کتابخانه، موزه و مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی


صفحه اصلی » مشروح مذاکرات » مشروح مذاکرات مجلس ملی » دوره شانزدهم مجلس ملی

0.0 (0)
مشروح مذاکرات مجلس ملى، دوره ‏16
[1396/05/28]

جلسه: 36 صورت مشروح مذاکرات مجلس روز پنجشنبه 25 خرداد ماه 1329  

فهرست مطالب:

1-تصویب صورت مجلس.

2-بیانات قبل از دستور آقایان: شوشترى- زنگنه- الله‌یار صالح‏

3-مذاکره راجع به اوقات جلسه در ماه رمضان‏

4-قرائت و تصویب گزارش کمیسیون مختلط راجع به حل اختلاف مجلسین‏

5-سؤال آقاى دکتر شایگان از آقاى نخست وزیر و جواب آن‏

6-تعیین موقع و دستور جلسه بعد- ختم جلسه.

مشروح مذاکرات مجلس ملى، دوره ‏16

 

 

جلسه: 36

صورت مشروح مذاکرات مجلس روز پنجشنبه 25 خرداد ماه 1329

 

فهرست مطالب:

1-تصویب صورت مجلس.

2-بیانات قبل از دستور آقایان: شوشترى- زنگنه- الله‌یار صالح‏

3-مذاکره راجع به اوقات جلسه در ماه رمضان‏

4-قرائت و تصویب گزارش کمیسیون مختلط راجع به حل اختلاف مجلسین‏

5-سؤال آقاى دکتر شایگان از آقاى نخست وزیر و جواب آن‏

6-تعیین موقع و دستور جلسه بعد- ختم جلسه.

 

مجلس ساعت نه و سی و پنج دقیقه صبح به ریاست آقاى رضا حکمت تشکیل گردید

1-تصویب صورت مجلس‏

رئیس- صورت غایبین جلسه قبل قرائت می‌شود.

 (به شرح زیر قرائت شد)

غائبین با اجازه- آقایان: حسین فرهودى، محمد‌على منصف، جواد گنجه، ابوالقاسم امینى- سرتیپ‌زاده- امیرنصرت اسکندرى- احمد حمیدیه- عماد تربتى- محسن طاهرى- حسن نبوى- طباطبایى.

غایبین بى‌اجازه- آقایان: دکتر مصباح‌زاده- شکرالله صفوى- ابوالفتح قهرمان- دکتر طبا- حسن اکبر- عبدالوهاب اقبال- دکتر مجتهدى- دکتر سید امامى- معدل- حاذقى کوراوغلى- پیراسته- جواد مسعودى‏

دیرآمده با اجازه- آقایان محمد‌على مسعودى یک ساعت.

دیرآمدگان بى‌اجازه- آقایان: حسین خاکباز 30 دقیقه- ابریشم‌کار 30 دقیقه- سنندجى 30 دقیقه- تولیت دو ساعت بهزادى 30 دقیقه- سلطانى 30 دقیقه- صدر میرحسینى 30 دقیقه‏

رئیس- آقاى اسلامى نسبت به صورت مجلس نظری دارید، بفرمایید.

اسلامى- عرض کنم که آقایان تند‌نویس‌ها در کار تند‌نویسى زیاد زحمت می‌کشند ولى غالباً بعضى کلمات و عبارات به قدرى برعکس نوشته می‌شود که اصلاً مفهوم آن چیزى که ناطق از دست می‌دهد مثلاً ب تبدیل می‌شود به (ن) یا (تا) تبدیل می‌شود به (یا) اینها را آقایان باید توجه داشته باشند، یک موضوع دیگر این است، جناب آقاى نخست وزیر: دیروز عده‌اى از دانشجویان را به وسیله پلیس مجروح کرده‌اند و در بیمارستان‌ها می‌باشند این هم عکس آنها است (اشاره به روزنامه به سوى آینده) بنده چون بیش‌تر فرصت ندارم عرض کنم، فقط عرض می‌کنم که آقا توجه بفرمایید بیش از این موضوع ادامه پیدا نکند و به این مسئله خاتمه داده شود، این عکس را هم بدهید خدمت آقاى نخست وزیر

رئیس- آقاى شوشترى نسبت به صورت مجلس نظرى دارید؟ بفرمایید

شوشترى- عرض کنم که متأسفانه باز تذکرى که در آن جلسه داده‌ام راجع به صورت مجلس‌ها حالا هم باید عرض کنم یک اغلاطى مشاهده می‌شود مثلاً صلحاً را با هاى هوز نوشته‌اند، نطق‌ها غلط چاپ می‌شود یک دستورى بفرمایید که این عیب رفع بشود این صورت مجلس سى غلط دارد

رئیس- این صورت مجلس دو سه تا اشتباه فاحش هم داشته تذکر دادن به آقاى معنوى که اصلاح کنند این صورت مجلس قطعى نیست بعد که چاپ می‌شود اصلاح خواهد شد. آقاى نورالدین امامى بفرمایید

امامى- بنده عرضم راجع به ساعات مجلس است که هر روز 9 اعلام می‌شود باز هم ملاحظه می‌فرمایید که یک ربع به 10 مانده تشکیل می‌شود اولاً آقا عصبانى شدید ما همه علاقه داریم به آقا (رئیس- متشکرم) در آن عصبانیت فرمودید که من آیین‌نامه را صد در صد اجرا می‌کنم، یکى از مواد آیین‌نامه مجلس اوقات تشکیل مجلس است خواهش می‌کنم در این قسمت توجه بفرمایید

رئیس- یک مسائلى بود که موجب تأخیر تشکیل جلسه شد که یکى از آنها هم راجع به کار آقایان دانشجویان متحصن بود

+++

(ناظرزاده کرمانى- تکلیف ماه رمضان را هم معلوم بفرمایید) البته این هم امروز معین می‌شود آقاى رضوى بفرمایید

رضوى- پریروز بنده عرض کردم که فراکسیون ایران کاندیدا ندارد آقاى امیرى قراگوزلو کاندید نبود، در صورت مجلس کاملاً خلاف نوشته شده است، نوشته است آقاى امیرى کاندیدند خواهش می‌کنم رأى مخفى بگیرید، نمی‌دانم این از کجا آمده است.

رئیس- صحیح است اصلاح می‌شود آقاى آشتیانى‌زاده بفرمایید

آشتیانى‌زاده- دیروز ضمن اعتراض به صورت جلسه یک اظهاراتى بنده کردم راجع به گروه اعتصاب دانشجویان پزشکى گفتم وقتى که کار وزارت را به او وعده می‌دهند این قسمت برعکس نوشته شده‏

رئیس- اصلاح می‌شود دیگر نظرى نسبت به صورت مجلس نیست؟ (گفته شد- خیر) صورت جلسه پیش تصویب شد، چند نفر از آقایان تقاضاى نطق قبل از دستور کرده‌اند

آقاى شوشترى بفرمایید

 - 2بیانات قبل از دستور آقایان شوشترى زنگنه- الله‌یار صالح‏

شوشترى- بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم بنده امروز حامل پیغامى هستم از مسافرتى که کرده بودم چند روز به حوزه انتخابیه خودم و بعد بر حسب تفقدى که از من کردند اهالى بعضى از شهرهاى مازندران و پهلوى و رشت به آنجا رفتم آقایان با من مذاکراتى فرمودند و از من خواستند که به سمع نمایندگان محترم برسانم و جلب توجه دولت و نمایندگان محترم را راجع به حوائج مشروع صد در صد حقیقى آنها بنمایم و آن این است، نمی‌دانم از آن طرف شروع کنم یا از این طرف، فرق نمی‌کند همه جا مملکت است جناب آقاى نخست وزیر استدعا دارم توجه بفرمایید با این که بنده جزو مخالفین دولت بودم ولى حامل این پیغام هستم نسبت به درخواستى که اهالى بندر جز و گرگان راجع به مبارزه با مالاریا کرده بودند اقدامى که شده است صد در صد نتیجه خوب داده است و امسال به حمدالله آن خطه و آن سامان به کلى حتى مگس هم پیدا نمی‌شود واقعاً بنده خودم دیدم، استدعا کردند اهالى مازندران و اهالى گیلان که این عمل خیر در تمام آنجا عمل شود و این استثنایى که راجع به شهرهاى کوچک کرده‌اند گر چه دیروز راجع به شهر گرگان این اجازه را دادند راجع به بابل و آمل، سارى، همه جا در شهرها این عمل خیر انجام شود (دکتر راجى- سه ساله می‌شود مالاریا را در ایران از بین برد) (صفایى- ولى اگر بخواهند) این یکى، یک موضوع دیگر، جناب آقاى نخست وزیر و آقایان نمایندگان محترم چند سال است بحر خزر عوارض جوى و جهات علمى آن را من واقعاً نمی‌دانم، چیزى را هم که وارد نیستم، تحصیلش را نکرده‌ام در آن وارد نمی‌شوم و بحث نمی‌کنم همه ساله یک اراضى از آب بیرون مى‌آید و جلو می‌رود این اراضى که از آب خارج می‌شود آنچه را که در دوره پنجم به خاطر دارم تصور می‌کنم جناب آقاى دکتر مصدق هم خاطرشان باشد این موضوع طرح شد و قانون شد که اراضى در اسلام در شرع هم همین طور است حریم ملک هر کس متعلق به او می‌شود ولى درست به خاطر ندارم قبل از این ماده را رجوع کنید چون یادم رفته است که چه حد نصابى براى این اراضى معین کرده‌اند که چقدر مال مردم باشد و چقدر مال دولت که آن را عمران بدهند، آبادى بدهند تصرف کنند و به دست مردم بدهند، امروز یک وضعیت عجیبى پیدا شده است در بعضى از قسمت‌هاى ساحل بحر خزر دو کیلومتر، سه کیلومتر جلو رفته بعضى قسمت‌ها کم‌تر و بعضى از این اراضى به طور باتلاقى باقیمانده بعضى از اشخاص بیچاره هزار متر دو هزار متر رفته‌اند زحمت کشیده‌اند از قراری که در بندر پهلوى به من اظهار کردند (با اجازه جناب آقاى رفیع و اطلاع ایشان عرض می‌کنم) بعضى از این مردم رفته‌اند تومانى یک قران، سى شاهى پول قرض کرده‌اند در سال براى یک تومان 12 قران باید تنزل بدهند همین مسلمان‌ها من نمی‌دانم که این چطور چیزى است می‌گوییم مؤمن هستیم تمام احکام را می‌گذاریم زیر پا آن وقت هم می‌گوییم مسلمانیم، مگر مسلمانى به این حرف‌ها است، من نمی‌دانم مسلمانى به چه جور چیزى است، من نمی‌دانم من که عقلم به جایى نمی‌رسد این بیچاره‌ها دو هزار، سه هزار متر چه بندر جز چه مازندران، چه بندر پهلوى اراضى را گرفته‌اند استدعا دارم دولت توجه بکند هر قدر اینها زحمت بکشند، خرج کنند با دادن تنزیل در سال براى یک تومان 12 قران چطور این بیچاره‌ها می‌توانند موفق به عمران بشوند فکرى کنید که با سهولت وسایل کار براى آنها فراهم بشود بنده هیچ‌وقت در پشت این تریبون کلمه ربا نخواهم گفت احل‌الله البیع و حرم‌الربا من نمی‌دانم، دولت باید فکر کند با سهولت که این مردم دست‌شان باز شود وقتى که دست‌شان باز شد جناب آقاى منصور، نمایندگان محترم خدا را شاهد می‌گیرم این پیغام مردم آنجا است که اگر ما سیر باشیم، تأمین مالى داشته باشیم قوت لایموت داشته باشیم هیچ قوه‌اى هیچ تحریکى ما را به اشتراکى و تجاوز به مال مردم نخواهد برد ما معتقدیم به این معنى اما چه کنیم فقر و گرسنگى و بیچارگى و درماندگى و بدبختى و پریشانى گاهى انسان را منحرف می‌کند انسان که معصوم نیست، پس چه باید کرد؟ این سهل است و ممتنع عوض این پول‌هاى عجیب و غریبى که خرج می‌شود درست من در بندر پهلوى مطالعه کردم در بندر جز و شهر گرگان و دشت گرگان مطالعات زیادى کردم شاید بیش از 25، 26 میلیون تومان اگر براى تمام این ساحل خرج اساسى بشود با این پول نه این جور که تنزیل را ول بگیرند مثل آن سرباز مقانى یک چیزى می‌گفتند سابقاً که اول تنزیلش را برمی‌داشت آن طور نه این را به مردم با یک اصول صحیحى بدهند که مردم بیایند این زمین‌ها را آباد کنند،؟ آخر زمین آباد کردن زحمت دارد وسایل کار لازم دارد جناب آقاى نخست وزیر عرایض مرا توجه بفرمایند من در تقسیم اراضى خوزستان و فروش خالصه‌جات مطالبى دارم و مخالفت شدید خواهم کرد چرا؟ براى این که من فکر می‌کنم آنچه را که خودم عمل کردم ممکن نیست که یک نفر و یا یک شرکت با یک سرمایه، اگر یک دست دیگر در کار است آن را من نمی‌دانم، نمى‌توانند یک دفعه 6 میلیون هکتار، 60 هکتار، 60 هزار هکتار، 6 هزار هکتار یا 60 هزار هکتار را در دو سال آباد کنند، ما غرضمان آبادى مملکت است نه گرفتن از دست دولت و گذاشتن در جیب محتکر و الا منظور دیگرى ما نداریم، از این جهت در بندر جز ما حساب کردیم اگر یک نفر آدمى (جناب آقاى اردلان گوش کنید) یک نفر آدم یک هکتار که ده هزار متر است زمین به دست او بدهند وسایل کار او را هم فراهم کنند سالى 5 هزار متر آن را ببرند زیر زرع زیر لوبیا زیر توت‌فرنگى خدا شاهد است از همان زمین مترى یک تومان برداشت می‌کند، از یک متر زمین ده ریال فردا فایده به خودش و زن و بچه‌اش می‌رسد می‌روند در رفاه و آسایش زندگى می‌کنند این یک جمله، جمله دیگر در گرگان الحمدالله در دشت یک وضعیت امنیت خاصه‌اى ایجاد شده است که هیچ تحریکى در دشت نیست اینجا اجازه دارم از آقاى آخوند، از آقاى جرجانى رفیق عزیزم که این خوف را بزنم در دشت وضعیت امنیت ‌تراکم به یک صورت عجیبى به سرعت برق هم به علم هم به عمل دارند می‌روند جلو ولى باید رفع محظور ازشان کرد یعنى مقتضى را باید موجود کرد مانع را مفقود، چه باید کرد. باید اختلافات را از بین آنها برداشت باید ثبت اسناد با یک کمیسیون عاقلى فهیمى مشخصى برود آنجا رفع اختلاف بکند که این محظور هم رفع بشود که هر کسى بداند توى زمین خودش، توى خانه خودش چه کار می‌کند، ملت خودش را درست کند آلونک خودش را درست کند این یک موضوع، موضوع دیگر جناب آقاى نخست وزیر آقایان نمایندگان محترم، من خودم با آن دوایر غله با آن تأسیسات عریض طویل غله نمى‌خواهم نمایش بدهم که 5 سال است با دولت با مرحوم هژیرزمان سابق راجع به غله چه جور افکارى داشتم و چه جور تشنجاتى را در چه جور افکارى داشتم و چه جور تشنجاتى دارد چه جور مواقع جلو گرفتیم شاهد جناب آقاى حاج آقا رضا رفیع سلمه الله تعالى که آنجا تشریف دارند از این افکار مطلعند من با این افکار مخالفم ولى خرید گندم حتماً باید بشود، در خوزستان قیمت معین می‌شود در هر یک تن 450 تومان (یک نفر از نمایندگان- 500 تومان) اما در شهر گرگان دردشت امسال من جناب آقاى منصور به شما قول شرافت می‌دهم اگر مأمورین صحیح و درست عمل بکنند 45 هزار تا 50 هزار تن اضافه از مصرف اهالى مازندران و گرگان محصول دارند ولى این را کارى کنند دزدى تویش نباشد صدى 30 آفت ازش نگیرند صدى 40 ازش نگیرند استوانه‌هاى سیلو هم از هم باید جدا شود، یعنى محصول هر جا، زنجان، کرمانشاهان، الیگودرز گرگان هر چه مى‌آید برود آنجا جدا شود.

+++

براى این که در گندم زشت و زیبا کردن و در موقع آرد کردن و دادن در دست مردم، تأثیر دارد که معلوم می‌شود که مأمور فلان جا دزدى کرده، صدى 15 برایش افت انداخته باشد، اینها باید استوانه‌ها حتماً جدا شود، این یک دیگر این که قیمت گندم دشت را معین کنند به گندم پاک، به گندمى که صدى سه بیش‌تر افت نداشته باشند براى مردم هم بی‌خود زحمت درست نکنند از قرار تنى 320 تومان، نظر بنده است حالا البته این به طور تحقیق نیست این رئیس دولت است و دولت باید ببیند چه جور مصلحت است. هر چه تصمیم بگیرد زودتر عمل کند زیرا اطلاع یافته‌ام که از حالا روى بلاتکلیفى یک عده‌اى می‌خواهند استفاده بکنند مقدارى از جنس‌هاى ما را بخرند و با یک دست‌هایى به جاهایى ببرند شاید هم انشاء‌الله این حرف‌ها دروغ باشد. این البته نظرشان باشد که قیمت را دولت تعیین کند زودتر ابلاغ کند که تکلیف هر کس روشن بشود (یکى از نمایندگان- راجع به همه جا) البته عقیده من این است که جناب آقاى منصور این اعمال خیرى که می‌شود در مازندران در آذربایجان در خراسان در تمام این شهرستان‌هاى به آن کیفیت که مردمانش تمام متمدنند کارى بکنید که این جاها کانون فساد برچیده شود این مردم از فقر و پریشانى به تنگ آمده‌اند. این عمل بشود ولى اینجاها ارجح است اینجاها اولى است باید که زودتر عمل بکنیم که انشاء‌الله به خواست خداوند این ملت متدین و مطیع کاملاً مرفه باشد و دولت هم با فراغ بال و آسایش حال به اصطلاحات مملکت بکوشد. این عرایض بنده است‏

رئیس- آقاى اعظم زنگنه‏

اعظم زنگنه- آقایان نمایندگان محترم: در این موقع که از حوزه نمایندگى خود مراجعت کرده‌ام و لازم دانستم اوضاع فعلى کرمانشاهان را به استحضار مجلس شورای ملى برسانم‏

با کمال تأثر ناگزیرم عرض کنم حوزه کرمانشاهان امروز وضع بسیار اسف‌انگیزى دارد. رعایاى فعال و زحمتکش این منطقه حاصل‌خیز به طور عموم دچار فقر و تنگدستى شده‌اند و استانى که همیشه قسمت عمده محصولات زراعتى و خوار و بار کشور را تأمین می‌کرد اکنون به روزگارى افتاده که موجبات نگرانى و اظطراب عناصر اصلاح‌طلب را فراهم ساخته است آقایان محترم امروز کرمانشاه در فقر و فلاکت غوطه‌ور است تجار معتبر آنجا دست روى دست گذاشته بیکار و مبهوت مانده‌اند و به تدریج نیروى مقاومت آنها در مقابل این بحران رو به تحلیل می‌رود و پى در پى از میدان فعالیت تجارتى کنار می‌روند و ورشکست می‌شوند (آزاد- استاندار آنجا اصلاحات می‌کند جناب آقاى زنگنه) به آنجا هم می‌رسیم کسبه و پیشه‌وران زحمتکش و شریف این شهر 120 هزار نفری از تهیه نان روزانه خود عاجز مانده‌اند. مطب پزشکان مملو از بیماران پریشان و تنگدست شده. عده زیادى اشخاص بیکار به امید تهیه یک لقمه نان به شهر رو آورده‌اند فقرا و بینوایان در تمام معابر یافت می‌شوند. بنده نمى‌خواهم پیش از این درباره آلام روحى مردم این شهر چیزی عرض کنم زیرا می‌دانم موجبات تأثر و تأسف آقایان نمایندگان محترم فراهم خواهد ساخت همین قدر خود را موظف می‌دانم به استحضار مجلس شورای ملى و دولت برسانم که اگر به فوریت دولت در صدد چاره‌جویى برمى‌آید و اقدام مؤثرى براى رفع بیکارى و خاتمه دادن به این بحران به عمل نیاورد رعایا و اصناف زحمتکش و بازرگانان این منطقه به کلى از دست خواهند رفت (صحیح است)

براى مشاهده زندگى دل‌خراش رعایا و پریشانى اوضاع عمومى اهالى این منطقه فورى از پیشگاه مبارک شاهانه استدعا دارم شخصاً به آن حدود قدم رنجه بفرمایند تا آنچه را که در مجلس شورای ملى به عرض می‌رسانم به چشم خود ملاحظه فرمایند.

این است تمناى بنده از آستان مقدس شاهنشاه محبوب ما که امیدوارم مورد قبول واقع شود.

ضمناً خواستم به استحضار جناب آقاى وزیر راه برسانم که جاده‌هاى شوسه غرب به کلى خراب شده و آسفالت به تدریج از بین می‌رود و اگر براى تعمیر راه شوسه اقدام فورى بشود هم عده زیادى از بیکاران گرسنه و پریشان مشغول کار خواهند شد و هم راه شوسه از وضع خراب فعلى بیرون خواهد آمد.

در بحبوحه این پریشانى و بدبختى عمومى استاندار فعال و پرکار و بى‌طمعى با کمال میل و علاقه در غرب خدمت می‌کند و تا آنجایی که میسر و مقدور است زحمت می‌کشد تا به پیروى از نیات مقدس شاهنشاه محبوب قدم‌هاى بلندى در راه تأمین آسایش مردم و رفع تعدى مأمورین نادرست و بد‌سابقه بردارد و آقاى صمصام این تصفیه لازم را شروع کرده است‏.

آقاى فلسفى بازپرس دیوان کیفر پرونده‌هاى کارمندان بد‌‌سابقه و نادرست و عملیات‌شان را جداً مورد رسیدگى قرار داده و همین جریان مسبب اصلى این تحریکات شده است بنابراین از آقایان نمایندگان محترم تقاضا دارم نسبت به مأمورین لایق و با شهامت که به هیچ‌گونه نظر و غرضى انجام وظیفه می‌نمایند بدون تحقیق قضاوت نفرمایند و مورد تحریکات مغرضین واقع نشوند.

در ضمن از مساعى آقایان سرهنگ فولادوند که از افسران دانشمند و شریف ارتش هستند اظهار امتنان می‌کنم که نظم و انظباط کاملى در سراسر منطقه غرب به‌خصوص مناطق عشایرى برقرار کرده‌اند و از دولت و مقامات مسئول مرکزى تقاضاى تشویق مأمورین لایق و خدمتگزار غرب را دارم (صحیح است، احسنت)

رئیس- آقاى الله‌یار صالح‏

صالح- بعد از این که سؤال بنده راجع به لوله‌کشى تهران و قرارداد الکساندر گیپ در جراید منتشر شد، این مطلب مورد توجه محافل مختلف، مطبوعات، مجلس سنا و نمایندگان مجلس شورای ملى واقع گردید، در مجلس سنا و همین طور در این مجلس مقدس آقاى وزیر کشور توضیحاتى راجع به این مطلب دادند که خاطر آقایان محترم هست. بعد از جناب آقای رئیس مجلس سنا و جناب آقاى رئیس شورای ملى تقاضا کردند که یک کمیسیون تشکیل شود و این مطلب در آنجا هم مورد مطالعه واقع بشود. این کمیسیون مرکب بود از چند نفر اعضاى مجلس سنا، سناتورهاى محترم و دو سه نفر از آقایان نمایندگان و من‌جمله بنده و در این کمیسیون که مثل سایر کارها متأسفانه خیلى منظم تشکیل نمی‌شد قسمتی از پرونده امر خوانده شد و آقایان اعضاى کمیسیون نظراتى اظهار نمودند. بعد از صورت مذاکرات مجلس سنا معلوم شد که در جلسه دیروز از طرف بعضى از سناتورهاى محترم تذکرى راجع به مطالعات این کمیسیون داده شده و آقاى وزیر کشور مجدداً توضیحاتى داده‌اند. وظیفه بنده از لجاظ این که به نمایندگى مجلس شورای ملى به تقاضاى جناب آقاى رئیس مجلس حضور داشتم، بنده هم باید نظر خودم را به استحضار آقایان برسانم، اولاً این کمیسون به معناى کمیسیون‌هاى پارلمانى که مسئولیت دارد و رسیدگی‌هایش رسمیت دارد به هیچ‌وجه نبود. یک کمیسیون خصوصى بود فقط براى استحضار آقایان نمایندگان از محتویات پرونده (ابتهاج- مشورتى بود )

جناب آقاى وزیر کشور یقیناً متوجه هستند که اگر نظریه‌اى از طرف آقایان مجدداً در آنجا بیان شده است، صرفاً نظریه شخصى آقایان بوده، اما راجع به محتویات پرونده البته تمام محتویات پرونده خوانده نشد، اعتراضاتى که از طرف اداره کل لوله‌کشى به شرکت الکساندر گیپ شده و نسخه‌اى یا نسخه‌هایى از آن را براى بعضى از آقایان فرستاده‌اند آن صورت اعتراضات در کمیسیون قرائت شده است جواب‌هاى کتبى هم که الکساندر گیپ داده است ملاحظه شد. بعضى از قسمت‌هاى پرونده مورد احتیاج بود که خوانده شد. خود بنده از خارج هم یک تحقیقاتى کرده‌ام، آنچه به خود بنده معلوم شده است اولاً این شرکت انگلیسى اگر حقیقت آن طور که ادعا می‌کرده و آن طور به عنوان این عنوان موفق به عقد این قرارداد شده است حقیقت شهرت جهانى داشته باشد، به هیچ‌وجه عملى که در تهران کرده است مثبت این عنوان نیست یعنى هیچ یکى از شاهدین عمل شرکت نخواهد گفت که واقعاً شرکت الکساندر گیپ مستحق داشتن عنوا ن شهرت جهانى است ثانیاً در طرز رفتارى که از ابتدا تا انتها نموده است، معلوم می‌باشد که این شرکت به هیچ‌وجه حسن‌نیت به کار نبرده ابتدا استفاده کرده از این که شرکت انگلیسى است و پشتیبان آن یک دولت مقتدرى است و با این که بعد از اعلان مناقصه در درجه پنجم واقع شده یعنى چهار مؤسسه معتبر دیگر به او سبقت داشته‌اند، با این که در درجه پنجم واقع شده، موفق به اخذ قرارداد و امضاى قرارداد با دولت شده است، ولى یکى دو مطلب که از مزایاى پیشنهاد آن بود، یکى از آنها محصور کردن مخارج لوله‌کشى به میزان معین و تعهد به این که از این میزان خارج نشود، این را هم به هیچ‌وجه انجام نداده و در ابتداى عمل به طوری که دفعه پیش هم عرض کردم عنوان اضافه کار را جلو آورده و یک کارهایى که

+++

هر کس توجه کند تصدیق خواهد کرد جزو کارهاى اولیه و اصلى‌این شرکت می‌باشد که در قرار‌داد قید شده و یا از قرارداد مفهوم است، آنها را به عنوان اضافه کار از دولت سابق تصویب‌نامه خلاف قانونى گرفته و آن عملیات را جزو اضافه کارحساب کرده علاوه بر این در قسمت گرفتن آن حق‌العمل صدى هفت حتى کارهایى که خود آنها انجام نداده‌اند و مؤسسات دولتى ایران انجام داده مثلاً حمل لوله با راه‌آهن، ریل‌کشى در داخل انبارها، کارهایى که دخالت شرکت الکساندر گیپ، اگر دخالتى داشته بسیار ناچیز بوده از اینها هم مطالبه صدى هفت حق‌العمل کرده است. و از همه مهم‌تر این که نقشه‌هاى مورد احتیاج را مطابق مشخصاتی که تعهد کرده بودند به موقع ندادند و تا امروز هم قسمت عمده آنها را نداده‌اند و از قرارى که شنیده‌ام به تازگى شرحى نوشته‌اند به آقاى وزیر کشور که اگر فلان میزان بدهید ما این نقشه‌ها را خواهیم داد خلاصه با کمال تأسف مجبورم عرض کنم که این شرکت در عمل خود یک عملى که بسیار مورد احتیاج مردم بوده و سال‌هاى سال مردم تهران به آن چشم داشته‌اند حسن‌نیت به کار نبرده و وظیفه خود را انجام نداده است و قرارداد منقضى شده است. جزئیات زیاد است اگر بخواهم بگویم به مطالب دیگر نمی‌رسیم مثل این که در سفارش لوله‌ها مشخصات را طورى تعیین کرده‌اند که فقط شرکت‌هاى انگلیسى می‌توانستند جواب مناقصه را بدهند، یعنى در مناقصه شرکت بکنند و همین لوله‌هایى هم که وارد کرده‌اند. مطابق اطلاعاتى که بنده از یکى از اشخاص بصیر و وارد در این کار به دست آورده‌ام قسمت عمده آنها ترک دارد و قابل استفاده نیست حالا در هر صورت این شرکت قراردادش منقضى شده است صحبت در این هست که چه باید کرد البته همه مردم علاقمندند که این لوله‌کشى تهران هر چه زودتر خاتمه پیدا بکند (صحیح است) و اشخاص مؤثر که در این هفته اخیر با بنده صحبت کرده‌اند نگران هستند از این که اگر قرارداد این شرکت تجدید نشود موضوع لوله‌کشى تهران انجام نخواهد شد که بنده شخصاً منکر این مطلب هستم و تصور می‌کنم اگر چنانچه یک مؤسسه دیگرى با این مزایا و استفاده‌اى که این شرکت داشته است یک قرار‌داد با ما منعقد کرده بود شاید تا به حال اثرى از لوله‌کشى در تهران مشهود بود. در هر صورت اگر بخواهند این قرارداد را با شرکت الکساندر گیپ تمدید بکنند بنده ناچارم به وظیفه نمایندگى خودم عرض کنم که به هیچ‌وجه راه قانونى براى این که هیئت وزیران با تصویب‌نامه تمدید قرارداد را مقرر بدارند نیست براى این که مدت قرارداد را مقرر بدارند نیست براى این که مدت قرارداد منقضى شده در قرارداد هیچ پیش‌بینى راجع به تمدید نشده یک شرکتى یک تعهدى کرده و در موقع انجام نداده تخلفاتى مورد ادعا است آنها جواب‌هایى می‌دهند که باید البته رسیدگى شود ولى تمدید قرارداد به هیچ‌وجه مجوز قانونى ندارد یا باید اعلان مناقصه مجدداً داده شود و یا باید اجازه مخصوص از مجلس شورای ملی گرفته شود موضوع دیگرى که می‌خواستم به استحضار نمایندگان محترم برسانم این بود: این ولایت بدبخت، کاشان مثل ولایت‌ها که همه آقایان مستحضرند الان جناب آقاى نماینده محترم کرمانشاه شکایت کردند در آتش فقر و بیکارى به‌خصوص می‌سوزد. مردم دسته دسته‏ به تهران مى‌آیند و روزی نیست که یک عده به بنده و نماینده دیگر کاشان براى پیدا کردن کار مراجعه نکنند، همین وضعیت در همه جا هست دولت باید براى مردم تهیه کار بکند متأسفانه می‌بینم در جاهایى هم که خود مردم یک فکرهایى براى کار کرده‌اند به آنها توجه نمی‌شود تا این که آنها از میان برود در کاشان دو سال مردم پول روی هم گذاشتند 36 میلیون سرمایه تهیه کردند تعهد کردند و 36 میلیون ریال در بانک گذاشته شد و دو سال به دولت مراجعه کردند با این که آقاى حکیم‌الملک جزو افتخاراتش در مجلس اظهار کرد که من و وزراى من چنان کسانى هستیم که در زمان ما چنین شرکت تأسیس شد.

ولى نه خود ایشان و نه وزراى بعد یک قدم براى این که کمک بکنند براى ایجاد این شرکت، شرکتى که بنا بود براى دو هزار دستگاه پارچه‌بافى پنجاه هزار دوک نخ‌ریسى و دویست حلقه چاه حفر بکنند کارى نکردند و آن شرکت در دو سه هفته پیش رسماً منحل شد، بنده دو سه دفعه حضور اعلیحضرت همایونى شرفیاب شدم و حقیقتاً ایشان را متأثر دیدم ایشان هم اوامرى صادر فرمودند، اما هیئت‌هاى دولت گوش ندادند فقط دو میلیون لیره لازم بود که کاشانی‌ها آن را بپردازند به اقساط ده گانه و آن کارخانه وارد بشود و ایجاد بشود آن را ندادند و حال آن که آقاى گلشائیان در همین مجلس یا در مجلس سنا اظهار کردند که 16 میلیون و نیم لیره به سازمان برنامه داده‌ایم و آن به کلى از میان رفته است، یک کارخانه کوچکى الان در کاشان هست که آن هم در اثر عدم توجه اولیاى امور نزدیک به تعطیل است این کارخانه ریسندگى به قدرى تحت فشار است براى عوارض براى حق‌الارض و چیزهاى دیگر که اینها در صدد هستند آنجا را تعطیل بکنند، بنده ناچارم عرض کنم که فردا هزار و پانصد نفر که هر کدام لااقل سه نفر بچه دارند اینها بیکار می‌شوند و دولت چه فکرى خواهد کرد؟ همین شرکت ریسندگى به جاى این که توسعه به کار خودش بدهد آنچه دارد دو مقابل بکند یک مقدار ماشین‌آلات و وسایل برق سفارش داده از قراری که به من می‌گویند به قدرى حق‌الارض و عوارض دیگر مطالبه مى‌کنند که اصلاً آوردن اینها و به کار گذاشتن اینها صرفه ندارد بنده این را از سایر صاحبان کارخانه‌جات شنیده‌ام من‌جمله آقاى حسن کورس گفتند ما یک مقدارى آورده‌ایم نمی‌توانیم خارج بکنیم از گمرک براى این که صرف نمی‌کند، از جناب آقاى نخست وزیر خواهش می‌کنم این مطلب که مکرر به جناب آقاى وزیر اقتصاد ملى از طرف صاحبان کارخانه‌جات مراجعه شده است توجه بفرمایند براى این کار، مطلب دیگرى که می‌خواهم به عرض آقایان برسانم راجع به نطنز است الان نطنز جزو حوزه کاشان است و البته همیشه هم باقى خواهد ماند منتها هیچ کس غیر از آنهایى که رفته‌اند و نطنز را دیده‌اند واقف نیست به اهمیت این قسمت حاصل‌خیز و مهم در مملکت ما، نطنز علاوه بر این که یک منطقه وسیع، داراى آب و هواى بسیار ممتاز می‌باشد. یکى از نقاط تاریخى ایران است که در تاریخ ملاحظه فرموده‌اید سلاطین ساسانى مقر ییلاقى خودشان را در نطنز قرار داده‌اند آنجا آثارش الان هست نطنز از کاشان دور است دهات نطنز از هم متفرق هستند اما قابل این است که از خودش یک نماینده داشته باشد چون الان قانون انتخابات مورد تجدید نظر است و می‌خواهیم تا میزان دویست نفر که قانون اساسى مقرر داشته است بنده از اعضاى کمیسیون مربوطه خواهش مى‌کنم که یک نماینده مخصوصاً براى نطنز در لیست نمایندگان اضافه بکنند یک موضوع دیگر راجع به دانشجویان است، دانشجویان به طوری که اطلاع دارید یک قسمت از دانشجویان دانشکده پزشکى اخراج شده‌اند و در حال تحصن هستند و یک عده‌اى هم در خارج در حال اضطراب هستند براى رفقایشان اینها یک مطالبى می‌گویند دانشگاه یک حرف‌هایى می‌زند بنده چون برادرم رئیس دانشکده پزشکى است یک عده‌اى تصور می‌کنند و این طور لااقل در خارج اظهار می‌دارند که نمایندگان جبهه ملى برای خاطر من در این خصوص اظهارى نمى‌کنند و حال آن که این مطلب حقیقت ندارد من در حضور آقایان عرض می‌کنم من مکرر عرض کرده‌ام از ایشان خواهش کرده‌ام آقایان هم وارد رسیدگى شده‌اند من خیلی خوش‌وقتم که تمام نمایندگان محترم در این موضوع به هر شکلى که مقتضى می‌دانند دقیقاً وارد شوند و معلوم شود که حق با کیست بنده شخصاً خودم از جناب آقاى رئیس خواهش کردم که 2 نفر از نمایندگان که سابقه دانشگاهى دارند مأمور بفرمایید که رسیدگى بکنند و معلوم بشود که حق با کدام طرف است تا این موضوع خاتمه داده شود الان هم تقاضاى خودم را تجدید می‌کنم و در هر صورت بنده سابقه زندگی‌ام نشان داده است که اگر اولاد بنده هم یک تخلفى کرد هیچ‌وقت به او رحم نمی‌کنم اگر چنانچه من اظهارى در مجلس نکرده‌ام براى این نبوده است که دکتر جهانشاه صالح برادر من رئیس دانشکده است (صحیح است) آقاى رئیس می‌دانند که مستقیماً از ایشان و به وسایل غیر مستقیم آنچه از دست بنده برآمده اقدام شده است (رئیس- صحیح است) یک موضوع دیگر این است که عده‌اى از افراد حزب ایران را در خراسان آقاى صدرالاشراف در اثر بى‌مهرى که با بعضى از اعضاى حزب ایران داشته‌اند نسبت به کلیه اعضاى حزب در خراسان یک عملیات شدیدى کرده‌اند و وادار کرده‌اند مراجع مختلف را که از مشهد از درجز یک یک عده‌اى از اعضاى حزب ما را به نقاط مختلف به عنوان انتقال تبعید کرده‌اند و بنده نسبت به این کار معترض هستم و فعلاً به همین اندازه اکتفا می‌کنم و خواهش می‌کنم که این عمل برخلاف اصول آزادى است و تذکر داده شده خاتمه بدهند

یک نفر از نمایندگان- همچو چیزى نیست‏

3-مذاکره راجع به اوقات جلسات در ماه رمضان‏

رئیس- وارد دستور می‌شویم براى این که روز

+++

شنبه ماه رمضان شروع می‌شود پیشنهادى رسیده براى تعیین ساعات جلسه که اوقات آن معلوم بشود پیشنهاد قرائت می‌شود (پیشنهاد آقاى رفیع به شرح زیر قرائت شد)

مقام محترم ریاست مجلس شورای ملى‏

پیشنهاد می‌کنم بعد از نطق‌هاى قبل از دستور تکلیف اوقات جلسات آینده در ماه رمضان معلوم بشود

رئیس- آقاى رفیع‏

رفیع- چون در آخر جلسه ممکن است آقا این تشریف نداشته باشند بنابراین حالا که آقایان تشریف دارند معلوم بشود که اگر جلسات در ماه رمضان صبح می‌شود و اگر هم جلسات شب می‌شود هر طور که آقایان می‌دانند مختارند اکثریت هر نظرى داشته باشند بفرمایند عرض دیگر بنده راجع به این آقایانى است که در مجلس متحصن هستند می‌خواستم از مقام ریاست سؤال بکنم که درباره آنها چه تصمیمى اتخاذ شده است براى این که البته این آقایان به موجب قوانین باید اطاعت بکنند از معلمین خودشان (صحیح است) احترام بکنند از معلمین خودشان (صحیح است) معلمین هم مثل پدر و مادر نسبت به آنها ملاطفت بکنند (صحیح است) من از آنها تقاضا می‌کنم که عفو بکنند این دانشجویان را و از مقام ریاست هم خواهش می‌کنم که این مسئله را یک ترتیبى بدهند که آنها با کمال خوش‌وقتى بروند مشغول تحصیل شوند و آقایان هم نسبت به آنها محبت بکنند و بگذارند از آنچه که گذشته در این موضوع خواهشمندم اگر مقام ریاست تصمیمى گرفته‌اند به اطلاع مجلس برسانند

رئیس- بنده گمان می‌کنم که در روزهاى اختلافى نباشد یعنى همان روزهاى یکشنبه و سه‌شنبه و پنجشنبه باشد منتها نظر مجلس براى عصر و شب باید معلوم بشود اگر آقایان نظر دارند که صبح‌ها جلسه باشد

امامى- صبح‌ها ساعت هشت مى‌آییم و ساعت 12 می‌رویم.‏

اردلان- بنده عرضى دارم.‏

رئیس- آقاى امامى مقدم هستند

امامى- بنده عرضم این بود که ساعت هشت و نیم بیاییم ونیم ساعت به ظهر برویم استدعا می‌کنم که مقرر بفرمایید سر ساعت هشت و نیم آقایان تشریف بیاورند و مثل همیشه نباشد که آقایان دیر تشریف مى‌آورند.

رئیس- آقاى اردلان‏

اردلان- بنده خودم سعادت روزه‌گیرى را دارم بنده می‌دانم که نمی‌شود صبح زود آمد من مکرر تجربه کرده‌ام شما وقتی که سحر بیدار شدید باید یک چرتى بزنید بنده نظر خودم را عرض می‌کنم بنده چون خودم روزه می‌گیرم باید عقیده خودم را عرض کنم عقیده بنده این است که نیم ساعت از هر روز دیر‌تر جلسه بشود (بعضى از نمایندگان- نه آقا) این عقیده بنده است که بنده آزادم عرض کنم‏

رئیس- این چند روزه با آقایان استادان محترم دانشگاه به وسیله جناب آقاى معظمى نایب رئیس مجلس شورای ملى که خودشان عضو شوراى دانشگاه هستند در این خصوص مشغول مذاکره بودیم که شورای دانشگاه موضوع را مورد توجه قرار دهند و نظر مجلس شورای ملى هم البته این است که در همه جا نظم و مقررات رعایت شود و آقایان دانشجویان هم رعایت احترام استادان خود را که از سنن قدیم ایرانیان است همواره نصب‌العین خود قرار دهند.

آقایان استادان هم با جنبه روحانى که دارند البته نسبت به فرزندان خود سختگیرى نخواهند نمود نسبت به ساعات جلسات مجلس اگر آقایان موافقت می‌فرمایند ساعات جلسه مثل همیشه همان ساعت 9 باشد که آقایان ظهر بروند منزل (صحیح است) پس با اجازه آقایان اول ساعت 9 اعلام می‌کنیم‏

4-قرائت و تصویب گزارش کمیسیون حل اختلاف مجلسین‏

رئیس- یک گزارش است از کمیسیون مختلط مجلسین رسیده به اطلاع مجلس می‌رسد.

( به شرح ذیل خوانده شد )

مطابق اختیاراتى که هر یک از مجلسین به دوازده نفر نمایندگان شعب خود داده‌اند (تصمیم مجلس سنا مورخ 23/ 2/ 29) هیئت بیست و چهار نفرى براى تنظیم آیین‌نامه مشترک جلساتى تشکیل داده. در جلسه اول جناب آقاى دکتر مصدق را به ریاست کمیسیون انتخاب نمودند سپس طرفین هر کدام سه نفر را به شرح ذیل:

از طرف هیئت 12 نفرى مجلس سنا: 1- جناب آقاى دکتر معین دفترى 2- جناب آقاى تدین 3- جناب آقاى دکتر شفق‏

از طرف هیئت 12 نفرى مجلس شورای ملى: 1- جناب آقاى دکتر مصدق 2- جناب آقاى عامرى 3- جناب آقاى مخبر فرهمند. به عنوان سو کمیسیون براى تنظیم زمینه آیین‌نامه انتخاب کردند سو کمیسیون در طى جلسات متعدد با در نظر گرفتن موارد مبتلا به فعلى موادى تنظیم نمود. این مواد در هیئت 24 نفرى مورد شور و مداقه قرار گرفت و بالأخره چهار ماده ذیل در جلسه روز شنبه بیستم خرداد با اصلاحاتى تصویب گردید.

ماده 1- مجلس شورای ملى پس از ختم مباحثات در اصل لوایح مالى و در پیشنهاد‌هاى مربوط به آنها قبل از رأى نهایى لوایح مزبور را با توضیحات لازم براى اظهار‌نظر به مجلس سنا می‌فرستد در صورتی که نظر سنا موافق باشد رأى نهایى گرفته می‌شود و الا پس از مباحثه و شور اخذ رأى می‌شود.

ماده 2- لوایح مالى که از مجلس شورای ملى به مجلس سنا ارجاع می‌شود در صورتی که مربوط به یک یا چند دوازدهم باشد باید حداکثر در یک هفته در اولین جلسه و خارج از نوبت و در صورتی که مربوط به قوانین وضع و تغییر مالیات‌ها و مصارف باشد ظرف پانزده روز و اگر مربوط به بودجه کل کشور باشد حداکثر ظرف یک ماه مورد مداقه و مباحثه سنا واقع گردد و به انضمام نظر مشورتى سنا به مجلس شورای ملى براى رأى نهایى اعلام شود.

در صورتی که آن لوایح بیش از مدت‌هاى مذکور در سنا متوقف بماند و برنگردد مجلس شورا آن را موافقت شده تلقى خواهد نمود- بدیهى است ایام تعطیل جزو مدت‌هاى مذکور محسوب نمی‌شود:

ماده 3- طرح‌ها و لوایحى که در یکى از مجلسین فورى تلقى شود (اعم از یک فورى و دو فورى) فوریت آن در مجلس دیگر قبل از ورود به مطلب مطرح می‌شود- همچنین ممکن است طرح یا لایحه‌اى که در یکى از مجلسین عادى تلقى شده در مجلس دیگر فورى تلقى شود.

لوایح و طرح‌هاى مالى که در مجلس شورای ملى فوریت آن تصویب شود در مجلس سنا نیز فورى تلقى خواهد شد.

ماده 4- در صورتی که روساى مجلسین یا دولت تقاضا کننده ممکن است کمیسیون‌هاى مشابه و صلاحیت‌دار مجلسین براى بحث مقدماتى و حصول توافق در طرح‌ها یا لوایح معینى جلسه مشترک تشکیل دهند.

این مواد به عنوان قسمتى از آیین‌نامه مشترک مجلسین براى اجرا موقت اعلام می‌گردد و چنانچه باز موادى پیش آید البته کمیسیون بیست و چهار نفرى به وظیفه خود عمل خواهد نمود- دکتر محمد مصدق‏

رئیس- یک عده از آقایان اجازه خواسته‌اند اگر می‌خواهند در این موضوع صحبت کنند (یک نفر از نمایندگان- این موضوع خیلى مهم است) قبلاً ماده 79 نظامنامه قرائت می‌شود:

ماده 79- در ابتداى هر جلسه قبل از ورود در دستور رئیس مجلس مطالب مهمى را که آگاهى مجلس از آنها ضرورى باشد به اطلاع نمایندگان می‌رساند ولى این مطلب مورد بحث واقع نمی‌شود.

مگر با اجازه و رأى مجلس. حالا اگر آقایان مى‌خواهند که مطرح شود باید رأى بدهند و چاپ بشود و توزیع بشود (اسلامى- حقوق نمایندگان را زیر پا گذاشته‌اند) مگر ملتفت نمی‌شوید می‌گویم اگر باید مورد بحث واقع شود به مجلس بیاید (اسلامى- حق نداشتند این کار را بکنند) چرا گوش نمی‌دهید می‌گویم اگر باید مورد بحث واقع بشود چاپ بشود و بعد به مجلس بیاید (یک نفر از نمایندگان- در همین جلسه یا جلسه دیگر) در جلسه دیگر این باید چاپ بشود و به دست آقایان برسد مطالعه کنند اگر نظرى دارند بفرمایند (اسلامى- مقصود این است که بیاید در مجلس صحبت بشود) اولاً این گزارش تهیه شده بر طبق اختیارى است که مجلس داده است حالا اگر باز هم لازم می‌دانند بحث بکنند باید رأى بگیریم‏

محمد‌على مسعودى- صحیح است‏

بعضى از نمایندگان- اجازه بفرمایید یک دفعه دیگر قرائت بشود

امامى- مواردش را بفرمایید قرائت کنند (مواد گزارش به شرح سابق قرائت شد)

رئیس- به طوری که عرض کردم بر طبق اختیارى که کمیسیون داشته است این گزارش را داده است

+++

حالا اگر مورد قبول مجلس است رأى نمی‌خواهد و اگر آقایان می‌خواهند مورد بحث قراربدهند که بایستى رأى گرفته شود وچاپ بشود

نمایندگان- رأى بگیرید

اسلامى- صحبت کردن که رأى نمی‌خواهد

عامرى- بنده یک عرض مختصرى دارم‏

رئیس- بدون رأى ممکن یست مطرح بشود. آقایانى که موافقند گزارش در مجلس مورد بحث قرار بگیرد قیام بفرمایند (عده کمى برخاستند) تصویب نشد، پس بنابراین موقت اجرا می‌شود

5-سؤال آقاى دکتر شایگان از آقاى نخست وزیر و جواب آن‏

رئیس- آقاى دکتر شایگان، آقاى نخست وزیر براى جواب سؤال شما حاضر هستند.

دکترشایگان- در ذهن بنده سؤال کردن براى این نتیجه بود که دولت توجه کند و اگر حرف حقى اینجا زده می‌شود آن حرف عمل بشود و رفع ظلم بشود در این چند هفته که بنده اینجا هستم می‌بینم که نتیجه حاصل نمی‌شود یعنى به جاى این که سند و حق را از ناحق تشخیص بدهند مطلب به مجادله می‌کشد، شخصى یک کار خطایى کرده اسناد هم در دست است بنده مى‌آیم اینجا اسناد هم حاضر است خود این آدم وقتی که جواب به این حرف من می‌دهند می‌گوید زدم ولى دوستانه می‌گوید دختره را خواسته‌ام ولى براى حفظ مملکت (یکى از نمایندگان- آقاى دکتر صحیح نیست) نوشته است آقا توى روزنامه نوشته حسن کار او اینجا است که شما بیایید اینجا و از او دفاع کنید حسنش این است که از ایشان دفاع بفرمایید عرض می‌کنم یکى از محسنات کار آقا این است که ایشان دفاع کنند

نورالدین امامى- خانواده 700 ساله است آقا

رئیس- آقاى دکتر شایگان موضوع سؤالتان را بفرمایید

دکتر شایگان- این سؤالى که بنده می‌کنم گمان می‌کنم نتیجه‌اش این باشد که شاهرخ هم به خدا برسد و مرد خیلى محترمى خواهد شد و گذشته‌ها هم فراموش می‌شود (امامى- شما هر دور را قاطى می‌کنید) وقتی که آقاى شاهرخ را انتخاب کردند براى ریاست تبلیغات درست این موقع تصادف با انتخابات بود و ما در این مجالس انتخاباتى که می‌رفتیم می‌دیدیم که غالب مردم از این کار تعجب می‌کنند که چطور یک شخصى که آن سوابق را دارد که بنده ذکرى نمی‌کنم چطور شخصى که مسلمان نیست البته ممکن است شخصى که مسلمان نیست رئیس حسابدارى بشود هیچ مانعى ندارد رئیس مالیات بر درآمد بشود ولى چطور این شخص را وادار می‌کنند و ریاست می‌دهند براى این که براى اسلام تبلیغات بکند مردم خیلى از این باب اظهار نگرانى می‌کردند که آقا این یعنى چه کسى که مسلمان نیست (عده‌اى از نمایندگان- صحیح است) و جزو تصویب‌نامه یعنى قانون اساسى این اداره تبلیغات و ذکر شده که یک مقدار از کار این اداره تبلیغات اسلامى است چطور این شخص را گذاشته‌اند اینجا براى تبلیغات تعجب مردم بیش‌تر می‌شد وقتى که می‌دیدند این سابقه ادارى ندارد و براى این که بتوانند او را بر سر این کار بگذارند تصویب‌نامه می‌گذرانند در بین تمام مستخدمین دولت کسی که شایسته این کار باشد نیست مجبورند که بگردند رئیس تبلیغات کسی که از طرف یک دولت خارج در یک دولت خارجى دیگر سمتى که ننگ‌ترین سمت‌هایى است که شخص داشته باشد داشته است همه مردم ایران شاهد خیانت او بودند (عده‌اى از نمایندگان- صحیح است) یعنى به گوش خود شنیدند که این آدم چه اهانت‌هایى کرده این آدم چه باعث می‌شود که بیاورند و باتصویب‌نامه به یک همچو کارى که ابداً با آن مناسبت ندارد بگمارند پاى شتر و علاقه بندى؟ مسلمان سعى داشته باشد براى نماز میت، یهودى را دعوت بکند آقا یهودى باید نماز میت براى مرده خودش بخواند کسى که معتقد به یک دیانتى نیست او را وادار می‌کنند که براى اسلام تبلیغات بکند بنده عرایضى که می‌کنم ناشى از تعصب نیست در تمام دنیا هیچ ملتى مثل ایران با مذاهب دیگر در تماس نیست براى آنها تمام حقوقى که براى مسلمانان قائلیم بنابراین اعتراض من این نیست که چرا از ردشتى باید به کارى گماشته شود عرضم این است که این کار براى او مناسب نیست بنده جزئیات کار این آقا را می‌گویم بعد علت این که این آقا به این کارگماشته شده است ذکر نمی‌کنم چون خود آقایان محترم نمایندگان خودشان توجه خواهند فرمود که این چه اعجوبه‌اى است که با این سوابق و با این لواحق با این که آقاى نخست وزیر مملکت اذعان دارد که مقامش با او متناسب نیست معذالک مثل کوه پا برجا است (مکى- از ما بهتران طرفدارش هستند) این آقاى محترم موقعى که ایشان متصدى این کار شدند یک دوسیه ضد منافى عفتى پیداشد انشاء‌الله درست نیست (بهادرى- کجا است آقا این دوسیه کجا است) (مکى- در امیرآباد تشریف بیاورید آنجا تا خدمتان عرض کنم) بعد این شخص شخیص در موقعی که شاه مملکت براى جلب توجه آمریکایی‌هاى بذال (محمد‌على مسعودى- بذل و بخششى که ما ندیدیم) بله بعد از این که اعلیحضرت تشریف بردند به آمریکا (محمودى- از اعلیحضرت دعوت کردند) البته دعوت کردند رنج سفر را بر خود هموار فرمودند تشریف برده بودند آنجا و محیط مساعدى را درست می‌کردند این آقا بدون کسب اجازه از وزارت خارجه مصاحبه‌اى کرده و آن مصاحبه چیزى نیست که گم شده باشد و این جا نزد بنده است باشد و در آن مصاحبه اظهار فرمودند ما در صدد هستیم یهودی‌هاى عراقى را از ایران بیرون کنیم و مناسباتمان را قطع کنیم (امامى- غلط کرده) تسلط یهود را به هر سرمایه‌دارى آمریکا همه آقایان می‌دانند در یک همچو موقعى یک همچو مصاحبه‌اى بدون کسب اجازه از وزارت امور خارجه کرد که وزارت خارجه بعد گفت او نه مأمور بوده نه حتى مأذون این کار‌هاى این آقا نتیجه‌اش چه شد؟ نتیجه منطقى آن این بود که بگویند خوب بروید و یک کار دیگر بکنید ولى این کار را نکردند به قدرى این میخ محکم بود که ایشان را گفتند که چندى مرخصى بروید بعد معلوم شد که مرخصى با شأن ایشان سازگار نیست مرد عمل و جوان و کارآزموده به نظر خود و دوستانش، این نباید برود به مرخصى باید به مأموریت برود باید برود و رسوایی‌هاى دیگرى براى مملکت به بار بیاورد ایشان به عنوان مأموریت رفتند کسی که باید به او مأموریت داده شود محتاج نیست به این که مأموریتى باشد مأموریت براى او خلق می‌شود اگر کسانى هستند که می‌خواهند مأموریت بگیرند باید سعى کنند آن قدرت فراهم شود لازم نیست مأموریت باشد مأموریت بر ایشان ایجاد می‌شود به این شخص مأموریت دادند که بروند و اسباب رادیو از هلند خریدارى کنند ایشان هم رفتند چندى بعد در رادیو شنیدیم که این اسبابى که قرار بود از هلند بخرند این را آمریکایی‌ها به رادیو هدیه کردند معذالک‏

ایشان از مأموریت‌شان دست برنداشتند تشریف بردندبه اروپا چیزى نگذشت که آثار وجود ایشان ظاهر شد جراید خارجه نوشتند آقا روى کارت‌شان نوشته‌اند

یعنى شاهزاده ساسانى (خنده نمایندگان) این شاهزاده رفتند آنجا و شروع کردند به اظهار شاهزادگى کردن (فقیه‌زاده- از آن کارت‌ها خدمتتان نیست؟) عرض کنم و در لندن مصاحبه فرمودند و در آن مصاحبه راجع به اهم مسائل ایران خودشان بیاناتى فرمودند و ایشان در باب نفت اظهار نظرى کرده‌اند (نورالدین امامى- غلط کرده) و من عین خبر رونامه را خدمت آقایان محترم عرض می‌کنم‏ خبرى را که روزنامه ارگان شرکت نفت اختیار روز تحت عنوان رئیس تبلیغات ایران با شرکت نفت مذاکره می‌کند انتشار داده در محافل سیاسى تهران با حیرت و تعجب فراوان تلقى شده است. روزنامه مزبور در شماره پنجشنبه گذشته ضمن خبر عزیمت آقاى شاهرخ چنین می‌نویسد آقاى شاهرخ ضمناً با نمایندگان شرکت نفت انگلیس و ایران مذاکره خواهند نمود و احتمال دارد این گفتگو مربوط به مذاکراتى باشد که در آینده راجع به موافقت‌نامه الحاقى پیشنهادى نفت در مجلس جدید ایران صورت خواهد گرفت موافقت‌نامه نفت در نظر ناظرین این کشور حائز اهمیت بزرگى می‌باشد زیرا بودجه لازم براى اجراى برنامه اصلاحى و عمرانى هفت ساله مستقیماً بسته به حق‌الامتیازى است. که دولت ایران از شرکت نفت دریافت می‌دارد چنین دانسته شد که آقاى شاهرخ قبول دارند که سوابق اقتصادى فعلى ایران حصول توافق بین دولت ایران و شرکت نفت را درباره موافقت‌نامه جدید ضرورى می‌سازد.

این اظهار نظر خود روزنامه است روزنامه ارگان کمپانى درباره اظهارات کسى که صاحب هیچ‌گونه عنوان مجازى درباره این صحبت نبوده موجب عکس العمل شدید پارلمانى است این یکى بعد هم ایشان اکتفا نکرده در پاریس هم مصاحبه‌اى به عمل مى‌آورند

+++

و روزنامه تریبون دناسیون که اخیراً از پاریس رسیده است در شرح مصاحبه‌اى که مخبر او با آقاى شاهرخ رئیس تبلیغات نموده انتشار داده و می‌نویسد در این مصاحبه گفته است که شرکت نفت حاضر شده بود به ایران کمک کند و طرح جدید این کمک را در آخر دوره گذشته به مجلس دادند اما مجلس فرصت تصویب آن را پیدا نکرد و اکنون در ردیف اولین کارهاى پارلمان تصویب عین آن قرارداد است این آن خبرى است که در تریبون دناسیون نوشته است و در آنجا شاهزادگى به قدرى شدت پیدا می‌کند که خطابى را که فقط شاه مملکت می‌تواند به ملت خود بکند و آن ملت عزیزم است شاهزاد ه ملت عزیزش را مخاطب قرار می‌دهد که همه شنیدیم (امامى- غلط کرده است) حال بنده سؤال می‌کنم که با ایشان مأموریت داشتند یا نداشتند اگر مأموریت داشتند چطور این حرف‌هایى که بر ضرر مملکت شما تمام می‌شود حرف‌های در شراب یا دمستان است این حرف‌هایى که در مرکز ثقل مملکت در مجلس شورای ملى مورد مذاکره است یک فردى بتواند برود آنجا و این بیانات را بکند اگر چه مأموریت نداشته و کسی که مأموریت نداشته و یک کار فضولى به این مسخرگى را انجام داده علت این که باز از او بازخواست نمی‌کنند و علت این که این جور نگاهش می‌دارند چیست؟ از اقداماتى که کرده‌اند و موجب محبوبیت ایشان در محافل بیگانه شد ..

رئیس- آقاى دکتر شایگان شما مطابق آیین‌نامه دو مرتبه می‌توانید توضیح بدهید حالا وقتتان تمام شده است‏

شایگان- بنده یک جمله‌اى می‌گویم می‌روم می‌نشینم و آن این است که من وقتى این سؤال را کردم ایراد بنده به ایشان یکى عدم تناسب شغل‌شان بوده و یکى دیگر هم همین حرف‌هایى است که در باب نفت زده است ولى در این حین وقتى مردم فهمیدند که بنده راجع به ایشان می‌خواهم حرف بزنم تمام اعمال ایشان را در همین اداره اینجا یکى یکى آورده‌اند که تمام اسنادش پیش بنده است در باب پاداش در باب استخدام‌هایى که کرده است در باب حیف و میل کردن اموال دولت در باب بردن تلفن به منزل خودش و غیر ذلک، یک مقدار بسیار زیادى اسناد آورده‌اند پیش بنده که تمام اینها موجود است چون می‌گویند وقت من تمام شده است حالا بسته است به این که جناب آقاى نخست وزیر چه نظرى نسبت به ایشان داشته باشند و اظهار بکنند راجع به این شخص که به هیچ‌وجه صلاحیت این پست را ندارد اگر ایشان را برکنار بکنند بنده دیگر چه عرضى دارم ولى البته اگر جواب بنده از قبیل جواب آقاى اردلان باشد که به فرمایش آزاد فرار کرده و خودش هم آمد اینجا تصدیق کرد البته این جواب هم به جایى نمی‌رسد (مکى- آقا در رادیو برلن آن شعر معروف سعدى را خواند و به مقام سلطنت ایران توهین کرد)

نورالدین امامى- (خطاب به آقاى نخست وزیر) قربان شر این شاهرخ را از سر ما بکن‏

رئیس- آقاى نخست وزیر بفرمایید

نخست وزیر- موضوع سؤال آقاى دکتر شایگان بیش‌تر راجع بود به مأموریت شاهرخ (مکى- شاه بهرام شاهرخ نفرمایید) ا لبته نخست وزیر سابق هم نظرى نداشتند مرخصى دادند رفته و برگشته سر کار البته اینها در این زمان نبوده و اگر هم یک ایرادات ادارى به او وارد باشد که فرصت نفرمودند اظهار بکنند البته هر ایراد ادارى رسیدگى بشود بدیهى است هر مطلبى باشد رسیدگى خواهد شد اما راجع به مأموریت او که البته موضوع حساس و مهم این سؤال آن است اگر خاطر آقایان باشد در همان وقتی که رسید بنده عجله کردم در مجلس شورای ملى به اطلاع آقایان رسانیدم که مسافرت او به خارج به هیچ‌وجه در این زمینه نبوده است که اخبارى داده‌اند منتشر کرده‌اند یعنى در باب نفت و یا در باب مسائل دیگر از هر قبیل جز مطلب مربوط به همین دستگاه رادیو که مدتى بود صحبت نواقصش را می‌کردند جز این هیچ منظورى در این مسافرت از طرف دولت ملحوظ نبود و او هم فقط کارش در هلند نبوده در انگلستان و فرانسه هم بوده براى این که اشیای مختلف براى رادیو لازم بوده است جزئیاتى داشته است که در اینجاها باید جستجو بشود و مخصوصاً یک دستگاه اساسى است که ایران لازم دارد براى جستجوى این موضوع بوده است که به لندن رفته است زیرا که یک دستگاه موج متوسط موجود بوده است در لندن این را ما اطلاع داشتیم در هر حال راجع به نفت به هیچ‌وجه اجازه نداشته است و بنده مجدداً تکرار می‌کنم و آقایان هم باید تصدیق بفرمایند که جنبه‌اى هم نداشته است که به او اجازه داده شود، اصلاً موردى نداشته است که او برود صحبت کند (دکتر بقایى- چرا بازخواست نکردید اگر اجازه نداشته؟) وقتی که آمد البته توضیح خواسته شد. (دکتر بقایى- آن هم گفت دستور خودتان بوده) وقتى من می‌گویم دستور نداشته است (دکتر بقایى- پس چرا بازخواست نکردید؟ چرا برش نمی‌دارید؟) (مکى- زورشان نمی‌رسد) (زنگ رئیس) هر کس می‌تواند شخصاً هر اظهارى را بکند ممکن است با روزنامه‌اى هم صحبت بکند با اشخاص متفرقه هم صحبت بکند مگر دولت مسئول زندگى یا حرف‌هاى شخصى کسى هم هست؟ (دکتر بقایى- راجع به نفت بله آقاى منصور این سفسطه را نفرمایید) او وقتى آمد اظهاراتى کرد مبنى بر این که داخل این موضوع نشده است اگر هم حرفى زده است شخصى بوده است هر ایرانى که خارج از مملکت برود سؤال می‌کنند ازش راجع به اوضاع مملکت، در مسائلى که هست این چیز مهمى نیست چیز مهم این است که دولت این نظر را داشته یا این که به او اجازه داده یا این که به این اظهارات ترتیب اثر داده، هیچ کدام اینها نبوده به همین اندازه بنده اکتفا می‌کنم.

دکتر بقایى- ناسزاهایى که در رادیو برلن گفت چه می‌گویید؟ این همان کسى است که در رادیو برلن فحش می‌داد به اعلیحضرت فقید و به اعلیحضرت فعلى (زنگ رئیس)

رئیس- آقاى دکتر بقایى شما که سؤال نکردید

دکتر بقایى- آقا من سؤال نکرده‌ام ولى این فحش‌ها را همه شنیده‌ایم، این کسى است که هزار توهین به شاه مملکت و مقام سلطنت کرد، این فحش‌ها را تمام شنیده‌ایم (امامى- غلط کرد) (زنگ رئیس) ولى باید از سر کار برداشته شود این همان کسى است که پشت دیوارى برلن گفت عاقبت گرگ‌زاده گرگ شود حالا رئیس تبلیغات ما است‏

نورالدین امامى- (خطاب به آقاى نخست وزیر) شاهرخ آدم خوبى است اما این ماه رمضان یک رئیس تبلیغات مسلمان براى ما بگذارید

نخست وزیر- آقاى رئیس بنده خاطرتان را مسبوق کرده بودم که ساعت 11 کار فورى دارم، اگرتوضیحاتى دارند بفرمایند

مکى- دستور انگلیس‌ها است که باید شاهرخ رئیس تبلیغات باشد

رئیس- به شما تذکر‌ می‌دهم. (زنگ رئیس) آقاى دکتر شایگان بفرمایید

دکتر شایگان- بنده میل ندارم یک مطالبى را بالصراحه عرض کنم (دکتر بقایى- نه آقا بالصراحه بفرمایید چرا میل ندارید؟) این شخص بزرگ‌ترین خیانت‌ها را به ملت ایران کرده است (صحیح است) این شخصى است که باید دهانش را خرد کرد این همان کسى است که شعر سعدى را خواند که همه شنیدیم گفت: عاقبت گرگ زاده گرگ می‌شود (صحیح است) (دکتر بقایى- پاداش خیانت‌هاى او است) بنده غرضم این است چه می‌شود که یک همچنین شخصى طرف حمایت دولت واقع می‌شود؟ آقایان چشم و گوشتان را باز کنید چه می‌شود؟ چرا؟ (دکتر بقایى- پاداش خیانت‌هایش است) چرا این شخص طرف حمایت واقع می‌شود؟ دنبال این چرا بروید؟ می‌دانید چرا؟ رادیو را صبح‌ها باز کنید آنچه اخبارى که راجع به نفت به ضرر ملت ایران است با آب و تاب بیان می‌کند مزدش را می‌گیرد و از این بالاتر هم خواهد گرفت بنده عرضم این است که این بیچاره‌هایى که خیال کرده‌اند اینجا عدل نوشیروان است براى من اسناد فرستاده‌اند راجع به خلافکارى او کثافتکاری‌هاى این شخص، چه اشخاصى را استخدام کرده است، تلفن اداره را برداشته برده است منزلش اموال دولتى را برده خانه‌اش که هر یک از اینها کافى است که او را محکوم بکنند به زندان

+++

اما این بدبخت‌ها در اشتباه هستند، این کارهایى که کرده است این پول‌هایى که از جاهاى معین می‌گیرد، این پول‌هایى که همه اطلاع دارند به طور محرمانه گرفته می‌شود این پول‌هایى که از محل به طور محرمانه به او داده می‌شود که همه اینجا شکایت دارند همه به خاطر آن منظور اصلى است و بنده هم براى آن منظور اصلى است که به جناب آقاى نخست وزیر می‌خواهم بگویم ملتى که می‌خواهد آزادانه در باب یکى از اهم مسائلش اظهار نظر بکند باید کسى که این مسائلى که مردم ایران می‌گویند باید به عرض سایر مردم ایران برساند بایستى به گوش مردم دنیا برساند این باید یک کسى باشد که ایرانیتش مسلم باشد، این یک کسى باشد که واقعاً عرق اسلامى و ملى داشته باشد (صحیح است) نه این که یک کسى باشد که مأمور باشد از طرف بیگانگان و اخبار را آن طور که می‌خواهد جرح و تعدیل بکند و منتشر بکند، به قدرى اخباری که منتشر می‌کند مضحک است، غالباً بیانات وزرا را ذکر می‌کند نظر به این که بیانات آقایان نمایندگان مصلحتش نبوده ذکر نمی‌کند هر مستمعى تعجب می‌کند که این جواب سؤال از کجا آمده است؟ این وضع این شخص است آن مقدمه را بنده عرض کردم چون جناب آقاى نخست وزیر عجله دارند بنده دیگر به جزئیات مسائل نمى‌پردازم آن مسائل هم همه هست، تمام اسنادش پیش بنده موجود است یک کمیسیونى تشکیل بدهد بنده این اسناد را ذکر می‌کنم، این اشخاص که این آقا استخدام کرده ذکر می‌کنم این پاداش‌هایى که داده است ذکر می‌کنم این وجوهى که بایستى به نفع ملت خرج شود ماهى بیست هزار تومان می‌دهند دست این آدم بنده ذکر می‌کنم چون آقاى نخست وزیر عجله دارند بنده چیزى عرض نمی‌کنم ولى می‌گویم واى به حال ملتى که مأمورین او مأمور آن ملت و دولت نباشد یعنى زمینه را طورى فراهم کرد‌ه باشند که یک دولتى که اکثریت در مجلس داشته باشد دولتى که شاه پشتیبان او است این دولت قدرت این را نداشته باشد یک چنین شخصى را از پستش بردارند

یکى از نمایندگان- برمی‌دارند

دکتر بقایى- نمى‌توانند بردارند، جاسوس انگلیس‌ها است، برنمى‌دارند این پاداش فحش‌هایى است که به خانواده سلطنتى داده، نمى‌توانند بردارند باید رئیس تبلیغات باشد، هزار توهین به مقدسات ملى کرده باید ثابت باشد (زنگ رئیس)

رئیس- آقاى دکتر بقایى ساکت باشید

دکتر بقایى- به او بگویید پشت رادیو ساکت باشد آقاى رئیس‏

رئیس- بسیار خوب شما هم باید نظم مجلس را رعایت کنید مجلس جاى بحث و استدلال است داد و فریاد چه فایده دارد باید از راه مجلس وارد شد آقایان اگر موافقند اقدام کنند الان نمایندگان اکثریت‌شان بنویسند بنده پنج دقیقه بلندش می‌کنم‏

دکتر بقایى- کسى زورش نمی‌رسد جاسوس انگلیس‌ها است‏

رئیس- آقایان نمایندگان بنویسید بدهید الان پنج دقیقه بلندش می‌کنم، داد و فریاد که راهش نیست.

6-تعیین موقع و دستور جلسه بعد- ختم جلسه‏

رئیس- چیز دیگرى در دستور نداریم روز یکشنبه آینده هم روز دوم ماه رمضان است ساعت نه صبح مجلس خواهد بود دستور بودجه مجلس‏

( پنجاه دقیقه قبل از ظهر مجلس ختم شد)

رئیس مجلس شورای ملى- رضا حکمت‏

+++

یادداشت ها
Parameter:294555!model&5137 -LayoutId:5137 LayoutNameالگوی متنی کل و اخبار(مشروح مذاکرات)