کتابخانه، موزه و مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی


صفحه اصلی » مشروح مذاکرات » مشروح مذاکرات مجلس ملی » دوره شانزدهم مجلس ملی

0.0 (0)
مشروح مذاکرات مجلس ملى، دوره ‏16
[1396/05/28]

جلسه: 35 صورت مشروح مذاکرات مجلس روز سه‌شنبه 23 خرداد ماه 1329  

فهرست مطالب:

1-تصویب صورت مجلس جلسات 18 و 21 خرداد ماه‏

2-بیانات قبل از دستور آقایان: دکتر مصدق و اسلامى‏

3-معرفى آقاى صادق وثیقى به وزارت اقتصاد ملى و بیانات آقاى نخست وزیر راجع به نفت‏

4-بیانات آقایان: جمال امامى، تیمورتاش، شوشترى به عنوان ماده 90 آیین‌نامه‏

5-تقدیم یک فقره لایحه به وسیله آقاى اردلان وزیر کشور

6-تقدیم یک فقره لایحه به وسیله آقاى دکتر اقبال وزیر راه‏

7-انتخاب یک نفر منشى‏

8-تقدیم یک فقره لایحه به وسیله آقاى فروزان معاون وزارت دارایى‏

9-ختم جلسه به عنوان تنفس

مشروح مذاکرات مجلس ملى، دوره ‏16

 

 

جلسه: 35

صورت مشروح مذاکرات مجلس روز سه‌شنبه 23 خرداد ماه 1329

 

فهرست مطالب:

1-تصویب صورت مجلس جلسات 18 و 21 خرداد ماه‏

2-بیانات قبل از دستور آقایان: دکتر مصدق و اسلامى‏

3-معرفى آقاى صادق وثیقى به وزارت اقتصاد ملى و بیانات آقاى نخست وزیر راجع به نفت‏

4-بیانات آقایان: جمال امامى، تیمورتاش، شوشترى به عنوان ماده 90 آیین‌نامه‏

5-تقدیم یک فقره لایحه به وسیله آقاى اردلان وزیر کشور

6-تقدیم یک فقره لایحه به وسیله آقاى دکتر اقبال وزیر راه‏

7-انتخاب یک نفر منشى‏

8-تقدیم یک فقره لایحه به وسیله آقاى فروزان معاون وزارت دارایى‏

9-ختم جلسه به عنوان تنفس

 

مجلس دو ساعت و 35 دقیقه قبل از ظهر به ریاست آقاى رضا حکمت تشکیل گردید

1-تصویب صورت مجلس جلسات 18 و 21 خرداد ماه‏

رئیس- صورت اسامى غایبین قرائت می‌شود (به شرح زیر قرائت شد)

غایبین با اجازه- آقایان: على‌اکبر امامى‌اهرى، حسین فرهودى، محمدعلى منصف، جواد گنجه عسگر صاحب‌جمع- عبدالحسین مجتهدى- ابولقاسم امینى- على‌اصغر سرتیپ‌زاده- دکتر یوسف مجتهدى- دکتر محمدعلى هدایتى- امیرنصرت اسکندرى- احمد حمیدیه- عماد تربتى- ابوالفضل حاذقى- حکیمى- طباطبایى‏

غایبین بى‌اجازه- آقایان: دکتر مصباح‌زاده- شکرالله صفوى- ابوالفتح قهرمان- عبدالحمید سالار- سنندجى- دکتر عبدالحسین طبا- حسن اکبر- دکتر احمد سید‌امامى- لطف‌على معدل- عبدالوهاب اقبال- جواد مسعودى-

رئیس- نسبت به صورت مجلس روز 18 و 21 نظرى هست؟ بفرمایید آقاى آشتیانى‌زاده‏

آشتیانى‌زاده- در جلسه گذشته ثبت‌نام کردم که قبل از دستور یک اظهاراتى راجع به اجحاف و ظلم لایغفزرى که به این دانشجویان دانشکده پزشکى می‌شود عرض کنم از طرفى آقایان نمایندگان و خود دولت هر روز اینجا حاضر می‌شوند دست‌هاى مرموزى در کار است و آنتریک و تحریک در تمام شئون و در تمام دسته‌جات می‌کنند از طرفى رئیس دانشکده پزشکى خودش یک رو دانشجویان را تحریک می‌کند وقتی که کار وزارت را به او وعده می‌دهند خودش برعلیه دانشجویان قیام می‌کند (رئیس- نسبت به صورت جلسه بفرمایید) جلسه گذشته بنده ثبت‌نام کردم بعد نفهمیدم چه شد که آن اجازه‌ها از بین رفت در صورتی که آن اجاره‌ها باید براى این جلسه محفوظ بماند.

رئیس- گفته نشده که می‌ماند براى بعد اگر گفته نشود باید روز بعد ثبت‌نام کرد

آشتیانى‌زاده- در هر صورت بنده از دولت خواستم که اینجا حاضر شود و یک جواب قانع کننده به ما راجع به دانشجویان دانشکده پزشکى بدهد اگر غیر از این باشد در جلسات دیگر این موضوع را طرح می‌کنم و گمان می‌کنم اغلب نمایندگان محترم هم نسبت یه این موضوع با بنده موافق باشند که باید نسبت به کار دانشجویان پزشکى تصمیم عاجلى گرفته شود و الان هم بنده اطلاع یافتم پلیس وارد مریضخانه و وارد دانشکده شده و آن را با اسلحه تهدید می‌کند.

رئیس- آقاى شوشترى‏

شوشترى- عرض بنده مربوط به صورت جلسه است عرض کنم که در صورت مجلس بنده را غایب بى‌اجازه نوشته‌اند در صورتی که بنده اجازه خواستم منتها ممکن است به من جواب داده شود که این اجازه را باید کمیسیون عرایض تصویب کند اما می‌خواستم سؤال کنم اگر کمیسیون عرایض (حکیمى- کمیسیون

+++

عرایض نیست کمیسیون محاسبات است) محاسبات هر جا اگر تشکیل نشد و اکثریت پیدا نکرد تکلیف چیست؟ بنده تحصیل اجازه کردم این یک موضوع یک جمله‌اى دیگرى را هم تذکر می‌دهم در موقعى که بنده نبودم صورت جلسه‌هایی که خواندم اغلاط عجیبه دارد که بعداً تأثیر دارد چون بنده خودم در محاکم دیده‌ام که نطق وکلا در منفى و مثبت بودن تأثیر دارد براى این که صورت جلسه‌ها و نطق وکلا ضبط مسلمى بشود باید یک فکر اساسى شود گناه را به گردن تند‌نویس‌ها نمى‌گذارم یک فکرى بکنید که این نقیصه اصلاح شود

رئیس- این که سؤال می‌شود به صورت جلسه نظرى نیست براى این است که اگر نمایندگان ببینند که نطق‌شان تحریف شده اصلاح بشود (صحیح است) آقاى فقیه‌زاده بفرمایید.

فقیه‌زاده- بنده پریروز در اطراف راه زهرا عرایضى کردم و اینجا در صورت جلسه نوشته شده است از زهرا تا قزوین دو فرسخ است در صورتی که بنده عرض کردم هشت فرسخ است خواستم این اصلاح شود.

رئیس- آقاى کشاورز‌صدر

کشاورز‌صدر- جنابعالى خودتان اول جلسه قبل تشریف داشتید بعد آقاى دکتر معظمى تشریف آوردند بنده و دو نفر از آقایان ثبت‌نام کرده بودیم براى قبل از دستور بعد به آقاى تیمورتاش که اولین شخصى بود که تقاضا کرده بود و اجازه داده شد حتى به صورت تقسیم مدت ایشان قسمتى از وقت خود را به آقاى فرامرزى دادند و آقاى فرامرزى آمدند صحبت کردند بعد از ایشان به کس دیگرى اجازه صحبت قبل از دستور داده نشد منظور بنده این است که وقتى به یک نفر قبل از دستور اجازه داده شد صحبت بکند باید به ترتیب صحبت بکنند مگر آن که رأى بدهند که صحبت نکنند در اینجا آقاى فرامرزى یک قسمت از مدت آقاى تیمورتاش را صحبت کردند و متأسفانه به ما اجازه ندادند که صحبت بکنیم بنده خواستم عرض کنم که این عمل برخلاف نظامنامه بود و حق ما را تضییع کردند حالا اجازه بدهید صحبت بکنم‏

رئیس- همان طوری که گفتید قبل از دستور باید سه نفر صحبت کنند و کسانی که امروز ثبت‌نام کرده‌اند اگر به آنها اجازه ندهیم حق ایشان تضییع می‌شود بنابراین باید آنهایی که امروز ثبت‌نام کرده‌اند صحبت کنند (آشتیانى‌زاده- حق ما که تضییع شده) دیگر به صورت مجلس نظرى نیست؟ (اردلان- چرا) بفرمایید

اردلان- در جلسه گذشته که نسبت به لایحه دولت رأى داده شده بنده به طوری که دیدم تمامش اشتباه است این که در صورت جلسه نوشته است عده حاضر 84 نفر در صورتی که اسامى که بنده جمع می‌زنم می‌بینم 88 نفر است بعد می‌نویسند که رأى کبود دو تا جاى دیگر می‌نویسند که رأى کبود یکى (صدرزاده- یکى بود) بعد نوشته شد رأى دهندگان موافق 78 نفر در صورتی که وقتى اسامى را جمع می‌زنیم می‌بینیم 80 نفرند و سه نفر ممتنع بودند که اصلاً ذکر نشده است استدعا می‌کنم که اصلاح شود

رئیس- اصلاح می‌شود، آقاى تیمورتاش بفرمایید

تیمور‌تاش- به نظربنده اصولاً گاهى اتفاق مى‌افتد که برحسب موقعیت و جریانی که در پیش است باید بشود از جمود و خشکى این نظامنامه تا حد امکان کاست به همین مناسبت با وجود این که بنده پریروز حق صحبت داشتم چون موضوعى در میان بود که آقاى فرامرزى می‌خواستند اظهار‌نظر بکنند بنده قسمتى از وقت خودم را دادم به آقاى فرامرزى و به عقیده من کار بدى نکردم و لازم بود که ایشان آن بیانات را بفرمایند و بعد حق من محفوظ بود و مخصوصاً آقاى دکتر معظمى در آن جلسه محفوظ خواهد ماند و شما می‌توانید صحبت‌هاى خود را بیان کنید این است که بنده می‌خواستم عرض کنم که اگر بایستى امروز نطق قبل از دستور بشود ما ها مقدم هستیم چون آقاى دکتر معظمى که جلسه را اداره می‌کردند این طور اظهار‌نظر فرمودند.

رئیس- من به صورت جلسه نگاه کردم این طور نیست بنابراین هر کس هر روز ثبت‌نام می‌کند در آن روز می‌تواند صحبت بنماید، آقاى فرامرزى نظرى دارید.

فرامرزى- بنده خیر

رئیس- یک نفر کسر است براى تصویب صورت مجلس بعد تصویب می‌شود (در این موقع عده کافى شد) صورت مجلس جلسات 18 و 21 خردادتصویب شد. آقاى الله‌یار صالح بفرمایید.

2- بیانات قبل از دستور آقایان: دکتر مصدق، اسلامى‏

صالح- بنده این که ثبت‌نام کرده بودم برای قبل از دستور راجع به مطالعاتی که (رئیس- نمی‌فرمایید پشت تریبون) درباره لوله‌کشى تهران شده و دو سه موضوع دیگر چون آقاى دکتر مصدق مطالب لازم‌ترى دارند وقت خودم را به ایشان می‌دهم‏

رئیس- آقاى دکتر مصدق بفرمایید

دکتر مصدق- بنده قبلاً لازم می‌دانم به جناب آقاى وثیقى که گمان می‌کنم به جاى آقاى وزیر دارایى آمده‌اند عرض کنم و از ایشان خواهش بکنم که همان رویه سلف خود را تعقیب بکنند

وثیقى- بنده به وزارت دارایى نمی‌روم‏

دکتر مصدق- نمی‌روید بسیار خوب پس کجا تشریف می‌برید؟

وثیقى- وزارت اقتصاد ملى‏

دکتر مصدق- در جلسه چهارم خرداد 1329 ضمن نطق خود اشاره نمودم که سپهبد رزم‌آرا و سایلى فراهم می‌کند که نخست وزیر بشود و اکنون بعضى اشخاص مطلع این طور اظهار می‌کنند که در آتیه نزدیک یعنى ممکن است در ظرف همین هفته کابینه منصور استعفا دهد و ایشان خلعت این مقام را بر تن کنند.

این است که لازم می‌دانم با صداى بلند نه تنها به گوش ملت ایران بلکه به سمع عالمیان برسانم که ما نمایندگان جبهه ملى تا روح در بدن داریم با تشکیل چنین دولتى مخالفت می‌کنیم و به هیچ‌وجه دولتى را که ایشان در رأس آن واقع شوند در این مجلس قبول نمی‌کنیم (بقایى- صحیح است) و در همان جلسه به عرض آقایان نمایندگان رسانیدم اگر هیچ‌ یک از اصول قانون اساسى و سنن پارلمانى در این کشور عملى نشده رأى عدم اعتماد و رأى تمایل که از اصول قانون اساسى و سنن پارلمانى است اجرا شده است و من تعجب می‌کنم که آقاى منصور در حضور نمایندگان و در جلسه علنى این طور اظهار کنند (اعلیحضرت الان اکثریت معین کردن بلکه به صورت تبادل‌نظر استمزاج و مذاکره می‌فرمایند با رؤساى فراکسیون‌ها با لیدر‌هاى مجلس زمینه که به دست‌شان آمد تصمیم می‌فرمایند بر این که تأمین بشود این همکارى منظور این است که این مطلب را نبایدبه صورت نقض یک اصلى تلقى کرد همان منظور به صورتى فراهم مى‌آید که مطلوب حاصل است و مراسم طولانى هم ندارد که بسیار تعجب است به جاى این که نخست وزیر دولت مشروطه که باید حامى اصول قانون اساسى و سنن پارلمانى باشد اظهاراتى در مجلس بکند که با هیچ اصلى و با هیچ سنتى تطبیق نکند.

من از آقاى نخست وزیر سؤال می‌کنم اگر خود ایشان از اشخاصى که به صراحت لهجه در این مملکت معروفند سؤال کنند منصور چطور آدمى است آیا غیر از تمجید و تعریف حرف دیگرى می‌شوند ولى اگر شخص دیگرى در غیاب ایشان بپرسد منصور چطور آدمى است ممکن است چیزهاى دیگرى بگویند

سنن پارلمانى را نمیتوان به میل و اراده شخصى تغییر داد و رأى مخفى هر کسى آزاد است عقیده خود را اظهار کند ولى از نمایندگان محترم سؤال می‌کنم رئیس فراکسیون یا لیدرهاى مجلس که نظر دارند مورد توجه واقع شوند و در انتخابات آینده از حمایت رئیس ستاد کاملاً برخوردار گردند آیا ممکن است شهامت به خرج داده علناً با روى کار آمدن حکومت قلدرى مخالفت کنند؟

ما که از روش ملل دموکرات عالم مطلعیم به جاى این که ره را چنان رویم که ره‌روان رفته‌اند و به جاى این که ما مردم را آزاد بگذاریم که از تعادیات این دستگاه فاسد و از عدم رضایتى که سر تا سر این کشور را گرفته است شکایت کنند تا این که راهى براى اصلاحات و بهبود حال مردم و عدالت اجتماعى به دست آوریم (با حالت تأثر) به دست تشکیل دولت دیکتاتورى و بر سلطه محدودیت‌هایى که این رژیم منحوس دارد می‌خواهیم باز نیم قرن ملت ایران را تحت اسارت بگذاریم. من عاقبت این کار را نه به صلاح ملت و نه در صلاح اعلیحضرت همایون شاهنشاهى هیچ کدام نمی‌دانم و در خاتمه عرض می‌کنم که تا ما نمایندگان جبهه ملى در این مجلسیم با هرگونه دولتى که روى اصول دموکراسى و سنن پارلمانى تشکیل نشود مخالفیم و از هرگونه

+++

فداکارى در این مبارزه ولو به قیمت جان ما تمام شود خوددارى نداریم (مکى- باید از روى جنازه‌هاى ما عبور کنند تا بتوانند دیکتاتورى ایجادنمایند)

این بود مطالبى که من از طرف فراکسیون جبهه ملى فراکسیون وطن یعنى نمایندگان جبهه ملى به عرض مجلس شورای ملى رسانیدم ولى اکنون خودم مطالبى دارم و طرحى تهیه کرده‌ام و به عرض می‌رسانم و قرائت می‌کنم و از آقایان خواهش می‌کنم که نهایت توجه را به طرح من مبذول بدارند من نمی‌خواستم این طرح را امروز در این مجلس مطرح کنم براى این که آقایان را در حال نگرانى می‌گذارم تا قانون انتخابات، قانون مطبوعات، قانون حکومت نظامى در این مجلس تصویب شود یکى از آقایان نمایندگان روزى به من گفت که باز ما مجبوریم که این قانون انتخابات را به صورتى تصویب کنیم که دولت تصور بکند اگر مجلس را منحل نمود نتواند نمایندگانى به میل خود به این مجلس روانه کند و من هم روى همین اصل گفتم سکوت اختیار می‌کنم و حرف نمی‌زنم تأمل می‌کنم تا این که لایحه قانونى دولت راجع به انتخابات و مطبوعات و قانون حکومت نظامى که نخست وزیر جرأت نکرده است تا کنون به مجلس بیاورد و تصویب بکنند ولى اکنون عرایضى دارم که باید عرض بکنم و امیدواریم که نمایندگان مجلس از صلاح ممکت خارج نشوند و به عرایض من توجه کنند و ملت ایران را از عملیات خود راضى بدارند ملت ایران در بند این نیست که نماینده حقیقى در این مجلس، البته در بند هست ملت ایران آرزومند هست که نمایندگان حقیقى خود را در این مجلس بفرستند ولى اگر نمایندگانى آمدند که نمایندگى آنها مورد تصویب ملت ایران نبوده است اگر در این مجلس کارى به صلاح ملت بکنند نمایندگان ملت هستند این را بدانید من خودم را نماینده ملت می‌دانم اما اگر من در این مجلس خیانت بکنم روح ملت از من بیزار است ملت به هیچ‌وجه به من با نظر خوب نگاه نمی‌کند واى اگر یک کسى نماینده ملت نباشد ولى در این مجلس به ملت خدمت بکند ملت ایران او را نماینده خود می‌داند (صحیح است) این مسئله به یک نماینده مأذونى اجازه بدهد که معامله‌اى براى او بکند اگر معامله به ضرر او تمام شد از نماینده مأذون راضى نیست.

ولى اگر نماینده غیر مأذونى یک معامله خوب، یک معامله صحیح بکند در صلاح کسى آن شخص آن نماینده غیر مأذون را با نهایت خوبى تلقى می‌کند و معامله او را قبول می‌کند پس عقیده من این است (شوشترى- اما نباید سیره بشود) منظورم این است که اگر امروز آقایانى که در این مجلس هستند باید توجه بکنند یعنى عده‌اى توجه بکنند که از چه راهى به مجلس آمده‌اند خدمت به ملت واجب است ایرادى هست که آقایان از چه راهى وارد می‌شوند ولى وقتى که آمدند در این مجلس و گفتند که ما نماینده ملت هستیم باید کارى برخلاف مصالح ملت نکنند این است عرایض من و استدعا می‌کنم که تا حالا همین طور که سکوت اختیار کردید حرف نزدید، باز هم در عرایض من سکوت اختیار بفرمایید حرف نزنید ببینید که من چه عرض می‌کنم و در صلاح ملت چه پیشنهادى می‌کنم‏

رئیس- جناب آقاى دکتر مصدق وقت شما تمام است و نوبت آقاى نریمان است‏

نریمان- بنده وقت خودم را به آقاى دکتر مصدق می‌دهم.

رئیس- بسیار خوب بفرمایید آقاى دکتر مصدق.

دکتر مصدق- در 18 مهر ماه 1328 دعوتى شده بود که عده‌اى از آقایان مدیران جرائد در خانه من جمع شدند و براى جلوگیرى از دخالت دولت در انتخابات دوره 16 تقنینیه تبادل نظر نموده و تصمیمى اتخاذ نمایند.

از بین مدعوین آقایان ذیل براى این کار با کثرى آرا انتخاب شدند:

آقاى جلالى نائینى مدیر روزنامه کشور

«   عباس خلیلى             «     اقدام‏

«   مهندس زیرک زاده       «     جبهه‏

«   عمیدى نورى              «     داد

«   دکتر حسین فاطمى     «     باختر امروز

«   احمد ملکى                «     ستاره‏

«   حسین مکى یکی از دعوت کنندگان و اکنون دبیر جبهه ملى‏

آقایان مفصلت‌الاسلامى فوق در جلسه بعد به این جانب اختیار دادند آنچه در صلاح مملکت می‌دانم به آن عمل کنم و این جانب هم از عموم طبقات شهر دعوت نمودم که قبل از ظهر جمعه 22 مهر ماه مقابل کاخ سلطنتى حاضر شوند و همگى به اتفاق عرض حال خود را از اقدامات بی‌رویه و خلاف قانون دولت ساعد به پیشگاه اعلیحضرت همایون شاهنشاهى تقدیم کنند.

بعد از انتشار دعوت مزبور دولت تصمیم گرفت که با ما مخالفت کند و روى این نظر سرتیپ صفارى رئیس اداره شهربانى وقت اعلامیه‌اى صادر نمود و به ما نسبت ماجرا‌جویى داد.

اگر عرض کنم شبى که فرداى آن می‌خواستم به کاخ سلطنتى برویم بر من چه گذشت و آنى از فکر خونریزى و کشتارى که احتمال داده می‌شد واقع شود راحت نبوده‌ام خلاف عرض نشده ولى چون شروع به یک مبارزه ملى شده بود عقب‌نشینى مورد نداشت و به خود می‌گفتم که تا من و یک عده‌اى در راه آزادى از بین می‌رویم ملت ایران هیچ‌وقت روى آسایش نخواهد دید و با استفاده از حق ملى و حیاتى خود نایل نخواهد شد ولى با این حال راضى نمی‌شدم که دعوت من منجر به خونریزى و قتل عده‌اى بی‌گناه بشود و سعى مى‌کردم حتى‌المقدور پیش‌آمدى نکند که مخالفین آزادى آن را وسیله پیشرفت مقصود خود قرار دهند و به جاى این که ما می‌خواستیم از محدودیت‌هایى که براى ما درست کرده‌اند خلاص شویم دچار محدودیت‌هاى بیشترى بشویم و روزگار مردم ایران از این هم که هست سیاه‌تر شود.

من وقتى براى رفتن مقابل کاخ از خانه خارج شدم به وسیله بلند‌گو از مردمى که دعوتم را اجابت کرده و ابلاغیه رئیس شهربانى در آنجا ایجاد خوف و وحشت نکرده بود درخواست نمودم که بالاترین فداکارى این است از کسى صدا بلند نشود.

حضرات آقایان نمایندگان محترم اگر عرض کنم که در آن معبر غیر از صداى کفش صداى دیگرى شنیده نشد بیان واقع است و سوت سبب شد که نتوانند ما را ماجراجو قلمداد کنند و موفقیت نصیب ما بشود.

اکنون لازم می‌دانم از آن مردم حساس وطن‌پرست از آن مردمى که رشد ملى خود را ثابت کرده‌اند صمیمانه تشکر کنم و از عرض این مقدمه مقصود آن است که امروز می‌خواهم از آقایان محترم و همکاران عزیزم این استدعا را بکنم که نسبت به طرحى که تهیه نموده‌ام و تا این ساعت کسى از آن مسبوق نیست شفاهاً اظهار موافقت و مخالفت نکنند و نکات ذیل را مورد توجه قرار دهند:

 (1) چنانچه بعضى از آقایان در خارج از جلسه کارى دارند من تأمل می‌کنم که تشریف ببرند و کار خود را انجام دهند تا این که در موقع شور و بحث از جلسه خارج نشوند و کسى نگوید که رفته‌اند با بعضى از مراکز حساس مشورت کنند

 (2) من طرح خود را در 4 نسخه تهیه کرده‌ام و محتاج است که 14 نفر دیگر آن را امضا کنند تا رسمیت پیدا کند بنابراین تمنا مى‌کنم پس از قرائت چهار نفر از آقایان موافق برخیزند و بر من منت بگذارند و هر نسخه‌اى را لااقل به چهار امضا برسانند تا این که بتواند مطرح شود

 (3) در فوریت اول و دوم هیچ کس به عنوان مخالف و موافق صحبت نکند و بر طبق معمول با قیام و قعود رأى بدهند چنانچه نتیجه مشکوک شد و بخواهند بر طبق ماده 155 آیین‌نامه با ورقه اخذ رأى کنند این جانب بر طبق ماده 156 تقاضاى رأى مخفى خواهم نمود.

در موقع بحث و شور هم اگر کسى مخالفت نمود موافقین از دادن جواب خوددارى کنند و به این قناعت نمایند که عقیده و رأى خود را به وسیله مهر سفید اظهار می‌کنند.

حال باید دید که آقایان نمایندگان نکات معروضه را چه اندازه مورد توجه قرار می‌دهند. و چگونه آنها را در این جلسه اجرا می‌کنند

اکنون استدعا می‌کنم اگر خارج از جلسه کارى نیست اجازه بفرمایید طرح خود را قرائت کنم

مجلس شورای ملى:

خاطر آقایان نمایندگان مستحضر است پنجشنبه اول اردیبهشت 1328 مجلس مؤسسان مرکب از نمایندگان مرکز و ولایات تشکیل گردید و در اصل 48 قانون اساسى تجدید نظر نمود و اصل تجدیدى

+++

به این قرار تصویب گردید:

 (اعلیحضرت همایون شاهنشاهى می‌تواند هر یک از مجلس شورای ملى و مجلس سنا را جداگانه و یا هر دو مجلس را در آن واحد منحل نماید در هر مورد که مجلسین یا یکى از آنها به موجب فرمان همایونى منحل می‌گردد باید در همان فرمان انحلال علت انحلال ذکر شده و امر به تجدید انتخابات نیز بشود

انتخابات جدید در ظرف یک ماه از تاریخ صدور فرمان شروع شده و مجلس یا مجلسین جدید در ظرف سه ماه از تاریخ مزبور باید منعقد گردد- مجلس جدید که پس از انحلال تشکیل می‌شود براى یک دوره جدید خواهد بود نه براى بقیه دوره مجلس منحل شده مجلس یا مجلسین جدید را نمی‌توان مجدداً براى همان علت منحل نمود.

هرگاه در مورد طرح با لایحه قانونى که دو دفعه از مجلسى به مجلس دیگر رجوع شده است بین مجلس سنا و مجلس شورای ملى توافق نظر حاصل نشود کمیسیون مختلطى مرکب از اعضاى مجلسین که به عده مساوى از طرف هر یک از مجلسین انتخاب می‌شود تشکیل و در مورد اختلاف رسیدگى کرده گزارش خود را به مجلسین تقدیم می‌نماید.

هرگاه مجلس سنا و مجلس شورای ملى گزارشى را که کمیسیون مختلط داده است تصویب نمود قانون مزبور براى توشیح صحه ملوکانه ارسال می‌شود در صورتی که مجلسین در گزارش کمیسیون مختلط نیز توافق نظر حاصل نکردند مورد اختلاف به عرض ملوکانه می‌رسد هرگاه اعلیحضرت همایون شاهنشاهى نظر مجلس شورای ملى را تصویب فرمودند امر به اجرا می‌دهند و الا موضوع تا شش ماه مسکوت مانده و عندالاقتضا ممکن است بعد از انقضاى این مدت به عنوان طرح یا لایحه جدیدى در یکى از مجلسین مطرح شود.

اصل 48 و هر یک از اصول دیگر قانون اساسى مورخ 14 ذیقعده الحرام قمرى و متمم آن که مخالف مقررات این اصل است نسخ می‌شود

این اصل 48 قانون اساسى مصوب در مجلس مؤسسان که در اول اردیبهشت ماه 1328 تشکیل شده‏

نظربه این که علت اصلى انحلال در سایر ممالک طول مدت دوره تقنینیه است که به واسطه حوادث سیاسى و اقتصادى بین افکار عامه در زمان انتخابات و افکار جامعه در موقع انحلال فرق‌هاى فاحشى دیده می‌شود که در بسیارى از موارد دولت‌ها نمی‌توانند با مجلس همکارى کنند و همکارى مجلس با دولت بسته به انحلال مجلس است که نمایندگانى مطابق افکار روز انتخاب شوند و به مجلس بروند و اختلاف را مرتفع کنند ولى در ایران چون مدت دوره تقنینیه زیاد نیست انحلال مجلس را ایجاب نمی‌کند و پس از دو سال مجلس خود به خود منحل می‌شود

نظر به این که در موقع تجدید نظر مجلس سنا وجود نداشت که در موقع بروز اختلاف طبق اصل 48 مجلس سنا انفصال مجلس شورای ملى را تصویب کند ولى اکنون که مجلس سنا هست هر وقت چنین اختلافى روى داد راه انحلال باز است و مجلس سنا به وظیفه خود عمل می‌کند

نظر به این که تجدید نظر در قانون اساسى را باید مجلس مؤسسانى بکند که اعضاى آن نمایندگان حقیقى ملت باشند و مجلس مؤسسان منعقد در اول اردیبهشت ماه 28 این شرط را واجد نبوده است‏

لذا امضا کنندگان ذیل براى جلوگیرى از هرگونه جدال بین ملت ایران و مجلس مؤسسان اول اردیبهشت درخواست می‌نماییم که اصل 48 قانون اساسى مورخ 14 ذیقعده 1324 هجرى قمرى به عنوان تفسیر در محل خود برقرار بماند

براى اقناع آن عده از نمایندگان مجلس مؤسسان که شرم از خدا نکنند و خود را براى تجدید نظر در قانون اساسى مأمور حقیقى ملت قلمداد کنند کافى است که گفته شود بر طبق اصل 27 متمم: (شرح و تفسیر قوانین از وظایف مختص مجلس شورای ملى است)

همچنان که در دوره دویم تقنینیه وکلاى حقیقى ملت اصل هفتم قانون اساسى راجع به حد نصاب عده حضار در موقع مذاکره و رأى را در 16 ثور 1290 (هفتم جمادى‌الاولى 1329) تفسیر کرده‌اند اکنون این مجلس هم صلاحیت آن را دارد که مصوبات مجلس مؤسسان را تفسیر کند.

براى ملت ایران هم که حاضر نیست در قانون اساسى غیر از نمایندگان حقیقى ملت تصرفاتى بکنند کافى است که ما اصل 48 را دست نخورده به جاى خود بگذاریم و ثابت کنیم هر مجلسى که کار خوب بکند مرضى خاطر ملت است.

این هم ماده واحده است که باید 14 نفر امضا کنند حالا بسته به اختیار خودتان است من فداکارى کردم من امروز به وظیفه ملى خودم رفتار کردم بکنید من افتخارى را که باید ببرم می‌برم نکنید هم می‌برم روز اولى که آقاى منصور شما که آمدید نخست وزیر شدید بیایید قدمى براى اصلاحات این مملکت بردارید موفق شدید نام نیک خواهید گذاشت موفق هم نشدید باز نام نیک شما محفوظ است خواهند گفت منصور خواست کارى بکند ولى نگذاشتید ولى متأسفانه ایشان از روزی که تشریف آوردند غیر از همان دو لایحه‌اى که قرار بود که تقدیم مجلس بکنند راجع به قانون انتخابات و قانون مطبوعات قدم دیگرى برنداشتند بعد از آن هم یک قدم مفید دیگرى برداشتید آن قانون فروش خالصه‌جات است که می‌خواهند خالصه‌جات را هم اشخاص ملاک و پرپول و متمول بگیرند، اگر آقایان می‌خواهند مجلس شانزده در تاریخ این مملکت نامى بگذارد این عرایضى که من گفتم کاملاً اجرا کنید ابداً صحبت نکنید ابراز موافقت و مخالفت نکنید اگر با این لایحه هم مخالفید من عرضى نمی‌کنم شما مخالفى با این لایحه عیب ندارد ممکن است یک عده‌اى با این طرح مخالف باشند اگر مخالفید رأى ندهید اگر شما آمدید این طرح را رد کردید قهراً مجلس مؤسسان را تأیید کردید و آن وقت قدرى رفع شبهه از مردم می‌شود اگر این طرح را رد کردید به وحدانیت حق مردم رأى مجلس و مجلس مؤسسان هیچ کدام را رأى حقیقى ملت نمی‌دانند حالا این طرح است از آقایان خواهش می‌کنم چهار نفر برخیزید و هر یک نسخه را به چهار امضا برسانند که مطرح شود بعد اگر مایلید رأى خودتان را اظهار بکنید هر جور دلتان می‌خواهد حالا بنده چهار نفر جوانمرد می‌خواهم که برخیزند هل من ناصر ینصرنى (در این موقع 4 نفر آقایان مکى- الله‌یار صالح- دکتر شایگان- دکتر بقایى هر یک نسخه از طرح را از آقاى دکتر مصدق براى امضا گرفتند) باز هم نمایندگان جبهه ملى‏

تیمورتاش- جوانمردى که صرفاً به اطاعت نیست بگذارید ما هم حرفمان را بزنیم‏

رئیس- موضوعى مطرح نیست نطق قبل از دستور است‏

دکتر مصدق- اصل 48 قائم مقام اصل 48 مجلس مؤسسان جدید می‌شود یعنى اصل 48 که از طرف نمایندگان حقیقى ملت در اول مشروطیت بوده قائم مقام اصل 48 مجلس مؤسسان بشود

تیمورتاش- آقاى رئیس این که نمی‌شود

جمال امامى- خلاف قانون است‏

رئیس- موضوعى مطرح نیست نطق قبل از دستور کرده‌اند و سه نفر از آقایان ناطقین نوبت‌شان را به ایشان داده‌اند. هشت دقیقه هم بیشتر وقت باقى نیست.

اسلامى- بنده که نوبت خودم را ندادم‏

آشتیانى‌زاده- خوب حالا لطف بفرمایید

رئیس- شما آقاى اسلامى وقتتان را واگذار نمی‌کنید؟

اسلامى- بنده نوشتم که مطالبى دارم و بایستى عرض کنم و این موضوع فعلاً مطرح نیست وقتی که قبل از دستور تمام شد مطرح بشود که نمایندگان اظهار عقیده بکنند

دکتر مصدق- بنده استدعا می‌کنم که سرکار وقتان را به بنده بدهید

اسلامى- بنده عرضى ندارم ولى روى این موضوعى که مطرح فرمودید بایستى صحبت بشود

دکتر مصدق- البته این فرمایشات سرکار در نظر گرفته خواهد شد.

آقاى دکترشایگان شما همین طور بگردانید که بعد نگویید پهلوى ما نیاوردند بدهید به قدما، ایمان در قدما است‏

امامى‌اهرى- بنده با کمال صراحت عرض می‌کنم که این طرح به ضرر مجلس است‏

جمال امامى- آقاى رئیس شما بفرمایید

رئیس- هیچ الزامى ندارد کسى امضا بکند اگر خواستند آقایان امضا می‌کنند و در غیر این صورت خیر بنده هم معتقدم که باید طرح در خارج وقتی که موجبات قانونیش تمام شد در مجلس مطرح شود و یک فراکسیون‌هایى هست. یک مطلبى که مطرح می‌شود باید در

+++

مجلس مطرح شود و آقایان باید در خارج مذاکره کنند

نورالدین امامى- ما چه صلاحیت داریم کار مجلس مؤسسان را تغییر بدهیم‏

حائرى‌زاده- کجا صلاحیت داشت آن مجلس مؤسسان‏

دکتر مصدق- بنده خاطر دارم وقتى طرح نفت را در این مجلس عنوان کردم عوض 16 امضا 80 امضا شد بعداً آقایان رفتند در خارج کوشش کردند که امضایشان در صورت جلسه نوشته نشود.

تیمورتاش- چه طرحى‏

دکتر مصدق- طرح لایحه نفت‏

تیمورتاش- بند ه که آن را امضا کردم همان تیمورتاش سابقم بنده آقاى دکتر اگر اجازه بفرمایید عرض کنم‏

دکتر مصدق- این طرح را بنده همین طور آوردم ما به وظیفه خودمان عمل کردیم آقایان مختارید

تیمورتاش- بنده طبق ماده 90 اخطار دارم‏

جمال امامى- بنده هم طبق ماده 90 اخطار دارم‏

دکتر مصدق- آقا بنده معلومم شد از این مجلس ذره‌اى براى این مملکت امیدى نباید داشت‏

عده‌اى از نمایندگان- این طور نیست (همهمه نمایندگان) (زنگ ممتد رئیس)

نورالدین امامى- اخطار دارم آقاى رئیس‏

دکتر مصدق- اجازه بدهید شما هم صحبت خودتان را بعد بفرمایید بکنید، بنده این طرح را پیشنهاد کردم که نمایندگان مجلس از این تزلزل و نگرانى بیرون بیایند (نورالدین امامى- نگرانى نداریم)

آقاى امامى اجازه بفرمایید بعد از بنده حضرت عالى اجازه می‌گیرید تشریف مى‌آورید هیچ مانعى هم ندارد بنده این طرح را از این نظر پیشنهاد کردم که نمایندگان مجلس از این تزلزل و نگرانى در آتیه اگر بنا شود عقیده آزاد راجع به لایحه نفت اظهار کنند و حربه انحلال در پشت گردن آنها نباشد خواستم نمایندگان از قید آن بیرون بیایند حالا دیگر چه عرض کنم‏

جمال امامى- اگر راست می‌گویید راجع به آن لایحه نفت بدهید امضا کنیم که کان لم یکن است.

دکتر مصدق- آن را که شما می‌خواهید امضا کنید آن امضا ندارد

جمال امامى- داردشما نمی‌خواهید مطرح کنید.

دکتر مصدق- مقصود من این بود که نمایندگان مجلس از این تزلزل و این نگرانى درآیند.

عده‌اى از نمایندگان- نگرانى نداریم، هیچ نگرانى نیست‏

دکتر مصدق- در تمام دنیا قضات دادگسترى استقلال دارند یعنى قضات دادگسترى تا لایتغیر نباشند نمی‌توانند رأیى را بر طبق عدالت بدهند بر طبق موازین بدهندحالا اگر آقاى امامى امرى بفرمایند که من لایتغیر هستم ما هم عرضى نداریم و اگر اظهارى هم می‌کنند برخلاف این اصل است نمایندگان مجلس شورای ملى باید در دوره تقنینیه مصون باشند و تصورکنند که در یک دوره تقنینیه غیر از صلاح مملکت نمی‌توانند کارى بکنند، این پیشنهاد را بنده کردم که آقا این نمایندگان محترم محکم بر جاى خودشان بنشینند و هر لایحه‌اى و هر مطلبى که از شما می‌خواهند روى اصل آزادى و روى اصل دموکراسى رأى بدهید حالا نخواستید نخواستید. من یک نفر ایرانی هستم که می‌خواهم تا بمیرم به وظیفه خودم عمل کنم (نمایندگان- همه همین طورند) و تاریخ شهادت بدهد که من یک فردى از افراد این مملکت هستم که از همه چیز خودم در راه خیر و صلاح مملکت می‌گذرم حالا شما نمی‌خواهید مرحمت زیاد، بنده به خدا به این مجلس فقط براى خدمت آمده‌ام، من حالم مساعد نیست، من ناخوشم، دیشب طبیب آمد گفت اگر دو ماه استراحت نکنید خطر به شما متوجه می‌شود این است که بنده از آقایان نمایندگان محترم خداحافظى می‌کنم و استدعا می‌کنم که بنده را از همکارى خودتان اخراج بکنید (تیمورتاش- اجازه بفرمایید صحبت بشود و ما هم عرض کنیم که چه می‌خواهیم بگوییم)

نورالدین امامى- آقا طبق ماده 90 بگذارید صحبت کنیم‏

شوشترى- بنده طبق ماده 90 اعتراض دارم، اخطار نظامنامه اى دارم‏

اسلامى- آقا نوبت بنده است بنده اسم نوشته‌ام، قبل از دستور سومى بنده هستم‏

رئیس- شما ده دقیقه می‌توانید صحبت کنید بفرمایید (شوشترى- بنده اخطار دارم)

اسلامى- عرض کنم که بنده مجبورم قبلاً صحبتى که خودم داشتم و خیلى هم مهم است بگذارم کنار و فرمایشاتى که جناب آقاى دکتر مصدق فرمودند تا آنجایى که بنده می‌توانم و شاید نظر همه آقایان باشد جوابى عرض کنم. البته مقدمه این نکته را ناگزیرم عرض کنم که جناب آقاى دکتر و آقایان اقلیت تصدیق می‌کنند که از وقتی که مجلس شورای ملى دوره شانزدهم افتتاح شد هر طرح قانونى که تهیه کردند اگر 8 نفر امضا کرده‌اند همیشه امضاى بنده هم بوده برای این که می‌دیدم واقعاً با یک حسن نیت می‌خواهند که یک کارى براى مملکت بشود، دو یا سه طرح دادند که امضاى بنده هم پاى آنها هست تا شدیم 15 نفرکه آنها بتوانند طرح‌شان را تقدیم بکنند و البته ایشان مرد اصولى هستند، دکتر حقوق هستند وقتی که ما طفل بودیم اسم ایشان را مى‌شنیدیم دکتر مصدق، دکتر مصدق معروف بودند و ما به ایشان احترام داشتیم حالا هم احترام می‌کنیم همه آقایان نمایندگان مجلس آمده‌اند اینجا که خدمت کننده باشند آن وقت یک دفعه همه را راندن به این که در آینده نمایندگان واقعى مى‌آیند، آقا 130 نفر نماینده باید در این مجلس بیاید و امسال چند هزار نفر داوطلب بودند هر انتخاباتى که شما بکنید بنده الان امروز اینجا اعلام می‌کنم این قانون انتخاباتى که آورده‌اند یک پول به درد نمی‌خورد یک شاهى به درد نمی‌خورد (صحیح است) یک قانونى آورده‌اند که مجلس شورای ملى نمی‌تواند تصویب بکند براى این که باز هم دست دولت در کار است شما فردا یا یک سال دیگر خواهید رفت، این قانون انتخابات از آن قوانینى نیست که مجلس شورای ملى بتواند رویش همین طورى رأى بدهد (صحیح است) براى این که بسیارى از موارد است که دست دولت بیشتر باز شده، تقلبات زیادتر خواهد شد این است که این قانون دردى را دوا نمی‌کند و این که حمله بشود که انتخابات همه جا خراب بوده این هم بسیار حرف ناحسابى است (صحیح است) بنده اینجا عرض می‌کنم و مى‌گویم اگر آقاى دکتر می‌خواهند ما همکارى کنیم بایستى همیشه روى اصول و مقررات رفتار کنند بنده به نوبه خودم عرض می‌کنم این مازندران است همیشه آقایان در تابستان یا ایام عید به رامسر و بابلسر تشریف می‌برند آنجا یک سؤالى از مردم بکنند که عباس اسلامى یا وکیل دیگر مازندران آیا براى مردم کار می‌کند؟ بنده خودم را عرض می‌کنم و حتى که بنده هر چه داشتم در این دو دوره که آمدم اینجا خرج کردم و دوندگى براى مردم کرده‌ام در خانه‌ام هم باز است، براى مردم جان می‌کنم طاقت ندارم که اینجا حرف آقای دکتر مصدق را گوش کنم من خودم را وکیل مردم می‌دانم همه آقا این هم می‌دانند 64870 نفر وکیل نشدند اینها ناراضى خواهند بود شما خیال می‌کنید راجع به انتخابات تهران چیزى نگفتند؟ بنده عرض می‌کنم شما احترام دارید، ایشان احترام دارند و الا مجلس شورای ملى می‌خواهد کار کند. دلیلش هم این است که بنده و عده‌اى همیشه طرح‌هاى شما را امضا می‌کنیم بنده که یک فرد کوچکى هستم هر طرحى که شما می‌نویسید امضا می‌کنم، شما یک مرد اصولى هستید مى‌آیید در مجلس نطق قبل از دستور بکنید، بنده هم صبح چاى نخوردم ساعت 6 آمدم اینجا اسم‌نویسى کردم و جناب آقاى الله‌یار صالح و آقاى نریمان هم تشریف داشتند بنده دیدم شرحى فرمودند که وقتتان را بدهید به من ولى آقا در حین نطق قبل از دستور، می‌شود یک طرحى داد، شما اگر می‌خواهید تظاهر کنید بین مردم استغفرالله تظاهر نمی‌گویم، ما هم یک وظیفه‌اى داریم، این که مى‌گویند دیکتاتورى شده است، اینجا مجلس شورا است در اینجا باید مشورت کنیم، صحبت کنیم ما مطالعه می‌کردیم و صحبت می‌کردیم که آقا به این دلیل من امضا می‌کنم یا امضا نمی‌کنم و بنده از کسانى بودم که امضا می‌کردم ولى با این طرزى که شما دارید رفتار می‌کنید، نمى‌توانستم امضا کنم بنده استدعا می‌کنم که با یک چوب همه را نرانید، اگر می‌خواهید کار کنید، اینجا همه نمایندگان آمده‌اند که با یک روح صمیمت کار کند ولى این طرز کار نیست بیرون می‌گویند دکتر مصدق می‌خواهد هر چه عقیده دارد به مردم تحمیل کند عقیده ایشان خیلى مقدس، خیلى محترم، اما می‌توانستند نطق قبل از دستورشان را بکنند. بعد هم طرح دو فورى همیشه

+++

مقدم بر هر چیزی است و ما همیشه حاضریم، حالا هم حاضریم ولى استدعا می‌کنم که یک قدرى رعایت احترام آقایان را هم بکنید، مجلس شورای ملى را منحل می‌کنند، به درک که بنده وکیل نشوم منحل بکنند، به درک که منحل کردند، ما اینجا مى آییم مجلس هر روز یک کیسه زر با خود نمی‌بریم، ولله هر چه داشتیم در این دو سال خرج کردیم بنده می‌روم پى کارم، آقا نمى‌آید. آقاى فرامرزى نمى‌آید. آقا یک مجلس مؤسسانى غلط یا درست به عقیده بنده درست. بنده آمدم رأى دادم، حالا بیایم این را امضا کنم، اصلاً ملت به من می‌خندد. شما چه توقعى از من وکیل مؤسسان دارید؟ من آمدم آنجا رأى دادم حالا بگویم غلط کردم؟ آخر این می‌شود؟ مردم می‌گویند که این چه وکیلى بود؟ شما یک توقعى بکنید.

که بشود عمل کرد آقاى دکتر آن روزی که تشریف آوردند، با دولت هم گویا مذاکره‌اى در خارج داشتند و طرحی تقدیم کردند که قانون مطبوعات و قانون انتخابات مقدم بر قانون نفت مطرح شود این بسیار نظر خوبى است. همه ما آرزو داریم، خیلى خوب است ولى می‌دانید اگر قانون انتخابات یک ماه دو ماه به تأخیر افتد صد و سى نفر وکیل ضرر خواهند برد؟ یا آن که کاندیدها ضرر خواهند برد؟ یا ضرر یا نفع، اما از همه چیز مهم‌تر براى مردم کشور به عقیده من لایحه نفت است، آن لایحه باید بیاید اینجا تکلیفش معلوم شود یا رد یا قبول، بنده آقا اعلام می‌کنم که همین قانون مطبوعات بنده خودم روزنامه می‌نویسم، دو مرتبه هم بنده را محاکمه کرده‌اند، ده تومان هم بنده را محکوم کردند من خودم می‌دانم که اینها چه می‌کشند اما بنده عرض می‌کنم، اگر دویست نفر روزنامه‌نویس ضرر بکنند این روزنامه‌نویس‌ها گذشت می‌کنند ولى 15 میلیون جمعیت ایران انتظار دارند، تکلیف نفت معلوم شود، (شوشترى- 20 میلیون نفر) (دکتر بقایى- تا دولت جواب آن ایراداتى که به آن لایحه شده ندهد، نمی‌تواند آن لایحه را بیاورد) صحیح است بنده خودم هم با جنابعالى موافقم و در نطقى هم که کردم، بنده اولین کسى بودم که گفتم این لایحه به ضرر مملکت است، خداى من شاهد است فقط نداى وجدان است که عرض می‌کنم خود شماها بگویید که نفت چه جورى بشود؟ آقاى دکتر مصدق ما چه کار کنیم؟ این را رد کنیم یا چه کار کنیم. ما که نمی‌توانیم قشون بکشیم و نفت را متصرف شویم. پس خود جنابعالى بنشینید یک طرحى تهیه کنید که این جورى بکنیم و ببینید که همه آقایان موافقت می‌کنند و اگر نکردند حمله بکنید. شما که می‌فرمایید که این لایحه بد است. من هم با شما موافقم، نفت ما را دارند می‌برند، پدر ما را درآورده‌اند، آقاى دکتر مصدق الان تمام مراحل سیاست را طى کرده‌اند بیایند بنشینند با کارشناسان نفت صحبت بکنند و با متخصصین یک طرحى تهیه کنند، بیاورند به مجلس، ما هم امضا می‌کنیم، بعد یا رد می‌شود یا قبول می‌شود یا انگلستان قبول می‌کند یا نمی‌کند، (دکتر بقایى- دولت موافقت نمی‌کند یک سال است ما گزارش ژیدل را خواسته‌ایم نمی‌دهند، گزارش ژیدل از ملت ایران پنهان است) (جمال امامى- بنده اعتراض دارم) بنده در این مورد بیش از این عرض نمی‌کنم و به آقایان اطمینان می‌دهم همان طوری که مکرر عرض کردم، دلیل همکارى ما با شما این است که هر وقت شما هر طرحى دادید، بنده خودم همیشه امضا کرده‌ام، ولى جناب آقاى دکتر بقایى این راهش نبود که این طورى بکنید الان آقاى دکتر مصدق باز هم قهر کردند. حالا مردم در خارج این طور خیال می‌کنند که ایشان یک عملى می‌خواستند بکنند که تمام این گرسنه‌ها سیر بشوند. تمام این بیکار‌ها مشغول کار بشوند و آقایان نگذاشتند. در صورتی که بنده عقیده دارم که اگر من مانع این کار هستم، حاضرم بروم در خانه‌ام بنشینم شاید آقایان باشند که این نظر را داشته باشند (دکتر بقایى- کار این است که جلو تحریکات حکومت دیکتاتورى گرفته بشود) بلى آن را هم بنده با شما هم عقیده هستم. ملت ایران دیگر به هیچ قیمت زیر بار حکومت دیکتاتورى نمی‌رود. (آشتیانى‌زاده- الان رفته) (دکتر شایگان- خدمت شما هم خواهند رسید) خواهید دید که آن روز اکثر این نمایندگان با شما حاضرند که فداکارى کنند، و باید از روى جنازه‌شان بگذرند شما هشت نفر تنها نخواهید بود، (دکتر شایگان- متأسفانه دیر خواهد بود) اما مطلبى که می‌خواستم عرض کنم.

رئیس- دیگر وقت زیادى ندارید آقاى اسلامى‏

اسلامى- بلى بنده مطالبم خیلى زیاد بود ولى یک موضوعى را عرض می‌کنم و بقیه را می‌گذارم براى وقت دیگر، و اما موضوع دیگرى را که می‌خواستم عرض کنم و مى‌ترسم وقت تمام بشود، الان اطلاع دادند که یک عده پلیس رفته‌اند به بیمارستان‌ها، این دانشجویانى که در دانشکده پزشکى هستند، خواسته‌اند به زور ببرند براى امتحان، و من می‌خواستم عرض کنم که اگر یک تصادمى بشود بین دانشجویان و پلیس ممکن است یک اتفاقاتى بیش بیاید. الان رفته‌اند در بیمارستان نجات و کاغذى نوشته‌اند که پلیس آمده آنجا که آنها را به زور ببرد سر جلسه سر جلسه امتحان حالا بنده صحت و سقمش را نمی‌دانم. و به این اعتصاب دارند رنگ سیاسى می‌دهند در حالی که در این اعتصاب هم مجلس شوراى ملى و هم دولت تصدیق کرد که اینها حق دارند و کنار آمدند و رفتند سر کلاس ولى وقتى محصلین گفتند دیدى ما پیش بردیم به آقاى رئیس دانشکده برخورده خوب آقا اینها طفلند معلم پدر روحانى است آمدند گفتند شما در اعتصاب رعایت دیسیپلین را نکردید، من نمی‌دانم دیسیپلین یعنى چه؟ اگر اینها متهم سیاسى هستند و با یک جاهایى بند و بست دارند قانون هست، اینها را تعقیب کنید: ما هم مستحضر بشویم، اما بی‌خود تحریک نکنید اگر یک دانشجویى گفته است دیدید ما پیش بردیم این که حرفى نیست. عرض کنم که آقایان نمایندگان محترم شاید این سه چهار روزه در روزنامه‌ها ملاحظه فرموده‌اند که در اطراف نامه آقاى جان وایلى سفیر کبیر سابق آمریکا در ایران به کنگره زیاد قلم‌فرسایى شده ...

رئیس- دو دقیقه بیشتر وقت ندادید.

اسلامى- شاید متن این نامه به نظر آقایان نرسیده باشد. بنده متن نامه را پید اکرده بودم که اینجا بخوانم ولى چون دو سه ستون روزنامه است و وقت نمی‌رسد که بخوانم خلاصه آن را عرض می‌کنم متن نامه‌ای که بنده به دست آوردم و در تمام قسمت‌هایش هیچ صحبتى از کمک مالى و اقتصادى نیست تمام می‌گوید که به ایران کمک نظامى کنیم اسلحه بفرستیم چه بکنیم و حال این که با فرمایشاتى که اعلیحضرت همایونى در آمریکا فرمودند که به ما کمک مالى و اقتصادى بشود عرض می‌کنم که لازم است کمک اقتصادى و مالى بر کمک‌هاى دیگر مقدم باشد هیچ کمکى تا حالا نشده است من تعجب می‌کنم سفیر کبیرى که دو سال در این جا بوده و اوضاع مملکت را دیده در نامه‌ای که به کنگره داده هیچ ذکرى از کمک اقتصاد ى به میان نیاورده و حال این که ما همه می‌دانیم اگر دلشان می‌سوزد قرار است که جلوى سیل کمونیسم گرفته شود باید شکم مردم را سیر کرد و در درجه اول باید براى اینها نان داد و گندم خریدیم پول دادیم عقیده بنده این است و عقیده اکثر مردم این است که باید اول کمک اقتصادى بشود بنده نمی‌دانم آقاى سفیر کبیر آمریکا بى‌اطلاع هستند با این که بنده نمی‌توانم درک کنم در آن نامه ذکرى از کمک اقتصادى نکرده باشد به هر صورت استدعا می‌کنم (فرامرزى- قسمت اقتصادى را کیهان براى خودش برداشته) که دولت اگر مقتضى می‌داند در مجلس علنى توضیحى در این باب بفرمایند.

صفایی- این کمک از لحاظ ملت ایران نیست از لحاظ نظامى و براى خودشان است بران خاطر ملت ایران نمى‌آید کمک‌هایى بکنند.

رئیس- آقای اسلامى وقت شما گذشته و حالا سه نفر از آقایان به عنوان ماده 90 می‌خواهند اظهاراتى بکنند ولى فعلاً آقاى نخست وزیر بیاناتى دارند. آقاى نخست وزیر بفرمایید

3-معرفى آقاى صادق وثیقى به وزارت اقتصاد ملى و بیانات آقاى نخست وزیرراجع به نفت‏

نخست وزیر- آقاى صادق وثیقى را به وزارت اقتصاد ملى معرفى می‌کنم (مبارک است) چون در موضوع نفت اشاره شد و اظهار شد از طرف یکى از آقایان که گزارش‌هایى را می‌خواهند ببینند بنده این موقع را مغتنم می‌شمرم و نظر دولت را به عرض آقایان می‌رسانم نظر دولت این است که چون قضیه نفت از مسائل مهم مملکتى است و همه آقایان استحضار دارند در دوره 15 تقنینیه اواخر دوره مطرح شده بود و مذاکرات ناقص ماند و به نتیجه نرسید و منتهى شد و خاتمه دوره تقنینیه در صورتی که صلاح دولت و مملکت این است که تکلیف این کار معلوم شود (صحیح است) تقاضاى دولت این است که آقایان موافقت فرمایند این موضوع جزو دستور واقع شود (دکتر بقایى- تا جواب ایرادات داده نشود نمی‌شود مطرح بشود)

+++

حالا عرض می‌کنم تقاضا می‌شود یک کمیسیون خاصى براى این موضوع تشکیل شود هر طور آقایان صلاح بدانند از شعب از نمایندگان شعب از هر شعبه دو نفر سه نفر یک کمیسیون خاصى تشکیل شود آن وقت تمام مسائل مربوط به نفت و هر ایرادى که بوده است با هر لایحه‌اى که بوده است به آن کمیسیون برود و دوسیه این کار هم به کمیسیون بیاید (دکتر بقایى- تاجواب ایرادات را ندهید هیچ کمیسیون صلاحیت رسیدگى ندارد) آقا این کار باید در یک کمیسیونى بشود اینجا که نمی‌شود در تمام جزئیات وارد شد. خیلى جزئیات هست خیلى مسائل هست مکاتبات هست گزارشات هست و همه به اختیار کمیسیون گذاشته می‌شود و آقایانى که نمایندگان شعب هستند آنجا تشربف مى‌آورند آنجا و آقایان می‌بینند و تکلیف این کار را معین می‌کنند و به عقیده بنده معوق ماندن این قضیه به صلاح مملکت نیست (صحیح است) و تقاضاى دولت این است که به تشکیل این کمیسیون آقایان تصمیم بفرمایند دولت هم به وظیفه خودش عمل خواهد کرد امیدواریم آقایان نمایندگان هم با فکر روشن و نظر خیرخواهانه‌اى که دارند کاملاً وارد بشوند و این قضیه معوق را تکلیفش را تعیین و روشن بفرمایند

4-بیانات آقایان: تیمورتاش- جمال امامى، شوشترى به عنوان ماده 90 آیین‌نامه‏

رئیس- آقاى تیمورتاش طبق ماده 90 بیاناتى دارند (آشتیانى‌زاده- جناب آقاى رئیس وارد دستور شویم) نه آقا بر طبق ماده 90 صحبت مى‌کنند

تیمورتاش- بنده می‌خواستم قبلاً عرض کنم به عقیده بنده فحش بد است از خدا اگر شنود کس‏

رفیع- خواهش می‌کنم خدا را مستثنى بکنید خدا فحش نمی‌دهد

تیمورتاش- اجازه فرمودید به نظر بنده بیاناتى که جناب آقاى دکتر مصدق فرمودند و بنده دراین جلسه اولین بارى بود که شنیدم ولیکن از آقایان مکرر نمایندگان شنیدم که در جلسات دیگر هم ایشان مکرر تکرار فرموده‌اند که وکالت ملى منحصر است به عده معدودى (دکتر بقایى- این حرف را نگفته‌اید آقا) بنده با این حرف مخالفم و می‌خواهم عرض کنم که دور از نزاکت است که چنین فرمایشى بکنند بنده دو سال تمام با ایشان افتخار همکارى داشتم نمی‌توانم باور کنم که یک چنین بیانى را فرموده باشند البته عقیده آزاد است و هر کس در بیان عقیده خودش آزاد است ولى هر کس باید در یک محیط آزادى بیان مطلب بکند کسانی که از حکومت دیکتاتورى خیلى تنفر دارند و همیشه اظهار تنفر می‌کنند به نظر بنده باید مقدم باشند و نگذارند و راضى نباشند که ترور عقاید بشود جناب آقاى دکتر مصدق امروز طرحى پیشنهاد فرمودند که به قول خودشان تا امروز احدى از این طرح مطلع نبوده است بنده در کمیت و کیفیت این طرح کارى ندارم ولیکن قدر مسلم این است که خلاف طرزعمل پارلمانى است که بیایند و بفرمایند که من از شما توقع دارم که هیچ‌گونه صحبتى در اطراف این موضوع نکنید و فقط و فقط رأى بدهید که این طرح مورد قبول هست یا نیست این اساس مطلب است به نظر بنده اصل عمده این است که طرز عمل پارلمانى چنین نیست بنده به ایشان حق جسارت ندارم که بخواهم به ایشان درس بدهم ولى صحبت این است که بدون این که طرح مطرح بشود و بدون این که خوب و بدش گفته شود به نظر بنده معقول نیست که این طرح مطرح بشود اما نکته اساسى دیگر این که می‌بینم هر ساعت هر آن به وسیله انواع مختلف ایجاد تشنج ایجاد دو دستگى ایجاد نفاق ایجاد کدورت بین اشخاص می‌شود من که عقلم قاصر است که عرض کنم از کجا سرچشمه می‌گیرد و منظور چیست ولیکن قدر مسلم این است و این را با کمال وضوح عرض می‌کنم هر کس که به این تشنج به این اختلاف به این آتشى که امروز می‌سوزد دامن بزند قطعاً برخلاف مصلحت ایران اقدام کرده است (صحیح است) داستان مجلس مؤسسان خوب یا بد (من نبودم) امرى است علیحده و جزو برنامه عمل مجلس نیست مجلس در این زمینه باید رأى بدهد باید مطرح بشود و خواهد شد و اما امروز آمدن و گفتن الا‌الله باید این در را ببندید و از این مجلس بیرون نروید یا این که حقى را که یک عده‌اى به شاه مملکت داده‌اند از ایشان سلب بکنید می‌گویم این به صلاح کشور نیست حقى را که (حق یا ناحق من کارى ندارم) داده شده است و به شاه مملکت در آن واحد از ایشان سلب بکنیم و این را موجب و وسیله یک نقار و کدورت بیشترى قرار بدهیم (دکتر بقایى- احسنت بر شما) بلى احسنت بر من جناب آقاى دکتر بقایى احسنت بر من براى این که احساسات شخصى خودم را براى صلاح مملکت زیر پا می‌گذارم (دکتر بقایى- بنده گفتم احسنت بر شما نگفتم که نه احسنت) (زنگ رئیس)

رئیس- این ماده 90 است که اگر نطق کسى را کسى تحریف کرد در آن قسمت توضیح داده شود

تیمورتاش- بنابراین من استدعا می‌کنم از جناب آقاى دکتر مصدق با کمال پوزش اگر جسارت کردم ایشان به مجلس مراجعت بفرمایند (مکى- تشریف دارند دکتر مصدق تا آخرین قطره خونش را می‌ریزد افتخار ما این است که کشته بشویم در راه آزادى) به هر تقدیر بنده استدعا می‌کنم (مکى- مرحوم تیمورتاش هم این بیانات را در 1304 پشت این تریبون کرد) نگذار کار به آنجا بکشد که من دهنم را باز کنم بنده استدعا می‌کنم این طرحى که پیش آمده و این طرح را تقدیم مجلس کرده‌اند (فعلاً که مورد بحث نیست) آقاى دکتر مصدق تصور نفرمایند که مجلس قصورى در انجام وظیفه‌اش می‌کند و تصور این را نفرمایید که میهن‌پرستى و وطن‌پرستى و ریختن خون در راه آزادى منحصر به افراد مخصوصى است (صحیح است) (دکتر شایگان- تا مرحوم چه بگویند)

رئیس- آقاى جمال امامى‏

جمال امامى- هر اصول مسلمه‌اى که وارد مملکت بدبخت ما می‌شود قلب ماهیت می‌شود مفهوم خودش را از دست می‌دهد در قالب تمنیات و شهوات و اغراض ما ریخته می‌شود این بحثى است که خیلى وسیع است یک روز باید بنشینیم حلاجى کنیم این منشأ بدبختى‌هاى این مملکت است یکى از آن اصول مسلمه‌اى که به نام اساس تمدن امروز اغلب ملت‌هاى متمدن دنیا قبول کرده اصول دموکراسى و پارلمانتریسم است این به یک شکل در هر جاى دنیا هست ولى اینجا به آن شکل نیست دموکراسى یعنى حکومت مردم به وسیله قانون، قانون چیست؟ قانون بندى است قیدى است که براى رفاه جامعه به وسیله افراد جامعه به دست و پاى مردم می‌زنند تا تجاوز بر حقوق دیگران نکنند من از شما انصاف می‌خواهم مروت می‌خواهم شما را به وجدانتان فردى از افراد این مملکت یا احدى از آحاد این مملکت این اصل را قبول دارد؟ قانون در نظر ما یک هوسى است یعنى میل ما اگر اجرا نشود آن قانون نیست شتر قانون را در خانه هر کدام ما بخوابانند رد می‌کنیم و این قانون بیچاره جایى ندارد جز این که برود در بیغوله‌هاى پایین شهر مسکن کرده و از آنجا به شکل چاقو‌کش به شکل دزد بیرون مى‌آید از لا به لاى اوراق به شکل ناسزا بیرون مى‌آید این استفاده‌ای است که ما از قانون و دموکراسى کرده‌ایم خلاصه‌اش هرج و مرج ما قانون نمی‌خواهیم ما امیال خودمان را مى‌خواهیم در لباس قانون بریزیم این اصول پارلمانتریسم نیست که رئیس جبهه آزادی‌خواهان بیاید در مجلس پیشنهاد بکند و بگوید اگر چنین نکردید من قهر می‌کنم می‌روم آقا در مجلس اکثریت حاکم است (دکتر بقایى- می‌خواهد قهر بکند برود کجاى این خلاف آزادى است) نباید تهدید بکند (دکتر شایگان- کجا تهدید کردند؟) (امامى‌خوئى- آقاى دکتر بقایى ساکت باش) (افشار صادقى- آقاى دکتر بقایى بگذار حرف‌شان را بزنند) (دکتر بقایى- چشم ما روشن آقاى افشار‌صادقى چشمم روشن) آقاى دکتر بقایى شما که در اروپا تحصیل فرموده‌اید این طرز تقدیم یک طرحى است (دکتر بقایى- کجایش خلاف است) همه جایش از سر تا ته (دکتر بقایى- خود شما در مجلس طرحى را به 80 امضا رسانیدید) این غیر از آن است و در صلاحیت ما نیست این برخلاف مشروطیت است صحبت اینجا است رفقا شما می‌دانید ما هم می‌دانیم صحبت این نیست که قانون فلان را بیاوریم از روز اول هم نمی‌دانم آقاى نخست وزیر چراتشریف بردند با ایشان مصلحت‌اندیشى کردند چرا با بنده استشاره نکردند که فلان قانون را بیاوریم یا نیاوریم (صحیح است) و بنده مخالفت می‌کنم با طرح این قوانین دو سال دیگر از وقت مجلس باقى است لایحه انتخابات در موقع خودش مطرح می‌شود قانون مطبوعات هم که به قدر کافى آزادى دارند فحش هم که می‌دهند چه ایرادى دارد عجالتاً اگر

+++

راست می‌گویند آقاى مصدق الان بنده یک طرحى مى‌آورم مجلس این قانونى را که فعلاً آوردید کان لم یکن و به شما می‌گویند برو یک ماه دیگر صحبت کن اینها نمى‌خواهند نفت مطرح بشود (صحیح است) مى‌خواهند این قضیه همان طور بماند صحبت اینجا است و الا اگر مایل‌اند لایحه را بیاورند شما چرا خودتان را گول می‌زنید حالا در این موقع آشفتگى مملکت موقع این است که لایحه مطبوعات و انتخابات بیاوریم ملت از گرسنگى می‌میرند (صحیح است) ما مى‌گوییم این رل را از اینها بگیریم (دکتر بقایى- شما که اکثریت هستید طرحى بیاورید) عوض این چرت و پرت‌ها آنها را بگویید این چه اوضاعى است این چه وضعیتى است اگر این است آزادى این است مشروطیت من یکى مخالفم این هرج و مرج است این مملکت را به نابودى می‌کشاند من با این آزادى مبارزه می‌کنم اگر این آزادى است 15 میلیون نفر دیکتاتورى بکند بهتر است که یک نفر دیکتاتورى بکند (البته می‌دانم) مقدمه همین بود (احسنت- احسنت) (دکتر بقایى- احسنت ولى روزى می‌بینم که همه را به دار بکشند) ساکت شو ما را از دار مى‌ترسانى خائنین را به دار می‌کشند

رئیس- آقاى شوشترى‏

شوشترى- بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم (مکى- و لعنته‌الله على قوم‌الظالمین) والکاذبین (دکتر بقایى- فسیعلمو الذین ظلمو اى منقلب ینقلبون) (رئیس- اینجا قهوه‌خانه نیست) (مکى- وقتی که روضه می‌خواند) (دکتر بقایى- چه مطرح است) از ماده 90 استفاده می‌کنم (آشتیانى‌زاده- بنده اخطار دارم) گوش کن آقا این محترم این دو تابلو که جزئى از قرآن کریم است امر هم شورا بینهم و شاور هم فى الامر رسول اکرم در تمام امور با مسلمین غیر از آیات منزوله سماوى در امور عادى مشورت می‌فرمود آن هم به چه نحو به نحو وجادلهم بالتى هى احسن نه فحش نه به زور نه تهدید نه به توهین نه به اعراض اینها ابداً نبوده است ما یک قواعدى در دستمان بوده است البته بنده مثل جناب آقاى دکتر مصدق و آقایان تحصیل کرده‌ها سنخ فکرم روى آن اصول و آن مراتب نیست اما آنچه را که خودم در مجلس شورای ملى مفتخر بودم زمانی که زعما و صلهاى این ملت مثل مرحوم مؤتمن‌الملک مشیر‌الدوله مستوفى‌الممالک السید‌المدرس قدسى سره (آشتیانى‌زاده- اینها مربوط به ماده 90 است؟) اجازه بفرمایید عادت این بوده که اگر یک طرحى پیش مى‌آمد آقا این می‌رفتند فکر می‌کردند نه این که به تهدید بیایند بنشینند بگویید حرف نزنید من هم تا حال به کسى نگفتم مشورت هم نباید بکنید در اطراف زشتى و زیبایى او هم بحثى نکنید صرفاً چشمتان را بگذارید روى هم اگر نکردید مجلس را مى‌بندم چنین و چنان می‌کنم کى مى‌تواند این کار را بکند اشتباه کرده‌اید (دکتر بقایى- اینها مربوط به ماده 90 نیست) (رئیس- شما آنچه مربوط به ماده 90 است بگویید) شوشترى ماده 90 یعنى رفع توهین از خودم ما مگر وکیل ملت نیستیم من چطور می‌توانم چیزى که در مجلس مؤسسان به فرمایش آقاى تیمورتاش رفتیم آنجا نشستیم حقاً و باطلاً و رأى دادیم (حائرى‌زاده- خبط کردید سرنیزه بود) بدون مطالعه نمی‌شود خلاف آن را رأى داد باید فکر کنیم‏

آشتیانى‌زاده- این که ماده 90 نیست‏

رئیس- آقاى شوشترى تمامش کنید این وضع مجلس نمی‌شود

شوشترى- بنا علیهذا اگر یک منظور اساسى یک مقصود جامعى در بین است چه مانعى دارد آقایان دعوت کنند عده ما هم می‌رویم قبلاً طرح را تهیه کنید مطالعه کنیم بیاورید توى مجلس آن وقت روى مصالح مملکت درش مذاکره می‌شود العیاذبالله این وکلا چه آقایان جبهه ملى چه غیر جبهه ملى که بر‌خلاف مصالح مملکت عمل کند چرا همچو فکرى باید بشود براى چه تصور کنید یک دسته از این مسان بیاید العیاذبالله خیانت بکند نه این طور نیست من اتخاذ سند می‌کنم از بیان شخص آقاى دکتر مصدق فرمودند اگر وکیلى هم در اصل انتخاباتش تصور خدشه می‌رود چون قبول خدمتگزارى کرد مثل عقد فضول مورد تصویب واقع می‌شود اولاً به عقیده من این تصدیق ایشان پسندیده نیست براى این که اگر همیشه این عقد فضول واقع شود چه باید کرد از آنجایش بترسید و اگر این است که چه مانع دارد شما بیایید فکر بکنید ببینید که راستى راستى به قول ناصر خسرو دهلوى فردا که بر من و تو وزد باد مهرگان آن که شود پدید که نامرد و مرد کیست (دکتر بقایى- مدت‌ها است که پدید شده) آقایان تشنج ایجاد نکنید والله مضر است به حال ملت ایران به خداى لایزال ایران امروز محتاج به وحدت کلمه است توهین نکنید دیگران اختلاف ما را می‌خواهند ما به شما توهین نکردیم چه در غیابتان چه در حضورتان آقا این فکر بکنید ممکن است آقاى دکتر مصدق اشتباه بکند ایشان که معصوم نیستند بیایید فکر کنید شایسته نیست. عرایض بنده تمام شد

رئیس- آقای وزیر کشور بفرمایید

مکى- من اجازه می‌خواهم طبق ماده 90

آشتیانى‌زاده- حق دارند

رئیس- آخر این مجلس پول می‌دهد به آقایان این طور که نمی‌شود من از فردا نظامنامه را کاملاً اجرا می‌کنم این که مجلس نیست من خودم از آقایان که تقاضا نکردم به من رأى بدهید (عده‌اى از نمایندگان- همه به میل خود به شما رأى داده‌اند) من 2 ساعت در جلسه خصوصى استدعا کردم که باید این مردم بدبخت را کارشان را به دست‌شان داد کارشان را درست کرد من ناخوشم والله از وقتی که آمدم من دواهایم را که داده‌اند نتوانسته‌ام بخورم آخر یک انصافى بدهید به این مردم بدبخت از بین رفتند (فولادوند- آقاى رئیس حق دارند عصبانى شوند) (آشتیانى‌زاده- فقط مردم حق ندارند عصبانى شوند)

5-تقدیم یک فقره لایحه به وسیله آقاى اردلان وزیر کشور

رئیس- آقاى وزیر کشور بفرمایید

وزیر کشور- آقایان محترم مسبوق هستند وضعیت اتوبوسرانى و تاکسیرانى در شهرستان‌ها و تهران به‌خصوص و شهرهاى بزرگ ایران باعث این شده است که تلفاتى به مردم وارد بیاید و این موضوع مورد توجه غالب نمایندگان محترم بود بنابراین لایحه با مطالعه دقیق در این خصوص تهیه شده است که تقدیم مجلس شورای ملى می‌شود

6-تقدیم یک فقره لایحه به وسیله آقاى دکتر اقبال وزیر راه‏

رئیس- آقاى دکتر اقبال‏

دکتراقبال- آقایان محترم به خاطر دارند که در ابتداى تشکیل دولت در قسمت بودجه راجع به یک دوازدهم یک ماده بود مربوط به استخدام‌هایی که قید شده بود که باید به تصویب مجلس برسد بر طبق آیین‌نامه جدید مجلس در دوازدهم نمی‌شد به مواد آن مواد دیگرى اضافه کرد در کمیسیون بودجه اظهار نظر شد هم لوایحى که مورد لزوم است به طور جداگانه بیاورند به مجلس و مطرح شود بنابراین لایحه‌ای است راجع به بنگاه راه‌آهن و استخدام بعضى از مکانیسم‌ها که مورد لزوم راه‌آهن است تقدیم مجلس شورای ملى می‌کنم.

7-تقدیم یک فقره لایحه به وسیله آقاى فروزان معاون وزارت دارایى‏

رئیس- آقاى معاون وزارت دارایى‏

فروزان- به تبعیت ازبرنامه دولت لایحه ایست براى اخذ یک عوارضى ازاجناس تجملى که تقدیم مجلس می‌کنم (وکلا- بسیارخوب است)

8-انتخاب یک نفر منشى‏

رئیس- جزو دستور امروز انتخاب یک نفر

+++

منشى است قبلاً 3 نفر براى استخراج آرا به ترتیب قرعه انتخاب می‌شود.

افتراع به عمل آمده آقایان: دکتر علوى- قراگوزلو- ثقة‌الاسلامى معین شدند.

قاسم فولادوند- اجازه می‌فرمایید؟

رئیس- بفرمایید

قاسم فولادوند- آقاى فولادوند که کاندید هستند اخوى اینجانب آقاى غلامرضا فولادوند می‌باشند.

رضوى- آقاى امیرى قراگوزلو که از طرف فراکسیون ایران کاندید بودند صرف‌نظر کردند

رئیس- رأى مخفى باید گرفت اسامى آقایان خوانده می‌شود رأى بدهند. مطابق ماده 161

‌(اخذ رأى به عمل آمده و آقایان به ترتیب ذیل رأى دادند)

اسامى رأى دهندگان‏

آقایان: حائرى‌زاده. کشاورز‌صدر. اردلان بوداغیان. آشتیانى‌زاده. مجتهدى. رفیع. فرامرزى. نصرتیان. نبوى. محمد ذوالفقارى. دکتر هدایتى. ناصر صدرى. غلامرضا فولادوند حکیمى. شوشترى. محمودى. پناهى. تقوى. امامى‌اهرى. ظفرى. دکتر شایگان. دکتر بقایى. آزاد. افشار‌صادقى. گنابادى. سلطان‌العلما. قاسم فولادوند. ابتهاج. مهدى ارباب. گودرزى. دکتر جلالى. ملک‌مدنى. زنگنه. دکتر راجى. نریمان. الله‌یار صالح. ناظر‌زاده. ناصر ذوالفقارى. سودآور. افشار. مهدوى. مکرم. تیمورتاش. بهادرى. نورالدین امامى. میرمجید موسوى. عباسى. آصف. قرشى. بزرگ‌نیا. قبادیان. صفایى. دکتر کاسمى. خاکباز. گرگانى. سلطانى. ابریشم‌کار. سالاربهزادى. میرحسینى. غضنفرى. عرب‌شیبانى. رضوى. شکرائى. عامرى. کهبد. مخبر فرهمند. ارباب گیو. هراتى. دهقان. امیر افشارى. مرتضى حکمت. دکتر برال. دکتر علوى. ثقة‌الاسلامى. قره‌گوزلو. خسرو قشقایى. محمد‌على مسعودى. صدرزاده. جمال امامى. شهاب خسروانى. مکی

‌(مهره‌هاى تقنینى و اوراق رأى شماره شده و پس از استخراج آرا نتیجه به قرار ذیل بود)

مهره تقنینه 82 اوراق رأى 82 آقاى غلامرضا فولادوند 48 رأى- آقاى ناظرزاده کرمانى 29 رأى آقاى قراگوزلو 3 رأى ورقه سفید 2

رئیس- عده حاضر 84 نفر آقاى غلامرضا فولادوند با اکثریت 48 رأى انتخاب شدند (مبارک است)

9-ختم جلسه به عنوان تنفس‏

رئیس- اگر موافقت می‌فرمایید بیست دقیقه تنفس داده شود (صحیح است)

( در این موقع 35 دقیقه قبل از ظهر جلسه به عنوان تنفس تعطیل و دیگر تشکیل نگردید )

رئیس مجلس شورای ملى- رضا حکمت

+++

یادداشت ها
Parameter:294554!model&5137 -LayoutId:5137 LayoutNameالگوی متنی کل و اخبار(مشروح مذاکرات)