کتابخانه، موزه و مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی


صفحه اصلی » مشروح مذاکرات » مشروح مذاکرات مجلس ملی » دوره یازدهم مجلس ملی

0.0 (0)
مشروح مذاکرات مجلس ملى، دوره‏11
[1396/05/09]

جلسه: 43 صورت مشروح مجلس روز یکشنبه 8 خرداد ماه 1317  

فهرست مطالب‏

1- تصویب صورت مجلس‏

2- بیانات رئیس‌الوزاء و رئیس راجع به خرسندى دولت و ملت ایران از مواصلت بین خاندان سلطنت و خاندان سلطنت مصر

3- معرفى آقاى على سهیلی به سمت وزارت امور خارجه‏

4- تقدیم یک فقره لایحه و معرفى معاون وزارت مالیه از طرف آقاى وزیر مالیه‏

5- بقیه شور لایحه اصول محاکمات حقوقى از ماده 569

6- تصویب مرخصى آقاى قراگزلو

7- موقع و دستور جلسه آتیه- ختم جلسه‏

مشروح مذاکرات مجلس ملى، دوره‏11

جلسه: 43

صورت مشروح مجلس روز یکشنبه 8 خرداد ماه 1317

فهرست مطالب‏

1- تصویب صورت مجلس‏

2- بیانات رئیس‌الوزاء و رئیس راجع به خرسندى دولت و ملت ایران از مواصلت بین خاندان سلطنت و خاندان سلطنت مصر

3- معرفى آقاى على سهیلی به سمت وزارت امور خارجه‏

4- تقدیم یک فقره لایحه و معرفى معاون وزارت مالیه از طرف آقاى وزیر مالیه‏

5- بقیه شور لایحه اصول محاکمات حقوقى از ماده 569

6- تصویب مرخصى آقاى قراگزلو

7- موقع و دستور جلسه آتیه- ختم جلسه‏

(مجلس دو ساعت پیش از ظهر به ریاست آقاى اسفندیارى تشکیل گردید)

صورت مجلس روز یکشنبه اول خرداد ماه را آقاى مؤید احمدى (منشى) قرائت نمودند اسامی غایبین جلسه گذشته که ضمن صورت مجلس خوانده شده :

غایب بااجازه - آقای ارباب کیخسرو

غایبین بی­اجازه - آقایان : موقر - دبیر سهرابی - نیکپور - قراگزلو - پناهی

دیر آمدگان بی­اجازه - آقایان : لیقوانی - افخمی -دکتر ادهم - وکیلی – مولوی

(1- تصویب صورت مجلس)

رئیس- در صورت مجلس نظرى نیست؟ (گفته شد- خیر) صورت مجلس تصویب شد.

(2- بیانات رئیس‌الوزرا و رئیس راجع به خرسندى دولت و ملت ایران از مواصلت بین خاندان سلطنت و خاندان سلطنت مصر)

رئیس- آقاى رئیس الوزرا فرمایشى داشتید؟

رئیس‌الوزرا (آقاى جم)- از طرف قرین‌الشرف بندگان اعلیحضرت همایونى مأموریت دارم که براى انجام مقدمات مواصلت مسرت بخشى که در سایه توجهات اعلیحضرت همایونى شاهنشاهى بین خاندان سلطنت ایران و خاندان سلطنت مصر پیش آمده است به قاهره عزیمت نمایم. اینک مأموریت خود را به اطلاع مجلس می‌رسانم و در عین حال از این پیش آمد که اهمیت و تأثیرات آن در عالم شرق و اسلام معلوم است (عموم نمایندگان- صحیح است) این جانب و هیئت دولت مسرت و شادمانى خود را در مقابل مجلس اظهار می‌دارم. (نمایندگان- صحیح است)

رئیس- خبر مسرت بخشى که جناب آقاى رئیس الوزراء اعلام نمودند موجب نهایت شادمانى گردید نمایندگان مجلس از طرف خود و عموم ملت ایران

+++

مراتب تبریکات چاکرانه خود را به پیشگاه اعلیحضرت همایون شاهنشاهى بزرگ تقدیم می‌دارند. (عموم نمایندگان- صحیح است) این وصلت فرخنده از جهات بسیار موجب خرمى و شادمانى ایرانیان شده است (صحیح است) یکى از این جهت که تمام اهل این کشور به وجود مبارک و الاحضرت شاهنشاه زاده برومند و ولیعهد ارجمند ایران علاقه دارند و اوصاف حمیده و بزرگوارى آن را تجلیل مینمایند. (نمایندگان- صحیح است) دیگر از این لحاظ که خاندان جلیل سلطنتى مصر از روزگار دیرین بعظمت و خدمت به علم و تمدن مشهور است (صحیح است) و این پیوند مبارک در احوال عمومى شرق و مصالح اسلامى تاثیرى بسزا خواهد بخشید و بر مراتب یک جهتى و مودت ایران و مصرکه از روزگار باستان رشته محبت و یگانگى در میان آنان استوار بوده خواهد افزود (نمایندگان- صحیح است) مجلس شوراى ملى از جانب همه افراد ملت تهنیت خالصانه به پیشگاه هر دو خاندان جلیل سلطنتى تقدیم و سعادت و عظمت ذات فرخنده صفات والاحضرت همایونى و بانوى عظیم‌الشأن معظم له را از درگاه خداوند متعال خواستار است (عموم نمایندگان- صحیح است)

(3- معرفى آقاى على حسینى به سمت وزارت امور خارجه)

رئیس- آقاى رئیس‌الوزرا

رئیس‌الوزرا- نظر به این که آقاى عدل که سابقاً به سمت کفالت وزرات خارجه معرفى شده بود مأمورینى در خارج پیدا کرده است بر حسب امر و اراده ملوکانه آقاى سهیلى وزیر مختار ایران در لندن به سمت وزیر امور خارجه انتخاب شده است اینک به مجلس شوراى ملى معرفى می‌شود (نمایندگان- صحیح است- مبارک است)

(4- تقدیم یک فقره لایحه و معرفى معاون وزارت مالیه از طرف آقاى وزیر مالیه)

رئیس- آقاى وزیر مالیه‏

وزیر مالیه- چون معمولا وجهى که هر سال براى ساختمان راه آهن از محل اعتبار وجوه قند و شکر تخصیص داده می‌شد در خود قانون متمم بودجه منظور می‌گردید امسال چون در آن موقع بودجه راه آهن معین نشده بود در قانون متمم بودجه ننوشتیم و یک لایحه علیحده تهیه شده است براى تخصیص مبلغ یکصد و هفتاد میلیون ریال علاوه بر آن یکصد و پنج میلیون ریالى که از اعتبارات بودجه کشور پرداخته می‌شود براى مخارج راه آهن این لایحه براى این اعتبار تقدیم می‌شود. به علاوه آقاى اللهیار صالح را به سمت معاونت وزارت مالیه معرفى می‌کنیم.

(5- بقیه شور لایحه اصول محاکمات حقوقى از ماده 569)

رئیس- بقیه شور گزارشات کمیسیون عدلیه راجع به اصول محاکمات حقوقى از ماده 569 شروع می‌شود.

فصل شوم- در اعاده محاکمه‏

مبحث اول- در جهات اعاده محاکمه‏

ماده 569- در صورت وجود یکى از جهات اعاده محاکمه نسبت به حکام زیر ممکن است درخواست اعاده محاکمه نمود.

1- حکم حضورى استینافى‏

2- حکم غیابى استینافى که مدت اعتراض آن منقضى شده باشد.

3- حکم حضورى بدوى که به طور قطعى صادر شده است.

4- حکم غیابى بدوى که مدت اعتراض آن منقضى شده و غیر قابل استیناف صادر شده است.

رئیس- آقاى نقابت‏

نقابت- عرض بنده فقط راجع به شق چهارم است می‌خواستم آقاى مخبر محترم توضیح بدهند حکم غیابى که مدت اعتراضش منقضى شده است و غیر قابل استیناف صادر شده تطبیق با موازین کلیه نمی‌کند ممکن است نوشته شود مدت اعتراض گذشته و قطعى شده به نظر بنده این طور بهتر است.

+++

مؤید احمدى (مخبر)- گمان می‌کنم آقاى نقابت در کمیسیون هم این اعتراض را فرمودند و نظر آقاى وزیر عدلیه این بود که اگر حکم قابل استیناف باشد در مدت استیناف استیناف می‌دهد واگر چنانچه قطعى باشد و غیر قابل استیناف باشد راه اعاده محاکمه را برایش میگذارند با این مراتب بنده عقیده‌ام این است که پیشنهادى بفرمایند که بیاید در کمیسیون و براى شور دوم اصلاح بهترى شود.

رئیس- ماده 570

ماده 570- جهات اعاده محاکمه از قرار زیر است:

1- اگر در مطلبى که موضوع ادعا نبوده است حکم صادر شده باشد.

2- اگر حکم به مقدار بیشتر از مدعى به صادر شده است.

3- در صورتی که در مفاد یک حکم مواد متضاد باشد.

4- در صورتی که حکم قطعى محکمه مخالف باشد یا حکم قطعى دیگرى که سابقاً همان محکمه در خصوص همان دعوى و بین همان اصحاب صادر کرده بدون این که سبب قانونى موجب این مغایرت باشد.

5- در صورتى که طرف مقابل مستدعى اعاده محاکمه حیله و تقلبى نموده باشد که در حکم محکمه مؤثر بوده.

6- اگر حکم محکمه مستند به اسنادى بوده است که بعداً مجعولیت آنها ثابت شده باشد.

7- اگر بعد از صدور حکم اسناد و نوشته‌جاتى یافت شود که دلیل حقانیت مستدعى اعاده محاکمه بوده و ثابت گردد که آن اسناد و نوشته‌جات را طرف مقابل مکتوم داشته و یا باعث کتمان آنها بوده.

رئیس- آقاى طباطبایی‏

طباطبایی- عرض کنم که در کمیسیون هم گویا مذاکره شد حالا بنده عقیده دارم که درقسمت 7 این ماده که می‌نویسد:

اگر بعد از صدور حکم اسناد و نوشته‌جاتى یافت شود که دلیل حقانیت مستدعى اعاده محاکمه بوده و ثایت گردد که آن اسناد و نوشته‌جات را طرف مقابل مکتوم داشته و یا باعث کتمان آنها بوده تا جمله (مستدعى اعاده محاکمه بوده) به عقیده بنده کافى است براى این که فرق نمى‌کند اسناد و نوشته‌جات یا دست دیگرى باشد چه فرق می‌کند وقتى که نوشته‌جات و اسناد به دست آمد که مثبت حق طرف بود کافى است که اعاده محاکمه را بخواهد.

مخبر- نظر آقاى طباطبایی البته از جنبه احقاق حق بنده تصور می‌کنم خیلى نظر خوبى است چون محاکمه براى این است که رسیدگى و احقاق حق بشود ولى یک اسنادى مال یک کسى بوده است و در جریان محاکمه آن اسناد در دست او نبوده و ابراز نداشته و در محاکمه بدوى و استینافى و تمیز محکوم شده حالا اسنادى پیدا کرده البته به مصرف این نمی‌شود بالاخره اگر قانون پیش‌بینى بکند که هر کسى که یک محاکمه بدوى و استینافى و تمیزى تمام مراحل را طى کرده فوراً بیاید بگوید که آقا من یک نوشته‌جاتى داشتم که نبود و حالا پیدا می‌شود و اخد ندارد ولى یک مورد است که مقنن آن را در نظرگرفته است که اعاده محاکمه بشود یک کسى است اسنادى داشته دست طرف مقابل و طرف مقابل مکتوم کرده و در موقع محاکمه به او نداده است بعد از کشف شد که آن اسناد هست در همان محاکمه مثلا فرض کنید برادر بزرگى بوده براى این که حق برادر کوچکش را بخورد آمده است از او عریضه حق برادر کوچکش را بخورد آمده است از او عریضه داده و محکومش کرده بعد از آن که تمام مراحل طى شده قضایایی پیش مى‌آید که آن اسناد بدست آمده اینجا قانونى پیش‌بینى کرده که باید آن محاکمه را اعاده کند و از سر بگیرد براى این که اسنادش دست مدعیش بوده است ولى اگر بنا شد که این کار را عمومى کنند که هر‌کس بعد از محاکمه یک اسنادى پیدا کرد

+++

محاکمه را از سر بگیرند نمی‌شود و عملى نیست یک اصطلاحى دارند علماى حقوق که می‌گویند محاکمه‌اى براى قطع خصومت است احقاق حق واقعى را کسى نمی‌داند پرونده تشکیل می‌شود و در آن پرونده یک ادله و براهینى هست و محکمه روز آنها رسیدگى می‌کند و تشخیص می‌دهد که حق با این است یا با آن است و یک حکمى می‌دهد شاید حکم صحیح نباشد ولى براى قطع خصومت است که آمده‌اند محاکمه قرار داده‌اند و درجات معین کرده‌اند که اگر در ابتدایی محکوم شد می‌تواند استیناف بدهد بعد تمیز بدهد (اگر چه تمیز مرحله سوم رسیدگى نیست و براى این است که ببینند جریان قانون درست اعمال شده است یا خیر) بعد محاکمه قطعى می‌شود حتى در شرع اسلام هم همین طور است زیدى از عمرو صد تومان قرض کرد و بعد منکر شد و مى‌آید قسم مى‌خورد قسم چه می‌کند می‌گوید دیگر حقى ندارى و محاکمه ختم می‌شود چرا؟ براى این که شروع می‌گوید اگر طرف هم واقعاً بدهکار بوده است همین که قسم خورد دعوى ختم شده است ولى آن چیزى را که در قانون پیش‌بینى کرده این است که اگر در نزد طرف مقابل اسنادى مکتوم مانده باشد حالا بعد از محاکمه اسنادش پیدا شد آن محاکمه را اعاده کنند ولى به طور کلى البته تصدیق می‌فرمایید که نمی‌شود.

رئیس- آقاى اوحدى‏

اوحدى- وجود مبحث اعاده محاکمه که در این قانون پیش‌‌بینى شده دلیل واضحى است که نقطه‌نظر دولت در تقدیم این لایحه به مجلس شوراى ملى براى این نبوده است که دعوى همین قدر که قطع و فصل شد حقاً کان ام باطلا قضیه خاتمه یافته باشد اگر این نظر بود وجود مبحث اعاده محاکمه هیچ لزومى نداشت اعاده محاکمه براى این در نظر گرفته شده که بر فرض دعوایی در مرحله ابتدایی و استینافى و تمیزى بین دو نفر قطع و فصل شد ولى به باطل و اسنادى که دال بر حقانیت یکى از متداعین است بعداً کشف شد براى حفظ حق آن طرف که مستنداتى بعداً به دست او آمده او را ذیحق خواهد کرد باب اعاده محاکمه باز شده.

اینجا بنده چنانچه در کمیسیون عدلیه هم حضور آقاى وزیر عدلیه عرض کردم از ایشان در خواست کردم که یک کلمه اعم در این قسمت اضافه شود همین طوری که اینجا نوشته شده که اگر بعد از صدور حکم استناد و نوشته‌جاتى یافت شده را به نوشته‌جاتى که طرف دعوى آن را مکتوم داشته است یا سبب کتمان بوده است. یکى دیگر نکته را که می‌خواستم عرض کنم که در محاکم مورد اشکال خواهد شد کلمه ثبوت است که در این قسمت قید شده است این کلمه ثبوت در یک مواردى خیلى واضح است چنانچه در قسمت بعد که می‌گوید که اگر ثابت شد حکم قبلى مستند به سندى بوده که جعلیتش بعداً ظاهر شده البته این ثبوتش در این مورد به حکم محکمه است یعنى به موجب حکم محکمه ثابت شد که مستند دعوى مجعول بوده است ولى اینجا اگر یک اسنادى بدست بیاید و ثابت شود که طرف مقابل مکتوم داشته اینجا ثبوت چه چیز است و چه معنى دارد یعنى باید به موجب حکم محکمه ثابت شود که او این اسناد را مکتوم داشته است؟ اگر این مقصود است که اسباب اشکال می‌شود این را خواستم آقاى وزیر عدلیه توضیحى بفرمایند که ثبوت در اینجا چه معنى دارد که رفع ابهام و اجمال آن شده و محاکم هم دچار ابهام و اشکال نشوند.

وزیر عدلیه- با توضیحاتى که آقاى مخبر کمیسیون دادند که بنده فقط به قسمت آخرش رسیدم خیال مى‌کردم که مستغنى هستم از این که در اطراف ماده 570 توضیحات بیشترى بدهم فقط یک جمله اضافه مى‌کنم به توضیحات ایشان آن هم به طور کلى که اعاده محاکمه

+++

به طورى که در این قانون پیش بینى شده است یک وسیله فوق العاده ایست و وسیله عادى نیست مثل استیناف و تمیز و به اصطلاح اسمش رویش است یعنى کار آسانى نیست کار معمولى نیست که درى باز باشد به روى هر کس یک درى است بازشده براى مواقع خیلى مخصوص و متذکر هم هستید که این در یک رخنه‌ای است به استحکام اصل قضایی وقتى که یک حکمى از مراحل قضایی صادر شد و استینافش گذشت تمیز هم ابرام کرد این استحکامش حتى می‌خواهم بگویم خیلى بیشتر از یک قانون است به طورى که در کمیسیون هم توضیح دادم که قانون وقتى از مجلس گذشت یا این که از قوه مقننه گذشته است ولى خود قوه مقننه که به یک قانونی رأى داده است بعد می‌تواند مطابق نظامنامه داخلى مجلس شوراى ملى قانون دیگری که ناسخ آن باشد یا اصلا با یک ماده آن را نسخ نمایند ولى قاضى به طور کلى حکم خودش را نمى‌تواند بهم بزند. یک حکمى که از عدلیه صادر شد از هر توپى محکم‌تر است و هیچ توپى نمى‌تواند آن را بهم بزند (صحیح است) این است که اگر در قوانین یک اعاده پیش‌بینى شده است براى محاکمه در نظر باید گرفت که این اعاده محاکمه یک رخنه‌ای است به این اصل مسلم پس باید این طور به همین قدر قانع شویم که زیاده روى نشود و واقعا یک مواقعى که یک دلائل جدیدى که با این ترتیبات بدست آمد اعاده شود والّا اگر یک کسى اسناد و نوشته‌جات خودش را در صندوقش گذشته باشد مدت‌ها هم گذشته باشد و به خودش زحمت ندهد که برود به صندوق و اسباب پدرش را بگردد که چه بوده است ولى پس از محکومیت و این که کار گذشته است آقا بیاید بگوید من در صندوق پدرم کاغذى پیدا کردم، خوب می‌خواستى زودتر پیدا کنى اگر به یک جهاتى مکتوم بوده و از ید او خارج بوده است درست ولى نه این که وقت نکرده‌ام و اینها با این عذرها اگر بخواهند راه تجدید محاکمه و اعاده محاکمه را باز کنند آن وقت دیگر سنک روى سنک نمى‌ماند و مبانى قضایی متزلزل می‌شود. این قسمت را هم که راجع به ثبوت فرمودند عرض می‌کنم که این توضیح واضحات است که البته ثبوت باید در یک محکمه باشد یا با یک سند رسمى ثابت شود یا در محکمه ثابت شود.

رئیس- ماده 571

مبحث دوم- در موعد اعاده محاکمه‏

ماده 571- مهلت اعاده محاکمه ده روز است و به طریق زیر شروع می‌شود.

1- نسبت به احکام حضورى از تاریخ ابلاغ‏

2- نسبت به احکام غیابى از تاریخ انقضاء مدت اعتراض‏

رئیس- ماده 572

ماده 572- اگر اعاده محاکمه به جهت متغایر بودن دو حکم باشد ابتداء مهلت از تاریخ آخرین ابلاغ هر یک از دو حکم است.

رئیس- ماده 573

ماده 573- اگر سبب اعاده محاکمه مجعول بودن اسناد باشد ابتداء مهلت اعاده محاکمه تاریخ ثبوت جعلیت به موجب حکم نهایی است.

رئیس- ماده 574

ماده 574- هر‌گاه سبب اعاده محاکمه حیله و تقلب طرف مقابل یا وجود اسناد مکتومه باشد مهلت از تاریخ ثبوت حیله و تقلب یا وصول نوشته‌جات مکتومه به دست صاحب آن شروع می‌شود و تاریخ آن باید با قرار در محکمه و یا به سند کتبى باشد.

رئیس- ماده 575

ماده 575- مفاد ماده 466 و 467 در اعاده محاکمه رعایت می‌شود.

رئیس- ماده 576

مبحث سوم- در ترتیب استدعاى اعاده محاکمه و رسیدگى‏

ماده 576- اعاده محاکمه بر دو قسم است 1- اصلى 2- طارى

+++

اعاده محاکمه اصلى است در صورتیکه مستدعى اعاده محاکمه مستقلا درخواست اعاده محاکمه نماید و طارى است وقتى که در اثناى محاکمه حکم به طور دلیل ابراز و محکوم علیه که در حکم در مقابل او ابراز شده نسبت به آن درخواست اعاده محاکمه کند.

رئیس- ماده 577

ماده 577- عرضحال اعاده محاکمه اصلى درخواست اعاده محاکمه از آن محکمه صادر شده است و عرضحال اعاده محاکمه طارى باید به محکمه‌اى داده شود که حکم در آنجا به طور دلیل ابراز شده است.

رئیس- ماده 578

ماده 578- محکمه که عرضحال اعاده محاکمه طارى به آنجا داده شده عرضحال را به محکمه که حکم را صادر کرده است می‌فرستد.

هر‌گاه محکمه تشخیص دهد حکمى در خصوص استدعاء اعاده محاکمه صادر می‌شود مؤثر در دعوى است در صورتی که دلائل استدعاء محاکمه را هم قوى بداند رسیدگى به دعوى را که مطرح است در قسمتى که حکم راجع به استدعاء محاکمه را در آن قسمت مؤثر بداند تا صدور حکم راجع به اعاده محاکمه به تأخیر می‌اندازد و در غیر این صورت رسیدگى را تعقیب نموده و حکم مقتضى می‌دهد.

رئیس- ماده 579

ماده 579- در عرضحال اعاده محاکمه باید نوشته شود:

1- نام و اقامتگاه و سایر مشخصات درخواست کننده اعاده محاکمه و طرف اعاده محاکمه‏

2- حکمى که مورد درخواست اعاده محاکمه است‏

3- محکمه که حکم داده است‏

4- جهتى که موجب اعاده محاکمه شده است‏

در صورتى که عرضحال اعاده محاکمه را وکیل داده باشد باید نام و مشخصات او در عرضحال معین و وکالت‌نامه پیوست عرضحال شود.

رئیس- ماده 580

ماده 580- درخواست اعاده محاکمه اجراى حکمى را که مورد اعاده محاکمه است به تأخیر نمی‌اندازد.

رئیس- ماده 581

ماده 581- در مورد اعاده محاکمه هیچ جهتى به جزء آنچه که در عرضحال موجب اعاده محاکمه قرار داده شده مورد رسیدگى واقع نمی‌شود.

رئیس- ماده 582

ماده 582- در صورت قبول اعاده محاکمه اگر حکم اجرا نشده باشد به تأخیر می‌افتد و اگر اعاده محاکمه راجع به یک قسمت از حکم باشد اجراء آن قسمت به تأخیر افتاده و بقیه اجراء می‌شود.

رئیس- ماده 583

ماده 583- اگر اعاده محاکمه قبول شود حکم مورد اعاده محاکمه فسخ و محکمه حکم مجدد می‌دهد مگر این که استدعاى اعاده محاکمه راجع به یک قسمت حکم باشد در این صورت فقط آن قسمت فسخ یا اصلاح خواهد شد.

رئیس- ماده 584

ماده 584- اگر جهت اعاده محاکمه مغایر بودن دو حکم باشد محکمه بعد از قبول عرضحال اعاده محاکمه و رسیدگى ثانى را فسخ و حکم اول به قوت خود باقى خواهد بود.

رئیس- ماده 585

ماده 585- نسبت به حکمى که در نتیجه درخواست اعاده محاکمه صادر می‌شود دیگر اعاده محاکمه پذیرفته نخواهد شد.

رئیس- ماده 586

ماده 586- هر‌گاه یکى از طرفین دعوى نسبت به حکمى درخواست اعاده محاکمه نماید طرف دیگر می‌تواند در مقابل آن شخص مادامی که جریان اعاده

+++

محاکمه خاتمه نیافته از همان حکم نیبت به محکومیت خود رد صورت وجود یکى از جهات اعاده محاکمه تبعاً درخواست اعاده محاکمه نماید هر چند مدت مقرر براى اعاده محاکمه نسبت به او منقضى شده باشد.

رئیس- ماده 587

ماده 587- ترتیب استدعاء اعاده محاکمه تبعى مطابق ترتیب استیناف تبعى است.

رئیس- ماده 588

ماده 588- در اعاده محاکمه غیر از طرفین دعوى شخص دیگرى به هیچ عنوان نمی‌تواند داخل در دعوى شود.

رئیس- ماده 589

باب ششم- در مواعد

فصل اول- در تعیین و حساب مواعد

ماده 589- مواعدى را که قانون معین نکرده محکمه معین خواهد کرد و موعدى را که محکمه معین می‌کند باید موافقت داشته باشد با امکان انجام امرى که براى آن موعد تعیین می‌شود و موعد به سال یا ماه یا هفته یا روز تعیین می‌شود.

رئیس- ماده 590

ماده 590- سال دوازده ماه است- ماه مطابق با ماه شمسى است و کسرى آن قرار ماهى سى روز حساب می‌شود- هفته هفت روز تمام و روز بیست و چهار ساعت است.

رئیس- ماده 591

ماده 591- هر‌گاه روز آخر موعد مصادف شود با روز تعطیل ادارات آن روز که تعطیل است به حساب نمى‌آید و روز آخر موعد روزى خواهد بود که ادارات بعد از تعطیل باز می‌شود.

رئیس- ماده 592

ماده 592- مواعدى که ابتداء آن تاریخ ابلاغ یا اعلام است روز ابلاغ و اعلام و همچنین روز اقدام جزء مدت محسوب نمی‌شود.

رئیس- ماده 593

ماده 593- در صورتی که محل اقامت کسی که اوراق محکمه به او ابلاغ می‌شود خارج از مقر محکمه باشد که اوراق از آنجا صادر شده بر موعد قانونى از قرار هر سى و شش کیلومتر در صورتى که کمتر از هیجده کیلومتر باشد به حساب نمى‌آید و اگر هیجده کیلومتر یا زیادتر باشد یک روز براى آن منظور می‌شود.

رئیس- ماده 594

ماده 594- هر‌گاه در روزى که براى حضور اصحاب دعوى در محکمه معین شده محکمه مانعى براى رسیدگى داشته باشد انقضاء مدت روزی خواهد بود که محکمه براى رسیدگى معین کرده و حاضر باشد.

رئیس- ماده 595

ماده 595- مواعدى که محکمه روز و تاریخ انقضاء آن را معین کرده است در همان روز و تاریخ منقضى مى‌شود.

رئیس- ماده 596

فصل دوم- در دادن مهلت و تجدید موعد

ماده 596- دادن مهلت در مواعدى که از طرف محکمه معین می‌شود فقط یک دفعه جائز است به استثناء دو مورد زیر:

1- در صورت تراضى متداعیین یا اصحاب دعوى‏

2- در صورتی که درخواست کننده مهلت ثابت نماید که عدم انجام کاری که محکمه خواسته است به واسطه حدوث موانعى بوده که رفع آن موانعى در حیطه اقتدار درخواست کننده نبوده است.

رئیس- ماده 597

ماده 597- دادن مهلت پس از انقضاء مدت قانونى در مورد اعتراض به حکم غیابى و شکایت استیناف و تمیزى و اعاده محاکمه نسبت به حکم و قرار محکمه ممنوع است مگر در موردی که قانون تصریح نماید.

+++

رئیس- ماده 598

ماده 598- دادن مهلت پس از انقضاء موعدی که در قانون معین شده در غیر موارد مذکور در ماده فوق وقتى قبول می‌شود که به محکمه ثابت شود که در اعلام مهلت سهو یا خطایی شده یه آن جهت استفاده از مهلت ممکن نبوده است و یا درخواست کننده مهلت ثابت نماید که عدم استفاده از موعد به واسطه موانعى بوده که رفع آن موانع در حیطه اقتدار درخواست کننده نبوده‏

رئیس- ماده 599

ماده 599- مرض اصحاب دعوى را با امکان توکیل نمی‌توان موجب عدم استفاده از موعد و جهت استمهال قرار داد.

رئیس- ماده 600

ماده 600- در صورت قبول درخواست درخواست کننده موعد جدیدى معین می‌شود و این موعد نباید بیش از موعدی که قانوناً مقرر است باشد.

(6- تصویب مرخصى آقاى قراگزلو)

رئیس- گزارشى از کمیسیون عرایض و مرخصى رسیده است قرائت می‌شود.

آقاى قراگزلو براى معالجه درخواست سه ماه مرخصى از تاریخ 25 اردیبهشت 1317 نموده‌اند و کمیسیون با درخواست ایشان موافقت نموده اینک گزارش آن به عرض می‌رسد.

رئیس- موافقن با مرخصى آقاى قراگزلو قیام فرمایند (اغلب قیام نمودند) تصویب شد.

(7- موقع و دستور جلسه بعد- ختم جلسه)

رئیس- اگر موافقت می‌فرمایید جلسه را ختم کنیم. (صحیح است)

جلسه آتیه روز یکشنبه 15 خرداد ماه سه ساعت پیش از ظهر دستور لوایح موجوده‏

(مجلس یک ساعت و ربع قبل از ظهر ختم شد)

رئیس مجلس شوراى ملى- حسن اسفندیارى‏

+++

یادداشت ها
Parameter:293658!model&5137 -LayoutId:5137 LayoutNameالگوی متنی کل و اخبار(مشروح مذاکرات)