کتابخانه، موزه و مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی


صفحه اصلی » مشروح مذاکرات » مشروح مذاکرات مجلس ملی » دوره چهاردهم مجلس ملی

0.0 (0)
مشروح مذاکرات مجلس ملى، دوره‏14
[1396/05/18]

جلسه: 35 صورت مشروح مجلس روز پنجشنبه 18 خرداد ماه 1323  

فهرست مطالب:

1 - تصویب صورت مجلس‏

2-بیانات آقاى رئیس راجع به تعویق جلسه‏

3- سؤال آقایان: نراقى و ایرج اسکندرى از آقاى وزیر پیشه و هنر و پاسخ ایشان‏

4 -سؤال آقایان: اردلان- نبوى و عماد تربتى از آقاى وزیر کشاورزى و پاسخ ایشان‏

5 -تصویب نمایندگى آقاى حشمتى‏

6- شور گزارش کمیسیون قوانین دارایى راجع به کتیبه­هاى استان قدس‏

7- قرائت گزارش کمیسیون دادگسترى راجع به طرح پیشنهادى اصلاح پاره­ای از قوانین‏

8- موقع و دستور جلسه آتیه- ختم جلسه‏

مشروح مذاکرات مجلس ملى، دوره‏14

جلسه: 35

صورت مشروح مجلس روز پنجشنبه 18 خرداد ماه 1323

فهرست مطالب:

1 - تصویب صورت مجلس‏

2-بیانات آقاى رئیس راجع به تعویق جلسه‏

3- سؤال آقایان: نراقى و ایرج اسکندرى از آقاى وزیر پیشه و هنر و پاسخ ایشان‏

4 -سؤال آقایان: اردلان- نبوى و عماد تربتى از آقاى وزیر کشاورزى و پاسخ ایشان‏

5 -تصویب نمایندگى آقاى حشمتى‏

6- شور گزارش کمیسیون قوانین دارایى راجع به کتیبه­هاى استان قدس‏

7- قرائت گزارش کمیسیون دادگسترى راجع به طرح پیشنهادى اصلاح پاره­ای از قوانین‏

8- موقع و دستور جلسه آتیه- ختم جلسه‏

مجلس یک ساعت و نیم قبل از ظهر به ریاست آقاى آقا سید محمد‌صادق طباطبایی تشکیل گردید.

صورت مجلس روز پنجشنبه 11 خردادماه را آقاى طوسى (منشى) قرائت نمودند

(اسامی غایبین جلسه گذشته که ضمن صورت مجلس خوانده شده :

غایبین با اجازه- آقایان : فداکار - قبادیان - دکتر رادمنش - ساسان

غایبین بی­اجازه - آقایان : خلیل دشتی – ملک­مدنی - گیو - کفایی - آصف - تیمورتاش - تهرانچی - سید محمد طباطبایی -

دیر آمدگان بی­اجازه - آقایان : ذوالفقاری - جواد مسعودی- خلعتبری)

1- تصویب صورت مجلس

رئیس- در صورت جلسه نظرى نیست؟ آقاى ذوالفقارى.‏

ذوالفقارى- بنده را جزو دیر آمدگان نوشته­اند گویا اشتباه شده است دستور بفرمایید اصلاح شود .

رئیس- اصلاح می­شود مخالف دیگرى نیست نسبت به صورت جلسه؟ (اظهار شد- خیر) صورت مجلس تصویب شد.

2 - بیانات آقاى رئیس راجع به تعویق جلسه ‏

براى استحضار خاطر آقایان باید عرض کنم که تشکیل نشدن جلسه در این هفته به واسطه این بوده که لوایح و طرح­ها از کمیسیون برنگشته بود و چیزهاى مهمى که کافى باشد براى جلسه در دستور نداشتیم آقایانی که در دوره­هاى سابق بودند می­دانند که این نوع پیشامدها در دوره­هاى سابق هم بوده است علت آن این است که با این تشکیلاتى که داریم قبل از وقت لوایح قانونى را حاضر نمی­کند و به جریان نمی­اندازد و بایستى لوایح در کمیسیون جریان خودش را

+++

طى کند و به مجلس بیاید وقتی که دوره تقنینیه باز می­شود مجلس به کارهاى داخلیش مى­پردازد و مجلس که تشکیل می‌شود دولت را تشکیل می­دهد و بعد مراجعه می­کند به وازرتخانه­ها که ببینند چه احتیاجاتى دارند که کمیسیون­هایى تشکیل دهند در این موقع طرح­هاى متعدد از طرف آقایان نمایندگان داده شده که در دوره­هاى سابق کمتر بوده معذلک چون این لوایح اوایل کار به کمیسیون­ها نرسیده البته طول می­کشد بعضى لوایح هست که به کمیسیون مبتکرات رفته و بعضی­ها به کمیسیون دادگسترى رفته و این است که هنوز برنگشته و امیدوارى است که براى جلسه یکشنبه اکثر آنها حاضر شود بنابراین تعویق جلسه براى این علت بوده است و با این مقدمه بدیهى است که براى دو ماهه اول مجلس کمتر لوایح قانونى خواهیم داشت ولى البته همین قدر که شروع شد آن قدر کار خواهیم داشت که مجبور به جلسات فوق­العاده متوالى می­شویم و این منحصر به همین یکى دو ماهه بوده است چیز مهمى نیست و حالا هم یک عده از آقایان اجازه قبل از دستور خواسته­اند چون وقت داریم مانعى ندارد می­توانند صحبت بکنند آقاى طوسى چون مخالف هستند می­توانند حرف بزنند .

3 - سؤال آقایان نراقى و ایرج اسکندرى از آقاى وزیر پیشه و هنر و پاسخ ایشان ‏

رئیس- آقاى وزیر دارایی .

وزیر دارایی- بنده می­خواستم استدعا کنم لایحه استرداد کتیبه­ها که از کمیسیون گذشته جزء دستور شود .

رئیس- جزو دستور است. آقایان وزرا حاضر شده­اند براى سؤالات آقایان نراقى و اسکندرى. آقاى نراقى سؤال خودتان را بفرمایید.

نراقى- بنده از آقاى وزیر پیشه و هنر سؤالى کرده بودم نسبت به پیش آمدهاى سویى که در هنرسراى عالى شده است. محصلین در همه جا مورد احترام هستند و استادان و معلمین هم از رجال محترم کشور هستند که همه به آنها احترام می­گذارند در وزارت فرهنگ دانشکده­هاى متعدد است دبیرستان­ها هست همه معلمین آنها مورد احترام هستند به هیچ وجه مناقشه بین استادان و دانشجویان و دانش آموزان دیده نشده است ولى در یک مدرسه کوچکى که وزارت پیشه و هنر دارد دچار یک تشنجاتى است و این براى این است که واقعاً نه اولیاى آن وزارتخانه بصیر هستند در امر مدرسه‌دارى و نه متصدیانى را که انتخاب کرده­اند مهارت داشته­اند اخیراً به واسطه این که یک نزاعى شده است بین مدیر مدرسه و رئیس شعبه براى این که رئیس شعبه را می­خواستند یک آدم خاصى باشد بین خودشان کشمکش بوده است و این کشمکش منتهى شده است به دخالت شاگردان و در نتیجه یک شعبه بزرگى که شعبه شیمى باشد دو ماه است که تعطیل شده است و قریب شصت نفر دانشجو را رها کرده­اند توى کوچه­ها و یک عده را از امتحان امسال و یک عده را هم براى ابد محروم کرده­اند خواستم به آقاى وزیر پیشه و هنر تذکر بدهم که جنابعالى شخصاً مرد آزاده­اى هستید و سوابق خوبى دارید متوجه­تان بکنم که با این سوء جریانى که در داخل وزارتخانه­تان هست قناعت نکنید به آن گزارشاتى که اداره مربوطه می­دهند و غالباً خودشان در این قضایا شریک هستند و علاقه­مند هستند که این سوء تفاهمات وجود داشته باشد خودتان شخصاً به مدرسه بروید تحقیق کنید و دخالت کنید هنرسراى عالى داعیه دارد برابر با دانشکده فنى است باید هم این طور باشد اما بروید دقت کنید از حیث اخلاق و دانش هم همین طور است؟ از حیث اداره و تشکیلات رئیس آنجا را با رئیس دانشکده فنى نمی­شود مقایسه کرد زیرا رئیس دانشکده فنى آقاى میرزا غلامحسین خان رهنما است که یکى از بزرگ­ترین شخصیت­هاى فرهنگى این مملکت است معاون دانشکده فنى آقاى مهندس عبدالله ریاضى است که این اشخاص حتى لیاقت شاگردى او را هم ندارند حالا بروید تحقیق کنید که اینها هم از حیث دانش و اخلاق همین طور است؟ از حیث اداره و تشکیلات رئیس آنجا را با رئیس دانشکده فنى نمی­شود مقایسه کرد زیرا رئیس دانشکده فنى آقاى میرزا غلامحسین خان رهنما است که یکى از بزرگ­ترین شخصیت­هاى فرهنگى این مملکت است معاون دانشکده فنى آقاى مهندس عبدالله ریاضى است که این اشخاص حتى لیاقت شاگردى او را هم ندارند حالا بروید تحقیق کنید که اینها هم از حیث دانش و اخلاق همین طور هستند وزارت پیشه و هنر مدرسه­دار نیستند و به همین جهت آقاى مهندس فرویر هم پیشنهاد کرده بودند که همه آموزشگاه­ها منتقل شود به وزارت فرهنگ براى این که وزارت پیشه و هنر نمی­تواند مدرسه اداره بکند و هر وزیرى که روى کار بیاید می­خواهد نور چشمى­هاى خودش را سر کار بگمارد در صورتى که مطابق قانون رئیس دانشکده یک شخصیت ثابتى است و

+++

کسى نمی­تواند او را بردارد این است که بنده تقاضا می­کنم که این قسمت را توجه بفرمایید و حقوق دانشجویان را محفوظ بدارید اینها همه از اهل تهران نیستند شما بروید یک مرتبه مدرسه قنبرعلى­خان تهران ببینید چند صد نفر دانشجو در آنجا تحصیل می­کنند و خوراکشان نان جوى سیلو است اینها و اولیا­یشان منتظر هستند که وقتى که امتحاناتشان منقضى شد بروند اما وقتى که این نزاع­ها و کشمکش­ها بین مدرسه و وزارتخانه اتفاق بیفتد بچه­های­شان سرگردان و توى کوچه­ها باید ویلان باشند.

وزیر پیشه و هنر- در موقعى که بنده در مسافرت بودم یک اتفاقى در هنر سراى عالى رخ داده بود که باعث سؤال آقاى نراقى شده است در مراجعت بنده گزارش از هنرسرا خواستم و تنها هم اکتفا به گزارش هنر سرا نکردم و اشخاص دیگرى را هم مأمور این کار کردم بالاخره به طور خلاصه که نمی­خواهم وارد جزییات بشوم (براى این که بر علیه دانشجویان خواهد بود و مایل نیستم که بى­جهت جوانانى را که از روى نادانى یک عملیاتى کرده­اند از تحصیل باز بمانند) این بوده است چون مطابق قانون و مقررات رؤساى شعب بایستى از استادان هنرسرا انتخاب شوند حالا شاید یک اختلاف نظرى مابین رئیس شعبه سابق و استادان دیگر بوده و تصور کرده­اند که این رأى­ها برخلاف میل آن شخص خواهد بود حالا چه تشویق یا تحریک یا اقدامى سبب شده است که دانشجویان وارد اتاق رئیس مدرسه شده­اند و با حضور استادان و به طور عنف و برخلاف روٌیه صندوق را از آن جا بیرون برده­اند و اگر از این عملیات کاملاً جلوگیرى نشود این رویه باعث خواهد شد که هیچ جا انتظام برقرار نشود (صحیح است) بنده در این باب نخواستم زیاد تحقیق بکنم ولى در عین حال از مسٌبب و محرک هم نمی­توانم بگذرم بنابراین یک کمیسیون مختلطى از استادان و رؤساى وزارت پیشه و هنر تشکیل شده است که به یک یک اظهارات دانشجویان برسد و کاملاً به این موضوع رسیدگى کند البته کسانى که وارد نبوده­اند در آن روز و دخالتى در این کار نداشته­اند تصدیق کنند که ایرادى بهشان وارد نیست و کسانى که مسبب بوده­اند و شرارت کرده­اند البته باید از تحصیل هم محروم شوند .

رئیس- آقاى اسکندرى .‏

ایرج اسکندرى- قبل از این که بنده وارد اصل موضوع سؤال از آقاى وزیر پیشه و هنر بشوم یک تذکرات نظامنامه دارم از لحاظ سؤال و آن این است که گمان می­کنم این رویه که تا به حال در مجلس شوراى ملى معمول بوده است مطابق رویه هیچ کجاى دنیا نیست و در نظامنامه ما هم این طور تصریح نشده است مطابق ماده 54 نظامنامه داخلى مجلس نمایندگان می­توانند در بدو و ختم مجلس از وزرا سؤال کنند و از موضوع سؤال هم باید قبلاً اطلاع بدهند و وزرا مسبوق باشند و آن روز وزیر باید جواب بدهد و اگر این طور نبود که عیناً شبیه استیضاح است فرق استیضاح با سؤال چیست؟ سؤال معنیش این است که یک نماینده­اى جزاً از یک مطلبى اطلاع نداشته باشد که این صحیح است یا غلط است این را به صورت سؤال ممکن است در ابتداى مجلس یا آخر مجلس یعنى قبل از دستور یا بعد از دستور از وزرا بپرسد و این که گفته می­شود که سؤال جزء دستور است این طور نیست مطابق نظامنامه قبل از دستور قبل از دستور یا بعد از دستور است و مانعى ندارد که یک نماینده مطلبى را که درست نمی­داند سؤال کند و وزیر مسئول هم اگر اطلاع دارد فى‌‌المجلس ممکن است جواب بدهد یا اگر نتوانست فى‌المجلس جواب بدهد می‌گوید فردا جواب خواهم داد و این مطلب به نظر بنده خیلى روشن است ولى متأسفانه رویه­ای که تاکنون در مجلس شورای ملى معمول بوده است سؤال را هم شبیه به استیضاح کرده است در صورتى که این عمل صحیح نیست مثلاً بنده که یک سؤالى آن روز داشتم ممکن بود همان روز از آقاى وزیر پیشه و هنر بپرسم و ایشان هم که تشریف داشتند ممکن بود بفرمایند صحیح است یا غلط است و مجبور نشویم که مدتى وقت مجلس در این موضوع تلف شود و اگر مطابق رویه­اى که فعلاً در مجلس هست سؤال را هم مثل استیضاح بدانند لازمه­اش این است که بعد از آن که جواب

+++

سؤال را ایشان دادند اشخاص دیگر هم بتوانند وارد مذاکره شوند و آن وقت هم بعد رأى اعتماد بگیرند در صورتی که این طور نیست فقط شرط سؤال این است که قبلاً از موضوع وزیر را مسبوق کرده باشند و یک پرسشى بیشتر نیست بنابراین بنده خواستم قبلاً این موضوع را تذکر بدهم که من بعد مراعات شود و این یک چیز من درآوردى نیست در همه جاى دنیا این طور که عرض کردم معمول است بعد از این مقدمه می­خواهم عرض کنم سؤالى که بنده از آقاى وزیر پیشه و هنر می­کنم (آیا) است که آیا این موضوع راست است یا دروغ است چون یک وقتى است که اظهار نظرى که بنده می­کنم این طور است مدارکى من در دست دارم و می­دانم که قضیه این جور است و می­خواهم بدانم چرا این کار را کرده­اند ولى قضیه که فعلاً سؤال می­کنم در مقابل آیا واقع شد سؤال است که پرسش است و حالا می­پرسم آیا راست است این شهرتى که داده شده است که یک شخصى که هویتش زیاد بر بنده معلوم نیست و آنچه که بنده شنیده­ام مشغول داد و ستد است و از جوانى به این کار مشغول بوده است اسم او رشیدیان است البته در اطراف شخصیت او وارد نمی­شوم شنیده­ام که این آدم نهصد هزار متر پارچه از وزارت پیشه و هنر حواله گرفته است (و این حواله به چه عنوان بوده است نمی­دانم) و آن حواله را برده است در کارخانه شاهى و کارخانه بهشهر و آن نهصد هزار متر پارچه را گرفته است این سؤال بنده است از آقاى وزیر پیشه و هنر و سؤال می­کنم که اولاً این قضیه راست است یا دروغ و اگر این قضیه راست است مسئولش را معین کنید چون بنده اطلاع دارم که در زمان وزارت ایشان نبوده است و باید معلوم کنید که کى مسئول این امر بوده است چون در موقعى که مردم لخت و عریان هستند و در کوچه­ها دارند می­میرند و براى هر متر پارچه چند نفر می­میرند آن وقت نهصد هزار متر پارچه را بدهند به یک نفر آدم و او ببرد در بازار آزاد به چندین برابر قیمت بفروشد (فریور- دو تومان بخرد یازده تومان بفروشد) و پولش را به مصرف سیاسى یا غیرسیاسى برساند این موضوع باید کاملاً درش توجه بشود و تذکر می­دهم که آقاى وزیر پیشه و هنر جداً این موضوع را توضیح بدهند و مسئولیتش جداً باید تعقیب‏ شوند و مجازات شوند این عرض بنده بود .

وزیر پیشه و هنر (آقاى اردلان)- آقاى اسکندرى نماینده محترم در بدو سؤالشان راجع به موضوع سؤال از نظر نظامنامه داخلى فرمایشاتى فرمودند که جوابش با آقایان است و آن هم جوابش واضح است که سؤال یعنى پرسش و استیضاح معنیش (چرا) است یعنى وقتى یک چیزى را سؤال می­کنند همان معنى پرسش است ولى وقتى می­گویند چرا این کار شده است استیضاح است چون مطلب را هم خودشان فرمودند که پرسش است بنده لازم می­دانم جواب عرض کنم قبل از وزارت بنده یعنى تا یکى دو ماه پیش وزارت پیشه و هنر خودش فروشنده اجناس بوده است یعنى اجناسى که از کارخانه­هاى وزارت پیشه و هنر به دست می­آمده است خود وزارت پیشه و هنر می­فروخته است بعد با وزارت پیشه و هنر ترتیبى داده شده است که اجناس را به اداره کل پخش بدهند و به وسیله اداره کل پخش به مردم فروخته شود و همین کار را هم تا به حال کرده­ایم متأسفانه باید بگوییم که این کار درست انجام نشده است و درست تقسیم نشده است و وزارت پیشه و هنر خودش مداخله­اى در فروش نمی‌کند (دکتر اعتبار- یعنى مسئولیت ندارد) مسئولیت در تهیه دارد و می­دهد به آنجایى که مجلس شوراى ملى گفته است توزیع بکند اگر مجلس شوراى ملى نگفته بود که ما نمی­دادیم به موجب اختیاراتى که به رئیس کل دارایی مجلس شوراى ملى داده است رئیس کل دارایی هم توزیع و فروش را به اداره جیره­بندى و اداره پخش واگذار کرده است پس فعلاً معمول این است که ما تهیه می­کنیم و می­دهیم به دست آنها و آنها هم به دست مردم می­دهند ولى قبل از این که این قرار بین وزارت دارایی و وزارت پیشه و هنر داده شود خود وزارت پیشه و هنر فروشنده این اجناس بوده است هنوز هم در بعضى قسمت­ها همین طور باقى

+++

است مثلاً سیمان را خود کارخانه سیمان می­فروشد (فریور- قماش هم فروخته­اند) خیر حق نداشته­اند بفروشند اما این که فرمودند در موقعى که ما خودمان احتیاج داریم چرا یک چیزهایى فروخته شده این را باید عرض کنم که ما یک متفقینى داریم که همان طور که ما از آنها انتظار داریم که از طرف آنها یک مساعدت­هایى نسبت به ما بشود و کالاهایى که دارند به ما بدهند رفع احتیاجات آنها هم در مواقع لازم جزء وظیفه ما است و این موضوع تنها مربوط به رشیدیان نیست در موارد دیگرى هم به معرفى آنها به معرفى کتبى آنها وزارت پیشه و هنر یک جنس­هایى تحویل داده است و فروخته است (فریور- مدرک هم دارید؟) نوشته‌اند که فلان مقدار جنس لازم است و رشیدیان را نماینده خودشان معرفى کرده­اند ارتش انگلیس معرفى کرده است که آقاى رشیدیان نماینده ما است براى خرید فلان مقدار پارچه وزیر پیشه و هنر هم همان پیشنهاد را آورده است به هیئت وزرا با موافقت هیئت وزرا آن پارچه را به او داده­اند تنها این مساعدت درباره ارتش انگلیس نیست در مورد ارتش شوروى هم بوده است و البته آنها متفق ما هستند و کارخانه­جات ما که یک چیزهایى را تهیه می­کنند وقتى که طرف احتیاج آنها باشد به آنها می­دهند منتهى بنده در دنباله همین سؤال رشیدیان را خواستم و گفتم درست است که شما معرفى شده­اید ولى باید براى ما یک سندى بیاورید که این پارچه­ها را عیناً به آنها تحویل داده­اید بنابراین این قسمت اخیر که انجام شود دیگر اشکالى نخواهد داشت .

رئیس- آقاى اسکندرى توضیحى دارید؟

اسکندرى- فرمایشات آقاى وزیر پیشه و هنر در حقیقت دو قسمت بود یعنى ایشان بدواً تصدیق کردند که این قضیه صحیح است این را بنده خیلى خوشوقت هستم که تصدیق کردند این شایعه صحیح است و معلوم شد آنها مقدارى قماش حواله کرده­اند و این قماش که داده شده براى مصرف متفقین ما داده شده البته بنده خودم شخصاً جداً طرفدار این هستم که باید همکارى صمیمى به حد افراط و کمال با متفقین کرد باید به حدى همکارى کرد که اینطور معلوم شود که در این نبرد بزرگى که براى آزادى در دنیا سرگرفته ما هم واقعاً سهیم و شریک هستیم اما در عین حال باید دید که ما این چیزى را که می­دهیم واقعاً به مصرف متفقین ما می­رسد یا یک عده­اى به نام متفقین از ما کلاه­بردارى می­کنند و اگر آقاى رشیدیان این جنس را برده است و در بازار آزاد فروخته است این شخص مرتکب بزرگ­ترین کلاهبردارى شده است چرا؟ براى این که این عمل او روابط ما را با متفقین تیره می­کند و سوء تفاهم ایجاد می­شود فلان کس که مى­بینید رشیدیان به اسم متفقین پارچه گرفته و در بازار آزاد به قیمت گزاف می­فروشد تصور می­کند و مردم تصور می­کنند که این طور است که مردم واقعاً باید از پارچه محروم باشند و دیگران استفاده کنند در صورتی که این طور نیست و اگر رشیدیان این عمل را به این اسم کرده باشد بزرگترین کلاهبردارى است که در روابط ما با متفقین خودمان تأثیر دارد بنابراین باید این موضوع را در نظر گرفت و به نظر بنده این توضیح تا این اندازه که تصدیق شده است کافى است و بنده مخصوصاً از آقاى وزیر پیشه و هنر تقاضا می­کنم که تعقیب کنند این موضوع را اولاً وزیرى که مسئول این کار بوده است کیست و اگر این اجناس در بازار فروخته شده این شخص را باید خواست و این آدمى که این خیانت را کرده است جداً تعقیب شود و باشد مجازات برسد براى این که به تمام شئونات اجتماعى ما و به روابط ما با متفقین ما لطمه می­زند این عرایض بنده است و دیگر عرضى ندارم .‏

وزیر پیشه و هنر- بنده خوشحالم که فرمودند که باید به تمام معنى با متفقین کمک کرد و تنها حرف نباید باشد پارچه که چیزى نیست اگر افراد ما را هم خواستند باید کمک کرد و موافقت کرد انتظاراتى که ما از آنها داریم آنها هم در مقابل از ما انتظاراتى دارند که به تمام معنى باید انجام بدهیم الان ما در کارخانه­جات خودمان اسلحه می­سازیم و به آنها می­دهیم و باید هم این کار را بکنیم (فریور- کسى هم ایرادى ندارد) بنابراین موضوع

+++

اختلاف در یک جا است که می­فرمایند که این اجناس در بازار فروخته شده و به مصرف متفقین نرسیده است و بنده حاضر هستم که این موضوع را به تمام معنى تعقیب کنم و هر کس اطلاع دارد که جایى از این پارچه­هایى که به نام ارتش انگلیس خریده شده است فروخته شده است آن را نشان بدهد و بنده کاملاً حاضرم تعقیب کنم و در تمام مراحل مرتکب را مورد مؤاخذه قرار می­دهم .

4 - سؤال آقایان اردلان- نبوى و عماد تربتى از آقاى وزیر کشاورزى و پاسخ آن

رئیس- آقاى اردلان سؤالى از آقاى وزیر کشاورزى کرده­اند بفرمایید .

اردلان- موضوع سؤال بنده از وزرات کشاورزى راجع به پنبه بود چند نفر از بازرگانان به بنده مراجعه کرده­اند و راجع به انحصار پنبه شکایت کرده­اند و چندى پیش هم بنده از کرمان یک کاغذى داشتم از آقاى آگاه که یکى از تجار آنجا است و تقاضا کرده بود که به عرض مجلس شوراى ملى برسانم که این انحصار پنبه به ضرر مملکت است و خواهش کرده است که این زنجیر اسارت را از گردن این مملکت بردارند خود بنده هم به طوری که مطالعه کردم این طور فهمیدم که انحصار پنبه کاملاً به ضرر مملکت است و این انحصار موجب شده است که محصول پنبه این اندازه تنزل کرده است از طرف دیگر بنده در گزارشى که بانک ملى ایران به مجمع عمومى داده بود دیدم که آنجا ذکر کرده بود که بانک ملى ایران تسهیلاتى قائل شده است که پنبه از مصر به مملکت ما وارد شود ما از یک طرف نسبت به محصول داخلى خودمان که باید جداً از آن حمایت کنیم و آن را چون جان شیرین دوست داشته باشیم یک تضییقاتى قائل می­شویم از آن طرف نسبت به یک محصولات مشابهى تسهیلاتى در نظر می­گیریم به طوری که محصول پنبه خارج بیاید در بازار ایران و با جنس داخلى بتواند رقابت کند و حال آن که اگر فرض بفرمایید ما شهر اصفهان را مرکز کارخانه­جات داخلى قرار بدهیم و مسافت بین مازندران تا اصفهان و مسافت مصر تا اصفهان را مقایسه کنیم می­بینیم که مسافت مصر تا اصفهان ده برابر بیشتر از مسافت مازندران تا اصفهان است در صورتی که یک حلقه لاستیک امروز چهار هزار تومان پنج هزار تومان قیمت دارد و اگر این تسهیلات در مورد پنبه خارجى به عمل نیاید و از طرف دیگر یک تضییقاتى در مورد پنبه ایران معمول نشود کاملاً پنبه ایران رواج پیدا خواهد کرد و به طوری که آقاى تجدد نمونه­اش را آوردند در مازندران نخواهد پوسید و پنبه خارجى نمی­تواند با پنبه ما رقابت کند به عقیده بنده اگر بانک ملى ایران می­خواست اعتبارى باز بکند خوب بود این اعتبار را براى تجار داخلى و براى محصول داخلى باز کند که پنبه را از دست اول از برزگر بخرند و بعد به دولت و به کارخانه­جات بفروشند نه این که این تسهیلات موجب شود که پنبه مصر بیاید با پنبه ایران رقابت کند این است که بنده خواستم از آقاى وزیر کشاورزى استدعا کنم که اولاً نظر خودشان را راجع به انحصار پنبه بفرمایند و بعد هم بفرمایند که این آمارى را که بنده در روزنامه ایران دیدیم که در این سه ساله اخیر میزان محصول پنبه فوق­العاده تنزل کرده است آیا صحت دارد یا ندارد و آن را جواب بفرمایند .

وزیر کشاورزى- در این موضوع یک عده دیگر از آقایان نمایندگان هم سؤالى کرده­اند (بعضى از نمایندگان- بلندتر- بفرمایید پشت تریبون) عرض کردم راجع به موضوع سؤال آقاى اردلان آقایان نمایندگان محترم دیگر، آقاى حسن نبوى، آقاى امیر تیمور آقاى عماد تربتى هم سؤال کرده­اند بنده خیلى میل داشتم آقایان هم سؤال خودشان را بکنند بنده هم یکجا جواب آقایان را بدهم که وقت مجلس را زیاد نگرفته باشم (صحیح است) .

رئیس- آقاى نبوى .

نبوى- سؤال بنده هم راجع بود به موضوع پنبه خراسان و در تأیید فرمایشاتى که آقاى اردلان فرمودند خواستم عرض کنم که طرز انحصار و رویه­اى که دولت در این چند ساله برابر انحصار پنبه اتخاذ کرده اسباب زحمت رعایا شده و موجب خواهد شد که محصول پنبه از بین برود

+++

و مملکت از یک محصول و عایدى مهمى محروم و بى­نصیب بماند. قبل از این که پنبه انحصار بشود محصول پنبه در سال متجاوز از سى هزار تن بود و فعلاً هست باقی بماند این مقدار محصولى هم که فعلاً هست باقى نخواهد ماند (صحیح است) و اساساً کشت آن موقوف خواهد شد در سال­هاى قبل مقدار زیادى پنبه اضافه بر احتیاجات داخلى به خارج مملکت صادر می­شد ولى حالا شنیده می­شود مقدارى هم پنبه از خارج وارد شده است. این وضع عمل انحصار موجب شد که علاوه بر نکث عایدات و از بین رفتن یک محصول مهم مملکت زارعین هم لخت و عور مانده­اند زیرا قبلاً پوشش زارعین عبارت بود از کرباسى که خودشان تهیه می­کردند و می­پوشیدند ولى در این چند ساله در اثر سختگیرى مأمورین که به عنوان انحصار هر مقدار پنبه که در خانه زارعین بود می­گرفتند حتى براى آنها چند من پنبه نماند که بتوانند با آن چند زرع کرباسى ببافند و بپوشند از طرفى در نتیجه سوء عمل دولت و بى­انصافى صاحبان کارخانه­ها قیمت پارچه در بازار به قدرى گران شده است که هر متر پارچه نخى را کمتر از ده تومان و دوازده تومان نمی­توان خرید با این حال نه تنها کشاورزان بلکه اشخاص متوسط هم قادر به خرید نیستند و یقیقناً کشاورزان نخواهند توانست با این قیمت­ها براى خود لباسى تهیه کنند. اگر قائل شویم که مقصود از این انحصار براى این بوده است که قیمت پارچه و نخ تثبیت شود این مقصود هم انجام نشد براى این که دولت پنبه را با یک قیمت کمى از زارعین می­خرد و به قیمت معین به کارخانه­ها می­دهند ولى هیچ ترتیبى در کار نیست که کارخانه­ها محصول و پارچه خودشان را به چه قیمتى بفروشند و در فروش محصول خود آزاد هستند و هر مبلغى که دل­شان بخواهد می­فروشند که گاهى به صد برابر قیمت بلکه زیادتر به دست مصرف کننده می­رسد و همین قضیه باعث شده است که هیچ کس از کشاورزان حتى طبقه متوسط شهرنشین هم نمی­توانند بخرند. علاوه بر این معایبى که عرض کردم آقایان نمایندگان محترم خراسان می­دانند که علوفه اغنام و احشام زارعین خراسان منحصراً پنبه دانه است در زمستان در خراسان مثل مازندران علفى نیست که اغنام و احشام از آن تعلیف کنند و زارعین خراسان منحصراً به اغنام و احشام خودشان پنبه دانه می­دهند و در این چند ساله پنبه دانه هم فوق­العاده گران شده است و به مصرف تهیه روغن و صابون می­رسد و با این ترتیب کشاورزان نمى­توانند به اغنام و احشام خودشان پنبه دانه بدهند به همین جهت تعداد زیادى اغنام و احشام آنها تلف شده و از بین رفته است و چون پنبه دانه به مصرف تهیه صابون و روغن می­رسد و گران شده است متصدیان امر پنبه و مأمورین دولت که قرار بود مقدارى پنبه دانه در مقابل پنبه تحویلى به زارعین بدهند از دادن آن خوددارى کرده و به نفع خودشان در خارج هر خروارى صد و بیست تومان صد و سى تومان می­فروختند و به طوری که عرض کردم نبودن پنبه دانه موجب شد که در این چند ساله اغنام و احشام زیادى تلف شد و از بین رفت. از اینها گذشته به طوری که بنده تحقیق کردم این انحصار متضمن نفع مالى هم براى دولت نیست فقط باعث می­شود که یک عده­اى به نام ناظر، مدیر، متخصص و متبحر از این کار استفاده کنند و حقوق زیادى بگیرند و در این چند ساله چند نفر تاجر هم روى این کار میلیونر شدند و در عوض چندین هزار نفر زارع و کشاورز از هستى ساقط شده و لخت و عور مانده­اند. همان طور که در مقدمه عرایضم عرض کردم عقیده بنده این است که باید دولت این انحصار را از بین ببرد و به این وضعیت فجیع خاتمه بدهد این مقدمه سؤال بنده بود اما نسبت به موضوع سؤال: سال گذشته در خراسان دولت اجازه خرید و اجازه انحصار پنبه و توزیع پنبه را به تجارتخانه درودى داد بنده در این قسمت وارد نمی­شوم که کار خوب بوده است یا بد بوده است و چه مقدماتى داشت و مبلغى هم ‏به آن تجارتخانه پول داده است که پنبه را از زارعین بخرد و پول آن را به زارعین بدهد آن تجارتخانه هم شروع به عمل کرد و از همه جاى خراسان هم پنبه را زارعین آوردند و تسلیم کردند ولى در مقابل پول پنبه به آن زارعین داده نشد.

+++

(امینى- آقاى نبوى بلندتر بفرمایید ما نمی­شنویم) عرض کردم با این که زارعین پنبه را آوردند و تسلیم کردند تا امروز پول آنها داده نشده و آقایان مسبوقند که زارعین از طرق متعدد عایدى ندارند که اگر پول محصول آنها نرسید بتوانند از راه دیگرى زندگى کنند یک نفر زارع که مقدار کمى پنبه تحویل داده است براى سى تومان، پنجاه تومان پول از ده بیست فرسخى باید چندین مرتبه بیاید به شهر و به آن تجارتخانه مراجعه کند و آن تجارتخانه هم می­گوید دولت هنوز پول پنبه را نداده است که من بدهم در نیشابور تنها در حدود یک میلیون تومان، نهصد هزار تومان پول پنبه طلبکار هستند و تمام ثروت نیشابور را می­شود گفت همین است و این پول باید در بازار بچرخد و از این راه کسب و زراعت آنها به راه بیفتد همین طور در سبزوار و تربت که همه روزه تلگرافاتى در این باب از آنها می­رسد و فعلاً از آقاى وزیر کشاورزى استدعا می­کنم که بفرمایند علت چیست که پول این پنبه­ها را نداده­اند و آیا بنا است داده شود و به چه طرزى بآنها خواهند پرداخت که مطلب معلوم شود (اردلان- به مصر حواله شده)

رئیس- آقاى عماد تربتى .

عماد تربتى- اصول موضوع راجع به پنبه را آقایان به عرض مجلس شوراى ملى رساندند و آقایان وزرا هم استماع فرمودند سؤال بنده در این زمینه بود که چرا با این که مدت­ها است از موقع تحویل پنبه می­گذرد و کشاورزان پنبه را تحویل داده­اند تاکنون پول به آنها داده نشده است بنده خواستم در این مورد یک تذکراتى بدهم که همان طور که دولت ما به بسیارى از مشکلات توجه نمی‌کند به امور اقتصادى کشور مطلقاً توجهى نمی­شود علاوه بر آن که توجهى نمی­شود اقداماتى هم می­شود که به کلى اوضاع اقتصادى ما به هم می­خورد و صادرات ما از بین خواهد رفت در صورتی که باید به محصولات داخلى توجه بیشترى بشود به زارعین باید مساعده داده شود و همه گونه باید مساعدت­هاى مادى و معنوى به عمل آید که بتوانند در آتیه کشت بیشترى بکنند که علاوه بر آن که مصرف داخلى تأمین شود به قدرى پنبه به عمل آوریم که به صادرات ما هم کمک کند با این ترتیب مساعده که به زارعین نداده­اند سهل است الان نه ماه از موقع تحویل پنبه می­گذرد و تا به حال پول پنبه آنها را نداده­اند فقط امروز آقاى وزیر دارایی به بنده فرمودند که یک ترتیبى براى این کار داده شده است و حواله به خزانه­دارى داده­اند تمام مشکلاتى که در امور اقتصادى و امر انحصار هست در پنبه هم هست مخصوصاً که در پنبه یک مشکل دیگرى هم هست و آن این است که دولت در اینجا یک وظیفه حق­العمل کارى را انجام می­دهد در تمام دنیا این اشخاصى که وارد این عمل هستند یک حساب مخصوصى در این کار دارند و به هیچ وجه در کارهاى دیگر مداخله نمی­کنند ولى دولت در اینجا متأسفانه معامله عوض و تعویض می­کند یعنى پول را باید بگیرند و پنبه را تحویل بدهند ولى پول را هم می­گیرد بسا هم هست که پنبه را تحویل نداده است به صاحبان کارخانه و همین طور به صاحبان پنبه هم پول نمی­دهند و براى یک مبلغ مختصرى زارعین چندین مرتبه باید دولت و اداره مراجعه کنند به علاوه از یک طرف اداره تثبیت قیمت­ها است همان طور که آقاى نبوى تذکر دادند این اداره تثبیت قیمت به کلى ملحوظ شده است پنبه را از زارعین هر تنى به هفت هزار ریال تا ده هزار ریال می­گیرند و می­دهند به صاحبان کارخانه ولى این صاحبان کارخانه حاضر نیستند که این پنبه­ها را هر بقچه 5 کیلو نخ را به یک­هزار ریال هم در بازار آزاد بفروشند اگر چنانچه یک زارعى براى مصرف داخلى خودش از فراورده­هاى خودش براى مصرف خودش و بافتن کرباس یک مقدارى پنبه جمع­آورى کرده باشد البته مطابق قانون متمم بودجه خواهند گفت که علاوه بر مصرف خود کالاى انحصارى را جمع کرده است و محتکر محسوب می­شود ولى اگر یک صاحب کارخانه اگر هزاران بقچه نخ را در کارخانه نگاه دارد که به قیمت ده برابر به فروش برساند دولت به این قسمت ابداً توجهى ندارد و مطلقاً توجهى ندارد و مطلقاً تفتیش به عمل نمی­آید براى این که دولت­هاى ما عمداً ضعیف کش هستند و اینها به وسیله پارتى­هایى

+++

که مخصوصاً دارند مانع هستند رسیدگى دقیقى در کار آنها بشود. همین پنبه­اى که در حدود تنى یک هزار تومان خریده می­شود از تنى 20 هزار تومان تا 15 هزار تومان به فروش می­رود یعنى اگر پارچه شد تنى 40 هزار تومان و اگر جوراب شد تنى 50 هزار تومان به فروش می­رود این چرا این طور است که همیشه پنبه زارعین را بگیرند با یک نرخ ثابت و ارزان و پول ندهند و مساعده هم ندهند و تقدیم کنند به صاحبان کارخانه این مثل همان است که ملانصرالدین زرى پیدا کرد و برد پیش خلیفه هارون الرشید و به او گفتند که چرا به خلیفه دادى؟ گفت که خدا دانسته است که تمام زرها را نصیب خلیفه کرده است من هم می­روم و به او می­دهم. حالا کار ما هم همین طور است واقعاً معامله دولت­ها هم مثل عمل ملانصرالدین شده است می­گویند که خدا خواسته است که به صاحبان کارخانه­ها بدهد و ما هم باید این کار را بکنیم و از زارعین با یک ترتیبى با یک قیمت نازلى بگیریم و به صاحبان کارخانه­جات و سرمایه داران بدهیم و آنها هم آزاد باشند به هر قیمتى که بخواهند بفروشند و یا این که اگر دولت بخواهد دخالت در این کار بکند عوض این که یک طرف را که واجب‌الرعایه است محدود بکند هر دو طرف را محدود می­کند در موقعى که از طرف دولت اعلان شد که پنبه هر تنى به 45 هزار ریال ‏فروش برود فوراً معروف است که مستر لمب به اصفهان مسافرتى فرمودند و در مراجعت خودشان این طور صلاح دانستند و البته معلوم نیست از روى چه مصلحتى بود که عوض 45 هزار ریال به 35 هزار ریال پنبه فروش برود و در عوض نتیجه این شد که در اثر تنزل قیمتى که آقاى لمب داده بود به کلى کشت پنبه هم تنزل کرد براى این که دولت هم به هیچ وجه توجه نداشت. قسمت دیگرى را که بنده خواستم تذکر بدهم این است که دولت حق­العمل کار است نباید در کار مردم مداخله بکند و فعلاً این پولى که درحدود 10 میلیون تومان در وزارت کشاورزى محفوظ است باید این پول برسد و صاحبان کارخانه­جات را هم محدود بکنند. چنانچه دولت بخواهد این انحصار پنبه را لغو بکند یک مشکلاتى در کار هست که آنها را هم به جاى خود عرض خواهم کرد. از جمله مشکلات این است که کارخانه­هاى پنبه پاک کنى و شرکت­هاى جین خراسان کلیه یک شرکت شده­اند و این البته تولید زحمت خواهد کرد و باید متوجه این قسمت بود و براى پاک کردن پنبه این اشکال رفع شود. به هر حال در صورتى که پول به زارعین برسد ولو بعد از 9 ماه چون هر چیزی جای شکرش باقی است که حالا بعد از 9 ماه رسیده است اگر نمی­دادند چه می­کردیم خلاصه اگر چنانچه نرسیده باشد استدعا می­کنم که توجه بفرمایید پول به زارعین برسد و زارعین بیش از این دچار فقر و بیچارگى نشوند.

وزیر کشاورزى- به طوری که آقایان ملاحظه فرمودند طرز سؤال­ها هم یک طرز خاصى است به طوری که قبلاً یک ربع پیش تشریح شد آن طور نشد که بنده هم مختصر عرضى بکنم هر یک از آقایان طورى وارد امر شده­اند که حالا بنده مجبورم به طور اختصار موضوع پنبه خراسان را عرض کنم. در موضوع پنبه خراسان چنانچه اطلاع دارید یک قراردادى با آقاى درودى بسته شد آن قرارداد مورد تصدیق آقاى رئیس کل دارایی واقع نگردید در عین این که آقاى درودى در خراسان مشغول جمع­آورى و حاضر براى تحویل بودند متأسفانه وزارت کشاورزى نمی­توانست به ایشان پولى بدهد و در دسترس ایشان پولى بگذارد زیرا آقاى رئیس کل دارایی طبق اختیاراتى که داشت نوشته بود که پول ندهند. بالاخره مذاکرات طولانى شد و جناب آقاى نخست وزیر هم در چندین جلسه حضور داشتند در وزارت دارایی هم یک جلسه با حضور آقاى وزیر دارایی مذاکرات زیاد شد بالاخره این قضیه در قرارداد را کان لم یکن حساب کردند و فقط جمع‌آورى محصول سال پیش را وزارت دارایی قبول کرد و وجه آن را هم امروز وزارت کشاورزى بالتمام به آقاى على درودى پرداخت کرده و یقین دارم به زودى به اشخاصى که مقروض هستند قرض خودشان را ادا خواهند کرد و ما فقط از ایشان تحویل پنبه

+++

را که ایشان جمع‌آورى و عدل‌ بندى کرده­اند از ایشان تحویل خواهیم گرفت و امروز در حدود دو میلیون و هشتصد هزار تومان به حساب ایشان چک کشیده شده است این موضوع پنبه خراسان بود و یک نکته دیگر این است که تصدیق بفرمایید که وزارتخانه­ها در این جور مواقع پولى دست­شان بسته است و از خودشان اختیار ندارند و گناهى نخواهند داشت اما در موضوع مزایاى انحصار پنبه که آیا خوب است برقرار باشد یا باید لغوش بکنیم این را خواستم عرض کنم که این هم مانند تمام سایر انحصارها است که اگر خوب عمل کنیم به نفع ملت و دولت است ولى اگر بد عمل شود به ضرر ملت و دولت است. موجباتى که این انحصار پنبه را برقرار کرد چند چیز بود یکى این که مخصوصاً خواستند جلوى واردات پنبه را بگیرند و یکى این که خواستند کشاورزان را تشویق کنند یعنى خواستند که به کارخانه­جات پنبه داخلى بدهند و یکى هم این بود که خواستند جنس پنبه ما که خوب نبود بهبودى ببخشند (اردلان- حالا بدتر از بین می­رود) این نظریه­اى بود که اقدام هم شد (اردلان- ولى نتیجه­اى ندارد) نه خیر تا دو سال پیش به یک نتیجه کافى رسیدند به این معنى که ما توانستیم یعنى دولت توانست در دو سال پیش در حدود 32 هزار تن پنبه جمع آورى کند و از 15 یا 14 هزار تن به آنجا رسیده بود و تمام کشاورزان هم راضى بودند .

اردلان- احصائیه دارید بفرمایید .

وزیر کشاورزى- بلى الان خدمت­تان عرض می­کنم در سال 18 و 19 جمع­آورى پنبه به 33176 تن رسیده بود و حال این که امسال متأسفانه از 10500 تن تجاوز نخواهد کرد و این سوء اداره را نسبت ندهید به اصل قضیه. حالا چه جور پیش آمده است بنده نمی­خواهم وارد اصل قضیه بشوم و آقایان خودتان اطلاع دارید و این را می­دانید که اداره پنبه و وزارت کشاورزى خیلى در این قسمت مقصر نیست: اما راجع به باقى بودن یا لغو این انحصار مدتى است این موضوع در هیئت دولت مطرح است ولى متأسفانه به واسطه کارهاى دیگرى هم که داشتیم نتوانستیم یک تصمیم قطعى در این موضوع اتخاذ کنیم. آقاى رئیس کل دارایی که هفته پیش در دفتر بنده بودند یک تقاضایى داشتند که مانند سایر انحصارها این انحصار پنبه را به وزارت دارایی واگذار کنید. در این موضوع بنده هنوز موافقت نکردم براى این که شکایاتى که راجع به سایر انحصارات است در داخل و خارج می­شنوم این است یک مطالعات بیشترى خواهم کرد در این که انحصار پنبه را لغو کنیم یا داشته باشیم در دست وزارت کشاورزى باشد یا بدهیم به وزارت دارایی این یک موضوعى است که بنده امروز نمی­توانم جواب را به طور قطع عرض کنم و موکول می­شود به آتیه نزدیک .

فرمند- آقا لغوش کنید راحت بشوید .

رئیس- آقاى اردلان .

اردلان- عرض کنم فرمایشاتى که ایشان فرمودند بیشتر مؤید همین قسمت بود که انحصار پنبه به ضرر مملکت است ما مشاهده کردیم که آن سال اول که پنبه را انحصار کردند و این تضییقات نسبت به زارعین اجرا شد محصول پنبه ایران 33 هزار تن بود ولى این همان طور که آقاى وزیر فرمودند امروز 10 هزار تن شده است یعنى به ثلث رسیده و این البته نتیجه انحصار است (یکى از نمایندگان- اول هم انحصار بوده است) ولى هنوز رعایا مزه انحصار را نچشیده بودند آقاى وزیر کشاورزى فرمودند که منظور دولت از انحصار پنبه جلوگیرى از ورود پنبه خارجى به ایران بوده است عجب جلوگیرى شده است نتیجه معکوسى بخشیده است که با چشم خودمان دیده­ایم که بانک ملى ایران می­گوید که من اعتبار اسنادى باز کرده­ام که پنبه را از خارجه وارد کنند (سیف­پور- وارد شده است) بلى وارد شده است مسافت مصر تا اینجا ده برابر مسافت مازندران است تا اصفهان ولى با وجود این محصول خارجه با محصول داخله ما رقابت می­کند و این براى همین است که اینها این بلا را به سر مردم بیچاره آورده­اند و آقاى وزیر کشاورزى در ضمن مذاکرات خودشان (به طور استعاره) فرمودند که این گناه دیگرى است ولى آقا بنده عرض می­کنم که ما به غیر از دولت کسى را نمی­شناسیم اگر بانک ملى هم اعتبار

+++

باز کند باید اعتراض بکنید و باید بگویید که اگر تو پول دارى باید به درودى بدهى و او هم به زارع و برزگر بدهد و تا امروز معطل نشوند که 2600000 تومان پول بگیرند و این اعتبارات اسنادى را در داخله ایران باز بکنند نه این که در مصر بنابراین بنده از آقایان نمایندگان استدعا می­کنم حالا که قضیه روشن شد براى ما در جلسه آتیه یک طرحى تهیه کنیم به قید دو فوریت و خودمان را از شر این انحصار راحت کنیم (صحیح است).

رئیس- آقاى فرمانفرماییان هم سؤالى از وزارت راه کرده­اند .

جمعى از نمایندگان- دستور- دستور

رئیس- در دستور هم چیز مختصرى است. آقاى وزیر کشاورزى توضیحى دارند بفرمایند .

وزیر کشاورزى- توضیح بنده این است که اولاً این که عرض کردم پنبه به 33 هزار تن رسید این سال چهارم انحصار بود که همه جور مساعدت می­شد و در حدود سه میلیون و نیم تومان در سال به آنها پیش قسط داده می­شد و از حیث بذر هم به آنها کمک می­شد و الیافى که پنبه­هاى ما امروز دارند با آن چیزى که قبل از انحصار داشتند متخصصین می­توانند تشخیص بدهند که کاملاً فرق کرده است و بنده مخصوصاً عرض می­کنم که در موقع انحصار بود که ما مقدارى پنبه به شوروى و آلمان و ژاپن صادر کردیم و این در نتیجه عمل انحصار بود که این موفقیت­ها حاصل شده بود و این را باید عرض کنم که اگر از دو سال پیش از این که نسبت به پنبه متصدیان مستقیم و غیر مستقیم عملى انجام نداده­اند این گناه آنها نیست زیرا مشکلات را خود آقایان می­دانند وقتى که پول در دسترس نبود ما نمی­توانستیم پول برسانیم به کشاورزان ولى راجع به تخم پنبه امسال در مازندران یک مقدارى از این تخم پنبه­ها فاسد شد براى این که وسیله حمل و نقل در دست نبود و ما نتوانستیم به موقع خود آن قراردادى را که باید با وزارت پیشه و هنر برقرار کنیم و تخم پنبه را براى روغن کشى تسلیم کنیم و یک گرفتارى براى تعیین قیمت او بود که از حدود اختیارات ما خارج بود لهذا مدتى طول کشید و در نتیجه آنچه که گزارش داده شده به بنده در حدود 44 درصد تخم پنبه­ها فاسد شده است ولى مطابق قراردادى که با کارخانه­جات چیت سازى بسته شد 25 درصد این را کان لم یکن گرفتند. بالاخره 11 درصد به ضرر وزارت کشاورزى و به ضرر تخم پنبه تمام شد که روغن آن کمتر خواهد بود. اما باید در نظر بگیرید عدم وجود وسایل حمل و نقل و نداشتن واگون و اتومبیل و لاستیک و تمام اینها (بعضى از نمایندگان- پس از حمل از کرمان و بوشهر و سایر جاها به چه وسیله­اى بود؟) . . .

توضیحاتی که بنده عرض می­کنم یکى عمل دولت است و یکى عمل تجار است که خصوصى است و وزارت کشاورزى نمی­تواند در کارهاى خصوصى آنها دخالت کند در هر صورت استفاده شخصى می­کنند (اردلان- در باربرى؟) در باربرى هم یک عملیات شخصى ممکن است بکنند و منافع ببرند و انحصارها کلیتاً در صورت خوب عمل کردن به نفع دولت و کشاورزان خواهد بود .

5- تصویب نمایندگى آقاى حشمتى

بعضى از نمایندگان- دستور- دستور

نقابت- اجازه بفرمایید یک طرحى است از کمیسیون دادگسترى باید قرائت شود و دیگر راجع به طلاهاى آستان قدس رضوى است .

رئیس- بله در دستور آنها را داریم و همچنین راپورت شعبه هم راجع به انتخابات کمره و محلات است که قرائت می­شود:

مجلس شوراى ملى‏

انتخابات کمره و محلات نظر به سوء جریانى که در انتخابات انجمن اولیه بود مدتى دچار وقفه گردیده. در نتیجه شکایات متعدد اهالى آقایان اشترى و ملک­الکلامى و سرهنگ آشورى به مجلس اعزام می­شوند. آقایان نامبرده انجمن را غیر قانونى تشخیص داده و پس از انحلال آن انجمن دیگرى انتخاب می­شود و انجمن جدید در تاریخ 17/ 2/ 23 شروع به توزیع تعرفه و اخذ رأى می‌نماید در نتیجه آقاى حشمتى با اکثریت 9918 از 10100 رأى حائز اکثریت می­شوند و شعبه 3 به اتفاق آراء صحت انتخاب آقاى حشمتى را تصویب و گزارش آن را تقدیم می­دارد.

+++

بعضى از نمایندگان- رأى بگیرید .

رئیس- مخالفى نیست (اظهارى نشد) رأى گرفته می­شود به نمایندگى آقاى حشمتى آقایان موافقین قیام فرمایند (اکثر برخاستند) تصویب شد .

‏6- شور گزارش کمیسیون قوانین دارایی راجع به کتیبه­هاى آستان قدس

رئیس- گزارش کمیسیون قوانین دارایی راجع به کتیبه­هاى آستان قدس قرائت می­شود:

گزارش از کمیسیون قوانین دارایی به مجلس شوراى ملى‏

کمیسیون قوانین دارایی لایحه شماره 4631 دولت راجع به استرداد کتیبه­هاى آستان قدس رضوى را با حضور آقاى وزیر دارایی مطرح نموده با عین ماده واحده پیشنهادى دولت موافقت حاصل شده اینک گزارش آن به عرض مجلس شوراى ملى می­رسد:

ماده واحده- مجلس شوراى ملى به هیئت نظارت اندوخته اسکناس اجازه می­دهد کتیبه­هاى خط علیرضا عباسى متعلق به آستان قدس رضوى را که جزء پشتوانه اسکناس منظور شده در قبال دریافت معادل آن طلا به آستانه رضوى منتقل نماید .

رئیس- آقاى مخبر فرهمند.

مخبر فرهمند- اولاً موضوعى که مورد توجه بعضى آقایان هست و یک عده هم در ورقه موافق مخالف اجازه خواسته­اند که مذاکراتى بکنند اگر آقایان اجازه می­دهند که وارد مذاکره بشوم و الا باشد براى جلسه دیگر (بعضى از نمایندگان- بفرمایید) بنده با این لایحه که تقدیم مجلس شده است مخالفتى ندارم و کاملاً هم موافقم فقط مخالفت بنده در اصل عملى است که واقع شده اشخاصى که می­آیند یک نذوراتى یا یک املاکى با یک اشیایى را وقف می­کنند به این نیت است که عین آن نذر یا وقف محفوظ بماند (صحیح است) و الّا اگر نیت این باشد که بنده یک شیئى طلایى یا یک قندیلى یا کتیبه را با یک قیمت گزافى بیاورم و در یک مکان مقدسى نصب کنم بعد بیایند آن را تبدیل به پشتوانه یا خرید ملک بکنند این جایز نیست و برخلاف نیت واقف و قانون است (صحیح است) حالا خوشبختانه یک قسمتى از آن چه را از آستانه آورده­اند و تحویل بانک داده­اند و گویا مقدار آن طلا کلیتاً پنجاه و چند من بوده است آن قسمت کتیبه را هیئت نظارت محفوظ داشته است از نقطه­نظر حفظ آثار صنعتى آن در هر صورت آن قسمت محفوظ مانده است و همان طور که آقاى فیروزآبادى در دو جلسه قبل اظهار فرمودند و همچنین آقاى نراقى هم اظهار فرمودند بعد از این که اعلیحضرت همایونى تشریف بردند به بانک و این قسمت را به نظرشان رساندند تأکید فرموده­اند که اعاده شود به محل خودش و نصب شود و قیمت آن را هم خودشان مرحمت فرمایند یا شخصاً می­پردازند از بابت حق­التولیه در هر حال ایشان قبول فرموده­اند که این قیمت را به بانک مرحمت فرمایند و این کتیبه­ها را بگیرند و در جاى خودش نصب کنند ولى چیزى که هست بقیه این طلاها را آن طورى که بنده شنیده­ام قرار بوده است که بعد از این که آن ضریح و صندوق را به هم زدند قرار شد یک ضریح شیر و شکرى یعنى از طلا و نقره تهیه و نصب شود مقدار نقره که در خود آستانه موجود است و طلاهایش هم همان است که اینجا به صورت شمش در آورده­اند. حالا البته بانک که اینها را گرفته است پول داده است و بایستى پولش را بگیرد و آن مقدار طلا را تحویل آستانه بدهد. بنده عقیده­ام این است و شاید همه انتظار دارند که اعلیحضرت همایونى از نقطه­نظر این که تولیت آستانه قدس با شخص پادشاه است ایشان بقیه طلا آلاتى که گرفته شده است و تحویل بانک شده است آنها را هم از جیب فتوت خودشان یا از حق­التولیه آنها را هم خریدارى و به آستانه تحویل نمایند که همان نظر اجرا شود. البته تصدیق می‌فرمایید که این نذوراتى که به مشاهد مقدسه داده می­شود مخصوصاً حضرت رضا متعلق به ایرانى و ایران تنها نیست از همه جا و از تمام ممالک اسلامى مى­آورند و آنجا تقدیم مى­کنند به این نیت که در آنجا محفوظ بماند و به اعتماد این می­آورند که آنجا حفظ بشود. اگر ما یک احصائیه در نظر بگیریم از چند سال قبل به این طرف که این عمل شده است و نسبت به سال­هاى قبل احصا

+++

کنیم خواهیم دید که این عمل از نقطه­نظر این که خلاف نیت واقف بوده است صدى شصت یا صدى هفتاد تنزل کرده است یعنى دیگر مردم اعتماد نمی­کنند. به هر حال یک موضوع دیگرى را که بنده خواستم عرض کنم این است که وزارت فرهنگ که اوقاف هم جزء او است و در قانون هم که بنده مراجعه کردم حتى نظارت در مشاهده مقدسه را هم دارد متأسفانه ایشان حضور ندارند بنده می­خواهم سؤال کنم ببینم آیا بودجه و درآمد و هزینه آستانه و نقل و انتقالاتى که شده و خرید و فروش­هایى که به عمل آمده است آیا وزارت فرهنگ اطلاعى دارد یا نه؟

بعضى از نمایندگان- خیر وزارت فرهنگ حق دخالت در موقوفاتى که تولیت آن با سلطان عصر است ندارد .

مخبر فرهمند- . . . اجازه بفرمایید بنده که منکر تولیت نشدم بنده عرض می­کنم در قانون مراجعه کردم حق نظارت دارد (بعضى از نمایندگان- ندارد) خوب اگر هم ندارد باید داشته باشد. بنده می­خواهم سؤالى بکنم از کى سؤال بکنم که آقا شما این عملى را که کرده­اید وزیر مسئول کیست و اگر ندارد باید داشته باشد باید بودجه آنجا هر سال به طور رساله منتشر شود و تمام اشخاصى که ذى نفع علاقه­مند هستند بدانند حتى مسلمین دنیا که ذى­علاقه هستند اطلاع پیدا کنند بنده نظرم این بود که این قسمت بایستى محرز و مسلم باشد که یک نظارت بیشترى در عمل آستانه بشود و مردم باید آگاه بشوند و اگر می­فرمایید وزارت فرهنگ حق ندارد و مجلس هم حق ندارد بنده هم عرض ندارم .‏

رئیس- آقاى نقابت پیشنهاد می­کنند لایحه به جلسه دیگر موکول شود. این را هم عرض می­کنم براى این که در جلسه آتیه تسریع شود به کار این لایحه آقاى نراقى که سمت نمایندگى بانک ملى را دارند فرمودند که روز یکشنبه که اعلیحضرت تشریف آوردند به بانک فرمودند که معادل طلاى کتیبه­ها طلا بخرند و بعد این کتیبه­ها را تعمیر کنند و آن کتیبه­ها را یکى دو هفته بگذارند در نظر اشخاصى که می­خواهند این کتیبه­ها را ملاحظه کنند اگر این طور باشد ممکن است البته در نظریات آقایان موافق و مخالف یک تغییراتى حاصل می­شود و در جلسه آتیه زودتر تصویب شود .

بهبهانى- یک خبرى از کمیسیون دادگسترى رسیده است آن را بخوانید .

رئیس- اجازه بفرمایید این قسمت تکلیفش معلوم شود (مخالفى نیست) پس می­ماند براى جلسه بعد .

7- قرائت گزارش کمیسیون دادگسترى راجع به طرح پیشنهادى اصلاح پاره از قوانین

حالا آن راپورت کمیسیون دادگسترى خوانده می­شود چیزى نیست تقاضاى کمیسیون است مطابق نظامنامه فقط باید به استحضار برسد .

ریاست محترم مجلس شوراى ملى‏

نظر به ماده 23 آیین­نامه داخلى مجلس شوراى ملى نسبت به گزارش کمیسیون مبتکرات راجع به طرحى که جمعى از نمایندگان دوره سیزدهم قانونگذارى به تاریخ مهرماه 321 براى اصلاح بعضى قوانین تقدیم کرده بودند و در کمیسیون دادگسترى سابق مطرح و بعضى مواد آن تصویب شده و بقیه در کمیسیون مانده است کمیسیون دادگسترى فعلى تقاضا دارد گزارش طرح مزبور را به کمیسیون دادگسترى ارجاع نمایند .

8-موقع و دستور جلسه بعد- ختم جلسه

رئیس- اگر اجازه می­فرمایید جلسه را ختم کنیم (صحیح است) جلسه آینده روز یکشنبه 21 خرداد سه ساعت قبل از ظهر دستور هم گزارشى که امروز خوانده شد راجع به طلا و گزارش­هاى دیگر راجع به نظام و غیره اگر چاپ شود .

مجلس یک ساعت بعد از ظهر ختم شد

رئیس مجلس شوراى ملى- سید محمد‌صادق طباطبایی‏

+++

یادداشت ها
Parameter:294132!model&5137 -LayoutId:5137 LayoutNameالگوی متنی کل و اخبار(مشروح مذاکرات)