کتابخانه، موزه و مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی


صفحه اصلی » مشروح مذاکرات » مشروح مذاکرات مجلس ملی » دوره هفدهم مجلس ملی

0.0 (0)
مشروح مذاکرات مجلس شورای ملى، دوره ‏17
[1396/05/29]

جلسه: 49 صورت مشروح مذاکرات مجلس روز یکشنبه 30 آذر ماه 1331  

 

فهرست مطالب:

1- طرح صورت مجلس

2- گزارش آقای مهندس حسیبی راجع به جریان مذاکرات نمایندگی در کمیسیون بین‌المللی نفت

3- بیانات آقای وزیر کار در موضوع فوق

4- بقیه مذاکره در گزارش کمیسیون‌های بودجه و فرهنگ راجع به اضافه اعتبار بودجه 1331 وزارت فرهنگ و تصویب آن

5- تعیین موقع و دستور جلسه بعد - ختم جلسه

مشروح مذاکرات مجلس شورای ملى، دوره ‏17

 

 

جلسه: 49

صورت مشروح مذاکرات مجلس روز یکشنبه 30 آذر ماه 1331

 

فهرست مطالب:

1- طرح صورت مجلس

2- گزارش آقای مهندس حسیبی راجع به جریان مذاکرات نمایندگی در کمیسیون بین‌المللی نفت

3- بیانات آقای وزیر کار در موضوع فوق

4- بقیه مذاکره در گزارش کمیسیون‌های بودجه و فرهنگ راجع به اضافه اعتبار بودجه 1331 وزارت فرهنگ و تصویب آن

5- تعیین موقع و دستور جلسه بعد - ختم جلسه

 

مجلس ساعت نه و سى و پنج دقیقه صبح به ریاست آقاى مهندس رضوى (نایب رئیس) تشکیل گردید.

1- طرح صورت مجلس

نایب رئیس - صورت غایبین جلسه قبل قرائت مى‌شود (توسط آقاى ناظرزاده (منشى) به شرح زیر قرائت شد)

غایبین بااجازه - آقایان: شاپورى - راشد - صراف‌زاده - دکتر طاهرى - بهادرى - زهرى - جلیلى‏

غایبین بى‌اجازه - آقایان: دکتر امامى - محمدحسین قشقایى - دادور - مشار - میلانى‏

دیرآمدگان بااجازه و زودرفتگان آقایان: دکتر معظمى 15 دقیقه - منصف 45 دقیقه - عبدالرحمن فرامرزى یک ساعت - دکتر فلسفى یک ساعت - گنجه یک ساعت و نیم - عامرى یک ساعت و نیم - حاج سید جوادى یک ساعت و نیم - دکتر سنجابى یک ساعت و نیم.

دیرآمدگان بى‌اجازه و زودرفتگان آقایان: پورسرتیپ 14 دقیقه - دکتر کیان 25 دقیقه - شهاب خسروانى سى دقیقه - شبسترى یک ساعت - خسرو قشقایى یک ساعت و سى دقیقه - امیر افشار یک ساعت و 45 دقیقه - دکتر مصباح‌زاده دو ساعت و 15 دقیقه - تولیت دو ساعت و 15 دقیقه‏

غایبین در رأى - آقایان: شبسترى یک رأى - موسوى یک رأى - منصف یک رأى‏

حاج سید جوادى - بنده اعتراض دارم.‏

نایب رئیس - نسبت به صورت جلسه پنجشنبه 27 آذر نظرى هست؟ آقاى کهبد نسبت به صورت جلسه نظرى دارید بفرمایید

کهبد - بنده در جلسه پریروز راجع به لایحه اتوبوسرانى اینجا راجع به حق تقدم پیشنهادى دادم که حق تقدم با صاحبان فعلى اتوبوس است و سهام باید با اسم باشد و در لایحه فرهنگ هم عرض کرده بودم که در درجه اول توجه به فرهنگ بشود کلمه (توجه) حذف شده استدعا دارم اینها را اصلاح بفرمایید.

نایب رئیس - آقاى حاج سید جوادى فرمایشى دارید؟

حاج سید جوادى - بنده روز پنجشنبه کتباً اجازه گرفتم.

نایب رئیس - آقاى پورسرتیپ‏

پورسرتیپ - در عرایض بنده مختصر اشتباهى شده است که تصحیح می‌کنم و می‌دهم به تندنویسى و در مورد دیر آمدن هم بنده قبلاً تلفن کرده بودم.‏

نایب رئیس - آقاى کریمى‏

کریمى - به طوری که آقایان ملاحظه مى‌فرمایند صورت جلسه گذشته 19 صفحه است و بیش از چهار پنج دقیقه هم نیست که به ما داده‌اند مجالى نیست که مطالعه‌اى بشود و اگر اشتباهى هست تذکر داده بشود حالا تصویب مى‌شود و بعد مى‌بینید که مطالبى برخلاف حقیقت در اینجا درج شده خواستم مقام ریاست محترم را متذکر کنم موقعى را براى تصویب صورت جلسه در نظر بگیرند که نمایندگان به قدر کافى در صورت جلسه مطالعه کرده باشند.

نایب رئیس - آقاى کریمى نماینده محترم باید توجه بکنند که در صورت جلسه کلمات و مطالبى برخلاف حقیقت نیست (صحیح است) گاهى مختصر تحریفى اشتباهاً یا در چاپ یا در یادداشت آقایان تندنویس‌ها می‌شود که اصلاح مى‌شود.

کریمى - بنده عرض نکردم عمداً

نایب رئیس - به علاوه حالا تصویب صورت مجلس اعلام نمی‌شود و تا آخر جلسه فرصت دارید جنابعالى که نظرتان را بدهید آقاى قشقایى‏

خسرو قشقایى - بنده از روز پنجشنبه گذشته یک ماه مرخصى دارم براى مسافرت و چون دیر آمده‌ام استدعا دارم این را جزو آن مرقوم بفرمایید.

نایب رئیس - این دیر آمدن‌تان مربوط به آن نمى‌شود این را جریمه می‌دهید و بعد مسافرت‌تان را تشریف مى‌برید چون نسبت به صورت جلسه آقاى کریمى تقاضاى مطالعه کرده‌اند اعلام تصویب نمی‌کنم که حقى از ایشان تضییع نشود (کریمى - متشکرم)

2- گزارش آقاى مهندس حسیبى راجع به جریان مذاکرات نمایندگى در کمیسیون بین‌المللى نفت

نایب رئیس - چون آقاى مهندس حسیبى تقاضاى وقت براى دادن گزارش راجع به مأموریت خودشان کرده‌اند از طرف دیگر چند نفر از آقایان هم براى نطق قبل از دستور ثبت‌نام کرده‌اند فکر می‌کنم اگر آقایان از نطق قبل از دستور صرف‌نظر بفرمایند بهتر خواهد بود (صحیح است) آقاى مهندس حسیبى بفرمایید.

مهندس حسیبى - جاى تعجب است که بنده دو ماه است از مسافرت برگشتم و الان گزارش به مجلس تقدیم می‌کنم (صحیح است) علت دارد اگر بنده یادآورى کردم که مورد اعتراض واقع بشوم براى این بود که زمینه بیان علت را فراهم کرده باشم علت اساسى این مطلب این بود که وقتى بنده از مسافرت برگشتم لایحه ملى شدن تلفن ایران مطرح بود و به بنده گفته شد که یک بى‌نظمى‌هایى

+++

‌هست و تعویق این لایحه مضر است بنابراین بنده صلاح بر این دیدم که گزارشم را به بعد موکول کنم که این لایحه تمام بشود جریانات دیگرى هم پیش آمد که آقایان اطلاع دارند و حالا اجازه می‌خواهم گزارش این مسافرت را که به نظرم قابل اهمیت مى‌باشد به عرض محترم آقایان نمایندگان برسانم مخصوصاً عده زیادى از آقایان نمایندگان به کرات به بنده تذکر دادند که بسیار لازم و ضرورى است که شما مطالب مربوط به مسافرت خودتان را به اطلاع مجلس برسانید (صحیح است) قبلاً لازم است تذکر داده شود که کمیسیون نفت یکى از کمیسیون‌هاى دفتر بین‌المللى کار است کمیسیون نفت جزیى است از کمیسیون صنایع کمیسیون صنایع وظیفه‌اش در کادر بین‌المللى رسیدگى عمومى به وضع صنایع پیشرفت‌ها آمار وضعیت کارگران و کارمندان و به خصوص ارتباط بین کارگر و کارفرما است این وضع عمومى کمیسیون صنایع در محیط دفتر بین‌المللى کار است چون وظایف این کمیسیون فوق‌العاده سنگین و صنایع فوق‌العاده متنوع بود آن را تقسیم به کمیسیون‌ها کرده‌اند که یکى از آنها کمیسیون نفت است کمیسیون نفت هر دو سال یک مرتبه تشکیل مى‌شود و تا به حال چهار کمیسیون تشکیل شده که اولیش در لوس آنجلس بوده دومى و سومى در ژنو بوده و چهارمى در لاهه بوده پنجمى که دو سال دیگر پیش‌آمد خواهد کرد در ونزوئلا که در آمریکاى جنوبى و یکى از ممالک بزرگ تولید نفت است خواهد بود در این مورد نه من داوطلب شرکت در این کمیسیون بودم نه تقریباً کاندید فقط سه روز قبل از تشکیل کمیسیون نظر به این که یک نکات مهمى در نظر جناب آقاى نخست‌وزیر بود و علاقه‌مند بودند که در این کمیسیون دقت کافى بشود این طور صلاح دانستند که به بنده مراجعه بشود و بنده هم با کسب اجازه از مجلس رفتم طول مدت این کمسیون 14 روز بیشتر نبود و بنده هم آدمى بودم که از جریانات این کمیسیون‌ها و این کارها چه جور انجام می‌شود صحبت‌ها چه جور مى‌شود به کلى بى‌اطلاع بودم البته جناب آقاى دکتر عالمى مخصوصاً توجه فرمودند و یکى از بهترین کارمندان وزارت کار که خوشبختانه عده‌شان گویا اینجا زیاد است همراه بنده تشریف آوردند که آقاى دکتر بهرامى بودند و بنده از آقاى دکتر عالمى از این انتخاب بسیار تشکر می‌کنم و وجود ایشان هم براى بنده فوق‌العاده مفید بود و اگر ایشان نبودند بنده شاید از عهده انجام وظایفى که داشتم بر نمى‌آمدم به علاوه بنده هم آقاى مهندس خلیلى را به عنوان مشاور و کمک همراه بردم و ما نمایندگان دولت بودیم چون باید مطالب مهمى به عرض آقایان برسانم اگر علاقه‌مندید توجه بفرمایید. مخصوصاً آقاى نبوى که خیال می‌کنم بیش از همه آقایان ایشان از بنده مى‌پرسیدند (نبوى - چشم) به هر حال این کمیسیون‌هاى صنعتى 3 دسته نماینده دارند دولت‌ها کارفرماها و کارگرها دولت‌ها یک وضعیت بی‌طرف و میانجى دارند و در نشستن هم آن وسط مى‌نشینند بین آقایان نمایندگان کارفرما و کارگر نمایندگان کارگر و کارفرماى ایران در قسمت کارفرما آقایان دکتر کیهان و فؤاد روحانى که باید اینجا به خصوص از آقاى فؤاد روحانى که انتخاب بسیار برازنده‌اى از طرف شرکت ملى نفت بوده حقیقتاً اظهار خرسندى بکنم براى این که حضور ایشان هم مثل آقاى دکتر بهرامى حقیقتاً فوق‌العاده مفید بود و بدون کمک آنها اگر بنده احساسات ملت ایران را در آن کمیسیون اظهار مى‌داشتم خاک مالى شده بود آنها باعث شدند و واقعاً با راهنمایی‌هایى که فرمودند و با کمک‌هایى که در تدوین نطق بنده کردند موجب شد که در نتیجه نطق بنده خیلى از نظر دولت ایران و ملت ایران برازنده باشد به هر حال از ایشان هم تشکر می‌کنم. نمایندگان کارگر هم آقاى طاهرى و آقاى رحیمى بودند که اتفاقاً، اتفاقاً خیر بلکه ناچار از بهترین کارگران انتخاب شده بودند فوق‌العاده علاقه‌مند به وضعیت مملکت‌شان بودند و در این جریانات ملى شدن نفت هم کوشش و فداکارى فوق‌العاده کرده بودند در هر حال این توضیحات مقدماتى بود براى این که آقایان از وضع کمیسیون‌ها اطلاع داشته باشند اما چطور شد که ما در آنجا توانستیم صحبت بکنیم و به خصوص از ملى شدن نفت صحبت بکنیم؟ چون این مطلب قابل توجه است حضور آقایان عرض می‌کنم در گزارش عمومى که قبلاً تهیه شده بود و قبلاً فرستاده شده بود 16 صفحه اختصاص به ملى شدن صنعت نفت داده شود و توضیحات نوشته شده بود این گزارش البته حتى‌الامکان سعى شده بود بى‌طرفانه تهیه بشود ولى مسلماً داراى نواقصى بود البته آنها به ما گفتند که این نواقص زاییده این است که که دولت ایران براى ما چیزى نفرستاده بود ما از مدارک خارجى جمع‌آورى کردیم بنابراین آقایان حدس مى‌زنند وظیفه بنده را. وظیفه بنده این بود که موقع پیدا کنم و به نمایندگى دولت ایران این نواقص را مرتفع کنم و اصلاحاتى که لازم است در این گزارش به اصطلاح مخبرین در اختیار دفتر بین‌المللى کار بگذارم این وظیفه هست اساسى صحبت بنده و علل بحث ما و سایر نمایندگان کارفرما و کارگر را تشکیل مى‌داد اما این موضوع با وجود آن که در دستور جلسه نبود و فقط جزو گزارش عمومى گذارده شده بود موجب عدم رضایت فوق‌العاده کارفرماهاى نفت در تمام دنیا شده بود نمایندگان تمام کارفرماهاى نفت در آنجا بودند و از گذاردن این مطالب در گزارش عمومى شکایت می‌کردند که حتى خوددارى نکردند و اعتراضاتى به دفتر بین‌المللى کار دادند و به گذاشتن موضوع ملى شدن نفت ایران در گزارش عمومى نامه اعتراض‌آمیزى نوشتند اول نامه اعتراض‌آمیز خیلى سخت بود و خواسته بودند از طرف کارفرماها به اتفاق آرا بفرستند ولى البته آقاى فؤاد روحانى از طرف ایران و کارفرماهاى مکزیک که نهایت علاقه را نسبت به وضعیت ما داشتند چون خودشان در سال 1938 از همین وضعیت‌ها عبور کرده‌اند اینها به این امر مخالفت کردند بنابراین این اعتراض به طور اتفاق آرا صورت نگرفت آقایان البته توجه مى‌فرمایند که همه کوشش‌ها شد براى این که یک کارى بکنند که این مطلب از دستور خارج بشود و نمایندگان ایران به هیچ‌وجه در این مجمع که تمام دولى که نفت دارند و تمام کارگران نفت و تمام صاحبکارها یعنى کارفرمایان نفت حضور دارند مطالبى در موضوع ملى شدن نفت نگویند ولى متأسفانه براى آنها و خوشبختانه براى ما توفیقى پیدا نکردند و بنده هم اجازه خواستم براى این که در اصلاح گزارش و توضیحاتى که لازم است مطالبى به عرض کمیسیون بین‌المللى برسانم و آقایان توجه مى‌فرمایند که این کمیسیون یک کمیسیون فنى است و مطالبى که جنبه سیاسى مى‌توانستند به آن بچسبانند اگر بنده ضمن صحبت خودم وارد می‌کردم بهترین وسیله بود براى رئیس کمیسیون که صحبت بنده را متوقف کند و آرزوى دیگران به اصطلاح تأمین بشود بنابراین در تهیه نطق فوق‌العاده دقت شد که مطلبى که ممکن است بهانه و دست‌آویزى بدهد که ما را از صبحت محروم بکنند پیدا نشود البته کار بسیار مشکلى بود ولى بحمدالله در این قسمت با کمک آقاى فؤاد روحانى و آقاى دکتر بهرامى موفقیت حاصل شد براى این که بنده مطالب اساسى را که آنجا تذکر داده بودم علتش را حضور آقایان عرض کرده باشم و توجه آقایان به اهمیت مطلبى که گفته جلب شده باشد اول عرض می‌کنم که گزارشى که در کمیسیون نفت داده شده بود چه نواقصى داشت در این گزارش عمومى اولاً مطالب غلطى را نوشته بودند که براى ما اهمیت حیاتى داشت یکى این بود که اولاً نوشته بودند ایران باعث توقف جریان نفت به طرف دنیاى آزاد شده و در اثر ملى شدن و سرسختى ایران جریان نفت متوقف شده و ما را مسئول این امرتشخیص داد بودند پس از این که نفت ملى شده و این و صنعت تعطیل گردیده کارگران نفت ایران بیچاره و بدبخت شده‌اند و البته این گفته یک تبلیغات سویى از نظر ایران است که لازم بود این مطالب توضیح بشود و حقایق گفته بشود نقص دیگرى هم که در ضمن گزارش وجود داشت این بود که جریان را تا آخر آمدن نمایندگان بانک بین‌المللى توضیح داده بودند یعنى جریان کامل نبود و در آن قسمتى هم که جریانات را نوشته بودند البته مثل این بود که یک نقاش عکس آدمى را بکشد اما آن روح و حرکت استعداد و توانایى آن آدم دیگر به هیچ‌وجه در گزارش منعکس نبود یعنى حقایق قضایا نبود ظواهر قضایا البته بود که کمى هم مستهجن بود پس وظایف ما اول برطرف کردن این تبلیغات سو بود و ثانیاً دادن یک توضیحاتى صحیح. اما در زمینه تبلیغات سو ضمن گزارش به اطلاع کمیسیون رسانیده شد که بعد از این که نفت ملى شد دولت ایران قبول کرد که شما یک رسید بدهید و نفت را به هر کس می‌دهید بدهید ولى انگلیس‌ها حاضر به دادن رسید نشدند و در نتیجه ندادن رسید که نشناختن حق ایران بود دولت ایران مجبور شد از آنها به طور قطعى رسید بخواهد و چون آنها رسید ندادند جریان نفت را خودشان متوقف کردند بعد هم کارشناسان حاضر نشدند با شرایط خوبى که ایران به آنها عرض مى‌داشت در خدمت ایران بمانند بنابراین جواز اقامت آنها هم باطل شد و مجبور شدند که از ایران بروند پس این از نظر توقف صنایع نفت. اما از نظر وضع کارگران اطلاع به آنان داده شد که حالا کارگران شرکت ملى نفت ایران تمام حقوق‌شان را دریافت می‌کنند و دولت ایران ماهیانه بیش از ده میلیون تومان به بودجه شرکت ملى نفت کمک می‌کند و هیچ تغییرى از نظر کارگرى حاصل نشده بلکه بهبودى در وضع آنها پیدا شده چون دولت ایران چند هزار خانه در دست ساختمان دارد منازلى را تمام کرده و چندین مریضخانه در دست ساختمان است از حیث منازل از حیث بهداشت و مخصوصا از حیث دور شدن اجانب کارگران ایران خوشبخت و خرسند هستند زیرا کارگران ایران دیگر کارمند انگلیسى را نمى‌بینند که بالاى سرشان مثل یک آقا بایستد و نسبت به آنها تبعیض و بد‌رفتارى و اهانت بکند امروز برادران دینى خودشان را مى‌بینند و با یک امید فوق‌العاده زیادى به آینده نگاه مى‌کنند براى این که مطمئن هستند که یک وضع خوب و شرافتمندانه براى مملکت ایجاد خواهد شد و هم براى خودشان وضع بهترى حاصل خواهد شد و خلاصه این جریانات با ارقام و اعداد به اطلاع کمیسیون نفت رسید اما از نظر سیاسى گزارش این نکته اساسى در کمیسیون نفت گفته شد که از میسیون جکسن که به ایران آمد و بعد میسیون اهریمن و استوکس و بعد بانک بین‌المللى هر یک از اینها پیشنهاداتى کردند که از پیشنهادات قبلى بدتر بود. این حقیقت به هیچ‌ وجه در آنجا منعکس نبود و جورى نشان داده شده بود

+++

‌که ایران بى‌ربط اشکال‌تراشى می‌کند و نمى‌خواهد که نفتش به ممالک مصرف‌کننده برسد و مى‌خواهد بلوک غربى را ضعیف کند این روح آن گزارش بود ولى ما نشان دادیم که این گزارش‌ها صحیح‏ نیست و هر یک از میسیون‌ها که آمدند نسبت به میسیون سابق در واقع عقب‌نشینى کردند و شرایط بدترى را پیشنهاد کردند به این دلیل نتوانست دولت ایران پیشنهادات آنها را قبول کند مخصوصاً وقتى که بانک بین‌المللى آمد و پیشنهاداتى را به ما تسلیم کرد منظور اصلى از این پیشنهاد فقط این بود که با آن تصمیمى را که دیوان بین‌المللى لاهه گرفته بود راجع به مزورکنسرواتور (Mesure Comservateur) اصلاح حقوقیش جناب آقاى دکتر شایگان چیست؟ (دکتر شایگان - قرار تأمینى) قرار تأمینى را در واقع عملاً اجرا کند یعنى یک دستگاه خارجى بیاید در ایران نفت ایران را بهره‌بردارى بکند و تصفیه‌خانه ایران را در کنترل خودش بگیرد و تا دو سال بفروشد در همان مدتى که در واقع دیوان لاهه امیدوار بود که قضیه حل بشود بنابراین تذکر دادیم که قصد و منظور اساسى از تمام این پیشنهادات بازى دادن ایران و اتلاف وقت ایران بود به امید این که فشار اقتصادى ایران را از پاى در آورد و بالاخره نظریاتى که انگلیس‌ها در ایران داشتند عملى بشود یک قسمت دیگر توضیحات هم تکمیل جریاناتى بود که در گزارش ذکر شده بود زیرا گزارش به بانک بین‌المللى متوقف مى‌شود و طرح چرچیل ترومن ابداً در آن قید نشده بود بنابراین توضیح این مطالب داده شد که در پیشنهاد مشترکى که چرچیل و ترومن دادند هدف‌شان در واقع این بود که در لفافه عبارت موضوع غرامت را به صورتى در واقع عرضه بدارند که نتیجه‌اش براى ایران در واقع بدتر از قرارداد 1933 بود چرا؟ براى این که اینجا نوشته بودند که رسیدگى به غرامت بلافاصله بر اساس وضعیت حقوقى موجود قبل از ملى شدن صنعت نفت یعنى قرارداد باطل 1933 به قوت خودش باقى باشد قرارداد 1933 به شرکت سابق نفت انگلیس و ایران اجازه مى‌داد که تا پنجاه سال دیگر سالى صدها میلیون لیره از این مملکت چپاول بکند آن قرارداد نتیجه‌اش این بود آنها مى‌خواستند غرامت خودشان را به روى این اساس تأمین بکنند غرامت به نظر آنها مرکب از دو رقم است ما یملک شرکت در ایران و منافع از دست رفته براى به مدت چهل سال باقى مانده البته اگر دولت ایران گول خورده بود و این فرمول را قبول کرده بود نتیجه‌اش این بود که با دست خودش کار مى‌کرد و زحمت مى‌کشید و عرق مى‌ریخت و یک نتیجه‌اى داشت که از نتیجه قرارداد 1933 عملاً بهتر نبود دوم مطلبى که در آنجا لازم بود که به اطلاع کمیسیون برسد این بود که انگلیس‌ها خواهان این نیستند که طبق قوانین بین‌المللى به محاکم ایران مراجعه کنند و حال آن که طبق رأى دیوان لاهه تنها محاکم صلاحیت‌دار محاکم ایران هستند ولى انگلیس‌ها خواهان آن نیستند و به بهانه حکمیت بین‌المللى مى‌خواهند شرایط نامطلوبى به ایران تحمیل کنند باید اینجا حضور آقایان توضیح عرض کنم که انگلیس‌ها یعنى شرکت نفت انگلیس و ایران در بیلان خودش همیشه تقلب کرده (صحیح است) هیچ زمان ملت ایران با وجود این که حق هم داشته و هم مایل بوده که رسیدگى بکند ابداً نگذاشتند نسبت به بیلان شرکت رسیدگى بکند شرکت هر چه خواسته کرده هر چه خواسته توى بیلانش آورده هر چه خواسته به ایران داده و گفته طبق قرارداد این مبلغ به شما تعلق مى‌گیرد و هیچ وقت به اعتراضاتى که دولت ایران قبل از ملى شدن صنعت نفت کرده بود وقعى نگذاشته. روى همین اساس بود که شرکت نفت انگلیس و ایران هیچ وقت این قرارداد مخدوش و مضر براى ایران و مفید براى شرکت سابق را هم حتى مراعات نکرده به هر حال روى این نکات و به همین دلیل دولت انگلیس و شرکت نفت خواهان نیستند که پرونده شرکت نفت در محاکم بین‌المللى یا در محکمه یک ملتى رسیدگى بشود آقایان اطلاع دارند که در موقع دعواى ترست‌هاى آمریکایى که مدارک شرکت سابق و دولت انگلیس را از تسلیم مدارک خوددارى کرده‌اند فعل و انفعالات سیاسى هم منتهى به این شد که یک قاضى این صدا را در آورده و گفته بله آقا انگلیس‌ها حق دارند که مدارک‌شان را ندهند. این مطلب را از این جهت عرض کردم که بدانید آنها چقدر گریزان و چقدر نگران از این هستند که مدارک شرکت سابق نفت را در اختیار محاکم بگذارند در همان پیشنهاد چرچیل ترومن اظهار مى‌شود و نوشته مى‌شود که ایران حکمیت قبول بکند حکمیتش هم حکمیت دیوان لاهه به صورت یک محکمه نیست او یک حکمیتى مى‌خواهد که دو سه نفر آدم جمع بشوند آنجا بنشینند بدون این که به مدارک مراجعه بکنند روى یک کلیاتى یک عددى بیاورند روى کاغذ و ملت ایران مجبور باشد آن عدد را قبول کند آقایان باز مطلع هستند که در روزنامه‌ها نوشته مى‌شود که بین سران دولت آمریکا و انگلیس صحبت شده و مى‌خواهند یک عدد کلى راجع به غرامت شرکت نفت معین کنند باز هدف این قضیه و علت اساسى و پایه این مطلب متکى به این است که شرکت نفت و دولت انگلیس مى‌دانند که اگر مدارک آنها در محاکم مطرح بشود اعم از محاکم بین‌المللى یا محاکم ایران هیچ آبرویى براى آنها از تقلباتى که مرتکب شده‌اند باقى نخواهد ماند بنابراین به هر قیمتى است بنده اطمینان دارم تا آخر آنها می‌گویند حکمیت، حکمیت، حکمیت هم به وسیله یک نفر باشد کلاه‌شان را مى‌اندازند آسمان اگر به وسیله سه نفر هم باشد امیدهایى دارند که بالاخره در حکمیت نمى‌توانند وارد جزئیات بشوند روى کلیات مى‌نشینند یک عددى می‌دهند حالا هر چه مى‌خواهد باشد ممکن است کم یا زیاد باشد قضیه را مى‌برند و تمام مى‌شود. به همین دلیل دولت ایران باید از حکمیت اصولاً گریزان باشد به همین دلیل هم بود که دولت ایران در جواب شرکت گفت من قضاوت دیوان را قبول مى‌کنم به جاى قضاوت محاکم ایران ولى اگر شما مى‌خواهید من قضاوت دیوان را قبول کنم باید حدود آن مطالب و اصولى که در آن محکمه که صلاحیت ندارد و شما از من می‌خواهید که صلاحیتش را قبول بکنم قبلاً مشخص و محدود بشود آن وقت من قضاوت دیوان را قبول می‌کنم اما انگلیس‌ها نتوانستند حاضر بشوند چون نکته اساسى نظر آنها این است که آنها حاضر به قضاوت نیستند آنها یک حکمیت خصوصى به وسیله چند نفر را مى‌خواهند بنابراین دولت ایران خوب است متوجه باشد که حکمیت یک آتویى است که اگر بخواهد قبول بکند باید در ازایش شرایط خودش را تحمیل بکند یعنى شرایط حقه خودش را ما هیچ وقت زور نگفته‌ایم زور نمى‌گوییم و زور نخواهیم گفت ولى مى‌خواهیم که حقمان هم که حق ملت ایران است و حق یک ملت چهل ساله ستمدیده است پایمال نشود بنابراین ما اصولاً نباید حکمیت را قبول بکنیم قضاوت را باید قبول بکنیم قضاوت اصولاً قضاوت محاکم ایران است و اگر قضاوت محاکم ایران را نمى‌خواهند باید قضاوت دیوان بین‌المللى را قبول کرده که بی‌طرف است ولى باید قضایا را رسید و اگر رسیدگى بخواهند باید مطالب ما را قبول بکنند و بر این اساس ما حاضریم که اقدام بکنیم به هر حال این مطالب در آنجا به قدر کافى تذکر داده شده مسلماً لازم بود که کمیسیون بین‌المللى نفت بداند که چرا ملت ایران اقدام به ملى کردن صنعت نفت کرد و ضمناً اعدادى در آنجا داده شد چون می‌دانم این اعداد هیچ وقت در اینجا داده نشده من دلم می‌خواست در پشت تریبون مجلس این اعداد را گفته باشم آنجا تذکر داده شد که شرکت نفت در عوض پنجاه سال که ده سال اکتشاف کرده و چهل سال هم نفت از ایران برده دو هزار و پانصد میلیون بارل نفت از ایران برده براى این 2500 میلیون بارل 110 میلیون لیره به ایران داده شده یعنى براى هر بارل نفت 14 سنت آمریکایى یا هر بارل نفت یک شلینگ و اگر به تن صحبت کنیم براى هر تن 7 شلینگ یا یک دلار و حال آن که قیمت متوسط نفتى که از ایران صادر مى‌شود حداقل هر تن 25 دلار بوده و به ما هر تن یک دلار داده‌اند البته این اعداد موجب اعجاب یعنى تعجب تمام شنوندگان کمیسیون نفت شد براى این که این حقایق را اطلاع نداشتند خیال می‌کردند ما یک پول فوق‌العاده‌اى از آنها گرفته‌ایم و ملت نمک ناشناسى هستیم یا آنها وضعیت کارگران ما را خوب کرده‌اند و ما نمک ناشناسى می‌کنیم البته به آنها تذکر داده شد که هشتاد درصد کارگران شرکت نفت ایران در جنوب منزل ندارند و حال آن که این عده مجبور بوده‌اند براى نفت در آبادان اقامت بکنند براى هر صد و پنجاه نفر یک تخت بیمار بوده تازه آن تختخواب هم در استفاده‌شان نبوده و غیره و غیره. این مطالب را البته تذکر دادم این جریان قضایا بود از نظر توضیحاتى که در آنجا داده شد و مربوطه به خود ایران. اما آقایان ملت ایران که زجر و صدمه فوق‌العاده زیادى از این موضوع نفت کشیده بود علاقه‌مند بود که تجربیات خود را در اختیار دولت‌هاى دیگرى که امروز نفت‌شان را دارند مى‌برند قرار بدهد و به اطلاع آنها برساند که از چه اجتناب کنند و به طرف حق بروند براى این که هدف ایران تنها در آوردن سهم خودش از توى آتش نبوده است ملت ایران خواهان آزادى و استقلال و تمامیت ارضى و اقتصادى ممالک همجوار و سایر کشورهاى دنیا هم هست که ما محترم مى‌شماریم و علاقه‌مند هستیم که تمام ملت‌ها خوشبخت باشند این مطلب به نظر بنده داراى اهمیت فوق‌العاده‌اى است و تقاضا می‌کنم از همه آقایان به این مطلب توجه بفرمایند آقایان ملاحظه بفرمایند شرکت نفت با ملت ایران چه کرد شرکت نفت آمد نفت ما را برد به ما کم پول داد بسیار خوب اینها گذشته است حرفى نزدیم یک گناه بزرگترى مرتکب شده است که این مطلب توجه را جلب نکرده و از بس که مهم بود توجه را جلب نکرده این مطلب از ابتداى جنگ پیدا شده براى این که به کارگر مزد را کم بدهد البته مجبور است یک موازینى را براى مزد تعیین بکند می‌گویند یک کارگر زن دارد و دو تا بچه دارد به طور متوسط با مزدش باید آن قدر نان بخورد آن قدر گوشت بخورد آن قدر روغن و پنیر بخورد آن قدر سبزى بخورد و بنابراین باید در روز این قدر مزد بگیرد که بتواند کار کند این کار را البته شرکت سابق کرده ولى با مهارت خاصى آمده مواد مهم و ضرورى کارگرش را از خارج آورده و به قیمت ارزان‌تر از قیمت بازار ایران در اختیار کارگرانش گذاشته. البته هر چه ما بگوییم که آقا مزد اینها کم است مزد اینها نسبت به کارگران دخانیات و کارگران راه آهن که حتى دولت ضرر می‌کند ولى مزدشان را

+++

‌می‌دهم هم کمتر است هر چه ما می‌گوییم که مزد اینها کم است می‌گوید بله من مواد غذایى را به آنها ارزان‌تر مى‌دهم این را راست هم می‌گوید آن وقت مى‌گوید پس وضعیت کارگرهاى من با کارگرهاى دیگر مساوی است نکته اساسى این است که تقاضا دارم آقایان عنایت بفرمایند وقتى آمدند محصولات مهم براى مصرف هفتاد هزار نفر کارگر که با من تبع‌شان دویست سیصد هزار نفر چهار صد هزار نفر را نان مى‌دهند و به تبع اینها زندگى می‌کنند آمدند مایحتاج زندگى آنها را از خارج آورند و به قیمت ارزان‌تر فروختند معنى‌اش این است که تمام تولید داخلى کشور به کلى فلج می‌شود نتیجه‌اش این است تمام تولید داخلى این کشور به کلى متوقف مى‌شود همان طور هم شده که جنوب ایران تبدیل به یک پارچه صحراى برهوت شده است هیچ چیزى تولید نشده و نمی‌تواند هم تولید بشود چرا؟ براى این که تولید براى مصرف هست اگر مصرف ارزان‌تر در اختیار کسى گذاشتند وطن‌پرستى و اینها که ما امروز فکر مى‌کنیم‏ در موقع خرید جنس با قیمت ارزان‌تر حرف است نتیجه این شده که جنوب ایران تبدیل به یک پارچه مرده شده اینها بزرگترین ضررى است که شرکت نفت به ملت ایران زده و این ضربه نه تنها امروز براى ایران و این عمل نه تنها در ایران شده در تمام دنیا این کار را کرده‌اند در ونزوئلا شرکت‌هاى نفت مژده‌هاى خیلى خیلى عالى می‌دهند که یک دومش صرف بهداشت و مدرسه و خانه و نصف دیگرش براى غذاى روزانه کارگر است ولى در ازاى آن سطح زندگى در آنجا دو برابر زندگى در آمریکا است شیرینى کمپوت خوراکى لباس همه‌اش از خارج مى‌آید نتیجه‌اش این است که می‌گویند (ونزوئلاى بدبخت) و این عبارت صحیح است آقایان امروز مردم ونزوئلا روى این منابع طلا نشسته‌اند و دارند هشتاد میلیون تن نفت یعنى منبع طلایش را مى‌برند و سیصد چهار صد میلیون دلار پول بهش می‌دهند و اما آخر سال که حساب کنید نه یک مثقال مواد غذایى نه لباس و نه خوراک در مملکت تهیه شده نتیجه این است که اگر یک کاتاستروفى یک پیش آمد سختى اتفاق افتاد و ونزوئلا از منابعش به یک دلیلى محروم شد ملت ونزوئلا دولت ونزوئلا همه‌شان بایستى از گرسنگى بمیرند این یک ضرر بزرگ شرکت‌هاى نفت است الان در عربستان سعودى در عراق و بحرین و غیره در همه اینها این کار را مى‌کنند تولید را از بین مى‌برند با آوردن مواد ارزان تولید مملکت را از بین مى‌برند وقتى تولید را از بین بردند ممکت اسیر آنها است که این پول را از آنها بگیرد و زندگانى کند و اگر جنگى اتفاق افتاد کاتاستروفى در جهان پیش آمد اینها نفت‌شان از دست‌شان رفت اینها باید دست‌شان را بگذارند روى دست‌شان و از گرسنگى بمیرند بنابراین وظیفه ایران بود که این نکته را به تمام ممالکى که نفت دارند تذکر بدهد و از کمیسیون نفت هم تقاضا کند که این نکته را مورد توجه قرار بدهد از ممالک و دولت‌ها ما تقاضا کردیم که آقا بیدار باشید محصولات و عواید نفت‌تان را صرف توسعه مملکت بکنید نه صرف خریدن غذا و مایحتاج و از کمیسیون نفت هم ما تقاضا کردیم که آقا این کارگرانى که براى زندگى امروزشان شما بحث می‌کنید و مى‌آیید براى دادن یک قران اضافه مزدشان این قدر داد و بیداد راه مى‌اندازید فکر ده سال دیگر این کارگرها را بکنید این کارگرها اگر نفت کم شد تمام شد یک اتفاق دنیایى مانع صدور نفت شد تمام این کارگرها بایستى از گرسنگى بمیرند شما اگر راست مى‌گویید اگر شما طرفدار کارگر به معناى واقعى هستید اگر شما علاقه‌مند به منافع افرادتان هستید باید به این نکته اهمیت بدهید و منافع نفت‌تان را به مصرف تولیدتان برسانید براى این که تولید ریشه‌دار باشد باید قدغن کنید که کمپانى‌هاى نفت مواد لازم خوراکى و پوشاکى را از خارج نیاورند کارى که تمام این شرکت‌هاى نفت‌خیز را تهدید می‌کند ونزوئلایى که 80 میلیون تن نفت تولید می‌کند از بدبخت‌ترین ممالک دنیا است نود و پنج درصد از بودجه ونزوئلا از عواید نفت است ببینید اگر نفت تولیدش نصف بشود آن بدبخت چه خواهد کرد آذوقه ندارد نان ندارد دولتش هیچ دارد و شرکت‌هاى بزرگ نفت یکى از سیاست‌های‌شان این است که وقتى مى‌خواهند پول بدهند اینجورى پول مى‌دهند مثل ریگ پول می‌دهند و مثل ریگ هم پس مى‌گیرند ظاهر را درست مى‌کنند همه هم خوشحال هستند ولى همه را پس مى‌گیرند ما این افتخار را داشتیم و نماینده ایران داراى این افتخار بود که این نکته اساسى را در کمیسیون نفت مطرح بکند ما امیدواریم که در دوره‌هاى دیگر هم نمایندگان ایران که می‌روند این موضوع را تعقیب کنند و انشاء‌الله یک فکر دنیایى کردیم و این فکر دنیایى را باید تعقیب کرد به هر حال مطالب به قدر کفایت در این زمینه حضور آقایان عرض شد البته انگلیس‌ها سعى کردند که به این گزارش جواب بدهند جواب خودشان را مستقیماً ندادند و آنجایى که خواستند به ما فحش بدهند توسط نمایندگان کانادا چون از این ستاره‌هاى طفیلى زیاد دارند آقاى هوپر نماینده کانادا آنجا بلند شد و با کمال قشنگى هر چه خواست گفت اظهاراتش در اول خیلى بچگانه بود بنده به محض این که شروع کرد اعتراض کردم و گفتم حق جواب به این اظهارات غلط را محفوظ مى‌دارم بعد از این که صحبت ایشان تمام شد نماینده وزارت کار آقاى دکتر بهرامى براى همان روز بعد از ظهر نشست و جواب را تهیه کرد و جواب بسیار زیبایى تهیه کرد که من نمى‌خواهم با خواندن تمام آن وقت آقایان را بگیرم فقط خلاصه‌اش را براى آقایان مى‌خوانم تأثیر آن بسیار زیاد بود به طوری که ما مورد واقعاً تبریک و تهنیت تمام نمایندگان دول قرار گرفتیم فرانسه خوب، تلفظ خوب مطالب خوب تأثیرش فوق‌العاده بود (بعضى از نمایندگان- قرائت بفرمایید) بنده یکى دو نکته‌اش را اگر اجازه بفرمایید قرائت مى‌کنم چیزى نیست کم است.

نایب رئیس - قسمت لازمش را بخوانید.

مهندس حسیبى - خیلى خلاصه است مطالب ایشان تقریباً 3 یا 4 صفحه بوده است که در ده سطر خلاصه شده: مطالب و مندرجات گزارش میسیون سازمان در بسیارى از قسمت‌ها به هیچ‌وجه مورد تأیید و تصدیق دولت ایران نبوده و نیست و حتى اعتراض ایران به مندرجات آن در طى تذکرات کمیسیون سابق به اطلاع نمایندگان رسیده بود علاوه بر این حتى در همین گزارش مطالبى است که قصور شرکت سابق را به خوبى ثابت می‌کند و آقاى هوپر دلمان نماینده سابق کانادا ذکرى از آن نکرد از جمله در خصوص کمبود جا و منزل و عدم کفایت وسایل صحى و نواقص وضع کارگران مقاطعه‌کاران و نکات دیگر اشاراتى در گزارش شده که به طور واضح نشان مى‌دهد که شرکت به تعهدات قانونى و اخلاقى خود عمل ننموده. این مطلب خلاصه‌اى که اینجا عرض شد با عدد و رقم و با یک بیان فوق‌العاده زیبا بیان شد که مورد توجه تمام طبقات نمایندگان قرار گرفت بعد از این که این جواب داده شد آقاى سوثال که یکى از مأمورین سابق شرکت نفت بود با یک بیان اهانت‌آمیزى سعى کرد که بگوید بنده چون در جنوب نبودم این صحبت‌هایى که می‌کنم و حرف‌هایى که زدم همه‌اش حرف‌هاى یک آدم بى‌اطلاع است و مخصوصاً اشاره کرد که بین نمایندگان ایران کسانى هستند که از قدیم در جنوب بوده‌اند از آنها شهادت مى‌طلبم که حرف‌هاى آقاى مهندس حسیبى با حقیقت وفق نمی‌دهد و در انتهاى گزارشش هم اضافه کرد که یک دیوانه‌اى سنگى در چاه انداخت و امیدواریم که آقاى مهندس حسیبى از آن صد عاقلى باشند که مى‌خواهند سنگ را از چاه در آورند البته این ضرب‌المثل سنگ را از زبان ایرانى گرفت و تحویل ما داد بنده خوشوقتم که یک اشخاصى مثل آقاى فؤاد روحانى همراه میسیون بودند بنده از ایشان تقاضا کردم و ایشان هم مسلماً قصد جواب داشتند جواب ایشان هم بسیار برازنده بود در انتهاى جوابشان که خلاصه‌اش این جا هست و به روزنامه‌ها هم داده می‌شود ایشان در آخر جوابشان فرمودند آقاى سوثال راجع به یک ضرب‌المثل ایرانى صحبت کردند این ضرب‌المثل ایرانى می‌دانید در انگلیسى هم هست آجر به چاه انداختن یعنى کار احمقانه کردن ایشان گفتند که می‌خواهیم بدانیم که آن کسى که آجر را به چاه انداخته چه کسى بوده؟ البته این ضرب‌المثل را به انگلیسى با نهایت ظرافت که نماینده احساسات ملت ایران است ایشان در جواب گفتند به عنوان ضرب‌المثل دیگرى از زبان فارسى و آن این بود که آقایان انگلیس‌ها باید بدانند و دنیا باید بداند که آب رفته به جوى بر نمى‌گردد بسیار خوب بنده حقیقتاً سربلند بودم که بدون این که وارد در انتخاب این اشخاص باشم خدایى بود که نمایندگان ایران تماماً اشخاص وطن‌پرست و شرافتمند و لایق بودند که به بهترین وجهى این وظیفه تبلیغاتى را که با میلیون‌ها دلار میسر نبود میسر کردند من از آقاى فؤاد روحانى و آقاى دکتر بهرامى و نماینده کارگر آقاى طاهرى و غیره و همه‌شان تشکر می‌کنم که به ما گفتند و آقایان اغراق نیست عین حقیقت است به ما گفتند که ظرافت به ایرانى کسى نمی‌تواند یاد بدهد و دنیا می‌داند که کسى نمی‌تواند به ایرانى ظرافت یاد بدهد و اظهار محبت دیگری که از لحاظ میسیون ما دریافت داشتیم این بود که همگى متفق‌القول بودند که تمام اعضاى میسیون ایران با نهایت برازندگى وظیفه‌شان را انجام دادند و از بهترین میسیون‌ها بودند بنده این دو قسمت را که به عرض می‌رسانم نه براى خودم است بنده کوچکتر از اینها هستم منظورم این بود که تذکر بدهم آقا این افرادى که در این مملکت هستند به دلیل این که یک روز مستخدم انگلیس‌ها بوده‌اند و براى آنها خوب کار مى‌کرده‌اند نباید گفت همه اینها خائن‌اند آقاى فؤاد روحانى یک جوان برازنده‌اى است که تمام قوایى که جمع کرده بود براى دانستن زبان ماشین‌نویسى و بیان کردن مطالب و فارسى دانستن و ادیب بودن اینها را در یک نطق خودش جمع کرد این کمک کرد که نطق من برازنده باشد خودش هم نطق برازنده‌اى کرد این اسباب سربلندى ایران است (صحیح است) شما را به خدا اگر بخواهیم دستگاه‌هاى مملکت حفظ بشود به اشخاص با ارزشتان تهمت نزنید (صحیح است) آقا ایرانى یک خاصیت بزرگ دارد آن خاصیت ایرانى این است که خون ایرانى شرف دارد محال است بگویید ایرانى خائن است آقا عده خیلى متعدد و یکى دو تا را بگذارید به کنار در هر جا هستند ولى نگویید هر کس در شرکت نفت شخصى دارد نوکر انگلیس‌ها است نگویید به خدا قسم اگر این را گفتید مملکت متلاشى مى‌شود من اینها را مجبورم عرض کنم که آقا اینها که می‌گفتند

+++

 که نفت متوقف شده است اینها که امید نداشتند ما که بتوانیم توزیع نفت را اداره کنیم اینها باید بدانند که مهندسین با شرف و برجسته ایران بزرگترین بنچ‌ها بنچ 75 را دو ماه بعد از رفتن انگلیس‌ها به کار انداختند این افتخار آقاى دکتر فلاح است این کار ارزش دارد این شخص ارزش دارد و ما نباید برادران ایرانى خودمان را کوچک کنیم آقا مگر نمى‌گفتند در سه سال قبل که هیچ کس نیست که بتواند نفت ایران را اداره کند و من هم اگر حرف می‌زدم می‌گفتند عامل خارجى است این رویه بزرگترین و مضرترین رویه‌ها است شما را به خدا به برادرانتان بد نگویید که همه چیز خودتان را از دست می‌دهید البته اشخاص بد هستند ولى این طورى هم که نسبت مى‌دهند نیست با این تهمت‌هاى ناروا به مملکت ضرر می‌زنیم ما نفت را ملى کردیم و توزیع‌مان را تأمین کردیم و تصفیه‌خانه کرمانشاه را ظرفیتش را مضاعف کردیم در آذربایجان و کرمان دو استان مهم‏ ایران که در آنجا نفت به وسیله ظرف توزیع مى‌شد دولت ایران موفق شد که توزیع بدون ظرف را عملى کند در آذربایجان الان به راه افتاد و در کرمان هم البته به راه خواهد افتاد البته تمام این توضیحات به اطلاع کمیسیون نفت رسید و برخلاف پروپاگاندی که انگلیس‌ها کرده بودند که ایرانی‌ها قادر نیستند کارى بکنند ما به آنها با عدد و رقم و مدرک ثابت کردیم که ما این کارها را کرده‌ایم یک مطلب دیگر هم لازم است حضور آقایان عرض کنم آقایان انگلیس‌ها گفته بودند که حسیبى یک آدم دیوانه‌اى است یک آدم بسیار خشنى است اگر به او اجازه صحبت بدهید جلسه را به هم می‌زند ولى بعد از این که من صحبتم را کردم البته انتظار داشتند که به نحوى بنده را متوقف کنند در گزارشى که براى شرکت ملى نفت فرستاده شده بود و مطالب از زبان اشخاص مختلف نوشته شده گفته بودند که فلانى این حرف را زده بود انتظار داشتیم که ایشان یک مرد خشن بد زبانى باشند ولى دیدیم که خیر یک مطالبى داشتند که بسیار معقول و عالى بود و مطالبى که گفتند بسیار جلب توجه کرد و دلیلش هم سکوتى بود که در موقع ایراد این نطق به طور استثنا در جلسه حکمفرما بود و تمام نمایندگان در جلسه بودند و تمام صندلى‌ها از تماشاچى و روزنامه‌نگار پر بود آن روزی که قرار بود این مطالب را بنده به عرض کمیسیون برسانم خارجى‌ها پروپاگاند کرده بودند همه جور وسیله دارند در خارج گفته بودند اینها دیوانه‌اند اینها خشن هستند اینها غیر معقولند ولى الحمدلله وسیله طورى فراهم شد که خلاف این مطلب را براى آنها ثابت کرد و مخصوصاً به آنها ثابت کرد که این پروپاگاند انگلیس‌ها است که ما را این قدر بدنام و کوچک معرفى مى‌کنند و در حقیقت ما این بى‌زبانى و کوچکى که آنها مى‌خواهند بگویند نیستیم به هر حال این جریان و این قضایا و این حقایق و استفاده‌اى بود که ما توانستیم از این میسیون بکنیم در خاتمه بایستى عرض کنم که این کمیسیون چهارده روز بیشتر طول نکشید و ما 16 روز فوق‌العاده دولت را از این نظر مصرف کردیم شاید در حدود 1500 یا 1600 دلار بیشتر مخارج نداشتیم البته به استثناى کرایه رفت و آمد ولى نتیجه‌اش به نظر من میلیون‌ها دلار از براى ملت ایران ارزش داشت باور بفرمایید گزارش‌هاى ما وقتی که پلى کپى مى‌شد همه آمده بودند از ما کپی‌هاى متعدد مى‌خواستند و آنهایى که زبان اسپانیولى داشتند از ما مى‌خواستند که اسپانیولیش را هم ما کپى کنیم و در اختیار آنها بگذاریم و البته از لحاظ اثرى بود که آنها برایش قائل بودند بعد دستور به بنده رسید که با جناب آقاى مکى در هامبورگ ملاقات بکنم و به تهران بر نگردم بنده مجبور شدم از پاریس می‌خواستم حرکت کنم طیاره‌ام را سفارشش را پس بگیرم و بروم به هامبورگ آنجا با آقاى مکى ملاقات کردم البته آنجا هم مطالبى راجع به فروش نفت بود ولى مطالب قابلى نبود یعنى مطالبى نیست که اینجا به عرض آقایان برسانم اگر نتیجه‌اى داشت در موقعش البته به عرض‌تان خواهم رسانید به هر حال این جریان مطالب بود چون صحبتم یک قدرى به طول انجامید یک مطالب مهمى دارم که دو سه روز دیگر از نطق قبل از دستور استفاده خواهم کرد و به عرض آقایان خواهم رسانید ولى حالا از موقع استفاده می‌کنم و یک طومارى هست راجع به مال‌الاجاره یک فکرى بکنند براى این که حقیقتاً یک عملى است که از نظر هزینه زندگى خیلى اهمیت دارد و یک طومار دیگرى هم به وسیله جناب آقاى میلانى رسیده است (یکى از نمایندگان - آقاى مدرس داده‌اند) آقاى مدرس راجع به چه بود؟ (خلخالى - آقاى مدرس خودشان نیستند) بسیار خوب تقدیم می‌کنم و خیلى معذرت می‌خواهم. (نمایندگان - بسیار خوب احسنت - احسنت)

3- بیانات آقاى وزیر کار راجع به جریان کنفرانس بین‌المللى نفت‏

نایب رئیس - آقاى وزیر کار فرمایشى داشتید بفرمایید.

وزیر کار (آقاى دکتر عالمى) - تمام مطالب راجع به جریان کنفرانس بین‌المللى نفت را جناب آقاى مهندس حسیبى به عرض آقایان رسانیدند و راجع به اصل مطلب بنده عرضى ندارم که اظهار بکنم این میسیون ایران به بهترین وجهى حقانیت ملت ایران را در ملى کردن صنعت نفت براى مرتبه دوم در این کنفرانس بین‌المللى در لاهه به سمع جهانیان رسانید و نکات مهم و بسیار دقیقى در این کنفرانس به توسط هیئت نمایندگى ایران روشن شد نه تنها اهمیت ملى شدن نفت از نظر ایران در کنفرانس بیان شد بلکه همان طورى که جناب آقاى مهندس حسیبى فرمودند به کشورهاى دیگر دنیا هم مدلل شد که عمل شرکت‌هاى نفت تا چه اندازه اگر به ظاهراً ایجاد یک نوع رفاه اقتصادى می‌کند در واقع و در معنى تا چه اندازه به زیان این کشورها تمام مى‌شود (صحیح است) و آن پولى که اندکى از حق قانونى به کشورهاى صاحب صنایع عاید مى‌شود اگر از یک دست داده می‌شود از دست دیگر گرفته مى‌شود و یک تعادل ناپایدار و موقت و مصنوعى به وجود مى‌آید که در هر وقت که بهره‌بردارى از منابع نفت به علتى پایان پذیرد وضع اقتصادى کشورهایى که روى نفت زندگى مى‌کنند دچار یک مخاطره عظیم خواهد شد راجع به این مسائل بنده عرض کردم که چیزى اضافه نمی‌کنم فقط این نکته را به عرض آقایان مى‌رسانم که در بیان جناب آقاى مهندس حسیبى یک نکته فوت شد البته در شأن ایشان نبوده که از زحماتى که کشیده‌اند اینجا مطالبى بیان کنند بنده باید عرض کنم که شخصیت ایشان و زحمات و فداکارى‌هایى که ایشان کردند و زحمات شبانه‌روزى آقاى مهندس حسیبى در 14 روز کنفرانس یکى از عوامل مؤثر موفقیت میسیون ایران بود بنده وظیفه خود می‌دانم که از جناب آقاى مهندس حسیبى براى این زحمات مستمرشان و برازندگى و شخصیتى که در این کنفرانس نشان دادند تشکر کنم (صحیح است) عقیده اکثر نمایندگانى که از کشورهاى متعدد آمده بودند در این کنفرانس کشورهاى بزرگ و متعددى شرکت کردند معهذا عقیده اکثر نمایندگانى که در این کنفرانس شرکت کردند این بوده است که میسیون ایران برجسته‌ترین میسیون‌هایى بوده است که در این کنفرانس شرکت کرده است و حتى به قولى گفته شده است که این کنفرانس کنفرانس ایران بوده است این وظیفه من بود که این توضیحات را به عرض آقایان نمایندگان برسانم. (احسنت)

4- بقیه مذاکره در گزارش کمیسیون بودجه و فرهنگ راجع به اضافه اعتبار بودجه 1331 وزارت فرهنگ و تصویب آن‏

نایب رئیس - در دستور لایحه اضافى اعتبار وزارت فرهنگ است دنباله پیشنهادات مطرح است به آقایان اطلاع بدهید براى رأى حاضر شوند آقاى خسرو قشقایى فرمایشى دارید؟

خسرو قشقایى - بنده خواستم از جناب آقاى وزیر کار تمنى کنم که چون قوانین کارى که در ایران گذشته در زمان شرکت سابق بوده تجدیدنظرى در آن بکنید و از این کارگران بیچاره‌اى که با نرسیدن حقوق در مضیقه بوده‌اند و با وضع بسیار سختى زندگى مى‌کنند تشکر بکنید.

وزیر کار - تجدید‌نظر شده و به عرض آقایان خواهد رسید.

نایب رئیس - پیشنهاد آقاى خلخالى قرائت مى‌شود (پیشنهاد به شرح زیر قرائت شد) پیشنهاد می‌کنم جمله (متناسب با جمعیت شهرستان‌ها و مرکز) به جمله (متناسب با جمعیت مرکز و شهرستان‌ها و سایر نقاط کشور) تبدیل شود. خلخالى (بعضى از نمایندگان- آقاى خلخالى نیستند)

نایب رئیس - خود به خود این مطلب در گزارش کمیسیون هست پیشنهاد دیگرى قرائت مى‌شود. (پیشنهاد آقاى ناصر ذوالفقارى به شرح زیر قرائت شد) ریاست محترم مجلس شوراى ملى پیشنهاد می‌کنم به ماده واحده تبصره زیر اضافه شود:

تبصره - معلمینى که در ساعات تدریس خود در کلاس به تبلیغات حزبى بپردازند به خدمت آنها فوراً خاتمه داده خواهد شد. ناصر ذوالفقارى‏

نایب رئیس - آقاى ناصر ذوالفقارى‏

ناصر ذوالفقارى - پیشنهاد بنده به قدرى واضح و روشن است که احتیاج به توضیح ندارد و براى این که هر توضیحى بدهم توضیح واضحات است (قنات‌آبادى - آن قدر هم واضح نیست) شما اگر نفهمیدید عرض کنم چیست بنده عرض کردم که هر معلمى که به جاى تدریس درس کلاس تبلیغات حزبى کند فوراً به خدمتش خاتمه داده شود و خیال هم می‌کنم که آقایان توجه داشته باشند که در این پیشنهادى که بنده کرده‌ام هیچ حب و بغضى نداشته باشم همان طوری که جناب آقاى وزیر فرهنگ در جلسه گذشته فرمودند که این شاگردان در مدرسه به جاى این که درس بخوانند عملیاتى خلاف این می‌کنند ولى نفرمودند که باعث این عملیات که به عقیده من معلمین هستند که باعث این عملیاتند ضمناً از موقع استفاده می‌کنم وسوالى ازوزیرخارجه کرده ام که تقدیم مقام ریاست می‌کنم.

نایب رئیس - نسبت به سؤال به موقع اقدام مى‌شود آقاى قنات‌آبادى می‌خواهید جواب بدهید؟ (قنات‌آبادى - بلى) بفرمایید

قنات‌آبادى - در این که سر کلاس درس باید درس خواند و معلم هم وظیفه‌اش این است که درس بدهد نه کسى مخالف است و نه شبهه‌اى در این مطلب است اما این

+++

‌پیشنهادى که جناب آقاى ذوالفقارى فرمودند که اگر معلم در سر کلاس تبلیغ سیاسى کرد باید خارجش کرد و محرومش کرد آن مرجعى که باید این را تشخیص بدهد به من نشان بدهید بنده هزار دلیل الان دارم که اگر به ابروى یار بر نخورد دست آن کسانى که تبلیغات مضره می‌کنند به خصوص در وزارت فرهنگ باز گذاشته‌اند بنده طرفدار این نیستم که فرهنگ دبستان و دبیرستان و دانشکده جولانگاه سیاست باشد و ابناى وطن ما از درس باز بمانند اما این مطلب هست الان آنهایى که تبلیغات مضره می‌کنند دست‌شان کاملاً باز است و اگر وقت و مجال داشته باشید و بخواهید حاضرم اینها را یکى یکى با مدرک به عرض آقایان نمایندگان محترم برسانم خوب وقتى یک عده‌اى از دانشجویان و محصلین و غیره اینها مى‌بینند که یک دسته‌اى با تبلیغات مضره تیشه گرفته‌اند و به ریشه مملکت مى‌زنند آنها قیام می‌کنند و در مقابل آنها تبلیغاتى که به نفع مملکت است مى‌کنند اگر شما مرحمش را به من نشان بدهید که چه مقامى چه شخصى معلمینى که تبلیغ سوء علیه مصالح مملکت می‌کنند اینها را اخراج می‌کنند بنده از مخالفت خودم دست بر مى‌دارم آقا تا این مرجع معلوم نشود این پیشنهاد مصلحت نیست براى این که من مى‌ترسم که به بهانه همین پیشنهاد آنهایى هم که در مراکز تحصیلى به نفع مملکت تبلیغ و مبارزه می‌کنند دست‌شان را کوتاه کنند.

نایب رئیس - پیشنهاد آقاى ذوالفقارى یک بار دیگر قرائت مى‌شود (به شرح سابق خوانده شد) (دکتر طاهرى - اضافه شود بعد از اثبات) آقایانى که به این پیشنهاد موافقت دارند قیام بفرمایند (شمس قنات‌آبادى - اگر این به ضرر میلیون تمام نشد هر چه مى‌خواهید بگویید) (اکثر نمایندگان - برخاستند)

نایب رئیس - تصویب شد پیشنهاد بعدى قرائت مى‌شود (پیشنهاد آقاى وکیل‌پور به شرح زیر قرائت شد) پیشنهاد مى‌نمایم که قسمت اخیر ماده واحده به طریق زیر اصلاح شود که (متناسب با جمعیت مرکز و شهرستان‌ها و با توجه به احتیاجات باشد و به تصویب کمیسیون بودجه برسد قابل تعهد و مصرف خواهد بود) وکیل‌پور

نایب رئیس - آقاى وکیل‌پور

وکیل‌پور - براى این که این پیشنهاد قدرى مبهم بود مجدداً یک توضیحى عرض می‌کنم که مقصود از پیشنهاد این بود چون ماده واحده این طور است که به وزارت دارایى اجازه داده مى‌شود که براى اجراى قانون تعلیمات اجبارى و سایر احتیاجات وزارت وزارت فرهنگ مبلغ یکصد و بیست و هفت میلیون ریال بپردازد و این اضافه اعتبار طبق صورت‌ریزى که متناسب با جمعیت شهرستان‌ها باشد بنده چیزى که اضافه کردم این است که با توجه به احتیاجات باشد (نمایندگان - رد شده آقا رد شده) در آنجا چیز دیگرى بود گفتند که کلمه متناسب با جمعیت شهرستان‌ها برداشته باشد بنده خواستم در اینجا وجه حى پیدا کرده باشد (شبسترى - این نظر رد شد) استدعا می‌کنم ثانیاً توجه بفرمایید عرایض بنده را گوش کنید آن روز توضیحات زیادى از طرف آقایانى که مخالف بودند با درج کلمه احتیاجات داده شد ولى تمام آقایان استدلال‌شان بر این بود که دادن اعتبار به نسبت جمعیت باشد هر جا جمعیتش بیشتر باشد احتیاجش هم بیشتر است ولى خواستم خلاف استدلال‌شان را در اینجا به عرض آقایان برسانم که چنین چیزى نیست در بسیارى جاها جمعیت زیادى وجود دارد اما احتیاجاتش کمتر از جاهاى دیگر است (چند نفر از نمایندگان - این طور نیست) خواهش می‌کنم اجازه بفرمایید بنده عرایضم را بکنم بعد اگر آقایان فرمایشى داشتند تشریف بیاورند و پشت این تریبون بفرمایند عرض می‌کنم که یک مطلبى که خیلى اساسى است که تمرکز و عدم تمرکز جمعیت در نقاط خودش یکى از عوامل مؤثر ایجاد احتیاج است اگر یک جمعیت سى هزار نفرى در یک شهرى متمرکز باشد احتیاجات این شهر به مراتب زیادتر از احتیاجات 30 هزار نفرى است که در نقاط مختلف پراکنده باشند آخر آقا باید یک قدرى هم به گزارشات فرهنگ رسید وزارت فرهنگى که تمام گزارشات نقاط مختلفه کشور را به دست مى‌گیرد به آن هم باید رسید و به حرفش گوش داد شما فرضاً در بسیارى از نقاط مدرسه ندارید مطلب این است که آقا در این مملکت اعتباراتى در نظر گرفته می‌شود به مصرف واقعیش نمى‌رسد یعنى آن استفاده‌اى که بایستى از این اعتبارات بشود نمى‌شود علتش این است که ما در حقیقت آن عواملى را که شرط حداکثر استخدام است در نظر نمی‌گیریم بنده معتقدم دو نکته است یکى این است که در بسیارى از نقاط همان طورى که در جلسه گذشته جناب آقاى فرامرزى توضیح دادند اصولاً توجهى به فرهنگ نشده و بعضى از نقاط مورد بى‌توجهى و بى‌عدالتى قرار گرفته‌اند یکى از نقاط فارس است من متأسفم که واقعاً صداى مظلومیت فارس از پشت این تریبون کمتر به گوش می‌رسد فارس است که بیشتر از هر جا از نظر فرهنگ بایستى بهش توجه بشود بنده هیچ نوع اطمینانى ندارم که الان اگر می‌گویم کلمه احتیاجات در اینجا منظور بشود وزارت فرهنگ به فارس بیشتر توجه بکند ولى می‌گویم اگر على‌الاصول واقعاً یک دستگاه منصفى باشد وزارت فرهنگ درست دقت مى‌کند مى‌بیند فارس در درجه اول است و بایستى از این اعتبار یک سهم بیشترى نصیب آنها بشود و بنده می‌خواهم عرض بکنم که آقایان در جایى که شما مى‌خواهید یک اعتبارى را به مصرف برسانید باید توجه کنید المان‌ها و عوامل هم موجود باشد افرادى را که می‌خواهید از این وجوه استفاده کنند باید خودشان هم حسن قبول به خرج بدهند و خودشان حسن استقبال کنند (نبوى - مثل تهران) در تهران هیچ چنین چیزى نیست اگر منظورتان این است که براى تهران یک (پورسانتاژ) معین شود از این اعتبار به مصرف برسد ....

نایب رئیس - آقا صحبت خودتان را بفرمایید مذاکره بین‌الاثنین نفرمایید.

وکیل‌پور - آخر بعضى از آقایان نمى‌گذارند خلاصه عرض بنده این است که این اضافه اعتبار براى فرهنگ خیلى ناچیز است مثل یک آب نبات خیلى ریزى است که به یک آدم گرسنه‌اى بدهند حالا که چنین چیزى هست بگذارید که به بهترین مصرفش برسد و وقتى به بهترین مصرف مى‌رسد که از تجربیات و سوابق وزارت فرهنگ استفاده کنیم و به هر کجا که بیشتر احتیاج دارد داده شود بنده بیشتر از این توضیح عرض نمى‌کنم و خواهش می‌کنم که آقایان از نقطه نظر اجرا درست دقت بفرمایند و یک کارى بکنند که این اعتبار در یک جاهاى بی‌خودى مصرف نشود و استفاده لازم ازش بشود.

نایب رئیس - آقاى ناظرزاده‏

ناظرزاده (مخبر کمیسیون فرهنگ) - به طوری که آقایان محترم مى‌دانند مخبر هر کمیسیون موظف است از متن قانونى که در کمیسیون به تصویب رسیده دفاع بکند (صحیح است) وقتی که ماده واحده مربوط به فرهنگ در کمیسیون فرهنگ آمد با حضور آقاى وزیر فرهنگ بعد از مذاکرات زیاد گفته شد که اگر کلمه احتیاجات نباشد ممکن است وزارت فرهنگ در عمل دچار اشکال شود به همین جهت مخصوصاً کلمه احتیاجات قید شد و این که نوشته شده در ماده تصویبى کمیسیون فرهنگ که با اصلاح عبارتى ... (امامى‌اهرى - آقا ایشان موافق صحبت مى‌کنند) آقا بنده مخبر هستم آقاى امامى اهرى ماشاء‌الله این قدر عصبانى هستند که هیچ مقرراتى را قبول ندارند تا حرف خودشان را به کرسى بنشانند (کریمى - آقا شما برخلاف مقررات صحبت مى‌کنید) در کمیسیون فرهنگ اصلاح عبارتى که گفته شد همین بود که کلمه احتیاجات باشد حالا هم مقصود ما همین است که اگر در بعضى از محل‌ها یک آموزشگاه‌هایى باز شده با اشکالى که در این ماده گذاشته شده وزارت فرهنگ مجبور نشود که آن آموزشگاه و دبستان را ببندد به علت این که جمعیت آنجا کم است شما یک فکرى بکنید که این اشکال برطرف شود ما هم حرفى نداریم وقتى که اسم استان‌هاى شمال گفته مى‌شود ما هم مثل آقایان ابراز علاقه مى‌کنیم ولى اگر وقتى صحبت استان‌هاى جنوب به میان آمد آن وقت آقایان کم لطفى می‌کنند و اگر در محلى یک چیزى خواست تصویب بشود که ممکن است استان‌هاى جنوب هم از آن استفاده بکند آقایان مخالفت مى‌کنند و وقتى که در یک موضوعى مخالفت مى‌کنند آن قدر موضوع را ادامه مى‌دهند ...

نایب رئیس - جنابعالى به عنوان مخبر کمیسیون صحبت مى‌کنید مختصر بفرمایید.

ناظرزاده - در کمیسیون فرهنگ این طور به تصویب رسیده که با قید کلمه احتیاجات حالا اگر آقایان به طریق دیگرى می‌خواهند تصویب کنند لااقل طورى تصویب بشود که در عمل دچار اشکال از لحاظ استان‌هاى جنوب نشویم.

گنجه - آقا مخالفم با نظر آقاى مخبر و با پیشنهاد

حاج سید جوادى - کلمه احتیاجات دست‌انداز عجیبى است.

نایب رئیس - عده زیادى از آقایان تقاضاى مذاکره به عنوان مخالفت کرده‌اند آقاى کریمى به عنوان مخالف مى‌خواهند صحبت بفرمایید (کریمى - بلى) بفرمایید.

کریمى - ایرادى که بنده در اول جلسه راجع به تصویب صورت مجلس کردم یک قسمت بزرگش این بود که مطابق آیین‌نامه هر مخبر کمیسیونى باید بیاید از آنچه در کمیسیون تصویب شده است دفاع کند (صحیح است) جناب آقاى مکى مخبر یک شعبه‌اى بودند راجع به تصویب اعتبارنامه‌ها ایشان با بعضى از اعتبارنامه‌ها مخالف بودند کمیسیون یا شعبه دستور داد که بیاید و از اعتبارنامه‌ها دفاع کند چون خودشان با بعضى از اعتبارنامه‌ها مخالف بودند استعفا کردند. آقاى ناظرزاده که مخبر کمیسیون فرهنگ هستند آمده‌اند اینجا (ناظرزاده - من که گفتم کمیسیون فرهنگ این طور تصویب شده) این اول ایرادى که به صورت مجلس داشتم اما راجع به کلمه احتیاجات می‌خواهم عرض کنم که کلمه احتیاجات کلمه بسیار خوش ظاهرى است (حاج سید جوادى - کلمه عجیب دست‌اندازى است) اما نتیجه این است که از اول تشکیل مشروطیت این کلمات خود مختارى را که به دست دولت‌ها مى‌دهند اگر یک دولتى مثل دولت جناب آقاى دکتر مصدق به طور نادر روى کار بیاید ممکن است احتیاجات را درست تشخیص بکنند و قانون را درست اجرا بکنند ولى متأسفانه دولت‌هاى ضعیف آمده‌اند روى کار

+++

‌و متنفذین در محل از این کلمات سوء‌استفاده کرده‌اند و بودجه را بدون حق و عدالت تلف کرده‌اند و در اثر این بى‌عدالتى‌ها آن زمزمه‌هاى شوم تجزیه آذربایجان به وجود آمد که مى‌گفتند آقا فرزندان تهران مگر خون‌شان رنگین‌تر خون فرزندان سایر نقاط کشور هستند چرا تمام بودجه را صرف تهران مى‌کنید یا صرف املاک شمال می‌کنید چون که اعلیحضرت فقید در آنجا املاک داشتند این گونه الفاظ را نگذارید و بدعت نگذارید و اختیار به دست دولت‌ها و متنفذین ندهید یک ملاک صحیح که همه جا باید رعایت شود اکثریت ملت ایران جمعیتش که در هر کجا که هست همه فرزندان این آب و خاک هستند همه مالیات می‌دهند آقاى فرامرزى در جلسه گذشته بى‌لطفى کرده و فرمودند که کرد نمى‌خواهد درس بخواند بنده تعجب مى کنم که چطور ایشان از بحرین آمدند درس خواندند و استاد شدند بنده از آقایان تقاضا می‌کنم از این کلمات صرف‌نظر بکنند و فقط به نسبت جمعیت این بودجه را تصویب (صحیح است)

احمد فرامرزى - جنابعالى از عراق آمدید از سلیمانیه آمدید.

نایب رئیس - رأى مى‌گیریم و رأى مجلس قاطع است پیشنهاد دو مرتبه قرائت مى‌شود (به شرح سابق قرائت شد)

نایب رئیس - خلاصه پیشنهاد این است که آیا احتیاجات هم در نظر گرفته شود یا فقط جمعیت‏

عده‌اى از نمایندگان - جمعیت باید ملاک باشد.

نایب رئیس - آقایانى که با این پیشنهاد موافق هستند قیام فرمایند (عده کمى برخاستند) رد شد پیشنهاد دیگرى قرائت مى‌شود (پیشنهاد آقاى معتمددماوندى به شرح زیر قرائت شد) ریاست محترم مجلس شوراى ملى تبصره زیر را به ماده واحده پیشنهاد مى‌کنم:

تبصره - پنج درصد از درآمد کل شهردارى موضوع قانون شهرداری‌ها که در اختیار وزارت فرهنگ جهت تعلیم و توسعه فرهنگ به منظور اجراى قانون تعلیمات اجبارى گذارده مى‌شود طبق تبصره پیشنهادى زیر سه درصد از کل درآمد شهردارى به تأسیس دبستان در شهر و دو درصد از کل در شهردارى به تأسیس دبستان در قراء اطراف شهر با کمک شوراهاى ده اختصاص داده خواهد شد.

معتمددماوندى‏

عده‌اى از نمایندگان - پس بگیرید.

معتمددماوندى - پس گرفتم (احسنت)

نایب رئیس - پیشنهاد آقاى اخگر قرائت مى‌شود (به شرح زیر خوانده شد) پیشنهاد مى‌کنم به جاى تشکیل ادارات کل در مرکز و سایر تشریفات معمولى از این اعتبار بیشتر براى نقاط دورافتاده که تا به حال کمتر توجه شده بیشتر توجه شود. اخگر

نایب رئیس - مطلبش صحیح است ولى مربوط به این ماده نیست و نمى‌شود طرح کرد پیشنهاد دیگرى قرائت مى‌شود (پیشنهاد آقاى نبوى مهندس رضوى به شرح زیر قرائت شد) پیشنهاد می‌کنیم تبصره ذیل به ماده واحده اضافه شود:

تبصره - غیر از خدمتگزاران جز و دون‌پایه استفاده از این اعتبار منحصر به کسانى خواهد بود که عملاً در دبستان‌ها تدریس مى‌نمایند. نبوى - احمد رضوى‏

نایب رئیس - آقاى نبوى‏

نبوى - کارمندان فرهنگ از هر طبقه و هر دسته از بهترین خدمتگزاران کشور هستند (صحیح است) تمام مردم نسبت به کارمندان فرهنگ احترام مى‌گذارند و خدمتى که اینها می‌کنند مهمترین کارهایى است که امروز در مملکت انجام مى‌گیرد منظور ما از این پیشنهاد که کردیم این نیست که یک طبقه از کارمندان را بر طبقه دیگر ترجیح بدهیم همه کارمندان از بهترین خدمتگزاران این مملکت هستند ما همه می‌دانیم که تشکیلات مدارس و آموزشگاه‌هاى ما بسیار کم است و به طورى است که از همه جا سر و صدا بلند شده و هر وقت من به وزات فرهنگ رفتم دیدم که مردم از همه جا تلگرافاتى می‌کنند که مدارس و مؤسسات آموزش بسیار کم است و ما که این پیشنهاد را دادیم از این جهت بوده است که این را صرف تشکیلات ادارى بکنند و منحصرات به مصرف مدارس و آموزشگاه‌ها نرسد (صحیح است) چون آنهایى که کارشان صرفاً براى کارهاى آموزش است باید کوشش بشود که به همان کارها مشغول بشوند نه این که به کارهاى ادارى اشتغال داشته باشند متأسفانه یک عده زیادى از کارمندان که باید به کارهاى آموزش بپردازند کمتر دنبال کارهاى آموزش مى‌روند و به کارهاى ادارى مى‌پردازند غرض این است که آقایان توجه بفرمایند که این پول باید صرفاً به مصرف حقوق معلم در آموزشگاه‌ها و دبستان‌ها و کارمندانى که به آموزشگاه می‌روند برسد و این وجه که مبلغش بسیار قلیل است صرف کارهاى ادارى در مرکز و ولایات نشود تمنى می‌کنم که آقایان به این توجه بفرمایند (امامى‌اهرى - آقاى نبوى کمیسیون بودجه اینها را توجه می‌کند) پیشنهاد را دو مرتبه قرائت مى‌کنم (به شرح سابق خواندند) وقتی که ما این پیشنهاد را تصویب کردیم براى کارهاى ادارى که جنبه آموزش ندارد دیگر نمى‌شود از این محل مصرف نمود و من خیال می‌کنم که این کار کاملاً صلاح است.

میر اشرافى - آقاى نبوى اضافه کنید که اثاثیه هم می‌توانند براى مدارس بخرند.

نایب رئیس - آقاى ناظرزاده‏

ناظرزاده (مخبر کمیسیون فرهنگ) - عرض کنم نظر جناب آقاى نبوى تأمین است به جهت این که صورتى تهیه شده و این صورت در کمیسیون بودجه مورد مطالعه قرار گرفته و هر چه از این اعتبار صرف مى‌شود مربوط به همین آموزشگاه‌ها و به تعلیمات و احتیاجاتى که این آموزشگاه‌ها دارند هست بنابراین بنده خیال می‌کنم که نظرتان تأمین شده است.

دکتر معظمى - پیشنهاد یک مرتبه دیگر قرائت شود (به شرح سابق دو مرتبه قرائت شد)

نایب رئیس - آقاى ملک‌مدنى مخالفید (ملک‌مدنى - بله) بفرمایید.

ملک‌مدنى - به نظر بنده این پیشنهاد یک اشکالى دارد و بنده با اصل پیشنهاد موافقم ولى خیال می‌کنم در عمل تولید اشکال بکند و باید یک طورى این تبصره تهیه شود که در عمل اشکال ایجاد نکند براى همان آموزشگاه‌هایى که مورد‌نظر جناب آقاى مهندس رضوى و جناب آقاى نبوى بود تبصره را بنده باز قرائت می‌کنم (به شرح سابق خواندند) جناب آقاى نبوى دبستان‌ها اول باید محل اجاره کنند بعد باید اثاثیه بخرند و احتیاجات دیگر دارند بعدش معلم (نبوى - اینها را اضافه مى‌کنم) این منظور در اینجا تأمین نشده این را ضمیمه بفرمایید که خرید اثاثیه و اجاره دبستان و دبیرستان را بپردازند که وزارت فرهنگ بتواند استفاده بکند آن وقت بنده هم موافقم (زیرک‌زاده - اینها را مالکین خواهند پرداخت) بنده هم موافقم که بپردازند ولى ما وقتی که در این مقام هستیم که اعتبارى براى آموزش ابتداییمان را که مورد توجه همه هست تصویب مى‌کنیم باید تمام وسایل را در نظر بگیریم حالا آمدیم فرض کنیم یک مالکى خست کرد و خانه براى تأسیس دبستان نداد باید دست وزارت فرهنگ باز باشد بنده نظر اصلاحى داشتم و الا با اصل مطلب مخالف نیستم و موافقت دارم.

نایب رئیس - اگر آقایان اجازه می‌فرمایید منظور آقاى نبوى قسمت پرسنلى است که صرف قسمت پرسنلى نشود.

دکتر کیان - اگر اجازه بفرمایید بنده به عنوان یک نفر عضو کمیسیون بودجه مى‌خواهم توضیح بدهم و این پیشنهاد بی‌مورد به نظرم مى‌رسد.

نایب رئیس - به عنوان عضو کمیسیون بودجه نمى‌شود 17 نفر دیگر هم عضو کمیسیون بودجه هستند معهذا بفرمایید.

دکتر کیان - عرض کنم این اعتبارات را در قانون براى اضافات سال جارى وزارت فرهنگ در نظر گرفته‌اند و احتیاجات اضافى وزارت فرهنگ علاوه بر دبیر و آموزگار و خرج تأسیسات و قسمت‌هاى مختلف مربوط به دانشگاه و همه خرج‌هاى مختلف آنچه که مربوط به تعلیمات کشورى است باید از این محل تأمین شود در این قسمت بنده عقیده‌ام این است که واقعاً وزارت فرهنگ وزارتى است که حسن نظر دارد و در کمیسیون بودجه هم قید شده است که این صورت بیاید و به تصویب کمیسیون بودجه برسد و رعایت این نکات که باید در این قسمت بشود در کمیسیون بودجه خواهد شد عقیده بنده این است که بی‌خود قانون را پیچیده نکنید و اسباب اشکال تازه‌اى نشوید.

خسرو قشقایى - بنده اخطار نظامنامه‌اى دارم‏.

نایب رئیس - پیشنهاد دو مرتبه قرائت مى‌شود

(به شرح سابق خوانده شد)

نبوى - براى این که رفع اشکال آقایان بشود بنده اضافه می‌کنم و تهیه وسایل آموزشگاه‌ها و دبستان‌ها

نایب رئیس - پیشنهاد جنابعالى منحصر به قسمت پرداخت حقوق و مزایا است مصارفش جداگانه است آقاى وزیر فرهنگ بفرمایید.

وزیر فرهنگ - عرض کنم که تأسیس کلاس و دبستان و دبیرستان خرجش منحصر به حقوق معلم و آموزگار و دبیر نیست مخارج دیگرى هم دارد و ما عده زیادى کلاس و دبستان تأسیس کردیم اینها مخارج دیگرى دارد خرج آب دارد خرج برق دارد خرج اثاثیه دارد اگر از اینها چشم بپوشیم کلاس ما با یک معلم کلاس نخواهد شد این است که من تمنى می‌کنم آقاى نبوى از این پیشنهادشان صرف‌نظر بفرمایند از طرف دیگر همان طوری که ملاحظه فرمودند قید شده است که ریز این بودجه در کمیسیون بودجه باید تصویب بشود و ما ریزش را خواهیم فرستاد آقایان هر قلمى را که در آنجا زائد دانستند البته حذف خواهند کرد این است که با تصویب این پیشنهاد دست و بال وزارت فرهنگ بسته مى‌شود و محصور مى‌شود این پیشنهاد را که فرمودید من ترس دارم که قسمت مهمش صرفه‌جویى بشود.

نایب رئیس - پیشنهاد با اصلاحاتى که شده قرائت مى‌شود (به شرح زیر خوانده شد)

پیشنهاد می‌کنیم تبصره ذیل به ماده واحده اضافه شود.

تبصره - (غیر از خدمتگزاران جزء و دون‌پایه استفاده از این اعتبار در قسمت

+++

پرداخت حقوق و مزایا منحصر به کسانى خواهد بود که عملاً در دبستان‌ها تدریس مى‌نمایند و همچنین مصارفى که مستقیماً در مدارس انجام شود. نبوى - احمدرضوى‏

نایب رئیس - آقایانى که با این پیشنهاد با اصلاحی که شده موافقت دارند قیام فرمایند (اکثر برخاستند) تصویب شد پیشنهاد آقاى شمس قنات‌آبادى قرائت مى‌شود (به شرح زیر قرائت شد)

پیشنهاد می‌کنم تبصره زیر به ماده واحده الحاق گردد.

تبصره - وزارت فرهنگ مکلف است نه دهم بودجه حقوق را صرف احتیاجات شهرستان‌ها با رعایت الاهم فالاهم نماید. شمس قنات‌آبادى‏

نبوى - خلاف این تصویب شده‏

نایب رئیس - آقاى قنات‌آبادى‏

قنات‌آبادى - من تا آن موقعى که اطلاع دارم و شنیده‌ام در این مجلس چه در این دوره و چه در دوره‌هاى گذشته نمایندگان محترم از این که به شهرستان‌ها توجه نمى‌کنند شکایت‌هایى داشتند و عملاً هم ما دیدیم که در ایران اگر عملى شده است اقدامى شده است اصلاحى شده است پولى خرج کرده‌اند اکثراً در تهران بوده شهرستان‌ها به طور کامل از همه مزایا محروم بوده‌اند (صحیح است) و بودجه‌هایى هم که تصویب مى‌شود چه به صورت بودجه مملکتى و چه به صورت بودجه فوق‌العاده غالباً یک ترتیبى اتخاذ مى‌شود که و یک طرق و راه‌هایى انتخاب مى‌شود و اینجا به مصرف مى‌رسد حالا یا به حق یا به ناحق که به عقیده بنده خیلى‌هایش بی‌مورد مصرف مى‌شود (اقبال - فعلاً که سیاست صحبت است) اجازه بفرمایید من در این چند روز گذشته در یکى از این قوانینى که دولت تصویب کرده است برخوردم به یک ماده‌اى ....

نایب رئیس - باید خدمت‌تان عرض کنم که توضیح در اطراف پیشنهاد باید مختصر باشد.

قنات‌آبادى - یعنى چقدر باشد؟

نایب رئیس - پنج دقیقه‏

قنات‌آبادى - چشم در این ماده برخوردم به یک ماده‌اى که نوشته بود که مأمورین دولت اگر گزارش بدهند از نظر دولت این گزارش صحیح تلقى مى‌شود مگر این که خلافش ثابت شود البته این مطلب از نظر دولت صحیح است ولى از نظر مردم صحیح نیست به هزار دلیل اگر بخواهند بگویند ما در یک عمل حسن‌نیت داریم و مى‌خواهیم انجام بدهیم باید بکنند تا مردم ببینند قبلاً مردم قبول ندارند زیرا آدم مارگزیده از طناب سیاه و سفید مى‌ترسد علتى که بنده این پیشنهاد را کردم این بود که گفتم این مقدار پول این 12 میلیون گو این که آنجا تناسب جمعیت و احتیاجات و انواع و اقسام از این حرف‌ها مطرح شده و در اینجا گنجانده شده است ولى ما عملاً دیدیم که با همه این قید و بندها غالب این بودجه‌ها در تهران مصرف مى‌شود و در بیشترى از شهرستان‌هاى ایران انسان وقتى می‌رود مى‌بیند هم از نظر معلم هم از نظر مدیر هم از نظر سایر مخارج ضرورى واقعاً یک وضع بسیار افتضاح‌آورى و تأثرآورى دارد لذا من پیشنهاد کردم موقعى که می‌خواهند این پول را قسمت بکنند براى تهران بیشتر از یک دهم قرار ندهند البته این موضوع تناسب جمعیت و موضوع احتیاجات هم اینجا رویش زیاد بحث شده ولى من مى‌خواستم براى تناسب جمعیت یک نکته را توضیح بدهم فرض کنید شهرى صد هزار نفر جمعیت دارد و این صد هزار نفر دو هزار نفر و سه هزار نفرش تحصیل کرده و باسوادند و براى دو سه هزار نفر بودجه بود یک شهرى 50 هزار نفر جمعیت دارد و بودجه براى تحصیل 200 نفر بودجه قرار نداده که آنجا تحصیل بکنند این موضوع تناسب جمعیت در تقسیم بودجه آن قدرها هم صحیح نیست که یک عده از آقایان محترم مصرند البته اگر موضوع احتیاجات با مراعات الاهم و فالاهم در نظر گرفته شود معلوم است یعنى آن شهرستانى که مدرسه ندارد بچه‌هاى مملکت روى خرابه نشسته‌اند معلم ندارند مراعات بشود و در آنجاها بودجه مصرف بشود بی‌نهایت بهتر از این است که در آنجایى که جمعیت زیاد دارد و مدرسه هم دارد بودجه مصرف بشود علاوه بر این بودجه با یک یک مقدارش هم صرف حفظ قومیت ما بشود وقتى که آقاى دکتر فاخر یک پیشنهادى دادند که یک مقدار از این بودجه صرف استان‌هاى شمال و آذربایجان و جاهاى دیگر بشود من از لحاظ این که خیلى از بودجه صرف آنجاها می‌شود مخالف بودم ولى این مطلب را به آقایان تذکر می‌دهم که از این بودجه باید صرف قومیت و زبان ما در آن نقاطى که لازم است بشود بنابراین به عقیده بنده اگر آقایان به این پیشنهاد رأى بدهند که فقط یک دهم از این بودجه صرف تهران و نه دهم آن با تصویب کمیسیون بودجه صرف شهرستان‌ها بشود حق این لایحه را ادا کرده‌اند.

عبدالرحمن فرامرزى - ماده 90

نایب رئیس - اساساً این پیشنهاد آقاى قنات‌آبادى با آنچه قبلاً به تصویب رسیده منافات دارد پس از رد شدن احتیاجات موضوع جمعیت‌ها است معذلک نمی‌دانم آقایان چه نظرى دارند.

شمس قنات‌آبادى - رأى بگیرید

صفایى - خلافش تصویب شده‏

نایب رئیس - آقاى حاج سید جوادى مخالفید (حاج سید جوادى - بله) بفرمایید

فرامرزى - آقاى رئیس من اخطار دارم ماده 90 دارم جناب آقاى کریمى راجع به من حرف‌هایى زده که من مى‌خواهم جواب بدهم.‏

حاج سید جوادى - من نظرم این است که این لایحه طورى تنظیم بشود که به دست‌انداز نیفتد و اسباب زحمت نشود چون احتیاجات باعث سرگردانى است و اگر براى شهرستانى نخواهند کارى بکنند می‌گویند که فلان نقطه احتیاجاتش زیادتر است و با یک دیکتاتور مآبى مخصوص و آن ژست‌هایى که تحویل‌تان می‌دهند جلوى خرج حقیقى را بگیرند و اگر حساب را روى جمعیت بگذاریم که همه این مردم مالیات مى‌دهند و همه هم در شئون اجتماعى و امور اجتماعى باید یکسان بهره‌مند باشند و این قیدى را که آقاى قنات‌آبادى کرده‌اند الاهم فالاهم برادر همان احتیاجات است و من عقیده‌ام این است که بهش رأى ندهید.

نایب رئیس - پیشنهاد آقاى قنات‌آبادى دو مرتبه قرائت مى‌شود (به شرح سابق قرائت شد)

نایب رئیس - الاهم فالاهم یعنى به تناسب جمعیت؟

قنات‌آبادى - الاهم فالاهم هم اعم از جمعیت و سایر چیزها است یک کلمه اعم است.

نایب رئیس - رأى مى‌گیریم به این پیشنهاد (گنجه - مخالف توضیح نداده باید صحبت بکند) آقاى حاج سید جوادى مخالف صحبت کردند آقایان توجه ندارند. آقایانى که با این پیشنهاد موافقند قیام فرمایند (عده کمى برخاستند) رد شد آقایان باید توجه بفرمایند که این کار تمام بشود چون پیشنهادات زیاد است پیشنهاد آقاى ذکایى قرائت مى‌شود (به شرح زیر قرائت شد) پیشنهاد می‌کنم از محل اضافه اعتبارات ترمیم و تشکیل دانشسراها مقدم بر سایر احتیاجات فرهنگ باشد. ذکایى‏

نایب رئیس - آقاى ذکایى مختصر بفرمایید.

ذکایى - پیشنهاد بنده این بود که از محل اضافه اعتبارات تشکیل دانشسرا مقدم بر سایر کارهاى فرهنگ باشد البته آقایان محترم تصدیق مى‌فرمایند اصلاحات فرهنگ در درجه اول باید از دبستان‌ها شروع شود براى اصلاح دبستان‌ها هم باید به وضع آموزگاران توجه شود که متأسفانه در ولایات ما آموزگار نداریم وزارت فرهنگ مجبور است هر شاگرد مدرسه‌اى را که گواهى شش ساله ابتدایى به دست آورده به عنوان کمک آموزگار براى آموزگارى استخدام نماید در صورتى که آموزگارانى که مقدرات دانش‌آموزان به دست آنها سپرده مى‌شود باید به رموز تعلیم آشنا باشند این پیشنهاد را تقدیم کردم که این اضافه اعتبارى که براى اجراى قانون تعلیمات اجبارى و تأسیس مدارس به وزارت فرهنگ داده مى‌شود در درجه اول براى تأسیس دانشسراهاى مقدماتى مصرف شود که اول آموزگار تربیت نمایند بعد دبستان تأسیس کنند و الا بدون آموزگار تأسیس دبستان فایده ندارد اینها صلاحیت ندارند باید اول آموزگار تهیه نمایند و بعد دبستان ایجاد شود و تعلیم و تربیت در آنجا تعمیم پیدا کند (صحیح است)

نایب رئیس - آقاى اخگر با این پیشنهاد مخالفید؟ (اخگر - بلى) بفرمایید.

اخگر - تمام کشور در نظر بنده و سایر آقایان وکلا مثل یک خانه است همه را دوست داریم ولى باید توجه داشته باشیم که اگر مختصر اعتبارى پیدا کردیم صرف جایى در این خانه باید بکنیم که خرابیش بیشتر است اساساً این اعتبارى که داده مى‌شود به وزارت فرهنگ اگر صرف بشود در جایى که مدارس ابتدایى یا متوسطه ندارند البته بهتر است از این که در لباس این عبارت فقط در تهران صرف شود براى این که در ولایات که دانشسرا ندارند در این پیشنهاد یک عبارتى بود که یعنى تمام این پول در تهران خرج شود چون به نظر بنده هر چه پول گیر آمده است در تهران خرج شده از این اعتبار در تهران هیچ نباید مصرف شود و باید به مصرف مدارس ابتدایى و متوسطه شهرستان‌ها که در نهایت احتیاج هستند تخصیص داده شود به قدر این مدارس که ما می‌خواهیم تشکیل بدهیم معلم وجود دارد (صحیح است)

نایب رئیس - آقاى ناظرزاده‏

ناظرزاده (مخبر کمیسیون فرهنگ) - وزارت فرهنگ با توجه به احتیاجات و هزینه‌هایى که داشت صورتى تهیه کرده و یک میلیون و پانصد هزار ریال از این بودجه مال تکمیل دانشسراها هست بنابراین این منظور در صورتی که تهیه شده پیش‌بینى گردیده با این ترتیبى که پیش‌بینى شده است خواهش مى کنم پیشنهادتان را پس بگیرید که این کار زودتر بگذرد.

ذکایى - چون آقاى وزیر فرهنگ و آقاى مخبر کمیسیون فرمودند پیش‌بینى شده پس می‌گیرم.

نایب رئیس - پیشنهاد دیگر آقاى ذکایى قرائت مى‌شود (به شرح زیر خوانده شد) پیشنهاد می‌کنم هزینه فرهنگ در هر شهرستان با نظارت کمیسیونى از معتمدین محل به احتیاجات فرهنگ مصرف شود. ذکایى‏

نایب رئیس - آقاى ذکایى‏

ذکایى - البته آقایان محترم مستحضر هستند که در شهرستان‌ها و همه نقاط ایران اهالى هر محلى به فرهنگ علاقه‌مند هستند و این فرهنگ هم بالاخره باید به دست مردم

+++

اداره شود این فرهنگ براى مردم است در شهرستان‌ها در نتیجه بى‌تجربگى و عدم آشنایى رؤساى فرهنگ آن طوری که واقعاً مطابق مقتضیات احتیاج محل است عمل نمی‌شود عوض این که اعتبارت را به مصرف کارهاى اصلى صرف نمایند دبستان‌هایى که باید در نقاط لازم تأسیس بشود تأسیس نمی‌کند و در نقاط غیرلازم تأسیس مى‌کند و این پیشنهادى که بنده دادم این است که اهل محل هم در مصرف این هزینه‌ها نظارت بکنند چون اهل محل هستند و علاقه‌مند هستند این است که بنده پیشنهاد کردم که این اعتبارات با نظارت معتمدین محل مصرف بشود.

نایب رئیس - آقاى ملک‌مدنى‏

ملک‌مدنى - به نظر بنده این پیشنهاد جناب آقاى ذکایى وارد نیست براى خاطر این که ما نباید اساساً کارهاى دولتى را از مدار خودش خارج کنیم این هرج و مرج ایجاد مى‌کند وزارت فرهنگ و اداره فرهنگ یک دستگاه منظم قابل اعتمادى است که باید کار خودش را انجام دهند اگر ما بخواهیم این کار را بکنیم آن وقت فردا پیشنهادى می‌شود که اداره دارایى هم زیر نظر معتمدین محل باشد این برخلاف اصل و برخلاف قاعده است (صحیح است) البته اگر یک نواقصاتى در کار فرهنگ مشاهده مى‌فرمایند به جناب آقاى وزیر فرهنگ تذکر بدهندکه نواقص را رفع بفرمایند.

نایب رئیس - پیشنهاد آقاى ذکایى دو مرتبه قرائت مى‌شود (به شرح سابق قرائت شد)

نایب رئیس - آقاى ذکایى پیشنهادتان را تأیید مى‌کنید یا پس مى‌گیرید؟

ذکایى - آقاى وزیر فرهنگ اگر قول می‌دهند که این اعتبارات در محلش مصرف شود بنده پس می‌گیرم.

عده‌اى از نمایندگان - پس گرفتند.

نایب رئیس - بسیار خوب پیشنهاد آقاى اخگر قرائت مى‌شود (به شرح زیر قرائت شد) پیشنهاد می‌کنم در لایحه عبارت (که این اضافه اعتبار طبق صورت‌ریزى که متناسب با جمعیت شهرستان‌ها و مرکز باشد) حذف شود. اخگر

نایب رئیس - این پیشنهاد حذف محتاج به این است که بعد پیشنهاد تجزیه بدهید.

اخگر - اجازه بدهید توضیح بدهم.‏

نایب رئیس - توضیح ندارد خواهش می‌کنم جنابعالى هم صرف‌نظر بفرمایید. پیشنهاد آقاى مهندس غروى قرائت مى‌شود (به شرح زیر قرائت شد) پیشنهاد می‌کنم که تبصره زیر به ماده واحده اضافه شود.

تبصره - چنانچه به هر اسمى از اعتبار مخصوص هر شهرستان در سال تحصیلى باقى بماند در بودجه سال بعد علاوه بر سهم مربوط به همان شهرستان به مصرف شهرستان نامبرده برسد.

غروى‏

نایب رئیس - آقاى مهندس غروى مختصر توضیح بدهید.

مهندس غروى - عرض کنم آقایان توجه داشتند که ما سعى کردیم بودجه فرهنگ به تناسب جمعیت خرج شود حالا اگر این مسئله احتیاجات وارد این مطلب نشده یک راه دیگر هست که احتیاجات را وارد بکنند و بودجه را خرج نکنند اگر خرج نکردند باید برود جزو صرفه‌جویى این مطلبى را که بنده عرض کردم براى این است که وزارت فرهنگ متوجه باشد که این بودجه را امسال خرج بکند چون یک مقدارى از سال تحصیلى گذشته اگر خرج کرد که چه بهتر و اگر خرج نکرد براى سال آینده در آن شهرستان‌ها خرج بکند توجه آن آقایانى که نسبت به کلیه احتیاجات اعتراضى داشتند به این پیشنهاد خودم جلب مى‌کنم که توجه داشته باشند و الا نقض غرض کلى خواهد بود.

نایب رئیس - آقاى وکیل‌پور

وکیل‌پور - بنده متأسفم این عرایضى را که در اینجا کردم توجه نفرمودید و الان موجب شده است که پیشنهاد بیاید که اگر صرفه‌جویى در این بودجه بشود بگذارند براى سال بعد من مى‌خواهم عرض کنم که این بودجه مختصر فرهنگ باید خرج بشود باید صرف افرادى بشود که اگر یک قدم به طرف من برداشته شود ده قدم به استقبالش مى‌شتابند براى آنهایى که خرج بشود که الان فریاد بى‌معلمی‌شان بلند است به مصرف آنهایى برسد که مستخدم جزوشان لباس ندارد شما امروز می‌خواهید این مصارف و این اعتبارات را صرف جاهایى بکنید که معلم برایش بگیرید خانه برایش بگیرید اما یک جایى باشد که نه شاگرد داشته باشد و نه معلم شما الان بروید به وزارت فرهنگ و ببینید که از این اعتبارات چقدر صرفه‌جویى مى‌شود من عرض می‌کنم که این مختصر اعتبار صرفه‌جویى ندارد این اعتبارات وزارت فرهنگ خیلى مختصرتر از آن است که این مملکت احتیاج دارد باز عرض مى‌کنم بنده عقیده‌ام این است که یک فرمولى باید اختیار بشود و کمیسیون بودجه نظارت بکند و تجربه و اطلاعات وزارت فرهنگ در این کار دخالت بکند که این اعتبارات به بهترین وجه مصرف بشود حال شما این اعتبارات مختصر را در ایلام و یا جاهاى دیگر که اصلاً احتیاج ندارد مصرف کنید (کریمى - احتیاج ندارد یعنى چه؟) آقاى کریمى ملاحظه بفرمایید دستگاه وزارت فرهنگ صورت دارد (کریمى - همه غلط است) گزارش رسمى دارد که فلانجا شاگرد ندارد (گنجه -نمی‌شود محال است آقا) همچو چیزى شده است تشریف ببرید وزارت فرهنگ ملاحظه بفرمایید عرض می‌کنم به صرف این که اعتبار بماند و سال دیگر به مصرف همان شهرستان برسد مخالف هستم الاهم فالاهم که جناب آقاى شمس قنات‌آبادى پیشنهاد فرمودند بسیار پیشنهاد خوبى بود (کریمى - رد شد) (فرامرزى - الاهم فالاهم در این مملکت به چه درد می‌خورد همیشه رد مى‌شود آقا)

نایب رئیس - پیشنهاد آقاى مهندس غروى دو مرتبه قرائت مى‌شود.

مهندس غروى - اجازه بفرمایید آهسته‌تر بخوانند که آقایان توجه بکنند (به شرح سابق قرائت گردید)

نایب رئیس - آقایانى که با این پیشنهاد موافقند قیام فرمایند (عده کمترى برخاستند) رد شد پیشنهاد آقاى دکتر فاخر قرائت مى‌شود (به شرح زیر خوانده شد) پیشنهاد مى‌کنم که تبصره ذیل به ماده واحده اضافه شود.

تبصره - وزارت فرهنگ مکلف است براى بسط تعلیمات عمومى در سراسر کشور و در راه اجراى ماده چهار قانون تعلیمات اجبارى نقاطى را که باید تعلیمات اجبارى شود قبل از فروردین هر سال با موافقت کمیسیون فرهنگ مجلس شوراى ملى معین و اعلام نماید. دکتر فاخر

نایب رئیس - آقاى دکتر فاخر

دکتر فاخر - پیشنهاد بنده تازگى ندارد.

ماده 4 قانونى که براى تعلیمات اجبارى گذشته است می‌گوید در نقاطى که وسایل تعلیمات اجبارى فراهم گردیده وزارت فرهنگ اجبارى بودن آن را در فروردین پس از صحه ملوکانه اعلام مى‌نماید ولى بنده از تکرار این تعهد وزارت فرهنگ دو منظور داشتم منظور اول این است که کمیسیون فرهنگ مجلس شوراى ملى را هم شریک بداند و بنابراین تعهد دیگرى براى اجراى این کار مى‌شود چون جناب آقاى وزیر فرهنگ تصدیق خواهند فرمود که تا حال این تعهد را وزارت فرهنگ انجام نداده است.

نظر دوم این است که این قانون مخصوصاً آقایان نمایندگان شهرستان‌ها که تشریف دارند می‌دانند که براى اجراى تعلیمات اجبارى در بعضى از شهرستان‌ها ضرورت کامل هست و بنده هم این ضرورت را با توضیحاتى که در جلسه پیش خدمت آقایان عرض کردم به طور مفصل تشریح کردم بنابراین بنده شاید هم این انتظار را داشته باشم که جناب آقاى وزیر فرهنگ این پیشنهاد را قبول بفرمایند.

نایب رئیس - آقاى مخبر

ناظرزاده (مخبر کمیسیون فرهنگ) - این پیشنهاد اشکالى ندارد به جهت این که وزارت فرهنگ هر ساله بعضى از نقاط کشور را براى عملى کردن تعلیمات اجبارى در نظر مى‌گیرد. حالا این کار را با نظر کمیسیون فرهنگ بکند هیچ جایش اشکالى به نظر نمى‌رسد و جناب آقاى وزیر فرهنگ هم موافقت دارند و بنابراین اگر رأى داده شود مهم نیست.

نایب رئیس - جناب آقاى دکتر فاخر پیشنهاد خودتان را نگه می‌دارید؟

دکتر فاخر - بلى رأى بگیرید.

نایب رئیس - آقاى فرامرزى مخالفید (عبدالرحمن فرامرزى - بلى) بفرمایید.

فرامرزى - عرض کنم که این پیشنهاد همان نکته‌ای است که آقاى کریمى راجع به من اظهار بى‌لطفى فرمودند و من هم یک پیشنهادى دادم براى توضیح این مطلب آقاى دکتر فاخر آن روزى که این پیشنهاد را داده بودند ما متوجه نشدیم بعد در باغ مجلس ایشان یک توضیحى دادند که من یک پیشنهادى دادم در تأیید توضیح ایشان که آن پیشنهاد آقایان اینجا هست اینجا البته مقصود راجع به نقاطى است که ترویج سواد فارسى در آنجا لزومش زیادتر است. توضیح زیادترى نمی‌خواهم بدهم جز همین قدر که در مملکت ایران مثل سایر ممالک دنیا یک مملکتى است و ملتى در آنجا زندگى مى‌کند که بر حسب زندگی‌هاى خصوصى که در سنوات و بلکه قرون متوالى داشته‌اند داراى لهجه‌هاى محلى هستند مثلاً یک نفر سمنانى در عین حال که زبانش فارسى است یا یک نفر مازندرانى زبان یک لارستانى را اول دفعه متوجه نمى‌شود ما یک زبان عمومى ملى داریم که زبان فارسى است و زبان خواندن و نوشتن است و در جاهایى هست که ترویج این زبان یعنى ببخشید ترویج این سواد لازم‌تر است. فرض کنید در کردستان در آذربایجان در بلوچستان این ترویج سواد فارسى لازم‌تر از جاى دیگر است چرا؟ یک علل سیاسى هم دارد گذشته از علل فرهنگى و آن این است که مثلاً نسبت به کردستان یا بلوچستان یا خوزستان یا آذربایجان حرفاى ما بلندگوهایى گذاشته‌اند رادیوهایى گذاشته‌اند که با لهجه محلى آنجا صحبت می‌کند آن فردى که گوش می‌دهد و تبلیغ مى‌شود او اگر رادیوهاى تهران را باز کند چون سواد فارسى ندارد و رادیو تهران با لهجه او حرف نمی‌زند درست نمی‌فهمد.

پس ما باید این را حاضر و مستعدش کنیم که ارتباط روحى و فرهنگى با زبان بینى، زبان کتابى و قرائتى مملکت بیشتر پیدا بکند ...

نایب رئیس - آقاى فرامرزى

+++

‌خواهش می‌کنم مختصر بفرمایید.

فرامرزى - می‌دانید که هنوز نظر خودم را نگفته‌ام. آقاى کریمى اینجا به من بى‌لطفى فرموده بودند که من عربم من نمى‌فهمم که چرا این به سر زبان‌ها افتاده. من از یک طایفه فارسى نژاد قدیمى هستم که از این کلمات عربى که توى زبان شما هست توى زبان ما نیست اگر شما بروید به طایفه فرامرزى بگویید اذان نمى‌فهمند یعنى چه باید بگویید (بانک). اگر بگویید حالا ظهر است نمى‌فهمند یعنى چه باید بگویید (پیشین) است اگر شما بگویید حالا عصر است نمى‌فهمند یعنى چه باید بگویید پسین است اگر بگویید وضو گرفت نمى‌فهمند یعنى چه باید بگویید دست نماز گرفت اگر بگویید مغرب است نمی‌فهمند یعنى چه باید بگویید شام است من نمی‌دانم چطور من عربم؟ اما اگر من راجع به کردستان حرفى زدم از لحاظ بى‌احترامى به عنصر کرد نبود این جا من یک کلمه را باید توضیح بدهم در زبان فارسى کرد یعنى ده‌نشین و صحرانشین کرد معناى طایفه معین نمی‌دهد خود کلمه کرد یعنى ایرانى خالص نژاد (صحیح است) من چطور به این جماعت و به این طایفه توهین بکنم؟ آنچه من گفتم این بود که در بعضى نقاط کشور مخصوصاً آنجاهایى که خان خانى قوی‌تر بود جلوگیرى از ترویج فرهنگ کرده‌اند (صحیح است) جلوگیرى از توسعه مدارس کرده‌اند (صحیح است) در آنجاها اقبال کمترى به فرهنگ هست براى این که آن ایادى مانع آن است گفتم حالا اگر دولت نتواند آن ایادى را بردارد نباید جاى دیگرى که آن منع نیست محروم بشود از تحصیل به این جهت من گفتم این را به نظر وزارت فرهنگ بگذارید.

اولاً این را من به آقایان عرض کنم که هیچ وزارتخانه و هیچ تشکیلاتى در این مملکت به قدر وزارت فرهنگ به این مملکت خدمت نکرده شماها که سواد دارید مال وزارت فرهنگ است هر چه هست از فرهنگ است کار امسال فرهنگ باقى مى‌ماند در صورتی که کار هیچ وزارتخانه‌اى باقى نمى‌ماند یعنى به هر که یک کتاب ابتدایى هم درس بدهند این مى‌ماند خودش سواد پیدا می‌کند و بچه‌اش را نمی‌گذارد بی‌سواد باشد بنابراین من گفتم که این را به اختیار وزارت فرهنگ بگذارید که با وجود هر عیبى که شما بر آن می‌گیرید بی‌غرض‌تر از همه است در ترویج فرهنگ براى این که کارش مقتضى بی‌غرضى است معلم چه غرضى دارد؟ مى‌خواهد درس بدهد غیر از این هم عرضى نمی‌تواند داشته باشد این منظور من بود و نظر دیگرى هم ندارم و اگر هم سوء‌تفاهمى شده باشد من خیلى متأسف هستم‏.

نایب رئیس - توجه بفرمایند آقایان پیشنهاد خوانده مى‌شود و رأى گرفته مى‌شود (پیشنهاد آقاى دکتر فاخر مجدداً به شرح سابق قرائت گردید) رأى گرفته مى‌شود به این پیشنهاد آقایانى که موافقند قیام فرمایند (اکثر برخاستند) تصویب شد. پیشنهاد آقاى شهیدى هم مشابهش تصویب شده آقاى شهیدى توجه کنید گمان می‌کنم پیشنهاد جنابعالى هم مشابهش تصویب شده است حالا فقط قرائت مى‌شود (به شرح زیر قرائت شد) ریاست محترم مجلس شوراى ملى پیشنهاد مى‌نمایم تبصره ذیل به ماده واحده اضافه گردد.

تبصره - اعتبار هر شهرستان و بخش منحصراً به مصرف اجراى قانون تعلیمات اجبارى و تکمیل دبستان و دبیرستان‌هاى آن محل خواهد رسید.

نایب رئیس - این در واقع تصویب شده است پیشنهاد آقاى بهادرى قرائت مى‌شود. (به شرح زیر قرائت شد) پیشنهاد می‌کنم تبصره ذیل به ماده واحده اضافه شود: وزیر فرهنگ مکلف است احتیاجات دانشگاه تبریز را از این محل مرتفع سازد.

نایب رئیس - آقاى بهادرى این اعتبار مربوط به تعلیمات ابتدایى و متوسطه است (بهادرى - اجازه بفرمایید بنده یک توضیحى بدهم) بفرمایید.

بهادرى - در ماده واحده قید شده که این مبلغى که در نظر گرفته مى‌شود مربوط به احتیاجات تعلیمات اجبارى شهرستان‌ها و سایر احتیاجات است آقایان استحضار دارند که دانشگاه تبریز از مؤسسات جدید است و کمک و عنایتى که همکاران محترم نسبت به دانشگاه تبریز همیشه مى‌فرمایند بنده هم متشکرم البته استحضار دارند که اخیراً دانشگاه تبریز نواقصاتى دارد از آن جمله سالن تشریح است که این سالن ساختمان شده و نیمه کاره مانده و همچنین سایر احتیاجات دانشگاه تبریز و مخصوصاً از حیث نداشتن استاد دانشگاه تبریز در مضیقه است این دفعه هم که بنده رفته بودم به آذربایجان اتفاقاً دیدم که آقاى دکتر هشترودى رئیس دانشگاه آذربایجان که بسیار خوب دانشگاه را اداره کرده تمام این نواقصات را به استحضار وزارت فرهنگ رسانیده‌اند ولى نمی‌دانم به واسطه نداشتن بودجه است یا چیز دیگر است که آن نواقصات همین طور مانده بنده هم بعد از مراجعت از آذربایجان این مطالب را در چند ماده خدمت آقاى وزیر فرهنگ و به استحضار دولت رسانیده‌ام این است که استدعا می‌کنم که آقاى وزیر فرهنگ قبول بفرمایند که این نواقصات دانشگاه تبریز را هم جز این مبلغ تأمین و منظور کنند و ضمناً از آقایان وزرا هم خواهش دارم که در امورات مربوط به آذربایجان از نظریات مشورتى آقایان نمایندگان آذربایجان استفاده بفرمایند چون نظر مشورتى آقایان نمایندگان مفید است (صحیح است) ولى اغلب یک کارهایى مى شودکه نظرآقایان جلب نمی‌شود این را هم براى یادآورى آقایان وزرا عرض کردم و خواهش دارم که به این مطلب هم یک توجهى بفرمایند.

نایب رئیس - آقاى مخبر

مخبر - خوشبختانه موردى پیدا شد که خود آقایان اقرار بکنند که باید احتیاجات را در نظر بگیرند تبریز دانشکده دارد ناچار باید برایش هم بودجه‌اى منظور کرد اگر نداشت بودجه‌اى هم برایش منظور نمى‌شد این بهترین دلیل است براى این که باید احتیاجات را در نظر بگیرید با این ترتیب در صورتی که تهیه شده براى اطمینان خاطر آقاى بهادرى سه میلیون ریال منظور شده است براى چهار دانشگاه و این چهار دانشکده‌اى که در چهار استان هست سه میلیون ریال منظور شده و نظر آقا هم تأمین است.‏

نایب رئیس - آقاى بهادرى پیشنهادتان را پس مى‌گیرید؟

بهادرى - خیر قربان این مبلغى که ایشان گفتند این نظر ما را تأمین نمی‌کند با سیصد هزار تومان این احتیاجات تأمین نمى‌شود.

دکتر فلسفى - بنده مخالفم با این پیشنهاد

نایب رئیس - آقاى دکتر فلسفى‏

دکتر فلسفى - عرض کنم بنده نبایستى با دانشگاه مخالفت کنم مخصوصاً با وجود دانشگاه تبریز که کاملاً لازم است و خیلى هم ضرورت دارد نه تنها دانشگاه تبریز دانشگاه تهران هم همین طور است براى این که سه هزار نفر می‌روند سیصد نفر بیشتر قبول نمی‌کنند و دلیلش هم این است که نمى‌توانندحوایج آنجا را درست تأمین کنند ولى یک مطلب هست و آن این است که این لایحه مربوط است به تعلیمات ابتدایى و اگر شما به دانشگاه تبریز توجه دارید بایستى فکر کنید که در هر قریه و قصبه ایران مثلاً کلاس پنج ابتدایى داشته می‌خواهند کلاس 6 باز کنند و وزارت فرهنگ بودجه ندارد بنده الان خودم در حوزه انتخابیه‌ام این گرفتارى را دارم در هر قریه‌اى کلاس پایین را داشته است می‌خواهند کلاس بالاتر تأسیس کنند وزارت فرهنگ بودجه ندارد اعتبار ندارد بنابراین بنده معتقدم که بودجه دانشگاه تبریز را باید از یک جاى دیگر تأمین کنید.

نایب رئیس - آقاى وزیر فرهنگ‏

وزیر فرهنگ - آقایان در نظر دارند که این اعتبارات اضافى است بودجه دانشکده‌ها و بودجه وزارت فرهنگ دیگر است در ضمن سال تحصیلى معلوم شد که اعتباراتى که در نظر گرفته شده با در نظر گرفتن کلاس‌هاى اضافى و دبیرستان‌ها و دبستان‌هاى اضافى کفایت نخواهد کرد به این جهت به فکر پیشنهاد این لایحه و اعتبارات اضافى افتادیم معذلک بنده اطمینان می‌دهم که نواقصى که در نظر گرفته شده آنچه براى اتمام کار تحصیلى امسال که بودجه مربوط به آن است بوده تأمین شده و از آقاى بهادرى تقاضا می‌کنم که پیشنهادشان را مسترد بفرمایند چون نظرشان تأمین است.

بهادرى - چون آقاى وزیر فرهنگ وعده فرمودند بنده پیشنهادم را پس مى‌گیرم.‏

نایب رئیس - پیشنهاد آقاى دکتر بقایى قرائت مى‌شود (به شرح زیر قرائت شد) ریاست معظم مجلس شوراى ملى پیشنهاد می‌کنم تبصره ذیل به ماده واحده اضافه شود.

تبصره - دولت مکلف است وضعیت استخدامى کارمندانى را که به علت انجام خدمت نظام وظیفه از ترفیع محروم مانده‌اند اقلاً با وضع متوسط هم‌دوره‌هاى آنها که خدمت نظام را انجام نداده‌اند تطبیق نماید.

وزیر فرهنگ - این نظر تأمین شده است‏.

نایب رئیس - آقاى دکتر بقایى‏

دکتر بقایى - آقایان محترم توجه دارند که در همه جاى دنیا سعى مى‌شود کسانى که به نظام وظیفه می‌روند به طورى وسایل‌شان مرتب بشود و مورد تشویق قرار بگیرند که این خدمت ملى را با رغبت و با میل بروند و انجام بدهند. متأسفانه در مملکت ما با وجود این که روز اولى که قانون نظام وظیفه گذشت یک پیش‌بینى‌هایى درش شده بود که خیلى کمتر حتى به مفاد آن قانون عمل مى‌شد یک کسى که می‌رود به نظام وظیفه بر طبق قانون محل استخدامیش محفوظ است و وقتى که برگشت باید فوراً به او کار داده شود ولى وقتى که از نظام وظیفه معمولاً مرخص مى‌شوند باید چند ماه بدوند تا تکلیف استخدام مجددشان معین بشود و بعد از آن هم باید چند ماه صبر بکنند تا بودجه تصویب شود و حقوق به ایشان پرداخت شود یعنى یک نفر کارمند دولت اعم از این که کارمند فرهنگ باشد یا غیره فرهنگ وقتى که خدمت وظیفه‌اش را انجام داد تقریباً باید همان دوندگى و زحماتى را که یک نفر تازه مى‌خواهد وارد خدمت دولت بشود مجدداً باید انجام بدهد و گمان می‌کنم راجع به این موضوع آقایان نمایندگان محترم هم توجه داشته باشند که یک قسمت از مراجعات معمولى ما مراجعات آن بیچاره‌هایى است که رفته‌اند خدمت وطنى خودشان را انجام داده‌اند (صحیح است) البته یک عده‌اى هستند که به علت تکفل یا به علل دیگرى از نظام وظیفه معاف مى‌شوند یک عده هم هستند و بیشتر در سابق بودند

+++

‌البته، که چون نور چشمى بودند، آقازاده بودند، پول‌دار بودند، یا هر علت دیگرى، از نظام وظیفه معاف شدند و اینها در دستگاه دولتى مرتب رتبه گرفتند. اضافه حقوق گرفتند ترفیع مقام گرفتند و آن بدبختى که رفته خدمت وظیفه‌اش را انجام داده وقتی که مى‌آید به کلى از آنها عقب مى‌ماند این که گفتند در نظر گرفته شده می‌دانم در نظر گرفته شده اصل قانون هم در نظر گرفته ولى این نظرهایى که گرفته مى‌شود اجرا نمى‌شود. این پیشنهادى را که امروز بنده تقدیم مجلس شوراى ملى کردم روى تذکرى بود که با اجازه آقایان نامه‌شان را قرائت مى‌کنم:

اکنون که اضافه اعتبار وزارت فرهنگ در مجلس مطرح است توجه آن جناب را به مراتب زیر معطوف مى‌داریم تا هر گونه مقتضى بدانند ضمن تبصره‌اى به لایحه تقدیمى وزارت فرهنگ اضافه فرمایند ما امضاکنندگان فارغ‌التحصیل دانشسراهاى مقدماتى که در سال‌هاى 20 و 21 با پایه دو آموزگارى به خدمت وزارت فرهنگ وارد شدیم در مهر 29 و فروردین 30 براى انجام خدمت نظام وظیفه به دانشکده افسرى رفتیم و برخلاف قانون مصوبه مجلس به عوض یک سال هیجده ماه با سخت‌ترین شرایط در بدترین نقاط مرزى و بد آب و هوا خدمت خود را به پایان رساندیم.

این یک جمله معترضه است (مکى - آقاى وزیر فرهنگ گفتند که آن را تأمین کردیم) تأمین باید عملاً بشود توى قانون نمى‌شود این کار را کرد. این را شاید بنده چندین بار این جا مصدع آقایان شده باشم براى این عمل خلاف قانون که در نظام وظیفه صورت مى‌گیرد براى اولین مرتبه بنده در دوره 15 این را مطرح کردم و بعد در دوره رزم‌آرا راجع به این موضوع سؤال کردم و البته هیچ توجهى نشد و هیچ جوابى داده نشد بعد در چند ماه پیش این موضوع را تذکر دادم و خواهش کردم که در نظر گرفته بشود و هنوز نمى‌دانم اقدامى شده است یا نه؟ طبق قانون نظام وظیفه باید اینها یک سال خدمت کنند و اینها را برخلاف قانون شش ماه بیشتر نگاه مى‌دارند و این موضوع مرتب در مجلس مطرح شده سؤال شده صحبت شده خود بنده هم در دوره 15 مطرح کردم و هم در زمان حکومت رزم‌آرا سؤال کردم هیچ جوابى داده نشد و معلوم نیست که حالا هم جواب داده بشود یا نه در صورتی که اینها بعد از یک سال خدمت باید مرخص بشوند و حقیقت واقع هم این است که احتیاجى به وجود آنها نیست و بى‌خود آنها را نگاه مى‌دارند در خلال این مدت ...

نایب رئیس - تمام شد آقا؟

دکتر بقایى - اجازه بفرمایید الان تمام مى‌شود این آقایان مى‌نویسند: در خلال این مدت طبق بند ماده 14 تصویب‌نامه شماره 7479 و 9/ 4/26 به هم‌دوره‌هاى ما که در خدمت فرهنگ بودند یک رتبه اضافى دادند درست کسانى که در مهر 20 و 21 با پایه دو آموزگارى به خدمت وارد شدند در مهر 28 و 29 پایه 7 آموزگارى دریافت نمودند. چون به استناد دستور جناب آقاى وزیر طبق قانون اختیارات کلیه تصویب‌نامه‌هاى 25 و 26 ملغى گردید وزارت فرهنگ به علت مخالفت وزارت دارایى و اداره بازنشستگى (از صدور ابلاغ بند جیم خوددارى نمود ولى ضمن لایحه اضافه اعتبار مبلغى براى پرداخت حقوق کسانى که رتبه بند جیم آنها به گواهى بازنشستگى رسیده بود منظور داشت و این تنها گناه ما است که زمان اعطاى رتبه در خدمت نظام بودیم اینک با سوابق فلان و فلان تقاضا داریم نگذارند یک عده آموزگار که بهترین دوران جوانى خود را با کمال صداقت صرف آموزش و پرورش فرزندان این مرز و بوم نموده‌اند از حقوق حقه خود محروم گردند و با در نظر گرفتن وضع اسفناک این طبقه ترتیبى اتخاذ فرمایند که حق ایشان پایمال نگردد.

این نامه به امضاى یک عده از آموزگاران است البته تنها موضوع آموزگاران نیست وضع کلیه کسانى که به خدمت نظام وظیفه می‌روند البته همان طور که عرض کردم کسانى که از موضوع خدمت نظام وظیفه معاف مى‌شوند چند دسته هستند که یا نقص جسمانى دارند یا متکفل هستند و واقعاً باید معاف باشند یک عده دیگرى هستند که نور‌چشمى‌ها و آقازاده‌ها و پشت هم اندازها هستند که وقتى از خدمت نظام وظیفه معاف مى‌شوند در دستگاه‌هاى ادارى هم پیشرفت زیادى مى‌کنند خیلى‌ها هستند که ممکن است به سمت مدیر کلى هم برسند و در آن پیشنهادى هم که به مجلس تقدیم کردم می‌خواستم عرض کنم که آنهایى که به نظام وظیفه رفته‌اند هم رتبه آنها بشوند چون این ممکن نیست آنها همان طور که از خدمت نظام وظیفه معاف شده‌اند پیشرفت هم کرده‌اند و رتبه‌هاى زیادى گرفته‌اند پیشنهاد کردم حداقل آنها به حد متوسط خودشان برسند فرض کنید دو نفر نرفته‌اند یکى توانسته است رتبه‌اش را به پایه 9 برساند و یکى رتبه 7 شده آن بیچاره‌اى که رفته خدمت نظام وظیفه‌اش را انجام داده دیگر در رتبه 3 نماند اقلاً همان رتبه 7 آن کسى که نرفته بود به نظام وظیفه درباره او هم منظور بشود و خواهش می‌کنم با وجودى که گفته شده منظور شده آقایان نمایندگان محترم به این پیشنهاد رأى بدهند براى این که این منظور شد تنها کافى نیست و تا رأى داده نشود این کار عملى نیست و مشکل است به اجرا در بیاید.

نایب رئیس - آقاى دکتر بقایى‏

دکتر بقایى - فقط یک کلمه مى‌خواهم یک اصلاحى بکنم راجع به یک موضوعى که گر چه مربوط به این پیشنهاد نیست ولى چون دوست عزیز ما آقاى مهندس حسیبى فرمودند با تقدیر از حسن‌نیت ایشان چون ایشان جنبه دوستى را غالباً زیاد مراعات مى‌کنند (مهندس حسیبى - هیچ همچو چیزى نیست آقاى دکتر بقایى) بنده که هنوز چیزى نگفته‌ام ولى بنده اطلاع دارم که کارگران و کارمندان شرکت نفت نسبت به آقاى دکتر فلاح خوش‌بین نیستند (صحیح است) (شمس قنات‌آبادى - به آقاى بیات هم خوش‌بین نیستند) و به طوری که در یک مجلس آقاى مکى راجع به این جریان چند روز اخیر آبادان مى‌گفتند این تحریکاتى که شده بود در اثر تحریک شخص آقاى دکتر فلاح بود که می‌خواسته‌اند مدیر عامل بشوند (مهندس حسیبى - آقا این صحیح نیست چرا این حرف‌ها را مى‌زنید؟) اجازه بفرمایید آقاى مهندس حسیبى وسط حرف من ندوید آقاى مهندس حسیبى چون این مطلب را نمی‌خواستم بگویم ولى مجبور شدم بگویم کسى که نشان وفادارى دولت انگلیس را داشته باشد این شخص به عقیده بنده قابل اعتماد نیست چون انگلیس‌ها بی‌دلیل به کسى نشان وفادارى نمی‌دهند.

نایب رئیس - آقاى مخبر

مخبر - در این ماده و در این صورت ریز که بنا هم هست ازکمیسیون بودجه مجلس بگذرد اعتبار اضافه و ترفیع معلمینى که خدمت نظام وظیفه را پایان داده‌اند وجود دارد حالا اگر هم می‌خواهند رأى بگیرند بگیرند.

نایب رئیس - آقاى مهندس زیرک‌زاده مخالفید؟ (زیرک‌زاده - بنده عرضى ندارم) کسى تقاضاى مخالفت نکرده است؟ (اخگر - بنده مخالفم) بفرمایید.

اخگر - یک مطلبى جناب آقاى دکتر فرمودند که من متوجه نشدم و مى‌خواستم به این وسیله سؤال بکنم و روشن بشویم فرمودید که در سال 21 وارد آموزگارى شده‌اند و در 29 رفته‌اند به نظام وظیفه اگر نظام وظیفه را در 20 سالگلى بروند آن وقت مى‌بایستى که در 12 سالگى رفته باشند به آموزگارى چون این براى بنده قابل فهم نبود خواستم سؤالى کرده باشم که براى بنده روشن بشود و در اصل مطلب هم قانونى گذشته است که هر کس رفته است به نظام وظیفه وقتى برگشت باید برود سر جاى خودش و آنها هم قبول بکنند اگر قانون را اجرا نمى‌کنند باید به این عنوان اعتراض کرد و الا هى قانون بگذرانید چه فایده‌اى دارد؟

نایب رئیس - پیشنهاد آقاى دکتر بقایى دو مرتبه قرائت مى‌شود (به شرح سابق قرائت شد) آقایانى که با این پیشنهاد موافقند قیام فرمایند (اکثر برخاستند) تصویب شد.

آقایان توجه بفرمایند بلکه این کار را تمام بکنیم. پیشنهاد آقاى بهادرى قرائت مى‌شود (به شرح زیر قرائت شد) تبصره ذیل را براى الحاق به ماده واحده پیشنهاد مى‌نمایم:

هر یک از دانش‌آموزان دبستان و دبیرستان‌ها که داخل در احزاب سیاسى بشوند و یا در مدارس مرام حزبى را تبلیغ نموده و یا اعلامیه و بیانیه احزاب یا منتسب به احزاب را ترویج و توزیع نموده یا آن را به فروش برسانند و یا افراد یا گروهى از دانش‌آموزان را به وسیله افراد یا دسته دیگر تحریک نموده و یا اغوا به اعتصاب یا شورش یا توهین به آموزگاران و دبیران وادار نماید به حبس تأدیبى از شش ماه الى یک سال محکوم گشته و از مدارس دولتى اخراج مى‌گردند (همهمه نمایندگان - زنگ رئیس)

مهندس حسیبى - این پیشنهاد مال کدام بى‌اطلاعى است.‏

دکتر شایگان - این چه ربطى به لایحه اضافه اعتبار وزارت فرهنگ دارد؟!

مهندس حسیبى - پس همه مملکت را به محبس تبدیل کنید.

شمس قنات‌آبادى - همچنان که آقاى وزیر فرهنگ کرده‌اند الان توى دبیرستان دارالفنون سرهنگ انتظامى هست.

مهندس حسیبى - همه‌اش حبس؟

نایب رئیس - آقاى بهادرى‏

بهادرى - بهادرى اجازه بفرمایید آقاى من، عصبانى هم نشوید پیشنهاداتى که داده مى‌شود رأیش با مجلس است و هیچ وقت هم که آقایان پیشنهاد داده‌اند ما عصبانى نشدیم و داد و قال هم راه نینداختیم و پنج شش ماه هم هست که سکوت کردیم و هیچ حرفى نزدیم حالا هم اگر اجازه نمى‌دهید بروم بنشینم سر جایم بنده این پیشنهاد را براى این دادم که فرهنگ ما آقایان تصدیق دارند که وضعش طورى شده است که مرکز سیاست شده این را همه آقایان تصدیق دارند که تمام اوضاع فرهنگ ما اختصاص یافته براى تبلیغ و تحریک و دانش‌آموز ده دوازده ساله که می‌رود مدرسه تحت‌تأثیر این عوامل قرار گرفته عوض این که تحصیل بکند دنبال سیاست‌بازى مى‌افتد من نمی‌گویم که نباید شخص وارد سیاست باشد (امامى‌اهرى - محصل نباید باشد) (دکتر سنجابى - بچه 12 ساله را چطور مى‌شود حبس کرد؟) البته از 18 سال 20 سال به بعد که در دانشگاه هستند می‌توانند باشند (خسرو قشقایى - چطور بچه 6 ساله وکیل مؤسسان می‌تواند درست کند؟) بچه 18 ساله که در دانشگاه است من نمی‌گویم

+++

‌در سیاست وارد نباشد اما الان بچه‌هاى ده دوازده ساله در این دبستان‌ها تحصیل نمی‌کنند و کارشان سیاست‌بازى است اگر آموزگار هم دنبال این حرف را بگیرد که چرا درس نمی‌خوانید اعتصاب می‌کنند هتاکى می‌کنند براى این که فرهنگمان دوام و قوامى داشته باشد این پیشنهاد را دادم و عصبانى شدن هم ندارد.

نایب رئیس - آقاى دکتر شایگان‏

دکتر شایگان - در اصل مطلب گمان می‌کنم که همه نمایندگان محترم موافق هستند که محصل به خصوص محصلى که در مدرسه ابتدایى و مدرسه متوسطه هست بایستى تمام همش صرف این بشود که قواى روحى و جسمى خودش را تقویت کند و خارج از امور مدرسه دیگر کارى نکند (صحیح است) این را همه توافق دارند محصل در دوره تهیه است دوره تهیه یعنى دوره‌ای که هنوز قوایش کافى براى اظهارنظر در مسائل عظیم سیاسى درجه اول نیست ماها که ریشمان به کمرمان رسیده هنوز در این مسائل کمیتمان لنگ است و به طریق اولى بچه 12 ساله 14 ساله 16 ساله نمى‌تواند در این مسائل اظهار‌نظر بکند ولى صحبت در این است که چطور می‌شود جلوگیرى از این کار کرد یکى از نمایندگان محترم الان پیشنهادى داد که بنده رأى ندادم و آن مسئله این بود که به نظر ایشان رسیده بود که جلوگیرى از این به این وضع مى‌شود که معلم را بگیرند اگر تو از این حرف‌ها زدى ما تو را اخراج مى‌کنیم و منتظر خدمت می‌کنیم البته تصویب هم شد. حالا رسیده‌ایم به جایى که محصل را هم به این ترتیب می‌خواهیم تحت قانون بیاوریم آن هم قانونى که با هیچ یک از اصول جور در نمى‌آید و او را بیاوریم و محکوم این قانون بکنیم مطلب این است که بایستى جلوگیرى بشود از این که وقت محصل در چیزهایى که در محیط اطلاع او نیست صرف بشود این کار را بایستى وزارت فرهنگ بکند این کار بایستى مدیران مدارس بکنند اما دیگر از حدود مدرسه نمی‌تواند خارج بشود. گفتن این مطلب آسان است بچه است همه جورحرف مى‌زند هر چرندى را ممکن است بگوید ولى براى این که آقایان درک بى‌اساسى این مطلب را بکنند در نظر بگیرند که یکى از بچه‌هاى خودشان را که 12، 13، 15 ساله را بگیرند حبس بکنند مگر مى‌شود بچه را حبس کرد؟ کجا او راحبس بکنند حبس یعنى چه؟ بچه مدرسه را مگر می‌شود حبس کرد؟ جنایت هم اگر بکند هیچ یک از قوانین همچو اجازه را نمی‌دهند اگر جنایت درجه اول هم بکند تازه او را حبس نمی‌کنند می‌گویند باید او را برد یک جا نگاهدارى کرد براى تربیت براى او دارالتأدیب درست می‌کنند ما الان وسیله نداریم جا نداریم که آنهایى که جنایت‌هاى درجه اول می‌کنند نگاهدارى کنیم آن وقت بچه‌ها را هم ببریم حبس کنیم این با هیچ یک از اصول حقوقى و جزایى جور در نمى‌آید (امامى‌اهرى - منظورشان همین بود که فرمودید) آخر منظور را از آن نوشته مى‌خوانند عرض کردم اگر منظور این است که آقایان بگویند که وزیر فرهنگ معلمین استادان جلوگیرى بکنند از این که جوانى هنوز نارس است نابالغ است چیزى نمى‌فهمد وارد سیاست نشود همه موافق هستند ولى اگر بخواهند حبسش بکنند بنده مخالفم و گمان می‌کنم آقایان هم مخالف باشند (صحیح است)

بهادرى - اجازه مى‌فرمایید؟

نایب رئیس - بفرمایید.

بهادرى - بنده از بیانات جناب آقاى دکتر شایگان استفاده کردم و بنده هم مقصودم و غرض از این کار نداشتم و قسمت عمده از آنهایى که در دبیرستان‌ها وسیله تحریک فراهم می‌کنند و می‌روند اسم‌نویسى کنند که نروند به نظام وظیفه و آنجا وسیله تحریک مى‌شوند بنده غرضى ندارم و یک راهى براى محصلین در نظر گرفته بشود که این نظر ما تأمین بشود بنده صرف‌نظر می‌کنم و پس هم می‌گیرم (احسنت)

نایب رئیس - پیشنهاد آقاى جلیلى قرائت مى‌شود (به شرح زیر قرائت شد) پیشنهاد مى‌نمایم که تبصره ذیل به ماده واحده اضافه شود: کارمندان وزارت فرهنگ که داراى پایه دبیرى و آموزگارى هستند منحصراً به شغل دبیرى و آموزگارى گمارده شوند.

نایب رئیس - آقاى جلیلى بفرمایید.

جلیلى - این پیشنهادى را که بنده دادم آقایان می‌دانند که اول سال تحصیلى که می‌شود در ولایات و مخصوصاً دبیرستان‌ها فاقد دبیرند و وقتی که مراجعه می‌کنند که ما دبیر نداریم دبستان‌ها را هم مى‌بینیم که معلم ندارند و در عین حال ما دبیرهایى داریم که با پایه دبیرى شغل‌هاى ادارى دارند یا بازرسند یا رئیس کارپردازى هستند و در همان قسمت‌هاى ولایات آنها را داریم در مرکز هم داریم بنابراین بنده پیشنهاد کردم که ما که احتیاج به دبیر و آموزگار داریم آنهایى که داراى رتبه دبیرى هستند از وجودشان استفاده بکنیم در همان رشته‌اى که آنها تحصیلات‌شان در آن رشته بوده و تخصص دارند و الان مى‌بینیم که محصلین ولایات که مى‌آیند در مرکز و در کنکورها شرکت می‌کنند از محصلین مرکز ضعیف‌تر هستند وقتى که دقت مى‌کنیم مى‌بینیم که در بعضى موارد دبیر نداشته‌اند مثلاً دبیر زبان ندارند یا دبیر شیمى ندارند و در عین حال هستند اشخاصى که دبیر هستند ولى کارهاى ادارى دارند این پیشنهادى بود که بنده کردم و از طرفى ما مى‌بینیم که اظهار می‌کنند که در وزارتخانه‌ها ما کارمندان زیادى داریم و خوب است که اینها را بردارند و بیاورند و در کارهاى ادارى وزارت فرهنگ از آنها استفاده کنند و این آقایان دبیرانى که به اسم بازرس و کارپرداز در ولایات و در مرکز هستند اینها را سر کار معلمى بگذارند.

نایب رئیس - آقاى وزیر فرهنگ‏

وزیر فرهنگ - مستخدمین وزارت فرهنگ که رتبه دبیرى دارند اغلب دبیرهایى هستند که پس از سال‌ها خدمت دبیرى بر اثر خستگى باعث شده است که کارشان عوض بشود و اینها کارهاى دبیرى را که بر عهده داشته‌اند انجام داده‌اند آقایان تصدیق دارند که کار دبیرى کار آسانى نیست و خیلى بیشتر از سایر خدمات دولتى انسان را خسته و فرسوده می‌کند و مخصوصاً وقتى دبیرى به این حال رسید و بعد از 15 سال بیست سال خدمات در مدارس که خسته شدند ما آنها را متقاعد می‌کنیم از کار بر کنار می‌کنیم و باید کار دیگرى در اداره دیگرى با همان مزایاى دبیرى که داشته بهش بدهیم و اگر این کار را نکنیم دیگر کسى رغبت به شغل دبیرى نخواهد داشت این است که تقاضا می‌کنم این پیشنهاد را مسترد بکنید بنده در این مدت براى اطمینان آقایان عرض می‌کنم که تمام اعضاى وزارت فرهنگ یعنى آن عده‌اى که شایستگى دبیرى داشته‌اند رتبه دبیرى داشته‌اند رتبه دبیرى هم نداشته‌اند در خدمت وزارت فرهنگ بوده‌اند همین اندازه که ما تشخیص دادیم که می‌توانند تدریس کنند ساعات تدریس هم برایشان تعیین کرده‌ایم که بتوانند تدریس کنند البته در ولایات هم این قسمت عملى خواهد شد که کسر دبیر هم به این ترتیب تأمین می‌شود ولى این که جلوى دبیر را بگیریم که از خدمت نتواند خارج بشود این اشکالات زیادى دارد.

نایب رئیس - آقاى ناظرزاده‏

ناظرزاده - یکى از اعتراضات دبیران همیشه در این مملکت این است که می‌گویند چون اشخاص ادارى را شغل‌هایى می‌دهند که با کار ما همیشه تماس دارد درست متوجه درد ما نیستند و نمى‌دانند که دبیران کشور چه احتیاجاتى دارند بنابراین اگر بنا باشد که این پیشنهاد عملى شود به مراتب اعتراض دبیران کشور بیشتر خواهد شد خود وزارت فرهنگ این قسمت را در نظر گرفته که حتى بیشتر آقایانى که سمت بازرس دارند تدریس هم بکنند منظور آقاى جلیلى هم تأمین مى‌شود و اگر نظرى دارند باز هم ممکن است پیشنهاد بکنند که ترتیب اثر داده شود بنابراین تقاضا می‌کنم این را پس بگیرند که این سه چهار تا پیشنهاد دیگر هم تمام شود.

فرامرزى - کنار گود نشسته‌اید می‌گویید لنگش کن دو ساعت اگر توى مدرسه درس بدهید معنى درس دادن را مى‌فهمید.

جلیلى - بنده پیشنهادم را پس مى‌گیرم ولى انتظار دارم که توجه بفرمایید یعنى وزارت فرهنگ اقدام کند.

نایب رئیس - پیشنهاد دیگرى قرائت مى‌شود (پیشنهاد آقاى مهندس زیرک‌زاده به شرح زیر قرائت شد) پیشنهاد می‌کنم بناى دبیرستان‌ها دبستان‌هایى که از این محل تأمین مى‌شوند به عهده اهل محل باشد.

نایب رئیس - آقاى مهندس زیرک‌زاده‏

مهندس زیرک‌زاده - ممکن است که پیشنهاد بنده خیلى بد نوشته شده باشد (صحیح است) آقایان خواهند بخشید منظور این است که از این محل بودجه‌اى که دبیرستان یا دبستانى ساخته مى‌شود در یک مکانى اهل آن مکان بنا را خودشان بکنند یک قانونى در این مملکت بوده است به اسم قانون تعلیمات اجبارى در آن موقع که این قانون را گذراندند بنده فکر کردم که آقایان می‌دانند که این قانون چگونه اجرا خواهد شد ولى بعد از آن چند سال که گذشته است نه تنها ما قانون تعلیمات اجبارى را عمل نکردیم بلکه یک تعلیمات تحمیلى داریم یعنى دولت هم در نتیجه فشار مردم مجبور است یک مدارسى را باز بکند علت این پیش‌آمد این است که فرهنگ و تعلیمات اجبارى بدون کمک مردم میسر نیست هیچ بودجه‌اى در هیچ مملکتى قادر نیست که تعلیمات اجبارى در یک مملکت بدون کمک مردم برقرار شود هیچ جا نشده و در این جا هم عملى نخواهد شد دو سال قبل تعلیمات اجبارى صدى بیست و پنج کسر داشت یعنى کسر محل و کسر معلم و مسلماً این کسر الان در حدود صدى سى و پنج رسیده است و دولت‌هاى ایران بر فرض این که بودجه فرهنگ را هم دو برابر بکنند قادر نخواهند بود این کار را انجام بدهند الان تمام مردم ایران احتیاج به فرهنگ دارند علاقه به فرهنگ دارند این علاقه به اندازه‌اى شدید است که اگر وزارت فرهنگ اقدامى بکند فعلاً نتیجه بزرگى گرفته مى‌شود بزرگ‌ترین کمکى که مردم می‌توانند بکنند ساختمان است ساختمان دبیرستان و دبستان در هر محلى صاحب ملک زمین می‌دهد و اگر پول بهتر داد کمک می‌کند مردم مصالح مى‌دهند این کار را در همه جاى دنیا می‌کنند وحتى مردم حاضر مى‌شوند بیایند در کار ساختمان آن شرکت کنند آجر مى‌آورند سنگ مى‌آورند و بنا را خودشان مى‌سازند شما هم این بودجه‌اى را که صرف بنا و تأسیسات می‌کنید فقط صرف معلم بکنید منتهى به شهرستان‌ها بگویید اگر

+++

‌مدرسه می‌خواهید خودتان بنایش را باید بدهید من معلمش را می‌دهم به این ترتیب بنده تصور می‌کنم خیلى‌ها این کار را بکنند بنده یقین دارم می‌کنند و استفاده‌اى که به موجب این کار مى‌شود دو برابر این کارى است که الان می‌شود بنده مقصودم این بود که خرج تأسیسات بنایى صرف معلم بشود صرف آموزگار بشود و بنا را خود اهل محل بسازند به آن پولدارهایى که صاحب ملک هستند باید گفت که به فرهنگ مملکت کمک بکنید والله بالله مردم فقیر حاضرند که مدرسه درست کنند حاضرند کار کنند مدرسه بسازند این صاحب ملک است که حاضر نیست زمین بدهد هر جا که می‌گویند ما مدرسه می‌خواهیم بگویید تو بنا بساز معلم حاضر است.

نایب رئیس - آقاى نبوى مخالفید بفرمایید.

نبوى - اصل فکر جناب آقاى مهندس زیرک‌زاده خیلى خوب است ولى این فکر را در موقع دیگر و به موجب قانون دیگرى مى‌شود تأیید کرد (ناصر ذوالفقارى - در قانون شهردارى‌ها هست) چون در این قانون به موجب پیشنهادهایى که آقایان کرده‌اند خلاف این ذکر شده این قانون باید صرفاً به مصرف آن چیزهایى برسد که در این جا قید کرده‌اند الان در دهات عمل وزارت فرهنگ همین است دبستان نمى‌سازند در بسیارى از جاها عوارض محلى وضع کرده‌اند و از آن محل مدرسه مى‌سازند بنده اطلاع دارم که در مشهد دو مدرسه ساخته مى‌شود در نیشابور در نتیجه اقبالى که مردم کرده‌اند قریب ده مدرسه در شهر و بیش از بیست مدرسه در قراء ساخته شده و اگر ما یک رویه‌اى می‌خواهیم براى ساختمان دبستان و دبیرستان اتخاذ کنیم این یک قانون خاصى می‌خواهد الان مثل یک مالیات نمى‌شود وضع کرد و براى این که این کار زودتر بگذرد خواهش می‌کنم این پیشنهاد را پس بگیرند و آنچه که بنده شنیده‌ام شاید ده بیست پیشنهاد دیگر هست که آنها هم وقت می‌خواهد و نمى‌دانم به امروز می‌رسد یا نه‏

نایب رئیس - آقا پس می‌گیرید؟

مهندس زیرک‌زاده - بلى پس گرفتم‏

نایب رئیس - پیشنهاد دیگرى قرائت مى‌شود (پیشنهاد آقاى ملک‌مدنى به شرح زیر قرائت شد) تبصره زیر را پیشنهاد مى‌نمایم: در قسمت‌هایى که عشایرى است و ییلاق و قشلاق می‌نمایند وزارت فرهنگ مکلف است آموزگار سیار براى عشایر تعیین نماید که در موقع ییلاق و قشلاق بچه‌هاى عشایر بتوانند از آموزش ابتدایى استفاده نمایند.

نایب رئیس - آقاى ملک‌مدنى‏

ملک‌مدنى - بنده این پیشنهاد را کردم براى این که تذکرى به جناب آقاى وزیر فرهنگ بدهم گویا آقاى پورسرتیپ هم پیشنهاد دیگرى در این زمینه کرده‌اند عشایر ما که از قسمت‌هاى خیلى مفید مملکت هستند به واسطه داشتن مقتضیات محلى ناچارند که ییلاق و قشلاق کنند و این کار را یکى دو بار خواسته بکنند عملى شوند و عملى هم نیست زیرا اشخاصى که عقب گوسفند هستند و یک واحد بزرگى را هم تشکیل می‌دهند این عشایرند و ما نباید به آنها بى‌توجه باشیم باید دولت جناب آقاى دکتر مصدق ضمن اصلاحاتى که در نظر دارد یک راهى هم براى این کار در نظر بگیرد و یک فکر اساسى بکند این عشایر مملکت ما که از بهترین طبقات کشور ما هستند مالیات هم مى‌دهند در گذشته هم همیشه حافظ سرحدات این مملکت بوده‌اند اینها باید وسایل تعلیم و تربیت برایشان فراهم بشود و به نظر بنده آمد که پیشنهاد بدهم که یک آموزگارهاى سیارى باشند که همین طورى که اینها در جریان ییلاق و قشلاق هستند بچه‌هاى عشایر بتوانند از اینها استفاده کنند مملکت ایران همان طورى که گفته شد تنها تهران نیست تنها این یک میلیون و دویست هزار نفر سکنه تهران نیست از ارس گرفته تا بندرعباس و از قصرشیرین تا بروجرد سرخس و سرحدات شرق همه ایران است باید دولت‌هایى که روى کار مى‌آیند و مى‌خواهند اصلاحات بکنند باید به مردم ولایات توجه داشته باشند ما که نمایندگان مردم ولایات هستیم نماینده همه جاى این مملکت هستیم این تذکرات را که عرض می‌کنم من خواستم که توجه بفرمایید به این موضوع و براى این کار فکرى بکنید و بنده میل دارم که اگر جنابعالى (خطاب به آقاى وزیر فرهنگ) مطالعاتى فرموده‌اید در این زمینه یک جوابى به بنده بدهید که مردم عشایر هم بدانند که آقاى دکتر آذر وزیر فرهنگ روشنفکر هم به فکر آنها هست و وضع حاضر هم با وضع گذشته تفاوتش این شده که آنها هم حاضرند بچه‌شان سواد پیدا کند و از سواد که بزرگترین نعمت و سعادت بشر هست استفاده کرده باشند.

نایب رئیس - آقاى وزیر فرهنگ‏

وزیر فرهنگ - بنده که با ایشان و آقاى پورسرتیپ که مذاکره کردیم قرار شد که تشریف بیاورند به وزارت فرهنگ با آقاى رئیس فرهنگ شهرستان‌ها صحبت کنیم و قرارى براى این کار بگذاریم و منظور آقایان را با یک ترتیبى عملى کنیم انشاء‌الله البته توجه هست ولى اشکالش این است که معلم که نمى‌آید عشایرى بشود مگر از میان همان عشایر معلم انتخاب کنیم و الا معلمى که مقید بشود گمان نمی‌کنم بتوانیم تهیه بکنیم باید یک تدابیر قطعى‌تر و دقیق‌ترى اتخاذ شود و به این صورت در این قانون گمان نمی‌کنم عملى بشود.

ملک‌مدنى - بنده منظورم این بود که خواستم تذکرى داده باشم و امیدوارم با این بیاناتى که فرمودند اقدامى در این مورد بفرمایید پیشنهاد را هم پس گرفتم‏.

نایب رئیس - پیشنهاد دیگرى قرائت مى‌شود (پیشنهاد آقاى پورسرتیپ به شرح زیر قرائت شد) تبصره ذیل را به ماده واحده پیشنهاد مى‌کنم.

تبصره - وزارت فرهنگ مکلف است که براى تعلیم و تربیت اطفال عشایر با جلب نظر مطلعین و در نظر گرفتن طرز زندگانى آنان برنامه و روشى تعیین و ضمن گزارش به مجلس شوراى ملى در سال آتیه به موقع اجرا بگذارد.

نایب رئیس - آقاى پورسرتیپ‏

پورسرتیپ - بنده به حسن‌نیت جناب آقاى وزیر فرهنگ و دولت عقیده دارم ولى در ضمن معتقدم و آقایان نمایندگان محترم هم معتقدند که بایستى مردم هم یک وضعى پیدا کنند که در این مملکت بتوانند منشأ یک اثرى باشند (خسرو قشقایى - منشأ اثر هستند ولى اثر بد) بلى منشأ اثر بد هستند همان طور که در جلسه گذشته عرض کردم هر وقت موضوع اصلاحاتى است ابداً نامى از عشایر نیست اما در یک موارد خاصى اینها را به نام افراد میهن‌پرست و وطن‌دوست و شاه‌پرست و از این حرف‌ها خیلى درباره شان زده مى‌شود اما نه فرهنگ دارند نه بهداشت دارند هیچ چیز ندارند هر وقت هم حرف مى‌زنیم می‌گویند وضع عشایر طورى است که ما نمى‌توانیم به آنها کمک کنیم اگر وضع زندگانی‌شان بد است این طرز زندگانی‌شان را عوض کنید اگر می‌دانید زندگانى اینها مفید براى ممکت است گوشت روغن لبنیات هر چه هست در این مملکت که لازم براى این مملکت است آنها تهیه می‌کنند کارى کنید که براى آنها مفید باشد و به تناسب زندگى فعلی‌شان بیایید یک ترتیباتى بدهید که از این لوازمى که شهری‌ها و دهاتی‌ها استفاده می‌کنند از قبیل فرهنگ بهداشت آنها هم استفاده بکنند ولى اگر واقعاً مى‌فرمایید که همین طور زندگى کنند (اخگر - بهتر این است که در یک جا ساکن شوند) اگر ساکن بشوند زندگانی‌شان از بین می‌رود به هر حال یک فکرى هم به حال اینها بکنید.

نایب رئیس - آقاى ناظرزاده‏

ناظرزاده - کسى در مجلس نیست که از لحاظ بهبود وضع عشایر رشید و وطن‌پرست مملکت نخواهد کمک بشود. این موضوع مورد قبول ما هست ولى یواش یواش فراموش شده که این ماده واحده کمک اعتبارات وزارت فرهنگ است آقاى وزیر فرهنگ قبول فرمودند که مخصوصاً یک دایره‌اى به نام دایره عشایر در وزارت فرهنگ تشکیل بشود براى همین کارها و این ماده‌اى که شما داده‌اید مربوط به سال آتیه است؟ (پورسرتیپ - بلى راجع به سال آتیه است) خیلى خوب اگر آقایان رأى بدهند براى سال آتیه اشکالى ندارد.

نایب رئیس - آقاى خسرو قشقایى‏

خسرو قشقایى - حق بود که این پیشنهاد را بنده می‌کردم ولى چون مطمئن بودم که دولت کوچکترین توجهى در این کار نخواهد کرد بنده پیشنهاد نکردم چندى قبل که کابینه آخرى آقاى دکتر مصدق تشکیل شد بنده یک نامه‌اى خدمت ایشان تقدیم کردم و تقاضاى کمک و توجه به وضع عشایر ایران کردم متأسفانه کوچکترین تأثیرى نکرد و براى هر کارى قانون گذراندند بودجه تصویب کردند تمام پیش‌بینى‌ها را کردند ولى متأسفانه براى عشایر کوچکترین اهمیتى قائل نشدند و توجهى نکردند در صورتی که یک چهارم جمعیت ایران را عشایر تشکیل می‌دهند ولى نمی‌دانم واقعاً دولت تا کى می‌خواهد بنشیند و تماشا کند که وضع عشایر این طور باشد و آقاى وزیر فرهنگ هم بیایند پشت این تریبون بفرمایند که ما معلم سیار نمى‌توانیم بفرستیم آقا وقتى که شما مى‌خواهید اینها را بزنید چندین میلیون مى‌توانید خرج بکنید تانک و مسلسل بفرستید اینها را بکشید ولى چهار تا معلم نمى‌توانید بفرستید بنده مى‌خواهم باز هم تذکر بدهم که به این جمعیت ایران که یک قسمت اعظم از جمعیت ایران را تشکیل می‌دهند توجه کنید به تاریخ اینها نگاه کنید در سیصد چهار صد سال گذشته همیشه حافط ایران اینها بوده‌اند ولى متأسفانه یا خوشبختانه نمی‌دانم روى چه سیاستى در این سى سال اخیر تصمیم گرفتند که اینها را بگیرند و بکشند نمى‌دانم روى چه حسابى و چرا این کار را کردند ولى متأسفانه بهترین فرصت‌ها را در 25 سال گذشته که در ایران امنیت کامل بود و دنیا اجازه مى‌داد که براى اینها اصلاحاتى بکنند نکردند و به جاى این که اینها را تشویق بکنند نایب‌ها سرهنگ شدند سرلشگرها سپهبد شدند تمام سینه‌ها پر از مدال شد براى چه؟ براى این که برادرهاى خودشان را به دار کشیده‌اند یک سرهنگى را بنده مى‌شناسم که افتخار می‌کرد که در بویراحمدى بلوطى نبود که که من به آن کسى را دار نکشیده باشم (افشار صادقى - این طور نیست) اجازه بفرمایید جنابعالى متکلم وحده هستید استدعا می‌کنم توجه بفرمایید در این سى سال بسیار کارهاى خوبى کردند ولى متأسفانه به زندگى عشایر توجه نکردند حالا بنده از جناب آقاى وزیر کشور و از جناب آقاى وزیر فرهنگ استدعا می‌کنم که یک توجه بیشترى به این موضوع بکنند و مخصوصاً در هیئت دولت این موضوع را مطرح کنند که یک فکر اساسى واقعاً براى این عشایر بکنند اگر مى‌توانند از بین ببرند که واقعاً آنها را از بین ببرند اگر نمی‌توانند یک فکرى بکنند

+++

‌که یک چهارم مردم ایران که جز این مملکت هستند صاحب زندگى باشند خانه داشته باشند لانه داشته باشند مخصوصاً فرهنگ داشته باشند.

افشار صادقى - شما آنجا همه را به دار مى‌کشید (همهمه شدید - زنگ رئیس دعوت به سکوت)

خسرو قشقایى - آقاى افشار شما با این که وکیل عشایر هستید غیر از این که از نظامى‌ها دفاع کنید کار دیگرى ندارید.

بهادرى - از حق نباید گذشت (زنگ رئیس دعوت به سکوت)

قشقایى - حق دارید عصبانى شوید موضوع فرهنگ مطرح است اگر مردم سواد داشتند که شما نمی‌توانستید حکومت کنید.

نایب رئیس - پیشنهاد آقاى پورسرتیپ مجدداً قرائت مى‌شود (به شرح سابق مجدداً قرائت شد)

وزیر فرهنگ - بنده قبول می‌کنم.‏

نایب رئیس - ر‌أى مى‌گیریم به پیشنهاد آقاى پورسرتیپ آقایانى که موافقند قیام بفرمایند (اغلب برخاستند) تصویب شد پیشنهاد دیگرى قرائت مى‌شود (پیشنهاد آقاى شهیدى به شرح زیر قرائت شد) ریاست محترم مجلس شوراى ملى پیشنهاد مى‌نمایم تبصره زیر به ماده واحده اضافه شود:

تبصره - در اجراى این قانون داوطلبان محلى براى شغل آموزگارى با رعایت شرایط مقرره حق تقدم خواهند داشت.

نایب رئیس - آقاى شهیدى‏

شهیدى - مقدمه‌اى خواستم عرض کنم یکى از علل رد شدن این پیشنهادات عدم توجهى است که آقایان دارند بنده تمنى دارم که این عدم توجه شامل پیشنهاد بنده نشود بنده پیشنهاد کردم.

که در اجراى این قانون دواطلبان محلى براى شغل آموزگارى با شرایط مساوى حق تقدم خواهند داشت (صحیح است) حالا که این اعتبار را ما داریم رأى می‌دهیم هم جلوگیرى بشود از بیچارگى مردم و هم تصدیق مى‌فرمایید که یک آموزگارى که با 150 تومان حقوق استخدام مى‌شود وقتى اهل محل نباشد وقتى وارد محل شد به واسطه نداشتن خرج معیشت و خانه مسلماً با فراغت خاطر نمى‌تواند انجام وظیفه بکند یا این که ناچار است از راه راست و درستى و امانت خارج بشود اما یک نفر آموزگار اهل محل که هم علاقه‌مند به محل است مسلماً با این حداقل حقوق وظیفه‌اش را مى‌تواند بهتر انجام بدهد. بنابراین بنده این پیشنهاد را کردم که الان دواطلبان که در محل هستند و داراى گواهی‌نامه ابتدایى و متوسطه هستند اینها را بر دیگران مقدم بدارند.

نایب رئیس - آقاى وزیر فرهنگ‏

وزیر فرهنگ - البته این پیشنهاد مورد قبول وزارت فرهنگ است براى این که بسیارى از مشکلات را برطرف مى‌کند ولى بنده یک اصلاحى درش مى‌کنم که دواطلبان محلى در صورتی که واجد شرایط آموزگارى باشند البته مقدمند وزارت فرهنگ هم همیشه اینهارامقدم میداند براى این که بااین ترتیب اشکال برطرف مى شودالبته اعزام آموزگار به ولایات و نقاط دور دست کار بسیار مشکلى است ولى در محل اگر بوده باشند و واجد شرایط هم بوده باشند جایشان بالاى چشم ماست اما اگر واجد شرایط نباشند دیگر من نمى‌توانم موافقت کنم البته بااصل وروح این پیشنهاد کمال موافقت هست اگر ترتیبى که گفته شدتصحیحش بفرمایید موافقت می‌شود.

نایب رئیس - آقاى دکتر کیان مخالفید؟ (دکتر کیان - بلى)

نایب رئیس - پیشنهاد مجدداً قرائت مى‌شود (پیشنهاد آقاى شهیدى مجدداً به شرح سابق قرائت شد)

شهیدى - اجازه بفرمایید واجد شرایط آموزگارى بهش اضافه شود.

نایب رئیس - آقاى دکتر کیان مخالفید؟

دکتر کیان - با اصلاحى که فرمودند دیگر مخالف نیستم و موافقم.‏

نایب رئیس - آقاى مهندس غروى مخالفید؟ بفرمایید

مهندس غروى - بنده مخالفتم با این پیشنهاد فقط براى این است که یک توضیحى داده باشم.

نایب رئیس - راجع به این پیشنهاد بفرمایید.

مهندس غروى - اجازه بفرمایید اگر راجع به این پیشنهاد نبود هر چه مى‌خواهید بگویید می‌خواهم عرض کنم که این جا گفته شده که استخدام بانوان براى آموزگارى ممنوع است (بعضى از نمایندگان - کى گفته است) تلگراف دارم اجازه بفرمایید می‌گویند در مدارس دخترانه ما حتماً مرد باید برود درس بدهد (بعضى از نمایندگان - خیر) بنده عرض مى‌کنم که در رشت مطابق این تلگرافى که دارم از رشت می‌نویسند ممنوع شده که بانوان براى آموزگارى استخدام شوند.

نایب رئیس - پیشنهاد آقاى شهیدى یک بار دیگر با اصلاحى که کرده‌اند قرائت می‌شود. (به شرح زیر قرائت شد) پیشنهاد مى‌نمایم تبصره زیر به ماده واحده اضافه شود:

تبصره - در اجراى این قانون داوطلبان محلى که حائز شرایط آموزگارى باشند براى شغل آموزگارى حق تقدیم خواهند داشت.

نایب رئیس - آقایانى که با این پیشنهاد موافقت دارند قیام بفرمایند (اغلب برخاستند) تصویب شد. پیشنهاد دیگرى قرائت مى‌شود (پیشنهاد آقاى معتمددماوندى به شرح زیر قرائت شد) پیشنهاد می‌کنم که تبصره زیر به ماده واحده افزوده شود.

تبصره - تا موقعى که دبستان‌هاى دولتى به تعداد کافى براى باسواد کردن عموم تأسیس نیافته مبلغى که از طرف وزارت فرهنگ در هر شهرستان مصرف مى‌شود باید اقلاً هشتاد درصد آن به مصرف توسعه تعلیمات و تأسیس دبستان‌هاى ابتدایى در تمام نقاط آن شهرستان برسد دبیرستان‌هاى فنى و دانشسراها از این پیش‌بینى مستثنى هستند.

نایب رئیس - آقاى معتمددماوندى‏

معتمددماوندى - بیشتر منظور بنده این بود که شاید از این لایحه براى قراء و شهرستان‌ها یک استفاده‌اى بشود و آقایان مستحضرند که در مرکز شهرستان‌ها کم و بیش دبستان‌ها و دبیرستان‌هایى دایر است که اغلب‌شان یا اجاره‌اى است و یا در بعضى شهرستان‌ها هم ساختمان‌هایى وزارت فرهنگ دارد و اخیراً هم طبق قانون شهردارى‌ها در بعضى از شهرستان‌ها بناهایى هم خریده‌اند و در اختیار آنها گذاشته‌اند بنابراین از لحاظ شهرها باید گفت که فرهنگ کم و بیش توسعه دارد ولى متأسفانه قراء و قصبات و دهستان‌هاى شهرستان‌هاى مرکزى به علت آن که قراء و قصبات خیلى از هم دور است اگر در یکى از قراء فى‌المثل به وسیله مالک یا به وسیله مردمان خیر آن قریه یا به وسیله وزارت فرهنگ مدرسه‌اى تأسیس شود قراء دیگر اصلاً محرومند و نمى‌توانند بچه‌های‌شان بیایند در این قریه درس بخوانند هر چند این امر در گیلان به خصوص مستثنى است و اگر در یکى از قراء مدرسه‌اى ساخته شود دانش‌آموزان می‌توانند از قراء دو کیلومترى و سه کیلومترى بیایند آنجا درس بخوانند چون قراء آنجا به هم نزدیک است اما در شهرستان‌هاى مرکزى این طور نیست و فاصله قراء از یکدیگر زیاد است قراء به کلى فاقد دبستان و تأسیسات فرهنگى هستند در این پیشنهاد این جور پیش‌بینى شده که وزارت فرهنگ در درجه اول به فکر ایجاد و تأسیس دبستان آن هم دبستان‌هاى 4 کلاسه به منظور پیشرفت تعلیمات اجبارى در قراء و قصبات و دهستان‌هاى مملکت باشد و مادام که این دبستان‌ها تأسیس نشده از ایجاد هر گونه مؤسسات فرهنگى در شهرها باید خوددارى کند البته دبیرستان فنى و دانشسرا‌هاى مقدماتى که براى تعلیم معلم لازم است مستثنى است و بنده قبلاً هم یک پیشنهادى داده بودم که از ماده 51 قانون شهردارى‌ها استفاده‌اى براى قراء و قصبات بشود ولى جناب آقاى وزیر کشور فرمودند که این لایحه مربوط به قانون شهرداری‌ها نیست و مربوط به وزارت فرهنگ است خوب است که این پیشنهاد آنجا مطرح بشود که سابقاً براى فرهنگ صدى سه از شهردارى‌ها مى‌گرفتند اما حالا صدى پنج از کل درآمد شهردارى مى‌گیرند اما من پیشنهاد کردم که به منظور تأسیس دبستان در قراء اطراف همان شهر که از هر حیث به شهردارى کمک می‌کند از لحاظ آذوقه شهرها که محصولات خودشان را می‌دهند و بالاخره در مقدار کلى عوارض شهرداری‌ها سهیم هستند به آنها داده شود که متأسفانه آقایان دستور فرمودند آن پیشنهاد در لایحه شهرداری‌ها داده شود و بنده اطاعت کردم و پس گرفتم حالا آقاى وزیر فرهنگ توجه بفرمایند مردم این مملکت میل دارند که درس بخوانند مخصوصاً اطفال این مملکت پدر و مادر‌های‌شان والدین‌شان میل دارند که درس بخوانند ولى متأسفانه در دهات هیچ وسیله نیست در شهرها یک مکتبخانه‌هاى قدیمى هستند که اگر در مدارس جدید جا براى اطفال نبود می‌شود دست آن بچه‌ها را گرفت و در آن مکتبخانه‌ها نشاند ولى در قراء و قصبات این طور هم نیست بنابراین بنده استدعا می‌کنم که آقاى وزیر فرهنگ به این پیشنهاد بنده توجه بفرمایند و آقایان هم رأى بدهند.

نایب رئیس - آقاى وزیر فرهنگ و آقاى مخبر کمیسیون نظرى دارید؟ (اظهارى نشد) مخالفى نیست؟ (اظهارى نشد) یک بار دیگر قرائت مى‌شود (پیشنهاد آقاى معتمددماوندى مجدداً به شرح سابق قرائت گردید)

نایب رئیس - آقایانى که با این پیشنهاد موافقند قیام بفرمایند (عده کمترى برخاستند)

نایب رئیس - رد شد پیشنهاد دیگرى قرائت مى‌شود این آخرین پیشنهاد است (پیشنهاد آقاى فرامرزى به شرح زیر قرائت شد) پیشنهاد می‌کنم که در دهات و نقاطى که آموزگاران واجد شرایط میسر نیستند وزارت فرهنگ حق داشته باشد از کسانى که شایسته آموزگارى هستند ولى تصدیق ندارند استفاده نماید.

نایب رئیس - آقاى فرامرزى‏

فرامرزى - وزارت فرهنگ خودش به این مشکل برخورد مى‌نماید وکلاى شهرستان‌ها هم به این مشکل برخورده‌اند عموماً در دهات و نقاط دوردستى که وزارت فرهنگ بودجه دارد که یک دبستانى تأسیس کند معلم گیر نمى‌آید معلمى که واجد شرایط قانونى باشد گیر نمى‌آید به این جهت آنجا مدرسه تأسیس نمى‌شود وزارت فرهنگ مقید

+++

به یک قانونى است که معلم داراى تصدیق باشد در صورتی که فرهنگ ما جوان است به حدى که دانشگاه ما هم خیلى از استادهایش تصدیق ندارند دبیرستان‌هاى ما هم خیلى دبیرانش تصدیق ندارند اینها تحصیلات خارج کرده‌اند در دهات کسانى هستند که مکتبخانه‌هاى قدیم را دیده‌اند خودشان کتاب خوانده‌اند مدارس مذهبى رفته‌اند ولى تصدیق ابتدایى و تصدیق متوسطه را ندارند تحصیلات متفرقه کرده و صلاحیت معلمى هم دارند وزارت فرهنگ باید بتواند به عنوان کنترات لااقل از آنها استفاده بکند که توى آن مدارس درس بدهند چون قانون منع کرده وزارت فرهنگ را نمی‌تواند این کار را بکند من پیشنهاد کردم که وزارت فرهنگ دستش براى این کار باز باشد امسال یک مقدار مدرسه لازم داریم وزارت فرهنگ هم بودجه دارد اما معلم واجد شرایط از تهران نمی‌رود آنجا ولى کسانى که تحصیلات متفرقه کرده‌اند و شایستگى دارند که در این مدارس تدریس کنند اینها را استخدام کنند من می‌خواستم که این قید را بردارم حالا اگر وزارت فرهنگ راه دارد من پس مى‌گیرم و اگر راه ندارد و من هم می‌دانم که راه ندارد قبول کنند.

نایب رئیس - آقاى وزیر فرهنگ‏

وزیر فرهنگ - عرض کنم که تمام کوشش وزارت فرهنگ این است که با توسعه دانشسرا‌ها و ترویج دانشسراها آموزگار خوب واجد شرایط تربیت کند و اگر بنا شود که به عنوان شایستگى ما اشخاص را به سمت آموزگار استخدام کنیم وضع این دانشسراها در هم خواهد شد و این پیشنهاد که شده به هیچ‌وجه صلاح نیست ولى در مواقعى که وزارت فرهنگ خیلى تحت مضیقه افتاده و واقعاً معلم نتوانسته است پیدا کند از اشخاص باسواد به عنوان کمک آموزگار یا آموزگار پیمانى استفاده کرده است ولى اینها را به هیچ‌وجه عنوان آموزگار نمی‌توانیم بدهیم اگر بدهیم در این صورت بهتر خواهد بود که در دانشسراها را ببندیم و بیشتر این اشخاص هم همان معلم‌هاى مکتبخانه‌هاى دهات هستند که به هیچ‌وجه صلاحیت این که تعلیم به بچه‌هاى دهات بدهند ندارند منتهاى سوادشان همان عمه‌جز است که تدریس مى‌کنند این است که از آقاى فرامرزى بنده تقاضا مى‌کنم که یک روزى به وزارت فرهنگ تشریف بیاورند تا با تبادل‌نظر کامل و دقت در تمام جوانب قضیه ترتیبى براى این کار بدهیم و در صورتی که لازم شد لایحه جداگانه‌اى تقدیم می‌کنم. حل این قضیه با این تعجیل صلاح نیست و استدعا می‌کنم که پیشنهادشان را پس بگیرند.

فرامرزى - با این توضیحى که فرمودند بنده پس گرفتم‏.

نایب رئیس - روى هم رفته هفت پیشنهاد از مجموع پیشنهادها مورد توجه و تصویب مجلس قرار گرفته است نسبت به سه پیشنهاد تقاضاى تجزیه شده است.

فرامرزى - من پیشنهاد تجزیه را پس مى‌گیرم.‏

نایب رئیس - پس چهار رأى باید بگیریم یک رأى به ماده واحده با پنج تبصره یک رأى به تبصره‌اى که آقاى ذوالفقارى پیشنهاد کردند یک رأى به پیشنهاد آقاى نبوى و یک رأى کلى هم بعد از آن که تکلیف ماده واحده و تبصره‌ها معلوم شد با ورقه گرفته مى‌شود.

ناصر ذوالفقارى - به تجزیه رأى گرفته مى‌شود؟

نایب رئیس - خیر به آنچه که نسبت به آن تقاضاى تجزیه شده است.

ناصر ذوالفقارى - برعکس است.

نایب رئیس - خیر به تجزیه که رأى نمی‌شود گرفت. اول رأى مى‌گیریم به ماده واحده با پنج تبصره با اصلاحاتى که مورد توجه واقع شد آقایانى که موافقند قیام فرمایند (اکثر برخاستند) تصویب شد پیشنهاد آقاى قنات‌آبادى راجع به تجزیه یکى از تبصره‌ها قرائت مى‌شود (به شرح زیر قرائت شد) پیشنهاد می‌کنم که تبصره پیشنهادى آقاى ذوالفقارى در موقع رأى از اصل لایحه تجزیه گردد.

نایب رئیس - پیشنهاد آقاى ذوالفقارى که تصویب شده است قرائت مى‌شود.

تبصره - معلمینى که در ساعات تدریس خود در کلاس به تبلیغات حزبى بپردازند به خدمت آنها فوراً خاتمه داده خواهد شد.

نایب رئیس - رأى مى‌گیریم اگر با این رأى مجلس تصویب کرد این تبصره باقى مى‌ماند و الا از بین مى‌رود آقایانى که با این تبصره موافقت دارند قیام بفرمایند (اغلب برخاستند) تصویب شد پیشنهاد تجزیه دیگر از آقاى دکتر کیان رسیده است که قرائت مى‌شود (به شرح زیر قرائت شد) اینجانب پیشنهاد می‌کنم تبصره پیشنهادى جناب آقاى نبوى از لایحه تفکیک و به طور تجزیه اخذ رأى به عمل آید.

نایب رئیس - تبصره آقاى نبوى که مورد توجه واقع شده قرائت مى‌شود (به شرح زیر قرائت شد)

تبصره - غیر از خدمتگزاران جز و دون‌پایه استفاده از این اعتبار در قسمت پرداخت حقوق و مزایا منحصر به کسانى خواهد بود که عملاً در دبستان‌ها تدریس مى‌نمایند و همچنین مصارفى که مستقیماً در مدارس انجام شود.

نبوى - دانشسراهاى مقدماتى را هم اضافه بفرمایید.

نایب رئیس - چون پیشنهاد قبلاً تصویب شده دیگر نمى‌شود چیزى به آن اضافه کرد به همین صورتى که خوانده شد رأى مى‌گیریم آقایانى که موافقت دارند قیام فرمایند (اکثر برخاستند) تصویب شد اعلام رأى کلى مى‌شود نسبت به ماده واحده با اصلاحات و تبصره‌هایى که تصویب شده با ورقه آقایانى که موافقت دارند ورقه سفید و مخالفین ورقه کبود خواهند داد (اسامى آقایان نمایندگان به ترتیب ذیل به وسیله آقاى معتمددماوندى (منشى) اعلام و در محل نطق اخذ رأى به عمل آمد)

آقایان: رفیع - مهندس زیرک‌زاده - مهندس حسیبى - ناظرزاده - امامى‌اهرى - دکتر فلسفى - فتحعلى‌افشار - دکتر سنجابى - پورسرتیپ - کریمى - دکتر شایگان - قنات‌آبادى - اخگر - خسرو قشقایى - ملک‌مدنى - پارسا - حائرى‌زاده  -وکیل‌پور - شهاب خسروانى - مدرس - بهادرى - دکتر فقیهى‌شیرازى - عبدالرحمن فرامرزى - انگجى - کهبد - فرزانه - میر اشرافى - دکتر کیان - جلالى - شهیدى - ریگى - مصدقى - شبسترى - عامرى - صفایى - ناصر ذوالفقارى - دکتر مصباح‌زاده - مجتهدى - خلخالى - احمد فرامرزى - دکتر معظمى - گنجه - هدى - اقبال - حاج سید جوادى  - مجدزاده - شوکتى - مهندس غروى - دکتر طاهرى - ذکایى - نبوى - شادلو - مکى - جلیلى - امیرافشارى - نریمان - افشار‌صادقى - نجفى - معتمددماوندى - دکتر فاخر

(شماره آرا به عمل آمده و پس از استخراج 56 ورقه موافق و 4 ورقه سفید بى‌اسم شمرده شد)

نایب رئیس - از 62 نفر عده حاضر لایحه اضافه بودجه وزارت فرهنگ با 56 رأى موافق تصویب شد.

اسامى موافقین - آقایان: جلیلى - مدرس - کریمى - حسیبى - حاج سید جوادى - مکى - نجفى - شهیدى - دکتر طاهرى - ذکایى - فرزانه - شادلو - امامى - اهرى - دکتر کیان - مصدقى - پورسرتیپ - مجتهدى - گنجه - شوکتى - احمد فرامرزى - عبدالرحمن فرامرزى - فتحعلى‌افشار  - مهندس زیرک‌زاده  - انگجى - قنات‌آبادى - دکتر معظمى - دکتر سنجابى - امیرافشار - جلالى - پارسا - معتمددماوندى - وکیل‌پور - اخگر - خسرو قشقایى - ناظرزاده - کهبد - دکتر مصباح‌زاده - بهادرى - مهندس غروى - شهاب خسروانى - ریگى - مجدزاده - حائرى‌زاده - دکتر فقیهى‌شیرازى - هدى - شبسترى - جواد عامرى - دکتر شایگان - ملک‌مدنى - ناصر ذوالفقارى - دکتر فاخر - نریمان - اقبال - افشارصادقى - نبوى - دکتر فلسفى.

ورقه سفید علامت امتناع چهار برگ‏

5- تعیین موقع و دستور جلسه بعد ختم جلسه‏

نایب رئیس - با موافقت آقایان جلسه را ختم مى‌کنیم جلسه آینده روز سه‌شنبه دوم دى ساعت نه و ربع صبح دستور لایحه اتوبوسرانى و بعد لایحه زندانیان‏

(مجلس یک ساعت و نیم بعد از ظهر ختم شد)

نایب رئیس مجلس شورای ملی - احمد رضوى‏

+++

یادداشت ها
Parameter:294787!model&5137 -LayoutId:5137 LayoutNameالگوی متنی کل و اخبار(مشروح مذاکرات)