کتابخانه، موزه و مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی


صفحه اصلی » مشروح مذاکرات » مشروح مذاکرات مجلس ملی » دوره هفدهم مجلس ملی

0.0 (0)
مشروح مذاکرات مجلس ملى، دوره ‏17
[1396/05/29]

جلسه: 41 صورت مشروح مذاکرات مجلس روز سه‌شنبه چهارم آذر‌‌ماه 1331  

فهرست مطالب:

1- تصویب صورت مجلس

2- تقدیم سؤال از طرف آقای عبدالرحمن فرامرزی

3- تقدیم تقاضای طرح لایحه تکمیل قانون آموزش و پرورش به قید یک فوریت

4- طرح سؤال آقای کریمی از وزارت دفاع ملی راجع به شهدای 30 تیر کرمانشاه و جواب آقای معاون وزارت دفاع ملی

5- طرح سؤال آقای قنات‌آبادی راجع به امتحان دبیرستان دارایی و جواب آقای معاون وزارت فرهنگ

6- اعلام وصول نامه از طرف یکی از بازماندگان شهدای 30 تیر و ارجاع آن به کمیته تحقیق

7- تقدیم تقاضای طرح لایحه راجع به زندانیان به وسیله آقای کریمی

8- تقدیم لایحه یک دوازدهم آبان به وسیله آقای وزیر دارایی

9- سؤال آقای وکیل‌پور راجع به لغو جیره‌بندی قند و شکر از وزارت دارایی و جواب آقای وزیر دارایی

10- طرح سؤالات آقای دکتر بقایی از وزارت دفاع ملی و وزارت دادگستری راجع به تعقیب متهمین واقعه 30 تیر

11- بیانات آقای وکیل‌پور طبق ماده 90 و جواب آقای وزیر دارایی

12- جواب آقای معاون وزارت دادگستری به سؤالات آقای دکتر بقایی

13- معرفی آقای شهشهانی به معاونت وزارت کشور به وسیله آقای وزیر کشور

14- تعیین موقع و دستور جلسه بعد - ختم جلسه

مشروح مذاکرات مجلس ملى، دوره ‏17

 

 

جلسه: 41

صورت مشروح مذاکرات مجلس روز سه‌شنبه چهارم آذر‌‌ماه 1331

 

فهرست مطالب:

1- تصویب صورت مجلس

2- تقدیم سؤال از طرف آقای عبدالرحمن فرامرزی

3- تقدیم تقاضای طرح لایحه تکمیل قانون آموزش و پرورش به قید یک فوریت

4- طرح سؤال آقای کریمی از وزارت دفاع ملی راجع به شهدای 30 تیر کرمانشاه و جواب آقای معاون وزارت دفاع ملی

5- طرح سؤال آقای قنات‌آبادی راجع به امتحان دبیرستان دارایی و جواب آقای معاون وزارت فرهنگ

6- اعلام وصول نامه از طرف یکی از بازماندگان شهدای 30 تیر و ارجاع آن به کمیته تحقیق

7- تقدیم تقاضای طرح لایحه راجع به زندانیان به وسیله آقای کریمی

8- تقدیم لایحه یک دوازدهم آبان به وسیله آقای وزیر دارایی

9- سؤال آقای وکیل‌پور راجع به لغو جیره‌بندی قند و شکر از وزارت دارایی و جواب آقای وزیر دارایی

10- طرح سؤالات آقای دکتر بقایی از وزارت دفاع ملی و وزارت دادگستری راجع به تعقیب متهمین واقعه 30 تیر

11- بیانات آقای وکیل‌پور طبق ماده 90 و جواب آقای وزیر دارایی

12- جواب آقای معاون وزارت دادگستری به سؤالات آقای دکتر بقایی

13- معرفی آقای شهشهانی به معاونت وزارت کشور به وسیله آقای وزیر کشور

14- تعیین موقع و دستور جلسه بعد - ختم جلسه

مجلس ده و پنج دقیقه صبح به ریاست آقاى محمد ذوالفقارى (نائب رئیس) تشکیل گردید.

1- تصویب صورت مجلس‏

نائب رئیس - جلسه رسمى است صورت غایبین جلسه گذشته قرائت مى‌شود.

(اسامى غائبین به شرح زیر به وسیله آقاى ناظر‌‌زاده قرائت شد).

غائبین با اجازه آقایان: مکى - اورنگ - دکتر شایگان - مهندس رضوى - دکتر فلسفى - منصف - مشار - دکتر سنجابى -  میلانى - بهادرى - دکتر کیان.

غائبین بى‌اجازه آقایان: دکتر امامى - فتحعلى افشار - دادور - معتمد‌دماوندى - محمد‌حسین قشقایى - شاپورى - راشد - دکتر مصباح‌زاده - مجتهدى‏.

دیر آمده با‌ اجازه: آقاى دکتر بقایى.

دیر آمدگان بى‌اجازه آقایان: امیر‌افشار - شهاب خسروانى - تولیت‏.

غائبین در رأى آقایان: امیر‌افشار- شبسترى‏

نائب رئیس - آقاى نریمان نسبت به صورت جلسه اعتراضى دارید؟ (نریمان بلى) بفرمایید.

نریمان - در جلسه گذشته راجع به ماده 9 بنده پیشنهادى کردم که پیشنهاد بنده با پیشنهاد آقاى مهندس زیرک‌زاده در صفحه هشت صورت مجلس نوشته شده است نریمان پیشنهاد بنده مخالف پیشنهاد آقاى زیرک‌زاده می‌شود این (می‌شود) باید بشود (نیست)

نائب رئیس - بسیارخوب اصلاح می‌شود. آقاى جلیلى‏

جلیلى - آقاى شاپورى مرخصى گرفته‌اند و مرخصی‌شان هم تصویب شده ایشان را بدون اجازه نوشته‌اند استدعا می‌کنم اصلاح شود.

نائب رئیس - اصلاح می‌شود. آقاى وکیل‌پور

وکیل‌پور - در عرایض مختصرى که بنده در جلسه گذشته کردم یکى دو تا اشتباه مختصرى شده که تصحیح می‌کنم و تقدیم می‌کنم.

نائب رئیس - آقاى قنات‌آبادى‏

قنات‌آبادى - در عرایض من در جلسه گذشته یک غلط‌هاى عبارتى است که تصحیح می‌کنم و می‌دهم به تندنویسى ضمناً از موقع استفاده می‌کنم و یک تلگرافى از شیراز رسیده است که شکایت کرده‌اند از حزب برادران متعلق به آقاى سید نورالدین که ریختند منزل آقاى دکتر معینى اثاث منزل‌اش را غارت کرده‌اند (دکتر شایگان - صحیح است) (خسرو قشقایى -  صحیح است) (فرامرزى - صحیح نیست) یک شکایتى هم از کارگرهاى انبارهاى قند رسیده که قرار بوده که 28 نفر را جزو  کارگرها استخدام بکنند تبعیض کرده و 15 نفر را استخدام کردند این را تقدیم می‌کنم (فرامرزى - آقاى قنات‌آبادى این تلگرافى که فرمودید صحیح نیست من شیرازى هستم) (قنات‌آبادى - آقاى دکتر شایگان شیرازى هستند شما نیستید)

نائب رئیس - آقاى فرامرزى استدعا می‌کنم بفرمایید - آقای مهندس غروى‏

مهندس غروى - یک نامه‌اى از طرف کارمندان ذی‌نفع دارایى استان اول رسیده است که تقدیم می‌کنم و به علاوه یک عرایض زیادى از طرف وجوه اهالى از تمام طبقات رسیده استدعا می‌کنم از مقام ریاست که در تکمیل عضو کمیسیون عرایض اقدام بفرمایند تا ما بتوانیم اقدام بکنیم.

نائب رئیس - آقاى فرامرزى بفرمایید.

+++

نائب رئیس - نسبت به صورت جلسه اعتراضى نیست؟ (گفته شد - خیر) صورت مجلس تصویب شد.

2- تقدیم سؤال از طرف آقاى عبدالرحمن فرامرزى

نائب رئیس - آقاى فرامرزى‏

عبدالرحمن فرامرزى - این سؤالات راجع به وزارت کشور است که تقدیم می‌کنم‏.

3- تقدیم تقاضاى طرح لایحه تکمیل قانون آموزش و پرورش به قید یک فوریت

نائب رئیس - تقاضایى از طرف آقایان نمایندگان رسیده است که قرائت می‌شود (به شرح زیر قرائت شد)

ریاست محترم مجلس شوراى ملى امضاکنندگان ذیل تقاضا داریم لایحه مربوط به اصلاح و تکمیل قانون آموزش و پرورش عمومى که در دوره شانزدهم به قید دو فوریت تقدیم شد و تا آخر دوره بلا‌تکلیف ماند به قید یک فوریت مطرح شده پس از طرح در کمیسیون‌هاى فرهنگ و بودجه به تصویب مجلس شوراى ملى برسد:

ناظر‌زاده - مهندس حسیبى - دکتر بقایى - مهندس زیرک‌زاده - دکتر شایگان - انگجى - دکتر ملکى - دکتر معظمى - پارسا - حاج سید‌جوادى - شبسترى - جلالى - زهرى - مجدزاده - ملک‌مدنى - کریمى - حمیدیه - نریمان - قنات‌آبادى -  اخگر - مهندس غروى - شهیدى - کهبد - دکتر فاخر - نجفى - دکتر فقیهى‌شیرازى - امامى‌اهرى - مصدقى - ریگى -  ذکایى - اقبال - وکیل‌پور - موسوى - خسرو قشقایى‏.

4- سؤال آقاى کریمى از وزارت دفاع ملى راجع به شهداى 30 تیر کرمانشاه و جواب آقاى معاون وزارت دفاع ملى

نائب رئیس - سؤالات مطرح است آقاى نادعلى کریمى بفرمایید.

ناد‌على کریمى - درست یکصد و بیست و پنج روز از روز سى‌ام تیر می‌گذرد من یقین دارم که شما هنوز درباره واقعه 30 تیر متأثرید من اطمینان دارم که شما هنوز ناله‌هاى جانسوز جگر پاره‌هاى این مردم را مى‌شنوید (زنگ نائب رئیس)

نائب رئیس - آقاى کریمى سؤالات مطرح است راجع به سؤالتان توضیح بدهید.

کریمى - بنده راجع به سى‌ام تیر سؤال کرده‌ام مربوط به سؤالم است اگر آقایان حال شنیدن راجع به 30 تیر را ندارند پنبه گوش‌شان بگذارند.

نائب رئیس - سؤالتان را اول بفرمایید مطرح بکنید بعد اگر توضیحى بخواهید بدهید بفرمایید.

ناد‌على کریمى - سؤالى که بنده کرده‌ام از وزارت دفاع ملى از وزیر جنگ سؤال کردم سؤالم این است که یک عده از متهمین واقعه 30 تیر کرمانشاه را وزارت جلیله جنگ یا وزارت دفاع ملى که همیشه استقلال دارد بدون مجوز قانونى از حوزه قضایى کرمانشاه بدون اجازه مدعى‌العموم محرمانه از آنجا فرار داده است معلوم نیست اینها را به کجا برده جناب آقاى کفیل وزارت دادگسترى ببخشید اینها را از آنجا فرار داده‌اند.

امامى‌اهرى - اخطار نظامنامه‌اى دارم‏.

نائب رئیس - بفرمایید.

امامى‌اهرى - طرحى که راجع به آموزش و پرورش با قید یک فوریت تقدیم شده است باید اول فوریت آن مطرح شود.

نائب رئیس - با یک فوریت است هر وقت ممکن است فوریت آن مطرح شود با دو فوریت نیست. بفرمایید آقاى کریمى‏.

کریمى - عرض مى کنم مردم کرمانشاه به آقاى دکتر مصدق تلگراف کردند که آقا اینها متهمین به قتل هستند می‌بایستى مطابق مقررات در حوزه قضایى که هستند و پرونده‌شان جریان دارد در آنجا باید محاکمه شوند کجا رفته‌اند؟ آقاى دکتر مصدق جواب دادند که دستور داده شد آنها را برگردانند بعد معلوم شد که یک عده‌ای از تیمسارها نمی‌دانم چرا با نظر آقاى دکتر مصدق موافق نیستند و اینها را نفرستاده‌اند هنوز هم بنده نمی‌دانم اینها کجا هستند این است که بنده از آقاى وزیر جنگ سؤال کرده‌ام و حالا هم توضیحات زیر را عرض می‌کنم.

نائب رئیس - آقاى کریمى استدعا می‌کنم راجع به سؤال خودتان بفرمایید نطق قبل از دستور نیست‏.

کریمى - این توضیح سؤال است اگر نمى‌خواهید راجع به 30 تیر صحبتى بشود بنده عرضى نمى‌کنم سؤال هم ندارم این مطالب هم راجع به 30 تیر است اگر آقایان نمی‌توانند بشنوند بنده هم عرضى ندارم (فرامرزى - بلکه باید خفه شد و هیچ کس هم حرفى نزند)

قنات‌آبادى - آقاى کریمى هر چه دل‌تان می‌خواهد بگویید کسى، کسى را خفه نمى‌کند آقاى فرامرزى این جورى که نمى‌شود بر علیه مجلس سند درست کنید این‌ جورى که نمى‌توانید مجلس را هو کنید.

فرامرزى - لعنت به کسى که بخواهد مجلس را هو کند (قنات‌آبادى - صد هزار بار) (زنگ رئیس)

نائب رئیس - آقاى کریمى بفرمایید.

فرامرزى - هر کسى بخواهد هو کند خدا لعنت‌اش کند (قنات‌آبادى - صد هزار بار) خدا لعنت‌اش کند هر کى خواست جلو نطق وکیل را بگیرد و خدا لعنتش کند.

کریمى - من می‌دانم که شما خوب می‌دانید که این غنچه‌هاى نو‌رسته و این گل‌هاى شاداب بوستان کشور ما چگونه در بهار جوانى پژمرده شده و به خاک سیاه فرو ریختند. از مادرانى که در مرگ فرزندان خود به خون نشسته‌اند، از خواهرانى که به مرگ برادران عزیز خود سیاه پوشیدند، از زنانى که شوهرانشان شهید شده‌اند، از اطفالى که در فاجعه 30 تیر یتیم شده‌اند، همه آگاه‌اید.

من ایمان دارم که شما هم اى نمایندگان این مردم در غم و غصه و شداید و مصایب این مردم ستم‌دیده شریک و سهیم‌اید و خوب می‌دانید که شهادت و جانبازى کسانى که ارواح ملکوتى آنها اکنون برفراز آسمان‌ها ناظر اعمال و افعال ما است تا چه اندازه در تثبیت این حکومت ملى مؤثر بود. شما یقین دارید که اگر این نیروى عظیم ملت ایران نبود و در پیشاپیش این ملت این فرزندان برومند خلف که جان خود را براى ابقاى این نهضت مقدس ملى نثار کردند وجود نداشتند امروز این ایران عزیز و این مجلس و مظاهر ملیت ما دستخوش اجراى نقشه‌هاى پلید دشمنان ما شده بود پس ما در حد اعلاى انصاف و صفاى خاطر باید اقرار کنیم که همه چیز ما زنده و ساخته و پرداخته حسن سیاست ملیون و فداکارى و جان‌بازى همان مقتولین معصوم و کشتگان بی‌گناه است.

ما باید از صمیم قلب قبول کنیم که در مقابل این جان‌بازى و وطن‌پرستى ملت قهرمان ایران باید ارکان متشکله این حکومت ملى را بهتر حفظ کنیم یعنى باید جلوی اقدامات آن عناصر ناصالحى که در زمان قوام علیه ملت ایران خائنانه قیام کردند و امروز به عناوین مختلفه با مخارج گوناگون و دادن آجیل و شیرینى راه موفقیت بعدى را براى خود باز می‌کنند بگیریم.

یعنى باید متوجه باشیم که با این عناصر بوقلمون صفت که به قول خودشان میلیون‌ها تومان دسترنج ملت فقیر ایران را براى پیشرفت منظور خویش کنار گذاشته و براى متزلزل کردن ارکان حکومت ملى زمینه‌سازى می‌کنند مبارزه کنیم یعنى باید مواظب باشیم تا ایادى خطرناک آنهایى که ملت و مملکت و خون شهداى ما را با وسایلى که در دست دارند به ثمن بخسى می‌فروشند و هر روز براى اجراى نقشه شوم بیگانگان هزاران نیرنگ در کار کلیه شئون و شقوق زندگانى سیاسى و اجتماعى و اقتصادى ما می‌زنند و به هر تقدیر و صورت که تصور شود آتش اختلاف و نفاق را بین ما برادران ایرانى دامن مى‌زنند و همچنین دست کسانى که براى موفقیت و حمله این گرگ‌هاى درنده تسهیل وسائل می‌کنند از سر این ملت نجیب و فداکار کوتاه کنیم.

آقایان محترم تا آنجا که من اطلاع دارم شما نمایندگان ملى همواره در صددید که بتوانید منظور خود را در خدمت به این کشور که مهد نیاکان ما بوده است تأمین کنید چه خدمتى بهتر از این که نگذارید این پنجه‌هاى شوم و خون‌آلود دوباره بر حلقوم جمعى از فرزندان و برادران ما فشار آورد و چه انجام وظیفه‌اى نیکوتر از این که فرصت ندهید این عناصر نا‌صالح دوباره با قیافه‌هاى ظاهر الصلاح خویش در صدد تجدید این قبیل وقایع باشند و از این راه پایه‌هاى مظاهر ملت ما را که بر اجساد کشته‌گان برادران ما استوار شده است متزلزل و نابود سازند.

اینها این عناصر ناپاک با تشبثات خود تاکنون جان به سلامت برده‌اند و واى بر ما روزگار ملت ما اگر اینها را طبق مقررات و خواسته ملت ایران که شایسته بقاى یک حکومت ملى است به کیفر اعمال زشت و ناپسند خود نرسانیم من از این مکان مقدس به نام ملت ایران عموماً و همشهریان عزیزم که سهم بسزایى در این قیام ملى دارند خصوصاً از دولت جناب آقاى مصدق که حکومت خود را حکومت ملى مى‌دانند جداً خواستارم که هر چه زودتر بدکاران و همدستان بیگانه‌پرست و عمال و مسببین واقعه 30 تیر را تعقیب و مقصرین آن را به کیفر و مجازات برسانند زیرا هنوز کفن کشته‌گان 30 تیر از خون نا‌ به حق ریخته آنها خشک نشده و اجساد مقتولین در انتهاى قبرهای‌شان آرام نگرفته است که قاتلین آنها دوباره براى افنای ملیت ایران به جنب و جوش افتاده و براى از بین بردن خون آنها و رخنه کردن در مجلس دست و پاها می‌کنند و ما باید با ورود و رخنه کردن دوباره آنها به مجلس به هر قیمتى که تمام شود مبارزه کنیم تا شاید یکى از صدها خدماتى را که این ملت نجیب از ما انتظار دارد انجام داده باشیم ما از بازماندگان شهدا شرمساریم.

درست 125 روز از کشته شدن برادران و فرزندان عزیز ما می‌گذرد ملت ایران به احترام ارواح طیبه آنها هر یک به فرا‌خور وسع خود مبلغى براى وراث شهداى ملى ما تقدیم نموده و مجلس شوراى ملى اموال قوام را براى خون‌بهاى شهدا تعیین کرد ولى تاکنون که سرماى زمستان شروع شده است خبرى از تقسیم و توزیع در میان نیست بنده تقاضا دارم به هر کیفیتى که متصدیان محترم صلاح می‌دانند زودتر به این موضوع رسیدگى فرموده و نتیجه را در معرض افکار عمومى بگذارند بنده از بقیه مطالبى که بنا بود عرض کنم به احترام نظامنامه صرف‌نظر می‌کنم از جناب آقاى معاون وزارت دفاع ملى استدعا مى

+++

‌کنم توضیح بدهند و به چه مجوز قانونى این مأمورین را آورده‌اند و چرا براى مجازات آنها نفرستاده‌اند و آیا یک تیپ قشونى که آنجا دارند نمی‌توانند سه نفر محبوس را نگاهدارى بکنند موضوع چه بوده است؟

حاج سید‌جوادى - آن حرف یادت رفت آقاى کریمى؟

نائب رئیس - آقاى معاون وزارت دادگسترى‏.

معاون وزارت دادگسترى - به طوری که نمایندگان محترم کابینه واقف هستند و عرایض بنده را قطعاً تصدیق خواهند فرمود دولت فعلى منتخب خود مردم است و مردم کاملاً حس می‌کنند که این دولت خدمتگزار آنها است با این وضعیت امروز ملت و دولت با همت تفاوتى ندارد ملت و دولت ایران هر دو یک طرف دارند و به طرف یک مقصود هم پیش می‌روند و همین امر است که نوید آینده خوشى را به همه مردم می‌دهند مجازات مسببین واقعه سى تیر را مثل سایر امور هم نمایندگان محترم مردم و هم دولت می‌خواهد هر کس در هر مقامى که هست چه در وزارت دفاع ملى چه در وزارت دادگسترى چه در سایر مقامات چه شغل آزاد داشته باشد می‌خواهد بداند چه دست‌هایى چه دست‌هاى مرموزى خون فرزندان ایران را که طالب دولت ملى خودشان بودند ریختند گمان نمی‌کنم هیچ فردى امروز در ایران باشد که غیر از این فکر کند و همه کس هم اطمینان دارد که مسببین این واقعه بالاخره به مردم معرفى خواهد شد و به مجازات هم خواهند رسید دولت هم بسیار خوشوقت است که موضوع مسببین واقعه 30 تیر همیشه مورد توجه نمایندگان محترم مخصوصاً مورد سؤال جناب آقاى دکتر بقایى نماینده محترم و شجاع مجلس واقع شده (قنات‌آبادى - احسنت) پرونده‌هاى واقعه 30 تیر امروز تا تماماً به دادگسترى احاله شده الان در دادگسترى است بنده اجازه می‌خواهم ضمناً نسبت به سؤالى که از وزارت دفاع ملى از طرف آقاى دکتر بقایى شده (بعضى از نمایندگان - آقاى کریمى سؤال کرده‌اند) سؤالى قبلاً آقاى دکتر بقایى کرده بودند راجع به عدم همکارى وزارت دفاع ملى با کمیته تحقیق ضمن همان جواب سؤال آقاى کریمى داده خواهد شد.

نائب رئیس - آن سؤال حالا مطرح نیست شما جواب آقاى کریمى را بفرمایید.

معاون وزارت دادگسترى - و به طور خلاصه مقدمتاً با اجازه جناب آقاى معاون وزارت دفاع ملى اول به آن سؤال بنده پاسخ می‌دهم بعد راجع به اقداماتى که دادگسترى براى تعقیب مسببین واقع 30 تیر کرده جواب عرض می‌کنم.

نائب رئیس - آن مطرح نیست‏.

کریمى - معاون وزارت دفاع ملى جواب بنده را بدهد.

معاون وزارت دادگسترى - خود ایشان جواب جنابعالى را خواهند داد اما امروز دو سؤال شده بود بنده جواب خود را می‌دهم اگر آقایان نمایندگان میل دارند بدانند که دادگسترى چه کرده براى تعقیب مسببین واقعه 30 تیر (زنگ رئیس)

نائب رئیس - آن مطرح نیست آقاى دکتر بقایى توضیح‌شان را که دادند شما جواب بدهید.

معاون وزارت دادگسترى - پس فعلاً بنده عرضى ندارم‏.

نائب رئیس - آقاى معاون وزارت دفاع ملى‏.

معاون وزارت دفاع ملى (سرلشگر مهنا) - جناب آقاى ناد‌على کریمى نماینده محترم مجلس شوراى ملى یک سؤال معین و روشنى فرموده بودند که در چند جلسه قبل بنده آمادگى خود را براى دادن پاسخ به عرض رسانیدم ولى امروز بیاناتى فرمودند به علاوه آن سؤال که امر فوق‌العاده تأثر‌آور براى همه بود مسلم است که هر ایرانى حقیقى بى‌اندازه متأسف از این پیشامد هست بنده فعلاً به طور مختصر جواب این سؤال صریح را عرض می‌کنم که مستحضر باشند که از طرف وزارت دفاع ملى هیچ عملى بر‌خلاف قانون انجام نشده نظر به این که جریان واقعه 30 تیر کرمانشاه در زمان فرماندارى نظامى و اتهامات منتسبه به دو افسر و یک درجه‌دار ارتش هم به سبب انجام مأموریت نظامى بوده طبق قوانین دادرسى به آن در صلاحیت دادرسى ارتش تشخیص داده شد ولى چون دادسراى کرمانشاه نیز خود را صالح می‌دانست اجباراً براى حل اختلاف موضوع به دیوان کشور ارجاع گردید ضمناً براى این که تا صدور رأى دیوان کشور از ایجاد هر‌گونه تشنجى در محل احتراز متهمین به مرکز اعزام و بازداشت گردیده‌اند اینک هم طبق رأى شعبه 8 دیوان کشور رسیدگى موضوع با وضعیت فعلى پرونده در صلاحیت دادگسترى تشخیص داده شده متهمین کماکان در بازداشت باقى خواهند بود و هستند البته تا تکلیف آنان از طرف دادگاه صلاحیت‌دار تعیین شود. از طرفى چون به طور کلى پرونده سى‌ام تیر طبق قوانین موضوعه اخیر به وزارت دادگسترى ارجاع شده این موضوع مثل بقیه پرونده کلاً به وزارت دادگسترى ارسال شده است فقط جناب آقاى ناد‌على کریمى ضمن بیانات‌شان یکى دو نکته را فرمودند که بنده خودم را ناگزیر می‌دانم که به عرض‌شان برسانم اولاً فرمودند وزارت دفاع ملى و تیمسارانى که خود را مستقل مى‌دانند این اشخاص را از کرمانشاه فرار داده‌اند این مطلب صحیح نیست قربان اولاً تیمسارى خودش را مستقل نمی‌داند اگر منظور بنده و امثال بنده هستیم بنده منتخب از طرف جناب آقاى دکتر مصدق نخست‌وزیر دولت ملى که جناب آقاى دکتر ملک‌اسماعیلى فرمودند هستم و افتخار آن رادارم که منتخب ایشان هستم و هیچ وقت هم بنده و دیگرى کوس استقلال نزدیم و آقاى دکتر مصدق وزیر دفاع ملى هستند و هیچ عملى بدون اجازه ایشان انجام نمی‌شود در وزارت دفاع ملى و ما خود‌سرانه هیچ کارى نکرده‌ایم توجه آقایان محترم را جلب می‌کنم به این که نه فقط ما عملى بر‌خلاف قانون نکردیم حتى عمل ما خیلى تطبیق می‌کرد به اصلاح براى این که با پیشامد اختلاف‌نظر بین دادرسى ارتش و دادسراى کرمانشاه ما لاعلاج بودیم که موضوع را به دیوان کشور احاله دهیم و اگر این متهمین در کرمانشاه مى‌ماندند اى بسا ممکن بود که در اثر اخلال دسته‌جاتى خداى نخواسته یک جریان بدتر از جریان اصلى رخ می‌داد دولت هم از طرف مجلس شوراى ملى موظف است که در وهله اول امنیت مملکت را حفظ کند در اینجا عملى بر‌خلاف قانون نشده تیمسارانى هم کوس استقلال نزدند هیچ کارى هم بر‌خلاف دستور جناب آقاى وزیر دفاع ملى انجام ندادند صحیح است که جناب آقاى وزیر دفاع ملى در یک موردى امر فرمودند که این متهمین برگردند به کرمانشاه ولى وقتى که موضوع به عرض‌شان رسید و توضیح داده شد اجازه فرمودند که کماکان در اینجا بمانند بنابراین عملى بر‌خلاف قانون نشده و بنده عرضى جز این نمی‌توانم بکنم و تشخیص این که مجرم‌اند و جانى هستند یا نیستند تصور می‌کنم نه بنده الان می‌توانم عرض بکنم و نه هیچ یک از آقایان محترم به خودشان اجازه می‌دهند قبل از محاکمه این اشخاص یک همچو اظهارى بکنند بنده عرض دیگرى ندارم (کریمى - ملت تشخیص داده است)

نائب رئیس - توضیحى دارید آقاى کریمى؟

کریمى - بنده قانع نشدم ولى به احترام آقاى دکتر مصدق بنده سکوت می‌کنم.

نائب رئیس - آقاى دکتر سنجابى (بعضى از نمایندگان- تشریف ندارند) آقاى مهندس زیرک‌زاده سؤالى از دادگسترى کرده بودند.

مهندس زیرک‌زاده - چون یک اقداماتى از طرف آقایان شادلوها در جریان است قرار شد این را تحقیق کنند و تا اخذ نتیجه آن تحقیق بماند.

نائب رئیس - آقاى قنات‌آبادى‏.

5- طرح سؤال آقاى قنات‌آبادى راجع به امتحان دبیرستان دارایى و جواب آقاى معاون وزارت فرهنگ‏

قنات‌آبادى - سؤالى که از وزارت فرهنگ شده براى اطلاع آقایان نمایندگان محترم عرض می‌کنم سؤال این بوده است علت قبول داوطلب امتحان نهایى از عده‌اى به نام دبیرستان دارایى با وجود انحلال آن دبیرستان چه بوده و علت این که در صدور جواز امتحان تبعیض گردیده است چه مى‌باشد؟ البته آقایان نمایندگان اطلاع دارند که چند سال قبل دبیرستان دارایى که یک دبیرستان پسرانه بود منحل شد بعد از انحلال دبیرستان دارایى تحت یک عنوان‌هاى خاصى یک عده‌اى را به نام باقیمانده از سال‌هاى قبل یا به نام مردود یا به نام این که اینها در آن سال در دل‌شان یا باطن‌شان میل داشتند که امتحان سال ششم را بدهند یا میل داشتند که داوطلب باشند از یک عده‌اى امتحان کرده سال گذشته هم شوراى عالى فرهنگ بعد از این که یک عده‌اى رد شدند و یک عده‌اى هم گویا میل داشتند که یک راهى پیدا بکنند که دو مرتبه سال ششم دبیرستان دارایى را امتحان بدهند جلسه کردند و شوراى عالى فرهنگ تصویب کرد و این عین تصویب‌نامه شوراى عالى فرهنگ است که داوطلبانی که سال گذشته در موقع امتحان مریض بوده و به واسطه مرض نتوانسته‌اند در جلسه امتحان شرکت کنند با داشتن مدارک معتبر و تصدیق مدارس مى‌توانند امسال در امتحان شرکت کنند به استناد این تصویب‌نامه که از شوراى عالى فرهنگ گذشته قریب 5 ماه قبل وزارت فرهنگ اعلام کرد که کسانى که واجد این شرط هستند یا این شرایط هستند بیایند نام‌نویسى کنند یک عده زیادى آمدند از مرد و زن نام‌نویسى کردند البته عرض کردم که دبیرستان دارایى یک دبیرستان پسرانه بوده دبیرستان مختلط هم نبوده پسرانه امتحان که شروع شد از یک عده‌اى که می‌گفتند سال گذشته اینها مردود شدند امتحان کردند اولاً یک نکته‌اى را که می‌خواهم اینجا توجه آقایان نمایندگان محترم را جلب کنم این است که ما مى‌بینیم هر سال توى این مملکت موقع امتحان که می‌شود یک جار و جنجالى به وجود مى‌آید اجتماعاتى می‌شود تظاهراتى می‌شود شاید در محوطه وزارت فرهنگ زد و خوردهایى مى‌شود شاید امسال اعتصابات و به اصطلاح تحصن‌هایى شد در وزارت فرهنگ نه در گذشته و نه در حال وزارت فرهنگ نخواسته است توجه کند که چرا هر سال موقع امتحان در سر تا سر کشور و بالخصوص در تهران این تشنجات به وجود مى‌آید البته من تصدیق می‌کنم یک عده اشخاصى هستند.

نائب رئیس - تأمل بفرمایید اکثریت نیست (پس از چند لحظه اکثریت حاصل شد) بفرمایید.

قنات‌آبادى - البته بعضى از این دسته‌ها در این موقع استفاده می‌کنند و یک اختلافاتى به وجود مى‌آورند اما عمده این است که کسانى که وزارت فرهنگ را دیروز و امروز اداره کرده و مى‌کنند اینها قدرت

+++

این که وزارت فرهنگ را اداره بکنند نداشته و ندارند غالباً آنهایى که وزارت فرهنگ را اداره کرده و می‌کنند یک اشخاص غیر فرهنگى بوده‌اند چون مؤسسه فرهنگ یک مؤسسه‌اى است که اداره کردن‌اش بسیار مشکل است اینها ابداً اطلاعى نداشته و وارد نبوده‌اند ممکن هم هست که آدم‌هاى بسیار خوبى باشند ممکن است که آدم خیلى خوبى باشند و آدم‌هاى خیلى علاقه‌مند و وطن‌پرستى هم باشند و علاقه به وطن خود هم داشته باشند خیلى از اشخاص توى این مجلس ما داریم که اینها مثلاً از کار برق سر‌رشته ندارند مثلاً آقاى دکتر معظمى نمى‌تواند مهندس برق بشود مى‌شود که آقاى دکتر معظمى را تخطئه‌اش کرد؟ یا مثلاً آقاى دکتر معظمى نمی‌تواند به اصطلاح یک عالم شیمى باشد (حاج سید‌جوادى -  مختصرى هست) مثلاً فلان آدم نمى‌تواند نجارى بلد باشد این گناهى نیست که چرا فلان کس بلد نیست بنده می‌خواهم عرض کنم که این آقاى دکتر آذر یک طبیب بسیار خوبى است و اگر واقعاً به این شغل شریف و پر افتخار قناعت می‌فرمودند و پست وزارت فرهنگ را قبول نمى‌فرمودند یعنى این اظهار اعتمادى که جناب آقاى دکتر مصدق به ایشان فرمودند خودشان صراحتاً عرض می‌کردند درست است من آدم صریحى هستم من آدم خوبى هستم من آدمى هستم که مبارزه هم کرده‌ام بروم و وزارت فرهنگ را اداره کنم من نمى‌توانم بروم جلوى این تشنجات و دسته‌بندى‌ها را بگیرم و با آنها مبارزه کنم مطلب حل می‌شد یک کسى که نسبت به ایشان واردتر بود مى‌آمد و فوراً اداره می‌کرد اما متأسفانه من نمی‌دانم که توى مملکت این چه دردى است که هر کس خود را مستعد براى همه کار و اداره همه امرى می‌داند جناب آقاى دکتر آذر که یک پزشک خیلى خوب هستند چون مى‌دانستند که مطب خودشان را مى‌توانند خوب اداره بکنند خیال کردند که وزارت فرهنگ را هم خوب مى‌توانند اداره کنند و من می‌شنوم که یک مقامى گفته بوده است که آقاى دکتر آذر خوب اداره می‌کند وزارت فرهنگ را و از موقعى که آقاى دکتر آذر آمدند و وزیر فرهنگ شدند از آن موقع هیچ تشنجى نشده است گو این مطلب اساساً مورد تکذیب است از آن وقتى که ایشان وزیر فرهنگ شده‌اند همه این کارها شده و علاوه یک کار دیگر ایشان کرده‌اند امسال که قبلاً شاید نمی‌کردند و آن این بود هر کس آمد و گفت ما دیپلم مى‌خواهیم یک دانه دیپلم بهش دادند دیگر تشنجى ندارد فرض کنید که هزار نفر آمدند و مدعى شدند و گفتند به ما 50 تومان بدهید خوب وقتى که دادید اینجا دیگر تشنجى نیست امسال همین طور درب را باز کردند و دیپلم مى‌ریختند بیرون بدون حساب و کتاب اگر بنا باشد حسابى روى کار بیاید و اغلب اینهایی که دیپلمه شده‌اند امتحان بکنند آن وقت معلوم می‌شود که چه طور شده که امسال تشنجى در وزارت فرهنگ روى نداده علاوه آقاى دکتر آذر باید تشریف ببرند دعا به جان لایحه امنیت اجتماعى بکنند این لایحه بود که نگذاشت از کسى سر و صدایى بلند شود اگر این لایحه نبود خیلى بیش از اینها سر و صدا بلند می‌شد غرض موضوعى که می‌خواستم به عرض آقایان برسانم و توجه آقاى دکتر نصیرى معاون وزارت فرهنگ را جلب کنم این است که آقا شما آمدید اعلام کردید که هر کس داوطلب است و شرایطى هم خودتان برایش معین کرده و گفتید بسم‌الله بیایید و مطابق این شرایط امتحان بدهید این شرایطى که خودتان معین کردید یعنى وزارت فرهنگ به استناد تصویب‌نامه شوراى عالى فرهنگ چند چیز گفته بود یکى این که هر کس که تصدیق بهدارى داشته باشد دیگر این که سال گذشته داوطلب باشد چون این تصویب‌نامه شوراى عالى فرهنگ است داوطلبانى که سال گذشته مریض بوده‌اند البته تصدیق می‌فرمایید که معناى داوطلب این است که انسان می‌رود مطابق اصول و قاعده‌اش مدارکش را می‌دهد و موقع امتحان ناخوش مى‌شوند پس یکى باید برود مطابق قاعده اسم بنویسد و اگر مریض شد مدرک معتبر داشته باشد و بهدارى آموزشگاه‌ها تصدیق کرده باشد بنده مى‌خواهم عرض کنم که با همه این قرارها در چند مورد تخلف شده یکى در مورد همین کلمه داوطلب است الان در همین لیستى که شما امسال امتحان کردید یک عده‌اى هستند که سال گذشته داوطلب نبوده‌اند البته وزارت فرهنگ هم نمی‌تواند ادعا کند که ما علم غیب داریم و از باطن اشخاص خبر داریم آن چیزى که ما را قانع بکند همان آمار و دلایل است وزارت فرهنگ مى‌تواند این چیز را اساس قرار دهد و این عملى که وزارت فرهنگ کرده است مثل این است که این عده سال گذشته در دل‌شان پیش خودشان داوطلب بوده‌اند بنابراین اینها چون در نفس‌الامر و واقع داوطلب بوده‌اند ما اسم آنها را ثبت کردیم اگر چنین چیزى باشد وزارت فرهنگ بگوید که ما از پشت پرده و از غیب اطلاع داریم این عده سال گذشته داوطلب بودند پیش خودشان و ما هم درک کردیم ما از شما سؤال مى‌کنیم که چه دلیلى دارد یک عده دیگر را شما رد مى‌کنید و می‌گویید شما سال گذشته داوطلب نبوده‌اید و حال آن که آن عده‌اى را که شما رد کرده‌اید و اجازه نداده‌اید که بروند سر جلسه امتحان بنشینند مدارک آنها هم عین همان‌هایى است که اجازه داده‌اید و رفته‌اند سر جلسه امتحان نشسته‌اند و امتحان داده‌اند آنها را به عنوان داوطلب سال گذشته قبول کرده‌اید من‏ باب نمونه من چند نفر از این آقایان را که امسال به عنوان داوطلب سال گذشته اجازه دادید که بروند در جلسه امتحان بدهند به اطلاع آقایان می‌رسانم یکى استوار یکم على محمد رحیمى است که این گواهى از بیمارستان نیروى هوایى دارد و بهدارى مدارس که آقاى دکتر نصیرى طرفدارش هستید که باید بهدارى مدارس تصدیق بکند گواهى بیمارى این آقاى رحیمى را که الان در پرونده موجود است فقط امضاى آقاى دکتر شافع را تصدیق کرده است اگر نظرتان باشد آن روز که در وزارت فرهنگ بنده بودم و آقاى دکتر سنجابى هم بودند وقتى که صحبت می‌کردیم ایشان مى‌فرمودند که باید بهدارى مدارس خود مندرجات را تصدیق بکند تصدیق امضا و تصدیق مندرجات کفایت نمی‌کند و حال این که این حرفى است که نمى‌شود برایش اساس قائل شد این مطلب رسم است توى این مملکت که یک کسى به دیگرى سندى می‌دهد پول می‌دهد یک تعهدى مى‌کند می‌روند در محضر آن مقام رسمى فقط آن امضایى که پاى آن مندرجات است تصدیق مى‌کند آن دکترى می‌تواند آن مندرجات را تصدیق کند که خودش هم کاملاً علم و اطلاع داشته باشد که این آدم مریض بوده است اگر این مریض بوده است و شاگرد مدرسه هم نبوده لزوم ندارد که به بهدارى مدارس مراجعه کند و طبیب بهدارى مدارس اطلاع پیدا کند که این آقا مریض بود بنابراین می‌رود و از اطباى معروف آن اطبایى که خود وزارت فرهنگ به آنها تصدیق می‌دهد که شما پزشکید شما دکترید شما طبیبید شما داراى یک شخصیتى هستید از نظر بهداشت و طب و اینها که خود وزارت فرهنگ به اینها اجازه داده است طبیب باشند خود اینها تصدیق می‌کنند که فلان آدم بیمار است و بهدارى مدارس شما امضاى او را تصدیق می‌کند معذلک کلاً یک عده زیادى را به همین بهانه که خود مندرجات تصدیق نشده بیرون ریخته و نگذاشتند امتحان بدهند و حال آن که بعضى از اینها را شما قبول کرده‌اید که اینها فقط تصدیق امضا شده در پرونده‌شان موجود است منجمله از اینها همین محمد رحیمى است یکى دیگر از اینها حسین طاهر‌زاده که آقاى بهرامى رئیس اداره امتحانات مى‌نویسد که ایشان سال گذشته داوطلب بوده‌اند اما البته همان طور که شوراى عالى فرهنگ تصویب کرده امسال وزارت فرهنگ حق داشته به کسانى اجازه بدهد امتحان بدهند که سال گذشته داوطلب بوده‌اند و مدارک طبى دارند این آقاى حسین طاهر‌زاده مدرک طبى در پرونده‌اش وجود ندارد حتى در پرونده‌اى که مدارک طبى هم هست هر چه جستجو کردم پرونده این شخص را پیدا نکردم بنابراین این هم قسمت دوم تخلف وزارت فرهنگ از تصویب‌نامه شوراى عالى فرهنگ که به یک کسى اجازه داده که در امتحان شرکت بکند و مراعات تصویب‌نامه شوراى عالى فرهنگ را نکرده‌اند یکى از این کسانى که امسال شما ازش امتحان کرده‌اید بانو خدیجه سبزوارى است اینجا آقاى امیر‌اصلانى در پاى گواهى این خانم نوشته است که چون رئیس درمانگاه شماره یک بهدارى آقاى هدایت گواهى کرده است که این شخص سال گذشته مریض بوده وزارت بهدارى هم به وظیفه خطیر خودش آگاه است که این هیچ وقت نمى‌آید که یک گواهى و شهادت دروغ بدهد بنابراین گواهى بیمارى این خانم هم مورد تصدیق است البته آقاى دکتر نصیرى اعتراض نفرمایید که من چرا به جزئیات مى‌پردازم کلى گفتن که ما بگوییم وزارت فرهنگ خراب است دبیرستان‌ها الان اکثراً معلم ندارد توى هر دبیرستانى جار و جنجال می‌شود این یک چیزهاى کلى است و این یک چیز جزیى است شما شروع کنید از اصلاحات همین جزئی‌ها همین جزئیات خراب است که وزارت فرهنگ خراب تحویل مملکت می‌دهد و مملکت را مى‌برد به یک بن‌بست که نه بچه‌هاى ما نه برادرهاى ما بتوانند درس بخوانند و نه آن کسانى که حقیقتاً علاقه‌مند به اصلاح فرهنگ هستند می‌توانند کارى بکنند همین تبعیضات در وزارت فرهنگ مى‌شود همین بالا بردن و قبول کردن عزیزان بلا‌جهت در وزارت فرهنگ و سایر وزارتخانه‌هاى مملکت می‌شود که همیشه توى این مملکت یک دسته ناراضى به وجود مى‌آورد که اگر انسان صحبت بکند که براى اصلاحات و براى رفع این همه بلاها و گرفتارى‌ها چه فکر کرده‌اید هزار دلیل جلو آدم می‌گذارند من از این عده‌اى که آمده بودند براى امتحان دبیرستان دارایى سؤال کردم که آقایان شما بی‌کارید یا کار دارید چون من یک عقیده‌اى دارم و به آقاى وزیر فرهنگ هم عرض کرده‌ام و حالا هم خدمت آقایان نمایندگان محترم هم عرض مى‌کنم که براى این مطلب یک فکر اساسى بکنید اساساً این قید را بردارید این قید و بست و اینها را کنار بگذارید بروید در پى یک رویه عاقلانه و آن این است که هر کس سواد دارد و مى‌تواند یک موضوع را امتحان بدهد او حق داشته باشد که امتحان بدهد حالا داوطلب دو هزار نفر بشوند یا شصت هزار نفر بشوند مانعى ندارد براى دانشکده طب یا دانشکده حقوق و یا سایر قسمت‌هاى فرهنگى اشکالى ندارد این قید را برش دارید در مقابل هم این قیدى را که درست کرده‌اید که دولت موظف است که هر کس دیپلمه است یا لیسانس است استخدام بکند آن را هم برش دارید مطلب تمام می‌شود دیگر کسى نمی‌تواند بگوید که نمی‌شود توى این مملکت درس خواند این حرف دیگر مسموع نیست از دولت یا دانشگاه و یا از مقامات مسئول دیگر به علت این که ما اتاق کم داریم و میز و نیمکت کم داریم و به این علت فرزندان مملکت نباید درس‏ بخوانند این دیگر در دنیاى امروز قابل قبول نیست باید اتاق درست کرد این همه اتاق‌ها

+++

این همه عمارت بیهوده توى این مملکت صرف هزار چیز بیهوده مى‌شود اینها را بگذارید در اختیار دانشگاه یک خرده آقایان استادان بیشتر تکان بخورند یک خرده بیشتر کار بکنند شاید یک عده زیادى با‌سواد و تحصیل‌کرده بشوند در ضمن این قید را که اگر کسى دیپلمه و لیسانسیه شد دولت موظف است به آنها کار بدهد بردارید من از آقایان سؤال کردم که شما‌ها کار دارید یا بیکارید؟ گفتند که ما سر کار هستیم گفتم پس شما چه اصرارى دارید که حتماً می‌خواهید امسال کلاس ششم دارایى را امتحان بدهید حالا که سر کار هستید و این هم زیاد در سرنوشت شما تأثیرى ندارد گفتند اولاً دیپلم داشتن در سرنوشت ما تأثیر دارد و در ثانى اگر این معامله را با همه می‌کردند ما حرفى نداشتیم یعنى یک عده‌اى آمدند و شما از آنها امتحان کرده‌اید و اینها کسانى بودند که عین شرایط آنها را داشتند یعنى یک تصدیق بهدارى داشتند تصدیق امضاى آنها را بهدارى کرده بود اگر می‌گویید سال گذشته نام‌نویسى نکرده اگر آنهاى دیگر هم نام‌نویسى نکرده بودند این تبعیضى که شده است 200- 300 نفر را در این مملکت ناراضى کرده است اساساً هر کار خلاف ترتیبى که مى‌شود یک عده را ناراضى می‌کند من یقین دارم که سال آینده همه همین امتحان تجدید خواهد شد سه سال بیشتر چهار سال پیشتر نمی‌دانم چند سال است دبیرستان دارایى منحل شده ولى هر سال هم یک عده‌اى به نام سال شش دبیرستان دارایى امتحان مى‌دهند آقاى دکتر نصیرى یک تصمیمى بگیرید تکلیف این عده‌اى که امسال سرگردان شده‌اند و 5 ماه است معطل‌اند تعیین کنید یا آنهایى که بر‌خلاف قاعده و بر‌خلاف تصویب‌نامه امتحان کرده‌اید آنها را هم بیرون کنید به عقیده بنده جرم است که وزارت فرهنگ یک عده‌اى را قبول بکند و بعد بگوید که ما اشتباه کردیم اساساً اینها را بیرون کنید و در اینجا را ببندید و بگویید دبیرستان دارایى مرد اینها را ببوسید و بگذارید کنار که هر سال براى وزارت فرهنگ و براى یک عده‌اى این مخمصه به وجود نیاید البته من اینجا اسامى متعددى را یادداشت کرده‌ام هم اسامى آن اشخاصى که وزارت فرهنگ امتحان کرده و هم از آن کسانى که امتحان نکرده مثلاً این آقاى رضا سعیدى پزشکش آقاى دکتر بهزاد بوده و امضایش را بهدارى آموزشگاه تصدیق کرده است این هم مثل محمود رحیمى است که گواهى آورده و امضاى دکتر شافع را هم بهدارى تصدیق کرده به این گفته‌اند تو نباید امتحان بدهى و به آن آقاى محمد رحیمى اجازه داده‌اند که امتحان بدهد یک کس دیگر اسمش آقاى امیر کاردار است که این آقا در سال 1319 تصدیق سیکل گرفته است تصدیق کلاس 9 گرفته که اصلاً مى‌گویند شوراى عالى فرهنگ این تصویب‌نامه را براى این وجود نازنین گذرانده توى پرونده دیدم که روى جلد این پرونده یک عبارت عجیبى نوشته و آن نوشته این است اداره کل ساختمان وزارت دارایى به وسیله تلفن کاخ با شماره 1895 با آقاى امیر کاردار صحبت فرمایید من نفهمیدم که چه مقامى بوده که پشت جلد پرونده نوشته است به این آقاى امیر کاردار صحبت بفرمایند این چه مقامى بوده است مقامات عالیه وزارت فرهنگ چه کارى داشته‌اند با این امیر کاردار با او صحبت بفرمایند غرض این مطالب هست خواه شما تکذیب بکنید خواه نکنید غرض ما این است که توى این مملکت رسم بوده است هر کارى که کرده‌اند با صرف گفتن تکذیب می‌کنم برطرفش می‌کنند ولى حالا فایده ندارد شما بگویید تکذیب می‌کنم و چون در وزارت فرهنگ همه این مدارک موجود هست اگر وقت شما و وقت مجلس گرفته نمى‌شد یکایک آن کسانى که شما امتحان‌شان کردید مدارک تحصیلى‌شان را نشان مى‌دادم و همچنین مدارک تحصیلى آن کسانى را هم که شما اجازه ندادید بیایند امتحان بدهند نشان مى‌دادم که آقایان نمایندگان ببینند که این دو نفرى که یکیش محروم است و یکیش را برده‌اند امتحان کرده‌اند هیچ فرقى از نظر مدارک موجود نیست بنابراین آقاى دکتر نصیرى بنده می‌خواهم از جنابعالى تقاضا کنم هر چند که من می‌دانم الان تشریف مى‌آورید اینجا می‌فرمایید آن عده مدارک داشتند و این عده نداشتند اما واقع‌اش این طور نیست الان پرونده‌های‌شان هست هر دو عده مدرک داشته‌اند منتهى مقامات عالیه خواسته‌اند مدارک یک عده‌اى را قبول کنند و مدارک یک عده‌اى را قبول نکنند حالا چرا؟ دلیلش را خود آقایان بهتر مى‌دانند که چرا یک عده‌اى را قبول مى‌کنند حالا شما هر جوابى به سؤال ارادتمند مى‌دهید بدهید ولى همان جا که نشسته‌اید یک فکرى بکنید که این گرفتارى رفع شود و یک عده‌اى که بدون جهت محروم شده‌اند تکلیف اینها بعد از 6 ماه معطلى معین شود.

نائب رئیس - محض اطلاع آقایان مى‌خواستم عرض کنم موقعى که سؤال مطرح مى‌شود آقایان بیش از یک ربع وقت صحبت ندارند این را آقایان باید توجه بفرمایند. آقاى دکتر نصیرى‏

معاون وزارت فرهنگ (دکتر نصیرى) - در جواب آقاى شمس قنات‌آبادى نماینده محترم مجلس شوراى ملى مراتب به استحضار مجلس شوراى ملى می‌رسد.

دبیرستان دارایى اصولاً براى تهیه کارمندان آشنا به امور محاسباتى براى وزارت دارایى و از طرف آن وزارت تأسیس شده بود پس از آن که مقرر گردید دبیرستان‌هاى اختصاصى به وزارت فرهنگ منتقل شود دبیرستان دارایى نیز ضمیمه وزارت فرهنگ گردید چون وزارت دارایى احتیاج به فارغ‌التحصیلان آن دبیرستان نداشت به طوری که عموماً به وزارت فرهنگ براى استخدام به عنوان معلمى مراجعه می‌نمودند از سال 28 شاگرد جدید پذیرفته نشد به طوری که دبیرستان دارایى در سال 30 منحل گردید و شاگردانى که در سال سوم بودند و داوطلبان متفرقه‌اى که در سال 30 طبق مقررات ثبت‌نام نموده بودند در امتحانات شرکت کردند و عده‌اى قبول و بقیه مردود شدند در اواخر سال 30 عده‌اى از مردودین به وزارت فرهنگ مراجعه و اظهار نمودند که کلیه امتحانات نهایى داراى دو مرحله است و کسانى که تجدیدى می‌شوند حق دارند یکبار دیگر در امتحانات شرکت نمایند و این حق از شرکت‌کنندگان در امتحانات دبیرستان دارایى سلب شده است شوراى عالى فرهنگ با در نظر گرفتن تقاضاى آنها و مقتضیات وقت مقرر داشت داوطلبانى که در شهریور 30 در امتحانات مذکور شرکت نموده ولى توفیق حاصل نکرده‌اند مى‌توانند یک بار دیگر در سال 31 در امتحانات نهایى دوره مذکور شرکت نمایند پس از صدور رأى مذکور عده کثیرى مراجعه و تقاضاى شرکت در امتحانات نمودند که چون دبیرستان دارایى منحل شده بد با تقاضاى آنها موافقت نشد و به طوری که ملاحظه می‌فرمایید در اجراى این امر تبعیضى به عمل نیامده این ایرادى که فرمودید مربوط به یک ماده آیین‌نامه‌ای ا‌ست کلیه کسانى که براى امتحانات نام‌نویسى مى‌کنند و توفیق حاصل نمی‌کنند اینها مردود شناخته مى‌شوند حالا یا به واسطه کسالت حاضر نشده باشند یا حاضر شده باشند داوطلب کسى است که ثبت‌نام کرده باشد ثبت‌نام یکى از شرایط امتحانات است (شمس قنات‌آبادى - داوطلب را از کجا بفهمیم که داوطلب است) داوطلبانى که ثبت‌نام کرده‌اند و نتوانسته‌اند امتحان بدهند اینها جزو مردودین هستند (شمس قنات‌آبادى - جناب آقاى دکتر نصیرى بنده فقط یک سؤالى دارم) بفرمایید (زنگ رئیس) کسانى که در امتحانات شرکت مى‌کنند و قبول نمى‌شوند و یا به واسطه کسالت نتوانند امتحان بدهند مردود شناخته مى‌شوند به این مردودین در مرحله اول به واسطه رأى شوراى عالى فرهنگ اجازه تجدید امتحان یک مرتبه به آنها داده شده بنابراین اشخاص دیگرى که داوطلب بوده‌اند و نتوانسته‌اند ثبت‌نام بکنند اینها جزو مردودین محسوب نمى‌شدند و مى‌بایستى مجدداً براى آنها شوراى عالى فرهنگ رأى بدهد و این رأى داده شد که کسانى که داراى تصدیق مبنى به بیمارى خودشان داشته باشند و آن تصدیق هم به موقع به بهدارى آموزشگاه‌ها برسد و مورد تأیید واقع شود حق دارند امتحان بدهند ممکن است این عده‌اى را که می‌فرمایید این اشخاص به موقع نتوانسته‌اند قبل از امتحان مدارک خودشان را به تصدیق بهدارى آموزشگاه‌ها برسانند همان شخصى را که فرمودید آقاى رحیمى این داراى یک گواهى است که از طرف یکى از بیمارستان‌هاى ارتش گواهى شده که این بیمار بسترى بوده البته گواهى‌نامه‌اى که از طرف بیمارستان‌ها و بهدارى‌های دولتى گواهى شده باشد مورد تأیید بهدارى آموزشگاه‌ها واقع می‌شود و کسانى که گواهى بیمارى صحیح داشته‌اند در امتحانات شرکت کرده‌اند و آن کسانى که نتوانستند در امتحانات شرکت کنند این مدارک معتبر را نتوانسته‌اند به بهدارى آموزشگاه‌ها ارائه بدهند. بنده تصور می‌کنم این موضوع در کمیسیون فرهنگ با یکى دیگر از کمیسیون‌هاى مجلس که معین مى‌شود مطرح بشود تا در آنجا اسناد و مدارک ارائه داده شود و معلوم گردد که هیچ تبعیض به عمل نیامده است.

نائب رئیس - آقاى قنات‌آبادى توضیحى دارید؟ (قنات‌آبادى - بلى) بفرمایید.

شمس قنات‌آبادى - یک نکته‌اى را جناب آقاى دکتر نصیرى با وجود این که بنده اینجا در پیرامونش خیلى صحبت کردم توضیحى نفرمودند آن این بود که این داوطلب را شما به چه کسانى مى‌گویید آیا داوطلب به غیر از کسانى است که بروند آنجا اسم بنویسند و مدارک را هم در اختیار آن مقام بگذارند و در وقت امتحان بتوانند امتحان بدهند به کسان دیگر مى‌توانید داوطلب اطلاق بکنید؟ همه دلشان مى‌خواهد بروند دیپلم بگیرند همه دل‌شان می‌خواهد لیسانس بگیرند ولى وزارت فرهنگ حق ندارد کسانى را که توى دلشان داوطلب بوده‌اند امتحان بکند بنده عرض می‌کنم آقا این اسامى که اشخاصى اینجا نوشته شده اینها کسانى هستند که پارسال اسم ننوشته بودند شما از کجا تشخیص دادید که اینها داوطلب هستند چطور شما مى‌گویید که آقایان صدر اصفهانى - شمس جلالى - سرفراز - امیر کاردار - رحیمى - خارکش - سپهرى از کجا و به چه دلیل و مدرک می‌گویید اینها پارسال داوطلب بوده‌اند و حال آن که لیست کسانى که پارسال داوطلب بوده‌اند و یک عده‌اى مردود شده‌اند ما خواستیم وزارت فرهنگ براى ما نیاورد آقا اینها اساساً سال گذشته ثبت‌نام نکرده‌اند بعد از آن که این تصویب‌نامه از شوراى عالى فرهنگ گذشت که داوطلبانى که سال گذشته مریض بودند و نتوانسته‌اند ثبت‌نام کنند مى‌توانند امتحان بدهند اینها آمده‌اند داوطلب شده‌اند جنابعالى فرمودید که تبعیض نشده تبعیض یعنى چه؟ من عرض کردم که بنده نمی‌خواهم وقت مجلس را بگیرم و پرونده‌ها و مدارک را بیاورم و یکى یکى آنها را نشان بدهم و مقایسه بکنم از کسانى که یک بیمارستان گواهى کرده که این مریض بوده مسعود امیر چوپانى است گواهى رئیس بیمارستان نیروى هوایى سرهنگ دو دکتر شافع را داشته معذلک ترتیب اثر ندادید این جزو آن کسانى

+++

است که وزارت فرهنگ امتحانش نکرده است در حالى که شما مى‌فرمایید رئیس فلان بیمارستان ارتش تصدیق کرده این را هم رئیس بیمارستان نیروى هوایى سرهنگ دو شافع تصدیق کرده معذلک به این اجازه ندادید امتحان بدهد وزارت فرهنگ این را قبول بکند که در این مورد تبعیض نشده این را جنابعالى مى‌فرمایید معنى داوطلب در تمام دنیا معلوم است داوطلب به کسى می‌گویند که برود ثبت‌نام بکند (دکتر معظمى - با شرایطش) البته با شرایطش خیلى کسان در خیابان راه می‌روند همه داوطلب همه چیز هستند پس یک روزى بیایند بگویند کسانى که فلان روز داوطلب وزارت بوده و شرایطش را هم اگر نشان ندهند وزیرند همه ما مى‌توانیم برویم بگوییم که ما داوطلب بودیم این که نمى‌شود داوطلب یک آثارى دارد یکى از آنها این است که باید برود ثبت‌نام بکند و الّا اگر ثبت‌نام نکرد داوطلب نیست. یازده، دوازده نفر را امسال وزارت فرهنگ امتحان کرد و چون اینها سال گذشته نام‌نویسى نکرده‌اند نمی‌شد به آنها بگویند داوطلب‏.

نائب رئیس - آقاى معاون وزارت فرهنگ‏

معاون وزارت فرهنگ - داوطلبانى که ثبت‌نام کرده‌اند و جزو مردودین هستند تمام آنها حق دارند که مجدداً امتحان بدهند بنابراین رأى مجددى براى آنها الزامى نداشت هر کس که داوطلب است نام نویسى مى‌کند امتحان مى‌دهد اگر نمره‌هایش کافى نباشد یا اصلاً نتواند شرکت بکند جزو مردودین است بنابراین به تمام کسانى که ثبت‌نام کرده بودند به آنها شوراى عالى فرهنگ اجازه داد که امتحان بدهند بعداً عده‌اى شکایت کردند که در آن موقع به واسطه کسالت نتوانسته‌اند ثبت‌نام کنند (شمس قنات‌آبادى - جناب آقاى دکتر نصیرى این دویست نفرى هم که شما راه ندادید اینها هم همین حرف را مى‌زنند که ما هم نتوانستیم ثبت‌نام بکنیم) داوطلبانى که به واسطه کسالت نتوانسته اند ثبت‌نام بکنند با شرایطى که به آنها اجازه داده شد که امتحان بدهند عده‌اى از اینها به موقع نتوانستند آن گواهى خودشان را ارائه بدهند و به این جهت محروم شده‌اند (قنات‌آبادى - تمام پرونده‌ها حاکى است که شش ماه قبل از امتحان مدارک‌شان را برده‌اند از اینها پول گرفته‌اند به روى پرونده‌ها نوشته‌اند پرونده تکمیل شده) همین کسى که شما فرمودید که حالا من اسمش نظرم نیست همان کسى که آقاى دکتر شافع گواهى کرده است که مریض بوده امتحان داده است اگر این شخص هم همان گواهى آقاى دکتر شافع را فرمودید به موقع مى‌داد آن هم امتحان مى‌داد چون به موقع مدارک خودش را نداده است به این جهت محروم شده است (قنات‌آبادى - یعنى شش ماه قبل به موقع نبود؟) بنده براى این که وقت مجلس گرفته نشود همان طوری که عرض کردم تقاضا دارم کمیسیونى معین بشود تا در آنجا مدارک و اسناد ارائه داده بشود تا معلوم بشود که هیچ گونه تبعیضى نشده است.

6- اعلام وصول نامه یکى از بازماندگان شهداى 30 تیر و ارجاع به کمیته تحقیق‏

نائب رئیس - یک نامه‌ایى از آقاى محمد‌على عینکچى پدر یکى از شهداى 30 تیر رسیده است که به کمیته تحقیق فرستاده مى‌شود.

7- تقدیم تقاضاى طرح لایحه زندانیان به وسیله آقاى کریمى‏

نادعلى کریمى - یک تقاضایى است با 15 امضاء راجع به طرح لایحه زندانیان که در دوره 16 مطرح بوده است تقدیم مقام ریاست می‌کنم‏.

شمس قنات‌آبادى - تقاضا شده که لایحه تعلیق زندانیان مطرح بشود.

نائب رئیس - آقاى وزیر دارایى‏.

8- تقدیم لایحه یک دوازدهم آبان به وسیله آقاى وزیر دارایى‏

وزیر دارایى (آقاى کاظمى) - خاطر آقایان نمایندگان محترم در کمیسیون بودجه مستحضر است قسمت اول بودجه عایدات را در هفته گذشته بنا بر وعده که شده بود تقدیم کمیسیون کردم (حائرى‌زاده - باید به وسیله مجلس بدهید) قسمت مخارج را هم مشغول تنظیمش هستیم و امیدوارم که تا دو سه هفته دیگر بودجه کل کشور را تقدیم بنمایم ولى چون آبان ماه تمام شده و حقوق کارمندان باید داده شود لایحه یک دوازدهم آبان ماه را تقدیم می‌کنم‏.

فرامرزى - تقاضاى فوریت بفرمایید.

9- سؤال آقاى وکیل‌پور راجع به لغو جیره‌بندى قند و شکر و جواب آقاى وزیر دارایى‏

نائب رئیس - آقاى وکیل‌پور

وکیل‌پور - عرض کنم که بنده دو سؤال از آقاى وزیر دارایى کردم که یکى مربوط است به قند و شکر و دیگرى راجع به موضوع استخدامى است و چون جناب آقاى رئیس مى‌فرمایند که یکى یکى باید مطرح بشود لذا اول راجع به قند و شکر صحبت مى‌کنم قبلاً مقدمه‌اى عرض کنم - در تاریخ حیات هر ملتى یک فرصت‌هایى پیش مى‌آید که اگر از آن فرصت‌ها به نحو اکمل و اتم استفاده نشود غبن فاحشى نصیب ملت می‌شود (صحیح است) و یکى از فرصت‌هاى تاریخى و بزرگ امروز نصیب ملت ایران شده است براى استفاده از این فرصت یک مردان کار‌آزموده لایق، صالح امروز است که در رأس کارها باشند و بتوانند کارها را انجام بدهند و قدم‌هاى بلندى براى خیر و صلاح مردم بردارند من با این که از طرفداران جدى دولت جناب آقاى دکتر مصدق هستم و با این که اذعان دارم این فرصت بزرگ تاریخى را شخص شخیص دکتر مصدق به وجود آورده است اگر تمام هم نبوده نقش مهمى در به وجود آوردن این فرصت داشته است ولى باید با کمال تأسف عرض کنم که وزارت دارایى یکى از آن دستگاه‌هایى است که افراد صالح و مجرب در رأسش نیست ...

نائب رئیس - آقاى وکیل‌پور تأمل بفرمایید اکثریت نیست (پس از چند لحظه اکثریت حاصل شد) بفرمایید.

وکیل‌پور - وزارت دارایى در این مدت اختیارات شش ماه جناب آقاى دکتر مصدق یا کارى نکرده است و یا اگر کارى کرده است به ضرر ملت بوده بنده فکر می‌کنم که وزارت دارایى فکر کرده است که این دوره اختیارات شش ماه جناب آقاى دکتر مصدق دوره‌اى براى آزمایش افکار و عقاید ناپخته و غلط است و غافل بوده است از این که زندگى عمومى مردم را نمی‌شود صحنه آزمایش‌هاى غلط و نا‌پخته قرار داد. آنهایى که مسئولیت اداره امور را دارند باید بدانند که هر تغییر وضعیتى متضمن اصلاح نیست و تغییر وضع‌هایى که می‌شود و بدون مطالعه وضع سابق را عوض می‌کند نتیجه‌اش جز ایجاد تشنج جز ایجاد اضطراب جز نومیدى و تزلزل در بین مردم چیز دیگرى نیست (در این موقع چون آقاى امامى‌اهرى در جایگاه وزرا نشسته بودند آقاى نریمان به شرح زیرا اخطار نظامنامه‌اى دادند)

نریمان - آقاى رئیس اخطار نظامنامه‌اى دارم جایگاه وزرا براى وزرا تخصیص داده شده.

نائب رئیس - آقاى امامى‌اهرى رعایت نظامنامه را بفرمایید. آقاى وکیل‌پور

وکیل‌پور - دلایل زیادى براى اثبات این مدعى در دست است که یکى از آن موارد الغای جیره‌بندى قند و شکر است همه آقایان محترم شاهد بودند که در این اواخر وضع جیره‌بندى قند و شکر به صورت مطلوب و منظمى در‌آمده بود و کسى شکایتى نداشت و اگر هم شکایتى می‌شد از این باب بود که چرا فرضاً سهمیه یک شهرستانى مساوى با سهمیه شهرستان دیگرى نیست و فقط از لحاظ تبعیض بود ولى بعد از آن که در نتیجه کاردانى و حسن تدبیر وزارت جلیله دارایى دیدیم که این جیره‌بندى لغو شد همه آقایان شاهد بودند که در همین شهر تهران براى گرفتن قند و شکر چه غوغایى برپا شد بنده فکر می‌کنم که این عمل وزارت دارایى را جز براى ایجاد تشنج جز براى ایجاد اضطراب به چیز دیگرى حمل نمی‌شود کرد من حتى خوش‌بین‌ترین افراد را هم که هیچ عملى را حمل بر سوء‌نیت نمی‌کنند دیدم که اظهار و ابراز تأسف نسبت به این عمل خوددارى نمى‌کردند دلایل عدیده براى اثبات این نظریه موجود است دلیل اول این که موقعى که ملت ایران در شدیدترین وضعیت مضیقه ارزى است به هیچ وجه صحیح نبود که جیره‌بندى که در حقیقت کنترل دولت را نسبت به واردات قند و شکر تجدید می‌کرد از میان بردارند شما ملاحظه کنید از یک طرف یک دستگاه اقتصادى دولت یعنى وزارت مالیه موجبات افزایش مصرف قند و شکر را فراهم می‌کند و از طرف دیگر دستگاه وزارت اقتصاد براى تقلیل واردات و تعیین سهمیه وارداتى کوشش می‌کند که از میزان واردات کسر شود یعنى این را باید در حقیقت گفت سیاست هماهنگى دستگاه اقتصادى دولت قند و شکر را اگر به ملت ایران به طور تساورى مى‌دادند من یقین داشتم که اگر این ملت نجیبى که به طور کلى بیدار هست بهش می‌گفتند که با 80 هزار تن محصول داخلى خودش بسازد و از 120 هزار تن محصول خارجى صرف‌نظر کند بلا‌شک خود ملت ایران زیر این بار می‌رفت و با جبین گشاده این کار را استقبال مى‌کرد و این خزانه تهى را از صرف مبالغ گزافى ارز و فرستادن به خارج بى‌نیاز مى‌کرد می‌خواهم عرض کنم که این کارى که وزارت دارایى فقط و فقط براى ضرر زدن به خزانه دولت و براى ایجاد عدم رضایت فراهم کرد اما یک نفع داشت آن هم براى یک طبقه آن طبقه محتکر و آن طبقه سود‌پرست که با کمال بى‌تابى و بصیرت مى‌دید که ذخیره کافى از قند و شکر در دستگاه دولت وجود ندارد با کمال بصیرت و بى‌تابى مى‌دید که ملت ایران در تنگناى ارز قرار گرفته و هر چه به بازار قند و شکر می‌فرستادند خریده و احتکار می‌کرد عجیب این است که آقاى وزیر دارایى در چند روز پیش می‌گویند که الحمدالله غائله قند و شکر مرتفع شده است یعنى غوغا نیست ولى من از چند روزنامه‌هاى چند شب پیش چند قسمت را استخراج کرده‌ام که همه اینها در شهرستان‌ها داد می‌زنند قند و شکر احتکار مى‌شود و البته دلیل قطعى هست که باید این باشد آنهایى که الفباى اقتصاد را خوانده‌اند مى‌دانند که وقتى ضرورت دارد که جیره‌بندى لغو شود که در حقیقت میزان عرضه بر میزان تقاضا فزونى داشته باشد ولى شما که مى‌بینید عرضه‌تان کم است چرا به این عمل دست می‌زنید من صد در صد اعتقاد دارم که این کار را فقط و فقط از بابت این که چند نفر محتکر استفاده کنند کردید و لا‌غیر. شما در همان تاریخى که جیره‌بندى قند و شکر را لغو مى‌کنید ضمن یک بخشنامه محرمانه به تمام شهرستان‌ها دستور مى‌دهید که از میزان قند و شکرى که در موقع جیره‌بندى تقسیم می‌کردند تجاوز نکند

+++

دم خروس را باید باور کرد یا تبلیغات ظاهرى وزارت دارایى را على ای‌حال من در این قسمت بیشتر از این توضیح نمى‌دهم و موکول می‌کنم به این که آقاى وزیر دارایى هم توضیحات خودشان را بدهند.

نائب رئیس - آقاى وزیر دارایى‏.

وزیر دارایى (آقاى کاظمى) - به طوری که آقایان نمایندگان محترم استحضار دارند جیره‌بندى یک کالا که در مواقع ضرورى انجام مى‌شود براى این است که مصرف‌کنندگان آن کالا مقدار محدودى را که براى هر کس تعیین مى‌شود به سهولت به قیمتى که مقرر شده به دست آورند و مادام که جیره‌بندى جریان دارد بازار سیاهى براى آن کالا موجود نباشد و مقصود اصلى از جیره‌بندى وقتى حاصل می‌شود که طبق آمار صحیح جمعیت از روى دقت کارت توزیع شود در جیره‌بندى که چند ماه قبل براى قند و شکر برقرار شده بود تعداد حقیقى افراد رعایت نشده بود و چون همه روزه عده زیادى از مردم خارج به مرکز شهرستان آمده و مطالبه کارت جیره‌بندى مى‌نمودند و از طرف دیگر کارت اشخاصى که داراى کارت بودند در موقع مسافرت به خارج از مرکز بلاتکلیف مى‌ماند و معلوم نبود جنس مربوط به چه ترتیب توزیع و به چه اشخاص و به چه قیمت فروخته می‌شود و با این که دولت براى قند و شکرى که براى فروش به مصرف‌کنندگان به عاملین سابق تحویل مى‌داد نرخ ثابتى معین نموده بود و دو نرخ دیگر نیز براى قند و شکر از شرکت کارخانه‌جات قند سازمان برنامه خریدارى می‌نمودند دیگر نرخى که بازرگانان و واردکنندگان قند و شکر از خارج از کشور براى فروش کالاى خود منظور مى‌داشتند و به این ترتیب قند و شکر به نرخ‌هاى مختلف در بازار آزاد فروخته مى‌شد و غالباً مصرف‌کنندگان نمى‌توانستند سهمیه محدود و مختصر خودشان را تمام و کمال به قیمت دولتى از عاملین سابق به دست آورند و ناچار بودند بقیه یا تمام احتیاجات ضرورى خودشان را به نرخ‌هاى بازار آزاد خریدارى نمایند و شکى نیست که این وضعیت بر‌خلاف مصلحت مردم بود و این نوع جیره‌بندى نتیجه‌اى جز محرومیت اکثر مردم مخصوصاً اهالى قصبات و دهات از خرید نیازمندی‌هاى خود به قیمت مناسب نداشت و لازم بود که براى رفاه عامه اقدام به رفع محدودیت‌هاى مربوط در نتیجه اجراى جیره‌بندى بشود از این رو دولت به موجب تصویب‌نامه جیره‌بندى قند و شکر را لغو و موضوع عاملیت و سهمیه را که وسیله محدودیت و مانع توزیع آزاد قند و شکر و رسیدن این کالا به دست عموم مصرف‌کنندگان و به میزان مورد احتیاج آنها به قیمت ثابت بود از بین برد و براى کسانى که قند و شکر را به منظور فروش به مصرف‌کنندگان تحویل می‌گیرند سود عادلانه تعیین شد که عموم فروشندگان به قیمت ثابت دولتى با رعایت سود مزبور بفروشند.

ثانیاً - وضع فعلى توزیع قند و شکر تا حدى رضایت‌بخش مى‌باشد و البته توجه به این نکته ضرورت دارد که در یک چنین امر مهمى که عده‌اى اشخاص استفاده‌جو براى ادامه استفاده خود سعى دارند ایجاد اشکالاتى نمایند و باید با آنها مبارزه شود مشکلاتى ایجاد می‌شود که باید با حسن تدبیر در رفع آن اقدام نمود و خوشبختانه جریان کار در مرکز طورى است که عموم مصرف‌کنندگان می‌توانند قند و شکر را به مقدارى که احتیاج دارند به قیمت مناسب به دست آورند زیرا احتیاجات کارمندان وزارتخانه‌ها و مؤسسات و بنگاه‌هاى دولتى و غیره به وسیله ادارات حسابدارى آنها به قیمت دولتى حتى بدون هزینه حمل و نقل داده مى‌شود و براى سایر مصرف‌کنندگان نیز با اجراى توزیع آزاد علاوه بر سقط فروشان و مغازه‌داران که سابقاً هم قند و شکر را براى فروش به مصرف‌کنندگان تحویل می‌گرفتند و به عده زیادى از خواربار‌فروش‌ها نیز که در نقاط مختلف شهر مشغول کسب هستند مقدار کافى قند و شکر داده شده و این فروشندگان شکر را از قرار کیلویى 17 ریال و قند را کیلویى 22 ریال به عموم مصرف‌کنندگان می‌فروشند و تعداد مراکز فروش آنها روز به روز در تزاید مى‌باشد و همه روزه مراقبت مى‌شود که کلیه فروشندگان جنس را به مأخذ مقرر و بدون تقلیل به مصرف‌کنندگان بفروشند.

اصناف مختلف از قبیل قناد و آب‌نبات‌ریز و بستنى‌فروش و غیره نیز در حدود مقدارى که احتیاج دارند جنس به قیمت دولتى تحویل مى‌گیرند و چون قیمت مزبور با آنچه قبل از الغاى جیره‌بندى تفاوت دارد به آنها تذکر داده شده که قیمت محصولات خودشان را تنزل بدهند و مراقبت خواهد شد که این منظور انجام شود.

کلیه اشخاصى که قند و شکر خریدارى کرده‌اند براى فروش به مصرف‌کنندگان بوده است و به طوری که در لایحه قانونى منع احتکار قند و شکر مقرر شده اشخاصى که احتکار نمایند جنس مورد احتکار آن بلا‌عوض ضبط می‌شود.

وضع توزیع قند و شکر شهرستان‌ها نیز رو به خوبى می‌رود و اگر در چند نقطه گاهى بى‌ترتیبى پیدا شود براى رفع آن اقدام فورى به عمل مى‌آید و به طور کلى با ترتیباتى که در نظر گرفته شده کار توزیع قند و شکر در کلیه شهرستان‌ها به زودى به صورت صحیح جریان یافته کلیه طبقات مصرف‌کنندگان احتیاجات خودشان را به سهولت به دست خواهند آورد.

ثالثاً - قبل از الغاى جیره‌بندى وزارت دارایى مقدار کافى قند و شکر در انبارهاى خود موجود داشت (وکیل‌پور - آقا چقدر بود؟) و به موجب تصویب‌نامه الغاى جیره‌بندى موجودى مربوط به بهره‌بردارى سابق کارخانه‌جات قند ایران و تمام محصول بهره‌بردارى امسال کارخانه‌جات مزبور به وزارت دارایى منتقل شده و شرکت کارخانه‌جات قند ایران هیچ گونه دخالتى در فروش محصول کارخانه‌جات مربور ندارد و وزارت دارایى قیمت محصول را به سازمان برنامه مى‌پردازد. در حال حاضر وزارت دارایى قند و شکر به مقدار کافى در اختیار دارد و علاوه بر موجودی‌هاى سابق و موجودى سازمان برنامه را تحویل گرفته و امسال محصول کارخانه‌جات قند را نیز به تدریج تحویل مى‌گیرد و طبق پیمان‌هایى که منعقد شده و می‌شود از امریکا و کشورهاى دیگر مقادیر مهمى قند و شکر به زودى در اختیار خواهد داشت و جاى هیچ گونه نگرانى نیست.

رابعاً - به طوری که در قسمت دوم توضیح داده شد چون عاملین سابق غالباً جنس را به نرخ مقرر در دسترس مصرف‌کنندگان نمی‌گذاشتند (نبوى - صحیح است) و بناى کار بعد از الغاى جیره‌بندى بر آزادى توزیع قند و شکر قرار گرفت براى رفاه مصرف‌کنندگان به عده زیادى از خواربار‌فروش‌ها جنس داده شد و این اشخاص جنس را مرتباً به مصرف‌کنندگان می‌فروشند و عمل آنها مورد رسیدگى قرار مى‌گیرد.

خامساً - دستور مربوط به فروش قند و شکر در حدود سهمیه و رعایت موجودى که پس از الغاى جیره‌بندى به ادارات دارایى شهرستان‌ها صادر شده براى این منظور بوده که ادارات مزبور متوجه باشند فقط در حدود میزان احتیاجات واقعى هر محل که قبلاً تعیین و سهمیه آن براى هر‌ماه معین شده بود بفروشند و موجودی‌هایى را که باید به تدریج در ماه‌هاى بعد بفروشند یک جا مصرف ننمایند صدور این دستور ضرورى بوده و اگر چنین اقدامى نمی‌شد ممکن بود در مدت قلیلى موجودی‌هاى قند و شکر در شهرستان‌ها فروخته شود و محتاج به توضیح نیست که اگر این جریان پیش مى‌آمد بحرانى در کار توزیع قند و شکر پیدا شده و وزارت دارایى از لحاظ موجودى دچار مضیقه می‌گردید.

با توضیحاتى که بیان شد آقایان نمایندگان ملاحظه می‌فرمایند که اقدام در الغاى جیره‌بندى قند و شکر کار مفید و نافعى بوده و این عمل متضمن رفاه و آسایش مردم در سراسر کشور بوده و در نتیجه اجراى آن نرخ قند و شکر که تقریباً قبل از الغاى جیره‌بندى در هر کیلو دو برابر نرخ دولتى بوده امروز در همه کشور با نرخ دولتى در هر کیلو فقط دو یا سه ریال تفاوت دارد یعنى شکر که بازار آزاد آن سابقاً هر کیلو 30 ریال بود فعلاً 19 ریال و 20 ریال و قند که هر کیلو آن سابقاً 38 و 35 ریال بود فعلاً 23 ریال است و البته این مختصر تفاوت نیز به تدریج از بین می‌رود و در هر حال می‌توان مطمئن بود که در نتیجه این اقدام مهم عموم مصرف‌کنندگان بتوانند تمام قند و شکر مورد احتیاج خود را بدون هیچ گونه محدودیت به نرخ مناسب دولتى خریدارى نمایند و اشاره به وجود سوء ‌جریان و نظریات خاصى در لغو جیره‌بندى و فروش به عده قلیلى به منظور انتفاع شخصى آنها و از این قبیل فرموده‌اند هیچ یک خوشبختانه صحت ندارد.

نماینده محترم درضمن صحبت‌شان به دو نکته اشاره فرمودندکه بنده مجبورم در جواب ایشان مختصرى عرض کنم یکى این که فرمودند وزارت دارایى براى ایجاد تشنج و ناراحتى همچو کارى را کرده یکى دیگر هم این که فرمودند که مقصود از این کار این بوده است که محتکرین سود ببرند بنده تعجب می‌کنم از ایشان که این طور اظهار کردند که هیچ یک از آنها درست نیست نه مقصود این بوده که تشنج تولید شود و نه مقصود این بود که به دسته محتکرین کمک بشود تمام سعى براى این بوده است که توده مردم و عامه طبقات مردم بتوانند استفاده بکنند و این کار هم خوشبختانه شده است این همه زحمتى که در این دو سه ماهه کشیده شد نتیجه‌اش این است که امروز نرخ پایین آمده است.

به طوری که عرض کردم نرخ قند از 38 ریال به 22 ریال و 20 ریال رسیده است چه نتیجه‌اى بالاتر از این کار بوده که حاصل شده قبلاً در بازار سه نرخ وجود داشت یکى نرخى بود که تجار هر چه دل‌شان مى‌خواست مى‌فروختند کیلویى 38 ریال و یک نرخى بود که سازمان برنامه می‌فروخت و یکى هم نرخ دولت بود ولى خوشبختانه حالا یک نرخ بیشتر موجود نیست و این تفاوت مختصرى که بین نرخ عاملین و بازار هست از بین خواهد رفت و این که اشاره فرمودند موضوع جیره‌بندى تابع عرضه و تقاضا است کاملاً صحیح است و این که فرمودند باز هم از خارج وارد مى‌کنند سر سوزنى جاى نگرانى نیست و ایشان هر طور که میل دارند تصور بکنند ولى خیال مى‌کنم انجام این کار یک کارى است که تمام آقایان تقدیر و تمجید مى‌فرمایند.

نائب رئیس - آقاى وکیل‌پور توضیحى دارید بفرمایید.

وکیل‌پور - در مثل مناقشه نیست ولى جوابى که جناب آقاى وزیر دارایى مرحمت فرمودند مرا به یاد یک مثلى انداخت می‌گفتند یک وقتى شخصى به یکى بدهکار بود به یکى از وکلاى دادگسترى مراجعه کرد

+++

و گفت چه کار کنم که این پول را ندهم گفت هر وقت قاضى تو را احضار کرد هر چه گفت این پول را بده بگو منکرم گفت همین یک کلمه؟ گفت بله بگو منکرم کافى است، این شخص را قاضى احضار کرد گفت این پول را چرا نمى‌پردازدى؟ گفت منکرم گفت این سند دارد درست است گفت بلى گفت گفت سه ماه پیش صد تومان را ازش گرفتى یا نه؟ گفت بلى گفت پس چه مى‌گویى؟ گفت باز هم منکرم جوابى که آقاى کاظمى فرمودند عیناً همین جور و اصلاً جواب آن مطالبى که بنده عرض کردم و ایشان هم تصدیق کردند گفتم آقا مسئله اقتصادى لغو جیره‌بندى قند و شکر در صورتى لازم بود که عرضه بر تقاضا فزونى داشت و این فزونى داشتن عرضه بر تقاضا لازمه‌اش این بود که ایشان موجودیشان را نشان بدهند در سؤال بنده هم این مطلب نوشته شده بود که خواهش می‌کنم آن موقعى که شما جیره‌بندى را لغو کردید بفرمایید چقدر موجودى داشتید به علاوه شما بفرمایید این بخشنامه را که من مدعى هستم که به شهرستان‌ها کردید که زاید بر سهمیه توزیع نکنید درست است یا درست نیست؟ اگر این درست است دیگر آن چیزها نمى‌تواند درست باشد خلاصه کلام این که همان طور که جناب آقاى شمس قنات‌آبادى فرمودند وقتى که سؤال مى‌کنند آقایان بدون این که توجه کنند به آن مطالبى که در سؤال مندرج است و بدون توجه به مطالب و استدلال‌هایى که خود وکیل در مجلس مى‌گوید یک مطالبى را نوشته و حاضر کرده‌اند که مطلقاً مربوط به آن موضوع نیست غرض بنده جناب آقاى وزیر دارایى این بود که در یک موقعى که ملت ایران دچار مضیقه (شمس قنات‌آبادى -  بنده راجع به ایشان عرض نکردم) بنده به طور کلى عرض کردم (خسرو قشقایى - سؤال شما راجع به آقاى وزیر دارایى است یا راجع به شخص دیگرى است؟) بنده عرض کردم که اولاً مملکت در مضیقه ارزى است و عرضه بر تقاضا نچربیده است (وزیر دارایى - مطالبى که گفته شد جواب سؤالات سرکار بود) نخیر بنده عرض کردم موقعی که دولت در مضیقه ارزى است صلاح نیست شما موجبات افزایش مصرف قند و شکر را فراهم کنید شاید لازم باشد که ملت ایران در یک همچنین موقعى که گرفتار مبارزه با یک دولت بزرگى است بگویید که به 80 هزار تن محصول داخلى اکتفا کند و این موقع لازم است که جیره‌بندى شود و یا به هر کس سهمیه یک کیلوگرم نمى‌شود داد دویست گرم داد و قانع‌شان کرد اینها هیچ کدام جواب سؤالات بنده نبود و من قانع نمی‌شوم.

وزیر دارایى - اجازه مى‌فرمایید؟

نائب رئیس - بفرمایید وزیر دارایى تصور می‌کردم بعد از توضیحاتى که عرض کردم مطلبى مبهم و تاریک نباشد که آقا اظهار بکنند ولى ایشان عین همان مطالب سابق را تکرار کردند بدون این که متذکر باشند که من چه جوابى دادم این قند و شکر یک چیزى است که مورد احتیاج عموم مردم ایران است و هر کس در این مملکت قند و شکر مصرف می‌کند و بنده عقیده دارم که قند و شکر از گندم بیشتر مورد احتیاج است به جهت این که یک دسته از مردم ایران گندم می‌خورند و یک دسته‌اى برنج می‌خورند ولى تمام مردم ایران قند و شکر استعمال می‌کنند (شمس قنات‌آبادى - مصرف مى‌کنند) بنابراین اگر گفته شود که قند و شکر قوت غالب مردم ایران هست هیچ مبالغه نشده است و این وظیفه دولت است که آن را از وضع خاص در‌بیاورد آن بازار سیاه را از بین ببرد و به دست مردم برساند چه وظیفه‌اى براى دولت بالاتر از تأمین رفاه و آسایش مردم است؟ (وکیل‌پور - پس از جیره‌بندى و خیلى خیلى شدیدتر شد این روزنامه‌ها شاهد است) ممکن است یک چند روزى بود ولى حالا این طور نیست و الان که بنده اینجا خدمت آقایان عرض می‌کنم در شهر تهران 3740 محل براى فروش جزیى قند و شکر براى مردم وجود دارد و دائما مأمورین دولت مراقبت مى‌کنند که اینها از آن قیمتى که معین شده است تخلف نکنند و اذیت نکنند مردم را و هر کس هم که تخلف کرد تعقیب مى‌شود مستخدمین دولت و ادارات و کارخانه‌جات هم به نرخ دولتى دریافت مى‌کنند.

بنابراین چه اشکالى دارد و چه محظورى براى کسى باقى هست؟ البته 2200 عامل بودند که خون مردم را در شیشه می‌کردند اینها ناراضى هستند و تمام تحریکاتى را هم که می‌کردند از این جهت بود و یک عده از تجار هم هستند که شاید یک خسارتى به آنها متوجه شده باشد آن را هم دولت متوجه بود و در نظر گرفت که به آنها هم یک ارفاق‌هایى بشود و از انباردارى و غیره به آنها یک تخفیفاتى داده بشود که آنها هم جنس خود را در‌بیاورند و بفروشند اما در سر تا سر مملکت بنده عرض نمى‌کنم که به شکل مطلب خودش در آمده است شاید در یک جا هست و در یک جا نیست در یک جا کم است ولى اشکالات کار را هم در نظر بگیرید رسانیدن جنس به جاهاى مختلف و غیره را در نظر بگیرید و ملاحظه بفرمایید که از صدى صد، صدى هشتاد انجام شده است حالا شما قانع شدید یا قانع نشدید خیلى زیاد اهمیت ندارد (وکیل‌پور - بنده به موجب ماده 90 اخطار دارم)

10- طرح سؤالات آقاى دکتر بقایى از وزارت دفاع ملى و وزارت دادگسترى‏

نائب رئیس - آقاى دکتر بقایى جنابعالى دو سؤال فرموده بودید یکى از وزارت دفاع ملى و یکى از وزارت دادگسترى و چون آقاى معاون وزارت دادگسترى براى جواب هر دوى آنها حاضرند یکى یکى مطرح بفرمایید.

دکتر بقایى - عرض کنم قبل از طرح سؤالات اگر آقایان محترم اجازه بفرمایند گزارش عملیات چهار ماهه این کمیسیون تحقیق را به عنوان رئیس کمیته تحقیق به عرض آقایان نمایندگان محترم برسانم بعد سؤالات را مطرح کنند تا موضوع روشن بشود و جناب آقاى رئیس توجه خواهند فرمود که موضوع گزارش کمیته تحقیق مشمول آن ربع ساعت نمى‌تواند باشد (وکیل‌پور - آقا بند ماده نودم محفوظ است) پس از جریان نهضت سى‌ام تیر که به وسیله آقایان نمایندگان محترم نهضت ملى شناخته شد در فراکسیون طرفدار ادامه نهضت ملى یک کمیته‌اى انتخاب شد براى رسیدگى به وضع معلولین و مجروحین و مفقودین، مفقودین البته بعدا شد و راجع به شناسایى مسببین و محرکین این نهضت (شمس قنات‌آبادى - کشتار) معذرت می‌خواهم کشتار این کمیته شروع به کار کرد و بعداً طى تبصره 8 ماده واحده قانون مصادره اموال قوام از طرف مجلس شوراى ملى به رسمیت شناخته شد.

این کمیته دو نوع کار کاملاً مجزا داشت یک نوع کار رسیدگى به وضع مقتولین و بازماندگان آنها، رسیدگى به وضع مجروحین و رسیدگى به مفقودین یعنى کسانی که در روز سى‌ام تیر‌‌ماه به خانه‌های‌شان برنگشته بودند ولى در عین حال جزو صورت شهدا هم اسمشان ثبت نشده بود کار دوم این کمیته رسیدگى به جریان سى‌ام تیر‌ماه در روزهاى قبل از آن و کشف مسببین و محرکین این جنایت فجیع که در تهران و شهرستان‌ها اتفاق افتاده بود کمیته شروع به کار کرد و به موازات کمیته از همان روز 31 تیر یک عده از بازرگانان محترم و اصناف خیر تهران یک هئیتى تشکیل داده بودند براى رسیدگى به وضع مجروحین و مقتولین و یک پول‌هایى هم جمع‌آورى کرده بودند و با منتهاى فداکارى و صمیمت و یگانگى هم عمل کردند و بنده اینجا به طور یقین حضور آقایان محترم عرض می‌کنم که اگر صرف وقت و صرف مالى که از طرف کمیته بازرگانان محترم شد نبود اقلاً نصف مجروحین سى‌ام تیر‌ماه در بیمارستان‌ها از بى‌دوایى و بى‌غذایى مرده بودند (صحیح است) و اینها با منتهاى فداکارى این وظیفه ملى خودشان را انجام دادند البته اینجا مجال نیست که توضیح بدهم که در مقابل این فداکارى و خدمت که اینها می‌کردند چقدر اسباب دلسردى و یأس بر ایشان فراهم شد. این یک مطلب علیحده است که در موقع خودش عرض خواهم کرد براى رسیدگى به وضع مقتولین و مجروحین و همچنین کشف وضعیت مفقودین ما احتیاج زیادى به کمک دستگاه‌هاى دولتى داشتیم.

یک عده‌اى به عنوان مفقود صورت داده شده بود در حدود 120 نفر که از این عده در اثر اعلاناتى که در روزنامه‌ها و رادیو شد در حدود 15 نفر 16 نفرشان پیدا شد و یک عده‌اى هم به طوری که ما خودمان حدس مى‌زنیم جزء شهداى سى‌ام تیر‌ماه نیستند اشخاصى هستند که به طور عادى در هر روز در شهر بزرگى مثل تهران مفقود می‌شوند و ممکن هم هست یک چند نفرى به قصد سوء استفاده اسم یک نفر از بستگان خودشان را به اسم مفقود داده باشند و به اسم شهید قلمداد کرده باشند کما این که دو سه فقره‌اش را تشخیص دادیم و دستور تعقیبش را هم دادیم ولى قدر مسلم این است که از این هشتاد و چند نفرى که به عنوان مفقود باقى مانده و هنوز وضع‌شان روشن نشده اقلاً نصف این عده هم در آن روز شهید شده‌اند ولى در اثر این که مقدارى از نعش‌ها را مأمورین دولتى به وسیله چند کامیون همان روز از شهر خارج کردند و ما متأسفانه نتوانستیم آثار آنها را به دست بیاوریم ولى این را محقق مى‌دانیم بر اثر این که همین الساعه کسانى که شهادت‌شان براى کمیته محرز شده است عده‌شان بیش از آن نعش‌هایى است که محل دفنشان معلوم است و در صورت‌هاى رسمى آمده است البته در جریان کار کمیته خود بنده که افتخار ریاست کمیته را از طرف آقایان اعضاى کمیته به من داده بودند مریض شدم و مدت یک ماه و نیم در بیمارستان بسترى بودم. در مدت کسالت بنده تمام کار کمیته و زحمتش روى دوش جناب آقاى نریمان بود که نائب رئیس کمیته بودند و انصافاً در آن گرماى تابستان که اکثر آقایان با استفاده از تعطیل مجلس به ییلاق تشریف برده بودند ایشان تمام روزها در کمیته انجام وظیفه کردند و بنده به نام یک فرد ایرانى در اینجا از ایشان تشکر می‌کنم ولى متأسف هستم که این تشکر را نمى‌توانم از تمام همکاران کمیته بکنم چون بعضى از آقایان محترمى که انتخاب شده بودند به عضویت کمیته آن طوری که لازم بود تشریک مساعى نکردند بعضی‌ها هم البته کمک‌هایى کردند (نریمان - بنده وظیفه‌ام را انجام دادم) 2 نفرى که بیش از همه کمک کردند یکى آقاى حاج سید‌جوادى و دیگرى آقاى کریمى نماینده کرمانشاه بودند ولى بقیه آقایان را کم‌تر خدمت‌شان رسیدیم (حاج سید‌جوادى - متشکریم) (خلخالى - جناب عالى سوء‌تفاهم ایجاد مى‌کنید بنده استعفا دادم و دلیل استعفایم را هم در آن

+++

نوشتم) معذرت مى‌خواهم جناب آقاى خلخالى بعد از این که کمیته رسمیت پیدا کرد بعد از یکى 2 جلسه استعفا دادند از عضویت به کمیته همین طور که جناب آقاى نریمان هم بعد استعفا دادند (خلخالى - بنده مى‌دانستم که به این شکل به نتیجه نمى‌رسد) ولى بایستى یک دستگاهى کار کند تا ثابت بشود که به نتیجه نمى‌رسد (خلخالى - شما تشریف داشتید) در جریان کار ما مواجه با جریان واقعى ادارى مملکت خودمان شدیم یعنى الان در حدود متجاوز از هشتصد نامه از طرف کمیته به دستگاه‌هاى مختلف نوشته شده که اگر روى اینها اقدام شده بود مسلماً اندیکاتور کمیته شماره‌اش از 80 تا تجاوز نمى‌کرد براى این که دائماً جواب در جریان است یا رونوشت براى اطلاع وزارت فلان ایفاد مى‌گردد رونوشت براى اطلاع کمیته تحقیق ایفاد می‌گردد، این نتیجه‌اى بود که ما به دست آوردیم.

ما از تمام مقامات انتظامى و مقاماتى که مسئول مملکت‏ بودند از روز سى‌ام تیر گزارش کارهای‌شان را خواستیم و پرونده‌هاى مربوط به آن روز را خواستیم که بدانیم حقیقتاً تقصیر با کیست یک دو تا پرونده از فرماندارى نظامى براى ما فرستادند پرونده محرمانه که این پرونده‌ها فقط رونوشت یک گزارش هایى هست و رونوشت یک دستورهایى. گذشته از این که این پرونده‌ها کاملاً ناقص است یعنى بسیارى از مدارکى که لازم بوده است رونوشتش را براى ما نفرستاده‌اند منجمله رونوشت آن صورت جلسه کذایى که در حضور قوام‌السلطنه تشکیل شده بود. رئیس شهربانى و رئیس ژاندارمرى و فرماندار نظامى و شاید رئیس ستاد هم گمان می‌کنم شرکت داشته این صورت جلسه‌اى که طبق آن دستور گرفتند یا تصمیم گرفتند - که این هنوز براى ما معلوم نیست - که مردم بیچاره را بکشند این صورت جلسه را براى ما هنوز نفرستاده‌اند و گذشته از این که اینها را براى ما نفرستاده‌اند خود این گزارش‌هایى را هم که براى ما فرستاده‌اند ما تویش جعل کشف کردیم یعنى به استناد گزارشى که این تو هست وقتى تطبیق مى‌کنم با گزارشات دیگر چون آدم‌هاى جانى و بدکار را خدا نمى‌گذارد که همیشه این قدر حواس‌شان جمع باشد که بتوانند تمام اطراف و جوانب جنایت خودشان را بسنجند به این جهت همیشه یک برگه‌هایى باقى مى‌گذارند. ما وقتى که گزارش‌هاى مختلف را با هم مقایسه مى‌کنیم مى‌بینیم که طبق یک گزارش رسمى امضا دارد نوشته‌اند که فرضاً سرگرد فلان در آن ساعت در چهار‌راه مخبرالدوله بوده و طبق رونوشت‌هایى که براى ما فرستاده‌اند فرض بفرمایید نوشته‌اند که این اصلاً در تهران نیست خوب این معلوم است که این پرونده یک پرونده مجعول تقلبى است از وقتى که این پرونده را براى ما فرستادند یعنى از 10- 5- 31 تا امروز که سوم آذر ماه 31 است (یک نفر از نمایندگان - چهارم است) یعنى 3 ماه و نیم متجاوز ما آنچه مکاتبه کردیم با مقامات انتظامى ...

نائب رئیس - آقاى دکتر بقایى تأمل بفرمایید عده کافى نیست (پس از چند لحظه عده کافى شد) بفرمایید.

دکتر بقایى - .... آن چه که مکاتبه کردیم با مقامات مسئول که مسئول و تنظیم‌کننده این پرونده را براى ما معلوم کنند و نواقص این پرونده را تکمیل کنند چون آن کسى که تقلب کرده و جعل کرده مسلماً یکى از همدستان جنایت‌کار سى‌ام تیر‌ماه بوده است به هیچ نتیجه نرسیدیم بنده فقط یک نمونه‌اش را خدمت آقایان محترم عرض می‌کنم و بیشتر مصدع نمى‌شوم. در تاریخ 28/7 نوشتیم به فرماندارى نظامى قبلاً هم نوشته بودیم این را براى نمونه عرض می‌کنم البته ما اولین تاریخ کاغذمان به تاریخ 18/5 بوده است این چند تا را به عنوان نمونه خدمت آقایان عرض می‌کنم فرماندارى نظامى خواهشمند است که دستور بفرمایید همان طور که در نامه شماره 386 مورخ 6/6/31 کمیته تحقیق مجلس شوراى ملى اشاره شد مسئول تنظیم و برداشتن رونوشت اوراق منضم به نامه شماره فلان متن این اوراق با پرونده کامل امر براى پاره‌اى توضیحات و بررسى اوراق مورد بحث در ساعت 4 روز چهارشنبه 30/7/31 به کمیته تحقیق مجلس شوراى ملى ارسال دارند موجب سیاستگذارى است. بفرمایید این در تاریخ 28/7 است که به تمام مقامات مسئول نوشته‌اند.

مجدداً همین را در تاریخ 10/8 به فرماندارى نظامى تعقیب کردیم، به ستاد ارتش نوشتیم، به دادسراى ارتش نوشتیم، به وزارت دفاع ملى نوشتیم، بالاخره در تاریخ 11/8 فرماندار نظامى مى‌نویسد: ریاست کمیته تحقیق مجلس شوراى ملى با توجه به نامه‌هاى شماره 590- 592- 594- 565- 556- 562- 557 یعنى تمام این نامه‌هایى که عرض کردم لزوماً اشعار مى‌دارد نظربه این که پس از خاتمه و انحلال هر دوره فرماندارى نظامى سوابق مربوطه به وزارت دفاع ملى و اداره دادرسى ارتش تحویل مى‌گردد و این فرماندارى از تاریخ 29/5/31 برقرار گردیده لذا هیچ گونه سوابق و مدارکى از دوران قبل در اختیار این فرماندارى نمى‌باشد بنابراین با اعاده 9 شماره نامه کمیته تحقیق خواهشمند است قدغن فرمایید براى اخذ سوابق و پرونده‌هایى که مورد لزوم است به اداره دادرسى ارتش مراجعه فرمایند البته یک مرجعى لازم است و ما مراجعه کردیم جواب‌هایى که به ما دادند درست مثل حکایت آن دهاتى است که آمده بود به شهر هیزمش را بفروشد، حکایت معروفى است که 50 تومان مى‌بایست به او بدهد دوازده هزار و ده‌شاهى به او داد و بقیه‌اش را حساب چید، حکایت مشهورى است مکاتبه زیاد شد و جواب هم به ما دادند ولى در مقابل ما چه دادیم هیچ.

در تاریخ 25/5 به وزارت دفاع ملى نامه‌اى نوشتیم که چند نفر از افسرانى که لازم بود از آنها تحقیق بکنیم نمى‌گوییم متهم بودند یا چیزى فقط می‌خواستیم تحقیق بکنیم چون اسم‌شان در این گزارش‌ها بود مى‌بایستى از اینها یک تحقیقاتى بشود تقاضا کردیم که این کار را بکنیم در 3/6 جواب می‌دهند که چون نامه کمیته تحقیق دیر رسیده تجدید وقت بکنید تجدید وقت شد یک دفعه دیگر نیامدند مجدداً تجدید وقت کردیم در 28/7 باز اینها را خواستیم در 3/8 جواب مى‌دهند راجع به یکى از اینها که چند روز هم تعقیب شده بود آقاى سرگرد صیرفى که ایشان چون رفته‌اند به مأموریت آذربایجان در دسترس نیست بنده سؤال می‌کنم وقتى یک کمیته‌اى که داراى رسمیت است یک افسرى را خواسته براى اداى تحقیقات ما افسر کم داشتیم که فقط همین یک دانه متخصص بود و مى‌بایست برود به آذربایجان؟ (پارسا - اکثر مأمورینى که می‌روند به آذربایجان از همین تیپ هستند) (نریمان - و نوشته بودیم که اینها را تغییر مأموریت ندهند) این به چه مناسبت رفته است به آذربایجان در صورتى که جناب آقاى نریمان هم یادآورى فرمودند نوشته بودیم این کسانى که ما خواهش می‌کنیم بفرستید از آنها تحقیقات بکنیم تا خاتمه تحقیقات از تهران بیرون نفرستید. چرا این را فرستادند آقا براى این که بنده کراراً عرض کردم و باز هم عرض می‌کنم دستگاه رزم‌آرا هنوز بر این مملکت حکومت می‌کند این آقایانى که دل خودشان را خوش کردند و به عنوان کابینه دکتر مصدق اینجا نشسته‌اند دستگاه همان دستگاه هست که به هیچ وجه میل ندارد که کوچک‌ترین عملى بشود.

فجیع‌ترین عملى که در سى‌ام تیر‌‌ماه انجام گرفت و شاید یکى از فجیع‌ترین جنایات تاریخ کشتار بی‌رحمانه‌اى بود که در اهواز شد در اهوز بعد از آن که حکومت قوام‌السلطنه ساقط شد آقایان خاطرشان هست که حکومت قوام ساعت 5 بعد از ظهر ساقط شد چون این جنایت‌کارهایى که آنجا بودند آن فرماندار نظامى اهواز و آن فرمانده لشکرى که آنجا بود مى‌خواستند من ثابت می‌کنم می‌خواستند یک عده‌اى را بکشند و در جریان چند روزه تیر‌ماه موفق نشده بودند در موقعى که مردم اهواز ساعت 5/7 بعد از ظهر خودشان را مهیا مى‌کردند که براى عودت حکومت دکتر مصدق جشن بگیرند تانک دواندند روى مردم (کریمى - در کرمانشاه هم ساعت هفت شب همین کار را کردند) در کرمانشاه هم همین کار را کردند ولى در اهواز مدارکى من دارم و اطلاعاتم جامع‌تر است و جنایتى که در اهواز شد فجیع‌تر از تمام این جنایت‌ها است. می‌خواهم بدانم چه کار کردند؟ ما فریاد زدیم نوشتیم رفتیم گفتیم هیئت فرستادند براى بازرسى این هیئتى که فرستادند چه کار کردند؟ اولاً به طوری که آقاى کریمى مى‌فرمایند آن کسى که در کرمانشاه خودش همین کارها را کرده بود او را فرستادند به فرماندهى اهواز و فرمانده لشکر را عوض کردند. کدام یک از اینها را کارى کردند جز این که فرماندار نظامى یک اعلامیه داد که یک عده اخلالگر مى‌خواستند آشوب بکنند من نمی‌دانم این اخلالگرها اگر مى‌خواستند آشوب بکنند صبح سى‌ام تیر چرا آشوب نکردند بعد از ظهر سى‌ام تیر چرا آشوب نکردند؟ چرا اینها بعد از آن که حکومت قوام ساقط شد و حکومت مصدق روى کار آمد به فکر اخلال افتادند.

مردم در این مبارزه هیچ اقدامى نکردند براى این که به تقاضاى نمایندگان طرفدار ادامه نهضت ملى در تمام ولایات تعطیل شد تظاهرات شد ولى با رعایت سکوت و متانت کامل همین تهران آقایان خودتان بهتر بودید اگر کسى سراغ دارد که در تهران یک دسته‌اى حمله کرده باشند به مأمورین انتظامى بگوید اینها جز این نبود که یک عده مردم بدبخت بى‌سلاح فقط فریاد می‌زدند مرده باد قوام - زنده باد مصدق. آن وقت گزارش‌هایى که براى اینها مى‌نویسند و روى این گزارش‌ها متأسفانه از طرف دولت یک مشت کلیات تا به حال تحویل شده و بعد از این هم تحویل خواهد شد.

این یک گزارشى است مال یکى از فرماندهان آن روز راجع به مردم نوشته راجع به اینها که تظاهر مى‌کردند.... اغلب می‌خواستند در موقع درگیرى تفنگ را از دست سرباز بگیرند که در نتیجه منجر به زخمى شدن سینه و دست و پا و بازوى آنها به وسیله سر‌نیزه می‌شد (خلخالى - اینها همان‌هایى هستند که شریک جرمند) تمام اینها شریک جرمند. عرض کنم یک گزارشى هست که متأسفانه ما این گزارش را نداریم در پرونده‌هاى شهربانى خواندم گزارش مفصلى هست راجع به جریان سى‌ام تیر از مجموع این گزارش این طور بر‌مى‌آید که یک عده قواى انتظامى ایستاده بودند در معابر و یک عده مردم شرور حمله کردند و خواستند اسلحه‌هاى اینها را بگیرند سربازها چون اسلحه‌ها را ندادند طبعاً اسلحه کشیده شد بین سرباز و فرد و افراد تنها زخمى شده‌اند و آن وقت طبق این گزارش‌ها که آدم می‌خواند مى‌بیند در تهران هیچ تیراندازى نشده تمام این افراد که برگشتند به قزاقخانه‌ها و شهربانى اینها تمام فشنگ‌هاشان سر جایش بوده فقط طبق این گزارش‌ها یازده تا یا 19 تا

+++

تیر هوایى در یکى از نقاط تهران خالى شده که آن هم مثل این که فقط یک دسته‌اى این کار را کرده‌اند و آن هم تیر هوایى بوده اگر یک کسى این گزارش را بخواند مى‌بیند که در سى‌ام تیر‌ماه هیچ اتفاقى نیافتاده و عده‌اى که خواسته‌اند تفنگ را از دست سربازها بگیرند کشمکش کرده‌اند یا خودشان را دستى مالیده‌اند به سر‌نیزه و زخمى کرده‌اند خودشان را دیگر هیچ اتفاقى نیافتاده است. خاطر مبارک آقایان آسوده باشد کسى هم کشته نشده این نتیجه تحقیقاتى است که جناب آقاى دکتر ملک‌اسمعیلى که اگر ما بخواهیم این جور تحقیق بکنیم به این نتیجه خواهیم رسید. طبق این گزارش‌هاى رسمى که چیزى نشده و بر طبق ماده 2 قانون امنیت اجتماعى هم کسانى که ادعا کنند پدرشان، پسرشان، برادرشان کشته شده و چون قصد تحریک دارند باید اینها را بگیرند حبسشان کنند، تبعیدشان کنند. آقا با این وضع نمى‌شود قضیه سى‌ام تیر‌ماه را ماست مالى کرد.

تنها اقدامى که شده است در این مدت این را هم بنده باید عرض کنم یک پول‌هایى در حساب اداره تبلیغات جمع‌آورى شده بود که جناب آقاى نخست‌وزیر دستور دادند یک کمیسیونى از دو نفر اعضاى کمیته تحقیق و دو نفر از بازرگانان و آقاى وزیر کشور این کمیته باید ترتیب تقسیم این پول را به ورثه مقتولین بدهد و یک طرحى پیشنهاد کند براى این کار. این تنها اقدامى بود که شده است الان اگر سؤال بکنم راجع به اموال قوام و دارایى قوام چه اقدامى شده قطعاً جواب خواهند داد که در جریان است و ما مشغول اقدام هستیم راجع به آن ماده واحده آن ماده واحده یک داستان مفصلى دارد که روزى براى این که تاریخ این مملکت روشن بشود آن داستان ماده واحده را خواهم گفت هنوز صبر مى‌کنم به امید آن که دولت یک کارى بکند اگر براى ما جواب در جریان است بیاورند آن وقت من خواهم گفت و ثابت خواهم کرد که آن ماده واحده تعقیب قوام که در حقیقت مى‌خواستند ناقض آن ماده واحده محکومیت قوام باشد و ما نگذاشتیم خواهم گفت که آن ماده واحده با سوء نیت تنظیم شده است. حالا صبر مى‌کنم تا تمام دلایل را جمع‌آورى کنم و تمام این در جریان است‌ها را بیایند اینجا بگویند من مى‌خواهم بدانم این اشخاصى که روز سى تیر‌ماه کشته شدند طبق کدام موازین قانونى کشته شدند طبق کدام ماده جریان طول کشید ما چندین دفعه از بیمارستان‌هاى ارتش راجع به کسانى که آنجا بسترى بودند سؤال کردیم البته انضباط ارتش به جاى خودش محفوظ است کاملاً هم محترم است به ما جواب دادند که ما حق مکاتبه مستقیم نداریم و از طریق ستاد با ما مکاتبه کنید از طریق ستاد مکاتبه کردیم که وضع این مجروحین که البته کشته شدند ببینید که این تیر از کجایش خورده به چه صورتى بوده چه وضعى داشته و چطور کشته شده این را خواستم آنها براى ما ندادند و دلیل هم دارد آنها جواب ندادند در جریان است و رونوشت ایفاد مى‌گردد فرستادند ولى جواب ندادند علتش را ما مى‌دانیم براى این که بیشتر کسانى که در روز سى‌ام تیر‌ماه کشته شدند اینها یا تیر به سینه‌شان خورده و یا به پشت‌شان خورده یا مردمى بودند ایستاده بودند تظاهر مى‌کردند آنها را زده‌اند یا مردمى بودند که داشتند می‌رفتند و براى این که بعضى از این جنایت‌کاران آن حس قساوت حیوانى خودشان را ارضا کنند اینها را زده‌اند کشته‌اند. من خواهش می‌کنم از آقایان محترمى که فرصت دارند امروز که می‌خواهند تشریف ببرند از خیابان وزارت فرهنگ تشریف ببرند. در آنجا مقابل حزب ما هنوز خون یک جوان بیچاره‌اى که همان جا گلوله به مغزش خورد و افتاد خونش به دیوار هست که با انگشت به سر خودش زد و نوشت این خون زحمتکشان ملت ایران است هنوز آنجا هست یک قدرى هم پایین‌تر تشریف ببرید آنجایى که می‌رود به طرف شرکت تلفن یک صندوق چوبى است که این صندوق چوبى متعلق به یک یخ‌فروش است این‏ بدبخت وقتى مى‌بیند شلوغ شد و نظامى و تانک مى‌آید و ممکن است اغتشاش بشود فکر مى‌کند لابد که اگر در برود این صندوقش تمام سرمایه‌اش این یخ‌هایى بوده که خریده بود و می‌خواست بفروشد و ممکن است اینها را چپو کنند آنجا هم بماند که ....

نائب رئیس - آقاى دکتر بقایى تأمل بفرمایید اکثریت نیست (بعد از چند لحظه عده کافى شد) بفرمایید.

دکتر بقایى - فکر مى‌کند که اگر هم آنجا بماند ممکن است نفله بشود می‌رود توى صندوق یخ و آن تخته را مى‌اندازد رویش این ماجراجو بوده مى‌خواسته یخ‌ها را منفجر کند ستوان فاطمى این موضوعى است که من با اطمینان کامل عرض مى‌کنم براى این که به تواتر رسیده از آنجا رد مى‌شود دست مى‌اندازد این صندوق را بلند مى‌کند و این را توى همان صندوق مى‌کشد حالا راجع به این ستوان فاطمى چه کار کردند؟ حالا بنده عرض می‌کنم که چه کار کردند بعد از تمام این مکاتباتى که ما کردیم و مرتب نوشتیم و خواستیم از تمام مقامات رئیس دادرسى ارتش در تاریخ 21/8 مى‌نویسد البته نمى‌خواهم سرتان را درد بیاورم چون جریانش مثل همه جریان‌هاى مملکت ماست فعلاً جریان رسیدگى پرونده منتهى به ایجاد اختلاف در صلاحیت بین آقاى بازپرس شعبه 25 دادسراى تهران و شعبه 3 بازپرسى اداره دادرسى ارتش شده که پرونده‌ها عیناً براى رفع اختلاف به دیوان کشور ارسال خواهد شد. پس از رفع اختلاف چنان چه دادگاه‌هاى نظامى صالح براى رسیدگى شناخته شدند بازپرس با اخذ مدارک لازم از مراجع دیگر اقدامات قانونى و سریع نسبت به تعقیب متهمین به عمل خواهد آورد. البته وقتى هم که این نامه را ماشین مى‌کردند این جریانش هم هفت، هشت از این تیر دو پنون‌ها دارد جریان حالا هم که دیوان کشور منحل شده بعد از تشکیل هم وقتى مى‌آیند رسیدگى کنند یک جاى دیگرش خراب مى‌شود و بعد هم مى‌افتد به جریان تا 15 سال دیگر طول مى‌کشد این خلاصه‌اى بود از گزارش کمیته تحقیق اما راجع به سؤالاتى که عرض کرده بودم دو سؤال کرده‌ام یکى از جناب آقاى وزیر دادگسترى که در خصوص تعقیب مسئولین و مسببین فاجعه سى‌ام تیر‌ماه و تعقیب جنایت‌کاران چه اقدامى از طرف دادگسترى به عمل آمده است یکى هم از طرف وزارت دفاع ملى که به چه علت ستاد ارتش فرماندارى نظامى و دادرسى ارتش به بهانه‌هاى مختلف از همکارى با کمیته تحقیق خوددارى کرده‌اند؟ این سؤالات بنده از چند لحاظ تقدیم شده یکى از لحاظ این که به عنوان یک فرد ایرانى بنده وظیفه خود مى‌دانم که مسببین این فاجعه به مجازات برسند. یکى دیگر از لحاظ یک مسئولیتى که در مقابل مردم تهران پذیرفته و بى‌اندازه از این مسئولیت ناراحتى دارم با تقدیم معذرت از آقایان محترم از این که باعث خستگی‌شان می‌شوم مجبورم چند کلمه یادآورى بکنم.

در عصر سى‌ام تیر‌ماه ساعت 8 بعد از ظهر بنده بعد از آن که رفتم خدمت آقاى دکتر مصدق و مراجعت کردم به حزب در آنجا یک عده خیلى زیادى جمع شده بودند به طوری که بعد گفتند علاوه در تمام خیابان اکباتان دو هزار جمعیت بود تا اوائل خیابان شاه‌آباد و تا حدود گل‌کارى میدان بهارستان جمعیت ایستاده بود این جمعیت بیشتر کسانى بودند که در این نهضت شرکت کرده بودند و فداکارى کرده بودند و قربانى داده بودند بنده براى آنها صحبت کردم البته یک جمعیتى بود با یک روحیه مخصوص در حال هیجان و اشتعال جمعیتى بود که هر عملى ممکن بود ازش سر بزند در صورتى که یک رهبرى صحیح نداشته و بنده اطلاع داشتم که یک نقشه کمونیست‌هاى ایران بود که این شب انقلاب کنند و البته با استفاده از هیجان و احساسات یک جمعیتى که با دست خالى و شکم گرسنه رفته جلوى تانک و مسلسل و سر‌نیزه کاملاً این موضوع عملى بود. مى‌بایستى این جمعیت را بنده کاملاً آرام کنم این وظیفه را داشتم براى این جمعیت صحبت کردم تعهد کردم در مقابل جمعیت همان طوری که یک بار دیگر هم در مجلس عرض کردم که چهار ماه براى دولت مهلت قائل شدم که رسیدگى کند به این کار و مسببین را به مجازات برساند و گفتم بعد از چهار ماه من در اختیار شما خواهم بود که اگر دولت کارى نکرد هر جور صلاح دانستید این مسببین را به مجازات برسانید.

البته در آن موقعى که این تعهد را می‌کردم هر فرضى را می‌کردم چون معلوم نبود فردا که 31 تیر‌ ماه بود چه اتفاق مى‌افتاد هر پیش‌بینى را بنده مى‌کردم جز یک پیش‌بینى را، پیش‌بینى این که حکیم‌الملک سر کار بیاید، ساعد سر کار بیاید با آنها مبارزه کنیم تمام این پیش‌بینى‌ها را کرده بودم ولى با کمال تأسف هیچ پیش‌بینى نمى‌کردم که دولتى که وزرایش کسانى باشند که ما آنها را آوردیم سر کار دستگاهش آن قدر خراب باشد که براى ما همه‌اش در جریان است درست بکنند و متأسفانه تنها چیزى که پیش‌بینى نکرده بودم واقع شد. بنده از وزارت دادگسترى، وزارت دفاع ملى، جواب کلیات نمى‌خواهم که بگویند بله تعقیب مسببین جنایت 30 تیر‌ماه مورد خواست همه است ما اقدام مى‌کنیم اقدامات مهم به عمل مى‌آید می‌خواهیم ببینیم چه کار کرده در این مدت جز این که بعد از 4 ماه مى‌نویسند بین بازپرسى شماره 25 و 3 اختلاف نظر حاصل شده است این مسخره است آقا این اختلاف نظر را مى‌خواستند روز 30 تیر حاصل بکنند و مردم را نکشند این مردم را کشته‌اند الان آنها یک عده‌شان نزدیک است از خانه‌هایشان اخراج بشوند براى این که کرایه خانه‌هاشان را نمى‌توانند بپردازند.

آقایان بنده نمى‌خواهم اینجا روضه بخوانم و بگویم چه وضعیت رقت‌بارى ما هر روز در این کمیته تحقیق داریم خواهش مى‌کنم این آقاى عطارچى که از کارمندان صدیق مجلس است از ابتداى تشکیل شدن کمیته تحقیق با کمال فداکارى صرف وقت کرده صبح و ظهر و شب آنجا زحمت کشیده و اغلب آقایان ایشان را مى‌شناسند از او بپرسید آنجا چه مى‌کنند. این بچه‌هاى یتیم مى‌آیند، این خانواده‌هایى که نان‌آورشان از بین رفته مى‏‌آیند و ما جز این که خجالت بکشیم، جز این که توى سر خودمان بزنیم و به ما هم هى جواب بدهند در جریان است چاره‌اى نداریم این مسخره است من حاضر نخواهم بود یک چنین جواب‌هایى به ما بدهند به چه مناسبت ما که نوشتیم سرگرد صیرفى را بفرستید براى اداى توضیحات و نوشته‌ایم از تهران خارج نشوند به چه علت به بهانه این که آذربایجان رفته است نفرستاند ما باید ببینیم با این مسئولین کشتار اهواز چه کار کرده‌اند فرمانده اهواز الان چه کاره است؟ راست راست دارد مى‌گردد فرماندار نظامى اهواز الان توى حبس است؟ با فرماندار ژاندارمرى

+++

چه کردید؟ اینها دارند راست راست مى‌گردند و دائماً اینها را می‌فرستید به مأموریت آقا یک دردهاى ناگفتنى هست در این مملکت و من حقیقتاً نمى‌دانم چه باید بکنم بنده شخصاً از پشت این تریبون به ملت ایران اعلام مى‌کنم که من الان وظیفه خودم را نمى‌دانم در اینجا چند موضوع است براى این که دولتى که آرزوى همه ما بوده است و زحمت کشیدیم آوردیم سر کار و این دولتى که مى‌بایستى انتظار تعقیب از او داشته باشیم عمل نکرده مى‌دانم نه جناب آقاى کاظمى، نه جناب آقاى دکتر مصدق و نه جناب آقاى وزیر دادگسترى هیچ کدام دستور عدم تعقیب صادر نکردند. یعنى نگفته‌اند آنها را تعقیب نکنند ولى خیال کردند ملت ایران فاجعه سى‌ام تیر را فراموش می‌کند بنده تا آنجا که وظیفه داشتم چهار ماه از مردم تهران مهلت خواستم براى این که دولت بتواند در یک محیط آرام و بدون تشنج تعقیب بکند ولى متأسفم از این که مى‌بینم این چهار ماه سپرى شد و الان هم این گرفتارى براى بنده هست که این دولتى که خودمان پشتیبانش هستیم (نریمان - همان شهدا آوردنش) شهدا آوردند ولى دولت آن شهدا را فراموش کرد به این جهت بنده سؤالات خودم را تکرار می‌کنم که در خصوص تعقیب مسئولین و مسببین فاجعه سى‌ام تیر‌ماه و تعقیب جنایت‌کاران چه اقدامى از طرف دادگسترى به عمل آمده است یک اقدام بنده مى‌دانم به عمل آمده و آن بود که قوام فرارى بود قوام مثل هر جنایت‌کار دیگرى توى سوراخ‌ها مخفى شد غیر از دستگاه دولتى و یک عده دیگرى البته خیلى نمى‌دانستند قوام کجا است. در آن مدت دستگیرش نکردند بعد آمدند کارهایى کردند البته پول هم خرج می‌شود براى این که این روزنامه به هر هویى راه نمى‌افتد آمدند کم‌کم شروع کردند اخبارى راجع به این که قوام‌السلطنه حالش خراب است، آقاى قوام‌السلطنه در جایى که مخفى شده است نمى‌تواند اشخاص را بشناسد منتشر کردند چند روز گذشت عکس او را هم چاپ کردند که آقاى قوام‌السلطنه مى‌خواهد برگردد به خانه‌اش دیدند خبر نشد بعد ایشان برگشتند به خانه‌شان ولى تمام اینها حقه‌بازى بود به دلیل همان عکس‌هایى که در روزنامه‌ها چاپ شده است در روزنامه‌ها مى‌نویسند که سه روز است از شناسایى افتاده است عکسش را که شب چاپ می‌کنند شما مى‌بینید که ریشش را همین امروز تراشیده آخر آدمى که سه روز است آن قدر حالش بد است که نمى‌تواند کسى را بشناسد ریشش را نمی‌تراشد بعد متوجه این قضیه شدند و در عکس‌هاى اخیر ته ریش براى ایشان گذاشتند (خنده نمایندگان) و بنده از همین مى‌ترسم که با همین تبلیغات که ما بهش مى‌خندیم فردا هم یک اجازه‌اى دولت بگیرند که آقاى قوام‌السلطنه براى معالجه بروند به اروپا بعد نمى‌دانم چه می‌شود. آقایان براى این که آنچه تا به حال از عمل دستگاه دولتى دیدم اگر یک همچو چیزى بشود براى بنده تعجب‌آور نخواهد بود.

راجع به اجساد مفقودین در این که یک عده‌اى کشته شده‌اند و اجساد آنها به دست قواى انتظامى مخفى شده بنده هیچ تردیدى ندارم (صحیح است) و تمام کسانى که در این رسیدگى‌ها شریک بوده‌اند و این سوابق را دیده‌اند هیچ تردیدى ندارند و این دزدى نعش‌ها به وسیله قواى نظامى شده یا به وسیله قواى شهربانى البته قواى حکومت قوام مى‌بایستى این کار را بکند ولى دولت آقاى دکتر مصدق چرا نعش اینها را پیدا نمى‌کند در هر صورت من منتظر هستم ببینم که وزارت دادگسترى چه اقدامى کرده وزارت دفاع ملى به عناوین مختلف چرا آن طورى که لازم است با ما همکارى کند نکرده چرا مسئولین این پرونده‌ها را به ما معرفى نکرده‌اند که ما بشناسیم کیست. و چرا این پرونده‌هاى تقلبى را براى ما فرستاده است و بنده این مطلب را از این لحاظ پافشارى می‌کنم که فردا دیوان عالى کشور و دادگسترى براى همین پرونده‌ها حکم برائت صادر خواهند کرد و آن وقت خواهیم دید که روز 30 تیر هیچ اتفاقى نیفتاده ولى یک موضوعى را تذکر می‌دهم مخصوصاً خدمت جناب آقاى دکتر ملک‌اسمعیلى این موضوع را تذکر می‌دهم که طبق رأیى که مجلس شوراى ملى ایران داده قیام 30 تیر را قیام ملى شناخته و کسانى که بر‌خلاف این قیام عمل کرده‌اند اینها محکوم هستند و با این که بگویند در جریان است کار تمام نخواهد شد و این یک موضوعى نیست که بنده و یک عده از کسانى که در این جریان بودند و در این روزها فجایعى را که اتفاق افتاد دیدند این جریان‌ها را فراموش بکنیم، البته فراموش نخواهیم کرد و اجازه نخواهیم داد که پرونده‌هاى مربوط به آن کم‌کم برود به بایگانى و مثل خیلى چیزها که بایگانى شده مدتى دیگر فراموش شود (صحیح است - احسنت)

11- بیانات آقاى وکیل‌پور طبق ماده 90 و جواب آقاى وزیر دارایى‏

نائب رئیس - آقاى وکیل‌پور طبق ماده 90 مطلبى دارید بفرمایید.

وکیل‌پور - من خیلى بعید نمی‌دانم یک وزیرى در خانه ملت به فرستاده ملت توهین کند براى این که اگر ما وکلایى بودیم که از حقوق خود دفاع می‌کردیم و حقوق خودمان را خوب اعمال مى‌کردیم کار به اینجا نمى‌کشید که یک وزیر دارایى بگوید من اهمیت نمى‌دهم که وکیلى قانع باشد یا نباشد اگر آن روزى که جنابعالى در پست وزارت امور خارجه چهل نفر از متقاعدین را که جمعى از آنها از خویشان خودتان بودند به خدمت دعوت کردید و به پست‌هایى فرستادید آن روز به شما اعتراض می‌کردند یعنى همان کسى که می‌گوید صد هزار نفر مستخدم دولت در دستگاه‌هاى دولت زیادى است به شما آن روز اعتراض می‌کردند امروز دیگر نمى‌گفتید وکیل راضى باشد یا نباشد اهمیت ندارد اگر به شما اعتراض می‌کردند که چرا در ظرف یک سال و نیم عزالدین کاظمى فرزند عزیز خودتان را در چند میسیون خارجى فرستادید و روزى 30 دلار به او دادید آن وقت شما این حرف را نمى‌زدید شما در این میسیون جامعه ملل باز آقاى عزالدین کاظمى را مأموریت دادید و حتى شنیدم براى این که ایشان را مأموریت بدهند آن قدر بودجه این کار را نگاهداشتید تا انتظام قانع شد (کاظمى - دروغ است آقا دروغ است) بالاخره رفته است و جزء این میسیون است من می‌خواهم عرض کنم اگر شما آن روزى که بدون اطلاع بدون این که درست به ارقام کارمندان دولت توجه کنید می‌گفتید صد هزار نفر کارمند زیادى است و آن روز مى‌دانستید عمل شما نتیجه‌اش این است که مستخدمین دولت نگران و مضطرب و نومید بشوند آن روز به شما این اعتراض را می‌کردند امروز نمى‌آمدید بگویید که وکیل قانع بشود یا نشود اهمیت ندارد آقاى کاظمى من سؤال دیگرى دارم آن روزى که شما وزیر مختار سوئد بودید بابت گردش‌هایى که در ایسلند و ممالک اسکاندیناوى و نروژ و فنلاند و غیره کردید وجوهى ثابت مطالبات واهى دریافت کرده‌اید و اسنادش در روزنامه‌ها منتشر شد و من این را از وزارت خارجه سؤال کردم که روى چه مجوزى این را به شما دادند من می‌خواهم عرض کنم اگر براى یک وکیل براى یک فرستاده ملت که این صندلى‌ها را اشغال کرده قدر و قیمت قائل نیستید تقصیر شما نیست تقصیر وکیل است که یک وزیرى بیاید پشت تریبون مجلس وزیرى که در حکومت دموکراسى و مطابق روح دموکراسى مخلوق این مجلس است بگوید آقا من به حرف نماینده اهمیت نمی‌دهم (کاظمى - من همچو حرف نزدم همچو عرضى نکردم سوء‌تفاهم شده)

نائب رئیس - اگر همچو حرفى مى‌زدند بنده خودم تذکر می‌دادم به ایشان.‏

وکیل‌پور - این حرفى است که در حضور تمام مردم گفته (ناظر‌زاده - آقاى وکیل‌پور کسى این حرف را نمى‌تواند بزند) (کریمى - اگر من شنیده بودم اعتراض شدید می‌کردم) پس باید بیایند پشت این تریبون رسماً بگویند همچو حرفى نزده‌اند این هم سؤالى است از وزارت امور خارجه که تقدیم مقام ریاست می‌کنم.

نائب رئیس - آقاى وزیر دارایى‏.

وزیر دارایى - بنده خیلى متأسفم که آقاى وکیل‌پور یک رسته مسائلى راجع به بنده اینجا اظهار داشتند که تمامش بر‌خلاف واقع بود (وکیل‌پور - همه‌اش درست است) و هیچ کدام اینها را نمى‌توانم اینجا جواب بدهم چون نه مطرح است و نه سؤالى بوده است که جواب بدهم نه موضوعى هست که جواب بدهم تمام آنچه ایشان گفتند برخلاف واقع است بنده نه گردش کردم که در مقابلش پولى بگیرم و نه اعمال نفوذى کرده‌ام که پسرم را به کارى بگذارم اگر پسر من یک عضو وزارت خارجه است گناه او نیست که پسر من است (پارسا - بسیار عضو خوبى است) خود وزارت خارجه که عده‌اى را به مأموریت فرستاده او را هم فرستاده است راجع به گردش که فرمودند من مأمور دولت بودم در چندین مملکت مرکز کار من در استکهلم بوده البته براى انجام کارهاى مأموریتم مسافرت می‌کردم به ممالک دیگر انتظار داشتید که خرج مسافرت را دولت ندهد بنده براى گردش به ایسلند نرفتم، رفتم که روابط سیاسى ایران را برقرار کنم از این بیانات ایشان خیلى متأسفم به علاوه ایشان توهین به بنده کردند که من مى‌خواستم آن وقت تذکر بدهم یکى این که گفتند وزارت دارایى براى ایجاد تشنج این کارها را کرده این توهین نیست به یک وزیرى؟ این توهین نیست به یک وزارتخانه‌اى که توهین کنند و بگویند براى این که به محتکرین فایده برسانند این کار را کرده‌اند؟ نسبت به شخص بنده توهین نیست که آقایان مى‌دانند که چطور کار مى‌کنم و چه رویه‌اى دارم؟ بنده نگفتم اهمیت نمى‌دهم و بنده همچو حرف نزدم.

12- جواب آقاى معاون وزارت دادگسترى به سؤالات آقاى دکتر بقایى

نائب رئیس - آقاى معاون وزارت دادگسترى‏

معاون وزارت دادگسترى - عرض می‌شود بنده متوجه بودم که قبل از طرح سؤالات آقاى دکتر بقایى نباید جواب بدهم بنده توجه دارم آقایان هم توجه دارند گویا آقایان تصور فرمودند که بنده مى‌خواهم قبل از این که سؤال مطرح بشود جواب عرض کنم ولى چون جناب آقاى ناد‌على کریمى راجع به وقایع کرمانشاه و وقایع 30 تیر سؤالى فرموده بودند بنده خواستم توجه بدهم آقایان را که سه سؤال راجع به این موضوع مطرح است (احسنت) یکى مربوط به وزارت دفاع ملى است که چرا همکارى نکرده‌اند با کمیته تحقیق سؤال دوم راجع به این است که وزارت دادگسترى راجع به تعقیب مسببین واقعه سى‌ام تیر تا به حال چه اقدامى کرده است سؤال سوم این است که راجع به واقعه 30 تیر کرمانشاه چه اقدامى شده بنده خواستم عرض کنم اگر آقایان اجازه بفرمایند هر 3 را بنده در یک نوبت جواب عرض کنم از طرف وزارت دفاع ملى که اجازه نفرمودند (صحیح است) و جناب آقاى کریمى اظهار تمایل کردند که

+++

خود جناب آقاى معاون وزارت دفاع ملى راجع به کرمانشاه این جواب را بدهند این که بنده مقدمه شروع کردم راجع به این دو سؤال عرضى بکنم نخواستم جواب آن دو سؤال را قبل از طرح سؤال جناب آقاى دکتر بقایى اظهار کنم خواستم به طور مقدمه عرض کنم که اینها همه به هم ارتباط دارد و مقدمه عرایضى هم کرده باشم تا به کرمانشاه برسیم حالا هم اشکالى ندارد هر طور آقایان بفرمایند فقط نخواستم دو مرتبه وقت آقایان را بگیرم متأسفانه مقدماتى که بنده چیده بودم هدر رفت (شمس قنات‌آبادى - نه هدر نرفت از بعد از مقدمه بفرمایید)

بنده اینجا حضور آقایان نمایندگان محترم عرض کردم که دولت فعلى منتخب خود مردم هست و هر کس در هر مقامى هست چه در وزارت دفاع ملى و چه در دادگسترى علاوه بر هر چیز یک فرد ایرانى است که مثل همه افراد مردم مى‌خواهد بداند که کى واقعه سى تیر را در این مملکت به وجود آورد و چرا مردمى که داد می‌کردند یا مرگ یا مصدق خون آنها ریخته شد. بنده این مقدمه را عرض کردم عرض هم کردم که مجازات مسببین واقعه 30 تیر را فقط یک دسته نمى‌خواهند بلکه مردم و آقایان نمایندگان و دولت همه مى‌خواهند که واقعه 30 تیر کشف بشود و ببینند واقعاً کى این بساط را راه انداخت اما تصدیق می‌فرمایید که یک واقعه‌اى که نظیرش در ایران نبوده کشف مسببین آن هم آسان نیست. آقایان توجه دارید که ازدحام و اختلاف عقاید و ریختن مردم به هم و کشته شدن یک عده و زخمى شدن مثل یک واقعه کوچکى که یک نفر دیگرى را زخمى بکند کشفش آسان نیست.

بنده عرض کردم که پرونده‌هاى 30 تیر همه در اختیار دادگسترى است و از وزارت دفاع ملى در اثر آرایى که از دیوان کشور صادر شده تمام آنها را فرستاده‌اند به وزارت دادگسترى و در وزارت دفاع ملى الان پرونده‌اى موجود نیست به همین جهت بنده از آقایان خواهش کردم اگر اجازه بدهند آنچه را که وزارت دفاع ملى کرده که ضمناً جواب سؤال آقاى دکتر بقایى است عرض کرده باشم که چطور آقایان گزارش داده‌اند و همکارى خودشان را اظهارکرده‌اند به طوری که گزارش کرده‌اند بعد از واقعه سى‌ام تیر 1331 اساس تشکیل پرونده واقعه سى‌ام تیر در دادسراى نظامى که الان وجود ندارد بوده است یک نامه‌ای است به شماره 220 از کمیته تحقیق به عنوان دادسراى نظامى (دکتر بقایى - معذرت می‌خواهم یک کلمه سؤال دارم این دیوان کشور که منحل شد و دوباره تشکیل شد خواهند گفت که مربوط به دیوان کشور سابق بوده است) اجازه بفرمایید بنده هنوز عرایضم تمام نشده است مخصوصاً شانزده برگ از گزارشات و اعلام جرم‌هاى واصله به کمیته تحقیق را جهت رسیدگى ارسال کردند به دادسراى نظامى آنها هم به موجب مدارکى که در پرونده است به بازپرس ارجاع کردند در آن دادسرای نظامی سابق که رسیدگی کردند بعد از آن که فرمانداری نظامی سابق منحل شد و دیگر فرمانداری نظامی وجود نداشت به موجب قانون حکومت نظامی وجود نداشت اما به موجب موادی که در قانون اصول محاکمات جزا هست وقتی که اداره دادرسی ارتش ایراد کرد که چون جرم از طرف نظامی‌ها است ما صالحیم پرونده را عوض فرستادن به دادگستری به دادرسی ارتش یعنی محاکم ثابت نظامی فرستادند قبل از رسیدن پرونده به دادرسی ارتش ضمن نامه 1249 به کمیته تحقیق و همچنین طى شماره 1252 به هیئت بازرسى که وزارت دادگسترى تعیین کرده بود براى این کار شرحى نوشته شد و به جناب آقاى دکتر بقایى که ریاست کمیته تحقیق را دارند نامه نوشته شد که اگر اجازه بفرمایید بنده قرائت می‌کنم نوشته شده است:

«عطف به نامه شماره 220 صادره به فرماندارى سابق نظامى تهران اشعار می‌دارد نظر به این که با توجه به مواد 191 و 197 قانون دادرسى ارتش (که متأسفانه قانون است و ما مجبوریم اجرا کنیم) و رعایت ماده 117 آیین دادرسى پرونده مربوط به واقعه 30 تیر پس از اعلان حکومت نظامى به دادستانى ارتش احاله و جهت رسیدگى به شعبه 3 بازپرسى اداره دادرسى ارجاع گردیده متمنى است از مدارکى که جهت تعقیب متخلفین در آن کمیته وجود دارد اصل یا رونوشت ارسال فرمایید که اقدام قانونى به عمل آید. ضمناً به منظور تسریع در امر رسیدگى مقرر فرمایید شاکیان و مطلعین و شهودى که به آن کمیته مراجعه می‌کنند به شعبه 3 بازپرسى اداره دادرسى ارتش نیز هدایت شوند»

(نریمان - و پوستشان را بکنند) یعنى علاوه بر این که آنجا ازشان تحقیقاتى شده به موجب وظیفه بازپرسى ارتش هم از آنها سؤالات بکنند و چنانچه آن کمیته هم احتیاجى به مدارک و سوابق موجوده در دادستانى ارتش داشته باشد اعلام فرمایند تا تشریک مساعى لازم به عمل آید این نامه‌اى است که تحت شماره 220 به جناب آقاى دکتر بقایى رئیس کمیته تحقیق از دادستانى ارتش نوشته شده (نریمان - همان دادستانى که عقیده دارد کم آدم کشته شده) حالا اجازه بفرمایید من عرایضم تمام بشود از تاریخ صدور این نامه کمیته تحقیق پاسخى نداده فقط طى‏ نامه شماره 478 که در تاریخ 14/6/31 صادر شده اعاده اوراق ارسالى به فرماندارى نظامى را که بنده قبلاً توضیح دادم طى شماره 1490 خواسته‌اند و آنجا برگردانده‌اند به کمیته تحقیق از طرف کمیته تحقیق ضمناً تقاضا شده بود که به لشکر 10 و تیپ کرمانشاه و نیروى دریایى جنوب و فرماندارى نظامى آبادان دستور دهند که مدارک موجوده مورد احتیاج کمیته‌هاى تحقیق را یعنى در آبادان و کرمانشاه و جنوب در اختیار کمیته تحقیق محلى بگذارند. آنها تلگراف کردند به شماره 1642 و 1640 و 1641 سه تلگراف کرده‌اند و دستور داده‌اند و گفته‌اند به کمیته‌هاى تحقیق که شما چه کسى را معرفى می‌کنید بعد هم نامه‌اى نوشته‌اند براى کمیته تحقیق تهران که آقا اشخاصى که خودشان را اعضاى کمیته تحقیق محلى معرفى می‌کنند خواهش می‌کنیم این اشخاص را به وزارت دفاع ملى معرفى کنید که به آنها بگوییم اشخاص صلاحیت‌دار کى‌ها هستند و اگر کسانى بی‌جهت مراجعه مى‌کنند به آنها گوش ندهیم وزارت دفاع ملى به طوری که گزارش داده از انجام تقاضاها و تشریک مساعى خوددارى نکرده و مخصوصاً دادستان ارتش صریحاً تقاضا کرده که مدارک و سندى که مورد احتیاج کمیته تحقیق است از دادستان ارتش بخواهد (در این موقع مجلس از اکثریت افتاد و پس از چند لحظه مجدداً اکثریت حاصل شد) عرض کردم که از دادستانى ارتش تقاضا شده که هر مدارک و سابقه‌اى که مورد احتیاج کمیته است بخواهد واقعاً مثل این که دادستانى ارتش همکارى را به اینجا رسانیده و نامه‌اى نوشته که در تحت شماره 601 یک نفر نماینده از کمیته تحقیق به شعبه 3 بازپرسى ارتش اعزام دارید تا با کمک رئیس آن شعبه با هم تشریک مساعى کنند یعنى این نماینده رابط باشد بین کمیته تحقیق و دادستانى ارتش که مدارک را با کمک هم پیدا کنند ولى هیچ گونه اقدامى از طرف کمیته تحقیق راجع به اعزام نماینده به عمل نیامده و نماینده‌اى نفرستاده‌اند بنابراین به طورى که توجه دارید بنده خیال می‌کنم تا آنجا که براى دادستانى ارتش مقدور بوده اقدام کرده منتهى چون در این جریانات همان طوری که توجه فرمودید از نظر عدم صلاحیت بنده هم با جنابعالى همدردم پرونده‌ها تشریفاتش طول کشیده که آیا در صلاحیت عدلیه بالاخره پرونده‌ها را فرستاده‌اند به وزارت دادگسترى که برود به دیوان کشور یعنى در خلال این احوال نظامى‌ها گفته‌اند ما صالحیم بازپرس عدلیه گفته خیر من صالحم و به موجب قانون چاره‌اى ما نداریم نمى‌توانند که با هم دعوا کنند نمى‌توانند که یکدیگر را بکشند.

قانون این ترتیب را معین کرده که اگر دو مقام قضایى مختلف با هم راجع به صلاحیت اختلاف پیدا کردند دیوان کشور که مرجع بالاست باید رسیدگى کند و بگوید که کدام صالح هستند (نریمان - از اختیارات استفاده کنید) اما اقداماتى که پس از رسیدن پرونده‌ها به وزارت دادگسترى شده اول تهران را بنده عرض می‌کنم راجع به تهران بعد از واقعه 30 تیر و تشکیل دولت جبهه ملى در تاریخ 9/7/31 تحت شماره 3185 به دادستان وقت تهران نمایندگى بازرس کل کشور اعطا می‌شود و دادستان علاوه بر مقام دادستانی‌اش که وظیفه داشته تعقیب کند بهش نمایندگى بازرسى کل کشور را می‌دهند که هر جا بخواهد تحقیق کند دو نفر از بازپرس‌هاى دادسرا هم مأمور مى‌شوند که بروند تحقیقات کنند یکى از بازپرس‌ها را مى‌فرستند براى مطالعه و جمع‌آورى مدارک در ارتش و دیگرى را مأمور مطالعه و جمع‌آورى مدارک مى‌کنند در شهربانى. و پس از تحقیق از همه مطلعین افسران فرماندارى نظامى رئیس کل شهربانى و تهیه صورت تمام مقتولین و مجروحین و تهیه صورت تمام افسران و مأمورین روز واقعه و گزارش واقعه و تمام مدارکى که توانسته‌اند به دست بیاورند البته نه خارج از قدرت بشرى بلکه هر قدر که یک بازپرس مى‌تواند انجام بدهد یک بازپرس عادى تمام اینها را جمع‌آورى کرده و داده‌اند به وزارت دادگسترى براى تعقیب مسببین واقعه سى‌ام تیر و ما هم اینها را به ناچار فرستادیم به دادسراى تهران که تعقیب کند شعبه 25 بازپرسى مأمور تعقیب شد و تمام مدارک موجود را که بر علیه افسران بود البته افسران مأمور روز 30 تیر و همین طور مدارکى که بر علیه سرهنگ قربانى و ستوان فاطمى که الان باز‌داشتند تمام اینها را جمع‌آورى کرده و از بازپرسى ارتش هم اسناد خواسته شد بازپرسى ارتش هم در آن موقع به ما جواب داد که براى تعقیب این افراد ما صالحیم به شما مربوط نیست پس از مکاتباتى که بین هر دو شده بود بازپرس به ما نوشت که خیر من صالحم و قرار هم صادر کردند و اختلاف شد یعنى هر دو مخالفت کردند بازپرس تهران گفت نخیر من صالحم هر دو خودشان را صالح دانستند واقعه هم یک واقعه‌اى است عادى نیست و فورى نمی‌توان تصمیم گرفت از هر قاضى دادگسترى هم که بپرسید که آقا در صلاحیت کدام است می‌گویند بگذارید من مطالعه کنم ببینم که واقعاً این در صلاحیت ارتش است یا دادگسترى براى حل اختلاف ما فرستادیم به دیوان کشور و در شعبه 8 دیوان کشور مطرح شد خود جنابعالى هم توجه فرمودید که دیوان کشور هم منحل شد حالا هم دیوان کشور آمد یک رئیس شعبه تازه‌اى تعیین کرد اولین چیزى که من به ایشان گفتم این بود که آقا خواهش مى‌کنم که راجع به این حل اختلاف اول این پرونده را شروع کنید دیروز حتى به من اطلاع دادند که پرونده را داریم می‌خوانیم و پرونده هم قطور است و یک ورق و دو ورق نیست (دکتر بقایى - بله چهار سال طول می‌کشد) بنده به شما قول می‌دهم که هیچ طول نخواهد کشید بازپرسى تهران وظیفه‌اش الان چیست؟ هیچ وظیفه‌اى ندارد بازپرس دادسراى نظامى وظیفه‌اش چیست؟ هیچ

+++

وظیفه‌اى ندارد چرا؟ براى این که هیچ کدام نمى‌دانند که صالح‏ است یا صالح نیست. (خلخالى - بالاخره معلوم خواهد شد که در صلاحیت ملت است) تقصیرى متوجه هیچ کدامشان نیست براى این که دیوان کشور باید بگوید که کدامشان صلاحیت دارند بازپرس ما معهذا ساکت نیست من به او گفتم فرض کنیم که دیوان کشور گفت که تو صالح نیستى تو از نظر وظیفه انسانى و یک فرد ایرانى مدارک را جمع کن اگر گفتند دادسراى نظامى صالح است اینها را می‌فرستیم آنجا اگر گفتند دادسراى تهران صالح است که یک کارى جلو انداخته‌اى و همین کار را کرده متأسفانه یک مانعى پیش مى‌آید اینجا که بنده نمی‌توانم تمام جزئیات را در حضور آقایان عرض کنم و آن ماده 144 آیین دادرسى کیفرى است که منع می‌کند مستنطق را یا به اصطلاح امروزه بازپرس را که جریان تحقیقات را علنى کند می‌گوید استنطاق در هر موقع غیر علنى است بنده اگر علنى کنم بلا‌فاصله محکمه انتظامى بنده را معلق می‌کند می‌گوید آقا مگر تو ماده 144 را نخوانده بودى و صلاحیت قضاوت ندارى براى چه؟ استنطاق و بازپرسى به منظور کشف متهمین است و بیم تبانى اگر برود باید مطالب را گفت که اشخاص بروند و اثرات جرم را محو کنند به هم بگویند آقا فرار کن مرا گرفته‌اند فردا تو را هم خواهند گرفت ما نمى‌توانیم این مسائل را در مقابل مجلس افشا کنیم و در روزنامه‌ها بنویسیم و مردم و تمام جنایت‌کاران با افشاى یک مطالبى که مخصوص تعقیب متهمى است فرارکند نقض غرض مى‌شود (ناظر‌زاده - حالا هم یک کمى متوجه شدند) چه چیز را متوجه شدند (دکتر بقایى - حالا بنده هم قابل تعقیب هستم چون می‌گویم صیرفى را فرستادند آذربایجان) خیر منظورم این نبود منظورم دلایل و عملیاتى بود که دادگسترى براى تعقیب متهمین که شناخته نشده‌اند در دست دارد صیرفى و قربانى و فاطمى شناخته شده‌اند تحت تعقیب هم هستند دلایل را هم همه کس می‌داند منظور بنده متهمى بود که هنوز ما دستگیر نکرده‌ایم دو تا دلیل داریم ولى کافى نیست یک دلیل دیگر را پیش مى‌کردیم ده دفعه می‌رویم بیست دفعه می‌رویم پیدا نمی‌کنیم نمی‌توانیم بگوییم ما سه تا دلیل داریم براى حسن و می‌خواهیم دستگیرش کنیم تا گفتیم خوب فرار مى‌کند مخفى مى‌شود کما این که گاهى بازپرس‌ها قدرى بى‌احتیاطى مى‌کنند به متهم مى‌گوید آقا فلان کس هم مثل این که آن روز با تو بود مى‌گوید نه نبود واقعاً هم نبود ولى همین تفوه بازپرس باعث مى‌شود که برود به آن محل بگوید آقا اسم تو را هم بازپرس برد و تو اگر می‌توانى فرار کن این واقعاً بى‌احتیاطى است چه بى‌احتیاطى از این بالاتر که بنده بیایم اینجا تمام جریانات را بگویم که ما 153 دلیل بر علیه 272 نفر پیدا کرده‌ایم آنها در می‌روند نه این که ما دلایلى جمع‌آورى نکرده‌ایم ولى آنچه که الان به میان است بنده عرض می‌کنم ولى باقى را بنده نمی‌توانم اینجا عرض کنم قانون مرا منع کرده و من هم به خودم اجازه نمی‌دهم که در یک واقعه‌اى مثل واقعه سى تیر که عرض کردم مردم نمایندگان دولت چه در موقع تصدى و به موجب وظیفه چه از نظر یک فرد ایرانى وقتى به خانه‌شان مى‌روند می‌خواهند بفهمند کى این کارها را کرده من نمی‌توانم اینجا بگویم که آنها فرار کنند و نقض غرض بشود و ما نمی‌توانیم هیچ کس را تا در مرحله بازپرسى است دستگیر کنیم البته بعد از این که دلایل جمع‌آورى شد به محکمه آمد على‌الاصول محکمه علنى است و تمام مردم می‌توانند در محکمه حاضر شوند مسببین را هم دستگیر می‌کنند.

البته بنده تصدیق می‌کنم جناب آقاى دکتر بقایى این جریان طول کشیده اما چرا طول کشید براى این که رفت به دیوان کشور، دیوان کشور هم باید صلاحیت را تشخیص بدهد وقتى تشخیص داد البته ما دو مرتبه دنبال کارمان را مى‌گیریم ولى ساکت ننشستیم الان هم دلایل را داریم جمع‌آورى می‌کنیم آقا یک چیزى پیش آمد و آن این است که بازپرس در این اثنا شرحى به شماره 1067 به کمیته تحقیق نوشت و تقاضا کرد که اگر سوابق و مدرکى در کمیته تحقیق موجود است براى تشکیل دلایل و مدارک بفرستید کمیته تحقیق به تصور این که تا به حال اصلاً کارى در دادگسترى نشده نامه‌اى نوشت و اظهار تأسف کرد این که شما چرا تا به حال دوسیه تشکیل ندادید راجع به این کار و حال آن که بازپرس منظورش این نبود منظور بازپرس این بود که من وظیفه‌ام این است از هر جا و هر مقام، هر اداره و هر محلى که گمان ببرم دلایلى است باید به موجب قانون و وظیفه‌ام بروم و تحقیق کنم و این نامه را نوشت آقایان خیال کردند که واقعاً اصلاً پرونده‌اى نیست اظهار تأسف کردند حتى خیلى شدید آن نامه هم خیلى شدید است رونوشتش هم اینجا هست و بازپرس آمد و گفت خوب من آقا چه کنم گفتم هیچ، آنها خیال کرده‌اند که شما هیچ کارى نکرده‌اید و اگر دورى نکرده بودید باید توبیخ مى‌شدید و ملامت مى‌شدید ولى آنها که اطلاع نداشتند که شما براى تکمیل آن دلایل را خواسته‌اید بنده خیال می‌کنم که هیچ قصورى از طرف وزارت دادگسترى نسبت به تعقیب وقایع تهران نشده چرا؟ براى این که در قانون هیچ گفته نشده کسانى که تحت تعقیب هستند باید توقیف بشوند کجاى قانون نوشته شده که متهم باید توقیف باشد ما می‌گوییم متهم نمى‌گوییم مجرم اگر ثابت شد که این آدم این کار را کرده به موجب حکم محکمه به زندان خواهد رفت متهم را فقط و فقط بازپرس حق دارد که از آن تأمین بخواهد (شمس قنات‌آبادى - پس در زندان را باز کنید خیلى اشخاص هستند به صرف اتهام در زندان هستند بروند بیرون) همین کار را هم کردیم ما 350 نفر کسانى که به واسطه ندادن تأمین در زندان بودند ما دیروز آنها را مرخص کردیم اسامی‌شان هم هست (قنات‌آبادى - 3500 نفر دیگر هم هست) تأمین یعنى اطمینانى که دادگسترى باید داشته باشد که هر وقت این اشخاص را خواسته بیایند به دادگسترى. ما نمى‌توانیم اشخاصى را قبل از این که محکمه بگوید توقیف کنیم آزادى را نمى‌شود از کسى سلب کرد خدا نکند که اختیار بدهید به بازپرس که تا هر کس گفت سى تومان این آقا از جیب من در‌آورده بکنندش به زندان (دکتر بقایى - قانون امنیت اجتماعى همین است) اگر ما بعضى‌ها را توقیف می‌کنیم آقایان متوجه باشند براى این است که تأمین نمى‌توانند بدهند یا خانه ندارند محل معینى ندارند اطمینان نداریم که این آدم در موقعى که احضارش می‌کنیم بیاید از این جهت تأمین سنگین می‌گیریم و یا همان طوری که انتظار جناب آقاى دکتر بقایى است اگر یک جانى بالفطره است و واقعاً آدم‌کشى هست نباید آزاد باشد او را توقیف می‌کنیم. مثلاً سرهنگ نادریان رئیس دژبان اصفهان که بنده خودم هم رفتم اصفهان وقایع اصفهان پس از اعلام جرم به دادسراى آنجا و فرستادن آن به شعبه بازپرسى اول کارى که بازپرس کرد قرار بازداشت سرهنگ نادریان فرمانده دژبان اصفهان را صادر کرد چرا؟ براى این که سرهنگ نادریان را شهادت دادند که شخصاً‌ دیده‌اند که آدم کشته اما گر 15 نفر ریختند سر یک نفر و آن مرد مرد، این را ما اتهام قتل در اصطلاح قانون مى‌گوییم منازعه منجر به قتل مى‌گوییم ما نمى‌توانیم اینها همه‌شان را بازداشت کنیم چرا یک وقت مى‌توانیم بازداشت کنیم اگر لامکان باشند و اطمینان نداشته باشیم که آنها مى‌آیند البته بازداشت خواهیم کرد ولى در مورد قتل بازپرس از نظر اهمیت جرم متهم را توقیف می‌کند همان کارى که بازپرس شعبه 15 اصفهان کرد و سرهنگ نادریان را توقیف کرد ولى این مانع از این نشد که فقط بازپرس شعبه 5 اصفهان اکتفا کند به سرهنگ نادریان بیست نفر دیگر را ازشان تأمین گرفتند تأمین‌هاى بسیار سنگین و الان هم تحت تعقیب‌اند و بدون اجازه مستنطق حق خروج از حوزه قضایى ندارند و اگر بروند آنها را توقیف خواهند کرد بعد هم که نادریان را دستگیر کردند آن وقت هیئت بازرسى که از طرف وزارتخانه‌هاى دادگسترى و کشور و دفاع ملى براى واقعه اصفهان رفتند به اصفهان در ذیل گزارش خودشان این طور مصلحت دیدند یعنى آن سه نماینده که از سه وزارتخانه رفت نوشتند ما صلاح مى‌دانیم که رسیدگى این پرونده اصفهان بیاید به تهران یعنى احاله بشود به تهران باز متأسفانه جناب آقاى دکتر بقایى خواهند فرمود که باز تشریفات براى احاله به موجب قانون یعنى قانون آئین دادرسى کیفرى هر وقت شما بخواهید دوسیه‌اى را که محل وقوع جرم است به محل دیگرى بشوید باید احاله کنند احاله با کیست؟ با دیوان کشور دوسیه رفت به دیوان کشور که اجازه بدهند وقایع سى‌ام تیر اصفهان بیاید به تهران رسیدگى شود این اجازه را هم دادند و بنابراین دوسیه‌اى که مربوط به وقایع سى‌ام تیر اصفهان است احاله شده به تهران آن را هم دادیم به شعبه 5 یعنى آن وقایع سى‌ام تیر اصفهان به موجب رأى احاله دیوان کشور در تهران رسیدگى مى‌شود حالا وقایع سى‌ام تیر اصفهان هم به همین جا خاتمه پیدا نکرده است بین بازپرس آنجا و بازپرس نظامى همان طور که عرض کردم این فکر از همه جا ایجاد شد اختلاف در صلاحیت شد براى تشخیص صلاحیت باز رفته است به دیوان کشور که آقا بازپرسى ارتش در تهران صلاحیت رسیدگى دارد یا بازپرس دادسراى تهران دو تا پرونده در دو تاى شعبه دیوان کشور که باید بگویند که بازپرس صلاحیت دارد و ضمناً به طور توضیح اضافه می‌کنم که از رئیس شهربانى تحقیقاتى شد مدتى در زندان بود و طبیب قانونى نوشت این دارد می‌میرد ازش تأمین سخت گرفتند که برود خودش را معالجه کند و برگردد به زندان افسران دیگر را هم تمام تحت تعقیب قرار داده‌اند همان طور که خدمت‌تان عرض کردم و باز هم تعجب کردید و به مسخره گرفتید متهم است اما نه به قتل عرض کردم سرهنگ نادریان را کسى نمی‌تواند آزاد بکند چون متهم به قتل است و دیده‌اند که آدم کشته ولى دیگران را گفته‌اند تحریک کرده‌اند وادار کرده‌اند و تحریک کرده‌اند دستور داده‌اند (دکتر بقایى - اهواز را چه کار کردید؟) اجازه بفرمایید اگر جنابعالى صبر و حوصله داشته باشید و به بنده اجازه بدهید بنده تا به اهواز را براى شما عرض خواهم کرد این که بنده عجله کردم در اول وقت نامه‌اى هم خدمت مقام ریاست عرض کردم که بنده کار دارم اگر اجازه بفرمایید که اول سؤال راجع به این موضوع مطرح شود وقتى ایشان به بنده اجازه دادند بنده می‌خواستم مقدمتاً تهران و اصفهان را عرض کنم که رابطه کامل با کرمانشاه دارد یعنى تمام این مقدمات براى این بود که بنده عرض کنم کرمانشاه هم گرفتار همین سرنوشت شده یعنى چه؟ یعنى پس از اعلام جرم به دادسراى محل و ارجاع به شعبه 4 بازپرسى فرمانده دژبان و چند نفر از افسران‌شان بازداشت شدند که الان هم چند افسر و یک درجه‌دار در توقیف هستند و آن هم براى همان است که عرض کردم اتهام اینها گویا قتل است و گویا شخصاً

+++

مرتکب شده‌اند بازپرسى کرمانشاه اصرار کرد که من صالحم و بازپرسى لشگر آنجا گفت خیر من صالحم مجبور شدند دوسیه را هم بفرستند به دیوان کشور براى حل اختلاف ممکن است که آقا بفرمایند خوب دیوان کشور یکى از آنها را می‌گفت از موارد دیگر هم همان طور عمل می‌کردند متأسفانه قانون این را هم اجازه نمى‌دهد در هر مورد که اختلاف شد باید دیوان کشور اظهار‌نظر بکند چون ممکن است واقعه کرمانشاه یک خصوصیتى داشته باشد که واقعه اصفهان این خصوصیت را نداشته باشد و در صلاحیت ارتش باشد ولى این دفعه دیوان کشور جنبید یعنى پرونده اختلاف در صلاحیت بازپرسى کرمانشاه و بازپرس نظامى کرمانشاه حل شد و عقیده داده‌اند به این که رسیدگى در صلاحیت دادگسترى است حالا که در صلاحیت دادگسترى کرمانشاه شد یک موضوع تازه پیش مى‌آید که باید آن هم مثل سایر دوسیه‌ها احاله بشود به تهران و احاله تهران هم همان طور که حضور جنابعالى عرض کردم اجازه می‌خواهد حالا باید برود به تمیز براى این که بالنتیجه تمام دوسیه‌هاى وقایع سى‌ام تیر بیاید به تهران (کریمى - آقا چرا متهمین را آوردند؟) الان خدمت جنابعالى عرض می‌کنم اما واقعه شب سى‌ام تیر شهرستان اهواز به طوری که از آنجا به ما خبر دادند پس از استعفاى آقاى احمد قوام که مردم اهواز از براى ابراز احساسات آمده بودند توى خیابان‌ها در خیابان جمع شده بودند براى متفرق ساختن آنها تانک آورده بودند به خیابان و بر اثر تصادف با تانک یک عده‌اى کشته شده‌اند در همان موقع یعنى روز بعد اول وقت که حتى ذکر کرده‌اند ساعت 7 یک ساعت قبل از وقت کار از طرف دادرسى محل قضیه تعقیب مى‌شود و بازپرس شعبه اول اهواز راننده تانک را اول کارى که می‌کند توقیف می‌کند براى این که بفهمد که راننده تانک بى‌احتیاطى کرده یا واقعاً دستور گرفته فرمانده تانک را هم توقیف مى‌کنند هر دو را هم زندانى می‌کنند و بازپرس آنجا اخیراً نوشته است یعنى تلگراف کرده است که ما مسببین دیگرى پیدا کرده‌ایم که شرح آن را با نامه و با رمز خواهم گفت و باز براى این که عرض کردم نمى‌شود این جور چیزها را افشا کرد به طوری که آقا ملاحظه مى‌فرمایید دادگسترى با کمال جدیت و با این که اختلاف در صلاحیت شده و هنوز معلوم نیست که دیوان کشور بگوید دادگسترى تو صالحى ما داریم دلایل را جمع مى‌کنیم و بدون این که وقفه‌اى در کار رسیدگى مسببین واقعه سى‌ام تیر پیش آید همان طور که در مقدمه عرض کردم آمال فرد فرد ایرانى‌هاست و اینهایى در وزارتخانه‌هاى دادگسترى و دفاع ملى نشسته‌اند اول ایرانى هستند بعد قاضى و بعد افسر وزارت دفاع ملى اینها واقعه تیر را واقعاً خودى دانسته‌اند و کاملاً تعقیب کرده‌اند آنچه متهم به قتل بوده بازداشت کرده‌اند آنچه متهم بوده به موجب قانون تأمین گرفته‌اند و جدیت هم شده به طوری که شنیدید و شرحش را عرض کردم که پرونده یک جا در مرکز رسیدگى شود از نظر این که حفظ انتظام و براى حفظ بى‌غرضى پرونده‌ها همه بیاید در مرکز و نظارت بیشترى در مرکز قطعاً خواهد شد و این هم یکى از اقدامات مفید به نظر اینجانب بوده ممکن است بعضى‌ها عقیده داشته باشند مثل جناب آقاى کریمى می‌فرمودند که در خارج بهتر بود که در کرمانشاه رسیدگى شود بنده عرض مى‌کنم خیر براى این که نظارت اینجا شدیدتر است و متهمین را اینجا بهتر مى‌شود تعقیب کرد همان طور هم که عرض کردم افشاى جزئیات و تفصیلات اقدامات بازپرس و ریزه‌کاری‌ها را بنده نمی‌توانم به موجب ماده 144 اینجا ذکر کنم البته پس از تکمیل تحقیقات هم خواهند فهمید روزى که رسیدگى می‌شود و محاکمه خواهند شد به عرایض بنده خواهید رسید که وزارت دادگسترى کار خودش را کرده و مسببین را دستگیر کرده و مجازات هم خواهد کرد.

نائب رئیس - آقاى دکتر بقایى توضیحى دارید بفرمایید اما مختصر.

دکتر بقایى - عرض کنم در بین بیانات بسیار شیوایى که آقاى دکتر ملک‌اسماعیلى که جاى احسنت فراوان داشت در ضمن این که بیانات ایشان را مى‌شنیدم متوجه یک نکته شدم آن نکته این است که دولت با ملت دو تا زبان مختلف حرف مى‌زنند آن حکایتى که اشاره کردم مجبورم که تعریف کنم می‌گویند که یک دهاتى آمد که پولش را بگیرد بارفروش گفت هفتاد تن هیزم دادى بگیر 50 من یک من دو ریال قیمتش است من فروختم دو قران پولش مى‌شود ده تومان حالا بگیر هشت تومان ناهار خوردى سه تا تخم مرغ داشتى دانه‌اى پانزده شاهى این را بگیر این پنج‌ هزار و ده‌ شاهى چطور چطور برایش حساب کرد و گفت دیگر طلبى از هم نداریم این بیچاره آمده بود یک ناهار خورده بود و چند تا چایى هفتاد من هیزم داد و برایش حساب پاک کرد این دهاتى گفت تمام این حساب‌هایى که تو کردى درست است ولى هیچ کف دست من نیست ما هم مى‌بینیم که بابت این سى‌ام تیر از این فرمایشات شما هیچ چیز کف دست ملت ایران نیست بنده فکر می‌کنم که چهل سال دیگر که انشاء‌الله آن وقت خود جنابعالى نخست‌وزیر باشید راجع به جریان سى‌ام تیر 1331 که ازتان سؤال بکنند عیناً همین حرف‌هایى را مى‌توانید بزنید بازپرس اختلاف صلاحیت اختلاف سلیقه پیدا شده احاله به آنجا رجوع شده اینجا آن طور کردند بعد حالا بعد از این هم داستان دارد یکى را مى‌فرستند به یک شعبه‌اى و یکى را به شعبه دیگرى یک شعبه چیزى خواهد گفت و شعبه دیگر چیز دیگرى و یک اختلاف دیگرى است بعد یک انحلال دیگر دادگسترى پیش مى‌آید ولى آقایان در جریان سى‌ام تیر این حرف‌ها را ملت ایران نمى‌شنود ملت ایران به آقاى دکتر مصدق تمام اختیارات را داده بنده آدمى نیستم که هیچ وقت بیایم درد بگویم دوایش را نگویم مى‌بایستى همان روز اولى که آقاى دکتر مصدق اختیارات را گرفتند مى‌نشستند وزرای‌شان را جمع مى‌کردند و بگویند مجلس شوراى ملى قیام سى‌ام تیر را یک نهضت ملى شناخت کسانى که در مقابل مردم ایستادگى کردند مخالف ملت بوده‌اند مجلس شوراى ملى قوام‌السلطنه را مفسد فى‌الارض شناخته، مفسد فى‌الارض هم مطابق شرع ما مهدور‌الدم است یعنى اگر کسى همین الان برود این آدم بى‌همه چیز را بکشد هیچ گناهى شرعاً ندارد این شخص مفسد فى‌الارض است اگر نمى‌دانید بدانید مى‌بایست بگویند آقایان.

آقایان وزرا ما داراى تمام اختیارات هستیم تمام اختیارات را به ما داده‌اند همان طور که براى کشتن این اشخاص آنجا اختلاف سلیقه پیدا نشد دعواى صلاحیت پیدا نشد سرهنگ قربانى و فاطمى اختلاف نداشتند که من با تفنگ بکشم یا با پارابلوم هیچ این حرف‌ها را نداشت آقایان نمایندگان شما توى این مجلس بودید این صداى تیراندازى را مى‌شنیدید این اشخاص را که کشته شدند شما چند نفرشان را مى‌شناختید این خون‌هایى که ریخته شده کدام شماست که ندیده‌اید آقا این مزخرفات چیست که مى‌آیند اینجا مى‌گویند؟ بریزید دور این حرف‌ها را شما اختیار دارید همه کار مى‌توانید بکنید چرا با این چیزها مى‌بندید دست و پاى خودتان را چه چیزى مانع بود که بنشینید مطالعه بکنید پنج تا ماده نظیر همان مواد قانون امنیت اجتماعى که براى زدن و کشتن مردم درست کردید به جاى او 5 تا ماده درست کنید که اینها را درست تعقیب کنید به فوریت تعقیب کنید کى این جریانات را نمی‌داند تانک دوانیده‌اند در اهواز روى مردم اینها رفته‌اند حالا هیئت رفته است شوفر تانک را اورده است و دهانش را بو کرده که آیا مست بوده یا نبوده این حرف‌ها مزخرف است آقا ملت دیگر حوصله شنیدن این حرف‌ها را ندارد بترسید از آن روزى که این ملت دادگسترى و این قوانین شماها را سر همه ماها خراب کند این حرف‌ها چیست؟ بعد از پنج ماه این گفته در صلاحیت من است آن گفته در صلاحیت من نیست رفته به دیوان کشور دیوان کشور منحل شده حالا دوباره درست شده بعد به محکمه انتظامى باید برود استنطاق محرمانه است چیست که ما نمی‌دانیم مگر ما این مسئولین را نمى‌شناسیم وقتى که مجلس شوراى ملى رأى داد که قوام مفسد فى‌الارض است دیگر شما دنبال چه مى‌گردید چى را مى‌خواهید ثابت کنید مگر قوام مسئول این مملکت نبود اینها بازى است مسخره‌بازى است مرد که را نشانده‌اند توى خانه‌اش روزنامه هم عکسش را چاپ مى‌کند پسرش را هم می‌گذارند پهلویش پدرش را دارد مى‌بوسد که مردم رقت کنند مگر با این حرف‌ها مردم فراموش مى‌کنند واقعه سى‌ام تیر را بیایید کمیته تحقیق ببینید چه خبر است این حرف‌ها را دولت از ملت نمى‌پذیرد که در جریان است ایراد به صلاحیت مواد 147 و 144 پس از 4 و 5 ماه بیایید این حرف‌ها را بزنید این مواد را چرا در سى‌ام تیر اجرا نکردید ملت ایران مى‌خواهد که مقرراتى که لازم است شما وضع کنید شما هر چیز را که آوردید به مجلس، مجلس بهتان رأى داده شما اختیار دارید که هر جور قانون می‌خواهید وضع کنید کى جلویتان را گرفته است؟ ما هیچ حاضر نیستیم که این مزخرفات را بشنویم تکرار مى‌کنم مرخرفات را در جریان صلاحیت این طور شده است ملت ایران این شهدا را نمی‌تواند فراموش کند و این حرف‌ها هم او را اقناع نخواهد کرد براى این که اگر بخواهد این حرف‌ها را گوش‏ کند چهل سال دیگر هم این جریان ادامه خواهد داشت همین طور در صلاحیت اختلاف نظر خواهد شد به دیوان کشور خواهد رفت از اینجا به اصفهان از آنجا به کرمانشاه از آنجا به اهواز ولى بدانید که ملت ایران اینها را نمى‌پذیرد و شما اگر حقیقتاً  قصدى ندارید براى نمک‌نشناسى از این ملتى که خون خودش را ریخت و شما را سر کار آورد بروید یک فکرى بکنید 4 تا ماده درست کنید همه این چیزها را درست کنید مسببین که معلومند مجرمین که معلومند چرا بازى مى‌کنید آقا؟ متهم اگر بشنود فلان می‌کند آنهایى که باید بشنوند شنیده‌اند.

بنده در اینجایى که قرار دارم خیلى جریانات را می‌دانم این کمیته تحقیق چشم من را به خیلى از جریانات باز کرد می‌دانم چه دست و پاهایى شد چه اقداماتى شد چه جور خواستند اشخاصى را تبرئه کنند تمام اینها را می‌دانم ولى از لحاظ این که پشتیبان این دولت هستم هنوز نمی‌توانم به خودم اجازه بدهم که این مطالب را پشت این تریبون بگویم این آخرین دفعه‌اى است که پشت این تریبون بنده اتمام حجت مى‌کنم می‌دانید که بنده اتمام حجت مى‌کنم می‌دانید که بنده اول اتمام حجت می‌کنم بعد مى‌گویم این آخرین دفعه‌اى است که بنده اینجا اتمام حجت مى‌کنم و خیلى متأسف هستم از قولى که عصر سى‌ام تیر به مردم دادم و مانع شدم از این که مردم بروند خودشان انتقام خودشان را بگیرند کسانى که در تهران بودند می‌دانند کسانى هم که در تهران نبودند می‌توانند تحقیق کنند در سى‌ام تیر ماه در آن شب

+++

اگر من این قول را نداده بودم که این قضیه تعقیب خواهد شد و اگر من مردم را آرام نکرده بودم آن شب انقلابى مى‌شد (خلخالى - مربوط به یک فرد نیست کلى است) صحبت فرد نیست مردم که آمدند جلوى حزب زحمتکشان من بهشان قول دادم (اخگر - همه قول دادیم) آقایان هم قول دادند صحیح است ولى بنده مهلت 4 ماه را از مردم خواستم‏.

(در این موقع یکى از تماشاچیان با صداى بلند گریه کرد و توى سرش زد)

دکتر بقایى (خطاب به تماشاچى) - شما هیچ چیز نگویید چون شما را به عنوان ماده 2 امنیت اجتماعى می‌گیرند این پیرمرد کسى است که جوانش را از دست داده است آن وقت براى او در جریان است ایفاد می‌گردد تحویل می‌دهند اینها را مردم نمی‌توانند بشنوند شما باید جواب این موضوع را بدهید که با داشتن تمام اختیارات لازمه و با داشتن یک مجلسى که هر قانونى که بیاورید فورى تصویب مى‌کند و به دست‌تان می‌دهد چه کرده‌اید شما باید یک طرحى مى‌آوردید که این تعقیب فورى بشود آقاى دکتر ملک‌اسمعیلى با این بلاغت و الکانس که شما به خرج دادید شما می‌دانید که این جواب؟ جواب ملت ایران نیست این جواب‌ها از حیث قانون صحیح نیست ولى عین جواب آن بار فروش است به آن بدبخت دهاتى با این جواب‌ها خودتان مى‌دانید و ایمان دارید که با این طرز و رویه‌اى که پیش گرفته شده یک نفر از اینها محکوم نخواهد شد من سؤال می‌کنم همین فاطمى که آدم را توى صندوق یخ کشته است در جنگ بوده که او را کشته رفته سر صندوق را باز کرده زده کشته آیا شما مى‌توانید بگویید شما فکر مى‌کنید با این تعصبات این فاطمى بیش از دو سال حبس مى‌شود نمى‌توانید بگویید وجداناً می‌دانید که ممکن نیست این محکوم به اعدام شود یک عده‌اى فرار کرده‌اند و در رفته‌اند ولى من مى‌گویم آقایان وزرا ملت ایران از همه شما خواهد پرسید و به همه شما خواهد گفت که من کشته دادم من تمام اختیارات را به شما دادم مجلسى که انتخاب کرده بودم هر قانونى که آوردید تصویب کرد چرا یک مقرراتى نیاوردید که تسریع شود در این کار چرا بعد از این که چهار ماه طول دادید حالا تازه با این وضعى که ایشان نشان دادند این طرحى که گفتند این جریان‌ها بیست سال دیگر طول خواهد کشید هى اختلاف صلاحیت هى احاله ما مى‌دانیم دادگسترى این چیزها را دارد ولى این قربانیان سى‌ام تیر را مردمى که کشته شده‌اند ملت فراموش نخواهد کرد و انتقام آنها را خواهد کشید اگر در این جریان شما وظیفه خودتان را انجام دادید ما ممنون‌تان خواهیم بود اگر انجام ندادید شماها تمام‌تان در ردیف قوام‌السلطنه و سرهنگ قربانى و ستوان فاطمى خواهید بود و قوام را مجلس شوراى ملى مفسد فى‌الارض رأى داده و مجرم شناخته است اینها حرف است صحبت مى‌کنید که مى‌برند مى‌گیرند فلان مى‌کنند.

ضمناً من یک شهادتى هم باید بدهم عرض کنم موقعى که ما رفته بودیم در لاهه یک سند از اسنادى که مى‌بایستى در آنجا مطرح شود از این سند یک ترجمه فرانسه لازم بود ترجمه‌اى که از طرف مقامات رسمى فرانسه گواهى شده باشد بنده از طرف جناب آقاى دکتر مصدق مأموریت پیدا کردم که بروم پاریس و این سند را تهیه کنم و برگردم به لاهه وقتى رفتم پاریس یک جریانى پیش آمد که بنده لازم بود از ایشان سؤال کنم براى این سؤال ساعت 7 بعد از ظهر که هوا هم خیلى خوب بود با یکى از دوستان عزیزم رفتم به سفارت ایران در پاریس که با استفاده از تلفن سفارت ایران از آنجا تلفن کنم در آن ساعت که رفتم آنجا دیدم که یکى از اتاق‌هاى سفارت روشن است تحقیق کردم گفتند که این جوانى است به اسم عزالدین کاظمى پسر جناب آقاى کاظمى من خیلى خوشوقت شدم که یک جوانى در پاریس ساعت 7 موقع تفریح مشغول انجام وظیفه است مشغول خدمت است و از آنجا کاغذى به جناب آقاى کاظمى نوشتم و به ایشان تبریک گفتم از داشتن همچو پسرى به این جهت خیلى از این که دوست عزیزم جناب آقاى وکیل‌پور راجع به آقاى عزالدین کاظمى گفتند متأثر شدم ولى آنچه که راجع به الغاى جیره‌بندى بود بنده خودم یکى از معترضین به این کار بودم و یک مقاله‌اى هم در روزنامه نوشتم و از آقاى کاظمى خواسته بودم که کسانى که از این الغا سوء‌استفاده کرده‌اند تعقیب کنند و موقعى که در بیمارستان بودم از ایشان خواستم که این موضوع را تعقیب کنند با تأیید قسمت اول راجع به جیره‌بندى خواستم راجع به یک جوانى که خودم دیدم چه جور انجام وظیفه مى‌کند شهادت بدهم (احسنت)

وکیل‌پور - خیلى متشکرم‏.

نائب رئیس - آقاى معاون وزارت دادگسترى‏.

معاون وزارت دادگسترى - عرض مى‌شود یکى از پروفسورهاى عالى مقامى که شاید خود آقاى دکتر بقایى بشناسند به اسم کارل موریس که یکى از اطباى بسیار بزرگ است که مى‌گوید مردانى که در حین کلام بر‌افروخته مى‌شوند این برافروختگى حاکى از احساسات پاک و عواطف رقیق است و واقعاً به این اشخاص مى‌شود اطمینان کرد و به حرف‌هاى آنها اهمیتى بیش از گفته‌هاى سایرین قائل شد (عده براى مذاکره کافى نبود)

نائب رئیس - تأمل کنید تا اکثریت حاصل شود.

بعضى از نمایندگان - تنفس بدهید (با ورود چند نفر اکثریت شد)

معاون وزارت دادگسترى - بنده عرض کردم با این احساسات خوب و پاک بنده توقع داشتم که کلمات مزخرف و مسخره‌بازى را اقلاً از نظر این که بنده عضو این مملکت فرد این مملکت و کارى در این مملکت دستم است بیان نفرمایند چون وکیل احترام دارد مقامات احترام دارند بنده آنچه از جریان کار عرض کردم به موجب قانونى که در دست ما است اما آقایان مثل این که یک موضوع را فراموش کرده‌اند که قانون یعنى اراده مردم نمایندگان ملت کارى ندارند جز گفتن اراده مردم قانون یعنى اراده مردم آن روزى که در اسپارت و آتن مردم جمع می‌شدند در میدانى همان حرفى که مى‌زدند قانون می‌شد جمعیت زیاد گفتند آقا دو میلیون و سه میلیون را نمی‌شود توى میدان جمع کرد نماینده بفرستید نماینده محترم انتخاب شدند نمایندگان وقتى اراده کردند مردم اراده کرده‌اند هیچ مانعى ندارد آقایان هر طرز رسیدگى که تصویب بفرمایید اجرا می‌شود جناب آقاى ناد‌على کریمى روز اول تشریف آوردند و این پیشنهاد را کردند که ما طرحى تهیه کرده‌ایم طرز رسیدگى خاص قانون خاص که تمام این مسخره‌بازى‌ها که مى‌فرمایید کنار مى‌گذاشتیم درست است اختیار به جناب آقاى دکتر مصدق داد شده ولى نمایندگان ملت حضور دارند و این حق از آنها سلب نشده است که قانون بنویسند و ما را مأمور اجرا بکنند و بنده هم با تمام قوا می‌کوشیدم همان طور که قانون حاضر را اجرا کردم قانونى که تصویب مى‌کردند با کمال اطاعت مثل یک قوه مجریه در خدمت ملت و از خدمت آقایان نمایندگان اجرا می‌کردم کى جلوى آقایان را گرفته بود امروز این کار را بکنید بنده با کمال منت اگر در اجراى قانونى یعنى اراده مردم ایران که آقایان نمایندگانش هستید قصورى کردم از بنده بپرسید سؤال کنید چهار ماه است چه کردید؟ کى به شما گفت قانون نگذرانید پس آقایان همین قانون موجود را قبول داشتید به مجالس سابق احترام گذاشتید به عقیده مردم آن وقت و نمایندگان آن وقت گفتید دادگسترى با همین قوانین این کار را بکن و ساکت بودید حالا هم وقت نگذشته یک آیین دادرسى خاص به سه ماده آقایان تصویب بفرمایند به بنده بدهند به وزیر دادگسترى بدهند بنده اجرا خواهم کرد اگر نتیجه نگرفتید البته حق دارید از بنده سؤال بکنید ولى متأسفانه باید تصدیق کنید که با قوانین حاضر ما چاره‌اى جز این نداشتیم که این قوانین را اجرا باید اجرا کنیم و اگر نمى‌کردیم باید مورد بازخواست آقایان واقع مى‌شدیم (احسنت)

13- معرفى آقاى شهشهایى به معاونت وزارت کشور به وسیله آقاى وزیر کشور

نائب رئیس - آقاى وزیر کشور

وزیر کشور - بنده با اجازه آقایان نمایندگان محترم جناب آقاى شهشهایى را به سمت معاونت وزارت کشور معرفى می‌کنم (مبارک است)

14- تعیین موقع و دستور جلسه بعد - ختم جلسه

نائب رئیس - با اجازه آقایان نمایندگان محترم جلسه را ختم می‌کنیم جلسه آینده روز پنجشنبه ساعت 9 صبح دستور بقیه لایحه ملى شدن تلفن و بودجه وزارت فرهنگ‏.

یک ساعت و چهل دقیقه بعد از ظهر جلسه ختم شد.

نائب رئیس مجلس شوراى ملى - محمد ذوالفقارى

+++‏

                       

یادداشت ها
Parameter:294779!model&5137 -LayoutId:5137 LayoutNameالگوی متنی کل و اخبار(مشروح مذاکرات)