کتابخانه، موزه و مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی


صفحه اصلی » مشروح مذاکرات » مشروح مذاکرات مجلس ملی » دوره شانزدهم مجلس ملی

0.0 (0)
مشروح مذاکرات مجلس ملى، دوره ‏16
[1396/05/28]

جلسه: 43 صورت مشروح مذاکرات مجلس روز یکشنبه 11 تیر ماه 1329  

فهرست مطالب:

1-تصویب صورت مجلس‏

2-بیانات قبل از دستور آقایان: جمال امامى- مکى- پیراسته‏

3-مذاکره در برنامه دولت آقاى رزم‌آرا نخست وزیر

4-تعیین موقع و دستور جلسه بعد- ختم جلسه‏

مشروح مذاکرات مجلس ملى، دوره ‏16

 

 

جلسه: 43

صورت مشروح مذاکرات مجلس روز یکشنبه 11 تیر ماه 1329

 

فهرست مطالب:

1-تصویب صورت مجلس‏

2-بیانات قبل از دستور آقایان: جمال امامى- مکى- پیراسته‏

3-مذاکره در برنامه دولت آقاى رزم‌آرا نخست وزیر

4-تعیین موقع و دستور جلسه بعد- ختم جلسه‏

 

مجلس دو ساعت قبل از ظهر به ریاست آقای رضا حکمت تشکیل گردید.

1-تصویب صورت مجلس‏

رئیس- صورت غایبین جلسه قبل قرائت می‌شود.

(به شرح زیر قرائت شد)

غایبین با اجازه- آقایان: صفوى- اورنگ- منصف- امینى- فرامرزى- اسکندرى- طباطبایى- حاذقى- دکتر راجى- حائرى‌زاده- صدر میرحسینى-

غایبین بى‌اجازه- آقایان: دکتر مصباح‌زاده- عامرى- قهرمان- تولیت- اکبر- دکتر سیدامامى- معدل- کاظم شیبانى- جواد مسعودى‏

رئیس- نسبت به صورت مجلس نظرى نیست؟ آقاى ابتهاج‏

ابتهاج- نسبت به مذاکرات جلسه قبل بنده اظهاراتى داشتم و می‌خواستم از ماده 90 استفاده کنم ولى می‌خواستم اجازه بفرمایند این اجازه محفوظ بماند و موکول بفرمایند به بعد از خاتمه برنامه.‏

رئیس- بسیار خوب. آقاى شوشترى‏.

شوشترى- در توضیح مختصرى که آن روز بنده داشتم این عبارت را عرض کردم به عنوان اعتراض بنده داشتم این عبارت را عرض کردم به عنوان اعتراض که سؤالات من راجع به پول نفت و اراضى اطراف تهران هنوز به دولت تازه فرستاده نشده اینها ازش حذف شده چون اینها مهم است باید ضمیمه شود راجع به اراضى اطراف تهران سؤالى کردم و راجع به پولى که ملت ایران در سال بابت سوخت به نفت جنوب می‌دهد.

رئیس- اصلاح می‌شود. دیگر نظرى نسبت به صورت مجلس نیست (گفته شد- خیر) صورت مجلس تصویب شد.

2-بیانات قبل از دستور آقایان: جمال امامى- مکى- پیراسته‏

رئیس- چند نفر از آقایان اجازه نطق قبل از دستور خواسته‌اند (بعضى از نمایندگان- دستور) اجازه‌هاى جلسه قبل محفوظ ماند براى امروز دو نفر از آقایان منصرف شدند باقى ماند آقاى نصرتیان.‏

نصرتیان- بند ه نوبتم را به آقاى جمال امامى دادم.

رئیس- آقاى جمال امامى بفرمایید.

جمال امامى- بنده جلسه گذشته طبق ماده 90 خواستم عرایضى بکنم ولى براى امتثال امر جناب آقاى رئیس خوددارى کردم البته طبق ماده 90 می‌توانستم مطالبم را عرض کنم ولى آقاى رئیس امر فرمودند که بنده صرف‌نظر کنم و حالا به عنوان قبل از دستور عرایض خود را به اطلاع مجلس می‌رسانم. دو سه موضوع بود که لازم بود اینجا روشن شود چون روزهایی که ما می‌گذرانیم روزهاى تاریخى است و باید در تاریخ ضبط شود گفته اشخاص هم باید در تاریخ ضبط شود یکى از آن موضوعاتى که بنده پریروز هم خواستم عرض کنم نشد موضوع تحریف نطق نمایندگان است در مطبوعات که داعیه آزادى و آزاد‌منشى دارند باید متوجه باشند که اولین شرط آزادى‌خواهى تحمل عقید ه مخالف است و دیکتاتورى جز این نیست که آدم نتواند تحمل عقیده مخالف را بکند دیکتاتورى همین است، شما که داعیه رهبرى و مدافعه از آزادى را دارید باید گفته‌هاى ما را قلب نکنید، گفته‌هاى نمایندگان را چنان که گفته شده است در معرض افکار عمومى بگذارید تا افکار عمومى قضاوت بکند و اگر این طور نکند معلوم می‌شود باک دارند از این که حقایق را در روزنامه‌ها‌شان منعکس کنند. در

+++

اینجا بنده وارد فحاشى بعضى از روزنامه‌ها نمى‌شوم و وقت مجلس را نمى‌خواهم بگیرم همین قدر عرض می‌کنم که این موضوع آن قدر اهمیت دارد که بالاجبار روزى باید از طریق عادى حل شود و اگر از طریق عادى حل نشود، توجه بفرمایید وقتى عرض می‌کنم از طریق غیرعادى شما هم یقین با من هم‌صدا خواهید بود، عرض می‌کنم از طریق غیرعادى به این منظور که بشر از بدو تشکیلات تاریخش تمام سازمان و تشکیلاتى را که داده است تا به امروز به این شکل درآمده براى این بوده است که افراد مصونیت جانى و مالى و ناموسى و عرضى داشته باشند (صحیح است) و اگر تشکیلات و سازمانى نه تنها تأمین نکند این علائق بشر را بلکه در مورد تعرض بگذارد آن بشر آن تشکیلات را نمى‌خواهد و تصدیق می‌فرمایید آقایان چه می‌کند؟، اگر توانستند بالااجتماع و اگر نتوانستند انفرادى بر علیه آن تشکیلات قیام می‌کنند و مصاب هم هستند این که عرض کردم غیرعادى براى این است که اگر مستأصل شدند، مرجعى نداشتند دادگسترى به عرایض‌شان نرسید می‌روند خودشان دادخواهى مى‌کنند چون بشر همه چیز را براى حیثیت خودش می‌خواهد این را آقایان مطبوعات در نظر داشته باشند که فحاشى و تهمت رژیم دموکراسى را برمی‌چیند. عرض کنم آقاى دکتر بقایى در روزنامه شاهد مقاله‌اى نوشته‌اند در قسمت اوصاف‌الرجال وصف بنده تحقیر را کرده‌اند و ضمناً اینجا تذکر داده‌اند که بنده در جلسه قبل، یا ماقبل جلسه هفته گذشته براى این که قضیه لایحه نفت را بگذرانیم در مجلس صحنه‌سازى دیکتاتورى کرده‌ام من نمى‌خواهم دردسرتان بدهم، تصدیق بفرمایید آقایان صد نفر وکیل بودند آقایان تماشاچیان بودند بنده هر چه فشار آوردم که بیایید آقایان رد لایحه نفت را امضا کنیم زیر بار نرفتند (صحیح است) آن وقت رفتند در روزنامه‌هاشان مى‌نویسند که من صحنه‌سازى می‌کنم براى این که لایحه نفت را به تصویب برسانم این که معنى ندارد، آخر عوام‌فریبى که تا این اندازه نمى‌شود شما آمدید اینجا اظهار می‌کنید که ما از ملت رفراندوم کردیم ملت بر علیه لایحه نفت ما را فرستاد به مجلس خوب اگر راست است من که به شما پیشنهاد کردم بیایید این را امضا بکنیم پس معلوم می‌شود ملت بیچاره را گول زده‌اید این نوشته شما آن هم گفته من، آن هم عمل آقایان در هر صورت حقایق افشا می‌شود و مکتوم نمى‌ماند بیایید از این طرزى که این هفت، هشت، نه ساله یک عده‌اى وطن‌فروش آمدند در این مملکت رواج دادند دست بردارید این لجن‌مالى‌ها را دور بیندازید این طرز عمل مجلس نیست که یک وکیل روزنامه‌نویس بیاید در مقابل عامه گفته‌هاى یک نماینده‌اى را تحریف کند آخر این فایده‌اش چیست یک روزنامه‌اى، روزنامه منتسب به این آقایان کار را خیلى از حد بیرون برده و غالباً فحش‌هاى آب نکشیده هم می‌دهند (کشاورز‌صدر- آب کشیده‌اش چطور است؟) (فرامرزى- باید خواهش کرد آب بکشید) یکى از اینها ضمن فحاشى نوشته بود که من کباده دکتر مصدقى می‌کشم بنده اینجا حضور آقایان اعتراف می‌کنم که بنده همچو غلطى نمی‌کنم جناب دکتر مصدق به عقیده بنده طى‌طریق حقیقت را فرموده و به مرحله سکون و تسکین رسیده‌اند ولى من در مرحله سیر حرکت هستم، کى من همچو داعیه‌اى دارم که به ایشان برسم من عقیده‌ام این است که جامعه یا فرد باید رو به جلو حرکت بکند چون حرکت جامعه را رو به تکامل می‌برد و مسکون به مرگ، نه تنها من داعیه دکتر مصدق شدن ندارم داعیه پیروى از ایشان را هم ندارم، این آقاى برومند عزیز کجا است که آمدند فرمودند دکتر مصدق پیشواى همه ما است مگر می‌شود همین طورى از اینها پیروى کرد وارد جبهه مقدس ملى شد، آن هم طى مدارجى لازم دارد باید شما اول امتحان وطن‌پرستى و آزادی‌خواهى و پاکدامنى داده باشید تا بتوانید در آنجا وارد شوید یک روز با حزب توده همکارى کرده باشید یک روز باید براى پیشه‌ورى سینه درانى‏ کرده باشید، یک روز باید زیر علم قوام‌السلطنه سینه زده باشید یک روز باید در جبهه ملى مبارزه کرده باشید و بعضی‌ها می‌گویند مضافاً بر این باید یک رشته علقه خیلى نازک و باریک و غیر‌مرئى هم به اعمال دولت فخیمه داشته باشید تا بتوانید در جبهه ملى مبارزه کنید آن وقت وقتى این مدارج را طى فرمودید می‌توانید تصدیق وجیه‌المله‌اى بگیرید و وکیل‌المله‌اى، آن وقت مصداق فاستقم کما امرت می‌شود بنده همچو داعیه‌اى ندارم خوب بنده اینجا مدافع دولت نیستم همان طوری که قصاص قبل از جنایت نمى‌کنیم، تعریف قبل از خدمت هم نمی‌کنم مى‌گویم که آقا شما اگر این رزم‌آرا یک روزى تخلف از قانون کرده منظور از دیکتاتورى چیست منظور تخلف از قانون است اگر ایشان یک روزى تخلف از قانون کرد بنده و رفقاى بنده او را استیضاح خواهیم کرد (صحیح است) ولى آیا شما‌ها هم با ما خواهید بود آن روز؟ من گمان نمی‌کنم چون گذشته شما این امید مرا تأیید نمی‌کند، آن روزى که توده‌ای‌ها و قو‌ام‌السلطنه تمام قوانین را زیر پا گذاشته آن روزى که تمام شئون و مقدسات این مملکت زیر پا گذاشته شد. آن روز شما قیام نکردید بر علیه او و با او همکارى کردید، حالا چه مى‌گویید، حالا چه می‌گویید، اگر خیال می‌کنید واهمه آقایان از این است که رزم‌آرا تخلف از قانون بکند من به شما قول می‌دهم ما نمى‌گذاریم ولى اگر باکتان از این است که جلو هرج و مرج و خود‌سرى را بگیرد این راست است و اگر این کار را نکند باز ما برعلیه او قیام می‌کنیم (صحیح است- احسنت) آقا همه چیز که با حرف درست نمی‌شود، آقاى مکى رفیق عزیزم بدانید، بدانید، بدانید ما اگر یک روزى دیکتاتورى داشته باشیم در این مملکت، خودمان ایجاد کرده‌ایم نمی‌دانم منتسکو است یا روسو، شما بهتر از من می‌دانید می‌گوید بهترین حکومت‌ها دموکراسى است و بدترین آنها چیست، دموکراسى بهترین‌شان است و بدترین آنها البته او است ولى می‌گوید که یک حکومتى هست که از او مردم به استبداد پناه می‌برند و آن هرج و مرج است، هرج و مرج وقتى شد بالمآل دیکتاتورى هم می‌شود، ما چه می‌گوییم، چه گفتیم گفتیم بیایید جلو هرج و مرج را بگیرید چون عاقبت این هرج و مرج من و شما بخواهیم و نخواهیم دیکتاتورى است، همان روسو می‌گوید چرا ترجیح دارد خدمت استبداد بر هرج و مرج، براى این که در حکومت استبداد یک فرد حکومت مطلق‌العنانى می‌کند و ممکن است با منطق و برهان رفت او را تابع کرد ولى یک جامعه بى‌منطق و بى‌برهان و مهار‌گسیخته را که نمی‌شود کارى کرد، تصدیق بفرمایید که این طور است، خوب آقا، امروز همان طوری که رفقاى شما هم مى‌گفتند دنیا در آستانه تکوین و تحول است و نمى‌دانیم پیش‌آمد چیست، این خانه خوب و بد هم مال من و شما است باید بنشینیم، دست به دست هم بدهیم و کوشش بکنیم که جلو ناگواری‌ها را بگیریم و نگذاریم مملکت همین طورى که رو به سراشیب می‌رود و ما به هم تهمت بزنیم و خیال هم بکنیم که این آقاى رزم‌آرا آمده اینجا سر ما را ببرد، ما هم آدمیم آخر، مگس که نیستیم به چه قدرتى می‌تواند سر ما را ببرد، این آمده خودش را تسلیم شما کرده می‌گوید من تسلیم حکم شما هستم، می‌گویید بمانم، می‌گویید بروم نمى‌خواهید بگویید برو این که نمی‌شود دیکتاتور بشود، مگر ما مرده‌ایم اینجا که ایشان دیکتاتورى بکنند، در هر صورت وقت آقایان را بیشتر از این نمی‌گیرم خواستم امروز اینجا صحبت‌هایى شد که ممکن بود در اذهان مردم اثر بدى بکند بنده اینجا از طرف آقایان به ملت ایران بگویم که تا مجلس شورای ملى هست دیکتاتورى نخواهد شد.

کشاورز‌صدر- آقا دیگر قبل از دستور صحبت نکنند.

رئیس- چون وارد شده‌ایم باید صحبتشان را بکنند آقاى مکى.

مکى- قبلاً بایستى عرض کنم که بیانات آقاى امامى آن قسمتش که مربوط به جبهه ملى بود، طبق ماده 109 که ماده 90 فعلى است ما جواب خواهیم گفت چون مطالبى را که بنده می‌خواهم عرض کنم پیش‌بینى نمى‌کردم که ایشان یک مطالبى راجع به جبهه ملى و راجع به افراد جبهه ملى خواهند گفت و بالأخره این مطالب من اهمیتش از آنها زیادتر هست این است که با حفظ نوبت ما از استفاده از ماده 90 به موقع خود هر یک از ما جواب بیانات آقاى امامى را خواهیم داد گر چه جواب ایشان را ملت ایران داده و قضاوت نهایی هم با ملت است ما اگر می‌خواستیم هر روزى به رنگى دربیاییم نه توى زندان می‌رفتیم نه یک روز از عمرمان را بیکار می‌گذراندیم و همیشه هم یا وزیر بودیم یا وکیل بودیم یا نمی‌دانم سر مشاغل مهم این مملکت بودیم اما راجع به لایحه نفت که فرمودند که ماد‌ماژى می‌کنیم طرح ایشان را، امضا نکردیم طرحى که ما نمی‌دانم ایشان چى تهیه کرده‌اند چه امضایى بکنیم وانگهى یک اقلیت 8 نفرى یا 10

+++

نفرى در یک مجلس کدام کارى را می‌تواند بکند اکثریت دارد که بیاید یک طرحى را بدهد کنتر پروژه بدهد بگوید این پروژه من که باید از تصویب بگذرد؟ ما اقلیتیم، اقلیت باید انتقاد بکند ولى هر روزى که اکثریت شدیم کنتر پروژه نفت را هم داریم و هر روزى که دستمان برسد ملی‌اش می‌کنیم نفت را و یک کلام هم راجع به حکومت دیکتاتورى فرمودند که چرا ما از آن می‌ترسیم، تمام آنچه را که ما گفتیم و پیش‌بینى کردیم کم کم دارد عملاً مشاهده می‌شود، ایشان از روسو یک چیزى فرمودند منتسکیو یک چیز دیگرى مى‌گوید مى‌گوید بدترین حکومت‌ها آن حکومتى است که مظالم و جنایات خودش را در لباس قانون بخواهد بر یک جامعه‌اى تحمیل کند و من عیناً همان بیان منتسکو را در حکومت فعلى می‌بینم که به نام قانون می‌خواهد بزرگ‌ترین مظالمش را به ملت ایران تحمیل بکند و اما عرایضى را که بنده می‌خواستم به عنوان قبل از دستور به سمع آقایان نمایندگان برسانم و توجه آقایان نمایندگان را می‌خواستم جلب بکنم به حفظ حقوق اقلیت در پارلمان، همیشه در تمام پارلمان‌هاى دنیا حقوق اقلیت را اکثریت حفظ می‌کند در مجلس انگلستان اگر یک نماینده اقلیت بخواهد استیضاح کند تمام اکثریت پاى استیضاح او را امضا می‌کنند و می‌گویند باید از انتقاد و کرو‌یتیک اقلیت جلوگیرى کرد چون یک نفر نمی‌تواند در انگلستان استیضاح کند تمام اکثریت به اتفاق امضا می‌کنند این براى احترام حقوق اقلیت است در جلسه سه‌شنبه وقایعى در این مجلس اتفاق افتاد که خیلى اسباب تأسف است ولى خواستم خاطر آقایان نمایندگان اکثریت را به این موضوع جلب کرده باشیم که حفظ حقوق اقلیت یا اکثریت مجلس است حفظ انتظام داخلى مجلس با مقام ریاست مجلس شورای ملى است (صحیح است) هیچ مقامى حق ندارد از توى مجلس افرادى را بدون این که از مقام ریاست مجلس کسب اجازه کند از اینجا یک‌سره به شهربانى ببرد یا دهان او را دندان‌هایش را بشکند و دهانش را خرد کند اینها بى‌اعتنایى به قانون است تا قانون داریم براى این کار که حفظ انتظامات داخلى مجلس با شخص رئیس مجلس است آقاى سرتیپ دفترى در حفظ انتظام داخلى هیچ‌کاره است و حق ندارد، اگر دخالت کرده باشد برخلاف قانون کرده و قابل تعقیب است، این است که بنده براى این که مطالبم را کوتاه کرده باشم روى یک یادداشتى نوشته‌ام که به سمع آقایان برسانم آقایان نمایندگان محترم تصدیق مى‌فرمایید وقتی که یک حکومتى که در ظرف چند ساعت تمام پست‌هاى حساس را به دست عوامل نظامى خود بسپارد و بعد متشبث به چاقوکش و اشرار مسلح حتى در داخله مجلس شورای ملى بشود دیگر براى اقلیت چاره‌ای جز پیراهن دریدن نیست ما کمال علاقه را به حفظ نظم و امنیت عمومى داشته و هیچ‌گاه از اصول هرج و مرج و چاقوکشى. و تروربازى تقویت نکرده و نخواهیم کرد ما معتقد به حکومت قانون هستیم قانون می‌دانیم و میل داریم در نقش اقلیت صمیمانه به آنچه به خیر و صلاح ملک و ملت است عمل نماییم.

وضع غیرعادى جلسه روز سه‌شنبه و جلسه پریروز مجلس به قدرى وحشت‌آور و اسباب تحریک اعصاب بوده واقعاً هیچ فرد وطن‌پرستى نمى‌توانست اجازه دهد روز اول حکومتى که مدعى تأمین و نظم انظباط است یک چنین اعمال نفرت‌انگیزی مرتکب گردد. از آقایان مخبرین محترم جراید بپرسید که آیا حکومتى مى‌توانستند بدون زحمت بدون لگد بدون هتاکى افرادی که در رکاب پیشه‌ورى هم شمشیر می‌کشیدند و امروز صف اول هواخواهان حکومت آقاى رزم‌آرا را تشکیل می‌دهند انجام وظیفه کنند الان جناب آقاى رئیس بفرستند آنجا ببینند چند نفر در لژ مطبوعات هستند که اینها عضو مطبوعات نیستند و همه‌شان هم مسلحند الان بنده می‌بینم که چند نفر کارآگاه آنجا هستند بند ه آنها را می‌شناسم. حتى به قدرى نظم و انظباط را جناب آقاى رئیس مجلس در داخله مجلس تأمین فرموده بودند که یکى دو تن از مخبرین اظهار می‌داشتند که جیب آنها را زده بودند حالا تصور بفرمایید وقتى در قسمت لژ مطبوعات جیب روزنامه‌نویس را بزنند تکلیف مردم بی‌گناه و معصوم خارج روشن است (افشارصادقى- به رئیس مجلس چه مربوط است آقاى مکى؟) فقط نظم با رئیس مجلس است، انتظامات داخلى با مقام ریاست است (شوشترى- آقاى مکى توى حرم حضرت رضا به جدم هر شب دزدى می‌شود) مقام ریاست اگر اجازه ندهند از آن در غیر از مخبرین جراید کسى بیاید این طور نمی‌شود، لژ مطبوعات یک در بیشتر ندارد خود مأمورین بازرسى با حضور جناب آقاى دکتر مصدق گفتند چند نفر مسلح آمدند. ما هم جرأت نکردیم حرفى بزنیم، اسامى اعضای بازرسى را هم بنده بگویم.

شوشترى- اگر بازرسى انجام وظیفه نکرده است به رئیس مجلس چه ربطى دارد؟

رئیس- آقاى مکى بیانتان را بفرمایید.

مکى- جناب آقاى رئیس شما روى صندلى مردى نشسته‌اید که یک روز وقتى مجلس را طرفداران حکومت سردار سپه می‌خواستند به روز جلسه روز سه‌شنبه بیندازند او را احضار کرده و گفت حفظ انتظامات داخله مجلس با رئیس مجلس است می‌خواهى بگویم سید محمود زنگ را بزند و تکلیف تو را روشن کنم. آقاى رئیس شما جاى مؤتمن‌الملک نشسته‌اید (نورالدین امامى- این هم مؤتمن‌الملک است) و نباید اجازه بفرمایید که در محوطه پارلمان یعنى در جایی که فقط قانون از آن برمی‌خیزد و نتیجه و خون‌بهاى مشروطیت است یک چنین افراد بدنام مشکوک فرصت چاقو‌کشى و تحریک پیدا کنند در جلسه سه‌شنبه موافقین آن‌چنانى دولت اجازه داشتند فریاد زنده باد مرده باد بکشند بد بگویند به اقلیت فحش و ناسزا بدهند ولى وقتی که یک جوان حساس که صرفاً به منظور وطن‌پرستى یک کلمه حرف زده است دهان او را خرد کرده‌اند دندان‌هاى او را شکسته‌اند و بعد عوض این که او را به گارد مجلس تحویل بدهند از همین جا یک‌سره به شهربانى برده محبوسش کرده‌اند (خسرو قشقایى- کى بود آقا؟) خود جناب آقاى رئیس تلفن کردند از شهربانى مرخصش کردند.

بنده خواستم این مطلب را در مجلس شورای ملى عرض کرده باشم که هر چه صحبت میان اقلیت و اکثریت بشود مربوط به مصالح مملکت است.‏

تماشاچیان کمتر سابقه دارد که نظم مجلس را مختل کنند و وارد در مباحثات آقایان نمایندگان بشوند (صحیح است) این کار را البته برخلاف نظامنامه است و همان طوری که عرض کردم این عمل به هیچ‌ وجه مربوط به مخبرین و تماشاچیان نبوده و مربوط به چاقوکشانى بوده که صبح مزد و دستور خود را گرفته و در داخل مجلس تقسیم شده بودند و ما می‌خواستیم عصر همان روز به مجلس شورای ملى متحصن شویم و شرحى به آقاى رئیس عرض کنیم که اگر این ترتیب وجود داشته باشند و حتى حیات اقلیت در مرکز ثقل قانون اساس در خطر باشد ما به هیچ‌وجه نخواهیم توانست وظیفه سنگین و مشکلى را که در برابر ملت ایران به عهده گرفته‌ایم و آن عبارت از حفظ آزادى و قانون اساسى و مشروطیت ایران است به انجام برسانیم. نظم داخلى مجلس فقط با رئیس مجلس است و ایشان باید دستور جلب و توقیف و اخراج اشخاص مخل نظم را بدهند رئیس شهربانى چه حق دارد اشخاص را از مداخله مجلس بگیرد و به زندان بفرستند به حکم چه کسى این کار را کرده کدام قانون اجازه داده که رئیس شهربانى در داخله مجلس اشخاص را توقیف کند اکنون اگر بازرسى شود افراد بسیار زیادى در بین تماشاچیان یافت می‌شود که با اسلحه کمرى حضور دارند مگر نظامنامه مجلس ورود اشخاص یا اسلحه را منع نکرده است؟

یک توضیح مختصرى عرض می‌کنم در تعقیب آنچه را که به سمع آقایان رسانیدم چند نفر از کاراگاه‌ها بین تماشاچیان بودند به مجض این که در جلسه گذشته اشخاص از در جلسه پایشان را بیرون گذاشته‌اند همه را توى جیب شهربانى گذاشته و به شهربانى برده بودند اگر آنها در داخله پارلمان خلافى کرده بودند باید مقام ریاست دستور بدهند که آنها را بگیرند ولى بیرون به چه مجوزى آنها را گرفته بودند، اگر واقعاً آنهایى که گاو آورده بودند بکشند حق دارند زنده باد بگویند یک اشخاص دیگرى هم حق دارند تظاهر کنند یا حضور پیدا کنند یا زنده‌باد و مرده‌باد بگویند اگر بنا است ابراز احساسات بشود آن کسى که احساسات له را اجازه می‌دهد علیه‌اش را هم باید تحمل داشته باشد مگر آن تماشاچیانى که در جلسه پنجشنبه موقعی که گاو را می‌خواستند بکشند چه کرده بودند یک دسته اى اینجا زنده‌ باد کشیدند یک دسته هم گفتند مرده ‌باد دیکتاتورى من هم مى‌گویم

+++

مرده باد دیکتاتورى همه آقایان هم می‌گویند مرده باد دیکتاتورى (دکتر بقایى- آقا می‌گیرندتان) گاو آوردند جلوى مجلس البته جریان قربانى را آقایان در جلسه خصوصى شنیدند که آقاى دکتر بقایى گفتند که آن مردی که گاو آورده بود بکشد به او فشار مى‌آوردند که بکش و او مى‌گوید پولش را نگرفته‌ام بعد مى‌گوید تو از عوارضش معاف شدى کافى نیست که پول گاوت را هم مى‌خواهى؟ بعد هم یک دسته آمده‌اند آنجا زده‌اند و هو کرده‌اند و مرد را که گرفته‌اند برده‌اند. اینها با این تظاهرات دیگر مسخره است که شخص ناشناسى انکنویى گاو را بردارد و بیاورد قربانى کند این قربانی‌ها و این حرف‌ها عین وضع همان روزهایی است که در سال‌هاى 1302، 1303 در جلو همین مجلس مى‌آمدند شتر قربانى کنند جریان شتر قربانى را در روزنامه قانون که آقاى رسا نوشته بود همه آقایان شنیده‌اند، شترى آوردند جلوى سردار سپه قربانى کنند حالا خدا به خیر بگذراند من می‌بینم که نقشه همان است و همان طور دارد تکرارمی‌شود. یک دفعه دیگر هم عرض کردم که تاریخ تکرار می‌شود ولى نرخ وقایع ترقى می‌کند نرخ وقایع ترقى می‌کند که شتر تبدیل می‌شود به گاو و اسامى هم تغییر می‌کند و مملکت را به این روز می‌کشند بنده دیگر بیش از این عرضى ندارم.

رئیس- بنده در عین حال که مجرى آیین‌نامه و نظر اکثریت مجلس هستم همیشه حفظ حق اقلیت را کرده‌ام و خواهم کرد (صحیح است) نظم محوطه مجلس هم با من است هیچ‌کس بدون اجازه من مداخله نکرده است. روز سه‌شنبه که برخلاف مقررات مجلس تماشاچی‌ها بى‌نظمى کردند بعد هم اشخاصى هم که کف زدند امر کردم و بر وفق آیین‌نامه اخراج کنند با آن که در خارج از مجلس 3 نفر را دستگیر کردند مربوط به نظم داخلى مجلس نبود فوراً دستور دادم آنها را مرخص کنند (صحیح است) اما راجع به اسلحه این طور نیست دستور اکید داده‌ام همه را قبل از وقت اداره بازرسى بیایند معاینه دقیق بکنند الان هم اسم 3 نفرى را که مى‌فرمایید ذکر کنید بدهم آنها را بازرسى کنند و تحت تعقیب قرار دهم ولى یک نکته است که بنده ناچارم تذکر بدهم اگر تماشاچى متکى به نماینده نباشد ممکن نیست نظم مجلس را مختل نماید (صحیح است) من تمنا دارم آقایان آیین‌نامه را کاملاً رعایت فرمایند و حفظ حیثیت مجلس مشروطیت را بنمایند. امور به جریان طبیعى بیفتد احدى جرأت عملى مخالف قانون نکند (صحیح است) در موضوع دزدى و جیب‌برى هم باید بگویم عدم رشد اجتماعى که موجب این قبیل اعمال زشت می‌شود مربوط به بنده نیست و مکرر جیب خود من را هم در خیابان اسلامبول زده‌اند، باید سعى و مجاهده کرد این انحطاط و تنزل اخلاقى از جامعه مرتفع شود. (فرامرزى- طبق ماده 176 بنده یک تذکرى دارم) بفرمایید.

فرامرزى- عر ض کنم که هیچ شکى نیست که کسى با اسلحه حق ورود به مجلس ندارد (صحیح است) ولى تا یک شخصى مورد تهمت و سوء‌ظن قرار نگیرد هم حق تفتیشش را ندارند (صحیح است) این صحیح نیست که هر کسى بیاید توى مجلس تفتیشش بکنند.

رئیس- بعد از این دستور دادم همه را معاینه بکنند.

فرامرزى- نخیر صحیح نیست قربان، مردم آزادند در آمد و رفت مگر کسى که مورد سوء‌ظن قرار بگیرد کسى حق تفتیش هیچکس را که مورد سوء‌ظن قرار نگرفته است ندارد.

نورالدین امامى- آن وقت به عنوان تفتیش جیبش را می‌زنند (خنده نمایندگان)

رئیس- آقاى پیراسته‏

پیراسته- بنده در برنامه دولت به عنوان موافق مشروط اسم نوشته‌ام وبعد از صحبت جناب آقاى دکتر شایگان نوبت صحبت با بنده است در نطق قبل از دستور هم بنده امروز اسم نوشته‌ام و مطالبى که داشتم چون ممکن است بیشتر از یک ساعت طول بکشد و. بیش از یک ساعت مجال صحبت نیست این است که شروع می‌کنم به اظهاراتى که در برنامه دولت به عرض خواهم رسانید.

رئیس- در برنامه دولت؟

پیراسته- عرض کردم مطالبى را که باید در برنامه دولت عرض کنم از حالا شروع می‌کنم، اما قبل از این که وارد بحث و ایراد آن مطالبى که لازم است به عرض آقایان برسانم، بشوم چند نکته را راجع به نطق آقاى مکى باید متذکر بشوم عرض کنم آقاى مکى راجع به حقوق اقلیت و اکثریت مطالبى گفتند کاملاً صحیح است که باید حقوق اقلیت از طرف اکثریت مجلس شورای ملى محفوظ بماند البته اقلیت در مجلس حق بحث و انتقاد دارد و بحث و انتقادش را هم هیچ‌کس نمى‌گوید نکند بلکه به تصدیق خودتان آن شب که آمدیم اسم بنویسیم با وجودی که حق تقدم با ما بود، با وجود این که نفر اول آقاى نصرتیان بودند، نفر دوم بنده بودم و نفر سوم آقاى تیمورتاش و این در نطق قبل از دستور هم باید رعایت بشود ما اسم آقاى تیمورتاش را خط زدیم و براى این که آقاى مکى هم بتوانند و مجال داشته باشند نوبت آقاى تیمورتاش را دادیم به آقاى مکى بنابراین لازمه رعایت حقوق اقلیت از طرف اکثریت شده بنده از آقایان هم استدعا دارم که حقوق اکثریت را هم رعایت کنند که هم در برنامه و هم قبل از دستور صحبت بکنند شما هم همین طور صحبت کردید اما فرمودند حکومت قانونى محققاً هیچ‌کس طرفدار حکومت غیرقانونى نیست (صحیح است) حکومت قانونى بایست در مملکت همیشه حکومت بکند و همیشه مسلط بر اوضاع شود حکومت قانونى و حکومت پارلمانى یعنى حکومت اکثریت و عدد یعنى حکومت نصف به اضافه یک ولى همین آقایان می‌فرمایند حکومت قانونى و این را قبول دارند که بیایند با کمال آزادى صحبت‌هاى خودشان را بکنند حرف خودشان را بزنند ولى معنى تا اکثریت یعنى نصف به اضافه یک را قبول ندارند آیا این حکومت قانونى است این حکومت قانونى است که چون ما مخالف دولتیم یا موجه یا غیر‌موجه کار نداریم مخالف هستیم که 136 نفر دیگر موافق باشند منهاى بنده و منهاى اقلیت پس ملاحظه می‌فرمایید آقایان خودشان هم رعایت حقوق اکثریت را و رعایت حکومت قانونى را نمى‌کنند (دکتر بقایى- شما این حرف خودتان را باور می‌کنید آقاى پیراسته؟) اما این که فرمودند یک عده آمدند در حکومت پیشه‌ورى شمشیر کشیدند بنده وارد توهین نمی‌شوم با کمال ادب و نزاکت می‌گویم که ملت ایران می‌شناسد که کی‌ها در حکومت پیشه‌ورى شمشیر کشیدند (صحیح است) اما این که می‌گویند یک کسى اینجا اهانت به رئیس دولت کرد این مرد احساساتى بوده باید ازش تشکر هم کرد بنده می‌خواستم عرض کنم فرض کنید روزى این اقلیت اکثریت شد و یک دولتى به وجود آورد مثلاً به ریاست جناب آقاى مکى خوب اگر این آقاى مکى رئیس دولت بشود هیچ مخالفى ندارند (نورالدین امامى- اول خودش مخالف خودش است) (خنده نمایندگان) حتماً 1 و 2 و 3 و 5 نفر 20 نفرمخالف دارند خوب اگر بنا شود هر کس که مخالف رئیس دولت شد بیاید توى جلسه علنى مجلس به رئیس دولت اهانت بکند؟ آقایان این صحیح است؟ (نمایندگان- خیر) جناب آقاى دکتر مصدق که سمت استادى بر همه حقوقدان‌ها دارند بهتر می‌دانند که اهانت به هیئت دولت و رئیس دولت در حین انجام وظیفه و به سبب انجام وظیفه جرم است مجازاتش هم طبق قانون مطابق ماده 162 و 163 سه سال حبس است (آزاد- پس نظامنامه مجلس را نخوانده‌اید) و به رئیس دولت هر کس دلش بخواهد فحش بدهد این باید تنبیه شود اما مطالبى که می‌خواستم به عرض آقایان برسانم این است که وضع ما فوق‌العاده غیرعادى است وضع دنیا هم هم ممالک و هم ملت‌ها را نگران کرده در یکى از نقاط دنیا عملاً جنگ شروع شده ما خواه ناخواه از دنیا جدا نیستیم دنیا در ما تأثیر دارد چه بخواهیم چه نخواهیم در دنیا تأثیر داریم الان که اینجا مشغول مبارزات شخصى هستیم و شاید وقت مملکت و ملت را هم با این حرف‌ها که بنده و امثال بنده می‌زنیم تلف می‌کنیم الان دنیا با کمال مراقبت و دقت متوجه و نگران سرنوشت خودش است (ابتهاج- صحیح است) البته این نمى‌شود که ما اینجا بنشینیم و در خواب خرگوشى و غفلت باشیم و در دنیا جنگ شروع شده باشد و ما با این حرف‌ها مشغول باشیم که آیا این دولتی که آمده خوب است یا بد اگر انشاء‌الله دنیا آرامش داشت و مملکت ما هم ماند و ما هم ماندیم (شوشترى- انشاء‌الله می‌مانیم) انشاء‌الله می‌مانیم آن وقت فرصت براى تصفیه حساب‌هاى شخصى خیلى زیاد است الان همه ممالک دنیا به حکم ارتباطى که همه با هم دارند مجبور و ناگزیرند که مراقب اوضاع خود باشند و حق هم دارند نگران باشند ما باید بیشتر نگران باشیم ما باید نگران‌تر باشیم براى این که موقعیت جغرافیایى بسیار دقیقى را داریم و بر احدى هم پوشیده نیست و هم آن که اگر انشاء‌الله

+++

جنگ هم نشود و انشاء‌الله خداوند تفضلى بکند و آرامش در دنیا برقرار بشود و وضع داخلى خودمان طورى است که موجب نگرانى است پس ما دو نگرانى باید داشته باشیم یک نگرانى عمومى مربوط به دنیا یکى نگرانى مربوط به خودمان اگر انشاء‌الله جنگى نشود و اگر ما در جنگ از بین نرویم این اوضاع خودمان را از بین خواهد برد گرسنگى ما را از بین می‌برد بیچارگى ملت را از بین خواهد برد ولى بنده از عرض این مقدمه می‌خواستم این نتیجه را بگیرم.‏

که امروز موقع حرف موقع تصفیه حساب‌هاى شخصى نیست بایستى همه دست به دست هم بدهیم براى این مملکت کار بکنیم مملکت ایران امروز احتیاج به وحدت کلمه و وحدت ملى دارد (صحیح است) باید حتماً از نفاق و تشتت فعلاً جلوگیرى بکنیم بعد که انشاء‌الله مملکتى بود و ما بودیم و دنیایى بود ما هم بنشینیم سر حساب‌هاى شخصى (شوشترى- بعد هم بد است) اگر کسى می‌خواهد بعد بگوید ولى حالا وقتش نیست عرض کنم راجع به مطالبى که آقایان راجع به دولت گفتند کسى که موافق دولت و موافق برنامه دولت است مى‌آید در رد اظهار مخالفین دلایل موافقت خودش را مى‌گوید آقا شما موافقید با این که حکومت مردم بر مردم باشد بنده که موافق دولتم و وقتی که نوبت صحبت به من می‌رسد باید دلایل موافقت خودم را در رد اظهارات مخالفین بگویم ولى بنده در مطالبى که یادداشت کردم اظهارات آقایان را دیدم قسمت اعظم اظهارات آقایان فحش است بنابراین بنده به آن فحش‌ها و ناسزا‌ها جواب نمی‌دهم چون معتقدم که استعمال کلمات برخلاف اصل نزاکت در مجلس شورای ملى موجب تضعیف حکومت ملى است (دکتر بقایى- کدامش فحش بود؟) همان حکومتى که بنده طرفدارش هستم (دکتر بقایى- توضیح دهید رد نشوید این ناسزا را خودت می‌گویى اینجا کى فحش داد مثل دوره 15 می‌گفتند توهین کردى آقاى رئیس جلویش را بگیرد) عرض کنم آقایان توجه داشته باشند که هر چه دل‌شان خواست آقایان گفتند و ما هم با کمال خونسردى عرایض خودمان را می‌کنیم خلاصه عرض کنم بنده یکى یکى اینها را تجزیه و تحلیل می‌کنم و عرض می‌کنم یکى از این قسمت عمده بیانات آقایان مخالف در تشریح معایب و مضار دیکتاتورى است و هر چه آقایان و هر کس دیگر در مضار و معایب دیکتاتورى بگوید بنده و همه اکثریت و نمایندگان ملت و خود ملت و همه موافقیم هیچ‌کس نیست که در دنیاى مترقى امروز در عصر اتم بیاید بگوید که آقا من دلم می‌خواهد مملکت را بدهید دست یکى و او هر چه دلش می‌خواهد بکند اگر این حرف را بزند یا سفیه است یا مغرض در هر صورت معلوم است دیکتاتورى در دنیاى بعد از جنگ که براى دموکراسى میلیون‌ها جوان کشته شده است محکوم به زوال و فنا است من خیال می‌کنم هیچ‌کس در ایران و شاید در سایر نقاط دنیا طرفدار دیکتاتورى نیست علاوه بر این که رژیم دیکتاتورى براى ایران ضرر دارد و براى ملت هم ضرر دارد براى مملکت ضرر دارد همان طور که آقایان گفتند مورد تأیید بنده هم نیست و مورد تأیید همه هم نیست.

دکتر بقایى- پس بگویید مرده باد دیکتاتورى بگویید مرده باد دیکتاتورى اگر راست می‌گویى بگو مرده باد دیکتاتورى بگو مرده باد دیکتاتورى‏

نورالدین امامى- بگو آقا بگو آقا

رئیس- آقای دکتر بقایى شما نظم مجلس را رعایت کنید بنده از طرف همه آقایان مى‌گویم مرده باد دیکتاتورى‏

دکتر مصدق- احسنت‏

پیراسته- جناب آقاى دکتر بقایى قبل از این که در اینجا تشریف داشته باشید استاد دانشگاه هستید.

رئیس- شما وقتتان تمام شد آقاى پیراسته.

پیراسته- بنده بقیه اظهاراتم را در برنامه دولت عرض می‌کنم.

3-مذاکره در برنامه دولت آقاى رزم‌آرا نخست وزیر

رئیس- برنامه دولت مطرح است آقاى دکتر شایگان بفرمایید.

دکتر شایگان- دوستان بنده و خود من از ماده 90 استفاده خواهیم کرد و جواب جناب آقاى امامى را خواهیم داد معهذا دو کلمه قبل از این که شروع به موضوع دولت بکنم و آن این است که علامت انحطاط یک ملتى این است که هیچ‌کس به حقیقت ایمان ندارد (صحیح است) یعنى تصور که هر چه بخواهد می‌تواند بگوید و مردم هم آن را قبول خواهند کرد بنده مثلاً تصور می‌کنم اگر دلم خواست و دلایلى ایجاد کردم می‌توانم بگویم که من جوان 18 ساله هستم و مردم هم قبول خواهند کرد یا فرض بفرمایید بگویم دلایل متعددى هست که الان شب است و روز نیست ایمان به حقیقت نیست ایمان به حقیقت که نیست باعث این می‌شود که برخلاف ملل راقیه عمل کنند در ملل راقیه آن کسی که طرفدار یک سیاستى است مثل شیر مى‌آید و حرف خودش را می‌زند و مى‌گوید من طرفدار این سیاستم ولى در این مملکت درست آن کسی که یک سیاستى را بازى می‌کند مخالفین خودش را به همان سیاست نسبت می‌دهد انگلیسى و آنگلو‌فیل درجه اول به آن بدبختی‌هایى که هرگز گرد این مسائل نرفته‌اند حمله می‌کنند که تو انگلیسى هستى بابا اولاً انگلو‌فیل بودن اگر با شرافت باشد و یکى کسى در خیال خودش منفعت مملکتش را در این ببیند که بگوید با فلان سیاست موافقم نه براى این که استفاده مادى بکند نه براى این که خانه‌اش را بفروشد استفاده بکند این که عیبى ندارد آن وقت همین آدمى که خودش سیاست انگلیس را بازى می‌کند مى‌آید مى‌گوید آنگلو‌فیل سیاست انگلیس به الفاظ غیر‌مستقیم ... خلاصه این مسائل را مى‌گذارم براى بعد ضمناً عرض می‌کنم که در باب این بیانى که بعضى‌ها فرمودند کافى است که مردم ایران در روزنامه‌ها بخوانند که شخص محترمى برخاست و گفت من آزادی‌خواه هستم من بی‌نظر و پاک هستم من ضد انگلیسى هستم و ولى مصدق‌السلطنه و صالح و آزاد آدم‌هاى ناپاکى هستند وطن‌فروش هستند و انگلیسى هستند مردم اگر عاقل باشند ملتفت خواهند شد محتاج به دفاع بیشترى نیست (نورالدین امامى- وزیر فرهنگ قوام‌السلطنه را بگو) بنده وزیر فرهنگ قوام‌السلطنه بودم اگر آقاى رئیس اجازه بفرمایند در این باب مطالبى عرض خواهم کرد قوام‌السلطنه یک وقت براى مملکت نمونه وطن‌پرستى و ملت‌خواهى بود و قوام‌السلطنه بنده کارى به زندگى خصوصى او ندارم قوام‌السلطنه کسى بود که آذربایجان را نجات داد (همهمه نمایندگان- این طور نیست- این طور نیست) (نورالدین امامى- بیا پایین رفیق قوام‌السلطنه) (افشارصادقى- قوام‌السلطنه خائن بود خائن به ملت بود) (نورالدین امامى- شاه آذربایجان را نجات داد.)

رئیس- آقا ى امامى، آقاى افشار نظم را رعایت کنید اگر اکثریت نظم را رعایت نکند این طور شلوغ بکند که نمى‌شود.

دکتر شایگان- اتکای عرایضم به بیان اعلیحضرت همایونى است (یکى از نمایندگان- خود شاه کرد) البته شاه کرده است بنده نگفتم که شاه نکرده است بنده نگفتم مردم غیور آذربایجان نکردند ضمناً گفتم آن شخص را در یک وقتى مردم ایران به این سمت شناخته (عده‌ای از نمایندگان- هیچ‌وقت) شما هر روز یک صحبتى خواهید کرد فردا اگر این بیچاره هم نبود (اشاره به نخست وزیر) همین صحبت را خواهید کرد (صحیح است) و اما راجع به عرایضى که می‌خواستم عرض کنم راجع به دولت اگر بنده می‌خواستم قبل از بیانات جناب آقاى دکتر بقایى و آقاى تیمورتاش صحبت بکنم البته طرز بیانم شکل دیگرى بود ولى فعلاً دو نفر یکى به عنوان مخالف با دولت و یکى به عنوان موافق با دولت اینجا بیاناتى کردند بنده به جاى این که مستقلاً مشغول اعتراضات و ایراداتم به دولت بشوم از بیانات این دو نفر استفاده می‌کنم از بیانات آقاى دکتر بقایى این استفاده را مى کنم که سعى نمى‌کنم نطق من مفصلاً جامع تمام ایرادات به دولت باشد به دلیل این که ایشان در نهایت خوبى در نهایت فصاحت و بلاغت و با استدلال در نطق خود تمام آن ایرادات را بیان کردند اگر من به اجمال برگزار کنم و به اشاره بگذرم البته هیچ اشکالى نخواهد بود این استفاده‌ای است که از نطق آقاى دکتر بقایى می‌کنم استفاده‌ای که از نطق آقاى تیمورتاش می‌کنم بیاناتى است که ایشان نمى‌دانم سهواً یا عمداً به نفع اقلیت و در تأیید گفته‌هاى آنها کردند (تیمورتاش- با حفظ ماده 90) اهانتى نیست توهینى نیست کسى تأیید کسى را بکند این توهین نیست در این باب بنده این دو استفاده را خواهم کرد ایرادات کلى به کابینه و برنامه آقاى رزم‌آرا اینجا هست (اشاره به اسناد و اوراقى که روى تریبون بود) ولى

+++

دو ایراد اساسى است که همین نطق‌هاى موافق و مخالف و نطقى که همین امروز هم قبل از دستور شد بیشتر در اطراف دو ایراد بود این دو ایراد این است که بعضى یعنى اقلیت معتقدند که جناب ایشان (اشاره به نخست وزیر) دیکتاتور هستند و مى‌خواهند ایجاد دیکتاتورى بکنند مخالفین عکس این را می‌گویند. می‌گویند خیر این اشتباهى است که شما می‌کنید این طور نیست پس ایراد اول و مسئله اهم عبارت از همین است و بقیه قسمت‌ها در درجه دوم است ایراد دوم مسئله این است که آیا این کابینه به کمک اجانب آمده البته این را خلاف مصلحت خود ایشان و مملکت می‌دانند بعضى‌ها مى‌گویند اشتباه است و این طور نیست ایشان را ملت ایران آورده گمان می‌کنم بحثى که باید اینجا بشود همین دو مسئله است بقیه مسائل به کلى ثانوى و جزئى است مثلاً فرض بفرمایید این که ایشان کارى خواهند کرد یا نخواهند کرد و بسیارى از نخست وزیر‌ها همکارى نکر‌دند این امرى نیست و ایرادى نیست مسائلى که از قبیل باشد وزرای کابینه اعضایشان را جز چند نفرى که از آنها استفاده شده است و نیک‌نامند و پاکیزه هستند و مثل آن لعاب‌ قندى است که به روى گنه گنه‌اى که می‌خواهند به شخص حصبه‌اى بدهند کشیده‌اند البته حب گنه گنه براى مالاریا خیلى خوب است نه حصبه پس حالا این مسائل ثانوى است مسئله مهم همین دو تا است همین قضیه دیکتاتورى و قضیه استعانتى است که از خارج شده است یا نشده است بنده وارد همین قضایا می‌شوم اولاً موضوع دیکتاتورى را مطرح می‌کنم از نمایندگان محترم اکثریت سؤال می‌کنم آیا معتقدند که ایشان (اشاره به نخست وزیر) دیکتاتور هستند و دیکتاتور خواهند شد یا نیستند یک جواب می‌خواهم.‏

رئیس- سؤال نماینده از نماینده مطابق آیین‌نامه ممنوع است‏.

تیمورتاش- اصلاً این سؤال جواب ندارد رأى ما جواب ایشان است‏.

دکتر بقایى- جواب را آقاى تیمورتاش قبلاً داده‌اند.

دکتر شایگان- سؤال آن چیزى است که بنده بنویسم بدهم به مقام ریاست این سؤال نیست که آیا حسن آمد یا نیامد حالا تشخیص با آقاى رئیس است .(تیمورتاش- رأى ما جواب است)

دکتر شایگان- در جلسه گذشته ژست‌هاى زیباى حضرت عالى را همه دیدند (تیمورتاش- باز هم تکرار می‌کنم) آقایان بى‌لطفى کردند و جواب ندادند. (فولادوند- یک جواب کافى است) عرض کنم با این بیانات جواب ندادند.

غلامرضا فولادوند- ما عقیده داریم ایشان دیکتاتور نباشند.

رئیس- سؤال نماینده از نماینده ممنوع است طرز جدیدى را که نمی‌شود در اینجا اختراع کرد ماده 180 را قرائت کنید.

( ماده 180 به شرح زیرقرائت شد)

ماده 180- سؤال یا تذکر و استیضاح نماینده از نماینده دیگر ممنوع است‏.

رئیس- من آیین‌نامه را رعایت مى‌نمایم.‏

دکتر شایگان- بلى بنده عرض کردم تشخیص این که این سؤال می‌شود یا نمی‌شود با جناب رئیس است ولى بنده عرض کردم که به این سؤال خلاصه جواب داده نشد (شوشترى- لائسئلو عن اشیاء ان تبد لکم تسؤکم) خوب شد آقاى شوشترى به کمک من رسیدند ایشان چیزى فرمودند من استفاده می‌کنم و می‌گویم فسئلو اهل الذکر نباید از آقایان سؤال کرد (سلطان‌العلماء- گفتند لاتسئلو اهل الذکر) این آیه را جنابعالى اختراع کردید (فرامرزى- اهل ذکر ایشان هستند) عرض می‌کنم که اگر آقایان این را قبول ندارند و یا این که سکوت می‌کنند ولى نماینده محترم اکثریت آقاى تیمورتاش اینجا تشریف آوردند و تصدیق ضمنى فرمودند که جناب آقاى رزم آرا دیکتاتور هستند (تیمورتاش- ماده 90) آقایان عرایض بنده را می‌شود انکار کرد اما صورت مجلس را که نمی‌شود (صاحب‌جمع- غلط چاپ کرده‌اند) مگر غلط چاپ شده باشد (صاحب‌جمع- وقتى همچو اظهارى را یک وکیل بکند به اکثریت چه؟) بنده که نگفتم اکثریت گفته بنده عرض کردم که ایشان فرمودند اولاً دموکراسى مدت می‌خواهد (تیمورتاش- حالا هم عرض می‌کنم) و شما مدت قائل نیستید یعنى حکومتى که می‌تواند مملکت را نجات بدهد دیکتاتورى است (فقیه‌زاده- حکومت مقتدر) توجه بفرمایید حضرتعالى آقاى فقیه‌زاده در روزى که آقاى دکتر مصدق صحبت می‌کردند خود را معرفى کردید بعد می‌فرمایند در تأیید این که دیکتاتورى چیز خوبى است اگر دیکتاتورى بد است دکتر بقایى براى من و تو بد است یعنى براى ملت خوب است من و تو را می‌کشند ولى چه بسا قاطبه ملت ایران بتوانند نان راحت بخورند (صحیح است) آقایانى که منکر محسوسات هستند بفرمایند که جز این نیست این نظر این آقا است این نظرى است که جناب آقاى تیمورتاش به نمایندگى اکثریت صحبت می‌فرمایند (غلامرضا فولادوند- هیچ نمایندگى ندارند) (صدرزاده- بیان شخص خودشان است) از طرف خودشان فرموده بودند که اگر این مطلب روشن می‌شد که آقایان قبول دارند که رئیس محترم دولت حکومت مطلقه فردى را طالب است یا نه کار ما خیلى آسان می‌شد به دلیلى این که از یک مقدار از دلایلم براى این که ثابت بکنم جناب ایشان طرفدار این قبیل حکومت هستند و چطور می‌خواهند حکومت بکنند از گردن من ساقط می‌شد و عرض نمى‌کردم حالا که ایشان این را مجمل گذاشتند ناچارم که بنده این عرایض را بکنم و بعد یک بحث دیگرى را پیش بیاورم آن بحث عبارت از جوابى است به آنهایى که تصور می‌کنند نجات مملکت در دیکتاتورى است آنهایی که عقیده دارند انشاء‌الله هیچ‌کس عقیده ندارد یک نفر هست که عقیده دارد (اشاره به تیمورتاش) جوابى را که به آقایان می‌دهم به آقا بدهم و بگویم نه آقا نجات مملکت در دیکتاتورى نیست همه این مقدمات درست است همه مقدمات که مملکت در فقر است، در بدبختى است، خطرناک است خطرى داخلى و خارجى، مقدمات همه درست است صغرى و کبرى همه درست است نتیجه غلط است حکومتى که باید رفع این بدبختی‌ها را بکند حکومتى است ملى و دموکراتى حکومت مردم بر مردم و حکومت قانونى منبعث از مجلس متکى به اکثریت (صحیح است- احسنت) ولى نه آن حکومتى که اکثرت را تحت تسلط بگیرد آمدیم در باب این که بنده تصور می‌کنم که جناب آقاى رزم‌آرا می‌خواهند حاکم مطلق و دیکتاتور ایران باشند بنده حضورشان ارادت دارم یعنى نه الان پیدا شده است مال سابق است و حالا دارد از بین می‌رود ارادت بنده از وقتى است که ایشان رئیس دروس دانشگاه جنگ بودند دانشگاه جنگ البته که ملاحظه می‌فرمایید عنوان غیرقانونى ندارد ولى خوب حالا دانشگاه است دانشگاه را باید مجلس تأسیس بکند و اجازه بدهد در هر حال رئیس دروس آنجا بودند و بنده خدمتشان رسیدم ایشان خیلى منطق صحیحى دارند خیلى هم در کارهاى خودشان جدى هستند خیلى هم صمیمانه کار می‌کنند و در زیر سایه یعنى همسایه‌شان هستم و سلام و علیک هم داریم و بیش از این هم نبوده است ولى حالا این مسئله مسئله شخصى نیست مسئله این است که مى‌گوییم جناب ایشان می‌خواهند دیکتاتور باشد دیکتاتورى را در اینجا به وجود بیاورند دلایل بنده چه چیز است؟ (تیمورتاش- یکى لباس نظامى است) لباس نظامى که تنشان نیست چشمتان را باز بکنید آن آقا دیگرى هستند اشتباه نکنید (خنده نمایندگان) علتش تربیت بسیار صحیحى است که ایشان دارند به اقرار خودشان تربیت نظامى است که ایشان دارند از وقتی که ایشان دست چپ و راستشان را شناخته‌اند با این حرفه شریفه براى این مملکت انجام خدمت نموده‌اند همیشه آمر و مأمور نظامى بوده‌اند تمام تحصیلاتشان هم در این رشته بوده است بنابراین وجودشان براى یک مملکتى در این رشته مغتنم است آقا یان همه می‌دانند آنهایی که در مسائل پیسیکولوژى علم‌الروح روانشناسى کار کرده‌اند می‌دانند که اشتغال به یک حرفه‌اى یک نوع انحراف‌هایى در انسان درست می‌کند فرنگی‌ها بهش می‌گویند انحراف حرفه‌اى دفرماسیون پروفسیونل (شوشترى- فارسى بفرمایید) بنده فارسى‌اش را ترجمه کردم ولى چون فکر کردم که ممکن است درست ترجمه‌اش‏

نکرده باشم براى جنابعالى فرانسه‌اش را گفتم (خنده نمایندگان) (شوشترى- بنده افتخار می‌کنم که فارسى را خوب می‌فهمم و خوب صحبت می‌کنم) (خنده نمایندگان) بلى بر منکرش لعنت (شوشترى- البته

+++

بر منکرش لعنت) بنده جناب آقاى فرامرزى که در مقابل بنده هستند و بنده مقابل ایشان ما معلمیم و چون معلمیم این عیب در ما پیدا می‌شود مثلاً اگر یک وقت بخواهید مرا گیج کنید بهترین راهش این است که یک الفاظ غلطى را بگویید به مجرد این که این الفاظ غلط را گفتید من حواسم پرت می‌شود حالم خراب می‌شود گیج می‌شوم این انحراف براى چیست براى این است که ما معلم بودیم هر قدر هم قوت نفس داشته باشیم باز اشتباه می‌کنم فکر نمی‌کنم که مسائل مهمى است صحبت زیر وزیر نیست ولى نمی‌توانم از این زیر وزیر خارج شوم همین عیب در اشخاصى که در نظام خدمت نموده‌اند پیدا می‌شود (فرامرزى- آقا در معلمى که عیب نیست حالا مال نظامى را نمى‌دانم) عیب نیست عیب حرفه‌اى است عرض کردم آن قالی‌باف که مهمان شما است اول که مى‌آید در خانه شما می‌گوید آقا این قالى کرمانى است فکر نمی‌کند اینجا صحبت قالى نیست آمده است مهمانى کسانى که تربیت نظامى دارند این عیب برایشان پیدا می‌شود عرض کنم که این عیب براى ریاست وزرایى و سیاستمدارى عیب است ایشان نمى‌توانند منکر بشوند که این شکل بوده‌اند اولاً راجع به کار ایشان ثانیاً راجع به سوابق ایشان بنده ادعا ندارم که حرف‌هایى که علیه ایشان گفته می‌شود صحیح است در باب سوابق است یا نه در باب چیزهاى فعلى اینها چیزهاى روشنى است و جاى اظهار تردید نیست ولى در بین مردم ایران، مردم ایران می‌گویند ایشان سه سال است تمام جریانات سیاسى مملکت دخالت بکنند معذلک در کلیه سیاست‌هاى این مملکت دخالت کرده و این خصیصه ایشان را که عبارت است از این که تجاوز بکنند به تمام قواى مملکتى و همه قواى مملکتى را در تحت سلطه خودشان بگیرند نشان می‌دهد مطالبى که در دوره ریاست ستاد ایشان در این مملکت اتفاق افتاد این مطالب بعضى بسیار مخوف است و اگر خداى نخواسته این مطالب درست باشد واقعاً به هیچ‌نحو از انحاء ایشان نباید در سر هیچ کارى از کار‌هاى این مملکت باشند در زمان ایشان بزرگ‌ترین اهانتى که ممکن است به یک ملتى بشو دشد آن بزرگ‌ترین اهانت عبارت از این است که شاه یعنى علامت سمبل یک مملکت (صحیح است) شاه یعنى وقتى بخواهند یک مملکتى را معرفى کنند او معرف است او است که نماینده می‌فرستد او است که نماینده می‌پذیرد مردم ایران اگر هزار مصیبت ببینند اتحاد معنوى خودشان را به وجود ایشان می‌دانند این شاه مملکت مورد اهانت قرار گرفت اهانت شدید یعنى آن توطئه‌ای‌ که کردند و به ایشان تیر انداختند این کار در زمان ریاست ستاد ایشان شد (عده‌ای از نمایندگان به ایشان چه مربوط است در زمان ریاست وزرایى ساعد هم شد) در زمانی که بنده معلم مدرسه حقوق بودم (تیمورتاش- اتفاق در دانشکده حقوق شد) بلى بنده باعث شدم عرض کنم به حضور شما یک همچو اتفاقى افتاد یکى از وزرا که الان اینجا حاضر است ناظر این اتفاق بود کسى که مختصرى از نظام و پلیس اطلاع داشته باشد باید یک همچو عنصر کثیف و رذل و پست را دستگیر کنند و بیاورند از او سؤال کنند که تو از کجا آمده‌اى چه شده است که این کار را کرده‌اى اگر بنده دست و پاى خودم را گم کنم در یک چنین مقامى مثلاً اگر رولور داشته باشم (رولور هرگز نداشته‌ام) و این آدم را بکشم می‌گویند آقا تقصیر نداشته است خیال می‌کند خدمت به شاه می‌کند خدمت به مملکت می‌کند یک چنین شخصى را زده است ولى کسی که عمرش را در نظام صرف کرده در امور پلیسى صرف کرده است این آدم بیاید و با وجودی که یکى از وزرایى که اینجا حاضر است آنجا بوده است وقتی که این آدم دستش را بلند کرد و در حال تسلیم بوده چرا این را کشتند این یکى مسائلى است که ایجاد شبهات کرده ایجاد شبهات را بنده نکرده‌ام ایجاد شبهات براى مردم کرده است دلیلش کاغذ‌هایى است که به بنده می‌رسد عرض کردم من تأیید نمى‌کنم ولى این شبهات هست یکى از اینها این طور می‌نویسد می‌گویند پس از واقعه شوم 15 بهمن 1327 و آن سوء‌قصد خائنانه که رکن 2 دژبانى مسئول هستند و می‌بایستى مورد مؤاخذه قرار گرفته و مجازات سخت می‌شدند بعد از 45 روز سرهنگ گیلان‌شاه رئیس رکن 2 و سرهنگ دفترى فرمانده دژبان پادگان مرکز را به درجه سرتیپى مفتخر کردند و براى رئیس شهربانى وقت واکسیل آجودان مخصوص تقاضا شد (غلامرضا فولادوند- خود شاه این درجات را داده است) آقا شما مگر فارسیتان مثل بنده است عرض کردم که تقاضا شده است شاه که خودش به کسى چیزى نمی‌دهد همیشه اشخاصى که سر کار هستند تقاضا می‌کنند وزیر فرهنگ براى اشخاصى که مربوط به وزارت فرهنگ است رئیس ستاد وزیر جنگ است براى وزارت جنگ این چه حرفى است شما می‌زنید بنده عرض کردم نمى‌خواهم اینها را تأیید بکنم مردم این طور فکر می‌کنند عرض می‌کنم آقایانى که جواب بنده را می‌دهند که آقا این کار مربوط به شهربانى است چه ربطى به دیگران دارد اینها می‌خواهند مردم را فریب بدهند مردم می‌دانند که شخصیت ایشان در این چند سال چطور بوده و اخیراً در تمام شئون این مملکت دخالت کرده‌اند این را مردم می‌دانند و الان می‌بینند که به چه نحو دخالت‌هاى ایشان در محاکم نظامى در دادگسترى و در جاهاى دیگرى که اگر ذکرش را بکنم ایجاد تشنج می‌کند فراوان بوده است کسى که طبیعتش این است نمى‌تواند دست از طبیعتش بردارد مخصوصاً اگر انتخاب ایشان براى همین خصوصیات نباشد روزنامه شاهد که طرف حمله یکى از دوستان اکثریت شد راجع به این وقایع یکى چیزهایى می‌گوید اینها زبان مردم ایران است می‌گوید اینجا بدون این که بخواهم کلیه مانورهاى دیکتاتور‌طلبان را مورد بحث قرار بدهم به رئوس کارهایى که برای این منظور- بسط فقر و گرسنگى و ایجاد یأس و آشفتگى- به عمل آورده‌اند اشاره می‌نماییم قتل مرحوم محمد مسعود براى مرعوب ساختن منقدین- سوء‌قصد 15 بهمن و عواقبى که بر آن براى استقرار حکومت نظامى و تحدید آزادی‌هاى فردى مترتب گردید- قتل هژیر هنگامی که آرای اهالى تهران صریحاً مخالفت خود را با مدافعین دموکراسى و موافقین حکومت زور و قلدرى ابراز می‌داشت. تبعید و توقیف اقلیت سابق به اتهام مداخله در ترور مرحوم هژیر- نگهدارى آنان در زندان حکومت نظامى براى ابراز قدرت دستگیرى دکتر بقایى و محاکمه و محکومیت او به طوری که همه می‌دانیم- قتل مرحوم دهقان که بدبختانه (براى آنها) قاتل آن دستگیر گردید (نظر ایشان این است که میل نداشتند قاتل ایشان دستگیر شود) اقدامات دیگرى هم در جبهه‌هاى دیگر می‌شد. ایجاد قحطى مصنوعى به وسیله بازگرداندن دروازه‌هاى کشور (چه کسانى مأمور حفظ آن دروازه‌ها بود‌ند) تحریک مهاجرین بیکاران و دهاقین آذربایجان به مهاجرت به سوى تهران (چه کسانى باعث شدند که در رادیو گفته شود به بیکاران نان مجانى و روزى سى ریال مزد داده می‌شود؟) اعتصاب کارگران و تیراندازى در شاهى (چه کسى تلگرافى کارگران را به پایدارى تشویق نمود؟) اعتصاب دانشگاه (چه عواملى مانع این بود که با وجود حسن‌نیت بارز دانشجویان اعتصاب خاتمه نیابد تا ..) اعتصاب کارمندان دولت (آن هم درست موقعی که دولت اضافات آنان را برای نخستین‌ بار در بودجه کشور منظور نموده بود 9 همه این کارها براى ایجاد فقر و گرسنگى و یأس و آشفتگى توسط همان کسانى انجام گرفت که مأمور و موظف بودند به مردم خدمت نمایند نان و کار مردم را تأ مین و با یأس عمومى و آشفتگى دستگاه دولتى مبارزه کنند بگذریم از سیل فحش و دشنام و تهمت ایادى معروف و اشخاصى که در مقابل هر خان حاکم پشت خم می‌کنند بگذریم از گفته‌ها و نوشته‌هاى کسانی که براى حمایت از شرکت فخیمه نفت آن چه ناروا و دروغ و مغلطه در چنته داشتند بیرون ریخته‌اند و هنوز هم می‌ریزند تا مطبوعات را بدنام کنند. عرض دوم بنده طرز تشکیل دولت ایشان است این طرز تشکیل دولت به کلى بى‌سابقه بوده است جزئى سابقه‌اى داشت لعنت بر کسی که این سابقه را گذاشت اول این که برخلاف سنن پارلمانى برخلاف سنتى که حتى شاه فقید در زمان ریاست وزرایى رعایت کرد ایشان رأى تمایل نگرفتند بنده فرصت این که در باب لزوم رأى تمایل صحبت بکنم ندارم این کار هم البته همان طور که عرض کردم وز رو وبالش متوجه آن کسى است که اول این کار را کرد ایشان اگر رأى تمایل می‌گرفتند. گمان می‌کنم بهتر است این قسمت را به سکوت بگذرانم در هر حال اولاً رأى تمایل نگرفتند در ثانى دولتی که قبل از ایشان بود به وضع غیرقابل قبولى کنار رفت و دولت مشروطه یعنى دولت رژیم مشروطه بایستى با رأى اعتماد بیاید و با رأى عدم‌اعتماد برود دولتی که جلسه پیشش وزیر جدید و معاون جدید معرفى کرد دولتى که جواب استیضاح را حاضر کرده بود و در

+++

مجلس اعلام داشت که جواب استیضاح را می‌دهم این دولت در تحت چه عواملى حاضر می‌شود و یک مرتبه استعفا می‌دهد و در فاصله چند ساعت کابینه جدید تشکیل می‌شود این هیچ با رژیم مشروطیت جور نیاید خواهید فرمود که اشکالى ندارد چون امر خیرى در پیش است ممکن است براى این امر خیر از این تشریفات صرف‌نظر کرد به حقوقدان‌هایى که در این کابینه هستند عرض می‌کنم مطلبى است این را آیهرینک گفته است و او این است براى این که مورد اعتراض آقاى شوشترى واقع نشوم به فارسى ترجمه می‌کنم می‌گوید که رعایت تشریفات (لافرم) که دشمن استبداد است خواهر توأمان آزادى است عبارت فرانسه بسیار فصیحى دارد فارسى را که من ادا می‌کنم نافصیح است (تیمورتاش- فرانسه‌اش را بفرمایید)Ennemiejuree de harbitraie la forme est la soeur jurnelle de la liberte

مسئله ریاست یک حکومت رئیس یک حکومت شدن دولتى رفتن دولت دیگر به سر کار آمدن مسئله خصوصى بین‌الثنین نیست مملکتى رژیم مشروطیت دارد وکلایى در اینجا هستند نمایندگانى هستند باید این کار سیر خودش را بکند هر اندازه هم که عجله باشد این سیر که نشد حقوقى از ملت فوت می‌شود این سیر که نشد مملکت به مخاطرات مى‌افتد می‌دانید چطور به مخاطرات مى‌افتد؟ بنده الان عرض می‌کنم به حمدالله لااقل آن طوری که آقایان مى‌فرمایند فشارى نیست اگر هم هست فشار زیر پرده است فشارى نیست که علنى باشد و همه ببینند (خنده نمایندگان) آقایان نمی‌دانم چه اصرارى دارند هر چیزى می‌گویند جنبه هزلیش را می‌گیرند و خنده می‌کنند فرض کنید که مملکت در یک مخاطرات درجه اولى است الان شاه مملکت مصلحت دید رئیس‌الوزرایى که می‌خواهد کار کند زود تعیین شود اشکالى ندارد دولت بیاید همین جا رأى بگیرد استعفا بدهد اشکالى ندارد ولى همیشه کار همین منوال نیست اگر یک وقتى قواى خارجى مسلط بر این مملکت شود (شوشترى- انشاء‌الله نمى‌شود) انشاء‌الله نباشد و همان طور که ترتیب کار مزورین متمدن‌نما است خواستند به صورت قانونى از یک مملکتى هر چه می‌خواهند آزادانه بگیرند در آن وقت معنى این حرف آیهرینک را مى‌فهمیم ما در آن وقت معنى این حرف را مى‌فهمیم که براى حفظ شاه مملکت و براى این که او هیچ‌وقت تحت فشار قرار نگیرد نبایستی بدون رأى تمایل کسى بر حکومت بیاید نبایستى که امر استعفاى دولت و نصب یک دولت دیگر امر بین‌الاثنین باید یک چیزى باشد که بگویند استعفا این دولت بایستى محرز باشد دلایلش معین باشد در روزنامه نوشته بشود مردم اطلاع پیدا کنند مجلس استماع بکند بعد هم استعفایشان را به اعلیحضرت همایونى تقدیم بکنند این فواصل و این تشریفات براى روز مبادا است البته روزى که اشکال مبادا را ندارد عیوب ظاهر نشده ولى این عیوب آن وقت ظاهر می‌شود آنهایى که می‌گویند شاه مملکت رأى تمایل بگیرد منظورشان تقویت شاه است نه تضعیف ایشان البته دشمن هر چه دلش می‌خواهد می‌گوید آیا آنها این نظر را ندارند آنها که می‌گویند انتصاب جدید بایستى بعد از این تشریفات باشد اگر آن دولت مستعفى است باید مردم و مجلس ببیند در حال استعفا است نه این که ببینند وزیر معرفى می‌کند معاون وزیر معرفى می‌کند و مى‌گوید که حاضر است جواب استیضاح را فردا بدهد این هم آقا دلیل دوم که در وضع تشریف‌فرمایى ایشان رعایت این نکته نشده است و اینها براى مملکت ایران خطرناک است براى اشخاصی که شاید سوء‌ظن داشته باشند ما سوء‌ظن نداریم ولى خیال کنید ما سوء‌ظنى هستیم براى ما زنگ خطر است پس معلوم می‌شود که ایشان می‌خواهند به نحوى که خودشان صلاح می‌دانند حکومت کنند بنده هم نمى‌گویم که ایشان می‌خواهند نسبت به مملکت کار بدى بکنند خیر شاید خیلى هم میل دارند که خدمت بکنند اما از این راهى که می‌روند این راه را ملت ایران نباید قبول بکند مطلب سوم این بود بعد از این که انتصاب ایشان انجام گرفت باز ایشان اقداماتى کردند که می رساند ایشان خودشان هستند ولاغیر و با سایر همکارا‌ن‌شان به قدرى صمیمیت دارند که خودشان را جاى همه‌شان می‌گذارند می‌گویند آقا با شما دوئى که نداریم وزیر دارایى باشد البته به وزیر دارایى می‌گوییم که حسن را بگذارد فلان جا اگر هم نباشد بین‌الاحباب تسقط‌الآداب من جاى او را می‌گیرم وزیر دارایى نیست نباشد بنده رئیس گمرک تعیین می‌کنم چه عجله‌اى بود آقا براى رئیس گمرک بنده رئیس شیلات تعیین می‌کنم بنده رئیس شهربانى و معاون محترم‌شان که گویا در وصف‌شان در آن نطقى که فرمودند گفتند از مردمان خوشنام و موجه هستند بعد شهردار تعیین می‌کنند دادستان تعیین می‌کنند نطق‌ها فرصت نداده است که سایر پست‌ها را تعیین کنند یکى از اشخاصى که به ایشان خیلى ارادت می‌ورزد و می‌خواست مرا متقاعد کند می‌گفت من تعجب می‌کنم شخصى که با این صحبت‌ها با این برنامه مى‌آید سر کار چطور شده است که به نطق افتاده بنده تعجب می‌کنم و این نطق‌ها را به ضرر ایشان می‌دانم ایشان خصوصیاتشان این است که اهل حرف نیستند ولى می‌بینم که ماشاء‌الله هر روز مشغول این کار هستند بعد همین طور رئیس راه‌آهن این را بعد گویا منصرف شده‌اند رئیس ژاندارمرى همان طور کسان دیگر را تعیین کرده‌اند دلیل دیگر بر این که خاصیت دیکتاتورى در وجود محترم‌شان است این است که دیکتاتور براى ضرب شست نشان دادن مخصوصاً سعى می‌کند که بگوید من به افکار عمومى بى‌توجهم منم که می‌توانم یک تنه ایران را نجات بدهم مردم هیچند حرف‌های‌شان بی‌جا است تکلیف خودشان ر انمى‌دانند من باید یک کارى را بکنم می‌کنم ایشان در این کار به حد کمال اقدام کرده یک دو مثال کوچک حضورشان عرض می‌کنم سرتیپ دفترى این مرد محترم (صحیح است) محترم است براى آنها که می‌خواهند محترم‌شان بشمارند (افشارصادقى- از خانواده محترمى است) احترام به خانواده نیست ابولهب هم بود خویش پیغمبر (خنده نمایندگان) ایشان همان کسى هستند که یک عمل ناهنجارى انجام دادند و آن عمل ناهنجار عبارت از این بود که پیشواى مسلمین آمدند به وضع بسیار نازیبایى به وضع بسیار زننده‌اى شب با یک تا پیراهن از آن بالاخانه کشاندند و بردند به فلک‌الافلاک به کورى چشم دشمنان مملکت مقام معنوى ایشان رفت به فلک‌الافلاک این شخص محترم را از ایران بیرون کردند کسى هم در آن موقع نبود که صحبت کند ملت ایران تأمل می‌کند زیاد هم تأمل نمی‌کند کسى منتظر فرصت می‌شود منتظر فرصت هم شد تا ایشان برگشتند آقا تمام تهران غیر از اکثریت مجلس آمدند و استقبال کردند اظهار خلوص کردند اظهار ارادت کردند چه کردند و چه کردند نه پولى بود و نه اجرتى اینها خودشان به صرف طبع آمدند که اگر کسى دیده بصیرتش را غرض کور نکرده است دیده است ولى ممکن است پیش‌آمدهایى بشود که اصلاً نبیند این شخصى که فرض کنیم این آقاى سرتیپ یا سرهنگ نمی‌دانم چطور آن دفترى این کار روى مقتضیاتى کرد و در صورتی که هیچ اقتضایى ندارد سلب آزادى از مردم هیچ اقتضایى ندارد و حکومت برای این است که مردم آزاد زندگى بکنند معذالک مى‌گوییم حالا این طور شده است و مردم می‌خواهند که او را محاکمه کنید آقاى آیت‌الله این را نوشت که او بایستى تحت محاکمه قرار گیرد براى خاطر این که به مردم بگویید کور شوید براى خاطر این که به مردم بگویید این حکومت حکومت مشروطه ملى نیست از مردم نیست می‌گویید ما به کورى چشم شما این را رئیس شهربانى می‌کنیم که معاون بدتر از خودشان را که من لایق نمی‌دانم اینجا صحبتش را بکنم (صحیح است) بعد از قرارى که شنیدم گفتند که آن شاهرخ را هم می‌خواهند دوباره به آن کار برگردانند ولى بعدى بنده نمى‌بینم (دکتر بقایى- برگشته آقا) خوب است حالا چون گفتند، انشاء‌الله درست است این هم دلیل دوم است براى این که می‌خواهند بگویند من هر کارى را که می‌خواهم می‌کنم مردم براى خودشان هر چه می‌گویند بگویند حرف آنها بى‌فایده است اگر غیر از این بود رعایت حال یک پیشواى ملى و مذهبى را مى‌کردند و این را نمى‌آوردند آقایان صحبت دیکتاتورى که می‌شود همه می‌گویند نه در دلشان می‌گویند بله اما خیال می‌کنند که دیکتاتورى یک خاصیت معینى دارد قیافه بسیار زیبنده جناب رزم‌آرا را می‌بینند مرد به این خوبى و مؤدبى که با بنیه سر آدم را می‌برد با پنبه مثل دسته گل (خنده نمایندگان) چون بنده خدمتشان رسیده‌ام می‌گویند خوب آقا چطور می‌شود که ایشان دیکتاتور باشند بله آقا همین است مثل دسته گل سر می‌برد دیکتاتورى چیزى غیر از اینها نیست دیکتاتورى عبارت از این است که یک فردى تمام قواى مملکتى را تحت سلطه و اقتدار شخصى و فردى خویش بگیرد و مسئولیتى جز براى

+++

خود براى کس دیگرى نشناسد این چیزى که خطرناک است و ما از آن می‌ترسیم همین است و الا عرض کردم چیز دیگرى نیست حالا اگر شما اذعان دارید که این طور است د یگر پى چه می‌گردید که آیا دیکتاتورى هست یا نیست؟ در باب مسئله‌ای که چطور شده است ایشان که مرد عمل هستند شروع به نطق و خطابه فرموده‌اند این هم از خطرناک‌ترین کارها است این هم باز این خواص دیکتاتورى است یعنى چه یعنى به مردم می‌خواهند بگویند من آزادی‌خواه هستم ولى در باطن و در حقیقت ایشان آزادی‌خواه نیست خطرناک‌ترین کاری که یک دیکتاتور می‌کند همین است یعنى مردم فریب می‌خورند و به چاله مى‌افتند هیچ دیکتاتورى نمى‌آید بگوید که من آمده‌ام براى این که سلب آزادى از شما بکنم همه شما را مثل بره می‌دانم خودم می‌خواهم گله‌بان باشم و چوپان باشم و دیگر هیچ کسى نباید حرفى بزند همه این حرف‌ها را مى‌زنند مرحوم شاه فقید که مملکت ایران خیلى چیزهایش را مرهون ایشان است و خیلى از بدبختی‌هایش را هم هر دوى آن را آن هم به همین ترتیب شروع کرد او هم به همین صحبت‌ها شروع کرد او را خود من دیدم که در دسته‌هایى که براى عزادارى بود براى جلب توجه مردم و براى فریب دادن آنها می‌رفت اگر کسى این کار را بکند می‌گویند تزویر و ریایى است که می‌خواهد با این تزویر و ریا مردم را فریب بدهد و بعد که سوار آنها شد تکلیف آنها را روشن بکند بنده تا اندازه‌اى صابون جناب آقاى نخست وزیر به چانه‌ام خورده است خدا کند همان باشد بقیه‌اش نمی‌دانم به چه صورتى باشد اینجا در این ضمن آن روزی که آقاى تیمورتاش صحبت می‌کردند که شما از چه خائفید از این که جان شما از بین می‌رود کسى از این خائف نیست کسى از این که جانش را در راه مملکت فدا کند خائف نیست این بنده مردنى که دو سال دیگر سه سال دیگر باید زحمت را کم کنم (یکى از نمایندگان- انشاء‌الله زودتر) انشاء‌الله ولى کسان دیگرى که نفس من در آنها تأثیر کرده است پوست از سر مخالفین می‌کنند آنها خدمت شما هستند (خنده نمایندگان) من از این بابت که یک عمر است که براى این مملکت و براى این آزادى زحمت می‌کشم که خلاصه آن درد و رنج و زحمت بود به جان خودم اهمیت نمی‌دهم دوستان من در دولت هستند می‌دانند براى من‏ زندگى چیز دیگرى نیست از روزی که چشم و گوش باز کردم همه‌اش کار کردم یا درس خواندم یا درس دادم یا زحمت کشیدم نه عیاشى نه هیچ تمتعى از این دنیا نبردم بنابراین اهمیت به این مسئله نمی‌دهم اما صحبت سر این است که بایستى من در راه خودش فد اشوم (تیمورتاش- آقای دکتر همه‌اش صحبت از خودتان می‌کنید) اما کسی که از یک ساعت وقتش نیم ساعتش را صرف حماسه‌سرایى خودش کرد از حسب از نسب از اجدادش گفت از قوطى سیگار طلا و غیره صحبت کرد حالا من یک کلمه صحبت می‌کنم می‌گوید از خودت صحبت می‌کنى آن که اینجا حماسه‌سرایى می‌کرد مثل پهلوان‌هاى قدیم حالا آن شعر‌ها یادم نیست فقط یک شعرش در نظرم هست البته در مثل مناقشه نیست آنجا که می‌گفت منیژه منم دخت افراسیاب برهنه ندیده تنم آفتاب (خنده نمایندگان) عرض کردم در مثل مناقشه نیست (تیمورتاش- از لحاظ معنى همان طور بود من لخت و عریان آمدم اینجا چیزى ندارم پنهان کنم) عرض می‌کنم حالا غرض این است که ما در این بابت کوتاهى نداریم و البته تا زنده‌ایم بایستى وظیفه خودمان را انجام دهیم اما مطلب اصلى بنده در دو سه جا دخالت مستقیمى که جناب آقاى نخست وزیر در دادگسترى کرد آنجا حاضر و ناظر بودم یکى در محاکمه توده‌ای‌ها بود که همه تقاضا داشتیم که این محاکمه در دادگسترى انجام بگیرد و مردم ایران ببینند که اگر اینها شیاطین بدى هستند از آنها منحرف شوند و فریب آنها را نخورند یا اگر اینها بی‌گناه هستند بروند پى کارشان هر قدر ما اصرار ورزیدیم و دلایل منطقى آوردیم دلیلى که روز اول من در محاکمه توده‌ای‌ها گفتم دو سال بعد در مورد قضیه لار مورد تأیید دیوان کشور شد یعنى (فرامرزى- این شهر دو قضاوت دارد این بام دو هوا دارد این مملکت دو نرخ دارد از این حرف‌ها‌یت بترس آقاى فرامرزى عرض کنم به حضورتان که آقا این بیچاره‌هایی که به عنوان قاضى ما می‌رفتیم با آنها صحبت می‌کردیم که آقا شما چه داعى دارید که محاکمه مخفى باشد بروید در محاکم عمومى تا مردم ببینند اگر شما یک آدم شقى را در خفاى از مردم بردید مجازات کردید مردم به واسطه حسن‌نظرى که به حکومت دارند خیال می‌کنند که این شقى آدم رسیدگى کردند و شقاوتش را دیدند دیگر بیم این ظن و وهم نمی‌رود بنده خلاصه عرض می‌کنم با این صاحب‌منصبانى که به غلط اسم افسر به آنها داده اند افسر یعنى تاج افسر راز کلمه افسر انگلیسى گرفتند ببینید که درنهاد ما چه چیزهائى هست عرض می‌کنم به این صاحب منصبان گفتم که شما چه داعى دارید که این کار را بکنید آن وقت او براى خودش سیگار می‌کشید به خداى احد و واحد قسم اصلاً به مدافعات گوش نمی‌داد من منظورم این نیست که بگویم چرا محکوم کردند نه وارد این موضوع نمی‌شوم اما منظورم این است که این را برسانم وقتى که خوب وارد می‌شدیم صحبت می‌کردیم می‌گفتند که ما نمی‌توانیم ما تحت امریم تحت از این روشن‌تر عرض کنم خود ما شرفیاب حضورشان شدیم در قضیه دکتر بقایى سر هیچ و پوچ ایشان را توقیف کردند نسبت به توده‌ایها همه می‌توانند عنوانى پیدا کنند ادعا کنند که آنها چه کردند، چه کردند بد کردند مسئله کار قضایى دکتر بقایى که این چیزها نبود می‌گفتند که آقا در روزنامه‌اش اهانت به ارتش کرده روزنامه به ارتش نیست به عکس تعریف از ارتش کرده گفته فلان سرهنگ کار بدى کرده خدمت ایشان رفتیم گفتیم که آقا این براى شما خوب نیست آن جمله‌اى که ایشان در مجلس به شما گفته بیم این می‌رود که بگویند شما غرض دارید شما در مظان تهمت‌اید بیم این می‌رود که شما می‌خواهید انتقام آن را بکشید و الا این قضیه که ربطى به اهانت به ارتش ندارد ایشان مطلقاً و ابداً توجهى نکردند بنده قابل توجه نیستم اما دیگران هم بودند که بعدها کاندید تهران شدند روزنامه‌نویس‌ها و خیلى‌ها بودند هیچ هیچ هیچ به این صحبت توجه نکردند بعد از آن مسئله که اگر آن سؤال مورد توجه قرار گرفته بود یک کلمه دیگر در این بابت صحبت نمی‌کردم و زحمت نمی‌کشیدم تمام این حرف‌ها از بین می‌رفت برسیم ببینیم آقا که ما چه دردى داریم که با دیکتاتورى مخالفیم چرا با دیکتاتورى مخالفیم؟ اگر دیکتاتورى آن میوه رسیده است که به حلق و گلوى ما می‌اندازند اگر مملکت آبادى و آزاد و فلان و فلان خواهد شد آخر ما چه شیاطینى هستیم که با این مخالفیم چرا مخالفیم باید ما اینجا بگوییم که چرا مخالفیم بنده عرض می‌کنم که براى مخالفت با دیکتاتورى می‌شود اینجا خیلى صحبت کرد به قول‏

رئیس- آقاى دکتر شایگان متأسفانه وقت شما منقضى شد.

دکتر- شایگان- چرا منقضى شد.

رئیس- یک ربع با 11 مانده حالا هم یک ربع به ظهر است.

دکتر شایگان- بنده آن ساعت را می‌بینم بنده ساعت 11 بود که شروع کردم.‏

رئیس- یک ربع به 11 مانده بود نمى‌خواهم که حق کسى را تضییع کنم بیانات ایشان خیلى نمکین و خیلى مفید است ولى وقت ایشان تمام شده است.‏

دکتر شایگان- خیلى متشکرم ولى باید این قسمت را عرض بکنم بنده عمده عرایضم را نگفتم اگر غرض این است که مخالفین حرفى نزنند که بسیار خوب و الا بنده مطالبم را نگفتم می‌خواستم عرض کنم که دیکتاتورى مردم را به قعر جهنم خواهد برد می‌خواهم ثابت کنم (صحیح است) بنده می‌خواهم جواب حضرت آقاى تیمورتاش را عرض کنم که خیال می‌کند این مائده بهشتى است براى مملکت ایران آمده است‏.

دکتر کیان- موافقت می‌کنیم که بقیه مطالب‌شان را بگویند.

دکتر شایگان- اگر اجازه بدهید دو مطلبى را که بنده اینجا طرح کردم یکى نیمه تمام مانده است و یکى دیگر عبارت از این است که ...

رئیس- اگر شما می‌خواهید صحبت کنید ممکن است من ده دقیقه از مجلس اجازه بگیرم وقت قانونى شما تمام شده.

دکتر شایگان- بسیار خوب اجازه بگیرید.

رئیس- آقایان موافقند که ده دقیقه ایشان صحبت کنند (جمعى از نمایندگان- مانعى ندارد بفرمایید)

+++

دکتر شایگان- بند‌ه عرایضم به طور اجمال این است که می‌خواهم بگویم دیکتاتور ى این مملکت را بدبخت می‌کند در ثانى می‌خواهم ببینم قضیه‌اى که بیگانگان کمک و دخالت کرده‌اند درست یا خیر؟ تکلیف ما و بدبختى‌ها چه چیز است و تا چه حدى یک مملکتى مثل ایران می‌تواند در باب سیاست خارجیش قبول کمک و قبول همکارى بکند آقا این مسائل معظم و درجه اول است اگر اجازه بدهید می‌گویم اگر اجازه ندهید مثل خیلى چیزهایی که گفته نشده است می‌ماند اما راجع به دیکتاتورى که براى مملکت مضر است باید عرض کنم تمدن یک مملکتى زائیده و نتیجه افکار و آرا و کار و قدرت بدنى همه مردم آن مملکت است همه مملکت بایستى که سعى بکنند تا یک تمدنى به وجود بیاید اگر بنا باشد قواى روحیش خوب باشد عالم و عاقل باشد این فرد خودش را بگذارد به جاى همه مردم این کار کار معقولى نیست صورت‌پذیر نیست دیکتاتورى خصوصیتش این است که می‌گوید من به جاى همه فکر می‌کنم می‌گوید مشاوره و از عقل دیگران استمداد جستن بى‌معنى است در من خداوند اراده قوى خلق کرده من با این اراده‌اى که دارم جاى تمام قواى روحى و قواى جسمى دیگران را می‌گیرم اگر تصور می‌فرمایید این مطالب صرف بیان است توجهى بفرمایید به اوایل سلطنت شاه فقید ایشان بعد از این که آمدند و البته قصد خیر هم داشتند بعد از یک مدت قلیلى فکر و قوه عاقله را در تمام مردم از میان بردند به چه نحو؟ به این نحو که کسى یاراى این را نداشت که رأى خلاف رأى سلطان بگوید خلاف رأى سلطان رأى جستن ز خون خویش باشد دست شستن‏ شخصى که می‌خواهد حکومت مطلقه بکند و دیکتاتور بشود طبیعتش سازگار با مشاوره با مردم نیست تمام مردم بایستى تبعیت از فکر او بکنند فکر در مردم می‌میرد فکر که در مردم مرد تمدن می‌میرد تمدن نتیجه فکر همه است همه باید فکر کنند همه باید کار کنند تا این که یک تمدنى به وجود بیاورند اگر یک مردى بخواهد اراده خودش را بر دیگران تحمیل بکند دیگران حکم بهائم را پیدا می‌کنند آنها از مزایاى انسانى مى‌افتند البته تا یک مدتى حرکت مذبوحى هم خواهند کرد البته تا یک مدتى مردمى که آزادند فکر کنند البته دل‌شان می‌خواهد که آزاد فکر بکنند ولى بعد از آنى که حکومت دیکتاتورى یک مدتى بر سر کار ماند خو می‌گیرند و یک مرد متفکر پیدا نمی‌شود دیگر کسى در صدد این که به مملکتش از راه فکر، از راه اراده و از راه کار خدمتى بکند برنمى‌آید فقط توجهش معطوف به این می‌شود که چه کنم آن زندگى روزمره شکم‌خوارگى را تأمین کنم می‌گوید ما را که در جا‌هاى عالى راهى نیست ما را که در عظمت مملکت در آزادى راه نمی‌دهند و تمام قواى ما باید صرف این بشود که خوب بخوریم و خوب بخوابیم، رجال مملکت که از میان بروند البته این خیلى عیب ندارد درست است که اگر آنها هم نباشند می‌میرند ولى حکومت معمولى باشد یعنى آزادى باشد به جاى رجال، رجال دیگرى تربیت می‌شوند اگر مردم دیدند که اشخاصى آزاده، آزادى‌طلب اشخاصی که وطن‌پرست هستند و براى مملکتشان خدمت می‌کنند آنها آبرویى دارند وضعى دارند احترامى دارند البته اشخاصى دیگر سعى می‌کنند نظیر اینها تربیت شوند ولى به عکس اگر دیدند که این چیزها و زروو بال است، اگر دیدند صحبت مملکت کردن، صحبت وطن کردن، صحبت آزادى کردن نتیجه‌اش زجر و شکنجه و قتل است دیگر آدمى دنبال این کارها نمی‌رود به این ترتیب رجال سیاسى این مملکت از بین می‌روند و دیکتاتور بیچاره یک روز می‌بیند خودش است و خودش می‌بیند هر وقت می‌خواهد مشاوره بکند به جاى این که کمک فکرى بهش بدهند می‌گویند نظر صحیح همان است که فرمودى این کارى است که خودش کرده خود کرده را تدبیر نیست این نتیجه حکومت دیکتاتورى است این نتیجه اولیش نتیجه دومیش این است خدا بیامرزد شاه فقید را این قدر سعى کرد که مردم وطن‌پرست بشوند براى مملکت جان‌فشانى بکنند هیچ تأثیر نکرد براى این که من له‌العنم فعلیه‌الغرم بایستى اگر می‌خواهند مردم وطن‌پرست باشند به مملکتشان علاقه داشته باشند جان‌فشانى بکنند بهشان اجازه بدهند که در کار مملکت دخالت کنند دیکتاتور اولین حرفى که می‌گوید یا در دلش هست این است که فضولى نکن وقتى به مردم گفتید فضولى نکن مردم دیگر علاقه به ملکتشان پیدا نمى‌کنند راه را کج مى‌کنند می‌گویند آقا این راه راه ما نیست برویم دنبال همان چیزهایى که زندگى روزمره‌مان را فراهم بکنیم مردم بی‌علاقه می‌شوند و بى‌علاقه شدن مردم به مملکت ضررش از نداشتن قشون منظم بیشتر است خداى نخواسته اگر یک مملکتى قشون منظم نداشته باشد خداى نخواسته بند ه هرگز این حرف را نمی‌زنم و قشون را حافظ جان و مال و ناموس مردم می‌دانم و قشونى را هم که این خصوصیت را داشته باشد که حافظ جان و مال و ناموس مردم باشد بایستى در مقابلش سر تعظیم فرود آورد و به خصوص که اینها غیر از خود ما کسى نیستند کس و کار من و شما هستند خارجى نیستند ولى البته اگر که قشون خداى نخواسته خواست وارد سیاست شود چون نباید وارد سیاست شود اگر این قشون را خواستند باعث بدبختى یک مملکتى بکنند چون که ممکن هم است دشمن طاووس آمد پر او اگر یک قشونى داشته باشیم که خاصیتش این باشد قواى تأمینیه داخلى هم باشد البته به این هم نمی‌شود اکتفا کرد چون که اگر یک مملکتى قشونى فقط براى حفظ امنیت داخلى باشد مرده‌ها هم سر از گور در مى‌آورند ممکن است اگر به این قرار بود ممکن بود بعضى دیگر هم که از جاهاى دیگر توسرى می‌خورند آنها هم سرى به سر ما بگذارند باید این قدر این قشون قوی باشد که آنها هم در کار ما فضولى نکنند اما این قشون نباید داعیه این کار داشته باشد که در جنگ سیاسى بین‌المللى دخالتى بکند اگر این داعیه را داشت بیچارگى است این کار نمی‌رسد و بعد ایجاد بدبختى هم می‌کند. خسرالدنیا والاخره ذلک هوالخسران‌المبین تمام قواى مملکتى صرف این کار می‌شود مردم گرسنه می‌مانند، مریض مى‌مانند دلشان خوش است که یک همچو چیزى فراهم کرده‌اند و در آن روز مبادا هم به آن درد نخواهد خورد درست عرضم را تحلیل بفرمایید عرض کردم بنده کاملاً تعظیم می‌کنم در مقابل قشون و آن قشونى که براى داخله مملکت و براى جلوگیرى از دخالت‌هاى دول درجه دوم باشد ولى در سیاست‌هاى درجه اول بین‌المللى وظیفه ما این است تکلیف ما این است که بی‌طرف باشیم بعد رسیدیم به اینجا که در عیوب دیکتاتورى صحبت می‌کردیم مردمى که عالی‌ترین اظهار وجودشان این است که بگویند ما مردم حقیر و فقیر متعلقیم و وابسته‌ایم به یک مملکتى سابقه تاریخى دارد، مملکت عظیمى است و وجود کوچکش‏ را که ملحق کرد به این مملکت قیمتى پیدا می‌کند و به او گفتند تو کاره‌اى نیستى تو فقط عمله‌اى هستى کارگرى هستى که باید کار بکنى فضولى در هیچ کارى نباید بکنى نتیجه‌اش این می‌شود که این مى‌افتد به عالم بهائم یعنى زندگى بهیمى پیدا می‌کند چه کار می‌کند همان کارى را می‌کند که دیدیم و صحبت این حرف‌ها دیگر نیست این می‌رود دنبال قمار، دنبال عیاشى دنبال مشروبات و دنبال مخدرات، مخدرات و نتیجه‌اش این می‌شود که آن نسادى را که هر دیکتاتور دلسوزى میل دارد که آن نباشد همین طور می‌شود هى به مردم می‌گوید پشت رادیو وطن‌پرست باشید می‌گوید آقا من چه کاره‌ام که وطن‌پرست باشم من به غیر از خوردن و خوابیدن تکلیفى ندارم چطور وطن‌پرست باشم می‌گوید دخالت نکن ولى باید وطن‌پرست باشى مى‌گوید فاسد نباشد فاسد نشود براى چه مگر می‌شود که همین طور بشر براى هیچ این احساسات حیوانى را کنار بگذارد چون که بشر احساسات حیوانی‌اش نظر به سابقه تاریخى قوی‌تر بوده است بعد آدم شده است.

رئیس- آقاى دکتر شایگان وقت شما تمام شده است.‏

فرامرزى- بنده پیشنهادى کرده‌ام.‏

تیمورتاش- بنده طبق ماده 90 اخطار دارم.‏

رئیس- اخطار این نیست که بگویید طبق ماده 90 اجازه نطق می‌خواهم و نوبت همه آقایان محفوظ است یک پیشنهادى رسیده براى ختم جلسه.‏

تیمورتاش- حق ما براى کى محفوظ است فرامرزى شما که پیشنهاد ختم جلسه آینده آقاى فرامرزى شما که پیشنهاد ختم جلسه کردید سه ربع وقت باقى است اجازه بدهید یک موافق هم صحبتش را بکند.

فرامرزى- اجازه می‌فرمایید.

رئیس- بفرمایید.

فرامرزى- عرض کنم اولاً بنده معتقد بودم که اگر مجلس موافقت بکند آقاى دکتر شایگان

+++

بقیه صحبتشان را بکنند تا نگویند که حرف نزدم و آن کسانی که می‌خواهند جواب بدهند باید وقت داشته باشند آن وقت مجلس خسته است خود گوینده هم خسته است آن اثرى که البته نطق ناطق اولى کرده است نطق ناطق دومى که در حال خستگى مجلس می‌کنند نمى‌کند به این جهت بنده معتقد هستم که بعد از نطق آقاى دکتر شایگان جلسه ختم شود که آقاى پیراسته هم که هم جوانند و هم جویاى نام و مطالبى حاضر کرده‌اند در اول جلسه آینده بهتر بتوانند مطالب خود را بفرمایند.

پیراسته- بنده آماده هستم که جواب عرض کنم.‏

تیمورتاش- بنده اخطارم مربوط به این جلسه است.‏

رئیس- آقایان با ختم جلسه موافقند؟

تیمور‌تاش- بنده مخالفم‏.

فرامرزى- ایشان بعد از فرمایشات خودشان موافق مى‌شوند.

رئیس- آقاى تیمور‌تاش شما مطابق ماده 90 می‌خواهید صحبت کنید؟

تیمور‌تاش- بله‏

رئیس- آقاى اردلان شما مخالف ختم جلسه هستید؟

اردلان- بنده مخالفم و عقیده‌ام این است که مقام ریاست نظامنامه را رعایت بفرمایید و اجازه بدهید که یک موافق صحبت بکند ما تا سه ساعت باید این جا کار بکنیم انصاف نیست کار‌هاى مهم مملکتى داریم و تمام وقتمان به این کار مصرف می‌شود.

فرامرزى- بنده اخطار دارم، شما رأى دادید که در ماه رمضان تا ساعت 7 کار بکنید.

رئیس- کى چنین رأى داده شده در غیبت من بوده گمان نمی‌کنم همچو رأى داده باشید.

شوشترى- رأى دادیم که از ساعت 9 بیاییم تا ساعت 12

رئیس- رأى گرفته می‌شود به پیشنهاد ختم جلسه در امروز آقایانى که با ختم جلسه موافقند قیام کنند (چند نفرى برخاستند) مورد توجه نشد آقاى پیراسته.

تیمور‌تاش- پس اخطار بنده طبق ماده 90 چطور شد؟

رئیس- 4 نفر اجازه خواسته‌اند آقایان آزاد فقیه‌زاده دکتر بقایى تیمور‌تاش در اول جلسه آینده.‏

تیمورتاش- بیاناتى امروز کردند و عرایض بنده را تحریف کردند.

آزاد- آقاى تیمورتاش شما که پریروز توهین کردى من مقدم هستم که جواب بدهم.‏

تیمورتاش- من کى به شما توهین کردم.‏

رئیس- بفرمایید آقاى پیراسته.‏

پیراسته- عرض کنم که متأسفانه در.برنامه دولت یعنى دولت جناب آقاى ساعد که بنده اسم‌نویسى کرده بودم و در این دولت حاضر موقعى به بنده نوبت رسید که هم مجلس خسته بود و هم بایستى قسمتى از وقت را بگذاریم براى جلسه بعد و ممکن است تصورشود که می‌خواهم جواب تهیه کنم در صورتی که مطالبى که امروز گفته شد این قدر روشن و بدیهى است که می‌شود در همین جلسه بهش جواب داد ولى در حقیقت بنده اصرار ندارم که در این جلسه صحبت شود ولى حالا که مجلس رأى داده بنده استدعا دارم از آقاى رئیس محترم که حالا که بنده می‌خواهم صحبت کنم نیم ساعت حالا و نیم ساعت در جلسه سه‌شنبه صحبت بکنم.

رئیس- شما به عنوان قبل از دستور هم یک قسمت از بیانات خودتان را فرمودید آن را کم کنید (خنده نمایندگان)

پیراسته- در هر صورت یک ساعت بنده محفوظ است (فقیه‌زاده- شروع کنید آقا) عرض کنم حضورتان موقعى در قبل از دستور صحبت بنده تمام شد که می‌گفتم دیکتاتورى بد است و آقاى دکتر بقایى هم فرمودند که بگو مرده باد و بعد که آمدم پایین رفقا به من گفتند که چرا نگفتى گفتم به این علت نگفتم که آقاى دکتر بقایى که استاد دانشگاه هستند یعنى یک مقام شامخى در این مملکت هست استاد دانشگاه و دانشگاه مورد کمال احترام بنده است چون افتخار بنده این است که از آن دانشگاه فارغ‌التحصیل هستم شأن ایشان که استاد دانشگاه هستند و شأن بنده که فارغ‌التحصیل شدم از آن دانشگاه این نیست که بگوییم مرده باد زنده باد بنابراین بنده به این جهت نگفتم مرده باد دیکتاتورى و الا دنیا دیکتاتورى را محکوم کرده دنیا دیگر بعد از این که خون میلیون‌ها جوان در راه آزادى و دموکراسى ریخته شده است دیگر دیکتاتورى را اجازه نمی‌دهد (دکتر بقایى- من گفتم بگویید چى،) یک قسمت از بیانات (دکتر بقایى- جمله من را تکرار بکنید جرأت نمى‌کنید تکرار بکنید) یک قسمت از بیانات بنده را آقایان بیان کردند و من را فارغ کردند که بگویم فقط بنده یک جمله اضافه می‌کنم که در دوره دیکتاتورى علاوه بر تمام مضار و معایبى که دارد براى مملکت یک عیب دیگرى هم دارد که خود آقایان توجه دارند ولى زیاد درش توجه نکرده‌اند و آن این که‏ طرفداران دیکتاتورى یکى کسانى هستند با شخص دیکتاتور خیلى مأنوس و خیلى مربوط و مورد اعتماد است جلوى معایب و تفتین را که نمی‌شود گرفت می‌روند معایب و تفتین می‌کنند فرضاً معایب و تفتین هم نشود خوب خواب می‌بیند یک وقتى دیکتاتور است، خواب می‌بیند اگر یک خواب بدى دید می‌گوید ممکن است که این خواب من تعبیرش این باشد که این آدم بدى است خطرناکى است و باید از بین برود پس من خیال نمى‌کنم در دنیا دیکتاتورى جز یک مملکت که نمى‌خواهم اسم ببرم و همه می‌دانند دیکتاتورى وجود ندارد و این حرف‌هایى که زده می‌شود و این مبارزه با دیکتاتورى را که آقایان شروع کردند بنده را به یاد داستانى انداخت که این داستان را حتماً آقایان می‌دانند و بنده هم می‌گویم که داستان دون کیشوت معروف است که دون کیشوت سوار اسب می‌شد و آن سانگو سوار الاغ اینها می‌رفتند با یک چیز موهومى مبارزه می‌کردند مثلاً در بیابان می‌رسیدند به یک آسیاب بادى خیال می‌کردند که این غولى است و شروع می‌کردند به مبارزه با آن بعد می‌دیدند که این آسیاب است می‌گویند که در اسپانیا مجسمه دون کیشوت و سانکو را ریخته‌اند عرضم به حضورتان آنچه که مربوط به سیاست دیکتاتورى است مورد تأیید ما است اما این مقدمه‌اى که می‌چینید با این نتیجه‌اى که می‌گیرید صحیح نیست می‌گویند نخست وزیر فعلى می‌خواهد بعد از این دیکتاتور شود جهتش هم این است که این آدم نظامى است و می‌خواهد تفنگ بگیرد و سابقاً تفنگ گرفته است و مشق نظام کرده است بنده هر چه فکر می‌کنم به همین دلیلى که عرض کردم از دنیا جدا نیستیم و دنیا هم از ما جدا نیست و دیکتاتورى را قبول نخواهد کرد مضافاً به این که در رأس این مملکت یک شاهى قرار گرفته یک شاه دموکرات منشى که تحصیلاتش را در مترقى‌ترین و در آزادترین ممالک دنیا کرده آن قدر پایبند به اصول دموکراسى و حفظ آزادى است که حتى من با کمال صراحت عرض کنم که بعضى وقت‌ها هم ایراد می‌گیرند بعضی‌ها که اقلاً از اختیارات قانونى استفاده بکنند و آن کسانی که اهانت می‌کنند تعقیب بشوند معهذا نمی‌کند این یکى یکى این که این آقاى نخست وزیر فعلى مردى است که کارش این بوده که تفنگ می‌انداخته و مشق نظام می‌کرد در حالی که نخست وزیر فعلى مردى است تحصیل کرده و اروپا دیده. چند کتاب نوشته و اهل مطالعه است همان طوری که من می‌فهمم که دیکتاتورى بد است، دیکتاتورى دوام ندارد دیکتاتورى به ضرر خود دیکتاتور است. دیکتاتورى به ضرر مملکت است محققاً این آقاى نخست وزیر هم که سوادش را بنده و از بعضی‌ها کمتر نیست قطعاً می‌فهمد (دکتر بقایى- مگر هیتلر تحصیل کرده نبود؟) یا باید این آقاى سپهبد رزم‌آرا که الان نخست وزیر هستند یا باید بگوییم یکى مردى است بی‌اطلاع و از اوضاع دنیا اطلاع ندارد و همه‌اش کارش در سربازخانه بوده کتاب خوانده و به قول مخالفین باهوش و عاقل آدم عاقل که دنبال کار عبث نمی‌رود بنابراین بنده چون از این اسم‌نویسى در برنامه دولت منظورم صحبت راجع به اشخاص نیست من یکى مطالبى دارم که در برنامه دولت آنها را ندیده‌ام و می‌خواهم تذکر بدهم اینها را براى مقدمه عرض میکنم و بنابراین حرف‌هاى من زیاد راجع به آن مسائل است دلایلى هم دارد (آزاد- صحبت‌هاى مکرر نکن آقا) یکى ایرادى که به دولت دارند این است که چرا رئیس نظمیه باید نظامى باشد به علاوه این رئیس نظمیه فعلى کسى است که به آیت‌الله کاشانى اهانت کرده و شایسته احراز

+++

این مقام نیست اما این که رئیس نظمیه نباید نظامى باشد بنده وارد این بحث نمى‌شوم که نظمیه یک اداره انظباطى و انتظامى است ارجح و اولى است که رئیسش نظامى باشد من وارد بحث نمی‌شوم ولى آقایان مگر فراموش فرمودید این صورت جلسات مجلس است مگر نظامى با نظامى فرق دارد مگر آقاى سرلشکر زاهدى نظامى نبودند که رئیس نظمیه بودند و مورد تأیید آقایان خوب چطور یک روز نظامى خوب است براى احراز مقام ریاست شهربانى و یک روز بد است این همان نظامى است همان کاسه است همان آش حالا چطور شده است (دکتر مصدق- آن روز موازنه بود) که وقتى سرلشکر زاهدى بود خوب بود و سرتیپ دفترى که آمد بد است و اما یک مسئله دیگر وقتى که او را برداشتند و آقاى فرخ را گذاشتند آقاى فرخ را گذاشتند آقاى فرخ را بنده مرد شریفى می‌دانم (صحیح است) این مرد را گذاشتند و باز همین عملى که نظامى را برداشتند و سویل را گذاشتند باز همین حرف‌ها زده شد و مورد اعتراض قرار دادند، اما این سرتیپ دفترى که بنده او را مرد شریف و نجیب این مملکت می‌دانم (صحیح است) می‌دانید چرا براى این که برادرزاده آقاى دکتر مصدق است (مکى- پسر نوح با بدان بنشست) یک چیز دیگر و آن این که سرتیپ دفترى افسرى است تحصیلکرده درس خوانده و هر چه مال پدرش بوده خرج کرده توى این خدمت دولت الان با زندگى بسیار مختصرى زندگى می‌کند اثاثیه و وسایل ندارد خانه هم ندارد الان هر کسى که آمد اینجا حتى آقاى دکتر مصدق آقاى دکتر مصدق سرتیپ دفترى آدم درستى نیست؟ آدم پاکدامنى نیست؟ (دکتر مصدق- تابع‏ است) این آقاى سرتیپ دفترى آمده حالا رئیس شهربانى شده پس راجع به صلاحیتش از نظر تحصیلاتش از نظر سوابقش از نظر خانواده‌اش هیچ ایرادى نیست ایرادى که هست این است که می‌گویند به حضرت آیت‌الله کاشانى هم مورد احترام شخص بنده است (نورالدین امامى- مورد احترام همه ما است) آقاى سرتیپ دفترى اهانت کرده باشد مورد اعتراض شخص بنده است و بنده اعتراض می‌کنم اما خوشبختانه بنده با کمال صراحت می‌توانم عرض کنم که ایشان در جریان کار حضرت آیت‌الله کاشانى کوچک‌ترین دخالتى تداشته‌اند نه آمر بودند نه مأمور نه خانه ایشان رفته و نه در این کار دخالت و اما جریان این بود که بنده به عرض می‌رسانم 15 بهمن که فرماندارى نظامى تشکیل شد کسانى را که دستگیر می‌کردند محلى نداشتند فرماندار نظامى را در دژبانى تشکیل دادند دژبانى هم کارش یک کار دیگرى است مربوط به انتظامات قشون و این حرف‌ها است وقتى آیت‌الله کاشانى را می‌بردند آنجا از نظر احترام ایشان چون جاى دیگر نباید ببرند توى دفتر رئیس آن قسمت می‌برند یعنى در دفتر رئیس دژبان در آنجا بنده نمى‌دانم که مذاکره چه بود چند روز پیش که بنده شرفیاب شده بودم به حضور آیت‌الله چیزى نفرمودند و هر حرفى هم خودشان بفرمایند مورد قبول بنده است اما مى‌گویند به این که فرض می‌کنم فرض محال که محال نیست فرض می‌کنم که خداى نخواسته سرتیپ دفترى این که می‌گویند از پشت‌بام رفته بالا و از قبیل اینها به کلى تکذیب می‌شود اگر حضرت آیت‌الله فرمودند تمام حرف‌هایم را پس می‌گیرم اما این که می‌گویند که سرتیپ دفترى در آنجا به آیت‌الله کاشانى اهانت کرد. این را که می‌گویم سرتیپ دفترى به من چیزى نگفته اما فرض میکنم فرض محال یک سرتیپ دفترى یک فرد نظامى در موقع 15 بهمن در دانشگاه بوده و ناظر تیراندازى به شاهنشاه مملکت بوده از اول تا آخر این جریان حضور داشته فرضاً یک کلمه‌اى هم گفته باشد با حس عفو و اغماض که در آقاى دکتر مصدق و حضرت آیت‌الله کاشانى سراغ دارم تمنا دارم که صرف‌نظر بفرمایند چرا، نمونه‌هایى هم براى این در دست است آقایانى که در موقعی که آقاى کاشانى حضرت آیت‌الله کاشانى در سبزوار به استناد شدند و به قزوین فرستاده شدند و در آنجا هم از هر حکو مت نظامى در تهران دستگیر و از هرگونه اهانت به این مرد شریف روحانى خوددارى نکردند حتى دیده ایشان را مجروح کردند در آن موقعی که عضو کابینه بودند من یقین داشتم و باور کنید خیال می‌کردم جناب آقاى دکتر مصدق‌السلطنه وقتى بیایند به مجلس به خیلى از کسانى که با حکومت قوام‌السلطنه وقتى بیایند به مجلس به خیلى از کسانى که با حکومت قوام‌السلطنه همکارى کرده‌اند اعلام جرم بکند آن وقت آنها را می‌بخشند خوب اهانت اهانت است چطور آن کسى که آمد و در دربار در موقعی که از انتخابات دوره 15 در جریان بود آقاى دکتر جزایرى با حضرتعالى هستم و یک عده‌اى تحت سرپرستى جناب آقاى دکترمصدق‌السلطنه رفته بودند آنجا متحصن شده بودند واقعاً خدا‌بیامرزى می‌خواهد آن روز به مرحوم زعیم سید حسن زعیم که از آزاد مردان معروف این مملکت بوده‌اند (صحیح است) آمد گفت آقا تو چه مى‌گویى تو که رأى ندارى پاشو برو بیرون، آقاى زعیم تا این روزهاى آخر می‌گفت که این نماینده دولت که این حرف‌ها را به من زد موى من را سفید کرد به همین آقاى دکترمصدق‌السلطنه که مورد کمال احترام بنده هستند به همین شخص همان موقع اهانت کرد آن شخص و گفت آقا انتخابات دوره پانزدهم تهران آزاد است شما چه می‌گویید شما رأى ندارید بلند شوید بروید بیرون (دکتر مصدق- همچو چیزى نگفتند) چطور این قابل عفو و اغماض است ولى ...( فقیه‌زاده- اسم ببرید) من نمى‌خواهم اسم ببرم ولى سرتیپ دفترى نظامى که ناظر تیراندازى به شاه مملکت بود خداى نخواسته اعصابش را نتوانسته درست کنترل بکند و فرضاً خداى نخواسته در محاوره آن طور که باید مقام روحانیت را تحلیل و احترام بکند نکرده این را باید تا الى‌الابد بزرگش کرد یک قسمت دیگر از حرف‌هاى آقایان که خیلى ایراد کردند این است که این آقاى نخست وزیر دولتش غیر‌قانونى است بنده که این یادداشت را کردم که بیایم جواب بدهم نفهمیدم که دولت قانونى چه جور تشکیل می‌شود چه فرق است بین دولت قانونى و غیر‌قانونى ما نمی‌دانیم که دولت آخر جناب آقاى ساعد و همچنین دولت جناب آقاى منصورالملک که مورد شناسایى و رسمیت آقایان هم قرار گرفت و یک قسمت‌هایى هم همکارى می‌کردند و یک قسمت مخالفت‌هایى می‌کردند خوب همه جور تشکیل شد این دولت هم همان طور تشکیل شد، خوب به شخص شاهنشاه شاهنشاهى که مورد احترام همه ما و خود آقایان است (صحیح است) از اختیارات قانونى که قانون اساسى به شخص شاهنشاه تفویض کرده استفاده کردند و این دولت را مأمور فرمودند اما این دولت یک فرقى با دولت آخر داشت این بود که این دولت آمد قبلاً با مجلس با همه فراکسیون‌ها تماس گرفت و برنامه خودش را در فراکسیون‌ها گفت آقایان من مى‌آیم این کارها را می‌کنم اگر بیایم به امید شما هستم یا نه دسته‌اى که اکثریت هستند گفتند هستى و یک دسته‌اى که اقلیت بودند گفتند نیستى با وجود این که می‌دانست فراکسیون وطنى که اقلیت را تشکیل داده‌اند با ایشان مخالف خواهند بود و معهذا ایشان از براى حفظ این مسئله که نتوانند بگویند ایشان با همه نمایندگان تماس نگرفته‌اند رفتند تماس گرفتند بسیار کار خوبى هم کردند بنابراین اگر این دولت فرقى با دولت‌هاى سابق داشته باشد این است که با فراکسیون‌ها و رؤساى فراکسیون‌ها تماس گرفته است و اگر این تماس با مجلس را حمل بر غیرقانونى بودن بکنند بنده در این مورد حرفى ندارم اما یک قسمتى دیگر از چیزهایى که مى‌گویند این است که چون آقاى رئیس‌الوزرا به استاد ارتش ارتباط تلفنى برقرار کرده پس می‌خواهد دیکتاتور رئیس‌الوزراى قبل به استاد ارتش بود حالا فرض کنیم که گفته‌اند این کار می‌شود این تلفن‌هاى عادى خوب نیست خوب اما شما توقع دارید که ارتباط بین ایشان و ستاد ارتش با قاصد باشد یا با کبوتر باشد این یک مسأله و اما مسأله دیگر که مورد اعتراض و ایراد واقع شده این است که چون این دولت می‌خواهد یک قسمت از اختیارات را به دست خودشان بدهد تا آنجایى که مشروطیت از بین نرود دیکتاتور که نمى‌آید اختیار‌هاى فرماندارى را بدهد به دست خودش این باید تمام امور دست خودش باشد این مانع‌الجمع است اما این که یک روز ما بیاییم اینجا و داد و فریاد و اعتراض بکنیم که این چه وضع مملکت که آقا لوازم‌التحریر صلحیه جیرفت

+++

با شهردارى بندر‌عباس از تهران از وزارت دادگسترى فرستاده شده است یا نشده و این باعث می‌شود که یک قسمت از اختیارات را باید داد دست خود مردم اصلاً تعریف دموکراسى یعنى حکومت مردم بر مردم حالا بیاییم اگر دولتى آمد گفت این حرف را که تا آنجایی که اوضاع محلى ایجاب بکند اختیارات مردم را باید به اختیار خودشان بگذاریم اما این که این مملکت را به این روز انداخته که همه‌اش باید کاغذ نوشت همین ندادن اختیارات است تا آنجایی که حوایج محلى ایجاب بکند اختیارات را باید بدهیم به دست خود مردم (شوشترى- صحیح است) دولت هر کارى می‌کند باید طبق نص صریح قوانینى باشد که تا کنون گذشته باید یک قوانین از مجلس بگذراند در هر صورت محرز است هر کارى می‌کند طبق قانون باید باشد این چه عیبى دارد و بنده باور بکنید نمى‌خواهم که اینجا یک جدالى کرده باشم خداى من شاهد است من نفهمیدم که این چه عیبى که آدم بیاید بگوید که ما طرفدار حکومت ملى هستیم شما بیایید بگویید که کارهاى مردم را به دست آنها ندهید یعنى بلدیه بندرعباس عرض کنم اگر جارو خواست چشمش کور شود بنویسد سابقه و سابقه را که دیدید دو سال بعد می‌نویسد اقدام مقتضى به عمل خواهد آمد یک مسأله دیگر اینجا مورد بحث است و جناب آقاى دکتر شایگان فرمودند جناب آقاى دکتر شایگان اولاً باید عرض کنم که استاد محترم بنده بودند در دانشکده حقوق بنده همان طور که عرض می‌کنم و عرض کردم دانشگاهى هستم و دانشگاه مورد احترام بنده است من نمی‌خواهم عرض کرده باشم آقاى دکتر شایگان استاد محترم بیش از این در اظهار مطالب رعایت بکنند بنابراین با کمال ادب یک مطالبى را که یادداشت کردم و به نظر بنده که شاگرد کوچک ایشان هستم ضد و نقیض آمد یک چند تایى را عرض می‌کنم آقاى دکتر شایگان فرمودند که این آقاى نخست وزیر می‌خواهد دیکتاتور بشود و به افکار عمومى هم هیچ احترامى‏ قائل نیست بعد آمدند گفتند که این آقاى نخست وزیر چرا نطق می‌کنند اگر کسى به افکار عمومى علاقه‌اى نداشته باشد به افکار عمومى احترام نگذارد که نمی‌رود براى آنها نطق کند و برنامه‌اى را بگوید یک قسمت دیگر که فرمودند که چرا انتصاب را دولت می‌کند انتصابات را پس ما بکنیم انتصابات شأن دولت است منتها این رویه‌اى که تا به حال بوده صحیح نیست که هر کس برود در انتصابات دخالت بکند تفکیک قوا باید رعایت بشود رئیس دولت باید انتصابات بکند و ما اگر انحرافى دیدیم بیاییم اینجا تذکر بدهیم یک عمل آقاى نخست وزیر که بنده فوق‌العاده از ایشان متشکر هستم راجع به این موضوعى است که ایشان رفتند در دانشگاه و صحبت کردند براى دانشجویان که از بهترین طبقات این مملکت هستند بنده که خودم دانشجو بودم و حالاهم ارتباطم با دانشجو و دانشگاه قطع نشده است از این عمل تشکر می‌کنیم که براى این که این یک اقدامى است فوق‌العاده که ایشان به یک طبقه جوان و روشنفکر مملکت می‌گذارند بسیار کار خوبى کردند واقعاً این کمال تکریمى بود که نخست وزیر براى این که همان طور که برنامه‌اش را به مجلس شورای ملى و سنا آورد از اینها رأى اعتماد خواست رفت دانشگاه گفت آقایان دانشگاهیان آقایانی که طبقه منوره مملکت هستید من نخست وزیر هستم و این هم برنامه من است برنامه را تقدیم می‌کنم شما هم ببینید بسیار عمل پسندیده خوبى بود و بنده از این عمل تشکر می‌کنم عرض کنم که ایراد دیگر جناب آقاى دکتر شایگان این بود که چرا دولت سریع تشکیل شد خوب اگر دولت مثلاً یک بیست روز تحت مطالبه بود و وقت مملکت را می‌گرفت و بحران می‌شد این خوب بود؟ عرض دیگر بنده این است که یک مسائلى را هم از سوانح و اتفاقاتى که براى این مملکت اتفاق افتاده بیان کردند بعد گفتند به این که آنها همه‌اش مربوط به این آقاى رزم‌آرا نخست وزیر است آقاى دکتر شایگان همان طور که عرض کردم استاد دانشگاه آن هم استاد دانشکده حقوق هستند از ایشان انتظار نمی‌رود که حرفى را بدون دلیل بزنند و بدون دلیل قبول کنند خوب اگر این طور باشد و دلیل هم خواسته نشود هر کس هر حرفى بخواهد می‌زند من هم می‌گویم جنگى که در کره شروع شده سببش آقاى دکتر شایگان است آخر حرف دلیل می‌خواهد ایشان استاد آن هم استاد دانشکده حقوق رئیس و معاون دانشکده هم بوده‌اند حقوق مدنى را هم تدریس می‌کنند ایشان بسیار خوب تحصیل کرده‌اند و از استادان خوب هستند از ایشان دلیل می‌خواهند اما قسمت دیگر اظهارات بنده راجع به یک قسمت است گفتند وزرای خوب انتخاب نشدند بنده نمی‌دانم وزیر خوب یعنى چه یعنى وزیر خوب باید کسى باشد که نخست وزیر بیاید با من و با دیگرى صحبت کند به این صحبت کند با آن صحبت کند که این آقا انتخاب بشود خوب است یا نه بنده نمى‌خواهم راجع به این اشخاص که انتخاب شدند چون رو به روى من واقع شدند صحبت کنم اینها هر کدام به سهم خودشان در این مملکت امتحان‌شان را داده‌اند شناخته‌اند مردم اینها را و سوابق‌شان معلوم است همین آقاى دکتر جزایرى هم که اینجا نشسته‌اند علاوه بر این که هیچ سابقه بدى ندارند در دوره پانزدهم که دو لیست بود و دو جبهه که آن وقت جبهه‌ها اگر مجلس را هم جایش را تعیین بکنند جبهه‌ها معلوم می‌شود یک دسته باید بیایند این طرف یک عده هم آن طرف آن وقت دو جبهه بود و دو قسمت یکى لیست طرفداران قوام‌السلطنه لیست ملیون را جناب آقاى دکتر مصدق دادند (شوشترى- گناهش این است که برادر من است) (دکتر مصدق- حالا اگر هم منحرف نشوند همان هستند) ایشان هم جزو همان لیست آقاى دکتر مصدق بودند عرض دیگر بنده چون نمى‌خواهم زیاد وقت مجلس را بگیرم گفتند که نخست وزیر نظامى است و می‌خواهد دیکتاتور بشود ایشان در دانشگاه یکى مطلبى گفتند که مورد قبول من است گفتند نظامى را نمی‌شود سویل کرد لباسش را عوض کرد ولى بنده را نمى‌شود نظامى کرد آقاى سپهبد رزم‌آرا با خرج یک چند تومانى و یا صد تومان سویل شدند قدشان هم زیاد بلند نیست که خرجشان زیاد بشود یک دست لباس تهیه کردند حالا فرض می‌کنیم فرض محال که محال نیست مثل این می‌ماند که ما بیاییم یقه یک نفر را بچسبیم و بگوییم این خانه را که درست می‌کنى، این موها را که می‌خواهى در آنجا بزنى ممکن است یک وقتى انگور بدهد و تو ممکن است شراب بیندازى و وقتى شراب انداختى ممکن است تو بخورى مست شوى و چون شراب حرام است تو نباید این کار را بکنى ممکن است این شخص بخواهد انگور را شیره درست کند و شیره را به مصرف برساند یا به عنوان این که یک نفر آلت جرم دارد نمی‌توان به عنوان جرم او را تحت تعقیب قرار داد و اگرفرض کنم شأن مجلس بود مثال دیگرى عرض می‌کردم خلاصه این است که یک وقتى می‌گویند مأمور دروازه یقه یکى را چسبیده بود که تو چون وافور دارى ممکن است بروى و تریاک قاچاق بخرى و تریاک بکشى باید جریمه‌اش را بدهى او هم یک مرد ظریفى که یک‏ حرفى زده بود که من آن حرف را نمی‌زنم ولى او هم گفته بود که تو هم آلت جرم همراهت است یک مسئله دیگر که اینجا گفته شده است این است که آن قسمت‌هاى اتحادیه‌هایى که به نخست وزیر فعلى تبریک می‌گویند اینها مزدورند و اینها حقوق می‌گیرند اینها مردمان بسیار بدى هستند عضو رکن دوم و مأمور جاسوسى شهربانى هستند بنده این را یک اهانتى براى مردم تهران می‌دانم براى این که امضاهاى همه اینها را ما می‌شناسیم همان مردمى هستند که آقایان می‌گویند وکیلش هستند چطور تمام رؤساى اصناف این شهر تمام مردم این شهر تمام آنهایى که ما امضایشان را دیدیم همه متعلق هستند تمام اینها مزدور و خائن و جاسوس هستند (دکتر مصدق- در آن دیکتاتورى هم همه امضا کردند) عرض کنم حضورتان یک مسئله‌اى هم که بنده مخصوصاً به شخص جناب آقاى دکتر مصدق عرض می‌کنم وارد مطالبى راجع به برنامه دولت بیش از این نمی‌شوم و آن این است که جناب آقاى دکتر مصدق می‌دانند همان طور که فرمودند عده‌اى هم الان مورد بی‌مهرى ایشان قرار می‌گیرند و یا قرار گرفته بودند و خیال می‌کنم از ایشان نیستند و خیال می‌کنم که همان طور که فرمودند شاید ملى نباشند اینها در دوره 14 و 15 کمال کوشش را کردند براى این که بتوانند تحت سرپرستى جناب آقاى دکتر مصدق‌السلطنه کار کنند بنده خودم به تصدیق جناب ایشان یکى از آنها هستم همیشه به ایشان احترام گذاشته‌ام و احترام می‌گذارم و احترام هم خواهم گذاشت همان موقع که یک دسته‌اى که انشاء‌الله توبه فعلی‌شان راست باشد و قبول هم شده باشد و به راه راست به قول خودشان هدایت شده باشند در آن موقع کفش‌هاى جناب اشرف را پاک می‌کردند براى این که وزیر وکیل باشند و با هر جریانى در این مملکت همکارى و هم‌فکرى می‌کردند در صف مخالف

+++

جناب آقاى دکتر مصدق‌السلطنه بودند حالا بعضى از آنها آمده‌اند یک لقب آزادیخواهى هم گرفته‌اند یک عنوان ملى هم گرفته‌اند و افتخار همکارى با آقاى دکتر مصدق را هم پید اکرده‌اند عرض می‌کنم که جناب آقاى دکتر مصدق به عوض این که با ارادتمندان سابق‌شان که آنها خودشان مدعى هستند به ارادت سابق‌شان باقى هستند و ممکن است آقاى دکتر مصدق قبول نکنند اصلاً این حق را بدهند که وطن‌پرستى انحصار کسى نیست وطن‌پرستى نمی‌تواند انحصار کسى باشد همه ملت ایران وطن‌پرست هستند وطن‌خواهند ما هم وطن خودمان را دوست داریم من نمی‌خواهم خودستایى کرده باشم ولى کسى که در این چند سال با هر جریان مخالفى در این چند سال مخالفت کرده با حزب توده مبارزه شدید کرده با مظفر فیروز مبارزه کرده آن وطن‌پرست‌تر است یا این آقایان اگر وطن‌پرستى قابل سنجش باشد آن وطن‌پرست‌تر است یا آن که با حزب توده همکارى کرده جبهه مؤتلف احزاب آزادی‌خواه تشکیل داده آن که با مظفر فیروز همکارى کرده (دکتر مصدق- به مظفر فیروز بد نگویید همشیره‌زاده بنده است) به برادرزاده‌تان بد می‌گویند حضرتعالى اعتراض نمى‌فرمایید جناب آقاى دکتر مصدق خوب ملاحظه بفرمایید یعنى باید آقاى دکتر مصدق‌السلطنه این توجه را داشته باشند که وطن‌پرستى در انحصار عده‌اى که حالا مصلحتشان این است که خودشان را به آیت‌الله کاشانى بچسبانند در انحصار اینها قرار ندهند بقیه هم وطن‌خواهند بقیه هم مبارزه می‌کنند بقیه هم به مملکتشان علاقه دارند بیش از این عرضى نمى‌کنم.‏

رئیس- ده دقیقه از وقت شما دیگر مانده‏

پیراسته- بسیار خوب اگر موافقت بفرمایید بقیه وقت بنده بماند براى بعد (رئیس- فقط ده دقیقه است) جناب آقاى رئیس اصلاً این بدبختى ما است که جناب آقاى دکتر شایگان آمدند یک ساعت صحبت کردند هر چه هم می‌خواستند گفتند ده دقیقه هم وقت دیگران را گرفتند حالا که نوبت بنده است دیگر وقت ندارم.

فولادوند- هر چه کمتر بهتر

رئیس- اقلیت را باید حقش را محفوظ داشت.

پیراسته- بنده دیگر بیش از این راجع به بیانات آقاى دکتر شایگان و مطالبى که فرمودند عرضى نمى‌کنم صرف‌نظر از این که استادند اینجا حالا ممکن است مخبرین جراید هم براى ما یک نقطه ضعف پیدا کنند ولى بنده عرض می‌کنم من از جناب آقاى دکتر شایگان می‌ترسم حالا جهتش را عرض می‌کنم اولاً ایشان معلم بنده بوده‌اند وهرشاگردى یک احترام آمیخته با ترس از معلمش دارد الان هم چند نفر از استادهاى من این جا هستند که خودشان می‌دانند در کمیسیون‌ها که به من می‌گویند رأى بده رد نمى‌کنم رأى می‌دهم آقاى دکتر شایگان موقعی که در دانشکده حقوق بودند (یک نفر از نمایندگان- دیکتاتور بودند) خواهش می‌کنم دیکتاتور نگویید چون اینجا گفته شد مرده باد دیکتاتورى حالا بعد از این دکتر شایگان در دانشکده حقوق که بودند خیلى مقتدر بودند به طورى مقتدر بودند که بنده فکر می‌کنم اگر ده سال دیگر عمر داشته باشم از ایشان می‌ترسم تا آخر عمرم از آقاى دکتر شایگان خواهم ترسید عرض کنم حضورتان قبل از شهریور بود یک مسئله‌اى که آن وقت خیلى اهمیت داشت و خیلى شاگردها و را سخت در مضیقه گذاشته بود مشق نظام بود در دبیرستان‌ها و دانشکده‌ها مشق نظام می‌کردند می‌گفتند که هفته‌اى یک روز باید بیایند هر یک لباس معینى بپوشند بیایند آنجا پا بزنند و این از تمام امتحانات و از تمام دروس و مواد اهمیتش بیشتر بود اگر آدم یک سال درس می‌خواند و یک دفعه سر درس نظام نمی‌رفت بیرونش می‌کردند در این مشق نظام جناب آقاى دکتر شایگان چند نفر از شاگردها را بیرون کردند چند نفرشان الان هستند که بیچاره‌ها مجبور شدند ترک تحصیل کنند بنده یک خاطره‌اى دارم اجازه بفرمایید عرض کنم در آن مشق نظام یکى از مقررات این بود که هر کس که خدمت وظیفه را انجام داده است از این مشق معاف است و هر کس هم که باید شرکت کند باید 12 تومان بدهد بنده و چند نفر دیگرخدمت وظیفه را انجام داده بودیم رفتیم گفتیم آن 12 تومان ما را پس بدهید حالا 10 روز طول کشید تا ما توانستیم که استاد محترم را ببینیم بگوییم که 12 تومان ما را پس بدهید ایشان خیلى هم عصبانى شدند و فرمودند خوب بروید خدای من شاهد است این عین جمله ایشان است حالا ببینید حرف ما چه بود پول را از ما گرفته بودند لباس بخرند براى این که سرمشق نظام برویم ما که معاف بودیم و دیگر لباس نمى‌خواستیم ما یک هفته اعتصاب نه اعتصاب چند دفعه سر کلاس نرفتیم آقاى دکتر شایگان فرمودند که اگر سر کلاس نرفتیم آقاى دکتر شایگان فرمودند که اگر سر کلاس نروید تلفن می‌کنم به حضرت اجل بیاید سرب توى دهنتان بریزد حضرت اجل مختارى رئیس شهربانى بود حضرت اجل یعنى ایشان بعد از شهریور بنده یقین داشتم که اگر خداى نخواسته این حزب توده پیش برود جناب استاد بنده را لااقل کنار می‌گذارند و کار بهش نمی‌دهند اما وقتى کابینه توده‌اى تشکیل شد ایشان به سمت معاونت وزارت معاف انتخاب شدند (فرامرزى- پیش از آن معاون بودند) بعد که آقا قوام‌السلطنه کابینه تشکیل داد ایشان به مقام وزارت معارف کابینه قوام‌السلطنه معرفى شدند من با کمال ترس می‌ترسم بعضى از این پیش‌بینى‌هایى که بعضى از آقایان می‌کنند خداى نخواسته یک وقتى تحقق پیدا کند ایشان آن وقت حتماً در آن دولت هستند بنده بیش از این دیگر توضیحى نمی‌دهم و راجع به مسائل اساسى در برنامه دولت عرض می‌کنم یک مسئله اساسى است که بعضى‌ها هستند که مى‌آیند هى می‌گویند ما پیش‌بینى می‌کنیم و این پیش‌بینى‌ها به قول خودشان تحقق پیدا می‌کند اینها که فالگیر نیستند ستاره‌شناس هم که نیستند این مردم هم که سوء‌ظنى شده‌اند بعضى وقت‌ها سوء‌ظن‌شان به درجه مالیخولیا رسیده می‌گویند نکند با آن دست اول ارتباطى داشته باشند و این حرف‌ها زده می‌شود براى این که زمینه آماده بشود بنده این را قبول نکردم اما جوابى هم نداشتم بدهم اما راجع به برنامه دولت بنده یک یادداشت‌هایى کرده بودم و از ریاست وزرا و هیئت دولت تقاضا می‌کنم که این عرایض بنده را با کمال دقت توجه بفرمایند و شرط بنده را براى موافقت با دولت اجرایى اینهایى است که حالا می‌گویم اولاً از جناب آقاى وزیر فرهنگ شروع می‌کنم. این برنامه فرهنگ ما مفتضح‌ترین برنامه‌هایى است که ممکن است در دنیا باشد این برنامه فرهنگ ما اگر قبول بکنیم حرف آنهایى را که می‌گویند این برنامه برنامه مستعمراتى است و باید در ممالک عقب‌افتاده اجرا بشود مسلماً از این برنامه‌هایى است که این مملکت را از بین می‌برد این برنامه وقت جوانان مستعد و باهوش ایرانى را می‌گیرد و کارمند ادارات تحویل جامعه می‌دهد (شوشترى- و بی‌سواد) آقاى شوشترى حضرتعالى توجه بفرمایید که به یک نسل جوان نباید اهانت کرد از بین فارغ‌التحصیل‌هاى دانشگاه کسانى هستند که بهتر از آنهایى که در خارج تحصیل کرده‌اند اطلاعات و معلومات دارند (شوشترى- خارج از برنامه تحصیل کرده‌اند) اما این که هر روز دولت بیاید این جا می‌گوید که من کارمند زیادى نمى‌خواهم.‏

اینها باعث زحمت شده‌اند سرچشمه را بگیرید شما جز کارمند چه تحویل می‌دهید از این مدارس؟ بنده خودم یک وقتى به یک مدرسه ابتدایى می‌رفتم که بیست و چهار تا شاگرد در کلاس شش ابتدایى آن بود از آنها پرسیدم چه کاره می‌خواهید بشوید بیست و دو نفر از آنها گفتند اداره‌اى می‌خواهیم بشویم باید از این به بعد برنامه صحیح فنى تهیه بشود ما چندین سال است که دانشگاه داریم و این ننگ است براى ما که براى یک کار فنى می‌رویم متخصص از خارج مى‌آوریم و براى این قسمت بنده یک سؤالى از دول تسابق کرده‌ام که نقائص راجع به برنامه فرهنگ را در آن جا عرض بکنم. یک قسمت دیگر را هم که استدعا می‌کنم توجه بفرمایید وضع فوق‌العاده بیچارگى و بدبختى افراد مملکت است با آقاى دکترشفق سناتور محترم چند روز پیش یک جایى بودیم به بنده فرمودند که یک نفر از مستشاران آمریکایى که در خدمت دولت ایران است به ایشان گفته بود که من خودم به چشم خودم دیدم که در جنوب ایران مردم از روى فضولات حیوانات از توى پهن دانه جمع می‌کنند و می‌خورند و باز این مستشار گفته بود که من خودم به چشم خودم دیدم که در تهران کسى براى این که یکى از اتاق‌هاى خود را تزئین بکند، آیینه‌کارى بکند ده هزار تومان خرج کرده دولت بایستى اولاً در پیدا کردن کار اقدام کند این را بنده مخالفم که همه اینها را جمع کنیم یک جایى‏

+++

و بگوییم آب و نان به شما می‌دهم مردم را باید به کار واداشت بایستى که دولت حاضر اگر می‌خواهد همیشه پشتیبانى اکثریت مجلس را داشته باشد در ظرف مدت معینى وضع اقتصادى مملکت را درست کند (صحیح است) براى این کار اصلاً ثروت در این مملکت صحیح تقسیم نشده بنده نمى‌گویم اصل مالکیت محترم نیست بنده می‌گویم اصل مالکیت مقدس است بنده می‌گویم اصل مالکیت مطابق قانون اساسى و شرع اسلام تثبیت شده است ولى می‌گویم همین را درست بکنید که یک عده اشخاص از خدا بی‌خبر نیایند خون مردم را بمکند بعد بردارند بروند خارج و در آنجا خوش باشند خارج وطن‌شان باشد (صحیح است) من نمى‌خواهم اهانت به سرمایه‌دارى بکنم سرمایه‌دارهاى شریف و باانصاف مملکت که کارهاى تولیدى می‌کنند زیاد هستند و باید هر چه زودتر یک لوایحى راجع به تعدیل ثروت با رعایت اصل مقدس مالکیت بیاورد یعنى مالیات بر ارث بگیرد مالیات بر سهام و بر اوراق بهادار بگیرد مالیات بر کارخانه‌جات مالیات بر املاک و اراضى همه چیز بگیرد و از مالیات غیرمستقیم باید حتماً در این مملکت جلوگیرى شود چون مالیات غیرمستقیم مستقیماً متوجه زحمتکش و بیچاره می‌شود چون قیمت‌ها را گران می‌کند این را بنده هم می‌دانم که مالیه چیست مالیه فن است مالیه یکى از فنون خیلى مهمى است بایستى دولت بیشتر فکر بکند و لوایحى بیاورد که ضمن این که اصل مالکیت احترام شده است تحمیلى به طبق بیچاره هم نباشد تعدیل ثروت هم شده باشد همین طور راجع به سیاست خارجى بنده در برنامه جناب آقاى ساعد هم عرض کردم حالا هم عرض می‌کنم که با روش بارى به هر جهت نمی‌شود کار کرد این فرمول ایجاد ارتباط با ممالک معظم و نمی‌دانم حسن‌تفاهم و هم‌جوارى و اینها آن قدر گفته شده که حد ندارد بنده معتقدم که هیچ آدم عاقل و وطن‌خواهى نمى‌گوید که مثلاً مابادولت شوروى که هزارها کیلومتر مرز مشترک داریم دشمنى بکنیم هیچ کس این را نمى‌گوید و اگر کسى این را گفت یا مغرض است یا سفیه اما احترام متقابل باید دو طرفه باشد مهربانى یک سره جز درد سر فایده‌اى ندارد و ما به شرطى احترام متقابل براى دولت دیگر قائلیم که احترام ما را هم او محفوظ نگاه دارد. متأسفانه دولت‌هاى ما در سیاست خارجى کمال ضعف را نشان داده‌اند ما احترام متقابل می‌کینم ولى در عوض هر روز تجاوزاتى به حقوق ما می‌شود دولت باید در استیفاى حقوق ملت ایران از خارجى، خارجى‌ها هچ فرق براى ما ندارند همه خارجى‌ها مورد احترام ما هستند در صورت داشتن روابط و در عین‌حال بیگانه هستند از نظر مصالح مملکت، دولت‌هاى متعدد مى‌آیند مى‌گویند ما با آنها حسن‌تفاهم و احترام متقابله داریم ولى وضع مملکت این طور نیست آذربایجان ما را به آزار درآوردند به مرزهاى ما هر روز تجاوز می‌شود آن وضع شیلات، آن وضع نفت جنوب (شوشترى- طلاها) طلاهای بحرین و چیزهاى دیگر همه‌اش تفاهم، تفاهم آقا چه تفاهمى؟ تفاهم باید دو طرفه باشد این که نمی‌شود ما بیاییم هى هر روز اینجا بنشینیم بگوییم که ما بادولت‌هاى همه ممالک حسن روابط داریم و آنها هم با ما دارند. یک مسئله‌اى که اینجا حتماً باید تذکر داده شود مربوط به این کمکى است که دولت آمریکا که باید و شاید با وجود این که ما کمال احتیاج را از نظر بنیه مالیمان داریم نکرده است (آشتیانى‌زاده- چرا توپ داده) بنده آقا معتقد نیستم که گدایى بکنیم به تکدى معتقد نیستم دولت آمریکا حتى به آن دولى که در زمان جنگ بر ضد او اقدام کردندکمک کرده مایل پیروزى بودیم ما بیست سال هر چه داشتیم جمع کردیم تا وقایع شهریور پیش آمد آمدند و بردند ما دوران جنگ گرسنگى خوردیم و بدبختى کشیدیم راه‌آهن ما را یک وزیر نمى‌توانست سوار بشود سربازان آنها را سوار می‌شدند هى گفتند جنگ است، جنگ است و بعد از جنگ ما جبران می‌کنیم بعد از جنگ هم این شد که داشتند آذربایجان را می‌بردند بنده می‌گویم که اگر دولت آمریکا که سیل کمکش تمام دنیا را برداشته اگر به ایران کمک کند هم فال است هم تماشا اگر به شما کمکى بکند اولاً کمک بی‌جایى نکرده ثانیاً از نظر مملکت و سیاست دو کشور ما داراى محکمترین و حساس‌ترین مواضع است اگر بنا باشد هر روز بیایند و بخواهند مردم با شکم گرسنه (توجه بفرمایید شکم گرسنه که ایمان ندارد) مردم هر قدر به این باید معتقد باشند که هستند هر قدر شاه مملکت را باید دوست داشته باشند که دارند هر قدر که به مملکتشان باید علاقه داشته باشند که دارند معهذا باید شکم‌شان سیر باشد سیر منحرف نمی‌شود اگر ما بخواهیم که ملت ما انشاء‌الله همان طور که سال‌ها بوده باز هم باشد باید شکم مردم را سیر کنیم با حرف نمی‌شود با اعلامیه هم نمی‌شود یک قسمت دیگر کار ادارات این مملکت است که ادارات مملکت به مسخره‌بازى بیشتر شبیه شده است از قرطاس‌بازى وضع این مملکت به صورتى افتاده که نمى‌توانیم تصور آن را بکنید بنده یک نمونه از کار ادارات مملکت را لازم است این جا عرض بکنم در یکى از دادگاه‌هاى ادارى احتیاج پیدا می‌شود به قانون استخدام به جاى این که رئیس دادگاه برود توى کتابخانه و ببیند که قانون استخدام هست یا نه و آن را بیاورد، جلسه دادگاه با این تصمیم ختم می‌شود که دادگاه به حسابدارى بنویسد یک قانون استخدام کشورى خریدارى شود و به دادگاه بدهند جلسه تجدید می‌شود براى سه ماه دیگر وقتى پرونده مورد نظر قرار می‌گیرد می‌بینند به این که آن جواب نیامده و آن جلسه باز تعطیل می‌شود و تصمیم می‌گیرند که حسابدارى دو مرتبه بنویسند این حقیقت دارد شوخى نیست من مخصوصاً یادداشت کردم به شما بگویم در این جلسه این طور تصمیم می‌گیرند که یک نامه دیگر بنویسد به حسابدارى که عطف به شماره فلان در ارسال کتاب مورد تقاضا تسریع شود در جلسه سوم یک نامه‌اى از حسابدارى مى‌آید که رونوشت نامه‌اش به کار‌پردازى نوشته شده می‌فرستد که کار‌پردازى دادگاه ادارى فلان قانون را مى‌خواهد بخرید و بفرستید که کار‌پردازى دادگاه ادارى قانون را می‌خواهد بخرید و بفرستید جلسه چهارم با این تشکیل می‌شود که کار‌پردازى مى‌گوید آن شماره به دست نیامد خواهش می‌کنم رونوشت نامه را بفرستید بعد معلوم می‌شود که در شماره نامه‌ها و رونوشت‌ها اشتباه شده بنده نمی‌دانم الان که اینجا خدمت آقایان هستم آن دادگاه تشکیل شد و قانون استخدام آمده یا نه این یک نمونه از کارهاى ادارات مملکت ما است من نمی‌خواهم که از آقاى نخست وزیر تعریف کرده باشم چون اگر ایشان مورد اعتماد ما نبودند رأى نمى‌دادیم ولى این را مقایسه کنید با این که بنده خودم دیدم یک هیئتى در زمان دولت جناب آقاى ساعد رفته بود که به وضع آذربایجان رسیدگى کند حالا این هیئت چه کار می‌توانست بکند کارش چه بود مردم گرسنه را با هیئت می‌شد سیر کرد یا نه اینها بماند جناب آقاى حکمت رئیس این هیئت بودند و جناب آقاى دکتر خوشبین عضوش بودند یک عده دیگر هم بودند یک روزى بنده اطاق همین آقاى نخست وزیر بودم دیدم تلفن می‌کنند که ما توى سرما مانده‌ایم هیچ چیز نداریم و خودمان و مسافرین قطارمان از بى‌دوایى و بى‌غذایى و سرما ممکن است تلف شوند ایشان همان طور که گوشى تلفن دستشان بود دستور دادند که دستور می‌دهم و تا 2 ساعت بعد از ظهر براى شما غذا و دوا مى‌آوردند بعد از این که این هیئت آمد بنده از جناب آقاى دکتر خوشبین پرسیدم که تا ساعت 2 بعد از ظهر براى شما دوا و غذا آمد یا نه گفت بلى ما آنجا مانده بودیم نه راه پیش داشتیم نه راه پس گرسنگى و سرما هم مسافرین را تهدید می‌کرد و هر چه بود خورده بودند یک تلگرافى هم کردیم به دولت جوابى هم نیامد یکى از آقایان گفت یک تلگرافى هم احتیاطاً به آقاى رزم‌آرا بکنیم ما هم یک تلگرافى در حال یأس کردیم و در همان ساعتى که ایشان گفته بودند دیدیم که طیاره آمد و غذا و سایر چیزها را آورد بعد آقاى دکتر خوشبین به بنده گفت که ما تلگرافى را که کرده بودیم به دولت در جواب آمد که اگر نتوانستند بروید برگردید این طرز کار ادارات است من کارى ندارم که این طرز باید عوض شود آقایان یادداشت کرده‌اند که عرایضم را خلاصه عرض کنم حضورتان‏.

5- تعیین موقع و دستور جلسه بعد ختم جلسه‏

رئیس- آقاى پیراسته وقت جنابعالى تمام شد جلسه را ختم می‌کنیم جلسه آینده روز سه‌شنبه ساعت 5/8 دستور بقیه برنامه‏

( مجلس یک ساعت بعد از ظهر ختم شد.)

رئیس مجلس شوراى ملى- رضا حکمت‏

+++

یادداشت ها
Parameter:294562!model&5137 -LayoutId:5137 LayoutNameالگوی متنی کل و اخبار(مشروح مذاکرات)