کتابخانه، موزه و مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی


صفحه اصلی » مشروح مذاکرات » مشروح مذاکرات مجلس ملی » دوره پانزدهم مجلس ملی

0.0 (0)
مشروح مذاکرات مجلس ملى، دوره‏15
[1396/05/24]

جلسه: 4 صورت مشروح مذاکرات مجلس روز پنجشنبه هشتم مرداد ماه 1326  

فهرست مطالب:

1-تصویب صورت مجلس

2- بیانات قبل از دستور آقای بهار مبنی بر اعتراض به عملیات دولت هلند در اندوزی

3- بیانات قبل از دستور آقایان دهقان و نراقی

4- طرح اعتبارنامه آقای تقی‌زاده

5- ختم جلسه به عنوان تنفس

مشروح مذاکرات مجلس ملى، دوره‏15

 

 

جلسه: 4

صورت مشروح مذاکرات مجلس روز پنجشنبه هشتم مرداد ماه 1326

 

فهرست مطالب:

1-تصویب صورت مجلس

2- بیانات قبل از دستور آقای بهار مبنی بر اعتراض به عملیات دولت هلند در اندوزی

3- بیانات قبل از دستور آقایان دهقان و نراقی

4- طرح اعتبارنامه آقای تقی‌زاده

5- ختم جلسه به عنوان تنفس

 

مجلس ساعت 9:52 دقیقه به ریاست آقای رضا حکمت تشکیل گردید.

[1- تصویب صورت مجلس‏]

صورت مجلس روز سه‌شنبه 6 مرداد ماه را آقاى معتمد‌دماوندى (منش) قرائت نمودند به شرح ذیل:

ساعت ده صبح روز سه‌شنبه ششم مرداد مجلس به ریاست آقاى رضا حکمت تشکیل و صورت جلسه پیش از قرائت و پس از یادآورى آقاى فرامرزى که نسبت به اعتبار‌نامه آقاى یونس وهاب‌زاده مخالف بوده‌اند و ذکر نشده است صورت مجلس تصویب شد.

اسامى غائبین جلسه گذشته که ضمن صورت مجلس خوانده شد.

غائبین با اجازه- آقایان: عسگر- صاحب‌جمع- غلامرضا فولادوند.

غائبین بى‌اجازه - آقایان: سلطان‌العلماء- حسین وکیل- محسن گنابادى- عزیز اعظم زنگنه- هدایت‌الله پالیزى- کامل ماکویى.

دیر آمدگان بى‌اجازه- آقایان: حسن اکبر- محمد ذوالفقارى- دکتر طبا- بیات- دکتر اعتبار- رستم گیو- دکتر راجى- آصف- منصف- تولیت- سزاوار- سلطانى- شریعت‌زاده- امامى خویى ناصرى.

آقاى حسین مکى با اشاره به اعتراض آقاى دهقان نسبت به حضور آقایان وزرا‌ در جلسات مجلس اظهار نمودند که آقایان چون مسئولیت دارند نمی‌توانند مصونیت داشته باشند و در ضمن مواد قانون محرومیت وزراء و معاونین را قرائت نمودند.

آقاى رئیس بیان داشتند مادام که اعتبارنامه ایشان تصویب نشده وکیل بالقوه هستند.

آقاى نبوى اظهار نمودند پس از تصویب اعتبار‌نامه استعفا می‌دهند و فعلاً هم این موضوع مطرح نیست و ضمناً پیشنهاد کردند که نخست گزارش‌هایى که خوانده نشده قرائت شود سپس به بقیه بپردازند.

آقاى امینى مخالف بوده و این پیشنهاد را تعویق کار یا خروج از دستور تلقى می‌نمودند پیشنهاد آقاى نبوى اخذ رأى و تصویب شد سپس گزارش شعبه یک راجع به انتخابات تبریز به تفصیل قرائت و به مناسبت مخالفت آقاى ارسنجانى نسبت به اعتبار‌نامه آقاى جواد گنجه به جلسه بعد موکول گردید.

آقاى دکتر اعتبار نسبت به پیشنهادى که داده بودند اشاره کردند و آقاى رئیس راجع به وظایف خود که با بی‌طرفى انجام می‌دهند توضیحى دادند و رعایت نظامنامه را نیز لازم شمردند.

گزارش شعبه سوم راجع به انتخاب آقاى محمود محمود از نجف‌آباد قرائت و به علت مخالفت آقایان کشاورز صدر و کفایى و فرامرزى و عبدالقدیر آزاد به جلسه بعد محول گردید.

گزارش شعبه چهارم مربوط به انتخاب آقاى سید على بهبهانى از تهران قرائت و تصویب شد.

گزارش شعبه ششم راجع به انتخاب آقاى یمین اسفندیارى از بابل به مناسبت مخالفت آقاى مهندس رضوى به جلسه بعد موکول گردید.

گزارش شعبه یک مربوط به انتخاب آقاى ناصرالدین ناصرى قرائت شد و آقاى ارسنجانى مخالف بودند در این موقع نمایندگان آذریایجان و جمعى دیگر از نمایندگان به صورت اعتراض از جلسه خارج شدند و مجلس تعطیل شد نیم ساعت بعد مجدداً جلسه تشکیل و آقاى دکتر شفق راجع به حسن جریان انتخاب آذربایجان و حسن سابقه منتخبین بیاناتى کردند و عقیده داشتند که مجلس بدون آن که خللى به حق قانونى آقایان نمایندگان برسد.

+++

 باید از هرگونه تشنجى که به ضرر کشور تمام می‌شود اجتناب کنند.

آقاى رئیس به اجرای نظامنامه اشاره نمودند و مواد 143 و 144 قرائت شد و تذکر دادند که رعایت نظم مجلس از طرف نمایندگان و تماشاچیان ملحوظ گردد.

سپس تقاضاى کتبى آقاى ارسنجانى مبنى بر استرداد اعتراضى که نسبت به اعتبارنامه آقایان گنجه و ناصرالد‌ین ناصرى منتخبین تبریز کرده بودندقرائت شد وآقاى امینى به استناد ماده 69 نظامنامه معتقد بودند که اعتراضات دیگران نیز باید استرداد شود: رأى به نمایندگی آقایان گنجه و ناصرالدین ناصرى گرفته تصویب شد.

گزارش شعبه 4 مربوط به انتخاب آقاى ملک‌الشعراء از تهران و شعبه 6 در انتخاب آقاى شریعت‌زاده مشاور از بابل و شعبه 1 راجع به انتخاب آقاى اسکندرى از تبریز قرائت و تصویب گردید.

آقایان: نورالدین امامى و دکتر متین دفترى و مشایخى و خسرو قشقایى و دکتر اعتبار اعتراضات خود را نسبت به نمایندگى آقایان صادقى و مسعود ثابتى و دهقان و وکیل مسترد داشتند و نسبت به هر یک جداگانه اخذ رأى و تصویب شد.

در این موقع ملک‌مدنى به حد نصاب تصویب اعتبار‌نامه‌ها براى رسمیت مجلس تذکرى دادند.

آقاى رئیس متذکر شدند که پس از تصویب اعتبار‌نامه یک نفر دیگراز نمایندگان رسمیت مجلس را اعلام خواهند داشت. گزارش شعبه 4 راجع به انتخاب آقاى على وکیلى از طهران قرائت و به علت مخالفت آقایان مهندس رضوى و آشتیانى‌زاده به جلسه بعد موکول گردید و گزارش شعبه 6 مربوط به انتخاب آقاى عباس اسلامى از بابل به تصویب رسید. بلافاصله آقاى رئیس رسمیت دوره 15 مجلس را اعلام و متذکر شدند که درساعت 11 و 42 دقیقه روز سه‌شنبه ششم مرداد با تصویب اعتبار نامه 85 نفر از نمایندگان مجلس رسمیت یافته و می‌تواند وارد کار شود و طبق ماده 7 نظامنامه با تصویب سه ربع اعتبار‌نامه نمایندگان می‌توان به انتخاب هیئت رئیسه دائمى اقدام کرد.

آقایان نبوى و ملک‌مدنى معتقد بودند که چون آئین‌نامه مختار کرده است به بقیه اعتبار‌نامه‌ها رسیدگى و سپس به انتخاب هیئت رئیسه مبادرت شود. چون مخالفتى نبود گزارش شعبه مربوط به اعتبار نامه بقیه نمایندگا‌ن به ترتیب ذیل قرائت و نسبت به هر یک جداگانه اخذ رأى و تصویب شد.

شعبه اول آقاى اسدالله ممقانى از تبریز- شعبه چهار آقاى دکتر شفق از تهران- شعبه شش آقاى شهاب خسروانى از محلات- شعبه اول آقاى على‌اکبر ملکى از تبریز- شعبه چهار آقاى دکتر مصباح‌زاده از بندرعباس و نیز گزارش شعبه اول راجع به انتخاب آقاى حاج محمد‌تقى خوئیلر را به مناسبت مخالفت آقایان مهندس رضوى و محمد‌على مسعودى و همچنین گزارش شعبه 4 مربوط به انتخاب آقاى عباس اسکندرى بر اثر مخالفت آقاى مهندس رضوى به جلسه بعد موکول شد.

گزارش شعبه اول راجع به نمایندگى آقاى دکتر مجتهدى از تبریز قرائت و تصویب گردید.

نسبت به گزارش شعبه اول و نمایندگى آقاى تقى‌زاده از تبریز به مناسبت مخالفت آقاى عباس اسکندرى اخذ رأى آن موکول به بعد شد.

گزارش شعبه 4 راجع به انتخاب آقاى تقى برزین از همدان و گزارش شعبه اول مربوط به انتخاب آقاى ابوالقاسم لیقوانى از تبریز قرائت و تصویب گردید.

در این وقت آقاى رئیس اظهار داشتند اغلب آقایان نمایندگان که در دوره 14 عضویت داشته‌اند سابقه دارند که هنگام شروع حادثه آذربایجان عزیز اولین کسى که در مجلس اعتراض کرده بنده بودم و هیچ دست ناپاکى نمی‌تواند آن را از ممکلت ما مجزا کند بنابراین آقایان نمایندگا‌ن که طرفدار آزادى عقیده و بیان هستند باید توجه داشته باشند که در تظاهرات خود مانند همکاران دیگر نظم مجلس را رعایت فرمایند تا مواد قانون اساسى که خون‌بهاهاى مشروطیت ایران است در حفظ آزادى و عقاید نسبت به همه اجرا شود.

آقاى ممقانى نیز نسبت به اهمیت مقام آذربایجان و فداکاری‌های مجاهدین آن سامان که در راه استقرار مشروطیت به معیت ایل بختیارى ابراز کرده‌اند و باید همواره مورد نظر و احترام باشد بیاناتى کردند. مجلس مقارن ظهر خاتمه یافت و جلسه آینده به روز پنجشنبه هشتم مرداد 5/ 8 صبح موکول گردید.

رئیس- نسبت به صورت جلسه اعتراضى نیست.

یمین‌اسفندیارى- بنده اعتراضى دارم.

رئیس- آقاى یمین بفرمایید.

یمین‌اسفندیارى- در صورت جلسه نوشته شده است که آقایان نمایندگان آذربایجان از جلسه خارج شده‌اند این طور نبود. بنده پهلوى آقاى هاشم وکیل و آقاى ارسنجانى نشسته بودم آقاى ارسنجانى نسبت به وکالت آقاى گنجه معترض بودند بنده حرفى نزدم بعد که نسبت به آقاى ناصرالدین ناصرى مخالفت کردند از ایشان پرسیدم منظورتان چیست نسبت به اشخاص حرف دارید یا نسبت به انتخابات آذر بایجان. ایشان اظهار کردند هر نه نفر صورتشان اینجا جلوى بنده است و معترضم. گفتم این صلاح نیست براى وضع امروز و وضع مجلس خوب است که صرف نظر کنید گفتند که خیر. از آقاى سید هاشم وکیل هم خواهش کردم که با ایشان صحبت کنند.

رئیس- اگر اعتراضى به صورت جلسه است بفرماید.

یمین‌اسفندیارى- باید عرض کنم که جهت مخالفت بنده چیست. این مطالب را می‌گویم که برسم به نتیجه. با اطلاعى که شخصاً از اوضاع آذربایحان داشتم و چندى قبل هم که آنجا بودم این حرف‌هایی که اینجا زده می‌شود که آذربایجان با سایر نقاط ایران فرق دارد آذربایجانى که بنده در نقاط مختلفه آذربایجان چه تبریز چه سایر جاها دیدم هیچ مابین خودشان را با سایر هموطنان خودشان فرقى نمی‌گذارند (صحیح است، صحیح است) و همه با یک روح واحدى میگویند ما ایرانى هستیم (آشتیانى‌زاده- این نطق قبل از دستور است.) و ابداً نباید تبعیضى در بین ایرانی‌ها بشود این احساساتى است که من از آذربایجانی‌ها دیدم و خودم هم که رئیس شعبه یک بودم نسبت به پرونده آذربایجان آن مداقه که لازم بود شده است این است که عرض می‌کنم بنده اول کسى بودم که از جلسه خارج شدم و بعد هم آقایان نمایندگان دیگر و پس از آن آذربایجانی‌ها آمدند و این نسبت را نباید داد.

رئیس- اسم سرکار هم علاوه می‌شود دیگر کسى به صورت جلسه اعتراضى ندارد؟ آقاى دکتر متین‌دفترى.

دکتر متین‌دفترى- عرض کنم موضوع استرداد مخالفت بنده با آقاى صادقى و همین طور سایر استردادها را در صورت جلسه به طور مبهم نوشته‌اند این خوب نیست مگر ما طرفت شخصى با کسى داشته‌ایم که از روى غرض شخصى مخالفت کرده باشیم و بعد استرداد کرده باشیم. بنده اینجا حضور آقایان عرض می‌کنم آقاى نورالدین امامى خواهش کردند مسترد بدارم و مخالفت بنده روى نظر شخصى نبوده و به ملاحظه رعایت مصالح بعضى از رفقاى آذربایجانى من مخالفت کرده بودم وقتى آقایان مسترد کردند بنده هم مسترد داشتم و الّا طرفت شخصى نبود و میل داشتم که در صورت جلسه قید شود.

رئیس- این خلاصه صورت محلس است البته در صورت مفصل مذاکرات ذکر می‌شود معهذا اصلاح خواهد شد. آقاى ذوالفقارى.

محمد‌ ذوالفقارى- بنده را جزء دیرآمدگان محسوب کرده‌اید ابداً اعتراضى به این قسمت ندارم راجع به تشکیل جلسه بایستى تکلیف قطعى معلوم شود ساعت هشت و نیم تعیین شد الان ساعت ده است که جلسه تشکیل شده است اگر مثل سال گذشته این رویه را بخواهیم پیش بگیریم هیچ وقت سر موقع جلسه تشکیل نخواهد شد (صحیح است).

رئیس- دیگر اعتراضى به صورت جلسه نیست؟ آقاى دکتر طباء

دکتر طباء- بنده تعجب کردم که اسم خودم را جزء دیر آمدگان بى‌اجازه دیدم در صورتى که بنده آنچه که به خاطر دارم چند دقیقه قبل از جلسه در مجلس بودم. (صحیح است)

رئیس- اصلاح می‌شود اعتراض دیگرى به صورت جلسه هست؟ آقاى دکتر مجتهدى.

دکتر مجتهدى- در صورت جلسه قید شده بود موقعى که مخالفت با اعتبار‌نامه‌های آذریایجان شد نمایندگان آذر بایجان و عده‌ای رفته بودند بیرون. در صورتى که تمام نمایندگان و حتى خود آقاى رئیس هم خارج شده بودند و هیچ کس در مجلس نماند.

رئیس- بنده به موجب ماده 114 به واسطه هیاهویى که در مجلس شد برخاستم و یک ساعت جلسه را تعطیل کردم. قیام من به واسطه ماده 114 بود. آقاى صادقى.

صادقى- بنده در جلسه گذشته در جواب آقاى مکى بیاناتى کردم که اشاره‌ای در صورت جلسه نشده است.

+++

خواهش می‌کنم اصلاح شود.

رئیس- دیگر اعتراضى به صورت جلسه نیست؟ (آشتیانى‌زاده- بنده تذکرى دارم) صورت جلسه تصویب شد- آقاى ملک‌الشعراء و چند نفر از آقایان نمایندگان دیگر تقاضاى نطق قبل از دستو کرده‌اند. آقاى ملک‌الشعراء بهار- آقاى نراقى- آقاى دهقان (جمعى از نمایندگان- دستور) رأى می‌گیریم به نطق قبل از دستور. آقایانی که موافقند قیام فرمایند. (اکثر برخاستند) تصویب شد. آقاى بهار.

[2- بیانات قبل از دستور آقاى بهار]

ملک‌الشعراء بهار- آقایان محترم من حرص و ولعى در صحبت کردن ندارم و اهل تظاهر نیستم موضوعى که مربوط به همه آقایان است و مربوط به عالم اسلامى و ملل آسیایى است مربوط به حمله‌‌ای است که نسبت به جمعی از برادران اسلامى ما شده است و باید در این مجلس که مجلس ملى اسلامى است ابراز احساساتى بشود (صحیح است- صحیح است) این است که بنده اجازه خواستم و الّا بنده متظاهر نیستم. آقایان مسبوقید که دنیا بیک جنگ بزرگ خطرناکى تن در داد و حاضر شد براى این که جوان‌های رشید خودش را در میدان‌های جنگ به کشتن بدهد، براى این که اصول زور و قلدرى و چپاولى از میان برود گفتند که دولت نازى می‌خواهد دنیا را تصرف کند باید از او جلوگیرى کرد دنیا به جنگ تن در داد و بالاخره دنیا امیدوار شد که منشور ملل متفق که از طرف دول بزرگ فاتح تصویب شده است من بعد بداد بشر خواهد رسید. همه ما آرزومند بودیم که دیگر ملل زرومند و دول مقتدر به ملل ضعیف حمله نکنند، همه ما آرزومند بودیم که ملل آسیایى و ملل اسلام من بعد بتوانند از دسایس و مداخلات دول زورمند در امان باشند (صحیح است) تمام دنیا، تمام ملل دنیا با این منظور شب را به روز می‌برند. با قحطى، با گرسنگى، با فقر، با بیچارگى، با نبودن دوا، با نبودن اصول لازمه حیات می‌سازند، تحمل می‌کنند به امید این که فردا بتوانند با سعادت در سرزمین‌های خودشن زیر آفتاب خودشان، پهلوى زن و بچه خودشان راحت بنشینند. دیگر از آسمان بمب نیاید، دیگر از افق توپ برق نزند.

قضیه هند هلند و حمله دولت هلند به جزیره سوماترا و جزیره جاوه این امید را دارد باطل می‌کند. آقایان می‌دانند که هند هند، جزیره سوماترا و جاوه (مهندس رضوى- هند هلندی‌ها بفرمایید) اظهار فضل می‌فرمایید؟ (مهندس رضوى- اظهار نظر سیاسى است) اجازه بدهید (زنگ رئیس) هند هلند معروف است... جزیره جاوه را در قدیم زابج می‌گفتند و جزیره زابج در تنم جغرافیاهاى قدیم نام برده می‌شود و لغت زابج همان لغتى است که جاوه شده است. جاوه اسم عام آن جزایر بوده است، بالاخره مردم جاوه و مردم سوماترا و اکثریت مردم زابج که امروز به هند هلند معروف شده است مسلمان بوده‌اند و امروز هم مسلمان هستند این‌ها براى خودشان فرهنگى داشتند، تمدنى داشتند تمدن اسلامى و عرب فارسى در آنجا رایج بوده است. عصورى که راهزنان دریایى به نام بسط تمدن به سرزمین ملل مشرق می‌تاختند و ثروت‌های چندین هزار ساله مشرق را غارت می‌کردند دولت هلند هم موفق شد به این سرزمین زرخیر حمله کند دولت هلند توانست به واسطه این غفلتى که ملل مشرق دارند مثل سایر راهزنان دریایى جزیره جاوه و سوماترا را تصرف کند و تصرف کرد. سال‌ها گذشت و تمدن اروپائى نتوانست کمکى به حال مردم درمانده و فقیر این جزایر بکند چنانکه می‌بینیم به هندوستان هم نتوانستند کمک کامل بکنند اکثر مردم هند فقیرند تمام ملل آسیا که در تحت تصرف دول زورمند قرار گرفته‌اند هنوز فقیرند و هنوز در دریاى خرافات غوطه ورند دولت هلند هم نتوانست تمدنى را که به نام آن تمدن به سرزمین ملل مشرق حمله کرده بود آن تمدن را به مردم این سرزمین اعطاء کنند!

جنگ بر پا شد، جنگ عمومى ایجاد شد، منشور ملل متفق نوید زندگانى و سعادت را به ملل جهان داد مردم جاوه قیام کردند، مردم جاوه جانفشانی‌ها کردند. در سایه منشور ملل متفق و بالاخره به وساطت دولت انگلیس قرار دادى بین دولت هلند و دولت دکت شهریار، دولتى که در جاوه اجرا گردید و یک قسمت از مواد این قراداد (قسمت تشکیل ژاندارم) قرار شده در ضمن صحبت تکمیل بشود. دکتر شهریار که بزرگترین زعمی هند هلند است وارد دهلى شده است و چند شب قبل در رادیو صحبتى کردو می‌گوید دولت هلند بدون این که به ما سابقه بدهد، بدون این که به ما پیشنهادى بکند و از طرف ما آن پیشنهاد رد بشود بدون سابقه و با مقدمه‌چینى بیست روزه ناگاه به ما حمله کرده است، صد هواپیما براى کشتن زن و اطفال ما فرستاده است و از دیار به سرزمین‌هاى ما شلیک می‌کنند و همین طور در خاک ما قشون پیاده می‌کنند، چتر باز پیاده می‌کنند.

امروز که این صحبت را می‌کنیم دولت هلند در خاک جاوه مشغول قصابى است، امروز دولت هلند بدون جهت و حتى بدون رعایت اصول و مقررا ت جنگى و رعایت منشور ملل دارد مسلمین جاوه و سوماترا را قتل عام می‌کند! آقایان من به نام ملل اسلامى و به نام ملل آسیا و بنام ملت ایران به این حرکت جابرانه  و ظالمانه دولت هلند شدیداً اعتراض می‌کنم. (صحیح است، آفرین)

محمد‌على مسعودى- همه معترفند آقا.

جمعى از نمایندگان- دستور.

رئیس- رأى داده شده است به نطق قبل از دستور 2 نفر دیگر از آقایان اجاره نطق قبل از دستور خواسته‌اند. آقاى دهقان.

[3- بیانات قبل از دستور آقایان دهقان و نراقى]‏

دهقان- به طوری که خاطر نمایندگان محترم مسبوق است اخیراً عده‌ای از مدیران جراید به نام حق‌گویى حق‌نویسى و انتقاد صحیح از دستگاه حاکمه و فسادی که در دستگاه حاکمه شیوع دارد توقیف شده‌اند و مدیران آنها به زندان رفته‌اند (صحیح است) البته بنا به پیشنهاد آقاى محمد‌على مسعودى جناب آقاى سردار فاخر واسطه شدند و عده‌ای از مدیران جراید آزاد شدند این عمل ایشان موجب تشکر تمام مدیران جراید است منتها هنوز عده‌ای از جراید توقیف هستند. من اینجا می‌خواستم به نام نمایندگان محترم که همه طرفدار آزادى بیان و قلم هستند و براى حفظ آزادى در اینجا اجتماع نموده‌اند به این قبیل توقیف‌های غیر قانونى اعتراض بکنم. (محمدعلى مسعودى- حکومت نظامی‌ را بفرمایید) حکومت نظامى هیچ موردى ندارد که باشد و به این وسیله جراید را خفه کنند و نگذارند انتقادات صحیحى که هست بیان کنند بنده می‌دانم که عرضم مورد توجه و تأیید نمایندگان محترم است می‌خواهم صداى خودم را براى اعتراض بلند کنم و از مقام ریاست مجلس تقاضا کنم به دولت تذکر دهند که از این اقدامات خلاف قانون خوددارى کند و جراید توقیف شده را آزاد کند و بیش از این هم جلوى آزادى قلم را نگیرند (نبوى- دستور)

رئیس- آقاى نراقى.

نراقى- بنده اطمینان دارم که جریان نامطلوب جلسه گذشته موجب تأثر و تأسف عموم آقایان نمایندگان محترم است و تردیدى درش نیست ولى بنده به طور مختصر یک تذکراتى دارم و می‌خواهم به عرض آقایان نمایندگان محترم برسانم. بنده قبلاً راجع به نمایندگی تبریز عرض می‌کنم که آقایان نمایندان تبریز همه از شیخصیت‌ها و رجال معروف تبریز هستند و سوابق آزادیخواهى دارند آقاى جواد گنجه فرزند برومند مرحوم حاج میرزا علی‌نقى گنجه هستند ایشان خدمات فوق‌العاده‌اى به آزادی ایران کرده‌اند. از آنهایى بوده‌اند که در راه آزادى و مشروطیت ایران فداکارى کرده‌اند و نامشان در تاریخ مشروطیت براى همیشه ثبت است (صحیح است) و سایر آقایان همین طور از خانواده‌های معروف از قبیل آقاى امامى و سایر آقایان (صحیح است) راجع به پرونده انتخابات تبریز هم براى این که سوء‌تفاهمى نشود عرض می‌کنم بنده عضو شعبه اول بودم و می‌دیدم که وقتى پرونده انتخابات تبریز مطرح می‌شد آقایان اعضاء شعبه اول با چه ذوق و شوقى اقدام می‌کردند آقاى یمین‌اسفندیارى که رئیس شعبه بودند و آقاى امیر‌تیمور که مخبر شعبه بودند می‌آمدند- هر روز صبح و ظهر وعصر اعضاء شعبه اینجا ماندند حتى یک روز آقاى یمین‌اسفندیارى که معمولا در ساعت 6 از خواب بلند می‌شوند ساعت 4 آمدند و ناچار شدند که ازا گرما بروند خارج از مجلس و دوش بگیریند بنابراین یک علاقه‌مندى شدیدى بود که پرونده انتخابات تبریز را تمام کنند و می‌خواستند قبل از جلسه اول تمام کنند و تا موقعی که زنگ جلسه مجلس زده شد اعضاى شعبه اول در اطاق شعبه اول مجلس مشغول کار بودند و کار را تمام کردند و آمدند به مجلس بنابراین ملاحظه می‌فرمایید که آقایان وکلاء علاقه کامل داشتند و نمایندگان تبریز نه فقط مورد علاقه وکلاى ملت هستند بلکه مورد علاقه تمام ملت ایران هستند (صحیح است) ولى بنده یک تذکرات اصولى داشتم و بنده عقیده‌ام این است که اگر فرضاً یک نفرى به سلیقه خودش یک اعتراضى به یک پرونده‌ای دارد باید عقیده خودش را بگوید و بنده معتقد هستم که ما باید اینجا اصول را رعایت بکنیم. این جا مرکز نمایندگان ملت است. اینجا باید وکلا‌ آزاد باشند

+++

در اظهار عقیده خودشان (صحیح است) چه بهتر آن شخصى که اعتراض می‌کند به شخص خودش اعتراض باشد و براى مداقه چه بهتر است که بیاید اینجا پشت تریبون و بگوید آقا این شخص اینطور است با منطق و استدلال حرفش را بزند، هرکس هر حرفى را که می‌خواهد بزند بایستى اصول در مجلس حکمفرما باشد این براى مجلس خوب نیست، پسندیده نیست (صحیح است) (معتمد‌دماوندى- مطابق قانون اساسى هم نیست) مقصود از مشروطیت و آزادى و این فداکاری‌ها‌یى که در راه مشروطیت شده است چیست- از وکیل نبایستى سلب آزادى شود باید بتواند که پشت تریبون آزادانه نطق کند، ما چگونه می‌توانیم از دولت بخواهیم که انتخابات آزاد باشد آقاى دهقان حالا این جا فرمودند که یک روزنامه هائى که از دولت و حکومت نظامى انتقاد کرده‌اند توقیف شده‌اند آقاى وکیل مجلس را اجازه نمی‌دهند که بیاید این جا حرفش را به غلط یا به صحیح بزند چطور به دولت پس فردا خواهند گفت که بیاید از روزنامه رفع توقیف بکند. اگر انتقادى براى کسى موجود است باید بیاید اینجا حرفش را بزند چون ما حالا که می‌خواهیم به رویه دولت انتقاد کنیم و اعتراض کنیم قبلاً باید رویه خودمان را درست کنیم که وکلایى که حاضر نیستند بر علیه خودشان حرفى زده شود...

یمین‌اسفندیارى- آقاى نراقى این طور نیست که می‌فرمایید.

دکتر اعتبار- مقصود اگر متشنج کردن مجلس است بفرمایید (زنگ رئیس)

نراقى- اجازه می‌فرمایید- بنده از آقایان محترم تقاضا می‌کنم که اصول را رعایت کند و از این به بعد این رویه‌ای را که معمول شده است که یک نفر وکیل وقتى بخواهد حرفى بزند نگذارند و جلوش را بگیرند و نتواند ادامه بدهد ترک کنند خدا شاهد است من خدا را گواه می‌گیرم به تمام مقدسات عالم فقط از نظر حفظ مصالح مملکت و از نظر این که در خارج نسبت به مجلس اهانتى نشود و از نظر این که اصول مشروطیت رعایت بشود این عرض را کردم (یمین‌اسفندیارى- شما عرضى ندارید آقاى نراقى) (صحیح است)

جمعى از نمایندگان- دستور- دستور

رئیس- پیشنهادى از آقاى امینى رسیده است که وارد در دستور شویم و قرائت می‌شود.

 (به شرح ذیل قرائت شد:)

پیشنهاد می‌کنم که وارد در دستور شویم. ابوالقاسم امینى.

جمعى از نمایندگان- مخالفى نیست.

[4- طرح اعتبار نامه آقاى تقى‌زاده‏]

رئیس- پیشنهادى هم از طرف آقایان دکتر عبده و آقاى حاذقى رسیده است که قرائت می‌شود.

 (به شرح زیر قرائت شد.)

پیشنهاد می‌کنیم که رسیدگى به اعتبار‌نامه جناب آقاى دکتر تقى‌زاده که در دستور است مقدم بر سایر موضوعاتى که در دستور است طرح شود.

رئیس- توضیحى دارید آقاى دکتر عبده بفرمایید.

امیر‌تیمور- بنده مخالفم.

دکتر عبده- بنده خیال می‌کنم در تقدیم این پیشنهاد مترجم احساسات عده‌ای از همکاران می‌باشم (مکى- این طور نیست آقا) اما بنده چرا این پیشنهاد را کردم براى این که یک سال و نیم پیش موقعى که عضویت هیئت نمایندگى ایران را در شوراى امنیت داشتم بنده از نزدیک شاهد و ناظر فعالیت خستگى ناپذیر جناب آقاى دکتر تقى‌زاده براى حفظ منافع ملت ایران بودم بنده می‌دیدم در آن موقعی که کشور ما متشنج بو در آن موقعی که اغلب آقایان می‌ترسیدند، جبن داشتند، ترس داشتند حقایق را نمی‌گفتند در همان موقع که خود ما در لندن حتى ملاحظه می‌کردیم، این مرد با یک سماجت و با یک فعالیت خستگى‌ناپذیر براى حفظ منافع این کشور با کمال شجاعت و رشادت اقدام میکردملت ایران که ما نمایندگان آن هستیم می‌بایستی نسبت به شهادت و خدمات این مرد آزادیخواه (قطع نظر از خدماتى که در ادوار مختلف مشروطیت به این کشور و آزداى کرد) فعالیت خستگى‌ناپذیر این مرد را در این اواخر براى حفظ منافع ایران فراموش نکند و حداقل قدردانى و حق‌شناسى که نسبت به این مرد بزرگ می‌توانیم بکنیم این است که موافقت بکنیم که اعتبار‌نامه ایشان مقدم بر سایرین طرح شود (صحیح است) آقایان شما که ادعاى آزادى‌خواهى دارید

 (مکى- این مربوط به آزادی نیست) شما در صورتی که احترام می‌گذارید به کسانی که خدمات به مشروطیت این مملکت کرده‌اند و بخواهد کسانی که خدمت کرده‌اند نسبت به شما اطمینان داشته باشند پس باید بآنها بگوئید که اگر خادم باشید، اگر خیانت نکنند اگر بر علیه بیگانه‌پرستان با کمال رشادت اقدام کنید ملت ایران نسبت به شما حق‌شناسى و قدردانى خواهد نمود پیشنهاد بنده به این جهات بود که عرض کردم ولى یک تذکر هم داشتم تذکر بنده این است که جناب آقاى تقى‌زاده مردى است آزدایخواه بیش از همه کس به آزادی بیان و عقیده علاقمند است و اگر یک نفرى پیدا شد اعتراضى نسبت بایشان داشت بنده تصور می‌کنم براى تأمین نیت و قصد ایشان بهتر است که ما به اکمال صبر و حوصله اعتراضات او را بشنویم و بعد هم جواب قانع کننده‌اى به او بدهیم و بعد هم به اعتبار‌نامه جناب آقاى تقى‌زاده با کمال رشادت رأى بدهیم و این وظیفه اجتماعى خودمان را صحیحاً انجام بدهیم.

رئیس- آقاى امیر تیمور.

امیر‌تیمور- مطابق ماده 63 نظامنامه داخلى مجلس شوراى ملى پیشنهاد دهنده بایستى به اختصار توضیح دهد البته بیانات آقاد دکتر عبده مورد تأیید بنده بود اما مثل نطق قبل از دستور بود. (صحیح است)

مکى- بنده مخالف هستم.

رئیس- مگر نمی‌بینید آقاى امیر‌تیمور مخالف است و دارد حرف میزن بنشینید.

امیر‌تیمور- بنده با بیانات آقاى دکتر عبده که راجع به اعتبار‌نامه آقاى تقى‌‌زاده فرمودند کمال موافقت را دارم و همه همکاران محترم هم موافق هستند ولى بایستى اعتراف کرد که بیانات ایشان با پیشنهادى که کرده بودند ابداً مربوط نبود البته پرونده انتخابات آقاى تقى‌زاده و مخالفتى که با ایشان باید در مجلس مطرح خواهد شد. بنده هم افتخار این را دارم که مدافع این پرونده هستم و در موقع از آن پرونده و از آقاى تقى‌زاده دفاع خواهم کرد ولى بنده عرض می‌کنم که عمل و رویه مجلس شوراى ملى باید براى جمیع کشور سرمشق باشد. مجلس شوراى ملى نباید در امور داخلى خودش تبعیض کند، پس و پیش کند بعضی‌ها را مقدم بشمارد، همه در مقابل مجلس شوارى ملى یکسان هستند و باید عمل مجلس شوراى ملى سرمشق باشد بنابراین من تمنى می‌کنم آقاى دکتر هم موافقت بفرمایند که پرونده‌ها به همان ترتیبى که مخالفت شده یکى بعد از دیگرى صحبت بشود پرونده جناب آقاى تقى‌زاده هم به نوبت خودش مطرح خواهد شد، صحبت می‌شود. دفاع می‌شود، بنده اطمینان می‌دهم به آقاى دکتر عبده که اتفاق مجلس شوراى ملى پرونده آقاى تقى‌زاده را تصویب کند (صحیح است) و این هیچ مربوط به این نیست که ما از حفظ یک اصلى بخواهیم عدول کنیم و تمنى می‌کنم احازه بفرمایید پرونده‌ها به ترتیب مطرح شود.

جمعى از نمایندگان- رأى‏

رئیس- چون پیشنهادى شده و مخالفت شده باید رأى بگیریم بسته به رأی مجلس است آقایانی که با پیشنهاد آقاى دکتر عبده موافقت دارند قیام کنند (اکثر برخاستند) تصویب شد.

رضوى- عرض کنم نباید نظامنامه با رأى مجلس مقابله بشود همیشه نظامنامه مقدم است بنده تصور می‌کنم از نقطه‌نظر این که نظامنامه خودش حاکى در این موضوع است اساساً محتاج به رأی بشود و الّا اینجا بنده توضیحات مفصل‌تر عرض می‌کردم بنابراین بنده چون تصور می‌کنم نظامنامه مقدم است از این جهت رأى مورد ندارد.

رئیس- بنشینید آقا.

معتمد‌دماوندى- تصویب مجلس بالاتر از نظامنامه است.

رئیس- مجلس در تعیین دستور آزاد است می‌توانند هر دستورى بخواهد مطرح کند اینجا هم رأى دادند بیانات آقا مورد نداشت.

حاذقى- عمل انجام یافته است.

رئیس- کسى که مخالف بود با اعتبارنامه آقاى تقى‌زاده بیاید.

بعضى از نمایندگان- آقاى اسکندرى بفرمایید.

عباس اسکندرى- قبلاً از آقاى مدیر روزنامه ستاره همکار محترم و هم قلم خودم اظهار تشکر می‌کنم (بلندتر) از شرحى که در رونامه خود مرقوم فرموده بودند و به من اظهار محبت کرده بودند آقاى ملکى و ضمناً تقاضا کرده بودند که من مخالف خود را استرداد بکنم البته اظهار مهر و ملاطفت هم به آقای تقى‌زاده کرده بودند. مخالفت بنده با آقاى تقى زاده یک مخالفت شخصى نیست بنده چنان که به عرض خواهم رساند از زمانى که در مدرسه بودم تا مدت زمانى که شروع به روزنامه‌نگارى کرده‌ام البته به من آن وقت‌ها پول زیادى هم کسى نمی‌داد دو تومان سه تومان 5 تومان داشتم وقتى که مدیر روزنامه شدم صاحب مطبعه

+++

بودم عایدى مختصرى داشتم با سرمایه خودم با روزنامه خودم جزء مدافعین آقاى تقى‌زاده بودم. آقاى تقى زاده در ایران نبودند که من اوراق چاپى که الان موجود است در انتخابات مجلس منتشر می‌کردم و در روزنامه سیاست انتشار می‌یافت. نوشتم که 5 نفر براى مملکت و هفت نفر براى میل و تقاضا و خواهش مردم. و جزء آن 5 نفر یکى تقى‌زاده بودآقاى مؤتمن‌الملک بود یکى آقاى علاء بود پس مخالفتى که بنده اینجا می‌کنم روى نظر شخصى نیست تا وقتى که آقاى تقى‌زاده را خدمتگزار ممکلت به خیال و سابقه فکر خودم تشخیص داده بودم با ایشان موافقت کرده بودم البته آقایان 114 نفر هستند، بنده هم یک نفر بنده عرایض خودم را می‌کنم آقایان هم اگر بعد از عرایضى که شد موافقتتان را بدهید ولى من خیال نمی‌کنم این کار را بکنید. با این مقدمه‌ای که عرض کردم و اظهار امتنان از بعضى از آقایان نمایندگان که به بنده گفتند به طور خصوصى در جلسه، در خارج از جلسه که آقا این کار شما عاقلانه نبود، شما اعتبار نامه‌تان تصویب نشده، شما می‌آیید با تقى‌زاده، تقى‌زاده که بتى است (محمد مسعودى- دماوندى- تقى‌زاده‌ای که بت نیست به ایشان توهین نکنید) تقى‌زاده‌ای که طرفدار زیاد دارد در مجلس با این تقى‌زاده شما مخالفت می‌کنید از نظر اصول و از نظر عقلایى این کار شما صحیح نیست. حتى یکى از دوستان من به من گفت ممکن بود که من که اعتبارنامه‌ام گذشته دلایل خودتان را به من می‌دادید و من مخالفت می‌کردم در جواب گفتم این صندلی‌ها مال ما نیست قبل از ما یک اشخاصى روى اینها نشستند و رفتند، ما هم خواهیم رفت، باید اداى وظیفه کرد اگر قرار شد براى خاطر این که من دو سال در روى یک صندلى بنشینم از گفتن حقیقت خوددارى کنم این جرم است. از آن آقایان هم تشکر می‌کنم. بعضى از آقایان باز خواهش کردند که خوب است و رعایت ملایمت را بکنید گفتم این رویه‌ای است که من همیشه در زندگى داشته‌ام و حتى اگر کسى محکوم به قتل هم باشد خواهم گفت آقاى فلان محکوم شده‌اند و من این را در کتاب خودم تذکر داده‌ام که حتى محکوم هم حق دارد که رعایت ادب نسبت به او بشود. پس البته خارج از نزاکت صحبتى نمی‌شود و براى این که مبادا تحت تأثیرى واقع بشوم صحبت‌هایی که مورد بحث ما است اینها را تنظیم کردم و به عرض نمایندگان محترم مجلس شوراى ملى می‌رسانم و من شخصاً عقیده دارم آقایانی که اینجا هستند این‌ها هم نماینده ملت ایران هستند براى این که امروز آن‌ها صاحت اعتبار‌نامه و بالاخره در این صندلی‌ها حق جلوس دارند و دلیلى هم نداریم که تصور کنیم آنها غرض شخصى خودشان را بر منافع مملکت ترجیح می‌دهند. حالا می‌رویم سر موضوع، موضوع مخالفت بنده با اعتبار‌نامه آقاى تقى‌زاده مربوط به جریان انتخابات آذر‌بایجان نیست زیرا انتخابات آذربایجان چون سایر قسمت‌های ایران قدرى بدتر یا کمى بهتر بوده است و اصولاً عقیده بنده بر این است که در کشور ایران مانند حال و گذشته در آینده هم سالیان دراز همین رویه حکم فرماست در سرزمنی که مردم آن از صدى نود از فرهنگ و دانش بى‌بهره هستند جز این نمی‌شود انتظار داشت و تا رأى دهنده معنى حق حاکمیت خود را نداند و نفهمد که او نیز چون دیگران موجودى زنده و داراى حقوق مدنى است جز این طریق راه دیگرى را در پیش نخواهد گرفت و تحولات سیاسى نمی‌تواند در ظلمت دریچه‌های مغز او تأثیرى داشته و از نور و فروغ پرتوى گیرد کور را روشنایى آفتاب و تاریکى شب یلدا یکسان است. پس انتخابات در حکومت مشروطه تابع فهم و شعور افراد است و با مقدمه معروضه بدیهى است که اعمال نفوذ به وسایل مختلف در این حق عمومى به اشکال مختلف با ضعف و قوت راه می‌یابد و به عقیده اینجانب مخالفت در طرز جریان آن زیاد با انصاف و حق موافقت ندارد.

مخالفت بنده با آقاى تقى‌زاده در موضوع صلاحیت ایشان است و قبل از آن که وارد اصل موضوع شوم (چنان که مقدمه عرض کردم و حالا این موضوع حاجتى به ذکر ندارد، می‌خوانم اشکالى ندارد چون در روزنامه اطلاعات نوشته شده بود که این مخالفت مبنى بر انتخاب هیئت رئیسه مجلس و براى جلوگیرى از موفقیت ایشان بوده است براى رفع اشتباه نویسندگان نامه اطلاعات به استناد این کتابى که در پنج سال قبل تهیه شده و نظر اینجانب در آن صریح و روشن است رفع اشکال ایشان هم می‌شود بنده در زمان تحصیل در مدرسه و ایام روزنامه‌نگارى خود چون آقایان نمایندگان اشتباهاً به آقای تقى‌زاده عقیده داشته و به شهادت روزنامه سیاست با پول خودم و مطبعه خودم و وسایلى که در دسترس داشتم از روى ایمانى محکم زد و خورد می‌کردم که روزى پیش آید این سفر کرده از راه دور بیاید و بخت ایران را که گره خورده است بگشاید (یعنى عقیده که غالب آقایان داشتند) سال‌ها گذشت و دعاى من به هدف استجابت رسید آن گاه به حقیقت این شخص پى بردم که جز پشیمانى سودى نداشت در سایه همین اشتباه من و امثال من بدبختى گریبان ملت ایران را گرفت. من نمی‌خواهم دوباره تجربه کرده را تجربه نمایم. از این مختصر بیان و با سند چاپ شده در چند سال قبل بر هیچ کس مجال تفوهى نخواهد بود که تصور کند دسته‌بندى داخلى مجلس یا خارج مجلس در نظر من مختصر تأثیرى داشته است. من از روزی که بر حقیقت آقاى تقى‌ز‌اده پى بردم و پس از فحص کامل و جستجوى بسیار در مدت ده سال اسنادى به دست آوردم که غیر قابل انکار است و در دسترس آقایان نمایندگان گذاشته می‌شود با خداى خودم عهد نمودم که هر زمان فرصتى مناسب به دست آوردم (در این موقع حالت رقت بیشترى به ایشان دست داد) به گوش آن طبقه از ملت ایران که مى‌فهمند و قضاوت می‌کنند و به نیروى فهم و دانش خود طبیعه تا اندازه بر سایرین نفوق و حکومت دارند برسانم و امروز این عهد خود را وفا می‌کنم و می‌گویم- تا بداند مسلم و گبر و یهود کاندر این مردود جز لعنت نبود.

نصرت‌الله اسکندرى- آقاى رئیس جلوگیرى کنید.

ملک‌مدنى- شما حق توهین ندارید آقاى رئیس باید اخطار کنند.

رئیس- باید اعتراضتان در حدود نزاکت باشد و الّا اخطار می‌شود.

عباس اسکندرى- آقایان اجازه بفرمایید اولاً در این بیان توهین نشده است باید لغت عربى را دانست و فهمید مردود یعنى چه؟ یعنى از نظر من رد شده. این لغت عربى است. و از باب مفعول هم هست (خنده نمایندگان) شما بیخود اوقاتتان تلخ می‌شود چون بعضى از کلمات ممکن است عنوان عاریتى پیدا کرده باشد ولى اصل معنى همین است.

محمد‌على مسعودى- اجازه بدهید گریه‌هایشان را هم بیرون بکنند بعد بخوانند.

عباس اسکندرى- با هم گریه می‌کنیم. عرض کنم که آقایان هر چه می‌خواهند بفرمایند بنده اوقاتم تلخ نمی‌شود من یک وظیفه‌ای را دارم آن را انجام می‌دهم خود آقایان هم که همان طور که عرض کردم 113 نفر من‌های من 112 نفر دیگر همه شام می‌آیید اینجا می‌گویید آقا این مهمل گفت ولى من خیال نمی‌کنم و بعد از آن این کار را نخواهید کرد، این اختلاف عقیده است پس بدون جهت اوقاتتان تلخ نشود و هر کارى که بکنید تا بنده عرایضم را نکنم از اینجا پایین نمی‌روم (خنده نمایندگان) عرض کنم که زندگى سیاسى آقاى تقى‌زاده به سه قسمت می‌شود:

1- مشروطیت اول و مجلس اول تا انفصال مجلس (اینجا سه دوسیه متمایز است) 2- مجلس دوم تا واقعه قتل سید جلیل‌القدر بهبهانى که منتهى به خروج ایشان از ایران است. 3- وزارت طرق تقى‌زاده و داستان لغو امتیاز دارسى و تجدید امتیاز نفت جنوب (ملاحظه می‌فرماید همه جا رعایت ادب را کردم) براى آنکه از همان راهى که من خود به تحقیق پرداختم آقایان هم آگاهى یابند از آخر شروع می‌کنیم و به اول پیدایش پهلوان داستان خواهیم رسید. اسنادی که در دسترس من است و از نظر آقایان می‌گذرد غیر قابل انکار و رد است این یک روزنامه‌ای است که در انگلستان چاپ شده است این یک مجله‌ای است که دو میلیون نسخه منتشر می‌شود تقریباً مجله نیمرسى انگلستان است و مثل روزنامه تایمز اهمیت دارد (یکى از نمایندگان- اسمش چیست؟) لندن نیوز....

محمد‌على مسعودى- دو میلیون چاپ نمی‌شود یک رونامه چرند مزخرفى است.

عباس اسکندرى- خیلى خوب نیست 12 تا منتشر می‌شود چون ناچار موضوع نفت جنوب در میان می‌آید لازم است بگویم من همیشه به ملت انگلیس با نظر استحسان نگاه کرده‌ام و آرزومند بوده‌ام که ملت ایران و انگلستان در روى اساس سیاست تساورى و احترام متقابل با هم دوست باشند و ملت ایران بتواند از این همسایه سیاسى خود حداکثر استفاده را به نفع کشور خود ببرد و در همان حال هم می‌گویم که در مدتى قریب 25 سال هیچگاه نشده است که به واسطه سوء سیاست زمامداران انگلستان این مقصود حاصل شده باشد این را من نمی‌گویم وزیر خارجه انگلستان آنتونى ایدن در نطق مشهور خود می‌گوید که «نباید اشتباهى را که در مدت یکربع قرن در سیاست خود در ایران نمودیم تکرار نماییم سیاستى که منتهى به تنفر و انزجار عامه ملت ایران شده» شرکت در قراداد 1907

+++

و موافقت با التیماتوم 1911 و تحمیل قرارداد یکجانبى 1919 (امیر‌تیمور کام قرارداد؟) قرار داد 1919. به عقیده من این قرارداد به واسطه وضع سیاسى بر ایران تحمیل شد، و ایجاد حکومت مطلقه 20 ساله که طبق اسناد و نوشته‌جات موجود هیچ کس را یاراى انکار نیست و من همیشه با تمجید از مردان و شخصیت‌های وطن‌پرست و خدمتگزاری که انگلستان براى حفظ امپراطورى خود دارد از مجموعه این سیاست در ایران انتقاد نموده و معارضه کرده‌ام.

دهقان- مأموریتتان را انجام بدهید از قول خودتان صحبت کنید.

عباس اسکندرى- بنده قبلاً هم عرض کردم و با این که در تماشاخانه و جاهاى دیگر فرصتى پیدا نکرده‌ام که صحبتى بکنم معذلک بلدم حرفم را بزنم. (خنده حضار)

رئیس- بنده از آقایان تقاضا می‌کنم ماده 112 را رعایت بفرمایند.

عباس اسکندرى- گفتم مبادا خداى نکرده اوقاتشان تلخ بشود و آدمى که اوقاتش تلخ است گوش نمی‌دهد دلم می‌خواهد ایشان گوش بدهند.

رئیس- از موضوع خارج نشوید.

عباس اسکندرى- بنده هر وقت که جناب رئیس اجازه نفرمایند حرف نخواهم زد.

نمایندگان- بفرمایید، بفرمایید.

عباس اسکندرى- اجازه فرمودید؟

رئیس- بفرمایید.

عباس اسکندرى- همان طورى که من علاقه دارم عقیده‌مندم مردان وطن‌پرستى که دیده شده است در طى قرون در انگلستان، خیلى دلم می‌خواست که اینجا هم یک روزى می‌آمدند با ایرانی‌های خوب ما همکارى می‌کردند پس با اسامى و عمل آنها مأمورین انگلیس در ایران هیچ گونه نظر مخالفى نیست من آن انگلیسى که براى مملکت خودش زحمت می‌کشد و در تمام مناطق گرمسیر در صورتى که در 60 درجه عرض شمالى است زندگى می‌کنند این می‌آ‌ید و می‌رود در بالاى یک برج، یک فار در خلیج فارس یا در اقیانوس هند آنجا پاسبانى می‌کند و هر دو ماه به دو ماه براى او غذا می‌آورند این آدمى که در آن اجتماع انگلستان هست، آن وسایل و آن زندگى و آن آب هوا، این براى حفظ ممکلت و امپراطورى خودش فداکارى می‌کند تمجید می‌کنم. اعمال غیر اینها قابل تصور است ولى متأسفانه من با آنها مخالف هستم براى این که عمل آنها به ضرر کشور ما تمام شده است ولى موضوعى که اینجا مورد بحث ماست یک موضوع کامله داخلى است و اگر نامى و صحبتى در اینجا از انگلستان به میان می‌آید به نار بر اجبار طرح ادعانامه است من در یادداشت‌های خود راجع به قراداد نفت جنوب نوشته‌ام که کاش سرجان کدمن مدیر کل کمپانى نفت جنوب و خدمتگزاران دیگر که آن خدمت بزرگ را به انگلستان در تجدید قرارداد نفت جنوب نمودند ایرانى بودند در این صورت چه نفع بزرگى در کیسه ملت ایران می‌نماید زیرا بر من مسلم است هیچ کس نمی‌تواند چنین حساب روشنى را اشتباه نماید و از کیسه مردم فقیر و بدبخت چنین بخششى نماید که در حکایات الف لیل و افسانه‌های هارون‌الرشید هم وجود خارجى ندارد تقریباً در 15 سال قبل روزى مردم تهران با ابلاغیه از طرف تقى‌زاده وزیر دارایى دولت وقت مواجه شدند که در 3 طبقه مردم سه اثر مختلف نمود این اعلامیه حکایت می‌کرد که امتیاز نفت جنوب معروف به دادرسى از طرف دولت ایران لغو شده است. یک قسمت از مردم در خیابان‌ها به هم می‌رسیدند به یکدیگر تبریک می‌گفتند این مردم ساده‌دل سینه‌ها را جلو داده و می‌گفتند بالاخره باید روزى این حساب تصفیه می‌شد بلى درباره حکومت مطلقه و اطرافی‌های نادان لان در گذشته براى دو نسل یعنى مدت 60 سال ما را گرفتار نموده بودند بعد دست‌ها را بهم مالیده و می‌گفتند تکلیف بلوچستان را هم معلوم خواهیم کرد. در ظرف چند روز اول خبر ورود محرمانه عده‌ای از قواى ایران به بحرین هم زبانزد همه بود (روزنامه هائى هست که راجع به بحرین نوشته بودند) طبقه دوم از مردم از الغاى قرارداد یک طرفى خیلى اظهار نگرانى می‌نمودند آنها می‌گفتند این اصل حقوقى که باید محترم شمرده شود از طرف دولت ضعیفى چون ایران نسبت به دولتی بزرگ چون انگلستان بسیار مشکل است چنین چیزى واقع شود الحمدالله آقایان حقوقدان خیلى زیادند اینجا و آقایان دیگر هم اگر اشتباهى داشته باشند در موقع مقتضى عرض خواهم کرد دو دولت متساوى‌القوه هم نمی‌توانند و نباید در صورت توانایى مبادرت به چنین امرى نمایند حقوقدان‌ها هم رأى آن که فتوایى داده باشند جمله معروف «رس انتیرالیوس اکتا» را به رخ ما می‌کشیدند این عبارت معروف را باید آقاى دکتر معظمى و سایر آقایان در سرفرصت به آقایان دیگر توضیح دهند. خلاصه آنکه قرارداد بین‌الاثنین لازم‌الاجراست و می‌گفتند اگر ما جزء ممالک معظم عالم هم بودیم و انگلستان هم کشور ضعیفى بود نباید قرادادى که در مدت 33 سال به آن عمل شده است و در جریان ادوار مختلف مجلس شوراى ملى وجوه دریافتى از این شرکت بابت حق‌الامتیاز به حساب جداگانه در بودجه مملکتى ریخته و مورد تصویب مجلس بودن بدون موافقت قبلى ملغى گردد و این (آربیترز) یک طرفى در قرون سالفه بود که هرکس می‌توانست به دیگری تحمیل می‌کرد در صورتی که قضیه معکوس و ممکن است به قطع روابط سیاسى و اقتصادى ایران و انگلستان منتهى بشود. طبقه سوم مردمى بودند که در زیر کاسه الغاء قرارداد دارسى نیم کاسه خطرناکى مشاهده می‌نمودند هنوز مردم تهران از لذت این موفقیت‌های خیالى به در نیامده و چراغانی‌ها امتداد داشت. بنده خودم غالب آقایان روزنامه‌نویس‌ها مخصوصاً روزنامه کثیرالانتشار اطلاعات که واقعاً از روى یک حسن نیت و خوشحالى انتشار می‌داد...

محمد‌على مسعودى- همه چراغانى کرده بودند بنده یادم هست شما هم چراغانى کرده بودید حالا این حرف‌ها را می‌زنید.

عباس اسکندرى- چراغانی‌ها امتداد داشت که خبرى منتشر شد که دولت انگلستان موضوع را به جامعه ملل مراجعه و شکایت کرده است با کمال تذلل و خوارى و کوچکى. حالا داخل جزئیات نمی‌شوم و به طور خلاصه با حضور نمانیده ایران در مجمع مزبور اختیار حکمیت به جناب دکتر بنش و نظر متخذه در این که موضوع دوستانه حل شود و طرفین بین خود تصفیه کنند آن دربار نادان جاهل از اطرافی‌های نفهم پرشده بود نمی‌فهمیدند. حالا سى و سه سال شمار منفعت بردید حالا شما هم می‌آیید مردمان- کریم‌الطبعى هستید بیایید کمک کنید یک لقمه نانى هم توى سفره این مردم بدبخت ایرانى بگذارید که بلکه بتوانند چاک قباى خودشان را بدوزند بیست و هفت سالى که باقى مانده یک چیزى به ما اضافه بکنید. بدواً این طور تصور می‌رفت که براى بقیه مدت به وجه بهترى در قرارداد تعدیلى می‌رفت که براى بقیه مدت به وجه بهترى در قرارداد تعدیلى در قراداد د‌ارسى خواهد شد ولى چیزى نگذشت که پرده برکنار رفت قرارداد جدیدى براى مدت شصت سال منعقد گردید. اعتراض این جانب در تنظیم این قرارداد مستقیماً متوجه وزیر دارایى وقت آقاى تقى‌زاده است به حساب مسلم و مقطوع در حداقل در مدت سى و سه سال که بر این قرارداد افزوده شه آقاى تقى‌زاده مبلغ 1650 میلیون لیره انگلیس از جیب مردم بدبخت و سر و پا برهنه ایران در آورده و در طبق اخلاص نهاده و تقدیم کمپانى نفت جنوب نمودند. حالا ممکن است گفته شود این حساب مبنى بر چه پایه است؟ مسخرجه عادى یعنى که مازوت نه بنزین طیاره نه یکنوع بنزین که چند صد نوع نفت آن را تهیه مکنند عادى چهار شلینگ. در سال گذشته عایدى دولت ایران بابت تنى چهار شلینگ از بابت 18 میلیون مواد مستخرجه و سایر حقوق دریافتى را از نظر بگذرانید و به بیلان کمپانى نفت جنوب و عایدى آن نظر بیندازید و تصور کنید در 1960 یعنى دوازده سال دیگر هم از این مقدار مواد مستخرجه تجاوز ننماید در صورتى که مطابق برنامه نفت جنوب چنانچه گفته می‌شود در تاریخ 1960 استخراج نفت در جنوب ایران به 40 میلیون تن در سال خواهد رسید (ولى حالا هیجده میلیون تن است ولى ما براى آن که در روى مقدار معلوم رسیدگى کنیم می‌گوییم در 1960 یعنى خاتمه امتیاز دارسى استخراج از بیست میلیون تن تجاوز نکند در هر سال 50 میلیون لیره حداقل عایدات شرکت نفت است در تاریخ مزبور ملت و دولت ایران مالک بالاستحقاق کلیه مؤسسات نفتى و چاه‌های نفت بوده و طبق قرار داد باید تمام آنها به دولت ایران بلاعوض واگذار شود. فرض کنیم سوء اداره و بى‌مبالاتى موجب می‌شد که در حدود ثلث این عایدى هم تفریط می‌شد باز در مدت سى و سه سال در حدود 1200 میلیون عاید دولت ایران می‌شد و این مبلغ در هر سال متجاوز از 36 میلیون لیره می‌شود و بالیره آزاد 25 تومان امروز نهصد میلیون تومان در هر سال و با لیره رسمى 450 میلیون متجاوز عایدى دولت ایران می‌شد یعنى تقریباً بودجه کشور ما از این محل تأمین می‌گردید در این حساب قیمت مؤسسات نفتى که در تاریخ انعقاد قرارداد چهل میلیون لیره بوده و اکنون متجاوز از یکصد میلیون لیره می‌باشد به حساب منظور نشده است. آقایان نمایندگان تصدیق می‌فرمایند که هیچ کشورى که آن قدر به پول نیازمندى دارد، سرزمینى که مجبور است براى تأسیسات کارخانه‌جات و تغییر نوع فلاحت و ایجاد سد بندى و امثال آن با چنان شرایط مشکل درصدد قرضه از خارج برآید، آیا باید به عامل این بدبختى درود فرستد؟ سرجان کدمن و سایر مأمورین

+++

انگلیسى که به نفع کشور ود چنین گوى موفقیتى را ربودند مورد تمجید این جانب هستند و من همان طور که بر علیه وزیر مالیه ایران اقامه دعوى دارم یقین دارم ملت انگیس از آنها قدردانى خواهد نمود. چنانچه شنیده‌ام سرجان کدمن مرده است ولى براى انگلستان او جاوید است و شکى نبود که ما مواد نفتى خود را به انگلستان به قیمت ارزان‌تر از بازار مکزیک می‌فروختیم و ادراه این منابع و مؤسسات را هم شاید به خود او واگذار می‌کردیم هم همسایه خود را راضى کرده بودیم و هم از منافع سرشار آن بهره می‌بردیم در اینحا آقایان من تمنى می‌کنم چون یک موضوع مهمى است اگر امروز هم قضاوت صحیح نشود بالاخره چنان که گفتم روزى ما نیستیم و دیگران هستند و آنها قضاوت صحیح خواهند کرد گوش بکنید و دقت بکنید اینها براى ملت ایران و براى نمایندگان محترم تأثیر دارد تابع احساسات نشوید حرف می‌زنیم می‌گذاریم‏ سند می‌گذاریم...

امیرتیمور- خوب آقا تمام شد؟

عباس اسکندرى- اجازه بفرمایید اینجا یک محکمه قضاوت است باید آقایان قضات را متوجه بکنم اهمیت موضوع را خاطر نشان کنم آنها هم با علم تمام و قطعى نظر خودشان را اظهار می‌کنند البته آن هم یک مطلبى است که در موقع می‌فرمایید ما هم هستیم من که تقاضا از آقایان نکردم که اجازه بفرمایید الان من حرف بزنم. مجلس رأى داد رأى مجلس لازم‌الاتباع بود. دستور فرمودید که باید این موضوع مطرح شود بنده هم دارم می‌گویم باور بفرمایید که من نسبت به هیچ کس غرض‌ورزى ندارم‏...

ابوالقاسم امینى- باید باشد خود آقاى تقى‌زاده تشریف داشته باشند.

دکتر اعتبار- آقاى امینى ما دفاع می‌کنیم از آقاى تقى‌زاده.

عباس اسکندرى- در اینجا من لازم می‌دانم که هر عذر و بهانه که از طرف آقاى تقى‌زاده وزیر مالیه عنوان شود که بنابر اجاره و دستور مقام بالاتر این قرارداد را تنظیم نمودم و مردود است اما سر این مردود دیگر دعوا نکنید یعنى که قبول نمی‌شود (خنده نمایندگان) زیرا صریح اصل 64 متمم قانون اساسى می‌نویسد «وزرا‌ نمی‌توانند احکام شفاهى یا کتبى پادشاه را مستمسک قرار داده سلب مسئولیت از خودشان بنمایند و صریح اصل 44 متمم قانون اساسى تصریح دارد «شخص پادشاه از مسئولیت مبرى است و وزرا‌ دولت در هر گونه امور مسئول مجلسین هستند» هیچ مفرى نیست این برو برگرد ندارد بنده یقین دارم در کشورى که براى مأمور دولتى چند صد ریال اختلاس جرم است و انفصال موقت و ابد از خدمات دولتى و حبس و محرومیت از حقوق مدنى دارد به آسانی اجازه داد که آقاى تقى‌زاده دوباره در مرکز امرى قرار گیرند و به جاى آن همه خسارت که امروز یا روز دیگرى ملت ایران باید حساب آن را واریز کند موفق شوند که حاتم‌بخشى دیگرى از کیسه فقیر ملت ایران بنماید.

وکلاى کرمان و سایر نقاط ایران باید وضعیت نان ذرت خوره‌ای کرمان و سایر نقاط را در نظر بگیرند و آنگاه از روى وجدان پاک و آرام رأى خود را براى قضاوت ملت ایران اظهار دارند. براى آن که ما نمایندگان در این کرسی‌ها بنشینیم در مدت دو سال متجاوز از بیست میلیون ریال به بودجه کشور تحمیل می‌شویم وهمه می‌دانیم که این ریال‌های کوچک به چه شکلى به نام مالیات از مردم بیچاره خانه به دوش گرفته می‌شود. بودجه هفتصد میلیون تا دو هزار میلیون تومان از مردم گرفته نشود به خزانه دولت واصل نمی‌گردد آن وقت به آسانی چنین رقم درشتى را به نام حسن خدمت با چراغانى و دف و چنگ در طبق اخلاص گذاشته و بخشش می‌نماییم از کیسه کى می‌بخشیم و براى چه چنین حاتم‌بخشى می‌شود باید براى فهمیدن آن به صفحات تاریخ گذشته رجوع کنیم باید صفحات تاریخ گذشته را ورق بزنیم و در زوایاى تاریخ علت حقیقى آن را جستجو کرد من این کار را نموده‌ام. پس از این که این قرارداد منعقد شد و سالى متوسطاً سى و شش میلیون لیره به کمپانی نفت جنوب تقدیم گردید من به تألیف کتاب آرزو پرداختم این کتاب در 5 سال قبل شروع به طبع آن شد اسنادی که به دست من آمد و به من نشان داد این چیزى نیست که دیروز در این مجلس یا ده روز قبل تهیه شده باشد و کسى بگوید دولت وقت چه نظر داشت یا خارج و داخل، در روزى تهیه شده که من و شما در خانه نشسته بودیم این آقاى مهندس رضوى که عضو دموکرات هستند به من اعتراض می‌کنند بسیار خوب، اسنادی که به دست من آمد به من نشانداد که آقاى تقى‌زاده چه تعهداتى براى انجام این خدمت اخلاقاً داشته‌اند. ایشان براى چنین روزى ذخیره شده بودند تا در سایه نیکنامى موفق به چنین شاهکارى بشوند و از روز اول قرعه وزارت مالیه به نام ایشان زده شده بود چون ایشان وقتی که مراجعت کردند به ایران اول وزیر طرق و شوراع شدند یکى دو ماه آنجا بودند و آن وقت آمدند وزارت دارایى.

یک نفر از نمایندگان- والى خراسان هم شدند.

عباس اسکندرى- والى خراسان شدن بعد از وزارت داراییشان بود.

رئیس- از موضوع خارج نشوید.

عباس اسکندرى- به ایشان اجازه ندهید. دستور بفرمایید بدون اجازه حرف نزنند به علاوه مجلس باید قضاوت کند در این خصوص.

یک نفر از نمایندگان- عده کافى نیست.

رئیس- براى مذاکره کافى است.

عباس اسکندرى- پس از این که کار خود را تمام نمودند براى استراحت ممتدى به اروپا رفتند و اکنون باید من خود را حاضر نمایم که دوباره پى ببرم براى چه کارى به ایران مراجعت کنند.

حاذقى- ملت ایران او را وکیل کرده است.

عباس اسکندرى- هر صبح عید اول سال که پادشاه ایران درود به ملت ایران به وسیله رادیو می‌فرستادند عصر آن روز صداى ناهنجارى از سواحل رودخانه تایمز به گوش مردم می‌رسید بچه عنوان و به چه سمت مردم را یاد‌آورى می‌کرد و چه می‌گفت هر کس شاید ملتفت نمی‌شد ولى من به خوبی درک می‌نمودم اما یک وزیر مختارى بعد از شاه صحبت کردن مورد ندارد ولى من به خوبی درک کردم می‌گفت هنوز مأموریت من به اتمام نرسیده خواهم آمد و آن را تکمیل خواهم نمود. اگر چنین بدبختى روزى دامنگیر مردم شد آن گاه ملت ایران خواهند دانست کسى که خود را تالى مقام سلطنت ایران دانسته و به خود این حق را می‌داد یا به او آن حق اعطاء می‌شد چه نان تازه براى مردم سیاه روز ایران پخته است ولى باید دانسته شود که همان طور که امروز من این ادعانامه را در حضور نمایندگان مجلس شوراى ملى می‌نمایم و ساکنین خلیج فارس تا سواحل رود ارس آن را می‌شوند روز دیگرى هم ملت ایران به این امر و نظایر آن رسیدگى خواهد کرد. صفحات تاریخ ادعانامه آن روز را تنظیم خواهد کرد من به این وسیله اعلام می‌کنم که دست‌های من از این آلودگى مبرى است من به خوبی واقف بر این مانورهاى سیاسى هستم و سلطنت ایران هم چنین تالى مقام سلطنت لازم ندارد. ملت ایران از نمایندگان خود می‌خواهد که با ورقه‌های کبود خود اثبات کنند که در مقام اجبار چنینى غبنى فاحش را پذیرفته است و من تضمین می‌کنم که با چنین قضاوتى کمپانى نفت جنوب در 1960 که خاتمه امتیاز اولیه دارسى است خود به دولت ایران پیشنهاد جدیدى خواهد داد که لااقل صد و پنجاه از آنچه از دست ماه رفته است دوباره برگشت نماید و تصریح می‌کنم که ملت ایران همیشه به دوستى و حسن رابطه با ملت انگلیس علاقه‌مند است و همواره از سوء سیاستى که درگذشته دولت انگلستان اعمال نموده به استناد اعتراف وزیر امور خارجه انگلیس آقاى آنتونى ایدن گله‌امند بوده است و تعدیل آن را می‌خواهد و یکى از موارد تعدیل این سیاست تجدید‌نظر در همین قرارداد است و من یقین دارم زمامدارى انگلستان این تجدید‌نظر را خواهند نمود. ایران قوى براى انگلستان بهتر از ایران ضعیف وناتوان است مردمی که به واسطه نداشتن فرهنگ و بهداشت به چنین تیره روزى گرفتار هستند بهتر آن است که با پول خود آنها مردمى قوى و روشنفکر به وجود آید. حالا می‌رویم بر سر اسناد در وزارت خارجه ایران موجود است و وزارت خارجه انگلیس هم آنها را تصدیق می‌نماید. آقاى تقى‌زاده پسر سید محمد‌تقى تاجر تبریزى در بدو اعطاء هدیه مشروطیت به ملت ایران در صحنه سیاست به وجود آمد (دکتر مجتهدى- این یکى ا مدارکتان هم مثل زندگانى تقى زاده است؟) اجازه بفرمایید هیچ چیزى بر خلاف ادب و بى‌احترامى نشده است اگر یک جا آقایش حذف شد بفرمایید. جناب توى مجلس مناسب نیست می‌فرمایید جنابش را هم بگذاریم‏...

رئیس- بفرمایید.

اسکندرى- آقاى تقى‌زاده پسر سید محمد‌تقى تاجر تبریزى در بدو مشروطیت ایران در صحنه سیاست به وجود آمد (دکتر عبده- سند از کجاست؟) سند از روى اعتبارنامه آقاى تقى‌زاده در دفتر راکد مجلس شوراى ملى است که آقاى تقى‌زاده‏...

رئیس- به آقای ناطق تذکر می‌دهم که اگر

+++

خارج از موضوع صحبت کنند اخطار می‌کنم. از آقایان هم تمنا می‌کنم بین‌‌الاثنین صحبت نکنند.

اسکندرى- بنده از آقاى رئیس تمنا می‌کنم که باقایان اخطار بکنند. یک مرتبه، دو مرتبه، دفعه سوم هم آنها ر ا خارج کنند مثل آقاى مؤتمن‌الملک‏...

رئیس- تأمل کنید ماده مربوط به تماشاچیان خوانده شود آقایان تماشاچی‌ها دقت کنند.

 (ماده 143 و 144 به وسیله آقاى دماوندى منشى به شرح زیر قرائت شد:)

ماده 143- مخبرین جراید و تماشاچیان باید ساکت بندشینند و اگر ار طرف یکى از آنها علامت تکذیب یا تصدیق مشاهده شود فوراً اخراج خواهد شد.

ماده 144- هر تماشاچى که باعث اغتشاش مذاکرات یا اختلال نظم شود فوراً به محاکم مرجع جلب می‌شود.

رئیس- آقاى اسکندرى بفرمایید.

اسکندرى- ... در صحنه سیاست ایران به وجود آمد و با طرفت یا دربار ایران که سیاست تعادل و موازنه را درسیاست خارجى از دست داده بود و وجود شابشال معلم روسى محمد علیشاه و قزاقخانه به ریاست صاحب‌منصبان روسى موجبات نگرانى همسایه دیگر را فراهم نموده بود پهلوان داستان مشروطیت ایران شد. پس از این که مجلس شوراى ملى که الان ما در او هستیم به وسیله قوه قهریه منفصل گردید در شب 17 ژوئن 1908 از سفارت انگلیس تقاضا کرد که او را تحت حمایت مستقیم خود قرار دهند پس از آن که رسماً در تحت حمایت و لواى پرچم انگلستان قرار گرفت به موجب سند موجود که از نظر نمایندگان محترم می‌گذرد موجب شد که قائم‌مقام وزیر مختار انگلیس مستر مارلینک با اجازه از سراد وارد گرى وزیر امور خارجه انگلستان به دولت ایران یادداشت بى‌مدتى بفرستد و دولت ایران را الزام نماید که از دولت انگلیس عذرخواهى رسمى نمایند و این اقدام به موجب سند موجود منتهى شد به اعلام دولت انگلیس به وزارت خارجه ایران در طى یادداشتى محتوى 5 ماده که یکى از مواد آن حفظ آقاى تقى‌زاده است و تصریح شد که اگر در مدت کوتاهى دولت ایران آنرا انجام ندهد باید منتظر عواقب وخیم آن باشد و بعداً قائم مقام مزبور به دولت ایران به موجب سند موجود پیغام داد که اگر موافقت با یادداشت مزبور نشود که یک ماده دیگر آن راه دادن به آقای تقى‌زاده براى خروج از ایران در تحت حمایت و لوا دولت انگلستان بود دولت انگلستان یکى از بنادر جنبوب ایران را اشغال خواهد کرد و بعدها هم اشغال شد و دولت بدبخت ایران به واسطه ناجوانمردى اولاد نیک‌نام و خلف خود در تاریخ نهم 1908 نامه‌ای به امضای آقاى علاء‌السلطنه وزیر خارجه به سفارت انگلیس فرستاد و یادداشت مزبور را تعهد نمود و این پیرمرد محترم (اینجا با شما است آقاى امیر‌اشرف) پدر همین آقاى علاء سفیر کبیر ایران در واشنگتن که همه می‌شناسند به ا‌تفاق سلطان علیخان وزیر افخم وزیر دریار ایران پدر جنابعالى با سرافکنده به سفارت انگلیس رفتند و عذرخواهى از گناه ناکرده نمودند. گناه ایران در آن زمان مثل امروز ضعف و بى‌زورى او بود. و در اثر همین قبولى دولت ایران در تاریخ 18 و 19 ژوئیه آقاى تقى‌زاده کالسکه‌ای از سفارت انگلیس با پرچم دولت انگلیس و همراهى غلام سفارت انگلیس و نماینده رسمى آن دولت به روشنایی چشم کسانى که او را پدر ملت ایران می‌دانند با ورقه امضاء شده سفارت انگلیس و تحت‌الحمایگى رسمى آن دولت از خاک ایران خراج شدند اثر سیاسى این شکست و ناتوانى دولت و قبول یادداشت را در اسناد وزارت خارجه ایران جستجو می‌کنیم. متن توشته سفارت انگلیس به تحت‌الحمایگان هم به اطلاع وزیر خارجه ایران رسانده شد. پس از آن که ملت ایران موفق شد که هدیه گرانبهاى مشروطیت دوم را اخذ نماید و مجلس دوم باز شد آقاى تقى‌زاده به ایران آمدند و پس از واقعه قتل اسف‌آور مرحوم سید عبد‌الله بهبهانى که این مجلس شوراى ملى آرشیو کامل او و قضایاى آن و موضوع ترک ایشان را از ایران دارد و کسانى که البته سنشان باید خیلى از بنده بیشتر باشد چون بنده گشتم و آنها را پیدا کردم و آنها دیده‌اند و پسر والا‌تبار ایشان اینجا حضور دارند و من خیال می‌کنم همان طوری که من عقیده دارم که شاید دیگران هم این اعتقاد راداشته باشند و ایشان هم دارند الان روح سید عبدالله بهبهانى از من شاد است و اینک خلاصه ادعانامه من (یکى از نمایندگان عین اسناد کجاست) آقایان خوب شد فرمودید الان دارم نشان می‌دهم آقایان اینک متن اسناد را می‌خوانم این اسناد موجود است. دولت انگلیس صحت آن را تصدیق دارد. در آرشیو وزارت خارجه ایران آنها یافت می‌شود و خلاصه ادعانامه من به قرار ذیل است: اول- آقاى تقى‌زاده تحت‌ حمایت دولت انگلستان قرار گرفته و حمایت‌نامه کتبى گرفته است. دوم- تحت حمایت مأمورین انگلیس از ایران خارج شده است. سوم- از کسانى است که موجب شده است یادداشت محتوى 5 ماده به دولت ایران از طرف دولت انگلیس داده شود. چهارم- در نامه‌های رسمى قائم مقام وزیر مختار انگلیس مورد تمجى قرار گرفته که با مستر اسمارت همکارى و کمک مستقیم نموده است. پنجم- در اثر این یادداشت و اقدام او دولت ایران تهدید شد که یکى از بنادر جنوب او در خلیج فارس اشغال خواهد شد و بعدها هم بندر بوشهر اشغال شد. ششم- لغو امتیاز دارسى و بى‌احترامى به امضای‏ دولت ایران که به عقیده من خودش خیلى اهمیت دارد. هفتم- حق‌شناسى متمادى او موجب افزودن 33 سال بر امتیاز قرارداد نفت جنوب و اهداء هزار و ششصد و پنجاه لیره انگلیسى در مدت 33 سال به کمپانى نفت جنوب. در خاتمه مجلس شورایملى که اینجانب یقین دارد به اتفاق تام با رد اعتبارنامه مشارالیه اثبات خواهند نمود که هیچ کدام از این اقدامات مورد قبول ملت ایران نبوده است. آقایان نمایندگان این صندلی‌ها که بر آن نشسته‌اید، هیچ کدام از آن ما به صیغه مالکیت نیست دیروز دیگران بر آن نشسته فردا هم دیگران آن را اشغال خواهند نمود. سعى نمایید نیکنام باشید و چند روزى که امکان خدمت براى شماها هست از آن استفاده نمایید.

اینک شما و تاریخ آینده. گناهکاران بالاخره در برابر قضاوت ملت ایران واقع خواهند شد. اگر به این زودى نباشد به آن دیرى هم که آنها گمان می‌کنند نخواهد بود حالا اسناد.

بنده دلیل دیگرى در رد اعتبارنامه آقاى تقى‌زاده داشتم ولى از نظر من چون من با این قانون اصولًا موافق نبودم اصلًا عنوان نکردم میل هم ندارم مجلس روى این نظر بدهد مطابق قانون آقاى تقى‌زاده 73 سال دارند از 70 سالگى بیشتر نمی‌توانند وکیل بشوند ایشان که به قول شما آدم درستى هم هستند، ایشان در دوره اول محلس در 1324 وکیل بوده‌اند حالا 1366 است این می‌شود 42 سال 30 سال هم داشته‌اند این می‌شود 72 سال شمسی‌اش را هم حساب بکنیم می‌شود قریب 71 سال اما این را می‌گذاریم کنار و به نظر بنده کوچکتر از این بود که گفته شود در صورتى که در همان مجلس اول آقاى دکتر مصدق‌السلطنه هم رد شدند زیرا سنشان به حد بلوع محلس نرسیده بود و سنشان کافى نبود ولى به نظر بنده این قانون جبر است آقاى امیر اشرف یا دیگران تاهروقت فکرشان کافى است و اقتضاء می‌کند بایستى بیایند و به درد مردم بخورند (خنده نمایندگان) (زنگ مجلس) عرض کنم موضوع دیگرى که در اینجا هست و تقدیم ریاست محترم مجلس می‌شود و براى ملاحظه عموم آقایان نمایندگان حاضر خواهد بود شرحى است که در مجله لندن نیوز نوشته شده من استناد نکردم اینجا از براى این که با تمام اهمیتش در برابر این ادعانامه چیز کوچکى است سرجان سیمون وزیر امور خارجه انگلیس طبق شرحى که در اینجا نوشته شده است می‌گوید در تجدید قرارداد نفت ایران و انگلیس 3 میلیون لیره دولت انگلیس داد (امیر تیمور چقدر؟) بله سه میلیون لیره. بکى داد؟ کجا داد؟ به کدام دفتر آمد این سه میلیون لیره‌ای که کمپانى نفت جنوب پرداخته موضوع کوچکى نیست هفتاد و پنج میلیون تومان از یک طرف به لیره آزاد چهل میلیون تومان از یک طرف به نرخ رسمى ولى اهمیت ادعا‌نامه به قدری بود و به حدی اهمیت داشت که من این سه میلیون لیره را هم نگفتم براى آقایان نمایندگان بسیار به موقع است که روى این موضوع از نظر اصول تصمیم بگیرند که این سه میلیون لیره بکى داده شد؟ به کدام حساب رفت؟ در کدام دفتر نوشته شده؟ این مجله لندن نیوز است و این روزنامه ستاره و اقدام نیست که فرصتى براى تکذیب داشته باشید که فردا بگویند بله آقا بیخود نوشته‌اند. این روزنامه انگلیسى است و دیلى هرالد امریکا هم نوشته این را تقدیم مقام ریاست می‌کنم اما سایر اسناد: این چیزهایى که عرض کردم تمام این‌ها با تاریخ و نمره بود واینها قابل تکذیب وانکارنیست و چاپ شده است و قسمتى از آن هم در وزارت خارجه هم هست آقایان اجازه می‌فرمایند خوانده شود. خوب بله الان عرض کنم اینک مراسله مستر مارلینگ به سرادوارد گرى مورخه پانزدهم ژوئیه 1908 از قلهک راجع به تلگراف 29 ماه گذشته من افتخار دارم از راپورت این که در ساعت 7 شب 23 ماه گذشته ماژور استوکس به توسط کاغذى به من

+++

اطلاع داد که هر چند اثرى نیست ولى جمعى قصد آمدن به سفارت انگلیس دارند تقریباً در ساعت 9 پیغامى از طرف تقى‌زاده (اینجا آقا ندارد منهم نمی‌گویم) از طرف تقى‌زاده براى ماژور استوکس رسید که او و سه نفر از رفقایش مایلند به سفارت متحصن بشوند چون که قشون در تجسس آنها است و هر دقیقه ممکن است که آنها دستگیر شوند و در صورتی که در سفارت پذیرفته نشوند حتماً کشته خواهند شد. ماژور استوکس بر وفق دستورالعمل مقرره جواب داد و چندى نگذشت که تقى‌زاده و شش نفر دیگر که سه نفر آن‌ها مدیر حبل‌المتین و نایب مدیر روزنامه مساوات و صوراسرافیل بودند وارد در معموله سفارت انگلیس شدند، این را در پرانتز می‌گذارد که می‌گوید هیچ جاى تردید نیست که اگر به آنها اجازه تحصن داده نمی‌شد سه و شاید بیشتر از سه نفر آنها به عاقبت جهانگیر خان و ملک‌المتکلمین گرفتار می‌شدند. تقریباً نزدیک صبح زود روز دوشنبه مرتضى‌قلی‌خان وکیل اصفهان و 7 نفر دیگر به همین ترتیب اجازه دخول به آنها داده شد غیر از این که آنها بدواً از فصد خود به سفارت اطلاعى ندادند این جا بعضى حرف‌ها است که مربوط به آقای تقى‌زاده نیست این براى ورود ایشان به سفارت انگلیس است.

امیر‌تیمور- این کتاب چیست؟

اسکندرى- این کتاب آرزو است که من یقین دارم روزى ملت ایران این رابراى خودش سرمشق قرار می‌دهد یعنى اصل مجازات و مکافات را در این مملکت برقرار خواهد کرد این امید بنده است مکتوب مستر مارلینگ به سرادوارد گرى- قلهاک 17 ژوئیه 1908 آقا چنانچه در تلگراف 11 شهر جارى خود را‌پورت داده‌ام علاء‌السلطنه وزیر امور خارجه از طرف دولت ایران و وزیر افخم وزیر دربار از طرف اعلیحضرت شاه روز شنبه 11 شهر جارى براى جبران بى احترامی‌هایی که اخیراً نسبت به سفارت اعلیحضرتى واقع شده به طور رسمى ترضیه خواستند مراسم ترضیه به طور مختصر در اطاق پذیرایى سفارت تهران به عمل آمده یک یک مصمون با البسه با لباس رسمى حضور داشتند وزراء هم با البسه رسمى فاخره خود آمده یک یک مضمون ترضیه را قرائت نموده مستر چرچیل ترجمه می‌نمود وزیر دربار سپس وثیقه شاه را براى حفظ جان و اموال شخص پناهندگان به من تسلیم نمود من در جواب اظهار داشتم که من شرح این اظهار تأسف دولت ایران را به اطلاع دولت متبوعه خود رسانیده و تا اندازه‌ای که به این قسمت تقاضاهاى دولت اعلیحضرتى مربوط است این حادثه ممکن است خاتمه یافته تصور نمود ولى ایشان را متنبه نمودم که هرگاه شاه بخواهد از عهود خود در باب تأمین پناهندگان و اموال آن‌ها تجاوز نماید این مقدمه دوباره از نو شروع خواهد سپس وزیر دربار اظهار داشت که شاه پیغام شفاهى توسط او براى من فرستاده و به موجب آن شاه مکرراً در باب ایفاى به عهود خود اطمینان می‌دهد. مراسله‌ای که مستر مارلینگ می‌نویسد حضرت اشرفت مضامین تلگراف 29 شهر ماضى را که حضرت اشرف شما بر حسب امر اعلیحضرت شاه مخابره نموده از بى‌احترامی‌هایی که در عرض چند روز نسبت به سفارت اعلیحضرت پادشاه بریتانیاى عظمى به وقوع رسیده بود اظها تأسف نموده بودید به دولت متبوعه خود مخابره نمودم به موجب تعلیماتى که از وزیر امور خارجه امروز براى من رسیده به حضرت اشرف اطلاع می‌دهم که نظر به بى‌احترامى‌هایى که به دفعات مکرره نسبت به سفارت اعلیحضرتى با وجود پروتست‌هاى رسمى من از طرف پلیس و عساکر به عمل آمده دولت اعلیحضرتى پس از مداقه در اهمیت موقعى که تولید گردیده تقاضاهاى ذیل را ترتیب داده‌اند.

اول- عساکر و پلیس از معابر سفارت برداشته شده و تبعه و نوکرها را مزاحم نشوند. دوم- وزیر دربار از طرف اعلیحضرت پادشاه و وزیر امور خارجه از طرف دولت ایران هر دور با لباس تمام رسمى درسفارت انگلیس تهران آمده در حضور من ترضیه کامل به طور رسمى بخواهند قبل از وقت اطلاعات لازمه از بابت آمدن خود بدهند. سوم- تمام اشخاصى را که اخیراً در موقع ورود به سفارت یا خروج از آن دستگیر نموده‌اند (امیر‌تیمور- مربوط به آقاى تقى‌زاده نیست) بله بله حالا عرض می‌کنم که مربوط به آقای تقى‌زاده است و براى کارهاى عادى خود ایاب و ذهاب نموده‌اند فوراً مستخلص سازند. چهارم- وثیقهً ممضى از طرف اعلیحضرت شاه براى جان و اشخاص و اموال و پناهندگانى که فعلاً در سفارت هستند به من داده شود. پنجم- در صورتی که در جزء پناهندگان کسانى باشند که متهم به جنایتی شده و خطاى پلتیکى که براى آن عفو عمومى داده شده نداشته باشند از آنها از روى انصاف محاکمه خواهد شد ویکى از اعضاى سفارت در موقع محاکمه آنها حضور خواهد داشت اینها اتباع ایران هستند معذلک مطابق کاپیتولاسیون مثل موقعى که اتباع خارجه باشند با اینها رفتار می‌شود. در پیشنهاد نمودن این تقاضاها به حضرت اشرف من بنا بر تعلیمى که دارم عرض می‌کنم که در صورتى که این تقاضاها فوراً قبول نشده و با دقت تمام انجام نشود دولت اعلیحضرتى مجبور خواهند گردید که اقدامات لازمه براى تحصیل جبرانى که تصور می‌کنند باید به آنها بشود بنمایند. تلگراف مستر مارلینگ به سر ادوارد‌گرى 29 ژوئن تاریخ اصلش 28 ژوئن 1908 عساکر امروز بعد از ظهر در واقع سفارت را محاصره نمودند و بعضی‌ها براى آن که ببینند درون باغ چه خبر است بالاى درخت‌های دور سفارت رفته بودند. مستر چرچیل فوراً حضور شاه رفت که او را از مضمون تلگراف 25 شهر جارى شما مستحضر سازد و نیز اظهار دارد که اقدامى که سفارت درمسئله قبول متحصنین نموده خالصاً از روى نوع‌پرستى و انسانیت بوده است منشى شخص وزیر امور خارجه در این حین به ملاقات من آمده به او آشکارا اظهار داشتم که هرگاه این بى‌احترامی‌ها دوام پیدا کند من یقین دارم که دولت اعلیحضرتى بندرى در خلیج فارس تصرف خواهند نمود منشى مذکور عذرى نداشت ارائه نمایند.

قبول دولت ایران است یادداشتى که داده است مکتوب علاء‌السلطنه است به مستر مارلینگ تهران 9 ژوئیه 1908- آقا از مضامین مراسله دوم ژوئیه شما مشعر بر شرایط پنج‌گانه که از قرارى که مرقوم داشته‌اند برحسب تعلیماتى که از دولت متبوعه خود براى شما رسیده به دولت ایران پیشنهاد می‌فرمایید مستحضر شدم و مسئله را به عرض اعلیحضرت پادشاهى رسانیدم نظر به نیات مقدسه آن اعلیحضرت در بذل توجه مخصوص به حفظ و استقرار مبانى مودت و اتحاد ما بین دولتین و محض اثبات مقاصد خالصانه خود آن اعلیحضرت تقاضاى مذکوره را قبول و مرا مأمور نموده‌اند شما را از قبول شرایط مندرجه مراسله خود مستحضر دارم در خصوص ماده سوم:

من استدعا می‌کنم از آقایان نمایندگان دقت بفرمایند زیرا این یک موضوع حیاتى است براى ملت ایران (یک نفر از نمایندگان- این کتابى است که خود آقا نوشته‌اید؟) نمی‌توانم جواب بدهم چون آقاى رئیس اجازه نمی‌فرمایند. عرض کنم که این‌ها اسنادى است از وزارت خارجه ایران اصل این مراسله در وزارت خارجه ایران است آنچه که ممکن بوده است از اسناد وزارت امور خارجه ایران تهیه شده است و اسنادى بوده است که دولت انگلیس در موارد مختلف و اسامى مختلف آنها را چاپ می‌کند و در معرض افکار عمومى می‌گذارند براى این که به عمال خودشان نشان بدهند که چه کرده‌اند و خدمات خودشان را نشان بدهند از آنها آنچه که من توانستم تهیه کنم تهیه کرده‌ام و در دسترس هست و به عرض آقایان محترم می‌رسانم ولى آنچه که مسلم است امضاى اعلیحضرت محمد‌على شاه جعل نیست مراسله در وزارت خارجه موجود است امضاء سر ادوارد گرى و مستر مارلینگ هم محل حرف نیست کتابشان را منتشر نموده‌اند به انگلیسی آن هم محل حرف نیست نمره دارد، تاریخ دارد خیال نمی‌کنم آقاى تقى‌زاده هم خودشان تکذیب بکنند، اگر بکنند بنده قبول دارم. در خصوص ماده سوم- شما البته دولت ایران را از اشخاصی که خواسته‌اید مستخلص شوند مطلع خواهید ساخت تا آن که اوامر لازمه داده شود. در باب ماده چهارم براى جان و مال شخص پناهندگان در سفارت تأمینات داده خواهد شد.

اسدالله ممقانى- می‌خواستند یک ایرانی را بکشند آقاى رئیس که ایشان اینجا قصه می‌گویند.

عباس مسعودى- باید همه مجلس روى آقاى تقى‌زاده صحبت کنند من جواب می‌دهم.

بعضى از نمایندگان- صحیح است البته جواب داده خواهد شد.

رئیس- بفرمایید.

عباس اسکندرى- ولى چنانچه شفاهاً اظهار داشته‌ام دولت انگلیس هم آگاه می‌باشد من شما را از این مسئله متذکر می‌نمایم که لازم است پناهندگان سفارت انگلیس تا مدتى به خارج مسافرت نمایند زیرا که حضور ایشان باعث مفسده می‌شود و مفارقت آنها باعث آرامى که مملکت آن قدر به آن محتاج است خواهدبود. اوامر لازمه براى اجراى شرایط فوق‌الذکر صادر شده و واضح است که این حادثه را خاتمه یافته و مسکوت تصور خواهید نمود امید است که این حادثه را خاتمه یافته و مسکوت تصور خواهید نمود امید است همین طوری که دولت انگلیس موافقت نماید آن دولت هم از حسن نیت دولت ایران نسبت به خود قدردانى خواهد نمود. مکتوب مستر مالینگ است که نتیجه عمل خودشان را

+++

براى ادوارد گرى می‌نویسد. تاریخ اول اوت. آقا در تلگرافات خود به طور اختصار راپورت اشکالاتى را که ترغیب عده‌ای از بستى‌هاى سفارت و به ترک آنجا حتى پس از وصول دستخط شاه مبنى بر تأمین مال و جان آنها که به آن برخورده‌ام داده‌ام عده کمى که قبل از این خارج شدند در واقع بستى نبودند بلکه اشخاصى بودند که در موقع تعیین عساکر دور سفارت براى کار آمده قصد دیگرى نداشتن همین که دستخط شاه به من رسید مستر اسمارت آن را براى بستى ها قرائت نموده و اکثر آنها راضى شدند که فوراً خارج شوند ولى قریب 20 نفر آنها بناى اشکال‌تراشى را گذاشتند ابتدا از رفتن اشهار بى‌میلى نمودد به این علت که مگر آن که سفارت به آنها نوشته بدهد به این مضمون که این اشخاص از جمله کسانى هستند که دستخط در مورد آنها صادر شده به قول شاه اعتماد نتوانند کرد البته براى این عنوان بهانه‌ای داشتند چرا که با وجودی که اعلان عفو عمومى داده شده بود عده‌ای را به جهات دیگر دستگیر نموده بودند بالاخره من مصمم شدم که به آن اشخاصى که واقعاً خود را در خطر می‌پنداشتند چنین نوشته‌ای بدهند عبارت این نوشته را به طور دقت نوشتم به این مضمون که حامل به این اسم و شغل و محل سکونت‏... صحیح جزء نمایندگان سفارت است قبل از این که این نوشته را بدهم با وزیر امور خارجه در این باب صحبت کردم و او اظهار داشت که چنین نوشته‌ای به این ترتیب مورد اعتراض واقع نخواهد شد این اعلام اگر چه فوراً نتیجه از آن بروز نکرد ولى بالاخره منتج ثمرى گردید و روز شانزدهم فقط از بستى ها ده نفر بیشتر در سفارت نبودند یعنى همان شش نفری که شاه می‌خواست از مملکت خارج شوند و چهار نفر دیگری که می‌بایستی به آذربایجان معاودت کنند، اما از بابت شش نفر اولى ابتدا شاه درخواست نمود که تقى‌زاده بایستى در مدت دهسال و دیگرى پنج سال و یکى از مدیران حرید هفت سال از ایران خارج شوند و سپس به قرار زیر تخفیف داده شد تقى‌زاده یک سال و نیم آنچه که راجع به دیگران است من کارى ندارم به من راجع نیست.

از شرح مذاکرات مطول تکدرآمیزى که منتهى به حرکت باقى پناهندگان در تاریخ هیجدهم و نوزدهم ژوئیه در کالسکه‌های دولتى براى انزلى شد به شما زحمت بدهم لازم بود که براى مخارج مسافرت و سایر مخارج آنها ترتیب پولى داده شود که شاه به آنها بدهد و ترتیب این کار هم آخرالامر داده شد پناهندگان دوباره از حق خود تجاوز کردند و بعضى از آنها درخواست نمودند که شاه باید در مدت غیبت خود از ایران به آنها کمک خرج هم بدهد، اگر در مورد تقى‌زاده ازانصاف نگذریم لازم است بنویسیم که این شخص در تمام مدت توقف خود در سفارت با اشتیاق تمام با پوشش‌های مستر سمارت در حرکت دادن بستى‌ها همراهى نمود، بستى‌ها بالاخره دو دسته شده در 18 و 19 ژوئیه حرکت کردند و یک مأمور از طرف وزارت خارجه و یک غلام سفارت به هر دسته همراه شدند، همراهى مستر اسمارت در تمام مدت بسیار ذی‌قیمت است، اینجا شندیم یکى از آقایان محترم فرمودند که جشن در خطر بوده در حقیقت یک مجوز حتمى براى اشخاص به هر عنوان باشد قائل می‌شوند، مثل این که گفته می‌شود که اگر تصور شود خطرى متوجه می‌شود حق دارد زیر پرچم خارجى برود من رد می‌کنم این را و هر کسى که چنین بگویند من خیال می‌کنم که به ضرر ملت ایران صحبت می‌کند ایرانى ممکن است بمیرد، کشته شود ولى به زیر لوا و پرچم خارجى و یک نفر هندى با پرچم نباید از خاک ایران برود. کسى که می‌گوید (حائرى‌زاده- مدخلى- محمد‌على میرزا که نباید در مجلس دفاع بکند) (محمد‌على مسعودى- احسنت آقاى حائرى‌زاده) چنانچه عرض کردم بنده خود از طرفداران آقا تقى‌زاده بوده و پس از این که این قرارداد بسته شد (اسدالله ممقانى- حضرتعالى که وطن‌پرست بودید، چرا آن موقع اسناد را ندیدید) براى پى بردن به حقیقت امر بنده دوندگی‌ها کردم اقدامات کردم، من خیال می‌کنم که آقا بهتر از همه می‌داند قبل از 1320 نمی‌شد این اسناد را ارائه داد در مقابل این خیانتى که آقاى تقى زاده کرده بود بنده تصور می‌کنم این موضوع بزرگ‌تر از آن است که با صرف حرف بشود تغییر و تبدیلى در ماهیت آن داد، ما مردم در مملکتى زندگى می‌کنیم که همه عامه ناس را می‌شناسیم طرز زندگى مردم، خانواده‌های چند نفرى که با 10 ریال و 20 ریال زندگى می‌کنند خبر داریم و مستحضریم همه شما در ولایات و ایالات ایران بوده‌اید و از وضع زندگى آنها مستحضرید، این موضوع نفت جنوب 1650 میلیون لیره انگلیسى که به تصویب رسید در مدت 33 سال یک موضوع به این آسانى و کوچکى نیست اعتراض به این قرارداد تنها از نظر ایران نیست بلکه خود کسانى که با آنها این موهبت شده است خود آنها هم با یک نظر تأمل به آن می‌نگرند ما البته احترام امضائى را که مجلس شوراى ملى هم در آن ایام رأى داده است می‌کنیم و باید هم احترام امضاى مجلس‌ها بشود ولى من تصور می‌کنم از نظر انگلستان بهتر است که در ایران ملتى باشد که این ادعاى غبن را نداشته باشد و همیشه در ادوار مختلف تکرار نکند (نمایندگان- صحیح است) بهتر این است که این قسمت را در سال 1960 کمپانى نفت جنوب به میل خود تعدیل کند. (دکتر طباء- فوراً بکنید).

بنده می‌گویم تا 1960 قرارداد اولیه دادرسى موجود است از 1960 تا مدت 33 سال متأسفانه ما ملتزم و متعهد شده‌ایم (بهار- ما نشده‌ایم آقا) (مهندس رضوى- دیکتاتورى بوده) بالاخره مجلس شوراى ملى در آن زمان این کار را کرده است. (یکى از نمایندگان- فوراً بایستى تعدیل شود) بسته به نظر آقایان نمایندگان است، بنده هم دلم این طور می‌خواهد. (حائرى‌زاده- مربوط به تقى‌زاده نیست) اگر عقیده ندارید که از این وجوه چیزى برگشت کند آن را هم نمی‌گویم بنده خیال می‌کنم بد نیست که براى کمک به بودجه‌تان سالى و 36 میلیون لیره به شما بدهند نمی‌خواهید خیلى خوب، شما مردمى متمول هستید الحمد‌الله تمام مردم این مملکت از سلامت مزاج زیر هواى آزاد تابستان و زمستان می‌خوابند، هیچ حاجت به خانه هم ندارند، هیچ حاجت به زندگى هم ندارند، بسته به میل خودتان است، بنده خیال می‌کنم که ما برویم روى یک قضاوت عادلانه و به فکر این که گوینده عباس اسکندرى است و طرف آقاى تقى‌زاده است نباشیم، من اشخاص شرافتمندى در این مجلس می‌بینم و عقیده دارم همه آنها شرافتمند هستند حتى از مختصر جمله‌ای که بنا بر حرفى که گفته شد به آقاى دهقان هم گفتم همان را هم ناراضى هستند من میل ندارم در صحبتى که موضوع عمومى است صحبت خصوصى را داخل کنم من قصد دارم از این مذاکره‌ای که اینجا می‌شود مجلس شوراى ملى ایران با نظر این که اگرچه در آن زمان دیکتاتورى هم بوده است بالاخره و به هر صورت نارضایتى خودش را نسبت به این حقى که از او قصب شده است اظهار بدارد، من شخصاً به شما می‌گویم و تضمین می‌کنم دولت انگلیس و کمپانى نفت جنوب در 1960 با دولت ایران قرارداد عادلانه‌تری منعقد خواهد کرد و این نیکنامى براى شما آقایان نمایندگان به یادگار خواهد ماند بگذارید با این وجوه که به ما حقاً باید همه آنها می‌رسید و حالا قسمتى از آن به ما برسد بگذارید سدهایى در خوزستان و درسایر نقاط مملکت ساخته شود و بالاخره عمران و آبادى این فقر و بدبختى و بیچارگى را از این مملکت ببرد این اقدامى است که در این عمل امروز اینجا مطرح مذاکره است و قضاوت می‌شود خواهد شد اگر آقایان روى دوستی‌ها قضاوت کردید که خیر این اهمیت نداشت این چیر خیلى کوچکى بود همگى تصدیق کردید که شما تعدیلى قائل نیستید، عملاً گفته‌اید که شما این حق را براى ملت ایران قائل نیستید من تصور می‌کنم شما باید با رأى و قضاوت خودتان اعلام کنید که تعدیل می‌خواهید و این تعدیل به شما داده خواهد شد مجسمه تمام این نمایندگانیکه این رأى را خواهند داد در اقطار این مملکت هر جا سد ساخته شود، هر جا جاده ساخته شود گذاشته خواهد شد می‌گویند این حاصل عمل آن شخص و آن قضاوتى است که کرده است، آقایان در امور مملکتى احساس را از دست ندهند، رعایت جانبدارى نکنید در مجلس دوم در فراکسیون دمکرات ایران با این که آنها عده معدودى بودند و همین طور هیئت مؤتلفه و حزب اعتدال این‌ها عمل می‌کردند با نیکنامى و سربلندى اقدام می‌کردند، یک نفر سلیمان میرزا وکیل اراک شده بود راجع به طرز جریان انتخاب او رفقاى خودش آمدند گفتند آقا ما با شما رفیق هستیم این درست است ولى می‌خواهیم حفظ قواعد را بکنیم او از آنجا رد شد بعد هم از تبریز انتخاب شد و به مجلس آمد. اصول را رعایت کردند رفاقت بازى حد دارد هر چیزى را باید اندازه‌ای براى او قائل شد این یک موضوعى است که اگر شما آمدید قضاوت صحیح کردید با این قضاوت خودتان ایران را احیاء کرده‌اید خود صاحبان امر حیرت دارند و با تأمل و تردید به آن می‌نگرند من در این ادعانامه راجع به این 3 میلیون لیره کلمه ننوشتم ملاحظه بفرمایید این را رسیدگى باید کرد که چه شده 3 میلیون لیره چه شده است؟ به کى داده شده؟ کجا ضبط شده؟ و به کدام حساب و دفتر آمده است؟ به حساب دولتى آمده است؟ به حساب غیر دولتى آمده است؟ اینک ضرر ندارد اگر نیست تکذیب می‌کنند، برمی‌دارند می‌گویند چیزى که در فلان تاریخ گفته شده است تکذیب می‌شود و دروغ بوده است دولت ایران تکذیب می‌کند، نه تا این زمان کمپانى

+++

نفت جنوب تکذیب کرد و نه آقاى تقى‌زاده تکذیب کرد و نه دولت ایران. در هر حال بنده به خیال خودم در اینجا جهاد نمودم من‏ علم داشتم که در این مجلس آقاى تقى‌زاده دوستانى دارند به خوبى واقفم ولى اهمیت موضوع من را نگذاشت منحرف بشوم. دوست بسیار گرامى من آقاى امیر‌تیمور از من خواهش کردند به من تذکردادند راه به من نشان دادند خیلى هم از ایشان تشکر کردم گفتم آقا بنده در اینجا نیامده‌ام بنشینم براى این که دو سال یک صندلى را اشغال بکنم و حقوق بگیرم. ما بیاییم یک سال از این دو سال را، نمی‌گویم در گذشته بد کردند سایرین هم خوب کرده‌اند بیاییم و ما امتحان کنیم یک سال از تمام عمر را وقف مملکت بکنیم اگر این کشور عوض نشد شما تصور می‌کنید که سایر مردم دنیا، آنها شش تا چشم دارند آمریکا که امروز اینهمه موفقیت یافته و پیشرفت کرده در تمام دنیا 150 سال است به وجود آمده است. (رئیس- مربوط به موضوع نیست) باید سعى کرد و عمل کرد و تنها راه عمل این است که باید تشویق کرد خادم را و مجازات کرد خائن را (صحیح است) هر کس باشد، شما عقب این اصل بروید مسلماً رستگار می‌شوید. (یکى از نمایندگان- تقى‌زاده خادم است) آن دیگر به هیئت محترم مجلس شوراى ملى است خود می‌دانند و ملت ایران، با بنده نیست، بنده عرایضم تمام شد.

رئیس- عده‌ای از آقایان اجازه خواستند عده پیشنهاد هم رسیده است، مطابق ترتیب قرائت می‌شود.

امیر‌تیمور مخبر شعبه 1- بنده ابتدا ناچارم حال فعلى و مزاجى خودم را به عرض آقایان نمایندگان محترم برسانم که چون روزه هستم و شب‌های ماه رمضان را هم معمولًا بنده تمام شب بیدارم و دیشب هم بیدار بودم و از صبح هم به احترام مجلس آمده‌ام و بنابراین بى‌اندازه الان که در حضور شما شرف حضور دارم خسته و ناتوان هستم قوه ایستادن و حرف زدن ندارم مخصوصاً با ضعف و مزاج و حال روزه و صحبت کردن و مخصوصاً که هر دقیقه گلوى انسان خشک می‌شود ببینید کار بسیار مشکلى را به عهده بنده آقاى اسکندرى محول فرمودند آقاى اسکندرى با فراغت خاطر و آسایش تمام در منزل خودشان نشسته‌اند و آنچه ایشان خواسته است چندین کتاب و چندین مجله به صورت تحریر درآورده‌اند اینجا به عرض آقایان نمایندگان محترم رسانده‌اند (محمود محمود- حالا اگر اجازه بدهید بنده دو کلمه...)

رئیس- آقا دارند حرف می‌زنند.

امیر‌تیمور- و اگر یک چنین مجالى هم نصیب بنده بشود و یک چنین فرصتى هم داده بشود بنده تعهد می‌کنم آنچه را که آقاى اسکندرى در اینجا فرمودند با این که از به دو امر خارج از موضوع بود دو برابر آن را تهیه کنم و به عرض مجلس شوراى ملى برسانم ما متأسفانه این فرصت نیست اصولاً نظامنامه داخلى مجلس و قوانین دیگر معین کرده و رئیس مجلس شوراى ملى که حافظ و مجرى نظامنامه هستند باید متوجه این نکته باشند تامجلس و نماینده‌ای و یک فردى، یک مخبرى مانند بنده در این موقع دچار اشکال نشود آقاى نماینده محترم ضمن بیاناتشان اظهار داشتند که اعتراض ایشان به اعتبار‌نامه آقاى تقى‌زاده از نظر جریان انتخابات نیست بلکه از نظر صلاحیت منتخب است صلاحیت منتخب را ماده 13 انتخابات معلوم می‌کند و من می‌خوانم و می‌بایست همان وهله اول رئیس محترم توحه می‌داشتند و به اقاى اسکندرى اخطار می‌کردند که بحث شما خارج از موضوع است وبه او اجازه صحبت نمی‌دادند و نمی‌گذاشتند از نظر انصاف و مروت و جوانمرد یک مردى که غایب است در غیاب او این اندازه نسبت به او اهانت بشود این ماده 13 است:

ماده سیزدهم قانون انتخابات اشخاصى که از انتخاب شدن محرومند:

1- شاهزادگان بلافصل (ابناء و اخوان اعمم پادشاه)

2- نسوان.

3- تبعه خارجه‏

4- مستخدمین امنیه ونظمیه و اهل نظام برى و بحرى به استثناء صاحب‌منصبان افتخارى‏

5- حکم کل و جزء و معاونین ایشان در قلمرو مأموریت خود.

6- مأمورین مالیه در قلمرو و مأموریت خود.

تبصره- سایر مستخدمین دولتى قابل انتخاب هستند به شرط آن که پس از انتخاب براى مدت نمایندگى از شغل خود استعفا دهند.

7- ورشکستگان به تقصیر

8- مرتکبین قتل و سرقت و سایر مقصرین که مستوجب حدود قانونى اسلامى شده‌اند

9- متجاهلین به فسق و اشخاصی که فساد عقیده دینى و خروجشان از دین حنیف اسلام در نزد یکى از حکام شرع جامع‌الشرایط ثابت و یا به شیاع رسیده باشد.

10- مقصرین سیاسى که بر ضد اساس حکومت ملى و استقلال مملکت قیام و اقدام کرده‌اند.

این مواردى است که ماده 13 اجازه می‌دهد که در صلاحیت (مهندس رضوى- هیچ ارتباطى ندارد) به عرض آقایان می‌رسانم که بحث نماینده محترم با کدام یک از مواد مربوط است تصور می‌کنم همه آقایان به اتفاق با بنده موافقت بکنند که به هیچ وجه قرمایشان ایشان مربوط به موضوع نبود و از بحث خارج بود. آقاى اسکندرى هم بهتر بود از راه حق و از راه جوانمردى تأمل می‌کردند آقاى تقى‌زاده می‌آمدند و احضارات خودشان در حضور آقاى تقى‌زاده می‌کردند نه این که تنها به قاضى می‌رفتند (مهندس رضوى- یک پیشنهادى شده) اگر ایشان اعتراض داشتند حق بود احظارات خودشان را خلاصه می‌کردند راجع به جریان انتخابات همان طور که قانون قائل شده و خارج از آن در اینجا حق بحث نداشتند اما در قسمت اتهاماتى که به تقى‌زاده وارد کردند به طور کلى‏...

رئیس- اینک فرمودید بنده مطابق ماده 13 اجازه نطق نباید می‌دادم در دوره‌های گذشته آقاى دکتر مصدق راجع به آقاى سید ضیاء‌الدین روى همین صلاحیت‌ها مذاکره کرده‌اند (صحیح است) مخالفت آقاى مدرس هم با مرحوم نصرت‌الدوله همین طور بود این ماده‌ای که قرائت کردید هیچ مربوط نیست.

امیر‌تیمور- اعتقاد بنده این است. بنده تذکر دادم اگر در دوره گذشته یک رئیس وظیفه خودش را براى رعایت آئین‌نامه عمل نکرده یا در تمام ادوار گذشته عمل نشده باشد...

رئیس- حتى آقاى مؤتمن‌الملک؟

امیر‌تیمور- بله.

رئیس- پس دیگر بحثى نداریم‏

امیر‌تیمور- این دلیل نیست که جنابعالى هم رعایت نفرمایید جنابعاى مکلف هستید که نظامنامه را رعایت بفرمایید وقتى که آن صندلى را قبول فرمودید مجرى نظامنامه هستید قبول کردید که تمام این نظامنامه را اجرا کنید.

مهندس رضوى- متأسفانه باید عرض کنم سفسطه است‏

امیر‌تیمور- آقاى رضوى استدعا می‌کنم جنابعالى هم فرصت دارید و تشریف بیاورید اینجا و صحبت کنید بنده بحثى با جنابعالى و هیچ کس ندارم به آقاى حکمت هم خیلى خیلى ارادت دارم و تصور می‌کنم که ایشان هم آن قدر سعه‌صدر داشته باشند که اگریک اعتراض واردى به عرضشان برسد قبول بفرمایند- خلاصه اتهاماتى که نماینده محترم نسبت به آقاى تقى‌زاده وارد کردند باید گذاشت خود جناب آقاى تقى‌زاده بیایند و جواب آقا را خواهند داد آنچه را بنده می‌توانم عرض کنم من تقى زاده را یکى از فرزندان پاک وشریف ایران می‌دانم (صحیح است) که در تمام مدت عمر خودش تقى‌زاده قدمى جز بر صلاح ایران برنداشته و عمرو زندگى و وقت خودش را صرف خدمت و صرف عظمت و صرف ترقى و تعالى ملت ایران کرده است و در نتیجه راجع به نفت هم که حضرت والا این همه بحث در آن کردند خودشان هم احضار داشتند که مطالب به حکمیت ارجاع شد به جامعه ملل، ولى تقى‌زاده البته از حیث الغاى امتیاز نفت من با آقایان موافق هستم الغاى امتیاز نفت به امضاى آقاى تقى‌زاده بوده است یعنى پس از آن که هیئت دولت تصویب کرد که باید امتیاز الغا بشود و از طرف دولت الغاى امتیاز اخطار بشود در آن تاریخ آقاى تقى‌زاده البته به رعایت احترام تصویب‌نامه هیئت دولت الغاى امتیاز را به کمپانى اخطار کرد ولى همان طوری که فرمودید چون این الغا یک طرفه بود و چون طرف هم زیر بار نمی‌رفت طرف ناگزیر شد که از طریق مسالمت قضیه را تمام کند این بود که به محمع اتفاق ملل برده شد، مجمع اتفاق ملل هم این قضیه را به حکمیت مراجعه کرد و آقاى دکتر بنش رئیس فعلى جمهورى چکسلواکى سر حکم بودند، و این قضیه را خاتمه دادند و بعد از آن که دولت ایران قبول حکمیت در جامعه ملل کرد ناچار بود از آن قرارى که جامعه ملل و دکتر بنش رأى داده بودند قبول بکند چنانچه به فرمایش خودشان مجلس شوراى ملى ایران هم تصویب کرد (مهندس رضوى- حق ایران باقى است) (صحیح است) والبته آقاى تقى‌زاده هم خواهند آمد و به طور تفصیل جواب ایرادات شما را خواهند داد و حالا به طور خلاصه من تقى‌زاده را یکى از فرزندان بسیار پاک

+++

ایران و یکى از سرمایه‌های این کشور می‌دانم اینجا به طوری که عرض کردم مجدداً هم عرض می‌کنم که در تمام مدت زندگى تقى‌زاده قدمى جز به صلاح ایران برنداشته عمر و زندگى خودش را با تقوى و مناعت و درستى و پاکى براى عظمت ایران و منافع ایران و استقلال ایران گذرانده (صحیح است) سفارت انگلیس را هم که حضرت والا فرمودند همان طور که خودشان فرمودند که عمر حضرت والا کافى نبوده متأسفانه عمر بنده هم کافى نبوده که به خاطر بیاورم در ابتداى مشروطیت ملیون ایران در مقابل یک پادشاه مستبدى چون مرحوم محمد‌علی‌شاه قرار گرفته بودند و هر روز عده‌ای از ملیون را محمد على شاه اعدام می‌کرد، تیرباران می‌کرد، به دار می‌کشید ناچار شدند براى این که از شر این پادشاه در امان باشند و پناهى بجویند شاید یکى از مواردى که تقى‌زاده جانبازى نموده و خدمت کرده و در اثر آن جانبازى و خدمت توانسته‌اند مشروطیت ایران را به وجود بیاورند همین مورد بوده است که حالا حضرت والا آن را با بیان سفسطه‌آمیزى وارونه جلوه داده‌اند (صحیح است) در هر حال چون دفاع از این موضوع هم باز از وظیفه بنده خارج است و این یک موضوعى است که بایستى شخص آقاى تقى‌زاده دفاع بکند البته موقعی که تشریف بیاورند تمام این مطالب را در مقام جواب برخواهند آمد و خاطر آقایان را اطمینان خواهند داد که بیانات حضرت والا جز سفسطه چیز دیگرى نبوده و چون ایشان نسبت به جریان انتخاب آقاى تقى‌زاده اعتراض نداشتند بیش از این بسط مقال را جایز نمی‌دانم ابتداى امر در نظر داشت اعتبار‌نامه آقاى تقى‌زاده را با اتفاق تصویب بکنند (جمعى از نمایندگان- رأى- رأى) (جمعى دیگر- پیشنهاد مقدم است و باید خوانده شود.)

اردلان- پیشنهادات قرائت شود.

حاذقى- پیشنهاد کفایت مذاکرات مقدم است.

رئیس- پیشنهاداتی که رسید قرائت می‌شود.

پیشنهاد آقاى مکى، ریاست محترم مجلس شورای ملى چون آقاى تقى‌زاده فعلاً غایب هستند و ما نمایندگان باید دفاع ایشان را بشنویم آن گاه رأى بدهیم استدعا دارم موضوع از دستور خارج شود. حسین مکى.

ارباب مهدى یزدى- عده کافى نیست.

رئیس- براى مذاکره کافى است بنده خودم متوجه هستم آقاى مکى توضیح خودتان را بدهید.

حسین مکى- عرض کنم موضوعى که اینجا مطرح است موضوعى است وجدانى و بنده به شخصیت آقاى تقى‌زاده احترام می‌گذارم و تاریخ بیست ساله را که نوشته‌ام همیشه اسم جناب آقاى تقى‌زاده را با احترام ذکر کرده‌ام مخصوصاً در مطلبى که مخالف با ماده واحده است مخصوصاً من با احترام از ایشان یاد کرده‌ام ولى نطقى را که آقاى عباس اسکندرى کرده‌اند نطقى است که بنده وارد هستم و نمی‌خواهم بگویم که سفسطه کرده‌اند تمامش اسنادى است که وزارت خارجه انگلستان در کتاب‌های آبى که در کتاب‌های دیگر منتشر کرده است البته آقاى تقى‌زاده خودشان بیایند از این دفاع کنند و دفاع آقاى تقى‌زاده براى ما حجت است و اگر خود آقاى تقى‌زاده دفاع کنند بنده خیال می‌کنم که مجلس با یک دقت بیشترى به شخص ایشان رأى بدهد (یکى از نمایندگان- خیر آقا) اگر خود جناب آقاى تقى‌زاده که یکى از رجال برجسته و سیاستمداران این کشور هستند پشت تریبون قرار بگیرند و از خودشان دفاع کنند بنده خیال می‌کنم تاریخ آینده مملکت درباره آقاى تقى‌زاده بهتر بتواند قضاوت کند ولى اگر ما بخواهیم ترور عقیده بکنیم، قضاوت نمی‌توانیم بکنیم و چون شخصیت آقاى تقى زاده را ما احترام می‌کنیم و چون ما اینجا شک و تردید می‌کنیم از دستور خارج شود و از طرفى استدعامیکنم براى این که شخصیت آقاى تقى‌زاده محفوظ بماند این را موکول بکنیم آقاى تقى‌زاده مراجعت بکنند (صحیح است) ولى در غیر این صورت بنده خیال می‌کنم که لطمه‌ای به شخصیت آقاى تقى‌زاده وارد کرده‌ا‌یم.

رئیس- آقاى عباس مسعودى با این پیشنهاد مخالفید؟

عباس مسعودى- بنده با این پیشنهاد مخالفم. بنده از صبح امروز با تغییر دستور مجلس مخالف بودم و رأى هم ندادم و همین را هم می‌دانستم که اگر پرونده آقاى تقى زاده را جلو بگذاریم و پرونده‌های دیگر را عقب بگذاریم و از دستور و ترتیب مجلس خارج بشویم این اساساً خوب نبود براى مجلس شایسته نبود که این کار را بکند به خصوص همین نظرى که امروز گفته شد ممکن است چند روز مذاکره در اعتبار‌نامه‌ها جریان داشت ایشان هم ممکن بود خودشان حضور می‌داشتند و از خودشان دفاع می‌کردند. چون شنیدم که حرکت کرده‌اند، ولى بنده خودم شخصاً اطلاعاتى دارم که باید به عرض مجلس برسانم بنابراین ایشان که می‌فرمایند ترور عقیده، همین است، آقاى عباس اسکندرى فرمایشاتشان را فرمودند و ما هم می‌خواهیم دفاع کنیم از آقاى تقى‌زاده چرا نمی‌گذارید ایشان که حرفشان را زده‌اند اسنادشان را خوانده‌اند دیگران را اجاره بدهید که حرفشان را بزنند (صحیح است).

رئیس- به پیشنهاد آقاى مکى رأى می‌گیریم. مسترد می‌دارید یا رأى بگیریم.

محمد‌‌على مسعودى- خودشان نیستند مسترد شده تلقى می‌شود.

رئیس- عده براى رأى کافى نیست بگویید تعطیل بکنید.

یمین‌اسفندیارى- جلسه را به عنوان تنفس تعطیل کنید.

مهندس رضوى- بنده توضیحات لازمى دارم.

یمین‌اسفندیارى- تا تکلیف این پیشنهاد معلوم نشود نمی‌شود.

[5- ختم جلسه به عنوان تنفس‏]

رئیس- چند دقیقه تنفس داده می‌شود.

 (نیم ساعت بعد از ظهر مجلس به عنوان تنفس تعطیل و دیگر تشکیل نگردید)

رئیس مجلس شوارى ملى رضاحکمت

+++

 بقیه جلسه 4

 

مجلس ساعت نه و سه ربع صبح به ریاست آقای رضا حکمت به عنوان بعد از تنفس تشکیل گردید

 

فهرست مطالب:

1- بقیه مباحثه در اعتبارنامه آقای تقی‌زاده و تصویب آن

2- تصویب یک فقره اعتبارنامه (آقای نیک‌پور)

3- طرح انتخابات تهران راجع به اعتبارنامه آقای دکتر امینی

 

رئیس- نظر به این که در جلسه قبل تنفس داده شده مجلس امروز صورت خلاصه ندارد پیشنهاد آقای حسین مکی مطرح و یک مرتبه قرائت می‌شود که آقایان متوجه باشند بعد از مخالفت یک نفر رأی گرفته می‌شود.

(پیشنهاد آقای مکی به شرح زیر قرائت گردید.)

ریاست محترم مجلس شورای ملی- چون آقای تقی‌زاده فعلاً غایب هستند و ما نمایندگان باید دفاع ایشان را بشنویم آن گاه رأی بدهیم استدعا دارم موضوع از دستور خارج شود.

دکتر عبده- بنده اجازه می‌خواهم.

مکی- بنده با یک مختصر توضیحی پیشنهادم را استرداد می‌کنم و این توضیح این است که...

رئیس- استرداد می‌کنید، توضیح دیگر لازم نیست، پیشنهاد دیگری در همین ردیف رسیده است

(به شرح زیر قرائت گردید.)

ریاست محترم مجلس شورای ملی- بنده درخواست می‌کنم رأی نهایی به اعتبارنامه آقای تقی‌زاده می‌کنم رأی نهایی به اعتبارنامه آقای تقی‌زاده موکول شود که خودشان در مجلس حضور یابند و پس از شنیدن پاسخ ایشان رأی گرفته شود

ناصرقلی اردلان

رئیس- آقای اردلان.

اردلان- بنده یک نظر اصولی در این خصوص داشتم. آقایان مسبوق هستند قانون انتخابات ما که فعلاً عمل می‌کنیم نواقص بسیاری دارد در دوره چهاردهم نشستیم نواقص را تا حدی که ممکن بود رفع کردیم تجدید نظری به عمل آوردیم که بعد باید تصویب بشود یکی از آن نواقص این است که اگر نسبت به اعتبارنامه یک شخصی اظهار مخالفت بشود. باید رأی در موقعی گرفته شود که خود او حضور داشته باشد. رأی یک فلسفه بسیار صحیحی دارد و من معتقدم که این اصل رعایت بشود. (یک نفر از نمایندگان هنوز تصویب نشده است.) بنده هم عرض کردم که تصویب نشده است ولی این یک نظری بود که سابق گرفته شده بود آقای علی‌ وکیلی و آقای وهاب‌زاده که اینجا تشریف ندارند بنده در سرسرا اسم خودم را نوشتم که بیایم در مجلس تقاضا کنم که تا زمانی که تشریف نیاورده‌اند مجلس اظهار عقیده راجع به اعتبارنامه آنها نکند. این نظر بنده است ممکن است آقایان نپذیرند ولی من آزادانه عقیده خودم را می‌خواهم عرض کنم وقتی اعتبارنامه یک نماینده در مجلس مطرح می‌شود همیشه دو موضوع مورد مذاکره واقع می‌گردد یکی راجع به جریان انتخابات است البته مخبر شعبه، اشخاصی که در محلی بودند و اشخاصی که از جریان انتخابات اطلاع دارند، کاملاً می‌توانند بیایند اینجا دفاع کنند، ولی یک وقتی است که معارض و معترض و کسی که مخالف است راجع به صلاحیت شخصی آن نماینده صحبت می‌کند می‌گوید این به مملکت خیانت کرده. این راه راست نرفته، این اختلاس کرده، (رئیس- ماده 63 را هم رعایت کنید اطاعت می‌شود، بنده عرض می‌کنم این شخص باید خودش باشد و دفاع کند. کوچکترین محکمه‌ای که در همه جای دنیا تشکیل می‌شود، اگر به یک کسی اعتراض می‌کنند تا قاضی طرف را نخواهد  نپرسد رأی نمی‌دهد. این مجلس شورای ملی است باید سرمشق باشد برای تمام دوایر قضایی مملکت آمدیم و خدای نکرده (بنده از اشخاصی هستم که به آقای تقی‌زاده رأی خواهم داد) ولی آمدیم و خدای

+++

نکرده اکثریت مجلس رأی نداد (حاذقی - این طور نیست) فرض محال محال نیست. بنده شخصاً رأی می‌دهم ولی فرض محال محال نیست اگر رد شد جواب تقی‌زاده را چه می‌دهید؟ (اقبال- جواب جدش را چه می‌دهید؟ جواب خودش که هیچ.) آن وقت می‌گوید به صلاحیت من اعتراض کردند و نگذاشتند من بیایم و از خودم دفاع کنم.

رئیس- ماده 63 را رعایت کنید.

اردلان- بنده عرضی ندارم اگر آقایان مطمئن هستید که صددرصد اعتبارنامه ایشان تصویب می‌شود بسیار خوب. (جمعی از نمایندگان- ما با کمال میل رأی می‌دهیم) (یمین اسفندیاری- ما برای ایشان مطمئن هستیم) ...

رئیس- رعایت نظم مجلس را بکنید.

اردلان- اگر مطمئن هستید که به اعتبارنامه ایشان مجلس رأی می‌دهد، بنده موافقت می‌کنم والا اجازه بدهید که خودشان تشریف بیاورند از اعتبارنامه خودشان دفاع بکنند این بود نظر بنده.

دکتر عبده- بنده مخالفم.

رئیس- آقای دکتر عبده.

دکتر عبده- بنده یقین دارم آقای اردلان در این پیشنهاد به هیچ‌وجه سوءنیتی نداشتند و ایشان مانند اکثریت بلکه اتفاق مجلس شورای ملی به گذراندن اعتبارنامه شخص آقای تقی‌زاده کمال علاقه را دارند ولی استناد ایشان به یک نظامنامه‌ای که هنوز تصویب نشده است درست نیست. اگر یک روزی تصویب شد آن وقت مطابق آن نظامنامه رفتار خواهیم کرد (صحیح است) ولی در هر حال آن نظری که وضعیت نظامنامه در مورد وضع این ماده داشته‌اند مسلماً در مورد تقی‌زاده نیست برای این که زندگی تقی‌زاده مربوط به یک زندگی شخصی و خصوصی نیست. (صحیح است) زندگی تقی‌زاده را در تاریخ ایران کاملاً مجسم کرده و تشریح کرده و هر کسی حتی کسانی که مدرسه متوسطه را دیده‌اند، اینها از زندگانی شخصی تقی‌زاده که توأم بود با شرافت و حیثیت، کاملاً مستحضر هستند و چون هیچ نکته مجهولی در باب زندگانی ایشان نیست و بیش از چندین نفر داوطلب هستند که با کمال افتخار از شخص تقی‌زاده دفاع کنند به نظر بنده آقای اردلان به هیچ‌وجه نگرانی نداشته باشند و یقین داشته باشند که همه ما از ایشان دفاع خواهیم کرد و مطمئن باشید که زندگانی تقی‌زاده مربوط به زندگانی همه ملت ایران است (صحیح است) متعلق به شخص ایشان نیست و نمایندگان ملت بایستی از ایشان دفاع بکنند و ما این دفاع را خواهیم کرد و حتماً به ایشان رأی خواهیم داد.

رئیس- پس رأی می‌گیریم و برای رأی گرفتن پیشنهادی از آقای دکتر شفق رسیده.

دکتر اعتبار- این مربوط به این نیست.

جمعی از نمایندگان- آقای اردلان پیشنهادشان را پس می‌گیرند.

اردلان- بنده پیشنهادم را پس می‌گیرم.

دکتر اعتبار- آقا اول این رأی را بگیرید.

رئیس- ایشان پس گرفتند آقا می‌خواهند رأی بگیرند؟ (خنده نمایندگان) پیشنهاد آقای دکتر شفق خوانده می‌شود (به شرح زیر قرائت شد)

ریاست مجلس شورای ملی- پیشنهاد می‌کنم راجع به اعتبارنامه آقای تقی‌زاده به قید توضیح ذیل رأی گرفته شود:

مجلس شورای ملی پس از استماع بیانات آقای عباس اسکندری و موافقین آقای تقی‌زاده اعلام می‌دارد که رأی به صلاحیت آقای تقی‌زاده هرگز مستلزم تصدیق ضمنی از مطالب دیگر سیاسی و حقوقی به تفصیلی که در بیانات آقای اسکندری و موافقین مذکور افتاد نخواهد بود و در این رأی نظر منحصراً به صلاحیت شخصی و جریان انتخابات تقی‌زاده است.

دکتر عبده- بنده یک اخطاری داشتم.

رئیس- برطبق چه ماده‌ای است.

دکتر عبده- ماده‌اش را نمی‌دانم.

رئیس- این نظامنامه را بدهید به آقای دکتر عبده هر وقت ماده به نظرشان آمد آن وقت اعتراض نمایند. اگر آقایان دیگر هم می‌خواهند یکی دیگر هم برایشان بفرستم.

دکتر عبده- این مربوط به رأی است.

رئیس- آقای دکتر شفق

دکتر شفق- بنده درباب آقای تقی‌زاده به مناسبت این که آذربایجانی هستند در یکی دو جلسه قبل که راجع به آذربایجان و آذربایجانی یک احساساتی در مجلس ابراز شد مناسب ندیدم مداخله کنم. بنده اساساً درباب اعتبارنامه‌ها یک روش خاصی برای خودم اتخاذ کرده‌ام اما یک نکته را لازم دانسته‌ام تذکر بدهم و آن نکته را به عرض آقایان نمایندگان محترم می‌رسانم در توضیحات آقای اسکندری متوجه شدند آقایان که در ضمن، یک جمله‌ای نظیر این که بنده درست عبارتش در نظرم نیست فرمودند و آن این بود که فرمودند، اگر نمایندگان مجلس شورای ملی به صلاحیت آقای تقی‌زاده رأی دادند ناچار راجع به ادامه قرارداد نفت و بعضی اقدامات ناگواری که از ناحیه دولت بریتانیای قدیم (چون که دیگر دولت بریتانیا به آن وضع و سیاست کهنه گویا حالا انشاءالله وجود ندارد) (جمعی از نمایندگان- انشاءالله) شده است ضمناً آن سیاست را تصدیق کرده‌ایم. بنده خواستم این قسمت کاملاً روشن بشود که ما اینجا دو نمره به قول مرحوم مدرس مطلب داریم یکی صلاحیت و وطن‌پرستی و درستی و خدمات شایان سید حسن تقی‌زاده نسبت به ایران که به نظر بنده ولو تصدیق کنیم که بعضی راه‌های اشتباه در زندگی سیاسی گرفته باشد به نظر بنده سابقه خدمات قلمی و صمیمی او نسبت به کشور و ملت ایران مسلم است (صحیح است) یکی هم راجع به جریان انتخابات ایشان است اما یک مطلب دیگری هم هست که ایشان راجع به تاریخ روابط با دولت متفق بزرگ ما دولت معظم بریتانیا فرمودند. رأی دادن به شخص تقی‌زاده به هیچ‌وجه من‌الوجوه ارتباطی با رأی دادن به آن مسائل نخواهد داشت. (صحیح است.) یک دولت بریتانیایی بود در مقابل هم مظفرالدین شاه مرحومی بود و در مقابل آن هم یک اوضاع دیگر سیاسی در آن موقع بود ما می‌دانیم که از آن موقع تا زمان ما 2 جنگ بزرگ جهانی پیش آمد و در هر یکی نصف این جهان خراب شد. اساس هر دو جنگ به تصدیق تمام ملت‌ها آن وقت به موجب مواد چهارده‌گانه ویلسون و این وقت به موجب سازمان ملل متحد (که ما با کمال افتخار عضو آن سازمان هستیم) موضوع تحمیل قراردادهایی بود که در آن قراردادها حفظ منافع یک طرف مرعی نشده باشد و به ضرر یک طرف دیگر تمام شده باشد و غالباً اعمال نفوذ سیاسی غیرمشروع شده باشد. اساس این قراردادها انشاءالله بخصوص به موجب منشور سازمان ملل متحد از بین رفت. امروز دولت بریتانیا یک دولت عادلانه سوسیالیستی است که می‌خواهد تمام ملل دارای حقوق و استقلال شخصی خودشان باشند. ایران هم یکی از دولی است که از قدیم استقلال خواهد داشت و ما در هر عهدنامه‌ای، در هر قراردادی، در هر روابط سیاسی، به موجب تفاهم برادرانه متکی به حسن‌‌نیت بین ملل بزرگ عالم، حق تجدیدنظر خواهیم داشت و انشاءالله بعد از این همه خونخواری و خرابی که به جهان و جهانیان روی داد. دیگر ترس و واهمه‌ای درباره اظهار مسائل حق در جهان وجود نخواهد داشت (جمعی از نمایندگان- انشاءالله). از این لحاظ ما با حسن نیت نسبت به متفقین خودمان. و با وعده‌ای که خود آقای اسکندری فرمودند که مجلس در هر موقعی می‌تواند در هر قراردادی اظهارنظر کند ما باز هم تکرار می‌کنیم که منحصراً به شخص تقی‌زاده (که از بنده شایسته نیست و من نبایستی به واسطه احساسات آذربایجانی مبالغه کنم) رأی می‌دهیم و صرفاً این رأی روی سوابق خدمت او است و منحصراً به این نیت رأی می‌دهیم (صحیح است).

رئیس- رأی می‌گیریم به اعتبارنامه آقای تقی‌زاده با رعایت پیشنهاد آقای دکتر شفق.

دکتر عبده- بنده به موجب ماده 58 عرضی داشتم اجازه می‌فرمایید. ماده 58 می‌گوید وقتی که مباحثات لایحه به طور کلی ختم شد باید به مواد آن رأی گرفته شود. در اینجا مباحثه تمام نشد و این فورمول رأی وقتی است که بحث تمام شده باشد و هنوز مباحثه تمام نشده است. بنده با پیشنهاد آقای دکتر شفق کمال موافقت را دارم ولی به جای خودش رأی نسبت به آن گرفته شود. به نظر بنده اجازه بفرمایید که مباحثات تمام بشود بعداً نسبت به پیشنهاد آقای دکتر شفق رأی گرفته شود.

رئیس- مباحثات تمام شده (دکتر عبده- تمام نشده است) برطبق ماده 108 باید موافق و مخالف به ترتیب حرف بزنند آقا که موافقید. مخالفی وقتی نباشد به دو موافق نمی‌شود اجازه داد مگر این که مخالفی صحبت کرده باشد (دکتر عبده- صحیح است) بنابراین مباحثات تمام شده بود که این پیشنهاد را خواندیم.

امیرتیمور- بنده تذکر دارم.

رئیس- حالا موقع تذکر نیست راجع به پیشنهاد آقای دکتر شفق مخالفی هست؟

اسکندری- بنده مخالفم.

رئیس- وقتی مخالف دارد بنده مجبورم اجازه بدهم مخالف صحبت کند. بفرمایید آقای اسکندری.

عباس اسکندری- مخالفت بنده با پیشنهاد آقای دکتر شفق از دو جهت بود یکی این که چنانچه آقای دکتر عبده فرمودند اصلاً مذاکره‌ای نشد جواب ایرادات بنده از طرف مجلس شورای ملی و نمایندگان داده نشده است و این موضوع بزرگتر از آن است که بشود با سرپوشی روی آن را پوشانده

+++

نمی‌شود.

در این مجلس مکرر مذاکره شده راجع به این که 50 تومان می‌خواهند برای یک پاسبانی که در سرانجام وظیفه مرده یا کشته شده به او حقوق بدهند برای 50 تومان دو جلسه صحبت شده است و بعد هم وزیر دارایی دو جلسه صحبت شده است و بعد هم وزیر دارایی پا شده گفته در بودجه محل نداریم (ملک مدنی- خارج از موضوع است.)

و بعد 50 تومان را 25 تومان می‌کنند. دو جلسه صحبت شده (دکتر عبده- راجع به پیشنهاد است؟) اجازه بدهید راجع به همین موضوع است هنوز مذاکره‌ای نشده است که منتهی به پیشنهاد بشود. یک موضوع مهم مملکتی که من امیدوارم در سایه توجه آقایان نمایندگان به نفع خیر و صلاح مملکت خاتمه یابد و در اینجا همگی با یک صراحت لهجه، با یک ذهن روشن با یک وجدان آرام و فارغ قدمی بردارید که این لکه‌ای که به خرابی و تضییع ما و اقتصاد ما و مملکت ما و بدبختی مملکت ما کمک کرده است او را برداریم (یکی از نمایندگان- بلکه نیست، این طور نیست) یعنی موافقید که این قرارداد به این صورت (همهمه نمایندگان) (یکی از نمایندگان- قرارداد چیست آقا حرف قرارداد را نزنید) (دکتر عبده- حرف وارونه چرا می‌زنید. مبالغه می‌کنید.) بنده همین را دلم می‌خواهد که آقایان نمایندگان تصریح بفرمایند چون این موضوع موضوعی است که قابل بحث است باید حقوق مملکت ایران راجع به این قسمت محفوظ شده باشد این را باید صحبت کرد این را باید گفت یک قدری رعایت انصاف را بفرمایید و در مطالب منطق را دخالت بدهید ...

رئیس- شما راجع به این پیشنهادی که آقای دکتر شفق کرده‌اند باید صحبت بفرمایید در موضوع دیگری صحبت نکنید.

عباس اسکندری- در اطراف این پیشنهاد است. مخالفت بنده از دو بابت است یکی این که مذاکره و جوابی به ایرادات بنده داده نشده است. باور بفرمایید که هیچ قسم به نظر شخصی با آقای تقی‌زاده نیست. قسمت دوم ... (نورالدین امامی- یادتان رفت) خیر راجع به تفکیک عمل از شخص است عقیده دارم که این پیشنهاد وقتی طرح می‌شود من حقم محفوظ است که مذاکرات کافی نیست و دلایل و اسناد دیگری هم دارم که در اینجا به عرض آقایان نمایندگان محترم مجلس برسانم.

رئیس- تمام شده است زیرا که مجلس مذاکرات را کافی دانسته و صورت‌ مجلس حاضر است آن را ملاحظه بفرمایید.

عباس اسکندری- رأی به کفایت مذاکرات گرفته نشده است.

رئیس- کسی که مخالف نبود که رأی گرفته شود در مواردی که مخالفی هست رأی گرفته می‌شود.

عباس اسکندری- بنده مخالفم، موضوع دو تا است البته مجلس می‌تواند بگوید مذاکرات کافی است و رأی هم بدهد و بنده هم اصلاً چیزی نمی‌توانم بگویم ولی باید گفته شود که مذاکرات کافی است یا نه ...

رئیس- گفته شد.

عباس اسکندری- هرچه باشد البته اختیار رأی به کفایت مذاکرات یا ادامه مذاکره با مجلس است بنده یک نفرم و در حدود نظامنامه و اجازه‌ای که به من بدهند می‌توانم حرف بزنم و وقتی هم که به من اجازه ندادند نمی‌توانم حرف بزنم. اگر مجلس اجازه داد که من حرف می‌زنم و اگر هم به کفایت مذاکرات رأی گرفته شد و کافی ندانستند بنده باز عرایضم را می‌کنم و الّا به عنوان مخالف در کفایت مذاکرات صحبت خواهم کرد.

دکتر شفق- بنده راجع به پیشنهاد یک توضیحی دارم.

رئیس- به پیشنهاد آقای دکتر شفق اگر یکی از آقایان توضیحی داشته باشد مختصراً می‌توانند صحبت کنند.

دکتر شفق- اینجا سوء‌تفاهمی روی داد بنده به هیچ‌وجه عرضی نکردم که مذاکرات کافی باشد یا نباشد خیر تا ده روز دیگر هم هر یک از آقایان می‌خواهند صحبت بکنند بکنند. بنده خواستم قبلاً اذهان آقایان روشن بشود که بعد از مذاکرات موقعی که به رأی رسید آن وقت مطابق این پیشنهاد رأی بگیرند (صحیح است) بعضی از نمایندگان- رأی می‌‌گیریم بعضی دیگر- رأی ندارد).

یک نفر از نمایندگان- بنده پیشنهاد کنم راجع به اعتبارنامه رأی بگیرند.

رئیس- بنده می‌خواهم رأی بگیرم عده کافی نیست. آقای دکتر معظمی.

دکتر معظمی- اگر پیشنهاد آقای دکتر شفق قرائت بشود موضوع روشن می‌شود آقای دکتر شفق پیشنهاد فرمودند که مجلس شورای ملی پس از استماع بیانات آقای اسکندری و موافقین چنین رأی بدهد، بنابراین نظر آقای دکتر شفق این است که در موقعی که به اعتبارنامه آقای تقی‌زاده رأی گرفته می‌شود به این فرمول باشد.

حاذقی- نوبت آقای مسعودی است.

یمین اسفندیاری- رأی بگیرید.

رئیس- پس با این فرمول رأی گرفته می‌شود به نمایندگی آقای تقی‌زاده (همهمه نمایندگان) اجازه بفرمایید به این فورمول این را رأی بگیریم.

عباس مسعودی- بنده با اعتبارنامه موافقم اجازه بفرمایید صحبت بکنم.

حاذقی- هنوز موافق صحبت نکرده باید صحبت بکنند (ملک‌مدنی- اجازه می‌فرمایید؟) آقای مسعودی به عنوان موافق صحبت می‌کنند.

رئیس- آقای مسعودی شما اجازه‌ای که گرفته بودید راجع به پیشنهاد آقای مکی بود که پس گرفتید.

مسعودی- بنده به عنوان موافق با اعتبارنامه آقای تقی‌زاده می‌خواهم صحبت کنم.

رئیس- به عنوان موافق می‌خواهید صحبت کنید؟ موافق که محلش تمام شده است حالا می‌خواهید بفرمایید صحبت کنید.

امیرتیمور- بنده چون مخبر هستم عرایضم ناتمام است.

رئیس- یک مرتبه صحبت کرده‌اید در جلسه قبل.

امیرتیمور- عرایض بنده متممی دارد که باید متمم عرایضم را عرض کنم. این حق برای من محفوظ است و بنده از جناب آقای مسعودی تمنا می‌کنم اجازه بفرمایید عرایضم را تمام کنم بعد اجازه جنابعالی محفوظ است.

رئیس- دو مرتبه که نمی‌شود صحبت کرد.

امیرتیمور- عرض کردم بنده متممی دارم.

رئیس- شما دیگر حق ندارید صحبت بکنید.

امیرتیمور- شما آقا نمی‌توانید این حق را از بنده ساقط کنید.

رئیس- شما روز گذشته متممی نفرمودید و از پشت تریبون پایین آمدید.

امیرتیمور- بنده در جلسه گذشته به واسطه نقاهت، به واسطه ضعف مزاج عرایض خودم را به اختصار کردم و عرایض بنده ناتمام ماند و باید تمام بشود زیرا جواب آقای اسکندری تمام و کمال داده خواهد شد.

رئیس- بفرمایید بنشینید.

امیرتیمور- حق مخبر را که نمی‌شود ضایع کرد، مخبر همیشه حق دارد حرف بزند.

رضوی- نظامنامه می‌گوید رئیس وقتی اجازه بدهد اجازه‌اش قطعی است.

رئیس- حالا آقای مسعودی باید صحبت کنند.

امیرتیمور- حق مخبر همیشه محفوظ است و چندین مرتبه می‌تواند صحبت کند.

رئیس- آقای مسعودی بفرمایید.

عباس مسعودی- قبل از این که عرایض خودم را شروع کنم از آقایان محترم تمنی دارم که به عرایض من توجه فرمایند و مخصوصاً تمنی دارم قدری حوصله و شکیبایی به خرج دهند تا همه حرف‌ها اینجا زده شود و غبار شبهات برطرف گردد من تقی‌زاده را پاک‌تر و منزه‌تر و معروفتر از این می‌دانم که از او دفاع کنم و یا او را اینجا معرفی نمایم و یا از آقایان نمایندگان محترم تقاضا کنم به اعتبارنامه و صلاحیت او رأی بدهند.

تقی‌زاده را چهل سال خدمات گرانبهای سیاسی و ادبی و علمی او به ملت ایران معرفی کرده و در همین تالار و در همین مجلس- در مجلس‌هایی که امثال مرحوم مشیرالدوله و مرحوم مستوفی‌الممالک و مرحوم مدرس و آقای مؤتمن‌الملک بوده‌اند به اعتبارنامه او رأی داده‌اند و صلاحیت او را برای نمایندگی ملت تصدیق کرده‌اند و حتی ستوده‌اند. (صحیح است) همین طور که من خود را بی‌نیاز از معرفی و دفاع از آقای تقی‌زاده می‌دانم لازم هم نمی‌دانم درباره آقای عباس اسکندری و کتاب آرزو و هدف‌ها و مقاصد ایشان‌ هم صحبت کنم ایشان را هم خوشبختانه هم آقایان محترم و هم ملت ایران خوب می‌شناسند (صحیح است) و اگر لازم شد روزی کتاب و پرونده ایشان هم روی این میز گسترده خواهد شد اما نه از نوع کتاب و پرونده‌ای که ایشان برای آقای تقی‌زاده باز کرده بودند، آن وقت مردودی که در آن جز لعنت نیست بهتر شناخته خواهد شد (امیرتیمور- صحیح است) بنده اینجا آمده‌ام تا سفسطه‌هایی را که درباره آقای تقی‌زاده شده و اسنادی را که آقای عباس میرزای اسکندری بر علیه آقای تقی‌زاده پیدا کرده‌اند تجزیه و تحلیل کنم. مهم‌ترین سند آقای عباس عباس میرزای اسکندری که در جلسه قبل هی دور سر می‌گرداند

+++

و بالا و پایین می‌برد و فریاد می‌کرد سند خیانت و رشوه گرفتن تقی‌زاده است و حتی حوصله نمی‌کرد که به موقع خودش وقتی صحبت از نفت می‌کند آن را مطرح نماید. مجله لندن نیوز بود که اظهار کردند سر جان سایمون وزیر مالیه آن روز انگلستان در آن نوشته که برای تجدید امتیاز نفت دولت انگلستان سه ‌میلیون لیره پرداخته و سعی داشت این جور وانمود کند که این سه‌ میلیون لیره توی جیب تقی‌زاده رفته است حالا بنده قضیه این سه میلیون را وقتی صحبت از نفت در میان آمده برای آقایان خواهم گفت که بر طبق ماده 23 امتیازنامه بوده و یک ماه پس از امضای امتیازنامه به وسیله کمپانی به خزانه دولت ایران واصل شده و در جزء درآمد دولت هم منظور شده است در هر حال آن اولین سند و بزرگترین حربه آقای اسکندری بود بر علیه تقی‌زاده که هی از وسط کاغذها بیرون می‌آوردند و نشان می‌دادند و طوری ژست و حرکت به خودشان می‌دادند که برای من هم شبهه دست داده بود که خدایا این سند چیست؟ تقی‌زاده و سه‌ میلیون لیره یعنی چه؟ به هر حال بنده اگر موضوع مجله لندن نیوز را عرض کردم به طور معترضه بود. حالا برویم بر سر نقاط ضعفی که حضرت والا به قول خودشان پس از ده سال تجسس در تاریخ، در زندگی چهل ساله سیاسی آقای تقی‌زاده پیدا کرده‌اند. این نقاط ضعف دو چیز بود یکی متحصن شدن آقای تقی‌زاده پس از توپ بستن مجلس در سفارتخانه انگلیس و دوم مسئله تجدید امتیاز نفت جنوب.

در قسمت اول راجع به متحصن شدن آقای تقی‌زاده در سفارت انگلیس حق این بود که این موضوع را آقایانی مانند آقای محمود محمود توضیح می‌دادند. برای این که ایشان از روز اول جشن مشروطیت با تقی‌زاده بودند و از میزان فداکاری و شجاعت و دلیری و پایداری تقی‌زاده در آن ایام و بعد از آن خوب آگاهند و در هر حال (آقایان) آن روز که تقی‌زاده به سفارت انگلستان پناهنده شد اولاً تقی‌زاده تنها نبود اشخاص زیادی مثل آقای قاسم صور و آقای علی‌اکبر دهخدا و مرحوم خیابانی و در حدود 200 تن از آزادی‌خواهان بنام و معروف نیز به سفارت انگلیس پناهنده شده بودند و به طور قطع و یقین و به موجب اسناد و مدارک مسلمی که در دست است اگر تقی‌زاده و دهخدا به دست لیاخوف و شاپشال و دژخیمان باغ شاه می‌افتادند هیچ یک جان سلامت به در نمی‌بردند (صحیح است) مرحوم محمدعلی میرزا مکرر گفته بود که من حاضرم صدای هفت‌تیر را در گوش بشنوم ولی صدای تقی‌زاده را نشنوم و به طور قطع و یقین به امر محمدعلی میرزا آنها را کشته بودند و اگر محمدعلی میرزا به فرض محال نسبت به آنها ترحم می‌کرد، چون نقشه کشته شدن آنها مانند نقشه بمباران مجلس و کودتای لیاخوف به موجب سندی در ارکان حرب قفقاز طرح شده بود شاپشال و لیاخوف آنها را می‌کشتند.

گذشته از این که اگر تقی‌زاده و دهخدا که با هم متحصن شدند و با هم تبعید گردیدند برای حفظ جان خود به سفارت انگیس پناهنده شده‌اند گناه غیر قابل غفرانی نکرده‌اند تازه این عمل آنها برخلاف عرف و عادت آن زمان نبوده است.‌ زیرا در آن هنگام انگلیس‌ها به آزادیخواهان ایران کمک می‌کردند و ملیون ایران هم از کمک و مساعدت آنها به نفع وطن و کشور عزیز خود استفاده می‌‌کردند و عجب اینجاست که خود آقای اسکندری هم به این حقیقت اعتراف کرده‌اند و به این موضوع در جلد دوم کتاب آرزوی خود، همین کتاب آرزوی خود ایشان در صفحه (120) اشاره کرده‌اند که حالا بنده برای آقایان می‌خوانم دولت انگلیس برای منافع مستعمرات قاره آسیا تا حد امکان از تجاوزات جهانگیری روسیه تزاری مخالفت به عمل آورد و باید تصدیق کرد که این اقدامات اگرچه به منظور نفع امپراطوری بریتانیا بود ولی ملت ایران هم از آن سهم و بهره‌ای برد و بالاخره با کمک‌های آنها اساس حکومت محمدعلی شاه برهم خورد و تهران از طرف قوای ملیون فتح گردید.

بنابراین نمی‌توان گفت اگر آقای تقی‌زاده و دهخدا به سفارت انگلیس پناهنده شدند خیانت کردند.

(یمین اسفندیاری- آقای مسعودی یک نکته را فراموش فرمودید تقی‌زاده اول به مجلس پناهنده شد و بعد به سفارت رفت) حالا به آن هم می‌رسیم یا آقای حکیم‌الملک و برادر ایشان مرحوم نظم‌السلطنه و مرحوم ممتاز‌الدوله رئیس مجلس و جمع دیگر که به سفارت فرانسه پناهنده شدند عملی برخلاف مصلحت کشور کردند و یا در واقعه هجوم روس‌ها به تبریز که جمعی از آزادی‌خواهان در شه بندری عثمانی از ناچاری پناهنده شدند خیانتی به ایران کردند آن ایام در عرف و عادت مردم زمان پناهنده شدن به سفارت عیب و عار شمرده نمی‌شد به خصوص انگلیس‌ها که در برابر فشار روس‌های تزاری که با برقراری رژیم‌ مشروطیت در ایران مخالف بودند با ملیون ایران کمک می‌کردند- این بود ماهیت و جریان محلق شدن تقی‌زاده به سفارت انگلیس که با آن همه آب و تاب آقای اسکندری بیان کردند اما این که آقای اسکندری گفتند که خوب بود تقی‌زاده تن به کشتن می‌داد و برای حفظ جان خود به اجنبی پناه نمی‌برد بنده اینجا عرض می‌کنم ما که اکنون اینجا جمع شده‌ایم و از پرتو قانون اساسی استفاده می‌کنیم ما و عموم ملت ایران و آزادی‌خواهان باید راضی و ممنون باشند که تقی‌زاده و دهخدا جان خود را به رایگان از دست ندادند زیرا اگر فرضاً دهخدا تن به کشتن داده بود امروز در کشور ما از ثمره 40 سال رنج و زحمتی که ایشان برای احیاء زبان و ادبیات و لغت ایران کشیده‌اند (صحیح است) و‌ آقایان عموماً از اهمیت آن واقفند بی‌بهره بود (صحیح است) و اما تقی‌زاده از ترس جان نبود که برای زنده بودن و حفظ حیات خود تلاش کرد زیرا اگر برای حفظ جان بود لازم بود هنگامی که او را از ایران تبعید کردند دست از فعالیت خود بردارد ولی به طوری که همه آقایان آگاهید تقی‌زاده پس از این که از ایران تبعید شد به هیچ‌وجه دست از فعالیت و کوشش خود برای تجدید آزادی و مشروطیت در ایران برنداشت و در تأسیس انجمن سعادت در خاک عثمانی و کمک‌هایی که آن انجمن به آزادی‌خواهان تبریز نمود نیز تأثیر بسیاری داشت و خود او هم پس از چندی به آزادی‌خواهان تبریز پیوست اینجا دیگر آقای ممقانی بهتر از همه آگاهند که چه اندازه برای تجدید آزادی و مشروطیت ایران در تبریز تلاش کرد پس اگر تقی‌زاده تن به کشتن نداد برای این بود که جان خود و زندگانی خود را برای خدمت در راه وطن و پیشرفت مشروطه ایران ذخیره کرد (محمدعلی مسعودی- صحیح است) و همه می‌دانید و تصدیق دارید که این جان چقدر ارزش داشت. اما اسناد و نامه‌هایی که آقای اسکندری خواندند.

آقای اسکندری در اینجا نامه‌هایی که اکثراً از کتاب آبی انگلستان اقتباس شده و در کتاب آرزوی خود آنها را نقل کرده‌اند خواندند و با مهارت مخصوصی خواستند این طور وانمود نمایند که تمام این جریانات به خاطر تقی‌زاده و برای حمایت او بوده است، در صورتی که همین کتاب آرزوی ایشان و اسنادی که در آن لابد به قصد مخصوص جمع کرده‌اند خلاف این مطلب را ثابت می‌کند موضوعی که سبب شده بود سفارت انگلیس در تهران از محمدعلی میرزا رنجش حاصل کند و موجب شد که وزیر امور خارجه از طرف دولت ایران و وزیر دربار از جانب شاه به سفارت انگلیس بروند و رسماً معذرت بخواهند به طوری که همین اسنادی که آقای اسکندری در کتاب خود جمع کرده‌اند حکایت می‌کند به واسطه این بود که قزاق‌ها و سربازان محمدعلی شاه سفارت انگلیس را محاصره کرده بودند و مزاحم بعضی از اتباع انگلیس و کسانی که در سفارت آمد و رفت داشتند شده بودند و برای این که آقایان بدانند من از خود این حرف را نمی‌زنم تلگرافی را که پادشاه انگلستان به محمدعلی میرزا نموده از صفحه 119 کتاب آرزوی آقای اسکندری برای شما می‌خوانم متن تلگراف ادوارد هفتم پادشاه انگلستان که توسط وزارت خارجه انگلیس و سفارت انگلستان در تهران در جنوب محمدعلی شاه مخابره شده است.

تلگراف سر ادوارد گری به مستر مارلینک وزارت خارجه 29 ژوئن 1908 لطف نموده ترجمه تلگراف ذیل را که از طرف اعلیحضرت پادشاه انگلستان به عنوان شاه ایران مخابره شده تقدیم نموده سواد آن را نزد وزیر امور خارجه بفرستید.

«تلگراف 26 شهر جاری اعلیحضرت شما واصل گردید من به هیچ‌وجه من‌الوجوه میل نداشته و منافعی برای خود در نظر ندارم که در امورات داخلی مملکت شما دخالت نمایم و امید دارم شما در آن مملکت از روی عدالت و انسانیت سلطنت خواهید فرمود کسی را به تحصن در سفارت تهران دعوت ننموده‌ایم و اگرچه بعضی از رعایای شما از ترس جان خود خواسته‌اند در آنجا پناهنده شوند اعلیحضرت شما به خوبی آگاه هستند در مملکت شما مرسوم نیست که از پناه دادن به اشخاصی که مقصر جنحه و جنایت باشند امتناع شود و آنهایی که فعلاً در سفارت من می‌باشند همین که تأمینات صحیحه داده شود از آنجا خارج خواهند شد این که در تلگراف آن اعلیحضرت اظهار شده که شارژدافرمن مفسدین را به سفارت دعوت نموده به کلی مغایر با حقیقت است چون او برحسب عادت معموله آن مملکت عمل نموده مردم را به تحصن در آنجا تشویق و تحریص نموده و اشخاصی را که بیرون می‌آمدند دستگیر می‌کردند توهینی است که نمی‌توان تحمل آن را کرد و هر گاه اقدامات فوری برای انتها دادن اوضاع به عمل نیامد من و دولت من از روی بی‌میلی مجبور خواهیم گردید که اقدامات برای حفظ شئونات بیرق خود بنماییم» در این نامه به طوری که

+++

ملاحظه نمودید نامی از تقی‌زاده نیست و علت رنجش سفارت انگلیس کاملاً روشن است در سایر نامه‌ها و تلگرافات هم هرجا نام برده شده نام از متحصنین به طور کلی است که عده آنها چنانچه عرض کردم دویست نفر بوده‌اند. حالا برویم بر سر موضوع خروج تقی‌زاده از ایران در اینجا هم آقای اسکندری آنچه قوه تصور و تخیل ایشان اجازه می‌داد سعی کردند مطلب را بزرگ کنند و آب و تاب و رنگی بدان بدهند در صورتی که حقیقت این است که تقی‌زاده به میل خود از ایران خارج نشد بلکه محمدعلی میرزا اصرار در تبعید تقی‌زاده و چهار نفر دیگر از ایران داشت و بدین شرط رضایت داده بود که دویست نفر متحصنین سفارت انگلیس را عفو کند و تقی‌زاده و زعمای مشروطیت از ایران نفی بلد شوند (صحیح است) و در این موضوع هم اسناد و مدارکی که آقای اسکندری در کتاب خود آورده‌اند همه نشان می‌دهند که این امر فقط و فقط به اصرار خود محمدعلی میرزا صورت گرفته و نه تقی‌زاده و برای نمونه یکی از این نامه‌ها را باز از کتاب آرزوی آقای اسکندری برای شما می‌خوانم. در صفحه 121 تلگرافی است که مستر مارلینک به سر ادوارد گری می‌کند ممکن است بعضی از متحصنین از قبول شرایطی که بالاخره مابین دو دولت برقرار شود امتناع ورزیده محض آن که سفارت اعلیحضرتی را آلت پیشرفت پلتیکی خود قرار دهند به خروج از آنجا مایل نباشند هر گاه اشخاص مذکور را به دولت ایران تسلیم نماییم تأثیر آن در ایران غیر مستحسن خواهد بود و از وصول تعلیمات شما در این باب خوشنود خواهیم گردید. در هر حال این واقعه که برای آقای تقی‌زاده پنهان کردند و نه بر هیچ یک از رجال و آزادیخواهان صدر مشروطه ایران پوشیده بوده است و نه هیچ کس قبل از آقای اسکندری آن را دلیل خیانت آقای تقی‌زاده دانسته است، درباره سید حسن حبل‌المتین، امیرحشمت نیساری، بهاءالواعظین، محسن نجم‌آبادی، محمدعلی خان تربیت، مؤید کاشانی که همه از آزادیخواهانی بودند که دچار سرنوشت آقای تقی‌زاده شدند چه می‌فرمایید درباره آزادیخواهان تبریز از قبیل حاجی مهدی آقای کوزه‌کنانی که در حقیقت پدر مشروطیت به شمار می‌رفت و حاجی محمدتقی چایچی که از مجاهدین درجه اول راه مشروطیت بود و چند نفر دیگر که بعداً روس‌ها آنها را اعدام کردند مرحوم شریف‌زاده- آقای میرزا حسین واعظ و جمع زیادی که همه به قونسولگری‌های انگلیس و عثمانی متحصن گشتند چه می‌فرمایید؟ تمام وکلای مجلس اول بعد از بمباران مجلس در قلهک متحصن شدند زیرا قلهک تا قبل از طلوع سلطنت اعلیحضرت پهلوی در نتیجه فرمان لغو بی‌معنی و بی‌منطق مرحوم فتحعلی‌ شاه انگلیس‌ها آنجا را خاک خود می‌دانستند و تا ورود مجاهدین به ریاست مرحوم سردار اسعد به تهران در آنجا بودند و حتی بعد از آن که به مرحوم سردار اسعد وارد شد و به آنها سفارش داد که به تهران بیایند چون راه در دست پیروان محمدعلی میرزا بود جرأت نکردند به جز آقای حکیم‌الملک همین آقای حکیم‌الملک که خود را از آنجا خارج کردند و به تهران رساندند. این امر ساده را آقای اسکندری دلیل خیانت آقای تقی‌زاده آورده‌اند و اگر مردمانی نظیر مرحوم مشیرالدوله و مدرس و مستوفی و مؤتمن‌الملک هم که در همین مجلس در ادوار گذشته تقنینیه با آقای تقی‌زاده همکاری می‌کرده‌اند در نظر ایشان لابد خیانت بوده است.

از این قسمت می‌گذریم و اما مسئله نفت:

اولاً در اینجا بنده لازم می‌دانم عقیده خودم را عرض کنم که من شخصاً مدافع یا طرفدار امتیاز یا تجدید امتیاز نفت نیستم و آرزو دارم که خداوند به ما و به این مجلس توفیق عنایت فرماید که تمام امتیازاتی را که اجناب در کشور ما تحصیل کرده‌اند از بین ببریم (صحیح است) و منابع ثروت ما به دست خودمان بیفتد (صحیح است) و کشور ما از مداخلات اجانب اعم از اقتصادی و سیاسی برکنار گردد (صحیح است) من همان طور که به کرّات در روزنامه اطلاعات نوشته‌ام باید کوشش و مجاهدت کنیم دست اجانب از ایران کوتاه گردد (صحیح است) و همسایگان معظم و دوست ما باید به جبران زحمات و خسارت‌هایی که دولت و ملت ایران در راه پیروزی آنها در این جنگ متحمل شد درباره ملت ایران گذشت‌هایی بزرگ بنمایند و اگر آنها گذشت نداشتند ملت ایران و نمایندگان ملت باید در تقویت روح ملی و پیروی از سیاست ملی و تکیه کردن بر افکار عمومی بدون توجه به هیچ بیگانه‌ای با قطع ایادی  نفوذ هر بیگانه‌ای دست به اصلاحات زند و منابع ثروت خود را به کار بندد (یمین اسفندیاری- صحیح است)

اما راجع به مسئله تجدید امتیاز نفت جنوب بنده در اینجا باید عرض کنم که اولاً نماینده دولت هنگام مذاکره برای تجدید امتیاز نفت تنها تقی‌زاده نبوده بلکه مرحوم فروغی وزیر امور خارجه وقت، مرحوم داور وزیر دادگستری و آقای علاء وزیر مختار ایران در پاریس در آن زمان این چهار نفر نماینده دولت ایران بودند و گذشته از این که عموم آقایان تصدیق دارند که نه مرحوم فروغی و نه علاء و نه دور و نه تقی‌زاده کسانی نبوده‌اند که عالماً و عامداً به ضرر و زیان ملت ایران قدمی برداند (صحیح است) پرونده امر و اطلاعاتی که در این مورد هست همه حکایت از این می‌کند که این چهار نفر رجال پاکدامن و شریف ایران که متأسفانه دو نفر از آنها اکنون درگذشته‌اند تا آنجا که در قوه و قدرت و توانایی آنها بوده در لایحه تجدید امتیاز برای حفظ حقوق ایران مجاهدت کرده‌اند (امیرتیمور- صحیح است) و البته آقایان وقتی می‌خواهند در این موضوع قضاوت کنند باید تمام اوضاع و احوال سال 1933 را که این واقعه در آن تاریخ روی داده و قدرت و نفوذی را که انگلستان در آن تاریخ در تمام اقطار جهان مخصوصاً در جامعه اتفاق ملل داشته در نظر بگیرند و بعد مواد امتیازنامه جدید را با امتیازنامه دارسی بسنجند آن وقت قضاوت نمایند.

به طور قطع اگر آقایان بدین شکل که عرض شد موضوع را مورد مطالعه قرار دهند آن وقت تصدیق خواهند کرد که تقی‌زاده در اینجا هم تا جایی که قدرت و اقتدار داشته در راه حفظ منافع کشور خود کوشیده است.

امتیازنامه دارسی که مرحوم رضاشاه فقید دستور الغای آن را در سال 1933 صادر کرد به منزله زنجیری بود که بر منابع ثروت کشور پیچیده شده بود این زنجیر با الغای امتیازنامه پاره شد و ایران از لحاظ نفت وجهه بین‌المللی پیدا کرد زیرا به موجب امتیازنامه دارسی منطقه نفت تمام کشور ایران بود به استثنای پنج ایالت آذربایجان- گیلان- مازندران- گرگان و خراسان این منطقه عظیم محدود گردید به یکصد هزار میل مربع از کرمانشاهان به خط مستقیم تا بندرعباس که شرکت متعهد گردید در ظرف سه سال نقشه‌برداری کند و نقاطی که در نقشه وجود ندارد از منطقه نفت خارج و آزاد باشد.

از این مهمتر در نتیجه القای امتیازنامه دارسی انحصار لوله‌کشی نفت در ایران از دست شرکت نفت خارج شد و همین انحصار و ممنوعیت لوله‌کشی بود که تمام منابع زیرزمینی ایران را و نقاط دیگر بی‌ارزش و مصرف ساخته بود زیرا مواد نفتی باید با لوله تا ساحل دریا انتقال یابد و لوله‌کشی در منطقه امتیاز دارسی محال بود. تا این ماده بود دست ملت ایران باز نبود برای این که چطور می‌توانست نفت خودش را استخراج بکند؟ برای این که لوله‌کشی که دست انگلیس‌ها بود چطور می‌توانست این کار را بکند؟

اما از لحاظ مالی نیز تغییرات محسوسی در امتیازنامه جدید ظاهر شده است اما مندرجات لندن نیوز و موضوع سه ‌میلیون لیره که شرکت نفت موقع تجدید امتیاز داده است خوب بود آقای اسکندری به جای زحمت تهیه مجله که پانزده سال پیش انتشار یافته و یک مجله ماهیانه کم ‌انتشاری است برمی‌داشتند متن امتیازنامه جدید را یک ‌بار مطالعه می‌کردند و بعد می‌رفتند و رسیدگی و تحقیق می‌نمودند تا حقیقت را دریابند و بی‌جهت به اشخاص تهمت و افترا نزنند.

صحیح است سه ‌میلیون لیره از شرکت گرفته‌اند اما این پول رشوه نبوده است بلکه بابت مطالبات معوقه دولت ایران بوده که از چند سال قبل از الغای قرارداد مورد مذاکره و اعتراض و شکایت بوده و شرکت نفت هم دعاوی داشته بابت مخارجی که جهت استقرار امنیت منطقه نفتی نموده بود و بالاخره در ضمن حل سایر مسائلی به کیفیتی که در امتیازنامه تصریح گردیده حل و تصفیه شده و دیناری از آن تفریط نگردیده و عیناً به خزانه دولت وارد شده و در دفتر وصول درآمد وزارت دارایی ثبت شده است.

مهندس رضوی- لازم به تذکر نیست که ایراد ملت ایران به تمدید قرارداد است (صحیح است) بنده خودم موافق آقای تقی‌زاده هستم ولی شما ایراد ملت ایران را هم بفرمایید.

عباس مسعودی- بنده در مقدمه عرایضم عرض کردم هر روزی که ملت ایران بخواهد و بایستد می‌تواند هر اقدامی بکند چنان که کردند و چنان که شد و چنان که الان هم می‌شود. عرض کنم از سال 1933 تا به حال سه بار دولت ایران نسبت به این امتیازنامه اعتراض کرده و اعتراضاتش به جا و به حق هم بوده یکی در سال 1319. مطابق آن امتیاز

+++

نامه مبلغی که باید به دولت ایران پرداخته بشود حداقلش 750 هزار لیره معین شده بود در سال 1319 رضاشاه دستور داد اعتراض کنند که ما قبول نداریم و شکایت کرد گفت شما بلکه بخواهید ابداّ استخراج نکنید و به ما پول ندهید و منافع ما را تأمین نکنید در اینجا باید یک حداقلی قائل بشوید و حداقل را از 750 هزار لیره به چهار میلیون لیره بالا برد چرا این کار را کردند؟ بر طبق بند 2 ماده 11 دولت ایران این کار را کرد و نظر خودش را قبولاند سه سال این امر جریان داشت البته دو سال اول نتوانستند میزان استخراج را به اندازه‌ای برسانند که 4 میلیون را تأمین کنند برای این که اول جنگ بود، لندن بمباران بود و وسایل نداشتند که نفت را بیشتر استخراج کنند. در سال 1321 دوباره این اعتراض شد یعنی سه سال که تمام شد در آن موقع باز به اتکاء همان ماده ایران شکایت کرد و طبق همان ماده باز مجبور شدند و شکایت ایران را قبول کردند که خود تقی‌زاده موقعی که در لندن بود در این کار فوق‌العاده اهتمام کرد و این قرارداد را مادام که جنگ ادامه دارد قبولاند به آنها این دو مرتبه، مرتبه سوم سال گذشته است که باز متکی به این ماده بود این که عرض کردم زنجیر را پاره کردند برای این بود که به موجب امتیازنامه دارسی شما هیچ نمی‌توانستید تکان بخورید ولی امروز همه کاری می‌توانید بکنید (عباس اسکندری- از قرارداد دفاع نکنید آقا) ولی امروز آرزوی من این است که همین قرارداد نفت جنوب را هم لغو بکنیم و این آرزوی من و هر فرد وطن‌پرستی است که به هیچ خارجی و به هیچ بیگانه هیچ چیز ندهیم صحیح است) ملاحظه می‌فرمایید سفسطه‌ و هو و جنجال چقدر در این کشور دامنه‌دار شده که حتی از اتهام نسبت به یکی از رجال شریف و پاکدامن ایران نیز خودداری ندارند.

در خاتمه عرایضم از آقایان همکار محترم اجازه می‌خواهم یک نکته را هم عرض کنم (آقایان) ما که در این کشور زندگی می‌کنیم، ما که سمت نمایندگی ملت را داریم، ما که حافظ قانون اساسی و آزادی هستیم در پیشگاه تاریخ، در پیشگاه خدا و وجدان و بالاخره در برابر نسل آینده و فرزندان خودمان یک مسئولیت بزرگ اخلاقی داریم و آن مسئولیت بزرگ این است که اگر می‌خواهیم کشور ما زنده بماند فرزندان ما در این کشور سعادتمند شوند باید در برابر فضیلت و تقوی سر تسلیم و تکریم فرود آوریم (صحیح است) و نسبت به رجال با فضل و تقوی و کسانی که یک عمر برای سعادت این ملت مجاهده و فداکاری کرده‌اند حق‌شناس باشیم صحیح است) و کاری کنیم که در این کشور فضیلت و تقوی تشویق شود و جوانان و فرزندان ما گمراه نشوند (صحیح است) شما ملاحظه کنید با مرحوم فروغی با آن همه فضل و بینش و با آن همه خدمت به سیاست و علم و ادب در این کشور چه معاملات شد؟ آقایان همه می‌دانند که به این مرد شریف و بزرگوار چه تهمت‌های ناروایی زدند، و باز همه می‌دانند که او از دست این زخم‌زبان‌ها و حق‌ناشناسی‌ها دق کرد،‌ بلی دق کرد در حالی که پس از مرگ وقتی به حساب زندگی او رسیدید دیدید که جز نیکنامی ذخیره‌ای نداشته است (عباس اسکندری- از موضوع خارج است) هیچ خارج نیست آقای مرحوم فروغی یکی از آن چهار نفری بودند که در آن کمیسیون بودند به علاوه شما حالا حق ندارید حرف بزنید بعداً نطق و خطابه‌تان که خیلی خوب است کتاب هم دارید می‌توانید بیایید حرف بزنید. آقای علاء در این سال‌های اخیر این همه فحش و ناسزا به او دادند برای این که مردانه از منافع کشور خود دفاع می‌کرد من (آقایان) خودم شاهد و ناظر فعالیت‌های شبانه‌روزی این مرد شریف که بدون تردید یکی از عوامل مؤثر نجات آذربایجان بود بودم. (صحیح است) او صحت و تندرستی خود را برای خاطر وطن از دست داد و امروز سخت بیمار است ما برای حق‌شناسی از چنین مرد پاکدامن و فداکاری چه کردیم؟ جز این که یک طومار فحش و ناسزا اشخاص مغرض نثار او کردند (محمدعلی مسعودی- مظفر خائن فحش داد) اما تقی‌زاده، من نمی‌دانم رفقای تقی‌زاده و مخصوصاً آقایان آذربایجانی‌ها میل ندارند که من این حرف را اینجا بزنم یقین دارم خود تقی‌زاده هم با آن مناعت و عزت‌نفس که در ذات او است از این حرف من خشنود نخواهند شد ولی من به حکم وجدان خود می‌گویم این مرد پس از چهل سال خدمت به این کشور یا به قول آقای اسکندری خیانت امروز چه دارد؟ تقی‌زاده در تمام این تهران یک خانه حتی یک اطاق ندارد که امروز وقتی وارد وطن خود می‌شود در آن مسکن نماید یک فرش ندارد که زیر پای خود بیندازد من اطلاع دارم که با اطلاعی که از وضع معیشت در تهران دارد الان که می‌خواهد به وطن خود بیاید دچار نگرانی است که چگونه آبرو و زندگی خود را اداره کند. ملاحظه کنید این است زندگی تقی‌زاده در کشوری که یک کارمند جزء پس از چند سال خدمت صاحب همه چیز می‌شود آن وقت آیا سزاوار است به چنین مرد شریفی که زندگی شخصی او بهترین معرف پاکدامنی و بی‌نیازی و تقوای سیاسی او است تاخت آوریم. من نمی‌دانم اگر تقی‌زاده کسی است که می‌توان به او بهتان زد و تاخت آورد پس چه کسی قابل احترام و ستودن در این کشور است؟ (یمین اسفندیاری- آقای عباس اسکندری) (خنده نمایندگان) خدا را شاهد می‌گیرم و به تمام مقدسات سوگند یاد می‌کنم که اگر من امروز در پشت این تریبون از تقی‌زاده دفاع می‌کنم و از این مرد تجلیل می‌کنم صرفاً و فقط و فقط پیروی از دستور وجدان خود می‌کنم که اقلاً به نوبه خود مشوق فضل و تقوی واقع شوم و حق این مرد بزرگ را که شخصاً هنگامی که مسئله ایران در شورای امنیت مطرح بود از نزدیک طرز کار و دقت و غور کافی و وطن‌پرستی او را دیدم به جا آورده باشم. آقایان متأسفانه ما امروز بسیاری از رجال کهنسال صالح خود را از دست داده‌ایم یکی از آنها که مانده و آخرین روزهای عمر خود را طی می‌کند همین تقی‌زاده است وظیفه ما این است که امروز از این مرد شریف تجلیل کنیم از تجارب کشور استفسار نماییم و کاری نکنیم که او هم مانند فروغی با دل پر از غم و اندوه از میان ما برود و فقط تأثر و تأسف برای ما باقی گذارد من به عرایض خود خاتمه می‌دهم و امیدوارم قضاوت حق‌پرستانه آقایان نمایندگان جبران اهانتی را که نسبت به این مرد بزرگ شده است بنماید (صحیح است).

حاذقی- مذاکرات کافی است.

عباس اسکندری- اجازه بفرمایید.

رئیس- شما طبق ماده 109 می‌توانید توضیح بدهید.

ارباب مهدی- بنده توضیحی دارم.

رئیس- کسی که حرف زد آقای اسکندری است او باید مطابق ماده توضیح بدهد.

اسکندری- بنده طبق ماده 109 توضیح دارم.

رئیس- اگر تصور می‌کنید که توهینی نسبت به شما شده می‌توانید توضیح بدهید، بفرمایید.

عباس اسکندری- آقای مسعودی در مذاکراتی که فرمودند قسمت عمده مذاکرات بنده را کاملاً تحریف کردند، بنده موضوعی را که مذاکره کرده بودم و پایه مذاکره من بود آن را به کلی کنار گذاشتید و دلایلی را که برای آن اصل آورده بودم آن دلایل را که برای آن اصل آورده بودم آن دلایل را یک قسمتش را به عنوان تحصن تقی‌زاده در سفارت انگلیس ... (دکتر اعتبار- این که مربوط به توهین نیست).

رئیس- من خودم بلدم صد دفعه گفتم. آقای اسکندری اگر بیانات شما سوءتعبیر شده می‌توانید توضیح بدهید، آقای محمدعلی مسعودی ماده 109 را قرائت کنید.

(ماده 109 آیین‌نامه داخلی مجلس شورای ملی از طرف آقای محمدعلی مسعودی منشی به شرح زیر قرائت شد).

ماده صد و نهم- اگر در ضمن مباحات و نطقی افترا و تهمتی به یکی از نمایندگان زده شود یا عقیده و اظهار او برخلاف واقع جلوه داده شود و نماینده مذکور برای تبرئه و رفع اشتباه اجازه نطق بخواهد بدون رعایت نوبت اجازه داده خواهد شد (صحیح است).

عباس اسکندری- آقای مسعودی نطق بنده را برخلاف واقع جلوه دادند، عرض کنم عقیده بنده در طرح این مذاکره از نظر منافع مملکت ایران است و خیلی خیلی افسوس می‌خورم که آقایان می‌فرمایند صحبت نکن بنده هم سربسته، یک سرپوشی هم رویش می‌گذارم و می‌گویم. بنده می‌خواهم یک نتیجه بگیرم که لااقل ما در سال 1960 به نفع مملکت و کشورمان دارای عواید بیشتری بشویم، از نظر اقتصادی بهتر بشویم (انشاءالله) آقای مسعودی اینجا شرحی به عنوان دفاع از کمپانی فرمودند.

عباس مسعودی- این طور نیست.

محمدعلی مسعودی- مغلطه نکنید آقا هیچ کس دفاع از کمپانی نکرده است.

رئیس- پیشنهادهای زیادی رسیده که مذاکرات کافی است (صحیح است).

عباس اسکندری- بنده مخالفم.

رئیس- یکی از آن پیشنهادها قرائت می‌شود اگر مخالفی نبود رأی می‌گیریم.

(پیشنهاد آقای ابوالقاسم امینی به شرح زیر قرائت شد)

پیشنهاد می‌کنم مذاکرات کافی است و طبق فرمول پیشنهادی آقای دکتر شفق رأی گرفته شود. (صحیح است)

رئیس- آقای امینی توضیحی دارید؟

امینی- توضیحی ندارد.

جمعی از نمایندگان- رأی بگیرید آقا

رئیس- وقتی مخالف هست من نمی‌توانم رأی بگیرم آقای اسکندری با این پیشنهاد مخالفید؟ بفرمایید ولی فقط در این قسمت باید صحبت کنید.

حاذقی- آقای اسکندری دیگر کیفتان را باز نکنید.

عباس اسکندری- مختصر است، خیلی مختصر است، برای این که بنده از نظامنامه تخلف نکنم متن پیشنهاد را به بنده مرحمت بفرمایید که در اطراف آن صحبت کنم چون با این فرمول پیشنهادی آقای دکتر شفق بنده مخالفم برای این که آقایان نفرمایند تخلف شد (عباس مسعودی- آن مطرح نیست)

ابوالقاسم امینی- پیشنهاد بنده شامل فرمول دکتر شفق هم است، بفرمایید آقا.

عباس اسکندری- بنده با پیشنهاد کفایت مذاکرات مخالف هستم چرا؟ برای این که موضوعی که در اینجا مذاکره می‌شود به عقیده من اهمیتش بیش از آن است که با یک ساعت و دو ساعت بشود او را کافی دانست، این موضوع اگر درست حلاجی شد و درست فهمیده شد و درست رأی داده شد صدها میلیون لیره به نفع مملکت ایران است و اگر مطلب نگفته‌ای باقی ماند و آقایان هم که همه دارای حسن نیست هستند من عقیده دارم شما نماینده‌های ملت ایران هستید و حسن‌نیت هم دارید (امامی- به استثنای یک نفر) نگفتم داریم خودم را هم کنار گذاشتم ولی مدعی هستم (یکی از نمایندگان- صحیح است) (خنده نمایندگان) عرض کنم که من خیال می‌کنم اگر به یک حقیقت بارزی آقایان پی برده بودید هیچ داعی نیست که شما بیایید و برای یک نسل به ضرر کشور ایران رأی بدهید، این عقیده من است (حاذقی- ما هم رأی نمی‌دهیم اصلاً) این عقیده من است آقای حاذقی من واقعاً می‌دانم آقای حاذقی که عقیده شما همین است، بنده در اینجا مجبور هستم به عرض نمایندگان محترم و ملت ایران برسانم که صلاح ملت ایران در این است که مراتب دوستی و خصوصیت با آقای تقی‌زاده را (مسعودی- خارج از موضوع است) از نظر منافع کشور به کنار بگذارد.

رئیس- دلایلتان را بفرمایید.

ابوالقاسم امینی- بگذارید صحبت کنند. این چه طرز مجلس است؟

عباس اسکندری- دلایل است و دارم عرض می‌کنم آخر آقایان شماها از روی این صورتی که اینجا هست صد و چهارده نفر هستید ورقه‌های سفید‌تان موافقین هم که توی جیبتان است دیگر از چه می‌ترسید؟ می‌ترسید که من چشم‌بندی بکنم ورقه‌های سفید کبود بشود؟...

رئیس- در حدودی که حق دارید باید حرف بزنید، شما راجع به کفایت مذاکرات باید حرف بزنید.

معتمدی دماوندی- بگذارید حرفش را بزند.

یمین اسفندیاری- حرف چی را بزند؟ ایشان پای نفت را کشیدند توی کار، صحبت نفت اینجا نبود! هی می‌گویید بگذار حرفش را بزند، خوب بگذار بزند (خنده نمایندگان).

عباس اسکندری- جناب آقای مسعودی بیانات بسیار بسیار خوبی فرمودند و راجع به نفت هم توضیحاتی دادند (یمین اسفندیاری- صحبت نفت را نکنید آقای یمین اسفندیاری ما از وقتی که شما را به ریاست شعبه قبول کردیم بسیار بسیار به شما اظهار علاقه‌مندی می‌کنیم تمنا می‌کنم گوش بفرمایید.

یمین اسفندیاری- علاقه‌مندی شخصی مربوط به کار کشور نیست.

عباس اسکندری- آقای رئیس امر بفرمایید صحبت نکنید.

رئیس- نظم مجلس را رعایت نمی‌فرمایید هی ادامه پیدا می‌کند من بعد از این اخطار می‌کنم.

عباس اسکندری- من سر موفقیت و انحطاط ملل را در همین می‌دانم که ...

رئیس- این مربوط به پیشنهاد کفایت مذاکرات نیست در آن قسمت ادله خودتان را اظهار کنیم.

عباس اسکندری- ... دلیلش را دارم می‌گویم اینجا مذاکره شد راجع به شخص آقای تقی‌زاده که یکی از شخصیت‌های بزرگ ایران هستند (صحیح است) و دلیل آورده شد که ما چشم بسته به واسطه این که 40 سال گفته شد که خوب است ما هم رأی می‌دهیم که خوب است (یکی از نمایندگان- این طور نیست چشم ما باز است) بنده برای این که چشم آقایان را باز بکنم عرض می‌کنم که مرد بزرگی در دنیا بود و حالا هم هست مارشال پتن فاتح بزرگ وردن (زنگ رئیس) (همهمه نمایندگان) ...

رئیس- آقا از موضوع خارج نشوید راجع به کفایت مذاکرات صحبت کنید.

عباس اسکندری- این دلیل من است.

رئیس- آقا گوش بدهید ماده 110 قرائت می‌شود: ناطق باید از موضوع مباحثه خارج نشود.

ابوالقاسم امینی- آقا ایشان می‌گویند به این دلیل مذاکرات کافی نیست.

رئیس- به دلیل مارشال پتن؟ (خنده نمایندگان)

معتمد دماوندی- می‌خواهند دلیل خودشان را با مثل واضح کنند.

رئیس- شلوغ نکن آقای دماوندی!

عباس اسکندری- جناب آقای رئیس بنده دلایلم را با مثل دارم می‌گویم (بعضی از نمایندگان- بفرمایید آقا) اجازه می‌فرمایید؟

رئیس- مختصر بفرمایید.

عباس اسکندری- اطاعت می‌کنم خیلی هم مختصر است عرض می‌کنم یک کسی که در مدت 20 سال فرانسه عظمت و اقتدارش را مدیون به او بود، کسی که جنگ بزرگ 1914 را به واسطه فتحی که او کرده بود در وردن‌برد این آدم به واسطه اشتباه در سیاست یا خیانت، اشتباه را هم من همین طور می‌دانم، آن آدم را دولت فرانسه، ملت فرانسه محکوم به اعدام کرد و الان به واسطه ضعف پیری که آقای مسعودی فرمودند او را از اعدام معاف داشت و الان در یکی از جزایر اقیانوس اطلس حبس است نباید دلیل بیاوریم به عنوان این که کسی چهل سال اسم خوب داشته، نباید چیزی گفت، نه، این دلیل نیست شما یک نفری دارید 40 سال هم خیال می‌کنید خوب خدمت کرده است برای آن 40 سال خدمت، پای او را هم می‌بوسید، روی سرتان هم می‌گذارید حالا اگر یک روز آدم کشت می‌گویید تمام اینها درست ولی یک طناب می‌اندازید گردنش و او را آویزان می‌‌کنید و چون در گذشته خیلی آدم خوبی بود یک طناب ابریشمی نازک می‌آورید که زیاد اذیتش نکند (زنگ رئیس) (خنده نمایندگان) بی‌انصافی نکند، این آقای دکتر شفق دوست بنده مرد شرافتمندی است می‌شناسم، می‌دانم، (صحیح است) من همه آقایان را خوب می‌دانم، (صحیح است) من همه آقایان را خوب می‌دانم، بگذارید نتیجه‌ای به نفع ملت ایران گرفته شود و همه شماها در جریان تاریخ نیکنام بمانید، یک روزی می‌آید که در اینجا نخواهیم بود آقایان، من به شما باز تذکر می‌دهم، می‌دانم که همه شماها صاحب یک اداره قوی هستید و بعد هم قوه فهم و شعور شماها مسلماً بهتر از دیگران بود و الّا اینجا نمی‌آمدید بنشینید (یکی از نمایندگان- این دلیل نیست)‌ دلیل است، آقایان، این صندلی‌ها که اینجا رویش نشسته‌اید این صندلی‌ها با چوب ساخته شده حالا همه می‌گویید که عجب کشف بزرگی کرد اسکندری و گفت این صندلی‌ها از چوب ساخته شده است اما باقیش را گوش بفرمایید با همین چوب تخت سلطنت را هم درست می‌کنند و چوبه دار را هم درست می‌کنند، روزی را در نظر بگیرید که ماها ممکن است نباشیم اما در ایران اصل مجازات و مکافات آن روز حکم‌فرما شده باشد (محمدعلی مسعودی- انشاءالله از حالا برقرار بشود).

رئیس- آقا ساکت باشید.

عباس اسکندری- ... و در آن روز ما هم اگر نبودیم مردم می‌آیند این صفحات را ورق می‌زنند و دقت می‌کنند و می‌بینند که چه شده است و چه نشده است. در رم قدیم مرده‌ها را هم محاکمه می‌کردند، بعد شبیه آنها را با جل، با کهنه درست می‌کردند و او را مجازات می‌کردند، بدانید که یک روزی در این مملکت اصل مجازات و مکافات خواهد بود اختیار هم با خود آقایان است اضافه بر این بنده مطابق این سندی که در دفتر راکد مجلس است رأی به اعتبارنامه آقای تقی‌زاده را خلاف قانون می‌دانم شما کمتر از سی سال نمی‌توانید رأی بدهید و بیش از 70 سال را هم نمی‌توانید رأی بدهید اول قانون را عوض کنید بعد رأی بدهید اول قانون را عوض کنید بعد رأی بدهید تقی‌زاده مطابق این سند 72 سال دارد (مسعودی- ندارد) در دوره اول آقای تقی‌زاده و آقای مصدق‌السلطنه هر دو وکیل مجلس بودند آقای مصدق‌السلطنه را به عنوان عدم بلوغ سنی از مجلس اول رد کردند و او را قبول کردند یعنی آقای تقی‌زاده بالغ بر سی سال داشته یعنی امروز 72 سال دارد شما نمی‌توانید این رأی را بدهید این رأی

+++

شما قانونی نیست. آقایان امروز البته اکثریت دارید و می‌توانید رأی بدهید و رأی میدهید من خدا را به شهادت می‌طلبم که در این قضیه شرکت ندارم این هم دست‌های من اگر اتفاقاً به کفایت مذاکرات رأی داده نشد بنده دلایل دیگری دارم به عرض آقایان می‌رسانم.

رئیس- به کفایت مذاکرات رأی گرفته می‌شود آقایانی که موافقند قیام کنند (اکثر برخاستند) تصویب شد. حالا با رعایت پیشنهاد آقای دکتر شفق که آقایان البته همه شنیده‌اند (دکتر عبده- نشنیده‌ایم دومرتبه قرائت بفرمایید.)

رئیس- آقای مسعودی پیشنهاد آقای دکتر شفق را قرائت کنید.

(پیشنهاد آقای دکتر شفق توسط آقای محمدعلی مسعودی به شرح زیر قرائت شد.)

ریاست مجلس شورای ملی

پیشنهاد می‌کنم راجع به اعتبارنامه آقای تقی‌زاده به قید توضیح ذیل رأی گرفته شود:

مجلس شورای ملی پس از استماع بیانات آقای عباس اسکندری ...

دکتر معظمی- و موافقین

رئیس- موافقین هم دارد.

محمدعلی مسعودی- ... و موافقین آقای تقی‌زاده اعلام می‌دارد که رأی به صلاحیت آقای تقی‌زاده هرگز مستلزم تصدیق ضمنی از مطالب دیگر سیاسی و حقوقی به تفصیلی که در بیانات آقای اسکندری و موافقین مذکور افتاد نخواهد بود. و در این رأی نظر منحصراً به صلاحیت شخصی و جریان انتخابات تقی‌زاده است. دکتر رضازاده شفق (صحیح است).

رئیس- رأی گرفته می‌شود به اعتبارنامه آقای تقی‌زاده با رعایت پیشنهاد آقای دکتر شفق آقایانی که موافقند قیام کنند (اغلب برخاستند) تصویب شد.

(در این موقع تماشاچیان ضلع جنوبی سالن تظاهراتی کرده و کف زدند)

رئیس- تماشاچی را خارج کنند، تماشاچیان طرف چپ را خارج کنید.

یمین اسفندیاری- تنفس بدهید.

رئیس- تنفس لازم نیست مجلس به کار خودش ادامه می‌دهد.

عبدالرحمن فرامرزی- اجازه بفرمایید.

رئیس- بفرمایید.

فرامرزی- الحمدالله اعتبارنامه آقای تقی‌زاده تصویب شد بنده یک تذکری می‌خواستم عرض کنم و آن این است به خاطر دارم یک وقتی در همین مجلس مرحوم شریعتمدار دامغانی رفت پشت آن تریبون و گفت اکثریت رأی اقلیت را خفه می‌کند ولی حرف اقلیت را نباید خفه بکند اساساً اقلیت و اکثریت در مجلس برای این درست شده است که اقلیت حرف خودش را بزند و اکثریت گوش کنند و ببینند حرفش وارد هست یا وارد نیست، اگر دیدند حرفش وارد است چون نظرشان صلاح مملکت است، چون نظرشان حقیقت است، چون نظرشان دسته‌بندی و پشت هم‌اندازی نیست و برای مملکت کار می‌کنند حرف‌هایشان را می‌پذیرند ولی متأسفانه در این مجلس حرف اقلیت را خفه می‌کنند، آقای عباس اسکندری این مخالف منحصر به‌فرد بود، مردم مناسبات من را با آقای تقی‌زاده می‌دانند ولی یک وکیلی با این که می‌دید که احساسات مجلس این طور برعلیه او است با این شجاعت حرفش را زد، من کار به غرضش ندارم که غرضش خوب بود یا بد هر کسی به عقیده خودش غرضش خوب است و به عقیده مخالفش غرضش بد است، این وضع نیست وقتی که عباس اسکندری می‌خواست حرف بزند همه توی حرفش می‌دویدند وقتی که عباس مسعودی می‌خواست حرف بزند می‌گفتند کار بهش نداشته باشید، یک بام و دو هوا که نمی‌شود اگر توی حرف این عباس می‌شود دوید توی حرف آن عباس هم می‌شود دوید اگر توی حرف آن عباس نباید دوید توی حرف این عباس هم نباید دوید من استدعا می‌کنم از آقایان نمایندگان که رعایت اصل آزادی را بکنند کسانی که به اسم آزادی اینجا جمع شده‌اند با وسایلی که خودشان دارند نباید مخالفینشان را خفه کنند چه فرق می‌کند که با طناب ایشان را خفه کنند یا با رأی خفه کنند بنابراین آقایان اجازه بفرمایید که مخالف حرفش را با دلایلی که دارد بزند (آفرین).

رئیس- پیشنهاد آقایان حاذقی و صادقی و اورنگ قرائت می‌شود.

(به شرح زیر قرائت شد)

پیشنهاد می‌کنم پس از طرح پرونده جناب آقای تقی‌زاده اعتبارنامه‌های تهران مطرح شود.

مکی- مخالفم.

حاذقی- اجازه می‌فرمایید؟

رئیس- بفرمایید.

حاذقی- روی علل و حوادثی که آقایان محترم می‌دانند یک سال و نیم مشروطیت ایران تعطیل بوده و دوره فترت پیش آمد، خوشبختانه موانعی که در کار بود برطرف شد و مقدمات افتتاح مجلس پانزدهم فراهم شد تمام مردم مملکت منتظر هستند مجلس کارهای مقدماتی و تشریفاتی خودش را تمام بکند و آماده انجام وظایفی بشود که در قسمت خدمت و اصلاحات مملکت و بهبود اوضاع ملت ایران به عهده دارد اعتبارنامه‌‌ای مطرح شده است و تصویب شده است ولی یکی از همکاران محترم، جناب آقای دکتر متین دفتری نسبت به انتخابات تهران اعتراض کرده‌اند و به طوری که از ایشان کسب اطلاع کرده‌ام ایشان به هیچ‌وجه راجع به صلاحیت آقایان نمایندگان صحبتی ندارند و صرفاً می‌خواهند تذکراتی و اعتراضاتی که راجع به جریان انتخابات تهران است بفرمایند و چون (توجه بفرمایید آقایان) ایجاب می‌کند هر چه زودتر نسبت به این تعداد پرونده‌ها رأی گرفته شود و نظر مجلس شورای ملی معلوم شود بنده پیشنهاد کردم با یکی دو نفر از آقایان دیگر که اجازه بفرمایید پرونده انتخابات تهران مقدم باشد و افکار عمومی اگر اعتراضی بر نحوه انتخابات تمام مملکت دارد و این باعث آن نمی‌شود که انتخابات تهران را ما تأخیر بیندازیم، البته تمام نمایندگان ملت و افراد ملت امیدوار هستیم که اوضاع و احوال رشد فکری و فرهنگ و تعلیم و تربیت ملت ایران به اندازه‌ای قوی شود که انتخابات در سراسر کشور به تمام معنی آزاد انجام بگیرد و هیچ اعتراضی نباشد و حالا انتخابات با یک نحوه‌‌های اعتراض‌آمیزی انجام شده است بنابراین خواهش می‌کنم جناب آقای رئیس به این پیشنهاد رأی بگیرند.

رئیس- آقای مکی

مکی- بنده به همین دلیلی که آقای حاذقی فرمودند مجلس شروع کند به اعتبارنامه‌ها استناد می‌کنم که چرا تبعیض قائل می‌شویم، در جلسه گذشته که مورد اعتراض چند نفر از آقایان مدیران جراید هم شده بود و حتی روزنامه‌ اطلاعات هم اشاره کرده بود که یک تبانی شده بود که نمی‌دانم اعتبارنامه آقای تقی‌زاده را با چنین چیزی مواجه کنند (همهمه نمایندگان- تبانی نکرده است) اجازه بفرمایید عرض کنم.

رئیس- این مربوط به آن قسمت نیست.

مکی- بنده صبح روز شنبه رفتم خدمت آقای رئیس و گفتم که با این جریانات بنده مخالف هستم که برخلاف ترتیب و سابقه در این مجلس عمل بشود. در دوره پنجم مرحوم تیمورتاش از خراسان وکیل شد، شاهزاده افسر در همین مجلس به او اعتراض کرد و چون خودش نبود اینجا گفتند پرونده‌اش بماند تا خودش بیاید اینجا و الان در آرشیو مجلس موجود است بروید ببینید، برخلاف سابقه نگذارید یک کاری بکنند البته شخصیت آقای تقی‌زاده کاملاً محفوظ است ولی به استناد آن نباید هزار کار خلاف سابقه کرد. پرونده‌ها به ترتیب دارد می‌آید یک دسته از این آقایان که به‌شان اعتراض شده با تمام قوا دارند تشبث می‌کنند که حتی آقایانی که تقاضای رأی مخفی کرده‌اند آرائشان را پس بگیرند اقبال- هیچ کس همچو کاری نمی‌کند و رأیش را پس نمی‌گیرد) صحبت یکی دو نفر بود که رأیشان را پس گرفتند بنده از جناب آقای دکتر متین دفتری استدعا می‌کنم که مخالفت خودشان را راجع به جریان انتخابات طهران پس بگیرند چون فقط یک نفر آقای دکتر امینی باقی مانده است و آقای دکتر امینی هم چون مورد اعتقاد هیئت جوان این مملکت هستند بنده به نام مجلس شورای ملی که همه آقایان می‌بینم افکارشان موافق با بنده است برای این که این سابقه بد در این مجلس گذاشته نشود که هر کس یک پیشنهادی بدهد و بعد هم در اطرافش هزار سوءاستفاده بکند مخالف خودشان را از آقای دکتر امینی مسترد بدارند.

رئیس- رأی می‌گیریم به پیشنهاد آقای حاذقی که انتخابات طهران که چند فقره مانده مطرح شود. آقایان موافقین قیام فرمایند.

دماوندی (منشی)- 52 نفر قیام کردند.

ذوالفقاری (منشی)- 42 نفر

(در این موقع چون عده موافقین مشکوک به نظر آمد برای مرتبه دوم اعلان رأی گردید)

اردلان- بنده مطابق ماده 85 اخطار نظامنامه‌ای دارم. چون دو مرتبه رأی گرفته شد و نتیجه به دست نیامد برای مرتبه سوم با ورقه باید رأی گرفته شود.

رئیس- بفرمایید یک دفعه دیگر هم رأی می‌گیریم. آقایان اجازه بفرمایید ماده 84 نظامنامه قرائت می‌شود:

(به شرح ذیل قرائت شد)

نتیجه رأی به قیام و قعود را رئیس و منشیان تشخیص می‌دهند. هر گاه دفعه اولی نتیجه مشکوک باشد در دفعه ثانی به همان طریق رأی گرفته می‌شود در این صورت در میان دفعه اولی و دفعه ثانی کسی حق نطق ندارد و همچنان اگر دفعه ثانی هم مشکوک شده و لازم رأی گرفته به واسطه اوراق باشد مابین این دو عمل نیز کسی حق نطق ندارد.

رئیس- پس یک مرتبه دیگر با همان ترتیب با قیام و قعود رأی گرفته می‌شود.

ملک‌مدنی- پیشنهاد شده است.

دماوندی (منشی)- هنوز نرسیده است.

رئیس- چون اعلام رأی شده است پیشنهاد نمی‌شود کرد، شما که خودتان نایب رئیس بوده‌اید.

ملک‌مدنی- پیشنهاد کرده بودم که با ورقه رأی بگیرید.

رئیس- نمی‌شود آقا، رأی می‌گیریم به پیشنهاد آقای حاذقی آقایان که موافق هستند که انتخابات تهران وارد در دستور بشود قیام کنند (اکثر برخاستند) تصویب شد.

2- تصویب یک فقره اعتبارنامه آقای نیک‌پور

پیشنهادی راجع به استرداد اعتراض نسبت به آقای نیک‌پور و از طرف آقای مهندس رضوی رسیده است که تماماً قرائت می‌شود.

مقام ریاست مجلس شورای ملی- چون چهل نفر از آقایان همکاران محترم شرحی امضاء و از بنده تقاضا فرموده‌اند که اعتراض خودم را برعلیه آقای نیک‌پور مسترد بدارم. چون اساساً اعتراضات بنده نسبت به هر یک از آقایان که در موقع اظهار نموده‌ام فقط از نظر اصول و راجع به تأثیر عملیات و اقدامات آنان در جریان امور اقتصادی و اداری مملکت در 15 ساله اخیر بوده و هیچ گونه ایراد خصوصی و شخصی نداشته‌ام علیهذا به احترام درخواست جمع کثیری از نمایندگان محترم که رعایت نظریه آنان بر اینجانب واجب است به موجب این نامه اعتراض خودم را برعلیه آقای نیک‌پور مسترد می‌دارم و چون در طرز و روش سیاسی اینجانب تبعیض و تفاوت بین موارد مشابه جایز نیست به موجب همین نامه اعتراضاتی را هم که برعلیه آقایان یمین اسفندیاری و علی وکیلی و عباس اسکندری و تقی خوئی‌لر تقدیم کرده بودم مسترد داشت امیدوارم در اثر خدماتی که آقایان در دوره پانزدهم مجلس شورای ملی خواهند فرمود صدماتی را که ملت ایران دیده است جبران نمایند.

مهندس سید احمد رضوی

عده‌ای از نمایندگان- احسنت.

رئیس- پیشنهادی رسیده است که با ورقه رأی گرفته شود ولی چون 4 نفر بیشتر امضاء ندارد ...

بعضی از نمایندگان- بدهید امضاء کنیم.

دماوندی- گذشته است.

رئیس- وارد رأی هم شده‌ایم ...

ملک‌مدنی- اجازه بفرمایید.

مکی- مشکوک بود آقا.

ملک‌مدنی- بنده یکی از امضاءکنندگان آن پیشنهاد هستم. این پیشنهاد را موقعی که پیشنهاد اولی شده بود که اعتبارنامه نمایندگان تهران جلو بیفتد و مطابق ترتیب باشد و سابقه نشود که اعتبارنامه دیگران تأخیر بیفتد بنده و سایر رفقا برای آن موقع کردیم و الّا نسبت به آقای نیک‌پور بنده خودم از اشخاصی هستم که موافقت دارم و صلاحیت ایشان را از نظر دور ندارم بنابراین ما این پیشنهاد را استرداد می‌کنیم قصدمان مربوط به اصل قضیه است و بنده هم در اینجا عرض کنم که تخلف از اصول همیشه برای مجلس اشکال درست شد، الان هم این کار صحیح نیست و الان آقای فرامرزی بیانی کردند که به عقیده بنده صحیح بود مجلس نباید هیچ وقت از نظامنامه و مقرراتی که در نظر گرفته شده است خارج شود (زنگ رئیس)

رئیس- هر وقت از نظامنامه خارج شد آن وقت بفرمایید (زنگ ممتد رئیس) بنشینید آقا هر وقت از نظامنامه خارج شد آقا می‌توانید مطابق ماده‌ای که در نظر دارید تذکر نظامنامه‌ای بدهید.

ملک‌مدنی- قصدم به آقا نبود به آقایان نمایندگان بود.

رئیس- حالا استرداد کردید؟

ملک‌مدنی- بلی.

رئیس- رأی می‌گیریم به نمایندگی آقای نیک‌پور از تهران آقایانی که موافق هستند قیام کنند (اکثر برخاستند) تصویب شد. پس آقای دکتر امینی مقدم است.

سید هاشم وکیل- علی وکیلی هم استرداد شده است.

رئیس- آقای دکتر متین دفتری حاضرید، بیاناتتان حاضر است؟

متین دفتری- اگرچه چند دقیقه تنفس می‌دادید بنده خیلی متشکر می‌شدم.

رئیس- مخالفی با تنفس هست؟

بعضی از نمایندگان- مخالفیم با تنفس.

بعضی از نمایندگان- آقای دکتر در مخالفت خودتان باقی هستید؟

دکتر متین دفتری- بنده در مخالفت خودم باقی هستم.

3- طرح انتخابات تهران راجع به اعتبارنامه آقای دکتر امینی

(بعضی از نمایندگان- تنفس داده شود.)

رئیس- آقایانی که با تنفس موافقند قیام کنند. (عده کمی برخاستند) تصویب نشد. آقای دکتر متین دفتری بفرمایید.

دکتر متین دفتری- آقایانی که با تنفس مخالفت کردند باید یک ساعت و نیم عرایض بنده را گوش کنند.

در جلسه اسبق بعد از آن که مخالفت خود را نسبت به اعتبارنامه آقای دکتر امینی اظهار داشتیم در خارج از تالار جلسه آقای ابوالقاسم امینی تهدیدم فرمودند که در مشکین‌شهر خدمت شما می‌رسم من به ایشان گفتم که اولاً این معارضات در مجلس نباید حمل بر اغراض شخصی شود حالا ملاحظه خواهید فرمود که بنده یک کلمه راجع به اغراض شخصی و مسائل شخصی در اینجا صحبت نخواهم کرد و روی اصول صحبت می‌کنم به علاوه بنده خوب پیه تمام مخاطرات را به تنم مالیده‌ام من مجبورم در موضوع انتخابات تهران عرایض خودم را به عرض مجلس شورای ملی برسانم و در مقابل انجام وظیفه‌ ملی از هیچ خطری نمی‌ترسم من هفت سال است از کار دولت و سیاست مملکت برکنار شده‌ام قسمت اعظم این مدت مصادف بوده است با زمان اشغال ایران از طرف قوای اجانب که میدانی به مزدوران و خائنین داد و تیشه‌ها به ریشه‌ این مملکت زدند و کشور عزیز ما را دچار بدبختی‌ها کردند و به روز سیاه نشاندند (نمایندگان- صحیح است) در این دوران شوم من دچار انواع مصائب و گرفتاری‌ها شدم و مدت‌ها از حمایت قوانین محروم ماندم مقصودم نوحه‌خوانی نیست از این مقدمه این نتیجه را می‌خواهم بگیرم که این مصائب در اعماق روح من اثر فناناپذیری از خود باقی گذاشته و آن این است که ایمان راسخ پیدا کرده‌ام که اگر در یک ملتی احترام قوانین از بین برود زندگی آن ملت دشوار و بلکه محال می‌شود (صحیح است. صحیح است) (کف زدن ممتد تماشاچیان.)

رئیس- اگر تماشاچیان تظاهراتی کردند من جلسه را ختم می‌کنم و به موجب ماده 143-142 همان تماشاچیان را خارج می‌کنم اعم از تماشاچی و ارباب جراید مجلس باید کارهای خودش را درست انجام دهد.

دکتر متین دفتری- آقایان آن شبی که من وعده نظامیان اجنبی با وضع فجیعی در شهربانی تحویل گرفتند و در میان مسلسل‌های دستی که از گوش و دماغ ما چند سانتی‌متر بیشتر فاصله نداشت به یک محل مخوفی بردند و در زیرزمین عریان و تاریکی با تمام محرومیت‌ها مدت مدیدی در گرمای تابستان نگاه داشتند پیش خدای خود عهد کردم اگر زنده ماندم تا عمر دارم برعلیه ناحق و بیدادگری مبارزه کنم (احسنت) قبل از جلسه مجلس بسیاری از دوستان و آشنایان به عنوان خیرخواهی من را از شرکت در جلسات اولیه مجلس که صرف گذراندن اعتبارنامه‌ها می‌شود منع می‌کردند. من تسلیم نشدم و تصمیم گرفتم برای مبارزه حاضر شوم و هیچ اهمیت نمی‌دهم که با اعتبارنامه من در اینجا چه معامله‌ای بشود. اعتبارنامه برای من وقتی ارزش دارد که بتوانم به وظایف نمایندگی عمل نمایم من از برادران عزیز آذربایجانی که همیشه در گذشته ناجی آزادی بوده‌اند و هر وقت اصول مشروطیت ایران به خطر افتاده قد علم کرده‌اند و رشد ملی خود را ثابت

+++

نموده‌اند تشکر می‌کنم که افتخار نمایندگی خود را به من داده‌اند و جبران محرومیت تهران را کردند: من به اهالی مشکین‌شهر مخصوصاً بابل غیور و وطن‌پرست شاهسون درود می‌فرستم (ناصری- شما را نمی‌شناسد) (فرامرزی- شما را نمی‌شناسند آقا) (حاذقی- آقای ناصری حرف خودتان را پس بگیرید) که امروز به من فرصت داده‌اند که صدای حق را در مجلس شورای ملی طنین‌انداز کنم- من چگونه می‌توانم راجع به انتخابات تهران مهر خاموشی بر لب بگذارم اگر محافظه‌کاری می‌کردم و ساکت می‌ماندم جواب بیست‌هزار نفر از همشهریان عزیز خود را که با تمام مخاطرات به من رأی داده‌اند چه می‌توانستم بدهم. بیست‌ هزار نفری که از جوانان تحصیل‌کرده و افراد پاک اصناف پایتخت تشکیل شده و امروز چهل‌هزار چشم خود را به طرف من دوخته‌اند که در مجلس شورای ملی نسبت به مظلومیت آنها دادخواهی می‌کنم؟ یا این که بعد از به دست آوردن یک کرسی در این مجلس همه چیز را فراموش کرده به وظایف ملی خود پشت‌ پا می‌زنم. آقایان مخبر محترم شعبه در گزارش خود اظهار کردند که انتخابات تهران آزاد بوده. خدا این آزادی انتخابات را نصیب سیاهان افریقا هم نکند! از چند ماه قبل از شروع انتخابات برای کسانی که شانس انتخاب شدن در تهران داشتند ولی جزو لیست سیاه بودند امنیت نبود خود بنده پارسال تابستان هفته‌ای نبود که به توقیف شدن تهدید نشوم و کسانی که به منزل من رفت و آمد می‌کردند تحت‌نظر بودند. مجبور شدم چندی از شهر خارج شوم و به کوه‌ها پناه برم. چند روزی که به عزم زیارت حضرت رضا و اجتناب از تضییقات تهران به مشهد مسافرت کردم پیرایه‌هایی بر این مسافرت بستند که واقعاً مضحک بود و اگر دو روز دیگر در مشهد مانده بودم حتماً توقیف می‌شدم. در همان ایام بود که آیت‌الله کاشانی را که وجودشان را در انتخابات تهران مؤثر می‌دانستند توقیف کردند و هر بچه این شهر می‌دانست تا انتخابات تهران شروع و تمام نشود سرنوشت این روحانی جلیل‌القدر معلوم است آن ایام سلسله‌جنبان این فجایع عنصر خطرناکی بود که عنوان معاونت سیاسی رئیس دولت را داشت.

(بعضی از نمایندگان- آقا اسم ایشان را ببرید).

دکتر متین دفتری- من اسم اشخاص را نمی‌بردم خودتان بهتر می‌دانید (حاذقی- آقا اسم ایشان را نبرید مجلس را ملوث نکنید) (صحیح است) وقتی که خیالات شوم او هویدا شد و تصمیم گرفتند جان و مال مردم را از شر او خلاص کنند و او خوشبختانه موفق نشد در اجرا‌ نقشه انتخاباتی دخیل باشد اظهار امیدواری می‌شد که تا اندازه‌ای شاید رعایت آزادی در انتخابات بشود ولی کسانی که جای او را گرفتند و عهده‌دار مشاغل مختلف او شدند این امیدواری را تأیید نکردند. انتخابات تهران علی‌رغم تظاهرات و شکایات آزادیخواهان احزاب و جمعیت‌های مؤتلفه مخصوصاً جامعه دانشجویان که انصافاً همه این دسته‌جات رشیدانه مبارزه کردند مطابق نقشه جریان و خاتمه یافت و انجمن نظارت که از ابتدا طرز تشکیل خودش قانوناً مورد اعتراض بود در عمل در هیچ مرحله نه در روزهای اخذ آراء و نه در ایام قرائت آرا و نه در مدت هفته اعتراض کوچکترین وقعی نگذاشت گوش خود را کرد کرد و چشم خود را در مقابل قانون‌شکنی‌ها که همه مردم به‌ رأی‌العین می‌دیدند فروبست و به اعتراض جراید پایتخت که می‌نوشتند انتخابات آزاد نیست هیچ ترتیب اثر ندادند، اگر اسم همه اینها را ببرم خیلی مطول خواهد شد و فقط اسم چند تای از آنها را می‌برم مخصوصاً روزنامه‌های مظفر، صدای مردم، شفق، اخبار روز، کسری، ایران ما، آتش، اقدام، کشور، صدای وطن، ستاره غرب و پیروزی، قلندر البته بدون تقدم و تأخر ذکر کردم اینها همه با کمال رشادت فریاد می‌زدند که انتخابات آزاد نیست مقالاتی نوشتند یکی از این روزنامه‌ها که دچار مشقت شد روزنامه مظفر بود، هیچ گونه اهمیتی که ندادند هیچ بلکه کار را به جایی رسانیدند که مدیر روزنامه مظفر را به جرم این که چرا نوشته‌ای انتخابات تهران آزاد نیست و در اینجا شماره‌های آن را تماماً دارم که الان آن روزنامه‌ها در کیف بنده حاضر است اگر آقایان بخواهند می‌توانند ببینند و برای جلوگیری از تضییع وقت آقایان قرائت نمی‌کنم در حکومت نظامی توقیف کردند و پرونده‌ای برای او ساختند که چرا گفته بود انتخابات آزاد نیست حتی در مدتی که برای رسیدگی به شکایات مقرر است انجمن به خود زحمت نداد یک نفر از شاکیان را که همه از وجوه و معاریف طهران بودند بخواهد که به درخواست قانونی شاکیان برای حفظ ظاهر هم باشد ترتیب اثری بدهد. راجع به مواد شکایات و دفاعی که انجمن کرده و در گزارش شعبه منعکس است بعد تفصیلاً توضیح عرض خواهم کرد. فعلاً ناچارم یک نکته را توضیح بدهم و آن ایرادی است که به من می‌گیرند که چرا در اظهار مخالفت درباره اعتبارنامه آقای دکتر امینی اکتفا کرده‌ام و مخالفت خود را نسبت به آقای صادقی پس گرفته‌ام بنده از نظر احترامی که به عموم تحصیل‌کرده‌ها در این کشوردارم این احترام همیشه شامل حال ایشان هم هست (صحیح است) و می‌گویند اگر به جریان انتخابات تهران اعتراضی دارم حق این بود که به اعتبارنامه‌های تمام دوازده نفر اعتراض کنم. من خود متوجه این نکات بودم و می‌دانستم چنین ایرادی به من می‌شود اما با در نظر گرفتن اوضاع و احوال فعلی و یأس از نتیجه عملی یقین داشتم اگر به تمام اعتبارنامه‌های تهران اعتراض کنم تشنجی نظیر تشنج جلسه سابق در مجلس ایجاد می‌شود و ممکن است عواقب خلاف انتظاری داشته باشد و کاسه و کوزه را بر سر من بشکنند و نتیجه آن شود که در مورد یک اعتبارنامه هم نتوانم اعتراضات اهالی تهران را نسبت به فجایعی که در انتخابات اخیر تهران شده است به عرض مجلس شورای ملی برسانم روی همان اصل بود و بنده در مورد یازده نفر ابداً در رأی شرکت نکردم و خواستم این اصل خود را حفظ کنم. این بود که توضیح دادم راه عملی پیش گرفته در مورد اولین اعتبارنامه‌ای که طرح می‌شود اظهار مخالفت کنم و نسبت به بقیه از شرکت در جلسه خودداری نمایم و نسبت به اعتبارنامه آقای صادقی هم مخالفت من بنابر تمایلات پاره‌ای محافل وطن‌پرست آذربایجانی بود که من رعایت احساسات آنها را بر خود لازم می‌دانم و الّا من طرفیت شخصی با آقای صادقی نداشتم (نمایندگان- احسنت) و وقتی که بر اثر تشنج جلسه سابق آقای امامی نماینده محترم آذربایجان از مخالفت با آقای صادقی منصرف شدند و علناً از من خواهش کردند که من هم از ایشان پیروی کنم بنا به احترام آقایان همکاران آذربایجانی مخالفت خود را مسترد داشتم.

اما در انتخاب اعتبارنامه آقای دکتر امینی برای اظهار مخالفت تصادفاً دلایل موجه دیگری نیز دارم:

مدافعات انجمن نظار که مورد رسیدگی شعبه چهارم واقع شده فقط در گزارش اعتبارنامه آقای دکتر امینی مندرج است.

ثانیاً- شکایت و دادخواهی من در واقع از انجمن نظار تهران است و ایشان هم در انجمن شرکت داشته‌اند و الّا من از حیث صلاحیت شخصی امتیازی برای یازده نفر منتخبین دیگر تهران نسبت به آقای دکتر امینی قائل نیستم و ابداً خیال ندارم در این موقع وارد در مسائل شخصی بشوم و جز جریان سوء انتخابات تهران عرضی نخواهم کرد. پس تصدیق می‌فرمایید که مخالفت من بر خلاف ایراداتی که این چند روزه بعضی‌ها گرفته‌اند معلول اغراض شخصی نیست!

بسیار متأسفم که رئیس دیوان کشور. یعنی عالی‌ترین قاضی کشور را در این انجمن شرکت دادند و از عدم سابقه و حجب او در امور سیاسی استفاده خوبی نکردند و قانون انتخابات زیر نظر کسی که باید مجسمه قانون باشد ملعبه بازیگران انتخاب گردید.

انجمن نظار تهران بی‌اعتنایی به قوانین را به جایی رسانید که بعضی از کارمندان انجمن اصلی که باید حافظ و ناظر اجرای قانون به طور بی‌طرفانه درباره عموم باشند علناً در مجامع اصناف حاضر می‌شدند  تبلیغات تهدیدآمیز می‌کردند و می‌گفتند هر کس به غیر لیست دولتی رأی بدهد دچار مأمورین غلاظ و شداد شهرداری خواهد شد، و شهرداری تهران هم در تأیید بیانات آنها عموم رؤسای برزن‌ها را جمع کرده و لیست سیاه را به دست آنها داد و گفت به عموم پیشه‌وران بفهمانید که اگر هر کس تمایلی به این لیست اظهار کند باید منتظر احضاریه دادگاه گرانفروشان و استرداد پروانه صنفی و قطع شدن سهمیه دولتی باشد.

از این موقع باید استفاده کنم و بگویم مادام که مأمورین دولت و شهرداری در زندگانی افراد

+++

مردم این گونه دخالت‌های مستقیم دارند و پیشه‌وران عبد و عبید مأمورین باشند مشروطیت در ایران متزلزل خواهد بود این که کمترین سند سیاسی بنده است آقایان بنده طرفدار آزادی اقتصاد هستم و نظریات خود را در طی رساله‌ای مفصلاً نوشته‌ام و عقیده‌ام این است که باید حتماً تجدیدنظری در رژیم اقتصادی کشور بکنیم و با تصویب قوانین جدید در این دوره انشاءالله گریبان مردم کاسب و زحمت‌کش را از دست مأمورین خلاص کنیم و به این پروانه‌بازی‌ها که منشأ مفاسد بزرگ است خاتمه دهیم و ضمناً یک قدم اساسی برای احیاء آزادی افراد که اساس مشروطیت است برداریم. و عقیده‌ام این است که از این به بعد انشاءالله در تحت توجهات آقایان نفوذ در این کشور باید نفوذ معنوی باشد، یعنی هر کس به واسطه خدمات خود جلب توجه مردم را بکند این یک نفوذ معنوی مشروعی است و الّا با قدرت اقتصادی دولت نفوذ پیدا کردن به وسیله امتیازاتی که دولت دست خودش گرفته امتیازات انحصاری، به این وسایل اعمال نفوذ کردن در زندگی مردم این شالوده مشروطیت ما را به کلی از بین می‌برد ملاحظه می‌فرمایید وضع بازار امروز ما با وضع بازار بیست سال قبل ما، در آن زمان چقدر بازرگانان آزادیخواه داشتیم چه خدماتی به مشروطیت ایران در ابتدای مشروطیت این طبقه تجار و بازرگانان ما به آزادی ایران و به مشروطیت ایران کردند ولی امروز چقدر این بازرگانان ما ناراضی هستند می‌بینند ابتکارشان، فعالیتشان در مقدراتشان کوچک‌ترین اثری ندارد هر کس بند و بست داشته باشد بیشتر موفق می‌شود یعنی بند و بست به وسیله به دست آوردن پروانه و از این قبیل چیزها این رژیم را استدعا می‌کنم که در این مجلس در نظر داشته باشید این رژیم آقایان بایستی تغییر بکند و نفوذ اقتصادی در این کشور بایستی جای خودش را بدهد به نفوذ معنوی (صحیح است) این یک پرانتزی بود از آقای مخبر خیلی معذرت می‌خواهم باری انجمن اصلی انجمن‌های فرعی را اکثراً از بستگان و نوکرهای شخصی کاندیداهای دولتی یعنی اشخاصی که هیچ وقت در انتخابات تهران سابقه نداشته پر کردند و آنها هم هرچه خواستند کردند و به قدری ناشی بودند که آثار جرم خود را نتوانستند محو نمایند.

شنیدم مرحوم مشیرالدوله که یکی از پاکدامنترین رجال ما بود وقتی که متصدی انتخابات تهران بود به او تکلیف کردند. مرحوم سید محمد کمره‌ای را که به تصدیق آقای محمود محمود نظیر او از حیث اعتماد مردم و وطن‌پرستی امروز کم یافت می‌شود و من می‌دانم که آقای محمود ایشان را خوب می‌شناسد به یک انجمن فرعی  دعوت کند آن مرحوم به مناسبت این که کمره دمکرات ضد تشکیلی بود و شاید در انجمن رعایت تمایلات مسلکی بکند در صورتی که درباره او چنین فرضی بعید بود تأمل داشت حالا مشیرالدوله سر از گور بیرون بیاورد و ببیند که به جای سبد محمد کمره‌ای انجمن نظارت تهران عناصری را در انجمن‌های فرعی شریک کرد که در محله خود معروف به (کریم خوشگله هستند!) افتضاح انتخابات در موقع قرائت آرا در مسجد سپهسالار دیگر علنی شد پشت سر اکثر صندوق‌ها مخصوصاً صندوق‌های کذائی چاقوکشان معروف را گماشته بودند که کسی جرئت نکند طرز قرائت آرا را کنترل کند و بعضی از خوانندگان آرا هر طور دلشان می‌خواهد بخوانند، اسم‌ها را عرض کنند بعضی‌ها را از قلم بیندازند بعضی‌ها را مکرر ثبت کنند و وقتی که بعضی از ناظرین متهور از بین دانشجویان به این طرز عمل اعتراض می‌کردند بعضی از کارمندان انجمن اصلی به آنها جواب می‌دادند همین است چه کنیم انتخابات عصر اتم است!‌ گفت‌وگو شد با بعضی از جواب‌هایی که آنجا ناظر بودند و بعد به گناه این که یکی از آن جوان‌ها اعتراض کرده بود از خواندن آن اشخاص کذایی که آنجا بودند او را مضروب کردند حالا توضیح می‌دهم بنده، موقع این گونه اعتراضات بود که چاقو‌کش‌ها یکی از دانشجویان معترض را سخت مضروب و به چشم او آسیب رسانید. مدرک من کارتی است که آقای کی‌نژاد عضو انجمن همان موقع نوشته و او را برای معالجه به مادام حمزاوی معرفی کرده و این کارت را الان می‌خوانم پس از عرض سلام حامل این کارت آقای صاحب ... که در اثر حادثه چشم ایشان صدمه دیده خواهشمندم ایشان را با دقت معاینه و معالجه فرمایید می‌خواهید این عین کارت است ملاحظه بفرمایید و روزنامه ایران ما جریان این حادثه اسف‌انگیز را همان تاریخ مفصلاً نوشته که حاضر است به ما می‌گفتند و باز هم می‌گویند که انتخابات تهران حزبی بوده و حزب دمکرات فاتح شده است حزبی که در آن زمان هنوز چند ماه بیشتر از عمرش نگذشته بود آقای ملک‌الشعرا، آقای محمود محمود، آقای هاشم وکیل شماها بحمدالله حی و حاضرید فراموش نکرده‌اید انتخابات دوره چهارم تهران را که دو حزب یکی دمکرات تشکیلی و دیگری به نام دموکرات ضد تشکیلی با هم مبارزه کردند آقایان ملک و وکیل جزء تشکیلیون بودند آقای محمود و بنده در صف ضد تشکیلی بودیم، مبارزه کردیم اما مبارزه شرافتمندانه موفق هم شدیم و اکثراً آزادیخواهان نامی مقیم خارج از ایران را انتخاب کردیم. آیا ما در آن تاریخ به عنوان مبارزه حزبی دست به عملیاتی زدیم که منافی آزادی افراد باشد؟ آیا ما در آن زمان محصلین را ترور کردیم؟ آیا ما رسد حمله‌ افراد مسلح به محوطه مقدس دانشگاه فرستادیم؟ که دانشجویان طرفدار آزادی انتخابات را بزنند و زخمی کنند و با الفاظ رکیک به آنها اهانت نمایند. عکس‌هایی که همراه دارم نشان می‌دهد دانشجویان زخمی را که در بیمارستان پانصد تختخوابی چند روز بستری شده‌اند و یک نفر دانشجو را تحت‌الحفظ به باشگاه حزب جلب می‌کردند! اعتراض آقای دکتر سیاسی رئیس دانشگاه به این عمل که در جراید منتشر شد بهترین گواه من است.

از دوره چهارم مجلس تا به حال عده تحصیل‌کرده‌ها در این شهر صد برابر شده ولی احترام حقوق این طبقه در جریان انتخابات دوره پانزدهم به صفر تنزل کرد!

با اهالی پایتختش که صدها هزار تحصیل‌کرده دارد در انتخابات معامله‌ای کردند که با اهالی مزلقان هم نمی‌شود کرد!

چند روز دیگر چهل و یک سال از عمر مشروطیت‌ ما می‌گذرد واقعاً از این سیر تکاملی آزادی انتخابات باید خجالت بکشیم!

آقای محمود شما که در جوانی مبارز آزادی بودید چرا حالا که موی سرتان سفید شده است ناظر این جریانات بودید؟ (محمود محمود- جریان بدی نبود) اما حزب دموکرات ایران. من از کسانی هستم که وقتی شنیدم حزب دموکرات تشکیل می‌شود ابتدا با مسرت تلقی کردم زیرا اساساً وجود حزب بزرگی را در این کشور لازم می‌دانم (صحیح است) اما بعد که حزب تشکیل شد و شروع به عمل کرد روش آن اسباب تعجب شد روش این حزب دموکراتیک نیست از دو نظر یکی این که افراد در حزب تأثیری ندارند و آراء عمومی حزب در سازمان‌های آن و در تصمیمات اساسی رعایت نمی‌شود و دیگر این که این حزب برای سایر جمعیت‌ها و احزاب آزادی‌خواه حق حیات اجتماعی عملاً قائل نیست. و بنده وقتی که ثابت کردم آن وقت آقا انشاءالله ساکت می‌شوند (دماوندی- این طور نیست در منتخب انتخابات صحبت بفرمایید) اگر اعتراض دارید به آقای رئیس بفرمایید این روش در قسمت اول موجب دلسردی جوانان شده است که تشنه شرکت در یک حزب بزرگی بودند و با ایمان کامل حزب دموکرات را استقبال کردند که چون این مسئله از امور داخلی حزب است بحث در آن مربوط به من نیست. اما در قسمت دوم ناچارم بحث کنم زیرا همین روش حزب دموکرات که سایر جمعیت‌ها را به هیچ می‌شمارد و به اتکاء قوای دولت نه با تجهیزاتی که در کشورهای راقیه دموکراتیک برای احزاب جایز و معمول است می‌خواهد میدان سیاست را انحصار خود نماید منشأ مفاسد انتخابات تهران شده است که موضوع شکایت بنده است. در جریان انتخابات اخیر تهران بعضی جمعیت‌ها بودند از قبیل جمعیت دانشجویان، حزب مردم و حزب وحدت ایران حزب عدالت، جمعیت وحدت ایران که اکنون موسوم به حزب آریا است و حزب رادیکال و حزب ایران و استقلال و غیره و غیره که بدون رعایت تقدم و تأخر اسم آنها را بردم اینها برای آزادی انتخابات مبارزه کردند بعضی از آنها هم با هم در این مبارزه ائتلاف داشتند و با کمال صمیمیت همکاری کردند و بعضی‌ها مستقلاً کار می‌کردند این مبارزه چه ضرری داشت؟ ولی متأسفانه دیدیم که به اجتماعات عادی این جمعیت‌ها تعرض

+++

می‌کردند و از سخنرانی‌های آنها با اسم حزب دمکرات جلوگیری می‌نمودند. این درست نیست و عواقب وخیم دارد!‌ معنی دموکراسی این است که کلیه احزاب به شرط این که به قانون اساسی و مذهب رسمی کشور و سلطنت مشروط ایمان داشته باشند باید در حدود قوانین از آزادی و مخصوصاً آزادی انتخابات متمتع باشند. اگر واقعاً حزب دموکرات با قوه تبلیغ آزاد و فعالیت افراد خود اکثریت را در انتخابات تهران می‌برد و از قوای دولت استفاده می‌کرد چنان که سابقاً مثلاً در دوره چهارم مجلس که عرض کردم دمکرات تشکیلی و صد تشکیلی انتخابات تهران را بردند این حزب قابل ستایش بود و ما از محرومیت خود ابداً شکایت نمی‌کردیم. اما آقایان هیچ شایسته و قابل قبول نیست که به نام دموکراسی جریاناتی پیش بیاورند که اشخاص معینی حتماً انتخاب شوند. (مهندس رضوی- بیست سال حکومت دیکتاتوری همین طور بوده است.) (دماوندی- مشکین‌شهر مردم را تبعید کردند.) (مکی- بنشین آقا صحبت نکن) (رئیس خطاب به دماوندی- پسره بنشین ساکت باش) و اشخاص معینی هم به هر قیمت هست انتخاب شوند! اگر آیت‌الله کاشانی یا آقای امام جمعه که مورد احترام مردم هستند یا آقای میرزا محمدصادق طباطبایی که موی سرش را در خدمت مشروطیت سفید کرده یا آقای زعیم که رفیق پایدار مرحوم مدرس بود یا آقایان دکتر جزایری و خلعتبری و دکتر سنجابی که از جوانان پاک این شهر هستند مثلاً انتخاب می‌شدند چه ضرری داشت؟ من نمی‌گویم که این آقایان می‌بایستی حتماً انتخاب شوند اما آیا انصاف است که این عناصر عملاً از حق انتخاب شدن محروم شوند؟ اکنون می‌خواهم ثابت کنم که انتخابات تهران را حزب نبرده بلکه صورت ظاهر حزب برده و باطناً قوای دولت این انحصار انتخاباتی را برای حزب دموکرات تأمین کرده است آقایان درست دقت بفرمایند اطلاعاتی عرض می‌کنم که قابل تردید نیست. فعالیت انتخاباتی تهران که به نام حزب بود در واقع به دست وزارت کار و تبلیغات که وجود خودش هنوز قانونی نیست صورت گرفت و قسمت اعظم مخارج آن را از بودجه آن وزارتخانه تأمین کردند. در مهرماه 1325 مقدمات کار را آن وزارتخانه فراهم کرد، تدبیری اندیشیدند و دستگاهی به نام کلاس اختصاص وزارت کار درست کردند که ابتدا 50 نفر گرفته و بعد عده را تقریباً به یکصد و هفت نفر رساندند به این اشخاص مطابق قوانین استخدامی نمی‌توانستند حقوق کافی بدهند این بود که تحت عنوان دانش‌آموز کلاس روزی قریب شصت ریال به عنوان هزینه اعاشه محصل و فوق‌العاده خروج از مرکز (چهل ریال به عنوان هزینه اعاشه و بیست ریال به عنوان فوق‌العاده) کلاس عملاً وجود خارجی پیدا نکرد فقط روزهای اول ماه مهر چند رزوی به عنوان فرمالیته این عده را تحت عنوان کلاس یک‌جا جمع کردند. این عده بودند که در انتخابات تهران چه در شهر و چه در حومه تاخت و تاز کردند.

انتخابات هم که تمام شد تا اول فروردین وزارت کار از بودجه خود تحت عنوان کلاس موهوم جور آنها را کشید قرار بود از اول سال جاری رسماً آنها را به عنوان دون پایه استخدام کنند و به خارج اعزام شوند، لیکن برای جشن سالیانه حزب آنها را نگاه داشته‌اند و جشن هم برگزار شده هنوز در مرکز مانده‌اند هیچ کاری ندارند و برای خود می‌گردند و آماده اجرای اوامر حزبی هستند. اخیراً اکثر آنها در میدان بهارستان مراقب مجلس هستند، این عده برای وزارت کار تا‌کنون یک‌ میلیون و هشتصد هزار ریال تمام شده است یکصد نفر، نفری شصت ریال در مدت ده ماه (از مهر تا تیر) غیر از هزینه سفر که در سال گذشته وزارت کار 000/970 ریال خرج سفر مصرف شده که قسمت مهم آن صرف آمد و رفت همین عده به حومه تهران یا بعضی شهرستان‌ها به منظور انتخابات شده است.

از طرف دیگر وزارت کار در سال گذشته ده عدد اتومبیل جیپ خریده است خرید اینها تماماً مدرک دارد آقایان بنده بی‌مدرک چیزی عرض نمی‌کنم در حدود یک‌میلیون ریال و قریب هشتصد هزار ریال هزینه سوخت و تعمیر آنها را داده، البته غیر از مواجب شوفرها غیر از دو عدد از آنها که در اختیار وزارتخانه بوده بقیه جیپ‌ها برای انتخابات از شهر خارج شده‌اند.

 بقیه دارد.

+++

بقیه جلسه 4

 

چه در حومه تهران و چه در شهرستان‌ها آن عده موسوم به «دانش‌آموز» را به مأموریت حزبی برده یا این که در اختیار بعضی از عاملین سرشناس حزب گذاشته است، برای اثبات مدعای خود اینک چند فقره احکامی از طرف وزارت کار به عهده افراد این عده موسوم به «دانش‌آموز» را با تاریخ و نمره این یک حکم وزارتی است توجه فرمایید برای آقایان می‌خوانم:

1 - شماره 8347 تاریخ 2/9/1325 وزارت کار و تبلیغات

بعضی از نمایندگان - چه ماهی بوده است آقا

اردلان- آذرماه

آقای عبدالله معاذی - دانش‌آموز کلاس اختصاصی وزارت کار و تبلیغات به موجب این حکم به شما مأموریت داده می‌شود که برای فراگرفتن تعلیمات مربوط به لواسانات رفته و زیر نظر بازرسین وزارت کار انجام وظیفه نمایید (خنده حضار) رئیس نظم جلسه را رعایت بفرمایید.

دکتر متین دفتری- کلمه بازرسین را دقت بفرمایید این نمونه سواد را ببینید (یکی از نمایندگان- وزیر کار در آن موقع کی بوده است) (اقبال- اسدی که نبوده است) به موجب این حکم به همین عبدالله معاذی به موجب ابلاغ شماره 8222-2/9/25 از تاریخ 8/1/25 روزانه مبلغ سی و پنج ریال به عنوان هزینه اعاشه و بیست ریال فوق‌العاده اعطا شده است. اینها سند است باز هم از این اسناد داریم برای آقایان می‌خوانم به آقای مرتضی شفیعی دانش‌آموز به موجب حکم نمره 8290-2/9/25 برای فراگرفتن تعلیمات مربوطه به شمیران و کن و سولقان ... این طور می‌نویسد: به موجب این حکم به شما مأموریت داده می‌شود برای فراگرفتن تعملیات مربوطه به کن و سولقان رفته زیر نظر بازرسین وزارت کار انجام وظیفه نمایید وزیر کار و تبلیغات و به موجب ابلاغ شماره 8250-2/9/25 از تاریخ 10/8/25 روزانه مبلغ 40 ریال به اضافه فوق‌العاده اعطا شده است. نظیر این احکام شماره 10637-10/9/25 و شماره 8342-2/9/25 به عنوان آقای ابوالفتح کاظمی و شماره 8240-2/9/25 و شماره 4261-25/7/25 به عنوان علی‌اکبر بیگدلی صادر شده است که آنها هم برای فراگرفتن تعملیات مربوطه به حومه طهران رفته‌اند (ناصری- اگر اینها نبودند توده‌ای‌ها شما را خورده‌ بودند اینها شیر بودند) خوب بود هزینه این شیرها را از مالیه خودتان استخدام می‌فرمودید و به خزانه ملت تحمیل نمی‌کردند. تاریخ این احکام را اگر دقت کنید هر کدام فاصله کمی از شروع اخذ آراء در طهران بوده که به آن فاصله لابد برای وصول و ایصال هزینه سفر از مجرای حسابداری بوده است.

(فرامرزی- آقای ناصری شما خوب بود بروید ورامین ببینید در خوار و ورامین که توده‌ای وجود نداشت. اصلاً مثل این که حیا را از این مملکت صادر کرده‌اند، شما با آقای دکتر متین دفتری مخالفت می‌کنید؟ اجازه بگیرید آقا حرف بزنید ما شما را خوب می‌شناسیم و از سوابق شما هم خوب اطلاع داریم اما جیپ‌های متعلق به وزارت کار که این دانش‌آموزان عصر اتم از اینجا به آنجا برده و همه از تاریخ بیستم آبان 1325 آماده کارهای حزب بوده از این قرار است:

جیپ شماره 424 برای تهران و ساوجبلاغ

جیپ شماره 735 برای رشت و گیلان

از بیستم آبان‌ تحویل آقای ارسنجانی شده بعد از انتخابات در تصرف ایشان مانده به عنوان اداره روزنامه دمکرات ایران (همهمه بعضی از نمایندگان)

رئیس- آقایان نظم جلسه را رعایت بفرمایید حقوق صد و چند نفر دانش‌آموز و این جیپ‌ها به علاوه چون مخارج تبلیغاتی حزب هم بایستی تأمین شود هر حزبی روزنامه‌ای می‌خواهد اما بیچاره احزاب ما که موفق نمی‌شوند حتی یک شماره روزنامه منتشر کنند برای چه بود بالاخره جیپ شماره 736 برای انتخابات حومه طهران و اداره روزنامه بهرام و دیپلمات.

جیپ شماره 739 برای حومه تهران برای انتخابات نجف‌آباد و ساوجبلاغ و غیره.

جیپ شماره 740 برای انتخابات در شهریار حومه طهران و برای خراسان.

جیپ شماره 752 برای سندیکای کارگران و حزب دمکرات تحویل مأمور حزب در سندیکا که از ذکر اسم او خودداری می‌شود، بعد به شیراز برای انتخابات فسا رفته است.

جیپ شماره 854 برای انتخابات حومه تهران،‌

+++

جیپ شماره 741 هم برای حومه تهران.

هر یک از این جیپ‌ها 25 الی سی‌هزار کیلومتر کار کرده‌اند کمک دیگری که از بودجه وزارت کار به حزب می‌شود این است که در ماده 9 بودجه آن وزارتخانه مبلغ 5700000 به عنوان حق‌الزحمه نوازندگان و گویندگان رادیو منظور است که مخارج روزنامه دیپلمات و روزنامه دمکرات ایران و همچنین حق‌السکوت باج سبیل عده‌ای به طور ماهیانه از این کثیف‌ترین نقاط بوده است) (رئیس- پسر ساکت باش حرف زیادی نزن) اکنون برمی‌گردیم به کار انجمن و شکایاتی که انجمن کرده و سفسطه‌ای بیش نیست که حالا یکایک شرح می‌دهم در اینها تردید نداشته باشید زیرا من هیچ وقت بدون سند صحبت نمی‌کنم اگر از روزنامه دمکرات اسم بردم برای انتخابات با روزنامه دموکرات حربه بود برای انتخابات.

دماوندی- راجع به انتخابات صحبت کنید.

دکتر متین دفتری- به تو چه آقای ابوالمکارم شما شاگرد من بودید باید حق استادی را حفظ کنید بگذارید دیگران ایراد کنند (بعضی از نمایندگان بفرمایید) شما شاگرد من بودید آخر اخلاق هم در دنیا یک چیزی است (دماوندی- بدون جهت شما آخر به حزب تهمت نزنید).

رئیس- بین‌الاثنین صحبت نفرمایید.

فرامرزی- منشیتان را اداره کنید.

دکتر متین دفتری- این اعمال وزارت کار بوده است، یک وزارت کاری که هنوز خودش هم صورت قانونی ندارد بنده نمی‌خواهم بگویم که دولت در این کار اطلاع داشته است یا خیر، وزارت کار خودسرانه کرد. پیش خود کرد یا از روی نظریات حزبی بعضی از سرانش کرده من نمی‌دانم بنده آنچه که واقع شده عرض می‌کنم و به عرض آقایان نمایندگان می‌رسانم از بودجه وزارت کار این مخارج را کرده‌اند حالا با اطلاع دولت بوده است یا خیر بنده نمی‌دانم وعده کرده بودم راجع به دفاع انجمن نظار مفصلاً بحث کنم آقای مخبر توجه بفرمایید نظریاتی که در گزارش شعبه به عنوان مدافعات انجمن نظار منعکس شده نمی‌دانم خود شعبه هم این مدافعات را قبول کرده یا این که فقط گزارش داده‌اند اینجا مسائلی موادی هست در این شکایات بنده در آن قسمت‌های مهمش وارد می‌شود که وقت آقایان را تضییع نکنم، قسمت اعتراضاتی که نسبت به انجمن نظار طهران شد در موعد قانونی و دفاعی که کرده‌اند و در پرونده گذارده‌اند معلوم شود که در شعبه چهارم مجلس شورای ملی طرح شده است و در گزارش مخبر هم منعکس است بنده حالا بعضی از مواد آن را جواب می‌دهم آنجا می‌گویند که اعتراض سوم این است که اعضاء شعب از افراد حزبی و شخصیت انتخاب شده و اغلب عضو حزب دموکرات هستند. در جواب این اعتراض خود انجمن گفته است اعضاء از معتمدین محلی انتخاب شده است و اسامی ایشان و اسامی معتمدین قبل در فرمانداری حاضر است و نظر دیگری در کار نبوده است و هیچ شرط دیگری جز معتمد بودن برای عضویت شعبه در قانون نیست بنده آن موارد را گفتم حالا اگر بخواهم بنده تمام صورت افراد کمیسیون‌ها و شعب محلی را اینجا طرح بکنم اهانت به اشخاص می‌شودع اشخاص هم که اینجا نیستند از خودشان دفاع کنند این خلاف اخلاق می‌شود و آن را اهانت می‌دانم، یکی را که عرض کردم شخص معروف به کریم خوشگله که در انجمن دعوت کرده‌اند، نمی‌دانم مشمول این عنوان می‌شود یا نه ولی می‌خواهم یک گله دوستانه‌ای از انجمن نظار بکنم که شما اقتضا داشت آقایانی که در کارخانه بلور یک صندوق تأسیس بکنید و نزدیکان همان کارخانه که نمی‌خواهم اینجا وارد خصوصیات شخصی بشوم به تصدی صندوق قرار بدهند ولی برای دانشگاه تهران که هفت‌ هزار دانشجو دارد یک صندوق نگذارید این انصاف نیست، یکی دیگر راجع به این است که می‌گویند و اعتراض شده در تعیین مدت اخذ آراء 4- مدت اخذ آراء مطابق نظر دولت هفت روز تعیین شده و طرز اخذ آراء صحیح نبوده است یعنی بیشتر از مقدار رأیی که در مدت معین ممکن بوده است گرفته شود در بعضی از صندوق‌ها گرفته شده است و نیز در جریان قرائت آراء در شعبه انبار کالا اسم بعضی‌ها روی اوراق قلم زده شده و به جای آن اسم دیگری نوشته شده است. انجمن مدعی است که این کار را در ملأ عام نمی‌شود کرد راست است اما به وسیله حسین جمهری می‌شود شبانه پاکت‌ها را عوض نموده و به او پنج‌هزار تومان انعام و شغل پر دخل ریاست انبار را داد.

راجع به چند صندوق در بخش 5 که اعتراض شده است در مدت هفت روز چگونه 6600 رأی گرفته شده است ضمن توضیحی که وسیله انجمن از شعبه مزبور خواسته شده جواب داده‌اند حاضرند برخلاف اعتراض معترضین صحت کار شعبه را عملاً ثابت نمایند و اعضای شعبه مزبور را انجمن مرکزی دعوت و حضوراً عمل نموده‌اند ملاحظه شد که در مدت 5 دقیقه 26 تعرفه صادر و در دفتر ثبت کرده‌اند آقایان به فرض در مدت یک پنج دقیقه اشخاص این کار را کرده باشند در صورتی که اگر در جلوی مجلس این کار را تکرار می‌کردند بنده قبول می‌کردم (ملک‌الشعرای بهار- من شاهدم، من به چشم خودم دیدم) اگر شما دیدید فقط یک پنج دقیقه را دیده‌اید. و اما به فرض در مدت یک پنج دقیقه آدم توانست یک کار فوق‌العاده بکند ... آقای انصاف بدهید از صبح تا 7 بعد از ظهر تمام 5 دقیقه‌ها همین قدر ظرفیت را می‌توانند داشته باشند آیا ممکن است در ظرف هفت روز از صبح تا هفت بعد از ظهر یک عده‌ای نه چای بخورند نه سیگار بکشند و هیچ وقفه در کارشان پیدا نشود و مثل ماشین دست آنها حرکت بکند؟ و با کار متودیک مثل سیستم مبلتور که در اقتصاد آقایان می‌دانند به طوری که تمام کارها منظم و یک عده مثل ماشین کار کنند در ظرف 5 دقیقه، ممکن است کار چند نفر چنین راندمانی داشته باشد اما آیا می‌شود تصور کرد که عده‌ای بتواند که در ظرف 7 روز پیش از ظهرها و بعد از ظهرها در تمام 5 دقیقه‌‌های متصل به هم این قدر تعرفه صادر کنند این از محالات است، اگر کسی این را ثابت کرد بنده حاضرم تمام حرف‌های خود را پس بگیرم به علاوه خود آقای استاندار که اینجا حاضر هستند روزی که آقای نخست‌وزیر برای سرکشی به انجمن نظار می‌رفته بودند در جواب ایشان پرسیده بودند که یک تعرفه در چه مدت صادر می‌شود گفته بودند در مدت 5 دقیقه (محمود- این طور نیست آقا) ما که در جراید چرا این طور خواندیم و جنابعالی هم تکذیب نفرمودید.

رئیس- سؤال از اشخاص نفرمایید.

دکتر متین دفتری- یک نکته دیگری که در گزارش شعبه اسم برده شده است و بنده برای این که وارد مسائل شخصی نشوم حتی اسامی اشخاصی که در اینجا چاپ شده است نمی‌خوانم در اعتراض گفته شده است که چطور شد در بین کاندیدهای دولتی در روزهای آخر انجمن در جواب گفته است این عمل در حضور عده‌ای که متجاوز از هزار نفر بوده است غیرممکن بود اما ما اطلاع داریم که حسین جمهری همین حسین جمهری را که چندی پیش هم فوت کرد شب احضارش کردند و او پاکت‌ها را عوض کرد و پنج‌هزار تومان هم بابت این عمل انعام گرفت.

و به علاوه شغل پر دخل ریاست انبار کالا را به او دادند و اگر به تاریخ انتصاب و تصدی او مراجعه و دقت بفرمایید عرض بنده ثابت می‌شود و معلوم است که این کار را هیچ وقت در حضور هزار نفر نمی‌کند.

در مورد دیگر انجمن جواب داده است که بهترین دلیل آزادی انتخابات همانا نطق و تظاهراتی است که از طرف اشخاص می‌شد و کاندیدای خود را با کمال آزادی منتشر و تبلیغ می‌کردند و همچنین آراء زیادی است که کاندیدهای مختلف دادند.

بلی آقایان با ادعا می‌شود همه این حرف‌ها را نوشت ولی اکثر آقایانی که در آن موقع در تهران حضور داشتند و این جریانات‌ را دیدند می‌دانند که من چه عرض می‌کنم و می‌دانند که با دانشجویان دانشگاه چه معامله‌ای کردند وقتی در حزب مردم که بنا شد یک سخنرانی ساده انتخاباتی بشود چه رفتار و عملی انجام دادند روزنامه ارگان یکی از احزاب حاضر است نوشته است که عده‌ای رجاله با کمک پلیس مانع از این می‌شدند که افراد آن حزب اعلانات تبلیغاتی خودشان را به دیوار نصب کنند و حتی الصاق‌کنندگان را مضروب و جلب می‌کردند. ولی برای این که وقت

+++

آقایان تضییع نشود از قرائت متن روزنامه خودداری می‌کنم.

ماده هفتم- گزارش شعبه- آقایان اینجا را توجه بفرمایید یک نکته بسیار شیرینی است «افراد در چند شعبه رأی داده و شناسنامه آنها مهر نمی‌شده و نیز شناسنامه‌های بی‌صاحب و یا از طرف غیر صاحب آنها مورد استفاده واقع شده و از خارج تهران اشخاص را آورده و رأی داده‌اند».

در جواب این اعتراض گفته می‌شود اگر رأی زائد در صندوق ریخته شده باشد طبق ماده 30 قانون انتخابات موجب بطلان انتخابات نیست بلکه باید آراء زائد را از مجموع آراء کسر نموده و مابقی را قرائت نمایند.

و آرای زائد یا از طرف رأی ‌دهندگان عمداً یا سهواً از طرف اعضاء شعبه ممکن است ریخته شود و فرقی نیست بین این که یک نفر زائد بر یک رأی دفعه در صندوق بیندازد یا در صندوق‌های متعدد رأی بدهد و اگر غفلتی در مهر کردن چند شناسنامه هم شده باشد خللی به صحت انتخابات وارد نمی‌آید و بنابر تبعیت از ماده سی در هر مورد که کشف شد که یک نفر بیش از یک نوبت رأی داده نسبت به آراء زاید باید طبق ماده مزبور عمل شود و چون تعداد تعرفه‌های مکرری که اظهار شده به دست آمده بر فرض صحت تزلزلی به اکثریت منتخبین وارد نمی‌آورد از این جهت هم اشکالی وارد نیست و به کار بردن شناسنامه از طرف غیر صاحب آن در چند مورد که کشف شد به انجمن فرستادیم و تعرفه برای دهندگان فوق داده نشد و دلیلی بر این که از خارج حوزه انتخابیه تهران کسی را به تهران آورده و رأی داده باشند به دست نیامده است» اما جواب: انجمن خیال کرده است که ما گفتیم یک نفر تصادفاً موفق شود در یک صندوق عوض یک رأی چند رأی بیاندازد و در این صورت البته وقتی آخر کار صندوق را رسیدگی کردند و حساب کردند و دیدند که عده آراء موجوده در صندوق بیشتر از عده تعرفه‌هایی است که صادر شده است آن زیادی را باطل می‌کنند اما حرف ما که این نبود ما گفتیم که یک نفر موفق شده است از چند انجمن تعرفه بگیرد و در چند صندوق با یک شناسنامه رأی بیاندازد بنابراین چطور ممکن است آن را رأی زیادی منظور کرد زیرا تعرفه او تعرفه مکرر بوده است و رأی هم به اندازه تعرفه ریخته شده است آقایان بفرمایید بنده بدون مدرک صحبت نمی‌کنم این پاکت بنده مملو است از تعرفه‌هایی که اشخاص با شناسنامه واحد موفق شده‌اند هفت الی هشت تعرفه از صندوق‌ها بگیرند اینجا اگر قابل انکار است من حرفی ندارم ... بنده تمام آنها را به مقام ریاست تقدیم می‌کنم. پس تصدیق می‌فرمایید که ... (امینی- بگذارید آنجا ببینم دلایلی که انجمن نظار آورده است که اگر یک نفر چند ورقه رأی داشته باشد در موقع حساب آرا آن زیادی را باطل می‌کنم و از حساب کسر می‌گذاریم صحیح نیست زیرا ماده 30 قانون انتخابات ناظر به موردی است که یک نفر موفق شده باشد که در یک صندوق چند رأی ریخته باشد نه این که یک نفر با گرفتن چند تعرفه در چند صندوق مختلف رأی داده باشد این که گفته‌اند از خارج حوزه انتخابیه کسی را به تهران نیاورده‌اند گمان می‌کنم این موضوع به حد اشباع رسیده‌اند که در جریان انتخابات از سانتیه‌های راه‌آهن در راه قم در راه زنجان در راه سمنان تمام عمله‌ها را حمل و برای رأی دادن به تهران آوردند و سپس مراجعت داده‌اند و اگر بخواهید دلیل و مدرک آن را بدانید خواهش می‌کنم مراجعه کنید به صورت درآمد ترن‌های دولت در آن ایام، و ببینید که ترن‌های دولت همان قدر عایدی داشته‌اند که در ایام عادی داشته‌اند یا خیر و باز در قسمت دهم گزارش انجمن اعتراضی شده است که «در شعبه 5 از بخش 5 انجمن نظار آراء را می‌دیدند که این عمل مخالف ماده 25 قانون انتخابات است بنده ماده 25 را از اول می‌خوانم که موضوع درست روشن شود.

ماده 25 می‌گوید- دادن رأی باید مخفی باشد و به این جهت رأی‌دهندگان قبل از ورود به مجلس انتخاب اسامی یک یا چند نفر منتخبین خود را مطابق عده‌ای که اعلان شده است در کاغذ سفید بی‌نشان باید نوشته پیچیده با خود داشته باشند بنده می‌خواهم توجه آقایان را جلب بکنم (به کلمه پیچیده) که در قانون صریحاً ذکر شده است حال ببینیم در جواب اعتراض ما انجمن چه گفته است آقای ممقانی جنابعالی قاضی هستید درست توجه بفرمایید.

انجمن می‌گوید: آقای احمد اخوان فوراً‌ برای بازرسی اعزام شدند و چنین گزارش می‌دهند که اعضای نامبرده برای وقت این که هر نفر بیش از یک ردی در صندوق رأی نیندازند. رأی‌دهندگان را وادار کرده بودند ورقه رأی را رو به خود گرفته باز نمایند برای این که ببینند مبادا دو تا رأی داده باشند اقرار انجمن تخلف از ماده 25 صریح است: قانون می‌گوید که رأی را باید پیچیده همراه داشته در صندوق بیاندازند و خود قانون راه تقلب آن را هم در صورتی که احیاناً یکی دو رأی زیادی ریخته شود پیش‌بینی نموده و ماده 30 ناظر بر این مورد است به این جهت با وجود صریح دو ماده 25 و 30 عمل انجمن به خلاف قانون بوده است، و اما یک نکته را انجمن فراموش کرده است جواب بدهد و آن این است، در شکایاتی که ما به انجمن نوشته بودیم این طور تذکر داده بودیم که «اعتراضات ما منحصر به مواد فوق نیست اطلاعات و اعتراضات دیگری هم داریم از قبیل اعتراض به قرائت آراء و غیره که قبل از اطمینان به رسیدگی انجمن نمی‌توان آنها را اظهار کرد و چنانچه از روی حقیقت انجمن نظارت مرکزی برای رسیدگی حاضر شود و یک عده از مأمورین قضایی محل وثوق و بعضی از معتمدین شهر را در این رسیدگی شرکت دهند و بلادرنگ دفاتر انجمن صورت مجالس و مهر‌ها و صندوق‌ها و آنچه را که در تصرف انجمن‌ها بوده توقیف و تأمین نمایند شهود و مطلعین حاضر خواهند بود که اطلاعات خود را از بی‌ترتیبی‌هایی که در جریان انتخابات واقع شده اظهار کنند و از طرف امضاکنندگان هم نمایندگانی برای دادن توضیحات بیشتری حاضر خواهند شد و چنانچه قبل از این رسیدگی اقدامی از طرف انجمن نظارت مرکزی انتخابات تهران در صدور اعتبارنامه‌ها بشود در انظار ملت ایران که تصمیمی غیرعادلانه و برخلاف قانون تلقی شده و نتیجه آن معلوم است به کجا منتهی خواهد شد) آقایان مقصود این است ما در طی شکایاتی که در هفته اعتراض به انجمن دادیم تمام اعتراضاتی که مدلل بود نوشتیم ولی یک سلسله شکایات دیگری داشتیم که برای اثبات آنها محتاج به تأمین دلیل بودیم، آقایانی که در عدلیه کار می‌کنند می‌دانند که ادله جرایم را در حین وقوع و قبل از محو شدن باید تأمین کرد، جرائمی هست که به آنها جرایم مشهود می‌گویند که اگر در موقع خودش آثار جرم را تأمین کردند بعد به آسانی می‌شود جرم را ثابت نمود ولی اگر آثار جرم از بین رفت دیگر نمی‌شود آن را ثابت کرد، ما از انجمن خواستیم و گفتیم خوب اسست که یک مأمور قضایی به کارهای شما رسیدگی بکند تا بعدها شما مورد اعتراض قرار نگیرید و به شماها نتوانند ایراد کنند مثلاً وقتی که شما ورقه‌های رأی را سوزاندید ما دیگر چطور می‌توانیم نشان بدهیم که ده‌ هزار رأی به خط یک نفر نوشته شده است در صورتی که ما شهودی داشتیم و آنها دیده بودند که تمام ورقه‌ها که خوانده می‌شود همه به یک خط است این عمل خودش مخالف سری بودن رأی است اگر شما آن وقت اجازه داده بودید که ما حرفمان را بزنیم ما به شما نشان می‌دادیم که تمام آراء صندوق راه‌آهن یا صندوق‌های دیگر که مورد شکایت بوده است این‌ها تمام آراء‌اش به خط یک نفر بوده است. دکتر طبا بی‌سوادها چکار کنند اگر بخواهند رأی بدهند؟) بلی ما مثلاً می‌توانستیم به شما ثابت کنیم که در شهرستانک و آدران که رفتند رأی بگیرند اهالی مقاومت کردند و رأی ندادند بالاخره شناسنامه‌هایی را از خارج آوردند و تعرفه‌ها را نوشتند و آرایی هم در صندوق ریختند ولی جز 93 رأی که از کارخانه گاجره است بقیه که قریب هزار تا رأی و چند صد می‌باشد همه بدون صاحب است آقایان من خلاف نمی‌گویم اکنون هم حاضریم ثابت کنیم اگر شما آقایان مخبر شعبه نشان دادید که یک تعرفه یعنی یکی از تعرفه‌های شهرستانک صاحب داشته باشد و آن را در شهرستانک به ما تحویل دادید بنده تمام این اعتراضات خودم را پس می‌گیرم البته غیر از آن 93 نفر که عرض کردم. ما شهود و دلایل زیادی داریم که طرز رسیدگی مجلس شورای ملی به اعتبارنامه‌ها اجازه نمی‌دهد که بنده بتوانم از آنها در اینجا استفاده کنم

+++

اگر طرز رسیدگی تشکیل یک کمیسیونی را اجازه می‌داد بنده شهودی می‌آوردم تا ملاحظه بشود و معلوم گردد که دلایل ما مبنی بر عدم آزادی انتخابات خیلی بیش از اینها می‌باشد.

رئیس- یک پیشنهاد مفصل رسیده است آقای دکتر اگر اجازه می‌فرمایید جلسه ختم شود.

دکتر متین دفتری- بنده موافقم.

رئیس- اگر آقایان اجازه می‌فرمایند جلسه را به عنوان تنفس ختم کنیم، جلسه آینده به روز سه‌شنبه ساعت 5/8 صبح موکول می‌شود.

(مجلس مقارن یک ساعت بعد از ظهر ختم شد)

آقای عبدالکریم خطیبی سردفتر رسمی شماره 8 ملایر

چون به موجب دادنامه قطعی مورخه 4/4/26 دادگاه بدوی انتظامی سردفتران نتیجه رسیدگی به تخلفات شما منتهی به محکومیت مندرج در شق دو از ماده 42 قانون دفتر اسناد رسمی (توبیخ با درج در روزنامه رسمی) گردیده لذا اداره کل ثبت به این وسیله مفاد دادنامه مزبور را در مورد شما اجرا می‌نماید.

مدیر کل ثبت

آقای جلال علوی سدهی

به موجب این ابلاغ دفتر شما در دهکده‌های زمان و اندوان ماربین اصفهان برای ثبت ازدواج رسمیت می‌دهد.

وزیر دادگستری

آقای مرتضی شکوری سردفتر اسناد رسمی و ازدواج

ابلاغ شماره 14966- 31415- 26/11/25 موضوع معافیت شما از تصدی دفاتر اسناد رسمی و ازدواج فریمان ملغی‌الاثر می‌شود کمافی‌السابق مشغول انجام وظیفه شوید.

وزیر دادگستری

آقای حسین برومند فومنی

به موجب این ابلاغ دفاتر شما را در فومن برای ثبت ازدواج و طلاق رسمیت می‌دهد.

وزیر دادگستری

آقای محمد امینی سردفتر اسناد رسمی شماره 15 شاهرود

چون به موجب دادنامه قطعی مورخه 19/3/26 دادگاه بدوی انتظامی سردفتران نتیجه رسیدگی به تخلفات شما منتهی به محکومیت مندرج در شق دو از ماده 42 قانون دفتر اسناد رسمی (توبیخ با درج در روزنامه رسمی) گردیده لذا اداره کل ثبت بدین وسیله مفاد دادنامه مزبور را در مورد شما اجرا می‌نماید.                        

مدیرکل ثبت

انتصابات و احکام

در وزارت کشور

آقای محمود منطقی رئیس دایره دوم اداره کارگزینی از تاریخ 7/5/1236 به سمت فرمانداری شاهرود منتقل شدند.

آقای علی‌اکبر میر شب بازرس وزارتی از تاریخ اول مرداد 1326 به سمت فرماندار ساوه منتقل شدند.

آقای هادی شاهنواز فرماندار شهرستان ساوه از تاریخ اول مرداد 1326 به سمت فرماندار شهرضا منتقل شدند.

وزارت فرهنگ

آقای محسن حداد به ریاست دبیرستان دارالفنون منصوب شدند.

+++

بقیه جلسه 4

 

صورت مشروح مذاکرات مجلس روز سه‌شنبه سیزدهم مرداد ماه یک‌هزار و سیصد و بیست و شش

 

فهرست مطالب:

1- بقیه مذاکرات انتخابات تهران و تصویب پنج فقره اعتبارنامه

2- بیانات آقای دکتر شفق راجع به یادآوری ارواح شهدای آزادی و یک دقیقه سکوت برای آن

3- ختم جلسه به عنوان تنفس

 

مجلس ساعت نه و پنجاه دقیقه صبح به ریاست آقای رضا حکمت به عنوان بعد از تنفس تشکیل گردید.

رئیس- جلسه قبل هم چون به عنوان تنفس تعطیل شده امروز صورت‌جلسه نیست آقای دکتر متین دفتری بقیه بیانات خودتان را بفرمایید (آشتیانی‌زاده- بنده یک پیشنهادی کرده بودم.)

دکتر متین دفتری- در جلسه قبل بنده در مقدمه نطق خودم رؤس مسائل مسئله شکایتی که از انجمن نظار تهران داشتم عرض کردم و نصب‌العین حضور آقایان کردم که انجمن نظار اولاً از بی‌طرفی خارج شده بود، مأمورین شهرداری هم به این رویه کمک می‌کردند، در اخذ آراء و در قرائت آراء هم کاملاً‌ معلوم شد که انجمن از بی‌طرفی خارج شده است و حتی مدارکی خدمت آقایان ابراز کردم از قبیل عکس و کارتی که حکایت می‌کرد از این که به ناظرین و جوان‌های تحصیل‌کرده تعرضی کردند، به دانشگاه تعرض کردند به باشگاه حزب تعرض کردند و احزابی که با هم ائتلاف داشتند. احزاب آزادیخواه که برای آزادی انتخابات مبارزه می‌کردند اینها مورد تعرض واقع شدند، در ضمن اسامی که ذکر شد، از بین جمعیت‌های مبارز اسم یکی از جمعیت‌ها را بنده متأسفانه فراموش کردم که مورد گله واقع شده بود و آن جمعیت فرزندان ایران است که آنها هم جزء جمعیت مؤتلفه بودند و با کمال رشادت مبارزه می‌کردند و هم‌چنین در جواب گزارش آقای مخبر محترم مدلل کردم که اولاً انجمن‌های فرعی اکثراً از اشخاصی تشکیل شده بود که ابداً صلاحیت نداشتند، سابقه نداشتند در انتخابات مورد اعتماد در عمل خودشان نبوده‌اند، دیگر این که در حین قرائت آراء یک مقداری از اوراق را عوض کردند، یک پاکت پر از تعرفه اشخاصی که موفق شده بودند با یک شناسنامه در چندین جا تعرفه بگیرند، برای این که انجمن‌های فرعی شناسنامه‌ها را عمداً مهر نزده بودند و اینها موفق شده بودند که با یک شناسنامه چندین تعرفه بگیرند، نشان دادم و همین طور استناد کردم به دفتر بنگاه راه‌آهن که در آن ایام انتخابات درآمد راه‌آهن ایران از آن خطوطی که منتهی به تهران می‌شود نکث فاحشی کرده بود برای این که عمله‌جات کارخانه‌های عرض راه را مجاناً حمل می‌کردند و از شناسنامه‌هایشان، از وجودشان، استفاده می‌کردند همچنین متذکر شدم که انجمن در گزارشی که داده است و مورد رسیدگی شعبه 4 واقع شده اقرار کرده است که در بعضی از انجمن‌های فرعی اوراق رأی را قبل از ریختن در صندوق می‌دیدند و کنترل می‌کردند، بالاخره این نکته را متذکر شدم که معترضینی در هفته اعتراض از انجمن درخواست کردند که جرائمی ارتکاب شده است در حین انتخابات و اینها جرائم مشهوده است و بایستی تأمین بشود و تقاضا کردند که به وسیله مأمورین قضایی این آثار و علائم جرم را برای این که بعد محو نشود تأمین بکنند و انجمن هیچ توجهی به این عرایض معترضین نکرد. این خلاصه اعتراضاتی بود که در جلسه قبل گفته شد و امروز بنده برای تذکر آقایان به طور فهرست‌ در اینجا یادآوری کردم. در این فاصله و حتی در حین جلسه از طرف بعضی از آقایان ایراد شد که چرا بنده در ضمن بیانات خودم به حزب دموکرات ایران اعتراضاتی کرده‌ام یا حمله‌ای کرده‌ام در همان وقت اگر خاطر آقایان باشد گفتم بنده یک شخص منفی‌بافی نیستم و اساساً وجود یک حزبی و خصوصاً حزب بزرگ و احزاب آزادیخواه را در این کشور لازم می‌دانم (صحیح است) منتها

+++

بنده یک ایراداتی گرفتم بر حزب دمکرات ایران و آن هم تا حدی که مربوط بود به جریان انتخابات تهران البته مجبور بودم که در این قسمت وارد شوم برای این که می‌خواستم ثابت کنم که در انتخابات تهران، به نام حزب یک عملیات بی‌رویه‌ای شد و آزادی را از سایر جمعیت‌های آزادیخواه سلب کردند. بنده از ابتدای نطقم اگر خاطر آقایان باشد عرض کردم که در واقع طرف شکایت بنده انجمن انتظار تهران است ولی چون در عمل بین انجمن نظار و سازمان‌های حزب دموکرات ایران و وزارت کار و تبلیغات یک همکاری شدیدی بود و در واقع اسمش از همکاری بالاتر، یکی شده بودند این دستگاه‌ها و حتی اشخاص معینی در آن واحد در هر سه دستگاه شرکت داشتند و شرکت مؤثری هم داشتند این بود که انجمن ناچار از بی‌طرفی خارج شد و مجری اوامر این دستگاه بود. وزارت تبلیغات هم به طوری که عرض کردم عده‌ای را از بودجه خود برای خرابکاری در انتخابات استخدام کرده بود و تجهیزات لازم را در اختیار آنها گذاشته بود. نتیجه این مقدمات این بود که بین این سه دستگاه را بنده نتوانستم از هم تفکیک کنم، برای این که این سه دستگاه که تبدیل به یک دستگاه واحد شده بود موفق شد انتخابات را به نفع اشخاص معین در شهر تهران تمام بکند. وقتی که صحبت از آن عده اشخاصی شد که وزارت کار به اسم دانش‌آموز برای فراگرفتن تعلیمات مربوطه تحت‌نظر بازرسان به حومه‌ها فرستاده بود این را بنده نمی‌دانم اشتباهی کرده‌ام یا خودم خاطرم نیست که گفته باشم این آقایان هیچ سواد ندارند. بنده یادم نمی‌آید ولی منظورم این بود که این اشخاص واجد شرایط استخدامی نبودند که بتوانند روزی 6 تومان بگیرند، این را بنده گفتم، قانون استخدام یک شرایطی دارد و اینها که از طرف وزارتخانه استخدام شده بودند آنچه که بنده تحقیق کردم و اطلاع دارم کسانی نبودند که بتوانند مطابق مقررات اداری روزی شش تومان بگیرند، این را گفتم، حالا سواد داشتند یا نداشتند نمی‌دانم. اینجا بنده نمی‌خواستم وارد در بعضی مسائل بشوم اما چون بعضی از آقایان در جلسه قبل اعتراض کردند بنده ناچار شدم جوابش را عرض کنم. اینجا آقای ناصری فرمودند این اشخاص تجهیز شده بودند برای مبارزه با حزب توده بنده نمی‌دانم این حرف تا چه اندازه صحیح است اما ناچارم به عرض آقایان برسانم که اثبات شیئی نفی ماعدی نمی‌کند و در تهران جمعیت‌هایی وجود داشته و دارند که معروفند به آزادی‌خواهی، معروفند به وطن‌پرستی و هیچ گردی به دامنشان نمی‌تواند بنشیند خصوصاً شخصیت این جمعیت‌ها را از حیث میزان این جمعیت‌ها می‌توان تشخیص داد. از آقایان می‌پرسم آیا آقای سید محمدصادق طباطبایی توده‌ای بوده یا آقای حاج سید ابوالقاسم کاشانی آقای امام جمعه و دیگران و آقای جمال امامی که خودشان هم بعد در آخر کار کنار رفته بودند و داوطلب انتخابات هم نبودند اینها توده‌ای بودند که بگوییم این تشکیلات برای این بود که مبارزه با توده‌ای‌ها بکند اینها همه جمعیت‌هایی بودند که ائتلاف داشتند و مبارزه می‌کردند برای آزادی انتخابات تمام جمعیت‌هایی بودند که در وطن‌پرستی‌شان، در ایمان به قانون اساسی، در ایمان به سلطنت مشروطه ایران و به اسلام هیچ کس نمی‌تواند تردید بکند اما این که گفته شد که بنده بهشان عرض کردم اگر شما می‌خواستید این تجهیزات را بکنید چرا از پول دولت یا از بودجه تبلیغات کردید بنده آنجا اسم دولت را نبردم، اسم وزارت کار و تبلیغات را بردم، بنده نمی‌دانم دولت در این کار تا چه اندازه دخالت  داشته، بنده آنچه که واقع شده عرض کردم و گفتم که اشخاصی را استخدام می‌کردند به قول آقای ناصری برای مبارزه با حزب توده ولی عملاً مورد دیگری بود، بنده معتقدم همان طور که عرض کردم هر حزبی اگر بخواهد در کشور پایدار بماند باید متکی باشد به فعالیت افراد خودش و به درآمد‌های مشروعی که از طرف افرادش با فعالیت افرادش جمع می‌شود،‌ حزب می‌تواند از افرادش سهمیه بگیرد، حزب می‌تواند از افرادش هدایا بگیرد و به رسم هبه اموالی تحصیل بکند از اعضاء رسمی خودش، حزب می‌تواند نمایش بدهد، حزب می‌تواند برای توسعه عملیاتش درآمدهای مشروع تحصیل کند. اما حزب نمی‌تواند از مالیه دولت از صندوق دولت استفاده بکند. این حرف بنده است مثلاً به طوری که معروف است و حتی در جراید منعکس شد به عنوان مصاحبه با رهبر کل حزب گفتند که در حزب دوهزار تومان- ببخشید- دومیلیون تومان از راه حق‌العمل یا حق‌الزحمه جوازها در یک صندوقی جمع شده است به عقیده بنده این پول به حزب تعلق نمی‌تواند بگیرد! (صحیح است) این پول مال ملت ایران است! (صحیح است) خلاصه این آقایانی که استخدام شدند اینها برای مبارزه آن طوری که آقای ناصری گفتند نبود، اینها مطابق اطلاعات صحیحی که ما داریم در ایام اخذ آراء در صندوق‌ها همه روزه آخر وقت صورت تعداد کل آرایی که در صندوق‌های بالنسبه آزاد ریخته می‌شد از قبیل محلات شمالی که تحت کنترل آنها نبود می‌گرفتند و همه را فرض می‌کردند که مال مخالفین است یک فرض اماره‌ای مخالفین است و در همان شب این آقایان با وسایلی که داشتند با یک تناسب معین از آن صندوق‌های کذایی که مدعی هستند توانسته‌اند در ظرف 7 روز در هر 5 دقیقه فلان قدر رأی بگیرند این قدر رأی می‌ریختند و می‌خواستند میزان را حفظ بکنند و به این ترتیب موفق شدند که آراء تهران را برخلاف گذشته، برخلاف سوابق عملی به 80 هزار برسانند. ملاحظه بفرمایید در دوره چهاردهم این همه فعالیت بود،‌ احزاب مختلف بود بیش از چهل‌هزار رأی نتوانستند جمع بکنند این‌ دفعه هشتاد هزار رأی در صندوق‌های تهران ریخته شد. سرش همین بود که بنده عرض کردم. همین طور این آقایان و حتی بعضی از اشخاص پادویی که جزء این چند نفر بودند موفق شدند که چند صندوق از صندوق‌های لواسانات را عوض بکنند، بعضی از صندوق‌های دیگر را عوض بکنند بنده اسامی اشخاصی که مرتکب این عمل شده‌اند همه را می‌دانم ولی چون عادت به پرده‌دری ندارم و خصوصاً این که آنها اینجا حاضر نیستند که از خودشان دفاع بکنند از بردن نام آنها خودداری می‌کنم بنابراین اگر بنده شکایت کنم که انجمن نظار تهران در مقابل این جریانات هیچ عکس‌العملی از خود نشان نداد آقای سید هاشم وکیل نباید گله بکند از بنده برای این که همین آقای وکیل بودند که در انجمن دوره چهاردهم شرکت داشتند و آن انجمن موفق شد از مداخلات بی‌رویه شهرداری که عشری از اعشار مداخلات این شهرداری نبود جلوگیری کرد آن وقت آقای وکیل ما شما را ستایش کردیم، بنابراین نباید گله کنید ما روی اصول صحبت می‌کنیم، بنده از آن انجمن دوره چهاردهم شخصاً‌ دلخوشی ندارم، حق بنده در آن انجمن تضییع شد، بنده در آن موقع در بازداشتگاه متفقین در اراک زندانی بودم، آراء بنده را در آن زمان تاراج کردند و حتی اجازه ندادند که اسم بنده را در جراید منعکس کنند و بنده از آن شکایت دارم. ولی حق را باید بگویم، آن انجمن با کمال شجاعت وظیفه خودش را در آن قسمت‌هایی که می‌توانست انجام بدهد انجام داد. باز هم تکرار می‌کنم که بنده راجع به حزب دموکرات ایران قصد حمله نداشتم و ندارم و در آن روز هم آنچه که گفتم راجع به انتخابات تهران بود و از آن حد تجاوز نکردم و نمی‌خواهم تجاوز کنم، ولی از اظهار یک تأسف در اینجا نمی‌توانم خودداری کنم که یک حزبی که می‌خواهد ایران‌مداری بکند باید این قدر وسعت نظر داشته باشد و برای آزادی افکار این اندازه احترام قائل باشد! وارگان رسمیش به دست‌هایی اداره نشود که ستون‌های روزنامه حزب را وقف فحاشی و هتاکی و حتی ترور کردن نمایندگان کنند! و این عمل در زمانی صورت بگیرد که عده‌ای از روزنامه‌های تهران و مدیران آنها را به جرم این که چرا تندی در انتقاد می‌کنند در همین روزها، در همین روزهایی که هستیم فرمانداری نظامی با شدت هرچه تمام‌تر مشغول بازجویی از آنهاست! در یک همچو ایامی این کارها صورت می‌گیرد! آیا جواب اعتراض به جریان انتخابات تهران و تقدیم مواد شکایات با ذکر اسناد و ادله به مجلس شورای ملی دادخواهی به نام طبقه تحصیل‌کرده شهر تهران جوابش ناسزاگویی در روزنامه رسمی حزب است! آن هم به سبکی که بر عهده روزنامه‌های خیلی معمولی است در جلسه گذشته بعضی از آقایان در وسط صحبت بنده به اصطلاح خواستند پارازیت بیندازند و با تهدید یا مخالفت با اعتبارنامه بنده که هنوز مطرح نیست خواستند بنده را از میدان در بکنند ولی بنده با این که هیچ تکلیفی به دفاع از این موضوع ندارم ولی ناچارم یک اشاره‌ای بکنم که سوابق خدمت من طوری است که به من حق می‌دهد ادعا کنم که در تمام ایران مخصوصاً آذربایجان بنده را خوب می‌شناسند البته اگر معروفیت محلی این باشد که انسان دارای املاک زیادی باشد و رعایا را مثل رمه گوسفند سینه بکند به طرف صندوق انتخابات بنده در هیچ جای ایران همچو معروفیتی ندارم ولی بنده در زمانی که در خدمت بودم شخصاً به اکثر ولایات ایران برای سرکشی رفتم و در اکثر نقاط آذربایجان برای رسیدگی به شکایات و تظلمات مردم رفتم و مردم مرا خوب می‌شناسند و همچنین اطمینان داشته باشید که رؤسای ایل محترم شاهسون و وجوه اهالی مشکین‌شهر خودشان داوطلب شده‌اند در انتخابات بنده و به شهادت آقایان دکتر مصباح‌زاده و فرامرزی و تمام دستگاه‌ روزنامه کیهان بنده در مشکین‌شهر

+++

هم مثل طهران برای آزادی انتخابات مبارزه کرد بنده میل دارم که نمایندگان محترم نسبت به یکدیگر احترام متقابل داشته باشند و به افکار یکدیگر احترام بگذارند و الّا مجلس کاری نمی‌تواند از پیش ببرد ما مجالس کشورهای دیگر را دیده‌ایم در کنفرانس‌های بزرگ بین‌المللی شرکت کرده‌ایم و دیده‌ایم اشخاصی که نظریات کاملاً متضاد دارند حرف یکدیگر را گوش می‌دهند و به یکدیگر احترام می‌گذارند. از لجن‌مال کردن اشخاص جز ضرر در اوضاع و احوال فعلی کشور چه نفعی عاید می‌شود! اگر این رویه در مجلس شورای ملی ترک نشود (اگر می‌گویم) که خدای نخواسته منتهی بشود به به هم خوردن مجلس که بعضی‌ها هم در کمین چنین پیشامدی هستند، لااقل طوری خواهد شد که مجلس متشنج شود و هیچ کاری از پیش نرود ما بای از این خطرها احتراز بکنیم. بالاخره ملاحظه فرمودید که در مقابل تعرضاتی که در جلسه گذشته نسبت به بنده سکوت کردم اما اگر بعد از نطق بنده جواب‌هایی داده شود که از حدود نزاکت و ادب و ایراداتی که بنده در حدود انتخابات تهران کردم تجاوز بکند بنده هم ناچار خواهم بود یک عرایضی به عرض مجلس برسانم که اگر خدای نخواسته تشنجی ایجاد شد بنده مسئولش نخواهم بود. حالا از این جمله معترضه می‌گذریم و برمی‌گردیم به مسئله شکایت انتخابات و قبل از ختم کلام ناچارم چند نکته را نصب‌العین بکنم. آقایان، عرایضی که من کردم در درجه اول به نام طبقه تحصیل‌کرده و کلیه فرهنگیان این شهر است،‌ تهران مرکز فرهنگی این مملکت است. در تهران وجوه اهالی تمام کشور جمع‌اند تهران به حکم افضلیت همیشه استحقاق استفاده بیشتری داشته. طهران و شهرهای بزرگ مخصوصاً تبریز از حیث آزادی انتخابات عملاً امتیاز داشته‌اند. با اهالی این شهرها نمی‌شود معامله‌ای کرد که با اهالی دهات دوردست می‌کنند! اگر غیر از این باشد پس فایده فرهنگ در کشور چیست! این طرز عملی با اهالی مراکز بزرگ کینه‌هایی ایجاد می‌کند که عواقب وخیم خواهد داشت. نمایندگان دوره چهاردهم به این مسائل مهم توجه نکردند این است که عده‌ای از آنها که از معرکه دور مانده‌اند از کرده خود پیشیمان هستند احساسات مردم را جریحه‌دار نباید کرد و بین مردم و مجلس شکاف نباید ایجاد نمود. مجلس اگر متکی به افکار عمومی طبقات فاضله نباشد کاری از پیش نمی‌تواند ببرد. بنده به خاطر دارم روزی که از تحصن درباره خارج شدیم و اعتراضاتشان بی‌اثر ماند و متحصنین تصمیم گرفتند که در انتخابات دخالت نکنند یک نفر پیرمرد، پیرمرد آزادی‌خواه از محترمین اصناف که دو شبانه‌روز در سرمای زمستان با حال کسالت در خیابان پشت دربار مانده بود و ایستادگی کرده بود گریه می‌کرد و می‌گفت من پیرم از من می‌گذرد ولی دلم به حال این جوان‌ها می‌سوزد که درس بدی به آنها داده شد، به آنها فهماندند که سعی و عمل از راه راست در این کشور فایده ندارد!‌ خدمت کردن به مردم و کسب وجاهت از این راه ارزشی ندارد! قوانین ملعبه است و باید از راه تقلب به مقصود رسید! همین آقای دکتر معظمی حاضر نماینده محترم می‌فرمودند ایامی که به دانشگاه هجوم می‌آورند و دانشجویان افسرده و کسل بودند به من ایراد کردند که معلوم می‌شود تمام این درس‌هایی که در دانشکده حقوق به ما می‌دهد و قوانین را که تشریح می‌کند تمام دروغ است! فکر کنید اگر جوانان این کشور این طور روحیه‌شان متزلزل بشود چقدر برای آینده کشور خطر دارد. آقایان همیشه روزگار به حال کسانی که بر توسن کامرانی نشسته‌اند مساعد نیست، اگر بنا شود شرط انتخاب شدن تمایل زمامداران وقت باشد این تمایل را اشخاص با عقیده و شرافت نمی‌توانند تحصیل کنند! خزانه دولت را هر قدر تهی بکنند دولت می‌تواند همیشه چند دستگاه جیپ بخرد و آنها را در انتخابات به کار بیندازد! جیب‌های دولتی امروز برای یک عده‌ای کار می‌کند و فردا که آن عده از چشم افتادند، از کار افتاده‌اند برای عده‌ای دیگر کار خواهد کرد و آنان باید انگشت ندامت بگزند برای روزهای نامساعد ملجأیی بهتر از قوانین یافت نمی‌شود. قوانین اگر محترم بمانند همه از آن استفاده می‌کنند قوانین فرقی بین دوست و دشمن نمی‌گذارد، اگر قوانین را فراموش کنیم اگر عناوینی که مورد شکایت من است سابقه بشود و به قول مرحوم مستوفی‌الممالک قبح و قباحت برود روزی پیشمان می‌شویم که دیگر سودی نخواهد داشت. ما همه دیر یا زود می‌میریم و یا از کار برکنار می‌رویم ولی ایران پایدار است و باید برای اعقاب ما بماند. حیات ایران بسته به احترام قوانین است خلاف قانون بودن انتخابات تهران در دوره پانزدهم به قدری آشکار و واضح بود که احتیاج به بیان و اقامه دلیل نداشت و ندارد و اگر در عرایض من تردید دارید حکم بفرمایید تحت‌نظر مجلس مراجعه به آراء عمومی شود، مراجعه به آراء عمومی اهالی تهران یک رفراندوم بکنید اگر صحت انتخابات را اهالی تصویب کردند ضرری نکردیم بلکه نمایندگان قوی‌تر خواهند شد و می‌توانند به اتکاء افکار عمومی همیشه انجام وظیفه نمایند. اگر تصدیق نکردند، عدم رضایت اهالی برای ما ضرر دارد،‌ خطر دارد احتراز خواهیم کرد. در هر صورت اهالی تهران و تمام طبقات فاضله این شهر نگران هستند که شما آقایان چه تصمیمی اتخاذ می‌فرمایید و برای حق مسلم آنان که به موجب قانون اساسی مقرر شده چه تضمینی قائل می‌شوید! چند هزار نفر تحصیلکرده‌های این شهر که معنی انتخاب کردن را خوب می‌فهمند و به قانون علاقه‌مند هستند از تکرار قانون‌شکنی‌ها دلگیر شده‌اند چگونه مطمئن باشند که این دفعه مشروطیت ایران را از دستبرد حوادث مصون و ایمن می‌داریم بنده دیگر دیگر عرضی فعلاً ندارم مگر این که جوابی لازم باشد گفته شود.

رئیس- آقای مهندس خسرو هدایت بر طبق ماده 109 اجازه صحبت خواستند بفرمایید صحبت کنید (امینی- مخبر مقدم است) خیر ماده 109 می‌گوید که خارج از نوبت باید اجازه داده شود.

مهندس خسرو هدایت- بنده در تمام مدتی که توفیق آمدن به مجلس را خواهم داشت نظرم این است که حتی‌المقدور مزاحم آقایان نشوم چون از هر جهت سایر آقایان نمایندگان برای ایراد نطق و اعتراض حق تقدم به بنده دارند و بنده نمی‌خواهم با بیان افکار خودم وقتشان را بگیرم ولی چند نکته بود که بر بنده ضرورت ایجاب کرد که به استحضار آقایان برسانم. اصل کلی اخلاق ایجاب می‌کند که انسان نسبت به آنچه که مورد احترام قومی است احترام بگذارد ولو آن که مورد احترام قومی است احترام بگذارد ولو آن که خودش برای آن احترام قائل نباشد و ما این را عملاً فرداً فرد انجام کرده‌ایم مثلاً ما وقتی به کلیسا می‌رویم با این که کاتولیک نیستیم کلاً همان را برمی‌داریم و در مقابل آنچه که مورد احترام عده کثیری از اهالی دنیاست بی‌احترامی نمی‌کنیم بنده قطع دارم که وقتی ما یک جایی برویم که مردم آنجا بت‌پرست باشند و بتخانه داشته باشند ما اگر به آن بتخانه برویم قطعاً به آن بت‌ها بی‌احترامی نخواهیم کرد با علم به این که آن بت فقط از چوب ساخته شده است و یا هیچ یک از خواص قابل احترام را ندارد. بنده می‌خواهم گله کنم از این که در مذاکرات جلسه قبل نسبت به حزب دموکرات ایران که مورد احترام قسمت عمده‌ای از افراد کشور است (صحیح است) نمی‌بایستی بی‌احترامی شده باشد ولو این که بد باشد و همچنین وجود حزب نمی‌تواند بد باشد این که ما بگوییم مثلاً فلان مملکت، مملکت بلژیک بد است،‌ ممکن است مملکت بلژیک بد باشد،‌ ممکن است اشخاص بد داشته باشد ولی به طور کلی نمی‌تواند بد باشد، یک حزب نمی‌تواند بد باشد و حزب دموکرات ایران چون مورد احترام عده کثیری به عقیده بنده و به عقیده بعضی عده قلیلی اشخاص است نباید مورد اعتراض و حمله واقع شود. آنچه که مورد استعجاب جناب آقای دکتر متین دفتری شده و مکرر فرمودند این است که یک افرادی رفته‌اند و به یک اشخاص معینی رأی داده‌اند و اظهار کردند این آراء در یک شرایط معینی داده شده و در یک شرایط معینی خوانده شده حتی نام چاقو و چاقوکشی را هم بردند بنده در اینجا یک نکته را می‌خواهم عرض کنم که اساساً باید تفکیک کرد و معلوم کرد که در چه موقع هو کردن و چاقو کشیدن بد است، اگر یک نفر آدم گردن ‌کلفت بیاید در منزل بنده و دست و بال بنده را ببندد و شروع کند به جمع‌آوری اثاثیه بنده هو می‌کنم، داد می‌کنم، فریاد می‌کشم من این هو را در مقابل چپاول می‌کنم، وقتی که یک عده‌ای تصمیم بگیرند برعلیه تجزیه‌طلبی قیام کنند دستگاه اجنبی‌پرستی را جمع کنند و اسلحه‌ای نداشتند اگر چاقو است با چاقو اگر چماق است با چماق اگر ندارند با سینه خودشان پس آن اشخاصی که می‌فرمایند چاقوکشی می‌کنند، آنها چاقوکشی کردند برای حفظ استقلال کشور ایران، برای مانع شدن از تجزیه ایران و برای تمامیت ارضی ایران، این نوع چاقوکشی را نمی‌شود بد دانست (خنده نمایندگان) بنده این توضیح را که می‌دهم در اینجا از آن جهت نیست که نگرانم در افراد ما از این لحاظ سستی ایجاد شود بنده نگرانیم از خشم است گفتند در تهران هشتاد هزار نفر رأی دادند البته برای این که در تهران حزب دموکرات ایران بود، افراد داشت این افراد مصمم بودند، مبارز بودند به صندوق‌های انتخاباتی رفتند و رأی دادند و اکثریت را بردند و البته منحصراً به کاندیدهای خودشان رأی دادند این تعجب ندارد که به اشخاص دیگری رأی ندادند و به اشخاص معینی رأی داده‌اند. البته جناب آقای دکتر متین دفتری باید بدانند که در ممالکی که ما مترقی می‌دانیم وقتی که انتخابات شروع می‌شود وقتی که یک کسی می‌رود به کاندیدای حزب خودش رأی بدهد

+++

اصلاً نمی‌داند به چه کسی رأی می‌دهد به آن ورقه‌های قرمز رأی می‌دهد، حزب سوسیالیست علامت رأیش قرمز است اصلاً‌ نمی‌داند کی هست بعد نماینده‌اش را می‌شناسد، پس افراد حزب ما به نمایندگان خودشان که افراد خوبی بودند رأی می‌دادند آن پیرمردی که در سرما نشسته بود، بست نشسته بود و گفته بود که سعی فایده ندارد بنده عقب نشستن را سعی و عمل نمی‌دانم در همان ایام اگر به عقب نمی‌نشستند و مبارزه می‌کردند عوض بیست‌هزار رأی می‌توانستند چهل‌هزار رأی بیاورند و در همان چند روزه اولی که ما دوندگی می‌کردیم آقایان به عقب نشسته بودند مثل آن پیرمردی که گفتند ولی خیلی بهتر بود مبارزه می‌کردند و نتیجه می‌گرفتند. کسی که سعی و عمل ندارد نتیجه نمی‌گیرد بنده هم اگر عقب نشسته بودم نتیجه نمی‌گرفتم یک مطلب دیگر عرض می‌کنم و آقای مخبر فرمایشات خودشان را بفرمایند و آن این است که اسمی از راه‌آهن بردند و بنده یک توضیحی عرض می‌کنم که اگر قرار بشود با راه‌آهن افرادی را، کارگرانی را ببرند که رأی بدهند اینها را با قطار مسافری نخواهند برد که در درآمد تأثیر داشته باشد اینها را، سوار قطارهای باری خواهند کرد که آنها همان طور مفت یا این که حتی با بلیط بیایند این عمل ممکن است باعث ازدیاد درآمد بشود ولی ممکن نیست باعث نکث درآمد بشود چون قطارهای مسافری همیشه پر هستند. بنده این اطلاع را که می‌دهم برای این است که در یک دوره دیگری به دست اشخاص دیگری که بنده اسمشان را نمی‌برم شده است ولی در دوره 15 نشده است ولی این آرایی که در صندوق‌های تهران به نام افراد تهران ریخته شده آراء افراد مصمم حزبی بوده که آمده‌اند از روی ایمان، از روی مسلک رأی داده‌اند و انتخابات را برده‌اند و حالا هم بدون هیچ گونه دلسردی منتظر عملیات ما هستند و خواهند بود.

رئیس- ماده 109 قرائت می‌شود که آقایان توجه کنند چون آقای وکیل هم به موجب این ماده اجازه نطق خواسته‌اند. (به شرح زیر قرائت شد.)

ماده 109- اگر در ضمن مباحثات و نطق افترا و تهمتی به یکی از نمایندگان زده شود یا عقیده و اظهار او بر خلاف واقع جلوه داده شود و نماینده مذکور برای تبرئه و رفع اشتباه اجازه نطق بخواهد بدون رعایت نوبت اجازه داده خواهد شد.

دکتر مجتهدی- از اول مراعات نظامنامه را نمی‌کند.

گنجه‌ای- مخبر خودش دفاع می‌کند.

رئیس- آقای وکیل بفرمایید.

سید هاشم وکیل- بنده از ابتدای مشروطیت یعنی از قبل از آثار مشروطیت که مقدمات مشروطیت فراهم شد و مصادف بود با اول بلوغم در جریان بودم. روز اولی که تجار قندفروش بر اثر چوب خوردن از علاءالدوله در مسجد شاه اجتماع کردند و علماء به آنجا آمدند مرحوم آقا سید جمال منبر بود و یک کلمه‌ای در آنجا گفت که شاه شاه اسلام است، البته عادل است، عرایض خود را عرض می‌کنم و البته توجه خواهند کرد و اگر نکردند. مرحوم حاج میرزا ابوالقاسم امام جمعه اجازه نداد که بگوید ما هم چه می‌کنیم و فرمان داد چوب‌های چراغ را کندند و افتادند به جان مردم (احمد دهقان- آقای وکیل چند سال پیش) در زمان عین‌الدوله. چوب‌های چراغی که روی تخت بود کشیدند و افتادند به جان مردم و مردم را زدند و از خانه خدا راندند و از آن روز آنجا بودم؟ (دهقان- سنتان برای وکالت قانونی نیست) (زنگ رئیس اجازه بفرمایید) از بدو تأسیس حزب دمکرات عضو حزب شدم و همین طور در تشکیلات حزب دموکرات بودم در آن موقعی هم که آقای متین دفتری اشاره کردند که اختلافی در حزب دموکرات بین دو دسته پیدا شد به عنوان تشکیلی و ضد تشکیلی من جزء تشکیلی‌ها بودم و آن وقت هم مشغول خدمت ملی بودیم جناب آقای دکتر متین دفتری را در هیچ یک از اجتماعات نمی‌دیدم (اقبال در آن موقع کوچک بودند) و نمی‌بایستی ببینم برای این که ایشان را عضو حزب دموکرات نمی‌دانستم و قطعاً هم نبودند پدرشان مرحوم عین‌الممالک جزء دموکرات‌ها بودند ولی خودشان نبودند و اظهاراتی هم که می‌کردند تمام‌شان تأیید می‌کرد که ایشان عضو حزب دموکرات نبودند برای این که ایشان اظهار کردند مبارزاتی که سابق می‌شد چنین بود و مبارزات این زمان چنان و می‌خواستند انتقاد کنند از مبارزات این زمان به دلیل مبارزات آن زمان در صورتی که مبارزات آن زمان، مبارزات حزبی ابتدا از مبارزات مسلح شروع شد یک عده از مسلحین حزب دموکرات با یک عده از مسلحین حزب اعتدال همدیگر را با تیر زدند کشتند و همین طور مبارزات دیگری هم در جریان بود از جمله میتینگ اعتدالی‌ها در مسجد شاه آقای بهبهانی شاید اطلاع داشته باشند که آقا شیخ مهدی خراسانی منبر رفت و از طرف کمیته مرکزی ابلاغ شد که با این میتینگ بایستی مبارزه شود ولی افرادی که در مبارزه حاضر می‌شوند نباید اسلحه داشته باشند ما حاضر شدیم و مبارزه کردیم و چون حزب اعتدال متکی به دولت بود یک عده از ما را گرفتند در صورتی که ما برخلاف نظم هیچ کاری نکردیم از جمله آنها یکی بنده بودم و یکی فاضل خراسانی بود که فعلاً جزء معلمین است و دیگر از مبارزات انتخاباتی مبارزه مرحوم مدرس و میرزا علی‌اکبر ساعت‌ساز بود که آن مرحوم فوت کرده ولی میرزا علی‌اکبر ساعت‌ساز حاضر است و روبروی دارالفنون که محل انجمن انتخابات بود به هم رسیدند و همدیگر را کتک زدند و مرحوم مدرس با همان لهجه اصفهانی غلیظ خودش گفت ارواح پدرتان یا طراز اولم یا وکیل شما بروید فکر کار خودتان را بکنید. این مبارزاتی بود که در آن زمان می‌شد و بعضی مبارزات دیگر هم می‌شد که ابداً به مؤسسات حزبی مربوط نبود این تردید نیست که وقتی یک عده‌ای وارد یک جمعیتی شدند ایجاد تعصب می‌شود درشان و اگر از روی تعصب یک عملیاتی بکنند این را نمی‌شود گفت که حزب عیبی دارد و یا مؤسسات حزب دستور داده است وقتی که به یک فردی تعرضی شد یا خیر تشخیص داد یک تعرضی برای منظور او مفید است بدون این که از یک مرکزی بپرسد آن اقدام را خواهد کرد. کما این که برای تشکیل حزب دموکرات ایران یک مبارزه‌ای شد برای بالا بردن تابلو حزب دموکرات یک همسایه‌ای در آنجا بود و مانع می‌شد از این که تابلو حزب دموکرات را بالا ببرند و آنجا مبارزه شد و یک عده زخمی شدند از دموکرات‌ها و آنها را به مریضخانه بردند و بعضی‌ها را عمل کردند و یک نفر کلیه‌اش را لازم شد درآورند، یک نفر پهلویش پاره شد و بخیه کردند آقایان در آن وقت نبودند یعنی ناظر آن قضایا نبودند ممکن نیست اطلاع نداشته باشند ولی نمی‌‌توانند به روی خودشان بیاورند این اندازه سخت بود تشکیل یک حزبی که مخالفین نمی‌گذاشتند تابلو بزنند بالای یک عمارتی چه رسد به این که می‌دیدند یک اشخاصی آنجا می‌روند و فعالیت سیاسی هم دارند. بنده عقیده‌ام این است که اگر ما بخواهیم ترقی بکنیم باید این اندازه فراموشکاری را کنار بگذاریم و یک قدری مطالب را به حافظه خودمان بسپاریم بنده همان طوری که عرض شد تا پایان تشکیلات حزب دموکرات عضو بودم و بعد دیگر فعالیت حزبی و سیاسی نداشتم و کنار نشسته بودم زندگیم خیلی بهتر و راحت‌تر از زمانی بود که در سیاست و حزب دخالت داشتم. به حزب دموکرات ایران دعوت شدم گفتم که من آن قوه سابق را ندارم گفتند تشخیص داده‌ایم که تمام ایرانی‌ها باید در یک حزب متشکل بشوند و آن حزب دموکرات ایران است و بالاخره بنده را قانع کردند بدون این که بپرسم من در حزب چه کاره هستم و یا این که این حزب برای من چه نفعی دارد ورود به آن حزب را قبول کردم و وارد شدم. داوطلب انتخاب شدن هم نبودم و روی همین اصل دومرتبه که مذاکره شد رد کردم و بالاخره صلاح‌اندیشی شد، هستند اشخاصی اینجا که اطلاع دارند که من دومرتبه که مذاکره شد رد کردم و بالاخره گفتند صلاح در این است که قبول کنید، قبول کردم آقای دکتر شما چند سال وزیر عدلیه، معاون عدلیه، مدیرکل عدلیه. عضو محکمه استیناف بودید از شما می‌پرسم به من چه ایرادی شده. در زمانی که شما متصدی کار بودید به کار من چه ایرادی شده، هیچ عمل منافی قانون، عمل منافی اخلاق، ترک اولایی هیچ نسبت داده‌اند؟ اگر یک کسی یک عمری (من الان شصت سال دارم) یک عمری یک رویه‌ای را اتخاذ کرد و در اموری که اقدام در آن کارها موجب انتفاع است خودداری کرد و حتی حق خودش را هم نگرفت هستند اشخاصی در این مجلس الان که اینها کار داشتند و گرفتار بودند با من صحبت کردند که قرارداد ببندیم گفتند هرچه شما بنویسید ما امضاء‌ می‌کنیم به‌شان گفتنم هرچه بنویسم شما امضا خواهید کرد ولی من نمی‌نویسم حالا برای این که معامله با شما مکروه است چون الان شما مضطرید و معامله با مضطر مکروه است باشد بعد از رفع این وضعیت که برای شما پیش آمده است آن وقت صحبت کنیم ممکن است من در امور شرعی و تکلیف دینم نسبت به خودم یک ظلم‌هایی کرده باشم ولی در امور اخلاقی و دینی از مستحبات که نسبت به غیر باشد فروگذار نکرده‌ام آن وقت چه احتمال می‌دهید یک کسی که زندگی فردی و اجتماعی و سیاسیش این طور بوده است برای چه ممکن است در سن شصت‌ سالگی منحرف شود آیا طمع وکالت مجلس ممکن است سبب بشود که من منحرف بشوم از رویه‌ای که 60 سال آن رویه را تعقیب کرده‌ام؟ بی‌طرفی من در دوره چهارده مورد تصدی جنابعالی است و بی‌طرف‌تری من در این دوره ممکن است از همان کی‌نژاد که به کارتش استناد کردید تحقیق بشود برای این که اگر اشخاص دیگری را من

+++

 استناد بکنم هستند آقایانی که حتی دکتر امینی گاهی از شدت بی‌طرفی من عصبانی می‌شد ولی من به شهادت او استناد نمی‌کنم چون او دموکرات است و کاندیدای تهران هم بود ولی از کی‌‌نژاد بپرسید و ببینید چقدر من خونسردی به خرج می‌دادم و چه اندازه مبالغه در بی‌طرفی می‌کردم و حتی اسم می‌برم یکی از رؤسای شعب را آقای آقا میرزا ابوالفضل کاتوزیان که یکی از وکلای سابق دادگستری و فعلاً رئیس دفتر اسناد رسمی است. او گفته بود که اسم فلان کس را درش خط کشیده‌اند و با مداد اسم دیگری را نوشته‌اند این الحاق است و من الحاق را نمی‌خوانم به من آمدند شکایت کردند و من قانع کردم او را ‌ واداشتم هر چند رأی که خوانده بود از اسم من آراء را کم کرد. در این تشکیلات انتخابی تهران قریب هشتصد نفر دخالت داشتند تصدیق بدهید اگر که کسی بخواهد کار بدی بکند ممکن است هشتصد نفر را در آن کار دخالت بدهد؟ در دوره پیش یعنی دوره چهاردهم چهارده شعبه انتخاب در تهران و حومه بوده ولی دوره پانزدهم هفتاد شعبه تشکیل دادیم که هفتاد و نه تا ششصد و سی تا عضو داشت هر شعبه یک نفر منشی اضافی داشت، هر شعبه دو نفر بازرس داشت و بازرس‌ها را از عدلیه صورت خواستیم یک عده بازرس معرفی کردند که از جمله میرزا باقرخان پدر بود که یکی از مجاهدین مشروطیت بود و فعلاً یک شخص معمری است که شاید قریب به 70 سال داشته باشد این اشخاص به بازرسی معرفی شدند و هر روز اینها می‌رفتند اول وقت و آخر وقت و شب می‌آمدند آنجا گزارش خود را می‌دادند. این مطالبی که گفته شد به شما خلاف گفتند در جریان انتخابات آمدند شکایت کردند که از طرف حزب ایران فعالیت می‌شود در انجمن انتخابات و ما گفتیم که در محوطه انجمن نباید که آراء مردم را عوض کنند خواستم و تحقیق کردیم دیدیم که فعالیت می‌‌کنند برای گذراندن کاندیدایشان گفتیم این اشکالی ندارد بروند فعالیت کنند. در اینجا اسمی از آقای جهانشاهی بردید آقای جهانشاهی یکی از قضات جزایی عدلیه است که البته در بدو ورودش جنابعالی با عدلیه تماسی نداشتید این شخص اول به عضویت محکمه جنحه وارد شد. قضاوت جزایی می‌دانید کنجکاو هستند و با قضات حقوقی از این جهت فرق دارند گرچه مراحل حقوقی را هم پیمود و به ترتیب از عضویت محکمه جنحه به ریاست دیوان کشور حقاً رسیده این شخص را هم دعوت کرده بودند در انجمن نظارت یعنی در آن 36 نفر قبول هم نمی‌کرد تمام آن حاضرین ازش استدعا کردند که قبول کند و بالاخره قبول کرد. عضویت انجمن را آن اشخاصی که دعوت شده بودند در آنجا دموکرات نبودند،‌ دموکرات در آنجا جزء آن اشخاص ولی شاید اکثریت با غیر دموکرات بود از ایشان خواهش کردند که شما قبول کنید که جزء نه نفر انتخاب شوید و ما هم این شخص را به ریاست انجمن انتخاب کردیم، انتخاب کردیم و شروع به کار شد اسامی اشخاص را هم تحقیق می‌کردیم. خدا گواه است که ابداً نظری به عضویت حزب دموکرات در انتخاب اعضای شعب نبود. جاوید دوافروش مدیر دواخانه جاوید که یکی از دواخانه‌های مهم است این را از نظر این که شخص محترم و معروفی در محل است آنچه که تحقیق شده بود بنده شخصاً با او شناسایی ندارم فرستادیم آمده بود قبول نمی‌کرد و می‌گفت با کار من منافات دارد بالاخره قانعش کردیم در بعضی از شعب با افراد حزب دموکرات مبارزه می‌شد و نمی‌گذاشتند رأی بدهند و اینجا ما محافظه‌کاری می‌کردیم و اعتراضی نمی‌کردیم که چرا به آنها تعرفه ندادید و می‌گفتیم ممکن است که شما بروید جای دیگر رأی بدهید این بود وضع انتخابات و آن وقت موقع را هم در نظر بگیرید در دوره چهاردهم توجه کمتر بود. به انتخابات در این دوره ما اشخاصی داریم که عضو حزب بودند ولی در تمام دوره‌های انتخابیه رأی نداده بودند این دفعه با کمال شدت فعالیت می‌کردند و پول از خودشان خرج می‌کردند و به نفع حزب دموکرات رأی می‌دادند که یکی از آن اشخاص از من خواهش کرد که ما به عقیده خودمان آنچه تشخیص دادیم عمل کردیم و در مقابل از شما یک خواهش داریم که این مشکلات مردم را در دادگستری تسهیل بکنید. از این قبیل اشخاص عده کثیری هستند که در دوره پانزدهم دخالت داشتند و در دوره چهاردهم دخالت نداشتند. یک یا چند تا رفیقی. یک مریدی جنابعالی دارید آقای اخوی که تشکیلات ما در انتخابات ...

رئیس- آقای وکیل ماده 109 را هم رعایت بفرمایید.

دهقان- این اخطار نظامنامه‌ای نیست این نطق است.

امیرتیمور- بفرمایید.

سید هاشم وکیل- بنده باید دفاع کنم از انجمن چون بنده عم عضو انجمن هستم هم به شخصیت من حمله کردند بدون این که اسم ببرند با احترام و هم به انجمن توهین کردند و هم به حزب توهین کردند از سه جهت بنده حق دارم. بله غرض این است که ما با کمال بی‌طرفی عمل می‌کردیم و این که فرمودند در اجتماعاتی حاضر شدیم بنده در سه اجتماع به اصرار عده‌ای از دعوت‌کنندگان حاضر شدم در هر یک نیم ساعت بیشتر توقف نکردم نه صحبت کردم آنجا برای جمعیت و نه حرف زدم ...

رئیس- اکثریت نیست- عده برای مذاکره کافی نیست تأمل بفرمایید تا اکثریت بشود.

امینی- کوتاه‌تر بفرمایید خسته شده‌اند. (در این موقع چند نفر از نمایندگان وارد شدند).

رئیس- اکثریت حاصل شد بفرمایید آقای وکیل.

سید هاشم وکیل- در دوره پیش عرض کردم که مرید جناب آقای دکتر شفق و چند نفر از کاندایداهای آن دوره ما را دچار زحمت کردند در صندوق لواسانات که یکی از صندوق‌های مورد اعتراض فوق‌العاده بود بالاخره ما هرچه با کمال بی‌طرفی سعی کردیم دیدیم با این که اجمالاً می‌شود گفت خرابکاری در آنجا شده ولی قانون انتخابات ابطال صندوق انتخابات را دربست هیچ اجازه نداده برای این که در هر صندوق اگر احتمال داده می‌شود یک رأی صحیح است آن را نمی‌شود باطل کرد برای این که اشخاص در ظرف مدتی که انجمن تعیین می‌کند حق دادن رأی دارند و بعد از آن حقشان ساقط می‌شود. نمی‌شود تکلیف مجددی برای‌شان تعیین کرد که دوباره بیایند رأی بدهند و چون مدت انتخابات هم گذشته نمی‌شود کسی که اقدام کرده است و از حق خودش استفاده کرده است حق او را به مناسبت این که دیگری از حق خودش استفاده نکرده است باطل کرده بالاخره پس از دقت زیاد در انجمن به ریاست جناب آقای طباطبایی (که بنده کمال ارادت را به ایشان دارم) بالاخره راه حلی که به نظر رسید گفتم، حکمی جز ماده 30 قانون انتخابات نیست باید اگر معلوم است که آراء زیادی در صندوق ریخته شده آن مقدار زائد را برداشت و مابقی را خواند و اگر معلوم نیست قدر متیقن می‌شود به دست آورد به قدر متیقن تعیین بکنند و در غیر این صورت باید بخوانند از این جهت آن صندوق خوانده شد. و یک عده‌ای هم تقاضا کرده بودند به کلی ابطال شود. در این دوره هم شخصی مثل آقای جهانشاهی که رئیس دیوان کشور است در اینجا بود که اگر شما عقیده‌تان این است که دیگران او را از حیث جریان انتخابات به واسطه این که وارد نبودند در این کار او را اغفال کرده‌اند در مسائل قانونی دیگران نمی‌توانستند ایشان را اغفال کنند بعد از مذاکرات زیاد در یکی دو مورد که شکایت شده بود باز به همین نتیجه رسیدیم که اگر مسلم شد رأی زائدی در صندوق ریخته شده باید آن رأی زائد را برداشت از مجموع و باطل کرد و بقیه را خواند و چون در اکثریت هم تأثیری نداشت از این جهت آنچه که زائد تشخیص شده بود قبلاً برداشتند. چند موردی هم که زائد تشخیص نشده از این جهت گفتم که حکمی غیر از ماده 30 در قانون انتخابات نیست پس اعم از این که رأی‌دهنده بیاید رأی بدهد یا آن که رأی بدون رأی‌دهنده در صندوق ریخته شده باشد نتیجه این است که یک رأی زائد یعنی یک رأی بدون رأی‌دهنده‌ای در صندوق است و باید اگر مسلم شد چند تاست به آن عده، و اگر نشد به قدر متیقن بردارند و باطل کنند و اگر معلوم نشد چقدر است باید بخواننده راه دیگری ندارد. حالا اگر قانون ناقص است انجمن تخلفی از قانون نکرده است. و اما در جریان انتخابات که عکس‌هایی ارائه می‌کردند که دانشجو را کتک زدند و یا در دانشگاه اقدام به فلان عمل شد اینها مربوط به انجمن نبود دانشجویی را هم اگر زدند در انجمن نزدند (مهندس رضوی- اتفاق دانشگاه مورد تأسف همه اهالی پایتخت است) عرض می‌کنم آن را من اطلاع ندارم هک چه شده که من اظهار تأسف بکنم و اگر دانشجویی مورد تعرض واقع شده بنده هم اظهار تأسف می‌کنم از این حرکت هر کسی که مرتکب شده باشد. اما آنچه که مربوط به انجمن بود آمدند شکایت کردند و آقای کی‌نژاد به آن شخص هم تغییر کرد و گفت که تو سابقاً شاگرد من بودی و آدم ناراحتی بودی حالا برو درست را بخوان و دست از این حرکات بردار و کارتی هم برای او نوشت ولی چون معلوم شد زد و خوردی که شده در خارج از محوطه انجمن بود گفتم این مربوط به انجمن نیست (دکتر متین دفتری- حمل بر صحت است) شما می‌توانید بروید کلانتری شکایت بکنید و عرض کردم چون در خارج این کار واقع شده بود انجمن نظارت فقط در انجمن حکومت دارد نه در موضوعاتی

+++

که راجع به امور انتخابات نیست. و اگر در خارج انجمن کسی به مناسبت مبارزه‌ انتخاباتی مورد تعرضی واقع شد آن مربوط به انجمن نیست. باید بروند به مراجع خودش شکایت بکنند و به ایشان این طور جواب داده شد و به انجمن مربوط نبود. همان شخصی که آقای صاحب از او شاکی بود که این همه تعرض کرده او قبلاً گزارش داده بود که ده پاکت آورده‌اند منزل من و سه‌هزار تومان پول که من آراء را عوض کنم و بناست امشب بیایند صحبت کنند از ما تقاضا کرد که برای تحقیقات بنویسم به تأمینات که به او مأمور بدهند و در جایی که این مذاکرات می‌شود در جایی مخفی بشوند و بشنوند مأمورین تأمینات و او را بگیرند و آن دلیل جرم را که فرمودید توقیف کنند. گفتیم این کارها مربوط به انجمن نیست آقای جمهری پولش را رد کنید برود پی کارش از این جور اغماض‌ها هم شده است. دلایل دیگر انجمن را ببینید: آقای دکتر مصدق در دوره قبل با شانزده ‌هزار رأی وکیل اول شدند در این دوره بیست ‌هزار رأی داشتند و منتخب نشدند علتش این بود که فعالیت‌ انتخاباتی این دوره زیادتر بود. و کاندیدا کمتر. برای این که تقریباً دو دسته مبارزه می‌کردند یکی متحصنین بودند که فرمودید تصمیم گرفتند دخالت نکنند ولی آنها متحصن شده بودند و عمالشان کار می‌کردند بعد هم که خارج شده بودند در همان چند روزه فعالیت بسیار شدید می‌کردند و آن نتیجه‌اش بود شاید هم به قول آقای مهندس خسرو هدایت اگر متحصن نشده بودند شاید اکثریت را هم می‌بردند. برای این که چون یک عده‌ای وقتشان مصروف تحصن بود و الّا شاید اکثریت نصیب آنها می‌شد ولی در این که رأی‌دهنده قطعاً زیادتر بود تردیدی نیست، شما دانشجویان تهران را صد هزار نفر در نطق خودتان معرفی کردید (دکتر متین دفتری- صد هزار تحصیل‌کرده) صدهزار تحصیل‌کرده اولاً در جامعه هفتصد هزار نفری صد هزار نفر گمان می‌کنم که اشتباه کرده باشید گمان نمی‌کنم بنده که این اندازه تحصیل‌کرده مرد باشد که صلاحیت انتخاب کردن داشته باشند ولی حالا شبهه را قوی می‌گیریم، اگر صد هزار تحصیل‌کرده باشد در صورتی که یک عده‌ زیادی هم تحصیل‌نکرده‌ها در انتخابات شرکت کردند، خوب پس استبعاد ندارد که در تهران هشتادهزار تعرفه گرفته شده باشد در صورتی که یک عده زیادی هم تحصیل‌نکرده‌ها در انتخابات شرکت کردند، خوب پس استبعاد ندارد که در تهران هشتاد هزار رأی داده شده باشد. یک قسمتی بود که فرمودند من در زندان با خدای خود عهد کردم که با بیدادگری مبارزه کنم و قبلاً هم خودشان فرمودند که عضو حزب دموکرات بودند در دسته ضد تشکیلی که به اصطلاح دسته چپ پرحرارت‌تری بود از دموکرات‌ها، فرمودند بنده در آنجا بودم (دکتر متین دفتری- آن را که تکذیب کردید) بنده تکذیب نکرده بنده هرگز جسارت  نمی‌کنم که جنابعالی را تکذیب کنم ولی عرض کردم من از اول زمانی که دموکرات‌ها وسیله آشنایی با هم پیدا کردند و مجمع ادب در خیابان چراغ برق تشکیل شد خدمت حضرتعالی نرسیدم ولی مرحوم عین‌الممالک تشریف می‌آوردند آنجا بعد هم در کمیته دوم کمیسیون تفتیش می‌آوردند آنجا بعد هم در کمیته دوم کمیسیون تفیتش تشکیل شد که امور اداری حوزه‌های تهران با آن کمیسیون بوده و بنده یکی از اعضایش بودم اسم جنابعالی جزء اسامی دموکرات‌های تهران نبود.

رئیس- جلسه از اکثریت می‌افتد قدری تأمل بفرمایید (پس از ورود چند نفر از آقایان وکلاء مجدداً شروع به صحبت نمودند) و یکی دیگر جنابعالی آن وقت منشی سفارت بودید یعنی اولین دفعه‌ای که بنده با جنابعالی آشنا شدم منشی سفارت آلمان بودید و مستخدمین سفارتخانه‌ها را در حزب نمی‌پذیرفتند. از این سه جهت بنده گمان نمی‌کنم یعنی نمی‌گویم خلاف می‌فرمایید شاید همین رفتن با مرحوم عین‌الممالک را در بعضی از مجامع کافی برای عضویت می‌دانستند ولی عضو حزب نبودید اما خودتان می‌فرمایید یک همچو عنصری بودید عنصر فعال حزب دموکرات بعد در زمان کار دولتی‌تان یک دفعه به طوری تغییر کردید که هیچ یک از وزرای قبل شما آن اندازه تغییر نکرده بود.

دکتر متین دفتری- بنده هم به موجب ماده 109 اجازه می‌خواهم.

ملک‌مدنی- آقای رئیس این صحبت‌ها به نظر بنده ربطی به ماده 109 ندارد.

دکتر متین دفتری- بله ایشان به موجب ماده 109 اجازه نطق گرفته‌اند.

رئیس- به نظر بنده هم وارد نیست. ایشان بایستی از خودشان دفاع کند بعداً هم مخبر بایستی صحبت کند. آقای هاشم وکیل آنچه که مربوط به خود شما گفته شده بفرمایید.

سید هاشم وکیل- آنچه که مربوط به خود من بود مربوط بود به همین امر انتخابات بنده هم توضیحی را عرض کردم. دیگر این که فرمودند اگر آراء را معدوم نکرده بودند معلوم می‌شد که عده‌ای از آراء یک خط است این قسمت در غالب نقاط دیده شده است و حتی برای اشخاص باسواد هم پیش آمده که اسم می‌دهم آقای تجدد معاون وزارت دادگستری در شعبه انجمن رأی بنده را قاپید از دست من و هر چه گفتم برای خودت بنویس قبول نکرد و همان رأی را ریخت و یکی دو نفر دیگر هم بودند همین طور ما و چند نفر دیگر که نتوانستیم خودمان رأیمان را بنویسیم و اتفاقاً آن اوراقی هم که به من داده شده بود به خط من نبود و به خط دیگری بود آن را از من گرفتند و رأی دادند. خوب از آن اوراق زیاد است اگر آمدند اوراقی، صد ورق، یا هزار ورق با دوهزار ورق به خط یک نفر بود این چه خللی به امر انتخابات وارد می‌کند. و یکی دیگر باز کردن اوراق از پشت یعنی روی ورقه را رو به خود بگیرد و پشتش را رو به نظار، انجمن نظارت مأمور نظارت به امر انتخابات است و باید سعی کند حتی‌الامکان بی‌ترتیبی پیش نیاید و حتی مکرر کشف شده از جمله در دوره 14 که اشخاصی چند ورقه لای هم می‌پیچند و می‌خواهند رأی دیگران را به این وسیله ضایع کند که خودش چند رأی داده باشد آن وقت باید از مجموع زیادی را بردارند باطل کنند در این صورت باید نظارت کند به این کیفیت و این منافی با مخفی بودن رأی نیست انجمن باید سعی بکند که بی‌ترتیبی حاصل نشود که بعد مجبور شوند و به حکم ضرورت ناچار شوند آن زیادی را از مجموع بردارند. این منافی با سری بودن یا مخفی بودن رأی نیست، گفتند آقا رأیت را ما باید مطمئن بشویم که یک ورقه است رو به خودت باز کن دور هم بایست باز کن و دوباره بپیچ و بعد هم بینداز توی صندوق این چه منافاتی با قانون دارد؟ این به کجای قانون برمی‌خورد؟ و آن وقت گفته‌اند که توضیحاتی اظهار کرده‌اند ولی به آنها اعتنایی نشده، توضیحات این بود که گفته‌اند شما طرف اعتماد نیستید و یک اشخاص طرف اعتمادی را خبر کنید بیایند آنجا و ما بیاییم توضیحات خودمان را در آنجا بدهیم و بگوییم دلایل جرم را (دکتر متین دفتری- تأمین دلیل) تأمین‌کنند، مفادش این بود. عرض کردم خودتان اینجا تصدیق می‌کنید این که فرمودید که یک عده از قضات صلاحیت‌دار این جا بیایند. ما از قانون استنباط نکردیم که در امر انتخابات مأمورین دادگستری بدون اجازه انجمن حق مداخله داشته باشند کما این که در دوره 14 که باز همان جناب آقای طباطبایی که مورد احترام بنده و جنابعالی است تشریف داشتند این طور عمل می‌شدکه اگر کسی مظنون واقع می‌شد تحقیق می‌کردند. گزارش به انجمن می‌دادند. انجمن دستور تعقیب یا منع تعقیب می‌داد. اگر دستور تعقیب می‌داد می‌رفت به دادسرا و الّا به طور کلی (رئیس- آنچه که مربوط به خودتان گفته شده باید جواب بدهید) بله اجازه بدهید هر اعتراضی به انجمن نظارت شده من حق دارم آن اعتراض را جواب بدهم (رئیس- شما عضو انجمن بودید.) بله بنده عضو انجمن بودم و این توهین به انجمن است. نگفتند اشتباه کردید، گفتند غرض‌ورزی کردید این توهین است اگر می‌گفتند اشتباه کردید مانعی نداشت گفتند غرض‌ورزی کردید شما آقای جهانشاهی را اغفال کردید و از بی‌اطلاعی او در امر انتخابات استفاده کردید. این است که باید تمام مطالب گفته شود روشن شود و معلوم بشود که انتخابات در کمال صحت و با کمال آزادی اتمام شده و من چون بنا بر سند گرفتن نبود سند کتبی نگرفتم و الّا در تمام مواردی که مخالفین حزب دموکرات می‌آمدند آنجا و یا طرف شکایت واقع می‌شدند و خودشان شاکی بودند اعتراف می‌گرفتم که انتخابات در کمال آزادی است و برای فعالیت آنها هم هیچ مانعی نبوده. از این جهت بنده بیشتر زحمت نمی‌دهم. عرایض دیگری هم دارم که بعداً عرض می‌کنم.

دکتر معظمی- مذاکرات کافی است.

رئیس- آقای ملک‌الشعراء.

ملک‌الشعراء بهار- عرضی ندارم.

رئیس- آقای امینی.

مخبر- (آقای امینی) خوشبختانه ماده 109 کار بنده را سهل کرد برای این که قسمتی از جواب‌ها از طرف آقای وکیل داده شده، اما در قسمت اخیر بیانات خودشان جناب آقای دکتر متین دفتری فرمودند اگر در جریان مذاکرات احیاناً نسبت به ایشان جسارتی شود جزء گناهان لایغفر است. بنده هیچ نوع جسارتی به جناب آقای دکتر متین دفتری نخواهم کرد ولی وظیفه مخبر این است که دلایلی که اقامه کرده بودند به هر ترتیب هست رد بکند بنده قبلاً عرض می‌کنم که اگر احیاناً جسارت شود معذرت می‌خواهم. در جلسه گذشته آقای نماینده محترم مشکین‌شهر در بتدای بیاناتشان شرحی راجع به مذاکره خصوصی خودشان با شخص اینجانب در خارج از جلسه در پشت تریبون اظهار داشتند که مقدمه و ذی‌المقدمه‌ای داشت و صغری و کبرایی برای آن گفته شده بود که فراموش

+++

کردند بعد آنها را بفرمایند ولی چون بنده شخصاً معتقد نیستم که مطالب خصوصی نمایندگان به شکل شکایت و چغلی در پشت تریبون در مقابل ملت گفته شود وارد آن بحث نمی‌شوم و به نماینده محترم هم که سابقه مجلسی نداشته‌اند ایرادی وارد نمی‌کنم و گله نمی‌کنم که چرا چنین صحبتی را کرده‌اند و همچنین نخواهم گفت که مخالفت جناب آقای دکتر متین دفتری با دکتر امینی بر روی چه سابقه‌ای بوده است زیرا در اینجا وظیفه من انجام وظیفه مخبری است نه ابراز احساسات برادری به هر حال اگرچه مخالفت من با پرونده مشکین‌شهر که جنابعالی اشاره فرمودید بر روی اصول و جریان انتخابات آنجا بود ولی چون ایشان قبل از این که بنده چنین عملی کرده باشم آن را حمل بر معاوضه شخصی نموده‌اند من همچنین مخالفت نخواهم کرد همان طوری که تا کنون با کسی مخالفت نکرده و نخواهم کرد من اصولاً‌ از تشاجر و تخاصم در مجلس بیزارم و معتقدم که در این خانه همه باید با برادری برای پیشرفت امور ملک و ملت همکاری کنیم. احترامی که من به آقای متین دفتری دارم مربوط به زحماتی است که ایشان برای تعلیم طبقه روشنفکر و تحصیل‌کرده این مملکت مانند سایر استادان محترم دانشگاه که در این جا حضور دارند و در خارج از مجلس هم تشریف دارند متحمل شده‌اند. همه ما به طبقه تحصیل کرده کشور که امید آتیه این مملکت هستند درود می‌فرستیم و برای آنها احترام قائل هستیم و مخصوصاً باید سعی کنیم دانشجویانی را که امروزه در دانشگاه مشغول تحصیل هستند در مشاجرات سیاسی وارد نکنیم و آن افراد معصوم و پاک را تهییج نکنیم که احیاناً مبادا خودشان را دور از توجه و احترام نمایندگان ملت بدانند (مکی- استقلال مصر را دانشجویان مصر گرفتند). من در بیانات جناب آقای متین دفتری در جلسه گذشته با نهایت تأسف مطالبی شنیدم که اظهار داشتند در کارخانه بلورسازی صندوقی برای هزار و کسری کارگر گذاشتند ولی در دانشگاه برای هفت‌هزار دانشجو حق رأی دادن قائل نشدند و آنها را از رأی دادن محروم داشتند. در همان موقع یادداشتی از آقای نیکپور برایم رسید که وجود چنین صندوقی را در کارخانه بلور کذب محض دانسته‌اند و چنین اظهاری را از طرف آقای متین دفتری با تعجب تلقی کرده‌اند. بنده در اینجا گله می‌کنم که چرا جناب آقای دکتر متین دفتری چنین اظهاری را بفرمایند که همان طور که عرض کردم باعث تهییج و تحریک دانشجویان عزیز و پاک و معصوم بشود. آقای متین دفتری مقدمه‌ای در خصوص هفت سال دور بودن خودشان از زندگانی سیاسی و ایامی را که در حبس متفقین به سر بردند متذکر شدند و مخصوصاً قید کرده‌اند که از همان روز با خدای خود عهد کردند که با قانون‌شکنی و بیدادگری مبارزه کنند من از این عهد و پیمانی که با خداوند متعال کرده‌اند خوش‌وقتم و معتقدم که این پیمان را از همان روزی که وارد در خدمت دولت شدند و پا به عرصه زندگی اجتماعی و سیاست گذاردند باید می‌کردند (صحیح است) زیرا اگر در آن روز این عهد می‌شد هرگز لغزشی در زندگانی سیاسی خود نمی‌کردند برای تسلی خاطر ایشان باید بگویم که دنیا دار مکافات است و انسان مأمور درو کردن کشته خویش است همیشه در فراز دنیا باید به فکر نشیب بود و آه دل پیرزن مظلومی را باید ندای خدا دانست نباید کسی را به حبس و شکنجه انداخت تا مبادا انسان خود دچار آن شود. امیدوارم آنهایی که باعث حبس رفتن و شکنجه انداخت تا مبادا انسان خود دچار آن شود. امیدوارم آنهایی که باعث حبس رفتن و شکنجه و شکایت آقای دکتر متین دفتری شده‌اند به نوبه خود به مکافات عمل خود برسند. ناطق محترم فرمودند که چون به جریان انتخابات تهران معترض بودند کافی دانستند با یک نفر مخالفت کنند و برای احتراز از تشنج مجلس لازم ندانستند به عموم منتخبین تهران اعتراض نمایند. در این صورت استاد محترم دانشگاه حقوق یک اشتباه بزرگ سیاسی و حقوقی مرتکب شدند و آن این بود اگر به جریان انتخابات معترض هستند باید به انتخاب آقای عباس مسعودی که از منتخبین تهران هستند رأی ندهند زیرا قیام ایشان در رأی دادن به یک از منتخبین تصدیق جریان انتخابات تهران است (صحیح است. صحیح است). نماینده محترم مشکین‌شهر به این جانب اعتراض فرمودند که چرا در خبر شعبه دلایلی بر آزادی انتخابات تهران ذکر کرده‌ام و فرمودند خداوند این آزادی را نصیب سیاهان افریقا نکند و ضمناً اشاره کردند که اعضاء انجمن از کاندیداهای انتخابات و بستگان آنان و از اشخاص بی‌شخصیت انتخاب شده بودند. من معتقدم که آزادی را افراد بی‌حیثیت و بی‌شخصیتی که مجری مقررات هستند از ملت سلب می‌کنند و در هر مقامی عناصر فاسدی که بر سر کار هستند به منظور جاه‌طلبی و استفاده‌جویی دست به کارهایی می‌زنند که آزادی را بدنام نموده و مردم را از اسم آن بیزار و منزجر می‌سازند. به خاطر دارم در دوره چهاردهم در لواسان بودم و برای انتخابات دکتر امینی فعالیت می‌کردم با عده‌ای برای ریختن رأی به صندوق لواسان رفتم. شخصی به نام اخوی که گویا از دوستان آقای دکتر متین دفتری است (البته بدون اطلاع خود ایشان) علناً اظهار می‌داشت آرایی که نام متین دفتری نداشته باشد به صندوق انتخابات نخواهد رفت. من این شکایت را در همان موقع به انجمن مرکزی انتخابات کردم و همان جواب‌هایی را شنیدم که آقای متین دفتری در دوره پانزدهم از انجمن مرکزی شنیدند پس اگر افرادی در نتیجه غرضی و نظرهای خصوصی در امر انتخابات مداخله نامشروع می‌کنند گناه دستگاه مرکزی نیست زیرا با توسعه‌ای که انتخابات تهران داشت عملاً برای انجمن مرکزی محال بود که در تمام شعبه‌ها بتواند اشخاصی نظیر مرحوم مشیرالدوله انتخاب کند. به اضافه به اتکاء اظهار آقای دکتر متین دفتری که فرمودند در این دوره قریب بیست‌هزار نفر از دانشجویان و اصناف به ایشان رأی داده‌اند عرض می‌کنم که اگر در دوره چهاردهم که خود ایشان به آزادی انتخابات ن دوره اعتراض نداشته‌اند دارای در حدود هزار رأی بوده‌اند و این دوره متجاوز از بیست‌هزار رأی داشتند چگونه می‌توان گفت که در دوره پانزدهم آزادی انتخابات از ملت به کلی سلب شده بود. آقای متین دفتری اظهار تعجب کردند که چرا شخص پاک و خوش‌‌نامی مانند جناب آقای جهانشاهی را در انجمن انتخابات وارد کرده‌اند. تعجب در این است که گویا نماینده محترم انتظار داشتند که شخص ناپاکی را در انجمن وارد کنند و او را پاک سازند. با این استدلال معلوم می‌شود انجمن جزو مطهرات است و در آتیه باید ناپاکان را برای تطهیر به انجمن انتخابات دعوت نمود. مطالبی که ناطق محترم راجع به حزب دموکرات گفتند و گله و شکایتی که از فعالیت‌های شدید افراد حزبی در انتخابات داشتند در اینجا حلاجی شد و جواب‌هایی داده شد که بنده زائد می‌دانم در آن قسمت اشاره و تکرار کنم ولی البته مراجعه به مبارزه انتخاباتی ممالک راقیه ثابت می‌کند که مبارزه انتخاباتی مستلزم فداکاری‌ها و زدوخوردهایی است که برای گذراندن نامزدهای انتخاباتی تهیه و عمل می‌شده حزب دمکرات همیشه در این راه مجاهدت خود را مبذول داشته و ما امیدواریم در آتیه موفقیت‌های بیشتری در راه خدمت به مملکت نصیب ما گردد و البته تاریخ خدمات این حزب بزرگ ملی را برای همیشه ثبت خواهد کرد. اعتراضی به بند چهارم از گزارش تقدیمی اینجانب به مجلس شورای ملی فرمودند و اظهار داشتند ممکن است در 5 دقیقه اول احیاناً حساب 26 تعرفه در 5 دقیقه صحیح باشد ولی نمی‌توان 8 ساعت یا 12 ساعت پی‌در‌پی این عمل را انجام داد. در این خصوص در انتهای گزارش گفته شده است که اگر به حساب 26 تعرفه در 5 دقیقه از قرار 8 ساعت کار توجه شود، شعبه می‌تواند 2496 تعرفه توزیع کند با حسابی که در فرمانداری شده در صورتی که شعبه نامبرده هر روز در حدود 1400 تعرفه توزیع کرده است. یعنی قریب نصف آن میزان بنابراین اگر فرض جنابعالی صحیح باشد که در تمام 8 ساعت کسی نمی‌تواند آن طور کار بکند لااقل می‌تواند نصف آرایی که به حساب هر 5 دقیقه 26 رأی جمعاً می‌شود 2496 رأی عمل بکند و در این صورت نظر آقای متین دفتری عملاً‌ تأمین شده است و اصل ایراد وارد نیست و اختلافی در بین نمی‌باشد و از نصف هم کمتر است.

نسبت به بند 7 گزارش تقدیمی ایراد فرمودند که ماده 30 قانون انتخابات در این مورد وارد نیست بنده از جناب آقای دکتر متین دفتری سؤال می‌کنم که اگر طبق ماده 30 عمل نشود چه ترتیب باید عمل کرد؟ فرض کنیم معترضی در انتخابات مشکین‌شهر مدعی شد و یا سند آورد که در چند صندوق رأی داده است آیا باید انتخابات مشکین‌شهر را باطل کرد و یا باید طبق ماده 30 انتخابات آراء زائد را از صندوق خارج نمود. این سؤالی است که از جنابعالی می‌کنم چون واقعاً هیچ ماده‌ای در قانون انتخابات تکلیف ما را روشن نمی‌کند و در چنین موردی جز اجراء ماده 30 راه دیگری نیست و تصور نمی‌کنم اعتراض آقای متین دفتری وارد باشد. اما در خصوص مداخلات وزارت کار و جیپ‌های آن وزارتخانه سؤالی از وزارت نامبرده کردم و جوابی داده‌اند که عیناً می‌خوانم البته نه به امضای وزیر کار ولی به امضای یکی از مدیران کل.

جناب آقای دکتر متین دفتری در جلسه یکشنبه 11/5/26 مجلس شورای ملی نسبت به دخالت وزارت کار و تبلیغات در انتخابات تهران اظهاراتی نمودند که حقاً دور از انصاف و مروت بوده و این وزارت ناچار ضمن تکذیب آنها مراتب زیر را برای استحضار عموم توضیح می‌دهد:

وزارت کار و تبلیغات به موجب تصویبنامه شماره فلان که در زمان فترت مجلس شورای ملی قائم‌مقام قانونی است تشکیل گردیده و در بدو کار با مشکلات فراوانی که همه اهالی کشور به خوبی اطلاع دارند مواجه شد شورای متحده مرکزی با بستگی کامل به حزب توده

+++

ایران تمام مقدرات صنعتی و فلاحتی را در دست گفته و با ایجاد آشوب‌ها و اختلافات بین کارگر و کارفرما و زارع و مالک مقصود نامشروع خود را تعقیب می‌نمود که برای نمونه وضعیت کارگری کارخانه دولتی روغن‌کشی ورامین را اختصاراً شرح می‌دهد:

این کارخانه در سال‌ها قبل از 1325 فقط 85 نفر کارگر در استخدام داشت که حقوق متوسط آنها 40 ریال در روز بود. بر اثر مداخلات غیر قانونی شورای متحده و مخصوصاً تحریکات و اعمال نفوذهای بی‌رویه و غیر مشروع اسکندر سرابی معروف تعداد آنها بعداً به 285 نفر یعنی بیش از سه برابر موقع عادی ترقی داده شد و حقوق آنها نیز روزانه از بین 80 تا 150 ریال تعیین و پرداخت می‌گردید و چون موجبی برای ازدیاد کارگر از قبیل توسعه کارخانه و یا محصول آن در بین نبود و حقاً این کارخانه به بیش از 85 نفر کارگر احتیاج نداشت و مقصود منحصر از این انتصابات فشار به دستگاه‌های اقتصادی و مالی کشور و پرداخت حقوق مجانی به یک عده اشخاص معلوم‌الحال بود ناگزیر کارگران اضافی و اشخاصی که مخصوصاً برای خرابکاری و فلج کردن امور استخدام شده بودند با استفاده از بیکاری‌ و در دست داشتن کارت عضویت شورای متحده به دهات و قراء مجاور رفته و ضمن یک سلسله تبلیغات مفسده‌انگیز اظهار می‌نمودند که نتیجه کارمندی شورای متحده دریافت حقوق روزانه 150 ریال و بیشتر برای یک کارگر ساده می‌باشد و با این ترتیب از یک طرف زارعین و کارگران را به شورش و عصیان در برابر مالکین و کارفرمایان واداشته و از طرف دیگر قدرت و نفوذ خود را با ایجاد رعب و هراس در دل‌ها افزون‌تر می‌ساختند و مقدمات اقدامات خانمان‌براندازی را فراهم می‌نمودند. (اینها زیادی است). به هر حال اگر آقایان خسته نمی‌شوند این جوابی است که از وزارتخانه رسیده است خوانده شود (بعضی از نمایندگان- بفرمایید آقا). که آقایان نمایندگان ملت مخصوصاً آقایانی که در اطراف طهران علاقه ملکی دارند از این جریان به خوبی مطلع می‌باشند. این جریانات در تمام کشور به شدت ادامه داشت و دولت وقت از لحاظ مسئولیت حفظ انتظام و امنیت کشور ناگزیر به اتخاذ تصمیمات جدی و اساسی برای رفع این بلوا و آشوب و تفرقه و تشتت و خاموش کردن آتش خانمان‌سوز جنگ داخلی که حیات اقتصادی و سیاسی کشور را تهدید می‌نمود گردید که آقایان نمایندگان ملت به خوبی از این اقدامات و نتایج مفیدی که از آن گرفته شد واقفند و وزارت کار برای جلوگیری از این وضع و رشن ساختن ذهن دهقانان و کارگران فریب‌خورده و رفع اختلاف بین کارگران و کارفرمایان عده‌ای مأمور تربیت شده و مطلع و آشنا به قوانین مربوطه به دهات و قراء اعزام دارد و چون مأمورین لیسانسیه دولت حاضر به رفتن دهات نبوده و در بین مأمورین دیگر نیز اشخاص مطلعی که بتوانند منظور فوق را تأمین نمایند وجود نداشت لذا وزارت کار کلاس مخصوصی برای تربیت مأمورین و آشنا ساختن آنان به قوانین کار و سایر مقررات مربوطه تأسیس نموده، دانش‌آموزان کلاس در دو ماهه مهر و آبان به فراگرفتن تعلیمات مربوطه اشتغال داشته و پس از طی دوره کلاس به آنها مأموریت داده شد که تحت نظر و تعملیات بازرسان مربوطه (که برای هر قسمت یک بازرس عالی‌رتبه مأموریت داشت) به رفع اختلاف حاصله بین مالک و زارع و کارگر و کارفرما مشغول شوند و مخصوصاً طی بخشنامه‌های شماره 3530/11000 – 23/9/25 و 3740 – 25/9/25 که رونوشت آن به ضمیمه است به مأمورین نام‌برده دستور اکید داده شده که از هر گونه اعمال اغراض خصوصی و حزبی خودداری نموده صرفاً مأموریت اداری خود را انجام دهند و آمار کار مأمورین نامبرده در اداره کل بازرسی و وزارت کار موجود است با این حال جای تعجب است که آقای دکتر متین دفتری چنین وانمود کرده‌اند که کلاس اختصاصی وزارت کار برای تعلیم مداخله در انتخابات تشکیل شده و شاگردان کلاس تعلیم مداخلات نامشروع در انتخابات گرفته و به آن عمل کرده‌اند آیا به زعم جناب آقای دکتر قانون کار تعلیم مداخله در انتخابات است و الّا در کلاس مزبور جز قانون کار و بیمه کارگران و امور اداری چیز دیگری تدریس نشده! ... و اما مسئله جیپ‌های وزارت کار که آقای دکتر متین دفتری با اهمیت فراوان از آن نام برده‌اند وزارت کار ده عدد جیپ برای رفع احتیاجات اداری خود خریداری نموده و آن را در اختیار بازرسانی که به مأموریت خارج برای رفع اختلاف کارگر و کارفرما و زارع و مالک اعزام می‌شده‌اند می‌گذاشته و یا در اختیار رؤسای ادارات کار و تبلیغات شهرستان‌های درجه اول قرار می‌داده است که صورت کامل آن و این که چه اشخاصی از این جیپ‌ها و برای انجام چه اموری استفاده کرده‌اند. در اداره انتظامات وزارت کار موجود است با این حال اداره انتظامات وزارت کار موجود است با این حال جای تعجب است که جناب آقای دکتر با آن همه سابقه درخشان اداری از این که یک وزارتخانه جدیدالتأسیس ده عدد جیپ خریداری نموده و در اختیار مأمورین خود برای انجام امور اداری گذشته این را دلیلی برای مداخله وزارت کار در انتخابات محسوب می‌داشته‌اند. بنابراین گویا وزارت کار برای این که از این اتهام مبرا بماند لازم بود که در تمام دوره انتخابات اتومبیل‌های خود را بی‌کار گذاشته و به مأمورین ندهد و هیچ مأموری هم به دهات و شهرستان‌ها اعزام ندارد ... که متأسفانه این امر هم غیر مقدور بوده است. با ابراز حقایق فوق ملاحظه می‌فرمایید که جناب آقای دکتر متین دفتری تا چه پایه در قضاوت نسبت به وزارت کار و تبلیغات از طریق انصاف منحرف گردیده و به جای تشویق و تقدیر از کسانی که در برانداختن ریشه تفرقه و نفاق و جنگ داخلی و فرونشاندن آتش آشوب و بلوا از خودگذشتگی و فداکاری ابراز داشته و با کمال صمیمیت وظایف اداری و ملی خود را انجام داده‌اند آنان را مورد بی‌مهری و تهمت قرار داده‌اند ما قضاوت این موضوع را به ساحت مقدس مجلس شورای ملی و نمایندگان واقعی ملت واگذار می‌نماییم.»

البته این بخشنامه‌ها را نمی‌خواهم چون مفادش همان است که در این نامه ذکر شده و یک موضوع را می‌خواهم متذکر بشوم خدمت آقای دکتر متین دفتری همین احکامی که خواسته‌اید اینجا موجود است با این تفاوت که این احکام در دوم آذرماه صادر شده است و انتخابات تهران در شنبه 21 دی‌ماه بنابراین قریب 2 ماه فاصله بوده است، با احکامی که برای این دانش‌آموزان صادر کرده‌اند که به دهات بروند تا شروع انتخابات و این هم تصور می‌کنم که سوءتفاهمی برای جنابعالی ایجاد شده باشد بنده دیگر بیش از این مزاحم آقایان نمی‌شوم (بعضی از نمایندگان- مذاکرات کافی است)

دکتر متین دفتری- از بنده سؤالاتی و اعتراضاتی کرده‌اند که اگر اجازه می‌فرمایید، جواب بدهم.

رئیس- اگر مطابق ماده 109 است بفرمایید.

دکتر متین دفتری- حرفی که زده شد بنده جواب می‌دهم مطابق ماده 109 است.

رئیس- اگر مطابق ماده 109 است بفرمایید.

دکتر متین دفتری- بنده فرمایشاتی که آقای وکیل کردند می‌خواهم واردش بشوم، بنده جزء حزب دمکرات تشکیلی یا ضد تشکیلی بودم یا نبودم کاری ندارم، چه تأثیری در این اوضاع و احوال دارد و گمان می‌کنم که آقای محمود که با ایشان همکاری می‌کردم خاطرشان باشد، اگر در اوراق خودم هم بگردم سوابق زیادی در آنجا هست (محمود محمود- ایشان همیشه با ما بودند منتها مرحوم پدرشان) عرض کنم بنده اجازه ماده 109 را فقط برای آقای وکیل خواستم، بیشتر نسبت به آقای وکیل و یک قدری هم در جواب آقای امینی و جواب وزارت کار و تبلیغات، عرض کنم که آقای وکیل در بیاناتشان به یک جوانی که در انجمن نظار مورد تعرض واقع شده یک عنواناتی کرده‌اند متأسفانه خود او در اینجا حاضر نیست که از خودش دفاع کند ولی یک عنواناتی کردند خیلی ماهرانه و کمیاب که خواستند یک تخم سوءظنی در واقع کاشته باشند. خوب بود اگر خیلی در این مسئله اصرار دارند و یک دلایلی دارند. یک کمیسیونی برای این کار تشکیل می‌شد. اینجا که جای این مطالب نیست که با اظهار مطالبی از یک طرف بدون شنیدن اظهارات طرف دیگر قضیه روشن شود. اگر آقا اطلاعاتی دارند خوب است به یک طور دیگری رسیدگی بشود و به عرض مجلس برسد. اولاً آقای وکیل یک جواب‌هایی دادند که هیچ مربوط به آن اعتراضات صریح و روشنی که بنده اینجا دادم نیست، بنده گفتم یک نفر از آن اشخاصی که در شهرستانک تعرفه گرفته‌اند در آنجا پیدا نمی‌شود این جوابش چیست؟ ایشان آمدند و از بی‌طرفی خودشان صحبت کردند این که مربوط نیست. بنده عرض کردم که شما را ستایش می‌کنم برای آن اعمالی که در آن انجمن دوره چهاردهم کردید یعنی از نظر آن شرکتی که در آن داشتید. بنده هم از داخله آن انجمن اطلاعی ندارم که کی کار خوب کرد و کی کار بد. بنده دیگر حمله فردی به جنابعالی نکردم که فلان کار را شما کردید و فلان کار را شما  نکردید بنده به طور کلی ایراداتی به انجمن و به هیئت انجمن داشتم و جواب‌هایی که آنها به من داده‌اند ایراداتی که به بنده کردند، همه‌اش با انجمن بود اگر بخواهم دومرتبه آنها را تکرار کنم خیال نمی‌کنم مقتضی باشد. اما آقای امینی خیلی مهارت به خرج دادند. در بیان توضیحات خودشان

+++

خواستند که به اصطلاح در حدود شخصیات وارد نشوند ولی خیلی در لفافه راجع به اصل مجازات و مکافات خواستند صحبت بکنند نمی‌دانم این اصل مجازات چرا این طور است که هر کس کار بد می‌کند مجازاتش بد است ولی در بعضی از خانواده‌ها معکوس می‌شود. اما به موجب وزارت کار، بنده یک اظهاراتی کردم به موجب یک اسناد و مدارکی با نمره و تاریخ ارائه کردم، وزارت کار هم جواب می‌دهد و می‌گوید این آقایان در امر کارگر و کارفرما مداخله کرده‌اند بنده که مسبوق نبودم که وزارت کار نامه‌ای نوشته ولی این را که در مجلس نمی‌شود روشن کرد بنده مطمئن هستم اطلاعاتی که دارم و به عرض مجلس رسانیدم صحت دارد حالا اگر وزارت کار صحت آنها را تردید می‌کند و می‌خواهد بگوید من اشخاصی به عنوان دانش‌آموز استخدام کردم و اینها را در ماه انتخابات (حالا آقای امینی می‌خواهند بفرمایند چند روز قبل از اخذ آراء بوده است) انتخابات مقدمات دارد آقا و بعد معلوم نیست این شخص که در آذرماه رفته فوراً که برنگشته خرابکاری‌هایش را کرده و برگشته (خنده نمایندگان) دانش‌آموز نرفته که فوراً برگردد رفتن هم که قابل تردید نیست اگر مجلس شورای ملی حاضر بشود که صحت عرایض بنده ثابت گردد بنده خواهش می‌کنم یک کمیسیونی تشکیل بدهند بروند آنجا از دفاتر وزارت کار نتیجه انتخابات را بگیرند، این اطلاعات را تردید نمی‌شود کرد. عرض کنم حسابداری که مطلع است، کارگزینی که مطلع است، از همه اینها می‌توانند اطلاعاتی بگیرند و جمع‌آوری کنند و بینند حرف‌های بنده صحیح است یا  نه، و البته با اینها که نمی‌شود این مسائل مسلم را تردید کرد، بنده از وزارت کار سؤال می‌کنم که دو روز پیش در روزنامه ستاره یا مهر ایران خواندم که مؤمنی نام مأمور وزارت کار درگز از چه کار می‌کند جز برای انتخابات رفته است؟‌ میل دارند سفسطه بکنند. اگر راست می‌گویند برای اختلافات بین کارگر و کارفرما بوده است در لواسانات چه اختلاف کارگر و کارفرما بوده است که در ماه آبان دانشجو برود آنجا؟ (ابوالقاسم امینی- بنده پیشنهاد حذف ماده 109 را می‌‌کنم) یک گله‌ای هم از آقای امینی دارم که نسبت به دوست صمیمی بنده فرمودند. در صورتی که اگر کسی موقعی که بنده در بازداشت بودم و در اینجا نبودم اگر صمیمیتی نسبت به بنده خرج داده باشد قابل تهمت نیست. جنابعالی هم خودتان فرمودید برای انتخابات برادرتان رفته بودید آنجا، بنابراین نباید این اظهار را بفرمایید.

مسعود ثابتی- من پیشنهاد کفایت مذاکرات را کرده‌ام.

عامری- مقدم بر پیشنهادات کفایت مذاکرات تقاضای بنده است.

رئیس- مربوط به چه ماده‌ای است؟

عامری- طبق همان ماده 109 بود بنده هم جزء انجمن نظارت انتخابات تهران بودم (همهمه شدید نمایندگان- آقای رأی بگیرید.)

رئیس- آقای عامری به طور اختصار بفرمایید.

عامری- بنده به شهادت آقایان ولعی برای حرف زدن نداشته و ندارم. در یک کشوری که فقر و فاقه و بدبختی ما را تهدید می‌کند و در تمام ایالات و ولایات ایران آنچه را که می‌بینم، هر روز رفیق محترم بنده آقای مسعودی متذکر هست و هر روز این گرفتاری و بدبختی زیادتر می‌شود به هیچ‌وجه اختلاف و تشنج را صلاح نمی‌دانم و به مصلحت مملکت هم نیست. بعد از این که مجلس شورای ملی اعتبارنامه ده نفر از وکلای تهران را تصویب کرد حتی اینجا مذاکره شد که جناب آقای دکتر متین دفتری هم به سود بعضی از آقایان رأی دادند (دکتر متین دفتری- بنده به هیچ کس رأی ندادم) دیگر به نظر من موقعی نبود از برای این مذاکرات آنچه که مربوط به انجمن نظارت انتخابات تهران بود چون بنده هم افتخار عضویت آن را داشتم خیال می‌کردم با نهایت بی‌طرفی هر جا شکایتی بشود آنچه که ممکن است جلویش را نگیرند، سعی کردیم که یک شکایت هم به انجمن بیاید. آقای جهانشاهی را همه می‌شناسند (حاج آقا رضا رفیع- رأی بگیرید آقا) مگر بنده حق ندارم حرف بزنم؟ این که معنی ندارد تا یک کسی می‌خواهد حرف بزند نمی‌گذارند، بنده هم سعی کردم با تمام قوا هر شکایتی که می‌رسد با نهایت بی‌طرفی رسیدگی بشود تقاضا کردیم خواهش کردیم که آنچه را که شکایت می‌کنند تا آنجایی که وظیفه انجمن است بیاورند به انجمن رسیدگی کند ولی جز یکی دو مورد شکایت نیامد که آن را هم بلافاصله بعد از وصولش آدم تعیین کردیم و فرستادیم برای رسیدگی و آنچه را که از عهده‌مان برمی‌آید کردیم بنده بیشتر از این نمی‌خواهم مزاحم آقایان بشوم و وقت آقایان را تلف کنم چون می‌بینم عده‌ای از آقایان دلشاد می‌خواهند رأی گرفته شود به اعتبارنامه آقای دکتر امینی به همین جهت بنده به همین جا اکتفا کرده و حرف‌هایم را تمام می‌کنم (نمایندگان- رأی، رأی)

رئیس- رأی می‌گیریم (دکتر اعتبار- بنده پیشنهاد داده‌ام) پیشنهاد شما را خواندم وارد نیست.

دکتر اعتبار- بنده پیشنهاد داده‌ام که رأی با قید یک جمله‌ای گرفته شود، پیشنهاد بنده را نمی‌توانید نخوانید، بنده اعتراض می‌کنم.

رئیس- قرائت می‌شود، هر پیشنهادی که برسد من نمی‌توانم مطرح کنم، بخوانید ببینید وارد هست؟ به شرح زیر قرائت شد:

ریاست محترم مجلس شورای ملی

نظر به این که جواب اعتراضات آقای دکتر متین دفتری راجع به فعالیت وزارت کار و تبلیغات و انتخابات قانع‌کننده نبود پیشنهاد می‌کنم به اعتبارنامه‌ آقای دکتر امینی به شرح ذیل رأی گرفته شود:

«مجلس شورای ملی با اظهار تأسف از فعالیت وزارت کار و تبلیغات به اعتبارنامه آقای دکتر علی امینی رأی می‌دهد.» دکتر اعتبار.

رئیس- اصلاً این چه جور پیشنهادی است، تا حالا سابقه نداشته است؟

دکتر اعتبار- آقایان اجازه بفرمایید. این تأثری که از مخالفت و موافقت‌هایی که در این جلسه و در جلسات گذشته شد آنها را یک‌دفعه فراموش بکنند و توجه بفرمایند که ما علاقه‌مندیم که در این مملکت اساس آزادی و مشروطیت حفظ بشود، بنده امیدوارم که در دوره شانزدهم انتخاباتی بشود که آن انتخابات با نظارت وزارت کار یا یک دسته که شایسته آن نباشند انجام نشود (عباس نراقی- در بروجرد هم فولادوند را تبعید نکنند حبس نکنند) بنده هم خودم نهایت علاقه را به تصویب اعتبارنامه آقای دکتر امینی دارم. ایشان را یکی از جوانان بسیار بافکر این مملکت می‌دانم. شخصاً علاقه‌مندم ولی حفظ اصول به عقیده بنده باید بشود، وقتی که اینجا صریحاً یک نفر بلند می‌شود و یک مدارکی روی میز می‌گذارد و می‌گوید که فلان دستگاه دولتی در این کار دخالت کرده است و رسماً هم هیچ کس نمی‌تواند بگوید نکرده است مجلس شورای ملی نمی‌تواند به این رأی بدهد بنده معتقدم به این پیشنهادی که کرده‌ام بنده نسبت به تمام وکلای تهران رأی داده‌ام به آقای دکتر امینی هم رأی می‌دهم ولی اگر این صحبت‌ها اینجا نمی‌شد کار مجلس خیلی سهل‌تر بود (ابوالقاسم امینی- پس این همه پرونده وزارت کار چیست؟)

رئیس- آقایانی که با پیشنهاد آقای دکتر اعتبار موافقت دارند قیام فرمایند (چند نفری برخاستند) تصویب نشد.

حاذقی- در صورت‌مجلس قید بفرمایید یک نفر بلند شد.

رئیس- رأی گرفته می‌شود به نمایندگی آقای دکتر امینی از تهران آقایان موافقین قیام نمایند (اکثر برخاستند) تصویب شد (بعضی از نمایندگان- مبارک است انشاءالله.) چون اعتراضی که نسبت به آقای یمین اسفندیاری شده بود استرداد شده رأی می‌گیریم به نمایندگی آقای یمین اسفندیاری.

حسین مکی- عرضی دارم.

رئیس- دیگر نمی‌‌توانید مخالفت بکنید.

حسین مکی- خیر آقا بنده با اعتبارنامه ایشان مخالف نیستم با تغییر دستور مخالفم. به علاوه عده‌ای هستند که الان در خارج مشغول غارت و چپاول هستند و بین آقایان وکلا هم نشسته‌اند تکلیف اینها باید معلوم شود (یک نفر از نمایندگان- آقای مشایخی است که الان در شهرداری مشغول کار است.)

رئیس- گوش بدهید آنها که استرداد شده در دستور مجلس بوده باید به ترتیب رأی گرفته شود

+++

(صحیح است) همین طور راجع به وکلای آذربایجان عمل شد.

سید هاشم وکیل- در جلسه پیش رأی گرفته شد که انتخابات تهران مقدم باشد نسبت به علی وکیلی باید رأی گرفته شود.

رئیس- نوشته‌اند راجع به علی وکیلی چون غایب است بماند تا خودش بیاید.

نمایندگان- مانعی ندارد، رأی بگیرید.

رئیس- رأی می‌گیریم به نمایندگی آقای علی وکیلی از تهران آقایانی که موافقند قیام کنند (اکثر برخاستند) تصویب شد. رأی می‌گیریم به نمایندگی آقای امین اسفندیاری از بابل موافقین قیام نمایند (اکثر برخاستند) تصویب شد. آقای ارسنجانی مخالفت خودشان‌ را با آقای عبدالقدیر آزاد استرداد کرده‌اند (نمایندگان- احسنت، رأی بگیرید).

نامه آقای ارسنجانی به شرح زیر قرائت شد.

ریاست محترم مجلس شورای ملی- بنا به تکلیف رفقای حزبی از اعتراض خود نسبت به آقای عبدالقدیر آزاد صرف‌نظر می‌کنم و با جریاناتی‌ که پیش آمد صلاحیت ایشان را برای نمایندگی کمتر از کسی نمی‌دانم. حسن ارسنجانی.

رئیس- رأی گرفته می‌شود به نمایندگی آقای عبدالقدیر آزاد از سبزوار موافقین قیام فرمایند (اکثر برخاستند) تصویب شد. سه نفری که اعتراض کرده بودند به نمایندگی آقای محمود پس گرفته‌اند.

محمدعلی مسعودی (منشی)- آقایان صدر کشاورز، کفایی و آزاد و فرامرزی که با اعتبارنامه آقای محمود محمود مخالفت کرده بودند در جلسات گذشته مخالفت خودشان را طی نوشته‌ای که داده‌ند مسترد کرده‌اند. به شرح زیر قرائت نمودند.

ریاست محترم مجلس شورای ملی.

اینجانب مخالفت خود را با آقای محمود محمود مسترد می‌دارم.

کفایی- آزاد- صدر کشاورز- فرامرزی

رئیس- رأی می‌گیریم به نمایندگی آقای محمود محمود از نجف‌آباد موافقین قیام فرمایند. (اکثر برخاستند) تصویب شد. اولاً پیشنهادی رسیده برای ختم جلسه، چون فردا عید مشروطیت است و روز چهاردهم مرداد است و به مناسبت تصادف با ایام سوگواری جشن گرفته نمی‌شود و تعطیل است در همه سال معمول بود که به حکم قرعه در چنین روزی کی هیئتی انتخاب می‌شدند برای عرض تبریک به پیشگاه همایونی شرفیاب شوند (یک نفر از نمایندگان- مقتضی نیست آقا) حالا چون تعطیل است من می‌خواهم از مجلس کسب تکلیف کنم، البته جشن گرفته نمی‌شود ولی تشریفات آن به عمل بیاید یا نه، اگر آقایان موافقند آن هیئت انتخاب شود. آقای قائم‌مقام فرمایشی دارید بفرمایید.

قائم‌مقام رفیع- انتظار مردم ایران از این مجلس دوره پانزدهم شاید بیش از هر دوره بوده زیرا که فترت ممتدی در این چند ماهه روی داده و اتفاقات عجیب و غریبی برخلاف سابقه اتفاق افتاده و مردم دیگر بیشتر از این طاقت ندارند برای این که این آقا وکیل باشد آن آقا وکیل نباشد چندین روز وقت بگذرانیم من می‌خواستم از آقایان استدعا کنم به تشریفات اولیه مجلس خاتمه داده شود و شروع کنیم به انتخاب هیئت رئیسه.

رئیس- پیشنهادی هم در همین زمینه رسیده.

حاجی آقا رضا رفیع- و مجلس را درست بکنیم و بالاخره ما یک فکری برای مردم بکنیم، (صحیح است) امروز در انگلستان شما می‌بینید که وزراء و وکلا نشسته‌اند و برای اقتصادیات از هر کارشان دست کشیده‌اند و کار می‌کنند ما همین طور در اینجا نشسته‌ایم، این کار تا حالا خیلی خوب بود ولی حالا دیگر خوب نیست از این به بعد باید یک کاری بکنیم (رئیس- صحبت‌مان راجع به فردا بود) به عقیده بنده اگر به عید فطر موکول شود خیلی بهتر است.

رئیس- عید فطر تصویب می‌شود برای تبریک.

2- بیانات آقای دکتر شفق راجع به یادآوری از ارواح شهدای آزادی و یک دقیقه سکوت برای آن

رئیس- پیشنهادی از آقای دکتر شفق رسیده قرائت می‌شود. به شرح زیر قرائت شد:

تصمیم هیئت مدیره مجلس در باب تعطیل جشن مشروطیت صحیح است پیشنهاد می‌کنم برای تعظیم شعائر مشروطیت و یاد از ارواح شهیدان راه ازادی در این جلسه یک دقیقه با سکوت مجری گردد. دکتر شفق.

دکتر شفق- حدود چهل و دو سال و اندی است در کشور ما نهضتی شروع شده و این نهضت موسوم شد به نهضت مشروطیت و آزادی‌خواهی در آن موقع کشور ما چنانچه همه می‌دانید چه از لحاظ سیاست خارجی و چه از لحاظ سیاست داخلی گرفتار مصائب و محنی بوده میهن ما هم مورد تجاوز برخی دشمنان خارجی بود و هم گرفتار کشمکش‌ها و نقایص و بدبختی‌های داخلی در این کشور طالع خواست و تقدیر الهی مدد کرد که یک عده از زعمای روشنفکر منور این کشور که آنها را به عنوان آزادی‌خواهان و مجاهدین نامیده‌اند برخاستند و برای تنظیم اصول آزادی و مشروطیت اقداماتی کردند و این اقدامات مصادف شد با مخالفت‌های خارجی و داخلی، برخی از این مخالفت‌های خارجی را در طی مذاکراتی که در همین جلسه‌های مجلس شد آقایان دوباره متذکر شدند. انقلاب خونینی در سرتاسر ایران به وجود آمد خانواده‌ای در سرتاسر کشور اعم از شهری، دهاتی و ایلاتی سراغ نداریم که از این انقلابات آسیب ندیده و متأثر نبوده باشد بسی شنیدیم که بعضی از نویسندگان مغرض یا غافل خارجی و بعضی از نویسندگان مغرض یا بی‌طرف داخلی خواستند نهضت مشروطیت ایران را کوچک یا بی‌مایه قلمداد کنند ولی تاریخ با کمال روشنی ثابت کرد که در ایران یک نهضت به معنی ملی و آزادی‌خواهی وجود داشت و چهل و دو سال و اندی است یا بیشتر که این نهضت در ایران باقی است ملت ایران زن و مرد، پیر و جوان برای حفظ حقوق ملی و آزادی خودش در مبارزه است بعضی از سران این نهضت یا اولاد و خویشاوندان آنان در همین مجلس حضور دارند و من در حضور آنان نسبت به آنان احترام و تعظیم خاصی عرض می‌کنم بعضی از پیشوایان آزادی ایران درگذشته‌اند و روی به نقاب خاک کشیده‌اند و بسا که خانواده‌های آنها و اولاد آنها از این نهضت عمومی نه‌تنها استفاده‌ای نکرده‌اند بلکه آنچه که از جان و مال داشته‌اند باختند ولی ما امروزه با احترام به ارواح مقدس آنها می‌دانیم که باخت با آنها نبود چون که این زندگی محدود و فانی می‌گذرد آنها بودند که بردند و گوی شرافت را در میدان زندگی برای همیشه ربودند. چون فردا مواجه است با یکی از اعیاد مقدس ملی به احترام آن روز هیئت مدیره مجلس تصمیم داشت که اجتماعی به نام جشن در محوطه مجلس وقوع پیدا نکند چون مجلس همیشه به موجب قانون اساسی به موجب فطرت همه افراد نمایندگان مجلس شورا نسبت به شعائر دیانت مقدس اسلام احترام می‌گذارند (صحیح است) از این لحاظ یک اجتماعی به معنی جشن فردا وجود نخواهد داشت، ولی پیشنهاد بنده این است که ما همه‌مان حق داریم قبل از رفتن از این تالار به یاد یکی یکی شهیدان راه آزادی ایران که برای ما جان و مال باختند احترام خاصی بگذاریم و آنها را به رحمت یاد کنیم و برای ارواح گذشتگان فاتحه بخوانیم و خودمان هم از این گذشتن عمر و سپری شدن زندگانی انسانی عبرت بگیریم و با خلوص نیت از هوی و هوس و شهوات بسیار کوچک انسانی نظیر فلان مقام و فلان کار، از دسته‌بندی‌های کوچک که نام آن را فعالیت پارلمانی می‌گذاریم اقلاً به یاد شهیدان گذشته صرف‌نظر کنیم و برای حفظ یک هدف مقدس ملی هدف مقدس برای نجات ملتی که بر آن حقش گرانبها است و منتظر فداکاری‌هایی است نیت کنیم و از این روز به بعد با یک همت بیشتر و روحانیتی بهتر و زیادتر وظایف مقدس و ملی را تمام کنیم پیشنهاد بنده از مقام ریاست این بود که اگر آقایان تصویب بفرمایند با حسن نیت یک دقیقه قیام شود و به یاد این بزرگان فاتحه‌ای تذکر خوانده شود.

رئیس- با این پیشنهاد مخالفی نیست؟ (بعضی از نمایندگان- خیر، خیر).

به احترام روح شهدای آزادی و مشروطیت یک دقیقه قیام و سکوت می‌نماییم.

(در این موقع عموم حضار یک دقیقه با حالت سکوت قیام نمودند).

+++

رئیس- پیشنهاد ختم جلسه از طرف عده‌ای از آقایان نمایندگان رسیده و بر طبق ماده 115 تعیین دستور جلسه آتیه شده است.

(ماده 115 به شرح زیر به وسیله رئیس قرائت گردید:)

رئیس قبل از این که جلسه را ختم نماید در باب دستور جلسه آتیه یعنی تبیین روز و ساعت و موضوع مذاکرات به مجلس رجوع می‌نماید. دستوری که به این ترتیب قرار داده شده است در محوطه مجلس و در روزنامه رسمی اعلان خواهد شد ولی مجلس در هر موقعی که لازم بداند می‌تواند دستور خود را تغییر دهد.

رئیس- چون اگر ختم جلسه وقتی رأی داده شد دیگر نمی‌شود وارد در دستور روز بعد شد (صحیح است) پیشنهاداتی رسیده که دستور جلسه آینده برای تعیین هیئت رئیسه مجلس شورای ملی معین شود. (پیشنهاد آقایان صادقی، دکتر راجی، مهندس هدایت به شرح زیر قرائت شد:) پیشنهاد می‌کنیم که دستور جلسه آتیه انتخاب هیئت رئیسه مجلس شورای ملی باشد. صادقی- دکتر راجی- مهندس هدایت.

رئیس- آقای صادقی توضیح بدهند. (پیشنهاد مجدداً قرائت شد.)

پیشنهاد می‌کنیم که دستور جلسه بعد انتخاب هیئت رئیسه مجلس شورای ملی باشد.

دکتر معظمی- اخطار نظامنامه‌ای دارم و این مقدم است.

رئیس- بفرمایید.

دکتر معظمی- مطابق سوابق مجلس وقتی که مجلس در حین انعقاد است راجع به دستور جلسه آتیه صحبت نمی‌شود اگر جلسه ختم نشد باید دستور ادامه پیدا کند و اگر نباشد ختم شود باید آقایان حوصله داشته باشند دستور آینده را معلوم کنند.

رئیس- حوصله ندارند مطابق ماده 115 قبل از ختم جلسه باید دستور را تعیین کرد اگر این عمل را می‌کردیم به جایی بر نمی‌خورد و بعد مذاکره می‌کردیم. آقای صادقی.

صادقی- بنده تذکر می‌دهم تعیین دستور جلسه آینده منافات با ادامه این جلسه ندارد مطابق قانون و مطابق سوابقی که در مجلس عمل شده است به مجرد این که اعتبارنامه اکثریت نمایندگان مطابق حد نصابی که معین شده تصویب شد اقدام می‌شود به تعیین هیئت رئیسه مضافاً به این که عدم تعیین هیئت رئیسه موجب عدم پیشرفت کار است همان طوری که اجناب آقای رفیع فرمودند وضع مجلس بهتر و مرتب‌تر خواهد شد (صحیح است) بنده و رفقای بنده امضاء کردیم این پیشنهاد را و تصور می‌کنم اگر اقدام هیئت رئیسه بشود و بعد به بقیه اعتبارنامه‌ها رسیدگی بشود بهتر است (صحیح است) بنده خواهشمندم آقایان در این قسمت عناد نکنند و لجاجت نکنند هیچ مانعی ندارد که در جلسه آینده هیئت رئیسه معین بشود بعد هر کاری نسبت به اعتبارنامه‌ها می‌خواهید بکنید بکنید هیچ مانعی ندارد.

رئیس- آقای ملک‌مدنی.

ملک‌مدنی- توضیحات آقای دکتر معظمی به عقیده بنده وارد بودم مقام ریاست باید توجه بفرمایند که به تذکر ایشان باید توجه بشود و بنده به سهم خودم اطلاعاتی که داشتم خواستم تأیید کنم که تذکر ایشان و اخطار نظامنامه ایشان وارد بود اما درباره پیشنهادی که آقای صادقی کرده‌اند متأسفانه بنده ناچارم امروز اینجا یک حقایقی را پشت این تریبون بگویم برای این که چند روز است مجلس شورای ملی شروع به کار کرده است و هر چند ما می‌خواهیم که جلوگیری از تشتت و تفرقه بکنیم متأسفانه یک دسته‌ای این فکر را تأیید می‌کنند و پیروی می‌کنند (بعضی از نمایندگان- این طور نیست، این طور نیست) تأمل بفرمایید شما هم حرفتان را بعداً بیایید اینجا بزنید یک عده‌ای هستند اینجا بنده صریحاً عرض می‌کنم که یک اشخاصی را منافی این می‌دانیم که در مجلس شورای ملی حاضر بشوند و به اعتبارنامه‌های آنها اعتراض شده و آنها را صلاحیت برایشان قائل نیستند و می‌خواهند از روز اول مجلس را مصفا کنند و بدانند چه اشخاصی باید در مجلس باشند آیا این اشخاص در امور مملکت و در مسائلی که بعدها مورد بحث ما واقع می‌شود حق مشارکت دارند یا خیر اجازه بفرمایید ما در مجلس مذاکره کردیم و مجلس موافقت کرد تا خاتمه اعتراضاتی که به انتخاب عده‌ای از نمایندگان شده است هیئت رئیسه موقت کار خودش را ادامه بدهد و مجلس هم بدون این که یک نفر مخالفت بکند این اصل را قبول کرد (صحیح است) ماده نظامنامه هم همین مطلب را تأیید می‌کند تا امروز هم همین جریان را داشته است چرا راجع به چند نفر موافقت نمی‌فرمایند که ما تکلیف آنها را در مجلس معلوم کنیم بنده اینجا به صراحت عرض می‌کنم آقایان بیایید موافقت بفرمایید و بگذارید کارهای مملکت زودتر جلو برود از روز اول دودستگی و نفاق در مجلس تولید نکنید باید مجلس اساساً تکلیف این اعتبارنامه‌ها را معلوم کند تا بفهمیم ببینیم این آقایان همکار ما هستند بیایند سر این صندلی‌ها بنشینند و آن اشخاصی که بهشان رأی داده‌اند ملت ایران و افکار عمومی قضاوت کنند اگر این اشخاص صلاحیت نمایندگی مجلس شورای ملی را پیدا کردند که هیچ و اگر هم این اشخاص صلاحیت ندارند یک دسته به آنها معترضند طبق رأی مجلس بروند دنبال کارشان و بگذارند مجلس کار خودش را ادامه دهد و مجلس برای بعدها از بعضی مذاکرات اساساً برکنار باشد (صحیح است) شما آقایان می‌خواهید این مطالب را پرده‌پوشی بکنید. خیال می‌کنید با پیشنهادی که می‌کنید که جزء دستور آتیه تعیین هیئت رئیسه دائم باشد از این فکر مردم منصرف می‌شوند. آن اشخاصی که دارای این عقیده هستند و تصمیم گرفته‌اند یک عده اشخاص را که صلاحیت برایشان قائل نیستند ممکن است با این جریان تحولی از فکرشان بشود ممکن نیست این را بدانید به عقیده بنده چون من میل ندارم که در مجلس تشنج پیدا شود و دودستگی درش پیدا شود خدا می‌داند من به شرافتم قسم می‌خورم که من طرفدار وحدت مجلس شورای ملی هستم به شرطی که حقوق مجلس و مجلسیان و حقوق کشور ایران محفوظ باشد البته اگر چنانچه یک عده‌ای خواستند قدم‌هایی برخلاف مصالح مملکت بردارند ما تا آخرین قطره خون‌مان را فدا می‌کنیم ما حاضر نیستیم که اینجا منافع مملکت در خطر بیفتد و یک دسته‌ای خواسته باشند نظر خودشان و فکر خودشان را پیش ببرند، ما حرفی نزدیم، ما گفتیم نگذاریم که اینجا رئیس انتخاب شود شما نظرتان به آقای سردار فاخر است که ایشان رئیس بشود ایشان فعلاً (معتمد دماوندی- چون برای خودشان زمینه نیست نمی‌خواهند) رئیس موقت هستند و نشسته‌اند اینجا، چرا نمی‌گذارید صحبت کنیم چرا نمی‌گذارید مجلس کارش را بکند به نظر بنده این یک تشنجی است که در مجلس ایجاد می‌شود (ههمه نمایندگان) این یک مطلبی است در خارج می‌بینند مجلس پیشرفت نمی‌کند من خواهش می‌کنم موافقت بفرمایید همان طوری که قبلاً معهود بود همان طوری که جزو دستور بود تکلیف این چند تا اعتبارنامه‌ها معلوم بشود بعداً برویم برای انتخاب هیئت رئیسه دائم و با یک وحدتی بتوانیم کارهای مجلس را شروع بکنیم.

رئیس- بنده که اینجا نشسته‌ام عرض کردم که فقط مجری نظامنامه هستم نظامنامه در ماده 7 می‌نویسد بعد از این که اعتبارنامه سه ربع نمایندگان تصویب شد می‌تواند به انتخاب هیئت رئیسه اقدام کند حالا اعتبارنامه صد نفر از نمایندگان به تصویب رسیده است می‌خواهند هیئت رئیسه انتخاب نمایند صد نفر نمایندگیشان تصویب شده است مکرر اعتراض می‌کنند و پیشنهاد می‌دهند آقایان به پیشنهاد رأی ندهند ولی این رویه که کسی نتواند پیشنهاد بدهد و توضیحات بدهد رویه خوبی نیست (همهمه نمایندگان) (عده‌ای از نمایندگان- رأی، رأی) اما در قسمت تعیین دستور هیچ وقت در موقع ختم جلسه فرصت نمی‌دهند دستور معین شود به مجرد ختم جلسه همه می‌روند و هیچ روز نمی‌دانستیم که در دستور چه داریم این را ماده 115 معین کرده است بنده تا وقتی که اینجا هستم هر روز دستور جلسه بعد را از مجلس کسب نظر می‌کنم آنجا نوشته است که مجلس هر موقع که لازم می‌داند می‌تواند دستور خودش را تغییر دهد، الان برای رأی عده کافی نیست.

مکی- اخطار نظامنامه‌ای دارم.

رئیس- از روی چه ماده‌ای؟

مکی- ماده ششم، راجع به اعتبارنامه

+++

 وکلایی است که با اعتبارنامه آنها مخالفت شده و آنها در خارج مشغول غارتگری هستند چون شغل‌های اداری دارند می‌خواهند غارتگری کنند اعتبارنامه آنها اگر به موجب رأی مجلس به عهده تعویق افتاده باشد این نمایندگان در مورد هیچ امری حق دادن رأی ندارند. مجلس نباید رأی بدهد که این آقایانی که به اعتبارنامه‌شان اعتراض شده است عقب بیفتند و یک عده غارتگر و چپاولچی مردم را بچاپند بنده مخالفم یکی را عقب بگذارند یک عده را مسلط بر مردم بگذارند این خوب نیست.

رئیس- این ربطی به پیشنهاداتی که از طرف عده‌ای از نمایندگان می‌رسد و من باید مطرح کنم ندارد این مربوط به این نیست راجع به تعیین دستور پیشنهاد کرده‌اند که من باید مطرح کنم الان هم عده کافی نیست. آقای دکتر معظمی.

دکتر معظمی- سوءتفاهمی شده بود در عرایضی که بنده کردم عرضی نکردم که انتخاب هیئت رئیسه جزو دستور نیست این را بنده عرض کردم منتهی مجلس شورای ملی می‌تواند دستور را مقدم و مؤخر بداند بنابراین چه آقایان رأی بدهند و چه رأی ندهند این جزو وظایف مجلس هست بنابراین بنده مخالف این هستم که مجلس ختم بشود برای این که ما امروز یکی دو تا کار بیشتر نکرده‌ایم حالا تقاضا می‌کنم که چند دقیقه تنفس داده شود و اگر عده کافی شد دوباره شروع به کار کنیم.

3- ختم جلسه به عنوان تنفس

رئیس- چند دقیقه تنفس داده می‌شود.

(ساعت دوازده و ده دقیقه مجلس به عنوان تنفس تعطیل شد).

رئیس مجلس شورای ملی- رضا حکمت

آقای محمدعلی کامکار سردفتر سابق ازدواج و طلاق فسا

به موجب این ابلاغ دفاتر شما در قصبه فسا مجدداً برای ثبت ازدواج و طلاق رسمیت می‌دهد.

وزیر دادگستری

آقای سید محمدباقر موسوی‌الغروی سردفتر اسناد رسمی شماره 7 تبریز

به موجب این ابلاغ دفتر شما را در شهر تبریز برای ثبت ازدواج هم رسمیت می‌دهد.

وزیر دادگستری

آقای سید مرتضی پسندیده سردفتر اسناد رسمی خمین

به موجب این ابلاغ دفتر شما را در خمین برای ثبت ازدواج هم رسمیت می‌دهد.

وزیر دادگستری

آقای محمدباقر موسوی‌الغروی

به موجب این حکم به سمت سردفتری اسناد رسمی درجه سوم تبریز منصوب می‌شوید طبق مقررات مشغول انجام وظیفه شوید.

وزیر دادگستری

انتصابات و احکام

در وزارت کشور

آقای رضا فقیهی فرماندار بوشهر از تاریخ ورود فرماندار جدید به سمت فرمانداری زاهدان منتقل شدند.

آقای لطفعلی قوامی کارمند منتظر خدمت از تاریخ اشتغال به کار به سمت فرمانداری بوشهر منصوب شدند.

آقای عبدالرحمن رحمانی

به موجب این حکم به سمت سردفتری اسناد رسمی درجه سوم ساری منصوب می‌شوید طبق مقررات مشغول انجام وظیفه شوید.

وزیر دادگستری

آقای سید مرتضی پسندیده سردفتر ارشاد رسمی سابق شماره 10 خمین

به موجب این ابلاغ مجدداً به سمت سردفتری اسناد رسمی شماره 10 خمین منصوب می‌شوید طبق مقررات کما فی السابق مشغول انجام وظیفه شوید.

وزیر دادگستری

+++

 

        

یادداشت ها
Parameter:294313!model&5137 -LayoutId:5137 LayoutNameالگوی متنی کل و اخبار(مشروح مذاکرات)