کتابخانه، موزه و مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی


صفحه اصلی » مشروح مذاکرات » مشروح مذاکرات مجلس ملی » دوره هجدهم مجلس ملی

0.0 (0)
مشروح مذاکرات مجلس شورای ملى، دوره ‏18
[1396/05/30]

جلسه: 38 صورت مشروح مذاکرات مجلس روز سه‌شنبه نهم شهریور ماه 1333.  

 

فهرست مطالب:

1- تصویب صورت مجلس.

2- بیانات قبل از دستور آقایان: دکتر جزایرى، قنات‌آبادى.

3- اخذ رأى و تصویب لایحه اجازه پرداخت حقوق و هزینه کل کشور بابت دو ماهه مرداد و شهریور.

4- بقیه مذاکره در لایحه ترمیم حقوق معلمین.

5- تعیین موقع و دستور جلسه بعد، ختم جلسه.

مشروح مذاکرات مجلس شورای ملى، دوره ‏18

 

 

جلسه: 38

صورت مشروح مذاکرات مجلس روز سه‌شنبه نهم شهریور ماه 1333.

 

فهرست مطالب:

1- تصویب صورت مجلس.

2- بیانات قبل از دستور آقایان: دکتر جزایرى، قنات‌آبادى.

3- اخذ رأى و تصویب لایحه اجازه پرداخت حقوق و هزینه کل کشور بابت دو ماهه مرداد و شهریور.

4- بقیه مذاکره در لایحه ترمیم حقوق معلمین.

5- تعیین موقع و دستور جلسه بعد، ختم جلسه.

 

مجلس دو ساعت و بیست و پنج دقیقه قبل از ظهر به ریاست آقاى رضا حکمت تشکیل گردید.

1- تصویب صورت مجلس

رئیس- صورت غائبین جلسه قبل قرائت می‌شود: (به شرح زیر قرائت شد.)

غائبین با اجازه، آقایان: هدى، بیات ماکو، قوامى، جلیلى، احمد صفایى، مهندس اردبیلى، خاکباز، امید سالار، سلطان‌العلما، پیراسته، حائرى‌زاده، یارافشار، صادق بوشهرى، علم، بوربور، دکتر پیرنیا، ابراهیمى، میراشرافى، سرمد، برومند. غائبین بى‌اجازه، آقایان: باقر بوشهرى، اریه، حشمتى، دکتر عمید، تربتى، غضنفرى، سعیدى، کدیور، شفیعى، شیبانى، دکترآهى، دکتر وکیل، دکتر عدل، سالار بهزادى، معین‌زاده. دیرآمدگان و زودرفتگان با اجازه، آقایان: تفضلى 20 دقیقه، محمود افشار 20 دقیقه، موسوى 35 دقیقه، عبدالحمید بختیار یک ساعت، امیر تیمور کلالى یک ساعت، شاهرخ‌شاهى یک ساعت و بیست دقیقه، حمیدیه 2 ساعت.

رئیس- نسبت به صورت مجلس نظرى نیست؟ آقاى شوشترى بفرمایید.

شوشترى- خواستم استدعا کنم یک طرحى که چندى قبل به امضاى چهل و چند نفر از نمایندگان داده شده دستور بفرمایید جریان عادى خودش را طى کند و دستورى بفرمایید راجع به کنگره بود.

رئیس- درصورت مجلس نظرى نیست؟ (گفته شد: خیر) صورت مجلس جلسه پیش تصویب شد.

2- بیانات قبل از دستور آقایان: دکتر جزایرى، قنات‌آبادى.

رئیس- سه نفر از آقایان تقاضاى نطق قبل از دستور کرده‌اند (نقابت: دستور آقا)

قنات‌آبادى- باز ما اسم نوشتیم رحم هم خوب چیزى است.

رئیس- آقاى دکتر جزایرى بفرمایید.

دکتر جزایرى- به طوری که آقایان همکاران محترم ملاحظه فرموده‌اند بنده از ابتداى تشکیل مجلس تاکنون هیچ وقت مزاحم آقایان براى نطق قبل از دستور نشده‌ام علتش هم این است که فکر می‌کردم در این موقع که مملکت ما در یک وضعیت خاص و حسابى قرار دارد و قطعاً اولیاى دولت هم گرفتار انجام کارهاى عمومى هستند و یقیناً بیانات آقایان نمایندگان و بنده شامل تذکرات از نظر انجام کارهاى اصلاحى است بنابراین مزاحمتى براى دولت فراهم نشده باشد و به تذکرات خصوصى به دولت و آقایان وزرا اکتفا می‌کردیم آقایان ملاحظه می‌فرمایند که اوضاع به صورتى پیشرفت می‌کند و گرفتاری‌ها به قدرى در مملکت فراهم شده است که متأسفاهه فکر کردم که قطعاً به صورت نطق قبل از دستور تذکرى حضور آقایان محترم داده باشم در این موقع که مملکت در آستانه کار حساس نفت است بایستى اولیاى محترم دولت کارى بنمایند و وسایلى فراهم آورند که همه مردم متوجه حسن انجام وظیفه اولیاى دولت باشند (صحیح است) بنده یقین دارم که عده‌اى از افراد همکاران دولت و رئیس دولت و آقایان قطعاً حسن‌نیت در انجام کارها دارند ولى متأسفانه باید عرض کرد که شاید عده‌اى حسن نیت نداشته و یا واقعاً نمی‌توانند کارى براى مملکت بکنند (صحیح است) از هر گوشه‌اى صدایى است همه آقایان نمایندگان شهرستان‌ها و تهران می‌دانند که غالباً آقایان موکلین که به آقایان مراجعه می‌کنند از اوضاع مملکت متأسفانه شکایت می‌کنند و با تبلیغات سویى که در این موقع هست خود اولیاى دولت نباید بهانه براى این تبلیغات و عدم رضایت مردم بدهند دوستان عزیز من قبلاً راجع به جریانات اتوبوسرانى تهران و وضع نان و ارزاق و فشارهایى که عده‌اى از مأمورین دولت و سوءاستفاده‌اى که عده‌اى از مأمورین دولت در شهرستان‌ها و تهران می‌کنند تذکراتى داده‌اند آقایان وزرا و آقاى معاون نخست‌وزیر و جناب آقاى نخست‌وزیر ما انتظار داریم که در تعقیب این تذکرات براى اصلاح عیوب کارى بکنند ما چند ماه منتظر اقدام شما شدیم بالاخره مطمئن باشید اگر اوضاع حساس مملکت و اوضاع حساس نفت در پیش نبود تذکرات بیان صورت ملایم و معقول درنمی‌آمد (صحیح است) قطعاً مجلس شدیدتر از این عمل می‌کرد آخر یک فکرى بفرمایید از هر گوشه‌اى یک صدایى است این تذکرات به عنوان راهنمایى آقایان است به عنوان چاره‌جویى و یادآورى است غرض از انتقاد، گر چه باید واقعاً اقرار کرد که بعضى از عملیات دولت حقیقتاً انتقاد دارد، چه قدر مردم ناراضى هستند ولى ما نمی‌گوییم تا شما کارهاى اساسی‌تان را انجام بدهید اما آخر خودتان هم یک فکرى بکنید به هر چیز دست بزنید یک عدم رضایت و گرفتارى است بنابراین می‌خواهم استدعا بکنم که دولت فکر و چاره‌اى بکند و الا بر فرض این که موضوع نفت هم حل بشود و بر فرض این که عوایدى هم وصول بشود با این دستگاه صرف ملت ایران نخواهد شد (صحیح است)

+++

بنده که از گذشته با سازمان برنامه ارتباط داشتم حالا هم افتخار خدمتگذارى در کمیسیون برنامه را داریم واقعا گزارش‌هایى از طرف رفقاى ما داده می‌شود حتى از طرف خود شرکت‌ها و سازمان برنامه داده می‌شود که واقعاً حیرت‌آور و تعجب‌آور است (صحیح است) پری روز بود که یکى از رفقاى ما به شرکت چاى رفته بود ایشان در کمیسیون گزارش دادند که شرکت چاى در چهار سال پیش از این با سرمایه سى میلیون تومان تشکیل شده است آقایان رفقا و همکاران عزیز بدانید که در مدت چهار سال این سى میلیون تومان را خورده‌اند و از بین رفته است (صحیح است) 13 میلیون تومان آقایان طلب دارند از مرده‌ها از شاگرد آشپزها از باغبان‌ها و اشخاص بى‌اعتبار بیش از 500 هزار تومان سفته به امضاى مرده گرفته‌اند به امضاى مراد نسیم‌پور گرفته‌اند که این آقا چند سال پیش در پاریس مرده ما البته به سازمان برنامه تذکر دادیم به اولیاى دولت گفته‌ایم کى می‌تواند مسئولین امر را معرفى کند مجلس شوراى ملى نمی‌تواند در امر اجراییات مداخله کند وظیفه ما فقط تذکر است، ر سایر قسمت‌هاى سازمان برنامه هم این قبیل خرابی‌ها هست در سایر قسمت‌ها هم هست (مهدى ارباب انحصار این خراب‌کاری‌ها را دارد) دو سال تمام است شرکت چاى برابر گزارش همکار عزیزم دفاتر رسمى خود را ننوشته است براى این که ندانند حساب شرکت چاى چیست این شرکت بیش از چهار سال نیست که تشکیل شده در صورتی که هشت کارخانه چاى خشک کنى در اختیارش است که مشابهش را امروز مالکین خصوصى‏ خرج در رفته هر یک را در سال 250 هزار تومان اجاره می‌دهند بنابراین این عواید هم روى این شرکت چاى بوده است و عواید دیگر (صحیح است) بنابراین این تذکراتى که به آقاى وزیر فرهنگ که عضو محترم دولت هستند به آقاى معاون نخست‌وزیر و سایر آقایان عرض می‌کنم اینها چیزى نیست که ما ساکت بمانیم ولى چون مملکت در وضع خاصى است خواهش می‌کنم تذکر می‌دهم که فکرى بفرمایید و الا یقیناً مجلس محترم شوراى ملى و همکاران عزیز من به صورت شدیدتر و به صورت جدیدترى به آقایان تذکر خواهند داد اما یک مطلبى که از حضور آقاى جعفرى وزیر محترم فرهنگ استفاده می‌کنم و می‌خواستم این موضوع را در لایحه فرهنگ عرض کنم و موفق نشدم چون همه آقایان موافق بودند و موافقند که لایحه فرهنگ زودتر به تصویب برسد بنده آن وقت مزاحم نشدم و از وقت قبل از دستور استفاده می‌کنم و آن این است که ملاحظه فرمودید جناب آقاى جعفرى مجلس شوراى ملى با یک علاقه خاصى نسبت به فرهنگ اقدام کرد و با این که وضع مالى دولت زیاد خوب نیست واین لایحه هم مقدارى بر بودجه دولت اضافه خواهد کرد مع‌ذلک با علاقه زیاد آمدند رفقا در کمیسیون و با این که قبلاً یکى از رفقا یک شوخى کردند و گفتند که ممکن است این لایحه در کمیسیون دفن شود براى این که اثبات کرده باشد که لایحه در کمیسیون دفن نمی‌شود با تشکیل یک سوکمیسیون و خود کمیسیون و با حضور خود حضرتعالى تمام جزییات این لایحه را رسیدگى کردند واى لایحه را درست کردند و شاید با این لایحه 40 میلیون تومان بر بودجه دولت اضافه شود ولى این از نظر علاقه آقایان وکلاى محترم به فرهنگ است اما در مقابلش هم از جنابعالى و اولیاى فرهنگ انتظاراتى دارند.

خود جنابعالى سالیان دراز در فرهنگ خدمت کرده‌اید می‌دانید که شرط اول خدمت فرهنگ حسن اخلاق و عقت اخلاقى و شایستگى کارکنان فرهنگ است و خود جنابعالى می‌دانید که عزیزترین فرد هر شخصى که اولاد اوست از نظر تربیت به اولیاى وزارت فرهنگ که در حقیقت پدران روحانى اطفال هستند سپرده شده است و آنها انتظار دارند که این آقایان از نظر اخلاق و از نظر تحصیلات راستى مراقبت کنند و شایستگى داشته باشند اگر خداى نکرده خود جنابعالى می‌دانید که در دبستانى، دبیرستانى از طرف اولیاى مدرسه، از طرف معلم که من یقین دارم که معلمین ما برى باشند و برى بکنند خودشان را از این کارها در موقع امتحان توقعات مادى و امثال آن داشته باشند و یا خداى نکرده چیزهاى دیگرى باشد و فساد اخلاق داشته باشند و شایستگى نداشته باشند و یا سواد نداشته باشند این بچه از کوچکى و طفولیت بد بار می‌آید عضو مفیدى براى جامعه نخواهد بود بنابراین بنده می‌خواهم استدعا کنم و به خود حضرتعالى هم مکرر چون ارادت دارم تذکر داده‌ام که اشخاصى هستند که باید تجدیدنظرى در وضع‌شان بشود مخصوصاً رؤساى دبیرستان‌ها و دبستان‌ها بنابراین می‌خواهم استدعا بکنم همان طور که ما و رفقاى عزیز و مجلس محترم نسبت به پیشرفت کار آقایان در تصویب این لایحه اقدام می‌فرمایند آقایان هم استدعا می‌کنم توجهى بفرمایند که عدم رضایتى از طرف مردم نسبت به اولیاى فرهنگ و نسبت به تشکیلات فرهنگ نباشد مطلب سومى که باید به عرض‌تان برسانم و چون می‌دانم خود حضرتعالى سال‌ها در فرهنگ بوده‌اید و می‌دانید که در روز اول ورود به فرهنگ این مطلب را تذکر داده‌ام و رویش عمل کرده‌ام موضوع برنامه فرهنگ است. در ممالک مترقى برنامه فرهنگ روى احتیاجات کشور تنظیم می‌شود اگر مملک صنعتى باشد سعى می‌کند که مهندس و تکنسین و افرادى که مفید به حال صنعت باشد تهیه بکند و اگر مملکت کشاورزى باشد روى احتیاجات کشاورزى برنامه خودش را تنظیم می‌کند، و بالاخره هدف فرهنگ تهیه آدم و جوان فعال و مفید براى بالا بردن سطح زندگى یک مملکت است خودتان تصدیق می‌فرمایید که مهمترین چیزى که در برنامه فرهنگ ما فراموش شده همین مطلب است. مملکت صنعتى و یا کشاورزى شما 10 تا مدرسه فنى و حرفه‌اى و صد تا مدرسه کشاورزى ممکن است ظاهراً داشته باشد ولى باید تراکتور و وسایل داشته باشد شاگرد روى ماشین‌آلات رفته و یا در روى زمین کار کرده باشد ما چهار سال در سازمان برنامه روى برنامه، با مشاورین خارجى و متخصص داخلى مشورت کرده بودیم و یک برنامه‌اى تهیه کرده بودیم عین این برنامه را آوردم فرهنگ خود حضرتعالى هم سابقه دارید و دوستان بنده هم در فرهنگ می‌دانند یک فکرى براى برنامه بکنید، البته بعضی‌ها به حضرتعالى علاقه دارند ولى متأسفانه آن طوری که باید عمل کنند و کار پیشرفت بکند پیشرفت نکرده است خود حضرتعالى توجهى به این امر بفرمایید البته بنده دیدم که گفتند داوطلب در مدرسه زیاد شده و حقوق هم زیاد شده وقت شما مدرسه حرفه‌اى نداشته باشید وقتى مدرسه مفید نداشته باشید البته شاگرد می‌خواهد همین مدرسه را طى کند و دیپلم را بگیرد و بعد برود در اداره‌اى با رتبه 3 مشغول کار شود آقا این برنامه یک کار اساسى است که من امیدوارم با همکارى جنابعالى و اولیاى محترم فرهنگ این کار اصلاح شود مطلب دیگرى که باید تذکر بدهم به طوری که خود آقاى وزیر فرهنگ هم فرمودند امسال دولت به علت کمى اعتبارات راجع به اعتبارات اضافى وزارت فرهنگ هنوز توجهى نفرموده‌اند بنده خواستم بدین وسیله جلب توجه اولیاى دولت را بکنم که وقتى مدارس افتتاح می‌شود در اول افتتاح بایستى حتماً کلاس‌هاى اضافى تأسیس شود که شاگردها در کوچه‌ها نمانند قطعاً باید فکرى براى اعتبارات اضافى وزارت فرهنگ شود مطلب آخرى که بایستى خدمت‌تان عرض کنم موضوع فرهنگ خوزستان است قطعاً آقایان نمایندگان محترم خوزستان با حضرتعالى مذاکره کرده‌اند و قطعاً اصرار هم کرده‌اند و امیدوارم که آقایان نمایندگان خوزستان هم نرنجند که من مطلبى راجع به خوزستان بگویم چون من خوزستانى هستم و خدمتگذار خوزستان و عضو کوچک آقایان و علاقمند به آقایان عرض کنم خوزستان در این مدت کار عمران و آبادیش عقب رفته و از نظر فرهنگ هم هیچ توجهى نشده (پورسرتیپ: با سایر جاها چه فرق دارد؟) مثل همه جا است حضرتعالى هم راجع به حوزه مأموریت خود خواهید فرمود بنده این مطلب را که عرض می‌کنم راجع به همه جا است ولى جناب آقاى پورسرتیپ جنابعالى که مدتى هم‏ فرماندار خوزستان بوده‌اید و ملاحظه فرموده‌اید که در خوزستان صدى هشتاد مریض هستند تراخمى هستند دارو ندارند طبیب ندارند وسیله ندارند که معالجه کننند مردم خوزستان تقاضا کردند که یک دانشکده پزشکى با داشتن مؤسسات بیمارستانى در آبادان برایشان تأسیس شود استدعاى ما از آقاى وزیر فرهنگ و هیئت دولت این است که توجهى به این امر بفرمایند موضوع هنرستان و دانشسراى کشاورزى، و همچنین یک فکرى بفرمایند که این ایرانی‌هاى عرب زبان دبستانى داشته باشند و فارسى یاد بگیرند (صحیح است، احسنت) (پورسرتیپ: دانشکده کشاورزى را در شوشتر تأسیس کنند.)

رئیس- آقاى قنات‌آبادى.

قنات‌آبادى- خیلى مایل بودم قبل از این که تعطیلات تابستانى مجلس شوراى ملى شروع شود یعنى در آن جلسه آخر اکثریت نمایندگان محترم اجازه می‌فرمودند که من عرایضم را از پشت تریبون مجلس شوراى ملى بنمایم اما متأسفانه مقتضى ندانستند یا مصلحت ندانستند یا خسته بودند کسل بودند نمی‌دانم علت واقعى چه بود (موسوى: هوا گرم بود) هوا گرم بود مغزها به غلیان آمده بود این بود که اجازه نفرمودند (احمد فرامرزى: چون دیدند مغز به غلیان آمده از این جهت بود) یعنى در آینه دیدند من قبل از تعطیل راجع به روشى که دولت درباره آزادی‌هاى فردى و اساسى که از ابتدایی‌ترین حقوق ملت‌ها و افراد است می‌خواستم بیاناتى بکنم و مطالبى را به عرض نمایندگان محترم مجلس شوراى ملى برسانم زیرا قطع نظر از این که این موضوع یعنى آزادى فردى با لذات قابل بحث و قابل توجه است و تمام نهضت‌ها و انقلاباتى که در دنیا به وجود آمده براى به دست آوردن این موضوع است اساساً در این روزها کشور ما در شرایط و اوضاع و احوالى به سر می‌برد که این موضوع آزادى فردى و قانونى از نظر سرنوشت امروز و آینده ما و نسل‌هاى آینده بسیار بسیار لازم و ضرورى است همه می‌دانند حتى بدبین ترین افراد هم نمی‌توانند انکار کنند که ملت ایران در مقابل مصایب و مظالم و تجاوزاتى که یک دولت قلدر به وسیله شرکت سابق نفت در ایران می‌نمود قیام کرد و این مطلبى است که دنیا این مطلب را به خوبى قبول دارد خواه بعضی‌ها بخواهند قبول کنند و خواه نخواهند منظور از این قیام ملت ایران به دست آوردن حق حاکمیت تام و تمام بود و در مرحله دیگر استیفاى کامل از منابع و معادن و مخازن زیرزمینى که در رأس آنها معادن نفت قرار گرفته بود نتیجه مبارزه ملت ایران به صورت قوانین ملى شدن صنعت نفت در آمد. آن کسانی که مأمور بودند از طرف ملت ایران که به دنبال تمایلات ملت ایران بروند و نهضت ملت ایران را به نتیجه قطعى و جدى خود برسانند در اثر اشتباهات (صحیح است) و اغراض و سایر عوامل دیگر انحرافاتى در رویه آنها به وجود آمد (صحیح است) این انحرافات موجب و موجد پیدایش

+++

یک حوادث دیگرى گردید که منجر به سقوط دولت گذشته شد. مطلبى که بنده درباره آن اصرار دارم و توجه نمایندگان محترم را هم به آن می‌خواهم جلب کنم این است که حساب بد فکرى و اشتباه یک فرد و دو فرد و دو فرد را ممکن نیست به حساب ملت ایران گذاشت (صحیح است) ملت ایران دیروز قیام کرده است و امروز هم در حال قیام و آمادگى از براى حفظ ثمرات پرافتخار نهضت ملى ایران می‌باشد (صحیح است) (مهندس جفرودى: با این که در تحت فشار است) اما دولتى که امروز مدعى این است که من دولت خدمتگذار مردم ایرانم این رویه‌اى که اتخاذ کرده است از نظر من که یک فردى از افراد ملت ایرانم و به نام نماینده مجلس شوراى ملى اینجا سخن می‌گویم قابل هضم نمی‌باشد زیرا در این روز و در این زمان که دولت و یک عده‌اى از نمایندگان کمپانی‌هاى بزرگ دنیا که هر دسته و فرد آنها متعلق به یک دولت بزرگ و مقتدر و استعمارى دنیاست در مقابل هم قرار گرفته‌اند و مشغول مذاکره هستند و به قول خودشان موافقت‌نامه‌هایى هم امضا کرده‌اند. در چنین شرایطى جرم بزرگ و مسلم و محض است که دولت در کشور ما آزادى را در فشار بگذارد و قلب‌ها را بشکند و روزنامه‌ها را پاره کند (تیمورتاش: مقصود آزادى قلم است) البته آزادى، جناب آقاى تیمورتاش وقتى بنده عرض می‌کنم مقصود و منظورم از آزادى این است که حدودى که قانون و اخلاق انسانیت براى یک فرد و یک دسته قائل شده است این را عرض می‌کنم یعنى اظهار عقیده کردن آزاد، اظهار نظر کردن مطابق مصالح و مصلحت (صحیح است) این مقصودم است و الا شما خیال می‌کنید من که می‌گویم آزادى مقصودم این است که یک عده‌اى حق داشته باشند به دیگران بد بگویند، دشنام بگویند؟ (تیمورتاش: بنده مقصودم توضیح جنابعالى بود) این آزادى نیست، این تجاوز است، آزادى در حدود قانون و در حدود فضیلت آزادى یعنى یک روزنامه‌نویسى حق داشته باشد که بنویسد آقاى سپهبد زاهدى آقاى وزیر دارایى این روشى که شما اتخاذ کرده‌اید و این ورقى که به نام موافقت‌نامه بین دولت ایران و کنسرسیوم منتشر گردیده این برخلاف تمایلات ملت ایران و بر خلاف قوانین موضوعه است (امیر احتشامى: این طور نیست) (دولتشاهى: چنین نیست) با گفتن این حرف و نوشتن آن تجاوزى‏ هم به جایى نشده و مأمور حکومت نظامى هم حق نداشته باشد برود در مطبعه و در اداره روزنامه و این مطالب را سانسور بکند اگر هر یک از آقایان نمایندگان محترم به خصوص جناب آقاى دولتشاهى که می‌فرمایند همچو چیزى نیست مایل باشند بنده حاضرم به شما صد مدرک غیر قابل انکار از سانسورى که حکومت نظامى و شهربانى در روى جراید کرده است و اجازه نداده است روزنامه‌نگاران منویات مردم ایران را منتشر کنند به شما ارائه دهم (دولتشاهى: شما که ناظر جریان و حسن اخلاق کریم‌پور شیرازى بودید توى مجلس بودید) خیلى خوشمزه است من این چند روزه که راجع به مطبوعات صحبت می‌کردم و در صدد و تلاش این بودم که طرحى تهیه کنم و از آقایان نمایندگان محترم استدعا کنم موافقت بفرمایند که براى مطبوعات ملى و معتقد به سنن ملى و قانون اساسى آزادیى که قانون معین کرده تضمین بشود جناب آقاى عبدالصاحب صفایى تشریف ندارند رفته‌اند بیرون ببنده فرمودند که اگر این مطلب مطرح شود حالا با شوخى یا جدى من کارى ندارم فرمودند اگر این مطلب مطرح شود من روزنامه‌هایى که به تو فحش داده‌اند و کاریکارتور تو را کشیده‌اند و بر حال مملکت بد گفته‌اند من آنها را می‌آورم از پشت تریبون عرضه می‌دارم من البته یک مطلبى به ایشان گفتم که آن مطلب به جاى خودش محفوظ اما یک چیز دیگرى می‌خواهم خدمت شما عرض کنم و آن این است که بر فرض چنین باشد:

به شکست اگر دل من به فداى چشم مستت سر خم مى سلامت شکند اگر سبویى‏ بگذارید روزنامه‌ها به من فحش بدهند، بگذارید دشنام بدهند، اما حق نیست به بهانه این که به من یک روزنامه‌اى فحش می‌دهد ما موافقت بکنیم که یک اختناق کلى یک سایه ابر گذر سیاه در سرتاسر مطبوعات کشور گسترده شود. (صدرزاده: صحیح است) چند روز پیش یکى از همین روزنامه‌ها را به من دادند که تو هى می‌گویى مطبوعات، ببین چه نوشته خواندم دیدم نوشته که سفارت روس ده هزار منات به من شمس قنات‌آبادى داده که من با قرارداد نفت مخالفت کنم (بهادرى: حالا که منات نیست) من هم می‌خواهم همین حرف را بزنم جناب آقاى بهادرى دزد ناشى به کاهدان می‌زند، این آقاى روزنامه‌نویس نمی‌داند که الان دیگر در روسیه شوروى مناتى در کار نیست (تیمورتاش: مناطى هم در کار نیست) (صدرزاده: تازه باشد به درد سرکار نمی‌خورد) من هم می‌خواستم بگویم منات پولى که نیست هیچ گونه مناطى در کار نیست. علاوه چیزى که به من هیچ موقع چسبندگى نخواهد داشت این است که من طرفدار یک سیاستى باشم که آن سیاست در دنیا مسلکش بلشویکى و کمونیستى باشد (صحیح است) من در زندگیم افتخارم این است که دشمن کمونیست و بلشویک بوده‌ام و خواهم بود (احسنت) و افتخار هم خواهم کرد که به یارى و رضاى خدا با این مسلک بمیرم اما دشمنى من با بلشویکى و کمونیستى مناط نمی‌شود و ایجاب نمی‌کند که من در مقابل تجاوز دولت دیگر به حقوق ملتم تسلیم شوم و سر تسلیم فرود بیاورم (صحیح است) ممکن نیست (نراقى: هیچ کس نمی‌شود) آنها که منکرند ... من که نگفتم شما می‌شوید بنابراین من قبل از این که بیایم پشت تریبون بعضى از آقایان نمایندگان محترم فرمودند که تو می‌خواهى راجع به نفت صحبت کنى؟ گفتم نه من راجع به خود نفت نمی‌خواهم صحبت کنم راجع به مقدمات کار نفت می‌خواهم صحبت کنم (تیمورتاش: اشکالى ندارد راجع به خودش هم صحبت کنید) نوبتش می‌شود صبر کنید انشاءالله مقدماتى که بنده عرض می‌کنم این است این رویه قابل دوام نیست. دیشب جراید خبرى مرکز یک خبرى از قول خبرگذارى فرانسه با موافقت فرماندار نظامى نقل کردند نظریه فرماندار نظامى را هم ذیل آن خبر نقل کردند با وجود این صبح که شد مخبرین را خط کردند با این که خود فرماندارى نظامى موافقت کرده و ذیلش نظریه داده باز صبح به خط کردند و بردند و گفتند چرا چنین چیزى نوشته‌اید همان طورى که آقایان می‌دانید اگر بنا بشود سایه حکومت نظامى در تمام شئون زندگى این قدر ریشه‌دار و گسترده شود دیگر این ملت را نمی‌گویند ملت آزاد و اگر بنا باشد در یک چنین شرایطى قلم‌ها شکسته شود و نفس‌ها در سینه حبس شود و تمام بدبختی‌ها از اطراف و اکناف به سر مردم ریخته شود در چنین شرایطى بخواهند یک تصمیمى بگیرند این تصمیم نه از نظر حقوقى نه از نظر قانونى نه از نظر حق و نه از نظر فضیلت و نه از نظر بین‌المللى به هیچ وجه من‌الوجوه قابل اعتبار نیست و قابل قبول نیست و دنیا هم بداند که قابل دوام هم نخواهد بود، براى این که ممکن است یک روز دو روز یک سال دو سال یک ملتى را خاموش کرد، ولى براى ابد نمی‌شود یک ملتى را محکوم به مرگ کرد و به او گفت بمیر و صدایت در نیاید و یا مخصوصاً آنجایى که پاى منافع، پاى حساب، پاى استقلال و پاى غرور ملى آن ملت در کار باشد انشاءالله جناب آقاى تیمورتاش اگر روزى شد صحبت خواهم کرد و خواهم عرض کرد که در این موافقت‌نامه ... (تیمورتاش: با هم صحبت خواهیم کرد) با همه این حرف‌ها و این تبلیغاتى که می‌شود به غرور ملى ما بزرگ‌ترین اهانت‌ها را کرده‌اند (تیمورتاش: و بزرگ‌ترین بى‌انصافى بین‌المللى) به سنن ملى ما بزرگ‌ترین اهانت را کرده‌اند اما ورق بزنید تاریخ را و روزنامه‌ها را بخوایند ببینید در کجاى دنیا یک دولتى این جور عمل می‌کند قریب پنج شش ماه است که رادیوى دولتى همین عرایضى که من در محضر آقایان و در مجلس شوراى ملى کردم هیچ کدامش را در رادیو نخواهند گفت می‌دانید چرا؟ براى این که رفته‌اند گفته‌اند کسى را پیدا کنید بیاورید بگذارید در رأس تبلیغات که ابداً علاقمند به وطن نباشد رفته‌اند این آقایى که اسمش آقاى بزرگ‌مهر است آورده‌اند و رئیس تبلیغات کرده‌اند آقایان می‌دانید این کیست؟ این کسى است که موقعی که متفقین به جبر و عنف و خیانت و ظلم وارد مملکت ما شدند و انگلیسی‌ها می‌خواستند که عده‌اى از هموطنان ما را به قید زنجیر و زندان بکشند این بزرگ‌مهر این‏ رئیس تبلیغات کسى بود که این طرف و آن طرف این کوچه و آن کوچه با انگلیسی‌ها می‌رفت و خانه هموطنان خود را نشان می‌داد این را آوردند گذاشته‌اند رئیس تبلیغات مملکت شما ...

رئیس- آقاى قنات‌آبادى وقت شما تمام شده.

قنات‌آبادى- بنده اگر اجازه بفرمایید یک ربع دیگر صحبت کنم.

رئیس- آقایانی که با تمدید یک ربع صحبت آقاى قنات‌آبادى موافقند قیام بفرمایند (اکثر برخاستند) تصویب شد. بفرمایید.

قنات‌آبادى- تشکر می‌کنم، این شده است رئیس تبلیغات حالا بروند یک ملتى که سه سال شدیدترین صدمات را متحمل شده است، محاصره اقتصادى شده، به انواع و اقسام بلاساخته و صبر کرده براى حفظ غرور ملى و استقلال به دست آوردن منافع، آن وقت یک دستگاه تبلیغات پشت این دستگاه ببینید چگونه تبلیغ می‌کند. هر شب می‌گوید که ببینید این مقدار ما ضرر کردیم انگلستان احتیاج به نفت ما ندارد، دنیا اصلاً نفت نمی‌خواهد، این آمدن و صحبت کردن براى رضاى خدا است براى این که شماها را از گرفتارى نجات بدهند، براى این که شماها را از فقر و بیچارگى نجات بدهند، آن وقت هى رقم‌هاى مفصل و طولانى که این طور شده، این قدر ضرر کرده‌ایم، بیچاره شدیم، گرسنه شدیم، بنابراین بایستى سازش کرد، یک موضوع و یک مطلبى را بنده اینجا تذکر می‌دهم، از وجدان سلیم آقایان نمایندگان شهادت می‌طلبم آقایان محترم اگر یک ارتش متجاوزى به یک کشورى تجاوز کرد و وارد آن کشور شد شهرها را گرفتند، خانه‌ها را خراب کردند، اموال را غارت کردند براى مقابله با این ارتش متجاوز گفتند مردم، وطن‌مان، استقلال کشورمان مورد حمله و هجوم و تجاوز قرار گرفته بسیج بشوید، جوان‌ها اسلحه به دست بگیرید، ثروتمندان ثروت خودتان را بدهید استمداد همگانى عمومى کردند و مردم آن مملکت پول دادند، ثروت دادند، هستى دادند از همه بالاتر براى حفظ استقلال وطن خون دادند، جوان‌هاى عزیزشان را قربانى کردند اگر کسى پیدا شد در این هنگام و به این مردم گفت که شما بد کردید عزیزان‌تان را دادید، شما چرا جوان‌هایتان را به کشتن دادید چرا خون‌هاى عزیزان‌تان را ریخته‌اید آیا شما به این کسى که چنین سخنى می‌گوید غیر از عنوان خائن عنوان دیگرى خواهید بخشید؟ ابداً، آن کسانی که می‌گویند شما بی‌خود قیام کردید، بی‌خود مبارزه کردید، بی‌خود بدبختى تحمل کردید، بی‌خود قربانى دادید، خائن به وطن و به مصالح وطن هستند (کاشانى: صحیح است) مردم وطن ما قیام کردند براى این که انگلستان به وسیله شرکت سابق نفت به ما

+++

تجاوز کرده بود به ثروت ما، به مال ما، به حیثیت ما، به همه شئون زندگى ما، به آزادى اقتصادى ما شبیخون زده بود، مردم در مقابل این تجاوز قیام کردند با آن جنگیدند، مبارزه کردند، دستگاه دولت و تبلیغات دولتى حق ندارند این مبارزه را تخطئه کنند (تیمورتاش: نتیجه‌اش در اثر اشتباه کارى از بین رفته) نه خیر نرفته ملت ضامن حفظ نتیجه پیروزى است، تنها خود ملت‌ها هستند که حافظ نتایج پیروزى هستند، تا ملت‌ها هستند جناب آقاى تیمورتاش نتیجه هیچ پیروزى از دست نخواهد رفت ما از آن کسانى هستیم که نهضت ملت ایران را متعلق به فرد و اشخاص نمی‌دانیم که با رفتن فرد و اشخاص نهضت از بین برود (صحیح است) این نهضت را ما متعلق به ملت محروم ایران می‌دانیم (صحیح است) متعلق به گرسنه‌ها می‌دانیم، متعلق به پابرهنه‌ها می‌دانیم و آنها هم هستند (مهندس جفرودى: و جریمه هم نباید بدهند) و جریمه هم نمی‌دهند (عبدالصاحب صفایى: به شرطى که خوب اداره و راهنمایى بشوند و اغوا نشوند) اغوا نیست جناب آقاى صفایى مطلب خیلى ساده است در دنیا یک دولتى بوده قدرت داشته، وسیله داشته، دسیسه باز بوده، ریا کار بوده، حقه باز بوده (صدقى: هنوز هم هست) هست بله هست بنده منکرش نیستم، به سر وقت‌مان آمده جناب آقاى صفایى به ما تجاوز کرده، ثروت ما را برده، هستى ما را برده، در تمام شئون زندگى ما دخالت کرده، دخالت‌هاى غیر قانونى و نامشروع، ما در مقابل این دولت که اسم آن انگلستان است قیام کردیم، مبارزه کردیم، حرف حسابى ما هم یک کلمه است، می‌گوییم آقاى انگلستان ما راضى نیستیم زحمت بکشیم، خون بریزیم، جان بکنیم، ثروت ما را تو به رایگان ببرى، ما حاضر نیستیم که کارگر خوزستان و آبادان در آن گرما با نان خالى کار کند و بحریه عظیم انگلستان بیاید ثروت ملى ما را به رایگان ببرد، مطلب خیلى روشن است در این قضیه خود شما همه می‌دانید، هیچ نکته ابهامى ندارد و آقایان دوستان عزیز من می‌دانند و واقعش این است که می‌گویم که من اهل عوامفریبى نیستم اگر می‌خواستم در زندگى عوامفریبى بکنم در مقابل خیلى قدرت‌ها وقتى خطاهایی که کرده بودند نمی‌ایستادم، اولاً یک مطلبى را اینجا از پشت این تریبون به سمع آقایان نمایندگان محترم برسانم براى این که همیشه تکلیف ما روى این قضیه روشن شود، تا آن موقعى که ملت این افتخار را به من بدهد که بتوانم در صف خدمتگزاران باشم موافقت و مخالفت من با اشخاص روى دوستى و رفاقت نیست بنده با آقاى سپهبد زاهدى دوستى عمیق و قدیمى‏ نداشتم ما در جهت نهضت ملى با ایشان رفیق و آشنا شدیم یعنى آن چیزی که ما را به همدیگر نزدیک کرده و باعث دوستى شد امورات اجتماعى و مبارزات اجتماعى بوده دوستى خانه و بزم و گردش و تفریح این حرف‌ها نبود ما دنبال یک فکرى بودیم امروز هم هستیم و تا جان در بدن داریم دنبال این فکر هستیم و هر کسى هم که به این فکر احترام بگذارد برایش احترام قائلیم و هر کسى که احترام نگذارد احترام برایش قائل نیستیم، جناب سپهبد زاهدى قبل از این که تشریف بیاورند سر کار ما با ایشان صحبت‌ها داشتیم (پورسرتیپ: خدمات ایشان را هم فراموش نفرمایید) بنده هنوز از ایشان انتقادى نکرده‌ام (انشاءالله که نفرمایید) اجازه بفرمایید هر چیز که مربوط به اجتماع و خدمات اجتماعى است باید گفته شود (پورسرتیپ: من شما را آدم منصفى می‌دانم) قول می‌دهم که در صحبت‌ها مطلبى نگویم که شما مرا متهم به بى‌انصافى کنید، قبل از این که ایشان وارد در کار بشوند مطالبى با هم در میان داشتیم یکى از آن مطالب موضوع ملى شدن صنعت نفت بود یعنى ما در آن مورد بحثى نداشتیم چیزى که با ایشان موافقت داشتیم و صحبت کردیم این بود که نفت در سرتاسر کشور ایران ملى شده و لا غیر، یعنى این مطلب در نظر ما و ایشان حل شده بود حالا راجع به بهبودى حال کارگران و فلان و فلان و موتوریزه کردن کار کشاورزى چه و چه این حرف‌ها هر کدام جاى خودش مطلبى که اصلاً بحثى نداشتیم این بود (صدقى: حالا هم غیر از این فکرى ندارند یعنى هنوز هم قبول دارند) قبول غیر از عمل است این اعلامیه‌اى که ایشان و وزارت دارایى دادند این مخالفت صریح با قوانین مملکتى ما دارد و جرم است ...

عبدالصاحب صفایى- به نظر جنابعالى.

مشایخى- با کدام قانون مغایرت دارد؟

قنات‌آبادى- موقعش عرض خواهم کرد.

دکتر مشیر فاطمى- منتشر نشده که بفهمیم.

مشایخى- با کدام قانون مغایرت دارد؟

قنات‌آبادى- با قانون ملى شدن که می‌گوید صنعت نفت در تمام کشور ملى اعلام می‌شود.

نراقى- حالا هم ملى است و با آن قانون مباینت ندارد.

قنات‌آبادى- مغایرتش را عرض می‌کنم معناى ملى شدن صنعت نفت در سراسر کشور یعنى استخراج و اکتشاف و بهره‌بردارى به دست ایرانى باشد (نراقى: حالا هم همین طور است) پس این دو شرکتى که رفته‌اند و به ثبت رسانیده‌اند چیست؟ در این شرکت‌ها هیچ جایى براى ایرانى نگذاشته‌اند (ارباب: بسیار غلط است این دو شرکت مخالف قانون است) بروید این دو شرکت را ببینید اساسنامه‌اش را هم منتشر کرده‌اند و جایى اصلاً براى نظارت ایرانیان نگذاشته‌اند (نراقى: هنوز که مطرح نشده بگذارید مطرح شود آن وقت اظهار نظر کنید) رادیوى تهران هر شب اظهار نظر می‌کند حمایت می‌کند از آن کسانى که می‌خواهند نفت ما را غارت کنند و این خیانت است (نراقى: هیچ کس خیانت نمی‌کند شاید باسوادتر از شما هم هستند) مسلماً شما نیستید شما جیپ خوب می‌توانید بفروشید ولى در این امور نمی‌توانید اظهار نظر کنید انشاءالله خدا یک سوادى به شما بدهد و یک حوصله‌اى به من، غرض آقایان محترم اظهار لطف فرمودند من را از آن مجرایى که می‌خواستم صحبت کنم منحرف فرمودند (صدقى: هنوز ناامید نباشید) هیچ وقت ناامید نیستم، یکى از مطالبى که بین ما و ایشان مورد بحث بود پایین آوردن قیمت‌ها بود و چون همیشه دلسوزى می‌کردند که این مملکتى که این همه نعمت دارد، این مملکتى که این همه مواد اولیه دارد، این مملکتى که فلاحت دارد، این طور است این طور است چرا باید قیمت‌ها این طور باشد متأسفانه از وقتى که ایشان زمامدار شدند تا الساعه که در مقابل آقایان محترم صحبت می‌کنم سطع قیمت‌ها از صددرصد گذشته دویست درصد اضافه شده است (صحیح است) یعنى اگر سال گذشته شما در این مملکت ذغال را می‌خریدید کیلویى 6 ریال امسال مجبورید همین ذغال را بخرید کیلویى 12 ریال (صدقى: صحیح است) من باب مثال عرض می‌کنم شما امروز یک رقم جنس پیدا نمی‌کنید که از سال گذشته قیمتش دو برابر گران‌تر نشده باشد، چرا؟ براى این که شهردارى تهران هم مثل سایر مشاغلى که اشخاصى متصدى امورند در دست یک اشخاصى است که آن اشخاص اساساً و اصلاً و ابداً از طبقه محروم مملکت اطلاعى ندارند یک عده مردم بیکاره و مهمل ولى نازنین به‌به آمده‌اند مصدر کار شده‌اند وقتى هم که فکر می‌کنند، وقتى هم که ابتکار به خرج می‌دهند می‌گویند عمارت شهردارى را می‌خواهیم بفروشیم (مشایخى: جنابعالى در لیاقت آقاى ابتهاج هیچ شک نداشته باشید) لایق است آقاى مشایخى هیچ می‌دانید پولدار خوب چه جور آدمى است آن کسى است که اگر گرسنه‌اى دید بهش کمک بکند، اگر درمانده‌اى دید بهش کمک بکند، اگر بیمارى دید که دوا ندارد بهش دوا بدهند، این را بهش می‌گویند پولدار خوب، اما پولدارى که همه‌اش نماز جماعت می‌خواند گرسنه را دید ترتیب اثر نمی‌دهد، برهنه را دید اصلاً متأثر نمی‌شود.

رئیس- آقاى قنات‌آبادى وقت جنابعالى تمام شده است.

قنات‌آبادى- آقاى مصطفى کاشانى هم اسم نوشته‌اند ممکن است از وقت ایشان استفاده کنم.

مصطفى کاشانى- ده دقیقه از وقت خودم را به ایشان و پنج دقیقه به آقاى دکتر سید امامى می‌دهم.

رئیس- به دو نفر نمی‌شود

کاشانى- تمام یک ربع را به آقاى قنات‌آبادى می‌دهم.

قنات‌آبادى- تشکر می‌کنم، آقاى مشایخى شهردار خوب آن آدمى است که در احتیاجات عمومى و در ارزاق عمومى نظارت دقیق بکند و نظر نداشته باشد و جیبى هم ندوخته باشد (صحیح است) این را بهش می‌گویند شهردار خوب (صارمى: و جیب ندوخته باشد) مطلب دیگرى که می‌خواهم بگویم و خواهش می‌کنم که آقایان محترم هم توجه بفرمایند موضوع امنیتى است که جناب آقاى خلعتبرى هم در جلسه گذشته به آن اشاره فرمودند واقعاً اگر در یک مملکتى امنیت وجود نداشته باشد مردم آن مملکت به نابودى می‌روند اما این امنیت باید براى آقایان نمایندگان مجلس و هیئت دولت و یک عده عزیز دردانه وجود داشته باشد؟ یا مثلاً امروز که فلان آقا موافق دولت هست ایشان در امن و امان باشند و کسى را با ایشان کارى نباشد و اگر فلان آقا مخالف دولت باشد در معرض تهدید و فحش و دشنام قرار بگیرد این که معناى امنیت نیست، معناى امنیت این است که تمام افراد این مملکت از شخص اول گرفته تا آن مرد کارگر و کشاورز و گداى سر کوچه در پناه قانون و عدالت در امن و امان باشد و کسى تجاوز به حقوق حق او و آزادى فردى او نکند مگر آن کسانى که علیه مملکت، علیه قانون، علیه دین، علیه قانون اساسى و هستى و علیه موجودیت و استقلال مملکت قیام کرده باشند البته این مردم را باید شدیداً مجازات کرد باید شدیداً تنبیه و نابود کرد ولى آیا ممکن است که ما یک چوب دست بگیریم و بگوییم تمام افراد این مملکت علیه استقلال و قانون اساسى و آزادى مملکت قیام کرده‌اند نیست همچین چیزى، من یک مطلب را به آقایان عرض کنم بر خلاف آن عده از آقایان یا آن عده اشخاصى که وقتى صحبت حزب توده شود سعى می‌کنند این حزب توده را یک شبج وحشتناک و عظیم و یک ابوالهول بزرگ جلوه بدهند من بر خلاف آن عده این عقیده را ندارم و معتقدم که در ایران تشکیلات توده‌اى و کمونیستى هست اما نه به این بزرگى که یک عده می‌گویند و چرا تا حالا مانده براى این که این دستگاه نمی‌خواهد هیچ وقت قلع و قمعش بکند (تیمورتاش: در همه جاى دنیا هست) منظورى دارند آقاى تیمورتاش اجازه بفرمایید من خودم دیده‌ام در کارگاه‌ها

+++

آقایان اگر بخواهید همین الساعه که به دستگاه دولت یک مبارزه شدیدى با توده‌ای‌ها دارد من نشان می‌دهم در کارگاه‌ها من این مطلب را به رئیس دولت سابق هم گفتم به رئیس دولت فعلى هم گفتم و متأسفانه هیچ کدام توجه نکردند، در کارگاه‌ها کار کارگران راضى و ناراضى مریض و بیچاره و بدبخت منحصراً به دست عمال حزب توده انجام می‌شود یعنى شما اگر بروید در یک کارخانه‌اى وارد شوید می‌بینید که این کارگران طبیعتاً با صندوق تعاون کار دارند، با بهدراى کار دارند، کمک هزینه می‌خواهند این کارها را فقط یک کار راه اندازهایى هستند که انجام می‌دهند و وابسته به حزب منحله توده هستند و حال آن که اگر دولت یک نقشه وسیعى داشته باشد که اگر بنا باشد کار طبقات محروم و کارگران به یک دسته‌اى که وابسته به هیچ حزبى نیستند واگذار شود که انجام بدهند هیچ وقت کارگر محروم و این طبقه ناراضى دنبال آنها نمی‌روند (تیمورتاش: صددرصد صحیح است) اما متأسفانه نه امروز و نه هیچ وقت این کار را نکردند می‌دانید چرا یک دسته معدود آخر اگر قدرتى داشتند در مقابل قیام مردم مقاومت می‌کردند خدا می‌داند، آن روزى که قیام به معناى واقعى متعلق به مردم بود هیچ وقت به آنها اجازه نمی‌دادیم به بلشویک‌ها و توده‌ای‌ها که با ما در یک صف شرکت کنند، هیچ وقت اجازه ندادیم بارها دسته‌هایى با یک پرچم‌هایى آمدند که شرکت کنند در همین میدان بهارستان و خواستند شرکت کنند ما به آنها اجازه ندادیم (نقابت: بدون اجازه شرکت کردند) نمی‌توانستند شرکت بکنند آقایان به نام یک دسته معدود و یک طبقه معدود نمی‌شود همه را گرفت همه را بست همه را کشت. یک وقتى در ایران دولت‌هاى وقت به عنوان بابی‌گرى هر کسى نفس می‌کشید هر کسى آزادى می‌خواست هر کسى طرفدار طبقه محروم بود می‌کوبیدندش و می‌گفتند این بابى است حتى کار به جایى رسید که این بلا را به سر نابغه بزرگ ایران سید جمال‌الدین اسدآبادى آوردند حالا هم همین طور شده هر که می‌گوید این دستگاه بدکار می‌کند هر که می‌گوید من مخالفم با قراردادى که دولت با کنسرسیوم بسته است می‌گوید من مخالفم با اختناق مطبوعات من مخالف با این آزادى‌کشى می‌گویند این توده‌ای است و حال آن که این طور نیست اگر توده‌اى است بگیرید طبق قانون‏ با او عمل کنید اما نمی‌توانید بگویید تمام افراد این مملکت توده‌اى و کمونیست هستند نه خیر کمونیست‌ها معین و مشخص هستند خیلی‌ها هم در خیابان‌ها دارند راه می‌روند آنهایی که صدها مرتبه سلسله جنبان این تظاهرات بودند مع‌ذلک کله ما سر در نمی‌آوریم که چه طور می‌شود در هر جریانى آنها را می‌گیرند و بعد ول می‌کنند بعد هم می‌روند سر آن کارگر بدبخت و آن کارگر بیچاره یا آن کسانى که می‌گویند با این دولت مخالفیم مگر یک دسته‌اى حق ندارند بگویند ما با یک دولت موافقیم یا بگویند ما با یک دولت مخالفیم مگر معناى دمکراسى و مشروطیت این نیست همین طور که در مجلس شوراى ملى که مرکز و کانون دمکراسى است حق دارند یک عده از نمایندگان با کمال صراحت بگویند که موافق دولتیم و یک عده دیگر با کمال صراحت و رشادت بگویند ما مخالف دولتیم مردم هم این حق را دارند مطبوعات هم این حق را دارند چه حق دارد حکومت نظامى و شهربانى که همه مطبوعات را به زنجیر کشیده و همه قلب‌ها را شکسته براى چه؟ آیا در چنین شرایطى دولت خدمتگزار دولت مدعى خدمتگزارى می‌خواهد براى ما قرارداد نفت به مجلس بیاورد آن چیزى که بنده می‌خواهم عرض کنم همین است و از آقایان نمایندگان محترم استدعایم این است که آقایان یک مرتبه دیگر هم عرض کردم حالا هم عرض می‌کنم ما در مقابل ملت ایران در این روزها مسئولیت بسیار بسیار عظیم و بزرگى به گردن داریم (صحیح است) من قبول دارم و خودم یکى از کسانى بودم که با انحرافات جنگیده‌ام اما به خدا ملت ایران گناهکار نیست (صحیح است) به خدا ملت ایران جرمى نکرده است (صحیح است) (نورالدین امامى: جرمش این است که ضعیف است) ضعیف هم نیست چون نیک نظر کرد بر خویش در آن دید، گفتا ز که نالیم که از ماست که بر ماست (صحیح است) به خدا ملت مقتدرى هستیم (نورالدین امامى: از حیث جمعیت گفتم ضعیف هستیم) این من و شما هستیم که به جنگ هم می‌رویم و قواى خودمان را بیهوده صرف می‌کنیم (داراب: من و شما صحیح می‌فرمایید) چه عرض کنم آقاى داراب، من وقتى که حرف می‌زنم کس و کارهاى آقاى نخست‌وزیر حرف نزنند بهتر است (عبدالحمید بختیار: توى نمایندگان که کس و کارهاى نخست‌وزیر نیست) (قراگزلو: شما که قبل از نفت هم مخالف آقاى نخست‌وزیر بودید ما هم می‌دانیم براى چه بود) بعضی‌ها ایشان را وادار می‌کنند (عبدالصاحب صفایى: اگر جنگى بود که آقا در این مجلس با این صراحت صحبت نمی‌فرمودید) متشکرم که اکثریت با کمال لطف و عنایت به عرایض من توجه دارد و بنده هم به جنابعالى عرض نکردم به آقایان اکثریت عرضى نکردم بعضى از رفقا گاهى اظهار لطفى می‌کنند (پورسرتیپ: آزادى دوره 17 را که فراموش نفرموده‌اید انصافاً این دوره آزادتر از دوره هفدهم است) براى ما فرقى نمی‌کند جناب آقاى پورسرتیپ، مدعى به نباشم بر سر، مدعى هر چه بیشتر بهتر، اگر بنا شود صدها مرتبه از دوره گذشته هم محیط براى ما مختنق‌تر و وحشت‌آورتر باشد خدا استعدادى به ما داده که ما نمی‌ترسیم و حرف حق را می‌زنیم اما بنده راجع به اینجا صحبت نمی‌کنم اینجا را بنده با شما موافقم ولى بنده اینجا را عرض نکردم راجع به خارج صحبت می‌کنم که روزنامه‌هاى مخالف را نمی‌گذارند منتشر شود

(عبدالصاحب صفایى: ممکن است یک صورتى از این روزنامه‌ها لطف بفرمایید) روزنامه خود بنده روزنامه ملت ما یک داستانى عرض می‌کنم

(عبدالصاحب صفایى: روزنامه شما را بى‌پولى توقیف کرده) آقاى عبدالصاحب صفایى بنده وقتی که پاى عقیده و مسلکم پیش بیاید همه چیزم را فدا می‌کنم حتى حاضر است فرش زیر پایم را بفروشم و روزنامه را راه بیندازم روزنامه ملت‌ها را اولاً باید عرض کنم که بدانید فرماندار نظامى به مطبعه‌ها نوشته است که این روزنامه‌هاى معین و مشخص حق دارند منتشر شوند روزنامه‌اى که امتیاز داده شده و منتشر هم شده موقعى می‌تواند منتشر شود ... این را که من می‌ شما سایه حکومت نظامى و شهربانى را از سر روزنامه‌ها کم کنید خیال نکنید که من با نظامى و افسر مخالفم ابداً آنها مردمان خوبى هستند ولى حکومت نظامى بد است اگر شما آقاى صفایى مصدر حکومت نظامى بشوید کار بد می‌کنید فرق نمی‌کند نظامی‌گرى گناه نیست حکومت نظامى آن ماده پنج خطرناک است، بد است حکومت نظامى نوشته به مطبعه‌ها و صورت داده روزنامه‌هایى را که می‌توانند منتشر شوند از روزنامه‌هایى که ننوشته یکى ملت ما است اجازه نداده‌اند که‏ منتشر شود (نورالدین امامى: از قلم افتاده) اجازه بفرمایید به فرماندارى نظامى که آقا اجازه بدهید که منتشر کنیم این مطلب مال یک ماه پیش است گفتند مراجعه کنید به کارآگاهى مراجعه کردیم که آقا اجازه است که این روزنامه منتشر شود فرمودند که وزیر کشور نوشته است به وزارت کشور رفتیم گفتند که مشغولیم ببینیم چه چیز ایجاب کرده است که ما ننوشتیم این هم منحصر به روزنامه ملت ما نیست روزنامه شاهد (در این موقع لیوان آب روى تریبون ریخت) (چند نفر از نمایندگان: آب روشنایى است) من خودم به فال نیک گرفتم انشاءالله موفق می‌شوم (عبدالصاحب صفایى: در هر حال مسلماً روزنامه شما توقیف نیست) آن روز بنده چند روزنامه را آوردم و تقدیم مقام ریاست کردم جنابعالى می‌توانید تشریف ببرید در آرشیو این روزنامه‌ها را ببینید از هر کدام دوتاست یکى سانسور شده است و یکى سانسور نشده، سانسور نشده‌ها آن روزنامه‌هایى است که از کارهاى دولت انتقاد کرده بعد آمده‌اند رفته‌اند آقاى محرمعلى خان که این مطبوعات چی‌ها خیلى بهش ارادت دارند رفته آنجا نشسته گفته این مطلب و آن مطلب نباید باشد، این عکس و آن عکس هم نباید باشد اسم این را می‌گذارند سانسور این مطالب را برداشته‌اند پشت جلدش را هم برداشته‌اند و این را هم بدانید این مطالبى که گفتند منتشر نشود هیچ کدامش کمونیستى نبوده و اگر مربوط به کمونیست‌ها بود من هم مخالف بودم (صدقى: این حرف‌ها را نزنید آزادى کامل برقرار است) آزادى در حدود قانون، آزادى در حدود مسلک و دین ما، دین من کمونیستى را منع کرده و من از نظر دین دشمن طبیعى و فطرى کمونیستى هستم (احسنت) بنابراین آقایان نمایندگان محترم دولت همین روزها اعلام کرده لایحه نفت را می‌خواهد بیاورد و با این شرایط و با این اختناق و با این وضع بنده اعلام می‌کنم به سهم خودم و اظهار عقیده می‌کنم صریحاً که این وضع قابل دوام نیست و هر قراردادى که در این وضع بگذرد از نظر ملت ایران مطرود است بیایید از دولت بخواهید که این وضع را عوض کند تا مردم بتوانند آزادانه اظهار عقیده بکنند به شما به نام آن ملتى که با رأى آن ملت اینجا نشسته‌اید براى آزادى آن ملت فکرى بکنید و از دولت بخواهید رسماً آزادى مطبوعات را تأمین بکند تا مردم بتوانند اظهار عقیده اظهارنظر کنند، یک مطلب دیگر که باید عرض کنم و به عرایضم خاتمه می‌دهم این است که بنده معتقدم این امنیتى که این قدر ما معتقدیم باید عرض کنم براى همه باشد حتى براى مخالفین دولت باشد اما نه براى جاسوس‌ها اگر کسى جاسوس بود باید تیربارانش کرد حالا این جاسوس مال هر دولت و هر مملکت و هر طبقه‌اى باشد رحمى در این مملکت نباید کرد اما آزادى عقیده که یک کسى مخالف دولت و یک کسى موافق دولت است این عقیده این فکر نباید در این مملکت ترور شود اگر بنا بشود در چنین شرایطى، در چنین اوضاع احوالى قراردادى تصویب بشود سرنوشتى بهتر از قرارداد 1933 نخواهد داشت.

3- اخذ رأى و تصویب لایحه اجازه پرداخت دو دوازدهم حقوق و هزینه کل کشور بابت دو ماهه مرداد و شهریور

رئیس- وارد دستور می‌شویم لایحه دو دوازدهم از مجلس سنا برگشته و حالا باید در این قسمت رأى گرفت نامه رسیده قرائت می‌شود بعد رأى می‌گیریم. (به شرح زیر قرائت شد.)

ریاست محترم مجلس شوراى ملى.

عطف به مراسله شماره 4189 ر 4 ر 6- 1333 راجع به لایحه دولت مربوط به اجازه پرداخت دو دوازدهم حقوق و هزینه کل کشور بابت دو ماهه مرداد و شهریور ماه 1333 که براى اظهارنظر به مجلس سنا ارسال شده بود اشعار می‌دارد. لایحه مزبور در جلسه روز دوشنبه هشتم شهریور ماه یک هزار و سیصد و سى و سه مطرح و با اظهار نظر موافق عیناً به تصویب رسید.

رئیس مجلس سنا- ابراهیم حکیمى.

+++

رئیس- رأى گرفته می‌شود با ورقه آقایان موافقین ورقه سفید با اسم می‌دهند.

اسامى آقایان نمایندگان به ترتیب ذیل به وسیله آقاى مسعودى (منشى) اعلام و در محل نطق حاضر و رأى دادند.

آقایان: امیر تیمور، عبدالصاحب صفایى، قنات‌آبادى، دکتر بنیا، دکتر افشار، پناهى، صفارى، پورسرتیپ، محمود افشار، اخوان، موسوى، بهادرى، شادمان، احمد فرامرزى، دکتر آهى، دکتر سید امامى، تیمورتاش، مهندس جفرودى، مهندس ظفر، عباسى، ایلخانى‌زاده، دکتر وکیل، کاشانى، بوداغیان، کریمى، نورالدین امامى، افشار صادقى، امیر نصرت اسکندرى، صدرزاده، بزرگ‌نیا، ارباب، بوربور، اکبر، مرآت اسفندیارى، مشایخى، قراگزلو، اعظم زنگنه، نراقى، امیر احتشامى، دولتشاهى، فرید اراکى، افخمى، درخشش، عبدالحمید بختیار، صادق بوشهرى، سرمد، داراب، توماج، محمودى، دکتر امیر نیرومند، عاملى، دکتر مشیر فاطمى، صارمى، صدقى، مکرم، قرشى، خزیمه علم، مهدوى، لارى، شادلو، پیراسته، کى‌نژاد، محمود ذوالفقارى، مصطفى ذوالفقارى، خرازى، فرود، بهبهانى، کاشانیان، دکتر شاهکار، محمود رضایى، خلعتبرى، تفضلى، عمیدى نورى، دکتر پیرنیا، نقابت، نصیرى، سلطان‌مراد بختیار، رستم گیو، دهقان، استخر، معین‌زاده، دولت‌آبادى، رضا افشار، یارافشار، حمیدیه، شوشترى، مسعودى. (اوراق رأى شماره شده 84 ورقه سفید موافق و دو ورقه کمبود مخالف و یک ورقه سفید بى‌اسم شمرده شد.)

رئیس- از 99 نفر عده حاضر لایحه دو دوازدهم به اکثریت 84 رأى تصویب شد.

اسامى موافقین، آقایان: موسوى، عمیدى نورى، خرازى، کى‌نژاد، عبدالحمید بختیار، اسکندرى، افشار صادقى، بوداغیان، کریمى، مهندس جفرودى، فرید اراکى، صدرزاده، اکبر، افخمى، ارباب، مرآت اسفندیارى، نقابت، ایلخانى‌زاده، محمود افشار، عبدالصاحب صفایى، صدقى، اخوان، لارى، دکتر آهى، داراب، دولتشاهى، شادمان، پناهى، رضا افشار، استخر، دکتر افشار، شوشترى، پیراسته، دولت‌آبادى، پورسرتیپ، صفارى، احمد فرامرزى، دکتر بینا، دکتر پیرنیا، دکتر وکیل، خلعتبرى، مهدوى، قرشى، نصیرى، یار افشار، دهقان، دکتر مشیر فاطمى، محمودى، مهندس ظفر، بزرگ‌نیا، عاملى، عباسى، صارمى، خزیمه علم، مکرم، توماج، شادلو، دکتر امیر نیرومند، محمود ذوالفقارى، نورالدین امامى، بوربور، قراگزلو، امیر احتشامى، نراقى، سرمد، صادق بوشهرى، حمیدیه، مسعودى، معین‌زاده، دکتر جزایرى، مصطفى ذوالفقارى، تیمورتاش، دکتر سید امامى، درخشش، بهادرى، کاشانیان، عزیزاعظم زنگنه، مشایخى، رضایى، دکتر شاهکار، دکتر حمزوى، جلیلوند، سلطان‌مراد بختیار، رستم گیو.

اسامى مخالفین، آقایان: بهبهانى، تفضلى. ورقه سفید بى‌اسم علامت امتناع یک برگ.

شوشترى- قربان آن طرحى را که عرض کردم مرحمت بفرمایید مطرح شود.

رئیس- در موقع خودش مطرح می‌شود.

 4- بقیه مذاکره در لایحه ترمیم حقوق معلمین

رئیس- پیشنهادات لایحه ترمیم حقوق معلمین مطرح است.

مکرم- پس امر بفرمایید جناب آقاى وزیر فرهنگ بیایند.

رئیس- اینجا هستند گفته شد که بیایند پیشنهادات قرائت می‌شود. (به شرح زیر قرائت شد.)

پیشنهاد می‌کنم به تبصره 2 ماده واحده کلمه آموزگارى به قبل از کلمه ادارى اضافه شود و تبصره مذکور بدین نحو اصلاح شود کلیه لیسانسیه‌ها و مهندسین که پایه آموزگارى و ادارى دارند همچنین کسانى که قبلاً پایه دبیرى داشته به پایه ادارى تبدیل کرده‌اند در صورتى که از تاریخ تصویب این قانون در خدمت وزارت فرهنگ یا دانشکده‌ها یا هنرسرای عالى پنج سال سابقه تدریس داشته یا دارا شوند می‌توانند رتبه خود را به رتبه دبیرى تبدیل نمایند.

رئیس- آقاى بهبهانى.

بهبهانى- عرض کنم این پیشنهاد بنده جناب آقاى جعفرى مشابه پیشنهاد آقاى دکتر بینا است یعنى کسانى که مهندس و یا لیسانسیه بوده‌اند و آموزگار هستند حق داشته باشند رتبه خودشان را به رتبه دبیرى تبدیل کنند توجه فرمودید (صحیح است).

وزیر فرهنگ- نگذاشتند که بنده گوش بدهم مجدداً پیشنهاد خودتان را بخوانید. (به شرح سابق آقاى بهبهانى خواندند)

عبدالصاحب صفایى- اختلافش با ماده چیست؟

بهبهانى- در این لایحه آموزگارى را حذف کردند یعنى آموزگاران نمی‌توانند پایه خودشان را اگر داراى لیسانس باشند در خلال آموزگارى به رتبه دبیرى تبدیل کنند بنده پیشنهاد کردم که آموزگاران هم حق داشته باشند پایه خودشان را اگر لیسانس شدند به رتبه دبیرى تبدیل بکنند ایشان در آن جلسه فرمودند که در قانون آموزش و پرورش پیش‌بینى شده. این قانون آموزش و پروش طبق قانونى است که دکتر مصدق از اختیارات استفاده کرده گذرانده و لغو شده این است که بنده خواستم این کلمه آموزگارى اضافه بشود و استدعا می‌کنم که موافقت بفرمایید این کلمه آموزگارى اضافه بشود (صفایى: یک مرتبه دیگر پیشنهادتان را بخوانید) (مجدداً پیشنهاد خودشان را به شرح سابق قرائت کردند) در صورتى که اداری‌ها بتوانند رتبه خودشان را به دبیرى تبدیل کنند قطعاً براى آموزگاران بیشتر این حق باقى می‌ماند که رتبه خودشان را بتوانند به رتبه دبیرى تبدیل کنند براى این که سابقه آموزگارى و آموزش‌شان بیش از ادارى است ثانیاً در اینجا پیش‌بینى شده است که آنهایی که پنج سال بعد سابقه آموزگارى پیدا می‌کنند در صورتى که اینها سابقه آموزگارى داشته‌اند و به این فن بیشتر از اداری‌ها آشنا هستند و لایقترند که اینها رتبه‌شان به رتبه دبیرى تبدیل بشود این آموزگاران در موقعى یک حقوق کمى گرفته‌اند رفته‌اند تحصیل کرده‌اند لیسانس شده‌اند و حالا حق دارند که رتبه‌شان به رتبه دبیرى تبدیل شود (صحیح است) و بنده هم استدعا می‌کنم که موافقت بفرمایید کلمه آموزگاران در اینجا اضافه بود (صحیح است).

رئیس- آقاى وزیر فرهنگ.

وزیر فرهنگ- در جلسه گذشته جناب آقاى دکتر بینا همین پیشنهاد را کردند و بنده هم یک دفاعى کردم که به نفع آموزگاران بود و به نظر من مثل این که یک سوء تفاهمى براى همکار عزیز من آقاى دکتر بینا پیدا شده است در صورتى که من هیچ همچو نظرى نداشته‌ام و به آمورزگاران کمال علاقمندى را دارم خودم هم دنبال این مطلب هستم و براى این کار اینجا خدمت آقایان آمده‌ام، بنابراین هیچ همچو نظرى ندارم و جهت این که عرض کردم این پیشنهاد در اینجا مطرح نشود براى این است که بر طبق آن لایحه الان داریم عمل می‌کنیم یعنى اگر یک نفر آموزگارى که رتبه آموزگارى دارد اگر برود لیسانسیه بشود بعد از لیسانسیه شدن ما می‌توانیم رتبه آموزگارى او را تبدیل به رتبه دبیرى کنیم کما این که تعداد زیادى از معلمین که رتبه آموزگارى داشته تبدیل به رتبه دبیرى کرده‌اند یعنى رتبه آموزگارى آنها به رتبه دبیرى تبدیل شده است و آقایانی که در فرهنگ تشریف داشته‌اند اطلاع دارند آقاى درخشش می‌دانند که رتبه این قبیل آموزگاران تبدیل شده است و سابقه دارد الان هم در فرهنگ عمل می‌کنند (بهبهانى: چه اشکالى دارد که در اینجا گذاشته بشود؟) اگر مایل باشید که در اینجا قید بشود بنده عرضى ندارم قبول می‌کنم چون این مورد عمل هست ولى می‌خواستم استدعا کنم از جناب آقاى بهبهانى که این (و) را که بین کلمه آموزگار و ادارى گذارده‌اند در پیشنهاد خودشان تبدیل به (یا) بفرمایند زیرا عبارت ادارى و یا آموزگارى آن منظور را نمی‌رساند (بهبهانى: بنده موافقم) چون هر کس حقوق یک ترفیع رتبه بیشتر ندارد یا آموزگارى یا ادارى است بنابراین با اصلاح عبارت بنده موافقم و می‌شود عمل کرد (بههبانى: تشکر می‌کنم).

رئیس- آقاى مخبر بفرمایید.

دولت‌آبادى (مخبر کمیسیون فرهنگ)- بنده فکر می‌کنم دنباله مذاکراتى که اینجا شد براى ابهام پیشنهاد جناب آقاى دکتر بینا و همچنین جناب آقاى بهبهانى اگر توجه بفرمایید این عبارت کافى است اگر دنباله آن عبارت اضافه بشود به این ترتیب (و آموزگارانى که به درجه لیسانس رسیده‌اند و واجد شرایط این ماده هستند) کافى است (بهبهانى: فرقى نمی‌کند) منظورم این است که احتیاجى ندارد تبصره عوض شود (محمدعلى مسعودى: پس بخوانید که بنده اصلاح کنم)

تبصره 2- کلیه لیسانسیه‌ها و مهندسینى که پایه ادارى دارند و آموزگارانی که به درجه لیسانس رسیده‌اند و واجد شرایط این ماده هستند، بقیه تبصره دیگر احتیاجى به قرائت ندارد (بهبهانى: یعنى درجه لیسانس دارند) در تبصره 2 فقط این موضوع است.

رئیس- آقاى وزیر فرهنگ اینجا در تبدیل رتبه ادارى به دبیرى یک چیز مسکوت ماند که این اشخاص منحصراً باید تدریس کنند.

مخبر- در جاى دیگر هم داریم که باید تدریس کنند در تبصره سوم هست.

رئیس- اینجا باید باشد که وقتى رتبه را تبدیل کنند، مشغول تدریس هم بشوند.

دکتر بینا- در دنباله این تبصره در تبصره 4 هم هست.

رئیس- آقاى شوشترى (گفته شد: نیستند.)

پیراسته- باید قید بشود.

چند نفر از نمایندگان- پیشنهاد آقاى بهبهانى دو مرتبه قرائت شود. (به شرح ذیل قرائت شد.)

پیشنهاد می‌کنم به تبصره 2 ماده واحده کلمه آموزگارى به قبل از کلمه ادارى اضافه شود و تبصره مذکور بدین نحو اصلاح شود:

کلیه لیسانسیه‌ها و مهندسینى که پایه ادارى دارند و آموزگارانی که به درجه لیسانس رسیده‌اند و واجدین شرایط این ماده هستند و همچنین کسانى که قبلاً پایه دبیرى

+++

داشته به پایه ادارى تبدیل کرده‌اند در صورتى که از تاریخ تصویب این قانون در خدمت وزارت فرهنگ یا دانشکده‌ها یا هنرسرای عالى پنج سال سابقه تدریس داشته یا دارا شوند می‌توانند رتبه خود را به رتبه دبیرى تبدیل نمایند.

رئیس- و مشغول تدریس بشوند، ضررى ندارد که قید بشود.

مسعودى- بنابراین و به تدریس مشغول شوند علاوه شد به آخر پیشنهاد.

رئیس- آقاى وزیر فرهنگ بفرمایید.

وزیر فرهنگ- اولاً موضوع تدریس که می‌فرمایید آقایان به امر تدریس اشتغال بورزند این قسمت در تبصره 3 پیش‌بینى شده است و در آن قسمت به تفصیل گفته شده بنابراین به نظر من احتیاجى ندارد که در اینجا این مطلب ذکر بشود گذشته از این یک عده زیادى از کارمندان وزارت فرهنگ که لیسانسیه دانشسراى عالى هستند و رتبه ادراى دارند و 20 سال است سابقه خدمت در کادر آموزش وزارت فرهنگ دارند اگر این مطلب در این تبصره اضافه بشود ناچارند همه آن اشخاص که کار حساس دارند و در وزارت فرهنگ کار فنى دارند بروند تدریس بکنند در نتیجه در آن کار فنى نشود از آنها استفاده کرد. این آقایان 5 سال است سابقه تدریس داشته‌اند و الان هم در ادارات فنى کار می‌کنند یعنى رئیس بازرسى فنى است، و رئیس فرهنگ استان است این کسى که رئیس فرهنگ استان است بیست سال است که سابقه خدمت این کار را دارد اگر بخواهد برود تدریس کند براى وزارت فرهنگ مقدور نیست که جانشینى تهیه کند براى او و کار آنها هم کمال لزوم را دارد یک مرتبه دیگر هم خدمت آقایان عرض کردم که کار وزارت فرهنگ کار فنى است. ادارات فنى دارد و در آن ادارات از همین لیسانسیه‌هاى دانشسراى عالى می‌روند کار می‌کنند اگر بنا باشد که همشان بروند در دبیرستان‌ها تدریس کنند کار فنى وزارت فرهنگ خواهد خوابید بنابراین بنده استدعا می‌کنم که از ذکر این جمله که در تبصره 3 هست که نظیر این هم ذکر شده در این تبصره خوددارى بفرمایید.

رئیس- آقاى دکتر جزایرى مخالفید بفرمایید.

دکتر جزایرى- بنده آقاى بهبهانى نظر جنابعالى را می‌خواهم تأیید کنم و مخالفم با نظر جناب آقاى وزیر فرهنگ این مطلبى را که جناب آقاى جعفرى فرمودند در چند جلسه مجلس شوراى ملى و در کمیسیون مطرح شده است البته جناب آقاى جعفرى یک تشکیلاتى را فرمودند ولى من یقین دارم این کمک را که بفرمایید از نظر تدریس کنندگان واقعى در فرهنگ است نه از نظر مأمورینى که به شغل بایگانى حسابدارى و بازرسى و امثال اینها اشتغال دارند جناب آقاى جعفرى این نظرى که جناب آقاى رئیس فرمودند و اضافه کردند بسیار صحیح است مخصوصاً در این باره یعنى آقایانى که سابقه پنج ساله تدریس دارند و رتبه ادارى هم دارند مجلس شوراى ملى با آنها موافقت می‌کند که رتبه ادارى آنها و رتبه آموزگارى آنها تبدیل به دبیرى بشود به شرط این که تدریس بکنند و اینها ربطى به آن فرمایش جنابعالى ندارد که می‌فرمایید یک کسى 20 سال است خدمت کرده پنج سال دبیرى کرده و چند ساعت برود تدریس بکند قبول کردیم اما حضرتعالى قبول ندارید ما می‌گوییم آنهایى که مهندس هستند یا رتبه ادارى دارند یا رتبه آموزگارى دارند 5 سال هم بیشتر درس نداده‌اند می‌خواهید رتبه‌شان را تبدیل به دبیرى بفرمایید باز هم پرونده درس بدهند، تمام مدارس بدون معلم مانده است اجازه بفرمایید آقاى جعفرى این قسمت اضافه بشود با آنها منافات ندارد این دسته به خصوص که حالا از رتبه دبیرى استفاده می‌کنند بروند در مدارس تدریس کنند.

رئیس- آقاى مخبر.

مخبر کمیسیون فرهنگ- بنده می‌خواهم استدعا کنم که آقایان رفقا موقعى که یک لایحه‌اى طرح می‌شود نسخه‌اى از آن لایحه را بگیرند خدمت‌شان باشد که احتیاجى به اطاله کلام و تمرکز مکرر نباشد و همین طور که استدعا کردم توجه بفرمایید که این زودتر بگذرد و نیز استدعا می‌کنم هر کدام از آقایان که نسخه‌اى از لایحه خدمت‌شان نیست الان بخواهند تا جهات و موضوعاتى که در اطراف آن بحث شده دوباره تجدى مطلع نشود جناب آقاى دکتر جزایرى کمال علاقمندى را دارند و هر روز به کمیسیون آمده‌اند و خودشان این لایحه را تنقیح کرده‌اند قرار ما هم این بود که چون این جامع‌ترین گزارشى بود که تهیه شده خود آقایان تجدید مطلع نکنند بنده ناچارم این توضیح را بدهم اصل قضیه این بود، نبایستى هیچ فردى از این تبصره استفاده کند مگر این که در کادر آموزش وارد بشود هیچ کس حق ندارد به این نام استفاده کند و دوباره برگردد به کادر ادارى و حقوق دبیرى بگیرد (مسعودى: کشدار است) در تبصره 3 و در تبصره 4 به نظر بنده این موضوع تأمین شده که اگر اجازه بفرمایید بخوانم (عمیدى نورى: ربطى به این تبصره ندارد پیشنهادى است که مجلس قبلاً تصویب کرده) اصل مطلب را کسى با آن مخالف نیست ما قبول کردیم از بحث جنابعالى و بنده که این کار درست نمی‌ بنده قرائت می‌کنم و توضیح می‌دهم و مجلس مستحضر می‌شود و هرجور که آقایان رأى دادند براى بنده مطاع و معتبر است، در تبصره سه تصریح شده است. «از تاریخ تصویب این قانون دبیرانى می‌تواند به خدمت ادراى آموزشى وزارت فرهنگ پذیرفته بشوند و از مزایاى آن استفاده کنند که لااقل ده سال در مدارس طبق آیین‌نامه خدمات فنى تدریس و یا به شغل نظامت و یا ریاست اشتغال داشته باشند.» بنابراین آن کسانی که 5 سال خدمت کرده‌اند و ما هم آنها را قبول بکنیم که واجد شرایط دبیرى بشوند 5 سال دیگر باید تدریس بکنند این یکى. دوم این که «کسانی که فعلاً در وزارت فرهنگ متصدى مشاغل فنى هستند و ده سال سابقه تدریس یا نظامت و یا ریاست دارند در صورتى می‌توانند از مزایاى این قانون استفاده کنند که در خارج از وقت ادراى استفاده کنند که در خارج از وقت ادراى حداقل هفته‌اى 6 ساعت تدریس نمایند تا به نصاب ده سال برسند در صورت عدم این قسمت حق ندارند که از مزایاى این قانون استفاده کنند» اما موضوعى که در تبصره 4 ذکر شده این است که از تاریخ تصویب این قانون وزارت فرهنگ موظف است لغایت یک ماه صورت ادارات و دوایر فنى خود را با توجه به این قانون و تبصره 2 ماده 12 قانون تعلیمات اجبارى و ماده 3 آیین‌نامه شماره 3 اجراى تبصره 2 ماده 12 مصوب چهاردهم مرداد 1332 مجلس شوراى ملى تهیه و به تصویب کمیسیون فرهنگ برساند، بنده نمی‌دانم اشکال کجا باقى مانده که یک جاى دیگرى باز قید کنیم.

مسعودى (منشى)- این تبصره این طرز موافقت شده است که یک جمله‌اى هم به آخر آن اضافه شود یعنى در آخر تبصره جمله «و به تدریس مشغول شوند» اضافه شود (صحیح است).

رئیس- پس رأى گرفته می‌شود به پیشنهاد آقاى بهبهانى با این اصلاح آقایانى که موافقند قیام بفرمایند (اکثر برخاستند) تصویب شد، پیشنهاد آقاى مرآت اسفندیارى قرائت می‌شود. (به شرح ذیل قرائت شد.)

ریاست محترم مجلس شوراى ملى.

پیشنهاد می‌نماید به تبصره 2 لایحه ترمیم حقوق آموزگاران و دبیران قبل از کلمه ادراى کلمه آموزگارى اضافه شود بدین طریق:

 «تبصره 2- کلیه لیسانسیه‌ها و مهندسین که داراى رتبه آموزگارى و ادارى ...»

رئیس- پیشنهاد شما شبیه به پیشنهاد آقاى بهبهانى است که قبلاً تصویب شده است دیگر احتیاجى نیست.

مرآت اسفندیارى- بنده فقط می‌خواستم از آقاى وزیر فرهنگ تشکر کنم که لطف فرمودند نسبت به حقوق آموزگاران و دبیران ...

رئیس- پیشنهاد دیگرى قرائت می‌شود (به شرح ذیل قرائت شد.)

پیشنهاد می‌کنم تبصره 2 بدین صورت اصلاح شود:

تبصره- کلیه لیسانسیه‌ها و مهندسینى که پایه ادارى دارند و همچنین کسانى که قبلاً پایه دبیرى داشته و به پایه ادرى تبدیل نموده‌اند در صورتى که در تاریخ تصویب این قانون در خدمت وزارت فرهنگ یا دانشکده یا هنرسرای عالى باشند در صورتى که سه سال سابقه تدریس داشته باشند و یا دارا شوند رتبه خود را به دبیرى با رعایت آخرین حقوق ثابت خود تبدیل نمایند و حقوق رتبه‌هاى دبیرى مندرج در ماده 12 قانون تعلیمات اجبارى ملاک این تبدیل خواهد بود و مدت توقف در آخرین پایه آنان جزو توقف در پایه دبیرى که به موجب این قانون تشخیص می‌شود محسوب گردد لیسانسیه‌ها و مهندسینى که از تاریخ تصویب این قانون به خدمت وزارت فرهنگ گمارده می‌شوند در صورتى می‌توانند پس از سه سال تدریس رتبه خود را به رتبه دبیرى تبدیل کنند که لااقل سه سال در شهرستان‌ها انجام وظیفه نمایند در غیر این صورت پس از 5 سال تدریس می‌توانند رتبه خود را به رتبه دبیرى تبدیل کنند. درخشش‏

رئیس- آقاى درخشش بفرمایید.

درخشش- عرضى که خدمت آقایان نمایندگان می‌کنم مورد موافقت جناب آقاى وزیر فرهنگ هم هست در تبصره 2 قید شده است مهندسین و لیسانسیه‌ها می‌توانند بعد از 5 سال تبدیل رتبه بدهند براى این که این لیسانسیه‌ها و این آقایان بروند شهرستان‌ها و تشویق بشوند براى رفتن شهرستان‌ها ما گفتیم که لیسانسیه‌ها و مهندسینى که در شهرستان‌ها انجام وظیفه می‌کنند بعد از سه سال رتبه‌شان را تبدیل به دبیرى بکنند و آنهایی که در تهران هستند پس از 5 سال می‌توانند استفاده کنند (صحیح است، احسنت).

رئیس- آقاى صارمى بفرمایید (صارمى: بنده عرضى ندارم) آقاى ارباب بفرمایید.

ارباب- بسیارخوب پیشنهادى بود ولى مشروط به این که جاسب و میناب و بندرعباس و قشم هم این آقایان تشریف ببرند این را استدعا می‌کنم یادداشت بفرمایید الان والله آنجاها آموزگار ندارند مأمورین دولت باید بروند در مدارس تدریس کنند نمی‌شود رئیس اداره دارایى در دبیرستان و دبستان درس بدهد آنجا جزو ایران است همه آقایان هم وکیل این ناحیه هستید وکیل همه ایران هستید تمنى می‌کنم به نقاط دور افتاده و محروم بیشتر توجه بشود.

رئیس- آقاى مخبر.

مخبر- این پیشنهاد آقاى درخشش را هم آقاى وزیر فرهنگ و هم بنده می‌پذیریم.

رئیس- به این پیشنهادى که مورد قبول آقاى وزیر فرهنگ و آقاى مخبر هست رأى می‌گیریم آقایانى که با این پیشنهاد موافقند قیام بفرمایند (اکثر برخاستند) تصویب شد پیشنهاد دیگرى قرائت می‌شود. (به شرح ذیل قرائت شد.)

پیشنهاد می‌کنم در تبصره 2 ماده

+++

واحده به جاى کلمه دانشکده کلمه «دانشگاه» ذکر شود، مهندس جفرودى.

شوشترى- مجدداً بخوانید. (به شرح فوق قرائت شد.)

رئیس- آقاى مهندس جفرودى بفرمایید.

مهندس جفرودى- این مزایایى که براى تبدیل رتبه داده می‌شود نوشته شده است در صورتى که در خدمت وزارت فرهنگ یا دانشکده‌ها مراد جناب آقاى وزیر فرهنگ کلیه مؤسسات دانشگاه است مثلاً دبیرخانه دانشگاه است در آنجا هم کسانى هستند که مشمول این ماده خواهند شد به شرطى که تدریس کنند این است که بنده تقاضا دارم دبیرخانه دانشگاه و مؤسسات دانشگاه که در سایر شرایط مساوى هستند محروم نفرمایید دانشگاه اعم است.

رئیس- آقاى مخبر بفرمایید.

مخبر- با توضیحى که آقاى مهندس جفرودى دادند دانشکده‌ها جامع‌تر است زیرا دانشگاه عبارت است از دانشکده‌ها آن را که نمی‌شود جدا کرد دانشگاه یعنى مجموع دانشکده‌ها و این که فرمودید دانشکده‌ها (مهندس جفرودى: دبیرخانه و مریض‌حانه‌ها هست که در دانشکده‌ها نمی‌گنجد) اگر چیزى مجزا از دانشکده‌ها باشد و مربوط به دانشکده‌ها باشد آنها هم شامل می‌شود بنابراین بنده فکر می‌کنم که دانشکده‌ها کافى است.

شوشترى- بنده مخالفم.

رئیس- بفرمایید.

شوشترى- بسم الله الرحمن الرحیم، آقایان نمایندگان می‌خواهم اساس این حرف به تمام معنى صحیح را که به عقیده خود من صحیح است و وقتى نمایندگان محترم هم امضا فرمودند تصدیق خواهند فرمود اینجا تشریح کنم آقاى مهندس جفرودى پیشنهادى دادند به عنوان دانشگاه که به عقیده من این وزراى مسئول هر کدام در قسمتى در مقابل مجلس مسئولیت دارند باید سلطه و احاطه بر قسمتى داشته باشند که آن قسمت مربوط به آنها می‌شود آقا پیشنهاد فرمودند که کلمه دانشگاه را به جاى دانشکده‌ها بگذارند من نمی‌خواهم وارد بشوم به کلمات تأسف‌آور آقایان اگر ما این کلمه را مشمول دانشگاه کردیم با این که دانشگاه خود مستقل است و خود را مستقل می‌داند و در امور از وزارت فرهنگ اطاعتى نمی‌کند (صارمى: بودجه‌اش را هم دولت می‌دهد) اجازه بدهید این مطلب را فراموش نکنم اینجا موقعش است که این حرف را بزنم وزارت فرهنگ سلطه و احاطه به قدرى که بتواند دانشگاه را از محیط فساد و از اشخاصی که اساس دین و مملکت را متزلزل می‌کنند چون دانشگاه مستقل است نمی‌تواند داشته باشد اجراى این کلمه تالى باطل این کلمه ضامن اجرایى این کلمه از چند راه تأمین خواهد شد آقاى وزیر فرهنگ آقاى صالح گوش بدهید شما وزیرید من دارم صحبت می‌کنم یک نکته اساسى مملکت است

(مهندس جفرودى: این مطالب مربوط به این پیشنهاد نیست پس اجازه بدهید بنده هم جواب بدهم) بله بله مربوط به این پیشنهاد است اجازه بدهید من براى مجلس حرف می‌زنم، آقاى وزیر فرهنگ این کلمه‌اى که آقا پیشنهاد کردند اگر مورد قبول واقع بشود قابل اجرا نیست زیرا شما سلطه ندارید در اداره دانشگاه چه جور باید عمل کرد امروز وقتش است مجلس شوراى ملى نمایندگان محترم مملکت ایران باید 50 دانشگاه داشته باشد من موافقم اما دانشگاهی که با طبع مملکت ملایم باشد دانشگاهى که هست 000

رئیس- این مربوط به کار دانشگاه نیست.

شوشترى- این که گذاشته شد ضامن اجرایى ندارد بنا علی‌هذا ما طرحى تهیه خواهیم کرد که دانشگاه بیاید در تحت نظر وزیر فرهنگ و مسئولیت وزیر فرهنگ تا دانشگاه از این وضعیت خلاصى پیدا کند مادامى که وزارت فرهنگ سلطه ندارد به دانشگاه این کلمه دانشگاه باطل است و نمی‌شود اجرا کرد (بعضى از نمایندگان: چرا؟) براى این که مسئول می‌خواهد وزیر مسئول باید در مقابل مجلس جواب بدهند (دکتر بینا: خراب می‌شود دانشگاه).

رئیس- پیشنهاد آقاى مهندس جفرودى رأى می‌گیریم، آقایانى که با این پیشنهاد موافقند قیام بفرمایند (عده کمى برخاستند) تصویب نشد پیشنهاد دیگر آقاى مهندس جفرودى قرائت می‌شود. (به شرح ذیل قرائت شد.)

مقام محترم ریاست مجلس شوراى ملى.

پیشنهاد می‌کنم در تبصره 2 ماده واحده به جاى «و پنج سال سابقه تدریس داشته باشند» این عبارت ذکر شود «و پنج سال سابقه کارهاى نظرى و یا عملى داشته و یا 000»

رئیس- آقاى مهندس جفرودى بفرمایید.

مهندس جفرودى- مراد از تدریس در تمام مدارس اعم از متوسطه یا مدارس عالى دو قسمت است یکى معلم سر کلاس می‌رود و درس می‌گوید و یکى در لابراتوار با همان کیفیت به شاگرد تعلیم می‌دهد آن هم معلم است (نراقى: آن هم معلم است) اگر بنویسیم تدریس این آقایى که می‌رود در لابراتوار کار او در مفهوم فرهنگى تدریس نیست باید از لحاظ قانون تصریح بفرمایید

(صدرزاده: اگر ننویسیم وزارت دارایى اشکال می‌کند) بنابراین کسانى که بروند در آزمایشگاه‌ها تمام روز وقت خود را صرف می‌کنند و علم بى‌عمل هم گفته شده که یک دینار ارزش ندارد آنها باید بیشتر استفاده کنند از مزایاى این قانون این است که بنده استدعا می‌کنم (شوشترى: توى مدرسه است یا خارج است؟) توى مدرسه است (شوشترى: آن هم معلم است) وزارت دارایى اشکال خواهد کرد.

رئیس- یک پیشنهادى رسیده است مشابه این قرائت می‌شود پیشنهاد آقاى دکتر جزایرى. (به شرح زیر قرائت شد.)

پیشنهاد می‌کنم که در تبصره 2 از ماده واحده کلمه تدریس اضافه شود تدریس نظرى و یا عملى.

مخبر- ما قبول می‌کنیم.

رئیس- مثل این که این پیشنهاد جامع‌تر است محتاج به توضیح نیست آقاى دکتر جزایرى توضیحى دارید؟ بفرمایید.

دکتر جزایرى- بنده یک کلمه‌اى را می‌خواهم تأکید کنم غرضم از شرح در مطلب این است که هم روشن بشود و هم این که سوءاستفاده نشود از پیشنهاد بنده غرضم این نیست که یک شاگردى در لابراتوار کار کند و بگوید که من هم شامل می‌شوم آقایانی که لیسانسیه هستند یا مهندس هستند یا هر چه هستند باید پاى آن دستگاه لابراتوار که ایستاده‌اند کارشان تدریس عملى باشد نه این که شاگرد لابراتوار باشد بنابراین استدعا می‌کنم که به این صورت اگر آقایان موافق باشند تصویب کنند و یک مطلب دیگر هم که خیلى معذرت می‌خواهم عرض کنم این است که به جناب آقاى شوشترى با خوى بزرگم عرض می‌کنم بنده تصور نمی‌کنم که در مجلس صلاح این باشد که در مقابل دانشگاه صف ببندیم (شوشترى: لوطى بازى است آنجا توده‌بازى است آنجا) (همهمه نمایندگان) (زنگ ممتد رئیس) (جفرودى: آقا آنهایی که در آنجا هستند از شما وطن‌پرست‌ترند کجایش توده‌اى است؟ چرا جلوى علم را می‌گیرید) (شوشترى: اشتباه نکن این حرف‌ها چیست) (زنگ رئیس) (همهمه نمایندگان)

رئیس- آقاى شوشترى به شما تذکر می‌دهم.

شوشترى- دانشگاهى که در مجلس مسئول ندارد و نمی‌شود در قانون ذکر کرد (همهمه نمایندگان، زنگ رئیس، دعوت به سکوت).

رئیس- آقاى شوشترى به شما تذکر می‌دهم.

دکتر بینا- به دانشگاه چرا اهانت می‌کنید؟!

شوشترى- ول کن این حرف‌ها چیست که می‌زنى آقاى دکتر جزایرى (زنگ رئیس، دعوت به سکوت).

رئیس- آقاى شوشترى اگر ساکت نشوید به شما اخطار می‌کنم.

دکتر جزایرى- اگر اشخاصى در دانشگاه خیانت کرده‌اند نباید به حساب همه گذاشت و همه را تنبیه کرد وطن‌پرست‌ترین افراد ایرانى در دانشگاه هستند تمام اینها را نمی‌شود به یک حساب آورد صحیح است که دانشگاه مسئول می‌خواهد وزارت فرهنگ طبق قانون مسئول دانشگاه در مقابل مجلس است چرا باید وزیر فرهنگ بنشیند به دانشگاه اهانت بشود باید یک تذکرى داده می‌شد در مجلس.

رئیس- آقاى دکتر جزایرى این مطالب مربوط به پیشنهادتان نبود مکرر در این مجلس نسبت به دانشگاه نمایندگان اظهار علاقه کرده‌اند و دلیل این نمی‌شود که یک وکیلى عقیده داشته باشد که دانشگاه هم باید تحت نظر وزارت فرهنگ باشد این که کفر نگفته است چرا نمی‌گذارید وکیل حرف خودش را بزند مجلس شوراى ملى همیشه نسبت به دانشگاه ابراز علاقه کرده است و دانشگاه مورد تأیید مجلس شوراى ملى بوده و خواهد بود (صحیح است).

رئیس- پیشنهاد آقاى دکتر جزایرى به عقیده بنده جامع‌تر است و آقاى وزیر فرهنگ و آقاى مخبر هم قبول دارند حالا رأى می‌گیریم به این پیشنهاد آقایانى که موافقند قیام بفرمایند (اکثر برخاستند) تصویب شد.

شوشترى- حرف‌هاى من تحریف شده طبق ماده 87 باید جواب بدهم.

رئیس- اجازه نمی‌دهم بنشینید.

شوشترى- من بلوطى بازى خاتمه می‌دهم.

رئیس- پیشنهاد آقاى مکرم. (به شرح زیر قرائت شد.)

مقام محترم ریاست مجلس شوراى ملى، پیشنهاد می‌کنم تبصره 3 لایحه فرهنگیان به شرح زیر تکمیل شود:

1- در سطر سوم بعد از کلمه فنى منحصراً علاوه شود.

2- در سطر ششم به جاى عبارت: که در خارج از وقت ادارى حداقل هفته‌اى 6 ساعت تدریس نمایند این عبارت نوشته شود و بقیه مدت را منحصراً به شغل تدریس اشتغال داشته باشند.

رئیس- آقاى مکرم بفرمایید.

مکرم- در جلسه گذشته یک پیشنهادى دادم در تکمیل تبصره 2 و آقاى صارمى مخالفت کردند ولى به عنوان مخالفت با پیشنهاد بنده مطالب دیگرى فرمودند جناب آقاى وزیر فرهنگ پیشنهاد بنده را تأیید کردند و فرمودند این مطلب در ضمن تبصره سه تأمین شده در صورتى که جناب آقاى مخبر کمیسیون هم همین بى‌لطفى را فرمودند ایشان هم فرمودند تأمین شده و تأیید کردند حالیه بنده ‌خواهم عرض کنم که اگر بنده یا دیگرى

+++

پیشنهادى تقدیم کردیم در مجلس روى علاقه ما به این قانون است و براى تکمیل آن تقدیم می‌شود که واقعاً شهرستان‌ها بتوانند بیشتر از این قانون استفاده کنند هیچ تعصبى هم ندارم پیشنهادى که بنده می‌دهم حتماً آقایان به آن رأى بدهند و مورد قبول واقع بشود و وقتى واقعاً قبول نفرمودید یعنى اکثریت تصویب نکرد بنده هم عرضى ندارم اقلاً گفته می‌شود و در صورت مجلس درج می‌شود این براى بنده کافى است اما بنده می‌بینم عین همان پیشنهادى که بنده دادم در ضمن این تبصره تصویب شده و 5 سال را تدریس بکنند ولى منتهى بعد از بحث زیاد مورد توجه واقع شد و می‌خواستم استدعا کنم بعد از این توجه بفرمایند واقعاً آنچه را که براى تکمیل این قانون است و به صلاح است قبول بفرمایند اگر هم به صلاح نبود لااقل بیانى بفرمایید که بنده قانع بشوم بنده پیشنهاد کردم در سطر سوم بعد از کلمه فنى منحصراً علاوه شود در سطر سوم گفته می‌شود طبق آیین‌نامه خدمات فنى تدریس و یا به شغل ریاست و نظامت، فنى بنده اضافه کردم که منحصراً تدریس و یا به شغل نظامت این را قبول بفرمایید (وزیر فرهنگ: بنده قبول می‌کنم این قسمت را) خیلى متشکرم در سطر ششم نوشته است که در خارج از وقت ادارى حداقل هفته‌اى 6 ساعت تدریس کنند بنده استدعا می‌کنم جناب آقاى وزیر فرهنگ جناب آقاى دولت‌آبادى و سایر آقایان توجه بفرمایند این اشخاصى که معلم هستند دبیر هستند اشتغال به کارهاى دیگر یا کارهاى فنى و غیر فنى دارند این اشخاص را می‌خواهید در ساعات غیر ادارى بیایند تدریس کنند براى این که از مزایاى این قانون بتوانند استفاده کنند بنده حرفم در همین ساعت غیرادارى است عرض می‌کنم ساعت تدریس دبیرستان‌ها و یا دبستان‌ها بعد از ظهر از دو ساعت بعد از ظهر است تا ساعت چهار بعد از ظهر این آقا تا یک ساعت بعد از ظهر که در وزارتخانه مشغول کار است چه طور می‌تواند دو ساعت بعد از ظهر بیاید مشغول تدریس بشود تا چهار بعد از ظهر (دکتر بینا: سه برود تا چهار) على‌ایحال انصاف بدهید که هیچ عملى نیست اگر منظورتان این است جناب آقاى صارمى چون با آن پیشنهاد مخالفت فرمودید ولى اظهار مخالفتى هم نفرمودید منظورتان تکمیل کادر دبیرى در شهرستان‌ها است بى‌لطفى نکنید اگر منظورتان کمک به اشخاص است از این طریق که در ساعات خارج ادارى بیایند درس بدهند و بعد هم کسى نباشد که آنها را کنترل کند یعنى در شهرستان‌هاى مشهد یا سبزوار یا نیشابور بنده از خراسان صحبت می‌کنم اشخاصى که می‌خواهند از این قانون استفاده کنند کی‌ها هستند ناظم مدرسه است، دبیر است، کى آنها را می‌تواند کنترل کند که بیایند تدریس کنند من عرض می‌کنم اگر منظورتان واقعاً تهیه معلم است این را اضافه بفرمایید که بقیه مدت یعنى این ساعات خارج از وقت ادارى را به این صورت دربیاورند (بقیه این مدت چند سال تدریس بکنند) درس بدهند بعد هم از این مزایا استفاده کنند مثل این که در تبصره گذشته و تصویب هم شد دیگر توضیح بیشترى ندارم جناب آقاى وزیر فرهنگ طورى توضیح بدهید که بنده قانع کنید که پس بگیرم اگر قانع نمی‌کنید قبول بفرمایید تا واقعاً معلم تدریس کند.

رئیس- آقاى وزیر فرهنگ بفرمایید.

وزیر فرهنگ- آقا یک دفعه دیگر پیشنهاد آقاى مکرم خوانده شود. (به شرح سابق قرائت شد.)

وزیر فرهنگ- حالا اجازه بفرمایید توضیحى عرض کنم اولاً کلمه منحصراً که اینجا ذکر کردید بنده قبول کردم صحیح هم هست که یا تدریس کنند یا به شغل ریاست و نظامت منحصراً اشتغال داشته باشند اما راجع به مطلب دوم که اشاره فرمودند اینجا نوشته است در ساعات خارج از وقت ادارى در تعطیل تابستان ساعت ادارى از هفت صبح تا یک بعد از ظهر است و در این موقع چون مدرسه‌اى نیست احتیاجى به تدریس هم نیست آقا در موقعى که مدارس دایر است ساعت ادارى از هشت صبح تا 2 ساعت بعد از ظهر است و در اینجا گفته شده است هفته‌اى شش ساعت یعنى روزى یک ساعت تدریس کنند بنابراین در هفته می‌شود 6 ساعت و یک کسى که بخواهد روزى یک ساعت تدریس کند ساعت پنجم درس که از ساعت 3 بعد از ظهر شروع می‌شود می‌تواند درس بگوید روزى یک ساعت تدریس می‌کند و در نتیجه در هفته 6 روز 6 ساعت تدریس کرده البته دو ساعت بعد از ظهر هم که وزارتخانه تعطیل می‌شود یک ساعت وقت دارد که قدرى استراحت کند ناهار صرف کند و بعد هم برود یک ساعت تدریس کن اما علت این که ما می‌نویسیم بقیه مدت را برود تدریس کند منحصراً براى این است که این آقایان در شغل آموزشى ادارى هستند یعنى شغل آموزش ادارى یک شغل فنى است بنده بارها خدمت آقایان عرض کرده‌ام هر کسى را نمی‌شود براى یک شغل ادرى آموزشى که کاملاً جنبه فنى دارد در نظر گرفت از این جهت این ترتیبى که در این تبصره گذاشته شده است هم نظر آقایان کاملاً تأمین است براى این که به حد نصاب 10 ساله برسند و هم وزارت فرهنگ از اطلاعات این افرادى که سوابق بیشتر و ممتدى در خدمات فرهنگى دارند می‌تواند از مشاغل فنى آنها استفاده کند بنابراین بنده می‌خواستم استدعا کنم که از این پیشنهاد صرف‌نظر بفرمایید اما مطلبى که بنده می‌خواهم خدمت آقایان عرض بکنم با کمال تأثر براى بنده یک وضعى پیش آمد که نسبت به دانشگاه یک مطالبى گفته شد بنده در آن حال احساسات اگر مطالبى راجع به دانشگاه می‌گفتم شاید احساسات آقایان تحریک شده بود مطالب بیشترى در اینجا گفته می‌شد بنده صبر کردم تا آن احساسات از آن غلیان واقعیش بیفتد و مطلبى که دارم عرض کنم همان طوری که آقاى دکتر جزایرى در اینجا فرمودند خوشبختانه در دانشگاه افراد بسیار وطن‌پرست و علاقمند به مملکت مشغول کار هستند (صحیح است) و خوشبختانه عده اینها بسیار زیاد است (نراقى: اکثریت) در مقابل همایى آقاى عصار یا سایر استادان واقعاً همه ما سر تعظیم فرود می‌آوریم (شوشترى: مگر من آنها را نفى کردم؟) خوشبختانه این جور افراد در دانشگاه هستند وزارت فرهنگ هم نسبت به دانشگاه در مقابل مجلس و در مقابل دولت مسئولیت دارد الان اگر مطالبى راجع به دانشگاه در مجلس گفته می‌شود و تبصره‌اى که در اینجا گنجانیده شده بنده وظیفه دارم از این تبصره و از این موادى که مربوط به دانشگاه است دفاع بکنیم بنابراین سلب مسئولیت از وزارت فرهنگ نسبت به دانشگاه نشده است اگر آقایان نسبت به دانشگاه نظرى دارند می‌خواهم عرض کنم به حالت عصبانیت و غلبه کردن احساسات نمی‌شود آن نظریات اصلاحى را عمل کرد اگر نظرى دارید آقایان بایستى بنشینیم صحبت تهیه کنیم اطراف و جوانب کار را بسنجیم یا طرحى تهیه کنیم یا فکرى براى دانشگاه بیندیشیم که اگر خداى نکرده نسبت به دانشگاه یک نظر بدى هم هست از راه صحیحش برطرف کنیم (شوشترى: کى گفته که نسبت به دانشگاه نظر بدى هست).

رئیس- آقاى شوشترى امروز خیلى از نظامنامه خارج می‌شوید، آقاى فرامرزى شما مخالف هستید با پیشنهاد بفرمایید.

حسن مکرم- با توضیحى که جناب آقاى وزیر فرهنگ دادند قانع شدم خواستم به جناب آقاى فرامرزى هم زحمتى ندهم پس می‌گیرم.

رئیس- یک مطلبى را هم بنده باید تذکر بدهم که پیشنهاد کننده پنج دقیقه بیشتر نمی‌تواند صحبت کند چهل و سه پیشنهاد است آقایان اگر بخواهند این طور صحبت کنند و جواب بدهند شاید این لایحه یک ماه وقت مجلس را بگیرد، پیشنهاد دیگرى قرائت می‌شود. (به شرح زیر خوانده شد.)

مقام مقدس مجلس شوراى ملى.

پیشنهاد می‌نمایم به تبصره 3 جمله ذیل پس از «ده سال برسند» اضافه شود «و حق اخذ حقوق یا فوق‌العاده از بابت تدریس ندارند» عمیدى نورى.

رئیس- آقاى عمیدى نورى.

عمیدى نورى- عرض کنم با این اشلى که فعلاً پیدا شده است براى آقایان دبیران و دانشیاران و استادان، حقوق‌شان فوق‌العاده بالا رفته است بنده با حسابى که کردم دیدم کمک آموزگار که تا حالا 350 تومان می‌گرفته 460 تومان می‌شود صد تومان تفاوت کرده آموزگار که 713 تومان می‌گرفته حالا شده 960 تومان دویست تومان ترقى کرده دبیر که 767 تومان می‌گرفته حالا می‌شود 1350 تومان یعنى تقریباً دو برابر و البته این بى‌تناسب است که دبیر دو برابر می‌گیرد و آموزگار و کمک آموزگار دویست تومان و صد تومان اضافه می‌شود مال آقایان دانشیار خیلى بالا رفته دانشیارى که 845 تومان می‌ حالا می‌شود 1500 تومان آقاى استاد هم که حقوقش 920 تومان بوده رتبه ده مشود 1700 تومان این را که تصویب خواهید فرمود ببینید که یک چنین پایه‌اى هست با این اختلاف زیاد البته مقام معلم لازمه‌اش هست که حقوقش زیاد شود ولى مجلس شوراى ملى که نظر روى کمک به آموزگار و کمک آموزگار داشت آن طوری که باید نظر مجلس تأمین نشده و این اضافه حقوق رفته است روى دانشیار و استاد و دبیر مع‌هذا در این باره براى این که یک کارى بکنند که آن دبیران پشت میز نشین ادارى هم بتوانند رتبه‌شان را تبدیل کنند و حقوق بگیرند گفته‌اند که بروید شش ساعت درس بگیرند و البته این شش ساعت درس قاعده‌اش در وزارت فرهنگ این است که حق فوق‌العاده هم بگیرد بنده پیشنهاد کردم حالا که شما آمدید به این اداری‌ها هم کمک کنید که حقوق‌شان این قدر بالا برود دیگر دو مرتبه فوق‌العاده و اضافه کار نگیرد که هم مشمول دبیرى بشود و حقوقش دو برابر بشود و هم به عنوان شش ساعت درس و معلمى هم اضافه بگیرد البته این مطلب اینجا قید بشود که فوق‌العاده و حق‌التدریس مکرر داده نشود این پیشنهاد بنده است (صحیح است) (نقابت: پیشنهاد را دوباره قرائت کنید) اصلاحش این است که در تبصره 3 در آنجایى که نوشته شده تا ده سال برسند حق اخذ حقوق و یا فوق‌العاده از بابت تدریس ندارند (وزیر فرهنگ: عبارت را این طور اصلاح بکنید از این بابت ندارند) بسیار خوب از این بابت ندارند یعنى این آقایانى که هفته‌اى 6 ساعت درس می‌دهند چیزى اضافه نگیرند.

وزیر فرهنگ- بنده قبول می‌کنم.

دولت‌آبادى (مخبر)- با اصلاح کلمه از این بابت بنده هم قبول می‌کنم.

رئیس- آقاى فرامرزى.

عبدالرحمن فرامرزى- وقتى که وزیر فرهنگ قبول فرمودند دیگر مخالفت من همان عبارت به اصطلاح خان می‌بخشد شیخ على خان نمی‌بخشد است من خواستم از این موقع استفاده کنم و دو چیز را عرض کنم یکى این که این لایحه آمده به مجلس دوباره رفته به کمیسیون دوباره مطالعه شده متخصصین فن هم در آن کمیسیون بوده‌اند بالاخره این جور شسته‌اند

+++

و از آب در آورده‌اند من اساساً آقا مخالفم با این که هى در اطراف یک لایحه پیشنهاد داده بشود براى این که یک لایحه‌ای که وزارتخانه‌اى می‌نویسد روى احتیاجاتش می‌نویسد و می‌آورد اینجا ما یک کلمه می‌شنویم یک چیزى یادمان می‌آید پیشنهادى می‌دهیم (نقابت: و کلاً هم آزادند هر پیشنهادى بدهند) البته آزادند ولى آن آزادى ایشان لوایح را خراب می‌کند (عمیدى نورى: خراب نمی‌کند، اصلاح می‌کند) بعد هم می‌رود به کمیسیون، کمیسیون هم مطالعه می‌کند این است خواستم استدعا کنم پیشنهاد جز در مواقع خیلى ضرورى واقعاً نباید داد و اگر کسى هم بدهد حرفش را بزند ولى مجلس خوب است خیلى رأى به این گونه پیشنهادها ندهد و اما راجع به دانشگاه من خودم افتخار تدریس در آنجا را داشته‌ام می‌خواهم عرض کنم که یک طورى پیش آمده که براى همه ایجاد تعصب می‌کند دانشگاه هم مثل وزارت عدلیه می‌ماند مثل وزارت فرهنگ می‌ماند مثل اداره ثبت می‌ماند آدم خوب و بد هم تویش هست این جورى نکند که هر کس بگوید اسم دکان ما را نبرید بد هر جا هست باید گفت خوب هر جا هست باید گفت ایجاد تعصب نباید کرد آنهایی که می‌گویند زیر نظر وزارت فرهنگ باشد مگر چه می‌گویند؟ می‌گویند این مؤسسه دولتى است خرجش را دولت می‌دهد دولت قدرت هیچ گونه اعمال نظر و رأى ندارد مسئولش کیست رئیس دانشگاه که نمی‌آید اینجا بنشیند ما استیضاح بکنیم وزیر فرهنگ هم که در دانشگاه اعمال قدرتى نمی‌تواند بکند آنهایی که می‌گویند در دانشگاه باید وزیر فرهنگ درش دخالت داشته باشد از لحاظ این است که می‌ الان مسئولى از دانشگاه در مجلس نیست که ما ازش مسئولیت بخواهیم (مهندس جفرودى: این طور نیست الان وزیر فرهنگ توضیح دادند) ممکن است این طور باشد ممکن است این طور نباشد آقاى وزیر فرهنگ را حرف‌شان را نمی‌خوانند در دانشگاه (جفرودى: تصریح فرمودند) می‌گوید ولى صحیح نیست (دکتر افشار: مگر حرف وزیر عدلیه را در محاکم می‌خوانند ولى وزیر دادگسترى در مجلس مسئول است) منظورم این است که ایجاد تعصب نکنید که چون دانشگاهى هستیم راجع به دانشگاه حرف نزنید آنها بگویند چون ما عدلیه‌اى هستیم راجع به عدلیه حرف نزنید آن یکى بگوید خیلى معذرت می‌خواهم امروز آقاى دکتر شاهکار که من معتقدم یکى از انتخابات خوبى است که ایشان به مجلس تشریف آوردند راجع به کانون وکلا اسم بردیم ایشان آتش گرفتند تا اسم ژاندارمرى را می‌آوریم یک عده‌اى عصبانى می‌شوند اسم دانشگاه را می‌بریم یک عده دیگر عصبانى می‌شوند خواستم این را تذکر بدهم هیچ کس نظر بد به خود مؤسسه ندارد حقایقى هم اگر هست باید گفت نظریاتى هم اگر هست باید اظهار کرد خوب آقاى شوشترى می‌گویند که مسئول کار دانشگاه در مقابل مجلس باید وزیر فرهنگ باشد البته دانشگاه‌هاى دنیا مستقلند ولى خرج‌شان را دولت نمی‌دهد دانشگاه تهران خرجش را دولت می‌دهد دولت هم باید نظارت داشته باشد این حرفى است فقط من باب تذکر خواستم عرض کنم استدعا کنم که هر کس اسم آن حوزه‌اى که تویش کار می‌کند دلبستگى دارد اگر اسمش را بردند آتشى نشود (صحیح است، احسنت).

رئیس- این پیشنهاد را آقاى وزیر فرهنگ هم قبول کردند رأى گرفته می‌شود پیشنهاد آقاى عمیدى نورى آقایان موافقین قیام فرمایند (اکثر برخاستند) تصویب شد. پیشنهاد دیگرى قرائت می‌شود (به شرح زیر خوانده شد.)

مقام محترم ریاست مجلس شوراى ملى.

پیشنهاد می‌کنم در تبصره 4 گزارش کمیسیون فرهنگ به جاى عبارت، صورت ادارات نوشته شود، صورت جز تشکیلات ادارات. حسن مکرم‏

رئیس- آقاى مکرم.

مکرم- منظورم از این پیشنهادات این است که در تبصره 4 سطر دوم صورت ادارات و دوایر فنى نوشته شود «صورت جز تشکیلات ادارات» در کمیسیون بودجه که آقایان تشریف می‌برید ملاحظه می‌فرمایید بودجه‌اى را که دولت داده است کمیسیون بودجه بعد از مدتى رسیدگى حالا تازه به این نتیجه رسیده که صورت تفضیلى بودجه‌ها را از وزارتخانه‌ها خواسته‌اند منظور بنده این است مثلاً فرهنگ خراسان را بخواهیم مثلاً بزنیم اداره فرهنگ خراسان چند دایره فنى براى خود می‌خواهد داشته باشد چون به طور کلى آن کادر غیر ثابت بیکارى که در آنجا حقوق می‌گیرند عبارت است از بازرس‌ها که تحمیل می‌شوند مثلاً براى بازرس ریاضیات بازرس زبان فرانسه، بازرس زبان انگلیسى، بازرس فیزیک و شیمى از این قبیل در هر کجا ببنیم چند بازرس لازم است بنابراین در این صورت جزیى که خواهد داد براى هر ادراه‌اى معین شود که چند نفر عضو لازم دارد صورت اداره داده شود صورت جز وقتى دادند معلوم می‌شود براى هر مدرسه براى فلان دبیرستان یا فلان اداره فنى یا فلان اداره فرهنگ شهرستان چند نفر بازرس لازم دارند صورت جز را وقتى دادند دیگر تحمیل به بودجه نخواهد شد یک مطلب دیگر را هم یادآورى می‌کنم که مربوط به همین ماده 4 است در سر صفحه سوم آنجا که نوشته شده «کلیه شاغلین مشاغل فنى» آن را هم اگر موافقت بفرمایند عوض کلمه (کلیه) کلمه (هیچ یک) نوشته شود هیچ یک از شاغلین مشاغل فنى هم این صحیح‌تر می‌شود تا کلمه کلیه شاغلین چون یک عده‌اى را استثنا می‌ ضمناً بنده از موقع استفاده می‌کنم یک نامه‌اى به بنده رسیده است از طرف عده‌اى از منتظرین خدمت وزارت فرهنگ که اینها آموزگارند و دبیر به جهانى که خود آقاى وزیر فرهنگ می‌دانند منتظر خدمت شده‌اند و حالا که کارشان اصلاح شده هنوز بیکارند اینها نامه‌هایى نوشته‌اند شاید به اکثر آقایان نمایندگان مجلس داده‌اند بنده عین نامه را تقدیم می‌کنم خدمت آقاى وزیر فرهنگ استدعا می‌کنم همان طورى که گفته‌اند اگر کارشان اصلاح شده رسیدگى شود و کار بهشان رجوع شود که بیکار نمانند.

رئیس- آقاى دولت‌آبادى (مخبر).

دولت‌آبادى (مخبر)- بنده براى این که آقاى مکرم گله نفرمایند اول راجع به آن قسمتى که موافقت دارم عرض می‌کنم تبدیل کلمه (کلیه) به (هیچ یک) اشکالى ندارد بنابراین با اصلاح این کلمه موافقم اما قسمت دیگرى که در اول بیانات‌شان فرمودند فکر می‌کنم که یک مطلب اساسى از این تبصره به ذهن‌شان خطور کرده است و آن این است که وزارتخانه‌ها و ادارات به طور کلى بایستى قانون سازمان داشته باشند و باید هم بیاورند هم از نظر بودجه‌شان و هم از نظر سازمان وزارتخانه‌ها به تصویب مجلس برسانند و اگر براى وزارتخانه‌ها قانون مصوب مجلس داشتیم دیگر احتیاج به این نبود که در ادارات میزنشین‌ها زیادتر از مراجعین باشند اما این مطلب را تا حالا توجه نفرموده‌اند آقاى مکرم: که وزارتخانه‌ها را ملزم بکنند که قانون سازمان را بیاورند براى تصویب این که در اینجا نوشته شده است ادارات و دوایر دیگر چون ما در وزارت فرهنگ دو نوع کادر داریم یکى کادر فنى یکى هم کادر ادارى قصد ما از تصویب این تبصره این بوده است که کادر ادارى حق نداشته باشد از مزایا استفاده کند بنابراین این کلمه کافى است و منظور نظر جنابعالى تأمین شده است (شوشترى: پس گرفتید).

مکرم- با توضیحى که ایشان دادند بنده قانع شدم و پیشنهادم را پس می‌گیرم.

رئیس- پیشنهاد دیگرى قرائت می‌‌شود (به شرح زیر خوانده شد.)

مقام محترم ریاست مجلس شوراى ملى.

پیشنهاد می‌کنم در تبصره 5 لایحه فرهنگیان به جاى عبارت هشت سال سابقه نوشته شود ده سال سابقه.

حسن مکرم‏

مکرم- پس گرفتم.

رئیس- پیشنهاد دیگرى قرائت می‌شود (به شرح زیر خوانده شد.)

مقام محترم ریاست مجلس شوراى ملى.

پیشنهاد می‌کنم در تبصره 6 گزارش کمیسیون فرهنگ به جاى عبارت هشت سال سابقه نوشته شود ده سال سابقه. حسن مکرم‏

مکرم- چون با پیشنهاد آقاى درخشش اصلاح شده بنده پس گرفتم.

رئیس- پیشنهاد دیگرى قرائت می‌شود (به شرح زیر خوانده شد.)

مقام محترم ریاست مجلس شوراى ملى.

پیشنهاد می‌کنم در تبصره 7 گزارش کمیسیون فرهنگ به جاى عبارت: لااقل پنج سال در خارج تهران و حومه، این عبارت نوشته شود: لااقل ده سال که پنج سال آن در خارج طهران و حومه باشد. حسن مکرم‏

مکرم- چون این پیشنهاد هم با پیشنهاد آقاى درخشش حل شده پس می‌گیرم.

رئیس- پیشنهاد دیگرى قرائت می‌شود (به شرح زیر خوانده شده)

مقام محترم مجلس شوراى ملى.

پیشنهاد می‌کنم در تبصره 7 گزارش کمیسیون فرهنگ به جای عبارت، لااقل پنج سال در خارج تهران و حومه – این عبارت نوشته شود: لااقل ده سال که پنج سال آن در خارج طهران و حومه باشد. حسن مکرم

مکرم- چون این پیشنهاد هم با پیشنهاد آقای درخشش حل شده پس می‌گیریم.

رئیس- پیشنهاد دیگری قرائت می‌شود (به شرح زیر قرائت شد)

مقام محترم مجلس شورای ملی

پیشنهاد می‌کنم توضیحات زیر به آخر تبصره 8 کمیسیون فرهنگ اضافه شود.

توضیح 1- هر گاه حقوق رتبه ادارى اشخاصی که داراى رتبه دبیرى یا آموزگارى می‌شوند از حقوق رتبه دبیرى به آموزگارى می‌شوند از حقوق رتبه یک آموزگارى یا دبیرى کمتر باشد به آنان رتبه یک دبیرى داده شود.

توضیح 2- هر گاه حقوق رتبه ادارى شخصى که داراى رتبه آموزگارى یا دبیرى می‌ بین حقوق دو رتبه دبیرى یا آموزگارى باشد به او رتبه بالاتر اعطا می‌گردد.

حسن مکرم‏

رئیس- این وارد نیست این مستلزم خرج است وکیل نمی‌تواند پیشنهاد خرج بکند (مکرم: پیشنهاد خرج نیست) پس می‌نویسید پایه بدون حقوق بدهند.

مکرم- یک اصلاحى دارد که اگر توضیح بدهم جناب آقاى وزیر فرهنگ موافقت می‌فرمایند.

رئیس- وکیل نمی‌تواند یک پیشنهادى که ملزم با خرج باشد بدهد.

مکرم- پس اجازه بفرمایید توضیح بدهم.

رئیس- بفرمایید.

مکرم- این توضیح که خواستم عرض کنم این است که حقوق حد وسط پایه 5 ادارى 2 هزار ریال است حقوق یک دبیرى 1920 ریال است حقوق دوى دبیرى 2160 ریال است این کسى که حقوق حد وسط ادارى را می‌گیرد دو هزار ریال وقتى به پایه دبیرى می‌خواهد تبدیل بشود 1920 ریال به او می‌دهید، 8 تومان کمتر به او می‌دهید یا 2160 ریال را یک مثال دیگر بزنم حداقل رتبه 5 ادارى 1840 ریال است رتبه یک دبیرى 1920 ریال به عرضم توجه بفرمایید چون پری روز ضمن مذاکرات جناب آقاى دولت‌آبادى جنابعالى فرمودید من جدولى تهیه کرده‌ام.

وزیر فرهنگ- این نظرتان تأمین است در تبدیل رتبه به همان رتبه‌اى که نزدیک است تبدیل می‌شود وزارت دارایى هم همین را قبول دارد.

+++

مکرم- پس فرمودید به هر رتبه‌اى که بالاتر یا پایین‌تر و نزدیک‌تر باشد به آن تبدیل می‌شود قبول می‌ و پیشنهادم را استرداد می‌کنم.

رئیس- پس استرداد کردید.

مکرم- بله قبول کردند بنده پس می‌گیرم.

شوشترى- قربان تنفس نمی‌فرمایید.

رئیس- چند دقیقه دیگر جلسه را ختم می‌کنیم فعلاً پیشنهاد دیگرى قرائت می‌شود پیشنهاد آقاى رضایى است که نوشته‌اند لایحه مسکوت بماند گمان می‌کنم منطبق با ماده 144 باشد و آن در ماده 144 مصرح است در هر مرحله می‌توانند این پیشنهاد را بکنند، ماده 144 قرائت می‌شود. (به شرح زیر خوانده شد.)

ماده 144- هر یک از نمایندگان حق دارد از مجلس کتباً تقاضا نماید که طرح یا لایحه قانونى که به مجلس مراجعه شده موقتاً یا دائماً مسکوت بماند در این قبیل موارد در خصوص رد یا قبول این تقاضا قبل از این که در موضوع اصلى بحث شود پس از توضیح مختصر پیشنهاد کنند و پاسخ آن از طرف به عمل آید و محدود به بحث در موضوع باشد رأى گرفته می‌شود.

رئیس- آقاى رضایى توضیح مختصر بفرمایید.

رضایى- از آقایان استدعا دارم که به عرایض بنده توجه کنند به چه علت بنده این پیشنهاد را دادم البته کسى مخالف نیست با این که حقوق فرهنگیان و معلمین بالا برود (صحیح است) چه بهتر که ما یک قدرت مالى داشته باشیم که بتوانیم حقوق سایر کارمندان دولت را هم بالا ببریم و این یکى دو جلسه‌اى که این لایحه مطرح بوده در پشت این تریبون و چه در موقعى که دو دوازدهم مطرح بوده است حمله شده است به کمیسیون بودجه که به چه علت بودجه را زودتر تصویب نکنید کمیسیون بودجه گرفتاریش این است که بودجه هفتصد میلیون تومان کسر دارد در یک مملکتى که بودجه‌اش هفتصد میلیون کسر دارد پشت سر هم حالا لایحه اضافات آوردن بنده نمی‌دانم چه صورت پیدا می‌کند یعنى با تصویب این لایحه 700 میلیون کسر بودجه ما خواهد شد 740 میلیون تومان هفته دیگر جناب آقاى دکتر صالح تشریف خواهند آورد اینجا لایحه مربوط به اضافات پزشکان را تقدیم خواهند کرد (وزیر بهدارى: شکى نیست) و حق هم دارند بعد از ایشان آقاى وزیر کشاورزى بیایند یک لایحه‌اى راجع به مهندسین کشاورزى خواهند آورد بعد از ایشان آقاى وزیر کشور لایحه خواهد آورد که حقوق پاسبان‌ها باید افزوده شود بعد از ایشان آقاى وزیر جنگ خواهد آمد که حقوق افسران بالا برود و مجلس در مقابل تمام اینها اگر اولى را تصویب کرد بقیه را ناچار است تصویب کند (صارمى: چه الزامى دارد؟) بودجه‌اى که الان هفتصد میلیون تومان کسر دارد این 700 میلیون تومان خواهد رسید به 1700 میلیون تومان کسر یعنى به فرض این که مسئله نفت حل بشود آنچه ما از نفت درآمد پیدا بکنیم باز مجبوریم فقط صرف حقوق بکنیم از این پول یک شاهى صرف حقوق بکنیم از این پول یک شاهى صرف کارهاى عمرانى و تولیدى نمی‌توانیم بعد از این بکنیم این یک سیاستى بوده است از شهریور 1320 به این طرف در این مملکت اجرا شده یعنى درآمد حاصله از نفت را آوردند قاطى بودجه کردند و فقط صرف حقوق شده است و نتیجه این سیاست هم این شده روزى که درآمد نفت قطع شد ما نتوانستیم ایستادگى کنیم امروز هم همین است هنوز که مذاکره است براى این که مسئله نفت حل شود و یک درآمدى گیر ملت و دولت ایران بیاید باز پیش‌پیش محل خرجش تهیه شده است که اینها همه‌اش صرف حقوق بشود و یک شاهى‌اش به درد کارهاى عمرانى و تولیدى که به درد این مملکت بخورد صرف نشود بنده به این دلیل استدعا کردم که آقایان موافقت بفرمایند این لایحه از دستور خارج شود.

رئیس- آقاى محمدعلى مسعودى.

مسعودى- به نظر بنده این پیشنهاد مسکوت ماندن که آقاى رضایى دادند چند مرتبه در مجلس مطرح شد مورد شده دلیلش هم توجه مجلس است به چند موضوع یکى موضوع فرهنگ است و دیگرى بهداشت و یکى هم مربوط به مسائل کشاورزى و کارگران که بایستى واقعاً از هر جایى هست پول تهیه کرد و به این راه‌ها مصرف کرد به نظر من اگر مجلس این دوره فقط به دو موضوع بهداشت و فرهنگ توجه داشته باشد به خودى خود پس از گذشتن چند سال خود این مردم سالم و باسواد می‌شوند و خودشان نان خودشان را درمی‌آورند می‌روند دنبال کار الان یکى از عیوب کار ما این است که ما مردم صحیح و سالمى نداریم پولى در این راه‌ها خرج نکردیم البته حقوق کارمندان اضافى بایستى واقعاً در دستگاه‌ها حذف شوند و اینها را فرستاد پى کارهاى تولیدى پى کارهایی که پول دربیاورند تقسیم خالصجات بکنیم این کارمندان اضافى که حقوق به آنها داده می‌شود بروند به یک راه‌هایى نه این که ما دربست بگوییم در وزارت فرهنگ و وزارت بهدارى را ببندید بروید فلان کارخانه را وارد کنید یا فلان سد را بسازید این که نمی‌شود آدم می‌خواهد خود کارخانه ساختن یا سدسازى یا کارهاى تولیدى آدم سالم می‌خواهد آدمى که بفهمد و راهش هم به نظر بنده این است که بهداشت و فرهنگ را در مملکت تعمیم بدهیم و واقعاً پول‌هایى که از راه درآمد نفت به دست می‌آید در درجه اول در این دو راه مصرف کنیم بنابراین من با این پیشنهاد مخالفم به دلیل این که به نظر من وظیفه هر دولتى و هر ملتى این است که عایدى از هر راه است تهیه کند براى این دو راه نه این که بیاییم بگوییم چون کسان دیگرى هم می‌خواهند پس صرف فرهنگ هم نشود.

رئیس- رأى گرفته می‌شود بپیشنهاد آقاى رضایى آقایانى که موافقند قیام فرمایند (عده کمى برخاستند) تصویب نشد یک پیشنهاد دیگرى خوانده می‌شود بعد جلسه ختم می‌شود (به شرح زیر خوانده شد).

پیشنهاد می‌کنم که تبصره 9 به عبارت زیر اصلاح شود «دبیرانى که با رعایت مقررات مربوط به دانشگاه به پایه دانشیارى نایل می‌شوند از مازاد حقوق و کمک پایه دبیرى خود تا موقعی که حقوق و کمک پایه دبیرى خود تا موقعی که حقوق و کمک پایه دانشیارى آنها به میزان برسد استفاده خواهند نمود و نیز دبیرانى که بیش از این تاریخ به پایه دانشیارى نایل شده‌اند از تاریخ تصویب این قانون مشمول این تبصره خواهند بود. صدرزاده‏

رئیس- آقاى صدرزاده.

صدرزاده- عرض کنم که در سابق بر این حقوق دانشیارى از حقوق دبیرى کمتر بود و یک عده‌اى تحمل کردند براى این که از طریق دانشیارى بتوانند خدمت بیشترى انجام بدهند در این تبصره الان براى این که از طریق دانشیارى بتوانند خدمت بیشترى انجام بدهند در این تبصره الان براى آنها یک مزایایی قید شده است و لکن با قید شرط نوشته شده «به شرط پیدا شدن اعتبار» به نظر بنده این شرط به خصوص براى این طبقه که یک عده معدود هستند بی‌مورد است براى این که از این لایحه ممکن است در حدود پنج شش میلیون تومان به مصرف فرهنگ برسد در صورتی که براى این طبقه یک مبلغ ناچیزى پرداخت خواهد شد مضافاً به این که در تبصره 12 به طور کلى قید شده است مابه‌التفاوتى که به موجب این قانون حاصل می‌شود با پیدا شدن اعتبار قابل پرداخت خواهد بود یعنى این عبارت تبصره 12 شامل تمام مزایایى است که در این ماده واحده و این تبصره‌ها موجود است بنابراین دیگر معنى ندارد که براى این عده به خصوص یعنى این دانشیاران یک شرط اضافى هم در نظر بگیریم (صحیح است) بنابراین این قسمت را حذف بفرمایید. (صحیح است.)

رئیس- آقاى مخبر.

مخبر- بیان آقاى صدرزاده بسیار صحیح بود زیرا وقتى در تبصره 12 قید شده است که انجام مفاد این لایحه موکول به پیدا شدن اعتبارات شامل این هم هست النهایه یک نکته اینجا است که ما دو نوع دبیر داریم که به مقام دانشیارى می‌رسند یکى آن دبیرانى هستند که پایه دبیرى دارند و الان حقوق دبیرى دارند که زاید بر نصاب دانشیارى هستند آنها از نظر اعتبار دولت حقوق‌شان پایدار است توجه بفرمایید جناب آقاى صدرزاده حالا دوباره مطلب را عرض می‌کنم مطلب اصلى که فرمودید عرض کردم که صحیح است براى این که وقتى گفتم به شرط این که اعتبار پیدا شود شامل تمام لایحه است اما یک نکته قابل توضیح است که از نظر اعتبار کلى دولت تفاوت دارد و آن این است که یک عده دبیر الان هستند که حقوق دبیرى خودشان را می‌گیرند و داوطلب دانشیارى هستند وقتى که امتحان می‌دهند وقتى که به کنکور می‌رسد و در دانشگاه به سمت دانشیارى می‌رسند در عین حال که اعتبار آنها از دو محل است تفاوت حقوق دبیرى و دانشیاری‌شان موجود است و احتیاجی به اعتبار ندارد ولى یک عده هستند که متأسفانه باید اعتبار برایشان فراهم کرد حالا اگر موافقت فرمایید که عبارت باقى باشد ضررى ندارد (صدرزاده: منظور بنده این است که این قسمت پیدا شدن اعتبار در آن ماده ضرورت ندارد) این استثنایى است از لحاظ مقدمه این دو موضوع است اگر توجه بفرمایید باز توضیح می‌دهم ما دو نوع دانشیار داریم از نظر حقوق یک عده‌اى بودند که قبلاً دبیر بودند آمدند دانشیار شدند در سابق، این قسمت اخیر که گفتیم به شرطى که اعتبار پیدا کنیم به آنها داده شود تنافى دارد و تباین دارد با قسمت دیگرشان یعنى آن دانشیارانى که امروز می‌آیند و رتبه دبیرى دارند که حقوق‌شان بیشتر از حقوق دانشیارى است آنها الان بر ایشان اعتبار هست ولى آنهایی که از قبل آمده‌اند اعتبارى بر ایشان نیست و خیال می‌کنم که ذکر این عبارت در این تبصره هیچ اشکالى ندارد.

رئیس- رأى گرفته می‌شود بپیشنهاد آقاى صدرزاده آقایانی که موافقند قیام فرمایند (عده کمترى برخاستند) تصویب نشد.

 5- تعیین موقع و دستور جلسه بعد، ختم جلسه

رئیس- جلسه را ختم می‌کنیم جلسه آینده روز پنجشنبه خواهد بود دستور دنباله همین لایحه آقایان اول وقت تشریف بیاورید.

 (مجلس یک ربع بعد از ظهر ختم شد.)

رئیس مجلس شوراى ملى-رضا حکمت‏

+++

یادداشت ها
Parameter:294864!model&5137 -LayoutId:5137 LayoutNameالگوی متنی کل و اخبار(مشروح مذاکرات)