کتابخانه، موزه و مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی


صفحه اصلی » مشروح مذاکرات » مشروح مذاکرات مجلس ملی » دوره هجدهم مجلس ملی

0.0 (0)
مشروح مذاکرات مجلس شورای ملى، دوره ‏18
[1396/05/30]

جلسه: 47 صورت مشروح مذاکرات مجلس روز چهارشنبه هفتم مهر ماه 1333  

فهرست مطالب :

1- قرائت اسامى غائبین جلسه قبل.

2- بیانات آقاى وزیر جنگ در قبال بیانات جلسه قبل آقاى خلعتبرى راجع به خدمات و ترفیعات ارتش.

3- سؤال آقاى پورسرتیپ راجع به املاک ایل پاپى و جواب آقاى وزیر کشاورزى.

4- سؤال آقاى دکتر شاهکار راجع به برق تهران و جواب آقاى معاون نخست‌وزیر.

5- سؤال آقاى رضایى راجع به معادن سرب انارک و جواب آقاى وزیر اقتصاد ملى.

6- ختم جلسه به عنوان تنفس.

مشروح مذاکرات مجلس شورای ملى، دوره ‏18

 

 

جلسه: 47

صورت مشروح مذاکرات مجلس روز چهارشنبه هفتم مهر ماه 1333

 

فهرست مطالب :

1- قرائت اسامى غائبین جلسه قبل.

2- بیانات آقاى وزیر جنگ در قبال بیانات جلسه قبل آقاى خلعتبرى راجع به خدمات و ترفیعات ارتش.

3- سؤال آقاى پورسرتیپ راجع به املاک ایل پاپى و جواب آقاى وزیر کشاورزى.

4- سؤال آقاى دکتر شاهکار راجع به برق تهران و جواب آقاى معاون نخست‌وزیر.

5- سؤال آقاى رضایى راجع به معادن سرب انارک و جواب آقاى وزیر اقتصاد ملى.

6- ختم جلسه به عنوان تنفس.

 

مجلس یک ساعت و چهل دقیقه پیش از ظهر به ریاست آقاى نورالدین امامى (نایب رئیس) تشکیل گردید.

1- قرائت اسامى غائبین جلسه قبل

نایب رئیس- صورت غائبین جلسه قبل قرائت می‌شود (به شرح زیر قرائت شد.)

غائبین با اجازه، آقایان- حشمتى، دکتر سید امامى، بیات ماکو، جلیلى، شفیعى، خاکباز، بهادرى، ابراهیمى، سلطان العلما، مسعودى، عبدالرحمن فرامرزى، بوربور، دکتر پیرنیا، سلطانى، حائرى‌زاده. غائبین بى‌اجازه، آقایان- اریه، تربتى، کدیور، مهندس اردبیلى، سالار بهزادى، فرید اراکى، نقابت. دیرآمدگان و زود رفتگان با اجازه، آقایان- حمیدیه، مهندس ظفر، خلعتبرى، احمد صفایى، شوشترى هر یک 20 دقیقه، آقاى دکتر سعید حکمت 25 دقیقه، آقاى کاشانى 30 دقیقه، آقاى بزرگ‌نیا 30 دقیقه، آقاى لارى 45 دقیقه، آقاى پیراسته 45 دقیقه، آقاى صارمى یک ساعت و ده دقیقه. دیرآمدگان و زود رفتگان بى‌اجازه، آقاى تجدد یک ساعت و ده دقیقه.

نایب رئیس- امروز جلسه فوق‌العاده است براى سؤالات، سؤالات هم به ترتیب تقدیم مقام ریاست مطرح می‌شود تیمسار وزیر جنگ فرمایشى دارید؟

2- بیانات آقاى وزیر جنگ در قبال بیانات جلسه قبل آقاى خلعتبرى راجع به خدمات و ترفیعات ارتش

وزیر جنگ (سپهبد هدایت)- در جلسه دیروز جناب آقاى خلعتبرى که مورد احترام و ارادت همه ما هستند مطالبى راجع به ارتش فرمودند که بنده موظف هستم که راجع به بعضى از آن مطالبش توضیحاتى خدمت آقایان عرض کنم آن نکته‌اى که شاید بیشتر از تمام نکات و مطالب دیروز بنده و هم قطاران بنده را متأثر کرده است این کلمه‌ای است که فرمودند «پس ارتش در این یک ساله چه کرده است» بنده می‌بایستى که متأسفانه یک قدرى برگردم به عقب و وضعیت مرداد سال 1332 را حضور مبارک آقایان یادآورى کنم و علاوه بر وضعیت عمومى که با کمال تأسف در این کشور معمول شده بود و جارى بود یک مطالب بسیار اسف‌آورترى بود که لازم نبود که بیش از حد ما خاطر نمایندگان محترم و خاطر ملت ایران را متأثر بکنیم و آن نکات تأسف‌آور را هر روز بیاییم اینجا و به عرض مبارک‌تان برسانیم ولى امروز که این اشاره شده است بنده بایستى به عرض مبارکتان برسانم که وضعیت ارتش بعد از 28 مرداد جز آن وضعى که ارتش بعد از 28 مرداد جز آن وضعى که ارتش قیام کرده بود به نفع ملت ایران از نظر فنى و از نظر وضعیت ارتش بسیار بد بود (صحیح است) در مدت دو سال با ارتش کارى کرده بودند که نباید بکنند (صحیح است) ایمان را در ارتش متزلزل کرده بودند همان طور که در دفعه قبل به عرض رساندم آن چیزى که ما می‌گوییم انضباط روح ارتش است انضباط را از بین برده بودند و علاوه بر این ارتش را از کار خودش و مأموریتى که دارد باز داشته بودند (صحیح است) ارتش را هر روز در خیابان‌ها می‌گرداندند و با کمال تأسف ارتش را به نفع سیاست‌هاى مختلف به کار می‌بردند (صحیح است) بنابراین من استدعا دارم که آقایان توجه بفرمایند که چنین ارتشى را دو مرتبه در زیر سایه شاهنشاه در دست گرفتن و اداره کردن و با کمال سربلندى و افتخار امروز به عرض آقایان و ملت ایران رساندن که این ارتش دو مرتبه وضعیت خودش را گرفته است من بایستى به عرض آقایان برسانم که در سایه فداکارى و از خود گذشتگى و خدمت شبانه‌روزى افسران ارتش در تمام ایران امسال دو مرتبه تمام ارتش ایران مانند تمام ارتش‌هاى دنیا، به اردوگاه‌ها رفت و تعلیمات نظامى انجام داد و خودش را براى فداکارى و خدمتگذارى در راه ملت آماده‌تر کرد (احسنت).

آقایان قبول دارید که هم قطاران ما که اینها برادران شما هستند در اقصى نقاط این مملکت با کمال جدیت وظایف‌شان را انجام می‌دهند و الحمدالله در تمام کشور امنیت برقرار است (صحیح است الحمدالله) من چرا آقایان را متأثر بکنم و برگردانم به قبل از 28 مرداد قبل از 28 مرداد سال قبل ما چه داشتیم؟ ما بر ایمان چه مانده بود

(عمیدى نورى- مصدق همه را از بین برده بود) براى ما هیچ نمانده بود مگر آثار بدبختی‌ها را حالا نمی‌بینید؟ مگر این بدبختی‌هایى که کشف می‌شود آثار همان ایام نیست؟ (صحیح است) بنابراین من استدعا دارم که این توجه را بفرمایید که از 28 مرداد سال گذشته تا حالا که قریب یک سال می‌گذرد در این یک سال ارتش با کمال جدیت در انجام وظایف خودش کوشا بوده است و موفقیت کامل داشته است علاوه بر این که آنچه که آقایان در ظاهر می‌بینند بنده می‌توانم به عرض آقایان برسانم که از حیث کارهاى فنى و آنچه که تکنیک ارتش است بى‌نهایت نسبت به سال قبل پیشرفت و

+++

ترقى شده است (صحیح است) بنده در اینجا بایستى افتخار بکنم به داشتن هم قطارانى که اینها در اقصى نقاط این مملکت با محرومیت‌هاى بسیار خدمت می‌کنند و باعث سرفرازى بنده و سایر هم قطاران‌شان هستند و همان طور که توجه فرمودید جناب آقاى خلعتبرى بدون توجه به مادیات پایبند به معنویات هستند پایبند ایمان هستند و پایبند خدمتگذارى به این مملکت هستند (کى‌نژاد- از طرف ستاد نسبت به آنها تبعیض می‌شود) الان آن قسمت را هم عرض می‌کنم و بعد آنچه که فرمودند که ایراد داشته‌اند که این یک ساله چه کرده‌اند که منجر شده است به کشفیاتى که اخیراً در ارتش شده است که به نظر بنده همان طور که آقایان هم تأیید فرمودند این یک چیزى است که قواى انتظامى و به خصوص دستگاه فرماندارى نظامى طهران انجام داده است شاید آقایان تصور فرمودید که یک روز صبح پا شدند و تمام این کشفیات شد این طور نبوده است این دستگاه شاید بیشتر از شش ماه قبل مورد تعقیب و توجه بوده است اگر شش ماه قبل که سوءظن حاصل شده است در همان یک مورد عمل می‌کردند به نتیجه نمی‌رسیدند بنابراین همین کشفیاتى که شده است و همین بدبختى بزرگى که معلوم شده است این در نتیجه اگر عرض نکنم اقدامات یک ساله ارتش ولى در نتیجه اقدامات 6 ماهه دستگاه انتظامى بوده است (صحیح است) و به نظر بنده در این مورد این هم قطاران بایستى که تقدیر بشوند (صحیح است) ضمن مطالب دیروز یک اشاره‌اى هم به ترفیعات فرمودند و مخصوصاً یک نکته‌اى که باعث تأثر ماست آن کلمه تبعیض است و متأسفانه امروز هم جناب آقاى کى‌نژاد با این تبعیض هم عقیده هستند بنده خدمت آقایان عرض می‌کنم و حتم دارم با علاقه‌اى که به این مملکت و ارتش دارید خوشوقت می‌شوید بنده در حضور مبارک‌تان ادعا دارم که ارتش یک رسم و وضعى دارد که قابل تبعیض نیست یعنى یک ترتیبى در ارتش از حیث کارگزینى برقرار است و ما می‌آییم نتایج عمل کارگزینى و نتایج خدمت هر افسر را مطالعه می‌کنیم و یک جدول ترفیعاتى مطابق اصول تمام ارتش‌هاى دنیا تهیه می‌کنیم و با کمال افتخار و سربلندى این جدول را می‌بریم در حضور فرمانده تا جدار خودمان و نتیجه مطالعات خودمان را به عرض پیشگاه مبارک‌شان می‌رسانیم و اعلیحضرت همایون شاهنشاهى ترفیعات را مرحمت می‌فرمایند (پورسرتیپ- شما و رئیس ستاد ارتش شریف‌تر از آن هستید که تبعیض کنید) بنده بسیار تشکر می‌کنم چون دلیل ندارد که ما تبعیض بکنیم (شوشترى- این نظر تمام وکلاست) اینها برادران ما هستند ما به تمام اینها علاقمند هستیم ولى در عین علاقمندى به ما حتى آن موضوع که در ارتش‌هاى دنیا معمول است محفوظ باشد و هر کس بیشتر کار کند و بیشتر لیاقت داشته باشد زودتر به مقصود و ترفیع نائل می‌شود اینجا خواستم حضور مبارک‌شان عرض کنم که دستگاه امروزى ارتش با توجه و مراقبتى که شاهنشاه در این مورد دارد امکان ندارد که کار غلطى بکند تا چه رسد به تبعیض چون به عقیده بنده اگر تبعیض بشود کار بسیار غلطى است و غلط تنها نیست بنده استدعا می‌کنم باز هم یک عطف توجهى به این یک سال گذشته بفرمایند و با قدردانى به طوری که معمول مجلس شوراى ملى بوده است و نمایندگان محترم در هر موردى که پیش‌آمده است این اظهار مرحمت و عنایت را فرموده‌اند از خدمتگذارانى که با کمال صمیمیت مشغول انجام وظایف خودشان هستند و آثار خدمتگزارى آنها هم در تمام کشور پیداست (صحیح است) و به هیچ وجه تصور نفرمایید که امکان دارد ما در حقوق اینها تبعیض‏ قائل بشویم (شوشترى- ارتش نور چشم مملکت ایران است).

نایب رئیس- تیمسار سپهبد باید توجه بفرمایید که ارتش مورد احترام و علاقه ملت ایران و نمایندگان و برگزیدگان ملت ایران است اگر جناب آقاى خلعتبرى که معروفند به میهن‌پرستى و جوان تحصیل کرده‌اى هستند مذاکراتى فرموده‌اند مقصود ایشان رفع نواقص بوده است نه تنقید از ارتش (صحیح است).

استخر- آقاى نایب رئیس بنده چون می‌خواهم شرکت در کمیسیون نفت بکنم اجازه بدهید در قبال فرمایش سپهبد یک مطالبى را عرض کنم.

نایب رئیس- استدعا می‌کنم بفرمایید چیزى مطرح نیست که شما اجازه می‌خواهید.

3- سؤال آقاى پورسرتیپ راجع به املاک ایل پاپى و جواب آقاى وزیر کشاورزى

نایب رئیس- سؤالات مطرح می‌شود آقاى پورسرتیپ از وزارت کشاورزى سؤالى کرده‌اند بفرمایید.

پورسرتیپ- عرض کنم که مجلس شوراى ملى به پیروى از منویات بندگان اعلیحضرت همایون شاهنشاهى همیشه مراقبت می‌کنند که عدالت اجتماعى در مملکت مستقر بشود و حقوق افراد و اشخاص ضایع نشود زیرا همه تشخیص داده‌ایم که اگر عدالت نباشد و اگر حقوق افراد محفوظ نباشد مبارزه تنها با اخلالگران و بی‌وطنان کافى نیست (صحیح است) ما باید هماهنگ با مبارزات و شدت عملى که به خرج می‌دهیم کارى بکنیم که مملکت ایران براى همه جاى زندگى مرفه و قابل دوامى باشد و قابل تحمل باشد سؤالى را که بنده از وزارت کشاورزى کرده‌ام مربوط به یک بی‌عدالتى است که بر اثر سوءاستفاده مأمورین و متصدیان امر به وجود آمده همه آقایان به ادارات مراجعه فرموده‌اند براى یک کار رو به راه هزار اشکال در کار آدم می‌تراشند هزار مانع درست می‌کنند ولى در این سؤال بنده بر خلاف صریح قانون املاکى را که متعلق به صدها نفر کشاورز بوده و مجلس شوراى ملى به آنها تخصیص داده به یک نفر خان رشوه ده دلال واگذار شده است (شوشترى- کى بود قربان؟) (نادعلى کریمى- خان کجا؟) در نزدیک ولایت شما لرستان بنده قبل از خواندن عین سؤال عرض می‌کنم در چندین سال قبل موقع ورود قشون به لرستان هنگامى که لرستان در محاصره بود و تیمسار سپهبد شاه‌بختى و افسرانى که واقعاً باید همیشه مملکت ایران مرهون فداکارى آنها باشد و از آنها با تجلیل یاد کند محصور بودند در آن موقع پدر بنده و یک عده سوار تفنگچى که داشتیم در معیت قشون ما بودند چون هیچ سرپرستى نداشتند و سوارها در معیت قشون بودند یاغی‌ها ریختند و آنها را غارت کردند املاک را تصرف کردند بعد در موقع اعاده نظم و امنیت ارتش صلاح ندید که آن افرادى که از کوه‌ها آمده بودند آنها را اخراج کند غالب فرماندهان وقت هم متأسفانه تطمیع می‌شدند و این کار را انجام نمی‌دادند غاصبین آمدند املاک را به ثبت دادند ما اعتراض به ثبت کردیم در تمام مراحل محکوم شدند سند مالکیت به نام ما صادر شد چون این یک اختلافى شده بود و ارتش به آنها اجازه داده بود در آن املاک اسکان شوند سکونت بکنند بنده مصلحت ندیدم که این اختلاف بین دو ایل باشد و همیشه نظم و امنیت را مختل کند پیشنهادى کردم نصف این املاک متعلق به خود بنده بود به رایگان به رعایا بخشیدم (احسنت) نصف دیگر که متعلق به بنى‌اعمام بود و وضع زندگى آنها طورى بود که نمی‌توانستند گذشت کنند پیشنهاد کردم و ارتش هم کمک کرد قرار شد که این املاک را تقدیم بکنند از خالصجات دولتى به افرادى که اسناد مالکیت دارند عوض بدهند و این املاک را بین آن ایل تقسیم بکنند در دوم مرداد 1328 قانونى به این ترتیب از مجلس گذشت که مقدمه‌اش مربوط به ما نیست بند 2 آن مربوط به این مطلب است اجازه بفرمایید بخوانم به موجب بند دوم قانون تعویض املاک مورخ دوم مرداد 1328 تصریح شده است «در مقابل املاک کریت واقع در لرستان که ایل پاپى در آن اسکان شده از خالصجات دولتى به عنوان معاوضه به اشخاصی که سند مالکیت آن املاک را در دست دارند انتقال دهد و املاک مورد معاوضه را که به مالکیت دولت مستقر می‌شود مجاناً به ایل پاپى واگذار نماید» آقایان این املاک را به یک نفر خان داده‌اند این املاک را که قانون می‌گوید باید به ایل بدهند آمده‌اند بیست هزار نفر افراد یک ایل را در یک نفر ادغام کرده‌اند و به یک نفر داده‌اند (شوشترى- با غنه یا بى‌غنه) و آن وقت می‌گویند اشتباه کردیم مضحک اینجا است که می‌گویند اشتباه کردیم ولى آقایان این اشتباه را در برابر دریافت یک صد هزار تومان انجام داده‌اند (شوشترى- پس با غنه شد) و چندین میلیون ملک یک عده کشاورز بدبخت را به یک نفر خان متعدى داده‌اند جناب آقاى غضنفرى نماینده محترم شاهدند که این املاک را عوض چندین هزار نفر به یک نفر داده‌اند (دکتر عدل- اسم ببرید) بنده کار ندارم همین خان را قواى تأمینیه از همین افراد مالیات بگیرد، پول بگیرد، روغن بگیرد و آن اموال را بیاورد در برابر تضییع حق همان افراد به مأمورین بدهد، رشوه بدهد و مال آنها را تصاحب کند بنابراین همان طورى که عرض کردم با مبارزه و شدت عمل در صورتی که این اعمال روى بدهد و این اعمال رخ بدهد کافى نیست و البته باید یک فکرى کرد این زندگى نمی‌شود که ما بیاییم مردم را از حق‌شان محروم بکنیم، املاک‌شان را به یک نفر بدهیم رشوه بدهیم هزار تضییع حق بکنیم‏ و آن وقت بیاییم بنشینیم بگوییم مملکت را اصلاح کنیم جلوى توده‌ای‌ها را بگیریم و کمونیست را ریشه کن کنیم در این مملکت چه طور شما می‌توانید کمونیست را ریشه کن بکنید شما یک نفر را از هستى ساقط بکنید نان نداشته باشد حداقل زندگى و معیشت نداشته باشد مگر با زور تنها می‌شود مگر با شلاق می‌شود مردم را در این وضع ساکت نگه داشت مگر می‌شود همیشه در این مملکت با حکومت نظامى زندگى بکنید، بنده بیش از این عرضى نمی‌کنم منتظر می‌شوم جناب آقاى وزیر کشاورزى مطالب‌شان را بفرمایند بعد بنده عرض می‌کنم.

نایب رئیس- آقاى وزیر کشاورزى.

وزیر کشاورزى (عدل)- بنده جز این که فرمایشات جناب آقاى پورسرتیپ را تصدیق کنم چاره‌اى ندارم (پورسرتیپ- متشکرم) براى این که (عمیدى نورى- چرا بر نمی‌گردانید؟) به هر حال یک اتفاقى افتاده و به یک عده ظلم شده ایشان فرمودند در این قضیه از طرف مأمورین یک خلاف کارى شده و یک پول‌هایى گرفته شده است فقط بنده اینجا نمی‌توانم این قسمت از فرمایشات ایشان را تصدیق کنم که از رضا خان‌جانى پولى گرفته شده است (پورسرتیپ- خان‌جان رضایى) و قطعاً وقتى این جریان پیش آمد او هم می‌گوید که از من پولى گرفته‌اند و اگر همچو پولى داده بود همچو سندى نمی‌داد به هر حال وقتى خالصه‌جات منتقل به وزارت کشاورزى شد ما متوجه این جریان که حقیقتاً قابل تأسف است شدیم اظهارنامه فرستادیم براى خان‌جان رضایى که بیاید آن سند را باطل کند و املاک را به افراد ایل پاپى پس بدهد او هم حاضر نمی‌شود (عمیدى

+++

نورى- برخلاف قانون است) بالاخره بنده این طور در نظر گرفتم که یک هیئتى از طرف وزارت کشاورزى و وزارت دارایى و وزارت جنگ بفرستیم در محل وضع محل را ببینند با این آقا که حالا من غیر حق مالک این املاک شده است مذاکره بکنند و آن را وادار بکنند که حاضر بشود سند را ابطال کند و املاک تقسیم شود اگر حاضر شد چه بهتر و اگر نشد دولت باید طریقى که می‌داند یا با آوردن قانون (شوشترى- قانون که دارد) یا به هر ترتیبى که عمل بشود ما عمل خواهیم کرد که رفع ظلم بشود و یک عده به حق خود برسند این قول را بنده به آقایان می‌دهم که بعد از این که از راه مسالمت خواستیم و نشد از راه قانون و هر راه دیگرى که بشود درباره این مظلومین عمل خواهد شد.

درخشش- الحمدالله که یک وزیر را براى اولین مرتبه دیدیم که تصدیق کرد الحمدالله.

نایب رئیس- آقاى پورسرتیپ.

پورسرتیپ- بنده منتظر بودم که طبق فرمول جناب آقاى وزیر کشاورزى تشریف بیاورند و بفرمایند جداً تکذیب می‌کنم

(ارباب- آقاى وزیر کشاورزى مرد با انصافى است) ولى باید از ایشان تشکر بکنم که از بیان حقیقت خوددارى نفرمودند ولى باید این را عرض بکنم و از خود آقایان انصاف بخواهم 2 میلیون ملک را بی‌خود و بی‌جهت می‌دهند به یک خان

(عبدالصاحب صفایى- جهت داشته است) بنده تقاضا می‌کنم، استدعا می‌کنم براى یک دفعه افرادى که این کار را کرده‌اند تحت تعقیب قرار بدهند که دیگر این کار را نکنند و این مطلب که افراد متصدیان امور مسئولین امر این طور علناً بیایند با این صراحت قانون را به ضرر هزارها نفر و به نفع یک نفر آدم متصدى این طور تغییر می‌دهند و پای‌ مال می‌کنند براى یک دفعه هم شد تعقیب بکنید آخر چه جورى ما زندگى بکنیم ما این را هم می‌گذاریم و می‌رویم سراغ آن مرد که ببینیم این کار درست می‌شود آنهایی که این کار را کرده‌اند به کشیدشان تحت تعقیب، آخر وزارت دارایى که این کار را کرده آن اداره حقوقش چه کار می‌کند این اداره حقوقى وزارت دارایى که ماهى مبالغ هنگفتى از خزانه این مملکت می‌برد پس براى چه به وجود آمده است (عمیدى نورى- وزیرش کى بود؟) آقاى گلشاییان.

عمیدى نورى- اعلام جرم بفرمایید آقا.

نایب رئیس- آقاى وزیر کشاورزى.

وزیر کشاورزى- بنده عرض نمی‌کنم که پولى گرفته نشده است ولى آن کسى که پولى گرفته است سند که نداده وقتى که ما این آقاى خان‌جان رضایى را آوردیم و زیر فشار گذاشتیم که بیاید ملک را پس بدهد او ناچار خواهد گفت که این صد هزار تومان را که داده‌ام آن را پس بدهید کارى که ما می‌توانیم بکنیم این است که آن مأمورینى که این خلاف را کرده‌اند تحت تعقیب قرار بدهیم. حقیقت امر این است که آن مأمورى که رفته آمده گفته است که این املاک را بین کسانى که تقاضاى ثبت کرده‌اند تقسیم کرده است وزارت دارایى هم عین این حرف را قبول کرده است و متوجه نبوده‌اند که 400 نفر آنجا بوده‌اند و داده نشده حالا می‌فرمایند پول گرفته شده بالاخره معلوم خواهد شد.

پورسرتیپ- شورای عالى ثبت مراجعه بفرمایید که باطل کنند.

4- سؤال آقاى دکتر شاهکار راجع به برق طهران و جواب آقاى معاون نخست‌وزیر

نایب رئیس- آقاى پورسرتیپ جنابعالى که دو دفعه صحبت فرمودید نوبت سؤال آقاى بهبهانى است که تشریف ندارند و شرحى نوشته‌اند و نوبت سؤال خود را به آقاى دکتر شاهکار داده‌اند آقاى دکتر شاهکار هم سؤالى کرده‌اند از وزارت کشور که جناب آقاى فولادوند هم نوشته‌اند براى جواب حاضرند. آقاى دکتر شاهکار بفرمایید.

دکتر شاهکار- بنده در این سؤالى که از دولت راجع به وضع وزارت کشور کرده‌ام کاملاً در چهار دیوراى وظیفه نمایندگى مجلس هستم اگر افراد یک جامعه عوض آن که خودسرانه زندگى بکنند و فاعل و مختار اعمال خودشان باشند یک قیود و مقرراتى را قبول می‌کنند اگر مردم مالیات و عوارض می‌دهند و پسرهاى خودشان را به نظام وظیفه می‌فرستند اگر مردم مکلفند حتى در طرز لباس پوشیدن و راه رفتن و حرف زدن و ساعت خواب و غیره اصولى را رعایت کنند براى این است که در حقیقت در یک توافق ضمنى و قرارداد طبیعى بین خودشان و آن جامعه منظمى که اسمش دولت است می‌باشند یعنى به ضرورت زندگى در جامعه حاضر شده است که بیست درصد پنجاه درصد از عواید خودش را به خزانه دولت بدهد بیگارى بدهد امر و نهى بشنود تکبرات و خورده فرمایشات هیئت حاکمه را قبول بکند براى این که در مقابل از منافع زندگى در جامعه استفاده بکند یعنى می‌دهد تا بستاند تسلیم می‌شود تا استفاده کند یک قرارداد ضمنى دو طرفى است که اگر فرد مالیات نداد اموالش را توقیف می‌کنند و خودش را هم حبس می‌کنند ولى اگر دولت وظایف خودش را انجام نداد به ضرورت صفحات تاریخ کهنه دنیا بر آن همان رسد که به دولت که پایه و مبنایش روى خوشى و رفاه و خواست مردم نیست اتفاق افتاده دولت‌ها نباید فراموش بکنند که علت غایى وجود آنها مردم و ملت هستند اراده ملت، اراده مردم، خواست مردم موجد آنها است و براى بقاى خودشان باید با مردم سازش بکنند و براى آنها کار بکنند در بین کارهایی که بر عهده دولت است یک مقدار از کارهایى است که بهش می‌گویند سرویس پوبلیک این یک لغت فرنگى است که در تمام دنیا استعمال می‌شود و ما می‌توانیم آن را به عنوان احتیاجات عمومى یعنى همین طور که در ردیف امنیت عمومى استقرار امنیت است سرویس پوبلیک و احتیاجات عمومى الفباى حکومت و زمامدارى است سرویس پوبلیک به نسبت ترقى ممالک جهانى فرق می‌کند سرویس پوبلیک در امریکا که یک مملکتى است از نظر مادى بسیار جلو یک اعدادى دارد و یک ارقامى دارد و در یک مملکتى که عقب افتاده است یک معناى دیگرى دارد و در مملکت ما حداقل عبارت خواهد بود از تأمین برق و آب و نان و سوخت و وسیله حمل و نقل اینها و از این قسمت نمی‌شود خارج شد (شوشترى- از برق حرف نزنید) اتفاقاً سؤال بنده راجع به برق است (شوشترى- عجب!) به سر خودتان.

رئیس- جناب آقاى شوشترى صحبت نفرمایید.

شوشترى- چشم، اطاعت.

دکتر شاهکار- در دنیاى متمدن در دنیاى دموکرات در دنیایى که مجلس شوراى ملى هست و نمایندگان مردم هست باور بفرمایید که بحث در اطراف سرویس پوبلیک پیش آمد نمی‌کند و به قدرى این قضیه پیش پا افتاده است که ممکن نیست یک نفر نماینده مجلس وقت همکاران خودش را بگیرد و بگوید که براى شرب مردم آب لازم است این اولش است براى این که یک نفرى برود دنبال کسب و کارش این وسیله حمل و نقل لازم دارد براى این که یک کسى شب در خانه‌اش کار کنند برق لازم دارد و این مطالب به قدرى پیش پا افتاده است که احتیاج به بحث ندارد ولى متأسفانه ما در کلاس اول این قسمت مانده‌ایم و یکى یکى باید بحث بشود تا ببیند راجع به آب و وسیله حمل و نقل و سوخت، تلفن و برق دچار اشکالاتى هستیم که اگر واقعاً دولت تصمیم عاجل و فورى و مثبتى نگیرد و با شیفر و عدد صحبت نکند و فقط گزارش و گرافیک بدهد این قضیه سبب خواهد شد همان طورى که عرض کردم یکى از صفحات سیاه تاریخ را ورق بزنید و ببینید چه نتیجه وخیمى آن قسمت در بر خواهد داشت موضوع سؤال بنده راجع به برق است و راجع به سایر قسمت‌هاى سرویس پوبلیک در مورد هر کدام‌شان یک کلمه عرض می‌کنم و رد می‌شوم آب که یکى دیگر از آقایان راجع به آن سؤالى کرده است و بنده دیگر در آن مورد حرفى نمی‌زنم راجع به وسیله حمل و نقل یک عده از آقایان نمایندگان تهران دور هم جمع شدند به آقاى رئیس شهربانى (پورسرتیپ- رئیس شهربانى آدم با حسن نیتى است) بنده از ایشان انتقادى نکردم و خصوصاً با تیمسار فرزانگان که از طرف دولت مأموریت سرپرستى در این قسمت داشتند که تا شاید رفع این مشکل نیز بشود و اغلب که دولت دچار مشکلى نیز بشود و می‌شود متوسل می‌شوند به سرتیپ فرزانگان ما بارها با دولت و ایشان صحبت کردیم و آقاى سرتیپ فرزانگان هم واقعاً با تمام گرفتاری‌هایش اقدام کردند ولى نتیجه عملى‌اش این است که این آدمى که مردم توى خیابان‌ها می‌گیرند هنوز هم باقی است این مربوط به سؤال من نیست فقط آقاى سرتیپ استدعا می‌کنم از شما که یک فکرى بکنید که براى ما گرافیک نیاورند عملاً رفع کنند صبح که جنابعالى تشریف می‌آورید بیرون ببینید که مردم می‌توانند بروند دنبال کارشان یک وقتى رئیس نظمیه که مردى است علاقمند به کار ساعت شش صبح آمده بود منزل یکى از همکاران من که بیا ساعت 6 ببین در ایستگاه‌ها جمعیتى نیست گفتم تیمسار ساعت 9 بیا ببین مردم چه کار می‌کنند البته آنها هم کار می‌کنند و لکن این قضایا پیش پا افتاده است قضایایی است که حداقل آن چیزى است که مردم از این توافق ضمنى که دارند اطاعت می‌کنند از دولت می‌خواهند (پورسرتیپ- رئیس شهربانى مرد بسیار وظیفه‌شناسى است) بنده هم از ایشان انتقاد نکردم و آنچه را که ما می‌خواهیم این است که وسیله نقلیه تأمین بشود و مردم راحت بشوند.

رئیس- جناب آقاى دکتر شاهکار توجه بفرمایید حداکثر وقتی که آقا دارید یک ربع است.

دکتر شاهکار- الان هم می‌رسیم به برق.

رئیس- خواهش می‌کنم سؤال خودتان را بفرمایید.

دکتر شاهکار- بنده هر وقت وقتم تمام شد می‌روم و می‌نشینم اما یک موضوع دیگر قضیه تلفن است که آن هم ما امیدواریم که با سعى و کوشش وزیر پست و تلگراف این قضیه حل بشود چون قضیه تلفن یک موضوع فانتزى براى مملکت نیست امیدواریم که با حدیتى که در سرتیپ فرزانگان سراغ داریم این موضوع هم حل بشود آن موضوعى که مضحک تر از همه و در عین حال تأثرآورتر از همه است قضیه برق طهران است که یک قضیه واقعاً تراژدى کمک است که در عین حال هم تراژیک است و هم مضحک است در شرایط فعلى ما نمی‌توانیم به یک آدمى به یک خانواده متوسطى که خودش هست و زنش هست و دو تا بچه و یک خدمتکار بگوییم که برق نداشته باشید به خصوص که دو بچه به دبستان و دبیرستان بروند براى این که اینها اشخاصى هستند که باید در آتیه مردان آتیه این مملکت باشند عده‌اى از هیئت محترم دولت اینجا هستند آقایان

+++

متوجهند که وظیفه نمایندگى تذکر است که هیچ وقت در این مملکت ما یا در مملکت دیگرى از براى این که مملکتى کمونیست بشود قشون روس نمی‌آمد بلکه این عدم رضایت‌ها این نارضایتی‌ها این واماندگی‌ها سبب می‌شود که این ناله‌ها فریادها بشود و این جرقه‌ها آتش‌ها بشود بنده استدعا می‌کنم آقایان اجازه بدهید اگر من سه چهار دقیقه بیشتر وقت‌تان را می‌گیرم عصبانى نشوند وضعیت برق تهران از این جهات بد است عرض کردم که به این فامیل نمی‌شود گفت تو با چراغ نفتى، با چراغ پیه‌سوز زندگى کن یکى به این دلیل شما از این آدم که عوارض شهردارى می‌گیرید حق اوربانیسم می‌گیرد شما ازش مالیات و عوارض می‌گیرید شما نمی‌توانید به او بگویید در دوره بدویت زندگى کن و هرکارى دلت می‌خواهد بکن دیگر آن وقت رئیس پست و تلگراف، شهردار مدیر کل و این حرف‌ها را نداشتیم در مقابل برق هم نداشتیم این یک دلیل که نمی‌توانیم بگوییم دلیل دیگرى که نمی‌توانیم بگوییم و خیلى مهم و مؤثر است این است که اگر نیست براى همه نباید باشد این عدم عدالت اجتماعى سبب می‌شود که یک عده‌اى فریادشان به هوا برود و آقایان هم نمی‌توانند تهران را تبدیل به یک زندان کنند یک عده خائن بی‌وطن را باید بگیرید ما هم از شما متشکریم تنبیه کنید به حداکثر مجارات برسانید آنهایی که با حیثیت مملکت ما و رژیم مملکت ما دشمنند البته باید از بین ببرید اما ناراضی‌ها را آنهایی که درد دارند به دردشان برسید و مانع شوید که این ناله‌ها فریاد شود اگر برق نیست آقایان می‌دانند منازلى هست که فرى ژیلو است حمام برقى هست کولر هست همه چیز برقى هست در چهار قدم پایین‌تر برق فرعى را به این مردم نمی‌دهند و اگر کسى هم بخواهد استفاده کند از یک همسایه نیمکت نشی به عنوان سرقت او را تعقیبش می‌‌کنند و فوراً یک ادعانامه برایش صادر می‌شود از سال 1328 تا به حال فقط 4 هزار کیلو وات به برق تهران اضافه شده است و حال آن که این شهر تهران مثل یک عنکبوتى بدون هیچ گونه برنامه و بدون هیچ گونه نقشه اوربانیسم دارد بزرگ می‌شود در حدود 20 کیلومتر قطر تهران شده است قطر نمی‌توانم بگویم چون هیچ گونه وضع هندسى ندارد از یک نقطه به یک نقطه دیگر امتداد یافته حداقل سه برابر شده این یکى از مضرات است و یکى از خطرات است که آقایان باید متوجه باشند که این از کجا می‌آید در هر حال برقى که براى سیصد هزار نفر تکافو نمی‌کرد حالا که جمعیت تهران به یک میلیون و دویست هزار نفر ترقى کرده است برق تهران همان 16 هزار کیلو وات است که با چهار هزار کیلو واتى که کمک می‌گیرد از کارخانه سیلو و راه‌آهن و غیره مجموعاً در حدود 20 هزار کیلو وات می‌شود یعنى یک چهارم مصرف واقعى تهران همان طور که در مقدمه عرایضم تذکر دادم این الفباى سرویس پوبلیک است فقط یک چهارم برق تأمین شده است آن هم به چه شکل این بیست هزار کیلو وات براى تهران است و ساکنین تهران تعجب نفرمایید که عرض می‌کنم ساکن تهران و تهران، ساکن تهران، مردم تهرانند که به قسمت اعظم‌شان برق نمی‌رسد خود تهران یعنى تمام کارخانه‌ها تمام سینماها تمام کلوپ‌ها اینها بدون استثنا برق دارند یعنى این بیست هزار کیلو وات بدون استثنا تقسیم می‌شود بین تهران و ساکنین تهران که همان طورى که عرض کردم ممکن است یک چهارم برق تهران را تأمین بکند این خود برق آنچه که در این مملکت مضحک‌تر است قیمت برق است یک حساب است که پیچ در پیچى است که بى‌شباهت نیست به قراردادى که ما فعلاً داریم و رسیدگى می‌کنیم خیلى پیچیده یک برق روز داریم یک برق شب داریم یک مالیات شب یک قسمت اضافى داریم یک برق صنعتى داریم یک قیمت پرت داریم (صدقى- چرا از قیمت برق آزاد صحبت نمی‌کنید) آقاى صدقى توجه بفرمایید برق می‌رسد قیمتش گاهى از اوقات کیلو واتش به 12 ریال (صحیح است) و تعجب در این است در این شرایط که قیمت برق این طور است 50 درصد از عوارض را شهردارى تهران می‌گیرد بنده نمی‌دانم در مقابل آن چه خدمتى انجام داده است تاکنون؟ البته شهردار فعلى تهران سعى خواهد کرد که خدمتى بکند البته این عوارض در دنیا سابقه ندارد که از هر چهار ریالى دو ریال عوارض داده بشود به شهردارى این امیدى که به اقدامات عاجل و آتى دولت خواهد بود سبب این تذکر شده است و اگر یک نظر اجمالى هم روى بودجه برق تهران بیندازیم متوجه خواهید شد که چه عرض می‌کنم بدون هیچ گونه فکرى این قضیه تأمین شده است از 24 میلیون بودجه برق تهران چهار میلیونش عوارش شهردارى است 5 میلیون را به شرکت ملى نفت بابت سوخت می‌دهد سه میلیون براى تعویض اثاثیه و 5 میلیون هم هزینه ادارى است مجموعاً می‌شود 17 میلیون باز 7 میلیون می‌ماند کجا می‌رود؟ بنده اطلاع ندارم بنده عرض کردم که در ظرف این چند سال که هر روز شهر تهران بزرگ‌تر می‌شود و هر روز احتیاجات بیشتر می‌شود هیچ گونه اقدامى براى تأمین بیشتر برق نشده است نتیجه‌اى که می‌گیریم این است که مسلم است که برق تهران فقط یک چهارم مصرف را تأمین می‌کند مسلم است که قیمت برق تهران بالاست و مسلم است که عوارضى را که می‌گیرند این عوارض متناسب نیست و ما احتیاج داریم که حداقل چهل تا 50 هزار کیلو وات برق دیگر براى تهران تأمین بکنیم این که عرض کردم که چهل تا 50 هزار کیلو وات این امید است که سد کرج ساخته شود تا از آنجا از نیروى هیدرو الکتریک آن براى برق تهران که حداقل صد هزار کیلو وات باشد استفاده شود ولى نکته‌اى را که بنده می‌خواستم تذکر بدهم و این را خواهش می‌کنم جناب آقاى معاون نخست‌وزیر توجه بفرمایند و این نکته بسیار مهم است این است که بنده از نظر یک نفر نماینده یک نفر نماینده تهران فقط براى تأمین برق مردم تهران صحبت می‌کنم هیچ گونه نظرى ندارم و هیچ یک از نمایندگان محترم مجلس در تذکرات‌شان...

نایب رئیس- جناب آقاى دکتر شاهکار وقت جنابعالى تمام شد.

دکتر شاهکار- اجازه بفرمایید دو دقیقه دیگر صحبت کنم.

نایب رئیس- باید رأى گرفته شود (دکتر شاهکار- 5 دقیقه دیگر وقت بگیرید) بعد هم می‌توانید دوباره صحبت کنید چون عده براى رأى کافى نیست نمی‌شود رأى گرفت آقاى معاون نخست‌وزیر.

معاون نخست وزیر (فولادوند)- سؤالاتى که آقایان نمایندگان از آقایان وزرا می‌فرمایند وزیر مربوطه براى جواب در مجلس حاضر می‌شود و پاسخ مقتضى به عرض مجلس می‌رساند سؤالاتى که از دولت می‌شود معمولاً به بنده ارجاع می‌شود و چون بنده از جریان امر وزارتخانه‌ها و اداره مربوط اطلاع زیادى ندارم معمولاً آن سؤال را به اداره مربوط می‌فرستم و هر پاسخى که برسد در مجلس به عرض نمایندگان محترم می‌رسانم علی‌هذا اگر اضافه بر سؤالی که شده نماینده محترم در مجلس موضوعى بفرمایند بنده هم آماده براى جواب نیستم زیرا اطلاع ندارم و هم از لحاظ آیین‌نامه مجلس مکلف به دادن جواب هم نیستم سؤال جناب آقاى دکتر شاهکار که به دولت رسیده است این است «با وجود آن که موضوع تأمین برق تهران و رفع نقایص آن یکى از مسائل اساسى است که مورد علاقه کامل ساکنین تهران است که مورد علاقه کامل ساکنین تهران است مع‌ذلک هیچ گونه اقدام مؤثرى تاکنون در این باب به عمل نیامده دولت چه فکرى کرده و چه اقدام مؤثرى خواهد نمود» این سؤال را بنده به وزارت کشور فرستادم و وزارت کشور جواب می‌دهد «عطف به نامه شماره فلان راجع به سؤال آقاى دکتر شاهکار نماینده محترم مجلس شوراى ملى در خصوص تأمین برق تهران و نواقص آن اینک پاسخ تهیه شده به پیوست ارسال می‌شود» علی‌هذا بنده این پاسخ را قرائت می‌کنم و همان طوری که پاسخ مربوط به اتوبوسرانى را قرائت کردم و همین طور پاسخ سایر سؤالات را البته اگر نماینده محترم ایرادى داشتند بنده تحقیق می‌کنم و دوباره به عرض مجلس می‌رسانم و اما جواب این است «کارخانه برق تهران در سال 1312 بنا به امر اعلیحضرت فقید به قدرت 6400 کیلو وات از اشکودا (چکوسلواکى) خریدارى و در سال 1316 مورد بهره‌بردارى قرار گرفت. در سال 1318 ملاحظه شد که نیروى موجود تکافوى مصرف را نمی‌نماید به همین جهت در سال 1319 خرید 2 واحد پنج هزار کیلو واتى نیز به مناقصه گذارده شد که باز هم اشکودا برنده و قرارداد خرید آن در فروردین ماه 1320 به امضا رسید و قسط اول آن به موجب شرایط مالى قرارداد پرداخت گردید. متأسفانه بروز جنگ جهانى و وقایع ناگوار شهریور ماه 1320 جریان تحویل را دچار تعویق نمود و کارخانه سازنده اشکودا به علت اشتغال کشور چکوسلواکى تا خاتمه جنگ از تحویل آنها معذرت خواست که هنوز هم به علت اشکالات ارزى و تعلل و اشکال تراشى کارخانه سازنده در تحویل جنس انجام معامله میسر نشده است. کار مدام ماشین‌هاى موجود بدون داشتن نیروى ذخیره و حتى وسایل یدکى و همچنین عدم امکان توسعه کارخانه با توجه به شرایط روز باعث شد که فکر استفاده از کارخانه‌جات کمک کننده سلطنت آباد، سیمان، سیلو، راه‌آهن، بانک ملى، ضراب‌خانه و غیره به وجود آید و لیکن این نیروهاى جزیى نیز جلوگیرى از خاموشی‌هاى چند شب و هفته برق مشترکین را نمی‌نمود تا این که در سال 1325 کارخانه شش هزار کیلو واتى و ستینگ هاوس و چهار دیگ بخار از ارتش امریکا خریدارى و نصب آن در سال 1327 خاتمه یافته و بهره‌بردارى از آن در مهر ماه 1327 شروع گردید به ترتیبى که در سال 1328 باز این کارخانه هم مانند کارخانه قدیمى اشکودا در تمام ساعات شبانه‌روز مشغول کار بود. سپس یک واحد توربین دو هزار کیلویى دیگرى نیز مستقیماً از خود کارخانه و ستینگ هاوس خریدارى شد که در سال 1330 نصب و از مهر ماه سال مذکور به کار افتاد و بهره‌بردارى گردید همچنین دو واحد دیزل هزار کیلویى از کارخانه نروبرک امریکایى براى کمک به روشنایى اول شب خریدارى و از خرداد 32 بهره‌بردارى از آن شروع گردید به ترتیبى که اکنون هر سه کارخانه در تمام شبانه‌روز بدون داشتن نیروى ذخیره مشغول به کار می‌باشند. ضمناً به همان نسبتى که از بعد از شهریور سال 1320 نیروى تولیدى زیاد شده و قدرت کارخانه از شش هزار کیلو وات به بیست هزار کیلو وات ترقى نموده وسایل توزیع نیروى برق نیز توسعه پیدا کرده به طوری که از سال 327 تاکنون در حدود یک صد و هشتاد کیلومتر کابل زیرزمینى پنجاه پست ترانسفورماتور معادل یک هزار و پانصد پایه چراغ روشنایى شهر و یک صد و بیست کیلومتر سیم‌کشى هوایى در شهر و شمیران نصب و از آنها استفاده می‌شود.

در حال حاضر استعداد تولیدى فعلى بنگاه برق با کارخانه‌جات کمک کننده در حدود بیست هزار کیلو وات بدیهى است چنانچه ملاحظه فرموده‌اند این مقدار نیرو به هیچ نحو کفایت روشنایى و قوه محرکه کارخانه‌جات را نکرده و خواه ناخواه عدم رضایت ساکنین طهران را فراهم می‌سازد.

+++

به طور کلى عقیده بر این است که احتیاجات فعلى نیروى برق حداقل بالغ بر سى و پنج هزار و شاید تا پنجاه هزار کیلو وات می‌باشد و پیش‌بینى می‌شود این رقم در عرض کمتر از ده سال به دو برابر ترقى خواهد کرد.

برآوردهاى فوق براساس مطالعاتى است که از طرف مهندسین برق به عمل آمده و مکرر مورد تأیید متخصصین خارجى نیز قرار گرفته است، ولى با تمام مشکلات در اواخر سال گذشته آگهى مناقصه دو واحد پنج هزار کیلو واتى از طرف بنگاه برق صادر گردید و براى خرید واحدهاى مذکور اقداماتى هم معمول شده و چون نظر این بود که بلکه یک باره به این مشکل کمبود برق خاتمه داده شود خرید دو واحد پنج هزار کیلو واتى کافى به نظر نرسید و مقرر شد آگهى مناقصه مجددى براى خرید چهار دستگاه مولد برق 12500 کیلو وات صادر گردد و هم اکنون کمیسیون فنى مهندسین برق مشغول بررسى پیشنهادات رسیده که از پنج سازنده معروف و معظم دنیا است می‌رسند البته با خرید و نصب واحدهاى مذکور میزان پنجاه هزار کیلو وات به برق تهران علاوه خواهد شد که احتیاجات عموم برطرف می‌گردد.

ضمناً امیدوارى کامل داریم که با اجراى قراردادهاى ساختمان سد کرج و استفاده از نیروى برق آن که طبق پیش‌بینى در چهار سال آینده حداقل 33000 کیلو وات بر قدرت تولیدى علاوه خواهد شد به نحو آبرومندى برق فراوان با قیمت ارزان در اختیار اهالى پایتخت گذارده شود.

این پاسخ اداره برق و شهردارى است اما یک اطلاع جزیى خود بنده این است و آقایان هم مستحضرند که تمام این نقایص مطابق این مثل معروف است براى نداشتن پول است و اما آنچه که بنده اطلاع دارم آقاى مهندس نجم بین خود و خدا یکى از افراد خدمتگذار و شریف این مملکت است (احمد فرامرزى- درستکار است ولى اراده ندارد).

نایب رئیس- آقاى دکتر شاهکار.

دکتر شاهکار- عرض می‌کنم قربان وظیفه نمایندگى فقط تذکر این قسمت است جناب آقاى فولادوند بنده و رفقاى تهرانى بنده یعنى تمام نمایندگان محترم البته تمام آقایان ولى چون صحبت برق طهران بود البته آقایان همکاران و نمایندگان طهران را عرض کردم هیچ گونه نظرى براى این که از کى برق بخریم چه جور بخریم از چه کمپانى تقاضا و معامله کنید با کى معامله کنید نه تنها نظرى نداریم بلکه اگر چنین نظرى داشته باشیم بر خلاف وظیفه نمایندگى است و این صحبت به هیچ وجه نبود و نه مورد نظر است نه اطلاعى داریم و نه علاقه‌اى به آن داریم فقط تذکر این بود که این قسمت ناقص است و زودتر رفع کنید جنابعالى که این قسمت را فرمودید بسیار شرافتمندانه فرمودید که بنده از جریان اطلاعى ندارم و این جریان را به بنده این جور تذکر دادند و این مطلب را عرض می‌کنم که شهر آبادان 80 تا 90 هزار کیلو وات برق دارد (عمیدى نورى- 200 هزار کلیو وات) آنچه را که بنده نمی‌خواستم بگویم جناب آقاى عمیدى نورى فرمودند بنابراین معلوم می‌شود که اگر یک عناصر لایق و علاقمند باشند این قضیه تأمین می‌شود (بعضى از نمایندگان- پول می‌خواهد).

مسئول عدم برق تهران مهندسین ایرانى نیستند به آقاى مهندس نجم وسیله بدهید یا سایر برادران ایرانى ما که اداره برق را اداره می‌کنند و یک نفر خارجى نیست و با نهایت حسن نیت علاقمند هستند ولى با نداشتن وسیله البته این که بنده عرض کردم برق ما تأمین نیست مقصود این نبود که مدیر کل ما آدم بدى است بسیار آدم شریفى است وسیله بدهید تا این که این قضیه حل بشود برق تهران بایستى که زیاد بشود پنجاه درصد نفع می‌کند اگر این پولى که در می‌آید واقعاً به عنوان سرمایه استهلاکى بگذارند و یک سرمایه‌اى درست کنند برق تهران تأمین خواهد شد در هر صورت با توضیحاتى که آقاى فولادوند دادند امید است که برق تهران تأمین بشود ولى به هر صورت من تقاضا می‌کنم این قسمت را به دولت تذکر بدهند مطلب این است که بایستى عمل شود و الا از کجا می‌خرند از کجا می‌آورند به هیچ وجه من الوجوه به ما مربوط نیست و نظرى نداریم آنچه نظر داریم این است که برق تهران را اضافه بفرمایید بدون دادن گزارش نه مثل آن وضعى که براى اتوبوسرانى تهران درست کردند تا این که مردم از این قسمت اولیه احتیاجات اقلاً بتوانند استفاده کنند و بگویند که دولت یک کار مثبتى کرده است و بنده اضافه می‌کنم که در این مطالبى که گفتم به هیچ وجه منظورم انتقاد از مهندسین ایرانى نبود بلکه عقیده‌ام این است اگر به آنها وسیله بدهند موفق می‌شوند.

نایب رئیس- عرض کنم آقاى صادق بوشهرى و آقاى تجدد از وزارت دارایى سؤالى کرده‌اند چون آقاى وزیر دارایى در کمیسیون نفت هستند خواهش کرده‌اند که براى چهارشنبه آینده بماند آقاى محمود رضایى از وزارت دارایى و اقتصاد ملى سؤال کرده‌اند آقاى رضایى اگر مطالب جنابعالى نسبت به هر سه موضوع است براى چهارشنبه بعد بماند ولى اگر راجع به اقتصاد ملى نظرى دارید بفرمایید.

رضایى- یک مختصر توضیحى می‌دهم.

تجدد- بنده ارسال صورت را چهار ماه پیش تقاضا کرده‌ام بنده سؤال کردم که 60 میلیون دلار دریافتى را چه کرده‌اید صورت آن را بدهید ارسال صورت از چهار ماه پیش تا حالا معطلى دارد؟

نایب رئیس- اجازه بفرمایید این را به آقاى وزیر دارایى کتباً تذکر می‌دهم.

تجدد- آقاى وزیر کشاورزى می‌فرمایند حاضرند جواب سؤال بنده را بدهند.

5- سؤال آقاى رضایى راجع به معدن سرب انارک و جواب آقاى وزیر اقتصاد ملى

رضایى- در سال 1312 معادن سرب انارک را به مزایده می‌گذارند بر حسب دستور وزیر دارایى وقت با آن که برنده مزایده کس دیگرى بوده است قرارداد با آقاى صدریه می‌بندند به مدت 15 سال که ایشان از این نقطه بهره‌بردارى کنند و از محصول‌شان هم سرب مورد نیاز وزارت جنگ را تأمین کنند پس از پایان 15 سال که در خلال این مدت سرب مورد احتیاج وزارت جنگ هم از طرف ایشان تأمین نمی‌شود و ایشان موظف بوده‌اند که تمام محصول‌شان را بدهند به وزارت جنگ و نمی‌دهند و هر سال از کشور خارج می‌کنند آن مقدارى را هم که تحویل داده‌اند و قرار بوده است که به قیمت تمام شده بدهند به یک نرخ خیلى گرانى به وزارت جنگ تحویل می‌دهند به موجب تصویب‌نامه‌اى که از هیئت دولت می‌گذرد در پایان مدت قرارداد قرار می‌شود که خود وزارت جنگ از این معادن بهره‌بردارى کند و یا اگر خواست به کس دیگرى واگذار کند وزارت جنگ این معادن را باز همه را به طور امانى واگذار می‌کند به آقاى صدریه ولى متأسفانه باز هم این شخص تعهداتى که کرده است در مقابل وزارت جنگ انجام نمی‌دهد و بالاخره وزارت دارایى و قسمت ادره امتیازاتش که در آن موقع آقاى دکتر پیرنیا ریاست آن را داشته اقدام می‌کند و تصویب‌نامه قبل لغو می‌شود و بالاخره این معادن از طرف وزارت اقتصاد ملى به مزایده گذاشته می‌شود شرکت عام برنده می‌شود تشبثات شروع می‌شود و متوسل می‌شوند به آقاى دکتر حسین فاطمى شرکت عام مجبور می‌شود که یک شرکت باآقاى صدریه تشکیل بدهد که مدیریتش با آقاى صدریه بوده باز هم این کسی که دو دفعه امتحانش را داده بود باز هم امتحانش را می‌دهد و سرب مورد احتیاج وزرات جنگ را تحویل نمی‌دهد مزد کارگرها را پرداخت نمی‌کند و وزارت جنگ هم در مضیقه می‌ماند و کار را هم طبق اصول فنى انجام نمی‌دهد بالاخره وزارت اقتصاد ملى مجبور می‌شود این قرارداد را فسخ بکند و این فسخ مورد تأیید شوراى عالى معادن که بزرگ‌ترین و عالی‌ترین مرجع است براى اختلافات معدنى واقع می‌شود و آن شورا تأیید می‌کند عمل وزارت اقتصاد را آقاى صدریه در خلال این مدت شروع می‌کند به یک تشبثاتى که باز این معادن را تصاحب بکند بعد از این که قرارداد فسخ می‌شود تحویل می‌شود به بنگاه اکتشاف سازمان برنامه یعنى خود دولت از این معادن بهره‌بردارى می‌کند سازمان برنامه عمل می‌کند و سرب مورد احتیاج وزارت جنگ را تأمین می‌کند بنگاه اکتشاف سازمان برنامه مجهزترین دستگاهى است که تا حالا در این مملکت براى بهره‌بردارى از معادن درست شده و خوشبختانه یکى از بهترین مهندسین به نام این مملکت را هم در رأسش قرار داده‌اند (یکى از نمایندگان- مثل آقاى قراگزلو) آقاى مهندس قراگزلو بنده شنیدم یک تشبثاتى شروع شده است که آن معادن را از بنگاه اکتشاف بگیرند و بدهند به آقاى صدریه به این جهت مبادرت به تقدیم این سؤال کردم که شاید توانسته باشم از این عمل جلوگیرى بکنم چون وقتى یک معادنى دست خود دولت است محصول را خود دولت می‌برد و سرب وزارت جنگ تأمین می‌شود ما چرا بیاییم این را از دست این بنگاه بگیریم و بدهیم حالا به آقاى صدریه، خیر به هر کس دیگرى اگر بنگاه بد عمل کرده بوده یک چیزى ولى عمل بنگاه که مورد تصدیق همه کسانى است که با آن سر و کارى داشته‌اند بسیار خوب عمل کرده است یکى از تشبثاتى که شده بود در دادگسترى بوده که این آقاى صدریه اقامه دعوى کرده بود بر علیه وزارت اقتصاد ملى و وزارت جنگ خوشبختانه در چند روز قبل قاضى محکمه رأى خودش را داد و تأیید کرده فسخ قرارداد و عمل وزارت اقتصاد ملى را به این دلیل بنده خیلى به اختصار از مطالب رد شدم و حالا مطلب دیگرى که ناچارم رویش تکیه بکنم و توضیحاتى بدهم یکى گویا یک مطالبات عده‌اى است از بابت مالیات بر درآمد که قطعى شده و به مرحله اجرا هم رسیده است و وزارت دارایى به موجب دستور وزیر دارایى قبلى متوقف کرده است عمل اجرایش را منظورم این بود که تذکرى شده باشد که وزارت دارایى اقدام بکند براى وصول این مطالبات، یکى دیگر هم این بود یک وجوهى از کارگران کم گذاشته شده بود بابت حق بیمه ولى این پول به سازمان بیمه‌هاى اجتماعى پرداخت نشده که گویا قریب 60 یا 70 هزار تومان است و مورد مطالبه وزارت کار قرار

+++

است می‌خواهم ببینم چه عملى شده است براى وصول آن ضمناً می‌خواستم از وقت استفاده بکنم آقاى معاون وزارت کار تشریف بردند جناب آقاى فولادوند تشریف دارند توجه بفرمایند در سبزوار از کارگران مخصوصاً رفتگران بابت حق بیمه یک وجوهى کسر می‌کنند همه ماهه ولى سازمان بیمه‌هاى اجتماعى هیچ نوع تشکیلاتى در سبزوار ندارند این حق بیمه را از اینها می‌گیرند اینها وقتى که مریض شدند، بعد به آنها گفته‌اند بروید پیش دکتر و نسخه را وقتى گرفتید بفرستید تا ما از مشهد پولش را بگیریم این می‌رود دو تومان به دکتر می‌دهد یک تومان پول دوایش می‌شود این چه کند براى سه تومان باید برود به مشهد و برگردد اگر نمی‌توانید تشکیلاتى در سبزوار بدهید لااقل حق بیمه را نگیرید آقا آدم وقتى مستحق دریافت مزد و حق است که کارى هم انجام داده باشد اگر در آنجا نمی‌خواهید کارى بکنید و تشکیلاتى براى آنها به وجود نمی‌آورید اقلاً حق بیمه‌شان را نگیرید عرض دیگرى ندارم. (صحیح است).

نایب رئیس- آقاى وزیر اقتصاد ملى.

وزیر اقتصاد ملى (دکتر شادمان)- در حقیقت سؤالى که نماینده محترم آقاى رضایى فرمودند موضوعش منتفى است براى این که آن قسمتى که مربوط است به وزارت اقتصاد ملى خلاصه‌اش این است که در دست وزارت اقتصاد ملى وقتی که افتاد و به موجب این که اول شرکت عام و بعد شرکتى به اسم شرکت مولد برنده شد به موجب قراردادى که با وزارت اقتصاد ملى داشت به تعهدات خود عمل نکرد وزارت اقتصاد ملى آن را فسخ کرد و این فسخ در شوراى عالى معادن که تابع وزارت اقتصاد ملى است تأیید شد و شاکى به محاکم عدلیه رجوع کرد و به موجب حکم شعبه 8 دادگاه شهرستان تهران محکوم شد بنابراین از نظر وزارت اقتصاد ملى هیچ تکاملى چنانچه خود نماینده محترم اینجا فرمودند نشده است و راجع به قسمت‌هایى که راجع به وزارت دارایى و وزارت کار است تذکر داده خواهد شد که حق هیچ کس ساقط نشود فقط یک قسمت از فرمایش ایشان بود که بایستى جواب عرض کنم و به ایشان اطمینان بدهم که اولاً قصدى نیست ...

در این موقع عده براى مذاکره کافى نبود و پس از چند دقیقه تأمل باز کافى نشد

نایب رئیس- آقاى وزیر اقتصاد خواهش می‌کنم چند دقیقه تأمل بفرمایید که عده کافى بشود.

(پس از چند دقیقه اکثریت حاصل نشد.)

6- ختم جلسه به عنوان تنفس

نایب رئیس- بنده با اجازه آقایان 5 دقیقه تنفس می‌دهم و امروز صددرصد آیین‌نامه را اجرا خواهم کرد.

(بیست دقیقه قبل از ظهر مجلس ختم شد.)

نایب رئیس مجلس شوراى ملى- نورالدین امامى

+++

یادداشت ها
Parameter:294873!model&5137 -LayoutId:5137 LayoutNameالگوی متنی کل و اخبار(مشروح مذاکرات)