کتابخانه، موزه و مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی


صفحه اصلی » مشروح مذاکرات » مشروح مذاکرات مجلس ملی » دوره نهم مجلس ملی

0.0 (0)
مشروح مذاکرات مجلس شورای ملى، دوره ‏9
[1396/05/07]

جلسه: 46 صورت مشروح مجلس روز پنجشنبه 18 آبان‌ماه 1312 (19 رجب 1352(  

فهرست مذاکرات:

1ـ تصویب صورت‌مجلس.

2ـ طرح و تصویب لایحه خرید لکوموتیو و واگن.

شور و تصویب لایحه اعتبار ساختمانى طرق.

4ـ معرفى معاون وزارت پست و تلگراف و تلفن.

5ـ شور و تصویب لایحه تعیین تکلیف مخارج و عواید راه‌آهن و مؤسسه کشتى‌رانى آذربایجان و خط زاهدان.

شور اول لایحه اصلاح مالیات بر عایدات.

7ـ تقدیم سه فقره لایحه از طرف کفیل وزارت معارف.

8ـ بقیه شور لایحه اصلاح مالیات بر عایدات.

9ـ موقع و دستور جلسه بعد.

مشروح مذاکرات مجلس شورای ملى، دوره ‏9

جلسه: 46

صورت مشروح مجلس روز پنجشنبه 18 آبان‌ماه 1312 (19 رجب 1352(

فهرست مذاکرات:

1ـ تصویب صورت‌مجلس.

2ـ طرح و تصویب لایحه خرید لکوموتیو و واگن.

شور و تصویب لایحه اعتبار ساختمانى طرق.

4ـ معرفى معاون وزارت پست و تلگراف و تلفن.

5ـ شور و تصویب لایحه تعیین تکلیف مخارج و عواید راه‌آهن و مؤسسه کشتى‌رانى آذربایجان و خط زاهدان.

شور اول لایحه اصلاح مالیات بر عایدات.

7ـ تقدیم سه فقره لایحه از طرف کفیل وزارت معارف.

8ـ بقیه شور لایحه اصلاح مالیات بر عایدات.

9ـ موقع و دستور جلسه بعد.

(مجلس دو ساعت قبل از ظهر به ریاست آقاى دادگر تشکیل گردید.)

صورت‌مجلس روز یکشنبه چهاردهم آبان ماه را آقاى مؤید احمدى (منشى) قرائت نمودند.

اسامی غائبین جلسه گذشته که ضمن صورت مجلس خوانده شده:

غائبین بی‌اجازه- آقایان: دبیرسهرابی. خواجوی. رهنما. محلوجی. نواب یزدی. اعظم زنگنه. امیرتیمور. اقبال. یونس آقا وهاب‌زاده. کورس. محسن آقا مهدوی. پازسا. بیات ماکو

دیرآمدگان بی‌اجازه- آقایان: اسدی. افخمی. اسفندیاری. دکتر ادهم. مسعود ثابتی. قوام. همراز. دکتر لقمان

1ـ تصویب صورت‌مجلس]

رئیسـ در صورت‌مجلس نظرى نیست (گفته شد ـ خیر) صورت‌مجلس تصویب شد.

2ـ شور و تصویب لایحه اعتبار خرید لکومتیو و واگن‏

رئیسـ خبر کمیسیون بودجه راجع‌به پرداخت مخارج راه‌آهن مطرح است.

وزیر طرق (آقاى منصور)ـ اگر اجازه می‌فرمایید لایحه اضافه اعتبار طرق مقدم باشد. جزو همین سه لایحه است که تقدیم کرده بودم.

رئیسـ فعلاً لایحه راجع‌به لکومتیو را طرح می‌کنیم تا بعد آن لایحه را هم می‌رسیم.

خبر کمیسیون: لایحه وزارت طرق تحت نمره 15109 راجع‌به تقاضاى مبلغى اعتبار از محل وجوه انحصار قند و چاى براى خریدارى لکوموتیو و واگن در کمیسیون بودجه مورد شور واقع و بالاخره با پیشنهاد دولت موافقت و اینک خبر آن تقدیم می‌شود.

ماده واحدهـ به وزارت مالیه اجازه داده می‌شود معادل مبلغ یک صد و پنجاه هزار لیره از وجوه انحصار قند و شکر و چاى براى خریدارى واگن و لکوموتیو و اشیاء لازمه تعمیرات واگن و لکوموتیوهاى فعلى راه‌آهن به اختیار وزارت طرق بگذارد.

+++

رئیسـ ماده واحده مطرح است. آقاى روحى.

روحىـ عرضى ندارم.

رئیسـ اشکالى ندارد؟ (گفته شد ـ خیر) موافقین ورقه سفید خواهند داد. (اخذ آراء به عمل آمده 84 ورقه سفید تعداد شد.)

رئیسـ عده حاضر در موقع اعلام رأى 99 نفر به اکثریت 84 رأى تصویب شد.

اسامی رأی دهندگان- آقایان: کازرونیان. کاشف. دکتر شیخ. قوام. میرزا یانس. معدل. دکتر قزل ایاغ. لاریجانی. سلطانی شیخ‌الاسلامی. علوی سبزواری. طالش خان. دکتر بهرامی. منصف. موید احمدی. ثقة‌الاسلامی. حاج محمدرضا بهبهانی. مسعود ثابتی. دکتر ضیاء. فزونی. کازرونی. پورسرتیپ. مقدم. مژدهی. حیدری. ایزدی. احتشام‌زاده. هدایت. دربانی. لیقوانی. سید محمدتقی طباطبایی. خواجوی. شاهرودی. میرزا موسی خان مرآت. حاج غلامحسین ملک. کمالی. مخبر فرهمند. شیرازی. دبستانی. دکتر ملک‌زاده. بیات. نیک‌پور. دکتر احتشام. محیط. بهبهانی. طباطبایی دیبا. روحی. مسعودی خراسانی. شریفی. دکتر سمیعی. حسنعلی میرزا دولتشاهی. اسدی. افسر. اورنگ. میرزایی. سهرابخان ساگینیان. مجدضیایی. صفاری. دبیر سهرابی. رهبری. میرزا علیخان وکیلی. پناهی. امامی . معتصم سنک. دکتر امیراعلم. مولوی. اسعد. اعتبار. تربیت. موید قوامی. سید کاظم یزدی. حاج میرزا حسین خان فاطمی. دادور. اسکندری. بنکدار. ملکزاده. ملکزاده آملی. دکتر سنک. حبیبی. فهیمی. بختیار. افشار. فتوحی. حاج تقی آقا وهاب‌زاده. هزار جریبی. دکتر لقمان. نمازی

3- شور و تصویب لایحه اضافه اعتبار ساختمان طرق

رئیسـ خبر کمیسیون بودجه راجع‌به لایحه اعتبار طرق مطرح است.

خبر کمیسیون: لایحه نمره 15111 ر 16914 دولت راجع ‌به تقاضاى اعتبار مبلغى معادل 7850000 ریال از محل وجوه ذخیره مملکتى براى مصارف ساختمانى طرق در هذه‌السنه 1312 در کمیسیون بودجه مطرح با توضیحاتی که آقاى وزیر طرق بیان و لزوم آن را خاطرنشان نمودند کمیسیون بودجه را پیشنهاد دولت موافقت و علیهذا ماده واحده پیشنهادى را عیناً به مجلس شوراى ملى پیشنهاد می‌نماید.

رئیسـ عین ماده واحده پیشنهادى دولت قرائت می‌شود:

ماده واحدهـ وزارت مالیه مجاز است از وجوه ذخیره مملکتى مبلغ 7850000 ریال براى مصارف ساختمانى طرق در سال 1312 به وزارت طرق بپردازد.

رئیسـ اشکالى ندارد؟ آقاى مؤید احمدى.

مؤید احمدىـ البته هر چه براى طرق تصویب شود همه ما موافق هستیم به علت این که راه‌هاى مملکت اتومبیل‌رو و کامیون‌رو می‌شود و وسایل تسهیل براى اقتصادیات و تجارت فراهم می‌شود و از همه جهت نافع است و البته نقشه خرج این مبلغ را وزارت طرق در نظر گرفته‌اند لکن بنده فقط در این موقع خواستم تذکرى به آقاى وزیر طرق عرض کنم چون شرفیاب شدم و در این موضوع هم با ایشان مذاکره کردم که اگر بتوانند در نقشه امسال از این راه را در نظر بگیرند چون یک راه تجارتى است و خیلى نافع و این راه اتصال خراسان است به کرمان به علت این که راه بندرعباس شوسه شده است و کامیون‌ها از بندرعباس به کرمان مى‌آید لکن از کرمان به خراسان راه اتومبیل‌رو ندارد و البته آقایان وکلاى خراسان خوب متوجه این نکته هستند که در سابق که راه زاهدان نبود و آن راه‌آهن میرجاوه و اینها کشیده نشده بود تمام وسیله تجارت بین خراسان و بندرعباس همین راه بود منتهى با شتر و قاطر و اینها بود از راه لوت می‌رفت بعد از آن که این راه پیدا شد البته راه بندرعباس متروک شد و البته دهات و قصبات و بلوکات که در بین راه خراسان و کرمان واقع شده‌اند و از این عبور و مرور استفاده‌هاى زیادى می‌کردند به کلى از میان رفتند و به علاوه این راه چندان خرجى ندارد یک مرتبه است که یک خرج خیلى گزافى است ولى این چنان خرج گزافى نیست عجالتاً دو طریق را در نظر گرفته‌اند و بنده هم به وزارت طرق رفتم و مذاکره کردم یکى راهى است که از مشهد می‌آید به فردوس تقریباً شصت فرسخ است و این شوسه است آن وقت از آنجا مى‌آید به راور کرمان و از راور هم تا کرمان سى فرسخ است یک لوت هم فاصله است فقط خرجى که این راه دارد فقط از کرمان تا راور که البته خرجش زیادتر است و این چند روز هم بنده اطلاع دارم یعنى در سال گذشته یکى دو تا اتومبیل رفته‌اند از این راه و ممکن است

+++

با یک مبلغ جزئى راه بین راور و کرمان مفتوح شود آن وقت از آنجا اتصالش به فردوس چندان اشکالى ندارد الان فرض بفرمایید از کرمان تا طهران دویست و دوازده فرسخ است از اینجا تا خراسان صد و چهل فرسخ است یک نفر می‌خواهد با کامیون از کرمان برود به خراسان باید سیصد و پنجاه فرسخ را طى کند در حالى که آن راه صد و چهل فرسخ است و شصت فرسخ آن هم شوسه است اگر این قسمت را شوسه بکنند اولاً خراسان را متصل می‌کند به دریاى آزاد و ثانیاً راه تجارتى نزدیکى است که افتتاح می‌شود این یک نقشه است و یک نقشه هم که در وزارت طرق هست و مبلغى خرج کرده‌اند در این راه راهى است که از طرف بیرجند به شهداد آمده و از شهداد از راه سیرج مى‌آید به کرمان و تا به حال وزارت طرق مبالغى هم در راه سیرج که بین شهر کرمان و شهداد است خرج کرده و این راه‌ها همین طور به اصطلاح ابتر مانده و به هم متصل نشده است بنده خواستم در اینجا از موقع استفاده کنم و از آقاى وزیر طرق استدعا کنم که اگر ممکن است از این اعتبار امسال مبلغى خرج افتتاح این راه بکنند.

وزیر طرقـ این راهى که فرمودند البته راه مهم و مفیدى است و در نظر ما هم هست و چنانچه خودشان هم فرمودند مشغول مطالعه در نقشه‌جاتش هستیم که ببینیم از این خطوط مختلفه کدام یکى بهتر است و البته راهى که بهتر و با صرفه‌تر باشد اتخاذ می‌کنیم و البته نقشه‌اش که قطعى شد اقدام می‌کنیم حالا اگر به امسال نرسد حتماً در سال آینده اقدام می‌شود.

رئیسـ اشکال دیگرى نیست. موافقین ورقه سفید خواهندبود. (اخذ آراء به عمل آمده 77 ورقه سفید تعداد شد.)

رئیسـ عده حاضر در موقع اعلام رأى 94 نفر به اکثریت 77 رأى تصویب شد.

اسامی موافقین- آقایان: خواجوی. دکتر قزل ایاغ. دادور. اورنگ. بهبهانی. میرزا موسی خان مرآت. سهرابخان ساگینیان. قوام. میرزایی. اسدی. دکتر شیخ. لاریجانی. دکتر امیراعلم. دکتر احتشام. هزار جریبی. دکتر ادهم. لیقوانی. مسعودی خراسانی. شریفی. دکتر بهرامی. علوی سبزواری. کاشف. احتشام‌زاده. جراجانی. منصف. طباطبایی دیبا. حاج تقی آقا وهاب‌زاده. مقدم. بختیار. حسنعلی میرزا دولتشاهی. ثقة‌الاسلامی. فزونی. فهیمی. سید کاظم یزدی. حیدری. محیط. افسر. حاج غلامحسین ملک. موید قوامی. مصدق. جهانشاهی. دکتر ضیاء. دکتر ملک‌زاده. هدایت. طالش خان. رهبری. حاج محمدرضا بهبهانی. میرزا علیخان وکیلی. شاهرودی. طاهری. اسکندری. معدل. امامی. شیرازی. میرزا یانس. پناهی. دربانی. صفاری. بنکدار. حبیبی. افشار. دبیر سهرابی. مخبر فرهمند. دکتر لقمان. دبستانی. موید احمدی. دهستانی. مولوی. حاج میرزا حسینخان. فاطمی. معتصم سنک. مژدهی. دکتر سنک. دکتر سمیعی. کمالی. پورسرتیپ . نیک‌پور. نوبخت

4- معرفى معاون وزارت پست و تلگراف و تلفن

رئیسـ آقاى وزیر پست و تلگراف.

وزیر پست و تلگراف (آقاى دولتشاهى)ـ آقاى میرزا سید محمد خان رضوى را به معاونت وزارت پست و تلگراف و تلفن به مجلس مقدس معرفى می‌کنم.

5- شور و تصویب تعیین تکلیف مخارج راه‌آهن و کشتى‌رانى آذربایجان]

رئیسـ خبر کمیسیون بودجه راجع‌به اجازه پرداخت مخارج راه‌آهن و کشتى‌رانى آذربایجان قرائت می‌شود.

خبر کمسیون: کمیسیون بودجه با حضور آقاى وزیر طرق لایحه نمره 15275 دولت راجع‌به مخارج مؤسسه راه‌آهن و کشتى‌رانى آذربایجان را مطرح و تحت شور و مداقه قرار داده نظر به توضیحاتى که آقاى وزیر بیان و بالاخص نظریه اخیر دولت را در خصوص کلیه راه‌آهن‌هاى مملکت خاطرنشان و اظهار نمودند تصمیم گرفته شده عایدات و مخارج کلیه راه‌آهن‌هاى ایران در حساب مخصوص گذارده شده و با شرایطى مخارج آنها از محل همان عایدات مصرف شود که اولاً صرفه‌جویی‌هاى در کار و مخارج ایجاد و ثانیاً احتیاج دولت براى خواستن اعتبارات تا اندازه‌اى مرتفع شود کمیسیون بودجه با نظریه دولت موافقت و نظر به این که لایحه پیشنهادى فقط شامل راه‌آهن و کشتى‌رانى آذربایجان بود و نسبت به خط زاهدان اشاره‌اى نشده بود آقاى وزیر طرق ماده واحده ذیل را از طرف دولت به جاى مواد پیشنهادى سابق پیشنهاد و کمیسیون هم موافقت نموده

+++

و اینک براى تصویب مجس شوراى ملى خبر آن را تقدیم می‌دارد.

ماده واحده - به وزارت مالیه اجازه داده می‌شود مخارج بهره‌بردارى قسمت‌هاى راه‌آهن و کشتى‌رانى آذربایجان و مصارف خط زاهدان را بر طبق بودجه‌اى که هر سال به تناسب احتیاجات آن قسمت‌ها تنظیم می‌شود از عایدات قسمت‌هاى مزبور به وزارت طرق بپردازد و هر گاه عایدات هر قسمت نسبت به مخارج آن کسر باشد از وجوه انحصار قند و شکر پرداخته به حساب قرض آن قسمت منظور دارد و در صورت اضافه به جمع عایدات قند و شکر و چاى وارد نماید.

تبصره 1ـ ترتیب محاسبات قسمت‌هاى بهره‌بردارى شمال و جنوب و آذربایجان و مخارج خط زاهدان از اول سال 1312 مطابق مقررات این ماده معمول گردیده و مبلغ پانصد هزار ریال که به موجب قانون مصوب 2 مهر ماه 1312 از محل صرفه‌جویى بودجه کل مملکتى به راه‌آهن و کشتى‌رانى آذربایجان قرض داده شده مسترد و مبلغ 1303200 ریال دینى که مؤسسه راه‌آهن و کشتى‌رانى آذربایجان به عایدات مالیات راه دارد پس داده می‌شود.

تبصره 2ـ قسمتى از ماده 23 قانون متمم بودجه 1312 مملکتى که مربوط به راه‌آهن آذربایجان است و همچنین ماده 30 قانون مزبور و قانون استقراض 500000 ریال مصوب 2 مهر ماه 1312 که اصطکاک با این قانون دارد ملغى می‌شود.

رئیسـ ماده واحده مطرح است. آقاى طباطبایى دیبا.

طباطبایی دیبا ـ توضیحاتى که آقاى وزیر طرق در کمیسیون بودجه دادند البته کافى بود و با اساس این لایحه هم بنده مخالفتى ندارم ولى یکى دو فقره مطلب بود که می‌خواستم اینجا تذکر بدهم چون اینجا بودجه و مخارج راه‌آهن آذربایجان ذکر شده بنده می‌خواستم تذکر بدهم که مسئله بودجه طرق مدت‌هاست مکرر در کمیسیون بودجه حتى در مجلس هم تذکر داده شده است که بودجه باید به مجلس بیاید البته خاطر محترم آقایان مسبوق است که یکى از وظایف حقیقتاً اولیه مجلس شوراى ملى رسیدگى به بودجه مملکتى است بودجه طرق که تقریباً چهار پنج میلیون تومان است هیچ وقت به مجلس نیامده مکرر هم تذکر داده شده است و یک جواب‌هایى هم فرموده‌اند که حقیقتاً قانع کننده نبوده است بنده عقیده‌ام این است که حقیقتاً کلیه بودجه‌ها مخصوصاً بودجه طرق باید به مجلس بیاید و در این لایحه هم قید شود که تنظیم و تقدیم مجلس می‌شود بودجه را که تنظیم می‌کنند عایدات و مخارج راه‌آهن را باید به مجلس بیاورند و به تصویب مجلس یا کمیسیون بودجه برسد این یک تذکر بود که بنده لازم دانستم بدهم و مجلس باید همیشه مطلع باشد از بودجه طرق چهار میلیون یا پنج میلیون مصرف می‌شود البته وظیفه مجلس این است که مطلع باشد و تصویب کند تذکر دیگر بنده این بود که اینجا ذکر می‌شود که اگر عایدات کسر شد از محل انحصار قند و شکر بپردازند این را سابقاً نظرم مى‌آید که در مجلس بنده تذکر دادم که در قانون انحصار قند و شکر و چاى تصریح شده که از آن محل قرض هم داده نشود یعنى آن محل مختص است به ساختمان راه‌آهن و چیزهایى که مربوط به راه‌آهن است و حتى قرض هم در یک ماده هست که ممنوع است و این که اینجا ذکر شده اگر عایدات کسر آمد قرض بدهند این را هم بنده معتقد نیستم یک قانونى که در مجلس می‌گذرد البته موافق یک مصالحى است مجلس یک قانونى گذرانده که مالیات قند و شکر و چاى مخصوص باشد به راه‌آهن و مؤسسات آن حتى قرض را هم ممنوع دانسته و ما نباید هر روز یک قانونى بیاوریم و بگوییم از آن محل پرداخته شود بعد هم در همین‌جا که می‌نویسد قرض داده شود معلوم نیست که این قرض کى باید پرداخته شود ممکن است راه‌آهن آذربایجان هر سال قرض داشته باشد و یک مبلغى قرض کند همین طور تا ده سال بیست سال این قرض بماند این را بنده عقیده‌ام این است که پرداخت را معلوم کنند که مدتش چه قدر باشد. عرض دیگر بنده راجع‌به این است که اینجا دو فقره قرض راه‌آهن آذربایجان داشته است که می‌نویسند این را باید مسترد کنند اگر راه‌آهن آذربایجان این دو فقره قرض را که داشته است پرداخت کند دیگر بنده عقیده‌ام این است که چیزى برایش نمی‌ماند این قرض را که رد کند آن وقت وزارت طرق مجبور است یک قرض

+++

دیگر تهیه کنند براى راه‌آهن آذربایجان اینجا دو فقره قرض است یکى پانصد هزار ریال یکى هم یک میلیون و سیصد و سه هزار و دویست ریال و اینجا اگر بنا شود راه‌آهن آذربایجان این دو فقره قرض را پرداخت کند آن وقت کسر عایدات خواهد داشت و اسباب اشکال می‌شود این است که می‌خواستم آقاى وزیر طرق در این باب یک توضیحى بدهند که در این مسئله مقصودشان چیست که خواسته‌اند قرض راه‌آهن آذربایجان امساله پرداخت شود.

وزیر طرقـ فرمایشات آقاى طباطبایى در واقع دو قسمت بود یک قسمت راجع‌به اساس اعتبارات طرق و راه‌آهن و اعتبارات سالیانه آن و یک قسمت هم راجع‌به متن لایحه که نظریاتى داشتند در قسمت اساس مطلب که راجع‌به اعتبارات طرق و راه‌آهن بود این که فرمودید بودجه‌اش را مجلس نمى‌بیند بنده تصور می‌کنم این عایدات اختصاصى که براى محل‌هاى معین مجلس تصویب می‌فرماید براى این است که دولت اجازه این خرج را دارد در حدودى که معین می‌شود به مصرف برساند خصوصاً قسمت ساختمانى که در جریان سال متصل بودجه‌اش و جزئیاتش در تغییر است این را به هیچ‌وجه نمی‌شود یک جزئیات ثابتى برایش مدون کرد مثلاً براى ساختمان طرق است با راه‌آهن است اگر ما یک بودجه به مجلس تقدیم کنیم مثل بودجه‌هاى ادارى این با ساختمان درست در نمی‌آید و لازم می‌آید که ما هر روز در مجلس یک تغییراتى تقاضا کنیم و پیشنهاد کنیم و بیش‌تر وقت را بگیرد پس وقتى که معلوم شد این اعتبار براى ساختمان راه‌آهن است البته دولت به موجب این اجازه پرگرام ساختمانى را معین می‌کند مطابق مقررات مالى و قوانین بودجه و این ترتیبات وزارت مالیه که تفتیش و نظارت و همه چیزها درش هست و عمل می‌کند این هم صرفه‌وقت براى مجلس دارد و هم مناسب‌تر است با عمل ساختمان و الّا دولت هیچ وقت نظر ندارد که بودجه را از مجلس پنهان بدارد. درباب نکاتى که راجع‌به اصل لایحه فرمودند اولاً این که فرمودید قانون انحصار قند و شکر ممنوع کرده است پرداخت وجهى را به غیر محل راه‌آهن البته این مادامى است که یک قانون دیگرى خود مجلس تصویب نکند وقتى که مجلس با یک دلایلى یک قسمت از این عایدات را می‌خواهد به محل دیگرى تخصیص بدهد و قانونش وضع می‌شود این مجوز است و اشکالى ندارد یکى دیگر راجع‌ به این قرضه است که این حساب بهره‌بردارى است اساس نظر ما راجع‌به این بهره‌بردارى این است که از عایدات هر قسمت خرج آن قسمت تأدیه شود چنانچه راجع‌به راه‌آهن و کشتى‌رانى آذربایجان همین ترتیب بود که قانون پنج ساله داشت از او حاصل می‌شد و خرج خودش می‌شد اما برمی‌خوردیم به یک نقاطى که آن عایدات کفایت نمی‌کند یک مخارج مسلم قطعى است که اگر آن را نکنیم عمل راه‌آهن می‌خوابد و راه و محل دیگرى ندارد این است که می‌گوییم اساساً باید از عایدات خودش مخارجش بشود ولى اگر کسر آمد چه بشود نمی‌شود معطل گذاشت این است که یک اصل کلى در نظر گرفتیم که اگر کسر آمد از محل عایدات قند و شکر پرداخته شود و این به حساب قرضش گذاشته شود بعد از این که عایداتش کفایت کرد آن قرض تصفیه می‌شود اگر مازاد هم داشت که به عایدات قند و شکر اضافه می‌شود و صرف ساختمان می‌شود و اما این که فرمودید چه وقت این قرض تسویه می‌شود البته می‌شود معین کرد وقتى است که عایدات کفایت کند شاید مدتى هم طول بکشد یک قروضى دارد راه‌آهن آذربایجان که فرمودید اگر پرداخت شود چیزى برایش باقى نمی‌ماند چون استفاده می‌کند راه‌آهن آذربایجان از این قانون این جزء مخارجش می‌آید بنابراین اگر محلى ندارند از این محل می‌پردازند قروض معوقه را تسویه می‌کنند تا وقتى که عایدات خودش کفایت کند و اصلاً حسابش تسویه شود.

رئیسـ آقاى ناصرى.

ناصرىـ بنده می‌خواستم پیشنهاد کنم که عبارت (به حساب قرض آن قسمت منظور دارد) در آخر ماده

+++

واحده حذف شود براى این که على‌ای‌حال حساب را نگاه خواهند داشت که بعد از پنج سال معلوم شود یک مقدار عایدات اضافه دارند فلان قدر هم قرض دارند معلوم بشود حساب قرض نگاه‌داشتن تنها کافى نیست مگر این که حساب عایدات و اضافات هر دو را داشته باشند یا این که عبارت را اصلاح کنند.

وزیر طرق ـ به عقیده ما عبارت همین طور باشد بهتر است براى این که ما می‌خواهیم یک حساب مجزایى براى هر یک از این قسمت‌ها داشته باشند البته وقتی که عایدات‌شان کافى نیست مقروض هستند و زیادتر هم که باشد البته طلبکار می‌شوند از محل عایدات قند و شکر منتهى اینجا مجوزى هست که این مازاد خرج عمومى ساختمان باشد.

جمعى از نمایندگانـ مذاکرات کافى است.

رئیسـ آقایانی که موافقت دارند ورقه سفید خواهندداد. (اخذ آراء به عمل آمده 84 ورقه سفید تعداد شد.)

رئیسـ عده حاضر در موقع اعلام رأى 93 نفر به اکثریت 85 رأى تصویب شد.

اسامی رأی دهندگان- آقایان: مسعودی خراسانی. شریفی. دادور. دکتر قزل ایاغ. شیرازی. دکتر شیخ. فهیمی. مقدم. عراقی. روحی. محیط. دهستانی. جرجانی. دکتر احتشام. لاریجانی. دکتر امیر اعلم. فرشی. رهبری. معدل. میرزا یانس. فزونی. مسعود ثابتی. حاج محمدرضا بهبهانی. طالش خان. بنکدار. ملک‌زاده آملی. آقا رضا مهدوی. موید قوامی. تربیت. مژدهی. دکتر لقمان. صفاری. شاهرودی. سهرابخان ساگینیان. پناهی. حبیبی. میرزایی. اسدی. معتصم سنک. اعتبار. میرزا موسی خان مرآت. امامی. دبستانی. افسر . سید کاظم یزدی. مصدق جهانشاهی. دکتر ملک‌زاده. باستانی. خواجوی. نمازی. کاشف. میرزا علی خان وکیلی. موید احمدی. دبیر سهرابی. علوی سبزواری. بختیار. دکتر سنک. دکتر ادهم. ثقة‌الاسلامی. اسعد. اسکندری. دربانی. فتوحی. ناصری. ایزدی. لیقوانی. دکتر بهرامی. اورنگ. افشار. حاج تقی آقا وهاب‌زاده. منصف. مجد ضیایی. هدایت. طباطبایی دیبا. امیر‌ابراهیمی. پورسرتیپ. هزار جریبی. حیدری. قوام. نوبخت. بهبهانی. دکتر سمیعی. کازورنی. نیک‌پور

6- شور اول لایحه اصلاح قانون مالیات بر عایدات

رئیسـ لایحه مالیات بر عایدات مطرح است. چون مفصل است و طبع شده قرائت لایحه محل احتایج نیست.

اورنگـ خیر لازم نیست.

رئیسـ بعد هم ماده به ماده خوانده می‌شود. مذاکره در کلیات است آقاى فهیمى.

فهیمىـ موافقم.

رئیسـ آقاى مؤید احمدى.

مؤید احمدىـ به عقیده بنده عادلانه‌ترین مالیات، مالیاتى است که از عایدات شخص گرفته می‌شود برحسب قاعده وقتى بنده در یک مملکتى زندگانى می‌کنم و دولت وسایل امنیت و آسایش و حفظ‌الصحه بنده را فراهم می‌کند البته عایداتی که می‌برم باید یک مبلغى به دولت بدهم که دولت بتواند از آن مبلغ مخارج مملکت را ادا کند به نظر بنده عادلانه‌ترین مالیات، مالیات بر عایدات است لکن بنده دو سه نکته بود چون این لایحه را دیشب مطالعه کردم در کلیات می‌خواستم یک موضوعاتى را عرض کنم و بعد به مواد که می‌رسیم عقاید خودم را پیشنهاد بکنم پس به طور کلى و از حیث کلى این را تصدیق می‌کنم که عادلترین مالیات وضع مالیات بر عایدات است این شبهه ندارد لکن از طرفى اگر چه بنده بر حسب اطلاع خارجى که دارم آقاى وزیر مالیه مشغول مطالعاتى هستند که راجع‌به مالیات ارضى و سایر مالیات‌ها یک نظرهاى جدیدى بکنند که یک آسایش‌هاى فوق‌العاده شاید براى مردم بعد فراهم شود البته چون خبر رسمى نیست بنده همین قدر عرض کردم لکن از طرفى هم بنده عرض می‌کنم که باید مالیات را مناسب با اشخاص وضع کرد و ثانیاً طریق اجرایش را در نظر گرفت که مأمورین اصطکاکشان با مردم کم باشد هنوز ما البته به آن درجه نرسیده‌ایم که بنده خودم در سال حساب عایداتم را بکنم ببینم چه قدر است در سال و مالیات دولت را بردارم ببرم بگویم آقا این عایدات من این قدر هم مالیات شماست باید بدهم به نظر بنده این لایحه چون با لایحه سابق چندان فرقى نمی‌کند در قسمت مستخدمین که ارفاقى هم شده است که تا رتبه دو را تقریباً معاف کرده‌اند تا چهل و دو تومان منتهى اضافات و خرج سفر و اینها را سابق ازش

+++

چیزى نمی‌گرفتند حالا می‌گیرند لکن ظاهرش حالا ارفاق شده فقط چیزى که بنده در لایحه خطرناک مى‌بینم به عقیده خودم و البته آقاى وزیر مالیه باید رفع این ترس را بکند این است که به علت این که ما می‌دانیم مأمور مالیه وقتى می‌خواهد خیلى از خودش تمجید بکند چه می‌گوید من بهتر وصول کردم بیش‌تر وصول کردم این یک اصلى است در وزارت مالیه که بنده چند سال در وزارت مالیه بودم هر یک از مأمورین مالیه خدمات خودش را شرح می‌داد ضمناً می‌گفت من را فلان سال به فلان شهر فرستادند سال قبل مالیات فلان قدر بود من آن قدر زیاد کردم و باز خاطرم می‌آید گویا یک سال قبل بود در فراکسیون یک لایحه وزیر مالیه سابق آوردند که هر که بیش‌تر وصول کرد یک انعامى به او بدهند همه آقایان در نظر دارند خوب آن وقت این اصلى که دارید اختیار هم می‌دهید به مأمور مالیه که روى امارات و قرائن داراى براى اشخاص فرض کند و ازشان بگیرد آن اصل را هم در نظر داشته باشید که او می‌خواهد همیشه زیاد وصول کند و انعام را بگیرد و مورد تقدیر و تمجید بشود از این جهت می‌خواهد زیاد بگیرد امارات و قرائن هم در این مملکت خیلى کار مشکلى است که آن اماره‌ها را بتوانیم دلیل بگیریم فلان آدم زیاد خرج می‌کند پس این دلیل ماست که داراییش زیاد است این طور نیست اشخاصى هستند که می‌توانم بشمارم که قرض می‌کنند و اتومبیل نگاه می‌دارند یا بنایى می‌کنند یا کار دیگر می‌کنند آن وقت این قرائت و امارات را دلیل بگیریم بر عایدات اشخاص و از روى آن مالیات بگیریم این به نظر بنده اسباب زحمت فوق‌العاده در اجراى این قانون براى خود وزارت مالیه تولید خواهد کرد حالا البته آقاى وزیر مالیه جواب خواهند فرمود که ما در ماده‌هاى بعد قرار گذاردیم که او از روى اماره بدهد مالیات را ولى مؤدى هم حق دارد به کمیسیون بگوید و کمیسیون رسیدگى بکند باز حق دادیم به محاکمات بگوید به محاکمات که گفت آن وقت این مازاد را به او رد کنند این جوابى است صحیح و سالم اما بنده به ایشان تذکراً عرض می‌کنم که در نظر بگیرید که این پول را از بنده روى اماره و قرائت گرفتند صد تومان مالیات بنده را تشخیص دادند از بنده گرفتند بنده عقیده‌ام این است که باید پنجاه تومان بدهم حالا رفته‌ام به کمیسیون و در آنجا نتوانستم ثابت کنم یا رفتم محاکمات درجه عالى آنجا ثابت کردم که مالیات من پنجاه تومان بود و پنجاه تومان از من زاید گرفتند آنجا حکم می‌کنند که پنجاه تومان را به من پس بدهند مطابق این قانون آن وقت می‌آییم سر این موضوع نه این که بنده بخواهم انتقاد از وزارت مالیه بکنم قوانین مملکت ما این طور است این پول را وقتى که گرفت مأمور مالیه می‌دهد پیش‌کار مالیه در ولایات او هم مطابق متحدالمال‌ها باید پول را بدهد به بانک ملى و او هم بدهد به مرکز وارد خزانه می‌شود و داخل می‌شود در محاسبات عمومى مملکت مطابق قانون خزانه‌دارى که خودمان وضع کردیم مطابق قانون محاسبات عمومى این پول اگر بخواهد برگردد اگر سال مالیش گذشته باشد برنمی‌گردد نمی‌تواند خزانه بدهد سال مالى منقضى شده و محل نداریم این پول رفت جزء عایدات مملکتى و خرج شد و به مصارفش رسید البته آن وقت این آدمى که پول داده حکم محاکمات دستش است یا نوشته کمیسیون دستش است و هر روز وزارت مالیه رجوع کند و بگویند ما در بودجه سال آینده در نظر می‌گیریم یک مبلغى در بودجه بگذاریم که بدهند. به نظر بنده این چند ماده باید یک جورى نوشته شود حالا بنده فکرش را نکردم خود آقاى وزیر مالیه در نظر بگیرند که طریقه وصول این شکل به اماره و قرائن نباشد یا لااقل این مبلغى را که می‌گیرند یک مبلغش را که مؤدى البته قائل بوده یعنى از صد تومان که گرفته پنجاه تومانش را قائل بوده که باید بدهم پنجاه تومان می‌رود به عایدات عمومى و این پنجاه تومان دیگر که محل اختلاف است ودیعه بماند در وزارت مالیه یا در بانک ملى یا در خزانه این پول را ودیعه بگذارند بعد اگر معلوم شد که مؤدى محق نیست برود به عایدات و اگر معلوم شد که محق است به صاحبش رد کنند و الّا اگر رفت به خزانه‌دارى و مشمول قوانین محاسباتى شد دیگر برگشتنش اشکال دارد مگر این که هر سال در بودجه یک مبلغى بگذارند براى این جور چیزها حالا او هم دست مردم را بگیرد یا نگیرد بنده نمی‌دانم عقیده بنده این است که مابه‌التفاوت و مازاد که محل اختلاف بین مؤدى و مأمور است آن را ودیعه بگذارند در صندوق بانک ملى و همین طور هم در

+++

نظر بگیرند اگر این آدم محق باشد به او رد بکند و اگر محق نشد برود به عایدات مملکت و خزانه البته این به نظر بنده یک راه‌حلى است از طرف پرداختنش لکن از طرف وصولش بنده فکر نکردم خود آقاى وزیر مالیه باید در این موضوع فکرى بکنند که فقط اختیار دادن به مأمور که به صرف قرائت و اماره مالیات بگیرد به نظر بنده اسباب زحمت فوق‌العاده براى مردم و براى خود وزارت مالیه تولید خواهد شد. موضوع دوم که باز بنده در نظر گرفتم راجع‌به یک قسمت از اجراى این چون بنده هر قانونى که می‌آید البته بنده قانون را خوب می‌دانم می‌رود سر اجراى در اجرایش اسباب اشکال براى مردم تولید می‌شود یک قسمت از این اشخاص از قبیل اطباء و وکلاء عدلیه این جور اشخاص را البته ممکن است بر حسب نظامنامه‌هایى که وزارت مالیه خیال دارد براى اجراى این قانون بنویسد در نظر بگیرند یک دفاترى براى عایدات خودشان ترتیب بدهند طبیب چه قدر ویزیت گرفته چه قدر عایدش شده چه قدر باید به دولت بدهد یا آوکاى عدلیه همین طور مستخدمین دولت هم که کارشان آسان است آنها هم یک حقوقى است که از خود دولت می‌گیرند و سر ماه ازشان کسر می‌گذارند و هیچ اشکال ندارد اشکال برمی‌گردد به سایر مردم شرکت‌ها هم به عقیده بنده اشکالى ندارد براى این که لابد شرکتى است ثبت شده است صاحبان شرکتى دارد دفاترى دارد آن هم به عقیده بنده اجرایش آسان است برمی‌گردد به باقى مردم که در زندگانی‌شان دفتر و حسابى ندارند اغلب این طور است و بنده می‌خواهم عرض کنم که اکثریت مردم این طور هستند شاید اغلب خودمان این طور باشیم که در زندگانی‌مان یک حساب منظم و مرتب و دفتر و عایدات که امسال چه قدر عایدات‌مان بود مخارج لازم چه بود و چه خرج کردیم و نکردیم نداریم حالا بعد مرتب شویم و منظم شویم و به اندازه دخلمان خرج کنیم اینها مال آتیه است بنده فکر می‌کنم این را چه جور اجراى می‌کنیم اگر صرف قرائن و امارات باشد که اسباب زحمت فوق‌العاده می‌شود یا تجار آن تجارى که عرض کردم دفتر دارند دفتر خیلى منظم و پلمپ شده که اینها البته کارشان آسان است برمی‌گردد به توده مردم بیش‌تر مردم که حسابى در زندگانی‌شان ندارند و عایدات‌شان از این مبلغ شاید بیش‌تر باشد طریقه اصطکاک مأمورین با اینها و وصول این مالیات از آنها نمى‌دانم چه وضعیتى پیدا خواهد کرد و چه جور در نظر می‌گیرید این است که بنده خواستم این مسایلى را که به فکرم رسیده بود به عرض مجلس و آقاى وزیر مالیه برسانم توضیحاتى در اطراف هر قضیه بگویند که البته ذهن ما یک قدرى روشن بشود و در هر یک از مواد یک عرایضى دارم که در موقع خودش عرض خواهم کرد.

وزیر مالیه ـ نماینده محترم در ابتدا اشاره کردند به یک مطلبى که بنده لازم می‌دانم دو کلمه جواب او را عرض کنم بعد بپردازم به اصل موضوع و آن راجع‌به مالیات ارضى بود که فرمودند اطلاع دارند که من مشغول یک مطالعه هستم در این خصوص اینجا باید این را عرض کنم که این مطالعه خیلى زود امیدوارم به نتیجه برسد (بعضى از نمایندگان: انشاءالله) و عوض این مالیات یک مالیات دیگرى اخذ شود براى این که این حسابى نیست که یک مالیاتى حذف شود و عوض آن مالیاتى گرفته نشود بر همین نوع محصول به یک طریق دیگرى مالیاتى تحمیل کنیم بدون این که مأمور مالیه در تماس با مردم و با اشخاصی که ملک دارند از کوچک و بزرگ واقع شود این اصل مقصود است و این تصمیم را ما تعقیب می‌کنیم و بنده حسب‌الامر اعلیحضرت همایونى مشغول این مطالعه شده‌ام و قطع هم هست که البته نتیجه خواهیم گرفت و بعد هم در موقع خودش وارد آن قسمت می‌شویم اما راجع ‌به مطلب موضوع بحث یک مطلبى را نماینده محترم فرمودند که تکه‌تکه‌اش همه صحیح است هر کدامش را بگیریم به تنهایى و بخواهیم در ترازوى منطق بگذاریم همه‌اش صحیح و پسندیده است اما وقتی که جمعش کردید آن وقت یک صورتى پیدا می‌کند که کار را مشکل می‌کند از براى کسى که بخواهد در زندگانى عمل وارد شود نه این که صحبت بکند چون یک تفاوتى هست

+++

بین کسى که یک خطى را بگیرد و به یک جایى برسد و یک عملى را انجام بدهد و یک نتیجه عملى بگیرد یا کسى که فقط از خارج مطلبى را نگاه می‌کند. البته تذکرات کسى که از خارج نگاه می‌کند خیلى مفید است فوق‌العاده بایستى درش دقت کرد و بسا اتفاق مى‌افتد که انسان ازش نتایج خوب می‌گیرد و خط خودش را ببیند یک اعوجاج‌هایى دارد و عوض کند ولى خیلى سهل است که انسان از خارج یک موضوعى را تماشا کند و تنقید بکند و خیلى فرق دارد با آن کسى که می‌خواهد عمل کند حالا بنده همین مطلب را نشان می‌دهم که یک تکه از فرمایشات آقا این بود که می‌فرمایند مأمور مالیه حسن‌خدمت خودش را در از یاد وصول عایدات می‌داند و بنابراین سعى خواهد کرد در هر موردى بیشتر مالیات وصول کند آن وقت ممکن است وقتی که به او اختیار داده می‌شود او صرف‌نظر از این که آیا آنچه مطالبه می‌کند بی‌مورد است یا خیر یک وجوهى را که مطالبه و وصول می‌کند شاید برخلاف مقررات قانون باشد بلى این ممکن است بنده نمی‌خواهم بگویم که خیر برخلاف انصاف به طور کلى هیچ کارى نمی‌شود. ممکن است بشود. ثانیاً این که فرمودند اگر ما بخواهیم قرائت را پایه قرار داده و روى قرائن و امارات بگوییم که تو فلان مقدار عایدات دارى و این قدر مالیات بده یعنى از روى اماراتى که براى عایدات تو فرض کردیم بیا مالیات بده ممکن است اشتباه کرده باشیم خوب. ولى حالا که ما می‌خواهیم مالیات بگیریم چه جور بگیریم؟ مسایلى را که فرمودند همه را تصدیق نکنید که عادلانه‌ترین مالیات‌ها در دنیا مالیاتى است که از عایدات گرفته می‌شود به جهت این می‌گوییم که فلان قدر عایدى خالص دارى باید به این تناسب به مخارج مملکت کمک کنى براى این که بتوانى این عایدات را پیدا کنى. خوب حالا که قرار شد این مالیات را بگیریم چه جور بگیریم مگر ما قائل به این باشیم که باید مالیه داشت که عالم بر مغیبات باشد و خودشان با یک اسنادى که هیچ کس نتواند درش حرف برند و هیچ کس نتواند در اوراقش تردید کند و عایدات هر کسى را از روى واقع حاسب کند. اگر همچون چیزى ممکن بود البته خوب بود ولى از براى مردمان عادى میسر نیست که این طور بفهمند و این قدر مسلط و عالم و مطلع باشند که با یک اسناد مسلمى بیایند بگویند فلان آدم این قدر عایدات دارد و این قدر باید مالیات بدهد اگر این طور بود البته خیلى سهل بود ولى این عملى نیست ممکن است بگوییم خود آن آدمى که می‌داند عایداتش چیست بگوید مالیاتش چیست آقا در فرمایشاتشان هم آمدند و یک کسانى را مثال زدند و فرمودند این اشخاصى هستند که حساب درست ندارند و خودشان هم نمی‌دانند که عایدات و مخارجشان چیست. خوب. این دسته را ما حالا کنار می‌گذاریم تا بعد می‌گوییم با این دسته چه باید کرد. حالا ما دسته را می‌گیریم که خودشان می‌دانند عایداتشان چه قدر است و خودشان معین کنند. پیشنهاد بفرمایند که بنده بیایم قبول کنم که هر که هر چه اظهار کرد بنده آن را مأخذ مالیات قرار بدهم. بنده عذر می‌خواهم از اشخاصى که ممکن است تصور کنند این حرفى که می‌زنم ممکن است حمل بر آنها شود ولى عرض می‌کنم در قانون سابق ما آمدیم و تقریباً یک همچون عقیده را پیدا کردیم و گفتیم خوب دو طبقه از افراد هستند که داراى معلوماتند و اهل قانونند و اینها به طور مستقیم از تمدن یک ملمکت و درجه پیشرفت مملکت استفاده می‌کنند و اینها را نمی‌شود گفت که اگر اظهار نامه بدهند تا حساب است. و اینها اطباء و وکلاء بودند. (حالا آقاى دکتر ملک‌زاده روى میز دست می‌زنند که اجازه می‌خواهند حرف بزنند ولى بنده هم بعد خواهم گفت و بیشتر توضیح خواهم داد.) بنده از آقا و آقایان وکلاى عدلیه خواهش می‌کنم که در این خصوص زیاد توضیح ندهند و الّا بنده می‌آیم اینجا و احصائیه خودم را می‌گذارم روى میز و براى استدلال خودم مجبور می‌شوم تجربه سه ساله را بیاورم اینجا در سال اول در تمام مملکت ایران طبیب درجه اول دوازده نفر پیدا شد در سال دوم شش نفر امسال دو نفر. در سال

+++

اول در تمام ایران وکیل درجه اول هشت نفر بود سال دوم نکس کرد و سال سوم به یک نفر رسید و آن یک نفر هم آقاى همراز بود اسم می‌برم و تمام اشخاصى که می‌بایست صد و بیست تومان مالیات بدهند شش تومان دادند. آقا نمی‌شود در این صورت با یک همچون تجربه به اظهارنامه خود اشخاص ترتیب اثر داد. خود آقاى مؤید احمدى هم لطف کردند و در کمیسیون تشریف آوردند و تصدیق کردند که نمی‌شود اظهارنامه خود اشخاص را قبول کرد پس چه کنیم آقا؟ یک راه داریم و آن این است که همان طورى که آقا و بنده و همه در زندگانى وقتى که بخواهیم به اعتبار اشخاص نگاه کنیم فکر کنیم فلان معامله را با فلان شخص می‌کنیم و عایدات این چه اندازه است مردم وقتى می‌خواهند با هم وصلت کنند حساب می‌کنند که آیا این آدم دارد یا ندارد چه کار می‌کند می‌گویند خوب این آدمى است چهار تا نوکر دارد یک اتومبیل دارد یک خانه دارد یا یک آدمى است که در سال این قدر معامله می‌کند روى قوانین عادى زندگى حساب می‌کند و می‌گوید یک کسى یک اتومبیل دارد چهار تا نوکر دارد صد تومان در ماه کرایه خانه دارد این آدم اگر روى قاعده عقلانى بخواهد زندگى کند (یکى از نمایندگان: همه روى قاعده عقلانى زندگانى نمی‌کنند) لازمه‌اش این است که فلان قدر عایدات داشته باشد و فلان قدر باید مالیات بدهد. این قرائت را باید پایه قرار داد. همه‌تان می‌کنید. نمی‌توانیم غیر از این بکنیم این مال آنهایى است که عقلایى زندگى می‌کنند الان می‌رسیم خدمت کسانی که عقلانى زندگى نمی‌کنند (خنده نمایندگان) وقتى که در زندگى می‌خواهند دارایى دیگران را تشخیص دهند چه می‌کنند این قسم تشخیص می‌دهند. برمی‌گردیم به آن تکه که یکى از آقایان اشاره کرد که عقلانى زندگى نمی‌کنیم. عرض می‌کنم خدمت آقایان که اینها را بنده تقسیم می‌کنم به دو دسته. یک دسته اشخاصى هستند که به معناى قانونى سفیه‌اند براى این که معنى سفیه این است که یک کسى امور مالى خودش را به ترتیب صحیح و عقلانى اداره نکند و این سفیه قانونى است و محتاج به قیم است. دلیل ندارد که همه کس از سفاهت این شخص استفاده کنند ولى مالیه مملکت استفاده نکند حالا که بنابراین است دارایى این شخص تمام شود بگذارید یک قدرى هم به ما برسد. این یک دسته، دسته دیگر هستند که بى‌حساب زندگى می‌کنند یا از مالیه دولت برمی‌دارند و یک روزى در دیوان جزا گرفتار خواهند شد یا کلاه مردم را برمی‌دارند. از این دسته هم اگر بنا شود مالیه مملکت استفاده کنند اشکالى ندارد یا از آن مالى است که در حقیقت از آن دست ازش برده شده حالا استفاده می‌کند یا بالاخره از آن مخارجى که باید بکند براى تعقیب او یک مقدارى می‌گیرد ولى بالاخره اگر در این مملکت یک عده هستند که بدون حساب خرج می‌کنند باور بفرمایید که در اقلیتند که بدون حساب خرج می‌کنند باور بفرمایید که در اقلیتند (صحیح است) اکثریت مردم مخصوصاً در غیر طهران (بنده خیلى مسافرت کرده‌ام) مردمى هستند که کارشان حساب دارد که اگر خداى نکرده تمام ایرانی‌هاى ما مثل من و آقا و بعضى آقایان بودند زندگانى ما خراب بود ولى اکثر مردم در این مملکت کسانى هستند که حساب دارند وقتی که یک عایداتى دارند معین می‌کنند یک قدرى هم کنار می‌گذارند و به سرمایه‌شان اضافه شود و البته این نسبت به شهرها و ولایات تفاوت دارد و اگر تصور می‌فرمایید که اینها مثل آن جمعیتى هستند که در طهران ولخرج هستند و این قبیل مردم خیلى پیدا می‌شود این طور نیست. در هر حال چاره نداریم و باید کار اکثریت را مناط قرار داد و بگوییم چون یک عده اشخاصى هستند که نفهمیده و نسنجیده خرج می‌کنند و خرج‌شان دلیل بر عایدى آنها نیست ما وقتى گفتیم و فرض کردیم که تمام مردم ایران یک مردمان سفیهى نیستند یک قانونى باید نوشت که پایه‌اش روى کار عقلاً باشد نه سفها. البته پایه کار را روى کار عقلاً باید گذاشت قرینه را که ما مأخذ گرفتیم درست همان مقصودى را که نماینده محترم در نظر داشتند می‌شود یعنى چه؟ یعنى مأمور مالیه به خیال خودش نتواند. چون فرمودند فرصت نبود و لایحه مفصل است گمان می‌کنم دست برنخورده باشند و شاید قدرى سوءتفاهم شده و الّا یقین دارم که با نظرى که ما داریم موافق هستند

+++

همان فکرى که آقا کردند ما هم داریم دیدیم اگر ما بخواهیم به مأمور مالیه بگوییم که شما مطابق تشخیصى که دادید مالیات را معین کنید این یک کار غلطى بود و بى‌منطقى و بالاخره مضر به حال افراد ممکن است باشد. دولت متصل در کشمکش باید باشد براى این که مأمور مالیه البته همان طور که گفتند خدمتش را در این می‌داند که بیش‌تر وصول کند. از این جهت ما گفتیم میزانى باید در کار باشد و مطابق آن حساب و میزان باید تشخیص بدهند میزان‌ها را هم به اختیار مأمور نگذاشتیم گفتیم که میزان‌ها مثلاً این جور است از قبیل حق‌العمل کرایه‌خانه. حق‌العلاج این قرائن را ما میزان قرار دادیم بعد گفتیم اینها را نباید گذاشت که فقط وزارت مالیه معین کند بلکه یک نظامنامه معین کند. یعنى چه چیز را می‌شود قرائت قرار داد این را گفتیم به موجب یک نظامنامه باید باشد که به تصویب کمیسیون قوانین مالیه برسد براى این که بیشتر درش بحث شود و یک اطمینان بیش‌ترى درش پیدا شود که بعد مأمور اجراء که وزارت مالیه باشد به موجب آن نظامنامه رفتار کند البته آن طور که باید و شاید نمی‌شود که به حقیقت نزدیک باشد کلیات را می‌تواند بگوید کرایه خانه عده نوکر و کلفت و امثال اینها براى یک عائله قرینه‌ای‌ست حق‌العمل در کار یا حق ویزیت که طبیب می‌گیرد یا حق‌الوکاله و اینها را مناط قرار دادیم ولى این هم صرفاً نمی‌شود زیرا در هر جایى یک جور است داشتن 3 نفر نوکر در طهران یک عایدات بیشترى را نشان می‌دهد تا 3 نفر نوکر در کارشان پس نمی‌شود گفت که داشتند 3 نوکر صرفاً مناط است براى این بود که ما آمدیم و گفتیم که باید یک کمیسیون‌هایى در محل‌ها تشکیل شود که آن قرائن کلى را که کمیسیون قوانین مالیه تصویب کرده است آنها را معین کند که در هر محلى داشتن فلان دستگاه لازمه فلان قدر عایدات است عرض کردم داشتن دو تا اسب در طهران یک مخارج بیشترى می‌خواهد تا مثلاً در یک شهر کوچک دیگرى شاید آنجا نصف مخارج لازم باشد این بود که آمدیم و گفیتم قرائن را باید تا این اندازه درش دقت و رسیدگى کنیم که در هر محلى یک کمیسیونى تشکیل شود بنده تصور می‌کنم منتهى سعى و کوششى که یک وزیر مالیه باید کرده باشد براى این که تشخیصاتی که براى دستگاه زندگى و عایدات مردم می‌دهد دور از حقیقت نباشد ما آنجا داده‌ایم حالا آقا می‌فرمایید راه بهترى دارید بفرمایید فرمودید الان به نظرم نمی‌رسد فکر کنید شور دوم هست کمیسیون هست تشریف بیاورید همه آقایان را ازشان بنده خواهش می‌کنم و تمنى می‌کنم اگر یک فورمول و طریقى که بهتر از این باشد به نظرتان می‌رسد بفرمایید بنده واقعاً خیلى خوش‌وقت می‌شوم مگر ماها غرضى داریم مگر آقا خودتان تصدیق ندارید که به همان اندازه که آقا دلشان می‌خواهد کار موافق ترتیب و مردم در رفاه باشند و دولت هم این نظر را دارد (صحیح است) پس همه‌مان یک منظور را داریم شما هم این مقصود را دارید که دولت عایدات باید داشته باشد براى این که اول خودتان اظهار کردید پس مقصودتان متفاوت نیست منتهى من این طور به نظرم رسید که مأمور مالیه پیش خودش نتواند بگوید که آقا شما آن قدر باید بدهید باید روى پایه و مدارک باشد ما چه چیز را پایه گرفتیم همان چیزهایى را که در زندگانى عادى براى تمام افراد مردم مأخذ است و همه روى آن حکم می‌کنند و روى آن دستگاه می‌گویند فلان قدر عایدات باید داشته باشد من هم روى همان پایه نگاه کردم با وجود این احتیاط کردم و گفتم کمیسیون‌هایى در هر محل باید باشد و رسیدگى کند و بعد از همه اینها گفتیم این تشخیص که می‌دهیم قطعى‏ نیست و یک تشخیصى نیست که برود و برگرد تویش نباشد ما گفتیم این پایه و مأخذ عایداتى است که باید روى آن مالیات بدهى مع‌هذا به او حق می‌دهیم که اگر دلیلى داشت براى این که بفهماند زندگانى که می‌کند غیر از عایداتى است که دارد و خرجى که می‌کند آن قدر نیست که عایدات دارد مع‌هذا تشریف بیاورد در آن کمیسیون‌ها و رسیدگى می‌کنند هر چه رأى دادند باشد اینجا یک اشکالى پیش‌بینى کردند که خودشان هم

+++

جواب فرمودند اشکالى که کردند صحیح بود و آن این بود که پول وقتی که وارد می‌شود به خزانه به سهولت نمی‌شود ازش بیرون آورد و اشکال دارد ولى این اشکال در چه وقتى است وقتى است که سال مالى گذشته باشد خوب خودتان هم اظهار فرمودید الان هم می‌گیریم منتهى در بودجه هر سال یک مبلغى پیش‌بینى می‌شود براى وجوهی که دولت علاوه بر آنچه که باید بگیرد گرفته و باید پس بدهد این یک کارى است که الان هم می‌شود هر سه چهار روز یک مرتبه بنده یک عده درخواست امضاء می‌کنم که فلان آدم ده تومان مثلاً از بابت مالیات فلان جا اضافه داده و باید حالا بهش پس داد و حالا البته به طور مرتب هر سال در بودجه باید مبلغى گذاشته شود براى این کار دیگر اشکالى ندارد براى این که یا در سال مالى معلوم می‌شود که فلان قدر زیادى گرفته‌اند که در همان سال پس می‌دهند و اشکالى ندارد اگر هم سال آینده رسید وقتی که مبلغى در بودجه منظور شد براى پرداخت این قبیل وجوه اضافى بعداً بهش پس می‌دهند این هم اشکالى ندارد و چاره نیست آنجا که عرض کردم کسی که در عمل باید وظایفى را انجام دهد با کسی که در عمل باید وظایفى را انجام دهد با کسی که از خارج یک چیزى را نگاه می‌کند تکلیف‌شان فرق می‌کند همین جاست آقا از نقطه‌نظر مافوق عمل (براى این که نگوییم غیر عملى می‌گوییم مافوق عمل) البته حق دارید بگویید این پولى را که شما می‌گیرد دستش نزنید و آنجا ودیعه بگذارید. ولى بنده فکر می‌کنم که مملکت هر ساله مخارج جارى دارد و به اندازه عایداتى که پیش‌بینى می‌کند مخارج باید بدهد و جزء اعظم این مخارج را باید در آخر هر ماه بپردازیم خوب اگر بنا باشد یک مقدار زیادى اختلاف حساب بنده پیدا کردم با مالیات‌دهندگان این قانون و این وجوه را هیچ دست نزنم ودیعه بگذارم آن وقت پرداخت‌هایی که در مواقع خودش در آخر هر ماه باید بشود او را از آنجا باید بدهم از براى آن فرد یا هر کدام دیگر ده تومان است صد تومان است هزار تومان است ده هزار تومان پولى است آمده به آنجا بدون تنزیل این آدمی که می‌فرمایید روى حساب کار نمی‌کرده چه طور حالا این قدر دقیق می‌شوید که تصور می‌کنید از آن سى تومان خودش که بیکار در وزارت مالیه از او استفاده‌ها می‌کرده از یک طرف فرض کردیم که این یک آدمى است که هیچ حسابى در کارش نیست خوب اگر این طور است براى این آدم فرضاً که پنجاه تومان زیادى می‌دهد و بعد از چند ماه دیگر پس می‌گیرد اهمیتى ندارد ولى از براى بنده اهمیت دارد براى این که ممکن است این مبلغ‌ها زیاد شود و صد هزار تا پنجاه تومان جمع شود و براى صندوق مالیه اهمیت دارد ما نمی‌توانستیم فکر کنیم به این که این وجوه را ودیعه بگذاریم یا پرداخت‌هایی که باید بکنیم نکنیم و بگوییم صبر کنید به جهت این که یک عده پولشان نزد ما ودیعه است این نمی‌شود اینجا جایى است که آن وقت منطق عمل می‌آید پیش و جلوى منطق مافوق این عمل را که در وقت بیان و حرف البته خیل خوب است می‌گیرد و می‌گوید همه اینها که گفتنى صحیح است ولى من نمی‌توانم عمل کنم پس بنده خیال می‌کنم با این مقدماتى که عرض کردم و حالا خلاصه می‌کنم که اشکالى در کار نباشد قرائنى را که کمیسیون قوانین مالیه معلوم می‌کند که چه چیزها را می‌شود قرینه گرفت این که هر کدام از این قرائن در هر محلى نشانه و علامات چه قدر عایدات است کمیسیون‌هاى محلى معین می‌کند بعد از این تشخیصات آن وقت یک پولى از او می‌گیرد اگر با همه این حال از یک کس زیادى گرفتند آن وقت مطابق آن ترتیب بهش پس می‌دهند پس تصور می‌کنم ما اینجا آمده‌ایم و سعى کردیم و جمعى کردیم بین دو چیز هم انصاف و هم مصلحت مملکت از نقطه‌نظر عایدات نه خواستیم بگوییم هر چیزى که ما تشخیص می‌دهیم و چوب‌انداز معین کردیم همان است و نمی‌شود از او برگشت از آن طرف هم نخواستیم بگوییم که هر قدر اختلاف پیدا شد ما پول را نمی‌گیریم تا رفع اختلاف بشود یعنى پول را بگذاریم در یک صندوق و درش را قفل کنیم تا رفع اختلاف بشود ما هیچ کدام از این دو کار را نکردیم یک کارى کردیم که هم عملى باشد و هم برخلاف انصاف نباشد و روی هم رفته بنده

+++

تصور می‌کنم (نه از نقطه‌نظر این که بنده این لایحه را آوردم خیر) روی هم رفته وقتی که بیاییم این قانون را مقایسه کنیم با این قانونی که الان هست و بعد از این از بین خواهد رفت مى‌بینیم یک قانون عادلانه‌ترى است و پایه حسابش معلوم است مطابق آن قانون آن کسی که تا درجه اول حساب می‌شود دویست و پنجاه تومان باید بدهد آن یکى درجه دوم حساب می‌شود و صد و هشتاد تومان باید بدهد و حسابى نداشته باشد که بتواند عایداتش را نشان دهد ما آمدیم کار را بردیم روى عایدات و راه‌هاى رسیدگى را هم باقى گذاشتیم با وجود این مقدمات اگر هر کدام از آقایان پیشنهادى داشته باشند و مقصود ما را که عبارت است از وصول مالیات به طور عادلانه و تأمین مخارج مملکت است تأمین نماید و هر فورمولى که روى این مقصود غیر از این باشد بدهند ما قبول می‌کنیم.

جمعى از نمایندگانـ مذاکرات کافى است.

افسرـ کافى نیست.

رئیسـ بفرمایید چرا کافى نیست.

افسرـ به جهت این که قانونى که پنجاه شصت ماده است (یکى از نمایندگان: احسنت این است که می‌فرمایید) اولاً این قانون را الان آوردند به ما دادند هیچ یک از آقایان موادش را ملاحظه نفرمودند در کلیات هم یک نفر بیش‌تر حرف نزده این قانونى است که لااقل چند نفر درش حرف بزنند می‌فرمایید کافى است ما مساعدتاً رأى می‌دهیم.

رئیسـ آقایانی که مذاکرات را کافى می‌دانند قیام فرمایند (چند نفرى برخاستند) تصویب شد. آقاى حکمت.

7- تقدیم سه فقره لایحه از طرف آقاى کفیل وزارت معارف

میرزا على‌اصغر خان حکمت (کفیل وزارت معارف)ـ چند فقره لایحه است براى استخدام معلمین مدرسه صنعتى و مدیر تحقیقات که تقدیم می‌کنم به کمیسیون مربوطه ارجاع شود.

8- بقیه شور لایحه اصلاح مالیات بر عایدات‏

رئیسـ آقاى افسر.

افسرـ چنانکه عرض کردم قانون را تازه آوردند و بنده یک دور با عجله خواندم چند مطلب به نظر بنده رسید که می‌خواستم توضیح بخواهم یکى در این قسمت که مخارج را میزان گرفته‌اند عبارتى از قروض هیچ نیست یک کسى هزار تومان عایدات دارد و ده هزار تومان مطابق ثبت اسناد قرض دارد و سالى یک مبلغى نزول قرض را باید بدهد و سالى هزار و دویست هزار و پانصد تومان هم خرج می‌کند این را چه جور حساب می‌کنید این قروض را از عایداتش کم می‌کنید یا خیر فرض کنید ده هزار تومان قرض دارد و ماهى پنجاه تومان هم باید تنزیل بدهد اگر او را کسر می‌کنید که بنده عرضى ندارم و اگر قروض نیست که باید تصریح شود به جهت این که بنده می‌دانم که خیلى از اشخاص هستند هزار تومان قرض دارند و مثلاً سالى دو هزار تومان عایدى یا آن که ملکش یا کلیه حاصلش را جایى گرو داده است و یا از ملکش اصلاً چیزى گیرش نمی‌آید یک عایداتى دارد ولى اصلاً ملکش را حاصل گرو داده است یا قیمت ملکش را که حساب کنیم پنج هزاز تومان است ولى عایداتى ندارد به نظر بنده اگر این نکات در این قانون مراعات شده و بنده ملتفت نشدم که حرفى ندارم و الّا باید در اینجا پیش‌بینى بشود دوم راجع‌به قسمت عوایدى است که کسى از راه اجاره پیدا می‌کند یک کسى، یک ملکى را اجاره می‌کند سالى یک مبلغى مثلاً هزار و پانصد تومان عایدى دارد وقتى که مالیات مستقیم را گذراندند و وقتى که ممیزى کردند و مالیات را روى روییدنى ملک معین کردند و گفتند که هر چه روییده می‌شود مالیه حساب کرد و صدى سه و نیم به آن ترتیب گرفت پس این تفاوتى که حالا می‌گیرد همان چیزى است که اصلش را صاحب‌ملک داده و آن صاحب‌ ملک که ملکش را داده به بنده و بنده عمل کرده‌ام او این مالیات را داده به عقیده بنده در اینجا هم باید معین بشود منافع ملک اربابى اگر اضافه پیدا کرد همان مالیات اضافى را بدهد هم چنین در املاکى که مالیات مستقیم دارد این هم اگر در آنجا هست عیب ندارد و اگر نیست عرض می‌کنم یا قبول یا رد یا اگر در موقع موادش باید عرض بکنم عرض می‌کنم.

وزیر مالیهـ راجع‌به تنزیل قرض مسلم است که اگر

+++

یک کسى یک عایداتى دارد و در مقابل هم یک قرض دارد که هر سال یک مبلغى تنزیل بدهد این تنزیل از عایدات عمومیش باید کسر بشود و مالیات از عایدات خالصش باید گرفته شود ولى البته ما حتى‌الامکان سعى خواهیم کرد که قرض‌هاى صورى در مقابل مالیه به حساب نیاید ولکن اساس مسئله محل تردید نیست که یک کسى که یک قرضى دارد و یک تنزیلى می‌دهد باید آن تنزیل از عایداتش کسر بشود. اما راجع‌به قسمت دوم متأسفانه بنده با آن تغییرى که آقا کردند موافق نیستم که یک کسى اجاره دارى ملک می‌کند و از آن اجاره دارى عایدات می‌برد و آن عایدات هم به حدى است که مشمول این قانون می شود آن وقت نباید بدهد؟! اگر این طور باشد که همین محصول تا وقتى که مصرف می‌شود چندین قسم مالیات دیگر می‌دهد هر جنس را بگیرید همان گندم چندین قسم مالیات دیگر می‌دهد تا مصرف شود یا اجناس صادراتى هر دستى که می‌آید یک مالیاتى می‌دهید تا صادر شود خوب شما از پنبه چرا مالیات می‌گیرید؟ می‌گویید صاحب‌ملک داده است. آقا صاحب‌ملک به نسبت عایدات خودش داده هر کسى نسبت به عایدات خودش باید بدهد بنده می‌آیم ملکى را اجاره می‌کنم ازش فایده می‌برم البته باید به تناسب فایده‌ى که می‌برم مالیات بدهم بعد این جنس را می‌فروشم به تاجر مطابق عایدات خودش باید مالیات بدهد بعد می‌افتد به دست کاسب دیگر او هم باید به تناسب عایدى که از آن می‌برد مالیات بدهد.

رئیسـ آقاى کاشف.

کاشفـ به عقیده بنده در تمام این مواد فقط راجع‌به دو قسمت است و این دو قسمت اگر عملاً حل بشود بقیه مواد به عقیده بنده اصولاً خیلى خوب است یکى موضوع تعیین عایدات خالص است که در اینجا خیلى گنگ است از قانون سابق هم گنگ‌تر است و یکى هم همین عایدات خالص است البته هر کس یک نوعى تعبیر می‌کند عایدات خالص را ولى وقتى حساب پس دادند چنانکه کراراً گفته شده است از یک شرکت ثبت شده هم یک توضیحاتى خواستند از مالیه که به هیچ‌وجه من‌الوجوه مربوط نبوده که در واقع باید این را در دسترس تمام تجار و شرکت‌ها و هر کس که مؤدى مالیاتى است بگذارند و یکى‌یکى استفاده بکنند فرض بفرمایید که یک تجارتخانه چاى مصرف می‌کند ممکن است بگویید آقا قبول ندارم این خرج را یا یک دوایى معمولاً می‌خریده حالا بگویند قبول ندارم؟ و این قانون اشکالى که دارد فقط راجع‌ به همین قسمت است وقتى که عایدات خالص معین شد و به عقیده بنده قانون باید در این قسمت بیش‌تر باید تصریح داشته باشد نه فقط از نقطه‌نظر تعیین تکلیف مؤدى مالیاتى بلکه بیشتر از نقطه‌نظر تعیین تکلیف مباشر عمل و مالیات بگیر آن وقت این اشکالات رفع می‌شود مضافاً به این که همان طورى که فرمودند بالاخره دولت مجبور است در خیلى از موارد قرائن و امارات را ترتیب اثر بدهد براى این که ما خودمان می‌دانیم که اکثر کسبه وعده زیادى از تجار نمی‌توانند عواید و منافع حقیقى خودشان را تعیین کنند یک دفاتر منظم و مسلمى ندارند که به موجب آن دفاتر بتوانند یک عوایدى را به طور مستقیم ارائه بدهند و بالاخره می‌رود روى اماره و قرائن در صورتی که ترتیب اماره و قرائن هم همان طورى که فرمودند فقط نظر اصلى مأمور مالیه عبارت است از اخذ هر مقدار بیشترى که ممکن است لذا این نظر اگر تأمین بشود البته اشکالى نخواهد داشت پس بنابراین بنده اصولاً چند اشکال در این مى‌بینم یکى موضوع تعیین عواید خالص است و یکى موضوع این که در چه حدود و اختیاراتى می‌توانند مأمورین مالیه تعیین این عواید را بکنند و الّا البته اماره و قرائن هم همین طورى که فرمودند به حکم اجبار پیش می‌آید و چاره هم ندارند براى این که دفاتر مرتبى نیست و موضوع عواید خالص هم یک مختصرى که در این قانون نوشته شده است به عقیده بنده کافى نیست براى این که یک قسمت‌هاى خیلى مسلمى را موضوع کرده‌اند از قبیل مصارف شغلى و بقیه مخارج به کلى مسکوت مانده است و این ترتیب اگر در نظامنامه کاملاً تعیین نشود و روشن نشود در واقع مؤدى مالیاتى بایستى که مالیات از عواید غیر خالص بدهد.

وزیر مالیهـ بنده متوجه نشدم که فرمودند این قانون از قانون سابق هم راجع‌به عواید خالص ناقص‌تر است در کدام ماده است چون نگاه هم کردم ماده‌اى در اینجا به نظرم نرسید خواستم بپرسم شاید بنده باز اشتباه کرده‌ام که کدام ماده از آن قانون عواید خالص را گفته بود

+++

به یک ترتیبى که از این روشن‌تر باشد حالا ما اینجا یک اصلى را قائل شدیم گفتیم اینجا که عواید خالص چه چیز است. عبارت است از مجموع عایداتى که شخصى که مشمول این مالیات است باید بدهد منهاى مخارجى که براى تحصیل آن عواید لازم است و بعد هم در قسمت شرکت‌ها آمدیم یک چیزهایى را که خیلى ممکن بود محل بحث بشود معین کردیم گفتیم: براى تعیین عایدات خالص شرکت‌ها اشیاء ساخته شده و مال‌التجاره موجوده شرکت به قیمت روز حساب می‌شود مبالغى که براى استهلاک کسور اموال منقول و غیر‌منقول شرکت منظور شده از مجموع عایدات غیرخالص موضوع می‌شود مشروط بر این که کسور واقعى بوده و مربوط به سالى باشد که به حساب مالیاتى آن رسیدگى می‌شود. پس یک اصولى در اینجا نوشته شده در صورتی که در قانون سابق بنده نمی‌دانم کدام قسمت است که روشنتر بوده و آن را ما اینجا نیاوردیم اما راجع‌به این که فرمودند خوب است مخارج را تعیین کنیم چه جور معین کنیم مبلغ معین کنیم یا نوع (کاشف- نوع) اگر نوع مقصود است که ملاحظه باید کرد انواع و اقسام مخارجى که ممکن است بیاید و در هرکدام چه قدر باید بحث کرد و به علاوه آن نوعى که در مملکت دیگر ممکن بوده است جزء مخارج حساب بشود در اینجا ممکن است جزء مخارج حساب نشود و همین طور وارونه‌اش و به همین مناسبت بود که ما این را گذاشتیم در نظامنامه معین کنیم بعد هم ممکن است در محل متوجه بشویم که اشتباه کرده‌ایم و باید تغییر داد در نظامنامه تغییر می‌دهیم اصلاح می‌کنیم در نظامنامه معلوم می‌شود که عایدات جارى را حساب می‌کنیم مخارج را هم حساب می‌کنیم و باید از عایدات کسر شود تا عایدات خالص به دست آید همان طورى که فرمودند با آن اشخاصى که حساب مرتبى ندارند ما هیچ چاره نداریم غیر از این که روى قرینه عمل بکنیم گناه ما چیست که آقا کسى حساب خودش را ندارد گناه دولت نیست اگر کسى نخواهد دفتر مرتبى داشته باشد اگر دارد یک دفتر معینى که روى آن نگاه می‌کنند اگر ندارد چاره چیست آقا! استخاره که نمی‌توانیم بکنیم. لابد باید روى یک پایه‌اى برویم و آن پایه قرائن است و اما راجع‌به این که در یک مخارجى ممکن است کشمکش بشود بنده تصدیق می‌کنم بدبختانه که هر قدر ما نظامنامه بنویسیم باز یک اشخاصى هستند که می‌آیند یک چیزهایى را هم که در نظامنامه نوشته شده است که نباید جرء مخارج حساب کرد می‌گویند باید جزء مخارج حساب بشود و باید کشمکش کرد و گاهى هم ممکن است یک چیزى پیش بیاید که اصلاً جزء نظامنامه پیش‌بینى نشده است و بعداً باید پیش‌بینى بشود بعد هم یک عادتى است در همه جا معمول است که مالیات بده می‌آید در موقع مالیات حساب‌هایى را می‌آورد که نمی‌شود قبول کرد خیلى این عمل شده است و می‌شود شاید یک چیزى را جزء مخارج بگوید که در حقیقت جزء منفعت او است نه مخارج چون این موضوع خیلى اتفاق افتاده است در خارج از ایران می‌بینید امسال منافع زیادى دارد اگر بخواهد از این منافع مالیات خودش را بدهد خیلى زیاد می‌شود براى خودش میل می‌خرد خانه می‌خرد می‌گوید این جزء مخارج من است محل آن شرکت را می‌خرد همیشه عمل مالیه‌ها در خارج همین طور است می‌گوید خیر آقا شما تا حالا کرایه می‌دادید حالا می‌خواهید بخرید، بخرید حرفى نداریم اما این را من جزء نفع خالص امسال حساب می کنم منهاى آن مبلغی که هر سال کرایه می‌دادى ممکن است تمام عایدات را به صورت سرمایه در بیاورد این ترتیبى نیست که بشود ازش جلوگیرى کرد البته پیش خواهد آمد ولى البته در هر کشمکش باید انسان یک موازینى را تعیین کند که کشمکش روى آن حل بشود این را هم بنده خیال می‌کنم ما در نظامنامه یک کارى می‌کنیم که کشمکش حل بشود.

بعضى از نمایندگانـ مذاکرات کافى است.

رئیسـ آقایانى که به ورود در موارد موافقت دارند قیام فرمایند. (اکثراً قیام نمودند.)

رئیسـ تصویب شد. ماده اول قرائت می‌شود:

ماده 1ـ از عایدات خالص مشمولین این قانون در صورتی که از 5000 ریال در سال تجاوز کند طبق مقررات ذیل مالیات اخذ خواهد شد.

+++

تبصره 1ـ عایدات خالص از لحاظ این قانون عبارت از مجموع عایدات مؤدى است در دوره مالیاتى منهاى مخارج جارى و مصارف شغلى در حدودی که براى تحصیل و حفظ عایدات مزبور در دوره مالیاتى ضرورى است.

تبصره 2ـ عایدات املاک اربابى و خالصه انتقالى و مستغلات مشمول قوانین مخصوص خود می‌باشند.

رئیسـ آقاى فهیمى موافقند؟

فهیمىـ بنده عرض دارم.

رئیسـ بفرمایید.

فهیمىـ اگر نظر آقایان باشد در موقعى که آن لایحه مالیات بر عایدات سابق مطرح بود بنده اعتراض داشتم و گفتم که این مالیات عادلانه نیست و عادلانه‌ترین مالیات آن است که روى عواید اشخاص باشد و آن لایحه عیبى داشت که همان وقت عرض کردم یکى این بود که یک طبقه با کمال سهولت می‌توانستند از تأدیه مالیات مربوطه به خودشان فرار کنند چنان که در عمل دیده شد و بالعکس بر یک طبقه تحمیلات زیاده از حد می‌شد زیرا مالیات بعضى از طبقات تجار و کسبه را روى میزان معاملاتشان قرار داده بودند و ممکن بود یک تاجرى در سال بیست هزار تومان سى هزار تومان معامله کرده باشد ولى از اصل سرمایه‌اش هم ضرر کرده باشد مع‌هذا مالیات را می‌داد خوشبختانه امروز نظرى که بنده داشتم آقاى وزیر مالیه در ضمن این لایحه به مجلس آورده‌اند و امیدواریم با کمال موافقت تصویب بشود بنده ایرادى که به نظرم رسید در طرز تحریر این ماده و این لایحه است زیرا این سه ماده اول باید مجموع قانون را به طور خلاصه معین کند یعنى در ماده اول اجازه برقرارى مالیات ماده دوم مؤدیان ماده سوم معافین از مالیات و بعد شروع کند به طرز گرفتن مالیات ولى ماده اول یک عبارتى دارد که ظاهراً مشمول تمام این قانون نیست می‌نویسد از عایدات خالص مشمولین این قانون در صورتی که همه مشمولین این قانون روى عایدات خالص‌شان مالیات نمی‌دهند یک طبقه هستند که از کل عایداتشان مالیات می‌دهند در اینجا بدون استثناء و قیدى ذکر شده است از کلیه مشمولین از عایدات خالص آنها در صورتی که عایدات خالص براى یکى دو طبقه است و براى همه نیست پس عبارت ماده اول را باید طورى نوشت که شامل همه بشود. یکى دیگر راجع‌ به تعریف عایدات خالص بنده هم یک قدرى با آقاى کاشف موافقم که اگر قدرى در این موضوع تصریح بشود بهتر است مثلاً اینجا قید کرده‌اند تا حدى که براى تحصیل و حفظ عایدات مزبور لازم است. یک مالیات بده در اینجا مدعى زحمت می‌کشد بعد دچار خرج و اشکال می‌شود و براى حفظ عایدات خودش نذر می‌کند به مکه معظمه مشرف بشود آن وقت این را جزء مخارج حاسب می‌کنند یا نه. اشکال زیاد مابین مؤدیان مالیات و مأمورین در تشخیص عایدات خالص و نوع مخارج زیاد تولید می‌شود اگر چه پیش‌بینى کرده‌اند که در کمیسیون بایستى نظامنامه تصویب بشود ولى بنده تصور می‌کنم آنجا هم باز آقاى وزیر مالیه دچار اشکال بشوند اگر نوع مخارجى را که باید کسر شود قید می‌شد که از چه قبیل است و مسلم است مخارجى که براى تحصیل عایدى هر صاحب عایدى باید داشته باشد از چه قبیل است اینها را قید می‌کردند بهتر بود و صریح‌تر بود براى این که این قبیل قوانین هر چه در خود قانون روشنتر باشد اشکالات البته مابین مأمورین و مؤدیان کمتر خواهد بود. یکى دیگر در تبصره 2 قید کرده‌اند عایدات املاک اربابى و خالصه انتقالى و مستغلات مشمول قوانین مخصوص خود می‌باشند چون ما قانون گذراندیم که خالصه انتقالى از بین رفت دیگر این عبارت مورد ندارد همان بنویسند املاک اربابى و مستغلات کافى است و شامل همه خواهد بود دیگر خالصه انتقالى را اینجا زنده نکنیم بهتر است و این ماده را هم طورى باید نوشت که شامل تمام طبقات بشود و در ماده دوم هم همان طورى که عرض کردم مالیات دهنده‌ها را معین کنند.

وزیرمالیهـ این که فرمودند ماده اول طورى است که شامل همه نمی‌شود بنده چندان مخالف نیستم به اصلاح و

+++

بنده حاضرم اگر پیشنهادى بکنند قبول کنم زیرا مقصود یکى است ولى عبارت ماده که نوشته از عایدات خالص مشمولین این قانون در صورتی که از پنج هزار ریال در سال تجاوز کند بایستى این قدر مالیات بدهد البته بعضی‌ها هستند که از پنج هزار ریال که تجاوز کرد نسبت به تمام باید مالیات بدهند بعضی‌ها از پنج هزار ریال که تجاوز کرد نسبت به مازاد باید بدهند و این عبارت هم طورى نیست که با آن مواد متفاوت باشد با وجود این اگر طور دیگرى نظرشان می‌رسد اشکالى ندارد. اما راجع‌به مسئله اساسى که فرمودند چه در فرمایشات آقاى فهیمى و چه در فرمایشات آقاى کاشف راجع‌به مخارج بنده تصور نمی‌کنم در اساسش اختلافى بین آقایان باشد که باید در یک جایى این معین باشد که آن مخارجى که باید کسر شود چه چیز است براى این که هر کس ممکن است یک جور تعبیر کند ولى بنده خیال می‌کنم که این در نظامنامه باشد بهتر است و هنوز هم این عقیده را دارم عقیده‌ام این است که اگر در یک نظامنامه باشد بهتر می‌شود تشریح کرد اگر بعد هم دیدیم که لازم است تغییرى داده شود و عمل نشان داد که اصلاحى لازم است بشود دیگر مجبور نیستیم قانون را دست بزنیم این نظر بنده بود بعد اگر پیشنهادى در این خصوص دارند و یک چیزهایى را لازم می‌دانند که در اینجا نوشته شود و خیال می‌کنند خوب است پیشنهاد کنند شاید هم بیاییم یک چیزهایى را ضافه کنیم مابقى را بگذاریم براى نظامنامه یا این که خیر همه‌اش را در قانون بیاوریم یا این که خیر مصلحت این است که همه را بگذاریم در نظامنامه پیشنهاد کنند در کمیسیون صحبت بکنیم با حضور خودشان و اکثریت آقایان هر چه رأى بدهند ولى خواستم عرض بکنم که از نقطه‌نظر عمل بنده بهتر می‌دانم که در نظامنامه باشد و اما راجع‌به کلمه خالصه انتقالى که فرمودند این را یکى از آقایان در کمیسیون تذکر دادند که شما چون آمدید استثناء کردید املاک اربابى و مستغلات را آن وقت این اشکال پیدا می‌کند که خالصه انتقالى را کنار گذاشتیم بنده هم خیال می‌کنم که حرفى که در آنجا زدم صحیح است و به همین مناسبت هم قبول شد. خالصه انتقالى راست است که رفته است ولى یک مقدارى هنوز بازخرید نشده است و روى همان پایه خالصه انتقالى هنوز مالیات می‌دهد بنابراین آن تذکرى که یکى از نمایندگان محترم در کیمسیون دادند به نظر بنده صحیح است مع‌هذا اگر پیشنهادى آقا دارید بنده حرفى ندارم ولى غیر از مزروعى براى این که وقتى معمولاً می‌گویند املاک مزروعى باغات هم جزئش می‌آید و تولید اشکال می‌شود در اصل مسئله هم گمان می‌کنم یک همچون اشکالى پیدا شود.

رئیسـ آقاى طباطبایى.

طباطبایى دیباـ عرضى ندارم.

رئیسـ آقاى دکتر طاهرى.

دکتر طاهرىـ بنده معتقدم این قانون در عین این که اصل موضوع آن مالیات بر عایدات است مع‌ذلک براى دولت عایدات بیش‌ترى را تحصیل نمی‌کند و براى مردم هم یک زحمت زیادترى ایجاد می‌کند مشمولین این قانون سه طبقه‌اند دو طبقه از آنها یک طبقه مستخدمین و آنهایى که موظفند کار می‌کنند آنها تکلیفشان معلوم است حقوقشان هم معین است مالیاتشان را می‌دهند یک طبقه هم شرکت‌ها و تجار اشکالى ندارد نسبتاً عوایدشان را می‌شود فهمید ولى آن طبقه سوم که تقریباً شامل تمام اهل مملکت و تمام اهل شهرها می‌شود در هر شهرى بین مأمور مالیه و آنها اصطکاک پیدا می‌شود یعنى هم براى مأمور مالیه اسباب اشکال می‌شود و هم براى مردم براى این که صحیح است با آن فرمایشاتی که آقاى وزیر مالیه کردند بیش از یک عده براى تعیین مالیات اختلاف نمی‌شود ولى یک فقره اختلاف هم کافى است که تا آخر معطل کند و مالیه هم از کسب و کار باز می‌ماند و براى مالیه هم اضافه عایداتى حاصل نمی‌شود آنچه از مقدمه بیرون می‌آید و از آنچه که خود آقاى وزیر مالیه فرمودند چون یکى دو طبقه درست وظیفه خودشان را انجام نداده‌اند از قبیل اطباء و وکلاء عدلیه لهذا این قانون را عوض کردند بنده عقیده‌ام این است که در عمل ممکن است این طور باشد ولى در عوض در طبقه تجار و اصناف به عکس شده اشخاصى هستند که عوایدشان به قدری که حالا مالیات جواز می‌دهند نبوده مثلاً تاجر درجه اول دویست و پنجاه تومان می‌دهد حالا

+++

مطابق این قانون باید شش هزار تومان عایدى خالص او باشد حالا ببینید که چند نفر تجار ممکن است داراى این مقدار عایدى باشند در صورتی که اکثر تجار مالیات درجه اول را می‌دهند براى این که مزایایى دارد در اطاق تجارت عضو می‌شود می‌تواند از قند و شکر دولتى بخرد اینها براى این که یک استفاده‌هایى ببرند آمده‌اند پول زیادترى به دولت می‌دهند ممکن است دیگران را هم در طبقه دکترها و وکلاء یک تشویقى بکنند و یک اعتبارى براى آن جواز درجه اول قرار داده شود که اسباب تشویق بشود. در هر حال اگر چنانچه یک مختصر اضافه عایداتى پیدا شود برخلاف عقیده آقاى فهیمى هستم صرفه با همان قانون است با یک مختصر اصلاح و ارزش این را ندارد که اهل مملکت با مأمورین مالیه در تمام سال گلاویز باشند براى مالیات و آخرش هم وقتى حساب می‌کنید مى‌بینید نسبت به قانون پیش با صد هزار تومان متر یا بیشتر بنده یک راهى را عرض می‌کنم که اگر چنانچه دولت متوجه بشود و دقت بکند میلیون‌ها در همان منابع اصلى عواید فرق می‌کند قانون مالیات تریاک و عواید تاکس تریاک را وقتی که آوردند همه در فراکسیون دیدیم که خیلى بى‌ترتیب قرار داده‌اند تذکر هم دادیم کسى توجه نکرد انحصارش را برداشتند و یک تصویب‌نامه که با هیچ منطقى موافقت نمی‌کند قرار دادند که اگر کسى مثال هزار صندوق خارج کند دویست تومان بدهد اگر کسى دویست صندوق خارج کند هفتصد تومان بدهد اصلاً این انحصار مثل این است که تعمد دارد صادر نشود در صورتی که اگر چنانچه تا کس هست در هر حال باید مساوى باشد یکى از صادارت مهم ایران است در باندرل امتحان شد وقتى باندرل گران شد مصرفش به کلى از بین رفته بود بعد که کم شد عوایدش چندین برابر شد و همین تاکس صدور تریاک را بنده تعهد می‌کنم که اشخاصى که شکایت می‌کنند و وارد هستند که پنجاه تا صندوق تریاک را حاضر کرده‌اند و می‌خواهند صادر کنند می‌گویند صندوقى دویست تومان بده آخر به چه جهت و به چه مناسبت هر چیزى باید یک تاکس معینى داشته باشد گمرک مگر تفاوت دارد یک من چیزى را که می‌برند فلان قدر گمرک بدهند صد من هم که می‌برند باید صد برابر بدهند به عقیده بنده همان قانون سابق را یک اصلاحى بکنند بهتر است و به عقیده بنده حضرت آقاى وزیر مالیه که مرد عملى هستند این قانونى که اصطکاک مردم را با مأمورین مالیه زیاد می‌کند معتقد نبودم بیاورند و بنده عقیده دارم هر قدر ممکن است باید قانون را ساده‌تر کنند که اصطکاک مردم با مأمورین کم‌تر بشود سى میلیون عواید ما از قند و شکر است در گمرک گرفته می‌شود هیچ کس هم حرفى ندارد چون مأمورین اصطکاک با مردم ندارند چندان تحمیل نمی‌شود سه میلیون مالیات ارضى است ببینید چه تشکیلاتى دارد و چه قدر شکایت و زحمت دارد تمام مالیات مزروعى را خودتان ملاحظه بفرمایید که سه میلیون نمی‌شود پس براى این که خیال می‌کنید که پانصد هزار تومان بیش‌تر می‌شود آن وقت ارزش دارد؟! دو قسمتش که اصلاً مثل سابق است قسمت مستخدمین که حرفى درش نیست قسمت شرکت‌هایش هم که اشکالى ندارد ولى آن یک قسمتش که مال اطبا یا وکلا باشد یا تجار متفرقه به این دویست سیصد هزار تومان نمى‌ارزد که یک تشکیلاتى براى اجراى آن لازم دارید با آن اعضاء که نمی‌شود براى این که همان محاکماتى که دارد با آن که نمی‌شود همان کمیسیونى که هست با آن که نمی‌شود به عقیده بنده صرفى ندارد برایتان غیر از این که اعضاء را زیاد کنید اما نظر خودم را راجع‌به اصلاحش عرض می‌کنم در قسمت مستخدمین دولت که البته همین طور هست پیشنهاد بنده دو چیز است یکى این است که نسبت به اطباء و وکلاى عدلیه ممکن است یک کمیسیونى بکنند کمیسیونى که اعضایش هم معین باشد نه کمیسیون موهوم یک نفر از طرف مؤدى باشد یک نفر از طرف مالیه یک نفر هم از خارج براى این که آنها راه تحقیق عایدات‌شان یک قدرى مشکل‌تر است اما نسبت به سایرین اگر چنانچه بخواهند صرف‌نظر بکنند از این جواز ضررش بیش‌تر است مع‌ذلک می‌گویند خوب حالا روى یک مأخذى هست معین شده اگر چنانچه از روى سرمایه بگیرند یک چیز جزئى مثلاً صدى نیم از سرمایه بگیرند

+++

این تقریباً با این معادل شده تعیین سرمایه هم زحمتى ندارد سرمایه در دفتر معین است می‌گوید سرمایه من این قدر هست محاکمه و کمیسیون لازم ندارد که از روى قرائن و امارات عایدى یک کسى را معین کردن اینها نمی‌شود.

وزیر مالیهـ عرض کنم که البته در مسایل مالیاتى پیش‌بینى کردند و به طور قطع گفتن که تا این میزان این عایدات خواهد بود این یک امرى نیست که یک شخصى که بخواهد حرف با اساسى بزند اقدام کند البته همیشه باید سعى کرد با منتها درجه دقت حساب کرد البته باید سعى کرد یک مقدارى پیش‌بینى بشود که تقریباً همان قدر عاید بشود ولى مع‌هذا ممکن است در حساب یک وقتى اشتباهاتى هم بشود با ذکر این مقدمه می‌خواهم عرض کنم که با حسابى که ما کردیم این مالیات بیش‌تر از مالیات فعلى براى ما عایدات دارد در درجه اول براى همین منظور این قانون را آوردیم حالا آقاى نماینده محترم نمی‌دانم چه جور حساب کرده‌اند که می‌گویند این عایدات بیش‌ترى براى ما ندارد این را بنده حقیقتاً نمی‌دانم بله خیلى ممنون خواهم شد یک وقتى در خارج یا وقتى که کمیسیون تشکیل می‌شود بیایند و این حساب را بفرمایند به جهت این که اگر بنده بدانم که این برخلاف مصلحت ماست و بیشتر از آنچه وصول می‌شده است وصول نمی‌شود و کسرى خواهد کرد مسلماً این کار را نخواهم کرد ولى تا وقتى که این مسئله را حساب نکرده‌اند و خلاف عقیده بنده ثابت نشده است بنده عقیده‌ام این است که اشتباه نکرده‌ام و به موجب این قانون بیش‌تر از آنچه که تا به حال به ما عاید می‌شده است عاید خواهد شد. اما این که فرمودند که این موجب زحمت زیادترى خواهد شد هنوز حقیقتاً بنده نفهمیدم براى این که ایشان می‌دانند که براى رسیدگی‌ها و این قرائن الان هم ما کشمکش داریم و دچار هستیم مگر شما تصور می کنید ما الان کشمکش نداریم با همین آقایانى که الان اظهارنامه داده‌اند با شرکت‌ها با همین تجارى که دفتر منظم دارند با تجار درجه اول و دوم یا اصناف درجه اول و دوم و سوم دارند مگر ما اختلاف نداریم یکى می‌گوید من درجه اول نیستم درجه دوم هستم دیگرى می‌گوید که من درجه چهارم هستم یکى دیگر می‌گوید که در شرکت‌ها این مقدار از مخارج را باید کسر بگذارند از کل عایدات تا عایدات خالص به دست بیاید براى این که ضرورى بوده است ما می‌گوییم خیر ضرورى نبوده است و باید این مخارج موضوع نشود این کشمکش‌ها را حالا هم ما داریم اصلاً فرض این که شما بخواهید یک مالیات مستقیمى را وصول کنید تماس با اشخاص نداشته باشد و کشمکش با اشخاص نداشته باشد و اصطکاک با اشخاص نداشته باشد نمی‌شود و محال است پس ما این زحمت و تماس را البته داریم منتهى علاج دارد اختلاف پیدا می‌شود بین اصناف و تجارباً ما باید مطابق همین قانونى که فرمودند به حکم و خبره رجوع شود او خبره‌اش حاضر نمی‌شود قبل از این که بنده در وزارت مالیه بروم یک لایحه در این خصوص تهیه شده بود که اگر حکمش حاضر نشد آن وقت او یک حکم دیگر باید معین کند ولى بنده چون با اساس آن قانون موافق نبودم گفتم که نمی‌شود آن طور قرارداد و در نظر گرفته بودند که اگر حکم دومش هم حاضر نشد حکم ما رسیدگى کند و تمام کارها در قسمت وصول این مالیات الان هم کشمکش و زحمت دارد و تمام کار ما حالا تق و لنگ است بدبختانه یک چیزى که باید در اخلاق ما وارد نشده است مخصوصاً در مملکت ما عادت نداشته‌اند و آن عبارت از دادن مالیات است کسى هنوز عادت نکرده است که مالیات را از جیبش در بیاورد و بدهد این کار را هنوز عادت ندارند و ما هم عادت نداریم که آنها را تشویق کنیم و واقعاً به آنها بفهمانیم که دادن مالیات یک تکلیف ملى است که اگر واقعاً افراد یک مملکت بخواهند از زندگانى آن مملکت استفاده کنند از همه چیز آن مملکت استفاده کنند از مخارجى که در آن مملکت می‌شود استفاده کنند ولیکن هیچ کس نخواهد کمک کند به آن مخارج وقتى هر کس پیش خودش حساب کند بگوید که اگر بنا باشد من کمک نکنم دیگرى هم نکند، دیگرى هم نکند وضعیت چه خواهد شد وقتى که این فکر بیاید در کله مردم و بفهمند البته

+++

کشمکش کم خواهد شد مگر نخوانده‌اید مگر نمی‌دانید که در یک مواقع خیلى سخت که براى ممالک دیگر پیش می‌آید چه طور مردم آنجا کمک می‌کنند؟ چه طور مردم مالیاتشان را زودتر می‌برند و می‌پردازند؟ مگر نخوانده‌اید در روزنامه‌ها؟ (کازرونى- ایرانی‌ها مطیع هستند) عرض کنم خدمت شما که بنده خودم ایرانى هستم و ایرانى را هم خیلى دوست می‌دارم ولى خواهش می‌کنم که تعارف زیاد با هم نکنیم ایرانى در دادن مالیات جان نمی‌کند تا بدهد خیر باید رفت و به هزار زحمت ازش گرفت چرا؟ چاره هم ندارد آقا همه سر و ته یک کرباسیم چرا این طور است؟ براى این است که اولاً یک مدت مدیدى مالیات داده است و به مصرف صحیح نرسیده است و خرج صحیح نکرده‌اند این فکر و عقیده کم‌کم در دماغش پیدا شده و بعضى عقاید هم که شاید پایه و اساسى ندارد به یک عناوین مقدسى به او تزریق شده است که اصل دادن مالیات عمل خوبى نیست و ندادنش یک ثوابى هم دارد این طور فکر که مال دولت را خوردن ثواب هم دارد وقتى بنا شد در یک مملکتى پیدا شد شما چه طور می‌توانید توقع داشته باشید از افرادش که حاضر بشوند قبل از وقت هم بروند مالیاتشان رابدهند این را نمی‌توانیم بگوییم که گناه آنها است ولى عرض می‌کنم که آقایان که آن طبقه منورالفکر این مملکت هستند باید به این افراد حالى کنند که مالیات دادن یک تکلیف ملى درجه اول است و واقعاً این کلمه شاید از طرف بنده غریب به نظر بیاید حتى مالیات دادن برکت هم دارد براى این که اگر کسى آمد به عایدات مملکت کمک کرد همیشه به طور مستقیم عایدات خودش هم زیاد می‌شود. این است که بنده می‌گویم برکت هم دارد ولى تا وقتى که این عقیده پیدا نشده و اکثر این عقیده را ندارند این است که در موقع پرداخت مالیات با حسن ‌نیت نمی‌دهند و مى‌خواهند یک قدرى کم‌تر داده باشند پس الان هم ما این زحمت را داریم چه تفاوتى است بین این لایحه و قانون فعلى همین است که ما آمده‌ایم و یک پایه‌هایى را برایش گذارده‌ایم و نگذاشته‌ایم روى یک اصلى که واقعاً غیرمنصفانه باشد چون در عین این که دولت می‌خواهد به عایدات مملکت کمک کند و مالیات خودش را بگیرد حق و عدالت و انصاف را هم می‌خواهد مأخذ قرار دهد و نباید از یک عده برخلاف حق چیزى گرفت و تحمیل کرد و نه از یک عده گرفته نشود و بر یک عده دیگر تحمیل شود آقا می‌فرمایند که بعضى از تجار که امسال مالیات در جداول دویست و پنجاه تومان داده‌اند باید شش هزار تومان عایدات خالص داشته باشد این است که واقعاً از اخشاصى هم که آن عایدات را نداشتند نبایستى گرفت این خوب کارى است که اگر شش هزار تومان هم عایدى نداشته باشد باز مالیات درجه اول را بدهد؟ با وجود اینها بنده کارى ندارم آقا پیشنهاد بفرمایند مستخدمین را یک قسمت علیحده و تجار را هم روى آن ترتیب اگر اکثریت مجلس موافقت کند براى تجار همان درجه اول و دوم و سوم و چهارم روى همان پایه باشد اگر این ترتیب موافقت شد و تصویب شد می‌رود روى آن ترتیب اگر این طور است ما هم این کار را می‌کنیم (دکتر طاهرى- روى سرمایه) از روى سرمایه به نظر بنده خوب کارى نیست خوب کارى نیست که انسان بیاید و اساس مالیات را بر سرمایه قرار بدهد براى این که تمام آن چیزهاى دیگرى که شما ممکن بود مأخذ قرار دهید براى گرفتن مالیات در سرمایه نیست براى این که یک سرمایه‌ای ا‌ست که عایدات می‌دهد و یک سرمایه‌ای‌ست که عایدات نمی‌دهد و اگر هر سال شما از و یک مبلغى بگیرید بعد از چند سالى تمام می‌شود مثل این است که شما سرمایه یک کسى را ازش به‌تدریج و اقساط بگیرید تا وقتى که دیگر مالیات نباید بدهد یا این است که یک وقتى سرمایه مأخذ مالیات می‌شود یعنى یک قرینه می‌شود یا این است که اصل مقدار سرمایه اخذ می‌شود البته قرینه می‌شود براى این که البته می‌گویند فلان قدر سرمایه قرینه است براى این قدر از عایدى این هم البته یک اماره و قرینه‌ای‌ است اما این را به تنهایى نمی‌شود مأخذ قرار داد براى این که اگر به تنهایى سرمایه را مأخذ قرار دهند یک ظلم خیلى فاحشى می‌شود بنده ممکن است یک مقدارى سرمایه داشته باشم و عایدات هم داشته باشد و ممکن است عایداتى نداشته باشد نمی‌شود به تنهایى سرمایه را در نظر گرفت و باید در قانون‌گذارى حساب را هم در نظر داشت و این از نقطه‌نظر حساب درست نمی‌شود شما وقتى که مالیات را می‌گیرید باید طورى

+++

بکنید که اصل مبلغ از بین نرود باید طورى وصول شود که او هم بتواند تهیه عایدات بکند و آن سرمایه زیاد بشود و اگر از سرمایه گرفتید این عیب را خواهد داشت با وجود این اگر آقایان پیشنهادى دارند التفات کنند در کمیسیون مذاکره می‌شود. مسئله تاکس تریاک و این چیزها را که فرمودید آقا فرمودند که منطقى نبوده است این فکر البته آنهایى که امضاء کرده‌اند به هیئت‌دولت آمده است و هیئت‌ دولت هم موافقت کرده است ممکن است اشتباه هم شده باشد مگر شما اشتباه نمی‌کنید در زندگانى؟ وقتى که یک هیئتى اسمش دولت شد اشتباه نمی‌کند؟ او هم اشتباه می‌کند و حالا در این قسمت مشغول مطالعه هستیم به طورى که برخلاف آن اعلانى هم که کرده‌ایم نباشد براى این که ما آمدیم معین کرده‌ایم که تا فلان تاریخ فلان تاکس باشد و هر روز تغییر دادنش هم خوب نیست ولى در اساس فکر می‌کنم که آقایان کمک بکنند در این لایحه پیشنهاداتى اگر هست داده شود در مواد و طورى بشود که امروز شور اول این لایحه تمام بشود و خیلى وقت را نگیرد.

بعضى از نمایندگانـ مذاکرات کافى است.

کازرونىـ بنده مخالفم. کافى نیست.

رئیسـ بفرمایید.

کازرونىـ عرض کنم که تجربه شده آقایانى که می‌گویند کافى است مذاکره تصمیم ندارد که یک کلمه صحبت کنند و شاید کاملاً هم موافقند. چه ضرر دارد اجازه بدهند اشخاصى هم که نظریاتى دارند اظهار کنند شما چرا این حق را از من سلب می‌کنید؟! دلیلش چیست اجازه بدهید ما هم حرف بزنیم.

دشتىـ بله آقا اجازه بدهید حرف زده شود لایحه مهمى است.

رئیسـ آقایانى که موافقت دارند به ختم مذاکرات قیام فرمایند. (عده قلیلى قیام نمودند.)

رئیسـ معلوم می‌شود کافى نیست. نوبه خود آقاست.

کازرونىـ واقعاً بنده اراده نداشتم که در این لایحه زیاد حرف بزنم براى این که آقاى وزیر محترم مالیه از وضعیت بیش‌تر از بنده بلکه بیشتر از اکثر ما مطلعند اما وظیفه دارند در مقابل این قانون اینجا دفع کنند بنابراین بنده دیدم اگر اینجا اظهارى بکنم معلوم نیست که نتیجه مهمى در اینجا داشته باشد لکن نظر به اظهاراتى که در اینجا شد مجبور شدم اینجا چند کلمه حرف بزنم به عقیده بنده کتمان عقیده یک خیانتى است زیرا که عقیده بنده به جهت بهبودى اوضاع مملکت است و قسم هم خورده‌ایم و باید همین طور عمل کنیم بنده عرض می‌کنم که مردم ایران مطلع هستند مردم ایران واقعاً شاه‌پرست هستند و کاملاً مطیعند بنده ادعا می‌کنم که در تمام اقطار عالم ملتى مطبع‌تر از ملت ایران نیست در زمانى اندک ملاحظه کنید چه قانون چه مالیاتى چه چیزهایى وضع شد که اظهارش و تکرارش خوب نیست مع‌ذلک سؤال می‌کنم کى بوده است که استنکاف کرده است از اطاعت قوانین خود آقاى وزیر مالیه اظهار فرمودند نهایت می‌فرمایند که بعضی‌ها آمدند و سوءاستفاده کردند از قانون، قانون اجازه داده است به یک نفر تاجر که خود را در درجه اول حساب کند یا درجه سوم این را قانون اجازه داده (استدعا می‌کنم گوش کنید و توجه بفرمایید) یک نفر خود را درجه اول صورت داده است یک نفر دیگر مصلحت خود را در این تشخیص داده است که از درجه سوم باشد اینها خیانت نیست. بنده خیلى متأسفم که در مقدمه قانون دولت می‌گوید براى این که یک عدالت و انصافى مرعى شده باشد ما این قانون را آوردیم که از مجلس بگذرانیم در صورتی که بنده هر چه فکر می‌کنم حکم کردن بر طبق حدس و تخمین نمی‌دانم با چه عدالت و انصافى ممکن است تطبیق کند حدس کى؟ تطبیق کى؟ کیست که بتواند عواید شخصى خودش را واقعاً تشخیص بدهد. بنده عواید و ماحصل عواید تجارت فرزند خودم را راستى‌ راستى نمی توانم تشخیص بدهم حالا تشخیص کیست تشیخص یک نفر آدم یا یک حقوق متناسب که نخواهد بود به همان ترتیبى که براى تریاک بود که اشخاصى را با یک حقوق‌هاى

+++

کسى استخدام کردند این اشخاص بنشینند و کمیسیون کنند که من بزازم، عطارم، ارسى دوزم از چه چیز من می‌فهمد که من عوایدم زیاد است آدم قطورى هستم؟! خوش‌صورت هستم؟ دکانم گرم و مشترى زیاد دارم هیچ یک از اینها خدا می‌داند و خدا گواه است دلیل زیادى و کمى عایدات نیست خرج زیاد کردن دلیل بر زیادى عایدات نیست یک اشخاصى هستند که در زندگانى یک طرز و اسلوبى براى زندگانى دارند بالاخره ناچارند به هر بدبختى است این طرز و اسلوب خودش را از پیش ببرد لکن فلان تاجر و فلان کاسب زندگى عادى دارد یک عواید سرشارى هم ممکن است داشته باشد اما هیچ معلوم نمی‌شود در هر صورت حدس یعنى چه؟ تخمین یعنى چه؟ بنده از دماوند مراجعت می‌کردم در یک اتوبوس بودم به دروازه که رسیدم دیدم که آن اتوبوس تقریباً چهل مسافر دارد و بارش هم زیاد است آمدم پایین که با درشکه بروم تا پیاده شدم آن صاحب اتوبوس با یک نفر صحبت‌هایى داشتند اتوبوس با بارش بدون تعرض رد شد آن وقت یک نفر آدم کوچولو آمد جلوى من گفت بایست فرمان داد من هم ایستادم تعجب کردم چه می‌خواهد بکند گفت می‌خواهم تفتیشت کنم گفتم تفتیش چه؟ آقا من در دماوند رفتم براى ییلاق گفت می‌خواهم براى تریاک تفیتش کنم گفتم تریاک من؟ چه طور اتوبوس به این بزرگى را تفتیش نکردى گفت حرف زیاد نزن من ترسیدم که اگر حرفى بزنم بگوید بیا امنیه و مرا ببرند بیندازند توى هلف‌دانى خدا پدر یک کسى را بیامرزد که مرا شناخت یواشکى به او گفت و بعد اشاره کرد که برو خدا پدرش را بیامرزد حالا این خوب ملاحظه بفرمایید این یک آدم بسیار کوچولو نه یک آدم بسیار بزرگ فرق نمی‌کند می‌فرمایید از روى حدس و تخمین تشخیص می‌دهند بنده عقیده‌ام این است که با این علاقه و ارتباط معنوى که مردم نسبت به اعلیحضرت شاهنشاهى دارند و نسبت به دولت دارند باید این مردم را تشویق کرد و بیش‌تر به دولت نزدیک کرد اما این تعرضات روزافزون این طورى واقعاً مردم را افسرده می‌کند مردم آبروى خودشان را می‌خواهند بنده می‌گویم خیلى خبرها دارم که نمی‌خواهم اسم ببرم یک مقدارى کمى که بر یک قلم مالیات غیر مستقیم اضافه شود مبلغ زیادى می‌شود و مردم کمال اطاعت را دارند ولى این قسمت دویست هزار تومان مالیات مستقیم در تمام اقطار مملکت با مردم تماس دارد تمام مملکت ما که منحصر به تاجر و آوکا و دکتر درجه اول‏ که نیست شما همین که از طهران بیرون بروید هر چه مى‌بینید کاسب است، بقال است، عطار است، سبزى‌فروش است، گوشت‌فروش است هر چه بروید مى‌بینید بالاخره تمام شهرها تقسیم می‌شود به اصناف متنوعه آن وقت این عطار و بقال و اصناف و قصاب را چه جور عایداتش را در نظر می‌گیرید. و پس از آن که مالیات گرفته شد و پول را داد اینجا نوشته است که اگر تعرضى دارد برود شکایت کند انصاف بدهید این پولى که از این کاسب بدبخت اضافه گرفتند کجا می‌تواند برود در مالیه و یک سال معطل شود گفت‌گو کند و آخر هم معلوم نیست چه می‌شود این بیچاره از زندگى باز می‌ماند نظر به اقلیت مردم به آن دسته که فرمودند نیست گفت‌گوى بنده نسبت به اکثریت مردم است بنده نظرم نسبت به آن تشخیص است که از تخمین و اینها معلوم می‌شود و الّا با اصل مبلغى که می‌گوید بنده کاملاً موافقم یک حدى هم اضافه کنید به گردن بنده که مسلمانم و می‌گویند عقیده ندارى به گردن من آنچه را که می‌گیرید اما به شرط این که این ترتیب را مسترد بدارید و یک راه‌حل بهترى در نظر بگیرید البته حالا بنده همراه نیاوردم نشان بدهم که آن را عرض کنم باطل بشود ولى عرض می‌کنم این را که می‌خواهید از روى حدس و تخمین بگیرید فاسد است باید قانون را یک طورى نوشت که یک طرف نباشد قانون باید طرفینى باشد این عقیده بنده است.

وزیر مالیهـ اول برداشت بیانات نماینده محترم از اینجا شد که مردم مطیع هستند البته مردم تکلیفشان این است که نسبت به دولت اطاعت داشته باشند و از تکالیف ملى

+++

افراد هر مملکتى است که باید اطاعت بکنند و البته از قوانین باید اطاعت بکنند و دولت هم چیزى برخلاف قانون نمی‌خواهد و البته تکالیف ملى هر فردى این است که از دولت خودش اطاعت کند و از قوانین مملکت اطاعت کند (کازرونى- سابق این طور نبود حالا این طور است) ولیکن مطلب در این نیست که مردم مطیع هستند و هر قانونى می‌گذرانند البته هیچ نمی‌گویند گفت‌گو در این است که قانون را می‌گذرانند و می‌گوید از روى عایدات به فلان نسبت باید مالیات بدهید از آقا سؤال می‌کنم که اگر آقا را مسئول کازرون تنها بکنیم (مقصودم چیزى نبود) کاشان و بگویند آقا شما قبول کنید که مطابق آن عایداتى که مردم می‌گوید شما مطابق آن وصول کنید این کار را می‌کنید؟ می‌توانید آن اطاعت اخلاقى را که می‌فرمایید کاملاً اطمینان بدهید؟ گمان نمی‌کنم آن اطاعت اخلاقى وقتى که در یک ملتى پیدا شد (بدبختانه همه ملل دنیا هم به آن درجه رسیده‌اند نمی‌خواهم از خودمان چیزى بگویم و قائل به این بشوم که دیگران چه طورند خیر در سایر جاها همین طور است اختصاص به ما ندارد منتها ما یک قدرى کمتر از دیگران متوجه این مسایل مهم و وظایف ملى خودمان هستیم) اگر درجه اخلاقى به جایى برسد که هر کسى برود بگوید من این قدر عایدات دارم و قانون هم می‌گوید که این مقدار عایدى باید آن قدر مالیات بدهد این دیگر محتاج به کشمکش و کمیسون و رسیدگى و این ترتیب‌ها نیست ولى این طور نیست مقصودى که بنده گفتم این بود و عبارت خود بنده را گرفتن و برگرداندن به یک صورت دیگرى و شروع کردن به نطق‌هایى که مخصوص چند سال پیش است می‌دانند که بنده هم بلدم این طور حرف بزنم ولى وادارم نکنید این قانون می‌گوید که مالیات را روى قرائن بگیرید تمام کارهاى شما و مردم روى چه قاعده ایست؟ روى همین قرائن را هم نگفتیم آنچه که به نظر من برسد یا به نظر مأمور مالیه برسد می‌گوید قرائنى که در نظامنامه معین می‌شود و آن نظامنامه هم در کمیسیون قوانین مالیه تصویب می‌شود و معلوم می‌شود که چه چیزها را باید قرینه گرفت براى دارایى و در هر محلى معین می‌کنند که این قرینه‌ها نشانه چه اندازه دارایى و عایدات است این قرائن است و این نشانه‌ها است که می‌شود تا اندازه نزدیک به حقیقت شد و سعى کرد که خیلى دور از منطق حدس زده نشود آقا بر این ایراد می‌کنند و می‌گویند قرینه ممکن است کافى نباشد بلى ممکن است نقص داشته باشد بهترش را بفرمایید بعد آمدند آقا پیشنهاد کردند که این مالیات را لغو بکنند و به طور غیر‌مستقیم مالیات بگیرند مالیات غیر مستقیم از مالیات‌هایى است که بنده اصولاً طرفدارش نیستم مخصوصاً در این مملکت که گرفتنش هم سهل است و وقت وصول مردم آن قدر متوجه نمی‌شوند جاهاى دیگر دنیا هم این طور است ولى اگر یک مالیات مستقیم سهل‌الوصولى پیدا کردید هم آن را می‌گیریم هم این را براى این که آنچه که می‌گیریم که بنده توى جیبم نمی‌ریزم هر قدر از مردم گرفته شود از برایشان خرج می‌شود مگر این کارهایى که می‌شود خرج ندارد؟! هر قدر گرفته شود خرج می‌شود این کارهایى که می‌شود از کجا باید کرد هر چه که بیش‌تر بتوانید راه پیدا کنید از براى عایدات بهتر است آن را باید گرفت و خرج مملکت کرد این است که بنده می‌گویم این را خواهیم گرفت و هم اگر راه بهترى بود آن را خواهیم گرفت آقا می‌گویند اگر مالیات گرفتن بد است بنابراین باید با ترس و لرز مالیات بدهیم. طرز فکر بنده این است که باید افراد را وادار کرد فهماند حالیشان کرد اگر به میل نشد به قوه قهریه مملکت ازشان چیزى را که مصلحت هست گرفت و به خرجى که از براى ترقى و سعادت مملکت لازم است زد پس از دو سال سه سال همان اشخاصى که اول نفهمیدند همان اشخاص می‌گویند خوب شد و همان اشخاص ازش استفاده می‌کنند و اگر خودشان آن قدر کندفهم بودند اولادهاشان لااقل خواهند فهمید والا هیچ وقت بنده به این فکر نمى‌افتم که بیایم این مالیات را لغو کنم و یک مالیات غیر مستقیمى به جاى این گرفته شود صرف‌نظر از این که اگر بتوانیم یک اسم بزرگى پیدا کنیم بالاتر از حق و عدالت باید بگوییم مالیات بر عایدات است مالیات غیر مستقیم از

+++

نقطه‌نظر وصول خیلى خوب است ولى بدبختانه مالیات بر مصرف است شما می‌آیید بر مصرف اشخاص مالیات می‌بندید ممکن است یک اشخاصى عایدات زیاد داشته باشند ولى مصرف کم بکنند اینها این مالیات را ندهند و یک کس دیگر از آن خرج ضرورى اولیه خودش که باید مصرف کند مالیات بدهد این است که غیرعادلانه است ولى با وجود این اگر در تمام دنیا آمدند و مالیات غیرمستقیم را گرفته‌اند و عمل کرده‌اند براى چیست؟ براى این حرف‌هاى آقا و امثال آقا است براى این است که می‌گویند آقا مستقیماً از جیب من چیزى در نیاور و مستقیماً نگو چیزى بده ولکن به هر شکل دیگر ممکن است از هر کسى که می‌خوهید مالیات بگیرید من سعى می‌کنم از مصرف خودم کم کنم و کمتر مالیات می‌دهم به همین جهت اغلب جاها آمده‌اند هر دو قسم مالیات را می‌گیرند هم مالیات مستقیم می‌گیرند از کسانى که کم مصرف می‌کنند و هم مالیات غیرمستقیم و بالاخره نباید گذاشت یک کسى بیاید و باج و زکات و مالیات آنچه که عایدات دارد و وظیفه ملى او است آن را ندهد باید عادت کر به دادن آن چیزى که مخارج مملکت و از آن مخارج استفاده می‌شود. مالیات غیرمستقیم گرچه براى مالیه در وصول سهل‌تر است ولى بنده نمی‌توانم جاى این مالیات بگذارم باز هم عرض می‌کنم که پیشنهاد مفیدترى اگر دارید که این مالیات بماند و در تماس هم نباشیم با مردم و خودشان هم بیاورند و بدهند و کم هم نداده باشند عایدات ما هم خوب باشد بنده فوراً این لایحه خودم را برمی‌دارم و با پیشنهاد آقا موافقت می‌کنم.

رئیسـ پیشنهادات قرائت می‌شود:

پیشنهاد آقاى معدل: بنده پیشنهاد می‌کنم در ماده اول به جاى 5000 ریال نوشته شود 7200 ریال.

پیشنهاد آقاى افسر: چون در موقع ممیزى تمام آنچه روییده می‌شود برآورد می‌کنند و صدى هفت معین می‌کنند مستأجر ملک منافعى که می‌برد جزو همین روییدنى است. لهذا بنده پیشنهاد می‌کنم آنچه فوایدى که از اجاره کارى پیدا می‌شود باید مثل منافع املاک استثناء بشود.

پیشنهاد آقاى دکتر طاهرى: پیشنهاد می‌شود ماده اول حذف شود.

پیشنهاد آقاى کاشف: الحاق جمله ذیل را به آخر تبصره اول پیشنهاد می‌نمایم: تعیین این ضرورت در صورت اختلافات از طرف کمیسیونى که مرکب از یک نفر از اعضاء اطاق تجارت و حاکم محل و یک نفر از اعضاء انجمن بلدى باشد به عمل خواهد آمد و حکم کمیسیون مزبور به اکثریت قاطع خواهد بود.

پیشنهاد آقاى طباطبائى دیبا: پیشنهاد می‌نمایم که ماده اول لایحه دولت عیناً مطرح و تصویب شود.

9- موقع و دستور جلسه بعدـ ختم جلسه.

رئیسـ پیشنهاد شده است جلسه را ختم کنیم. (صحیح است.)

وزیر مالیهـ چون یک قسمت از آقایان میل دارند غذایشان را مرتب میل کنند و یک ساعت بعدازظهر است (افسر- ناخوش هستند) خوب همه‌شان که ناخوش نیستند لایحه هم مواد دارد و بنده خودم هم خیلى موافق بودم که آقایان زیاد مذاکره و بحث کنند و همه مطالب را بفرمایند در ضمن خواستم یک تقاضایى بکنم که یک جلسه خیلى نزدیکى قرار داده شود و آقایان هم قول بدهند که اول وقتى که معین می‌شود با نیم‌ساعت اختلاف از وقت مقرر آقایان حاضر شوند (نمایندگان- همیشه حاضر می‌شوند) ممکن است شنبه عصر معین شود و یکشنبه صبح هم براى احتیاط.

رئیسـ ما امروز براى مطالعه در کار لایحه مالیات بر عایدات آمدیم اگر نظر آقا باشد خود بنده از اول هیچ کارى را نمی‌پذیرفتم و تنها مترصد بودم که این کار مقدم باشد و خودتان ارفاق فرمودید و ساعت مقدم را به آقاى وزیر طرق دادید و رفقاى ما سه ساعت ممتد است که کار می‌کنند و بعد هم هر قدر لازم باشد ما حاضریم و کار می‌کنیم.

+++

و از طرف ما هیچ وقت قصورى در انجام کارهایى که به نفع مملکت است نمی‌شود.

وزیر مالیهـ خوب با این فرمایشاتى که آقاى رئیس می‌فرمایند و البته مقصود قصورى هم نبودحالا که این طور است موافقت بفرمایید جلسه شنبه عصر مقرر شود و یکشنبه صبح براى این که یکشنبه صبح بنده می‌ترسم که این لایحه تمام نشود.

رئیسـ این طور می‌کنیم آقاى وزیر مالیه یکشنبه صبح را جلسه می‌کنیم و معهود باشد که اگر لایحه تمام نشد عصر هم جلسه باشد. بنابراین جلسه آتیه یکشنبه 21 سه ساعت قبل از ظهر دستور بقیه شور لایحه مالیات بر عایدات.

(مجلس ساعت یک بعدازظهر ختم شد.)

رئیس مجلس شوراى ملى ـ دادگر

+++

قانون

یکصد و پنجاه هزار لیره اعتبار براى خریداران واگن و لکوموتیو راه‌آهن.

ماده واحده ـ به وزارت مالیه اجازه داده می‌شود معادل مبلغ یکصد و پنجاه هزار لیره از وجوه انحصار قند و شکر و چاى براى خریدارى واگن و لکوموتیو و اشیاء لازمه تعمیرات واگن و لکوموتیوهاى فعلى راه‌آهن به اختیار وزارت طرق بگذارد.

این قانون که مشتمل بر یک ماده است در جلسه هیجدهم آبان ماه یک هزار و سیصد و دوازده شمسى به تصویب مجلس شوراى ملى رسید.

رئیس مجلس شوراى ملى ـ دادگر

قانون

اعتبار اضافى براى مصارف ساختمانى طرق در سال 1312

ماده واحده ـ وزارت مالیه مجاز است از وجوه ذخیره مملکتى مبلغ 7850000 ریال براى مصارف ساختمانى طرق در سال 1312 به وزارت طرق بپردازد.

این قانون که مشتمل بر یک ماده است در جلسه هیجدهم آبان ماه یک هزار و سیصد و دوازده شمسى به تصویب مجلس شوراى ملى رسید.

رئیس مجلس شوراى ملى ـ دادگر

قانون

راجع‌به عایدات و مخارج قسمت‌هاى راه‌آهن شمال و جنوب و آذربایجان و زاهدان‏

ماده واحده ـ به وزارت مالیه اجازه داده می‌شود مخارج بهره‌بردارى قسمت‌هاى راه‌آهن و کشتى‌رانى آذربایجان و مصارف خط زاهدان را بر طبق بودجه‌اى که هر سال به تناسب احتیاجات آن قسمت‌ها تنظیم می‌شود از عایدات قسمت‌هاى مزبور به وزارت طرق بپردازد و هر گاه عایدات هر قسمت نسبت به مخارج آن کسر باشد از وجوه انحصار قند و شکر پرداخته به حساب قرض آن قسمت منظور دارد و در صورت اضافه به جمع عایدات قند و شکر و چاى وارد نماید.

تبصره 1ـ ترتیب محاسبات قسمت‌هاى بهره‌بردارى شمال و جنوب و آذربایجان و مخارج خط زاهدان از اول سال 1312 مطابق مقررات این ماده معمول گردیده و مبلغ پانصد هزار ریال که به موجب قانون مصوب 2 مهر ماه 1312 از محل صرفه‌جویى بودجه کل مملکتى به راه‌آهن و کشتى‌رانى آذربایجان قرض داده شده مسترد و مبلغ 1303200 ریال دینى که مؤسسه راه‌آهن و کشتى‌رانى آذربایجان به عایدات مالیات راه دارد پس داده می‌شود.

تبصره 2ـ قسمتى از ماده 23 قانون متمم بودجه 1312 مملکتى که مربوط به راه آهن آذربایجان است و همچنین ماده 30 قانون مزبور و قانون استقراض 500000 ریال مصوب 2 مهر ماه 1312 که اصطکاک با این قانون دارد ملغى می‌شود.

این قانون که مشتمل بر یک ماده است در جلسه هیجدهم آبان‌ماه یک هزار و سیصد و دوازده شمسى به تصویب مجلس شوراى ملى رسید.

رئیس مجلس شوراى ملى ـ دادگر

+++

یادداشت ها
Parameter:293410!model&5137 -LayoutId:5137 LayoutNameالگوی متنی کل و اخبار(مشروح مذاکرات)