کتابخانه، موزه و مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی


صفحه اصلی » مشروح مذاکرات » مشروح مذاکرات مجلس ملی » دوره هجدهم مجلس ملی

0.0 (0)
مشروح مذاکرات مجلس شورای ملى، دوره ‏18
[1396/05/30]

جلسه: 49 صورت مشروح مذاکرات مجلس روز یکشنبه 11 مهر ماه 1333.  

فهرست مطالب:

1- تصویب صورت مجلس جلسات 7 و 8 مهر ماه.

2- اعلام تصویب نمایندگى آقاى سهرابیان نماینده ارامنه جنوب.

3- بیانات قبل از دستور آقایان- صفارى، ارباب، شوشترى و دکتر پیرنیا.

4- بقیه مذاکره در گزارش کمیسیون امور استخدام راجع به بازنشستگان زمان دولت سابق و ارجاع به مجلس سنا.

5- تعیین موقع جلسه بعد، ختم جلسه.

مشروح مذاکرات مجلس شورای ملى، دوره ‏18

 

 

جلسه: 49

صورت مشروح مذاکرات مجلس روز یکشنبه 11 مهر ماه 1333.

 

فهرست مطالب:

1- تصویب صورت مجلس جلسات 7 و 8 مهر ماه.

2- اعلام تصویب نمایندگى آقاى سهرابیان نماینده ارامنه جنوب.

3- بیانات قبل از دستور آقایان- صفارى، ارباب، شوشترى و دکتر پیرنیا.

4- بقیه مذاکره در گزارش کمیسیون امور استخدام راجع به بازنشستگان زمان دولت سابق و ارجاع به مجلس سنا.

5- تعیین موقع جلسه بعد، ختم جلسه.

 

مجلس دو ساعت و پنج دقیقه قبل از ظهر به ریاست آقاى رضا حکمت تشکیل گردید.

1- تصویب صورت مجلس جلسات 7 و 8 مهر ماه

رئیس- صورت غائبین جلسه قبل قرائت می‌شود. (به شرح زیر قرائت شد.)

غائبین با اجازه، آقایان- بیات ماکو، صادق بوشهرى، عبدالرحمن فرامرزى، پورسرتیپ، حشمتى، سلطانى، اورنگ، شفیعى، معین‌زاده، شیبانى، عرب شیبانى، سلطان العلما، بهادرى، دکتر سید امامى، خاکباز، درخشش، مصطفى ذوالفقارى.

غائبین بى‌اجازه، آقایان- تربتى، کدیور، سالار بهزادى، فرید اراکى، اریه. دیرآمدگان و زود رفتگان با اجازه، آقایان- نقابت، دکتر حمزوى، پیراسته، یار افشار هر یک 30 دقیقه، کاشانى 40 دقیقه.

رئیس- نسبت به صورت مجلس جلسات چهارشنبه و پنجشنبه نظرى نیست؟ (اظهارى نشد) صورت مجلس جلسات هفتم و هشتم مهر ماه تصویب شد.

2- اعلام تصویب نمایندگى آقاى سهرابیان نماینده ارامنه جنوب.

رئیس- در جلسه گذشته پس از قرائت گزارش شعبه چون عده براى رأى کافى نبود تصویب نمایندگى آقاى سهرابیان که مخالفى نداشت اعلام نشد فعلاً تصویب نمایندگى آقاى سهرابیان اعلام می‌شود.

3- بیانات قبل از دستور آقایان- صفارى، ارباب، شوشترى و دکتر پیرنیا

رئیس- سه نفر از آقایان تقاضاى نطق قبل از دستور کرده‌اند، آقاى صفارى.

صفارى- با این که سعى داشتم اوقات آقایان را به نام نطق قبل از دستور اشغال نکنم مع‌هذا دو چیز موجب شد که از این تصمیم عدول نمایم. یکى احساس لزوم اصلاح اوضاع نامطلوب سازمان‌هاى ادارى ما است که از دیرزمانى صورت آشفته‌اى به خود گرفته (صحیح است) و دیگر تشریح اندکى از خصوصیات و اوضاع استان زرخیز گیلان است که به نظر بنده باید مورد توجه قرار گیرد (صحیح است) پس با اجازه آقایان محترم شروع به بیان مطلب می‌نمایم.

همه آقایان به خوبى می‌دانند که شهریور سال بیست براى ما اقسام نکبت به بار آورد از آن جمله انضباط و دیسیپلین را در تمام سازمان‌هاى ادارى ما از بین برد صدمات ایام جنگ و سختى زندگانى و عدم تعادل دخل و خرج نادرستى را بین مأمورین دولت رواج داد وقوع حوادث مختلف و عدم ثبات دولت‌ها که مولود آن حوادث بودند موجب شد که نتوانند به طور شایسته به مفاسد مؤسسات دولتى و اجتماعى ما پى برده و در صدد اصلاح آنها برآیند تا کار به جایى رسیده که متأسفانه باید اعتراف نمود که بى‌ایمانى و عدم علاقمندى به کار به قدرى در طبقات مختلفه مأمورین دولت رایج شده که عده صلحا را تحت‌الشاع قرار داده و در هر محفل و مجلسى وقتى صحبت از دستگاه‌هاى دولتى به میان می‌آید اکثراً با یک حس بدبینى و عدم اعتماد به آنها می‌نگرند آقایان- ادامه این وضع به طور قطع و یقین اجتماع ما را دچار اغتشاش و ناراحتى خواهد کرد. بى‌اعتدالی‌ها، بى اعتنایی‌ها، و عدم توجه به تأمین حوایج مردم به حدی است که اکثر افراد پاکدل از مراجعه به مؤسسات دولتى احتراز دارند و آنهایى که براى حل امور خود مراجعاتى دارند گاهى از این کار خود سخت پشیمان می‌شوند. در بعضى از موارد جریان کارها به قدرى کند و به طوری است و به اندازه‌اى مشکلات در کار عامه پیش می‌آورند که واقعاً صورت استهزا به خود می‌گیرد (صحیح است) هزاران پندها و رشته‌ها به نام قواعد و نظامات که اغلب روى امیال خاص بعضى از مصادر امور به وجود آمده گردش امور را دچار وقفه می‌سازد بوروکراسى یا قرطاس- بازى به حدى رواج دارد که اساس مطالب در خلال آنها از بین رفته و می‌رود (صحیح است) عدم هماهنگى در کار وزارتخانه‌ها و مؤسسات دولتى و فقدان برنامه صحیح به طوری است که یک فرد علاقمند از مشاهده آنها بی‌گمان متأثر و متألم می‌شود خساراتى که در اثر این عدم هماهنگى به خزانه فقیر این کشور وارد می‌آید بسیار سنگین است. با این که یقین دارم آقایان محترم هر یک به این معایب واقفند و این عدم هماهنگى را که کاملاً آشکار است کراراً مشاهده فرموده‌اند باز محض نمونه به عرض می‌رسانم گاهى دیده می‌شود که مثلاً شهردارى اقدام به آسفالت خیابان یا کوچه‌اى می‌کند هنوز چند روز از انجام این عمل نگذشته مؤسسه دیگر مانند سازمان لوله‌کشى یا برق یا شرکت تلفن شروع به کندن آسفالت و حفر کانال در همان نقطه براى کابل‌کشى یا لوله‌کشى و نظایر آن می‌نماید (صحیح است) مردم از این نقاط می‌گذرند و با تعجب به این عملیات بى‌اصول نظرى مى‌اندازند و به بى‌انتظامى دستگاه اداره کننده با نظر بغض و عداوت نگاه می‌کنند. غالب آقایان محترم در زمینه مفاسد ادارى و تشریح نقایص امور و فقدان عدالت اجتماعى و فساد دستگاه قضاوت بحث‌ها فرموده‌اند و داد سخن داده‌اند و غریب‌تر از همه این است که اولیاى امور و کارمندان دولت هم در بعضى مواقع

+++

از ذکر مفاسد و قبایح اعمال مأمورین نادرست خوددارى نمی‌کنند ولى تعجب و تأسف اینجاست که از همه این بحث‌ها و انتقادات و گفتگوها نتیجه‌اى عاید کشور نمی‌شود (صحیح است) آقایان انتظامات داخلى پایه و اساس سیاست خارجى کشور ار استوار می‌سازد هر قدر نسب به این اصل مسلم توجه شود مبانى استقلال ما محکم‌تر می‌گردد و احترام ملل مشرقى را به سمت ما جلب می‌نماید. پر واضح است اگر دستگاه‌هاى دولت خوب کار کند و از مفاسد مبرا باشند و کارمندان دولت خود را مستخدمین ملت بشمارند و حوایج آنان را با علاقمندى تأمین نمایند و با بی‌غرضى به درد دل آنها برسند و مقامات قضایى اجراى عدالت کنند و در هیچ مورد تبعیض روا ندارند و قوانین جاریه کشور را محترم شمرده در اجراى صحیح آنها مجاهدت نمایند محققاً این همه انحرافات اخلاقى و مسلکى که مایه کمال تأسف و سرافکندگى است به وجود نمی‌آید. اگر تبعیضات در تمام شئون کشور وجود نداشت و اگر واقعاً در کشر به قوانین موضوعه احترام گذارده می‌شد و دولت‌ها در بسط عدالت اهتمام می‌ورزیدند، خیلى به ندرت منحرفى به وجود می‌آمد که موجب اختلال نظم عمومى ما شود، زاید است به عرض برسانم یکى از عوامل ایجاد این آشفتگی‌ها که امروز به آن مبتلا هستیم نبودن مجازات و مکافات است چون اکثر مستخدمین دولت تقریباً معتقد شده‌اند اگر کار نیکى انجام دهند هیچ مقامى نیست که از آنها تشویق به عمل آورد و اگر مرتکب عمل بدى شدند از مجازات محفوظند یعنى می‌دانند که به فرض ارتکاب به تقصیر محیط اجتماعى ما طوری است که می‌توانند با توسل و تشبت به افراد متنفذ خود را از مجازات مصون دارند به این جهت آن فرد خوب و صالح چون می‌بیند تلاش و اهتمام او در انجام وظیفه و اعمال درستى نتیجه‌اى جز پریشانى و ناراحتى نداشته اگر معتقداتى داشته باشد تنها کارى که می‌کند گرد نادرستى نمی‌گردند ولى در انجام وظیفه هم تلاش نمی‌کنند آن فرد خاطى هم از این موقع استفاده کرده سوار کار شده و چهار اسبه در محیط امنى که براى خود ایجاد کرده بدون ترس از مجازات می‌تازد نتیجه این است که ملاحظه می‌فرمایید افتراق و اختلاف عجیبى بین مردم و هیئت حاکمه به وجود آمده که اگر چندى دیگر ادامه پیدا کند محققاً کشور را به پرتگاه سقوط خواهد انداخت.

آقایان: بنده به هیچ مقامى توهین نمی‌کنم و نظر خاصى هم نسبت به هیچ کس ندارم منظورم فقط جلب توجه آقایان به این مسائل مهم و ناروا می‌باشد و البته اشتباه نشود این بى‌ترتیبی‌ها و بى‌نظمی‌ها مولود اعمال دولت حاضر نیست و همان طوری که به عرض رسید از دیرزمانى در این کشور به وجود آمده، منت‌ها با نهایت تأسف باید اقرار نمود که روزبه‌روز هم رو به تزاید است. یکى دیگر از عوامل این فساد کثرت تعداد مستخدمین است که به ملاحظه فقدان کار آزاد هر کس که مقدورش بوده و وسیله‌اى داشته در دستگاه‌هاى دولتى وارد شده و حالا کار به جایى رسیده که نه دولت قادر است افراد اضافه بر احتیاج را از خدمت بر کنار کند و نه آنها به هیچ قیمتى دست از کار برمی‌دارند چون به نظر یک عده یگانه منبع درآمد سهل و آسان همین استخدام دولت است که احیاناً به قول بعضی‌ها اضافه بر حقوق مرتب درآمدهاى نامشروع دیگرى هم دارد. یقین دارم به عرض آقایان محترم رسیده در اغلب اداره‌ها و مؤسسات دولت هستند افرادى که از صبح تا غروب در خارج به گردش و تفریح یا کارهاى دیگر اشتغال دارند ولى به نام کارمند وابسته یا بازرس ویژه و امثال آن در آخر هر ماه از خزانه فقیر کشور ناز شصت خود را دریافت می‌دارند. به مجرد این که یک رئیس اداره با شهامتى بخواهد عذر یکى از این عزیزان بی‌جهت بخواهد بلافاصله از هر طرف مورد حمله واقع شده ناچار از خیال خود منصرف می‌شود. این عده از مستخدمین درست شبیه به کرم درخت هستند که به مرور تنه درخت کهنى را فاسد می‌سازند. مفتخورى و بیکارى این عده یک عیب بزرگ دیگرى را هم به بار آورده و آن این است که در اثر فراغت بال دائماً درصدد اغوا و تحریک سایر کارمندان به نادرستى بوده و یا مجامعى ایجاد کرده براى تثبیت مقام و پیشرفت امیال سو خود دولت‌ها را مرعوب کرده و مانع از اصلاحات می‌شوند این نکاتى که عرض می‌شود نقل قول نیست تمام حاصل مشاهدات و تجربیات ممتد بنده در خدمات متنوع است در اینجا چند بار از طرف آقایان همکاران محترم در مورد مفاسد نیروى انتظامى بحث و انتقاد شده که بنده به ملاحظه معلوماتى که در این باره دارم اجازه می‌خواهم علل حقیقى آن را ضمن تأیید وجود مفاسد به عرض برسانم. تردید نیست که هر گونه اقدامات اصلاحى فقط در سایه امنیت و آسایش به وجود می‌آید و اگر مأمورین مربوطه که مسئول ایجاد امنیت هستند خود موجبات ناراحتى و عدم آسایش را با اعمال نارواى خود فراهم سازند طبعاً به هیچ چیز چنین محیطى نمی‌توان اعتماد نمود و به عبارت اخرى چنین محیطى قابل زیستن نخواهد بود. تا آن جایی که بنده ناظر بوده‌ام در مرحله اول کمى حقوق و فراهم نبودن وسیله معاش باعث این فساد است. براى روشن شدن مطلب از وضع مأمورین شهربانى مثالى می‌آورم. این افراد حقوق‌شان ناچیز است مثلاً یک وقتى در سال 1326 زمانی که تصدى اداره امور شهربانى را به عهده داشتم در اثر تحقیق از وضع زندگانى افراد پلیس متوجه شدم که این افراد به قدرى از نظر معاش به سبب قلت حقوق در زحمتند که اکثر براى تأمین معاش یومیه خود و اطفال‌شان ناچارند دائماً از کسبه سر گذر وام گرفته و یا از راه اضطرار ایجاد زحمتى براى مردم کرده و خود را با لغت رئیس اداره نمایند. حتى حقوق یک فرد پاسبان را که غالباً صاحب عیال و اولاد هم هستند با مصارف یک فرد زندانى تطبیق کردم دیدم که خرج یک زندانى بیش از 1 تن پاسبان است این بود که با مجاهدت و تلاش توانستیم اندکى به حقوق آنها بی‌افزاییم که البته با گرانى روز افزون زندگانى امروز با چنین مضیقه‌اى با قیمت حالا آقایان ملاحظه فرمایند فردى که باید حافظ مال و جان و ناموس ما باشد در گرماى شدید و سرماى سخت شب تا صبح بیدار و مواظب باشد چه طور می‌تواند این وظیفه خطیر را با خیال ناراحت و احیاناً با شکم گرسنه انجام دهد همه افراد که داراى تربیت عالى و روح ملکوتى نیستند که از آنها انتظار بردبارى و تحمل بیش از اندازه قدرت بشرى داشته باشیم. علت دیگر عدم تطبیق قوانین انتظامى موجود با اخلاقیات اجتماعى ما است که این مبحث فوق‌العاده دقیق و قابل توجه است. متصدیان امور انتظامى ما داراى آن قدرت قانونى نیستند که خیانتکاران و خاطیان و متجاوزین به شئون اجتماعى را تحت تعقیب جدى قرار داده و با قدرت قانونى خود در حفظ نظم اجتماعى و کشف سرقت‌ها و غیره سرعت عمل به خرج دهند یکى از موجبات برقرارى حکومت نظامى که اغلب از آن‏ گله دارند همین است. کراراً بنده مشاهده کردم سارقى را در حین سرقت گرفته و تسلیم آگاهى کرده‌اند آگاهى پس از تحقیقات مقدماتى که از 24 ساعت نباید تجاوز کند و غالباً منجر به اعتراف مجرم نمی‌شود تسلیم مأمورین قضایى کرده‌اند آن آقایان هم یا به عذر تراکم کارها و یا جهات دیگر که از عرض آنها معذورم چنین کسى را با قید کفیل یا وجه الضمان مرخص کرده‌اند این سارق یا خاطى بلافاصله نجات پیدا کرده و به ریش پلیس خندیده است.

رئیس- آقاى صفارى وقت شما تمام شد.

صفارى- بنده یک ربع دیگر وقت می‌خواهم.

رئیس- آقایانی که با یک ربع ادامه صحبت آقاى صفارى موافقند قیام کنند (اکثر برخاستند) تصویب شد، بفرمایید.

صفارى- نتیجه این جریان را آقایان محترم به خوبى می‌توانند حدس بزنند که چه خواهد بود توضیح بیشترى را زاید می‌دانم. خلاصه از ادامه تشریح معایب و مفاسد ادارى به علت این که همه آقایان از آنها استحضار دارند صرف‌نظر کرده و فقط هیئت محترم دولت را متوجه می‌سازم حالا که تا اندازه‌اى از حل معضلاتى که در پیش بود فراغت حاصل کرده‌اند و حالا که در ظل توجهات شاهنشاه معظم اغتشاشات و تشنجات غیر قابل تحمل را رفع نموده‌اند جاى آن دارد که با تمام نیرو در رفع مفاسد و اصلاح کامل سازمان‌ها ادارى که نهایت صحت و امانت و سرعت بتوانند حوایج مردم را تأمین نمایند بکوشند و ذره‌اى هم در این امر حیاتى که مبانى زندگانى عمومى به آن استوار است مسامحه و غفلت روا ندارند (صحیح است) ولى نه به طریقى که تاکنون معمول دولت‌ها بوده است زیرا آقایان محترم همه به خاطر دارند که دولت‌هاى گذشته در ادوار مختلف در اثر فشار مجلس و مجلسیان و یا به جهات دیگر خواسته‌اند به نام اصلاح سازمان‌هاى دولت و رفع مفاسد و کوتاه کردن ایادى خائن و ناباب از مؤسسات دولتى اقداماتى بکنند و به خیال خود با تشکیل کمیسیون‌هاى ادارى، و شوراها اجراى این تصمیم را عملى می‌دانسته‌اند ولى همه دیدیم که از آن همه کمیسیون‌ها چیز مفیدى که مؤثر در اوضاع باشد تراوش نکرد و با رفتن دولت‌ها آن کمیسیون‌ها و شوراها نیز بلانتیجه منحل و تعطیل گردید.

بنده صریح و با نهایت اطمینان عرض می‌کنم اگر دولت با اصول مطمئن و قاطع دست به این اصلاحات با سرعت کافى نزند و افراد فاسد را از دستگاه‌هاى دولت نراند و انتظام و انضباط را در شئون ادارى برقرار نسازد حتى یک قدم مفید عمرانى هم نمی‌تواند بردارد بنده به نظر قاصر خود پیشنهاد می‌کنم که دولت فوراً یک شورایى مرکب از اشخاص بصیر و مطلع و با ایمان که مأیوس از اصلاحات نباشند و در دوره خدمات خود صاحب تجربیاتى شده باشند از طبقات مختلف کارمندان حاضر خدمت و یا بازنشسته تشکیل داده و یکى از آقایان وزرا را هم به سمت سرپرستى و اداره کردن این شورى معین کرده و از آنها بخواهند که در مدت کوتاهى با نظر نمایندگى مطلع هر وزارتخانه-

اول- سازمان واقعى و حقیقى هر وزارتخانه یا مؤسسه مستقل را بدون مراعات جانب اشخاص و با نهایت بی‌ طرفى تهیه نمایند.

دوم- در اصلاح قانون استخدام کشورى به طوری که در حال حاضر با اوضاع جارى کشور قابل تطبیق باشد اقدام نمایند.

سوم- تعداد مستخدمین اضافى دولت را با تطبیق سازمان‌هاى جدى از هر طبقه و صنفى معین و امضا نمایند.

چهارم- براى به کار واداشتن کارمندان اضافى پس از طبقه‌بندى معلومات آنها راه‌هایى فکر کرده و تصمیمات متخذه را مانند یک طرح قانونى مدون نمایند.

پنجم- با وسایلى که هر وزارتخانه در دست دارد کارمندانى را که فساد اخلاق آنها به حد شیاع رسیده از خدمت دولت خارج نمایند و اگر این اخراج مستلزم در دست داشتن قوه قانونى باشد آن قوه قانونى را

+++

از مجلس تحصیل نمایند.

ششم- از محل تعدیل سازمان و تقلیل کارمندان یا از هر محل مقتضى دیگر حقوق کافى براى بقیه مستخدمین شاغل تعیین و معاش آنها را از این راه تأمین نمایند.

هفتم- دستگاه مجهز مراقب براى نظارت در اعمال مستخدمین به وجود آورده خاطیان را طبق مقررات به شدت مجازات و خادمین را تشویق نمایند و براى اجراى هر یک از این مراتب اگر مستلزم مجوز قانونى است طرح آن را تهیه و تقدیم داشته و به تصویب مجلس شورای ملى برسانند.

بنده اطمینان می‌دهم که به این طریق دولت اعتماد عمومى را به حداعلى جلب خواهد نمود و در پیشرفت امور عام المنفعه و اصلاحات اساسى موفق خواهد شد.

آقایان محترم انجام این نظریات به نظر بنده ممتنع نیست منت‌ها اندکى شهامت و شجاعت و بی‌نظرى می‌خواهد که امیدوارم این صفات در هیئت دولت فعلى موجود باشد.

اما قسمت دوم عرایض بنده مربوط به اوضاع استان زرخیز گیلان است. آقایان محترم همه می‌دانند که استان گیلان یکى از نقاط با استعداد ایران است و با اندک توجهى که در امور کشاورزى و صنعتى این ناحیه معمول گردد این استان قادر است که قسمت اعظم ارزاق و همچنین قسمتى از بودجه کشور را تأمین نماید و از این راه خدمات مهمى درباره کشور عزیز انجام دهد. گیلان فعلاً داراى چند قلم محصول است که خزانه دولت از نتیجه صادرات آن به خوبى بهره‌مند می‌شود. مانند برنج، توتون، ابریشم و چاى، تنها از محصول توتون در سال تقریباً مبلغى در حدود 160 میلیون ریال عاید خزانه می‌گردد که تقریباً در حدود 1240 میلیون ریال آن سود خالص است. برنج و ابریشم هم علاوه از مصرف داخلى مبالغ مهمى ارز از خارج وارد کشور می‌کند. و اگر به زراعت چاى آن توجهى بشود در عرض چند سال کشور را از ورود چاى خارجى و صرف مبالغ زیادى ارز بى‌نیاز می‌سازد ولى متأسفانه باید عرض کنم تاکنون دولت‌ها نخواسته و یا نتوانسته‌اند نسبت به این منطقه زرخیز آن طورى که باید توجهى نمایند آنچه در محل انجام شده و می‌شود فقط و فقط در سایه همت و استعداد ساکنین آن ناحیه است و تعجب آورتر آن که گاهى پرداخت بهاى محصول آنها هم که با خون دل به دست می‌آید مدت‌ها به طول می‌انجامد چنانچه تا امروز بابت بهاى توتون سال گذشته (اکبر- پنج میلیون تومان) در صورتی که محصول آنها قسمتى در داخله به مصرف رسیده و قسمتى را هم با شوروى معامله کرده و در عوض قند و شکر گرفته‌اند و چون توتون کاران بدون دریافت منظم بهاى محصول خود قادر به ادامه زراعت نیستند در نتیجه سال گذشته سطح گشت توتون تنزل پیدا کرد (اکبر- صدى سى) (شوشترى- در گرگان بیشتر هم تنزل کرده) همچنین موضوع زراعت چاى که از هر جهت باید مورد توجه قرار بگیرد مواجه با مشکلاتى شده البته دولت حسن نیت کامل دارد واقعاً می‌بینیم میل دارند که کمک‌هایى به توسعه زراعت‌هاى مختلف و بهبود اوضاع کشاورزان بشود ولى تصور می‌کنم تنها داشتن حسن‌نیت کافى نباشد و به نظر بنده از هر محلى اگر به طبقه کشاورز گیلان کمک نمایند این کمک مانند یک خرج انتفاعى بوده و سال بعد نفع آن عاید خزانه دولت می‌شود اما موضوع محصول چاى گیلان که گاهى در این کشور هنگامه‌ها بر پا می‌کند یک مسئله خیلى ساده‌ای است که اگر درست تشخیص داده شود و اعمال نظر از طرف اشخاص ذی‌نفع نشود محققاً جنجال‌هاى سالیانه مرتفع، کشاورزن چاى با اطمینان خاطر به توسعه کشت مشغول مصرف کنندگان هم ناراحت نخواهند بود. تا مدتى قبل از جنگ اخیر این محصول در گیلان به طریق تفریح و تفنن به دست می‌آمد و مقدار آن خیلى ناچیز و با اصول قدیمه برگ سبز تبدیل به چاى می‌گردید.

در زمان اعلیحضرت رضاشاه کبیر که در تمام شئون اجتماعى ترقیاتى محسوس به وجود آمده بود نسبت به توسعه چاى محصول کشور هم توجه خاص مبذول داشتند و بنابر اراده شاهنشاه فقید دستگاه دولت وسایل تشویق زارعین چاى را فراهم و در نتیجه این محصول رو به توسعه گذاشت، ولى بسط واقعى آن از زمان جنگ که کلیه محصولات خارجى بهاى غیرواقعى پیدا کردند شروع شد زیرا مردم به چاى داخلى که قیمتاً ارزان‌تر بود توجه کردند و در نتیجه روزبه‌روز دامنه سطح کشت توسعه پیدا کرد و بعد از جنگ بزرگ اخیر وضعیت چاى داخلى هم طراز با تشنجات کشور گاهى خوب و زمانى دچار کسادى بازار می‌گردید. دولت‌ها هر یک به زعم خود در حفظ کشاورزان چاى اقداماتى کردند ولى نتیجه مثبتى عاید نمی‌شد تا این که در سال 1330 وزارت اقتصاد با جلب نظر طبقات مختلف از سرمایه‌دار، وارد کننده چاى خارجى، صاحبان کارخانه چای‌سازى، کشاورزان براى بهبود وضع کشاورزان و تثبیت بهاى برگ سبز قواعدى را به وجود آوردند که مآلا پس از طى سه سال این اقدامات عملاً مفید واقع شد بدین معنى که طبق آمار موجوده سطح کشت به سرعت رو به توسعه گذاشت تعداد کارخانه‌جات چای‌سازى زیاد شد و بعضى از سرمایه‌داران به منظور جلب نفع سرمایه‌هاى نسبتاً مهمى در این راه گذاشتند و نتیجتاً میزان محصول سالیانه به شش هزار تن که نصف مصرف کشور است به دست آمد یعنى معادل قیمت نصف مصرف کشور ارز از ایران خارج نمی‌شود. بعضى از آقایان و من جمله آقاى ارباب (صدقى- پس ارباب حق داشت وقت به شما نداد) ایراداتى به این طرز عمل دارند و محدودیت و اردات چاى را که پس از وضع میزان محصول کشور کمبود مصرف وارد می‌شود موجب ترقى بهاى چاى خارجی می‌دانند و محصول چاى داخلى را هم می‌گویند خوب تهیه نمی‌شود. ولى می‌خواهم عرض کنم عوض نشان دادن راه عاقلانه صلاح کار مشکلاتى ایجاد می‌کنند که یقین دارم اگر توجه کامل و عاجلى از طرف دولت در رفع مشکلات نشود این محصول مهم نیز به تدریج از بین خواهد رفت. آقایان محترم، چون تهیه این محصول محتاج به تعداد زیادى کارگر است جاى خوشوقتى است که به عرض می‌رسانم در اثر وجود این محصول باغداران در ایام اخیر از نظر کارگر دچار مضیقه‌اند و کارگر بیکار به ندرت پیدا می‌شود آیا این مسئله استثنایى قابل توجه نیست؟

بنده یقین دارم که همه آقایان با بنده در این عقیده همراهند که یک منطقه مرزى مانند گیلان باید مردمانش مرفه و سیر باشند وجود یک عده بیکار و گرسنه در آن حدود به مصلحت کشور نیست. بنده چون هیچ نظرى جز اصلاح امور کشور ندارم و خود شخصاً در هیچ یک از این مواردى که عرض شد ذی‌نفع نیستم این است که از دولت تقاضا می‌کنم براى رفع این جنجالى که همه ساله ایجاد می‌شود یک مؤسسه به خصوصى را مأمور رسیدگى دقیق به این کار نمایند که بنشینند و با جلب نظر اشخاص صلاحیتدار برنامه جامعى در توسعه این محصول و رفع مضایق و مشکلات تهیه و به جاى تصویب‌نامه‌های که همه ساله صادر می‌شود به مرحله اجرا درآوردند که هم یک عده کشاورزان زحمتکش و همچنین اشخاصى که سرمایه خود را در این کار انداخته‌اند با اطمینان به آینده به کسب و کار خود مشغول باشند و به این طریق مملکت از ورود یک قسمت از اجناس خارجى بى‌نیاز و سطح زندگانى مردم هم که مورد نظر همه است تدریجاً بالا برود. حالا می‌خواهم چند کلمه هم توضیحاً در پاسخ فرمایشات جناب آقاى ارباب به عرض برسانم. از این که ایشان ابتدا براى تأمین رفاهیت کشاورزان چاى دلسوزى فرمودند تشکر می‌کنم. حملات ایشان بیشتر متوجه صاحبان کارخانه‌هایى بود که با صرف سرمایه خود برگ سبز را از کشاورزان به بهاى مقرره و معینه از طرف دولت خریدارى و چاى خشک تهیه می‌نمایند دیگر این که ایراد می‌فرمودند که چرا دولت در مقابل اجازه ورود کمبود مصرف داخلى از بازرگانان وارد کننده مبلغى می‌گیرد که به نظر ایشان زیاد است و محل مصرف این مبلغ را می‌خواستند. حالا به طور اختصار توضیحى عرض می‌کنم.

اولاً اگر معتقد به این اصل باشیم که این نوع محصولات پر قیمت کشور باید توسعه و بنیه کشاورزان تقویت شود پس باید راهى منطقى و مؤثر براى این کار پیدا کنیم اولین راه این است که دولت از نظر وظیفه‌اى که دارد خود با نرخ عادله اقدام به خرید محصول نماید آن هم محصولى که به عکس گندم و جو و سایر زراعات از ابتدا تا وقتى که وارد بازار می‌شود مراحل مختلفه فنى دارد و محتاج به مراقبت مطلعین است تا بتواند در مقابل محصول مشابه خارجى رقابت کند البته این کار مستلزم وجود سرمایه هنگفتى است که دولت با ضیق مالى فعلاً نمی‌تواند چنین سرمایه‌اى صرف کند خاصه که چند سال مداخله دولت در عمل خرید محصول نشان داد که دولت تاجر خوبى نیست و ضرر می‌کنند براى جلوگیرى از این خسارات دولت راه دیگرى در نظر گرفت که منطقی‌تر است و آن راه دویم این بود که نشستند، مطالعه کردند و گفتند هر سرمایه‌دارى که بخواهد ایجاد کارخانه کند و برگ سبز را از کشاورزان به نرخی که معین می‌شود اخذ و بدون مزاحمت خریدارى کند و روى اصول فنى چاى تهیه نماید براى تشویق چنین کسى در مقابل هر کیلو چاى داخلى اجازه ورود یک کیلو چاى خارجى براى تأمین کمبود مصرف بدون دریافت عوارض داده می‌شود البته اگر دولت غیر از این عملى می‌کرد و چنین تشویقى به عمل نمی‌آمد کسى سرمایه خود را در این راه آقاى ارباب به کار نمى‌انداخته که به امید بهاى غیر معلوم چاى داخلى سرمایه خود را به نظر بی‌اندازد ممکن است ایراد فرمایید چرا در مورد بقیه واردکنندگان که تهیه کننده داخى نیستند این ارفاق به عمل نیامده دلیلش واضح است کسى که در اصفهان یا تهران نشسته و با مخابره دو سطر تلگراف می‌تواند چاى وارد کند بدون این که سرمایه‌اش یک سال بدون بهره در جریان باشد و بدون این که کوچک‌ترین زحمتى در محل متحمل شده باشد آیا نباید با آن دیگرى که وضعش به عرض رسید تفاوتى داشته باشد دیگر این که آیا براى به کار افتادن سرمایه به منظور تهیه چاى داخلى از طرف دولت محدودیتى به وجود آمده؟ چرا آن آقایان نیامند مانند سایرین عمل تهیه چاى را در گیلان به عهده گرفته و از این جایزه بهره‌مند شوند چه چیز و چه کسى از آنها ممانعت می‌کرد؟ اما این که سؤال فرمودند این پولى که می‌گیرند به چه مصرف خواهد رسید دولت در متن تصویب‌نامه اخیر محل مصرف آن را صریحاً ذکر کرده ما مراقبت خواهیم کرد که وجوه جمع‌آورى شده حتماً صرف بهبود وضع محصول چاى گیلان بشود آقاى ارباب هم در این قسمت با ما تشریک مساعى خواهند فرمود ضمناً می‌خواهم به عرض برسانم که تصویب‌نامه اخیر دولت بعد از مشاورات و مباحثات چند ماهه و ملاحظه تمام اطراف و جوانب کار و حتى اخیراً پس از تشکیل کمیسیونى مرکب

+++

از آقایان بازرگانان بى‌نظر و صاحبان کارخانه‌جات تولید چاى و نمایندگان وزارتخانه‌هاى ذى مدخل تدوین یافته و اکثر مطلعین از آن جمله جناب آقاى لارى همکار محترم در این کمیسیون مشارکت داشته (صدقى- لارى بسیار مرد شریفى است) و با بی‌طرفى نظریه خود را ابراز داشته‌اند و با این که هنوز از نظر حفظ محصول چاى این تصویب‌نامه منظور اساسى چای‌کاران را تأمین نمی‌کند مع‌هذا از بذل مساعى وزارت اقتصاد ملى و تیمسار نخست‌وزیر در این باره تشکر می‌کنم و امیدوارم تذکرات بعدى ما نمایندگان گیلان در رفع نقایص مورد توجه بیشترى قرار گیرد در خاتمه عرایض خود می‌خواهم نظر هیئت محترم دولت و همکاران گرامى را به فرمایشات ملوکانه که در موقع تشریف فرمایى اخیر گیلان و ملاحظه اوضاع محلى آن سامان بیان فرمودند جلب نمایم اعلیحضرت همایوین می‌فرمودند منطقه مستعد و مردم هم بسیار با استعداد هر کس به این مردم خدمت نکند به عقیده من خیانت کرده است (صحیح است، احسنت).

رئیس- آقاى ارباب.

پیراسته- آقاى ارباب بندرعباس را فراموش نفرمایید.

مهدى ارباب- انشاءالله همه‌تان را می‌برم بندرعباس البته همه آقایان از سوابق و تجارب جناب آقاى صفارى آگاه هستند که یکى از مأمورینى هستند که در زمانى که کسى که رعایت حقوق کسى را نمی‌کرد ایشان رعایت حقوق مردم را می‌کردند (صحیح است) و بنده ایشان را یکى از مردان شریف این کشور می‌شناسم (احسنت، صحیح است) اما نمی‌دانم کسی که در چنان شرایط مشکلى حقوق مردم را رعایت کرده حالا چه طور شده می‌خواهند وکیل گیلان تنها باشند در صورتی که ما ایشان را وکیل ایران می‌دانیم و امیدواریم همیشه اصل قانون اساسى را از نظرشان دور ندارند ایشان وکیل همه ایران هستند (کریمى- پس شما هم راجع به بندرعباس صحبت نفرمایید) چنانچه بخواهیم بگوییم که این محصول چاى که به حمدالله تعالى از باغدار و کارخانه‌دار همه میلیونر شده‌اند و انشاءالله میلیونر هم خواهند شد اگر محتاج به چنین پادداشت‌هایى هست مشکل‌ترین محصولى که با مشقت به دست می‌آید زعفران است که اگر یک کسى به محصول زعفران توجه کرده باشد و به قاین رفته باشد می‌داند که مردم بدبخت که با یک نان خالى می‌سازند با چه مشتقتى زعفران را تهیه می‌کنند یکى دیگر از محصولاتى که قطعاً محتاج پاداش است زیره است بروید آمار گمرک را ببینید که چه مقدار از صدور زیره ارز وارد کشور می‌شود و اهالى خراسان براى تهیه این محصول چه مشقتى را تحمل می‌کنند همین طور مواد اولیه غذایى حیاتى شما گندم است آقا به زارع گندم کار هم حقاً باید توجه کرد حقاً باید پاداش داد جناب آقاى صفارى گیلان را طبیعت کمک کرده است گیلان نقطه معبودى است که از حیث آب و هوا طبیعت حداکثر مساعدت را نسبت به این منطقه کرده است (جفرودى- و استعداد مردم) ولى تشریف ببرید به بندرعباس تشریف ببرید به نقاط جنوب تشریف ببرید به بلوچستان ببینید که آنها از همه چیز محروم هستند اگر توجهى دولت ایران یعنى دولتى که ناظر تمام نقاط کشور باشد اگر چنین دولتى بخواهد به کشور توجه بکند می‌بایستى اول به آنجاها توجه بکند (کاشانى- آن را هم به طبیعت بگویند کمک کند دولت که نخواهد کرد.) بنده در ضمن خواستم از مضار انحصارها اجمالاً به عرض آقایان برسانم انحصار است که هزینه مردم را به طور سرسام‌آورى بالا برده است انحصارهاست که بازار ارتشا را رواج داده است (صحیح است) انحصارهاست که یک کشورى را خراب کرده و به صورت نامطلوبى مرکز آن تهران را آباد کرده است (صحیح است) (فرود- کجاى تهران آباد است آنجاى تهران که آباد است شما نشسته‌اید مردم تهران که آنجا می‌نشینند بروید جنوب شهر را ببینید) انحصارهاست که بندر جنوب را خالى کرده و شیخ‌نشین‌ها را آباد کرده است (صحیح است) اگر درست توجه کنید هر عمل نامشروعى در این کشور می‌شود که مردم مرتکب آن می‌شوند ناشى از بدبختى انحصارهاست (یکى از نمایندگان- این انحصارها باید لغو بشود) حالا این انحصارهاى یک لارا دولارا هم کرده‌اند انحصار در انحصار یعنى جایی که در انحصار دولت هست و حق انحصار هم می‌گیرد و سود تجارتى هم می‌گیرد و هزار تحمیل هم می‌کند باز می‌گوید این انحصارها در انحصار آن کسى است که به رنج‌هایی که دولت نمی‌توانست تجارت بکند و نتوانسته بفروشد باید انحصار او کرد (صحیح است) یا این چایى که در انحصار دولت هست تمام این عوارض را می‌گیرد باز می‌گوید قسمتى در انحصار کسى است که کارخانه دارد ما حرفى نداریم اگر این عمل برقرار باشد کارخانه‌هاى پارچه‌بافى هم هست که مستحق پاداش هستند و اجمالاً آن تصویب‌نامه‌اى که دولت صادر کرده است مخالف اصول 94 متمم قانون اساسى و 97 متمم قانون اساسى و 8 متمم قانون اساسى و 18 قانون اساسى است حاضرم کمیسیونى تشکیل بشود استدلال بکنم این عمل گناه است من با دولتى که موافقم نمی‌خواهم بگویم که جرم است می‌گویم گناه است امیدوارم دولت توجهى بکند و از اجراى آن منصرف بشود جناب آقاى وزیر اقتصاد ملى به بنده فرمودند که اولین دفعه‌اى هست بعد از چند سال که حق داده‌ایم به سایر بازرگانان که با این شرایط یعنى با 45 ریال علاوه آنها هم چاى وارد کنند مثل این که حق حیات هم به مردم داده‌اند و متأسفند که این حق را چرا داده‌اند به مردم و نداده‌اند شرکت چاى وابسته به سازمان برنامه که سفته امضاى مرده‌ها را تحویل‌شان بدهند خیلى مایه تأسف است می‌بایستى این را هم تحویل او بدهند آقا این انحصار و انحصارها و تجارت حسابش را کسى نمی‌کند که براى کشور ایران چه قدر زیان‌آور است خاطرم می‌آید بعد از جنگ دوم که محدودیت‌هاى بازرگانى در خیلى از کشورها برداشته شد تجار ایرانى مقدار زیادى چاى از قرمز سفارش دادند این چای‌ها که وارد شد متعفن و گندیده بود قابل استفاده نبود در این سراى دلگشاى تهران انبار شده بود صاحبان چای‌ها می‌خواستند این چای‌ها را بدهند کسى بسوزاند کسى تحمل هزینه‌اش را نمی‌کرد یک روز متوجه شدیم که همین چاى را از کیلویى شش ریال تا 12 ریال رنود خیراندیش خریدند بردند در گیلان به نام محصول چاى داخلى تحویل دادند و کیلویى 55 ریال فروختند و میلیون‌ها هم سوءاستفاده شد من حاضرم اگر وقت باشد دو ساعت از مضار تجارت دولت و ضررهایى که به خزانه کشور زده است همه را شرح بدهم تا بدانید دولت که تجارت می‌کند چه قدر مضر است به حال مملکت البته اگر یک پاسبان بیچاره‌اى سر پستش 5 تومان رشوه بگیرد به دیوان کیفر می‌رود زن و بچه‌اش را از بین می‌برند ولى این کسانى که می‌بینیم به خزانه مملکت ضرر می‌زنند اینها پاداش می‌خواهند آقایان تا این اصل اصلاح نشود این کشور قابل زندگى نیست این را یک فکرى بکنید (صحیح است) البته بنده که نه مخالف به اغدارم نه کارخانه‌دار بنده از عناصرى هستم که خودم فکرم خیلى کوچک است ولى آرزومندم که تمام ایرانیان متمول بشوند متمکن بشوند آنهایى که انتقاد می‌کنند که فلان شخص چرا خانه‌اش سفید است یا زیباست بنده مخاف این فکر هستم باید یک کارى کرد که سرمایه این مملکت به خارج نرود الان خیلى از هموطنان ما هستند که سرمایه‌شان در بانک‌هاى خارج متمرکز است و آنها در اینجا شاید یک اتومبیل نو سوار نمی‌شوند بنده معتقدم که باید در ایران امنیتى ایجاد بشود که تمام این پول‌ها در مملکت به جریان بیفتد (صحیح است) این برگ‌هاى سبز چاى را تا قبل از سال 1331 کیلویى 7 تا 9 ریال می‌خریدند (صفارى- این رقم اشتباه است) از سال 1331 از 9 ریال به 16 ریال رساندند تمام را صورت دارم و بنده اگر خلاف این بود حاضرم ثابت بکنم امسال از 18 ریال تا 22 ریال معامله شده خدا برکت بدهد به یک همچو محصولى‌اى خدا این دفعه بشود سى ریال، بشود چهل ریال و مردم هم قدرت خریدش را داشته باشند کارخانه‌جات را هم هر یکى 600 هزار تومان 700 هزار تومان 400 هزار تومان کرایه می‌دهند کدام مستقلى در اینجا هست چنین عایدى بدهد آیا باز هم باید 14 میلیون داد به این آقایان و دیگران 50 میلیون ضرر بکنند؟ این انصاف است اگر انصاف است بنده تسلیمم و عرضى ندارم.

نقابت- یک دانه خانه آجرى در تمام بنادر جنوب نیست.

ارباب- پنج شش دقیقه دیگر وقت مرا بدهید به آقاى دکتر پیرنیا.

رئیس- یک دقیقه مانده.

ارباب- یک دقیقه را بدهید به ایشان.

رئیس- نه خیر چیزى نمانده خودتان صحبت کردید.

ارباب- بنده وقتم را به آقاى دکتر پیرنیا خواستم بدهم ولى فراموش کرد. یک دقیقه دیگر وقت دارم بنده سؤالى کرده‌ام از آقاى وزیر دادگسترى نسب به قتلى که 8 سال 9 سال پیش واقع شده نسبت به مرحوم فرخ‌زاد گویا اخیراً اقدام کرده‌اند و عواملى در کار هست که ایشان را به هیئت اجتماع خواهش می‌کنم از آقاى وزیر دادگسترى که منصرف نشوند و مرعوب هم نشوند.

رئیس- آقاى شوشترى.

شوشترى- بسم الله الرحمن الرحیم. مخصوصاً از آقایان مخبرین به الاخص از مخبر اداره تبلیغات قویاً می‌خواهم که عین عرایضى که به ساحت مجلس مقدس و نمایندگان عرض می‌کنم عینش نقل بشود زیرا در نقل عین اگر نقصى نقایصى پیدا بشود متوجه من می‌شود و اگر حسنى داشته باشد حقیقتى گفته شده باشد متوجه جامعه می‌شود موضوع جامعه را در نظر بگیرید حاکمان در زمان معزولى جمله شبلى و بایزید شوند. آقایان نمایندگان محترم آقاى اکبر توجه بفرمایید شما پسر مرحوم سپهدار هستید آقایان نمایندگان محترم همان چیزى که در جلسه اول حضورتان عرض کردم حالا هم عرض می‌کنم همان طور که سابقین و پدران ما و اجداد ما و ادیان سماوى آن را لازم دانسته‌اند در موضوع تبلیغات صحیح است تبلیغ صحیحى اگر در مملکتى از روى مبنا و اساس و ریشه یا یک برنامه منظم در افکار مردم سارى و جارى باشد نمی‌تواند یک آدمى که 3 سال قبل نعل وارونه می‌زد امروز به یک صورت دیگرى درآید اگر تبلیغات صحیح داشتیم و حفظ می‌کردیم گفته‌هاى آن روز را و حالا منتشر می‌کردیم فکر و ایده آنها را فکر آنها اشابه پیدا نمی‌کرد و مشوب نمی‌ساخت افکار را از این جهت من مکرر در دوره 16 حضور مبارک سردار فاخر و نمایندگان محترم آن دوره عرض می‌کردم که اتصال رادیو باید به مجلس باشد و این نطق‌ها باید ضبط رادیو بشود براى این که یک نطق‌هایى است که از نظر

+++

تاریخ باید ضبط شود که من آن روز حرفى زدم وامروز نعل وارونه می‌زنم فوراً آن را مجسماً می‌آوردند جلویم و می‌گفتند آقا تو همان بودى که مسجد ضرار می‌ساختى چه شد که امروز مجاهد شنبه شده‌اى و خود را از همه جلو انداختن بنا علی‌هذا این عرایضى که می‌کنم براى آن است که اداره تبلیغات که این عضوى که آنجا نشسته است و معاون آقاى بزرگ‌مهر است نوه مرحوم آقا مرتضى سرابى مشهدى رضوان الله علیه این سجادى در حکم فرزند من است به او دستور می‌دهم و از او می‌خواهم که این وضعیت تبلیغات در سابق به صورت خوبى نبود امروز طورى تنظیم کنند که اگر یک وقتى دولت و ملت محتاج شد افکار وکلا و دیگران را به منصه به روز و شهود ملت ایران بگذارد این مدرکى باشد که افراد انکار نکنند و نگویند که ما آن روز نگفتیم آقاى میراشرافى در آن ایام در دوره 16 با ما متحصن بود در دوره 17 هم بینى و بین الله مبارزه کرد با تمام شدت حالا من اگر به اصل انتخاب دوره 17 مخالفم اما این را تصدیق می‌کنم که یک عده‌اى در آنجا پیدا شدند و با کمال شرافت از جان گذشته مثل ماها که در دوره 16 با آنها شریک بودیم اینها هم آمدند نترسیدند حرف حسابى را زدند انصاف اقتضا دارد که این افکار و این گفته‌ها ضبط بشود اگر کسانى هستند که هر روز یک فکرى دارند یک روز شیر می‌خواند یک روز قصه می‌خواند یک روز کلثوم می‌ یک روز سنان ابن انس این را باید ملت بفهمد همه اینها در مملکت چه اشخاصى هستند هر لحظه به شکلى بت عیار درآید دل برد و نهان شد، مردم به لباس دگران یار درآید که پیرو جوان شد. باید این جهت روشن بشود این یک موضوع است موضوع دوم من در جلسه قبل این را که گفتم اگر مطلب جلسه قبل من جناب آقاى میراشرافى عیناً نقل می‌شد محتاج نمی‌شدم به این توضیح (میراشرافى- بفرمایید که ضبط کنند) امر بفرمایید شما و آقایان البته بنده از شما کوچکترم ارادتمند آقایان هستم بنده در جلسه قبل موضوعى را گفتم که در صورت مجلس قید است ولى اداره تبلیغات نخواست او را به مفهوم واقعى بگوید و تلخیص کند و نه مخبرین جراید هر دو حق داشتند من تند صحبت می‌کنم حق دارند آن راجع به مطلبى بود که راجع به لطفى گفتم عده‌اى از من سؤال کردند که آقا این بیانى که کردى ما نفهمیدیم، ناچار شدم توضیح بدهم که مردم، وکلاى ملت و سایرین بفهمند بعضى افراد اگر در امر جامعه و امور عمومى مداخله می‌کنند سوابق اینها چیست و اینها کى هستند آن این بود که مرحوم شیخ حسن تهرانى رحمت‌الله علیه که چند دوره نماینده بود با من خصوصیت داشت با جناب آقاى سردار فاخر خصوصیت داشت با این لطفى هم رفیق بود همیشه نسبت به لطفى حرف زشت می‌زد یک روز گفتم شیخ حسین تو چرا نسبت به این بى‌ادبى می‌کنى گفت آقا این بد آدمى است گفتم چرا بد آدمى است گفت یک قضیه‌اى دارم این یک کارى کرد و فرار کرد در نجف گفت همه مملکت می‌دانند دو نفر مفتى اعظم دو نفر مقلد بزرگ که یکى شیعیان ایران تقلید ایشان را می‌کردند یکى مسلمان‌ها و شیعه‌ عرب و هندوستان و پاکستان و آن طرف مرجع تمام مسلمین بود حضرت آیت‌الله العظمى مرحوم آقا سید محمدکاظم یزدى بود که اعراب و شیعیان هندوستان از ایشان تقلید می‌کردند آن کسى که ایران و تمام مردم ایران به او متوجه بودند مرحوم‌العظمى مرحوم آخوند ملا محمدکاظم خراسانى بود على‌الله مقام‌ها این دو مرد بزرگ در مشى سیاسى و اساس مشروطیت و غیرمشروطیت اختلاف نظر داشتند ولى شاگردهاى مرحوم آخوند ملا محمدکاظم که 1300، 1400 نفر پاى درس اصول آن مرحوم مى‌نشستند و حداقل 500 نفر آنها مجتهد مسلم بودند در موقع نماز اغلب می‌آمدند عقب سر سید یزدى نماز می‌خواندند براى این که این شق عصاى مسلمین نشود و بگویند اختلافات سیاسى مربوط به اصل موضوع نیست به علاوه سه جلد عروه‌الوثقاى حضرت سید شاید در فقه جعفرى در تمام ادوارى که نوشته شده است کتابى به این جامعى نباشد این مرحوم سید با آخوند اختلاف داشت از استاد فرامرزى تقاضا دارم که این نکته را دقت و توجه بفرمایند این مرحوم سید سجده‌اش طول می‌کشید اینجاست که بزرگوارى على مرتضی 4 را باید فهمید که وقتی که تیر خورد در غزوه بدر به پایش سر تیر گرد کرد نمی‌شد بیرون بیاوند با منقاش رسول اکرم دستور فرمود وقتى نماز می‌خواند چون غرق در خداست، غرق در وحدت است به رودى در آن ساعت بیرون بیاورید رفتند و کشیدند و آوردند بیرون حالا خواستم زمان حاضر را بگویم مرحوم سید در سجده بود این لطفى با یک شیخ دیگر این چیزى است که مرحوم تهرانى گفت عیبش را دیدیم وضعیتش را دیدیم آقایان همه می‌دانند آتش سیگار خیلى می‌سوزاند ولى آتش جیگاره که توتون برگ است در سوزندگى اثرش بیشتر است این لطفى یک ظرف آتش جیقاره پر کرد وقتى که سید در سجده بود ریخت توى گردنش که مرحوم سید نمازش را نشکست که فردا عرب‌ها می‌خواستند این دو نفر را بکشند آنها فراراً از بیراهه آمدند ایران این را که گفتم موضوع این بود یک نفس خبیثى که در نماز در وقتى که انسان می‌گوید لا اله الا الله سبحان ربى الاعلى و بحمده تسبیح خدا می‌کند یک همچو آدمى را بیاید آتش بریزد پس گردنش این دیگر با مردم چه می‌کند بند ج و الف این را این طرف و آن را آن طرف می‌فرستد بر علیه مقام سلطنت و استقلال مملکت عمل می‌ چنین آدمى نباید مورد لطف قرار بگیرد (صفایى- مگر مورد لطف شده‌اند؟) نه بنده فرض می‌کنم، فرض می‌کنم یکى دیگر آقا بنده عرض کردم استشهاد هم کردم حضرت ریاست خودمان ریاست محترم‌مان براى این کلمه سؤال کردند که آقا ایام شما را در مجلس نمی‌خواستند بکشند گفتم هیچ وقت حتى وقتى که در راه عباس‌آباد آن وقت شب که آن نظامى آن طور سنگ زد به ماشین من و گرفتندش قشون و ستاد ارتش بیدار بود تمام آنها را گرفتند و حقیقتش را بیرون آوردند که از توده‌ای‌ها بودند آن چیزى که آن روز عرض کردم مربوط به دوره 16 بود که شب تصمیم گرفتند در توى قنات‌ در توى یک خانه‌اى هفت نفر آنجا بودند و آن وقت به بنده سحر اطلاع دادند من وصیت‌نامه‌ام را نوشتم الان توى مجلس هست مطالب سرى هم خیلى هست تویش تقدیم کردم خدمت جناب آقاى رئیس چهار نفر از وکلا هم آن را نخوانده چون من اجازه ندادم بخوانند گفتم این صفحات خط من است و امضا و مهر من است، امضا کردند براى این که براى تاریخ این مملکت بماند من خودنما نیستم، محتاج به خودنمایى نیستم، یک چیزهاى سرى می‌دانم در آن وصیت‌نامه نوشتم بعضى از آقایان سؤال می‌کنند که شما گفتید حزب ایران هسته است حزب توده پوسته است (صحیح است) من این طور گفتم این را چه وقت گفتم آقاى دکتر جزایرى از کى گفتم، بگو 8 سال قبل نگفتم؟ چرا گفتم اگر ما تبلیغات صحیح می‌داشتیم و اگر نطق لیدرها و تئورین آنها را در این مدت جمع می‌کردیم و در تهران ملاحظات یک یک را مرتسم می‌کردیم و آن وقت این تشریات فعلى که حالا در سرسراست نمی‌دانم از کدام سفارتخانه تایپ می‌شود یا ماشین می‌شود بیرون می‌آید جمع می‌کردیم آن وقت آقایان نمایندگان محترم تصدیق می‌فرمودند که شوشترى بچه آخوند بدون وسایل همه را می‌داند آن وقت اشخاصى می‌فهمیدند که این آقا چند مرده حلاج است و چه تأثیرى داشته است الان من نمی‌خواهم مبلغ کسى باشم الان اگر وقت بود به این کلماتى که می‌گویم و رادیوهاى بیگانه در زمان مصدق تمام آنچه را که کرملین و مسکو می‌خواست که نفت براى ما نباشد نفت از بازار اروپا و دولت غربى گرفته بشود و در نتیجه ما دچار فقر اقتصادى بشویم و آن وقت این کلمه مهملى که دیگران براى ما ارث گذاشته‌اند ما براى بچه‌هایمان ارث بگذاریم این حرف را سه سال قبل اگر از آن رادیو می‌گرفتید می‌دانستید که من صحیح می‌گویم ...

رئیس- آقاى شوشترى وقت شما تمام شد.

شوشترى- یک ربع دیگر اجازه می‌خواهم من اجازه می‌خواهم و استدعا دارم اجازه بدهید امروز این عرایضم را بکنم شاید هم تا یک ماه دیگر مزاحم نشوم.

رئیس- با این شرط که یک ماه دیگر صحبت نفرمایید.

شوشترى- بدون تردید بدون اجازه جنابعالى عملى نمی‌کنم. از هر کس به امر شما مطیع‌ترم یک قدرى آب بیاورید امروز گلوى پسر پیغمبر خشک است بگذارید گلویى تر کنیم با بى‌منت و امى فرمود قاستقى شریه من الماء بنده می‌خواهم پنج دقیقه وقتم را هم به آقاى دکتر پیرنیا بدهم.

رئیس- پس بیست دقیقه وقت بگیرید. آقایانی که با بیست دقیقه اضافه صحبت آقاى شوشترى موافقند قیام کنند (اغلب برخاستند) تصویب شد، بفرمایید.

شوشترى- بلى، ارثى نرسیده است موهبت الهى است، خداوند فواکه و اثمار و معادن و آنچه را که بشر نیاز به او دارد در طبیعت مخمر فرموده. قدرت الهى براى نیاز بشر در ازمنه مختلفه و زمانی که آنها احتیاج پیدا می‌کنند در نهاد زمین و در بطن ارض اندوخته‌هایى قرار دارد. که هوش بشر، عقل بشر بدان دسترس پیدا کند این که پیغمبر اکرم و رسول مکرم اسلام دستور داد که همیشه بروید پى علم، از گهواره تا به گور و صغیر و کبیر، اناث و ذکور باید تحصیل علم بکنند یا این که فرمود علم امت من می‌رود به کرات آسمان‌ها و نگفت به کره مریخ، همین جاست که باید دقت کرد که رسول اسلام چه قدر بسیط الحقیقه است و فرمایشاتش را به وحى الهى و آن کنز مخفى لایتناهى به خصوص آن فرمایشات را می‌فرمودکه مردم بروند روى نیاز علم پیدا بکنند و وقتى که علم پیدا کردند به موقع خود از اندوخته‌هایى که خداوند براى آنها قرار داده است استفاده بکنند یعنى ودیعه زمین را بیرون بیاورند. آقایان چه می‌گویند؟

آقا میوه را وقتى رسید باید خورد میوه نارس انسان را صدمه می‌زند وقتى هم که از رسیدن گذشت و خشک شد ممکن است میکروب پیدا بکند و مفید واقع نشود. کمال امر وقتى است که رسید که باید چید و استفاده کرد من چیزى که خدا برایم ودیعه قرار داده است من این را بگذارم براى بچه‌هایم شاید تا ده سال دیگر 12 سال دیگر انرژى اتم، آثار اتمى اصلاً بشر را از نفت بى‌نیاز کرد من ده سال استفاده نکرده باشم مملکت فقیر بماند دست‌ها دراز باشد گاهى اعانه و کمک بخواهد اما من استفاده نکنم. این حرف را درست بروید گفته‌هاى سه سال قبل رادیو مسکو را ببینید این با او تطبیق می‌کند یانه؟

میراشرافى- رادیو مسکو حالا هم نمی‌خواهد حل شود.

+++

جناب آقاى میراشرافى هیچ دزدى سند ثبتى نمی‌دهد (عبدالصاحب صفایى- بعضی‌ها می‌دهند) اتفاقاً دروغگو کم حافظه است اینها همه نطق‌هایشان موجود است. حق با شماست از این جهت اینها فکر نمی‌کنند، خیال می‌کند که مادام الحبوه باید این مملکت را تبول خودشان قرار بدهند و مردم فریبى کنند و مردم را از راه راست منحرف کنند.

بنا علی‌هذا اگر اداره تبلیغات گفته‌هاى اینها، صورت مجلس‌هاى آنچه را که مصدق گفته، آنچه را که شایگان گفته، حسیبى گفته، از نطق‌هاى خودشان در مجلس بیرون بیاورند آن وقت معلوم می‌شود این آقایان یک دستور را عمل می‌کنند و آن هم دستور بیگانه است (یک نفر از نمایندگان- مگر حالا نمی‌کنند؟) حالا را می‌ بیاورند که مردم بفهمند که اینها چه کردند و چه می‌کنند. من گفتم هفت هزار میلیون دلار، دیگران حساب کردند دو هزار میلیون دلار، آقایان، آقاى آقا سیدکاظم عصار این طور به من گفتند. من نرفتم این مرد بزرگ را ببینم، با ایشان دوستم و ایشان را می‌شناسم. شنیدم که ایشان جمع فرمودند از دوره اول راهبه مصدق در دوره 17 تا زمامداریش تا روز 28 مرداد استخراج شده از جراید و روزنامه‌ها هزار و هفتصد و چند نفر در ایران در این کار آدم کشته شده، آقا مگر اینها برادر نداشتند، خواهر نداشتند، پدر نداشتند، زن نداشتند، آخر چرا؟ براى چه؟ چه مقصودى بوده که من یک ساعت بیشتر بر صندلى صدارت قرار بگیرم آن وقت این همه افراد ایرانى کشته بشوند. این یک ضررش، یک ضرر دیگر این فساد اخلاقى است که در جامعه پیدا شده است دختر نسبت به مادر، پسر نسبت به پدر، برادر نسبت به برادر، شاگرد نسبت به معلم اسائه می‌کند و تجاسر به خرج می‌دهد والله بالله اینها نبود، در ما این حرف‌ها نبود، اینها همه زاییده آن وقت است و دیگر این که ما یک درآمد مرئى داریم، آقاى حاج عزالممالک که چند مرتبه وزیر بودى ما یک درآمد مرئى داریم، یک درآمد نامرئى داریم که حساب‌هاى صادر و وارد مملکت و پول آوردن از مملکت غیر از آن مرئی‌هایش هست. چهار سال را حساب بکنیم، 51 میلیون لیره یک جا دادیم، 16 میلیون دلار یک جا دادیم، 16 میلیون لیره یک جا دادیم، 8 میلیون دلار یک جا دادیم، قرضه ملى را دادیم (اردلان- سیصد میلیون اسکناس) آن وقت چهار سال محروم شدیم، از پول مستقیم مالیات بر درآمد نفت، از حق الامتیاز نفت، از پول‌هایى که حقوق به کارمندان داده می‌شد، از اشیایى که وارد می‌کردند و به ما گمرک می‌دادند اینها را حساب کنید (مشایخى- آقاى شوشترى سیصد میلیون اسکناس را بگویید) بلدم آقا اجازه بفرمایید، عرض کنم همه اینها آن وقت جرم مشهود بکند برخلاف قانون، برخلاف گفته خودشان که اینجا عربده می‌کشیدند که نباید اسکناس منتشر بشود، 320 میلیون اسکناس منتشر کنند، آن وقت این حرف‌ها را می‌زدند زدند و زدند و زدند، آقایان اهل حساب هستید بنشینید خساراتش را حساب کنید، ببینید که من درست می‌گویم یا خیر، حالا می‌گویند این سنگ‌هاى الوان، آقاى عباسى می‌ این سنگ‌هاى الوان، این همان حرفی است که آنها می‌گویند، آن چیزى است که آنها می‌گویند می‌گویند این سنگ‌هاى الوان یعنى جواهرات سلطنتى، اینها را می‌خواهیم چه کنیم؟ کارمندان را هم یک ربعش را بیرون کنید، سه ربع دیگر را هم یکى یک ربع از حقوق‌شان کم بکنید مردم هم در 24 ساعت یک دفعه غذا بخورند یک استدلال دیگر هم این که می‌گویند ما پول را می‌ چه کنیم ما اگر پول زیادى داشته باشیم می‌خواهیم چه کنیم ببینید هیچ خائنى، هیچ نادانى، هیچ دشمن مملکتى، این طور لاطائلات را می‌نویسد و می‌ ؟ (صحیح است) بنده چه آقاى اداره تبلیغات و چه روزنامه‌ها ...

رئیس- آقاى شوشترى اینجا به روزنامه‌ها و تبلیغات اشاره نکنید، حرف خودتان را بزنید.

شوشترى- اشاره نمی‌کنم...

شمس قنات‌آبادى- آقاى اداره تبلیغات اینجا نیست.

شوشترى- مرادم این است که آقایان بروند عرایض مرا بگویند و این را ثبت کنند و تمام لاطائلات قبلى آنها را هم بیاورند بیرون تا مردم بدانند چون آن روز هم عرض کردم آقایان مملکتى که تویش مجازات نباشد، مملکتى که حس ترحمش غلبه کند بر قانون، حس ترحمش غلبه کند بر نفع جامعه روى نفع شخصى، بدانید و آگاه باشید که این نوع مملکت نمی‌تواند مدعى تمدن اساسى و انتظام صحیح باشد این که اسلام به آن سرعت پیش رفت براى این بود که وفتی که سعدبن معاذ آمد در آنجا و حکمیت کرد جلوى بنى قریضه بلافاصله على مرتضى هفتصد و سى و چند نفر را به امر رسول الله یعنى به امر خداوند متعال گردن زد. آقا لاتأخذ کم به هما رأفه باید این خائنین که دستگیر می‌شوند و دستیاران آنها مجازات بشوند و به بیگانگان بگویند آقایان دست از ما بکشید و گر نه ما هم شروع می‌کنیم بخ حرف‌ها و اعمالى که بعداً براى شما غیرپشیمانى نداشته باشد چون ما در عین حال قائلیم به حفظ روابط دوستانه با همسایه‌هایمان (صحیح است) اگر به صورت تبلیغ، به صورت رادیو، به انحا دیگر مداخله در امر ما بکنید ما هم دست می‌زنیم، ایرانى خداوند هوش است، ایرانى خداوند درایت است، ممالکى پانصد میلیونى ذلیل و مستعمره شدند اما ایران بیست و یک میلیون جمعیتى به فضل رب العالمین مستقل بوده و خواهد بود (انشاءالله، احسنت) دیگر آن که آقایان محترم گر چه همان طور که آقاى وزیر دارایى گفتند لایحه نفت آمده و مقصود اساسى ما شاید نباشد امیدوارم که این کار به صورت خوشى بگذرد وقتى که این به صورت خوشى گذشت من آقایان از عرایضى که می‌کنم نتیجه می‌خواهم بگیرم، نمایندگان محترم باید فکر بکنید، بنده عقیده‌ام این است که در سال اول و دوم نصف این درآمدها باید صرف خرید حقوق کارمندان زائدى که تشخیص می‌دهیم در ادارات هستند بشود که بروند عقب شغل آزاد، حالا ممکن است نظریات نمایندگان محترم روى اصول دیگرى باشد اینها را فکر بکنید دیگر این که من در جلسه خصوصى هم به حضرت سردار عرض کردم الحمدالله جناب آقاى تربتى تشریف آوردند، آقاى تربتى من نظر دارم، دولت مصر کرده دولت امریکا کرده دولت عراق کرده ما هم باید خائنینى که قائل به مرام کمونیستى هستند و روى پرونده مشخص شده‌اند که در این مملکت چه کرده‌اند، باید اینها را از تابعیت ایران محروم بکنیم بروند باید در این کمیسیون طرح من مورد بررسى قرار بگیرد دیگر این که باید کارگزینى وزارتخانه‌ها، ادارات دولتى سوابق اشخاص و اعمال آنها را با تماس با کارآگاهان و رکن دوم بیرون بیاورند که وقتى بیرون آوردند یک تصمیم عاجل درباره آنها بگیریم و البته جناب آقاى صفارى هم که راجع به کارمندان صحبت فرمودند نظر شخص ایشان صحیح است ما در این مجلس 18 بدون این که یک قران یک روزى حق کارمندى را بخواهد تضییع کند (صحیح است) انشاءالله قدمى برمی‌داریم که همه کارمندان راضى بشوند و اگر در افرادى هم عیب و نقصى ببینیم خداوند ما را دستور داده که ستر عیب کنیم و نگوییم و به آنها به خصوصیت بگوییم خود را اصلاح کنند و به نفع جامعه قدم بردارند. دیگر آن که آن روز عرض کردم باز بدبختانه به اینجا رسید آقایان ما در ایران 8 هزار کوره ذغال سوزى داریم و این هشت هزار کوره ذغال سوزیش در سه ماه هم که ذغال بسوزد ذغال کوره متوسط ذغال کوره اعلا و کوره کوچک تا شش سال هفت سال دیگر براى ما جنگل باقى نمی‌گذارد (صحیح است) من استدعا دارم از طرف مجلس که باید کارى بکنیم که سوخت تبدیل به نفت شود باید از ذغال سوزى و هیزم سوزى مملکت را خلاص بکنیم (صحیح است) و سعى کنیم در ایجاد جنگل و توسعه جنگل‌ها.

رئیس- آقاى دکتر پیرنیا.

دکتر پیرنیا- با اظهار تشکر از جناب آقاى شوشترى که پنج دقیقه از وقت اضافی‌شان را به بنده لطف فرمودند (عبدالصاحب صفایى- بنده هم در این راه کوشش کردم) بنده عرضى که داشتم راجع به یک موضوعى بود که در جلسه روز چهارشنبه همکار محترم جناب آقاى رضایى فرمودند راجع به یک مطلبى که مربوط به حوزه انتخابیه بنده است و مربوط است به بهره‌بردارى از معدن انارک و انارک یکى از قسمت‌هاى حوزه انتخابیه بنده است و بنده می‌ چند کلمه در این خصوص حضور آقایان عرض بکنم، البته مناطق مختلفه مملکت از لحاظ اقتصادى یک خصوصیاتى دارند و وضع زندگى مردم ارتباط با آن اقتصاد محلى دارد، بعضى جاها البته از لحاظ وفور آب و وضع کشاورزى بیشتر مردم کارشان کشاورزى است ولى منطقه انارک یک منطقه فوق‌العاده بى‌آبى است و در آنجا به هیچ وجه وسیله کشاورزى موجود نیست، مردم انارک ناچارند به وسیله بهره‌بردارى از معادن امرار معاش بکنند و معاش‌شان را به این وسیله تأمین بکنند، به طوری که بهره‌بردارى از معادن در منطقه انارک همان موقعى را که مثلاً برنج یا چاى براى گیلان دارد یا فرض بفرمایید خرما براى خوزستان دارد، همان وضعیت را در اقتصاد آن منطقه وضع بهره‌بردارى از معادن را دارد، بنابراین همان طور که نمی‌شود مردم گیلان را از بهره‌بردارى از برنج و چاى محروم کرد و این کار را به دست دولت داد، نمی‌شود مردم انارک را از بهره‌بردارى از معادن محروم کرد و این کار را از آنها منتزع کرد و داد به دست دولت، منتهى کار بهره‌بردارى از معادن در مقایسه‌اش با کار کشاورزى دو اشکال بزرگ دارد، اولاً اشکالش این است که در موقع بهره‌بردارى از معادن تقسیم معدن به قطعات کوچکتر میسر است و بنابراین ناچارند که یک شرکت سهامى تشکیل بدهند و همه اهل محل و همه شرکت‌هاى بهره‌بردارى در این کار شریک شوند و آقایان غالباً در شهرستان‌ها ملاحظه فرموده‌اند که اقدام به این کار خیلى مشکل است و علتش هم اختلافاتى است که در محل موجود است، چه از لحاظ عقاید مذهبى و چه از لحاظ رقابت‌هاى خانوادگى و این اختلاف متأسفانه در منطقه انارک هم وجود داشته و بنابراین این اختلاف در ایجاد همکارى و ایجاد اشتراک بین مردم محل براى بهره‌بردارى از این معادن مشکلى ایجاد کرده و متأسفانه این اختلاف به قدرى عمیق و به قدرى توسعه داشت که ایجاد مشکلاتى کرده که حتى به مجلس شورای ملى هم کشیده شده، به علاوه اشکال دیگرى که دارد این است که بهره‌بردارى از معادن از لحاظ فنى خیلى مشکل‌تر از بهره‌بردارى از آب و خاک و کشاورزى است و احتیاج به اطلاعات فنى یعنى احتیاج بیشترى به کمک دولت دارد و بنابراین دولت باید در این کار مداخله داشته باشد و نظارت کند، به همین جهت بنده روى این اختلاف و روى این که دولت نمی‌تواند مردم انارک را از این که در این گذر مداخله داشته باشند محروم بکند یک طرحى به دولت تقدیم کردم که یک شرکتى تأسیس بشود که 25 درصد سهامش متعلق

+++

به دولت باشد و 75 درصد سهامش تقسیم بشود بین شرکت‌هایى که بهره‌بردارى می‌کنند و بین مردم حتى کارگرانى که در معادن انارک کار می‌کنند شریک بشود و سهیم باشند و این طرح هم بهترین طرحى است که هم اختلافات را از بین می‌ و هم سبب می‌شد که از این معادن طبق برنامه فنى صحیح بهره‌بردارى شود (صحیح است) متأسفانه دولت تا حالا با وجود این که وزیر اقتصاد ملى و متصدیان سازمان برنامه با اصل این فکر موافقند قدم مثبتى در این کار برنداشته و بنابراین بنده تقاضایى داشتم که از دولت تقاضا بکنم براى این که این اختلافات مرتفع بشود و ساعات مجلس شوراى ملى مصروف شنیدن یک مسائلى که جنبه اختلافات امور تجارى دارد نشود این است که جهد بکنیم که این اخلافات را به نحو مناسبى در خارج مرتفع بکنیم که این جریانات از بین برود همین طور هم علاوه بر او جناب آقاى رضایى همکار محترم در بیاناتى که فرمودند یک جملاتى فرمودند به یکى از ...

رئیس- آقاى دکتر پیرنیا این دنباله پیدا می‌کند.

رضایى- از اول فرمایششان نسبت به بنده بود و اجازه بفرمایید بنده جواب بدهم یا در این جلسه یا در جلسه آینده.

رئیس- ایشان تحریفى نکردند سوء تعبیرى هم نکردند جریان را گفتند بفرمایید آقاى دکتر پیرنیا و وارد جواب آقاى رضایى هم نشوید.

دکتر پیرنیا- بسیار خوب یکى از کارهاى دولت به نظر بنده این است که این طرح را مطالعه بکنند و اگر طرح را براى از بین بردن اختلاف و تأسیس یک شرکتى که همه در او سهیم باشند مناسب می‌دانند اجرا بکنند (صحیح است).

4- بقیه مذاکره در گزارش کمیسیون امور استخدام راجع به بازنشستگان زمان دولت سابق و ارجاع به مجلس سنا

رئیس- وارد دستور می‌شویم، دنباله طرح راجع به بازنشستگان در دستور است سه پیشنهاد کفایت مذاکرات رسیده که یکى قرائت می‌. (پیشنهاد آقاى نقابت به شرح زیر قرائت شد.)

پیشنهاد کفایت مذاکرات را می‌نمایم.

رئیس- آقاى شوشترى و آقاى پیراسته هم همین طور پیشنهاد کرده‌ بفرمایید آقاى نقابت.

نقابت- نظر به این که مجلس شوراى ملى ساعت یازده و نیم وارد کار رسمى خود می‌شود اجازه خواستم که به نحو اختصار یک توضیحى راجع به کفایت مذاکرات عرض بکنم. این لایحه که مطرح شده مخالف و موافق روى این لایحه دلایلى ذکر کردند حاصل دلایل به نحو اختصار یکى این بود که بازنشستگى نماینده یک عمر خدمت است نه مجازات (صحیح است) دوم این بود که به موجب قانون خاص وضع قضات دیوانعالى کشور اصلاح شد ولى وضع سایر قضات که پشتیبان و زورى نداشتند بدون اصلاح باقیماند. سوم این بود که تشخیص صلاحیت به عهده دادگاه است نه به عهده یک عده‌اى که ممکن است اعمال حب و بغض بکنند (صحیح است) چهارم این بود که اعمال غرض شده و اشخاصی که هنوز به سن بازنشستگى نرسیده‌اند بازنشسته شده‌اند. پنجم این بود که جماعتى به میل خود بازنشسته شده‌اند و میل ندارند برگردند چه اجبارى است به اینها این حاصل نظریاتى بود که آقایان مخالف و موافق اظهار عقیده کردند در این چهار ماده و یک تبصره هم کم و بیش این نظریات تأمین شده است (صفارى- نواقص زیاد دارد) و نواقصى هم اگر دارد پیشنهادات زیادى از آقایان رسیده است اجازه بفرمایید که وارد بحث مواد بشویم یعنى مذاکره در کلیات کافى باشد و وارد پیشنهادات بشویم (صحیح است).

رئیس- آقاى دکتر جزایرى.

دکتر جزایرى- بنده با پیشنهاد جناب آقاى نقابت به عنوان کفایت مذاکرات مخالفم، براى این که تصور می‌کنم مذاکره در یک موضوع به این مهمى که اساساً ارتباط با کار دولت داشته است و به عقیده من از طرف نمایندگان محترم اگر هم بخواهند وارد در این مطلب شده باشند بایستى قبلاً با دولت مذاکره کرده باشند و از دولت بخواهند که چنین پیشنهادى بدهد مذاکره به اندازه کافى نشده است آقایان محترم خوب بنده را می‌شناسند بنده مستخدم دولت هستم که براى اولین مرتبه افتخار نمایندگى پیدا کرده‌ام امسال سال سى‌ام خدمتگذارى اینجانب به دولت است (نورالدین امامى- سى سال است؟) سى سال تمام است از مهر ماه امسال بنده وارد سى امین سال خدمتم شده‌ام و امیدورام که بعد از انقضاى این یک سال تقاضاى تقاعد بکنم و بازنشسته بشوم آقایان می‌دانند در تمام دوران حکومت آقاى دکتر مصدق همیشه بیکار بودم (صحیح است) در موقعی که بنده مالى 614 تومان براى پرداخت اقساط بانک رهنى براى خانه سیصد مترى که با قرض از بانک رهنى تهیه کرده بودم احتیاج داشتم به من حقوقى داده نمی‌شد که بتوانم این 614 تومان را بپردازم، بنابراین من در دوران آقاى دکتر مصدق سخت‌ترین وضع را از نظر زندگى داشتم، آقایان می‌دانند که بنده منبع عایدى دیگرى غیر از حقوق دولت و حالا هم حقوق نمایندگى که گاهى هم جریمه می‌شوم عایدى دیگرى ندارم (عبدالصاحب صفایى- جریمه را از آقاى رئیس بگیرید) الان اوضاع و احوال مملکت خودتان تصدیق می‌فرمایید ایجاب می‌کند که اصلاحات در این مملکت بشود ایجاب می‌کند که از مستخدمین درستکار تشویق بشود و اگر خداى نکرده مستخدمین واقعاً انجام وظیفه نکرده و حسن رفتارى نداشته باشند به یک صورتى باید به خدمت او خاتمه داده بشود بنده نمی‌خواهم بگویم که در زمان آقاى دکتر مصدق حب و بغضى به کار نرفته است نمونه بغض خود بنده هستم اما می‌ عرض بکنم که اگر در آن دوران اتفاقاً کارى شد که کار دولت‌هاى فعلى و دولت‌هاى بعد را تسهیل می‌کند ما به دست خودمان و با یک احساساتى که صرفاً روى حسن نیت است سبب و مانع آن کار نشویم عرض می‌کنم حضور آقایان تصدیق می‌فرمایید که امروز از نظر این مملکت بالاخره یک فکرى از نظر تشکیلات باید بشود، یک فکرى از نظر سازمان باید بشود، یک فکرى از نظر تعداد کارمندان باید بشود، یک کارى شده است به دولت بفرمایید همان طور که در سایر قوانین کشورى رسیدگى می‌کند به این کار رسیدگى کنند چرا مجلس مسئولیت این امر را به عهده خودش بگیرد؟

رئیس- آقاى دکتر جزایرى در کفایت مذاکرات صحبت بفرمایید.

دکتر جزایرى- در کفایت مذاکرات بایستى این مطلب گفته بشود و مقصودم این است که این مطالب باید تذکر داده بشود یک مطلب دیگرى که در آخر این گزارش هست مداخله در امر ارتش است.

رئیس- آقاى دکتر جزایرى عرض کردم راجع به کفایت مذاکرات بفرمایید شما در مواد صحبت می‌کنید.

دکتر جزایرى- بنده راجع به کلیات دارم عرض می‌کنم جناب آقاى رئیس بنده می‌خواهم عرض بکنم که در کلیات این مطلب صحبت نشده است لذا بنده مخالفم (عاملى- یک عده بهشان ظلم شده باید حق‌شان داده شود).

رئیس- وقت بگیرید در ماده اول صحبت کنید، رأى گرفته می‌شود به کفایت مذاکرات، آقایانى که با کفایت مذاکرات موافقند قیام بفرمایند (اکثر برخاستند) تصویب شد آقاى مشیر فاطمى شما در کلیات اجازه خواسته‌اید یا در ماده اول؟

دکتر مشیر فاطمى- بنده اصلاً اجازه نخواستم.

رئیس- رأى گرفته می‌شود به ورود در شور مواد موافقین قیام فرمایند (اغلب برخاستند) تصویب شد، ماده اول مطرح است کسى اجازه نخواسته است آقاى دکتر جزایرى بفرمایید حالا می‌توانید صحبت کنید (مشایخى- بنده اجازه خواستم) موافقید شما (مشایخى- بنده با گزارش مخالفم گزارش مطرح است) شما به عنوان موافق اسم نوشته‌اید.

دکتر جزایرى- در هر صورت بنده عقیده مندم که راجع به این قسمت دولت باید مطالعه دقیقى بکند و مسلماً شخصى که با حب و بغض خارج شده‌اند اینها مسلماً با رسیدگى بایستى برگردند به سر خدمت خودشان اما مطلبى که لازم است به عرض آقایان محترم برسانم عرض کردم دولت مسئول انجام کارهاى اجرایى مملکت است و مجلس شوراى ملى کارهاى تقنینى دارد دعوت مستخدمین دولت به کار از وظایف دولت است و مقدمات کارشان را دولت باید تهیه کند آقایان استدعا می‌کنم توجه بفرمایید که همان طورى که به قول آقایان اگر عده‌اى بازنشسته شدند بدون مطالعه نباید حالا بدون مطالعه عده‌اى هم به کار برنگردند این تقاضاى بنده است.

میر اشرافى- جناب آقاى دکتر جزایرى آخر آن دولت خیلى ظلم کرده به اینها.

دکتر جزایرى- شما ظلم نکنید (میراشرافى- می‌خواهیم رفع ظلم کنیم.)

رئیس- آقاى مشایخى.

مشایخى- جناب آقاى نقابت راجع به کفایت مذاکرات صحبت کردند و با همان اختصارى که فرمودند اصولاً این موضوع را به تمام معنى از نظر چگونگى و حقیقت امر تجزیه و تحلیل کردند، بنده اولاً عرض می‌کنم و به استحضار آقایان می‌رسانم که مجلس شوراى ملى تنها مرجعى است که باید بی‌عدالتی‌ها را مورد توجه قرار بدهد و رسیدگى بکند جناب آقاى دکتر جزایرى صحیح است که اصولاً دولت در امور استخدامى و وضع کارمندان خودش بایستى توجه داشته باشد لکن تمام طبقات مملکت مستظهر به اجراى عدالت هستند و این طبقه بازنشستگان که از صفوف مختلفه مستخدمین تشکیل شده اعم از ادارى و قضایى و لشکرى نسبت به اینها بی‌عدالتى شده است که خود جنابعالى وارد هستید (دکتر عدل- نسبت به عده‌اى) آقاى نقابت گفتند که بازنشستگى پاداشى است که در راه انجام وظیفه در سنین پیرى به مستخدم داده می‌شود که بتواند دوران پیرى را با رفاهیت با حقوق خودش ارتزاق بکند زندگى بکند مرحله دومش هم وراث مستخدم دولت هستند حالا اگر قبل از این که به سن پیرى برسد در سنى که استعداد بنیه کار دارد به عنوان بازنشستگى یک عده‌اى را از مستخدمین کنار بگذارند که معنى و مفهوم او بازنشستگى نبوده بلکه به نام تصفیه بوده است آیا این عمل عادلانه بوده است؟ قطعاً تصدیق خواهید فرمود که عادلانه نیست، اگر بنا بود که تصفیه در دستگاه ادارى و انتظامى مملکت بشود باید عمومیت داشته باشد نه این که یک عده‌اى را روى اغراض کنار بگذارند و اسمش را بازنشستگى بگذارند اگر

+++

توجه می‌فرمایید که عده‌اى از نمایندگان روزى که این طرح تهیه شد چهل نفر از نمایندگان امضا کردند براى پیروى از یک اصل مسلم بود و آن این بود که دوره هجدهم مجلس شوراى ملى عملاً بزرگ‌ترین قدم را در راه حفظ قانون اساسى برداشت و این مجلس معتقد بود اعطاى اختیارات در دوره گذشته برخلاف اصول بوده و هر عملى که ناشى از اختیارات باشد به طور کلى با منطق مشروطیت و رژیم پارلمانى منطبق نیست من معتقدم با تصویب قانون اختیارات هیچ گونه دلیل و موجبى براى طرح این طرحى که از طرف نمایندگان به مجلس تقدیم شده نیست، براى این که وقتى لغو اختیارات که تصویب شد تمام اینها مستخدم شاغل شناخته می‌شوند ما گفتیم تمام قوانین ناشى از اختیارات کان لم یکن است ضمناً چون در بن بست بودیم به دولت اختیار داده شد که لوایحى را که مفید تشخیص می‌دهد از نظر حقوق مکتسبه از نظر این که حقى از مردم تعویت نشده باشد آن لوایحه مفید را بیاورد به مجلس (عبدالرحمن فرامرزى- دولت همیشه می‌تواند و اجازه دارد این کار را بکند آن هم غلط بود) و با استدلالاتى که براى الغاى اختیارات است همان طور که جناب آقاى فرامرزى می‌فرمایند منافات دارد اما یک وضع غیرعادى در مملکت ایجاد شده بود دسته‌اى حقوقى برایشان ایجاد شده بود که اگر یک جا تصمیم گرفته می‌شد که تمام قوانین ناشى از اختیارات و تمام حقوقى که براى اشخاص ایجاد شده بود کم لم یکن است دور از شأن مجلس بود و بی‌عدالتى بود از طرفى یک طرحى عده‌اى از آقایان نمایندگان تهیه کردند رفت به کمیسیون استخدام در کمیسیون استخدام مورد رسیدگى قرار گرفت و آورده‌اند به مجلس اساس این طرح عبارت است از اعاده مستخدمینى که به عنوان بازنشستگى تصفیه شده‌اند قانون استخدام دو جور بازنشستگى تعیین کرده، در سن 70 سالگى بازنشستگى الزامى است، بعنى دولت موظف است که مستخدمى که به سن 70 سالگى رسیده بهش بگوید آقا برو خانه‌ات بنشین و بر اساس سنین خدمت حقوقت را بگیر و زندگى کن، قسم دوم کسانى هستند که 30 سال سابقه خدمت متناوب یا 25 سال خدمت متوالى و شصت سال سن داشته باشند دولت می‌تواند این دسته را هم بازنشسته کند باید قانون بازنشستگى به طور اعم در مورد تمام مستخدمین اعمال بشود و حق هم همین است که هر کس که به سن بازنشستگى رسیده برکنار بشود که جوانان تحصیل کرده که توى خیابان‌ها راه می‌روند بیایند و از نیروى آنها به نفع اجتماع استفاده بشود اما جناب آقاى دکتر جزایرى در حکومت گذشته یک عده دکتر تحصیل کرده از فرنگ آمده به سن 30 سال و 35 سال و 36 ساله را کنار گذاشتند سه سال سابقه خدمت هم بیشتر نداشتند این را به چه می‌شود حمل کرد تصدیق می‌فرمایند که در اینجا سوء نیت در کار بوده ملاحظه بفرمایید آمدند به استناد قانون اختیارات تصویب کردند و اختیار دادند به یک شخصى اولاً به نظر من با فرض این که اختیارات قابل اعمال و اجرا باشد این اختیارات آقاى‏ دکتر مصدق قابل واگذارى نبوده است، دکتر مصدق بر فرض این که قانون اختیارات را صحیح بدانیم که اصلاً این فرض طبق تصویب دوره 18 مجلس شوراى ملى صحیح نیست اختیارات را خودش نتوانسته است عمل بکند آمدند اختیار دادند به شهردار وقت که شهردار وقت بتواند بدون رعایت هیچ گونه سابقه‌اى هر کس را که دلش خواست کنار بگذارد از فعال‌ترین و لایق‌ترین افراد را که من اسم‌شان را نمی‌برم کنار گذاشتند آمدند در ثبت اسناد به مدیر کل ثبت اختیار دادند که هر کس را که دلش خواست کنار بگذارد آقا مطلب رفت روى غرض شخصى اگر یک مرجعى یک اصلى یک رویه‌اى روى بازنشستگى این اشخاص ایجاد و اعمال می‌شد شاید مجلس شوراى ملى در مقام این فکر برنمی‌آمد اول مرتبه جناب آقاى میراشرافى این طرح را تهیه کردند و با همه نمایندگان صحبت کردند معلوم شد بی‌عدالتى شده است نسبت به یک دسته افسران ارتش (فرامرزى- این فکر را آقاى مشایخى ما در دوره 17 داشتیم) می‌خواهم عرض کنم که فعلاً یک مطلبى است که از نظر کلى وقتى که قانون اختیارات لغو شده این موضوع تجزیه که در این مواد شده بی‌مورد است فقط حالا باید یک ترتیبى اتخاذ بشود که بی‌عدالتى به تمام معنى جبران شده باشد و در عین حال مرتکب یک بی‌عدالتى دیگر نشده باشیم قانون مجازات عمومى می‌گوید یکى از مجازات‌هاى اصلى محرومیت از حقوق اجتماعى است و یکى از موضوعات محرومیت از حقوق اجتماعى محرومیت از خدمات دولتى است این آقایان را به عنوان محرومیت از خدمات دولتى کنار گذاشته‌اند نه به عنوان این که سن قانونى پیدا کرده‌اند و باید بازنشسته بشوند تصدیق می‌فرمایید عدالت ایجاب می‌کند که اینها باید اعاده حیثیت بکنند منتهى این گزارشى که تهیه شده نواقصى دارد نقص اولش در مقدمه نوشته شده است که کسانى که خودشان تقاضاى بازنشستگى کرده‌اند مشمول این طرح نیستند این یک بی‌‌عدالتى است چرا؟ براى این که کسانی که خودشان تقاضا کرده‌اند به طوع و رغبت نیامده‌اند تقاضاى بازنشستگى بکنند آقایان بنده عضو منتظر خدمت وزارت دارایى بودم بنده هم مستخدم دولت هستم آقاى کاظمى وزیر دارایى وقت به من پیغام داد تقاضاى بازنشستگى کنید گفتم اگر نکنم حقوق انتظار خدمتم را قطع می‌کنید و حداعلاى آن این است که به استناد قانون اختیارات بازنشسته‌ام می‌کنید ولى این قانون اختیارات در وزارت دارایى اعمال نشد یعنى بعد از این که در یکى دو وزارتخانه اختیارات را اعمال کردند جنبشى در دستگاه کارمندان دولت پیدا شد قیام کردند تهدید کردند و گفتند به این کیفیت ما کنار نمی‌رویم بایستى با طرز آبرومندانه و عادلانه با ما رفتار کنید. و طرز عملى که نسبت به اشخاصى که تقاضاى بازنشستگى کرده‌اند این طور است صداشان کرده‌اند و بهشان گفته‌اند برو کنار اگر نروى چون تو با حکومت فعلى مخالفى کنارت می‌گذاریم در وزارت کشور در اوان حکومت آقاى دکتر مصدق بخشنامه‌اى صادر شد که شرط بقا در این دولت ایمان به این حکومت است و کسانى که ایمان به این حکوم نداشته باشند از خدمت برکنار خواهند شد اینها به استناد قانون بازنشستگى کسانى را که ایمان بهشان نداشتند کنار گذاشتند افسران شریف و مستخدمین شریف را کنار گذاشتند ممکن است بد هم توی‌شان باشد ولى من به طور اعم عرض می‌کنم آقاى نقابت در یک جمله کوتاه گفت قانون بازنشستگى براى این است که یک کسى در سن پیرى بتواند مرفه زندگى بکند و مزد یک عمر خدمت خود را بگیرند (صحیح است) باید نسبت به وضعیت اینها هر چه زودتر تصمیم گرفت در این گزارش این قسمتى که استناد کرده‌اند کسانى که خودشان تقاضا کرده‌اند نمی‌توانند به خدمت برگردند این عمل غیرعادلانه است در یک عمل غیرعادلانه هم مجلس نباید شریک بشود، دوم این طرح یک نواقص دیگرى دارد اصلاً به موجب یک ماده واحده می‌ این کار را تمام کرد شما آمدید در مورد ثبت اسناد گفته‌اید یک کمیسیونى تشکیل بشود از چند نفر و به وضعیت مستخدمین رسیدگى کند. به وضعیت مستخدمین رسیدگى کند یعنى چه؟ اگر می‌خواهید بگویید که به صلاحیت اینها رسیدگى کنند مگر در گذشته به صلاحیت اینها رسیدگى شده و برکنار شده‌اند؟ معناى این که به صلاحیت آنها رسیدگى کنند یعنى به صلاحیت آنها رسیدگى نشده و به نام بازنشسته کنارشان گذاشته‌اند حالا که می‌خواهیم اینها را برگردانیم فقط این مطلب باید مورد توجه ما باشد که آقا 70 سال سن دارد یا خیر، اگر 70 سال سن داشته بازنشستگى‌اش الزامى است و یا شصت سال سن و 30 سال و یا 25 سال سابقه خدمت دارد یا خیر، اگر در پرونده خطا و تخلفات و خیانت دارد اگر جزو تخلفات ادارى است در حدود قوانین جاریه کشور او را محازات بکنید، اگر جزو تخلفات جنایى است به محکمه جنایى بدهید و باشد مجازات هم محکومش بکنید (صحیح است) جناب آقاى مخبر کمیسیون رفته‌اند برى مستخدمین ثبت اسناد یک تبصره گذاشته‌اند بعد رفته‌اند براى سایر وزارتخانه‌ها یک تبصره دیگرى گذاشته‌اند نوشته‌اند ثبت اسنادی‌ها را چه جور مستخدمین دادگسترى را جوری دگر، مستخدمین دادگسترى را هم اصلاً کنار گذاشته‌اند گزارش‌شان جامع الاطراف نیست حالا طرح‌هاى مختلفى تهیه شده یک تبصره‌اى که خود من هم پسندیده‌ام جامع الاطراف‌تر است و عموم طبقات را اعم از طبقات لشکرى و کشورى و غیره را شامل است، پیشنهادى است که از طرف جناب آقاى سرمد داده شده است خود بنده پیشنهادم را مسترد می‌کنم و تصدیق می‌کنم که تبصره پیشنهادى آقاى سرمد جامع‌تر است بنده مذاکرات را در ماده اول کافى می‌دانم و اجازه بفرمایید وارد پیشنهادات بشویم و تبصره آقاى سرمد قرائت بشود.

رئیس- در ماده اول پیشنهاد کفایت مذاکرات رسیده (فرامرزى- بنده مخالفم) آقاى محمدعلى مسعودى.

محمدعلى مسعودى- چون پیشنهادات زیادى رسیده و براى طرح این پیشنهادات یک وقت کافى لازم است و به علاوه مطلب روشن است بنده پیشنهاد کفایت مذاکرات در ماده اول را کردم که کار هر چه زودتر روشن بشود و از آقایان تقاضا می‌کنم که رأى بدهند که مذاکرات کافى باشد و زودتر این پیشنهادات مطرح بشود و مخالفت نکنند که کار زودتر بگذرد.

رئیس- آقاى فرامرزى.

عبدالرحمن فرامرزى- هیچ شکى نیست که بنده از کسانى هستم که دلم می‌خواهد زودتر کار تمام بشود (صحیح است) چرا دلم این طور می‌خواهد، براى این که گذشته از این که یک اشخاصى را به قول تیمسار سرتیپ صفارى براى مجازات بازنشسته کرده‌اند و مجازات نباید بازنشستگى از کار دولت باشد غیر از آن یک کسانى بازنشسته شده‌اند که اگر مساعدت آنها نبود چه بسا که ما اینجا ننشسته بودیم (صحیح است) روزى که ما در اینجا در مجلس بودیم به واسطه این که ما در خارج پشتیبان نداشتیم نمی‌توانستیم با حکومت سابق مبارزه کنیم وقتى از اینجا می‌رفتیم بیرون در خطر بودیم (صحیح است) اولین دفعه که افسران بازنشسته راه افتادند و دسته راه انداختنند و در مقابل رجاله بازى آنها یا دسته راه‌اندازى آنها اینها هم دسته درست کردند ما فهمیدیم که ما در خارج هم می‌توانیم پشتیبان داشته باشیم (صحیح است) به این جهت قوت پیدا کردیم جرأت پیدا کردیم که در مجلس

+++

مبارزه شدید بکنیم (میراشرافى- جرأت داشتیم خیلى ما را بى‌جرأت معرفى نفرمایید) (عبدالصاحب صفایى- اظهار جرأت کردید) من خودم جرأت پیدا کردم آن وقت حالا ما اینجا نشسته باشیم یک عده از آنهایى که با ما این طور همکارى کردند وضع‌شان این طور باشد آقایان من با کسى عرضى ندارم ما اعلام جرم کردیم توى مجلس و این اعلام جرم ما توى مجلس هست به اشخاصی که مخارج رفراندم را دادند اعلام رجم کردیم اینها عالی‌ترین مقام این دولت را اشغال کرده‌اند یک کسانى که رفراندم را اداره کردند علیه ما و براى انقراض سلطنت مشروطه عمل کردند عالی‌ترین مقام این مملکت دست آنهاست و اینها جواب سلام ما را درست می‌دهند آن وقت کسانى که در روز سختى در روزی که خطر مرگ در بین همه بود آمدند بیرون و مبارزه کردند و پشت ما را گرفتند که ما مبارزه قانونى بکنیم ما مصونیت داشتیم نمی‌توانستند ما را بگیرند مصونیت از دست دولت داشتیم ولى مصونیت از دست رجاله از دست چاقوکش از دست نه مذرع حریرفروش و سیخ کباب فروش از دست اینها نداشتیم ما به واسطه پشتیبانى از اینها در خارج مصونیت پیدا کردیم آن وقت اینها بیکار باشند و آنها سر کار باشند و ما هم اینجا نشسته باشیم (صحیح است، احسنت) و عمل دولت سابق را تصدیق بکنیم (صحیح است) این طرح والله سر تا پا تصدیق عمل دکتر مصدق است یعنى چه اینش اگر این جور است مطالعه کنید آتش اگر آن جور است مطالعه کنید اگر قانون اختیارات دکتر مصدق لغو است این هم لغو است براى چه مطالعه کنیم اگر یک مردى اعمال غلطى کرده است شما هم گفتید غلط است دیگر تمام است به موجب رأیى که ما به لغوش داده‌ایم آنها بالقوه برگشته‌اند مطالعه ندارد و تمام آنهایى که بازنشسته کرده دکتر مصدق باید برگردند همان وقت که ما رأى به لغو اختیارات دادیم اینها اصل بالقوه برگشته‌اند سر خدمت (صحیح است) علت این که من مخالفت کردم با کفایت مذاکرات براى این است که ترسیدم آقایان یک دفعه رأى بدهند به یک چیزى که صحیح نیست آقایان بدشان بیاید آن روزى که یا قایم بودند یا از ترس جان‌شان مماشات می‌کردند باز حالا یاد بیاورید از آنهایی که آن روزها آمدند و سینه‌شان را سپر کردند من هیچ کار ندارم تمام اینها باید برگردند به خدمت براى این که همانها بودند که این رژیم را عوض کردند رژیم اول را تثبیت کردند (صحیح است، احسنت).

رئیس- آقاى مخبر.

فرامرزى- من مخالفتم را پس گرفتم.

نراقى (مخبر کمیسیون)- عرض می‌شود‌ به عقیده جناب آقاى فرامرزى هم تصدیق می‌فرمایند عرایضى که بنده در جلسه گذشته عرض کردم تمام بیانات جنابعالى را در برداشت متهى جنابعالى با یک بیان فصیح‌ترى و با یک حرارت بیشترى فرمودید نظر ما همین بوده است که حقى که از یک عده‌اى بی‌جهت تضییع شده است این حق را به آنها برگردانند نظر دیگرى نداشتیم (میراشرافى- حق نیست از ایشان سلب حیثیت شده و حیثیت‌شان باید اعاده شود) باز نمی‌خواهم آن مطالب را اینجا تجدید بکنم نمی‌خواهم نطق و خطابه بکنم عرض می‌کنم این مواد موقعى تهیه شده که مقررات غلط دکتر مصدق هنوز در مجلس لغو نشده بود گر چه آن مقررات عملاً لغو بود و مشروطیت ایران آنها را غلو کرده بود ولى مجلس شوراى ملى هنوز قانونى براى لغو آن نگذرانده بود پس بنابراین هیچ یک از افرادى که در زمان حکومت سابق یا به تقاضاى شخصى یا غیرتقاضاى شخصى بازنشسته شده‌اند بازنشسته نیستند (صحیح است) تمام شد گفتند دو تا آخوند با هم دعوى داشتند که قیمه با (غین) است یا با (قاف) یک بی‌سوادى سر رسید و گفت نه با غین است نه با قاف، با گوشت است و لپه و سیب‌زمینى حالا قیمه را اینجا درست کنید آن روز که این ماده‌ها نوشته شد شرایط غیر از شرایط امروز بوده است حالا یک ماده‌اى تهیه کنید که مفهوم آن همین طور باشد بنده قبول می‌کنم.

رئیس- تهیه شده حالا رأى گرفته می‌شود به کفایت مذاکرات در ماده اول آقایانى که موافقند قیام کنند (اکثر برخاستند) تصویب شد پنج پیشنهاد مشابه رسیده است که قرائت می‌شود بعد یکیش را که جامع‌تر بود طرح می‌کنیم. (به شرح زیر قرائت شد.)

پیشنهاد می‌کنم ماده واحده ذیل به جاى گزارش کمیسیون مطرح شود.

ماده واحده- کسانى که بر طبق لوایح دکتر مصدق بازنشسته شده‌اند هر گاه مایل به خدمت باشند اشتغال مجدد آنها به کار بلامانع است و می‌توانند در ظرف یک ماه از تاریخ تصویب این قانون درخواست اعاده به خدمت نمایند و دولت مکلف است در ظرف مدت دو ماه آنها را به کار دعوت کند و مادام که دعوت نشده‌اند منتظر خدمت محسوب می‌شوند.

شوشترى، مکرم، مشایخى.

رئیس- پیشنهاد آقاى مشایخى قرائت می‌شود. (به شرح زیر خوانده شد.)

پیشنهاد می‌کنم جاى تبصره ماده 1 تبصره زیر مورد توجه واقع شود.

تبصره- براى رسیدگى به وضع کارمندان ادارى که به موجب لوایح ملغى شده بازنشسته شده‌اند در ظرف ده روز وزارتخانه یا اداره کمیسیونى مرکب از معاون وزارتخانه یا رئیس اداره کارگزینى و یک نفر از مستشاران دیوانعالى کشور به انتخاب رئیس دیوان مزبور و رئیس کارگزینى مربوطه تشکیل شود.

مشایخى- من پیشنهادم را پس گرفتم.

رئیس- پیشنهاد دیگرى قرائت می‌شود. (به شرح زیر قرائت شد.)

اینجانب پیشنهاد می‌کنم که به جاى ماده اول و بقیه مواد ماده واحده زیر قرار گیرد-

ماده واحده- کلیه کارمندان دولت اعم از لشکرى و کشورى و قضایى که طبق مصوبات دکتر مصدق بازنشسته شده‌اند چون بازنشستگى آنها با عنوان موهن تصفیه تخلیط یافته به لحاظ اعاده حیثیت بازنشستگى آنان ملغى و مستخدم رسمى و شاغل محسوب شوند و دولت مکلف است ظرف یک ماه در هر وزارتخانه کمیسیون تشکیل و پرونده کارمندان مزبور را زیر نظر آن کمیسیون بگذارد تا با رسیدگى دقیق هر کدام از آنان واجد شرایط بازنشستگى باشند طبق قانون استخدام بازنشسته شوند. عاملى.

رئیس- پیشنهاد دیگر قرائت می‌شود (این طور خوانده شد.)

بنده پیشنهاد می‌کنم ماده واحده ذیل به جاى گزارش پیشنهادى کمیسیون امور استخدام مطرح و تصویب گردد.

ماده واحده- تصمیمات دولت سابق مبنى بر بازنشستگى قضات و کارمندان کشورى و افسران ارتش و ژاندارمرى و شهربانى کان لم یکن می‌شود و قوانین بازنشستگى سابق به قوت خود باقى است تبصره- کسانی که طبق تصمیمات دولت سابق بازنشسته شده‌اند در صورت لزوم در ظرف یک ماه از طرف دولت دعوت به خدمت می‌شوند. بزرگ ابراهیمى‏

رئیس- پیشنهاد آقاى سرمد قرائت می‌شود (به قرار ذیل خوانده شد).

ریاست محترم مجلس شوراى ملى

پیشنهاد می‌کنم ماده واحده زیر با دو تبصره آن به جاى مجموع مواد و تبصره مربوط به لایحه بازنشستگان طرح و تصویب شود.

ماده واحده- کلیه کارمندان دولت اعم از ادارى و قضایى و لشکرى که در دوره نخست‌وزیرى آقاى دکتر مصدق به عنوان تصفیه یا بازنشستگى (ولو به درخواست خودشان) از کار برکنار شده یا تبدیل رتبه یافته‌اند به وضع استخدامى قبلى خود بازگشت داده می‌شوند. دولت مکلف است ظرف دو ماه از تاریخ تصویب این قانون اشخاص نامبرده را در صورت تقاضا به کار دعوت نماید. مدلول این ماده مانع از آن نخواهد بود که چنانچه از مشمولین این قانون تخلفات و سوءرفتارى مشهود باشد طبق مقررات این قانون مورد تعقیب و مجازات قرار گیرند.

تبصره 1- بازنشستگانی که سنین خدمت و عمر آنان با مقررات قانون بازنشستگى مطابقت داشته مشمول این قانون نمی‌باشند.

تبصره 2- افسرانی که بدون تقاضاى شخصى و یا قبل از احراز شرایط بازنشستگى از آغاز سال 1327 بازنشسته شده‌اند نیز مشمول این قانون بوده و وزارت جنگ می‌تواند در صورت احتیاج ظرف مدت دو ماه مقرر آنها را به خدمت احضار نماید. صادق سرمد

پیراسته- بنده مخالفم.

عبدالصاحب صفایى- بنده هم مخالفم.

رئیس- دوباره اجازه خواستن لزومى ندارد اسم آقایان یادداشت شده.

میر اشرافى- بنده موافقم.

بهادرى- بنده هم عرض دارم.

رئیس- آقاى سرمد.

سرمد- اجازه بفرمایید یک مرتبه دیگر قرائت بشود چون بعضى از آقایان عقیده دارند که یک مرتبه دیگر قرائت بشود.

رئیس- وقتى می‌خواهیم رأى بگیریم یک بار دیگر قرائت می‌شود. بفرمایید توضیح‌تان را بدهید.

سرمد- پیشنهادى که به امضاى بنده تقدیم شده جامع نظریات اکثر آقایان بوده چون ممکن است عده‌اى هم مخالف باشند ولى پیشنهاد به این صورت درآمد که نظریات و منطق آقایان در اساس این طرح و مذاکره در اطراف این موضوع و رعایت حقوق این دسته و رعایت اصول بشود منطق این پیشنهاد یک حرف بیشتر نیست و آن عبارت از این است که در حکومت دموکراسى راه مجازات یا تشویق همان راه اصولى است که براى تمام مردم گذاشته‌اند. منطق این که یک نفر نباید به دعوى صلاحیت یک عده‌اى را تکفیر سیاسى بکند یا تکفیر استخدامى بکند این در حکومت دموکراسى غلط است. بنده مبالغه نمی‌کنم که بگویم 90 درصد این آقایان صحیح‌اند زیرا از آن طرف آنهایى هم که سر کار نشسته‌اند همین طورند، شاید 90 درصدشان فاسد باشند اگر ده نفر صلاحیتدار بین آنها باشد براساس اصول عدالت ظلم است ما عده‌اى را که یک نفر از ده نفرشان بی‌گناه است ما تمام این عده را به فساد محکوم بکنیم در قانون مجازات این مصطلح است که اگر 9 نفر مجرم مسلم به واسطه فقد دلیل تبرئه بشوند به عدالت نزدیک‌تر است تا یک نفر بی‌گناه برخلاف حق محکوم بشود (احسنت) این امتیاز حکومت دموکراسى با حکومت چکمه و تکفیر است. بنده بر اساس اعتقاد به این اصل، بدون این که وارد شخصیات بشوم معتقدم که ما رعایت اصول را بکنیم و به حکومت دموکراسى اظهار عقیده بکنیم. مردم عقایدى دارند. افکار توده مردم که گاهى گمراه می‌شود وظیفه ما ارشاد مردم به صلاح اندیشى است. از این نظر است که بنده معتقدم که این طرح چهار ماده‌اى

+++

کمیسیون همان سنخ فکر گذشته است (صحیح است) یعنى باز دو مرتبه ما می‌آییم می‌گوییم یک دسته دو مرتبه بنشینند بر خلاف قوانین استخدامى و اصول مردمى را محکوم بکنند الى الا ید بدون این که محاکمه بشوند. اگر ما دستگاه انتظامى و اداری‌مان کفایت ندارد که حق‌گذارى کند. پس اساس‌مان را درست کنیم. یک حکومت انقلاب درست کنیم اساس دیگرى بریزیم ولى اگر بنا بشود کسى براى صد تومان پنجاه تومان اختلاف برود دادگسترى و در محکمه بدوى و استیناف و تمیز تقاضاى رسیدگى بکند و یکى دیگر براى حیثیتش حق دارد که بالاتر از تمیز، اعاده دادرسى هم بخواهد بنابراین بنده اعتقاد دارم که آقایان در اصل موضوع به یک عقیده مشترک وضعش رسیده‌اند. مشکل موضوع به طورى که ملاحظه فرموده‌اید به این ترتیب اتخاذ شد که این آقایان اعم از با گناه و بی‌گناه طبق اصول برگردند سر کار، بعد دستگاه انتظامى بروند ببینند هر کس از این آقایان پرونده‌اى دارد احاله بکند آن پرونده را به دستگاه قضایى و دستگاه قضایى خودش این آقایان را مورد تعقیب قرار می‌دهد و هر مجازاتى که براى تخلف و جرم مقرر است درباره‌شان اجرا می‌کند. اگر هم نیست مثل همه مردم دیگر از حقوق طبیعیشان استفاده می‌کنند یکى هم تبصره اول این است که گفته شده است کسانی که سنین عمرشان تطبیق با قانون بازنشستگى می‌کند به اصول اجبارى مجلس شوراى ملى و اصل اجبارى قانون بازنشستگى کسانی را که قانوناً و مطابق اصول بازنشسته شده‌اند به همان ترتیب در بازنشستگى نگهدارند تبصره دوم را هم براى رعایت نظر کمیسیون قرار داده‌ام این قانون را آقایان رأى بدهند و یک قدم اصولى بردارند و بعد هم انتظار داشته باشند که دولت یک تصفیه دامنه‌دارترى بکند و مملکت را از این فساد دستگاه ادارى نجات بدهد ولى با رعایت عدالت و اصول‏

رئیس- آقاى پیراسته (پیراسته- بنده مخالفم) (نراقى- اجازه می‌فرمایید؟) آقاى مخبر بفرمایید.

مخبر- بنده تصدیق می‌کنم که با شرایط فعلى کلیه نظریات بنده و کمیسیون در پیشنهاد آقاى سرمد وارد شده بنابراین این پیشنهاد را بنده قبول می‌کنم و این را خواستم از آقایان استدعا کنم که آقایان هم رأى بدهند و کسانی که بلااستحقاق و بدون حق نسبت به آنها ظلم شده این ظلم را ما برطرف بکنم (احسنت) ولى انشاءالله معتقد هستم که مجلس هجدهم یک افتخارى هم براى خودش بگذارد و او این است که یک قانون استخدام صحیح براى مملکت بگذارند که نردبان ترقى از این به بعد فضیلت و تقوى باشد.

رئیس- آقاى پیراسته.

پیراسته- به نظر بنده این کارى که امروز مجلس می‌خواهد افتخار آن را داشته باشد که تمام بکند خیلى دیر شده است به نظر بنده بعد از قیام مقدس 28 مرداد که آثار شوم دولت مصدق‌السلطنه و شرکایش از بین رفت و یک قسمتى از بین نرفت همین طور که آقاى فرامرزى اینجا به عرض آقایان رساندند متأسفانه بعضى از ایادیش باقى هستند بایستى ما از مان روزهاى اول این کار را می‌کردیم جون آقایان بنده نمی‌گویم که این آقایانى که بازنشسته شده‌اند ممکن نیست که آدم‌هاى نابابى هم در میان آنها نباشد ولى اینها هم فرقى با آنهایى که در سر کار هستند ندارند و فقط فرقى که دارند این است در تمام مدت حکومت مصدق در پیشاپیش صفوف مبارزه می‌کردند و جان‌شان در خطر بوده است و ما به جاى این که از اینها قدردانى کنیم سیزده ماه است که اینها را بیکار نگه داشته‌ایم و اینها واقعاً وقتى به ما مراجعه می‌کنند ما خجالت می‌کشیم که جواب اینها را چه بدهیم؟ اما راجع به اصل موضوع خیال می‌کنم به این که آقاى سرمد یک عبارتى نوشته‌اند در پیشنهادشان که مخالفت بنده از این نظر است که آن عبارتى که نوشته شده هر کس تخلفى کرده باشد مجازات بشود این توى قانون هست و هر کس تخلفى کرده باشد مجازات می‌شود و مع‌هذا اگر احتایج به تصریح دارد بنده عرضى ندارم.

رئیس- این پیشنهاد یک مرتبه دیگر قرائت می‌شود و رأى می‌گیریم. (پیشنهاد آقاى سرمد به شرح سابق قرائت شد.)

آقایانی که با این پیشنهاد موافقند قیام کنند (اکثر برخاستد) 55 نفر رأى دادند کافى است و تصویب شد. بنابراین این ماده واحده به جاى آن مواد کمیسیون گذاشته می‌شود و بعد هم یک رأى کلى می‌گیریم.

ارباب- یک تبصره اصلاحى هم بنده پیشنهاد کرده‌ام.

رئیس- اگر پیشنهاد اصلاحى است قرائت می‌شود پیشنهادى از آقاى رضایى رسیده است که قرائت می‌شود. (به شرح زیر قرائت شد.)

تبصره- از این تاریخ کارمندان دولت و افسرانى که به سن 60 سالى می‌رسند یا رسیده‌اند بدون هیچ گونه تشریفاتى بازنشسته محسوب و حق ندارند جز از صندوق بازنشستگى به هیچ وجه به هیچ عنوان حقوق دریافت نمایند و رؤساى حسابدارى چنانچه دستور پرداخت حقوق این قبیل کارمندان را صادر نمایند محکوم به انفصال ابد از خدمات دولت خواهند بود.

رئیس- این پینشهاد وارد نیست، پیشنهاد دیگر قرائت می‌شود.

رضایى- بنده پس گرفتم.

رئیس- پیشنهاد آقاى عرب شیبانى قرائت می‌شود. (به شرح زیر قرائت شد.)

ریاست محترم مجلس شوراى ملى

در آخر ماده ضمیمه قانون پرداخت دو دوازدهم هزینه اول سال 1328 کشور مصوب 29 فروردین ماه 1328 ذکر شده است، (ایام نمایندگى مجلس شوراى ملى جز مدت اشتغال به خدمت محسوب می‌شود) ولى چون پاره‌اى از مؤسسات وابسته به دولت این قسمت را عمل نمی‌نمایند از این جهت ماده الحاقیه ذیل را پیشنهاد می‌نماید.

ماده الحاقیه- ایام نمایندگى مجلس شوراى ملى در کلیه وزارتخانه‌ها و ادارات مستقل و مؤسسات وابسته به دولت جز مدت اشتغال به خدمت محسوب گردیده و مشمولین از مزایاى آن استفاده خواهند نمود.

رئیس- این محتاج برأى نیست و همین طور هست و همین طور هم باید عمل بشود یعنى هر کارمندى که از صندوق دولت حقوق می‌گیرد یا از مؤسسات وابسته به دولت که سرمایه‌هاى آنها متعلق به دولت است حقوق می‌گیرد اگر نماینده بشود باید مدت خدمت نمایندگى او جز ایام خدمت محسوب شود، هر جا می‌خواهد باشد و هم در قانون استخدام کشورى ذکر شده است و هم در قانون استخدام قضات و باید این طور عمل بشود و مجلس هم این را تأیید می‌کند و رأى نمی‌خواهد یک پیشنهاد اصلاحى است که آقاى دولت‌آبادى داده‌اند. (پیراسته- بنده هم یک پیشنهاد داده‌ام) امروز آخرین جلسه است و روز سه‌شنبه مجلس نیست آقایان توجه بفرمایند بلکه امروز این کار تمام شود.

پیراسته- اگر همه پس بگیرند من هم پس می‌گیرم.

رئیس- یک پیشنهاد آقاى رضایى داده‌اند که قرائت می‌شود. (به شرح زیر قرائت شد.)

پیشنهاد می‌کنم تبصره ذیل به ماده واحده علاوه شود تبصره- هر یک از قضاتى که به این ترتیب به کار برمی‌گردند و در موقع اجرا لوایح قانونى دولت گذشته پایه یا پایه‌هاى تصویب‌نامه‌اى او حذف شده باشد می‌تواند تا یک ماه به دادگاه عالى انتظامى مراجعه و تا دو پایه استحقاقى خود را دریاف دارند. دادگاه عالى انتظامى در این مواد بدون رعایت تشریفات مقدماتى و خارج از نوبت به موضوع رسیدگى و تا دو پایه متقاضى نسبت به قضاتی که بر سر کار بوده‌اند مرعى گردیده اعطا نماید.

رئیس- این را نمی‌شود رأى گرفت چون پیشنهاد دادند پایه کرده‌اید و این پیشنهاد خرج است حالا توضیحى اگر می‌خواهید بدهید ولى رأى نمی‌شود گرفت.

رضایى- در آن لایحه قانونى که مصدق‌السلطنه ظاهراً براى تصفیه دادگسترى تصویب کرد واجازه داد که یک عده از قضات را یا تبدیل پایه بکنند و یا بازنشسته بکنند به موجب همان لایحه اجازه دادند که یک پایه‌هایى بود که به موجب تصویب‌نامه کابینه قوام‌السلطنه به تمام کارمندان دولت داده شده بود و عدلیه این پایه‌ها را قبول نداشت و به کارمندانش نداده بود و در آن لایحه قانونى ذکر شد که آن قضاتی که باقى می‌مانند و به قول خودشان از تصفیه در می‌روند و می‌مانند آنها حق دارند به دادگاه عالى انتظامى مراجعه کنند بدون تشریفات و تا دو پایه از این پایه‌هاى تصویب‌نامه‌اى استفاده کنند. ما می‌گوییم حالا اگر قرار شد که تبعیض را از بین ببریم و این قضات را معتقد هستیم که بر خلاف حق و من غیرحق بازنشسته شده‌اند حالا اجازه می‌دهیم که برگردند به کار و در ردیف آن قضات قرار بگیرند پس آن تبعیض هم باید از بین برود (صحیح است) و همین عملى که با قضات باقیمانده انجام شده است و آوانسى که به آنها داده شده است و دو رتبه‌اى که اجازه دادند، دادگاه عالى انتظامى به آنها بدهد آنها هم بروند به دادگاه عالى انتظامى و اگر حقى داشته باشند می‌گیرند و اگر نداشته باشند نمی‌گیرند.

رئیس- این پیشنهاد شما براى رتبه است مستلزم خرج می‌شود و نمی‌توان به آن رأى گرفت پیشنهادى هم آقاى دکتر مشیر فاطمى داده‌اند که قرائت می‌شود (به شرح زیر قرائت شد.)

دولت مکلف است به محض تصویب و اجراى این قانون در کلیه وزارتخانه‌ها و ادارات اشخاصى را که به سنین قانونى بازنشستگى رسیده‌اند فوراً بازنشسته نماید.

+++

رئیس- دولت باید این کار را طبق قانون بازنشستگى بکند و می‌کند دیگر این تکلیف لازم نیست. پیشنهاد آقاى پیراسته قرائت می‌شود. (به شرح زیر قرائت شد.).

پیشنهاد می‌کنم اشخاصی که در دولت گذشته چه با تقاضاى شخصى و چه اجباراً در مجلس شوراى ملى بازنشسته شده‌اند به خدمت برگرداند.

محمدعلى مسعودى (منشى)- آقاى رئیس می‌فرمایند آن ماده واحده شامل همه می‌شود و ادارى که ذکر شده شامل مجلس هم می‌شود.

پیراسته- بسیار خوب اگر شامل مجلس هم می‌شود بنده عرضى ندارم بنویسند در صورت جلسه که شامل مجلس هم می‌شود.

رئیس- پیشنهاد آقاى ارباب قرائت می‌شود (به شرح زیر قرائت شد.)

تبصره- بعد از تصدى آقاى دکتر مصدق هر افسر و کارمندى که براى امور کشور مفید و مخرب و دسته‌ایى بستگى نداشته و سابقه سویى ندارد و بازنشسته شده است به خدمت دعوت شود

رئیس- این هم وارد نیست، یک پیشنهاد دیگر مانده است که قرائت می‌شود پیشنهاد از آقاى پیراسته است (به شرح زیر قرائت شد.)

تبصره- بازنشستگانى که در زمان دولت‌هاى قبل از دولت مصدق بازنشسته شده‌اند 000

رئیس- این هم وارد نیست تا چهل دولت قبل را که نمی‌شود استثنا کرد. این پیشنهاد وارد نیست، رأى می‌گیریم به این ماده واحده پیشنهادى آقاى سرمد که به جاى گزارش کمیسیون قرار گرفت و دو مرتبه هم قرائت شد آقایانى که موافقند قیام کنند (اکثر برخاستند) تصویب شد. براى مجلس سنا فرستاده می‌شود جلسه را ختم می‌کنیم (مکرم- چند پیشنهاد دیگر داده شده) اینجا دیگر پیشنهادى نیست.

5- تعیین موقع جلسه بعد، ختم جلسه

رئیس- جلسه را ختم می‌کنیم روز سه‌شنبه هم جلسه نداریم جلسه آینده روز پنجشنبه است.

(مجلس 20 دقیقه بعد از ظهر ختم شد.)

رئیس مجلس شوراى ملى- رضا حکمت

+++

یادداشت ها
Parameter:294875!model&5137 -LayoutId:5137 LayoutNameالگوی متنی کل و اخبار(مشروح مذاکرات)