کتابخانه، موزه و مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی


صفحه اصلی » مشروح مذاکرات » مشروح مذاکرات مجلس ملی » دوره شانزدهم مجلس ملی

0.0 (0)
مشروح مذاکرات مجلس ملى، دوره ‏16
[1396/05/28]

جلسه: 42 صورت مشروح مذاکرات مجلس روز پنجشنبه 8 تیر ماه 1329  

فهرست مطالب:

1-تصویب صورت مجلس‏

2-اخطار نظامنامه‌اى آقایان: دکتر مصدق- جمال امامى- آشتیانى‌زاده- و تصویب ورود در دستور

3-طرح برنامه دولت آقاى رزم‌آرا نخست وزیر

4-تعیین موقع و دستور جلسه بعد- ختم جلسه‏

مشروح مذاکرات مجلس ملى، دوره ‏16

 

 

جلسه: 42

صورت مشروح مذاکرات مجلس روز پنجشنبه 8 تیر ماه 1329

 

فهرست مطالب:

1-تصویب صورت مجلس‏

2-اخطار نظامنامه‌اى آقایان: دکتر مصدق- جمال امامى- آشتیانى‌زاده- و تصویب ورود در دستور

3-طرح برنامه دولت آقاى رزم‌آرا نخست وزیر

4-تعیین موقع و دستور جلسه بعد- ختم جلسه‏

 

مجلس دو ساعت و ده دقیقه قبل از ظهر به ریاست آقاى رضا حکمت تشکیل گردید.

رئیس- صورت غایبین جلسه گذشته قرائت می‌شود. (به شرح زیر قرائت شد)

غایبین با اجازه- آقایان: صفوى، اورنگ جوادعامرى- عبدالحسین مجتهدى- ابوالقاسم امینى- امیرنصرت اسکندرى- ابوالفضل حاذقى- طباطبایى- دکتر راجى- ابوالحسن رضوى- حائرى‌زاده- صدر میرحسینى‏

غایبین بى‌اجازه- آقایان: دکتر مصباح‌زاده- ابوالفتح قهرمان- حسن اکبر- دکتر احمد سید‌امامى- لطف‌على معدل- جواد مسعودى‏

دیر‌آمدگان با اجازه- آقاى اقبال یک ساعت‏

دیرآمدگان بى‌اجازه- آقایان: تولیت یک ساعت و 30 دقیقه ابریشم‌کار 30 دقیقه‏

رئیس- نسبت به صورت مجلس نظرى نیست؟

شوشترى- در عرایض بنده لغت در بوته اختفا را در بوته اختصار نوشته‌اند استدعا دارم که اصلاح شود ضمناً ازمقام ریاست استدعا دارم سؤالاتى که از دولت راجع به اراضى اطراف تهران سؤال کرده‌ام سابق براى این دولت بفرستند که زودتر جوابش داده شود.

رئیس- دیگر نسبت به صورت مجلس نظرى نیست؟ (گفته شد- خیر)

2-اخطار نظامنامه‌اى آقایان: دکتر مصدق، جمال امامى، آشتیانى‌زاده و تصویب ورود در دستور

دکتر مصدق- اخطار دارم.‏

آشتیانى‌زاد‌ه- من اخطار دارم.‏

جمال امامى- بنده اخطار دارم.‏

رئیس- آقاى دکتر مصدق بفرمایید.

دکتر مصدق- اخطار بنده روى ماده 201 است ولى با یک توضیحاتى در دوره پنجم تقنینیه در کمیسیون دادگسترى عده‌اى بودیم که مشغول تجدید‌نظر در قانون جزایى بودیم مرحوم مشیرالدوله هم بودند و هنوز دیکتاتورى به تمام معنى شروع نشده بود و مقدماتش شروع شده بود در اطاق نشسته بودیم دیدیم که جمعیت مى‌آید، جمعیت می‌آید. من به مرحوم مشیرالدوله گفتم برویم گفت این ماده را تمام می‌کنیم بعد می‌رویم نشستیم ماده را تمام کنیم جمعیت ریخت توى مجلس و به طور کلى همه وکلا را زدند مرحوم مشیرالدوله فرار کرد به سوى کتابخانه و در آنجا دچار توهین واقع شد ما هم از همین طرف در بالا رفتیم امروز هم این وضعیت عیناً مشاهده می‌شود یک جمعیت چاقوکش را شهربانى اجازه می‌دهد که در محوطه مجلس وارد بشوند و زنده‌باد بگویند زنده‌باد برای اشخاصى بگویند که باید براى آنها مرده‌باد بگویند آن روزی که ما گفتیم باید شهربانى رئیسش منفصل نشود و موازنه سیاسى برقرار باشد براى این بود که ارتش دخالت در کار مملکت نکند و ارتش برود به وظیفه نظامى و ارتشى خود عمل بکند نه این که ارتش رئیس شهربانى را بردارد و یک ارتشى و یک افسرى را در آنجا بگذارند که به تمام معنى تابع حکم ستاد ارتش باشد نظر ما این بود امروز هم آن مقدمات دارد تجدید می‌شود رئیس شهربانى جزو ارتش رئیس راه‌آهن جزو ارتش معاون نخست وزیر جزو ارتش سوم مستقل ریاست وزرا با ستاد ارتش مستقیماً برقرار است خدا شاهد

+++

است اگر ما را بکشند. پارچه پارچه بکنند، زیر بار حکومت این جور اشخاص نمی‌رویم به وحدانیت نیت حق خون می‌کنیم، خون می‌کنیم، مى‌زنیم، و کشته می‌شویم (با عصبانیت) اگر شما نظامى هستید من از شما نظامى‌ترم می‌کشم همین جا شما را می‌کشم.....

رئیس- اولاً اخطار فقط راجع به آن چیزى است که مخالف آیین‌نامه جریانى پیدا بکند امروز بنده (دکتر بقایى- نظم مجلس را باید مراعات کرد) نظم مجلس را باید آقایان مراعات کنند (پس اینها که بودند ریختند توى مجلس؟) عده‌اى ریختند توى مجلس و من دستور دادم آنها را بیرون کردند و چند نفر را هم توقیف کرده‌اند (آزاد- اسم آنهایى را که گرفتند بگویید) اگر آقایان نمایندگان از آیین‌نامه و مقررات آن انحرافى مشاهده کنند می‌توانند اخطار کنند شما آقاى امامى اخطار دارید بفرمایید.

امامى- بنده اخطارم دو قسمت است یکى اعتراض به مطبوعات است یک اعتراض به آقایان نمایندگان جبهه ملى (مکى- نماینده به نماینده حق اعتراض ندارد) (رئیس- در حدود آیین‌نامه باشد) در حدود آیین‌نامه است (مکى- ماده را بفرمایید) ملاحظه خواهید فرمود اخطارى که راجع به مطبوعات دارم از طرف کلیه آقایان است (مکى- آقا ماده‌اش را بگویید) اخطارم راجع به آقاى دکتر بقایى است (دکتر بقایى- این اخطار نظامنامه‌اى است؟) بله عرایض بنده را تحریف کرده‌اند (دکتر بقایى- بنده اخطار دارم) (آزاد- من هم اخطار دارم) (رئیس- این اخطار نیست ممکن است بیرون یکى هزار جور تهمت بزند این اخطار نمی‌شود) نه قربان آقاى د کتر بقایى مطالب من را تحریف کردند (رئیس- آقاى امامى شما راجع به روزنامه اینجا توضیح ندهید وقتی که نطق قبل از دستور باشد می‌توانید راجع به روزنامه‌ها بفرمایید این سابقه را نگذارید، بفرمایید) امر بفرمایید مطبوعات گفته نمایندگان را به میل خودشان تحریف نکنند این منطبق با آزادى نیست این جرم است (دکتر بقایى- اگر تحریف شده بنویسید تا چاپ شود) آقاى دکتر بقایى من از آقاى دکتر مصدق تعجب می‌کنم مجلس جاى استدلال و بحث است نه جاى منازعه و مشاجره و فحش اگر جاى فحش بود خوب بود چند نفر چاله‌میدانى مى‌آمدند اینجا (دکتر بقایى- آمدند آقا) ما حرف حسابی‌مان را باید بزنیم آقا به ما فحش دادند هم جنابعالى توهین کردند هم به ما

رئیس- من مجلس را منظم می‌کنم (همهمه نمایندگان) اصلاً خدا شاهد است من اصلاً نمى‌شنوم که چه مى‌گویند (نمایندگان- صحیح است) و شما هم آقاى امامى خواهش می‌کنم اگر راجع به آیین‌نامه اخطارى دارید بفرمایید.

جمال امامى- بله قربان توهین کرده‌اند (رئیس- شما طبق ماده 90 مى‌توانید صحبت کنید) در دوره 14 یک عده گمنام به نام فراکسیون توده اینجا بود اینجا نشسته بود هر کس جزئى تخلفى با اراده آنها می‌کرد فحش و ناسزا بود که از آسمان می‌بارید ما گمان کردیم که آنها رفته‌اند ولى اثر ایشان باقى است آقا آمدیم اینجا می‌نشینیم که بحث بکنیم مشاوره بکنیم نه این که جار و جنجال کنیم این مشروطیت را برمی‌چیند (بقایى- برچیده شده) گوش بدهید آقا حال آقای دکتر مصدق اجازه ندهید که آقاى عبدالقدیر آزاد و آقاى دکتر بقایى به من درس وطن‌پرستى و آزادی‌خواهى بدهند (دکتر شایگان- بهترین اجازه‌ها همین است) (آزاد- چاقو‌کش‌هاى شما توى مجلس هستند) (رئیس- آقاى آزاد بلند نشوید به شما تذکر می‌دهم) (آزاد- من مطابق ماده 90 اخطار دارم) (شوشترى- آقاى رئیس عصبانى نشوید) (رئیس- آقا شما به من درس ندهید خودتان ساکت باشید) آقاى دکتر مصدق قصاص قبل از جنایت چرا می‌کنید ما چه مى‌گوییم شما چه مى‌گویید ما مى‌گوییم یک شخصى به نام سپهبد رزم‌آرا لباس سیویل هم پوشیده است و آمده است اینجا (رئیس- آقا این منطبق با ماده 90 نیست) توهین کردند آقا (رئیس- من نشنیدم و نمى‌گذارم صحبت کنید بفرمایید) آقا مگر نشنیدید (رئیس- به خدا قسم و‌الله من نشنیدم) شما چه مى‌گو‌یید ما چه مى‌گوییم اصلاً یک شخصى آمده اینجا لباس سیویل هم پوشیده به شما تعظیم هم می‌کند (بقایى- این شخص به دستور انگلیس و آمریکا آمده است اینجا) (رئیس- بگذارید احترام مجلس بر‌قرار بماند صرف این اباطیل نشود.)

دکتر مصدق- آقاى امامى تو وکیل ملتى این حرف‌ها را نزن‏.

رئیس- آقاى جمال امامى بفرمایید بنشینید.

آشتیانى‌زاده- من اخطار دارم.‏

رئیس- مطابق چه ماده‌اى؟

آشتیانى‌زاده- مطابق ماده 141 اول مى‌خواستم عرض کنم که .... (رئیس- بفرمایید اینجا صحبت کنید) از همین جا مى‌گویم (رئیس- مانعى ندارد) مى‌خواستم بگویم که‏

عده‌اى از نمایندگان- ما نمى‌شنویم بلند‌تر بفرمایید پشت تریبون‏.

آشتیانى‌زاده- مطابق ماده 141 هر طرح فورى (برنامه دولت را بایستى مانند یک طرح فورى تلقى بشود) در موقع تقدیم بایستى طبع شود و بعد از 24 ساعت به دست وکلا برسد برنامه کابینه جناب آقاى رزم‌آرا به بنده دیروز 2 ساعت بعد از ظهر رسید (جمعى از نمایندگان- دیروز صبح توزیع شد) مطالعه کرده‌ام مخالفت خود را هم ثبت کرده و بحث هم خواهیم کرد ولى البته بایستى رعایت مواد نظامنامه و آیین‌نامه براى هر دولتى یکسان باشد و ثانیاً به خود آقای رئیس من اخطار دارم که چرا مى‌گذارید که آقاى جمال امامى که من کمال ارادت را به ایشان دارم ...

رئیس- جنابعالى هم بفرمایید بنشینید و اخطار نکنید شما حق اخطار به من ندارید باید تذکر بدهید.

آشتیانى‌زاده- اخطار دارم.

رئیس- مطابق چه ماده‌اى؟

آشتیانى‌زاده- مطابق ماده 109

رئیس- ماده 109 را قرائت کنید (به شرح زیر قرائت شد)

لوایح قانونى باید در جلسه علنى مجلس شورای ملى به توسط یکی از وزرا یا معاونین پارلمانى آنان تقدیم گردد.

رئیس- این ماده که ربطى به موضوع ندارد.

آشتیانى‌زاده- ببخشید مطابق ماده 90

رئیس- ماده 90 مال وقتى است که نطق کسى تحریف شده باشد مگر شما نطق کرده‌اید؟

آشتیانى‌زاده- بنده بله به همان دلیلى که آقاى امامى صحبت کردند.

رئیس- من نگذاشتم ایشان صحبت کنند شما هم خواهش می‌کنم بفرمایید بنشینید سه نفر از آقایان تقاضاى نطق قبل از دستور کرده‌اند چون مطابق آیین‌نامه می‌شود بماند براى بعد از دستور اجازه آقایان براى آخر مجلس محفوظ است (مکى- بنده مخالف با ورود در دستورم باید توضیح بدهم.) شاید شما با مجلس مخالف باشید این که نمی‌شود باید آیین‌نامه اجرا شود.

مکى- وقتى مخالفى باشد باید توضیح بدهد تا مجلس اجازه بدهد.

رئیس- بفرمایید آقاى مکى چرا مخالفید؟

مکى- وقتى مخالفى باشد باید توضیح بدهد تا مجلس اجازه بدهد.

رئیس- بفرمایید آقاى مکى چرا مخالفید؟

مکى- نوبت دوم مال بنده است وقت هم گرفته‌ام شب در این مجلس مانده‌ام و ثبت‌نام هم کرده‌ام یعنى چه نطق قبل از دستور نشود و وارد دستور بشویم من مخالفم و باید توضیحم را بدهم.‏

رئیس- بسیار خوب آقای مکى بفرمایید توضیح بدهید.

مکى- بنده دیشب از نصف شب آمده‌ام مجلس و ثبت‌نام کرده‌ام و نوبت دوم هم مال بنده است و لازم است که مطالب مهمى را به عرض ملت ایران و مجلس شورای ملى برسانم بنده به موجب مواد 201 و 204 و 206 و 75 آیین‌نامه مجلس شورای ملى می‌توانستم اخطار بکنم و مطالبم را بگویم ولى چون خواستم به عنوان آیین‌نامه و اخطار نظامنامه‌اى عرایضم را کرده باشم لذا دیروز ساعت 10 بعد از ظهر آمدم براى این که مطالب مهمى دارم و اگر مهم نبود از دیشب نمى‌آمدم آقاى رئیس در مجلس بخوابم براى این آمده‌ام که مطالبم را به ملت ایران و آنهایی که دعواى دموکراسى و آزادى در دنیا مى‌کنند و مى‌خواهند ما را به زیر شلاق دیکتاتورى بی‌اندازند بگویم این است که خواهش می‌کنم اجازه بدهید آقاى رئیس که همان طوری که سیره و سابقه معمول بوده و قبل از دستور مطالبى گفته می‌شود گفته شود.

رئیس- اولاً قبل از شما یک نفر اسم نوشته بعد هم می‌شود آخر مجلس مذاکره کرد ماده 83 قرائت می‌شود ملاحظه بفرمایید من مکرر گفته‌ام که عیب کار این است که هر کس می‌خواهد آیین‌نامه را به میل خودش تفسیر کند.

( ماده 83 به شرح ذیل خوانده شد:)

هر یک از نمایندگان که مطلب مهمى داشته باشد و بخواهد به استحضار مجلس برساند می‌تواند قبل

+++

از شروع به دستور و یا آخر جلسه با اجازه رئیس و رعایت نوبت به عنوان نطق قبل از دستور یا بعد از دستور مطلب خود را اظهار نماید.

مکى- شما می‌خواهید ترور کنید نطق ما را و نگذارید صحبت کنیم.‏

رئیس- مطابق آیین‌نامه نطق قبل ازدستور میماند براى آخر جلسه‏

مکى- چرا تا به حال نمی‌ماند آقا. این نشانه دیکتاتورى است‏.

رئیس- جلسه پیش اکثریت مجلس گفتند که وارد دستور شویم و نطق قبل از دستور نشود با این که سه نفر از آقایان مخالف قبل از دستور اسم‌نویسى کرده بودند اجازه داده شد الان 2 نفر از موافقین اسم نوشته‌اند من می‌گویم مطابق نظامنامه می‌ماند براى آخر جلسه هر وقت من از آیین‌نامه تخطى کردم بگویید تذکر بدهید من از مجلس رأى می‌گیرم حالا هم چون بنده مى‌گویم باشد براى بعد از دستور و حالا باید وارد دستور بشویم از مجلس رأى می‌گیریم هر طور مجلس رأى داد عمل می‌شود آقایانى که با ورود در دستور موافقند قیام فرمایند .(اکثر نمایندگان- قیام نمودند) تصویب شد.

3-طرح برنامه دولت آقای رزم‌آرا نخست وزیر

رئیس- برنامه دولت مطرح است آقاى دکتر بقایى بفرمایید.

دکتر بقایى- آقایان نمایندگان محترم: تظاهر شدیدى که از طرف ما نمایندگان جبهه ملى طى جلسه سه‌شنبه ششم تیر ماه یعنى از اولین لحظه‌اى که حکومت تحمیلى جدید در ساخت مجلس شورای ملى و خانه ملت ایران رخنه کرد به عنوان مخالفت ببروز پیوست مظهر و نمودارى از مخالفت باطنى و حسى و قلبى ملت ایران با این دولت نظامى و حکومت غیرقانونى بود طرز مخالفت ما به نحوى که در آن جلسه انجام شد هیچ‌گونه منطقى جز منطق دل و احساسات ملت ایران نداشت و نشان داد که ملت ایران از صمیم قلب با هرگونه حکومت مطلقه مخالف است اگر آن مخالفت به صورت ابراز احساسات مخالف انجام شد براى این بود که ما آنچه از طریق اصولى و پارلمانى و خارج و داخل مجلس ممکن بود از لحاظ جلوگیرى اجراى نقشه کنونى به عمل بیاوریم کردیم نطق‌هاى اصولى و مستدل ما در مجلس و مقالات روزنامه‌هاى وابسته به جبهه ملى شاهد این موضوع می‌باشد لیکن امروز که برخلاف افکار و احساسات عمومى مردم ایران و برخلاف مصلحت مملکت و برخلاف کلیه اصول پارلمانى سکوت اکثریت مجلس اجازه داده است که این دولت به ریاست تیمسار سپهبد رزم‌آرا رئیس سابق ارتش ستاد ارتش با آن همه سوابق قانون‌شکنى و آزادى‌کشى و ضد عدالت و با ماسک زره عدالت‌خواهى و احترام به آزادى و قانون‌پرستى قدم جسارت در مجلس شوراى ملى بگذارد و برنامه خود را مطرح نماید امروز مخالفت ما با برنامه روى اصول منطق و استدلال و اسناد و مدارک مثبته و محققه می‌باشد لذا از مقام ریاست مجلس شورای ملى و از مقام نمایندگان محترم تقاضا داریم اجازه بفرمایند بیانات و انتقادات و اعتراضات ما در محیطى آرام و با رعایت احترام اقلیت انجام گردد و در حفظ و رعایت انتظامات مجلس جنبه رعایت بی‌طرفى کامل اتخاذ گردد از تماشاچیان و ارباب جراید هم دوستانه و صمیمانه تقاضا دارم از احساسات له و علیه نسبت به دولت و مجلس و اقلیت و اکثریت جداً خوددارى فرمایند (نمایندگان- صحیح است) تا این لحظات خطیرى که سرنوشت مملکت ما سیر می‌کند دچار تشنجات نامطلوب نگردد اینک وارد اصل مطلب یعنى اعتراض (مکى- مأموریت مأمورین کارآگاهى و رکن دوم ستاد را فراموش کرده‌اید) آنها اگر مأموریت داشته باشند که مجبورند فعلاً وارد اصل مطلب یعنی اعتراض اصولى و قانونى به تشکیل دولت و نخست وزیرى جناب آقاى رزم‌آرا و برنامه ایشان می‌شویم و بناى سخن را بر پایه اصل نزاکت و ادب کامل قرار می‌دهیم تا نگویند که ما دنبال ماجرا می‌رویم و قصد ما کارشکنى می‌باشد مبارزه ما اصولى و منطقى است و هیچ‌گونه غرضى جز صلاح ملک و ملت و سعادت آتیه نسل‌هاى ایرانى در پیش نداریم آقایان نمایندگان محترم کسانی که از شما در دوره پانزدهم در این مجلس تشریف داشتند به خوبى اطلاع دارند و به خاطر دارند که اساس استیضاح من از دولت آقاى ساعد براى اعتراض و به منظور جلو‌گیرى از همین مصیبتى بود که الان به این مملکت وارد شده و این صندلی‌هاى جلو مجلس را اشغال کرده است بنده براى این که به طول و تفصیل نپردازم فقط یک صفحه از آن استیضاح آن روز خودم را که نتیجه مقدماتى بود به عرض می‌رسانم این از متن کتاب است که می‌خوانم آقایان محترم گفتیم یک حکومت دیکتاتورى در حال تکوین است این صحبت روز سه‌شنبه 30 فروردین ماه 1328 است و ما امروز در هشتم تیر ماه 1329 هستیم یک سال و 4 ماه از تاریخى که این عرایض پشت این تریبون گفته شده گذشته و می‌بینید که چطور پیش‌بینى‌هاى من جامه عمل پوشیده است گفتم یک حکومت دیکتاتورى در حال تکوین است علائم و آثار اولیه آن الان مشهود است و غیر‌قابل انکار اگر کسى الان منکر آن بشود مثل این است که منکر وجود و روشنایى روز گردیده باشد ولى من از اینجا به آنانی که چنین خیالاتى در سر مى‌پرورانند و چنین آرزوهایى دارند خبر می‌دهم که عاقبتشان نظیر عاقبت سایر دیکتاتورهایى خواهد بود که تاریخ اسم‌شان را ثبت کرده از قیصر رم گرفته تا ناپلئون و از ناپلئون گرفته تا هیتلر و موسولینى و غیره من براى عاقبت دیکتاتور و یا دیکتاتورى‌هاى خودمان بیمناک نیستم خودشان می‌دانند چه می‌کنند و حتماً مانند سایر دیکتاتورها خود را از دیگران ممتاز تصور می‌کنند ولى من دلم به حال ملت ایران می‌سوزد که بعد از نابودى این دیکتاتور‌ها باید کفاره گناهان آنها را بدهد.

به حال ملت ایران، این ملت بیچاره و صبور و پرطاقت و زیاد نجیب می‌سوزد که باید با ذلت و بدبختى خود و با رنج و عرق جبین خود و با زحمت و مشقت خود حس خود‌خواهى و خود‌پرستى و قدرت‌طلبى و خلاصه تمام تمایلات و شهوات دیکتاتور و ایادى و ریزه‌خواران خوان نعمت او را ارضا کند و بعد که دیکتاتور به همان سر‌نوشتى دچار شد که همه دیکتاتور‌ها گرفتار شدند، غرامت آن را هم باید ملت ایران بپردازد. دیکتاتور‌ها به ملت رحم نمى‌کنند و فشارى که وارد مى‌آورند نتایج آتى که باید براى ملت تحصیل نمایند توجه نمى‌کنند. دیکتاتور به خودش به بستگان خودش رحم نمى‌کند، آن وقت چطور می‌خواهید به مردم رحم کند؟ دیکتاتور این طور است و همیشه این طور بوده و تا آخر تاریخ دنیا هم همین طور خواهدبود. ممکن است دیکتاتورى پیدا شود که حسن‌نیت داشته باشد، ممکن است وطن‌پرست باشد. ممکن است واقعاً ذلت و بدبختى مردم محرک اولیه‌اش براى استقرار حکومت متمرکز مستبدانه باشد، ولى، ولى حکومت یک نفر هر قدر هم که آن یک نفر به فرض محال یک پاک‌طینت و عالى‌فطرت و نوع‌دوست باشد، بالأخره منجر به حکومت یک باند و یک دسته بله بله‌گو، یک دسته (خاطر مبارک آسوده باشد)‌گو، یک دسته غارتگر و چپاول‌گرى می‌شود، آنها را دیده‌ایم، شما آقایان هم دیده‌اید و هر کس که تاریخ خوانده باشد می‌داند، این تحول غیرقابل اجتناب است آقایان توجه داشته باشید، این صحبت‌ها مال 16 ماه پیش است، راه موفقیت هیتلر را سرمایه‌داران آمریکایى‌ها و انگلیسى‌ها هموار کردند براى جلوگیرى از کمونیسم. و بعد همان سرمایه‌داران با کمونیست‌ها هم‌دست شدند و سر هیتلر را کوبیدند. نه تنها هیتلر با این ترتیب موفق نشد. بلکه تمام دیکتاتورها به دست همان‌هایی که علم شده بودند لگد‌کوب شدند و براى همین است که دیکتاتور‌هاى عاقبت‌اندیش .... و من این جمله را اضافه می‌کنم که تیمسار رزم‌آرا یکى از مردان بسیار باهوش و بسیار عاقبت‌اندیش است (صحیح است) و براى همین است که دیکتاتورى‌هاى عاقبت‌اندیش اول کارى که می‌کنند، آن پله‌هایی که سبب شده‌اند که اینها به اوج عظمت برسند، آن پله‌ها را صاف و نابود می‌کنند (مکى- انشاء‌الله) دنیاى امروز دیکتاتورى نمى‌پسندد (صحیح است) نمی‌تواند قبول کند که یک عده معدودى خود را پشت سر یک نفر مخفى نموده و خون ملتى را بمکند و به آن ملت افاده بفروشند و وطن‌پرستى را در انحصار خود بدانند (صحیح است) و هر مخالفى را به بهانه مصالح عالیه مملکتى، وطنى، به افتخار نیاکان که البته در انحصار آنها است خفه کنند، هیچ کس نمى‌تواند از دیکتاتورى دفاع کند،

+++

آن دیکتاتورى در اینجا به فرمایش خودشان براى حفظ منافع و مصالح عالیه مملکت و ملت خودشان بر پا نموده باشند. خودشان مقصود انگلستان است، مقصود نفت است، براى چند صباحى چشم مى‌پوشند، بلى همان‌هایى که خبر رادیوى خودشان را تکذیب نکردند. می‌دانید خبر مربوط به مجلس مؤسسان و مذاکرات بوین و نورى اسفندیارى بود که رادیو لندن گفت و تکذیب نکرد و بعد از شش ماه در مملکت ما عملى شد. در حالی که دولت ما تکذیب کرد بعد از مدتى که چشم پوشیدند و گفتند انشاء‌الله گربه است، همان‌ها ناگزیر خواهند شد در برابر افکار عمومى دنیا که این دیکتاتورى را براى خدمت به خودشان ایجاد شده بود، از بین برود. آقایان این کار شده و باز هم خواهد شد و اکنون این پیش‌بینى 1 ماه پیش من هم عملى شده: کسانی که می‌خواهند شاه محبوب ما، شاهنشاه مهرپرور، شاهنشاه محبوب ما را به اسم مصالح عالیه کشور که همواره با مصالح عالیه خودشان تطبیق می‌کند، وادار کنند که از راه عدالت و دموکراسى خویش منحرف شوند، اینها قدری به خود آیند، گفتم دنیا دیگر نمى‌پسندد و مى‌پذیرد که کسى همه چیز داشته باشد و کم‌ترین قیمتى براى دیگران، براى ستم‌کشان و بدبختان و تیره‌روزان قائل نشود، این صفحه را من از متن استیضاح پارسال به عرض آقایان رساندم. آقایانى که در این مجلس تشریف داشتند به خاطر دارند که از پشت همین صندلى آقاى ساعد به من گفت: این حرف‌ها براى تو گران تمام خواهد شد و گران هم تمام شد. ولى خدا نخواست به آن گرانى که آنها تصمیم گرفته بودند تمام شود. به خواست خداوند و به پشتیبانى ملت رشید و فداکار تهران، ما و دوستان ما موفق شدیم پس از دو مبارزه انتخاباتى به این مجلس بیاییم و به شکرانه این نعمتى که خدا به ما ارزانى داشته و به شکرانه محبت و پشتیبانى که مردم تهران از ما کردند ما باید تا آخرین نفس از آزادى دفاع کنیم آقایان این عرایض امروز من و دوستان مرا به خاطر بسپارید. یک عده الان می‌دانند که منافع‌شان تأمین شده و می‌شود و چیز دیگرى نمى‌خواهند یک عده دیگر در اشتباه هستند و همان حرف‌هایى که در بعضى روزنامه‌ها نوشته می‌شود، باور می‌کنند. ولى همه شماها خواهش می‌کنم این کلمات و عرایض مرا به خاطر بسپارید تا آن روزی که دیگر ما نبودیم و شما هم در شرف نابودى بودید به یاد خودتان بیاورید. ممکن است سانحه کرده و زد و خورد قواى کمونیست و قواى تحت‏الحمایه آمریکا که از یکى دو روز به این طرف جریان دارد و صورت مسأله جهانى به خود گرفته است دو بلوک جهانى کمونیست و غیرکمونیست را مقابل هم قرار داده و منجر به جنگ جهانى سوم بشود. ممکن است ما دچار زلزله‌هاى عظیم و بلاهاى بزرگ آسمانى بشویم، لیکن این همه دلیل نمی‌شود که ما از شارع مقدس حق و حقیقت شاه‌راه مستقیم حکومت ملى و آزادی سیاسى که در آن رفاه ضعفا و سعادت هیأت اجتماع می‌باشد، منحرف شویم ما براى این هدف و این مقصود بزرگ در آستان ملت ایران به قرآن کریم قسم خورده‌ایم صرف‌نظر از مقتضیاتى که این دولت را به وجود آورده است، این دولت دولتى است غیر‌قانونى و غیرپارلمانى. دولتى است که طلیعه حکومت مطلقه و استبداد را در مقابل انظار ملت ایران مجسم می‌سازد چند سطر از یکى از روزنامه‌هاى جبهه ملى، روزنامه کشور راجع به جریان اوضاع این دو روزنامه‌هاى جبهه ملى،و روزنامه کشور راجع به جریان این دو روزه را به عرض آقایان می‌رسانم: در ظرف دو روزى که از عمر کابینه جدید مى‌گذرد اعمالى که صورت گرفته شبیه به کودتاى سفیدى است و انتصاباتى که به عمل آمده می‌رساند که یک افراد لایق‌تر و مورد اعتماد‌ترى جاى مسئولین سابق را نگرفته و حتى پاره‌اى از انتصابات برخلاف افکار عمومى بوده است و به احساسات مردم هیچ‌گونه ترتیب اثرى داده نشده. این کابینه که نخست وزیر آن را کابینه کار و عمل خوانده از قماش همان کابینه‌هایى است که بارها آمده و رفته‌اند، با این تفاوت که رئیس‌الوزرای نظامى در رأس آن قراردارد با مشاهده انتصابات جدید حتى مشهود مى‌گردد که رئیس دولت داراى یک دسته زبده و افرادى که هم‌آهنگى و وحدت‌نظر داشته باشند نیست و با تمام اصرار نخست وزیر نظامى به این که کابینه او قانون اساسى و دموکراسى را حفظ خواهد کرد پاره‌اى انتصابات خلاف این اظهارات را نشان می‌دهد و مثل این است که با افکار مردم سر ستیزه و جدالى هست و این جمله را هم تأیید می‌کند، مگر نه در مورد شخصى که در موقع تبعید غیرقانونى حضرت آیت‌الله کاشانى احساسات و عواطف دینداران و آزادی‌خواهان را جریحه‌دار ساخته چه اصرارى است که اکنون داراى یک پست مهمى شود و در وقتی که این پیشواى روحانى بزرگ تنبیه تبعید کننده خود را از مجلس شورای ملى به نام حفظ مشروطیت و حقوق اجتماعى مى‌خواهد، مقام بهتر و بالاترى به او بدهند آقایان اگر مراجعه به اخبار روزنامه‌ها و انتصابات جدیدى که به عمل آمده است بکنند صحت نوشته این روزنامه کاملاً براى ایشان آشکار خواهد شد. همین شهربانى را که در این مثال زده‌اند رئیس شهربانى همان کسى است که نصف شب ریخت به خانه کاشانى و این پیرمرد محترم را با آن اهانت‌ها و وضعی که همه اطلاع داریم به نظمیه بردند (مکى- به دژبانى بردند) و با آن ترتیبى که می‌دانید تبعیدش کردند و آن وقت معاون شهربانى همان کسى است که صفحات روزنامه‌ها مداخلات او را که به دستور و امر همین جناب آقاى نخست وزیر صورت می‌گرفت یعنى آن آقاى سرتیپ‌زاده همان شخصى را که ناگزیر شدند از شهربانى بعد از آن افتضاحات دور کنند دوباره به شهربانى برگرداندند با یک پست بهترى (اعظم زنگنه و غضنفرى- سرتیپ دفترى بسیار مرد شریفى است) این فقط و فقط براى این است که افکار مردم را تهییج کنند و نقشه‌هاى لازم را به موقع اجرا بگذارند ما نمى‌گوییم که آقاى نخست وزیر رکن دوم ستاد ارتش را یک لانه عقرب و کژدم براى جاسوسى مردم این مملکت کرده‌اند، ما نمى‌گوییم که توطئه قتل مسعود با اطلاع ایشان بوده است، ما نمى‌گوییم که در پانزدهمین بهمن خیلى چیزها کشف نشد، ما نمى‌گوییم که در مورد قتل دهقان تلاش‌هاى زیادى براى انحراف پرونده وجود دارد، ما کار به این نداریم که همان شب انتصاب ایشان، دادستان تهران عوض می‌شود و دیوان کشور را تحت‌نظر خود می‌گیرند و رئیس شهربانى همان شخص معلوم‌الحال را معین می‌کنند براى این که راه‌هایى را که حقیقت قتل دهقان را ممکن بود کشف بکند به هم بریزند و یک پرونده جعلى نظیر پرونده محمد مسعود بسازند، اما اینها را نمى‌گوییم به سابقه کاری نداریم ولى از لحاظ وظیفه ملى ناگزیریم اعلام کنیم که روز دوشنبه گذشته ساعت پنج بعد از ظهر زنجیر اسارت و بندگى به نمایندگان ملت و افسوس به قانون اساسى هم سرایت خواهد کرد همان قانون اساسى که منشور آزادى سیاسى و ضامن رژیم حکومت مشروطه ملى می‌باشد. جناب آقاى حاجی‌على رزم‌آرا نخست وزیر امروز و رئیس سابق ستاد ارتش به وسیله سیاست انگلیس صریح‌تر بگویم سیاست شرکت فخیمه نفت براى نخست وزیر ى این مملکت تهیه شده بود و امروز ظاهراً به اتکای محافل سیاسى آمریکا و برخلاف افکار عمومى به ملت ایران تحمیل شده است و قدر مسلم این است که سیاست‌هاى خارجى ایشان را براى مصالح ایران با این تردستى و سماجت تهیه نکرده و به زمامدارى نرسانده‌اند قدر متیقن این است که جناب نخست وزیر فعلى در طى طریق ناگزیرند نظریات و دستورات سیاست بیگانه را اگر چه برخلاف مصالح حقیقى مملکت و بر ضد سعادت ملت ایران باشد انجام دهند یکى از نمایندگان- خدا نکند) (دکتر طبا- آقاى دکتر نگویید این حرف‌ها را، رئیس‌الوزراى مملکت هستند) آقاى دکتر طبا شما خواهید دید.

اینها را گوش بدهید و بعد هم جواب بدهید. این حرف‌ها باید در تاریخ ثبت شود (زنگ رئیس) یک ساعت وقت بدهید تا من بگویم.

رئیس- مطالبى را که براى مجلس موهن است شما نباید بگویید- اینجا مجلس شورای ملى ایران است مرکز حکومت ملى ایران است نباید چیزهایى را بگویید که به ضرر شرافت ملت ایران است.

دکتر بقایى- کدام شرافت ملى آقاى رئیس؟

رئیس- سرنوشت دولت به دست این عده‌اى است که اینجا نشسته است. نگویید این حرف‌ها را. یک ورقه عدم اعتماد اگر بدهند کسى نمی‌تواند اینجا بماند شما نباید حکومت ملى ایران را متزلزل کنید (مکى- آقاى رئیس شما که وقت ایشان را دارید می‌گیرید.) من وقت ایشان را نمى‌گیرم اگر پنج دقیقه از وقت ایشان را بگیرم ده دقیقه وقت به ایشان می‌دهم.

دکتر بقایى- یکی از اشخاصی که در این مملکت سابقه‌اش بر همه مکشوف است و یک پست مهم دولتى دارد و از رکن دوم ستاد و شهربانى هم حقوق

+++

می‌گیرد و جزو حامیان تیمسار سپهبد رزم‌آرا است این افتخار براى خاندان ایشان است که شاهنده‌ها و سرهنگ یمینی‌ها حامى ایشانند. در روزنامه‌اش یک آیینه‌اى نوشته است که بنده می‌دهم خودتان قرائت بفرمایید (روزنامه را تقدیم مقام ریاست نمودند.)

رئیس- بنده خوانده‌ام آقا، تعقیب قانونى کردم، کرامت نفس من این است که تعقیب قانونى کنم و به آقاى دادستان هم نوشته‌ام که اگر حق با او نبود مجازاتش کنند.

دکتر بقایى- آقاى رئیس باورتان می‌شود تعقیبش کنند خواهید دید این شخص در این مملکت وزیر خواهد شد.

رئیس- خواهید دید او را تعقیب می‌کنند. نظر شخصى با کسى ندارم آن قاضى که مرا محکوم کرده است الان بهترین دوست من است، شما پسر بهترین من هستید از اظهاراتى که درجلسه قبل نیست کردید یقین دارم روح پدر شما با غیظ به شما نگاه و از شما ناراضى است.

دکتر بقایى- در اینجا یک سال و نیم پیش براى سردار فاخر من مطالبى را اینجا گفتم و گفتم این شخصى که برخلاف تمام موازین قانونى رتبه به او داده شد با آن سابقه مجلس تصدیق کرد مرام آن اشتراکى است این شخص را حالا کردند معاون نخست وزیر شد بعد دیدند خیلى افتضاح است، اربابان بهشان که این را برش دار، بعد بیاور توى کابینه وزیر دادگسترى بشود. حالا عجله نداشته باشید همه ما می دانیم به روزنامه‌ها مراجعه کنید آقاى سرهنگ مهتدى ابتدا براى معاونت نخست وزیرى گرفته شده بودند، در روزنامه‌ها نوشته شد و دولا لبش را تو گذاشته‌اند دیدند که خیلى افتضاح بود و اینها خیلى زیاد است آقاى رئیس، خیلى فرصت نیست شما به این کابینه نگاه کنید جز یک عده خیلى معدودى از اینها ...

محمد‌على مسعودى- آخر اینها اکثرشان آقاى دکتر به شرافت و درستى معروفند) تک تک‌شان بیایند پشت این تریبون و بگویند پرونده ندارند تا من بگویم (محمدعلى مسعودى- آقاى دکتر جزایرى چه فایده‌اى دارد؟) من فرصت ندارم، دزدى فقط مال و منال و بیت‌المال نیست، بلکه بزرگ‌ترین تعدى به حقوق اساسى و حقوق معنوى مردم است دست‌اندازى به حیثیت و شرافت هیأت اجتماع است. اکثریت اعضاى این کابینه یا دزد بیت‌المالند (همهمه نمایندگان) یا دزد حقوق مردم‏

دکتر بقایى- آقاى شهردار تهران با آن پرونده‌هاى دیوان کیفر، شما دیگر حرف نزنید (پیراسته- دیگر حرف نزن) شما افتخار کنید که قتل مسعود را لوث نمایید. آقایان بدانند که پشتیبان نخست وزیر مصلح دادستان پرونده مسعود و ابتهاج شهردار تهران است (همهمه شدید نمایندگان- زنگ رئیس) (ابتهاج- فضولى موقوف) دیگر چیزى نمى‌گویم.

رئیس- نباید شلوغ کرد آقایان، نظم جلسه را رعایت کنید.

دکتر بقایى- شما 10 تا پرونده دارید، این پرونده‌ها را کى درست کرده؟ شهردار سابق تهران به من می‌گوید فضولى نکن، من افتخار می‌کنم ابتهاج شهردار سابق تهران به من می‌گوید فضولى موقوف من افتخار می‌کنم ابتهاج شهردار سابق تهران پشتیبان رزم‌آرا است (ابتهاج- من نوکر شوروى نیستیم) (دکتر شایگان- نوکر انگلستان است) (خنده نمایندگان) نوکرى تمام بیگانگان مایه ننگ است تنها نوکرى شوروى ننگ نیست هر کس نوکر هر بیگانه‌اى باشد ننگ است (صحیح است) بله آقاى دو هرعضو درجه سوم سفارت آمریکا براى نخست وزیرى این شخص پادویى می‌کرد (یکى از نمایندگان- کى این حرف را می‌گوید؟) من خودم، خودم ملاقاتش کردم خودش از من وقت خواست و با من آمد صحبت کرد نمی‌خواهم این حرف‌ها را من بگویم، آقایان من یک سال و نیم پیش گفتم نمى‌خواستم حالا پشت این تریبون تکرار می‌کنم نمى‌خواستم افشا کنم پشت این تریبون، نمى‌خواستم بگویم که بین انگلیس و آمریکا توافق نظر حاصل شده است که سیاست انگلیس در خاور دور تابع سیاست آمریکا باشد و در عوض سیاست آمریکا در خاورمیانه تابع سیاست انگلستان باشد هر کارى که می‌خواستند بکنند. براى من شرم‌آور است این حرف‌ها را بزنم ولى شما مرا مجبور کردید آقایان بگذارید من بقیه صحبت‌ها را بکنم نگذارید بقیه چیزهایى که به صلاح نیست، پشت این تریبون گفته بشود ابتهاج که خانواده‌اش نوکر انگلستان است حق ندارد به پسر میرزا شهاب کرمانى توهین کند، حق ندارد بگوید فضولى نکن، این دزد که برادرش بانک ملى را تیول خود کرده است (ابتهاج- خدمت او در بانک ملى اسباب افتخار او است) خانواده‌اش نوکر انگلیس است نباید این حرف را به من بزند، من نمى‌توانم تحمل کنم که یک دزد مسلم این حرف‌ها را به من بزند (ابتهاج- خاک بر سرت) (مکى- دزد مارک‌دار انگلستان حق ندارد به دکتر بقایى توهین کند) (زنگ رئیس) (ابتهاج- آقاى رئیس ملاحظه بفرمایید) (رئیس- شما از ماده 90 استفاده کنید) من افتخار می‌کنم که ابتهاج شهردار سابق تهران این نسبت‌ها را به من بدهد. (همهمه نمایندگان)

رئیس- آقایان این قدر شلوغ نکنید، هیچ رعایت نظم مجلس را نمى‌کنید ماده 100 قرائت می‌شود.

( ماده 100 به شرح زیر به وسیله آقاى صدرزاده (منشى) قرائت شد.)

ماده 100- توبیخ مؤکد در موارد ذیل به عمل خواهد آمد:

1- اگرنماینده‌اى پس از توبیخ عادى در همان جلسه مجدداً از دایره نظم خارج شود..

2- اگر نماینده‌اى به یک یا چند نفر از وزرا و معاونین توهین یا آنان را تهدید نماید..

رئیس- آقاى دکتر بقایى بیاناتتان را بکنید ولى توهین نکنید.

مکى- توهین به دکتر بقایى نکنید تا توهین نکنند.

رئیس- ساکت باشید آقا (زنگ رئیس)

مکى- کسى که بابایش را آتش زدند حق ندارد توهین کند، کسى که پدرش را در بندر پهلوى آتش زدند حق ندارد به دکتر بقایى توهین کند (زنگ رئیس)

دکتر بقایى- بعد از 16 ماه، این کلمه توهین به گوش من خورد ما با این کلمه سوابق زیادى داریم خوشبختانه حضار آن چه را من گفتم شنیدند آنچه را هم که سایرین گفتند شنیدند و می‌شنوند ولى براى ثبت در تاریخ عرض می‌کنم که جناب آقاى ابتهاج شهردار سابق تهران کاندید بندر پهلوى و نماینده لاهیجان برادر جناب آقاى ابتهاج مدیر کل بانک ملى ایران به بنده فرمودند بی‌شرف و من افتخار می‌کنم که این نسبت را ایشان به من دادند.

رئیس- آن هم بی‌مورد بوده و هیچ نماینده‌اى به نماینده‌اى نمى‌تواند توهین بکند و هیچ نماینده‌اى نمى‌تواند به وزیر یا معاون وزیر توهین بکند.

دکتر بقایى- ما آقا پی‌اش را به تنمان مالیده‌ایم اینها چیزى نیست، ما از این بالاتر‌هایش را انتظار داریم اینها که چیزى نیست من افتخار می‌کنم. براى خانواده من و دوستان من هم افتخار خواهد بود که آقای ابتهاج رئیس سابق شهردارى تهران به من مى‌فرمایند بی‌شرف افتخار می‌کنم آقایان من در آستان ملت ایران فریاد می‌زنم که این دولت ساخته و پرداخته عمال شرکت نفت و سفارت آمریکا است من یقین دارم که افکار عمومى ملت آزادی‌خواه و شریف آمریکا که پیشوا و ضامن تمدن و آزادى جهان است به هیچ‌وجه من‌الوجوه به چنین سیاست‌هاى آزادى‌کش و اسارت و رقیت سیاستمداران خودشان رضایت نمی‌دهد و نخواهد داد و از هم اکنون پیش‌بینی‌اش می‌کنم که همین افکار عمومى مردم آمریکا از این جریان دل‌خراش مملکت ما آگاه شود سیاستمداران خود را شنائت و ملامت خواهد کرد ولى از این جمله‌اى که به شما عرض کردم تعجب نکنید افکار عمومى آمریکا از این سیاست‌بازی‌هاى عمال درجه سوم خود که در آنجا رخنه کرده‌اند بى‌اطلاع است شما گول آنچه را که در رادیوى آمریکا مى‌گویند نخورید به رادیوى انگلستان گوش کنید و ببینید چه روزهاى خوشى براى شما پیش‌بینى می‌کنند الان یکى از آقایان طرفدار دولت می‌گفتند که این آقاى رزم‌آرا را تا حالا که نخست وزیر نبوده و کارى نکرده شما چرا قصاص قبل از جنایت می‌کنید گویا آقاى امامى بودند من این را قبول می‌کنم ولى می‌پرسم آیا من می‌توانم بهتر سپهبد رزم‌آرا را بشناسم یا مخبر رویتر که دو صفحه تلگراف می‌کند و وعده می‌دهد که دوران جدید تاریخ ایران آغاز شده است اگر من بگویم که این مملکت را به فنا خواهد برد

+++

من قصاص قبل از جنایت کرده‌ام ولى وقتی که رادیو لندن اظهار امیدوارى براى آتیه ما می‌کند آن قصاص قبل از جنایت نکرده است خوب اگر من اطلاع ندارم که نخست وزیرى ایشان چگونه خواهد بود این جاسوس و مخبر رویتر با رادیوى لندن از کجا خبر دارد؟ این را سؤال می‌کنم اگر جواب به این دادید هر چه می‌خواهید بگویید، آنها از کجا خبر دارند؟ ایشان که نخست وزیر نبودند من که یک سال و نیم پیش پیش‌بینى کردم که سیاست انگلستان ایشان را در اینجا خواهد نشاند من قصاص قبل از جنایت کرده‌ام ولى رادیو لندن که می‌گوید ایشان ایران را بهشت برین خواهند کرد، دوران جدید تاریخ ایران آغاز می‌شود، چه می‌شود، چه می‌شود قصاص قبل از جنایت نکرده است (محمودى- کفایتشان را در سایر مقامات دیده‌اند آقا) بنده هم پرونده‌سازى ایشان را دیده‌ام می‌دانم (خنده نمایندگان) در هر صورت صحبت در این بود که عرض کردم وقتى افکار عمومى آمریکا از این امر مطلع شود آن وقت اوضاع طور دیگر خواهد شد عرض کردم خدمت آقایان که گول حرف‌هاى صداى آمریکا را نخورید صداى آمریکا را براى ما پخش می‌کنند براى خودشان از این خبرها نیست اینها با تمام تظاهر به آزادى و تمام این چیزهایى که هست سیاستمداران‌شان با کمال دقت اخبارى که ممکن است برخلاف سیاستشان باشد انتشارش را در آمریکا جلوگیرى می‌کنند یک نمونه کوچک می‌دانید در این مملکت در چند ماه پیش هژیر را کشتند قاتل هم دستگیر شد یک عده‌اى هم به عنوان شریک جرم قاتل یعنى من، حائرى‌زاده مکى، آزاد به عنوان شرکت در توطئه قتل هژیر دستگیر شدیم و پیشواى ما یعنى آقاى دکتر مصدق را تبعید کردند این البته براى آقایانى که مشغول زد و بند‌هاى خصوصى بودند خبر مهمى نبود ما رفتیم به حبس ولى دنیاى متمدن خیلى از یک چنین چیزى متأثر می‌شوند که چهار نفر وکلاى اقلیت یک دوره‌اى را با تنها فرد مجاهدى که از بیرون به اینها کمک کرده بود و مانع یک خیانت بزرگى شده بودند اینها را به جرم قتل بگیرند حبس کنند این یک خبرى است که اگر ما باکمال خونسردى می‌شنویم در دنیاى متمدن پشت همه از این خبر می‌لرزد این خبر در تمام روزنامه‌هاى اروپا منعکس شد سوئیس، فرانسه، دانمارک، سوئد هلند حتى انگلستان، ایتالیا تمام این جاها در بعضى از روزنامه‌ها هم اظهار نظریاتى شد اما در رزونامه‌هاى آمریکا حالا من تمام رزونامه‌هاى آمریکا را نمى‌توانم بگویم چون از همه آنها خبر ندارم ولى روزنامه‌هاى درجه اول آمریکا یعنى روزنامه‌هایى که خواننده زیاد دارد، تیراژ زیاد دارد روزنامه‌هایى که در سال میلیون‌ها دلار خرج می‌کنند که اخبار جالب توجه را از گوشه و کنار دنیا جمع‌آورى کنند در این روزنامه‌ها یک کلمه منعکس نشد این مسئله را خواهش می‌کنم آقایان توجه بکنید یک کلمه منعکس نشد حتى در روزنامه‌هاى انگلستان منعکس شد ولى در آمریکا نشد. این براى آن بود که سیاستمداران آمریکایى سانسور شدیدى جلوى افکار عمومى آمریکا گذاشته‌اند و نمى‌خواهند از کثافت‌کاری‌هاى خود مردم خبردار باشند چون ملت آمریکا، ملت انگلیس و ملت فرانسه اینها خودشان یک ملت آزاده‌اى هستند ولى این کثافت‌کاری‌هاى سیاستمداران‌شان می‌باشد به این جهت عرض کردم وقتى افکار عمومى آمریکا متوجه این سیاست آزادی‌کشى که به دست عمال درجه سوم سفارت انگلیس صورت گرفت‏ مطلع بشود خیلى می‌ترسند ما نمى‌گوییم جناب آقاى حاج‌على رزم‌آرا رئیس سابق ستاد ارتش عنصر خوبى است یا عنصر بدى است ما مى‌گوییم این دولت دولت قانونى نیست دولت رژیم پارلمانى نیست این دولت دولت تحمیلى است این دولت به شاه مملکت تحمیل می‌شود به مجلس سنا تحمیل می‌شود و به ملت ایران تحمیل شده است این دولت تحمیلى است زیرا متضاد و متنافر با افکار و آرا و احساسات عمومى ملت ایران است این دولت به شاه مملکت تحمیل شده است زیرا شاهنشاه محبوب ما متأسفانه مانند آهوى معصومى اسیر چنگال و پنجه‌هاى قهار سیاست‌هاى بیگانه است همان طور که فرمان ریاست وزرایى جناب اشرف سردار سپه را از احمد شاه گرفتند و در تاریخ ثبت شد و نتیجه‌اش را هم دیدیم و مى‌بینیم همان طور هم فرمان ریاست جناب اشرف آقاى رزم‌آرا را از اعلیحضرت همایونى گرفتند. (تیمورتاش- آقا این حرف‌ها چیست به چه دلیل می‌فرمایید؟) ثابت می‌کنم اجازه بفرمایید من ثابت می‌کنم آقاى منصور در سه جلسه قبل در اینجا وزیر معرفى کرده و در دو جلسه قبل آمادگى خودش را براى جواب استیضاح گفت این را که همه شاهد بودید اینها که دروغ نیست روز استیضاح معین شد صبح استیضاح معین شد صبح دوشنبه گذشته آقاى منصور به دربار شرفیاب شدند تمام قرائن و امارات نشان می‌دهد که آقاى منصور خیال زمامدارى داشت و الا کسى که می‌خواهد فردا برود امروز وزیر معرفى نمی‌کند و تاریخ استیضاح را معلوم نمی‌کند اینها تمام دلیل بر این است که ایشان می‌خواستند بمانند دوستان ایشان لابد به خود شما مراجعه می‌کردند براى این که رأى برایشان درست بکنند و ایشان بمانند وزراى ایشان صبح دوشنبه اطلاع نداشتند مقارن ظهر روز دوشنبه پنج دقیقه قبل از ظهر یا بعد از ظهر یک شخصى که رفته بود آقاى دکتر سجادى را ملاقات کند توى راهرو وزارت دارایى وقتی که بیرون مى‌آمدند به ایشان می‌رسد مى‌گوید من می‌خواستم شما را ملاقات کنم می‌فرمایند تو همین جا بنشین آقاى نخست وزیر مرا خواسته الان برمی‌گردم البته او تا یک بعد از ظهر مى‌نشیند بعد تلفن می‌کند که دولت ساقط شد آقاى منصور ساعت 11 یعنى یک ساعت به ظهر در دربار استعفاى هیئت دولت خودشان را تقدیم داشتند چطور هیئت دولتى که وزرایش هنوز سر کار هستند و وزرایش تا ظهر خبر ندارند به میل خود استعفا داده ساعت 11 ایشان از طرف هیئت دولت استعفا دادند این استعفا را از منصور در دربار به زور گرفتند و امر کردند که امروز بعد از ظهر رزم‌آرا باید رئیس‌الوزرا باشد (دکتر مصدق- منصور معامله هم کرد رفت آنجا گفت من استعفا می‌دهم به شرط این که سفارت رم را به من بدهید من به این شرط استعفا می‌دهم چندین دفعه حکیمى رفت با شاه مذاکره کرد بعد تلگراف کردند جم را از رم خواستند آن وقت منصور راضى شد گفت حالا استعفا می‌دهم (نورالدین امامى- جناب رئیس ما که حرفى نداریم ولى بنده هم حق دارم وسط نطق پنج دقیقه گزارش بدهم؟) (خنده نمایندگان) (زنگ رئیس )

رئیس- آقایان همهمه نکنید آقاى دکتر بقایى بیاناتتان را بکنید.

دکتر بقایى- تیمسار سپهبد رزم‌آرا در آتیه نزدیکى از این مجلس تقاضاى شش ماه اختیارات تام خواهند کرد و این مجلس هم ممکن است به ایشان بدهد بنده یک ماه پیش متن فرمان نخست وزیرى رضا شاه فقید را که از طرف احمد شاه صادر شده بود و متن احتمالى فرمان نخست وزیرى ایشان را ثبت کردم کسانى که روزنامه ما را می‌خوانند لابد دیده‌اند که چطور جور در‌آمد مخصوصاً می‌خواهم آقایان دقت کنند که آن وقت هم چقدر از آزادی‌خواهى صحبت شده حالا بنده چند سطر از بیانات مرحوم رضا شاه را که بعد از ریاست وزرایى در مجلس نموده‌اند می‌خوانم: (در نتیجه حسن ظن و احساسات صمیمانه‌اى که از طرف عموم آقایان نمایندگان محترم نسبت به بنده مرحمت شد تشکرات خود را تقدیم می‌دارم از این جمله معلوم می‌شود ایشان بنده می‌گفته‌اند، من نمى‌گفته‌اند (خنده نمایندگان) و چون تصور نمی‌کنم که دیگر براى پیشرفت امور و بذل مساعى مانع و رادعى موجود باشد موقع را مغتنم شمرده خاطر آقایان نمایندگان محترم را به اوضاع نامطلوب و وخیم کنونى مملکت متوجه می‌سازم و مستحضر می‌دارم که نیات و مقاصد بنده از بدو امر و در تمام دوره زمامدارى خود بیش‌تر متوجه اصلاح قضایاى مملکتى بوده و هیچ‌وقت راضى نشده‌ام که نظریات شخصى را ضمیمه مصالح مملکتى بکنم نمایندگان صحیح است، صحیح است (نصرتیان- مردم مازندران از دوره بیست ساله راضى بودند) شما راضى هستید ولى از هم‌ولایتی‌هاى خودتان بپرسید آنها هم راضى هستند؟ کى راضى است؟ از آن رعایا بپرسید راضى هستند؟ (نصرتیان- بله راضى هستند) آقایان روزنامه‌نویس‌ها یادداشت کنید که آقاى نصرتیان گفتند رعایاى مازندران همه‌شان از دوره بیست ساله راضى هستند (مکى- آنهایی که صندوق قاچاق داشتند راضى هستند) (زنگ رئیس) گویا ایشان یک وقت نماینده کرمانشاه بودند حالا از مازندران دفاع می‌کنند (این دنباله همان خطابه است مال رضا شاه فقید)

+++

زائد می‌دانم که در این موقع وارد گزارشات و جزئیات امر بشوم زیرا نتایج عملیات من هر چه بوده و هر چه شده همه را آقایان نمایندگان محترم و عامه اهالى محترم مسبوق می‌باشند (نمایندگان- صحیح است) خدا سلامت بدارد آقاى آقا‌سید‌یعقوب مرتباً داد می‌زد می‌گفت صحیح است و بعد هم اولین کسى بود که توى این مجلس گفت: الخیر فى ما وقع آقایان این هم یادتان باشد شما هم آقاى نخست وزیر یادتان باشد. (زیاده از یک سال است که خاطر بنده را به خود مشغول داشته ولى خاطر ایشان را (اشاره به آقاى نخست وزیر) تا آنجایی که من اطلاع دارم سه سال است و فوق‌العاده متأسفم که در مدت یک سال انعقاد مجلس شوراى ملى و این وضعیت طبیعى مجال پیدا نشد که کارکنان دولت و نمایندگان ملت با وحدت فکر قدم‌هاى سریعى که لازم است براى وصول به مقصود بردارند و بنده امیدوارم که در این موقع دولت بتواند با استفاده از وحدت نظر مجلس و کمک‌هاى فکرى نمایندگان محترم وارد در مرحله سعى و عمل گردد نمایندگان: انشاء‌الله. حالا هم همان طور است چون اکثریت هست غیر از ما پنج شش نفر رجاله هرزه بقیه همه رأى اعتماد خواهند داد (و بالأخره در خاتمه دادن به این فقر اقتصادى این صحبت 20 سال پیش است) و اوضاع صحى و نیز در بسط خطوط و نشر معارف مخصوصاً در بعضى از سرحدات مملکت کسب موفقیت کرده و غیر ذلک ملاحظه بفرمایید در آن موقع است حالا مقدمه‌اش را من نخواستم بگویم که یک بلواى نانى بود در تهران آن موقع هم فقر اقتصادى را درست کرده بودند اینها یک چیزى نیست که من امروز پشت این تریبون بیایم بگویم اینها را من یک قسمتش را در یک سال و نیم پیش گفتم، دوستان من گفتند و در رزونامه‌ها نوشته شده است اینها را مراجعه کنید تمام اینها در تاریخ باقى خواهد ماند متأسفانه فرصت این که وارد در برنامه دولت بشوم ندارم ولى سؤال می‌کنم که آیا داشتن برنامه و نقشه منظم تنها شرط موفقیت است! کدام یک از دولت‌هایى که تا حال آمدند برنامه نداشته‌اند؟ و کدام یک برنامه‌هایشان را اجرا کرده‌اند؟ تهیه برنامه و نقشه کار مشکلى نیست و هر دولتى می‌تواند به کمک متخصصین فنى و خبرگان نقشه و برنامه شسته و رفته‌اى براى خود تهیه نماید همان طور که عرض کردم متأسفانه فرصت نیست که وارد در برنامه بشوم ولى یک نکته را به آقایان عرض می‌کنم که جناب آقاى رزم‌آرا براى قسمت عمده این برنامه خودشان که عدم مرکزیت و دسانترالیزاسیون باشد زحمت زیادى کشیده‌اند براى این که اگر آقایان به خاطر داشته باشند و اگر به خاطر ندارند ممکن است بنده به خاطرشان بیاورم و مدارک را نشان بدهم که برنامه دسانترا‌لیزاسیون آن چنان برنامه‌ای است که قبل از شهریور انگلیسی‌ها می‌خواستند در این مملکت اجرا بکنند البته تویش یک چیزهاى خوب دارد ولى یک چیزهاى بسیار بسیار خطرناک هم دارد که هر کس نمى‌تواند دست به چنین برنامه‌اى بزند و من براى برنامه دسانترالیزاسیون بسیار نگران هستم، بنده مدارک کتبى دارم مدارک حسابى دارم که انگلیس‌ها ده سال پیش می‌خواستند دسانترالیزاسیون را در این کشور اجرا کنند (دکتر مصدق- برنامه کمیسیون سه جانبى را هم بفرمایید) بلى کمیسیون سه جانبى هم‏.....

رئیس- وقت آقاى دکتر بقایى تمام شده است‏.

مکى- شما هم یک قسمتى از وقت ایشان را گرفتید.

رئیس- من حق دارم همیشه حرف بزنم، وقت ایشان تمام شده ولى پنج دقیقه دیگر به ایشان وقت می‌دهم آقاى دکتر بقایى بفرمایید.

دکتر بقایى- اجراى نقشه و برنامه‌اى ممکن نیست مگر با تأمین استقالال سیاسى و اقتصادى و امکان اصلاحات و رفورم‌هاى ریشه‌دار و عمیق که آن هم جز از راه حصول اعتماد و اطمینان مردم و افکار عمومى صورت‌پذیر نمى‌باشد و این اطمینان و اعتماد عامه مردم را جناب آقاى رزم‌آرا به هیچ قیمت شما نمى‌توانید تحصیل بکنید براى این که مردمی که که می‌بینند سرتیپ دفترى که آن اهانت‌ها رابه آیت‌الله کاشانى کرد شب اول نخست وزیرى شما ایشان رئیس شهربانى شدند، دیگر اعتماد به شما نمی‌کنند، شما که این قدر نقشه‌کش هستید اقلاً یک نفر دیگر را تعیین می‌کردید شما که سرتیپ و سرلشکر کم نداشتید (زنگنه و غضنفرى- سرتیپ دفترى آدم درستى است) ولى آقاى آیت‌الله کاشانى را زد و مثل دزد رفت خانه ایشان و آیت‌الله را بیرون برد، به علاوه آیت‌الله کاشانى در نامه خودشان می‌نویسد این خبیث ملعون دفترى، این نظر آیت‌الله کاشانى پیشواى مذهبى شیعه و نماینده تهران است، دفترى آدم خوبى است؟ جانى است دفترى وقتی که مثل شماها پشتیبانش هستید تکلیفش معلوم است (همهمه نمایندگان)

رئیس- آقایان ساکت باشید بگذارید حرف‌شان را بزنند.

دکتر بقایى- ما منکر تحول و اصلاحات نیستیم ولى مى‌بینیم که چرا این تحول و این اصلاحات به دست یک دولت غیرقانونى و غیر‌پارلمانى انجام می‌گیرد گذشته از آن اصلاحات عمیق و پایه‌دار یا حکومت‌هایى که برخلاف اراده ملت سر کار مى‌آیند و مثل آفتاب روشن است که تابع سیاست‌ها و مصالح بیگانه‌اند صورت‌ناپذیر نیست، اصلاحات و تحولات به دست دولتى تحقق‌پذیر است که متکى به اعتماد و اطمینان و مهر و محبت عمومى و عامه مردم باشد و اراده و حسن‌نیت مردم را به خود جلب نماید ولى همان طور که عرض کردم شما نمى‌توانید این اعتماد را جلب کنید و چون براى تحولات و اصلاحات مجبور هستید که به تعهد خود وفا کنید، جایی که اراده ملت پشتیبان شما نباشد مجبور خواهید شد که اعمال زور کنید، مجبور خواهید شد که آزادى را از بین ببرید و آن وقت به شما همان رسد که به همه دیکتاتوری‌هاى دنیا رسیده و مى‌رسد و خواهد رسید آقایان نمایندگان محترم در آخرین لحظه من از شما استدعا مى‌کنم که براى مصالح مملکت ایران براى مصالح آزادى براى مصالح مجلس شوراى ملى براى حفظ و صیانت شاهنشاهى که شما همه‌تان قسم خورده‌اید براى حفظ او و بالأخره براى نفع شخصى آقاى رزم‌آرا به ایشان راى اعتماد ندهید بگذارید ایشان بروند یک نظامى باشند و در کار سیاست مداخله نکنند من باز هم تکرار مى‌کنم که اگر ایشان صرفاً نظامى باشند ممکن است بتوانند یک خدمت‌هایى بکنند ولى وقتى که وارد سیاست شدند با سوابقى که داریم با آنچه که مى‌دانیم ناگزیر خواهند بود آزادى را در این مملکت از بین ببرند و به این مملکت خیانت بکنند این عرض بنده را یادداشت کنید و اگر ممکن است استدعاى مرا به نام ملت تهران بپذیرید (یک نفر از نمایندگان- ملت تهران نه ملت ایران) ملت تهران به ما راى داد در دو انتخابات که یکى را همین سرتیپ‌زاده نگذاشت و حالا او را دو مرتبه آورده‌اند سر کار با یک کار بهترى.

رئیس- اینجا از آقاى آقا سید یعقوب پیرمرد همشهرى بنده اسمى برده شد و اظهارى کردند ممکن است ایشان در روزهاى اول در کمال عقیده آن اظهار را می‌کردند و بعد هم اگر جریاناتى بود مى‌گفتند (دکتر بقایى- من قصد اهانتى به آقا سید یعقوب نداشتم جریان تاریخ را گفتم) آقاى آقا سید یعقوب هم با حسن‌نیت کار می‌کرد و بعد هم دید که وضع دیگرى آمده گفت الخیرفى ما وقع. در ابتداى پیدایش حکومت مرحوم رضا شاه طورى بود که خیلى‌ها کمک و پشتیبانى می‌کردند بعد هم خیلى اشخاص کنار رفتند از جمله آن کسانی که کنار رفتند خود بنده بودم در دوره نهم در حوزه انتخابیه بنده را خواستند تعیین شوم قبول نکردم و انتخابات آن دوره همین طور تا آخر دوره ماند. حالا هم نمی‌شود به آقاى آقا سید یعقوب ایراد گرفت زیرا پیرمرد محترمى است و بعد از چندین سال خدمت بایستى از ایشان دفاع شود (صحیح است)

دکتر بقایى- ... من یقین دارم که اکثریت آقایان که رأى موافق به این کابینه خواهند داد یک روزى برسد که در کمال حسن‌نیت بگویند الخیر فى ما وقع و یقین دارم که حضرتعالى هم آقاى رئیس دوباره کنار خواهید رفت. بعد از یک سال و نیم اولین پیشگویى بنده صورت وقوع پیدا کرد.

یک نفر از نمایندگان-- باید انشاء‌الله سعى کنیم که مملکت رو به اصلاح برود.

مکى- بنده تقاضاى نطق قبل از دستور دارم و نوبت بنده محفوظ است‏.

رئیس- امروز نوبت شما نمی‌رسد هفت دقیقه به آخر وقت مانده و نوبت یک نفر دیگر است پیشنهاد تنفس هم رسیده است‏.

کشاورز‌صدر- پیشنهاد تنفس مقدم است‏.

تیمورتاش- اجازه بفرمایید بنده عرضم

+++

را بکنم آقاى کشاورز‌صدر، جناب آقاى رئیس بنده حضور آقا عرضى دارم. جناب آقاى دکتر بقایى بیاناتى فرمودند که البته مثل همیشه صحبتشان تأثیر کرد بنده می‌خواستم از حضور محترم آقا و همچنین از ساحت مقدس مجلس اجازه بخواهم که اگر سه ساعت وقت هم تمام شده است اجازه بفرمایند که بنده هم جواب‌هاى ایشان را بدهم و بنده هیچ نطق و خطابه‌اى حاضر نکرده‌ام و اگر به جلسه دیگر بیفتد چه بسا از آن اثرى که خودتان می‌دانید بیفتد. اگر اجازه می‌فرمایید که از یک ساعت وقتم استفاده بکنم صحبت می‌کنم.

رئیس- شما می‌توانید هفت دقیقه صحبت کنید بیست دقیقه به آخر وقت مانده و چهل دقیقه دیگرش می‌ماند (بعضى از نمایندگان- اجازه تنفس بفرمایید) هفت دقیقه وقت باقى است تنفس مورد ندارد اگر بخواهید بایستى مجلس ختم بشود. آقاى تیمورتاش بفرمایید.

تیمورتاش- قبل از این که بیانات مخالف محترم پاسخ رض کنم از آقایان نمایندگان محترم استدعا دارم از مذاکرات بین‌الثنین خود‌دارى نمایند.

آزاد- خدا رحمت کند مرحوم تیمورتاش را.

تیمورتاش- سپاسگزارم.‏

دکتر بقایى- آقاى تیمورتاش بعد از یک ربع قرن سابقه تاریخى تجدید می‌شود زیرا پدر من با پدر شما همین بحث را می‌کرد.

تیمورتاش- چون که شأن اکثریت در این است که با متانت بنشینید و حرف‌ها را بشوند و جواب بدهند حرف بسیار زده می‌شود اگر به حرف جواب داده نشود به نظر من ممکن است که تأثیر بکند در افکار ولى اگر جواب مقنع بود حرف هر قدر زیبا و دلفریب باشد پاسخ خودش را شنیده آقایان محترمى که بنده را یک قدرى از نزدیک می‌شناسند می‌دانند که بنده قصد خودستایى نداشته و ندارم و کم‌تر می‌خواهم از خودم صحبت کنم ولى به مقتضاى مسئولیت مهمى که در پیشگاه ملت ایران امروز قبول کرده‌ام (آزاد- صحیح است) البته صحیح است اجازه می‌خواهم اوقات گران‌بهاى مجلس شورای ملی را به خودم معطوف دارم و اول از خودم آغاز سخن بکنم آقاى دکتر بقایى درست 9 سال و سه ماه کم است که من از نو قدم به عرصه وجود گذاشتم یعنى از تبعید و گوشه‌نشینى و انزوا خلاصى پیدا کرده‌ام (دکتر بقایى- حالا هم می‌خواهید انتقام پدرتان را بگیرید) به جرأت می‌توانم عرض کنم که از میان ستمدیدگان دوره گذشته شاید یگانه کسى بودم که نخواستم تلافى مافات را به مادیات کرده باشم.

دکتربقایى- به مادیات نمی‌کنید به معنویات بکنید ایشان هم کمک می‌کنند.

تیمورتاش- آقاى دکتر بقایى گفتم که من عصبانى نمی‌شوم.

دکتر بقایى- خطاب به من نگویید تا من جواب ندهم.‏

رئیس- بگذارید صحبت کنند.

تیمورتاش- در زمان حکومت مرحوم فروغى و وزارت دارایى آقاى مشرف نفیسى و به شهادت آقاى دکتر غنى به من و خاندان من پیشنهاد شد که 500 هزار تومان به ما بدهند چون الفقر فخرى را در خور شأن خودم نمی‌دانم عرض می‌کنم امروز به همان مبلغ بدهکار هستم و آن 500 هزار تومان را قبول نکردم بروید از شعبه رهنى بانک ملى ایران بپرسید که قوطى سیگار طلاى پدر من که از تاراج و چپاول بیت‌المال من مانده بود یک سال و نیم است در گرو بانک ملى ایران براى 1500 توما ن مانده است (دکتر بقایى- کاشکى پدر من هم یک قوطى سیگار گذاشته بود که ما هم گرو می‌گذاشتیم) فرق پدر شما و پدر من این است که جد بزرگ من وقتی که مرد 800 هزار تومان 50 شال پیش براى پدر من گذاشت و پدر من آن را خرج کرد و هیچ‌وقت نشده است که کسى بگوید که پدر من در عالم سیاست و در عالم کارى که داشته جز از مال پدرش خرج کرده باشد و من امروز 500 هزار تومان بدهکار هستم (دکتر بقایى- پس به چه عنوان محکوم شد) آن هم می‌رسد جناب آقاى دکتر بقایى‏

آقاى دکتر بقایى- می‌دانم که شما می‌خواهید تلافى آنها را بکنید ولى ما می‌خواهیم شاه را حفظ کنیم نمى‌خواهیم آن کار رضا شاه به دست احمد شاه داده بشود.

تیمورتاش- براى این بود که بتوانم مردانه اینجا بایستم و در راه مصلحت کشور مردانه آنچه به نظرم می‌رسد به نظر ملت و آقایان محترم برسانم بلى آقاى دکتر بقایى جنابعالى اینجا بایستید و به حکومت دیکتاتورى که متهم است که می‌خواهد دیکتاتور بشود دفاع کنم (دکتر بقایى- تا به سرنوشت پدرتان دچار بشوید من هم تذکر این را می‌دادم) این افتخار من است که حتى تا پاى جان هم بایستم در راه مصلحت کشور، تفو بر تو اى چرخ گردان تفو (دکتر بقایى- نه جان من انتقام است حق شما است: ولکم من القصاص حیات یاائولى الالباب) یک از مفاخر شما که نطق‌تان بیان فرمودید تحصن چند شبى است که در مجلس شورای ملى کرده‌اید (دکتر بقایى- افتخارات دیگر هم دارم فحش‌هایی که خوردم حبس‌هایی که کشیدم آنها همه هست) در هر حال در اثر تحصن آقا جامعه وجاهت ملى پوشیدید و امروز وکیل دوم تهران هستید یکی از مفاخر من هم این است که 10 سال از بهترین اوقات خودم را در حبس و تبعید گذراندم.‏

رئیس- چرا وارد جزئیات شخصى می‌شوید؟

دکتر بقایى- به من خطاب می‌کنند من هم جواب می‌دهم‏.

رئیس- بگذارید تا یک ناطقى صحبتش را بکند.

تیمورتاش- برخیز تا یک سو نهیم این دلق ازرق فام را- بر باد قلاشى دهیم این شرک تقوى نام را

آزاد- طبل و شیپور هم بیاورید.

تیمورتاش- آنچه را که بنده عرض کردم براى دفاع از خودم نبود ولى در واقع دفاع از یک نسل جوان ایرانى است که گمراه و سرگردان شده است و در این کشور نمی‌داند چه بکند این انقلاب روحى که در سراسر نسل جوان ایران می‌بینید بیایید و تجزیه و تحلیل بکنید و ببینید چرا این طور شده است؟ حاصل عمرم سه سخن بیش نیست، خام بدم، پخته شدم، سوختم، وقایع بعد از شهریور را یکایک از نظر بگذرانید اجانب در این کشور آمدند و در زیر برق سرنیزه اجانب فرشته آزادى قدم به این کشور گذاشته عده‌اى جوان کسانی که داعیه زندگانى داشته امیدوار، اصلاح‌طلب تحصیل کرده، کسانی که زحمت کشیده بودند و دود چراغ خورده بودند امیدوار بود که ایران روزبهى خواهد دید مى‌خواستند اینها مردانگى علم کنند و همان سیاست‌هاى مرموزى پیوسته در پیرامون بزرگان حلقه زده و مانع از آنها است در هم خورد کنند جمعیتى گرد هم جمع آمدند با کمال خلوص نیت من این را فاش می‌گویم چون که ایرانى وطن‌پرست و آب و خاک دوست است (آزاد- پس این هزار و چهار صد تن صد نفره را کى داد.به انگلیس‌ها اگر خیانت نمى‌کنند) (شوشترى- العیاذبالله) عرض کردم آن هم وقتش می‌رسد. آقاى آزاد من اگر فقط و فقط در اطراف نفت صحبت کنم و بعد به زندگى سیاسى من خاتمه داده شود آن وقت گمان ایثارى نکرده‌ام، آن وقت خیلى چیزها خواهم گفت به هر صورت مجلس چهاردهم به وجود آمد باز هم ادعا می‌کنیم که یکى از مبارزترین مجالس ایران مجلس چهارده بود زیرا عده‌اى می‌خواستند مهام اصلاحات را در دست بگیرند و کارى بکنند که واقعاً نسل جوان یعنى آینده و آتیه این مملکت بتوانند عرض اندام بکنند. آقاى دکتر مصدق بنده هم با جنابعالى در چهاردهم افتخار همکارى داشتم و اگر از خاطر داشته باشید از پیروان جناب اجل عالى بودم (دکتر مصدق- بلى، بلى) چرا؟ براى این که ما اصلاحات می‌خواستیم کارى بکنیم که داستان استبداد گذشته که عین‌الدوله در عین حال صدر اعظم استبداد و نخست وزیر مشروطه بود از بین برداشته بشود ما می‌خواستیم طبقه تازه‌اى به وجود بیاوریم و مى‌خواستیم کارى که شاید بسیارى از گره‌هاى کشور باز بشود بدبختانه عده‌اى از سران حزب توده گمراه شد من اینجا از پشت این تریبون مجلس عرض می‌کنم که تمام عواقب وخیمى که تا صد سال دیگر به وجود مسئولینش آن سران حزب توده هستند. (دکتر مصدق- ولى من تعجب می‌کنم که یا من کرده‌ام یا شما که در دو صف مخالف واقع شده جنابعالى تغیر نکرده‌اید ولى توجه نمى‌فرمایید اوضاع تغییر کرده است به هر تقدیر ما در چهاردهم مبارزه می‌کردیم تا جریان آذربایجان آمد آذربایجان تیشه‌اى بود که به ریشه اصلاحات کشور خورد آذربایجان آن آتشى بود که اصلاح‌طلبى و آزادی‌خواهى و چه عرض کنم زبانم گرفت همه چیز این مملکت را زیر پا گذاشت در آن که رهبران انقلاب آذربایجان خیلى نزدیک تهران رسیده بودند اولین صدایى که از این مجلس شنیده شد و گفت چو ایران نباشد تن من مباد (صحیح است) من از آن زمان از آزادی‌خواهى

+++

چشم پوشیدم جناب آقاى دکتر مصدق که دیدم آزادی‌خواهى به معناى انقطاع قسمتى از کشور است (صحیح است) بعد آقاى قوام‌السلطنه رهبر کل عرض اندام کرد خواست مشروطه را تکمیل کند و حزبى به وجود آورد که امروز شما آقایان تحفه‌هاى همان حزب هستید، در طى مدت فرمانروایى قوام‌السلطنه، دزدى، ارتشا بدنامى، بیچارگى، به منتها درجه رسید به جایى رسید که همان کسى که شما هم غمخوار ملت ایران می‌دانید یعنى شخص شاه ناگزیر شد مداخله کند، ناگزیر شد براى نجات ایران از بدبختى و بیچارگى، ذلت وارد در معرکه بشود شاه دموکرات شاهى که تا آن زمان اظهار مداخله نمى‌کرد مجبور شد که براى نجات ملت ایران وارد در میدان بشود، شد و کرد ولى بعد 15 بهمن به میان آمد 15 بهمن یعنى آن زمانى که شخصى که قد مردانگى افراشته بود با جان خودش بازى کرد و مگر یک اعجازى او را از مرگ نجات داد به پاس این بزرگى و فداکارى ملت ایران قبول کرد که قدرى از توقعات خودش بکاهد ولى باز هم فقر و بیچارگى و بدبختى و مسکنت دامنگیر این ملت شد. شما کسانی که غمخوار این ملت هستید بیایید بروید در کوچه و بازار نگاه کنید این غبار بیچارگى و بدبختى که بر جسد این مردم بدبخت نشسته است ببینید (آزاد- انگلیسی‌ها به وجود آورده‌اند) بلى این هم گذشت برنامه هفت ساله آمد گفتیم آن مشکل‌گشا است آن هم عملى نشد. گفتیم این پیرمرد مدیر کارآزموده که در کنج منزلش نشسته است و داعیه کار هم ندارد در دنبال این فکرها هم نیست برویم او را بیاوریم منصورالملک آمد. می‌دانید و در پشت تریبون عرض می‌کنم که ارادت کامل و بلکه بندگى منصور‌الملک دارم یکى از کسانی که او را همیشه تشویق می‌کرد به این که بیاید و مهام امور را به دست گیرد من بودم مکرر شب و روزها و ساعت‌ها به من می‌گفت که دسیسه و انتریک زیاد است نمى‌خواهند کار بشود. همین طور هم شد او را آوردید و اول کسى که خواست سرش را ببرد جناب آقاى دکتر مصدق بود ه است (آزاد- ما همه به لوایح‏ او رأى دادیم) (دکتر شایگان- هنوز هم می‌برند) رأى به لایحه با پشتیبانى از دولت دو تا است. رأى به لایحه را ممکن است از نقطه نظر اصل لایحه رأى بدهند ولى پشتیبانى دولت مفهومش این می‌شد که دولتی که روى کار هست خوب است و شماها نگذاشتید او هم بماند ناگزیر رفت (مکى- شماها نگذاشتید) (دکتر بقایى- کى از او استعفا گرفت چرا جواب نمی‌دهید چون نمی‌توانید. ما گرفتیم. اگر نگویید انگلیسی‌ها شما راضى می‌شوید) شماها موافقت نکردید وقتی که شما ادعا بکنید صدها هزار نفر پشت سر شما است وقتی که شما آمدید و پشت این تریبون ادایش را در‌آوردید آن وقت او نمی‌تواند اینجا بماند. همان کسانى که مصلحت را در نظر نمی‌گیرند چنانچه جناب اجل عالى آقاى دکتر بقایى در پشت این تریبون ابقا به هیچ چیز و به هیچ کس نکردید (دکتر بقایى- ما با سیاست استتار مخالفیم. ما نمی‌توانیم دیکتاتورى را تحمل کنیم.) به هر تقدیر تصور می‌کنم قبول بفرمایید که اوضاع بد است و این بدى ما را به نیستى سوق می‌دهد (دکتر بقایى- ما ببینیم و نگوییم انگلیسی‌ها آورده‌اند) (آزاد- کى مسبب بوده است این را بفر‌مایید؟) (دکتر مصدق- لابد ماها) هم ماها هم شما‌ها اجازه بفرمایید دارم بیان می‌کنم (دکتر بقایى- مسبب آن کسى است که از دو سال پیش می‌خواست نخست وزیر بشود) یک جوان ایرانى یک کسی که روح دارد یک کسی که احساسات دارد.

از شهریور 20 تا به امروز شما ببینید که چه اوضاعى را در این مملکت می‌بینید (آزاد- مسبب او کیست؟) من بوده‌ام شما بوده‌اید. همه بودند سیاست خارجى بود. سیاست داخلى بود، شرکت بود. نفع‌پرستى بوده سود‌پرستى بوده. دزدى بود. ارتشا بوده (مکى- شرکت نفت هم بود و سیاست انگلیس و آمریکا هم رویش بود) آقایان این را اشتباه نکنید اگر شما قبول دارید انگلیسى و آمریکایى نسبت به وطن خودش خدمتگزار است طبیعت نمى‌تواند نسبت به ما خوش‌بین باشد (مکى- پس چرا دنبالش می‌روید؟) (نورالدین امامى- وکلاى شرکت نفت) (آزاد- بلى بنده وکیل شرکت نفت هم هستم) (خنده حضار) به هر صورت این وضعیتى بود که ملت ایران، جوانان ایران، طبقات مدرک ایران از بعد از شهریور 20 دیدند چطور می‌توانند کار بکنند تا کى در این مقام باشند و ببینند که حکومتى روى کار خواهد آمد که در اثر خرابى در اثر فلان تحریکات دموکراسى. این الفاظ زیبنده و فریبنده و تو خالى من می‌گویم تو خالى (آشتیانى‌زاده- شما با دموکراسى مخالفید؟ پس باید حکومت دیکتاتورى باشد) من با این حرف‌ها مخالفم. دموکراسى مدت می‌خواهد و شما مدت قائل نیستید (مکى- پس باید حکومت استبداد باشد) چه می‌خواست این جوان. این حساس که می‌نشینید و می‌بینید روز به روز مملکتش رو به نیستى و فنا می‌رود و بگوید چه می‌تواند بکند جز این که بگوید که بیایید و یک کارى کنید که مملکت از این مرگ حتمى رهایى پیدا کند (دکتر بقایى- چه کسى این رزم‌آرا را آورده اینجا نشانده) من و آقاى دکتر بقایى (دکتر بقایى- نخیر یک سال و نیم پیش من گفتم که سیاست نفت) سیاست نفت اگر شما فرصت بدهید. اگر متحد باشید و اگر شما متحد و متفق باشید سیاست نفت که هیچ، هیچ سیاست دیگرى هم قادر نیست فکر این کار را بکند (مکى- ما شما را دعوت به همکارى می‌کنیم) (خنده حضار) آقا شما بنده را دعوت به همکارى می‌کنید که بروم منفى ببافم که بروم وجاهت ملى کسب بکنم (دکتر بقایى- پس آقا شما با ما قهرید) وکیل تهران بشوم من قهر نیستم خیلى هم ارادت دارم به هر تقدیر اگر دیکتاتورى بد است دکتر بقایى براى من و تو بد است من و تو را می‌کشند (دکتر بقایى- نه آقا دیکتاتورى بد است مردم را هم می‌کشند) ولى چه بسا قاطبه ملت ایران نمى‌تواند نان راحت بخورند (کشاورز صدر- دیکتاتورى اصلاً بد است و کسى هم به فکر دیکتاتورى نیست. این حرف را اصلاً نگویید) هم اول من را بکشید به شرطی که بتوانى براى این ملت بیچاره کار کنى (کشاورز صدر- ایشان همچو خیالى ندارند) (آزاد- زود است) ولى آقایان قصاص قبل از جنایت نباید کرد مردى که زندگیش نشان داده می‌تواند کار بکند (دکتر بقایى- البته خلاف قانون خیلى) طبق قانون هم خیلى. آن زمانی که آقاى قوام‌السلطنه می‌خواستند که آذربایجان را جدا بکنند اگر 2 نفر نبودند اول شاه و بعد رزم‌آرا ما امروز در مجلس نبودیم و شما آذربایجان نداشتید. من آن قانون را خورد می‌کنم و پایمال می‌کنم که اگر در پرتو خرد شدن قانون آذربایجان براى من و شما بماند (یک نفر از نمایندگان- چرا نمى‌فرمایید خود آذربایجانى آذربایجان را گرفت) خودش این کار را کرد. تردید ندارد اگر خودش نمى‌خواست نمی‌شد ولى کسی که به شما کمک کرد و اسلحه رسانید این دو نفر بودند (مکى- اعلیحضرت نوشته‌اند که این کار را قوام‌السلطنه کرده است و تقدیر نامه هم براى او صادر کرده‌اند (دکتر بقایى- آن را پس گرفتند آقا) کسی که آمده و من به سهم خودم مباهات می‌کنم که یک مشت جوان آورده کسانی که هنوز وزیر نشده‌اند و سابقه وزارت نداشته‌اند آدم حسابى هستند (مکى- سلیمان میرزا، مساوات، صوراسرافیل هم مردمان حسابى بوده‌اند) آن را که تو می‌خواهى بگویم من نمى‌گویم (مکى- مرسى متشکرم) آمده و براى یکى از اولین بارها کسى هست که می‌گوید که قبل از این که بیایم نقشه دارم برنامه دارم. رفته‌ایم فکر کرده‌ایم گروهى درست کرده‌ایم اکیپ درست کرده‌ایم شماها که معتقد به حزب هستید شماها که می‌خواهید حزب درست کنید چرا نمى‌گذارید در ایران آنهایی که می‌خواهند با هم کار بکنند کار کنند مگر حتماً مثل حزب شما باید صد هزار نفر داشته باشند اینها حزب ده پانزده نفرى هستند نقشه هم کشیده‌اند خودشان هم ادعا می‌کنند که کار می‌کنند فرمایش جنابعالى چیست به صرف این که یک وقتى رزم‌آرا لباس نظام پوشیده (در این موقع از طرف آشتیانى‌زاده یادداشتى براى ناطق رسید) بلى جناب آقاى آشتیانى‌زاده شوخى فرموده‌اند به صرف این ادعا که یک کسى وقتى لباس نظامى پوشیده بوده است شما امروز تمام مظالم روزگار را برایش قائل بشوید من این را صحیح نمی‌دانم ولیکن یک چیز را قائلیم و آن این است که اگر من و شما حرمت این مجلس حرمت این تریبون را نگهداریم اگر من و شما نگوییم ما تنها وکیل ملت هستیم و شما همه‌تان نوکر و اجنبى‌پرست هستید (آزاد- هیچ کس این حرف را نزده و نمى‌زند. به وکلا کسى این حرف‌ها را نمی‌زند) اگر

+++

ما نگوییم که تمام نوامیس این کشور تمام کسانى هستند که در این کشور عرض اندام می‌کنند و مى‌خواهند.

کار بکنند شریک دزد و وطن‌فروش و خائن هستند هیچ قدرتى اگر احترام این تریبون را نگهدارند سپهبد رزم‌آرا به این لباس که سهل است اگر لباس نظامى هم بپوشدو شمشیرش را از رو ببندد اگر دیکتاتور شد باید از اینجا بیرونش کنیم به شرط این که من و شما حرمت مجلس را نگهداریم (دکتر شایگان- مجلس محترم است) و بگوییم که همه چیز مختص این مجلس است (آزاد- کسى غیر از منحرف چیزى نمی‌گوید.) آقا بیانات آقاى دکتر بقایى حاضر است یکى ابقا کرد (دکتر بقایى- آقاى رئیس ماده 90، تحریف نکنید) ماده 90 براى آقا محفوظ است شما ادعا می‌کنید که جان خودتان را در راه این مملکت حاضرید فدا کنید (آزاد- حاضریم فدا کنیم نه مفت) چند تا وزیر می‌خواهید آقاى آزاد عیبش همین است که مفت جانتان را حاضر نیستید فدا کنید اگر حاضر بشوید فقط براى بقاى این آب و خاک و براى مصالح ملت ایران فدا کنید چنان که کردند (دکتر بقایى- آنها مفت می‌میرند که پس از هفت سال آمپول هوا در دوره دیکتاتورى به ایشان می‌زنند.) بزرگ‌ترین فداکارى در راه مملکت کف نفس است (نورالدین امامى- آقاى تیمورتاش داد نزن دیگر کافى است) (خنده حضار) بر دیده من خندى که اینجا ز چه می‌گرید- خندند بر آن دیده که این جا نشود گریان (نورالدین امامى- آن قدر جوش نزن عصبانى نشو. خوب گریه کن تا ما بخندیم) (آزاد- کف نفس را توضیح بدهید) خوب گفتید گریه من فریاد است نه اشک، (آزاد- آقا خواهش می‌کنم کف نفس را توضیح بفرمایید) شما که حاضرید فداکارى بکنید جانتان را بدهید پس چرا آن قدر فریاد می‌کنید، بگذارید جان ناقابلتان برود (دکتر شایگان- دکتر بقایى- جان ناقابل باید در راه آزادى برود) (مکى- ما با کى نداریم) (دکتر بقایى- جان ناقابل مستخدمین دیکتاتورى را در حبس خواهند گرفت) شما آقایان کارى می‌کنید که باب هر گونه رهایى را به روى این مملکت ببندید به جهت این که وقتی که شما خودتان را وکیل ملت می‌دانید و شما ادعا کنید که دولتى که سر کار آمده است شرکت نفت آورده و یا سیاست آمریکا آورده از شما سؤال می‌کنم که چطور این دولت می‌تواند استیفاى حق ایران را بکند (مکى- دکتر بقایى- نمی‌توانند براى همان هم مخالفیم ما هم می‌دانیم) استیفاى حقوق ملت ایران از شرکت نفت یکى از مصائب و دشواری‌هاى است که ملت ما با آن مواجه است (دکتر بقایى- عمل این دولت به نفع شرکت نفت تمام می‌شود) ادعاى بی‌جا نکنید آقاى دکتر بقایى عزیز من حرمت اینجا را نگه دارید (دکتر بقایى- شما می‌دانید ما هم می‌دانیم) برادر من گفتم که حرمت اینجا را نگهدارید تا اگر این دولت خواست استیفاى حقوق ملت ایران را بکند و اگر نکرد از پشت تریبون فریاد بکنید

دکتر بقایى- یک دفعه دیده‌ایم، یک دفعه پدران ما راجع به همین موضوع با هم مرافعه کرده‌اند.

رئیس- این که طرز نیست، شما بیانات خودتان را بفرمایید.

تیمورتاش- به عنوان موافق ناگزیر باید جواب مخالف را بدهم ... قربان بنده مقاله ننوشته‌ام، نطق و خطابه هم تهیه نکرده‌ام در مقابل مخالفت ناگزیر هستم صحبت کنم شما قربان حتى حرمت شاه کشور را یعنى سمبل استقلال را یعنى نشانه و نمونه یگانگى این کشور را محترم نشمرده‌اند شما الان می‌گویید که رزم‌آرا می‌خواهد دیکتاتورى بکند و مى‌گویید که شاه را مجبور کردند

دکتر بقایى- بلى همان طور که احمد شاه را مجبور کردند ما مى‌خواهیم شاه مملکت را حفظ کنیم نمى‌خواهیم که از این مملکت بیرون بروند.

رئیس- آقاى دکتر بقایى من به شما اخطار می‌کنم.‏

تیمورتاش- من نمی‌دانم این سیاست تخریب چیست، من نمی‌دانم این سیاستى که می خواهد همه را به جان هم بی‌اندازد چیست؟ می‌گویید سیاست مرموز است و چه بسا این طور باشد من نمی دانم، صحبت از آمریکا فرمودید از انگلیس کردید از مداخله کشورهاى خارجى در این مملکت فرمودید، شما که اهل علم و فضل هستید شما که سیاستمدار هستید، شما که داعیه رهبرى می‌کنید چه خوب است یک قدرى هم توجه بکنید که جنگ گذشته چه تحولاتى از نقطه نظرسیاست به وجود آورده است (دکتر بقایى- توجه کرده‌ایم) اگر توجه کرده باشید می‌دانید که هیچ کشورى ولو قوی‌ترین ممالک به تنهایى نمى‌تواند استقلال خودش را حفظ کند (کشاورز‌صدر- پس چه کار باید بکنند؟) توجه بفرمایید  (مکى- چین توانست حفظ کند) هیچ کشورى و حتى انگلیس و فرانسه و بلژیک هم نتوانستند به تنهایى عرض اندام بکنند و بر مشکلات فائق بیایند چه بسا ما هم ممکن است تا اندازه‌اى که از حدود بی‌طرفى تجاوز بکنیم ناگزیر باشیم که تا اندازه‌اى سمپاتى خودمان را نسبت به دول دیگر حفظ کنیم آقا در بیانات فرمودید که جراید آمریکا خبر توقیف آقایان را منتشر نکرده بودند ولى من می‌دانم که مستر دوهر همان مستر دوهری که شما ازش صحبت می‌کنید براى شما در حبس تحفه فرستاده است (مکى- تکذیب می‌کنم براى آقاى حجازى بود) (دکتر بقایى- تکذیب می‌کنم) (مکى- بجیا کد ده است فرستاده)

دکتر بقایى- آقاى رئیس باید ایشان حرف‌شان را پس بگیرند (زنگ رئیس) و الا اعلام جرم می‌کنم.‏

رئیس- پیشنهاد تنفس از آقاى نبوى رسیده است که 10 دقیقه تنفس داده شود.

دکتر بقایى- دوهر براى نخست وزیرى رزم‌آرا پادویى می‌کرد (آزاد- پدرت خائن بود تو خودت خائنى، بی‌شرف خائن)

مکى- حرفت را باید پس بگیرى‏.

دکتر شایگان- مزخرف‏

مکى- اجازه ندهید آقاى تیمورتاش که من آنچه دارم بگویم تمام روزنامه‌ها نوشتند برای مدیر روزنامه وظیفه بود.

تیمورتاش- اجازه بدهید عرض کنم.‏

رئیس- آقاى نبوى (مکى- مخالفم)

نبوى- عرض کنم هوا گرم است و جمعیت زیادى هم در سالن نشسته است و ناطق محترم تا حدى خسته شده‌اند (تیمورتاش- نخیر قربان خسته نشده‌ام) و معمولاً وسط جلسه تنفس داده می‌شود این است که تقاضا می‌کنم ده دقیقه تنفس بدهید و بعد برگردیم.

دکتر بقایى- باید ایشان این حرف را پس بگیرند.

مکى- بنده با تنفس مخالفم.‏

تیمورتاش- اجازه بدهید توضیح بدهم هنگامی که جنابان آقایان در زندان تشریف داشتید گفته شد حتى در روزنامه‌ها هم نوشتند (مکى- گه خوردند، غلط کردند، خیلى بی‌جا کردند نوشتند) اى بابا اجازه بدهید در روزنامه‌ها نوشتند براى کسانی که در زندان بودند مقادیرى آجیل فرستاده شد من نمی‌دانم براى آقایان بود‌ه است یا خیر (مکى- براى ما فرستادند؟) عرض کردم براى شما نفرستادند خدا را شکر (دکتر بقایى- بگویید حرفى که زده‌ام پس می‌گیرم. (آزاد- احسنت) (دکتر مصدق- احسنت) بنده هیچ‌وقت از نزاکت خارج نمى‌شوم (دکتر بقایى- حرفتان را پس بگیرید) خدایا مگر با چه زبانى مسترد کنم اگربراى شما نبود طبیعتاً مسترد می‌دارم (زنگ رئیس)

+++

رئیس- آقا یک ربع به آخر وقت مانده است (تیمورتاش- حالا تنفس می‌دهید یا نه؟) بفرمایید.

تیمورتاش- بنده عرایض زیادى ندارم فقط می‌خواهم یک نکته را به عرض آقایان محترم و بالاتر از مجلس من و شما به عرض ملت ایران برسانم اشاره بود به وقایع کرده فرمودند وضع وخیم است، بلاتردید حوادثى در شرف تکوین است که براى عقل قاصر بنده عرض کردم عقل قاصر بنده معلوم نیست که عواقب آن چه می‌شود ولى قطعاً می‌توانم عرض کنم که خطر نزدیک است (دکتر مصدق- کجا؟) در دنیا من و شما هم جزو دنیا هستیم بروید ببینید که کشورهاى دموکراسى در اوقاتی که خطر نزدیک است چه می‌کنند آیا جز این نیست که چرچیل آزادى‌خواه دیکتاتور مطلق‌العنان انگلیس می‌شود آیا جز این است تمام اختیارات به دست ترومن داده می‌شود، بنده فقط یک چیز از شما و از ملت ایران و از مجلس ایران می‌خواهم و آن این است که تمام این مصائبى که در ظرف این 8 سال و 9 سال که سعى کردم تشریح کنم براى ما رخ داده با بودن اینها فقط و فقط به موجب همان خطرى که نزدیک است بیایید دست به دست هم بدهید دست اتحاد اتفاق، دست یگانگى و دست برادرى به هم بدهید من هم به شما عرض می‌کنم که اگر این خطرى را که من پیش‌بینى می‌کنم و خدا نکند که برسد بیاید نه من می‌مانم و نه تو (دکتر بقایى- بعد 500 هزار تومان به اولاد شما پیشنها د خواهند کرد و بچه شما قوطى سیگار طلاى شما را به رهن بانک می‌گذارد) اولاد من این عزت نفس را دارد که قبول نکند اولاد من هم خون مرا دارد بیایید و براى وخامت اوضاع دست از این حرف‌ها بردارید و دیگر این ملت بیچاره بیش از این بدبخت و برهنه و عریان نشود که حتى شاه مملکت بگوید سلطنت بر این ملت عریان افتخارى نیست ما هم این جور سنگ رهبرى این ملت را به سینه نزنیم (مکى- و دیکتاتورى تحمل کنیم) (احسنت)

نورالدین امامى- جناب رئیس شب جمعه است‏.

4- تعیین موقع و دستور جلسه بعد- ختم جلسه‏

رئیس- 7 دقیقه به آخر وقت مانده با اجازه آقایان مجلس را ختم می‌کنیم جلسه یکشنبه خواهد بود دستور بقیه برنامه.

در این موقع هفت دقیقه بعد از ظهر مجلس ختم شد.

رئیس مجلس شورای ملى- رضا حکمت

+++

یادداشت ها
Parameter:294561!model&5137 -LayoutId:5137 LayoutNameالگوی متنی کل و اخبار(مشروح مذاکرات)