کتابخانه، موزه و مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی


صفحه اصلی » مشروح مذاکرات » مشروح مذاکرات مجلس ملی » دوره شانزدهم مجلس ملی

0.0 (0)
مشروح مذاکرات مجلس ملى، دوره ‏16
[1396/05/28]

جلسه: 45 صورت مشروح مذاکرات مجلس روز سه‌شنبه بیستم تیر ماه 1329  

فهرست مطالب:

1)تصویب صورت مجلس‏

2)بیانات قبل از دستور آقایان: شوشترى- نورالدین امامى- تیمورتاش- فقیه‌زاده‏

3)اخطار نظامنامه آقایان: دکتر بقایى- دکتر شایگان- غلامرضا فولادوند- فرامرزى- قاسم فولادوند

4)قرائت گزارش کمیسیون عرایض راجع به استعفاى دو نفر از اعضاى آن کمیسیون و تعیین دو نفر به جاى آنها

5)قرائت‌نامه آقاى نورى اسفندیارى‏

6)قرائت گزارش کمیسیون نفت‏

7)تصویب نمایندگى آقاى وهاب‌زاده از اردبیل‏

8)مذاکره در طرح پیشنهادى راجع به اعتبار راه‌سازى 1329 و ختم مذاکرات‏

9)موقع و دستور جلسه بعد- ختم جلسه‏

مشروح مذاکرات مجلس ملى، دوره ‏16

 

 

جلسه: 45

صورت مشروح مذاکرات مجلس روز سه‌شنبه بیستم تیر ماه 1329

 

فهرست مطالب:

1)تصویب صورت مجلس‏

2)بیانات قبل از دستور آقایان: شوشترى- نورالدین امامى- تیمورتاش- فقیه‌زاده‏

3)اخطار نظامنامه آقایان: دکتر بقایى- دکتر شایگان- غلامرضا فولادوند- فرامرزى- قاسم فولادوند

4)قرائت گزارش کمیسیون عرایض راجع به استعفاى دو نفر از اعضاى آن کمیسیون و تعیین دو نفر به جاى آنها

5)قرائت‌نامه آقاى نورى اسفندیارى‏

6)قرائت گزارش کمیسیون نفت‏

7)تصویب نمایندگى آقاى وهاب‌زاده از اردبیل‏

8)مذاکره در طرح پیشنهادى راجع به اعتبار راه‌سازى 1329 و ختم مذاکرات‏

9)موقع و دستور جلسه بعد- ختم جلسه‏

 

مجلس ساعت نه و 35 دقیقه صبح به ریاست آقاى رضا حکمت تشکیل گردید.

1-تصویب صورت مجلس‏

رئیس- صورت غایبین جلسه گذشته خوانده می‌شود: (به شرح زیر قرائت شد )

غایبین با اجازه- آقایان: شکرالله صفوى- اورنگ- منصف- عامرى- امینى- اسکندرى- حاذقى- دکتر راجى- طباطبایى- صدر میرحسینى- بهبهانى‏

غایبین بی‌اجازه- آقایان: قهرمان- حسن اکبر- دکتر سید ‌امامى- معدل- کاظم شیبانى- جواد مسعودى‏

رئیس- نسبت به صورت جلسه پیش نظرى نیست؟ آقاى مکى بفرمایید.

مکى- در جلسه گذشته موقعی که از طرف مقام ریاست اعلام رأى شد فرمودند 7 رأى مخالف بعداً که جلسه تمام شده بود و در اطاق هیئت رئیسه تذکر دادیم معلوم شد که رأى جناب آقاى آزاد را که کبود بود جزو موافق اشتباهاً به حساب آورده شده بود خواستم این موضوع را با این که در صورت جلسه اصلاح شده چون در جلسه سابق اعلام شده بود اینجا هم اعلام شود مخالفین 8 نفر بودند و رأى آقاى آزاد را اشتباهاً جزو موافقین حساب کرده‌اند.

رئیس- اشتباهى نبوده و در صورت جلسه هم ذکر شده است‏.

مکى- و یک نکته‌اى را هم که خواستم عرض کنم در اثر تظاهراتى که نمایندگان جبهه ملى کرده بودند تخته‌هاى جلو نمایندگان جبهه ملى شکسته بود جبهه ملى از نظر این که از این بابت بهانه‌اى دست مخالفین خودش نداده باشد نامه رسمى بنده نوشتم خدمت آقایان کارپردازان که خسارت مادى این را جبهه ملى خواهد داد.

رئیس- نخیر لازم نیست مجلس خودش تعمیر خواهد کرد دیگر نظرى به صورت جلسه نیست؟ (گفته شد، خیر) صورت مجلس تصویب شد.

2-بیانات قبل از دستور آقایان: شوشترى- نورالدین امامى- تیمورتاش- فقیه‌زاده‏

رئیس- در جلسه پیش به عنوان قبل از ختم جلسه یعنى بعد از دستور آقاى شوشترى پشت تریبون بود و جلسه از اکثریت افتاد و حق ایشان محفوظ است و حالا ایشان صحبت می‌کنند بعد هم آقایانی که اسم‌شان را ثبت کرده‌اند (تیمورتاش- بنده عرضى دارم بفرمایید آقاى شوشترى.‏

شوشترى- بسم الله‌الرحمن‌الرحیم، بنده چون

+++

در ستون برنامه دولت جزو مخالفین ثبت‌نام کرده بودم. نوبت به من نرسید که عرایض اساسى خود را عرض کنم حالا به عنوان قبل از دستور مطالبى را عرض می‌کنم نحوه مخالفت من هم مخالفت خاصى است هر کس که وارد سیاست می‌شود به زعم خودش به فکر خودش نحوه خاصى دارد مکتب من در مخالفت وقتى رأى کبود می‌دهم این است که محرز شود یک نفرى از نظر صلاحیت خائن شناخته شده است و قانون او را محکوم می‌شناسد و گر نه رأى ممتنع می‌دهم مادامی که او خدمتگزاریش تحقق پیدا نکند وقتى تحقق پیدا کرد در عین آن که آن رأى کبود و رأى ممتنع را تبدیل به سفید می‌کنم تشکرمی‌کنم و پا و دست خدمتگزار مملکت را می‌بوسم بنده یک نظریاتى در کابینه آقاى منصور و برنامه آقاى منصور داشتم همان روزی که اینجا به صحبت شروع کردم می‌دانستم دچار تهمت افترا و ناسزا و هر نسبت سوئى خواهم شد زیرا وارد شدم به یک مرحله‌اى از زندگانى سیاسى که دیگران را قدرت نبود به آن صراحت پرده را پاره کنند و بگویند که سیاست مرموز 200 ساله مخصوصاً مملکت ما را به این صورت درآورده البته به طور اشاره امروز توجه دادم که دولت وقت و نمایندگان محترم و مردم باید فکرى بی‌اندیشند و خارجى‌ها که پیش من جنوب شمال آمریکا- ترکیه- عراق- افغانستان به حق خدا فرق نمی‌کند غیر از احترام متقابل از هیچ چیز ملاحظه ندارم هر دولتی که نسبت به ایران احترام کرد و استقلال مملکت ما را محترم شمرد و منافع مملکت ما را با نظر احترام نگریست و مداخله در شئون داخلى مملکت ما نکرد و نمایندگان محترم و هر کسى که به مملکت علاقه دارد متقابلاً نسبت به آن دولت با نظر احترام می‌نگرد (صحیح است- احسنت) عمل متقابل می‌کند من احساس کرده بودم که براى رفاه مملکت و جلوگیرى از ترقى مملکت و جلوگیرى از نمو و رشد ایران 200 سال به انواع مختلف تمام زعماى ایران فهیم‌هاى ایران تمام بزرگان ایران تمام خدمتگزاران این مملکت را به نحوى از انحا از بین بردند یا کشتند یا تعقیب کردند یا در محبس کردند یا آلوده به جنایت نمودند در صورتی که در کالبد آنها در ماهیت آنها در هویت آنها غیر از خدمتگزارى به این مملکت عزیز چیز دیگرى نبود به این وطنى که من یک روزى به احمد قوام‌السلطنه گفتم همه را حتى خارج فى حدود نمی‌دانم من مملکت خودم را داخل فى‌الحدود می‌دانم که ایشان 3 مرتبه از من سؤال کرد و تعجب کرد تصور نمى‌کرد که به چه آخوندى هم پیدا می‌شود که بتواند سیاست مملکت را به نحو تمام متوجه باشد و متذکر کند اجازه بفرمایید آن روز نواقص را گفتم و رأى ممتنع دادم و وارد در مخالفت نشدم زیرا در ناصیه آن وزرا تنجیز و تحقیق خیانت سراغ نداشتم (یکى از نمایندگان- تنجیز یعنى چه) من نحوه فکرم نحوه قضایى است وقتى مى‌گویم حکمت بذالک باید دلایل خودم را هم بگویم و ارائه دهم بیایم بگویم آقا محکوم است یا آقا مبرا است به صرف اتهام وارد مراحلى نمى‌شوم که آقایان عقلا و فضلا و قضات نسبت به من ایراد بگیرند (چند نفر از نمایندگان- یواش‌تر صحبت بفرمایید) چشم یواش‌تر صحبت می‌کنم اطاعت می‌کنم چه کنم صدایم این طور است صدایم ضعیف نیست تشکر می‌کنم خدا را هیچ‌وقت ضعیف نبودم و تازنده‌ام انشاء‌الله ضعیف نخواهم بود در این کابینه نیز مخالفت خود را از نظر خدمتگزارى به مملکت خواستم عرض کنم و مایل بودم آقاى رزم‌آرا جناب آقاى نخست وزیر و وزراى ایشان بودند که عرایض من را یادداشت می‌کردند و به موقع عمل می‌فرمودند و تا آنجایی که میسور است و می‌توانند دست‌شان بسته نیست محدود نیستند به محاذیر بدترى برنمى‌خورند عمل کنند به عقیده من هیچ چیز براى مملکت ایران مضرتر از این حرف‌ها که در اینجا راجع به دیکتاتورى گفتند نیست کلمه دیکتاتورى این کلمه مبتذل که هیچ ایرانى زیر بار این کلمه نخواهد رفت و در دنیا هم دیگر این حرف را نمى‌پسندد بعضى از رفقاى محترم من تصور نکنند که اگر آنها مخالف با دیکتاتورى هستند دیگران موافق هستند نه به ذات خداوند‌گار قسم ما با تمام قوا و افعال و حرکات و سکنات و افکار مخالف دیکتاتورى هستیم اصل این فکر هم فکر بى‌معنى است عملى نیست نباید خودمان را آلوده بر حرف‌هاى مجوف بکنیم دو چیز براى این مملکت لازم است سیاست خارجى سیاست داخلى (دکتر مجتهدى- یکى هم کم حرف زدن) در درجه اول سیاست خارجى است و روشن کردن آن تکلیف ما است با یک وضعیت خاصى امروز تقریباً 20 روز است مقام ریاست و آقایان محترم بهتر می‌دانند سه سؤال از دولت کرده‌ام دولت باید دو تاى آنها را در ظرف یک هفته مطابق آیین‌نامه به من جواب بگویند حاضر شوند البته دولت سابق که رفت دولت فعلى باید بیاید جواب بگوید یک سؤال را هم خودم چون آن سؤال را مشکل می‌دانم 40 روز بلکه دو ماه مهلت به وزارت دادگسترى دادم که آن وقت جواب بدهد اگر راجع به این سه سؤال من دولت ایران نمایندگان محترم که پشتیبان دولتند توجه مخصوص کنند خدا را شاهد می‌گیرم پایه اول اصلاحات مملکت گذاشته شده است یکى موضوع نفت است چه سؤال کردم؟ سؤال کردم از دولت که روشن بکنید معلوم کنید که در سال ملت ایران مملکت ایران‏ بابت بنزین بابت نفت بابت مواد سوختنى چه مبلغ پول می‌دهد به نفت جنوب چون من آشنا به اصطلاحات فنی نفت نیستم همچو ادعایى ندارم من روى اصول خودمانى حسابى دارم یک صادرى داریم و یک واردى داریم هر شرکتى هر تاجرى سرمایه‌اش معین است و در دفتر یومیه‌اش را مطالب را وارد می‌کند اسناد را منقح می‌کند در دفتر پرداخت روزنامه یومیه برمی‌گرداند سرمایه‌اش را روشن می‌کند باید اینها معلوم شود تا ما امتیازش را بفهمیم چون من عقیده‌ام این است که دولت اول باید این موضوع را حل بکند امتیازى که دو لت ایران و مظفرالدین شاه داده به دولت انگلیس نداده به شخص داده اگر شخص به دولتى داده از نظر قانون داخلى مملکت ما الزام نداریم قبول بکنیم و ما با دولت انگلیس طرف معامله نیستیم ما با کمپانى طرف معامله هستیم باید ما بفهمیم که در سال آنها چه قدر به ما پول می‌دهند و ما چه مبلغ به آنها در ازاى نفت که می‌خریم بنزینی که می‌خریم مواد سوختى که می‌خریم‏ پول می‌دهیم آیا ما چیزى هم دستى می‌دهیم یا نه که این اسکناس‌هاى ما جمع مى‌شود و این بازار آشفته ایجاد می‌شود یکى این موضوع است از مقام ریاست استدعا دارم تذکر بفرمایند زودتر دولت حاضر شود و جواب بدهند این موضوع از اینجا سیاست ما را راجع به نفت روشن می‌کند یک موضوع دیگر راجع به دزدی‌هاى داخلى است این افتراها این واقع‌ها این حقیقت‌ها و این غیر‌حقیقت‌ها نمی‌دانم من اینجا سؤالى کردم راجع به اراضى اطراف تهران و هر کس به قدر من وارد در محیط اراضى سى کیلومتر در سى کیلومتر اطراف تهران نیست مرحوم ناصرالدین شاه پنج تا فرمان می‌دهد به پنج نفر به مخبرالسلطنه و محتشم‌السلطنه و صنیع‌السلطنه آن دو آقایان دیگر را فراموش کرده‌ام در هر صورت چطور شده که اراضى که پادشاه وقت یا فرمان پنجاه هزار مترى می‌دهد 11 میلیون ذرع 800 هزار متر 3 میلیون ذرع با اداره ثبت سازش می‌شود به نام یک عده ثبت می‌شود که همین کار به تنهایى این مملکت را به این صورت احتکار درآورده و همه کارمندان دولت را ناامید کرده است خداى را شاهد می‌گیرم آنهایى که در اطراف تهران زمین‌شان افتاده است زمین‌ها را احتکار کرده‌‌اند سفته‌بازى کرده زندگانى را گران کردند منافع زیادى از این کار می‌برند وقتى فلان بقال فلان پینه‌دوز با این منفعت‌ها سوار اتومبیل آخرین سیستم و بهترین عمارات شد کارمند دولت که سى سال 25 سال جان کنده بود آقا بشر است بشر است آن هم عمارت می‌خواهد آن هم زندگانى می‌خواهد آن هم لباس خوب می‌خواهد نرسید طبعاً انسان جایزالخطا است انسان در مظنه خطاکارى گناهکارى واقع می‌شود باید وزارت دادگسترى به آن قسمى که سؤال کردم 30 کیلومتردر 30 کیلومتر اراضى اطراف تهران که تمام اسناد آنها بنچاقات آنها در دفاتر و محاضر علماى کبار تهران و در دفاترشان ثبت شده بیاید توضیح بدهد تا من بفهمم کی‌ها دزدى کردند کی‌ها دارند اتهام می‌زنند اشخاصی که به این اعمال اعتراض می‌کنند یک عده اعتراض می‌کنند که دزدى نکنیم دزد می‌گوید دزدى نکنیم گفتند بچه را داده‌اند بغل غلام سیاه بچه گریه می‌کرد و گفت از چه می‌ترسى یکى گفت از تو می‌ترسد این یک موضوعى موضوع دیگر اراضى قسمت شده.

رئیس- آقاى شوشترى وقت شما تمام شد مطلب را تمام کنید.

شوشترى- الان تمام می‌شود تمام است موضوع دیگر اراضى قسمت شده از طرف وزارت دارایى است به کارمندان دولت این خاصه خرجی‌هاى دولت همه را مأیوس کرده همه را ناراضى کرده است استدعا دارم به دولت تذکر بفرمایند که جواب اینها را بدهد مطلب دیگر این که یک آقاى نماینده‌اى برخلاف حق و حقیقت در مجلس سنا فرمایشى کرده است نمایندگان محترم من مخالف دولتم (صحیح است) ولى آن آقا حق ندارد آنجا بگوید که وکلا از ترس‌شان رأى

+++

دادند مجلس شورای ملى از کسى نمی‌ترسد (صحیح است) مجلس شورای ملى روى تهدید به کسى رأى نداده (صحیح است) مصلحت این طور بوده است این حرف‌ها شایسته نیست از اشخاصی که اگر پرده را برداریم و عیوب آنها را روشن کنیم هزارها عیب پیدا می‌کنند بنده عرایضم را ختم می‌کنم و استدعا می‌کنم از مقام ریاست از دولت بخواهندکه این سه موضوع را روشن بکنند و صورت بدهند (صحیح است، احسنت)

رئیس- سؤالاتى که آقایان نمایندگان از دولت کرده‌اند سؤال از دولت سابق است اداره قوانین منتظر است که هر یک از سؤال‌ها که باید براى دولت فعلى فرستاده شود خود آقایان تذکر دهند فرستاده شود (کشاورزصدر- بنده الان سؤالى کردم) فرستاده می‌شود.

حائرى‌زاده- یک سؤالى است که بنده الان تقدیم می‌کنم مطالعه جواب‌هاى سابق را هم دادم که دولت باید جواب بدهد.

رئیس- آقاى امامى بفرمایید.

نورالدین امامى (اشاره به مخبرین و روزنامه‌نگاران)- یکى از کارهاى پرمسئولیت و سنگین که شما آقایان و جوان‌ها به عهده گرفته‌اید و بزرگ‌ترین خدمت را به مملکت شماها می‌توانید بکنید با لباس درستى و صحت عمل بزرگ‌ترین قدم براى تنویر افکار مردم شما می‌توانید بردارید در صورتى که نظر شخصى اعمال نشود شماها چشم و چراغ ملت هستید شماها اشخاصى هستید که در آتیه باید صندلی‌هاى ما را اشغال بکنید وجیه‌المله شدن خیلى آسان است در ایران وجیه‌المله شدن زحمت ندارد (صحیح است) مخصوصاً براى من خیلى آسان است که آسمان روانداز و زمین زیراندازم است براى من خیلى آسان است چشمم را بپوشم و حرف حق بگویم و هى وا ملت‌ها و وا ملت‌ها بگویم و اگر سوار اتومبیل شوم به کاخ‌ها و ییلاقاتم بروم خیلى آسان است خیلى هم خرج ندارد درد سر هم ندارد در خانه‌اش هم نمى‌آید گدا دستش را دراز کند ارباب رجوع هم انتظار و توقعاتى ندارند یکى از نمایندگان محترم مجلس سنا که من سال‌ها افتخار داشتم که زیر دست ایشان خدمت می‌کردم در وزارت دادگسترى سمت ریاست و استادى به من داشت جناب آقاى دکتر متین دفترى بیاناتى کردند که هیچ شایسته دکتر متین دفترى نبود (صحیح است) که این حرف‌ها از زبان او بیرون بیاید (حائرى‌زاده- در مجلس سنا یک حرفى زده‌اند و حسابى هم گفته‌اند) حالام اهم اینجا حرفى می‌زنیم (حائرى‌زاده- چه ربطى به اینجا دارد) گوش بفرمایید جناب آقاى حائرى‌زاده جوش نزنید فرمودند جناب آقاى دکتر متین چند کلمه از نطق ایشان را می‌خوانم (در مجلس شوراى ملى فرمودند این جناب آقاى نخست وزیر من بر طبق اصل 46 قانون اساسى به نخست وزیرى منصوب شده‌ام اگر مجلس به من رأى اعتماد داد می‌مانم و الا می‌روم حلال‌زاده‌ها مگر این حرف را قبول کنند چند روز قبل از انتصابات جنابعالى هوا‌خواهان‌تان اصل 48 جدید متمم قانون اساسى را در بین نمایندگان تبلیغ کرده و حتى می‌گفتند فرمان انحلال مجلسین را در بغلتان پنهان کرده‌اید و با این ترتیب جنگ اعصاب را شروع کردید آن وقت آیا باورکردنى است نماینده‌اى که اصل 48 را مانند خنجر به مویى آویخته بالاى سر خودش ببیند جرئت دارد رأیى غیر از این رأى اعتماد به جنابعالى بدهند به خدا قسم من در این چند روز با عده‌اى از 94 نفر که در مجلس رأى اعتماد داده‌ام مصاف شده‌ام کم‌تر کسى را دیده‌ام که اعتراف به اجبار و اکراه نکند عرض می‌کنم که ممکن است ما مجبور بودیم رأى دادیم اما کسى که ما را مجبور کرده است پا برهنه‌ها گرسنه‌ها آنهایی که شب‌ها زیر کاخ این آقایان می‌خوابند و به دادشان نمی‌رسند (صحیح است) ما را مجبور کردند که برویم و رأى بدهیم بلکه و بلکه و هزار تا بلکه یک قدمى این دولت بردارد و دست 5 نفر 500 نفر 1000 نفر را بگیرد و از زیر دیوار این آقایان بلند کند (فرامرزى- بارک‌الله الان نصف وجیه‌المله شدید) آقاى فرامرزى خود آقا توجه دارند که من چه می‌گویم و آنها چه می‌گویند خود آقا بهتر مى‌دانید شاید یکى از آن 94 نفر هم خود شما باشید آن 14 نفرى که رأى ندادند در مجلس سنا که قسمت مهم‌شان هم انتخابى شخص شخیص اعلیحضرت همایونى بودند آنها را مجبور کردند؟ من از چه می‌ترسم اگر مجلس منحل شد از چه می‌ترسم (دکتر شایگان- از وکیل شدن نشدن) وکیل نشدن یعنى چه آقاى دکتر شایگان من وقتی که در اداره خدمت می‌کردم به مقدمات عالم بیشتر به درد مردم می‌رسیدم من از وکالت چه طرفى بستم کدام کاخ را صاحب شدم این حرفى است ترس‌مان از آنهایی است که آقایان می‌ترسند و اگر صدا بلند شد اولین اشخاصى که طیاره سوار می‌شوند و می‌روند وجیه‌المله‌ها هستند اینها می‌ترسند ما احتیاج نداریم ما نمى‌ترسیم از چه باید بترسیم. عرض دوم من راجع به موضوع سازمان برنامه است مکرر من راجع به سازمان برنامه اینجا عرایضى کرده‌ام مخصوصاً از مقام ریاست استدعا می‌کنم که این نظارى که از طرف مجلس شورای ملى انتخاب شده‌اند دستور داده شود که نتیجه رسیدگى خودشان را بیاورند ببینیم چه می‌کنند 170 اتومبیل مال کیست براى چه 175 اتومبیل در آنجا هست آقاى زرین‌کفش خدا سلامتش بکند آن مرد محترم که مورد اعتماد و احترام اکثریت مردم است (صحیح است) آقاى زرین‌کفش وقتى به سازمان برنامه تشریف بردند اتومبیل کادیلاک 50 را جلوش آوردند و یک شوفر هم با کلاه زرق و برقى در پشت آن آمده گفت این چیست گفت این اتومبیل را براى شما خریده‌اند گفته بود که من یک قران می‌دهم اتوبوس سوار می‌شوم باید دید این پول ملت به دست که مى‌افتد باید رسیدگى بکند کجا این پول‌ها مصرف می‌شود 50 تا 60 تا معاون می‌خواهیم چه بکنیم معاون براى کى براى چى این مستشارها که آوردیم براى کى آوردیم که این حقوق‌ها را می‌دهند به آنها این 270 و 280 میلیون پول کجا رفته کدام یک کاسه آب براى ما درآورده‌اند؟ کدام زمین‌ها را آباد کرده‌اند؟ کدام تراکتور را آوردند؟ کدام سد ساخته شده است؟ کدام برقى تأسیس شده؟ آخر چه شده؟ براى چه (ارباب مهدى- یک جایى آباد می‌شود.) عرض آخرم‏

جناب آقاى معاون وزارت کشاورزى بدبختانه از دولت کسى این جا نیست (یک نفر از نمایندگان- معاون وزارت راه هستند) ببخشید آقا وزارت راه ایشان در وزارت کشاورزى هم بودند نشان از دو کس دارد خواهش می‌کنم این موضوع را یادداشت بفرمایید چند شب قبل من در جلسه فراکسیون اتحاد که بنده افتخار عضویت آن را دارم به جناب آقاى نخست وزیر هم عرض کردم آن موضوع رئیس تبلیغات است صحیح است که آقاى شاهرخ را رسماً نصب نکرده‌اند و ابلاغ نداده‌اند ولى آقاى شاهرخ اتومبیل بیوک تبلیغات را سوار می‌شود و تا چند روز پیش صبح و عصر در اداره تبلیغات بود (صحیح است) و حالا دو روز است که براى آن سر و صدا‌ها بعد از ظهر‌ها می‌رود آنجا که مطمئن است

یک موضوع اساسى دیگر که به آقاى نخست وزیر عرض کردم گفتم آقا 15 میلیون مسلمان که هر روز صبح می‌گویند الله اکبر اگر بخواهند صبح که پیچ رادیو را باز مى‌کنند الله اکبر را از زبان یک نفر گبر بشنوند راضى هستند یک نفر گبر آنجا ایستاده باشد (دکتر بقایى- آقا دیکتاتورى همین است دیکتاتورى که شاخ و دم ندارد) استدعاى بنده از دولت این است که 15 میلیون جمعیت ایران از این امر راضى نیستند (شوشترى- در ایران 20 میلیون است بعداً عیب پیدا می‌کند) (احسنت) آخرین عرض بنده راجع به این لایحه خالصه‌جات است که به مجلس آورده‌اند تا وقتی که این قانون بگذرد لااقل دولت امسال براى مساعدت به رعایا این خالصه‌جات را به خود آن رعایا اجازه بدهد اگر این قانون بگذرد و به تصویب برسد منافع دولت بیشتر از پیش می‌شود (صحیح است) و هم دولت کم‌تر در قرض می‌ماند و هم حق دولت در بین آن کوچک‌ها که بیشتر از دولت می‌ترسند محفوظ می‌ماند و هم آنها به نوایى می‌رسند و گیر این مباشرین و مستأجرین خدا‌نشناس نمى‌افتند به جان آنها این بود آخرین عرضم (احسنت)

رئیس- آقاى تیمورتاش‏

تیمورتاش- متأسفانه جریان مجلس در جلسه گذشته طورى بود که ما نمى‌توانستیم از ماده 90 استفاده کنیم در صورتی که شرح ماده 90 آن است که اگر بیان وکیلى تحریف شد و با صحبتى به غیر از آنچه که او در نظر داشت گفته بشود و یا اهانتى به وکیلى شد در همان جلسه یعنى در مقابل همان عده‌اى که حضور داشتند و این اهانت را شنیده بودند رفع سوء‌تفاهم و اهانت بشود متأ سفانه این چند روزه ممکن نشد و مجلس یک هفته هم تعطیل بود بنده امروز به عنوان قبل از دستور خواستم صحبت +++

کنم ولى در حقیقت منظورم موضوع مختصرى است راجع به بیاناتى که قبلاً کرده بودم و همچنین راجع به آنچه که آقاى دکتر شایگان از پشت این تریبون به بنده فرمودند دولتى آمده است خوب یا بد اکثریت مجلس شورای ملى با او موافقت کرده است و بنابراین دولت قانونى کشور ایران است بدیهى است هر دولتى ممکن است موافقینى داشته باشد و مخالفینى ولى به نظر من اختلاف عقیده نباید به نحوى باشد که از مدارج اخلاقى دور باشد ممکن است بنده و بسیارى اختلاف نظر در این مورد داشته باشیم بنده خودم ادعا می‌کنم که هیچ‌وقت از حدود نزاکت پا فراتر نمی‌گذارم و همیشه آنچه را که عرض می‌کنم سعى می‌کنم با کمال تأدب و بدون این که بخواهم خداى نخواسته اهانتى نسبت به کسى کرده باشم بگویم اما مثل این که بدبختانه این عمل را همه کس قبول ندارند مثل این که بدبختانه مخالفت عقیده مخالفت با همه چیز اشخاص یعنى محترم نشمردن هیچ چیز اشخاص یعنى در نظر نگرفتن هیچ دوستى هیچ رفاقت که به جاى خودش بلکه هیچ سابقه‌اى در نبردهاى سیاسى به نظر بنده باید در مرحله اول استدلال و منطق حکم‌فرما باشد و الا به صرف هو‌چیگرى به صرف داد و فریاد به صرف عملیاتى که شاید دور از شأن مجلس شورای ملى باشد کارى از پیش نمی‌رود و مخصوصاً به صرف اتهام به صرف این که می‌خواهند بین افراد و آحاد ملت و مردم تفرقه و نفاق ایجاد کنند به نظر بنده این به صلاح این کشور نیست هیچ وقت نبوده و مخصوصاً در موقعیت کنونى نیست من موافق دولت رزم‌آرا بودم استدلالى کردم گفتم اگر رزم‌آرا آمده و اینجا نشست‌ه است نتیجه اعمال و افعال ما است اول هم خودم را گفتم من خودم گفتم که ما از دیکتاتورى می‌ترسیم و حال آن که به جاى یک نفر هزار نفر دیکتاتور در این مملکت هست که هر کس به قدر همت او است من وقتى که از شاهنامه مثل می‌زنم می‌گویم: چو ایران نباشد تن من مباد- ولیکن استاد محترم دانشگاه پشت تریبون مجلس می‌گوید منیژه منم دخت افراسیاب ببین تفاوت ره از کجا است تا به کجا بعد هم حقیقت این است که بنده نسبتاً روزنامه کم می‌خوانم و مخصوصاً روزنامه شاهد را با وجود این که شاهد صد هزار دویست هزار خواننده داشته باشد بدبختانه بنده از آن خواننده‌ها نیستم (کشاورزصدر- رزونامه داریا را) شاهد را عرض کردم ولیکن مطبوعات را بنده آبونه هستم به نظر بنده یکى از کارهاى خوب مطبوعات هم این است ولى البته مثل جناب آقاى دکتر شایگان نه در دستگاه آبعلى شرکت دارم و نه در این شرکت آلیکا و اینها (دکتر شایگان- ماده 90) ولیکن این را می‌خوانم و این که عرض کنم خوب است از لحاظ مشارکت هم نیست به هر صورت در این روزنامه در سرلوحه‌اش این شعر است پدر کشتى و تخم کین کاشتى- پدرکشته را کى بود آشتى (دکتر بقایى- اسم شما نیست) در متن آن اسم بنده بسیار است به مرحمت عالى من واقعاً و حقیقت عرض می‌کنم نمی‌دانم این سر از کجا آب می‌خورد که باید بین تمام افراد این مملکت نفاق و نقار بدبینى باشد باز هم رجز می‌خوانم آقاى دکتر شایگان؟ بله ولیکن رجز من به حق است (کشاورز‌صدر- ملایم‌تر بفرمایید) من از کسانى بودم که بعد از شهریور همیشه و در همه جا و در هر محل نسبت به شخص شاه (کشاورزصدر- اعلیحضرت همایونى) کمال سرسپردگى را داشتم احترام من در قلبم است و نه در کلام آقاى کشاورزصدر نسبت به شخص شاه یعنى فرد اول مملکت کمال احترام و فدویت را داشتم و این قدر هم (دکتر بقایى- ماده 90) (رئیس- یک جلسه مخصوصى براى ماده 90 باید تعیین کرد نمی‌شود که مشاعره کرد) (دکتر بقایى- بنده هم به عنوان ماده 90 اجازه خواسته بودم) (رئیس- مجلس را نمی‌شود وقتش را به مشاعره گذرانید) (دکتر بقایى- ماده 90 را براى این گذاشته‌اند که جواب بدهند اجازه بدهید این که نمی‌شود) و این قدر هم من وطن‌پرست و ایران‌دوست بودم که بگویم صلاح و مصلحت این مملکت بر این است که شخص شاه از هر گونه صحبتى که در پیرامونش بشود مصون باشد (پیراسته- احسنت، صحیح است) همیشه این عمل من بوده شما هم اگر نمی‌دانید بدانید آن روزی که من اینجا گفتم که من وضعیت زندگى خودم را تشریح کردم یگانه اتکای من شخص شاه بود و حالا هم هست و ایشان هم خودشان خوب می‌دانند که من از روز اول از دقیقه اول نسبت به ایشان چه حسن‌صمیمیت و فداکارى داشتم و خیال هم نمی‌کنم با این بیانات با این گفتار بشود ذهن ایشان را نسبت به یکى از فدائیان خودشان مشوب کرد اینجا آقاى دکتر شایگان ضمن بیانات‌شان فرمودند که من گفتم دموکراسى وقت می‌خواهد من هیچ‏ انکارى در این قسمت ندارم حالا هم عرض می‌کنم دموکراسى وقت می‌خواهد بدبختانه در ظرف این چند سالى که ما از این نعمت برخوردار بودیم مثل این که از این وقت استفاده نکردیم (آشتیانى‌زاده- برخوردار نبودیم همان رژیم 20 ساله بود) به هر صورت بنده این که خواستم عرض می‌کنم و تکرار می‌کنم این است که براى بنده امور حد و حصر دارد هیچ‌وقت از حدود نزاکت و تأدب نمی‌خواهم خارج شوم و هیچ‌وقت هم امیدوارم خارج نشوم این را باز یک بار دیگر عرض می‌کنم که این سیاست مرموز که من نمی‌دانم چه کسى این مأموریت را داده است که اشخاص می‌خواهند سند بى‌لیاقتى و بى‌کفایتى خودشان را با لجن‌مال کردن همه چیز و همه کس امضا بکنند بنده مکرر عرض کردم و باز هم حق عرض اندام دارد و مى‌تواند ادعاى وطن‌پرستى بکند که کف نفس کرده باشد (صحیح است) که اغماض بکند (صحیح است) که خودخواهى و خود‌پسندى را بگذارد به کنار (پیراسته- صحیح است) که بگویند ما حتى این که اگر هم معدودى ما را انتقاد می‌کنند فحش می‌دهند بد می‌گویند تنقید می‌کنند تهمت می‌زنند و ناسزا می‌گویند ما در راه مصلحت مملکت‌مان در راه مصلحت این آب و خاک همه چیز‌م از آن است از همه چیزمان صرف‌نظر می‌کنیم این قدر وا ملت‌ها این قدر براى اینجا افراد گرسنه و فقیر و بیچاره و درمانده سنگ به سینه زدن ولیکن صرفاً روى منفى‌باقى صرفاً روى این که ما پدر این ملت هستیم ما کسانى هستیم که می‌خواهیم این کشور را آباد کنیم و هیچ‌وقت مسئولیت را قبول نکنیم و همه را به نطق می‌گذرانیم که غیر قابل امکان باشد این خدمتگزارى نیست اگر ملت ایران امروز خواهان چیزى باشد خواهان امنیت و استراحت خیال است که در پرتو قدرت به وجود مى‌آید این را باز هم تکرار می‌کنم و از این که بگویند من طرفدار دیکتاتورى هستم هیچ باکى ندارم.

رئیس- یک نکته را که بنده مى‌خواستم به عرض آقایان برسانم راجع به این ماده 90 است از ماده 90 استفاده‌اى که آیین‌نامه قصد داشته آقایان نمایندگان نمی‌کنند ماده 90 براى این است که اگر بیانات یکى از نمایندگان تحریف بشود او می‌تواند رفع اشتباه بکند ولى آقایان مى‌آیند اینجا نسبت‌هایى به همدیگر می‌دهند شرکت و عوام‌فریبى و غیره این بالأخره و طبعاً دور تسلسلى ایجاد می‌کند پس تمام وقت مجلس را مى‌گیرند ناطقى که مى‌آید اسم پنج نفر را مى‌آورد پنج نفر را مى‌آورند آن وقت 25 نفر باید صحبت بکنند (دکتر بقایى- هر جا خارج می‌شوند جلوشان را بگیرند) وقتى حرف می‌زنند آن حرفش را که بنده نمی‌دانم چه می‌خواهد بگوید بنابراین من می‌خواستم تقاضا کنم ماده نودى که هست یا باید از آن خارج نشوند یا اگر نسبتى به دیگرى دادند باید مورد مؤاخذه قرار بگیرند این که نمی‌شود وقتی که مى‌آیند از خودشان دفاع نمی‌کنند حمله به دیگران می‌کنند و براى ماده 90 چون 7 و 8 نفر اجازه خواسته‌اند تمنا می‌کنم یک جلسه تعیین بشود آقایان بیایند هر چه می‌خواهند حرف بزنند.

دکتر بقایى- ماده را بخوانید طبقش عمل بفرمایید.

دکتر شایگان- استدعا می‌کنم ماده را بخوانید.

رئیس- من ماده 90 می‌دانم باید اجازه داد ولى براى رفع اشتباه نه براى حمله کردن (ماده 90 قرائت می‌شود)

ماده 90- اگر در ضمن مذاکرات صریحاً یا تلویحاً نسبت سوئى به یکى از نمایندگان داده شود یا عقیده و اظهار او را برخلاف واقع جلوه دهند و نماینده مذکور براى رد آن نسبت یا رفع اشتباه اجازه نطق بخواهد بدون رعایت نوبت به او اجازه داده می‌شود و نطق او نباید از مدتی که دو فقره 40 بند الف ماده قبل معین شده تجاوز نماید.

رئیس- این ماده 90 براى رفع اشتباه است و می‌خواستم خواهش کنم دیگر نسبت‌هایى به همدیگر ندهید.

شوشترى- من استدعا می‌کنم طرفین نسبت تمام زشتی‌ها را به من بدهید دیگر صرف‌نظر کنید من قبول می‌کنم.

رئیس- باید وارد دستور بشویم.‏

دکتر بقایى- آقا ماده 90 را اجرا بفرمایید

+++

طبق ماده 90 بنده اجازه خواسته‌ام.‏

( آقاى دکتر شایگان به مجلس آمدند که صحبت کنند.)

رئیس- تا در دستور وارد نشویم آقاى دکتر شایگان نمی‌شود صحبت کرد این نطق‌هاى قبل از دستور بوده است (شوشترى- آقاى دکتر شایگان تو را به خدا صرف‌نظر کن استدعا دارم.)

فقیه‌زاده- اجازه بفرمایید نوبت بنده است‏.

رئیس- اجازه بفرمایید تأمل بفرمایید آقاى فقیه‌زاده اینجا اسم نوشته‌اند ولى آقاى شوشترى جلسه گذشته پشت این تریبون بودند مجلس از اکثریت افتاد حق ایشان محفوظ ماند حالا هم حق جنابعالى را براى اول جلسه آینده بدون این که ثبت‌نام بکنید محفوظ می‌داریم چون هر جلسه سه نفر بیشتر نمی‌توانند صحبت کنند (فقیه‌زاده- بنده 5 دقیقه بیشتر عرض ندارم) بیشتر از سه نفر نمی‌تواند صحبت بکند مطابق آیین‌نامه حالا اگر آقایان موافقت دارند بفرمایید (جمعى از نمایندگان- بفرمایید اشکالى ندارد)

رئیس- آقاى فقیه‌زاده بفرمایید.

فقیه‌زاده- رب اشرخ لى صدرى یسر لى امرى و احلل عقده من لسانى و یفقهو قولى (شوشترى- صحیح است آیه قرآن است) رویه و وظیفه اقلیت البته در همه جاى دنیا این است که به عمل ورویه دولت و اکثریت خرده بگیرند و قوانینى که از مجلس مى‌آید بگذرد اگر به نظر آنان نا‌صواب آمد انتقاد کنند چنین اقلیت و چنین انتقادى بى‌شبهه به سود مملکت و به نفع جامعه خواهد بود اصلاً معنى مشروطیت هم غیر از این نیست چه بسا ممکن است خطاهایى را اصلاح و اشتباهى را ترمیم کنند چه گفته‌اند که از تصادم افکار است که برق حقیقت می‌جهد و البته در این کشمکش افرادى هستند که عصبانى هستند که زود از جاى به در می‌روند و گاهى کلمات تند و زننده ادا می‌کنند یقین است و هر کس عروس فکر خود را زیبا تصور می‌کند و از هر عیبى منزه مبرا می‌داند وقتی که این جمال و دل‌آرا را از پرده حجاب در میدان اجتماع بیرون مى‌آورد و از هر طرف انتقاد و خورده که بر او گرفتند اگر مثل من نتواند با توسل به منطق قوى و یا برهانى محکم دفاع کند ناچار از کوره به در می‌رود اول به هو و جنجال و اگر نشد به فحش و ناسزا و تهمت و افترا گاهى هم به نزاع و جدال و کتک‌کارى می‌رسد این وضعیت عادى و طبیعى است که در تمام ممالک آزاد و مشروطه دنیا معمول است و هر روز این نوع جریانات را در جراید می‌خوانیم و می‌دانیم که هیچ یک از آن طبقات نه با یکدیگر دشمنى و عناد دارند نه هیچ طبقه از طبقات به وطن خود خیانت می‌کنند و این حقیقت هم بر تمام افراد مملکت دنیا که نود در صد با‌سواد هستند واضح و روشن است روش اقلیت در مجلس شوراى ما هم که بسیار جوان و تقریباً نا‌آزموده است دو جریان مختلف از مثبت و منفى موافق و مخالف دور می‌زند و طبق اصول طبیعى همان رویه‌ها تفاوت اخلاق از نرمى و تندى ملایمت و خشونت جارى است به عقیده من به هیچ‌وجه هیچ یک از افراد فراکسیون‌هاى مختلف به آن که خائن نیستند بلکه خادم هم هستند با آن که من در صف موافقینم آقاى دکتر مصدق را مردى پاک و منزه دانسته به او احترام می‌گذارم هیچ شکى ندارم که در مواقع حساس وجود او لازم است و نمی‌توان او را نادیده گرفت چه خدمات گرانبهایى انجام داده است که تاریخ فراموش نخواهد کرد و همچنین آقایان دکتر بقایى و شایگان مکى که بى‌شبهه منظورشان از این الم شنگه که براى نفت درآوردند و همه رفقا را بى‌رحمانه آبستن نفت می‌دانند شبهه ندارم که غرض و نفع شخصى ندارند و می‌خواهند حتى‌المقدور منافع و حقوق مملکت را بیشتر تأمین کنند یعنى همان چیزى را که تمام افراد اکثریت می‌خواهند نهایت با اختلاف دو طرز سلیقه در بیان و مشاوره یک طرف با ادب و نزاکت و تقاضاى همکارى یک طرف هم با اداى دشنام و ناسزا تهمت و افترا مشت و لگد حتى اعتراض به این نوع رفتار هم نیست چه اختلاف طبایع مسلم و زوال آن غیرممکن است استدعا از اکثریت و اقلیت فقط یک عرضى بنده دارم و مى‌گیوم شما‌ها که دنیا دیده‌تر از من و به محیط زندگانى این مملکت آشنا تردید و روحیه این مردم و نادانى اجتماع را به خوبى می‌دانید و کاملاً استحضار دارید که مردم این مملکت هنوز آشنا به رموز جریان‌هاى پارلمانى نیستند و مردمی که نود درصد آن بى‌سوادند این اختلاف اقوال و ناسزاها و پرتاب کردن دشنام‌ها و گاهى جنجال و زد و خوردهاى نمایندگان خود را حمل بر فساد و اغتشاش و انقالاب‌هاى خونین می‌دانند که شاید روى یأس و بدبینى از انجام کارهاى عادى خود دست بکشند و به دنبال سیاست باقى بروند که بى‌شبهه به ضرر مملکت تمام می‌شود مثلاً وقتى آقاى دکتر مصدق به یک رئیس دولت می‌فرمایند من شخصاً سر تو را می‌برم ما و مردم تهران می‌دانند که ایشان نه تنها یک مرغ بلکه یک مگس را هم نمى‌توانند بکشند ولى تأثیر این حرف با حرف‌هاى دیگر در مردم بیابانى بى‌سواد عکس‌العمل دیگرى دارد آقاى دکتر سر کسى را نخواهد برید ولى صدها سر بریده خواهد شد که گناهش به دوش دکتر خواهد افتاد این است از اکثریت و اقلیت استدعا دارم که رعایت و روحیه و اخلاق و عدم آشنایى اکثریت مردم نادان ایران را به این نوع جدال‌هاى عادى و طبیعى خود بفرمایندو از تأثیر بد آن که بسیار بزرگ و مهیب است و اقف شوند تهمتى پیش نیست بعد از این مقدمه بدون باک از شر افتارا‌هاى نسبت دیکتاتور‌پسندى یا بوى زننده نفت یا آبستن و زایمان و غیره عرض مى‌کنم من با انتخاب رئیس‌الوزرایى آقاى رزم‌آرا کاملاً موافقم و تشخیص این طور داده‌ام که آوردن و بردن کابینه‌ها و استیضاحات بی‌مورد و سؤالات بی‌جا و تضییع اوقات خودمان و آنها امروز تمام بر ضرر مملکت است خدا شاهد است مردم خسته شده‌اند از این پریشانى‌ها نجات می‌خواهند بیایید و رحم کنید (دکتر کاسمى- احسنت صحیح است) و دست اتفاق به یکدیگر بدهید در این موقعی که دنیا را آشوب گرفته است و احتمال سرایت به دامان ما هم می‌رود متفق شویم و از دنیا درس عبرت بگیریم و از طریق مشى رجال‏ بزرگ دنیا سرمشق برداریم پریروز خواندید که چرچیل با مسرت بسیار و جبین گشاده و در مقابل رئیس‌الوزراى مخالف اظهار اتحاد کرد چرا که موقع سخت باریک است و خطرى بزرگ در پیش هم شما و هم ما می‌دانیم که اتهام دیکتاتورى به رزم‌آرا جز تهمتى بیش نیست هرگز رزم‌آرا دیکتاتور نخواهد شد دنیا دیگر دیکتاتور نمى‌پسندد و در تمام عالم دیکتاتورى انحصار ممالک کمونیستى شده است که الحق غیر از این راه دیگر هم ندارید (ابتهاج- صحیح است) زیرا که باید چند هزار نفر بر چند میلیون حکومت کنند جناب آقاى دکتر بقایى من از قلم شیرین شما و بیانات نمکین‌تان لذت می‌برم مخصوصاً وقتی که در تأویل و تعبیر و تفسیر مشهودات و محسوسات امور روزمره به قدرى دقیق و باریک می‌شوید به آخر مقاله که می‌رسیم می‌بینیم حوادث آشکار رنگ دیگرى گرفته که قویاً نویسنده را در عالم لاهوت سیر می‌دهد و نمی‌داند نویسندگان بنگ کشیده بودند یا آدم خودش حشیش کشیده است یا در عالم خلسه و خواب بوده است به هر حال به نظر من این مملکت و این مردم احتیاج شدید به مردى مقتدر و با اراده و اصلاح‌طلب دارد و مى‌باید آدمى قوى‌الفکر و قوى‌الاراده على‌العجاله به این مملکت حکومت کند و امروز این صفات در این مرد جمع است بیایید همه با هم متفق شویم و از این دولت پشتیبانى کنیم و راه پیشروى در اصلاحات را هموار کنیم. نخست وزیر و واقعه آذربایجان من یقین دارم با اتفاق و مساعدت هم می‌توانیم خدماتى بزرگ به این مملکت بنماییم و خصوصاً مردی هم که سوابق خدمات او روشن است در رأس حکومت خواهد بو دهرگز تاریخ وطن‌پرستى و فداکارى او را در وقایع آذربایجان فراموش نخواهد کرد امیدوارم که منظور شما که عین آن هم منظور همه نمایندگان است در این حکومت عملى شده یعنى قضیه نفت مطابق صلاح و صرفه ملى حل شود محقق بدانید ما حاضریم که لقب قهرمان نفت و تمام افتخارات ان را شش‌دانگ در مهرنامه و صداق آقایان مکى و دکتر بقایى و شایگان و آزاد و سایر رفقاى آنها بگذاریم و ما هم که به قول رفیق عزیزمان آبستن نفتیم لااقل این بار سنگین را زمین بگذاریم و فارغ شویم و بیش از این به ملت و مملکت زیان نرسانیم و خسارت وارد نیاوریم من نمی‌دانم از مردان کار و عمل چشم بپوشم اشخاص امثال سپهبد امیر احمدى و رزم‌آرا در مملکت بسیار معدود و محدود و در موقع عمل این افراد امتحان خود را داده‌اند.

رئیس- آقاى فقیه‌زاده وقت شما تمام شد.

نورالدین امامى- بنده پنج دقیقه کم صحبت کردم جناب رئیس این پنج دقیقه بنده است که کم صحبت کردم ایشان مى‌توانند بیست دقیقه صحبت کنند.

رئیس- خواهش می‌کنم بقیه را بعد بخوانید بفرمایید متأسفانه نظرم مخالف با این حرف‌ها است این جا جاى حرف نیست اینجا جاى قانونگذارى است جاى نظارت بر برنامه است جاى نظارت بر اعمال

+++

دولت است و بیهوده دارد وقت تلف می‌شود

فقیه‌زاده- اینجا یک استدعایى بود راجع به قزوین که نگذاشتید عرض کنم.‏

رئیس- آقاى دکتر بقایى- (دکتر شایگان- به بنده اجازه فرمودید) بنده عرض کردم آقاى دکتر بقایى نه آقاى دکتر شایگان بنده بهتر تشخیص می‌دهم آقاى دکتر بقایى باید حرف بزند.

3-اخطار نظامنامه آقایان دکتر بقایى- دکتر شایگان- غلامرضا فولادوند- فرامرزى- قاسم فولادوند

دکتر بقایى- آقاى تیمورتاش استناد به مقاله‌اى کردند و حمله به روزنامه بنده کردند در صورتى که در روزنامه چیزى نوشته نشده بود ما یک شعر نوشته بودیم پدرکشتى و تخم کین کاشتى. پدرکشته را کى بود آشتى‏

و یک استنباط هم کرده بودیم آن استنباط هم این بود که تمام کسانى که در دوران این حکومت فعلى سینه می‌زنند (نورالدین امامى- همان استنباطت غلط بود) البته منظور آقاى تیمورتاش هم نبودند چون پدر ایشان محکومیت مالی داشتند و البته محکومیت هم صحیح بوده البته در محبس هم به رحمت ایزدى پیوستند و ایشان گمان نمی‌کنم کشته شده بودند همه دور این حکومت سینه می‌زدند اما فقط این را نوشته بودیم و این را خواستم توضیح بدهم که اسباب سوء‌ظن نشود.

تیمورتاش- آفرین آقاى دکتر بقایى آفرین‏

رئیس- آقاى دکتر شایگان‏

دکتر شایگان- آقاى تیمورتاش استفاده‌اى که فرمودند از ماده 90 این بود که بنده تحریف کردم مطالب ایشان را یا اهانتى به ایشان کردم قاضى قضایا البته مردم هستند و در درجه اول خود آقایان که اینجا تشریف دارند در قسمت تحریف بنده جز این که گفته ایشان را عیناً قرائت کردم کار دیگرى نکردم و ایشان هم که تمام این صحبت‌ها را اینجا گفته‌اند و بعد هم در صدد تکذیب حرف خودشان برنیامدند و معلوم می‌شود باز در عقیده خودشان باقى هستند و اما در مطلبى که ایشان توهین فرض کردند بنده توهینى به ایشان نکردم دو مرتبه بنده عرض کردم در مثل مناقشه نیست آقایان نمایندگانی که در آن جلسه که ایشان صحبت می‌کردند تشریف داشتند همه متوجه شدند که ایشان یک مقدار متنابهى از وقت را صرف بیان حسب و نسب و سابقه خودشان کردند که خیلى هم با آمد و شد پشت این تریبون این طرف و آن طرف تشریف بردن توأم بود بنده این را گفتم این چیزى نبوده که بنده اینجا بخواهم ایجاد بکنم آقایان دیدند که ایشان چطور صحبت می‌کردند بعد که اصرار کردند این شعر به نظر من آمد و گفتم در مثل مناقشه نیست (تیمورتاش- فکر هر کس به قدر همت او است) اجازه بدهید بله فکر هر کس به قدر همت او است یک وقت می‌گویند فى‌الصیف ضیعت‌اللبن ولو این که مخاطب مرد باشد ضعیت می‌گویند به کسر تا و حالا آن مرد اوقاتش تلخ نباید بشود که چرا گفته‌اند ضیعت‌اللبن براى خاطر شخص امثال را تغییر نمی‌دهد بنده شعری که مردانگی ایشان را ثابت بکند در نظرم نیامد و این شعر منیژه را خواندم در هر حال این شعر بنده به هیچ‌وجه اهانتى نیست به دلیل این که ایشان از مردان متجدد آزاده‌اى هستند که شأن خانم‌ها را دون شأن مردها نمی‌دانند بنده هم نمی‌دانم بنابراین ما قائل نیستیم که آنها در درجه انسانیت مادون مردها هستند و دلیلى ندارد که کم‌تر از مردها باشند بنابراین این توهین نیست و اگر این را توهین بدانند یک اهانتى است به طبقه نسوان که ایشان هیچ حاضر نیستند به آنها اهانتى بشود عرض می‌کنم این راجع به جواب آقا بعد برگشته‌اند براى بنده یک جرم عظیمى را پید اکرده‌اند و آن جرم این است که بنده در یک شرکتى که اسمش الیکا بوده است (تیمورتاش- جرم عرض نکردم بر سبیل صحبت عرض کردم) بنده هم بر سبیل جنابعالى عرض می‌کنم (نورالدین امامى- جناب رئیس بر سبیلش هم توهین کرد) ملاحظه بفرمایید یک شرکتى هفت سال پیش تشکیل شده است که سرمایه‌اش جمعاً بیست هزار تومان بود و در آنجا رجال درجه اول شرکت داشتند (ارباب مهدى- عیبى ندارد) اجازه بدهید حرفى زدند باید توضیح بدهم و اگر بد است (نورالدین امامى- بدهید به من سهم‌تان را) بنده هم آنجا دو هزار تومان سرمایه داشتم اما این سرمایه را هم نداشتم خدا می‌داند آنجا فقط هزار تومانش مال من بوده است که هزار تومان دیگرش را هم از یکى از اشخاص قرض کرده بودم (یک عده از نمایندگان- این که مطلبى نیست) کوتاه می‌کنم این شرکت در پنج شش سال پیش منحل شد والله به‌الله سرمایه ما را نداد چکى به ما دادند به جاى این که سود به ما بدهند در عوض از هزار تومان 250 تومان کسر شد و به بنده دادند این گناه عظیمى است که بنده مرتکب بشوم تمام اینها اسناد دارد اگر ثابت بشود که من یک ذره تخطى کردم اگر سودى بردم اگر ضرر ندادم تشریف بیاورند و صحبت از شرکت بکنند همچو می‌گویند شرکت مثل این که بنده یکى از سهام‌داران نفتم (تیمورتاش- بنده هم عرض نکردم عرض کردم از آبعلى استفاده نمودند) آقا مطلب دیگرى راجع به منفى‌بافى گفتند منفى‌بافى یعنى حرفى بشود ولى کارى نشود که از این مملکت استفاده بکند و اگر منفى‌بافى عبارت از آن است که بنده هم می‌توانم عرض کنم دیگران که مثبت هستند آن هم مثبت‌بافى است به جهت این که اگر حرف مثبت نتیجه عملى نداشته باشد از جهت نداشتن نتیجه همین موضوع مثبت‌بافى است به بنده و دوستانم اقلیت منفى می‌گویند و مى‌گویند که حرف آنها نتیجه براى مملکت ندارد آیا آنهایى که مثبت می‌گویند نتیجه دارد؟ وقتى ندارد آن هم مثبت‌بافى است و اما این که مى‌گویند اینها منفى‌بافى است منفى‌بافى نیست ما براى هر کارى که به نفع جامعه و به صلاح مملکت باشد حاضریم (تیمورتاش- براى همان هم سنگ به سینه می‌زنید) بله آقا می‌زنیم چرا نزنیم جبهه ملى در اولین دفعه‌ای که وارد مجلس شد گفت آقا قانون انتخابات را بیاورید این منفى یا مثبت است؟ آقا گفتند قانون حکومت نظامى را بیاورید اصلاح کنید که در مملکت مشروطه مشروطیتش قربانى منافع یک نفر نشود (فرامرزى- این صحیح است) چرا نمى‌کنید؟ گفتند قانون مطبوعات را بیاورید که مطبوعات مسخره و دست‌نشانده شهربانى نشود اینها همه مثبت است منفى نیست پس مثبت و منفى آقا نتیجه‌اش را باید دید و الا حرف منفى یعنى این که لا جلویش بنویسند و مثبت یعنى لا جلویش نباشد نفى جلوش نباشد که نیست این برنامه‌هاى مفصلى که دولت‌ها آورده‌اند همه آنها عملى شده است یا این که عملى نشده است؟ وقتى که‏ عملى نشد آن حرف مثبت دولت و این حرف منفى اقلیت هر دو مثل هم است‏.

نورالدین امامى- نان مردم را درست بکنید بعد به این تشریفات برسید.

فرامرزى- بنده اخطار نظامنامه‌اى دارم طبق ماده 76

رئیس- اینها همه‌اش اخطار نظامنامه‌ای است‏.

فرامرزى- اخطار یک جلسه به جلسه دیگر قابل انتقال نیست.‏

رئیس- بعد از آقاى فولادوند آقاى فولادوند بفرمایید.

فولادوند- بنده این صورت جلسه مربوط به مذاکرات صورت جلسه قبل را آوردم و با کمال احترام و ادب نسبت به جناب آقاى دکتر مصدق‌السلطنه که همیشه به ایشان احترام کرده‌ام و همیشه به ایشان احترام داشته‌ام قرائت می‌کنم و هیچ اظهارى نمی‌کنم دو جمله به بنده فرمودند چون خیلى عصبانى بودند در جلسه پیش (دکتر مصدق- شما و اخویتان را اشتباه کردم) خیلى متشکرم یک عرض دیگر هم دارم قاسم فولادوند را هم آقاى قوام‌السلطنه حبس کردند ایشان هم وفادارى به آقاى قوام‌اسلطنه کردند و نه به یاران ایشان پس ایشان هم خلافى نکردند تمنا می‌کنم اگر خلافى دیدید بفرمایید و الا تصحیح بفرمایید.

بنده این نکته را می‌خواهم اضافه کنم که ادعا در زندگیم دارم این که نمى‌خواهم از خودم تعریف کنم، یکى این که من جز آنچه خدا به من داده تا امروز به مال کسى نظر نداشتم (صحیح است) هر کس خلاف این را گفت من حاضرم براى هر قران یک تومان بدهم، یکى هم این که تا امروز هر قولى به هر کس داده‌ام خلاف آن را عمل نکردم رویه بنده را جناب آقاى قائم‌الملک هم می‌داند در مجلس یک روزى نسبت به بنده اظهار‌لطف فرمودند و رویه بنده را ستودند در موقع دادن رأى من با جناب آقاى ملک‌مدنى قرابت سببى دارم، به ایشان ارادت دارم، ولى روز اول من به سردار فاخر حکمت ریاست محترم مجلس رأى دادم و تا امروز هفت بار به ایشان رأى داده‌ام و تا امروز همین رویه من تغییر نکرده است.‏

رئیس- آقاى فرامرزى

+++

فرامرزى- مطابق ماده 76 اخطار نظامنامه مربوط به همان جلسه است که تخلفى از نظامنامه درش حاصل می‌شود (صحیح است) (مکى- اجازه ندادند) خود آن خلاف نظامنامه شده است اینجا می‌گوید که با استناد به ماده مربوطه در همان جلسه بودجه اختصار و بدون خروج از موضوع اظهار بکند خیلى هم واضح است، اخطار نظامنامه‌اى نسبت به جلسه، یک راهى دارد می‌رود، یک اتومبیل دارد کج می‌رود این را باید آن ساعت آوردش روی جاده مستقیم نه این که بعد که تازه فرض کنید وقت به مقصد هم رسید بگویند این کج رفته و برگردانند جاى اول و دوباره از راه راست برود این صحیح نیست، اخطار مربوط به همان جلسه است و قابل انتقال به جلسه دیگرى نیست (صحیح است) ماده 90 هم متأسفانه با این که تصدیق می‌کنم تذکر آقایان وارد بود اما از آن سوء‌استفاده می‌شود هى با تأویل از آن سوء‌استفاده می‌کنند دیگر کم کم مبتذل شده به طوری که اگر کسى واقعاً حقش باشد از خودش دفاع بکند وقتى که ماده 90 گفتند مجلس مشمئز خواهد شد من استدعا می‌کنم از آقایان که اولاً در موقع صحبت طورى صحبت نکنند یعنى وارد شخصیات یکدیگر نشوند که هى منجر بشود به ماده 90 و دفاع از خود، من می‌گویم آقا راه از این طرف است شما می‌گویید از آن طرف است این مربوط به قد و قواره من و شکل شمایل شما نیست باید نقشه را دید و راه را دید و قطب‌نما را دید و دید از کجا است بنده می‌خواستم که از آقایان استدعا بکنم که رعایت بکنند و وارد شخصیت یکدیگر نشوند که ماده 90 به کلى از بین برود

رئیس- جناب آقاى فرامرزى که به عنوان اخطار نظامنامه تشریف آوردند بیانات مفیدى فرمودند که تذکر به آقایان بود ولى آقایان به عنوان ماده 90 صحبت می‌کنند و الا اخطار را در هر جلسه‌اى می‌کنند من فورى اجازه می‌دهم به محض این که اخطار می‌کنند من اجازه می‌دهم حتى ماده اخطار را مطابق نظامنامه باید پرسید من آن را هم نمى‌پرسم تا اخطار به عمل بیاید. (فرامرزى- مگر ماده 90 اخطار نیست؟) حالا قاسم فولادوند مطابق ماده 90 می‌خواهند صحبت کنند جناب رئیس، آن خطرناک‌تراست.)

قاسم فولادوند- بنده منظور از فرمایش جناب آقاى دکتر مصدق را نفهمیدم که فرمودند منظور برادر شما بود اگر منظور این بود که آقاى قوام‌السلطنه بنده را گرفتند و توقیف کردند این البته مورد تصدیق بنده است و شاید ملت ایران هم بداند (نورالدین امامى- یکى از کارهاى خوبش این بود) (خنده نمایندگان) و اگرتصور می‌فرمایند که بنده به ایشان چه قولى نسبت به ایشان کرده‌ام بفرمایند که بنده به ایشان چه قولى داده‌ام که خلاف آن را رفتار کرده‌ام (دکتر مصدق- به هیچ ‌وجه خلاف رفتار نکردید) پس عرضى ندارم آقاى قوام‌السلطنه که بنده را توقیف کردند براى این بود که بنده از حق خودم دفاع کردم و البته هر وقت هر کسى بخواهد به حق من تعدى بکند تا نفس دارم دفاع خواهم کرد .(احسنت)

4-قرائت گزارش کمیسیون عرایض راجع به استعفاى دو نفر از اعضاى آن کمیسیون و تعیین دو نفر به جاى آنان‏

رئیس- یک مطالبى است که به عرض مجلس می‌رسد بعد یک گزارشى است راجع به اعتبارات وزارت راه که خود آقایان امضا کرده‌اند اجازه بدهید گزارش رئیس کمیسیون عرایض قرائت می‌شود. (گزارش رئیس کمیسیون عرایض به شرح زیر قرائت شد)

مقام محترم ریاست مجلس شوراى ملى‏

به طوری که خاطر محترم آگاه است چندى است آقاى شوشترى از عضویت کمیسیون عرایض استعفا داده و سپس آقاى حاذقى به علت بیمارى به مسافرت رفته و اخیراً نیز آقاى گودرزى مستعفى شده و چون اکثریت حاصل نیست رسیدگى به دو فقره اعلام جرم زیر:

اعلام جرم آقاى عبدالقدیر آزاد در دوره 15 علیه آقاى گلشائیان وزیر اسبق دارایى که اخیراً مدارک آن را عطفاً به شماره 33- 1 د به کمیسیون فرستاده‌اند.

سوابق مربوط به اتهام علیه جناب آقاى احمد قوام که از وزارت دادگسترى به تازگى به وسیله مقام ریاست به کمیسیون رسیده بوده است معوق مانده و قریباً هم مدت قانونى 15 روز رسیدگى به آنها مقتضى خواهد گردید و ماده سوم قانون محاکمه وزرا نسبت به وظیفه کمیسیون عرایض معطل خواهد ماند مراتب فوق به استحضار مقام ریاست رسید که از تعویق جریان امروز انجام وظیفه قانونى کمیسیون کوتاهى نشده باشد.

رئیس- دو نفر بعد از این دو نفرى که استعفا کرده‌اند حائز اکثریت هستند که عبارتند از آقاى عبدالصاحب صفایى و آقاى فقیه‌زاده و ماده نظامنامه هم این است ماده 165 قرائت می‌شود (به شرح زیر قرائت شد)

ماده 165- در انتخاباتى که به اکثریت نسبى از طرف مجلس به عمل آمده است هر‌گاه یکی از منتخبین استعفا دهد یا فوت نماید به جاى او شخص بعدى محسوب خواهد شد.

در کمیسیون عرایض آقاى عبدالصاحب صفایى با 32 رأى و آقاى فقیه‌زاده با 11 رأى از اعضا هستند و انتخاب شده‌اند (صفایى- من عرضى دارم) بفرمایید.

صفایى- عرض می‌کنم از نظر اصول انتخاب بنده صحیح نیست زیرا بنده عضو کمیسیون قوانین دادگسترى هستم و در رسیدگى مستقلاً رسیدگى و نظر می‌دهد و یک نفر نمی‌تواند در دو کمیسیون اظهار نظر کند بنابراین چون بنده نمی‌توانم در آنجا اظهار نظر کنم نمى‌توانم عضویت داشته باشم‏.

رئیس- اگر نمى‌خواهید قبول کنید بفرمایید.

صفایى- اگر این منطق قبول نشود استعفا می‌دهم.‏

صدرزاده- آقاى دکتر هدایتى دو رأى دادند.

رئیس- به هر حال دو نفر دو رأى دارند، آقاى پیراسته هم دو رأى دادند، نظامنامه هم دیگر معین نکرده که چند رأى باشد (کشاورز‌صدر- خوب آقاى دکتر هدایتى قبول کنند)

پیراسته- بنده اشکالى به نظرم نمی‌رسد و قبول می‌کنم.‏

دکتر هدایتى- حالا که آقاى پیراسته قبول کردند دیگر بنده محتاج به توضیح نیستم که وقت مجلس را بگیرم (آزاد- تجدید انتخاب بفرمایید)

رئیس- پس آقایان فقیه‌زاده و پیراسته انتخاب شدند.

5-قرائت‌نامه آقاى نورى اسفندیارى در موضوع مطالب آقاى دکتر بقایى‏

رئیس- حالا نامه‌اى از آقاى نورى اسفندیارى رسیده است که قرائت می‌شود (به شرح زیر قرائت شد.)

ریاست محترم مجلس شوراى ملى‏

در جلسه هشتم تیر ماه مجلس شوراى ملى در نطق آقاى دکتر بقایى نماینده محترم راجع به برنامه دولت در ضمن بحث از استیضاح کابینه اسبق متأسفانه باز اشاره به مذاکره بنده با مستر بوین وزیر امور خارجه انگلستان شده بود که بسیار موجب تأسف و تأثر بنده گردید زیرا عدم صحت آن خبر به هیچ‌وجه محل تردید نبوده و نیست. مقامات مربوط انگلیس با اظهار تأسف اقدام به تکذیب آن به وسیله رادیو نمودند و خود این جانب نیز چه از پاریس به وسیله جراید پایتخت و چه پس از بازگشت به تهران در رادیو ضمن عرایض خود به هموطنان گرامى آن خبر بى‌اساس را مؤکداً تکذیب و خاطرنشان نمودم که تمام کسانى که به روحیه اینجانب آشنا هستند می‌دانند که وقوع چنین مذاکره از محالات است (دکتر بقایى- این جمله را تجدید بفرمایید) اینک بار دیگر این مسئله را جداً و قویاً تکذیب می‌کنم و تمنا دارم دستور فرمایند متن این نامه در مجلس شوراى ملى قرائت شود با تقدیم احترامات موسى نورى اسفندیارى‏

6-قرائت گزارش کمیسیون نفت‏

رئیس- یک گزارش دیگری هم هست که قرائت می‌شود. (به شرح زیر قرائت شد)

اولین جلسه کمیسیون نفت روز دوشنبه تیر ماه تشکیل و هیئت رئیسه خود را تعیین نموده و بلافاصله به وزرات دارایى طبق نامه رسمى شرحى ارسال و تقاضا شد هر چه زودتر پرونده‌هاى مربوط به موضوع نفت را براى مطالعه کمیسیون ارسال دارند و ضمناً از چند نفر مطلعین نیز براى روز دوشنبه 12 تیر ماه دعوت شد که در کمیسیون حضور یابند. در تاریخ 11 تیر ماه 1329 طبق نامه شماره 926 محرمانه فورى از طرف وزیر دارایى به کمیسیون رسید که عین آن ذیلاً نقل می‌شود.

محرمانه فورى- مجلس شوراى ملى- کمیسیون‏

مخصوص نفت- عطف به مرقومه شماره 163 مورخه

+++

5 تیر ماه 1329 مبنى بر این که گزارش‌ها و اسناد و مدارک مربوط به موضوع نفت تا روز یکشنبه 11 تیر ماه به آن کمیسیون ارسال گردد. استحضار می‌دهد چون تنظیم اوراق و اسناد مزبور و مهیا نمودن آنها تا روز یکشنبه 11 تیر ماه مقدور نیست اوراق مدارک مزبور، آخر هفته جارى به آن کمیسیون ارسال خواهد شد- از طرف وزیر دارایى) بنابراین با توجه به مفاد نامه مزبور و جریان تغییر دولت کمیسیون نفت بدون اظهار نظر دولت جدید و عدم وصول اوراق و پرونده‌هاى مربوطه تشکیل آن میسر نشد و اینک براى استحضار مجلس شورای ملى مراتب را به عرض می‌رساند. مخبر کمیسیون مخصوص نفت، حسین مکى‏

رئیس- البته تأیید می‌شود که اسناد لازمه را به مجلس بیاورند به واسطه تغییر دولت تأخیر شده آقاى دکتر بقایى اظهارى دارید؟

دکتر بقایى- بلى طبق ماده 90

رئیس- بفرمایید.

دکتر بقایى- در موقعی که بنده متحصن بودم در مجلس شوراى ملى، چون هیچ وسیله‌اى نداشتم که نظریات خودم را منتشر بکنم در همین مجلس یک اوراقى را پلى‌کپى کردم که یکى تحت عنوان مطالب و اخبار خواندنى راجع به خبر رادیو لندن بود که این را خدمت آقایان نمایند گان دوره پانزدهم و آقایان نمایندگان مجلس مؤسسان فرستادم. موضوع این ورقه این بود که اگر آقایان به خاطرداشته باشند از شش ماه قبل از این که انتخابات مؤسسان در این مملکت به عمل بیاید رادیوى لندن یک خبرى منتشر کرد که طبق آن خبر آقاى نورى اسفندیارى با آقاى بوین راجع به تغییر قانون اساسى ایران مذاکراتى کردند بعضى از روزنامه‌ها این خبر را تکذیب کردند اداره انتشارات و تبلیغات هم تکذیب کردند ولى خود رادیو لندن که گوینده این خبر بود این خبر را تکذیب نکرد و بعضى از روزنامه‌هاى ایران هم که با اطلاع بودند و یکیش هم من‌جمله تهران مصور مال مرحوم دهقان بود صراحتاً نوشتند که این خبر تکذیب نشده است بعد هم بعد از شش‌ماه دیدیم که همان مجلس مؤسسانى که مذاکره بین آقاى بوین و نورى اسفندیارى درباره او بوده در این مملکت به عمل آمد و قانون اساسى را هم تغییر دادند، حالا من خیلى تعجب می‌کنم که بعد از دو سال آقاى نورى اسفندیارى به خیال افتاده‌اند که این موضوع را تکذیب کنند چون این اگر تکذیب کردنى بود ایشان حقش بود در همان موقع تکذیب می‌فرمودند چون ایشان وقتى از اروپا تشریف آوردند و براى این که در تهران نباشند و اسباب اشکال نشود فوراً مأموریت هندوستان به ایشان دادند و بنده وقتى کرمان می‌رفتم در هواپیما با ایشان همسفر بودم، ، بنده کرمان می‌رفتم ایشان تشریف می‌بردند به هندوستان حق بود که در آن موقع تکذیب می‌فرمودند و حالا یک قدرى دیر به نظر مى‌آید در هر حال بنده تکذیب ایشان را شدیداً و قویاً تکذیب می‌کنم براى این که این عمل انجام گرفت آقاى نورى اسفندیارى بدون اجازه دولت وقت و بدون اطلاع به انگلستان رفتند و راجع به تغییر قانون اساسى صحبت کردند و دستورات‌شان را گرفتند و قانون اساسى ما هم شش‌ ماه بعد تغییر کرد و تکذیب ایشان هیچ ارزشى براى بنده ندارد.

7-تصویب نمایندگى آقاى وهاب‌زاده از اردبیل‏

رئیس- آقاى ناصر صدرى گزارش انتخابات اردبیل را قرائت بفرمایید.

( گزارش شعبه درباره انتخابات اردبیل به شرح زیر قرائت شد)

پرونده انتخابات اردبیل حاکى است که در تاریخ 4/ 7/ 28 از طرف فرماندار جهت تشکیل انجمن مرکزى نظارت انتخابات از طبقات شش‌گانه دعوت به عمل آمده و پس از تعیین اعضای اصلى و على‌البدل از تاریخ 18 مهر ماه 1328 به مدت 5 روز جهت توزیع تعرفه و اخذ رأى اعلام شده ولى چون در روز اخذ رأى جریانات سوئى از طرف انجمن مرکزى مشاهده می‌شود دستورتوقیف انتخابات از طرف انجمن نظارت مرکزى به کلیه حوزه‌ها صادر می‌گردد و آرا مأخوذه جهت کسب تکلیف حفاظت می‌شود.

پس از این جریان در تاریخ 30- 2- 29 پس از 7 ماه انجمن مجدداً تشکیل جلسه داده و چون عدم صحت آرا حوزه‌هاى گنده‌میش- خارک- مهمان‌دوست کرائیم- در نظر انجمن محرز می‌گردد دستور به ابطال آن می‌دهد و از تاریخ 8- 3- 1329 مجدداً اقدام به توزیع تعرفه و اخذ رأى می‌گردد و از تاریخ 17- 3- 29 آرا استخراج و قرائت می‌شود و در نتیجه آقاى احمد وهاب‌زاده داراى 11994 رأى از مجموع 21736 رأى مأخوذه بوده‌اند در مدت مقرر شکایاتى به دفتر انجمن واصل و چون انجمن شکایات را غیر‌وارد تشخیص می‌دهد در تاریخ اول تیر ماه 29 اعتبارنامه به نام آقاى احد وهاب‌زاده صادر می‌نماید.

پس از ارجاع پرونده به شعبه دوم از نظر رسیدگى دقیق پرونده به شعبه فرعى ارجاع و پس از تهیه گزارش از طرف شعبه فرعى شعبه تشکیل جلسه داده و پس از رسیدگى به پرونده انتخابات اردبیل و توجه به گزارش شعبه فرعى و ملاحظه شکایات رسیده به مجلس شورای ملى صحت انتخابات اردبیل و نمایندگى آقاى احد.وهاب‌زاده را تأیید و اینک گزارش آن را تقدیم مجلس شورای ملى می‌نماید.

رئیس- مخالفى نیست. تصویب شد.

8-مذاکره در طرح پیشنهادى راجع به اعتبار راه‌سازى 1329 و ختم مذاکرات‏

رئیس- طرحى است که طبع و توزیع شده همان طرحى است که آقایان دادند و فوریتش هم تصویب شده است حالا قرائت می‌شود و مطرح خواهد شد.

( به شرح زیر قرائت شد)

طرح قانونى مربوط به تصویب اعتبار پیش‌بینى شده در بودجه کل کشور بابت راه‌سازى و کارهاى ساختمانى با قید دو فوریت‏

امضا‌کنندگان ذیل پیشنهاد می‌کنیم: براى جلوگیرى از گذشتن فصل مساعد راه‌سازى و اجراى کارهاى ساختمانى راه‌ها بودجه پیشنهادى اداره کل راه شوسه به مبلغى که در بودجه کل کشور پیشنهاد گردیده تصویب و در اختیار وزرات راه گذاشته شود که بدون فوت وقت برنامه‌هاى ساختمانى را اجرا نماید.

دکتر جلالى- شوشترى- حمیدیه- آزاد- فقیه‌زاده- ناصر ذوالفقارى- هراتى- بهبهانى- قشقایى- شیبانى- صفایى- اقبال- گودرزى- مهدوى- دکتر علوى- دکتر نبوى- اسلامى- محمود محمودى- پیراسته‏

رئیس- آقاى اردلان‏

اردلان- آقایان نمایندگان محترم یک طرحى را دولت سابق به مجلس تقدیم فرمودند که دو فوریت آن را مجلس شورای ملى رأى داد این طرح مبنى بر این بود که اعتبارات وزارت راه را تا آخر سال کلاً به اختیار وزارت راه بگذارند تا وزارت راه بتواند ساختمان‌هاى راه‌ها را بکند وقتى این طرح فوریتش مطرح بود بنده مخالفت کردم مخالفت بنده مبنى بر این بود تقاضا می‌کنم از آقاى معاون وزارت راه که خوب دقت بفرمایند وقتى که این طرح فوریتش مطرح بود بنده مخالفت کردم و مخالفتم از این نظر بود که می‌گفتم این پول‌ها را می‌خورند و به مصرف حقیقى نمی‌رسانند بنابراین ما نمایندگان مجلس که با رأى ما این پول پرداخته می‌شود وجداناً در عذاب و زحمت هستیم که بیاییم اجازه بدهیم یک پولى پرداخته شود و حیف و میل بشود در آن موقع آقاى دکتر اقبال که وزیر راه بودند در جلسه حاضر بودند ایشان به بنده جوابى دادند من گمان می‌کنم آقایان محترم به جواب ایشان درست توجه نفرمودند این صورت مذاکرات مجلس است من می‌خوانم ببینید یک وکیلى می‌گوید اعتبارى که براى مصرف ساختمان راه ما تصویب کرده‌ایم می‌خورند و به مصرف نمی‌رسد و آن وقت وزیر مسئول ببینید چطور دفاع می‌کند من عین عبارت آقاى دکتر اقبال را که در صورت جلسه چاپ شده می‌خوانم (بنده تصدیق می‌کنم من خودم این عمله‌جاتى که در طول راه‌ها هستند دیدم اغلب وجود ندارند (صحیح است) یک کارنامه‌هاى تقلبى براى این کار درست کرده‌اند ما همه اینها را می‌دانیم و وقتى که مى‌آیند و می‌خواهند رسیدگى کنند طبق مقررات نمی‌شود ایرادى گرفت که کلاً درست است ولى باید رفت آن دهاتى را پیدایش کرد که انگشت زده وقتى می‌روى به آنجا می‌گویند از اینجا رفته است به فلان ده این است که بنده کاملاً موافقم که این پول‌ها حیف و میل می‌شود چون به این کار برخوردم و غیر از این راهى که گفتم چاره‌اى ندارد. بنابراین وزیر مسئول در مجلس شورای ملى مى‌آید و به طور صریح و روشن می‌گوید که بلى این اعتبارى که شما نمایندگان براى راه‌سازى تصویب می‌کنید به مصرف نمی‌رسد و حیف و میل می‌شود حالا عین آن طرح چون دو فوریتش تصویب شده مطرح است براى بنده که باید رأى بدهم و اگر بنده و همکاران محترم نباشند یک قران از این پول را نمى‌توانند بدهند این اشکال هنوز باقى است و آقاى معاون وزارت راه باید

+++

به بنده بفرمایند که چه جور ما را قانع می‌فرمایند که اگر ما رأى بدهیم این پول به مصرف حقیقى خودش می‌رسد. حالا بودجه سال 1329 و سال 1328 را بنده براى آقایان قسمت راهش را به عرض می‌رسانم که مسبوق بشوید که چقدر پول ما براى این کار می‌دهیم و این اجازه‌اى که می‌دهیم چه مبلغ است در سال 1328 علاوه بر 63 میلیون ریال که بودجه پرسنلى اداره کل راه شوسه است دویست و بیست میلیون ریال اعتبار تعمیرات و ساختن راه‌ها منظور شده و یک قلم 80 میلیونى هم به نام اعتبار آسفالت راه‌هاى شوسه منظور شده که جمعاً 300 میلیون ریال است بنابراین اجازه‌اى که الان مجلس شورای ملى می‌دهد پرداخت 300 میلیون اعتبار است که باید وزارت راه بدهند بنده میل دارم که آقاى معاون وزارت راه بفرمایند که این سیصد میلیون ریالى که ما در پارسال رأى دادیم و پرداخته شد نتیجه‌اش چه بود؟ و از آقایان که به ولایات تشریف برده‌اند و راه‌ها را دیده‌اند قضاوت می‌خواهم بنده به طور جرئت قسم می‌خورم که ده درصد این پول به مصرف نمی‌رسد بنابراین من خدا را شاهد است که وجدانم ناراحت است که بیایم رأى بدهم حالا آقاى معاون وزارت راه از جنابعالى می‌پرسم که به چه نحو ما را مطمئن می‌کنید که این پول را که دادیم به مصرف حقیقى می‌رسد خود بنده یک عقیده دیگر دارم که بودجه کل کشور اخیراً با فداکارى که اعضاى کمیسیون بودجه کردند تقریباً به مجلس خواهد آمد و مخصوصاً آقاى دکتر معظمى وعده فرمودند که بودجه مملکتى آمد ما باید ببینیم که این بودجه را که ما یک قران یک قران می‌گیریم و یک دفعه سیصد میلیون اینجا براى راه‌سازى می‌دهیم که وزیر راه بیاید و رسماً تصدیق بکند که خورده می‌شود حالا اگر اجازه این پرداخت را ندهیم وقتی که بودجه کل آمد به مجلس مى‌نشینیم یک فکرى می‌کنیم مى‌گوییم آقا این پولى که از مردم این مملکت به عنوان مالیات می‌گیرید به هزار زحمت جمع می‌کنید اصلاً نظارت در خرجش بکنید وقتى مطمئن شدیم که این پول حقیقتاً به مصرف خودش می‌رسد آن وقت در ضمن بودجه کل کشور این را رأى خواهیم داد به هر حال این نظر بنده بود که عرض کردم و از آقاى معاون وزارت راه هم که شخصاً به ایشان اطمینان و اعتماد به شخص جنابعالى کافى نیست براى این که دستگاهى که شما به آن ریاست می‌کنید آن دستگاه فاسد است اصلاً وزیر راه چه نظرى دارد که بیاید اینجا به طور صریح بگوید که بلى آقا همه این پول‌ها خورده می‌شود حالا اگر جنابعالى یک راهى به نظرتان می‌رسد بفرمایند بنده حاضرم رأى به این قسمت بدهم و الا از همکاران محترم تقاضا می‌کنم که رأى‏

ندهند تا وقتى یک فکرى برایش بکنیم.

رئیس- آقاى معاون وزارت راه‏

معاون وزارت راه (مهندس شریف‌امامى-) بنده از جناب آقاى اردلان تشکر می‌کنم از این دلسوزى که راجع به مصرف اعتبارات وزارت راه فرمودند و البته یک مطالبى است که کم و بیش خود آقایان مستحضر هستند البته دقت کافى براى صرف این اعتبارات می‌شود و باید به نحوه‌اى باشد که اطمینان حاصل بشود که این اعتبارات به مصرف واقعى خودش برسد تنها به این عنوان که ما اطمینان نداریم که این پول‌ها صحیح مصرف بشود نگاهدارى راه‌ها و ساختمان‌هایمان را نمى‌توانیم موقوف بکنیم بنده خواهش می‌کنم حالا که این اعتراض را فرمودید و این نگرانى را اظهار فرمودید خوب بود یک راه کلى می‌فرمودید که آن راه حل را بنده از آقایان پیروى کنم بنده استدعا می‌کنم از آقایان که اگر نظرى در این باب دارند بفرمایند بنده با نهایت میل سعى خواهم کرد که نظریات آقایان را تأمین کنم (دکتر طبا- ما می‌گوییم دزد را بیرون کنید درست می‌شود) عرض کنم تشخیص این که کى دزد است و کى دزد نیست تصور نمی‌کنم خیلى سهل باشد (دکتر طبا- خیلى سهل است) براى این که متأسفانه وضع قانون ما یک طورى نیست که یکى کسى را که معلوم شد دزدى کرده است وقتى که به وزارت دادگسترى فرستادند بشود او را محکومش کرد البته اگر آقایان مواردى را می‌دانند و اطمینان دارند به بنده بفرمایند بنده فوراً ترتیب اثر خواهم داد و از این مفاسدى که می‌فرمایید جلوگیرى خواهم کرد براى این که به طور کلى بشود یک اقداماتى کرد که اعتبارات وزارت راه به یک ترتیب صحیحى مصرف شود بایستى که روش کار را تغییر داد و این روش که تا به حال چندین سال است پیروى شده است مطمئناً ما را به آن منظورى که داریم نخواهد رساند و براى این کار ما الان مشغول مطالعه هستیم و بهترین راهى که به نظر رسیده است این است که کارهاى نگاهدارى راه را اصولاً مکانیزه بکنند که این صورت عمله‌سازى و خاک‌پاشى و اینها به کلى متروک بشود ولى تصدیق بفرمایید که یک چنین اقدامى را در یک روز و دو روز نمی‌شود کرد ولى بنده قول می‌دهم به آقایان که مقدماتش فراهم شده است و از همین امسال شروع خواهد شد و به راه‌هاى اساسى هم در درجه اول خواهد پرداخت دوم این که یک دستگاهى که فسادش چندین سال سابقه دارد این با یک روز و دو روز اصلاح‌پذیر نیست ولى اگر اقدام اساسى بشود و روش صحیحى اتخاذ بشود که اصولاً امکان انحراف براى کارمندان نباشد خود به خود جلوگیرى از بعضى از مفاسد خواهد شد و بنده استدعا می‌کنم از آقایان به این نکته توجه بفرمایند که فصل کار اگر بگذرد این اعتبارات به هیچ صورتى به درد  نخواهد خورد و اگرنظرى دارند براى این که اصلاحى بشود استدعا می‌کنم تشریف بیاورند به وزارتخانه و هر نظرى که ابراز بفرمایند و اظهار بفرمایند بنده با نهایت میل پیروى خواهم کرد و ترتیبى خواهم داد که نظر آقایان تأمین بشود و استدها می‌کنم به این نکته‌اى که عرض کردم توجه بفرمایند که ولو این که با یک دستگاه فاسدى رو به رو باشید اصلاح او را یک روز از بنده نخواهید ولى بنده قول می‌دهم در عرض مدت کوتاهى این منظور آقایان را به نحو اساسى تأمین کنم که دیگر جاى نگرانى باقى نماند (انشاء‌الله- احسنت)

رئیس- ارباب‏

ارباب- یک قسمت را ضمن موافقتى که بنده می‌خواهم عرض کنم خود جناب آقاى معاون محترم وزارت راه توضیح دادند (نورالدین امامى- هر دو قسمت را توضیح دادند بابا ولمان کن بگذار تصویب بکنیم) راجع به سکوت جنابعالى اظهارى نفرمودند این است که خواهش می‌کنم دو سه دقیقه سکوت بفرمایند البته لزوم و فوریت این طرح بر همه آقایان پوشید ه نیست زیرا حداکثر بیشتر از سه ماه وقت نداریم که به خوبى عمل راه‌سازى را انجام داد (صحیح است) و فصل راه‌سازى مقتضى می‌شود. حتى به تعمیر راه‌هاى خراب موجود هم توجه جامعى نخواهد شد اما نسبت به سوء‌استفاده‌اى که جناب آقاى اردلان نماینده محترم فرمودند بنده می‌خواهم در این قسمت عرایضى عرض کنم عرض می‌کنم براى یک نفر نمازخوان یا چند نفر نمازخوان که نمی‌شود در مسجد را بست باید یک دستگاهى در مملکت باشد که جلوى تخلفات و تقلبات را بگیرد خیلى موارد اصولى اعتراض می‌شود و در اینجا که مربوط به دستگاه مملکت است و دستگاه مملکت باید طورى مجهز باشد که عمل خلاف و تخلف و خیانت در مملکت واقع نشود و الا ما بیاییم یک اصلى را بخواهیم جلوگیرى کنیم براى این که درش یک امر خلافى واقع بشود قاعدتاً این را خود آقاى نماینده محترم تصدیق می‌کنند که باید درست باشد تنها نکته‌اى که خواستم به عرض برسانم این است که چند قسمت از کارهاى مهم این مملکت فعلاً داراى دو دستگاه است مثلاً یک اداره راه‌سازى در سازمان برنامه داریم با یک تشکیلات وسیع و یک اداره راه‌سازى هم داریم در وزارت راه که بنده اصولاً معتقدم با وجود شخصى جناب آقاى مهندس شریف امامى که همه معتقد به صداقت و امانت لیاقت ایشان هستیم (صحیح است) این دستگاه سازمان برنامه که هزاران عمل غیر مطلوب درش انجام می‌شود برچیده شود و تحویل وزارت راه بشود که زیر نظر مستقیم آقاى مهندس شریف امامى جمیع راه‌سازى‌ها شروع شود و منتظر هستیم که از وضع کنونى خیلى بهتر و سریع‌تر کار راه‌سازى انجام خواهد یافت ضمناً یاد‌آورى می‌کنم که سال گذشته سازمان برنامه قرار بود یک کمک قابل توجهى براى راه‌سازى راه چاره بهار و بلوچستان و زاهدان بکند که گویا مبلغى خرج کرده‌اند و در موارد دیگر که به میل خودشان بیشتر بوده است وجوه سازمان را که مربوط به راه بوده مصرف کرده‌اند این را از معاون محترم وزارت راه بنده تقاضا دارم که این موضوع را تعقیب بفرمایند ببینید سال گذشته از این باب چه کمکى کردند و در ضمن توضیحاتى که بعداً خواهند داد این قسمت را هم توضیح بفرمایند که ببینیم در یک شاهراه حیاتى کشور که نه تنها بلوچستان و منطقه وسیع که مکرن را آباد خواهد کرد این آبادى شامل خراسان هم خواهد شد آیا توجهى کرده‌اند یا نه موضوع دیگر راجع به آسفالت راه‌ها است که یک بودجه به خصوصى دارد و به آن هم

+++

توجه نشده و راه‌هاى اطراف تهران یعنى شهر مرکزى ایران یک کیلومترى خارجش یک راه‌هایى هست که قابل عبور نیست در حالى که بودجه مخصوص دارد این قسمت را خواهش می‌کنم توجه بفرمایند و دستور بفرمایند که اقلاً به راه‌هاى اطراف تهران سر و صورتى بدهند.

رئیس- پیشنهاد کفایت مذاکرات سیده آقاى ملک‌مدنى‏

ملک‌مدنى- بنده خودم یکى از اشخاصى هستم که این طرح را امضا کردم و تصور می‌کنم همه آقایان تصدیق دارند که این موضوع راه‌سازى خودش یکى از مسائل حساس کشور است (صحیح است) و در اقتصادیات و پیشرفت امور کشور خیلى تأثیر دارد متأسفانه رویه و متد راه‌سازى ما غلط است از اول که شروع کردند جز چند راه دو راه که از اینجا به قم یا به قزوین آسفالت شده چند راه را هم متفقین آمدند و آسفالت کردند که آن هم در دست ما خراب شده است آقایان ملاحظه فرموده‌اند بنده اعتقادم این است که آقاى مهندس شریف‌امامى که حقاً مورد احترام و قبول همه آقایان هستند (صحیح است) سابقه زندگى و گذشته ایشان به خوبى نشان می‌دهد که ایشان همیشه با نهایت تقوى و فعالیت کار کردند ایشان بنشینند یک رویه و متدى براى راه‌سازى و آسفالت راه‌ها در نظر بگیرند یک قسمت پول دادن و یک قسمت خاک ریختن روى جاده‌ها امروز ریخته‌اند و فردایش نیست فایده ندارد زیرا ملاحظه فرموده‌اید که این کامیون‌هاى نفت‌کش در این راه‌ها چه می‌کنند بنده روز چهارشنبه که مجلس تعطیل شد رفتم به ملایر و دیشب برگشتم باور بفرمایید از قم به اراک و از اراک به ملایر راه به اندازه‌اى بد است که اساساً حد ندارد این خرابى راه‌ها ضررش به اقتصادیات مملکت است که کامیون‌ها دائماً در راه خراب بشود بنده اعتقادم این است که حالیه که جنابعالى مورد قبول هستید و همه هم اعتقاد داریم و مجلس هم یک همچو نظر مساعدى دارد که این اعتبارات را در اختیارتان بگذارد یک کمیسیونى بکنند این پول را نگذارند از بین برود بنده عادت ندارم از گذشته انتقاد کنم و صحبتى کرده باشم زیرا برخلاف انصاف است که از دولت و اشخاصى که رفته‌اند آدم انتقاد کند اصولاً این عملى که وزارت راه دارد می‌کند یک عمل ناصحیحى است و قابل کنترل نیست یک پولى را می‌دهد به یک شخص که اسمش رئیس ناحیه است این رئیس ناحیه این پول را برمی‌دارد ما خودمان اطلاع داریم باور کنید شاید این پول صدى هشتاد و پنج آن حیف و میل می‌شود صدى هشتاد و پنج آن حیف و میل می‌شود صدى بیست و پنج خرج راه می‌شود. (اردلان- براى چه رأى بدهیم) الان ما این اعتبار را یک جا و در بست به اختیار جنابعالى یعنى به اختیار وزارت راه می‌گذاریم ولى نتیجه‌اش چیست نتیجه این است که ده تا پنج تا بیست تا آدم متمول می‌شود و راه ساخته نمی‌شود به نظر بنده جنابعالى که براى اولین دفعه می‌خواهید شروع به کار کنید و مجلس هم که نظر مساعدى به دستگاه وزارت راه دارد باید یک کمیسیونى تشکیل بدهید یک رویه صحیحى اتخاذ کنند که این پول حیف و میل نشود به این جهت بنده پیشنهاد کفایت مذاکرات کردم و این عرایض را که کردم امیدوارم که این تذکرات مورد توجه شما واقع شود تا آخر دنیا که نباید راه‌هایمان این طور باشد این راه را که شما آمدید و خاک می‌ریزید و فردا خراب می‌شود چه فایده دارد شما شروع کنید یکى دو تا سه تاى از این راه‌ها را آسفالت کنید یکى یکى درست بکنید تحویل بدهید همین کارى که خودتان اروپا بوده‌اید و دیده‌اید همه جا کردند نه این که کارى که سال‌هاى سال است که گرفتار این هستند که سالى یک مقدار پول از مردم این مملکت گرفته بشود و عاید یک عده اشخاص بشود این خلاصه عرایض بنده است بنده بیشتر از این توضیحى عرض نمی‌کنم.

رئیس- آقاى قاسم فولادوند مخالفید بفرمایید.

فولادوند- به نظر بنده یکى از عیوب کارها این است که تا یک دولتى مشغول اقدام می‌شود و دست به اقداماتى می‌زند فورى عوض می‌شود بنابراین باید مراتبى را به آقایان وزرا جدیدی عرض کرد و تذکر داد چون آقایان شاید یک قسمت از مملکت را ندیده‌اند بنده در هیئت دولت جناب آقاى منصور اینجا راجع به دو راه اساسى این مملکت صحبت کردم یکى راه ازنا به اصفهان و دورود این راه یک از مهم‌ترین راه‌هاى اساسى و حیاتى این مملکت است و نظرم هم هست وقتى جناب آقاى عزالممالک اردلان و آقاى دکتر اقبال از سفر خوزستان مراجعت کردند جناب آقاى دکتر اقبال به بنده فرمودند که ما اطلاع نداشتیم که این راه آن قدر اهمیت دارد و وقتى براى تشییع جنازه اعلیحضرت فقید رفتیم و در ازنا توقف کردیم دیدیم این یک از راه‌هاى اساسى و مهم این مملکت است بنده می‌خواستم عرض کنم که این را جناب آقاى کفیل وزارت راه یادداشت بفرمایند که این راه تمام شده است که فقط چند پل لازم دارد یکى هم راه چغلوندى است در همان وقت هم عرض کردم که راه بین بروجرد و استان یعنى همین شاهراهى که به خوزستان می‌رود این راه بسیار بدى است که در اواخر دوره سلطنت اعلیحضرت فقید ناچار شدند از این راهى که جنبه لزوم داشت استفاده کنند ولى این راه بسیار خطرناک و بد است در اوایل سلطنت اعلیحضرت فقید متوجه این قضیه شدند چون تقریباً دو ماه و چهل روز از هر سال را به واسطه برف و بوران این راه مسدود می‌شود.

رئیس- آقاى فولادوند دلایل مخالفت را بفرمایید.

فولادوند- دلایل مخالفت این است که این چیزها باید به عرض برسد و اگر مخارج دو سال برف‌روبى راه فعلى را بخواهید خرج کنید ممکن است با آن پول آن راه درست بشود منظور عرض بنده این بود که این مطالب باید گفته شود که آقایان وزرا متوجه بشوند الان دو موضوع را که بنده عرض کردم اگر نمی‌گفتم شاید آقا متوجه نمی‌شدند که این دو راه از راه‌هاى حساس و اساسى این مملکت است.

رئیس- آقاى معاون وزارت راه‏

معاون وزارت راه- عرض کنم که آنچه که راجع به وزارت راه در اینجا اظهار شده البته روى مسموعات و اطاعاتى که بیشتر به داخله وزارت راه دارم و آشنایى که با کادر وزارت راه دارم لازم بود که یک مطلبى به عرض آقایان برسانم بنده معتقدم وزارت راه که یک دستگاه عریض و طویلى است اگر احیاناً بعضى از کارمندانش منحرف شده باشند ولى خود دستگاه وزارت راه مشغول هستند مردمان صدیق و خدمتگزار و علاقمند بسیار است (صحیح است) ضمناً راجع به مسائلى که آقایان محترم تذکر فرمودند اولاً راجع به برنامه راه‌ها بنده اگر موافقت بفرمایید برنامه‌اى تنظیم خواهم کرد که مراعات الاهم فالاهم بشود که آقایان توجه بفرمایند که ما کار خود را کردیم یکى راجع به راه چاه‌بهار بنده سوابقش را خواهم دید. نتیجه‌اش را به اطلاع آقاى ارباب خواهم رساند به آسفالت اطراف تهران و تجریش داده شده است پیمانکارش حاضر شده است دستگاه‌ها را به کار خواهند انداخت این راه ازنا به اصفهان را هم که فرمودند البته یکى مهم‌ترین راه‌هاى ایران است و براى توزیع نفت و حمل و نقل و اینها اهمیت دارد و امروز دستور عقد قرار‌داد مربوط به راه ازنا و اصفهان داده شده است و مشغول خواهند شد راجع به راه چغلوندى اعتبارش در بودجه امسال نیست و اگر اعتبارش باشد مضایقه‌اى نیست این است که در حدودى که اعتبار داده شده است اقدام خواهد شد ضمناً مطلبى که لازم است به عرض آقایان برسانم این است که در این مواردى که وزارت راه در اثر فشارى که به او وارد شده است راه‌هاى اساسى را که بایستى می‌ساختند به طور ناقص در چندین نقطه شروع کرده است و مقدار زیادى اعتبارات در سال‌هاى گذشته صرف کارهاى نیمه‌تمام کرده‌اند که از این اعتبارات ولو این که صحیح و درست عمل شده باشد در اثر این که ناقص مانده است مقدار زیادى هزینه‌ها از بین رفته است و تلف شده است و به این ترتیب اگر ما بخواهیم ادامه بدهیم باز مقدار زیادى از اعتبارات‌مان تلف می‌شود به عقیده بنده باید در خود مجلس این تصمیم گرفته شود که چه راه‌هایى اساسى است و راههایى است که بایستى روى این اعتبارات خرج بشود و راه‌هاى نیمه‌کاره را دیگر شروع نکنیم یک راهى که فرض بفرمایید 5 میلیون تومان هزینه دارد امسال 50 هزار تومان خرج می‌کنند اثرى ندارد فرض بفرمایید یک باد که آمد یک باران که آمد همه را از بین می‌برد این سال تمام در نظر گرفته خواهد شد و یک برنامه‌اى تنظیم خواهد شد که به عرض آقایان خواهد رسید و براساس این که کارمندان نتوانند انحرافى حاصل کنند شروع به کار

+++

خواهیم کرد استدعا می‌کنم عرایضى که گفتم کافى دانسته و موافقت بفرمایید که اعتبارات وزارت راه تصویب بشود و بتوانند زودتر شروع به کار کنند.

رئیس- رأى گرفته می‌شود به پیشنهاد کفایت مذاکرات آقایانی که موافقند قیام کنند (اغلب برخاستند) تصویب شد پیشنهادى آقاى عباسى اسلامى کرده‌اند که قرائت می‌شود (به شرح زیر قرائت شد)

ریاست محترم مجلس شوراى ملى پیشنهاد می‌کنم طرح مورد بحث از دستور خارج شود.

رئیس- آقاى اسلامى‏

بعضى از نمایندگان- وارد نیست‏

رئیس- مطابق ماده 141 می‌توانند تقاضاى مسکوت ماندن بکنند.

اسلامى- عرض کنم در دوره پانزدهم یک همچو طرحى آوردند و اولیاى وزارت راه با همه نمایندگان صحبت کردند که اگر این طرح تصویب شد ما فلان راهى که در حوزه شما است و نیمه‌تمام مانده تمام می‌کنیم مطمئن باشید ولى همکارى نکردند بنده از آقا فقط یک خواهش می‌کنم بفرمایید که این پولى که تصویب می‌شود و این بودجه وزارت راه که به طور کلى تصویب خواهد شد کدام راه را درست می‌کند ما که در این مملکت ندیدیم بعد از شهریور جایى درست شود فرض بفرمایید راه کرج را گرفتند یک خورده دارند عریض می‌کنند که یک شاهى به درد نمی‌خورد راه‌هایى هست که بعد از شهریور نیمه‌تمام مانده قبلاً مقدار هنگفتى خرج آن راه‌ها شده که اگر امروز دولت بخواهد به همان صورتى که هست یکى از این راه‌ها را بسازد باید 300 میلیون تومان لااقل خرج کند موقعی که دولت آقاى حکیم‌الملک اینجا بودند لایحه‌اى آوردند در ضمن آن لایحه تصویب شده بود که راه‌هاى نیمه‌تمام را دولت شروع کند به ساختمان بنده کاملاً صحبت کردم با یک مقامى گفتند هیچ همچو نقشه‌اى نداریم و چون این قانون شده بنده چیزى عرض نمی‌کنم معاون وزارت راه هر که می‌خواهد باشد اگر مطابق این قانون نخواهد رفتار کند من برعلیه او اعلام جرم می‌کنم به چه مناسبت این قانون گذشته به مورد عمل در نیامده است اگر سال‌هاى گذشته می‌گفتند ما بودجه نداریم حق داشتند ولى حالا قانون شده قانونى از مجلس شورای ملى گذشت که راه‌هاى نیمه‌تمام را باید دولت امسال شروع کند به ساختمان ما نمى‌گوییم که شما امسال بیایید بیست میلیون تومان بریزید در آن راه یک سرمایه سه چهار ساله پنج ساله براى کلیه راه‌هایى که نیمه‌تمام است در مازندران هم هست در تمام حوزه‌هاى انتخابیه آقایان راه‌هایى هست که بعد از شهریور مانده شما یکى برنامه‌اى درست کنید که امسال 500 هزار تومان خرج بکنید همان کافى است مردم می‌دانند یک راهى ساخته شده است الان ما چهار سال است هى داد می‌زنیم آقا این راه هزار و دویست میلیون تومان تا به حال خرج شده آقایان تشریف بیاورند وقتی که مجلس تعطیل شد آن راه را ببینید در دوره پانزدهم همه آقایان موافقت فرمودند آقاى رئیس هم فرمودند جزو قانون شد کسى عمل نکرد بنده اینجا اعلام می‌کنم با کمال علاقه که به جنابعالى دارم یعنى بعد از آن که انتخاب شدید شما را شناخته‌ام و می‌دانم مرد خوبى هستید اگر این قانون اجرا نشود اعلام جرم می‌کنم و فعلاً پیشنهاد خودم را مسترد می‌دارم.

رئیس- دو پیشنهاد رسیده است که قرائت می‌شود.

( پیشنهاد آقای دکتر کیان به شرح زیر قرائت شد )

اینجانب پیشنهاد می‌نمایم طرح پیشنهادى به نحو ذیل اصلاح و تکمیل شود:

ماده واحده- براى جلوگیرى از گذشتن فصل مساعد راه‌سازى و اجراى کارهاى ساختمانى و راه‌سازى سال 1329 به مبالغى که در بودجه کل کشور پیشنهاد شده است تصویب و در اختیار وزارتخانه‌هاى مربوط گذارده شود که با رعایت تبصره قانون اجازه استفاده از اعتبارات ساختمانى و راه‌سازى باقی‌مانده از سال 1328 در سال 1329 طبق برنامه‌اى که به تصویب کمیسیون بودجه می‌رسد به مصرف برسانند.

رئیس- آقاى دکتر کیان.

دکتر کیان- اجازه بفرمایید این موضوع یک قدرى روشن شود همان طوری که آقاى اسلامى فرمودند در یک ماده‌اى که در سال گذشته راجع به استفاده از اعتبارات راه‌سازى باقى می‌ماند از سال 28 و 29 آمده بود تبصره‌اى اضافه شد که این تبصره براى این بود که راه‌هاى نیمه‌تمام را در سال جارى حتى‌المقدور تمام کنند و همین طور هم اعتبارات ساختمانى به این لایحه که فقط راجع به اعتبارات راه‌سازى بود یعنى همان دلایلى که ایجاب می‌کند ما تسریع بکنیم که اعتبارات راه‌سازى را در سال جارى زودتر شروع کنند همان دلایل هم ایجاب می‌کند که آن احتیاجاتى که هست در همین فصل شروع کند ولى با رعایت دو اصل یکى این که مطابق آن تبصره‌ای که سابق گذشت شهرستان‌ها مقدم باشد یکى این که راه‌هاى نیمه‌تمام به راه‌هایی که از نو بخواهند درست بکنند مقدم باشد به این جهت است که بنده این پیشنهاد اصلاحى را دادم که هم شامل موضوعى است که در این لایحه بوده اعتبارات ساختمانى را تصویب می‌کنیم که در این موقع اجرا شود و هم آن تبصره قبلى را تأیید و تأکید کرده‌اید که ساختمان و راه‌هاى نیمه‌تمام و همان طور شهرستان‌ها که این قبیل اقدامات شده مقدم باشد این است که از آقایان استدعا می‌کنم که با این پیشنهاد اصلاحى بنده موافقت فرمایند به عقیده بنده هم منظور پیشنهاد‌دهندگان تأمین شده و هم منظور آقایان که علاقه به شهرستان و عمران و ساختمان کشور دارند (یکى از نمایندگان- مجدداً قرائت شود) حالا ممکن است مجدداً قرائت بفرمایند.

رئیس- آقاى کشاورز‌صدر

کشاورز‌صدر- بنده با پیشنهاد جناب آقاى دکتر کیان مخالفم از این جهت که اگر قبول فرمایید این عرض بنده را بنده مخالفیم را پس می‌گیرم همان طورى که ایشان فرمودند در کمیسیون بودجه وقتى دولت سابق لایحه‌اى آورد در کمیسیون بودجه راجع به اعتبارات سال 1328 مربوط به ساختمان راه گفتند با این لایحه موافقت بکنید چون سال مالى منقضى شده است بتوانند عمل بکنند و تکمیل بکنید گفتگوى مفصل در آنجا شد و رسیدگى دقیق به این صورت شد معلوم گردید که قسمت عمده اعتبارات به مرکز اختصاص داده شده و در ولایات خیلى کم مثلاً در نقاطى که مطلقاً نبوده است یکى در یزد بوده است که آقاى دکتر طاهرى خودشان رئیس کمیسیون بودجه هستند در یزد و در خرم‌آباد و خیلى جاهاى دیگر کارى نشده بود این بود که ما بالنتیجه پیشنهاد کردیم به این که در سال 1329 اعتبارات ساختمانى البته راه در آنجا نبود ولى حالا تقاضا می‌کنم راه را هم قبول کنید به نسبت احتیاجات گفتم که در نقاطى که در شهرستان‌هایى که در سال 1328 یک ساختمان‌هاى بهداشتى و یا فرهنگى شده است و شهرستان‌هاى دیگر این که این سهم به آنها داده نشده است مقدم باشند و مطلقاً در مرکز از ساختمان‌هاى بهداشتى و فرهنگى صرف‌نظر شود این را قید کردیم زیرا برنامه خود همین دولت که بنده رأى نداده‌ام و این آقایان رأى داده‌اند این است که علت خرابى اوضاع را این طور تشخیص داده‌اند که تمام اعتبارات این مملکت در مرکز به مصرف می‌رسد و در ولایات نمی‌رسد این است که اگر جنابعالى پیشنهادتان را به این صورت اصلاح نمایید مطابق آن تبصره‌اى که تصویب شده است که شهرستان‌هایی که هیچ‌گونه کار نکرده‌اند مقدم است و شهرستان‌هایى که در سال 1328 ساختمان داشته مقدم بر مرکز است و در مرکز کارى نکنند بنده در این صورت موافقم.‏

جمعى از نمایندگان- دوباره قرائت کنید (مجدداً به شرح سابق قرائت شد)

کشاورزصدر- بنده مخالفتم را پس گرفتم‏.

شهاب خسروانى- بنده اخطار قانونى دارم.‏

رئیس- بر طبق چه ماده‌اى؟

شهاب خسروانى- عرض کنم طبق همین پیشنهاد آقاى دکتر کیان چون بنده عضو کمیسیون بودجه هستم راجع به این اعتبارات سال 1328 که به وزارت دارایى ابلاغ شده که به تکمیل ساختمان شهرستان‌ها برسانند این را اجرا نکرده است.‏

رئیس- این قانون است و ملزم هستند اجرا کنند رأى گرفته می‌شود به پیشنهاد آقاى دکتر کیان آقایانى که موافقند قیام کنند (اکثر قیام کردند) تصویب شد پیشنهاد دیگرى رسیده است قرائت می‌شود.

( پیشنهاد آقاى شهاب خسروانى به شرح زیر قرائت شد)

+++

پیشنهاد می‌کنم که راه شوسه که از داخل شهر‌ها عبور می‌کند از محل اعتبار آسفالت شود.

رئیس- آقاى شهاب خسروانى‏

شهاب خسروانى- این پیشنهادی که بنده عرض کردم مورد توجه کلیه نمایندگان محترم است به طوری که آقایان اطلاع دارند در بعضى از شهرستان‌ها راه از داخل شهرها عبور می‌کند و به واسطه خاک زیاد عده‌اى به این وسیله مسلول شده و بدبختى برایشان فراهم کرده و وزارت راه هم این قدر پولى ندارد که الان یک مرتبه بتواند راه‌هاى اساسى را آسفالت کند هر وقت هم که یکى پولى پیدا می‌کند فورى راه شمیران و شهر را درست می‌کند و شهرستان‌هاى بدبختی محروم هستند و حال این که یکى از مواد برنامه دولت فعلى این است که به شهرستان‌ها توجه کنند اگر یک عده‌اى از این گرد و خاک بخواهند محروم بشوند باید بیایند به تهران استدعاى بنده این است که وزارت راه که یک سازمانى دارد در شهرستان‌هایى که خیابان عبور می‌کند توجه بکند آسفالت نماید (صحیح است)

رئیس- آقاى کشاورزصدر.

کشاورزصدر- بنده موافقم.‏

بهادرى- رأى بگیرید آقا.

رئیس- عبارتش اصلاح بشود آن وقت رأى می‌گیریم قرائت می‌شود و رأى گرفته می‌شود.

( پیشنهاد آقاى شهاب خسروانى مجدداً قرائت شد)

رئیس- آقایانی که موافقند قیام کنند (اکثر قیام نمودند) پیشنهاد آقاى شهاب خسروانى تصویب شد پیشنهاد دیگرى از آقاى گنجه رسیده است قرائت می‌شود.

( پیشنهاد آقای گنجه به شرح زیر قرائت شد )

تبصره زیر را براى الحاق به ماده واحده پیشنهاد می‌کنم. تبصره- ساختمان‌هاى راه‌هاى ترانزیتى آذربایجان در سال جارى وزارت راه شروع خواهد شد.

رئیس- آقای گنجه‏

گنجه- مثل همه چیزها بنده عقیده دارم در مسئله راه‌سازى هم اهمیت و فوریت و تقدم را همیشه باید محفوظ نگه داشت یکى از کارهایی که ما بایستى با مراقبت بیشتر نظارت بکنیم موضوع راه‌هایى است که به صادرات مملکت کمک می‌کند آذربایجان امروز وضعیت بحران‌آمیزى که در آنجا است شاید 90 درصدش نتیجه بستن راه‌هایى است که مخارج داشت دولت از چند مدت پیش براى تهیه کردن یک مخرجى براى صادرات آذربایجان که در قسمت خودش قابل کمال اهمیت است با دولت‌هاى خارجى داخله مذاکره شد بالأخره با دولت ترکیه راجع به صادرات ایران و ایجاد یک ترانزیتى قرارداد بستند حالا ترک‌ها راجع به آن قسمتی که در داخله مرز خودشان بود با سرعت و مراقبت تمام راه‌ها را تمام کردند و نزدیک به اتمام است ولى آن قسمتی که در داخله اقدام بشود و منتهى بشود به حدود ترکیه و بتوانیم این صادرات 30، 40، هزار تنى آذربایجان را از ایران به بازارهاى اروپا بفرستیم این راه هنوز اقدامى درباره‌اش نشده بنده گمان می‌کنم تصدیق بفرمایید آقایان که این از همه چیز مهم‌تر است که ما یک مخرجى از شمال کشور به دریاى آزاد داشته باشیم (صحیح است) به این جهت با این که این قرارداد از طرف دولت تصویب شده و امضا شده من گمان می‌کنم که آقایان تصدیق بفرمایند که این کار مقدم بر سایر کارها است و از آقاى معاون محترم وزارت راه هم تمنا دارم که این را قبول بفرمایند که در این سال راه‌هاى ترانزیتى هر چه زودتر ساخته و پرداخته شود تا موضوع صادرات عملى گردد قبول بکنند که این هم عملى بشود.

رئیس- آقاى دکتر طبا مخالف با این پیشنهاد هستید بفرمایید.

دکتر طبا- بنده مقدمه عرض کنم بنده مخالف ساختن راه ترانزیتى آذربایجان نیستم ولى بنده اصولاً مخالفم که آقایان نمایندگان پیشنهادى بدهند که فلان راه به خصوص در حوزه انتخابیه‌شان ساخته شود (صحیح است) چون تصدیق بفرمایید که همه آقایان علاقه دارند که راه‌هاى حوزه انتخابیه‌شان ساخته شود (گنجه- این مربوط به حوزه انتخابیه نیست) بنده هم می‌خواستم پیشنهاد بدهم که در حوزه انتخابیه بنده هم در خور بیابانک و جغدق که یک حوزه فوق‌العاده وسیع است خیلى هم در عسرت هستند و اصلاً راه ارتباط با هیچ نقطه‌اى از ایران ندارد (صاحب‌جمع- شما هم راه دریا پیدا کنید) اجازه بدهید بنده در توضیح علت مخالفت عرض می‌کنم اخیراً با هزاران زحمت از وسط صحرا یک راه طبیعى که معمولاً هم در زمستان از بین می‌رود ایجاد شده و به آن وسیله یکى کامیون‌هایى خیلى به ندرت به آنجا دسترسى پیدا می‌کنند بنده هم قصد داشتم یک پیشنهادى بدهم که یک راه موقتى حتماً بسازند که سی و چهل هزار نفر جمعیت این حوزه را از وضعیت فعلى نجات بدهد البته موضوع راه ترانزیت آذربایجان فوق‌العاده اهمیت دارد و مؤثر است ولى در عین حال این سى، چهل هزار نفر هم بالأخره افراد این مملکت هستند و اگر این یکى راهى ساخته شود براى کشاورزى و وضع اقتصادى آنها مفید است و از این بیکارى و بدبختى هم خلاص می‌شوند ولى اینها موضوعى است که در کمیسیون راه معاون وزارت راه و افرادى که در آنجا هستند باید حل بکنند و همان طوری که آقاى گرفته معاون وزارت راه فرمودند الا هم فالاهم در نظر می‌شود بنابراین بنده استدعا می‌کنم که آقاى گنجه پیشنهادشان را پس بگیرند براى این که اگر پس نگیرند (گنجه- براى اقتصاد ایران اهمیت دارد) بنده نگفتم اهمیت ندارد بنده گفتم براى تمام ایران اهمیت دارد (گنجه- قیاس مع‌الفارق است این راه با راه جندق و بیابانک قابل قیاس نیست) این موضوعى است باید در کمیسیون تصویب شود و اگر تصویب شد البته اقدام و اجرا می‌شود.

رئیس- آقاى معاون وزارت راه‏

معاون وزارت راه (مهندس شریف‌امامى)- بنده از جناب آقاى گنجه تشکر می‌کنم که این موضوع مهم را مطرح کردند دولت یک قراردادى با ترکیه منعقد کرده است که وسیله تسهیل صادرات ایران از طریق ترکیه به دنیاى خارج بشود تعهداتى که دولت ایران کرده است و تعهداتى دولت ترکیه به طوری که بنده اطلاع دارم دولت ترکیه قسمت عمده از تعهدات خودش را انجام داده است و دولت ایران هم بایستى که تعهدات خودش را انجام بدهد ولى نکته‌اى را که باید به عرض آقایان برسانم این است که بایستى براى این منظور یک فکر اساسى بشود بایستى که در یک مدت کوتاهى این منظور تأمین بشود با این اعتباراتى که الان پیش‌بینى شده است انجام این کار مقدور نیست بنده عقیده دارم که آقایان موافقت بفرمایند از اعتبارات راه‌سازى برنامه حق مقدم اولى به این قسمت داده شود که تا هر چه زودتر این راه خارج از این برنامه‌اى که داریم بسازیم بنده تقاضا دارم که آقاى گنجه موافقت بفرمایند که در اعتبارات سازمان برنامه سازمان موظف باشد که ساختمان این قسمت از راه‌هاى ترانزیتى را مقدم بر تمام راه‌هاى سازمان برنامه قرار دهد.

گنجه- موافقت بفرمایید که همین طور اصلاح شود.

رئیس- طرحى که آقایان دادند یک اعتبارى در بودجه است که حالا به صورت دیگرى دارد درمى‌آید و اگر بنا باشد از محل اعتبار برنامه ساخته شود محتاج به طرح دیگرى است.

کشاورز‌صدر- پیشنهاد بنده را که شبیه به این است بفرمایید قرائت شود و رفع این اشکالات می‌شود.

رئیس- همان طوری که این طرح تقدیمى آقایان براى این بود که چون ممکن بود تصویب بودجه طول بکشد اعتبارات وزارت راه در اختیارش گذارده شود این یک رقم مسلمى است که در بودجه هست و اعتبار از برنامه یک طرح دیگرى می‌خواهد صحیح نیست اگر یک تبصره الحاقى باشد مربوط به این می‌شود و به طریقى که پیشنهاد شده می‌شود رأى گرفت بودجه برنامه که حالا وضعش معلوم نیست.

گنجه- به عنوان تبصره الحاقى است‏.

رئیس- مجدداً اصلاح بفرمایید تا قرائت شود.

( پس از اصلاح به شرح زیر قرائت شد.)

تبصره- دولت مکلف است از اعتبارات راه‌سازى سازمان برنامه راه‌هاى ترانزیتى مربوط به قرارداد ترانزیتى ایران و ترکیه را مقدم بر سایر قسمت‌ها بنماید. گنجه‏

اسلامى- سازمان برنامه که مال این مملکت نیست مال حبشه است.‏

رئیس- آقاى گنجه توضیحى دارید؟

گنجه- توضیحاتم را عرض کردم آقاى معاون وزیر راه هم موافقت کردند.

رئیس- آقاى غلامرضا فولادوند

غلامرضا فولادوند- بنده عقیده‌ام این است که این اعتبارات براى این کارهایى که مى‌خواهیم کافى نیست براى این که همه ما می‌خواهیم خیابان‌ها

+++

آسفالت بشود جاده‌هاى فرعى کشیده شود، جاده‌هاى اصلى درست بشود و این بودجه درست نمی‌شود و بودجه سازمان برنامه هم یک چیزى نیست که مربوط به این بودجه فعلى وزارت راه باشد و موافقت هم نمی‌شود کرد.

رئیس- آقاى معاون وزارت راه‏

معاون وزارت راه- پیشنهادى که بنده در این خصوص به عرض آقایان رساندم البته منظور این نبود که بنده وارد در اظهار نظر در قسمت‌هایى که موضوع مسئولیت بنده و ابوالجمعى بنده نیست بشوم (صحیح است) می‌خواستم به عرض برسانم که این راه با این بودجه‌اى که در اختیار بنده است مقدور نیست که ساخته شود فقط خواستم توجه آقایان را به اهمیت این موضوع جلب کنم که این یکی از مسائلى است که باید هر چه زودتر یک تصمیم قاطعى گرفته شود از این جهت بنده یک پیشنهادى عرض کردم که اگر مورد تصویب آقایان قرار بگیرد جزو وظایف سازمان برنامه خواهد شد که این راه‌هاى ترانزیتى را که براى اقتصاد تمام کشور مفید خواهد بود جزو کارهاى اولى انجام بدهد و هم نظر آقایان تأمین بشود و هم به سایر کارهایى که در برنامه هست لطمه وارد نیاید (اسلامى- تصویب هم بشود باز هم برنامه گوش به حرف شما نمی‌دهد) اعتبار بدهید بنده انجام می‌دهم و اگر اعتبار ندهید نه بنده هیچ‌کس نمى‌تواند انجام بدهد.

رئیس- على ایحال رأى گرفته می‌شود به این پیشنهاد آقاى گنجه (دکتر طبا- کدام پیشنهاد) اولی راجع به وزارت راه را پس گرفتند و به دومى از اعتبار سازمان برنامه بودجه و به عنوان تبصره الحاقى رأى گرفته می‌شود آقایانى که موافقند قیام فرمایند (اکثر برخاستند) تصویب شد پیشنهاد دیگرى قرائت می‌شود.

( به شرح زیر قرائت شد )

بنده پیشنهاد می‌کنم راه ساوه و به همدان از بودجه سال جارى تکمیل نمایند. مخبر فرهمند

رئیس- در این قانونى که گذشت منظور آقا تأمین می‌شود.

مخبر فرهمند- اجازه بفرمایید پیشنهادى که بنده کردم اول یک توضیحى می‌دهم براى این موضوع که خاطر آقایان مستحضر باشد راه تهران به همدان الان از این راهى که مورد استفاده است 60 فرسخ است و آن وقت در زمستان تقریباً دو سه ماه مسدود است در گردنه آوج پست مسافرین همه آن طرف گردنه هستند و دولت هم پول پست را می‌گیرد و پست را همان جا می‌خواباند بعد از آن که گردنه باز شد مى‌آورند یک مرتبه فرض کنید پستى که سه ماه خوابیده بیاورند تحویل می‌دهند این راهى که بنده عرض می‌کنم این راه اصلى است این راه ساوه به همدان 20 فرسخ کو تاه‌تر است راهى که الان هست 60 فرسخ است واین راه 40 فرسخ و گردنه آوج هم ندارد بنده خودم به وزارت راه نوشتم که اگر شما برف‌روبى سه سال گردنه آوج را خرج ساختن این راه بکنید یک راهى باز می‌کنید که در زمستان هم از آن استفاده می‌کنند ایشان هم قبول کردند حالا هم مشغولند فقط این توضیحتم براى این بود که نیمه‌کاره نماند چون همه کارها را شروع مى‌کنند به نیمه که می‌رسد به یک مانعى برمى‌خورد این است که بنده پیشنهاد کردم از بودجه امسال و از همین بودجه‌اى که خرج می‌شود این راه را تمام کنند.

رئیس- قانونی که همین امروز به دولت ابلاغ شد و از نظر مشورتى مجلس سنا هم برگشته بود تبصره‌اى دارد که حالا قرائت می‌شود این منظور حاصل است قرائت بفرمایید (به شرح ذیل قرائت شد)

تبصره- دولت مکلف است در تنظیم بودجه ساختمان سال 1329 کشور شهرستان‌هایى را که در بودجه سال 1328 براى آنها اعتبارى منظور نشده است و همچنین تکمیل ساختمان‌ها و راه‌هاى نیمه تمام شهرستان‌ها را مقدم بر مرکز و شهرستان‌هاى دیگر قرار بدهد.

اسلامى- این مال سابق است.‏

رئیس- با این ترتیب دیگر موردى ندارد به پیشنهاد شما رأى گرفته شود این قانون گذشته و به دولت ابلاغ شده.‏

مخبر فرهمند- آقا معاون وزارت راه پیشنهاد بنده را تأیید بفرمایید بنده پس می‌گیرم.‏

رئیس- آقاى معاون وزارت راه هم قانونى که ابلاغ شده اجرا خواهند کرد پیشنهاد دیگرى قرائت می‌شود (به شرح زیر قرا ئت شد)

بنده پیشنهاد می‌کنم آسفالت جاده فارس و تهران در راه‌سازى امسال مقدم واقع شود ابوالحسن رضوى‏

رئیس- آقاى رضوان شیرازى‏

کشاورز‌صدر- با این پیشنهاد مخالفم.‏

رضوى‌شیرازى- عرض کنم اگر در یک موضوع واقعاً احتیاج مبرمى فرض شود فارس از تمام نواحى کشور مهجورتر است (کشاورز‌صدر- این طور نیست کارخانه قند- کارخانه سیمان در فارس است) استدعا می‌کنم اجازه بفرمایید راجع به راه عرض کردم جنابعالى کارخانه جواب دادید کارخانه که از جنس راه نیست اولاً تا وقتی که شروع به عمران‌ها و آبادی‌هاى 25 ساله اخیر شده بود فارس تنها راه عبور و مرور مسافر و مال‌التجاره کشور بود در ظرف این 25 ساله متأسفانه اولاً راه‌آهن که قبل از آن که شروع بشود به ساختمانش همه پیش‌بینی‌ها این بود که از بنادر جنوب به شمال خواهد رفت و فارس را نه تنها محروم کرد الان هم در قسمت‌هاى برنامه و ساختمان‌ها هم اسمى ازش نیست دوم این است که در قسمت جاده هم یکى راه نیمه‌تمام و ناقصى دارد که فقط آنها راه ارتباط یک استانى مثل فارس و شهرى مثل شهر شیراز است به تهران این هم با وجودی که گفتگوى آسفالتش شده متأسفانه هنوز تعمیرات عادى هم نشده است و در نتیجه بایر مانده به خصوص از ده فرسخى به شیراز که مورد احتیاج بیشتر هم هست الان مثل تپه و ماهور شده به این دلیل عرض کردم که این مردمانى که در آنجا هستند اولاً منحصر به افراد داخلى نیستند بیشتر خارجی‌ها هم براى مشاهده آثار باستانى به آنجا می‌روند و بیشتر تلفات راه شیراز به تهران هم در این جاده واقع می‌شود بنابراین بنده عرض کردم اگر بناى یک تقدمى است یک جایى که الان 7 سال است وزیر راه پشت این تریبون وعده کرده است که تا آخر سال 1327 خاتمه پیدا بکند و هنوز شروع نشده است و حق تقدم ندارد آن وقت بنده تعجب می‌کنم که اگر بنا شود یک مساعدتى به یک ناحیه‌اى از کشور بشود این چه خسارتى به آقایان وارد می‌کند که آقایان تبانى می‌کنند به همدیگر در این که رأى ندهند عرض دیگرى ندارم.‏

رئیس- آقاى کشاورزصدر

کشاورز‌صدر- هیچ کس در مجلس نیست که به فکر نباشد در این که راه تهران به فارس را باید آسفالت کنند اما یک نکته‌اى اینجا است و آن این است که براى یک نقطه به خصوص و یک محل معینى پیشنهاد کردن این که فرمودند این چه ضررى به عموم آقایان می‌خورد، چون به نسبت باید تقسیم شود به همه جا باید تقسیم شود اما از لحاظ اهمیتش که مقدم باشد آن بسته به نظر وزارتخانه است و محققین مربوطه بنده راه خرم‌آباد را از همه جا مهم‌تر می‌دانم، آقا راه شیراز را و آقاى دکتر طبا راه جندق و بیابانک را هیچ نمی‌شود به آقاى دکتر ایرادى کرد که این نظر را دارند آقاى گنجه راجع به راه ترانزیتى آذربایجان گفتند و آقاى معاون وزارت راه هم از اعتبار برنامه گفتند اما این اعتبارى که براى سال 29 هست اجازه بفرمایید جنابعالى که به نسبت بین همه جا تقسیم بشود یعنى جاهایى که احتیاج دارد بنده یک پیشنهادى کردم که خود بنده و رفقای آقاى فولادوند و آقایان دیگر هم دادند و آن این است که عموم راه‌هاى نیمه‌تمام ساختمانش و تکمیلش مقدم بر ساختمان راه‌هاى جدید باشد این را بخوانید همه رأى می‌دهیم.

رئیس- مثل همان قانونى که گذشته اینجا هم باید مقدم باشد.

معاون وزارت راه- راه‌هاى نیمه‌کاره مقدم است.‏

نورالدین امامى- ما که غیر راه نیمه‌کاره راهى نداریم همه راه‌ها نیمه‌کاره است.‏

رئیس- آقاى رضوى با این که آقاى معاون وزارت راه هم موافقند و مطابق آن قانون عمل می‌شود باید رأى گرفته شود.

چند نفر از نمایندگان- پس گرفتند.

رئیس- حالا عده کافى براى رأى نیست اگر بخواهید رأى گرفته شود رأى می‌گیریم. پیشنهاد دیگرى که نظیر این پیشنهاد است قرائت می‌شود. (به شرح ذیل قرائت شد)

پیشنهاد می‌کنم تکمیل راه‌هاى نیمه‌تمام بر ساختمان راه‌هاى جدید مقدم باشد. کشاورزصدر

رئیس- این در قانون سابق گذشته و تصویب شده.‏

کشاورزصدر- اجازه بدهید توضیح بدهم نگذشته اشتباه شده آن مربوط به سال 27 است و یک لایحه‌اى آوردند که راه‌هاى نیمه‌تمام سال 28 و ساختمان‌هاى نیمه‌تمام سال 28 درست بشود این درست

+++

است ولى الان ما اعتبار 1329 راه‌سازى وزارت راه را می‌دهیم به وزارت راه و اختیار می‌دهیم به وزارت راه که شروع به عمل بکند و ضمیمه بودجه کل کشور نباشد بنابراین این پیشنهاد بنده این است که اعتبار سال 1329 در ساختمان راه‌ها، راه‌هاى نیمه‌تمام کشور تکمیلش مقدم بر راه‌هاى جدید باشد این ابداً مربوط به سال 28 نیست و اگر این را تصویب نفرمایید فقط راجع به 28 است و در 29 مطلب خاصى ندارید.

دکتر کیان- اجازه بفرمایید بنده توضیحى عرض کنم چون قانونى که گذشته‏

رئیس- به چه عنوان می‌خواهید صحبت کنید.

دکتر کیان- اجازه بفرمایید بنده توضیح بدهم به عنوان مخبر کمیسیون بودجه‏

رئیس- بفرمایید

دکتر کیان- این قانونى که به مصرف اعتبارات سال 1328 در سال 1329 تصویب شد یک تبصره داشت این تبصره مفادش این است که دولت مکلف است در تنظیم بودجه ساختمانى سال 1329 در موقع تنظیم بودجه این سال شهرستان‌هایى را که در بودجه سال 29 براى آنها اعتبار منظور نشده و همچنین تکمیل ساختمان‌ها و راه‌هاى نیمه‌تمام شهرستان‌ها را مقدم بر شهرستان‌هاى دیگر قرار بدهد یعنى این تبصره دولت را مکلف کرده است که در سال 1329 برنامه ساختمانى خودش را با رعایت این اصل تنظیم کند.

کشاورز‌صدر- بنده قانع شدم پس می‌گیریم.‏

رئیس- پیشنهاد دیگرى قرائت می‌شود.

( به شرح زیر قرائت شد)

نظر به این که راه چاه‌بهار وسیله مؤثر بازرگانى بین هندوستان و پاکستان و ایران است‏.

تبصره ذیل را پیشنهاد می‌کنم به ماده واحده اضافه شود تبصره- سازمان برنامه مکلف است از محل اعتبار راه‌سازى ساختمان راه چهاربهار را در سال 1329 تکمیل نماید مهدى ارباب (همهمه نمایندگان) بعضى از نمایندگان- پس گرفتند.

رئیس- آقاى مهدى ارباب‏

مهدى ارباب- روح مطلب معلوم است آقایان مى‌گویند پس گرفت بنده فقط استدعایى که دارم از همکاران محترم تبعیض قائل نشوند مخصوصاً این که مقدمه پیشنهاد نخوانده‌اند عرض کردم این راهى است که تجارت بین ایران و هندوستان و پاکستان را دائر خواهد کردراه‌آهن ایران با پاکستان حالا کار نمی‌کند این راهى است که قریب سه میلیون تومان از بودجه‌اش خرج شده این راهى است که اگر در امسال افتتاح نشود و تمام نشود پول‌هایى که خرج شده به هدر می‌رود این راهى است که سیصد هزار نفر گرسنه و برهنه بلوچ را احیا می‌کند حا لا اگر مایل هستید از اعتبار و از این بودجه راه‌سازى سازمان برنامه که ارتباطى با وزارت راه ندارد و دارد به هزار راه حیف و میل می‌شود به مصرف یک همچو امر حیاتى برسد استدعا می‌کنم رأى بدهید اگر صلاح می‌داند رأى بدهید آقایان توجه بکنید ببینید این پیشنهادى که بنده کردم اثرش چیست نتیجه‌اش چیست همه آقایان وکیل بلوچستان هستید همه آقایان وکیل تمام ایران هستید شما را براى رضاى خدا توجه می‌دهم دقت کنید یک توجهى بکنید ببینید 200 هزار نفر در بلوچستان والله هستند که یک متر ساتر بدن به خدا ندارند و روى شن زندگى می‌کنند در صورتی که گنج‌هاى نهفته در عرض راه فراوان است این را توجه بکنید به بنده بى‌لطفى نکنید به هم میهنان خودتان توجه کنید سازمان برنامه را مکلف کنید این راه را مقدم بدارد.

رئیس- آقاى اسلامى مخالفید با این پیشنهاد بفرمایید.

گودرزى و دکتر جلالى- راه هراز را بفرمایید.

اسلامى- عرض کنم همه آقایان به حوزه انتخابیه خودشان علاقمندند البته براى این که همه راه‌ها درست شود پول لازم دارد که پیشنهادى هم شده بود که تصویب شد اینجا آقاى دکتر کیان یک پیشنهادى کردند این ماده را طورى نوشته‌اند که با آن تبصره‌اى که تصویب شد یک کمى با هم نمى‌خواند ایشان منظورشان از این پیشنهاد یک البته بنده سؤال مى‌کنم ایشان باید تأیید کنند جزءو صورت مجلس بشود که آن تبصره سابق به قوت خودش باقى است همین طور است آقاى دکتر کیان (دکتر کیان- صحیح است) آقاى ارباب یک تبصره‌اى تصویب شد که راه‌هاى نیمه‌تمام مقدم باشد توجه فرمودید اگر این راهى باشد که یک مقدارى کرده باشند بایستى تکمیل بکند دولت مکلف است آقاى ارباب بنده منظورم از این مخالفت این است که عرض کنم آن پیشنهادى که آقاى دکتر کیان دادند طورى نوشتند که تبصره با آن متن یعنى عنوان و تیتر قانون سابق فرق می‌کند و حال آن که منظور ایشان تصویب و تأیید قانون سابق بوده است‏.

مهدى ارباب- این مربوط به سازمان برنامه است.‏

رئیس- این را گمان می‌کنم که پس گرفتند براى این که راه بوشهر و راه‌آهن خراسان و اینها تمام باید ساخته شود آن وقت آقایان پیشنهاد می‌دهند که مقدم باشد و این کار را به تعویق مى‌اندازند و باز بسته به نظر موافقت آقایان است‏.

مهدى ارباب- عرض کنم پس گرفتن مطلب هم کار را شل می‌کند که اگر سازمان برنامه خود را مکلف بداند باید سال گذشته این کار را بکند و نکرده بنده به مروت و انصاف آقایان واگذار می‌کنم رأى بگیرید هم‌میهنان شما گرسنه هستند.

غلامرضا فولادوند- عده کافى براى رأى نیست.‏

رئیس- می‌دانم عده کافى نیست‏.

دکتر طبا- این پیشنهاد قابل طرح نیست‏.

رئیس- راجع به راه ترانزیت آذربایجان رأى دادید آن وقت هى پشت سر هم پیشنهاد می‌کنند.

اردلان- بنده تذکر قانونى دارم این لایحه مالى است و باید با ورقه رأى گرفته شود ولى رقمى درش دیده نمی‌شود.

رئیس- اساساً باید آقایان تأمل کنند تا گزارش نظار برنامه برسد تا ببینیم وضع برنامه چیست و چه اعتباراتى به مصرف رسیده تا موضوعات الا هم فالا هم در نظر گرفته شود و چون دیگر در این خصوص پیشنهادى نیست آقایان اجازه بدهند که این طرح قانونى را براى نظر مشورتى سنا بفرستیم بعد هم البته رأى گرفته می‌شود (اردلان- رقم ندارد) در بودجه‌اش هست (اردلان- بودجه که تصویب نشده)

8 - موقع و دستور جلسه بعد- ختم جلسه‏

رئیس- موافقت می‌فرمایید جلسه را ختم کنیم جلسه آینده روز پنجشنبه ساعت 9 صبح‏

( 20 دقیقه بعد از ظهر جلسه ختم شد)

رئیس مجلس شورای ملى- رضا حکمت‏

+++

یادداشت ها
Parameter:294564!model&5137 -LayoutId:5137 LayoutNameالگوی متنی کل و اخبار(مشروح مذاکرات)