کتابخانه، موزه و مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی


صفحه اصلی » مشروح مذاکرات » مشروح مذاکرات مجلس ملی » دوره یازدهم مجلس ملی

0.0 (0)
مشروح مذاکرات مجلس ملى، دوره‏11
[1396/05/09]

جلسه: 40 صورت مشروح مجلس روز یکشنبه 18 اردیبهشت ماه 1317  

فهرست مطالب:‏

1- تصویب صورت مجلس‏

2- قرائت استعفانامه آقاى معتضدى کمیسیون نظارت ذخیره اسکناس‏

3- اعلام وصول لایحه استخدام یک نفر مهندس آلمانى براى چاپخانه مجلس‏

4- بقیه شور اول لایحه اصول محاکمات حقوقى از ماده 469 تا 502

5- تصویب سه فقره مرخصى‏

6- موقع و دستور جلسه آتیه- ختم جلسه‏

مشروح مذاکرات مجلس ملى، دوره‏11

جلسه: 40

صورت مشروح مجلس روز یکشنبه 18 اردیبهشت ماه 1317

فهرست مطالب:‏

1- تصویب صورت مجلس‏

2- قرائت استعفانامه آقاى معتضدى کمیسیون نظارت ذخیره اسکناس‏

3- اعلام وصول لایحه استخدام یک نفر مهندس آلمانى براى چاپخانه مجلس‏

4- بقیه شور اول لایحه اصول محاکمات حقوقى از ماده 469 تا 502

5- تصویب سه فقره مرخصى‏

6- موقع و دستور جلسه آتیه- ختم جلسه‏

(مجلس یک ساعت پیش از ظهر به ریاست آقاى اسفندیارى تشکیل گردید)

صورت مجلس روز 11 اردیبهشت ماه را آقاى مؤید احمدى (منشى) قرائت نمودند. اسامی غایبین جلسه گذشته که ضمن صورت مجلس خوانده شده :

غایبین بااجازه -آقایان : ارباب کیخسرو شاهرخ -موسی مرآت

غایبین بی­اجازه -آقایان : موقر -لیقوانی -دکتر اهری -دبیر سهرابی -ناصری -حیدری -غلامحسین ملک -نیکپور -بیات ماکو

دیر امدگان بی­اجازه -آقایان : بیات -طهرانچی - قراگزلو

(1- تصویب صورت مجلس)

رئیس- در صورت مجلس نظرى نیست؟ (گفته شد- خیر) صورت مجلس تصویب شد.

(2- قرائت استعفانامه آقاى معتضدى کمیسیون نظارت ذخیره اسکناس)

رئیس- به طوری که خاطر محترم آقایان مسبوق است در جلسه گذشته راجع به انتخاب دو نفر براى نظارت اسکناس که آقاى مؤید احمدى و آقاى معتضدى با رأى‌هاى مساوى معین شدند. آقاى معتضدى به موجب این مراسله که نوشته‌اند استعفا کرده‌اند. (به مضمون ذیل خوانده شد)

مقام محترم ریاست مجلس شوراى ملى. چون به واسطه گرفتاری‌هاى شخصى از عهده حضور در جلسات هیت نظار بانک بر نخواهم آمد تمنى دارم استعفایم را قبول فرمایید.

رئیس- در این صورت آقاى مؤید احمدى به اتفاق آقاى محمد‌تقى اسفندیارى براى این مأموریت انتخاب شدند ( صحیح است)

(3- اعلام وصول لایحه استخدام یک نفر مهندس آلمانى براى چاپخانه مجلس)

رئیس- از اداره کارپردازى لایحه داده‌اند براى

+++

استخدام یک نفر مهندس آلمانى که به کمیسیون ارجاع خواهد شد.

(4- بقیه شور اول لایحه اصول محاکمات حقوقى از ماده 469 تا 502)

رئیس- بقیه شور اول لایحه اصول محاکمات حقوقى از ماده 469. (ماده 469 به شرح زیر خوانده شد)

فصل سوم- در عرضحال و مقدمات رسیدگى استینافى‏

ماده 469- استیناف دعوى به تقدیم عرضحال می‌شود ولى عرضحال را می‌توان مستقیماً به محکمه استیناف یا محکمه که حکم یا قرار را داده است تقدیم کرد و محکمه ابتدایی یا محکمه صلحیه محل اقامت مستانف و یا به نزدیکترین محکمه به محل اقامت او.

رئیس- ماده 470 (این طور قرائت شد)

ماده 470- مدیر دفتر محکمه که عرضحال استینافى به آنجا داده می‌شود باید بلافاصله عرضحال را در دفتر ثبت و رسیدى مشتمل بر نام مستأنف و مستأنف علیه و تاریخ تسلیم (روز و ماه و سال) و ذکر شماره ثبت به تقدیم کننده عرضحال بدهد و در روى اوراق عرضحال تاریخ تسلیم را قید کند- این تاریخ ابتدایی دعواى استینافى محسوب است.

رئیس- آقاى اوحدى‏

اوحدى- به طوری که خاطر آقایان نمایندگان محترم مستحضر است آقاى وزیر عدلیه براى محسنات این قانون فعلى یک مطلبى را در نظر گرفته و اضافه کردند که در قوانین سابق عدلیه وجود نداشت و آن عبارت از عریضه تلگرافى بود که ممکن است عریضه تلگرافاً داده شود. البته این عریضه تلگرافى لازم است معلوم شود که آیا تاریخ زدن تلگراف ابتداى مدت استیناف محسوب می‌شود یا ورود تلگراف ابتداى مدت استیناف محسوب می‌شود یا ورود تلگراف به دفتر زیرا در ماده 470 می‌نویسد عریضه و منضمات وقتى به دفتر محکمه رسید اعم از دفتر ابتدایی یا دفتر آن وقتى که او رسید می‌دهد آن تاریخ مناط اعتبار است این ماده مجمل است آن قسمت عریضه تلگرافى را توضیح نمی‌دهد که اگر عریضه تلگرافى شد آیا در مقابل تلگراف رسید می‌دهد، آیا روز وصول تلگراف را قبول بکند، یا روز مخابره تلگراف را کدام یک را؟ نکته دیگر آن که البته آقاى وزیر عدلیه توجه می‌فرمایند که یکى از مصادیق عریضه تلگرافى در مرحله اتفاق عریضه استینافى است دوم مرحله اتفاقیش عریضه تمیزى استینافى است دوم مرحله اتفاقیش عریضه تمیزى است و اگر در اینجا این دو نکته رعایت نشود ممکن است آن توجهى را که نسبت به مخصوصیت این قانون در نظر گرفته شده آن از دست برود. نکته دیگر ممکن است عرضحال را طرف مقابل به وسیله پست بدهد تلگرافى نکند اگر به وسیله پست داد و رسید به دفتر استیناف در اینجا هم آیا نظر ورود کاغذ پست است به دفتر یا تاریخ تسلیم آن کاغذ است به پستخانه چون ما به الابتلاء است در عدلیه فعلى که عرایضى که داده می‌شود به پستخانه ممکن است یکى یا چند روز در پستخانه بماند یا مصادف شود با ایام تعطیل که دفتر نباشد تا پست بیاید آن کاغذ را بدهد و او ثبت کند و آن وقت این را مدت استیناف قرار می‌دهند و ممکن است مدت استیناف گذشته باشد با یک سوانح دیگر که بنده نمى‌خواهم آن سوانح را در نظر بگیرم چه اگر این هم در نظر گرفته نشود ممکن است طرف مقابل عرضحالش را به وسیله پست داده باشد آن وقت دیگر به اختیار او نیست اگر چهار روز عقب بیفتد و اگر در دفتر پس و پیش شود این عریضه پستى و تلگرافى آن وقت مدت استیناف او از بین می‌رود و حقش ساقط می‌شود در حالى که او تقصیر نکرده او عرضحالش را داده و توى پاکت گذارده و به پست داده سفارشى هم کرده و قبض هم گرفته است و فرستاده است آن وقت یک جریانات دیگرى پیدا کرده است و اگر ما بخواهیم آن روز وصول را مبدأ قرار بدهیم آن وقت این منظور به کلى از بین می‌رود این است که خواستم تذکر بدهم که آقاى وزیر عدلیه در این

+++

ماده یک را وقتى قرار بدهند و براى شور دوم این نکته در نظر گرفته شود که هم عریضه تلگرافى به موقع در نظر گرفته شود که عریضه تلگرافى به موقع در نظر گرفته شود و هم عریضه پستى و هم مبدأ را روز مخابرات و روز دادن به پستخانه قرار بدهند.

وزیر عدلیه- نکته‌‌اى که تذکر دادند البته خیلى مهم است این مواعد منشاء حقوق است و البته یک روز پس و پیش ممکن است خیلى حرف‌ها را از بین ببرد البته در این ماده مأخذ تسلیم عرضحال است و فرستادن البته کافى نیست باید برسد به دفتر محکمه آن تاریخى که رسید مأخذ محسوب می‌شود و اگر عبارت ماده براى شقوق مختلفى که ایشان اظهار کردند نارسا باشد باید طورى نوشت و تصریح کرد که هر گونه ابهامى از بین برود و ممکن است که ایشان یک پیشنهادى بدهند و البته در شور دوم دقت خواهیم کرد و اگر عدم صراحتى باشد از بین خواهد رفت.

رئیس- ماده 471 قرائت می‌شود. (به شرح آتى قرائت شد)

ماده 471- در عرضحال باید نکات زیر قید شود.

1- نام و اقامتگاه و سایر مشخصات وکیل او

2- نام و اقامتگاه و سایر مشخصات مستانف علیه‏

3- حکم یا قرارى که از آن استیناف داده شده‏

4- محکمه صادر کننده حکم یا قرار

5- تاریخ ابلاغ حکم یا قرار

6- اعتراضات استینافى‏

رئیس- ماده 472

ماده 472- وکالت‌نامه وکیل باید ضمیمه عرضحال باشد.

رئیس- ماده 473

ماده 473- هر گاه مستانف به استناد جدیدى استناد نماید باید رونوشت آن را ضمیمه عرضحال نماید.

رئیس- ماده 474

ماده 474- عرضحال و واوراق ضمیمه باید در دو نسخه و در صورت تعدد مستانف علیهم به عده آنها به علاوه یک نسخه باشد.

رئیس- ماده 475

ماده 475- اگر مشخصات مستانف در عرضحال معین نشده و معلوم نباشد عرضحال دهنده کیست و یا محل اقامت او معلوم نباشد عرضحال بلا اثر می‌ماند و پس از انقضاء مدت استیناف رد خواهد شد مگر این که قبل از انقضاء مدت استیناف مستانف عرضحال خود را تکمیل یا تجدید نماید.

رئیس- ماده 476

ماده 476- هر عریضه استینافى که نکات مذکور در بند 2 و 3 و 4 و 6 ماده 471 و ماده 472 و 474 در آن رعایت نشده و یا تمام هزینه محاکمه استینافى آن تأدیه نشده باشد به جریان نیفتاده و مدیر دفتر محکمه که عرضحال به آنجا داده شده در ظرف دو روز از تاریخ وصول عرضحال نواقص را به طور تفصیل به عرضحال دهنده کتباً اطلاع داده و از روز ابلاغ پنج روز با رعایت مدت مسافت به او مهلت می‌دهد که نواقص را رفع کند و اگر محتاج به تجدید عرضحال تکمیل یا تجدید نشد به موجب قرار محکمه‌اى که مرجع شکایت استینافى است رد خواهد شد.

رئیس- ماده 477

ماده 477- اگر عرضحال مستقیماً به محکمه استیناف داده شود مدیر دفتر محکمه در ظرف دو روز از تاریخ وصول عرضحال و در صورتى که عرضحال ناقص باشد از تاریخ رفع نواقص یک نسخه از آن را به ضمائم براى ابلاغ به مستانف علیه به مأمور ابلاغ می‌دهد. مستانف علیه باید در ظرف ده روز پس از وصول عرضحال اظهارات خود را در دو نسخه نوشته و به ضمیمه رونوشت مصدق کلیه اسناد و دلائل به دفتر محکمه تسلیم نماید مدیر دفتر یک نسخه آن را در ظرف دو روز به

+++

مستانف ابلاغ می‌کند و در همان موقع روز و ساعت رسیدگى را معین کرده و طرفین را احضار می‌نماید.

رئیس- ماده 478

ماده 478- در صورتى که عرضحال استینافى به محکمه‌اى که در مقر محکمه استیناف است داده شود مدیر دفتر محکمه عرضحال و ضمائم آن را عیناً به دفتر محکمه استیناف می‌فرستد و دفتر استیناف مطابق ماده قبل عمل می‌نماید.

رئیس- ماده 479

ماده 479- در غیر مورد ماده قبل هر گاه عرضحال استینافى به دفتر صادر کننده حکم یا محکمه محل اقمت مستانف یا محکمه نزدیکتر به محل اقامت او داده شده باشد مدیر دفتر آن محکمه موافق ماده 477 اقدام نموده و پس از وصول پاسخ کتبى مستانف علیه یا انقضاء مدت مقرر براى پاسخ در اولین پست عرضحال و پیوست و پاسخ مستانف علیه را اگر داده باشد به نسخه از پاسخ مستانف علیه را براى مستانف مى فرستد و پس از وصول پرونده کار وقت رسیدگى را تعیین کرده و به طرفین اطلاع می‌دهد.

رئیس- ماده 480

ماده 480- در مورد استیناف احکامى که بترتیب اختصارى صادر شده است مدیر دفتر پس از وصول عرضحال در صورتى که عرضحال کامل بوده و پس از رفع نواقص در صورتى که عرضحال ناقص باشد جلسه رسیدگى را تعیین و یک نسخه عرضحال و ضمائم را براى مستانف علیه فرستاده وقت رسیدگى را به طرفین دعوى اطلاع می‌دهد.

رئیس- ماده 481

ماده 481- استیناف از حکم مانع اجراء حکم است مگر این که قرار اجراء موقت حکم صادر شده باشد که در این صورت حکم اجرا خواهد شد اگر چه ضمن استیناف از حکم نسبت به قرار اجراى موقت شکایت شده باشد و در این مورد محکمه مکلف است طرفین را خارج از نوبت احضار و قبل از رسیدگى به ماهیت دعوى به قرار اجراء موقت رسیدگى نماید.

رئیس- ماده 482

ماده 482- هر‌گاه محکمه بدوى در حکم قید کند که آن حکم قطعى است شکایت استینافى مانع اجراء آن نخواهد بود مگر این که محکمه استیناف حکم را غیر قطعى تشخیص دهد- در این صورت محکمه استیناف اجراء حکم را تعطیل می‌کند و اگر حکم اجراء شده است اثرات اجرایی برطرف می‌شود.

رئیس- ماده 483

فصل چهارم- در استیناف تبعى‏

ماده 483- هر گاه یکى از اصحاب دعوى از حکم بدوى استیناف خواسته باشد طرف دیگر می‌تواند مادامى که محاکمه استینافى خاتمه نیافته است از همان حکم نسبت به محکومیت خود یا جهتى که از آن ناراضى است استیناف بخواهد هر چند مدت مقرر براى استیناف نسبت به او منقضى شده باشد.

رئیس- ماده 484

ماده 484- استیناف تبعى فقط در مقابل مستانف و از کسى که طرف دعوى استینافى واقع شده است پذیرفته می‌شود.

رئیس- ماده 485

ماده 485- اگر مستانف اصلى عرضحال استینافى خود را استرداد نماید و یا محکمه عرضحال اورا رد کند و یا دعوى استینافى اصلى ساقط شود حق استیناف تبعى از بین می‌رود مگر این که عرضحال استینافى تبعى در مدت مقرر براى استیناف داده شده باشد.

رئیس- ماده 486

ماده 486- استیناف تبعى ممکن است در جریان رسیدگى به اعتراض به حکم غیابى استینافى و یا در جریان رسیدگى بعد از نقض حکم در تمیز خواسته شود.

رئیس- ماده 487

ماده 487- هیچ یک از شرایط مذکوره در استیناف

+++

اصلى در استیناف تبعى جارى نیست و این شکایت ممکن است کتبى یا شفاهى در جلسه محاکمه بشود.

رئیس- ماده 488

فصل پنجم- در شرایط رسیدگى استینافى‏

ماده 488- ممکن نیست در محکمه استیناف ادعاى جدیدى نمود یعنى ادعاى غیر آنچه در محکمه ابتدایی شده است ولى دعاوى زیر ادعاى جدیدى محسوب نمى شود:

1- مطالبه قیمت مال محکوم به که عین آن در محکمه بدوى مورد حکم بوده یا مطالبه عین مالى که قیمت آن در محکمه بدوى مورد حکم بوده است.

2- ادعایی که دفاع محسوب شود از قبیل تهاتر

3- ادعاء وجه اداره و سایر متفرعات از قبیل ضرر و زیان که بعد از صدور حکم ابتدایی به مدعى به اصلى تعلق گرفته.

4- مطالبه بقیه اقساط مال‌الاجاره و دیونى که موعد تأدیه آن در جریان دعوى بدوى رسیده و مورد حکم شده یا موعد تأدیه آن بعد از صدور حکم رسیده است و همچنین در جایی که اجرت‌المثل مورد مطالبه و حکم بوده و اجرت‌المثل زمان جریان دعوى بدوى یا بعد از صدور حکم مطالبه شود.

رئیس- ماده 489

ماده 489- ابراز دلائل جدید ادعاى جدید نیست.

رئیس- ماده 490

ماده 490- کسى غیر از صاحبان دعوى که در محاکمه بدوى بوده‌اند یا قائم مقام آنها حق ندارد داخل دعوى استینافى شود مگر در مواردی که قانون اجازه داده است.

رئیس- ماده 491

ماده 491- هر‌گاه مستانف یا مستانف علیه در روز معین در محکمه استیناف بدون آن که حق حضور خود را اسقاط کرده باشد حاضر نشود به درخواست طرف حکم غیابى داده می‌شود و در آن صورت محکوم علیه غایب می‌تواند در محکمه استیناف به آن حکم اعتراض نماید.

رئیس- ماده 492

ماده 492- اگر مستانف دعوى خود را بدون عذر موجه سه ماه متوالى ترک نماید بنا به درخواست مستانف علیه محکمه در صورتی که هنوز از طرف مستانف درخواست تعقیب نشده باشد قرار سقوط دعوى استینافى را صادر می‌کند و حکم محکمه بدوى به منزله حکم قطعى است اعم از این که آن حکم در استیناف فسخ شده یا نشده باشد و اعم از این که جریان دعوى مسبوق به حکم غیابى استینافى یا نقض حکم استینافى در تمیز باشد.

رئیس- ماده 493

ماده 493- اصول و قواعدى که در محکمه ابتدایی در خصوص ابلاغ و ترتیب محاکمه و صدور حکم و تصحیح حکم رعایت می‌شود در محاکم استیناف نیز جارى است مگر در مواردی که صریحاً تکلیف خاصى براى آنها در این باب معین است.

رئیس- ماده 494

ماده 494- مواردی که در محاکم بدایت تحقیقات و اجراى مقررات محکمه به عهده عضو على‌البدل یا مدیر دفتر واگذار شده در محکمه استیناف یکى از مستشاران اصلى یا عضو على‌البدل محکمه به تعیین رئیس آن وظائف را انجام می‌دهد.

رئیس- ماده 495

ماده 495- هر گاه محکمه‌اى که استینافاً رسیدگى می‌کند شکایت مستانف را در نتیجه رسیدگى وارد دید حکم بدوى را فسخ کرده و خود حکم می‌دهد والا حکم بدوى را تأیید خواهد کرد.

رئیس- ماده 496

ماده 496- هر‌‌گاه محکمه‌اى که استینافاً رسیدگى می‌نماید در حکم مورد رسیدگى جزء سهو حساب یا اشتباه در عدد و‌ى از قلم افتادگى قسمتى از مدعى به که به ثبوت رسیده اشکال دیگری مشاهده نکند حکم را تصحیح و تأیید خواهد نمود

رئیس ـ آقای اعتصام‌زاده

اعتصام‌زاده ـ عرض بنده راجع به اصلاح عبارت این ماده است که در چاپ اشتباه شده است جزء سهو حسال در صورتی که باید نوشته شود: رسیدگی جز سهو حساب

وزیر عدلیه ـ صحیح است برای شور دوم اصلاح می‌شود

رئیس ـ ماده 497

ماده 497 ـ پس از اعلام ختم محاکمه محکمه هر گاه بتواند فوراً رأی می‌دهد و الّا رئیس و اعضاء با طاق مشاوره رفته و پس از مشاوره رأی می‌دهند ـ در امور غامضه که مشاوره طولانی لازم داشته باشد محکمه می‌تواند منتهی یک هفته صدور رأی را به تأخیر بیاندازد و این نکته باید در صورت مجلس قید شود.

رئیس ـ ماده 498

ماده 498 ـ اتخاذ رأی به این ترتیب به عمل می‌آید که رئیس محکمه ابتداء از رأی عضو جوانتر شروع کرده و بعد از همه رأی خود را اظهار می‌نماید و رأی محکمه به اتفاق یا با کثریت آراء معلوم می‌شود.

رئیس ـ ماده 499

ماده 499 ـ احکام حضوری که از محاکم استیناف صادر می‌شود و همچنین احکامی که غیاباً صادر شده و در موعد مقرر عریضه اعتراض نسبت به آن داده نشده باشد قطعی محسوب می‌شود.

رئیس ـ ماده 500

ماده 500 ـ غیر از کسانی که در محاکمه استینافی دخالت داشته دیگری از رأی محکمه استیناف استفاده نخواهد نمود مگر این که رأی محکمه قابل تجزیه و تفکیک نباشد که در این صورت رأی مزبور نسبت‌ به اشخاصی هم که حکم یا قرار مورد استیناف شامل آنها بوده و استیناف نخواسته‌اند سرایت خواهد نمود.

رئیس ـ ماده 501

باب پنجم ـ در طرف فوق‌العاده شکایت از احکام

فصل اول ـ در تمیز

مبحث اول ـ احکام و قراراهای قابل تمیز

ماده 501 ـ احکام زیر قابل تمیز است

1ـ احکام حضوری محاکم استیناف

2ـ احکام غیابی محاکم استیناف که مدت اعتراض آنها منقضی شده

3ـ احکامی که از محاکم ابتدائی استینافاً صادر شده باشد

4ـ احکام قابل استیناف که از محاکم ابتدائی حضوراً یا غیاباً صادر و به واسطه انقضاء مدت اعتراض و استیناف قطعی شده‌اند

رئیس ـ ماده 502

ماده 502 ـ احکام زیر قابل تمیز نیست

1ـ احکام صادره در دعاوی که مدعی به آن یک هزار ریال یا کمتر باشد

2ـ حکم مستند به اقرار در محکمه

3ـ حکم مستند به قسم

4ـ حکم مستند به رأی یک یا چند نفر مصدق که طرفین کتباً در انتخاب آنان تراضی کرد، و رأی آنها را قاطع دعوی قرار داده باشند.

تبصره ـ احکام و قرارهای صادر در دعاوی که مدعی به آن از یک هزار ریال بیشتر و از پنج هزار ریال کمتر باشد وقتی قابل تمیز است که یکی از وکلای عمومی دیوان تمیز به انتخاب مدعی‌العموم دیوان نامبرده عرض حال تمیزی آنرا قابل توجه بداند.

در این صورت حکم یا قرار مورد استدعای تمیز فقط یک بار در دیوان تمیز رسیدگی می‌شود و در صورت نقض هر حکم یا قراری که از محکمه ارجاع شده صادر شود غیر قابل تمیز خواهد بود.

رئیس ـ آقای دکتر جوان

دکتر جوان- راجع به تبصره این ماده در کمیسیون هم مذاکره شد یک قسمتى که در تبصره نوشته شده در قانون فعلى نیست و این البته براى تسریع در رسیدگى و براى این که کارها دچار اشکال نباشد وضع شده بنده هم موافقم ولى اینجا یک چیزى نوشته شده است که یک قدرى با اصولى که در قوانین نوشته شده منافات دارد و آن این است که پارکه‌ها به طور کلى در امورى که مطرح می‌شود قضاوت نمى‌کنند وظایف آنها چنان که در قوانین هم تصریح شده از نظر جنبه عمومى و نظارت در قوانین است ولى در اینجا قید شده است که عرضحال‌هاى تمیزى که از یک هزار ریال بیشتر و از پنج هزار ریال کمتر است وکیل عمومى تمیز در آن نظر می‌کند اگر عین عرضحال را قابل توجه ندید البته رد می‌کند و این رد کردن یک اثر قطعى دارد و مطرح هم نمی‌شود در دیوان تمیز. و اگر قابل توجه دید آن وقت می‌فرستد به دیوان تمیز در صورتی که اصولا همان طور که عرض کردم اعضاء پارکه‌ها قضاوت نمى‌کنند. اگر بنا باشد یک وکیل عمومى تمیز اظهار نظر بکند در یک عرضحالى و قابل توجه نداند البته در این صورت مطرح نخواهد شد و این قابل توجه ندانستن به منزله یک رأیی خواهد بود که جنبه قضایی دارد این است که بنده معتقد هستم به جاى این که نوشته شود وکیل عمومى دیوان تمیز این اظهار نظر را می‌کند بهتر است این حق به مدیر دفتر دیوان عالى تمیز داده شود چون اغلب مدیر دفتر دیوان عالى تمیز رتبه قضایی دارد و ممکن است این حق را داشته باشد تسریع هم در امر می‌شود و بى‌جهت هم عرضحال‌هایی که زیاد قابل توجه نیستند مطرح نخواهد شد حق کسى هم از بین نمى‌رود براى تذکر عرض کردم.

وزیر عدلیه- این تبصره یکى از ابتکارات مهمى است که در این قانون شده و خیلى خوشوقتم که نماینده محترم در این موضوع بیانى کردند و فرصتى براى بنده شد که در این باب توضیح بدهم. به طور مقدمه باید عرض کنم البته آقایان متذکر هستند که تمیز با سایر مراحل قضایی فرق مهمى دارد و به عبارت اخرى تمیز یک مرحله سومى براى رسیدگى قضایی نیست بلکه یک دستگاهى است که ایجاد شده است براى این که قوانین در تمام کشور یکنواخت و یکسان اجرا بشود و به عبارت اخرى یک رویه واحدى در اجراى اصل‌هاى قانونى رعایت شود. سابقاً در نتیجه تراکم امور به خصوص مور حقوقى دیوان تمیز با این که چند شعبه است و همین چند شعبه بودن منافى است با اصل فلسفه دیوان تمیز چون تعدد اشخاص متضمن تعدد افکار می‌شود وقتی که دو هیئت سه هیئت مأمور شدند که رویه قضایی احدى را نسبت به قوانین ایجاد کنند وقتى دو شعبه سه شعبه در دیوان تمیز تشکیل شد قهراً هر قدر هم بخواهند مراقبت کنند باز اختلاف عقاید تولید می‌شود و حق این است که تمیز یک شعبه براى امور حقوقى داشته باشد و یک شعبه براى امور جزایی در سایر کشورها براى این که این اصل را تأمین کنند آمده‌اند یک شعبه دیگرى هم ایجاد کرده‌اند به اسم شعبه عرایض که عرایضى را که به دیوان تمیز داده می‌شود قبلاً رسیدگى می‌کنند ببینند از نقطه‌نظر رسیدگى تمیزى قابل توجه هست یا نه چون باز هم مجبورم تکرار کنم که تمیز مرحله سوم رسیدگى قضایی نیست بلکه تمیز براى این است که ببینند قطع‌نظر از ماهیت قوانین را قضات بدوى و استینافى خوب اعمال کرده‌اند یا خیر؟ از قانون منحرف شده‌اند یا نشده‌اند براى تأمین این نظر آمده‌اند و یک شعبه عرایضى تأسیس کرده‌اند که آن شعبه عرایض ببیند این عرایض از نظر تمیزى قابل توجه هست یا نه اگر قابل توجه دانستند آن وقت وارد رسیدگى تمیزى می‌شوند منتهى در قوانین ما این تفکیک بین شعبه عرایض و شعبه‌هاى تمیزى نشده و قانون و عمل ما این طور است که هر عرضحال تمیزى به هر شعبه که رجوع می‌شود آن شعبه بدواً به قابل توجه رسیدگى می‌کند و اگر قابل

+++

توجه دانست آن وقت وارد رسیدگى تمیزى می‌شود این را اینجا داشته باشید تا برگردیم و ببینیم چرا این تبصره وضع شد سابق همان طور که تذکر دادم عرضحال‌هاى تمیزى به واسطه این که ودیعه تمیزى از بین رفته و مانع و رادعى براى دادن تمیز نبود زیاد شده بود و اصولا هم به واسطه اجراى قانون ثبت اسناد و املاک در کشور دعاوى زیادى تولید شده بود و تراکم زیادى در دیوان تمیز ایجاد شده بود آمدند فکر کردند چه بکنند دیدند اگر بخواهند شعبه زیاد کنند عملى نبود به علاوه نقض غرض می‌شد در وزارت عدلیه سابق آمدند و گفتند تفکیک می‌کنیم بین عرایضى که مربوط است به حد نصاب صلحیه‌ها و آنهایی که از نصاب صلحیه تجاوز می‌کند و قائل شدند که اختیار تمیزى بدهند به استیناف‌هاى کشور و محاکم استیناف یک تمیزهاى کوچکى بشوند و دعاوى که در نصاب صلحیه است آنها دیگر به تمیز بزرگ نرود و آنها رجوع شوند به تمیزهاى کوچک که عبارت از محاکم استیناف باشد چند سال است که این عمل می‌شود مطابق قانون کلیه احکامى که از محکمه بدایت که استینافاً به کارهاى صلحیه رسیدگى می‌کند صادر می‌شود اگر کسى شکایت داشته باشد شکایت تمیزیش را به محکمه استیناف می‌کند این تجربه‌اى که ما در این کار داریم تجربه خیلى خوبى نیست به طوری که عرض کردم اولاً این عمل مخالف است با فلسفه تمیز سابق اولاً تمیز داراى چند شعبه بود که اصلا همه در خود دیوان تمیز بود و رئیسشان مشترک بود و یک پارکه داشتند که مشترک بود در پارکه لااقل نظرهاى واحدى اتخاذ می‌شد از طرف دولت درشعب تمیز یا یک نظر واحدى ممکن بود از قوانین دفاع شود ولى وقتى متفرق و متعدد شد و اختیار تمیز را به محاکم استیناف هم دادند در کشور مسلماً نمی‌شد انتظار داشت که قوانین با یک رویه واحدى که فلسفه دیوان تمیز است اجرا شود ما خیلى مطالعه و مذاکره کردیم در کمیسیون که هم نظر حکمت دیوان تمیز که عبارت باشد از یکسان کردن قوانین در کشور تأمین شود و هم این که تراکم کار در دیوان تمیز تولید نشود و فکر کردیم که کارهاى درجه دوم و سوم‏ و کارهاى خیلى بى‌اهیمت (البته اهیمت هم براى اشخاص فوق نمی‌کند یک دعواى پنج هزار ریالى براى یک شخصى که داراییش کم است همان اهمیت را دارد که یک دعواى یک میلیونى براى یک شخص خیلى متمول) کارهاى بى اهمیت از نظر جامعه را می‌شود تفکیک کرد یک دعواهاى کوچکى است از نظر مهم در دیوان دیوان تمیز معطل شود عده‌اش هم خیلى زیاد است فکر زیاد کردیم و در لایحه دولت فرمولى که پیشنهاد شده بود این دعاوى ممکن است از نظر جامعه مهم نباشد ولى براى خود اشخاص مهم باشد از آن طرف اگر اجازه بدهیم که همین طور در را باز کنیم و بدون هیچ قید و شرطى تمام دعاوى هجوم بیاورد تمیز باز همان اوضاع ممکن است ایجاد شود و دیوان تمیز دچار تراکم شود و کارهاى غیر مهم کارهاى مهم را از بین ببرد بعد از مطالعات زیاد به نظر ما رسید که روى همان فکر شعبه عرایض که شعبه عرایض یک نوع غربالى باشد که قبلا دعاوى کوچک را غربال کند ببیند واقعا کدام یک از این دعاوى قابل رسیدگى تمیزى هست و بین اشخاصى که واقعاً شکایت دارند از این که قانون درباره آن شاکى بد اجرا شده است بین این اشخاص و بین اشخاصى که انتظار یک مرحله سوم رسیدگى دارند و خیال می‌کنند دیواند تمیز براى این است که در دفعه سوم هم رسیدگى به دعوایشان بکند براى این که اشخاصى باشند که در رسیدگى محاکم بدایت که استینافاً رسیدگى می‌کنند تفکیک کنند که کدام قابل توجه است از نقطه‌نظر رسیدگى تمیزى و کدام قابل توجه نیست که اکثریت هم با آنهایی است که قابل توجه نیست فکر

+++

کردیم که اگر شعبه عرایض را در کار بیاوریم ممکن است خودش یک شعبه رسیدگى بشود و آن وقت این شعبه عرایض ممکن بود به تمام عرایض رسیدگى بکنند هم رسیدگى از نقطه‌نظر قابل توجه بودن و هم رسیدگى از نظر اصل رسیدگى تمیزى و بنابراین یک شعبه و دو شعبه براى این کار کافى نبود براى تأمین نظر بعد از مطالعات زیاد فورمولى پیدا کردیم که در این تبصره نوشته شده است و این فرمول را می‌شود گفت یک ابتکارى است در قانون گذارى ایران و فرمول خیلى عملى است و تأمین تمام نظرها شده است و اسن در جایی است که یک نفر وکیل عمومى تمیز به اتفاق مدعى‌العموم عرضحال تمیزى آن را قابل توجه بداند راست است که وکیل عمومى تمیز عده اش ممکن است زیاد باشد ولى اگر پارکه تمیز بیست نفر هم وکیل عمومى داشته باشد چون اینها مرئوس کنفر مدعى‌العموم تمیز هستند همیشه مکلف هستند که مطابق قوانین رعایت نظریات مدعى‌العموم تمیز را بکند و در حقیقت پارکه تمیز هم هر قدر عده‌اش زیاد باشد نظر واحد درش اعمال می‌شود همه پارکه‌ها هر قدر کارکن زیادتر داشته باشند کارکن یک پارکه واحد هستند این است که اگر براى پیشرفت کارها عده وکلاى تمیزى زیاد باشند در واقع داراى یک نظر واحد بود و اتخاذ یک رویه خواهد کرد بنابراین گفتیم بین وکلاى عمومى تمیز توزیع شود و اینها از نقطه‌نظر قابل توجه بودن یعنى واقعا قابل جریان تمیزى است یا نیست نظر کنند و ببینند شکایت از این است که قانون بد اجرا شده یا شکایت از این است که قانون بد اجرا شده یا شکایت براى این است که می‌خواهند دفعه سوم هم به دعواشان رسیدگى شود و اگر بنا باشد این طور کنیم یعنى به کلیه عرضحال رسیدگى شود آن وقت هم موجب تراکم کارها شده و هم فلسفه دیوان تمیز رعایت نشده است بنابراین در این تبصره نظر عملى را رعایت کردیم که هم دیوان تمیز به کار و وظائف خودش برسد و هم دچار تراکم زیاد نشود.

(5- تصویب سه فقره مرخصى)

رئیس- سه فقره گزارش از کمیسیون عرایض و مرخصى است.

آقاى غلامحسین ملک درخواست بیست روز مرخصى از تاریخ چهاردهم فروردین 1317 نموده‌اند کمیسیون عرایض با درخواست ایشان موافقت نموده اینک گزارش آن به عرض می‌رسد.

رئیس- آقایانى که با مرخصى آقاى غلامحسین ملک موافقت دارند قیام فرمایند. (اغلب قیام نمودند)

رئیس- تصویب شد.

آقاى مهدوى در تاریخ اول اسفند 1316 مسافرتى کرده‌اند و در محل مریض شده و در نتیجه یک ماه غائب بوده‌اند و اکنون درخواست تصویب آن را نموده‌‌اند کمیسیون عرایض با قید این که بیست روز از این مدت بابت مرخصى سالانه محسوب شود با یک ماه مرخصى ایشان موافقت نموده اینک گزارش آن به عرض می‌رسد.

رئیس- آقایانی که با مرخصى آقاى مهدوى موافقت دارند قیام فرمایند. (اغلب قیام نمودند)

رئیس- تصویب شد.

آقاى ابراهیمى ریگى درخواست پانزده روز مرخصى از تاریخ چهاردهم فروردین 1317 نموده‌اند از بابت بیست روز سالیانه و مورد موافقت کمیسیون عرایض و مرخصى واقع شده اینک گزارش آن به عرض می‌رسد.

رئیس- آقایانی که با مرخصى آقاى ابراهیمى ریگى موافقت دارند قیام فرمایند (اکثر برخاستند) تصویب شد.

(6- موقع و دستور جلسه بعد- ختم جلسه)

رئیس- اگر تصویب می‌فرمایید جلسه را ختم کنیم. (صحیح است)

جلسه آتیه روزیکشنبه 25 اردیبهشت ماه سه ساعت پیش از ظهر دستور لوایح موجوده‏

(مجلس ظهر ختم شد)

رئیس مجلس شوراى ملى- حسن اسفندیارى‏

+++

یادداشت ها
Parameter:293655!model&5137 -LayoutId:5137 LayoutNameالگوی متنی کل و اخبار(مشروح مذاکرات)