کتابخانه، موزه و مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی


صفحه اصلی » مشروح مذاکرات » مشروح مذاکرات مجلس ملی » دوره پانزدهم مجلس ملی

0.0 (0)
مشروح مذاکرات مجلس ملى، دوره‏15
[1396/05/24]

جلسه: 5 صورت مشروح مذاکرات مجلس روز پنجشنبه بیست و دوم مرداد ماه یکهزار و سیصد و بیست و شش  

فهرست مطالب:

1-قرائت صورت مجلس

2-بیانات قبل از دستور آقایان اردلان ، محمدعلی موسوی، فرامرزی، آصف

مشروح مذاکرات مجلس ملى، دوره‏15

 

 

جلسه: 5

صورت مشروح مذاکرات مجلس روز پنجشنبه بیست و دوم مرداد ماه یکهزار و سیصد و بیست و شش

 

فهرست مطالب:

1-قرائت صورت مجلس

2-بیانات قبل از دستور آقایان اردلان ، محمدعلی موسوی، فرامرزی، آصف

 

مجلس ساعت ده و سی دقیقه صبح به ریاست آقای رضا حکمت تشکیل گردید.

[1- قرائت صورت مجلس.]

 (صورت مجلس جلسات قبل را که به عنوان تنفس خاتمه یافته بود آقاى معتمددماوندى (منشى) به شرح زیر قرائت نمودند.)

ساعت ده وده دقیقه کم صبح روز پنجشنبه هشتم امرداد مجلس به ریاست آقاى رضا حکمت تشکیل و صورت جلسه پیش قرائت گردید. اسامى غائبین جلسه گذشته که ضمن صورت مجلس خوانده شده:

غائبین با اجازه: آقاى منصف‏

غائبین بى‌اجازه: آقاى حسین وکیل، آقاى گنابادى، آقاى اعظم زنگنه، آقاى پالیزى، آقاى فولادوند، آقاى کامل ماکویى.

دیرآمدگان با اجازه: آقاى بهار‌

دیرآمدگان بى‌اجازه: آقاى حسن اکبر، آقاى احمد اخوان، آقاى تولیت، آقاى سزاوار، آقاى شریعت‌زاده مشاور، آقاى ناصرالدین ناصرى.

آقاى یمین اسفندیارى با توضیحى راجع به اعتراض آقاى ارسنجانى نسبت به پرونده انتخابات تبریز اظهار داشتند که در جلسه گذشته اولین کسى بوده‌اند که از جلسه خارج شده‌اند.

آقاى دکتر متین دفترى یادآور شدند که اعتراض خود را نسبت به انتخاب آقاى صادقى به خواهش آقاى نورالدین امامى مسترد داشته‌اند. آقاى دکتر مجتهدى توضیح دادند که در جلسه گذشته به علت اختلال نظم، عموم نمایندگان از مجلس خارج شده بودند.

آقاى صادقى تذکر دادند که در پاسخ آقاى مکى توضیحى داده بودند و در صورت جلسه ذکر نشده است. آقایان دکتر طبا و ذوالفقارى نیز به صورت دیرآمدگى اعتراض نموده وصورت مجلس تصویب شد سپس به مناسبت تقاضاى آقاى ملک‌الشعراء بهار و چند نفر دیگر به ایراد نطق قبل از دستور اخذ رأى و تصویب گردید.

آقاى بهار راجع به منظور نهایى از جنگ خونین اخیر و اجراى منشور ملل متفق و رعایت حقوق ملل ضعیف بالاخص ملل اسلامى و مصونیت از دسایس و مداخلات دول زورمند على بیانات مختصر و مؤثرى نسبت به ساکنین هند هلند که اکثریت آنها مسلمانند و اخیراً بدون هیچ گونه علتى مورد حمله دولت هند واقع شده‌اند اظهار همدردى و تأکید نمودند که چون دولت هند بدون رعایت اصول و مقررات به قتل عام مسلمین جاوه و سوماترا پرداخته است به نام ملل آسیا و ملت ایران به این عمل جابرانه دولت هند اعتراض می‌کنند. کلیه نمایندگان نیز با ابراز احساسات بیانات آقاى بهار را تأیید نمودند.

آقاى دهقان به اختصار راجع به بازداشت مدیران جراید بیاناتى کردند و به نام آزادى عقیده و قلم به این قبیل بازداشت‌های غیرقانونى اعتراض کردند.

آقاى نراقى با ذکر مقام و شخصیت نمایندگان تبریز و سوابق خدمات ایشان در طریق آزادى و مشروطیت معتقد بودند که مقصود از مشروطیت آن است که هر کس در بیان عقیده و نظریه خود آزاد باشد و هر گاه نمایندگان مجلس در اظهار عقیده و نظریه خود نسبت به پرونده انتخاباتى مأخوذ شوند و آزاد نباشند چگونه رعایت این اصول راز دولت می‌توان خواست و مناسب نیست که این رویه تکرار شود و ادامه پیدا کند.

آقاى دکتر عبده که به اتفاق آقاى حاذقى پیشنهاد نموده بودند اعتبارنامه آقاى تقى‌زاده مقدم بر سایر اعتبارنامه‌ها طرح شود، شرحى از خدمات

+++

آقاى تقى‌‌زاده در حفظ مصالح مملکت بیان داشتند و آقاى محمدعلى مسعودى براى توجه پیشنهاددهنده ماده 63 نظامنامه را تذکر دادند.

آقاى امیرتیمور به عنوان این که عمل و ریه مجلس باید سرمشق امور کشور باشد و مجلس نباید در امور داخلى خود تبعیض کند و پرونده‌ها به ترتیب باید مطرح شود مخالف بودند. نسبت به پیشنهاد تقدم طرح اعتبارنامه آقاى تقى‌زاده اخذ رأى و تصویب شد.

آقاى رضوى معتقد بودند که عمل به نظامنامه که خود حاکى از این موضوع است محتاج رأى بود و آقاى رئیس تذکر دادند که مجلس در تغییر دستور آزاد است و رأى داده شده است.

آقاى عباس اسکندرى با مقدمه مختصرى در اطراف مندرجات جراید نسبت به اعتراض ایشان و سوابق دولتى و طرفدارى خویش از آقاى تقى‌زاده تا زمانى که خدمتگزار مملکتش می‌شناخته‌اند تصریح نمودند که مخالفت ایشان نسبت به صلاحیت آقاى تقى‌زاده است ونسبت به جریان انتخابات آذربایجان که با وضع فعلى کشور مانند نقاط دیگر مملکت یا بدتر و یا کمى بهتر بوده است اعتراضى ندارند و سپس به بیان دلایل مخالفت خود پرداخته چنین گفتند که زندگانى سیاسى آقاى تقى‌زاده بر سه قسمت است نخست مشروطیت اول و مجلس اول دوم مجلس دوم تا واقعه قتل سید جلیل‌القدر بهبهانى که منتهى به خروج ایشان از خاک ایران شد و سوم وزارت طرق و مالیه آقاى تقى‌زاده و داستان تجدید امتیاز نفت جنوب است.

در این بار به استناد جرایدى که در تهران و انگلستان به طبع رسیده و مدارک دیگرى که در طى ده سال جمع‌آورى نموده‌اند نسبت به الغا‌ء یکطرفى امتیاز دارسى و ارجاع آن به جامعه ملل و تجدید امتیاز نفت جنوب به مدت شصت سال معترض بوده و خسارت وارده از این عمل و مسئولیت آن را متوجه شخص آقاى تقى‌زاده دانستند که در نتیجه افزایش 23 سال بر مدت قرارداد نفت مبلغ 1650 میلیون لیره به خزانه کشور زیان رسیده است بدین توضیح که در سال 1960 یعنى 12 سال دیگر که به ترتیب جارى استخراج نفت هم به چهل میلیون تن خواهد رسید حداقل منافع سالیانه نفت جنوب پنجاه میلیون لیره خواهد بود و چون در پایان قرارداد تمام مؤسسات شرکت بلاعوض متعلق به دولت ایران می‌باشد، لااقل سالى نهصد میلیون تومان عاید دولت می‌شد و بودجه کشور را تأمین می‌کرد و هر گاه آقاى تقى‌زاده به دستور مقامات بالاتر هم به چنین اقدامى مبادرت کرده باشند معفو نخواهند بود زیرا طبق اصل 64 قانون اساسى وزراء نمی‌توانند احکام شفاهى یا کتبى پادشاه را مستمسک قرار داده سلب مسئولیت از خود کنند و نیز طبق اصل 44 شخص پادشاه از مسئولیت مبرى است و وزرا‌ مسئول مجلس هستند. در اینجا آقاى اسکندرى اولیاى شرکت نفت ودولت انگلستان را به لحاظ روابط دوستانه و منافع کثیرى که از این قرارداد برداشت خواهند کرد متوجه ساختند که باید در جبران این غبن فاحش وجلب رضایت ملت ایران در قرارداد نفت تجدید‌نظر نمایند.

سپس آقاى اسکندرى به آغاز فعالیت‌های سیاسى آقاى تقى‌زاده و طرفت با دربار محمد علیشاه و وقایع مشروطیت و تحصن در سفارت انگلیس و یادداشت اعتراضیه سفارت براى حمایت متحصنین به دولت ایران و خروج آقاى تقى‌زاده به حمایت سفارت انگلیس از خاک ایران در 18 ژوئیه 1908 و مراجعت ایشان هنگام تشکیل مجلس دوم به تفصیل اشاره کرده گفتند که با رد اعتبارنامه آقاى تقى‌زاده اثبات خواهدشد که هیچ یک از این اقدامات مورد رضایت و قبول ملت ایران نبوده است و سپس اسناد و مدارک خود را یک یک قرائت نمودند و اضافه کردند که در جریان تجدید قرارداد نفت 3 میلیون لیره هم شرکت نفت رشوه داده تحقیق شود چگونه بوده است و در خاتمه تقاضا نمودند که آقایان نمایندگان براى حفظ مصالح مملکت قضاوت کنند و با قضاوت صحیح خود در این باره ملت ایران را احیاناً چنان که گذشتگان در همین طریق عمر خود را به نیکنامى طى نمودند. آقاى امیرتیمور مخبر شعبه اول در پاسخ آقاى اسکندرى اظهار نمودند که چون نسبت به صلاحیت آقاى تقى زاده اعتراض کرده‌اند آقاى رئیس مجلس می‌توانستند به موجب ماده 13 قانون انتخابات و ذکر قیود محرومیت از نمایندگى معترض را اقناع و مخبر را از پاسخ آن بى‌نیاز کنند سپس ماده را قرائت کرده گفتند آقاى اسکندرى باید این موضوع را با حضور خود آقاى تقى‌زاده مطرح می‌کردند.

آقاى رئیس به مذاکرات بین آقایان دکتر مصدق و سید ضیاء‌الدین طباطبایى در دوره گذشته و نظیر این مسائل که در دوره‌های سابق به ریاست آقاى مؤتمن‌الملک نیز سابقه داشته است اشاره کردند.

آقاى امیرتیمور با ذکر خدمات آقاى تقى‌زاده و این که یکى از فرزندان لایق کشور هستند به موضوع تجدید امتیاز نفت مورد اعتراض آقاى اسکندرى اشاره نموده گفتند که مطلب به حکمیت جامعه ملل رجوع شد و آقاى دکتر بنش رئیس فعلى جمهورى چک اسلواک سر حکم بوده و چون دولت قبول حکمیت نموده ناچار قرارداد را هم قبول کرده خاصه این که مجلس هم تصویب کرده است در باب الغاء امتیاز هم چون قبلاً در هیئت دولت تصویب شده آقاى تقى‌زاده امضاء کرده‌اند و خود پاسخ اعتراضات را خواهند داد. همچنین در ابتداى مشروطیت هم ملیون ایران در مقابل محمد‌علی‌شاه پادشاه مستبدى قرار گرفته بودند ناچار می‌شدند از شر این پادشاه پناهى بجویند و تقى‌زاده از این طریق جانبازى کرده و مشروطیت ایران را به وجود آورده است و چون آقاى اسکندرى به جریان انتخاب ایشان اعتراضى نداشته‌اند بقیه را به مدافعات خود آقاى تقى‌زاده محول کردند.

آقاى مکى پیشنهاد خروج از دستور داده بیان داشتند که چون مطالب آقاى اسکندرى مبتنى بر اسنادى است که وزارت خارجه انگلیس در کتاب‌های مختلف منتشر کرده است آقاى تقى‌زاده باید خودشان دفاع کنند و تاریخ آینده در باره ایشان بهتر قضاوت می‌کند. مجلس نیز با اطمینان بیشترى به شخص ایشان رأى می‌دهد.

آقاى عباس مسعودى مخالف و معتقد بودند که اگر ترتیب اعتبارنامه‌ها برهم نمی‌خورد چند روز دیگر خود آقاى تقى‌زاده حضورا از خویش دفاع می‌کردند، اکنون هم اشخاصى هستند که از ایشان دفاع کنند و در این باب اطلاعاتى موجود است که به عرض مجلس می‌رسد در این موقع (نیم ساعت بعد از ظهر) چون عده براى اخذ رأى کافى نبود مجلس به عنوان تنفس خاتمه یافت.

مجدداً ساعت نه و چهل و پنج دقیقه صبح روز یکشنبه یازدهم امرداد مجلس به ریاست آقاى رضا حکمت تشکیل گردید.

اسامى غائبین:

غائب با اجازه: آقاى شهاب خسروانى،

غائب بى‌اجازه: آقایان: حسین وکیل، محسن گنابادى، هدایت‌الله پالیزى، کامل ماکویى‌، فولادوند، تقى‌زاده.

دیرآمدگان بى‌اجازه: آقایان: حسن اکبر، دکتر طبا، عزت‌الله بیات، غضنفرى، مسعود ثابتى، سزاوار، ابوالقاسم بهبهانى، اسلامى، لاهوتى، ناصرالدین ناصرى، ارباب مهدى یزدى.

آقاى مکى پیشنهاد خود را مبنى بر خروج اعتبارنامه آقاى تقى‌زاده از دستور مسترد داشتند و آقاى اردلان پیشنهاد نمودندکه رأى نهایى به این اعتبارنامه وکول به حضور خودآقاى تقى‌زاده شود و الّا تأکید نمودند در صورتی که نمایندگان مطمئن به تصویب آن باشند رأى گرفته شود. آقاى دکتر عبده معتقد بودند که چون زندگى آقاى تقى‌زاده را تاریخ تشریح کرده و متعلق به ملت ایران است تصویب اعتبارنامه مورد تردید نیست و آقاى اردلان پیشنهاد خود را پس گرفتند.

آقاى دکتر شفق پیشنهاد نموده و توضیح دادند که چون نظریه معترض در تصویب اعتبارنامه آقاى تقى‌زاده یکى این بود که ناچار تصدیق ضمنى به قرارداد نفت و اقدامات نارواى عمال سیاسى قدیم بریتانیا خواهد بود چون روابط سیاسى ما با این دولت پس از دو جنگ بین‌المللى در طریق تضمین حقوق ملل متکى به حسن نیت و تفاهم برادرانه است حق هر گونه تجدید‌نظرى خواهیم داشت بنابراین پیشنهاد می‌کنم که به اعتبارنامه آقاى تقى‌زاده با قید این توضیح رأى گرفته شود که رأى به صلاحیت آقاى ‌اده هرگز مستلزم تصدیق ضمنى از مطالب دیگر سیاسى و حقوقى که در بیانات آقاى اسکندرى بوده است نخواهد شد. این رأى منحصراً به صلاحیت شخصى و جریان انتخاب آقاى تقى‌زاده است.

آقاى دکتر عبده با اشاره به ماده 5 نظر داشتند که پس از ختم مباحثات رأى گرفته شود و آقاى رئیس بیان نمودند که طبق ماده 108 مخالف و مواق صحبت می‌کنند و آقاى اسکندرى با پیشنهاد آقاى دکتر شفق مخالف بوده گفتند که هنوز جواب اعتراضات ایشان داده نشده و ضمن یادآورى رئوس مسائل گفته شده باز آقایان نمایندگان را در این باره به مصالح مملکتى متوجه داشته تأکید نمودند که هنوز مذاکرات و مباحثات کافى نیست.

آقاى دکتر معظمى به پیشنهاد آقاى دکتر شفق اشاره کردند که پس از استماع بیانات آقاى اسکندرى و موافقین فورمول مذکور اخذ رأى خواهد شد. آقاى مسعودى خواستند در این باره صحبت کنند آقاى امیرتیمور به نام مخبر شعبه تذکر دادند که هنوز دفاع ایشان تمام نشده است بالاخره آقاى عباس مسعودى به دفاع پرداخته گفتند آقاى تقى‌زاده با چهل سال خدمات سیاسى و علمى و شرکت

+++

در مجالسى که آقاى مؤتمن‌الملک و مرحوم مستوفى و مدرس عضویت داشتند به اعتبارنامه او رأى داده شده به ملت ایران معرفى شده است فعلاً در قبال اسنادى که آقاى اسکندرى علیه ایشان جمع‌آورى کرده‌اند وارد مطالب می‌شوند سپس به مجله لندن نیوز مستند آقاى اسکندرى موضوع سه میلیون لیره اشاره نموده گفتند که مربوط به ماده 23 اعتبارنامه و دعاوى سابق دولت از شرکت نفت بوده و یکماه پس از امضاء قرارداد جدید به خزانه دولت واصل شده است و بعد با قرائت قسمتى از کتاب آرزوى آقاى اسکندرى به تحصن آقاى تقى‌زاده در سفارت انگلیس عطف بیان کردند که تنها ایشان نبودند عده کثیرى از زعمی آزادیخواهان نیز به سفارت انگلیس و سفارت فرانسه و شهبندرى عثمانى تحصن جستند و الّا به امر محمدعلى میرزا طبق نقشه‌هایی که در ارکان حزب قفقاز طرح شده بود آنها را می‌کشتند و ما باید راضى باشیم که تقى‌زاده به این وسیله جان خود را به رایگان از دست نداد تا ثمره وجودیشان عاید مملکت شود زیرا پس از تبعید از ایران هم با ایجاد انجمن سعادت در خاک عثمانى و کمک به آزادیخواهان تبریز در طریق مشروطیت ایران فدارى می‌کرد و علت رنجش سفارت انگیس و اعتراض به دولت ایران و حمایت از متحصنین نیز این بود که قزاق‌ها سفارت انگلیس را محاصره و به اعضاء سفارت اهانت کرده‌اند. در اینجا تلگرافى را که ادوارد هفتم پادشاه انگلیس به محمدعلى میرزا مخابره کرده بود قرائت و استناد نمودند که مربوط به آقای تقى‌زاده نبوده است به علاوه وکلاى دوره اول پس از بمباران مجلس همگى در قلهک که قلمرو نفوذ و حدود بست آن روز سفارت بود متحصن بودند و تا ورود مرحوم سردار اسعد در آنجا توقف داشتند و اینها دلیل خیانت تقى‌زاده نیست.

راجع به نفت نیز آقاى مسعودى با بیان عقیده و آرزوى این که به عنایت خداوندى روزى به الغاء کلیه امتیازات منافى منافع ایران توفیق حاصل شود توضیح دادند که هنگام تجدید قرارداد نفت مرحوم فروغى و داور و آقاى علاء نیز نمایندگان دولت بودند و کمال کوشش خود را در حفظ منافع مملکت نمودند تا در ننتیجه امتیاز جدید حیطه اختیارات شرکت محدود و انحصار لوله کشى نفت که تمام منابع زیرزمینى ایران را بى‌ارزش ساخته بود از دست شرکت خارج گشت و دست دولت را باز کرد و نفت ایران جنبه بین‌المللى‌ گرفت از لحاظ مالى نیز تغییرات محسوسى به نفع مملکت در امتیاز جدید داده شده است که حداقل 750 هزار لیره منافع سالیانه ایران را به چهار میلیون لیره بالا برد.

در خاتمه آقاى مسعودى تقویت و تشویق از فضیلت و تقوى را بزرگ‌ترین وسیله ترقى و تعالى شمرده با اشاره به ایام ناگوار پایان عمر مرحوم فروغى معتقد بودند که وضعیت فعلى و زندگى شخصى آقاى تقى‌زاده بهترین معرف پاکدامنى و تقواى سیاسى او است که قابل تشویق و ستایش و قضاوت حق‌پرستانه آقایان نمایندگان است.

آقاى اسکندرى با اشاره به ماده 109 نظامنامه گفتند در مذاکرات و اعتراضات ایشان تحریف شده بالاخص این که آقاى مسعودى دفاع از کمپانى نفت جنوب کردند. آقاى امینى پیشنهاد کفایت مذاکرات و اخذ رأى به فورمول پیشنهادى آقاى دکتر شفق نمودند و آقاى اسکندرى با پیشنهاد ختم مذاکرات مخالف بودند مجدداً حفظ منافع کشور را با مطالعه بیشترى خاطرنشان ساخته گفتند وضع احوال و خدمات رجال وقت را نسبت به منافع مملکت باید سنجید و در ین باره به جریان امور کشور اشغال شده فرانسه در جنگ اخیر و عملیات مارشال بتن معروف و محکومت او در قبال منافع ملت فرانسه اشاره نموده گفتند خدمات رجال کشور را به جاى خود باید شناخت و اشتباهات سیاسى آنها را به جاى خود در نظر گرفت و در نتیجه منافع ملى و مملکتى را ملحوظ داشت به علاوه از لحاظ سن نیز آقاى تقى‌زاده 72 سال دارند و تصویب اعتبارنامه ایشان قانونى نیست.

در این موقع به کفایت مذاکرات اخذ رأى و تصویب شد و سپس به فورمول پیشنهادى آقاى دکتر شفق که رأى مجلس به اعتبارنامه آقاى تقى‌زاده فقط نسبت به صلاحیت شخصى و جریان انتخاب ایشان است رأى گرفته تصویب گردید.

آقاى فرامرزى راجع به مذاکرات اقلیت و اکثریت توضیحى دادند که چون نظرشان مصالح مملکت است حرف حق ایشان را باید پذیرفت و کسانى که به نام آزادى جمع شده‌اند نباید با وسایلى که دارند مخالف خود را خفه کنند.

آقایان صادقى و حاذقى و اورنگ پیشنهاد نمودند که پرونده انتخابات تهران مطرح شود و آقاى حاذقى توضیح دادند که پس از یکسال و نیم تعطیل مشروطیت اکنون که فرصت به دست آمده و موانع برطرف شده مردم مملکت منتظرند که هر چه زودتر کارهاى مفیدى انجام شود.

آقاى مکى معتقد بودند که نباید تبعیض شود و گفتگو در اطراف اعتبارنامه آقاى تقى‌زاده نیز بر اثر تقدیم و تبعیض بود که برخلاف سابقه در غیاب ایشان مطرح گردید ضمناً از آقاى دکتر متین دفترى تقاضا نمودند که اعتراضشان را نسبت به انتخابات تهران پس بگیرند و به پیشنهاد آقاى حاذقى اخذ رأى به عمل آمد و در وهله اول مشکوک و در مرتبه دوم تصویب شد.

آقاى مهندس رضوى کتباً به مقام ریاست اعلام نمودند که چون چهل نفر از آقایان نمایندگان از ایشان تقاضا نموده‌اند اعتراض خود را نسبت به انتخاب آقاى نیکپور مسترد دارند و در رویه سیاسى خودشان تبعیض روا نمی‌دارند نسبت به آقایان یمین‌اسفندیارى، على وکیلى، عباس اسکندرى و تقى خوئیلر نیز اعتراض خود را مسترد می‌کنند.

رأى به اعتبارنامه آقاى نیکپور اخذ و تصویب شد.

آقاى دکتر متین‌دفترى با ذکر مصائب عمومى دوره جنگ اخیر و آنچه شخصاً تحمل نموده‌اند متذکر شدند که اگر در ملتى احترام قوانین از بین رفت زندگى آنها دچار اختلال می‌شود و در بازداشت سیاسى اخیر معتقد و متعهد شده‌اند که علیه ناحق و بیدادگرى مبارزه کنند و سپس به انتخابات تهران اشاره کردند گفتند براى کسانی که جزء لیست سیاه بودند امنیت نبود وناچار بترک تهران شدند چنان که آقاى آیت‌الله کاشانى هم در توقیف و تبعید به سر می‌بردند و سلسله جنبان این امور عنصر خطرناکى بود که عنوان معاونت نخست وزیرى داشت و پس از او نیز کسانى که آمدند امید آزادى انتخابات را زیاد تأیید نکردند و علیرغم تظاهرات و شکایات آزادیخواهان مخصوصاً دانشجویان طبق یک نقشه جریان و خاتمه یافت و جرایدى که به عدم آزادى انتخابات اشاره می‌کردند به عذاب حکومت نظامى دچار می‌شدند سپس به علت مخالفت خود با اعتبارنامه آقاى امینى و استرداد مخالفت نسبت به اعتبارنامه آقاى صادقى اشاره کرده گفتند که چون مخبر شعبه در گزارش خود راجع به اعتبارنامه آقاى امینى به تفصیل دفاع از انجمن نظارت کرده بود ناچار به اعتراض شدم بدون آن که مربوط به صلاحیت شخصى ایشان و یا وجه اعتبارى با یازده نفر دیگر از حیث جریان انتخابات باشد.

آقاى دکتر متین‌دفترى شرح مبسوطى از مداخلات مأمورین شهردارى و طرز عمل ایشان نسبت به کسبه و بازرگانان بیان و عقیده داشتند که گریبان این دسته از مردم را به وسیله اصلاح قانون انتخابات باید از دست مأمورین خلاص کرده و الّا با اعمال نفوذ و قدرت اقتصادى دولت مشروطیت ایران همواره متزلزل است سپس به موضوع انجمن‌های فرعى و وضع ثبت تعرفه واخذ رأى در حوزه‌ها و افراد مخصوصى که صندوق‌ها را حفاظت می‌کردند و نسبت تعداد تعرفه‌های ثبت شده با ساعات اخذ آراء و ضمناً تطبیق این با انتخابات دوره چهارم اشاره کرده گفتند که عده تحصیل کرده از این دوره تا دوره پانزدهم صد برابر شده ولى احترام به این طبق به صفر رسیده است بعد نسبت به وضع احزاب و آزادى عمل آنها در مقابل حزب دموکرات بحث مفصلى نمودند که این حزب براى سایر احزاب حق حیات اجتماعى عملاً قائل نیست و روش این حزب دموکراتیک نمی‌باشد ضمناً رشته سخن را به وزارت کار و کلاس اختصاص آن و مأمورینى که (براى دریافت تعلیمات تحت نظر بازرسین) به حومه تهران و بعضى شهرستان‌ها مأمور می‌شدند کشیده گفتند قسمت اعظم بودجه وزارت کار و جیپ‌های آن صرف انتخابات و بعضى جراید شده است همچنین پنجهزار تومان انعام به کسی داده‌اند که ده هزار ورقه رأى را عوض کرده است و نیز راجع به نوشتن آراء و اضافه و ابطال آنها در شعب و وضع اخذ رأى در شهرستانک توضیحاتى دادند در این موقع یک ساعت بعد از ظهر مجلس به عنوان تنفس خاتمه یافت و جلسه آینده بروز پنجشنبه 13 امرداد محول گردید.

مجدداً ساعت نه و پنجاه دقیقه صبح روز سه‌شنبه 13 امرداد مجلس به ریاست آقاى رضا حکمت تشکیل گردید.

اسامى غائبین:

غائبین با اجازه: آقاى اخوان.

غائبین بى‌اجازه آقایان: معین‌زاده، حسین وکیل، سزاوار، گنابادى، پالیزى، اسلامى، فولادوند، کامل ماکویى، على وکیلى، تقى‌زاده، دیرآمدگان با اجازه: آقایان: منصف، دکتر بقایى، محمد ذوالفقارى، دیرآمدگان بى‌اجازه: آقایان: حسن اکبر، دکتر طبا، مسعود ثابتى، جواد عامرى، تولیت، عزیز اعظم زنگنه، ضیاء ابراهیمى، دادور، نیکپور، شریعت‌زاده مشاور، صادقى، ناصرى، دکتر راجى، آقاى دکتر متین‌دفترى با اشاره به خلاصه آنچه در جلسه گذشته بیان کرده و اعتراض بعضى که

+++

 نسبت به حزب دموکرات اعتراض شده است گفتند چون در عمل بین انجمن و سازمان حزب دموکرات و وزارت کار و تبلیغات یک همکارى شدیدى بود و اشخاص معینى در آن واحد در هر سه دستگاه شرکت مؤثرى داشتند نمی‌توانستیم بین این سه دستگاه تفکیک و از اعتراض به روش حزب دموکرات صرف کنیم. از جمله به مندرجات جراید در موضوع مصاحبه با رهبر کل و جمع‌آورى دو میلیون تومان از راه صدور جوازها به نفع حزب دموکرات اشاره و بقیه اعتراضات خود را در موارد مختلف ایراد نمودند و چنین نتیجه گرفتند که چون هیچ ملجأیى جز قوانین نیست و اگر ما قوانین را فراموش کنیم و مردم ببینند که سعى و عمل در راه راست ارزشى ندارد و باید از راه تقلب به مقصود رسید پشیمان می‌شویم هنگامى که دیگر سودى نخواهد داشت.

آقاى مهندس خسرو هدایت طبق ماده 109 در قبال اعتراضات آقا دکتر متین دفترى نسبت به حزب دموکرات پاسخى دادند که وقتى انتخابات حزبى شد هیچ فردى نمی‌دانند یکى رأى می‌دهد بعد معلوم می‌شود کاندیدش کیست به همین جهت هشتاد هزار رأى به کاندیدای حزبى دادند و انتخابات را بردند. پیرمردى که گفته بود سعى و عمل فایده ندارد بنده بست نشستن را سعى و عمل نمی‌دانم اگر آقایان مخالفین مبارزه می‌کردند عوض بیست هزار چهل هزار رأى می‌آوردند و نیز راجع به حمل و نقل کارگران با راه‌آهن تهران لازم است گفته شود که اگر بنا بود افراد عمله و کارگر را بیاورند رأى بدهند آنها را با قطار مسافرى نمی‌آوردند که در درآمد راه‌آهن تأثیر کند.

آقاى سید هاشم وکیل به پاسخ دکتر ایراد سخن نمودند و از آغاز مشروطیت راجع به مشکلات حزبى و احزاب تشکیلى و ضد تشکیلى و این که آقاى دکتر عضو دموکرات نبودند توضیحات مفصلى دادند و سپس به تشریح وضع مبارزات حزبى با تشکیل حزب دموکرات فعلى که هنگام بالا بردن تابلو آن همسایه حزب مانع بود و مبارزه شدیدى روى داد و جمعى زخمى شدند پرداخته گفتند که چون سمت عضویت در حزب داشته و در انجمن نظارت شرکت نموده‌اند اعتراضات آقاى دکتر متین‌دفترى را با اطلاعات عمیقی که دارند و رسیدگی‌هاى دقیقى که نموده‌اند وارد نمی‌داننند و در خاتمه بیانات خود تأکید نمودند که انتخابات با کمال صحت و آزادى انجام شده است.

آقاى امینى مخبر کمیسیون راجع به صندوق دانشگاه که در مقابل صندوق فرعى دیگرى آقاى دکتر متین بدان اشاره نموده‌اند توضیحى دادند و به طور کلى به اعتراضات ایشان نسبت به جریان انتخابات تهران اشاره نموده گفتند که وقتى خود معترض به انتخاب آقاى عباس مسعودى رأى می‌دهند خود دلیل صحت جریان انتخاب تهران است سپس راجع به شکایت از اعضاء انجمن به انتخاب دوره چهاردهم و فعالیت دوستان آقاى دفترى که جز رأى بنام ایشان را در صندوق لواسانات نمی‌پذیرفتند اشاره کردند و گفتند که معترضین آن دوره هم همان جواب‌ها را شنیدند که ایشان از انجمن دوره پانزدهم شنیده‌اند و مداخلات افراد روى غرض خصوصى گناه انجمن نیست همچنین آراء دوره پانزدهم آقاى دکتر متین دفترى در حالی که بیست هزار رأى و نسبت به دوره چهاردهم به مراتب بیشتر بوده چگونه آزادى از ملت سلب شده است سپس مطالبى را که نسبت به وزارت کار و تبلیغات گفته شده بود با قرائت‌ نامه وزارت کار دور از انصاف شمردند.

آقاى دکتر متین دفترى تقاضاى تشکیل کمیسیون و رسیدگى به شکایات از انجمن نظارت نمودند همچنین توضیحات آقاى وکیل را در جریان انتخابات با اشاره به انتخابات شهرستانک صحیح و مقنع ندانستند و نیز راجع به توضیحات آقاى امینى و نامه وزارت کار تقا‌ضاى تشکیل کمیسیون براى رسیدگى به دفاتر وزارت مشارالیها نمودند. آقاى عامرى به عنوان عضو انجمن نظارت انتخابات اظهار داشتند که به شکایات واصله با کمال بیطرفى رسیدگى کرده‌اند. آقاى دکتر اعتبار پاسخ اعتراضات آقاى دکتر متین را نسبت به وزارت کار کافى ندانسته گفتند وقتى یک نفر با مدارکى می‌گوید فلان دستگاه دولتى دخالت کرده و دلیلى بر رد آن اقامه نمی‌شود مجلس براى حفظ اصول نمی‌تواند بدان رأى دهد. پیشنهاد نمودند موضوع وزارت کار از تصویب اعتبارنامه آقا دکتر امینى جدا شود و پیشنهاد تصویب نگردید به نمایندگی آقاى دکتر امینى از تهران اخذ رأى و تصویب شد. آقاى مکى با تغییر دستور مخالف بودند به اعتبارنامه آقاى وکیلى از تهران و یمین‌اسفندیارى از بابل نیز اخذ رأى و تصویب گردید‌ سپس چون آقاى ارسنجانى نسبت به اعتبارنامه آقاى عبدالقدیر آزاد و آقایان صدر کشاورز و کفایى و آزاد و فرامرزى اعتراض خود را نسبت به اعتبارنامه آقاى محمود محمود مسترد داشتند اعتبارنامه آقاى آزاد از سبزوار و آقاى محمود محمود از نجف‌آباد نیز تصویب گردید.

آقاى رئیس راجع به عید مشروطیت و تصادف با ایام سوگوارى بیان داشتند که چون جشن گرفته نمی‌شود اجراى تشریفات دیگر آن نیز ضرورى به نظر نمی‌رسد.

آقاى قائم مقام معتقد بودند قبل از هر کار باید هیئت رئیسه معلوم و به کارهای مملکت شروع شود.

آقاى دکتر شفق پیشنهاد نمودند که براى تنظیم به شعائر مشروطیت در این جلسه یک دقیقه قیام و سکوت شود و توضیحاتى در اطراف آن دادند چون مخالفى نبود یک دقیقه قیام با سکوت انجام گردید. از طرف آقایان صادقى و دکتر راجى و مهندس هدایت پیشنهاد شده بود دستور جلسه آینده تعیین هیئت رئیسه مقرر شود.

آقاى دکتر معظمى توضیح دادند که تا وقتى مجلس در حین انعقاد است طبق سوابق مجلس دستور تعیین نمی‌شود.

آقاى صادقى راجع به تصویب اعتبارنامه اکثریت و لزوم انتخاب هیئت رئیسه توضیحاتى دادند.

آقاى ملک‌مدنى بیان داشتند نسبت به تعیین تکلیف نمایندگانى که به اعتبارنامه آنها اعتراض شده و صلاحیتى براى آنها قائل نیستند باید تصمیم گرفته و مجلس مصفا شود سپس به انتخاب هیئت رئیسه بپردازند.

آقاى رئیس نسبت به انتخاب هیئت رئیسه و تغییر دستور توضیحى دادند. عده براى اخذ رأى هم کافى نبود.

ده دقیقه بعد از ظهر مجلس به عنوان تنفس خاتمه یافت.

و مجدداً روز سه‌شنبه بیستم امرداد نیم ساعت به ظهر مجلس به ریاست آقاى رضا حکمت تشکیل شد.

اسامى غائبین:

غائب با اجازه: آقاى اورنگ.

غائبین بى‌اجازه، آقایان: بهادرى، حسین وکیل، آقاخان بختیارى، محسن گنابادى، پالیزى، قوامى، فولادوند، ناصرالدین ناصرى، کامل ماکوئى، على وکیلى، دکتر مجتهدى، تقى‌زاده، لیقوانى.

دیرآمدگان بى اجازه، آقایان: حسن اکبر، اخوان، مسعود ثابتى، سزاوار، شریعت‌زاده مشاور.

آقاى رئیس بیان داشتند که چون جلسه پیش نیز به عنوان تنفس خاتمه یافت پیشنهادى در دستور بود مطرح می‌شود. آقاى دکتر راجى راجع به پیشنهاد مذکور و تغییر دستور توضیح دادند که چون هیئت رئیسه انتخاب نشده مجلس نمی‌تواند وارد کار شود دولت هم تکلیفش معلوم نیست اوضاع جهانى و وضع بین‌المللى ایجاب می‌کند که مجلس هر چه زودتر وارد کار شود بالاخص که پس از تصویب سه ربع اعتبارنامه‌ها انتخاب هیئت رئیسه به خودی خود جزء دستور می‌باشد.

آقاى فرامرزى به ترتیب سابقه و اصول پارلمانى اشاره کرده گفتند که حل وعقد کلیه امور در مجلس بسته به رأی اکثریت است و اختلاف نظر در انتخاب رئیس مطابق اصول باید به رأی مجلس و اکثریت محول شود نسبت به همکاری با بعضى نمایندگان نیز تا اعتبارنامه در دست دارند و مجلس با رأى خود آنها را رد نکرده وکیل ملت می‌باشند.

آقاى آشتیانى‌زاده گفتند پیشنهاید در جلسه گذشته راجع به تعیین تکلیف شهردار و شهردارى داده‌اند که خوانده نشده اظهار عقیده نمودند که آقاى مشایخى یا از شهردارى و یا از نمایندگى مستعفى شوند تا تکلیف شهر و شهردارى روشن شود.

آقاى دکتر معظمى پیشنهاد نمودند که چون عده براى رأى کافى نیست و مسائلى که در دستور است محتاج به رأی می‌باشد جلسه به روز پنجشنبه موکول شود تا آقایان نیز توافق نظر حاصل کنند. آقاى مهندس رضوى گفتند اوضاع جهان و ایران عادى نیست و مجلس باید آماده کار باشد بهتر است آقایان توافق حاصل کنند و مجلس امروز وارد کار شود و از این اوبستر‌و‌کمیسیون‌ها جلوگیرى شود.

ده دقیقه به ظهر ختم جلسه از طرف رئیس اعلام و جلسه آینده به روز پنجشنبه 22 موکول شد.

+++

رئیس- آقاى یمین‌اسفندیارى راجع به صورت جلسه فرمایشى دارید؟

یمین‌اسفندیارى- بله راجع به صورت جلسه عرضى دارم بنده در عین این که نظر دارم که صورت جلسه خلاصه نوشته شود ولى منظور بنده فقط این نبود که دیروز بنده تنها از اینجا بیرون رفتم بلکه بیشتر منظورم راجع به احساسات اهالى آذربایجان بود که در اینجا هیچ اشاره نشده استدعا می‌کنم مقرر فرمایند که تجدید نظر بکنند راجع به مذاکرات بنده و آن را اصلاح کنند (رئیس- اصلاح می‌شود) موضوع دیگر راجع به اعتراض آقاى مهندس رضوى است به اعتبارنامه بنده بود بنده درعین حال که از تمام موکلین خودم که احساساتى بروز دادند تشکر می‌کنم و همچنین از آقایان نمایندگان متشکرم می‌خواستم به عرض مجلس برسانم بنده مطلقاً به هیچ کس براى این که اینجا اعتراض پس گرفته بشود توسلى نجستم (مهندس رضوى- از طرف دوستان شما بوده است) (رئیس- این مربوط به صورت جلسه نیست) و منتظر بودم که آقاى مهندس رضوى فرمایشاتشان را بفرمایند تا بعد بنده جواب عرض کنم.

رئیس- آقاى رضوى نسبت بصورتجلسه اعتراض دارید بفرمایید.

ابوالحسن رضوى- عرض کنم در همان جلسه اول وقتى قرار شد اعتبارنامه آقاى تقى‌زاده جلو بیفتد بنده عرض کردم که برخلاف نظامنامه است در صورت مجلس درج شده بود که مجلس همیشه می‌تواند دستور خودش را عوض کند و البته تشبث هیئت رئیسه به ماده 65 است ولى موضوع عرض بنده راجع به ماده 64 بود که می‌گوید به این که به مواد اعتبارنامه‌های نمایندگان از روى حروف تهجى رسیدگى بشود و بنابراین براى این که این اصل مسلم بماند و برای توضیح دیگرى دومرتبه مجلس دچار این تشنج نشود بنده خواستم این توضیح را عرض کنم که البته مجلس می‌تواند دستورش را عوض کند اما در مواردى که نظامنامه حاکم باشد نظامنامه حکومت دارد و به این مناسبت می‌خواستم بنده این توضیح را عرض کرده باشم موضوع دیگر این بود که در اینجا آقاى امیر تیمور فرموده بودند و در صورت مجلس نوشته بود که در مواردى که مربوط به عمل انجمن‌های نظارت است در پیرامون نمایندگان نمی‌شود بحث کرد بنده فقط یک توضیحى دارم و آن این است که گفتگو در پیرامون نمایندگان همیشه از وظایف مجلس هست و ما هم امیدواریمان به این است که یک روزى مجلس شوراى ملى توفیق پیدا کند و این رسیدگى را به عمل بیاورد و شخصیت افراد هم معلوم بشود تا خوب و بد هم شناخته بشود و سیه‌روى هم بشود هر که در او غش باشد از این جهت براى اینکه این حرف در مجلس زده نشده باشد و متصور نباشد که این موضوع بلاجواب مانده این است که بنده خواستم این دو توضیح را عرض بکنم.

رئیس- آقاى دکتر شفق نسبت به صورت جلسه اعتراضى دارید؟

دکتر شفق- بله.

رئیس- بفرمایید.

دکتر شفق- بنده خواستم جلب نظر هیئت رئیسه محترم را بکنم. بنا هست که صورت مجلس کمى مجمل نوشته بشود ولى بنده این طور تشخیص دادم که صورت مجلس نه از باب اینکه صورتمجلسهاى متوالى را خواندند بیش از حد لزوم مفصل بود. این را در موقعى عرض می‌کنم که من دو مرتبه صحبت کردم، یکى در موقع پیشنهادی که تقدیم داشتم و به تشخیص خود بنده هم آن پیشنهاد مهم بود و هم چند توضیحى که عرض کرده بودم مهم بود ولى حتى یک جمله راجع به توضیحات بنده آنجا نیست، یک جمله هم راجع به اعظام شعایر مشروطیت که بنده صحبت کردم اینجا نیست. با این همه بنده شکایتى ندارم و پیشنهاد می‌کنم کمى صورت مجلس مجمل نوشته بشود، ولى معنى مجمل این نیست که مطالبى که مهم است ترک بشود معنى مجمل این است که مطالبى را که مکرر هست یا فرعى است داخل صورت مجلس نکنند. یک مثالى عرض می‌کنم آقاى اسکندرى در ضمن مخالفت خودشان یک رقم کلى دادند که به موجب محاسبه ایشان ضرر کشور بود از بابت تمدید قرارداد نفت و براى این که آن رقم را اثبات کنند یک ارقام فرعى هم جزء محاسبه آورده بودند. در صورت مجلس گمان نمی‌کنم لزومى داشت که آن ارقام فرعى را هم شرح بدهند که ایشان چطور حساب کرده‌اند این رقم را و این را آورده بودند در صورت مجلس این یک مثال است و الّا مثال‌های دیگرى عرض می‌کنم که حتى بعضى مطالب فرعى و جزئى را جزء صورت مجلس آورده‌اند و بعضى مطالب کلى را ترک کرده‌اند یکى هم در باب نطق یکى از آقایان نمایندگان، صورت مجلس‌نویس اظهار نظر کرده، بیانات مؤثرى فرمودند، این کلمه موثر معنی‌اش این است که اگر بعضی‌ها هم مثل بنده بیانات غیرمؤثر بگویند او را هم باید گفت و تصور می‌کنم صورت مجلس باید کاملاً انعکاس مذاکرات پارلمان باشد (صحیح است) اعم از این که مؤثر بوده باشد یا غیر مؤثر (صحیح است).

رئیس- موافقت خواهد شد. همه اصلاح بشود و البته تمام نطق جنابعالى و دیگران هم در صورت مشروح و مفصل مجلس ذکر شده و بعد از این هم نکات مهم البته باید در صورت جلسه مختصر هم ذکر شود. آقاى اسکندرى راجع به صورت جلسه اعتراضى دارید؟

اسکندرى- بلى.

رئیس- بفرمایید.

اسکندرى- عرض کنم در گزارش اعتراضى که نسبت به اعتبارنامه آقاى تقى‌زاده تقدیم مجلس شد به جاى این شرح مفصلى که نوشته شده بود اگر خلاصه‌ای که بنده در خاتمه ادعانامه به عرض مجلس رسانده بودم، در هفت ماده و لازم هم بود که آن 7 ماده ذکر شود ذکر می‌شد بهتر بود از براى این که این صورت خلاصه نمی‌رساند که بنده چه عرض کردم و در قسمت دوم اینجا اشاره شده است که راجع به قرارداد تمدید نفت جنوب حکمتى شد در همان موقع که این صحبت شد بنده تذکر دادم که در جامعه ملل حکمیتى در این موضوع نشده بود و مراجعه کردند به نمایندگان ایران و نمایندگان کمپانى نفت جنوب که خود آنها در خارج به طور دوستانه و خصوصى حل کنید در این صورت بایستى در این قسمت توضیح داده می‌شد که هیچ قسم حکمیتى از طرف دکتر بنش که از طرف جامعه ملل معین شده بود راجع به این قرارداد نشده است. در قسمت دیگر وقتى که بنده به عرض آقایان نمایندگان رساندم که تمدید این قرارداد موافق مصالح ملت و کشور ایران نبود تقریباً اکثریت آقایان این نظر بنده را قبول داشتند و با گفتن احسنت و صحیح است عملاً تصدیق کردند که این صحیح بوده و این قید نشده در صورتى که این در روزنامه رسمى مجلس قید شده است بنده مخصوصاً تقاضا دارم از نظر مصالح عمومى کشور این قسمت را که گفته شده در صورت مجلس قید بفرمایند در قسمت چهارم بنده خیلى اهمیت می‌دهم که پیشنهادی که جناب آقاى دکتر شفق نمودند متن آن پیشنهاد در صورت خلاصه مجلس قید بشود این از نظر مصالح کشور ایران لازم است و قابل خلاصه شدن نیست.

رئیس- آقاى سزاوار شما هم نسبت به صورت جلسه اعتراضى دارید؟

سزاوار- بلى.

رئیس- بفرمایید.

سزاوار- بنده یک تذکرى داشتم که این تذکر را چون آقاى دکتر شفق فرمودند دیگر عرضى در این باب نمی‌کنم فقط جلسه روز سه‌شنبه سیزدهم را بنده عذر موجه داشتم و اطلاع هم داده بودم.

رئیس- آقاى دکتر مصباح‌زاده فرمایشى دارید؟

مصباح‌زاده- بلى.

رئیس- بفرمایید.

مصباح‌زاده- در جلسه گذشته آقاى امینى یک نامه‌ای را از وزارت کار و تبلیغات اینجا قرائت کردند که در آن نامه این جمله هست که مجلس لازم است به آن توجه کند «وزارت کار و تبلیغات به موجب تصویب‌نامه شماره فلان که در زمان فترت مجلس شوراى ملى قائم‌مقام قانون است تشکیل گردید» خواستم عرض کنم که در کجا نوشته شده که در زمان فترت تصویبنامه جانشین قانون است؟ و ابداً همچه چیزى نیست و نظر مجلس هم تصور

+++

می‌کنم همین باشد خصوصاً تصویبنامه‌هایی که برخلاف قوانین موجود وضع شده. این را خواسم من باب تذکر عرض کنم (صحیح است)

رئیس- اصلاح می‌شود. چند نفر از آقایان اجازه نطق خواسته‌اند، آقاى اردلان در صورت مجلس دیگر نظرى نیست؟ (گفته شد- خیر) (بعضى از نمایندگان- عده کافى نیست) پس تصویب صورت جلسه چون عده کافى نیست می‌ماند براى هفته بعد.

[2- بیانات قبل از دستور آقایان: اردلان، محمدعلى مسعودى، فرامرزى، آصف.]

اردلان- با این که مجلس شوراى ملى کارهاى بسیار مهمى در پیش داشت معهذا براى حفظ شعائر اسلامى یک هفته تمام مجلس شورای ملى تعطیل بودو ماها هم که مسلمان بودیم و هستیم و خواهیم بود انشاء‌الله از این تعطیل استفاده کردیم و به مسائل دینى خود پرداختیم به امید این که بعد از این که وقتى احیاء تمام بشود بیاییم در مجلس شوراى ملى و این وظیفه‌ای که مردم ایران به ما واگذار کرده‌اند با یک خلوص عقیده و نیتى انجام دهیم (صحیح است) از آن جمله نمایندگان یکى من بودم که سر وقت روز سه‌شنبه ساعت 8 صبح در مجلس شوراى ملى حاضر بودم و جریان مجلس طورى پیش آمد که همه آقایان مستحضر هستند که بدون اخذ نتیجه یک عده از آقایان نمایندگان محترم در جلسه حاضر نشدند و ما نتوانستیم راى مثبتى در آن جلسه نسبت به یک موضوعى بگیریم. بنده عصر آن روز در یکى از مساجد تهران که ختم برپا بود رفتم آنجا شرکت کردم هر کسى که آنجا به من رسید خدا شاهد است که جز طعن و لعن و ناسزا چیز دیگر به من پرتاب نکرد و می‌گفت شما باعث این هستید که مجلس تعطیل است و کارى از پیش نمی‌برند در صورتی که من بیچاره آدم بیگناهى بودم و صبح سر وقت آمده بودم براى انجام وظیفه و این بى‌لطفى از عده دیگر آقایان شده بود البته ممالک دیگری که عده نمایندگان مجلسشان به 600 نفر می‌رسد و شاید با 70، 80 نفر بلکه کمتر می‌تواند تصمیم بگیرند ولى قانون اساسى ما با بودن 117 نفر باید 88 نفر باشند تا این که بتوانیم یک تصمیم بگیریم بنده در آن شب خدا شاهد است تا صبح دراین فکر بودم که بالاخره چه خواهد شد و این بدبختى که ما در دوره چهاردهم تجربه کردیم نکند که خداى نکرده در دوره پانزدهم هم تجدید بشود. از من یک نفر هیچ کارى ساخته نبود جز این که در وقت سحر که به ادای فرایض دینى می‌پرداختم دست ساحت به طرف خدا دراز کردم که بلکه توجه خداوندى شامل حال ما مردم ایران بشود و بیش از این این طور بدبختى و فلاکت دامنگیر ما نشود و مملکت ما دچار این فلاکت و بدبختى و نیستى و همه چیز نشود ما نمایندگان را که مردم ایران انتخاب کرده‌اند و خودمان هم بایک شوقى آمده‌ایم اینجا که خدماتى به مملکت خودمان بکنیم ولى بدبختانه یک موجباتى هست که عده خیلى کمى ده نفر اگر نیایند هیچ کارى نمی‌شود کرد. صبح دیروز که برخاستم گفتم دعاى تنها کافى نیست برویم و تلاش بکنیم من آمدم به مجلس و دیدم خوشبختانه یک عده از آقایان نمایندگان هم به همین فکر بودند و چاره‌جویى کردیم جناب آقاى حکمت سردار فاخر از آقایانى که در آن جلسه حضور پیدا نکرده بودند درخواست فرمودند و آنها هم قبول فرمودند و تشریف آوردند در اطاق هیئت رئیسه و تا یک ساعت بعد از ظهر اینجا به مذاکره پرداختیم آن آقایانى که در آنجا تشریف آوردند عین حرفى را که به بنده زدند بنده اینجا تکرار می‌کنم و آن این بود که ما قصد ابستروکسیون نداشتیم و آن پیش آمد یک پیش آمد اتفاقى بود و بنده بسیار خوشحال شدم و گفتم الحمدالله یک پیش آمد اتفاقى بوده است بعضی‌ها گفتند ما با تلفن کار داشتیم بعضی‌ها سر ختم رفته بودند بالاخره باز قلب بنده آرام گرفت گفتم که انشاء‌الله فردا که مجلس است می‌آ‌ییم به مجلس و می‌توانیم به کارهای وظیفه‌ای و نمایندگى خود بپردازیم بعد آنجا گفتند که این موضوع اعبارنامه ها یک موضوعى است که مربوط به خود نمایندگانى است که در مجلس حاضرند و ممکن است آقایان نمایندگانى که پهلوى آن‌ها نشسته‌اند مأخوذ به حیا بشوند ازاین لحاظ ما تقاضا داریم به پیشنهاد نمایندگان محترم آقاى دکتر راجى و صادقى و مهندس هدایت مجلس رأى مخفى بدهد این نظرى بود که گفتیم هیچ مانعى ندارد. نماینده محترم آقاى دکتر عبده شرحى نوشتند و تقاضاى رأى مخفى کردند من هم از آن اشخاص بودم که آنرا امضاء کرده‌ام و سایرین هم امضاء کردند و گتفیم انشاء‌الله با این زمینه قضیه حل خواهد شد گو این که نمایندگان هر تصمیمى داشته باشند چه به قیام و قعود باشد چه براى مخفى تأثیرى در آن‌ها نخواهد کرد. معهذا گفتیم اگر به این وسیله رفع اشکال بشود با کمال میل آن ورقه را ما امضاء می‌کنیم و صبح باز بنده ساعت 8 در مجلس شوراى ملى بودم و تا الان هم که صورت مجلس را می‌خواندند تقریباً یک ساعت ونیم است که منتظر تشریف‌فرمایى قدوم میمنت مسعود آقایان هستیم و بنده چشمم سیاهى رفت از به سکه در را نگاه کردم که ببینم آقایان تشریف می‌آورند معهذا تشریف نیاوردند و معلوم نیست که آقایان اگر منتخب این مملکت هستند اگر مطلبى دارند غیر از این که مطلبشان رادر مجلس شوراى ملى در جلسه علنى در حضور تمام مردم ایران بگویند پس کجا می‌توانند حرفشان را بگویند؟ (صحیح است) ما اینجا نشسته‌ایم با کمال میل تمام حرف‌های مشروع حسابی‌ را گوش می‌کنیم ولى آیا تعطیل کردن مجلس به صلاح مملکت هست؟ با یک چنین وضعى خداى متعال شاهد است که من از خجلت پهلوى اهالى این مملکت پهلوى اهالى کردستان که مرا انتخاب کرده‌اند نمی‌دانم چه بگویم. ولى وقتی که شما کنجکاوى بفرمایید هیچ تقصیرى متوجه بنده و امثال بنده نیست ما با کمال میل آمده‌ایم و آنها تشریف نمی‌آورند این است که بنده به نام یک نفر نماینده ملت ایران از آقایان استدعا می‌کنم تمنى می‌کنم آقایان صلاح نیست در یک چنین موقع خطیرى ما مملکتمان را داخل بحران بکنیم وضعیت مملکتمان را متشنج بکنیم هر مطلبى دارید بفرمایید در این جلسه صحبت می‌کنیم بالاخره رأى مجلس باید قاطع باشد اصول دمکراسى در تمام دنیا همین است. نماینده محترم آقاى فرامرزى با بیان شیرین خودشان این موضوع را تشریح کردند و امیدوارم این بیانات ناقابل من مورد توجه آقایان واقع شود و تشریف بیاورند.

محمدعلى مسعودى- چون بنده از اشخاصى بودم که در جلسه قبل حاضر نبودم خواستم اینجا توضیحاتى عرض کنم که مطلب روشن شود و هیچ وقت یک طرفه قضاوت نشود ما جلسه خصوصى کردیم آقاى مهندس رضوى یک پیشنهادى فرمودند که راى مخفى گرفته شود. پیشنهاد آقایان صادقى، هدایت، دکتر راجى و این پیشنهاد مورد قبول اکثریت و حتى آنهایی که در جلسه قبل حاضر نشدند که بنده هم جزو آن‌ها بودم واقع شد متأسفانه قرار هم بود که رأى مخفى گرفته شود و بیایند در جلسه یک مرتبه آقاى رئیس بلند شدند از جایشان و این چیز را به هم زدند.

رئیس- دو مرتبه اظهار کنید که بنده بفهمم.

محمدعلى مسعودى- عرض کنم صحبت بود راجع به پیشنهاد آقاى مهندس رضوى، بنده عرض کردم که ایشان پیشنهادى فرمودند که رأى مخفى گرفته شود (بعضى از نمایندگان- این طور نیست).

رئیس- مطالب جلسه خصوصى مربوط نیست به جلسه علنى. الان در جلسه علنى حاضرید رأى مخفى بگیرید.

محمدعلى مسعودى- خیلى خوب بنده می‌خواستم علت حاضر نشدنم را عرض کنم. عرض کنم که پیشنهادى آقاى مهندس رضوى کردند و قرار شد رأى مخفى گرفته شود میان 113 وکیل حاضر و بعد هم جلسه را به هم زدند و یک عده هم در مجلس حاضر نشدند بنده هم به همین مناسبت در جلسه علنى حاضر نشدم (حاذقى- گفتند برویم به جلسه علنى) بنده براى همین موضوع حاضر نشدم چون که رأى مخفى که قرار بود گرفته گرفته نشد اما یک نکته که می‌خواستم از آقاى فرامرزى گله کنم این است که در روزنامه‌شان (فرامرزى- جواب روزنامه رادر روزنامه باید داد) البته بعد می‌آیید این جا می‌فرمایید در روزنامه کیهان یک مطلبى را نوشتند که به عقیده من ابداً شایسته نیست که متهم بکنند یک عده‌ای را چون اگر این حربه اتهام که متأسفانه درین مملکت رایج است در مجلس هم رایج بشود بنده عرض می‌کنم دیگران هم زبان دارند، کسان دیگر هم قلم دارند. بنده هم می‌خواستم بگویم آقاى فرامرزى بدانید شما

+++

و یقین داشته باشید کسانى که طرفدار تقى‌زاده هستند طرفدار سیاست جنوبى به هیچ‌وجه نیستند و هیچ معلوم نیست که از جنابعالى به وطنشان بیشتر علاقمند نباشند و نبایستى این حرف‌ها زده شود (سزاوار- این صحبت‌ها خارج از موضوع است) داخل موضوع است شما هم بیایید جواب بدهید (سزاوار- بگو آقا بگو‌ نوبت ما هم می‌رسد) بنده می‌خواهم عرض کنم که در جلسه پیش نیامدنم فقط براى همین بود که پیشنهاد آقاى مهندس رضوى قبول شده بود و عمل نشده بود بعد هم آمدم عرض کنم که اگر این حرف‌ها زده شود اینجا ما هم حرف‌هایی داریم و خواهیم زد.

رئیس- راجع به بیانات ایشان می‌خواهید حرف بزنید آقاى فرامرزى؟

فرامرزى- بنده قبلاً هم اجازه گرفته بودم.

رئیس- بفرمایید صحبت کنید.

فرامرزى- عرض کنم که جناب آقاى مسعودى یک چیزهایى فرمودند که البته بنده ناچار هستم بایشان جواب عرض کنم که اتفاقا اجازه هم گرفته بودم و نوبت بنده هم هست. عرض می‌کنم البته من نظر به یک شخص معین یا اشخاص معینى نداشتم در این قسمت و عرض کرده بودم که در مملکت بعضى اشخاص به این صفت یا به این سیاست معروف هستند و عرض نکرده بودم این طور هستند. خود آقایان روى اعتبارنامه بعضى از نمایندگان متکى به علم و عقیده مردم دارند می‌شوند نه به پرونده انتخابات منهم متکى به همان چیز شده بودم واین عرض را کرده بودم و کس معینى را هم در نظر نداشتم و آقاى محمدعلى خان مسعودى بهتر از همه عقیده مرا نسبت به شخص خودشان میدانند و خیلى متأسف هستم که این حرفى را که بنده زده‌ام مطلقاً نظر من به شخص ایشان نبوده ولى تصور فرموده‌اند که من قصدم ایشان هستند و قبل از اینکه عرایضم را بکنم استدعا می‌کنم اگر کلماتى در زبان من و در بیان من بود که برخلاف دیپلماسى و برخلاف راه و رسم معاشرت و اینها بود بر من خرده نگیرند براى این که بنده کمتر این راه و رسم را بلد هستم. زندگى من بیشتر در معلمى گذشته و در معلمى عرض کنم که ظاهردارى و نزاکت و اینها نیست معلم پاى تخته می‌رود و می‌گوید این کلمه را صاد نیست و با سین است یا این رقم چهار نیست و شش است از اول رک و راست می‌شود وقتى درس بهش می‌دهند و وقتى هم که درس می‌دهد این جور بار می‌آیند بنابراین اگر عرایضى می‌کنم و  این عرایض برخلاف اصول نزاکت و به اصطلاح سیاسى باشد از این کلمه معذرت می‌خواهم که صحیح نیست. من خیلى متأسف هستم از وضعى که اول کار در این مجلس، پیش آمده و مثلى یادم آمد گفتند یک شخصى مدتى خراباتى بود و بعد مناجاتى شد رفته بود روى گلدسته مسجد اذان بگوید دید هنوز صبح نشده شروع کرد به مناجات بعد یک چیزهایى دید که متناسب با آن محل پاک نیست گذاشت توى کوره و از بالا پرت کرد به پایین و در حالی که آن می‌آمد پایین او داد می‌زد می‌گفت یا اول‌الاولین. این خورد آنجا سر یک کسى گفت اگر اول‌الاولین‌ این است آخرالاخرینت چه خواهد شد (خنده نمایندگان) اگر مجلس از اول کار مواجه شود با ابسترکسیون آن هم براى یک امر جزئى یک قضیه‌ای که اصول پارلمانى دنیا حلش کرده نمی‌دانم آخرش چه می‌شود؟ ممکن است یک وقتى ابستروکسیون در یک مملکتى و یادر یک مجلسى لازم بشود یک اقلیتى ببیند یک اکثریتى دارد خداى نخواسته خیانت می‌کند یا از روى اشتباه به طرفی می‌رود که آن اشتباه به ضرر مملکت تمام می‌شود آن موقع ممکن است این عمل بشود ولى در یک کار کوچکى مثل انتخاب هیئت رئیسه یا این که اعتبارنامه‌ها جلو بیفتد یک عده بنشینند و ابستروکسیون بکنند به نظر بنده این به هیچ‌وجه صحیح نیست و مجلس را ضعیف می‌کند البته اگر باز هم اتکاء بکنیم به افکار و آراء مردم و بگوییم مجلس از حالا هم در نظر مردم آن قدر طرف اعتماد نیست که هر عملى می‌کند مردم به او ایمان داشته باشند. مجلس سر یک دو راهى قرار گرفته می‌تواند از این دو راهى به یک طرفى برود که موجب قوت و احترام مجلس بشود و موجب قوت اصل دموکراسى بشود و یا برود به یک طرفى که موجب ضعف مجلس و بدنامى خداى نخواسته آقایان نمایندگان بشود و آن وقت هر قوه کوچکى می‌تواند قدرت را از دست مجلس بگیرد. آقایان هر چند که می‌دانم به خاطر بعضى از آقایان نمایندگان دوره چهاردهم گران می‌آید می‌خواهم عرض کنم اگر مجلس 14 خودش را در نظر ملت ایران ضعیف نکرده بود و بدنام نکرده بود و تصور نکرده بود که چون یک اکثریتى دارد هر کارى می‌خواهد می‌تواند بکند چند نفر چاقوکش نمی‌توانستند وکلا‌ را از مجلس بیرون بکنند. ملت ایران این اجازه را نمی‌داد و هیچ کس هم این کار را نمی‌توانست بکند. از شما می‌پرسم یک امام مسجدى یک مجتهدى، یک ملایى که طرف اعتماد مردم باشد چند تا چاقوکش می‌تواند از در مسجد با پس گردنى بیرونش کنند؟ نمی‌توانند براى این که همان مردم می‌ریزند سر این‌ها و این‌ها را نابود می‌کنند ولى اگر او در مسجد دسایسى کرد ... (محمدعلى مسعودى- این‌ها دسایس مظفر فیروز خائن بود) نمی‌توانست مظفر فیروز را همان مردم تکه تکه می‌کردند (محمدعلى مسعودى- نخیر آقاى نخست وزیر در تهران نبودند)

رئیس- آقاى مسعودى ساکت بنشینید.

فرامرزى- می‌خواهم عرض کنم که اساساً مقام‌ها دو جور است یک مقامى است که متکى به قوت است آن البته هر چه ارتش داشته باشد، قوه داشته باشد، سرنیزه داشته باشد قوى است یک مقام‌هایی که متکى به افکار عمومى است اگر افکار عمومى طرفدار او نبود او ضعیف می‌شود (صحیح است) یک امام مسجد نمی‌تواند با قوه سرنیزه مثلاً امامت خودش را بر مردم تحمیل بکند ولى با زهد و تقوى می‌تواند این کار را بکند (صحیح است) مجلس یک چنین جایى است. مجلس باید همیشه عملى بکند که طرف اعتماد مردم باشد و طرف احترام مردم باشد آن وقت است که مجلس قوى می‌شود من از آقایان خواهش می‌کنم این عمل را ادامه ندهند براى این که هر چه راجع به مجلس در خارج بد گفته شود مجلس ضعیف می‌شود هر چه مجلس ضعیف بشود اصول دمکراسى و عدالت و آزادى ضعیف می‌شود مجلس باید یک عملى بکند که طرف اعتماد و احترام مردم بشود آن موقع است که مجلس قوى می‌شود و در نتیجه قوت مجلس حق و عدالت و دموکراسى قوى می‌شود. آقایان البته اصرار هست براى ریاست آقاى تقى‌زاده بنده می‌خواهم سؤال بکنم اگر یک مجلسى از اول در دهان مردم افتاد و بدنام شد آن وقت ریاست بر این مجلس چه افتخارى دارد؟ عرض کنم که با این که البته چون آقاى مسعودى اشاره فرمودند به روزنامه کیهان منهم ناچارم اشاره بکنم به روزنامه اطلاعات و آن این است که فرمودند ما قبول نداریم ریاست فلان آدم را براى این که حزبى است می‌خواهم ببینم این مجلس و این مشروطیت در ایران تازه پیدا شده یا تابع مشروطیت‌های دنیاست؟ این طبیعى است اکثریت وقتی که از براى یک جمعیتى حاصل است هم ریاست مجلس را می‌برد و هم ریاست وزرا‌ را. اصول پارلمانى اصلاً این است دور نرویم در مصر همین همسایه ما در آن واحد تحاس پاشا رئیس حزب وفد وقتى که حزب وفد اکثریت را برد رئیس الوزرا‌ می‌شود و یصاواصف عالى پاشا رئیس مجلس براى این که اکثریت دارند. با این حال می‌خواهم عرض کنم این اشتباه است که تصور بکنید مقصود از ریاست آقاى سردار فاخر مثلاً این است که ایشان حزبى هستند. آقاى سردار فاخر در منفردین هم رأى دارند ماها عضو حزب نیستیم بایشان رأى دادیم و متأسفانه می‌خواهم عرض بکنم که در هیچ حزبى در ایران این قدر دیسیپلین نیست که آدم تصور بکند حتماً افراد حزب رأى می‌دهند و یا خارجی‌ها به مخالفت حزب رأى نمی‌دهند. بنده آن دفعه هم معتقد بودم که افرادى از حزب رأى ندادند به ریاست موقتى ایشان (صحیح است) و ماها هم که عضو حزب نبودیم رأى دادیم براى این که عقیده‌مان این بود که رأى بدهیم. من فقط سؤال می‌خواهم بکنم که با این ترتیب اگر بخواهم پیش برویم آخرش چه می‌شود؟ مثلا هر وقت که ده یا پانزده نفر آدم دیدند مجلس رأى برخلاف میل آن‌ها می‌دهد بروند بیرون مگر آخر این کار تمام می‌شود؟ و یا می‌شود توقع کرد که آقایان ماها چون می‌خواهیم رأى مطابق میل ما داده شود اجازه بفرمایید که هر وقت در اقلیت بودیم برویم بیرون ولى شما تشریف نبرید؟ می‌شود این توقع را از یک عده‌ای کرد؟ پس حالا

+++

که این توقع را نمی‌شود کرد آنچه که به آقایان حق می‌دهد به مخالفینشان هم حق می‌دهد. من استدعا می‌کنم براى این که از اول مواجه با این اسکاندال نشویم آقایان تشریف بیاورند و اینجا رأى می‌گیریم همان طورى که آقاى مسعودى فرمودند و به نظر من ایشان اشتباه فرمودند قرار شد اینجا رأى گرفته شود که اعتبارنامه‌ها جلو بیفتد یا انتخاب هیئت رئیسه آقایان تشریف بیاورند که ما اینجا رأى بگیریم این تقصیر کسى نیست (محمدعلى مسعودى: در جلسه خصوصى قرار بود) یک تذکر هم می‌خواستم عرض کنم و آن این است که متأسفانه از اینطرف هم یک کارهایى می‌شود که بهانه می‌دهد به دست آن‌هایی که بتوانند حرف بزنند یا خداى نخواسته ایجاد تشنجى بکنند حالا این البته روى حسن نیت است ومن هم نمی‌گویم روى سوء‌نیت است ولى ایشان این طور تصور کردند فقط عرض می‌کنم ما این طور تصور می‌کنیم ایشان آن طور تصور می‌کنند حل این دو تصور را چه می‌کند آن اصل پارلمانى که در تمام دنیا هست و اما این را عرض کردم بنده چون یک نفر هستم نه توى حزب دمکرات ایران هستم و نه توى مخالفینشان هستم و نه با هیچ کدامشان خصومتى دارم و یا قراردادى. آقایان هم البته یک کارهایى می‌کنند مثلاً رفیق عزیزم جناب آقاى اسدى هم وزیر هستند هم به عنوان وکیل در اینجا تشریف دارند چندروز هم آقایان تذکر دادند باز هم امضاء نکردند شما نیز نمی‌توانید اینجا دیگر تفکیک قوا معنى ندارد و تداخل قوا شده است جناب آقاى رئیس آن روز فرمودند که هر کس اعتبارنامه دارد وکیل بالقوه هست وکیل بالفعل نیست من می‌خواهم سؤال بکنم کسى که رأى می‌دهد در انتخاب رئیس، در سرنوشت یک وکیل دیگر اگر این وکیل بالفعل نیست پس وکیل بالفعل چه چورى است؟ استدعا می‌کنم از آقایان که بیاییم برویم هر دو سه طرف روى اصل و قاعده تا رفع این تشنج و این چیزهایى بشود که موجب اختلال کار مجلس می‌شود (صحیح است).

مکى- آقاى رئیس آقایان یک مأموریتى به بنده دادند که اجازه بفرمایند به استحضار آقایان نمایندگان برسانم.

رئیس- اجازه بفرمایید آقاى محمد على مسعودى طبق ماده 109 تذکرى می‌خواهند بدهند بعد شما بفرمایید.

محمدعلى مسعودى- یک توضیح مختصرى بنده دارم و می‌خواهم آقاى فرامرزى بیشتر توجه بفرمایند و آن این است گله‌ای که کردم که چرا جنابعالى متهم می‌کنید کسانى را و شخص به خصوصی را ما در روزنامه‌مان اگر فرض کنید طرفدارى از آقاى تقى‌زاده کردیم آقاى سردار فاخر را متهم نکردیم (مهندس رضوى- سردار فاخر قابل اتهام نیست) و طرفداران ایشان را هم گفتیم همه مردمان وطن‌پرست و شریفى هستند تقاضاى بنده این بود که جنابعالى این نکات را رعایت بفرمایید.

رئیس- توضیح شما در چه قسمتى است آقاى مکى؟

مکى- بنده توضیح مختصرى داشتم.

رئیس- دو ‌نفر هستند آقاى آصف، آقاى رضوى و بعد شما. آقاى آصف بفرمایید.

آصف- قبل از ورود در پشت این تریبون یک جمله‌ای را می‌خواهم تذکراً عرض کنم آقایانى که در ادوار سابق در مجلس شوراى ملى تشریف داشتند و افتخار همکارى آنها را داشته‌ام به اخلاق و گفتار و رفتار بنده آشنا هستند (صحیح است) یک عده از آقایان که در دوره پانزدهم تشریف آورده‌اند البته مدتى وقت لازم دارد تا همدیگر را کاملاً به جا بیاوریم بنده اصولاً چندان شهرت سخنرانى ندارم مگر در مواقعى به حکم ضرورت وجدان به من امر بکند و از روى اقتضاى آن موقع وظیفه ملیم را انجام می‌دهم این طور هم توجیه نشود این عرضى را که بنده می‌کنم نظرم این است که نکاتى را که بنده به آن اشاره می‌کنم آقایان به آن ملتفت نیستند خیر بنده اذعان دارم همه شماها عاقل‌تر، داناتر، علاقمندتر از بنده هستید ولى من هم که خودم را یک فرد کوچک این مجلس می‌دانم و تجاربى دارم باید در موقعش همان طور که در پاره‌ای مواقع خوددارى می‌کنم ولى موقعی که اقتضا می‌کند امساک در حرف زدن نمی‌کنم بلکه سکوت را حرام می‌دانم. در جلسه دوم و سوم دوره پانزدهم یک حرارتى تولید شد که منجر به تشنج گردید البته براى همه ماها در این بدو امر باعث تأسف است ولى بنده ناگزیرم فى‌الجمله تاریخچه‌ای را به اقتضای امروزه به عرض برسانم در دوره چهاردهم که همکار محترم بنده آقاى فرامرزى اشاره‌ای فرمودند در ماه شانزدهم یک پیش‌آمدى شد منجر به آن تشنج گردید و به عقیده بنده تا مدت‌ها اثراتش در این کشور باقى است. بنده نمی‌خواهم به حساب کسى بگذارم و تجدید مطلع بشود ولى البته شد چون در آن موقع کمتر جلسه رسمى پارلمانى تشکیل می‌شد بنده و یک عده‌اى از رئیس وقت تقاضا کردیم دو سه دفعه در تالار تنفس جلسه خصوصى تشکیل شد و البته مطالبى که در جلسه خصوصى ذکر می‌شود نمی‌شود همه را در جلسه علنى گفت چون در آنجا عریان‌تر گفته می‌شود اما چند جمله‌اش را که خودبنده گفته‌ام و می‌خواستم اینجا عرض کنم این است که به همکاران آن روزى بنده تذکر دادم و گفتم جنگ عمومى بود می‌دانید ایران هم اگر چه رسماً افرادش در میدان‌های جنگ حاضر نبودند ولى حساس‌ترین نقاط جنگى بشمار می‌رفت جزء متفقین هم بودیم ایران هم ایران مشوشى بود گفتم اگر فى‌الجمله ما از دیگران در قافله تمدن عقب مانده‌ایم بایستى سرمشق بگیریم از آن اشخاصى که جلواند در مواقع مهم به نفع کشورشان اختلافات شخصى، مسلکى، حق مذهبى را هم کنار می‌گذارند و به نفع جامعه خدمت می‌کنند همان طوری که کردند واز پیش بردند در آن موقع البته آقایانی که آن وقت تشریف داشتند در نظر دارند یک فراکسیون‌های پارلمانى هم تشکیل شده بود چند تا از این اطاق‌ها را هم اختصاص داده بودند، فراکسیون مستقل، آزادى، میهن، دمکرات، توده بود همه این‌ها هم در آن جلسه خصوصى حضور داشتند بنده تقاضا کردم از آقایان و گفتم آقایان موقع موقع مهم است و بیایید سرمشق بگیریم از آن دول متمدنى که این رویه را پیش گرفته‌اند شما هم بیایید از این فراکسیون‌ها صرف‌نظر کنید و این تالار تنفس را اسمش را بگذارید فراکسیون ایران، یعنى نه راست (صحیح است) در آن ضمن بنده گفتم حتى من به طرف برادران توده‌ای‌ها هم براى همکارى دست دراز می‌کنم آقاى دکتر کشاورز در جواب متعذر شدند البته آن جمله را بنده مقتضى نمی‌دانم تکرار کنم ولى یک عده کثیرى قریب به هفتاد نفر عرایض بنده را استقبال فرمودند تا یک مدتى هم یک رویه‌ای بود، بد نبود به عقیده بنده به نفع جامعه بود ولى متأسفانه بعد این چهار ماه تعطیل مجلس همان طورى که عرض کردم به عقیده بنده این به ضرر جامعه بود و ما می‌بایستی پند می‌گرفتیم از آن تعطیل حالا در سال اول در ماه اول جلسه دوم و سوم این تشنج پیش آمده است، بنده از این واقعه دارم مارگزیده از ریسمان سیاه و سفید اندیشه دارد خشت اول گر نهد معمار کج تا ابد بالا رود دیوار کج. بنده با حسن نیتى که از آقایان همکاران محترم سراغ دارم چه آقایانى که اینجا تشریف دارند چه آنهایی که غایبند امیدوار هستم در این بدو امر ما بنیان را با سنگ و سیمان طورى استوار کنیم که به نفع جامعه دیوارى مستقیم بالا رود (صحیح است) اشخاصی که به ما مأموریت داده‌اند اینها انتظارات فوق‌العاده‌اى از دوره پانزدهم دارند یعنى یک کارهایى از دوره چهاردهم باقى مانده یک سال و نیم فترت بوده حالا هم هر روز کار خودش همراه خودش است‏

مثل این مثلى که در ضمن صحبت می‌گویند یک نفر نمی‌تواند دو تا ارباب داشته باشد در مورد نمایندگان قضیه به عکس است به عقیده بنده ما مستخدم پانزده میلیون ایرانى هستیم (صحیح است) و بعد از آن که اعتبارنامه ماها تصویب شده هر کدام ماها وکیل تمام این کشور هستیم (صحیح است) و این مجلس شورا آنچه بنده در نظر دارم به استثنای چاپخانه و مجله رسمى در ماه 170 یا 180 هزار تومان از بودجه این کشور صرف این مجلس می‌شود (صحیح است) ملاحظه بفرمایید این پول را کى می‌دهد و براى چه می‌دهد (احسنت) این پول را طبقات مختلف می‌دهند یک طبقه‌اش را که بنده خودم کشاورزى دارم و با آنها محشورم حقیقت اغلب آقایان در ولایات تشریف داشته‌اید و می‌دانید براى ستر عورت کرباسى و شام شب در عسرت هستندو به زحمت خودشان را اداره می‌کنند (صحیح است) ما بایستى فکر این مسؤولیت بزرگ را این مکانی که بنده ایستاده‌ام از امکنه مقدسه ایران است به دو دلیل یکى اینکه چندین صد مرتبه کلام الله مجید در اینجا گذاشته شده و به احترام او قیام شده و ما زیارتش کرده‌ایم و خود بنده یازده مرتبه زیارت کرده‌ام اگر عمرم باقى بود این دفعه می‌شود دوازدهمى. شماها

+++

 را باز به همان کلام الله مجید قسم می‌دهم که بیایید موقع را مغتنم شمریم و به این جامعه ایران صمیمانه خدمت کنیم (صحیح است) و الّا همه ما هم حرف می‌زنیم هم می‌نویسیم ولى بایستى این مردم را که مأیوس بکنیم آنهایی که ما را به اینجا فرستادند از خودشان سلب مسئولیت کرده‌اند ولى بار سنگینى را به دوش ما گذاشته‌اند بنده در آن جلسه ضمن صحبت همان طور که عرض کردم در دوره چهاردهم کار به اینجا رسید گفتم آقایان شماها را قسم می‌دهم به آن قرآن مجید که مکرر در پارلمان قسم یاد کرده‌ایم بیایید از نظریات شخصى صرف‌نظر کنید و به نفع جامعه خدمت کنید حالا بنده این عرضم نظر به یک عده خاصى نیست. به تمام همکاران دوره چهاردهم تکرار می‌کنم. آقایان شده‌اند، آنها را امیدوار کنیم به حمدالله افق تیره روشن شده همه ماها می‌دانیم کشور ایران کشور مشروطه و دموکراسى است. کشور مشروطه چه می‌خواهد مجلس می‌خواهد، شاه می‌خواهد، نخست وزیر می‌خواهد، وکیل می‌خواهد، وزیر می‌خواهد و باید اذعان کرد در سنوات اخیر. کمتر همچو سلطانى داشته‌ایم که امروزه داریم خداوند تبارک وتعالى از نعمت‌هایی که به او داده است این است که یک صفات حمیده‌ای در وجود این پادشاه ما به ودیعه گذاشته و جناب اشرف آقاى نخست وزیر هم باید گفت از رجال درجه اول نامى و سیاسیون ایران و میهن پرستان محسوب می‌شود (صحیح است) به عقیده بنده آقایان حاضرین و غائبین اگر بخواهند جلب احترام مردم وتوجهشان را به عظمت مجلس و کشور بکنیم همه ماها زنجیروار باید دست به هم بدهیم مثل شمع و پروانه دور شاهنشاه جوابختمان را بگیریم نخست وزیرمان را که در این کشور در مواقع مهم زحماتى به نفع جامعه متحمل شده است تشویق بکنیم اگر ایرادتی هم داریم خود بنده هم که موافق هستم و اول دفعه می‌آیم اینجا و آن ایرادات را تذکر می‌دهم ماها اینجا مأمور نیستیم با لفافه صحبت کنیم مأمور هستیم که با صراحت لهجه بگوییم تا مطالب حلاجى بشود و عصاره‌اش را به نفع جامعه بگیریم. بنده که سقط‌الرأسم کردستان و مفتخر در موارد گوناگون موکلین من سلب اعتماد از من نکرده‌اند در دوره 12 باز این افتخار را به من داده‌اند البته همان طور‌ی که سه سال قبل در اینجا جناب آقاى ساعد نخست وزیر بود من فرصتى بدست آوردم و راجع به مسائل و نواقص آنجا تذکراتى دادم حالا هم همان آمال را دارم. یک دولتى اینجا بیاید و راجع به نواقص امور کشورى مخصوصا می‌خواهم یک عرایضى را عرض کنم و این وقتى می‌شود که مجلس شوراى ملى رسمیت پیدا کند. عریضه‌ای به پیشگاه همایونى عرض شود و وزرا‌ به اینجا معرفى شوند. خسته نشوید. بنده چون در مقابل وجدان و خداى خودم خجل و منفعلم آن طوری که شاید و باید تا حال موفق نشده‌ام به واسطه موانعى که پیش آمده است به موکلینم اداء وظیفه کنم ولى پیش آمد این طور شد، در این یکى دو جلسه این تشنجات پیش آمد فرصتى به بنده ندادند حالا اگر هوا گرم است و خسته شده‌اید ولى در میهن‌پرستى به شما اجازه داده می‌شود که یک مقدارى عرایض این کوچک خودتان را هم گوش بدهید البته همه شماها این درد دلى که بنده دارم از نواقص امور جامعه خصوصا از حوزه انتخابیه خودم آقایان هم همه از ولایات آمده‌اند و می‌دانند و با بنده در این قسمت شریکند این را هم نفرمایید خارج از موضوع است این را هم که بنده عرض می‌کنم جزء همین مطلب است وقتی که بنده از آقاى ساعد تقاضا کردم ایشان به وزراشان گفتند مطالب را یادداشت کردند بعد فشار آوردم در خارج تا به اطلاع همه‌تان به آقای فهیم‌الملک که حقیقت او هم از رجال دانا و مجرب است و از افکارش می‌شود در موقع استفاده کرد وزیر مشاور بود از طرف دولت مأموریت داده شد خود بنده هم، هم از طرف مجلس و هم از طرف دولت حضور اعلیحضرت شرفیاب شدیم دو نفرى رفتیم براى این که برسیم به نواقص کردستان و آن یأس و حرمانى که در مردم حکمفرما بود تبدیل بشود به امیدواری، رفتیم و مدتى هم صرف وقت شد ولى متأسفانه تا ما برگشتیم آقاى ساعد مستعفى شده بودند. فهیم‌الملک سى و شش ورق ماشین کرده به مقامات مربوطه گزارش داد شاید در اینجا هم خواند، خود بنده شفاها این گزارش مسافرت خودم را به عرض مجلس شورای ملى رساندم بعد از آقاى مسعودى گله کردم که علاوه بر همکارى بنده با شما دوست هستم چرا این قدر در روزنامه شما مختصر و سر و پا شکسته بود گفت شما بیش از یک ساعت صحبت کردید. یک مدتى وقت لازم دارد و من از اداره تندنویسى صورت گرفتم و به روزنامه اطلاعات دادم حالا نتیجه چه شد خدمتتان عرض می‌کنم وزیر وقت کشاورزى در جواب تقاضاى بنده که می‌گویم این سن پیدا شده به من نوشت که سن نبوده یک حشره غله‌خوارى بوده موقعش هم گذشته این یکى از اصلاحات، بعد از اینکه بنده دیدم که واقعا این آقایان متوجه هیچ گونه امرى نیستند در مرکز تهران آن وقت بنده به راه‌هاى دیگرى وارد مذاکره شدم یک دفعه هم به حضور اعلیحضرت به عرض رساندم فرمودند که مجلس هم دچار بحران است و دولتى در کار نیست بنده این دو ساله به شهادت همکار عزیزم آقاى صادقى که تشریف دارند معاون وزیر بودند در هر موقعى فرصتى به دست آورده‌ام ولو سمت رسمى نمایندگى نداشته‌ام ولى علاقه خودم را نمی‌توانم صرف‌نظر کنم من یک نفر کرد مسلمان ایرانى هستم و در هر حال هر مقام و هر جایی که باشم وظیفه خودم را انجام یدهم براى این که در پیش وجدانم خجل نباشم بنده به جناب آقاى قوام‌السلطنه عرض کردم حالا که مجلس در بین نیست ولى نواقص کردستان را عرض می‌کنم انصافاً ایشان هم مساعدت کردند، و به وزرا‌ دستور دادند آقاى حاذقى وزیر راه وعده فرمودند ولى بعد گفتند اعتبارى بیش از آنچه دادیم نداریم که بدهیم به راه‌هاى کردستان، این موضوع راه رفت کنار فقط آقاى دکتر اقبال وظیفه انسانیت یا محبت یا نوع خواهى هر چه بود آنچه تواتستند راجع به بهداشت آنجا کمک‌هایی کردند بنده به نوبه خودم از ایشان تشکر می‌کنم ولو این که هنوز باز نواقصى دارد و به شاه هم عرض کردم ولى چون ایشان توجهى کرده‌اند و قدمى را برداشته‌اند وظیفه بنده این است که از ایشان قدردانى بکنم و باید بگویم که الحق از روى استحقاق به این مقام رسیده (حاذقى- در همه جاى ایران) بعضى از وزرا‌ را هم البته نه از روى تنقید از دولت بلکه از براى حق‌گویى کارهایی‌ که همه‌مان بلد هستیم آقایان وزرا‌ امروز بنده را از سر وا کند تا فردا خدا کریم است بنده در آن روز به آقای ساعد عرض کردم حکومت قرطاسى را کنار بگذاریم حالا حکومت لفظى و حرفى شده. نخست وزیر یک نفر است ولى چند نفر باید کشور را اداره کنند شما فکر او را بکنید (مهدى ارباب یزدى- درموقع صحبت می‌شود) انشاء‌الله بنده حالا مقتضیات اینطور ایجاب کرد که این چیزها را عرض کنم و باز به آقایان تذکر می‌دهم اگر این عرایضى که بنده عرض کردم با حسن تفاهم تلقى شده است استدعا می‌کنم این فکر بنده را تعقیب بفرمایید و من امیدوارم این گریز و بحران‌ها مرتفع شده این تشنج از بین برود زیرا بنده در صحت علاقمندى تمام نمایندگان چه آنهایی که در آن اطاق تشریف دارند چه آقایان اینجا هیچ تردیدى ندارم منتها کار این طورى است مثلاً ما می‌گوییم ایران مشروطه است و مجلس می‌خواهد مجلس هم البته یک همچو بنایى می‌خواهد ولى آن وقت می‌گویید سر چیست اختلاف، سر مبله کردن است؟ ممکن است آقاى دکتر امینى بفرمایید من دلم می‌خواهد پرده‌های تالار آئینه مجلس شوراى ملى پشت گلى باشد (دکتر امینى- بنده چنین چیزى دلم نمی‌خواهد) (خنده نمایندگان) من دلم می‌خواهد لاجوردى باشد دیگرى می‌گوید سفید باشد گمان می‌کنیم که خدمت به جامعه است و استحکام اصول مشروطیت، در بین ما هیچ اختلافى نیست ولى بیاییم بحث کنیم، از فروع صرف‌نظر کنیم روى اصول برویم این مردمی که شب و رزوشان به انتظار ما است یک قدم‌های سریعى براى اصلاح حال آنها برداریم عمل به آنها نشان بدهیم و براى آن روز آخرى که بنده اگر حیاتم باقى بود و در خدمت آقایان از این در مجلس رفتیم بیرون با پیشانى بلند ازاین جا بیرون برویم و به آقایان اطمینان می‌دهم انشاء‌الله همین طور هم تصور می‌کنم که نیت ما خیر باشد خدا خودش فرمودگان الله مع المحسنین. در تمام مشکلات فائق خواهیم بود (انشاء الله).

رئیس- آقاى رضوى بیاناتى دارند.

رضوى- بنده دیگر عرضى ندارم.

رئیس- دو پیشنهاد براى ختم جلسه رسیده (صحیح است)

مکى- رأى که نمی‌شود گرفت پیشنهاد اجازه بفرمایید بنده عرضم را بکنم.

رئیس- آقاى مکى یک توضیحى دارند، بفرمایید آقاى مکى.

مکى- بنده نمی‌دانم ... (جمعى از نمایندگان- اکثریت نیست ختم جلسه) با حفظ حق بنده براى جلسه بعد.

[3- تعیین جلسه آینده- ختم جلسه.]

رئیس- بسیار خوب جلسه را ختم می‌کنیم اجازه‌های این جلسه هم براى جلسه آینده محفوظ است. جلسه آینده روز یکشنبه 25 امرداد.

 (مجلس یک ربع بعد از ظهر ختم شد.)

رئیس مجلس شوراى ملى- رضا حکمت.

+++

انتصابات و احکام در وزارت دارایى.

آقاى موسى شیبانى مدیر کل وزارت دارایى و کفیل سابق کمیسیون ارز به سمت مدیرکل وزارت دارایى.

آقاى عبداله جهان آراء به سمت رئیس اداره سوم کل بودجه.

آقاى یدالله فرساد به سمت رئیس اداره دوم کل بودجه.

آقاى مهدى عظیما بازرس وزارتى به سمت ریاست دفتر کارگزینى.

آقاى سیف‌الدین عدالت به سمت ریاست اداره یکم کارگزینى.

آقاى پرویز دوستدار به سمت کفایت اداره سوم کارگزینى کل.

آقاى جواد بهرامى به سمت ریاست اداره چهارم کارگزینى کل.

آقاى محمد جزایرى به سمت بازرس وزارتى.

آقاى نعمت‌اله علایى به سمت بازرس وزارتى.

آقاى رضا تابش مدیر کل مالیات املاک مزروعى به سمت بازرس ویژه.

در وزارت کشور.

جناب آقاى منصور‌على قراگزلو از تاریخ 26/ 5/ 18 به سمت استاندارى استان پنجم مصوب گردیدند.

آقاى على‌اکبر رسولى رئیس اداره اخبار و جامع اداره سیاسى از تاریخ ورود به محل به سمت فرماندارى بیجار منصوب شدند.

در وزارت دادگسترى.

3/5/26 آقاى مهدى عقیلى کارمند منتظر خدمت به سمت دادستانى شهرستان بابل به‏

"""   احمد صابرى دادستان شهرستان بابل به سمت دادیارى دادسراى استان یکم‏

"""   حسن نظام امینیان بازپرس دادسراى تربت حیدریه به سمت بازپرسى دادسراى شهرستان بابل.

"""   محمدرضا فرزادنیا بازپرس دادسراى بابل به سمت بازپرسى شعبه 1 دادسراى شهرستان همدان.

4/5/26 "" جمال شیخ‌الاسلامى کارمند على‌البدل دادگسترى مراغه به سمت بازپرسى شعبه 1 دادسراى مراغه.

""" محمدحسن ایمانى دادستان همدان به سمت دادیارى دادسراى استان 6 26/ 5/ 5" مجید حائرى مازندرانى دادیاردادسراى استان 1 و 2 به سمت بازپرسى دادسراى دیوان کیفر.

""" مصطفى فشارکى دادیار دادسراى آبادان به سمت دادیارى دادسراى شهرستان اصفهان‏

""" محمدهاشمى نائینى کارمند منتظر خدمت به سمت ریاست قسمت 2 شعبه 8 دادگاه بخش تهران. 7 /5/26" جعفر وجدانى کارمند على‌البدل دادگاه استان 1 و 2 سمت مستشارى دادگاه استان 1 و 2

""" احمد تهامی بازپرس دادسراى بابل به سمت بازپرسى شعبه اول دادسراى شهرستان کاشان‏

""" على یزد‌گردى بازپرس دادسراى قم به سمت بازپرسى دادسراى شهرستان بابل‏

""" احمد یعقوب آل‌محمد بازپرس شعبه 1 دادسراى کاشان به سمت دادیارى دادسراى تهران.

""" محمدرضا مفتاج جالینوس لیسانسیه حقوق به سمت دادیارى دادسراى شهرستان تهران.

8 /5/26 " کاظم آل رسول امین دادگاه بخش سیرجان به سمت بازپرسى شعبه 1 دادسراى کرمان.

""" قاسم حکمت بازپرس دادسراى زابل به سمت امانت دادگاه بخش سیرجان.

""" علاء‌الدین ساعد کارمند على‌البدل دادگاه شهرستان گرگان به سمت بازپرسى دادسراى زابل.

""" نصرت‌الله دانش کارمند منتظر خدمت به سمت مستشارى دادگاه استان ششم‏

+++

                       

یادداشت ها
Parameter:294314!model&5137 -LayoutId:5137 LayoutNameالگوی متنی کل و اخبار(مشروح مذاکرات)