کتابخانه، موزه و مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی


صفحه اصلی » مشروح مذاکرات » مشروح مذاکرات مجلس ملی » دوره شانزدهم مجلس ملی

0.0 (0)
مشروح مذاکرات مجلس ملى، دوره ‏16
[1396/05/28]

جلسه: 46 صورت مشروح مذاکرات مجلس روز پنجشنبه 22 تیر ماه 1329  

فهرست مطالب:

1-تصویب صورت مجلس‏

2-بیانات آقاى رئیس دائر به ابراز تأسف از فوت مرحوم مصطفى عدل‏

3-بیانات قبل از دستور آقایان دکتر جلالى- دکتر بقایى- اسلامى‏

4-تقدیم یک فقره لایحه به وسیله آقاى نخست وزیر به قید یک فوریت و تصویب فوریت آن‏

5-تقاضاى آقاى وزیر کشاورزى راجع به تعقیب شور چند فقره لوایح دوره پانزدهم‏

6-تعیین موقع و دستور جلسه بعد- ختم جلسه‏

مشروح مذاکرات مجلس ملى، دوره ‏16

 

 

جلسه: 46

صورت مشروح مذاکرات مجلس روز پنجشنبه 22 تیر ماه 1329

 

فهرست مطالب:

1-تصویب صورت مجلس‏

2-بیانات آقاى رئیس دائر به ابراز تأسف از فوت مرحوم مصطفى عدل‏

3-بیانات قبل از دستور آقایان دکتر جلالى- دکتر بقایى- اسلامى‏

4-تقدیم یک فقره لایحه به وسیله آقاى نخست وزیر به قید یک فوریت و تصویب فوریت آن‏

5-تقاضاى آقاى وزیر کشاورزى راجع به تعقیب شور چند فقره لوایح دوره پانزدهم‏

6-تعیین موقع و دستور جلسه بعد- ختم جلسه‏

 

مجلس ساعت ده و ده دقیقه صبح به ریاست آقاى رضا حکمت تشکیل گردید.

1-تصویب صورت مجلس‏

رئیس- اسامى غایبین جلسه پیش قرائت می‌شود (به شرح زیر قرائت شد)

غایبین با اجازه- آقایان: صفوى، خاکباز، اورنگ، منصف، نصرتیان، امینى، گرگانى، اسکندرى، محسن طاهرى، حاذقى، دکتر راجى، حسن نبوى، امیر افشارى، طباطبایى، صدر میر‌حسینى،

غایبین بى‌اجازه- آقایان: شیبانى، سلطانى، اکبر، دکتر سید‌امامى، معدل، ابریشم‌کار، تولیت‏

دیرآمدگان با اجازه- آقایان: دکتر معظمى یک ساعت شوشترى آخر وقت یک ساعت و نیم- حائرى‌زاده، اخر وقت 30 دقیقه دکتر طبا یک ساعت‏

دیرآمدگان بى‌اجازه- آقایان: محمودى 45 دقیقه. سنندجى 30 دقیقه- شهاب خسروانى 45 دقیقه- کهبد 30 دقیقه- موقر 30 دقیقه‏

رئیس- نسبت به صورت مجلس جلسه پیش نظرى نیست؟ آقاى مهدى ارباب‏

مهدى ارباب- در آخر جلسه گذشته بنده پیشنهادى دادم مربوط به راه‌سازى چاه‌بهار و عاقبت نفهمیدم به کجا منتهى شد چون منتهى به اخذ رأى نشد استدعایى که دارم این است که نسبت به پیشنهادات و نسبت به مناطق ایران مجلس نظر مساوى اتخاذ کند و تبعیض در جریان عمل نباشد.

رئیس- آقاى نورالدین امامى‏

نورالدین امامى- بنده ضمن بیاناتم که راجع به آقاى شاهرخ اینجا عرض کردم و از کلمه گبر مقصودم غیر ایرانى نبود و الا گبر و یهود و نصارى همه ایرانى هستیم مقصودم این بود که یک نفر غیر مسلمان را رئیس تبلیغات پانزده بیست میلیون مسلمان نمى‌کنند.

مکرم- بنده اخطار دارم.

رئیس- بر طبق چه ماده‌اى؟

مکرم- بر طبق ماده 169 بنده یک ماه قبل از دولت سابق سؤالى کردم راجع به بانک رهنى تا حال جوابى نداده‌اند استدعا می‌کنم مقرر بفرمایید براى جواب آن حاضر شوند.

رئیس- آن سؤال را هم در دولت فعلى تعقیب کرده‌اید؟

مکرم- بلى‏

رئیس- پس تأکید می‌شود که برای جواب حاضر شوند. آقاى فولادوند بفرمایید.

غلامرضا فولادوند- آقاى مهندس شریف‌امامى دو جلسه پیش فرمودند بنده از جناب آقاى اردلان تشکر می‌کنم و از آن دلسوزى که راجع به مصرف اعتبارات وزارت راه فرمودند در صورت مجلس نوشته‌اند دستورى می‌خواستم این را صلاح بفرمایند.

رئیس- اصلاح می‌شود، دیگر به صورت مجلس نظرى نیست؟ آقاى دکتر کیان بفرمایید.

دکتر کیان- در ماده واحده پیشنهاد بنده اشتباه عبارتى پیش آمده است که خواستم عرض کنم اصلاح شود در اینجا نوشته شده است اجراى کارهاى ساختمانى و راه‌سازى کلمه سال 1329 افتاده است .

+++

بعد از کلمه راه‌سازى سال 1329 را اضافه بفرمایید.

رئیس- اصلاح می‌شود آقاى دکتر بقایى نسبت به صورت مجلس نظرى دارید؟

دکتر بقایى- بعد از صورت مجلس‏

رئیس- صورت مجلس جلسه پیش تصویب شد.

2-بیانات آقاى رئیس به ابراز تأسف از فوت مرحوم مصطفى عدل‏

رئیس- امروز که تشکیل جلسه قدرى تأخیر شد به مناسبت فوت مرحوم مصطفى عدل سناتور آذربایجان که یکى از رجال فاضل و با تقوى و صالح کشور بودند بود (صحیح است) مرحوم مصطفى عدل در دوره زندگانى با شرافت خود خدماتى از نقطه نظر تدوین قوانین و کارهاى مهم دیگر به این کشور کرده‌اند (صحیح است) وقوع این قضیه برای مجلس شورای ملى ناگوار است (صحیح است) و همگى با اظهار تأسف از این واقعه از درگاه خداوند مسئلت می‌کنیم که روح ایشان را قرین رحمت خود فرماید (انشاء‌الله)

3-بیانات قبل از دستور آقایان: دکتر جلالى- دکتر بقایى- اسلامى‏.

رئیس- حالا شروع می‌کنیم به نطق‌هاى قبل از دستور.

دکتر بقایى- پیشنهاد بنده را قرائت بفرمایید.

رئیس- پیشنهاد شما مورد ندارد این سابقه‌اى دارد در مجلس سنن را که نمی‌شود تغییر داد ایشان وزیر بودند.

دکتر بقایى- بنده پیشنهاد کردم جلسه ختم شود.

رئیس- این سابقه در مجلس نبوده است فقط براى نمایندگان بوده است‏.

دکتر بقایى- براى وزرا هم بوده.‏

رئیس- نخیر، نمی‌شود شما مراجعه کنید براى وزرا نبوده است اگر براى وزرا بوده بنده آن وقت اجرا می‌کنم. این یک احترامى است که به ایشان گذاشته می‌شود.

نورالدین امامى- ممکن است هر روز یک وزیر بمیرد.

دکتر بقایى- خدا کند این که یک مژده خوبى بود.

رئیس- آقای دکتر جلالى بفرمایید

دکتر جلالى- بنده قبل از عرض مطالبم موقع را مغتنم می‌شمارم به آقاى ناصر ذوالفقارى که این مصیبت برایشان پیش آمده تسلیت عرض می‌کنم.‏

بنده معمولاً سعى می‌کنم تذکراتى که می‌دهم به طورخصوصى به طور دوستانه به هیئت دولت بدهم و کم‌تر وقت مجلس را براى صحبت کردن بگیرم در برنامه آقاى ساعد بنده تذکراتى که لازم بود دادم در برنامه دومى چون خیلى فاصله‌اى نداشت موقع صحبت به رفقا دادم و در این برنامه دولت فعلى بنده مصمم بودم صحبت کنم متأسفانه نوبت به بنده داده نشد روی هم رفته بنده صحبت‌هایى که می‌کنم یک تذکرات اصولى است که می‌خواهم به عرض دولت حاضر برسانم. عقیده دارم که این تذکرات را همان طور که عرض شد به طور خصوصى و البته در جلسات علنى به عرض مجلس و به عرض دولت وقت برسانم بنده شرح مفصلى یادداشت کرده بودم از وضع بد مردم و به طور کلى می‌توانم بگویم وضع بد مردم به جایى رسیده است که طاقت فرسا است طاقت تحمل نیست آقاى رئیس‌الوزرا در مورد این لایحه‌اى که می‌خواهند تقدیم بفرمایند تذکراتى فرمودند و بنده دیدم که قسمت اعظم آن تذکراتى که بنده می‌خواستم عرض کنم ایشان خودشان توجه دارند مثل این که بسیار مطالعه شده است و بسیار دقت فرموده‌اند و با تذکراتى که سایر رفقا فرموده‌اند من خیال می‌کنم در مورد شور و طرح این لایحه دیگر تذکر تازه‌اى لزوم نداشته باشد منتها بنده خواستم از موقع استفاده کنم و عرض کنم مهم‌ترین امر وضع بیکارى است مثلاً یک مؤسسه بسیار کوچکى یعنى بهدارى راه‌آهن در ظرف چند ماه چهار هزار تقاضاى کار شده است و هر یک از آقایان نمایندگان اگر آمارى تهیه بفرمایید شاید در ماه دویست، دویست و پنجاه، سیصد کم‌تر، بیشتر تقاضاى کار از آنها می‌شود و یقین بدانید اگر می‌توانستید انجام بدهید ده برابر این مراجعه خواهد شد بنده اطلاع کامل دارم و قابل تردید نیست چون نمى‌توانند و قابل انجام نیست (شوشترى- و مردم مأیوسند) و مردم مأیوسند به این جهت مردم مراجعه نمى‌کنند با وجود این ببینید چقدر تقاضا می‌شود. یک امورى است، که هیئت دولت باید انجام بدهد، امور اساسى است مثلاً لایحه‌اى که می‌خواهند امروز تقدیم بکنند بسیار لایحه خوبى است انشاء‌الله مى‌آید در اطرافش بحث می‌شود، اشکالاتى که ذکر می‌شود اصلاح خواهد شد و البته براى مملکت بسیار نافع خواهد بود ولى یک امور فوتى هم هست که باید زودتر آنها را انجام داد همین امر بیکارى خواه به وسیله راه‌سازى خواه به طور دیگر باید فوراً به این امر خاتمه داد این است که بنده می‌خواستم به آقاى نخست وزیر عرض کنم که کابینه شما اگر ثابت کند، روشن کند که فرق دارد با سایر کابینه‌ها باید توجه کند که تمام امور این مردم و کارهایی که باید انجام بشود و نمایندگان تذکر می‌دهند اگر وارد است به اینها ترتیب اثر بدهند هنوز مردم مملکت به این مؤسسات با یک چشم بسیار بدى توجه می‌کنند براى این که همان دزدانى که همیشه در همه کارها بوده‌اند، هنوز هم هستند، هیچ دست نخورده‌اند و هنوز تشریف دارند این آقاى لقمان نفیسى ساعد باشد هست، منصور باشد هست شما باشید هست پس چه تفاوتى کرده؟ هیچ، (آزاد- ابوالحسن ابتهاج را بفرمایید) حالا این را که نظرم آمد بنده کارى به آنها ندارم. بنده راجع به امور کشاورزى، مخصوصاً امورى که مربوط به استان خودمان است مکرر تذکراتى به عرض مجلس شوراى ملى رسانیده‌ام و عرض کرده‌ام وضع برنج بسیار بد است بنده می‌خواهم از موقعیت استفاده کنم و راجع به وضع چاى هم یک تذکراتى بدهم در نتیجه تذکرات بنده البته تا به حال یک توجهى شده است ولى نه آن طورى که باید و شاید یک دست‌هایى هم در کار هست یک کارهایى می‌کنند با کمال تأسف دیروز شنیدم که یکى از همکاران ما هم به آنها کمک می‌کنند (بعضى از نمایندگان- کى بوده؟ اسم ببرید) خودتان بهتر می‌دانید بنده خیلى متأسف هستم که آقایان این طور حمایت از این امور می‌کنند این یک امر بسیار روشنى است محتاج به توضیح نیست، امسال آمدند گفتند که چاى را خود مردم تهیه نکنند برگ سبز از مردم بخرند و خود سازمان چاى را تهیه کند خود اداره‌اى که مأمور این امر بود آمد گفت که من واردات چاى را خودم به عهده می‌گیرم اینها مى‌گویند که سهم واردات را به ما بده چاى داخلى را هم در اختیار ما بگذار که ما هر چه میل داریم بکنیم توجه بفرمایید اگر درست این کار بشود اینها در حدود 20 میلیون تومان فایده نا‌مشروع می‌برند همه‌اش دزدى است و خیانت است این کارها را می‌کنند اینها این عایدات را می‌برند و باز آمده‌اند اینها را اغفال می‌کنند بنده میل نداشتم این را اینجا عرض کنم ولى متأسفانه چند روز قبل روزنامه کیهان مخبر شهریشان یک مقاله‌اى تهیه فرموده بودند چون در آنجا دو سه جا اسم بنده را برده بودند باید عرض کنم بلاى چاى در اینجا البته خیلى متشکرم که به بنده سوء‌نسبتى داده نشده است گفته‌اند که جوان است و تازه از این جهت از چای‌کاران فریب خورده و مى‌آید این حرف‌ها را می‌زند ولى من خدا را شاهد می‌گیرم که هر کار و هر امرى تا برایم مسلم نشود.

و یقین حاصل نکنم و عقیده پیدا نکنم هیچ‌وقت رویش نمى‌کنم بلکه به حمدالله نمایند‌ه‌‌اى هستم که کوچک‌ترین احتیاجى به کار مختلف ندارم و کارم، شغلم کارى است که بحمد‌الله ایجاب نمى‌کند من منحرف بشوم و انشاء‌الله امیدوارم که همین طور هم بماند و اگر امرى موجب بشود که بنده دست از این کار به خصوص بردارم شغل شریف خودم را ترجیح می‌دهم

عرض کنم که بنده هر چه عرض می‌کنم روى عقیده است و همه‌اش روى عقیده بوده اگر به کسى رأى می‌دهم روى عقیده است و هیچ‌وقت انشاء‌الله انحرافى در زندگى من پیش نخواهد آمد ملاحظه بفرمایید مثلاً انبه که ترشى مى‌کنند این را آمده است آقای مخبر شهرى با چاى مقایسه کرده و گفته است که اگر این را شما براى وارداتش یک شرایطى قائلید براى آن هم قائل بشوید این اصلاً یک قیاس مع‌الفارق است و اصلاً این را نمى شود با چاى مقایسه کرد براى این که انبه را براى ترشى استعمال مى کنند و چاى آقاى یک غذاى فرعى است هیچ‌کس دیده نمى‌شود در این شهر که غذاى دوم او بعد از نان چاى نباشد نباید انبه را با چاى مقایسه کرد به بنده ایراد کرده‌اند چرا گفته‌اى اهالى جنوب من مقصودم از اهالى جنوب

+++

دو سه نفر دلال و دزد است که در جنوب هستند و الا بنده با کمال احترام به بازرگانان و مردم جنوب احترام می‌گذارم (صحیح است) مخصوصاً به فارس به هر حال بنده این نتیجه را می‌گیرم که اگر سازمان برنامه یعنى اداره چاى بخواهد کوچک‌ترین چیزى به آنها بدهد که بخواهند از این موقعیت سوء‌استفاده بکنند این اصلاً خیانت است ابداً باید اینها را راه‌شان نداد اگر مى‌خواهید حقیقتاً براى این مملکت زحمت بکشند و خدمت کنند این است که تمام این سهمیه را به خود چای‌کاران واگذار کنید اینها حاضرند با کنترل و نظارت هر مقامى این را خودشان وارد کنند خودشان تضمین بکنند خودشان احتیاجات کشور را مرتفع بسازند و هر مقامى که می‌خواهد بیاید نظارت کند و ببیند که اینها بیشتر از ده درصد فایده نمى‌برند (شوشترى- یعنى چاى خارجى را هم به آنها بدهند؟) لااقل داخلى را بدهید (شوشترى- کار خودشان را بکنند هر کس کار خودش را بکند.) بنده سؤالى کرده بودم راجع به لوله‌کشى شهر تهران متأسفانه می‌شنوم که کارش دارد به اتمام می‌رسد یا دارد به انجام می‌رسد بنده تأسف از این می‌خورم که آن شرایطى که ما داشتیم بهتر این است که مهندسین خود ما در این کار نظارت و دخالت داشته باشند تا این عمل به خوبى انجام بشود و یک تذکراتى بند ه تهیه کرده بودم که خواهند گفت موقعش گذشته و هم این که یا سؤال بنده از دولت حاضر تجدید بشود و یا باید از آن صرف‌نظر کنم من امیدوارم که بنده در یک جلسه خصوصى حاضر بشوم و تذکراتى را بدهم یا این که سؤال خودم را تجدید کنم راجع به نظام وظیفه است به این اطبا بالأخص به مهندسین در موضوع نظام وظیفه ظلم و جفا می‌شود بنده دیشب یک طبیبى را دیدم که خود دکترهاى ارتش تصدیق کرده بودند که این به مرض آسم مبتلا است و خود قانون هم مى‌گوید که مبتلاى به آسم معاف است معهذا این را معاف نکرده بودند استدعا می‌کنم که دولت حاضر در این مورد توجه مخصوص بفرمایند نسبت به امور اقتصادى هم عرایضى داشتم که وقت ندارم (احسنت)

رئیس- آقاى دکتر بقایى بفرمایید.

دکتر بقایى- آقایان محترم همین طور که در یکى از جلسات گذشته عرض کردم و حالا هم مجبورم تکرار کنم متأسفانه در اثر جریانات اخیر مجلس یک تعصبى از طرف اکثریت اتخاذ شده است که می‌ترسم خداى ناکرده به ضرر مملکت تمام بشود از آقایان محترم خواهش می‌کنم که این عرایض بنده را به دقت استماع بفرمایند و رسیدگى بفرمایند و اگر قسمت‌هایى به نظرشان رسید که تاریک بود یا مبهم بود با دلیل بیشترى در اختیارشان بگذارم تا به خواست خداوند یک اقدام نسنجیده‌اى نشود چند روز پیش به وسیله روزنامه‌ها اطلاع پیدا کردیم که جناب آقاى نخست وزیر دعوتى از اکثریت نمایندگان مجلس در کاخ نخست وزیرى کرده‌اند البته این کار کاملاً عادى بوده است رئیس دولت اکثریت مجلس را دعوت کرده ایراد و اعتراضى به آن قسمت نداریم ولى در آنجا راجع به این ماده واحده که امروز می‌خواهند به مجلس شوراى ملى تقدیم کنند مذاکراتى شده بود که بنده را وادار کرد براى این که وقت بیشترى براى عرض مطالب خود داشته باشم قبل از دستور مصدع آقایان محترم بشوم همان طور که در جلسه خصوصى عرض کردم این موضوع عدم تمرکز کارها یک موضوع ظاهراً فریبنده و تا اندازه‌اى صحیح است، در دوره گذشته من چون نماینده کرمان بودم الان هم که نماینده تهران هستم خودم را نماینده کرمان و سایر جاهاى مملکت می‌دانم و مى‌دانم که این تمرکز کارها که از چندین سال پیش به این صورت در مرکز درست شده خوب نیست، صحیح نیست ولى به قول شاعر عرب که گفت حفظت و شیعاً و غابت عنک اشیاء این نغمه‌اى که الان بلند شده است و طبق این ماده واحده به مجلس مى‌آید این غیر از آن چیزى است که آرزوى تمام مردم شهرستان‌ها و مردم شهرستان‌ها مى‌خواهند که این مرکزیت بى‌معنى به صورتى که امروز هست از بین برود غیر از آن است که می‌خواهند مملکت را به دست تجزیه بدهند آقایان من صراحتاً پشت این تریبون عرض می‌کنم و خواهش مى‌کنم این عرض مرا با گوش تعصب نشنوید عرض می‌کنم در این ماده واحده پایه تجزیه مملکت ایران است و این موضوع سوابق بسیار طولانى دارد موادى را که استناد کرده‌اند از قانون اساسى همان موادى است که ارتباط با انجمن‌هاى ایالتى و ولایتى دارد باعلاقه واقعى که نویسندگان قانون اساسى و رأى‌دهندگان آن در دوران اولیه مجلس به اجراى قانون داشتند یک دلایلى وجود داشت که از ابتداى امر این قسمت عملى نشد آقایان اگر به تاریخ مجلس مراجعه بفرمایید ملاحظه خواهید فرمود که گویا در اواخر دوره چهارم یک عده از وکلا طرفدار اجراى قانون انجمن‌هاى ایالتى و ولایتى بودند در آن موقع مرحوم مشیرالدوله نخست وزیر بودند و مرحوم معاضد‌السلطنه پیرنیا پدر این آقاى دکتر حسین پیرنیا وزیر کشور بودند ایشان آمدند به کمیسیون کشور اظهار کردند که آقا ما هم مى‌دانیم که این قانون هست و باید اجرا بشود ولى در وضع فعلى مملکت اجراى این قانون برخلاف مصالح مملکت تمام خواهد شد این جمله را مرحوم مشیرالدوله گفته بودن (دکتر کیان- این طور نیست) حالا حتماً شما بهتر می‌دانید (دکتر کیان- حتماً بهتر می‌دانم) خیر بهتر نمى‌دانید ولى ممکن است یک چیزهایى بدانید شما که ایشان نمى‌دانستید و نمى‌خواستند هم بدانند و صرفه‌اى هم براى شما ندارد که وسط حرف من حرفى بزنید من وقتى عصبانى بشوم به ضرر شما تمام می‌شود و یک اسرارى از دهانم بیرون مى‌آید که خوب نیست (دکتر کیان- اسرار چیست؟). (رئیس- آقا به شما تذکر می‌دهم) (دکتر کیان- اسرار را بگویید، بنده هم اسرار زیادى دارم که میل دارم بنده را عصبانى بکنید که بگویم) (رئیس- آقا قطع کلام نکنید هنوز قانونى نگذشته است این مجادله چیست) مرحوم مشیرالدوله توضیح داده بود که اگر این قانون اجرا بشود در بعضى از قسمت‌هاى مملکت مخصوصاً در خوزستان که در آن موقع هم شیخ خزعل بود منجر به تجزیه خوزستان خواهد شد، روى این توضیحات البته من در آن موقع نبودم توضیحاتى که مرحوم مشیرالدوله داده بود آقایان نمایندگان که مقانع شده بودند و این موضوع را ول کرده بودند. آقایان همان طور که در جلسه خصوصى عرض کردم سیاست انگلیس مدت‌ها است که این خواب و این نقشه را براى ما دیده است و تا حالا به چندین عنوان به چندین رنگ و به چندین لباس همین نقشه را آورده است، متأسفانه این وقت کوتاهى که در اختیار بنده هست اجازه نمی‌دهد که تاریخچه یکى یکی آن را عرض کنم اگر آقایان یک ساعت اجازه می‌دادند بنده تمام موارد آن را به عرض آقایان محترم می‌رساندم تا حالا به چندین لباس این موضوع را براى مملکت ما پیش آوردند که آخرین لباسش این است که در این چند روزه از حلقوم بعضى از سیاستمداران ساده‌لوح آمریکایى‌ها همان نقشه خودشان را بیرون دادند و دلیلش را هم که آقایان ملاحظه فرموده‌اید این ذوق و شوقى است که بعضى از خبرنگاران آمریکایى می‌گویند که حکومت ایران فدرال خواهد شد، فدرالى است اینها که ملاحظه فرمودید حالا در موقع خودش بنده ایرادها و آنچه که لازم باشد در این خصوص خواهم گفت ولى‏ امیدوارم که دولت همان طوری که در بیانات‌شان در روزنامه‌ها فرمودند اصرارى در فوریت موضوع نداشته باشند و به طرز عادى تقدیم بفرمایند و آیین‌نامه‌اش را هم ضمیمه بفرمایند تا یک صحبت‌هایى در مجلس گفته نشود اقلاً این صحبت‌ها در کمیسیون گفته بشود و براى شأن مملکت ما هم بهتر خواهد بود ولى اگر اصرارى کردند بنده هم مجبور خواهم بود که بعضى از اسرار را در پشت این تریبون به تمام دنیا بگویم و آن وقت آقایان نگویند که تو یک چیزهایى گفتنى که رادیوى بیگانه از آن استفاده می‌کنید، بنده قبلاً می‌گویم که آقایان فوریت را از این لایحه سلب کنند به صورت لایحه عادى بدهند بنده هم عرایض خودم را در کمیسیون بکنم ولى اگر اصرار کردند که در پشت این تریبون بگویم و قبلاً هم مى‌گوییم که نگویید تو آمدى اسرار را گفتى و متشنجش کردى ولى اگر فوریت باشد بنده اجباراً پشت تریبون مى‌گویم (بعضى از نمایندگان- یک فوریت است) بنده اطلاعى از مذاکرات شما ندارم در اینجا نوشته است به قید دو فوریت، باید به طور عادى بدهند (آزاد- حالا فوریتى لازم ندارد این لایحه، تمام کارهاى مملکت درست شده است فقط همین مانده به قید این یک فوریت و دو فوریت می‌تواند تمام کارهاى اصلاحى مملکت را انجام دهد!) در موقعی که ما مخالفت با نخست وزیرى تیمسار می‌کردیم براى این بود که می‌دانستیم ایشان چون نظامى هستند نمى‌توانند رعایت مقررات و قوانین را بکنند اولین نوبرى که ایشان پس از رأى اعتماد گرفتند این بود که (مکى- چهار روزنامه را توقیف کردند) آقا آنها یک چیز کوچکى بود و ضمناً نمى‌دانم مطابق کدام اصل روى کدام قانون روى کدام حقى ملت ایران را به ورطه هلاکت کشانیدند و موافقت خودشان را به وسیله تلفن بدون صلاحدید و تصویب مجلس با نظریه آمریکا نسبت به جنگ کره مخابره کرده‌اند این یک موضوعى است که من نمی‌دانم که ایشان به استناد چى این کار را کردند در صورتی که یک همسایه ما دو حدود سه هزار کیلومتر دو هزار کیلو‌متر با ما مرز مشترک دارد نادیده بگیرند و از آن طرف آقایان که آشنایى به مجله‌هاى خارجى دارند ملاحظه مى‌فرمایند که در مجلات آمریکایى‌ها و انگلیسى راجع به کمک‌هاى انگلیس و آمریکا و کمک‌هایى که می‌خواهند بکنند (جمال امامى- ایران جزو سازمان ملل متحد است) (زنگ رئیس) این بالأخره باید با اطلاع مجلس باشد (امامى- مجلس قانون گذرانده) دومین عمل ایشان همین موضوع است که الان عرض می‌کنم البته جالب توجه است موضوع حکومت مردم بر مردم و اختیار دادن شهرستان‌ها و استان‌ها است ولى ایشان از ابتدایى که شروع به عمل فرمودند کم کم مجبور شدند که یک قدرى پایین بیایند کما این که در مهمانى کاخ ییلاقى فرموده بودند (که می‌گویند ما خیال داریم به شهرستان‌ها استقلال بدهیم ابداً این طور نیست چیزى که هست کار مردم را باید به خودشان واگذار کرد) ولى اداى همین یک جمله با طبیعت نظامى ایشان سازگارى نداشته براى این که فورى اضافه مى‌فرمایند (البته تهران ناظر تمام امور بوده و دستور اوامر لازم از تهران صادر خواهد شد) آقایانى که انتخابات انجمن‌هاى بلدى را دیده‌اند با دستورات و اوامر صادره از تهران می‌دانند معنیش چیست در حقیقت در هر صورت و در فرمایشاتى که ایشان فرمودند تناقض‌هاى خیلى زیادى هست که بنده نمى‌خواهم وقت مجس را به ذکر آنها بگیرم ولى یک نکته‌اى را مى‌خواهم عرض کنم و آن این است که کابینه‌اى که از ابتدا معرفى شد کابینه کار و عمل تا حالا جناب ایشان ده دوازده برابر هر نخست وزیر ى که شروع به کار کرده است سخنرانى فرمودند چون منصور‌الملک، ساعد، هژیر، قوام‌السلطنه هیچ‌کدام به این اندازه سخنرانى نکردند و ایشان در دانشکده حقوق سخنرانى کردند براى قصاب‌ها در بلدیه در پشت رادیو و این طرف و آن طرف و این به وزرایشان سرایت کرده است هر وزیرى در وزارتخانه خودش گاهى پشت رادیو رئیس شهربانى در پشت رادیو سخنرانى کردند وزراى دیگر که نمى‌گفتند ما عمل می‌کنیم و نمى‌گفتند که ما حرف نمی‌زنیم و کم حرف می‌زدند کارى نکردند ایشان که همه‌اش صحبت از عمل کردند و ده برابر آنها حرف زدند نمی‌دانیم این بالأخره به کجا خواهد رسید و آنچه که در اصل و ماهیت این لایحه ادعا می‌کنند یعنى سپردن کار مردم به دست خودشان این از روز اول مطلوب قانون اساسى ما بوده است ولى این که ایشان در ابتداى نطق خودشان فرمودند (چون قسمتى از برنامه دولت شرکت دادن افراد در اداره امور زندگانى اجتماعى آنها می‌باشد لذا براى واگذارى کارهاى ادارى عمومى محلى به دست مردم هر محل و تغییر طرز اداره امور در دستگاه ادارى دولت از طریق تشکیل انجمن‌هاى محلى و ماده واحده و تبصره آن به منظور انجام این امر تهیه و تقدیم می‌گردد و چون همواره اعلیحضرت همایون شاهنشاهى درانجام این امر اوامر بلیغ و مؤکدى صادر می‌فرمایند و خوشبختانه نظریات اکثریت نمایندگان محترم نیز مؤید این موضوع است از لحاظ اهمیت فورى امر به قید یک فوریت استدعاى تصویب آن را دارد) این اولاً با مقدمه نطق‏ خودشان در همان جلسه تناقض دارد که فرمودند خواهش می‌کنم که آقایان قبل از مطالعه و رسیدگى دقیق نسبت بآن قضاوت نفرمایید و نسبت بفرمایش جناب آقاى جمال امامى هم به همین ترتیب که فرمودند از جمله همین قانون اعطاى اختیارات به شهرستان‌ها و عدم مرکزیت است که دولت می‌خواهد به مجلس بدهد دولت باید قبلاً این لایحه را در معرض مطالعه نمایندگان بگذارد و پس از این ه حلاجى شد و زمینه براى تصویب آن کاملًا فراهم کردند به مجلس تقدیم کنند با این دو مقدمه مى‌بینم که آن تقاضاى دو فوریت هیچ جور در نمى‌آید

رئیس- آقاى دکتر بقایى وقت شما تمام شده است.‏

دکتر بقایى- الان تمام می‌شود. و این امر یک مقدمات اساسى لازم دارد یعنى واگذارى کارهاى ادارى عمومى محلى به دست مردم هر محل جز در سایه آزادى سیاسى و حسن جریان انتخابات و آزادى مطبوعات و الغاى مقررات خشک و آزادى‌کش حکومت نظامى نباید صورت بگیرد و اگر جبهه ملى برنامه خود را در مجلس شانزدهم متکى قانون یعنى به تجدید نظر در قوانین انتخابات و مطبوعات و الغاى حکومت نظامى کرده و پافشارى می‌کند به دلیل این است که این مسائل از اساسى‌ترین کارهاى مجلس است.

رئیس- آقا وقت شما تمام شد خودتان ساعت را نگاه کنید.

دکتر بقایى- آقا 5 دقیقه‌اش را آقاى دکتر کیان گرفتند.

رئیس- شما هم در مورد سایرین این عمل را می‌کنید.

دکتر مصدق- آقا بنده حق خودم را به ایشان می‌دهم بنده چون با فوریت مخالف هستم.‏

رئیس- آن جداگانه است‏.

آزاد- بنده وقت خود مرا به آقاى دکتر بقایى می‌دهم‏.

نورالدین امامى- سومى هم چون شب جمعه است به ما ببخشد.

رئیس- آقاى اسلامى بفرمایید ساعت را هم نگاه کنید که دیگر من نگویم وقت گذشته.‏

اسلامى- بنده ساعتم امگا است خوب کار می‌کند کوک می‌کنم می‌گذارم اینجا، چون عرایض من به چند قسمت تقسیم می‌شود و خیلى اهمیت دارد بنده از آقایان محترم مخصوصاً از ارباب جراید استدعا می‌کنم چون آنها مى‌خواهند در خارج منتشر کنند یک توجه مخصوصى بفرمایند ما که در اینجا قبول نمایندگى کردیم و این شغل خطیر را به عهده گرفتیم باید مواقع لازم آن چیزهایى که به مصالح مملکت می‌دانیم بیان کنیم و هیچ ترسى و واهمه‌اى از هیچ‌کس نداشته باشیم مخصوصاً که صحبت ناشى از احساسات وطن‌خواهى و ملت‌پرستى باشد حالا اگر منشاء آثارى نباشد بالأخره ما بایستى تکلیف خودمان را انجام بدهیم بنده بعد از این مقدمه نکته اولى که عرض می‌کنم معماى نفت است (کشاورز‌صدر- باز بوى نفت را بلند کردى) عرض کنم که بنده اینجا می‌خواهم با صراحت هر چه تمام‌تر یک نکاتى را عرض کنم با دلایل کافى و شواهد تاریخى یعنى مى‌خواهم عرض کنم با دلایلى که اداره دولت فخیمه بریتانیاى کبیر هنوز قرار نگرفته است که تکلیف نفت روشن بشود (شوشترى- آقا با دولت انگلیس ما پیمانى نداریم پیمان ما با کمپانى است) بنده براى این است که عرض می‌کنم که آقایان نمایندگان توجه بفرمایید و به مسئولیت خطیری که در این کار دارید و ملت ایران هم از این سیاست‌هاى ضد و نقیض و از این معماهای لاینحل و مشکل مطلع بشوند اگر نظر آقایان باشد در جنگ اخیر موقعی که آمریکا به انگلستان کمک مالى و اقتصادى می‌کرد و قرار گذاشتند یکى آن که جزایرى از انگلستان به آمریکا واگذار شد یکى هم این که از نفت دنیا با شرکت و نظر یکدیگر استفاده ببرند (شوشترى- راجع به نفت خودشان نه نفت دنیا) آقایان که اطلاع دارند روزنامه خوانده‌اند می‌دانند و اطلاع دارند و سرشان براى کار سیاست درد می‌کند می‌دانند که نوشته‌اند (نفت دنیا) (شوشترى- حق ندارند) ولى بعد از خاتمه جنگ به طریق نامرئى از این قراری که گذاشته‌اند شانه خالى کردند نمونه‌هاى زیادى که هست بنده براى اطلاع آقایان یک موردش را عرض می‌کنم قضیه جنجالى که در عربستان سعودى شد و طالب یزدى، کودتاى کشور سوریه و اقاریر صریحه‌اى که در مجلس دوره

+++

15 به عمل آمد راجع به نفت ایران که گفتند ما نفت ایران را به کره و اجبار این جور کردیم البته براى این است که گفته شود که نفت ایران هنوز مورد نزاع و مورد اختلاف است ما چه چیز را با شما همکارى کنیم چه کار کنیم منتها چوبش را ما باید بخوریم گرفتاریش را تا ابد بکشیم دلیل دیگر که بنده می‌خواهم بگویم که نمى‌خواهند حل بشود و مى‌خواهند به دست ما حل کنند این است که 8 ماه 9 ماه بود که نمایندگان انگلستان با نمایندگان ایران مشغول مذاکره بودند و حال این که بزرگ‌ترین قراردادها و بزرگ‌ترین معاملات ممکن بود در ظرف دو ماه تمام بشود این موضوع را این قدر طول دادند تا این که چهار روز داشتیم به خاتمه دوره مجلس آن را آوردند در مجلس این معلوم بود تصویب نمی‌شود و روحیه مجلس هم طورى بود که البته حیلى از آقایان فداکارى کردند خوب روى حس وطن‌پرستى براى این که آن دفعه عرض کردم اگر تصویب کنند که ملت لعن می‌کنند اگر تصویب نکنند چه بکنند؟ آن روزها یک عده‌اى از نمایندگان روس حس وطن‌خواهى جداً ایستادگى کردند و فداکارى کردند آن از بین رفت حالا بنده نمی‌دانم این مسئله استنباط شخصى است و مطالعاتى است که بنده دارم بنده خیال می‌کنم که هنوز هم نمى‌خواهند این کار حل بشود و رد بشود یا قبول بشود و من نمی‌دانم که آقایان نمایندگان و دولت در این باره چه کارخواهند کرد و آقاى دولت جدید چه کارمی‌خواهند بکنند بنده نمی‌دانم من وظیفه خودم می‌دانم که این حرف را بزنم (آزاد- باید قرارداد لغو بشود) باید تکلیف آن معین بشود عرض کنم مطلب دیگر در این است بنده یک ماه قبل از این که در مجلس شورای ملى و یا در مجلس سنا یا در روزنامه‌ها مذاکراتى داده بشود اینجا بنده مطلبى گفتم و اشاره کردم به بیانیه‌اى که جان وایلى سفیر کبیر سابق آمریکا در ایران وقتی که رفته بود به آمریکا یک نامه داد به کنگره در آن نامه به هیچ‌وجه من‌الوجوه ذکرى از کمک‌هاى مالى نبوده بنده آن نامه را آوردم اینجا بخوانم آقایان گفتند که در این نامه کمک مالى هست بنده دیگر نخوانم آن وقت بنده عرض کردم که تا وقتى کمک اقتصادى و مالى به ما نشود کمک نظامى به هیچ‌وجه من‌الوجوه یک پول ارزش ندارد (صحیح است) حالا هم عرض می‌کنم آن حرفى که بنده یک ماه قبل عرض کردم صحیح است و باز تکرار می‌کنم و در مصاحبه‌اى که سفیر جدید کرده است گفته است ما راجع به کمک مالى و اقتصادى مشغول مطالعه هستیم اگر مشغول مطالعه هستند دیگر هر روز یک دسته مستشاران مشاورى که مى‌آورند مستشاران مشاورى که اینجا دعوت می‌کنند به عناوین مختلف مى‌آورند و ششصد هزار دلار این را مال 3 ماه پیش است تفصیلش را نمی‌دانم ششصد هزار دلارمخارج مستشاران کرده‌اند که سوار طیاره شدند و رفتند سیستان و برگشتند و یک پروژه دادند (نورالدین امامى- راوى ابو هریره بوده) منظور بنده این است که بنده به نام یک فرد ایرانى و به نام یک نماینده مجلس در پشت‏ این تریبون و در این مرجع رسمى به دولت آمریکا خطاب می‌کنم و مى‌گویم که اگر کمک مالى و کمک اقتصادى نشود کمک نظامى یک پول ارزش نخواهد داشت (آشتیانى‌زاده- صحیح است) عرض دیگرم راجع به این لایحه‌اى است که امروز دولت جدید با قید دو فوریت می‌خواهد تقدیم کند البته همه آقایان همیشه از تمرکز کارها که در مرکز تمرکز پیدا کرده و به شهرستان‌ها نپرداخته شکایت دارند این لایحه را بنده هنوز آیین‌نامه اش را نخوانده‌ام البته اگر مخالف قانون نباشد و واقعاً دادن کارها به دست مردم باشد بنده هم رأى خواهم داد ولى بنده همان طوری که مکرر در اینجا عرض کرده‌ام تنها چیزى که همه لازم دارند جناب آقاى رزم‌آرا ایجاد کار است بنده خاطرم مى‌آید که یک روز 6 ماه 7 ماه قبل خدمت سرکار بودم صحبت از اوضاع مملکت بود و نقشه ایران نیز جلوی سرکار بود فرمودید که چه عیب دارد از شمال به خلیج فارس و از این طرف هم از مشرق به مغرب یک خطى کشیده شود این یک نمونه‌اى بود از افکار شما که مى‌بایستى براى این مردم ایجاد کار کرد و این یکى از چیزهایى بود که بنده را وادار کرد به شما رأى دادم چون فکر کردم که شما اول براى مردم ایجاد کار خواهید کرد و حقیقتاً هم اول براى مردم کار کرد همان طوری که آقاى دکتر جلالى فرمودند مردم هر روز براى کار به ادارات مراجعه می‌کنند استخدام هم که ممنوع است اینها عمله هم نیستند تحصیل کرده‌اند و خویند ولى چه کار باید بکنیم کارى براى اینها نیست بنده فکر می‌کنم که اگر به همین طریق پیش برود و در مملکت فقط عنوان کار خدمت ادارى باشد و هر سالى که جلو می‌رود 2 هزار نفر 3 هزار نفر فارغ‌التحصیل داشته باشیم 20 سال دیگر نمی‌دانم وضع ادارات چه می‌شود باید ایجاد کار کرد و این کار را هم باید طورى عنوان داشته باشد که در ردیف و شأن کارهاى دولتى باشد در آمریکا چه کار کردند آن طوری که بنده در کتب تاریخ جغرافى و غیره خوانده‌ام در آمریکا دولت به مردم 5 هکتار زمین می‌دهد پول می‌دهد تا زراعت کنند و یا بروند و معدنى کشف و استخراج کنند و آن معدن هم مال آنها باشد. براى تصویب این لایحه دولت ما رأى می‌دهیم ولى یک توهماتى هست بنده هم فکر می‌کنم که این لایحه را باید خواند و اصلاح کرد تا رفع نگرانى از آقایان بشود اما ما وقتی که پول نداریم در شهرستان‌ها چه می‌توانیم بکنیم؟ در شهرستان‌ها باید پول باشد که 5 مدرسه 6 مدرسه بشود بعضى از شهرستان‌ها اصلاً پول ندارند و شاید در‌آمدشان به یک دهم خرج‌شان نمی‌رسد و از مرکز و استان‌هاى دیگر به آنها کمک می‌شود (رئیس- آقاى اسلامى یک ربع شما تمام شد) نخیر به ساعت بنده 5 دقیقه دیگر مانده است بنده عقیده‌ام این است که یک قانون عمرانى که در سال 1316 تصویب شده بود و ما در دانشکده حقوق آن را تئورى‌وار خوانده‌ایم و عقیده دارم که قانون بسیار خوبى است و بایستى به این قانون توجه بکنید قانون بسیار خوبى است و خیلى از چیزهائى را که دولت در نظر دارد به دست مردم بسپارد در بر دارد بنده فقط منفى‌بافى نمی‌کنم و یک راه مختصرى که فعلاً به نظرم رسیده که هر چه زودتر می‌شود براى مردم تولید کار کرد این است که در سهمیه صادراتى که اگر به نظر آقایان رسیده باشد ما سالى 80 میلیون بابت قماش و 130 میلیون پول بابت شکر می‌فرستیم به خارج این چیزى است که در سهمیه قید شده و آنچه که خارج از سهمیه است من عرض نمی‌کنم و آن را به حساب نمى‌آورم جمع این دو مبلغ می‌شود 210 میلیون تومان بنده با یکى از کارشناسان اقتصادى که روى فکر خودش الان میلیونر است و فقط با فکر خودش کار می‌کند صحبت کردم (دکتر کاسمى- ایرانى است یا خارجى؟) ایرانى است می‌گفت ما با 6 تا 10 میلیون می‌توانیم چند کارخانه وارد کنیم که اصلاً پولمان هم به خارج نرود و این بیکارها هم مشغول کار شوند اصلاً دولت‌ها به هیچ‌وجه به این قسمت‌هاى اساسى توجه نمی‌کنند فقط کارها یک تشریفات ادارى و نقل و انتقال است که یکى بیاید و دیگرى برود آقایان این مسائل مهم است این را باید مورد توجه قرار داد باید اول فکر کرد که پول ما از مملکت خارج نشود این یک موضوعى است که دولت می‌تواند انجام دهد با پول یک سال می‌شود 10 کارخانه وارد کرد بنده در این مسافرت 4 یا 5 روزه‌اى که به رامسر کردم یک چیزى راجع به این برنامه هفت ساله که همان طوری که بارها عرض کردم من آن را مال مملکت ایران نمی‌دانم چون جز دزدى کار دیگرى نمی‌کند حالا یک چیزى که خودم از این برنامه هفت ساله که همان طوری که بارها عرض کردم من آن را مال مملکت ایران نمی‌دانم چون جز دزدى کار دیگرى نمی‌کند حالا یک چیزى که خودم از این برنامه دیده‌ام عرض می‌کنم این دیگر جاى انکار ندارد یک اداره چاى بود در شمال چاى آنجا را نخریده یک عده کارمند هم داشت که 120 یا 130 تومان حقوق به آنها می‌داد بومى هم بودند و با آن 120 تومان عائله‌شان را اداره می‌کردند آقاى نخست وزیر توجه بفرمایید سازمان برنامه به حرف کسى گوش نمی‌دهد به حرف وزرا که‏ گوشش بدهکار نیست نمایندگان که به جاى خودشان بنده کارى در سازمان نداشتم و الا اگر اگر کارى می‌داشتم همین کار را می‌کنم ولى تا حالا یک سال است که تشکیل شده من به آنجا نرفته‌ام در سازمان آمدند و شرکت چاى درست کردند و البته عده‌اى هم که شاید حسن‌نیت داشتند بلافاصله رفتند آنجا و 5 یا 6 نفر کارگر بیچاره‌اى که کار می‌کردند و حقوق ناچیزى می‌گرفتند بیرون کردند و به جاى آنها 5 یا 6 نفر ارمنى را به ماهى 2500 تومان 2200 تومان 2300 تومان استخدام کردند و بلافاصله 50 جیپ خریدند 100 کامیون اجاره کردند و الان هم عرض می‌کنم که چاى که این شرکت براى دولت حاصل خواهد کرد ده مقابل قیمتى است که بایستى تهیه بشود کار اداره چاى سابق هم خیلى بد بود براى این که تمام حصول شمال در سال 3000 تن بود از 7000 تن هم بیشتر خریده می‌شد

+++

این را هم عرض کنم در این چند روزه تعطیل مجلس بنده مسافرتى به رامسر کردم نتوانستم سایر جاهاى مازندران بروم در آنجا از وضع این کار‌گرانى که از خدمت خارج کرده‌اند اطلاع پیدا کردم و رئیس آنجا را خواستم ملاقات کنم نبود گفتند رفته است پلاژ و از قراری که شنیدم آن مستخدمین به وزارت دارایى هم شکایت کرده‌اند و بعد شنیدم که آقاى وزیر دارایى به نخست وزیر سابق کاغذ نوشته‌اند که آقا چرا این کار را کرده‌اند منظور از سازمان برنامه این است که کارگران را مشغول کار بکنند چرا اینها را بیرون کرده‌اند و بیکارشان می‌کنید عرض دیگر بنده راجع به چاى خارجه است که شنیدم یک باندى تشکیل شده و می‌خواهند 12 میلیون استفاده کنند و همان طوری که به آقاى نخست وزیر شفاهاً عرض کردم خواهشمندم توجه بفرمایید جلو این سوء‌استفاده‌ها را بگیرند این چاى هم واقعاً معمایى شده است.‏

4- تقدیم یک فقره لایحه به وسیله آقاى نخست وزیر به قید یک فوریت تصویب فوریت آن‏

رئیس- وارد دستور می‌شویم آقاى نخست وزیر بفرمایید.

دکتر مصدق- با فوریت لایحه مخالفم.‏

آشتیانى‌زاده- با فوریت مخالفم.‏

دکتر بقایى- با فوریت مخالفم‏.

نخست وزیر- در اینجا آقایان وکلا مطالبى فرمودند راجع به بیکارى و تهیه کار براى بیکاران راجع به فقر و فاقه عمومى اگر دقت کنیم این اقدامات همیشه مقدور و ممکن است ولى دست زدن به این قبیل اقدامات تا وقتی که سازمانى وجود نداشته باشد ممکن نیست سال گذشته در نتیجه وضع ناگوار آذربایجان ملاحظه فرمودید که چه قسم مردم رو به تهران آوردند و جمعیت زیادى دیدید که هر روز تهران وارد می‌شدند متصدیان امر همه با حسن‌نظر و علاقه‌مندى کوشیدند براى این که مردم را از این بدبختى نجات بدهند اقدام هم کردند ولى اگر ملاحظه کنید مخارجى که شده و نتایجى که حاصل شده خواهید دید که مخارج بسیار است و نتایجى که حاصل شده صفر است چرا چون سازمانى وجود نداشت مردمى که از مراغه یا سایر شهرستان‌هاى آذربایجان به دلیل استیصال روى به تهران مى‌آوردند در اینجا در تهران مجبور بودند اینها را در کرج جمع‌آورى بکنند در کرج چه کردند جز این که روزى چند تا نان به ایشان بدهند با مقدارى پول ولى از آنها کارى نخواهند بعداً هم بعد از مدتى به فکر این افتادند که از اینها استفاده کنند عده‌اى از آنها به راه‌سازى واداشتند ولى آنها کى بودند عده‌اى کشاورز بودند و عده‌اى هم اشخاصى بودند که داراى اوضاع حسابى بوده‌اند سال گذشته اگر آذربایجان به واسطه بدى اوضاع و احوال هوا وضعیتش بد بود سال آینده شاید در اثر نبودن کشاورز داراى زراعت نباشد در صورتی که تردید نداشت که اشخاص با حسن‌نظر کار می‌کردند اعتبارات دولت صرف مجاهدت شد ولى نتیجه تقریباً صفر بود پس امروز براى هر کارى و هر قدم اصلاحى که می‌خواهیم برداریم باید سازمانى به وجود بیاورید که آن سازمان قدرت اجراى نظریات اصلاحى شما را داشته باشد با وضع کنونى با طرز تمدنى که ما داریم امروز شما همه حسن‌نیت دارید ولى نمی‌شود فکر کرد که در نقاط دور‌افتاده مملکت اوضاع چگونه است من حدس نمی‌زنم که کسى پیدا بشود که بخواهد افراد کشور و مردم ایران در آن وضع بد به سر ببرند و در یک وضع نامطلوب بگذرانند و با فقر و فاقه دست گریبان باشند و براى همین بود که موقعی که افتخار تشکیل دولت به اینجانب واگذار شد با همکاران خودم اولین نکته‌اى که مورد دقت قرار دادیم این بود که براى رهایى مردم از بدبختى طرح‌هایى تنظیم بشود تا شاید براى این کار 2 طرح تهیه شد که طرح اول از نقطه‌نظر ادارى بود و طرح دوم از نظر اقتصادى طرح اول طرحى است که الان تقدیم جناب آقاى رئیس مجلس خواهم کرد و تقاضا دارم که مورد توجه قرار بدهند یعنى تا وقتی که این طرح مورد دقت و توجه قرار نگیرد نمی‌شود طرح اقتصادى را در دستور قرارداد نگیرد نمی‌شود طرح اقتصادى را در دستور قرارداد چون تا وقتى سازمانى نیست هر تصرفى و هر اقدامى بشود هیچ نتیجه‌اى جز اتلاف پول و از بین بردن سرمایه این مملکت نتیجه دیگرى ندارد لذا بنده تقاضا دارم از آقایانى که علاقه دارند که از این رسیدگى فرمایند و آن را درست کنند آن روزی که سازمان کشور روى پایه اساسى و دقیقى قرار گرفت آن روز می‌توانیم مطمئن شویم که اگر یک شاهى یا میلیون‌ها تومان در شهرستان‌ها خرج کنید آن پول به هدر نرفته و بالأخره بی‌مصرف نخواهد ماند پس بنده تقاضا دارم که مخصوصاً نسبت به این موضوع توجه خاصى مبذول بفرمایید تا بنده و همکارانم بتوانیم در اجراى نظریات آقایان نمایندگان و براى جلوگیرى از وضع بد کنونى اقدام کرده مردم را از این وضع کنونى نجات بدهیم و افکار آقایان را انجام بدهیم.

رئیس- لایحه قرائت می‌شود.

( ماده واحده لایحه به شرح زیر قرائت شد)

ماده واحده- به دستور اصول- 90- 91 92 و 93 متمم قانون اساسى از این تاریخ آن قسمت از امور اجتماعى که با منافع عمومى محلى مردم کشور ارتباط دارد و توسط انجمن‌هاى محلى که در هر یک از واحدهاى موجود کشور تشکیل می‌شود اقدام واداره خواهد شد

تبصره- سازمان ادارى هر یک از استان ها و شهرستان ها، بخش ها و دهستان ها و شهرها دهات و طرز انتخابات و تشکیل انجمن ها و شرایط انتخاب کنند‌گان و انتخاب شوندگان و وظایف انجمن و چگونگى انجام آنها و طریقه انتخاب استانداران فرمانداران و کلیه مأمورین محلى و دولتى و جزئیات دیگر به موجب آیین‌نامه‌اى که به تصویب کمیسیون مربوطه می‌رسد اجرا خواهد شد از تاریخ نشر آگهى انتخابات انجمن‌هاى شهردارى موجود منحل و وزارت کشور قائم مقام انجمن‌ها خواهد بود.

رئیس- فوریت لایحه مطرح است آقاى دکتر مصدق بفرمایید.

دکتر مصدق- طرحى که آقاى سپهبد رزم‌آرا به مجلس آورده‌اند طرح تجزیه ایران است اگر آقایان اجازه می‌دهند که من فوریت این لایحه این مطلب را ثابت بکنم بنده عرایض خودم را عرض می‌کنم اگر اجازه نمی‌دهند و مى‌فرمایند که آقاى رئیس بعد از 15 دقیقه زنگ خودشان را بکشند و نگذارند من صحبت کنم و نظامنامه را شما برای ایران ندانید و و ایران را برای نظامنامه بخواهید محتاج نیست که من شروع بکنم و به واسطه زنگ رئیس این تریبون را ترک کنم از آقایان نمایندگان من سؤال می‌کنم که به من این حق را می‌دهند که تا آخر از این طرحى که براى تجزیه ایران به دست این مرد تهیه شده عرایض خودم را عرض کنم اگر اجازه نمی‌دهید مرخص شوم (رئیس- این لایحه که تقدیم شده با یک فوریت است و دو فوریت ندارد) نه اصلاً فوریت لازم ندارد بنده اجازه خواسته‌ام شما اجازه ندهید (و با حالت تأثر ناطق ادامه داد) امروز که روز تجزیه ایران است اگرحرف نزنم باید بروم در خانه بمیرم نمی‌توانم تحمل کنم ایران تجزیه شود و من سکوت کنم (جمعى از نمایندگان- مانعى ندارد بفرمایید) آقاى زنگ را نمى‌کشید؟ (رئیس- البته با اجازه مجلس بفرمایید) من آقایان تا 2 ساعت بعد از ظهر از این ماده واحده اطلاع نداشتم دیروز گرفتار بودم و پذیرایى داشتم دو ساعت بعد از ظهر این ماده واحده را خواندم و خواستم نطق خودم را تهیه کنم خانواده‌ام گفت برو راحت کن گفتم کجا راحت کنم؟ من چطور می‌توانم راحت کنم من کى می‌توانم راحت کنم من باید تا ساعت آخر تا جان در بدن دارم از وطنم دفاع کنم امروز شروع به نوشتن نطقم کردم دیشب هم گرفتار جلسه جبهه ملى شدم در آنجا هم یک پیشامدى رخ داد و آن این بود که این آقاى حاضر (اشاره به نخست وزیر) یکى از اعضاى ما را دعوت کرده بودند که استاندار بشود و پنج هزار تومان به ایشان حقوق بدهند تا از خط مستقیم منحرفش کنند وقتی که آقا آمد در جلسه دیشب جبهه ملى این را گفت گفتم آقا تو یک عمر به نیک‌نامى خدمت کرده‌اى حالا می‌خواهى انتحار سیاسى بکنى مرده‌شوى این پولى را ببرد که به تو می‌دهند تو از گرسنگى بمیرى بهتر از این است که این پول را از دست این اشخاص بگیرى این کار را قبول نکن گفت من در شرکت لوله الکساندر کیپ هستم اگر این کار را نکنم این آقا مرا از آنجا خارج می‌کند و امرم نمى‌گذرد گفتم وقتى این آقا تو را از آنجا خارج کرد یک عده‌اى هستند که زندگى تو را تأمین کنند بیا و در این میانه نام نیک را از دست نده این هم گرفتارى دیشب جبهه ملى بود که عرض کردم حالا که آقایان به من اجازه داده‌اند که عرایض خودم را عرض کنم شما را به خدا قسم می‌دهم شما را به همان قرآن که در اینجا به آن سوگند خورده‌اید قسم

+++

می‌دهم که خوب توجه کنید اگر عرایض من به صلاح مملکت است شما نباید به واسطه یک چیز‌هایى از صلاح مملکت بگذرید و باید با من همراهى کنید که این فوریت تصویب نشود ما در مملکت خیلى کارهاى ضرورى‌تر از این داریم مگر مملکت اصلاحش به سازمان است که این آقا مى‌گوید تا سازمان آن درست نشود من کار نمی‌توانم بکنم مملکت اصلاحش به سازمان است که این آقا می‌گوید تا سازمان آن درست نشود من کار نمی‌توانم بکنم مملکت اصلاحش به مجازات و مکافات است آن روزی که به این آقا گفتم من اگر دعوت بشوم بیایم در وزارت جنگ میلیون‌ها دزدى را ثابت می‌کنم اگر راست می‌گفت، اگر پاک بود مى‌بایست یک چنین لایحه‌اى را مى‌آورد به مجلس و مى‌گفت مجلس شورای ملى این دکتر مصدق را مأمور کنید بیاید به حساب من رسیدگى بکند من اگر نرفتم به حساب آقا رسیدگى نمى‌کردم آقا را محکوم نمى‌کردم آقا هم بیایند در مجلس به عنوان اتهام بنده را تعقیب قانونى بکنند راهش این است اگر شما می‌خواستید اصلاح بکنید آن روز که من گفتم آن روز که من مدعى شدم موافقت می‌کردید منفى‌بافى؟ من منفی‌بافم به من براى این که کار اصلاح نشود کار رجوع نمى‌کنند، من منفى‌بافم من در این مجلس گفتم یک کمیسیون پنج نفرى انتخاب بشوند یکی از آنها هم من باشم بروم و آن دویست میلیونى که در تحت نظارت این مرد خرج می‌شود و در برنامه خرج می‌شود رسیدگى بکنم آن روز روزى است که شما می‌توانید در این مملکت اصلاحات بکنید و الا شما بیایید این آدمى که در فلان اداره است بردارید و سر یک کار دیگرى بگذارید چون با شما دوستى دارد چون با شما ارتباط دارد می‌خواهید با این کارها مملکت را درست بکنید؟ این حرف‌ها را مردم ایران خیلى شنیده‌اند و از شما قبول نمى‌کنند.

قبلاً لازم است عرض کنم که سابقه بدى بین این جانب و آقاى سپهبد رزم‌آرا نبوده و فقط بعد از قتل هژیر که حکومت نظامى مرا از تهران تبعید و چهار نفر از آقایان همکارانم را در شهربانى بازداشت نمود چنین گفته شد پیشنهاد حکومت نظامى به دولت بر طبق نظریات آقاى سپهبد رزم‌آرا بوده است.

خاطر دارم که روزى با مرحوم تیمورتاش صحبت در میان بود گفت اعلیحضرت از مخالفت شما در مجلس با دکتر میلیسیو بسیار خوش‌وقت و کمال رضایت دارند و من از ایشان خواهش کردم این مطلب را براى دیگرى نقل نکنید خندید و گفت آیا ما آن قدر منفوریم که استحضار مردم از رضایت ما ضررى متوجه شما نماید.

حال لازم است عرض کنم که این تبعید و بازداشت براى ما ضرر نکرد زیرا آن قدر خسته بودم که بعد از 42 روز استراحت وقتى حکومت نظامى تصمیم گرفت مأمورین کارگاهى به شهر احضار شوند خواهش کردم باز مدتى بمانند تا بیشتر استراحت نمایم.

و نتیجه دیگر این بود که مردم بیشتر متوجه ما شدند و در نوبت دوم انتخابات تهران به ما بیشتر رأى داده‌اند بر فرض این که این تبعید و بازداشت براى ما ضرر کرده بود من آن کسى نیستم که از مصالح مملکت روى این چیز‌ها بگذارم.

وقتی که که شهرت پیدا کرد سپهبد می‌خواهد دیکتاتور بشود خواستم آن چه خیر مملکت بود تلفنى به ایشان بگویم و چون خانه نبودند و بطوری که در زمان ملاقات اظهار کردند تلفن من به ایشان نرسید و منظور من عملى نشد این بود که نظریات خود را جلسه 4 و 23 خرداد مجلس شورای ملى راجع به زمامدارى ایشان به عرض عامه رسانیدم ولى بعد از بیاناتم در مجلس یکى از آقایان نمایندگان از من تقاضاى وقت ملاقات نمود که پنجشنبه اول تیر دست داد و قرار شد روز جمعه در شهر بمانم و آقاى سپهبد مرا در منزل ملاقات نمایند این ملاقات به عمل آمد و چون معلوم نشده بود که مذاکرات ما باید مستور بماند یا فاش شود با تلفن سؤال کردم جواب دادند افشا نشود و در آخر گفتند (من خود را در اختیار شما می‌گذارم) از این بیان چنین استنباط نمودم که ملاقات ما بى‌نتیجه نبوده است ولى طولى نکشید که نخست وزیر شدند و اکنون معلوم نیست که من در اختیار سپهبد واقع شده‌ام یا ایشان در اختیار من.

بدیهى است که چون قرار شد مذاکرات ما فاش نشود مقتضى نیست تمام آنچه ما گفته‌ایم اظهار نمایم و فقط قناعت می‌کنم به این که عرض کنم ایشان گفتند (غیر از من کسى نیست که بتواند امروز اصلاحاتى بکند) و من هم در جواب گفتم (واى به حال مملکتى که مصلح آن منحصر به فرد باشد چنانچه این مصلح رفت تکلیف مردم چه می‌شود)

بالأخره ایشان نخست وزیر شدند و اکثریت مجلس شورای ملى هم به برنامه دولت رأى داد و این رأى هم یکى از همان دو سه رأیی است که در بعضى ادوار تقنینیه نمایندگان داده‌اند.

توضیح آن که بعد از دوره دوم تقنینیه که دخالت بیگانگان را انتخابات ایران رو به شدت گذاشت معمول آن بود که متولى‌هاى مجلس یعنى آن نمایندگانى که مجرى سیاست بیگانگان می‌شدند خانه وکلاى تازه وارد رفته و بعد از تبریک و تهنیت سؤال می‌کردند که صاحبخانه براى دوره بعد هم داوطلب نمایندگى هست یا نیست‏.

البته صاحب‌خانه ولو در تحت لفافه هم بود از داوطلبى امتناع نمى‌کرد و متولیان هم مى‌گفتند اهل محل غیر از شما کسى را ندارند و چون شما نمى‌توانید شخصاً براى خود کار بکنید این کار به عهده ما که شما را باز براى دوره بعد انتخاب کنند ما هم از شما تقاضایى داریم اگر در جریان این دوره نیازمند به دو سه رأى شدیم از ما مضایقه نکنید و ما را به کمک خود امیدوار نمایید و این دو سه رأى وقتى تقاضا می‌شد که قضیه سیاسى بزرگى در پیش بیاید.

ولى بعد از کودتا که دولت قوى شد دیگر تقاضاى دو سه رأى مورد نداشت و هر لایحه که دولت پیشنهاد مى‌نمود از مجلس می‌گذشت و چنانچه کسى مخالفت می‌کرد نامش در لیست مردودین نوشته می‌شد که در دوره بعد او را انتخاب ننمایند.

معروف است که روزى شاه فقید به یکى از نمایندگان دوره ششم تقنینیه که به لایحه راه‌آهن رأى نداده فرموده بود (به لایحه دولت چرا رأى ندادى) و آن نماینده عرض کرده بود قربان (ما وکلا که نمی‌توانیم در پیشگاه قبله عالم مدعى نمایندگى ملت بشویم شرح قضیه این است وقتى این قبیل لوایح به مجلس مى‌آید اگر کسى در آن صحبتى نکند و توضیحاتى ندهد و مجلس رأى بدهد بر فرض این که به ما ایراد کنند مى‌گویم ببخشید اشتباه کرده‌ایم ولى وقتی که در مجلس اشخاص توضیحات بدهند و عیب و نقص لوایح را بگویند اگر ما رأى بدهیم مردم به ما چه خواهند گفت خوب است قبله عالم اول مجلس را منظم فرمایند که حرف و صدا از کسى بلند نشود آن وقت هر چه از این قبیل لوایح بیاورند چاکران غیر از اطاعت تکلیفى نداریم. این مذاکرات سبب شد که از دوره هفتم به بعد وکلاى تهران را هم دولت انتخاب کند و عدم آزادى انتخابات تهران زمینه را براى تصویب لایحه تمدید امتیاز نفت طورى فراهم کند که بعضى آلت فعل بشوند و در مجلس هم حتى یک نفر مخالفت نکند و مجلس لایحه را در یک جلسه تصویب نماید.

ولى امروز احتیاج به این حرف‌ها نیست چون که عده زیادى از نمایندگان آن قدر گرفتارند که با هر موضوعى که پاى خارجى در آن باشد ناچارند موافقت کنند و عدم موافقت سبب خواهد شد که پرونده‌هاى آنها سیر قانونى خود را بکند و اگر تصادفاً هم موضوعى پیش آمد که نفع مملکت و خود نمایندگان در تصویب آن باشد مثل طرح پیشنهادى اینجانب راجع به تفسیر اصل 48 مجلس مؤسسان قلابى ضررهایى که از جریان پرونده متوجه آنها می‌شود به قدرى بزرگ باشد که با منافع موضوعى که در نفع ایران و نمایندگان است قابل مقایسه نباشد و از نفع مشترک براى ضرر احتمالى صرف‌نظر نمایند.

و اما مخالفت من با نقشه خود‌مختارى‏

من هیچ‌وقت نگفته‌ام و نمى‌گویم شهردار هر شهرى را مردم خود انتخاب نکنند زیرا ترتیبى که تا کنون بوده سبب شده که شهردار به افکارمردم توجه نکند و با پشتیبانى بعضى از نمایندگان شهردار کسى بشود که مردم او را نخواهند

و یا این که در قانون انجمن‌هاى ایالتى و ولایتى دور اول تقنینیه تجدیدنظر نشود و در هر استان انجمن‌هاى نام‌برده تشکیل نشوند ولى با تشکیل دولت‌هاى خودمختارى سبب خواهد شد که بعد وطن عزیز ما به دولت‌هاى کوچک تجزیه شود.

من شنیده‌ام که نقشه این خودمختارى را چندى قبل یکى از دول سرمایه‌دارى به اعلیحضرت همایون شاهنشاه پیشنهاد کرده است و چون شاهنشاه وطن‌پرست با آن موافقت نفرموده‌اند این دولت روى کار آمده است که کورکورانه

+++

مقصود دول سرمایه‌دارى را انجام نماید.

اى مرگ بر افسرانى که باید در راه حیات و مصالح ایران کشته شوند اکنون مجرى این نقشه شده و مى‌خواهند نام ایران را از صفحه تاریخ معدوم نمایند.

چون جناب آقاى دکتر هارى گریدى سفیر کبیر آمریکا در پاسخ آقایان مدیران جراید جبهه ملى اظهار نموده‌اند که (دولت آمریکا نه تنها در ایران بلکه در هیچ کشور دیگر مداخله نکرده و نمایندگان سیاسى آمریکا در تمام کشورها موظفند با دولت‌هایى که سر کار هستند کار کنند) نقل از اطلاعات شماره 7268 خوب است تکذیب کنند نه سفیر سابق و نه هیچ یک از منتسبین سفارت آمریکا با اعلیحضرت همایون شاهنشاهى در این باب مذاکراتى نکرده‌اند و قبل از تشکیل دولت رزم‌آرا هم با سپهبد رزم‌آرا از طرف سفارت مذاکراتى نشده است.

آنهایى که تاریخ دیده‌اند می‌دانند که دول خود‌مختار امروز دولى نیستند که ابتدا دولت واحد و قائل به مرکزیت بوده و بعد روى مصالح مملکت آنها قائل به عدم مرکزیت بود و خود را به صورت فعلى در‌آورند بلکه اول دولت‌هاى کوچکى بوده‌اند که ضعیف و ناتوان بوده و به واسطه اتحاد و تجمع قوا خواسته‌اند بهتر از منافع خود دفاع نمایند.

و آن دولت‌هایى که اصلاً دولت واحد و قائل به مرکزیت بوده و بعداً خود‌مختار شده‌اند علل دیگرى در کار بوده که هر یک جداگانه شرح داده می‌شود.

یا این بوده است که بعضى از مللى که از زبان و یا نژادشان با دولت اصلى مختلف بوده احساسات ملى و آزادى و سوء‌رفتار دولت اصلى سبب شده است که آنها دعوى خود‌مختارى کنند و پس از تهیه زمینه خود را از دولت اصلى جدا نمایند.

و یا این که چون دول استعمارى از یک دولت واحد و قائل به مرکزیت و نسبتاً قوى نمى‌توانسته‌اند سوء‌استفاده کنند اسبابى فراهم کرده‌اند که دولت اصلى به دول کوچک تقسیم شود و هر یک از قسمت‌هاى آن را تحت‌الحمایه و یا منطقه نفوذ خود قرار دهند و امثله ذیل حقیقت این بیان را تأیید می‌نماید.

دول کوچکى که متحد شده‌اند براى این که آزادى خود را بهتر حفظ کنند.

1-سوئیس که اتحاد سه کانتون: اورى- شویز- اونتروالد در سال 1291 میلادى پس از آن الحاق تدریجى 19 کانتون دیگر به آنها دولت فعلى سوئیس را به وجود آورده است و با این که ملت سوئیس داراى 3 زبان رسمى یعنى آلمانى فرانسوى- ایتالیایی است از نژاد مختلف تشکیل شده سعى آن دولت همیشه این بوده است که به وسیله وضع قوانین واحد و واجب‌الاجرا در تمام مملکت اتحاد و مرکزیت خود را تقویت کند

2-آلمان- اتحاد دول ژرمتانیک: گونفد راسیون ژرمانیک سبب شد که آنها در سال 1870 وحدت ملى خود را اعلان نمایند.

3-ایطالى روى اصل تجمع قوا بود که از سال 1859 تا 1870 میلادى تمام دول کوچکى که در شبه جزیره ایتالیا بودند سلطنت ویکتوریا امانوئل پادشاه ساردین واقع شدند.

مللى که از دولت اصلى خود‌مختارى گرفته و بعد خود را از آن جدا کرده‌اند.

1-صربى- که در سال 1389 میلادى تحت سلطه ترکیه قرار گرفته بود و در سال 1815 خود‌مختار شد و در کنگره برلن سال 1878 میلادى استقلال آن شناخته شد.

2-رومانى- که سال 1861 از ترکیه خود‌مختارى گرفت و کنگره برلن استقلال آن را تصدیق کرد.

3-بلغارى- که در همان کنگره خود‌مختار شناخته شده بود و در سال 1908 میلادى استقلال خود را به دست آورد.

4 یونان- که تحت سلطه ترکیه بود و پس از جنگ‌هاى بسیار در 1830 میلادى کنفرانس لندن استقلال او را شناخت.‏

دولى که در نتیجه عهد‌نامه و جنگ تحت منطقه نفوذ و یا نظارت واقع شده‌اند.

1-ایران- که به واسطه قرارداد 1907 به منطقه نفوذ دولت روس و تزارى و انگلیس تقسیم شده بود جنگ بین‌المللى و احساسات ملت ایران و سیاست عاقلانه دولت اتحاد شوروى سبب شد که قرارداد مزبور از بین رفت.‏

 (2) مراکش- که دولت واحد و مستقلى بود فرانسه و اسپانیا آن را تازه بین خود تقسیم نمودند.

 (3) آلمان- که به آلمان شرقى و غربى تقسیم شده و تحت نظارت دول کمونیست و سرمایه‌دارى قرار گرفته است‏.

 (4) کره- که به دو قسمت تقسیم شده: کره جنوبى و کره شمالى و اکنون آمریکا و عده‌اى از دول عضو مجمع ملل متفق از کره جنوبى و دولت اتحاد جماهیر شوروى از کره شمالى در سر منافع با هم جنگ مى‌نمایند.

خلاصه این که اقسام این دول بسیار است و دول بزرگ دنیا این متصرفات و مستعمرات را به دست نیاورده‌اند مگر با ظلم و تزویر و حیل قلمم بشکند و ننویسم که چون افکار عمومى دنیا امروز اجازه نمى‌دهد عهد‌نامه‌اى به صورت قرارداد سال 1907 تنظیم کنند این است که می‌خواهند ایران وطن عزیز ما را با تصویب این ماده به دول خود‌مختارى تقسیم و بعد قسمت‌هاى مورد احتیاج را تحریک بعدم اطاعت و خودسرى کنند و آنها را به اندازه‌اى تقویت نمایند به درجه‌اى برسند که هر چه مى‌خواهند از آنها استفاده نمایند.

البته تحصیل امتیاز نفت و یا تمدید امتیاز دارسى از تحت‌الحمایه‌اى مثل بحرین سهل‌تر است تا این که آنها را از دولت بزرگى مثل ایران درخواست نمایند.

در خاتمه لازم است عرض کنم که این ماده واحده روى همان نقشه‌اى تنظیم شده که کمیسیون سه جانبى آن را ترسیم نمود و دولت اتحاد جماهیر شوروى در آن شرکت نکرد.

اگر آمریکا و انگلستان مى‌خواهند دولى تأسیس کنند و از آن دول امتیاز نفت و یا تمدید امتیاز دارسى را بخواهند چه مانعى است که دولت اتحاد جماهیر شوروى هم در آذربایجان و سایر ایالت‌هاى شمالى این امتیاز را از پیشه‌ورى امثال آن نخواهد.

ممکن است آمریکا و انگلستان بگویند ما کار خود را می‌کنیم آنها هم کار خود را بکنند و مانعى ندارد.

ولى ما که ایرانى هستیم باید از وطن خود دفاع کنیم و بدانیم آن روزی که دولت اتحاد جماهیر شوروى از پیشه‌ورى امتیاز گرفت روزی است که آمریکا و انگلیس هم در ایران نتوانند بمانند.

ما نمى‌خواهیم آمریکا وطن ما را اشغال کند و یا دولت‌هاى خود‌مختارى تشکیل دهند که مقصود خود را از آنها حاصل نمایند و نه دولت اتحاد جماهیر شوروى قدمى در مملکت ما بگذارد و امتیازى از دولت‌هاى مخلوق خود تحصیل نماید ما می‌خواهیم ایران در وسط دو همسایه شمال و جنوب بماند و صلح بین‌المللى هم همین طریقه را ایجاب مى‌نماید.

آقایان محترم اى شما که به عنوان نمایندگى ملت در اینجا جمع شده‌اید براى خدا به این ماده رأى ندهید تا آیین‌نامه‌اى که به آن اشاره شده دولت بیاورد چون که هر چه در اینجا نتوانستند بنویسند در آن خواهند نوشت البته پس از تنظیم آیین‌نامه و این که معلوم شود از تصویب این ماده چه نظرى دارند آن چه در صلاح مملکت باشد بنمایند.

اکنون سال‌ها است که دولت‌ها دم از اصلاح می‌زنند و هیچ اقدامى نشده.

اکنون چه چیز ایجاب مى‌کند که ما با قید دو فوریت این ماده را تصویب کنیم و کمیسیونى هم که این ماده تعیین می‌کند و به آن اختیار می‌دهد آخرین ضربت خود را بزند و نام ایران را از صفحه تاریخ محو نماییم‏.

من از آقایان سؤال مى‌کنم شما در یک مسائلى که اهمیت نداشت و ندارد قوانینى باشد که اختیارش در دست خودتان باشد هر روز بخواهیم مى‌توانیم فسخ کنیم، تغییر بدهیم، الغا بکنیم آمدید گفتید که چون مجلس شورای ملى نمى‌تواند حاضر نیست و وقت ندارد که به این قوانین ماده به ماده رسیدگى بکند برخلاف قانون اساسى به کمیسیون دادگسترى اختیار دادید که قوانین را به طور آزمایش تصویب کند و بعد اگر اصلاحاتى دارد بیاورد و در مجلس پیشنهاد کند و مجلس اصلاح کند این راجع به قوانین عادى است شما امروز به چه حق و از چه نظر شما که یک ماه در یک لایحه دولت راجع به فروش خالصه‌جات که آن هم به نفع چند نفر ملاک تهیه شده بود در این جا صحبت کردیم چرا مى‌خواهید آیین‌نامه

+++

این قانون را به اختیار اشخاص بگذارید که نمایندگان تمام مجلس نباشد مگر به شما عرض نشد که ا ین انتخابات دوره شانزدهم در کمیسیون تحقیق با شش رأى گذشت یعنى سابق بر این اگر اعتبار‌نامه یکی از نمایندگان در مجلس با هفتاد یا هشتاد رأى تصویب می‌شد و هر کس می‌توانست نظریات خود را در آن اعتبارنامه بگوید و خطاى دولت را در آنجا اظهار کند و دولت را متوجه کند به این که قانون مملکت را محترم بشمارد و در انتخابات دخالت نکنند در مجلس شانزدهم به مناسبت آیین‌نامه‌ای که در دوره پانزدهم گذشت و به طور آزمایش اختیار داده شد که کمیسیون تحقیق چه بود؟ کمیسیون تحقیق مرکب از هیجده نفر نمایندگان مجلس شورای ملى انتخاب شدند قاعدتاً در هر کمیسیونى وقتى که نصف به علاوه یک عده اعضا آمدند جلسه رسمیت پیدا می‌کند و مى‌تواند رسیدگى کند پس یازده نفر که در کمیسیون تحقیق حاضر شدند اکثریت پانزده نفر شش نفر بود که اعتبارنامه‌هایى که همه ملت ایران با آن مخالف بودند و ملت ایران نمى‌خواست آن نمایندگان در این مجلس وارد بشوند در آن کمیسیون تحقیق از روى رفاقت و از روى چیزهایى دیگر که شایسته مجلس شورای ملى نیست در اینجا عرض کنم گذشت. (امامى‌اهرى- به کمیسیون تحقیق بیش از دو پرونده ارجاع نشد) حال اجازه مى‌خواهم به آقایان عرض کنم چه چیز سبب شده است که یک همچو ماده‌اى که دولت آورده شما مى‌خواهید به قید یک فوریت در این مجلس بگذرانید و بعد اختیار بدهید به آن کمیسیونى که معلوم نیست چند نفر هستند و از چه اشخاص درست می‌شوند مقدرات ملت ایران را تعیین کند چرا؟ مگر شما وقت ندارید؟ مگر شما پول از ملت نمى‌گیرید؟ مگر شما کارى از این لازم‌تر دارید که امروز در یک کارى که این آقا مى‌گوید که اصلاحات مملکت بسته به آن است یک چند روزى صرف وقت بکنید و آن را به کمیسیون بفرستید کمیسیون تحقیقات خود را بکند نظامنامه را بنویسد و کمیسیون در آن نظامنامه نظریات خودش را بدهد و بیاورند به مجلس ما نمایندگان مجلس شورای ملى در اینجا نسبت به آن نظامنامه و این ماده اظهار‌نظر بکنیم و این ماده اگر به صلاح مملکت بود بگذرد و الا چه دیکتاتورى از این بالاتر چه خلاف قانونى از این بالاتر چه پشت‌پایى به اصول دموکراسى‌ زدن از این بالاتر که این مرد بیاید اینجا از مجلس تقاضا بکند که اگر سازمان را درست نکنید من هیچ کارى نمى‌توانم بکنم، چرا؟ امروز همان طور که یکى از نمایندگان اینجا اظهار کرد باید براى مردم کار تهیه کرد باید به مردم نان داد باید مردم را راضى کرد شما ببینید عدم رضایت مردم از چیست؟ مردم آمده‌اند به شما عریضه نوشته‌اند که ما سازمان نداریم؟ کى به شما همچو چیزى نوشته است؟ مردم آمده‌اند به شما گفته‌اند شما در انتخابات ما دخالت نکنید بگذارید ما نمایندگان خودمان را انتخاب بکنیم که آنها در محل به امور محلى علاقمند باشند اینها حرف مردم است روزنامه‌نویس آمده است گفته است که شما چرا اصلاحات نمى‌کنید، مى‌گوید آقا مرا توقیف نکنید روزنامه مرا توقیف نکنید مرا حبس نکنید بگذارید من بگویم کى دزدى مى‌کند وقتی که روزنامه‌اى به شما نسبتى می‌دهد توقیف می‌کنید این مملکت به خدا قسم است اصلاح نمی‌شود محال است، مردم در این مملکت از حکومت‌هایى که در سر تا سر این مملکت هست متنفرند مردم نمى‌توانند در مصالح خودشان در چیزهایى که به آنها داده می‌شود شکایت بکنند خود من چندین کاغذ شکایت از شما دارم که اینها جرئت نکردند امضا بکنند و من چون به کاغذهاى بى‌امضا ترتیب اثر نمى‌دهم و شما هم خواهید فرمود که این جعل است اگر درست بگویند مى‌گویید حرف نزنید اما کیست که در این مملکت بتواند با رزم‌آرا مبارزه کند، آن بیچاره بدبخت باید دم فرو بندد و از بدبختى با رزم‌آرا حرف نزنند اگر رزم‌آرا را هم ببینید مجبور است از او اظهار رضایت بکند عرض کنم این نقشه شما نقشه کمیسیون سه جانبى است که دولت آمریکا و انگلیس در دوره چهاردهم پیشنهاد کردند و چون دولت شوروى با این نقشه موافقت نکرد، نمایندگان هم با آن مخالفت کردیم قریب بیست نفر از نمایندگان که عده‌اى در اینجا حاضر هستند رفتیم وزارت خارجه مخالفت کردیم این نقشه عملى نشد، موضوع این بود که در دوره‏ چهاردهم وقتی که من به مجلس آمدم دیدم که کمیسیون خارجه مجلس با یک اکثریت زیادى مرا انتخاب کرد. من هیچ‌وقت مایل نبودم که در هیچ کمیسیونى وارد بشوم و منت از یک نفر از همکارانم براى یک رأى بکشم از عضویت کمیسیون خارجه خواستم استعفا کنم آمدند .. (یکی از نمایندگان- بلندتر بفرمایید) بنده آزاد هستم مقیدم بچسبم به بلند‌گو. این بلند‌گو مرا آزاد نمى‌گذارد. آمدند مرا در کمیسیون خارجه با یک اکثریت زیادى انتخاب کردند، من گفتم که من عضو کمیسیون نمی‌شوم، گفتند نه ابداً چطور می‌شود شما نشوید؟ گفتند اگر یک لایحه خارجى‌ها بیاورند ملاحظه شما را می‌کنند و نمى‌آورند، حتماً باید عضو کمیسیون بشوید تا این دوره از آوردن بعضى لوایح مضره جلوگیرى شود خوب حالا حرفى است یک همچو حرفى نمى‌زدند. این تشخیص را ندانستم از کجا دادند ولى گفتم این کار را اگر قبول نکنم مى‌گویند دکتر مصدق منفى‌باف است. بنده قبول کردم و در غیاب بنده بنده را به ریاست انتخاب کردند، باز هم قبول کردم، شش ماه اول شش ماه دوم و شش ماه سوم بنده را به عضویت انتخاب کردند و هم به ریاست. ولى 6 ماه چهارم دیدم من آرایم کم شد و به ریاست هم انتخاب نشدم گفتم که مکن چه خیانتى چه جنایتى چه کارى کردم که حالا آرای بعضى از نمایندگان از من منحرف شده است من در این باب فکر کردم چیزى به خاطرم نرسید تا این که یک روزى منزل بودم دیدم که دعوتى کمیسیون کرده که در ساعت دو سه بعد از ظهر که کمیسیون تشکیل می‌شود حاضر شوید در صورتی که اگر من مى‌بایست در این کمیسون حاضر شوم اقلاً بایستى یک روز قبل اطلاع بدهند نه این که سه ساعت پیش نباشم، شاید سرم درد کند و حاضر نشوم ما آمدیم در این کمیسیون آقاى نجم‌الملک وزیر خارجه بودند. حالا در روزنامه‌هاى تهران نوشته‌اند که کمیسیون سه جانبى کیست این حرف‌ها چیست همه بی‌خبر و همه متوجه این هستند که بفهمند این قضیه چیست از کجا آمده من در کمیسیون به آقاى وزیر امور خارجه گفتم که این کمیسیون سه جانبى چه پیشنهادى کرده گفتند که خیر پیشنهادى نکرده و یک کاغذى بدون امضا داده و ما هم یک جوابى بدون امضا نوشتیم و امضا هم نکردیم گفتم آقا کى داده این یادداشت را گفتند که سفارت شوروى نیاورده است این که کمیسون 3 جانبى نیست کمیسیون دو جانبى است گفتند آن هم بعد خواهد داد این گذشت یک عده از نمایندگان پشت در بودند کمیسیون خارجه همین اطاق کوچک بود آنها همه منتظر بودند که بنده از کمیسیون سه جانبى بیرون بروم و از بنده توضیح بخواهند که این کمیسیون سه جانبی چیست من از کمیسیون خارج شدم و پرسیدند همین مطالب را گفتم و اینها هم رفتند و در روزنامه‌ها آن چه را که بنده گفتم به همین تقریر نوشتند

+++

پنجشنبه خوب خاطرم هست آن روز پنجشنبه بود، من دیدم نمى‌توانم تحمل بکنم که پیشنهاد کمیسیون سه جانبه یک روز بیاید در مجلس مطرح بشود و من نمی‌توانم از مملکت دفاع نمایم.

چه بکنم چه نکنم بنده به آقای سید‌ محمد‌صادق طباطبایى تلفن کردم که آقاى طباطبایى شما یک کمیسیونى از بیست نفر تشکیل بدهید که اینها روز شنبه ساعت 6 بعد از ظهر بیایند در مجلس و بنده سؤالاتى براى این کمسیون سه جانبى دارم و باید بکنم. ایشان اقدام کردند روز شنبه خاطرم هست که مجلس ختمى در مسجد شاه بود. یکى از علمای بزرگ فوت کرده بود که دولت براى او ختم گذاشته بود آقاى طباطبایى پهلوى من نشسته بودند و گفتند آقاى حکیمى می‌فرمایند که من در مجلس نخواهم آمد. بعد آقاى حکیمى آمدند از جلوى ما بگذرند من دیدم که لجاجت بکنم که ایشان بیایند در مجلس یا ما برویم در وزارت خارجه این برخلاف مصلحت است گفتم که به آقاى حکیمى بگویید برویم به وزارت خارجه 6 بعد از ظهر بنده آمدم و نمایندگان را برداشتم و گمان می‌کنم جناب آقاى رفیع، آقاى ملک‌مدنى، یک عده‌اى حاضرند (تیمورتاش- بنده هم بودم) حضرتعالى هم بودید بیست نفر بودند مقصودم این بود که بگویم شاهد دارم در حضور آقایان رفتیم آقا شما با این کمیسیون سه جانبى موافقید یا مخالف؟ گفتند من عقیده خودم را در مجلس اظهار می‌کنم. گفتم حالا این یادداشتى را که داده‌اند آن یادداشت چیست؟ گفتند که من نمى‌توانم آن یادداشت را بدهم از شما هم گله‌مندم که چرا حرف‌هاى کمیسیون خارجه را به روزنامه‌ها داده‌اید؟ من گفتم آقا این کار مملکت است کار ملت است این کار محرمانه نیست باید مردم بفهمند که در این لایحه مقدرات‌شان چه می‌شود مردم باید ذینفع باشند فکر کنند، اظهار عقیده کنند روزنامه‌ها عیب و نقص را بنویسند و تأیید بکنند این عیب نیست که من به روزنامه دادم. بعد که خیلى اصرار کردیم آقاى حکیمى متن فارسى آن پیشنهاد سه جانبى که در جیب‌شان بود، درآوردند گفتند که این است پیشنهادى که متفقین داده‌اند، آنچه به خاطر دارم این پیشنهاد یازده ماده بود که چون قدغن شده بود که ما رونوشتنى از آن برداریم من آنجا به آقاى مهندس فریو گفتم که دو سه ماه ماده آن را حفظ کنند من احتیاج به آنها دارم، ایشان هم از بر کردند دو سه ماده را و بعد از این که این ورقه در آمد به جناب آقاى نجم‌الملک گفتم آقاى وزیر خارجه شما عقیده خودتان را در باب این لایحه اظهار کنید گفتند که عقیده من در مجلس گفته خواهد شد. مخصوصاً جناب آقاى ملک‌مدنى اصرار کردند که شما وزیر خارجه هستید باید عقیده خودتان را اظهار کنید. ایشان باز هم امتناع کردند. من گفتم که خوب آقاى نخست وزیر شما نظرتان چیست؟ آقاى حکیمى واقعاً مرد خوبی است ایشان گفتند که عقیده مرا می‌خواهند من با این لایحه مخالفم. گفتم به به احسنت احسنت آقا چیزى که می‌خواستیم از این وزارت خارجه تحصیل کردیم گفتم خوب حالا که شما مخالفید چه خواهید کرد؟ گفتند که چه مى‌فرمایید بکنم؟ گفتم که متفقین آمده‌اند یک ورقه‌اى به شما داده‌اند پروژه‌اى داده‌اند پیشنهاد را به شما داده‌اند و شما هم یک کنتور پروژه داده‌اید یعنى آن ورقه‌اى را که متن فارسى بود دیدم که پهلوى نماینده سه دولت علامت صلیبى گذاشته شده و در حاشیه نوشته‌اند دو نفر هم از ایران خواهد بود بنده گفتم این چیست؟ مى‌خواهند سرمان را ببرند و مى‌گویند که دو نفر هم از ایران باشد این چه معنى دارد؟ من به آقاى حکیمى گفتم آقا دولى آمدند به شما پیشنهاد کردند که این نظریات اجرا شود شما هم آمدید. کنتور پروژه یعنى لایحه متقابل داده‌اید، این است که اگر سفرایى که این پیشنهاد را داده‌اند آمدند و گفتند ما پیشنهاد متقابل شما را قبول کردیم دو نفر هم از ایران باشد چه می‌فرمایید؟ این که نمى‌شود رئیس دولتى که یک پیشنهاد متقابل می‌دهد، وقتی که مخالف باشد باید استعفا بدهد، معمول همه دنیا این است یک دولتى که با یک چیزى موافقت نمود و بعد مخالف شد آن دولت می‌رود، براى این که مرد دیگرى بیاید بگوید من مخالفم، نه این که همان مرد یک مرتبه بگوید موافقم و مرتبه دیگر بگوید من مخالفم. گفتم شما بروید استعفا بدهید و یک نفر دیگر بیاید جاى شما، این مخالفت را بکند، گفتند که شما از نمایندگى مجلس چرا استعفا نمى‌دهید؟ گفتم آقا این چه ربطى به آن دارد؟ گفت نه، هر وقت شما از نمایندگى استعفا بدهید من از نخست وزیرى استعفا می‌دهم گفتم که خوب بنده با این آقا دیگر کارى ندارم همین که آقاى نخست وزیر گفتند که با این لایحه مخالفند کار تمام است ما پنبه این لایحه را در مجلس خواهیم زد.

رئیس- آقاى دکتر مصدق بیش از یک ساعت نمی‌شود صحبت کرد.

دکتر مصدق- چه مانعى داردآقا 10 ساعت باشد.

رئیس- نمی‌شود آقا در مخالفت با یک فوریت که سهل است در هیچ موردى بیش از یک ساعت صحبت شود.

مکى- مجلس اجازه داده آقا.

دکتر مصدق- بگذارید آقا .. عرایض اساسى بنده که باید در این آخر بگویم و قضایاى حیاتى مملکت است مانده می‌خواهید اجازه بدهید. می‌خواهید ندهید. ملت این پولى که می‌دهد که برخلاف مصالح مملکت رفتار نکنید.

یکى از نمایندگان -در فوریت فقط مخالف صحبت می‌کند.

رئیس- وقتی که فوریت مطرح است یک نفر مخالف صحبت می‌کند و بعد رأى گرفته می‌شود. پیشنهادى رسیده است که می‌بایستى با ورقه رأى گرفته شود. پیشنهاد قرائت می‌شود (به شرح زیر قرائت شد)

پیشنهاد می‌کنیم که نسبت به فوریت اول لایحه رأى با ورقه گرفته شود حائرى‌زاده- نریمان- الله‌یار صالح- مکى- دکتر شایگان- آزاد- دکتر بقایى‏

جمال امامى- نسبت به فوریت نمی‌شود با ورقه رأى گرفت.‏

مکى- چرا می‌شود.

رئیس- وقتی که چند نفر تقاضا کردند باید با ورقه رأى گرفته شود. البته وقتی که به فوریت رأى داده شد به کمیسیون می‌رود براى طبع و نشر حالا اخذ رأى به عمل مى‌آید عده حاضر 86 نفر است.

( اخذ رأى در محل نطق تحت نظر سه نفر آقایان منشیان به عمل آمده و اسامى آقایان به شرح ذیل قرائت و رأى دادند )

آقایان: اردلان- عبدالحسین مجتهدى- آشتیانى‌زاده- دکتر مجتهدى- پالیزى- کشاورزصدر- جواد مسعودى- قاسم فولادوند- دکتر طبا- حکیمى- دولتشاهى- صدرى- حائری‌زاده- محمودى- بقایى- جمال امامى- نورالدین امامى- سرتیپ‌زاده- وهاب‌زاده- گنجه- نبوى- سنندجى- گنابادى

+++

دکتر شایگان- پناهى- فتح‌على افشار- امامى‌اهرى- مکى- دکتر مصدق- آزاد- مکرم- ارباب- بوداغیان- افشارصادقى- بهادرى- ثقت‌الاسلامى- سلطان‌العلما - اقبال- پیراسته- ابتهاج- اسلامى- گودرزى- ملک‌مدنى- عزیز‌اعظم زنگنه- حمیدیه- رضوى شیرازى- نریمان- صالح- ناظرزاده- سود‌آور- دکتر نبوى- موسوى- عباسى- آصف- فقیه‌زاده- قرشى- بزرگ‌نیا- قبادیان- صفایى- دکتر کاسمى- خاکباز- ظفرى- غضنفرى- گرگانى- امیرى قراگوزلو- دکتر علوى- رفیع- شکرایى- کهبد- عامرى- مخبر فرهمند- دکتر طاهرى- دکتر کیان- قهرمان- معین‌زاده- ارباب گیو- کوراوغلى هراتى- مرتضى حکمت- دکتر برال- غلامرضا فولادوند- خسرو قشقایى- محمد‌على مسعودى- صدرزاده‏

( شماره آرای به عمل آمده نتیجه به این قرار بود.)

ورقه سفید 73- ورقه کبود 8- ورقه سفید بى‌اسم 3

رئیس- عده حاضر 86 با اکثریت 73 رأى موافق فوریت تصویب شد. لایحه به کمیسیون کشور ارجاع می‌شود.

اسامى موافقین- آقایان: مهدى صدرزاده- رضوى- محمد قرشى- علی‌محمد غضنفرى- سنندجى- رفیع- خسرو قشقایى- دکتر موسى برال- محمد‌على مسعودى- محمد‌رضا آصف- هراتى- دولت‌آبادى- قبادیان- میرمجید موسوى- صمد سود‌آور- فولادوند- فقیه‌زاده- مهدى ارباب- امامى‌اهرى- محمود محمودى- دکتر احمد نبوى- ناصر‌قلى اردلان- موسى گودرزى- فتح‌على افشار- جمال امامى- نورالدین امامى- موسى ثقت‌الاسلامى- دکتر طاهرى- محسن گنابادى- ابوالفتح دولتشاهى- سید مهدى پیراسته- محسن افشارصادقى- حسن مکرم- آرام بوداغیان- ارباب گیو- ابوالفتح قهرمان- جواد گنجه- سرتیپ‌زاده- دکتر کیان- جواد مسعودى- فرهمند- دکتر حسن علوى- حسین خاکباز- علی بزرگ‌نیا- ظفرالسلطان- دکتر کاسمى- عباسى- حسین کوراوغلى- یوسف- شکرایى- على‌محمد دهقان- دکتر مجتهدى- دکتر طبا- صفایى- ناظرزاده- ناصر صدرى- عبدالحسین مجتهدى- مرتضى حکمت- حبیب پناهى- بهادرى- امیرى قراگوزلو- جواد عامرى- اقبال- اسلامى- ابتهاج- احد وهاب‌زاده- پالیزى- سلطان‌العلما ملک‌مدنى- محمد گرگانى- فولادوند.

اسامى مخالفین آقایان: حسین مکى- نریمان- دکتر بقایى- دکتر مصدق- دکتر شایگان- حائری‌زاده- الله‌یار صالح- عبدالقدیر آزاد

ورقه سفید علامت امتناع- 3 برگ‏

5-تقاضاى آقاى وزیر کشاورزى راجع به تعقیب شور چند فقره لوایح دوره پانزدهم وزارت کشاورزى‏

رئیس- آقاى وزیر کشاورزى فرمایشى دارید؟ بفرمایید.

وزیر کشاورزى- (آقاى مهدوى) چند لایحه در دوره گذشته تقدیم مجلس شوراى ملى شده بود که چون دوره مجلس خاتمه پیدا کرد طرح و تصویب نشد، بنده صورت آنها را تقدیم به مقام ریاست می‌کنم و تقاضاى طرح و تصویب آنها را دارم.

رئیس- به کمیسیون مربوطه فرستاده می‌شود.

6-تعیین موقع و دستور جلسه بعد- ختم جلسه‏

رئیس- جلسه را ختم می‌کنیم جلسه آینده روز یکشنبه خواهد بود ساعت 9، دستور بودجه مجلس و یک لایحه دیگر

(مجلس نیم ساعت بعد از ظهر ختم شد)

رئیس مجلس شوراى ملى- رضا حکمت‏

+++

یادداشت ها
Parameter:294565!model&5137 -LayoutId:5137 LayoutNameالگوی متنی کل و اخبار(مشروح مذاکرات)