کتابخانه، موزه و مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی


صفحه اصلی » مشروح مذاکرات » مشروح مذاکرات مجلس ملی » دوره نهم مجلس ملی

0.0 (0)
مشروح مذاکرات مجلس شورای ملى، دوره ‏9
[1396/05/07]

جلسه: 42 صورت مشروح مجلس روز یکشنبه 30 مهر‌ماه 1312 (غره رجب 1352(  

مشروح مذاکرات مجلس شورای ملى، دوره ‏9

جلسه: 42

صورت مشروح مجلس روز یکشنبه 30 مهر‌ماه 1312 (غره رجب 1352(

فهرست مذاکرات:

1- تصویب صورت‌مجلس.

2- سؤال آقاى حاج میرزا حسن خان اسفندیارى راجع‌به قضیه با سعید و از آقاى وزیر امور خارجه و جواب ایشان.

3- تقدیم لایحه اصلاح بودجه صحیه کل از طرف آقاى وزیر داخله.

4- تقدیم چند فقره لایحه از طرف آقاى وزیر مالیه.

5- تقدیم یک فقر‌ه لایحه از طرف آقاى رئیس‌کل صناعت.

6- شور و تصویب لایحه تأسیس کلاس‌هاى مالى.

7- شور و تصویب لایحه اعتبار خرید ماشین‌آلات معدن شمشک.

8- موقع و دستور جلسه بعد ـ ختم جلسه.

مشروح مذاکرات مجلس شورای ملى، دوره ‏9

جلسه: 42

صورت مشروح مجلس روز یکشنبه 30 مهر‌ماه 1312 (غره رجب 1352(

فهرست مذاکرات:

1- تصویب صورت‌مجلس.

2- سؤال آقاى حاج میرزا حسن خان اسفندیارى راجع‌به قضیه با سعید و از آقاى وزیر امور خارجه و جواب ایشان.

3- تقدیم لایحه اصلاح بودجه صحیه کل از طرف آقاى وزیر داخله.

4- تقدیم چند فقره لایحه از طرف آقاى وزیر مالیه.

5- تقدیم یک فقر‌ه لایحه از طرف آقاى رئیس‌کل صناعت.

6- شور و تصویب لایحه تأسیس کلاس‌هاى مالى.

7- شور و تصویب لایحه اعتبار خرید ماشین‌آلات معدن شمشک.

8- موقع و دستور جلسه بعد ـ ختم جلسه.

(مجلس یک ساعت قبل از ظهر به ریاست آقاى دادگر تشکیل گردید.)

صورت‌مجلس روز یکشنبه 23 مهر ماه آقاى مؤید احمدى (منشى) قرائت نمودند.

اسامی غائبین جلسه گذشته که ضمن صورت مجلس خوانده شده

غائبین بی‌اجازه- آقایان: حیدری. رهنما. دکتر امیر اعلم. افشار. قرشی. ثقةالاسلامی. ارباب کیخسرو. کازرونیان. اعظم زنگنه. امامی خویی.حبیبی. امیرتیمور. یونس آقا وهاب‌زاده. پناهی. چایچی. کورس. هدایت. پارسا. بیات ماکو. دکتر شیخ

دیرآمدگان بی‌اجازه- آقایان: احتشام‌زاده. اسدی. بیات. اسفندیاری. دکتر ادهم. مسعود ثابتی. قوام. شریعت‌زاده. قراگوزلو. همراز. مسعودی

1- تصویب صورت‌مجلس

رئیس ـ در صورت‌مجلس نظرى نیست؟ (گفته شد ـ خیر) صورت‌مجلس تصویب شد.

2- سؤال آقاى حاج میرزا حسن خان اسفندیارى از آقاى وزیر امور خارجه]

رئیس ـ آقاى اسفندیارى در نتیجه اطلاعى که پیدا کرده بودند به این جانب مراجعه و خواستند تا آنجا که میسر است تسریع نمایند تا آقاى وزیر خارجه حاضر شده به سؤال ایشان جواب بگویند. این است که فوراً آقاى وزیر امور خارجه را آگاه کردم و این است که آماده بودن خود را براى جواب به بنده اطلاع دادند.

حاج میرزا حسن خان اسفندیارى ـ دیشب و امروز در جرائد خبر تعجب‌آورى دیده شد بعضى از آقایان همان دیشب از بنده سؤال کردند که در این موضوع اگر اطلاعى دارم و از اقدامات دولت مستحضر هستم به آقایان اطلاع بدهم بنده چون اطلاعى نداشتم و مطمئن بودم که افکار آقایان رفقاى پارلمانى بنده از این بابت نگران است (صحیح است) دیگران هم از این مسئله بسیار متوحش و نگران هستند شبانه خدمت آقاى رئیس عرض کردم که براى رفع این محظور بهتر این است از

+++

آقاى وزیر امور خارجه خواهش شود تشریف بیاورند و در این مسئله توضیحاتى بدهند که انشاء‌الله اسباب تسکین این نگرانى بشود صورت قضیه را که در روزنامه نوشته‌اند عیناً بنده می‌خوانم: یک خبر عجیب (بر طبق اطلاعات و اصله چند روز قبل مدیر گمرک با‌سعید‌و را در حین انجام وظیفه خود مأمورین بحرى انگلیس که در آن حدود بوده‌اند توقیف نموده و به کشتى جنگى انگلیسى برده و استنطاق کرده و پس از آن با کشتى جنگى خودشان به بندرعباس فرستاده‌اند) بدیهى است این موضوع که چندین واقعه اسف‌آور را متضمن است (صحیح است) فوق‌العاده اسباب نگرانى و تعجب است خاصه در این دوره و با این وضعیت دولت ایران و رعایت‌هایى که همیشه در مناسبات خودش دارد و از طرف دیگر با این که همه دنیا فریاد می‌کنند که باید مناسبات با یک‌دیگر را دولت حفظ کنند این مسئله مخالف تمام مقررات و مناسبات بین‌الدولى است و مردم حق داشتند از این مسئله خیلى نگران باشند (صحیح است) اینها سه چهار موضوع است که اتفاق افتاده و تمام برخلاف انتظار و از مسایلى است که هر دولتى بایستى متعرض باشد این بود که خواهش کردم آقاى وزیر امور خارجه در این موضوع و در این موضوعات و جزئیات هر یک اقداماتى که دولت علیه فرموده‌اند که اسباب آسایش خیال مردم و جلوگیرى از نظایر این قضیه است در مجلس بفرمایند که رفع این نگرانى از براى ماها بشود (صحیح است.)

وزیر امور خارجه ـ متأسفانه باید عرض کنم که اطلاعات مندرجه در جراید و اخبارى که به نماینده محترم رسیده صحت دارد (تعجب نمایندگان) و چون تقاضا فرموده‌اند که جریان قضیه و جزئیات امر را توضیح دهم این است که به شرح و تفصیل آن می‌پردازم (از طرف وکلا- بفرمایید بفرمایید) این قضیه در نقطه از خاک ایران موسوم به با سعید و اتفاق افتاده و به طوری که همه آقایان می‌دانند با‌سعید‌و اسم قریه‌ای ا‌ست که در منتهى‌الیه شمال غربى جزیره قشم نزدیک به ساحل واقع شده و یک محله از این قریه سابقاً به اسم قلم‌دانى و در این اواخر به اسم با‌سعیدوى کهنه معروف شده است. از سنوات سابق یعنى در دوره ضعف و ناتوانى و فترت ایران به ترتیبات معموله آن دوره که همه آقایان می‌دانند و محتاج به عرض نیست انگلیس‌ها بدون اجازه از دولت مرکزى ایران در این قسمت با سعیدوى کهنه انبار ذغال و مریضخانه کوچکى براى بحریه خود درست کرده‌اند و بعدها چند بناى دیگرى از قبیل مسافرخانه و غیره نیز بر آنها اضافه و چندین دستگاه تلگراف بى‌سیم هم در آنجا داشته‌اند به تدریج قبرستانى هم در این محل ایجاد شده که مدفن اروپایی‌هایی که در حدود خیلج‌فارس فوت شده‌اند می‌باشد- دعوى انگلیس‌ها در بودن در این نقطه همیشه به عنوان انبار ذغال بوده و دولت ایران هم در ادوار اخیره مکرر به دخالت مأمورین بحریه انگلیس در این محل اعتراض کرده و همیشه در هر موقع آن را متمم جزیره قشم و ملک بلاتردید و مسلم خود می‌دانسته است. اما تفصیل قضیه اخیر از این قرار است: که بعدازظهر 17 مهر جارى مأمور گمرک با سعید و براى اجراى وظیفه تفتیش و تحقیقات با فراش خود به یک جهاز بارى که در بین با سعیدى کهنه و نو لنگر انداخته بود و متعلق به یکى از اهالى بندرعباس بوده رفته بود و همین که به ساحل مراجعت می‌نماید چهار نفر نظامى مسلح انگلیسى با یک صاحب‌منصب و یک مترجم آمده از مدیر گمرک سؤالاتى بی‌مورد کرده و بعد او و فراش را نزد کاپیتان کشتى جنگى انگلیسى که در آن حدود بوده برده و تا مقدارى از شب گذشته آنها را توقیف و در آن وقت آنها را به جهاز دیگر انتقال داده و از آنها استنطاقاتى کرده‌اند و بعد آنها را با کشتى جنگى خودشان به بندرعباس برده‌اند (اظهار تعجب نمایندگان) بدتر از این حادثه قضیه مراسله‌ای‌ست که از سفارت انگلیس در 24 مهر جارى به وزارت خارجه رسید و چون یقین دارم آقایان علاقه‌مند به اطلاع از مفاد آن هستند قسمت‌هایى از آن را استحضاراً عرض می‌کنم (نمایندگان- بفرمایید- بفرمایید).

+++

مراسله مزبور اولاً پیش‌دستى کرده از رفتار مدیر گمرک ایران در باسعیدو در مورد تفتیش یک بلمى شکایت کرده است و ثانیاً محوطه انبار ذغال را به ناحیه انگلیسى تعبیر و تفتیش آب‌هاى مجارو این قطعه را خارج از وظایف مأمور گمرک ایران شمرده و تفصیل قضیه را این طور شرح داده است که تقریباً در ساعت 6 غروب روز نهم اکتبر (17 مهر) مدیر گمرک از یک بلمى که تفتیش نموده بود پیاده می‌شود بلم مزبور بلافاصله در ساحل ناحیه انگلیسى و داخل آب‌هاى ساحلى متصل به قسمت مزبور لنگر انداخته بود نزدیک‌ترین نقطه ساحلى تقریباً به مساحت یک میلى داخل حدود ناحیه انگلیسى بوده است و مدیر به اتفاق فراش خود بوده و بعد هم در مراسله اعتراف می‌کنند که مدیر گمرک را براى تحقیق مسئله به یکى از جهازات انگلیسى که در آن حدود لنگر انداخته بوده برده بودند و بعد هم مدیر گمرک و فراش او را در بندرعباس پیاده کرده‌اند. ثالثاً در مراسله مزبور این اقدام مدیر گمرک را نقض استاتوکو معرفى کرده‌اند. و در خاتمه هم از دولت شاهنشاهى تقاضا کرده‌اند که تعلیمات به همه مأمورین دولتى در باسعیدو صادر شود که نظایر این قضیه تکرار نگردد. مسلم است که این عملیات بى‌رویه مأمورین مجرى انگلیسى نسبت به مأمور رسمى ایران که به اداى وظایف خود مشغول بوده و توقیف و استنطاق او و بردن جبرى او از محل مأموریتش به نقطه دیگر و همچنین این عناوین عجیب در مراسله تا چه درجه اسباب تعجب و حیرت اولیاى دولت شده. بنده بلافاصله به نماینده انگلستان در طهران اعتراض و اهمیت موضوع را خاطرنشان و به نماینده ایران در انگلستان دستور دادم که فوراً در لندن نیز اقدام به عمل آید و مراسله هم جواباً به سفارت انگلیس اشعار داشتم که اینک مفاد آن را به عرض آقایان می‌رسانم: اولاً در قسمت ادعاى دولت انگلیس در باسعیدوى کهنه این طور نوشتم: (جاى نهایت تعجب است ادعائی که دولت اعلیحضرت پادشاه انگلستان در داشتن انبار ذغال در باسعیدو داشته‌اند تدریجاً صورت دیگرى به خود گرفته و اینک عملیاتى مانند رفتار مالکانه نموده و مانع اجراى حق حاکمیت‏ ایران در آنجا می‌شوند و حتى آن را ناحیه مخصوص انگلیسى نام نهاده و آب‌هاى ساحلى آن را نیز از قلمرو ایران خارج می‌دانند در صورتی که دولت ایران در هیچ وقت و زمانى هیچ گونه ناحیه انگلیسى و هیچ نوع حق تصرفى براى دولت انگلیس در باسعیدو نشناخته و نمی‌شناسد. ثانیاً درمورد استاتوکو مخصوصاً استفسار کردم که مقصود از استناد باستاتوکو در این مورد چیست و به چه مجوزى مأمورین انگلیس خود را مجاز به چنین رفتارى نموده‌اند؟ ثالثاً در مورد رفتار نسبت به مأمور گمرک اظهار حیرت و تعجب کردم که در عهده که در تمام دولت به احترام حقوق دیگران دعوت می‌شوند چنین رفتارى از طرف مأمورین و بحرى انگلیس در نقض حق حاکمیت ایران به عمل آید و قواى بحریه انگلستان در خاک ایران مداخله مسلح نموده و یک نفر مأمور ایران را در خاک و آب ایران در حین انجام وظیفه دستگیر و در کشتى جنگى محبوس و از محل مأموریت خود به نقطه دیگر تبعید نمایند. رابعاً نسبت به موضوع قویاً و شدیداً پروتست نمودم. اول به مداخله مسلح مأمورین بحرى انگلیس در خاک و آب ایران. ثانیاً به این مطلب که در چند نقطه مراسله خود تصریح به ناحیه انگلیسى باسعیدو کرده و اشاره به آب‌هاى ساحلى آن نموده بودند و سوم به رفتار بر خلاف قاعده که نسبت به مأمور رسمى ایران به این ترتیب که عرض شد نموده بودند و در خاتمه مراسله اطلاع دادم که مأمور گمرک و فراش به محل مأموریت خود اعاده شدند (احسنت- احسنت) و جداً تقاضا کردم که دولت انگلستان در جبران و ترمیم این قضیه و تأدیب مأمورین مربوطه اقدام کنند (صحیح است ـ صحیح است) به علاوه به نماینده دولت شاهنشاهى در لندن دستور دادم که

+++

در آنجا هم قویاً بر ضد این رفتار اعتراض و اقداماتى بنمایند) (احسنت- احسنت) با ترتیبى که عرض شد البته تصدیق می‌فرمایید که دولت ذره از وظایف خود قصور نکرده و می‌توانم خاطر نمایندگان محترم را اطمینان کامل بدهم که دولت با کمال جدیت و پافشارى این قضیه را تعقیب می‌کند تا رضایت خاطر ما را به عمل آورند. باز هم یک مرتبه دیگر در این مقام رسمى تکرار می‌کنم که با سعید و ملک‌مسلم و جزء لایتجزى و لاینفک خاک ایران می‌باشد و هیچ نوع ناحیه انگلیسى و آب‌هاى ساحلى و هیچ قسم حق تصرفى براى دولت انگلیس در این نقطه تا به حال شناخته نشده و بعد از این شناخته نخواهد شد (صحیح است- صحیح است) و همان طور که دولت در تحت توجهات خاصه و سرپرستى قائد تواناى عظیم‌الشأن این مملکت در سایر امور مملکتى به وظایف ملى و وطن‌پرستى خود عمل می‌کند در این مورد هم حقوق حاکمیت و مالکیت ایران را دفاع خواهد کرد (احسنت- احسنت).

اسفندیارى- اظهارات وزیر امور خارجه در این موضوع خیلى جامع و کافى و وافى بود البته غیر از این هم انتظارى براى اعضاء پارلمان نبود که دولت آنچه وظایف مقرره خودشان می‌دانند به بهترین وجهى ادا خواهند فرمود چنانچه فرموده‌اند بعد از این هم البته امیدوارى کامل می‌رود به آن قدرى که مقدور باشد و در قدرت دولت است در حفظ حقوق دولت ایران در انجام این مسئله و اتمام آن و نتایج مقتضیه اقدامات لازمه بفرمایند که جبران این موضوع شده و نظایر آن دیگر اتفاق نیفتد.

3- تقدیم یک فقره لایحه از طرف آقاى وزیر داخله

وزیرداخله (راجع‌به امور صحى آقاى جم)- یک لایحه اصلاحیه است که تقدیم مجلس شوراى ملى می‌شود مملکتى یعنى اصلاح بودجه در صحیه مملکتى شده است خواهش می‌کنم در جلسه آینده مطرح شود.

4- تقدیم چند فقره لایحه از طرف آقاى وزیر مالیه

رئیس ـ آقاى وزیر مالیه.

وزیر مالیه (آقاى داور)- یک لایحه است که از طرف اداره کل تجارت تقدیم مجلس می‌کنم و چند لایحه دیگر از طرف آقاى وزیر عدلیه و یک لایحه هم از طرف وزارت مالیه و این لوایح البته می‌رود به کمیسیون‌ها و در موقع خودش مطرح خواهد شد حالا هم تمنى می‌کنم خبر کمیسیون قوانین مالیه راجع‌به کلاس‌هاى امور مالى اگر آقایان موافقت می‌فرمایند مطرح شود.

5- تقدیم یک فقره لایحه از طرف آقاى رئیس کل فلاحت

رئیس ـ آقاى رئیس فلاحت.

رئیس کل فلاحت و صناعت (آقاى بیات) ـ لایحه است تقدیم مجلس شوراى می‌شود راجع‌به خرید بقیه ماشین‌آلات شمشک و استدعا شده است به قید فوریت در مجلس مطرح بشود.

6- طرح و تصویب خبر کمیسیون قوانین مالیه راجع‌به کلاس‌هاى امور مالى

رئیس ـ خبر کمیسیون قوانین مالیه راجع‌به محصلین کلاس‌هاى امورمالى قرائت می‌شود:

خبر کمیسیون: کمیسیون قوانین مالیه در جلسه تاریخ فوق لایحه نمره 24483 ر 19 ر 7 ر 1312 دولت را با حضور آقاى وزیر مالیه تحت شور قرار داده خبر آن را به طریق ذیل تقدیم می‌دارد:

ماده اول ـ وزارت مالیه مجاز است مطابق ترتیب ذیل براى کسانی که مشمول قانون استخدام نبوده و در یکى از کلاس‌هاى امور مالى تحصیل کرده و از عهده امتحان نهایى برآیند رتبه ادارى معین نماید. براى کسانی که نمره امتحانى آنها از حد وسط تجاوز کند رتبه دو ادارى.

ماده دوم ـ مدت اختیاری که به موجب ماده قبل به وزارت مالیه داده می‌شود بیست روز است بدین طریق که فقط در ظرف بیست روز از تاریخ اعلان رسمى نتیجه امتحانات تعیین رتبه به عمل خواهد آمد در این صورت اشخاصى که

+++

براى آنها رتبه معین شده مستخدم رسمى خواهند بود مشروط بر این که تا شش ماه پس از تاریخ حکمى که تعیین رتبه کرده شغل معینى به آنها رجوع شود.

ماده سوم ـ به هر یک از مستخدمین وزارت مالیه که به عنوان کفالت شغل بالاترى را اشغال نماید می‌توان نصف حقوق رتبه و نصف حقوق بودجه مقامى را که متکفل شده دارد مشروط بر این که شغل بالاتر مربوط به امور عایداتى و یا محاسباتى باشد. این گونه مشاغل را وزارت مالیه به موجب نظامنامه معین خواهد کرد.

رئیس ـ مذاکره در کلیات است. آقاى طباطبایی دیبا.

طباطبایى دیبا ـ این لایحه که آقاى وزیر مالیه تقدیم کرده‌اند حقیقتاً می‌توان گفت یکى از بهترین لوایح است آقاى وزیر مالیه مخصوصاً حسن‌سلیقه در تهیه اشخاص دارند در هر وزارت خانه که باشند چنانچه نمونه این مسئله در وزارت عدلیه معلوم شد کلاس قضائى و کلاس ثبت را تشکیل دادند و اشخاص را تهیه کردند و بنده عقیده‌ام این است که در مملکت اولین اقدام برجسته دولت تهیه اشخاص است براى مشاغل البته تهبه کلاس مالى هم در وزارت مالیه خیلى لازم بوده و صحیح است ولى بنده یک عقیده داشتم در هر چیزى که خلاف اصل است باید تمام آن جهاتى که سبب شده و موجب شده که دولت معتقد به خلاف اصل می‌شود تمام آن جهات باید ذکر و رعایت شود اصل اولى در مسئله استخدام این است که موافق قانون استخدام و با آن شرایط استخدام شوند. در قانون استخدام یک شرایطى هست که مستخدمینى که بخواهند استخدام کنند و صاحب رتبه بشوند باید مطابق آن شرایط باشد ما حالا از این اصل تجاوز می‌کنیم یعنى دولت مجبور می‌شود در یک مواردى براى تهیه اشخاص یک قانون دیگرى به تصویب مجلس برساند و یک اشخاصى براى مشاغل تهیه می‌شوند که مشمول قانون استخدام نیستند و این برخلاف اصل است و حقیقتاً باید تمام جهات ذکر شود این لایحه به عقیده بنده یک قدرى ناقص است مثلاً در ماده اول همین قدر می‌نویسد براى کسانى که مشمول قانون استخدام نبوده و در یکى از کلاس‌هاى امورمالى تحصیل کرده‌اند به این ترتیب رفتار شود ولى هیچ معلوم نیست که ترتیب این کلاس‌ها چیست پرگرام تحصیلات چیست چند کلاس دارد و دوره تحصیل اینها چه قدر است بنده عقیده‌ام این است که در خود قانون باید پرگرام و دوره تحصیل و ترتیب این کلاس‌ها کاملاً معین شود که بعد دیگر اسباب زحمت نشود و بنده می‌دانم که آقاى وزیر مالیه جواب خواهند فرمود که اینها به موجب نظامنامه معین می‌شود ولى نظامنامه در یک مواردى است که حقیقتاً مربوط به قانون باشد والا ممکن است یک وقتى مجلس تصویب کند و در یک موردى دولت در یک قضیه به خصوص یک نظامنامه بنویسد و اجرا کند و این ترتیب صحیح نیست حالا که خلاف اصل را مرتکب می‌شوید یعنى یک اشخاصى را استخدام می‌کنید و رتبه بهشان می‌دهید باید کلاس معلوم باشد پرگرام معلوم باشد دوره تحصیلات هم معلوم باشد این بود که بنده عقیده‌ام این است که در این لایحه اینها را هم معین کنیم بهتر است و یکى هم در اینجا یک مطلبى بود که او را می‌خواستم تذکر بدهم و آن این است که در ماده دو تصریح شده که هر کس از کلاس مالى خارج شد و امتحان نهایى را داد و تحصیلش تمام شد وزارت مالیه به او رتبه خواهد داد بعد یک شرایطى در آخر هست که می‌نویسد مشروط بر این که تا شش ماه پس از تاریخ حکمى که تعیین رتبه کرده شغل معینى به آنها رجوع شود این مطلب به عقیده بنده حقیقتاً تناقض دارد در صدر این مسئله تصریح شده که اگر کسى امتحان نهایى را داد صاحب رتبه می‌شود و وزارت مالیه باید به او رتبه بدهد مشروط به این که تا شش ماه براى او شغل معین کند این حقیقتاً معنایش این است که یک اشخاصى که رفته‌اند تحصیل کرده‌اند و امتحانات نهایى هم داده‌اند از عهده امتحان هم خوب برآمده‌اند اگر به آنها شغل رجوع شد صاحب رتبه هستند و اگر به آنها شغل

+++

رجوع نشد صاحب رتبه نیستند این دو مسئله به نظر بنده قدرى تناقض دارد اشخاصى که می‌روند تحصیل می‌کنند اگر از عهده امتحان خوب برآمدند باید به آنها رتبه داد و الّا شغل البته در اختیار وزارت مالیه است وزارت مالیه می‌خواهد به کسى شغل بدهد یا ندهد پس حقیقتاً این دو مطلب با هم‌دیگر متناقض است این را هم توضیح بدهند که مقصودشان از این شروط درقانون چیست.

وزیر مالیه ـ بنده اول بایستى شروع بکنم از حسن‌نظرى که آقاى نماینده محترم راجع‌به حسن‌سلیقه بنده فرمودند ولیکن راجع‌به اصل مطلب بنده تصور می‌کنم که در عمل و در واقع نفس‌الامر بالاخره اختلافى بین نماینده محترم و بنده نباشد ولیکن در طرز تنظیم لایحه سلیقه بنده غیر از آن ترتیبى است که آقا فرمودند حالا اتفاقاً بنده در اینجا سوءسلیقه به خرج داده‌ام و آن یک امرى است علی‌حده بنده عقیده‌ام این است که نمی‌شود در قانون علل و دلایل قانون را نوشت ممکن است اگر یک مقدمه مفصلى بنویسند در آنجا، جا داشته باشد که تصریح بکنند علل این قانون چیست و ممکن است در موقع بیان و توضیح در مجلس لازم باشد توضیحى داده شود که چرا این ماده را نوشتیم ولکن عادت بر این جارى شده و خوب است که همیشه این عادت را داشته باشیم که در قانون نمی‌شود دلیل آورد که به چه دلیل نوشته شده و در مواد ذکر دلیل نمی‌شود کرد اما راجع ‌به این که فرمودند این قانون از حیث این که موضوع تدریس معلوم نیست و دوره تحصیل معلوم نیست وپرگرام معلوم نیست به این جهت خوب نیست و نقص دارد خود بنده هم تصدیق می‌کنم که نقص دارد ولیکن تعمد داشتم در اینجا که با این نقص این قانون را بیاوریم براى این که در عمل به نقص‌هاى دیگرى دچار نشویم فرض بفرمایید امروز ما بیاییم یک پرگرامى را تهیه کنیم و فردا در عمل متوجه شدیم و ممکن است پیش بیاید که آن پرگرام ما کافى نبوده اگر در قانون باشد بنده بایستى بیایم یک روزى در مجلس وقت آقایان را بگیرم و بگویم خوب است فلان ماده در پرگرام اضافه شود مطلب کوچک‌تر از این است که این کار بشود مدت را آمدیم در اینجا معین کردیم ولى در عمل دیدیم این مدت کافى نیست آن وقت باید ما بیاییم این قانون را تغییر بدهیم به این مناسبت بود که بنده بهتر دانستم که این قسمت‌ها را در قانون ذکر نکنیم ولو این که همان طور که آقا فرمودند خیال می‌کنم یک نقصى است و بگذاریم با تجربه در عمل نگاه کنیم چه موادى لازم است در پرگرام باشد چه مدت لازم است و اگر یک نواقصى را دیدیم آن را رفع کنیم بدون این که هر روز لازم باشد که هر روز وقت مجلس را صرف کنیم و یک ماده بیاوریم اینجا که تصویب شود که فلان ماده به پرگرام اضافه بشود و بنده خودم تصدیق می‌کنم که این یک عبارت خیلى کلى است که نوشته شده امور مالى مسایل مربوطه به امور مالى خیلى زیاد است و نمی‌شود فعلاً اینجا معین کرده فعلاً مقصود ما از این کار چیست؟ مقصود ما خیلى ساده است مقصود ما تهیه یک مستخدمینى است که کارهاى جارى مالیه را انجام دهند و از عهده این کار برآیند در یک قسمتى که در درجه اول بایستى کار کنیم عبارت است از تهیه محاسب براى این که کسانی که هستند به عده کافى نیستند تمام ادارات مالیه می‌دانید که محتاج به محاسب است هر جایى که صبحت پول است باید اشخاصى باشند که بتوانند از عهده محاسبات برآیند باید اشخاصى تهیه کرد که براى این کار خوب باشند و بتوانند از عهده برآیند قسمت دیگرى که البته خیلى براى ما اهمیت دارد قسمت مستخدمینی هستند براى گمرک که دولت همیشه احتیاج دارد و داشته است که لازم است این موضوع رعایت شود و یک قسمت مستخدمین جزء گمرک فعلاً داراى اطلاعات کافى نیستند و البته یک وقت زیادى تلف می‌شود از براى گرفتن یک نتیجه خیلى کم و البته اگر یک اشخاصى تهیه بشوند که بتوانند کارهاى لازمه را انجام بدهند خیلى بهتر است و هیمن طور در قسمت دیگر احتیاج داریم به این که اشخاصى که امور وصول عایدات در دستشان است از قوانین

+++

مالى اطلاع داشته باشند به علت این که قوانینی که می‌گذرد نظامنامه که می‌گذرد و نظامنامه‌هایى که دنباله آن نظامنامه می‌گذرد به اندازه زیاد است و گاهى به اندازه پیچیده است که مستخدم درست ملتفت نیست و وقتى درست یاد نگرفته باشد نتیجه لازم از او به دست نمی‌آید و در عمل نتیجه‌اش این می‌شود که براى کوچکترین امر از هر جا سؤال می‌کنند می‌نویسند و می‌پرسند و مدتى وقت گرفته می‌شود و به محض این که یک ماده از نظامنامه تغییر می‌کند از سر باید گرفت و سر یک موضوع کوچک مدتى وقت خودش و اداره و مردم را می‌گیرد و این تلف شدن وقت همیشه از نقطه‌نظر این است که آن مستخدمین آشنایى به قوانین و نظامنامه‌ها ندارند و معلوم است که ما نمی‌خواهیم از این کلاس‌هاى خودمان یک اشخاصى‏ که از متخصصین مالى حساب شوند بیرون بدهیم و عین این عمل را به طورى که آقا خودتان اشاره فرمودید ما در کلاس ثبت کردیم اگر بنده آن را هى که رفتم نرفته بودم چه طور ممکن بود با داشتن عده که از ده نفر تجاوز نمی‌کند که از کار ثبت اطلاع داشتند در تمام نقاط مملکت یعنى در اکثر نقاط مملکت به طورى که امروز ملاحظه می‌فرمایید طرف احتیاج است ثبت دایر کرد این از براى این بود که آنچه را احتیاج داشتیم آمدیم فکرش را کردیم و تهیه‌اش را کردیم و کار خودمان را نجام دادیم و همین طور در قسمت کلاس‌هاى امور مالى خواهد شد. یک اعتراض و نظر دیگر آقا راجع‌به این ماده که می‌تواند وزارت مالیه اشخاصى را که از کلاس بیرون آمدند رتبه بدهد و مستخدم دولت حساب می‌شوند مشروط بر این که تا شش ماه بهشان شغل بدهد فرمودند این از یک طرف حکم بهشان دادن از طرف دیگر شغل ندادند مستخدم نیستند جهت این که اینجا این طور شرط شده عرض کنم همه چیزهایی که در دنیا آدم می‌گوید که این طور است مشروط به این است همین طور است ممکن است بفرمایید که چرا آمدیم این شرط را قرار دادیم این شرط را خیلى ساده قرار دادیم کلاس درست کردن براى احتیاج است و از براى تفنن که نیست به اندازه که ما احتیاج داریم بادم به این اندازه سعى می‌کنیم که آدم تهیه شود یک کلاس درست می‌شود یک اشخاصى هم می‌آیند امتحانى می‌دهند قبول می‌شوند اینجا باید دو نکته را رعایت کرد از یک طرف احتیاجى که ما در آن تاریخ داریم به یک عده فرض بفرمایید در یک دوره کلاس در دوره سوم کلاس اگر عده اشخاصى که بیرون آمدند پانصد نفر بودند ما احتیاج داشتیم به چهار صد نفر خوب به این صد نفر دیگر رتبه بدهیم و مستخدم دولت بشوند و دنبال کار دیگر هم نروند و همین طور باقى باشند براى این که آمده است درس خوانده است زحمتى کشیده است ما هم زحمت کشیده‌ایم معلم گذاشته‌ایم وقت صرف کرده‌ایم و مقدارى خرج کرده‌ایم که بالاخره یک چیزى او یاد گرفته است اما این اضطرار و بالاخره ضرورت و الزام که ما آنها را باید حتماً بیاوریم براى کار این از کجا آمد؟ پس ما ناچاریم یک فرجه تا یک مدتى داشته باشیم که اگر در آن مدت معلوم شد احتیاج نداریم بگوییم آقا این رتبه‌هایى که به شما داده‌ایم رتبه‌هاى تعلیقى است معلق است و مشروط است به احتیاج ما و چون معلوم شد که شش ماه گذشت و کارى به شما نداریم شما بروید پى کار خودتان و کارى هم به ما نداشته باشید و این را هم عرض کنم که در عمل قطعاً خیلى کم پیش خواهد آمد چرا؟ به دلیل این که آن عده که تهیه شده‌اند و احتیاج ما را رفع کرده‌اند این البته در دوره آخر ممکن است یک چند نفرى باشند که احتیاج نداشته باشیم و الّا اگر ما دیدیم که به ده نفر احتیاج داریم البته نمى‌آییم که براى ده نفر کلاس باز کنیم این از براى این است که ما به عده زیادى احتیاج داریم باز دوره کلاس شروع می‌شود و یک عده در حدود آن احتیاجى که داریم بیرون می‌آیند فرضاً پنج نفر، ده نفر بیش‌تر از احتیاج شاید بیرون بیایند خوب

+++

البته ما نباید الزام داشته باشیم که یک اشخاصى را استخدام کنیم با نداشتن احتیاج و به علاوه یک مطلب دیگرى هم باید عرض کنم که در ضمن خود آقا هم تصدیق می‌کنند که کلاس وقتى باز شد هر شکل آدمى ممکن است بیاید آنجا وارد شود درس بخواند و امتحان بدهد بعد شما لازم نمى‌بینید که دقت کنید که این اشخاص از همه جهت به درد کار می‌خورند صرف‌نظر از نمرات امتحانیه؟ آخر یک چیزهایى است اگر فرض بفرمایید یک کسى باشد که یک سابقه محکومیتى دارد این دیگر نمی‌تواند مستخدم باشد حالا به موجب این قانون ما ملزم باشیم که این آدم را ببریم و کار بدهیم از طرف دیگر ما هر روز در کارهاى ادارى مى‌بینیم که یک کسى ممکن است داراى یک معلوماتى از نقطه‌نظر یک نفى باشد ولى با یک دلایل دیگر نمی‌توانید به او کار بدهید از براى این کار یک مدتى امتحان لازم است این است که یک مدت شش ماهى گذاشته شده است از براى این که به یک کسى که می‌خواهند شغلى بدهند اطمینان این را داشته باشند که پس فردا کارهایى نخواهند کرد که در دیوان جزا چند روز بعد او را ملاقات کنیم پس به این ملاحظه آمدیم و گفتیم رتبه را می‌دهیم بعد از آن که از کلاس بیرون آمدند ولى از برایش وقتى باقى خواهد ماند که تا شش ماه ما کارى به او رجوع کنیم که هم احتیاج خودمان را در نظر گرفته باشیم و هم رعایت احوال اخلاقى او را هم کرده باشیم بنده تصور می‌کنم حالا اگر موافقت بفرمایند آقایان و اجازه بدهند که قانون به همین شکلى که تهیه شده است و یکى از محسنات این قانون این است که این قانون نتیجه تجربه یک نفر آدمى است که آقایان با او در وزارت عدلیه کار کرده‌اند و روى همین قانون ما عمل کردیم و نتیجه عمل او را دیده‌ایم تازه یک طرز جدیدى بیاوریم که معلوم نباشد چه نتیجه خواهد داد.

بعضى از نمایندگان- مذاکرات کافى است.

فهیمى- بنده مخالفم.

رئیس ـ بفرمایید که چرا کافى نیست.

فهیمى ـ مذاکراتى که باید در مواد بشود در کلیات بهتر می‌شود مذاکرات کرد هر چه در کلیات بیش‌تر مذاکره کنیم شاید در مواد محتاج مذاکرات زیادى نباشیم چون در کلیات مذاکرات لازمه نشده است اگر آقایان اجازه بدهند بنده هم نظریاتى دارم عرض کنم (جمعى از نمایندگان- بفرمایید) چون آقاى دیبا اینجا یک اشاره فرمودند که یک منافاتى شاید با قانون استخدام داشته باشد قانون استخدام با یک شرایطى اشخاصى را داخل خدمت می‌کند و بعد یک مراتبى را طى می‌کند و این برخلاف آن است در صورتی که صحیح این چیزى است که اینجا در نظر گرفته‌اند قانون استخدام در ظرف این مدت رعایت نشده است براى این که اشخاص را براى خدمات مندرجه در قانون انتخاب نکرده‌اند در قانون استخدام براى هر شغلى یک شرایط معینى دارد که آن قسمت رعایت نشده است و آن همین قسمتى است که اینجا آقاى وزیر مالیه در نظر گرفته‌اند و بنده حقیقتاً از این فکر خیلى خوشوقتم و تشکر می‌کنم و همین طورى که در وزارت عدلیه شروع کردند براى تهیه آدم در اینجا هم براى این کار در نظر گرفته‌اند نهایت یک قسمتى را که آقاى دیبا اشاره کردند بنده اینجا تذکراً عرض می‌کنم کار ندارم به این که این کلاس مالى پرگرامش چه خواهد بود لکن در این قانون یک قسمتى هست مثل این است که یک کلاس مالى الان هست و یک اشخاصى هم از آنجا بیرون می‌آیند و فقط براى همین عده که الان بیرون می‌آیند و امتحان می‌دهند این شرایط معین شده است و یک قسمت این است که کلاس‌هاى مالى سال به سال تجدید خواهد شد و در هر مرتبه که امتحان می‌دهند مطابق این شرایط با آنها عمل خواهد شد از این قانون هر دو اینها بیرون می‌آید اما کلاس مالى فعلى اگر فرض کنیم فعلاً کلاس مالى مرتبى نیست البته بله در مالیه دیده شد یک کلاس‌هایى براى این که یک عده براى این که از امور مالى مستحضر شوند و اطلاع پیدا کنند هست لکن یک کلاس مطمئنى که دوره صحیحى تحصیل کنند

+++

ندارد اگر در نظر باشد که متدرجاً و سال به سال این کلاس‌ها را کاملتر بکنند و این پرگرامش را بیشتر کنند البته خیلى هم خوب است و بسیار نظر عالى است زیرا فعلاً وزارت مالیه به واسطه فقدان اشخاص لایق و قابل کارش خیلى خراب است یعنى همیشه محتاج هستند که فلان عزب دفتر سابق دست کند در جیبش و یک فرد بیرون بیاورد و بگوید آقا ملک شما خالصه است یا یک مالیاتى باید بدهید و این مسئله وقتى به مرکز رجوع شود مراجعه می‌شود و می‌گویند که فرضاً فلان عزب دفتر در آخرین ناحیه یک صورتى داده است این از براى این است که در این مدت نداریم اشخاصى را که بتوانند یک صورت‌هاى جمع و خرج و محاسبه مرتب و مطمئنى براى مالیه تهیه کنند حالا اگر متدرجاً اشخاصى پیدا شوند که در این قسمت‌ها ابراز لیاقت کنند بنده رتبه دو که سهل است رتبه بالاتر را هم موافقم اگر کسانى پیدا شوند که تحصیلات عالیه مالیه کرده باشند آنها را باید اهمیت داد که کار بکنند این را خواستم بپرسم که آقاى وزیر مالیه نظرشان براى پرگرام این کلاس چیست آیا این چیزى است که فعلاً هست یا این که خیال دارند این را سال به سال بسط و توسعه بدهند و شرایط بیش‌ترى براى تحصیلات‌شان قرار بدهند یکى هم در این قسمت شش ماه که مذاکره شد البته یک مدت استاژى براى هر خدمتى لازم است اما بنده عقیده‌ام این است که رتبه را بعد از شش ماه معین کنند براى این که ممکن است یک اشخاصى در ضمن امتحان نمره‌شان کم و زیاد شود در یک قسمت و مجموع نمره‌هاى امتحان‌شان از حد وسط کمتر باشد ولى واقعاً در نمره‌هاى دیگر خوب باشد و در عمل خوب بیرون بیاید و خوب امتحان بدهد برعکس ممکن است یک کسى در امتحان نمره‌اش خوب باشد ولى در عمل خوب از عهده کار برنیاید این شش ماه را البته وزارت مالیه براى استاژ و براى امتحان از وضعیت کار و استعداد آن شخص در نظر گرفته و خیلى خوب نظرى هم هست به همان دلایلى که اینجا فرمودند ممکن است که از عهده برنیاید پس خوب است رتبه را قرار بگذاریم براى بعد از امتحان عملى شش ماهه هر طورى که ابراز لیاقت کرد با صحت عمل به او رتبه بدهند رتبه یک یا رتبه دو به علاوه در این مدت‏ شش ماه خواستم عرض کنم که حقوق هم به آنها داده خواهد شد یا در حقیقت شش ماه استاژ خواهند بود. لکن مطابق جمله اخیر ماده دوم که می‌نویسد مشروط بر این که تا شش ماه پس از تاریخ حکمى که تعیین رتبه کرده شغل معینى به آنها رجوع شود خوب در دوره آخر تحصیلى کسانى که مدتى زحمت می‌کشند و یک امتحاناتى هم می‌دهند بعد هم شش ماه معطل بشوند بالاخره هم معلوم نباشد که کار خواهند داشت یا نه؟ پس فقط شغل داشتن نباید باشد زیرا در مدت شش ماه کارى به آنها رجوع می‌شود کار هم می‌کنند نهایت شغل غیر موظف استاژ خواهد بود شش ماه کار می‌کنند بعد از شش ماه تازه مستخدم رسمى حساب می‌شوند یا حساب نمی‌شوند اگر اینها بعد از شش ماه از عهده امتحانات عملى برآمدند البته رتبه هم خواهند داشت ولى اگر برنیامدند آن رتبه‌اى که اول به آنها داده شده است معلوم نیست چیست عنوان این است که این شخص داراى رتبه دو است ولى حالا بیکار است پس بهتر این است که اول مستخدم رسمى بودن او معلوم بشود بعد صاحب رتبه بشود در سایر جهات بنده این نظر را تقدیس می‌کنم و خیلى خوب نظرى است و یقین دارم که موفقیت کاملى پیدا خواهند کرد.

وزیر مالیه- همان طور که فرمودید یک کلاس در مالیه قبل از بنده بوده است یک دوره ولیکن مقصود بنده آن کلاس نیست آن یک کلاسى بوده است براى کسانى که داراى معلومات کافى بوده و زبان فرانسه را می‌دانستند و از برایشان کنفرانس داده شده است و از مستخدمین مالیه هستند آن اشخاصى که مستخدم بوده‌اند آنها را موظف کرده‌اند که در سر یک کنفرانس‌هایى حاضر بشوند و مستخدمین اروپایى که در آنجا هستند براى آنها یک کنفرانس‌هایى بدهند و البته نتیجه داده است و خوب بوده است ولیکن این غیر از آن کلاس است این از براى تهیه یک مستخدمینى است به طور مرتب و البته کلاس باقى می‌ماند تجدید می‌شود مادامى که احتیاج داریم پس یک کلاس نیست و کلاس‌هایى است به دوره‌هاى مختلف و برحسب احتیاج تکمیل خواهد شد و همان طورى که فرمودید البته و به طوری که بنده هم شرح دادم ننوشتن پرگرام همین بوده است که نقصى اگر باشد رفع بکنند و آن چیزى را که در

+++

دوره اول و دوم شاید نمی‌شود خیلى توقع داشت پرگرام خیلى زیاد نباید تهیه کرد در دوره‌هاى بعد که درجات زیادتر شد آن وقت می‌شود یک قدرى پرگرام مفصل‌تر نوشت و اما راجع‌به قسمت شش ماه این فکرى که می‌فرمایید بنده مخالفتى با آن ندارم فقط الان که فکر می‌کنم می‌بینم به آن شکلى که می‌فرمایید شاید عملاً نشود. اینجا یک طرز روشنى است دیگر بعد از آن که کسى امتحان داد و قبول شد به این ترتیب به او رتبه داده می‌شود و بعد از آن که در این مدت به یک کسى کار داده شد تا فلان مدت و غیر از این اشکالى ندارد و حالا می‌فرمایید تعیین رتبه را بگذاریم براى بعد و یک امتحان می‌کنیم اگر بگوییم به یک کسى که امتحان داده و امتحانش قبول شده است که حالا شما بیاید بروید تبریز و بعد از آن که مدتى در تبریر کار کردید آن وقت براى شما تهیه رتبه خواهیم کرد البته از نقطه‌نظر مالى حق با آقا است براى آن که دیگر از همه حیث دقت شده است هم از حیث دروس و هم از حیث عمل ولکن از براى عملى نمودن قضیه و آن طرف هم آیا همین طور است؟! آیا کسى حاضر می‌شود برود جاى دیگر آخر همه را که ما در مرکز لازم نداریم بلکه در مرکز کمتر احتیاج داریم بیشتر براى ولایات است آیا کسى حاضر می‌شود بعد از آن که مدتى به او درس دادید و امتحانش کردید چند ماه هم معطل شد حالا پا شود برود در یک نقطه بماند حالا شما به او کارى بدهید یا ندهید این نمی‌شود و به عقیده بنده یک قدرى غیر عملى است مگر این که آقایان اگر موافقت داشته باشند ممکن است یک فرمولى دیگر به آن اضافه کرد آنجا که نوشته‌ایم مشروط بر این که تا شش ماه ممکن است این طور نوشت که تا شش ماه پس از تاریخ حکمى که تعیین رتبه کرده شغل معینى به آنها رجوع شده و تا یک سال شاغل باشند یعنى رتبه را هم بدهیم و او را هم بفرستیم یعنى در هر حال صاحب رتبه شده و حقوق هم می‌گیرد ولى تا شش ماه بعد هم شاغل بماند یعنى اگر در ضمن عمل دیدیم بد نیست نگاهش بداریم این خوب است ولى باز بیایید و یک قدرى به تجربه بنده در این کار اعتماد پیدا کنید بنده می‌ترسم آن نظرى که البته این از نظر اصولى خیلى صحیح است از نظر عملى هم این اندازه نتیجه نداشته باشد به جهت این که اگر اشخاصى که می‌آیند و امتحان می‌دهند به درد می‌خورند دیگر چرا این تزلزل را درباره این آدم ایجاد می‌کنید که برود سر یک کارى و تا شش ماه کار بکند آن وقت هم معلوم نباشد که بعد از این مدت کار به او رجوع می‌شود یا نمی‌شود این شش ماه که ما گذاشته‌ایم قبل از رجوع کارش است که تحقیق از حالش بکنیم به علاوه اگر ممکن است به طور استاژ یک کارى بکند و همچنین وقتى او رفت سر کار دلگرم و خیالش راحت باشد این فرمول ممکن است یک مدتى او را متزلزل کند. به علاوه بنده گمان می‌کنم که در آن موقعى که کابینه جدید اینجا معرفى شد عرض کردم در امور مالیه باید فوق‌العاده محتاط بود و خیلى به تأنى باید کار کرد چیزهاى تجربه شده را باید به کار انداخت امتحانات جدید را باید خیلى ازش احتراز کرد به این مناسبت چون این فورمول را بنده امتحان کردم با این فورمول کار کردم نتیجه خوب ازش گرفتم می‌ترسم اگر یک فورمول دیگرى باشد آن نتیجه گرفته نشود اگر آقایان موافقت می‌فرمایند بنده خیال می‌کنم بگذارید این جاده را که ازش‏ رفتیم باز هم برویم بعد اگر دیدیم که ممکن است به یک شکل بهترى در آورد بعداً این کار را می‌کنیم حالا اول کار یک چیزهاى آزموده را عوض نکنیم و از کار امتحان شده نتیجه بگیریم البته اولى است.

بعضى از نمایندگان ـ مذاکرات کافى است.

رئیس ـ آقایانی که موافقت به ورود در مواد دارند قیام فرمایند (اکثراً قیام نمودند).

رئیس ـ تصویب شد. ماده اول قرائت می‌شود:

ماده اول ـ وزارت مالیه مجاز است مطابق ترتیب ذیل براى کسانى که مشمول قانون استخدام نبوده و در یکى از کلاس‌هاى امور مالى تحصیل کرده و از عهده امتحان نهایى برآیند رتبه ادارى معین نماید.

+++

براى کسانى که نمره امتحانى آنها از حد وسط تجاوز نکند رتبه یک ادارى و براى کسانى که نمره آنها از حد وسط تجاوز کند رتبه دو ادارى.

رئیس ـ آقاى دکتر طاهرى.

دکتر طاهرى ـ اولاً با اصل موضوع که مخالفتى نیست ولى عقیده بنده این است که اگر چنانچه یک کلمه اضافه شود بعد از کلاس‌هاى امور مالى که معلوم بشود بعد بنا است تأسیس شود بر طبق پروگرام مخصوص حالا این طور به نطر می‌آید که یک کلاس مالى معهود است و مقصود این است که از آن کلاس بیرون بیایند در صورتی که فرمودند که یک کلاس مثل کلاس ثبت از روى پروگرام و نقشه معینى بعد تأسیس می‌شود این است که بنده معتقدم و یک پیشنهادى هم نوشته‌ام اگر موافقت می‌فرمایید اضافه شود.

رئیس ـ آقاى طباطبایى دیبا.

طباطبایى دیبا ـ در این ماده جنبه مخصوصى است براى اشخاصى که مشمول قانون استخدام نیستند یعنى در وزارتخانه‌هاى دیگر فعلاً مستخدم نیستند بنده می‌خواستم سؤال کنم جهت این که این را مخصوص به این اشخاص کرده‌اند چیست ممکن است اشخاصی که در وزارت مالیه مشغول هستند و رتبه یک دارند آنها هم بروند در آنجا تحصیل بکنند بعد هم امتحان‌شان که از حد وسط گذشت داراى رتبه دو بشوند و این را مخصوص نکنند به اشخاصى که مشمول قانون استخدام نیستند.

وزیر مالیه ـ با پیشنهادى که آقاى دکتر طاهرى فرمودند خود بنده کاملاً موافقم که بعد از کلمه کلاس‌هاى مالى نوشته شود که مطابق پرگرام مخصوص تأسیس خواهد شد. اما راجع‌به این سؤالى که آقا فرمودند بنده خیال می‌کنم دلیل داشته است که اینجا ننوشتیم اگر رتبه یک دارد که از براى او چیزى نیست که در این قانون نوشته شود که رتبه یک به او داده می‌شود اگر مستخدمى است که رتبه یک دارد و می‌خواهند او را که امتحان داده رتبه دو به او بدهند این را ممکن است در نظامنامه ترفیعات نوشته شود البته این کار خواهد شد که از مستخدمین کسانى که داراى رتبه یک هستند اگر از این کلاس‌ها بیرون بیایند این با بودن سایر شرایط حق ترفیع حاصل می‌کند (صحیح است).

پیشنهاد آقاى دکتر طاهرى: پیشنهاد می‌شود در ماده اول بعد از کلاس‌هاى مالى اضافه شود (که بر طبق پرگرام مخصوص تأسیس خواهد کرد).

رئیس ـ آقاى مخبر.

مخبر ـ موافقم.

رئیس ـ آقایانی که با ماده اول با افزایش این جمله که دولت و مخبر قبول کردند موافقت دارند قیام فرمایند. (اکثراً قیام نمودند.)

رئیس ـ تصویب شد. ماده دوم قرائت می‌شود.

ماده دوم ـ مدت اختیاری که به موجب ماده قبل به وزارت مالیه داده می‌شود بیست روز است بدین طریق که فقط در ظرف بیست روز از تاریخ اعلان رسمى نتیجه امتحانات تعیین رتبه به عمل خواهد آمد. در این صورت اشخاصى که براى آنها رتبه معین شده مستخدم رسمى خواهند بود مشروط بر این که تا شش ماه پس از تاریخ حکمى که تعیین رتبه کرده شغل معینى به آنها رجوع شود.

رئیس ـ آقاى دکتر طاهرى.

دکتر طاهرى ـ این موضوع که به وزارت مالیه اجازه داده می‌شود به این اشخاص رتبه بدهند بسیار خوبست و منظور هم همین است که اشخاصى که زحمت می‌کشند و تحصیل می‌کنند وزارتخانه هم احتیاج به آنها دارد رتبه به آنها بدهد ولى آن مستخدمى که تا شش ماه اگر کار بهشان رجوع نشود زحمات‌شان هدر برود به عقیده بنده این اسباب دلسردى می‌شود و بهتر این است که اقلاً تا یک سال باشد یعنى اگر چنانچه رتبه را در مدت بیست روز می‌دهند. سوءتفاهم نشود که اگر یک سال باشد معنایش این نیست که آنها معطل می‌شوند خیر حق رتبه دادن بیست روز است یعنى بعد از آن که امتحان تمام شد و اعلان کرد وزارت

+++

مالیه که این اشخاص از امتحان خوب بیرون آمده‌اند در ظرف بیست روز به آنها رتبه بدهند و آن وقت اینجا قید کرده‌اند که اگر در شش ماه به آنها کارى رجوع نشود رتبه‌شان را پس بگیرند در صورتی که این به عقیده بنده اسباب یأس می‌شود و سبب این است که شاید خود وزارت مالیه ماه هفتم بخواهد به این شخص کار رجوع کند نمی‌تواند در صورتی که زحمتى کشیده شده است و بهتر این است که وزارت مالیه اختیار داشته باشد که تا یک سال هر وقت خواست به او کار رجوع بکند بتواند و رتبه‌اش را دارا باشد نه این که اگر تا شش ماه نتوانست کار رجوع کند اصلاً رتبه‌اش را پس بگیرد این است که به عقیده بنده آقاى وزیر مالیه خوبست موافقت بفرمایند که این ارفاق نسبت به این محصلین بشود (بعضى از نمایندگان ـ ارفاق نیست) چرا ارفاق است اشتباه در سوءتفاهمش است.

وزیر مالیه ـ عرض می‌کنم حالا یا بنده بد تشخیص دادم یا خوب از نقطه‌نظر منطق حق با آقاى دکتر طاهرى است یعنى این که ارفاقى است نسبت به اشخاصى که داراى رتبه شده‌اند براى این که الان یک مدت کوتاهى قرار گذاشته است از براى این که اگر در آن مدت کار به آنها داده نشد رتبه آنها از بین می‌رود و ایشان پیشنهاد کردند که در یک سال این حق باشد و حق با ایشان است در کمیسیون هم این مذاکره شد بنده آنجا موافقت کردم یک سال هم باشد اشکالى ندارد ولى بعد واگذار کردم به نظر کمیسیون اکثریت کمیسیون یعنى اکثریت با یک رأى تفاوت شش ماه را قبول کرد بنده تبعیت می‌کنم حالا هم ممکن است هر کدام از آقایان پیشنهادى بدهید هر چه اکثریت مجلس تصویب کرد بنده قبول دارم اشکالى در این موضوع نمى‌بینم.

رئیس ـ آقاى اعتبار.

اعتبار ـ همان طورى که آقاى وزیر مالیه فرمودند در کمیسیون هم این نظر مذاکره شد نظر این بود که شش ماه کافى است براى یک کسانى که واقعاً اینها را از نظر لیاقت یا از نظر داشتن کار از هر جهتى که تصور می‌رود کافى است شش ماه که یک اشخاصى معطل بشوند براى کار و بعد از شش ماه اگر کار نداشته باشند یعنى وزارت مالیه البته کار دارد یا ممکن است تشخیص بدهند که این شخص لایق نبوده است براى این کار و به این جهت بعد از شش ماه آنها بفهمند که به آنها کار داده نمی‌شود و بروند سراغ کار دیگر و البته اگر این شش ماه را که یک سال بکنیم باید ظاهراً این طور باشد که ارفاق است با مستخدمین ولى به عقیده بنده ارفاق نیست و مسئله عکس است که این شخص بى‌جهت به خیال این که من یک رتبه خواهم داشت به خیال این که من شغلى پیدا خواهم کرد از تمام کارهایى که ممکن است پیدا کند صرف‌نظر می‌کند و یک سال بایستى همه روزه برود وزارت مالیه تشبث بکند به این و آن و حال این که ممکن است به یک کارهاى دیگر بپردازد و به عقیده بنده شش ماه کافى است اگر هم آقایان موافقت می‌فرمایند بنده عقیده‌ام این بود که شش ماه را هم آقاى وزیر مالیه کم‌تر بفرمایند.

رئیس ـ آقاى ملک‌مدنى.

ملک‌مدنى ـ عرض کنم بنده با این قسمت شش ماه موافقم و خیال می‌کنم نظر آقاى دکتر طاهرى به ارفاق است ولى همان طورى که مذاکره شد هر قدر مدت کوتاه باشد بهتر است و زودتر تعیین تکلیف مستخدم می‌شود به این جهت که هر چه مدت زیادتر شد دیرتر تکلیف او معلوم می‌شود و نمی‌تواند که برود یک شغل آزاد براى خودش پیدا کند وقتى که یک سال شد ممکن است یازده ماه که گذشت وزارتخانه او را احضار بکند کار بدهد بنده خیال داشتم اگر به این قسمت موافقت بفرمایید بهتر است. اما یک نکته که می‌خواستم عرض کنم نمی‌دانم آقاى وزیر مالیه موافقت می‌فرمایند یا نه به نظر بنده خیال می‌کنم اگر آقا موافقت بفرمایند ما یک قسمتى اضافه می‌کنیم که اشخاصى که آمدند و کلاس مالى را طى کردند و امتحان دادند اگر وزارت مالیه احتیاج نداشت وزارتخانه‌اى دیگر که جنبه مالى دارند اگر احتیاج داشتند به استخدام آنها مانعى نداشته باشد

+++

و این یک ارفاقى است براى کسانى که یک زحماتى کشیده‌اند و یک امتحانى داده‌اند و به علاوه یک مستخدمینى که تقریباً اصول و قواعدى را آشنا شده‌اند براى سایر وزارتخانه‌ها تهیه شده است مخصوصاً وزارت داخله که یک احتیاجات زیادى هم به مستخدم دارد بنده این را خواستم عرض کنم که اگر موافقت داشته باشند این را ضمیمه کنند.

وزیر مالیه ـ مقصود آقاى نماینده محترم در قسمت اخیر از بیانات‌شان تأمین است یعنى با همین قانون عملاً می‌شود این منظورى را که آقا دارند عملى کرد وزارت مالیه بر فرض که یک عده زیادى احتیاج ندارد ممکن است در کارهاى مالى خودش یک کسى را پانزده روز استخدام کند شغل هم به او رجوع بکند بعد هم انتقال بدهند به جاى دیگر این اشکالى ندارد این نتیجه را با همین قانون می‌شود گرفت اما بنده اساساً یک عرضى داشتم بنده بدبختانه یک قدرى عادت دارم به نظر آقایان آخر وقت است خواهش می‌کنم این قانون را نگذارند و بروند و در مسایلى که اساسى نباشد این قدر وقت صرف نکند بگذارند این قانون بگذرد و براى جلسه دیگر نماند (صحیح است.)

جمعى از نمایندگان ـ مذاکرات کافى است.

رئیس ـ سه فقره پیشنهاد رسیده است قرائت می‌شود.

پیشنهاد آقاى دکتر طاهرى: پیشنهاد می‌کنم در ماده دوم مدت شش ماه تبدیل به یک سال بشود.

رئیس ـ آقاى دکتر طاهرى.

دکتر طاهرى ـ بنده خیلى تعجب می‌کنم که یک قانونی که براى یک منظورى وضع می‌شود یعنى یک کلاسى درست می‌شود براى مدت یک سال هیجده ماه زحمت می‌کشند پول می‌دهد معلم می‌دهد مردم هم زحمت می‌کشند امتحان می‌دهند یک رتبه می‌خواهند بگیرند. آن وقت بیاییم در همین قانون بنویسیم اگر پانزده روز بعد به او کار ندهیم تمام زحماتش به هدر برود! چرا چنین نکته را ذکر بکنیم آن وقت برخلاف مقصود و منظور است. کلاس تهیه می‌شود. سه چهار هزار تومان حقوق می‌دهیم دو سال مردم را معطل می‌کنیم سى و دو تومان می‌خواهیم حقوق بدهیم آن وقت توى همین قانون می‌نویسیم که اگر پانزده روز بگذرد کار ندهیم برود پى کار خودش! این به عقیده بنده برخلاف منظور و مقصود است. به عقیده بنده خوب است اجازه بدهید اگر یک سال بهش کار رجوع نشد آن وقت برود پى کارش (صحیح است.)

رئیس ـ آقاى مخبر قبول می‌کنند.

ناصرى (مخبر کمیسیون) ـ رأى بگیرید.

وزیر مالیه ـ بنده موافقم ولى خیال می‌کنم آقاى دکتر هم خوب است چیزى که در سه سال بعد مورد عمل واقع می‌شود از حالا این طور نفرمایند. اگراین پیشنهاد همین طوری که ایشان نظر دارند قبول شود لایحه بر می‌گردد به کمیسیون و معطل می‌ماند لهذا بنده خواهش می‌کنم ما را از این زحمت بیرون بیاورید و پیشنهاد خودتان را پس بگیرید.

دکتر طاهرى ـ براى این که لایحه زودتر بگذرد و نظایر هم پیدا نکند و این محصلین هم به رتبه برسند و موفق بشوند بنده استرداد می‌کنم.

وزیر مالیه ـ خیلى متشکرم.

پیشنهاد آقاى دکتر ادهم: این بنده پیشنهاد می‌کنم در موقع رجوع خدمت ترتیب نمرات امتحانیه به طور الاقدم فالاقدم رعایت شود.

رئیس ـ توضیح بدهید.

دکتر ادهم ـ منظور بنده از این پیشنهاد این بود که آقایانى که دوره تحصیل‌شان را تمام می‌کنند آنهایى که با نمرات بهترى قبول شده و در امتحانات نهایى بهتر از دیگران بوده‌اند به آنها قبلاً شغل رجوع شود. این خودش یک تشویقى است براى کسانى که تحصیل می‌کنند زیرا سعى خواهند کرد نمرات‌شان بهتر از همکاران‌شان باشد.

وزیر مالیه ـ اساس فکر نماینده محترم بسیار صحیح و بنده خودم با این ترتیب موافقم. در عمل هم باید همین طور عمل شود. ولى یک اشکالى درش هست که عرض می‌کنم

+++

فرض بفرمایید الان پنج نفر قبول شده‌اند که نمراتشان با هم تفاوت دارد. شما براى سقز مثلاً مستخدم لازم دارید. آن پنجمى حاضر است سقز برود ولى آن چهار تاى دیگر حاضر نیستند بروند و می‌گویند نمی‌رویم اگر مقصود این است که ترتیب بر هم نخورد آن وقت ما براى آن نقاطى که مستخدم لازم داریم تهیه نمی‌شود و آنها نمی‌روند. و با این ترتیب مقصود حاصل نمی‌شود چون براى بیرون‌ها ما بیش‌تر آدم لازم داریم اگر هم بفرمایند خوب او نرفت بعد از او را مقدم دارید با این موافقم ولى عرض می‌کنم ممکن است خدا نکرده در عمل طور دیگرى کند که میل و مقصود خودش را اجرا بکند این خیلى سهل است آن مستخدمى را که می‌خواهند کار بدهند به آن که مقدم بر او است جایى را پیشنهاد می‌کند او می‌گوید نمی‌روم آن وقت بعدى را می‌آورند و یک جایى را معین می‌کنند و می‌فرستند. چون در عمل و اجرا تمام این نکات را باید رعایت کرد و خوب است بگذاریم و در عمل مراعات کنیم. و البته کسانی که زحمت بیش‌تر کشیده‌اند باید مقدم باشند.

پیشنهاد آقاى فهیمى: پیشنهاد می‌کنم که جمله اول ماده به طریق ذیل نوشته شود: مدت اختیارى که به موجب ماده قبل به وزارت مالیه داده می‌شود در هر موقع از تاریخ اعلان رسمى نتیجه امتحانات تا بیست روز خواهد بود در این صورت اشخاصى که براى آنها رتبه معین شده الى آخر.

رئیس ـ آقاى فهیمى.

فهیمى ـ این پیشنهاد بنده در حقیقت یک اصلاح عبارتى است. چون آن طورى که نوشته شده این طور وانمود می‌کند که یک بیست روز مدت معین می‌شود براى این کار در صورتى که مقصود این است که در هر موقعى که امتحان می‌دهد از روز اعلان رسمى امتحان تا بیست روز آقاى وزیر مالیه این اختیار را خواهد داشت. این بود که بنده همان عبارت را خیلى ساده و مختصر نوشتم و با خود آقاى وزیر مالیه هم مذاکره کرده‌ام و قبول فرموده‌اند.

وزیر مالیه ـ بنده هم موافقم.

رئیس ـ آقاى مخبر.

ناصرى ـ بنده هم موافقم.

رئیس ـ آقایانی که به ماده دوم با اصلاح پیشنهادى آقاى فهیمى که آقایان وزیر مالیه و مخبر قبول کرده‌اند موافقت دارند قیام فرمایند. (اکثراً قیام نمودند) تصویب شد. ماده سوم قرائت می‌شود.

ماده سوم ـ به هر یک از مستخدمین وزارت مالیه که به عنوان کفالت شغل بالاترى را اشغال نماید می‌توان نصف حقوق رتبه و نصف حقوق بودجه مقامى را که متکفل شده دارد مشروط بر این که شغل بالاتر مربوط به امور عایداتى و یا محاسباتى باشد. این گونه مشاغل را وزارت مالیه به موجب نظامنامه معین خواهد کرد.

رئیس ـ آقاى مؤید احمدى.

مؤید احمدى ـ بنده یک توضیحى می‌خواهم. خاطرم هست یک نظامنامه راجع‌به این موضوع در وزارت مالیه هست. تنها اینجا اختصاص داده شده فقط به امور محاسباتى و عایداتى آن باقى را چه می‌کنند؟ مطابق همان نظامنامه سابق رفتار می‌شود و این یک اختصاصى است که به اینها داده می‌شود با همان وضع سابق است.

وزیر مالیه ـ این مانع از این نیست که اگر یک نظامنامه هست به او هم عمل نمود. لکن این یک نظر اختصاصى است براى اشخاصى که در امور محاسباتى و عایداتى کار می‌کنند.

رئیس ـ آقاى طباطبایى دیبا.

طباطبایى دیبا ـ حق‌الکفاله یک نظامنامه مخصوصى دارد در وزارتخانه‌ها معمول است. بنده می‌خواستم بدانم جهت این که عدول و رجوع فرموده‌اند از آن و اینجا یک ترتیب مخصوصى نوشته‌اند چیست؟ بعد هم یک تذکرى لازم بود بدهم. سابقاً هم عرض کردم اینجا نوشته: به عنوان کفالت: شغل بالاترى را دارا باشد. این

+++

کفالت شغل بالاتر در وزارتخانه یک عبارت مجملى است فرض بفرمایید یک کسى رتبه دو دارد او را می‌برید کفالت رتبه هفت و هشت می‌دهید این به عقیده بنده خوب نیست که یک نفر مستخدم رتبه دو یک مرتبه بیاید کفالت رتبه هفت و هشت را بگیرد تا یک درجه دو درجه بالاتر ممکن است کفالت کند والا مطلقاً نوشتن کفالت شغل بالاتر این صحیح نیست.

وزیر مالیه ـ اولاً معمول به را نباید از نظر دور داشت و یک مسئله را تنها نباید از یک نظر ملاحظه کرد این قضیه یک چیزى است که پیش می‌آید ولى همان طور که فرمودند البته در عمل رعایت می‌شود که به یک رتبه‌هایى که خیلى دور هستند کفالت رتبه‌هاى بالاتر داده شود اما اصلاً فلسفه این چیست؟ این کار البته فلسفه داشت بنده این کار را می‌کنم براى این که اگر در قانون استخدام از آن ابتدایى که مستخدمین آمده بودند و می‌خواستند وارد خدمت شوند این قضیه را ما جارى می‌کردیم بنده می‌کنم یکى از اشخاصى خیلى موافق بودم ولى یک قانونى یک وقتى آمد و یک اشخاصى را در یک رتبه‌هایى تثبیت کرد بنده نمی‌خواهم ایراد بگیرم ولى در بین آنها کسانى هستند که رتبه‌هاى زیادى دارند ولى لیاقت زیادى ندارند آن وقت عده دیگر با لیاقت هستند که اینها این قدر باید بمانند تا دیگران متقاعد شوند واز بین بروند (صحیح است) این دلیل ندارد که انسان لیاقت‌کشى بکند. وقتی که شما مى‌بینیند یک کسى لایق است و می‌تواند یک کار بالاترى را اداره کند و از نقطه‌نظر بودجه هم صرفه دارد چرا نکنید زیرا شما کار را انجام داده‌اید با خرج کمتر از نقطه‌نظر این که ما در 1302 آمده‌ایم و یک وضعیتى را براى یک عده اشخاصى درست کرده‌ایم حالا باید این طور باشد؟! اما البته در عمل هم نباید همان طور که فرمودید افراط و مبالغه کرد و به یک کسى که رتبه یک است رتبه هشت داد. البته اینها یک چیزهایى است که در عمل رعایت می‌شود و باز هم بنده تکرار می‌کنم تقاضاى خودم را که آخر وقت است.

جمعى از نمایندگان ـ مذاکرات کافى است.

رئیس ـ آقایانی که با ماده سوم موافقت دارند قیام فرمایند (اکثراً قیام نمودند.) تصویب شد.

وزیر مالیه ـ البته آقایان به بنده حق می‌دهند نظر به لطفى که همیشه نسبت به من ابراز داشته‌اند حالا که کار خودم را با عجله گذراندم یک خواهش دیگرى از آقایان می‌کنم. آقاى رئیس فلاحت و صناعت یک کار خیلى فورى دارند که باید بگذرد که اگر نگذرد تمام لعنت و نفرین این کار را به بنده خواهند کرد و آقایان راضى نشوند.

رئیس ـ آقاى وزیر مالیه تجربه دارند هر وقتى که کارى بوده است ما حاضر هستیم انجام دهیم. قرائت می‌شود. (به شرح آتى خوانده شد.)

ساحت محترم مجلس شوراى ملى: براى تسریع در رفع نواقص و تکمیل ماشین‌آلات معدن شمشک مؤسسه مزبور احتیاج فورى و مبرم به ماشین‌آلات فرعى دارد که قسمتى از آنها در حدود پانصد هزار ریال باید حتماً در هذه‌السنه تهیه شود تا بتوان از مرکز قوه برق استفاده و از معوق ماندن عملیات استخراجى جلوگیرى نمود و چون قیمت و مخارج حمل ماشین‌آلات از بودجه سنه آتیه تعهد و پرداخته خواهد شد لذا اداره کل صناعت و فلاحت ماده واحده ذیل را به قید یک فوریت پیشنهاد و استدعاى تصویب دارد.

ماده واحده ـ به اداره کل صناعت و فلاحت اجازه داده می‌شود تا معادل چهار هزار و دویست پهلوى بابت قیمت خرید و حمل و مخارج مربوطه به ماشین‌هاى معدن ذغال‌سنگ شمشک در هذه‌السنه تعهد و در سال 1313 ضمن بودجه خود منظور و پرداخت نماید.

رئیس ـ فوریت مطرح است. (مخالفى نیست) آقاى معدل در فوریت نظرى دارید؟

معدل ـ بنده در اصل لایحه عرض دارم.

رئیس ـ کسانی که با فوریت موافقت دارند قیام فرمایند (اکثراً قیام نمودند) تصویب شد. ماده واحده مطرح است. آقاى معدل.

+++

معدل ـ موضوع شمشک چندین مرتبه در هر سال طرح می‌شود. البته از نظر این که مبالغ زیادى صرف یک معدن بشود بحثى نیست براى این که اگر بخواهیم معدن خوب داشته باشیم پول زیاد باید بدهیم ولى عقیده بنده این است که مگر براى این عمل یک پرگرامى طرح نشده و ما یک نقشه نداریم که بدانیم به کجا می‌رسد و مخارجش چیست تا انتهاى کار و چه نتیجه خواهد داد یعنى به طور کلى زمینه داشته باشیم که تا آخر کار این معدن به چه صورتى در می‌آید و تا چند سال ذغال می‌دهد و هر سال چه مقدار ذغال می‌توانیم برداریم و تا انتها به طور کلى چه مبلغ خرج دارد و این خرج را در بودجه تأمین کنیم که سالى فلان مبلغ مصرف این معدن بکنیم. بنده خیال می‌کنم اگر این نقشه را داشتیم محتاج نبودیم که هر مرتبه براى جزئش لایحه بیاوریم. به طور کلى ما باید یک لایحه بگذرانیم که در هر سالى که چندین میلیون تومان براى این کار لازم است و معین کنیم که با مثلاً فلان مقدار خرج فلان مقدار ذغال عاید ما می‌شود. بنده این سؤال را می‌کنم نه این که خواسته باشم انتقادى به لایحه بکنم. سؤال می‌کنم آیا همچون زمینه و نقشه هست یا نیست و اگر هست آقاى رئیس صناعت توضیح بدهند. استفاده از موقع کرده و یک مطلب دیگرى عرض می‌کنم که آیا فکرى براى ذغال طهران شده است که از این قیمت گران و زیاد نرخش پایین بیاید یا خیر؟ چون گرانى قیمت ذغال باعث می‌شود که صنایع متوقف شده و بالا نرود و بیش‌تر اشکالات که هست در نرخ ذغال است ولى این فکر را باید اداره صناعت کرده باشد.

رئیس اداره فلاحت وصناعت (آقاى بیات) ـ اولاً راجع‌به معدن ذغال‌سنگ شمشک به طورى که حضور آقایان عرض کردم این معدن را سابقاً آمده‌اند و یک نقشه برایش معین کرده‌اند که چه مقدار ذغال‌سنگ اینجا دارد ولى البته این نقشه نبود که از روى اطلاعات اساسى باشد و تقریبى بود و بعد محتاج به این بود که اکتشافات شود یعنى یک تونل‌هایى زده شود که از آن رگه‌هایى که به او می‌رسند معین کنند واقعاً و از روى حقیقت مقدار واقعى ذغال آنجا چه قدر است. این تونل‌ها یک قسمت در سابق کارش شده و حالا جلو رفته‌اند و یک تونل‌هایى هم هر روز می‌زنند که ببینند قسمت ذغال سنگ که در رگه‌ها است چه قدر است ولى امروز نمی‌توانم بگویم مقدار حتمى ذغال‌سنگ آنجا چقدر است ممکن است سال‌ها مصرف ذغال طهران و صنایع ایران را بدهد اما این که سؤال فرمودند آیا در این خصوص پرگرامى هست. بله. این یک پرگرامى دارد که باید به موقع اجرا گذارده شود این را باید عرض کنم اول قسمت تفتیشیه است که دارند یک تونل‌هایى می‌زنند و تفتیش می‌کنند و بعد قسمت استخراج است قسمت استخراج هم محتاج به یک کارخانه‌جات و ماشین‌ها و دیگ‌هاى بخارى است که باید بیاورند. اینها به تدریج شده و یک قسمت وارد شده و هنوز به کار نیفتاده و این قسمتی که حالا پیشنهاد کرده‌ایم که در حدود پانصد هزار ریال است براى ماشین‌ها است که این ماشین‌ها خریدارى بشود که باید کلیه ماشین‌خانه آنجا تکمیل شود و حالا مقدار ذغال‌سنگى که استخراج می‌شود از این معدن در هذه‌السنه در حدود 23، 24 هزار خروار است که می‌دهند براى قسمت کارخانه‌جات و البته تصدیق می‌فرمایید که ما در سال در حدود صد هزار خروار صد و پنجاه هزار خروار بعد از این ممکن است مصرف داشته باشیم یعنى به نسبتى که صنایع ما زیاد می‌شود ما احتیاج به ذغال‌سنگ داریم البته این فکر شده که معدن شمشک و سایر معادنى که هست همه را تحت نظر بگیریم و مواظبت بکنیم که به قدر احتیاج کلیه صنایع خودمان ذغال تهیه کنیم و این به تدریج است. امروز ما کارخانه ورامین را داریم درست می‌کنیم و کارخانه سیمان را مشغولیم درست می‌کنیم دو سال قبل که این چنین نظرى نبوده است. ممکن است سال آینده هم دو کارخانه دیگر ایجاد کنیم و البته به همین نسبتى که کارخانه‌جات و صنایع ما زیاد می‌شود به همان نسبت هم مصرف

+++

ذغال‌سنگ ما زیاد می‌شود که ماشین‌آلات و ادوات براى استخراج لازم است و باید توسعه داد. اما راجع‌به ذغال‌سنگ طهران که فرمودید حالا یک معادنى هست که مردم دارند استخراج می‌کنند و می‌آورند می‌فروشند و تقریباً یک نوع تجارت آزادى است و البته اگر براى خودشان صرف کند با هم رقابت می‌کنند و در رقابت قیمت پایین می‌آید و در آتیه در وقتى که ما احتیاجات صنعتی‌مان تکمیل شد می‌توانیم در این قسمت هم یک فکرى بکنیم ولى اول باید احتیاجات صنعتى و کارخانه‌جات که دولت تأسیس کرده رفع نماییم.

جمعى از نمایندگان ـ مذاکرات کافى است.

رئیس ـ بنابراین آقایانى که موافقند ورقه سفید خواهندداد. (اخذ و استخراج آراء به عمل آمده هفتاد و پنج ورقه سفید تعداد شد.)

رئیس ـ قبل از این که مقدار آرا را عرض کنم یک چیزى را فراموش کردم. آقاى دشتى پیشنهاد کرده بودند به جاى هذه‌السنه نوشته شود (امسال) اصلاح عبارتى است و به نظر بنده اشکالى ندارد (دکتر طاهرى ـ حالا موقع گذشته است. بعد از رأى است) آن مال وقتى است که مطلب در ماهیت مؤثر باشد. غالباً مطلبى که در ماهیت و در خود موضوع مؤثر نبوده با مراجعه به مجلس اصلاح شده حالا باز موقوف به نظر خودتان است بنده یک غفلتى کردم خواستم غفلت خودم را جبران کنم. (یکى از نمایندگان ـ براى آتیه) عده حاضر در موقع اعلام رأى 88 نفر به اکثریت هفتاد و پنج رأى تصویب شد.

جلسه آتیه به رعایت تقاضاى آقاى وزیر داخله که به سرعت کارشان اظهار علاقه کرده‌اند پنجشبنه چهارم آبان دستور لایحه وزارت داخله.

(مجلس یک ساعت بعد از ظهر ختم شد.)

رئیس مجلس شوراى ملى ـ دادگر

+++

قانون

راجع ‌به رتبه محصلین کلاس امور مالى و حق‌الکفاله مستخدمین وزارت مالیه‏.

ماده اول ـ وزارت مالیه مجاز است مطابق ترتیب ذیل براى کسانى که مشمول قانون استخدام نبوده و در یکى ازکلاس‌هاى امور مالى که بر طبق پرگرام مخصوص تأسیس خواهد کرد تحصیل کرده و از عهده امتحان نهایى برآیند رتبه ادارى معین نماید. براى کسانى که نمره امتحانى آنها از حد وسط تجاوز نکند رتبه یک ادارى و براى کسانى که نمره آنها از حد وسط تجاوز کند رتبه دو ادارى.

ماده دوم ـ مدت اختیارى که به موجب ماده قبل به وزارت مالیه داده می‌شود در هر موقع از تاریخ اعلان رسمى نتیجه امتحانات تا بیست روز خواهد بود در این صورت اشخاصى که براى آنها رتبه معین شده مستخدم رسمى خواهند بود مشروط بر این که تا شش ماه پس از تاریخ حکمى که تعیین رتبه کرده شغل معینى به آنها رجوع شود.

ماده سوم ـ به هر یک از مستخدمین وزارت مالیه که به عنوان کفالت شغل بالاترى را اشغال نماید می‌توان نصف حقوق رتبه و نصف حقوق بودجه مقامى را که متکفل شده دارد مشروط بر این که شغل بالاتر مربوط به امور عایداتى و یا محاسباتى باشد. این گونه مشاغل را وزارت مالیه به موجب نظامنامه معین خواهد کرد.

این قانون که مشتمل بر سه ماده است در جلسه سى‌ام مهر ماه یک هزار و سیصد و دوازده شمسى به تصویب مجلس شوراى ملى رسید.

رئیس مجلس شوراى ملى ـ دادگر

قانون

چهار هزار و دویست پهلوى اعتبار براى مخارج تکمیل ماشین‌هاى معدن ذغال‌سنگ شمشک.

ماده واحده ـ به اداره کل صناعت و فلاحت اجازه داده می‌شود تا معادل چهار هزار و دویست پهلوى بابت قیمت خرید و حمل و مخارج مربوطه به ماشین‌هاى معدن ذغال‌سنگ شمشک درهذه‌السنه تعهد و در سال 1312 ضمن بودجه خود منظور و پرداخت نماید.

این قانون که مشتمل بر یک ماده است در جلسه سى‌ام مهر‌ماه یک هزار و سیصد و دوازده شمسى به تصویب مجلس شوراى ملى رسید.

رئیس مجلس شوراى ملى ـ دادگر

+++

یادداشت ها
Parameter:293406!model&5137 -LayoutId:5137 LayoutNameالگوی متنی کل و اخبار(مشروح مذاکرات)