کتابخانه، موزه و مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی


صفحه اصلی » مشروح مذاکرات » مشروح مذاکرات مجلس ملی » دوره شانزدهم مجلس ملی

0.0 (0)
مشروح مذاکرات مجلس ملى، دوره ‏16
[1396/05/28]

جلسه: 44 صورت مشروح مذاکرات مجلس روز سه‌شنبه سیزدهم تیر ماه 1329  

فهرست مطالب:

1-تصویب صورت مجلس‏

2-بقیه مذاکره در برنامه و ابراز رأى اعتماد به دولت آقاى رزم‌آرا

3-بیانات آقاى ناصر ذوالفقارى راجع به تصمیم شوراى امنیت ملل متحد در موضوع کره‏

4-موقع و دستور جلسه بعد- ختم جلسه‏

مشروح مذاکرات مجلس ملى، دوره ‏16

 

 

جلسه: 44

صورت مشروح مذاکرات مجلس روز سه‌شنبه سیزدهم تیر ماه 1329

 

فهرست مطالب:

1-تصویب صورت مجلس‏

2-بقیه مذاکره در برنامه و ابراز رأى اعتماد به دولت آقاى رزم‌آرا

3-بیانات آقاى ناصر ذوالفقارى راجع به تصمیم شوراى امنیت ملل متحد در موضوع کره‏

4-موقع و دستور جلسه بعد- ختم جلسه‏

 

مجلس ساعت ده و پنج دقیقه قبل از ظهر به ریاست آقاى رضا حکمت تشکیل گردید.

رئیس- صورت غایبین جلسه پیش قرائت می‌شود:

( صورت غایبین به شرح زیر قرائت شد )

غایبین با اجازه- آقایان: صفوى، بهادرى، دولت‌آبادى، اورنگ، برومند، منصف، امینى، اسکندرى، حاذقى، دکتر راجى، حائرى‌زاده، طباطبایى، بهبهانى، صدر میر‌حسینى‏

غایبین بى‌اجازه: آقایان: دکتر مصباح‌زاده، عامرى، قهرمان، تولیت، حسن اکبر، دکتر سید امامى، معدل کاظم شیبانى، جواد شیبانى، جواد مسعودى‏

دیرآمده با اجازه: آقاى هراتى یک ساعت و سى دقیقه.

1-تصویب صورت مجلس

رئیس- نسبت به صورت مجلس نظری نیست؟ آقای جمال امامی بفرمایید.

جمال امامی- صورت جلسات خیلی غلط دارد ،از سر تا پا غلط است،کلمات گاهی طوری است که مفهوم را به کلی عوض می‌کند.بنده عرض کردم ره بیایید رد لایحه نفت را امضا کنیم این جا نوشته شده است بیایید لایحه نفت را امضا کنیم به کلی مفهوم صحبت عوض شده است بنده رد لایحه نفت گفتم استدعا دارم اصلاح بفرمایید.

رئیس-اصلاح می‌شود .آقای دکتر جلالی بفرمایید.

دکتر جلالی- بنده می‌خواهم عرض کنم آقاى بهبهانى کسالت داشتند به بنده فرمودند که اطلاع بدهم‏

رئیس- آقاى اسلامى در صورت مجلس نظرى دارید؟

اسلامى- بنده عرضى ندارم‏.

رئیس- آقاى شوشترى بفرمایید.

شوشترى- بنده آیه‌اى که خواندم لا تسئلو ا عن اشیا ء ان تبدلکم تسؤکم در صورت مجلس طور دیگر نوشته است هر کس اهل ادب بود مى‌فهمید از این بیان بنده چه منظورى بود در صورت مجلس جاى دیگر از قول بنده نوشته شده است لاتسئلو اهلالذکر، این آیه ابداعى را نمى‌دانم از کجا آورده‌اند نوشته‌اند این را خواهش می‌کنم بفرمایید اصلاح بشود.

رئیس- اصلاح می‌شود. آقاى فقیه‌زاده بفرمایید.

فقیه‌زاده- بنده در صورت مجلس عرضى ندارم.‏

رئیس- آقاى پیراسته.‏

پیراسته- صورت مذاکرات که امروز به دست بنده داده شده هر چه نگاه کردم دیدم آنچه نوشته شده است اظهارات بنده نیست و آنچه نوشته شده غلط است و اگر این ترتیب ادامه پیدا بکند بنده خیال می‌کنم که اگر صورت مجلس نباشد بهتر خواهد بود زیرا در آن عرایضى که بنده کردم چند تا غلط دارد.

رئیس- این صورت مجلس قطعى نیست اینجا آقایان نمایندگان تذکر می‌دهند و تندنویسى با نظر آقایان اگر اشتباهى باشد اصلاح می‌کند. آقاى دکتر شایگان بفرمایید.

دکتر شایگان- بنده هم مطلبم همین بود در باب صورت‌ جلسه است عرایضى که بنده کردم به هم خورده است و معنى ندارد اگر اجازه بفرمایید بنده تصحیح کنم و بدهم به تندنویسى همان مسئله لاتسئلوا را بنده هم عرض کردم یعنى ایشان یک

+++

مطلبى را گفتند. بنده از آن استفاده کردم خواهش می‌کنم بفرمایید اصلاح بشود.

رئیس- اینجا حق با آنها است باید یک قدرى مجلس ساکت باشد که آنها بتوانند وظیفه خودشان را انجام بدهند. آقاى آزاد بفرمایید.

آزاد- بنده عرض می‌کنم که ماده نود براى بنده محفوظ است و بایستى اجازه بفرمایید که بنده حرف بزنم و بعد هم راجع به مذاکرات مجلس بنده عرض کردم که اجازه بفرمایید دستگاه ضبط صدا بیاورند اصلاً اشکال برطرف می‌شود.

رئیس- بلى در این قسمت که مذاکرات مجلس را با رادیو منتشر کنند این نظر خوبى است اقدامى هم شده است ولى تصدیق بفرمایید که بعضى فرمایشات را آنجا نمی‌شود مردم گوش بدهند چه فایده دارد فحش‌هایى که به هم می‌دهند اینها را مردم بشنوند این است که بنده عرض می‌کنم تا وضع مجلس این طور است این کار را براى مجلس مضر می‌دانم اگر آقایان آیین‌نامه را رعایت بکنند هم مردم از مذاکرات مطلع می‌شوند و هم به این ترتیب بیانات آقایان نمایندگان خوب نوشته می‌شود و ملت خواهد فهمید (یک نفر از نمایندگان- ملت نمایندگان خودش را می‌شناسد) آقا ى نورالدین امامى بفرمایید.

نورالدین امامى- ضمن بیاناتى که آقاى دکتر شایگان فرمودند یک جمله رکیکى نوشته شده است که فلان و دزد بنده همچو جمله‌اى نگفتم و نخواهم گفت بزرگش نخوانند اهل خرد که نام بزرگان به زشتى برد من گفتم که آذربایجان را خوى ایرانیت و شاه نجات داد (صحیح است.)

رئیس- آقاى تیمورتاش‏

تیمورتاش- بنده تذکرم در صورت جلسه نیست بلکه می‌خواستم از ماده نود قبل از دستور استفاده بکنم چون جلسه گذشته فرمودید که ماده نود براى شما محفوظ خواهد بود.

رئیس- براى چند نفر آقاى آزاد و جنابعالى دیگران هم هستند، استفاده از ماده نود محفوظ است دیگر نظرى نسبت به صورت مجلس نیست؟ (اظهارى نشد) صورت مجلس تصویب شد سه نفر از آقایان تقاضاى نطق قبل از دستور کرده‌اند (نمایندگان دستور، دستور.)

مکى- آقا مطابق ماده نود عرض دارم.‏

رئیس- براى همه محفوظ است‏.

مکى- این که نمی‌شود اگر محفوظ است اجازه بدهید.

دکتر بقایى- ماده نود مقدم است چون آن جلسه فرمودید که در اول جلسه اجازه داده می‌شود، ماده نود را تقاضا کرده بودیم‏.

2-مذاکره در برنامه و ابراز رأى اعتماد به دولت آقاى رزم‌آرا

رئیس- بسیار خوب می‌ماند براى بعد، آقاى نخست وزیر بیانات‌شان را بکنند. آقاى نخست وزیر بفرمایید.

دکتر بقایى- ماده نود مقدم است‏.

نخست وزیر- آقایان نمایندگان محترم در چند جلسه اخیر مجلس اظهاراتى فرمودند که لازم می‌دانم ..

دکتر مصدق- ماده نود مقدم است.‏

دکتر بقایى- اخطار نظامنامه‌اى مقدم است .(زنگ رئیس)

مکى- اخطار بر هر چیز مقدم است‏.

( در این موقع به علت اعتراض آقایان نمایندگان اقلیت مجلس متشنج و دسته‌هاى جلوى صندلی‌ها براى جلوگیرى از ادامه نطق آقاى نخست وزیر به صدا مى آوردند.)

نخست وزیر- براى روشن شدن اذهان مطالبى را به عرض آقایان محترم می‌رسانم.‏

نمایندگان اقلیت- اخطار نظامنامه‌اى مقدم است .(همهمه شدید) (زنگ رئیس)

رئیس- آقایان ساکت باشید (مکى- اخطار نظامنامه‌اى مقدم است) تشخیص آن با من است، رئیس دولت بدون نوبت مى‌تواند صحبت کند ماده 85 آیین‌نامه قرائت می‌شود.

مکى- با دیکتاتورى نمی‌شود مجلس را اداره کرد.

( ماده 85 آیین‌نامه به شرح زیر قرائت شد)

ماده 85- درباره وزرا و معاونین و مخبرین کمیسیون‌ها و شعب ثبت اسامى لازم نیست و هر وقت اجازه نطق بخواهند داده خواهد شد.

رئیس- بنابراین آقاى نخست وزیر بدون نوبت مى‌توانند صحبت کنند.

دکتر مصدق- ماد‌ه نود را بخوانید آقا.

دکتر بقایى- ماده نود باید خوانده شود اخطار نظامنامه‌اى مقدم است. (زنگ رئیس)

رئیس- نوبت آقایان محفوظ است بگذارید حرف‌شان را بزنند، به شما اخطار کردم خلاف نظم می‌کنید.

دکتر بقایى- نمی‌شود آقا اخطار نظامنامه‌اى مقدم است‏.

دکتر شایگان- ماد ه 76 را بخوانید.

رئیس- من خودم ماده 76 و 90 را حفظ هستم.

کشاورز‌صدر- آقا بنده طبق این ماده اخطار داشتم اگر اجازه بفرمایید شاید آقایان رفقاى اقلیت قانع بشوند می‌خواهم استدعا کنم از جناب آقاى دکتر مصدق و آقایان که اجازه بفرمایند حرف‌شان را بزنند.

دکتر مصدق- نمى شود آقا اخطار مقدم است.‏

رئیس- شما ده ماده آیین‌نامه را با این حرکت لغو می‌کنید قطع کلام می‌کنید تق و توق می‌کنید وقتى که آیین‌نامه را رعایت نکنید چه یک ماده چه ده ماده.‏

دکتر مصدق- آیین‌نامه باید رعایت شود.

دکتر بقایى- وقتى که آیین‌نامه رعایت نشد باقى هم رعایت نمی‌شود.

رئیس- می‌خواهید بفرمایید که مخل نظم هستید.

( در این موقع کوبیدن دسته‌هاى جلو صندلی‌ها توسط نمایندگان اقلیت ادامه پیدا کرد و آقاى نخست وزیر به شرح زیر به نطق خودشان ادامه دادند.)

نخست وزیر- از مجموع بیانات و اظهارات مخالفین چهار نوع اعتراض شنیده شد، اعتراض نسبت به وضعیت ورویه خود اینجانب به طرز انتخاب اینجانب، اعتراض به همکارانم، چهارم اعتراض به برنامه دولت (نمایندگان اقلیت- ما طبق ماده نود اجازه صحبت خواسته‌ایم.) در قسمت اول اعتراض اصلى به موضوع دیکتاتورى بود و این قسم تصور و توهم براى بعضى از آقایان حاصل شده است که اینجانب دیکتاتور یا طرفدار دیکتاتورى می‌باشم با آن که توضیح اینجانب ضرورتى ندارد و با وضع دنیاى کنونى ممکن نیست در هیچ نقطه دنیا دیکتاتورى به وجود آید یا به مقصود برسد که هذا به عرض می‌رسانم که تعلیم و تربیت و وضع خدمتى اینجانب در ظرف مدت خدمت و حتى در انتخابات اخیر بهترین نمونه و بهترین گواهى براى بطلان چنین فکرى می‌باشد (دکتر مصدق- ساکت باشید این حرف‌ها چیست؟) (جمعى از نمایندگان- صحیح است) آقایان عللى که برای مدعاى خود اظهار داشتند استقرار اینجانب در پست گذشته و مداخله در کشور و سخنرانی‌هاى اینجانب است. راجع به مدت خدمت اینجانب در پست گذشته تصور می‌نمایم فرد فرد اهالى این کشور خاصه آقایان نمایندگان محترم بهتر از هر کس گواه و شاهد اقدامات و عملیات اینجانب بوده و توضیح بیشتر باعث تصدیع آقایان خواهد شد. راجع به مداخله در امور دولت آقایان به خوبى می‌دانند که ستاد ارتش تابع وزارت جنگ و وزارت جنگ تحت امر دولت بوده و وقتى امرى از طرف دولت وقت صادر و اجراى آن ابلاغ گردید.

ارتش نیز در حدود مقررات موظف به انجام آن می‌باشد اگر در ظرف این مدت ارتش اقداماتى نموده یا مداخله در امورى کرده است جز به موجب دستور صریح دولت و تقاضاى وزارتخانه‌هاى مربوطه نبوده و به طرز دیگرى نشده و هر یک از این جریانات داراى مدارک. و سوابقى است که در صورت مراجعه به آن صحت این امر مکشوف خواهد شد دوم اعتراض به طرز انتخاب اینجانب است بر طبق اصل 46 متمم قانون اساسى اعلیحضرت همایون شاهنشاهى حق عزل و نصب وزرا را دارند و بر طبق اصول مشروطیت مجلس شورای ملى پس از بحث در نامه دولت نظر خود را اعم از اعتماد یا عدم اعتماد اظهار خواهند نمود (نمایندگان اقلیت- با کوبیدن دسته‌هاى صندلى این عمل برخلاف قانون اساسى است) نسبت به کابینه اینجانب نیز همین طور عمل شده به اضافه امروز در کلیه کشورهاى جهان که با اصول مشروطیت اداره می‌شود جتى در کشورهاى جمهورى تعیین نخست وزیر از

+++

وظایف رؤساى جمهور است (جمعى از نمایندگان- صحیح است) بعضى از آقایان ضمن بیانات خودشان به پشتیبانى اجانب و کمک دولت‌هاى خارجى اشاره فرموده‌اند (دکتر بقایى- این دولت دست نشانده آمریکا است) به نظر اینجانب ساحت مجلس شورای ملى به قدرى محترم و قابل ستایش است که نبایستى چنین کلمات زننده و موهنى بر زبان راند (دکتر مصدق- زننده نیست زننده شما هستید) زیرا هر ایرانى باشرفى متکى به خود و میهن و ملت خود می‌باشد (صحیح است) و ممکن نیست کمک بیگانگان و مساعدت خارجیان را براى خود افتخارى محسوب دارد (صحیح است) یکی از نمایندگان محترم ضمن بیانات خود اظهار نمود که شاهنشاه محبوب چون آهوى معصومى گرفتار چنگال خارجیان گردیده است این قبیل بیانات در خور مقام شاهنشاه نیست (صحیح است) در موقع ورود متفقین و اشغال تهران مواردى پیش آمد که شاهنشاه محبوب را براى بستن مجلس تحت‌ فشار قرار دادند و کوچک‌ترین پاسخى به این تقاضا نفرمودند چگونه ممکن است امروز چنین توهمى حاصل شود آقایان اینجانب و همکارانم به پشتیبانى ملت نجیب ایران مفتخر و خوش‌وقت بوده و یگانه مایه امید و افتخار ما این است که ایرانى و متکى به اصول و مقررات کشور خود هستیم (نمایندگان اقلیت- خیر این طور نیست) ما خواهان مداخله خارجیان نبوده و نیستیم (جمعى از نمایندگان- صحیح است) سوم برخى از آقایان اعتراض نسبت به همکاران اینجانب نمودند هر نخست وزیری در وظایف خود ناگزیر است همکارانى انتخاب و به وسیله آنها برنامه اصلاحى خود را به موقع اجرا بگذارد اینجانب نیز همکارانى در بین بهترین جوانان کشور که داراى شرایط کافى براى شغل خود هستند تعیین نمودم آنها داراى مقام و موقعیت مناسب و داراى سوابق درستى که مورد توجه عموم هم‌میهنان می‌باشد هستند. حس علاقه به کار و عمل این جوانان قابل تردید نیست که بهتر موفق به انجام وظایف خطیر خود خواهند شد، آیا تا این اشخاص وارد کار نشده و لیاقت و شخصیت خود را در عمل نشان ندهند هر نوع قضاوت راجع به آنها بی‌مورد نیست آینده نزدیکى صحت و سقم بیانات مخالفین را ثابت خواهد نمود.

آقایان فرصت بدهید، زمان بدهید، مدت بدهید، که بتوانند کار کنند (مکى- غارت کنند) اعتراض چهارم اعتراض راجع به برنامه اینجانب بود بایستى به عرض برسانم که دولت مثل یک طبیبى است که در بالین مریض می‌رود آن روزى که بنده مأموریت پیدا کردم که دولت را تشکیل بدهم توجه کردم دیدم برنامه روى معایب و نواقص و احتیاجات باید تدوین شود اگر روی رفع نواقص و معایب تدوین شد کارها درست می‌شود امروز بایستى توجه کرد به وضع مردم وضع کشور (مکى- کدام برنامه؟) شما فرصتى ندادید که این دولت برنامه خود را عملى کند براى هر کارى براى هر عملى لازم دارد برنامه‌اى که این دولت تقدیم کرد و توضیحات کامل داد امیدوارم که به پشتیبانى اکثریت این مجلس یعنى آن اشخاصى که مى‌خواهند وضع کشور بهتر بشود انجام وظیفه کند و به هیچ‌وجه کوچک‌ترین تردیدى برایش نیست (دکتر بقایى- ما زیر بار تحمیل نخواهیم رفت آرزو بهتان می‌ماند) (مکى- روزنامه آتش را توقیف می‌کنید) و البته وظیفه خودش را انجام می‌دهد .(صحیح است)

دکتر مصدق- ماده 104 را بخوانید.

رئیس- شما آقا 20 ماده نظامنامه را نقض کردید چه ماده‌اى را بخوانم.‏

دکتر مصدق- ماده 104 را بخوانید.

رئیس- شما مواد آیین‌نامه را زیر پا گذاشتید.

مکى- شما زیر پا گذاشتید شما حق ملت ایران را از بین بردید.

دکتر بقایى- در آخر جلسه گذشته وعده دادید که در ابتداى این جلسه به ما اجازه داده شود.

رئیس- خیلى خوب حالا که جلسه تمام نشده است.‏

مکى- اخطار نظامنامه‌اى مقدم است شما برخلاف قول خودتان اجازه می‌دهید که بیایند صحبت کنند.

دکتر بقایى- ماده 76، 104 را بخوانید.

رئیس- ماده 85 این است که نخست وزیر یا وزرا هر وقت اجازه بخواهند باید به آنها اجازه داد که در مجلس صحبت بکنند.

دکتر بقایى- اخطار نظامنامه‌اى بر همه چیز مقدم است‏.

رئیس- تشخیص آن با من است بنده هم گفته‌ام که حق شما محفوظ است قبل از ختم جلسه هم اجازه خواهم داد.

دکتر بقایى- آن دفعه فرمودید که در ابتداى این جلسه این دفعه می‌فرمایید در آخر جلسه‏.

مکى- روزنامه آتش سند دزدى او را منتشر می‌کند آن وقت او را توقیف می‌کنند.

رئیس- آقاى دکتر مصدق بفرمایید.

دکتر مصدق- بنده از آقایان نمایندگان خواهش می‌کنم براى رضاى ملت ایران اجازه بدهند عرایض خود را بگویم اگر اجازه نمی‌دهید من حرفى ندارم و می‌روم.‏

رئیس- یک ربع ساعت فرصت دارید می‌توانید صحبت کنید.

دکتر مصدق- در 25 اسفند ماه 1328 جبهه ملى اصول برنامه خود را به این قرار در روزنامه‌هاى وابسته به خود اعلام کرد.

مخالفت با قرارداد ساعد و گس و حفظ و حراست آزادى فردى و اجتماعى و براى عملی شدن برنامه خود از هر فرصتى که دست داد اجراى مواد ذیل خوددارى نمى‌نماید رئوس برنامه ما چهار قسمت است به این شرح اول اصلاح قانون انتخابات، ما اصلاح قانون انتخابات را می‌خواستیم براى این که نمایندگان حقیقى مردم وارد مجلس شوند و دولت خوب روی کار بیاورند و از آن پشتیبانى کنند که متکى به افکار عمومى باشد و موفق بشود به اصلاحات و دیگر جاى نمایندگان حقیقى را دیگران غصب نکنند این ماده اول برنامه بود که قانون انتخابات در این مجلس تجدید نظر بشود که نمایندگان حقیقى ملت وارد این مجلس بشوند، نه این که اشخاصى به دست ستاد ارتش و به انواع و اقسام وسایل از خلخال انتخاب شوند و حتى حالا هم نمایندگى و انتخابات خلخال را به عنوان وراثت دهقان مطالبه نمایند و براى این کار بیایند عکس جناب آقاى نخست وزیر و خانم محترم‌شان را در مجله‌شان بکشند و ایشان را با خودشان همراه کنند که این وارث بلافصل مرحوم دهقان را در آنجا انتخاب کنند (یکى از نمایندگان- همچو چیزى نیست) هست آقا، هست آقا، بی‌خود که عکس دیکتاتور را نمى‌کشند (در این موقع آقای دکتر مصدق پشت جلد تهران مصور را به آقایان نمایندگان نشان دادند و در پشت تریبون پاره کردند و گفتند آقا اینها را بریزید دور (اشاره به پیشخدمت) باید ملت ایران نمایندگان حقیقى خودش را به مجلس بفرستد (دکتر بقایى- بی‌خود که عکس دیکتاتور را به شکل هیتلر نمى‌کشند سلام هیتلرى داده است حاجى دیکتاتور) ملت ایران نمایندگان حقیقى خودش را می‌خواهد در اینجا بپذیرد تا در مصالح مملکت حرف بزنند و دولت‌هاى خوب روى کار بیاورند و این بدبختى را از مردم رفع بکنند. دوم- تجدید نظر در قانون مطبوعات است که جراید بتوانند وزراى خائن و دزدان را به جامعه معرفى کنند و دولت هم نتواند قبل از رأى محکمه آنها را توقیف و مدیر آنها را زندانى نماید و ضرب و جرح بر او وارد کند، دیروز است که روزنامه آتش را توقیف کردند مگر روزنامه آتش چه چیزى نوشته است بفرمایید؟ روزنامه آتش یک حکایتى یک نقل قولى یک جمله‌اى که جنبه انشائیه نیست جنب اخباریه است نقل قول کرده است چه نوشته است، نوشته است، پیشگاه اعلیحضرت همایون شاهنشاهى محترماً به عرض می‌رساند، اردوکشى سال 23 برعلیه خواجه مهدى‌قلى باجول که تقریباً 3 ماه یک ستون در ناحیه فریدن و بربرود به وسیله لشکر اصفهان انجام موجب شکایات مردم و اعتراضات شدیدى در جراید مرکز و غیره گردید، براى کشف حقیقت امر کمیسونى به محل اعزام و معلوم گردیده که این عملیات به منظور سوء‌استفاده‌هاى شخصى از طرف سرلشکر رزم‌آرا و سرتیپ قدر بوده و گذشته از این که ستون مزبور عملیاتى انجام نداده و فقط خساراتى را از نظر مالى به بودجه ارتش تحمیل و حیثیات ارتش را در منطقه مزبور لکه‌دار نموده است، ضمناً به طورى که در پرونده منعکس و خواجه مهدى‌قلى و اشخاص دیگر اعتراضات کتبى نموده و مدارک لازم به دست آمده در حدود 700 هزار ریال نیز از خواجه مهدی‌قلى اخاذى

+++

شده که در نتیجه او را بنا به امر ستاد مرخص و مقدارى اسلحه دولتى نیز به او داده و ستون مراجعت می‌کند اینک که پرونده امر تکمیل و به دادرسى ارتش احاله گردیده طبق مواد 101 و 138 قانون دادرسى و کیفر ارتش دادستان ارتش استدعاى صدور اوامر جهان مطاع مبارک ملوکانه را براى این که اشخاص نامبرده در بالا تحت تعقیب قرار گرفته و رسیدگى در مرکز به عمل آید نموده است ضمناً در صورت صدور اجازه ملوکانه طبق ماده 27 قانون دادرسى و کیفر ارتش سرتیپ غلام‌على انصارى به سمت بازپرس و انورى‌پور کارمند دادزسى ارتش به سمت کمک بازرس براى این پرونده پیشنهاد مى‌گردد که تصویب مراتب بالا موکول به اراده سنیه ملوکانه است به شرف عرض رسید و مورد تصویب واقع گردید، سرتیپ غلام‌حسین مقتدر این روزنامه آتش آمده در این موقع که این آقا آمده نخست وزیر شده خواسته به جامعه بگوید که این آقا آن چه را که مى‌گوید نیستند، از این حرف‌ها دولت‌ها خیلى زده‌اند، اگر دولت‌ها حرف صحیح زده بودند کجا وضع مملکت ما این طور مى‌شد، اینها همه براى دروغى است که دولت‌ها گفته‌اند براى بى‌اعتنایى است که دولت‌ها نسبت به ملت کرده‌اند، اگر دولت‌ها یک ذره یک ذره، خدا شاهد است بى‌غرض، یک ذره انصاف در کارها داشتند، اگر یک ذره مى‌خواستند به این ملت خدمت کنند چطور این مملکت به این وضع و به این صورت می‌افتاد، اینها نخواستند و نکردند، اینجانب (اشاره به نخست وزیر) 5، 6 سال رئیس ستاد ارتش این مملکت بوده است، در امور سیاسى مملکت، در امر انتخابات، در مجلس مؤسسان، در همه کارها دخالت کرده و این اوضاع و این بدبختى نتیجه عملیات مستقیم این آقا است،

این آقا امروز مى‌خواهد مصلح شود، اى خاک بر سر ما (مکى- این روزنامه را توقیف کردند براى این که دزدى او را گفته است) سوم- تجدید‌نظر و اصلاح قانون حکومت نظامى بود که دیگر دولت‌ها نتوانند با این حربه هر روز مخالفین خود را تهدید کنند و اگر کسى زبان انتقاد گشود بدون محاکمه ماه‌ها و سال‌ها بازداشت نمایند، آقا در کجاى دنیا دیده شده است که حکومت نظامى بیاورند و دو سه سال یا کمتر یا بیشتر مردم را به عنوان‌هاى پوچ در زندان نگهدارند، یک عده بى‌گناه را به عنوان ماده 5 حکومت نظامى بروند توقیف کنند و مدت یک سال در زندان بگذارند و پس از آن که مجبور شدند حکومت نظامى را لغو نمایند به آن افراد بگویند ببخشید آقا، ما اشتباه کردیم ببخشید، اگر شما یک مملکتى پیدا کردید حتى در آفریقا که به این صورت آزادى را از مردم سلب کنند به خدا در هیچ کجاى دنیا نمى‌بینید اگر دیدید هر چه به بنده مى‌خواهید بفرمایید، در دنیا یک همچو حکومت نظامى وجود ندارد، حکومت نظامى که در هر کجا مى‌آورند براى یک مواقع خطر است 24 ساعت اعلام مى‌شود، 48 ساعت اعلام مى‌شود بعد از آن که آن حالت خطر گذشت حکومت نظامى هم از بین مى‌رود ولى در این مملکت خراب دولت‌هاى خائن، وزراى خائن و حکومتى که از بیت‌المال این مملکت به نامشروع استفاده مى‌کنند هواخواه حکومت نظامى و هواخواه تعقیب جراید هستند، براى این که اگر جراید آزاد باشندحکومت نظامى نباشد مردم مى‌آیندحرف مى‌زنند جرایم وزیر را اسم مى‌برند، آن وقت مجبور است دولت گوش شنوا پیدا کند ولى حکومت نظامى که شد مى‌گویند شما جزو حزب منحله هستید یک وقت در این مملکت آن شخص که مى‌خواستند این مملکت ترقى کند و قدم‌هاى اصلاحى بردارند فوراً مخالفین آنها آنها را بهایى مى‌خوانند وقت دیگر تهمت مشروطه‌خواهى به آنها مى‌زدند یک وقت صحبت شیخى و متشرع بود و امروز همان‌ها را به عنوان حزب منحله توده و وابسته به آن و ماجراجو دستگیر مى‌کنند و نمى‌گذارند مردم حرف حساب خود را بزنند خدا شاهد است اگر من امیدوار بودم که این دستگاه پابرجا خواهد ماند من در این مجلس این عرایض را نمى‌کردم ولى مى‌دانم و قطع دارم روزى خواهد رسید که این دستگاه منفجر خواهد شد و آن وقت دیگر (خطاب به وزرا) نه راه پس دارید و نه راه پیش (مکى- چرا به آمریکا می‌روند) قسمت چهارم برنامه ما این است که من تصور می‌کردم اگر در این کشور هیچ کس نخواهد لااقل این و کلامى خواهند و به همین جهت من ماده واحده‌اى به مجلس آوردم و صحبت کردم و گفتم بیایید اصل 48 قانون اساسى و فکرکردم این و کلا لااقل براى دو سال حقوقى که گرفته‌اند می‌خواهند در این مجلس بمانند من اصل 48 قانون اساسى را گفتم تفسیر کنید نه این که باطل کنید ابطال را وقتى می‌گویند که یک چیزى باطل نباشد اصل 48 رأساً باطل است یعنى اساساً مجلس مؤسسان مطابق افکار مردم، مطابق نظریات مردم، مطابق سنن پارلمانى تشکیل نشد که مصوباتش مورد احترام باشد ولى از آنجایى که من نخواستم به مؤسسان و آن اشخاصى که در مؤسسان راًى داده‌اند توهین کنم گفتم که این اصل را در این مجلس به عنوان تفسیر یعنى به عنوان اصل 27 قانون اساسى که حق تفسیر را داده تفسیر می‌کنم و اصل 48 سابق را به جاى این اصل 48 می‌گذرایم این براى چه بود؟ براى این بود که وکلا متزلزل نباشند براى این که وکلا بتوانند در مجلس انجام وظیفه کنند و ما بتوانیم به صلاح مملکت حرف بزنیم و فکر بکنیم و وکلا نظریاتى اظهار بکنند ولى اصل 48 که وکلا را در معرض تعطیل و انحلال قرار می‌دهد کى وکیل می‌تواند آزادنه حرف بزند من از آن وکلایى که طرح مرا امضا نکردند یعنى 3 امضا می‌خواست تا در این مجلس طرح شود و امضا نکردند و طرح نشد گله‌مندم و اضافه می‌کنم که در این مجلس این اصل را تفسیر کنید که هم مملکت از خطر نجات پیدا کند و هم خودتان بتوانید لااقل از اول تا اواخر دوره که ریشتان گیر انتخابات نیست یک عقایدى را آزادانه اظهار کنید در جلسه خصوصى صحبت از اصلاحات شد آقاى رئیس گفتند باید مملکت را اصلاح کرد گفتم آقا با حرف نمی‌شود همیشه در این مجلس وکلا داد اصلاحات می‌زنند و هیچ کس بیشتر از این وکلا نخواسته قانون مراعات بشود و در انتخابات مداخله نشود و گفتم آقاى رئیس حرف می‌زنند یا واقعاً می‌خواهید در این موقع که مملکت محتاج به اصلاحات است کارى بکنیم و انجام وظیفه بکنیم اگر حرف می‌زنیم آن حرفى است اگر می‌خواهید کارى بکنید و یک عملى بکنید یک کمیسیونى تشکیل بدهید از 5 نفر من هم یکى از اعضاى این کمیسیون باشم ما می‌رویم در وزارتخانه‏‌ها در همین ادارات، ما می‌رویم به همین وزارت جنگ که دویست میلیون پول گرفته و کسى تفتیش نکرده که ببینید چه کرده در این وزارت جنگى که این (جناب اشاره به آقاى نخست وزیر) 6 سال آن را اداره کرده اگر ثابت نکردم که این دویست میلیون تومان پول این مملکت خرج این مملکت نشده همین آقا حق دارد که بنده را دار بزند بنده می‌روم در این ادارات بنده ثابت می‌کنم تمام دزدی‌ها تمام غارتگرى‌ها تمام آن اسراف‌هایى را که در مالیه مملکت شده است صورت می‌دهم اگر شما بخواهید اصلاح بکنید راهش این است این راهش نیست که دو نفر را بیاورند و بگویید این پدرسوخته این اصلاح نیست این اختناق آخرش مملکت را به جاى بد می‌کشد اگر شما می‌خواهید مملکت را اصلاح کنید باید با مردم همراه شوید اشتباه نکنید باید این عدم رضایت که هست کم بشود شما باید به مردم فحش ندهید باید مردم هوا‌خواه دولت بشوند شما این آقا را مى‌آورید چند نفر به واسطه تقوى و فضیلت را حبس می‌کند. شکنجه می‌کند والله خدا شاهد است اینها بر عدم رضایت مردم مى‌افزاید آن ملتى که هواخواه دستگاه موجود نباشد براى خود فکر یک دستگاه دیگرى می‌کند من وقتى که ناامید و ناراضى شدم آن وقت می‌روم براى خودم یک فکر دیگرى می‌کنم اگر شما می‌خواهید رفع این عدم رضایت را بکنید و براى مردم نان تهیه کنید نتیجه‌اش حکومت قلدرى نیست والله نتیجه‌اش حکومت دموکراسى است نتیجه‌اش این است که با مردم مشورت کنید خیر مردم را بخواهید.

رئیس- جناب آقاى دکتر مصدق 15 دقیقه وقت جنابعالى تمام شد اگر آقایان نمایندگان موافقت بفرمایند ده دقیقه دیگر ایشان صحبت کنند.

نمایندگان- بسیار خوب بفرمایند .

دکتر مصدق- دیروز در این مجلس یک عده آمدند شکایت کردند این شکایت با حق بود یا نا‌حق امروز مملکت انگلستان بقایش به چه چیز است؟ بقایش به این است که می‌گوید هر کس آزاد است هر حرفى دارد بزند اگر صحیح گفت می‌شنوند و اگر غلط گفت خودش را زحمت داده است اما اگر یک عده بیایند در مجلس شکایت کنند و متحصن بشوند وقتى شما به آنها تو دهنى زدید

+++

و یک عده را در شهربانى حبس کردید این دیگر شکایت نمی‌کند ولى معنى این عمل این است که آقا حرف نزنید من می‌خواهم دزدى بکنم آقا شما ببینید وضع کره به چه روزى افتاده این روزنامه لوموند روزنامه نیمه‌رسمى فرانسه است در تاریخ 27 ژوئن 1950 6 تیر 1329 این طور مى‌نویسد: کو آقاى وزیر فرهنگ؟ آقاى وزیر فرهنگ کیست؟ (چند نفر از نمایندگان- آقاى دکتر جزایرى) من این روزنامه را به ایشان مى‌دهم ببینند اینجا نوشته است: که شاید دیر باشد که کره جنوبى را نجات بدهند جمهورى بدبخت دموکراتیک سئول در این مورد نه فقط فداى تجاوزات کمونیست‌ها که از طرف اتحاد جماهیر شوروى از آن پشتیبانى مى‌شود شده بلکه فداى تمجمج سیاست آمریکا در شرق دور شده است.

مقدرات کره در واقع دو سال قبل در مذاکرات محرمانه عمارت پنتاگون مرکز ستاد ارتش آمریکا تعیین گردید در ماه ژانویه 1948 شورای ملى امنیت دول متحده آمریکا یک تصمیمى که داراى اهمیت حیاتى بود اتخاذ نمود و آن تخلیه کره بود که در آنجا قواى آمریکا که حداکثر به چهل هزار نفر بالغ مى‌شد تمرکز داشتند علت تصمیم این بودکه از نقطه‌نظر سوق‌الجیشى وجود یک تکیه‌گاه نظامى آمریکایى در کره جنوبى به نظر متخصصین نظامى در صورت وقوع جنگ بر علیه شوروى با تردید تلقى مى‌گردید بنابراین در روزهاى آخر دسامبر 1948قوای آمریکا سئول و تکیه‌گاه‌هایى را که در قسمت‌هاى جنوبى داشتند تخلیه نمودند و فقط در محل یک میسیون‌هاى نظامى باقى گذاشتند بدبختى این است که افکار بین‌المللى مانند افکار عمومى مردم آمریکا ممکن است فرض نموده باشد که رژیم کره جنوبى اگر به تنهایى در مقابل تهدید کره شمالى قرار گیرد با کمک آمریکا که فقط محدود به دادن اسلحه و دلار باشد مى‌تواند در مقابل رژیم مستحکمى که روس‌ها قبل از تخلیه قواى خود در پیونک یانک برقرار نمودند مقاومت کند ولى یک بار دیگر این مسئله ثابت مى‌کند که بعد از تراژدى چین اسلحه و دلار آمریکایى کافى نیست که در آمریکا جلوى پیشرفت کمونیست را بگیرد و از این هم بالاتر ضعف اساسى حکومتى که در تحت سیاست سینک من رى برقرار است از آنجا ناشى است که کره به دو قسمت تقسیم شده است مضافاً به این که در یک محیط سیاسى انقلابى که به دسته‌هاى متعدد قسمت شده حکومت سئول با کمک قواى پلیسى قوى طرز عملش این بوده است کره جنوبى را به کلى غیر از وضع دمکراتیک و طرفدار آزادى در‌آورد.

بنده مى‌خواهم عرض کنم که امروز وضع دنیا یک طورى است که باید با افکار عمومى موافقت کرد تا حالا مکان دولتى به این گندى ندیدم بیاید مجلس و این قدر بى‌احترام باشد این دولت نمى‌تواند کارى بکند مگر با شلاق و سرنیزه و بنده را هم تبعیدکند الآن هم بنده این قدر خسته هستم که آرزومندم که حبس شوم و کمى رفع خستگى نمایم اما این درست نمی‌شود شما باید با افکار مردم کار بکنید ما در این مملکت امروز غیر از افکار عمومى پشتیبانى نمی‌توانیم داشته باشیم چرا؟ چون جنگ یا می‌شود یا نمى‌شود این خیلى روشن است اگر جنگ شد بنده قسم می‌خورم که این آقایان فرار می‌کنند براى این که در زمان شاه فقید ما این را دیدیم همین وزارت جنگ در آن موقع حساس با آن جنگ هفت لشگرى که در همین اطراف تهران درست کردند عده‌اى از نظامی‌ها بى‌آذوقه ماندند اگر جنگ شد این آقایان اهل جنگ نیستند اگر باشند هم در مقابل کوچک‌تر از خودشانند این آقایان هرگز در مقابل دولت بزرگى که نمى‌توانند کاری بکنند چرا ایران در آن جنگ اول بین‌المللى سالم ماند و دول متفق به ایران نیامدند براى این که مملکت قشون نداشت براى این که وقتى متفقین گفتند با ما داخل جنگ بشوید گفتند ما قشون نداریم مملکت و ما را ول کردند آنها هم لیره‌ها را خرج کردند مردم متمول شدند و مملکت هم راحت بود در جنگ بین‌الملل دوم چرا این مملکت دچار مصائب شد براى این که می‌گفتند قشون داریم من در دوره تقنینیه هر قدر گفتم که این راه‌آهن سوق‌الجیشى است به درد این مملکت نمی‌خورد راه‌آهنى که از شمال غرب بیاید به شرق ایران برود آن راه‌آهن تجارتى است و احتیاجات این مملکت را رفع می‌کند ولى راه‌آهنى که از جنوب ایران به شمال ایران برود و از خلیج فارس به دریاى خزر برود راه‌آهن سوق‌الجیشی است گفتند خیر همین نقشه راه‌آهن است و این طور فرموده‌اند این طور فرموده‌اند با این حرف‌ها است که مملکت دچار این بلاها می‌شود. مملکت باید مشورت بکند وکلا باید آزاد باشند، مردم باید آزاد باشند که در صلاح مملکت حرف بزنند و مملکت‌شان را اداره بکنند بنده این را می‌خواستم بگویم اگر جنگ شد، وضعیت ما این طور است اگر هم جنگ نشد این عدم رضایت این بدبختى مردم مملکت را از بین می‌برد رفع بدبختى مردم والله خدا شاهد است با مطالعه و با قانون و با آزادى درست می‌شود. باید رفت و ادارات را تفتیش کرد، و دید چه اشخاصى در این بانک‌ها پول گذاشته‌اند، این پول‌هاى مملکت را کجا برده‌اند؟ این بودجه وزارت جنگ را کى دیده است این برنامه این همه پول گرفته‌اند و خورده‌اند به کجا رفته است بنده این عرایض را نه تنها از نقطه‌نظر مصالح مملکت بلکه خدا شاهد است از نظر مصالح ایشان هم عرض می‌کنم، همین جناب آقاى دکتر طاهرى در دوره چهاردهم در اواخر دوره یک روز تشریف آوردند منزل بنده من به ایشان گفتم بیایید یک کارى بکنیم که این انتخابات تهران عملى بشود که ما یک مجلس داشته باشیم و در فترت نیفتیم ایشان حاضر نشدند بعد وقتی که ایشان را حبس کردند گفته بودند حالا فهمیدم که دکتر مصدق صحیح می‌گفت من آقایان استدعایم این است که به عرایض من توجه کنید به خداى لایزال با قلدرى و با دیکتاتورى در این مملکت نمی‌شود کار کرد. باید به مردم اجازه داد حرف بزنند. باید اصلاحات بشود، باید قانون انتخابات درست بشود، قانون حکومت نظامى درست بشود، قانون مطبوعات درست بشود که در آتیه هم آن اشخاصى که بر ضد ما حرف می‌زنند نتوانند دیگر حرفى بزنند آنها می‌گویند شما آزادى ندارید شما نان ندارید، می‌گویند مردم کارشان خوب نیست، می‌گویند در این طرف شهر یک عده با زندگانى درجه اول زندگى مى‌کنند و آن طرف شهر یک عده‌اى در خاک مى‌خوابند پس اگر شما مى‌خواهید مملکت را آباد بکنید، اگر شما مى‌خواهید اصلاحات کنید، این اصلاحات را یک شخص نمی‌تواند بکند، یک دیکتاتور نمی‌تواند بکند، بنده قسم می‌خورم که یک شخص نمی‌تواند باید درس اصلاحات را به مردم داد، اجتماع را وارد اصلاحات شدند، خودشان علاقمند می‌شوند، کمک می‌کنند، پشتیبانى می‌کنند نه این که یک نفر بگوید من اصلاحات می‌کنم اگر هم قبول نکنید می‌برم شما را حبس می‌کنم خوب بالأخره به جان خودتان بنده قسم می‌خورم والله آرزومندم که به دست این آقایان کشته بشوم که جزو شهدا حساب بشوم و به دست مردمى که بعد مى‌آیند و این دستگاه را خراب می‌کنند کشته نشوم که بگوید یک نفر ملاک یک نفر آدم محتکر بى‌انصاف بود، به هر حال من آرزومندم که به دست این جناب آقا کشته شوم، این را عرض کردم، حالا می‌خواهید قبول بکنید، می‌خواهید قبول نکنید. شما هم مجلس شورای ملى هستید، و این مملکت غیر از شما کسی را ندارد خدا شاهد است که اگر در این مملکت من امروز می‌توانستم یک جایى این حرف‌ها را بزنم و تقاضاى مساعدت و همراهى از مردم بکنم می‌زدم. اما جایى نسیت این جا مجلس شورای ملى است.‏

بیایید براى خدا شما خودتان آقایان نمایندگان آذربایجان وقتی که من از شما پرسیدم وضع آذربایجان که خوب نیست همه مملکت خراب است همه این مملکت ناراضى هستند همه مملکت بدبخت هستند، خوب این بدبختى از کى بوده؟ از همین اشخاصى بوده که سرکار بوده‌اند شما حالا می‌خواهید که این اشخاص اصلاح بکنند؟ آقا والله به خداقسم ایراد به شما وارد است شما اشخاصى راکه موجب بدبختى بوده‌اند از سرکار بردارید بدبختى رفع می‌شود می‌گویند معالجه در طب به رفع سبب است تا سبب را برندارند تا علت را برندارند معلول برداشته نمی‌شود. شما می‌خواهید همین سبب همین علت که اسباب خرابى این مملکت شده است باز مى‌آیید اینها را بر سر کار مى‌آورید و مملکت را از این هم خراب‌تر می‌کنید. بدانید که اعقاب ما و اخلاف ما به ما و به اجداد ما این مردم لعنت کنند. حالا هر کار می‌خواهید بکنید من این عرایض را کردم، شما هر کارى که می‌خواهید بکنید شما هم آقایان وزرا این قدر عجله نکنید. و الا شما اگر نام نیک داشته باشید در این دولت نمى‌توانید نام خودتان را حفظ کنید مقصود این است که در میکده کسى وارد نشود اگر یک کسى در میکده وارد شد دیگر نمى‌تواند خودش را حفظ کند.

رئیس- پیشنهادات زیادى راجع به کفایت مذاکرات

+++

رسیده، یک پیشنهادى هم از آقاى دکتر بقایى رسیده است که ده دقیقه تنفس بشود، پیشنهاد تنفس مقدم است قرائت می‌شود (به شرح زیر قرائت شد.)

ریاست محترم مجلس شوراى ملى پیشنهاد می‌نمایم پس از خاتمه بیانات جناب آقاى دکتر مصدق ده دقیقه تنفس داده شود. دکتر بقایى کرمانى حسین مکى.

رئیس- آقاى دکتر بقایى‏

دکتر بقایى- متأسفانه پیش آمد اوضاع تسریعى که می‌خواهند در بعضى جریانات به عمل بیاورند، باعث ایجاد تأسفى شده است که دلایل آن را در جلسه علنى نمى‌توانم عرض کنم. یک مطالب مهمى هست که قبلاً شمه‌ایى از آن را در جلسه خصوصى پریروز بنده به عرض آقایان رساندم و با تصدیق اکثریت آقایان لازم دانسته شد که این مذاکرات در جلسه خصوصى ادامه داده نشود و به همین جهت از طرف مقام ریاست دستور داده شد که دیروز جلسه خصوصى تشکیل بشود. متأسفانه دیروز یک عده کمى از آقایان تشریف آوردند و جلسه خصوصى بالنتیجه تشکیل نشد. امروز هم جلسه خصوصى تشکیل شد ولى ادامه آن مذاکرات امکان‌پذیر نشد. اینها یک چیزهایى است که قبل از تعیین تکلیف دولت باید گفته بشود ما هیچ اصرارى نداشتیم که حتماً موقعی که جلسه علنى هست تقاضاى جلسه خصوصى شود دلیلش هم این است که امروز با کمال میل دستور آقاى رئیس را اطاعت کردیم، در این جلسه خصوصى حاضر شدیم ولى اکثریت نشد اینها یک مطالبى است که سرنوشت آتیه مملکت به آن بسته است بنده معذرت می‌خواهم که اینها را در اینجا نمی‌شود گفت، به این جهت بنده پیشنهاد چند دقیقه تنفس دادم و از آقایان محترم خواهش می‌کنم با این چند دقیقه موافقت بفرمایند تا یک تنفسى داده شود و ما این تذکرات را بدهیم و این را آقایان بدانند که ایجاد تعصب در مردم، نتیجه‌اى براى خود دولت هم نخواهد داشت. چون هنوز جلسه آتیه سنا روز شنبه باید تشکیل شود و در آنجا برنامه دولت مطرح شود، به فرض این که امروز یا پنجشنبه هم که دولت در اینجا رأى اعتماد دولت تا به حال نشان نداده و انتصاباتى که کرده است نشان می‌دهد احتیاجى به این رأى اعتماد وکلا نیست و دولت می‌تواند بدون داشتن این رأى اگر چند روز هم به تأخیر بیفتد به کارهاى خودش ادامه بدهد به این جهت بنده از محضر آقایان استدعا می‌کنم براى این که ایجاد تعصبى نشود و مخصوصاً در این ایام مردم راحت‌تر باشند، با این چند دقیقه تنفس موافقت بفرمایند تا در خارج یک مذاکراتى بشود و امیدواریم که از شدت این تعصب کاسته شود.

رئیس- آقاى مهدى ارباب‏

مهدى ارباب- مسلماً ما همه ایرانى هستیم، همه وطن‌پرستیم منتها گروهى این گروهى آن پسندند (یکى از نمایندگان- زمین گرد است مثل گلوله) علت مخالفت خودم را اجمالاً به عرض آقایان محترم می‌رسانم، که همین دیروز جمعى آبرومند که در حال بدبختى قرار گرفته‌اند آمدند پیش من (یکى از نمایندگان- از کجا؟) از بازار آمدند پیش من که ما داریم از بین می‌رویم، وضع مملکت تا کى به این حال باقى خواهد ماند؟ شما وکلاى ملت چه می‌کنید؟ مرا متأثر کردند هر یک از آقایان هم به وضع آنها آشنایى پیدا کند. خدا را شاهد می‌گیرم متأثر خواهد شد. هشت سال است وقتى این مملکت به حرف گذشته یک دولتى آمده است مى‌گوید شعارش عمل است نه حرف. بنده معتقدم هر چه زودتر آقایان معظم موافقت بفرمایند آن دولت وارد عمل شود (دکتر مصدق- احسنت جنابعالى را باید واقعاً دفعه دیگر انتخاب کند از بلوچستان) به لطف شما مطمئناً اگر زنده باشم جناب آقاى دکتر مصدق انتخاب خواهم شد (دکتر مصدق- اهل بلوچستان نیستى) جناب آقاى دکتر مصدق دنیاى امروز، دنیاى 1329 غیر از دنیاى 1299 است، جناب آقاى رزم‌آرا هم غیر از دنیاى 1299 است، جناب آقاى رزم‌آرا هم غیر از دیگران هستند (دکتر بقایى- ما هم همین را مى‌گوییم) مردى که تمام مرزهاى این کشور را رفته است و دیده است فکرش این بوده و عمل کرده که تمام سربازها را باسواد کرده، آقایان این مرد دیکتاتور نمی‌شود و وضع دنیا هم اجازه نمی‌دهد (صحیح است) (دکتر بقایى- به به) بنده استدعا می‌کنم که تکلیف دولت را همین امروز تعیین کنید، مملکت وضعش بد است دنیا وضعش آشفته است، مردم بیچاره‌اند، مردم گرسنه‌اند؟ در ایالات و در ولایات در نهایت سختى و پریشانى می‌گذرانند استدعا می‌کنم آقایان تکلیف دولت را زودتر تعیین کنید (صحیح است)

رئیس- رأى گرفته می‌شود به پیشنهاد تنفس آقایانى که موافقند قیام فرمایند (عده کمى برخاستند) تصویب نشد. پیشنهاد کفایت مذاکرات قرائت می‌شود.

محمد‌على مسعودى- (منشى)- بیش از 16 فقره کفایت مذاکرات رسیده است که اولى آن مال آقاى غلامرضا فولادوند است: مقام محترم ریاست مجلس شورای ملى پیشنهاد ختم مذاکره می‌نمایم. غلامرضا فولادوند. مهدى ارباب. دکتر جلالى.، امیرقاسم فولادوند، اسلامى، پیراسته، محمودى، عباسى و یک عده دیگر (یکى از نمایندگان- همه را بخوایند) صدرى، فتح‌على افشار، ظفرى هم پیشنهاد کفایت مذاکرات نموده‌اند.

رئیس- آقاى فولادوند

غلامرضا فولادوند- بنده بدواً از آقایان نمایندگان تشکر می‌کنم که با آقایان نمایندگان مخالف دولت اجازه دادند هر حرفى دارند بفرمایند و این واقعاً بسیار رویه پسندیده است (دکتر مصدق- شما پسر عزیزالله خان هستید) البته با بنده که آقایان مخالف نیستید با دولت مخالف هستید، هر وقت دولت خواست صحبت بکند، با دولت مخالفت بکنید بنده در موقع مذاکره آقایان یک کلام صحبت نکردم، به عکس رویه دوره پانزدهم این دفعه خواستم که بیشتر ساکت باشم (دکتر مصدق- بنده با کفایت مذاکرات مخالفم) بنده نمى‌خواهم در اطراف خوبى یا بدى کابینه حرف بزنم. عرض بنده این است که مذاکرات کافی است و براى این عرضم هم باید دلیل بیاورم، آقایان نمایندگان مخالف دولت می‌گویند این دولت شایسته زمامدارى نیست، یعنى رئیس دولت چرا؟ براى این که قصد دیکتاتورى ممکن است داشته باشد (دکتر بقایى- صلاحیت ندارد اعمال گذشته‌اش را ببینید آقاى فولادوند) (دکتر مصدق- شما هر روز به یک رنگى در مى‌آیید برادر شما را حبس کردند آمدید خانه من خجالت نمی‌کشى؟) عرض کردم آقایان مى‌گویند این دولت ممکن است دیکتاتور شود یک قسمت‌هاى دیگر هم در اظهارات آقایان قید بود که از جمله این بود که این دولت به دستور اجانب روى کار آمده است (دکتر بقایى- به پشتیبانى اجانب) و براى اعلیحضرت همایون شاهنشاهى هم مضر است براى این که احتمال دارد که خداى نکرده به اساس سلطنت ایشان لطمه وارد بیاید. (دکتر بقایى- متأسفانه مسلم است) این را هم فرمودند که مسلم است و البته جناب آقاى دکتر مصدق هم اضافه کردند که جز این سه مورد یک مورد دیگر هم هست که وزرا خائن هم هستند. آقایان موافقین دولت هم اظهاراتى کردند و قیاس آقای سپهبد رزم‌آرا با مرحوم رضا شاه و مرحوم احمد شاه با اعلیحضرت فعلى قیاس مع‌التفارق است با این که مرحوم احمد شاه پادشاه دموکراتى بود ولى آن وقت می‌گفتند که ایشان حتى اسکناس را با دست‌شان نمى‌گرفتند ولى پادشاه فعلى مسلط بر اوضاع است، قشون در دست او است با تمام رجال مملکت همیشه در تماس است و هیچ نظامى این قدرت را ندارد (مکى- واقعه 15 بهمن چه شده؟) به علاوه تماس با خارجى‌ها هم می‌فرمایید براى نمایندگان موافق دولت مسلم شده است (شوشترى- این حرف شایسته نیست) خود آقایان و خود آقاى رزم‌آرا تکذیب می‌کنند به این جهت بنده عقیده‌ام این است که چهار جلسه است و در مجلس در اطراف برنامه دولت صحبت شده دو روز نطق‌هاى قبل از دستور هم مربوط به این کار بوده است دو جلسه هم جلسه خصوصى داشته‌ایم که در این مورد صحبت شده براى فهم این مطلب که آقاى رزم‌آرا ممکن است دیکتاتور بشوند یا نه و اتهامات و مسائل دیگر آنچه لازم بوده است در اطرافش صحبت شده و آقایان متوجه شده‌اند به عقیده بنده به این جهت مذاکرات کافى است (دکتر بقایى- توى کدام روزنامه آقاى فولادوند دیدید که عکس یک نخست وزیر را مانند یکى دیکتاتور چاپ بکنند) (دکتر مصدق- والله شاه فقید اولش این طور نبود) البته بنده هم اگر روزنامه می‌داشتم ممکن بود این طور عکس‌ها چاپ

+++

نکنم چاپ کردن این عکس‌ها جرم نیست (دکتر مصدق- این طور می‌کنند که دیکتاتور پیدا می‌شود) اما این که جناب آقاى دکتر مصدق فرمودند تو تغییر روش داده‌اى من در دوره پانزدهم وکیل بودم عضو حزب دموکرات هم بودم و آقاى قوام‌السلطنه هم تا وقتى که رفتند ارادت داشتم و حالا هم دارم هیچ‌وقت هم نگفتم که ایشان دزد است‏و.

همیشه هم نسبت به پادشاه محمد‌رضا شاه وفادار بوده‌ام (مکى- جز حالا) (دکتر مصدق- احمد شاه را هم همین طور برداشتند) بنده باز هم عرض می‌کنم رئیس دولت با پادشاه فرق دارد رئیس دولت وقتى رفت مثل ورق کتاب به آن مراجعه نمى‌کنند من خودم و خانواده‌ام همیشه نسبت به شاه وفادار بوده‌ایم قوام‌السلطنه را هم من خدمتگزار این مملکت می‌دانم (یکى از نمایندگان- برادر شما را هم حبس کرد) اگر برادرم را هم حبس کردند تأثیرى در من ندارد و برادرم هم مى‌خواهد موافق باشد می‌خواهد مخالف در بعضى امور هم با من برادرم اختلاف نظر داریم ولى برادریمان هم در نهایت استحکام است (صحیح است)

رئیس- آقاى آشتیانى زاده‏

آشتیانى‌زاده- در مجلس یک اکثریتى موجود است و یک اقلیتى چند نفر هم به عنوان منفرد ونتر هستند من‌جمله بنده که شاید از نظر دکترین و فکر در خارج از مجلس طرفدارانى داشته باشم بنده صلاح دولت را نمی‌دانم که اظهارات بنده را مانع بشوند و یا براى خودشان مانع بشوند که من یک حقایقى را به عرض مجلس شورای ملى برسانم و اعتراضاتى که به بعضى از آقایان وزرا دارم اینجا بگویم البته اگر اکثریت بخواهد با رأى خودش مانع این عمل بشود بنده عرض می‌کنم اکازیون و موقعیت دیگر پیدا خواهم کرد و استیضاح را از پانزده روز دیگر روى این تریبون قرار خواهم داد از حالا بگذارید.

رئیس- موضوعى نیست، وقتش پیش بیاید آن وقت (خنده نمایندگان)

آشتیانى‌زاده- اولاً رفتار آقاى دکتر جهانشاه صالح با قاطبه دانشجویان دانشگاه مورد انتقاد و مسخره تمام اهالى این شهر است اغلب مردم از این حرکات دیکتاتورانه‌اى که ایشان با یک مشت روشنفکر که مغز مملکت را تشکیل مى‌دهند کرده‌اند از ایشان متنفرند و این رفتار ایشان را انتقاد مى‌کند راجع به ایشان بنده یک نظریات و اظهارات مفصلى داشتم مى‌خواستم در اینجا بگویم ولى متأسفانه شما اکثریت هستید راى هم خواهید داد و مانع خواهید شد دیگر جاى بحث نیست اکثریت است و قوى است رأى خواهد داد یکى راجع به استخلاص توده‌اى‌ها است که اینها اولاً محکوم شده‌اند به حبس نه تبعید و ما اگر مردمان قانون‌دوست و غیر دیکتاتور هستیم و اگر جناب آقاى نخست وزیر حقیقت را مى‌خواهند ثابت کنند که ایشان شخص دیکتاتورى نیستند باید اینها را دستور بدهند بیاورند تهران و در اینجا نگه دارند: بنده اطلاع دارم که نوشین که یکى از بزرگ‌ترین آرتیست‌هاى این مملکت است و مرد شریفى است (همهمه نمایندگان) آقا این قدر از توده‌اى‌ها نترسید از خودتان بترسید به ابوسعیدابوالخیر گفتند ما از مرگ مى‌ترسیم گفت مرگ مرگ با تو است و از تو است کمونیستى را شماها درست مى کنید در این مملکت رآکسیون است (کشاورزصدر- شما مگر کمونیست هستید؟) بله بنده کمونیست هستم! عرض کنم مقصود بنده این است که آقاى نخست وزیر یک قولى بدهند اینجا که توده‌اى‌هارا بیاورند تهران بنده خبر دارم که دکتر جودت به سختى مریض است. مشرف به مرگ است نوشین آپاندیست سخت گرفته است و هیچ نوع وسایل و اسباب جراحى هم در آنجا نیست ما نبایستى با مردم مثل کفار عمل بکنیم این معامله که شدیدتر هم هست. اگر شما اینها را محکوم کرده‌اید به حبس بایستى در حبس باشند اگر محکوم کرده‌اید به تبعید باید در تبعید باشند (قبادیان- اینها خائن هستند. آقا شما که مرد وطن‌پرستى هستید از خائنین دفاع نکنید) (زنگ رئیس)

رئیس- آقاى قبادیان ساکت باشید، آقاى آشتیانى‌زاده شما باید علت مخالفت خوذتان را با پیشنهاد کفایت مذاکرات بفرمایید، یک ربع هم وقت ندارید در کفایت مذاکرات باید خیلى به اختصار بگویید.

آشتیانى‌زاده- بنده عزض کردم از اکثریت استدعا مى‌کنم که اجاره بدهند من که یک فرد منفرد در مجلس هستم یک عرایضى به نفع ملت ایران در اینجا بکنم و فشار نیاورند و خود اکثریت دیکتاتورى نکند بگذارد من عرایضم را بکنم و به گوش مردم برسد من خواهش مى‌کنم که خود رئیس دولت قبول بکندکه من حرف‌هایم را اینجا بزنم.

رئیس- راى گرفته می‌شود به پیشنهاد کفایت مذاکرات.

دکتر بقایى و مکى- ما مخالفیم با پیشنهاد کفایت مذاکرات.

رئیس- یک نفر مخالف صحبت کرد.

دکتر بقایى و مکى- این دلیل مخالفت نبود ما با پیشنهاد کفایت مذاکرات مخالف هستیم.

رئیس- راى گرفته مى‌شود به کفایت مذاکرات آقایانى که موافقند قیام کنند (عده زیادى قیام نمودند) تصویب شد.

در این موقع آقاى آشتیانى‌زاده با حالت تعرض جلسه را ترک نموده و گفتند اکثریتى که یک نفر را محکوم مى‌کند و اجازه نطق نمى‌دهد این اکثریت محکوم به زوال است.‏

رئیس- رأى با ورقه مى‌گیریم اخذ رأى در محل نطق به وسیله آقایان منشى‌ها به عمل آمده و آقایان به شرح زیر براى دادن رأى آمده‌ا‌ند.

اسامى رأى‌دهندگان- آقایان: دکتر مصدق. دکتر بقایى. دکتر شایگان. صالح نریمان. حائرى‌زاده. آزاد. مکى. فرهودى. صدرى اردلان. شکرایى. سالار سنندجى. دولتشاهى اسلامى. دکتر مجتهدى. جمال امامى. خسروانى. دکتر مصباح‌زاده. فولادوند. دکتر طبا. پالیزى. فقیه‌زاده. شوشترى. ثقت‌السلامى. گنجه. نصرتیان. وهاب‌زاده. محمود محمودى. امامى‌اهرى. سرتیپ‌زاده. تیمورتاش. مهدوى. عماد تربتى. بوداغیان. افشار‌صادقى. مهدى ارباب. گنابادى. نبوى. سلطان‌العلما. قاسم فولادوند. پیراسته. ابتهاج. کشاورزصدر. گودرزى. دکتر جلالى. فرامرزى. ملک‌مدنى. زنگنه. فتح‌على افشار. حمیدیه ذوالفقارى. ناظرزاده‌کرمانى. سودآور. طاهرى. دکتر نبوى. مکرم. عباسى. میرمجید موسوى. محمد افشرى. اصف. قرشى. بزرگ‌نیا. قبادیان. صفایى. دکتر کاسمى. ظفرى. خاکباز. تولیت گرگانى. عرب‌شیبانى. دکتر علوى. ابریشم‌کار. غضفرى. خزیمه علم. رضوى. دکتر هدایتى. دکتر معظمى. رفیع. صاحب‌جمع. کهبد. موقر. مخبر فرهمند. دکتر طاهرى. برومند. دولت‌آبادى. سالاربهزادى. ارباب گیو. کوراوغلى. هراتى. امید افشارى. على‌محمد دهقان. مرتضى حکمت. دکتر برال. اقبال. محمدعلى مسعودى. خسرو قشقایى. صدرزاده. عبدالحسین. مجتهدى. پناهى. حکیمى. سلطانى. بهادرى. دکتر کیان. نورالدین امامى. ناصر ذوالفقارى.

رئیس- عده نمایندگان حاضر در مجلس 106 نفر با 95 راى مجلس ابراز اعتمادبه دولت آقاى رزم‌آرا کرد.

اسامى موافقین- آقایان: دکتر هدایتى. قاسم فولادوند. شکرایى. موقر. عبدالحسین مجتهدى. حسن نبوى. دکتر نبوى. مکرم. دکتر مجتهدى. دکتر مصباح‌زاده. فولادوند. پناهى. صدرى. گنجه جمال امامى. دکتر کاسمى. فرهودى. دولتشاهى. برومند. افشارصادقى. بوداغیان. قبادیان. گرگانى. عباسى. مهدى ارباب. سلطان‌العلما. ظفرى. پیراسته. امیرافشارى. دکتر جلالى. دکتر برال. اردلان هراتى. گودرزى. حکیمى. ارباب گیو. مرتضى حکمت. عرب‌شیبانى. سلطانى. حمیده بهادرى. محسن طاهرى. دولت‌آبادى. اعظم زنگنه. دکتر کیان. نورالدین امامى. سالار بهزادى. ناصر ذوالفقارى. کهبد. موسوى، صفایى، دهقان، دکتر طاهرى، عماد تربتى، رضوى، محمودى، صاحب‌جمع، فتح‌على افشار، ابتهاج، رضا رفیع، سود‌آور، دکتر طبا، سنندجى، سعید مهدوى، امامى‌اهرى، کوراوغلى، تولیت، محمد ذوالفقارى، دکتر علوى، خسرو قشقایى، گنابادى، غضنفرى، تیمورتاش، خاکباز، بزرگ‌نیا، خزیمه علم، دکتر معظمى، آصف، ناظرزاده، سرتیپ‌زاده، موقرى فرامرزى، امیر قراگوزلو، ثقت‌الاسلامى، پالیزى، وهاب‌زاده، نصرتیان، اقبال، صدرزاده، محمد‌على مسعودى، شهاب خسروانى، تقی‌زاده، اسلامى، ملک‌مدنى، ابریشم‌کار

+++

اسامى مخالفین- آقایان: دکتر مصدق- دکتر شایگان- دکتر بقایى- حائرى‌زاده- الله‌یار صالح- عبدالقدیر آزاد- محمود نریمان- حسین مکى-

ورقه سفید علامت امتناع- سه برگ‏

نخست وزیر- بند ه از طرف خود و کلیه همکارانم از پیشگاه محترم مجلس که تا این حد اظهار لطف فرمودند تشکر می‌کنم امید‌وارم که ما بتوانیم آن طوری که انتظار آقایان هست وظیفه سنگین و دشوار خودمان را انجام بدهیم (نمایندگان- انشاء‌الله) ما می‌دانیم و مطلع هستیم که وضعیت امروز به قدرى نامطلوب است و مورد عدم رضایت و شکایت همه آقایان می‌باشد ولى لازم است به طور خلاصه به عرض آقایان محترم برسانم که آنچه لازمه خدمت باشد از طرف این هیئت دولت براى رفع این محضورات و براى بهبود وضع حال مملکت مبذول خواهد شد بدیهى است اتکا حقیقى و قطعى این دولت به آقایان نمایندگان محترم است که بایستى در هر مورد و در هر جا پشتیبانى صحیحى از اقدامات به جا و قانونى دولت بکنند (صحیح است) امیدوارم که تمام اظهاراتى که براى ایجاد تکدر و توحش اینجا اظهار شده است آقایان به خودى خود رفع بکنند چون ما طرفدار انجام وظیفه و اجراى وظیفه پرستش کشور و انجام اوامر شاهنشاه خودمان هستیم. آقایان باید بدانید که ما اولین کسى هستیم که مخالف دیکتاتورى هستیم (احسنت) امروز در دنیا دیکتاتورى وجود ندارد این دیکتاتورى یک کلمه موهومى است که امروز براى حمله به اشخاص مورد استفاده قرار می‌گیرد در یک دنیایى که در هر لحظه‌اى ممکن است وضع تغییر کند امروز دیگر دیکتاتورى وجود نخواهد داشت. نه در ایران نه در هیچ نقطه‌اى پس باید دست به دست همدیگر بدهیم و اعتماد به شاهنشاه خودمان داشته باشیم از براى این که بتوانیم به مملکت خود خدمت بکینم و ما با پشتیبانى آقایان وکلاى محترم مجلس حاضر به هر گونه خدمتگزارى براى مملکت خود می‌باشیم (احسنت)

رئیس- آقاى قائم مقام رفیع بیانى دارید بفرمایید.

رفیع- خواستم عرض کنم مذاکراتى در این چند روز راجع به هیئت دولت به عمل آمد و صحبت‌هایى در مجلس شد، اکثریت مجلس هم منتهاى فداکارى را به عمل آورد (صحیح است) حالا خواهش همه آقایان از رئیس دولت و هیئت دولت این است که انشاء‌الله ما را خجل نکنند (صحیح است) از روى قوانین موضوعه مراقبت بکنند که وظایف خود را انجام دهند و کارى بکنند که حقیقت این نگرانى و این کرایه خانه‌هاى هنگفتى که از مردم گرفته می‌شود اینها را از میان بردارند (انشاء‌الله) و یک کارهایى تازه‌اى انجام بدهند، راجع به دیانت راجع به فرهنگ یک قدم‌هاى تازه‌اى بردارند که انشاء‌الله دفعه دیگر که رأى لازم شد هر عده‌اى که در مجلس باشند رأى بدهند (احسنت)

رئیس- حالا راجع به ماده 90 آقایان می‌توانند صحبت کنند.

تیمورتاش- آقاى رئیس اجازه می‌فرمایید؟ چون کسانى که به ما اهانت کرده‌اند در مجلس نیستند بنده اجازه می‌خواهم که ماده 90 براى جلسه آینده محفوظ باشد.

رئیس- قبل از ختم جلسه چند نفر از آقایان می‌خواهند صحبت کنند آقاى ذوالفقارى بفرمایید.

شوشترى- بنده مقدم هستم.

3- بیانات آقاى ناصر ذوالفقارى راجع به تصمیمات شورى امنیت در موضو ع کره‏

ناصر ذوالفقارى- نمایندگان محترم سابقه دارند حادثه مهمى در خاور دور در هفته‌هاى اخیر روى داده که انظار جهانیان على‌الخصوص توجه ملت ایران را به خود جلب نموده و چون کشور ما متأسفانه در موقعیتى قرار دارد که در صورت اختلال صلح دنیا و بروز جنگ بیش از هر کشور دیگر در معرض مخاطره است بنابراین ملت ایران بیش از هر ملت دیگرى علاقمند و ذینفع در حفظ اساس امنیت بین‌المللى مى‌باشد.

ایران احتیاج به آرامش و نظم دارد و ملت ایران این آرامش و سکون را نه تنها براى خود آرزو دارد بلکه هر یک از افراد این کشور آرزو دارند که تمام جهانیان از هر مذهب و نژاد و مرامى که هستند در سایه صلح و آرامش زیست نموده و به ترمیم خرابى‌هاى وارد از جنگ جهانى اخیر مشغول گردند و یکى از آرزوهاى ملت ایران همیشه آن بوده و خواهد بود که اساس جنگ و ستیز و خونریزى از دنیا ریشه‌کن شود و ملل آزاد به جاى نفاق و جدال و تعدى و تجاوز به حدود و ثغور یکدیگر دست برادرى به هم داده و از سعادت حقیقى و معنوى برخوردار گردند. ما که وابسته به سازمان ملل متحد هستیم و همیشه مراعات کلیه قوانین و مقررات آن را نموده‌ایم و از اعضای ثابت و وفادار به شمار می‌رویم باید مراتب وفادارى خود را نسبت به این سازمان و تصمیمات آن که براى حفظ صلح جهانى است اعلام داریم.

حادثه خاور دور یعنى جمهورى کره وضعیتى را پیش آورده است که به احتمال قوى براى حفظ صلح و امنیت بین‌المللى مخاطره‌آمیز است و با توجه به ماده اول منشور ملل متحد که اتخاذ اقدامات جمعى مؤثر را براى حفظ صلح و امنیت بین‌المللى از طرف اعضای سازمان لازم می‌شمارد هیچ یک از دول عضو سازمان ملل متحد نمى‌تواند نسبت به تهدیدى که اکنون بر علیه اساس صلح در جمهورى کره بروز نموده است بی‌علاقه بماند و با مقدمه به عرض رسید مقتضى بود دولت ایران تا کنون توجه و تصمیمى نسبت به وضعی که پیش آمده است اتخاذ می‌نمود آقایان محترم استحضار دارند که شوراى امنیت در تاریخ 27 ژوئن 1950 قطعنامه صادر نموده که متن آن به قرار ذیل است.

1-جنگ بی‌درنگ پایان یافته و آتش بس اعلام گردد.

2-نیروهاى کره شمالى به مرز خود عقب‌نشینى کنند.

3-کمیسیون ملل متحد در کره جنوبى گزارش مفصلى درباره اوضاع آن کشور در اسرع وقت تسلیم شوراى امنیت نموده و در آینده نیز شوراى امنیت را از اجراى این قطعنامه کاملاً مطلع سازد.

4-کلیه اعضاى ملل متحد در اجراى این قطعنامه به سازمان کمک نموده و از هر گونه همراهى با اولیاى امور کره شمالى خوددارى کنند.

اکنون لازم است این نکته را اضافه نمایم که طبق منشور ملل متحد اعضای سازمات تعهد هستند هر آن که صلح جهانى مورد تهدید قرار گرفت و یا استقلال کشورى در مخاطره و یا در مورد تعرض و تجاوز واقع گردید براى جلوگیرى از تجاوزات و حفظ صلح و امنیت بین‌المللى بنا بر دعوت شوراى امنیت نیروهاى حفظ صلح ضرورى است در اختیار شوراى امنیت بگذارند.

طبق این روش این دعوت از طرف شوراى امنیت از دولت ایران نیز مانند سایر کشورهاى عضو سازمان به عمل آمده است و تا کنون اکثریت اعضا به این ندا پاسخ داده‌اند اکنون بر دولت ایران است که این دعوت را اجابت کرده و سهم خود را در انجام این وظیفه بزرگ بین‌المللى ادا نماید انتظار من این است دولت هر چه زودتر روشى را در قبال این حادثه بین‌المللى اتخاذ نموده روشن سازد و نتیجه را به اطلاع مجلس شورای ملى و ملت ایران برساند.

رئیس- آقاى شوشترى بفرمایید، خیلى مختصر بفرمایید که جلسه از اکثریت نیفتد.

شوشترى- بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم، اول یک موضوعى را عرض کنم یکى از آقایان مخبرین جراید که خیلى هم فاضل است (بعضى از نمایندگان- اکثریت نیست) بعد از این بیانات در نظر داشتم عرایضى بکنم که به نفع ملت ایران است متأسفانه آقایان تشریف بردند پس این حق بنده محفوظ باشد.

5-تعیین موقع جلسه بعد، ختم جلسه‏

رئیس- پنجشنبه تعطیل خواهدبود یکشنبه هم بیست و سوم است تعطیل خواهد بود بنابراین جلسه روز سه‌شنبه‏

(‌جلسه یک ربع ساعت بعد از ظهر ختم شد )

رئیس مجلس شوراى ملى- رضا حکمت‏

+++ 

یادداشت ها
Parameter:294563!model&5137 -LayoutId:5137 LayoutNameالگوی متنی کل و اخبار(مشروح مذاکرات)