرر وارد می‌شود زیرا اگر بخواهیم منابع نفت را حداقل چهل میلیون لیره بگیریم روزى چهل میلیون ریال ضرر به این مملکت می‌خورد پس بنده پیشنهاد کردم که جلسات مجلس صبح و عصر باشد تا اقلاً براى آقایان اقلیت هم میدان بیشترى باشد تا هر قدرى که میل دارند صحبت کنند (قنات‌آبادى- خدا انشاءالله به شما عمر عنایت بکند) به علاوه نکته‌اى را که می‌خواهم عرض کنم این است دولتى که فعلاً روى کار است مورد اعتماد کامل مجلس شوراى ملى است (صحیح است) آقایان نمایندگان محترم باید رأى اعتمادى که دادند احترام رأى را خودشان قائل باشند اگر یک مردى مباشرى داشته باشد طرف اعتماد او باشد این قدر اصرار ندارد که به صورت حسابش و عملش این قدر دقت بکنید قطعاً تا یک دولتى طرف اعتماد مجلس است نسبت به کارهاى او باید با نظر اعتماد نگاه کرد همان طوری که عرض کردم تقاضا دارم جلسات متوالى باشد که این کار زودتر خاتمه پیدا بکند دیگر عرضى نداشتم.

رئیس- فرمودند که جلسات متوالى من تشکیل دادم این طور نبود یکشنبه این لایحه به مجلس آمد که روز عادى مجلس بود دوشنبه هم که مثل همیشه تعطیل داشتیم سه‌شنبه هم که باز روز عادى مجلس بود امروز را هم آقایان موافقت کرده بودند براى سؤالات و ما جلسه داشتیم منتهى چون این موضوع در دستور بود این را مقدم بر سئوالات قرار دادیم بنده معتقدم که لازم نیست جلسات متوالى بشود و بهتر است همین طور عادى و با کمال متانت و به طور طبیعى مورد بحث قرار بدهیم (صحیح است) لذا خواهش می‌کنم از ایشان پیشنهادشان را پس بگیرند.

دولتشاهى- پس می‌گیرم.

رئیس- جلسه را ختم می‌کنیم. جلسه آینده فردا خواهد بود ساعت هشت و نیم صبح و خواهش می‌کنم آقایان سر وقت تشریف بیاورند (احسنت) دستور هم بقیه مذاکره در این گزارش.

 (مجلس پنجاه دقیقه بعد از ظهر ختم شد.)

رئیس مجلس شوراى ملى- رضا حکمت

+++

یادداشت ها
Parameter:294880!model&5137 -LayoutId:5137 LayoutNameالگوی متنی کل و اخبار(مشروح مذاکرات)