کتابخانه، موزه و مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی


صفحه اصلی » مشروح مذاکرات » مشروح مذاکرات مجلس ملی » دوره هجدهم مجلس ملی

0.0 (0)
مشروح مذاکرات مجلس شورای ملى، دوره‏18
[1396/05/30]

جلسه: 35 صورت مشروح مذاکرات مجلس روز سه‌شنبه دوم شهریور ماه 1333  

فهرست مطالب:

1- تصویب صورت مجلس.

2- بیانات قبل از دستور آقایان: خرازى، صارمى، شوشترى و خلعتبرى

3- تقدیم یک فقره سؤال به وسیله آقاى اردلان

4- تقدیم لایحه اجازه پرداخت حقوق و هزینه کل کشور بابت دو ماهه مرداد و شهریور به وسیله آقاى وزیر اقتصاد ملى و طرح و تصویب فوریت آن

5- طرح گزارش کمیسیون دادگسترى راجع به الغاى لوایح ناشیه از اختیارات آقاى دکتر مصدق

6- تعیین موقع و دستور جلسه بعد - ختم جلسه

مشروح مذاکرات مجلس شورای ملى، دوره‏18

 

 

جلسه: 35

صورت مشروح مذاکرات مجلس روز سه‌شنبه دوم شهریور ماه 1333

 

فهرست مطالب:

1- تصویب صورت مجلس.

2- بیانات قبل از دستور آقایان: خرازى، صارمى، شوشترى و خلعتبرى

3- تقدیم یک فقره سؤال به وسیله آقاى اردلان

4- تقدیم لایحه اجازه پرداخت حقوق و هزینه کل کشور بابت دو ماهه مرداد و شهریور به وسیله آقاى وزیر اقتصاد ملى و طرح و تصویب فوریت آن

5- طرح گزارش کمیسیون دادگسترى راجع به الغاى لوایح ناشیه از اختیارات آقاى دکتر مصدق

6- تعیین موقع و دستور جلسه بعد - ختم جلسه

 

مجلس دو ساعت و یک ربع پیش از ظهر به ریاست آقاى رضا حکمت تشکیل گردید.

1- تصویب صورت مجلس

رئیس- صورت غائبین جلسه قبل قرائت می‌شود.

(به شرح زیر قرائت شد.)

غائبین با اجازه- آقایان: دکتر افشار، مشایخى، مکرم، تربتى، محمود ذوالفقارى، اسکندرى، بهادرى، حمیدیه، محمود افشار، افشار صادقى، امامى خویى، بیات ماکو، بوداغیان، ثقه‌الاسلامى، شفیعى، دکتر عدل، مهندس اردبیلى، رضا افشار، دکتر سید امامى، افخمى، سرمد، سالار، بهزادى، علم، مرآت اسفندیارى، جلیلى، مصطفى ذوالفقارى، دکتر بینا، ایلخانى‌زاده، امید سالار، حائرى‌زاده، ابراهیمى، میر اشرافى، فرود. غائبین بى‌اجازه- آقایان: کدیور، امیر تیمور کلالى.

رئیس- نسبت به صورت مجلس جلسه قبل نظرى نیست؟ (اظهارى نشد) صورت مجلس جلسه قبل تصویب شد.

2- بیانات قبل از دستور آقایان: خرازى، صارمى، شوشترى و خلعتبرى

رئیس- سه نفر از آقایان تقاضاى نطق قبل از دستور کرده‌اند، آقاى خرازى.

خرازى- آقایان همکاران محترم مستحضر هستند که یک سال و چند روز است که از قیام ملى 28 مرداد گذشته و در ظرف این مدت هم دولت فعلى سر کار بوده، بنده می‌خواهم از احساسات پاک و بى‌شائبه‌اى که در روز قیام ملى 28 مرداد تمام اهالى کشور به منصه ظهور رسانیدند مخصوصاً اهالى تهران و نمایندگانى که از استان‌ها و شهرستان‌ها آمدند (صحیح است) و سران عشایر و ایلات وطن‌خواه و شاه‌دوست که آمدند (صحیح است) صمیمانه در این قیام ملى شرکت کردند (صحیح است) صمیمانه تشکر بکنم (صحیح است) و ملاحظه هم فرمودید که مردم ثابت کردند که دیگر دنبال دولت‌هاى ریاکار و عوام‌فریب نخواهند رفت (عبدالصاحب صفایی- انشاء‌الله) موضوع دومى که بنده می‌خواستم عرض کنم راجع به سیل است چون از حضرت آقاى شوشترى تقاضا کردم بنده در این مورد وارد نمی‌شوم و ایشان به طور تفصیل خاطر نمایندگان محترم را که توجه هم دارند متوجه‌تر خواهند کرد، موضوع دیگر که می‌خواستم به عرض آقایان برسانم و فن خودم است یک سال است که همان طور که عرض کردم از عمر این دولت می‌گذرد البته دولت در درجه اول مشکلاتى راجع به امنیت داشت و به حمدالله همه می‌بینیم چه در شهرستان‌ها و چه در طرق و شوارع امنیت کامل برقرار است (الحمدالله) و حالا دولت از موضوع نفت هم تقریباً فراغت حاصل کرده و موقع آن رسیده که دولت توجه کافى به موضوعات اقتصادى که اهم مطالب است و در حقیقت می‌شود گفت از کارهایی است که دقیقه‌اى نباید از آن غفلت کرد باید اقدامات جدى در قسمت‌هاى امور اقتصادى بشود و همچنین در دستگاه‌هاى دولتى یعنى در وزارتخانه‌ها و ادارات دولتى باید با فساد باعلى درجه مبارزه بشود (دکتر جزایرى- مستخدمین دزد بى‌عفت را باید بیرون بکنند از دستگاه، در دستگاه دولت مستخدمین دزد بى‌عفت وجود دارد) (عبدالصاحب صفایی- دزد را باید بیرون کرد با عفت هم باشد باید بیرونش کرد) توجه بفرمایید آقایان عرض می‌کنم که در دستگاه دولتى اشخاص فاسدى هستند که در سابق و در زمان دولت‌هاى سابق هم بوده‌اند و حالا هم هستند و مخرب هم هستند (صحیح است) اینها باید طرد بشوند (صحیح است) بنده صریح و بى‌رودربایستى عرض می‌کنم ما با آقایان وزرا شیر نخورده‌ایم اگر رئیس دولت حسن نیت دارد وزرایش هم باید حسن نیت داشته باشند و براى مردم این مملکت کار بکنند و حقیقتاً یک اشخاصى را که اعلیحضرت همایونى در کابینه فعلى تأیید کردند ما هم به پیروى از منویات ایشان آنها را تأیید کردیم ولى اگر اینها عاجز باشند و کارشان را نتوانند بکنند و با دستگاه فساد نتوانند مبارزه بکنند داهى ندارند که ما به آنها رأى اعتماد بدهیم، ما رأى اعتماد می‌دهیم به شخص نخست وزیر و اشخاصى که بتوانند در این بدبختى براى مملکت کار بکنند (صحیح است) آمدیم سر مسائل اساسى همیشه صحبت می‌شود از اینکه باید سطح تولیدات بالا برود سطح زندگى مردم باید برود بالا مردم استطاعت خرید پیدا بکنند و صادرات تا فزونى پیدا بکند نسبت به واردات ولى این کار هیچ وقت روى یک نقشه صحیح نبوده است بنده به نظرم این طور می‌آید و مخصوصاً خوشوقتم که جناب آقاى وزیر اقتصاد ملى هم اینجا تشریف دارند بنده صریح عرض می‌کنم یک روز هم در خدمت آقایان نمایندگان محترم تهران حضور اعلیحضرت همایون شاهنشاهى شرفیاب بودیم عرض کردم دولت و وزارت امور خارجه باید با خارجی‌ها تفاهم ایجاد بکنند این را خواهش می‌کنم توجه بفرمایند جنگ بین‌المللى اول و دوم و خداى نکرده جنگ بین‌المللى سوم که دارند مقدماتش را

+++

فراهم می‌کنند اینها همه سر بازارهاى دنیا و سر امور اقتصادى است (صحیح است) آمریکا در فاصله بین جنگ بین‌المللى اول و دوم سه بازار عمده داشت، یکى آمریکاى جنوبى بود که دست خودش بود، یکى هم اروپا بود که آلمان‌ها از او گرفته بودند و یکى همچنین بود که ژاپن از او گرفته بود و براى این وارد جنگ شد و الان هم که این دو بلوک دارند مقدمات جنگ را فراهم می‌کنند براى این است که بازار چین به دست‌شان بیفتد، بنابراین ما باید با اینها حسن تفاهم ایجاد کنیم که بگذارند ما در امور اقتصادى خودمان آزاد باشیم و با نقشه‌هایى که ما داریم مطمئن باشید احتیاجى به کمک خارجی‌ها نداریم و حتى احتیاجى هم به درآمد نفت ندارمى به شرط اینکه توجه بشود (صحیح است) ملاحظه بفرمایید ما در درجه اول احتیاج داریم که وزارت اقتصاد ما مجهز باشد کارهاى اقتصادى ما در یک مرکز متمرکز باشد، یک‏ قسمت را وزارت اقتصاد ملى نداشته باشد و یک قسمتش را وزارت دارایی و یک قسمتش را سازمان برنامه و اینها هم هماهنگى نداشته باشند این بر علیه آن و آن بر علیه این، این خیال می‌کند که وزارت اقتصاد ایران است و آن یکى خیال می‌کند که وزارت دارایی فرانسه است. وقتى به این قسمت توجه کردیم و یک مرکز اطلاعاتى داشتیم که در ظرف 24 ساعت به ما اطلاع بدهد که در بازارهایى که ما داریم چه تصمیماتى بر له یا برعلیه ما گرفته می‌شود یا نسبت به عوارض و حقوق گمرکى کالاهاى صادراتى ایران در بعضى ممالک افزایش قائل می‌شوند بنابراین ما باید یک مرکزى داشته باشیم در وزارت اقتصاد ملى ولو روزى هزارها تومان پول تلگراف بدهد این اطلاعات را جمع بکند و لازم است چه در قسمت اقتصادى و چه در قسمت سیاسى ما هیئت‌هاى سه نفرى از اشخاص صحیح داشته باشیم با اعتبارات کافى که اینها در پایتخت‌هاى ممالکت عمده در گردش باشند، اطلاعات صحیح داشته باشند و همه روزه به دولت اطلاع بدهند. از اینکه گذشتیم ما سالیانه پنجاه میلیون لیره واردات داریم و بیست و پنج میلیون لیره صادرات و خلاصه ما توازن بازرگانى نداریم توازن مالى هم آقایان بهتر از بنده می‌دانند که نداریم و تا حالا هم دولت موفق نشده که توازن مالى و توازن بازرگانى را برقرار بکند و در چند سال پیش یعنى از شهریور ماه 1320 به این طرف، چون قبل از شهریورماه درآمد نفت صرف خرید اسلحه و مهمات می‌شد در زمان اعلیحضرت فقید. بعد از آن یک قسمت از درآمد ارزى ما از درآمد نفت بود یک قسمت هم از ارزى بود که شرکت سابق نفت براى مایحتاج خودش در بازار ایران به نرخ رسمى می‌فروخت و گواهینامه‌اش را هم دولت استفاده می‌کرد بیست و پنج میلیون واردات ما را قند و شکر و چاى و سیمان و اینها تشکیل می‌دهد، ما در ایران یک ثلث از این اجناس را تهیه می‌کنیم ما سالیانه 240 هزار تن مصرف قند و شکرمان است و بین 16 الى 20 هزار تن مصرف چای‌مان است روزى هزار تن مصرف سیمان‌مان است سالى صد و پنجاه میلیون متر مصرف پارچه‌هاى نخی‌مان است ملاحظه بفرمایید براى یک مملکتى ننگ و عار نیست که براى خاک رس و سنگ آهن (مهندس جفرودى- سنگ آهک) ببخشید، سنگ آهک که مواد اولیه سیمان را تشکیل می‌دهد و قسمت اعظم قیمت سیمان خارجى کرایه آن است ما این قدر کارخانه در داخله ایران نداشته باشیم که براى خاک رس و سنگ آهک بیاییم پول بدهیم به خارجی‌ها! ما پنبه به اندازه کافى براى 150 میلیون متر پارچه نخى داریم و یک سوم آن را در داخله چه کارخانه‌هاى سازمان برنامه و چه کارخانه‌هاى داخلى تهیه می‌کنند و باید باقى پنبه خودمان را بفرستیم به خارجه و کارگرهاى خودمان اینجا بیکار باشند و ما بفرستیم آنجا به آنها مزد بدهیم، در برابر کرایه بدهیم بیاورند چیت و چلوار به ما بفروشند. در قسمت قند و شکر سازمان برنامه براى اینکه کمیسیون بگیرد بنده همچو بى‌رودربایستى و صریح عرض می‌کنم هى می‌گوید می‌خواهیم چهار تا کارخانه قند دیگر بخریم و هى کمیسیون تشکیل می‌دهند بنده حاضرم که یک کمیسیون دیگرى تشکیل بشود یا در همین کمیسیون برنامه بنده ثابت می‌کنم که همین کارخانه‌جاتى که هست اگر سالى ده ماه کار بکنند ما صادرات قند هم خواهیم داشت علاوه بر این که 240 هزار تن خودمان را هم تکافو می‌کند (دکتر جزایرى- سازمان برنامه می‌خواهد کارخانه‌جات را بفروشد) این کارخانه‌جات قند در سال حداکثر بین دو ماه الى چهار ماه کار می‌کنند ولى پرسنل و سایر چیزهایش مال یک سال است، یک سال پرسنل می‌دهیم علتش این است که هر جا کارخانه قند هست به مناسبت گرانى کرایه بیش از شعاع صد کیلومتر چغندر کارى صرف نمی‌کند در صورتی که اگر از این ماشین‌هاى شیره‌کشى بیاورند در مراکز چغندر بگذارند هم کشاورزى مملکت ترقى می‌کند و سطحش بالا می‌رود و هم چغندر به اندازه کافى هست شیره‌اش را می‌کشند و در انبارهاى کارخانه رزرو می‌کنند و می‌توانند کار بکنند (صحیح است) یکى هم موضوع چاى است موضوع چاى و حمایت از محصول داخلى نه نسبت به چاى بلکه هر محصول و مصنوعى که در داخله کشور تهیه می‌شود با یک شرایطى باید تحت حمایت واقع بشود و نظایر و مشابهش هم باید ورودش محدود شود (صحیح است) ولى این نباید طورى باشد که وضع چاى مخصوصاً قیمت چاى خارجى به قسمى در بازار ایران بالا برود که یک زارع یک خروار گندم بدهد یک‏ کیلو چاى بگیرد (ارباب- پروانه چاى کیلویى هفتاد ریال است) (صفارى- طرز عمل بد است) (صحیح است) چون می‌دانید که دو ثلث اهالى ایران نان و چاى می‌خورند اگر ما نان و چاى اینها را هم تأمین نکنیم چه بکنیم؟ یک موضوع دیگرى که بنده می‌خواستم توجه آقایان نمایندگان را جلب کنم این است که این کشاورزى عهد دقیانوسى دیگر به درد ما نمی‌خورد کشاورزى ایران با یک برنامه صحیح مکانیزه شود و ماشینى بشود که رعایاتى که به علت عدم تکافوى محصول‌شان از دهات می‌آیند به شهرستان‌ها و عملگى می‌کنند یا در کارخانه‌جات کار می‌کنند اینها درآمدشان برود بالا و نیایند به شهر و دردرجه اول بایستى اصلاحات از ده شروع بشود و اگر دهات‌آباد بشود قصبات آباد می‌شود باید دهات را آباد کرده و زندگى طبقه مولده ثروت که عبارت از زارع و کارگر باشد تأمین بشود و در دهات خودشان به خوبى زندگى بکنند، قند، شکر، و چاى و قماش نخى‌شان به ارزان‌ترین قیمت در اختیارشان گذاشته بشود و ژاندارم به آنها زور نگوید یا کدخدا به آنها زور نگوید و اینها به زندگی‌شان علاقمند بشوند و بعد هم وزارت کشاورزى موضوع بذر را اصلاح کند و موضوعات آبیارى را تأمین کند. ما اگر در خوزستان نمی‌توانیم سد بسازیم می‌توانیم از این برق‌ها استفاده کنیم. از سى هزار کیلو وات متجاوز در آبادان برق است که خوابیده، می‌توانیم کابل‌هاى هوایى بکشیم به اطراف کارون و از آبادان تمام اطراف رودخانه کارون را کابل هوایى بکشیم و با الکترو موتور و موتور پمپ اطراف کارون را آبیارى بکنیم و چند سال وقت لازم ندارد و می‌شود در طرف شش ماه با یک پروژه‌اى از برق آبادان به نفع رود کارون استفاده شود (نقابت - آقا نفت سیاه را گران کردند و جلو زراعت را هم گرفتند. اسم خوزستان را نبرید زیرا همه در تخریب خوزستان هستند) اسم خوزستان را نبرم؟ به عقیده بنده یکى از موجبات اینکه باعث شده که مردم در تهران جمع بشوند و آقایان نمایندگان شهرستان‌ها هم حق دارند که به تهران حمله کنند و ما هم که خودمان تهرانى هستیم حق می‌دهیم به آقایان علتش این است که تمام مقررات اجرایى را آورده‌اند به تهران، هر که به بخارى نزدیک‌تر است بیشتر گرم می‌شود این قانون انحصار تجارت خارجى است که همه کارها را آورده است متمرکز کرده است در تهران. تهرانى شب یا روز فوراً می‌فهمد که دولت راجع به قند و شکر این تصمیم را گرفته است تا اهالى خوزستان و آذربایجان و بنادر خلیج بخواهند مطلع شوند لااقل سه روز عقب هستند و اگر با رادیو هم مطلع شوند تا بخواهند تقاضای‌شان را با تلگراف هم برسانند که سه روز عقب هستند اگر شهرستان‌ها آباد بشوند تهران هم آباد می‌شود. این تبعیض که راجع به نرخ نان در تهران هست یکى از عللى است که مردم را در تهران متمرکز می‌کند در دهات اشخاصى هستند که می‌بینند درآمد ندارند ولى تهران می‌آیند روزى شصت ریال حقوق می‌گیرند نان را هم کیلویى 4 ریال می‌خورند باید نرخ نان و قیمت نان نسبت به تمام شهرستان‌ها یکسان باشد و تبعیض هم قائل نشوند و هر وقت هم که می‌خواهند نرخ نان را تعیین کنند این کارى نیست که چهار نفر بنشینند دور هم یک نرخ معلوم کنند شاه را گول می‌زنند نخست وزیر را گول می‌زنند مردم را گول می‌زنند می‌گویند که نان را آوردیم پایین با نرخ تعیین کردن که نمی‌شود قیمت نان را پایین آورد اگر کسى بخواهد نرخ شیر را تعیین کند باید از علوفه‌اى که از دهن گاو و گوسفند می‌رود پایین بنشیند روى حساب، حساب کند بگوید شیر کیلویى چند بنابراین نرخ‌هاى صناعى نبایستى عملى بشود. باید یک اشخاص مخصوص بنشینند حساب کنند و نرخ تعیین کنند.

رئیس- آقاى خرازى وقت شما تمام شد.

خرازى- بنده از آقایان استدعا می‌کنم موافقت بفرمایند یک ربع دیگر وقت به بنده بدهند.

رئیس- بسته است به نظر آقایان، آقایانى که موافقند آقاى خرازى یک ربع ساعت دیگر صحبت کنند قیام بفرمایند (اکثر برخاستند) تصویب شد. بفرمایید آقاى خرازى.

عبدالصاحب صفایی- به شرطى که با ارزانى نان موافقت بفرمایید.

خرازى- تشکر می‌کنم. بنده با ارزانى نان موافقم به شرطى که نرخ صناعى نباشد با هر چه صناعى باشد مخالفم باید طبیعى باشد باید بنشینند حساب دقیق بکنند نرخ معلوم بکنند دولت هم اگر می‌خواهد ضرر نان را بدهد راجع به تهران تنها ندهد راجع به شهرستان‌ها هم بدهد چون اهالى مملکت در مقابل قانون یکسان هستند. موضوع دیگرى که خواستم توجه آقایان محترم را جلب بکنم موضوع استخراج مواد معدنى است عرض کردم ما باید در امور اقتصادى خودمان استقلال داشته باشیم و دولت‌ها توجه داشته باشند الان چند سال است که موضوع استخراج معادن مورد توجه یک عده و یک شرکت‌هایى قرار گرفته و خیلى هم خوب عمل کرده و می‌کنند ولى بایستى به اینها از حیث ماشین‌آلات و از حیث معافیت مالیات کمک بشود ملاحظه بفرمایید یکى از درآمدهاى ما نفت است ما سرب داریم انتیمون داریم، گوگرد داریم، خاک سرخ داریم حتى نمک داریم که صدها هزار تن

+++

از ما می‌خرند باید در قسمت ماشین‌آلات به اینها کمک بشود و روى اصول علمى این مواد استخراج بشود و بنده اطمینان می‌دهم که پنجاه میلیون واردات ما که هیچ جا صدهاى میلیون لیره درآمد مواد معدنى غیر از نفت می‌توانیم داشته باشیم بنابراین یکى از موضوع‌هایى که باید مورد توجه دولت و مردم قرار بگیرد موضوع استخراج مواد معدنى است (صحیح است) ولى متأسفانه این را باید گفت که توجه نمی‌شود در موضوع صادرات وسایل باربندى خیلى اهمیت دارد بنده اگر خدمت آقایان عرض می‌کنم با اطلاع کامل عرض می‌کنم که یکى از تجار ده هزار تن سنگ سرب با شور و بها معامله کرده بود قیمت گونى آقایان این را اغراق تصور نفرمایید چون این سنگ سرب با مواد خارجى صادر می‌شود اگر این تصفیه بشود. تصفیه موقت این قدر ما پول کرایه وغیره نمی‌دهیم قیمت گونى از قیمت سنگ سرب زیادتر بود بنابراین یکى از موضوعاتى که باید توجه بشود و دولت کمک کند موضع تهیه گونى در داخل کشور است خود مردم حاضر هستند اهالى شیراز مخصوصاً کازرون حاضر بودند یک کارخانه گونى سازى بیاورند در کازرون بگذارند و حتى نمونه کنف هم بردند و کاشتند و خیلى خوب شد ولى سازمان برنامه به هیچ وجه در قسمت امور اینها با آنها کمک نکرد در صورتی که اگر کمک بکنند خود مردم کارخانه‌جات گونى می‌آورند و دیگر ما براى گونى و چتایى پول به خارجه نمی‌دهیم (صحیح است) یکى از موضوعات دیگرى که بایستى مورد توجه مجلس شوراى ملى قرار بگیرد این است که یک سازمان برنامه‌اى براى هفت سال درست کردند پنج سالش هم گذشته و سه سالش هم چون مخارج سازمان برنامه از درآمد نفت بود و متأسفانه سه سال درآمد نفت نداشتیم این دستگاه عاطل و باطل ماند آن وقت که علما و عقلاى قوم ما به فکرشان رسید که بیایند سازمان برنامه درست کنند منظورشان این بود که سازمان برنامه در این یک سازمان کار تمام وزارتخانه‌ها را بکند و مخصوصاً کارهاى عمرانى و تولیدى را بکند حالا نه سازمان برنامه کارش را می‌کند و نه وزارتخانه‌ها و کمیسیون سازمان برنامه باید توجه بکند و رسیدگى بکند که تکلیف چیست و این سازمان با این بودجه هنگفت حقیقتاً کارى انجام می‌دهد یا خیر؟ بنده عرض می‌کنم که آنجا یک محلى است براى گرفتن حقوق (مهندس جفرودى- و چیزهاى دیگر) و این قسمت قضاوتش با خود مجلس است یکى از موضوعاتى که در امور اقتصادى در ترقیات هر کشورى مؤثر است موضوع ارتباطات است، در ارتباطات حمل و نقل در درجه اول است اعم از زمینى و هوایى و دریایى (یک نفر از نمایندگان- اگر وزارت راه را منحل کنند درست می‌شود) ما آقایان پنجاه میلیون لیره واردات داریم در حدود ده میلیون لیره (این را توجه بفرمایید) ما در سال کرایه بحرى می‌دهیم. اگر حقیقتاً یک توجهى بکنید یک شرکتى تشکیل بشود با ممالک خارجه گفتگو بکند بنده اطمینان می‌دهم که اگر چند تا کشتى پنج هزار تنى وارد بکند و این حمل و نقل را خودمان بکنیم هم قیمت کشى در می‌آید هم ما با این فقر ارزى که داریم سالى 10 میلیون لیره کرایه بحرى را نمی‌دهیم یکى هم قسمت حمل و نقل هوایى است که متأسفانه باید عرض کنم که ما وضع حمل و نقل هوایی‌مان عقب رفته یک شرکت هواپیمایى هست که دولت به آن کمک نمی‌کند یک شرکت پارس هم تشکیل شده در تمام دنیا به شرکت‌هاى هوایى کمک می‌کنند و آوانتاژ می‌دهند که اینها بتوانند زندگى بکنند یکى هم راه‌های‏ زمینی‌مان است که متأسفانه وزارت راه ما به قدرى عاجز است که حتى خاک نمی‌تواند در راه‌ها بریزد دیشب در روزنامه‌ها همه آقایان خواندید بنده با مدرک صحبت می‌کنم و دیروز هم در انجمن سیل‌زدگان یکى از اکیپ‌هایى که رفته بود کمک بکند گفت ما بین چابان و آیینه‌ورزان را خودمان سیصد تومان دادیم خاک ریختند که اتومبیل بتواند بگذرد در روزنامه‌ ما هم خواندیم که راه مخصوص جاده کرج چند روز بسته بود که والاحضرت شاهپور علیرضا هم در راه مانده بودند، راه میگون و قشم یا پل آبگرم یا راه خراسان یا راه آذربایجان همین طور خراب است و قابل عبور نیست روزى دو سه هزار نفر به زیارت حضرت ثامن‌الاحجج علیه السلام می‌روند این وزارت راه این قدر استطاعت ندارد که این راه را لااقل یک مقدار خاکریزى بکند متصل هم می‌شویم بین وزیر راه و معاونش قهر و قهرکشى است، اینکه وضع مملکت نمی‌شود قهر و قهرکشى می‌خواهند بکنند هر دو استعفا بکنند بروند خانه‌های‌شان یا توجه بفرمایید هنوز تلفن هیچ وضعیتى ندارد شما اگر توانستید نمره 8 را که مال شمیران است بگیرند، هنوز تلفن‌ها خراب است یک مثلى می‌گویند که موش توى سوراخ نمی‌رفت جاروب هم به دمش بستند وزیر پست و تلگراف کارهاى خودش را نمی‌کند یک کار دیگر هم به او می‌دهند ما حاضر نیستیم با این وزراى عاریتى کار بکنیم ما وزراى صالح و فعال می‌خواهیم که به درد مملکت و این مردمان فقیرى که از قند و شکرشان مالیات می‌دهند بخورند، ما به اینها احتیاج داریم نه اینکه همه‌اش توى روزنامه باشد و توى رادیو باشد و حرف باشد ما عمل می‌خواهیم بنده شخصاً عرض می‌کنم که اگر دولت تیمسار سپهبد زاهدى بخواهد رأى بگیرد بنده فقط به خودش رأى می‌دهم نه به وزرایش.

رئیس- آقاى صارمى.

صارمى- همکار محترم آقاى خرازى راجع به روز 28 مرداد و قیام ملى ایران اشاره‌اى فرمودند (رضایی- جنابعالى هم راجع به سوم شهریور بفرمایید) (یک نفر از نمایندگان - سوم شهریور فرداست) به عقیده بنده این روز در تاریخ ایران اهمیت فوق‌العاده به سزایى دارد و هر چند درباره این موضوع گفتگو و مذاکره بشود قابل توجه و لازم و ضرورى خواهد بود زیرا به طور قطع و یقین این روز بود که استقلال مجدد ایران را به ما اعطا کرد (صحیح است) اوضاع را تثبیت کرد و یک ایران نوین خداوند تبارک و تعالى به ما لطف و مرحمت کرد. بنابراین شکرگزارى تذکر موضوع نهایت ضرورت و لزوم را خواهد داشت البته یک روز ملت ایران که محرومیت‌هاى فوق‌العاده دیده بود قیام کرد و نهضتى کرد براى اینکه بتواند استیفاى حق کند بدبختانه و متأسفانه این نهضت انحراف حاصل کرد و کار به مرحله‌اى رسید که ممکن بود به نیستى و نابودى ایران تمام شود و اگر روز 28 مرداد نرسیده بود و قیام ملى ایران و ملت شجاع و حق‌شناس ایران وجود نداشت نه تنها انحراف از نهضت وجود داشت بلکه خداى نکرده مملکت هم نیست و نابود شده بود و شاید اگر روز 28 مرداد به وجود نیامده بود و قیام ملى ملت ایران پیدا نشده بود امروز عده زیادى از ماها که در این سالن نشسته‌ایم و وظیفه نمایندگى را انجام می‌دهیم در قید حیات نبودیم (محمودى- کسان دیگر هم بودند) عده دیگرى هم اگر می‌آمدند نه به این صورت بود و اگر جنابعالى تصور بفرمایید که آن عده می‌آمدند و مفید فایده‌اى بودند بنده راجع به آن هیچ حرفى نداشتم ولى یقین بدانند با این وضع نمی‌آمدند (محمودى- این را تأیید می‌کنم) بنابراین چون روز 28 مرداد ماه مصادف با تعطیل مجلس شوراى ملى بود در اولین جلسه پس از تعطیل تابستانى تذکر این موضوع نهایت لزوم را داشت و بنده به نام یک نفر ایرانى وظیفه خود می‌دانم از کلیه افرادى که در قیام 28 مرداد مداخله داشتند و تأثیر وجودى داشتند سپاسگزارى و احترام بکنم (صحیح است) البته هر کس به نوبه خود و به سهم خود خدماتش اگر درجات تأثیرش تفاوت داشت ولى به طور قطع و یقین 28 مرداد و این قیام خواسته ملت ایران بوده است به نحو کلى و مطلق ولى افرادى مجرى این خواسته ملت شدند و فداکارى کردند و فداکارى آنها در خور تمجید و تحسین و تقدیر خواهد بود. بنابراین بایستى از کلیه افراد همان طور که عرض کردم که تأثیر وجودى آنها در همان قیام 28 مرداد زیادتر بوده است اظهار امتنان و تشکر زیادترى کرد بنده بسیار خوشوقت و مسرور هستم که توفیق پیدا می‌کنم امروز روز 28 مرداد و قیام ملى را به ملت ایران تبریک بگویم و بسیار خوشوقت هستم و افتخار می‌کنم که قیام 28 مرداد را به مظهر تام و تمام ملت ایران یعنى اعلیحضرت اقدس همایونى تبریک عرض کنم (صحیح است) با این ترتیب یک اوضاع ثابتى فعلاً به خواسته خداوندى در مملکت به وجود آمده است و خیال می‌کنم قدردانى از این موضوع این است که ما مراقبت و مواظبت بکنیم که اصلاحاتى در این مملکت شروع بشود و ریشه فساد از این مملکت برکنده بشود و هر یک از ماها هر یک از افراد ایرانى به سهم و به نوبت خودش اگر بخواهد قدردانى از قیام 28 مرداد بکند بایستى دنبال و پیرو اصلاحاتى براى این مملکت باشد تا ما بگوییم روز 28 مرداد مبدأ تاریخ جدیدى در ایران بوده است و اگر بخواهیم بگوییم که حقیقتاً مبدا تاریخ جدیدى در ایران است بدون تردید بایستى اصلاحات در این مملکت شروع بشود و اقداماتى براى عمران و آبادى و تهیه نان براى یک عده بیچاره و پابرهنه که سهم فوق‌العاده به سزائى در 28 مرداد داشته‌اند بشود در مرحله اول بنده خیال می‌کنم مبارزه با فساد وظیفه هر فردى باشد که در این مملکت زندگانى می‌کند این موضوع را به نحو تذکر عرض کردم ولى امیدوارم که دولت فعلى و هیئت دولت و همان طور که جناب آقاى خرازى هم فرمودند اگر چنانچه فعالیت و حدیتى در این مورد ما امروز به عمل نیاورده‌اند البته گرفتاری‌هاى فوق‌العاده‌اى داشته‌اند و حقیقتاً نمی‌توان منکر شد که ایجاد امنیت در این مملکت بسیار مشکل بود رشته‌ها از هم گسیخته شده بود و اگر هم مفاسدى در این مملکت وجود دارد بنده معقتدم دنباله اوضاعى است که قبل از 28 مرداد در این مملکت وجود داشته است و به وجود آمده است (موسوى- همه وزرا مأمور انتظامات نیستند) جناب آقاى موسوى تصور می‌کنم قبول بفرمایید که یک دستگاهى وقتى خواست وظایفش را انجام بدهد وظیفه خودش را تقسیم می‌کند و الا هم و فالاهم را رعایت می‌کند اگر یک موضوع مهم‌ترى پیدا بشود به طور مطلق و کلى آن دستگاه توجهش نسبت به آن موضوع خواهد بود. فرق نمی‌کند، فرض بفرمایید هیئت دولت که تشکیل می‌شود باید یک تصمیماتى بگیرند و نظریاتى را اجرا بکنند و این هیئت دولت وقتى که اوقاتش مصورف به این کار شد من این را براى دفاع آقایان عرض نمی‌کنم من خودم معتقد هستم که مسامحه شده است، غفلت شده است (موسوى- پس بنده عرضى نمی‌کنم) بنده خودم شکوه زیاد دارم و حتى یک‏ موضوعات بسیار حیاتى و اساسى براى حوزه انتخابیه خودم خواسته‌ام که اگر انجام نیابد و انجام ندهند به بدبختى و فقر و فاقه یک عده‌اى کمک خواهد

+++

کرد و منتهى به این خواهد شد که یک روز در این مجلس بنشینیم و براى آنها اعانه جمع بکنیم (ارباب - خیلى جاها این طور است) البته همه جا این طور است موضوع خاصى نیست که بنده بخواهم تذکر بدهم و ثابت بکنم که عرض بنده درست است به هر حال امیدوارم انشاء‌الله افراد ملت و اعضا دولت همه با هم تشریک مساعى بکنند که در آتیه جبران گذشته بشود و خیلى موجب تأسف است که در این ایامى که ملت ایران جشن و شادى داشته است به یک عده از هم میهنان ما صدمات زیادى از سیل رسیده است و بنده وظیفه خودم می‌دانم که نسبت به موضوعى که دیروز قطعاً به عرض آقایان رسیده است راجع به حادثه زلزله در بوشهر که یکى از استان‌هاى فارس بوده است اظهار همدردى بکنم و قطعاً اجازه خواهم داشت از طرف آقایان نمایندگان اظهار تأثر کرده باشم (صحیح است) و در این صدمه بسیار شدیدى که به اهالى بوشهر وارد شده است امیدوارم دولت توجه بیشترى بکند و تا آنجایى که امکان داشته باشد به اهالى زلزله‌زده و بیجا و بی‌خانمان بوشهر که تمام خانه‌هاشان از بین رفته است کمک‌هاى قابلى که می‌تواند بکند تا به حیات خودشان ادامه بدهند دولت باید هر مبلغ و مقدارى که مقدور باشد بدهد بنده عرایض خودم را خاتمه می‌دهم و با اجازه آقایان بقیه وقت خودم را به آقاى ارسلان خلعتبرى می‌دهم.

رئیس- پنج دقیقه دیگر از وقت شما مانده است. آقاى شوشترى.

شوشترى- بسم الله الرحمن الرحیم، بنده همه آقایان می‌داند چون متأثرم نمی‌توانم صحبت بکنم راجع به 8 مرداد که آقایان جشن ملى خطاب می‌فرمایند و عموم ملت ایران این روز را که استخلاص ایران از آن وضعیت آشفته عجیب بود روز میمون می‌داند و جشن می‌گیرد خود من یکى از عواملى بودم که از روز اول با عوام‌فریبى مخالفت کردم و بیش از یک ساعت با برنامه یک مردم فریبى مبارزه کردم ولى در این روز 28 مرداد در جشن شرکت نکردم و در هیچ مجلسى نرفتم واین آیه را می‌خوانم هر کسى هر چى می‌خواهد بفهمد دنیا هم بفهمد خارجی‌ها هم بفهمند فمن اعرض عن ذکرى قان له معیشه ضنکا آقایان ما چهار است دچار سیلیم من آمده‌ام براى سیل صحبت بکنم سیل مردم فریبى، سیل افترا، سیل تهمت، سیل برکندن خانواده‌هایى که خادمین مملکت بودند الان هم همان‌ها چسبیده‌اندو مشغولند دارند مرمان خدمگذار را متهم می‌کنند متأسفانه همان اشخاص امروز ریشه دوانده‌اند و در کارها مداخله می‌کنند ناچارم بگویم ما باید برویم جل و پوست‌مان را برداریم و برویم هر چند خدمت کردیم به مملکت واگذار کنیم به یک عده دیگر ولى آقایان نمایندگان محترم، ملت ایران، تهرانی‌ها، دنیایى که مراکز خیر دارید بدانید براى مملکت یک سانحه و سیل عجیبى آمده است بیش از چهل قطعه، بیش از چهل از مملکت ما دچار سیل شده (صحیح است) مردم مردند، تکه تکه شدند، دست‌ها، پاها، سرها، انگشت‌ها، از توى آب‌ها گرفته می‌شود، مخصوصاً سیل امامزاده داود که تلفات آنجا را به طور تحقیق نمی‌دانم اما آنچه مسلم است عده مقتول بیش از هزار نفر بوده است آقایان این همه زن و بچه داشتند برادر داشتند اقربا و اقوام داشتند بی‌خانمان شدند. بنده همه می‌دانید این را برادرم می‌داند اغلب آقایان می‌دانند تا سه چهار سال قبل که قدرت داشتم و قدرت مالى تا حدى داشتم که بتوانم بروم به ییلاق می‌رفتم در لوشان در خانه‌اى که مال یک زن بیچاره‌اى بود که شوهرش حمامى بود یک تکه زمین به کمک من و یک عده‌اى یک جایى ساخته بود با چدن اطاق آقاى مسعودى هم تشریف آورده بودند دیده‌اند تمام اینها را یکسره کند بدبخت بیچاره آن زن در اثر بیست سال زحمت تکه زمینش آباد شده بود، خانه‌اى که آن را پنجاه شصت هزار تومان می‌خریدند اینها همه رفت سیل آمد و همه را برد سه بچه‌اش را هم آب برد حالا چطور شد که خداوند سه بچه او را نجات داد این را من نمی‌دانم آمد توى خانه من. من چیزى نداشتم به او کمک کنم، والله نداشتم، به قدرى که داشتم کمک کردم و به شیر و خورشید سرخ هم گفتم کمک کند و البته در تمام مملکت مردم به این صورت افتاده‌اند کجا را بگویم؟ میگون را بگویم، امام‌زاده داود را بگویم، آذربایجان را بگویم، گرگان را بگویم، من نمی‌دانم، طرود را بگویم. آقایان نمایندگان چرا نشسته‌اید مردم خیر کمک کنید به اینها اینها زن و بچه دارند من نمی‌توانم حرف بزنم (حالت گریه به ناطق دست داد) من مثل دیگران گریه مصنوعى ندارم من که غش نمی‌کنم من قلبم قوی‌تر از اینهاست ولى :

بنى‌آدم اعضاى یکدیگرند

که در آفرینش ز یک گوهرند

چو عضوى به درد آورد روزگار

دگر عضوها را نماند قرار

تو کز محنت دیگران بی‌غمى

نشاید که نامت نهند آدمى‏

آقایان نمایندگان محترم یک قسمت مملکت ما خراب شده بیش از چهارصد و چهل پل را آب برده است دنیا باید به ما کمک کند این دنیایى که ما را به هم انداخته مملکت ما در اثر این سه سال مردم فریبى به فقر و بیچارگى افتاده به ما کمک کنند آقایان هستند اینجا سه نفر وزیرى که آمدند نشستند بروند به تیمسار محترم سپهبد زاهدى بگویند فکر اساسى بکند سه چهار وزارتخانه، وزارت راه، وزارت بهدارى، وزارت کشاورزى یا بنگاه آبیارى اینها باید با شیر و خورشید سرخ بنشینند زحمت بکشند براى این بیچاره‌ها یک کارى بکنند شما نمی‌دانید چقدر محصول ایران در اثر سیل از بین رفته است (صحیح است) باید اول مردم را به طرف خدا برد عرض کردم فمن اعرض عن ذکرى فان له معیشتاً ضنکا وزراى ما علماى ما تمام باید همت بکنند بنشینند با این آقاى خرارزى که عضو این جمعیت است بنشینند شالوده بریزند آخر چرا من سیر باشم همسایه‌ام گرسنه، چرا من در رفاه و آسایش باشم و مردم هموطنم در فقر و مسکنت و بیچارگى، آقایان من نمی‌خواستم حرف بزنم مزاجم علیل شده اب این همه روحم روح عصبانى شده هرچه می‌شنوم هر چه می‌بینم هرچه شالوده اصلاحات می‌ریزم یک عده مفسد خراب می‌کنند آخ آخ بعد از شصت سال که روى حصیر می‌نشینم حالا دارم خائن می‌شوم چرا؟ چون یک عده مردم فریب ذهن مردم را مشوب می‌کنند و نمی‌گذارند که من خدمتگزارى بکنم و انجام وظیفه بکنم و در خدمتگزارى خود موفق بشوم آقایان من می‌میرم از بین می‌روم یک عده شما جوانید بدانید بدانید به حق ذات پروردگار براى خدا می‌گویم و این اندرز را می‌دهم غیر از عمل خیر غیر از خدمت به مردم براى انسان چیزى باقى نمی‌ماند (صحیح است) اگر معتقد به معادید که انشاء‌الله هستید بیایید براى آخرت‌تان خانه بنا کنید مردم بی‌خانه و لانه شدند مردم بى‌سرپرست شدند مردم بى‌اولاد و بى‌مادر و خواهر شدند تسلیت بدهید فکرى بکنید دولت فکرى بکند اعلیحضرت همایون شاهنشاه محبوب ما فکرى بکند به دنیایى آنها که دست محبت به طرف ما دراز می‌کنند بگویید به ما کمک کنند بیش از صد میلیون تومان والله بیش از دویست میلیون تومان به مردم خسارت مالى خورده (صحیح است) غیر از جانى اینها باید جبران بشود باید دو مرتبه زمین‌ها آباد بشود باید به وضع بناها رسیدگى کرد اگر سیل بیاید و چهار روز دیگر تهران را سیل می‌گیرد و سیل بند تهران را درست کنید اینها را من قبلاً گفته‌ام در وزارت کشور 70 ورق 0 ورق نوشته‌ام و نظر داده‌ام آن وقت که من در خراسان بودم داشتم اصلاحات می‌کردم باید براى تمام شهرها سیل بند درست بشود براى همه جا باید فکر اساسى بشود به لفاظى با گریه و غش مصنوعى که کمک نمی‌شود باید شجاعت و شهامت به خرج داد اینها (اشاره به آقایان وزرا) اگر اشتباه می‌کنند با کمال مروت باید بگویم آقا شما اشتباه می‌کنى اگر مقام دیگرى اشتباه می‌کند باید تذکر داد اما نه به صورت نفاق بلکه به صورت وحدت کلمه به صورت دوستانه عرض کردم چو عضوى به درد آورد روزگار دگر عضوها را نماند قرار، از این جهت توجه نمایندگان محترم و مردم خیر دنیا را جلب می‌کنم و در اینجا به روح پاک این بیچارگان که طبق اخبار مذهب ما آنها در حکم شهیدند مغروقند زیر آوار رفته‌اند از اینجا طلب مغفرت براى اینها می‌کنم و از دولت هم می‌خواهم که یک مجلس تذکر عمومى در مسجد ارک است در مسجد شاه است در هر جا هست براى طلب مغفرت براى آنها ترتیب بدهد آقا از پنج هزار نفر تلفات بیشتر است اینها استطاعت ندارند شما بیایید پدرى بکنید بیایید اى صاحب عزاها بیایید اى سوته دلان گرد هم آییم و مبلغی مثل فلسفى مثل چهار نفر دیگر بروند مردمان را ارشاد کنند که به این بدبخت‌ها کمک بشود اینهایى که صد میلیون دویست میلیون درآمد پیدا کردند و از دادن مالیات به دولت هم با ساختن صورت استنکاف می‌ورزند اینها را ارشاد کنید این کارها را بکنید آقایان نمایندگان محترم من این عرایض را کردم و امیدوارم از مقام محترم آقایان نمایندگان که بنده را عفو بفرمایند (احسنت) پنج دقیقه وقتم را هم می‌دهم به آقاى خلعتبرى.

رئیس- آقاى خلعتبرى.

خلعتبرى- عرایض بنده امروز راجع به مسئله‌اى است که تمام آقایان نمایندگان محترم مخصوصاً نمایندگان ولایات علاقه خاصى به آن دارند آقایان اکثراً تشریف بردند حوزه‌هاى انتخابیه خودشان را سرکشى کردند دیدند مردمى واقعاً نجیب وطن‌پرست صبور بردبار و علاقمند مملکت و در عین حال داراى حوایج و احتیاجاتى هستند که حتماً باید در فکر این مردم بود البته در شرایط حاضر تمام آنچه را که مورد علاقه همه ماست نسبت به شهرستان‌ها نمی‌توانیم اجرا بکنیم براى اینکه این اصلاحات عظیم محتاج به پول و درآمد است و بدون درآمد اصلاحات اساسى امکان ندارد ولى یک مسائلى هست که آن مسائل امکان دارد بنابراین حالا که چند نفر از آقایان وزرا هم تشریف دارند آن مطالب را تذکر می‌دهم و گمان می‌کنم که آقایان در خاتمه عرایضم تمام همکاران محترم تصدیق کنند اگر در جزییات هم تصدیق نکنند در کلیات تصدیق بکنند که این موضوع مورد توافق همه آقایان نمایندگان مجلس شوراى ملى است آقایانى که به ولایات رفته‌اند و عده زیادى به دیدن آقایان آمده‌اند دردهاى خودشان را گفته‌اند من خیلى دلم می‌خواست که موکلین نمایندگانى که از ولایات هستند مانند موکلین تهران زندگى یک وکیل را از صبح تا غروب مطالعه بکنند وظیفه وکیل طورى شده است که باید از صبح تا دو بعد از ظهر در ادارات دولتى باشد یک عده هم بدنامى براى وکلا درست می‌کنند در صورتی که بیشتر وکلا از صبح تا دو بعد از ظهر از این اطاق به آن اطاق می‌روند، آن مدیر کل را بچسب، آن رئیس اداره

+++

را بچسب، آقا دارو می‌خواهیم دارو بفرستید اشرار مسلح را بگیرید ژاندارم‌ها تعدى می‌کنند آقا اینکه کار وکلا نیست مأمورین وظیفه خودشان را انجام نمی‌دهند وظایفى که به عهده مأمورین دولت است به عهده وکلا افتاده است (نقابت- آقاى خلعتبرى یکى بى‌نتیجه است بى‌نتیجه است) اجازه بدهید حالا بنده عرض می‌کنم آقایان هم باید حقیقتاً این کار را از دولت بخواهند چون اگر دولت در پنج شش ماه یا یک سال نتواند این کار را انجام بدهد پس کى بیاید انجام بدهد هى میگوییم فلان حادثه پیش آمد به حمدالله به خیر گذشت، فلان حادثه پیش آمد به حمدالله به خیر گذشت، آقا کارى کنید حوادث از بین برود، توى این مملکت می‌بینیم می‌گویند احتیاج این را ایجاب می‌کند پس بنابراین من معتقدم آقایان نمایندگان مجلس شوراى ملى حقیقتاً اقداماتى را که ممکن و مقدور است بخواهند ما نمی‌خواهیم شما الان کارخانه برق بیاورید اما شما الان می‌توانیند جلوى تعدى و تجاوزاتى که به مردم در ولایات می‌شود بگیرید آقایان روزى نیست که صدتا تلگراف براى بنده که از همه آقایان بى‌عرضه‌تر هستم نرسد اینها که 7 یا 8 نفر بیشتر نیستند ما که 130 نفر وکیل هستیم خسته شدیم. حرف ما خیلى اساسى است انتقاد و مخالفت با کار که مخالفت با دولت نیست آقا علاقمند دولت رفیق دولت کسى است که تذکرات صحیحى بدهد و دولت را راهنمایى بکند (صحیح است) بنده می‌خواستم عرض کنم این مسائلى را که خدمت‌تان عرض کردم این مسائل مورد علاقه تمام آقایان است ولى این طرز کار و رویه‌اى که تا به حال بوده است و از این به بعد هم اگر باشد کار درست نمی‌شود باید وقتى فهمیدیم یک رویه‌اى و یک سیستمى مندرس شده است آن را عوض کرد و یک سیستم بهترى جایش گذاشت بنابراین بنده می‌خواستم توجه آقایان را به بعضى از نکات جلب کنم و آن این است که یک سیستمى براى رسیدگى به امور و شکایات مردم وجود داشته این سیستم صحیح نیست اولاً عدم رضایت مردم از چه چیز است اولا به علت بد کار کردن دستگاه‌هاى دولتى و نبودن مراقب و ناظر است یک دسته از مردم مسلماً به یک دسته دیگر از مردم تعدى و تجاوز می‌کنند (صحیح است) و من متأسفم که ملاکین بدنام هستند توى این مملکت دفاع نمی‌خواهم بکنم از ملاکین چون بنده همچو ملکى ندارم که بخواهم بگویم ولى تعدیاتى به مردم می‌شود که هیچ ربطى هم به مالکین ندارد یک عده‌اى هستند از تعدى تجاوز به مردم ده برابر مالک درآمد دارند از شرارت از زورگویى از غارت درآمد دارند و این وضعیت و درآمد را با کمک مأمورین دولت براى خودشان فراهم می‌کنند (صحیح است) مأمورین دولت اینها را حمایت می‌کنند مردم از دست اینها آسایش ندارند تنها کارى که مردم می‌کنند تلگراف می‌زنند به نخست وزیر و وزیر و بازرسى نخست وزیر و به مقامات دیگر این تلگرافات همه جمع می‌شود پیش یک نفر یک آقایى پیدا می‌شود و زیرش می‌نویسد که ضبط شود و یا می‌نویسد که اقدام‏ بشود آن وقت یک کاغذى می‌نویسند به ژاندارمرى که موضوع چیست آن هم جواب می‌دهد که شاکى غلط کرده اصلا همجو چیزى نیست اینها شب و روز با هم هستند این سیستم نشد و حقیقتاً ممکن نیست یک مملکتى را این جور اداره کرد مردم به کلى از این وضع ناراضى هستند و جان مردم به لب آمده مردمان وطن‌پرست مردم شاه‌دوست مردمانى که به دولت خودشان علاقمند هستند و وقتى وضعیتى پیش می‌آید اینها خودشان را به مخاطره می‌اندازند ولى بعد باز هم همان است سیستم ادارات دولتى ایران سیستم کاغذ بازى است از بیست سال قبل به این طرف تنها کارى که دولت‌ها می‌کنند هر 3 ماه چهار ماه یک هیئت بازرسى می‌فرستند این هیئت می‌رود به محل‌ها دو ماه سه ماه می‌ماند مردمان خوب مردمان شریف قضات درستکار می‌روند هر کدام دو سه خروار پرونده تهیه می‌کنند که فلان شهر باید آبش چطور بشود فلان شهر امنیتش باید این طور اصلاح بشود وضع ارزاقش باید این طور باشد این گزارش‌ها جمع می‌شود دو سه خروار هیچ کس اینها را نمی‌خواند و هیچ کس به آنها توجه نمی‌کند. بنده استاندار گیلان بودم خدا شاهد است آن قدر گزارش راجع به امنیت آنجا دادم یک آقاى سلیمى هست که از دوره سابق بازنشسه شده در ثبت اسناد این یک روز به من گفت فلانى خیلى دلم به حالت سوخت گفتم چرا گفت خدا رحمت کند دکتر سمیعى را یک روزى به من گفت این کارتن را ببین چیست من نگاه کردم دیدم که پنجاه شصت گزارش هست که تو براى گیلان داده‌اى و به هیچ یک ترتیب اثر داده نشده این سیستم غلط را باید از بین برد سیستم کاغذبازى را باید از بین برد و به جایش یک سیستم جدیدى آورد بنده از بدو وکالت به آقاى سپهبد زاهدى پیشنهاد کردم که بایستى در انتخاب استاندارها که در ولایات بسیار مؤثر هستند نهایت دقت را بکنید استاندارى وقتى می‌خواهید استاندار تعیین کنید باید چند روز در هیئت دولت روى این موضوع بحث کنید مطالعه شود شخصى باشد سابقه داشته باشد مرد درستکارى باشد من نمی‌خواهم به استاندارها توهین بکنم ولى مقصودم این است که خیلى باید دقت شود و بعد یک چیزهایى است که مربوط به شهرستان‌ها است شما می‌خواهید در شهرتان یک چاهى احداث کنید باید سه ماه در اداره شهرداری‌ها بدوید و اداره شهرداری‌ها هى با این شهردارى مکاتبه کند (صدقى- شش سال هم بدید فایده ندارد) 137 شهردارى در ایران هست که اینها را باید اداره امور شهرداری‌هاى تهران اداره بکند آخر آقا مگر این امکان دارد باید شهرداری‌هاى شهرها این کارها را به عهده بگیرند آقا یک استاندارى انتخاب بکنید و در امور محلى به استاندار اختیار بدهید الان نزدیک شهر بابل پهلوى قصر اعلیحضرت همایونى من از آقایان اجازه خواهم گرفت که این را عرض بکنم در راه بابل یک تکه راه خراب شده الان دو سه سال است همین طور هست به اداره راه می‌گویم آقاى عمیدى نورى چند ماه پیش تشریف داشتند ملاحظه فرمودند رئیس راه مراجعه می‌دهد به مرکز چند ماه کمیسیون تشکیل می‌دهد این را که عرض کردم براى نمونه است مسائل امنیت است مسائل استان‌ها است تعدیات مأمورین دولت است باید براى اینها یک فکر اساسى کرد بنده به نظرم این می‌رسد که اول یک کارى بکنیم که در استان‌ها یک تشکیلاتى به وجود بیاید که مردم احتیاج به مراجعه تهران نداشته باشند (صحیح است) باید این سیستم کاغذبازى از بین برود اخیراً آقاى معقول پست بازرسى نخست وزیرى انتخاب شده است بسیار مرد درستى است (ارباب - این طور نیست آقا) (صدقى - بسیار مرد شریفى است) (ارباب - درست نیست این طور نیست تشخیص بنده درست است این طور نیست)

رئیس- آقاى خلعتبرى وقت شما تمام شده.

خلعتبرى- با اجازه آقایان ده دقیقه دیگر می‌خواهم صحبت کنم.

رئیس- آقایانى که با ده دقیقه ادامه بیانات آقاى ارسلان خلعتبرى موافقند قیام کنند (اکثر برخاستند) تصویب شد بفرمایید آقاى خلعتبرى.

صدرزاده- آقاى خلعتبرى راجع به گرفتن سلاح از دست افراد هم صحبت کنید.

خلعتبرى- بنده عرض کردم که یکى از بدبختی‌ها دادن تفنگ به اشخاص است در ولایات بنده خودم استاندار گیلان بودم و دیدم بیشتر دزدی‌هایى که می‌شد به وسیله اشخاصى است که تفنگ دارند (صحیح است) پیشنهاد کردم به دولت و دولت هم موافقت کرد که از آنها سلاح گرفته شود حالا بنده عرض می‌کنم که اگر آنها وجودشان براى یک روزى لازم است این تفنگ‌ها را لشکر داشته باشد روز مبادا آنها را بدهد به دست اینها و بگوید آقا بفرمایید بگیرید در زمان صلح که تفنگ به دست‌شان می‌دهید خودتان هم باید تفنگ از دست‌شان بگیرید اینها در ولایات با تفنگ شرارت می‌کنند دزدى می‌کنند محصول مردم را می‌برند غارت می‌کنند اینها آقایان مسائلى است که باید مورد توجه واقع شد درداى ما زیاد است که براى این دردها علاجى باید فکر کرد و به نظر بنده اولین وسیله علاج آن این است که در شهرها و ولایات یک سیستم کنترل وجود داشته باشد حالا در روزنامه‌ها اعلان شده است که هر کس به کسى رشوه داد خبر بدهد یکى از روزنامه‌ها نوشته بود چون مدتى است این اعلان شده و کسى خبر نداده بنابراین رشوه و اختلاس صورت نگرفته اگر دولت دلش را به این خوش کرده بسیار خوب این دلخوشى درست نیست اختلاس و ارتشا و این کارها صورت می‌گیرد و عجب این است که تمام مالک زارع تاجر و مردم زحمتکش همه از این اوضاع ناراضى هستند این علاجش به نظر بنده این است که در هر شهرستانى بعد از انتخاب استاندار خوب و اختیارات به استاندارها راجع به امور شهردارى راجع به راه‌سازى راجع به مسائل امنیت در این قبیل مسائل بدهند یک تصویب نامه‌اى وزارت کشور صادر کرده من خودم دو دفعه رفتم آنجا به خواهش آقاى نخست وزیر الان 6 ماه است آنجا خوابیده است در صورتى که نخست وزیر حاضر است که اجرا شود ببینید کاغذبازى این سیستم نمی‌گذارد یک تصویب نامه‌اى که مفى به حال دولت است اجرا بشود اینکه اعلام بکنند هر کس رشوه داد بیاید خبر بدهد این فایده ندارد رشوه‌گیر باید بداند که مراقب هست آن وقت رشو نمی‌گیرد پس ریشه را بکنید در تهارن یک آقاى معقول کافى نیست من پیشنهاد می‌کنم همان طور که براى سازمان برنامه 18 نفر و بیشتر تعیین می‌کنید براى سایر ادارات هم از بهترین اشخاص صالح‌ترین اشخاص آنها که سال‌ها خدمت کرده‌اند از قضات از استادها دعوت کنید در بازرسى نخست وزیرى و از آنها استعداد فکر بکنید و آنها اختیار داشته باشند وسیله داشته باشند که بروند به فارس به جاهاى دیگر خودشان در حکم وزیر باشد مردمانى باشند که هوس‌هایشان گشته باشد نه مثل بعضى جوانان هوسران که الان در رأس بعضى ادارات دولتى هستند و زن‌هاى مردم را دعوت می‌کنند و من شرم دارم اسم ببرم (یکى از نمایندگان- اینها را بیرون نمی‌کنند) دولت اگر اطالع دارد این مردمى که این طور به مملکت‌شان علاقمند هستند چرا حق‌شان را حفظ نمی‌کنند آقایان در هر استانى پنج بازرس از عالی‌ترین اشخاص باید تعیین کرد این را باید خدمت افتخارى داد از اشخاصى باشند که سال‌هاى زیاد وزیر بوده‌اند از استادان حقوق و یک اشخاصى که به معرض استاندارها باشند بروند شهرستان‌ها و بازرس‌هاى استاندارى باشند یک دسته بازرس از تهران با تمام وسایل در اختیار استانداری‌ها باشد که اگر کسى یا مأمورى تعدى کرد رسیدگى کند که متجاوز و متعدى بداند که اگر امروز عملى

+++

واقع شد فردا گرفتار است اما امروز اشرار و متجاوزین می‌دانند هر عملى بکنند مصونند و جز یک کاغذنویسى و جز یک تلگراف کردن هیچ طورى نمی‌شود هر قدر صحبت بکنید فایده ندرد در ولایات جاهایى هست پلى بوده مختصر خرابى پیدا کرده که اگر 500 تومان خرجش می‌شد ساخته می‌شد ولى امروز همان پل را باید 5 میلیون تومان خرجش بکنید والله تمام پل‌هاى مازندران براى صد تومان و پانصد تومان خراب شد و از بین رفت این اگر بازرسى باشد و اختیار داشته باشد و آنجا بگردد و ببیند و بیاید اینجا گوش وزیر راه را بگیرد و بگوید این کارها را باید انجام بدهى بیاید در هیئت دولت و وضع مردم را بگوید وقتى مردم بدانند که مراقب در کار هست البته دیگر کسى تعدى نمی‌کند این است که بنده خواهش می‌کنم آقایان موافقت کنند که این سیستمى که برقرار است یعنى سیستم کاغذبازى از بین برود شما حالا یک تقاضایى دارید بروید وزارتخانه‌اى و تقاضایى بکنید و شش ماه طول می‌کشد بروید این کاغذبازى را ببینید (میراشرافى- تقاضاهاى اول و دوم که گم می‌شود و بعد که‏ لجاجت کردید شش ماه طول می‌کشد) حالا بنده تقاضا می‌کنم و امیدوارم که این تقاضاى من مورد تأیید آقایان نمایندگان باشد که براى مراقبت در اجراى وظایف مأمورین دولت براى کنترل امور مخصوصاً در استان‌ها باید یک سیستم عملى که رفع شکایت از همه مردم بکند و تقاضاى تمام مردم را عملى بکند این سیستم را در نظر بگیرد و این سیستم را بعد از یک ماه در مجلس معرفى بکند و اگر نکرد واقعاً باید مورد اعتراض قرار بگیرد.

3- تقدیم یک فقره سؤال از طرف آقاى اردلان

رئیس- وارد دستور می‌شویم. آقاى اردلان

اردلان- بنده در موقع تعطیل مجلس به مسافرتى رفته بودم راجع به اصلاحات استان غرب چیزهایى است که به عرض می‌رسانم ولى چون از شهردارى تهران چیزهایى دیده‌ام و چیزهایى شنیده می‌شود این بود که ذکر آن مطالب را گذاشتم براى بعد فعلاً سؤالى از وزارت کشور کردم که این را خواهش می‌کنم اطلاع بفرمایید براى جواب حاضر شوند.

رئیس- براى دولت فرستاده می‌شود.

4- تقدیم لایحه اجازه پرداخت حقوق و هزینه کل کشور بابت دو ماهه مرداد و شهریور به وسیله آقاى وزیر اقتصاد ملى به قید یک فوریت و طرح و تصویب فوریت آن

رئیس- آقاى وزیر اقتصاد ملى.

وزیر اقتصاد ملى (دکتر شادمان)- چون آقاى وزیر دارایی به واسطه گرفتاری‌هاى فوق‌العاده‌اى که دارند نتوانسته‌اند اینجا بیایند لایحه دو دوازدهم راجع به مرداد ماه و شهریور ماه امسال را بقید یک فوریت بنده تقدیم می‌کنم.

رئیس- قرائت می‌شود.

(به شرح زیر قرائت شد.)

ریاست محترم مجلس شوراى ملى

چون لایحه بودجه سال 1333 کل کشور که طى شماره 4889 به تاریخ 23/2/1333 تقدیم و تحت رسیدگى قرار گرفته تاکنون به تصویب نرسیده تا موجبات پرداخت حقوق و کمک کارمندان و سایر هزینه‌هاى مستمر و غیرمستمر وزارتخانه‌ها و ادارات دولتى فراهم گردد لهذا ماده واحده ذیل به منظور تحصیل اجازه پرداخت هزینه‌هاى مذکور با قید دو فوریت پیشنهاد و تقاضاى تصویب آن را دارد.

ماده واحده- به وزارت دارایی اجازه داده می‌شود حقوق و کمک و مزایاى کارمندان و خدمتگزاران و مصارف مستمر و غیرمستمر وزارتخانه‌ها و ادارات و بنگاه‌هاى دولتى و سایر مخارج کشور را بابت مرداد و شهریور ماه 1333 در حدود دو دوازدهم اعتبارات سال 1332 و با رعایت مقررات و مصوبات سال مزبور کمیسیون بودجه و سایر قوانین و مقررات مالى و همچنین دو دوازدهم اعتبار کمک به سازمان شاهنشاهى خدمات اجتماعى منظور ردیف 72 صورت شماره 2 پیوست لایحه بودجه پیشنهادى سال 1333 کشور و اعتبار بودجه مجلس سنا به مأخذ دو دوازدهم بودجه سال 1331 با احتساب مبلغ کمک و مبلغ یکصد و پنجاه هزار ریال بابت مقررى آقایان سناتورها و سایر مخارج دفترى و ادارى آن در فروردین ماه 1333 و پنجاه و یک میلیون ریال اضافه اعتبار سال جارى ژاندارمرى کل شکور موضوع ردیف 10 صورت شماره 2 ضمیمه لایحه بودجه پیشنهادى 1333 کل کشور با رعایت مقررات مربوطه از درآمد عمومى کشور پرداخت نماید اعتباراتی که در بودجه سال 1332 کمتر از دوازده ماه منظور شده به مأخذ ماهیانه قابل استفاده خواهد بود.

نخست وزیر - وزیر دارایی‏

رئیس- این دو دوازدهم محتاج به دو فوریت نیست چون لایحه مالى است یک فوریت نیست چون لایحه مالى است یک فوریت بیشتر لازم ندارد و حالا فوریت لایحه مطرح است. آقاى نورالدین امامى بفرمایید.

نورالدین امامى- این لوایح دو دوازدهم وقتى که به مجلس شوراى ملى می‌آید همیشه اکثر اوقات موقعى به مجلس از طرف دولت تقدیم می‌شود که چند روز هم از ماه گذشته که می‌بایستى حقوق‌ها پرداخت بشود و تأخیر نشود این است که نمایندگان محترم مجلس شوراى ملى براى اینکه مستخدمین دولت به حقوق‌شان برسند و مخصوصاً مستخدمین کوچک پاها و آموزگاران و آنهایی که از اول ماه تا آخر ماه از بقال و عطار قرض می‌کنند و دیگر اعتبار بیشترى هم به آنها نمی‌دهند از این جهت کمتر صحبت می‌شود امروز هم یک جهت خاصى پیدا کرد که بنده با کسالت شدیدى که دارم با این فوریت مخالفت می‌کنم این است که چند نفر از نمایندگان محترم در قبل از دستور راجع به 28 مرداد و سیل‌زدگان صحبت کردند و اگر حقیقتاً نمایندگان محترم و دولت قائل است که در روز 28 مرداد قیامى شده و استقلال کشور را حفظ کرده چرا در این ماده واحده دو دوازدهم براى این اشخاص که در راه آزادى ایران شهید شده‌اند براى وزارت آنها فکرى نکرده و اگر دولت قائل است که مملکت را نصفش را سیل برده و عده‌اى بى‌پدر شده‌اند، بى‌پسر شده‌اند، بی‌خانمان و گرسنه شده‌اند، چرا در این لایحه دو دوازدهم دولت براى آنها فکرى نکرده است با اعانه که نمی‌شود باید یک لایحه می‌آوردند امروز مقدم بر آنها براى این بدبخت‌ها و گرسنه‌ها و آنهایی که آواره شده‌اند و نمی‌دانند کجا زندگى کنند نان شب بچه‌های‌شان را کى باید بدهد حق خانواده شهداى 28 مرداد که همه می‌دانیم به نان شب محتاجند براى آنها دولت چرا فکرى نکرده؟ والا بنده با دو دوازدهم مخالفتى ندارم البته باید حقوق مستخدمین دولت داده شود بنده این تذکر را عرض می‌کنم که دولت باید براى این دو موضوع یک فکر عاجلى بکند اگر شده است از حقوق تمام مستخدمین بپردازد از حقوق وزرا کم کند از حقوق نمایندگان ببرد براى این دو دسته فکرى بکند (احسنت).

رئیس- دولت در دو دوازدهم هیچ گونه خرجى نمی‌تواند پیشنهاد بکند مگر آنچه در بودجه داشته باشد ولى البته لوایح دیگرى مستقلاً میتواند تقدیم بکند و اقدام بکند آقاى وزیر اقتصاد ملى بیانى دارید؟ (وزیر اقتصاد ملى- عرضى ندارم) البته وقتى که به فوریت رأى گرفته شد لایحه چاپ می‌شود و در جلسه آینده مطرح می‌شود برگ مخالف و موافق گذاشته می‌شود آقایانی که اساساً مخالفند و یا می‌خواهند صحبتى کنند ثبت نام می‌کنند حالا باید به فوریت رأى گرفته شود آقایانی که موافق با فوریت هستند قیام فرمایند (اکثر برخاستند) تصویب شد براى چاپ فرستاده می‌شود.

5- طرح گزارش کمیسیون دادگسترى راجع به الغاى لوایح ناشیه از اختیارات آقاى دکتر مصدق

نقابت- لایحه اختیارات را مطرح بفرمایید.

رئیس- جزء دستور است حالا قرائت می‌شود.

(به شرح زیر خوانده شد.)

گزارش از کمیسیون دادگسترى مجلس شوراى ملى.

کمیسیون دادگسترى طرح پیشنهادى جمعى از آقایان نمایندگان در خصوص الغا کلیه لوایح ناشیه از اختیارات آقاى دکتر مصدق را در جلسات متعدد مورد مطالعه و رسیدگى قرار داد. نظر به اینکه عقیده اعضاى کمیسیون بر این است که قواى مملکت طبق صراحت اصل 28 قانون اساسى همیشه از یکدیگر منفصل و ممتاز خواهد بود و نظر به اینکه قوانین اختیارات دکتر مصدق در محیط ارعاب و اخافه و برخلاف قانون اساسى و مصلحت مملکت از تصویب گذشته لذا طرح مزبور را به شرح زیر اصلاح و تنظیم نمود که اینک تقدیم و تقاضاى تصویب آن را دارد:

ماده واحده- کلیه لوایح آقاى دکتر محمد مصدق ناشیه از اختیارات حاصله از ماده واحده مصوب مرداد ماه 1331 و ماده واحده تمدیدى آن مصوب بهمن ماه 1331 چون برخلاف قانون اساسى بود ملغى است.

تبصره 1- کلیه قوانین و آیین‌نامه‌هاى قانونى قبل از اجراى لوایح مذکور در فوق به قوت خود باقى است.

تبصره 2- هر کس با ایجاد هر گونه وسایلى از مجلسین تقاضاى تفویض اختیارات قانون‌گذاری بکند به حبس مجرد از 2 تا 10 سال محکوم خواهد شد.

تبصره 3- هر یک از نمایندگان مجلسین که اختیارات قانون‌گذاری را به شخص با دولتى تفویض کند مادام‌العمر از حق انتخاب مجلسین محروم خواهد شد.

مخبر کمیسیون دادگسترى- عمیدى نورى.

صدرزاده- بنده یک تذکر نظامنامه‌اى دارم طبق ماده 80.

رئیس- ماده 80 راجع به دستور است.

صدر زاده- بله راجع به دستور است.

رئیس- بفرمایید.

صدرزاده- در سوابق دستور مجلس که بنده ملاحظه کردم یک طرحى به امضاى عده‌اى از آقایان نمایندگان است و بعد هم یک درخواستى کرده‌اند که به قید سه فوریت طرح بشود و مخصوصاً در آن درخواست خودشان تذکر داده‌اند که قبل از طرح گزارش باشد.

رئیس- قبل از طرح که وارد نیست براى اینکه اولاً باید تکلیف گزارش معلوم بشود که این طرح وارد هست یا خیر شاید اصلاً این گزارش تصویب نشد.

صدرزاده- بنده این را تقاضا کردم که قبل از طرح گزارش مطرح شود.

رئیس- این تقاضا وارد نیست شاید

+++

اصلاً گزارش تصویب نشد محتاج به آن طرح هم نشدیم پس از تصویب گزارش البته آن طرح هم مطرح خواهد شد.

تیمورتاش- بعد از تصویب گزارش که این طرح معنى ندارد طرح باید قبلاً مطرح بشود.

صدرزاده- در آن طرح تقاضا شده قبل از طرح گزارش مطرح شود.

رئیس- بی‌خود نوشته است تشخیص آن با من است گزارش کمیسیون دادگسترى مطرح است برگ مخالف و موافق دارد آقاى عبدالصاحب صفایی بفرمایید.

عبدالصاحب صفایی- بنده با آن خبرى که از کمیسیون دادگسترى به عرض مجلس رسیده متأسفانه مخالفم (دکتر شاهکار- بسیار مخالفت به جایى است تأسف ندارد) تأسفم هم از این لحاظ بود که به عقیده بنده کمیسیون قوانین دادگسترى آن طوری که شاید و باید در تنظیم این طرح دقت نفرموده‌اید و چیزهایى در این قسمت اضافه شده است که به عقیده من از لحاظ قانون‌گذاری صحیح نیست نه قابل طرح است نه قابل تصویب است و نه قابل اجرا در تمام این سه مرحله این طرح اشکل دارد البته باید عرض کنم بنده با آن قسمت مقدمه ماده واحده مبنى بر لغو کلیه قوانین مصوبه یا هر اسم دیگرى اگر قانون هم نخواهیم براى بگذاریم که به وسیله اختیارات تصویب شده است بنده موافقم زیرا بعد از آنکه اصل اختیارات صحیح نبود و مطابق قانون اساسى نبوده است طبعاً کلیه مطالب ناشیه از امر غیرقانونى غیر قانونى است (میراشرافى- آقاى صفایی اختیاراتى نبود نمایندگان مجلس را همین جا تا ساعت 12 شب محصور کردند این رأى را گرفتند اختیاراتى نبوده است) در ذکر الفاظ مفهوم واقعیش منظور است یک چیزى به نام قانون اختیارات مشهور شده لاعلاج براى ذکر مطلب بنده ناچارم همان را تکرار کنم البته آزادى نبوده تمام فرمایشات شما صحیح است ولى بنده چه جور عرض کنم چه جمله‌اى پیدا کنم که مفهوم و مدلول مطالب آقا را داشته باشد بنابراین ناچارم که قانون اختیارات عرض کنم و بگویم برخلاف قانون اساسى است بنابراین کلیه مصوبات ناشیه از اختیارات بنده موافقم که باید لغو بشود البته سه امر دیگر هم باید رعایت بشود اولاً این قوانین مدت دو سال است اجرا می‌شود و یک حقوق مکتسبى براى اشخاص حاصل شده به این سادگى و سربستگى لغو کلیه آنها به نظر بنده صحیح نیست (صحیح است) به علاوه یک قسمت از این قوانین قوانین مالى بودند از اشخاص پول گرفته شده و این پول قابل پس دادن نیست و تبعیض اینکه آن عده دادند صحیح بوده امروز می‌گوییم براى اینکه خلاف قانون است گرفته نشود درست درنمی‌آید براى اینکه اگر امرى خلاف قانون واقع شده گذشته و حال على‌السویه باید باشد چون اختیارات غیر قانونى بوده این لوایح ناشى از اختیارات غیرقانونى است لغو امر غیر قانونى از روز اول باید کان لم یکن باشد هیچ دلیلى ندارد که یک عده‌اى از افراد گرفتار یک امر غیرقانونى باشند و ما امروز از این تاریخ بگوییم که دیگران مشمول نشوند این صحیح نیست پس بنابراین چون امر غیرقانونى اتفاق افتاد ما باید در عین اینکه از امروز لغو می‌کنیم نسبت به گذشته تصمیم بگیریم یا صحیحش بدانیم یا باطل اگر صحیح دانستیم حقوق عده‌اى پامال می‌شود و این به نظر بنده صحیح نیست لذا به نظر بنده ماده واحده که کلیه قوانین را از این تاریخ لغو کند مطابق عدل و انصاف نیست زیرا اگر این قوانین صحیحاً وضع شده است الان نمی‌توانید لغوش کنید اگر صحیحاً نبوده و سوءاستفاده شده بنابراین از روز اول غلط بوده هیچ دلیل ندارد که یک امر غلطى را به یک عده از افراد این مملکت تحمیل بکنید واجرا بکنید و از این تاریخ بگوییم لغو است بنابراین کلیه قوانین باید از این تاریخ لغو باشد و نسبت به گذشته مجلس شوراى ملى آن قسمتش را که خوب و صحیح بوده قبول بکند و آن قسمتى که صحیح نبوده است برگرداند و باطل بداند البته این لوایح چند نوع است یک قسمتش هیچ سابقه نداشته است مثل قانون مربوط به تشکیل بانک ساختمانى و اراضى موات یک قانون ابتدایى است طبق این قانون اعمالى انجام شده بعضی‌ها سلب تصرف‌شان شده براى بعضی‌ها تصرف جدیدى ایجاد شده (یک نفر از نمایندگان- قسمت اعظم دعوى سر همین است) همه دعواها غلط نیست بعضی‌هایش درست است بنده معتقدم به اینکه اراضى موات مال دولت است و هیچ کس حق نداشته است اراضى موات دولت را حتى یک قدم تصرف و تصاحب کند این کاملاً صحیح است ولى ما آمدین یک مالکیت‌هایى براى مردم درست کردیم این را باید الان تصحیحش کرد چون این قانون اگر لغو بشود برگشت به قوانین دیگر مشکل ایجاد می‌کند خلاصه عرضم این است که نمی‌توانیم سربسته به کلیه لوایح ناشیه از اختیارات بگوییم لغو از این تاریخ و تکلیف گذشته را معلوم نکنیم و تکلیف آینده را معلوم نکنیم سه مرحله دارد یک گذشته دارد یک حال دارد یک آینده، براى هر سه مرحله باید تعیین تکلیف کرد باید این سه مرحله را روشن کنیم اما راجع به‏ تبصره دوم و سوم مطلقاً بنده این را دون شأن قانون‌گذاری و مجلس شوراى ملى می‌دانم (صحیح است) با اینکه جناب آقاى عمیدى نورى از لحاظ قضایی استاد بنده هستند استدعا می‌کنم توجهى به این موضوع بفرمایید بنده قانون اساسى الان در اختیارم نیست ولى مواردى دارد که اگر قانون اساسى به دستم برسد معلوم می‌شود که این تبصره سه برخلاف قانون اساسى ضمیمه این طرح شده است براى اینکه یکى از اصول قانون اساسى می‌گوید نمایندگان در دوره نمایندگى مصونیت دارند و در اظهارات خود آزادند حدود قانون اساسى که بسته به نظر بنده و شما نیست بسته به نظر نماینده است (یک نفر از نمایندگان- خلاف قانون است) اجازه بفرمایید ما ماده واحده را داریم می‌گذرانیم به عنوان اینکه اختیارات برخلاف قانون اساسى بوده و لغو می‌کنیم در عین حال در همین طرح به عنوان اینکه خلاف قانون اساسى عمل شده داریم خلاف قانون اساسى رفتار می‌کنیم اصل چندم است.

رئیس- قانون اساسى در اختیار شما گذاشته می‌شود اصل 13 است.

صفایی- اصل 13 نیست استدعا می‌کنم جنابعالى جناب آقاى ارسلان خلعتبرى این اصل را پیدا کنید آنجا می‌گوید نمایندگان در اظهار عقیده آزاد هستند و هیچ نماینده‌اى را نمی‌توان به هیچ عنوان براى مذاکرات و نظرى را که در مجلس شوراى ملى اظهار داشته است تعقیب کرد (خلعتبرى - اصل 15 است) «اصل پانزدهم مجلس شوراى ملى حق دارد در عموم مسائل آنچه را صلاح ملک و ملت می‌داند پس از مذاکره و مداقه از روى راستى و درستى عنوان کرده با رعایت اکثریت آرا در کمال امنیت و اطمینان با تصویب مجلس سنا توسط شخص اول دولت به عرض برساند که به صحه همایونى موشح و به موقع اجرا گذارده شود. «پس هر نماینده‌اى حق دارد آنچه را به صلاح ملک و ملت می‌داند در مجلس مذاکره کند و رأى بدهد و یک اصل دیگرى هم دارد که نماینده براى نظرى که می‌دهد قابل تعقیب نیست بنده این را هم دیده‌ام که می‌گویند نماینده‌اى به واسطه مذاکراتى که در مجلس نموده قابل تعقیب نیست مصونیت معنایش این است که قابل تعقیب باشد (عمیدى- مصونیت دارد) ما در این لایحه می‌خواهیم برخلاف مصونیت نمایندگى برخلاف آزادى عقیده نمایندگان محترم مجلس شوراى ملى اصلى تصویب کنیم و بگوییم اگر وکیلى در موضوعى عقیده‌اى داشت براى آن عقیده جرم قائل بشویم ما داریم می‌گوییم هر یک از نمایندگان مجلسین که اختیارات قانون‌گذاری را به شخصى یا دولتى تفویض کنیم مادام‌العمر از حق انتخاب شدن محروم خواهد شد آقایان این اولین نتیجه‌اش این است که بعد از این تبصره چند نوع تبصره دیگر دولت بیاورد حالا این تبصره را ما خودمان آوردیم که ما می‌گوییم اگر اختیارات قانون‌گذاری را داد وکیل تعقیب بشود یک دولتى هم پیدا می‌شود می‌گوید اگر نمایندگان در سیاست خارجى مداخله کردند مادام‌العمر از وکالت محروم بشوند می‌گوییم براى چه؟ می‌گوید اگر مصونیت دارید پس آن تبصره سه چیست؟ هیچ مانعى ندارد به عقیده من بعد از تصویب این تبصره دولتى بیاید بگوید اگر نماینده‌اى در مجلس شوراى ملى در سیاست خارجى مداخله کرد تا دو دوره از نمایندگى محروم باشد اینها هیچ فرق نمی‌کند با این تبصره‌اى که در اینجا هست هیچ تفاوت ندارد (شوشترى- اصل 38 است) متمم است یا اصل است (شوشترى- اصل 38 خود قانون اساسى) اصل 38 می‌نویسد «اعضاى مجلس شوراى ملى باید رد یا قبول مطالب را صریح و واضح اظهار بدارند و احدى حق ندارد ایشان را تحریص یا تهدید در دادن رأى خود بنماید اظهار رد و قبول اعضاى مجلس باید .....» این را هم اجازه داده که هیچ وکیلى را نمی‌توان محروم کرد از اظهار عقیده و رأى. آقایان ما داریم الان راجع به اختیاراتى که به آقاى دکتر مصدق داده شده است اعلان می‌کنیم که این اختیارات برخلاف قانون اساسى بوده، چون برخلاف قانون اساسى بوده بنابراین اعتبار ندارد چه بسا از آقایانی که در دوره 17 بودند و این رأى را دادند یک استدلال‌هایى دارند آنها اعتراف نخواهند کرد که ما مرعوب بودیم و ترسیدیم می‌گویند یک نماینده‌اى هستیم که مصالح عالیه مملکت را این طور تشخیص دادیم که باید این کار را بکنیم یک وکیل را که نباید از اظهار عقیده در چنین موضوع نموده‌اید شما محرومید از وکیل شدن به خصوص در یک موضوع نظرى موافقت و مخالفت با قانون اساسى البته بنده عقیده‌ام این است که با وضع حاضر هر قانونى که برخلاف قانون اساسى بگذرد سندیت ندارد خلاصه عرض بنده این شد که در این قسمت این تبصره بر خلاف قانون اساسى است و با قسمت بالا چون آن لوایح ناشیه از اختیاراتى بوده که بر خلاف قانون اساسى بوده لغو می‌کنیم تعارضى دارد به علاوه یک امر بی‌فایده‌اى است که شوخى تلقى می‌شود به نظر بنده این امر نمی‌تواند قانون باشد این شوخى است (اردلان- بنده جواب آقا را می‌دهم) جناب آقاى اردلان اگر بخواهید صحبت بکنید که تکلیف مخلص معلوم است بنده عرضى ندرام به نظر بنده این قانون نمی‌تواند باشد براى اینکه بر خلاف قانون اساسى است عرض کنم ما می‌گوییم هر کس به دولتى اختیارى داد چون اختیار بر خلاف قانون اساسى است محروم از وکالت است ما نمایندگان دوره 18 که نمی‌توانیم وظایف نمایندگان دوره 19 را تعیین کنیم صددر

+++

صد همه قوانین که در دوره هاى 16 و 14 و 15 و 12 گذشته روى نظر و تشخیص وکلاى آن دوره بوده به همان دلیلى که ما امروز می‌گوییم قانون اختیارات دوره 17 صحیح نیست و باطل است دوره 19 اگر بنا باشد وکلا به دلخواه‌شان یا تحت تأثیر رفته‏ جمع می‌شوند در این بارگاه و یک طرحى تهیه می‌کنند و می‌گویند که این قانون، این طرح کان لم یکن این را لغوش می‌کنند و بعد می‌نشینند هر کارى دلشان می‌خواهد می‌کنند ما که نمی‌توانیم بگوییم که وکلاى دوره 19 مکلفند از رأى وکلاى دوره 18 تبعیت بکنند (صدرزاده- هر دو مجلس در عرض همند) جناب آقاى اردلان وکلاى دوره 19 موظف به تبعیت از عقیده ما نیستند همان طورى که بنده و جنابعالى استقلال در عقیده و رأى داریم نمایندگان دوره 19 که مسلماً بعضى از ماها در اینجا نیستیم چون سن‌مان به حد نصاب می‌رسد بنابراین نیستیم تا جناب آقاى اردلان دفاع بکنند خواهند گفت که آقایان نمایندگان دره 18 در تصویب این طرح اشتباه کردند این طرح لغو و کان لم یکن بوده بعد آقاى وزیر دادگسترى یک ماده اختیاراتى می‌آورد و اختیارات می‌دهد به دولت و هر کارى می‌خواهد می‌کند اجرا و عدم اجرایش همیشه بسته به تصمیم نمایندگان است چون ما مجلس مؤسسان که نیستیم که وضع قانون‌مان براى ادوار بعد سندیت داشته باشد این مجلس یک دوره عادى است که تعیین تکلیف براى نمایندگان دوره بعد نمی‌تواند بکند فرض کنید که تعیین تکلیف کردیم این را اول لغوش می‌کنند بعد لایحه‌اى را که به میل‌شان و به صلاح‌شان تشخیص دادند تصویب می‌کنند بنابراین این تبصره 3 از لحاظ مخالفت با قانون اساسى در حکم اختیارات است براى اینکه مصونیت نمایندگى را از بین می‌برد از لحاظ عمل هم شوخى است براى اینکه نمایندگان دوره 19 و 20 و 21 اگر چنین پیش آمدى برایشان کرد ابتدا این را لغو می‌کنند بعد هر کارى که دل‌شان خواست انجام می‌دهند یک مطلب دیگر در اینجا بوجود می‌آید که من معتقدم که این تبصره 2 و 3 در لفافش یک مطلب دیگر دارد و آن مطلب به صورت پیشنهاد بعد خواهد آمد و عبارت از این است که اگر وضع قانونى بر خلاف قانون اساسى جرم است و لازمه‌اش محرومیت وکلایش از نمایندگى است پیشنهادى خواهند کرد که دوره 17 هم باید مشمول این قضیه بشود براى اینکه جرم فرقى نمی‌کند در صورتی که این اخلاقاً صحیح نیست یک نمایندگانى که مصونیت داشتند یک لایحه‌اى که نمی‌توانم عرض بکنم با تهدید من باید عرض کنم با عقیده‌شان براى اینکه بنده حاضر نیستم به 80 نفر یا 70 نفر اهانتى بکنم که آنها واقعاً آلت بودند و اگر هم بودند واقعاً زیبنده نیست و این را نمی‌شود گفت و به عقیده من مصلحت این است که جناب آقاى عمیدى نورى و جناب آقاى اردلان موافقت بفرمایند که ما این دو تبصره را حذف بکنیم و ابداً این بدعت را نگذاریم و نمایندگان را از مصونیت محروم نکنیم آزادى نطق و بیان و رأى و عقیده را هم از نمایندگان نگیریم و امیدوارم که نمایندگان در هر دوره‌اى خود وجدان و انصاف و شرافت‌شان را در نظر بگیرند و هیچ گاه بر خلاف شرافت و انصاف و وجدان علیه مصالح یک ملتى حرف نزنند قانون تصویب نکنند حالا اگر کردند خدا مرگ‌شان بدهد عیر از این کار ما هیچ چیز دیگرى نمی‌توانیم بکنیم و اما در تبصره اول که کلیه قوانین و آیین‌نامه‌هاى قانونى که قبل از لوایح بوده به قوت خود باقى است بنده اینجا هم عرضى دارم زیرا کلیه این قوانین که قبل از قانون اختیارات به موقع اجرا گذارده شده همه در حین عمل نواقصى داشته همه آقایان می‌دانند قانون شهرداری‌ها قوانین دیگر مثل آیین دادگسترى و سایر قوانین که داشتیم ما الان علم داریم که اینها نواقصى داشت ملاحظه می‌فرمایید قوانین قبل از آزمایش ممکن است انسان توجه به نفس آنها نکند توجه زیادى به معایب آنها نکند ولى بعد از آزمایش علم داریم که یک قسمت از قوانین قبل از قوانین مصوبه از قانون اختیارات نواقصى داشته چطور ما این نواقص را که علم داریم می‌توانیم بگوییم که این قوانین به قوت خودش باقی است بنده یقین دارم که آقایان قضات دادگسترى که در مجلس تشریف دارند مخصوصاً می‌دانند که آیین‌نامه‌هاى دادگسترى که اصلاح شده است نواقصى داشته قوانین شهرداری‌ها سابقاً یک نواقصى داشته است که اصلاح شده الان ما اجازه بدهیم آن قوانین ناقص و فاسد وغلط به موقع اجرا گذاشته بشود اینکه صحیح نیست (نقابت- نه ناقص بود نه فاسد همه‌اش درست بود) یک (ب) اضافه که داشته باشد جناب آقاى نقابت شما امروز با علم‌تان که آن قانون یک (ب) اضافه داشته است نمی‌توانید اجازه بدهید که اجرا بشود (اردلان- دومى هم ناقص بوده) بنده نگفتم که دومى را اجرا بکنید بنده همچو حرفى نزدم (دکتر جزایرى- یک پرونده 8 سال در محکمه‌گیر می‌کرد) بنده عرض کردم در یک امور قضایی که بستگى با مصالح عموم دارد و من یقین دارم همه آقایان حب و بغض‌شان را مدخلیت نمی‌دهند (صحیح است) در مجلس همه آقایان در مصالح عالیه کشور متحدند که باید حفظ مصالح عالیه مردم را کرد منتهى ممکن است که بنده در عرایضم اشتباه بکنم و جناب آقاى عمیدى اشتباه نکنند چون حدت نظر دارند و در بیان مصون‌تر از بنده هستند ولى اجازه بدهید بنده عرایضم را بکنم بعد تریبون در اختیار آقایان است البته اکثریت مجلس آنچه را صلاح تشخیص داد عمل خواهد کرد تردید ندارد هشتاد درصد از قوانین به موجب قانون اختیارات پس و پیش شده در آن نواقصى بوده است بنده یقین دارم که جناب آقاى نقابت در دادگسترى صد دفعه در مورد نواقص آیین دادگسترى اظهاراتى فرموده‌اند که این کافى نیست براى احقاق امور مردم من می‌گویم که شما چرا برمی‌گردانید؟ آقایان بنشینند تصمیم بگیرند بنده عرضم این نیست که کلیه قوانین مصوبه مصدق اجرا بشود چون عرض کردم این را برخلاف قانون اساسى می‌دانم ولى عرض کردم که دو محظور اینجا وجود دارد اولاً حقوق مکتسبه مردم (نقابت- مثل چى؟) مثل قانون مالیاتى که وضع شده است، مثل قانون بیست درصد، مثل قانون شهرداری‌ها، مثل قانون آیین دادگسترى به موجب آیین دادگسترى یک عده‌اى را محکوم کردند، یک عده‌اى را تبرئه کردند براى افراد یک حقوقى هست الان که شما این را لغو می‌کنید اگر پرونده‌اى در مرحله استیناف باشد اگر به موجب این آیین‌نامه‌ها حکم صادر شده باشد در محکمه ابتدایى به علت اینکه در مرحله ابتدایى به استناد این آیین‌نامه‌ها حکم داده شده این شخص محکوم می‌شود افرادى در مرحله ابتدایى و استینافى حکم کردند طبق آیین‌نامه فعلى و مقررات فعلى این را شما لغوش می‌کنید و برمی‌گردانید به آیین‌نامه‌هاى قبلى این در تمیز نقض خواهد شد چرا؟ براى اینکه در آن تاریخى که در تمیز رسیدگى می‌کنند این قوانین لغو شده آقاى عمیدى نورى می‌فرمایند عطف به ماسبق نمی‌شود عرض می‌کنم این بیان آقا کاملاً صحیح است عطف به ماسبق نمی‌شود ولى در بعضى موارد این طور نیست اگر به علل دیگرى نقض شد و برگشت به استیناف طبق کدام مقررات رسیدگى می‌شود؟ اگر به یک علل دیگرى در تمیز نقض شد برگشت هفتاد درصد مطلب از لحاظ قضایی به عقیده من قابل بحث است ما الان یک محظور داریم که آقایان باید حل بکنند در اینکه این لوایح بر خلاف قانون اساسى است و باید لغو شود همه موافقیم ولى باید رعایت کنیم ما دشمنى با قوانین مصدق نداریم ما دشمنى با اختیارات داریم می‌گوییم اختیارات بر خلاف قانون اساسى است اگر چهار تا قانون به نفع مردم وضع شده و براى طبقات مختلف قابل استفاده است هیچ دلیل ندارد که ما یک خط روى همه بکشیم این صحیح نیست پس بنابراین به عقیده بنده باید یک راهى را پیدا کرد که هم قوانین ناشى از اختیارات لغو بشود و هم حقوق یک افراد از بین نرود و به نظر بنده آن قسمتى که در کمیسیون دادگستری در چند روز پیش تصویب شده است اگر ضمیمه بشود به این طرح بنده موافق می‌شوم به شرط اینکه این تبصره دوم و سوم که بر خلاف قانون است حذف بشود (صارمى- پیشنهاد شده) بنده هم دارم همان پیشنهاد را تأیید می‌کنم وامیدوارم که ما در عین اینکه می‌خواهیم حفظ قانون اساسى را بکنیم خودمان ناقض قانون اساسى نشویم.

رئیس- یک پیشنهاد رسیده که این طرح مسکوت بماند.

عمیدى نورى- بنده عرض دارم آقاى اردلان هم می‌خواهند صحبت بکنند.

رئیس- مطابق ماده 144 یک پیشنهادى رسیده که مسکوت بماند و این هم مطابق آیین نامه است حالا ماده 144 قرائت می‌شود توجه بفرمایید

(به شرح زیر خوانده شد.)

ماده 144- هر یک از نمایندگان حق دارد از مجلس کتباً تقاضا نماید که طرح یا لایحه قانونى که به مجلس مراجعه شده است موقتاً یا دائماً مسکوت بماند در این قبیل موارد در خصوص رد یا قبول این تقاضا قبل از اینکه در موضوع اصلى بحث شود پس از توضیح مختصر پیشنهاد کننده و پاسخ آن از طرف یک مخالف که باید با رعایت اختصار کامل به عمل آید و محدود به بحث در موضوع باشد رأى گرفته می‌شود در صورتی که تقاضاهاى متعددى بشد و منجر به اخذ رأى گردد تعیین حق تقدم و تأخر با رئیس مجلس است مگر در مواردى که تقدم آن مطلب در نظامنامه تصریح شده باشد.

عمیدى نورى- اینجا تصریح دارد قبل از اینکه این طرح شود باید پیشهاد سکوت مطرح بشود چون گفته قبل از طرح مطلب ایشان و حالا که گزارش طرح شده نمی‌شود قبل از اینکه جواب گفته شود به پیشنهاد رأى گرفت توجه بفرمایید تصریح دارد قبل از طرح مطلب.

رئیس- همچو چیزى ندارد توجه بفرمایید مجدداً قرائت می‌شود.

(به شرح سابق خوانده شد.)

عمیدى نورى- قبل از طرح می‌گوید الان طرح شده آقاى صفایی مخالفت کردند چطور می‌شود که جواب گفته نوشد این تصریح دارد قبل از اینکه طرح بشود.

صدرزاده- این طور نیست.

رئیس- منظور این است در هر مرحله‌اى که باشد قبل از اینکه در موضوع اصلى بحث بشود پیشنهاد سکوت می‌شود داد.

عمیدى نورى- صراحت عبارت حاکى از این است که حالا نمی‌شود چون در موضوع بحث شده.

+++

صدرزاده- اگر طرح نشده باشد که نمی‌شود پیشنهاد داد.

قنات آبادى- قبل از طرح که خودش مسکوت است پس بنابراین بعد می‌شود پیشنهاد سکوت داد.

تیمورتاش- در هر موقع می‌شود پیشنهاد سکوت داد.

رئیس- این بحث آقایان بی‌مورد است آقاى صدرزاده شما توضیح‌تان را بدهید بعد آقاى مخبر هم توضیح می‌دهند.

مشایخى- بنده مخالفم و وقت خواستم.

صدرزاده- البته وقت توضیحى که براى این مسئله باید داده شود مختصرى است ولى مطلب باید قدرى روشن‌تر بشود بنده قبلاً از آقایان استدعا می‌کنم اگر وقت من نارسا و مختصر بود و کافى نبود یک وقت بیشتر به بنده عنایت کنند تا من بتوانم خوب در این باب صحبت کنم این اختیارات یعنى این لوایحى که آقاى دکتر مصدق‌السلطنه دادند این مخالف با قانون اساسى است من در همین بابت می‌خواهم صحبت کنم.

رئیس- شما راجع به موضوع پیشنهادتان باید صحبت کنید.

صدرزاده- اجازه بفرمایید نمایندگان قطع کلام نفرمایید بنده همان را می‌خواهم بیان کنم الان در محافل علمى این شهر این مطلب مورد بحث است و دنباله این بحث حتى به روزنامه‌ها هم کشیده شده است. این یک مسئله علمى است این نیست که اختیارات قانون‌گذاری به دکتر مصدق داده شده باشد تا خلاف قانون اساسى شده باشد بلکه اجازه داده‌اند به او که یک لوایحى را به موقع اجرا بگذارد و براى تصویب به مجلس شوراى ملى بیاورد و این این طور نیست که حقوق قوه مقننه را سلب کرده باشد (تیمورتاش - نه آقا این طور نیست) اجازه بدهید خواهش می‌کنم احساسات‌تان را دخالت ندهید در مسائل علمى قدرى توجه بکنید.

رئیس- شما خارج از موضوع صحبت می‌کنید تقاضای‌تان را اینجا نوشته‌اید در این مورد طبق آیین‌نامه باید بوجه اختصار نوشته شده.

صدرزاده- چشم اطاعت می‌کنم اینجا این گزارش هم که از کمیسیون رسیده است در تبصره سوم می‌گوید هر یک از نمایندگان مجلسین که اختیارات قانون‌گذاری را به شخص یا دولت تفویض کند از حق انتخاب مجلسین محروم خواهد شد این هم که مخالف قانون اساسى بود که خود آقاى صفایی فرمودند و بعد می‌گویند که یک پیشنهادى داده‌ایم که بعضى از این قوانین در دست اجرا است و لازم است که آنها برقرار بماند بنده در اولین دفعه در همین جا که بیان کردم و آقاى رئیس اجازه نفرمودند بیاناتم را ادامه بدهم در همان جا تذکر دادم که بسیارى از این قوانین مفید است و مورد عمل واقع شده و عمل آنها به صلاح مردم است وزارت دادگسترى و هر یک از وزارتخانه‌ها هر کدام از این قوانینى که در اجرا دارند و آنها را مفید و لازم می‌دانند آنها را تقاضا بکنند و مجلس تأیید بکند اجرا آن را و هر کدام از قوانین را که لازم نمی‌داند الغا آن را تقاضا بکند (صحیح است) بنده به این جهت تقاضا کردم که این گزارش مسکوت بماند براى اینکه روى این گزارش مطالعه نشده و این بدون مطالعه تهیه شده الان این موادى دارد برخلاف قانون اساسى شما هر کدام از این قوانین را که لازم ندارید پیشنهاد کنید لغوش کنند هر قانونى که مجلس خواست لغو می‌کند خواه از اختیارات باشد خواه غیر از آن این طور لغو کردن یک دسته از قوانین که براى مردم حقوق ثابته ایجاد کرده است و مدتى مملکت به او عمل کرده این تقاضا را کردن و بعد آمدن دو مرتبه بعد از ده روز همان پیشنهاد را براى تصویب فرستادن این عمل لغوى است بنده تعجب می‌کنم که چه طور اصلاً این گزارش را نوشته‌اند.

رئیس- آقاى مخبر کمیسیون.

عمیدى نورى- راجع به پیشنهاد سکوت توضیح عرض کنم یا در اصل مطلب؟

رئیس- اصلاً پیشنهاد سکوت در حکم خروج از دستور است هر نماینده‌اى می‌تواند پیشنهاد بکند که موضوعى از دستور خارج شود و بعد هم تابع رأى مجلس است که رأى بدهد یا ندهد (مشایخی - مخالف باید صحبت کند) آقاى نقابت نوبت آقاى نقابت است. (مشایخى - نوبت بنده است ملاحظه بفرمایید) نوبت آقاى نقابت است.

نقابت- عرض کنم که یک سال است که دولت فعلى شاغل خدمت است و مجلس شوراى ملى هم به انضمام مجلس سنا تشکیل شده و قوه مقننه وجود دارد و از روز اول صحبت این شد که قوانین یا لوایح یا مصوبات که دولت سابق به اتکاى اختیاراتى وضع کرده است بعضی‌ها مخالف قانون اساسى است بعضی‌ها تجاوز از این اختیارات است بعضى هم معتقدند که اختیارات مبناى صحیح قانونى ندارد، از این سه نظر مطلب بیرون نیست با این طول زمان و مذاکراتى که شد حتى در اولین روز افتتاح مجلس خاطر مبارک آقایان هست که یک طرحى آقایان امضا کردند با هشتاد امضا فرمودند که این لوایح به طور مطلق لغو شود عبارت هم کان لم یکن بود گویى که نبوده است از اول بنده از آنها هستم که این طرح را امضا نکردم و معتقد بودم که یک قدرى باید مطالعه کرد معذلک به احترام مصوبات مجلس شوراى ملى که قیام و قعود شما موجد قانون است و حقوق موضوعه‌اى در کشور ایجاد می‌کند قیام فرمودید و این لایحه را تصویب فرمودید و به کمیسیون دادگسترى ارجاع فرمودید. (صدرزاده- تصویب نکردند فوریتش تصویب شد) در کمیسیون دادگسترى زمانی که این قضیه مطرح می‌شد با دولت تماس گرفته شد در یکى از جلسات هیئت دولت تقاضا فرمودند که مهلتى بدهید تا اول یک ماه که ببینیم مطالعه کنیم از این 256 فقره لوایح که گفتند صد فقره‌اش مربوط به وزارت دادگسترى است و بقیه‌اش مربوط به وزار دارایی و راه و غیره مطالعه کنیم ببینیم آنها که مورد حاجت است آنهایی که دست و بال دولت را نمی‌بندد و او را در مضیقه نمی‌گذارد آنها را بیاوریم به مجلس و تقاضاى تصویبش را بکنیم بقیه را هم ملغى کنیم و بسیارى از این لوایح بود که مدت داشت و مدتش منقضى شد مثلاً دعاوى وزارت جنگ و مردم باید تا تیرماه 31 رسیدگى بشود و مدتش گذشت و دعاوى دولت با اشخاص و اشخاص با دولت از منقول و غیرمنقول مربوط به زمان می‌شد اینها یک سلسله لوایحى است کمیسیون عدلیه این مماشات را کرد به جاى یک ماه دو ماه و سه ماه باز هم تخفیف داد و از طرف دولت هم بعضى از این لوایح به مجلس آمده است من جمله لایحه بیمه‌هاى اجتماعى است که وزارت کار آورده در کمیسیون مطرح است از وزارت دادگسترى هم یک لایحه‌اى راجع به انحلال و الغا دیوان کشور و بعضى ترتیباتى که آنجا بود و اعتبار احکام قضایی را صادر شده آوردند اینجا تصویب شد و رفت و بقیه هم در دست تهیه است و هنوز نیاورده‌اند به طورى که در جلسه پری روز در کمیسیون دادگسترى آقاى وزیر دادگسترى فرمودند این لوایح حاضر شده و می‌آورند در این حین یک سلسله حرف‌ها پیدا شد یعنى بعضی‌ها بعضى دیگر را متهم کرده گفتند که چون به موجب این قانون یک قسمت اراضى که دولت گرفته از دست دولت می‌رود بیرون و اشخاصى می‌خورند نکند که این اشخاص با بعضى تماس گرفته باشند این گونه سوء ظن‌ها پیدا شد و فوراً باز شامه تیز یک عده‌اى که همیشه حافظ حیثیت اجتماعى نمایندگان هستند دخالت کرد و یک طرحى تهیه کردند گفتند براى اینکه خلاء حاصل شود براى اینکه مالى از اموال دولت از دست نرود تا زمانی که دولت لوایحى قائم مقام لوایح باطله را بیاورد و در کمیسیون تصویب شود و خلایى حاصل بشود در این فاصله آن مقدار لوایح هم به قوت خود باقى باشد تا دو ماه (صدرزاده - این لازم نبود) به عرضم توجه کنید شما آقاى صدرزاده ما وکلاى دادگسترى عادت داریم که گوش بدهیم و عین کلامش را درک بکنیم و جواب بدهیم بنابراین یک طرحى هم تهیه شد در کمیسیون دادگسترى که پریروز تشکیل شد.

صدرزاده- جناب آقاى رئیس به بنده کم مجال دادید و به ایشان زیاد.

رئیس- اصلاً می‌خواهم ببنیم جنابعالى این حق را دارید یا ندارید.

صدرزاده- این بسته به رأى جنابعالى است.

رئیس- آقاى نقابت به طور اختصار بفرمایید موقعى که آن تبصره مطرح شد صحبت بفرمایید.

نقابت- خواستم در مورد این ماده 144 عرض کنم که پیشنهاد سکوت از ناحیه یکى از آقایان نمایندگان نسبت به یک نظریه‌اى که هشتاد نفر امضا کردند تصویب شد چندین ماه عمل شد اقدام شد (صدرزاده - تصویب نشد) یک مقرراتى رویش وضع شد حالا آمده به یک صورت طرحى اگر واقعاً این پیشنهاد را بخواهید مورد تصویب قرار بدهید و عمل بفرمایید واقعاً نتیجه این خواهد شد که تمام این اقدام‌ها و این طرح‌ها و مصوبات تمام این پیشنهادها تمام این نزاع‌ها متکى بوده به یک احساسات بى‌مطالعه‌اى به این جهت یک اهانت معنوى است به یک عده‌اى از آقایان بنده معتقدم که این لایحه از دستور خارج نشود ولى هر نظر اصلاحى آقایان دارند پیشنهاد کنند.

رئیس- آقاى عمیدى نورى.

عمیدى نورى (مخبر کمیسیون دادگسترى)- بنده در تأیید فرمایشات جناب آقاى نقابت خواستم ذهن همکاران محترم مخصوصاً جناب آقاى صدرزاده را که خودشان یکى از قضاتند یکى از وکلاى مبرز دادگسترى فارس هستند جلب بکنم که از شئون اساسى و حیاتى قوه مقننه این است که واضع قانون باشد (صدرزاده- اختیار هم می‌تواند بدهد به کمیسیون داده است) اجازه بفرمایید مجلس 18 آن چنان مجلسى است که یک دولتى را که ما همه تخطئه آن را می‌کنیم و راجع به 28 مرداد پشت این تریبون امروز صحبت‌ها شد بر تجلیل حکومت حاضر و تخطئه کردیم آن کسى که قیام کرده بود بر علیه استقلال ما یک چنین شخصى قوانین را خودش نوشت خودش امضا کرد خودش اجرا کرد این یک ژست اصولى بود که می‌بایستى این مجلس در همان جلسه اول بگوید که این اختیارات برخلاف قانون اساسى بود و این عمل یک چنان على است که من خیال نمی‌کنم با هشتاد امضایى که در مجلس شوراى ملى شد و آقایان طرح‌شان آمد به کمیسیون دادگسترى این را ما امروز بگوییم اصلا برود از بین و آن ملاحظات دیگرى که جناب آقاى صفایی کردند در موقع خودش و نظریات دیگر آقایان همه صائب در موقع خودش بحث می‌کنیم ولى این صحیح نیست همان طورى که جناب آقاى نقابت فرمودند یک نظر اصولى صحیحى (صدرزاده -

+++

اصولى نیست) که فوریت هم داشته است تمام این تشریفات تهیه گزارش کمیسیون و طرحى که الان داده شده و آقایان متوجه شده پیشنهادهای‌شان را هم خواهند داد و اصلاحات هم خواهند کرد این را مخدوش بداند.

صدر زاده- آقا اخطار دارم طبق ماده 151.

رئیس- وارد نیست.

صدرزاده- اجازه بفرمایید این ماده مربوط به رأى است در تمام لوایح قانونى که مالیات و عوارضى را ملغى می‌کند طبق ماده 151 این رأى باید با ورقه گرفته بشود.

رئیس- این رأى چه ربطى به لوایح مالى دارد؟

صدرزاده- در میان این لوایح مقدار زیادى لوایح مالى بوده است.

رئیس- رأى گرفته می‌شود به پیشنهاد آقاى صدرزاده آقایانی که موافقند قیام بفرمایند (عده کمى برخاستند) تصویب نشد (عبدالصاحب صفایی- ما نفهمیدیم) می‌خواستید توجه داشته باشید تا بفهمید تصویب نشد، آقاى اردلان.

اردلان- آقایان توجه بفرمایند به نظر بنده یک موضوع اساسى و اصلى در اینجا مطرح است ممکن است نظریاتى در جزئیات گزارش دادگسترى باشد ولى این مربوط به اصل موضوع نیست آقایان با اصل موضوع که موافقت دارند و خیال نمی‌کنم هیچ کس از نمایندگان مخالفتى با اصل موضوع داشته باشند باید رأى به ورود در گزارش بدهید بعد نظریات اصلاحى که دارید البته همه ما آزادیم که فکر خودمان را در این باب پیشنهاد بکنیم اما به عنوان اینکه اینجا یک نقصى دارد و اینجا یک چیزى باید علاوه شود و یک چیزى باید کسر بشود اصل موضوع را از بین نبرید توجه بفرمایید آقا می‌گویید یک چیزهایش مفید است اگر چنگیز آمد توى این مملکت و خواست یاساى چنگیزى را توى این مملکت اجرا کند و به نفع بنده هم بود و به ضرر آقایان هم بود باید که بگوییم به به اینکه نشد ما می‌خواهیم بگوییم که بعد از چهل و چند سال مشروطیت ما قانون اساسى و مشروطیت خودمان را محکم می‌کنیم به واسطه این رأى که یک نفر حق وضع قانون توى این مملکت ندارد غرض این است آقا اگر یادتان نرفته (صفایی- این را موافقیم همه) آقا اگر موافقید پس چرا چهار ساعت بحث می‌کنید که این مسکوت بماند (صفایی- عوضى گرفتید آقاى اردلان) بنده براى اینکه آقایان همه توجه داشته باشند یک چیزى را می‌دانید و چند دفعه هم خوانده‌اید براى اینکه آقایان متوجه به اساس این کار بشوند اصل 27 قانون اساسى را می‌خوانم.

قواى مملکت بسه شعبه تجزیه می‌شود.

اول: قوه مقننه که مخصوص است بوضع و تهذیب قوانین و این قوه ناشى می‌شود از اعلیحضرت شاهنشاهى و مجلس وشوراى ملى و مجلس سنا و هر یک از این سه منشا حق انشا قانون را دارد ولى استقرار آن موقوف است بعدم مخالفت با موازین شرعیه و تصویب مجلسین و توشیح به صحه همایونى لکن وضع و تصویب قوانین راجع به دخل و خرج مملکت از مختصات مجلس شوراى ملى است شرح و تفسیر قوانین از وظایف مختصه مجلس شوراى ملى است.

دوم: قوه قضائیه و حکمیه که عبارت است از تمیز حقوق و این قوه مخصوص است به محاکم شرعیه در شرعیات و به محاکم عدلیه در عرفیات.

سوم: قوه اجراییه که مخصوص پادشاه است یعنى قوانین و احکام به توسط وزرا و مأمورین دولت به نام نامى اعلیحضرت همایونى اجرا می‌شود به ترتیبى که قانون معین می‌کند.

اصل بیست و هشتم- قواى ثلاثه مزبوره همیشه از یکدیگر ممتاز و منفصل خواهد بود.

بنابراین یک رئیس دولتى نمی‌تواند قانون وضع کند (صفایی - تردیدى در این نیست) (صدرزاده - کمیسیون‌ها هم نمی‌توانند؟) حالا که تردید ندارید گزارش کمیسیون دادگسترى چه می‌گوید؟ می‌گوید این چیزهایى که بر خلاف قانون اساسى به نام اختیارات وضع شده اینها لغو می‌شود به نظر بنده خیلى حرف ساده و صحیح و متبنى است و این باعث این خواهد شد که توى این مملکت کسى تقاضاى اختیارات از مجلس شوراى ملى نکند حالا توى این مواد چیزهاى خوبى است ما که دولت را دستش را نیستیم بگوید حالا بنده چرا عرض می‌کنم که اگر یک لایحه‌اى یک طرحى عین آن چیزى را که دکتر مصدق تصویب کرده بیاید بنده باهاش مخالفت می‌کنم براى اینکه نباید سابقه بشود که یک کسى حق داشته باشد خودش یک چیزى را وضع کند و اجرا کند و ما آن را تأیید کنیم چرا براى اینکه شأن مجلس شوراى ملى است که خودش قانون وضع کند.

صدرزاده- انظر الى ما قال و ولاتنظر الى من قال.

رئیس- آقاى صدرزاده من ناچارم به شما تذکر بدهم آن وقت می‌گویید که رعایت جانب منرا نمی‌کنید مجلس را چرا شلوع می‌کنید؟

اردلان- عرض می‌کنم آقا براى اینکه اصل مشروطیت و قانون اساسى در مملکت مستقر بماند یک کسى خیال دخالت در حقوق ملت ایران نکند رأى بدهید به ورود در شور این مواد پیشنهادى کمیسیون دادگسترى بعد آقا با فلان تبصره‌اش مخالفید تجزیه‌اش را پیشنهاد کنید اصلاحى دارید اصلاحش را پیشنهاد کنید آقا با اصل موضوع موافقت کنید والا به عنوان اینکه یک چیزى خوب است به عنوان مثل عرض می‌کنم که نظر آقا این است که فلان قانون جدید خوب است بنده می‌گویم خیر قانون قدیم خوب است می‌فرمایید که قوانین عدلیه ناقص بود از کجا همین چیزهایى که وضع شده است خیلى ناقص نباشد اینها یک چیزهایى است که مورد دقت است بنده باز عرض می‌کنم به احترام قانون اساسى آقا به احترام مشروطیت ما براى اینکه تکذیب بکنیم عملى را که یک آدمى برخلاف قانون و به زور و تهدید از مجلس شوراى ملى اختیاراتى گرفت به اصل موضوع رأى بدهید بعد وارد شور در مواد بشوید.

رئیس- آقاى مخبر بفرمایید.

مخبر (عمیدى نورى) - چون جناب آقاى صفایی یک فرمایشاتى در کلیات فرمودند اجازه می‌فرمایید آقایان که بنده یک توضیحاتى عرض کنم و ذهن آقایان را روشن کنم اولاً خیلى جاى تعجب است که جناب آقاى صفایی آن چنان کسى که اعلام جرم در اولین جلسه‌اى که هنوز رسمیت حاصل نشده بود روى شدت احساسات و علاقه کامل نسبت به مبارزه با یک کسی که با یک اصول غیرقانونى در این مملکت در مدت درازى تسلط پیدا کرد و اراده خودش را به صورت قوانین در این مملکت اجرا نمود و مخصوصاً چند ماده از مواد اعلام جرم جناب آقاى صفایی همین بود که چرا ایشان چنین کارى کرده‌اند و آمده‌اند برخلاف قانون اساسى اختیارات گرفتند و البته بنده حق دارم تعجب کنم که جناب آقاى صفایی که این عمل را جرم دانستند و اعلام جرم بر علیه او داده‌اند (صفایی- حالا هم جرم می‌دانم) امروز آمده‌اند و مخالفت می‌کنند با یک چنین گزارشى که خودشان هم در مقدمه قرائت فرمودند و ماده واحده‌اش را هم قبول دارند و قبول دارند که باید همه آن لوایح ملغى بشود بنابراین بنده در اصل موضوع اتخاذ سند از فرمایشات جناب آقاى صفایی می‌کنم که ایشان هم که به عنوان مخالف آمدند و صحبت کردند موافق الغاى این قوانین بوده و هستند (صفایی- با تبصره‌هایش مخالف بوم واستدعا می‌کنم به کمیسیون دادگسترى هم توصیه بکنید که اعلام جرم بنده را رسیدگى بکند) اجازه بفرمایید ایشان فرمودند که در طرح چرا اولش (کان لم یکن) بود و حالا شد (از این تاریخ) البته خود آقاى صفایی یکى از امضا کنندگان طرح بودند و معتقد بودند که کان لم یکن در اصل باشد. (صفایی- به شرط تبصره‌ها) اجازه بفرمایید در کمیسیون دادگسترى صحبت کردیم اولاً به آن ترتیب این قانون عطف به ماسبق می‌شد و قوانین عطف به ماسبق شدنش خلاف اصول است ثانیاً آقاى صفایی ما همان حقوق مکتسبه‌اى که جنابعالى برایش اینجا سنگ بسینه می‌زنید آن را دارم براى شما توضیح می‌دهم ما همان حقوق مکتسبه‌اى که بعضی‌ها به دست آورده‌اند آن حقوق مکتسبه را حفظ کردیم بنابراین این گزارش که به عرض آقایان رسیده مبتنى بر حفظ حقوق همان‌هایى هست که نظام وظیفه را خریدند و معاف شدند همان‌هایى است که مالیات دادند که همان بانکى است که آقایان فرمودند تأسیس شد جناب آقاى صدرزاده این تأثیرش نسبت به تأسیس بانک ساختمانى (شوشترى- فرق نمی‌کند) احسنت و تأثیرش نسبت به این اراضى که این ارضى هم متعلق به ملت ایران است و هیچ کس هم حقى نسبت به آن ندارد و تقاضاى ثبت هم داده‌اند و به فرض هم کسى اعتراضى داشته رفته‌اند مشغول محاکمه هستند بنابراین خواستم یکى از نکاتى که مورد توجه جناب آقاى صفایی بود و تصور فرمودند که ممکن است حقوقى از بین رفته باشد توضیح عرض کرده باشم که با ذکر از این تاریخ حقوق مکتسبه محفوظ می‌ماند این قسمت از مقرراتى که ایجاد می‌کنیم بانک ایجاد شده اراضى موات ثبت شده به نام دولت تمام محفوظ و مضبوط است و هیچ عملى بر خلاف حقوق مکتسبه نشده بلکه همان نظر کلى عموم آقایان محترم و نمایندگانى که هشتاد امضا فرمودند آن را ما در قالب قضایی تهیه نموده‌ایم اما اشکالاتى که راجع به او تبصره فرمودید (صفایی- آنها را حذف بکنید) بنده نظر کلى را عرض می‌کنم و البته رأى رأى آقایان است در شور مواد پیشنهاد خواهید داد اصلاحات خواهد شد این را بنده خواستم عرض بکنم که یکى ماده اولش این است که آقا فرمودند که من معتقد نیستم که یک قوانینى که قبلاً بوده همه‌اش صحیح بوده است بنده به آنها موافقم اگر یک قوانینى غلط بود مقام مقننه آقایانى که اینجا تشریف دارند آقایان خودشان طرحى می‌دهند و لغو می‌کنند و یا دولت می‌آورد و لغو می‌شود ولى مادامى که یک چیزى به نام قانون از این مجلس گذشته از قوه مقننه گذشته ما باید آن را محترم بداینم چنان که قوانین جزایی هم اجراى قوانین را لازم دانسته‌اند و اگر وزرا و مستخدمین دولت قوانین را اجرا نکنند آقایان خودتان اعلام جرم می‌فرمایید بنابراین اگر در تبصره اول تصریح شده است که قوانین و مقررات و آیین‌نامه‌هاى قانونى قبل از اختیارات به قوت خود باقى است این هم رعایت یک اصل حقوقى است و رعایت احترام تصمیمات همین قوه مقننه است (صحیح است) و اینجا نبایستى یکى از نمایندگان پشت تریبون

+++

به عنوان اینکه بعضى از قوانین ناقص است اصولا با جراى آن‏ قانون مخالف باشد و بعد هم بگویند مصوبات یک آدم غیر قانونى که با اصول غیر قانونى سلطه پیدا کرده و اختیارات غلطى گرفته و آنها را عوض کرده است صحیح است این صحیح نیست که از زبان یک نماینده مجلس شوراى ملى از پشت تریبون این صحبت بشود (صدرزاده- ماده 87) (صفایی- ماده 87) همان طورى که عرض کردم قوه مقننه می‌تواند هر مطلبى را به صورت طرح یا به صورت لایحه در اطرافش صحبت بکند و این تبصره را عرض کردم که از نظر قوانین و از نظر اصول تنظیم شده اما تبصره 2 به عقیده بنده اگر آقایان واقعاً تبصره 3 را قبول نکردند این را قبول کنید که تبصره دو از نظر مملکت لازم است چرا؟ براى اینکه تبصره دو از نظر نمایندگان تهیه نشده است از نظر دولت است عبارت تبصره این است که می‌گوید هر کس با ایجاد هر گونه وسایلى از مجلس تقاضاى تفویض اختیارات قانون‌گذاری بکند به حبس مجرد از 2 تا ده سال محکوم می‌شود این ناظر است به کسانی که بر علیه قوه مقننه بر علیه مصونیت شما آقایان بر علیه حق قانون‌گذاری شما آقایانى که اینجا نشسته‌اید برود یک وسایلى برانگیزاند یعنى چه کند؟ یعنى محیط ارعاب ایجاد کند یا نمایندگان مجلس را ببرد تهدید بکند و بگوید که من می‌خواهم که شما اختیارتان را به من تفویض کنید این مجازات بشود و بنده تصور می‌کنم که این تبصره مقام شامخ قوه مقننه را بالاتر برده احترامى به شما گذاشته شده مصونیت حق وکیل مجلس را حفظ کرده است جز این چیز دیگرى نیست بنده عقیده دارم که نمایندگان محترم ملت به یک چنین تبصره‌اى که حافظ قوه مقننه است باید بیش از کمیسیون علاقه به خرج بدهند و به اتفاق آرا رأى بدهند اما تبصره سوم که اینجا تصور شده است برخلاف قانون اساسى است بنده البته این را حق می‌دهم چون بعضى از آقایان نمایندگان محترم چون خودشان می‌خواهند قانون وضع کنند و محرومیت براى خودشان نمی‌خواهند قائل بشوند یک قدرى ممکن است در نظرشان مشکل بیاید که خوب چرا من بیایم حق خودم را محدود بکنم این صحیح نیست تا وقتی که قائل هستیم که یک عده افراد استفاده از وسایلى می‌کنند براى اینکه محیط ارعابى ایجاد بکنند و از ما یک حق غیر قانونى بگیرند ما باید قائل بشویم که این افرادى که ممکن است تحت تأثیر ضعف نفس قرار بگیرند تا خداى نکرده کمپى زنى در خارج بکنند و یک اختیاراتى به یک آدم غیر پارلمانى بدهند ما یک همچو اشخاصى ضعیف النفسى را محروم می‌کنیم از این حق آن وقت این هیچ تناقضى با قانون اساسى ندارد دو اصلى که خواندند راجع به اصل مصونیت است اصل آزادى رأى دادن است جناب آقاى صدرزاده اصل مصونیت هیچ ارتباطى با موضوع ندارد مخصوصاً اینکه ما می‌خواهیم قائل بشویم که ماده‌اى وضع می‌کنیم که این ماده و اصل در حدود قانون اساسى است همان طور که جناب آقاى اردلان قرائت کردند قواى ثلاثه مملکت به موجب قانون اساسى ممتاز و منفصل است قوه مجریه باید اراده آقایان را اجرا کند قوه مجریه حق ندارد خودش قانون وضع کند و خودش اجرا کند (شمس قنات‌آبادى- حالا که اراده خودش را اجرا می‌کند با روزنامه‌ها هر کار که دلش خواست می‌کند) اجازه بفرمایید یک وکیل مجلس هم حدود و حقوقش محدود به حدودى است که قانون اساسى قید شده که باید قوه مقننه قانون وضع کند و نظارت بکند در عمل دولت در قانون اساسى به هیچ وجه اجازه داده نشده است که وکیل حق قانون‌گذاری خودش را به دیگرى تفویض بکند آقایان وکلا دادگسترى اینجا تشریف دارند شما وقتى که یک دعوى حقوقى دارید بنده را وکیل می‌کنید می‌روم از دعوى شما در عدلیه دفاع می‌کنم آیا بنده حق دارم که این وکالت را به دیگرى واگذار کنم؟ حق ندارم مگر آنکه در وکالتنامه حق توکیل قید شده باشد آن وقت حق دارم آقایان نمایندگانى را که ملت ایران آنها را انتخاب کرده آنها باید خودشان قانون وضع بکنند حق ندارند این اختیارات را به دیگرى واگذار بکنند مرد حقوقى نمی‌تواند در این موضوع تردید داشته باشد حالا من نمی‌دانم چطور جناب آقاى صدرزاده معتقدند که در محافل علمى در کدام محفل علمى در کدام محفل حقوقى می‌شود گفت که قوه مقننه حق دارد اختیار قانون‌گذاری خودش را به دیگرى واگذار کند؟ آن کسی که این را بگوید این را بهش نمی‌شود گفت محفل علمى آن مطلبى که گفته شد به او اختیار تهیه لوایح داده شده این چه حرفى است لایحه همان است که دولت تهیه می‌کند می‌آورد مجلس‏ در مجلس وقتى آقایان تصویب فرمودند اجرا می‌کند اما اگر کسى لایحه‌اى خودش امضا کرد خودش اجرا کرد بعد هم اشخاصى را مجازات کرد و مالیات گرفت این قانونى نیست چطور می‌شود این را گفت لایحه و در بعضى محافل علمى که بعضى از آقایان صحبت می‌کنند البته آقایانى هستند که مخالف همین مجلس 18 هستند آنها معتقدند که وضع اخلال‌گرى که تا 28 مرداد در این مملکت بود بعد باز هم باشد اینها حق ندارند اسم‌شان را محافل علمى در این مملکت بگذارند و یک امر اصولى که در این مملکت شده این امر را تخطئه بکنند بنابراین بنده عقیده دارم که وکیل نمی‌تواند این حق را به دیگرى واگذار کند و این تبصره سومى که عرض کردم راجع به آن چنان وکیل است که برخلاف قانون اساسى اقدامى بکند و حقى را که ملت ایران به او واگذار کرده بیاید در این مجلس ضعف نفس نشان بدهد و این حق خودش را به یک قلدرى واگذار کند و او بیاید بگوید آقا من قانون وضع می‌کنم آقایان آیا شما یک چنین وکیلى را قابل وکالت می‌دانید (عده‌اى ازنمایندگان- خیر) وقتى شما معتقد هستید که یک چنین شخصى نمی‌تواند قابل وکالت باشد چطور می‌آیید با تبصره 3 مخالفت می‌کنید بنده معتقد هستم این گزارش که در کمیسیون دادگسترى تنظیم شده از نظر اصول از نظر اصل و از نظر حق قوه مقننه که به دنیاى متمدن ثابت بکند که مملکت ما یک مملکت پارلمانى است مملکت ما مملکتى است که قوه مقننه‌اش حى و زنده است و می‌تواند در مملکت خودش قوانین وضع کند نظارت کند بر اعمال قوه مجریه جامع تنظیم شده و ضمناً همان طور که مذاکره شد یک مسائلى هست که این مسائل الان در جریان است وبراى اینکه خلائى حاصل بشود همان طور که جناب آقاى نقابت فرمودند با تماسى که با جناب آقاى وزیر دادگسترى گرفته شد و پیشنهادى که شده براى رفع اشکال کار بود که ما هم بتوانیم این اصل را رعایت کنیم طبق این گزارش و هم دست و بال دولت بسته نباشد تا موقعی که قوانین اصلاحى شان تکمیل بشود و تکلیفش معلوم بشود آن هم در کمیسیون دادگسترى که موافقتى شده که به نظر آقایان خواهد رسید و آقایان هم موافقت خواهند کرد بنابراین خواستم این را عرض بکنم که این گزارش از نظر اصول کاملاً صحیح و شایسته توجه نمایندگان محترم مجلس است براى آنکه مزید اعتبار و موجد قدرت نظام قوه مقننه است که آقایان هستید (احسنت، احسنت)

6- تعیین موقع و دستور جلسه بعد- ختم جلسه

رئیس- وقت گذشته است پیشنهاد کفایت مذاکرات هم رسیده است فعلاً جلسه را ختم می‌کنیم جلسه آینده روز پنجشنبه دستور مذاکره در این گزارش (صدرزاده- آقا حق بنده) بنده چیزى نفهمیدم که در مورد شما گفته شده باشند.

(مجلس بیست دقیقه بعد از ظهر ختم شد).

رئیس مجلس شوراى ملى- رضا حکمت

+++

یادداشت ها
Parameter:294861!model&5137 -LayoutId:5137 LayoutNameالگوی متنی کل و اخبار(مشروح مذاکرات)