کتابخانه، موزه و مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی


صفحه اصلی » مشروح مذاکرات » مشروح مذاکرات مجلس ملی » دوره هجدهم مجلس ملی

0.0 (0)
مشروح مذاکرات مجلس شورای ملى، دوره ‏18
[1396/05/30]

جلسه: 48 صورت مشروح مذاکرات مجلس روز پنجشنبه هشتم مهر ماه 1333.  

فهرست مطالب:

1- تصویب صورت مجلس.

2- بیانات قبل از دستور آقایان- ارباب، شوشترى، دکتر جزایرى.

3- قرائت گزارش شعبه پنجم دایر به انتخابات ارامنه جنوب و نمایندگى آقاى بهرام سهرابیان.

4- تقدیم یک فقره سؤال از طرف آقاى عمیدى نورى.

5- بقیه مذاکره در گزارش کمیسیون امور استخدام راجع به بازگشت کسانى که در دولت سابق بازنشسته شده‌اند به خدمت.

6- تعیین موقع جلسه بعد، ختم جلسه.

مشروح مذاکرات مجلس شورای ملى، دوره ‏18

 

 

جلسه: 48

صورت مشروح مذاکرات مجلس روز پنجشنبه هشتم مهر ماه 1333.

 

فهرست مطالب:

1- تصویب صورت مجلس.

2- بیانات قبل از دستور آقایان- ارباب، شوشترى، دکتر جزایرى.

3- قرائت گزارش شعبه پنجم دایر به انتخابات ارامنه جنوب و نمایندگى آقاى بهرام سهرابیان.

4- تقدیم یک فقره سؤال از طرف آقاى عمیدى نورى.

5- بقیه مذاکره در گزارش کمیسیون امور استخدام راجع به بازگشت کسانى که در دولت سابق بازنشسته شده‌اند به خدمت.

6- تعیین موقع جلسه بعد، ختم جلسه.

 

مجلس دو ساعت قبل از ظهر به ریاست آقاى رضا حکمت تشکیل گردید.

1- تصویب صورت مجلس

رئیس- صورت غائبین جلسه پیش قرائت می‌شود. (به شرح ذیل قرائت شد.)

غائبین با اجازه، آقایان- دکتر سید امامى، حشمتى، بیات ماکو، شفیعى، خاکباز، بهادرى، سلطان‌العلما، مشایخى، علم، صدرزاده، مکرم، بوربور، مهدوى، میراشرافى، عرب شیبانى، حائرى‌زاده، کاشانى، اکبر، مهندس جفرودى، پناهى، اورنگ، مصطفى ذوالفقارى، ثقه‌الااسلامى، سلطانى، عبدالرحمن فرامرزى، اسکندرى.

غائبین بى‌اجازه، آقایان- اریه، تربتى، کدیور، مهندس اردبیلى، سالار بهزادى، فرید اراکى، نقابت، دکتر سعید حکمت، دهقان، معین‌زاده، کیکاوسى، سنندجى، دولتشاهى، گیو، بوداغیان، نراقى. دیرآمدگان و زودرفتگان بى‌اجازه، آقایان- امیر تیمور کلالى 15 دقیقه، دکتر عمید 15 دقیقه، داراب 15 دقیقه، اعظم رنگنه 15 دقیقه، سلطان‌مراد بختیار 15 دقیقه، یار افشار 15 دقیقه، صادق بوشهرى 15 دقیقه، قنات‌آبادى 15 دقیقه، بهبهانى 15 دقیقه.

رئیس- البته این غائبین و دیرآمدگان جلسه روز چهارشنبه است ولى صورت مجلس آن به واسطه این که مجال نداشتند نرسید عجالتاً اگر نظرى آقایان نسبت به صورت مجلس روز سه‌شنبه دارند بفرمایند آقاى مهندس اردبیلى.

مهندس اردبیلى- بنده اجازه خواسته بودم.

رئیس- البته اصلاح می‌شود آقاى اعظم زنگنه.

اعظم زنگنه- بنده حاضر بودم دیروز.

رئیس- آقاى دولتشاهى.

دولتشاهى- بنده کسالت داشتم چون تلفن بنده نمره فرعى است هر چه خواستم با مجلس تماس بگریم و به عرض مقام ریاست برسانم مقدور نشد.

رئیس- آقاى نورالدین امامى.

نورالدین امامى- این آقایانی که صورت‌شان را مقام ریاست ملاحظه فرمودند چون در خارج جلسه بودند حاضر نشدند غایب نوشته شد من خواهش می‌کنم که به آقایان تذکر داده بشود که در آتیه هم جریمه خواهند شد هر کس بیرون بماند و در جلسه حاضر نشود.

رئیس- آقاى داراب.

داراب- بنده فکر می‌کنم سوء تفاهمى شده باشد بنده روز سه‌شنبه بودم و چهارشنبه نبودم.

رئیس- این صورت هم مربوط به چهارشنبه است.

داراب- عرض کنم جهاتى داشته است (زنگ رئیس).

رئیس- آقاى شوشترى.

شوشترى- بنده با تصدیق به فرمایشات جناب آقاى نورالدین امامى که اگر متعمداً غیبت بشود باید مشمول مجازات شند چون کمیسیون نفت بودم و بنده دیدم اگر نروم کمیسیون اکثریت ندارد رفتم در آنجا از عبارتی به عبادت دیگر (احسنت.)

رئیس- در هر حال هر یک از آقایان عذر موجه و محظورى دارند کسب اجازه کنند البته اصلاح می‌شود. آقاى امامى.

نورالدین امامى- آقایانى که در کمیسیون نفت بودند اسم‌شان نیست فقط آقایانی که در بیرون بودند تشریف نیاورده بودند غایب نوشته شده (صحیح است).

رئیس- نسبت به صورت مجلس نظرى نیست؟ (اظهارى نشد) صورت مجلس ششم مهر تصویب شد.

2- بیانات قبل از دستور آقایان- ارباب، شوشترى، دکتر جزایرى

رئیس- سه نفر از آقایان تقاضاى نطق قبل از دستور کرده‌اند آقاى ارباب

(شمس قنات‌آبادى- دستور) آن جلسه هم نطق قبل از دستور نشده است بفرمایید آقاى ارباب.

مهدى ارباب- بنده راجع به دو موضوع که از نظر حقوق اجتماع اهمیت به سزایى دارد از دولت سؤال کرده‌ام ولى وضع دیروز نشان داد که به این زودی‌ها نوبت سؤال بنده در مجلس نخواهد رسید بنابراین با اجازه آقایان موضوعاتى را که می‌خواستم به عنوان سؤال به عرض‌شان برسانم به نام قبل از دستور به عرض آقایان می‌رسانم، البته تصدیق بفرمایید دوستى و موافقت دو قسمت دارد یکى معنوى و دیگرى ظاهرى، ظاهرى آن است که اگر دولت و اشخاص هر اشتباهى بکنند تمام تعریف کنند که آن را در عرف عمومى به قول جناب آقاى صراف‌زاده پوست خربزه می‌نامند و اما معنوى آن است که اگر اشتباهى می‌شود انتقاد بشود تا در آتیه و سال‌هاى بعد انتقاد نشود بنابراین ابتدا راجع به یک تصویب‌نامه‌اى که صادر شده مضارش را به استحضار خاطر آقایان می‌رسانیم و قبل از عرض اصل موضوع چند اصل از قانون اساسى و متمم قانون اساسى را به عرض آقایان می‌رسانم که البته آقایان بهتر از بنده مستحضر هستند و براى تذکار عرض می‌کنم، اصل سى‌ام متمم قانون اساسى می‌گوید «وکلاى مجلس شوراى ملى و مجلس سنا از طرف تمام ملت وکالت دارند

+++

نه فقط از طرف طبقات مردم یا ایالات و ولایات و بلوکاتى که اینها را انتخاب نموده‌اند» اصل نودو چهارم متمم قانون اساسى می‌گوید «هیچ گونه مالیات برقرار نمی‌شود مگر به حکم قانون» اصل نود و هفتم متمم قانون اساسى می‌گوید «در مواد مالیاتى هیچ تفاوت و اعتبارى فیما بین افراد ملت گذارده نخواهد شد» اصل هجدهم قانون اساسى می‌گوید «تصفیه امور مالیه و جرح و تعدیل امور بودجه تغییر در وضع مالیات‌ها و رد و قبول عوارض و فروعات (این نکته را استدعا می‌کنم توجه بفرمایید) و فروعات و همچنان ممیزی‌هاى جدید که از طرف دولت اقدام خواهد شد به تصویب مجلس خواهد بود» اصل هشتم متمم قانون اساسى می‌گوید «اهالى مملکت در مقابل قانون متساوى الحقوق خواهند بود» حالا به اصل مطلب می‌پردازیم. یک تصویب‌نامه‌اى صادر شده که آقایان در جراید مطالعه فرموده‌اید ابتدا می‌نویسد براى مبارزه با گرانى هیئت وزیران در جلسه فلان فلان تصمیم را گرفتند، من نمی‌دانم مبارزه با گرانى آن است که چاى را تمام مردم بى‌بضاعت که شام‌شان، ناهارشان، میوه‌شان، تمام اینها چاى هست گران بخورند؟ آیا کیلویى 45 ریال بر زندگى این مردم تحمیل کردن این مبارزه با گرانى است؟ من نمی‌فهمم آقایان توجه ندارید (مهندس جفرودى- چاى لاهیجان بهترین چاى است) (داراب- آقا عادت ندارند) البته این عوارض را هم غیر عادى وضع کرده‌اند یعنى سایر مردم که سابقه در واردات چاى دارند یا در اقصى نقاط کشور یا در حوزه‌هاى انتخابى آقایان تنها کارشان این بوده است که خرید و فروش چاى بکنند به آنها می‌گویند تمام عوارض گذشته را بدهید کیلویى 45 ریال هم بدهید اما صاحبان کارخانه‌جات ابداً نباید این تفاوت را بدهند و معاف هستند اگر منظور از حمایت از تولید است بیش از 150 میلیون تومان به نام حمایت تولید چاى گرفته شده که اخیراً اسم آن را عوض کرده‌اند به نام سود بازرگانى آقایان استدعا می‌کنم توجه بفرمایید از دولت بخواهید این پول کجا رفته به کدام چای کار داده شده، به کى داده شده است این طور مالیات وضع می‌کنند و کسى نمی‌پرسد کجاست و به علاوه اگر در این موقع که چاى خارجى به طور متوسط کیلویى 400 ریال تمام می‌شود براى وارد کننده می‌توانیم حمایت کنیم از محصول داخلى پس کى می‌توانیم بنابراین نسبت به کمک به تولید کنند کیلویى 30 ریال بود و الان هم کیلویى 20 ریال از واردات می‌گیرند این بالاترین کمکى است که می‌شود دیگر شایسته و حق نیست چیزى گرفته شود حمایتى که کرده‌اند بنده الان به عرض آقایان می‌رسانم عوراض را الان صورت دارم می‌خوانم و به عرض آقایان می‌رسانم. گمرک کیلویى 14 ریال می‌گیرد حق انحصار کیلویى 6 ریال، سود بازرگانى که به نام حمایت از تولید است کیلویى 20 ریال، مخارجات دیگر هم هست که می‌شود کیلویى 50 ریال (عاملى- محرمانه است) حالا کیلویى 45 ریال هم اینجا می‌گیرند می‌شود کیلویى 95 ریال. من نمی‌دانم آقایان با این تحصیلات آیا آن قاچاقچى است یا آن کسانى که این تحصیلات را می‌کنند به یک کالایى و موجبات قاچاق را فراهم می‌کنند در این مملکت مخصوصاً مجبور می‌کنند اشخاص را که قاچاق بکنند؟ (صحیح است) (احمد فرامرزى- قاچاق از همین جا شروع می‌شود) جناب آقاى فرامرزى شما وارد هستید بنادر جنوب تخلیه شد تمام رفتند به شیخ نشین‌ها کار و کسبى ندارند مردمى که سهمیه به آنها داده نمی‌شود، حقى به آنها داده نمی‌شود احتیاج هم دارند چه بکنند باید قاچاق بکنند، بنده خاطرم‏ است موقعى که دکتر میلیسیو بود و شریدان رئیس کل غله بود ممنوع شده بود گندم وارد شهر بشود مردم هم گرسنه بودند بنده خودم متوجه شدم در یک دروازه‌اى که گندم را خروارى دویست تومان رشوه گرفتند و اجازه دادند آمد در شهر حالا اگر نمی‌دادند نمی‌شد چاره نداشتند گرسنه می‌ماندند اگر تفاوت یک کالایى با کالاى دیگر کیلویى 100 ریال باشد قاچاق صرف نمی‌کند و درآمد دولت هم زیاد خواهد شد (احمد فرامرزى- مرحوم داور آمد همین کار را کرد و جلوى قاچاق را گرفت) اما اگر دیدیم به کارخانه‌جات چاى گفتیم که شما هم حق به گردن مملکت دارید سهمیه بگیرید آقایان کارخانه‌جات ریسندگى و بافندگى هم حق دارند که سهمیه قماش پشمى و نخى را آنها بگیرند (صفارى- قابل مقایسه نیست) جوراب باف‌هاى این مملکت هم حق دارند (مهندس جفرودى- باید از تولید چاى حمایت بکنید) که سهمیه جوراب‌هاى نایلون را آنها بگیرند کارخانه بلور هم حق دارد تمام بلور آلات را بدهید به آنها و بنده و دیگران هم برویم بندرعباس کشاله‌کشى بکنیم (داراب- این را خوب گفتید) واقعاً عجب عدالتى است! عجب مساواتى است! من نمی‌فهمم و نمی‌دانم چرا توجه نمی‌شود به خدا نمی‌دانم کسى با این مملکت دشمنى دارد من نمی‌دانم چه سرى است که می‌خواهند مردم را این قدر ناراحت کنند یک گوشه یک افسر فداکارى هست و سرش را گذاشته کف دستش دارد فداکارى می‌کند براى ریشه کن کردن مفاسد براى جلوگیرى از مفاسد یک دستگاه‌هایى هم هستند که زمینه سازى می‌کنند براى مفاسد، اینها هیچ هماهنگى ندارند، یک فکرى باید کرد آقایان تفاوتى را که داده به کارخانه‌جات 113500000 ریال است این را به کسانى که مرحمت می‌کنید این انعام را می‌توانند در بازار 113500000 ریال بلکه یک چیزى علاوه پول نقد بگیرند (صفارى- اینها صرف سرمایه کرده‌اند) ما حاضریم همه سرمایه‌شان را بدهیم و امتیازشان را نخواهیم جنابعالى که شخص با انصافى هستید هر وقت تنهایى هر چه قضاوت کردید بنده اطاعت می‌کنم اما در مجلس از نظر حفظ حقوق موکلین این فرمایشات را می‌فرمایید ولى موکلین شما تنها در گیلان نیستند در بندرعباس هم هستند، در زاهدان هم هستند، در فارس هم هستند، خواندم اصل قانون اساسى را بنده هم موکل آقا هستم، بنده چرا بروم هر استکان چاى را 2 ریال گران‌تر بخورم که یک کسى میلیاردتر بشود این صحیح نیست (صفارى- چاى داخلى میل بفرمایید ارزان‌تر است) چاى داخلى را هم طورى کرده‌اند که نمی‌شود خورد بنده اعتقادم این است که باید به تولید داخلى آقا کمک کرد ولى مردم کیلویى 20 ریال می‌دهند براى حمایت از تولید بیشتر نباید بدهند کیلویى 45 ریال نباید بدهند با 247500000 ریالى هم که جدیداً وضع شده این را از آن طبقه دیگر بگیرند یا اگر می‌خواهید بگیرید ظلم باالسویه عدل است حالا که دولت در نظر دارد و چنین عمل بکند از اینها هم بگیرد (مهندس جفرودى- پس شما مخالف دولتید) عرض کنم بنده یک روزى آمدم اینجا نسبت به یک لایحه‌اى دفاع کنم آقاى شوشترى فرمودند این کار تو نیست خیلى هم ممنون شدم اشتباه نفرمایید بنده موافق دولت هستم آقا انتقاد و تذکر وظیفه وکیل است انتقاد و تذکر غیر از مخالفت است بنده موافق دولت هستم که بعد از این که دولت می‌رود بعد یک حرف‌هایى که نسبت به سایر دولت‌ها می‌زنند نسبت به این دولت نزنند دوست دولت من هستم موافق دولت من هستم باید گفت آقایان، آقایان مسبوق هستند که از هر لیتر بنزین 20 دینار عوارض می‌گیرند که روزى هیجده هزار تومان می‌شود براى فقرا این پول گداها کجا رفته، آیا گداها را جمع می‌کنند این هم شد یک مالیات (سعید مهدوى- گداها را که جمع می‌کنند) جمع که نمی‌کنند به مصرف گدا هم نمی‌رسانند این هم خود یک مالیاتى شد ولى آیا مردم طاقت تحملش را دارند یا ندارند با این کجا مصرف می‌شود و به طوری که عرض کردم متجاوزاى 150 میلیون تومان براى حمایت از تولید چاى مردم همه حتى آن کارگر توى خیابان داده این کجا رفته (داراب- سطح کشت چاى ترقى کرده کارخانه‌ها زیاد شده) خبر دارم همه را به آقاى وزیر اقتصاد ملى عرض کردم که آقا این تصویب‌نامه مضر است مردم ناراضى می‌شوند و تبعیض عجیبى می‌شود.

رئیس- آقاى ارباب وقت جنابعالى تمام شد.

ارباب- ده دقیقه وقت می‌خواهم.

رئیس- عده کافى نیست که براى تجدید وقت گرفته شود.

ارباب- پس اجازه بدهید که یک دقیقه دیگر بیاناتم تمام می‌شود چون ناقص مانده است.

رئیس- ناقص مانده باز فردا ثبت نام بفرمایید و دنباله صحبت خود را تمام کنید.

ارباب- بنده آقایان عریضم تمام نشده در امور اقتصادى از جنابعالى که واقع شده عرایضى دارم با اجازه آقایان براى جلسات بعد ثبت نام می‌کنم و مصدع آقایان می‌شوم (احسنت).

رئیس- آقاى شوشترى.

شوشترى- بسم الله الرحمن الرحیم، دو چیز طیره عقل است دم فرو بستن

به وقت گفتن و گفتن به وقت خاموشى، اشتباهات سیاسى جبران پذیر نیست آقایان نمایندگان محترم این کلمه هم از من نیست تمام واردین به سیاست این کلمه را در دنیا می‌دانند به مدلول الامورات مرهونه به اوقات‌ها وقتى که حرف سیاسى، اقدام سیاسى به عمل می‌آید اگر یک روز از موقع بگذرد اساس آن موضوع به خرابى می‌رود چون چند چیز ایجاب می‌کرد و حالا نمی‌دانم چه طور در این وقت عرایضم را بکنم بعد از واقعه شهریور منحوس 20 که پادشاه محبوب ما شب و روز سعى می‌کرد در آبادانى مملکت خدا می‌داند و شاهد است من در مخاطره بودم در زمان او ولى این سید محمود پیشخدمت او که پارسال فوت شد براى من نقلى کرد که وقتى آن نقل را کرد به جدم به حق خدا بى‌اختیار گریستم و براى او طلب مغفرت کردم گفت وقتى که صبح رفتیم لحاف را از روى ایشان کنار زدیم وقتى رفتیم کنار جنازه آن مرحوم که ایرانى واقعى بود دیدیم یک کیسه خاک ایران زیر سرش است و هر شب آن را می‌بوسید پس از واقعه شهریور 20 یک اشتباه کردیم آن اشتباه این بود که وقتى که قشون اجنبى روى پیمانى که مرحوم محمدعلى فروغى رحمت الله علیه بست و قشون اجنبى خاک وطن عزیز ما را خالى کرد حق همان بود که همان روز همان دوران آن خائنینى که رفته بودند روى توپ قشون شوروى تبریک گفته بودند و آنهایى که در کنسولگری‌ها شراب خورده بودند به سلامتى استالین و آن چرت و پرت‌ها همان ساعت اشتباه کردیم که آنها را مجازات نکردیم، اشتباه دوم بعد از واقعه دانشگاه واقع شد که آن وقت موقع دست ما آمد باید پى می‌کردیم حقیقت را می‌افتیم افرادى که مسبب بودند چه آنهایى که الهام از خارجى گرفته بودند یا روى یک فکر بیدینى چون به عقیده بنده تا کسى بی‌دین نباشد، ایمان نداشته باشد کمونیست نمی‌شود کمونیستى ملازم با ضدیت با خدا دارد اگر آن وقت دست به دست نکرده بودید آنها را مجازات می‌کردید باز دچار مخمصه نمی‌شدید

+++

اشتباه سوم ما بعد از واقعه پیشه‌ورى بود وقتی که آذربایجان عزیز از این متجاسرین و خائنین خالى می‌شد آقایان مملکت‌دارى مجازات لازم دارد باید خائنین را مجازات می‌کردیم تا به سهولت هر کس نگوید من هم بروم این کارها را می‌کنم وقتی که به من کارى نمی‌کنند من هر کارى ممکن است دلم بخواهد می‌کنم. اشتباه چهارم ما بعد از واقعه رستاخیز عمومى 28 مرداد بود حالا آقایان این اشتباهات باید ما را به عبرت ببرد ما را وادار به تجربه کند ما را وادار به تعقیب کند آقایان این شب‌ها گاهى می‌دانم گاهى می‌شونید بعضى رادیوهاى مزخرف مسکو را آقایان گوش می‌کنند الان ببینید سه روز است می‌گویند در دیزى باز است حیاى گربه کجا رفته من می‌گویم گربه حیا ندارد گربه صفا ندارد این معروف است این کلمه عجیب است حالا کاغذ پرانى می‌کنند با دکتر شایگان در محکمه با کمال بی‌شرمى می‌گوید که من هنوز وکیلم در صورتی که در جز اول وقتى که تحت تعقیب قرار نگیرند کار به اینجاها می‌رسد که تجاوز می‌کنند دیگران هم تشویق می‌شوند جناب آقاى ارسلان خلعتبرى دیروز فرمایشى فرمودند من حرفى از او را تصدیق کردم اما تصدیق من معنایش چه بود؟ ایشان فرمودند که اینهایى که در قشون خیانت کرده آن اینها از نظر مادى بوده است یا از نظر معنوى بوده (دکتر عدل- معنوى بوده) این طور بوده یعنى من این طور فکر می‌کنم وقتی که رفتم این صورت را خواندم آقایان شما را به خدا با دقت رسیدگى کنید تمام اینهایى که گرفته‌اند همه آنها حقوق‌هاى خوب می‌گرفته‌اند یک سروان ماهى 1700، هزار و هشتصد تومان گرفته یک یاور همین طورهاى بوده پس از نظر مادى نبوده باید ریشه را پیدا کنیم ریشه دو چیز است یکى بی‌دینى که ما دیندارى را تشویق نمی‌کنیم و بچه‌هامان را ترغیب نمی‌کنم مقدمات دین و ایمان را در قلب آنها مرتسم نمی‌کنیم مجازات نمی‌کنیم (صحیح است) (حمید بختیار- تشویق هم نمی‌کنیم) تشویق هم البته صحیح است آقاى بختیار ولى خدا می‌داند آدم فقیر اگر دین داشته باشد باز منحرف نمی‌شود سابق یک فقیرى بود دست نداشت اهل سنت و جماعت بود این می‌رسید به من، من به قدر بضاعت خودم گاهى نان می‌گرفتم از خبازى به او می‌دادم گاهى ده‌شاهى یک قرانى به او پول می‌دادم یک روز رفته بودم در دکان توتون فروشى حاج جبار زنجانى که نسبت به من اظهار خصوصیتى می‌کرد کارى داشتم آنجا نشسته بودم قحطى بود قحطى عجیب تهران این مرد در آن روز رسید آنجا و گفت‏ آقاى شوشترى آقا جان مردم و افتاد و مرد (یکى از نمایندگان- مرد؟) بله مرد مرد اغلب می‌مردند ولى چون ایمان داشتند دست به نان نانوایى و نان مردم نمی‌کردند فقر گاهى انسان را به کفر می‌کشد ولى اینجا موضوع فقر نیست آقاى فولادوند متوجه باشید هیئت دولت اینجا متوجه بشود تمام این افرادى که برخلاف دین اسلام این مرام را قبول کرده‌اند مگر آنهایی که الزاماً از نظر جهل فقر اخلاقى داشته‌اند باید قویاً مجزات شوند ما جداً ترحم و گذشت و بخشش را در حریم آنها مضر می‌دانیم، بخشیدن آنها مضر به مملکت است اگر این مرتبه یکى از اینها به جهد بدانید ما بعداً دیگر نمی‌توانیم این مملکت را اداره کنیم (برومند- اینها مرتدند) (سرمد- شکم گرسنه را چه می‌فرمایید قربان؟) موضوع دیگرى که می‌خواهم عرض بکنم من خیلى از امور را به زبان خارجى نمی‌دانم و خود را وارد در امورى که اهلش نیستم نمی‌کنم ولى از نظر علاقه به مملکت آن امورى که تماس و اصطحکاک دارد با نظم عمومى و اصلاحات جامعه پى او می‌روم من از طرفداران قوى دولت حاضرم و از تسلیم شده‌ها و بیعت کرده‌هاى شاهنشاه هستم از اینجا می‌گویم که به گوش اعلیحضرت همایونى برسد من با محمدرضا شاه بیعت کرده‌ام و چون بیعت کرده‌ام اهل بیعت شکستن نیستم هر چه قدر مفسدى فساد کند (میراشرافى- آقاى شوشترى همه ملت ایران بیعت کرده‌اند) من تصدیق می‌کنم قویاً استدعا می‌کنم از ساحت مقدس شاهنشاه که اعلیحضرت مرحوم مقدس اردبیلى آمد ایستاد سر قبر حسن بن على 4 عرض کرد به این رسول‌الله تو را به حق جدت قسم فرداى قیامت از شمر شفاعت نکن بله حس ترحم شاه حس عنایت شاه حس مرحمت شاه از احساساتى است که قابل تقدیر و تقدیس است اما شاه را قسم می‌دهم به روح پرجلال پدرش که نسبت به اینها ترحم نکند اینها را از سوز دل می‌گویم من از 8 ماه قبل یک مطالبى را پى برده بودم چهار ماه قبل به حضرت سپهبد زاهدى گفتم آقا چند نفر را بیا اینها به مخاطره افتاده‌اند زیرا من باید شبى روزى جلوى مجلس ترور بشوم آن کسى که ترور مرا باید حفظ بکند او یک روز صبح آمد این مطلب را به من گفت او حاج ابوالقاسم کفایى بزاز بود که الان هم هست گفت که دیشب همچو تصمیمى درباره تو گرفته‌اند من آمدم وصیت‌نامه خودم را نوشتم تقدیم کردم به جناب سردار فاخر الان هم محفوظ است حالا خداوند نخواست به مدلول الله یتوفى الانفس حین موتها مثل این که در این بمب زدن من شرکت می‌کنم خدا را که ماندم نسبت به این مملکت و نسبت به افراد وطن خدمت کنم و دیانتم آنچه را که در ید قدرتم است به منصه عمل درآورم من چیزهایى را چهار ماه قبل فهمیدم و به حضور سپهبد زاهدى عرض کردم آقا چیزهایی در بین است البته من شاید آن قدر مطلع بوده باشم که قشون و حکومت نظامى به تمام معنى وارد یک مرحله‌اى هستند و دارند این مرحله را کشف می‌کنند همین طور که سپهبد هدایت وزیر محترم جنگ دیروز گفت امور جاسوسى و ضد جاسوسى مراحلى دارد که این مراحل را باید بپیماید تا برسد به جایى که نتیجه گرفته بشود قشون بیدار بود قشون بیدار هست اینهایى که می‌گویم براى اندرز و نصیحت است براى اشخاصى است که ممکن است بعدها به این نامه پراکنی‌ها این مزخرفاتى که می‌نویسند اغفال بشوند آقایان نمایندگان محترم باید پشت این تریبون صریحاً به تمام ملت ایران اعلام داشت آقایان دو مرتبه برداشته‌اند یک کاغذهایى می‌نویسند که سیاست اقتصاد بدون نفت (میراشرافى- این فرمایشات را نفرمایید) چرا نگویم باید بگویم که این خائنین اگر راست می‌گفتند هفت هزار میلیون دلار روى حساب دیگران 2 هزار میلیون روى حساب صحیح خود من به این مملکت ضرر زدند ول کنید دیگر بس است اینجا وزیر دارایى گفت این قرارداد تنها آمال ما نیست اگر خداى نخواسته در این قار داد در جزیى هم خرابى پیدا می‌شود هذا سیئه من سیئات مصدق السلطنه این خرابى از آنجاست این خرابى از آن حرف‌هاى مفت است که براى تغییر رژیم بود اى داد که هنوز توى محکمه خجالت نمی‌کشد می‌گوید هنوز من وکیلم تو وکیل صندوق و استقراع زباندار بوده‌اى وکیل ملت نبودید شماها که دم از حقیقت می‌زنید به زودى اسناد کشف می‌شود که تمام شماها مستقیم و غیرمستقیم عمال مسکو بوده‌اید حزب ایران آن برادرم هست آنجا نشسته با او دعوا کردم پنج سال قهر بودم و ارسلان می‌داند به او گفتم حزب ایران هسته‏ حزب توده است مادام که افراد حزب توده و حزب ایران در ادارات‌اند و مجازات نشوند و بیرون نشوند مملکت اصلاح نمی‌شود اینها چه چیز صلح کبوتر صلح آوردند در مجلس که امضا بگیرد (میراشرافى- آقاى لطفى رئیسش بود) اگر جناب سردار فاخر اجازه بدهند.

رئیس- یک دقیقه دیگر اجازه دارید.

شوشترى- بنده درست نمی‌دانم به لطفى و غیر لطفى کسى تجاوز کند ولى این امر را صحنه سازى می‌دانم لطفى کسى است که با یک آخوند روضه خوان در نجف اشرف توى صحن على مرتضى یک ظرف آتش جیگاره درست کرد که موقعى که آیت‌الله العظمى آقاى سید محمدکاظم یزدى سر به سجده گذارده بشود آتش را ریخت در گردن او که او را بسوزاند (یک نفر از نمایندگان- کى؟) لطفى، پنجاه روز آیت‌الله در بستر ماند حالا بعضی‌ها می‌گویند آقاى لطفى لطفش در لطفى لطافتش در لطفى (میراشرافى- سایر کارهاى او هم کمتر از آن کار نبود.)

رئیس- وقت شما تمام شد آقاى شوشترى، آقاى دکتر جزایرى.

شوشترى- آقاى دکتر جزایرى امروز وقتت را به من بده

(دکتر جزایرى- پنج دقیقه از وقتم را می‌دهم).

رئیس- بفرمایید.

شوشترى- بنده با اجازه نمایندگان محترم که هر یک نسبت به من سمت آقایى دارند البته از همه تشکر می‌کنم همه وقت تشکر می‌کنم از آقایان با اجازه نمایندگان محترم از زحمات شبانه‌روزى قشون و فرماندارى نظامى و انجام وظیفه و مأمورینى که انجام وظیفه براى صلاح و فلاح و نجات مملکت می‌کشند در اینجا تشکر می‌کنم و دیگر این که استدعا دارم قوماً به وسیله شما آقایان از دولت می‌خواهیم که روى این کلمات چرت و پرت توى محکمه نگذارید یک عده مردم چون آن که اهل قلم است آن وقتى که می‌نویسد که زدند لطفى را و یک چشمش را کور کردند او مقصودش تحریک است این خبر تحریک‌آمیز است در صورتی که اهل سیاست از همان جا باید بفهمند که این روزنامه با توده‌ای‌ها بستگى دارند چرا براى این که بناى روزنامه اگر به اغوى و اغفال و اشتباه انداختن مردم بشود سنگ روى سنگ بند نمی‌شود باید دولت قویاً در مقام جلوگیرى از افراد و مقامات فرضى وغیر فرضى که اغوى می‌کنند برآید فردى را سراغ دارم این آدم صاف و پوست کنده پرونده دارد در آن روزهایی که گفتم رفته بود روى توپ روس در گرگان تبریک می‌گفت روى نقاضت با من گر چه او کوچک‌تر از آن است که با من مخالفت کند من وکیل باشم یا نباشم لباس خوب پوشیده باشم یا نباشم باز همان سید محمدعلى شوشترى هستم خادم ایرانم فدایى اسلامم من برایم فرقى نمی‌کند براى مخالفت من یک همچو آدمى را تحریک می‌کنند می‌آورند آنجا با یک عده‌اى که از ترس سرتیپ و رهرام شبانه با لباس زنانه از زیارت خاصه رود فرار کردند آن وقت این آقا توده‌ای‌ها را دور خودش جمع می‌کند براى مخالفت من اینها اغوى است اینها به نفع اجنبى تمام می‌شود من مأیوس- بشو نیستم من وقتی که اراده کردم رویش می‌ایستم همه آقایان نمایندگان محترم همین جور فکر می‌کنند و قلب‌شان هم همین طور است و اینها یک نکات کوچک است ولى این کوچک‌ها ذره ذره جمع می‌شود یک دفعه باز می‌شود باید دولت اداره تبلیغات شهربانى اداره آگاهى باید پى‌ببرند باید نگاه کنند که کسى بی‌گناه گرفتار نشود کسى بی‌گناه به معصیت دچار نشود پى‌ببرند مرکز و هسته فساد حزب ایران است پى ببرند پیدا کنند وقتى پیدا کردند با یک گزارش جامع که در ستون ملاحظات گناه هر کسى نوشته شده باشد به عرض مجلس شوراى ملى برسد و از اینجا به سمع ملت ایران برسد و او را قویاً باید مجازات بکنند اینهاست که باید گفته بشود و اما موضوعى که خیلى اساسى

+++

بود و من را وادار کرد به این حرف‌ها به حضرت سپهبد زاهدى عرض کردم به دولت هم می‌گویم همه آقایان نمایندگان محترم از من فاضل‌تر و واردتر و علاقمندترید موضوع سوخت ایران و موضوع ذغال سوزى یک امرى است که چند سال ایران را تهدید می‌کند موضوع ذغال سوزى جنگل‌هاى شمال یک امر مهمى است از کنار آستارا تا پشت بجنورد هشت هزار کوره ذغال سوزى 4 ماه که کار بکنند در سال هر 10 روز 1 مرتبه باید ذغال تهیه کند این کوره‌ها یک کوره اعلاست یک کوره وسط یک کوره کوچک از وزارت کشاورزى بپرسید لااقل سالى 170 یا 180 میلیون متر مکعب چوب سوخت می‌شود که در حدود سصد، چهارصد هزار تن ذغال که مصرف مملکت است برسد چرا؟ یک درخت آقا 7 تن وزنش است این درخت را ذغال‌سوز قطع می‌کند از ریشه در صورتی که شاخه و یک قسمت‌هایش دور ریخته می‌شود و قسمت‌هایى که از او باید در کوره ذغال بشود 70 من بیشتر نیست (مشایخى- نوع سوخت باید تغییر کند) ولى درخت 7 تن است یا 6 تن.

رئیس- آقاى شوشترى وقت شما تمام شد، آقاى دکتر جزایرى.

دکتر جزایرى- دو مطلب دارم که بایستى به عرض آقایان برسانم ولى چون وقتم خیلى کم است از آقایان استدعا می‌کنم توجه بفرمایند که من بتوانم عرایض خودم را به عرض آقایان برسانم روز گذشته جناب آقاى دکتر شادمان وزیر محترم اقتصاد ملى تشرف آوردند اینجا که من شخصاً به ایشان ارادت دارم سالیان دراز هم هست با ایشان دوست هستم ایشان را هم مرد وطن‌پرست و درستى می‌دانم و مطالبى راجع به دانشکده نفت فرمودند که بنده از نظر حقیقت امر و توضیح امر ناچارم ذهن نمایندگان محترم مجلس شوراى ملى را روشن بکنم و از آقایان محترم سناتورها که این مطلب در اینجا بحث خواهد شد و قطعاً در آنجا یک اقداماتى خواهند کرد این طور به بنده گفته‌اند که شاید تبصره را تجزیه کنند و رأى بگیرند مخصوصاً استدعا می‌کنم از آقایان محترم چرا مطلب را درج بفرمایید که در آنجا هم آقایان سناتورها بخوانند و اطلاع داشته باشند، خوب به خاطر دارم در 6 سال قبل که خدمتگذار بیمه بودم و به مناسبت سمتى که داشتم در مجمع عمومى سازمان شاهنشاهى خدمات اجتماعى دعوت شده بودم یک روزى که مجمع در حضور اعلیحضرت همایونى شرفیاب بودند صحبت از وضع بهداشت خوزستان شد بنده خدمت‌شان عرض کردم که وضع بهداشت خوزستان بسیار بد است و مخصوصاً اقداماتى که در زمان اعلیحضرت فقید شده است از نظر بهداشت در این مدت متأسفانه در خوزستان مثل همه جاى ایران تعقیب نشده است عرض کردم شهر شوشتر و دزفول پر است از تراخم پر است از کچلى پر است از امراض دیگر (ارباب- به خدا بندرعباس هم همین طور است) بندرعباس هم همین طور است و متأسفانه سایر نقاط جنوب ایران هم همین طور است آن روز از یک جا صحبت کردم در زمان اعلیحضرت فقید دستور دادند که یک بیمارستان بیست تختخوابى در شوشتر ساخته شود بعد از رفتن اعلیحضرت چندین دولت آمد و روى عدم کفایت دولت‌ها یک آجر بر آن بیمارستان نیمه تمام افزوده نشد اطفال خوزستانى دیپلمه‌هاى متوسطه خوزستان همه در تهران می‌آمدند تا در کنکور پزشکى تهران شرکت کنند چون ضعیف‌تر درس خوانده‌اند نمی‌توانند با اقویا برابرى بکنند بنابراین در کنکور رد می‌شوند نتیجه‌اش این است که خوزستان بندرعباس مثل تمام سواحل بنادر جنوب بدون طبیب مانده است استدعا می‌کنم مقرر فرمایید وزارت بهدارى هم این بیمارستان نیمه تمام را کامل کند و هم برنامه‌اى تهیه کند که مبارزه با تراخم و کچلى در خوزستان بشود (صارمى- در دزفول شده است) تمام جریان را عرض می‌کنم اجازه بفرمایید دانشجویان جنوب و خوزستان را تنها نگفتم دانشجویانى که از مناطقى می‌آیند که طبیب ندارند اجازه بفرمایید بدون کنکور در دانشکده پزشکى شرکت کنند و در امتحان قبول بشوند و بعد هم از آنها تعهد بگیرند آن روز اعلیحضرت همایونى این مطلب را از جناب آقاى دکتر سیاسى رئیس دانشگاه سؤال کردند ایشان گفتند که ما بدون مقررات دانشگاه نمی‌توانیم چنین کارى بکنیم از آن تاریخ با کمک عده‌اى از نمایندگان محترم جنوب و شهرستان‌ها به فکر ایجاد دانشکده‌ها و دانشگاه‌هایى در شهرستان‌ها افتادیم جناب آقاى امیر نصرت اسکندرى در مجلس 16 تشریف داشتند که بنده افتخار خدمت وزارت فرهنگ را داشتم بودجه دانشکده شهرستان‌ها را آورده بودم به مجلس و یک قانونى هم تقدیم کردم که عده از اطباى خارجى براى دانشکده‌هاى شهرستان‌ها استخدام شوند جناب آقاى دکتر صالح همکار عزیز آن وقت بنده در پشت همین تریبون اگر خاطر آقایان باشد مخالفت با تشکیل دانشکده طب در شهرستان‌ها فرمودند ایشان هم آن روز روى عقیده جواب فرمودند بنده به ایشان عرض کردم که خودتان به خاطر دارید که سى سال پیش از این وضع خود دانشکده پزشکى تهران از وضع فعلى دانشکده‌هاى شهرستان‌هاى ما بدتر بود یک پایه و اساس گذاشته شد روى هم فکری‌هاى صحیح روى توجه اعلیحضرت فقید و کمکى که مردم خیرخواه کردند و باز هم کمک خواهند کرد دانشکده پزشکى تهران درست شد بنابراین دانشکده پزشکى شهرستان‌ها هم به همین صورت درست خواهد شد خودتان می‌دانید که در شیراز آقایان نمازی‌ها چه خدماتى کردند و در اصفهان هم آقایان کازرونی‌ها موقعی که براى افتتاح دانشکده پزشکى رفتم آقایان کازرونی‌ها مقدارى زمین داشتند گفتند ما این اراضى را مجاناً براى دانشکده می‌دهیم گفتم تا ندهید افتتاح نمی‌کنم و دادند و افتتاح هم کردیم. آقایان وکلاى تبریز چه علاقه‌اى به دانشکده تبریز دارند وکلاى خراسان چه توجهى به دانشکده خراسان دارند بنابراین این فکر اساساً غلط است تا ما معلم در تهران داریم تا وسایل همه‌اش در تهران بهتر فراهم است این قسمت‏ را هم مثل سایر قسمت‌ها در تهران متمرکز بکنیم بنده این مقدمه را عرض کردم و وقت مبارک آقایان را می‌گیرم براى این که آقایان بدانند من از قدیم هر وقت که خدمتگذار فرهنگ بودم در فکر این موضوع و طرفدار این بودم که تأسیسات مملکتى در تمام استان‌ها توسعه داده شود در مورد فرهنگ هم این کار را کردیم (صدرزاده- همه نمایندگان با نظر جنابعالى موافقند) (مهندس اردبیلى- و از شما تشکر می‌کنیم) اما راجع به دانشکده نفت جناب آقاى دکتر شادمان با یک حسن نیتى تصور فرمودند که قبل از ایشان هیچ اقدامى نسبت به دانشکده نفت کسى نکرده برنامه‌هاى دانشکده‌هاى نفت دنیا را مطالعه نکرده همین طورى که اینجا فرمودند البته به نظر خودشان صحیح فرمودند و از نظر ایشان صحیح است ولى من می‌خواهم این حقایق را عرض کنم این جریان که ایشان فرمودند متأسفانه به ایشان خلاف عرض کرده‌اند و این صحیح نیست و حالا عرض می‌کنم که از چند سال پیش، پنج سال پیش آقایان مسبوقند که شرکت سابق نفت به فکر این افتاد که نه تنها از مهندسین و تحصیل کرده‌هاى مدارس فنى ایران براى قسمت‌هاى عمومى مهندس باید استفاده بکند بلکه بایستى دانشکده فنى و مدارس فنى دیگر رشته مهندسى نفت مخصوصاً قسمت تصفیه و استخراج را دایر کند در 5 سال قبل آقاى دکتر فلاح که یکى از متخصصین و فضلاى نفت است با دانشکده فنى تماس گرفته، آنچه را که عرض می‌کنم نوشته جناب آقاى مهندس عبدالله ریاضى که یکى از استادان عالی مقام است می‌باشد و ببنده دادند و مخصوصاً خواستند که این مطالب را به عرض آقایان برسانم رشته‌هایى که مورد احتیاج نفت است آقاى مهندس جفرودى تشریف دارند. از 4 رشته تشکیل شده است درجه اول رشته مکانیک است، مهندسى برق قوى، مهندسى برق ضعیف، مهندسى مونتاژ، مهندسى صنایع با کمک شرکت سابق نفت که در حدود 15 هزار لیره وسایل لابراتوار و اسباب به دانشکده فنى دارد (مهندس جفرودى - 100 لیره دادند) بلى 100 هزار لیره دادند و از پنج سال قبل این رشته‌ها در دانشکده فنى تدریس شده است علاوه از سال 1323 رشته مهندسى اکتشاف معدن و بهره‌بردارى آن رشته راه و ساختمان داشته‌اند، رشته مهندسى شیمى و رشته مهندسى تصفیه از چهار سال قبل در ایران تأسیس شده امسال هم کلاس چهارم دارد که شاگردش به آبادان خواهد رفت، بنابراین ملاحظه بفرمایید این مطلب یک مطلب تازه‌اى نبوده است و بنابراین اگر بنا بود که در تهران این دانشکده تأسیس بشود دانشکده فنى دارد این کار را می‌کند، وسیله دارد، معلم دارد، شاگرد دارد، و شرکت سابق نفت هم صدهزار لیره هدیه داده براى اثاثیه‌اش چه طور ایشان تازه می‌خواهند هنرسرای عالى تأسیس کنند؟ بنده سه ماه قبل که حضور اعلیحضرت شرفیاب شدم عرض کردم چنانچه موضوع می‌خواهد حل بشود اجازه بفرمایید دو تا نقص در خوزستان رفع بشود یکى دانشکده پزشکى است و یکى هم دانشکده نفت است. در گذشته خاطر آقایان هست، مهندس به اندازه کافى نداشتیم، شرکت سابق نفت مهندسینى که شاید از این مهندسین ما معلومات‌شان زیادتر نبود، با حقوق‌هاى گزاف استخدام می‌کرد در صورتی که مطابق قرارداد 1933 شرکت سابق موظف بود که ایرانی‌ها را براى این کار تعلیم بدهد و تربیت کند و براى تربیت این قبیل مهندسین باید از سى سال قبل این کار را کرده باشد فقط یک مدرسه متوسطه نمی‌دانم یا یک مدرسه فنى در آنجا تأسیس کرده‌اند که آن هم رشته‌اش مهندسى هم ردیف با لیسانس است. عده زیادى هم دارند آنجا تحصیل می‌کنند. یکى هم موضوع بهداشت خوزستان است که آقایان درباره آن اشاره فرمودید بنابراین باید در خوزستان دو کار بشود یکى تأسیس دانشکده نفت است که آقایان تصویب فرمودید شرکت ملى نفت با خرج خودش بکند و دیگرى دانشکده پزشکى است که باید حتماً تأسیس بشود اعلیحضرت همایونى هم این نظر را پسندیدند و فرمودند این کارها بشود و بنده در دو ماه قبل هم این نظر را خدمت آقایان عرض کردم آقایان هم پسندیدند منت‌هاى مساعدت را باید بکنیم یک روزى هم که آقاى محمدعلى مسعودى و آقاى صفایى تشریف داشتند نزد آقاى دکتر امینى رفتم و نظر مساعد ایشان را جلب کردم که دانشکده نفت در خوزستان باید به خرج شرکت ملى نفت باشد، متأسفانه آن روزى که اینجا پیشنهاد مطرح بود آقایان طورى در کمیسیون مطرح کرده بودند که نگذاشتند این پیشنهاد اینجا مطرح شود من می‌خواستم عرض کنم که آقاى وزیر دارایى موافقت کرده‌اند و خوشبختانه پیشنهاد آقاى نقابت جبران کرد آن نقیصه را کرد ولى آقایان‏ باید بدانید من این مطلب را مخصوصاً عرض

+++

می‌کنم که هیئت محترم دولت در نظر بگیرند و شرکت ملى نفت در نظر بگیرد که به خرج شرکت ملى نفت باید باشد و الا اگر شرکت ملى نفت بخواهد شاگرد در تهران تربیت کند دانشکده فنى که هم استاد دارد و همه جا دارد خودش شاگرد تربیت می‌کند پس باید در خوزستان یک چیز فوق‌العاده‌اى داشته باشیم، این که الان محصل بیاورند درس بدهند وسیله بیاورند جا بسازند مانده چیزى هست اضافه نمی‌شود آقایان این قبیل مدارس هر آنچه جنبه محلى دارد در همان محل تأسیساتش در تهران دایر می‌شود بنابراین بنده در عین این که تشکر می‌کنم از آقاى دکتر شادمان که ایشان بر خلاف این که ایشان فرموده‌اند که این موضوع عمل نشده خواستم عرض کنم مدت‌ها است که سابقه دارد و عمل شده ولى ایشان هم حسن نیت دارند در این عمل از این که ایشان هم اقدام بفرمایند و مساعدت بفرمایند که این مطلب برود به خوزستان خیلى به موقع است باز هم از هیئت دولت استدعا می‌کنم که راجع به تأسیس دانشکده پزشکى که آقایان پیشنهاد دادند و مورد موافقت واقع شده به خرج شرکت ملى نفت تأسیس بشود این که فرمودند 1500 نفر داوطلب آمده آقایان باید بدانید که این داوطلب‌ها در تمام کنکورها شرکت می‌کنند اختصاصاً براى دانشکده نفت نیامده‌اند در دانشکده علوم هم شرکت کرده‌اند در دانشکده پزشکى هم شرکت کرده‌اند.

رئیس- آقاى دکتر جزایرى وقت جنابعالى تمام شده است.

دکتر جزایرى- بنده مطالبى دارم که اگر اجازه بفرمایید روز بعد در این بابت خدمت آقایان عرایضى بکنم و به سمع آقایان برسانم.

3- قرائت گزارش شعبه پنجم راجع به انتخابات ارامنه جنوب و نمایندگى آقاى بهرام سهرابیان

رئیس- وارد دستور می‌شویم گزارشى از شعبه پنجم رسیده است مربوط به انتخابات ارامنه جنوب آقاى عمیدى نورى چون شما مخبر هستید بفرمایید قرائت کنید.

(آقاى عمیدى نورى گزارش شعبه 5 راجع به انتخابات ارامنه جنوب و نمایندگى آقاى بهرام سهرابیان را به شرح ذیل قرائت نمودند.)

پرونده انتخابات ارامنه جنوب حاکى است که در تاریخ 9 تیر ماه 33 از طرف فرماندارى نظامى تهران 36 نفر از طبقات شش گانه و معتمدین محل دعوت به عمل آمده و اعضا اصلى و على‌البدل انجمن نظارت مرکزى انتخابات تعیین شدند و پس از انتخاب هیئت رئیسه نمایندگانى براى 14 شهرستان تعیین و اعزام شده‌اند که با حضور آنها انجمن‌هاى فرعى تشکیل و شروع به کار نمایند و مدت سه روز از تاریخ 18/4/33 براى توزیع تعرفه و اخذ رأى در مرکز تعیین و براى حوزه‌هاى تابعه نیز مدتى متناسب تعیین گردیده است در مدت مقرره در کلیه نقاط مذکور تعداد 8783 رأى اخذ شده و پس از قرائت آرا مأخوذه آقاى بهرام سهرابیان از مجموع آرا با 8704 رأى حائز اکثریت شناخته شده‌اند و مراتب ضمن آگهى به اطلاع عموم رسیده و از تاریخ 20/5/33 تا مدت یک هفته براى دریافت شکایات تعیین وقت می‌شود چون در مدت مقرره شکایتى نمی‌رسد لذا انجمن اعتبارنامه به نام آقاى بهرام سهرابیان صادر و انحلال خود را اعلام می‌نماید.

پس از ارجاع پرونده به مجلس شوراى ملى براى رسیدگى به شعبه پنجم ارسال گردید و شعبه پس از رسیدگى صحت انتخابات ارامنه جنوب و نمایندگى آقاى بهرام سهرابیان را براى دوره 18 تأیید نموده و اینک گزارش آن را تقدیم مجلس شوراى ملى می‌نماید.

مخبر شعبه پنجم- عمیدى نورى‏

رئیس- چون مخالفى ندارد تأیید می‌شود اعلام تصویب بعد از حصول اکثریت خواهد بود. آقاى عمیدى نورى.

4- تقدیم یک فقره سؤال از طرف آقاى عمیدى نورى

عمیدى نورى- بنده یک سؤالى دارم از دولت راجع به 250 تومان حقوق معلم که هنوز اجرا نشده است مجلس این قانون را تصویب کرده است و دولت هنوز پرداخت نکرده است.

5- بقیه مذاکره در گزارش امور استخدام راجع به بازگشت کسانى که در دولت سابق بازنشسته شده‌اند به خدمت

رئیس- دنباله قانون بازنشستگان مطرح است، آقاى دکتر شاهکار بفرمایید.

دکتر شاهکار- آقایان، موقعى که طرح سه فوریتى آقایان نمایندگان محترم مجلس شوراى ملى دایر بر برگشت اشخاصى که در زمان حکومت سابق بازنشسته شده بودند در مجلس طرح شد بنده با فوریتش مخالفت کردم و استدلالى به عرض آقایان رسانیدم که اکثریت مجلس با مخالفتى که بنده به عرض رسانیدم تسلیم شدند و قضیه به کمیسیون ارجاع شد در آن موقع آقاى مشایخى اصرارى داشتند بر این که من مخالفت خودم را مسترد بدارم و قضیه هر چه زودتر تمام شود با نهایت ارادتى که به آقاى مشایخى دارم قبول نکردم موضوع به کمیسیون برگشت منظور من در آن روز از این پیشنهاد این بود که واقعاً این امر که براى قسمتى از اشخاص است که در خدمات عمومى تمام جوانى و قدرت خودشان را به کار برده‌اند به وضع‌شان رسیدگى دقیق بشود و این مجازات من درآوردى که براى این قبیل اشخاص معین شده بود از بین برود و واقعاً اعاده حیثیت به معناى قضایى و اجتماعى کلمه براى آنها بشود. این قضیه رفت به کمیسیون ماه‌ها طول کشید و بنده متأسفم از عرض این مطلب که اگر می‌دانستم نتیجه کمیسیون این بود که حالا آمده است اساساً آن روز این پیشنهاد را نمی‌کردم و سه ماه از طول مدت مجازات غیر قانونى که یک عده‌اى از افراد این مملکت و هموطنان ما متحمل شده‌اند اقلاً کم شده بود. (دولت آبادى- پیشنهاد اصلاحى بدهید آقا) (شوشترى- بنده تقدیم کرده‌ام.)

رئیس- پیشنهادهایى رسیده است ادله خودتان را بفرمایید.

دکتر شاهکار- در تمام دنیا مستخدمین دولت متکى هستند به این که در نتیجه حسن عمل و ابراز لیاقت مدارجى را طى می‌کنند و یک موقعیتى براى خودشان به دست می‌آورند و از هیچ چیز هم باک ندارند به علت این که می‌دانند یک مقرراتى هست و در این مقررات اعمال غرض نمی‌شود واغراض نخواهد بود مستخدمین مملکت ما که واقعاً باید گفت مردمانى از خود گذشته هستند و عوض این که بروند بیرون دنبال دلار و ریال بدوند و وقت خودشان را صرف خدماتى بکنند این آقایان متأسفانه در این 13، 14 سال همیشه مردمانى بودند متزلزل یعنى صرفاً کافى بود نظر مساعد وزیر یا نظر مساعد رئیس کارگزینى این آقایان را به یک مدارج بالاترى برسانند یا از آن مقام بالاتر بفرستند به قعر دره این مطلب این فنومن معرفت روحى سبب می‌شود که مستخدم دولت عوض این که دنبال کار دنبال حسن عمل برود دنبال پیستون برود دنبال تهیه آن وسایل که با آن وسایل می‌توانند خودشان را نگاهدارند و به قول آقایان مهندسین ساختمان برود آرماتور خودش را درست کند، شمع بگذارد زیر بنا که بتواند خودش را حفظ کند واز پا نیفتد این قسمت باید از بین برود و این فکر غلط و ناروا از حکومت سابق پیدا شد به این عنوان که یک عده‌اى از متسخدمین دولت را (جناب آقاى شوشترى دقت بفرمایید چه عرض می‌کنم؟) یک عده‌اى از مستخدمین دولت را آوردند بازنشسته کردند لغات در مملکت ما مفهوم خودش را از دست داد باور بفرمایید از براى این که ما به معناى یک کلمه‌اى که استعمال کنیم کاملاً بخواهیم بر بخوریم باید به یک زبان خارجى متوسل شویم که ببینیم مفهوم و معناى لغات چى در می‌آید بازنشستگى عبارت از یک کیفیتى است که بعد از گذشت مدتى زمان 25 سال یا 30 سال براى یک مستخدم دولت پیش آمد می‌کند که این یک حق شناسى است یک پاداشى است که جامعه به بازنشسته می‌دهد می‌گوید چون تو 30 سال جوانى و قدرت خود را صرف کرده‌اى حالا در نتیجه خدماتى که کرده‌اى برو منزل خودت بنشین حقوقت را بهت می‌دهند برو دنبال گل کارى و تزیین خانه‌ات یا کتاب بخوان چون خسته شدى این کیفیت در فرهنگ ما شده است یک مجازات یعنى کردندش یک مجازات مجازات‌هایى که براى مستخدمین دولت می‌کنند چند نوع است، مجازات انتظامى، انظباطى و محاکماتى و بازنشستگى، باور بفرمایید از این لحاظ بود و از جهات دیگر که عرض خواهم کرد که من گفتم این مطلب برود واقعاً رسیدگى بشود از اعضاى محترم کمیسیون هم تقاضا کردم که بنده را هم دعوت بکنند یک روز هم دعوت کردند منظور این بود که کارى بکنم این آقایان که موى سر خودشان را در کار مملکت سفید کرده‌اند به آنها بگویم روز آخر در زندگى یا اواسط زندگیان به شما توهین می‌کنیم دست‌تان را می‌گیریم و می‌اندازیم بیرون و می‌گوییم شما بند (ج) هستید اساساً این قضیه که اتفاق افتاد بر خلاف تمام اصول بود و متأسفم که عرض کنم که کسی که در رأس دولت بود داراى تحصیلات حقوقى هم بود و اشخاصی که این کار را انجام دادند اغلب از مدارس سیاسى و قضایى ممالک مترقى دنیا آمده‌اند نمی‌دانم وقتى وارد این مملکت می‌شوند چمدان معلوماتشان را همان جا می‌گذارند و وارد این مملکت می‌شوند آقا براى یک مستخدم بد عمل می‌شود مواد 17 و 48 قانون مجازات عمومى که آقایان اطلاع دارید این هیولا را بالاى سرش گذاشت که آقا برخلاف قانون، برخلاف حقیقت و برخلاف دستور کار بکن، اینها تمام هست، یک مرتبه ما بهش می‌گوییم بازنشسته می‌شود، شیخ یتصبى وصبى یتشیخ این از همان چیزهایى است که اینجا صدق می‌کند که واقعاً عجیب است یکى از آقایان گویا آقاى عمیدى نورى بود یا یکى دیگر از آقایان توضیح داد که یک نفر 3 سال مستخدم دولت بود و سنش هم 32 و 33 او را بازنشسته کرده‌اند و الان هم بازنشسته است این یک معنایى است که در هیچ فرهنگ و قاموسى پیدا نمی‌شود جز در رویه و فرهنگ لویى چهاردهم که می‌گفت دولت یعنى من قانون یعنى من فهم و منطق یعنى من اگر این حرف وبال زندگى یک عده‌اى از برادران ایرانى ما باشد و وابستگان آنها این حرف قابل قبول نیست اما اگر فانتزیش در اتومبلیش یا خانه‌اش باشد اشکالى ندارد از این لحاظ من با این گزارش مخالفت می‌کنم به این عنوان که این آقایان که بازنشسته شده‌اند به استناد رأى دادگاه عالى انتظامى قضات بازنشسته نشده‌اند تا حال ما بگوییم برگشت آنها

+++

منوط و موکول است به تصویب‏ دادگاه عالى انتظامى قضات همین طور است سایرین. در موقعى که افسران شهربانى را بازنشسته کردند یا افسران ژاندارمرى را با یک عده‌اى از مستخدمین دولت را صرفاً روى خواست یکى دو نفر بود که مبناى عملش خواست آنها بود حالا که می‌خواهیم برگردانیم بعد از 14، 15 ماه یا بیشتر بعد از مدت‌ها بلاتکلیفى آن وقت بیاییم بنشینیم بگوییم دادگاه عالى انتظامى باید به آقایان اعاده حیثیت بکند حیثیت آنها سلب نشده است که دادگاه اعاده حیثیت بکند یک کار غلطى شده بود که حالا باید این را در همان وضعیت برگردانیم (یکى از نمایندگان- موکول کرده‌اند براى دیوان کشور) این بنده در قسمت الف این ماده و قسمت ماده 3 هم یک تذکر کوچک دارم عرض کنم موقعى که صحبت از قضات و دادگسترى می‌شود یک محیط متشنجى در مجلس مقدس شوراى ملى پیدا می‌شود علتش این است که اغلب سازمان را با افراد اشتباه می‌کنیم بنده به این جناب آقاى حمید بختیار واقعاً ارادت دارم هر چند که ایشان گوش نمی‌دهند که من چه عرض می‌کنم (حمید بختیار- چرا کاملاً توجه دارم) بنده با نهایت ارادتى که به جنابعالى دارم این گله دوستانه را از جنابعالى دارم که اگر یک مطالبى در دادگسترى ایران برخلاف واقع رخ می‌دهد باید آن شخص مخصوص را گفت تأمین قضایى مملکت شرط تأمین مملکت است اگر مملکت دستگاه قضایى درست و مرتبى نداشته باشد امنیت مملکت در خطر است با اساس عدلیه ناراحت‌ها و نادرست‌ها مخالفند اما در این دستگاهى که باید دزدبگیر باشد اگر ناصالحى بود وظیفه تمام آقایان این  ست که بفرمایید اکبر فرزند حسن چنین عملى کرده است بدهیدش دست قانون و این لباس گند را بشویید تا ملوث نکند آن دستگاه مقدس را (دکتر جزایرى- عده زیادى از قضات درستکار هستند) بنابراین باید این مطلب را هم آقایان بدانند که در قانون اصول تشکیلات دادگسترى هست آقاى افخمى مدت‌ها رئیس کارگزینى و مدیر کل دادگسترى بودند (قرشى- بسیار مرد شریفى هستند) صحیح است ایشان اطلاع دارند که قضات حق ندارند به صورت دسته جمعى شکایت یا اعتراض بکنند آقاى وزیر دادگسترى هم که ماشاءالله در دادگسترى تشریف دارند هر وقت راجع به قضات صحبت می‌شود مثل این که راجع به یک مملکت دیگر است و از یک محیط دیگرى هستند ایشان هم خودشان را در این قسمت بیگانه می‌دانند آقایان محترم باور بفرمایید که در عدلیه ما قضاتى هستند از خود گذشته و ذخایرى براى این مملکت هستند که اگر بروند نظیر اینها پیدا نمی‌شود (صحیح است) من نمی‌خواهم اسم ببرم تا تبعیضى بشود ولى همه این را می‌دانند که اشخاص بسیار بسیار آبرومند و پاکدامن و از خودگذشته هستند که اگر آن آقایان بروند دیگر ما نمی‌توانیم ذخیره دیگرى جاى آنها بگذاریم (صحیح است) آن وقت در زمان سابق در دولت سابق آمدند یک مرتبه با یک چوب راندند این آقایان را که یک کارفرمایى به خودش اجازه نمی‌دهد که یک کارگر را این جورى بیرون بکند از بزرگ‌ترین مرجع سازمانى این مملکت که دیوان کشور است ابقا نکردند تا آن مدیر دفتر آنچه را که می‌خواستند نگاه می‌داشتند و آنچه را که نمی‌خواستند رد می‌کردند بنابراین عرض بنده در این ماده یک چون تبصره‌اى پیش‌بینى شده است که جبران خواهد کرد در ماده یک این است که نوشته‌اند پرونده‌هاى آنها به دادگاه عالى انتظامى ارجاع و پس از رسیدگى کسانى که واجد صلاحیت باشند به کار دعوت و به وضع استخدامى سابق اعاده بدهند این برخلاف منطق است این تأیید عمل غلطى است که در سابق شده «صحیح است» این را دقت بفرمایید از نظر قضایى از نظر حقوقى از نظر اجتماعى اجراى این عمل تأیید همان عمل سابق است یعنى ما می‌خواهیم بگوییم آن کار اصولش صححى بوده است و ممکن است اشتباه شده باشد من می‌گویم آن کار اصلش غلط بوده است (صحیح است) بنابراین اگر ارجاع به دادگاه عالى انتظامى قضات کنید که ببینید فلان رئیس کارگزرینى وقت آیا کارش صحیح بوده یا نه چون این عملش غلط بوده ارجاع به محکمه هم غلط است از نظر قضایى عرض می‌کنم می‌گویند باید حقى باشد تا محاکمه‌اى غالب اقامه بشود پایه دعوى باید مشروع باشد باید کوزلژیتیسم  Cause Legitimeداشته باشد اساساً پایه این دعوى مشروع نیست که ما به یک دادگاه ارجاع کنیم یعنى یک دعوایى است که قابل طرح در دادگاه نیست بنابراین وقتى مجلس شوراى ملى رأى داد که قوانین آقاى دکتر مصدق لغو است و این قانون که از مجلس گذشته می‌توانند برگردند لیکن نظر به احترامی که به طرح تقدیمى از طرف نمایندگان مجلس باید بشود و این مطرح است و باز هم می‌ترسم که دچار یک دست‌انداز دیگرى بشود و این است که من استدعا می‌کنم در حداکثر 3 ساعت به این موضوع اعاده کارمندان بازنشسته که بی‌جهت بازنشسته شده‌اند رسیدگى بشود این را دیگر توى دست‌انداز نیندازیم بنده با بازگشت این قضیه به دادگاه عالى انتظامى قضات مخالفم به دلایلى که عرض کردم یک نگرانى می‌ماند و آن نگرانى جا دارد اینجاست که من با آقاى حمید بختیار هم عقیده‌ام که ممکن است همان طور که در قضات تصفیه شده ممکن است خداى نکرده اشخاص ناصالحى باشد که یکى دو تاشان را آقایان در نهایت بی‌غرضى فرمودند همین طور هم در قضات بازنشسته شده یکى دو سه تاشان باشد هیچ شکى نیست (شوشترى- یک نفر از این توده‌ای‌ها توى بازنشسته‌ها نبودند اینها را کنار نکردند) همین است راجع به تبصره ماده یک که باور بفرمایید آقایانی که اطلاع دارند این صورت اسامى بازنشسته‌هاى ثبت اسناد را وقتى آوردند و دیدیم که آقاى دکتر کشفیا هم جزو آنهاست این عجیب است که یک نفر جوان تحصیل کرده را دستش را گرفته و انداخته بیرون هر چه فکر کردیم که دکتر کشفیا را براى چه بازنشسته کردند نفهمیدیم درباره این یک لغت هست به عنوان صلاحیت آقایان این قوه مقننه است مطالبى که آقایان بگویند با یک قیام و قعود دستور آمرانه‌اى است براى قاطبه ملت ایران در لغات ما باید نهایت دقت را بکنیم وزارت کشور را مکلف کردند که افسران بازنشسته شهربانى را که به طور عجیبى بازنشسته کرده‌اند به کار برگرداند به شرط این که کمیسیونى رسیدگى بکند راجع به صلاحیت. این لغت صلاحیت لغت عجیبى است لغتى است که ما نمی‌دانمى حدودش کجاست باز عرض کردم که اگر این آقایان از نظر عدم صلاحیت بازنشسته شده بودند چون بازنشستگى مجازات عدم صلاحیت نیست مبتدا و خبر هر دو غلط است (شوشترى- پس نتیجه‌اش غلط است) بنابراین براى برگراندن به آن وضعیت نباید به صلاحیت رسیدگى کنند باید رفع بازنشستگى کنند (احسنت) آقایان یک خورده منطقى باشیم من یک وقتى به یکى از آقایان دکترهاى حقوق که سابق در مجلس بودند گفتم والله من می‌دانم که تو جداً در فرنگ خوب درس خواندى چه طور شد وقتی که اینجا نشستى این اصول را از یاد بردى یعنى گفتى که روز عبارت است از موقعى که آفتاب دیده نمی‌شود یا آفتاب غروب کرده است حالا هم کارى نکنیم که این موضوع مصداق پیدا بکند حب و بغض در کار نیست بنده هم به شهربانى و افسران شهربانى نظر خاصى ندارم ممکن است در بازنشسته‌ها اشخاصى باشند که واقعاً مردمان صالحى نباشند اما مجازات آنها در محکمه است مجازات توقیف است نه این که به این آقا بگویند بازنشسته شدى یک افسر شهربانى و یک قاضى که سى سال سابقه خدمت دارد و بازنشسته شده چه طور برود منزلش بگوید می‌دانید چه شده من بازنشسته شدم یعنى چه بازنشسته شدم یعنى گفتند برو به تو احتیاجى نداریم خوب این چه کار کرده اگر حقیتش را بگوید این است که به من گفته‌اند تو نالایق ناصلاح به درد دستگاه نمی‌خورى این کار حکم محکمه می‌خواهد براى این است که در یک جامعه منظم به موجب حکم محکمه باید به کسى گفت دزد یا به کسى گفت مختلس تا توهین نباشد به عنوان این که تو کلاهت کج است نباید اشخاص را مجازات کرد از این حیث است که بنده به این لغت ماده 3 راجع به افسران بازنشسته باز هم مخالفم بنده از آقایان همکاران محترم تقاضا می‌کنم و یک استدعا دارم که عوض این سه ماده یک ماده جامعى تهیه بفرمایید و سعى هم بفرمایید امروز تمام بشود که بازنشستگى جرم نیست و از نظر جرم نمی‌توان کسى را بازنشسته کرد آقایان اگر می‌خواهند و خودشان مایل باشند و به حد نصاب بازنشستگى رسیده باشند خودشان تقاضا کنند نه این که به زور و تطمیع و تهدید آنها را بازنشسته کرده باشند این آقایان به وضع‌شان برگردند البته رسیدگى به پرونده‌هاى اینها نه از نظر بازنشسته شدن بلکه از نظر این که مستخدمین دولت باید مردمان پاک و پاکدامن باشند باید رسیدگى بشود (شوشترى- این بیچاره امیر کیوانى فرهنگ که این همه صدمه خورده بازنشسته شده.)

رئیس- آقاى عمیدى نورى.

پیراسته- آقاى رئیس در جلسه گذشته فرمودید که اخطار بنده محفوظ می‌ماند طبق ماده 87.

رئیس- اخطار شما وارد نبود آقاى بختیار راجع به این موضوع فرمایشى دارید.

بختیار- راجع به فرمایشات آقاى دکتر شاهکار توضیحاتى دارم.

رئیس- نمی‌شود حالا صحبت کرد نوبت آقاى عمیدى نورى است.

عمیدى نورى- بنده معتقد هستم که نظریه‌اى جناب آقاى دکتر شاهکار صحیح است این آقایانى که به عنوان بازنشستگى به آنها مجازات داده شده و جلوى زن و بچه‌شان به عنوان نالایق و محکوم معرفى شده‌اند در حالی که حتى آخرین دفاع هم از آنها نخواسته‌اند و هیچ محکمه‌اى به این کیفیت در هیچ جاى دنیا سابقه ندارد که به یک شخصى که سى سال چهل سال خدمت به مملکت کرده بدون این که از او بپرسند آیا توجه کرده‌اى و اتهام تو چیست و یا دفاعى از خود کرده باشد در یک کمیسیون غیر صالح غیر صلاحیتدارى لکه ننگ و سیاه به آنها چسبانیده‌اند و این بیچاره‌ها فعلاً در خیابان در منزل وکلا نزد آقایان می‌آیند و ملتجى می‌شوند و می‌گویند اى مجلس شوراى ملى حق ما را ادا کنید بنده متأسفم این است که چرا بایستى 6 ماه از عمر مجلس شوراى ملى گذشته باشد و هنوز آنهایی که می‌بایستى به حق خودشان رسیده باشند نرسند در حالی که همه ما معتقدیم و دیدیم که آنهایی که قوی‌تر بودند حق خودشان را گرفتند ولى اینها چون ضعیف‌تر هستند به حق خودشان تا به حال نرسیده‌اند در صورتی که اینها کسانى هستند که لکه ننگى نداشتند و به همین جهت عقب ماندند آنهایی که قوی‌تر بودند فرض کنید در دستگاه دادگسترى خودمان که ما آشنا هستیم بنده 27 سال است در دستگاه دادگسترى اول قاضى بودم بعد هم وکالت می‌کنم آنهایی که قوى بودند پست عالى دیوان کشور را داشتند از نظر این که با جناب آقاى وزیر

+++

دادگسترى آشنا بودند چون ایشان هم آنجا بودند یک قاضى دیوان کشور بودند اینها همان روز اول به حقشان رسیدند در جلسه اول هیئت دولت بعد از 28 مرداد هیئت دولت زاهدى بعد از 28 مرداد یا شاید اوایل شهریور بود با یک تصویب‌نامه که کاملاً هم صحیح بود دیوان عالى کشور را به وضع اول اعاده داد یعنى گفت عمل دولت سابق در بیکار کردن و بازنشسته کردن این اشخاص غلط بود با یک تصویب‌نامه یک کار اساسى کرد ولى متأسفانه بقیه چون ضعیف بودند آن که از قضات عدلیه نبود یا در شهربانى در آرتش بود هنوز که هنوز است اینها به حق خودشان نرسیده‌اند به این جهت است که بنده واقعاً با این که معتقد هستم که این گزارش با این کیفیت صحیح نبوده است که تنظیم بشود و خیلى متشکرم از آقاى دکتر شاهکار واقعاً وقتى که اسم نوشته بودند به عنوان مخالف یک عده‌اى که واقعاً ضرر دیده‌اند و بیچاره شده‌اند تصور می‌کردند که ایشان هوز به همان عقیده سابق خودشان که مخالفت کردند و سه فوریت رفت و به این شکل درآمد باقى هستند ولى بنده تشکر می‌کنم که در اصل با بنده موافق هستند که این آقایان بازنشستگان باید به حق خودشان برسند منتهى این گزارش به صورتى در آمده و به کیفیتى که تنظیم شده است صحیح نیست و حق آنها را تأمین نمی‌کند (عبدالصاحب صفایى- وضعیت را بدتر می‌کند) بله وضعیت را بدتر می‌کند اصل این است که هر کسى مبرى است مگر خلافش ثابت بشود اصاله الصحه اصلى است در دنیا اصلى است حقوقى، اصلى است جزایى و ما حق نداریم به هیچ کس بدون این که در یک محکمه صلاحیتدار اعم از این که ادراى باشد براى رسیدگى به تخلفات ادارى یا محکمه جزایى باشد براى رسیدگى به ارتکاب جرایم، بدون رسیدگى قانونى و مقرراتى که در قوانین معین شده به هیچ کس بگوییم که تو آدم بدى هستى چون عرض کردم اصل این است که همه صحیح و خوب هستند (صحیح است) خصوصاً که متأسفانه یا خوشبختانه یک وضعى هم در نتیجه گذشت زمان پیدا کرده‌ایم ما می‌بینیم که بازنشسته‌هاى قضایى، برکنار شده‌هاى ثبت، برکنار شده‌هاى شهربانى و ژاندارمرى با این که این همه مصیبت کشیده‌اند یا این که می‌توانیم بگوییم که به حق‌شان نرسیده‌اند مع‌هذا امروز که دولت موفق به کشف این توطئه خانمان‌سوز می‌شود ما می‌بینیم که یک نفر از این افراد مظلوم ستمدیده که داغ باطله به آنها زدند در این جریان‌هاى کثیف نبودند و حال آن که می‌بینیم از کسانى که در شهربانى بودند در آرتش بودن درجه گرفتند مدال گرفتند رتبه‌های‌شان را آوردند جلو، آن پانصد نفرى را که می‌بینم و معلوم شده است که اینها بر علیه استقلال مملکت توطئه چیدند (عبدالصاحب صفایى- اصلاً اینها را بیکار کردند که آنها امکان فعالیت داشته باشند) و به علاوه اگر به این کیفیت این تصویب بشود همان طورى که آقاى دکتر شاهکار فرمودند این تثبیت عمل غلط دولت سابق است (احسنت) چرا؟ بنده الان دلیل عرض می‌کنم آقایان همه‌شان می‌دانند در وزارت دارایى دو معاون داریم که همان معاونین حکومت مصدق است و از ترس این که در این مجلس رد بشوند وزیر دارایى جرأت نمی‌کند که آنها را معرفى کند در شهربانى همان‌هایى هستند که در حکومت سابق بودند رئیس کار گزیینى همان است و دستگاه‌هاى دیگرش هم همان و اگر ما بخواهیم به این کیفیت کمیسیون‌ها را تشکیل بدهیم که بیایند صلاحیت آنها را تصدیق کنند همین افراد که امروز در این تبصره‌ها و مواد نوشته شده آنها تصدیق کنند اینها نخواهند کرد و همان عمل سابق را تثبیت و تصدیق می‌کنند آن وقت آنهایی که حق‌شان از بین رفته به موجب قانون ما آمده‌ایم نشسته‌ایم و اینها را محکوم و مطرود جامعه کرده‌ایم این است که بنده عرایضم را کوتاه می‌کنم معتقد هستم که نمایندگان محترم که همه‌شان موافق هستند با تصویب یک طرحى که این آقایان بازنشستگان به حق واقعى خودشان برسند مذاکرات را در کلیات کافى بکنیم و در تحت یک ماده اصولى که کلیه بازنشستگان على الاصل به کار خودشان اعاده بکنند و این کار را تمام کنیم منتهى هر کدام تخلف ادارى یا اتهام جزایى دارند در محاکم دادرسى و جزایى تعقیب بشوند و به کارشان، به اتهام‌شان رسیدگى بشود این یک اصلى است که در مجلس شوراى ملى باید حق را برگزار کنیم (کاملاً صحیح است).

رئیس- آقاى مخبر (نراقى).

نراقى (مخبر کمیسیون امور استخدام)- عرض می‌شود این موضوع به حدى دقیق است که به همان مناسبت آقایان نمایندگان محترم که به عنوان موافق یا مخالف مفصلاً صحبت کردند و تمام این مطالبى را که بنده باید خودم عرض کنم فرمودند (مشایخى- و شما هم با تمام این حرف‌ها موافقید) در موضوع بازنشستگى بیشتر آقایان روى کلیات رفتند و اصولاً این عمل صحیح بوده است یا غلط بوده به عقیده بنده مربوط بودن این عمل و این مقررات در متن صریح همان تصویب‌نامه معین است که می‌گوید کمیسیون در فلان وزارتخانه تشکیل بشود و اشخاص را بازنشسته بکند بازنشسته کردن کمیسیون لازم ندارد و در قانون استخدام و اصولاً در تمام دنیا بازنشسته کردن براى کسى است که به یک سنى یا یک حدى خدمت کرده و به سن بازنشستگى رسیده آن وقت بازنشسته‌اش می‌کنند و معمولاً هم در دنیا قاعده این است که چندین جشن انسان در زندگانیش دارد مثلاً یکى جشن تولد است یکى دیگر از جشن‌هایى که انسان در زندگانیش هست جشن بازنشستگى است که این از مهمترین جشن‌هایى است که یک خاندانى دارد براى این که افتخار این خاندان این است که یک فردى چند سال به مملکت خودش، به کشور خودش خدمت کرده حتى در ادارات و مؤسسات نیز این طور است فرض کنید در فلان کمپانى در فلان مؤسسه یک شخصى پنجاه یا شصت سال کار می‌کند و در موقع بازنشسته شدنش حتى مؤسسه هم جشن می‌گیرد و با افتخار شخصى که چندین سال خدمت کرده جشن می‌گیرد پس بنابراین بازنشستگى یکى از افتخارات شخص است و باید توأم با جشن باشد (صحیح است) در اینجا با نهایت تأسف بازنشستگى صورت کیفرى پیدا کرده بنده نمی‌خواهم راجع به کلیات توضیح بدهم تجدید مطالبى را که آقایان فرمودند ولى براى این که همه آقایان بدانند که این عمل من‌البدوالى الختم غلط بوده است این عرایض را کردم که اصولاً نباید این اشخاص را بازنشسته بکنند از طرف دیگر بین بازنشسته‌ها عده‌اى هستند جوان، که تازه ابتداى کارشان بوده انرژى آنها هدر می‌رود به علاوه اینها حیثیت خودشان و آبروى خانواده‌شان با این عمل به غوى که در دولت سابق شده لکه‌دار می‌شود پس بنابراین بنده در کلیات با آقاى عمیدى نورى و با آقاى دکتر شاهکار و آقاى مشایخى و همه موافق هستم که عمل عمل لغوى بوده و به طور کلى بازنشسته هم یک شخص محترمى است که باید با افتخار و احترام او جشن گرفت اما (پیراسته- دیگر اما نفرمایید) اما گزارش کمیسیون و نظرى که کمیسیون گرفته، بنده آنچه را که اینجا عرض می‌کنم به عنوان مخبر کمیسیون است، چون مخبر مجبور است از نظریاتى که در کمیسیون گفته شد دفاع کند (مشایخى- خودتان موافق هستید؟) اجازه بفرمایید بنده حالا وظیفه مخبرى را انجام می‌دهم آنچه که تا حال عرض شد عقاید و عرایض مطلق شخص خود بنده بوده و آنچه که الان عرض می‌کنم وظیفه مخبرى را انجام می‌دهم طرح اولى که امضا شده بنده یکى از امضا کنندگان آن طرح بودم آن طرح کلى بود یعنى آن نظرى که امروز آقایان پیشنهاد می‌فرمایند در آن طرح اولیه آن نظر کلى را گرفته بودیم و هیچ این گونه مواد را هم قائل نشده بودیم و بین ادارات وزارتخانه‌ها را تفکیک نکرده بودیم (مشایخى- حالا خراب شده) اجازه بفرمایید خرابى و آبادى را بنده کارى ندارم عرض می‌کنم چرا این طور شده یعنى بنده معتقد بودم که تمام این افراد طبق یک ماده واحده‌اى برگردند سر کارشان و بعد در کارهاى ادارى مطابق این اصولى که هست رسیگى بشود نه طبق اصول خاصى وقتى که به کمیسیون آمد کمیسیون براى توضیحات از یک یک وزارتخانه‌ها نظر خواست (مشایخى- وزارتخانه‌ها نظر شخصى داشتند) معاونین وزارتخانه‌ها را کمیسیون خواست در جلسات متوالى و متعدد رسیدگى شد بعضى از وزارتخانه‌ها داراى یک آیین‌نامه و قوانین خاصى هستند مثلاً فرض بفرمایید در ارتش اجراى بازنشستگى یک قانون مخصوص دارد در بیست سالگى حق دارد ارتش بازنشسته بکند منتهى یک شرایطى دارد مثلاً معدل ثمراتش چه طور باشد پس بنابراین اگر یک تصمیم کلى می‌گرفتیم تصمیمات ما با مقررات داخلى ارتش وفق نمی‌داد، قسمت دوم راجع به کارمندان قضایى و قضات بود از آنها بازنشسته کرده‌اند سلب صلاحیت کردند، بله بدون استحقاق و بدون حق و بدون دلیل به غلط سلب صلاحیت کرده‌اند یک عده از آنها را هم کار قضایی‌شان را گرفتند رتبه ادارى و کار ادارى دادند البته وقت این کار را کردند بهشان برخورد و آمدند تقاضاى بازنشستگى‏ کردند بنده این را قبول دارم آن قاضى که وقتى شغل قضاییش را گرفتند بهش برمی‌خورد تقاضاى بازنشستگى می‌کند این نوع بازنشسگى را بنده اذعان دارم که کره و اجبار است نه حق و حقیقت و این دو مسئله موجب شد که ما بیاییم تفکیک کنیم و یک ماده مخصوصى هم راجع به ارتش در نظر بگیریم وقتى ضرورت پیدا شد که تفکیک و تجزیه کنیم (صارمى- ضرورت نداشت) وزارتخانه‌هاى دیگر هم با یک ماده تجزیه شد این دلایلى بوده که چرا کمیسیون این کار را کرد اما تفاوتى که مجلس شوراى ملى با کمیسیون دارد این است که اینجا هفت و هشت روز در کلیات صحبت می‌شود در کمیسیون ارقام هم صحبت می‌شود آقاى معاون وزارت دارایى گفتند که 412 نفر به تقاضاى شخصى در وزارت دارایى بازنشسته شدند خودشان تقاضا کردند (مشایخى- نماینده وزارت دارایى خلاف واقع گفته) بنده خودم می‌گویم که مجبورشان کردند و عرض کردم چون که کر شد قضایى را ادارى کردند بهش برخورد رفت تقاضاى بازنشستگى کرد ولى این توضیحى است که آقاى انورى دادند 412 نفر فقط در وزارت دارایى تقاضاى بازنشستگى کردند و این طور که ایشان توضحى دادند در حدود 350 و شصت نفرش خودشان برنمی‌گردند (یک نفر از نمایندگان- چه بهتر) روى این اصل است که ما می‌گوییم البته اشکال دیگرى هم کردند که بنده توضیح نمی‌دهم چون

+++

نمی‌خواهم فکر آقایان نمایندگان را از آن اصول ارفاقى که نسبت به تمام بازنشستگان پیدا شده منحرف بکنم توضیح راجع به بودجه را نمی‌دهم ولى آن فکر در کمیسیون مؤثر واقع شده بنده توضیح زیادى نمی‌دهم چون خود بنده از کسانى هستم که معتقد هستم از کلیه بازنشستگانى که در حکومت سابق بازنشسته شده‌اند حقوق و حیثیت عمومی‌شان باید اعاده شود این عقیده خود بنده است ولى حالا دارم از نظر کمیسیون دفاع می‌کنم در وزارت دادگسترى طبق توضیحى که معاون وزارت دادگسترى دادند عده‌اى از قضات که به این نحو سبب صلاحیت از ایشان شده بود خودشان به دادگاه عالى انتظامى رفته‌اند و به دیوان عالى کشور هم مراجعه کرده‌اند و تقاضاى حکم کرده‌اند و حکم گرفته‌اند (عمیدى نورى- ولى وزیر عدلیه اجرا نمی‌کند) این مسئله دومى است با این توضیحى که دادند قانع شدیم (رضایى- 8 ماه است که عرض حال‌شان در دیوان کشور است آقاى وزیر دادگسترى حکم اشتغال نمی‌دهد) این توضیح آقاى معاون وزارت دادگسترى ما را قانع کرد حالا که اکثریت آنها به دادگاه دیوان عالى کشور رفته‌اند بقیه هم به دادگاه بروند ولى حالا به موضوع دیگرى که آقاى دکتر شاهکار فرمودند بنده متوجه شدم و معتقد شدم که این اشتباهى است که ما کردیم و باید برگردانیم و آن موضوع صلاحیت است بنده این را تصدیق می‌کنم (احسنت) بنده قبول می‌کنم و اصلاح باید بشود که موضوع صلاحیت به نحو دیگرى قید شود در موقع طرح مواد آقایان پیشنهاد بکنند بنده قبول می‌کنم چون صلاحیتش که در همان دستگاه ادارى رسیدگى بشود تابع حب و بغض می‌شود بنابراین (عبدالصاحب صفایى- سربسته موافقت بفرمایید که پیشنهاد ماده واحده به جاى این بشود) (صحیح است، احسنت) (عبدالصاحب صفایى- اگر گناهى هم داشته باشد به گردن بنده) بنده چون میل ندارم گناهش را به گردن آقاى صفایى بیندازم (عبدالصاحب صفایى- فرض می‌کنیم اگر در این کار گناهى باشد به گردن بنده) بنده در دو قسمت قبول می‌کنم یک موضوع صلاحیت است که به هر طورى صلاح می‌دانید در ماده واحده بگنجانید، قسمت دوم مربوط به این است که طرز برگشت بازنشسته‌ها یک طور سهل‌تر و آسان‌ترى باشد که حقوق‌شان تضییع نشود (مشایخى- ما می‌گوییم آن قانون ملغى است به کار دعوت‌شان کنید) (عبدالصاحب صفایى- همین است) بنابراین در کلیات با هم موافقیم موقعى که پیشنهاد اصلاحى آقایان داده شد اگر تناقضى با نظر کمیسیون داشت عرض خواهم کرد (عبدالصاحب صفایى- انشاءالله تناقضى ندارد به علاوه هر تناقضى که عیب ندارد.)

6- تعیین موقع و دستور جلسه بعد، ختم جلسه

رئیس- جلسه را ختم می‌کنیم جلسه آینده روز یکشنبه خواهد بود دستور دنباله این لایحه است که پیشنهاد کفایت مذاکرات رسیده مطرح خواهد شد و بعد هم پیشنهادات قرائت خواهد شد. (مجلس بیست دقیقه پیش از ظهر ختم شد.)

رئیس مجلس شوراى ملى- رضا حکمت

+++

یادداشت ها
Parameter:294874!model&5137 -LayoutId:5137 LayoutNameالگوی متنی کل و اخبار(مشروح مذاکرات)