کتابخانه، موزه و مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی


صفحه اصلی » مشروح مذاکرات » مشروح مذاکرات مجلس ملی » دوره پانزدهم مجلس ملی

0.0 (0)
مشروح مذاکرات مجلس ملى، دوره ‏15
[1396/05/24]

جلسه: 35 صورت مشروح مجلس یکشنبه 13 دی ماه 1326  

فهرست مطالب:

1. تصویب صورت مجلس‏

2. بقیه مذاکره در برنامه دولت‏

3. موقع و دستور جلسه بعد - ختم جلسه

مشروح مذاکرات مجلس ملى، دوره ‏15

 

 

جلسه: 35

صورت مشروح مجلس یکشنبه 13 دی ماه 1326

 

فهرست مطالب:

1. تصویب صورت مجلس‏

2. بقیه مذاکره در برنامه دولت‏

3. موقع و دستور جلسه بعد - ختم جلسه

 

مجلس ساعت شش بعد از ظهر به ریاست آقاى رضا حکمت تشکیل گردید.

1. تصویب صورت مجلس‏

صورت مجلس جلسات قبل توسط آقاى صدر‌زاده (منشى) قرائت گردید.

ساعت شش بعد از ظهر روز سه‌شنبه اول دى ماه مجلس به ریاست آقاى رضا حکمت تشکیل و صورت جلسه پیش قرائت شد.

آقاى دکتر عظیمی معتقد بودند که هنگام اخذ رأى علنى نام رأى دهندگان باید در همان مجلس قرائت شود و یا در صورت مجلس ذکر کنند که اگر اشتباهى شده باشد اصلاح شود و صورت مجلس تصویب شد.

اسامى غایبین جلسه گذشته که ضمن صورت مجلس خوانده شده:

غایبین بااجازه - آقایان: عبدالحسین اورنگ - حسین وکیل - شهاب خسروانى - عباس نراقى.

غایبین بى‌اجازه - آقایان: اردشیر شاملو - حسن اکبر - جواد عامرى - کامل ماکویی - مهندس خسرو هدایت - محمد‌‌تقى بهار - دکتر رضا‌زاده شفق - عبدالحسین نیکپور - منوچهر گلبادى - اسدى - ساعد.

دیرآمدگان بى‌اجازه - آقایان: صادقى - دهقان - سلطانى - بوداغیان - دکتر طبا - دکتر راجى - آقا خان بختیار.

آقاى آشتیانى‌زاده راجع به بستن احزاب و تحصن مدیر روزنامه آتش در مجلس قبل از دستور اجازه صحبت می‌خواستند به ورود در دستور اخذ رأى و تصویب شد و آقایان ذیل مراسم تحلیف را به جا آوردند.

آقاى گنابادى - گرگانى - فرامرزى - سزاوار - دکتر عبده - دکتر آشتیانى - عباس مسعودى - شریعت‌زاده - مشاور - عباس اسلامى - على‌اکبر ملکى - دکتر مصباح‌زاده - ناصرى - على وکیلى - عبدالقدیر آزاد - بوداغیان - امامى اهرى - خویی‌لر - حسن مکرم - محمد‌حسین نواب - محمد عباسى - فتحعلى افشار - فاضلى - هراتى.

آقاى رضوى راجع به اصل 11 قانون اساسى و اداى سوگند و کسانى که تاکنون در مراسم تحلیف شرکت نکرده‌اند تذکرى دادند و سپس آقاى امامى اهرى خبر شعبه اول مربوط به انتخابات فسا و اعتبارنامه آقایان صاحب دیوانى و عرب شیبانى را قرائت نمودند و به نمایندگى ایشان اخذ رأى و تصویب شد و بعد گزارش کمیسیون عرایض مربوط به مرخصى آقاى بهادرى قرائت گردید و چون عده براى اخذ رأى کافى نبود مجلس به عنوان تنفس تعطیل و ساعت شش بعد از ظهر روز پنجشنبه سوم دى ماه مجلس به ریاست آقاى رضا حکمت تشکیل گردید.

اسامى غایبین پنجشنبه سوم دى ماه 26

غایبین بااجازه - آقایان: محمد‌حسین قشقایی - کامل ماکویی - افخمى - مهندس هدایت - ملک‌پور - حسین وکیل - محمد‌تقى بهار - شهاب خسروانى - یمین اسفندیارى.

غایبین بى‌اجازه - آقایان: اردشیر شاملو - حسن اکبر - آقا خان بختیار - دکتر رضا‌زاده شفق - محمد ساعد - محمد‌تقى خویی‌لر - اسدى.

دیرآمدگان بااجازه - آقایان: مهندس رضوى - فولادوند - محمد ذوالفقارى - دکتر عبده - حسن مکرم.

دیرآمدگان بى‌اجازه - آقایان: عزیز زنگنه - معتمد دماوندى - دکتر راجى - تولیت - سلطانى -

+++

دکتر طبا - موسوى - محمد‌على مسعودى - ناصرى - شریعت‌زاده - مسعود ثابتى - احمد دهقان - دکتر مصباح‌زاده - دکتر مجتهدى - نیکپور - على وکیلى - گلبادى - شریف‌زاده - بوداغیان.

گزارش کمیسیون عرایض راجع به مرخصى آقایان بهادرى - بهار - صدرزاده - اسلامى - گنابادى - پالیزى - ناصرى - ساعد - کامل ماکویی قرائت و تصویب شد.

آقاى دکتر بقایی در مخالفت نسبت به اعتبارنامه آقاى اعزاز نیک‌پى آغاز سخن نموده گفتند براى اداى وظیفه ملى و اخلاقى به نام حفظ مصالح ملت از نمایندگان محترم درخواست می‌کنم احساسات و افکار عمومى را نسبت به مجلس شوراى ملى در نظر بگیرند زیرا در غیر این صورت نباید امید پشتیبانى از آن را داشته باشیم و سپس راجع به جریان انتخاب آقاى اعزاز نیک‌پى با ابراز اسناد و مدارکى که بعضى نیز قرائت شد به تفصیل اقامه دلیل نمودند و نسبت به صلاحیت ایشان گفتند که در جریان انتخابات از مقام وزارت پست و تلگراف مستعفى شدند ولى در مقام معاونت نخست وزیری باقی بودند و بعد به سمت منشی مخصوص نخست وزیر انتخاب شدند، در این موقع با پیشنهاد ختم جلسه و این که عده براى ادامه مذاکره کافى نبود ساعت هشت بعد از ظهر تنفس داده شد و جلسه آینده به روز یک شنبه موکول گردید.

پنج ساعت و نیم بعد از ظهر روز یکشنبه ششم دى ماه مجلس به ریاست آقاى رضا حکمت تشکیل گردید.

اسامى غایبین روز یکشنبه ششم دى ماه 26

غایبین بااجازه - آقایان: دکتر جواد آشتیانى - حسین وکیل - محمد‌تقى بهار - شهاب خسروانى - تقى‌زاده - یمین اسفندیارى.

غایبین بى‌اجازه - آقایان: اردشیر شاملو - حسن اکبر - کامل ماکویی - دکتر رضا‌زاده شفق - محمد ساعد.

دیرآمدگان بى‌اجازه - آقایان: محمد‌حسین قشقایی - دکتر اعتبار - دکتر راجى - آقا خان بختیار - منصف - دکتر طبا - ناصرى - على‌اکبر ملکى - على وکیلى - گلبادى - خویی‌لر - دکتر ملکى - بوداغیان - اسدى.

آقاى حکیمى نخست وزیر با بیان مقدمه مختصرى در علل تحمل بار سنگین نخست وزیرى گفتند به منظور امتنان از توجه ملت و استظهار به پشتیبانى نمایندگان محترم قبول مسئولیت نموده و همکاران خود را به مجلس شوراى ملى معرفى می‌کنند:

آقاى دکتر محمد سجادى وزیر اقتصاد ملى - آقاى مصطفى عدل وزیر مشاور - آقاى على معتمدى وزیر راه - آقاى دکتر سیاسى وزیر فرهنگ - آقاى دکتر سعید مالک وزیر بهدارى - آقاى ابوالقاسم نجم وزیر دارایی - تیمسار سپهبد یزدان - پناه وزیر جنگ - تیمسار سرلشکر آق‌اولى وزیر کشور - آقاى محمد‌على وارسته وزیر پست و تلگراف و اضافه نمودند که وزیر خارجه و وزیر کشاورزى بعداً معرفى خواهند شد همچنین گفتند وزارت کار هم فعلاً تحت نظر وزیر اقتصاد ملى خواهد بود تا تکلیف قانونى آن معین شود سپس راجع به برنامه دولت اظهار نمودند از اصلاحات آنچه باید زودتر شروع شود تعدیل زندگى و تهیه موجبات آسایش طبق زحمتکش، حذف اعتبارات غیرضرورى تهیه وسایل آبادى کشور و سلامت و فرهنگ مردم، اجراى قوانین و ایجاد اعتماد و مبارزه با فساد، تسریع قطع و فصل دعاوى، جلوگیرى از سوء استفاده از قانون انحصار تجارت، اصلاح تدریجى وزارتخانه‌ها و اجراى تعلیمات اجبارى، تقویت قواى تأمینیه به تناسب احتیاجات کشور، تقدیم لوایحى براى شرکت مردم هر محل در امور محلى و سیاست خارجى دولت را اظهار نمودند تشیید و تحکیم روابط حسنه و رعایت احترام متقابل با دول دوست مخصوصاً ملل همسایه و علاقمندى به سازمان ملل متحد خواهد بود.

آقاى دکتر بقایی در دنباله مذاکرات جلسه پیش شرح مبسوطى از سوءجریان انتخابات اصفهان و نمایندگى آقاى اعزاز نیک‌پى و عدم صلاحیت وى بیان داشتند گفتند با اعمال خلاف قانون و بیداگرى معاون نخست وزیر به وکالت مجلس انتخاب و ثابت شده که در مقابل اغراض و مطامع افراد مصالح ملت رعایت نمی‌شود در حالى که مردم در حال حاضر و تاریخ در زمان آینده داورى خواهند کرد و حقایق چنان که هست به کرامت گذشت زمان در معرض افکار آیندگان خواهد بود.

آقاى اردلان در پاسخ بیانات آقاى دکتر بقایی جریان انتخابات اصفهان و نمایندگى آقاى اعزاز نیک‌پى و صلاحیت ایشان را صحیح و مسلم شمردند و گفتند در دو مرکز صلاحیت‌دار که یکى انجمن مرکزى انتخابات و دیگرى شعبه مجلس شوراى ملى است پرونده مربوطه رسیدگى و صحت جریان تصدیق شده است چند نامه از دانشجویان اصفهان نیز در تأیید اظهارات خود قرائت نمودند.

آقاى برزین به موجب ماده 109 در قبال خطاب آقاى دکتر بقایی اعتراض نموده با توضیحى از سوابق خدمات خود گفتند تحت تأثیر هیچ امر خلاف قانون و وجدان نخواهند رفت.

آقاى نراقى مخبر شعبه یک نیز طى توضیحاتى طبق پرونده‌های مطالعه شده در شعبه اعتراضات آقاى دکتر بقایی را وارد ندانستند.

آقاى مکى با توضیحاتى راجع به بیانات آقاى اردلان تلگراف‌هایی را با امضای اعزاز نیک‌پى از طرف نخست وزیر هنگام جریان انتخابات قرائت نموده گفتند مجلس باید افکار عمومى را رعایت نماید بالاخص به رعایت احوال چهل هزار نفر کارگر دستباف اصفهانى به اعتبارنامه آقاى نیک‌پى رأى ندهند.

آقاى اعزاز نیک‌پى شرح مبسوطى در رد اعتراضات آقایان دکتر بقایی و مکى و تلگرافات و استشهادات معترضین محلى و شطرى از سوابق خدمات خود در عمران و اصلاحات شهرى و اقتصادى اصفهان همچنین در استاندارى غرب داشته گفتند بیان مجلس شوراى ملى باید از فعالیت‌های خدمتگذاران کشور قدرشناسى کند.

در این موقع پیشنهاد به رأى مخفى طبق ماده 92 تقدیم شده بود به نمایندگى آقاى نیک‌پى اخذ رأى به عمل آمد از 110 عده حاضر و 109 مهره تفتیشیه به اکثریت 62 رأى تصویب گردید.

آقاى فرامرزى با توضیحاتى از وضع دستگاه قضایی و محکومیت اشخاص به غیرحق نسبت به صلاحیت آقاى حاج امین نماینده اصفهان و اعلام جرم ایشان نسبت به تیمورتاش و صدماتى که از این راه به خانواده آن مرحوم وارد و سپس معلوم شد که تبانى بوده است بیان مشروحى نمودند و اسناد و مدارکى قرائت کردند و ضمن اشاره به محکومیت دریفوس فرانسوى و برائت وى پس از 15 سال حبس گفتند محض اعاده حیثیت محکومین 14 سال پیش در دیوان کیفر که به سعایت رئیس نظمیه وقت و اعلام جرم آقاى حاج امین پیش آمده به نمایندگى ایشان رأى می‌دهند و از نمایندگان نیز تقاضا نمودند که محض جلوگیرى از این قبیل قانون‌شکنی‌ها با نظر ایشان موافقت کنند.

آقاى دکتر متین دفترى نسبت به اظهارات آقاى فرامرزى به عنوان رفع اهانت از دستگاه قضایی اجازه صحبت خواستند ولى چون عده براى مذاکره کافى نبود مجلس به عنوان تنفس خاتمه یافت و ساعت پنج و سه ربع بعد از ظهر روز سه‌شنبه هشتم دى ماه مجلس به ریاست آقاى رضا حکمت تشکیل گردید.

اسامى غایبین روز سه‌شنبه هشتم دى ماه 26

غایبین بااجازه - آقایان: ابوالقاسم امینى - اورنگ - حسین وکیل - محمد‌تقى بهار - شهاب خسروانى - تقى‌زاده.

غایبین بى‌اجازه - آقایان: اردشیر شاملو - حسن اکبر - کامل ماکویی - احمد دهقان - دکتر شفق - محمد ساعد.

دیرآمدگان بى‌اجازه - آقایان: بیات - آشتیانى‌زاده - معین‌زاده - دکتر راجى - تولیت - رستم گیو - آقا خان بختیار - دکتر طبا - محمد‌على مسعودى - خسرو هدایت - دکتر عبده - ناصرى - شریعت‌زاده - دکتر مصباح‌زاده - نیکپور - گلبادى - خویی‌لر - اسدى - بوداغیان.

آقاى دکتر متین دفترى اظهار نمودند در قبال اشاره آقاى فرامرزى به موضوع محاکمه تیمورتاش و حاج امین و معاونت در وزارت دادگسترى لازم است گفته شود که مقام معاونت در وزارت دادگسترى براى مراقبت در حسن اجراى قوانین بود ولى از شهریور 320 به بعد تبلیغات شدیدى علیه دستگاه قضایی کشور به عمل آمد که حتى توقیف چند نفر قاضى عدلیه زنجان را با دستبند زدن و به محبس فرستادن از جمله گناهان زمان تصدى اینجانب شمردند در حالی که قضات گناهکار بر اثر گزارش بازرس مورد اعتماد و رسیدگى محکمه انتظامى توقیف شده بودند و محض حفظ شئون قضایی مملکت بود و سپس راجع به انحلال عدلیه سابق و تشکیلات جدید دادگسترى و تنظیم قوانین و ایجاد ثبت اسناد و املاک توضیحات مشروحى داده گفتند در عدلیه پرونده و قانون حکمفرماست و پرونده‌سازى به وسیله شهربانی‌های زمان گذشته عمل می‌شد ولى بر طبق اصل اعاده دادرسى در هر گونه محکومیتى می‌توان تجدید نظر و اعاده حیثیت کرد در عین حال از نظر جزایی محکومیت آقاى حاج امین فعلاً اثرى ندارد ولى حکم باید از اعتبار ساقط شود و در مورد تیمورتاش نیز ورثه حق اعاده دادرسى داشته‌اند و پیشنهاد نمودند که به اعتبارنامه آقاى حاج امین با این قید اخذ رأى شود که دیوان کیفر در احکام محکومیت مورد گفتگو مطابق قانن 1320 تجدید نظر کند.

آقاى نراقى مخبر شعبه توضیح دادند که مطابق

+++

قانون بعد از پنج یا ده سال به خودى خود اعاده حیثیت می‌شود و راجع به این پیشنهاد هم مخالفتى ندارند. آقاى حائرى‌زاده پیشنهاد کفایت مذاکرات و توضیحى دادند و به اعتبارنامه آقاى حاج امین اخذ رأى و تصویب شد.

آقاى دکتر بقایی راجع به نمایندگى آقاى صفا امامى از اصفهان به عنوان مخالف وارد صحبت شدند و راجع به اخذ رأى مخفى نسبت به اعتبارنامه آقاى نیک‌پى توضیحاتى داده از 45 نفر که مهره سیاه داده بودند اظهار تشکر نمودند و نسبت به اعتبارنامه آقاى صفا امامى به اعتراضات مدلل خود نسبت به جریان انتخابات اصفهان اشاره نموده با قرائت نامه آقاى حسام‌الدین دولت‌آبادى راجع به سوء جریان انتخابات اصفهان گفتند اگر آرای صندوق قهپایه به ناحق ابطال نمی‌شد آقاى دولت‌آبادى به جاى آقاى صفا امامى وکیل شده بودند و تصریح نمودند که نسبت به اعتبارنامه آقاى صفا امامى تقاضاى رأى مخفى یا رأى با ورقه ننموده قضاوت امر را به نظر آقایان نمایندگان می‌گذارند.

آقاى نراقى مخبر شعبه گفتند طبق پرونده‌های مربوطه آقاى صفا امامى وکیل اصفهان هستند و تا این قانون هست همین طور است و خبر شعبه هم صحیح بوده است.

آقاى فولادوند طبق ماده 109 راجع به بیانات آقاى دکتر بقایی توضیحاتى دادند و آقاى حاذقى به عنوان موافقت گفتند انتخابات اصفهان با اندک تفاوتى سر و ته کرباس انتخابات جاهاى دیگر است و تذکر دادند که آقاى نیک‌پى به انتخاب آقاى دکتر بقایی به وسیله حزب کمک کردند و آقاى رئیس بیانات آقاى حاذقى را در این قسمت تکذیب نمودند و به اعتبارنامه آقاى صفا امامى اخذ رأى و تصویب شد.

آقاى امامى خویی نسبت به جریان انتخابات اردبیل و نمایندگى آقاى باتمانقلیچ توضیحات مبسوطى دادند و گفتند اهالى آذربایجان در این باره منتظر قضاوت مجلس شوراى ملى هستند.

آقاى گنجه‌ای به عنوان مخالف نسبت به اعتبارنامه آقاى باتمانقلیچ شرح مفصلى به نام دفاع از حقوق هموطنان اردبیلى ایراد نموده گفتند آقاى باتمانقلیچ صلاحیت انتخاب شدن از اردبیل را نداشتند و بر اثر اعمال نفوذ عمال دولت و فرماندهى نظامى محل و تهدید و تطمیع این انتخاب صورت گرفته همچنین تلگرافاتی که از معاریف اردبیل حضورى مخابره شده بود قرائت و از مجلس شوراى ملى تقاضا نمودند با در نظر گرفتن اوضاع آذربایجان هنگام دادن رأى به مقدرات کشور توجه بشود در این موقع بودجه مجلس تقدیم و به کمیسیون محاسبات ارجاع و ساعت هشت و نیم بعد از ظهر تنفس داده شد و جلسه به روز پنجشنبه موکول گردید.

ساعت پنج و چهل دقیقه بعد از ظهر روز پنجشنبه دهم دی ماه مجلس به ریاست آقاى رضا حکمت تشکیل شد.

اسامى غایبین روز پنجشنبه دهم دى ماه 26

غایبین بااجازه - آقایان: جفعر کفایی - عزیز اعظم زنگنه - معین‌زاده - حسین وکیل - على بهبهانى - محمد‌تقى بهار - شهاب خسروانى - صاحب دیوانى.

غایبین بى‌اجازه - آقایان: اردشیر شاملو حسن اکبر - کامل ماکویی - احمد دهقان - دکتر شفق - محمد ساعد - خویی‌لر - اسدى.

دیرآمدگان بى‌اجازه - آقایان: محمد‌حسین قشقایی - جواد عامرى - فولادوند - دکتر راجى - عبدالله وثوق - تولیت - رستم گیو - آقا خان بختیار - دکتر طبا - دکتر عبده - ناصرالدین ناصرى - دکتر على امینى - قهرمان - بوداغیان - نیک‌پى - دکتر ملکى.

آقاى باتمانقلیچ در پاسخ آقاى گنجه‌ای گفتند من و آقاى گنجه‌ای هر دو از خانوده‌هایی هستیم که در جنگ روس و ایران شرکت داشته‌اند و به موجب اسناد تاریخى آذربایجانى هستند و راجع به وجوهى که در محل خرج شده اظهار نمودند براى کمک به امور خیریه اردبیل و بعد از انجام انتخابات بوده است و در موضوع تلگرافات شکایت‌آمیز بیان داشتند که اگر انتخاب بدون مبارزه صورت گیرد شاه دستورى است و این اظهارات انتشارات از ناحیه کسانى است که در مبارزه انتخاباتى شکست خورده‌اند و نسبت به مداخله فرماندهى نظامى توضیح دادند و تلگرافى قرائت نمودند که هنگام انتخابات سرتیپ باتمانقلیچ از فرماندهى تیپ اردبیل کناره‌گیرى کرده بود و در پایان بیانات خود با ارائه چند قطعه کرباس مهر کرده مبنى بر تمایلات اهالى اردبیل و قرائت تلگراف رؤساى ایلات محل گفتند قضات امر را به وجدان نمایندگان محول می‌دارند. جمعى پیشنهاد رأى ورقه و عده‌ای دیگر پیشنهاد رأى مخفى طبق ماده 92 نموده بودند با اخذ رأى مخفى از 105 نفر عده حاضر صد مهره تفتیشیه و 63 مهره سفید و 34 مهره سیاه شماره شد و اعتبارنامه آقاى باتمانقلیچ به اکثریت 63 رأى تصویب شد.

در این موقع آقاى رحیمیان به عنوان مخالفت در برنامه دولت آغاز سخن نموده نخست علل مخالفت خود را نسبت به کابینه آقاى حکیمى توضیح داده سپس از دولت تقاضا نمودند در قسمت حیف و میل‌های کابینه گذشته نکه به وسیله بانک صنعتى و وزارت بازرگانى و پیشه و هنر صورت گرفته چون هنوز مورد تحقیق واقع نشده هیئتى معین و رسیدگى و در صورت صحت مرتکبین تحت تعقیب قرار گیرند و بعد نسبت به کارگرانى که زندانى و جمعى از آنها به عنوان عضویت احزاب چپ از کار برکنار شده‌اند موجبات استخلاص و آسایش آنها فراهم گردد و در قسمت سیاست خارجى و نگرانى از بلوک‌های سیاسى و لزوم رفع سوء تفاهم و ایجاد روابط صمیمانه با دولت اتحاد جماهیر شوروى و موضوع پیمان نظامى با دولت آمریکا و تمدید خدمت مستشاران آمریکایی و خرید مهمات از آن کشور اظهار نظر نمودند همچنین راجع به تقویت قواى تأمینیه به نسبت احتیاج کشور گفتند که سیصد تومان صرف قواى تأمینیه می‌شود باید کارى کرد که بیشتر مورد استفاده و احترام مردم قرار گیرد و سپس در قسمت سنگینى هزینه زندگى توضیحاتى داده راجع به آبادى و فرهنگ و بهدارى و کشاورزى کشور تقاضا نمودند دولت نسبت به شهرستان‌ها نیز توجه کند و در باب اجراى قوانین اظهار عقیده نمودند که باید قدرت در دست قانون باشد نه در دست اشخاص و تقاضا کردند جمعى که به وسیله مأمورین نظامى قوچان دستگیر شده‌اند به تهران احضار و به پرونه آنها رسیدگى و رفع ظلم شود همچنین با قرائت تلگرافى تقاضا کردند از تحریکاتى که در شیروان می‌شود نیز جلوگیرى به عمل آید و در خاتمه بیانات خود براى تأسیس دانشگاه خراسان و تکمیل راه‌آهن مشهد تذکراتى دادند متعاقب بیانات آقاى رحیمیان آقاى گرگانى به عنوان موافق در اطراف برنامه دولت بیاناتى کردند و توجه دولت را نسبت به تهیه وسایل آسایش طبقه زحمتکش و ایجاد امنیت قضایی بالاخص در ترکمن صحرا جلب نموده گفتند مأمورین ژاندارمرى و املاک واگذارى اجحاف و تعدى به طبق صحرانشین روا می‌دارند و تقاضا کردند مأمورین متعدى احضار شوند و در خاتمه اظهار عقیده نمودند که ملت از حرف خسته شده لازم است دولت هر چه زودتر به اصلاحات اساسى و تهیه موحبات بهبود اوضاع اقتصادى کشور توجه نماید.

ساعت هشت و ربع بعد از ظهر مجلس خاتمه یافت و جلسه آینده به روز یکشنبه محول گردید.

رئیس - نسبت به صورت جلسات نظرى نیست؟

دکتر راجى - بنده عرضى نداشتم.

رئیس - آقاى دکتر راجى بفرمایید.

دکتر راجى - چون اسم بنده جزو مخالفین اعتبارنامه آقاى باتمانقلیچ بود و مقام ریاست صلاح ندانستند یا وقت نداشتند که بنده عرایضى بکنم، خواستم عرض کنم که مخالفت خودم را اولاً پس نگرفتم (یک نفر از نمایندگان - چه فایده دارد) و یکى از علل مخالفتم این بود که ایشان یک تعهداتى براى بنگاه نیکوکارى و تیمارستان تهران کرده بودند، حالا هم که ایشان اعتبار‌نامه‌شان قبول شده امیدوارم تعهداتى را که فرموده‌اند انجام بدهند.

باتمانقلیچ - اجازه می‌فرمایید.

رئیس - آقاى باتمانقلیچ.

باتمانقلیچ - بنده خیلى از آقاى دکتر راجى متشکرم که ایشان وقت دادند به بنده و این شانس را به بنده دادند، که بنده این موضوع را جواب بدهم، زمینى بوده است که پدر من وقف کرده براى یک کارى که خیر عمومى در آن باشد و طورى این وقف‌نامه نوشته شده است که بالنتیجه این زمین بایستى به نام خودش باقى باشد، بنده عضویت انجمن تیمارستان را داشتم. یک روزى که پاى من شکسته بود آقایان آمدند گفتند که ما جا نداریم من گفتم یک زمینى دارم که هفتاد هزار تومان می‌خرند سى هزار تومان هم خودم براى این کار می‌دهم که بشود صد هزار تومان (یک نفر از نمایندگان - جمعاً صد هزار تومان) بلى صد هزار تومان که من سند بسپارم و آن را به تیمارستان واگذار بکنم و این پول را هم در آنجا خرج بکنم، چهار ماه انتظار این موضوع را کشیدم و کتباً هم نوشتم دیدم از طرف تیمارستان نتوانستند این عمل را انجام بدهند و این عمل غیرقانونى بود، پس نشد که زمین را واگذار بکنم، الان تیمسار سپهبد یزدان‌پناه که رئیس هیئت مدیره بنگاه نیکوکارى هستند اینجا تشریف دارند زمین را به حضورشان واگذار کردم و تعهد سى هزار تومان هم که در او ساخاتمان بشود به نام ابوالقاسم باتمانقلیچ نمودم، (سپهبد یزدان پناه - هنوز که دریافت نشده است)... قباله و سایر چیزهاى آن فرستاده شده است خدمت‌تان.

سپهبد یزدان‌پناه - هنوز که خیر.

رئیس - درست است اگر داده‌اید؟

باتمانقلیچ - ... حضرت اجل چون من

+++

خودم شخصاً قباله را دادم خدمت‌تان مأمور فرمودید آقاى دادفر را در محضر شیخ عبدالحسین نجم‌آبادى تمام بشود تلفن کردند به شیخ عبدالحسین نجم‌آبادى نوشته بشود، آن روز به قهرمانى حضور حضرت اجل پیغام دادم که بنده حاضرم براى این عمل کسى دیگر را تعیین بفرمایید که این عمل تمام بشود و باید امضا بشود (سپهبد یزدان‌پناه - موقعى این عمل رسمیت پیدا می‌کند که در محضر تمام بشود) بلى بنده می‌خواستم این عمل تمام بشود در محضر و زمین را انتقال بدهیم (حاذقى - بسیار خوب آقاى می‌روید در محضر و این کار تمام می‌شود) (بعضى از نمایندگان - مقدمات کار درست شده می‌روید این کار را انجام می‌دهید)

باتمانقلیچ - آقایان تأمل بفرمایید بنده این را قبول ندارم که تیمسار سپهبد این طور بفرمایند چرا شلوغ می‌کنید آقایان اینجا مجلس است من حق دارم حرفم را بزنم من یک سال فحش شنیده‌ام و حالا باید بتوانم اینجا حرف‌هایم را بزنم خیال می‌کنید من بیخود اینجا آمده‌ام من آمده‌ام که حرف‌هایم را اینجا بزنم. مگر می‌شود که هر کسى را اینجا لکه‌دار کرد، بنده عرض می‌کنم که فرستاده‌ام خدمت‌شان که بنویسند و شخصاً هم دو مرتبه حضور حضرت اجل شرفیاب شده‌ام وکالت‌نامه و وقف‌نامه را آورده‌ام، یک سند کتبى امضا کردم و یک چک سى هزار تومان هم در نزد حضرت اجل الان دارم که براى ساختمان ذکر شده است از بانک ملى گرفته شود و الان حضور حضرت اجل است (سپهبد یزدان پناه - اینها هیچ کدامش هنوز وصول نشده؟) حالا که بنده داده‌ام چه گناهى دارم بنده در حضور آقایان جریان را شرح دادم که مستحضر باشند (کشاورز صدر - آن پیشنهاد را مطرح کنید آقاى رئیس) بنده آنها را فرستاده‌ام تمام شده است تاجر وقتى که یک چیز امضا کرد یعنى تمام شده است.

رئیس - آقاى اقبال و آقاى آشتیانى‌زاده و آقاى نبوى تقاضاى مذاکره قبل از دستور کرده‌اند.

آشتیانى‌زاده - بنده مخالفم با ورود در دستور.

کشاورز صدر - بنده هم مخالفم.

محمد‌على مسعودى - اول تکلیف دولت را تعیین بفرمایید.

رئیس - آقاى آشتیانى‌زاده.

آشتیانى‌زاده - عرض کنم همان طور که در چند جلسه قبل من تذکر دادم یک وقایعى در شهر در جریان است و یک اجحافاتی نسبت به 20000 کارگر می‌شود و به این جهت بنده مجبورم در پشت این تریبون جریان را به عرض آقایان نمایندگان محترم برسانم و الان چند ساعت است، که بنده اجازه خواسته‌ام این عرایض را بکنم و جلسه تنفس داده شده است و من نتوانستم از این فرصت استفاده بکنم و جریان را به عرض مجلس شوراى ملى برسانم استدعا می‌کنم که اجازه بفرمایید بنده چند کلمه حرف بزنم.

رئیس - مجلس بایستى اجازه بدهد، آقاى کشاورز صدر.

کشاورز صدر - بنده مخالفم. اجازه می‌فرمایید که چند کلمه عرض بکنم؟

بنده خیلى مایلم که آقاى آشتیانى‌زاده همکار عزیز ما بیایند و فرصت پیدا بکنند به نام نطق قبل از دستور فرمایشات خودشان را بفرمایند ولى تصدیق می‌فرمایند که دولت نشسته است و قدم اولى که ما بایستى برداریم نتیجه‌ای است که از این مذاکرات بایستى بگیریم (آشتیانى‌زاده - دولت که الان هست) اجازه بفرمایید بنده عرایضم را بکنم اگر دولتى باشد و کار دولت تمام شود اظهار قبل از دستور چه فایده دارد (صحیح است) می‌بایستی اول برنامه دولت تصویب بشود و دولت وارد کار بشود بنده به جنابعالى اطمینان می‌دهم که محتاج به تذکر اینجا نباشد، می‌روید آقاى نخست وزیر را ملاقات می‌فرمایید و مطالب لازم را می‌گویید و اطمینان داشته باشید دولت هم شخصاً اگر تجاوز و تعدى شده کاملاً جلوگیرى می‌کند (آشتیانى‌زاده - آقا مردم را غارت کرده‌اند)... اجازه می‌فرمایید، بنده تقاضا می‌کنم چون برنامه دولت در پیش است جنابعالى هم موافقت بفرمایید، با بنده که کار دولت تمام بشود بعد به جنابعالى فرصت داده می‌شود که تمام مطالب را بگویید ما هم از شما پشیبانى می‌کنیم.

رئیس - آقایانى که موافقین با ورود در دستور قیام کنند (اکثر برخاستند) تصویب شد. آقاى اردلان.

کشاورز صدر - پیشنهاد را مطرح بفرمایید.

سزاوار - پیشنهادى را که بنده تقدیم کردم مطرح بفرمایید.

2. بقیه مذاکره در برنامه دولت‏

رئیس - بعداً مطرح می‌شود آقاى اردلان.

اردلان - بنده عضو فراکسیون دمکرات مجلس شوراى ملى هستم، موقعى که تمایل مجلس را براى انتخابات آقاى نخست وزیر خواستند در فراکسیون دمکرات ایران تصمیم اتخاذ شد که تمایل خودشان را به جناب آقاى دکتر مصدق اعلام کنند (صحیح است) من هم به پیروى از تصمیم فراکسیون دمکرات ایران که در مجلس تشریف دارند به نام جناب آقاى دکتر مصدق اظهار تمایل نمودم و ما اعضای فراکسیون دمکرات ایران کلاً همین تصمیم را اتخاذ کردیم، عده‌ای دیگر از آقایان هم با ما موافق و هم‌عقیده بودند خواستم این مقدمه را عرض کرده باشم که فراکسیون دمکرات ایران نه در سقوط دولت گذشته و نه به وجود آوردن دولت حاضر اقدامى کرده است و بنابراین ما تعهدى نسبت به دولت جناب آقاى حکیم‌الملک نداریم (صحیح است) ولى از آنجا که ما همه علاقمند به کارهاى مملکت هستیم چنانچه لوایح مفیدى در ضمن عمل دولت جناب آقاى حکیم‌الملک به مجلس پیشنهاد بفرمایند ما هم با او کمک خواهیم کرد و رأى خواهیم داد و من تصور می‌کنم خود جناب آقاى حکیم‌الملک هم توجه به این موضوع فرموده‌اند زیرا در موقعى که برنامه سیاسى و اقتصادى دولت را فراهم می‌فرمودند و اشخاصى که برگزیدند براى این که این برنامه را به موقع عمل و اجرا بگذارند چون دیدند ما دخالتى در آوردن ایشان نداشتیم از ما هم شورى نفرمودند و بنابراین ما هم تعهدى نسبت به ایشان نداریم (یک نفر از نمایندگان - با هیچکس شورى نفرمودند) و اما نسبت به برنامه دولت آقاى حکیم‌الملک دو قسمت است که می‌شود در آن صحبت کرد، اول قسمت سیاست خارجى است و بعد قسمت سیاست داخلى، در قسمت سیاست خارجى من گمان می‌کنم تمام افراد این مملکت خواهان دوستى صمیمانه شرافتمندانه با تمام دول هستند خاصه دولت اتحاد جماهیر شوروى و دولت انگلستان و دولت آمریکا (صحیح است) و البته ما باید در سیاست خارجى خودمان از نیروى معنوى مجمع ملل متفق همیشه استفاده کنیم (صحیح است) در برنامه دولت هم به این موضوع اشاره شده است ما ملل کوچک راهى نداریم براى بقاى خودمان جز این که تکیه به این سازمان ملل متحد بنماییم و به نظر من در یک چنین موقعى که ما احتیاج دارم که روابط دوستى خودمان را با دول همجوار روز به روز مستحکم‌تر بکنیم شایسته این بود که ما از روز اول وزیر خارجه داشته باشیم چون جناب آقاى حکیم‌الملک با ما قبلاً صحبت نفرمودند حالا تذکراً عرض می‌کنم که در چنین موقعى وجود یک وزیر خارجه قطعاً ممکن است مؤثر واقع شود (صحیح است) و اما در سیاست داخلى: در برنامه دولت مسائل بسیار مهمى را می‌شود بحث کرد، البته در ستون موافق و مخالف آقایان نمایندگان اسامى زیادى نوشته‌اند و همه آقایان اجازه می‌خواهند که صحبت بکنند و امروز هم ما در فراکسیون صحبت کردیم گفتیم از مقام ریاست از هیئت دولت تقاضا کنیم که حوصله بفرمایند که صحبت‌های‌مان را مفصل‌تر بکنیم و همه آقایان بتوانند نظریات خودشان را اظهار بکنند بنده فقط در یک قسمت مطالعه کردم و خواستم این قسمت را به عرض آقایان نمایندگان محترم و به استحضار دولت برسانم، این قسمت به نظر من یک قضیه بسیار مهمى است که امروز مورد توجه عموم اهالى مملکت ما است و آن پایین آوردن هزینه زندگى است باید قبلاً به عرض آقایان نمایندگان محترم برسانم چه در ایران و چه در سایر ممالک وقتى یک حوادث مهمى در آن مملکت به وجود می‌آید ایجاب می‌شود که یک قوانین به فوریت در یک مواقعى مجلس شوراى ملى وضع کند، دولت قانونى پیشنهاد می‌کند و مجلس هم وضع می‌کند ولى همین که آن موانع مرتفع شد باید دولت وقت و مجلس شوراى ملى در آن قوانین تجدید نظر بکنند، موقعى که قشون متفقین آمدند به ایران دولت وقت دو قانون به مجلس دوره سیزدهم پیشنهاد کرد و مجلس سیزدهم آن را تصویب کرد در آن موقع ایجاب می‌کرد که این قوانین تصویب شود و آن قوانین در بالا بردن هزینه زندگى بسیار مؤثر بود و تأثیر کرد، امروز که جنگ تمام شده است و قشون متفقین به حمدالله از ایران رفته‌اند ما باید نسبت به این قوانین تجدید نظر یا آنها را لغو بکنیم یا قوانینى جایگزین آنها بکنیم و چون آن قوانین باعث بالا بردن هزینه زندگى شده است باید امروز وضع ما تبدیل به یک وضع معتدل و ثابتى بشود (کشاورز صدر - اسم‏ ببرید قوانین را) البته یکى از آن قوانین مربوط به نشر اسکناس بود (صحیح است) و دیگرى مربوط به قسمت ارز، بنده در هر دو موضوع مطالبى را به عرض آقایان می‌رسانم و اشاره به هر دو آن قوانین می‌کنم، در دوره یازدهم قانونگذارى یک قانون بسیار مفیدى در مجلس شوراى

+++

ملى به تصویب رسید که ماده واحده بود، این ماده واحده در 21 اسفند 1318 به تصویب مجلس شوراى ملى رسیده، در این ماده واحده مجلس شوراى ملى ایران نشر اسکناس را روى هم رفته تا 1500 میلیون ریال تجویز کرده و اجازه داده است قشون متفقین که به ایران آمدند و از دولت ما براى حوایج ضرورى خودشان پول خواستند تا این قانون وجود داشت دولت ما به آنها پول می‌داد یعنى 1500 میلیون ریال پول به آنها داد بعد دیگر نمی‌توانست پول بدهد زیرا، این قانون مانع بود، آمدند در دوره سیزدهم قوانینى به مجلس پیشنهاد کردند و در وهله اول سیصد میلیون ریال دو مرتبه 500 میلیون ریال سرانجام قانونى از مجلس گذشت که اختیار نشر اسکناس که تا آن تاریخ با مجلس شوراى ملى بود مجلس خود این قانون را واگذار کرد به هیئت نظارت اندوخته اسکناس (صحیح است) این قانون در 28 آبان 1321 بود یعنى اولاً قانونى بود که یک میلیارد و پانصد میلیون ریال بیشتر ما اسکناس نمی‌توانستیم نشر بدهیم بعداً مجلس شوراى ملى به هیئت نظارت اندوخته اسکناس اجازه داد که با موافقت هیئت دولت بتواند به هر اندازه که لازم باشد اسکناس منتشر بکند و روى این نظر هم اسکناس به حد وفور انتشار پیدا کرد و تا میزان هشت میلیارد و کسرى رسید و اگر آقایان این قسمت نرخ کالاها را با نشر اسکناس با هم مقایسه بکنند می‌بینند به طور تصاعد با هم بالا رفته هر میزان اسکناس نشر پیدا کرده به همان میزان هم کالا و زندگى گران شده و بالا رفته است (صحیح است) امروز که قشون متفین الحمدالله از ایران رفته‌اند و احتیاج هم نیست به عقیده بنده این قانون 28 آبان را باید لغو بکنیم و اختیار نشر اسکناس را به همان طور که در سابق بوده است مجدداً بدهیم به مجلس شوراى ملى ایران (صحیح است) یعنى در واقع تثبیت بکنیم ریال و پول خودمان را و حالا این قانون 28 آبان 1321 به قوت خودش باقى است (دکتر معظمى - بلى باقى است) اجازه بدهید به عقیده بنده دو نظر باید دولت وقت اتخاذ کند، اولاً پیشنهاد کند و مجلس شوراى ملى هم تصویب بکند این قانونى که وقتى قشون متفقین در ایران بودند و مجبور شدیم پول به آنها بدهیم تصویب شده لغو بکنیم و همان طور که در دوره یازدهم ما حداکثرى را براى نشر اسکناس معین کردیم حالا بیاییم بنشینیم با موافقت دولت یک حداکثر اسکناس براى مملکت معین بکنیم که در واقع پول خودمان را از این تاریخ به بعد تثبیت کرده باشیم، اختیار نشر اسکناس را هم غیر از مجلس شوراى ملى از دیگران سلب بکنیم (صحیح است) این نظرى است که بنده دارم و این قسمت به عقیده بنده یک تأثیر بسزایی در ثابت نگهداشتن قیمت‌ها خواهد داشت، و اما قیمت نرخ لیره که بنده به آن اشاره کردم آن هم در دوره سیزدهم در پنج تیر ماه قانونى از مجلس شوراى ملى گذشت که به نام قانون اجازه مبادله از قراردادهایی بین دولتین ایران و انگلستان بسته شد، در ماده 6 آن قانون می‌نویسد که نرخ خرید لیره نبایستى از 128 ریال کمتر باشد بنابراین در این قانون پنج تیر ماه 1322 که در موقع جنگ مجلس شوراى ملى رأى داد لیره که 6 تومان و 7 قران بود آورد رأى داد به 128 ریال این قضیه باعث شد که اجناس و کالاها به حد وفور گران شد مجلس شوراى ملى ایران این قانون را تصویب کرد ولى این قانون پنج تیر ماه 1322 در ماده 15 آن صراحت دارد که پس از این که قشون متفقین از ایران رفتند این قانون لغو می‌شود در پیرو همان اتحادى هم که بین دولتین ایران و شوروى و انگلستان منعقد کردیم آنجا ذکر کردیم که قشون متفقین هیچ وقت 6 ماه بیشتر از جنگ نمی‌توانند در ایران باقى بمانند، از مجموع عرایضى که بنده کردم نتیجه این است که در موقع جنگ ما مجبور شدیم لیره 6 تومان و هفت قران را به 12 تومان و 8 قران برسانیم و حالا که جنگ تمام شده است و این قانون هم لغو شده است هنوز آن لیره به قیمت 128 ریال باقى مانده است‏

امروز روزى است که ما باید در قیمت لیره تجدید نظر بکنیم به عقیده بنده 128 ریال را باید بیاوریم پایین براى این که قیمت لیره بى‌اندازه در بالا بردن هزینه زندگى تأثیر دارد و همان طور که نشر اسکناس یک تأثیر بسزایی داشت این قیمت 128 ریال هم تأثیر کلى دارد حالا ببینیم آیا می‌توانیم این کار را بکنیم یا نه. در دوره چهاردهم قانونگذارى مجلس شوراى ملى ایران یک قانونى گذراند به نام قرارداد بر تن وودز و این قرارداد را مجلس شوراى ملى تصویب کرده در ماده 4 این قرارداد می‌نویسد که اگر مجلس شوراى ملى ایران بخواهد نرخ لیره را تغییر بدهد باید به صندوق بین‌المللى مراجعه بکند یعنى این قانون را مجلس شوراى ملى تصویب کرد به این نحو که اگر ما بخواهیم نرخ لیره را بیاوریم پایین و عمل کنیم تازه باید به صندوق بین‌المللى مراجعه بکنیم ولى خوشبختانه یک تبصره‌های هوزى در این قانون هست که می‌نویسد هر عضوى می‌تواند نرخ برابرى ارز خود را بدون حصول موافقت صندوق تغییر دهد به شرط آن که این تغییر در معاملات بین‌المللى اعضای صندوق مؤثر نباشد چون وضعیت مالى ما این اندازه تأثیر ندارد که در معاملات بین‌المللى تأثیر بکند.

ما می‌توانیم به اتکای این بنده هوز نرخ لیره را بیاوریم پایین و از 128 ریالى که مجبور بودیم آن روز تعیین بکنیم تغییرش بدهیم به عقیده بنده امروز حالا یکى از آقایان نمایندگان محترم که بنده باید اسم ببرم آقاى اخوان اطلاعات بسیار سودمندى دارند و من از ایشان خواهش می‌کنم که هر وقت فرصت شد تشریف بیاورند و نیز این موضوع را روشن بکنیم و یک یادداشت‌هایی هم مرقوم فرموده‌اند ولى من آنچه می‌گویم روى میزان فهم خودم عرض می‌کنم به عقیده بنده امروز ما بایستى نرخ لیره را بیاوریم به صد ریال تثبیت بکنیم هر لیره صد ریال و یک قانونى هم از مجلس شوراى ملى در تاریخ 22 اسفند ماه 1310 گذشته که می‌نویسد: که یکصد ریال برابر یک لیره به نام یک پهلوى طلا خوانده می‌شود مسکوک طلاى صد ریالى داراى 7322 گرم طلاى خالص است روى این مأخذ و دلایل بسیار دیگرى است که ما داریم بنده عقیده‌ام این است که باید ما لیره 128 ریال را بیاوریم 100 ریال بکنیم و دلار را بکنیم 25 ریال و به این وسیله و موضوع نشر اسکناس که بنده عرض کردم هزینه زندگى را به طور مسلم می‌آوریم پایین (امامى اهرى - آقاى اردلان این کار مجلس است کار دولت که نیست) تمام این مملکت از گرانى زندگى به جان آمده‌اند حالا آقاى امامى اهرى می‌فرمایند این با دولت نیست (ابوالقاسم امینى - بسیار صحیح است) جاى تأسف است وقتى که در یک موضوع راه به شما نشان می‌دهند این طور می‌فرمایید.

اما یک موضوعى که بنده می‌خواستم به جناب آقاى وزیر اقتصاد ملى و جناب آقاى وزیر دارایی هر دو عرض بکنم این موضوعى است که چون موضوع ارز به میان آمد موضوعى است که ما هر روز در روزنامه‌ها می‌بینیم که یک عده از بازرگانان ایرانى را به دادگاه جلب می‌کنند براى این که تعهدات ارزى بازرگانى خودشان را انجام نداده‌اند به عقیده بنده باید در این خصوص تجدید نظر بفرمایید امروز مملکت ما احتیاج به صادرات دارد ما باید به هر نحوى است صادرات خودمان را تشویق بکنیم. این نظر را اگر دولت اتخاذ بکند هر تاجرى را بیزار خواهد کرد از این که در امر صادرات دخالت بکند و پشت دست خودش را داغ خواهد کرد که کوچک‌ترین کالاى ایرانى را صادر بکند در موقعى که قشون متفقین در ایران بودند متفقین از دولت ما پول می‌خواستند و دولت ما مجبور بود که قوانینى بیاورد و از مجلس بگذراند که اسکناس به دست بیاورد و آن وقت اگر یک تاجرى فرش صادر کرده بود و می‌خواست ارز خودش را بفروشد ارزش را نمی‌خریدند آن وقت آن بیچاره مجبور بود که در بازار به هر نحوى که شده با نرخ آن وقت هم که برابر نبود بفروشد امروز حق و عدالت حکم می‌کند شما که آن روز ارزان خریدید امروز بیایید با تفاوت دو قران، سه قران خرید و فروش تعهد او را باطل بکنید و او را به دادگاه بفرستید؟ شما وقتى بیایید صادر کننده را جلب بکنید دیگر محال است صادرات در مملکت ما نضج بگیرد و ما امروز به هر قیمتى هست باید به عکس سیاست اقتصادی‌مان طورى باشد که صادر کننده ما به حد اعلاى تشویق و ترغیب شود (صحیح است) و اما اینجا باید ما استثنا قائل شویم یعنى این معامله را با تجار ایرانى نکنیم براى این که تجار ایرانى اگر ارزى در خارج داشتند یک چیزى ممکن است در خارجه فروخته‌اند و یا این که از داخله به دست آورده‌اند در هر صورت این ارز در ایران می‌ماند ولى تجار خارجى در خارج سکونت دارند و این ارزها را در بانک‌های خارج گذاشته‌اند موجود فردا هم تذکره‌شان جیب‌شان است برمی‌گردند و می‌روند آنجا (صحیح است) باید دولت و کمیسیون ارز به حد اعلى آنها را تعقیب بکند و بهتر است خودشان را ملزم بکند که تعهدات خودشان را به ارز اجرا بکنند (صحیح است) و اما بدبختانه بنده هر چه در روزنامه دیدم که دادگاه ویژه ارز ادعانامه صادر کرده است تمام براى تاجرهاى ایرانى بوده یک نفر خارجى را ندیدم خواهش می‌کنم در این خصوص توجه مخصوص بفرمایید (معتمد دماوندى - مثل سال گذشته بایستى عمل شود) اما یک مطلب دیگرى که در پایین آوردن هزینه زندگى تأثیر دارد موضوع توازن بودجه است اگر مملکتى بودجه‌اش موازنه نداشته باشد محال است که پول او ثابت بماند همیشه در نوسان است و بودجه‌ای که دولت گذشته

+++

به مجلس شوراى ملى تقدیم کرده و موجود است می‌نویسد که عایدات پیش‌بینى شده براى سال 1326 پنج میلیارد و پانصد و پنجاه میلیون ریال درصورتى که مخارج آن در سال 1326 هشت میلیارد و یکصد و بیست و یک میلیون ریال است این مسلم است که هیچ عقل سلیمى نمی‌تواند قبول بکند که یک بودجه‌ای که عایداتش پنج میلیارد است و هزینه‌اش هشت میلیارد این بودجه موازنه دارد، به هیچ وجه این بودجه نمی‌شود که موازنه داشته باشد، در موقعى که به جناب آقاى سردار فاخر حکمت اظهار تمایل کرده بودند در جلسه خصوصى صحبت شد راجع به بودجه و هزینه‌های زیادى و خیلى هم صحبت شد و مخصوصاً جناب آقاى نبوى خیلى فرمایشات متینى فرمودند و من از ایشان خواهش می‌کنم که آن یادداشت‌های‌شان را به کمیسیون بودجه التفات بکنند که مورد توجه قرار بدهند، سایر آقایان هم در این خصوص صحبت فرمودند بنده اگر بخواهم در این خصوص بحث بکنم تکرار مکررات است و از این لحاظ عرضى نخواهم کرد (صحیح است) فقط بنده مطلبى که می‌خواستم عرض بکنم یک مطلبى است که گفته نشده و باید اینجا عرض بکنم و آن نظارت در خرج است این هشت میلیاردى که ما در بودجه به نام خرج منظور کردیم یک خرجى است که اگر ما بتوانیم یک دستگاه منظمى در مملکت به وجود بیاوریم که تمام هزینه‌های کشور با دقت تمام موشکافى بکند و به اصطلاح ما ایرانی‌ها مو را از ماست بکشد می‌توانیم در سال شاید یک میلیارد از این بودجه صرفه‏‌جویی بکنیم این یک قدم بسیار مهمى است که باید دولت بردارد (صحیح است) بنده خودم عضو وزارت دارایی هستم و در این خصوص اطلاعات کافى دارم معهذا دو روز وقت خودم را در اداره قوانین مجلس شوراى ملى صرف کردم و باور کنید آقایان هیچ مملکتى مثل مملکت ما قوانین مفید و سودمند براى نظار در خرج ندارد قانون دیوان محاسبات است قوانین بسیار مفید دیگرى هست ولى فرض بفرمایید براى بخشدار ورامین اگر بخواهید حقوق بدهید باید تطبیق اسناد و دیوان محاسبات و کلیه مراحل قانونى را طى بکند اما اگر شما بخواهید چندین میلیون تومان در اداره اقتصاد خرج بکنید هیچ مرکزى نیست که این را کنترل بکند یک مثلى است در زبان انگلیسى می‌گوید که وقتى که شما حساب یک پنى را نگه داشتید لیره خود به خود دنبالش می‌آید این را ما باید نصب‌العین قرار بدهیم و بدانیم که اگر نظارت در هزینه بکنیم ما می‌توانیم یک قدم مؤثرى براى موازنه بودجه خودمان برداریم مثلاً در بودجه‌ای که اینجا در دست بنده است می‌بینیم که می‌نویسد که زیان عمل کرد اداره کل غله و نان صد و نوزده میلیون ریال یعنى یکى از ادارات تابعه وزارت دارایی صد و نوزده میلیون ریال در سال زیان‌کرد دارد و این بودجه مجلس شوراى ملى که کمیسیون محاسبات حالا خواسته است یک کمکى براى پول تلگرافات وکلا بکند در سال سى میلیون ریال است از حیث حقوق نمایندگان. کارپردازى و همه چیز سى میلیون ریال است در صورتى که زیان‌کرد یکى از ادارات به طورى که عرض کردم صد و نوزده میلیون ریال است و بنده یقین دارم که مدیر کل غله، چه همین که حالا هست، چه آن که بود همه از صاحب‌منصبان خوب وزارت دارایی هستند، ولى روش صحیح نیست، ما باید در مملکت یک روشى اتخاذ کنیم که تمام هزینه مملکت را یک دستگاه منظمى نظارت بکند وقتى ما این را عمل کردیم به عقیده بنده می‌توانیم بودجه خودمان را موازنه بدهیم و کاملاً یک کمک مؤثرى در پایین آوردن هزینه زندگى کرده باشیم، بنده یقین دارم که اگر یک توجه دقیقى به این موضوع بشود ما می‌توانیم از این صد و نوزده میلیون ریال زیان‌کرد مبالغ هنگفتى صرفه‌جویی بکنیم و به صرفه مملکت قدم برداریم اینجا راجع به نظارت در خرج که بنده صحبت کردم موقع مناسبى هست که یک موضوعى را عرض بکنم چون در تمام جراید و محافل این موضوع صحبت شده است و جناب آقاى تقى‌زاده نماینده محترم در دو جلسه راجع به آنها صحبت فرمودند و آن این بود که آیا صلاح است که ما از یک دولت خارجى استقراض کنیم یا نکنیم این یک مسئله اصولى بود و جناب آقاى تقى‌زاده در وهله اول فرمودند صلاح نیست و در وهله دوم فرمودند ممکن است به شرط‌ها و شروط‌ها، به عقیده بنده ما مملکت را می‌توانم به شخص تشبیه کنیم اگر یک شخص یک خانه‌ای دارد و یک ملک خرابى دارد و این هم یک آدم مقتصد و صرفه‌جویی است که دقت کافى می‌کند، اگر این آدم پولى قرض کرد و زمین را آباد کرد به نظر آدم منطقى است که این پول را پس می‌دهد و دینش را ادا می‌کند و الا اگر یک آدم مفرط و متلف و اسراف‌کنى بود که مثلاً پول اتومبیل سوارى نداشت و روزى ده مرتبه هم تاکسى می‌گرفت این مسلم است که اگر این شخص پولى قرض بکند علاوه بر این که ده را نمی‌تواند آباد کند خانه‌اش را هم گرو می‌گذارد، در این مملکت همه به عقیده بنده اگر دولت یک لایحه‌ای بیاورد و بگوید براى عمران کشور است و مقدارى خرج لازم دارم و ما بایستی یک مبلغ هنگفتى قرض بکنیم اول کسى که برخیزد و مخالفت بکند من خواهم بود چرا؟ براى این که ما در این مملکت آن دستگاه نظارت در خرج را نداریم، اما اگر ما با دقت یک دستگاه نظارت در خرج به وجود بیاوریم و با کمال دقت یک شاهى، یک شاهى را موشکافى کنیم آن وقت اگر یک وزیرى گفت آقا من می‌خواهم براى عمران یک مقدارى خرج بکنیم ما نبایستى هیچ وحشتى داشته باشیم، بنده در ایران مسافرت‌های زیادى کرده‌ام آقایان هم لابد تشریف برده‌اند، شما فرض بفرمایید که اگر بخواهیم ما وضعیت ایران را که صد سال است به همین بدبختى و فقر و فلاکت است همین طور نگاه داریم البته همین کرد و خورى ‏را می‌توانیم پیش ببریم، ولى اگر بخواهیم این مملکت را تکان بدهیم و یک وضعیت آبرومندى در آن به وجود بیاوریم چاره‌ای جز این که یک پول زیادى به کار بیندازیم، نداریم من فکر می‌کنم که خوزستان یکى از ایالات مهم ایران است پنجاه فرسخ مربع فرض بفرمایید که آنجا وسعت دارد و یک دریایی هم مثل رود کارون از وسط آن عبور می‌کند (یک نفر از نمایندگان - خیلى بیشتر وسعت دارد) این اراضى را نمی‌شود با بیل شخم کرد و نمی‌شود با سطل آب داد ما باید بالاخره یک فکرى بکنیم تراکتورهاى وسیعى بیاوریم یعنى یک چیز مدرن امروزه و این عمل را با این یک شاهى صد دینار نمی‌شود انجام داد به عقیده بنده بایستى در درجه اول یک دستگاه منظمى براى نظارت در خرج به وجود بیاوریم یعنى من عقیده‌ام این است که آنچه در این مملکت از صندوق دولت خرج می‌شود باید یک دستگاه مطمئنى که دیوان محاسبات باشد و اعضای آن را به مجلس شوراى ملى مطابق قانون معین کرده است در آن نظارت بکند ولى پول‌های کلى را نمی‌داند که چه جور خرج می‌شود (صحیح است) یکى از عوامل مهمى که باعث گرانى زندگى در این مملکت می‌شود و به نظر بنده حائز اهمیت است و من تقاضا می‌کنم به آن توجه بشود موضوع این مطلب است یعنى جلوگیرى از حمل کالاهاى ارزاقى در داخلى مملکت شما در هر کجاى این مملکت می‌بینید هر روز بخشدار می‌گوید و تصمیم می‌گیرد که روغن فرضاً به آن نقطه حمل نشود، چند روز پیش بنده مشرف شده بودم به قم وقتى به کهریزک رسیدیم مأمورین آمدند و جلوی اتومبیل ما را گرفتند و چند نفر از آنها جمع شدند من پرسیدم قضیه چیست؟

گفتند که می‌خواهد اتومبیل‌ها را تفتیش بکنند. مدتى ما توى اتومبیل نشستیم قریب بیست نفر بودى مقدارى هم چمدان داشتیم که بالاى اتوبوس بود بعد آمدند گفتند که بفرمایید ما رفتیم آقایان اینک بازرسى نشد ولى آن استفاده‌ای که معناً مأمورین می‌خواستند بکنند کردند یعنى از هر اتومبیل بیش از پنج، شش هزار تومان گرفتند و آنها را روانه کردند، امروز وقتى که فرماندار یک جایی، استاندار یک جایی تصمیم می‌گیرد که از خروج کالایی جلوگیرى بکند و کالاى ارزاقى از یک نقطه‌ای به نقطه دیگر نرود یک عده از مأمورین دولتى در آنجا اقدام می‌کنند ولى به هیچ وجه جلوگیرى حقیقى نشده است و بنابراین باعث می‌شود که زندگى گران بشود به عقیده بنده جناب آقاى وزیر کشور بایستى توجه بفرمایند و این موضوع را رفع بفرمایند و ما هم بایستى یک قدم جدی‌تری در مجلس شوراى ملى برداریم وضمن متمم بودجه یا در ضمن یکى از لوایح مالى یک تبصره‌ای بگذاریم که حمل کالاهاى ارزاقى در داخله مملکت مطلقاً آزاد است و هیچ کس حق ممانعت ندارد (صحیح است) (دکتر امینى - اصلاً ممنوع کردنش برخلاف قانون است) آقاى دکتر امینى امسال بنده رفتم به کرمانشاه و همدان در یک گاراژى رفتم گفتم آقا وسیله براى همدان دارید یک کسى آمد آنجا گفت می‌خواهم پنج خروار سیب‌زمینى به تهران بفرستم.، گفت فرماندار قدغن کرده است (دکتر امینى - بیخود کرده است) این مسائل آقا تأثیر کلى در هزینه زندگى دارد عرض کنم هر چند که بنده راجع به صرفه‌جویی صحبت کردم ولى بعضى خرج‌ها هست در مملکت که همان طور که نان براى خانه واجب است بعضى خرج‌ها هم براى مملکت واجب است و آن احیای نیروى دریایی است در زمان شاه فقید این نیروى دریایی وجود داشت که بسیارى براى مملکت مفید بود یک عده از جوانان را فرستاده بودند در ایتالیا و سایر

+++

نقاط درس خواندند و آمدند ولى یکى از آن ضایعاتى که در زمان متفقین به ما وارد شد همین موضوع است و بنده حالا از جناب آقاى وزیر جنگ تقاضا می‌کنم که این موضوع را در نظر داشته باشند که تمام سواحل جنوبى ما با دریاى آزاد وصل است، امروز هم یک دولت جدیدى همسایه ما است و آن دولت هندوستان و دولت پاکستان است که به وجود آمده و ما براى حفظ سواحل خودمان براى سلطه در جزایر جنوب خودمان مثل جزایر بحرین و جزیه قشم و سایر جزایر (صحیح است) باید حتماً نیروى دریایی داشته باشیم (صحیح است) و افسرهاى لایق تربیت شده‌ای هم ما الان موجود داریم بنابراین تمنا می‌کنم به هر نحو هست این را در بودجه تأمین بفرمایند یکى از آقایان نمایندگان محترم‏ راجع به ایجاد امنیت قضایی به بنده یادداشت نوشته‌اند که واقعاً یکى از اشخاصى که راجع به تفسیر اصل 82 متمم قانون اساسى در اینجا صحبت کرد و اصرار و پافشارى نمود خود بنده بوده‌ام ولى بنده فقط راجع به پایین آوردن هزینه زندگى عرایضى داشتم که عرض کردم و حالا هم اجازه می‌خواهم از وقت استفاده بکنم و راجع به حوزه انتخابیه خودم مطالبى را به عرض برسانم (نمایندگان - بفرمایید آقا) حوزه انتخابیه بنده کردستان شاید یکى از زیباترین نقاط کشور ایران باشد ولى بدبختانه چون راه ندارد قسمت مهم اهالى این مملکت آنجا را ندیده‌اند اصلاً نمی‌دانند که آنجا کجاست من دو مرتبه در اینجا تقاضا کردم که وزارت راه حالا هم که وزیر راه در راه است و اینجا نیستند که عرایض بنده را گوش بکنند ولى بنده از یکى از آقایان تمنا می‌کنم که یادداشت بفرمایند عرایض بنده را. بنده تقاضا کردم که یک شاهراهى که آذربایجان را به کردستان و خوزستان و دریاى آزاد وصل بکند ساخته بشود که محصول خشکبار آذربایجان را بتوانند به دریاى آزاد برسانند و کمک مهمى به وضع اقتصادى این استان عزیز ما که آذربایجان است بکنند و در عین حال که این کار عمل می‌شود کردستان نیز مورد استفاده قرار بگیرد و این راه باز بشود و ایجاد این راه بشود که از کردستان برود به میاندوآب، در وزارت راه کمیسیون‌های متعددى تشکیل داده‌اند و بنده هم رفتم آنجا، نشستیم و صحبت کردیم هفت میلیون تومان برآورد این راه شد و مدت سه سال هم برآورد شد که این راه ساخته بشود، من از نمایندگان محترم آذربایجان که در کمیسیون بودجه هم تشریف دارند تقاضا می‌کنم کمک بفرمایند که این در بودجه منظور شود و این راه مابین کرمانشاه و میاندوآب ساخته بشود، چند روز قبل یک مسافرى از کردستان به منزل بنده آمده بود بنده از او از کردستان جویا شدم که مسئله طاعون که شیوع داشت چطور شد، گفت به حمدالله آن قضیه که برطرف شد ولى من خواهش می‌کنم یک بلاى دیگرى که براى ما پیش آمده و نازل شده توجه بکند من پرسیدم چیست؟ استدعا می‌کنم آقاى وزیر کشور توجه بفرمایند، از روزى که گفتند در کردستان طاعون است چند پست ژاندارم گذاشتند آنجا که مردم از کردستان عبور نکنند و ممانعت بکنند از این که اشخاص تردد نکنند به کردستان و نیایند به کرمانشاه که مبادا این مرض مسرى سرایت پیدا بکند از آن روز تا حالا هر رعیتى که از آنجا رد می‌شود از خودش از خرش از قاطرش پول می‌گیرند و می‌گویند که تو طاعون‌زده هستى من از آقاى وزیر کشور خواهش می‌کنم که توجه بفرمایند نه فقط این پول‌ها را نگیرند بلکه آنچه پولى که از بابت طاعون‌زدگى از مردم بیچاره گرفته‌اند آنها را به آنها پس بدهند (صحیح است) خیلى بنده متشکر می‌شوم و آخرین عرض بنده آن هم از جناب آقاى نخست وزیر است راجع به انتخابات مهاباد ما راجع به انتخابات مهاباد یک خواهشى فقط بیشتر نداریم و آن این است که یک اشخاصى در آنجا به نام دولت مرکزى می‌خواهند اعمال قدرت بکنند و یک اشخاصى را کاندید کرده‌اند (یک نفر از نمایندگان - این کار غلط است) این شایسته نیست من عقیده‌ام این است که جناب آقاى نخست وزیر دستور بفرمایند که هیچ کس حق اعمال قدرت از طرف دولت ندارد و انتخابات آنجا کاملاً آزاد است هر کس را که از اهالى میل دارند انتخاب بکنند، مخصوصاً جناب آقاى آصف نماینده کردستان دو مرتبه در پشت این تریبون تشریف آوردند و تذکر دادند و در انتخابات آنجا مردم دکاکین را بستند و بالاخره انجمن نظار هم خودشان استعفا دادند این است که براى این که انتخابات آنجا وقفه در آن حاصل نشود خواهش می‌کنم اولاً دستور بفرمایید انتخابات آنجا شروع بشود و ثانیاً آزادانه بدون مداخله مأمورین دولت باشد که ما بتوانیم انشاءالله شاید یک نماینده محلى خوبى پهلوى خودمان داشته باشیم این بود آخرین عرض بنده.

باتمانقلیچ - آقاى سرلشکر آق‌اولى حتماً همین طور خواهند کرد.

رئیس - آقاى دکتر ملکى.

دکتر ملکى - من عضو فراکسیون اتحاد ملى هستم و فراکسیون اتحاد ملى به کابینه جناب آقاى حکیمى رأى تمایل داده است مایه بسى خوشوقتى و امید و آرزوست که یک مرد میهن‌پرست و بى‌غرض و اصلاح‌طلبى مثل جناب آقاى حکیم‌الملک در رأس هیئت دولت قرار دارد (صحیح است) ما به جناب آقاى حکیمى معتقد هستیم و به کابینه ایشان رأى اعتماد خواهیم داد و از خداوند متعال درخواست می‌نماییم که ما را موفق گرداند که اغراض خصوصى را فراموش نموده و در این موقع سخت و بحرانى جهان متحداً به بهبود اوضاع و نجات میهن عزیز قیام و اقدام نماییم.

آقایان محترم 42 سال از مشروطیت ایران می‌گذرد در این مدت دولت‌های متعددى به روى کار آمده و رفته‌اند. در برنامه‌های مشعشع این دولت‌ها همه جا صحبت از اصلاحات امور کشور بوده است ولى عملاً کارى براى ملت ایران انجام داده نشده است و امروز ملت ایران در یک وضعیت بسیار اسفناک و دردناکى زندگانى می‌نمایند همه بیکار دست به روى دست گذاشته منتظر رسیدن کمک از غیب می‌باشند به عقیده من اولین قدمى که براى اصلاحات کشور باید برداشته شود اصلاح امور اقتصادى کشور است (صحیح است) یعنى باید به کارهاى تولیدى کشور همت گماشت و حاصل و دسترنج عمومى مردم ایران را ترقى داد و زیاد کار کرد و زیاد حاصل برداشت تا این که احتیاجات عمومى کشور مرتفع گردد به طورى که آقایان می‌دانند ثروت هر کشورى عبارت است اول از منابع خدادادى و طبیعى مانند معادن استعداد کشاورزى جنگل‌ها و غیره دوم ثروت احداثى نسل‌های گذشته مانند شهرها، کارخانه‌ها، ساختمان‌ها، سازمان‌های عمومى و غیره سوم قوه کار ملى یعنى توانایی کار کردن ملت تا قوه کار نباشد از دو عامل نامبرده در فوق نمی‌توان استفاده نمود یعنى موقعى که عامل کار با منابع طبیعى توأم شود نتیجه اقتصادى به دست خواهد آمد امروز اکثریت ملت ایران یا بیکار و یا مشغول کارهاى غیرتولیدى و طفیلى می‌باشد در دنیا ممالکى هستند که داراى طبیعى نمی‌باشند البته آنها احتیاج به کمک دیگران دارند ولى مملکت ایران به حمدالله مملکتى است ثروتمند در اینجا لازم است با عدد و رقم از کارهاى تولیدى که در کشور ما مطالعه و پیش‌بینى شده چندین مثال کوچک ذکر نمایم آقایان، امروز در کشور ما سالیانه پنج میلیارد ریال آفات نباتى داریم که اگر اقدام به مبارزه نماییم این مبلغ که تقریباً دو ثلث بودجه کشور است عاید کشور خواهد گردید (صحیح است) و سالیانه یک میلیون و پانصد هزار عدد گوسفند و دویست هزار گاو در نتیجه نداشتن وسایل مبارزه با آفات حیوانى تلف می‌شوند و این خود بالغ بر یک میلیارد و دویست میلیون ریال می‌شود مطابق تشخیص متخصصین کشاورزى (هیئت برنامه) حالیه داخل جنگل‌های ایران سیصد و پانزده میلیون متر مکعب چوب به واسطه نداشتن وسایل و راه مشغول پوسیدن است (صحیح است) و اگر هر متر مکعب را به قیمت خیلى ارزان یعنى 20 تومان حساب کنیم مبلغى معادل تقریباً هفتاد میلیارد ریال به دست خواهد آمد یعنى ده سال بودجه کل کشور محصول سالیانه ماهی خلیج فارس اگر اقدام شود سالیانه برابر خواهد بود با دویست میلیون تن ماهى یعنى معادل چهار میلیون گوسفند (صحیح است) حالا با داشتن آب و هواى مختلف و محصولات مختلف می‌توانیم از توتونکارى و پنبه‌کارى، مرکبات، چغندرکارى، نیشکرکارى، زیتون‌کارى، خرما، چاى‌کارى، کرم ابریشم، نباتات گرمسیرى ثروت بزرگى براى کشور ایجاد نماییم و اما در امور صنعتى در برنامه 7 ساله پیش‌بینى شده است که در مدت هفت سال محصولى برابر صد و هشتاد میلیون متر قماش، یک میلیون متر حریر سه میلیون متر پارچه پشمى، و پنج میلیون متر گونى، دویست هزار بقچه نخ. هشتاد و پنج هزار ذغال‌سنگ و بهره‌بردارى از معادن گوگرد و مس و نفت و غیره داشته باشیم نمی‌خواهم آقایان را با عدد و رقم خسته نمایم ولى به طورى که می‌بینیم اگر کار بکنیم همه چیز داریم و اگر کار نکنیم هیچ چیز نداریم، اگر کار باشد و بهره از کار برداشته شود آن وقت دیگر مردم به ادارات هجوم نخواهند آورد بلکه خود درصدد ایجاد کارهاى تولیدى خواهند بود باید به ابتکار ارزش بزرگى قائل شوند و مبتکرین را تشویق نمایند و بانک‌ها سرمایه با تنزیل خیلى جزیی در اختیار آنها بگذارند تنزیل‌هایی را که بانک‌های دولتى ما می‌گیرند هر چند که جدیداً مختصر تنزیلى داده شده است ولى باز خیلى زیاد است اصلاح وضعیت اقتصادى

+++

از همین جا شروع می‌شود باید هر کسى که بخواهد ابتکارى از خود به خرج دهد یا به کار تولیدى آغاز نماید امکان قرضه با تنزیل کم را داشته باشد و به علاوه سازمان ادارات و تشکیلات دولتى یکى از موانع بزرگ کارهاى تولیدى کشور گردیده است به هر کارى که یک نفر می‌خواهد دست ببرد با هزاران مشکلات غیرقانونى دولتى و طمع‌های شخصى و حسادت‌های ادارى روبرو خواهد گردید و تا بخواهد در حل این مسائل بکوشد قوه خود را از دست داده است و دیگر اصلاً مایل و حتى توانا به کار کردن نیست واى که گرفتار چرخ‌های دادگسترى نیز بشود آن وقت دیگر باید همه کارهاى خود را ول‏ کند و تمام عمر سر یک مرافعه و یا ادعاى کوچکى پى این وکیل و آن وکیل این محکمه و آن محکمه بدود و عاقبت هم نتیجه‌ای نگیرد می‌گویند وقت طلا است بلى طلا است به شرط این که در کارهاى مفید تولیدى مصرف شود یک عده از جوانان کشور در زمان شاه فقید به اروپا و آمریکا رفتند تحصیل کردند، معلومات و تمدن غربى را به ایران آوردند و یک عده دیگر موفق به کسب علوم جدیده در ایران گردیدند ولى هیچ گونه وسیله‌ای در اختیار آنها گذاشته نشد و از آنها هیچ استفاده‌ای نشده و نمی‌شود (صحیح است) بیشتر آنها بیکار و یا در کارهى غیرمؤثر قرار گرفته‌اند البته تقصیر بزرگ به گردن همین جوانان تحصیلکرده و روشنفکر کشور است چون آنها طبقه فهمیده کشور هستند مسئول خرابى کشور می‌باشند آنها چشمى بینا و عقل و فکرى توانا دارند باید از میدان مبارزه به در نروند و باید آن قدر مبارزه نمایند تا حق بر باطل و مزدا بر اهریمن غالب آید ناامیدى معنى ندارد ناامیدى یعنى مرگ تا دنیا هست ایران هست و تا بشر هست ایرانى هست زندگانى همان امید و آرزو می‌باشد باید امیدوار بود و کار کرد البته دولت باید نسبت به این طبقه از ملت ایران توجه مخصوصى مبذول دارد و از وجود آنها استفاده نماید اساساً تشکیلات مملکت و سازمان اداره کشور را طورى جور کرده‌اند که همه اهل مملکت صبح تا شام می‌دوند ولى کار نمی‌کنند کار آن است که حاصل و ثمرى از آن برده شود کارى که ثمر و بهره‌ای ندارد آن را بازى می‌گویند اگر مقدار کارى را که یک نفر در تمام مدت عمر در کشور ما انجام می‌دهد حساب نمایند خیلى ناچیز خواهد بود وضعیت بد زندگانى بیشتر در نتیجه همین مؤسسات و ادارات و سازمان‌های پیچ در پیچ دولتى است (صحیح است) کسانى که پنجاه سال پیش دهات ایران را دیده‌اند می‌گویند که در آن زمان یک دهقان از حیث خوراک، لباس، منزل و بهداشت هزار مرتبه بهتر از امروز زندگانى می‌نموده است در این چند سال گذشته از یک طرف مأمورین دزد و خائن و سازمان‌های دزدى ملت بیچاره را مستقیم و غیرمستقیم چاپیده و بیچاره و بینوا نموده‌اند و از طرف دیگر موانع بی‌شمارى در سر راه کارهاى تولیدى ایجاد نموده و زمین‌های حاصلخیز ایران را تبدیل به صحراهاى بى‌آب و علف کرده‌اند من تمام نواحى ایران را دیده‌ام موقعى که وظیفه مقدس سربازى را انجام دادم و بهدارى دانشگاه جنگ با من بود با افسران ارتش به تمام نقاط ایران رفته‌ام بدبختی‌هایی را که با چشم خود دیده‌ام اگر بنویسم کتابى بزرگ و دردناک خواهد گردید در بعضى از نقاط ایران مردم در سال سه، چهار ماه گرسنگى می‌کشند و علف می‌خورند در سوشف که یک قصبه‌ای است وقتى وارد شدیم تمام اهل قصبه گرفتار حصبه و در بستر مرگ خفته بودند منزل نداشتند مأوى نداشتند غذا نداشتند و دوا و پزشک هم نداشتند اهالى بعضى از جزایر خلیج فارس مانند جزیره لارک همه کور هستند فقط دو سه نفر چشم دارند در آنجا بود که وقتى براى ماهیگیرى می‌رفتند یک چشم‌دار و چند کور در قایق می‌نشست همه جا از مأمورین دولت و از رفتار غیرقانونى و توقعات مالى آنها شکایت می‌نمودند در خراسان بین مشهد غلدان و داش برون آبادی‌های زیادى بود برعکس جاهاى دیگر همه آباد و دهقانان این ناحیه ثروتمند لباس خوب، خانه خوب میز و صندلى سماور ورشو فرش و قالى و همه چیز داشتند و به افتخار افسران ایرانى در هر دهى یک گاو و چندین گوسفند قربانى نمودند پس از تعجب زیاد تحقیق شد معلوم گردید که هنوز پاى امنیه آن زمان و ژاندارمرى امروز به آنجا نرسیده است و مأمورین دولتى چندان رخنه‌ای در آنجا نکرده‌اند آقایان سابقاً بیشتر نقاط ایران این طور آباد و فراوانى بوده است این قصرهایی که در تهران از زمین روییده است قیمت همان گاو و گوسفند و خانه و مسکن رعیت و کشاورز است که به اقسام مختلف خلاف قانونى از دست آنها گرفته شده است و در تهران تبدیل به کاخ‌های شخصى گردیده است این ادارات عریض و طویل با این مأمورین رتبه‌های نه و ده غیر از این که بار جامعه‌ای که خود نیز عضو آن هستند باشند فایده دیگرى ندارند آقایان‏، مالیات مستقیم که در بودجه ذکر شده است پنحاه میلیون تومان است و هفتصد و پنجاه میلیون تومان دیگر مالیات غیرمستقیم از طبقه ملت فقیر و بدبخت و فلک‌زده و گرسنه و لخت ایران گرفته می‌شود کدام مأمور شرافتمندى حاضر است که کار نکند و مجاناً از مالیه مملکت که از لقمه نان دهقان و از لباس کودکان لخت و عور گرفته می‌شود حقوق بگیرد مخصوصاً یک عده از مأمورینى که ثروتمند هستند و احتیاج به حقوق دولتى ندارند و به علاوه بنا بر قرار دولتیان کثرت اعضا سبب انجام نشدن کارهاى ادارات نیز گردیده است من پیشنهاد می‌نمایم اولاً کمیسیونى مرکب از چند نفر اشخاص صالح کشور تشکیل شود اعضای ادارات را بدون استثنا که ثروت آنها از یک میلیون ریال تجاوز نماید از کار دولتى برکنار نمایند تا به کارهاى آزاد کشاورزى و صنعتى و غیره بپردازند و سایر مأمورین دولتى که باقى می‌مانند اول کادر اعضای لازم هر وزارتخانه تعیین شود و از بین باقیمانده اعضای این کادر را انتخاب و بقیه را به کارهاى تولیدى بگمارند و یا آزاد بکنند و منتها حقوق آنها را هر ماهه بپردازند این کار اقلاً یک منفعت دارد و آن این است که این مأمورین زیادى فقط از حقوق استفاده خواهند کرد از اتومبیل‌های دولتى، پیشخدمت‌های وزارتخانه‌ها، کرایه خانه‌ها براى ادارات، سوخت زمستان، نوشت افزار، تلفن و برق و غیره صرفه‌جویی بزرگى براى دولت خواهد گردید و تا وقتى که این آقایان کار پیدا نکرده‌اند حقوق و مقررى خود را بگیرند راه دیگر مبارزه با دزدى و رشوه‌خوارى و مجازات دزدان و خائنین اجتماعى است ملت ایران از دیرزمانى منتظر چنین روزى است و از دولت جناب آقاى حکیمى تقاضاى اقدام به این کار را دارد و لازم است که در برنامه دولت مخصوصاً به این کار موضوع صریحاً اشاره شود و اقدام فورى و جدى بنماید آقایان اگر از دزدى جلوگیرى شود و دزدان اجتماعى را در هر درجه و مقامى که هستند به مجازات برسانند اولاً کارها اصلاح و ثانیاً دیگر مردم براى به دست آوردن مشاغل دولتى به ادارات هجوم نخواهند کرد چون وقتى که راه استفاده و دزدى بسته شد حقوق ناچیز ادارات طمع این گونه اشخاص را راضى نگاه نخواهد داشت همان طورى که در اول عرض شد راه علاج قطعى ایجاد کارهاى تولیدى و فراهم آوردن کار آزاد است و کمک کردن به مردم است که بتوانند کار آزاد تولیدى شروع نمایند آقایان ما که تنها در دنیا زندگانى نمی‌کنیم و سایر ملل جهان نیز زندگانى دارند و نظم و ترتیب و تقسیم کار است که آنها را به جلو برده است و نداشتن برنامه کار عاقلانه است که ما را به نیستى سوق می‌دهد یک ملتى در ایران زندگانى می‌نماید که کشاورزى آن به طرز زمان هخامنشى است همان کشاورز اما ضعیف‌تر و لاغرتر و بیمارتر، همان گاو اما نحیف‌تر و همان طرز کشاورزى در بناب که یکى از بخش‌های حاصلخیز شهرستان مراغه است طرز آبیارى به اسلوب زمان فراعنه مصر با سطل و دست انجام می‌پذیرد در کرمان آدم به گاوآهن می‌بندند این یک عکسى است که از کرمان برداشته شده است و براى من فرستاده شده است و وزارت کشاورزى با بودجه 21 میلیونى خود کوچک‌ترین اثرى در زندگانى کشاورزى این مملکت ندارد یک میلیون و نیم در سال براى محل وزارت کشاورزى در خیابان فردوسى کرایه پرداخت می‌شود، دویست اطاق و چندین هزار کارمند پشت میزها نشسته‌اند نمی‌دانم در خیابان فردوسى به چه قسم زراعتى مشغول هستند (احسنت) اما به دهات و مراکز کشاورزى که بروید اثرى از وزارت و تأسیسات کشاورزى نیست در همه جاى دنیا تأسیسات پست و تلگراف یکى از ممر عایدات دولتى محسوب می‌شود ولى در مملکت ما وزارت پست و تلگراف هیجده میلیون تومان خرج می‌کند و یازده میلیون عایدات دارد آن هم طرز کارش می‌باشد در مراغه تلگرافى براى تهران داده بودم از رئیس تلگراف پرسیدم مخابره شده است گفت براى این که زودتر برسد با پست فرستادم این هم طرز کار اداره پست و تلگراف است در ممالک دیگر پستخانه مرکزیت بزرگى دارد حوایج بزرگ مردم را انجام می‌دهد مثل یک بانک مطمئن و سریع‌العمل است و غیر از رسانیدن مراسلات و تلگرافات حوایج دیگر مردم را مرتفع می‌سازد اصلاً مردم به هم کار ندارند کرایه‌خانه پول تلفن پول برق. بهای آب و کلیه پرداخت‌های خود را به وسیله پستخانه می‌فرستند و پستخانه مانند یک بانک‏ بزرگى عمل می‌نماید و از این راه از وقت مردم که در آنجا طلاست صرفه‌جویی بزرگى شده و به اقتصادیات کشور کمک می‌نماید و اما بهداشت عمومى بنا به گفته وزیر بهدارى کابینه گذشته وجود یا عدم وزارت بهدارى در بهداشت

+++

عمومى کشور هیچ گونه اثر نخواهد داشت یعنى وزارتخانه بى‌فایده‌ای است وزارت بهدارى چند مریضخانه بی‌دوا و پزشک و غذا را اداره می‌کند یک مقدار دواهاى قلابى تحویل بیمارها می‌نماید آقایان تکلیف اولیه وزارت بهدارى جلوگیرى از بروز بیمارى است (صحیح است) باید وزارت بهدارى مالاریا را از بین ببرد باید از ظهور حصبه جلوگیرى نماید باید با تراخم که عاقبت منجر به کور شدن چشم‌های همه ایرانیان خواهد گردید مبارزه شدیدى آغاز نماید و الا مردم بیمار می‌شوند و در بیمارستان ناقص بسترى شده بمیرند این چه بهداشتى خواهد بود در شهرستان مراغه مردم صدى صد مبتلا به مالاریا هستند صدى شصت مبتلا به تراخم صدى هفتاد مبتلا به امراض مقاربتى صدى پنجا مبتلا به کرم امعاء دیگر آدم سالمى باقى نمی‌ماند این وضعیت یک شهر نسبتاً آباد ایران است واى به جاهاى دیگر من در بیمارستان‌های آلمان مدت‌ها کار کردم وقتى یک نفر آلمانى از نواحى مالاریاخیز مشرق زمین مراجعه می‌کرد و مالاریا داشت می‌گفت که عمر من تمام شده است و بقیه عمر گذران است نه زندگانى و ما همه دچار این بیمارى هستیم و تاکنون هیچ نقشه صحیح و عملى براى از بین بردن این بیمارى خانمان‌سوز تهیه نگردیده است و قواى بدنى و روحى و قوه کار ملت را که سرمایه حیات آن است از بین برده و می‌برد (صحیح است) تراخم بیمارى است که اگر کسى گرفتار آن باشد به بعضى از ممالک مثلاً آمریکا راه نمی‌دهند و در مملکت ما بیمارى عادى می‌باشد تاکنون اقدام مؤثرى براى از بین بردن آنها نشده است بودجه وزارت بهدارى 28 صدم بودجه کل کشور را تشکیل می‌دهد و وزارت بهدارى این 20 میلیون را به حقوق کارمندان و اداره چند بیمارستان ناقص صرف می‌نماید، آقایان با همین بیست میلیون تومان در هر سال می‌توان قسمتى از بیماری‌های نامبرده را از بین برد و ملت ایران را از آن رهایی بخشید این یک کار تولیدى خواهد بود چون با از بین رفتن مالاریا، تراخم و سایر بیماری‌ها قوه کار یعنى ثروت عمومى زیادتر خواهد گردید (صحیح است) من نقشه‌ای براى بهداشت کشور دارم که به موقع تقدیم خواهم نمود. در درجه اول احتیاجات اولیه اهالى این کشور باید تأمین گردد اول غذا لازم است دوم لباس لازم است سوم خانه لازم است و چهارم بهداشت و پنجم فرهنگ تا غذا نباشد لباس نباشد لحاف و محافظت از سرما نباشد پزشک و دارو چه فایده‌ای دارد در مراغه وقتى بیمار گفته می‌شود هفت روز گوشت نخور جواب می‌دهد هفت سال است که گوشت نخورده‌ام آقایان، همه ملت ایران (سوزالیمانه) یعنى گرسنه نسبى هستند، ماها اینجا که نشسته‌ایم اگر از نقطه‌نظر پزشکى معاینه شویم صدى پنجاه مبتلا به گرسنگى نسبى و فقدان ویتامین می‌باشیم به استثنای ده هزار نفر بالا به قول جناب آقاى تقى‌زاده بقیه افراد ایران لباس صحیح ندارند لخت و عور و پاى برهنه زندگانى می‌نمایند (صحیح است) خانه جز یک لانه گلى چیز دیگرى نیست آن وقت یک طبیب با چند عدد قرص گنه گنه قلابى در یک ناحیه مالاریایی چه فایده‌ای را خواهد داشت موضوع دیگرى که باید در برنامه دولت ذکرشود اجراى شدید قانون و تصویب‌نامه منع کشت و استعمال تریاک است (صحیح است) آقایان مطلعند که تصویب‌نامه‌اى در تاریخ 23 تیر 25 براى منع کشت و استعمال تریاک به تصویب رسید و به طور جدى از کشت خشخاش جلوگیرى به عمل آمد ولى ناگهان نمی‌دانم چه پیش‌آمدى رخ داد که در تاریخ 29/‌2/‌326 تصویب‌نامه زیر به تصویب رسید: تصویبنامه هیئت وزیران راجع به خرید تریاک‏

1. براى جلوگیرى از مصرف قاچاق تریاک‌هایی که برخلاف تصمیم دولت در بعضى از نقاط کشور در سال 1325 کاشته شده به وزارت دارایی اجازه داده می‌شود که محصول شیره آن را جمع‌آورى نموده و منحصراً براى صدور از کشور به فروش رسانند.

2 - وزارت دارایی مجاز است حق‌الزحمه جمع آورى تریاک را به قرار سه کیلو به مأخذ کیل 28 سیر مبلغ 1500 ریال بپردازد. خرید قاچاق از طرف دولت. عجب منطقى، تشویق قاچاقچیان، ناامیدى و پشیمانى اشخاصى که تصمیم دولت را عملى نموده‌اند. شایسته بود نقاطى که کشت خشخاش برخلاف تصمیم دولت شده بود یادداشت می‌شد تا مسئولین امر شناخته شوند. آیا می‌خواهید بدانید که تریاک با ملت ما چه می‌کند؟ سالیانه صد هزار نفر در اثر اعتیاد به تریاک تلف می‌شوند سالیانه پنج هزار نفر کودک بى‌سرپرست می‌مانند، سالیانه 50 هزار نفر با تریاک خودکشى می‌نمایند، یک میلیون و نیم از طبقه فعال کشور معتاد به تریاک می‌باشند، شبانه‌روز دو میلیون گرم تریاک دود می‌شود شبانه‌روز پانصد هزار ساعت وقت جامعه تلف می‌گردد شبانه‌روز ده میلیون ریال اقلاً هدر می‌رود یعنى تقریباً نصف بودجه کشور، با این وقت و این سرمایه چه کار می‌توان کرد؟ کرمان - سیستان - بلوچستان و بنادر در اثر تریاک به ویرانه مبدل و سکنه آنجا چه از حیث کمیت و چه از حیث کیفیت رو به زوال است. خراسان مرکز تمدن گذشته خاورمیانه رو به انهدام است مردم مازندران و گرگان با داشتن منابع سرشار طبیعى در فقر و بیچارگى به سر می‌برند. این درد خانمانسوز به آذربایجان سرایت نموده است، لازم است هر چه زودتر قانون منع کشت و استعمال تریاک را شدیداً اجرا نمود تقاضاى ما از جناب آقاى حکیمى این است که در برنامه دولت اجراى جدى این قانون را تعهد نمایند. در اینجا لازم است تذکر داده شود که طبقه روشنفکر کشور با پیشنهاد‌هایی راجع به اکتفا و پایین آوردن سطح زندگانى طبقه بالا موافق نیست باید سطح زندگانى طبقه پایین را بالا برد در اینجا گفته شد اینجا یک کار مشکلى است. آقایان، وقتى باید صحبت از سطح زندگانى یک ملتى نمود که یک زندگانى موجود باشد یعنى خانه باشد ولى مدرن نباشد لوله‌کشى و برق نداشته باشد، لباس باشد، از پارچه انگلیسى نباشد. غذایی باشد نان و پنیر کفش باشد از چرم ساده دوخته شده باشد بهداشت باشد مدرن نباشد فرهنگ باشد ولى خواندن و نوشتن بیاموزد آن وقت می‌توان از سطح زندگانى معینى صحبت کرد. ولى موقعى که طبقه مردم کشور به قول جناب آقاى تقى‌زاده فاقد هر گونه وسایل زندگانى و در بعضى جاها اصلاً مثل زمان آدم و حوا لخت و عور زندگانى بنمایند دیگر نمی‌تواند از سطح زندگانى صحبت نمود آقایان در جزایر و سواحل خلیج فارس هم‌میهنان ما لخت و عریان بدون خانه و مسکن در میانه حصیرهایی که از نى ترتیب داده‌اند زندگانى می‌کنند و غذاى آنها فقط و فقط ماهى است و از سایر وسایل زندگانى محروم هستند در اینجا دیگر نمی‌توان از یک سطح معین زندگانى صحبت کرد اینجا چاره‌ای جز بالا بردن سطح زندگى نیست بیشتر ایرانیان جنوب ایران در یک چنین وضعیت اسفناک و دردناکى زندگانى می‌نمایند حقیقت را باید دید و به عقیده من بر هر نماینده مجلس لازم است که میهن خویش را از نزدیک دیده باشد تا وقتى که صحبت از زندگانى عمومى کشور می‌شود بتواند قضاوت صحیح بنماید. جزیره هرمز را مثال می‌آورم موقعى که به جزیره وارد شدیم یک ناوى ایرانى براى خدمت به میهن یک عده از کودکان جزیره را خواندن و نوشتن آموخته بود و براى تشریفات ورود افسران به آن جزیره آنها را مهیاى پذیرایی کرده بود، از دور سرود شاهنشاهى به گوش ما رسید چون نزدیک شدیم قریب به بیست نفر دختر و پسر همه لخت فقط یک دسته نى به جاى لنگ به کمر بسته بودند همه لاغر مانند اسکلت، چشم‌ها فرو رفته پر از چرک تراخم اینها ساکنین آن جزیره ایران می‌باشند شاهد این حکایت سرلشکر رزم‌آرا رئیس ستاد کنونى است که از مشاهده این منظره هولناک همه همراهان به حال زار ملت ایران گریستند.

آقایان نمایندگان ملت، سطح زندگانى اکثریت ملت ایران این است جز بالا بردن سطح زندگانى چاره‌ای نداریم البته اشتباه نشود هزینه زندگانى را که در نتیجه عدم لیاقت متصدیان امور کشور خیلى بالا رفته است باید پایین آورد ولى سطح زندگانى را باید بالا برد. آقاى اردلان می‌گویند می‌خواهند براى اجراى برنامه هفت ساله دویست و پنجاه میلیون دلار از آمریکا قرض نمایند آقایان دویست و پنجاه میلیون دلار می‌شود هشتصد میلیون تومان یعنى یک سال بودجه کشور، در مملکت ما ثروت عمومى فقط پول نیست پول و سرمایه در دنیاى امروز در درجه دوم قرار دارد نقشه‌های اقتصادى لازم است، باید از ملل دیگر یاد بگیریم، بزرگ‌ترین سرمایه قوه کار و استعداد طبیعى است که ما از هیچ کدام استفاده نمی‌نماییم اگر در بودجه کشور صرفه‌جویی شود و مخارج زاید حذف گردد و مأمورین زیادى را از پشت میز برداریم و با مازاد عایدات دولت به کارهای تولیدى بگماریم و و ملت بیکار ایران را به کارهاى مفید تولیدى واداریم ثروتى ایجاد خواهد گردید که تمام اهالى کشور در رفاه و آسایش زندگانى نموده و داراى همه گونه وسایل مدرن زندگانى خواهند گردید (صحیح است) ما دولتى می‌خواهیم که به زندگانى امروزه دنیا آشنا باشد و بى‌غرض بوده و سعادت کشور را در نظر بگیرد آقایان، آلمان هشت سال پیش از جنگ یک مملکت ورشکسته بود که هشت میلیون بیکار داشت که از صندوق دولت زندگانى می‌نمودند با یک نقشیه صحیح اقتصادى وضعیت آلمان طورى شد که در مدت 6 سال با کار و فعالیت وسایلى فراهم ساخت که شش سال با دنیا توانست جنگ کند. دولت‌های ما حق ندارند سیاست خارجى را یگانه مسئولیت خود قرار دهند چون سیاست خارجى موقعى پیشرفت خواهد کرد که زندگانى

+++

مردم سر و صورتى داشته باشد و ملتى با فرهنگ و بهداشت و با روح و بدنى سالم پشتیبان سیاست دولت بوده باشند در جهان ملل از دو دسته تشکیل شده‌اند یک دسته داراى سیاست مثبت هستند و دسته دیگر صاحب سیاست منفى، سیاست مثبت یعنى تحت تأثیر آوردن سایر ملل جهان به نحوى از انحای براى به دست آوردند منافع و مزایاى ملى و مداخله در امور جهان و حفظ و حراست آن این سیاست فقط از آن دول بزرگ جهان است سیاست منفى یعنى نگاهداشتن خود. محافظت منافع ملى خود از دست ندادن آزادى و حقوق ملى دفاع خود در مقابل تهاجم و تجاوز مللى که سیاست مثبت دارند یعنى یک سیاست کاملاً ملى، این نوع سیاست مختص ملل کوچک جهان می‌باشد که کشور ما نیز یکى از آن ملل است و اما تکلیف بین‌المللى یک چنین مملکتى خیلى آسان و سیاست آن در دو جهت جریان پیدا می‌نماید

1 - اتکا به مجامع عمومى ملل جهان

2 - ایجاد قدرت داخلى همه می‌دانیم که اعتبار عضو هر جامعه و دسته‌ای منوط و مربوط به قدرت و توانایی فهم و لیاقت ادب یعنى یک مجمع بین‌المللى نیز از این قانون مستثنى نبوده و اعتبار اضافى آن منوط به تمدن تاریخ قوى ملى نژادى قدرت نظامى و فرهنگى آن ملت است پس ملل کوچک یعنى ملل صاحبان سیاست منفى هر چه عالم‌تر متمدن‌تر لایق‌تر و مقتدرتر باشند اعتبار بیشترى در مجامع بین‌المللى جهان و دیگرى ایجاد قدرت داخلى در نتیجه اصلاحات عمومى کشور منوط و مربوط به یکدیگر می‌باشند یعنى هر چه قدرت داخلى از هر حیث بزرگ‌تر و کامل‌تر باشد همان قدر استفاده از سازمان‌های بین‌المللى براى حفظ و حراست سیاست ملى بزرگ‌تر خواهد گردید ملل کوچک جهان مانند سویس بدین قدرت اجتماعى پى برده‌اند و از این روست که توانسته‌اند سیاست ملى خویش را در نتیجه اصلاحات داخلى حفظ نمایند متأسفانه در کشور ما هنوز به این مسئله هم آن طورى که باید توجه نگردیده و تمام هم و فکر و اقدامات دولت‌های وقت صرف مسائل سیاسى خارجى گردیده و براى نگاهدارى حکومت چند روزه خود ملت و مملکت را مرعوب سیاست خارجى می‌سازند در صورتى که امروز ما را قوت دفاعى نظامى خویش در مقابل همسایگان قوى و نیرومند نیست و فقدان جمعیت و نداشتن وسایل همیشه قدرت نظامى ما را ناچیز نگاه خواهد داشت و بدین ترتیب یعنى اگر اصلاحات داخلى کشور شروع نشود هیچ وقت و هیچ موقع زمینه‌ای براى ایجاد قدرت داخلى به دست نخواهد آمد دولت‌ها خود را به غلط مشغول سیاست خارجى نموده و می‌پندارند که استعداد و لیاقت بزرگى در میدان سیاست‏ به کار می‌برند در صورتى که مللى که صاحب سیاست منفى هستند هیچ گونه تأثیر مهمى در وضعیت جهان ایجاد ننموده و همیشه در تغییرات جهانى اجباراً دستخوش سیاست‌های ملل صاحب سیاست مثبت خواهند بود اینها نه جنگ را تعیین می‌کنند و نه صلح را تأمین هر چند که اکثر جنگ‌های بزرگ جهانى بیشتر از ممالک صاحبت سیاست منفى شروع و آغاز گردیده است ولکن اگر به تاریخ مراجعه شود دیده خواهد شد که میل و مقصود ملل صاحب سیاست مثبت در آن بوده است که جنگ‌ها شروع گردند منتها کانون آن از ممالک کوچک شروع و آغاز شده است و تقصیر ملل کوچک در شروع به جنگ فقط ضعیف بودند آنهاست چون آنها ضعیف هستند ممالک مقتدر درصدد استفاده از آنها برمی‌آیند و می‌خواهند امیال خود را با زور و جبر به آنها تحمیل بکنند وقتى می‌بینند که از راه مسالمت‌آمیز منافع خود را نمی‌توانند به دست آورند دست به تجاوز می‌برند که در دو وهله منجر به جنگ‌های بزرگ جهانى گردیده است و ما که یک ملت صاحب سیاست منفى هستیم براى این که بتوانیم عضو لایق و معتبرى از جامعه بین‌المللى جهانى بوده باشیم تا این که قادر به اعمال سیاست منفى و بی‌طرفى خود گردیم در درجه اول احتیاج به اصلاحات داخلى و ایجاد زندگانى شرافتمندانه و پرآبرویی که با فرهنگ و بهداشت توأم بوده باشد حس می‌نماییم پس آغاز اصلاحات داخلى آغاز موفقیت در سیاست خارجى نیز خواهد بود و دولت‌ها باید این بهانه را کنار بگذارند و با نقشه صحیحى اصلاحات کشور را شروع نمایند و براى این کار همان طورى که گفته شد نقشه اقتصادى لازم است و خوشبختانه یک عده از متخصصین ایران نقشه‌ای براى هفت سال تنظیم نموده‌اند و به طورى که اطلاع حاصل شده است هیئت برنامه محل اجراى برنامه هفت ساله را از منابع داخلى تعیین و تأمین نموده‌اند و پیش‌بینى شده است که تا دو سال از تاریخ اجراى برنامه به استقراض از خارج مملکت مبادرت نگردد و چنانچه در طى دو سال اول اجراى برنامه مشاهده گردید که سازمان‌های مخصوص این کار به وظایف خود عمل نموده‌اند و عایداتى از این برنامه تولیدى ایجاد گردیده است با تصویب مجلس شوراى ملى اقدام به استقراض نمایند ما اجراى برنامه هفت ساله را از دولت جناب آقاى حکیمى خواستاریم (صحیح است) یکى از کارهاى بزرگ تولیدى موضوع استخراج معادن کشور است که ملت ایران باید از این ثروت بزرگ ملى خود استفاده نماید. آقاى عباس مسعودى در اینجا پیشنهادى راجع به استخراج نفت کردند من نیز عقیده‌مندم که قانونى تصویبش شود که هر ایرانى که دو پشت او ایرانى اصل بوده باشد حق دارد در هر نقطه از ایران که بخواهد به استخراج نفت بپردازد و صدى پنجاه از عایدات خود را به دولت بدهد. آقایان همان طورى که اینجا گفته شد استخراج نفت سرمایه بزرگى لازم ندارد نفت سیاه تصفیه نشده را می‌توان از نواحى جنوب ایران به وسیله لوله به کنار خلیج فارس منتقل و در معرض فروش قرارداد براى این که اهمیت این موضوع روشن شود شرکت نفت جنوب را مثال می‌آورم این شرکت سالیانه بیست میلیون تن نفت استخراج می‌نماید یعنى اگر هر کیلو نفت را یک ریال بفروشد بیست میلیارد ریال فروش نفت خواهد داشت و از این مبلغ بهره ناچیزى به ملت ایران می‌دهد در اینجا لازم است که در جواب آقاى رحیمیان گفته شود که ماده واحده مصوبه مهر ماه 26 دولت را موظف نموده است که براى به دست آوردن منافع ایران اقدام نماید و از دولت جناب آقاى حکیمى تقاضا داریم که به این موضوع اهمیت داده و اقدام نمایند. موضوع دیگرى که باید مورد توجه دولت قرار بگیرد و اقدام فورى بنماید موضوع رود هیرمند سیستان است آقایان مردم بیچاره سیستان از بى‌آبى می‌سوزند چندین بار از طرف آقایان نمایندگان به دولت‌های وقت تذکر داده شده و تاکنون از اقدامات خود مجلس و مردم را مستحضر نکرده‌اند مسافرى که از سیستان آمده است اظهار می‌دارد که دریاچه خشک شده و مردم با زن و بچه و حشم در گودى دریاچه چاه‌هایی حفر و زندگانى می‌نمایند و شعرى را که یکى از کشاورزان سیستانى به نام حاجى حیدر شهرى سروده است براى من آورده که بااجازه آقایان چند بیت از آن را می‌خوانم:

اى صبا یک قدم ز زابل سوى تهران کن گذار                   بوسه زن بر آستان پهلوى کن افتخار

بعد تبلیغ و تحیات فراوان عرضه دار                               از زبان اهل زابل با هزاران انکسار

سوختم از تشنگی‌ ای جان شیرین پهلوى                     برده بى‌آبى ز ملت طاقت و صبر و قرار

فکر بر احوال زابل کن که زابل شد خراب                        گر نیاید آب زابل می‌کنند مردم فراز

خشک شد باغات زابل سر به سر از تشنگى                  یک درختى نیست خرم در میان باغزار

شهرتم شهرى بود اما به قارى مشتهر                                     پیرمرد ناتوانم در کمال اضطرار

لازم است که دولت جناب آقاى حکیمى به این موضوع توجه مخصوص مبذول دارند و قسمتى از ایران را که در شرف نیستى و زوال است نجات بخشند (صحیح است. احسنت)

رئیس - آقاى فولادوند.

فولادوند - قبل از این که به اصل مطلب بپردازم براى این که همکاران محترم تصور نفرمایند که مخالفت من با کابینه آقاى حکیمى روى نظریات خصوصى است یا از لحاظ موافقت با کابینه قبلى است این است که عرض می‌کنم من باب مقدمه آقایان نمایندگان دوره 15 مجلس شوراى ملى ممکن است عده‌ای تصور کنید شما کرسى‌نشینان این مجلس فقط مسئول این دوره پارلمانى که 6 ماه آن گذشته و 18 ماه دیگر باقى است می‌باشند بنده نه فقط به نام یک نفر ایرانى یک فردى که به این آب و خاک عرض می‌کنم که شما تنها مسئول حوادث و اتفاقات دوره 15 نیستید قاعده کلى تسلسل حوادث شما را مسئول اتفاقات آینده و بعد از دوره 15 نیز می‌داند (صحیح است) اگر تا حال مجلس‌های ما، دولت‌های ما، رجال سیاسى ما نسبت به مسائل سیاسى و اقتصادى و بالنتیجه به سرنوشت این ملت یک سیاست روزمره داشتند و کمتر به فکر فردا بودند تصدیق بفرمایید غلط بود و شاید وضع ناگوار فعلى ما معلول همان سیاست غلط روزمره باشد و چون از نظر آشفتگى اوضاع مایل به اطاله سخن نیستیم و از طرفى یقین دارم همه آقایان به غیر از بنده متوجه هستند از ذکر نظریات روزمره خوددارى کرده یک تذکر مختصر قناعت نموده تکرار می‌کنم آقایان شما که مسئول سرنوشت آینده کشور می‌باشید آیا درباره دولت فعلى دقت لازم فرموده‌اید یا خیر؟ اقوام و ملل داراى تاریخ مدون می‌باشند ولى اگر دقت بشود اغلب از قرون تکرار تاریخ است اما گاهى سرفصل‌هایی در تاریخ ملل پیدا می‌شود که

+++

تأثیر عجیب در سرنوشت آن ملت خواهد داشت. وقتى دقت کنیم می‌بینیم تاریخ این ملت باستانى به مراتب بیشتر از ملل دنیا سرفصل دارد و یقین دارم آقایان محترم تصدیق می‌فرمایید که مسئولیت مردمى که معاصر با تحویل تارخ هستند به مراتب سنگین‌تر از مسئولیت ملت‌هایی است که در اعصار صلح و آرامش به سر برده‌اند قرن 19 میلادى تا قرن 14 هجرى یکى از قرون پر از حوادث دنیا است که از نظر استحضار همه آقایان ذکر حوادث عمومى و تحولات سیاسى کشور ایران ضرورتى ندارد، جنگ بین‌المللى اول لطمات سختى به کشور ما زد قشون دول متجارب هر یک قسمتى از این مملکت را مورد تاخت تاز قرار دادند و پاره‌ای از نواحى این کشور میدان جنگ قرار گرفت، مزارع از بین رفت آوارگى زارعین، این احتیاج قشون مهاجم به آذوقه منتها به قحطى شد، قحطى خطرناک، قحطى که هزاران نفر افراد این مملکت را دچار مرگ سیاه و گرسنگى نمود پس از خاتمه جنگ بلافاصله مرض معروف مشمشه که سوقات جنگ و نتیجه گرسنگى مردم بود قبرستان‌های جدید تشکیل داد به نحوى که مطلعین اظهار اطلاع می‌کنند تنها در تهران در حدود هشتاد هزار نفر از گرسنگى و مرض مشمشه جان سپردند، جنگ بین‌المللى دوم شروع شد ما در کمال بی‌طرفى بودیم متأسفانه صبح سوم شهرویور 1320 بدون اطلاع قبلى کشور ما از هر دو طرف مورد هجوم بیگانگان قرار گرفت (صحیح است) در تمام مدت جنگ سختی‌ها و ناملایمات را تحمل کردیم، ایران پل پیروزى گردید ورود قشون‌های دول جنگجو در کشور بی‌طرف ما باز موجب قحطى و پیدایش امراض عمومى مانند تیفوس و غیره شد و باز هزارها نفر از افراد این کشور دچار مرگ سیاه گردید در تابستان سال 1324 جنگ خانمانسوز خاتمه یافت، لازم بود که پس از جنگ ما دولت لایق و توانایی داشته باشیم که نه تنها به فوریت تقاضاى تخلیه ایران را می‌نمود بلکه قدرت آن را می‌داشت که حداقل خسارات جنگ را از دول فاتحى که تصدیق کرده بودند کشور ایران پل پیروزى شد می‌گرفتند (کشاورز صدر - تقاضاى تخلیه را جناب آقاى حکیمى فرمودند) می‌رسیم به علل و جهاتى که البته بر بنده معلوم نیست مجلس در حساس‌ترین موقع در همان ایامی که می‌بایست ملت ایران حداکثر استفاده از بنماید جناب آقاى حکیم‌الملک را مأمور تشکیل کابینه نمود و بیان تفصیلى وقایع و عمر کابینه ایشان فعلاً ضرورتى ندارد ولى متأسفانه در دوره 15 از گذشته عبرت نگرفته و در موقعى که افق سیاست بین‌المللى دنیا بسى تاریک و هول‌انگیز است و وضع داخلى بى‌اندازه در هم و مشوش می‌باشد باز انتظار دارند به جناب آقاى حکیمى این دردها را دوا کند من خداوند را شاهد می‌گیرم که در عرایض خود جز علاقمندى به کشور و این ملت بدبخت و بیچار نظرى ندارم و به جناب آقاى حکیمى که از رجال قدیمى و وطن‌پرست این‏ مملکت می‌باشد کمال ارادت را دارم و مخصوصاً از این که چند نفر از وزرا جناب آقاى حکیمى مانند تیمسار یزدان‌پناه و جناب آقاى نجم و جناب آقاى منصور‌السلطنه و آقایان دیگر از مردمان مشهور به تقوى و پاکدامنى می‌باشند ولى وضع عمومى دنیا و اوضاع آشفته کشور به قدرى متشنج است که باید مطالعه بیشترى نمود همه می‌دانیم که سوابق و گذشته هر فردى بهترین معرف او است جناب آقاى حکیمى هر که از چهل سال قبل در چند کابینه وزیر بوده‌اند و در دوره 14 هم دو مرتبه نخست وزیر شده‌اند درهیچ یک از اینی‌امی که به کارهاى سیاسى اشتغال ورزیده‌اند یک قدم اساسى برنداشته‌اند و یک عمل مثبت و برجسته و قابل ذکرى انجام نداده‌اند (بعضى از نمایندگان - این طور نیست) و نخست‌وزیران هر عصرى وقتى می‌خواستند وزیرى در وزارتخانه بگذارند که فقط پستى را اشغال کرده باشد و در عین حال بدنام نبوده و مضر نباشد آقاى حکیمى را به آن پست منصوب می‌نمودند ولى آقایان عزیز از خود شما می‌پرسم آیا تنها آدم خوب بودن کافى است که در این موقع خطیر ما زمام کشور را به دست او بسپاریم؟ اما موضوع مراجعه جناب آقاى حکیمى به شوراى امنیت تصور می‌کنم این موضوع احتیاج زیاد به بحث و گفتگو نداشته باشد زیرا با در نظر گرفتن اوضاع و احوال روز و این که ارتش شوروى از انجام ماده فلان قرارداد خوددارى نموده و کشور را تخلیه نکرده بود هر دولتى که سرکار بود مکلف بود که به شوراى امنیت مراجعه بکند (کشاورز صدر - نه آقا بعد پس گرفتند) (آشتیانى‌زاده - عجب) (محمد‌على مسعودى - آقاى تقى‌زاده که اینجا تشریف دارند) ما هم معتقدیم که آقاى حکیمى مردى با تقوى و وطن‌پرست می‌باشند و هیچ کس نسبت خیانت به کشور را به ایشان نمی‌دهد و اگر خداى نکرده اقدام به شکایت نمی‌کردند عملاً عدم اقدام ایشان خیانت واضح و آشکار به کشور بود و البته احتیاج به بحث نیست که همیشه عمل مثبت خیانت محسوب نمی‌گردد بلکه عدم اقدام هر امرى و یا امتناع از انجام امرى که وظیفه او است وجه یا مالى گرفته باشد مقصر است مقصود این است که عدم مراجعه خیانت بود و این انجام وظیفه از طرف جناب آقاى حکیمى را طرفداران ایشان شاهکار و لیاقت و قدرت توانایی ایشان می‌دانند نه تنها شاهکار نیست بلکه انجام وظیفه بوده وقتى از این موضوع بگذریم و دفتر چهل ساله زندگانى سیاسى جناب آقاى حکیمى را ورق بزنیم حتى طرفداران ایشان نمی‌توانند یک عمل برجسته و یک فعالیت قابل ذکر از ایشان نشان دهند و اگر سراغ دارند الان بفرمایید تا بنده هم تسلیم شوم یقین دارم وقتى که همکاران محترم اسم بنده را در تابلو مخالفین دولت دیدند بعضى از آنها تصور کردند که بنده می‌خواهم به عنوان مخالفت با کابینه فعلى از کابینه گذشته دفاعى کرده باشم عرض کنم که وضع مملکت طورى نیست که ما بخواهیم در این ایام تیره و تار به تصفیه حساب بپردازیم و یا از اوضاع گذشته دفاع کنیم خبر آینده در جلوی ما است ما باید به فکر آینده باشیم این نکته را نیز عرض می‌کنم که کراراً دیده شده است که در موقع مخالفت با برنامه دولت از اعمال دولت‌های قبل انتقاد می‌کنند از وضعى که در روز طرح برنامه در کشور حکمفرما است بحث می‌نمایند تصور می‌کنم این رویه صحیح نبوده و نیست زیرا دولتى که امروز می‌خواهد سرکار باشد قهرى است که مسئولیت اعمال دولت‌های قبل متوجه او نیست (صحیح است) و از همین نظر شاسته نیست که عمل گذشتگان را به حساب جناب آقاى حکیم‌الملک بیاوریم ولى مطلبى که کاملاً اساسى است این است که وضع کشور تشریح شود و آن وقت مطالعه و دقت به عمل آید و معلوم گردد که با اوضاع و احوال فعلى دولتى که سرکار می‌آید قادر خواهد بود که قدمى بردارد و عمل مثبتى انجام دهد؟ دولت‌های ما در موقع تشکیل هر کابینه دو موضوع اساسى در پیش دارند یکى سیاست خارجى و دیگرى سیاست داخلى و برنامه‌ها هم معمولاً روى همین دو موضوع تنظیم می‌شود اما سیاست داخلى کشور، مخالفین آقاى قوام‌السلطنه می‌گویند که آقاى قوام در حل مسائل خارجى همیشه توانا و قادر بوده ولى هیچ وقت در هیچ کابینه به سیاست داخله کشور توجه نداشتند و بلکه اوضاع داخلى را آشفته‌تر کرده و بالا رفتن بودجه کشور را از چهار میلیارد و کسرى ‏به هیئت میلیارد از تاریخ 1324 تاکنون مهم‌ترین نقطه ضعف و یا عمل قابل انتقاد آقاى قوام معرفى می‌کنند (مهندس رضوى - صحیح است) قوام‌السلطنه هم می‌گفت که سیاست خارجى کشور طورى بود که من ناچار بودم بیکاران را مشغول کرده و بالا بردن بودجه کشور نیز از این نقطه‌نظر بوده است بنده مدافع آقاى قوام‌السلطنه نیستم و این نکته را ناچارم عرض کنم که مهم‌ترین نقطه ضعفى که براى قوام‌السلطنه شمرده می‌شد بالا رفتن بودجه کشور بود و چون بودجه سنگینى لازم بود مقدارى بر بهاى اجناس انحصارى افزوده شده و بالنتیجه سطح زندگى به جاى این که بعد از جنگ پایین بیاید بالا رفت (بعضى از نمایندگان - هزینه زندگى) حالا هم مردم انتظار دارند که این سطح سرسام‌آور زندگى پایین بیاید و هر کس هر چه می‌خواهد بگوید من صریحاً عرض می‌کنم که 75 درصد مسئولیت بالا رفتن سطح زندگى (نمایندگان - آقا هزینه زندگى) متوجه دولت نمی‌باشد قسمت مهم از اجناس مورد احتیاج مرم در انحصار دولت هست، هزینه دولت روز به روز در تزید و وضعیت دولت‌ها و اختلاط مسئولیت‌ها موجب شد که دولت‌ها نتوانند مالیات قانونى را وصول کنند و از طرفى قواى انتظامى مملکت و تشکیلات کشورى پول لازم داشت ناچار بر انحصارها می‌افزودند و سطح زندگى را بالا می‌بردند دولت گذشته به این نحو از کار برکنار شد حالا جناب آقاى حکیمى آن توانایی و قدرت را دارند که چند قلم درشت از انحصارها را کاسته و سطح زندگى را پایین بیاورند (نمایندگان - آقا هزینه زندگى را) آیا ایشان و حتى پاره‌ای از وزراى نیکنام ایشان که با کوچک‌ترین پیش‌آمد ممکن است متأثر شوند قادر هستند که عده زیادى از این گروه انبوه را بر سر سفره دولت یا خزانه عمومى نشسته‌اند برکنار کنند؟ هرگز، کابینه جناب آقاى حکیمى مشغول کار می‌شوند 15 روز در اطراف برنامه ایشان بحث می‌کنیم و اگر رأى اعتماد بگیرند چند ماهى کجدار و مریز رفتار می‌کنند و با یک پیش‌آمد مختصر اکثریت متزلزل و نیم‌بند به اقلیت تبدیل شده و دولت ایشان سقوط می‌کند، دولت دیگر سر کار می‌آید و باز همین آش و همین کاسه، بلى همین دولت‌ها تغییر می‌کنند و دولت‌ها عوض می‌شوند ولى چیزى که عوض نمی‌شود

+++

برنامه مشعشع دولت‌ها است و باز هم موضوعى که، هیچ تغییر نمی‌کند وضع آشفته مردم این کشور است و اگر هم تغییر کند روز به روز بدتر و تأثر‌آورتر می‌شود خیلى متأسفم عرض کنم که پاره‌ای از همکاران من به محیط خارج از تهران کمتر آشنا هستند، بنده در سه شهرستان کشور که شاهرود، اراک و بروجرد باشد سروکار با مردم داشتم و در پاره‌ای از شهرستان‌ها نیز مأمور قضایی بودم آقایان بنده قریب دو سال در کرمان انجام وظیفه کردم می‌دانم مردم در چه وضعیتى هستند (صحیح است) می‌دانم نه تنها در کرمان و زابل و خاش و بلوچستان حتى در همین تهران خانواده‌هایی هستند که ماه‌ها می‌گذرد و رنگ گوشت را نمی‌بینند (صحیح است) به خدا انصاف نیست که مردم در چنین وضعى باشند و ما که علاوه از قانونگذارى وظیفه نظارت در اعمال دولت را داریم نباید در مقام اثبات قدرت دسته‌جات و فراکسیون‌های پارلمانى برآمده و بخواهیم تفوق و برترى خود را در پیش بردن کاندیداى خود ثابت نماییم. برنامه آقاى حکیمى شامل هیچ طرح و پیشنهاد عملى براى بهبود وضع مردم نیست یکى از دوستان نزدیک بنده از قول جناب آقاى نجم وزیر دارایی فعلى نقل کرد وقتى که ایشان وزیر مختار و یا سفیر کبیر ایران در آلمان بودند و اعلیحضرت ملکه ایران برلن تشریف‌فرما می‌شدند جناب آقاى سفیر کبیر در نظر گرفتند براى تجلیل و احترام علیا ملکه ایران عده‌ای از ایرانیان مقیم برلن را به استقبال ملکه ببرند و می‌خواستند اتومبیل‌هایی که حامل مستخدمین است آبرومند باشد و از این نظر شرحى به وزارت خارجه آلمان نوشتند و تقاضا کردند که ده دستگاه اتومبیل از اتومبیل‌های وزارت خارجه در اختیار سفارت ایران در برلن گذاشته شود متأسفم که عرض کنم وزارت خارجه آلمان جواب داد که این وزارتخانه بیش از دو دستگاه اتومبیل که یکى براى وزیر و یکى هم براى معاون است ندارد و ناچار اتومبیل معاون وزارت خارجه را براى آن سفارت فرستادیم و معاون از اتومبیل وزیر استفاده خواهند کرد جناب آقاى نجم به دوست مشترک ما فرموده بودند، وقتى این جواب به من رسید هم فوق‌العاده متعجب شدم و هم‏ شرمنده گردیدم که چرا اتومبیل معاون را فرستادند. جناب آقاى نجم فعلاً وزیر دارایی و حافظ خزانه عمومى و نماینده مالى دولت می‌باشید آیا می‌دانید که به استثنای نقلیه قشون رقمى متجاوز از صد و پنجاه میلیون ریال بودجه اتومبیل‌های دولت را تشکیل می‌دهد و این پول جز پولى ا ست که براى خرید آخرین سیستم اتومبیل‌ها از قبیل بیوک و کادیلاک و فلان و فلان داده شده (صحیح است) (سزاوار - کمرشکن است آقا) (گنجه‌ای - اینها را کى خریده آقا؟) (آشتیانى‌زاده - حالا شما درست کنید او خریده است شما درست کنید) اجازه بدهید جناب آقاى نجم وزارت خارجه آلمان یعنى وزارت خارجه کشورى که کارخانه ذوب‌آهن و اتومبیل‌سازى داشت فقط داراى دو دستگاه اتومبیل بود ولى تنها سفارت کبراى شما در لندن داراى سه دستگاه اتومبیل است یکى مخصوص جناب آقاى سفیر یکى هم مخصوص خانم ایشان و یکى هم یدکى بود که اگر یکى از آن دو اتومبیل احتیاج به تعمیر پیدا کرد مورد استفاده جناب سفیر و خانم‌شان قرار می‌گرفت و هیچ کسى از اعضاى آنجا حق نداشت حتى براى کار ادارى سوار هیچ یک از این ماشین‌ها بشود جناب آقاى وزیر دارایی صحیح است که شما مسئول این وضع نیستید ولى من می‌گویم آیا شما توانایی دارید که این قلم درشت را از بودجه حذف کنید؟ من کلیات نمی‌گویم پیشنهاد عملى می‌گویم قطعاً امشب مذاکره در اطراف برنامه تمام نخواهد شد ویکى دوجلسه به طول می‌انجامد پیشنهاد بنده این است که در ظرف این چند روز که برنامه دولت مطرح است جنابعالى که نماینده دولت هستید کارهاى زیر را که خیلى هم مختصر است انجام دهید تا بنده و شاید رفقاى فراکسیون دمکرات ایران هم به شما رأى بدهیم.

1. اتومبیل‌سوارى را منحصر به وزیر معاون نموده و کلیه اتومبیل‌های دیگر دولتى را بدون استثنا توقیف نموده و در ظرف چند روز به صورت مزایده به فروش رسانیده و از وجوه حاصله از فروش اتومبیل‌های یک یا دو کارخانه قند در کشور تأسیس شده و هم از واردات کشور کاسته گردیده (صحیح است) و هم کشاورزى رونقى گرفته و هم عده‌ای بیکار مشغول کار شوند و به علاوه صد و پنجاه میلیون از رقم خرج بودجه حذف گردد.

2 - همین فردا صبح قیمت سیگار، نان، قماش و قند و شکر را پایین آورده تا سطح زندگى تنزل نماید (صحیح است آقا هزینه زندگى) تا مستخدمین از سختى معیشت ننالند، تا کارمندان ناصالح کمى حقوق را بهانه نکرده و به غارت مردم مشغول نشده و مستخدمین صالح را از تنگدستى و پریشانى مبادرت به انتحار نکنند (صحیح است) جناب آقاى حکیمى دولت‌های ما همیشه و مخصوصاً بعد از حوادث شهریور اضافه حقوق مستخدمین را بهانه زیاد کردن مالیات‌ها و افزایش حقوق انحصارى قرار می‌دهند من خودم مستخدم دولت بودم و به طرز تفکر مستخدمین آشنا هستم و خوب می‌دانم جز عده‌ای ناصالح و غارتگر که دادن اضافه حقوق هم تأثیرى در رفتار آنان ندارد و بقیه نان بخور و نمیرى پیش نمی‌خواهند (صحیح است) و دله دزدى مستخدمین جزء هم براى امرار معاش و رفع احتیاجات ضرورى است (صحیح است) وقتى که از کفن مادر پیر فلان پاسبان و مأمور احضار علاوه بر حقوق گمرکى و مالیات راه و اطفاى آتش طمع‌ورزى محتکرین بازار دولت تنها مترى 12 ریال حقوق انحصارى می‌گیرد شما از پاسبان‌هایی که ماهى یک هزار و پانصد ریال حقوق می‌گیرید چه انتظارى دارید شما سطح زندگى را پایین بیاورید مستخدمین اضافه حقوق و رتبه‌های غیرقانونى نمی‌خواهند و به شما قول می‌دهم اگر از حق انحصارها کاسته، در قیمت سیگار و نان و قند و شکر تنزل دادید مستخدمین حاضرند حتى یک ثلث و بلکه بیشتر از حقوق فعلى آنها هم بکاهند جناب آقاى حکیمى دولتى می‌تواند دست به اقدامات اساسى بزند که متکى به اکثریت قوى باشد (صحیح است) من و رفقاى فراکسیونى من هیچکدام با جناب آقاى حکیم‌الملک سوابق کدورت و دلتنگى نداریم و با جناب آقاى دکتر مصدق هم ارتباط و علاقه خاصى نداریم و هر دو نفر را شریف و صالح و باتقوى می‌دانیم النهایه معتقد بوده و هستیم که آقاى دکتر مصدق به شهادت زندگانى سیاسى و پارلمانى خودداى شجاعت و تهور و قدرتى هستند که در این موقع بتواند قدم‌های مؤثرى بردارد. یکى از روزنامه‌های طرفدار جناب آقاى حکیمى روز جمعه گذشته مقاله مبسوطى در بیوگرافى آقاى حکیم‌الملک نوشته و ضمناً جملایى به طرفداران آقاى دکتر مصدق نموده‌اند چون روزنامه موافق دولت بود و من هم تصدیق می‌کنم که به تاریخ رجال مشروطیت اطلاع دقیقى ندارم با علاقه‌مندى کامل آن مقاله را خواندم تا شاید مجهولى بر من معلوم شود هر چه بیشتر دقت کردم نتوانستم درک کنم که این علاقه بر جناب آقاى حکیمى که ایشان را تنها پهلوان این میدان می‌دانند چه صفت برجسته و ممتازى براى ایشان بیان می‌کند (محمد‌على مسعودى - همان شهامت) نوشتند که ایشان داراى کتابخانه زیبا هستند و غذا میل نمی‌کنند و فقط روزى دو استکان شیر از گاوى که علوفه آن را با دست خود تهیه می‌کنند می‌خورند و اغلب بستگان ایشان در خارج از این کشور به سر می‌برند و پسر ایشان که از یک خانم فرانسوى است با یک خانم فرانسوى هم ازدواج کرده است و در فرانسه به طبابت مشغول است و بالنتیجه آقاى حکیمى را یک مرد خوب و یک مرد بى‌آزار و یک مرد دمکرات معرفى نموده که هیچ یک از این مراتب مورد انکار مخالفین ایشان نیست (صحیح است) ولى نسبت به طرفداران جناب آقاى دکتر مصدق و خود جناب آقاى دکتر مصدق کمى بى‌لطفى کرده بود بنده به آن آقاى مدیر روزنامه که نماینده مجلس هم هستند عرض می‌کنم اگر پسر آقاى حکیم‌الملک در فرانسه زندگى می‌کنند و شاید ایران را هم ندیده باشند بنده که یکى از مخالفین ایشان هستم تنها 6 برادر دارم و از یک ایلى هستیم که چندین هزار خانواده می‌شود و نماینده یک شهرستانى هستیم که سیصد هزار جمعیت دارد و سن من هم در مرحله‌ای است که قهراً با بنده امید بیشترى دارم. پدر من در جنگ مشروطه یکى از فاتحین تهران بود برادرم سرهنگ فولادوند براى نجات آذربایجان به امر بزرگ ارتشتاران فرمانده یکى از افسران پیشرو این جنگ بود که در تمام جنگ‌های تزارى نیز دخالت داشت در این خصوص اخبار مندرجه روزنامه اطلاعات شاهد واقعه است که در یکى از شماره‌ها از قول خبرنگار می‌نویسد الساعه که ساعت ده شب است و من با سرهنگ زنگنه که در سنگر هستم می‌بینم که ستون پیشرو به فرماندهى سرهنگ فولادوند در ارتفاعات قافلانکوه در حرکت و جنبش هستند و در تعقیب همین ستون خبر خراب شدن پل دختر را داد اجداد من در اغلب جنگ‌های تزارى در آذربایجان فداکارى نموده و عده‌ای از آنها در سرحدات آنها کشته شدند روزى که برادرم به آذربایجان حرکت نمود و

+++

به زنجان وارد شد تلگرافى به تیمسار سرتیپ هاشمى مخابره کردم و اظهار مسرت نمودم که از فامیل ما در راه نجات آذربایجان شرکت دارد و به خود او تلگراف کردم که بایستى عملاً وطن‌پرستى خود و فامیل را نشان دهى، با این حال چگونه می‌شود تصور کرد بنده و یا رفقاى بنده در نامزد کرن آقاى دکتر مصدق رعایت مصلحت کشور را ننمودیم، ما فرزندان این آب و خاک هستیم و به مصالح این کشور علاقه‌‌مند می‌باشیم، ما دکتر مصدق را تواناتر، شایسته‌تر از آقاى حکیم‌الملک تشخیص دادیم اگر طرفداران آقاى حکیم‌الملک معتقدند که ایشان توانا و قادر به رفع مشکلات می‌باشند این گوی و این میدان و از فردا شروع به کار کنند و دو فقره از صدها کار اساسى که انجام هر یک براى این کشور ضرورت دارد و بنده پیشنهاد کردم تا قبل از رأى اعتماد عملى کنند تا ما هم به ایشان رأى بدهیم ما با ایشان حساب شخصى نداریم یک موضوع را بیان می‌کنم و آن بالا بردن سطح علمى و رعایت بهداشت عمومى و پایین آوردن سطح زندگى (یکى از نمایندگان - هزینه زندگى) آقاى حکیم‌الملک دست به این کارها بزنند ما نه تنها با ایشان موافقت خواهیم کرد بلکه جزو طرفداران جدى ایشان خواهیم شد، جناب آقاى حکیمى در موقع معرفى کابینه چهار پست وزارت را خالى گذاشته‌اند به این معنى وزیر کشاورزى و وزیر خارجه را آن هم در این موقع که پست وزارت خارجه کمال اهمیت را دارد معرفى نفرمودند. جناب آقاى معتمدى را که در خارج از کشور به سر می‌برند و معلوم نیست که بیایند به وزارت راه معرفى کرده‌اند وزیر کار را نیز معرفى نفرموده اند (جمعى از نمایندگان - بهتر آقا) جاى تأسف است که جناب آقاى حکیمى با ضعف مزاج و ناتوانى جسمى علاوه از قبول مسئولیت سنگین پست ریاست وزرایی مسئولیت 4 پست وزارت که از جمله آنها وزارت خارجه است عهده‌دار شده‌اند و حقاً جاى تعجب است و یقین دارم صمیمی‌ترین افراد نسبت به ایشان تصدیق نمی‌کنند که جناب آقاى حکیمى به علاوه از کار سنگین خودشان می‌توانند پست‌های دیگر را شاغل بشوند، اما سیاست خارجى، اساس نظر بنده در مقدمه که به عرض رساندم مربوط به سیاست خارجى کشور است این مطلب بسیار اساسى و مهم است و شاید مصلحت کشور اجازه دهد که قسمت‌های حساس آن در مجلس عمومى مورد بحث قرار گیرد ولى من با در نظر گرفتن تمام اطراف و جواب کار و صلاح کشور مستقل هیچ وقت نباید مجلس‌ها را در ابراز تمایل و کاندید نخست وزیرى و با رأى اعتماد نظر مثبت یا منفى دولت‌های خارجى را رعایت کنند (صحیح است). (محمد‌على مسعودى - ابداً نباید بکنند) و اگر خداى نکرده این اصل جارى شد ممکن است به استقلال کشور لطمه بزند (محمد‌على مسعودى - کردند و زد) ولى یک نکته اساسى را نباید هیچ وقت فراموش کرد و آن این است که همان طور که نباید نظر دول خارجى را ملحوظ داشت نباید هم آنها را تحریک به مخالفت و دشمنى نمود، حوادثى که بعد از جنگ دوم در دنیا رخ داد و عدم توقیف‌های پى در پى کنفرانس‌ها و کمیسیون‌های بین‌المللى و مخصوصاً عدم توفیق انجمن اخیر وزراى خارجه افق سیاست بین‌المللى را تیره و تار نمود و رجال سیاسى و نظامى دنیا هر روز از جنگ آینده و بمب اتمى صحبت می‌کنند، دول بزرگ دنیا مشغول دسته‌بندی‌های سیاسى و نظامى می‌باشند، در اروپا مرکز تمدن دنیا بلوک شرقى و غربى درست کرده‌اند در همسایگى ما دو دولت مورد نظر خاص سیاستمداران دنیا قرار گرفته‌اند. دولت ترکیه و یونان، وضع تأثرآور ملت بدبخت یونان که از یک طرف تحت تأثیر قشون اشغال کننده و اسلحه و پولى که به او می‌دهند قرار گرفته و از طرف دیگر به عقیده دولت آمریکا همسایگان شمالى و غربى با پول و چریک خود دولت دیگرى در شمال یونان تشکیل داده‌اند، از هر حیث قابل توجه و دقیق است عقلاى قوم و مطلعین به سیاست بین‌المللى که سر و کارى به تاریخ هم دارند در این ایام به فکر فرو رفته و می‌گویند در این دنیاى آشفته تکلیف ما چیست، اگر ما به جاى ملت مجار و رومانى و یا بلژیک و هلند بودیم شاید می‌توانستیم زود اتخاذ تصمیم بکنیم و در یکى از این دو بلوک وارد شویم ولى وضع جغرافیایی کشور ما طورى است که از یک طرف ما را دچار اشکالى می‌کند از طرف دیگر قریب 1600 کیلومتر با دولت اتحاد جماهیر شوروى مجاوریم از یک طرف با ترکیه و بین‌النهرین همسایه‌ایم موقعیت کانال سوئز معدن نفت جنوب یا بلاى خانمانسوزى که در قسمت مهم از این کشور واقع شده و بالنتیجه موقعیت جغرافیایی کشور ایران طورى است که راستى مصلحت ما نیست که در هیچ یک از دو دسته‌بندى بزرگ دنیا وارد شویم (صحیح است) زیرا ورود در هر یک از این دو بلوک مضار و محاسنى دارد که واقعاً نمی‌توان آن را تشخیص داد که ورود به کدام یک براى ما مقرون به صرفه است (صحیح است) ما باید بى‌طرف باشیم (صحیح است) البته بى‌طرفى واقعى، بى‌طرفى که راستى هیچ یک از دو بلوک خیال نکنند که محرمانه با دسته دیگر مربوط هستیم دنیاى امروز با دنیاى چند قرن قبل کاملاً متفاوت است وقتى که فاصله زمانى مسافرت به آمریکا 35 ساعت و فرانسه 15 ساعت و روسیه 10 ساعت شد دیگر ما نمی‌توانیم به مسائل بین‌المللى به نظر سطحى نگاه کنیم این است همان موضوعى که در مقدمه عرایض خود عرض کردم که از نظر تسلسل حوادث نمایندگان دوره 15 مسئول آینده کشور می‌باشند. همین غفلت و مسامحه‌کارى یا اعمال حس لجاج ممکن است ما را به پرتگاه مخوف سوق دهد و برعکس کمى دقت و احتیاط و از خودگذشتگى و کنار گذاشتن منیت‌ها ممکن است ما را از این گرداب مخوف عمومى دنیا نجات داده و این ملت بتواند به مسیر تاریخ خود ادامه دهد در هر کشورى رجال متعدد وجود دارد و هر یک از این رجال داراى عقاید سیاسى خاصى هستند البته نمی‌توانند عقاید خود را تغییر دهند ولى مجلس‌ها باید متوجه باشند که در چه موقع کدام یک از این رجال را سر کار بیاورند در سال 1313 موقعى که ایتالیا با حبشه مشغول جنگ بود و شروع به اجراى مجازات‌های اقتصادى درباره ایتالیا شد یک مرتبه رادیوى لندن خبر داد مستر ایدن وزیر خارجه از پست خود استعفا داده است مطلعین به سیاست روز همه گفتند که از فردا دیگر نسبت به ایتالیا مجازات اقتصادى اجرا نمی‌گردد زیرا همه می‌دانستند که مستر ایدن طرفدار جدى این فکر است و وقتى خواستند مجازات اقتصادى را اجرا نکنند مستر ایدن استعفا داد ولى آیا ایدن همان سیاستمدار معروف انگلستان را سه روز قبل به ایران وارد شد از جرگه رجال سیاسى خارج گردید خیر، رویه او معلوم است هر وقت سیاست دولت انگلستان مقتضى شد که از او استفاده کند او را روى کار می‌آورد یک روز لازم بود که جناب آقاى حکیمى کابینه تشکیل داده و به شوراى امنیت مراجعه کند ولى امروز خود ما و حتى خود جناب آقاى حکیم‌الملک باید تشخیص بدهیم که مقتضى است یکى از رجال سیاسى دیگر، دولت را تشکیل بدهد همسایه شمالى هم مانند همسایه جنوبى و مانند سایر دول خارجى حق ندارد در امور کشور ما مداخله کند (صحیح است) و البته اگر هم بخواهد مداخله کند ما نباید به او اجازه مداخله بدهیم (صحیح است، احسنت) ولى همان طور که قبلاً عرض کردم ما هم باید هر یک از رجال سیاسى خود را در موقعى که لازم است سرکار بیاوریم و به عقیده بنده امروز جناب آقاى دکتر مصدق هم از نظر توانایی در اصلاحات داخلى و هم از اعلام بى‌طرفى کامل صالح‌تر براى تشکیل دولت است، بنده در عین این که هیچ وقت مایل نیستم اعمالى انجام دهم که حمل بر تظاهر گردد ولى در عین حال سمت نمایندگى و وظیفه را که عهده‌دار شده و در همین مجلس به کتاب مقدس آسمانى قرآن مجید سوگند خورده‌ام خود را ملزم می‌دانم آنچه را که مصلحت کشور ایجاب می‌کند بگویم بنابراین از نظر انجام وظیفه مختصرى عرض کرده و شما همکاران محترم را به مسئولیت آینده متوجه نموده و امیدوارم بیانات صادقانه بنده چه در پیشگاه مجلس شوراى ملى و چه در نظر هیئت دولت اثر مطلوب را بخشیده و کشور به دست مردى تواناتر و قادرتر که محیط سیاسى دنیا هم اجازه بدهد سپرده شود تا چند قدم اساسى براى این‏ مردم برداشته شده و مشکلى بر مشکلات اضافه نگردد (صحیح است)

محمد‌على مسعودى - ختم جلسه.

سزاوار - پیشنهاد تغییر جلسات را مطرح کنید.

رئیس - پیشنهاد ختم جلسه شده از طرف آقاى کفایی آقاى کفایی پیشنهادتان را توضیح بدهید.

+++

کفایی - عرض کنم چون خیلى از وقت گذشته و از قرار معلوم جناب آقاى تقى‌زاده بعد از آقاى فولادوند صحبت می‌فرمایند تصور نمی‌کنم که وقت کافى باشد.

یمین اسفندیارى - بهتر است که جلسه آینده باشد و بهتر استفاده شود.

کشاورز صدر - بنده مخالفم.

رئیس - آقاى دکتر معظمى.

دکتر معظمى - دراین موقع مشکل مجلس شوراى ملى یک وظیفه دارد که بایستى زودتر تکیلف دولت را معلوم کند در اینجا هفته‌ای سه روز جلسه تشکیل می‌شود ساعت 6 زنگ می‌زنند دو نفر یا سه نفر صحبت می‌کنند بعد جلسه را ختم می‌کنیم و می‌رویم اگر ساعت دیر است عصرها باید زودتر جلسه تشکیل شود و یا اگر آقایان میل دارند فردا صبح و عصر مجلس تشکیل شود.

(ابوالقاسم امینى - ما که وقت دولت را نگرفتیم دولت کار خودش را می‌کند)

شما حق ندارید در وسط صحبت من صحبت کنید جنابعالى موافق یا مخالف دولت فرق نمی‌کند در هر صورت حق ندارید در وسط صحبت من حرف بزنید بنده اصل کار را عرض می‌کنم مجلس فرانسه 48 ساعت تمام تشکیل بود و در دو شبانه‌روز پنج قانون گذراند (صحیح است) ما اینجا در موقع بدبختى مردم آمده‌ایم نشسته‌ایم صحبت می‌کنیم ملت ایران از صحبت خسته شده است (صحیح است) و باید زودتر تکلیف دولت اعم از این که ماندنى است یا رفتنى معلوم بشود.

کشاورز صدر - بنده مخالفم با پیشنهاد ختم جلسه.

رئیس - آقاى کفایی رأى بگیریم یا پس می‌گیرید.

امینى - رأى بگیرید.

رئیس - آقایانى که موافقند با این که جلسه ختم شود قیام کنند (عده کمى برخاستند) تصویب نشد. آقاى تقى‌زاده.

تقى‌زاده - می‌ترسم آقایان خسته شده باشند و بنده عرایضم به آخر مجلس می‌افتد ولى البته دیگر خودشان فرمودند که می‌خواهند حوصله بکنند و کار را به جایی برسانند. در ممالک خارجه موقعى که کلیه صحبت‌ها از هر قبیل به تفصیل جزییات و در هر رشته به میان می‌آید و چند روزى تمام وقت مجلس ملى یعنى هر روز هفت، هشت، یا ده ساعت متوالى (بدون آن که جلسه به واسطه عدم حضور اکثریت به تعطیل یا تنفس دچار شود) صرف آن مذاکرات می‌شود موقع طرح بودجه در مجلس است که مباحثات و نطق‌های بسیار مبسوط و انتقاد روش و سیاست دولت در هر باب به عمل می‌آید بدبختانه در اینجا چند قلم مجمل و مبهم که صد درصد معانى آنها را ادارات دولتى و شاید سى درصد آنها را اعضاى کمیسیون بودجه مجلس که خوشبختى داشتن این امتیاز را دارند می‌دانند و می‌فهمند ولى حتى یک درصد آنها هم بر سایر وکلاى ملت که اکثریت اعضاى مجلس است معلوم و روشن نمی‌شود به عنوان بودجه مملکتى در تحت ماده واحده می‌آید آن هم یک سال بعد از موقع قانونى آن و پس از دو سه نطق مختصر قیام و قعود اکثریت مذاکرات را کافى نموده مهر خموشى بر دهن سایرین می‌زند (صحیح است) لکن از طرف دیگر در این مملکت مرسوم شده که مباحثات زیادى در باب نقشه عمل دولت که اسم برنامه به آن اطلاق شده به عمل می‌آید و این مورد را موقع نطق‌ها و مذاکرات تفصیلى قرار داده‌اند اینک بنده هم با استفاده از این موقع می‌خواهم بااجازه آقایان بعضى نکاتى را که به خاطرم می‌رسد عرضه بدارم.

چنانکه سابقاً نیز عرض کردم موافقت و مخالفت اینجانب با حکومتى یا وزیرى مربوط به شخص او و اخلاق و صفات و حتى شایستگى و قابلیت او نیست و البته به طریق اولى مربوط به دوستى و محبت پا کم اخلاصى به آنها هم ابداً نیست بلکه نظر بنده کاملاً معطوف به عمل آنها و به خدمت آنها به اصولى است که من آنها را اصول دین سیاست خود قرار داده‌ام (صحیح است) بنابراین هنوز در این موقع که حکومت جدید شروع به کار نکرده موافقت بنده تنها از دو لحاظ است یکى پسندیدن دستورى که براى مشى خود اتخاذ نموده و به مجلس تقدیم داشته‌اند که من جز یکى دو نقطه ضعیف آن باقى را می‌پسندم و دیگرى اعتقادى که به نیکى و پاکى نیت شخص رئیس‌الوزرا دارم که در نتیجه چهل سال تجربه ایشان را در امور مملکتى و ملى و سیاسى مصداق لم‌یشرک بالله طرفة عین یافته‌ام لکن فعلاً بدون توجه به این دو نکته موجبات اجمالى حسن‌ظن می‌خواهم عقاید خود را در باب امورى که ضروری‌تر و اساسی‌تر می‌شمارم عرض کنم یعنى امورى که اگر در باب آنها حکومت قدمى اصلاحى و مستمر و لو به تدریج جلو بروند من حاضرم از نقایص ممکنه که شاید در سایر مسائل درجه دوم دیده شود اغماض نموده و به قدر وسع خود از حکومت جدید پشتیبانى کنم ولى اگر در آن مطالب اساسى غفلت یا سستى دیده شود با وجود همه دوستی‌های شخصى دیرین از موافقت خوددارى نمایم.

خوشبختانه بعضى مسائل که من آنها را مهم‌ترین کارها می‌شمارم در برنامه حکومت اجمالاً درج شده معذلک لازم می‌دانم عقیده خود را به صراحت تام و بیان روشن عرض کنم.

قبل از شروع به مطلب باید عرض کنم که رادیوى تهران اظهارات سابق بنده را که در ضمن دو نطق قدرى مبسوط خدمت آقایان محترم عرض کردم منفى خوانده و در هر بار به یک جمله فلانى نیز نطقى در امور منفى کرد بیانات مرا خلاصه نمود افسوس دارم که اداره رادیو عادت توجهى براى رساندن مذاکرات و بیانات وکلاى ملت و مخصوصاً مخالفین حکومت یا بى‌طرف‌ها ننموده و آنها را که حقاً باید مانند اظهارات خود حکومت و موافقین او به سمع عامه ملت برسد لایق ذکر نمی‌شمارد (صحیح است) ولى بیانات و اعلامیه‌ها و بیانیه‌های متصدیان حکومت را عیناً با آب و تابى می‌خواند در صورتى که چون پول خزانه ملت براى رادیو صرف می‌شود بحث‌های صاحبان عقاید مختلفه را باید تا حدى نشر نماید در ممالک خارجه رادیو مال دولت نیست اگر چه دولت نظارتى در آن دارد ولى رادیو بی‌طرف است و در انگلستان در نشر نطق رئیس‌الوزرا و وزرا و نطق‌های احزاب دیگر فرقى نمی‌گذارد در موقع انتخابات اخرى انگلیس چند ساعت در روزهاى مختلف براى نطق پیشروان احزاب مختلفه چه موافق با حکومت وقت و چه مخالف تخصیص می‌کردند که زیادى و کمى ساعات متناسب با بزرگى و کوچکى حزب بود ولى براى همه کافى بود و با آن که از 640 وکیل مجلس ملى انگلیس آن وقت فقط یک نفر کمونیست بود براى حزب کمونیست هم وقت کافى براى تبلیغ انتخابى خود در رادیو دادند ولى دراینجا حکومت وقت مبالغ کلى از خزانه دولت (نه از وجوه حزبى خودش) براى نشر مقاصد خود با رادیو و طبع شصت هزار نسخه بیانیه دفاعیه و فرستادن طیارات به آسمان و ریختن آنها به همه نقاط مملکت صرف می‌کند ولى آنها که به وکالت از جانب ملت حرف می‌زنند از نشر بیانات خود محرومند این چند کلمه را بر سبیل مقدمه نه براى گله‌مندى بلکه براى این عرض کردم که بگویم که حالا هم آنچه خواهید شنید قسمت عمده آن به آن معنى که رادیو قصد کرده منفى خواهد بود یعنى مبنى بر نفى فساد و دفع ظلم و رفع اجحاف و نسخ تحمیلات ناحق و الغاى احکام غیرقانونى و ابطال تصویب‌نامه‌هاى غیرمجاز و محو آثار بى‌قانونى و جلوگیرى از خودسرى و اسرافات بعضى ادارات و مؤسسات خواهد بود (صحیح است) (آشتیانى‌زاده - آزادى احزاب را هم بفرمایید) مسائلى که در درجه اول اهمیت دارد ترفیه حال طبقه ضعیف ملت است و اگر اطلاق لفظ فقرا جایز باشد مقصود سعى در رفاه حال فقرا است یعنى 99 درصد مردم این مملکت پایین آوردن قیمت‌های حوایج ضرورى و معاشى مردم به هر وسیله ممکن و به هر تدبیر شدید و قاطع و جازم که لازم باشد اولین قدم اصلاحى حکومت باید باشد (صحیح است) یعنى قیمت فوق‌العاده گران و سنگین کمرشکن قماش پست و ارزان و چایی و قند و نفت و توتون به پست و میوه و روغن و سبزى و ذغال و چوب و غیره که فعلاً قیمت‌های مصنوعى یعنى گرانى فعلى محصول دست بشر (نه انسان) از افراد خود ملت است براى این منظور باید تحمیلات سنگین بر طبقه ضعیف را تخفیف داده و از طرف دیگر مالیات‌های عادلانه متناسب با عایدات ایجاد کرد و به شدیدترین تدابیر و مجازات‌های فوق‌العاده سخت و بى‌اغماض براى متخلفین و قاچاق کنندگان و بدون تبعیض و با تفتیش دقیق شدید در وصول کامل آنها کوشید و نیز در حذف مخارج غیرضرورى از نظر فقیرترین مردم داراى ساده‌ترین زندگى با تفسیر بسیار دقیق کلمه ضرورى حقیقى و مته روى ارزن گذاشند باید بى‌رحمانه قلم نسخ خداپسندانه را به دست گرفت و براى خاطر افراشتن عمارات شدادى

+++

و تدارک اثاثیه نیویورکى و پاریسى که آقایان به اصطلاح «تربیت شده» ما آنها را به زبان مسکن خارجى خودشان مدرن و کومفورت می‌نامند و یا براى خاطر کار دادن به نصف نفوس اهل تهران و خویشان و بستگان آنها پول مردم بدبخت گداى مفلس مریض بندرعباسى و جماعت علیل از چشم شوشتر و محمره و مردم پریشان و بى‌خانمان خوى و آستارا و سکنه لخت و برهنه جنوب فارس و زحمتکشان طبس و مکران و چابهار و سیستان را نباید سبیل کرد (صحیح است) خودم در کرمان نبوده‌ام ولى شنیده‌ام و اگر مطابق حقیقت نباشد امیدوارم وکلاى محترم آن ایالت تصحیح فرمایند بلى شنیده‌ام که عده زیادى از مردم آن سامان با گیاه‏ و علف تغذى می‌کنند (صحیح است) و براى به دست آوردن علف تازه پشت سر هم صف‌بندى می‌کنند و حتى جمعى دیگر خون گاو مذبوح را به جاى غذا می‌خورند (صحیح است) وقتى که این حکایات را که اگر آقایان شکى در آن داشته باشند می‌توانم به اسم و رسم و نام و نشان محل شواهد آن را بیاورم شخص با احساس می‌شنود و کلبه‌های گلى بمپور و کبرهاى خوزستان را در نظر مجسم می‌سازد و از طرف دیگر در تهران یعنى در پایتخت همین بمپور و کرمان و شوشتر عمارت نمرودى وزارت خارجه را که به تقلید الیزه پالاس پاریس و قصر ابیض واشنگتون برافراشته و مزین کرده‌اند مشاهده می‌نماید (صحیح است) بى‌اختیار رقت می‌کند و مرتکبین این اسرافات را دور از حس و عقل سلیم انسانى می‌پندارد. این نوع تجملات مجنونانه با صرف بیت المال ملت فقیر و لخت و گرسنه براى حفظ آبروى ایران قلمداد می‌شود که هر وقت یا مسافر محترم خارجى به تهران رسید در آن قصر باعظمت و پرتجمل که پهلو به پهلوى برج بابل اداره نظمیه و اهرام فرعونى عمارت عدلیه و لابیرنت وزارت مالیه سر به آسمان کشیده است یک مهمانى باشکوه با پذیرایی پرتجملى براى او بدهند که میوه و شیرینى و مسکرات و آجیل به معرض نمایش گذاشته شده کافى نیست برابر عده مهمانان و برای توانگر کردن هر ناظر خرج بى‌حساب باشد. این نوع پذیرایی‌ها از خارجیان شاید قدرى به آبروى ایران و نمایش آقا منشى ایرانیان فایده می‌داد مشروط بر این که مسافرت آن خارجیان را به ولایات بدبخت و مفلوک و پرذلت ایران قدغن کرده و آنها را از دیدن مردم عور و گرسنه پریشان پایمال شده ایرانى ممنوع می‌داشتند. تقدیم غذا و سفره ساده براى مهمان خارجى و لو این که رئیس یک مملکت خارجى باشد ننگ نیست و بلکه باعث آبرو است ولى ننگ بزرگ براى ا یران آن است که مردم بنادر ما در خلیج فارس وقتى که به سواحل غربى دیگر خلیج مهاجرت کنند صد بار راحت‌تر و مرفه‌تر و خوشبخت‌تر از آن بشوند که در مملکت خود بودند (صحیح است) متواتراً می‌شنوم که در کویت و شارجه و دوبى و رأس‌الخیمه و غیره هیچ یک از این تحمیلات غیرعادلانه و اجحافات مملکت ما وجود ندارد (صحیح است) و در تقسیم ارزاق و حوایج ضرورى نه تبعیض است و نه تحمیلات شاق و نه کوپن دزدى (صحیح است) بلکه با کمال عدالت این تقسیم اجرا می‌شود (صحیح است) اگر این مسموعات من صحیح نیست یا مبالغه دارد ممکن است وکلاى محلى بنادر و اشخاص خبیر مثل آقاى فرامرزى اصلاح نمایند (صحیح است) تحمیلات بر حوایج ضرورى فقرا به حدى رسیده که یک شخص دلسوزى از تبریز به من می‌نویسد که از عایدى یک فقیر زحمتکش و مزد روزانه او پس از وضع آنچه به دولت و عمال او می‌رسد چیزى معتد به براى گذران او نمی‌ماند و اگر روزى مثلاً چهار تومان عایدى دارد شاید چهار خمس آن به کیسه دولت می‌رود به عنوان عوارض قند و چایی و توتون و قماش و غیره و غیره و منتها شش قران براى او در حقیقت می‌ماند که قسمتى از آن را هم لابد تجار گران‌فروش می‌برند (صحیح است) و می‌نویسند که مثل دهقان و کارگر و حتى اصناف و کسبه فقیر آنجا مثل صاحبخانه و کربه‌اى شده که آن مرد سر سفره کاسه غذایی داشت و می‌خواست بخورد گربه‌ای در کنار سفره میو کرد غذا خواست مرد صاحب غذا لقمه‌اى براى او انداخت و گربه آن را فوراً خورده و باز میو میو کرد و باز تکه دیگرى به او داده شد و باز خورده و میو آغاز کرد و چون این عمل مکرر شد صاحب غذا به تنگ آمده کاسه غذا را برداشته تماماً جلوى گربه گذاشت و گفت حالا من میو همچنان رعیت بدبخت حاضر است همه عایدى مزد خود را تماماً تقدیم دولت کند به شرط این که لقمه نانى به او و عیالش بدهد (صحیح است)

اصلاح عمده در امور مملکتى که ضرورت فورى دارد عبارت از دو چیز است اول اصلاح بودجه (صحیح است) و حذف کل مخارجى که با تصویب‌نامه‌ها برقرار شده و نسخ مالیات‌ها و عوارضى که با تصویب‌نامه (صحیح است) (آشتیانى‌زاده - به غیر از پانزده در صد مالک) وضع شده است. پیشنهاد این مالیات‌ها به صورت لایحه قانونى (صحیح است) براى تصویب جدید مثلاً عوارض پستى براى شیر و خورشید سرخ با تقدیم لوایحى براى قانونى کردن مخارج غیرقانونى که عمل شده مانند مخارج سازمان خدمات اجتماعى (صحیح است) و غیره توهین به مجلس و رعایت حقوق مجلس شوراى ملى است (صحیح است) و اگر مجلس بخواهد ابهت و عرضه و حکم و حقوق حقه خود را نگاه دارد نباید هیچ وقت اجازه بدهد که بى‌خبر از او مقرراتى مالى وضع نموده و بعدها از وى تصویب بخواهند (صحیح است) فتح این باب موجب لطمه به اساس مشروطیت و بى‌نیازى از مجلس ملى می‌شود (صحیح است) چه غایت اصلى مجمع نمایندگان ملت نظارت در خرج و اخذ مالیات است (صحیح است) و تسلیم شدن در مقابل این بى‌اعتنایی به مجلس از دست دادن حق مسلم مجلس است (صحیح است - احسنت) و واضح است که عبارت مادامى که حقوق مجلس و مجلسیان محفوظ است در قسم‌نامه مربوط به حقوق ماهانه ما مجلسیان نیست بلکه با حقوق تقنینیه و نظارت ما است که نباید با اغماض خود ما زیر پا گذاشته شود (صحیح است) ظاهراً بدون مبالغه توان گفت که مالیه این مملکت از عهد حاج میرزا آقاسى تا حال هیچ وقت به این اغتشاش نبوده است (صحیح است) وقتى که یک خرجى را لازم می‌شمارند تصور می‌کنند منظور کردن آن در بودجه با تقدیم لایحه و یا بدتر از آن صادر کردن تصویب‌نامه پولى را که براى آن لازم ایجاد می‌کند چنان که اخیراً در یک لایحه فرهنگى که به مجلس تقدیم شده بود دیدیم که به منبع عایدى مقابل آن مخارج اشاره نشده بود. در السنه فرنگى کلمه‌ای است که این معنى را می‌دهد که به عقیده بعضى ذکر اسم چیزى ایجاد مسمى را می‌کند چنانچه در بعضى نواحى ایران هم همین عقیده در باب عقرب شایع است حالا مالیون ما هم گمان می‌کردند که اگر ما کسر بودجه سیصد میلیون تومانى پاى لایحه‌ای از لوایح قانونى میزان خرج آن را درج کردند پول لازم خود به خود پیدا می‌شود، بدترین زمان براى مالیه ایران پس از عهد حاج میرزا آقاسى اواخر مظفر‌الدین شاه بود که اضافه مخارج بر عایدات معادل نصف عایدات بود ولى اگر منابع غیرمالیاتى را به حساب نیاوریم تفاضل مخارج بر عایدات در بودجه اخیر پیشنهادى به مجلس بیش از یک برابر کل عایدات قلمدادى می‌شود. بعد از نود سال هنوز میزان عقل ادارى مدیران مملکت به پایه عهد میرزا آقا خان نورى نرسیده بود که معروف است بودجه یا عایدات و مخارج مملکت را در لوله‌ بند کاغذى که بر شال کمر خود آویخته بود داشت و هر وقت کسى از او چیزى تقاضا می‌کرد می‌گفت تأمل کن و لوله بند را باز کرد و نگاه می‌کرد و می‌گفت محلى نیست نظر مجلس کماینبغى در باب بودجه کامل نمی‌شود مگر آن که اقلام ریز بودجه کلاً طبع و بین همه وکلا (نه تنها اعضاى کمیسیون بودجه) توزیع شود و من این تقاضا را مصراً از حکومت جدید دارم (صحیح است) این را نیز به مقتضاى انصاف و عدالت باید عرض کنم که همه این خرابى و اغتشاش مالیه و سوء استفاده از انحصار تجارت تقصیر حکومت اخیر یا وزراى آن نبود بلکه بناى کج از مدتى قبل گذارده شده بود و به تدریح با مسامحه کج‌تر شده است.

دوم اصلاحات اقتصادى و جلوگیرى شدید از انحصار بازى و استفاده‌های مالى از انحصارات (صحیح است) و همچنین از بالا بردن نرخ اسعار خارجى (صحیح است) که خیانت عظیم به ملت است و موجب ترقى قیمت اجناس می‌شود (صحیح است) و نیز از اتلاف مسرفانه اسعار خارجى موجود اگر ترتیب تحمیلات مالیاتى غیرعادلانه و مخارج غیرضرورى دولتى از یک طرف و غارت ملت به واسطه انحصارهاى اجناس حوایج ضرورى طبقه ضعیف و دادن جوازهاى ناحق و تبعیضى به غارتگران منفعت‌پرست و محتکر چنان که جارى بود دوام یابد مثلى که بنده در مجلس اول گفتم حالا بیشتر از آن وقت صادق می‌شود که گفتم در دامنه کوه دماوند مغاره‌ای است که مسکن و مرکز راهزنان است و همه روزه دسته‌جات قطاع‌الطریق و غارتگر از آنجا به شش جهت اطراف شاهراه‌ها جلوریز می‌شوند و شب حاصل غارت خود را در آن مغازه آورده تقسیم می‌کنند. اسم آن مغازه تهران است (صحیح است) بدیهى است که مردم بیگناه و بی‌دست و پاى دور و بر مغازه سهیم از این غارت و گناه ندارند ولى در این سال‌های اخیر شرکایی از زورمندان و منتفذین ولایات نیز به آنها پیوسته و به مغازه آمده و همدست یغما شده‌اند (صحیح است) بلى وزارت مالیه و اقتصاد براى تسکین شهوات کل غارتگران مذکور در را باز گذاشته بود و حالا

+++

محکم نگاهداشتن این دو در زور رستم پهلوان را می‌خواهد (صحیح است) که همه منافذ را هم بگیرد و گردنه‌ها را که دسته‌جات مزبور با القاب علمى و اختصاصى جدید از آنحا‌ها اکناف مملکت را می‌چاپیدند این دوران به سرعت ملیونر می‌شوند فقط از گداتر کردن طبقه فقیر مملکت ثروت حرام حاصل می‌کنند (صحیح است) جواز بازى تنها به واردات مملکت مانند قماش و قند و چایی و غیره شامل نبوده که مشکل ساختن ورود امتعه خارجى شاید تا حدى موجب تخفیف گناه شمرده شود بلکه جانیانه عوارضى هم براى صدور جو و برنج و گندم و حبوبات و خرما و غیره اضافه بر حاجت مملکت با بخشش جواز صدور به اشخاص طرف التفات نیز رایج شده است (صحیح است)

یکى از نکاتى که به نظر بنده براى حسن جریان کامل و استحکام مشروطیت و حکومت ملى حقیقى لازم است شمول حکم و نظارت کامل حکومت است در تمام شعب امور مملکتى و خاصه در ادارات و مؤسساتى که وجوه ملى در آن صرف می‌شود جریان مشروطیت باید بر طبق ممالکى باشد که از آنجاها این اصول حکومت ملى اقتباس شده است و الا اگر در هر موردى که صرفه ما نباشد بگوییم اى آقا ایران که قابل قیاس با اروپا نیست این مسخره مشروطیت است و لذا باید هیچ اداره کشورى و لشکرى و مؤسسه مالى و معاملاتى و خیریه مملکتى و معارفى از نظارت ملت و مجلس خارج نباشد (صحیح است) مثلاً اداره بانک ملى ظاهراً برخلاف ماسبق تا حدى از نظارت وزارت مالیه که صاحب کل سهام بانک است خارج شده یعنى نسبت به سابق این نظارت سست شده است اسرافات تجملى و مخارج غیرضرورى در بانک ملى چنان که متواتراً می‌شنوم از هر اداره دولتى بیشتر است و آنچه می‌فهمم جریان امور و اقدامات در بانک با اجازه و مشورت کامل با حکومت به عمل نمی‌آید. در باب شکستن نرخ اسعار و مفتش دولت در بانک باید به تکالیف حقیقى نه صورى خود عمل نماید. میزان جمع و خرج سالیانه بانک قبل از ترتیب نهایی و طبع آن باید مورد دقت و نظر موشکافانه نظار بانک واقع گردد.

حکومت ملى دست مجلس است و حکومتى که از مجلس ناشى است و بدترین مجالس ملى صد بار بهتر از حکومت استبدادى است (صحیح است) بنابراین این کار مخالف ترتیب مشروطیت است که هر کسى براى خود دکانى باز کرده اداره خود را از نظارت ملت و حکومت ملى خارج کند (صحیح است) اگر حکم و نفوذ حکومت ملى فقط شامل پنج، شش وزارتخانه باشد و بس ممکن است بعد از چندى این دایره محدودتر هم گردد و فقط سه چهار وزارتخانه در زیر کامل حکومت بماند. این رویه ما را برمی‌گرداند به عهد ناصر‌الدین شاه که در هر نقطه یک رئیس‌السادات براى رسیدگى و حکم در کار سادات و یک نقیب‌الاشراف براى حکومت به گداها و دراویش و یک رئیس‌التحار براى حکومت به تجار و یک کارگذار براى امور اتباع خارجه و یک چور کچى‌باشى براى امور نانواها

و یک مجتهدى براى حکومت در امور طلاب مدارس وجود داشت و هر کدام از اینها چوب و فلک و فراش‌باشى هم داشتند و در امور همدیگر حق مداخله نداشتند پس همه امور مملکت باید تابع یک مرکز باشد و بس (صحیح است)

نکته مهم دیگر در اصلاحات اساسى مراقبت کامل در رعایت و اجراى دقیق قوانین است و جریان همه امور بدون استثنا و تبعیض بر طبق حکم قانون و براى حصول این منظور به نحو مطلوب باید محاکم به سرعت ممکن کار کنند و دوسیه‌ها در محاکم نخوابد و قضات شجاعت لازم نشان بدهند و از طرف‌گیرى و تبعیض ملاحظه مصون باشد (صحیح است) از سى سال قبل تا حال آنچه یاد دارم همیشه و مرتباً قوانین جزایی درباره ضعفا جارى شده و هر مرتبه که در روزنامه دیدم به خط جلى حکم اعدام یا حبس نوشته شده به سرعت شرح آن را خواندم و همیشه دیدم راجع به مشهدى محمد نطنرى یا اللهیار جوشقانى است (صحیح است) ولى براى تاجر (صحیح است) قاچاق کننده و استفاده کنندگان از جوازهاى نامشروع و تجاوزات خارج از حدود قانونى جراید چیزى ندیده‌ام (صحیح است) اگر به اصطلاح امروز چاقوکشى فلزى و چاقوکشى قلمى و تهدید و تطمیع و مداخله در انتخابات و نافرمانى منتفذین در ولایات و ایلات باید قلع و قمع شود شاید راهى جز ایجاد محاکم فوق‌العاده سریع‌الحکم با قضات نترس (صحیح است) و درست براى این گونه جنحه و جنایت‌ها که مصداق «و یسمعون فى الارض فساداً» هستند نباشد (صحیح است) که حکم دنباله آیه شریفه در مرتکبین بى‌ملاحظه و بی‌رحمانه و به سرعت اجرا شود (صحیح است).

واض است که یکى از اولین گرفتاری‌های حکومت مبارزه با جهاد بر ضد فساد ادارى و اختلاس و ارتشا و مداخل خواهد بود که حالا مرسوم شده به ناحق به آنها لفظ دزدى استعمال می‌شود که در واقع ظلم و توهینى به دزدی‌های معمولى خودمان (صحیح است) یعنى به قول معروف آفتابه‌دزدها است. در این زمینه باید حکومت عادل و اصلاح‌طلب شمشیرى برنده به دست گرفته و بى‌ملاحظه شبیه به آنچه در میان ما راجع به دوره ظهور امام و دولت حقه عقیده شایع است مستخدمین و مباشرین ناصالح و نادرست را گردن بزند (صحیح است) یعنى از ادارات و مؤسسات و بانک‌ها جاروب کند و امیدوارم در آن میان ادارات بلدیه را فراموش نفرمایند (صحیح است) و از فساد آن مؤسسات شهرى که گاهى بلاى جان شهریان شده‌اند جلوگیرى نمایند.

مطالب دیگرى که بنده در خاطر دارم و تا حدى مهم می‌دانم به طور خلاصه و فهرست عرض می‌کنم.

اولاً اعمال مفیده را که حکومت سابق در نظر داشت و نقشه‌ای براى انجام آنها ترتیب داده بود از هر نوع که باشد نباید با تغییر حکومت بر طاق نسیان گذاشت (صحیح است) یا دنباله آن کارها را منقطع کرد (صحیح است) و به طور کلى خوب است که مجلس شوراى ملى این اساس را اتخاذ نماید که هر حکومت یا وزیر لاحقى حکم مولود جدید نداشته و خط بطلان روى اعمال و نقشه‌هاى دنباله‌دار حکومت سابق نکشد (صحیح است) بلکه باید مملکت نقشه‌ای طولانى براى اصلاحات داشته باشد و آن را البته با امکان تجدید نظر در جزئیات آن مستمراً دنبال کند مثلاً نقشه عمل هفت ساله که حکومت سابق در نظر گرفته بود و بعضى از مشاورین خارجى اهل خبره نیز در بابت آنها مورد استشاره گردید و پولى نیز از خزانه مملکت صرف این کار شد باید مجدداً تحت مطالعه درآید (صحیح است) همچنین بعضى نیات و نقشه‌های وزارت معارف سابق نباید مورد بى‌اعتنایی و نسخ بى‌جهت واقع گردد (صحیح است) لکن چیزى که لازم می‌دانم عرض کنم این است که نمایندگان ملت به عقیده بنده باید به طور قطع مصمم شوند که مادامى که دستگاه مالیه مملکت کاملاً و به درجه قصوى منقح و چرخ‌های آن به حد وسواسى پاک نشود و خرج غیرضرورى مانند نه در ده مخارجى ادارى فعلى و اتومبیل بازى و هیئت‌های نظار حقوق‌بگیر و اعضاى هیئت مدیره جعلى و اختراعى براى شرکت‌ها و مؤسسات دولتى ارسال هئیت‌ها براى کنفرانس‌های بین‌المللى کم‌اهمیت (صحیح است) و غیره و غیره و غیره و غیره و غیره به کلى حذف می‌گردد و از عدم عودت آنها اطمینان حاصل نشود و مادامى که دست‌هایی که نظارت مخارج اصلاحات عمرانى جدید به آنها سپرده می‌شود خیلى خیلى محکم و پاک و سختگیر و از همه مهم‌تر غیرقابل تغییر و نیز داراى اختیارات مطلقه و غیرقابل عزب نباشد این مملکت را زیر بار قرض خارجى نیاورند (صحیح است) که قرض چه از داخله و چه از خارجه براى این مملکت از اعظم مفاسد و شاهراه افلاس آینده و اسارت است. طمع آنهایی که پول خرج می‌کنند و حد و پایان ندارد و هر قرضى مستلزم قرضى دیگر می‌شود چنان که هنوز در بحبوحه استقلال ایران و ازدیاد عایدات خزانه به پنجاه برابر عایدات دولت در سال 1289 هجرى شمسى که استقراضى از انگلستان به عمل آمد گمرکات بنادر جنوب ما گرو تأدیه اقساط آن استقراضى است که ظاهراً کمتر از یک میلیون تومان درسال است مظفرالدین شاه که دست بذال دریانوال و ابر بهادرى مثال داشت و کان کرم و اقیانوس سخاوت از خزانه مملکت بود نخست در سال 1318 قمرى 22 میلیون و نیم روبل با شرایطى سیاسى از روسیه قرض کرد و به زودى آن را تمام کرد باز دو سال بعد قرضى دیگر از روس معادل ده میلیون روبل نمود و باز زود خرج کرد. این دفعه در فرنگستان پولش نزدیک به تمام شد و حیله‌ای اندیشیده به عنوان خریدن توپ و اسلحه از کارخانه شنیدر کروزوى فرانسه مبلغى (گویا شش میلیون فرانک طلا) از فرانسه‌ها قرض کرد که علاوه بر پرداختن پول اسلحه مقدارى هم (گویا دو میلیون و نیم فرانک) براى او بماند. چون به زودى آن پول هم تمام شد در عودت در قفقازیه مبالغى هم از تومانیانس قرض کرد و واضح است که آن وجه هم دوامى ننمود پس در سال‌های آخر سلطنت دست گذاشت به پیشخورى و عایدات سه ساله آینده شیلات را قبلاً گرفت و بعد مالیات سال بعد بختیارى را گرفت و خورد و صد هزار لیره هم نقد خریده که سکه کند و پول آن را مقروض ماند و هکذا و هکذا که خدا به داد ایران رسید و مجلس ملى فضولى پیدا شد که آبروى سلطنت را رعایت ننموده سدى جلو بخشش‌های کان کرم کشید حالا اگر این راه استقراض باز شود ما همان راه را خواهیم رفت و مجلس هم که ده یک قدرت مجلس اول

+++

را ندارد نخواهد توانست نظارت شدید بکند چنان که در همین پنج شش سال اخیر دولت را چندین صد میلیون تومان به بانک ملى مقروض کرده‌اند (صحیح است) و کسى در فکر پس دادن آنها به بانک ملى نیست و زمینه افلاس بانک را فراهم نموده‌اند مگر آن که باز تدبیرى مظفر‌الدین شاهى پیدا کرده و طلا را تسعیر جدید کنند یا ذخیره اسکناس را تقلیل دهند یا نقره بفروشند و بگویند منفعت آن عاید دولت می‌شود و یا بگذارند عاید بانک بشود و آن مؤسسه به ادعای این که فکر نقره‌فروشى به خاطر او رسیده با آن که نتیجه افکار بکر هر عامل دولت حقاً به خود او نمی‌رسد منافع نقره را صرف عمارت‌سازى آمریکایی بکند.

بنابراین در وضع فعلى بهترین طرق براى انجام اصلاحات عمرانى از سدبندى و آبیارى و راه انداختن ماشین‌های زراعتى و کشت پنبه و چایی و توسعه صنایع ماشینى براى عمل آوردن مایحتاج مملکت یعنى فقط و فقط تأسیسات محصول دهنده همانا تخصیص منابع غیرمالیاتى مملکت است به این کارها و براى رعایت انصاف باید گفت که شاه سابق انجام این دو امر را یعنى تصمیم قطعى ابدى بر عدم استقراض از خارجه و کنار گذاشتن عایدات غیرمالیاتى براى صرف قسمتى از آن اقلاً در تأسیسات مفیده صنعتى در کفه حسنات ترازوى اعمال خود داشت و عملى هم کرد (صحیح است)

براى اقدام جدى در اصلاحات عمرانى لازم است آبیارى و اصلاح زراعت و مهم‌تر از هر دو اصلاح حال طبقه برزگر را منظور نظر قرار داد (صحیح است) در این سال‌های اخیر نمی‌دانم چرا و لابد به تقلید بى‌مأخذ بعضى ممالک صنعتى خارجه و با خودنمایی و ریا رسم شده که این همه صحبت از کارگر کارخانه‌جات می‌شود و هر کسى به بیانى دلسوزى خود را به کارگر نشان می‌دهد اگر مقصود از کارگر عمله بعضى کارخانه‌جات محدود ایران است که مقدم داشتن آنها بر برزگران مملکت خیلى خارج از تناسب است (صحیح است) آنچه براى اصلاح حال و رفاه کارگران کارخانه‌ها سعى بشود مطلوب و بلکه اداى واجب است و من در یک نقطه هم از این اقلام که هنوز نقایص زیادى دارد و حال آن طبقه را چنان که باید اصلاح نکرده مسامحه را روا نمی‌دانم و کاملاً همراهم و حتى مدعى هستم که دلسوزى من به این طبقه که قسمتى از طبقات فقیر ملت است از بسیارى از آنان که سنگ کارگر را به سینه می‌زنند بیشتر است (صحیح است) لکن نمی‌دانم چه شده که بدبخت‌ترین طبقات زنجیر و زحمتکش که هزاران سال است در جلوی آفتاب سوزان خار می‌خورد و بار می‌برد یعنى برزگران مورد توجه زیادى نشده‌اند (صحیح است) و چون روزنامه دارند نه باشگاه و نه هیئت مدیره و نه کمیته و نه حوزه‌بندى و نیز در موارد لزوم قابل سوق‌الجیشى به کوچه‌ها و خیابان‌ها و محافل نیستند فراموش شده‌اند (صحیح است) (سزاوار - حساب‌شان را مالکین می‌رسند) و فقط به تقلید صرف فرانسه و بلژیک و امثال آنها همیشه صحبت منحصر به کارگر زیر سقف شده است، اصلاح حال برزگران که ستون فقرات این مملکت زراعتى بوده و شاید صدى هفتاد نفوس ایران است اهم کل امور عمرانى است و بدبختانه حالا علاوه بر معاملات قرون وسطایی ملاکین شهرنشین با آنها گرفتار معاملات بدترى از جانب دولت شده‌اند (صحیح است) که آنچه محصول زراعت‌شان است از پنبه و برنج و خرما و غیره باید به ثمن به خس تسلیم اداره مبارکه پنبه و اداره مبارکه برنج نمایند باید تکرار شود که شکى نیست که اصلاحات عمرانى و اقتصادى و ایجاد سد و آبیارى هم فرع اجتناب از مخارج غیرضرورى و اتخاذ اصول اکتفا به حداقل ضرورت در عده مستخدمین دولت و شرکت‌ها و مؤسسات اقتصادى است.

غالباً بعضی‌ها می‌گویند شما ابتدا کار در مملکت ایجاد نمایید آن وقت موضوع افراط عده مستخدمین دولت خود به خود حل می‌شود. این حرف به ظاهر صحیح می‌نماید و شاید در حقیقت هم با تفسیر صحیح درست باشد لکن می‌خواهم از این آقایان بپرسم که آیا بعد از ایجاد آبیارى کامل و به کار انداختن ماشین‌های فلاحتى آقایان اعضاى وزارت خارجه قصد و میل دارند بیل و آلات شخم و شیار برداشته به کار زراعت بیفتند یا آن که می‌خواهیم باز آنها را در اداره سدسازى و اداره آبیارى مدیر کل و در مؤسسات صنعتى دفتردار زیادى بکنیم و باز اصطلاحات کارگزینى و بایگانى و بازرسى را به کار انداخته دست آنها بدهیم. نه خیر اگر این آقایان فرنگى‌مآب اعضاى ادارات دولتى با وضع زندگى فعلى آنها که خارج شدن از شهر تهران جز براى سفر به اروپا برایشان سخت است با لباس‌های شیک خود و استعمال بریانتین و ادکلنى نمی‌توانند به یک کار عملى فنى یا زراعتى مشغول شوند و جز خزانه دولت منبع معیشتى ندارند. شاید ممکن باشد اقلاً آنها را به عملی در ولایات و قصبات وادارند که اگر سواد فارسى دارند به اطفال ملت درس بدهند و چقدر خوب است که اگر ملت‌پرست هستند معلمى در دهات را در اختیار نمایند. یاد دارم در جوانى در اوقات اولین انقلاب روسیه در تفلیس بودم و با میلیون کرجى و ارمنی روابط دوستى داشتم و دیدم که ارمنی‌های جوان که سمینار یا دار‌المعلمین تمام کرده بودند و حقوقى براى معلمى معادل چهارصد منات در ماه در شهرها و دویست منات در دهات به آنها عرضه می‌شد غالباً از راه ملت‌پرستى دهات را به مواجب کمتر اختیار می‌کردند.

ولى علاج حقیقى نان پیدا کردن مستخدمین دولت و جوانان تربیت شده در مشاغل غیردولتى آن است که دولت اگر در مدرسه حقوقى و سیاسى را نمی‌تواند ببندد اقلاً نود و پنج درصد از محصلین آنجا را کم کند و در مقابل آنچه بتواند به حد نهایت در تهران و در شهرها و قصبات صدها مدارس صنعتى آهنگرى فنى جدید و مکانیک و تکنیک و نجارى و فنون بسیطه الکتریکى و دواسازى و چرم‌سازى و معدن‌شناسى و سرعملگى صنایع ماشینى و غیره باز کنند و مردم را به حرفت و صنایع فنى تشویق نمایند و ضمناً عده سیاسیون عالی‌مقام هم که به اضعاف مضاعف عدد لازم منتظر به دست گرفتن زمام امور مملکت هستند تقلیل یابد و نیز باید حتماً قوانینى که دولت را مجبور به کار دادن به بعضى طبقات می‌کند منسوخ گردد مانند قانون دارالمعلمین که به فارغ‌التحصیلان آن باید دولت قانوناً کار بدهد و می‌شنوم که از این ممر هفتصد هشتصد نفر فعلاً منتظر کار هستند اگر عده مستخدمین ادارات به حداقل حاجت حقیقى تقلیل کنیم می‌توانیم حقوق کافی‌تری براى مستخدمینى که روزى 8 ساعت با کمال غیرت و بدون غیبت و غفلت کار کنند و سر وقت و در تمام اوقات ادارى در اداره حاضر شده وقت رفتن به خانه کارى انجام نشده نگذارند بدهیم.

تقلیل واردات خارجى و بلکه اقدامات ریشه‌کن در آن باب با انحصار سهمیه‌های واردات به ضروری‌ترین اجناس براى فقرا آن هم به میزان خیلى کم و اجازه ندادن به اجناس طبقه عالى مگر گاهى به مقدار خیلى جزیی نیز از مهم‌ترین اصلاحات است (صحیح است) و مخصوصاً ایجاد قوانین و مقرراتى که رقابت مصنوعات و واردات خارجى طرف احتیاج عامه را که عمل آوردن نظیر آنها در داخله غیرممکن نیست با مال بومى و رقابت تجار خارجى را با تجار داخلى به نهایت درجه مشکل نماید هم از امور خیلى مهم است که امیدوارم دولت سر فرصت اقدام نماید.

از امور مهمه که پس از اقدامات فورى اولى باید اقدام شود بناى خانه‌ها و مساکن خیلى ساده دو و سه اطاقى پاکیزه و تمیز براى فقرا است در ولایات و تهران و مخصوصاً می‌خواهم عرض کنم که من با فرمایشات آقاى رحیمیان در همه امور داخلى مملکتى تماماً و مخصوصاً در توجه بیشتر به ولایات قلباً موافقم و نمی‌دانم چرا باید اسم ایشان در ستون مخالفین و اسم بنده در ستون موافقین ثبت شود اگر می‌خواهیم واقعاً این آرزوها و نیات خیر و مقدس آقایان محترم و بنده ضعیف عملى شود چاره جز فرصت و قدرت دادن به حکومت و پشتیبانى اجماعى مجلس از دولت نیست (صحیح است) و باید از نقایص درجه دوم و سوم تا حدى اغماض شود و الا حکومت ملى نه خوب و نه بد با این تزلزل مجلس و بى‌اتفاقى سرنمی‌گیرد (صحیح است) و یک قدرت استبدادى مانند خاتمه دادن سلطان محمد فاتح به مباحثات علماى مسیحى قسطنطنیه در باب دو طبیعت و دو مشیت مسیح به مباحثات و اختلافات و کینه‌ها و خونخواهی‌های ما خاتمه می‌دهد هر حکومتى فقط وقتى منشأ اثرى تواند شد که به او فرصت و قدرت داده شود و می‌خواهم عرض کنم که اولین اثر محسوس اقدامات جدى هر حکومت از ماه هفتم عمرش ظاهر می‌تواند بشود و گرنه بعد از یکى دو ماه گفتن این که از این وزرا هم که اصلاحى ندیدیم و باز باید تجربه دیگرى بکنیم مملکت را بى‌سامان می‌کند اگر چه بنده در سیاست خارجى قصد نداشتم کلمه عرض کنم ولى از ذکر دو نکته نمی‌توانم خوددارى نمایم یکى آن که اتفاق کلمه ما و پشتیبانى ممتد از یک حکومت با قدرتى اولین شرط و بهترین طریق حفظ سیاست خارجى ملى و با عرضه و محکم است (صحیح است) و با حکومت ضعیفى خارجیان نیز آن معامله کنند که بعضى جراید غیرمسئول و هتاک با حکومت خود می‌کنند (صحیح است) دوم آن که بناى موافقت و مخالفت یک ایرانى با حکومت خود بر روى اساس رضایت و عدم رضایت دول خارجه و پسندیدن مستر یا گاسپادین فلان کارى بس ناپسندیده است (صحیح است) و این رویه حتى در تلفظ باید موقوف و کفر شمرده شود (صحیح است) حکومت باید مورد پسند ملت خود باشد نه مراکز خارجى (صحیح است) و فقط چیزى که ما از دولت می‌توانیم بخواهیم

+++

(اگر چه ابداً حاجتى به خواست آن از هیچ حکومت ایرانى نیست) این است که خداى نخواسته روزى دولتى ایرانى اختلال عقل پیدا نکرده و تجاوز ناحق به حقوق حقه یک ملت و دولت و خارجى نکند یعنى باید حکومت در معامله خود با خارجیان میزان انصاف و خوش‌قولى و با حسابى و اعتدال را نگاه بدارد و حتى از بعضى بى‌التفاتی‌های لفظى بعضى دول که علاقه‌های دیگر دوستى با ما دارند در صورت امکان اغماض نماید و همیشه بى‌طرفى را تا آخرین درجه امکان با حوصله زیاد حتى در مقابل بعضى رویه‌های به ظاهر کدورت‌آور حفظ کند و این یک تقاضایی است که در این مدت دوره مشروطیت هر حکومت ایرانى آن را رعایت نموده است (صحیح است) و آن ایرانى که گناه رنجش بى‌جهت و نارواى یک دولت خارجى قوى را از دولت ضعیف ما براى این که ما غلام حلقه به گوش و مطیع صرف نشده‌ایم به گردن دولت خود می‌گذارد و دولت خود را مقصر می‌داند که چرا از قسمت سفلاى نهرى قسمت علیا را گل‌آلود کرده و از جاده انصاف نسبت به ملت خود بسیار دور افتاده است (صحیح است)

در خاتمه باید یادآورى کنم که در رسیدگى به بودجه مملکتى در مجلس باید تسریع شود و اگر واقعاً کمیسیون بودجه مرتباً و دائماً اجتماع نمی‌کند خوب است تغییر رویه بدهند (صحیح است) می‌ترسم عنقریب باز یک دوازدهم دیگرى به قید دو فوریت و به بهانه این که در امر تصویب بودجه تأخیر شده و با تهدید به طرف کردن مستخدمین ادارات با مجلس به مجلس بیاید (امیر تیمور - آقا این حتمى است، همه‌اش یک دوازدهم می‌آورند)

تقاضاى خود را از حکومت به این چند کلمه خلاصه می‌کنم: نسخ کامل انحصارهای داخلى موقوف داشتن منفعت دولت از انحصار تجارت خارجى و مانع شدن از منفعت غیرعادلانه واردکنندگان و منحصر کردن وارد نمودن اجناس تا حد ممکن به تجار قدیم (صحیح است) محدود کردن مداخله دولت در واردات و صادرات به نظارت حداقل و بى‌مزاحمت و بدون تحمیلى - عودت دادن ترتیب تصدیق صدور جواز ورود و سهمیه‌بندى و تعهد اسعارى به ترتیب قبل از جنگ (صحیح است) ترتیب سهمیه واردات بسیار دقیق و بسیار محدودى که مانع ورود همه گونه واردات غیرحیاتى و تجملى و حتى کمتر از تجملى گردد (صحیح است) مگر به میزان خیلى کم. موقوف نمودن کل تشکیلات و مؤسسات تقلیدى غیرلازم فرنگستان محض تشبه صرف و دم زدن از تمدن جعلى مانند اداره تبلیغات و غیره دادن اختیارات وسیع‌ترى به ولایات در امور محلى با تشکر از لطف و حوصله آقایان ختم کلام می‌کنم.

ولى یک جمله را باید اجازه بفرمایید بنده بگویم چون بنده درست نشنیدم ولى اگر آقاى فولادوند این طور که من فهمیدم فرمودند که در لندن ما سه تا اتومبیل داشتیم، اگر درست شنیده باشم فرمودند که سه تا اتومبیل بوده است که فقط سفیر و فامیل سفیر از آنها استفاده می‌کردند ولى اعضاى دیگر نمی‌کردند این را براى اطلاع ایشان باید عرض کنم اولاً در هر سفارتى سفیر از اتومبیل استفاده می‌کند هیچ سفارت ایرانى نداشتیم و نداریم که اعضای سفارتخانه از ماشین استفاده کنند و این هم که سفیر استفاده می‌کند براى آبروى سفارت است نه براى این که سفیر اینحا و آنجا برود اما این که شنیده‌اید که سه تا بوده است ما یک اتومبیل داشتیم و ده سال دوازده سال بود و او را هر روز گفتند تجدید کن من تجدید نکردم و اگر الان هم آنجا بودم تجدید نمی‌کردم تا بمیرم (احسنت) ولى در زمان جنگ آن اتومبیل بزرگ بود، اتومبیل بیوک بود و در زمان جنگ دولت انگلیس بنزین سفارتخانه‌ها کافى نبود سفارتخانه‌ها مجبور شدند اتومبیل کوچک‌تر بگیرند و ما هم اتومبیل کوچک نداشتیم ناچار شدیم که یک اتومبیل متوسط گرفتیم که خیلى بنزین کمتر ببرد و علاوه بر آن همیشه یک اتومبیل خیلى کوچکى بود که براى کار تذکره دادن به سفارتخانه‌ها، ویزا گرفتن و غیره می‌رفت که آن همیشه بوده است و خیلى چیز کهنه ارزان نالایقى است ولى اگر یکى از اعضاى سفارت را یک وقتى براى کار به وزارت خارجه می‌فرستادیم سوار اتومبیل می‌شد (احسنت) (فولادوند - اتومبیل بزرگ را فروختند قربان؟) اتومبیل بزرگ فروخته شد و کوچک‌تر خریده شد؟) آن را ما قانوناً حق نداشتیم بفروشیم.

رئیس - جلسه ختم می‌شود و به روز سه‌شنبه موکول می‌شود. دستور هم برنامه دولت.

(مجلس ساعت 9 وبیست و پنج دقیقه بعد از ظهر ختم شد)

رئیس مجلس شوراى ملى - رضا حکمت‏

بخشنامه‌ها

شماره 5786 ر ح ر 31267               17/‌9/‌26

بخشنامه به تمام دادگاه‌ها و دادسراهاى کشور

به طورى که از وزارت کشور اطلاع می‌دهند در مواردى که متهمین وسیله ژاندارمرى تعقیب و به دادسراها و دادگاه‌ها اعزام می‌شوند هنگ‌هاى ژاندارمرى نتیجه اقدامات مقامات قضایی را براى تکمیل پرونده‌های ادارى و شناسایی متهمین از لحاظ محکومیت یا برائت و یا آزادى موقت استعلام می‌نمایند ولى مقامات مزبوره پاسخى نمی‌دهند. نظر به آن که در این مورد منع قانونى براى صدور پاسخ وجود نداشته بلکه مقتضى است با هنگ‌ها و مقامات ژاندارمرى تشریک مساعى به عمل آید لذا مقرر می‌گردد که هر وقت چنین استعلامى از پادگان‌ها و هنگ‌هاى ژاندارم به عمل آید از راه ادارى پاسخ شایسته بدهید

م - 5751                                    به جاى وزیر دادگسترى‏

شماره 6026 ر ح 30834                 3/‌9/‌326

بخشنامه به تمام دادگاه‌ها و دادسراها

به طورى که وزارت جنگ اطلاع می‌دهند نسبت به افسران و درجه‌داران و نظامیان در اوراق ابلاغ و احضاریه غالباً وقتى تعیین می‌شود که با مسافت محل اقامت احضارشدگان مناسب نیست و به همین نظر احضار شدگان نمی‌توانند در مواقع معینه قانونى حاضر گردند و ناچار احتیاج به تجدید احضاریه و تکرار مکاتبه می‌گردد. براى رفع این قبیل اشکالات لازم است به مدیران دفاتر دستور بدهید همیشه در تعیین اوقات حق‌المسافه قانونى رعایت گردد.

م - 5752                        به جاى وزیر دادگسترى

+++

یادداشت ها
Parameter:294345!model&5137 -LayoutId:5137 LayoutNameالگوی متنی کل و اخبار(مشروح مذاکرات)