کتابخانه، موزه و مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی


صفحه اصلی » مشروح مذاکرات » مشروح مذاکرات مجلس ملی » دوره هجدهم مجلس ملی

0.0 (0)
مشروح مذاکرات مجلس ملى، دوره ‏18
[1396/05/30]

جلسه: 53 صورت مشروح مذاکرات مجلس عصر سه‌شنبه 20 مهر ماه 1333.  

 

فهرست مطالب:

1- تصویب صورت مجلس جلسات 18 مهر و صبح 20 مهر 1333

2- تقدیم دو فقره سؤال به وسیله آقاى شوشترى

3- بقیه مذاکره در گزارش کمیسیون خاص راجع به قرارداد فروش نفت

4- تعیین موقع و دستور جلسه بعد، ختم جلسه

مشروح مذاکرات مجلس ملى، دوره ‏18

 

 

جلسه: 53

صورت مشروح مذاکرات مجلس عصر سه‌شنبه 20 مهر ماه 1333.

 

فهرست مطالب:

1- تصویب صورت مجلس جلسات 18 مهر و صبح 20 مهر 1333

2- تقدیم دو فقره سؤال به وسیله آقاى شوشترى

3- بقیه مذاکره در گزارش کمیسیون خاص راجع به قرارداد فروش نفت

4- تعیین موقع و دستور جلسه بعد، ختم جلسه

 

مجلس ساعت 4 و ربع بعد از ظهر به ریاست آقاى رضا حکمت تشکیل گردید.

1- تصویب صورت مجلس جلسات 18 مهر و صبح 20 مهر

رئیس- صورت غائبین جلسه امروز صبح قرائت می‌شود. (به شرح زیر قرائت شد.)

غائبین با اجازه، آقایان- حشمتى، دکتر سید امامى، بیات ماکو، شفیعى، خاکباز، اکبر، صراف‌زاده، احمد صفایی، بهادرى، جلیلوند.

رئیس- آقاى شوشترى در صورت مجلس نظرى دارید؟

شوشترى- در صورت مجلس خیر.

رئیس- در صورت مجلس نظرى نیست (گفته شد- خیر) صورت مجلس جلسه 18 مهر و صبح امروز تصویب شد.

2- تقدیم دو فقره سؤال به وسیله آقاى شوشترى

رئیس- وارد دستور می‌شویم. آقاى شوشترى.

شوشترى- دو فقره سؤال است یکى از وزارتین کشور و جنگ راجع به تبصره‌اى که از مجلسین گذشت نسبت به سارقینى که بیش از سه مرتبه دزدى می‌کنند. یکى هم از وزارت دادگسترى راجع به مستخدمین 31 وزارت دادگسترى استدعا دارم امر بفرمایید براى جواب حاضر شوند.

رئیس- به دولت ابلاغ می‌شود. سه نفر از آقایان تقاضاى نطق قبل از دستور کرده بودند که نوبت‌شان محفوظ ماند

(جمعى از نمایندگان- دستور، دستور) پس وارد دستور می‌شویم.

3- بقیه مذاکره در گزارش کمیسیون خاص راجع به قرارداد فروش نفت

رئیس- گزارش کمیسیون خاص نفت مطرح است. آقاى درخشش دنباله بیانات‌تان را بفرمایید.

درخشش- از جناب آقاى نخست‌وزیر اظهار تشکر می‌کنم که تمام نطق بنده را که در جلسه قبل کردم در رادیو قرائت کردند (یک نفر از نمایندگان- خودشان که قرائت نکردند دستور فرمودند قرائت شود) به قدری غلط بود که سر و ته نطق معلوم نشد. عده‌اى از رفقاى من مراجعه کردند به بنده که کوشش بکنم مطالب را کوته می‌کنم و نطق را کوتاه بکنم (صحیح است) (یک نفر از نمایندگان- بسیار خوب است) البته بنده این کار را کردم و کوشش کردم که صحبت‌هایم کوتاه باشد ولى تصدیق می‌فرمایید که یک قراردادى، یعنى یک کتابى که به نام قرارداد داده شده و در حدود 45 الى 50 صفحه است بایستى روى مطالبش صحبت بشود غور بشود، بحث بشود (صحیح است) و مخصوصاً وضع این قررداد طوری است که بیست دوره دیگر یعنى چهل سال دیگر حتى تجدیدنظر در این قرارداد براى مجلسین باقى نخواهد ماند (یک نفر از نمایندگان- همه قراردادها همین طور است) بنابراین بنده عرض می‌کنم که براى این قیدى که گذاشته شده است از آقایان استدعا می‌کنم امشب که تشریف بردند منزل، اگر این قرارداد را قرائت نکرده‌اند، قرائت بفرماید و ببینند که چنین قیدى هست در جراید هم این قید منعکس شده (شمس قنات‌آبادى- هیچ مجلسى نمی‌تواند عوض مجالس آینده رأى بدهد) البته نمی‌تواند و به همین دلیل بنده با این که مطالبم را فوق‌العاده کوتاه کردم و مقدار زیادى از مطالب را کنار گذاشتم که تصور نشود خداى نخواسته به علل این که نطقم زیاد است می‌خواهم وقت مجلس را تلف کنم و از وقت خودم آن طوری که باید و شاید استفاده بکنم. اینک بقیه قسمت جلسه قبل را قرائت می‌کنم.

مطابق قرارداد جدید حداکثر براى ایران 85 سنت در نظر گرفته شده ولى در نتیجه کم کردن استهلاک عملاً 70 سنت می‌رسد بنابراین سود شرکت‌ها 7/2 برابر ایران می‌گردد در صورتی که تنزل قیمت را که پیش خواهد آمد در نظر بگیریم سود آنها 5 ر 3 برابر ایران خواهد شد. این سود سرشار از نفت تصفیه شده در پالایشگاه آبادان از جمله به این مناسبت است که در تصفیه‌‌ آمریکا براى 40 ساعت کار در هفته 5 ر 75 دلار تأدیه می‌شود که در مقایسه با مزد ناچیز کارگران به دادن سود حاصل و محروم شدن ایران حتى از 50 و 50 در نفت تصفیه شده، واضح می‌شود. در اینجا بنده ثابت می‌کنم که قیمت خلیج فارس، قیمتى که تعیین کرده‌اند قیمت تصنعى است و قیمت حقیقى نیست.

شرکت‌هاى بزرگ نفت که جهان را از لحاظ منافع نفتى بین خود تقسیم کرده‌اند و رقابت با هم نمی‌کنند ماجراى شنیدنى قیمت تصنعى خلیج‌فارس را درست کرده‌اند که قیمت واقعى را پایین آورده و سود حاصل از فروش نفت را در خاورمیانه پایین آرند تا 50 درصد سود کشورهاى صاحب نفت کم شود.

فروش نفت به «شرکت‌هاى بازرگانى» مشابه که در قرارداد حاضر اسم برده شده به قیمت نازل و ساختگى خلیج‌فارس فروخته می‌شود ولى این شرکت‌ها آن را به قیمت گران‌تر می‌فروشند این شرکت‌هاى بازرگانى همان شرکت‌هاى بزرگ نفت هستند که به اشکال مختلفه متشکل می‌شوند.

در هر حال قیمت نفت در خلیج‌فارس مساوى قیمت نفت در خلیج مکزیک است منهاى مخارج حمل از خلیج‌فارس تا خلیج مکزیک فرض این است که نفت خاورمیانه باید برود در خلیج مکزیک و بتواند با نفت آمریکا رقابت کند ولى عملاً قسمت اعظم این نفت به امریکا نمی‌رود بلکه در نیم کره شرقى مثلاً به کشورهاى هندوستان و استرالیا و افریقاى

+++

جنوبى و ژاپن و بالاخره به ممالک اروپایى و غیره فروخته می‌شود خریداران این نفت را به قیمت خلیج مکزیک به اضافه مخارج حمل و نقل تا مقصد و محل مصرف خریدارى می‌کنند. ملاحظه می‌شود وقتى صحبت خرید نفت از صاحبان معادن نفت خاورمیانه است مخارج حمل و نقل از خلیج‌فارس تا خلیج مکزیک از قیمت کم می‌شود ولى وقتى موضوع فروش همان نفت به کشورهاى مصرف کننده در خاورمیانه و یا نیمکره شرقى است آن طور فروخته می‌شود مثل این که این نفت از خلیج مکزیک رفته باشد و مجدداً به آنجا برگشته باشد. تمام مخارج حمل و نقل فرضى و خیالى از خریداران گرفته می‌شود طبق مدارک موجود شرکت سابق یا دیگران هرگز نفت ایران یا خاورمیانه را به قیمت خلیج فارس به مشتریان آزاد و شرکت‌هاى مستقل نمی‌فروخت و همواره متعذر می‌شد که نفت خود را پیش فروش کرده است و هرگز تحویل آبادان و غیره نمی‌فروخته است همان کارى را که حالا کنسرسیوم عمل خواهد کرد. نفت ملى شده ایران به قیمت خلیج‌فارس از ایران خریدارى می‌شود ولى به هیچ کس واقعاً به این قیمت فروخته نمی‌شود عملاً به قیمتى فروخته می‌شود مثل آن که از خلیج‌فارس به خلیج مکزیک رفته و دوباره به محل فروش حمل شده. به عنوان مثال نفت ایران در پاکستان و هندوستان به قیمت گران خلیج مکزیک به اضافه مخارج حمل و نقل تا هندوستان فروخته می‌شود. شرکت سابق مدعى است که در نتیجه خریدن نفت از خلیج مکزیک 66 میلیون لیره ضرر کرده است و این جریمه را آقاى دکتر امینى به او پرداخت. در صورتی که شرکت سابق هرگز نفت را به قیمت خلیج فارس نمی‌فروخت که در نتیجه خریدن از خلیج مکزیک ضرر کرده باشد حتى به خود ایران به قیمت خلیج مکزیک با ده درصد تخفیف می‌فروخت تا چه رسد به مشتریان دیگر. (همهمه نمایندگان) آقایانی که حوصله ندارند مطالب بنده را گوش بفرمایند ممکن است تشریف ببرند بیرون استراحت بفرمایند و یک چاى میل بفرمایند. ضمن مذاکره آقایان حواس بنده را پرت می‌کنند. (رئیس- آقایان ساکت باشند) وقتى ایراد می‌شود که قیمت نفت ما چرا با لیره تأدیه می‌شود آقاى دکتر امینى در مصاحبه‌ها و غیره مدعى می‌شوند که نفت ایران تماماً در نیمکره شرقى مصرف می‌شود و اصلاً در نقاط دیگر محل مصرف ندارد و فقط در بلوک (استرلینگ محل مصرف دارد.) اگر واقعا این طور است پس به چه مناسبت قیمت خلیج‌فارس را قیمت خلیج مکزیک منهاى مخارج حمل و نقل از خلیج فارس تا خلیج مکزیک حساب می‌کنید؟ این محاسبه به این عذر و بهانه است که گویا نفت ایران باید بتواند با نفت آمریکا در خلیج مکزیک رقابت کند. آیا وقتى نفت ایران در هندوستان فروش می‌رود بنابراین قیمت نفت ایران که به هندوستان صادر می‌شود باید مطابق بازار آزاد تعیین گردد و در این صورت قیمت خلیج فارس خیلى بالاتر از وضع حاضر می‌گردد در هر حال ملاحظه می‌شود که یک بام و چند هواست. وقتى دریادارى انگلستان احتیاج به نفت دارد البته این داستان دیگرى است همچنین متفقین در جنگ گذشته و یا ادارات اصل 4 پس از جنگ که نفت لازم دارند مانند سایر خرداران نیمکره شرقى نمی‌خرند براى آنها قیمت خاصى وجود دارد که از آنها علیحده بحث خواهد شد.

ماجراى جبران نفت ایران:

البته شک نیست که نفت ایران را شرکت سابق به کمک سایر تراست‌هایی که امروز کنسرسیوم را رسماً براى نفت ایران تشکیل داده‌اند موقتاً جبران کرده بود این شرکت‌هاى بزرگ یک کنسرسیوم ثبت نشده براى تمام جهان می‌باشند که قوانین مختلف و به خصوص قوانین امریکا این نوع سوءاستفاده از تولید کنندگان را قانوناً منع کرده است ولى تراست‌هاى متحد بدوت تظاهر به رسمیت و بدون رقابت با هم دنیا را بین خود تقسیم کرده‌اند که اگر کشورى در مقابل یکى از آنها مقاومت کرد همه براى منکوب کردن آن کشور از شرکت مربوطه پشتیبانى کنند این که همه آن شرکت‌ها دست به هم داده و نفت ایران را موقتاً با فشار آوردن به سایر منابع نفتى جبران کردند، شکى نیست ولى این جبران نه براى این است که دیگر احتیاجى به نفت ایران ندارند. این جبران موقت براى این است که این شرکت‌ها تشنه نفت و مخصوصاً تشنگى بی‌مانندى نسبت به نفت ایران و به نفت تصفیه شده در آبادان دارند.

وقتى رادیو دولتى و دستگاه تبلیغات کل ایران می‌گوید بازارهاى ایران از دست رفته و شرکت‌ها احتیاجى به نفت ایران ندارند از قول ادارات تبلیغات آن شرکت‌ها سخن می‌گوید. این مسئله کاملاً صحیح است که شرکت‌هاى نامبرده حتى براى یک یا دو سال هم می‌توانستند از نفت ایران صرنظر کنند تا بتوانند ایران را خوب به زانو در بیارند. تا بتوانند نفت ایران و کشورهاى مشابه را باز هم بیشتر در معرض سودجویى که به اندازه غارت منابع خاورمیانه توسعه یافته قرار دهند. ولى دولت غربى و مخصوصاً امریکا به مناسبت ملاحظات سیاست عمومى و استراتژیکى تا این حد با سودجویى آنان موافقت نکردند. و همین سیاست عمومى و استراتژیک دولت غرب و موقعیت ایران و وضع سیاسى ایران است که می‌تواند ما را نجات دهد و متأسفانه دولت به این ارزش موقعیت ایران آن طوری که باید پى نبرده است و نتوانسته از آن حداکثر بهره‌بردارى سیاسى را بکند ولى پیش از این بحث دقیق در این مسئله و نشان دادن راه حلى که به نظر اینجانب صحیح است باید توجه داشت که بازار نفت ایران از دست نرفته بلکه به العکس هم احتیاجات تجارت نفت جهان و هم مقتضیات فنى مربوطه به مشکلات اکتشاف و استخراج تقاضا دارد که نفت ایران دوباره وارد بازارهاى جهان گردد. اداره کل تبلیغات ما باید این نظریات را منتشر کند نه معکوس آن را به نفع کنسرسیوم و به ضرر ایران کارشناسان نفتى جهان معتقدند که افزایش مصرف نفت جهان از 700 میلیون تن مصرف جهان در سال 1954 تا بیست سال دیگر به 400 ر 1 میلیون تن در سال یعنى تا دو برابر افزوده خواهد شد این افزایش ایجاب می‌کند که سالیانه 5 تا شش درصد به مصرف جهان افزوده شود ولى معذلک ما این را ملاک قرار نمی‌دهیم. بلکه افزایش واقعى 7 سال اخیر و میزان متوسطه آن را ملاکى براى افزایش 2 تا 3 سال آینده قرار می‌دهیم و چون حد متوسط افزایش 7 سال اخیر مصرف نفت جهان سالیانه 42 میلیون تن نفت بود، و با توجه به تولید نفت جهان و توزیع آن بین خاورمیانه و قسمت‌هاى دیگر باید نیمى از این اضافه مربوط به خاورمیانه باشد بنابراین به آسانى در سال اول بیست میلیون تن نفت در ایران تولید و صادر کرد بدون آن که احتیاج به تقلیل محصول سایر نقاط خاورمیانه باشد.

باید در نظر داشت که سعى و کوشش بی‌مانند براى جبران موقت نفت ایران باعث شده است که با شدت بی‌رویه‌اى که با اصول فنى اکتشاف و استخراج سازگار نیست از سایر منابع خاورمیانه بهره‌بردارى شود بنابراین توقف سرعت بهره‌بردارى از آن منابع به این شکل که لااقل یک سال افزایش در آنها پیدا نشود نه تنها ممکن بلکه از لحاظ فنى ضرورى می‌باشد که جبران شدت عمل دو تا سه سال اخیر را بکند. در هر حال با در نظر گرفتن این حقایق معلوم می‌شود که تبلیغات اداره رادیو که تبلیغات و تلقینات آقاى دکتر امینى به این منظور که بازار نفت ایران از دست رفته صحیح نیست و فقط به نفع کنسرسیوم است که این گونه تبلیغات اشاعه می‌یابد. مجله نیوزویک 29/5/33 می‌نویسد «اکنون دیگر ترس آن نیست که حل مسئله نفت ... وضع همسایگان تولید کننده نفت ایران را دچار مخاطره سازد برخلاف انتظار کاهش میزان تولید، در هیچ یک از کشورهاى خاورمیانه عملى نخواهد شد و افزایش سالیانه 15 میلیون تن در مصرف نیمکره شرقى محصول نفت ایران را جذب خواهد کرد مجله «پترولیوم تایمز» از قول رئیس هیئت مدیره سوکونى واکى‌ئوم نوشته- «بازارهاى مصرف نفت دنیا می‌توانند محصول نفت ایران را جذب کنند (شوشترى- جذب را تعبیر بفرمایید بفهمیم)... دلیلى نیست که صاحبان صنایع نفت جهانى از این جهت بیمى داشته باشند».

این نظر جراید خارجى است که بر مصرف نفت دنیا افزوده می‌شود و اگر منابع نفت را افزایش هم بدهیم نفت دنیا براى مصرف دنیا جذب خواهد شد (میراشرافى- ممکن است جراید غرض داشته باشند.)

از موقعیت ممتاز نفت ایران شرکت سابق چه نتیجه گرفته است:

گفتم که سرمایه شرکت سابق یک ششم کوچک‌ترین شرکت‌هاى نفت آمریکا و یک سیزدهم بزرگ‌ترین آن شرکت‌هاست ولى درست به نسبت عکس هر یک از سهام پر سودترین شرکت‌هاى آمریکایى 5/3 برابر قیمت اسمى آنها بوده در صورتی که هر سهم شرکت سابق 4 تا 7 برابر قیمت اسمى آن در بدترین مواقع یعنى در موقع ملى شدن صنعت نفت بوده، ولى حالا با طرح قرارداد آقاى دکتر امینى یک سهم شرکت سابق مساوى با 14 برابر قیمت اسمى آن گردیده به مناسبت موقعی که ممتازی که قرارداد آقاى دکتر امینى و مساعدت‌هاى گرانبهاى سایر اعضاى کنسرسیوم به شرکت سابق کرده‌اند امروز قیمت سهام شرکت سابق تا 4 برابر افزایش بهاى سهام پرسودترین و بزرگ‌ترین شرکت‌هاى نفت جهان که ستاندارداویل اف نیوجرزى باشد ترقى کرده است. هر چه شرکت‌هاى نفت جهان به منابع خاورمیانه راه یافته‌اند با توجه به آمار و بیلان‌ها معلوم می‌شود سود و ذخیره آنها سرشارتر و آنچه به صاحبان سهام پرداخته‌اند بیشتر گردیده، شرکت سابق در سال 1951 نه دهم استحصال نفتش از ایران بوده ارزش سهام و منافع سهامش در برابر شرکت‌هاى نفت جهان بوده و حالا با دست یافتن مجدد به منافع ایران ترقى نسبى سهامش 4 برابر شرکت‌هاى نفت جهان است. در اینجا توضیح می‌دهم که نفت ایران از تمام نفت‌هایى که در دنیا استخراج می‌شود بهتر است و حتى از تمام نفت‌هایى هم که در خاورمیانه استخراج می‌شود بهتر است.

مجله «ارقام و حقایق نفت» می‌نویسد- هر بارل نفت عراق 4 و کشور سعودى 6 و کویت 10 سنت از هر بارل نفت ایران کمتر ارزش دارد این با ارزش بودن نفت ایران صرف‌نظر از جنبه بازرگانى از لحاظ فنى مهمتر است زیرا در نوع و سرعت سیر وسایل حمل و نقل زمینى و دریایى و به خصوص هوایى در نتیجه نهایى جنگ‌هاى مدرن تأثیر به سزایى دارد زیرا سرعت سیر و استفاده از عامل زمان در جنگ‌هاى برق‌آسا می‌تواند ارزش نیروهاى زمینى و دریایى را چند مقابل بیشتر کرده و تحرک واحدهاى نظامى را خیلى بالا ببرد و به همین مناسبت ارزنده‌ترین تولیدات نفت و بنزین که سریع‌ترین و مدرن‌ترین وسایل هواپیمایى را سیراب می‌کند در پالایشگاه آبادان به دست می‌آید.

در نتیجه این موقعیت ممتاز شرکت سابق که مورد پشتیبانى شرکت‌هاى بزرگ آمریکا نیز می‌باشد شرکت سابق توانسته است پس از امضا شدن قرارداد حاضر مایملک خود را به سه هزار میلیون لیره بالا ببرد.

+++

در صورتی که چندى پیش هزار میلیون لیره بیشتر نبود که حقاً بیست درصد آن متعلق به ایران است صرف‌نظر از این که تمام آن از دسترنج زحمتکشان ایران به وجود آمده است. در اینجا بنده ملى شدن صنعت نفت و منظور از ملى شدن را شرح می‌دهم.

ملى شدن و یا ناسیونالیزاسیون صنعت:

ملى شدن به معنى امروزیش مولود صنعت نوین است. صنایعى که از اوایل قرن نوزده به وجود آمد زندگى و تمدن بشر را تابعى از تغییرات خود ساخت. ملى شدن یا ناسیونالیزاسیون صنعت یا صنایع، موازى با پیدایش تمرکز سرمایه‌ها و تراکم آنها و ظهور انحصارات در صنایع به وجود آمد ملى شدن صنایع که از بعض لحاظ عملى متناقض با تشکیل انحصارها و تراست‌هاست آقاى مهندس تمنى می‌کنم. چون بنده عرض کردم که دارم می‌خوانم و ممکن است حواس بنده پرت بشود به طور موازى با هم پیش رفته است. یعنى هر چه انحصارها و تراست‌ها دامنه و وسعت یافته‌اند ضرورت ملى شدن ناسیونالیزاسیون آن رشته صنعت بیشتر حس شده است. صنایع در حال رشد و تکامل و توسعه که نتیجه مستقیم اختراعات بزرگ علمى بود. قادر می‌شد که در نتیجه تمرکز، سرنوشت صدها هزار و بیشتر تولید‌کننده و میلیون‌ها مصرف‌کننده را در دست بگیرد و چون این رشته صنایع به این شکل با سرنوشت ملل تماس پیدا می‌کردند دخالت دولت در امور آنها ضرورى می‌گردید. محرک واقعى صاحبان این صنایع آن طورى که رسم و عادت و قانون نیز تقاضا دارد و قانون نیز تأیید می‌کند سود خصوصى است آنها براى ازدیاد و نفع خصوصى به ضرر صدها هزار تولید کننده و میلیون‌ها مصرف کننده نیروى عظیم مالى و اقتصادى و سازمانى و فنى خود را به کار می‌بردند و موفق می‌شدند که ملت‌ها و پارلمان‌ها و دولت‌ها را تحت نفوذ قرار داده و سود بازرگانى خود را به ضرر میلیون‌ها مردم و به نفع یک فرد و یا چند فرد صاحب صنعت زیاد کنند. به این مناسبت پیشنهاد (ناسیونالیزه کردن) ملى کردن صنایع پیش آمد. نه براى این که فقط مالکیت این صنایع به دولت که نماینده جامعه و ملت باشند منتقل گردد زیرا در این انتقال مالکیت نفع و ضررى در کار نبود زیرا با غرامتى که دولت به صاحب صنعت نفت تأدیه می‌کند از لحاظ مالکیت نفع و ضررى عاید نمی‌شود چون در صنایع ملى شده دولت بایستى غرامت بپردازد بنابراین از این که یک صنعتى از یک شرکت خصوصى به دست دولت بیفتد موضوع بردن نفع نیست بلکه موضوع نتیجه آن است که آن صنعت به نفع یک سازمان اجتماعى به کار بیفتد ممکن است آن صنعت براى دولت ضرر هم داشته باشد ولى براى این که آن صنعت در خدمت اجتماع به کار بیفتد دولت آن ضرر را هم می‌دهد فرض کنید مثل پست و تلگراف که ممکن است ضرر داشته باشد ولى دولت ضرر آن را تحمل می‌کند بلکه مسئله مهم اساسى در عمل ملى کردن صنعت نفت این است که اداره کنندگان صنعت مورد بحث اداره آنرا براى ازدیاد سود بازرگانى عملى نسازند تا موجب خسارت و ضرر میلیونها تولیدکننده و مصرف کننده نگردد. منظور از ملى کردن این بوده است که محرک به کار انداختن این صنایع بهره‌کشى حداکثر از کارگران و گران‌فروشى حداکثر به مصرف کنندگان نباشد و به طور خلاصه محرک اداره کنندگان صنعت سود بازرگانى خصوصى نباشد. محرک صنایع ناسیونالیزه و یا ملى شده عبارت از خدمت اجتماعى است یعنى مؤسسات عظیم ملى شده یک سرویس‌هاى اجتماعى هستند که محرک اداره‌کنندگان آن این نیست که حداکثر سود را به دست بیارند بلکه این است که اولاً وضع زندگى خصوصى واجتماعى کارگران تولید کننده را بالا ببرند و ثانیاً این خدمت اجتماعى که براى مصرف کنندگان لازم و ضرورى است بودجه احسن به عمل بیاید حتى به فرض این که این صنعت در موقعى و موردى صرفه بازرگانى نداشته باشد ولى از لحاظ اجتماعى ضرورى باشد در صورت ناسیونالیزه بودن تعطیل نمی‌شود ولى در غیر این حالت یا تعطیل می‌شود و یا دولت از خزانه عمومى کمک می‌کند تا صاحبان صنعت خصوصى سود ببرند و آن صنعت را حفظ کنند ولى در اغلب موارد این عمل خود منجر به ملى شدن آن صنعت گردید. اگر در انگلستان رشته عظیمى از صنایع ملى شد و اگر در فرانسه و سوئد و غیره رشته‌هایى از صنعت ملى شدند اگر موج ملى شدن صنایع جهان امروز را فرا گرفته است هرگز اصل و اساس مطلب این نیست که پلاک مالکیت این صنایع به اسم دولت باشد و یا به اسم صاحبان صنایع. آن مشکل بزرگ که ضرورت ملى شدن را محسوس و ملموس کرده است این است که اداره صنایع عظیم که در نتیجه تکامل علم و صنعت با سرنوشت ملل تماس پیدا کرده‌اند به شکل سرویس اجتماعى اداره شود نه به شکل دکانى براى ازدیاد سود بازرگانى بعضى از صنایع از اصل پیدایش خود به اندازه‌اى وسیع بودند و با منافع اکثریت بزرگ‏ جامعه تماس داشتند مثل این که طبیعت آن صنعت یا تأسیس اجتماعى اصلاً صنعت خصوصى را قبول نمی‌کند و باید از اول به دست دولت اداره شود مثلاً پست و تلگراف و حتى در اغلب موارد راه‌آهن در اغلب کشورهاى اروپایى از همان اول کار دولتى تأسیس شد و همین طور است رادیو ولى در کشور امریکا این صنایع هم در اغلب موارد در دست صاحبان صنایع خصوصى است در زمان ریاست جمهور مستر ترومن به مناسبت ازدیاد مزدى که کارگران صنعت ذوب‌آهن و فولاد آمریکا تقاضا می‌کردند به مناسبت بروز اعتصاب صنعت عظیم فولاد امریکا تهدید به تعطیل می‌گردید وقتى نتایج حاصله از تعطیل شدن صنایع عظیم فولاد امریکا را در نظر بگیریم می‌بینیم که نه تنها رشته بزرگى از صنایع امریکا که ارتباط مستقیم با صنایع فولاد دارند یا تعطیل می‌شدند و یا در تحت تأثیر مضر آن قرار می‌گرفتند از اینها گذشته این صنعت عظیم با امنیت امریکا و حتى اروپا و جهان ارتباط مستقیم دارد زیرا این صنعت امریکایى براى صنایع اروپا براى ترمیم وضع دفاعى اروپا نیز اهیمیت دارد و سرنوشت صلح و جنگ جهان با آن بستگى دارد آقاى ترومن تسلیم سودجویى صاحبان صنایع فولاد نگردید و پیشنهاد ملى شدن این صنایع عملاً پیش آمد که در صورت سودجویى صاحبان صنایع فولاد براى جلوگیرى از اعتصاب و تعطیل، خود دولت مستقیم اداره صنایع را به دست گیرد و تقاضاى حقه کارگران را برآورده سازد در این مورد هم ملاحظه می‌شود که ضرورت ملى کردن صنایع از لحاظ حقوقى ملک طلق که باشد بلکه مسئله اساسى این است که صنایع عظیم فولاد امریکا با صدها هزار کارگران مستقیم و میلیون‌ها کارگرانى که در رشته‌هاى فرعى دیگر براى این صنعت کار می‌کنند و با اهمیتى که این صنعت براى ملت امریکا و جهان آزاد دارد و یا تنها سود خصوصى بازرگانى باى محرک آن باشد و با تکامل اوضاع اجتماعى باید آن صنعت را به یک سرویس اجتماعى دولتى تبدیل سازد؟ حالا می‌خواهم به عرض برسانم که این قرارداد که به نام قرارداد فروش نفت به مجلس تقدیم شده است قرارداد نیست و امتیاز است و امتیازی است که بدتر از امتیازهاى دولت مجاور مثل عراق و سایر کشورهاى خاورمیانه است.

جناب آقاى رئیس هیئت نمایندگى ایران و وزیر دارایی می‌فرمایند: «ما به نمایندگان امریکایى و انگلیسى و فرانسوى و هلندى صریحاً اعلام کرده‌ایم که اگر روزى یکى از آنها به خیال کوچک‌ترین مداخله در امور ملى ما بیفتد باید خود را آماده قبول خشم و غضب احساسات وطن‌پرستانه مردم با شرافت میهن ما بکند» موضوع اینجاست که این اخطار هیچ ضامن اجرایى غیر از خشم و نفرت مردم با شرافت میهن ما ندارد ولى مداخلات آنان به موجب این قرارداد چهل ساله تسجیل می‌شود. نمی‌دانم ارزش این اخطار جناب آقاى دکتر امینى بیشتر است و ما به اطمینان به آن با خیال راحت براى چهل سال دیگر به خواب برویم که ضمناً صنعت نفت هم در این مدت بمیرد و منتظر باشیم که بدون صرف زحمت و مرارت هر ماه سهم ما را کنسرسیوم پس از آن همه زحمت که تحمل می‌کند و نفت را استخراج و تصفیه و بهره‌بردارى می‌کند و راحت و آسوده به ما بپردازد آیا به این اخطار ارزش بیشترى قائل شویم یا به آزمایش‌هاى تاریخى قرن اخیر که جهان متمدن و عقب‌مانده هر دو با این شرکت‌ها داشته‌اند آیا این حوادث تاریخى که بزرگترین درس براى بشریت هستند آیا این حادثه بزرگى که به دست شرکت سابق در ایران به وجود آمده و تمام زنان و بچه‌ها و بى‌اطلاع‌ترین افراد این کشور از آن یا خبر گردیده‌اند براى ما ملاک درک حقیقت است یا این اخطار آقاى دکتر امینى و اسفندیارى و بیات که کنسرسیوم در امور ما دخالت نکنند شما گوش را دست گربه می‌سپارید و اخطار می‌کنید که اگر سوء قصد کرد کرد مورد خشم و نفرت واقع خواهد شد آقایان شما خودتان می‌دانید ولى من به درس تاریخ، تاریخ دو قرن بشریت مترقى و زحمتکش و به تاریخ نیم قرن به خصوص ایران به آزمایش بزرگى که ملت ایران در تماس با شرکت سابق داشته بیشتر ارزش قائلم تا به اطمینانى که به ما می‌دهند آزمایش تلخ تاریخى، با همان شرکت سابق که حالا لاحق شده است همان شرکت کذایى که آقاى دکتر امینى در سخنرانى خود او را مرده می‌نامد ولى در مقدمه متن قرارداد او را زنده می‌کند و به عنوان «شرکت نفت انگلیس و ایران محدود که وجود دارد و بر طبق قوانین ممالک متحده پادشاهى انگلستان تشکیل یافته» براى مدت چهل سال دیگر به سر ملت ستمدیده ما تحمیل می‌شود. آقایان: درس بزرگ تاریخ نشان می‌دهد که این شرکت‌ها و صنایع بزرگ اگر در اروپا فقط با منافع اقتصادى تولیدکنندگان و مصرف کنندگان تماس دارند و به همین مناسبت حتى دولتى مانند امریکا براى حفظ منافع تولید کننده و مصرف کننده به موجب قانونى ضد تراست اقلاً آنها را محدود می‌سازد آرى اگر در اروپا و آمریکا فقط با منافع اقتصادى ملل تماس دارند متأسفانه درس بزرگ تاریخ و آزمایش‌هاى تلخ و تاریخى نشان می‌دهد که این شرکت‌ها و صنایع بزرگ اگر در اروپا فقط با منافع اقتصادى تولیدکنندگان و مصرف کنندگان تماس دارند و به همین مناسبت حتى دولتى مانند امریکا براى حفظ منافع تولید کننده و مصرف کننده به موجب قانونى ضد تراست اقلاً آنها را محدود می‌سازد آرى اگر در اروپا و آمریکا فقط با منافع اقتصادى ملل تماس دارند متأسفانه درس بزرگ تاریخ و آزمایش‌هاى تلخ و تاریخى نشان می‌دهد که این شرکت‌ها در کشورهاى آسیا و آفریقا علاوه بر این مضار اقتصادى با استقلال ملى ملل شرق نیز تماس پیدا می‌کنند.

آقایان- همه شما به خوبى می‌دانید که در ایران نیز مانند اروپا و بلکه خیلى شدیدتر از آن منظور از ملى کردن صنعت نفت سراسر ایران، این نبود که فقط یک پلاک مطلق ایران روى آن مؤسسات چسبانده شود بلکه فلسفه اساسى ملى کردن صنعت نفت این بوده است که یک شرکت خصوصى تا چه رسد به یک شرکت بیگانه با اوصاف و خصایلى که ملت ایران می‌شناسد و یا معجون افلاطونى از شرکت‌هاى متجاوز و سودجویى که حتى به ملل خود ابقا نکرده‌اند تا چه رسد به ملل شرق سودجویى خود را در صنعت

+++

نفت ایران دخالت ندهند.

منظور از ملى کردن صنعت نفت این بوده و هست که سود بازرگانى شرکت‌هاى عظیم که محرک اداره صنعت نفت نباشد. منظور این بوده که یک مؤسسه اقتصادى عظیمى مانند کنسرسیوم در پایین نگاهداشتن دستمزد و سطح زندگى ذی نفع نباشد منظور این بود که مانند شرکت سابق این مؤسسه عظیم براى ازدیاد نفع خود و براى ادامه دادن آن تا چهل سال از پیشرفت صنایع و تمدن و فرهنگ در ایران نترسد و ذی‌نفع در جلوگیرى از آن نباشد از بالا رفتن ظرفیت صنعتى ایران و از تربیت شدن کارشناس نترسد و با نیروى مادى و معنوى عظیم خود با لطایف الحیل و با وسایلى که حتى در متمدن‌ترین کشورهاى جهان به کار می‌برند سرنوشت ملت ما را مسموم نکنند و تحت تأثیر قرار ندهند. منظور از ملى کردن صنعت نفت سراسر ایران این بود که با قرار گرفتن اکتشاف و استخراج و بهره‌بردارى در دست دولت، ما مطمئن باشیم که صنعت نفت به عنوان یک سرویس اجتماعى کار می‌کند نه براى پر کردن جیب این یا آن که مضرات آن ده‌ها مقابل وجهى است که جیب این و آن را پر می‌کند. منظور از ملى کردن صنعت نفت این بود که یک مؤسسه اقتصادى عظیمى که بودجه آن اضعاف مضاعف بودجه دولت ایران است در قلمرو حاکمیت ملى ما اختیارات لازم و کافى از ایران و شرکت ملى نفت ایران به دست نیارد که با ایجاد مؤسسات عظیم و راه‌ها و راه‌آهن‌ها و فرودگاه‌هاى هواپیماها و آشیانه و دریادارى و بحر پیمایى و بنادر و اسکله و حتى خریدهاى بزرگ و پرداخت‌هاى بزرگ بتواند مختصر ارز حاصل از صنعت نفت را دوباره به کشور صاحبان صنایع بازگرداند.

بالاتر از همه اینها منظور از ملى کردن این بود که این شرکت‌ها براى ازدیاد سود بازرگانى و براى ابدى کردن آن با حیله و تزویر از قدرت‌هاى چهار دولت بزرگ براى توطئه‌هاى سیاسى سوءاستفاده نکنند و با تجربیات قرون متمادى که دارند نتوانند استقلال ملى ما را مستقیم و یا غیرمستقیم تحت نفوذ قرار دهند. آقایان، انتقال اختیارات دولت و شرکت ملى نفت به کنسرسیوم و شرکت‌هاى هلندى تمام امکان‌هایى را که شرکت سابق داشت به آنها می‌دهد و فقط اشخاص با سوء نیت و یا حسن نیت زیاد اظهار خواهند کرد که کنسرسیوم از امکان‌هایى که مانند شرکت سابق به دست آورده سوء استفاده نخواهد کرد. انتقال اختیار اکتشاف و استخراج و بهره‌بردارى به کنسرسیوم، اساس و پایه و فلسفه ملى کردن صنایع را زیر پا می‌گذارد و ملى کردن صنعت نفت را به یک قالب بدون محتوى و به یک کلمه پوچ تبدیل می‌سازد. وقتى این موجود غول‌آساى موسوم به کنسرسیوم و شرکت‌هاى تابعه‌اش این همه اختیارات و تأسیسات عظیم در ید قدرت خود دارند و ذى‌نفع در ازدیاد سود بازرگانى هستند دیگر آن فلسفه ناسیونالیزاسیون که تبدیل کردن صنعت به یک سرویس اجتماعى دولتى است به کلى از بین می‌رود. آقاى دکتر امینى و حتى خود کنسرسیوم مثل آن که بچه گول می‌زنند می‌گویند صنعت نفت ملى شده است ولى کنسرسیوم و شرکت‌هاى تابعه به عنوان مباشر از طرف ایران این عمل را انجام می‌دهند اتفاقاً در امتیاز دادن نیز این طور است آنها به عنوان مباشر امتیاز استخراج و اکتشاف و بهره‌بردارى را عمل می‌‌کنند زیرا در ایران مانند بعض از کشورهاى دیگر مخازن و منابع زیرزمینى اصولاً ملى یعنى مالکیت‌اش در دست دولت می‌باشد وقتى دولت امتیازى می‌دهد این امتیاز این معنى را نمی‌دهد که دولت مالکیت خود را از موضوع امتیاز سلب کرده است بلکه این معنى را دارد که صاحب امتیاز به عنوان مباشر، خلاصه در ضمن امتیاز دارسى و قرارداد 33 نیز نفت ایران ملى بود رزم آرا نیز با توجه به این حقیقت گفته بود من نمی‌فهمم آنهایی که می‌خواهند نفت را ملى کنند چه می‌خواهند زیرا نفت ملى است و آن که دولت امتیاز استخراج و بهره‌بردارى را به دیگران واگذار می‌کند خود دلیل ملى بودن نفت است به او جواب داده شد که منظور ملى کردن صنعت نفت است نه ملى کردن معادن زیرزمینى که در هر حال ملى می‌باشد و منظور از صنعت، اکتشاف و استخراج و بهره‌بردارى است. آقایان، من از این دولت تقاضا می‌کنم که یک مورد در تمام دنیا پیدا کند که گفته باشند صنعتى را دولت ملى کرده است ولى مجدداً آن صنعت ملى شده را شبیه این وضع حاضر و مشابه قراردادى شبیه این قراداد به سرمایه‌داران خصوصى واگذار کرده باشند (عبدالصاحب صفایی- در شوروى شده است) به شوروى می‌رسم و مال آنجا را هم بحث می‌کنم فقط یک مورد در دنیا به ما نشان بدهید که این طور عمل کرده باشند (وزیر دارایی- عرض می‌کنم.) آقااین منظور از مالکیت یک صنعت حق استفاده از آن است این منافى شأن مجلس شوارى ملى و سنا و ملت ایران است که ما را بخواهند با کلمات فریب دهنده و بگویند که اینها ملک طلق دولت ایران است و پلاکى هم به این عنوان به آنها بچسبانند ولى مطابق تعریف صریح و واضع آقاى پیشچ در نیویورک بگویند که مالک اصلى این تأسیسات مادامى که این تأسیسات قابل استفاده است حق استفاده از آن را ندارد در صورتی که قضیه را به عکس بکنند یعنى پلاک‌هایى به تأسیسات بزنیم که آنها مالک طلق کنسرسیوم است ولى حق استفاده از آنها مادامى که قابل استفاده باشند حق دولت ایران است بى‌شک از هر لحاظ به نفع ماست اقلاً محض دلخوشى و فریب حاضر نشده‌اند براى این تأسیسات اجاره‌اى حتى براى ما قائل باشند عراق پنجاه و پنجاه است تأسیسات هم مال شرکت است غرامت هم ندارد ما هم پنجاه پنجاه هستیم در صورتی که تأسیسات هم مال ماست و غرامت هم می‌پردازیم این سهم 50 و 50 مربوط به مالکیت منافع زیرزمینى نفت است که در تمام امتیازات معمول است که مالک هستیم و غرامت تأسیسات را پرداخته‌ایم با عراق و دیگر کشورهاى امتیازدهنده چه فرقى داریم؟ این فرق در آنها بدون پرداخت غرامت و جریمه 50 درصد سهم را می‌گیرند ولى ما مالک هستیم و غرامت نیز پرداخته‌ایم و هیچ گونه استفاده از مالکیت تأسیسات نمی‌بریم من نمی‌دانم جواب مطلب به این سادگى ما را چرا نمی‌دهند شاید بگویند ما در عوض شرکت ملى نفت داریم‏ که مسلوب الاختیار است و از او خلع ید شده است فایده این شرکت ملى نفت این است وظایفى را که می‌بایست شرکت نفت انجام دهد این شرکت ملى از کیسه ملت ایران وقت دیگر نصف و نصف از کیسه ملت و کنسرسیوم باید تأدیه کند یعنى وظایف و سرویس‌هایى را که سابقاً همه‌اش از لحاظ خرج به عهده شرکت سابق بود و بعد می‌بایست به عهده کنسرسیوم باشد حالا از بودجه شرکت ملى نفت پرداخت می‌شود و نصف آن تحمیل ملت ایران می‌گردد و سهم واقعى ما را خیلى بیشتر پایین می‌آورد قراردادهایى که در زمان مظفرالدین شاه بسته می‌شد از آنها نه مردم خبر داشتند و نه خود درباریان آن طوری که باید درک می‌ ولى ر حال حاضر پس از آن همه سر و صدا درباره ملى کردن و خلع یدى که نخست‌وزیر و وزیر دارایی فعلى نیز عضو آن دولت بوده‌اند و افتخار به آن کرده‌اند و می‌کنند حالا بیایند و این قرارداد را به ما پیشنهاد کند والله من هر چه فکر می‌کنم هیچ گونه نمی‌توانم توجه نمایم که بستن این قرارداد افتخارى داشته باشد من با نهایت انصاف که فکر می‌کنم می‌بینم که نسل‌هاى آینده هم از این قرارداد شرمسار خواهند بود. به نظر من بزرگترین عیب این قرارداد مربوط به جزییات موادى نیست که آن را نوعى تدوین کرده‌اند که کسى نفهمد بلکه بزرگترین عیب که تمام معایب و مضرات دیگر تابعى از آن است همان است که همه می‌فهمند و در ماده 4 با آن طول و تفصیل تسجیل گردیده و در حقیقت عمل ملى شدن را لغو کرده است. آیا براى دولت و ملت و مجلسین عیب نیست که به قول خود آقاى دکتر امینى با تاجرى بیگانه قراردادى ببندد ولى قرارداد به زبان ملتى که دولت عاقد قرارداد است رسمى نباشد. یعنى در موقع بروز اختلاف رسمى نباشد ولى قرارداد به زبان ملى آن تاجر رسمى باشد آن وقت ما را مانند بچه گول می‌زنند که هر دو رسمى است ولى موقع بروز اختلاف متن انگلیس معتبر است من نمی‌دانم آقایان که انگلیسى نمی‌دانید مثل بنده که انگلیسى نمی‌دانم (شوشترى- فارسیش را می‌دانیم) و یا با جزییات آن آشنایى ندارید چگونه می‌توانید در مجلسین قراردادى را امضای کنید که متن فارسى آن را در موقع بروز اختلاف معتبر نمی‌شناسید والله بدون اغراق من حتى از فرزندان نمی‌دانم آقاى دکتر امینى بچه دارند (وزیر دارایی- یکى بیشتر ندارم) آقاى دکتر امینى خجالت می‌کشم (وزیر دارایی- شما چرا خجالت می‌کشید؟) که این گونه قرارداد را امضا کنم نمی‌دانم خود ایشان چه طور خودمان عرضه و لیاقت نداریم بنده خودم را عرض می‌کنم جواب نسل آتیه را چه طور می‌دهیم؟

دولت و آقاى دکتر امینى پیوسته افتخار می‌کنند که گویا مشکل نفت را حل کرده‌اند من درک نکردم که چگونه حل شده زیرا در این قرارداد تمام خواسته‌هاى آنان برآورده شده این همان است که قرارداد الحاقى می‌خواست پیشنهادات بعدى هم مساعدتر بود کدام مشکل را حل کرده است آقاى دکتر امینى فقط یک چیز را حل کردند البته باید انصاف داشت آن هم مسئله عدم‌ است که تبدیل به وجود النفع شد دو سال هم بیشتر شد و عدم‌النفع منتفى گردید. اگر دولت ایران هیئت نمایندگى نداشت و شش ماه زحمت نمی‌کشید و وکالت تام‌الاختیار به کنسرسیوم می‌داد آیا تصور می‌کنید که قرارداد نامساعدتر از این به ما پیشنهاد می‌شد؟ بنده می‌ از جناب آقاى دکتر امینى تقاضا کنم که آن پیشنهاد که اول کنسرسیوم آورد آن را بیاورد به مجلس تا با این قراردادى که امضا کرده‌ مقایسه کنیم ببینیم آنها چه می‌خواستند ما چه می‌دهیم (وزیر دارایی- حالا مال هر به من را می‌دهم خدمتتان آقا.)

قرارداد هم با مفهوم ملى شدن و هم قوانین ملى شدن متناقض است:

در بحث گذشته نشان دادم که اگر به فرض محال ادعاى بی‌مورد آقاى دکتر امینى درباره خارج نشدن از چهار دیوارى قوانین ملى شدن صحیح می‌بود معذلک رویه قانون ملى کردن صنعت نفت با این قرارداد به کلى معدوم شده است. سودى که یک شرکت ملى شده می‌برد باز هم از راه‌هاى دیگر در راه منافع مردم مصرف می‌شود چون سود حاصل از یک صنعت ملى شده به جیب اداره‌کنندگان نمی‌رود و چون نقطه نظر اداره کننده صنعت ملى یک هدف ملى واجتماعى است در این گونه صنایع سعى و کوشش براى بهره‌بردارى از انسان‌ها نمی‌شود و سایر مضار امتیازات استعمارى عملى نمی‌. حالا توجه به این موضوع می‌کنیم که این قرارداد نه تنها با قوانین مختلف ملى شدن متناقض است بلکه با قوانین دیگرى نیز که سابقاً

+++

در موارد مختلف و از جمله در مورد کان لم یکن انگاشتن مقاوله نامه قوام. سادچیکف تصویب شده متناقض می‌باشد، اگر دولت و آقاى دکتر امینى واقعاً قوانین ملى شدن صنعت نفت را محترم شمرده‌اند اگر از چهاردیوارى آن قوانین خارج نشده‌اند اگر آقاى نخست‌وزیر به این ادعاى خودشان که (امتیازى به کسى داده نشده و عهدنامه‌اى تنظیم نگردیده است) واقعاً معتقدند چرا در ماده واحده سعى شده است که قوانین ملى شدن را که متناقض با این قرارداد است ملغى سازند؟ چرا در ماده واحده به طور مثبت به قوانین ملى شدن اشاره نشده اگر این آقایان صادق در گفتار خود هستند در همین ماده واحده و نحوه تقدیم این قرارداد به مجلس که منافى اصول است اقلاً تطبیق نمودن این قراداد را با قوانین ملى شدن و دو قانون منع دادن امتیاز به شرکت‌هاى بیگانه که یکى مصوب 11 آذر 1323 و دیگرى قانون مصوب 29 مهر ماه 1326 است تصریح کنند اگر در این ماده واحده گدایى تصریح نشود که قوانین ملى شدن صنعت نفت و قانون نه ماده‌اى معروف و همچنین دو قانون مذکور به اعتبار خود باقى است در این صورت خلاف مصلحت کشور انجام شده است من از تصریح بیشتر در این موضوع صرف‌نظر می‌کنم و دقت نظر آقایان را به مصالح کشور جلب می‌نمایم. من در موقع خود پیشنهاد خواهم کرد در جایى که لغو شدن قوانین متناقض با این قرارداد را پیشنهاد می‌نماید. قوانین ملى شدن صنعت نفت و دو قانون مذکور ضد امتیاز مستثنى شود. یعنى این مجلس و مجلس سنا تصریح کنند که قوانین ملى شدن به قوت خود باقى است و همچنین آن دو قانون که «دادن امتیاز و استخراج نفت کشور و مشتقات آن به خارجی‌ها و ایجاد هر نوع شرکت براى این منظور که خارجی‌ها از آن به وجهى از وجوه سهیم باشند مطلقاً ممنوع است به قوت خود باقى هستند. (دکتر بینا- اینها باقى است) من عقیده دارم که باید تصریح کرد. بنده همین جا پیشنهاد خواهم کرد که مجلس رأى بدهد که این قوانین منتفى نشود. من امید واثق دارم که آقایان این پیشنهاد را تصویب خواهید فرمود تا قوانین مربوطه به منع امتیاز به بیگانگان که اعم از شمالى و جنوبى و شرقى و غربى ممنوع شده است به قوت خود باقى بماند. براى توجه آقایان من بند ج ماده واحده مصوب 29 مهر ماه 1326 را که معروف به قانون کان لم یکن گردیده می‌خوانم- «واگذارى هر گونه امتیاز استخراج نفت کشور و مشتقات آن به خارجی‌ها و ایجاد هر نوع شرکت براى این منظور که خارجی‌ها از آن (وزیر دارایی- در آن) به وجهى از وجوه سهیم باشند مطلقاً ممنوع است.» اگر دولت و یا بعضى از آقایان بفرمایند که این قرارداد امتیاز نیست و یا «امتیاز استخراج نفت کشور و مشتقات آن به خارجی‌ها» نمی‌باشد و باز هم مدعى شوند که این قرارداد با مفهوم جمله «و ایجاد هر نوع شرکت براى این منظور که خارجی‌ها از آن به وجهى از وجوه سهیم باشند مطلقاً ممنوع است» تباین ندارد در این صورت بنده هم تقاضا می‌کنم که ملغى نشدن آن قانون و قوانین مذکور در ماده مذکور صریحاً ذکر شود. اگر معتقد هستید که مصالح کشور این قوانین را به وجود آورده و اگر معتقد هستید که قوانین ملى شدن نفت قوانینى است که باید به قوت خود باقى باشد نبایستى عملى بشود که این قوانین لغو بشود و اگر احیاناً می‌گویید که آن قوانین به مصلحت کشور نیست تشریف بیاورید اینجا بگویید که مصلحت نیست ولى شما که می‌گویید قوانین ملى شدن نفت به قوت خود باقى است نباید قراردادى که با آن منافى است به مجلس بدهید.

من در اینجا آقایان را متوجه یک مسئولیت بزرگ تاریخى می‌کنم و جلب توجه و دقت به موضوع‌هاى زیر می‌نمایم.

اولاً قانون 11 آذر 1323 که حتى مذاکره درباره امتیاز نفت به شرکت‌هاى خارجى را منع کرده و متخلف را از 3 تا 8 سال به زندان و انفصال ابد از خدمات دولتى محکوم می‌کند و ثانیاً قانون 29 مهر ماه که بند ج آن را خواندم و بند ه آن می‌گوید- «دولت مکلف است در کلیه مواردی که حقوق ملت ایران نسبت به منابع ثروت کشور اعم از منابع زیرزمینى و غیر آن مورد تضییع واقع شده است به خصوص راجع به نفت جنوب به منظور استیفاى حقوق ملى مذاکرات واقدامات لازمه را به عمل آورد و مجلس شورای ملى را از نتیجه آن مطلع سازد» ثانیاً یادآورى می‌کنم که «استیفاى حقوق ملى» از نفت جنوب در جریان نهضت ملى و قوانین به این شکل تعبیر و تفسیر شد که یک شرکت نیرومند خارجى متصدى اکتشاف و استخراج و بهره‌بردارى نگردد بلکه خود دولت مستقیماً آن را اداره کند منظور من از جلب توجه آقایان به این قوانین جریان‌ها این است که مصلحت کشور و مصالح اجتماعى موجب تصویب این قوانین شده است و موجبات به وجود آمدن آن قوانین نه تنها از بین نرفته بلکه تشدید نیز شده است و در حالی که مصلحت کشور این قوانین را به وجود آورده باید این قرارداد با آن قوانین منافى نباشد و عدم لغو شدن این قوانین و صادق بودن آنها صریحاً در ماده واحده ذکر شود.

به نظر اینجانب مفهوم و مدلول این قرارداد در شکل حاضر فرقى با امتیاز ندارد عرض کردم که بنده ثابت می‌کنم که این امتیاز است و تمام عواقب مترتب بر امتیازهاى معمول خاورمیانه بر این قرارداد هم مترتب می‌باشد در هر امتیاز یک حوزه عملیات وجود دارد ثانیاً امتیاز گیرنده مستقیماً بهره‌بردارى می‌کند، ثالثاً مدتى هم وجود دارد که تا آن مدت در حوزه عملیات بهره‌بردارى مانع لاغیر باشد، رابعاً دو طرف دارد که یک طرف آن دولت صاحب منابع و طرف دیگر یک شرکت بزرگ یا دولتى می‌باشد. در این قرارداد تمام این شرایط که همان شرایط امتیاز سابق نفت انگلیس است وجود دارد و کاملاً منطبق با شرایطى است که در کشورهاى دیگر خاورمیانه وجود دارد حوزه عملیات هم که وسیع‌تر از سابق شده است ماده 4 کلیه اختیارات دولت ایران و شرکت ملى نفت را با وضع عجیبى به شرکت واگذار کرده است که خواندن آن ماده انسان را متزلزل می‌کند که آیا این یک دولت نیرومند مجهز با تمام تجهیزات است و با یک شرکت تجارتى. اینک قسمتى از متن جز الف ماده 5: ((ایران و شرکت ملى نفت ایران تعهد می‌نماید که هیچ یک از آنها و هیچ شخص دیگرى بیر از شرکت‌هاى عامل در هیچ موقعى در تمام طول مدت این قرارداد به اجراى هیچ یک از وظایف مصرحه در بندهاى یک و دو جز الف ماده چهارم این قرارداد در ناحیه عملیات مبادرت نخواهند کرد)) شرح ماده چهار را قبلاً براى آقایان خواندم که به عقیده بعضی‌ها دولتى در داخل دولت ایران ولى آن طور که تجربه نشان داده دولتى مافوق دولت ایران بود که در قلمرو و حاکمیت خود به عملیات مذکور مبادرت نکنند چون امتیاز این عملیات به دیگران واگذار شده است در ماده 7 نیز نوشته شده- «شرکت‌هاى عامل در ناحیه عملیات خود حق استفاده مانع لاغیر را از اراضى مشروحه زیر خواهد داشت.» مانع لاغیر که خود دولت ایران و شرکت ملى هم از همان غیرها هستند یعنى انحصار و امتیاز غیر از اینها چیست؟ از طرف دیگر به قول خود آقاى دکتر امینى براى آن که موضوع عدم‌النفع منتفى شود مدت را چهل سال قرار داده‌اند که دو سال هم زیادتر از مدت امتیاز 33 باشد آن دو سال هم لابد براى جبران مدت تعطیل صنعت نفت است که از طرفى غرامت آن را 66 میلیون لیره پرداخته‌اند و از طرف دیگر دو سال تمدید فرموده‌اند. آقاى دکتر امینى در ضمن سخنرانى فرمودند «اگر رقم مورد توافق خودمان را با شرکت نفت از بابت غرامت آنچه در حکومت آقاى دکتر مصدق مطالبه می‌کردند مقایسه کنیم آن وقت معلوم می‌شود که چه پیشرفتى در موضوع پرداخت غرامت نصیب ما شده است و نسبت به ارقامى که موجب وحشت آقاى دکتر مصدق شده بود چه گذشت‌هایى صورت گرفته است»

آقاى دکتر امینى توجه نمی‌فرمایند که غرامتى را که شرکت سابق در زمان دولت گذشته مطالبه می‌کرد دو قسمت بود یک قسمت غرامت تأسیسات موجود نفت که راجع به آن اعدادى که موجب وحشت بود وجود نداشت اعدادى که موجب وحشت همه ملت ایران می‌گردید مربوط به عدم‌النفع بود یعنى با ملى شدن صنعت نفت که دولت خود شخصاً مباشر اکتشاف و استخراج و تصفیه می‌گردید شرکت سابق از نفع مالى مانده دوره امتیاز محروم می‌شد نفع او معدوم می‌شد عدم‌النفع می‌خواست ولى وقتى شما امکان دادید که کنسرسیوم شرکت سابق لاحق شود و آن نفع معدوم شده دوباره موجود شد یعنى عدم‌النفع وجودالفنع گردید دیگر آن ارقام موحش به آن شکل ظاهر نشد ولى آن ارقام موحش امروز به شکل دیگرى ظاهر می‌شود بدین معنى که جناب آقاى نخست‌وزیر فرموده‌اند که تأخیر تصویب این قرارداد روزى 4 میلیون تومان ضرر به ملت ایران دارد لابد اقلاً همین اندازه هم براى کنسرسیوم ضرر دارد و به همین مناسبت است که آنها گویا به نفت ایران احتیاج نداشتند و آن را جبران کرده بودند حالا با کمال عجله به خلاف تمام اصول حتى پیش از طرح شدن لایحه در مجلس کارشناسان‌شان را فرستاده‌اند و مشغول کار شده‌اند که از روزى 4 میلیون تومان عقب نمانند حالا شما فرض کنید که به فرض محال تا آخر قرارداد میزان استخراج همین قدر باقى بماند و کنسرسیوم روزانه 4 میلیون تومان فقط نفع ببرد اگر این رقم را در 360 ضرب کنید که عایدى سالیانه آنها معلوم بشود و آن را در 40 ضرب کنید که عایدات 40 ساله علوم شود معلوم خواهد شد آن اعداد موحش کدام‌اند و چگونه عایدات نسل امروزى و نسل‌هاى آینده حاتم بخشى شده است و اگر در نظر بگیرید که مطابق نرخ تصنعى خلیج فارس و خریدهاى کذایى که براى ما می‌کنند و پرداخت‌هایى که در خارج از ایران به حساب شرکت‌هاى عامل می‌‌کنند و به جیب خودشان می‌رود روی هم رفته نفع آنها به اندازه ما نیست بلکه اقلاً 4 مقابل ماست آن وقت این عدد نجومى را که به دست آمده ضرب در 4 بکنید تا معلوم شود اعداد موحشى که به موجب این قرارداد از ذخیره ملت ایران به جیب خارجى می‌رود چه قدر است آقایان یکى از اقوى دلایلى که نشان می‌دهد این قرارداد تجدید همان امتیاز است همین است که دیگر از ما عدم‌النفع نخواستند و به قول خود آقاى دکتر امینى چهل سال را قبول کردیم که عدم‌النفع منتفعى شود ولى ممکن است بگویند که شرکت سابق 60 درصد نفع خود را از دست داد و معدوم شد راست است که به یک معنى 60 درصد و به معنى دیگر کمتر از نصف منافع خود را از حوزه عملیات در ایران از دست داده ولى آنچه شرکت سابق از دست داده به جیب ملت ایران نمی‌رود بلکه نصیب سایر شرکت‌ها می‌گردد ولى آن شرکت‌ها مطابق یک جنتلمن آگریمنت که

+++

بین خود دارند پا توى کفش همدیگر نمی‌کنند و به همین مناسبت اولاً ششصد میلیون دلار عدم‌النفع از بابت شصت درصد به شرکت سابق می‌پردازند و آقاى دکتر امینى حق دارند که در ضمن مصاحبه فرمودند آن عدم‌النفع مربوط به ما نیست بین خودشان کنار می‌آیند اگر اصلاً نفت ایران در کار نبود آیا شرکت‌هاى آمریکایى به شرکت‌هاى انگلیسى پول می‌دادند زیرا حقى که از لحاظ امتیاز بهره‌بردارى شرکت سابق براى خود قائل است 60 درصد به آنها واگذار کرده و حق خود را گرفته و به ما مربوط نیست و ثانیاً عملاً نصف بیشتر سهام را تحت‌ او گذاشتند و ثالثاً تشکیل شرکت سوم در لندن مزایاى فراوانى خواهد داشت که به اضافه پرداختن سهم ایران به لیره مزایایى است که قیمت سهام شرکت سابق را به حداعلى ترقى داده و عدم‌النفع بالاخره پایگیر ملت ایران گردیده است که روزانه از چهار میلوین تومان براى مدت 40 سال به گفته خود جناب آقاى زاهدى محروم شده است حقیقت مسئله این طور است که حتى اگر آن جریمه کذایى ملى شدن را هم به فرض محال قابل قبول بدانیم باز تأدیه غرامت براى تأسیساتى که مادام‌العمر یعنى تا مدتى که قابل استفاده‌اند در خدمت غیر است اصلاً غیر قابل فهم است ما غرامت در صورتى می‌پردازم که ملک ما بشود و از این دستگاه به دست ما بهره‌بردارى بشود و براى خودمان ولى اگر غرامت بپردازیم و دیگران بهره‌بردارى کنند چه فایده دارد؟ آقایان این تأسیسات اصولًا جز هزینه نفت تهیه می‌شود و تا مدت ده سال استهلاک می‌شود و بالاخره موقعى که امتیاز تمام شد تماماً از آن کشور امتیاز دهنده است قبل از ملى شدن‏ صنعت نفت در ایران و همچنین در کشورهاى دیگر خاورمیانه غرامت نمی‌پردازند و تماماً از طرف امتیازدهنده است ملاحظه می‌فرمایید که ما در مقابل این تأدیه غرامت کوچک‌ترین امتیازى نسبت به کشورهایى که رسماً اصول امتیاز را پذیرفته‌اند به دست نمی‌آریم و از لحاظ پرداخت غرامت از آنها عقب هستیم.

آقاى دکتر امینى در مصاحبه‌ها و مخصوصاً در تبلیغات وسیع رادیویى براى توجیه این که اختیار اکتشاف و استخراج و تصفیه و به طور کلى بهره‌بردارى را به شرکت‌هاى بیگانه منتقل کرده‌اند مدعى شده‌اند که آنچه موسوم به قانون به نام سعادت ملت ایران است و مربوط به تفسیر ملى شدن صنعت نفت است قانون نمی‌باشد و فقط همان عبارت ساده ملى شدن صنعت نفت سراسر ایران قانونى می‌باشد اولاً باید توجه داشت تفسیر ملى شدن صنعت نفت به این عنوان که اکتشاف و استخراج و تصفیه نفت باید در دست دولت باشد بیشتر از یک بار در ضمن قوانین متعدد که توشیح شده از طرف مجلسین تأیید گردیده است ثانیاً به فرض این که این تفسیر به این شکل از طرف قانون‌گذاران تأیید نشده بود همان اصطلاح ملى شدن (صنعت نفت) همان معنى را می‌دهد. زیرا صنعت به آن وسایل و آلات و ابزار و دستگاه ادارى اطلاق می‌شود که نفت را از زیرزمین بیرون می‌آورد و مهیا و آماده براى فروش در بازار می‌سازد بنابراین وقتى صنعت نفت ملى شده یعنى باید مستقیم در دست دولت باشد این صنعت غیر از اکتشاف و استخراج و تصفیه که بهره‌بردارى است نمی‌باشد بنابراین ادعاى آقاى دکتر امینى که ملى شدن اکتشاف و استخراج و تصفیه از لحاظ قانونى تصویب نشده پوچ است و همه اینها معنى همان صنعت است که در دست دولت قرار گرفتن آن مورد تصدیق خود آقاى دکتر امینى است. وقتى صنعت نفت ملى شده یعنى باید مستقیم در دست دولت باشد این صنعت غیر از اکتشاف و استخراج و تصفیه که بهره‌بردارى است نمی‌باشد بنابراین ادعاى آقاى دکتر امینى که ملى شدن اکتشاف و استخراج و تصفیه از لحاظ قانونى تصویب نشده پوچ ست و همه اینها معنى همان صنعت است که در دست دولت قرار گرفتن آن مورد تصدیق خود آقاى دکتر امینى است.

وقتى به آقاى دکتر امینى در ضمن یک مصاحبه که شرح آن در روزنامه اتحاد ملى به تاریخ 19 مرداد ایراد شده است که صنعت جامع و به معنى اکتشاف و استخراج و بهره‌بردارى است ایشان اعتراف کرده‌اند که توجهى به آن نکرده‌اند در همان شماره اتحاد ملى این طور نوشته شده- «دکتر امینى فکرى کرد و گفت راستش را بخواهید تا به حال به این امر توجهى نکرده و دقت کاملى روى کلمه صنعت ننموده بودیم...» ولى اگر ایشان دقتى نفرموده‌اند ملى کنندگان صنعت نفت دقت کامل کرده بودند اگر آقاى دکتر امینى این قسمت از سخنرانى خود را که می‌فرمایند «ما در جریان مذاکرات از ملت رشید و قهرمان ایران و نتایج مبارزات سه سالى که در شرایط دشوار براى تحصیل استقلال اقتصادى و پاره کردن زنجیرهاى اسارت گرفته شده است الهام گرفته‌ایم و به عظمت روح آزاده مردانى که لیاقت چنین مبارزه‌اى داشته‌اند تعظیم کرده‌ایم» واقعاً عجب جملات عالی است، ای کاش معنى داشت. افسوس آرى اگر واقعاً ایشان از روى ایمان و عقیده این عبارات را بیان می‌فرمودند و از آن آزادمردان الهام می‌گرفتند، به معنى صنعت نفت توجه می‌فرمودند و تصدیق می‌کردند که واگذار کردن حق اکتشاف و استخراج و بهره‌بردارى نه تنها متناقض با قوانین ملى شدن است در عین حال مدلول و مفهوم آن را به کلى مفهوم ضدش تبدیل می‌کند. (عبدالصاحب صفایی- ممکن است بفرمایید چه قدر مانده؟) هر چه خدا بخواهد.

ثالثاً اگر این تفسیر از صنعت نفت که عبارت از اکتشاف و استخراج و تصفیه و بهره‌بردارى است و باید مستقیم در دست دولت ایران باشد به نظر ایشان قانونى نباشد و قوانین هم آن را تأیید نکرده باشند ولى این تفسیر ساده‌اى باشد که مدعى ما خود این تفسیر را رسماً و کتباً قبول کرده باشد چه لزومى دارد که وزیر دارایی ایران و رئیس هیئت نمایندگى ایران آن را قبول نکند. در زمان دولت سابق کتابى به نام استاد نفت یا گراورهایى از جلسات هیئت وزیران و غیره منتشر شده و همین گزارش‌هایی که راجع به جریان امر نفت و ملى شدن این صنعت از طرف نخست‌وزیر وقت به مجلس شوراى ملى داده شده در رسالاتى طبع و نشر شده که اسناد مهم در آن نشریه‌ها گراور شده است اینک براى جلب توجه آقایان قسمت مربوط به جلسه هیئت وزیران که فرمولى موسوم به فرمول هریمن تهیه گردیده به عرض آقایان می‌رسد. من امضاى جناب آقاى سپهبد زاهدى را نمی‌شناسم اگر آن وقت ایشان هنوز وزیر کشور بوده‌اند حتماً امضاى ایشان نیز در ذیل این صورت جلسه واحد بود بنده امضاى آقاى سپهبد زاهدى را نمی‌شناسم (وزیر دارایی- مال بنده را هم ندیدید آنجا؟) از این صورت جلسه و از گزارشى که نخست‌وزیر وقت راجع به مذاکرات و تلگراف‌ها و مراسلات که بین دولت وقت و هریمن و وزیر امور خارجه انگلستان و آقاى مدلتن و آقاى ستوکس رد و بدل شده به مجلس داده است معلوم می‌شود که دولت انگلستان و شرکت سابق نفت و آقاى کاردار سفارت انگلستان در تهران و آقاى ستوکس مهرداد سلطنتى همه اینها تفسیرى از ملى شدن صنعت نفت را که مورد تکذیب آقاى دکتر امینى است رسماً پذیرفته‌اند. اینک مختصرى از شرح آن داستان:

این یکى از اسنادى است که در آن کتاب چاپ شده:

نخست‌وزیر- روز دوشنبه 31 تیرماه 1330 جلسه مشترک هیئت وزیران و هیئت مختلط در منزل جناب آقاى دکتر مصدق نخست‌وزیر انعقاد یافت و بعد از مذاکرات مفصل تصمیمات ذیل اتخاذ گردیده که در مذاکرات امروز عصر با آقاى هریمن نماینده مخصوص حضرت جمهورى امریکا بر طبق آن عمل شود.

1- فورمولى که باید به آقاى هریمن تسلیم شود از قرار ذیل خواهد بود-

در صورتی که دولت انگلیس و ایران اصل ملى شدن صنعت نفت در ایران را به رسمیت بشناسد دولت ایران حاضر است با نمایندگان دولت انگلیس به وکالت از طرف شرکت سابق وارد مذاکره شود.

2- دولت انگلستان قبل از اعزام نمایندگان به تهران موافقت خود را از طرف شرکت سابق با اصل ملى شدن صنعت نفت رسماً اعلام نماید.

3- مقصود از اصل ملى شدن صنعت نفت پیشنهادى است که در کمیسیون مخصوص نفت مجلس شوراى ملى تصویب شده و در قانون مورخه 29 اسفند ماه 1329 تأیید گردیده است و متن آن ذیلاً درج می‌شود.- به نام سعادت ملت ایران و به منظور کمک به تأمین صلح جهان امضاکنندگان ذیل پیشنهاد می‌نماییم که صنعت نفت ایران در تمام مناطق کشور بدون استثنا ملى اعلام شود یعنى تمام عملیات اکتشافى استخراج و بهره‌بردارى در دست دولت قرار گیرد.

4- در موقع مذاکره با آقاى هریمن عین تعریف اصل ملى شدن مندرج در ماده فوق بالطاع ایشان برسد تا بعداً سوءتفاهمى در مذاکرات حاصل نشود و نیز یادداشتى را که نمایندگان شرکت سابق نفت راجع به دولت ایران داده‌اند و مورد قبول واقع نشده به اطلاع ایشان برسانند.

محل امضا هیئت وزیران و هیئت مختلط نفت

نخست‌وزیر- جلسه فوق‌العاده دولت در ساعت ده بعد از ظهر روز دوشنبه 31 تیرماه 1330 در منزل آقاى دکتر مصدق تشکیل گردیده ابتدا آقاى صالح گزارش ملاقات نمایندگان هیئت مختلط و آقاى وزیر دارایی را با مستر هریمن نماینده رئیس جمهور آمریکا توضیح داده و گفتند که متن صورت جلسه صبح که به ایشان داده شد قبول کردند که مفاد آن را به اطلاع دولت انگلستان برسانند. دوم این که دولت انگلستان قبل از اعزام نمایندگان خود قبولى اصل ملى شدن صنعت نفت در ایران را رسماً اعلام نماید. سوم آقاى هریمن اضافه کردند که «من به دولت انگلیس صورت جلسه هیئت دولت را اطلاع می‌دهم و به آنها می‌گویم که دولت ایران حاضر است راجع به طریقه اجراى قانون تا آنجا که مربوط به منافع انگلیس است وارد مذاکره شود» جمله اخیر پیشنهادى آقاى هریمن مورد موافقت دولت قرار گرفت و آقاى وزیر راه به وسیله تلفن این موافقت را به ایشان اعلام نمودند.

محل امضا هیئت وزیران هیئت مختلط نفت‏

چنانکه از این دو سند پیدا است دولت ایران فقط در صورتى آماده به قبول نمایندگان شرکت براى مذاکره درباره خرید و فروش نفت و تصفیه حساب گردیده که نمایندگان انگلستان به نمایندگى از طرف شرکت سابق با تفسیرى از ملى شدن که توسط آقاى هریمن به آنها ابلاغ شده بود راضى باشند و این تفسیر را کمیسیون تصویب و مجلس تأیید کرده و بعدها قوانین مکرر توشیح شده، نیز آن تفسیر را تأیید کرده‌اند ولى به فرض محال که این قانون بنا به فرمایش آقاى دکتر امینى قانون نباشد ولى تفسیرى باشد که دولت انگلستان و نمایندگان شرکت سابق آن تفسیر را به عنوان توضیح اصطلاح

+++

«صنعت نفت» قبول کرده باشند آیا در این صورت باز آقاى دکتر امینى آن را قبول نخواهند داشت؟ این گزارشى است که آقاى نخست‌وزیر وقت به مجلس داده‌اند و یک قسمت از آن گزارش را می‌خوانم:

صفحه 4 متن گزارش این طور ادامه دارد: «بدین جهت شب دوشنبه 7 مرداد ماه در جلسه هیئت دولت و هیئت مختلط نفت  نامه‌اى بدین مضمون ارسال گردیده دولت شاهنشاهى ایران خوشوقت است که بر طبق فورمول مورخه دوشنبه 31 تیر ماه 1330 که به جناب آقاى هریمن داده بود دولت پادشاهى انگلستان از طرف شرکت سابق نفت اصل ملى شدن صنعت نفت را در ایران به رسمیت می‌شناسد و انتظار دارد که این شناسایى رسمى به صورت علنى در معرض اطلاع عمومى گذارده شود و 3 روز بعد از آن یعنی روز جمعه 11 مرداد آقاى میدلتن کاردار خارجه حضور یافته و نامه‌اى به مضمون ذیل به آقاى وزیر امور خارجه تسلیم نمودند:

«سفارت کبراى انگلیس- تهران 11 مرداد 30 شماره 100- جناب آقاى کاظمى وزیر- بر حسب دستور دولت متبوع خود محترماً به استحضار خاطر آن جناب می‌رساند که آن دولت فورمول دولت شاهنشاهى را براى مذاکره فیما بین دولت شاهنشاهى و دولت اعلیحضرت پادشاه انگلستان به وکالت از طرف شرکت نفت انگلیس و ایران و مذاکره درباره موضوع‌هاى مربوط به منافع متقابل دولتین توسط مستر هریمن دریافت نموده است.

2- دولت اعلیحضرت پادشاه انگلستان مایل است فورمول مزبور را مورد استفاده قرار داده و حاضر است طبق آن فورمول مذاکره نماید…

3- دولت اعلیحضرت پادشاه انگلستان از طرف خود و از طرف شرکت اصل ملى شدن صنعت نفت را در ایران قبول می‌نماید.

موقع را مغتنم شمرده احترامات فائقه خود را تجدید می‌نماید.             جى. اچ. میدلتن.

در صفحه هشت سند مذکور نخست‌وزیر وقت گزارش خود را به مجلس شورای ملى این طور خاتمه می‌دهد- این بود جریان اقداماتى که از بدو ورود مسترهریمن تا به امروز درباره رفع اختلافات مربوط به ملى شدن صنعت نفت در ایران صورت گرفته. اینجانب وظیفه خود می‌دانم در این موقع و در این مجلس از زحمات و مساعى مجدانه ایشان در این باره صمیمانه اظهار تشکر کنم زیرا حداقل نتیجه‌اى که تاکنون از کوشش‌هاى ایشان گرفته شده این است که بر اثر مذاکرات دولتین دعواى 42 سال امتیاز معادن نفت جنوب که ده سال آن مربوط به آخر مدت قرارداد دارسى تا سال 1961 و 32 سال دیگر در نتیجه تمدید قرارداد مزبور تا 1993 است به کلى خاتمه یافته امیدوارم مساعى ایشان به نتیجه برسد و با حسن نیت طرفین کلیه اشکالات موجود بر اساس حق مشورع ایران حل شود.» نخست‌وزیر وقت در جلسه 20 مرداد 1330 در ضمن گزارش خود جریان مذاکرات با هیئت نمایندگى انگلستان را به ریاست آقاى ستوکس مهرداد سلطنتى این طور بیان کرده است- «مهرداد سلطنتى بدواً از دولت ایران نسبت به حسن استقبال و پذیرایى صمیمانه‌اى که در موقع ورود هیئت نمایندگى به تهران از ایشان و سایر اعضا هیئت شده بود تشکر نموده ... مستر ستوکس وارد جهات و دلایل آمدن هیئت نمایندگى انگلستان به ایران گردید و چنین گفت: غرض ما از آمدن به ایران افتتاح باب مذاکرات به وکالت از طرف شرکت نفت طبق فورمولى که به وسیله آقاى هریمن به وکالت از طرف دولت شاهنشاهى ایران تسلیم دولت پادشاهى انگلستان گردیده می‌باشد به طوری که دولت پادشاهى انگلستان از این فورمول استنباط کرده است اصل ملى شدن صنعت نفت را طبق قانون مورخ بیستم مارس 1951 به رسمیت می‌شناسد که مفاد آن به شرح ذیل است.

کلیه عملیات اکتشافى و استخراج و بهره‌بردارى از منابع نفت ایران بایستى تحت اختیار دولت شاهنشاهى ایران بوده باشد ... اسناد و مدارک مربوط به این که نمایندگان رسمى دولت انگلستان اعم از مأمورین سفارت و هیئت اعزامى و غیره اصل ملى شدن را مطابق فورمول هریمن و تصریح به این که تفسیر راجع به اکتشاف و استخراج و تصفیه در دست دولت باشد رسمى می‌شناسند. در صفحات 373 تا 376 کتاب ((اسناد نفت)) منتشره از طرف اداره کل تبلیغات و انتشارات گردیده و اسناد رسمى نیز گراور گردیده است. حالا 5 دقیقه تنفس مرحمت بفرمایید.

رئیس- نه خیر، هنوز چیزى نگذشته، اقلاً 3 ساعت بگذرد و بعد از 3 ساعت تنفس می‌دهم (عبدالصاحب صفایی- اصل نطق باید یک ساعت باشد) آقاى صفایی ساکت باشید. آقاى درخشش بفرمایید یک وقت یک مطالب مهمى براى کشور پیش می‌آید که لازم است اگر بیست و چهار ساعت هم شد طول بکشد. ابراز خستگى کردن بی‌مورد است، بفرمایید (صحیح است).

شوشترى- ما مى‌نشینیم.

درخشش- تناقض این قراردادها تنها با قوانین مذکور نیست صرف‌نظر از این که با قانون 9 ماده در جایی که ملى شدن صنعت نفت ایران را تصریح می‌کند منافات دارد و صنعت همان اکتشاف و استخراج و تصفیه و بهره‌بردارى است این قرارداد با اساسنامه شرکت ملى نفت که به شکل قانون توشیح شده‌اى درآمده و لااقل در زمان مذاکره هیئت نمایندگى و امضاى قرارداد قانون بوده است و هنوز هم لغو نگردیده متناقض می‌باشد باید توجه داشت آقاى بیات به موجب همین اساسنامه مدیر عامل شرکت ملى نفت بوده‌اند و به همین عنوان و با تکیه به همین اساسنامه قانونى در هیئت نمایندگى ایران شرکت فرموده‌اند ولى متأسفانه یا امضا موافقت با این قرارداد اساسنامه شرکت ملى نفت را قبل از لغو شدن زیر پا گذارده‌اند ماده اول اساسنامه شرکت ملى نفت این طور است.

(ماده 1- نظر به قانون مصوب 9 اردیبهشت 1330 شرکتى به نام شرکت ملى نفت ایران براى اکتشاف و استخراج و بهره‌بردارى از قبیل تصفیه و حمل و نقل و صدور و پخش نفت و مشتقات آن تأسیس می‌گردد و داراى شخصیت حقوقى است و مدت عملیات شرکت نامحدود است.

(ماده 2- کلیه عملیات شرکت باید با رعایت اصل ملى شدن صنعت نفت و به هیچ وجه مخالف با این اصل نباشد...

چنانچه ملاحظه می‌فرمایید این قانون یکى از قوانین ملى شدن صنعت نفت است که دولت روى آن عمل می‌کرده و آقاى بیات با تکیه به آن مدیر عامل شناخته شده ماده اول آن ملى شدن صنعت نفت را همان اکتشاف و استخراج و بهره‌بردارى از قبیل تصفیه و یره معرفى می‌کند ماده دوم آن هر عمل منافى با اصل ملى شدن را منع می‌کند ولى مدیر عامل همین شرکت علیرغم این منع قانونى اختیاراتى را که حق تفویض منع قانونى اختیاراتى را که حق تفویض به دیگرى ندارد به عنوان مدیر عامل شرکت به یک شرکت بیگانه و به شرکتى که از او خلع ید شده دوباره تفویض می‌کند. مواد 3 و 4 قانون ماده دولت را مکلف می‌کند که با نظارت هیئت مختلط به مطالبات و دعاوى حقه شرکت و دعاوى حقه دولت رسیدگى کند در صورتى که حتى به این تکلیف هم دولت در عقد قرارداد عمل نکرده است.

غرامت و 66 میلیون لیره عدم نفع سه ساله و مسئولیت تعطیل شدن صنعت نفت ایران:

راجع به مقدار غرامتی که در مقابل تأسیسات موجود نفت تأدیه بشود من به عکس بعضى از آقایان ایرادى اصولاً ندارم و عقیده دارم که این غرامت با در نظر گرفتن دعاوى حقه ایران باید پرداخت شود راجع به این که قیمت‌هاى استهلاک شده قسمتى از تأسیسات دوباره پرداخت می‌شود ممکن است صحیح باشد ولى مهمترین مسئله براى ما زیاد و یا کم بودن غرامت تأسیسات نیست که در هر حال باید پرداخته شود ولى مهمترین مسئله این است که با پرداخت این غرامت ما مالک تأسیسات هستیم و آن طور که حضور آقایان عرض کردم از مالکیت خودمان با مقایسه نسبت به شرکت‌هایی که رسماً در خاورمیانه صاحب امتیازند هیچ نوع استفاده نمی‌کنیم و بنا به گفته صریح آقاى پیچ به منزله صاحب اتومبیلى می‌مانیم که قیمت آن را ما می‌پردازیم ولى حق استفاده از آن مادام‌العمر و مادامى که قابل استفاده است به کنسرسیوم منتقل می‌شود سهم 50 و 50 حق مالکیت صنعت نفت و یا تأسیسات نفت نیست حق مالکیت منابع نفت است که در موارد دادن امتیاز نیز از آن بهره‌مند می‌شدیم و دیگران نیز همان اندازه بهره‌مند می‌شوند بدون آن که غرامت تأسیسات نفت را بپردازند.

مسئله مهم دیگر عدم‌النفعى است که براى مدت سه سال قائل شده‌اند آقاى دکتر امینى بارها گفته‌اند که از جمله در تاریخ 16- 5- 33 در اطلاعات درج شده است:

«شرکت سابق نفت مجبور شد که از خارج نفت بخرد و در لندن تصفیه کند و ببرد در بازارهاى استرالیا و سایر کشورها توزیع کند بدین ترتیب مبالغ زیادى خسارت دیدند» آقاى دکتر امینى در جواب این که چرا آنها حاضر نشدند رسید بدهند و نفت از آبادان ببرند این طور جواب داده‌اند:

«علتش این بود که آنها حاضر شدند دادن رسید را قبول کنند منتهى با شرط محفوظ بودن حقوق طرفین که آقاى دکتر مصدق این شرط را قبول نکرد بنابراین شکى نیست که از ملى شدن نفت خساراتى به آنها وارد آمد» وزیر دارایی ایران و رئیس هیئت نمایندگى ایران می‌فرمایند شکى نیست که از ملى شدن صنعت نفت خساراتى به ایشان وارد آید و باید آن را جبران کنیم جمله‌ای است که آقاى وزیر دارایی فرمودند (وزیر دارایی- مرد منصفى هستم آقا)

آقایان البته از ملى شدن صنعت نفت بنا بود خسارتى به شرکت سابق وارد آید. یعنى خسارتى که تا امروز به ملت ایران وارد می‌آمد بنا بود جبران شود و خسارتى را که ایرن در نتیجه عملیات شرکت می‌برد نبرد. ولى اگر شرکت سابق نتوانسته در مقابل تعهدات خود نفت بدهد این تقصیر ایران نبوده نتیجه تعهد خود آنها براى تعطیل کردن صنعت نفت ایران بوده زیرا آنها نمی‌خواستند ملى شدن نفت را به رسمیت بشناسند آنها براى خود از نفت ملى شده حقى قائل بودند در صورتی که دولت ایران نفت را ملى می‌دانست و براى آنها فقط حق غرامت قائل بوده که تکلیف آن را هم قانون نه ماده‌اى تعیین کرده بود. در هر حال اگر ایران در نفتى که پس از ملى شدن از ایران می‌بایست صادر شود براى شرکت سابق حقى

+++

قائل نبود حق داشت زیرا تمام محاکم سیاسى و قضایى و بین‌المللى هم حق را به ایران دادند و در نفت ملى شده ایران حقى براى شرکت سابق قائل نشدند در صورتی که دیوان دادگسترى لاهه و دیوان‌هاى دادگسترى پاپون و ایتالیا و غیره براى شرکت سابق حقی در نفت ایران قائل نشدند آیا تعجب ندارد که وزیر دارایی ایران و رئیس هیئت نمایندگى ایران که بنا به اعلام رسمى خودشان وکیل مدافع شرکت نفت نیز نمی‌باشند براى آنها حقى قائل شوند وقتى که نفت ایران ملى شد و متعلق به دولت ایران شد ممکن است فرانسه هم بگوید من از ملى شدن نفت شما خسارت دیدم وقتى نفت متعلق به ماست و مربوط به ماست به ما چه که انگلیس خسارت می‌برد یا نمی‌برد (وزیر دارایی- قراردادش را از بین بردید، عجب استدلالى) و به مناسبت استنکاف دولت ایران از نوشتن این حق در رسید نفتى که صادر می‌ 66 میلیون بپردازند؟ حتى خود انگلیسی‌ها هم در دولت گذشته به این حق بالاخره عملاً تسلیم شدند و تقاضاهى مکرر ایشان براى ارجاع به حکمیت و همچنین در مورد به رسمیت شناختن اصل ملى شدن صنعت نفت و تفسیرى که آقاى استوکس از آن کرد و به خصوص تقاضاى ارجاع به حکمیت در پیشنهاد ترومن چرچیل با حفظ وضع حقوقى قبل از ملى شدن صنعت نفت مؤید این نظریه است که پس از ملى شدن حتى خود انگلیسی‌ها هم بالاخره حقى براى خود در نفت صادر شده از ایران قائل نبودند.

آقایان این شرکت سابق با ما نوعى حرف می‌زند و معامله می‌کند بنا به مثل معروف مثل این که در محله کوران هستیم این آقایان می‌گویند ما نفت را از عراق بردیم در لندن تصفیه کردیم به استرالیا بردیم و ضرر کردیم و دولت ایران باید این ضرر را جبران کند از طرف دیگر می‌گویند ما نفت ایران را جبران کرده‌ایم دیگر احتیاجى به آن نداریم و محض رضاى خدا و دنیاى آزاد و براى نجات دادن ایران از شر کمونیسم مجدداً در جنوب ایران مستقر می‌شویم خوب حالا شما اگر نفت ایران نبود نمی‌بایست نفت را ببرید در لندن و یا در امریکا تصفیه کرده و به استرالیا بفروشید آیا شما از فروش نفت به استرالیا صرف‌نظر کرده‌اید وانگهى خوب توجه فرمایید از این آقایان باید سؤال کرد شما نفت را در استرلیا به قیمت خلیج‌فارس به اضافه مخارج حمل و نقل می‌فروشید؟ و یا به قیمت خلیج مکزیک به اضافه مخارج حمل و نقل بنابراین شما در فروش نفت به استرالیا هرگز ضرر نمی‌کردید ولى از نفع آن نرخ تصنعى خلیج‌فارس محروم شده‌اید و محرومیت شما از نرخ تصنعى خلیج‌فارس هم تقصیر خود شما بود که نفت ایران را نفت دزدیده شده اعلام کردید و علیرغم اصرار دولت ایران حاضر نشدید که کارشناسان خارجى را به عنوان کامندان شرکت ملى ابقا کنید و حاضر نشدید رسید داده و نفت ببرید ایران را محاصره اقتصادى کردید اعتبارات ایران را راکد ساختید اموال و اجناس خریدارى شده و پرداخت شده دولت ایران و بازرگانان ایرانى را ضبط کردید و خسارات هنگفت به دولت ایران وارد کردید که مجموع آن خسارات را آقاى دکتر امینى فقط به سى میلیون لیره تخمین زده‌اند به اضافه تعطیل شدن صنعت نفت ایران! اینک شمه‌اى از اسناد و مدارک مربوط به این که  تعطیل شدن صنعت نفت نتیجه کارشکنى دولت انگلستان و شرکت سابق بوده است:

در 8 تیر ماه 1330 وزیر امور خارجه انگلستان پیامى به نخست‌وزیر وقت ایران آقاى دکتر مصدق فرستاده است که در صفحه 251 کتاب اسناد نفت درج است جمله ذیل از پیام وزیر خارجه انگلستان نشان می‌دهد که چرا صنعت ملى نفت تعطیل شد و معلوم می‌دارد که مسئول آن که شرکت سابق نتواند به تعهدات خود آن طوری که عمل کند که بود وزیر خارجه انگلستان در پیام خود از جمله می‌نویسد- «بنابراین شرکت نمی‌تواند قبول کند که ناخدایان کشتی‌هاى نفتکش که به وسیله آنها نفت مزبور حمل می‌شود مجبور به امضاى رسیدى گردند که مفاد آن تصدیق مالکیت نفت به غیر این ترتیب باشد ...) آقاى دکتر امینى توجه فرمایند که بنا به گفته وزیر خارجه بریتانیا قائل شدن حقى در بارنامه نفت براى انگلستان انکار مالکیت آن نفت از طرف شرکت ملى نفت بود و باعث نفى ملى شدن صنعت نفت می‌گردید همان حق مالکیت که بالاخره مورد تصدیق مجامع قضایى و سیاسى بین‌المللى به نفع ایران گردید. دولت و ملت ایران نهایت سعى و کوشش خود را کردند که در عین ملى شدن صنعت نفت و خلع ید از شرکت سابق جریان صنعت نفت ادامه داشته باشد. هم ملت ایران از فواید آن بهره‌مند شود و هم صنایع کشورهاى غربى از نفت محروم نگردند این لجاجت و تحریکات شرکت سابق بود که از باقیماندن کارشناسان جلوگیرى کرد و از تحویل گرفتن نفت خوددارى نمود اینک شمه‌اى از اسناد مربوطه که از کتاب اسناد نفت منتشره از طرف اداره کل تبلیغات نقل می‌شود در تاریخ 20/3/30 در نخستین اعلامیه هیئت مدیره موقت شرکت ملى نفت این طور نوشته شد- «هیئت مدیره موقت .... لازم می‌داند ماده 4 تصویب‌نامه دولت را .... به اطلاع برساند. کارشناسان و کارمندان و کارگران ایرانى و خارجى شرکت سابق نفت کماکان به خدمت خود باقى و مستخدم شرکت ملى نفت می‌باشند.». در صفحه 142 کتاب اسناد نفت اعلامیه دیگر هیئت مدیره موقت درج است که جملات زیر از آن استخراج می‌شود:

«به موجب امر دولت به کلیه کارمندان ایرانى و خارجى شرکت سابق ابلاغ می‌شود... که مستخدم شرکت ملى نفت شناخته می‌شوند کلیه حقوق و مزایا و حقوق بازنشستگى آنها عیناً مانند سابق از طرف شرکت ملى نفت پرداخته می‌شود.

«2- با این که از طرف هیئت مدیره شرکت ملى نفت ایران هیچ گونه ممانعتى براى صدور مواد نفتى نمی‌شود و فقط اخذ رسید از کشتی‌هایی که نفت تحویل می‌گیرند مطالبه شده است کشتی‌ها از دادن رسید امتناع می‌کنند. جناب آقاى دکتر امینى توجه بفرمایید.

« ... دیروز کشتی‌ها می‌خواستند ذیل قبض این عبارت مضحک را قید کنند که «قبض رسید به هیچ وجه دلالت بر ملى شدن نفت ایران و به رسمیت شناختن شرکت ملى نفت ایران نمی‌کند‌. (وزیر دارایی- به من چه آقا) جنابعالى فرمودید (وزیر دارایی: بنده از قول دکتر مصدق و همکاران‌ گفتم امضا نکنند) و تحویل گیرنده تعهدی برای پرداخت نفت تحویل شده ندارد» ... در عین حال اکیداً دستور داده شده است که از جریان نفت و تحویل دادن به هیچ وجه جلوگیرى نشود ... »

هیئت مدیره موقت شرکت ملى نفت ایران رسید بارگیرى از طرف شرکت ملى نفت به این مضمون تهیه شده بود.

رسید بارگیرى، شرکت ملى نفت ایران، تاریخ، شماره .... رسید بارگیرى فرآورده‌هاى نفتى، اینجانب ناخداى کشتى .... داراى شناسنامه شماره .... به موجب بارنامه شماره .... تن تحویل مقصد .... بندر ... بارگیرى کردم امضا .... » این نمونه بارنامه‌اى بود که شرکت ملى نفت ایران چاپ کرده بود براى این که اگر بخواهند نفت ایرن را ببرند این بارنامه را پر کنند و زیرش را امضا کنند.

ولى شرکت سابق تحریکات می‌ و شایعات دروغ براى مشوب ساختن اذهان کارمندان خارجى و داخلى پخش می‌کرد و براى خاتمه دادن به این تبلیغات گمراه کننده نخست‌وزیر وقت پیامى به کارگران و کارمندان خارجى مناطق نفت‌خیز فرستاد که اینک چند سطر از آن پیام:

«آقایان محترم از تاریخى که ... دولت و ملت ایران با تمام علاقه مایل بوده‌اند از کلیه کارشناسان و کارمندان و کارگران خارجى که .... به خدمت مشغولند کما فى السابق استفاده کامل به عمل آید و استخدام آنان با همان حقوق و مزایا و حقوق تقاعد ادامه یابد و وسایل هر گونه تشویق آنان فراهم گردد تا آنان بتوانند با رفاه و اطمینان عمل بهره‌بردراى نفت را که براى دولت غربى و خود ایران اهمیت حیاتى دارد حتى بهتر از سابق ادامه دهند با کمال تأسف شنیده می‌شود که صحبت استعفاى دسته جمعى پیش آمده در صورتى که هیچ گونه مجوزى براى این کار نیست و چنین اقداماتى  براى دول مصرف کننده نفت ایران هم متضمن ضرر هنگفت خواهد آقایان بدانند که برخلاف شایعات تحریک‌آمیز هیچ گونه نگرانى نسبت به مال و جن و رفاه و آسایش شماها قابل تصور نیست.»

بنابراین مسئول دولت انگلیس است نه ملت ایران، مسئول آنها هستند و بنابراین دولت ایران نه تنها دینارى نباید بدهد بلکه خساراتش را هم باید پس بگیرد (احسنت) (دکتر بینا- این قسمت کارشناسان را بنده استفاده کرده بودم ایشان گفتند) (شمس قنات‌آبادى- جناب رئیس پنج شش دقیقه تنفس بدهید.)

رئیس- در ساعت معین خودم نیم ساعت تنفس می‌دهم، بفرمایید (عبدالصاحب صفایی- در ساعت 9 تنفس مرحمت کنید.)

درخشش- وقتى صحبت از خسارات وارده از بابت تعطیل شدن صنعت نفت ایران می‌شود و مادامى که این تبلیغات متوجه گذشته است آقاى دکتر امینى و رادیو دولتى از مبالغ هنگفت و هزار و پانصد میلیون دلار بحث می‌کنند آقا این در آن که دولت گذشته فرصت مناسبى را از دست داد و در نتیجه عدم توجه به حقایق اوضاع باعث شد که ما امروز دچار این قرارداد گردیم جناب آقاى شوشترى ترجمه‌ها را گوش کنید (شوشترى- تکلیف براى بنده معین نفرمایید شما فارسی‌هایتان را صحیح بخوانید) صحبت کردم ولى نباید مصالح کشور را فداى تبلیغات کنیم. دولت گذشته تا حدى که مربوط به نفت است از لحاظ آن که واقع بینانه به یکى از راه‌حل‌هایى که در اواخر پیشنهاد شده بود توجه نکرد قابل انتقاد است ولى این دولت ایران نبود که باعث تعطیل شدن صنعت نفت ایران گردید اگر ما ملى شدن صنعت را افتخارى می‌دانیم باید بپذیریم که خلع ید لازم بود ولى این شرکت سابق بود که با لجاجت نخواست اصل ملى شدن را قبول کند و براى این که ایران را به زانو درآرد با بهانه‌گیرى صنعت نفت را تعطیل کرد و خسارات هنگفتى به دولت ایران وارد آورد که آقاى دکتر امینى با کمال تأسف تمام آن را به سى میلیون لیره تخمین زده‌اند صحیح است که تراست‌هاى نفت خیلى نیرومند هستند ولى بالاخره امکان پیدا کردن مشترى براى نفت وجود داشت این شرکت سابق نفت بود که به کمک شرکت‌هاى آمریکایى و غیره که هم اکنون عضو کنسرسیوم می‌باشند با تحریم نفت ایران و محاصره دریایى خسارات هنگفت به ما زد براى آن که آقایان توجه فرمایند که اگر کارشکنی‌هاى تراست‌هاى نفت نبود و دولت سابق هم با سرسختى کار را عقب نمی‌انداخت امکان فروش نفت حتى به شرکت‌هاى آزاد

+++

به قدر کافى وجود داشت (محمدعلى مسعودى- همین شرکت‌هاى آزاد بودند که این بلا را به سر ایران آوردند) استناد به گفته آقاى ماکى کى معاون سابق وزارت خارجه امریکا می‌کنم که در زمان طرح دعواى ایران در شوراى امنیت که در حضور آقایان نمازى، متین دفترى، بیات صالح، آقاى دکتر محمد مصدق و دیگر اعضاى مسبوق ایران اظهار داشته است. اینک عین اظهار ایشان: «دولت ایران خواهد توانست 950 هزار بارل در روز یعنى دوازده میلیون تن در سال به شرکت‌هاى آزاد بفروشد ولى بیشتر از آن مشکلاتى را در بر خواهد داشت.» (داراب- شرایط آن روز با امروز فرق داشت) هیچ چیزى نیست که از بین رفته باشد. در نتیجه تشریک مساعى شرکت سابق و شرکت‌هاى بزرگ نفت امریکا که حالا عضو کنسرسیوم رسمى هستند و در آن روزها کنسرسیوم ثبت نشده در تمام جهان بودند نه تنها ایران متضرر شد بلکه آنها به مصرف کنندگان اروپا و امریکا نیز خساراتى وارد آوردند که در زمان مستر ترومن بنا بود به این عنوان تعقیب و مجازات شوند ولى در نتیجه تغییر حکومت در امریکا شرکت‌هایى که به کمک شرکت سابق توطئه براى تعطیل شدن صنعت نفت ایران و جبران آن از نقاط دیگر دنیا شده و علاوه بر این خساراتى به مصرف کنندگان امریکایى وارد کرده و بودند مجازات نشدند بلکه بالعکس آنها برخلاف قانون ضد تراست امریکا مجاز به تشکیل کنسرسیوم در باره نفت ایران گردیدند.

آقایان یک توجه سطحى به این مسئله که چرا در امریکا قانون ضد تراست وجود دارد و معنى آزاد گذاردن آنها براى تشکیل کنسرسیوم فقط درباره نفت ایران چیست ما را به حقیقت  قرارداد حاضر آشنا می‌سازد سوءاستفاده تراست‌هاى نفت از مصرف‌کننده و از تولیدکنندگان جز به اندازه‌اى جرم مشهود بود که دولت سرمایه‌دارى امریکا نیز نتوانست آن را تحمل کند و این اضرار مصرف کننده و تولید کنندگان جز را خلاف قانون اعلام کردند ولى دولت امریکا اجازه داد این «شرکت بى‌نظیر» براى اضرار تولید کنندگان نفت ایران به وجود آید. تشکیل شدن رسمى کنسرسیوم براى استخراج و اکتشاف و بهره‌بردارى از نفت ایران به عنوان مجاز گذاردن رسمى استثمار بى‌رویه در تاریخ باقى خواهد ماند. این قرارداد به طور خلاصه تمام دعاوى حقه ایران را تا امروز به طور چکى مصالحه می‌کند واز بین می‌برد من به طور اختصار اصول دعاوى ایران را که رئیس هیئت نمایندگى چکى معامله فرموده‌اند براى یادآورى می‌شمارم:

1- سهم منافع ایران بابت تفاوت قیمت نفتى که به قیمت تمام شده به طور محرمانه به دریادارى انگلستان فروخته شده که مقدار آن را آقاى مکى در سخنرانى خود در مجلس براى مدت امتیاز جدید با ذکر اسناد و ارقام یک صد و بیست میلیون تعیین کرده است.

2- سهم ایران در شرکت‌هاى تابعه و مؤسسات خارج از ایران و حساب استهلاک‌ها و ذخیره‌ که قیمت 37 مؤسسه بزرگ آن در بدترین زمان یک میلیارد لیره تقویم شده است که در شرایط حاضر بى‌شک خیلى بالا رفته است و 20 درصد آن حقاً سهم ملت ایران است.

3- بهاى نفتى که از تاریخ ملى شدن صنعت نفت 29 اسفند 1329 تا خلع ید 29 خرداد 30 توسط شرکت سابق از ایران صادر شده به اضافه نفتى که کشتی‌ها بدون دادن رسید قاچاق کردند.

4- 49 میلیون لیره که در ترازنامه 1950 شرکت سابق بابت طلب ایران موجود بود علاوه بر اینها امروز در مخزن‌هاى آبادان 1500000 تن نفت تصفیه شده موجود است که توسط ایرانی‌ها و به خرج شرکت ملى نفت تصفیه گردیده.

5- مطالبات دولت بابت حقوق گمرکى و مالیات که از شرکت سابق طلب دارد.

6- طلب ایران بابت تفاوت قیمت واقعى طلا در بازار لندن و نرخ رسمى توضیح آن که شرکت سابق برخلاف نص صریح بند 5 از ماده دهم قرارداد تحمیلى 1933 به جاى آن که حقوق متعلق به دولت ایران را در صورت تنزل بهاى لیره بر اساسا قیمت طلا در بازار لندن بپردازد نرخ مصنوعى و رسمى را اساس محاسبه قرارداده و از این لحاظ هم حق ایران را ضایع نموده.

7- خسارت سه ساله محاصره اقتصادى و ممانعت از فروش و صدور نفت ایران و لغو یک جانبه قرارداد بانکى و ضبط اموال خریدارى شده از طرف دولت و امثال آنها در حاکمیت ملى با اشاره به قانون نفت ترکیه که در 1954 گذشته است بحث می‌کنم. این قانون نفت ترکیه را آن قسمتش را که لازم بوده در اینجا نوشته‌ام و در 1954 قراردادى بستند و قانونى را که گذراندند و قراردادهایى با شرکت‌هایى که با ما معامله کردند. ملاحظه بفرمایید به چه طرز. استدعا می‌کنم توجه بفرمایید.

ترکیه یکى از کشورهایى است که با وجود کوشش‌هاى زیاد تا به حال منابع نفتى مهمى در آن کشور پیدا نشده و با آن که در حال حاضر مقادیر کمى نفت در حدود 28000 تن در سال استخراج می‌کند ولى این مقدار کفاف مصرف روزافزون داخلى آن را نمی‌دهد تا چه رسد به صادرات و ترکیه مجبور است هر ساله مبالغ زیادى ارز براى خرید و واردات نفت از خارجه مصرف نماید به منظور تشویق سرمایه‌داران خارجى جهت توسعه منابع نفتى ترکیه در تاریخ 7 مارس 1954 قانونى از مجلس آن کشور گذشت که در واقع تقلید از قانون نفت کشور اسرائیل بود. طرح این قانون به کمک دو نفر مشاور امریکایى تهیه شد و همه محافل نفتى جهان قانون مزبور را با نظر بسیار مساعد تلقى کردند.

شرح تمام جزییات قانون ترکیه در اینجا مورد ندارد و قسمت‌هایى از آن که از لحاظ آقایان محترم خواهد گذشت جالب توجه می‌باشد.

کشور ترکیه به 9 منطقه نفتى تقسیم شده و در داخل یکى از این مناطق پروانه اکتشاف براى حداکثر مدت شش سال و منت‌ها در هشت ناحیه که مساحت هر یک نباید از پنجاه هزار هکتار تجاوز نماید اعطا می‌شود. پس از کشف منابع نفتى اجازه بهره‌بردراى براى حداکثر 25000 هکتار داده می‌شود. حق‌الامتیاز 5 ر 12 درصد است و ظاهراً نظر تدوین کنندگان لایحه این بوده که این حق الامتیاز به اضافه مالیات‌هاى دولت ترکیه جمعاً از پنجاه درصد منافع تجاوز نکند ولى یک ماده از طرح که این شرط در آن تصریح شده بود به علت این که با حق حاکمیت و آزادى دولت در وضع مالیات که از حقوق مسلم در کشور مستقلى می‌باشد منافات داشت مورد مخالفت شدید پارلمان ترکیه قرار گرفت و از لایحه حذف گردید. در نتیجه دولت ترکیه حق دارد در آینده هر مقدار مالیات و یا هر نوع مالیاتى را که صلاح بداند بر کمپانی‌هاى نفت تحمیل کند و سهم خود را تا هر قدر بخواهد بالا ببرد.

در طرح اولیه لایحه پیش‌بینى شده بود که حقوق اعطا شده به موجب این قانون در حکم یک قرارداد بین دولت ترکیه و شرکت خارجى است و در واقع به این ترتیب خواسته بودند از تفسیر و تغییر یک جانبه آن از طرف دولت ممانعت به عمل آورند این ماده لایحه نیز به علت آن که ناقض حق حاکمیت ترکیه بود از طرف پارلمان رد شد.

در قانون نفت ترکیه هیچ گونه اشاره‌‌اى به موضوع ارجاع به حکمیت مراجع بین‌المللى در صورت بروز اختلاف بین دولت و شرکت‌هاى نفتى خارجى نشده است زیرا در دعاوى بین دولت و یک شرکت خارجى مرجع قانونى مقامات رسمى کشور است براى نظارت در اجراى قاون نفت یک اداره نفت مرکب از اشخاص فنى و حقوقى تشکیل شده است. از وظایف این اداره اعطاى پروانه اکتشاف، اجازه براى بهره‌بردارى گواهى نامه براى کشیدن لوله نفت و ایجاد تأسیسات مربوطه است. اداره مزبور در حدود قانون نفت اختیارات کامل دارد ولى شرکت‌هاى نفت در صورتی که از تصمیمات این ادراه و یا از تغییر مقررات نفتى در آتیه شکایتى داشته باشند می‌توانند به وزیر صنایع یا شوراى دولتى (که در حکم دیوان تمیز است) استیناف بدهند.

به موجب قانون جدید کلیه شرکت‌هاى نفت که دولت‌هاى خارجى در آن سهیم یا به نحوى از انحا ذی‌نفع باشند (از جمله شرکت نفت انگلیس و ایران، شرکت نفت فرانسه، شرکت نفت ایتالیا و شورى) از دریافت پروانه و اجازه بهره‌بردارى در ترکیه محروم می‌شوند با وجود آن که طبق تحقیقاتی که تا به حال به عمل آمده کشور ترکیه استعداد زیادی براى نفت ندارد و با آن که ریسک و خطر سرمایه زیاد است در یک کشورى که نفت ندارد و سرمایه خیلى زیادى باید به کار بیندازند و صنعت نفت باید از هیچ به وجود آید معهذا به موجب قانون نفت دولت ترکیه آزادى عمل کامل خود را در مورد مالیات، رسیدگى به دعاوى شرکت‌هاى نفت و سایر مور حفظ کرده است و با این حال قانون مزبور مورد توجه و علاقه زیاد محافل نفتى واقع شده و در این مدت کوتاه چندین شرکت خارجى از جمله رویال دوچ شل سوکونى واکیوم و غیره براى اخذ پروانه هجوم آورده‌اند با این قانون که در 1954 تصویب شده با این که در آنجا نفت نایاب است با این حال این شرکت‌ها هجوم آوردند و قرارداد بستند (وزیر دارایی- عاشق ترکیه‌اند) عاشق ترکیه نیستند خیلى معذرت می‌خواهم سیاست مداران‌شان تسلیم نمی‌شوند.

در ماده 28 این قرارداد که خیلى مبهم نیز می‌باشد ولى به طور وضوح تعهداتى براى دولت ایران از لحاظ عدم وضع قوانین مالیاتى قائل شده‌اند که با شأن یک کشور مستقل که براى حاکمیت خود ارزش قائل است منافات دارد شنیده می‌شود که بعضى از آقایان می‌گویند که ما به نواقص عظیم این قرارداد آشنا هستیم ولى براى حفظ استقلال خود ناچاریم آن را تصویب کنیم اولاً از این آقایان سؤال می‌کنم که خوب تصویب هم می‌کنید لااقل براى مدت عمر خودتان تصویب کنید نه براى نسل‌هاى آینده، ثانیاً این چه استقلالى است که خود این قرارداد استقلال ملى ما را از بین می‌برد ترکیه با احتیاج مبرم که به جلب سرمایه‌هاى خارجى براى اکتشاف نفت دارد این تعهد را قبول نکرد در این ماده 28 علاوه بر تعهد براى عدم وضع قوانین مالیاتى تعهدات عجیبى براى معافیت‌هایى از نوع دیگر قائل شده‌اند که با شأن ملت مستقل و متساوى‌الحقوق با دیگران منافات دارد و پس از تجربیات تلخ با شرکت سابق تعجب است که دولت باز هم این گونه تعهدات را می‌پذیرد. در ماده 24 هم معافیت‌ها براى ماشین‌آلات و کلیه لوازم این شرکت غول‌آسا پیش‌بینى شده است که خیلى مورد تأمل و باعث تعجب است بدتر از همه قبول نوعى از کاپیتولاسیون در مواد

+++

42 و 43 را قبول کاپیتولاسیون در ماده 44 است که مراجعه به داورى به مؤسسات خارجى (شوشترى- معنى کاپیتولاسیون این است؟) بعداً از جنابعالى یاد می‌گیرم (شوشترى- البته باید یاد بگیرید) که در ترکیه نیز از آن سرباز زده‌اند من امیدوارم آقایان این مواد را بار دیگر با دقت مطالعه فرمایند و با وسعت نظر تاریخى تأمل کنند که نسل‌هاى آینده درباره ما چه فکر خواهند کرد. آقایان اگر ما صاحب نفت هستیم و اصل ملى شدن ملحوظ شده است پس چه طور است که ما خریدار نفت از کنسرسیوم هستیم و باقیمانده 5 ر 12 درصد نفت تا 50 درصد سود هم به عنوان مالیات حساب شود و ما حق وضع مالیات در کشور خود نداشته باشیم بنده قبل از این که صحبت بکنم یکى از آقایان که نمی‌دانم کدام یک از آقایان بود گفتند که چه طور می‌خواهند اختیار مجالس آینده را سلب بکنند به موجب این ماده 41 قرارداد می‌خواهند این کار را بکنند.

در ماده 41 قرارداد می‌خواهد حق قانون‌گذارى را از مجالس مقننه آینده سل کند هر چند تصویب شدن این ماده و مواد مشابه عملاً این حق قانونى را که جزو حاکمیت ملى است از ملت ایران سلب نمی‌کند ولى منافى شأن این مجلس است که این گونه قراردادها را تصویب کند مثلاً قسمتى از جزو بند ب ماده 41 را می‌خوانم- «جزء ب هیچ گونه اقدام قانون‌گذارى یا ادارى اعم از مستقیم یا غیرمستقیم و یا عمل دیگرى از هر قبیل از طرف ایران یا مقامات دولتى در ایران (اعم از مرکزى یا محلى) این قرارداد را الغا نخواهد نمود و در مقررات آن اصلاح یا تغییرى به عمل نخواهد آورد و مانع و مخل حسن اجراى مقررات آن نخواهد بود».

آقایانی که در این مجلس نشستند و تصمیم گرفتند تصمیم‌شان هم به جا بود که مجلس به یک شخص یا اشخاص نباید اختیاراتى بدهد و اختیاراتش را از خود سلب کند و اختیاراتى را که به آقاى نخست‌وزیر سابق داده بودند مجلس گفت برخلاف قانون اساسى است با این حال چه طور اجازه می‌دهید که بیایند اختیارات مجالس آینده را تا چهل سال از آنها سلب کنند.

رئیس- چه می‌گویید آقا اختیار مجلس را کى سلب می‌کند؟ (شوشترى- چرا این حرف‌ها را می‌زنید؟) ساکت باش آقا به شما چه بگذارید حرف‌شان را بزنند (نراقى- در هر قراردادى این هست).

وزیر دارایی- توضیح دارد آقا.

درخشش- آقایان نمی‌دانم چه مصلحتى ما را مجبور می‌کند که این گونه تعهدات را براى خود سهل است براى فرزندان خود نیز به عهده بگیریم ولى تاریخ نشان داده است و دیروز با چشم خود دیدیم شاید در مدت عمر من و شما بار دیگر خواهیم دید که این گونه تعهداتى که با شرایط زمان وفق ندارد دیرى نمی‌پاید و غیر از خشم و نفرت نسبت به عاقدین آن ثمرى بار نمی‌آرد. تاریخ تکرار می‌شود ماده 20 قرارداد تحمیلى 1933 نیز حق حاکمیت ملى و قانون‌گذارى قوه مقننه را محدود کرده بود که دچار آن سرنوشت شد آقایان چگونه ممکن است بدون استقرار کاپیتولاسیون از نو این گونه مواد را تصویب کرد. من عقیده‌ام این است که شما نمایندگان نمی‌بایستى اجازه دهید حتى این گونه مواد به مجلس شوراى ملى پیشنهاد شود قابل تصور است که در نیمه دوم قرن بیستم در کشورى با موقعیت جغرافیایى ایران حقوق برون مرزى براى شرکت‌هاى خارجى تصویب شود و در دنیایى که آن را دنیاى آزاد می‌نامیم و در دوره سازمان ملل متحد به قول آقاى دکتر امینى تاجر بیاید و دولت و مجلس را وادار سازد (مهدوى- آقا وادار سازد چیست؟ خوب نیست این مهملات اینجا گفته شود اینجا مجلس شوراى ملى است) که حق قانون‌گذارى را تا چهل سال از ملتى و دولت و مجالس مقننه‌اش سلب کند. آقایان چرا دولت انگلستان مثلاً از این شرکت نفت در شرایط معین می‌تواند نود درصد مالیات ار ثروتى بگیرد که به دست کارگران و روشنفکران و زحمتکش ایران به وجود آمده بنابراین یک دولتى می‌تواند در مملکت خودش از یک شرکتى که مى‌آید منابع یک دولت مستقلى را استخراج می‌کند تا این حد مالیات بگیرد ولى ما از یک شرکتى که می‌آید منافع نفتى ما را استخراج می‌کند حق نداریم بگوییم ولى دولت ایران در کشور خود از شرکت‌هایى که در قلمرو حاکمیت ملى او به دست صد هزار زحمتکش ایرانى ثروت از اعماق زمین بیرون می‌اندازد حق گرفتن مالیات نداشته باشد و حتى تا 40 سال هم این حق را از نسل‌هاى آینده و از مجالس مقننه سلب کند چرا در ترکیه این اجبار وجود ندارد ولى در ایران ما مجبوریم این وضع را قبول کنیم آقایان این تاجرهاى معصوم آقاى دکتر امینى از طرفى حق‌السهم ایران را مالیات حساب می‌کنند و از طرف دیگر سلب حقوق حاکمیت ملى ما را تضمن براى حقه‌بازی‌هاى خود قرار می‌دهند که کم و بیش در کشورهاى خودشان نیز تعدیلى در پرداخت مالیات به دست آرند براى توجه آقایان حق‌السهم ایران و مالیاتى را که شرکت سابق در سال‌هاى 1936 تا 1948 می‌پرداخته به عرض‌تان می‌رسانم حالا وضع ما با کنسرسیوم همان آش و همان کاسه است:

 

   سود شرکت سابق                      مالیات بردرآمد بریطانیا                               حق الامتیاز ایران‏

436 1936 ر 624 ر 9 لیره                  559 ر 910        لیره                              874 ر 637     لیره

985 38 ر 583 ر 10     "                    092 ر 157 ر1      "                               250 ر 671       "

999 44 ر 321 ر 16     "                    457 ر 636 ر10    "                               250 ر 671       "

211 45 ر 477 ر16      "                    241 ر 279 ر10    "                               250 ر 671       "

434 46 ر 912 ر 19     "                    241 ر 279 ر 10   "                               000 ر 074 ر 1  "

879 47 ر 831 ر 33     "                    665 ر 366 ر 15   "                               000 ر 074 ر 1  "

241 48 ر 782 ر 52     "                    352 ر 316 ر 28   "                               000 ر 074 ر 1  "

 

حالا هم همان وضع است دولت ایران از خود سلب حق قانون‌گذارى کرده ولى دولت انگلستان 90 درصد مالیات بردرآمد وضع می‌کند و اخذ می‌کند ولى ما ملعبه می‌شویم که شرکت سابق بتواند از حق مالیات پرداختن در آنجا هم کم و بیش معاف باشد تا با همان پول‌ها بتواند بیشتر ما را تحت تأثیر خود قرار بدهد.

در آخر اینجا به یک نکته اشاره می‌کنم که در این مجلس آقایان به حق اظهار نگرانى گردید که در آینده اختیاراتى که حق مجلس قانون‌گذارى است به شخصى هر چند به بزرگ‌ترین سیاستمدار ایران باشد که مجلس نباید اختیار قانون‌گذارى را به یک شخص تفویض کند همچنین براى منافع بازرگانى یک تاجر هم نباید اختیار قانون‌گذارى را از خود و از مجالس آینده سلب کند (یک نفر از نمایندگان- چند ساعت دیگر وقت می‌خواهید؟) بنده تا هفت هشت ساعت دیگر اینجا هستم خسته هم نمی‌ (شوشترى- ما هم می‌نشینیم).

رئیس- نه خیر بنده الان تنفس می‌دهم و بعد هم مجلس را تشکیل می‌دهم شما بفرمایید پنج دقیقه دیگر صحبت کنید.

درخشش- بنده قبلاً هم در آن مقدمه‌ای که به عرض مجلس شوراى ملى رسانیدم عرض کردم که در شرایط فعلى با وضع فعلى که ما داریم می‌توانیم قراردادى بهتر از این قرارداد ببندیم و علتش را الان عرض می‌کنم.

در شرایط موجود حل مسئله نفت با شرایط مساعدترى امکان پذیر است:

نظرى به اوضاع کنونى جهان نشان می‌دهد که اعمال نفوذ دو قطب نیرومند جهان در ملل ضعیف و یا دوران جنگ سرد به وسیله شرکت‌هایى است که در کلیه آنها اصل تنصیف منافع قبول شده است ولى اداره صنعت و امتیازاتى مشابه در دست شرکت‌هاى بزرگ است دولت نیرومند شوروى که این همه داد سخن درباره مبارزات ضد استعمارى می‌دهد خود به وسیله همین نوع شرکت‌ها که اصل تنصیف منافع را قبول کرده‌اند در کشورهاى دست نشانده بالکان نفوذ خود را اعمال می‌کند. حتى جنگ‌ها هم مقدمه‌اى براى همین تقسیم جهان بین قدرت‌هاى بزرگ از لحاظ سوءاستفاده اقتصادى است ارتش سرخ به بهانه این که صلح هنوز در اطریش و آلمان مستقر نشده است و خود شوروى باعث این عدم استقرار صلح است ارتش سرخ را در کشورهاى بالکان نگاهداشته است ولى چه استفاده از استقرار ارتش سرخ در کشورهاى بالکان می‌کند.

رئیس- آقاى درخشش تأمل کنید ماده هفتاد آیین‌نامه قرائت می‌شود بعد بیست دقیقه تنفس می‌دهم و دو مرتبه به موجب همین ماده جلسه تشکیل خواهد شد (ماده 70 به شرح زیر قرائت شد.)

ماده 70- حداقل مدت هر جلسه سه ساعت است مگر این که هیچ مطلبى چه براى مذاکره و چه براى رأى موجود نباشد در صورتی که پس از انقضا وقت رئیس جلسه خصوصى اعلام کند در این صورت غیبت از جلسه خصوصى هم مشمول ماده فوق خواهد بود و اگر جلسه علنى در وسط کار به عنوان تنفس تعطیل شود مدت تنفس نباید از نیم ساعت تجاوز کند و رئیس مکلف است جلسه را ثانیاً تشکیل دهد و غائبین مشمول جرایم مقرره خواهند بود.

رئیس- حالا بیست دقیقه تنفس می‌دهم و بعد از 20 دقیقه جلسه تشکیل می‌شود (مجلس ساعت 18 و پنجاه دقیقه به عنوان تنفس تعطیل و ساعت 19 و ده دقیقه مجدداً به ریاست آقاى رضا حکمت تشکیل شد.)

رئیس- آقاى درخشش بفرمایید صحبت‌تان را ادامه بدهید.

درخشش- تنها نتیجه اصلى و اساسى عبارت از این است که شوروى روابط اساسى خود را با کشورهاى بالکان روى تأسیس یک سلسله شرکت‌هاى مختلفى قرارداده است که صنایع کلیه این کشورها را در دست بگیرد در این شرکت‌هاى مختلط هم اصل 50 و 50 ملحوظ است ولى مدیر عامل شرکت و اکثریت هیئت مدیره از طرف شوروى تعیین می‌شود و کاملاً مشابه ماده 4 قرارداد حاضر، اختیاراتى به شرکت‌هاى مختلف داده می‌شود که در قلمرو حاکمیت ملى دولت بالکان راه‌سازى و هواپیمایى و کشتیرانى و غیره به وسیله شرکت‌هایى عملى می‌شود که نیرو و قدرت خود را از کشور دیگرى می‌گیرند و یا مطابق فورمول معمول در قرارداد حاضر، آن شرکت‌ها بر حسب قوانین هلند و انگلستان تأسیس می‌شوند. اگر به تاریخ روابط شوروى و یوگسلاوى و طغیان اخیر تیتو بر علیه مسکو رجوع کنیم متوجه خواهیم شد که اختلافات

+++

آن طوری که شوری‌ها اعلام داشتند اصلاً و ابداً مربوط به اختلافات و یا انحرافات ایدئولوژیک نبود خود دولت شوروى از آن ایدئولوژى که مدعى داشتن آن است مدت‌هاست عدول کرده و بسیار توسعه‌طلبى و تقسیم جهان بین قدرت‌هاى بزرگ دنیا گردیده است و به همین مناسبت راست می‌گویند که معتقد به همزیستى با امپریالیسم غربى براى خوردن جهان هستند و اگر آنها از اصولى که مدعى پیروى از آنند منحرف نشده بودند هرگز به همزیستى با رژیمى که آنها رسالت خود را از بین بردن آن می‌دانند معتقد نمی‌گردیدند.

در هر حال اختلاف یوگسلاوى و شوروى مربوط به همین دعاوى بود که شوروى خواست شرکت‌هاى مختلط در یوگسلاوى به وجود آرد و آنهایى را که به وجود آورده بود توسعه دهد کتاب سفیدى حاوى اسناد قابل مربوط به همین موضوع از طرف وزارت خارجه یوگسلاوى منتشر شده که قسمت‌هایى از آن مربوط به طرح اختلافات بین دولتین است در مجامع بین‌المللى مطرح شده و یا در داخله در کشور مطرح بوده از این کتاب سفید نسخى نیز در ایران منتشر شده و ترجمه قسمت‌هایى از آن در مجلات ایران نشر گردیده است دولت یوگسلاوى پواز هواپیماهاى این شرکت‌ها را و همین طور ورود و خروج کشتی‌هاى این شرکت‌ها را در آب‌هاى یوگسلاوى مخالف حاکمیت و استقلال ملى خود اعلام کرد و بالاخره انحلال بعضى از این شرکت‌ها را رسماً به شوروى اعلام کرد و اینها باعث اختلاف این دو کشور و کناره‌گیرى شجاعانه یوگسلاوى از بلوک شرق و اعلام استقلال از هر دو بلوک گردید. در آن روزها شوروى می‌خواست یک شرکت نفت درست مشابه شرکت مختلطى که در ایران طرح آن را ریخته بودند در یوگسلاوى نیز تأسیس کند و حتى دولت یوگسلاوى در بحث و مذاکره به شرایط مختلفه فرضى ایران و شوورى نیز اشاره کرده بود که بالاخره با کناره‌گیرى یوگسلاوى از کمینفرم تشکیل آن شرکت نیز منتفى گردید. آقایان باید توجه داشت که تغییر دادن اسم ماهیت را تغییر نمی‌دهد این عبارت پردازی‌ها و بلند پروازی‌هاى کمنیفرم که کلمات و اصطلاحات مترقى را به وسیله‌اى براى استثمار زحمت‌کشان کشورهاى بالکان و وسیله استعمار کشورها قرار داده‌اند ماهیت قضیه را تغییر نداده است شرکت مختلط نفت ایران و شوروى هم نتوانست ماهیت این امتیاز استعمارى را که شوروى می‌خواست در ایران به دست آرد بپوشاند و به همین مناسبت مجلس شوراى ملى ایران این ماسک را برداشت و واقعیت امتیاز و ممنوع بودن قانونى آن را اعلام داشت اگر اسم این قرارداد را نیز لایحه فروش نفت گذارده‌اند این ماسک محال است ماهیت واقعى آن را بپوشاند خیلى شرافتمندانه بود که آقایان حقیقت امر را به مجلس بیان می‌کردند و این امتیاز عیان را که حاجتى به بیان ندارد سعى بیهوده نمی‌کردند در زیر ماسک فروش نفت بپوشانند بعضى از آقایان می‌فرمایند این قرارداد را از لحاظ اجبار براى حفظ استقلال کشور قبول می‌کنیم و به همین مناسبت از مبارزه با کمونیسم بحث به میان می‌آرند من با دقت علوم ریاضى و به هدایت دو دو تا چهارتا نشان می‌ که این قرارداد منشا مبارزه با کمونیسم نخواهد شد بلکه منشا و موجب تشویق و ترویج کمونیسم مسکویى خواهد شد می‌گویند ما با داشتن عایداتى از نفت وضع اقتصادى را بهبودى می‌بخشیم و طبیعتاً کمونیسم ریشه‌کن می‌شود و خیلى مد شده است و همه می‌گویند که منشا کمونیسم فقر و بدبختى است در این جمله هسته‌اى از حقیقت دارد ولى نه تمام حقیقت در اول کار فقر و بدبختى بود که کمونیسم را به وجود آورد ولى حالا کمونیسم مسکویى آن عاملى که واقعاً فقر و بدبختى را از بین ببرد نیست ما می‌بینیم در نقاطى از جهان که فقر و بدبختى کم است و یا لااقل با گرفتن عایدات نفت ما هرگز نخواهیم توانست وضع اقتصادى خود را بهتر از این کنیم باز هم کمونیسم نفوذ را بهتر از این کنیم باز هم کمونیسم نفوذ دارد آمریکا و انگلستان ار مثال زده و مقایسه می‌کنیم. وضع اقتصادى آمریکا از همه نقاط جهان تقریباً بهتر است معذلک داد و بیداد امریکایی‌ها از کمونیسم بیشتر بلند است تا مال انگلستان در انگلستان کمونیسم ممنوع نیست آزاد است معذلک به مناسبت وجود حزب کارگر هرگز رشد و نموى نکرده و خطرى را تشکیل نداده است و با وجود فقر و محرومیت نسبى در انگلستان میدانى براى رشد کمونیسم وجود ندارد.

در هر حال بهبود وضع اقتصادى ایران بی‌شک عاملى در جلوگیرى از کمونیسم است و لازم است ولى ابداً کافى نیست بلکه یک سلسله اقدامات دیگرى نیز لازم است که متأسفانه به مخیله اولیا امور ما خطور نمی‌کند و من در موقع خود نظریات خود را مشروحاً به غرض مجلس خواهم رساند ولى به مناسبت مسئله ما نحن فیه عرض می‌کنم که توجه به راه حلى که اینجانب عرض خواهم کرد و اجتناب از این راه حلى که دولت پیشنهاد می‌کند بهترین وسیله تشویق توده‌ای‌ها و دادن زمینه براى رشد و تکامل آنها است تصویب قرارداد به این شکل و پشت پا زدن به اصول واقعى ملى شدن مطلوب طبع توده‌ای‌ها و اربابان آنها است آقایان توده‌ای‌ها مطابق سیاست کلى جهانى مرکز اصلى خودشان در درجه اول ترجیح می‌دادند و می‌دهند که مسئله نفت ایران همواره به شکل مسئله لاینحل بماند و متأسفانه در گذشته عده‌اى دیگر نیز بدون توجه و اراده از این سیاست منفى توده‌ای‌ها پیروى کرده‌اند و وضع حاضر به وجود آمده ثانیاً در صورتی که توده‌ای‌ها مخیر باشند بین قبول دو راه حل که یکى راه حلى که قرارداد حاضر تعیین می‌کند و دیگرى راه حلى که با ملى شدن واقعى تطبیق کند توده‌ای‌ها این راه حل را که قرارداد حاضر حاکى از آن است قبول دارند زیرا این راه حل دو فایده اساسى براى آنها دارد اولاً این که لااقل امید بیهوده‌اى براى اربابان آنها می‌دهد که به کمک انگلستان بتوانند حقوق مشابهى به دست آرند و ثانیاً به طور مطمئن اصول این قرارداد براى آنها بازار گرمى براى تبلیغات و زمینه بى‌اندازه مساعدى براى جلب مأیوسی‌ها و نومیدها تهیه می‌کند.

براى جلب توجه آقایان و براى بقا و در تاریخ این مطالب را عرض می‌کنم هر چند تلگرافات تبریکى از خارج درباره عقد این قرارداد رسیده است هر چند حزب حاکم در آمریکا و انگلستان این قرارداد را موفقیت احزاب خود تلقى کرده و تبلیغات انتخابات درباره آن براى حزب خود می‌کنند ولى در داخل ایران بین مردم عادى یک وضع یأس و نومیدى پیدا شده است و آنها دارند کم کم به این عقیده خطرناک معتقد می‌شوند که گویا غیر از این قشر فاسد و منحط جامعه از طرفى و توده‌ای‌ها از طرف دیگر راه حلى وجود ندارد (دکتر بینا- این همان حرف توده‌ای‌ها است) و این عقیده خطرناک محصول تصویب قرارداد به این شکل حاضر خواهد بود هر چند که در موقع سیر نزولى نهضت‌ها این گونه ضعف دیده می‌شود ولى خوشبختانه قشرهاى مصمم و جدى بین روشنفکران و نسل جوان ما وجود دارد که با این افکار نومید کننده مبارزه می‌کنند ولى شکى نیست که قبول قرارداد به شکل حاضر زمینه خیلى مساعد براى تبلیغات منفى بافانه به وجود خواهد آورد و درست به همین مناسبت است که حزب توده منفى‌بافى و حل نشدن مسئله نفت را در ابتداى امر هدف خوبی قرارداد سران خائن این حزب با سوءاستفاده از دستگاه تبلیغاتى وسیعى که با منابع مادى بیگانه و دزدى از دستگاه دولتى مثل بانک ملى دماوند اداره می‌شد بزرگ‌ترین هدف خود را مبارزه با نهضت ملى قرار دادند که از ملى شدن واقعى صنعت نفت جلوگیرى کنند آنها مدتى بدون ماسک نهضت ملت ایران را مورد طعن و کارشکنى قرار دادند و به گفته خود هر روز حادثه‌اى تراشیدند و خواستند نهضت ملى را در بن‌بست قرار دهند و پس از آن که با این روش موفقیت پیدا نکردند روش خود را براى رسیدن به همان هدف اولى که شکست نهضت و ملى نشدن صنعت نفت است در لباس دوستى و در لباس تشکیل جبهه واحد ضد استعمار تعقیب کردند متأسفانه به مناسبت عدم آشنایى سران نهضت ملى ما بروش‌هاى محیلانه کمینفرم که مورد سوءاستفاده شرکت سابق نفت نیز قرار گرفته بود بالاخره توانستند نقشه شرکت سابق را عملى ساخته و روش‌هایى را تحمیل کنند که همان‌ها باعث شکست نهضت گردیده نارضایتى و نومیدى از این وضع مختص مردم عادى روشنفکران مقیم ایران نیست ایرانیان مقیم خارجه بى‌اندازه از این وضع ناراضى و عصبانى هستند.

اینک به عنوان نمونه اشاره به یک مورد می‌شود.

نامه یک فرد مطلع ایرانى از آمریکا

آقایان نمایندگان محترم با تماسى که با مردم ایران دارند می‌دانند که میان مردم متوسط این کشور جز عده‌اى انگشت شمار فردى وجود ندارد که این قرارداد را موافق با مصالح سیاسى و اقتصادى ملت ایران و منطبق با اصول عدالت و انصاف تلقى نمایند. براى این که آقایان محترم از طرز تفکر ایرانیان مقیم خارج از کشور هم اطلاع حاصل نمایند. لازم می‌دانم نظریه یک فرد مطلع ایرانى مقیم آمریکا را که پس از مطالعه متن اعلامیه‌هاى منتشره تحت تأثیر احساسات میهن پرستانه قرار گرفته و نظریات خالى از بغض و غرض خود را به یکى از دوستان ایرانى خود نگاشته است به عرض برسانم و ضمناً عرض کنم که نویسنده این نامه داراى عالی‌ترین تحصیلات و اطلاعات در امور اقتصادى بوده و اکنون در صف محققین امور اقتصادى در خارج از کشور قرار دارد که متأسفانه مطالعات و معلومات ایشان مورد استفاده ملل دیگر قرار می‌گیرد. اشتباه نشود این محصل از محصلینى نیست که با ارز دولت ایران رفته‌اند و در خارج علیه دولت و ملت ایران تبلیغات بکنند و با جاسوس‌ها همکارى بکنند خدا نکند که این محصل جز آنها باشد) دکتر بینا- به محصلین توهین نکنید) توهین نکردم به شما چه.

رئیس- ساکت باشید به شخص این جانب است شما حرف‌تان را بزنید.

درخشش- براى ضبط نظریه این ایرانى میهن‌پرست در تاریخ ایران لازم می‌‌دانم که متن نامه را در اینجا بخوانم (شوشترى- اسم این شخص چیست؟) بعد عرض می‌کنم. تا نسل‌هاى آینده بدانند نه تنها افراد مقیم این کشور بلکه آنهایی که هزارات فرسنگ دور از میهن خود به سر می‌برند به سرنوشت خود و آینده میهن عزیز خویش علاقمند بوده و با وجود فشارهایی که امروز بر ملت ایران وارد می‌شود دست از انتقاد و اعتراض برنمی‌دارند.

اینک قسمتى از نامه

(... بارى راجع به اوضاع ایران هنوز که جزییات به دست ما نرسیده است این نامه مال وقتى است که هنوز قرارداد منتشر نشده فقط اعلامیه منتشر شده بود ولى راجع به کلیات هم ایراداتى وارد است به عقیده من اگر ایران قدرى بیشتر پافشارى می‌کرد می‌توانست شرایط بهترى را به دست بیاورد مثلاً راجع به اصل تقسیم بالمناصفه منافع معلوم نیست که چرا آن را شامل تصفیه نمی‌کنند و یا اختلاف پایه قیمت‌هاى نفت تصفیه شده و خام خاور

+++

میانه تقریباً تنى بین 4 الى 5 دلار سهم منافع ما را نمی‌دهند و به علاوه 5 ر 12 درصد نفت سهم ایران هم خام خواهد بود وایران نمی‌تواند آن را (با استفاده از ظرفیت اضافى آبادان) تصفیه کرده و بفروشد در ونزوئلا اولاً سهم دولت 66 ر 16 درصد است و در ثانى از منافع تصفیه دولت مالیات بردرآمد می‌گیرد در مطقه بی‌طرف عربستان سعودى هم اگر (پاسیفیک وسترن) پالایشگاه ایجاد کند بیست درصد از منفع آن را به عربستان خواهد داد و از قضا مجبور هم هست که پالایشگاه دایر کند مسئله دیگر مربوط به قیمت است که اصلاً (قیمت اعلان شده) در خاورمیانه معنى ندارد بایستى ما ببینیم که آرامکو و شرکت نفت کویت و شرکت نفت عراق و شرکت نفت قطر که قیمت‌هاى خود را در مجلات نفت اعلام می‌کنند نفت خود را به کى می‌فروشند؟ اگر به صاحبان سهام بفروشند (و در حقیقت هم همه‌اش را به آنها و یا به شرکت‌هاى تابعه آنها می‌فروشند) دیگر این یک مسئله محاسباتى براى آنهاست در حالی که حقوق ما را تضییع می‌کنند در کتاب (کارتل بین‌المللى نفت) در قسمت کویت در یکى از حاشیه‌ها دیدم موقعی که شل و شرکت (گلف) با هم قرارداد خرید و فروش نفت می‌بندند توافق می‌کنند که چون یک قیمت حقیقى و عملى در خاورمیانه وجود ندارد از این رو شل مقدارى از نفت‌هاى (گلف) را می‌فروشد و هر چه عاید شد مخارج را کسر می‌کنند و منافع را با هم تقسیم می‌کنند به علاوه مجلات نفت، نفت درجه 36 را تحویل رأس التنوره 97 ر 1 دولار اعلام می‌ ولى صحبت از نفت ایران که می‌شود مثل این که پایین‌تر از آن می‌خواهند حساب کنند خلاصه ایران بایستى خیلى مواظب باشد اصلاً سرخود موضوع تقسیم بالمناصفه و طرز اجراى آن حرف هست وانگهى خیلى جالب خواهد بود که شرایط ایران را با ونزوئلا و همچنین قانون اسرائیل مقایسه کنیم باز چند روز پیش یک گزارش از لیوى راجع به نفت ونزوئلا می‌خواندم دیدم که کمپانی‌هاى نفت در حدود صدى بیست از سرمایه‌شان نفع می‌برند ولى در ایران در سال سوم منفعت از تولید نفت خام براى کمپانی‌ها. 24 درصد خواهد بود (سهم آنها 67 میلیون لیره می‌شود و سرمایه‌گذارى نفت خام 28 میلیون لیره. پالایشگاه را هم جدا کرده‌اند و می‌توان منفعت آن را هم علیحده حساب کرد که اگر با تمام ظرفیت کار کند، جمعاً در حدود 200 درصد می‌شود.) و به علاوه وقتی که در ونزوئلا کمپانی‌ عایدى را به دست آورند از مملکت بیرون نمی‌برند بلکه مقدار زیادى را هم آنجا به کار می‌اندازند که سهم منافع دولت ونزوئلا و کمپانی‌ها به نفت 72 و 28 براى سال‌هاى 1943 تا 1948 شده است یک مطلب جالب که چند روز پیش متوجه شدم این است که کمپانى ریچفیلد) که دو کمپانى سینکلر و ستیز سرویس دارنده سهام آن هستند در یک مزایده امتیاز اراضى نفت در امریکا شرکت کرده و پیشنهاد کرده که 80 درصد از تولید خود را حاضر است به عنوان (حق‌الامتیاز) به دولت بدهد زمین مال دولت بوده این خبر در (پلاتزایل گرام) به تاریخ «اوت و یا 6 اوت چاپ شده و من اگر بتوانم یک کپى از آن می‌گیرم و به خدمت می‌فرستم جهت توجه آقایان باید عرض کنم که این جوانان ایرانى علاقمند به سرنوشت کشور خود به منظور تأیید اظهار خویش یک روز پس از ارسال این نامه یعنى روز 26 ماه اوت رونوشت خبر مذکور در مجله پلاتزاویل گرام را با پست هوایى ارسال داشته به عرض آقایان رساندم که بلوک غرب و شرق هر دو نفوذ خود را نسبت به مللى که از لحاظ صنعتى عقب مانده‌اند توسط شرکت‌هایى اعمال می‌کنند که اصل تنصیف منافع از طرف همه آنها قبول شده ولى علاوه بر تنصیف منافع به کمک در دست گرفتن اختیارات خاص اعمال نفوذ سیاسى و اجتاعى را نیز عملى می‌سازند ولى یک فرق اساسى بین بلوک شرق و غرب در این است که در بلوک شرق تمرکز بیشتر وجود دارد و غیر از اراده دولت شوروى هیچ دولت و یا ملت که در آن بلوک است حق اظهار نظر ندارد ولى‏ در بلوک غربى الاستیسیته بیشتر وجود دارد و حتى دولت نسبتاً مساوى الحقوق در این بلوک هستند معذلک نفود اقتصادى مقتدرترین این دولت که امریکاست غیر قابل انکار است که کم و بیش نفوذ سیاسى را نیز به دنبال دارد رفتار بلوک غربى با دولتى که وارد بلوک آنها نیستند و یا هستند بستگى به درجه استقامت و مربوط به درجه شخصیت سیاستمداران مربوط است مثلاً ملاحظه فرمایید مهندس فرانسه در عمل خود را یکى از برجسته‌ترین شخصیت‌هاى پس از جنگ فرانسه نشان داد که انتظار می‌رود به عکس گذشته یک دولت ثابت و نیرومند را به وجود آورد سیاستمداران دیگر فرانسه که تسلیم شرایط قبلى می‌شدند آنها هم میهن‌پرست بودند ولى توجه نداشتند که با مقاومت بیشتر بهتر می‌توانند آرزوها و آمال ملى فرانسه را محفوظ نگاهدارند من با اصل موضوع مورد اختلاف در فرانسه کار ندارم بلکه روش نخست‌وزیر فرانسه را از لحاظ سرسختى و مقاومت در مقابل امریکا و انگلیس مورد مطالعه قرار می‌دهم پس از جنگ اخیر کمونیست‌هاى فرانسه تمام دولت‌ و شخصیت‌هاى فرانسه را که با بلوک غربى همکارى می‌کردند نوکران امریکا قلمداد می‌کردند و مدعى بودند که کمک‌هاى مالى و نظامى امریکا خواهى نخواهى آنها را به عمال امریکا تبدیل کرده است چون کمونیست‌ها به نظر مهندس فرانسه در مسئله هند و چین آشنا بودند اعلام کرده بودند که نسبت به او رأى موافق خواهند داد ولى مهندس فرانسه اعلام کرد که او اکثریتى را که فقط به کمک کمونیست‌ها به دست آید قبول نخواهد کرد پس از حل شدن قضیه هند و چین و رد پیمان ارتش اروپایى عده‌اى سیاست او را به نفع کمونیست‌ها معرفى کردند و رد پیمان ارتش اروپایى را موفقیت کمونیست‌ها اعلام کردند ولى جریان‌هاى بعدى نشان داد که رد شدن پیمان ارتش اروپایى و تشکیل کنفرانس لندن و محقق شدن آمال ملى فرانسه و این که فرانسه روش مستقل از آمریکا و انگلستان پیش گرفت منجر به یک اتحاد پا برجاتر گردید و سیاست کمونیست‌ها در فرانسه بیشتر مردود گردید.

صحیح است که کشور ما به اندازه فرانسه نیرومند نیست ولى موقعیت ایران شبیه کشورهایى است که دولت غربى و سازمان ملل متحد براى حفظ آن کشورها بیشتر از ده‌ها میلیارد دلار و ده‌ هزار نفوس امریکایى و اروپایى را فدا کرده‌اند ما باید از طرفى به خطرات و مشکلات موقعیت خود و از طرف دیگر با مکان‌هایى که این موقعیت جغرافیایى براى ما پیش آورده توجه کنیم شکى نیست که مقاومت و سرسختى سیاستمداران ما در مقابل شرکت‌هاى نفت و دولت پشتیبان آنها حدى دارد ما نمی‌توانستیم هر چه می‌خواهیم و حتى آنچه واقعاً حق ماست در دنیاى حاضر به دست آریم ولى می‌توانیم با ابراز شخصیت و یا پى بردن به ارزش و اهمیت موقعیت خودمان به آمال و آرزوهاى ملى خود اقلاً نزدیکتر شویم. من معتقدم که قرارداد حاضر نه تنها بنا به گفته آقایان سپهبد زاهدى و دکتر امینى ایده‌ نیست بلکه حداکثر منافع ممکن الحصول در شرایط حاضر را نیز تأمین نمی‌کند دلیل تجربى من این است که حد مقاومت و سرسختى ما و تسلیم شدن دولت بزرگ غربى به شناختن حق ما در موضوع نفت عملاً در دوره دولت گذشته واقعاً و سرسختى ما و تسلیم شدن دولت بزرگ غربى به شناختن حق ما در موضوع نفت عملاً در دوره دولت گذشته واضح شده است امروز تصدیق می‌شود که پیشنهادات زمان دولت گذشته مساعدتر از قرارداد کنونى است (شوشترى- پس همان‌ها را بیاورند؟) خدا کند همان‌ها را بیاورند شما نفع بیشتر نخواهید.

رئیس- آقاى شوشترى بنده مجبورم به شما تذکر بدهم سؤال ندارد و به علاوه مطابق ماده آیین‌نامه سؤال نماینده از نماینده ممنوع است.

درخشش- و این غیر قابل انکار است زیرا پیشنهادات بانک بین‌المللى با وجود این که آن طوری که باید با قوانین ملى شدن تطبیق نداشت معذالک از هر حیث به این قرارداد مرجح بود زیرا مدت آن دو سال و یک عمل موقتى بود که به دولت وقت فرصت می‌داد که از لحاظ اقتصادى وضع را بهبودى بخشد و بتواند در این فرصت مسئله را به طور نهایى حل کند. دو پیشنهاد بعدى ترومن، چرچیل و مخصوصاً پیشنهاد هندرسن براى خرید 200 میلیون تن نفت خام در مدت ده سال هم با اصول ملى شدن وفق می‌داد و هم مقادیر قابل ملاحظه و کافى عایدات براى ما به وجود می‌آورد که حتى بدون احتیاج به کارشناسان خارجى می‌توانستیم صنعت نفت را زنده نگاهداشته و به جریان اندازیم. آزمایش‌هاى تاریخى آن زمان و وقایع بعدى نشان داد که حد استقامت و پافشارى ما و تسلیم شدن امریکا در مقابل حقوق حقه ما در آن پیشنهادات تجسم یافته بود یعنى در نظر گرفتن امکانات داخلى و خارجى عملاً در آن موقع به نتیجه بهتر از آن که در پیشنهاد اخیر هندرسن موجود بود نمی‌توانستم برسیم نتیجه عمل نشان داد که حق با آنهایى بود که در دولت گذشته می‌گفتند باید واقع‌بینانه کنار آمد نه آنهایی که به منفى‌بافى و حق طلبى مطلق عقیده داشتند که نتیجه آن این است که مشاهده می‌کنیم.

ولى مسئله مهم اینجاست که اگر سرسختى دولت سابق براى خودش و رژیم او مضر بود و باعث سقوط او گردید براى دولت حاضر می‌توانست مفید باشد. اگر دولت حاضر اعلام می‌کرد که در مورد نفت هیچ پیشنهادى را که نامساعدتر از پیشنهادات قبل باشد قبول نخواهد کرد و واقعاً هم پافشارى می‌کرد می‌توانست نسبت به پیشنهادات زمان دولت گذشته امتیازات نوینى به دست آرد. دولت می‌توانست بگوید که شما می‌گویید دکتر مصدق بلشویک بود و یا می‌گویید به توده‌ای‌ها میدان داده بود خیلى خوب دولت حاضر نه بلشویک است و نه به آنها میدان داده است ولى می‌خواهد استیفاى حقوق ملى به اندازه کافى و لازم بشود بدون شک اگر این دولت این سرسختى و پافشارى را به کار می‌ موفقیت پیدا می‌کرد‌. ممکن بوده و هست که کنسرسیوم تسلیم نمی‌شد ولى دولت مربوط بالاخره چاره نداشتند که به احقاق حق ما اقلاً تا حدى تسلیم شوند به فرض این که تسلیم نمی‌شدند فرضاً این دولت کنار می‌ دولت دیگر جانشین او می‌شد در صورتی که تمام سیاستمداران ما در مسئله خارجى و علاقه به استقلال ملى پافشارى می‌کردند یقین بدانید که اگر نمایندگان کنسرسیوم قهر می‌ و می‌رفتند امریکا قهر نمی‌کرد که برود بالاخره دنیا به نفت احتیاج داشت ما هم لیاقت استخراج نفت خام را هر قدر بخواهند و نفت تصفیه شده را تاحدى داشتیم و به مناسبت اصول سیاست عمومى و استراتژیک دولت امریکا تسلیم سودجویى تراست‌ها نمی‌شد و لااقل شبیه پیشنهاد اخیر هندرسن سالى 20 میلیون تن نفت خام و بیشتر از ما خریدارى می‌کردند. در هر حال چه لزومى داشت دولت یک سال صبر کند و وضع مالى ایران را دانسته یا ندانسته به بدترین وضع برساند آقایان بنده عرض کردم باز تکرار می‌کنم که اقتصاد بدون نفت براى همیشه غلط و منحط است و همچنین اقتصاد بدون نفت براى مدت دراز نیز برنامه منحط و عقب مانده است ولى سیاست اقتصادى سالم بدون درآمد نفت براى مدت کوتاهى که دولت با واقع‌بینى به نتیجه مطلوب برسد لازم بوده است که متأسفانه در مدت یک سال

+++

و خرده‌ای که این دولت سرکار است توجهى به آن نشده است و به طور معکوس در جهتى که ما را در دامن کنسرسیوم می‌انداخت عمل شده است من گفتار آقاى دکتر پیرنیا را که نه بلشویک است و نه توده‌اى در اینجا شاهد می‌آرم خود آقا این سخنرانى مفصل ایشان را در نظر دارید محض یادآورى چند سطر آن را عیناً نقل می‌کنم. آقاى دکتر پیرنیا در ضمن سخنرانى مفصل خود راجع به سیاست اقتصادى دولت و آقاى دکتر امینى از جمله فرمودند:

بودجه مخارج سال 1332 و سال‌هاى 30 و 31 در حدود ده میلیارد ریال بوده پیشنهاد 17 میلیارد ریال براى سال 33 چه موجبى دارد؟ آیا تنظیم چنین بودجه‌اى تعبیر به این که دولت ایران براى تأمین بودجه احتیاج به دریافت کمک از خارج دارد نخواهد شد؟ آیا تنظیم چنین بودجه‌ لطمه به مذاکرات دولت با شرکت‌هاى نفت نزده؟ و شدت احتیاج دولت به پول موقعیت او را در مقابل این شرکت‌ها تضعیف نخواهد کرد؟ دولت را در سیاست خارجى ضعیف جلوه نخواهد داد؟ بودجه‌اى که خدمت آقایان پیشنهاد شده است درآمدش 800 میلیون تومان و مخارجش 2000 میلیون تومان است کسر بودجه آن هزار و دویست میلیون تومان است برخلاف ششصد میلیون تومان که جناب آقاى وزیر دارایی فرمودند هیچ وقت ملت ایران نخواهد توانست از زیر بار این بودجه قد علم کند و در طریق نیل به هدف‌ها و آمال ملى خودش قدم بردارد. برعکس این بودجه سنگین از هر نوع حرکتى و از هر نوع جنبشى از هر نوع نهضتى از طرف ملت ایران جلوگیرى خواهد کرد و وضع مملکت و آزادی‌هاى سیاسى و اقتصادى مملکت را دستخوش هوى و هوس دستگاه‌هاى خارجى اعم از عادى و یا دولتى خواهد کرد که بخواهند با قطره چکان در دستگاه‌هاى شما قطراتى بریزند و آنها را نگاهدارند .... دولت هم باید از این افکار استفاده کند و بیاورد بگذارد روى دوش مردم براى این که زیر این بار سنگین اینها از هر جنبشى از هر حرکتى و از هر اظهار وجودى محروم بشوند. این بود قسمتى از نطق آقاى دکتر پیرنیا راجع به بودجه که استفاده کردم.

متأسفانه سیاستى که از طرف دولت حاضر از بدو کار در پیش گرفته شد سیاست مقاومت و ابراز شخصیت در مقابل خارجى نبود (پورسرتیپ- این طور نیست) و الا سیاست اقتصادى مقاومت همان است که آقاى دکتر پیرنیا به آن جلب توجه کردند اگر ارتباط این سیاست اقتصادى را با سیاستى که دولت در مقابل مسئله نفت پیش گرفت و یا می‌بایستى پیش بگیرد در نظر بگیریم به اهمیت نکاتى که آقاى دکتر پیرنیا در آن سخنرنى اشاره کرده‌اند بهتر پى خواهیم برد. در نتیجه این سیاست اقتصادى غلط امروز دائماً تکرار می‌کنند که مجبوریم. آقایان دولت گذشته اشتباهى یا اشتباهاتى داشته نمی‌توان تمام اشتباهات حاضر و یا خط‌هاى بدتر از اشتباه را با توسل به اشتباهات آن دولت توجیه کرد. براى قابل تحمل کردن این قرارداد به ملت و مجلسین می‌گویند دنیاى غرب احتیاج به نفت ما ندارد و در نتیجه اشتباهات دولت گذشته بازارهاى نفت از بین رفته است به این شکل محرومیت‌ها و فداکاری‌هاى چند ساله ملت ایران را می‌خواهند از بین ببرند آقایان دولت عوض این که به وسیله اداره تبلیغات و رادیو این مطالب بیهوده و ساخت کارخانه کنسرسیوم ار به مردم بگوید می‌بایست از مردم نیرو بگیرد و یک سیاست مقاومت وابراز شخصیت در مقابل خارجی‌ها پیش بگیرد و در آخر هر ماه چشم به دست دولت آمریکا و با کنسرسیوم ندوزد. (یارافشار- اسکناس چاپ کنند؟)

اگر آن طوری که ادعا می‌کنند دنیا به نفت ما احتیاج نداشت و غرب به حل مسئله نفت علاقه نداشت به مجرد این که ما می‌خواستیم که با قبول شرایط سنگین حاکمیت ملى ما را از بین نبرند قهر می‌کردند و می‌رفتند پس چرا حل شدن نفت ایران را دنیاى غرب یک موفقیت بزرگ تلقى کرد پس چرا آن را جبران شکست در هند و چین تلقى کردند ما که تجربه داریم تنها آقاى پیچ نبودند که فرمودد همین است که هست و باید بى‌چون و چرا تصویب شود و الا ما تا ابد وقت مذاکره نداریم در قرارداد گس گلشاییان هم فرموده بودند همین است که هست یک پنس هم زیاد نخواهیم کرد ولى بعدها اصل 50 و 50 را قبول کردند اضافه بر اصول ملى شدن و غیره. آقایان دولتی‌ها می‌فرمایند، مخصوصاً از لحاظ سیاسى دولت غرب به حل مسئله نفت ایران ارزش زیاد قائلند آقاى آیزن‌هاور حل شدن مسئله نفت ایران را پیروزى بزرگى در جریان‌هاى جهان حاضر توصیف کرده‌‌اند آقاى هوور به پاس خدماتى که در مورد حل این مسئله مهم کرده به مقام معاونت وزارت خارجه رسیدند و تمام سیاستمداران آمریکا و انگلیس از لحاظ حزبى این موفقیت را وسیله به دست آوردن افکار عمومى در مبارزه انتخاباتى قرار داده‌اند مجله ((تایم اندتاید)) می‌نویسد : ((از نقطه نظر سیاسى قرارداد آخرین حلقه زنجیرى به شمار می‌آید که کشورهاى خاورمیانه را با سرنوشت اتحاد باخترى متصل می‌کند)) مجله سپکتاتور انگلیسى وزیر عنوان ((واقعه سرورانگیز)) می‌نویسد: (قراردادى که با دولت ایران بسته شد براى مدت چهل سال ظاهراً منافع همه را تأمین می‌کند)) البته منظور آنها از همه، هه شرکت‌هاست منافع همه غیر از منافع ملت ایران، مجله مذکور ادامه می‌دهد.

قراردادى که با ایران بسته شد یک نتیجه بزرگ هم دارد و آن این که صنعت نفت را از نظر کلى و بین‌المللى نجات می‌بخشد، وضعى که در پایان به وجود آمد از بسیارى لحاظ بهتر از وضعى است که در ابتداى شروع آن وجود داشت اینها اظهار نظر جراید خارجى است آیا اینها بهترین دلیل این نیست که پافشارى و استقامت بیشتر ایران نتیجه بهترى می‌داد؟ مجله مذکور براى اثبات گفته خود اضافه می‌کند- «بسیارى از مطلعین اقتصادى معتقدند که از این پس یعنى پس از امضاى این قرارداد ارزش حقیقى سهام شرکت نفت ایران و انگلیس در حدود بیست لیره می‌باشد باید در نظر داشت که بهاى سهام شرکت سابق هرگز از 11 لیره و نیم تجاوز نکرده و یک سال پیش در بورس لندن بهاى سهم یک لیره 5 لیره بوده و براى هر یک سهم در نتیجه این قرارداد 15 لیره اضافه شده و روی هم آن طورى که قبلاً بیان شد سه هزار میلیون لیره قیمت پیدا کرده و این ارزش تماماً از نیروى بازوى زحمتکشان ملت ایران در گذشته و به اعتبار نیروى بازوى نسل‌هاى آینده است که براى این شرکت‌هاى بزرگ کار خواهند کرد.

تایمز مالى قرارداد را براى انگلستان از هر حیث رضایت بخش تلقى کرده است که در شماره 330 پست تهران ترجمه شده ولى نیویورک تایمز آن را براى ایران «به اندازه کافى رضایت بخش» می‌داند. ژورنال اوف کومرس قرارداد را «یک پیروزى بزرگ در جنگ سرد» می‌داند.

هر چند جراید اروپا آزادانه درباره مسئله نفت ایران اظهار نظر می‌کنند ولى آقایان مطلع‌اند که محیط کنونى ایران چه طور است و موضوع عدم آزادى مطبوعات و محیط اختناق در این مجلس طرح شده و متأسفانه تا حالا فرصت رسیدگى پیش نیامده چندى پیش به عرض آقایان رساندم که من به عنوان یک نماینده مجلس شورای ملى نتوانسته‌ام تا حالا اجازه انتشار روزنامه مهرگان را که سوابق ملى آن و مبارزه آن با بیگانه پرستان معروف خدمت آقایان است به دست آرم ولى خوشوقتم که آقایان اجازه فرمودند عرایض خود را در اینجا تا حدود امکان‌هاى موجود و مصلحت کشور به عرض برسانم و امیدوارم تا خاتمه نیز با حوصله به عرایض اینجانب درباره این مسئله مهم توجه فرمایند. و در عین حال به این نکته که شهربانى علیه من به جامعه سازى و حزب بازى دست زده است توجه فرمایند.

پیشنهاد من:

وقتى ما به دولت این ایرادات را می‌کنیم آقاى دکتر امینى می‌فرمایند تقصیر از دولت سابق است اگر او آن پیشنهادات را می‌پذیرفت بهتر بود ولى حالا کار از کار گذشته است و بهتر از این غیر ممکن است می‌گوید ما باید جریمه اشتباه دولت سابق را بپردازیم (وزیر دارایی- بنده چنین جیزى نگفتم عرایض مرا تحریف نکنید) جواب این است که نه خیر جریمه عدم واقع‌بینى را خود دولت سابق پراخت آنجا دولت لاحق خواهد پرداخت نتیجه این است که دولت پافشارى به حد کافى براى استیفاى حقوق ملى در حدود امکان نمی‌کند از زمان آخرین پیشنهاد هندرسن به دولت سابق چند ماهى نگذشته بود که این دولت سر کار آمد در این مدت دو ماه تغییرى در وضع دنیا پیدا نشده بود که بگوییم آن وقت آن پیشنهاد امکان‌پذیر بود و بعدها وضع عوض شده بود که در زمان دولت حاضر نمی‌شد آن پیشنهادات را عمل کرد مگر آن که یک سال عمداً کار را عقب انداخته باشند و بگویند در مدت این یک سال وضع عوض شده ولى همان طور که با تکیه به ارقام و اطلاعات دقیق عرض شد ایران ده درصد ذخیره مطمئن دنیا را دارا می‌باشد و 20 درصد احتمالى ذخیره جهان را دارد و از هر حیث احتیاج و تشنگى مبرم به نفت ایران هست ولى همان طور که یادآورى شد کنسرسیوم علیرغم این تشنگى بی‌مانند براى به دست آوردن ذخیره نفت ایران با تکیه به قدرت بی‌مانند خود می‌تواند براى چند سال هم از نفت ایران صرف‌ کند تا با شرایط مساعدتر به دست آرد ولى دولت بزرگ ذی‌نفع به مناسبت موقعیت ایران و سیاست عمومى و استراتژیک راضى نخواهند بود که براى چند سال ایران از عواید نفت محروم بماند بنابراین حالا که دولت به ارزش و اهمیت این موقعیت بین‌ ما توجه نکرده است خوب است مجلس این را جبران کند و بدون این که وقفه زیادى و غیر قابل تحملى پیش آید راه حلى را پیش بگیریم که هم قدرت و نفوذ کنسرسیوم ملحوظ شده باشد و هم آمال ملى ما به قدر کافى و در حدود امکان‌هاى موجود در نظر گرفته شده باشد پیشنهاد بنده این است که تمام منافعى که براى کنسرسیوم ما در نظر گرفتیم به تمام این منافع تسلیم نشویم همان پنجاه در پنجاه را رعایت بکنیم غرامت را بپردازیم تمام این اعمال را بکنیم ولى اکتشاف و استخراج در دست ما باشد مدیر عامل هم از خارجی‌ باشد ولى زیر نظر دولت ایران باشند تمام متخصصین هم از خارج باشند منتهى فقط و فقط نظر این است که استخراج و تصفیه به دست خود ما صورت بگیرد و تمام پیشنهادات دیگر مربوط به امور مالى را قبول می‌کنیم.

اگر دولت به مناسبت مشکلات سیاسى که متأسفانه خودش پیش آورده نمی‌تواند لایحه را پس بگیرد مجلس آن را به دولت توصیه کند که با پس گرفتن لایحه سعى و کوشش در استیفاى بیشتر حقوق ملى به عمل بیارد ولى اصول آن نوعى تعیین شود که باز هم در آینده اختلاف نظر پیش نیاید به نظر اینجانب و با توجه به تاریخ چند سال اخیر و تجربیات نیم قرن خودمان و آزمایش‌ تاریخى دو قرن اخیر تارخى بشر که کم و بیش در اینجا از آنها بحث شده ملاک و معیارى

+++

که باید به دولت داده شود که لایحه تنظیمى نفت مورد موافقت کامل اکثریت و اقلیت قرار گیرد و غیر از بیگانه پرستان تمام قشرهاى جامعه از آن بتوانند پشتیبانى کنند این است که لایحه واقعاً تبدیل به لایحه فروش نفت به کنسرسیوم شود نه لایحه انتقال اختیار اکتشاف و استخراج و تصفیه و بهره‌بردارى آقایان این شرکت‌ها به کشور عراق می‌گویند به شما بیشتر از 50 درصد نمی‌دهیم به دلیل این که به ایران نیز نخواهیم داد به ما هم می‌گویند اگر به شما دادیم به آنها هم باید بدهیم این مانند این است که من به مناسبت قدرت انحصارى و منحصر به فردى که دارم به یک دکاندار بگویم که باید این کالاى خودت را به نصف قیمت به من بفروشى به دلیل این که از همسایه‌ات هم به همین قیمت می‌ و به همسایه هم همین حرف را می‌زنم به ما می‌گفتند شما محکوم به این هستید که تنصیف منافع کنید به دلیل این که عربستان سعودى هم این کار را می‌کند و الا شکست می‌خورید حالا که ما را به این وضع دچار کرده‌اند به عربستان سعودى خواهند پرداخت که چرا جرأت کرده و با یک مؤسسه آزاد که جز شرکت‌هاى بزرگ نیست قرارداد حمل و نقل منعقد کرده است واقعاً این آزادى در دنیاى آزاد تراست‌ها فرقى با آن آزادى خواهى دنیاى کمینفرم ندارد در هر حال خوب حالا به فرض که ما تسلیم این تنصیف منافع شدیم آن وقت می‌گویند ما باید بیاییم و شخصاً فرماندهى صنعت شما را در دست بگیرم و برتق و فتق امور بپردازیم.

به عقیده من یک کمیسیون نفت مرکب از اقلیت اکثریت مجلسین به وجود آید که دولت با نظارت و مشورت این کمیسیون یک پیشنهاد متقابله به کنسرسیوم بدهد و از راه سیاسى نیز اقداماتى براى موفقیت آن به عمل آرد آقایان حالا که زور ما نمی‌رسد و به دلیل این که نصف منافع دیگران را را می‌برند ما هم مجبوریم بپردازم خیلى خوب ما نفت را به دست شرکت ملى استخراج می‌کنیم و یک تخفیف قابل ملاحظه که کنسرسیوم را از لحاظ سود راضى کند قائل می‌‌شویم غرامت تأسیسات را با در نظر گرفتن حقوق حقه طرفین نیز می‌پردازیم و یک قرارداد فروش براى مدت ده تا پانزده سال می‌بندیم و قیمت قسمتى از آن را براى براه انداختن صنعت نفت نقد می‌گیریم ولى فرماندهى صنعت نفت که کلید صنایع دیگر ایران است در دست شرکت ملى باقى می‌ماند حتى مانعى ندارد که عده از کارشناسان درجه اول نفت به هیئت مدیره شرکت ملى از طرف دولت ایران دعوت شوند و حتى مدیرعامل شرکت ملى نفت در صورت لزوم یک کارشناس امور اقتصادى و نفت از کشور بى‌طرف و یا با طرفى باشد ولى خود دولت ایران آن را دعوت بکند به این شکل آنها از لحاظ فنى مطمئن خواهند شد که جریان نفت به طور منظم ادامه خواهد داشت (وزیر دارایی- به چه مقدار؟) به هر مقدرى که متخصصین استخراج بکنند به هر مقدارى که قرارداد تعیین می‌ عرض کردم که به دست خارجی‌ها باشد هم مدیرعامل از خارجی‌ها باشد تمام متخصصین از خارجی‌ها باشد ولى زیر نظر دولت ایران کار کنند این پیشنهاد تازگى ندارد در زمان دولت سابق پیشنهاداتى چندى که اصول آنها با این پیشنهاد مطابقت داشت داده شده است و هیچ دلیل و یا عامل تازه‌اى به وجود نیامده است که روش دولت بزرگ نسبت به وضع کنونى نامساعدتر از وضع آنها نسبت به دولت گذشته باشد. شاید بعضی‌ها تصور کنند که توجه مجلس براى استرداد این لایحه و دادن پیشنهاد متقابله بر این اساس که لایحه واقعاً یک لایحه فروش نفت به کنسرسیوم باشد شکستى براى دولت غربى باشد در صورتی که عکس آن کاملاً صحیح است همان طور که به عرض آقایان رسید رد پیمان ارتش اروپایى در ابتدا تصور می‌شد شکستى براى دولت غربى و موفقیتى براى کمونیست‌ها است ولى آزمایش بعدى عکس آن را نشان داد تبدیل این قرارداد به یک لایحه فروش نفت واقعى آن طوری که به عرض رسید بزرگ‌ترین عامل براى شکست توده‌ای‌ و بهترین روش براى مبارزه با فساد خواهد بود آقایان اعلیحضرت همایونى دائماً توصیه براى مبارزه با فساد فرموده‌اند و دیگر سیاستمداران مسئولیت‌دار کشور دائماً دم از مبارزه با فساد زده‌اند و می‌توان گفت به شکل معجزه‌آسا عوض این که عملاً مبارزه با فساد شود رفته رفته فساد و انحطاط بیشتر شده است زیرا عاملى در این کشور وجود داشته و با زنده شدن شرکت‌هاى نفت دوباره زنده و تقویت خواهد شد که نگذارد سطح صنعت و تمدن فرهنگ از این بالاتر باشد براى این که ما بتوانیم یک موقعى در یک مدت معینى کوشش کنیم کار اساسى تهیه بکنیم در دانشگاه‌هایمان بتوانیم متخصصینى تهیه بکنیم و بتوانیم از مردمى که نفت را اداره می‌کردند و الان هم می‌خواهند اداره بکنند بى‌نیاز باشیم لازم است که فرهنگ ما پیشرفت بکند این کاملاً واضح و روشن است از طرفى براى آن که شرکت‌هاى نفتى نفع بیشتر ببرند و بعد از چهل سال دیگر اگر نفتى داشتیم باز هم نفت ببرند از لحاظ تجارتى بنده از لحاظ سیاسى صحبت نمی‌کنم از لحاظ این که سود بیشترى ببرند از لحاظ تجارتى کوشش می‌کنند که ما از لحاظ فرهنگ در جا بزنیم یعنى نتوانیم جوانانى تحصیل کرده تحویل اجتماع بدهیم همان طورى که الان می‌بینید در دانشگاه ما عده زیادى از جوانان تحصیل می‌کنند و می‌آیند در اجتماع بیکار می‌گردند و به درد مملکت به هیچ وجه نمی‌خورند مادام که فرهنگ ما با روش فعلى پیش برود ما نخواهیم توانست متخصص کافى براى نفت و سایر صنایع تهیه بکنیم و خومان را از خارجی‌ها بی‌نیاز سازیم نفع یک شرکت خارجى به سیاسیتش کارى ندارم یک شرکت خارجى براى این که بیشتر بتواند از یک مملکتى نفع ببرد از این پیشرفت جلوگیرى می‌کند در موقعی که قرارداد دارسى امضا شد در آن موقع آمدند به ما گفتند که ما حاضریم نفت را به شما بدهیم همان طورى که حالا هم می‌گویند که ما حاضریم نفت را به شما بدهیم ولى شما ظرفیت صنعتى ندارید درست هم می‌گفتند الان هم همین حرف را می‌زنند می‌گویند شما نمی‌توانید به اندازه کافى نفت استخراج کنید و ظرفیت صنعتى ندارید ولى یک نکته هم هست آیا شرکت سابق گذاشت که ما از خودمان به جاى آنها مهندس بگذاریم؟ آیا ما توانستیم افرادى در این مملکت تربیت بکنیم و ظرفیت صنعتى خودمان را قوی‌تر کنیم؟ شرکت سابق نگذاشت و چهل سال دیگر هم موقعى که این قرارداد مدتش تمام شد فرزند فرزند بنده و فرزند فرزند آقایان در آن موقع که خواستند از زیر بار این قرارداد بیرون بیایند به آن نوه‌هاى ما به آن اولادهاى ما خواهند گفت که شما ظرفیت صنعتى ندارید شما نمی‌توانید نفت استخراج کنید و باز باید اکتشاف و استخراج در دست ما باشد و ما مباشر خواهیم بود از طرف شما و ملک طلق شماست این معادن و مادامى که این معادن استفاده می‌دهد متعلق به شماست ولى نفعش را ما خواهیم برد.

مادامی که ما در قید این گونه قراردادها قرار داریم نه ظرفیت صنعتى ما و نه درجه معلومات نسل جوان ما و نه ارزش کارشناسان ما از سطح معینى از لحاظ کمیت و کیفیت بالا نخواهد رفت یعنى یک قدرت غول‌آسا با وسایل مختلف از آن جلوگیرى خواهد کرد یعنى یک دور و تسلسل لازم می‌آید مادام که آنها هستند نخواهند گذاشت ظرفیت فنى ما بالا رود و مادامى که این ظرفیت فنى بالا نیست بهانه خواهند گرفت که ما نمی‌توانیم با اطمینان شما نفت به مشتریان بفروشیم باید این حلقه جایى شکسته شود یعنى ملت ایران حلقه‌هاى این زنجیر را شکست ولى قرارداد حاضر می‌خواهد دوباره این قید را براى مدت چهل سال بر دست و پاى ملت ایران بگذارد. از طرفى به ما اطمینان می‌دهند چون کنسرسیوم حاضر یک شیئى بی‌نظیر است و چون چند شرکتند با هم رقابت دارند نخواهند توانست مانند سابق اعمال نفوذ کنند ولى در عین حال ماده‌اى در قرارداد می‌گنجانند که همه سهام دیگران یکى می‌تواند بخرد یعنى شرکت سابق و یا شرکت نیرومندتر دیگر عملاً می‌تواند تمام سهام را به دست آرد. واقعاً این کنسرسیوم به اضافه این قرارداد یک شیئى بی‌مانند و بی‌نظیر است ولى این بی‌مانندى بی‌نظیرى به نفع ماست؟ نه خیر ما را در قید و بند بی‌مانند و بی‌نظیرى دارند مقید می‌سازند آقایان اگر این شرکت‌ها با هم رقابت داشتند که تمام وسایل حمل و نقل و تولید دنیا را نمی‌توانستند به خود اختصاص دهند و هر شرکت و یا تاجرى را که بخواهد در کار آنها دخالت و یا در مقابل آنان مقاومت کند ورشکست کنند و هر صاحب نفتى را که بخواهد دست از پا خطا کند به سرنوشت ما دچار کند، دوره رقابت تراست‌ها گذشت این قدرت‌هاى بی‌نظیر و بی‌مانند در نتیجه عدم رقابت جهان را از بین خود تقسیم کرده‌اند از اواخر قرن نوزده رقابت آزاد در حقیقت آزادى رقابت را از بین برده است و امروز ما در دوران تراست‌هاى متحده زندگى می‌کنیم که در مقابل نیرو و قدرت نامرئى ولى ملموس و محسوس آنها سرحدات ملى مانعى نمی‌باشند.

در مقابل لوله‌هاى نفت تراست‌ها و سایر وسایل حمل و نقل آنها و قدرت آنان هیچ مانعى تاب مقاومت ندارند وقتى انسان تاریخ نشو و تکامل این قدرت‌هاى عجیب و بی‌مانند و غول‌آسا را در صدها کتاب که در این قرن منتشر شده می‌خواند و اخطار آقاى دکتر امینى را به یاد می‌آرد به غیر از یک لبخند جواب دیگرى را شایسته آن نمی‌داند.

دکتر امینى- متوجه نشدم دوباره بفرمایید.

درخشش- در مقابل لوله‌هاى نفت تراست‌ها و سایر وسایل حمل و نقل آنها و قدرت آنان هیچ مانعى تاب مقاومت ندارد وقتى انسان تاریخ نشو و تکامل این قدرت‌هاى عجیب و بی‌مانند و غول‌ را در صدها کتاب که در این قرن منتشر شده می‌خواند و اخطار آقاى دکتر امینى را به یاد می‌آورد به غیر از یک لبخند جواب دیگرى را شایسته آن نمی‌داند (دکتر امینى- آن زبونی‌تان هم یادتون باشد چون بنده عرض خواهم کرد) بنده سخنرانی‌هاى آقایان را در اینجا بیان می‌کنم و جواب می‌‌دهم. سخنرانی‌هاى جنابان آقایان سپهبد زاهدى و دکتر امینى- آقاى سپهبد زاهدى در سخنرانى خود در موقع تقدیم لایحه مدعى می‌شوند که ((امتیازى به کسى داده نشده و عهدنامه‌ تنظیم نگردیده است)) ایشان از ((حل مشکل نفت)) بحث فرمودند و ایران را ( (مالک بى‌‌تأسیسات عظیم و پر قیمت نفت)) معرفى کردند واقعاً اگر منظور بازى با کلمات نیست و به واقیعات بیشتر اهمیت می‌دهیم تا به حقایق تحریف شده اگر محتوى مهم‌تر از شکل و قالب است و اگر واقعیت دنیاى خارج ملاک عمل است و نه تکان ادن زیان من می‌پرسم آیا امتیاز و قراردادى که امتیاز اکتشاف و استخراج و تصفیه و بهره‌بردارى براى یک شرکت نیرومند خارجى می‌دهد شاخ و دم دارد اگر بگویید که ملى امتیاز

+++

شاخ و دم دارد اطمینان می‌دهم که این قراردد هم هر گونه شاخ و دمى را می‌تواند پیدا کند کشور عراق معترف است که امتیازى داده او فقط منابع نفت زیرزمینى خود را به عنوان سرمایه به صاحب امتیاز داده این امتیاز حوزه عملیات دارد که وسیع‌تر از سابق شده شرایط دارد که در قراردادى مندرج است و حق‌السهم معروف پنجاه و پنجاه دارد تمام اصول این امتیاز در قرارداد حاضر نیز گنجانده شده و حتى اگر تجربیات تلخ در سایر جاهاى خاورمیانه کردند و براى آنها و ما مجال نفس و مفرى بود در اینجا آن را هم گرفته‌اند به عنوان نمونه تهران مصور که از روزنامه‌هاى ضد توده‌اى است در 9 مهر ماه 1333 زیر عنوان (قرارداد جدید نفت و او تأسیس) می‌نویسد: (روزنامه فایناشنال تایمز مالى) که از جراید مؤثر لندن به شمار می‌رود در آخرین شماره خود چنین می‌نویسد: ((در ماده 35 قرارداد نفت ایران مطالب بسیار مفیدى گنجانده ( (خوب توجه فرمایید این فقط یک نمونه است که من و شما توجه نداشته‌ایم و الا به گفته تایمز مالى مطالب بسیار مفیدى گنجانده شده)) که براى شرکت‌هاى عضو کنسرسیوم اثر خوبى خواهد داشت در این ماده اشعار شده که کنسرسیوم می‌تواند نفت محصول ایران را به هر جا و به هر وسیله که میل داشته باشد حمل کند و به هر قیمت که می‌خواهد بفروشد مفهوم این ماده آن است که ایران نمی‌تواند مثل دولت عربى سعودى قراردادهایى با کسانى نظیر اوناسیس منعقد کند و حمل و نقل محصول ایران به آنها واگذار کند.)) آقایان اوناسیس نام یک سرمایه‌دار ثروتمند یونانى است که دچار این اشتباه شده است و تصور کرده است که در دنیاى آزاد بازرگانى نیز آزاد است تراست‌هاى متحد فعلاً نقشه‌اى را که جناب آقاى ایزن‌هاور درباره ایران داشتند درباره اوناسیس و عربستان سعودى دارند که پس از فراغت از کار نفت به آن دولت عربى فضول یک گوشمالى بدهند.

جناب آقاى سپهبد که می‌ امتیازى و قراداد امتیازى در کار نیست در جلسه کمیسیون نفت فرمایشاتى فرمودند که در جراید منعکس شده و فرموده‌اند اگر من 3 درصد احتمال موفقیت و فرار از خطرى که ما را تهدید می‌کند می‌دادم به این قرارداد تن در نمی‌دادم جناب آقاى زاهدى که همواره خود را سرباز می‌دانند و هر سربازى پیوسته با سر خود بازى می‌کند باید توجه فرمایند که از ترس یک خطر آینده تسلیم یک خطر حتمى و فعلى می‌شوند که تا چهل سال سرنوشت فرزندان و فرزندان فرزندان ایران را مسجل می‌سازد. (مشایخى- این طور نگفتند آقاى درخشش مطلب را به این صراحت نگفتند) پس اگر این طور نگفتند چون در تمام جراید این طور منعکس شده بود خوب بود تکذیب می‌کردند چون عین این جمله را بنده از جراید درآوردم.

رئیس- ایشان دارند خارج از مطلب صحبت می‌کند ولى من می‌خواهم در مجلس شوراى ملى به حد کامل آزادى بیان را حفظ بکنم (احسنت) و گر نه مطابق ماده 42 خارج از موضوع نباید صحبت کنند جراید در دنیا بسیار است ایشان ترجمه کرده می‌خوانند (شوشترى- ایشان می‌خواهند توهین کند تمام توهین است) من به شما چیزى نگفتم شما نامه یکى از پاریس و مندس فرانس و آمریکا و سیاست فرانسه را خواندید من به شما هیچ نگفتم شما باید در خصوص نفت ما صحبت کنید نه وضع سیاست فرانسه انگلیس و آمریکا و شوروى من هیچ وقت حق ناطق مخالف را نمی‌گیرم بنشینید تا ایشان صحبت‌هایشان را بفرمایند. بفرمایید.

درخشش- من به طور مشروح فعلاً وارد این بحث نمی‌شوم که خطر حادى فعلاً ما را تهدید نمی‌کند که سربازى مانند آقاى سپهبد زاهدى که خود در حبس متفقین بوده‌اند و از طرف انگلیس‌ها در معرض آن همه رنج‌ها قرار گرفته‌اند به قول خودشان (زیر بار این قرارداد) بروند ژنرال چیانکایچک از خطر می‌ترسید (بعضى از نمایندگان- به ما چه) (شوشترى- توهین است آقا).

رئیس- آخر چیانکایچک در فرمز به ما چه می‌دانم شما هم باید بخوانید بفرمایید بفرمایید.

درخشش- پس بنده همش بگویم نفت نفت نفت ژنرال چیانکایچک از خطرى می‌ترسید و معامله‌اى با آمریکایی‌ها کرد که آن روش نه تنها خطر را از بین نبرد بلکه آن خطر را حادتر کرد و بالاخره شد آنچه نمی‌بایست بشود ولى در هندوستان از حول حلیم در دیگ نیافتادند گاندى و نهرو و براساس رئیس جمهور کنونى و امثال آنها از ترس خطر کمونیسم در دامن انگلیس‌ها و سایر متفقین او نیفتادند و حتى به خطر فاشیسم آلمان نیز در جنگ گذشته اعتنا نکردند و زمانى که کمونیست‌هاى هندوستان از زندان‌ها بیرون آمده و با دولت دست نشانده انگلستان همکارى می‌کردند گاندى و پیروان او به زندان‌ها نقل مکان کردند ولى پس از جنگ همین میلیون مستقل از دو بلوک آن میلیونى که از ترس آن در دامن این و از ترس این در دامن آن نمی‌افتادند توانستند هندوستان را نه تنها از قید استعمار بریتانیا بلکه در عین حال از قید کمونیسم نیز نجات دهند در هندوستان با وجود آن که قوانین غلاظ و شداد و حتى قانون ساده براى منع کمونیسم نیست و در مجلس هم راه دارند معذلک در هندوستان کمونیسم خطرى را تشکیل نمی‌دهد ولى در چین زمام امور را در دست گرفتند تنها فرق هندوستان و چین در این است که در چین رهبران از ترس کمونیسم در دامن خطر دیگرى افتادند و همین خطر مردم را به طرف کمونیسم راند در صورتى که در هندوستان یک نهضت اصیل ملى که تسلیم هیچ بیگانه نمی‌شده وجود داشت و مانند جناب آقاى سپهبد زاهدى به فرموده خودشان از ترس خطرى زیر بار این قرارداد چهل ساله نمی‌رفت و از هر دو خطر رهایى یافت.

آقاى سپهبد زاهدى، شما که سرباز هستید و در میدان جنگ شجاعت دارید اگر در میدان سیاست هم شجاعت دارید بیایید و این لایحه را مسترد کنید و مانند مندس فرانس نخست‌وزیر شجاع و با شخصیت فرانسه بد ولى که خود را دولت ما می‌نامند اعلام کنید که ما حاضریم یک قرارداد واقعى فروش نفت با شما ببندیم و فرماندهى صنعت نفت را مانند فرماندهى ارتش‌مان در دست خود نگاه می‌داریم و از شما کارشناس دعوت می‌کنیم و تمام امور فنى را دولت زیر نظر کارشناسان فنى خارجى می‌گذارد همان طور که در وزارت جنگ از کارشناسان استفاده می‌کنیم در صنعت نفت هم استفاده می‌کنیم و تقسیم بالمناصفه سود را (که در حدود سى درصد تخفیف می‌شود زیرا هزینه تولید به عهده خود ما است) و غرامت را در حدود حفظ حقوق حقه طرفین قبول داریم. اگر آقاى سپهبد زاهدى این اقدام سیاسى را به عمل آرند بی‌شک در عین حال بزرگترین ضربه را به حزب توده می‌زنند و فرداى روزى که این اقدام را کردند بدون حکومت نظامى و بدون فلک لااقلاک و خارک می‌توانند با تکیه به اکثریت بزرگ ملت ایران حکومت را ادامه دهند آقایان جریان‌هاى نهضت ملى و وقایع متعاقب آن ضربه بزرگى به حزب توده در داخل خود زده است فقط نقاط ضعف وضع حاضر و نارضایتى مردم است که دوباره به آنها استحکام می‌بخشد و جبران مافات می‌کند اگر با پیروى از اصول پیشنهادى که به عرض رسید نهضت ملى ایران را دوباره در جاده صحیح و واقع بینانه زنده کنید حزب توده لطمه‌اى می‌خورد که دیگر نتواند هرگز قد علم کند من شک ندارم که بعضی‌ها در قلب خود به این عرایض من و به این پیشنهاد من می‌خندند و آن را مسخره می‌کنند ولى یک ضرب‌المثل آلمانى می‌گوید هر کس آخر بخندد بهتر می‌خندد شما بروید وقتى آقاى تقى‌زاده از مسافرت مصلحت خود برگشت از ایشان سؤال کنید که آیا عرایض من خنده‌آور است و یا گریه‌آور زیرا ایشان یک بار شخصاً این آزمایشى را که ما امروز دچار آن هستیم آزموده‌اند و می‌دانند آزمودن آنچه آزموده شده است جز ندامت سودى ندارد. من از آقاى سپهبد زاهدى این سؤال ساده را می‌کنم که اگر شما حق امتیاز سى و هشت ساله شرکت سابق را که به موجب قوانین ملى شدن سلب شده بود دوباره به او بازنگردانده‌اید اگر شرکت سابق درست مانند امتیاز گذشته تا مدت چهل سال حق استفاده از آنچه امتیاز نفت به او داده بود، ندارد پس این 600 میلیون دولار که شرکت‌هاى نفت در ازا به دست آوردن شصت درصد آن حقوق از شرکت سابق می‌گیرند چیست؟ در چهار مهر ماه در یهان مقاله‌اى با تکیه به اظهارات «یک منبع مطلع وابسته به کنسرسیوم» نوشته شده و معلوم می‌شود که کنسرسیوم 15 درصد این ششصد میلیون دلار را نقد و بقیه را تا چهل سال در مقابل هر بارل ده سنت می‌پردازد.

اگر شرکت سابق واگذار کننده شصت درصد امتیاز خودش به کنسرسیوم نبود در ازا هر بارل نفتى که به دست ایرانیان از قلمرو حاکمیت ملى ایران استخراج می‌شد به چه مناسبت این بیگانه از بیگانه دیگر باج می‌گرفت؟ اگر آقاى سپهبد زاهدى جواب سؤال را نمی‌توانند بدهند اگر آقاى دکتر امینى از همان حرف‌هاى کنسرسیوم مآبانه و از سر قفلى کسب و کار و غیره بحث کنند و از دادن جواب سرباز زنند تاریخ ایران، تاریخى که خیلى دیر نخواهند پایید و اطمینان می‌دهم که به چهل سال نخواهد رسید همان طور که قرارداد 33 نیز نرسید جواب این سؤال را خواهد داد آقایان باید وسعت نظر تاریخى داشت باید کارى کرد که در پیشگاه ملت ایران آرى به قول آقاى دکتر امینى در پیشگاه ملت بزرگ ایران در آن روز روسیاه نباشیم. سخنرانى آقاى دکتر امینى (لارى- آقا یک قدرى بلندتر بنده محرومم). سخنرانى آقاى دکتر امینى پر از تناقضات بود ایشان در ضمن به حقایق زیادى اشاره فرمودند ولى تمام آن حقایق براى پوشاندن قبح یک اقدام قبیحى است که در قرارداد تسلیمى و ماده واحده منعکس است.

بزرگترین تناقض مربوط به آقاى دکتر امینى تناقض در حرف و در عمل است حقایقى که ایشان در سخنرانى خود گفتند جز هوا شد ولى قراردادى که براى تصویب تقدیم مجلس کردند و ماده واحده‌اى که باید ناسخ قوانین ملى شدن و قوانین ضد دادن امتیاز گردد باقى مانده از تناقض‌هاى دیگر عمل آقاى دکتر امینى مرده اعلام کردن شرکت سابق در حرف و زنده کردن او در عمل است در قرارداد اصطلاح انگلیسى شرکت نفت انگلیس و ایران را به کار برده‌اند و جرأت نکرده‌اند فارسى آن را به کار ببرند. آقاى دکتر امینى از عظمت روح آزاد مرد و یا آزادمردانى بحث کرد و در مقابل

+++

عظمت روح آن آزادمردان در حرف سر تعظیم فرود آورد که بتوانند در عمل و در ضمن قرارداد تمام مساعى آزادمردان و تمام محرومیت‌هاى چند ساله ملت ایران را نابود کنند و غل و زنجیرى را که نیم قرن به دست و پاى ملت ما بسته شده بود براى چهل سال دیگر تجدید کنند و آقاى دکتر امینى ((خلع ید از کمپانى سابق)) را که ایشان لاحقش کرده‌اند یک ((جهشى)) ناامید که ((ملت ایران را به طرف کمال و ارتقا)) سوق می‌دهد ولى با تقدیم قرارداد با خلع ید شرکت سابق شرکا آن جهش ملت ایران را می‌خواهند خنثى کرده و به دست کنسرسیوم نیرومندتر از شرکت سابق ایران را به طرف انحطاط و پستى سوق می‌دهند. ایشان در حرف مدعى شدند که با فروختن 5 ر 12 درصد نفت سهم خودمان تجربه تجارت نفت به دست می‌آریم ولى عملاً نه تنها با این قرارداد امکان فروش آن دوازده و نیم درصد را نخواهیم داشت بلکه تا چهل سال حق استفاده از این تجربیات را اقلاً درباره تقریباً نود درصد محصول نفت ایران از ما به موجب قرارداد سلب می‌کند و پس از چهل سال عمر صنعت نفت به احتمال قوى تمام می‌شود ایشان در حرف از هم کارى ((کارشناسان و جوان‌هاى ورزیده و تحصیل کرده ایرانى بر خود می‌بالند)) ولى عملاً تنها ارزش آن کارشناسان جوان و تحصیل کرده امروزى را در ضمن قرارداد عملاً نفى می‌کند بلکه امکان استفاده از ارزش آنها را براى اداره صنعت براى نسل‌هاى آینده تا چهل سال دیگر به موجب قرارداد نفى و سلب می‌کنند ایشان در سخنرانى خود که پا در هواست و جزء هوا می‌شود مدعى شده‌اند که ((خواستیم شرکت ملى نفت این مؤسسه ملى را به هر تدبیر است حفظ کنیم)) ولى عملاً در ضمن قرارداد خواسته‌اند تا چهل سال شرکت ملى نفت را از دخالت در امر نفت منع کرده و آن را تبدیل به یک مؤسسه خدمتگذار کنسرسیوم را به ایران تحمیل کنند و هر گونه وسیله زمین و مؤسسه‌اى را لازم دارند به دست این مؤسسه موسوم به شرکت ملى نفت، نفت ارزان و مناسب و سریع به دست آرند و این خدمتگذارى شرکت ملى نفت را براى کنسرسیوم در مواد متعددى و به طور مشروح و چهار میخه تسجیل کرده‌اند، ایشان در سخنرانى خود مدعى می‌شوند ((که زیر بار عدم‌النفع نرفتیم)) ولى در عمل و در ضمن قرارداد عدم نفع را به وجود النفع تبدیل می‌سازند ایشان در حرف مدعى می‌شوند که حقوق ایران را حفظ کردیم ولى در عمل و در ضمن تصفیه حساب با شرکت سابق جریمه عملى را که شرکت سابق مرتکب شده و صنعت نفت را تعطیل کرده از جیب ملت ایران به مبلغ 66 میلیون لیره می‌پردازند و دعاوى حقه ایران را به کلى از یاد برده اصلاً اسمى از آنها نمی‌آرند ایشان مدعى می‌شوند که ((قراردادی که براى فروش نفت تنظیم شده است چیزى انعکاس مطالبى که عرض کردم نمی‌باشد)) ولى عمداً فراموش می‌کنند که از مفهوم ماده 4 و مواد مشابهى که امتیاز مانع اللغیرا اکتشاف و استخراج و تصفیه و بهره‌بردارى را براى مدت چهل سال به شرکت سابق و شرکا تسلیم کرده در سخنرانى خودشان سخن به میان نیاورده و بدون سر و صدا آن را با ماده واحده و قرارداد تقدیم مجلس کرده‌اند.

مشایخى- آقاى رئیس این صفحه تکرار دارد می‌شود.

رئیس- خود تندنویس‌ها به من تذکر داده‌اند که از سر شروع نکردند بفرمایید (تیمورتاش- چند صفحه است کلاً آقا) چه سؤالى است که می‌کنید هزار صفحه است بخوانید آقا (درخشش- این صفحه 61 است که می‌خوانم) به شما چه که می‌پرسید بخوانید آقا بفرمایید.

درخشش- ایشان در حرف و در ضمن بحث از کارشناسان ایرانى در سخنرانى که جز هوا شده است می‌گویند (کارشناسان ایرانى .... که همسنگ بهترین کارشناسان خارجى می‌باشند در اداره امور استخراج و تصفیه نفت وجودشان موجب مفاخرت ایران و مظهر رشد علمى و فرهنگى ما خواهد بود) و اظهار امیدوارى می‌کند که فعالیت مجدد دستگاه باعث پرورش آنها و استفاده از وجود آنها براى ایران گردد ولى در عمل و در ضمن قرارداد امکان استفاده از این کارشناسان ایرانى همسنگ با بهترین کارشناسان ایرانى همسنگ با بهترین کارشناسان خارجى را غیر ممکن می‌سازند زیرا فؤاد روحانی‌ها و دکتر فلاح‌ها که در حدود چهل تا چهل و پنج سال داشته باشند پس از چهل سال مگر در قبر از تجربیات نوین آنها براى ایران بتوان استفاده‌اى کرد وانگهى من باور نمی‌کنم همه این کارشناسان حتى آنهایى که از لحاظ ادارى و براى دادن توضیحات فنى در کمیسیون حاضر شده‌اند از همکارى با آقاى دکتر امینى مفتخر باشند، ایشان مدعى می‌شوند که این قرارداد از تمام قراردادهاى امتیاز نفت خاورمیانه با صرفه‌تر است ولى عملًا فراموش می‌کنند که به موجب قراردادى که به مجلس می‌دهند با وجود این که هم منابع زیرزمینى سرمایه ما می‌باشد و هم ما مالک مؤسسات عظیم نفت در استخراج و تصفیه هستیم سهم ما مانند عراق فقط پنجاه درصد است در صورتی که عراق و سایر کشورهاى خاورمیانه فقط با سرمایه منابع زیرزمینى همین سهم را می‌برند ولى مطابق قرارداد ما علاوه بر منابع زیرزمینى آلات و ابزار صنعت عظیمى را که مالک هستیم مفت و مجانى در خدمت کنسرسیوم می‌گذاریم بدون این که از مالکیت خودمان کوچک‌ترین فایده‌اى ببریم که کشورهاى دیگر خاورمیانه بدون داشتن مالکیت آن تأسیسات می‌برند.

ایشان در سخنرانى خود مدعى می‌شوند که گویا در نتیجه تعطیل کردن صنعت نفت دنیا دیگر احتیاجى به نفت ایران ندارد ولى واقعیات دنیا خارج غیر از این می‌گوید در هزار و نهصد و چهل و هفت آقاى شارل دنر کارشناس نفت وزارت خارجه آمریکا یک مه موراندوم تسلیم وزارت خارجه آمریکا می‌کند و پیش‌بینى می‌کند که در سال هزار و نهصد و شصت و پنج مصرف نفت آمریکا روزانه 850000 تن خواهد بود در صورتی که تولید در خود آمریکا در صورتی که تولید در خود آمریکا در آن تاریخ فقط 500000 تن روزانه خواهد بود یعنى در سال 1965 آمریکا مجبور است سالیانه از 125 تا 150 میلیون تن واردات نفت داشته باشد و با در نظر گرفتن مصارف نظامى آمریکا در آن سال باید دویست میلیون تن سالیانه نفت وارد کند. به همین مناسبت است که دولت آمریکا و وزارت خارجه آن دولت به مسئله نفت و ذخیره کردن آن براى آینده بیشتر اهمیت قائل است تا شرکت‌هاى نفت که به مناسبت داشتن قرارداد مخفى با شرکت سابق پا توى کفش آنها نمی‌کند. ایشان در اعلامیه و در سخنرانى از استقلال اقتصادى ایران بحث می‌کند ولى در قراردادى که می‌بندد و سهم ایران را با لیره دریافت می‌کنند تا چهل سال دیگر ما را دچار سرنوشتى می‌کنند که در گذشته با قرار گرفتن در گروه استرلینگ مزه آن را چشیده‌ایم ولى این بار ما را با یک ((جنتل منت اگریمنت)) خوشحال می‌سازند یعنى منابع ما یک تعهد اخلاقى تأمین می‌کند ولى منافع بریتانیا را یک تعهد رسمى در قرارداد آقاى تیجنر مستشار بازرگانى سفارت انگلیس می‌گوید (کیهان 11 شهریور)- ((مادام که کالاهاى مورد نیاز ایران در گروه سترلینک موجود است ایران براى خرید از این کشورها احتیاج به دلار نخواهد داشت به هر حال ایران در مورد خرید کالا از گروه دلار همان مزایایى را خواهد داشت که خود انگلستان فعلاً داراست و ایران نسبت به انگلستان ارجحیت نخواهد داشت.) (دکتر مشیر فاطمى- ما نمی‌شنویم).

درخشش- بفرمایید رفقایتان صحبت نکنند تا بشوید (بعضى از نمایندگان- بلندتر آقا ما نمی‌شنویم) فکر بنده را هم بفرمایید که بایستى 6 ساعت صحبت بکنم.

عبدالصاحب صفایی- بفرمایید که چه قدر می‌خواهید صحبت بکنید اندازه قائل شوید که چه قدر می‌خواهید صحبت کنید.

درخشش- بنده عرض کردم که این قدر ساعت می‌خواهم یک ساعتش را امشب صحبت کنم باقى را هم فردا حالا که می‌فرمایید بنده امشب صحبت کنم تا صبح در اختیار آقایان هستم (بعضى از نمایندگان- تا صبح همه در اینجا هستیم).

رئیس- اینجا سابقه دارد منشی‌ها می‌خواندند اگر خسته شدید اگر خسته باشید مال آقاى دکتر مصدق مال دیگرى مال دیگرى را خوانده‌اند حالا اگر خسته شدید بدهید بخوانند.

درخشش- چند صفحه دیگر می‌خوانم اگر خسته شدم می‌دهم بخوانند (شوشترى- این روش شما توهین به پارلمان است بدانید) بنده توهین نمی‌کنم

(شوشترى- بله یواش یواش می‌خوانى مسخره می‌کنى) یعنى چه؟ هر کس یک لحن سخن دارد.

رئیس- آقاى شوشترى اگر خسته شدید تشریف ببرید منزل آقایان بى‌مزگى نکنید بگذارید بخواند بفرمایید اینجا شب مانده‌اید براى کار مهمى چرا این صحبت‌‌ها را می‌فرمایید؟ (صحیح است).

درخشش- در حرف و سخنرانى و مراسله به ما می‌گویند پس از سه سال تولید کم نخواهد شد ولى براى روز مبادا این جمله مبهم را در قرارداد رسمى وارد می‌کنند که (از سال سوم به بعد خط‌مشى اعضا کنسرسیوم با توجه به بعد خط مشى اعضا کنسرسیوم با توجه به مساعد بودن اوضاع ادارى و اقتصادى ایران بر این اساس خواهد بود که میزان تولید خود را در ایران با مقادیرى که از لحاظ وضع عرضه و تقاضاى نفت خام در خاورمیانه منصفانه میسر باشد وفق دهند) اگر در نظر بگیریم که متن انگلیسى قرار دارد در موقع بروز اختلافات معتبر است و به متن انگلیسى که این جملات مبهم از آن ترجمه شده. (زیرا می‌دانیم که خود آقاى دکتر امینى در یک مصاحبه فرمودند تا حالا ما خودمان هم متن قرارداد را ندیده‌ایم و بنابراین قرارداد کنسرسیوم تهیه کرده است و دیکته کرده و هیئت نمایندگى ایران آن را نوشته و به فارسى ترجمه کرده و براى تصویب آورده‌اند) به این شکل معلوم خواهد شد که در صورت لزوم از این عبارت مبهم براى فشار آوردن به ما چه سوءاستفاده‌ها خواهد شد به خصوص در صورتی که سیاست اقتصادى فعلى ادامه پیدا کند و در آخر هر ماه چشم ما براى پرداخت حقوق کارمندان دولت به دست کنسرسیوم باشد.

شاهکار تناقضگویى جناب آقاى دکتر امینى در سخنرانى خودشان آنجاست که از طرفى ما را زبون می‌نامند که از آن تاجرهاى معصوم و بی‌‌ضرر می‌ترسیم که در کارها مانند شرکت سابق دخالت کنند ولى در جاى دیگر عیناً این طور می‌فرمایند ((روزى ما می‌توانیم نفت خودمان را)) مورد استفاده

+++

قرار دهیم که به گفته خود آقاى دکتر امینى «که بازارهاى فروش در انحصار شرکت‌هاى بزرگى که از طرف قدرت‌هاى بزرگ بین‌المللى پشتیبانى می‌شود در دنیا وجود نداشته باشد» بنابراین به گفته آقاى دکتر امینى معلوم می‌شود که ایشان هم از آن تاجرها که عبارت از «شرکت‌هاى بزرگى هستند که از طرف قدرت‌هاى بزرگ بین‌المللى پشتیبانى می‌شوند» نگرانى دارند فقط ما زبون‌ها نیستیم که از این مداخلات نگرانیم و در اینجا آقاى دکتر امینى چاره درد را ذکر می‌فرمایند که خیلى قابل دقت است ایشان عیناً این طور ادامه داده‌اند، «و بشر دوستى آنها به آن درجه برسد که فقط به خاطر حقیقت و کمک به باز کردن راه کسب و کار یک ملت بدون در نظر داشتن منافع مادى و مجرد از مبارزات اقتصادى و تحصیل سود بازرگانى به کمک یکدیگر بشتابند ولى متأسفانه در شرایط موجود مبانى اخلاقى و بشر دوستى تا این درجه ترقى نکرده است و امور جهان در دست فرشتگان عالم بالا نیست بلکه کسانى مانند من و شما با تمام اغراض و منافع نظریات خاصى که دارند جهان را اداره می‌کنند» آقاى دکتر امینى در این قسمت از سخنرانى خودشان «حصول راه حل ایده‌آل» و همچنین موعد «استفاده از نفت خودمان را» به زودى موکول می‌فرمایند که «بشر دوستى آنها به درجه‌اى برسد که فقط به خاطر حق و حقیقت...» و براى «خاطر مبانى اخلاقى و بشر دوستى» بیایند و براى «کمک به باز کردن اره و کسب و کار یک ملت» به ما کمک کنند که نفت استخراج و تصفیه کرده و ببریم به آنها به قیمت گزاف بفروشیم. پس از آن اخطار آقاى دکتر امینى که اعضا کنسرسیوم در کار ما دخالت نکنند این پند و اندرز حکیمانه ایشان دومین شاهکار است که ان‌شاءالله آنها را به مبانى اخلاقى و بشر دوستى آشنا خواهند ساخت که از خود بازرگانى و مبارزه براى اقتصادیات دست بکشند و جناب آقاى دکتر امینى می‌توانند براى تحقق بخشیدن به این آمال و آرزو براى مؤثر کردن این پند و اندرزهاى حکیمانه از جمعیت تسلیحات اخلاقى نیز کمک بگیرند و سایه این پند و اندرزهاى حکیمانه و ثمن بخش که به ما خواهند پرداخت ایران بهشت برین کرده و در ایرانی که شاید شبیه آن شب هزار و یک شبى باشد که براى اعضاى کنسرسیوم درست کرده بودند پس از صرف قلیان‌هاى کذایى از این خیال بافی‌ها استفاده فرموده و پند و اندرزها را در آنشت بخورد رؤساى کنسرسیوم و خانم‌ها و خانواده‌هاى ایشان بدهند.

ولى تاریخ چند هزار ساله بشر و تکامل تاریخى آن به خصوص در قرن اخیر نشان داده‌اند که صاحبان صنایع عظیم با پند و اندرز و تعلیمات اخلاقى و مبانى بشر دوستى از سود بازرگانى صرف‌نظر نمی‌کنند راه حل خاتمه دادن به این جنایات را مخصوصاً قرن اخیر در ملى کردن صنایع بزرگ تلقى کرده است و بارزترین خصیصه صنعت ملى شده هم این که سرمایه‌دار و صاحب صنعت خصوصى در ازدیاد سود ذی‌نفع نباشد همان طور که قبلاً به عرض رسید صنعت ملى شده را تاریخ این دو قرن به وجود آورده و آن را این طور تعریف کرده است که اداره کنندگان صنعت یعنى اکتشاف و استخراج کننده و بهره‌بردار صنعت را براى سود بازرگانى و ازدیاد آن اداره نکند بلکه به عنوان یک سرویس اجتماعى به دست دولت اداره شود. همان مفهوم که قوانین ملى شدن صنعت نفت به معنى اکتشاف و استخراج و تصفیه و بهره‌بردارى دست دولت ایران باشد آن را تثبیت کرده بود و قرارداد حاضر آن را لغو و منتفى می‌سازد آقاى دکتر امینى در این سخنرانى پر از تناقض خود در عین حال به حقیقتى نیز اشاره کرده‌اند که از آن نتیجه نمی‌گرند و یا نتیجه معکوس می‌گیرند ایشان می‌فرمایند: ((عزت و ذلت اقوام به دست راهبران و راهنمایان جامعه‌ها و ملت‌هاست)) این نکته کاملاً صحیح است آقاى چرچیل درباره درجه تأثیر راهبران و راهنمایان جامعه در جریان حوادث عبارت پر معنایى گفته است قرن نوزده قرن مردان بزرگى بود که با مسائل کوچک روبرو بودند و قرن حاضر قرن مسائل بزرگى است که با مردان کوچک روبرو هستند)) براى درک مسائل مهمى که قرن ما قرن آن مسائل است باید با وضوح روشنى کامل مسائل اجتماعى را درک کرد نه این که با افکار و عقاید متناقض مغز خود را پر کرد و یا براى هدف‌هاى کوچک مسائل را فدا و قربانى ساخت آقاى دکتر امینى که از طرفى با پند و اندرز می‌خواهند تاجرهاى بى‌ضرر را به مبانى اخلاقى و بشر دوستى آشنا سازند تا دنیاى بهترى بسازند در عین حال در جاى دیگر می‌فرمایند ((براى غلبه بر این عوامل موجود دنیا و رسیدن به ایده‌آل ملى نه فریاد و ناله مؤثر است و نه التماس و استغاثه به کار می‌آید فقط و فقط چاره آن تحصیل زور و قدرت مادى و معنوى است که تنها رسیدن به مقصود همین است و بس)) حالا باید توجه کرد که آقاى دکتر امینى که در این قسمت نطق پر از تناقض خود چاره غلبه بر مشکلات دنیاى موجود را براى رسیدن به ایده‌آل ملى فقط و فقط ((تحصیل زور و قدرت مادى و معنوى)) می‌داند با عملی که می‌کند و این لایحه را با ماده واحده تقدیم مجلس می‌کند واقعاً در صدد ( (تحصیل زور و قدرت مادى و معنوى)) هستند و یا با این عمل زور و قدرت مادى و معنوى ایرن را براى مدت چهل سال دیگر بلامنازعه تسلیم دیگران می‌کنند. توجه سطحى به اوضاع سیاسى و اجتماعى قرن اخیر نشان می‌دهد که این قرارداد سند مالکیت ((زور و قدرت مادى و معنوى)) است که دست خلقت منبع آن روز و قدرت را در زیر خاک پر برکت ایران به ودیعت گذارده است و دولت حاضر از ما انتظار دارد که آن سند مالکیت را دو دوستى تسلیم آنهایى کنیم که با تحصیل این گونه اسناد مالکیت از دیگران یک افسانه‌اى براى خود به وجود آورده‌اند. امیل راشه یک نویسنده آلمانى که به مسائل سیاسى و اجتماعى جهان حاضر آشنایى کامل دارد کتابى درباره مردان و قدرت‌هاى بزرگ دنیا که در اطراف نفت دور می‌زند نوشته است این نویسنده در موقع بحث از عظمت تراست‌هاى نفت با تقلید از ناپلئون که نویسندگان را که افکار عمومى دنیا را می‌سازند ((پنجمین قدرت بزرگ جهان)) نامیده این نویسنده نفت را یک قدرت بزرگ اتونوم چهان و بالاخره ((ششمین قدرت جهان)) می‌نامد او کتاب خود را نیز که مربوط به نفت خاورمیانه است ششمین قدرت بزرگ جهان نامیده من با استفاده از تشابه لفظى در مقابل پنج قدرت بزرگ جهان امروز نفت خاورمیانه را ششمین قدرت بزرگ جهان می‌نامم اگر صاحبان واقعى این منابع زیرزمینى که نیروى محرکه قسمت اعظمى از صنعت زمان صلح و جنگ را تشکیل می‌دهند معتقد بودند. حرکت نیروهاى موتوریزه زمینى و هوایى و دریایى قسمت بزرگى از جهان را در به دو قدرت خود داشته‌اند و بدون شک در جنب پنج قدرت بزرگ جهان حاضر ششمین قدرت جهان را تشکیل می‌دادند.

امیل راشه در کتاب ششمین قدرت بزرگ جهان می‌نویسد: مورخین‏ صنعت نفت در مطالعه تاریخ قرون معاصر با حقایقى برمی‌خورند که ثابت می‌کند تراست‌ها و قدرتى ناشى از صاحبان نفت تاریخ جهان حاضر را بیشتر تحت تأثیر قرار داده‌اند تا سیاستمدارانی که خیال می‌کنند در پشت سکان نشسته‌اند در صورتى که آن سیاستمداران فى نفس‌الامر به منزله ابزار کوچکى در موتورى هستند که چرخ تاریخ را به حرکت درمی‌آورند اجازه می‌فرمایید یک موضوعى را بنده بگویم. راجع به خارج از موضوع نفت است؟

رئیس- بفرمایید.

درخشش- چند نفراز رفقا و همکاران نامه‌هایى نوشته‌اند که بنده چند ساعت وقت لازم دارم که براى فردا بقیه وقتم را استفاده کنم (بعضى از نمایندگان- فردا نیست امشب است) عرض شود اگر این ساعت با اجازه جناب آقاى رئیس و آقایان نمایندگان محتم جلسه ختم شود بنده قول می‌دهم که در جلسه آینده بیش از 3 ساعت صحبت نکنم (بعضى از نمایندگان- ما تا صبح می‌نشینیم).

4- تعیین موقع و دستور جلسه بعد، ختم جلسه

رئیس- من عقیده‌ام این است موافقت بکنید که دو ساعت صحبت‌شان را بعد بکنند ایشان قول دادند آقایان هم موافقت کردند به همین ترتیب این جلسه را بنده ختم می‌کنم فردا جلسه خواهد بود چون براى سؤالات جلسه داشتیم فردا جلسه خواهد بود ساعت 9 صبح.

(ساعت 5 ر 9 بعد از ظهر جلسه ختم شد.)

رئیس مجلس شوراى ملى- رضا حکمت‏

+++

یادداشت ها
Parameter:294879!model&5137 -LayoutId:5137 LayoutNameالگوی متنی کل و اخبار(مشروح مذاکرات)