کتابخانه، موزه و مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی


صفحه اصلی » مشروح مذاکرات » مشروح مذاکرات مجلس ملی » دوره پانزدهم مجلس ملی

0.0 (0)
مشروح مذاکرات مجلس ملى، دوره ‏15
[1396/05/24]

جلسه: 34 صورت مشروح مذاکرات مجلس روز سه‌شنبه اول دی ماه 1326  

فهرست مطالب:

1. تصویب صورت مجلس‏

2. اجراى مراسم تحلیف‏

3. طرح و تصویب دو فقره اعتبارنامه‏

4. قرائت گزارش مرخصى آقاى بهادرى‏

5. تعطیل جلسه به عنوان تنفس‏

مشروح مذاکرات مجلس ملى، دوره ‏15

 

 

جلسه: 34

صورت مشروح مذاکرات مجلس روز سه‌شنبه اول دی ماه 1326

 

فهرست مطالب:

1. تصویب صورت مجلس‏

2. اجراى مراسم تحلیف‏

3. طرح و تصویب دو فقره اعتبارنامه‏

4. قرائت گزارش مرخصى آقاى بهادرى‏

5. تعطیل جلسه به عنوان تنفس‏

 

مجلس ساعت شش بعد از ظهر به ریاست آقاى رضا حکمت تشکیل گردید.

1. تصویب صورت مجلس‏

صورت مجلس روز چهارشنبه 18 آذر ماه را آقاى فولادوند (منشى) به شرح زیر قرائت کردند.

ساعت شش و بیست دقیقه بعد از ظهر روز چهارشنبه 18 آذر مجلس ریاست آقاى رضا حکمت تشکیل و صورت جلسه پیش قرائت و پس از تذکر آقاى امینى تصویب شد.

اسامى غایبین جلسه گذشته که ضمن صورت مجلس خوانده شده:

غایبین بااجازه - آقایان: عزت‌الله بیات - اورنگ - حسین وکیل.

غایبین بى‌اجازه - آقایان: حسن اکبر - کامل ماکویی - دکتر جلال عبده - مسعود ثابتى - دکتر شفق - تقى‌زاده - نیکپور - ساعد.

دیرآمده بى‌اجازه - آقاى رستم گیو.

آقاى عباس اسکندرى گفتند راجع به استیضاحى که کرده‌اند طبق ماده 44 اخطار نظامنامه‌ای دارند.

آقاى نخست وزیر اظهار نمودند قریب 22 ماه عهده‌دار مسئولیت و سرنوشت ایران عزیز بودم و در حوادثى که گذشت تمام هم من مصروف رفع مخاطرات از کشور بوده و اکنون که به حمدالله خطر تجزیه از مملکت دور شده انجام این امر را یکى از بزرگ‌ترین افتخارات سیاسى زندگى خود می‌دانم و سپس راجع به علت مداراى خود با متجاسرین گفتند در آن موقع ارتش آماده این کار نبود و پایان جنگ خانگى نیز پیش‌بینى نمی‌شد و این که نسبت به سوء استفاده می‌دهند در 22 ماه زمامدارى یک دینار حقوق نگرفته‌ام و به چند فقره جواز صادراتى هم براى هزینه مشکلات حزب دمکرات و خدمات آن در راه نجات کشور از خطر تجزیه عنوان سوء استفاده نمی‌توان داد و باید کارى کرد که بعد از این رجال ایران جرأت کنند و خود را در راه کشور به میدان مخاطره بیندازند و دستمزد آنها پس از رفع مخاطرات ناسزا و قدر ناشناسى نباشد، حزب دمکرات ایران وقتى تأسیس شد که احزاب دیگر در منتهای قدرت بودند و در نتیجه وجوهى که این حزب در اختیار داشت از پیشرفت خطرناک تجزیه‌طلبان جلوگیرى کرد و راه بازگرفتن آذربایجان را مهیا ساخت، مجلس شوراى ملى افتتاح گردید و فراکسیون پارلمانى حزب با 75 نفر عضو تشکیل شد و چون آقایان سوگند یاد کرده بودند که تا آخر دوره پانزدهم نسبت به حزب و رهبر آن وفادار باشند مجدداً قبول مسئولیت کردم تا پایه‌های اساس اصلاحات ایران جوان گذاشته شود و 93 نفر از آقایان نسبت به برنامه اصلاحات که هفت سال به طول می‌انجامید و باید به وسیله مجلس و فراکسیون پارلمانى به مرحله عمل درآید و حقوق ایران در مورد بحرین و نفت جنوب تأمین بشود رأى اعتماد دادند ولى پس از رد مقاوله‌نامه نفت بدون آن که اتفاق قابلى افتاده یا خیانتى شده باشد وضع مجلس دگرگون و هر روز دلسرد کننده‌تر شد و فراکسیون دمکرات کم کم رو به تحلیل رفت.

آقاى نخست وزیر با توضیحات دیگرى نسبت

+++

به حدود قواى مختلف کشور و مداخله در قوه مجریه و تحریکاتى که علیه دولت شده گفتند وقتى در مورد کسى که مملکت را به تصدیق دوست و دشمن نجات داده این قسم معامله می‌شود با دیگران چه خواهد شد و در هر حال از دستمزدى که مجلس شوراى ملى به من می‌دهد سپاسگزارم و تقاضاى رأى می‌کنم و تذکر می‌دهم که ملت ایران و افکار عمومى دنیا متوجه رأى آقایان خواهد بود که در اوضاع آینده کشور مؤثر است.

آقاى مهندس رضوى اظهارنمودند ایشان و دوستان‌شان که در حزب دمکرات عضویت داشته‌اند تصویب می‌کنند که این حزب انجام وظیفه نموده است ولى وقتى کسى به مجلس می‌آید با اشخاص عادى فرق می‌کند و هر گونه تعهدى که قبل از ورود به مجلس شده باشد مانع رعایت اصول شرافتى وکالت نیست و هر کس از وظیفه مالى خود تخطى کند وکیل ملت نمی‌باشد و با حفظ آن وفادارى و احترام نمی‌توان با جریان‌های اخیر مملکت و تحولات همان حزب کمال مخالفت را نداشته باشم و چون مرام حزب دمکرات اجرا نمی‌شود نمی‌توانیم در فراکسیون این حزب شرکت کنیم و در مملکتى که اوضاع ادارى آن آشفته است با برنامه اقتصادى که وسیله سوء استفاده از اموال دولت و اسباب فقر میلیون‌ها مردم است نمی‌توان اصلاحاتى کرد و گفتم اگر تشکیلات جدیدى در مملکت به وجود آید و ادارات دولت اعم از لشکرى و کشورى تصفیه شود ما پشتیبانى خواهیم کرد و احترام ما نسبت به کسانى که فداکارى کرده‌اند همیشه باقى خواهد بود ولى دیدیم یک بودجه هشتصد و چند میلیونى با همان تشکیلات قدیم براى تحمیل به طبقات ضعیف و راحت چند هزار نفر به مجلس داده شد که نمی‌توانستیم از این حزب تقویت کنیم و در خاتمه گفتد به این دلایل 22 نفر از آقایان عدم پشتیبانى خود را از آقاى قوام اعلام می‌کنند و در رأى نسبت به دولت شرکت نخواهند کرد آقاى جواد گنجه‌ای نیز گفتند فراکسیون اتحاد ملى هم عدم اعتماد خود را به دولت اعلام می‌کند. آقاى فولادوند طبق ماده 102 اعتراض نموده گفتند مملکت ما ضعیف است و ممکن است مورد خطر قشون‌های خارجى واقع شود وکیل باید مصون از تعرض باشد رأى وکیل باید در حضور نمایندگان و تماشاچى و جراید داده شود تا معلوم شود آزادانه رأى می‌دهد.

آقاى رئیس اظهار نمودند پیشنهاد شده است با مهره سیاه و سفید رأى گرفته شود در حالی که باید موافقین و مخالفین معلوم باشند و این سابقه گذاشته نشود و پس از اخذ رأى 46 ورقه سفید موافق و 39 ورقه کبود مخالف و 5 ممتنع شماره شد و آقاى رئیس بیان نمودند بنابراین اکثریت حاصل نیست ساعت 7 و چهل دقیقه بعد از ظهر مجلس خاتمه یافت و جلسه آینده به روز پنجشنبه موکول گردید.

رئیس - آقاى نبوى نسبت به صورت مجلس نظرى دارید؟

نبوى - قبل از دستور عرایضى می‌خواستم به عرض برسانم.

رئیس - آقاى آشتیانى‌زاده نسبت به صورت مجلس نظرى دارید؟

فرامرزى - دستور، دستور.

آشتیانى‌زاده - خیر قبل از دستور عرایضى داشتم.

رئیس - آقاى ارباب گیو نسبت به صورت مجلس نظرى دارید؟

ارباب گیو - خیر قبل از دستور.

رئیس - آقاى دکتر معظمى نسبت به صورت مجلس اعتراضى دارید؟

دکتر معظمى - بنده به صورت مجلس اعتراضى دارم.

رئیس - بفرمایید.

دکتر معظمى - عرض کنم که بنده اعتراضم نسبت به صورت مجلس این است که مقصود از رأى علنى این بود که نام رأى دهندگان در مجلس شوراى ملى قرائت بشود علاوه بر این که در همان روز در مجلس شوراى ملى قرائت نشد در خلاصه صورت مجلس هم ذکرى نشده است بنابراین این معنى رأى علنى نیست بایستى اسامى آقایان خوانده شود که اگر اشتباهى شده باشد رفع شود بنابراین تمنا می‌کنم که مقرر بفرمایید در آتیه رعایت بشود.

رئیس - باید نوشته شود اصلاح می‌شود صورت مجلس جلسه پیش تصویب شد آقاى نبوى و یک عده از آقایان قبل از دستور تقاضاى نطق کرده‌اند.

نمایندگان - دستور، دستور.

آشتیانى‌زاده - بنده با ورود در دستور مخالفم.

رئیس - بفرمایید.

محمد‌على مسعودى - حقوق کارمندان مجلس را نداده‌اند بودجه مجلس را بیاورند.

آشتیانى‌زاده - وضعیت مملکت یک طورى است که هیچ کس آزادى ندارد و اتحادیه‌ها و احزاب را به زور سرنیزه می‌بندند (اقبال - کى همچون چیزى است آقا) هست آقا مدیر روزنامه آتش پریشب اینجا متحصن شده بود بنده باید قبل از دستور عرایضى بکنم و از نظر قانون اساسى فوریت دارد.

رحیمیان - آقاى آشتیانى‌زاده حزب توده را کى بست؟

آشتیانى‌زاده - همان اشخاصى که این احزاب را بستند.

2. اجراى مراسم تحلیف‏

رئیس - آقایانى که موافقند وارد دستور شویم قیام کنند (اکثر برخاستند) تصویب شد در دستور مراسم سوگند و مرخصی‌ها و اعتبارنامه‌ها بود حالا شروع می‌کنیم به مراسم سوگند (یک نفر از نمایندگان - کارپرداز هم انتخاب نشده) کارپرداز یک نفر باید انتخاب شود در جلسه آینده انتخاب خواهد شد آقایان بدانند که در جلسه آینده یک نفر کارپرداز انتخاب می‌شود (در این موقع به احترام ورود قرآن مجید حضار قیام کردند که پس از آن از طرف آقایان زیر مراسم تحلیف به عمل آمد و هر یک قسم‌نامه را به شرح زیر قرائت و امضا کردند)

بسم الله الرحمن الرحیم. من که در ذیل امضا می‌نمایم خداوند را به شهادت می‌طلبم و به قرآن مجید قسم یاد می‌کنم مادام که حقوق مجلس و مجلسیان مطابق قانون اساسى محفوظ و مجرى است تکالیفى را که به من رجوع شده است مهماامکن با کمال راستى و درستى و جد و جهت انجام داده و نسبت به اعلیحضرت شاهنشاه متبوع عادل مفخم خود صدیق و راستگو باشم و به اساس سلطنت و حقوق ملت خیانت ننمایم و هیچ منظورى نداشته باشم جز فواید و مصالح دولت و ملت ایران.

آقایان: گنابادى - گرگانى - فرامرزى - سزاوار - دکتر عبده - دکتر آشتیانى - عباس مسعودى - شریعت‌زاده - اسلامى - على‌اکبر ملکى - دکتر مصباح‌زاده - ناصرالدین ناصرى - وکیلى - عبدالقدیر آزاد - بوداغیان - امامى اهرى - خویی‌لر - مکرم - نواب - عباسى - فتحعلى افشار - فاضلى - هراتى.

رئیس - چون یکى از وظایف نمایندگان در ابتداى مجلس این است که قسم یاد کنند آقایانى که باقى می‌مانند در جلسه دیگر مراسم تحلیف به عمل خواهد آمد.

رضوى - بنده تذکرى راجع به همین ماده 11 قانون اساسى دارم.

رئیس - در چه قسمت؟

رضوى - در همین قسمتى که فرمودید فقط یک یادآورى می‌کنم و عرض دیگرى ندارم. عرض کنم در دستور هم فرمودید که گذاشته شود و به زبان گفته شود الان 6 ماه از عمر مجلس می‌گذرد، مطابق تفسیرى که از مجموع قانون اساسى می‌شود روى هم رفته وکالت یک نفر وکیل سه شرط دارد یکى انتخابات دوم رسیدگى به صلاحیت در مجلس سوم سوگند (صحیح است) در قانون اساسى تصریح دارد و به علاوه چندین جلسه هم مراسم سوگند اجرا شد و بعضى از رفقا هم نبودند یا این که اساساً نیامده‌اند و حال آن که در جمعیت‌های عادى که غالباً وقتى تشکیل می‌شود سوگند را من باب مزید اعتماد بر یکدیگر غالباً اجرا می‌کنند در یک جاى حساسى مثل مجلس بدون سوگند به نظر بنده صلاحیت ندارند به مجلس بیایند (صحیح است) تمنا می‌کنم امر بفرمایید که اسامى آقایانى که سوگند یاد نکرده‌اند یادداشت بکنند و در جلسه بعد لطفاً بفرمایید که حاضر بشوند و سوگند یاد کنند.

3. طرح و تصویب دو فقره اعتبارنامه‏

رئیس - پیشنهادى از طرف آقاى مهندس رضوى رسیده که اعتبارنامه آقاى صاحب دیوانى و عرب شیبانى در این جلسه مطرح شود (صحیح است)

(به شرح زیر قرائت شد)

پیشنهاد می‌کنم پرونده انتخاباتى فسا مقدم بر سایرین در جلسه امروز مطرح شود، مهندس رضوى‏

(در این موقع عده براى رأى کافى نبود)

رئیس - قریب بیست روز است که مجلس تشکیل نشده آقایان باید بیایند در جلسه تا بتوانیم پس از خواندن گزارش رأى بگیریم.

مکى - حالا مرخصی‌ها مطرح شود تا بعد که آقایان بیایند.

رئیس - براى مرخصی‌ها هم بایستى رأى گرفته شود. فعلاً گزارش انتخابات قرائت می‌شود تا عده براى رأى کافى شود. آقاى امامى اهرى.

(آقاى امامى اهرى مخبر شعبه یک گزارش مربوط به پرونده انتخابات فسا راجع به نمایندگى آقاى صاحب دیوانى را به شرح زیر قرائت کردند)

انتخابات فسا، در تاریخ 23/3/26 به موجب

+++

ماده 14 قانون انتخابات بنا به دستور فرماندار از طبقات شش‌گانه جهت تعیین اعضاى اصلى و على البدل انجمن نظارت انتخابات دعوت به عمل آمده پس از تعیین اعضاى اصلى و على البدل بلافاصله آگهى انتخابات منتشر و از تاریخ اول تا پنجم تیر ماه جهت توزیع تعرفه و اخذ آرا تعیین می‌گردد ولى به واسطه عدم آمادگى وسایل کار از روز دوم تیر ماه شروع به توزیع تعرفه و اخذ آرا می‌شود بعداً با موافقت بازرس اعزامى و فرماندار از فسا و اعضای انجمن در حوزه اصلى تا روز 11 تیر و ر حوزه‌های فرعى تا 6 تیر مدت توزیع تعرفه و اخذ رأى تمدید می‌گردد ولى در تاریخ ششم تیر ماه تلگرافى مبنى بر این که باید انجمن نظارت تجدید گردد از طرف وزارت کشور به فرماندارى مخابره شده و فرماندار بلافاصله مفاد تلگراف را به اعضای انجمن اعلام نموده ناگزیر در همان روز مراتب صورت مجلس شده و صندوق‌ها ممهور می‌گردد به واسطه این پیش‌آمد اهالى تلگرافاتی مبنى بر صحت و آزادى انتخابات به وزارت کشور مخابره می‌نمایند در نتیجه آقاى سرابندى رئیس دادگسترى استان 7 مأمور رسیدگى می‌شوند پس از رسیدگى کامل چون شکایت رسیده مستند به دلیل نبوده و صحت و درستى انتخابات مسلم می‌گردد بنابراین از روز 11 شهریور ماه 26 شروع به استخراج و قرائت آرا می‌شود.

و در تاریخ 13/6/326 استخراج و قرائت آرا خاتمه می‌یابد و از تاریخ 14/6/ 26 تا 20/6/26جهت وصول شکایات اهالى اعلام می‌گردد در مدت مزبور چندین فقره شکایات به انجمن می‌رسد ولى امضای ذیل بعضى از شکایات مشکوک به نظر رسیده و مجعول تشخیص می‌گردد و بقیه شکایات هم چون مستند به دلیل نبوده و مردود تشخیص داده می‌شود و در تاریخ بیست و هشتم شهریور ماه 326 انجمن مبادرت به صدور اعتبارنامه به نام آقاى غلامحسین صاحب دیوانى که در درجه اول به اکثریت 17196 رأى از 36634 رأى مأخوذه به نمایندگى پانزدهمین دوره تقنینیه مجلس شوراى ملى از طرف اهالى فسا انتخاب شده بودند می‌نماید. پس از ارجاع پرونده به شعبه اول شعبه شروع به رسیدگى نموده و در مدت مقرر شکایاتى به شعبه واصل گردیده و شعبه پرونده را به یک سو کمیسیون سه نفرى جهت خلاصه کردن آن ارجاع نموده کمیسیون پس از رسیدگى به دلیل و برهان صحت انتخابات فسا را به عرض شعبه می‌رساند و شعبه هم پس از رسیدگى کامل در جلسه 10/9/1326 به اتفاق آرا صحت انتخابات فسا و همچنین نمایندگى آقاى غلامحسین صاحب دیوانى را تأیید و اینک گزارش آن را تقدیم مجلس شوراى ملى می‌نماید.

رئیس - رأى می‌گیریم به نمایندگى آقاى صاحب دیوانى از فسا آقایانى که موافقند قیام فرمایند (اکثر برخاستند) تصویب شد. آقاى امامى اهرى.

(آقاى امامى اهرى مخبر شعبه اول گزارش پرونده انتخاباتى فسا را به نمایندگى آقاى عرب شیبانى به شرح زیر قرائت کردند.)

انتخابات فسا - پیرو گزارش شماره 1 راجع به انتخابات فسا و همچنین نمایندگى غلامحسین صاحب دیوانى چون آقاى عباسقلى عرب شیبانى در درجه دوم به اکثریت 12910 رأى از 36634 رأی مأخوذه به نمایندگى پانزدهمین دوره تقنینیه انتخاب شده‌اند و صحت نمایندگى ایشان در شعبه اول به اتفاق آرا تصدیق گردیده اینک گزارش آن جهت تأیید تقدیم مجلس شوراى ملى می‌گردد.

رئیس - رأى می‌گیریم به نمایندگى آقاى عرب شیبانى از فسا آقایانى که موافقند قیام فرمایند (اکثر برخاستند) تصویب شد.

4. قرائت گزارش مرخصى آقاى بهادرى‏

رئیس - یک گزارش‌هایی از کمیسیون عرایض و مرخصى راجع به مرخصى آقایان رسیده که قرائت می‌شود (باتمانقلیچ - آقا اعتبارنامه بنده را مطرح بفرمایید) اعتبارنامه شما بعد از اشخاصى است که بایستى مطرح شود اگر مایلید مطرح می‌شود (گزارش مرخصى آقاى بهادرى به شرح زیر قرائت شد)

آقاى بهادرى براى انجام امور محلى حوزه انتخابى خود درخواست یک ماه مرخصى از تاریخ بیست و چهارم آبان 1326 نموده‌اند و مورد موافقت کمیسیون عرایض و مرخصى واقع شده اینک گزارش آن به عرض می‌رسد.

مخبر کمیسیون عرایض و مرخصى - اقبال‏

5. تعطیل جلسه به عنوان تنفس‏

رئیس - چون عده کافى نیست و محتاج به رأى است باید تأمل نمود تا عده کافى شود آقایان در خارج اظهار می‌کنند که باید مجلس کار کند و اصلاحاتى بکند بعد از دو هفته که مجلس تشکیل می‌شود این طور می‌شود و کارهاى داخلى مجلس به این صورت است.

اردلان - آقاى رئیس اسامى آنها را قرائت کنید.

دهقان - مطابق نظامنامه داخلى رفتار فرمایید.

آشتیانى‌زاده - عده براى مذاکره کافى است آقاى رئیس.

رئیس - چون گزارش خوانده شده محتاج به رأى است یک ربع تنفس داده می‌شود.

(ساعت 7 بعد از ظهر جلسه به عنوان تنفس تعطیل و دیگر تشکیل نگردید).

اخبار مجلس

روز سه‌شنبه که قرار بود کمیسیون بودجه تشکیل شود به واسطه عدم حضور اکثریت تشکیل نگردید و لذا صورت غایبین بااجازه و بی‌اجازه را برای درج در آن روزنامه ارسال می‌دارد غایبین بااجازه آقایان بهبهانی - شهاب خسروانی - مهندس رضوی - اورنگ - دکتر شفق - دکتر عبده - افخمی - نیکپور

بی‌اجازه آقایان: آصف - صادقی

شماره 12623 - 27445      10/9/26

آقاى مجتبى فاطمى سردفتر اسناد رسمى شهر رى‏

به موجب این ابلاغ محل رسمیت دفاتر شما به تهران تبدیل می‌شود طبق مقررات مشغول انجام وظیفه شوید.

وزیر دادگسترى‏

شماره 27371/ 12228       10/9/29

آقاى مهدى مسیح‌نیا

به موجب این حکم به سمت سردفتردارى اسناد رسمى درجه اول تهران منصوب می‌شوید طبق مقررات مشغول انجام وظیفه شوید.

وزیر دادگسترى‏

شماره 27701/ 12564       12/9/26

آقاى احمد حیدرى‏

به موجب این ابلاغ دفاتر شما را در دهستان نیمشیربانه براى ثبت ازدواج و طلاق رسمیت می‌دهد.

وزیر دادگسترى‏

شماره 12455 - 27703      12/‌9/‌26

آقاى سید بهاء‌الدین غفارى‏

به موجب این ابلاغ دفاتر شما را در قریه کریم‌آباد (جزو دهستان فیض‌الله بیگى) کردستان براى ثبت ازدواج و طلاق رسمیت می‌دهد.

وزیر دادگسترى‏

شماره 2768112256         12/‌9/‌26

آقاى سید محمود میر بهبهانى سردفتر ازدواج و طلاق گرگان‏

نظر به این که بر اثر گزارش واصله در مورد واقعه ازدواج تحت تعقیف دادگاه انتظامى سردفتران و دادسراى شهرستان گرگان قرار گرفته‌اید به موجب این ابلاغ طبق ماده 39 قانون دفتر اسناد رسمى از تصدى دفاتر ازدواج و طلاق معلق می‌شوید

وزیر دادگسترى‏

شماره 11870 - 27705      12/9/26

آقاى بهاء‌الدین شریفى سردفتر ازدواج و طلاق قریه خلق‌آباد مشهد

نظر به این که بر اثر گزارش واصله تحت تعقیف دادسراى مشهد و دادگاه انتظامى سردفتران قرار گرفته‌اید به موجب این ابلاغ و طبق ماده 39 قانون اسناد رسمى از تصدى دفاتر ازدواج و طلاق معلق می‌شوید.

وزیر دادگسترى‏

شماره 11234 - 37677      12/9/26

آقاى محمد‌حسین ذکایی دفتریار سابق دفتر اسناد رسمى شماره 2 شیراز

به موجب این حکم به سمت سردفتردارى اسناد رسمى درجه دوم قصبه اردکان فارس منصوب می‌شوید که با حفظ درجه مزبور با درجه سوم و اجازه ثبت معاملات ملکى تا ده هزار ریال طبق مقررات مشغول انجام وظیفه شوید.

وزیر دادگسترى‏

شمار ه 10879/ 27709      12/9/26

آقاى روح‌الله طالبى دفتریار درجه اول و نماینده دفاتر اسناد رسمى شماره 16 و 19 تبریز

به موجب این حکم به سمت سردفترى اسناد رسمى درجه سوم دهستان سردرود منصوب می‌شوید طبق مقررات مشغول انجام وظیفه شوید.

وزیر دادگسترى

+++

انتصابات و احکام‏

در وزارت دادگسترى‏

26/ 9/3 آقاى محمد‌حسین خراباتى    لیسانسه حقوق                        به سمت کارمندى على‌البدل دادگسترى آبادن

3/9/ 26 آقاى حبیب دایی‌زاده           لیسانسه حقوق                        به سمت کارمندى على‌البدل دادگاه شهرستان تبریز

3/9/26 آقاى احمد‌على برومند          لیسانسه حقوق                        به سمت کارمندى على البدل دادگاه بخش خرمشهر

3/9/26 آقاى رحمت‌الله آزاد امین        دادگاه بخش اهواز                      به سمت ریاست دادگاه بخش جدیدالتأسیس کرج

3/9/26 آقاى غلامعلى لاریجانى         رئیس دادگسترى شهرستان سارى    به سمت مستشارى دادگاه استان 1 و 2

3/9/26 آقاى مهدى عظیما               رئیس دادگسترى شهرستان اردبیل     به سمت ریاست دادگاه شهرستان سارى

3/9/26 آقاى حسین توکلى              دادستان شهرستان اراک                  به سمت ریاست دادگاه شهرستان اردبیل

3/9/26 آقاى حسین شاکى                         لیسانسه حقوق                            به سمت دادیارى دادسراى اردبیل

5/9/26 آقاى محمود منتخب              رئیس شعبه دو دادگاه شهرستان رضاییه    به سمت دادیارى دادسراى استان پنجم

5/9/26 آقاى محسن حبیبى                         لیسانسه حقوق                            به سمت دادیارى دادسراى شهرستان ملایر

5/9/26 آقاى محمد‌حسن مجتهدى     امین شعبه 1 دادگاه بخش تبریز         به سمت شعبه دو دادگاه شهرستان تبریز

5/9/26 آقاى رحیم شربیانلو              امین شعبه 2 دادگاه بخش تبریز         به سمت امانت شعبه 1 دادگاه بخش تبریز

5/9/26 آقاى رحیم هویدا                 رئیس شعبه 2 دادگاه شهرستان تبریز به سمت کارمند على‌البدل دادگسترى آذربایجان

5/9/26 آقاى هادى طبیب‌زاده           لیسانسه حقوق                            به سمت دادیارى دادسراى شهرستان آبادان

8/9/26 آقاى تقى رازقى                  امین دادگاه بخش گرگان                  به سمت امانت دادگاه بخش سارى

8/9/26  آقاى ابوالقاسم معمایی        امین دادگاه بخش سارى                 به سمت امانت دادگاه بخش بابل

8/9/26 آقاى ضیاء‌الله مجد                امین دادگاه بخش بابل                    به سمت امانت دادگاه بخش گرگان

8/9/26 آقاى بهمن اوستا                لیسانسه حقوق                   به سمت کارمند على‌البدل دادگسترى بخش بندر پهلوى

8/9/26 آقاى محمد‌صادق ضیایی        لیسانسه حقوق                            به سمت دادیارى دادسراى شهرستان زنجان

8/9/26 آقاى محمود ناجى               لیسانسه حقوق                            به سمت دادیارى دادسراى شهرستان شیراز

9/9/26 آقاى محمد‌حسن شیرازى      رئیس شعبه 5 دادگاه استان 1 و 2     به سمت کارمند دیوان کشور

9/9/26 آقاى محمد صدر                  رئیس شعبه 2 دادگاه استان 1 و 2     به سمت کارمند دیوان کشور

9/9/26 آقاى حسین سیاسى          دادستان استان یک گیلان                 به سمت ریاست شعبه دو دادگاه استان 1 و 2

9/9/26 آقاى ابوالفضل صدر               دادیار دیوان کشور                          به سمت مستشارى دیوان کشور

9/9/26 آقاى على اسلام‌پرست         کارمند منتظر خدمت                        به سمت بازپرس اداره کل بازرسى امور ادارى

9/9/26 آقاى حسین فروغ                دادستان شهرستان کرمان               به سمت دادستان استان یک گیلان

9/9/26 آقاى على‌اکبر توکلى            کارمند منتظر خدمت                 به سمت کارمند اصلى دادگاه تجدید نظر املاک واگذارى

9/9/26 آقاى محمد بیات                  کارمند منتظر خدمت                        به سمت مستشارى دادگاه استان ششم

9/9/26 آقاى نصرالله دولت‌آبادى         مستشار دادگاه‌های استان 1 و 2    به سمت ریاست شعبه پنج دادگاه‌های استان 1 و 2

10/9/26 آقاى ابراهیم لاهوتى           بازپرس دادسراى مراغه                   به سمت منتظر خدمت

10/9/26 آقاى على‌اصغر تقوى          امین شعبه دو دادگاه بخش رضاییه     به سمت امانت شعب یک دادگاه بخش رضاییه

10/9/26 آقاى قاسم دانش              کارمند على‌البدل دادگسترى رضاییه    به سمت امانت شعب یک دادگاه بخش رضاییه

10/9/26 آقاى ابراهیم افتخار لاجوردى             لیسانسه حقوق                            به سمت کارمند على البدل دادگسترى رضاییه

11/9/26 آقاى على صدارت              رئیس شعبه 8 دادگاه استان 1 و 2     به سمت ریاست کل دادگاه‌های شهرستان تهران

11/9/26 آقاى وجیه‌الله فاضل سرجویی            مستشار دادگاه‌های استان 1 و 2      به سمت دادستانى دادسراى دیوان کیفر

11/9/26 آقاى خسرو قهرمان            دادیار دادسراى شهرستان مشهد      به سمت ریاست دادگاه جنحه شهرستان مشهد

11/9/26 آقاى غلامحسین معظمى    مستشار اول دادگان استان نهم         به سمت دادیارى دادسراى شهرستان مشهد

12/9/26 آقاى یعقوب خیامى            بازپرس دادسراى کردستان               به سمت بازپرسى شعبه 4 دادسراى همدان

12/9/26 آقاى ابراهیم وکیل              امین دادگاه بخش کردستان             به سمت بازپرسى دادسراى شهرستان کردستان

+++

بقیه جلسه 34 (2)

صورت مشروح مذاکرات مجلس روز پنجشنبه سوم دی ماه 1326

 

فهرست مطالب:

1. تصویب نه فقره مرخصی

2. طرح یک فقره اعتبارنامه‏

3. تعطیل جلسه به عنوان تنفس

 

مجلس ساعت شش و ده دقیقه بعد از ظهر بع ریاست آقای رضا حکمت به عنوان بعد از تنفس تشکیل گردید.

1. تصویب نه فقره مرخصی

رئیس - جلسه پیش به عنوان تنفس تعطیل شد صورت جلسه نیست و مرخصى آقاى بهادرى مطرح می‌شود که قرار شد رأى گرفته شود حالا کارهاى امشب اعتبارنامه‌ها و مرخصی‌ها است و بعد هم اگر مجال شد انتخاب یک کارپرداز.

(گزارش مرخصى آقاى بهادرى را به شرح زیر آقاى فولادوند منشى قرائت کردند)

آقاى بهادرى براى انجام امور محلى حوزه انتخاباتى خود درخواست یک ماه مرخصى از تاریخ بیست و چهارم آبان 1326 نموده‌اند و مورد موافقت کمیسیون عرایض و مرخصى واقع شده اینک گزارش آن به عرض می‌رسد.

رئیس - آقایانى که با مرخصى آقاى بهادرى موافقند قیام کنند (اکثر برخاستند) تصویب شد.

(گزارش مرخصى آقاى بهار به شرح زیر قرائت گردید)

جناب آقاى بهار به واسطه کسالت مزاج و لزوم استراحت به موجب گواهى پزشک معالج درخواست سه ماه مرخصى از تاریخ 12 مهر 1326 نموده‌اند و مورد موافقت کمیسیون عرایض و مرخصى واقع شده این که گزارش آن به عرض می‌رسد.

رئیس - آقایانى که با مرخصى آقاى بهار موافقند قیام کنند (اکثر برخاستند) تصویب شد.

(گزارش مرخصى آقاى صدرزاده به شرح زیر قرائت گردید)

آقاى صدر‌زاده براى انجام امور محلى درخواست 15 روز مرخصى از تاریخ 14 آبان 1326 نموده‌اند و کمیسیون عرایض و مرخصى با این درخواست موافقت نموده اینک گزارش آن تقدیم می‌شود.

رئیس - آقایان موافقین با مرخصى آقاى صدر‌زاده قیام کنند (اکثربرخاستند) تصویب شد.

(گزارش مرخصى آقاى عباس اسلامى به شرح زیر قرائت گردید)

آقاى اسلامى براى رسیدگى به امور محلى درخواست 15 روز مرخصى از تاریخ 28 مهر ماه 1326 نموده‌اند مورد موافقت کمیسیون عرایض و مرخصى واقع شده اینک گزارش آن تقدیم می‌شود.

رئیس - آقایانى که با مرخصى آقاى اسلامى موافقند قیام کنند (اکثر برخاستند) تصویب شد.

(گزارش مرخصى آقاى گنابادى به شرح زیر قرائت گردید)

آقاى گنابادى به واسطه امتداد کسالت یک ماه و هفده روز از تاریخ 19 مهر ماه 1326 به موجب گواهى پزشک معالج از حضور در مجلس معذور بوده‌اند و درخواست تصویب آن را نموده‌اند کمیسیون عرایض و مرخصى با درخواست ایشان موافقت نموده اینک گزارش آن را تقدیم می‌نماید.

رئیس - آقایانى که موافقند با مرخصى آقاى گنابادى قیام کنند (اکثر برخاستند) تصویب شد.

(گزارش مرخصى آقاى پالیزى به شرح زیر قرائت گردید)

آقاى پالیزى به واسطه دوام کسالت از تاریخ

+++

سى و یکم شهریور 1326 به موجب گواهى پزشک معالج تا نهم مهر ماه معالجه ایشان دوام داشته و اینک درخواست ده روز تمدید مرخصى سابق خود را نموده کمیسیون عرایض و مرخصى با درخواست ایشان موافقت نموده اینک گزارش آن را تقدیم می‌نماید.

رئیس - آقایانى که با مرخصى آقاى پالیزى موافقند قیام کنند (اکثر برخاستند) تصویب شد.

(گزارش مرخصى آقاى ناصر‌الدین ناصرى به شرح زیر قرائت گردید)

آقاى ناصر‌الدین ناصرى براى رسیدگى به امور شخصى درخواست 24 روز مرخصى از تاریخ 17 آبان 1326 نموده و ضمناً مقررى این مدت را به شیر و خورشید سرخ تبریز اختصاص داده‌اند که به وسیله کارپردازى مجلس شوراى ملى به مؤسسه نامبرده پرداخته شود کمیسیون عرایض و مرخصى با این درخواست موافقت نموده اینک گزارش آن تقدیم می‌شود.

رئیس - آقایانى که با مرخصى آقاى ناصرى موافقند قیام کنند (اکثر برخاستند) تصویب شد.

(گزارش مرخصى آقاى ساعد به شرح زیر قرائت گردید)

جناب آقاى ساعد براى معالجه خانم خودشان لازم شده است به خارج از کشور مسافرت کنند درخواست یک ماه مرخصى از تاریخ 17 آبان 1326 نموده‌اند کمیسیون عرایض و مرخصى با درخواست ایشان موافقت نموده اینک گزارش آن به عرض می‌رسد.

رئیس - آقایانى که با مرخصى آقاى ساعد موافقند قیام کنند (اکثر برخاستند) تصویب شد.

(گزارش مرخصى آقاى کامل ماکویی به شرح زیر قرائت گردید)

آقاى کامل ماکویی براى انجام امور محلى درخواست چهل روز مرخصى از تاریخ 20 مهر ماه 26 نموده‌اند مورد موافقت کمیسیون عرایض و مرخصى واقع شده اینک گزارش آن به عرض می‌رسد.

2. طرح یک فقره اعتبارنامه‏

رئیس - آقایانى که با مرخصى آقاى کامل ماکویی موافقند قیام کنند (اکثر برخاستند) تصویب شد. انتخابات اصفهان مطرح است راجع به آقاى اعزاز نیک‌پى، آقاى مکى و آقاى دکتر بقایی مخالفند آقاى دکتر بقایی بفرمایید.

دکتر بقایی - هر چند جریان اخیرى که راجع به تصویب دو سه اعتبارنامه در مجلس پیش آمد و بى‌اعتنایی که در این مورد به افکار عمومى شد مرا برآن می‌داشت که از اعتراض نسبت به اعتبارنامه آقاى اعزاز نیک‌پى چشم بپوشم اما چون عقیده دارم کسانى که به عنف حق ملى مردم را غصب کرده و می‌کنند بزرگ‌ترین ظلم و بیدادگرى را به جامعه روا می‌دارند و در کیش ما اعانت به ظالم و ظلم شمرده می‌شود و اعانت من و امثال من به این قبیل بیدادگران اجتماعى سکوت ما است در قبال ظلم و بیدادگرى آنها روا ندیدم و دور از انصاف دانستم که در این مورد سکوت کنم و به ندای وجدان خود پاسخ دهم و وظیفه ملى و اخلاقى خود را به ادا نرسانم و به هر تقدیر بهتر دیدم در مورد اعتبارنامه آقاى نیک‌پى اعتراضات خود را به سمع آقایان نمایندگان محترم برسانم و داورى را در این باب به وجدان پاک آقایان واگذار کنم زیرا شک ندارم که با این همه افتراق و تشتت که هست، آنجا که پاى حق و حقیقت در میان باشد این اختلافات و پراکندگی‌ها به اتحاد و یکانگى تبدیل می‌شود. امروز به نام حفظ مصالح ملتى که لااقل نام آن بر مجلسى که ما در آن گرد آمده‌ایم نهاده شده است از آقایان نمایندگان محترم درخواست می‌کنم اندکى به وظیفه خطیر خود متوجه شوند و کارهاى بزرگ را کوچک نپندارند و کارى نکنند که بیشتر از این احساسات عمومى به مجلس شوراى ملى بى‌اعتنا شود. نماینده محترم آقاى فرامرزى در یکى از مقالات کیهان چنان که روش ایشان است بسیار خوب این مطلب را تعبیر و توجیه کرده‌اند (فرامرزى - متشکرم) مجلس هیچ قوه‌ای جز افکار عمومى ندارد تنها این قوه است که ممکن است مجلس را براى ما نگاه دارد چنان که همین قوه مجلس شوراى ملى را به وجود آورده است افکار عمومى هم تا وقتى با مجلس همراه است که مجلس سرسازگارى با آن داشته باشد اگر ما اینجا بنشینیم و آنچه خود می‌اندیشیم بدون در نظر داشتن جوانب کار به موقع اجرا بگذاریم و ابداً ارزشى براى افکار عمومى قائل نشویم و کار به جایی بکشد که گروهى از مردم انتخاب ما را با بى‌اعتنایی و گروهى با استهزا تلقى کنند و گروهى دیگر نومیدوار چشم از این دستگاه ملى بپوشند نباید انتظار پشتیبانى و کمک از افکار عمومى داشته باشیم این حسابى است بسیار ساده که مجلس در هر حال باید احساسات و افکار مردم را با خود همراه سازد و چون معمولاً شعور اجتماعى به خطا نمی‌رود شأن مجلس و احترام و عظمت مقام مجلس در آن است که همواره در تصمیمات و نحوه عمل خود تکیه به افکار عمومى داشته باشد و به داورى ملت سر احترام فرود آورد و نتیجه این داورى را تنقید و تسجیل کند اگر کار مجلس به جایی بکشد که محکومین افکار عمومى را بپذیرد و علیرغم قضات این محکمه عالى در آغوش خود جاى دهد و بر مسند نمایندگى ملت بنشاند نباید توقع داشته باشیم که مردم به دیده احترام به او بنگرند و تصمیمات او را با حسن قبول تلقى کنند و به قدم اطاعت و رضا و رغبت پیش بروند و اگر خداى نکرده روز رخنه‌ای بر این اساس ملى وارد شود با کمال قدرت و ثبات عزم اراده از آن دفاع نمایند. آقایان نمایندگان محترم از شما انصاف می‌خواهم و وجدان شما را به داورى می‌خواهم در این پنج ماه و چند روز که هر روز فاصله بین ملت و مجلس را به عمد زیادتر کردیم و ملت را از مجلس رمیده‌تر و گریزان‌تر ساختیم.

حاذقى - این طور نیست چرا این کار را می‌کنید. عوام فریبى تا چه اندازه آقایان.

حائرى‌زاده - صحیح است.

رئیس - ساکت باشید آقایان نظم جلسه را رعایت کنید.

دکتر بقایی - من در اینجا خداوند را به شهادت می‌طلبم و کفى بالله شهیدا که از آنچه که می‌گویم هرگز قصد تظاهر و خودنمایی ندارم اما چون در بین طبقات مختلف زندگانى و با گروه بی‌شمارى از مردم روشنفکر و فهمیده این کشور که تنها امید آتیه ما هستند افتخار معاشرت دارم آقایان می‌بینم که این سهل‌انگاری‌ها چگونه در اذهان و افکار ایشان سوء اثر بخشیده و همه را بدبین و ناامید کرده است به طور خلاصه بگویم همه افراد مؤثر این مملکت پیش خود فکر می‌کنند که امروز از چشم نزدیک‌بین اولیاى امور آنچه ارزش دارد همان رسیدن به مقام و جمع ثروت است و بس حال این مقام و ثروت را از هر طریقى به دست آورد و به هر ترتیب کسب شود فرق نمی‌کند زیرا آنچه در نظر گرفته می‌شود همان غایت و نتیجه است نه مقدمات و وسیله بى‌پرده بگویم موازین اخلاقى امورز در کشور ما از اعتبار افتاده و عملاً موقع و مقام خود را از دست داده است (صحیح است) دیگر این قبیل قیود سد راه ترقى و پیشرفت مادى شمرده می‌شود و باید به هر وسیله هست از میان برداشته شود آقایان نمایندگان محترم، مردم از مجلس 15 انتظار داشتند که خطاهاى گذشته را جبران و ترمیم کنند و اندکى بیشتر به حقایق امور توجه داشته باشند این ما بودیم که امیدها را به ناامیدی و یأس مبدل کردیم و با عمل و رفتار خود نشان دادیم که گمان ما به خطا بود و این ما هستیم که می‌خواهیم این دستگاه فاسد را که سال‌ها با نیرویی عظیم به یک جهت چرخیده است به جهت مخالف برگردانیم یک انقلاب اخلاقى بزرگ لازم است و قدر مسلم این است که ما قادر نیستیم منشأ و مبدأ این انقلاب باشیم. آقایان نمایندگان محترم، در قبال این بى‌اعتنایی به موازین اخلاقى که امروز در طبقات مختلف کشور ما به شدت نفوذ کرده روز به روز قوی‌تر و ریشه‌دارتر می‌شود چه چاره‌ای می‌اندیشید؟ گمان نمی‌کنید که‌ این رشته باریک که امروز به مویی بسته ست اگر از هم بگسلد خطرات عظیمى دربرخواهد داشت که به آسانى نمی‌توان تدارک نمود، دردسر ندهم همین موضوع اعتبارنامه‌ها ملاحظه کنید تا چه اندازه موجب بى‌اعتبارى مجلس شده است نماینده‌ای برمی‌خیزد و به صلاحیت یا جریان انتخابات نماینده دیگر اعتراض می‌کند دلایلى که در صحت آن نمی‌توان تردید کرد می‌آورد شخص دیگرى که باید هنر خود را در فصاحت و زبان‌آورى در راه حق و حقیقت به کار برد و نشان بدهد برمی‌خیزد و آسمان و ریسمان را به هم می‌بافد و می‌کوشد تا باطلى را در معرض حق بنشاند و در مقابل دلیل و برهان با سفسطه و مغالطه و جدل قیام کند و سرانجام مجلس بدون توجه به دلایل و در اثر خصوصیاتى دیگر که همه ما می‌دانیم و هم مردم در خارج بهتر از ما می‌دانند اعتبارنامه چنین شخصى را با یک قیام و قعود تصویب می‌کنند غافل از این که در مقابل این بى‌اعتنایی به حق چه عواقب وخیمى ممکن است بار بیاید که کم‌ترین آن ناامیدى و سلب اعتبار عموم از این مرکز مقدس ملى باشد شخصاً با تجربه‌ای که در این جریان چند ماهه به دست آورده‌ام از طرفداران جدى این عقیده هستم که باید موضوع اعتبار‌نامه‌ها به کلى از مجلس شوراى ملى مجزا و منتزع شود (صحیح است) و پیش از آن که مجلس شوراى ملى افتتاح گردد مراجع قضایی صلاحیت‌دار و طرف اطمینانى به این کار رسیدگى کند (صحیح است) و آنها که طبق قوانین صلاحیت‌شان براى نمایندگى مشکوک یا نحوه انتخابات‌شان مخدوش است

+++

قبل از این که به این ساحت مقدس ملى وارد گردند و یا آن را بدنام کنند رانده شوند (صحیح است) و براى رسیدن به این مقصود تا آنجا که توانایی دارم خواهم کوشید و اطمینان دارم که انجام یافتن این امر مهم کاملاً به صلاح اکثریت شایسته و نمایندگان حقیقى است و رجاء واثق دارم که در این راه اکثر نمایندگان محترم مساعدت و یارى خواهند کرد که انشاءالله از مجلس پانزدهم این یادگار باقى خواهد ماند (یک نفر از نمایندگان - نخواهد ماند) در مورد اعتبارنامه آقاى اعزاز نیک‌پى من ایشان را یکى از مردودین افکار عمومى می‌دانم هم به صلاحیت ایشان اعتراض دارم و هم به طرز انتخاب‌شان این که می‌گویم ایشان را افکار عمومى محکوم کرده است مستند به دلیل است میل‏ دارم در اینجا عین مطالبى را که قبل از استعفاى از حزب دمکرات به جناب اشرف آقاى قوام‌السلطنه عرض کردم تکرار کنم چنان که آقایان محترم رفقاى سابق حزبى می‌دانند و دیگران نیز کمابیش اطلاع یافته‌اند بنده از کسانى بودم که همیشه می‌گفتم ساحت حزب باید از عناصر مشکوک و مردود صافى و منزه گردد (آشتیانى‌زاده - چرا شاهنده را بیرون نمی‌کنند) و کسانى که در خارج وزن و اعتبارى ندارند و به بدى معروفند باید رانده شوند تا بتوانند در پناه و سنگر حزب قوی‌تر و آزادتر مقاصد پست خود را انجام دهند و در این راه بسیار پافشارى کردم و چون نتیجه نداد با کمال تأسف از حزب استعفا دادم در یکى از ملاقات‌ها همین موضوع را به جناب اشرف آقاى قوام‌السلطنه تذکر دادم فرمودند دلیل فساد و تباهى این عده که از آنان نام می‌برید چیست؟ عرض کردم که قوی‌ترین دلیل آن است که افکار عمومى آنان را مطرود داشته و به بدى شناخته است و براى ایشان مثالى آوردم که بى‌مناسبت نیست در اینجا تکرار کنم گفتم آقاى صادقى یکى از صمیمی‌ترین دوستان و نزدیکان شما هستند و دوبار به منصب وزارت رسیده‌اند ولى شنیده نشده است که از ایشان کسى به بدى نام ببرد (صحیح است) و یا نسبتى ناروا به ایشان بدهد (صحیح است) اما درباره فلان و تا چیزى که نباشد مردم چیزها نگویند پس صرفاً نزدیکى به قدرت و کسب مقام که شخص را محسود دیگران می‌سازد در جامعه موجب زشت‌نامى اشخاص نیست بلکه علت دیگرى نیز دارد که شعور اجتماعى و افکار عمومى آن را زود تشخیص می‌دهد و محال است در پیشگاه داورى ملت باطل در معرض حق و حق در مسند باطل بنشیند نمی‌گویم این سخن من تا چقدر در ایشان تأثیر کرد و نیز نمی‌دانم تا چه اندازه در آقایان نمایندگان محترم تأثیر می‌کند به هر چه هست آقاى اعزاز نیک‌پى از کسانى هستند که از بوته داورى اجتماعى صاف و بیغش بیرون نیامده‌اند و این سنگ محک زر ایشان را قلب و سیم‌شان را ناسره تشخیص داده و امروز من وظیفه دارم نتیجه داورى جامعه را درباره ایشان در این مکان مقدس اعلام نمایم. موضوع انتخابات اصفهان همین طور که عرض کردم دو جنبه دارد یکى قسمت جریان انتخابات است یکى صلاحیت شخص ایشان، راجع به جریان انتخابات پرونده‌ها خیلى زیاد و قطور و مطالب هم خیلى زیاد است ولى بنده براى این که باعث تصدیع آقایان نمایندگان محترم نشده باشم سه قسمت از رئوس مسائلى که در جریان انتخابات اصفهان مورد اعتراض است به عرض آقایان می‌رسانم و بعد هم راجع به صلاحیت شخص ایشان، یکى در مورد ابطال صندوق قهپایه است در قهپایه یک انجمن نظار انتخاب شدند انتخابات هم جریان پیدا کرده و اخذ آرا به عمل آمده صندوق‌ها بسته شده است انتخابات آنجا تمام شده آمده‌اند و به استناد امضای چهار نفر از اعضاى انجمن نظارت که آنها را در اصفهان آوردند به عنوان این که در آنجا تهدید در کار بوده این انتخابات را باطل کردند و آرا را نخواندند اعتراض بنده در این قسمت به دو قسمت تقسیم می‌شود: یکى این که به فرض این که صحیح بود و در انتخابات آنجا تطمیع شده بود می‌بایستی طبق سوابقى که در مجلس شوراى ملى و در این پانزده دوره است آرای آنجا خوانده شود صورت مجلس بشود ولى بعداً به حساب نیاید نه این که اصلاً آنها را نخوانند و قسمت دوم جریان این امر است که ادعا کرده‌اند چون تهدید در کار بوده انتخابات آنجا باطل است حالا بنده براى یکى یکى دلایلى دارم که در انتخابات آنجا تهدیدى در کار نبوده است ارائه می‌دهم یکى دفتر است که اینها دفاتر انتخابات قهپایه است که از طرف انجمن نظارت قهپایه تنظیم شده و هر روز همه در زیرش امضا می‌کردند این دفاتر اخذ آرا است که در این آخرش تمام اعضای نظارت صحت انتخابات را امضا کرده‌اند (دکتر معظمى - مجموع آرا چقدر بوده؟) مجموع آرا 2434 رأى پس در این انتخابات ما می‌بینیم چندین روز چیزهایی بوده هر روز هم یک عده‌ای آمده‌اند این را امضا کرده‌اند یعنى خود بخشدار و نماینده مرکزى همه آنها را خود آقایان امضا کرده‌اند و همه آقایان نمایندگان محترم می‌توانند مراجعه بفرمایند و ببینند چون نمونه امضاى ایشان در جاى دیگر هم هست و مطابقه لازم ندارد بعد چند نفر از اینها آمده‌اند به اصفهان و نوشته‌اند که این انتخابات مبنى بر تهدید بوده و ما تحت تهدید یک نفر به اسم قدرت‌الله بهروان بودیم و مجبور بودیم این کار را بکنیم یک صورت مجلسى در اصفهان نوشتند و انحمن نظارت اصفهان این صورت مجلس را ملاک قرار داده و این صندوق را باطل کرده است حالا دو سه قسمت هست که به عرض آقایان محترم می‌رسانم. یکى راجع به یک اختلافاتى است که در ابتدا در انجمن نظار قهپایه بوده، در تاریخ 8/‌11/‌25 یک نامه‌ای نوشته می‌شود از طرف یک عده از اعضاى انجم فرعى قهپایه به انجمن مرکزى اصفهان: محترماً به عرض می‌رساند چون بخش قهپایه یک صندوق دارد و مدت آن بیش از پنج روز نمی‌باشد و ساکنین قصبه هرند و دهات اطراف آن که جمعیت آنها به مراتب بیش از کوهپایه است نمی‌توانند به سهولت و آسانى از حقوق قانونى خود استفاده نمایند لذا مستدعى است با در نظر گرفتن وضعیت اجازه فرمایید که روزهاى شنبه 12 و یکشنبه 13 صندوق در قهپایه باشد و سه روز دیگر به قصبه هرند منتقل گردد تا عموماً به آسانى از حق خود استفاده نمایند این اجازه‌ای که خواسته شده از انجمن نظار مرکزى به امضاى پنج نفر از اعضاى انجمن نظارت قهپایه است، همان پنج نفرى که بعداً خواهند گفت یعنى خواهند نوشت که در این جا تهدیدى در کار بوده، یک نامه دیگرى که در تاریخ 12‌/11 به امضاى بقیه اعضاى انجمن قهپایه به این مضمون نوشته شده به انجمن نظار مرکزى به طورى که شنیده می‌شود آن هیئت محترم تصمیم گرفته‌اند صندوق انتخاباتى بخش کهپایه دو روز در کوهپایه مرکز بخش و سه روز دیگر در هرند که آخرین محل این بخش است انجام وظیفه و توزیع تعرفه و اخذ آرا نمایند با فرض صحت این موضوع اعضای محترم انجمن مرکزى مقتضى است در نظر داشته باشند که اغلب قصبات و قرا این بخش از آن جمله (چند تا اسم و قریه است در حدود 12 الى 18 فرسنگ مساحت ایاب و ذهاب تا هرند دارند و باعث محرومیت جمع کثیرى از حق ملى و قانونى آنها است براى اعضاى انجمن هم موجب زحمت و حتى حاضر براى رفتن به هرند نمی‌باشیم زیرا فقط این قریه از ده‌ها قرا و قصبات این بخش است حتى این که یک ثلث از جمعیت هرند هم حاضرند به کوهپایه آمده و رأى خود را بدهند مقتضى است در صورت صحت آن هیئت محترم از این نظریه عدول فرموده که طبق معمول ادوار گذشته در مرکز بخش کوهپایه در تمام مدت پنج روزاخذ آرا و توزیع تعرفه به عمل آید چون که در وسط بخش واقع و به همه جا نزدیکتر است بدیهى است این نامه به امضای 7 نفر است که 4 نفرشان از اعضاى انجمن اصلى قهپایه هستند و سه نفر از اعضاى على‌البدل حالا بنده به این دو نامه استناد کردم براى این بود که از آقایان نمایندگان محترم تقاضاى یک قضاوت وجدانى کردم و در این موضوع، اگر بنا شد آقایان حرف‌های خصوصى خودشان را بزنند پس اصرارى بنده ندارم چون تقاضا دارم آقایان از روى وجدان در این قضیه قضاوت بکنند (گفته شد - بفرمایید) عرض کنم در ابتداى تشکیل انجمن نظار می‌بینیم یک دو دستگى تولید شد پنج نفر از اعضا یک طرف هستند و تقاضا کرده‌اند از انجمن نظار مرکزى که صندوق از قهپایه به هرند انتقال داده شود براى مدت سه روز و 4 نفر از اینها هم مخالفت کرده‌اند این نظریه را به دو دلیل یکى این که می‌گویند که در سابق چنین چیزى معمول نبوده و یکى هم این که می‌گویند هرند جاى دور افتاده است و گویا مرکزیتش بیشتر است این 4 نفرى که مخالف با رفتن به هرند هستند در رأس‌شان آن شخصى است که بنده نمی‌شناسم به اسم آقاى قدرت‌الله بهروان و این پنج نفر مخالفین او هستند که می‌گویند صندوق می‌باید برده شود به هرند و همان پنج نفر بعد از خاتمه انتخابات می‌آیند می‌گویند که ما تحت تهدید قدرت‌الله بهروان بودیم انجمن نظارت مرکزى هم دستور می‌دهد طبق تقاضاى مخالفین بهروان صندوق به هرند برده نشود، حالا آقایان بنده از این عرایضى که کردم یک استنتاج مختصرى می‌توانید بکنید دایر بر این که اگر بهروان داراى چنین قدرتى بود که تمام انجمن نظار را به اضافه بخشدار به اضافه نماینده انجمن مرکزى انتخابات را تحت تأثیر خودش قرار بدهد وقتى که برمی‌دارد صراحتاً می‌نویسد که من حاضر نیستم با رفقایم بروم به هرند چطور می‌شود که رأى آنها پیش می‌افتد

+++

و انجمن نظار مرکزى با رأى آنها موافقت می‌کند، این یکى البته یک روز بعد هم از طرف انجمن نظار مرکزى دستور داده می‌شود که صندوق باید به هرند برده شود و فوراً هم آنها اطاعت می‌کنند و طبق یک صورت مجلس که امضاى همه هست صندوق به هرند برده می‌شود یکى دیگر یک نفر از آن پنج نفرى که طرفدار رفتن به هرند بودند در ابتدا مجدداً تقاضا می‌کند که من حاضر به رفتن به هرند نیستم که نمی‌دانم چرا، یکى گزارشى است که نماینده انجمن مرکزى اصفهان به انجمن نظارت اصفهان می‌نویسد، پیرو گزارش شماره 6 محترماً به استحضار می‌رساند. (این گزارش در روز چهارشنبه 16 بهمن نوشته شده) محترماً به استحضار می‌رساند در تاریخ روز چهارشنبه 16 بهمن ماه جارى سیزدهمین و چهاردهمین جلسه انجمن انتخابات فرعى قهپایه (در هرند) با حضور آقایان رئیس و نائب رئیس و سایر اعضای انجمن (اکثریت 8 نفر) در ساعات مقرر تشکیل و با تشریفات قانونى توزیع تعرفه و اخذ آرا به شرح زیر به عمل آمد جلسه 13 - 148 تعرفه جلسه 14 - 280 تعرفه توزیع و اخذ آرا تا خاتمه مدت پنج روز دو هزار و چهارصد و سى و چهار بوده است (ضمناً توجه آقایان را به این قسمت جلب می‌کنم) ضمناً پس از خاتمه جلسه (توزیع تعرفه و اخذ آرا) و لاک و ممهور شدن صندوق آرای هیئت انجمن (به اکثریت 7 نفر اعضای حاضر) رأى دادند که صندوق آرا به مرکز قهپایه برده شود، هیئت انجمن به اکثریت هفت نفر اعضاى حاضر رأى دادند که صندوق به مرکز قهپایه برده شود و استخراج آرا به عمل آمد (دکتر معظمى - کدام انجمن) انجمن فرعى قهپایه، اینها حالا رفته‌اند به قهپایه کارشان تمام شده ضمناً آقاى بخشدار تذکر دادند که با حرکت دادن صندوق از هرند به قهپایه موافق نیستم مگر به دستور مرکز و اکثریت انجمن به اتکاى قانون با اظهار ایشان مخالفت ورزیدند، اکثریت انجمن فرعى قهپایه با حرف بخشدار که می‌خواست صندوق را در هرند نگاه دارد مخالفت کرده است و پس از برچیدن جلسه جمعیتى از قهپایه و قرا فریاد می‌زدند طبق تصویب انجمن قهپایه باید صندوق به قهپایه برده شود و استخراج آرا شروع شود علیهذا گزاراشاً به عرض رسانید که هر طور مقتضى می‌دانند ابلاغ فرمایند، در خاتمه صندوق آرا ممهوراً تحویل آقاى سلیمان‌پور استوار یکم مأمور انتظام گردید و در منزل کدخداى هرند محفوظ گذارده شده است از این گزارش بنده دو نتیجه می‌خواهم بگیرم. یکى این که طبق گزارش نماینده انجمن مرکزى اصفهان اکثریت یعنى اتفاق اعضای انجمن نظارت فرعى قهپایه رأى دادند که صندوق باید بعد از خاتمه کار از هرند به کوپا برده شود سؤال می‌کنم، که آقاى بخشدار چه حق داشتند که بخواهند این صندوق را در هرند نگاه دارند، حالا توضیحش این است که از اول کار آن جورى که می‌خواستند نمی‌توانستند عمل بکنند براى این که یک عده از اشخاص مواظب بودند جمعیت آنجا هم زیاد بود، دیدند چکار کنند براى این که عملیاتى بتوانند در صندوق انجام بدهند پنج نفراز دست نشانده‌هایی که در انجمن نظارت قهپایه انتخاب شده بودند نوشتند به انجمن مرکزى که لازم است صندوق برخلاف تمام ادوار گذشته به هرند برده شود با وجود این که آن چهار نفر دیگر هم تذکر دادند به انجمن مرکزى که چنین سابقه نبوده است و در کوپا باید صندوق بماند انجمن نظارت مرکزى اصفهان تصویب کرد و دستور داد که صندوق برده شود به هرند آقایان رفتند در هرند متأسفانه رقباى ایشان هم آدم‌های پرو پا قرصى بودند و آنجا هم نظارت کردند و نگذاشتند که آقایان دست از پا خطا کنند. انتخابات قهپایه تمام شد یعنى تعداد تعرفه کوپا و هرند همه تمام شد صندوق لاک و مهر شد. حالا اعضاى انجمن طبق مقررات تصویب کردند که صندوق را ببرند به کوپا و آنجا قرائت بشود آرای اینها در این چند روز یعنى در انتقال موفق به هیچ اقدامى نشده بودند گفتند خیلى خوب این را می‌آییم شب در هرند نگاه می‌داریم و آن کار که (می‌دانید آقایان) می‌کنیم (بعضى از نمایندگان - ما چه می‌دانیم، نمی‌دانیم) می‌دانید یعنى شنیده‌اید شنیدید که هیچ وقت نشنیدید؟ یعنى یک قسمتى از آرا را بیرون می‌آورند از صندوق و یک قسمت دیگر می‌گذارند، یک کار آسانى است ولى متأسفانه با این کار هم موفق نمی‌شوند، یعنى در همان هرند هم یک عده آنجا با سماجت هر چه تمام‌تر صندوق را حفظ بکنند و آقایان شبانه موفق نمی‌شوند که این صندوق را عوض کنند صندوقى است داراى 2400 رأى می‌دانند که توى این صندوق اکثریت ندارند چکار کنند، آن پنج نفرى که از اعضاى انجمن نظارت دست نشانده‌های خودشان هستند آنها را می‌آورند به اصفهان و می‌روند یک صورت مجلسى می‌نویسند که ما در ظرف مدت این بیست روز همه آنجا در زیر شمشیر بهروان بودیم و از ترس جان‌مان همه این کارها را کردیم حالا که آمدیم و الحمدالله در اصفهان آزادى و امنیت برقرار است این را می‌نویسیم و تقدیم می‌کنیم انجمن نظارت مرکزى اصفهان هم خودش به استناد همین ورقه یا هر چه اسمش را می‌گذارند به استناد همین آرا قهپایه را باطل می‌کند (اردلان - تعداد آن چقدر بود) 2400 رأى عرض کنم، یک جمله معترضه خدمت آقایان عرض می‌کنم، در وقتى که ما در شعبه رسیدگى به پرونده انتخابات اصفهان می‌کردیم مواجه به این امر شدیم که پرونده آنجا از طرف وزارت کشور فرستاده شده داراى یک نواقص زیادى است که هر چه خواستیم روى این پرونده قضاوت کنیم موفق نشدیم البته ما یک مدارکى در خارج به دست آورده بودیم، یعنى معترضین داده بودند این مدارک را هم داده بودند ولى براى رسیدگى به قسمت این مدارک و براى تکمیل این پرونده ما ناگزیر بودیم که دسترسى به پرونده انجمن نظارت مرکزى انتخابات اصفهان داشته باشیم، البته بعضى از آقایان مخالف بودند با خواستن آن پرونده بعضی‌ها هم موافق بودند، قرار بر این شد که آن پرونده خواسته بشود و رسیدگى بشود به وزارت کشور نوشته شد که پرونده کامل انجمن نظارت مرکزى انتخابات اصفهان را بخواهند و در دسترس مجلس شوراى ملى بگذارند خواهش می‌کنم آقایان این کلمه کامل را در نظر داشته باشند پرونده کامل انتخابات خواسته شد و به وسیله هواپیما از اصفهان آمد به وزارت کشور. از آنجا هم لاک و مهر شده و تحت شماره فرستادند به مجلس شوراى ملى بنده چون گرفتار این کار شده بودم تمام این پرونده را متأسفانه خواندم و به یک موضوعى برخوردم و دیدم که این پرونده گذشته از این که دفاترش را نفرستاده‌اند دفاتر شعبات مختلفه را نفرستاده اند داراى نواقص بسیار زیادى هم هست که بنده در اینجا استخراج کردم به طورى که آقایان می‌توانند ملاحظه بفرمایند این پرونده آخرین شماره‌ای که دارد 371 است یعنى ما باید در این پرونده 371 نامه وارده یا مینوت‌نامه صادره از انجمن مرکزى انتخابات اصفهان داشته باشیم براى رسیدگى متأسفانه چون عجله داشتند و نمی‌توانستند تمام این نامه‌ها را عوض کنند و درست کنند در عجله‌ای که کردند فکر نکردند که یک آدم بیکارى پیدا می‌شود و دقیقاً رسیدگى می‌کند به این موضوع 73 نامه که حالا بنده نمی‌دانم اینها گزارشات وارده است یا نامه‌های صادره 73 نامه در این پرونده کسر است، البته با تذکر به این که اینها را بعداً شماره‌گذارى کرده‌اند شماره‌هایش مرتب است شماره‌هایی که براى هر پرونده گذاشته‌اند مرتب است ولى 73 شماره از واردات یا صادرات انجمن مرکزى انتخابات اصفهان در این پرونده نیست و در ضمن این 73 نامه منجمله از چیزهایی که به هیچ‌وجه وجود ندارد صورت مجلس‌های... (آقاى دادور تشریف دارند) (دادور - بلى) آن صورت مجلس‌هایی که ما در شعبه می‌گفتیم که در پرونده وزارت کشور نیست، صورت مجلس‌های شعبات فرعى و حضرتعالى فرمودید که لزومى ندارد پرونده انجمن نظار اصفهان را که می‌آورند در آن خواهد بود، ما گفتیم خوب پرونده انتخابات اصفهان را می‌آوردند این صورت مجلس‌های شعبات فرعى وجود ندارد و معذلک این مطالبى را که بنده حضور آقایان عرض می‌کنم از این پرونده ناقص استخراج شده، ما نه دفتر انجمن نظارت اصفهان را داریم، نه اندیکاترور داریم و نه صورت مجلس‌ها، اینها قسمت‌های له این پرونده است که به عرض آقایان می‌رسانم، دیگر یک استشهادى است که محمد کیهانى بخشدار کوهپایه که از ارادت‌کیشان آقاى اعزاز نیک‌پى بوده از یک عده از اعضاى انجمن نظارت گرفته است از آقایان اعضاى انجمن نظارت انتخابات کوهپایه استعلام می‌نماید که در روز 15 بهمن ماه انجمن انتخابات کوهپایه آقاى قدرت‌الله بهروان رئیس انجمن آرای رأى دهندگان را از دست صاحبانش گرفته عوض نموده رأى دیگرى از جیب خود بیرون آورده و در صندوق می‌ریزد به نامبرده اخطار نمودم این کار برخلاف است به این جانب فحاشی و در حین انجام وظیفه اهانت نموده مشاهدات خودشان را مرقوم تا در اینجا صورت مجلس شود، این را آقاى بخشدار کوهپایه می‌نویسد ادعا می‌کند به این که قدرت‌الله بهروان، همان قدرت‌الله که انتخابات کوهپایه را مبنى بر تهدید کرده بود می‌نویسد که این قدرت‌الله بهروان آرا را عوض می‌کرده من خواستم جلوگیرى بکنم به من فحاشى کرده در حین انجام وظیفه به من توهین کرده یک عده‌ای هم این موضوع را

+++

تصدیق کرده‌اند که البته من نمی‌خواهم اسباب تصدیع آقایان بشوم، سه نفر از اعضاى انجمن نظار این موضوع را در تاریخ 15 بهمن تصدیق کرده‌اند ولى آقایان در نظر داشته باشند که راجع به این تهدید و این تصدیقى که آقایان کرده‌اند تا قبل از این که انتخابات قهپایه را انجمن مرکزى اصفهان باطل بکند هیچ خبرى نبوده و نمی‌خواستند باطل بکنند آقاى کیهانى بخشدار یادش آمده که یک توهینى به آن کرده‌اند آن وقت برمی‌دارد یک استشهاد درست می‌کند، استوار یکم سلیمان‌پور می‌نویسد که اینجانب استوار یکم سلیمان‌پور گزارش بخشدار کوهپایه را مبنى بر تهدید اعضای انجمن انتخابات تصدیق می‌نمایم، قدرت‌الله بهروان رئیس انجمن قهپایه گواهى می‌نمایم، چون خود بخشدار یک دستورى براى تضییقات که موجود بود براى جلوگیرى به من ندادند از این نظر بود که دخالتى نکردم این را در تاریخ 6 اسفند می‌نویسد خلاصه‌اش را دوباره عرض می‌کنم، آقایان توجه بفرمایند، آقاى کیهانى بخشدار کوهپایه مدعى است که در روز 15 بهمن در حین اخذ آرا قدرت‌الله بهروان آرا را عوض می‌کرده من به او تعرض کردم چرا این کا را می‌کنی به من فحش داده و به من توهین کرد، این را بخشدار محل می‌نویسد، سه نفر از نظار هم این را تصدیق می‌کنند بعد استوار یکم سلیمان‌پور هم که در آنجا حاضر بوده، این موضوع را تصدیق می‌کند ولى کى در ششم اسفند، و می‌نویسد چون به من دستورى ندادند من دخالتى نکردم اگر توهین شده است در حین انجام وظیفه که خوب بایستى این قضیه همان جا تعقیب شود، چطور شده اگر این قضیه صحت داشت بعد از 21 روز به فکرشان افتاده، آن صورت مجلس مورخه ششم اسفند ماه 1325 در تعقیب شرحى که آقایان اکثریت اعضاى انجمن فرعى قهپایه نوشته بودند با توجه به مفاد نامه آقاى محمد کیهانى بخشدار قهپایه و تصدیق استوار یکم سلیمان‌پور رئیس مأمورین انتظامات در حوزه نامبرده معلوم شد که در انتخابات آن حوزه تهدید در کار بوده است این در روز ششم بوده است پس از 21 روز بعد از انجام کار وجداناً و قانوناً امضاکنندگان ذیل نمی‌توانستند انتخابات حوزه مزبور را تصدیق نمایند، انجمن نظارت مرکزى براى بررسى این موضوع و تحقیقات لازم از امضاکنندگان صورت مجلس مورخ 15/‌11/‌25 مبنى بر عدم صحت انتخابات کوهپایه دعوتى به عمل آمد و در تاریخ سه‌شنبه 6 اسفند ماه 1325 امضاکنندگان زیر اکثریت اعضای انجمن فرعى کوهپایه و آقاى بخشدار و رئیس انجمن نظارت مرکزى حضور یافته و حضوراً محتویات صورت مجلس فوق را تأیید نمودند اضافه کردند که همان طور که به اطلاع انجمن مرکزى رسانده‌ایم آرای انجمن فرعى کوهپایه منصوب گردیده صریحاً عقیده دارم بر این که آرای نامبرده عقیده حقیقى مردم نیست و به چشم خودم دیدم آقاى بهروان آرا را خود از دست مردم گرفته و تعویض نموده در صندوق می‌ریخت لذا این صندوق آرای موجوده در انجمن مرکزى که ممهور شد به مهر اعضا انجمن و طبق نظر آقاى بهروان بوده است بنابراین طبق ماده 4 قانون انتخابات از درجه اعتبارساقط است و همان طور که آقاى بخشدار و آقاى افسر انتظامى هم گواهى نموده‌اند انتخابات آن حوزه مبنى بر تهدید و مشمول ماده 44 قانون انتخابات است و دیگر موردى براى استخراج آرای صندوق حوزه مزبور باقى نخواهد ماند نایب رئیس انجمن فرعى نظارت کوهپایه ابراهیم جوادپور، شیخ على‌اکبر امینى، ناظم‌زاده این سه تا امضا از اعضای انجمن است یکى هم امضاى بخشدار کوهپایه و دو نفر دیگر هم هستند که آنها نیز از اعضاى انجمن می‌باشند و بعد از بخشدار نوشته‌اند، در قسمت کوهپایه با این عرایض بنده گمان می‌کنم که آقایان نمایندگان محترم به اندازه کافى روشن شده باشند (صحیح است) و تشخیص داده باشند که بدون حق آن آرا را باطل کرده‌اند براى این که برخلاف آنچه که الان امضاى اعضاى انجمن را در آن صورت مجلس خواندم، در این دفتر آنها تا آن روز خاتمه صحت انتخابات را امضا کرده‌اند و بعد هم مهر نموده‌اند و به مهر کدخدا و امضاى بخشدار و فرماندار رسیده است (معتمد دماوندى - در چه تاریخ آقا؟) در تاریخ 17 بهمن ماه 1325 و از تعجبات این است که من الان متوجه شدم خود این آقاى بخشدار که راجع به روز پانزدهم آن صورت مجلس‌ها را امضا کرده‌اند در روز ششم اسفند می‌گوید مبنى بر تهدید بوده است صورت مجلس را در روز 17 که آخرین روز انجمن نظارت است امضا کرده و صحت این مراتب را تصدیق کرده است (مهدى ارباب - نگرانى دیگر رفع شد) بعد می‌رسیم به انتخابات سده و ماربین یکى از ایرادات بزرگى که به انتخابات سده و ماربین دارم راجع به انجمن نظارت فرعى است براى این که دو نفر از اعضاى انجمن که یکى بعداً رئیس شد محکومیت جزایی داشته و مدتى در حبس بوده‌اند نایب رئیس هم همین طور و اینها از اعضای کمیسیون و بی‌سواد بوده‌اند و حتى سواد خواندن و نوشتن هم که طبق قانون انتخابات که براى اعضاى انجمن لازم است نداشتند نماینده بخشدارى شخصى است به اسم ناصر‌قلى صدرى که بنده متأسفانه ایشان را نمی‌شناسم و اسم ایشان را که اینجا می‌برم آشنایی ندارم و خدمت‌تان هم نرسیده‌ام (یک نفر از نمایندگان - آقاى استاندار لابد می‌شناسند) این شخص به طورى که اطلاع پیدا کردم سابقاً افسر بوده یعنى از آن افسرهاى قدیمى سابق بوده و مدتى هم به جرم دزدى در زندان بوده در این پرونده یک مدارک عجیبى وجود دارد و بنده به طور خلاصه خدمت آقایان عرض می‌کنم جریانش را و بعد بعضى از مدارکش را هم ارائه می‌دهم از اردستان می‌بایستی صندوق به ماربین برده شود یک روزى رئیس انجمن مرکزى می‌آید و به اردستان و مشاهده می‌کند که دو هزار و کسرى رأى داده شده دستور می‌دهد یعنى کتباً به دفتر ثبت انجمن دستور می‌دهد بعد از ظهر هم اینجا اخذ آرا بشود و 300، 400 تعرفه توزیع کنند و فردا به ماربین برده شود این دستور را می‌دهد و مراجعت می‌کند به مرکز اصفهان در همان شب تعداد آرا از دو هزار و کسرى که می‌بایستى بشود یک مرتبه به پنج هزار رأى می‌رسد یعنى در عرض یک شب که البته اتخاذ آرا نمی‌شده است سه هزار رأى می‌ریزند به صندوق براى این که یک همچون عملى بکنند یک اثر خارجى هم باید داشته باشند چون اینها مردمانى بوده‌اند خیلى دقیق براى این که رأى بریزند در صندق می‌بایستی تعرفه هم صادر بکنند نهایت فرصت این که اسم بنویسند توى این تعرفه‌ها نداشته‌اند به این جهت همان طور تعرفه سفید را شماره‌گذارى می‌کنند و ثبت می‌کنند و صادر می‌کنند و حالا این تعرفه‌های سفید را ارائه می‌دهم خدمت آقایان نمایندگان محترم ملاحظه بفرمایند (اردلان - صندوق آنجا چقدر رأى داشته است) اینها یک مقدار تعرفه سفید است که هیچ چیز روى این آنها نوشته نشده است و فقط مهر شده است و این عمل خودش برخلاف قانون است اینها تعرفه‌هایی است که داراى شماره است و رویش هم نوشته شده است سده و ماربین ولى اسم نوشته نشده و به طورى که ما در انتخابات آنجا می‌بینیم قبل از این تعرفه‌ها هم تعرفه‌هایی صادر شده و بعد از این تعرفه‌ها هم تعرفه صادر شده ولى روى این تعرفه‌ها که ملاحظه می‌فرمایید در وسط است اسم نوشته نشده است البته استشهادهای مفصلى هست بر علیه اعضاى انجمن نظار سده که سوابق آنها را شرح داده‌اند و یک عده زیادى از محترمین اصفهان امضا کرده‌اند که من می‌بینم اگر زیاد طول بدهم موجب تصدیع اوقات آقایان می‌شود فقط خلاصه این جریان را راجع به اضافه کردن این سه هزار رأى می‌خواهم براى آقایان عرض کنم درست شنبه 15 بهمن که تا ظهر آن دفتر تعرفه از طرف آقاى رئیس انجمن مرکزى با حضور پنجاه نفر دیگر بازرسى شده 2700 تعرفه توزیع شده ولى سه هزار رأى در صندوق ریخته‌اند که آقاى رئیس انجمن شهر هم آقاى عقدایی از وقوع این عمل مطلع بوده و انکار نکرده است همین استشهاد محترمین و پیشوایان روحانى هم پیوست شده (فرامرزى - اینها را به حساب نیاورده اند چند دلیل بوده است) عرض کنم این تعرفه‌هایی که ملاحظه می‌فرمایید مال وسط است و شماره‌های بعدش هم صادر شده است از مجراى دادگاه به موجب مدارک دولت تقاضاى تعرفه جدید شده که مانند دیگر مراجع قانونى از انجام آن خوددارى شده است‏ و پس از این که صندوق از سده به آتشگاه بردند و دو روز مردم در حدود سه هزار و پانصد رأى ریختند برخلاف قانون با جلب‏ نظر و دستور مقامات رسمى و دخالت آقاى عرفان عضو انجمن شهر صندوق را مجدداً به سده برگردانیده و در آنجا هر روز صبح و شب اشخاص را گرفته و از اطراف صندوق راندند و در پناه عباى صدرالشریعه و حاجى على ایران‌نژاد همان شخصى که گفتم محکومیت جزایی داشته و معاون انجمن و چند نفر دیگر آرا را به میل خود عوض می‌کردند و عجب‌تر آن که آرا را مطابق معمول قرائت و شماره و مخلوط کردند یعنى وقتى که آرا را قرائت می‌کردند باید یک گزارش جداگانه بدهند که صبح مثلاً پانصد و شصت رأى خوانده شد و هر کسى این قدر رأى داشت آقایان دیدند که این یک کار مشکلى است براى این که با درآوردن حساب جور درنمی‌آید البته این کار یک متخصص لازم دارم و متخصص این کار هم در دسترس‌شان نبوده است به این جهت یک جا آرا را به حساب آوردند و گفتند فرضاً که سه هزار رأى بوده است آن وقت گفتند که هر جایی این قدر رأى داشته است در صورتى که طبق معمول همه جا باید هر روزى صندوق باز بشود، آن مقدار آرایی که قرائت

+++

می‌شود آن مقدار را شماره کنند و بنویسند که هر کس چقدر رأى داشت و بعد از ظهر هم همین کار را بکنند الى آخر ولى آقایان دیدند که ممکن است گیر بکنند در آن خرده‌ریزهاى حساب کما این که گیر هم کردند و بعداً این جریان را به عرض آقایان خواهم رسانید. به این جهت یک جا نتیجه آرا را گفته‌اند 17 برگ تعرفه صادره از انجمن سده است، تعویض صندوق و اضافه کردن سه هزار رأى از شماره 2700 تا 5700 که برخلاف صریح بند دو از ماده 23 قانون است فاقد اسم دارنده ورقه و اسم پدر و مسکن بوده است (اردلان - این را کى نوشته است) این خلاصه‌ای است که معترضین نوشته‌اند (مهدى ارباب - سندیتش چیست کى امضا کرده است؟) این را کسى امضا نکرده است (فولادوند - معترضین نوشته‌اند) آقاى اردلان در انجمن سده و ماربین 8320 رأى توزقع شده و رأى گرفته‌اند این شماره به طورى که ملاحظه می‌فرمایید پنج هزار و کسرى است اگر 9 هزار بود فرمایش حضرتعالى کاملاً صحیح بود (اردلان - حالا هم صحیح است) همان طور که به عرض آقایان محترم رساندم یک عده زیادى بر جریان دعوت نظار سده و ماربین اعتراض کرده‌اند و یک عده‌ای به انجمن نظارت مرکزى رسیده است و انجمن نظارت مرکزى یک شخصى را به نام جناب آقاى محمد اشرفى تعیین کرده که برود به سده و رسیدگى بکند و جریان را گزارش بدهد بنده جریان گزارش آقاى محمد اشرفى را فقط به عرض آقایان می‌رسانم توضیح هم نمی‌دهم خود آقایان هر چه بخواهند می‌توانند از این گزارش استنباط بکنند.

ریاست انجمن نظارت مرکزى انتخابات تهران محترماً تصدیع می‌دهد که به موجب دستور آقایان اعضای انجمن نظارت به معیت آقاى سرهنگ دانش‌پور روز 8‌/‌11/‌25 یک ساعت قبل از ظهر به سده وارد پس از صرف نهار در شهردارى سده (محل انجمن نظارت) حضور به هم رسانیدم (و در مقابل عمل انجام شده چون نماینده فرماندارى از اشخاصى دعوت کرده که طبق صورتى که مشاهده شد از 36 نفر 26 نفر حاضر بوده‌اند و نه نفر اعضای اصلى از رئیس معاون و منشی‌ها انتخاب و ذیل آن را امضا کرده بودند و نه نفر اعضاى على‌البدل نیز تعیین مطابق اوراقى که در انجمن حاضر است پس از ساعتى سه نفر از اعضاى اصلى که آن صورت را امضا کرده‌اند با آقایان امینى و عنایتى حاضر و معترض و در کم و زیاد آن صحبت می‌کردند چون از وظیفه اینجانب و آقاى سرهنگ خارج بود حرکت به شهر نمودیم نظر به این که بنده از اهالى سده و ماربین می‌باشم از اظهار نظر دیگر خوددارى و بقیه را به نظر هیئت انجمن نظارت انتخابات واگذار می‌کنم که شخص آقاى رئیس و یا آقاى معاون مراجعه نمایند و نتیجه را به عرض برسانند عضو انجمن نظارت انتخابات مرکزى اصفهان اشرفى این گزارشى است که بازرسى که فرستاده‌اند می‌دهد، و در قبال هزاران شکایت و گزارش و تلگراف و استشهاد که بنده آقایان را معاف داشتم از خواندن، این نامه‌ای است که یک عده از همان اعضایی که انتخاب شده بودند براى انجمن فرعى سده و یک عده از اهالى امضا کرده‌اند و در پرونده انجمن نظارت مرکزى اصفهان ضبط است.

انجمن نظارت اصفهان، اینجانبان امضاکنندگان بنا به دعوت آقاى ناصر‌قلى صدرى نماینده استاندارى براى تشکیل انجمن نظار ماربین قبل از ظهر سه‌شنبه 8/‌11/‌25 در سده (محل مقرر) حاضر و مشاهده شد:

1. عده دعوت شدگان اکثراً برخلاف قانون و فاقد صلاحیت و شرایط مقرر در قانون انتخابات بودند به این توضیح که با در نظر گرفتن تناسب جمعیت ماربین و سده که ماربین سه برابر جمعیت، سده نفوس دارد می‌بایستی حداقل 24 نفر از 36 نفر مدعوین قراء ماربین و 12 نفر از سده باشند، در صورتى که از افراد حاضر فقط 4 نفر از ماربین و بقیه از سده و آن هم اغلب بی‌سواد و محکومین و متهمین به جنایت و جنحه بودند.

2 - عده حاضر 20 نفر، 6 نفر از افراد متفرقه و تماشاچیان داخل کرده و عده را 26 نفر به حساب آورده‌اند.

3 - آرای نوشته شده به واسطه گماشتگان على ایران نژاد چاقوکش مشهور به افراد داده می‌شود آن هم با وضع تهدیدآمیز.

4 - محوطه انتخابات به وسیله جمعى افراد شریر ناامن و مخوف بود با این کیفیت اخذ آرای تحمیلى شروع و بعد از قرائت اینجانبان نیز به اکثریت تام و تمام جزء نه نفر انتخاب بودیم، ولى چون که اصول اخلاقى و رعایت وجدان مانع از تسلیم شدن به آن جریان فضیحت‌آمیز بود، مجلس به هم خورد و صورت مجلس هم تنظیم نگردید، بدیهى است در یک چنین انجمن تحمیلى و غیرقانونى آن هم در محیط ناامن زیر تسلط گروهى چاقوکش و شریر قطعاً متضمن تضییع حقوق ملت خواهد بود، لذا بدین وسیله بطلان و خلاف قانون بودن عملیات مقدماتى را معروض و اعلام می‌داریم و ضمناً براى حسن جریان انتخابات آزاد مواردى که رعایت آن اهمیت شایان دارد به شرح زیر از نظر آن هیئت می‌گذرانیم.

1. دعوت 24 نفر از قراء ماربین و 12 نفر از سده براى تشکیل انجمن‏

2. رعایت طبقات طبق ماده 14

3. تعیین مجلس براى تشکیل انجمن در خارج سده‏...

مقصود این است که از این انجمن آقاى ناصر‌قلى صدرى دعوت کرده بودند یک عده اشخاص بدسابقه تویش بودند و یک عده از اشخاص موجه و آبرومند و آن اشخاص موجه و آبرومند بعد از این که انتخاب شدند همان روز آمدند و اعتراض کردند و برداشته‌اند به انجمن مرکزى نوشته‌اند این موضوع را و بعداً انجمن نظارت مرکزى هم یک نفر را به عنوان بازرس فرستاده آن بازرس هم گزارش را به عرض آقایان می‌رساند که اگر آقایان چیزى نفهمند شانس‌شان از بنده بیشتر است حالا در این جا دو سه تا سند هست که بنده می‌خواهم و مخصوصاً توجه آقایان را جلب می‌کنم.

معمولاً آقایان می‌دانید یا شنیده‌اید که وقتى یک رشوه‌ای داده می‌شود یا گرفته می‌شود هیچ وقت سندى داده نمی‌شود یعنى رد و بدل نمی‌شود (دکتر اعتبار - معمول نیست)

... بلى معمول نیست، معمولا کتبى یا غیرکتبى از یک عمل خلاف قانونى وجود ندارد ولى در این جا معترضین به انتخابات اصفهان چون آنها هم البته اصفهانى بودند و بنده لازم نیست که اصغهانى‌ها را خدمت آقایان معرفى بکنم، مردمان خیلى فهمیده و زرنگى هستند. چند تا سند به دست دارند منجمله یک کاغذى است به خط این آقاى ناصر‌قلى صدرى که البته آقایان ایشان را می‌شناسند و بنده نمی‌خواهم بگویم که این چه جور شخصى است؟ فقط براى اطلاع آقایان عرض می‌کنم نوشته:

1. حاجى على سى و پنج هزار ریال 2 - زمانى 25 هزار ریال 3 - مخارج انتخابیه 40 هزار ریال 4 - رئیس انجمن 7 هزار ریال 5 - معلم هزار ریال، جمع 117 هزار ریال این به خط آقاى ناصر‌قلى صدرى است که نظیر این خط هم در این پرونده‌ای که اعتراض بر انتخابات شده است وجود دارد و در پرونده انجمن مرکزى انتخابات اصفهان موجود است و در پرونده وزارت کشور هم وجود دارد، هر کدام از آقایان که عرض بنده را نمی‌پذیرند خواهش می‌کنم که مراجعه بفرمایند و این خط را خود آقایان تطبیق بکنند چون خط ایشان از آن خط‌هایی است که تطبیق آن خیلى آسان است (اردلان - آقا این امضا دارد؟) (یک نفر از نمایندگان - راجع به دوره چهاردهم بوده است)... یک خط دیگرى است متعلق به شخصى به اسم مصطفى خاوریان که بنده ایشان را نمی‌شناسم این هم تقسیم وجوهى را نوشته است و به طورى که اطلاع پیدا کرد این شخص عضو اداره آگاهى است و به همراهى آقاى سرهنگ دانش‌پور بازرس انتخابات اصفهان به آنجا رفته و چند ماه در آنجا کار کرده است توى این صفحه بالایش نوشته صورت مخارج آقاى اعزاز نیک‌پى. قیمت تلگراف به تهران براى آقاى اعزاز 279 ریال مخارج روضه‌خوانى سه روزه نوزده و بیست و بیست و یک صفر 2100 ریال کرایه و مخارج ایاب و ذهاب بنده براى تحقیقات محلى با یک چیزهاى دیگرى 2520 ریال قیمت خرج چاى و تنباکو 14 ریال (مهدى ارباب - خیلى ارزان تمام کرده) ولى مقصود این است که این یک شخصى است که عضو اداره آگاهى است و با سرتیپ دانش‌پور رفته است به اصفهان حالا بنده نمی‌دانم به چه مناسبت براى آقاى اعزاز نیک‌پى روضه‌خوانى کرده است باز هم این یک کاغذی است به خط آقاى مصطفى خاوریان است بالایش نوشته است، آنچه که نوشته است بنده این جا می‌خوانم دیگر توضیحى خدمت آقایان عرض نمی‌کنم نوشته است آقاى سرهنگ دانش‌پور، 25 هزار (25 به عدد، هزار به رقم) خاوریان 7 هزار، صدرى سه هزار، کاشف پنج هزار. رئیس شهربانى 12 هزار، که قهر کرده است (خنده حضار) (یک نفر از نمایندگان - تومان است یا ریال) تومان است یا ریال است یا صلوات است شاید صلوات باشد چون روضه‌خوانى کرده است ولى رئیس شهربانى هم هست که نوشته است رئیس شهربانى 12 هزار که قهر کرده است انجمن نظارت 18 هزار که سه هزار

+++

آن را عقدایی دریافت داشته ناصر‌قلى خان 6 هزار تومان این عین چیزهایی است که نوشته شده است البته اینها را بعداً به محکمه رجوع می‌کنم که اعلام جرم می‌کنم، در محکمه رسیدگى خواهد شد به این خط‌ها که صحت دارد یا خیر؟ (فولادوند - اینها را کى تقدیم کرده است) اینها را با این پرونده آقاى دولت‌آبادى که یکى از معترضین انتخابات اصفهان است این مدارک را ایشان آورده است وقتى که در شعبه رسیدگى می‌شد تمام این پرونده و مدارک آن را جمع‌آورى کرده بود راجع به انتخابات اصفهان است آوردند براى شعبه یک و تسلیم کردند (فرامرزى - شما چکار دارید آقاى کى آورده؟) (فولادوند - می‌خواهیم قضاوت کنیم) ولى از همه جالب توجه‌تر صورت مجلسى است که نظار سده نوشته‌اند براى ارسال به حضور استاندار اصفهان و این صورت مجلس را آقاى ناصر‌قلى صدرى قلم برده است توى آن آقایان هر کدام می‌خواهند ببینند ملاحظه بفرمایند (یک نفر از نمایندگان - صورت مجلس چیست آقا) صورت مجلس راجع به اعتراضات است می‌خواهید بخوانم.

جناب آقاى استاندار معظم استان دهم، با کمال توفیر و احترام امضاکنندگان زیر هیئت انجمن نظارت انتخابات حوزه فرعى سده و ماربین با تقدیم رونوشت اعتراض‌نامه سر تا پا توهین و خالى از حقیقت جمعى ماجراجو و رونوشت نامه خصوصى غیرقانونى که به خط و امضاى آقاى حاج سید على عنایتى است خاطر مبارک را مستحضر از بدو شروع به عملیات انتخابات اینجانبان طبق مقررات با کمال بی‌طرفى امورات محوله به خود را انجام داده که دفاتر و اوراق مربوطه کاملاً حاکى است و به اضافه در مواقع مقرره جناب آقاى فرماندار اصفهان و بازرسین به انتخابات غوررسى و رسیدگى فرموده‌اند که حوزه انتخابیه سده و ماربین در کمال مراقبت و حسن نیت عملى شده با رضایتمندى کلیه اهالى ولى متأسفانه براى این که عده‌ای معلوم الهویه که سوابق سوء و عملیات برخلاف رویه قانونى آنان بر تمام اولیاى امور و اهالى محل کالشمس فى وسط السماء واضح و روشن است از قبیل آقایان حاج سید على آقا عنایتى و حاج محمد‌حسن خان امینى، حاج عبدالله خان امینى و على مهرابى و غیر هم مشارالیهم به وسیله دسیسه و تشبثات غیرواقع اسباب دست آقاى دولت‌آبادى شده‌اند و روى اصل عملیات غیرمنتظره و شهرت‌های خالى از حقیقت موجبات هتک شرافت و از میان بردن حیثیت اینجانبان را فراهم نموده مقرر فرمایند مطابق قانون مجازات عمومى به عنوان مفترى مورد تعقیب و احقاق حق اینجانبان به مرحمت جناب آقاى استاندار بشود که آسوده خاطر اشتغال به دعاگویی و انجام وظیفه باشیم این را اعضای باقیمانده انجمن نظارت فرعى سده می‌نویسند پیرو شکایتى که آن اعضایی که انتخاب شده بودند در انجمن و استعفا داده بودند کردند به اصفهان اینها برداشته‌اند این را نوشتند و تقاضاى تعقیب آنها را کرده‌اند یعنى به قول جناب آقاى فرامرزى که بدهکار را وقتى رو می‌دهی طلبکار می‌شود یک انجمن نظارتى تشکیل شده است در سده و ماربین و به دستیارى آن ناصر‌قلى صدرى که خطش خوانده شد اینها آمده‌اند یک عده اشخاصى که معروف به دزدى و گذشته از معروفیت به دزدى سابقه جنایی داشتند و گذشته از آن چند نفرشان بی‌سواد بودند اینها را دعوت کردند ضمناً براى این که یک سر و صورتى به این انجمن بدهند آمدند چند نفر آدم معنون هم در آنجا گذاشتند و به ترتیبى که رأى داده شده است، حالا به چه ترتیبى رأى گرفته‌اند 6 نفر که از خارج آورده‌اند، براى ما مهم نیست این عده رأى گرفته‌اند به اسم انجمن نظارت فرعى سده و ماربین، وقتى که اینها انتخاب شدند آمدند بیرون، چهار نفر از اینها که دوتاشان حاجى هستند یکی‌شان خان است و از اسم‌شان معلوم است استعفا داده‌اند گفتند ما نیستیم بعد به اصفهان هم نوشتند این آقایان که این انجمن برخلاف مقررات تشکیل شده است و به این جهت ما استعفا دادیم انجمن نظارت مرکزى اصفهان یک نفر را فرستاده براى بازرسى و یک گزارش بى‌سر و تهى داده و آن باقیمانده اعضاى انجمن که دو نفرشان سابقه محکومیت داشتند و سابقه حبس دارند یکی‌شان هم بی‌سواد است، بر علیه آنها اقامه دعوى که نکردند ولى شکایت کردند که اینها به ما اهانت کرده‌اند (فولادوند - آقاى دکتر دلیلى هست نسبت به سابقه جزایی‌شان؟) شهادت مردم است به علاوه هیچ مانعى ندارد چون آن رضاى ایران نژاد در مشهد زندانى بوده است و یکى دیگر در تهران و در اصفهان هر دو تا، سابقه دزدى هم داشته است سابقه سیاسى نداشته حالا بنده خیلى چیزها را می‌گذرم و به عرض آقایان نمی‌رسانم براى این که می‌خواهم آقایان خسته نشده باشند. یک نامه‌ای است از آقاى ناصر‌قلى صدرى خطاب به جناب آقاى اعزاز نیک‌پى قبلاً یک سابقه‌ای خدمت‌تان می‌دهم، توى این پرونده‌ها که بنده می‌خواندم یک جا رسیدیم به اسم یک شخص به اسم مرتضى حیدرى که اولین نامه‌ای که اسمى از این هست نامه‌ای است که از سده می‌نویسد به جناب آقاى امینى که در آن وقت استاندار اصفهان بودند که اینجانب مخبر چند تا روزنامه هستم و خواهش می‌کنم دستور بفرمایید که انجمن نظارت سده و ماربین و آقاى ناصر‌قلى صدرى اخبار انتخاباتى را به من بدهند براى روزنامه‌ها بفرستم، البته این یک چیز بى‌تأثیرى است ایشان هم مراجعه فرموده‌اند به انجمن نظارت مرکزى اصفهان بعد ازآن هم دیگر اثرى از این شخص دیده نمی‌شود بعداً در جریان این شکایت‌ها و چیزهایی که می‌رسد چندین بار، مواجه با اسم این آقاى مرتضى حیدرى می‌شویم و معلوم می‌شود که آدم خیلى فعال و زیرکى است. بعد انتخابات اصفهان تمام می‌شود در تاریخ 7 اردیبهشت 1326 یعنى چند ماه پیش آقاى ناصر‌قلى صدرى یک عریضه خدمت جناب آقاى اعزاز نیک‌پى عرض می‌کند، تصدقت شوم پس از تقدیم ارادت قلبى و مراتب صمیمیت خاطر محترم را مصدع است آقاى مرتضى حیدرى که از جوانان تحصیل کرده و روشنفکر اوشان سده به شمار می‌آیند و در موقع توقف بنده در سده و ماربین نهایت جدیت و فعالیت را در پیشرفت مرام دمکراتى نموده و براى نیل به هدف نهایت از خود گذشتگى را ابراز داشته که در حقیقت عملیات عمده به عهده‌شان محول و کلیه تلگرافات مطبوعات تبلیغاتى به قلم ایشان مخابره و منتشر می‌گردید که عموم متصدیان مربوطه را از حسن نظر و زحماتى که محتمل می‌شدند شرمنده و تصور می‌رفت که حزب مترقى دمکرات خدمت‌شان را منظور و در مقابل پاداش شایان درباره‌شان مبذول خواهد داشت متأسفانه برخلاف انتظار مخالفین حزبى‌شان فرصت را غنیمت شمرده و باعث شده‌اند از شغل رسمى که داشته و به سمت انباردارى دخانیات سده برقرار بوده‌اند برکنار شده‌اند و اقدامى که مستلزم اعاده شغل‌شان باشد معمول نشده است بدین وسیله حضور محتر معرفى و استدعامند است که مقرر فرمایند در یکى ازوزارتخانه‌ها شغلى که متناسب با شأن‌شان باشد به ایشان محول کنند زیرا رعایت این قبیل افراد فعال و جدى و اصفهانى بر عهده وکیل معظم و کاردان بی‌نظیر اصفهان و سده است که مرحمت معمول درباره‌اش مبذول دارند ارادتمند ناصر‌قلى صدرى عین نامه‌اش اینجاست اینها رونوشت نیست اینها عین نامه است بعد از این یک نامه‌ای است با مارک وزات پست و تلگراف به تاریخ 29/‌2/‌326 خواهش می‌کنم دقت بفرمایید به شماره 440100 اداره دفتر وزارتى خطاب به اداره کل دخانیات به این مضون آقاى مرتضى حیدرى کارمند سابق دخانیات اصفهان تقاضا دارد مجدداً به خدمت پذیرفته شود خواهشمند است مقرر فرمایند به وضعیت نامبرده رسیدگى و اقدام لازم به عمل آورند.

وزیر پست و تلگراف و تلفن اعزاز نیک‌پى این عین نامه است. (فولادوند - جهات ارتباطش را هم بفرمایید) الان عرض می‌کنم جهات ارتباطش را حالا رسیدیم به جهات ارتباطش، اول خواستم شرحش را معرفى کنم پس به طورى که آقایان محترم ملاحظه فرمودند این یک شخصى بوده طرف توجه و زحمت هم کشیده مورد توجه هم واقع شده نامه توصیه‌ای هم از اصفهان برایش به تهران فرستاده‌اند و یک نامه توصیه‌ای هم از وزارت پست و تلگراف به اداره دخانیات نوشته‌اند حالا همین شخص تلگرافى می‌کند به آقاى دولت‌آبادى که این اوراق را در اختیار شعبه گذاشته‌اند به این مضمون: جناب آقاى دولت‌آبادى بدین وسیله آمادگى خود را براى انجام هر گونه امرى اعلام و موفقیت آن حضرت را امیدوارم و این شخص که این قدر وارد رموز انتخابات بوده طرف توجه بوده برایش قدردانى کرده‌اند. توصیه کرده‌اند که به او کار بدهند یک اعلامیه‌ای در سه صفحه راجع به سوء جریان انتخابات سده نوشته است که اگر آقایان لازم می‌دانند بخوانم (سزاوار - چه اثرى دارد حرف‌هایش) حرف‌هایش یک اثر دارد که این وارد بوده و مورد توجه هم بوده و جدیت هم کرده در آنجا، حالا چطور شده که برگشته من نمی‌دانم ولى مورد توجه بوده (اردلان - امثال این اشخاص خیلى هستند) (بعضى از نمایندگان - نخوانید آقا) خلاصه آنچه که اینجا نوشته شده است همان عرایضى است که بنده راجع به انتخاب انجمن نظار کردم وراجع به آن قسمت آرا چیز تازه‌ای تا آنجا که به عرض آقایان رساندم ندارد ولى یک مدرک خیلى جالب توجهى است براى این که این یک شخصى بوده که در آن موقع جزء پادوهاى آقاى اعزاز بوده و بعد هم او به خط خودش برداشته آنجا شهادت داده ولى موضوع‌هایش همان موضوع‌هایی است که بنده اینجا به عرض آقایان رساندم. اینها یک سلسله اسناد و مدارکى است که وقتى اینها سه هزار رأى شبانه اضافه صادر کردند به صندوق اولاً از یک عده زیادى استشهاد شده است و امضا کرده‌اند که دیروز 2700 تا بوده امروز

+++

5700 تا شده و رونوشت اعلام جرمى است که شده و تأمین دلیلى که خواسته‌اند از دادگاه.

رئیس - بیانات‌تان زیاد است آقاى دکتر بقایی؟

دکتر بقایی - تقریباً یک ساعتى طول دارد.

ملک مدنى - اجازه بفرمایید جلسه را ختم کنند.

رئیس - به هر حال پیشنهادى رسیده است قرائت می‌شود آقایانى که مخالفند رأى نخواهند داد.

(پیشنهاد ختم جلسه به شرح زیر قرائت شد)

جناب آقاى رئیس پیشنهاد می‌کنم که جلسه ختم شود (حاذقى - مخالفم.) زیرا نطق آقاى دکتر بقایی طولانى و در این جلسه خاتمه نمی‌یابد - کشاورز صدر.

فولادوند - مخالفم.

کشاورز صدر - اجازه بفرمایید 4 ساعت است تقریباً که ما در مجلس حاضر شده‌ایم (حاذقى - چهار ساعت نیست از ساعت 6 تقریباً آمده‌ایم در اینجا و هنوز ساعت 8 نشده) 4 ساعت است که ما در مجلس حاضر شده‌ایم و الان بیش از یک ساعت و سه ربع و نزدیک 2 ساعت است که آقاى دکتر صحبت می‌کند و اظهارات ایشان مفصل است و اگر در این جلسه و لو تا 4 ساعت دیگر هم طول بکشد و خاتمه پیدا کند بنده استرداد می‌کنم ولى حقیقت قضیه این است که در این جلسه خاتمه پیدا نمی‌کند ایشان خسته شده‌اند، آقایان هم مدتى است نشسته‌اند اینجا و تنفس هم اگر داده بشود دیگر برنمی‌گردند این است که بنده پیشنهاد کردم جلسه ختم بشود و عده هم براى رأى کافى نیست.

رئیس - بالاخره پیشنهادتان را استرداد کردید؟

کشاورز صدر - خیر قربان، رأى بگیرید بنده مسترد نمی‌کنم.

رئیس - آقاى حاذقى.

حاذقى - آقایان توجه بفرمایید قسمت مهم فرمایش آقاى دکتر بقایی ناشى از این است که مجلس شوراى ملى طورى عمل کرده که افکار عمومى اظهار رضایت به او ندارد. به عقیده من تمام آقایان که اینجا تشریف دارند با یک اختلافات کوچکى همه از سر و ته یک کرباس هستیم یک اختلاف کوچکى هست اجازه بفرمایید عرض کنم مجلس شوراى ملى باید با عمل مثبت دردهاى این مملکت را دوا کند 6 ماه از عمر مجلس گذشته است و نگذاشته‌اند کارى براى مملکت بکند من مخالفم با ختم مجلس تا فرمایش ایشان تمام بشود و رأى بگیریم برویم سر یک کار اصولى.

فرامرزى - پنجاه سال گرسنگى خوردم چطور سر و ته یک کرباسم.

رئیس - عده براى رأى گرفتن کافى نیست.

دکتر بقایی - بنده با تنفس موافقم.

رئیس - تنفس بشود دیگر برنمی‌گردند حالا بیانات‌تان را ادامه بدهید و آقایان تا ساعت هشت بنشینند آن وقت تنفس می‌دهیم.

اردلان - چرا تا ساعت 9 نمی‌نشینند (همهمه نمایندگان) (زنگ رئیس)

رئیس - این چه وضعى است چرا نمی‌نشینید اینجا مجلس است حمام زنانه که نیست چند مرتبه باید زنگ زد و گفت (صحیح است) بفرمایید آقاى دکتر بقایی.

دکتر بقایی - البته اگر بنده بخواهم جریان تمام حوزه‌های فرعى را خدمت آقایان عرض کنم چندین جلسه طول خواهد کشید ولى آنچه که تا حالا عرض کردم یک نمونه‌ای است از خروار و کم و بیش در تمام حوزه‌های فرعى نظیر این وقایع پیدا شده یعنى فرض بفرمایید در یک نقطه انجمن رأى داده است که آرا خوانده بشود و بخشدار گفته است که نباید خوانده بشود و بعد از انجمن مرکزى استعلام کرده آنها هم گفته‌اند نخیر بفرستید انجمن مرکزى و طبق قانون آقایان می‌دانند که فاصله بین اخذ آرا و استخراج آرا بیش از 24 ساعت نباید باشد این فاصله در بعضى نقاط از 25 روز هم بیشتر تجاوز کرده و در هیچ جا به طور خلاصه این موضوع که طبق قانون مسئول صحت و حسن جریان انتخابات هر حوزه‌ای انجمن نظارت آن حوزه است این ماده از قانون مراعات نشده و هر جا بخشدار یک میلى داشته آن میلش عملى شده یا نماینده فرماندارى یا نماینده انجمن مرکزى و اشتباه و نظایر آنچه که تا حالا حضور آقایان عرض کردم در این پرونده ما فراوان است و من دیگر خودم را مستغنى می‌دانم که به عرض آقایان برسانم و اطمینان دارم که آقایان این قدر به بنده اطمینان دارند و عرایض بنده را تصدیق می‌فرمایند بعد می‌رسیم به یک موضوع مهم دیگرى که آن صلاحیت آقاى اعزاز نیک‌پى است در این قسمت صلاحیت آقایان مطمئن باشند بنده راجع به صلاحیت شخصى و سابقه شخصى ایشان هیچ صحبتى نخواهم کرد و فقط از لحاظ قانون و از لحاظ قانون انتخابات صحبت می‌کنم آقاى اعزاز نیک‌پى به طورى که همه آقایان می‌دانند دو سمت در کابینه جناب اشرف آقاى قوام‌السلطنه داشتند یکى وزیر پست و تلگراف بودند و یکى معاون نخست وزیر وقتى که اعلان انتخابات اصفهان داده می‌شد ایشان از سمت معاون نخست وزیرى استعفا دادند ولى از سمت وزارت پست و تلگراف استعفا ندادند براى این که در روزنامه‌های وقت موضوع استعفى ایشان از وزارت پست و تلگراف نوشته شد ولى استعفاى از معاونت نخست وزیری‌شان نوشته نشد (اعزاز نیک‌پى - این طور نبود) حالا می‌رسیم و ایشان به این موضوع اصلاً توجهى نداشتند براى این که اگر خاطر آقایان نمایندگان محترم باشد در آن موقع یک گفتگوهایی بود براى این که نخست وزیر می‌تواند انتخاب شود و بالطبع وقتى که نخست وزیر بتواند انتخاب شود معاون نخست وزیر هم می‌تواند انتخاب بشود به این جهت به این موضوع در آن موقع توجهى نکردند و بعداً که دیدند این موضوع اسباب اشکال عمده‌ای برایشان شد برایشان آمدند و یک ابلاغى من نمی‌دانم کى درست کرد؟ نمی‌گویم کى درست کرد ولى درست کردند و ابلاغ کردند که ایشان دیگر معاون نخست وزیر نیستند و منشى مخصوص جناب اشرف آقاى قوام‌السلطنه هستند اولاً من می‌خواهم توجه بدهم آقایان محترم را به این قسمت از قانون که انتخاب وزرا و معاونین آنها و رؤسا و معاونین ادارات در حوزه مأموریت خودشان و وزرا و معاونین را در تمام کشور منع کرده فسلفه این موضوع چیست؟ البته احتیاج به گفتن نیست که منع قانونى براى این است که کسى که در یک ناحیه‌ای رئیس یا معاون اداره باشد یا در یک کشورى وزیر یا معاون باشد داراى یک نفوذ و قدرتى است که می‌تواند خداى ناکرده از این نفوذ و قدرتش سوء استفاده بکند و مقام وکالت را جرأت نمی‌کنم بگویم ولى باز می‌گویم غصب بکند پس این منع قانونى در این کلمه نیست یعین کلمه وزیر با کلمه معاون داراى یک خاصیت سرآمیزى نیست که همین که به یک شخص اطلاق شد این شخص محروم باشد از انتخاب شدن بلکه مقصود این است که آن قدرتى که این شخص می‌تواند در دست داشته باشد و از آن قدرتش احیاناً سوء استفاده بکند براى این قانون منع کرده که وزرا و معاونین آنها حق انتخاب شدند در تمام مملکت ندارند حالا ملاحظه بفرمایید از یک طرف ما می‌بینیم آقاى اعزاز نیک‌پى در موقع انتخابات که وزیر پست و تلگراف بودند از وزارت پست و تلگراف استعفا دادند ولى به طورى که شاید اکثریت آقایان می‌دانند عملاً ایشان باز وزیر پست و تلگراف بودند اسماً و توى روزنامه‌ها از وزارت پست و تلگراف استعفا داده بودند ولى ایشان نفوذشان را در وزارت پست و تلگراف داشتند و از معاونت بدواً استعفا ندادند و تا وقتى که این موضوع در شعبه مطرح شد ایشان به فکر استعفاى از معاونت هم نبودند به این دلیل که عرض کردم چون فکر می‌کردند نخست وزیر و معاونش می‌توانند انتخاب شوند و حتى یکى از همکاران محترم ما که اسم‌شان را نمی‌برم یک روز فرمودند که من در همان موقعى که انتخابات جریان داشت به ایشان تعرض کردم که شما چرا این کار را می‌کنید دیدم ایشان می‌گویند اهمیتى ندارد یعنى باقى ماندن در مقام معاونت نخست وزیر و البته بنده جواب بر جواب ایشان را هم قبلاً عرض می‌کنم که انشاء‌الله احتیاجى به ماده 109 نداشته باشم یک مدارکى ارائه می‌دهند که طبق آن مدارک از معاونت نخست وزیرى برکنار شدند و منشى مخصوص نخست وزیر هستند من این را هم قبول می‌کنم که جنابعالى منشى مخصوص نخست وزیر باشید اما می‌خواهم بدانم که معاون نخست وزیر با معاون یک وزیر صرف کلمه مانع از انتخابش نمی‌شود و منظور آن نفوذى است که شخص می‌توان اعمال کند و آن سوء استفاده‌ای است که از مقام می‌تواند بکند و آن جنبه وحشت و تنفرى است که مردم نسبت به او می‌توانند داشته باشند و بادمجان دور قاب‌چینى کنند ما وقتى که با پروند‌ها مراجعه بکنیم می‌بینیم که ایشان را اصفهانی‌ها عملاً معاون نخست وزیر می‌شناختند چنانچه از پرونده وزارت کشور بنده یک چیزى حضور آقایان ارائه می‌دهم.

سید هاشم وکیل - فرمایش‌تان را همین طورى قبول می‌کنیم.

رئیس - چون در خارج عده براى اخذ رأى کافى نیست و اگر به مذاکرات ادامه بدهیم هم موفق به اخذ رأى نمی‌شویم و تنفس داده می‌شود بقیه مذاکرات روز یکشنبه 4 بعد از ظهر.

(هشت ساعت بعد از ظهر جلسه به عنوان تنفس تعطیل شد)

+++

اخبار مجلس

روز سه‌شنبه اول دی‌ ماه 26 یک‌ ساعت قبل از ظهر شعبه سوم مجلس شورای ملی برای رسیدگی به‌ پرونده انتخابات مجدد شهریار و ساوجبلاغ مربوط به نمایندگی آقای کهبد به ریاست آقای دکتر معظمی تشکیل پس از اتخاذ تصمیم به این که تمام اوراق پرونده در خود شعبه قرائت شود و با توجه کامل به محتویات پرونده و شکایات معترضین اظهار نظر شود شروع به قرائت اوراق گردید و تا یک ساعت بعد از ظهر جلسه شعبه ادامه داشت و قرائت بقیه اوراق به جلسه بعد موکول شد.

روز چهارشنبه چهار بعد از ظهر شعبه سوم مجدداً به ریاست آقای دکتر معظمی تشکیل و قسمت دیگر از پرونده انتخابات ساوجبلاغ و شهریات قرائت و تا ساعت هفت و نیم قرائت آنها ادامه داشت و نتیجه به جلسه بعد موکول شد. جلسه‌ بعد به چهار بعد از ظهر روز پنجشنبه سوم دی موکول گردید کمیسیون بودجه روز سه‌شنبه اول دی‌ ماه 26 که قرار بود سه قبل از شهر کمیسیون بودجه تشکیل شود به واسطه عدم حضور چند نفر و تشکیل شعبه سوم رسمیت پیدا نکرد و جلسه به فردا پنج بعد از ظهر موکول شد.

روز چهارشنبه دوم دی ماه 26 شش ساعت بعد از ظهر کمیسیون بودجه به ریاست آقای دکتر بقایی تشکیل بنا به تصمیم جلسه قبل از اقلام هزینه بودجه 1326 مطرح شود اعتبار بودجه دربار مطرح پس از مذاکراتی قرار شد به طوری که تصمیم اتخاذ شده اساس بودجه و اعتبار 1324 باید ملاک قرار داده شود و بنابراین نسبت به اعتبار اضافی باید از وزات دارایی توضیح خواسته شود. همچنین نسبت به اعتبار بودجه نخست وزیری قرار شد برای جلسه بعد معاون نخست وزیری در کمیسیون دعوت و راجع به اضافات پیشنهادی توضیح دهند که از چه بابت است و ساعت هشت و نیم بعد از ظهر جلسه ختم شد.

غایبین بی‌اجازه - آقایان نیکپور - آصف

غایبین بااجازه آقایان بهبهانی - شهاب خسروانی - دکتر شفق - صادقی - اورنگ.

شماره 2678012973                     22/9/26

آقای احمد عرب‌زاده سردفتر اسناد رسمی درجه دوم و ازدواج و طلاق قصبه شبستر

به موجب این ابلاغ محل رسمیت دفاتر شما به قصبه دلیجان قم تبدیل می‌شود که با حفظ درجه مزبور با درجه سوم و ازدواج و طلاق و اجازه ثبت معاملات ملکی تا ده هزار ریال طبق مقررات مشغول انجام وظیفه شوید.

وزیر دادگستری

شماره 2882313224                     22/9/26

آقای حسام‌الدین رجایی ابرقویی

به موجب این حکم به سمت سردفتری اسناد رسمی درجه سوم ابرقوی یزد منصوب می‌شوید. طبق مقررات مشغول انجام وظیفه شوید.

وزیر دادگستری

قوانین

شماره 18756                  1/10/26

وزارت دارایی:

فرمان همایونی راجع به اجازه پرداخت دو دوازدهم حقوق و هزینه کل کشور بابت آبان و آذر ماه 1326 که به صحه مبارک ملوکانه موشح گردیده به انضمام قانون ذیلاً ابلاغ می‌شود.

با تأییدات خداوند متعال

ما

پهلوی شاهنشاه ایران

محل صحه مبارک

نظر به اصل بیست و هفتم متمم قانون اساسی

مقرر می‌داریم

ماده اول قانون اجازه پرداخت دو دوازدهم حقوق و هزینه کل کشور بابت آبان و آذر ماه 1326 که در جلسه پنجم آذر ماه یکهزار و سیصد و بیست و شش به تصویب مجلس شورای ملی رسیده و منضم به این دستخط است به موقع اجرا گذاشته شود.

ماده دوم - هیئت دولت مأمور اجرای این قانون هستند. به تاریخ دهم آذر ماه 1326 قانون اجازه پرداخت دو دوازدهم حقوق و هزینه کل کشور بابت دو ماهه آبان و آذر سال 1326.

ماده واحده - به وزارت دارایی اجازه داده می‌شود کلیه هزینه‌های مستمر و غیرمستمر و حقوق و اضافات و کمک هزینه‌های کارمندان وزارتخانه‌ها و ادارات و بنگاه‌های دولتی را طبق پرداخت مهر ماه 1326 به رسم علی‌الحساب برای دو ماه آبان و آذر ماه 1326 پرداخت نماید.

تبصره - پرداخت‌هایی که مطابق این قانون به عمل خواهد آمد مؤید تصویب‌نامه‌های صادر در زمان فترت تا این تاریخ نخواهد بود این قانون که مشتمل بر یک ماده و یک تبصره است در جلسه پنجم آذر ماه یکهزار و سیصد و بیست و شش به ‌تصویب مجلس شورای ملی رسید.

رئیس مجلس شورای ملی - رضا حکمت

شماره 12816 - 28831                  22/9/26

آقای عباسعلی قایمی هشترودی سردفتر ازدواج و طلاق قریه‌الاقیه دهستان هشترود

به موجب این ابلاغ به علت ترک محل کاز از تصدی دفاتر ازدواج و طلاق معاف می‌شوید.

وزیر دادگستری

شماره 13225- 28817                               22/9/26

آقای حسین رئیسی دفتریار درجه اول دفاتر اسناد رسمی شماره یک قوچان

به موجب این حکم به سمت سردفتری اسناد رسمی درجه سوم شهر قوچان منصوب می‌شوید طبق مقررات مشغول انجام وظیفه شوید.

وزیر دادگستری

شماره 5366 ر ح‌ ر 35626                           30/8/1326

بخشنامه به دادسراهای مرکز و شهرستان‌ها

اشخاصی‌ که درخواست گواهی نداشتن سوء پیشینه می‌نمایند ممکن است دارای محکومیت جزایی مؤثر نباشند ولی دادسرای محل مطلع باشد که متقاضی تحت تعقیب کیفری قرار گرفته و یا محکوم به‌ حکم غیرقطعی شده و رسیدگی کار وی در مرحله پژوهشی یا فرجامی است و یا دارای محکومیت قطعی غیرمؤثر است. برای این که تصدیقات صادره کامل باشد دستور داده می‌شود در کلیه اوراق گواهی عبارت زیر اضافه شود.

این گواهینامه فقط از لحاظ عدم وجود محکومیت کیفری مؤثر صادر شده و ناظر به تعقیب کیفری یا محکومیت غیرقطعی و یا محکومیت قعطی غیرمؤثر نیست.

بدیهی است در صورت اطلاع تحت تعقیب بودن متقاضی و یا محکومیت غیرمؤثر  او هم باید در گواهینامه ذکر شود.

م س 5453

به جای وزیر دادگستری - رضا تجدد

شماره 12707 - 26200                              18/9/326

آقای فخرالدین عمید دفتریار درجه اول دفتر اسناد رسمی شماره 68 تهران

به موجب این حکم به سمت سردفتری اسناد رسمی درجه سوم تهران منصوب می‌شوید طبق مقررات مشغول انجام وظیفه شوید.

وزیر دادگستری

شماره 13412- 29507                                           30/9/326

آقای روح‌الله طالبی سر دفتر اسناد رسمی سردرود تبریز

به موجب این ابلاغ دفتر شما را در سردرود تبریز برای ثبت ازدواج رسمیت می‌دهد.

وزیر دادگستری

شماره 2701212889                                 25/9/326

آقای ضیاءالدین سجادی سردفتر اسناد رسمی شماره 5 اراک

چون به موجب دادنامه قطعی مورخ 21/8/26 دادگاه بدوی انتظامی سردفتران به توبیخ با درج در مجله رسمی محکوم شده‌اید اداره کل ثبت به این وسیله مفاد دادنامه مزبور را در مورد شما اجرا می‌نماید.

مدیر کل ثبت

شماره 2620412080                     18/9/26

آقای محمد‌تقی طباطبایی زیبا

به موجب این حکم به سمت سردفتری اسناد رسمی درجه اول تهران منصوب می‌شوید طبق مقررات مشغول انجام وظیفه شوید.

وزیر دادگستری

شماره 13376- 27624                   29/9/26

آقای محسن محمدی سردفتر اسناد رسمی ملایر

به موجب این ابلاغ دفتر شما را در شهر ملایر برای ثبت ازدواج رسمیت می‌دهد.

وزیر دادگستری

+++

شماره 12248 - 25566                  11/9/26

آقاى على‌اکبر صبور فانى سردفتر اسناد رسمى درجه سوم حسن کیاده گیلان‏

به موجب این ابلاغ استعفاى شما از تصدى دفتر اسناد رسمى پذیرفته می‌شود.

وزیر دادگسترى‏

شماره 12629 - 27685      12/9/26

آقاى محمد‌على حجت انصارى سردفتر اسناد رسمى آستانه گیلان‏

به موجب این ابلاغ دفتر شما را در آستانه براى ثبت ازدواج رسمیت می‌دهد

وزیر دادگسترى‏

شماره 12625 - 27697      12/9/26

آقاى الله‌قلى نیازمند

به موجب این حکم به سمت سردفتردارى اسناد رسمى درجه سوم شیراز منصوب می‌شوید طبق مقررات مشغول انجام وظیفه شوید.

وزیر دادگسترى‏

شماره 12439 - 27693      12/9/26

آقاى مارکار اسادوریان سردفتر ازدواج فریدن اصفهان‏

به موجب این ابلاغ استعفاى شما از تصدى دفاتر ازدواج پذیرفته می‌شود.

وزیر دادگسترى‏

شماره 12425 - 27689      12‌/‌9/‌26

آقاى حسام‌الدین مجتهدى‏

به موجب این حکم به سمت سردفتردارى اسناد رسمى درجه سوم شهر سنندج منصوب می‌شوید طبق مقررات مشغول انجام وظیفه شوید.

وزیر دادگسترى‏

شماره 13037 - 27430      28/9/26

آقاى سید رضا نورى سردفتر ازدواج و طلاق سابق کرمانشاه‏

پیرو ابلاغ شماره 3106310655 - 27‌/‌12/24 چون محاکمه انتظامى شما منتهى به محکومیت به توبیخ شفاهى شده به موجب این ابلاغ رفع تعلیق شما را از تصدى دفتر ازدواج اعلام می‌دارد

وزیر دادگسترى‏

شماره 13413 - 27630      29/9/26

آقاى محمد‌حسین ذاکرى عریانى سردفتر ازدواج و طلاق قریه عریان تپه دهستان هرزندات مرند

به موجب این ابلاغ استعفاى شما از تصدى دفاتر ازدواج و طلاق پذیرفته می‌شود.

وزیر دادگسترى‏

شماره 12877 - 27680      30/‌9/‌26

آقاى حسن اکبرى سردفتر ازدواج بلوک کزاز اراک‏

به موجب این ابلاغ استعفاى شما از تصدى دفتر ازدواج پذیرفته می‌شود.

وزیر دادگسترى‏

شماره 13231 - 26972      24/9/26

آقاى سید صفا موسوى لطفى‏

به موجب این حکم به سمت سردفتردارى اسناد رسمى دهستان گوراب و زمخ گیلان منصوب می‌شوید طبق مقررات مشغول انجام وظیفه شوید.

وزیر دادگسترى‏

شماره 12590 - 28829      22‌/‌9/‌26

آقاى محمد‌تقى رئیسى سردفتر اسناد رسمى شماره 2 شهر قوچان‏

به موجب این ابلاغ استعفاى شما از تصدى دفتر اسناد رسمى پذیرفته می‌شود

وزیر دادگسترى‏

شماره 12899 - 29049      24‌/‌9/‌26

آقاى یحیى پایین خیابانى سردفتر اسناد رسمى و ازدواج و طلاق و گواهى امضا

استعفاى شما از تصدى دفاتر پذیرفته می‌شود

وزیر دادگسترى

+++

بقیه جلسه 34 (3)

صورت مشروح مذاکرات مجلس روز یکشنبه 6 دی ماه 1326

 

فهرست مطالب:

1. معرفى هیئت وزیران و تقدیم برنامه دولت از طرف آقاى حکیمى نخست وزیر

2. تصویب یک فقره اعتبارنامه و طرح یک فقره دیگر

 

مجلس ساعت پنج و سى و پنج دقیقه بعد از ظهر به ریاست آقاى رضا حکمت به عنوان بعد از تنفس تشکیل گردید.

رئیس - جلسه پیش به عنوان تنفس تعطیل شد صورت جلسه ندارد، آقاى نخست وزیر دولت جدید را معرفى می‌کند بعد وارد دستور می‌شویم.

سزاوار - بنده اخطار نظامنامه‌ای دارم.

رئیس - آقاى دکتر بقایی نیستند بنده متوجه هستم بعد از این که آقاى دکتر بقایی آمدند اظهارات‌شان را می‌نمایند، آقاى نخست وزیر بفرمایید.

1. معرفى هیئت وزیران و تقدیم برنامه دولت از طرف آقاى حکیمى نخست وزیر

نخست وزیر - آقایان نمایندگان محترم، شاید بعضى از دوستان این طور تصور نمایند که براى اینجانب در این مرحله از عمر بهتر است از تحمل بار سنگین کار نخست وزیرى احتراز و بقیه زندگانى خود را به استراحت بگذارنم (صحیح است) (محمد‌على مسعودى - این طور نیست) ولى بنده خوددارى هر ایرانى وطن‌پرست را با اوضاع بغرنج کنونى از خدمتگذارى صادقانه به مملکت جایز نمی‌دانم و نظر به خدمات صمیمانه که در هر موقع به کشور نموده‌ام و مورد تشویق ملت واقع شده‌ام اکنون که باز از طرف مجلس شوراى ملى از روى کمال لطف به اینجانب ابراز تمایل شده و از طرف اعلیحضرت همایون شاهنشاهى نیز افتخار مأموریت تشکیل کابینه را یافته‌ام شانه خالى کردن از زیر بار مسئولیت را گناه می‌دانم (صحیح است) و به احترام اوامر ملوکانه و به منظور امتنان از توجه ملت و نمایندگان محترم براى انجام خدماتى که از من ساخته باشد مهیا شدم.

اینجانب ادعا نمی‌کنم انتظاراتى را که ملت ایران از یک دولت خدمتگذار صمیمى دارد در مدت کوتاه انجام دهم ولى با قوت قلب عرض می‌کنم که به تناسب فرصتى که مجلس شوراى ملى به ما بدهند و درجه تقویت و مساعدتى که بفرمایند اطمینان کامل داشته باشند که اینجانب و همکارانم نشان خواهیم داد که به راستى و درستى و با کمال جدیت و صداقت و صمیمیت براى آسایش و رفاه حال هموطنان عزیزمان کوشش خواهیم نمود (انشاء‌الله) و موجبات رضایت خاطر مبارک ملوکانه و ملت و مجلس شوراى ملى را به خواست خداوند به تدریج فراهم خواهیم آورد آقایان محترم مستحضرند که اینجانب از جاه‌طلبى و خودنمایی و خیالات شیطانى و ظلم و تعدى و تبعیض تنفر دارم و اگر تصمیم و عزم راسخ نداشتم که به تناسب فرصتى که به ما می‌دهید و تقویتى که می‌فرمایید براى بهبود وضع مملکت و ملت جد و جهد کنم هیچ گاه با وضع مشکل امروز کشور قبول مسئولیت نمی‌کردم و خودم را با نام نیکى که به فضل الهى تحصیل کرده‌ام در این دوره از زندگى دچار زحمت بیهوده نمی‌نمودم بنابراین با استظهار به عنایت و توفیق و لطف خداوند که همواره امیدوارم در هر حال شامل ما باشد همکاران خود را معرفى و با اجازه مجلس شوراى ملى شروع به کار می‌نماییم و امیدواریم بیش از پیش آقایان نمایندگان محترم براى بهبود احوال ملت از این دولت پشتیبانى فرمایند.

آقای وزیر عدلیه

آقاى دکتر محمد سجادى                 وزیر اقتصاد ملى‏

آقاى مصطفى عدل                         وزیر مشاور

آقاى على معتمدى                        وزیر راه‏

آقاى دکتر سیاسى                        وزیر فرهنگ‏

آقاى سعید مالک                           وزیر بهدارى‏

آقاى ابوالقاسم نجم                        وزیر دارایی‏

تیمسار سپهبد یزدان‌پناه                  وزیر جنگ

+++

تیمسار سرلشکر فرج‌الله آق‌اولى وزیر کشور

آقاى محمد‌على وارسته                   وزیر پست و تلگراف‏

وزیر خارجه و وزیر کشاورزى بعداً معرفى خواهند شد وزارت کار هم فعلاً تحت نظر وزیراقتصاد ملى خواهد بود تا تکلیف قانونى آن معین گردد (صحیح است) درباره برنامه تاکنون معمول بوده است که وعده‌های زیاد به ملت ایران و مجلس شوراى ملى بدهند بدون این که فکر توانایی خود یا فرصت انجام آن را نمایند اینجانب بهتر می‌دانم که از اصلاحات و اقدامات آنچه باید زودتر شروع شود فعلاً به اختصار به عرض برسانم بعد به تدریج آنچه ملت و مجلس شوراى ملى از ما انتظار دارند و همان منویات خاطر مبارک ملوکانه می‌باشد که بارها به دولت امر فرموده‌اند به صورت لوایح قانونى به تصویب مجلس شوراى ملى رسانده انجام دهیم. چنان که عرض شد با اوضاع کنونى کشور وظایف دولت در خدت به ملت و مملکت زیاد است و انجام آنها به وقت و تقویت مجلس شوراى ملى است و فعلاً آنچه که مصمم هستیم شروع نماییم از این قرار است:

1. فراهم کردن تدریجى موجبات آسایش طبقات زحمتکش و تعدیل زندگى ملت مخصوصاً به وسیله سبک کردن بار تحمیلات ضعفا.

2 - حذف اعتباراتى که براى مخارج تجملى و غیرضرورى در بودجه منظور شده.

3 - توجه مخصوص به اعتبارات و مخارجى که براى آبادى کشور و سلامت و فرهنگ و آسایش عامه لازم است و نفع آن مخصوصاً عاید طبقات ضعیف می‌شود و زندگى آنها را بهتر می‌کند.

4 - سعى در اجرا و رعایت دقیق قوانین براى ایجاد اعتماد و اطمینان در مردم و توسعه فعالیت آنان و مبارزه با فساد.

5 - مراقبت در سهل و ساده کردن قوانین دادگسترى به منظور تسریع قطع و فصل دعاوى و احقاق حق مردم.

6 - جلوگیرى از سوء استفاده‌هایی که از قانون انحصار تجارت به ضرر عامه به عمل می‌آید.

7 - اصلاح تدریجى وزارتخانه‌ها و آموزشگاه‌ها و مؤسسات و اجراى قانون تعلیمات اجبارى.

8 - اصلاح و تقویت قواى تأمینیه به تناسب احتیاجات کشور.

9 - تقدیم لوایح به مجلس شوراى ملى به منظور این که مردم هر محل در امور محلى خود از قبیل کارهاى فرهنگى و بهداشتى و بلدى و غیره بیش از پیش مداخله نمایند.

سیاست خارجى دولت همواره سعى کامل در تشیید و تحکیم روابط حسنه و علایق مودت و رعایت کامل احترام متقابل با دول دوست مخصوصاً با ملل همسایه و توسعه ارتباط اقتصادى با آنها و وفادارى و علاقمندى کامل به سازمان ملل متحد می‌باشد و نهایت کوشش به عمل خواهد آمد که علائق صمیمانه بین ما و دولت‌های بزرگ که با شرکت خودمان شالوده این سازمان را نهاده‌اند محکم‌تر گردد.

در خاتمه از مجلس شوراى ملى تمنا دارم در تصویب آنچه به اختصار اینجا عرض شده تسریع فرمایند و اجازه بدهند مشغول کار شویم که انتظارات ملت ایران زودتر برآورده شود (صحیح است)

رئیس - برنامه چاپ و منتشر می‌شود بین آقایان، آقاى دکتر بقایی.

2 - تصویب یک فقره اعتبارنامه و طرح یک فقره دیگر

دکتر بقایی - آقایان نمایندگان محترم، در جلسه گذشته با این که مجال کافى نبود تا اندازه‌ای که ممکن می‌شد ذهن آقایان نسبت به جریان انتخابات اصفهان روشن گشت. یقین دارم که آقایان نمایندگان محترم در این باب همان طور که وجدان پاک‌شان گواهى می‌دهد داورى خواهند کرد، خداوند شاهد است و محتاج نیست که این مطلب را بار دیگر تذکر دهم که من در این کار هیچ گونه ناقه و جملى نداشته و ندارم قبل از جریانات امر به هیچ وجه با آقاى اعزاز نیک‌پى آشنا نبودم و سابقه دوستى یا دشمنى در بین ما نبود مطالعه پرونده مفصل انتخابات اصفهان با همه گرفتارى که داشتیم بسیار وقت مرا گرفت اگر می‌بینید در این مورد این قدر به خود زحمت و به آقایان محترم دردسر می‌دهم اطمینان داشته باشید که سوء جریان انتخابات اصفهان و اعمال‌نفوذهاى غیرقانونى که در این مورد شده است بر من کاملاً مسلم و محرز گشته و اندک تردیدى ندارم که اگر هر یک از آقایان این پرونده‌های مفصل را مطالعه کنند با من درصحت این مدعا هم‌داستان خواهند بود. براى این که نمایندگان محترم اصول مطلب را به خاطر بیاورند به طور خلاصله یادآورى می‌کنم که با دلایل مذکور در جلسه گذشته و شهادت پرونده و مستنداتى که در صحت آن هیچ جاى تردید نیست صندوق قهپایه براى این باطل شده که ایشان در این صندوق اکثریت نداشتند، این صندوق را برخلاف میل مردم و حتى برخلاف رضایت انجمن باطل کردند و به اعتراضات و شکایات مکرر اهالى که عیناً در پرونده منعکس است اندک توجهى ننمودند، در انتخابات سده و ماربین نشانه اعمال نفوذ از همین پرونده ناقص که اوراق زیادى از آن چنانچه در جلسه قبل به عرض رسید در دست نیست به خوبى پیدا است، در این حوزه از مجموع 8320 رأى 995 رأى اضافى از صندوق بیرون آمده در صورتى که در همین ناحیه در دوره گذشته 6500 رأى در صندوق ریخته شده و بیش از پنج رأى اضافى نبوده است در بخش اردستان از 5790 رأى که در صندوق ریخته شده است 204 رأى اضافى بوده در صورتى که در دوره گذشته در این حوزه 3614 رأى گرفته شده و بیش از 11 رأى اضافى نداشته است. با وجود بی‌عدالتى و حق‌کشى که در مورد ابطال صندوق قهپایه شده در این حوزه هم توجهى به شکایات و اعتراضات مردم نسبت به سوء جریان اخذ آرا که از تعدا رأی‌های اضافى به خوبى پیداست نشده زیرا آقاى اعزاز نیک‌پى در این حوزه و سایل بیشترى براى اعمال نفوذ داشتند و آراى زیادى بدین طریق که ملاحظه می‌فرمایید به دست آوردند تعداد تعرفه‌هایی که در حوزه‌های انتخاباتى در این دوره توزیع شده با تعرفه‌های دوره قبل در هر یک از حوزه‌ها تفاوت فاحشى دارد و در بعضى از نقاط به نسبت غیرقابل تصورى بالا می‌رود و در بعضى دیگر به اندازه معتنابهى پایین می‌آید و محال به نظر می‌رسد که به طور طبیعى تعداد رأى دهندگان در این قبیل نقاط در فاصله دو و سه سال این اندازه کم و زیاد بشود. آقایان نمایندگان استدعا می‌کنم بردارید پرونده انتخابات اصفهان را بخوایند ملاحظه بفرمایید در مقابل اعتراضات و استشهادهاى بسیار مفصلى که از طرف وجوه اهالى نسبت به حریان انتخابات شده است انجمن نظارت اصفهان چه جواب‌های سست و بى‌پایه‌ای داده است و تا چه حد خود را رسوا ساخته و مشت خود را باز کرده است، رئیس انجمن نظارت هنگام گرفتن شکایت وارده و دادن رسید قبل از مطالعه شکایت و رسیدگى کردن به موارد اعتراضات تحت تأثیر امیال و احساسات خود مطابق اسنادى که در دست دارم در ضمن رسیدى که می‌دهد همه را غیروارد و شکایت کنندگان را مجهول الهویه معرفى می‌کند و هنگام رسیدگى به شکایات براى دفع الوقت و ظاهرسازى به شهربانى دستور می‌دهد چند نفر از شاکیان معمولى را که در محل خود دور از مرکز انجمن بوده‌اند و حاضر شدن آنها بعید به نظر می‌رسد براى اداى توضیحات حاضر کنند اما بسیارى از معاریف امضاکنندگان را که در محل بوده‌اند دعوت نمی‌کند و در نتیجه به بهانه حاضر نشدن معترضین به شکایت مستدل و موجه مردم نمی‌رسد، آقاى صاحب قرانى که در دوره چهاردهم بخشدار اردستان بوده است و در این دوره بخشدار ناحیه دیگر چون در امر انتخابات و شناسایی اشخاص و این قبیل مطالب دیگر که همه از آن آگاهند، مهارت به سزا داشته‏ و در این دوره به سمت بازرس به این ناحیه می‌فرستد و همین شخص پس از اندوختن تجارب بیشترى هنگام پایان یافتن انتخابات اصفهان براى تجدید انتخابات ساوجبلاغ به این حوزه مأمور می‌شود تا از نتایج تجربیات او در این حوزه نیز استفاده گردد، در هر حال اگر بخواهم این قبیل نکات و دقایق را به شرح بیان کنم بدون تردید و اغراق کتابى خواهد شد که هر صاحب‌نظر و باریک‌اندیشى در آن رموز تزویر و نیرنگ و ریا و دغل بازى و نادرستى را به خوبى می‌تواند فروخواند آقایان نمایندگان محترم، این همه خلاف قانون و حق‌شکنى و بیدادگرى نسبت به حقوق مسلم ملى اعمال شده تا معان نخست وزیر به ناحق و برخلاف موازین قانونى از ناحیه‌ای به وکالت دارالشوراى ملى انتخاب شود و ثابت گردد که در مقابل اغراض و مطامع افرادى معدود مصالح و منافع ملت در این کشور به هیچ شمرده می‌شود، تا به همه کس معلوم گردد که عدالت و انصاف دیرگاهى است در کشور ما مرده و حق و حقیقت به دست دژخیمان حقیقت‌کش جان سپرده است آقایان نمایندگان، قانون از نظر اصول و براى رعایت مقتضیاتى است که کاملاً معلوم است، انتخاب وزیران و معاونین وزیران را در سراسر کشور منع کرده است زیرا صاحبان این مشاغل با استفاده از مقام خود می‌توانند در انتخابات اعمال نفوذ کنند و جریان را به نفع خود از طریق عادى و طبیعى منحرف سازند و از عدم بصیرت و بى‌اطلاعى مردم شهرستان‌های دور افتاده براى ارضاى مطامع پست و اجراى مقاصد سوء خود استفاده کنند. جایی که معاون وزیر از انتخاب شدن محروم باشد معاون نخست وزیر به طریق اولى محروم خواهد بود و بسیار جاى تعجب و تأسف است که امروز

+++

به استناد این که نام نخست وزیر و معاون او صریحاً در قانون ذکر نشده در حالى که وزیر و معاون او از انتخاب شدن محرومند به رئیس وزیران و معاون او اجازه بدهیم بى‌هیچ پروا در انتخابات شرکت کنند و خود را بر مردم تحمیل نمایند. این حقیقى است که هر فرد عادى و هر طفل ابجد خوان کودنى می‌فهمد و ملاحظه کنید انحطاط و تدنى اخلاقى در کشور ما به چه پایه‌ای رسیده است که در مقابل منافع فردى حتى قانون‌دانان زبردست ما هم خود را به نادانى می‌زنند و تجاهل می‌کنند و در برابراین بى‌نظمی‌ها و قانون‌شکنی‌ها نه تنها ساکت نمی‌نشینند بلکه بى‌پروا و در کمال حرارت به دفاع از آنها برمی‌خیزند و با منطق و مقالطه و سفسطه می‌کوشند حق مسلم ملت را با نهایت وضوح و روشن پایمال کنند، تصور نشود این گستاخی‌ها از نظر مردم پوشیده است به عکس مردم ایران بسیار خوب حق و باطل را تمیز و تشخیص می‌دهند و خادم و خائن را می‌شناسند هر چند قدرت اقدام و عمل از مردم کشور ما سلب شده و به همه چیز بى‌اعتنا گشته‌اند و این بى‌اعتنایی نمی‌گذارد مانند مردم زنده دنیا خود برخیزند و به خادم پاداش و به خائن کیفر دهند. در اینجا یک حکایتى به خاطرم رسید به طور جمله معترضه خدمت آقایان عرض می‌کنم یکى از رجال سیاسى بزرگ دنیا و انگلستان مستر بالدرین که چند روز قبل از دار دنیا رحلت کرد در شرح حال خود می‌نویسد که در یک زمانى رئیس‌الوزرا بودم و در همان موقع ژرژ پنجم پادشاه انگلیس به سختى مریض شده بود. در انگلستان البته وزرا می‌توانند انتخاب شوند، نخست وزیر هم می‌تواند انتخاب شود و آنجا هم می‌دانید هر دوره‌ای یکى از احزاب بزرگ آنجا یا حزب محافظه کار یا حزب کارگر پیش می‌افتند در انتخابات و آن دولتى که سرکار هست هیچ وقت اعمال نفوذ نمی‌کند که نگذارد رقیبش جلو بیفتد در آنجا انتخابات حقیقتاً آزاد است همین طور که در مملکت ما نیست. تعریف می‌کند در آن موقع مستر بالدوین کارش زیاد بود یک روز رئیس دفترش آمد و به او اطلاع داد که نمایندگان جراید حاضر شده‌اند براى این که با او مصاحبه بکنند و اخبارى از آن بپرسند به رئیس دفترش می‌گوید که خبرى ندارم به آنها بدهم و عذرشان را بخواهید چون حالا گرفتاریم زیاد است رئیس دفتر می‌پرسد به آنها بگویم که پادشاه مریض است رئیس دفتر می‌رود بیرون که این خبر را به مدیران جراید بدهد یک دفعه مستر بالدوین از اطاق می‌آید بیرون می‌رود توى راهرو رئیس دفتر خودش را صدا می‌زند و می‌گوید که راجع به کسالت پادشاه با روزنامه‌نویس‌ها هیچ صحبت نکنید خوب آن روز می‌گذرد و کارشان تمام می‌شود در یک موقع خلوتى رئیس دفتر می‌پرسد چرا جنابعالى فرمودید که راجع به کسالت پادشاه چیزى به روزنامه‌نویس‌ها نگویم (این را آقایان خواهش می‌کنم دقت بفرمایند این حقیقت را) جواب می‌دهد چون ملت انگلستان از بحران خیلى می‌ترسد و در موقع بحران تاریخ نشان داده که همیشه آن دولتى که در رأس کار بوده دوباره اعتماد خودش را به همان دولت نشان داده است کما این که در این دو دوره جنگ که شنیده‌اید همان دولتى که سرکار بوده است تغییر نکرده است اگر محافظه کار بوده اگر کارگر همان دولت تا خاتمه جنگ باقى مانده است، می‌گوید چون ملت انگلستان از بحران می‌ترسد و اگر فکر یک بحرانى بکند البته نمی‌آید حکومت را تغییر بدهد و حتماً رأى به حزب ما خواهد داد من فکر کردم که اگر این خبر را بدهم یک اعمال نفوذ غیرحقى در انتخابات کرده‌ایم که به نفع خودمان استفاده کرده‌ایم، ببین تفاوت ره از کجا است تا به کجا، من از اینجا به گزارش شعبه راجع به انتخابات تهران استناد می‌کنم زیرا این گزارش مورد تصویب مجلس واقع شده است آقایان می‌دانند جناب اشرف آقاى قوام‌السلطنه در عین احراز سمت نخست وزیرى از تهران به وکالت انتخاب شدند و انجمن نظارت انتخابات با علم به مقررات قانونى از ایشان استعلام کرد که وکالت را می‌پذیرند یا نه؟ شعبه مأمور رسیدگى به گزارش انتخابات تهران یعنى شعبه 4 اصولاً این استعلام را بى‌مورد دانست هر چند ایشان وکالت را نپذیرفتند اما در هر حال شایسته نبود انجمن نظارت یک چنین خلاف قانون واضحى را مرتکب شود با این که در این انجمن برگزیده‌ترین افراد قضایی کشور عضویت داشتند و لو این که گزارش شعبه چهار به تصویب مجلس رسیده ولى به هر طریق شعبه 4 این ایراد را به انجمن دارد که چون جناب آقاى نخست وزیر اصولاً بر طبق قانون نمی‌تواند انتخاب شوند پس از استخراج آرا انجمن نظارت نباید از معظم له استعلام می‌نمود (دکتر امینى - استعلام نشده ما که در انجمن بودیم همچون استعلامی نکردیم؟) این عین گزارش شعبه چهارم بود. در مورد آقاى اعزاز نیک‌پى نیز با آن که ایشان در حین اجراى انتخابات معاون نخست وزیر بودند انجمن نظارت انتخابات اصفهان نمی‌بایست انتخاب ایشان را قانونى تلقى کند و اعتبارنامه به ایشان بدهد و چون اعتبارنامه داد و خطایی کرد مجلس نباید این خلاف قانون را تجویز کند، مجل که خود یک بار به گزارش شعبه انتخابات تهران رأى داده است و انتخاب نخست وزیر وقت را غیرقانونى تلقى کرده است مجلس که تنها مرجع تفسیر قوانین است و روح قانون و مقصود قانون گذار را به خوبى درک می‌کند و تشخیص می‌دهد ما در جریان انتخابات شاهد وضع بسیار اسف‌بارى بودیم، وزیرى با حفظ مسند و نفوذ وزارت مقدمات انتخابات خود را از ناحیه‌ای فراهم می‌ساخت و روزى که انتخابات شروع می‌شد موقتاً از کار کناره می‌گرفت و احیاناً من غیررسم کار وزارت را نیز ادامه می‌داد و پس از خاتمه انتخابات مجدداً به کار خود بازمی‌گشت تا ظاهر را درست کرده باشد تا اگر ایراد بگیرند بگوید در جریان انتخاب وزیر نبوده‌ام، آقایان نمایندگان محترم شما مردمى با وجدان و شریف و قانون‌دان هستید آیا این طرز انتخاب را وجداناً قانونى تلقى می‌کنید؟ در مورد آقاى اعزاز نیک‌پى لااقل این مقدار هم ظاهرسازى نشده و ایشان به وکالت انتخاب شدند در حالی که سمت معاونت نخست وزیرى را ادامه می‌دادند و من غیررسم وزیر پست و تلگراف هم بودند موضوع معاونت آقاى اعزاز نیک‌پى هنگام انتخابات اصفهان امری است مسلم اگر چه ایشان پس از طرح موضوع در شعبه مدرکى که به آسانى معلوم است در همان هنگام به دست آورده‌اند و ارائه داده‌اند که در جریان انتخاب فقط سمت منشى مخصوص نخست وزیر را داشته‌اند اما با دلایل قطعى که در دست ایشان از عنوان مقام معاونت نخست وزیرى در امر انتخابات کاملاً استفاده کرده‌اند اولاً استعفاى ایشان از این سمت خبر داده نشده بود و مردم همه ایشان را معاون نخست وزیر می‌شناختند ثانیاً در ذیل تصویب‌نامه‌ها از طرف نخست وزیر امضا می‌کرده‌اند و اسنادى که در این مورد به امضاى ایشان رسیده است در دست است و تاکنون سابقه نداشته است منشى مخصوص نخست وزیر از طرف او اسناد رسمى و تلگرافات دولتى را امضا کند. آقاى ثابتى اینجا تشریف دارند؟ بنده سؤال می‌کنم از آقاى ثابتى ایشان مدتى منشى مخصوص نخست وزیر بودند ببینیم آیا در مدتى که ایشان به قول آقاى اعزاز نیک‌پى هم شغل ایشان بودند آیا یک تلگراف رسمى یا یک تصویب‌نامه به امضاى آقاى ثابتى در دفتر نخست وزیرى صادر شده در صورتى هزارها تصویب‌نامه و تلگراف به امضاى آقاى اعزاز نیک‌پى صادر شده که الان یک مقدارش در دست است ثالثاً همان طور که عرض کردم مردم اصفهان ایشان را معاون نخست وزیر می‌دانستند تا حدى که فرماندار اصفهان پس از خاتمه انتخابات و انتخاب شدن ایشان به وزارت کشور تلگراف می‌کند که آقاى اعزاز نیک‌پى معاون نخست وزیر به نمایندگى اصفهان انتخاب شدند این عین تلگراف فرماندار اصفهان است این تلگراف رسمى است که به وزارت کشور نوشته در پرونده‌ای که وزارت کشور به مجلس فرستاده وزارت کشور انتخابات تاریخ 22 فروردین 6 برگ اعتبارنامه نمایندگى دوره 5 قانونگذارى راجع به جناب آقاى اعزاز نیک‌پى معاون نخست وزیر و آقاى حاج امین و آقاى صفا امامى با پست سفارشى شماره فلان ارسال و فلان تلگراف فرماندار اصفهان حشمت صنیعى شماره تلگراف 640 - (یکى از نمایندگان - آقاى ثابتى آمدند) آقاى ثابتى جنابعالى در موقعى که منشى مخصوص نخست وزیر بودید هیچ تصویب‌نامه یا تلگراف رسمى به جاى نخست وزیر امضا کردید؟ (مؤید ثابتى - من هر چه کردم از طرف خودم نکردم به عنوان دبیر مخصوص کردم به من همچون اختیارى داده نشده بود) (رئیس - سؤال نفرمایید بیان خودتان را بفرمایید) استیضاح نیست مطابق ماده 49 سؤال است اداى شهادت واجب است آقاى رئیس. جایی که فرماندار اصفهان نداند که ایشان از سمت معاونت نخست وزیرى خلع شده‌اند چگونه ممکن است مردم عادى اطلاع یافته باشند. آقایان نمایندگان محترم، ما که در اینجا مباحثه لفظى نداریم هیچ محل تردید نیست که آقاى اعزاز نیک‌پى در امر انتخابات اصفهان از عنوان معاونت نخست وزیرى استفاده کرده‌اند و اگر این سوء استفاده در کار انتخاب خودشان تنها بود باز تا حدى جاى تحمل بود اما همه می‌دانیم با داشتن این سمت و نزدیکى با مقامات مؤثر در امر انتخابات نقاط دیگرى نیز دخالت کرده‌اند. ایشان و یکى دو تن مانند ایشان بودند که بزرگترین ضربه را در امر انتخابات قسمتى از نواحى به حق ملى و مسلم مردم زدند و با کمال تأسف نخست وزیرى را که ممکن بود وجود او براى مملکت مفید باشد و اگر

+++

 می‌گذاشتند مصدر خدمتى بشود از راه راست منحرف ساختند و مردم را به او بدبین کردند و حسن شهرت او را ازمیان بردند و بزرگترین خیانت‌ها را به او روا داشتند و در مقابل این همه نسبت نادرستى و سوء استفاده مادى و معنوى که جراید به آنها علناً دادند تنها به توقیف و حبس و زجر مدیران روزنامه اکتفا کردند و حتى یک روز هم نتوانستند با دلیل و برهان در مقابل ایشان بایستند و پاسخ بگویند یا لااقل تکذیب کنند در صورتى که هر مرد شریف و پاکدامنى مرگ را بر تهمت ناپاکى و نادرستى ترجیح می‌دهد و براى او بهتر است بمیرد و تهمت ناپاکى و نادرستى نشود چطور شد که این عده در مقابل این تهمت‌ها سکوت کردند و پاسخ نگفتند برگردیم به موضوع در هر حال این جریانات بود و همه مردم دیدند و شاهدند اکنون اگر مجلس بیاید و به اعتبارنامه ایشان رأى بدهد در حقیقت این قانون‌شکنی‌ها را تصویب کرده است و در این حال چگونه می‌تواند از مردم انتظار داشته باشد که به قوانین احترام کنند و این لجام گسیختگى را که از نظر سرپیچى از رعایت مقررات قوانین امروز در جامعه ما به شدت حکمفرما است و اساس همه قوانین بشمار می‌رود به چه ترتیب می‌تواند از میان بردارد و جبران و اصلاح کند؟ آقایان نمایندگان محترم پیش از ما رادمردانى با فداکارى و جانبازى بنیان این مجلس مقدس ملى را بر پایه استوار و متین بنا نهادند و تا بودند در نهایت نیکنامى و تقوى از این اساس نگاهدارى کردند و چون رفتند این امانت را با کمال صداقت با خلاف سپردند ما هم وظیفه داریم این بار امانت را همان طور که از اسلاف خود گرفته‌ایم با خلاف بسپاریم ما در اینجا هر چه بگوییم و نتیجه قضاوت ما هر چه باشد مردم در هر حال حاضر و تاریخ در زمان‏ آینده بدون هیچ گونه پرده‌پوشى و ابهام در آن داورى خواهد کرد و این کرامت گذشته زمان حقایق را چنان که هست و چنان که ما می‌دانیم در معرض افکار آیندگان خواهد گذاشت «پیش از تو جهان بوده است آن کن، که پس از تو گویند نکو بود ره و رسم فلان را» آیندگان عارى از هر گونه حب و بغض گفتار و کردار ما را به میزان حق و عدالت خواهند سنجید و من تنها از این نظر است که می‌خواهم به عنوان شب شکوا آنچه در دل دارم امروز به زبان آورم و هیچ پروا ندارم که تأثیر بکند یا نکند چون من از آن افراد نیستم که فرداى خود و خانواده خود را به امروز این و آن بفروشم و آبروى حق و حقیقت را در پیش پاى عمر و زید بریزم و مصالح عالى ملت را فداى منافع آنى افراد کنم. من و امثال من دیر یا زود می‌رویم اما این ایران است که باید باقى بماند (صحیح است) بقاى ایران نیز مخصوصاً در این روزگار که پایه بسیارى از مبانى اخلاقى در کشور ما سست شده و فرو ریخته است تنها از این راه میسر می‌تواند بود که در مقابل سهل‌انگاری‌هایی که در جامعه ما نسبت به اصول و موازین اخلاقى و قانونى و اجتماعى می‌شود پافشارى و استقامت و ثبات عزم و قوت ارداه نشان بدهیم و به این بهانه که یک بازوى ضعیف در برگردانیدن یک جریان عظیم و انحراف آن تأثیر نمی‌تواند داشت چنانچه امروز شیوه ابنای زمان است خود را نفریبیم و این استدلال سست و واهى را دستاویز خطاهاى کشور {برباد ده} نکنیم آقایان نمایندگان محترم، اگر می‌خواهید که مجلس شوراى ملى در جامعه وزنى و مقامى که شایسته آن است داشته باشد قوانین و احکام او اجرا شود مردم به دیده احترام بدو بنگرند شما که متولیان این امامزاده‌اید خود حرمت خود را نگاه دارید (سزاوار - متولى نیست آقا) شما که خود قانونگذارید قانون را به کنار نگذارید اندک انحرافى که از موازین قانونى مشاهده می‌کنید چشم نپوشید و به اغماض نگذرید زیرا به هر صورت افرادى معدود را باید فداى مصالح اجتماع کرد و این قانون است که در هر حال مصالح جامعه را در بردارد بسیار جاى تأسف است که مجلس شوراى ملى در چند مورد نشان داد که به آنچه خود وضع کرده و به آن نام قانون نهاده بى‌اعتنا است، مراعات دوستى در زندگانى البته واجب است شما حق دارید و می‌توانید در مقابل دوست خود و در برابر حق معارضه و شناسایی از مال خود و آنچه که متعلق به شماست هر چه می‌خواهید ببخشید اما نه قانون و نه وجدان به شما اجازه نمی‌دهد حق ملتى را فداى حق دوستى کنید (صحیح است) و چون همه می‌دانید چرا پنهان بکنم و صریح نگویم که مجلس شوراى ملى در این مدت کوتاه چند بار این کار را کرده و به رغم احساسات عمومى و قانون حق ملت را به افرادى چند بخشیده است (برزین - آقا چرا بنده را مخاطب قرار دادید) از لحاظ ارادتى که به سرکار دارم، این هم یک مورد است لااقل در این مورد کسانى را که تردید دارند آگاه می‌کنم تا متوجه نتیجه اقدام خود باشند این که می‌گویم کسانى را که تردید دارند از آن جهت است که در مجلس لامحاله عده‌ای هستند که ممکن نیست به هیچ وجه آنان را از راهى که می‌روند برگرداند و عده‌ای هم که امیدوارم اکثریت داشته باشند بى‌شک پیرو حق و عدالتند اما آنها که تردید دارند و نمی‌دانند که در قضاوت خود جانب دوستى و سایر مقتضیات فردى و آنى را رحجان دهند یا انصاف و حقیقت را اینها هستند که باید امشب استقامت و ثبات عزم نشان دهند و از نظر درستى و شخصى فداکارى کنند و نگذارند تا باطلى در معرض حق درآید حقى به لباس باطل جلوه کند، اینها هستند که می‌توانند بار دیگر مردم را به مجلس امیدوار کنند و این رمیدگی‌ها را به آرمیدگى بدل سازند، من از وجدان این دسته استمداد می‌کنم، اگر سخنان را خالى از روى و ریا دیدند، اگر دلایلى که ذکر کردم مشخص و قطعى تشخیص دادند، اگر وجدان پاک‌شان گواهى داد که درست می‌گویم به نداى وجدان پاسخ گویند و کمک کنند تا نگذاریم لااقل در این بار حق مسلم مردم ضایع و پایمال گردد.

(در این موقع ناطق شکایاتى را که از اصفهان رسیده بود ارائه داده و به سخنان خود چنین ادامه دادند.)

اینها است شکایاتى که مردم اصفهان کرده‌اند و همین طور که عرض کردم خدمت آقایان نمایندگان انجمن نظارت اصفهان اینها را مجهول‌الهویه تشخیص داده است (فرامرزى - آقاى دکتر بقایی یک نسخه است یا نسخ متعددى است) نسخ متعددى است به امضاهاى مختلف، دو تا از این شکایات یک نسخه است و هر کدام مربوط به انتخابات یک قسمت است اینها نمونه شکایاتى است که به انجمن نظارت اصفهان داده شده.

رئیس - آقاى اردلان.

اردلان - بیش از پنج ماه است که مجلس پانزدهم افتتاح یافته (در این موقع مجلس از اکثریت افتاده و پس از چند لحظه باورود چند نفر از آقایان نمایندگان اکثریت حاصل گردید) بنده از آقایان نمایندگان محترم استدعا می‌کنم که به شماره 80 توجه داشته باشند و بیرون هم می‌خواهند تشریف ببرند مجلس از اکثریت نیفتد که ما تکلیف این اعتبار‌نامه‌های مربوط به انتخابات اصفهان را تعیین کنیم و تمام کنیم (صحیح است) بیش از پنج ماه است که از افتتاح دوره پانزدهم تقنینیه می‌گذرد و امشب است که ما داریم اعتبارنامه اصفهان را مورد بحث قرار داده و صحبت می‌کنیم اگر در موقع افتتاح مجلس پانزدهم نمایندگان اصفهان تشریف نداشتند و انتخابات آنجا دیرتر شروع شده بود خوب یک امر طبیعى بود می‌گفتیم انتخابات آنجا دیرتر شروع شده و نمایندگان آنجا هم دیرتر آمدند البته اعتبار‌نامه‌های آنها هم باید دیرتر مطرح شود اما این طور نبود در موقعى که مجلس پانزدهم افتتاح شد آقایان نمایندگان محترم اصفهان هم در افتتاح حضور داشتند و این که پنج ماه است این قضیه معوق مانده است علتش تحقیق دقیقى بوده است که شعبه مربوطه نسبت به رسیدگى به این اعتبار‌نامه‌ها به عمل آورده یعنى یک کارى که شاید در هیچ دوره سابقه نداشته و کمتر سابقه داشته این شعبه اول که مأمور رسیدگى به اعتبار‌نامه‌های مربوط به انتخابات اصفهان بوده به عمل آورده به این ترتیب که وزارت کشور نوشته است چنانچه آقاى دکتر بقایی هم تذکر دادند پرونده انتخابات را آوردند به مرکز و شعبه یک مرتبه به یک سو کمیسیون رجوع کرده بود و براى این که بهتر باز قضیه حلاجى شود به یک سو کمیسیون مجددى هم رجوع کرد و پس از چند ماه تحقیق و مطالعه بالاخره گزارش خود را راجع به اعتبارنامه آقاى اعزاز نیک‌پى و دو نفر از آقایان دیگر به مجلس شوراى ملى تقدیم کرد بنابراین آن قانون که در مملکت دو مرکز صلاحیت‌دار حق رسیدگى در انتخابات را دارد یکى انجمن نظارت مرکزى و دیگرى شعبه مجلس شوراى ملى که به طور قرعه انتخاب می‌شود آنچه لازمه دقت و مطالعه باشد نسبت به این پرونده نموده‌اند نماینده محترم آقاى دکتر بقایی در اینجا بى‌لطفى فرمودند یک قسمت از اعتراضات را از پرونده قرائت فرمودند ولیکن آن مدارکى که مبنى بر رد آنها بود به هیچ وجه نخواندند و توجه نفرمودند عرض کنم آقاى نراقى مخبر شعبه یک اگر مجلس اجازه بدهند تشریف خواهند آورد و مفصل راجع به این قضیه صحبت خواهند نمود بنده به طور خلاصه از نظر وضعیت عمومى خواستم این موضوع را عرض کنم و مورد بحث قرار بدهم که اگر حقاً جنابعالى می‌خواستید که فرمایشات‌تان را مورد توجه قرار بدهند خوب بود همان طورى که اعتراض معترضین را قرائت فرمودید رد اعتراض را هم می‌خواندید که اقلاً مجلس هم می‌توانست قضاوت کند و الا یک

+++

حوزه انتخابیه‌ای که چهار یا پنج نفر داوطلب انتخاب آنجا هستند و قانون انتخابات بیش از سه نفر را اجازه نمی‌دهد طبعاً آن کسانى که انتخاب نمی‌شوند از جریان انتخابات شکایت می‌کنند انجمن نظارت مرکزى و شعبه مجلس شوراى ملى به این اعتراضات دقیقاً رسیدگى می‌کند وقتى آن اعتراضات را وارد ندانست انجمن اعتبارنامه‌ای می‌دهد و شعبه هم گزارش به مجلس می‌دهد حالا اگر یک نماینده‌ای آمد اینجا و بعضى از شکایات را هم خواند حق بود که رد آن اعتراضات را هم می‌خواند تا ما می‌توانستیم قضاوت کنیم و اینجا جنابعالى بى‌لطفى فرمودید یکى از آقایان نمایندگان آقاى فولادوند از آقاى دکتر بقایی سؤال فرمودند که این پرونده‌ها را که قرائت فرمودید از کجا گرفتید فرمودند یکى از آقایانى که در انتخابات شرکت کرده بودند آقاى حسام دولت‌آبادى اینها را به ایشان داده بود بنده خواستم اینجا دو کلمه عرض کنم که آقاى دولت‌آبادى یکى از شخصیت‌های برجسته این مملکت هستند (صحیح است) بنده شخصاً به ایشان کمال ارادت را دارم و در دوره گذشته افتخار همکارى ایشان را در مجلس داشتم در فراکسیون ما عضویت داشتند ولى چه می‌شود کرد وقتى چهار کاندید است و قانون سه نفر معین کرده من آرزویم این بود که اصفهان چهار وکیل داشت آقاى دولت‌آبادى هم الان اینجا تشریف داشتند ولى وقتى که قانون سه نفر را معین کرده است چاره‌ای نیست چهارمى نباید انتخاب شود در دوره گذشته عین همین وضعیت بود که آقاى دولت‌آبادى انتخاب شدند و آقاى اعزاز نیک‌پى با این که هیجده هزار رأى داشتند نفر چهارم شدند از اصفهان خوب ایشان هم بودند و تحمل کردند و در این دوره مبارزه کردند و شانس‌شان هم یارى کرد و موفق شدند این که ایراد نیست اما اهالى اصفهان اظهار اعتماد کردند به یک نفر که همین آقاى اعزاز نیک‌پى باشد ببینیم ایشان چه سابقه‌ای در اصفهان دارند ده سال متوا‌لى ایشان از طرف اهالى شهر اصفهان به عضویت انجمن شهردارى انتخاب شدند یک کسى که همچون سابقه‌ای داشته باشد و ده سال از طرف اهالى انتخاب بشود این را می‌شود گفت وکیل غیرطبیعى است آقا؟ آقاى اعزاز نیک‌پى در دوره چهارده که دولت دستور داده بود که انجمن‌های ولایتى انتخاب بکنند ایشان انتخاب شدند و رئیس انجمن ولایتى شدند اینها یک سوابقى است که ایشان در آنجا داشته‌اند و بنابراین نمی‌توانیم ما بگوییم که ایشان بدون جهت انتخاب شدند و بعداً عرض خواهم کرد که در اثر این که یک وقتى معاون نخست وزیر بودند در زمان معاونت نخست وزیرى انتخاب نشدند و اما نماینده محترم آقاى دکتر بقایی در موقعى که شکایت راجع به جریان انتخابات را فرمودند مسائل بسیارى فرمودند که البته آقاى نراقى مخبر شعبه دفاع خواهند فرمود فقط من چند نکته را یادداشت کرده بودم استدعا می‌کنم توجه فرمایید و از آقایان نمایندگان محترم هم استدعا می‌کنم توجه فرمایند که اینجا آقاى دکتر بقایی واقعاً از روى عدالت و انصاف قضاوت فرموده‌اند یا این که عدالت را رعایت نفرموده‌اند آقاى دکتر بقایی قریب سه ربع ساعت به حوزه انتخابیه قهپایه صحبت فرمودند حوزه انتخابیه قهپایه، که انجمن نظارت مرکزى آرایش را باطل حساب کرده است و گفته است که این آرا صحیح نیست آقاى دکتر بقایی می‌فرمایند که خیر این آرا باید حساب شود و صحیح بوده است و بایستى قرائت بشود بنده می‌گویم که نظر انجمن نظارت انتخابات صحیح نبوده و نظر آقاى دکتر بقایی صحیح بوده و بایستى این آرا خوانده شود مجموع آرای حوزه قهپایه 3400 رأى بوده است اگر تمام آن آرا را بخش چهارم که داوطلب حوزه انتخابیه اصفهان بوده بدهیم و فرض کنیم آقاى اعزاز نیک‌پى هم یک رأى نداشتند تازه تأثیرى در انتخاب آقاى اعزاز نیک‌پى نمی‌کرد (دکتر بقایی - پس این قسمت را قبول دارید) اجازه بفرمایید بنده در موقع صحبت جنابعالى هیچ صحبتى نکردم گزارش شعبه می‌گوید که در 41884 رأى که در حوزه انتخابیه اصفهان گرفته شده آقاى اعزاز نیک‌پى 28520 رأى داشته بنابراین آقاى اعزاز نیک‌پى از شخص چهارمى بیش از ده هزار رأى اضافه داشت فرضاً که صندوق قهپایه تمام آرایش را می‌خواندند و آقاى اعزاز نیک‌پى هم در آنجا رأى نداشتند تازه چه تأثیرى داشت بنابراین جنابعالى وقتى فرمودید که صندوق حوزه انتخابیه را حقاً باید قرائت کنند خوب بود اقلاً این موضوع را هم رعایت می‌فرمودید تا توجه می‌کردند که اگر تمام آرای این صندوق را هم می‌خواندند تازه تأثیر نمی‌کرد و اما راجع به یک حوزه انتخابیه دیگر فرمودید که بخشدار آنجا یک کاغذى نوشته است به آقاى اعزاز نیک‌پى و سفارش کرده است که به یک نفر یک کارى بدهند و آقاى اعزاز نیک‌پى هم یک توصیه‌ای به یک وزارتخانه‌اى کردند که به این شخص کار بدهید اولاً این کاغذ چرا دست ایشان است کاغذى که بخشدار ماربین می‌نویسند به آقاى اعزاز نیک‌پى دست ایشان چه می‌کند؟ خیلى خوب حالا آمدیم که این شخص یک اعلامیه‌ای داده است که انتخابات آنجا صحیح نیست شما را به خدا این دلیل این می‌شود که اگر یک کسى آقاى اعزاز نیک‌پى سفارش کرده‌اند که به آن کار بدهند حالا کار داده‌اند یا نداده‌اند بعداً این آدم یک اعلامیه‌ای صادر می‌کند که انتخابات آنجا صحیح نیست این را می‌شود مدرکى براى ابطال انتخابات دانست این از عدالت و انصاف دور است بعد هم در بیانات امشب‌شان آقاى دکتر بقایی یک مثلى از رئیس‌الوزراى انگلستان فرمودند و کسالت پادشاه انگلسان که به نظر من شوخى بیشتر بود براى این که پادشاه یک مملکتى وقتى مریض می‌شود اطباى مخصوص حتماً هر شب بیانیه می‌دهند و در جراید منتشر می‌شود چطور ممکن است یک رئیس‌الوزرایی بگوید که نخیر به روزنامه‌نویس‌ها نگویید که شاه مریض است خیر این به نظر بنده شوخى می‌آید و به هیچ وجه صحت ندارد و اما راجع به صلاحیت آقاى اعزاز نیک‌پى که فرمودند معاون نخست وزیر بودند بنده خودم به گوش خودم در رادیو شنیدم که ایشان از معاونت نخست وزیرى و وزارت پست و تلگراف استعفا دادند وقتى استعفا دادند انتخابات آنجا شروع شد اگر بعد از این که انتخاب شدند مجدداً نخست وزیر ایشان را به معاونت نخست وزیرى برقرار کرده‌اند این چه گناهى براى ایشان می‌شود در حین جریان انتخابات ایشان معاون نخست وزیر نبوده‌اند وزیر پست و تلگراف هم نبوده‌اند اما آقاى دکتر بقایی یک فرمایشى فرمودند که خیلى به نظر من جالب توجه بود و من یادداشت کردم ایشان فرمودند فرضاً هم که ایشان معاون نخست وزیر نبودند اهالى اصفهان ایشان را به این سمت می‌شناختند این هم شد دلیل که اهالى اصفهان توى دل‌شان خیال کنند که ایشان مقام معاون نخست وزیر را دارند و این مبطل انتخابات نیست و هیچ همچون چیزى نیست قانون انتخابات می‌نویسد که کسى اگر وزیر یا معاون بود از حق انتخاب شدن محروم است اما اگر اهالى یک ولایتى توى دل‌شان تصور کنند، که این ایرادى نیست براى این که در رادیو و در تمام جراید ایشان اعلان کردند که من نه وزیر پست و تلگراف هستم و نه معاون نخست وزیر و اما این که بنده آمدم اینجا حقیقتاً یک چند کلمه بر له انتخابات اصفهان صحبت بکنم فقط از یک نظر بود که آقایان نمایندگان محترم به خاطر بیاورند که از زمان فترت خواستم عرض بکنم اگر بنده آمدم اینجا و بر له انتخاب آقاى اعزاز نیک‌پى اجازه خواستم که صحبت بکنم و مصدع آقایان باشم از این لحاظ بود و خواستم این را براى تشویق خدمتگذاران این مملکت در این محل رسمى عرض کرده باشم آقایان نمایندگان محترم به خاطر بیاورند که در موقعى که فترت بود یک عده‌ای از ماجراجویان در یک قسمتى از آذربایجان که مهاباد باشد هجوم کرده بودند اتفاقاً نماینده محترم آقاى عباسى ماجراجویی آنها را در بیان خودشان تشریح کردند و تمام این مملکت هم خوب اطلاع دارند که در همان زمان این آقایان در تمام رادیوها و روزنامه‌ها اطلاع دادند اگر تصمیم بگیریم در ظرف 24 ساعت می‌توانیم کرمانشاه را بگیریم من که یک نفر کردستانى هستم می‌توانم به آقایان عرض کنم که این اظهارات آنها در آن موقع چه تأثیر عمیقى در کردستان و کرمانشاه کرد و چطور افکار مردم را متزلزل کرد و وحشت‌زده کرد که خداى نکرده ممکن است یک همچون وضعى هم در آنجا پیش بیاید چنانچه ما به خوبى دیدیم که در آذربایجان و زنجان این وضعیت پیش آمده بود مبادا خداى نکرده در کردستان و کرمانشاه هم به وجود بیاید من از آقایان قبادیان نماینده محترم کرمانشاه تقاضا می‌کنم اگر تشریف دارند تشریف بیاورند و وضعیت خاصى را که در آن تاریخ جنابعالى بودید و دیدید براى آقایان تشریح بفرمایید در آن موقع آقاى اعزاز نیک‌پى از طرف دولت مأمور استاندارى غرب شدند و در کرمانشاه مأموریت داشتند با یک حسن تدبیرى با یک علاقمندى در موقعى که در یک قسمت از مملکت یک عده ماجراجو صحبت از تفکیک می‌کردند و از اصول مرکزیت در آورده بودند ایشان فداکارى کردند زحمت کشیدند و نگذاشتند این آتش به کردستان و کرمانشاه رخنه کند ما باید از چنین اشخاص در چنین محل رسمى و خدمتى که با صداقت به این مملکت کرده‌اند تشویق بکنیم تا سرمشق بشود و دیگران هم بیایند در این مملکت خدمت بکنند اگر من اجازه خواستم که بیایم و اینجا عرایضى بکنم و از ایشان دفاع بکنم خدا را به شهادت می‌طلبم شاهد و ناظر همین نگرانی‌های کردستانی‌ها

+++

بودم من که نماینده‌شان هستم دیدم که اقدامات ایشان در کرمانشاه و در آن قسمت ایلات غرب چقدر مؤثر واقع شد و وجداناً من موظف بودم بیایم اینجا و بگویم حالا به عوض این که ما تشویق بکنیم یک چنین شخصى که در یک موقع خطیرى به این مملکت خدمت کرده است به جهت یک شکایاتى که هیچ بن و اساسى نداشت آنچه که بنده تشخیص دادم بر علیه ایشان اظهار کنند آقاى دکتر بقایی نمی‌دانم تشریف بردند یا هستند (مکى - بنده اینجا هستم) یک مطلبى آقاى دکتر بقایی فرمودند و بنده یادداشت کردم و خیلى میل داشتم که ایشان تشریف داشتند و این عرایض من را توجه می‌فرمودند حالا که تشریف ندارند و جنابعالى نیابت می‌فرمایید، خواهش می‌کنم توجه بفرمایید آقاى دکتر بقایی در ضمن فرمایشات‌شان نسبت به افکار عامه توجه مجلس شوراى ملى را جلب کردند اولاً بنده به افکار و عقاید آقاى دکتر بقایی و همه آقایان احترام می‌گذارم البته ایشان آزادند و عقاید خودشان را فرمودند ولى من می‌خواستم عرض کنم که افکار عمومى آن دو سه نفرى که در انتخابات شرکت کردند و موفق نشدند آنها را نمی‌تواند گفت افکار عمومى است افکار عمومى یک چیز وسیع‌تری است چیزى که امروز افکار عمومى انتظار دارد و خواهان است این نیست که آقاى دکتر بقایی فرمودند که یک نفر اصفهانى که از اصفهان وکیل شده و در دوره گذشته هم 18000 رأى داشته و طرف توجه بوده ما بیاییم و به اعتبارنامه او رأى ندهیم بلکه افکار عمومى این مملکت‌خواهان این نکته است که شخصى مثل آقاى دکتر بقایی دانشمندى مثل ایشان و من بی‌مقدار که یک نماینده دیگر هستم در عوض این که بیاییم در اینجا ایجاد اختلاف بکنیم ایجاد دوییت بکنیم تفرقه بیندازیم باید بیاییم مسائل مملکت را در نظر بگیریم و دست به دست هم بدهیم و درد بى‌درمان این مملکت را دوا کنیم اگر افکار عمومى در مملکت هست این را می‌خواهد نه چیز دیگر حالا افکار عمومى به چه نگاه می‌کند؟ می‌بینید که مملکت ما یک حزب مقتدرى داشت یک فراکسیون قوى 60 نفرى بودند چه آرزوها که من خودم در دل داشتم که ما بیاییم با این فراکسیون مقتدر قوانین اجتماعى و اقتصادى در این مجلس بگذرانیم خدمت بکنیم و کارهاى اخلاقى بکنیم حالا افکار عمومى می‌بیند که همین افکار زهرآلودى که هیچ نظر مثبتى براى مملکت ندارد نتیجه‌اش این شده است که وضع حزب آن طور در خارج افتاده است و ما نمایندگان هم عوض این که در یک اطاقى مجتمع بشویم و براى مملکت کار بکنیم هر کدام بیست و بیست و پنج نفر رفتیم در اطاق‌ها نشستیم به طورى که وحدت در آنجا مشاهده نمی‌شد، آن ایمانى که می‌بایست نبود و کار مجلس پانزدهم به جایی رسیده است که پنج ماه لایحه کمک به مسلولین شاه‌آباد و لایحه مبارزه با بی‌سوادى جزء دستور مجلس است و ما یک قدم براى آن برنداشتیم (دکتر اعتبار - هیچ تقصیر مجلس نیست این چه رسمى است هر کس می‌رود پشت تریبون شروع می‌کند به مجلس حمله کردن) (حاذقى - تمام تقصیر مجلس است) از آقایان نمایندگانى که آمدند در پشت تریبون و فرمودند که ما تا دولت حاضر هست و لو کار فرهنگ هم باشد رأى نمی‌دهیم همین آقاى دکتر اعتبار بود چطور رأى نمی‌دهید (دکتراعتبار - حالا عرض می‌کنم) خواهش می‌کنم بفرمایید شما مجلس را از اکثریت انداختید افکار عمومى اگر در این مملکت توجه دارد توجه به این مسائل دارد که ما بیاییم امروز دست اتحاد بدهیم کار بکنیم و زحمت بکشیم نه این که این جزئیات و این چیزهاى کوچکى که تأثیرى ندارد موجب اختلاف بشود والله به خدا اگر آقاى اعزاز نیک‌پى یک پارچه آتش هم باشد تأثیرى ندارد اگر ما بخواهیم اصلاح بکنیم مملکت را ایشان تأثیرى ندارد عرض می‌کنم که آقاى اعزاز نیک‌پى رد شدند مملکت‌مان اصلاح می‌شود؟ مسائل مهم‌تری داریم امروز یک مصالحى هست مصالح عالیه مملکت ما باید این مصالح عالیه را در نظر بگیریم چیزی که افکار عمومى از ما انتظار دارد و ما باید به آن توجه داشته باشیم افکار عمومى با نظر تیزبین خودش می‌بیند و این حقیقت را کسى نمی‌تواند منکر شود که اگر خداى نکرده آقاى اعزاز نیک‌پى مرد خوبى نباشد من هم که اعتبار‌نامه‌ام تصویب شده است بهتر از ایشان نیستم (صحیح است) (خنده نمایندگان) در هر صورت این که نماینده محترم آقاى دکتر بقایی... (ملک مدنى - آقاى اردلان شما به ضرر آقاى اعزاز نیک‌پى حرف می‌زنید) بنده به جنابعالى کمال ارادت را دارم من می‌گویم آقاى ملک امروز یک وقتى است‏...

رئیس - بیان خودتان را بفرمایید بین‌الاثنین صحبت نفرمایید.

حاذقى - شما فرمایش خودتان را بفرمایید.

اردلان - ... آقاى دکتر بقایی به بنده فرمودند که افکار عمومى از مجلس شوراى ملى نگران است و فاصله بین مردم و مجلس شوراى ملى زیاد شده است من می‌گویم آقا جواب این بیان این است که ببینیم مجلس شوراى ملى از ما چه انتظار دارد انتظار خدمت به مملکت را دارد این مسائل به خدا کوچک‌تر از این است که ما دو ساعت وقت مجلس را راجع به این قسمت بگیریم.

آصف - با کمال بی‌طرفى بنده عرض می‌کنم که همان طورى که ما ساکت بودیم شما هم به گفته همکار من توجه داشته باشید. یک نفر وکیل محلى طبیعى کردستان می‌آید از روى عقیده حرف می‌زند این طور هوی‌اش می‌کنید.

رئیس - آقا این ماده 112 را به آقایان تذکر می‌دهم.

آصف - به همه‌شان تذکر بدهید وکیل طبیعى کردستان می‌آید این طور حرف می‌زند این طور گوش می‌کنند.

رئیس - کردستان و ملایر و فارس ندارد.

اردلان - ... عرض بنده فقط راجع به همین قسمت بود که من هم خواستم با آقاى دکتر بقایی هم فکرى کرده باشم که به فرمایش ایشان فاصله که فرمودند بین مردم و مجلس هست نزدیکتر بشود و ما فاصله نداشته باشیم راهش این است.

آصف - حرفت را تمام کردى بیا پایین دیگر ما به این مجلس نمى‌آییم (از مجلس خارج شدند)

اردلان - ... چون نماینده محترم آقاى دکتر بقایی چند فقره شکایت از انتخابات اصفهان خوانده بودند یک نامه‌ای از دانشجویان اصفهان نوشته بودند که بنده می‌خوانم: اینجانبان دانشجویان اصفهانى دانشگاه و اصفهانی‌های مقیم تهران به نمایندگى از طرف کلیه اصفهانی‌ها در جلسه قبل و امشب با نهایت علاقمندى در مجلس حاضر شده و با بى‌صبرى انتظار داریم ببینیم نمایندگان محترم درباره آقاى اعزاز نیک‌پى نماینده طبیعى‏... (همهمه نمایندگان) (زنگ رئیس)

رئیس - آقایان رعایت نظم جلسه را بفرمایید.

اردلان - ... آقاى اعزاز نیک‌پى نماینده طبیعى و محبوب اصفهان که مورد علاقه تمام طبقات اصفهانى خصوصاً طبقه روشنفکر و جوان و تحصیلکرده هستند چطور قضاوت خواهد شد ایشان با خدماتى که سالیان دراز به جامعه اصفهانى کرده‌اند وکیل طبیعى ماها می‌باشند و انتظار داریم اعتبارنامه ایشان فوراً تصویب شود تمنا داریم در مجلس با ذکر نام امضاکنندگان قرائت فرمایید. مصطفى سلجوقیان، دانشجوى سال سوم دانشکده حقوق، رضا معظمى، عزت‌الله معظمى، و تمام امضاها مقصود این بود یک کاغذ دیگر هم به بنده رسیده و نوشته است که آقاى اردلان خدا را به شهادت می‌طلبم که انتخابات اصفهان از روى کمال بی‌طرفى (خنده نمایندگان) با نظم هر چه تمام‌تر انجام شده و واقعاً یکى از آزادترین انتخابات دوره 15 بود مقصود این است که همان طورى که یک شکایاتى که آقاى دکتر بقایی نماینده محترم قرائت فرمودند همین طور هم رضایت‌نامه هست انجمن نظار انتخابات و شعبه کمال دقت را به عمل آورده است و اگر بنده آمدم اینجا عرض می‌کنم انتخابات آنجا صحت دارد بنده خودم به عرض آقایان برسانم که اگر هر کدام از آقایان نمایندگان محترم هم عرایض من را تصدیق فرمودند با یک وجدان پاک و یک حالت آرام بتوانند به اعتبارنامه ایشان رأى بدهند و یقین داشته باشند که برخلاف نظم کارى نکرده‌اند، ایشان در خدماتى که نسبت به غرب در مواقع باریکى کرده بودند من که یک وکیل کردستان بودم وظیفه خودم می‌دانستم که امروز این را به عرض آقایان برسانم حالا وجدان پاک آقایان قضاوت خواهند فرمود و اگر هم بعضى بیاناتى نسبت به نماینده محترم و دوست عزیزم آقاى دکتر اعتبار و جناب آقاى ملک عرض کرده‌ام خیلى معذرت می‌خواهم.

برزین - بنده مطابق ماده 109 یک عرضى دارم.

رئیس - بفرمایید.

برزین - بنده عرایضم مختصر است اگر اجازه بفرمایید نسبت به بیانات آقاى دکتر بقایی چون یک جا خطاب به بنده کردند عرضى دارم (یکى از نمایندگان - آقاى دکتر بقایی که نیستند) خوب، بنده مخاطبم آقایان نمایندگان هستند، آقایان در تمام مدتى که بنده افتخار همکارى با آقایان را دارم همه‌تان شاهدید که من تا این تاریخ نه به کسى حمله کرده‌ام نه به کسى هتاکى کرده‌ام و نه فحاشى کرده‌ام علت دارم چون با حیثیت زندگی کرده‌ام می‌دانم حرف بد گفتن چقدر سخت است و اگر هم حرفى داشته‌ام عملاً و قانوناً کرده‌ام هیچ وقت از مراتب اخلاقى هم تخلف نکرده‌ام عرض کنم که متأسفانه آقاى دکتر بقایی همکار محترم بنده اینجا یک بیانى فرمودند، چون اینجا جاى رسمى است اینجا جاى یک شوخى نیست، چرا؟ در تمام جراید فردا منعکس می‌شود، تعبیر می‌شود، توجه می‌شود، تفسیر می‌شود، این است که ناگزیر شدم اینجا دو کلمه به عرض آقایان برسانم و اولین دفعه است که پشت تریبون آمده‌ام و وراج هم نیستم و بدم می‌آید که

+++

وکیل هر روز بیاید اینجا و وقت مجلس را بگیرد مگر در مواقع ضرورت یا در موضوعى که در آن موضوع اطلاعات علمى و فنى دارد، عرض کنم حضور مبارک‌تان آقاى دکتر بقایی اینجا بیانى فرمودند و بنده را مخاطب قرار دادند که مفهوم مخالف داشت، یعنى چه؟ یعنى براى بنده علم و اطلاع حاصل شده است که انتخاب آقاى اعزاز نیک‌پى در اصفهان با موازین قانونى موافقت ندارد ولى روى دوستى بنده موافقم که اعتبارنامه ایشان تصویب شود (یکى از نمایندگان - این طور نبود شما را به شهادت خواستند) اجازه بفرمایید عرضم را بکنم، این بود که بنده رو کردم و گفتم چرا بنده را مخاطب کردید آنجا آقاى دکتر معظمى تشریف داشتند یا نه نمی‌دانم ولى دو سه نفر از آقایان آنجا بودند به ایشان عرض کردم چرا بنده را مخاطب قرار دادید؟ گفتند به مناسبت این که دیدم شکا با آقاى مهندس رضوى صحبت می‌کردید از این جهت بود که شما را مخاطب ساختم گفتم آقا اینجا جاى رسمى است گفتند معذرت می‌خواهم گفتم فرمایش شما در تمام جراید منعکس می‌شود ولى معذرت جنابعالى در هیچ جا منعکس نمی‌شود. گفتند آقا من نظرى نداشتم، به این جهت ناگزیر شدم به عرض آقایان برسانم، بنده بیست سال در این مملکت قاضى بودم مشاغل مهمه داشتم، رئیس دیوان جنایی آذربایجان بودم و بعد کفیل استیناف شدم، آخرین پستى که داشتم رئیس شعبه دادگاه دیوان کیفر بودم، وزرایی در این مجلس هستند که آنها وزیر بودند و من متبوع آنها بودم و آنها مرا ترقیاتى دادند. وکلاى درجه اول دادگسترى هستند که در محکمه من کار می‌کردند نمایندگان ولایات هستند اینجا نشسته‌اند، من از شما در مقابل عدل الهى در این مجلس شوراى ملى می‌خواهم اگر شنیده‌اید که من در این مملکت با کسى اغراض شخصى در موضوع قضاوتم به خرج داده‌ام یا حقى را باطل کرده‌ام و یا باطلى را برخلاف حق جلوه داده‌ام یا در این مملکت یک گلابى از کسى تعارف گرفته‌ام بفرمایید (مهندس رضوى - آقاى برزین نظر ایشان این نبود) خواهش می‌کنم اجازه بدهید یا در این مجلس بگویم یا در جراید بنویسم، من در این مملکت شاید کم‌نظیرم، نظیر من در دستگاه دولتى خیلى کم است،(صحیح است) عرض کنم اما موضوع اصفهان بنده یک حرفى به آقاى دکتر بقایی دارم من قاضى بودم من با منطق سر و کار دارم من در محضر محکمه نشسته‌ام، همین جناب آقاى شریعت‌زاده در یک موضوع دعوى 50 کتاب حقوق‌دان‌های فرانسه و انگلیسى را روى میز من گذاشت. فقه آورد همچنین آقاى دکتر جلال عبده من باید حرف طرفین را بشنوم، حالا موى من سفید شده است من که دیگر نمی‌آیم آلت بشوم، آلت دست دیگران بشوم چهار نفر در گوش من بگویند، من آلت دست این و آن نمی‌شوم من بالاخره حرف طرفین را خواهم شنید و قضاوت عادلانه خود را خواهم کرد چنانچه در عدلیه پاک رفتم پاک بیرون آمدم، پاک به مجلس آمدم و پاک از مجلس خواهم رفت (احسنت - صحیح است)

نراقى - آقاى رئیس بنده مخبر شعبه هستم اجازه بفرمایید عرایضى دارم.

دکتر بقایی - اجازه بفرمایید بنده در جواب آقاى برزین چند کلمه‌ای عرض کنم.

رئیس - بفرمایید.

دکتر بقایی - بنده از این پیش‌آمدى که شد جناب آقاى برزین خیلى متأسفم و از جنابعالى عذر می‌خواهم براى این که همه حضرتعالى را به خوبى و درستى و امانت می‌شناسند (صحیح است) این که بنده به حضرتعالى خطاب کردم براى این بود که علاقه داشتم که جنابعالى عرایض بنده را گوش بدهید، بنده بى‌اختیار خطاب کردم به جنابعالى و خیلى متأسفم از این پیش‌آمدى که شده است یقین هم دارم که جنابعالى خلاف وجدان رأى نخواهید داد و همچنین آقایان هم برخلاف وجدان رأى نخواهند داد (صحیح است) و نتیجه این آرا به ملت ایران معلوم خواهد کرد که این مجلس علاقه دارد که شئون خودش را حفظ کند (صحیح است)

فولادوند - آقاى برزین از قضات بسیار شریف این مملکت هستند (صحیح است)

رئیس - آقاى نراقى.

مخبر شعبه (آقاى نراقى) - عرض می‌کنم بنده به جهت این که مخبر شعبه اول هستم و شعبه اول گزارشى مبنى بر تصویب اعتبارنامه آقاى اعزاز نیک‌پى به نمایندگى اصفهان داده است از این جهت از خبر شعبه باید دفاع بکنم.

(امامى اهرى - مخبر شعبه اول بوده‌اید، حالا نیستید) بله بوده‌ام عرض کنم به عقیده بنده چون بنده وکیل عدلیه هستم این طور فکر می‌کنم که موقعى که به یک اعتبار‌نامه‌ای اعتراض می‌شود معترضین به منزله دادستان یا مدعى خصوصى است و وکیلى که مورد اعتراض است به منزله متهم و مجلس هم در آن موقع به منزله یک دادگاهى است و آقایان نمایندگان به منزله هیئت قضات و هیئت منصفه هستند همان طور که در محکمه و دادگاه دادستان باید با دلایل موجه و مستند بیان ادعا بکند اینجا هم نماینده‌ای که اعتراض می‌کند باید استدلال بکند و مطالبى که اظهار می‌کند مستدل و موجه باشد چون اینجا جاى قضاوت است و بایستى آقایان محترم توجه داشته باشند چه حقایقى و مطالبى که در پرونده هست، آقاى دکتر بقایی رفیق عزیز بنده که بنده کمال ارادت را به ایشان دارم متأسفانه گاهى از اوقات احساسات ایشان بر استدلال و منطق ایشان غلبه می‌کند، اینجا سخنرانى مشروح و مفصل کردند که به کلى خارج از موضوع بود و اظهاراتى را که ایشان کردند اساساً مبنایش یک پروند‌ه‌اى بود که یکى از شاکی‌های انتخابات اصفهان به ایشان داده بود در صورتى که اظهارات ایشان بایستى از روى پرونده اساسى انتخابات باشد به هیچ وجه ایشان به پرونده توجه نکردند و بیشتر از روى آن پرونده‌ای که یکى از آن شاکی‌ها داده بود صحبت کردند (دکتر بقایی - این طور نیست آقا)

اجازه بفرمایید بنده خیلى خلاصه صحبت می‌کنم برخلاف جنابعالى، عرض می‌کنم خلاصه ایرادات آقاى دکتر بقایی سه مطلب بیشتر نبود، در تمام مدتى که در این جلسه و جلسه گذشته ایشان صحبت کردند ایرادات‌شان روى سه مطلب بود یکى راجع به انتخابات حوزه قهپایه و یکى هم راجع به انتخابات سده و ماربین و یکى هم راجع به صلاحیت آقاى اعزاز نیک‌پى در قسمت این که ایشان معاون نخست وزیر بودند که بنده از این قسمت دفاع می‌کنم و راجع به آن مطالبى که خودشان می‌دانند و سوابقى که دارند بنده اطلاعى ندارم خودشان دفاع خواهند کرد در موضوع انتخابات اصفهان آقاى دکتر می‌دانند که شعبه اول دو ماه و نیم به این موضوع رسیدگى کرد و آقاى برزین که یکى از قضات موجه هستند دیدند که با کمال دقت تمام اوراق پرونده را آقایان حتى در یک سو کمیسیونى که جلسات مکرر تشکیل شد همه را خواندند و حتى پرونده‌های اصلى انتخابات را هم از اصفهان خواستند و تمام اینها در شعبه مطرح شد، صندوق قهپایه به این جهت ابطال شده که بخشدار قهپایه و مأمور انتظامى آنجا طبق پرونده‌ای که موجود است تصدیق کرده‌اند که جریان انتخابات قهپایه مبنى بر تهدید و تطمیع بوده و رئیس انجمن آنجا قدرت‌‌الله بهروان که یک شخص متعدى است آنجا مأمورین انتظامى تصدیق کرده‌اند در انتخابات دخالت کرده است همین مأمورین انتظامى هستند که مطابق قانون و مقررات باید تصدیق بکنند یا بایستى که بخشدار و مأمور ژاندارمرى تصدیق بکند، مطابق قانون، انتخابات هر حوزه‌ای که مبنى بر تهدید و تطمیع باشد باطل است، و آنجا هم بخشدار و سایر اعضاى انجمن تصدیق و تأیید کردند که انتخابات آنجا مبتنى بر تهدید و تطمیع بوده بنابراین انتخابات آنجا باطل است و آنجا هم بخشدار و سایر اعضاى انجمن تصدیق و تأیید کردند که آقایان باید توجه داشته باشند این است که در اصفهان انتخابات مبارزه‌ای بوده است. در این دوره انتخابات بعضى جاها مبارزه‌ای نبوده ولى بعضى جاها مبارزه‌ای بوده هر جا که مبارزه باشد البته شاکیان زیاد هستند البته اعضاى انجمن را که دعوت می‌کنند ممکن است یکى دو نفرشان طرفدار بعضى از کاندیدها باشند در اینجا هم همین طور بود، به طورى که آقاى دکتر فرمودند یک چیزهایی بوده که ممکن است بعضى صحیح بوده ولى اکثریت اعضاى انجمن تصدیق کرده‌اند که انتخابات آنجا مبنى بر تهدید و تطمیع بوده و مأمورین انتظامى و بخشدار هم این مطلب را تأیید کردند این موضوع انتخابات قهپایه است اما موضوع انتخابات سده و ماربین که آقاى دکتر فرمودند یک موضوع را خیلى اهمیت دادند که آرای اضافى در صندوق بوده این یک چیز خیلى مهمى نیست، آقایان می‌دانند که در غالب حوزه‌های انتخاباتى یک آرای اضافى هست این چیزى نیست، وقتى که دیدند آرا بیشتر است به همان مقدار آرای اضافى را برمی‌دارند و ضبط می‌کنند که در انجمن اصلى باطل شود در حوزه اردستان فرمودند 225 رأى اضافه بوده در صورتى که سال پیش 4 رأى اضافه بوده است این چه دلیلى می‌شود؟ فرمودند که در ماربین 930 رأى اضافه بوده این هم مانعى ندارد براى این که در یک صندوق طرفداران یک کاندید آمدند دو تا رأى داده‌اند این هم مانعى ندارد و اشکالى نیست، در این قسمت و اما راجع به قسمت معاونت نخست وزیرى که فرمودند آقاى دکتر و مدتى در این قسمت صحبت کردند آقاى اعزاز نیک‌پى موقعى که انتخاب شدند از معاونت نخست وزیرى استعفا کردند در تاریخ 28/‌9/‌25 طى نامه شماره 36532 مورخ

+++

28‌/‌9/25 از معاونت نخست وزیر استعفا کردند که عین نامه در نخست وزیر موجود است در تاریخ 28/9/25 نامه شماره 36534 از وزارت پست و تلگراف هم استعفا کردند که عین این نامه هم در دفتر نخست وزیرى موجود است، استعفاى ایشان هم مورد قبول واقع شد بنابراین از نظر قانون به صلاحیت ایشان اشکالى وارد نبوده حالا فرض کنیم که آقاى اعزاز نیک‌پى استفاده تبلیغاتى کرده‌اند از این عمل یعنى موقعى که معاون نخست وزیر نبودند رفتند اصفهان گفتند که معاون نخست وزیرند یا کسان ایشان گفتند که آقاى اعزاز نیک‌پى معاون نخست وزیر هستند این یک ایراد قانونى نیست، یک ایراد اساسى نیست هر کسى ممکن است که در حوزه انتخابیه خودش تبلیغات کند، بنده ممکن است بروم در حوزه انتخابیه‌ام خیلى کارها بکنم بگویم آقا من از طرف نخست وزیر آمده‌ام نباید مردم رأى بدهند براى تبلیغات این اشکالى ندارد هر وکیلى می‌تواند در هر حوزه‌ای براى خودش تبلیغ کند این را که نمی‌شود ایراد کرد، فرمودند منشى نخست وزیر شده‌اید این هم که ایراد نیست و مطابق قانون اشکالى ندارد ایرادشان این بود که موقعى که منشى بودند خودشان را به جاى معاون معرفى کردند این که اشکالى ندارد معاون هم نبودند بنابراین این سه موضوع که اساس ایردات آقاى دکتر بقایی بود اینها یک موضوع‌های اساسى و قانونى و اصولى نیست (دکتر بقایی - امضای تصویب‌نامه‌ها را هم بفرمایید) ولى مطالب دیگرى که آقاى دکتر فرمودند اینجا جایش نبود و هیچ کدام متعدل و مستدل نبود، یک جریاناتى را می‌گفتند مثلاً من یکى دو تایش را براى آقایان مثال می‌زنم اینها مطالبى است که از اشخاص گرفته‌اند و اینجا گفته‌اند مثلاً گفتند ناصر‌قلى صدر آدم بدى است یا نمی‌دانم آدم بدى است یا خوبى است یکى از نماینده‌های حوزه‌ها یک کاغذهایی داده که آقاى ناصر‌قلى صدرى یک صورت‌هایی داده است کاغذهایی را اینجا خواندند که از کجا آمده و به کى داده این کاغذها را فرمودند که مصطفى خاوریان عضو اداره آگاهى به همراهى دانش‌پور رفته و بعد یک صورتى خواندند که فلان قدر پول گرفتند رئیس انجمن نمی‌دانم 900 تومان پول گرفته این رئیس انجمن آقای عقدایی در دوره چهارده هم رئیس انجمن نظارت اصفهان بوده است دوره پانزدهم هم همین آقاى عقدایی بوده است و این معقول نیست که اگر بخواهند پول بدهند به یک نماینده‌ای 900 تومان بدهند که او بیاید به رئیس انجمن بدهد خود آقاى اعزاز نیک‌پى با ایشان رفیقند اگر می‌خواستند پول بدهند خودشان می‌دادند دیگر به یک نماینده‌ای نمی‌دادند (دکتر بقایی - آقاى یادداشت بود) اجازه بدهید بنده شما که صحبت کردید حرفى نزدم یکى دیگر از مدارک مهمى که ارائه دادند این بود که نامه‌ای با مارک وزارت پست و تلگراف ارائه دادند و گفتند آقاى مرتضى حیدرى کارمند دخانیات سابق اصفهان تقاضا دارد مجدداً به خدمت وارد شود تقاضا می‌کنم طبق مقررات به کار نامبرده رسیدگى و اقدام شود خوب این چه گناهى است اولاً و بعد گفتند همین مرتضى حیدرى که طرف توجه آقاى اعزاز نیک‌پى است یک اعلامیه مفصلى داده است بر علیه آقاى اعزاز نیک‌پى اینها به عقیده بنده یک دلایل موجهى نیست همچنین استشهادات و مدارکى از یک عده اشخاصى که امضا کرده بودند ارائه دادند و این استشهادات را هر موقع می‌شود ارائه داد مخالفین هم می‌توانند این استشهادات را تهیه کنند دلیل نمی‌شود بنابراین پرونده جریان انتخابات اصفهان به طورى که شعبه رسیدگى کرده کاملاً صحیح بوده است و هیچ ایرادى هم متوجه جریان انتخابات نیست و راجع به موضوع معاونت‏ نخست وزیرى هم عرض کردم که از نظر قانون هیچ اشکالى نداشته ولى از نظر جریان و سوابق آقاى اعزاز نیک‌پى بنده هیچ اطلاعى ندارم و خود ایشان اگر توضیحاتى لازم باشد خواهند فرمود.

رئیس - آقاى مکى.

مکى - بنده تصمیم داشتم وقت آقایان نمایندگان محترم مجلس شوراى ملى را تضییع نکنم و بیش از چند دقیقه در اطراف انتخابات اصفهان صحبت نکرده باشم ولى چون در غیبت همکار محترمم آقاى دکتر بقایی یک مطالبى از طرف آقاى اردلان در اینجا ایراد شد که بنده به عهده گرفتم جواب آن مطالب به سمع آقایان نمایندگان محترم برسانم سپس موضوعى را که در چند دقیقه می‌خواستم راجع به انتخابات اصفهان به عرض برسانم بگویم و تقاضا می‌کنم که زودتر مجلس قضاوتش را در این باره بفرماید. اولاً همه آقایان می‌دانند که چه کسانى نماینده ملت هستند و چه کسانى نیستند (صحیح است) آنجا که عیان است چه حاجت به بیان است (خنده نمایندگان) خود آقایان می‌دانند که افکار عمومى چه اشخاصى را ذى‌صلاحیت می‌داند و چه اشخاصى را صلاحیت نمایندگى آنها و لو این که تصویب هم شده باشد از آنها سلب می‌کند (صحیح است) و خود آقایان می‌دانند که چه اشخاصى در داخل مجلس و چه در خارج مجلس داراى احترام هستند و چه اشخاصى هستند و لو این که در مجلس هم باشند احترامى ندارند و بنده برخلاف عقیده بعضى مجلس شوراى ملى ایران را یک مرکز حساس و بسیار محترم می‌دانم (صحیح است) چون بعضی‌ها می‌گویند که آقایان باید یک کارى بکنند که احترام مجلس در خارج زیاد بشود احترام مجلس موقعى در خارج زیاد می‌شود که نمایندگان آن متکى به افکار عمومى باشند بنده در یک اعتبارنامه دیگر هم عرض کردم افکار عمومى یک قوه‌ای است مرموز که همیشه بر مسند قضا نشسته و منشور حقیقت را امضا کرده است آقایان از این که به یک اعتبارنامه روى تعصباتى رأى بدهند یا ندهند یک نماینده‌ای وکیل بشود یا نشود مجلس شوراى ملى ایران همان طورى که یک مقام شامخى است و حتى شاید یک مورد استثنایی باشد که قدرت مجلس شوراى ملى از سایر مجالس شوراى ملى سایر کشورها هم زیادتر است قدرتى که قانون اساسى به نمایندگان این ملت داده است شاید در سایر کشورها این قدرت را نداده است بنابراین مجلس شوراى ملى ایران بنده تصور می‌کنم تنها مرجع محترمى است که ملت ایران هم با یک حس احترام به او می‌نگرد و حالا هر چه بگویند که باید کارى کرد که احترام آن زیاد شود این بسته است به این که آقایان چه جور مجلس را در خارج به وسیله اعمال و قانون‌هایی که می‌گذرانند معرفى بکنند بنده تک تک آقایان نمایندگان را که می‌بینم و در غالب فراکسیون‌ها، فراکسیون دمکرات ایران (فراکسیون دمکرات جدید) فراکسیون اتحاد ملى و حتى در منفردین هم افراد فوق‌العاده وطن‌پرست درست و باشرافت را می‌شناسم (صحیح است) همه آنها دل‌شان می‌خواهد که یک کارى بکنند ولى نمی‌دانم چطور است وقتى که در خارج هستیم همه‌اش آرزو‌ی‌مان این است که بیاییم به مجلس و از راه مجلس بتوانیم یک خدمات بزرگى به مملکت خودمان بکنیم ولى همین که به مجلس می‌آییم توى این چرخ‌ها نمی‌دانم چطور گیر می‌کنیم که نمی‌توانیم قدمى برداریم بنده خیال می‌کنم که علت آن به واسطه همین است که بعضى از آقایان نمایندگان که افکار عمومى آنها را طرد کرده است وارد می‌شوند و جلوی راه پیشرفت ما را می‌گیرند و ما را نمی‌گذارند به صلاح کشورمان قدمى برداریم پس آقایان آنهایی که علاقمندند که از راه نمایندگى یک خدماتى به کشور و ملت‌شان بکنند بنده استدعا می‌کنم روى حب و بغض شخصى نروند وجدان را در نظر بگیرند وقتى که وجدان‌شان را در نظر گرفتند مطمئن باشند که خدمات خیلى گرانبها و قیمتى می‌توانند به مملکت و ملت ایران بنمایند آقایان سابقه دارند که در یک اعتبارنامه دیگر بنده اشاره کردم به آن تجار کلیمى و طرحى هم در این خصوص آمد و رفت به کمیسیون اقتصاد و چند دفعه هم بنده از وزیر اقتصاد ملى تقاضا کردم که آقا بیا من تقاضاى فوریتش را می‌کنم شما قبول بکنید و این کا را زودتر بگذرد و اطمینان داشته باشید که یک قدم خیلى بزرگى براى مملکت و کشورتان برداشته‌اید (صحیح است) زیرا تمام ارز این مملکت را تجار خارجى که تبعیت ایران را ندارند (آشتیانى‌زاده - تجار یهودى بغدادى) دارند از این مملکت خارج می‌کنند و تمام تجار ایرانى یعنى آنهایی که واقعاً تجار واقعى هستند یعنى سفته‌بازى نمی‌کنند آنها دست‌شان را روى دست گذاشته‌اند تمام ارز را برده‌اند در کشورهاى خارجى و همین امر موجب وقفه اقتصادیات کشور ما شده (صحیح است) پس بنابراین ما از راه وضع این قبیل قوانین می‌توانیم یک قدم‌های حساس و برجسته و مهمى براى کشور‌مان برداریم همت می‌خواهد من استدعا می‌کنم که آقایان براى این قبیل قوانین یک تصمیمات مهم و فورى اتخاذ بکنند. می‌روم روى موضوع بحث اعتبارنامه بنده عرض کردم که زیاد نمی‌خواهم صبحت بکنم و خارج از جلسه هم یکى از رفقا به بنده فرمود که شما هر دو سه مرتبه شکست خوردید و مغلوب شدید بنده عرض می‌کنم که یکى از علماى اجتماعى معروف می‌گوید زندگى مبارزه است و حیات علامت فاتحیت مادام که بنده در آن راهى که پیش گرفته‌ام همین اندازه که زنده هستم فاتح هستم وقتى مردم مغلوبم پس بنابراین بنده و امثال بنده در این راه مبارزه‌ای که روى نداى وجدان قدم برمی‌داریم مطمئن باشند آقایان که در صورت ظاهر هم اگر شکست باشد ما باطناً فاتح هستیم (گلبادى - پس به این دلیل هم فاتحند آقاى مکى) مخبر محترم شعبه آقاى نراقى فرمودند که ایشان در تاریخ 28/‌9/‌25 از

+++

معاونت نخست وزیرى و یا وزیر پست و تلگراف استعفا کردند بنده چند تلگراف دارم که تمامش داراى مارک رسمى است و آنها را از اصفهان براى بنده فرستاده‌اند و مربوط به پرونده رقیب ایشان هم نیست، مربوط به پرونده انتخاباتى هم نیست موقعى است که ایشان از طرف نخست وزیر در حین جریان انتخابات این تلگرافات را امضا کرده اند... (اردلان - در ذیل نامه معاون نوشته شده آقا؟) «تصویب‌نامه جریان مطلع و رفع اشکال موجوده خواهد شد 3944 اعزاز نیک‌پى از طرف نخست وزیر» (اردلان - منشى بودند آقا) از طرف نخست وزیر منشى امضا می‌کند؟ مگر این که بگوییم حالا که شب است و اینجا نشسته‌ایم روز هم باشد اگر این را بفرمایید و مجلس رأى بدهد اگر این طور بود بنده قبول دارم ایشان منشى بودند ولى از طرف نخست وزیر امضا می‌کردند، تلگراف دوم اتحادیه رسته دست‌باف بوده است «تلگراف 155 - 18 - 10 راجع به نخ مصرفى کارخانه‌جات دستى به وزارتخانه‌های بازرگانى و پیشه و هنر و کار و تبلیغات دستور لازم صادر گردید که اقدامات شایسته معمول دارند 83825 از طرف نخست وزیر. اعزاز نیک‌پى» (فولادوند - تاریخش چه بود؟) 11/10 اگر اشکالى دارید اصلش را به خودتان تقدیم می‌کنم تلگراف دیگرى هم هست که فقط امضاى نیک‌پى ولى تاریخ همان تاریخى است که ایشان کاندید انتخابات اصفهان بودند بنده آنها را قرائت نمی‌کنم و تلگرافاتی که از طرف نخست وزیر امضا کرده‌اند قرائت می‌کنم (وسیله بانو ادهم جامعه بانوان آموزگاران پیمانى در مورد تقاضاى آن جامعه راجع به پرداخت اضافات جامعه آموزگاران شرحى به وزارت فرهنگ نوشته شد از نتیجه بعداً اطلا خواهید یافت 44833 از طرف نخست وزیر - اعزاز نیک‌پى) اصل این تلگراف‌ها را بنده خدمت آقاى رئیس تقدیم می‌کنم و هر کدام از آقایان اشکالى دارند مراجعه بفرمایید پس این که همکاران محترم آقایان نراقى و اردلان اینجا فرمودند بنده سند زنده و شاهد موجود تقدیم کردم که آقایان با توجه به این تلگرافات و با توجه به تاریخ تلگرافات که خود مخبر محترم اینجا قرائت کردند تحت تأثیر تعصبات قرار نگیرند و قضاوت خودشان را بکنند (اردلان - ننوشته بودند معاون) از طرف نخست وزیر نوشته بود (اردلان - چه مانعى دارد رئیس دفتر دو هزار نامه امضا می‌کند) اگریشان معاون نخست وزیر نبودند بنده یک تلگرافى دارم که از همین پرونده محرمانه‌ای که از وزارت کشور فرستادند و در دسترس بنده و آقاى دکتر بقایی بوده است کاملاً می‌رساند که ایشان را در آنجا نخست وزیر می‌دانستند (اردلان - نخست وزیر آقا؟) معاون نخست وزیر «تلگراف - تهران جناب آقاى اعزاز نیک‌پى معاون نخست وزیرى. اعتبارنامه نمایندگى دوره پانزدهم جنابعالى وسیله پست سفارشى شماره 639 به وزارت کشور تقدیم دستور فرمایید دریافت وصول آن را به اصفهان تلگراف فرمایند. فرماندار اصفهان حشمت صیفى 22/‌1/ط26» به موجب قانون مصوب 22 تیر ماه 1306 آقایان وزرا و معاونین وزیران از انتخاب شدن در تمام کشور محروم بودند و این تلگرافاتی که بنده اینجا ارائه دادم دلیل بر این است که ایشان در این موقع معاون نخست وزیر بودند بنابراین بنده راجع به صلاحیت ایشان یا راجع به جریان انتخابات ایشان هیچ عرضى نمی‌کنم فرض می‌کنم که ایشان یک فرد پاک و منزهى و انتخابات ایشان هم مثل همان انتخاباتى است که در سوییس و آمریکا به جریان می‌افتد و به جریان افتاده و هیچ گونه اشکالى هم در پرونده ایشان نبوده معترضى‏ هم حتى نبوده همه‌اش هم صحیح بوده است فقط بنده این ایراد را دارم که ایشان معاون نخست وزیر بوده است و قانون معاونین وزرا را منع کرده از انتخاب شدن در تمام کشور و ایشان برخلاف قانون انتخاب شدند و اینجا تشریف دارند و چند تلگراف دیگر هم هست که بنده نمی‌خواهم وقت مجلس را زیاد بگیرم و از همه‌اش صرفنظر می‌کنم موضوع دیگرى که وظیفه بنده و وظیفه وجدانى همه آقایان نمایندگان است که توجه بکنند موضوع سى چهل هزار نفر دستباف‌های اصفهان است که وقتى یک نماینده‌ای خواست از مقام نمایندگى خودش سوء استفاده بکند و زندگى سى چهل هزار نفر و شاید یک کشورى را در مضیقه بیندازد همه آقایان این اعلامیه دستباف‌های اصفهان را دیده‌اند و همه آقایان توجه فرموده‌اند که در وزارت پیشه و هنر یک کمیسیونى براى تثبیت نرخ نخ معین شد و نخ را در حدود بقچه‌ای 37 تا 40 تومان تعیین کردند ایشان هم در همان کمیسیون بودند و اصرار و پافشارى کردند که قیمت نخ باید تثبیت شود ولى کارخانه‌جات که خود آقاى اعزاز نیک‌پى در بعضى از کارخانجات اصفهان صاحب سهم هستند نمی‌خواهند نخ را به این قیمت بفروشند و نخ را می‌خواستد بازار آزاد برایش درست کنند و این نخ وقتى از کارخانه دربیاید به پسر عمو و پسر دایی خودشان به یک قیمت نازلى بفروشند ولى دست دوم خیلى گران‌تر خواهد بود و امرور کار دستباف‌های اصفهان به جایی رسیده که این بدبخت‌ها به همه مراجع و مقامات شکایت و تظلم کرده‌اند که نخ 45 تومان را ما داریم به 60 و چند تومان می‌خریم وزارت پیشه و هنر خواست تصمیم بگیرد و نرخ نخ را تثبیت بکند بنده در جراید خواندم و حتى تصور می‌کنم آقاى حاج امین‌التجار اصفهانى هم اگر از آن وجداناً بپرسند انکار نکنند که بعضى از آقایان نمایندگان رفتند وزیر را تهدید کردند که اگر نرخ نخ را خواستید تثبیت کنید ما کابینه را می‌اندازیم یا شما را معزول می‌کنیم (گلبادى - اسم‌شان را بگویید) همه نمایندگانى که صاحب سهم هستند البته رفتند آنجا وزیر را تهدید کردند و حتى آقاى حاج امین‌التجار اصفهانى هم که ایشان هم از اصفهان وکیل شدند هر چه خواستند جلوى اججاف و تعدى را بگیرند تصور نمی‌کنم تا امروز توانسته باشند که نرخ نخ را تثبیت بکنند و بتوانند براى 30، 40 هزار نفر دستباف بیچاره که باید نخ را تکه تکه و بقچه بقچه بخرد و فاستونی‌اش را بیاورد بازار بفروشد آنها امروز قوت لایموت ندارند بخورند و نمی‌توانند به آسودگى زندگى کنند (مهندس رضوى - سى، چهل هزار نفر نیست آقا قریب صد هزار نفر است) بنده اینها را که نوشته‌ام و این اعلامیه‌ای است که براى بنده فرستاده‌اند و از مجلس شوراى ملى استدعا و تقاضا کرده‌اند که به حال این سى، چهل هزار نفر (مهندس رضوى - مال یزد و کرمان و سایر جاها هم است)... بنده چون از اصفهانی‌ها اطلاع دارم عرض می‌کنم و خواهش دارم آقایان توجه بفرمایند به عقیده بنده توجه آقایان نمایندگان به حال سى، چهل هزار نفر دستباف بیچاره تنها یک چیز باشد و آن عبارت از این است که نفوذ این قبیل نمایندگان را به وسیله رد کردن اعتبارنامه‌شان قطع بکنند و جاى سى چهل هزار نفر همان طورى که همکار محترم من آقاى مهندس رضوى فرمودند تمام دست‌باف‌هاى این کشور را از دست یک مشت سرمایه‌دارى که به نام وکیل در مجلس تشریف دارند خلاص بکنیم بیش از این هم عرضى نمی‌کنم.

رئیس - آقاى اعزاز نیک‌پى.

اعزاز نیک‌پى - آقایان نمایندگان محترم براى بنده مایه افتخار است که در مجلس شوراى ملى و در محضر محترم نمایندگان یک ملت بزرگ و شریف براى اولین بار سخنى گفته و نطق اولیه خود را ایراد نمایم. وقتى شخصى فکر می‌کند همه افراد یک ملتى معناً در این تالار گرد آمده و با چشمان گشاده منتظر تعیین مقدرات و تأمین آینده درخشان خود هستند وقتى تاریخ پر از حوادث و گذشته متلاطم گذشت‌ها و فداکاری‌هایی که از گذشتگان در صفحه دیوارها به یادگار باقى مانده از نظر می‌گذراند پى به عظمت و ابهت این مکان مقدس می‌برد بى‌اختیار سر تعظیم فرود می‌آورد و در مقابل این اهمیت و جلال خود را به چیزى نمی‌شمرد زیرا افراد در برابر جامعه کوچک‌تر از آنند که به حساب آیند ما مانند برگ خزان از پى هم ریزانیم آنچه باقى بماند ملت و مملکت است تنها قیمت و ارزشى که براى افراد می‌توان قائل شد همانا خدمتى است که به وطن خویش و به جامعه بشریت انجام می‌دهند و اگر این فرصت به دست آید اقبال شامل حال باشد بزرگ‌ترین سعادت و نتیجه منحصر به فردى است که از زندگى یک فرد گرفته شده باید دید ما درباره گذشتگان چطور قضاوت می‌کنیم و بالاخره دیگران از ما چگونه یاد خواهند کرد امیدوارم هر کس به سهم خود و بنده به نوبه خویش سعى کنم درخور استعداد و لیاقت خود اگر خدمتى ناچیز بتوانم انجام دهم با هدایت وجدان و راهنمایی آقایان فروگذار نکرده و در پیشگاه خداوند در برابر ملت خجل و شرمسار نباشم.

آقایان محترم توجه فرموده‌اند که در ظرف پنج ماه که از عمر مجلس می‌گذرد در تمام جلسات شرکت کرده سروقت آمده و آخر وقت رفته‌ام آقایانى که در جوار آنها نشسته‌ام بیشتر دقت داشته‌اند که در طول جلسات هرگز صندلى خود را رها نکرده و با علاقه مخصوص به فرمایشات نمایندگان محترم گوش داده و از قطع کلام مبارک‌شان پرهیز کرده‌ام و اینک اگر استدعا کنم چند دقیقه به عرایض بنده عطف توجه فرمایند امیدوارم توقع شاقى نکرده باشم و مورد قبول واقع گردد و از این تصدیع قبلاً معذرت می‌خواهم و آرزو دارم در پیشگاه وجدان پاک آقایان سرافراز باشم. با این که از خودنمایی گریزانم ولى ناچار باید از رویه گذشته بنده آگاه باشید تا نسبت به آینده بتوانید قضاوت فرمایید امیدوارم آنچه مى

+++

گویم حمل بر خودستایی نفرموده بر آن خرده نگیرید بنده سعى می‌کنم براى اثبات عرایض خود بیشتر به شهادت آقایانى که در این مجلس حضور دارند اکتفا کنم و حتى‌المقدور از ابراز اسناد زیاد و قرائت مدارک خوددارى نمایم مگر این که خود آقایان به ملاحظه آنها علاقمند باشند. براى مقدمه عرض کردم و حالا از عرایضى که می‌کنم معذرت می‌خواهم. عرض کنم آقاى نماینده محترم آقاى دکتر بقایی شرحى بیان فرمودند و خواستند که بفهمند که آیا بنده در اصفهان داراى یک سوابقى هستم یا نیستم. خوشبختانه اینجا یک عده‌ای از آقایان اصفهانی‌ها هستند و اغلب اشخاصى هستند که در اصفهان مأموریت داشته‌اند بنده از 1297 در اصفهان مشغول فعالیت در امور اجتماعى بوده‌ام به طورى که نماینده محترم جناب آقاى اردلان فرمودند و بنده نهایت تشکر را دارم و همین طور از جناب آقاى نراقى اظهار امتنان می‌کنم خواستم عرض بکنم که تمام اقدامات اصلاحى که در اصفهان شده به دست بنده شده، بنده همین طورى که فرمودند ده سال متوالى رئیس انجمن شهر اصفهان بودم و شخص اول بودم در تعداد آرای انجمن‌هاى شهردارى، این وضعیتى که بنده در آنجا داشتم براى امروز ضبط نشده آقایان رجوع بفرمایند به افکار عمومى اصفهان و ببینند که خدماتى که بنده در آنجا کرده‌ام تا چه اندازه مورد تقدیر و تمجید است، تمام آسفالتى که در اصفهان شده، تمام ساختمان‌هایی که در آنجا شده تمام معابرى که در آنجا شده تمام اقدامات اصلاحى که شده بنده یکى از عوامل مؤثر در پیشرفت کارها بوده‌ام بدون این که خدا شاهد است کوچک‌ترین انتظارى جز خدمت به مردم و مملکت داشته باشم جناب آقاى امیر نصرت اسکندرى مدت‌ها استاندار ما بودند در اصفهان متأسفانه خودشان در اینجا تشریف ندارند بنده ایشان را یک شخص باوجدان، یک مرد باشهامتى و یک شخص شریفى می‌شناسم (صحیح است) جناب آقاى رئیس محترم مجلس به بنده خواهند فرمود که چرا خطاب می‌کنی بنده عرض می‌کنم که در این مجلس محترم هم این آقایان قاضى هستند بنده اگر از اینها شهادت نخواهم چطور ممکن است قضایا براى جامعه مجلس روشن شود؟ ایشان مدتى در اصفهان استاندار بودند بنده تمنا می‌کنم جناب آقاى رئیس ایشان را بخواهید بیایند اینجا بنشینند و این عرایضى که من می‌کنم ببیننند تصدیق می‌کنند یا تکذیب می‌کنند، ایشان آنجا سال‌ها استاندار بوده‌اند همین قدر بگوید که اصفهانى درباره بنده چطور قضاوت می‌کند و چه جور فکر می‌کند. بنده کمیسیونى نبوده از سر آفتاب که در استاندارى و سایر جاها تشکیل بشود و بنده در آن شرکت نکرده باشم. بنده در تمام کمیسیون‌ها شرکت می‌کردم مجاناً. بلاعوض. این کارخانه‌جاتى که آقایان امروز از آن تنقیید می‌کنند و بنده حال جواب نماینده محترم آقاى مکى را با دلیل ثابت و کتبى و تلگرا‌ف‌هایی که از اصفهان از بین رسته دست‌باف به من رسیده ارائه خواهم داد همین کارخانه‌جات یک خدمات بزرگى به این مملکت در دوره جنگ انجام داد اگر این کارخانه‌جات نبود بسیار در مضیقه می‌افتادیم. بنده در یکى از این کارخانه‌جات مختصر سهمى دارم ولى براى تشکیل تمام این کارخانه‌جات مؤثرترین عامل بودم. آقایان، سرمایه‌دارى یک چیزى است که باید گفت از سرمایه باید استفاده کرد. آن سرمایه‌ای بد است که راکد بماند و نشود از آن استفاده کرد و به درد مملکت کار نمی‌شود کرد، دو دسته سرمایه‌دار در این دنیا هستند یک دسته می‌گویند که سرمایه باید به دست دولت باشد تا بشود از آن استفاده کرد و دسته دیگر معتقدند که سرمایه باید به دست مردم باشد. آن سرمایه‌دارى بد است که روز تا ظهر بگیرد بخوابد و کار نکند و سربار جامعه باشد ولى از آن سرمایه‌ای که به نفع جامعه می‌شود استفاده کرد بایستى تقدیر کرد (رفیع - ولى مردم را نچاپند) البته با آن فرمایش آقا بنده کاملاً موافقم و می‌رسم به آن عرض می‌کنم، جناب آقاى امیر تیمور اینجا تشریف دارند جناب آقاى گنجه‌ای اینجا تشریف دارند بنده آقایان به شهادت می‌طلبم بنده دوازده، پانزده سال متوالى هر سال آمده‌ام به تهران از جیب خودم خرج کرده‌ام، شش ماه، هفت ماه، در این شهر دویده‌ام تا قضیه کوهرنگ که بزرگ‌ترین قضیه فلاحتى این مملکت است براى اصفهان تهیه کردم (صحیح است) و تأمین کردم، آخر آقایان انصاف هم خیلى خوب چیزى است، دشمنى هم باید اندازه داشته باشد یا کینه‌ای داشته باشد، تمام آمال و آرزوى اصفهانی‌ها را بنده انجام دادم یک شرکت با جدیت بنده در اصفهان تشکیل شد جناب آقاى امینى استاندار اصفهان اینجا تشریف دارند، بنده اگر چه صرفه‌جویی می‌کردم از این که اسم ایشان را بیاورم براى این که ایشان خدمات بزرگى به اصفهان کردند و در موقع انتخابات استاندار آنجا بودند اگر بنده بخواهم از ایشان تمجید بکنم ایشان منزه‌تر از آنند و الحمدالله احتیاج ندارند که تا جناب آقاى دکتر بقایی یک نسبت‌هایی بدهند ولى اسم سایر آقایان را می‌برم آقاى گنجه‌ای اینجا تشریف دارند آقاى امیر تیمور تشریف دارند آقاى امیر تیمور شاهدند که بنده شش ماه متوالى در بحبوحه زمستان اینجا ماندم و با کمک شخص ایشان تصمیم کوهرنگ اصفهان را براى شرکت اصفهان گرفتم و بنده خواستم اینجا براى این اقدام بزرگى که اصفهان را شش برابر خواهد کرد (در این موقع آقاى امیر نصرت اسکندرى وارد جلسه شدند) جناب آقاى اسکندرى بنده در اینجا به شهادت شما متوسل شدم استدعا می‌کنم شهادت بدهید، آقا کجا تشریف دارید؟ موقعى است که می‌بایست شهادت بدهید بنده در غیاب جنابعالى عرض کردم که حضرتعالى مدت‌ها استاندار اصفهان بودید بفرمایید که بنده در اصفهان چه جور آدمى معرفى شده‌ام (امیر نصرت اسکندرى - رئیس انجمن شهردارى بودید) عرض کن آقا این قضیه کوهرنگ که بنده تنها مقدم راجع به آن بودم با کمک آقایان استاندارانى که در آنجا بودند و با توجه ذات مبارک شاهانه و اوامرى که راجع به این موضوع صادر فرمودند و با جدیتى که جناب اشرف آقاى قوام‌السلطنه راجع بدین موضوع فرمودند و بنده ذکر جناب آقاى سهام‌السلطان بیات را اینجا می‌کنم، آقاى امیر تیمور شاهدند که در خدمت‌شان رفتیم آنجا و یکى از سفری خارجه می‌خواست به ملاقات ایشان در اطاق وارد شود آقاى امیر تیمور و بنده گفتیم که اگر کار کوهرنگ را که بزرگ‌ترین خدمت اقتصادى و کشاورزى است انجام ندهید ما از اطاق خارج نخواهیم شد ایشان که آقاى سفیرى می‌خواهد بیاید اینجا اقلاً به من مهلت بدهید آقاى امیر تیمور به پیشخدمت فرمودند رختخواب من را از توى اتومبیل بردارید بیاورید. یک همچون زحماتى ما کشیدیم براى اصفهان، اصفهانى غیر از این که از بنده قدرشناسى بکند چه خواهد کرد؟ عرض کنم آقا در اصفهان یک شرکتى با جدیت بنده با هفت میلیون و د ویست هزار تومان، اینها سرمایه‌هایی است که یهودی‌هایی که شکایت می‌کردند از این مملکت می‌بردند، تا هفت میلیون و دویست هزار تومان براى شرکت جمع‌آورى شد و شرکتى در اصفهان تأسیس گردید با کمک جناب آقاى امینى و سایر آقایان و اهالى اصفهان توربین‌هایی براى اصفهان آوردیم که در تمام خاورمیانه نظیر ندارد در تهران نظیر ندارد در تمام خاورمیانه نظیر ندارد 18000 کیلو وات برق براى اصفهان تأمین شده اصفهان از 300 سال پیش از این براى این موضوع کوهرنگ و شاید بیش از سى سال قبل راجع به این موضوع برق جدیت کرد تنها کسى که آستین‌هایش را بالا زد و در این میدان وارد شد و کارى کرد و انجام داد بنده بودم از این آقایان اصفهانی‌ها بپرسید عرض می‌کنم آقا (باتمانقلیچ - بد کردید آقا، این مملکت آدم فعال لازم ندارد) به طورى که آقایان سابقه دارند اصفهان داراى یک بناهاى قدیمى است از جمله دو تا پل خیلى معروف دارد یک چهار باغ و پل سى و سه چشمه و پل خواجو الان شاید بیش از سى سال است کابینه‌های مختلف آرزو می‌کردند صحبت می‌کردند در اطرافش جدیت می‌شد که یک پل سومى در اصفهان ساخته شود تا این که این دو پل از خرابى نجات پیدا کند زیباترین آثار دوره صفویه است بنده در این موقع جدیت کردم با توجهاتى که دولت فرمودند یک پل جدیدى در روى زاینده‌رود در دست ساختمان است الان که بنده اینجا در خدمت آقایان ایستاده‌ام اصفهانی‌ها هیچ آرزویی از نظر انجام کارهای‌شان ندارند آنچه که می‌خواستند بنده برایشان انجام دادم شما پس انتظار دارید که بنده در اصفهان زمینه نداشته باشم؟ چرا کم لطفى می‌فرمایید؟ چرا بى‌التفاتى می‌کنید؟ بنده یک نکته‌ای خواستم عرض بکنم این جناب آقاى برزین اصفهان تشریف داشتند سال‌ها مدعى‌العموم آنجا بودند بنده از ایشان سؤال می‌کنم در تمام دوره تصدی‌شان هیچ وقت شنیده‌اند که بنده دعوایی در عدلیه داشته باشم یا یک دعوایی برعلیه بنده باشد؟ آقا داشتم؟ (برزین - خیر نداشتید) عرض کنم که بنده به حق خودم قانعم و حق کسى را پایمال نمی‌کنم و مطابق مسلک و مرامم برخلاف درستى هرگز عملى نکرده و نخواهم کرد. موضوع دیگرى که خواستم عرض کنم موضوع کاندید شدن بنده است در اصفهان و جریان آنجا به طور خلاصه اسباب تصدیع و دردسر آقایان را نمی‌خواهم فراهم کنم بنده دوره چهاردهم در اصفهان بودم در آنجا یک مبارزاتى

+++

با بعضى از احزاب که خصوصیات آنها را نمی‌خواهم عرض کنم پیدا شد بر علیه بنده صندوق‌هایی در آنجا عوض کردند برخلاف این دوره 6 روز به آخر انتخابات مانده بود بنده رفتم در انجمن نظار و آمدم به تهران بعد از آن هر چه رأى بود به اسم دیگران برخلاف انصاف خواندند دلیلش این بود که با این که بنده نایب رئیس انجمن بودم یک عده‌ای نزدیک بود براى خاطر بنده کشته بشوند و بنده راضى نبودم اصفهانى که با من سمت برادرى دارد و بسیار مردمان قدرشناس و باهوشى هستند و بسیار مردمان محاسبى هستند نسبت به عمل اشخاص نخواستم این واقعه بشود و استعفا دادم و آمدم به تهران با وجود این 18000 رأى داشتم، جناب آقاى دکتر بقایی پس چطور باید زمینه داشت در آنجا؟ آن موقع که بنده آنجا نبودم تا این که آرا را مثل امروز به فرمایش آقا تعویض کرده باشم؟ عرض کنم جریان کار انتخابات اصفهان یک انجمن در انجمن در آنجا تشکیل شد از بهترین افراد آقایان هیچ سابقه ندارند که مدعى‌العموم ابتدایی اصفهان عضو انجمن باشد این را آقاى استاندار اصفهان از شدت هوش و ذکاوتى که دارند براى استحکام کار آوردند (امینى - این کار فرماندار است نه استاندار، بى‌لطفى نفرمایید خیلى بى‌اطلاعید آقا) اجازه بفرمایید مدعى‌العموم را جزء سى و شش نفر دعوت کردند فرماندار اصفهان و آن وقت در یک جایی که آن شخص مدعى‌العموم بود آقایان باید بشناسند مرحوم اشرفى که یکى از پاک‌ترین قضات بود ممکن نبود در مقابل او یک عملى برخلاف بشود انجام داد این وضع انجمن بود عرض کنم قبل از این اعلامیه‌ها تمام اینجا موجود است بنده اگر آقایان میل داشته باشند برایشان می‌خوانم اگر میل نداشتند نمی‌خوانم اعلامیه‌های موجوده تمام کارگران اصفهان و دلیل طرفدارى کارگران را نسبت به خودم عرض خواهم کرد که ذهن آقایان روشن بشود تمام کارگران اصفهان تمام پیشه‌وران اصفهان تمام ملاکین اصفهان تجار اصفهان قضات دادگسترى، اصفهان دانشجویان و علما و همه طبقات مطابق اعلامیه‌هایی که به امضا منتشر کرده‌اند بنده را کاندید خودشان معرفى کرده‌اند، این قسمت راجع به انتخابات و راجع به آن سوابق خدمات بنده، و اما سابقه خدمت ادارى بنده جناب آقاى وثوق شاهد هستند که بنده از 1298 در وزارت دارایی مشغول خدمت بودم (یک نفر از نمایندگان - سن‌تان چقدر است؟) حالا راجع به سن بنده اینجا استناد نفرمایید ایشان در آن موقع معاون وزارت دارایی بودند و بنده از ایشان تمنا می‌کنم طرز رفتار و کردار بنده را در وزارت دارایی موقعى که رئیس ضرابخانه بودم رئیس تشریفات وزارت دارایی بودم و کنترلور جنوب بودم استدعا می‌کنم جنابعالى که معاون وزارت دارایى و رئیس مافوق بنده بودید رفتارى که من کردم بفرمایید چه بوده (امامى خویی - مال شصت سال پیش را ایشان یادشان نیست) در موقعى که جناب آقاى اسکندرى در اصفهان استاندار بودند وبنده در آنجا مشغول خدمات اجتماعى بودم تلگرافى در دوره اعلیحضرت فقید شاه سابق به جناب آقاى اسکندرى مخابره شد و بنده را احضار فرمودند به تهران براى حکومت کرمانشاه بنده از ایشان تمنا کردم تلگراف بکنید که فلانى به واسطه گرفتاری‌های شخصى و کارهایی که راجع به انجمن و ساختمان‌هاست و اینجا هم مشغول خدمتگذارى است نمی‌تواند بیاید همین طور تلگراف فرمودند و جواب آمد که فوراً باید شما حرکت کنید بنده آمدم در اینجا روى سخن بنده به آقایان نمایندگان کرمانشاه است عرض کنم پسر جناب آقاى امیر کل اینجا تشریف دارند؟ جناب آقاى قبادیان اینجا تشریف دارند عرض کنم بنده سه سال در کرمانشاه حاکم بودم بنده تمنا می‌کنم از این آقایان بپرسید که من در کرمانشاه چطور فتار کردم (قبادیان - با نهایت پاکى و درستى) بنده نمی‌خواهم عرض کنم که آنچه که ساختمان در کرمانشاه شد آنچه پل ساخته شد و عماراتى که ساخته شد و پل‌هایی که ساخته شد فقط و فقط در دوره بنده شد نه قبل از بنده بود نه بعد از بنده عرض می‌کنم در موقعى که قضایاى شهریور پیش آمد تنها کسى که در حوزه غرب و شمال ایران و جنوب ایران فرار نکرد بنده بودم، قشون تخلیه کرد شهر کرمانشاه را، شهربانى تخلیه کرد کرمانشاه را، ژاندارمرى تخلیه کرد کرمانشاه را به بنده گفتند آقا بیایید شما بروید می‌آیند شما را غارت می‌کنند می‌کشند شما را، گفتم آقا من از آن روز تا حالا اینجا نماینده پادشاهى بودم که با نهایت قدرت رفتار کردم از آن روز تا به حال لیاقت من ثابت نشده بود اگر من خدمتى به اهالى این مملکت بکنم اگر من خدمتى به کرمانشاه بکنم امروز است والا در مواقع دیگر که کارى نکرده‌ام، ماندم آنجا تمام اهالى شهر کرمانشاه و البته جناب آقاى پالیزى کجا تشریف دارند (پالیزى - اینجا هستم) تمام اهالى اثاثیه خودشان را کشیدند از بالاى بردند به پایین شهر به من اصرار کردند که شما در بالاى شهر منزل دارید غارت می‌کنند بیایید به پایین شهر آقایان به بنده یک علاقه فوق‌العاده‌اى داشتند چنان که امروز دارند گفتم آقا بنده اگر امروز در خانه خودم را تخلیه بکنم و بیایم به پایین شهر الوار و اشرارى که از بین‌النهرین هجوم آورده‌اند به داخله ایران چون آنجا یک اهمیتى به حاکم و استاندار می‌دهند اگر من تخلیه کنم بیایم به پایین آنها شهر را غارت خواهند کرد والله به جان همه آقایان (خنده نمایندگان) شب از پالایشگاه نفت رئیس پالایشگاه آمد به بنده گفت آقا پالایشگاه نفت را یک عده اشرارى که از بین‌النهرین و سایر نقاط آمده بودند می‌خواهند غارت کنند و الا اهالى کرمانشاه که مردم نجیب و اصیلى هستند بنده شب در مخزن شهربانى را باز کردم لباس پاسبان را دادم به سپور شهردارى پوشید و خودم برداشتم بردم آنجا براى این که پالایشگاه نفت را غارت نکنند. آقایان خوب است که در تمام کارها توجه فرمایند و یک خدمتگذار صحیح هم در این مملکت باقى بگذارند، آخر این که انصاف نیست که آقایان تشریف بیاورند اینجا و غیرمنصفانه یک فرمایشاتى بکنند و بروند پى کارشان، روزى که بنده از کرمانشاه حرکت می‌کردم عکس‌هایش موجود است جناب آقاى قبادیان و جناب آقاى پالیزى هم هستند باور کنید تمام اهالى کرمانشاه آمدند به بدرقه بنده و این قدر گریه کردند براى رفتن بنده که حد و حصر ندارد و بنده از مفارقت برادر خودم این قدر متأثر نمی‌شدم که از مفارقت این مردمان نجیب متأثر شدم، دفعه دوم جناب اشرف آقاى قوام‌السلطنه تلگرافى به بنده فرمودند به اصفهان، بنده آقا طلبکار نبودم جناب آقاى دکتر بقایی جناب اشرف آقاى قوام‌السلطنه روى لطفى که به بنده داشتند و روى این که عده‌ای از اهالى محترم کرمانشاه رفته بودند چنان که جناب آقاى اردلان هم فرمودند رفته بودند خدمت ایشان وتقاضا کرده بودند که بنده بروم به کرمانشاه ایشان تلگرافى فرمودند و بنده را احضار کردند بنده 20 روز بعد توانستم حرکت بکنم وقتى که وارد شدم ایشان در نهایت عصبانیت به بنده فرمودند من یک کار خیلى لازمى با شما داشتم چرا دیر آمدید؟ عرض کردم بنده گرفتار بودم گفتند من می‌خواهم یک خواهشى بکنم نبایستى رد بکنى عرض کردم که اگر بتوانم اطاعت می‌کنم گفتند که اوضاع کرمانشاه بسیار خطرناک است آن اشرار آن طرف، حالا بنده وارد آن قسمت‌ها نمی‌شوم احتمال خطر دارد که کرمانشاه سقوط کند و اگر کرمانشاه سقوط بکند همدان و قزوین سقوط خواهد کرد شما باید بروید آنجا و علاج آنى بکنید شرفیاب شدم حضور اعلیحضرت همایونى فرمودند شما در پیش من سوابق بسیار خوبى دارید من منتظر هستم که شما بروید و این اشکالاتى که در غرب هست فوراً رفع کنید بنده خدمت جناب اشرف آقاى قوام‌السلطنه عرض کردم حاضرم به یک شرط به‏ شرط این که بعد از آن که رفع اشکال شد بنده را احضار بکنید فرمودند چطور طول می‌کشد بنده عرض کردم بین یک ماه الى یک ماه و نیم چون بنده با تمام آقایان اهالى غرب مربوط هستم و با اغلب عشایر نجیب آنجا ارتباط دارم بنده می‌دانم که مأمورین اسباب زحمت را فراهم کرده‌اند سوء استفاده‌ها، فروش قند و شکر، حق و حساب خواستن از پارچه و غیره اینها اهالى غرب را عصبانى کرده بنده می‌روم، این آلام را تسکین می‌دهم آنجا در ظرف یک ماه دعوت کردم از تمام رؤساى ایلات غرب از کردستان و کرمانشاه یک روز صد و پنجاه نفر رؤساى محترم ایل در کرمانشاه جمع شد و در داخل شهر جناب آقاى امیر کل و خانواده جناب آقاى پالیزى کمک کردند در خارج جناب آقاى قبادیان وسایر رؤساى ایلات در کردستان جناب آقاى آصف و سایر آقایان جمع شدند آنجا و تلگرافى کردند به دولت که ما مثل سرباز براى دولت تا آخرین نفس می‌جنگیم و قاضى محمد و محمد قاضی دهنش می‌چاپد که کرماشناه را بخواهد تسخیر کند یک بیانیه‌ای هم در خود کرمانشاه انتشار دادند براى این کار وزارت کشور ده مراسله تقدیر به بنده نوشتند جناب اشرف آقاى نخست وزیر نوشتند، وزارت جنگ نوشتند، تمام وزارتخانه‌ها نوشتند، و بالاخره اعلیحضرت همایون که یک پادشاه عادل و متوجه به همه مطالب هستند به بنده یک نشان همایون براى این خدمت که انجام دادم مرحمت فرمودند بنده می‌خواهم سؤال کنم در ظرف این مدتى که بنده در غرب خدمت کردم کار بدى کردم آنجا جناب آقاى پالیزى؟ (پالیزى - خیر آقا عملیات‌تان بسیار خوب بود) روزى که بنده از کرمانشاه تلگراف کردم به دولت و گفتم آقا کار اینجا تصفیه است و تلگرافاتی که رؤساى ایلات کردند و اتحادیه محکمى که تشکیل دادند دیگر خطرى براى کرمانشاه

+++

نیست حالا هر کس دیگر می‌تواند این کار را انجام بدهد تمنا می‌کنم که بنده را احضار فرمایید باور بفرمایید که یک تلگرافى به دولت کردند با امضاى مردمش که اسباب عصبانیت جناب اشرف هم شد این قضیه. امضاى اولش امضاى جناب آقاى امیر کل است و سایر آقایان تلگراف کردند که ما غیر از اعزاز نیک‌پى حاکم دیگرى را در کرمانشاه نمی‌پذیریم به من گفتند شما چرا این کار را می‌کنید بنده عرض کردم کارى نکردم بنده تقصیر ندارم بنده را احضار فرمودید آمدم، بهتر از این که نمی‌شود بنده آمدم اینجا معاون نخست وزیر شدم و وزیر پست و تلگراف (قبادیان - آقاى نیک‌پى کافى است بایستى مجلس رأى بدهد و قضاوت کند) (صحیح است) بنده مطالب زیاد و کافى دارم ولى مطیعم هر طور که اراده بفرمایید به وجدان پاک آقایان واگذار می‌کنم (بعضى از نمایندگان - رأى، رأى)

رئیس - دو پیشنهاد رسیده یکى راجع به رأى با ورقه و یکى هم راجع به رأى مخفى که البته رأى مخفى مقدم است.

دکتر بقایی - بنده می‌خواستم اعلام بکنم که رأى مخفى را آقاى اعزاز نیک‌پى تهیه کردند و بنده تقاضاى رأى با ورقه نموده‌ام.

رئیس - پیشنهاد رأى مخفى قرائت می‌شود که رأى گرفته شود:

(به شرح زیر قرائت شد)

پیشنهاد می‌کنیم که نسبت به اعتبارنامه آقاى اعزاز نیک‌پى با مهره مخفى رأى گرفته شود. کشاورز صدر - صاحب دیوانى - رحیمیان - غضنفرى - عرب شیبانى - اسلامى - اعظم زنگنه - برزین - مکى - منصف - دکتر راجى - عبدالقدیر آزاد - پالیزى - آشتیانى‌زاده - باز هم 15 امضاى دیگر هست (صحیح است)

رحیمیان - بنده طرفدار رأى با ورقه هستم و منظور رأى مخفى نبوده است و امضاى خودم را پس می‌گیرم.

رئیس - بسیارخوب باز هم امضاى زیادى پاى ورقه هست، پیشنهادى هم رسیده که مطابق ماده 92 رأى گرفته شود عده حضار 109 نفر با مهره رأی گرفته می‌شود آقایانی که موافق با گزارش شعبه و نمایندگی آقاى اعزاز هستند مهره سفید می‌دهند و آقایان مخالفین مهره سیاه طبق ماده 91 که می‌نویسد اخذ رأى مخفى به ترتیبى است که در باب اخذ رأى علنى با اوراق در محل نطق ذکر شد ولى در عوض اوراق مهره‌های سفید و سیاه استعمال می‌شود مهره سفید علامت قبول و مهره سیاه رد است. منشیان مهره‌های رأى را در یک ظرفى ریخته و به طور آشکار شماره نموده و مهره‌های سفید که از سیاه جدا می‌نمایند و از همین قرار مهره‌های تفتیشیه را می‌شمارند، و ماده 92 که اسامى آقایان به ترتیب قرائت می‌گردد رأى گرفته می‌شود.

(اسامى آقایان نمایندگان به ترتیب زیر قرائت شد و اخذ رأى به عمل آمد)

آقایان: پالیزى - سید على بهبهانى - عامرى - دکتر مصباح‌زاده - افخمى - خسرو هدایت - محمد ذوالفقارى - اسلامى - اقبال - مکى - مسعود ثابتى - امامى اهرى - اورنگ - سلطانى - دکتر معظمى - مهدى ارباب - گلبادى - تولیت - منصف - اسدى - عباس نراقى - امامى خویی - شریف‌زاده - قهرمان - دکتر فلسفى - اردلان - حاذقى - لیقوانى - بوداغیان - سزاوار - دکتر بقایی - حائرى‌زاده - برزین - مهندس رضوى - دکتر اعتبار - رفیع - محمد‌على مسعودى - مامقانى - رضوى - نیکپور - امیر تیمور - ابوالقاسم امینى - کهبد - عباس اسکندرى - امین‌التجار - صاحب جمع - بختیار - بیات - کفایی - ملک مدنى - رحیمیان - قبادیان - مشایخى - دهقان - ایلخان - سلطان‌العلما - کشاورز صدر - دکتر امینى - وثوق - نبوى - افشار - آشتیانى‌زاده - گنجه‌ای - سید هاشم وکیل - معتمد دماوندى - محمود محمود - آصف - لاهوتى - صفا امامى - عباسى - دکتر متین دفترى - ملکى - شریعت‌زاده - مکرم - ناصر ذوالفقارى - موسوى - ابوالقاسم بهبهانى - معین‌زاده - جرجانى - صادقى - دکتر راجى - آزاد - غضنفرى - نواب - ظفرى - ارباب گیو - فرامرزى - صاحب دیوانى - قوامى - ملک‌پور - عرب شیبانى - اخوان - ناصرى - دکتر مجتهدى - دکتر طبا - امیر نصرت اسکندرى - بهادرى - باتمانقلیچ - خویی‌لر - سالار بهزادى - ضیاء ابراهیمى - گنابادى - فاضلى - هراتى - على وکیلى - صدر‌زاده - فولادوند - دادور - اعظم زنگنه.

شمارش مهره‌های تفتیشیه و سفید و سیاه به عمل آمد و نتیجه به قرار زیر اعلام گردید:

(مهره تفتیشیه 109، مهره سفید 62، مهره سیاه 46)

رئیس - از 109 مهره تفتیشیه که شماره شد 62 مهره سفید و 46 مهره سیاه بود. بنابراین اعتبارنامه آقاى اعزاز نیک‌پى به اکثریت 62 رأى از 110 نفر عده حاضر تصویب گردید. نمایندگى آقاى امین‌التجار مطرح است و آقاى محمود مخالفت خودشان را با اعتبارنامه ایشان پس گرفته‌اند.

فرامرزى - بنده در مخالفت خود باقى هستم.

رئیس - شما اگر در مخالفت خود باقى هستید بفرمایید.

فرامرزى - بنده اول خواستم که فقط سؤالى بکنم بعد چون می‌خواستم یک حرف‌هایی در اینجا زده شود و ترسیدم تمام حرف‌هایی که می‌خواهم زده شود، زده نشود این بود که استفاده کردم از موقعیت که به صورت مخالفت بگویم، آن ساعتى که من مدادم را روى میز زدم وقتى که اعتبارنامه آقاى امین‌التجار مطرح شد تمام نمایندگان روی‌شان را برگرداندند و به من نگاه کردند و تعجب کردند، البته اگر این عمل به قصد مخالفت با حاجى امین بود تعجب هم داشت براى این که من با آقاى حاج امین مخالفت شخصى و خصومت شخصى ندارم و او را نماینده تحمیلى اصفهان هم نمی‌دانم (صحیح است) و هر طور باشد جریان انتخابات اصفهان، پیش من محقق است که آقاى حاجى امین نماینده اصفهان است و راجع به صلاحیت شخصى حاجى امین هم تا حدودى که من اطلاع دارم آقاى حاجى امین مرد درست باتقوى و پاکدامن، میهن‌پرستى است (صحیح است) ولى آمدم اینجا که به عنوان مخالفت با آقاى حاجى امین دفاع از اصلى بکنم که همه ماها باید در حمایت آن اصل زندگى کنیم و آن اصل حق و عدالت است اگر در مملکتى اشخاصى نباشند که از حق فقط براى خاطر حق دفاع کنند آن مملکت مردنى است، وقتى نگاه به سر ترقى و انحطاط ملل می‌کنیم می‌بینیم که آن موقعى یک ملتى ترقى می‌کند که افرادش یا افرادى که در آن معتقد به حق و عدالت باشند و خودشان را موظف بدانند که از حق و عدالت دفاع بکنند، مثلاً مملکت فرانسه که در قسمت زیادى در تمدن به او اقتدا می‌کنیم و از او اقتباس می‌کنیم می‌بینیم که یک دوره‌های ترقى و تنزل دارد، در دوره ترقى فرانسه آن ساعتى که می‌بینیم دولت فرانسه همه‌اش رو به ترقى و سعادت می‌رود نگاه می‌کنیم می‌بینیم که مثلاً یکى از آن قضایا قضیه محکومیت دریفوس سروان معروف یهودى است از ارتش فرانسه یک نقشه‌ای گم شد که آن نقشه در دست دشن افتاده و فقدان آن نقشه و به دست دشمن افتادن آن به ضرر ارتش فرانسه تمام شد به خیلى از جهات فهمیدند که این نقشه را یکى از افسرها دزدیده و به دشمن داده است، فکر کردند که کدام افسر این کار را می‌کند چشم تحقیق گشت‏ در میان افسرها و افتاد روى دریفوس دیدند که دریفوس مردى است که اولاً عیاش که محتاج پول است یهودى است معروف است به پول‌پرستى، نمی‌خواهم به یهودی‌ها توهین کرده باشم و از پشت این تریبون می‌خواهم یک جمله‌ای را گاهى به اسم یهودى برده شده تصحیح کنم که منظور از این نمایندگان یهودی‌های ایرانى نبود براى این که یهودى ایرانى، ایرانى است و در تمام حقوق ایرانیت و حقوق مدنى شریک با ما است (صحیح است) ولى در تما دنیا شهرت دارد که آنها پول‌پرست هستند به هر حال گفتند این یهودى است عیاش است، پول‌پرست است و فرانسوى هم نیست براى این که مهاجر است پس لابد کار او است او را گرفتند و بردند پاى میز محاکمه، روى تو هم این که یعنى روى علم قبلى قاضى روى تصور قبلى قاضى که این آدم این عمل را کرده او را محاکمه کردند و محکومش کردند و تبعیدش کردند به یک جزیره به نام جزیره جهنم که آنجا تبعیدگاه محبوسین به حبس ابدى فرانسه است 15 سال بعد از این قضیه بعضى از نویسندگان فرانسه به فکر افتادند یعنى قراین و دلایلى دیدند که دریفوس بى‌گناه بوده و به صرف تهمت و توهم او را محکوم کرده‌اند عده‌ای از فضلا و نویسندگان فرانسه تعهد کردند که از این دفاع بکنند از آن جمله... (دکتر معظمى - امیل زولا بود) آناتول فرانس که استار کلژدوفرانس بود دید با مأموریت دولتى که دارد نمی‌تواند به دولت حمله کند و از مقصر دفاع کند، استعفا داد از مأموریت دولت و از شغل استادى مدرسه‌ای که آن مدرسه مال دولت بود. بعد دید که آزادى کامل در خود فرانسه به قدر انگلیس نیست رفت در انگلستان نشست و دریفوس یک سروان یهودى مهاجر تهمتى که 15 سال پیش محکوم شده بود و هیچ دستى به دنیا نداشت دفاع کرد، یکى دیگر از آن نویسندگان همان طوری که آقایان فرمودند امیل زولا نویسنده معروف بود که مقالاتى نوشت تحت عنوان این که من محکوم می‌کنم، تمام آقایانى که با ادبیات فرانسه آشنا هستند از این قضیه البته اطلاع دارند این نویسندگان شرافتمند به قدرى نوشتند تا افکار عمومى ملت فرانسه روى این که یک محاکمه‌ای به ناحق جریان یافته و یک مردى به ناحق محکوم شده

+++

و اگر بنا شد در دادگاه یک ملتى شخصى به ناحق محکوم شود هیچ یک از این ملت امنیت قضایی نخواهند داشت به هیجان آمد و از دستگاه قضایی و هیئت حاکمه خواست که در محاکمه دریفوس بعد از 15 سال تجدید نظر کند، دوباره محکمه تشکیل شد این دفعه محاکمه روى فکر باز روى عدم توجه به این که این آدم مقصر است یعنى قبل از این که محاکمه‌اش بکنند او را مقصر تشخیص ندادند روى قراین و دلایل مدارک را رسیدگى کردند و دیدند که دریفوس بیگناه است و او را تبرئه کردند و با یک تجلیلى او را برگرداندند به فرانسه و وقتى که وارد پاریس شد مثل یک سردار فاتحى وارد پایتخت شد و از او قدردانى کردند، آن موقع دریفوس جوان بانشاط دیگر پیر و شکسته شده بود دیگر از لذایذ زندگى لذت نمی‌برد و لکن شاد بود آن چیزى که بشر بیش از همه چیز به آن اهمیت می‌دهد از خطر نجات یافته و آن حیثیت و شرافت و نام نیکش است، چطور شد که این نویسندگان به فکر افتادند که دریفوس بیگناه است؟ زن او رفت پیش امیل زولا گفت من معتقدم که شوهرم بیگناه است گفت چرا؟ گفت براى این که روزى که می‌خواستند او را ببرند گفت محکمه و دادگاه مرا محکوم کرد افکار عمومى هم به دنبال آن رفت ولى تو بدان که من بیگناه می‌روم و اگر بیگناه نبود در آن ساعت احتیاج نداشت که این حرف را بزند. روى این حرف آن نویسندگان و متفکرین عمل کردند، افکار عمومى را به هیجان آوردند و نگذاشتند که یک نفر سروان یهودى در میان یک ملت کاتولیک متعصب که همه مردم از تاریخ تعصب ملت فرانسه اطلاع دارند محکوم بشود و به ناحق او را تبعید کنند و از حقوق اجتماعى محرومش بکنند یک چنین ملتى که این جور رجال در آن پیدا می‌شود و مردمش این طور معتقد به حق و حقیقت می‌شوند البته آنقدر ترقى می‌کند و مردم از زندگى تمتع می‌کنند و از حیات لذت می‌برند ولى در کشور ما خیلى اشخاص بیگناه که روى اغراض یک پلیس، روى غرض یک رئیس شهربانى، روى غرض یک ژاندارم پرونده‌ای براى ایشان ساخته و به دادگاه فرستاده می‌شود، مردم می‌دانند که این گناهکار نیست معذلک محکوم می‌شد و مجازات می‌شود و نفس هم از کسى درنمی‌آید آقایان من می‌خواهم عرض کنم که ملتى که محاکمات او تحت تأثیر اغراض جریان پیدا می‌کند و آن ملت می‌داند که دادگاه او و محاکمه او این طور است و ککش هم نمی‌گزد آن ملت نمی‌تواند زندگى کند (صحیح است) آن ملت از حیات نمی‌تواند استفاده بکند، آن ملت نمی‌تواند به آتیه‌اش امیدوار باشد، بنده امروز می‌خواهم از فرصت استفاده بکنم و به مناسبت طرح اعتبارنامه آقاى حاج امین یک محکومیت جعلى و یک قضیه عبرت‌انگیزى را از زیر 14 سال پرده فراموشى بیرون بکشم و بگویم که یک محکومیت به ناحقی که آقاى حاج امین در آن محکومیت شرکت داشته‌اند جریان داشته و به عقیده خودم با این عملى که می‌کنم از امنیت قضایی ملت ایران یعنى از امنیت خودم یعنى از امنیت شماها، یعنى از امنیت آن تماشاچی‌ها و آن مردمى که در خارج از مجلس هستند دفاع می‌کنم (صحیح است) مؤثر واقع بشود یا نشود نمی‌دانم ولی وظیفه خودم را انجام می‌دهم. جناب آقاى حاج امین که اینجا تشریف دارند همان طور که عرض کردم در یک محکومیتى، در یک محاکمه‌ای محکومیت دارند مقصود از این محکومیت البته محکومیت ایشان نبود و محکومیت یکى از سیاستمداران بزرگ و رجال نامى این کشور بوده (عباس اسکندرى - آقاى قدرى توضیح‌تان بیشتر باشد که ببینیم مقصودتان چیست چه بوده و کى کرده؟) آقاى حاج امین می‌خواهم جسارت کنم و عرض کنم چرا اینحا نشسته‌اید؟ مگر شما نمی‌دانید کسى که محکوم شد نمی‌تواند وکیل ملت شود البته خواهید فرمود به ناحق محکوم شدم یا خواهید فرمود مشمول عفو شاهانه شدم یا خواهید فرمود به مرور زمان اعاده حیثیت کرده‌ام تمام اینها را من می‌دانم و تصدیق می‌کنم ولى عرض می‌کنم چرا مثل سایر محکومین دوره دیکتاتورى عرض‌حال به دادگاه ندادید که در دادگاه ثابت شود که شما به ناحق محکوم شدید شاید ایران تشریف نداشتید (حاج امین‌التجار - در ایران نبودم) بنابراین از آن مطالبى که می‌خواستم به این‏ مناسبت عرض کنم صرفنظر می‌کنم و بنابراین رو را می‌کنم آقایان من خیلى متأسف هستم که نسبت به یک شخص محترمى که خودم غیر از احترام و محبت در قلب خودم نسبت به او هیچ چیز احساس نمی‌کنم مخالفت می‌کنم و اگر این محکومیت تنها مربوط به شخص آقاى حاج امین بود شاید سکوت می‌کردم ولى متأسفانه ایشان با این که محکوم شدند وسیله اجراى اغراض محمد‌حسین آیرام رئیس شهربانى آن وقت شد و یکى از برجسته‌ترین رجال این مملکت را به دام افکند با فشار و اعمال نفوذ او را محکوم ساخت که از زیر رقابت و نظارت یک مرد بیدار مقتدرى آسوده شود و آن کارها را بکند که بعد کرد و منجر شد به فرار او از ایران و دیگر برنگشت و خوب است که بر هم نگردد من خیلى دور از انصاف می‌بینم که در یک قضیه دو نفر محکوم شوند یکى از آن دو نفر به محبس برود و در محبس جام مرگ بنوشد و خانواده او بر اثر رفتن او که ستون آن خانواده بود از بین برود تو یکى دیگر روى صندلى بهارستان بنشیند و قانونگذار بکند و نظارت بر اجراى عدالت بکند، در مملکتى که عدالت این طور اجرا می‌شود من تصور می‌کنم زندگى براى مردم حرام باشد و هیچ کس تأمین نداشته باشد. آقاى حاج امین در سال 1312 بر علیه مرحوم تیمورتاش وزیر دربار پهلوى اعلام جرم می‌کند و به موجب خطى که الان در نزد من است اقرار فرمودند که آن اعلام جرم صحت نداشته و منظور فقط محکوم کردن تیمورتاش بوده با این که مثل آفتاب روشن بود که این اعلام جرم ساختگى است و دعوا جعلى است چنانچه بعد توضیح خواهم داد محکمه مرحوم تیمورتاش را محکوم کرد و او را به زندان فرستاد در زندان جام مرگ نوشید و در نتیجه این پیش آمد یک خانواده بزرگ و سعادتمند بر باد فنا رفت.

آقایان، در مملکتى که محاکمه و محکومیتش این طور باشد می‌شود به زندگى امیدوار بود؟ کسى تأمین دارد؟ چه خوب بود مرحوم مشیر‌الدوله که اگر تیمورتاش را فداى عدلیه کرده بودند بهتر از این نبود که عدلیه را فداى تیمورتاش کردند. این جمله را آقاى سید هاشم وکیل براى من نقل فرمودند که الان اینجا تشریف دارند البته ممکن است کسى بگوید که قضیه گذشته است...  (عباس اسکندرى - آقا بفرمایید کى عدلیه را فداى تیمورتاش کرده شجاعت داشته باشید بکوشید آقاى رئیس بنده اجازه می‌خواهم که عرض کنم) آقایان، ما باید به این گونه قضایاى کهنه هم رسیدگى کنیم براى این که نظایر آن دیگر رخ ندهد و اصولى پیش بیاید که بتوانیم در حمایت آن زندگى بکنیم در مملکتى می‌توان امنیت قضایی داشت که اشخاص مثل اناتول فرانس و امیل زولا و سایر نویسندگان بزرگ فرانسه پیدا بشوند و از یک سروان یهودى مهاجر بى‌وسیله، بى‌کس و کار که در یک جزیره دور افتاده محبوس دفاع بکنند تا معلوم بشود که او به ناحق محکوم شده و اعاده حیثیتش بشود (گلبادى - آقاى فرامرزى شما هم نویسنده‌اید دفاع کنید) نه در مملکتى که اشخاص خودشان هم محکوم شوند و هم وسیله داشته باشند که خودشان را تبرئه بکنند یا نکنند و آن وقت حق نمایندگى پارلمان و نظارت بر اجراى عدالت هم داشته باشد، حق قانونگذارى هم داشته باشد. من البته اعتراضى که به آقاى حاج امین دارم از این لحاظ است که ایشان با این اعلام جرمى که کرده‌اند گذشته از این که به خودشان صدمه زده‌اند موجب بر باد رفتن یک خانواده محترمى شده‌اند و می‌توانستند که این خرابى را جبران کنند و نکردند (کشاورز صدر - اعلام جرم چیست آقا؟) همان را عرض خواهم کرد، بدتر از آن این است که البته آقایان می‌دانند پس از شهریور 1320 تمام آن کسانى که محکوم شده بودند اعاده دعوى کردند و در دادگاه تجدید نظر خواستند و تبرئه شدند و حتى بعضى اسناد و مدارک‌شان به قدری قوى بود که همیشه محکمه تبرئه‌شان می‌کند یعنى اگر دوباره محاکمه‌شان می‌کردند باز تبرئه می‌شدند، عفو شاهانه راجع به آنها صادر شد براى این که از نظر سیاسى محکوم شده بودند ولى در همان 1320 یک قانونى آوردند به مجلس که به موجب آن قانون این حق را از اشخاصى که مرده‌اند و در قید حیات نیست سلب می‌کند و من نمی‌دانم چرا این کار را کردند یعنى آنها خیال کردند که مقصو از محکومیت یا تبرئه فقط جنبه ماده بوده است. شخص وقتى که در قید حیات نیست می‌خواهد چه کند که محکوم شود یا تبرئه شود. اینها گویا نمی‌دانستند که آدم به نام نیک بعد از مرگ بیشتر اهمیت می‌دهد تا به یک امور مادى (صحیح است) بیشتر ترقیات علم، ترقیات تمدن و صنایع مستظرفه فقط براى این شده که آدم می‌خواهد بعد از مرگش معروف باشد اسمش جاویدان بماند و گذشته از آن هر کسى خانواده‌ای دارد که نام نیک پدر یا اجداد در حیثیت این خانواده تأثیر دارد ما الان نگاه می‌کنیم در اجدادمان، می‌گردیم ببینیم کدام یک از آنها نیکنام‌ترند که به آنها افتخار بکنیم و از آن گذشته مطالب مادى هم به این قسمت مترتب می‌شود یعنى به وراث یک

+++

مرد محکوم هم از لحاظ معنوى هم از لحاظ ماده صدمه می‌رسد پس من نمی‌دانم که این قانونى که هر کس اصول خوانده باشد و فلسفه قانونگذارى را بداند می‌داند که برخلاف اصل قانونگذارى بوده است چرا این کار را کردند؟ این است که من اینجا از علماى حقوق که تشریف دارند در این مجلس مخصوصاً جناب آقاى دکتر متین دفترى که در آن موقع معاون وزارت دادگسترى هم بوده‌اند و امیدوارم به این جمله توجه فرمایید که در آن موقع معاون وزارت دادگسترى بودن یعنى چه؟ چه باید کرد که این ظلمى که نسبت به کسانى که به ناحق محکوم شده‌اند و هیچ گونه وسیله‌ای براى دفاع از خودشان ندارند رفع بشود این ظلم و حالا تا این قانون به قوت خود باقى است من می‌خواهم از این قضیه دفاع کنم یعنى چون متعهد به رفع این ظلم نیست بنده به این مناسبت یک قضیه جزیی را می‌خواهم یک قاعده کلى قرار بدهم و از این قضیه دفاع کنم، یک سیاستمدارى که مکرر روى این صندلی‌ها نشسته، مکرر همین جاها نشسته براى خاطر اغراض یک رئیس شهربانى دیکتاتورى که تنها وسیله او یا مهم‌ترین وسیله قدرت او سعایت‏ و نمامى نزد پادشاه وقت بوده و فدا شده دفاع کنم و هر چند می‌دانم آقایان خسته هستند ولى چون این عرایضى که من می‌کنم براى دفاع از حق است خواهش می‌کنم براى خاطر حق تحمل بکنند و گوش بدهند (جمعى از نمایندگان - بفرمایید) هر کس دوره دو ماهه روزنامه آینده ایران را که با آقاى دکتر مصباح‌زاده در 1320 منتشر کردیم خوانده باشد می‌بیند که من اول کجا بودم که محسنات مرحوم رضا شاه را بیان می‌کردم (صحیح است) آن وقتى که هیچ کس نمی‌گفت و حالا هم معتقدم که البته او خدمات گرانبهایی کرده است (صحیح است) ولى در هر دیکتاتورى اشخاص استخوان‌دار و مؤثر فدا می‌شوند و در این دوره هم این طور شد و این لازمه حکومت دیکتاتورى است در هر دوره‌ای و در هر عصرى و به این جهت در بین مردم متفکر دنیا هستند مردمى که آزمایش کرده‌اند رژیم‌های دنیا را و با هیچ قیمتى دیکتاتورى را براى هیچ ملتى قبول ندارند براى این که دیکتاتورى در عین حال که محسناتى دارد مضارش نسبت به راحت و آسایش جامعه زیاد است، یکى از آن قربانی‌ها مرحوم تیمورتاش بود که فداى اغراض آیرم شد و آقاى حاج امین بر علیه او اعلام جرم کرد و محاکمه او در یک محیط ترور و وحشتى که همه آقایان اطلاع دارند صورت گرفت و از قرارى که من شنیدم مرحوم تیمورتاش اول آقاى شریعت‌زاده را که از دوستان نزدیک ایشان بود وکیل مدافع خودشان قرار دادند و آقاى آیرم مخالفت کردند منجر به این شد که ایشان دخالت نکنند و دو نفر دیگر به وکالت معین شدند این طور نیست آقاى شریعت زاده؟ (شریعت‌زاده - صحیح است آقا) مقصودم از ذکر این مطلب فقط براى این بود که نشان دهم وضع محاکمه طبیعى نبود و همه ماها می‌دانیم که آن موقع آقاى حاج امین بر علیه یک بقالى هم نمی‌توانستند اعلام جرم بدهند تا چه رسد بر علیه تیمور تاش (آشتیانى‌زاده - حالا قضایا روشن می‌شود) گله‌ای که از آقاى حاج امین من دارم و ایرادى که می‌شود گرفت این است که ایشان وسیله اغراض یک رئیس شهربانى دیکتاتور شدند و بعد عمل می‌کردند (حاج امین‌التجار - بنده خودم توضیح خواهم داد) من مخصوصاً اینها را می‌گویم که شما بگویید یکى از دوستان من می‌گفت که در همان ایام من از آقاى دادستان دیوان کیفر شنیدم که می‌گفت بر فرض ما می‌خواستیم تیمورتاش را محکوم بکنیم به چه وسیله این کار را می‌کردیم آقاى حاج امین اعلام جرم کردند و ما هم رسیدگى کردیم و قبل از اقامه دعوى به آقاى حاج امین وعده عدم مجازات داده شد که بعد از صدور رأى در تاریخ 4/7/12  شرحى از وزارت دادگسترى به شماره 19989 به ریاست وزرا نوشته می‌شود که چون آقاى امین یکى از تجار معروف مملکت است و این حبس لطمه و شکست بزرگى به حیثیت و امور تجارتى مشارالیه وارد می‌کند با ملاحظه رویه که مشارالیه در طى تحقیقات اتخاذ نموده و حقیقت امر در نتیجه اقدامات او کشف شده و حالیه از عمل خود نادم است مستحق عفو ملوکانه می‌باشد. وزیر عدلیه» (سزاوار - صدر‌زاده - وزیر علیه کى بوده؟) نمی‌دانم آقایان در الفاظ عبارت دقت فرمودند یا نه اولاً نمی‌دانم چرا عدلیه این قدر دقیق بوده که نخواسته در نتیجه حبس به حیثیت و امور تجارتى یک تاجر معروف... (سزاوار - آقا وزیر عدلیه کى بوده؟) نمی‌دانم (سزاوار - چرا نمی‌دانید آقا؟) یک تاجر معروف لطمه وارد شود ولى اهمیت ندارد که در نتیجه حبس معروف‌ترین سیاستمداران آن عصر نابود و خانواده او هم نابود شود و دوم چرا این قدر به محکومیت یک طرف اهمیت داده که چون قضیه کشف می‌گردد و موجب می‌شده که یکى محکوم بشود آن دیگرى مستحق عفو بشود این دلیل این بود که محکمه نظرى نداشته (نراقى - آقاى فرامرزى دادستان، آقاى سرورى وزیر عدلیه جدید می‌باشد) (اسلامى - فکر حالا را باید کرد) باید آن قضایا را گفت که دیگر تکرار نشود باید به یک محکومیت به ناحق ترتیب اثر داد تا جلوگیرى بشود از یک مجکومیت دیگرى که واقع نشود یک محکومیتى که واقع نشده نمی‌شود روش حرف زد (صحیح است) روى محکومیتى که واقع شده واقع شده آن هم که واقع نشده نشده... (فولادوند - مازندارنى‌ها این طور قضاوت می‌کنند) (اسلامى - الان محکومیت‌ها درست است؟، حالا هم درست نیست) وقتى که یک قضیه‌ای مطرح است‏ و می‌بینید که برخلاف حق است به آن اهمیت بدهید تا نظایر پیدا نکند دلیل این که این تبانى بود و قبل از این که این نامه صادر شود خیلى زیاد است یکى هم این است که در تاریخ 9/7/12 یعنى پنج روز بعد تحت شماره 4616 رئیس‌الوزرا به وزیر عدلیه می‌نویسد که یک درجه تخفیف درباره حاج امین مورد تصویب واقع شده و وزیر عدلیه در تاریخ همان روز به پارکه دیوان کیفر ابلاغ می‌کند که تخفیف مزبور اجرا شود همان روز هم به آقاى حاج امین ابلاغ می‌شود البته اینجا آقایان قضاوت و وکلاى عدلیه زیاد هستند خوب می‌دانند که این سرعت جریان در عدلیه نه تنها بى‌نظیر است بلکه نظیر این در بیست روز هم در سریع‌ترین دستگاه قضایی ما ممکن نیست انجام بشود دلیل روشن‌ترش هم این است که نامه‌ای در همین پرونده هست که آقاى رئیس‌الوزرا وقت به وزیر عدلیه وقت در تاریخ 12/7/1312 تحت شماره 4743 می‌نویسد (اسلامى - آقاى فرامرزى اینها را نچسبید وزیر عدلیه وقت کى بوده؟) (سزاوار - اسامی‌شان را بگویید)

رئیس - آقا اخطار می‌کنم به شما ساکت باشید نظم را مراعات کنید.

فرامرزى - ... می‌نویسد که قبل از آن که استدعاى تخفیف مجازات بشود موضوع تخفیف و استدعا و قبول آن در جراید منعکس شده یعنى قبل از این که وزیر عدلیه تقاضا بکند از رئیس‌الوزرا و رئیس‌الوزرا ابلاغ بکند قضیه قبلاً در روزنامه‌ها منعکس شده که این قضایا رخ خواهد داد آقاى رئیس‌الوزرا اعتراض می‌کند به وزیر عدلیه که چرا این قضایا جریان یافته (نراقى - کدام روزنامه‌ها بوده؟) عرض کردم از روزنامه نقل نمی‌کنم از آقاى رئیس‌الوزراى وقت سؤال بفرمایید (نراقى - توى کدام روزنامه بوده؟) او نوشته من ننوشتم، و وزیر عدلیه جواب می‌دهد که این قضیه از جاى دیگر درز کرده نه از ناحیه وزارت دادگسترى پس ما از این مکاتبات چه نتیجه می‌توانیم بگیریم؟ (یکى از نمایندگان - تبانى) تبانى وطى تحقیقات اما اصل موضوع چه بوده اجازه بدهید اصل موضوع را هم به طور اختصار به عرض آقایان می‌رسانم و بعد به عرایضم خاتمه می‌دهم براى این که یکى از بدشانسی‌های من این است که من هر وقت می‌آیم پشت تریبون وقتى است که مجلس کارهایش را کرده است و خسته شده است (یکى از نمایندگان - خیر خسته نیستیم بفرمایید) در دیوان جزاى عمال دولت که اصولاً آن محکمه صلاحیت رسیدگى به این قضیه نداشت موضوع اعلام جرم آقاى حاج امین این بود که در اعطاى انحصار صدور تریاک به وسیله عقد قراردادى بین وزارت دارایی و ایشان مرحوم تیمورتاش که هزار لیره از ایشان رشوه گرفته (حاج امین‌التجار - تکذیب می‌کنم) و یکى به عنوان راشى و دیگرى به عنوان مرتشى محکوم به حبس گردیدند اگر اعلام جرم را تکذیب بفرمایید آقاى حاج امین‌التجار محکومیت را نمی‌توانید تکذیب بکنید و از این دو محکوم فقط یکى محبوس و محکوم و دیگرى هیچ ضررى ندید پس از وقایع شهریور 1320 که آقاى حاج امین به ایران برگشتند تحت عنوان «از نظر فامیل محترم تیمورتاش بگذرد» یک نامه‌ای به خانواده تیمورتاش نوشته‌اند که الان نزد بنده است و به مقام ریاست تقدیم می‌کنم این کاغذ که به مارک جبیب‌الله امین و تمام صفحات آن به امضاى ایشان مزین شده است و این طور شروع می‌شود «می‌خواهم حقیقت جریان امر را به طور اجمال و خلاصه به اطلاع آن دولت محترم رسانیده و وجدان شما را از سنگینى بار محکومیت خیالى نسبت به آن مرحوم آسوده نمایم» اجازه می‌خواهم قبل از ادامه نامه آقاى حاجى امین توضیح کوچکى بدهم و آن این است که در سال دوم و سوم سلطنت اعلیحضرت پادشاه فقید صدور تریاک خیلى تنزل کرد و هم خود شاه اعلیحضت مرحوم و همین وزیر دربارشان خیلى سعى کردند که این را یک کارى بکنند که ترقى در آن بدهند و به قنسول‌هاى ایران در هندوستان نبوى و عظیمی دستور دادند که آنها مطالعه بکنند ببینند

+++

چه می‌شود کرد و آنها نتوانستند کارى بکنند آقاى حاجى امین راجع به این قضیه این طور مرقوم فرمودند: در اوایل سال 1309 دولت در نظر گرفت که صدور تریاک را هم مثل مصرف داخلى آن به صورت انحصار درآورد ولیکن به واسطه بعضى محظورات که از لحاظ سیاست خارجى در کار بود دولت نمی‌توانست که خود و به طور مستقیم عامل صدور گردد لهذا در نظر گرفته شد که به تاجر یا تجارى که سابقه تجارت صدور تریاک را دارند انحصار صدور واگذار شود و دولت یک تاکس صدورى بیش از معمول انحصار دریافت دارد. چون در این امر یا هر امرى اراده مقام سلطنت شرط بود من به حضور اعلیحضرت احضار شده و به طور خلاصه چنین فرمودند که کار صدور تریاک و تجارت آن در شرف از بین رفتن است و چون اصولاً تریاک در انحصار دولت است باید صادرات آن هم انحصار گردد و بنابراین دستور دادم که انحصار صدور تریاک از طرف دولت به شما واگذار گردد و من تا خواستم امتناع کنم یعنى آن عملى که نه هزار لیره رشوه داده بشود و من تا خواستم امتناع کنم فرمود پس کى و چه وقت شما می‌خواهید به مملکت خدمت بکنید اگر به تنهایی نمی‌توانید سایر تجار ذی‌نفع را هم ممکن است شریک کنید وزارت مالیه قراردادى را تنظیم نمود که به جاى صندوقى یک هزار ریال که تاکس صدور است صندوقى 83 لیره انگلیسى تاکس صدور معین شود سه روز پس از امضاى قرارداد مجدداً به دربار احضار شدم که چون در مقابل صادراتى که می‌توان تحصیل اسعار نمود تریاک است بنابراین باید در ظرف سه سال سالى پنجاه هزار لیره از اسعار حاصله به نرخ روز به دربار بفروشیم این عین عبارت ایشان است و البته آقاى تقى‌زاده وزیر دارایی وقت نامه‌ای نوشته‌اند به محکمه که در محکمه موجود است و اقرار کرده‌اند که چنین قراردادی هست باز می‌نویسند ایشان پس از یکى دو هفته با اجازه اعلیحضرت به اصفهان و شیراز و بوشهر رفته و با تجار ذی‌نفع صحبت نموده در نتیجه فقط دو نفر حاضر شدند که 25 درصد شرکت کنند به شرطى که مسئله تعهد فروش سالى 50 هزار لیره از بین برود در آن موقع اعلیحضرت از مسافرت کرمان مراجعت و از راه نایین عازم تهران بودند آقاى دبیر اعظم بهرامى استاندار اصفهان آقاى عماد‌السلطنه فاطمى و من از اصفهان به نایین رفتیم از من سؤال فرمودند که در شیراز چه کردى عرض کردم فقط دو نفر از تجار حاضر شدند شرکت نمایند آن هم به شرطى که موضوع فروش سالى 50 هزار لیره برداشته شود فرمود من اینها را می‌شناختم که از اینها کارى ساخته نیست تو خودت به تنهایی مشغول کار باش و دولت هم مساعدت‌های لازم را می‌کند این را باید به عرض مجلس برسانم که آقایان فاطمى و بهرامى که در این ناحیه ذکر ایشان رفته این قضیه را تصدیق کرده‌اند و کتباً شهادت داده‌اند که شهادت آنها را تقدیم خواهم کرد به حضور آقاى رئیس می‌فرمایند من مأیوس به تهران مراجعت کردم چون راجع به فروش لیره‌ها تعهد کتبى سپرده بودم پس آقایان ملاحظه می‌فرمایند که آقاى حاجى امین از این قرارداد راضى نبودند و به آنها تحمیل شده بوده. بنابراین نمی‌دانم راجع به یک معامله‌ای که به زور به آدم تحمیل می‌شود آدم چه جور ممکن است نه هزار لیره رشود بدهد می‌فرمایند یک سال از این مدت گذشت و در موقع شرفیابى روزه‌ای دوشنبه اعلیحضرت اشاره به این موضوع می‌فرمودند و من هم به عذر این که هنوز از معاملاتى که نموده‌ام فقط به قدر پرداخت تاکس صدور اسعار گرفته‌ام مطلب را موکول به آتیه می‌کردم تا آخر اردیبهشت 1309 یک روزى که من مریض بودم مرحوم تیمورتاش نزد من آمده گفتند که براى معرفى دربار احتیاج به ارز پیدا کرده است (اسلامى - وقت مجلس را براى چه می‌گیرید؟) و در صورتى که این احتیاج مبرم است، البته ایشان مورد احتیاج را هم ذکر کرده‌اند بنده عرض می‌کنم از محل 50 هزار لیره بپردازند و چون با نرخ فعلى ممکن است چندین میلیون ریال ضرر متوجه شود عملى می‌کنم که از پرداخت بقیه صدو پنجاه هزار لیره معاف باشند، می‌فرمایند با این که قبول این امر هم مشکل بود ولى بعد از این که آن مرحوم وضعیت را على‌الاصول و موقعیت مرا از نظر علاقه‌ای که به من داشتند بیان و تأثر خود را از این مأموریت گفتند قرار شد میزان را صد هزار تومان در نظر گرفته و آن هم قیمت روز لیره بدهند که پس از سه روز رفتم به دربار سه هزار لیره نقداً و شش هزار لیره در موعد سه ماه و شش ماه به بانک ملى حواله دادم که کلاً می‌شود نه هزار لیره ضمناً همان شب بین من و مرحوم تیمورتاش قرار شد که چون ایشان عازم مسافرت اروپا در معیت والا حضرت همایونى هستند در مراجعت اقدام خواهند کرد که این نه هزار لیره پرداختى هم اصولاً بابت تاکس صدور محسوب شود و به عرض همایونى سختى وضع مرا براى پرداخت 150 هزار لیره خواهند رسانید البته این همان نه هزار لیره‌ای است که آقاى حاجى امین اعلام داشتند که مرحوم تیمورتاش از ایشان گرفته در صورتى که بعد در دنباله همین مطلب می‌نویسد. مدتى گذشت و تیمورتاش از اروپا مراجعت و من موضوع محسوب داشتن نه هزار لیره را در مقابل تاکس صدور تعقیب می‌نمودم ولى می‌دیدم که تیمورتاش از لحاظ موقعیت خود در محظورات افتاده البته محظورات سیاسى مقصودشان است و ضمناً براى قولى که به بنده داده‌اند عقب راه چاره می‌گردند تا این که یک روزى به من گفتند که شما باید یقه آقاى تقى‌زاده وزیر مالیه را بچسبید و از ایشان بخواهید که به عرض برسانند که این نه هزار لیره پرداختى بابت تاکس صدور محسوب شود و من هم کمک‌های لازم را خواهم نمود اینجا بنده علاقه دارم که آقایان تعمق بکنند که این نه هزار لیره که رشوه بوده که مرحوم تیمورتاش گرفته و گفته یقه وزیر مالیه وقت که ظاهراً میانه خوبى هم با تیمورتاش نداشته بگیرند که به عرض شاه برساند بلکه به واسطه وساطت ایشان بابت تاکس صدور حساب شود من آقاى تقى‌زاده را ملاقات و با هر چه اصرار بود وادار نمودم که به عرض برساند و ایشان هم اقدام کردند ولى منتج به نتیجه‌ای نگردید و اعلیحضرت شاه نپذیرفتند که بابت تاکس صدور حساب شود طولى نکشید که تیمورتاش هم از خدمت دربار معرفى گردید و دیگر براى من راه تعقیب باقى نماند آقایان اگر این نه هزار لیره رشوه بود آیا ممکن بود که تیمورتاش بگوید شما به تقى‌زاده بگویید که به عرض برساند دیوانه که نبود اتفاقاً موقعى که محاکمه در جریان بود مرحوم تیمورتاش استناد به این اقلام کرد و محکمه سؤال کرد کتباً از آقاى تقى‌زاده که آیا یک چنین چیزى واقع شده یا نه؟ آقاى تقى‌زاده هم کتباً جواب دادند که این صحت دارد این امر که من رفتم خواهش کردم که بابت تاکس صدور حساب شود و نامه هم در پرونده موجود است معذلک مرحوم تیمورتاش محکوم شد و آقاى حاج امین تبرئه شد براى رویه‌ای که در تحقیقات اتخاذ کرده بود. بنده امروز می‌خواهم بعد از 14 سال به این رویه تحقیقاتى که آن روز مورد عفو ایشان شده اعتراض بکنم و به آقایان نمایندگان محترم اعلام خطر بکنم که تا این نوع تحقیقات و محاکمه و محکومیت در مملکت شما هست هیچکدام از شما امنیت قضایی ندارید (صحیح است) (اسدى - متأسفانه حالا هم به جایی نمی‌رسد) هر چند من شخصاً براى خودم اشکالى نمی‌بینم که یک شخصى البته خیلى سخت است جلوی آقاى حاج امین بگویم براى این که عرض کردم که غیر از احترام و محبت هیچ چیز نسبت به ایشان در قلب خودم حس نمی‌کنم من ایشان را یکى از بهترین وکلا در مجلس می‌دانم ولى متأسفانه این لغزش در تاریخ حیات ایشان هست با این که براى خودم این قسمت مشکل است از آقایان خواهش می‌کنم براى اثبات بطلان این محاکمه و محکومیت به اعتبارنامه ایشان رأى بدهم که مجلس رأى خودش را داده باشد این محکومیت همه آقایان می‌دانند که‏... (برزین - این محکومیت مرور زمان شاملش شده) من از لحاظ اخلاقى می‌گویم، از لحاظ حقوقى می‌گویم، از لحاظ جنبه اخلاقى می‌گویم، به آقاى حاج امین خودم که اظهار مخالفت کرده‌ام رأى خواهم داد و از مجلس هم خواهش می‌کنم رأى بدهد و این اقرار ضمنى است براى این کار.

رئیس - آقاى دکتر متین دفترى شما راجع به ماده 109 می‌خواهید صحبت کنید؟

دکتر متین دفترى - بلى راجع به ماده 109 می‌خواهم صحبت کنم ولى اگر اجازه من محفوظ باشد براى بعد، من حالا حرفى ندارم.

بعضی از نمایندگان - تنفس بدهید

نراقى - آقاى رئیس بنده هم اجازه می‌خواهم.

رئیس - آقاى دکتر متین دفترى بفرمایید.

دکتر متین دفترى - بنده به عنوان ماده 109 می‌خواهم صحبت کنم و چون صحبت بنده راجع به مسائل سیاسى است ابتدا عرض می‌کنم که عرایض بنده خیلى مفصل است چون فقط بنده نمی‌خواهم از حق خودم دفاع کنم و اگر فرمایش آقاى فرامرزى فقط به شخص من برمیظخورد من صرفنظر می‌کردم ولى چون به یک مسائل اساسى و قوه قضاییه مملکت برمی‌خورد باید مفصل صحبت بکنم بنده راجع به دادگسترى می‌خواهم صحبت بکنم.

در این موقع عده‌ای از نمایندگان از تالار جلسه خارج شدند و مجلس از اکثریت افتاد.

رئیس - تمام آقایانى که بدون اجازه بیرون می‌روند اسم‌شان را یادداشت بکنید.

بعضى از نمایندگان - چون وقت دیر شده و صحبت ایشان هم مفصل است تنفس بدهید و اجازه بفرمایید آقاى دکتر متین دفترى در جلسه آتیه صحبت بکنند.

(در این موقع جلسه به عنوان تنفس در ساعت 9 و نیم بعد از ظهر خاتمه و به روز سه‌شنبه موکول گردید.)

+++

اخبار مجلس

کمیسیون بودجه ساعت 11 روز یکشنبه 6 دی ماه به ریاست آقای بهبهانی تشکیل با حضور آقایان معاونین وزارت دارایی و آقای پیرنیا معاون نخست وزیری بودجه ادراه بازرسی نخست وزیری مطرح پس از مذاکرات مفصل و توضیحاتی که آقای پیرنیا دادند رأی به لزوم بازرسی نخست وزیری گرفته رد و قرار شد منحل شود و جلسه مقارن ظهر ختم شد جلسه آتیه به روز سه‌شنبه ساعت 9 صبح موکول و دستور بودجه دربار و بودجه نخست وزیری و تقاضای کارمندان جزء معین گردید.

غائبین بی‌اجازه آقایان نیک‌پور، دکتر شفق.

بااجازه آقایان شهاب خسروانی ، افخمی، اورنگ.

روز سه‌شنبه 8 دی ماه 26 که مقرر شده بود سه ساعت قبل از ظهر کمیسیون بودجه تشکیل شود به واسطه عدم حضور عده‌ای رسمیت نیافت یک ساعت قبل از ظهر آقایان حاضرین متفرق شدند.

غائبین بی‌اجازه آقایان امیر تیمور، مهندس رضوی، دکتر عبده، صادقی.

غائبین بااجازه آقایان شهاب خسروانی ،وثوق، اورنگ، دکتر امینی، دکتر راجی، دکتر شفق،نیک‌پور.

آقای ضیاء ابراهیمی یک ساعت و نیم تأخیر بی‌اجازه.

برنامه دولت آقاى حکیمى که به مجلس تقدیم شده است‏

آقایان نمایندگان محترم‏

شاید بعضى از دوستان این طور تصور نمایند که براى اینجانب در این مرحله از عمر بهتر است از تحمل بار سنگین کار نخست وزیرى احتراز و بقیه زندگانى خود را به استراحت بگذارنم ولى بنده خوددارى هر ایرانى وطن‌پرست را با اوضاع بغرنج کنونى از خدمتگذارى صادقانه به مملکت جایز نمی‌دانم و نظر به خدمات صمیمانه که در هر موقع به کشور نموده‌ام و مورد تشویق ملت واقع شده‌ام اکنون که باز از طرف مجلس شوراى ملى از روى کمال لطف به اینجانب ابراز تمایل شده و از طرف اعلیحضرت همایون شاهنشاهى نیز افتخار مأموریت تشکیل کابینه را یافته‌ام شانه خالى کردن از زیر بار مسئولیت را گناه می‌دانم و به احترام اوامر ملوکانه و به منظور امتنان از توجه ملت و نمایندگان محترم براى انجام خدماتى که از من ساخته باشد مهیا شدم.

اینجانب ادعا نمی‌کنم انتظاراتى را که ملت ایران از یک دولت خدمتگذار صمیمى دارد در مدت کوتاه انجام دهم ولى با قوت قلب عرض می‌کنم که به تناسب فرصتى که مجلس شوراى ملى به ما بدهند و درجه تقویت و مساعدتى که بفرمایند اطمینان کامل داشته باشند که اینجانب و همکارانم نشان خواهیم داد که به راستى و درستى و با کمال جدیت و صداقت و صمیمیت براى آسایش و رفاه حال هموطنان عزیزمان کوشش خواهیم نمود و موجبات رضایت خاطر مبارک ملوکانه و ملت و مجلس شوراى ملى را به خواست خداوند به تدریج فراهم خواهیم آورد.

آقایان محترم مستحضرند که اینجانب از جاه‌طلبى و خودنمایی و خیالات شیطانى و ظلم و تعدى و تبعیض تنفر دارم و اگر تصمیم و عزم راسخ نداشتم که به تناسب فرصتى که به ما می‌دهید و تقویتى که می‌فرمایید براى بهبود وضع مملکت و ملت جد و جهد کنم هیچ گاه با وضع مشکل امروز کشور قبول مسئولیت نمی‌کردم و خودم را با نام نیکى که به فضل الهى تحصیل کرده‌ام در این دوره از زندگى دچار زحمت بیهوده نمی‌نمودم بنابراین با استظهار به عنایت و توفیق و لطف خداوند که همواره امیدوارم در هر حال شامل ما باشد همکاران خود را معرفى و با اجازه مجلس شوراى ملى شروع به کار می‌نماییم و امیدواریم بیش از پیش آقایان نمایندگان محترم براى بهبود احوال ملت از این دولت پشتیبانى فرمایند.

درباره برنامه تاکنون معمول بوده است که وعده‌های زیاد به ملت ایران و مجلس شوراى ملى بدهند بدون این که فکر توانایی خود یا فرصت انجام آن را نمایند اینجانب بهتر می‌دانم که از اصلاحات و اقدامات آنچه باید زودتر شروع شود فعلاً به اختصار به عرض برسانم بعد به تدریج آنچه ملت و مجلس شوراى ملى از ما انتظار دارند و همان منویات خاطر مبارک ملوکانه می‌باشد که بارها به دولت امر فرموده‌اند به صورت لوایح قانونى به تصویب مجلس شوراى ملى رسانده انجام دهیم. چنان که عرض شد با اوضاع کنونى کشور وظایف دولت در خدت به ملت و مملکت زیاد است و انجام آنها به وقت و تقویت مجلس شوراى ملى است و فعلاً آنچه که مصمم هستیم شروع نماییم از این قرار است:

1. فراهم کردن تدریجى موجبات آسایش طبقات زحمتکش و تعدیل زندگى ملت مخصوصاً به وسیله سبک کردن بار تحمیلات ضعفا.

2. حذف اعتباراتى که براى مخارج تجملى و غیرضرورى در بودجه منظور شده.

3. توجه مخصوص به اعتبارات و مخارجى که براى آبادى کشور و سلامت و فرهنگ و آسایش عامه لازم است و نفع آن مخصوصاً عاید طبقات ضعیف می‌شود و زندگى آنها را بهتر می‌کند.

4. سعى در اجرا و رعایت دقیق قوانین براى ایجاد اعتماد و اطمینان در مردم و توسعه فعالیت آنان و مبارزه با فساد.

5. مراقبت در سهل و ساده کردن قوانین دادگسترى به منظور تسریع قطع و فصل دعاوى و احقاق حق مردم.

6. جلوگیرى از سوء استفاده‌هایی که از قانون انحصار تجارت به ضرر عامه به عمل می‌آید.

7. اصلاح تدریجى وزارتخانه‌ها و آموزشگاه‌ها و مؤسسات و اجراى قانون تعلیمات اجبارى.

8. اصلاح و تقویت قواى تأمینیه به تناسب احتیاجات کشور.

9. تقدیم لوایح به مجلس شوراى ملى به منظور این که مردم هر محل در امور محلى خود از قبیل کارهاى فرهنگى و بهداشتى و بلدى و غیره بیش از پیش مداخله نمایند.

سیاست خارجى دولت همواره سعى کامل در تشیید و تحکیم روابط حسنه و علایق مودت و رعایت کامل احترام متقابل با دول دوست مخصوصاً با ملل همسایه و توسعه ارتباط اقتصادى با آنها و وفادارى و علاقمندى کامل به سازمان ملل متحد می‌باشد و نهایت کوشش به عمل خواهد آمد که علایق صمیمانه بین ما و دولت‌های بزرگ که با شرکت خودمان شالوده این سازمان را نهاده‌اند محکم‌تر گردد.

در خاتمه از مجلس شوراى ملى تمنا دارم در تصویب آنچه به اختصار اینجا عرض شده تسریع فرمایند و اجازه بدهند مشغول کار شویم که انتظارات ملت ایران زودتر برآورده شود.

آقاى دکتر محمد سجادى                 وزیر اقتصاد ملى‏

آقاى مصطفى عدل                         وزیر مشاور

آقاى على معتمدى                        وزیر راه‏

آقاى دکتر سیاسى                        وزیر فرهنگ‏

آقاى سعید مالک                           وزیر بهدارى‏

آقای محمد سروری                                    وزیر دادگستری

آقاى ابوالقاسم نجم                        وزیر دارایی‏

تیمسار سپهبد یزدان پناه                 وزیر جنگ‏

تیمسار سرلشکر فرج‌الله آق اولى        وزیر کشور

آقاى محمد‌على وارسته                   وزیر پست و تلگراف‏

وزیر خارجه و وزیر کشاورزى بعداً معرفى خواهند شد.

وزارت کار هم فعلاً تحت نظر وزیر اقتصاد ملى خواهد بود تا تکلیف قانونى آن معین گردد.

+++

بقیه جلسه: 34 (4)

صورت مشروح مذاکرات مجلس روز سه‌شنبه 8 دی ماه 1326

 

فهرست مطالب:

1. تصویب دو فقره اعتبار و فقره اعتبارنامه و طرح یک فقره دیگر

2. تقدیم بودجه 1326 مجلس شوراى ملى‏

3. ختم جلسه به عنوان تنفس

 

مجلس ساعت پنح و سه ربع بعد از ظهر به به ریاست آقاى رضا حکمت به عنوان بعد از تنفس تشکیل گردید.

1. تصویب دو فقره اعتبار و فقره اعتبارنامه و طرح یک فقره دیگر.

رئیس - جلسه پیش هم چون به عنوان تنفس تعطیل شده بود صورت جلسه نداریم آقاى دکتر متین دفترى می‌خواهند مطابق ماده 109 توضحاتى بدهند. بفرمایید.

دکتر متین دفترى - بنده مقدمتاً خدمت آقایان عرض می‌کنم و قبل از این که از ماده 109 استفاده بکنم می‌خواستم از آقاى امین‌التجار دفاع کنم وحتى اجازه هم گرفته بودم از آقاى رئیس ولى چون مصادف شد با فرمایشات آقاى فرامرزى ناچار شدم که از ماده 109 استفاده بکنم. آقاى فرامرزى در ضمن بیانات خودشان به بنده خطاب فرمودند که در زمانى که محاکمه آقاى حاج امین و مرحوم تیمورتاش مطرح بود بنده معاون وزارت دادگسترى بودم و بعد این مطلب را با یک لحنى به آن فرمودند مثل این که معاونت وزارت دادگسترى یک گناهى است یا اوضاع و احوال آن زمان طورى بوده است که هر کس در عدلیه خدمت کرده مثل این است که مرتکب یک گناهى شده، بنده اگر راجع به شخص خودم بود همان طور که آن روز عرض کردم اصرارى نداشتم که دفاعى بکنم ولى اینجا چون موضوع دادگسترى کشور است و اگر این مسئله بلاجواب بماند من صلاح نمی‌دانم و به علاوه این بیاناتى را که به عرض آقایان خواهم رساند توجه خواهند فرمود که در تشریح وضعیت دادگسترى و دراصلاح دادگسترى فعلى هم مسلماً تأثیر خواهد داشت استدعا می‌کنم که آقایان حوصله بفرمایند بنده هم سعى می‌کنم که خیلى مختصر بگویم ولى یک نتیجه‌ای گرفته باشم، چون فرمودند که معاونت دادگسترى در آن زمان یعنى چه؟ بنده می‌خواهم به ایشان جواب عرض کنم که معاونت دادگسترى در آن زمان یعنى روزى 15 و 16 ساعت کار کردن و جان کندن و مراقبت کردن براى این که این سازمان‌های قضایی وظایف خودشان را انجام دهند و قوانین مملکت تکمیل بشود و احقاق حق بیچارگان بشود، بعد از شهریور 1320 متأسفانه راجع به دادگسترى کشور یک تبلیغات شدیدى شروع شده که به عقیده بنده این تبلیغات مؤثر بود در انحطاط دادگسترى یعنى موجب شد که قضات دادگسترى به واسطه این تبلیغاتى که می‌کردند سرد بشوند و کم کم آن مرال و روحیه‌ای که در هر محیطى لازم است براى تشویق و انجام وظیفه یک محیطى اینجا متزلزل شد، تهمت‌های ناروا زدند به دادگسترى من‌جمله براى این که بنده افتخار آن را داشتم که مدتى در دادگسترى کشور خدمت کرده‌ام به خود بنده نسبت‌های خیلى خیلى ناروا زدند من باب مثل عرض می‌کنم در یک روزنامه‌ای شروع کردند این مطلب را نوشتند، دیگران هم همین طور بدون دقت بدون توجه به اصل موضوع این مطلب را نقل کردند مثل این که یک امر مسلمى بوده در موضوع این که چند نفر قاضى از عدلیه زنجان توقیف شدند بعضى از روزنامه‌هایی که به بنده بى‌لطف بودند می‌نوشتند فلانى کسى بود، دیکتاتورى بود و قضاوت عدلیه را دست بند زد و به محبس فرستاد در صورتى که اگر به خودشان زحمت می‌دادند و به سابقه پرونده مراجعه می‌کردند می‌دیدند که نه فقط این کار گناهى نبوده بلکه واقعاً می‌توانم از مفاخر خودم این را حساب کنم این گناه است که اگر یک کسى که اسمش وزیر عدلیه است بنشیند و گزارش‌هایی به او برسد که در فلان عدلیه یک عده‌ای از قضات

+++

اینها دست به یک کارهایی زده‌اند که شایسته مقام قضاوت نیست و شروع کرده‌اند به اخاذى و استفاده از مردم نه یک فقره دو فقره بلکه 50 فقره و 100 فقره بنده در آن زمان یکى از بازرس‌های خیلى مطمئن را فرستادم به زنجان بعد از این که او یک ماه در آنجا مشغول رسیدگى بود برگشت گزارش مفصلى به اندازه یک کتاب داد و تمام این شکایت‌ها را به اندازه یک کتاب تألیف کرده بود و تأیید کرد اعمال آنها را بعد ما عین این گزارش‌ها را فرستادیم به دادسراى دیوان کیفر و دادسراى دیوان کیفر به محکمه انتظامى مراجعه کرد همین محکمه انتظامى که وجود دارد هستند به ایشان پرونده را مراجعه کردند و ایشان سلب مصونیت از قاضى کردند وقتى که سلب مصونیت از قاضى کردند پرونده رفت پیش بازرس دیوان کیفر و بازرس دیوان کیفر هم قرار توقیف صادر کرد و این اشخاص توقیف شدند، تسلیم دادگاه شدند بنابراین نه دستبندى در کار بوده است و نه دستبندى ممکن است در کار باشد، خوب حالا اگر این گناه بوده بنده این گناه را مرتکب شده‌ام بنده نمی‌خواهم از خودم دفاع بکنم ولى این نسبتى را که به من داده‌اند به اساس دادگسترى لطمه می‌زند، اساس دادگسترى را موهون می‌کند و البته این تبلیغات یک تبلیغات ارگانیزه‌اى بود که از طرف اشخاص ناراضى یعنى اشخاصى که در عدلیه مورد تعقیب واقع‏ شده بودند و چرخ محاکم به حرکت افتاده بود در کشورى که اصلاً سال‌ها قانون مجازات نداشته و براى اولین دفعه یک عدلیه تأسیس شده است و یک قانون مجازات که در اولین دفعه به مورد اجرا در آمده مسلماً یک عده‌ای مجازات می‌شوند این گناه عدلیه نیست و گناه کسانى که متصدى امر هستند نیست و اشخاصى که تبلیغ می‌کردند می‌خواستند بگویند که پس از انحلال عدلیه قبل از این که در 1306 عدلیه جدید تأسیس بشود یعنى عدلیه سابق را منحل کردند می‌خواهند بگویند که عدلیه سابق یک گلستانى بود و بعد عدلیه جدید آمد این گلستان را تبدیل کرد به اصطلاح به یک تیغستانی، در همان موقعى که این تبلیغات شروع شد، بعد از شهریور 1320 که شروع شد اتفاقاً در ‌ایامی بود که بنده در بازداشتگاه بودم. در بازداشتگاه متفقین، در همین مجلس شوراى ملى در اوایل دوره 14 یک مذاکراتى در سر اعتبارنامه آقاى آقا سید ضیاء‌الدین بین ایشان و آقاى دکتر مصدق پیش آمده بود و ایشان دوباره به ایران آمده بودند و از اوضاع اطلاع نداشتند در آن ضمن به بنده یک حمله‌ای کرده بودند و بنده در بازداشتگاه آن حمله‌ای که ایشان کرده بودند خواندم، چون فراغتى داشتم در بازداشتگاه یک کتابى نوشتم، بنده یک رساله مفصلى نوشتم و اوضاع و احوال زمان و قواعدى که معروف است به جبر تاریخ تمام را در آنجا تشریح کرد و حقیقت عدلیه را آن طورى که لازم بود به رشته تحریر در آوردم و متأسفانه در آن موقع مجال نبود، اجازه نداشتم که نوشته‌جاتم را از بازداشتگاه بیرون بفرستم و بعد از این که از بازداشتگاه بیرون آمدم یک مدتى گذشته بود از این کار و منصرف شدم اگر آقایان فرصت می‌داشتند و بنده این رساله را می‌خواندم گمان می‌کنم که حقیقت خوب روشن می‌شد، متأسفانه همچون وقتى نیست (یک نفر از نمایندگان - چاپ کنید) بلى انشاء‌الله چاپ می‌کنم، بنده اینجا نظرم این طور است که وقتى که عدلیه منحل شد ما چه داشتیم در شهر تهران قضاوت ما به استثنای عده معدودى که شریف و دانشمند بودند و حیات دارند مورد احترام هستند معلوم نیست که عده دیگر آنها در کجا تحصیل کرده‌اند و از وضع آنها هم هنوز یک خاطره‌های اسف‌آورى هست جز دکان‌هایی در ولایات به اسم عدلیه که اکثراً تیول همان فراش‌باشی‌هاى دوره قدیم بدون بودجه دولتى به اصطلاح کردى خوردى که شخص موثقى از کارکنان عدلیه همان دوره حکایت می‌کرد می‌گفت در آن زمان مأمورین براى صدور یک فقره قرارداد ارجاع به شرع از صاحب قرار دو هزار تومان وجوه دولتى مطالبه می‌کرد در صورتى که اصل مطلب بیشتر از این ارزش نداشت، اما جز قانون اصول محاکمات یادگار مرحوم مشیرالدوله که در زمان خود البته قیمت داشت از سایر قوانین اساسى عدلیه مانند قانون مدنى قانون تجارت، قانون مجازات، قانون ثبت اسناد و املاک و غیره اثرى نبود؟ جز یک بودحه بسیار ناقابل که مقام شامخ قضات را از مأمورین دروازه‌ها پست‌تر کرده بود فراموش کردند که قضات آن زمان هر وقت می‌خواستند می‌آمدند و می‌رفتند غیر از تعطیلات رسمى مختلف از قبیل اعیاد و فوت یکى از ملاها و یا یکى از بستگان کارکنان عدلیه چند ماه در محاکم شرع می‌کشیدند و حکام شرع با تقوى اغلب زیر بار ترافع نمی‌رفتند بقیه هم ملاهاى بى‌بند و بارى بودند که محضرشان چاه ویل بود و کارى که به آنجا احاله می‌شد در بوته اهمال می‌ماند و بازیچه ناسخ و منسوخ‌ها می‌شد، فراموش کرده‌اید داستان دعواى کامران میرزا و میرزا محمد‌‌على منفرد را که ستون جراید آن روز را اشغال کرده بود و حتى به امپراطور روس تظلم می‌کرد و چندین سال براى صرف حضور شاهزاده در محضر به مسامحه می‌گذشت حالا بنده نمی‌خواهم وقت آقایان را زیاد تضییع بکنم یک وقتى شایداین را منتشر بکنم در عدلیه جدید وقتى که ما شروع کردیم همان طور که عرض کردم عدلیه قانون نداشت، نه قانون داشت نه سازمان داشت نه قضات داشت زحمات کشیده شد براى این که یک هیئت قضائیه تربیت شوند، زحماتى کشیده شد براى این که... آقایان شاهدند اشخاصى هستند در همین مجلس که در دوره 9، 10، 11، 12 بودند خود بنده اقلاً هفته‌ای دو مرتبه هر روزى 4 ساعت 5 ساعت جلسه تشکیل می‌شد می‌آمدم در همین کمیسیون قوانین دادگسترى و قوانین عدلیه را تنظیم می‌کردیم و از مجلس می‌گذراندیم سازمان دادگسترى را تکمیل کردیم. ثبت اسناد و املاک که در این مملکت هیچ کس ایمن نبود از این که دیگران راجع به ملکش هر روز اسناد و قباله‌جاتى به تاریخ‌های قبل تنظیم نکنند، آن کمپانی‌های کاغذ‌سازى، سند‌سازى که در عدلیه بود، اینها همه در عدلیه پیش بود (مکى - شمس جلالى را بفرمایید) و در عدلیه جدید آن دستگاه خراب از بین رفت، آقا اسم ایشان را بردید و بنده خیلى متشکرم همین ثبت اسناد که تمام خاک ایران را در ظرف این 10، 12 سال ما به ثبت رسانیدیم در آنها چقدر دعاوى بود من حاضرم از روى آمار به آقایان ثابت کنم که در این ده، دوازده سال عدلیه جدید هر سالش مطابق تمام آن بیست سال مشروطه است عدلیه کار کرده همین موضوع شمس جلالى، بنده در آن زمانى که دفاتر اسناد رسمى را تنظیم می‌کردیم و در زمان تصدى بنده بود مراقبت کردم که دفاتر مرتب شود فقط یک مورد در زمان تصدى بنده در یک دفتر رسمى یک خانه‌ای که سه دانگش را یک کسى مالک بوده شش دانگش را فروخته سردفتر اسناد رسمى یکى از اشخاصى بود که خیلى مورد توجه مقامات بالا بود یک کسى بود که معلم ولیعهد زمان و اعلیحضرت فعلى بود که فوق‌العاده مورد توجه ایشان بود. بنده چشمم را به هم گذاشتم و چرخ جزایی به حرکت افتاد و این سردفتر به دستور پارکه توقیف شد و بلافاصله آن شخص آمد به پارکه و معامله‌اش را اقاله کرد و پولش را پس داد و دیگر در زمان ما همچون اتفاقى نیفتاد آقاى مکى در مورد این شمس جلالى اگر آن مراقبت‌هایی که آن روز می‌کردیم ادامه پیدا کرده بود و مراقبت می‌شد در اسناد رسمى نه شمس جلالى پیدا می‌شد و نه حاج ربابه، بزرگ‌ترین موضوعى که در عدلیه باید مورد توجه واقع شود، موضوع مراقبت در جلوگیرى از اعمال نفوذ است بنده در وقتى که متصدى دادگسترى شدم اولى قانونى که به مجلس شوراى ملى آوردم همین قانون مجازات اعمال نفوذ بود و در اجراى آن مراقبت کردیم هم براى جلوگیرى از اعمال نفوذ هم مراقبت در این که قضات مرتباً کار خودشان را بکنند و این خیلى لازم است چون اگر توجه بفرمایید علت این که مردم از عدلیه شکایت دارند همین مسئله اعمال نفوذ است و دیگر این که قضات ما در کارشان مراقبت ندارند یعنى کسى نیست که مراقبت کند آنها در سر ساعت انجام وظیفه بکنند و به کارشان برسند. بنده هفته‌ای یک بار آمار تمام محاکم ایران را مراقبت می‌کردم شخصاً می‌دیدم و اگر یک محکمه‌ای می‌دیدم که به تناسب آن ظرفیتى که دارد کارش را انجام نمی‌دهد مؤاخذه می‌کردم علت را تحقیق می‌کردم اگر معلوم بود که قاضى قصور نکند و اگر دفترش ناقص بود معایبى داشت معایبش را هم رفع می‌کردم و نمی‌گذاشتم که کار مردم عقب بیفتند و این البته در کشور ما خوشآیند نیست من خاطرم می‌آید که اصلاً مراقبت کردن در کار مردم، در کار مأمورین این کار تولید رنجش می‌کند در یک محفلى در پاریس که یک عده از قضات بودند همان موقعى که کلمانسو در حال نزع بود صحبت از این شد که فرانسوى‌ها از کلمانسو بد می‌گویند من گفتم که از کلمانسو بد می‌گویید گفتند کلمانسو موى دماغ بود، گفتند که این مرد وقتى که رئیس‌الوزرا بود هر روز رئیس دفترش را می‌فرستاد می‌گفت که آقایان وزرا سر کارشان هستند یا نیستند بنده گفتم این کار خوبى بود گفتند این کار براى ایران شاید خوب باشد ولى براى فرانسه خوب نیست براى این که فرانسوی‌ها کارشان را خودشان انجام می‌دهند خوششان نمی‌آید که کسى در کارشان دخالت بکند و کسى موى دماغ‌شان باشد البته متأسفانه در مملکت ما هم مراقبت کردن در کار و بازخواست کردن جز این که انسان را دچار دشمنی‌ها بکند

+++

فایده‌ای ندارد اگر بنده بخواهم خودنمایی بکنم و عرض بکنم که ما براى مبارزه با فساد از چه منافعى صرفنظر کردیم در همین مجلس شوراى ملى شاهد دارم بنده از آقاى سزاوار و فولادوند می‌پرسم که آیا شما شاهد و ناظر نبودید که نبى‌زاده حاضر بود صد هزار تومان پول به من بدهد براى این که من دست از تعقیب او بردارم (صحیح است) آیا این طور نبود؟ (سزاوار - صحیح است حاضر شد به ایشان پنجاه هزار تومان پول بدهد) ما از هیچ چیز تا آنجایی که پیش‌مان می‌رود هیچ وقت از هیچ انجام وظیفه‌ای مضایقه و خوددارى نکردیم شخص دیگرى‏ خانواده‌اش جرئت نمی‌کردند که اسم ببرند که فربود چه شده است بعد از دو سال از فوتش آقایان نمایندگان مسبوق هستند بعد از دو سال مراقبت بنده بود که توانستند جسد فربود را از توى چاه پیدا کنند (صحیح است) همین طور موفق شدم بنده از مرکز یک لشکرى با تعقیب به وسیله یک بازرس‌هایی که داشتم و مراقبت می‌کردم با وجودى که مربوط به ارتش بود و دخالت به کار ارتش نداشتم موفق شدم که از توى یک لشکرى اشیای قاچاقى را کشف کنم و نه فقط در این قسمت از طرف ارتش و اعلیحضرت شاه فقید مخالفتى نشد بلکه تقدیر هم از ما کردند. اما راجع به آقاى فرامرزى بنده خیلى عرض داشتم ولى چون این عرایض جنبه خودنمایی دارد این مطلب را کوتاه می‌کنم و به جواب آقاى فرامرزى می‌پردازم انشاء‌الله اگر آقایان فرصتى کردند و علاقه داشتند که علت انحطاط عدلیه را بفهمند بنده حاضرم که در یک موقع مناسبى نظریات خودم را به عرض برسانم (صحیح است) عرض می‌کنم آقاى فرامرزى در عدلیه فقط پرونده و قانون حکمفرما است در عدلیه قاضى غیر از پرونده و قانون چیز دیگر نمی‌تواند بگوید حالا پرونده موجبات و مقدماتش در خارج چه بوده و چه هست، این مربوط به عدلیه نیست (مهندس رضوى - چطور آقا؟)... توضیح عرض می‌کنم عدلیه نمی‌تواند پرونده‌سازى کند یعنى در دستگاه عدلیه در دوایر عدلیه پرونده‌سازى اصلاً محال است (مهدى ارباب - الان می‌سازند) آقاى نواب یزدى اینجا حاضرند، در تمام مدت تصدى بنده یک مرتبه من شنیدم یک مستنطقى در عدلیه یزد، گمان می‌کنم که آقاى نواب شاهد باشند، یک مستنطقى در زندان خواسته بود فشارى به یک نفر زندانى که متهم بود بیاورد و از حدود وظایف خودش تجاوز کند اما آقاى نواب می‌دانند که من با آن مستنطق چه معامله‌ای کردم (نواب - آن فشارش به قدرى زیاد بود که هر سه نفر مردند)... خلاصه با آن مستنطق معامله‌ای کردم که محکوم شد و براى همیشه از دستگاه دولت دور شد و از تمام خدمات دولتى محروم شد. اما این که عرض کردم که عدلیه فقط قانون می‌داند متأسفانه این تبلیغات سویی که بر علیه کردند اکثرش متوجه شهربانى کشور است هنوز هم متأسفانه شهربانى و آن تشکیلاتى که بود باقى مانده و شهربانى یک دستگاهى است مستقل به خصوص در امور سیاسى هیچ مقامى، هیچ نخست وزیرى، هیچ وزیر دادگسترى، وزیر کشورى در امور سیاسى حق امر و نهى در شهربانى ندارد و این در پرونده‌ها منعکس است (مهندس رضوى - این حق را قانون سلب کرده بود؟) عرض کنم امور سیاسى ربطى به قانون ندارد آقا (نراقى - آقاى دکتر انحلال شعبه سه دیوان کشور که ربطى به قانون دارد و شهربانى دخالتى ندارد؟) خیلى متشکرم آقاى نراقى جواب شما را هم عرض می‌کنم (نراقى - ما که ساکتیم شما دارید تمام عملیات دستگاه عدلیه سابق را خوب جلوه می‌دهید ما که مرده نیستیم شما تمام آنها را موجه جلوه می‌دهید)... رؤساى شهربانى در دوره گذشته یک وضعیتى براى خودشان ایجاد کرده بودند که آقاى فرامرزى هم در بیان خودشان و در محاکمه موضوع بحث این مسئله را تذکر دادند، رؤساى شهربانى نمی‌توانستند بعضى از رجال استخوان‌دار آن دوره را ببینند و مانع خیالات‌شان بود، یا این که آلت یک سیاست‌هایی بودند، سیاست‌های غیرمریی، در نتیجه پاپوش‌هایی براى بعضى اشخاص ساخته می‌شد، بنده خودم متوجه این نکات هستم و در اینجا حضور آقایان اعتراف می‌کنم که متوجه این نکات شدم در زمانى که خودم وزیر دادگسترى بودم، الان یک نمونه بارزى در حضور آقایان عرض می‌کنم که بدانند که ما آنجا ننشسته بودیم که زیر بار یک خلاف قانون‌هایی برویم آن طورى که آقاى مهندس رضوى می‌فرمایند، آقاى عباس آریا که معاون وزارت راه بودند یک روزى شهربانى ایشان را از پشت میز معاونت توقیف کرد درست نمی‌دانم که در صورتى که معاون وزارت راه بودند او را توقیف کردند یا نه، چون خود بنده آن وقت معاون بودم و هنوز وزیر نشده بودم، بعد از آن که بنده از مسافرت اروپا برگشتم پرونده اشخاص را آوردند پیش من، من دیدم که پرونده این شخص کاملاً حکایت می‌کند از یک رشا و یک ارتشاء، خدا شاهد است که من با آقاى عباس آریا نه آن وقت و نه حالا هیچ خصوصیتى نداشتم بین خود و خدا وقتى که متوجه شدم دیدم بلى آقا یکى از محارم بنده به من رساند که این پرونده که‏ ظاهراً این طور مسلم و مسجل است که یک رشایی و یک ارتشایی واقع شده این پرونده ساختگى است و این شخص بى‌گناه است. بنده مقاومت کردم با شهربانى، کشمکش کردم از همان تاریخ هم هم با اعمال شهربانى سوء ظن پیدا کردم و همین طور کشمکش پیدا شد خلاصه بنده دلم می‌خواست که وقت می‌داشتید و آقایان نمایندگان محترم فرصت می‌داشتند که این پرونده آقاى عباس آریا را در عدلیه مطالعه می‌کردند و می‌دیدند که یکى از شاهکارهاى قضایی است که بنده در آنجا تمام آن معلومات قضایی خودم را به کار بردم براى این که وضعیت این جوان را تعیین بکنم ولى شهربانى مقاومت می‌کرد تا این که یک روزى بنده نشسته بودم رئیس دیوان کفر آمد پیش بنده و گفت که شما راجع به این آقاى عباس آریا چه نظرى دارید؟ گفتم هیچ نظرى ندارم مگر تا به حال هیچ نظرى به شما ابراز کرده‌ام گفت می‌گویند که مقامات عالیه راجع به این پرونده نظرى دارند گفتم اگر راجع به این پرونده نظرى داشته باشند من بایستى به شما بگویم و بایستى راجع به این پرونده با شما صحبت بکنم. بالاخره گفتم از کجا فهمیدید، گفت از شهربانى گفتم که شهربانى هیچ حقى ندارد که با شما صحبت بکند، خلاصه بعد از کشمکش زیاد من مجبور شدم خودم حضور شاه شرفیاب شوم و جریان پرونده این شخص را من خودم حضور شاه عرض کردم گفتم که پرونده این شخص را در عدلیه ممکن نیست به آن رأى بدهند بعد فرمودند که شما قانون را محترم بشمارید و اجرا بکنید و فرمودند که شهربانى راجع به این شخص می‌گوید یک پرونده سیاسى هست وجود یک پرونده سیاسى را اظهار می‌کرد آن وقت من فهمیدم که شهربانى کار خودش را تعقیب می‌کند، منتهى صورت ظاهر یک پرونده ارتشایی براى این شخص تهیه کرده‌اند، آن وقت ما مقاومت کردیم و نگذاشتیم که این جوان بى‌گناه در عدلیه محکوم بشود، من یقین دارم که این پرونده با آن ترتیبى که اول گفتم تهیه شده بود آقاى برزین که اینجا تشریف دارند و از شریف‌ترین قضات دادگسترى هستند من یقین دارم که اگر این پرونده را می‌آوردند خدمت ایشان با این که سال‌ها هم در عدلیه کار کرده‌اند من تردید نداشتم به آن شکلى که اول تنظیم شده بود آقاى برزین چاره‌ای جز این که آن را محکوم بکنند نداشتند.

مهندس رضوى - اصل شکایت مردم را بنده خدمت‌تان نوشتم.

رئیس - آقاى دکتر در حدود ماده 109 بیانات خودتان را بفرمایید.

دکتر متین دفترى - همین پرونده را آقاى قائم مقام‌الملک که اینجا تشریف دارند و من آن وقت در کار بودم خدا شاهد است که اگر این پرونده‌ای که براى ایشان تنظیم شده بود من اطلاع داشتم (فرامرزى - بنده سؤال کردم که چه باید کرد) بعد از شهریور که منتشر شد به استناد همان پرونده آوردند در مجلس شوراى ملى و از ایشان سلب مصونیت کردند این کارهاى شهربانى را آقایان با کارهاى قضایی نباید مخلوط کرد، بنده در موقعى که ماده واحده بودجه در چند هفته پیش مطرح بود پیشنهادى دادم به مقام ریاست تبصره پیشنهاد کردم که زندآنها از این تاریخ به بعد تابع وزارت دادگسترى باشند این پیشنهاد را بنده کردم منتها چون پیشنهادهاى زیادى به آقاى رئیس رسیده بود و هیچ کدام طرح نشد این پیشنهاد هم باقى ماند، بنده این پیشنهاد را براى این کردم که شهربانى با سازمان فعلی‌اش اصلاً مناسب یک کشورى نیست و در همه جاى دنیا شهربانى کل از دوایر وزارت کشور است و زندان بایستى جزء وزارت دادگسترى باشد (آشتیانى‌زاده - برعکس است دادگسترى تابع شهربانى است)... بنده وقتى که در فرانسه بودم یک روز به بازداشتگاه رفته بودم مدیر آن بازداشتگاه به من گفت که در خاک فرانسه یک بازداشتگاهى نیست که بدون قرار مستنطق یک محبوسى را بپذیرد این پیشنهادى که بنده کردم براى کابینه سابق نبود و اگر وضعیتى پیش آمد باز این پیشنهاد را خواهم کرد که اصول حفظ شود (صحیح است) البته منظورم به آقاى سرتیپ صفارى نیست سرتیپ صفارى اتفاقاً مرد شریفى است ولى ما نباید در نظر بگیریم که سرتیپ صفارى امروز رئیس شهربانى است تشکیلات شهربانى باید طورى باشد که منشأ دیکتاتورى نشود خلاصه بنده منظورم این بود که در دادگسترى یعنى دادگاه هیچ وقت نه پرونده‌ای می‌تواند براى کسى درست بکند و نه دادگاه روى آن پرونده‌ها رأى می‌دهد دادگاه فقط و فقط

+++

قانون را متابعت می‌کند حالا اگر در بعضى از پرونده‌ها عواملى باشد و فرض بفرمایید که اگر دو نفر با هم تبانى بکنند که یک کسى بگوید که من قاتلم و اگر این چنین شخصى آمد و اعتراف کرد که من قاتل بودم دادگاه جز این که او را به عنوان قاتل تعقیب کند و مجازات نماید چاره‌ای ندارد، و اگر غیر از این بود اشتباهات قضایی در قوانین پیش‌بینى نمی‌شد یکى از مباحث قانون جزا مسئله اعاده دادرسى است یعنى تجدید نظر در احکامى که تمام مراحل خودش را طى کرده و حتى از دیوان کشور هم گذشته است، و این مسئله در تمام ممالک مترقى در قانون جزایی پیش‌بینى شده است که حکمى که از تمام مراحل خود گذشته است و از دیوان کشور هم گذشته است اگر بعدها کشف شد که مبانى آن حکم روى اشتباه بود...

آشتیانى‌زاده - ما هم مجبور می‌شویم حرف بزنیم.

رئیس - آقا در حدود ماده 109 فرمایش‌تان را بفرمایید.

دکتر متین دفترى - همین آقاى فرامرزى مگر نبود اشاره فرمودند به عمل دریفوس آیا دریفوس که در محاکم فرانسه محکوم شد فرانسه هم تحت رژیم دیکتاتورى بوده یا این که خداى نخواسته قضات می‌خواسته‌اند عالماً عامداً یک بى‌گناهى را محکوم کرده باشند، لابد یک اوضاع و احوالى در پرونده دریفوس بوده است که قضات مجبور شده‌اند او را محکوم بکنند و بعدها که معلوم شد اوضاع و احوال خلاف بوده آمدند و روى اصل همین اعاده دادرسى یک حکم قطعى را برگرداندند این منحصر به ایران نیست در ممالک دیگر مثلاً در آلمان یکى از وزراى آنجا را که وزیر پست و تلگراف بود چندین ماه توقیفش کردند که آن بیچاره در زندان و توقیفگاه مرد بعدها کشف شد که آن شخص بى‌گناه بوده است مجبور شدند که بعضى از قوانین آلمان را روى همین تجربه عوض کردند و آن هم در آن بحبوحه دمکراسى آلمان بود زمان دیکتاتورى و زمان نازی‌ها نبود روى همین اشتباهات است که در قوانین اعاده دادرسى پیش‌بینى شده است، حالا می‌آییم به موضوع این محاکمه بنده وقتى که این موضوع محاکمه مرحوم تیمورتاش و آقاى حاج امین‌التجار طرح شد همان طورى که فرمودند من معاون وزارت دادگسترى بودم و مطابق تقسیمات و طرح‌هایی که در مملکت هنوز هم هست دادستان دیوان کیفر و تمام دادستان‌ها تحت نظر مستقیم وزیر دادگسترى انجام وظیفه می‌کردند در جریان این محاکمه من هیچ دخالتى نداشتم جز همان پرونده که حالا هم هست بنده در اداره این محاکمه دخالت و سرکشى نداشتم این است که بنده مجبورم از آقاى حاج امین‌التجار چند کلمه عرض بکنم آقاى حاج امین‌التجار از رجال شریف این مملکت هستند (صحیح است) بنده ایشان را از اول جوانى دو دوره چهاردهم که خیلى زود وارد اجتماعات سیاسى شده بودم ایشان را می‌شناسم و بنده که در صف دمکرات‌های ضد تشکیلى مبارزه می‌کردم آقاى حاج امین‌التجار آن وقت جزء دمکرات‌های مهاجر بودند سران حزب دمکرات آزادى‌خواهان آن زمان ایشان را کاندیداى تهران کردند بدون این که خودشان اطلاع داشته باشند و در تمام آن مدت جز حسن ظن و حسن شهرت چیز دیگرى نداشتند همیشه از ایشان جز نیکى، جز حسن شهرت در تمام مدتى که زندگى کرده‌اند چیزى نشنیده‌ام اما راجع به محکومیت ایشان البته اینجا مجبورم که نظر قضایی خودم را به عرض آقایان برسانم محکومیت ایشان راست است که یک حکمى بالاخره براى ایشان صادر شده است یک حکمى به عنوان رشاء براى ایشان صادر شده است اگر راشى باشد مرتشى هم هست اگر راشى نباشد مرتشى هم نیست. مطابق ماده 57 قانون مجازات هر کسى که محکومیت تأدیبى دارد بعد از پنج سال اگر جرم دیگرى نداشته باشد مشمول قانون اعاده حیثیت می‌شود. راست است از نظر قوانین جزایی محکومیت ایشان فعلاً اثرى که دارد البته از نظر سابقه این عمل بالاخره در یک حکمى منعکس شده و تا این حکم مطابق موازین قانونى از اعتبار نیفتاده این سابقه البته هست و آقاى حاج امین التجار در تاریخى که قانون 24 مهر 1320 گذشت در ایران نبودند این قانون مدت سه ماه تعیین کرده بود براى این که اشخاصى که در دیوان کیفر محکوم شده‌اند بتوانند تقاضاى تجدید نظر بکنند ایشان البته در ایران نبودند که از این قانون استفاده بکنند و این قانون یک عیب دیگر هم داشت براى این که از روى قوانین عمومى که در قانون جزایی ما هست به طور کلى در اعاده دادرسى که عنوان خاصى است در قوانین جزایی ما پیش‌بینى می‌شود که اعاده دادرسى را همیشه می‌شود خواست یعنى هر وقت هر مطلبى کشف شد می‌شود اعاده دادرسى کرد، هر وقت حکمى معلوم شد مبانى آن روى خطا بوده می‌شود اعاده دادرسى کرد ولى اینجا چون این قانون مدت سه ماه تعین کرده ایشان نتوانستند استفاده بکنند اما از جهت مرحوم تیمورتاش در قواعد عمومى و در اصول محاکمات جزایی هست که اگر یک کسى فوت کرده باشد و بعدها بعد از فوتش کشف شود که محکومیتش روى تبانى مجعولى یا کذبى بوده ورثه او حق دارد که اعاده دادرسى بخواهد لکن در این قانون که در آن زمان به عجله تنظیم شده بود این دو نکته غفلت شده است در آن قانون اولاً اعاده دادرسى را محدود کرده‌اند به یک مدتى و آن مهلت گذشت و ورثه یک متوفایی تصریح نکردند که حق تجدید نظر دارد از جریان آن محکمه بنده در آن موقعى‏ که این محاکمه جریان داشت اطلاعات مستقیمى نداشتم فقط وقتى که محاکمه تمام شد بعد از مدتى که در منزل مرحوم تیمورتاش یک اسنادى را توقیف کرده بودند این اسناد را تحویل دادند به دادگسترى که در تحت نظر یک کمیسیونى رسیدگى بشود و تحویل دوایر مربوطه باشد براى این که مرحوم تیمورتاش وقتى که ایشان وزیر دربار بودند سمت و اختیاراتى مثل ریاست وزرا و پادشاه همین خود بنده وقتى که هر وقت مرحوم داور در غیبت بود و مسافرت بود با ایشان تماس داشتم و مطالبى که باید از یک نخست وزیرى استفاده بشود آن مطالب به وسیله ایشان به عرض شاه می‌رسید و در آن موقع هم حقیقتاً بین خود و خدا ایشان را همه می‌شناسند یکى رجال بزرگ ما بودند در همین مجلس یکى از پهلوان‌های مجلس حساب می‌شد غالباً در پشت همین تریبون یک نطق‌های آتشین می‌کرد و کابینه‌ها را می‌انداخت (حاذقى - این یکی‌اش کار خوبى نبوده که کابینه‌ها را می‌انداخته) اینها را کسى فراموش نکرده در آن موقع وقتى که آن اسناد را آوردند ما آن اسناد را تفکیک کردیم و انصافاً من باید عرض بکنم که در آن اسناد یک قسمت از خدمات ایشان کاملاً منعکس بود و به خصوص معلوم بود که اوامر پادشاه متبوع خودش را در قسمت سیاست خارجى و داخلى مراقبت و اجرا می‌کرد و اگر آقاى عباس اسکندرى هم آن اسناد را می‌دیدند خیلى خوشوقت می‌شدند براى این که یکى از موضوعات آن اسناد هم مسئله استرداد بحرین بود که در آن موقع خیلى مراقبت و اقدامات شدیدى راجع به استرداد بحرین می‌شد و آن اسناد منعکس بود و ما آن اسناد را تحویل وزارت خارجه دادیم بنده نمی‌توانم اینجا وارد بحث آقاى فرامرزى بشوم راجع به محکومیت آقاى تیمورتاش عرض کردم که آقاى حاج امین از نظر قوانین امروز ایرادى بر ایشان نیست براى این که اثر جزایی قانون مطابق ماده 57 از بین رفته است (صحیح است) و اینجا حالا راجع به این که این محاکمه صحیح بوده، صحیح نبوده، درست بوده یا نیست مجلس جاى بحث این موضوع نیست (صحیح است) حالا ما در مجلس نمی‌توانیم نتیجه‌ای بگیریم اگر آن روز قانون اجازه می‌داد به ورثه مرحوم تیمورتاش که از آن قانون استفاده بکنند و آقاى حاج امین هم استفاده می‌کردند و در محکمه مطرح می‌شد حقیقت روشن می‌شد که آیا این محاکمه صحیح بوده یا نبوده حالا هم اگر براى این که این حق از آقاى حاج امین که از همکارهاى ما هستند و از رفقاى ما هستند برایشان میسر باشد که بتوانند این سابقه را محو بکنند و دلایلى داشته باشند که بتوانند این سوابق را محو بکنند بایستى که به عقیده بنده اگر مجلس شوراى ملى اعتبارنامه ایشان را تصویب کرد و حتماً هم انشاء‌الله تصویب خواهد کرد (بعضى از نمایندگان - انشاءالله) بایستى که به ایشان در ضمن این تصویب این مجال را بدهیم که بتوانند در این محکومیت خودشان اگر میل داشته باشند تقاضاى تجدید نظر بکنند (یکى از نمایندگان - ورثه مرحوم تیمورتاش هم همین طور) بنده پیشنهاد می‌کنم اگر آقاى مخبر کمیسیون هم موافقت فرمایند اعتبارنامه آقاى حاج امین با این قید تصویب شود، مجلس شوراى ملى با تصویب اعتبارنامه آقاى حاج حبیب‌الله امین به دیوان کیفر کارکنان دولت اجازه دهد نسبت به محکومیت آقاى حاج حبیب‌الله امین و محکومیت تیمورتاش به هر طورى که باشد مطابق قانون مهرماه 1320 تجدید نظر نمایند (بعضى از نمایندگان - بسیار خوب) (عده‌ای از نمایندگان - مخالفیم) (صدر‌زاده - طرح قانونى لازم است) شما راجع به اعتبارنامه آقاى تقى‌زاده این کار را کردید گرچه آقاى مخبر این مشکل را حل می‌کنند

(عده‌ای از نمایندگان - مذاکرات کافى است آقا، رأى، رأى)

نراقى - اجازه می‌فرمایید.

رئیس - اولاً ایشان براى توضیح اظهار کردند که علاوه بر ماده 109 به عنوان موافقت با آقاى حاج امین‌التجار اجازه نطق خواسته بودند این بود

+++

که به ایشان اجازه داده شد و بیانات‌شان را کردند و الا خارج از حدود ماده 109 بوده است.

دکتر معظمى - بنده یک اخطار داشتم براى این که در اصل سابقه نشود و براى این که مجلس بایستى خودش قانونى که می‌گذارند محترم بدارد این بیانات آقاى دکتر همان طور که فرمودند چون به عنوان مدافع تشریف آورده بودند می‌توانستند حرف بزنند ولى نه به عنوان ماده 109 در بیاناتى که آقاى فرامرزى فرموده بودند...

رئیس - همین توضیح را دادند.

دکتر معظمى - مقصود من این است که بعداً به استناد همین ماده 109 سوء استفاده نشود تمنا می‌کنم که نطق ایشان هم به عنوان موافق تلقى شود که بعداً ما دچار ماده 109 نشویم.

مسعود ثابتى - پس مخالف و موافق صحبت کردند.

نراقى - بنده مخبرشعبه هستم باید توضیح بدهم.

رئیس - پیشنهاد کفایت مذاکرات رسیده اول باید به کفایت مذاکرات رأى گرفته شود.

نراقى - عرض کنم که بنده با بیانات آقاى دکتر متین دفترى راجع به مرحوم تیمورتاش و پیشنهادى که کردند مخالفت ندارم فقط یک تذکر اصولى می‌خواهم بدهم این است که بنده که مخبر شعبه هستم بعد از این که آقاى فرامرزى اعتراض کردند اجازه خواستم و به بنده اجازه داده نشد و مطابق ماده 109 به آقاى دکتر اجازه داده شد در صورتى که به هیچ وجه منطبق با ماده 109 نبود.

رئیس - مگر شما متوجه نبودید که گفتم ایشان به عنوان موافق با آقاى حاج امین بعد از مخالفت آقاى فرامرزى اجازه نطق گرفتند به آن جهت اجازه داده شد و آقاى فرامرزى با نهایت احترام صحبت کردند نسبت به آقاى دکتر متین دفترى و تقاضا کردند که یک طرحى پیشنهاد شود.

نراقى - و اما عرایض بنده، چون صحبت آقاى فرامرزى در خارج این طور منعکس شد که چون آقاى حاج امین‌التجار محکومیت دارند مجلس نباید اعتبار‌نامه‌شان را تصویب بکند و در اغلب از جراید این طور منعکس شده است که محکومیت دارند بنابراین در اطراف این موضوع باید بحث شود و راجع به اعاده حیثیت هم که فرمودند بنده با یکى از آقایان وکلا که سابقه قضایی دارند صحبت می‌کردم می‌گفتند در قانون هست که وکیل نباید محکومیت داشته باشد و لو این که از این جهت راجع به آقاى امین‌التجار ناچارم توضیح عرض کنم، مطابق قانون محکومیت جزایی قسمت جنحه گفته‌اند پنج سال و قسمت جنایت بعد از ده سال اعاده حیثیت می‌شود کرد و این موضوعى که تصور می‌شود که اگر کسى محکومیت داشته باشد که قید شده در قانون وکیل نباید محکوم باشد و اگر محکوم باشد و وکیل بشود صحیح نیست. براى اعاده حیثیت در قانون ما یک ترتیبات خاصى نیست و خود به خود می‌شود (صحیح است) و دیوان کشور هم تصمیماتى دارد حکم شماره 979 و 9649 مورحه دوم مرداد 1316 دیوان کشور می‌گوید اعاده حیثیت مستلزم عودت تمام شئون و وضع سابق محکوم است (صحیح است) بنابراین در این موضوع ما هیچ بحث نیست و همین طور حکم شماره 1648 مورخ 17/‌7/‌1318 دیوان کشور می‌گوید تقاضاى اعاده حیثیت امرى نیست که به موجب قواعد عمومى مانند دعاوى قابل طرح در محاکم باشد و در قوانین موجوده هم حکم خاص و مرجعى براى رسیدگى به این تقاضا معین نشده و طبق مفاد ماده 57 قانون مجازات عمومى در صورت قید و شروط در آن ماده اعاده حیثیت از امورى است که براى شخص خود به خود بدون احتیاج در حکم محکمه حاصل می‌شود (صحیح است) و محو کردن آثار محکومیت هم از سجل جزایی ظاهراً امر ادارى است نه قضایی و موقوف به صدور حکم از طرف محکمه نمی‌باشد منظور از این توضیح بنده این بود که به هیچ وجهى این موضوع وارد نیست که آقاى حاج امین‌التجار محکومیتى داشته‌اند براى این که مشمول مرور زمان شده است و اما راجع به اصل محکومیت و چگونگى محکومیت همین طور که آقاى فرامرزى فرمودند بنده موافقم و معتقدم که این دوسیه را براى مرحوم تیمورتاش ساخته‌اند و طرز ساختن دوسیه هم همان طور است که آقاى فرامرزى فرمودند بوده و بنده وارد جزئیاتش هم نیستم و همان طور که آقاى دکتر در این موضوع پیشنهادى دادند بنده مخالفتى ندارم.

یکى از نمایندگان - اصلاً موضوع ندارد.

بعضى از نمایندگان - رأى، رأى.

رئیس - پیشنهاد رسیده است که قرائت می‌شود.

ریاست محترم مجلس شوراى ملى. بنده مذاکرات را کافى می‌دانم (صحیح است) و معتقدم راجع به اعتبارنامه آقاى حاج امین‌التجار اخذ رأى شود. حائرى‌زاده.

رئیس - مخالفى نیست؟

فرامرزى - مطابق ماده 109 بنده اخطار نظامنامه‌ای دارم.

رئیس - بفرمایید.

دکتر متین دفترى - پیشنهاد بنده را بخوانید.

رئیس - بگذارید رأى گرفته بشود.

فرامرزى - فقط دو کلمه است آقایان مطلب بنده را درست نفهمیدند گویا، مقصود من آن جنبه اخلاقى و معنوى است که بر این محکومیت مترتب می‌شود آقاى مخبر اقرار فرمودند که در این قضیه پرونده ساخته شده مجلس شوراى ملى راجع به یک قضیه‌ای اقرار می‌کند که آنجا پرونده ساخته شده (یک نفر از نمایندگان - این که مطابق ماده 109 نیست) و ترتیب اثرى در این نمی‌دهد و می‌روند روى جنبه خشک قانونی‌اش چه مانعى دارد که پیشنهاد آقاى دکتر متین دفترى مطرح بشود.

عامرى - این پیشنهاد برخلاف قانون است طرح قانونى لازم دارد.

رئیس - آقاى حائرى‌زاده.

حائرى‌زاده - اجازه بفرمایید در موضوع پرونده آقاى حاج امین مذاکراتى که در مجلس شد راجع به تیمورتاش و محاکمه‌اش این مملکت هم مرحوم تیمورتاش را می‌شناخته هم حاج امین‌التجار را، مرحوم تیمورتاش با یک جماعتى در آن دستگاهى که این آتش روشن شد شرکت داشته و به آن آتش هم سوخته ما وارد آن بحث‌ها شدن‌مان موقعیت ندارد.

رئیس - راجع به کیفیت مذاکرات صحبت بفرمایید.

حائرى‌زاده - عرض کنم آقاى حاج امین سوابق آزادى‌خواهى دارند و این که در این دوسیه گفته شد که این شخص اعلام جرم کرده اگر اعلام جرم نمی‌شد محکومیت او پیش نمی‌آمد و او هم به همین آتش سوخته است مذاکراتى که در اطراف موضوع این اعتبارنامه باید بشود شده اگر راجع به موضوعات دیگر مذاکراتى است طرح قانونى باید تهیه شود این است که بنده پیشنهاد کفایت مذاکرات را کردم.

رئیس - مخالفى نیست؟ (گفته شد - خیر) آقایانى که با نمایندگى آقاى حاج امین از اصفهان موافقت دارند قیام کنند (اکثر برخاستند) تصوب شد. آقاى دکتر بقایی راجع به آقاى صفا امامى بیاناتى دارند؟

دکتر بقایی - اولاً می‌خواستم از آقایانى که به عرایض بنده توجه کردند و یاروى حق و حقیقت نگذاشتند یعنى آن 45 نفرى که مهره سیاه‌شان را پریشب در پشت این تریبون (یک نفر از نمایندگان - 46 نفر) خودم هم یکى بودم می‌شود 46 نفر، از آنها تشکر بکنم و به عرض آقایان برسانن گر چه ما ظاهراً شکست خوردیم ولى باطناً فتح کردیم براى این که با این جریانى که پیش‌آمد انتظار نمی‌رفت که 45 نفر پیدا بشوند که رأى مخالف بدهند براى این که این جریانى که در جلسه گذشته مجلس پیش‌آمد کرد می‌توانم ادعا کنم که در تاریخ پارلمانى بى‌سابقه بود دلیلش هم این بود که معمولاً کسانى که بایک اعتبارنامه مخالفت می‌کنند یا با هر موضوعى باشد که یک عده‌ای توى رودربایستى گیر بکنند و نتوانن مطابق وجدان‌شان رأى بدهند تقاضاى رأى مخفى می‌کنند براى این که هر کس بتواند (اردلان - این حرف‌ها چیست آقا وکیل آزاد است) (مکى - اگر آزاد است بگذارید حرفش را بزند)... تقاضاى رأى مخفى می‌کند براى این که هر کسى بتواند آزادانه نظر خودش را اظهار بکند و تحت تأثیر عوامل مختلفه و رودربایستى و چیزهاى دیگر قرار نگیرد (صحیح است) همیشه جریان بر این بوده که کسانى که با یک امرى مخالف بوده‌اند تقاضاى رأى مخفى می‌کرده اند براى این که افراد بشر بر چند دسته هستند و چون همکاران محترم من آقایان نمایندگان هم جزء افراد بشر هستند جزء همان چند دسته که صراحتاً عقیده خودشان را اظهار می‌دارند و از هیچ کس بیم و هراسى ندارند و از حق و حقیقت طرفدارى می‌کنند، یک دسته آنهایی هستند که آنها هم از هیچ کس هراسى ندارند و صراحتاً پا روى حق می‌گذارند و حق‌کشى می‌کنند. این دو قطب مخالف هستند و در وسط اینها یک عده افرادى هستند که دلشان می‌خواهد براى حق و حقیقت کار بکنند ولى ضعف بشرى رودربایستى، دوستی‌ها، ملاحظات و هزاران چیزهاى دیگر ممکن است جلوی اظهار حقیقت اینها را بگیرد و رأى مخفى اصولاً براى این موضوع درست شده که این دسته‌ای که نمی‌توانند یعنى ضعف دارند یا یک ملاحظه‌ای در کارشان است که البته هیچ قابل حمله هم نیست چون این یک موضوعى است که بشر بالاخره یک نقاط ضعفى دارد و هیچ کس هم حق ندارد بگوید که چرا؟ طبیعتش این است نمی‌توانند علناً از حقیقت طرفدارى کند و با دادن رأى مخفى ممکن است مخفیانه از حق طرفدارى کند و به طورى که همه می‌دانند از ابتدایی که مجلس در دنیا تشکیل شده رأى مخفى همیشه از طرف کسانى تقاضا می‌شده که بخواهند یک مطلبى را برخلاف نظرآن اکثریت زورمند پیش ببرند

+++

چون یک عده‌ای ممکن بود تحت تأثیر قرار بگیرند رأى مخفى تقاضا می‌کردند من به همین جهت از وقتى که تصمیم گرفتم به این که به اعتبار‌نامه‌های اصفهان مخالف کنم شروع کردم به تهیه رأى مخفى (صحیح است) یعنى از سه ماه پیش از 90 روز پیش در این مدت 90 روز بنده به بسیارى از آقایان نمایندگان محترم مراجعه کردم.

بعضى از نمایندگان - عده کافى نیست.

رئیس - این تابلو را براى این گذاشته‌اند که آقایان نمایندگان وقتى می‌خواهند خارج شوند آن را نگاه کنند و اگر از اکثریت می‌افتد نروند (بعد از چند لحظه عده کافى شد) بفرمایید.

دکتر بقایی - از 90 روز قبل شروع کردم به تهیه رأى مخفى به بسیارى از آقایان نمایندگان محترم مراجعه کردم و بعضى از آنها به من گفتند که ما یک ملاحظاتى داریم یک رودربایستى داریم یک نفر بستگى داشت یک نفر با یک نفر با یکى قوم و خویشى داشت که آنجا طرفدار ایشان بودند وقس على ذلک و گفتند که ما نمی‌توانیم رأى مخفى را امضا کنیم ولى ما به تو کمک خواهیم کرد در مدت 90 روز با تمام اصرارى که کردم 11 نفر از آقایان محترم آن ورقه راى مخفى را امضا کردند یعنى براى رأى مخفى که 15 امضا لازم است در مدت 90 روز موفق نشدم که چهار نفر پیدا بکنم که این تقاضا را تکمیل بکنم البته از هیچ کس گله‌ای ندارم چون خودم کاملاً متوجه هستم که یک عده‌ای ممکن است در محظور باشند و نتوانند و این محظور ممکن است براى خود من هم در یک مواردى پیش‌آمد بکند و براى هر بشرى ممکن است پیش آمد کند چون در موارد انسانى و بشرى نمی‌شود مثل موارد ریاضى یا فیزیکى حکم قاطع کرد و چون در جلسه گذشته من مأیوس شدم از این که بتوانم رأى خفى تهیه بکنم به چهار نفر از دوستانم مراجعه کردم ویک تقاضاى رأى با ورقه به امضار رساندم رأى با ورقه به طورى که می‌دانید باید هر کس به اسم خودش رأی‌اش را اظهار کند کسى که موافق است رأى سفید می‌دهد کسى که مخالف است ورقه کبود می‌دهد و اگر کسى هم ممتنع باشد هیچ رأى نمی‌دهد مطابق حسابى که من کردم (سید هاشم وکیل - آقا اعتراض‌تان را بفرمایید) چشم می‌رسیم (اردلان - مجلس رأى داده است این که شایسته نیست) .. عرض کنم براى رأى با ورقه من حساب کرده بودم که در حدود 29 نفر به آقاى اعزاز نیک‌پى رأى موافق خواهند داد چون که در فراکسیون هستند و البته آنکاژمان فراکسیونى دارند و این خیلى قابل احترام است که احترام فراکسیون‌شان را رعایت بکنند (اردلان - آقا این چه مربوط است به مجلس رأى داده) آقا بگذارید من حرفم را بزنم وقتى که شما حرف می‌زدید من حرفى نزدم.

اردلان - اخطار نظامنامه‌ای دارم.

رئیس - بگذارید حرف بزنند این مربوط به نظامنامه نیست، بفرمایید آقاى دکتر بقایی.

دکتر بقایی - عرض کنم 56 نفر را من حساب کرده بودم که رأى مخالف یا ممتنع خواهند داد، 34 نفر هم مردد خواهند بود بین این که رأى موافق بدهند یا ممتنع و به این حساب اطمینان حاصل بود به این که اعتبارنامه آقاى نیک‌پى رد خواهد شد نهایت این که در این حسابى که من کرده بودم من تنها نبودم دیگران هم بودند که عین حساب را کردند که اگر رأى علنى باشد نمی‌توانند در برابر فشار افکار عمومى آن چیزى که آقاى اردلان منکرش شدند رأى خودشان را صریحاً بدهند (اردلان - اخطار نظامنامه‌ای دارم) آقاى اردلان من باید تا آخر حرفم را اینجا بزنم شما هم باید گوش بدهید هزارى هم که مداد بزنید من باید تمام حرف‌هایم را بزنم اعتراضى هم دارید باید بعد بکنید...

رئیس - شما بعد اجازه بخواهید آقاى اردلان.

فرامرزى - به قدر حرف‌های آقاى اردلان نمی‌شود که غالبش هم زیاد است بفرمایید.

دکتر بقایی - ... آقایان هم همین حساب را کردند و دیدند که اگر رأى علنى شد موفق نخواهند شد به این جهت دیدند خوب این یک کار خطرناکى است و شاید وقتى که رأى اعلام شد یک عده‌ای رأى موافق خواهند داد و این خیلى کم است و یک عده‌ای هم مخالف خواهند بود و یک عده‌ای هم ممتنع می‌شوند چون از یک طرف رویشان نمی‌شود که به آقاى اعزاز رأى مخالف بدهند و از یک طرف هم مواجه با افکار عمومى خواهند شد و بالنتیجه اعتبارنامه آقاى اعزاز نیک‌پى رد خواهد شد براى این که همان طور که توجه کردید هیچ یک از اعتراضات منطقى من در اینجا جواب داده نشده من حالا نمی‌خواهم در آن وارد بشود ولى همین قدر اشاره می‌کنم که تمام جواب‌هایی که به اعتراضات من داده شد سفسطه و مغالطه بود و این را هر کسى که بخواهد در خارج مجلس برایش ثابت می‌کنم به این جهت آمدند یک کارى کردند که در تاریخ پارلمانى بى‌سابقه بود و آن این بود که کسانى که طرفدار آقاى اعزاز نیک‌پى بودند آمدند تقاضاى رأى مخفى کردند کارى که من در مدت سه ماه نتوانسته بودم بکنم در عرض سه ربع ساعت آقایان انجام دادند براى این که همیشه حق در مقابل زور مغلوب است ما بیخود نباید خودمان را گول بزنیم حق و حقیقت همیشه از زور و پول توسرى می‌خورد ولى حق همیشه غالب خواهد بود (کشاورز صدر - آقاى دکتر آن طرح را من امضا کرده بودم) الان به آن قسمت هم می‌رسم اجازه بدهید این عملى که کردند در عرض سه ربع ساعت دو تا ورقه تهیه کردند به جاى یک ورقه یک ورقه‌اش را از یک عده از دوستان خود من آمده بودند گول‌شان زده بودند بعضى از آقایان هم توجه نداشتند گفته بودند که بلى رأى مخفى لازم است آنها هم امضا کرده بودند ولى براى احتیاط تهیه کرده بودند تو این احتیاط را به اندازه‌ای کردند که ورقه‌ای را که در اینجا آقاى فولادوند قرائت کردند همان ورقه‌ای بود که اکثریتش را دوستان من امضا کرده بودند و 14 تا امضا هم بیشتر نداشت ولى آن ورقه‌ای که 15 امضا داشت و رفقاى آنها بود خجالت کشیدند اینجا بخوانند ولى بنده اینجا می‌خوانم (همهمه نمایندگان)

رئیس - آقا بگذارید بنده بتوانم مجلس را اداره بکنم این را نخوانید اینجا.

دکتر بقایی - اجازه بدهید بخوانم.

اردلان - اخطار نظامنامه‌ای دارم.

رئیس - نخوانید آقا شما هم حق حرف زدن ندارید آقاى اردلان.

دکتر بقایی - آقا این مربوط است این مقدمه است.

رئیس - نخیر نخوانید وارد بشوید در مخالفت با آقاى صفا امامى.

دکتر بقایی - پس من مجبور می‌شوم که این را در روزنامه انتشار بدهم.

فولادوند - آن ورقه 15 تا امضا داشت یکش را آقاى ذوالفقارى آمد پس گرفت.

دکتر بقایی - بلى پس گرفت ولى آن ورقه را شما نخواندید (زنگ رئیس)

رئیس - بین‌الاثنین صحبت نکنید.

کتر بقایی - در هر صورت بعداً به اشخاصى که آن ورقه را امضا کردند واقف خواهید شد که چه کسانى بودند که امضا کرده بودند و خواهید دید که طرفداران آقاى اعزاز نیک‌پى آن ورقه را امضا کرده بودند و نه مخالفین و این را من براى خودم بزرگ‌ترین فتح می‌دانم که آنها خجالت کشیدند که علناً طرفدارى بکنند و مجبور شدند مثل همیشه سرشان را بکنند توى گونى.

حاذقى - همه سروته یک کرباسیم مجلس رأى داده است آقا این حرف‌ها چیست خجالت یعنى چه.

اعزاز نیک‌پى - این حرف‌ها را چرا می‌زنید تو باید خجالت بکشى که توهین می‌کنم افکار عمومى که دست تو نیست.

دکتر بقایی - چشم من خجالت می‌کشم آقاى نیک‌پى ولى پریشب که صدای‌تان این قدر بلند نبود (خنده حضار) شما می‌توانید به من فحش هم بدهید ولى این باعث افتخار من است.

مکى - آقاى دکتر بقایی استاد دانشگاه را هیچ کس نمی‌شناسد اما شما را می‌شناسند؟

رئیس - به آقاى اعزاز نیک‌پى و آقاى مکى هر دو اخطار کردم اخطار دوم اگر شد از جلسه خارج‌تان می‌کنم.

دکتر بقایی - بنده معذرت می‌خواهم از این اظهاراتى که اینجا می‌شود و از تشنجى که تولید شده ولى لازم دانستم که در این مرکز این اظهارات بشود تا بدانند که ماها سر و ته یک کرباسى نیستیم و اصلاً کرباسى نیستم من گونى هستم بوریا هستم ولى آن کرباسى که آقاى حاذقى گفتند ما همه از سر و ته یک کرباسى هستیم من نیستم و 45 نفر دیگر هم اینجا هستند که از آن کرباس نیستند و این بزرگ‌ترین امیدوارى ماست که یک همچنین اقلیت قوى در اینجا وجود دارد و بقیه سر وته یک کرباسند چون خودشان ثابت کردند، راجع به اعتبارنامه آقاى امامى من چیز زیادى بر آنچه که گفتم ندارم که بگویم براى این که آقاى امامى را هم بنده مثل (یک نفر از نمایندگان - خواهش می‌کنم صفایش را هم بفرمایید) بلى آقاى صفا امامى را عرض می‌کنم نه آقاى امامى را مثل این که بد آدمى نیست، من از اکثریت دوستانى که با من صحبت می‌کرده اند شنیده‌ام مرد بسیار خوبی‌اش را گفته‌اند (صحیح است) از کسى نشنیدیم که نسبت سویی به نفع آقاى صفا امامى یک اقداماتى در انتخابات به عمل آمد که من نمی‌خواهم دوباره اسباب تصدیع آقایان بشوم فقط دو موردش را عرض می‌کنم یک موردش یکى از گزارش‌های روزانه است که از یکى از حوزه‌ها داده‌اند چون می‌دانند در هر حوزه‌ای وقتى که شروع به قرائت آرا می‌شود از صبح تا ظهر هر چه

+++

رأى می‌خوانند در یک گزارش می‌نویسند که امروز 800 رأى خوانده شد دارندگان این آرا این عده بودند یک گزارشى بین گزارش‌های مختلفه مال همان سده و ماربین من پیدا کردم که در آن روز 500 رأى خوانده شده بود و این 500 رأى که خوانده شد حداکثر روى هر ورقه رأى سه تا اسم نوشته شده است یعنى با یک حساب ساده 1500 رأى باید باشد یعنى عده آرای اخذ شده باید 1500 رأى باید باشد یعنى فرض کنیم آقاى اعزاز نیک‌پى 400 رأى آقاى امین 400 رأى آقاى صفا امامى 400 رأى کى 200 رأى کى 300 رأى و حداکثرش این آرا را که ما حساب کنیم باید 1500 تا باشد. البته ممکن است که روى یک ورقه دو تا بنویسند ولى ما حداکثر را می‌گیریم که باید 1500 تا باشد مجموع آرای کاندیدهاى مختلف. روى یکى از این گزارش‌ها من همین طور به نظرم وقتى نگاه می‌کردم زیادتر از 1500 تا رسید جمعش تا وقتى که جمع زدیم دیدم جمعش 1548 است یعنى 500 تا رأى خوانده شده باید آرای مجموع کاندیدها که مثلاً پنج یا ده نفر هستد بعد از حساب تمام اینها 1500 تا باشد در صورتى که 1548 است یعنى پانصد رأى خوانده‌اند و 516 رأى به حساب آورده‌اند این را دقت بکنید مقصودم در 16 رأى نیست 16 رأى تأثیرى در بیست هزار رأى ندارد مقصود این است که وقتى که این آرا را براى هر کسى می‌نویسند اینها را نمی‌خواندند و همین طورى پیش خودشان می‌نوشتند و آن کسى که می‌نوشته ریاضیاتش یک قدرى مثل من ضعیف بوده و نتوانسته آن جمع را درست ببندد این علت سوء جریان است دیگر این است که آقاى اردلان گفتند که اگر هم این طور باشد تأثیرى در آرا ندارد البته من نگفتم که اگر صندوق کهپایه را باطل نمی‌کردند آقاى اعزاز نیک‌پى وکیل نمی‌شد من آن را مثال آوردم براى سوء جریان، براى اعمال غرض براى حق کشى، براى پایمال کردن حق ملت من نگفتم که اگر اینها را بخوانند آقاى اعزاز نیک‌پى وکیل نیستند، خوب هم هستند و آقایان همکاران محترم من خواهند دید که بعد از این در مجلس صدای‌شان از همه بلندتر خواهد بود و گردن‌شان هم افراشته‌تر، این طبیعى است، همین طور هم بایستى باشد ولى آن مثال‌هایی که من آوردم براى این بود که سوء جریان را نشان بدهم و ثابت کنم که جریان غلط بوده این جریان را دو چیز به وجود آورد یکى نفوذ آقاى اعزاز نیک‌پى به عنوان معاون نخست وزیر و عملاً وزیر پست و تلگراف یک چیز دیگر هم لازم داشت چون نفوذ خالى هم که کار پیش نمی‌رود و کسانى هم که در مراکز نفوذ هستند حاضر نیستند که در جیب‌شان را باز کنند و پول خرج کنند به این واسطه یک کسى را بایستى پیدا بکنند که پول خرج بکند اول آمدند این طورى که پرونده نشان می‌دهد آقاى کازرونى را کاندید کردن آقاى کازرونى مردى است تاجر، محترم، خانواده‌دار، مثل آقاى‏ صفا امامى آمدند گفتند که بیا کاندید بشو. ایشان هم اصفهانى است خودش دست‌شان را خواند و گفت این چه کارى است که من بیایم کاندید بشوم پول خرج بکنم بعد هم ممکن است وکیل نشوم و گفت ما می‌رویم دنبال کار و کسب خودمان و قبول نکرد اینها را تمام از روى پرونده می‌گویم نه این که تاریخچه یا قصه باشد، بعد دیدند که نشد یک کسى هم لازم است پول احتیاج دارند رفتند آقاى صفا امامى را پیدا کردند گفتند آقاى امامى تو مرد خوبى هستى محترم هستى، خانواده‌دار هستى، مردم هم به تو ارادت دارند، پول هم دارى بیا یک خرده خرج کن اینحا و وکیل بشو خوب وکالت مجلس یک چیزى نیست که کسى بدش بیاید، ایشان هم که یک مقدارى پول خرج کردند البته ایشان آن مقدارى که بعضی‌ها در دوره‌ها دیگر خرج می‌کردند خرج نکردند چون اصولا اهالى زحمتکش اصفهان زیاد پول خرج نمی‌کنند ولى خوب به اندازه‌ای که مخارج انتخابات بگذرد خرج کردند و وکیل شدند به این جهت من اعتراض که به ایشان دارم شخص ایشان نیست ایشان را به زور کشیدند از خانه‌اش بیرون گفتند تو باید وکیل بشوى و اگر به ته قلب خودش مراجعه بکنید چیزى که خودش هم هیچ وقت انکار نخواهد کرد این است که علیرغم خودش کشیدندش توى این کار ولى آنچه که سوء عمل بود در انتخابات آنجا، آنچه که حق‌کشى می‌شد، آنچه که ظلم بود فقط به وسیله آقاى نیک‌پى شد، تلگرافاتی که ایشان از تهران می‌کردند به این امضا می‌کردند از طرف نخست وزیر اعزاز نیک‌پى. آقایانى که در ولایات بوده‌اند می‌دانند یک همچون تلگرافى اگر برسد از طرف نخست وزیر اعزاز نیک‌پى این دیگر تکلیفش معلوم است حتى لازم نیست که آن شخص قبلاً هم وزیر باشد یا معاون نخست وزیر باشد کافى است که براى هر یک از ولایات ایران شما یک تلگراف بکنید از طرف نخست وزیر حسنعلى جعفر... (فرامرزى - قانوناً مجازات دارد پست و تلگراف باید امضا بکند) اگر قانون بود که این حرف‌ها لازم نبود (آشتیانى‌زاده - اگر قانون بود مال مردم را غارت نمی‌کردند) عرض کنم راجع به اعتبارنامه آقاى صفا امامى من روى تجربیاتى که اندوخته‌ام نه تقاضاى رأى مخفى کردم و نه تقاضاى رأى با ورقه براى این که اولاً گفتم ایشان شخصاً آدم خوبى است برخلاف میل خودش حتى تا اندازه‌ای کشاندند و آوردندش توى کار و حالا که اینجا است می‌بینم از خیلی‌ها بهتر است به این جهت من تقاضاى رأى مخفى نکردم براى این که اگر این کار را می‌کردم، البته ممکن بود که من تقاضاى رأى مخفى بکنم ولى اگر اى کار را من می‌کردم نتیجه‌اش این بود که یک عده‌ای از قبل ایشان استفاده بکنند و من می‌خواستم که بیخود این ضرر را نکنند (اسدى - این فحش است آقا) به کى آقا؟ (اسدى - به همان‌ها) به کسى که کارى نمی‌کند که فحش نیست (اسدى - این چطور صحبت کردن است) حقیقت تلخ است البته، تردید نیست از آقایان محترم اجازه می‌خواهم یک نامه‌ای که امروز بعد از ظهر در همین مجلس به من رسیده قرائت کنم البته در این جریان اعتراضى که بنده به اعتبارنامه آقاى نیک‌پى کردم متجاوز از صد تا تلگراف دسته جمعى یا فردى از اصفهان به من رسیده که یک نفر از امضا کنندگانش را نمی‌شناسم زیرا در اصفهان من هیچ آشنایی ندارم که همه تشکر کرده بودند و مرا تشویق کرده بودند به این کار یک تلگرافى هم با پنج، شش امضا رسید که تمام این چیزهایی که گفتید اشتباه است و خلاف حقیقت است و آنهایی که این تلگرافات را کردند ما تعقیب‌شان کردیم در عدلیه نمی‌دانم البته احتمال هم می‌دهم که آن اشخاصى که این تلگرافات را کردند و حالا که این طور شده تحت تعقیب هم قرار بگیرند براى این که در مملکت ما هیچ بعدى ندارد ولى مقصودم این بود که از آن تلگراف کنندگان تشکر بکنم و عذر جواب را کتباً بخواهم ولى یک نامه‌ای براى من رسیده است که اجازه می‌خواهم براى آقایان قرائت بکنم:

 آقاى دکتر بقایی، اینجانب به نام یک نفر اصفهانى می‌خواهم از جنابعالى و 45 نفر دیگر از نمایندگان محترم که گوش‌شان به نداى وجدان آشنا و دل‌شان از نور حقیقت روشن است به مناسبت اعتراضات مدللى که به انتخابات ننگین اصفهان فرمودید سپاسگزارى نموده به‏ ملت ایران عموماً به مردم اصفهان خصوصاً بشارت دهم که در این صحنه انحطاط اخلاقى و فساد مردمى هستند که دفاع از حق و حمایت از حقیقت را بر لاقیدها و تسامحات حق‌شکنانه ترجیح داده دستخوش سهو یا خطا نمی‌شوند جریان انتخابات اصفهان اگر مورد توجه و حقگذارى اکثریت مجلس قرار نگرفت حقیقت آن مسلماً در نظر یک میلیون اهالى استان دهم پوشیده نیست آقاى ناصر‌قلى اردلان که خود مبتکر فلسفه خاص و معتقد به روش مخصوص در حمایت از حق به زعم خویش می‌باشند با تظاهر به مهربانى درباره اینجانب مرا شکست خورده میدان انتخابات دانستند در صورتى که براى تحمیل این شکست پنج ماه مرا به ظلم و عدوان در زندان افکندند (صحیح است) و با همه آزار و شکنجه‌ها مردم حقگذار اصفهان در زیر سرنیزه مأمورین شهربانى و ژاندارمرى بیش از 35 هزار رأى به نام بنده در صندوق‌ها ریختند که 6 هزار آن در ماربین و پنج هزار آن در اردستان و دو هزار آن در شهر تعویض شد که تمام مدارک آن در پرونده موجود است ولى باز هم به مقصد نرسیدند و ناچار صندوق کوهپایه را به نام تهدید ابطال کردند آیا مسخره نیست که با وجود هنگ ژاندارمرى که مجرى اوامر دولت بود و سایر عوامل نیست به تهدید به شخصی بدهند که او را در شهربانى به جرم نگرفتن پول و عدم تسلیم به تعویض صندوق توقیف... کردند در انتخابات اصفهان غیر از عوامل دولتى و سرنیزه ژاندارم پول آقاى صفا امامى گره‌گشایی‌ها کرد در صورتى که چند روز در خانه مخفى شد که پول ندهد ولى او را رها نکردند و صریحاً تهدید کردند که اگر فعالیت نکنى توقیف خواهى شد من در اعتراضات خود به انجمن نظارت و مجلس شوراى ملى که صد هزار تومان چک آقاى صفا را آقاى صحت عضو انحجمن شب براى تعویض صندوق برخوار به منزل آقاى محمد برومند برد و آن شخص محترم قبول نکرد من و آقاى محمد برومند هر دو این مطلب را فردا به اطلاع جناب اقاى ابوالقاسم امینى استاندار وقت رساندیم همچنین 20 هزار تومان در منزل عقدایی رئیس انجمن به آقاى قدرت‌الله بهروان آن مرد شریف دادند که صندوق کوهپایه را عوض کند و نکرد من آنچه را که در این نامه می‌نویسم در پیشگاه محکمه ثابت خواهم کرد و از آقایان ابوالقاسم امینى نماینده محترم مجلس و حاج میرزا حبیب‌الله امین و خود آقاى صفا امامى استشهاد می‌نمایم که در پیشگاه مجلس شوراى ملى برخاسته به نام شرافت و وجدان اطلاعات خود را عرضه دارند تا حقیقت روشن و معلوم شود که در چه کارند همه، حسام‌الدین دولت‌آبادى

+++

این نامه بعد از ظهرى به بنده رسیده من خودم هم خیال داشتم، خیال کرده بودم که اینجا شهادت جناب آقاى حاج امین را بخواهم راجع به انتخابات چون یقین دارم که مردى مثل ایشان اداى شهادت می‌کنند و منکر سوء جریاناتى که در آنجا خواهد بود نخواهند شد و خود آقاى صفا هم شاید انکار این مطلب را نکنند براى این که همین طور که به عرض آقایان رساندم ایشان آدم نجیب و محترمى هستند این جریانى که بنده خدمت آقایان عرض کردم و آن اسامى که خواستم بخوانم و همین‌هایی که ترسیدند مشت‌شان باز بشود نگذاشتند آنها را بخوانم هو کردند من آنها را منتشر خواهم کرد، در روزنامه‌ها جرأت ندارند که اسم‌شان خوانده شود آقایان همه شماها امضا کردید شما نمی‌گذارید هلفاء خوانده شود خواستم که پشت این تریبون عرض بکنم (آشتیانى‌زاده - شما مرا می‌ترسانید بنده امضا کردم از شما هم نمی‌ترسم بخوانید آقا بنده راجع به ماده 109 عرضى دارم) (زنگ رئیس) فقط یک مطلبى را می‌خواستم در اینجا عرض بکنم و آن مطلب این بود که در این مجلس یک جریانات مخفى وجود دارد که این جریانات مخفى را متأسفانه در خارج کمتر کسى مطلع می‌شود مثل همین جریاناتى که من به عرض آقایان و به عرض ملت ایران رسانیدم و من اعلام می‌کنم که تا موقعى که من در این مجلس هستم هر وقت بر این جور جریانات اطلاع پیدا کنم آن را بازگو خواهم کرد براى این که اگر اشخاصى هم که سابق بر این بودند این جریانات را می‌گفتند ما امروز اطلاعات‌مان بیشتر است فقط عرض بنده این بود که اگر آقایان تصور بفرمایند که ما مزاحم هستیم در این مجلس ممکن است ما را بیرون کنند آن وقت چون البته اکثریت‏ دارند ممکن است ما را بیرون کنند حالا می‌گذارم براى آقایان هر طورى که میل‌شان است راجع به این رأى بدهند و فقط یک مطلب را بنده یادم رفت عرض کنم آن را هم در آخر عرایضم می‌گویم و مرخص می‌شوم و آن این است که پریشب آقاى اردلان در جواب من گفتند که اگر صندوق کوهپایه هم باطل نشده بود باز آقاى اعزاز نیک‌پى هم وکیل بود بنده در جواب ایشان عرض می‌کنم صحیح است ولى اگر صندوق کوهپایه ابطال نشده بود آقاى صفا امامى وکیل نبودند و آقاى دولت‌آبادى وکیل بودند (صحیح است)

نراقى - بنده مخبر شعبه هستم.

آشتیانى‌زاده - بنده عرایضى دارم طبق ماده 109

رئیس - اسمى از شما نبردند.

آشتیانى‌زاده - بنده امضا کردم.

اعزاز نیک‌پى - بنده هم طبق ماده 109 عرض دارم (خنده حضار)

آشتیانى‌زاده - مجلس انحصار است.

فرامرزى - تکذیب می‌کنم آقاى آشتیانى‌زاده جنابعالى هر چه می‌خواهید حرف بزنید قبل از دستور. بعد از دستور.

آشتیانى‌زاده - به آقایان قبل از دستور و بعد از دستور اجازه داده می‌شود که صحبت بکنید و به ما اجازه داده نمی‌شود صحبت کنیم.

رئیس - آقاى نراقى.

نراقى (مخبر شعبه) - عرض کنم به طورى که آقایان استحضار دارند بنده چون مخبر شعبه هستم همان طور که از آقاى نیک‌پى و آقاى حاج امین‌التجار دفاع کردم از آقاى صفا امامى هم باید دفاع کنم آقاى دکتر بقایی در بیانات امشب‌شان مطلب تازه‌ای نفرمودند ولى ایشان آقاى حاج امین‌التجار را وکیل طبیعى اصفهان می‌دانند و بنده تعجب می‌کنم که اگر ایشان به جریان انتخابات اصفهان ایراد دارند همان جریانى که موجب شده آقاى حاج امین‌التجار وکیل شوند همان جریان هم سبب شده که آقاى صفا امامى و آقاى اعزاز نیک‌پى هم وکیل شوند و ایشان به اقاى حاج امین‌التجار ایراد نکردند پس بنابراین آقایان اینجا همان طور که عرض کردم رعایت این نکته را بفرمایید و همیشه رعایت اصول را بفرمایند و آقاى دکتر بقایی هم همیشه خیلى علاقه به اصول دارند و می‌بایستی اگر به جریان انتخابات اصفهان اشکالى می‌داشتند در مورد آقاى حاج امین‌التجار هم اشکال می‌کردند ولى معلوم می‌شود که ایراد ایشان راجع به جریان نیست راجع به صلاحیت آقاى اعزاز نیک‌پى و آقاى صفا امامى است و امشب باز دو مرتبه آقاى دکتر بقایی مطالب سابق‌شان را تکرار فرمودند به اضافه این نکته که فرمودند که آقاى صفا امامى اگر آن صندوق کوهپایه را باطل نمی‌کردند ایشان وکیل نمی‌شدند بنده عرض می‌کنم که صندوق کوهپایه مطابق مقررات باطل شده است برخلاف قانون نبوده است (دکتر بقایی - این برخلاف قانون بوده است بایستى آرا را بخوانند و بعد باطل بکنند) هر بخشى هر نقطه‌ای که انتخاباتش مبنى بر تهدید یا تطمیع باشد انتخابات آن نقطه باطل است و راجع به کوهپایه هم رئیس ژاندارمرى، بخشدار، اکثریت انجمن مرکزى تصدیق کردند که انتخابات آنجا باطل است بنابراین آقاى صفا امامى وکیل اصفهان شدند چون بنده با آقاى دکتر بقایی دوستى دارم دوستانه نصیحت می‌کنم یک فکرى بکنیم که قانون انتخابات اصلاح شود ما موافقیم که قانون غلط است و الا تا این قانون هست همین جور است. آقاى صفا امامى و برادرشان در اصفهان کارخانه دارند، خودشان میلیون‌ها ثروت دارند، منتفذ محلى هستند، ملاک هستند تا این قانون انتخابات هست اینها انتخاب می‌شوند شما چه انتظارى دارید و شما نمی‌توانید ایرادى بکنید و هر وکیلى که متفذین محلى با او موافق هستند آن وقت ایشان وکیل می‌شود و الا هر کسى که نفوذى نداشته باشد آن وقت ممکن است که وکیل نشود دوره گذشته برادر ایشان وکیل بودند، ایشان مدیر کارخانه هستند و شاید هم بنده اصولاً با ایشان موافق نیستم ولى قانون طورى است که مطابق این قانون همین منتفذین انتخاب می‌شوند و ایشان در اصفهان کسان زیادى دارند، قوم و خویش دارند کارخانه دارند، میلیون‌ها تمول دارند اینها را بنده تذکر می‌دهم به آقایانى که شاید شاهد مبارزه خودشان بوده‌اند آقاى دکتر بقایی شاهد مبارزه انتخاباتى نبوده‌اند در موقع انتخابات خودشان و الا اگر در جایی کسى شاهد مبارزه انتخاباتى شدید باشد همین شاکی‌ها پیدا می‌شوند براى این که پنج و شش نفر مبارزه می‌کنند با هم در اصفهان آنجا یک مبارزه شدید انتخاباتى شده بنده با آقاى حسام‌الدین دولت‌آبادى نهایت ارادت را هم دارم ولى این دوره ایشان موفق نشدند در دوره گذشته ایشان وکیل بودند در این دوره آقاى صفا امامى موفق شدند وقتى که مبارزه انتخاباتى شد چنین اشکالات پیدا می‌شود آن شخص که نفر چهارم یا پنجم شده این انتشارات را می‌دهد بنابراین از لحاظ جریان انتخابات اصفهان به طورى که عرض کردم هیچ ایرادى به جریان انتخابات اصفهان وارد نیست باز مجدداً  آقاى دکتر تذکر دادند راجع به آقاى اعزاز نیک‌پى که ایشان معاون نخست وزیرو وزیر پست و تلگراف بودند بنده یک مرتبه آن موضوع را روشن کردم که این ایراد اصولى نیست در آن موقع ایشان نبودند و اگر هم استفاده‌ای کردند این مورد ندارد و جریان انتخابات اصفهان صحیح است (دکتر بقایی - آقا در آن موقع آقاى دولت‌آبادى حبس بود) و خبر شعبه هم صحیح است شعبه به انتخابات اصفهان کاملاً رسیدگى کرد و آقاى برزین را که مورد قبول همه آقایان هستند بنده به شهادت می‌طلبم که ایشان در شعبه تشریف داشتند با نهایت موشکافى این پرونده رسیدگى شد آقاى دکتر بقایی جنابعالى کى را قبول دارید؟ آقاى برزین را قبول دارید؟ (دکتر بقایی - البته که قبول دارم) خوب پس ایشان شاهدند که انتخابات اصفهان کمال صحت را داشته و دوسیه انتخابات هم کاملاً موشکافى شده است.

رئیس - آقاى فولادوند مطابق ماده 109 اظهاراتى دارند؟

فولادوند - بنده می‌خواستم خواهش بکنم که جناب آقاى دکتر به عرایض بنده گوش بگیرند اگر که حرفى برخلاف میل ایشان زدم و برخلاف عقیده‌شان اینجا تشریف بیاورند صحبت کنند بنده منشى مجلس هستم و معمول است که هر پیشنهادى به رئیس تقدیم می‌شود مقام ریاست به یکى از منشی‌ها یا به من مرحمت می‌کنند و بنده آن را قرائت می‌کنم اولاً این دو ورقه که من امضا نکرده‌ام عضو فراکسیون دمکرات ایران هم هستم افتخار هم می‌کنم از اعضاى وفادار حزب هم هستم (صحیح است) روز اول هم حزب به انتخابات من کمک نکرده است اگر خواستید یک روز در این مجلس بیاورم جلوی‌تان بگذارم می‌آورم منتها من چون وارد حزب دمکرات شدم این بود که بعد از این که انتخابات را بردم من گفتم که من وفادار هستم. این دو ورقه را بنده امضا نکرده‌ام مقام ریاست دو ورقه به من مرحمت کردند یکى پس از دیگرى من قرائت کردم اولى 15 امضا داشت که یکی‌اش مال آقاى ذوالفقارى بود آمدند اینجا گفتند قلم بکشید روى این. دومى را هم چون کافى بوده قرائت نشده علیهذا ورقه اولى را که رئیس به من داد من قرائت کردم دومى را که خواستم قرائت بکنم و من در مواقعى صدا زدند کافى است و بنده عرض کردم که یک مقدار دیگر امضا هست و می‌خواهید قرائت بکنم و من در مواقعى که اینجا مهره سیاه و سفید آقایان می‌دهند یا ورقه قرائت می‌کنم شاید ملاحظه کرده‌اید از جهت این که بنده سابقه عدلیه دارم و مستنطق و مدعى‌العموم بودم به قدرى انگشت‌هایم را بالا می‌گیرم که همه آقایان ببینند (صحیح است) کاسه‌ها را زیر و رو می‌کنم که یک نفر سوء ظن پیدا نکند بنده سال‌ها در شهر خودتان مدعى‌العموم و رئیس عدلیه بودم (دکتر بقایی - بنده که عرضى به شما نکردم) بنده اگر بازرس انتخابات همدان نبودم آقاى برزین اینجا ننشسته بود (برزین - صحیح است، صحیح است، صحیح است، صد مرتبه صحیح است) بنده می‌خواستم زیادتر صحبت بکنم ولى لازم نیست.

دکتر بقایی - من حرفى به شما نداشتم.

+++

رئیس - آقاى حاذقى موافق هستند

(جمعى از نمایندگان - رأى آقا رأى)

حاذقى - من پنج دقیقه از مقام ریاست اجازه گرفتم و از آقایان استدعا می‌کنم که فقط این پنج دقیقه‌ای که صحبت می‌کنم توجه بکنند. پنج ماه و نیم است که مجلس افتتاح شده است و من اولین بار است که اینجا می‌خواهم عرضى بکنم که یک موضوعى که نتیجه‌ای و نفعى براى مردم ندارد طرفدار آن نیستم بنده طرفدار عمل هستم، طرفدار کار هستم و طرفدار این هستم که مجلس شوراى ملى با تخفیف آلام و مصائب ملت خدمت کند به این مملکت و این مفاسدى که در مملکت هست از ریشه براندازد و با وضع قوانین مفید و همکارى صمیمانه با یکدیگر موجبات رفاه مردم را فراهم بیاورد اگر چنانچه این رویه معمول بشود باور بفرمایید آقایان، مردم ایران نسبت به مجلس شوراى ملى نه تنها بدبین نیستند کمال خوشبینى را هم دارند ولى اگر کارى انجام نگیرد تا پایان دوره تمام وقت صرف حرف و صحبت و مشاجره و مجادله و لجن مالى کردن همدیگر بشود و به خدای لاشریک ملت ایران کوچک‌ترین احترامى نخواهد گذاشت خواهش می‌کنم اجازه بفرمایید عرض کنم که در تمام دوره 14 من اینجا مکرر در مکرر اصرار کردم که آقایان بیایید قانون انتخابات را اصلاح کنید (همهمه نمایندگان) اجازه بفرمایید من اجازه گرفتم من به عنوان موافق با این پرونده اجازه گرفتم مقام ریاست هم اجازه فرمودند عرض کنم من اصرار کردم که آقایان بیایید براى مصلحت مملکت یا روى منافع شخصى خودمان بگذارم و این قانون را اصلاح کنیم مطابق نظر موجهین ملت و طورى باشد که در هر ناحیه‌ای در هر شهرى آن اشخاص انتخاب بشوند که مقبولیت عامه دارند و مورد اعتماد ملت و مردم هستند نکردند حالا هم آقایان پنج ماه و نیم است گذشته، مکرر هم صحبت شده است آقایان به جاى این که بخواهند کار را از اساس و بنیاد درست بکنند متأسفانه به این مشاجره‌ها می‌پردازند و باز هم وقت می‌گذرد و باز هم همین طور وقت مجلس و ملت ایران به هدر می‌رود من خواستم به آقایان عرض بکنم این بیاناتى که آقاى دکتر بقایی اینجا فرمودند من شخصاً به ایشان ارادت دارم جوانى هستند دانشمند، تحصیلکرده ولى بسیار کج‌سلیقه، بسیار منفى‌باف. خیلى معذرت می‌خواهم بسیار عوام‌فریب ببخشید (دکتر بقایی - خوشوقتم که با شما از یک کرباس نیستم) عرض کنم همین طورى که ایشان یک نامه‌ای اینجا خواندند خدا شاهد است یک عده‌ای آمدند در مجلس شوراى ملى و از همشهری‌های آقا هستند آن نامه‌هایی را که شما خواندید گفتند که عوام‌فریب هستید دلایلى هم داریم یکى از آنها هم یک نفر صاحب‌منصب عالی‌رتبه وزارت فرهنگ است گفت ایشان وکیل ما هستند نه به درد ما رسیدگى می‌کنند نه به شکایت ما می‌رسند تمام اوقات خودشان را تلف می‌کنند من می‌خواهم عرض بکنم که انتخابات اصفهان با یک اندک تفاوتى سر و ته سایر انتخابات ایران است (دکتر بقایی - توهین می‌کنید خیلى تفاوت دارد ممکن است با انتخابات شما یکى باشد) من خدا شاهد است تمام مردم ایران می‌دانند که صرفاً با آرای طبیعی انتخاب شده‌ام (صحیح است) (دکتر بقایی - با این قدر تملق همه کار می‌شود کرد) همین آقاى اعزاز‌الدوله نیک‌پى اگر نبودند شما وکیل کرمان نبودید ایشان در کمیته مرکزى بودند و موافقت کردند که شما کاندید حزب باشید و الا در کرمان منتفذتر از شما مقتدرتر از شما قوی‌تر از شما، سرشناس‌تر از شما، باشخصیت‌تر از شما، وجود داشت جناب آقاى سردار فاخر حکمت کمک کردند و شما کاندید حزب شدید (زنگ رئیس)

رئیس - علت همین است که من به شما اجازه نمی‌دهم، شما آمدید موافقت کنید این چه صحبت‌هایی است؟

حاذقى - بسیار خوب، بیش از این وقت ملت و مجلس دیگر نباید صرف صحبت در اعتبار نامه‌ها بشود مردم به ستوه آمده‌اند خواهش می‌کنم اجازه که به اعتبارنامه ایشان رأى داده شود بعد هم آقاى دکتر متین دفترى و یکى دو نفر دیگر که مانده‌اند مطرح بشود این کار را تمام بکنیم برویم روى برنامه دولت و قانون تصویب بکنیم هزار و سیصد معلم چهار ماه است مشغول خدمت هستند و حقوق ندارند. قانون اینها آمده است کمیسیون بودجه تصویب کرده، کمیسیون فرهنگ تصویب کرده و جزء دستور مجلس است بگذارید این قوانین تصویب بشود قانون محدود کردن بازرگانان خارجى جزء دستور مجلس است بگذارید کارهاى مفید بکنیم مردم هم به مجلس به نظر خوب نگاه می‌کنند.

رئیس - آقاى حاذقى ضمن بیانات‌شان گفتند که انتخاب آقاى دکتر بقایی با کمک آقاى اعزاز نیک‌پى بوده و راجع به انتخاب آقاى دکتر بقایی آقاى اعزاز نیک‌پى کمک کرده‌اند من به کلى تکذیب می‌کنم زیرا در انتخاب ایشان هیچ کمکى نشده است جریان او یک جریان خاص و به میل مردم است. پیشنهاد کفایت مذاکرات شده است که قرائت می‌شود (به شرح ذیل قرائت شد)

مقام ریاست معظم مجلس شوراى ملى پیشنهاد می‌کنم به کفایت مذاکرات رأى گرفته شود که بیشتر از این وقت مجلس تلف نشده و به سایر امور رسیدگى کنند محمد‌‌على دادور (جمعى از نمایندگان - مخالفى نیست)

رئیس - رأى گرفته می‌شود به نمایندگى آقاى صفا امامى از اصفهان آقایانى که موافقند قیام کنند (اکثر برخاستند) تصویب شد (جمعى از نمایندگان - مبارک است) آقاى امامى خویی اعتبارنامه آقاى باتمانقلیچ مطرح است بفرمایید.

نورالدین امامى - آقاى حاذقى یک تذکرى دادند که پنج ماه و نیم، شش ماه است که از عمر مجلس می‌گذرد و هنوز ما در مراحل اولیه هستیم این حرف ایشان در من یکى که تأثیر کرد، من عرایضم را خیلى مختصر و بیش از چند دقیقه نخواهم کرد (حاذقى - تشکر می‌کنم) که دو نفر از همکاران محترم هم آقاى گنجه‌ای و آقاى دکتر راجى با اعتبارنامه آقاى باتمانقلیچ مخالفند این است که من عرایضم را خیلى کوتاه خواهم کرد و نوبت را می‌دهم به آقایان.

جمعى از نمایندگان - اکثریت نیست (بعد از چند لحظه کافى شد)

رئیس - بفرمایید آقاى امامى.

نورالدین امامى - من با آقاى باتمانقلیچ کوچک‌ترین سابقه سویی ندارم و بلکه به تصدیق خود ایشان با ایشان رفیق هستم و آن هم تازه رفیق نشده‌ام رفیق ده ساله دوازده ساله هستم و مخصوصاً به ایشان ارادت دارم براى این که یک مرد خیرى هستند و در امورات عام‌المنفعه شرکت می‌کنند و پول‌هایی که ایشان هر سال در راه خیرات و مبرات مصرف می‌کنند مقدار کثیرى را اطلاع داریم چندى قبل ورزشکارهاى آذربایجانى، که تهران آمده بودند دعوتى از طرف نمایندگان محترم آذربایجان در باشگاه ورزشى کرده بودیم از آنها و ایشان سنگین‌ترین خرجش را تحمل کردند من به شخص ایشان ارادت دارم ولى اعتراضم به این است که در اردبیل، مهد شاه صفى که یک وقتى مرکز تمدن ایران بود و الان صد و پنجاه دویست نفر لیسانسیه حقوق اردبیلى در تهران هست یک نفر غیر اردبیلى براى چه به اردبیل تحمیل شده و از اردبیل وکیل شده اعتراض من فقط از این نقطه‌نظر به انتخاب آقاى باتمانقلیچ است گمان می‌کنم تمام نمایندگان معظم سابقه دارند که در سال شوم گذشته اهالى غیور و وطن‌پرست اردبیل چه از جان گذشتگى و فداکارى کرده و به چه ترتیب از زاد و بوم شاه صفى دفاع کردند آیا سزاوار است بعد از این همه فداکارى اجازه ندهیم یک نفر از همشهری‌های خود را به مجلس شوراى ملى بفرستند؟ آقاى باتمانقلیچ چه معروفیتى در اردبیل داشته که بتوانند از اردبیل وکیل شوند آقاى باتمانقلیچ چه مقامى را در ایران احراز کرده بودند که آن مقام موجب معروفیت و در نتیجه انتخاب ایشان از اردبیل یک روز ضمن صحبت از خود ایشان سؤال کردم که شما قبل از انتخابات و سفر اخیر خودتان به اردبیل هیچ به اردبیل تشریف برده بودید؟ در پاسخ به من فرمودند که چند سال قبل موقعى که دولت مقدارى گندم از اردبیل به تهران می‌آورد من براى حمل آنها با کامیون‌ها و اتومبیل‌های شخصى خودم به اردبیل رفتم البته نمایندگان محترم تصدیق می‌فرمایند حمل گندم دولتى با کامیون ایشان معروفیتى براى شخص در محل تهیه نمی‌کند آن هم معروفیتى که وکیل منحصر به فرد اردبیل بشود، همکاران گرامى من آذربایجان ستم‌کشیده و درد‌دیده است مردمان آن سامان انتظار دارند که در مقابل آن همه فشار و آن همه سختى توجه بیشترى به دردهاى درونى آنها بشود (صحیح است) انتظار دارند در مواردى که شخصیت و احترام و عظمت آنها در خطر است سایر برادران ایرانى به آنها کمک بکنند، این است که من به نام یک نفر آذربایجانى به نمایندگان معظم عرایض و درددل آنها را ابلاغ و عرض می‌کنم نمایندگان محترم، اردبیل وطن شاه صفى و شاه عباس کبیر است و بدانید مردمان غیور و میهن‌پرست آذربایجان منتظر قضاوت مجلس شوراى ملى درباره انتخاب وکیل آنها می‌باشند (احسنت)

رئیس - مخبر شعبه آقاى امینى است که نیست خودتان بیانى دارید آقاى باتمانقلیچ؟

باتمانقلیچ - چون آخرین دفاع با من است آقایان دیگر هم مخالفت خودشان را بکنند.

رئیس - دو نفر مخالف نمی‌شود صحبت بکنند.

یک نفر از نمایندگان - منشى شعبه هم می‌تواند صحبت کند و دفاع کند.

رئیس - منشى شعبه هم دفاع نمی‌کند.

باتمانقلیچ - بنده موافقت می‌کنم که دو نفر آقایان هم صحبت بکنند.

رئیس - شما نمی‌توانید موافقت بکنید دو نفر مخالف نمی‌توانند صحبت بکنند مخالف قانون است‏

باتمانقلیچ - جواب فرمایشات آقاى امامى را بعداً خواهم داد.

+++

نراقى - بنده اخطار نظامنامه‌ای دارم.

رئیس - راجع به چه ماده؟

نراقى - وقتى که مخبر شعبه نیست اصلاً نباید اعتبارنامه مطرح شود.

رئیس - آقاى باتمانقلیچ خودتان می‌توانید چند دفعه هم صحبت کنید، بفرمایید اول مختصر بگویید دو مرتبه هم می‌توانید حرف بزنید.

باتمانقلیچ - تمام فرمایشاتى که آقاى امامى همکار عزیزم کردند رد می‌کنم زیرا من آذربایجانى هستم و در آذربایجانى بودن من هیچ تردیدى نیست و قبلاً هم می‌خواهم به عرض آقایان نمایندگان محترم برسانم که نمی‌خواهم با الفاظ فریبنده و تعارفات در تصمیم نمایندگان محترم درباره خودم تأثیرى کرده باشم هر تصمیمى از طرف نمایندگان محترم پس از ارائه مدارک و ادای توضیحات بعد از این که آقایان اعتراضات خودشان را فرمودند هر تصمیمى بگیرید براى من به صلاح است زیرا بنده معتقدم که بشر در سرنوشت خودش تغییرى نمی‌دهد و هیچ عملى انجام نمی‌گیرد مگر به خواست خداوند تبارک و تعالى با این ایمان نه در گذشته و نه حالا از هیچ یک از آقایان تقاضایی ننموده‌ام و حالا هم عرض می‌کنم پس از ارائه مدارکم با قضاوت وجدان پاک نمایندگان محترم روبرو خواهم شد (صحیح است، احسنت)

رئیس - آقاى گنجه‌ای.

گنجه‌ای - خاطر آقایان نمایندگان محترم مستحضر است که بنده در مباحثاتى که در این چند ماهه اوایل تشکیل مجلس شوراى ملى شروع شد و معدودى تحت تأثیر عوامل خارجى که به عقیده اینجانب به هیچ وجه نبایستى در مسائل داخلى مجلس شوراى ملى منعکس شود بدون دلیل و برهان با اعتبارنامه چند نفر مخالفت کردند شرکت ننموده‌ام و اطمینان داشته باشید هیچ وقت عقاید خود را روى حب و بغض یا سوابق ارتباطیم با اشخاص قرار نداده و در هر موقعى هم مهره سیاه و سفید به میان آمده تنها از صداى وجدان خود تبعیت کرده‌ام و از خداوند خواستارم که من و همکاران محترم را از لغزش و اشتباه مصون فرمایند (باتمانقلیچ - انشاءالله) در موضوع اعتبارنامه آقاى باتمانقلیچ مراعات اصول مسلمه قانونى و اجابت تقاضاهاى کتبى و تلگرافى محترمین و معتمدین شهر اردبیل مرا ملزم نمود که سکوت را بشکنم و خموشى را ترک گویم و تهدید و تطمیع و مداخلاتى را که در این انتخاب به عمل آمده تشریح نمایم و از ساحت مقدس مجلس شوراى ملى به نام نمایندگان آذربایجان در اعاده حقوق قانونى هموطنان اردبیلى استمداد نمایم و این مطلب را هم عرض می‌کنم چون قبل از ورود به ساحت مجلس شوراى ملى هیچ گونه سابقه آشنایى با آقاى باتمانقلیچ نداشتم البته با عدم آشنایی و سابقه به احوال ایشان نمی‌توانم نسبت به صلاحیت شخصى اخلاقى ایشان اظهار عقیده نمایم ولى این نکته محرز است که ایشان صلاحیت انتخاب شدند از اردبیل را برابر مواد 12 و 44 قانون انتخابات مجلس شوراى ملى نداشته و ندارند اگر چه مقتضى این بود که در اوایل افتتاح مجلس مصائب و بلایایی که به آذربایجان و آذربایجانى وارد شده به عرض نمایندگان محترم برسانم ولى براى این که اوقات مجلس شوراى ملى اشغال و خاطر حضرات از شنیدن مصائب و بلایاى وارده مکدر نگردد نمایندگان آذربایجان از این مقوله نزدند حالا براى این که آقایان محترم با علم و اطلاع به اوضاع و احوال آذربایجان در مورد انتخابات اردبیل بهتر قضاوت فرمایند اجازه می‌خواهم به عنوان مقدمه در کلیات مطالب مختصرى عرض کنم. پس از آن که کشور از قواى بیگانه تخلیه گردید همه امیدوار بودیم روزهاى خوشبختى و سعادتى در پیش باشد و دیگر هیولاى اضمحلال و نابودى یک سره از این کشور رخت بربندد متأسفانه ظهور اغتشاشات و ناامنى و طغیان‌های متوالى در نقاط مختلفه کشور امیدها را مبدل به یأس و پریشانى خاطر کرد و چون آذربایجان به شهادت تاریخ همیشه داراى سهم بزرگى از مصائب وارده به کشور است در آن سرزمین وضعیتى پیش‌ آمد که بیان بنده قاصر از این است که بتوانم صدمه یک بدبختی‌های وارده را توصیف نمایم.

به طور کلى در اثر عملیات خائنانه کارگردانان نهضت قلابى و دستیاران مرکزى آنان در استان‌های سه و چهار آذربایجان و زنجان خاندانى نیست که در ماتم عزیزان خود اشک حسرت به دامان نریزد (صحیح است) و خانواده‌ای نیست که به هزاران بدبختى دچار نشده و جان آنها در معرض خطر نبوده و اموال‌شان به یغما و تاراج نرفته باشد (صحیح است) و اگر رفتار و کردار بعضى از این مزدوران را به فجایعى که مغولان در ایران مرتکب شده‌اند تشبیه کنیم راه مبالغه نرفته‌ایم. به هر ترتیب پس از آن که ارتش شاهنشاهى از زنجان به حرکت آمد و دسته‌های نهضت مقاومت که در تبریز و سایر شهرستان‌ها تشکیل شده و تا آن وقت در خفا مشغول عملیات بودند یکباره در همه جا بر علیه خائنین شوریدند و چنان ضربت محکمى به دهان آنان کوفتند که نیازى به عملیات نظامى نماند. با وجود این همه خسارات کمرشکن جانى و مالى در نیم قرن مبارزه در راه استقلال و آزادى کشور در شش سال تمام جان کندن در تحت اشغال بیگانگان آذربایجان و اهالى ستمدیده آن هیچ گونه پاداشى را منتظر نبوده و نیست و بالاترین پاداش همان تشریف فرمایی اعلیحضرت همایون شاهنشاهى بود که دست مهر و محبت بر سر یتیمان و بیوه‌زنان و مادران داغدیده کشدند و از ابراز هیچ گونه عواطف شاهانه مضایقت نفرمودند (صحیح است) و شاید تاریخ ایران پذیرایی‌های شایان و از دل برآمده و استقبال بى‌نظیرى که در تبریز و رضاییه و اردبیل و سایر شهرستان‌های تابعه از مقدم یگانه مظهر ملى خود نشان دادند به یاد نداشته باشد

(جمعى از نمایندگان - عده کافى نیست)

رئیس - بفرمایید عده کافى شد.

گنجه‌ای - ... چند ماه به اتفاق آقایان نمایندگان آذربایجان در اولین فرصت خلاصه مستدعیات اهالى استان سه و چهار را در دو جمله به اطلاع اولیاى امور رساندیم که آذربایجان خواهان توسعه فرهنگ و بهداشت و تشنه آزادى و عدالت است اگر این دو براى آن سرزمین تأمین شود از وضعیت فوق‌العاده حساس آنجا می‌توان مطمئن و آسوده خاطر شد (صحیح است) (باتمانقلیچ - به همین دلیل بنده را وکیل کردند) راجع به فرهنگ و بهداشت آذربایجان در آینده نزدیکى اطلاعات جامعى به عرض آقایان محترم خواهد رسید. آقاى حاذقى فرمودند که 1300 دبیر براى آن لایحه‌ای که در مجلس باید مطرح شود معطل هستند در این موضوعى که فرمودید 28 دبیر براى رضاییه که باید در آنجا تدریس بکنند ما نتوانستیم از وزارت فرهنگ بگیریم تصویب این قوانین به چه درد خواهد خورد وقتى که وزیرى نتواند براى رضاییه که دانش‌آموزان آنجا گرو کرده‌اند دبیر بفرستد این معنایش چیست؟ چه خواهد شد؟ (حاذقى - 180 نفر آن تصویب شد) علی ‌ایحال آن را براى بعد می‌گذاریم (اردلان - پول نداشتند) (بهادرى - چرا تعمد کردند و ندادند) از منظور مهم دومى که عبارت از تأمین آزادى و عدالت اجتماعى باشد متأسفانه اثرى مشهود نیست بلکه عده‌ای از مأمورین و عناصر غیرصالح برخلاف آن هر روز با پایمال کردن مقدس‌ترین حقوق مسلم ملى در شهرستان‌های آذربایجان توده ملت را از دولت مأیوس و از هیئت حاکمه ناامید و بیزار می‌نمایند. مد اخلاتى که مأمورین دولت در اثر تطمیع آقاى باتمانقلیچ و شرکاى ایشان در انتخابات اردبیل نموده‌اند قابل پرده‌پوشى نیست، این اشغالگران کرسی‌های پارلمان با کیسه‌های اسکناس که قبلاً مأمورین محلى را زرخرید خود نموده و تحت سلطه خود قرار داده و به وسیله آنان اهالى را مجبور به انتخاب خویش می‌نمایند و دادرسى نیست که از تضییع این حقوق اولیه بشرى جلوگیرى نماید در تلگرافاتی که قرائت خواهد شد ملاحظه می‌فرمایید مأمورین مسلح و غیرمسلح دولت به چه وسایلى متشبث شده و براى این که در ازاى وجوه مأخوذه خدمت شایان به آقایان غاصبین کرسی‌های کاندیداهاى محلى نمایند از هیچ گونه تعدى و اجحاف فروگذارى ننموده و این قبیل کارها تشنجات و بحران‌های جدیدى در آن سامان ایجاد کرده و پس از مدت‌ها شکنجه و عذاب تازه موقعى که اهالى بایستى به امید آینده درخشانى نفس راحتى بکشند دچار سرنوشت غم‌انگیزى گردیدند، مسلماً این رفتار مأمورین اثرات بس عمیقى در قلب آنها خواهد گذاشت و بهانه‌های تازه تبلیغاتى وسیعى به دست آشوبگران خواهد داد. این هئیت حاکمه به اندازه‌ای بى‌اعتنا به افکار عمومى است که صداى ناله و فریاد هممیهنان خود و تبلیغات مضر و زهرآگین را که بر علیه کشور از رادیوهای جهان می‌شود ناشنیده می‌گیرد و به انجام اصلاحاتى که آذربایجانى در انتظار آن نشسته است علاقه‌ای نشان نمی‌دهد. در دوره‌های گذشته چنانچه نمایندگانى به نقاطى تحمیل شدند همیشه این نکته رعایت می‌گردید که لااقل نماینده تحمیلى جنبه محلى داشته باشد ولى در این دوره به یادآورى و تذکرات به مورد و موافق مصلحت نیز وقعى گذاشته نشده آقایان نمایندگان محترم از عرض این نکته ناگزیرم که دولت و هیئت حاکمه تاکنون احساسات و روحی‌ات و عواطف و اخلاق ساکنین نقاط مختلفه بالخصوص مرزداران کشور را نتوانستند از لحاظ معرفةالروح درست تشخیص و امیال و احساسات آنان را تأمین نماید. مسلماً بدانید همین انتخابات اردبیل و مهاباد چنان تأثیرات عمیقى در افکار عمومى آذربایجان بخشیده که در صورت قبول شدن نمایندگان تحمیلى تا چند سال دیگر تبلیغات توأم با اصلاحات نیز نخواهد توانست این تکدر را از خاطر اهالى آن سامان مرتفع نماید و ضربتى که در اثر این اهانت به حیثیت اهالى اردبیل وارد شده و آنان را از شرکت در حکومت ملى محروم داشته است غیر از رد اعتبارنامه آقاى باتمانقلیچ با هیچ وسیله‌ای جبران‌پذیر نیست در بالا از

+++

شرکاى آقاى باتمانقلیچ صحبتى شد. در این قسمت توضیحى لازم است عرض کنم اینجانب معتقدم که براى غصب کرسی‌های کاندیداهاى محلى در مرکز شرکتى با سرمایه معینى تشکیل و این شرکت از دو طبقه مردم متشکل شده بود عده‌ای صاحبان سرمایه از قبیل آقایان باتمانقلیچ و کهبد و عده دیگر که مقاصد سیاسى را در این شرکت تعقیب می‌کردند صاحبان سرمایه مقصودشان فقط به دست آوردن کرسى به بهاى مناسبى بود و دسته دومى می‌خواستند این خریداران کرسى را به نقاط مرزى‏ و حساس کشور تحمیل نمایند و بدین وسیله هموطنان مرزنشین ما را از حکومت مرکزى ناامید و مأیوس نموده و آماده قبول هر گونه تبلیغات مضره بکنند، مداخلات و رل مهمى که آقاى کهبد در انتخابات اردبیل به عهده داشته‌اند (کهبد - بنده؟) بلى بلى الان عرض می‌کنم، مسلم می‌دارد که این دو نفر از مؤسسین شرکت بوده‌اند و همچنین تحمیل این قبیل به نقاط مرزى کشور از قبیل اردبیل و مهاباد دلیل وجود همان ایادى مرموزى است که در پى تحصیل نتیجه سیاسى و ایجاد نارضایتى و آماده کردن مرزنشینان به قبول هر گونه تبلیغات مضره بوده و برای نیل به مقصود خویش درست نقاط حساس را براى این قبیل تحمیلات انتخاب نموده و الا چرا کرمان و فارس و قم و سایر نقاط را از این تحمیلات غیرقانونى مصون داشته‌اند (مهندس رضوى - آنجا هم تحمیل می‌کردند مردم نمی‌گذاشتند) من هر چه فکر می‌کنم در مقابل چه خلاف و قصورى اردبیلی‌ها دچار این مجازات شده‌اند که از آنان بایستى سلب حقوق نموده مطلبى دستگیرم نمی‌شود، شهر اردبیل در تاریخ کشور ما موقعیت خیلى برجسته‌ای دارد و در تشکیل سلسله نوابغ از فارس و کرمان و اصفهان و خراسان و غیره که تاریخ پرافتخار ایران را به وجود آورده سهم بزرگى داشته است مابین سلاطین ایران و دوره‌های تمدن بعد از اسلام سلسله صفویه از این شهر که در آن موقع کرسى آذربایجان بود ظهور نموده و فرهنگ و تمدنى به وجود آورده‌اند که پس از قرن‌ها هنوز آثار آن دوره و خدمات آنان موجب حیرت و تحسین خودى و بیگانه بوده و وحدت ملى امروزه ایران مدیون خدمات همان پادشاهان صفوى است. از زهاد و عرفا نوابغى مانند شیخ صفى‌الدین و مقدس اردبیلى که در تهذیب اخلاق جامعه ایرانى فداکاری‌ها و زحماتى متحمل شده‌اند حتى در دوره اخیر انقلاب مشروطیت شهر اردبیل وظایف ملى خود را در راه آزادى به خوبى انجام داده از فرزندان اردبیل مانند سید حسین و سید جلیل اردبیلى براى مبارزه در راه آزادى قیام نموده به اتفاق سایر آزادى‌خواهان تا آخرین حد امکان جهت استقلال و آزادى کشور کوشیده‌اند. از اینجا می‌گذریم به جریان انتخاباتى که در اوایل سال جارى در اردبیل شروع شد، این نکته را بایستى به عرض آقایان برسانم قبلاً در اواخر سال گذشته 25 موقعى که حکومت نظامى در تمام نقاط آذربایجان مستقر بود یکى از افسران ارتش که فوق‌العاده مرد شریف و پاکدامن و وظیفه‌شناسى بود تیمسار سرتیپ باتمانقلیچ موقعى فرماندار نظامى تبریز بود. بنده این شخص را دیدم با این که بیمار بود، مریض بود رختخوابش را در پاى همان میز کارش گذاشتند و دقیقه‌ای غفلت نکرد (صحیح است) ولى وقتى که ایشان منتقل شدند به فرماندهى نظامى اردبیل همان موقع‌ها از قرارى که این آثار نشان می‌دهد آقاى باتمانقلیچ در اروپا یا آمریکا تشریف داشتند همان روزها وارد می‌شوند متأسفانه آقاى سرتیپ باتمانقلیچ در اثر مراجعات ایشان اطراف اردبیل و اهالى آنجا را وادار می‌کنند به این که نسبت به انتخاب آقاى باتمانقلیچ اظهار عقیده‌ای بکنند و می‌دهند یک چلوارهایی مهر می‌کنند از این قبیل کارها که در تمام نقاط کشور معمول است بعد از این مقدمات که تمام می‌شود آقاى سرتیپ باتمانقلیچ منتقل می‌شوند آن وقت بوده است که آقاى باتمانقلیچ وارد میدان عمل می‌شود با کیسه انباشته پر از طلا و زر (یک نفر از نمایندگان - اسکناس) و اسکناس ببخشید معذرت می‌خواهم (باتمانقلیچ - نخیر همه‌اش زر بود) آن وقت عرض می‌کنم که تلگرافات می‌رسد به ما، در اواخر تیر ماه سال جارى که مجلس تشکیل و شروع به انجام وظایف نموده بود، همه روزه تلگرافاتی که در 27 صفحه به مقام محترم ریاست تقدیم می‌شود از اردبیل مبنى بر مداخلات و تهدید و تطمیع در امر انتخابات آنجا می‌رسد تا این که در اوایل مرداد ماه محترمین شهر اردبیل به تلگرافخانه آمده و تقاضاى مخابرات حضورى با نمایندگان آذربایجان نمودند، چون همان ایام شهر اردبیل علاوه بر شروع مقدمات انتخابات تحمیلى دچار بدبختى دیگرى نیز شده بود ما تصور می‌کردیم محترمین شهر راجع به حریق بازار که به اهالى خسارت دیده آنجا خسارت تازه‌ای وارد کرده بود صحبتى کرده و تقاضاى کمک و مساعدت خواهند کرد لیکن موقع حضور در تلگرافخانه مجلس معلوم گردید محترمین از تهدیدات هیئت حاکمه در تحمیل آقاى باتمانقلیچ به اندازه‌ای مضطر و عصبانى هستند که اصلاً خسارت مالى را که بى‌اندازه‏ مهم بود فراموش کرده و به مقتضاى الاهم فلاهم منحصراً از دولت تقاضا داشتند که جریان انتخابات توقیف و بازرس مخصوص جهت نظار جریان انتخابات آنجا بفرستد این تلگرافاتی است که از اردبیل رسیده از خواندن آنها بنده صرفنظر می‌کنم چون وقت گذشته ولى فقط یک چند صفحه‌ای که در همین تلگرافخانه مجلس مخابره حضور شده بنده فقط اکتفا می‌کنم به آنها (باتمانقلیچ - مثل همه تلگرافات دیگر احتیاجى ندارد) خیر آقا این اشخاص از آن افرادى نیستند که چلوار مهر بکنند آقاى باتمانقلیچ؟ (باتمانقلیچ - 24 هزار موکلینم را می‌آورم به مجلس بنده باتمانقلیچم) شهر اردبیل مثل سایر شهرهاى درجه دوم کشور هفتاد، هشتاد هزار نفوس دارد و در مقابل اینها هفت، هشت مصدر کارهاى اجتماعى و مؤسسات خیریه می‌باشند البته توى اینها یک اشخاص هست مانند شریعت وکیلى، خادم‌باشى، شجاع و سایرین که اسم‌هایشان اینجا هست اینها یک اشخاصى هستند که در صلاحیت اینها و طرف اعتماد و وثوق بودن آنها هیچ کس تردیدى نمی‌تواند بکند (صحیح است) این است که بنده این تلگرافاتی را که می‌خوانم از آن امضاهایی نیست که با سرنیزه یا با پول در روى چلوار گرفته باشند و صاحبش هم نامعلوم باشد اینها اشخاصى هستند که هر کدامشان در اردبیل خانواده‌های مهمى تشکیل داده‌اند وشاید سیصد چهارصد سال سابقه خانوادگى داشته باشند (بعضى از نمایندگان - صحیح است) من نمی‌دانم که آقاى باتمانقلیچ از کى در آنجا بوده‌اند و از کجا تشریف آورده‌اند که خواهند فرمود من آذربایجانى هستم (باتمانقلیچ - حالا می‌رسیم به آنجا...) ایشان در کدام نقطه آذربایجان بوده‌اند این تلگراف را براى آقایان می‌خوانم شکایاتى که اینجا عرض کردم مشتى از نمونه خروار است و الا می‌خواستم این 27 صفحه را بخوانم.

خدمت جناب آقاى ممقانى و آقایان محترم حاضرین تلگرافخانه شکایات متعدد از اعمال باتمانقلیچ و کسان او در جریان انتخابات اردبیل مورد توجه کامل واقع نشد احترام افکار عمومى این شهر ملحوظ نگردید بازرسى مخصوص به تعویق افتاد از مداخلات او و کسانش در امور حیاتى خانمان بر باد ده جلوگیرى نگردید، حالا جریاناتى پیش آمده که تهدید و تطمیع را تحت‌الشعاع قرار داده با نظر باز و سامعه دقیق توجه فرمایید از سه ماه پیش در استخلاص متجاسرین زندانى مداخله در پرونده‌های غارتگران اشخاص دزد و ناصالح به وسیله تحویل اسلحه فراهم عده غیرمعتمد را به نام انجمن جمع به وسیله آنها و وسایل دیگر پول‌هایی علناً تقسیم حتى به وسیله اسناد رسمى و چک‌های بانک معامله شده و فعلاً نیز جریان دارد محل‌هایی را که هیچ سابقه مرکزیت شعبه فرعى ندارد فقط به منظور پر کردند صندوق مطابق میل شعبه فرعى معین یکى قریه ثمرین که اهل آن تمام متجاسر و قتل پادگان مشکین شهر و مخصوصاً آن خائنین آنجا بدون شناسایی به ضمانت آقاى باتمانقلیچ از زندان خلاص شده دو قریه دیگر کورائیم و نیز محل استیلا ملک مجید خسروى مسبب تسلیم تیپ اردبیل و نماینده مجلس خیانت متجاسرین داراى مدال 21 آذر و سردسته اشرار و فرمانده فداییان اعزامى به جنگ قواى میهن‌پرست علاوه خود دهات مزبور مرکز خائنین بوده محل صندوق قرار یافته، اعتراضات انجمن و فرماندار و بازرس هیچ کدام اثر ندارد شعب آن صندوق‌ها را در اختیار نوکرهاى باتمانقلیچ و عده خائن مسلح گذاشته‌اند مردم را به زور اسلحه، به دور صندوق جمع اگر رأى دهند جلوى چشم‌شان عوض می‌کنند اگر امتناع کنند دچار قنداق تفنگ می‌شوند. سجل مردم را به زور جمع و خود رأى می‌ریزند سلیمان صارم که در زمان متجاسرین جاسوس بود با گرفتن پنج هزار تومان چک بانک رئیس انجمن ولکیج شده عده‌ای را مسلح به جان مردم انداخته از هیچ عملى ابا ندارد، به هر یک از قرای معروضه که با حومه آن سه هزار نفر جمعیت ندارد چهار و پنج هزار تعرفه داده و در دو روز پر کرده‌اند بعد براى شهر که حومه اقلاً دویست هزار نفر جمعیت و از پنج روز وقت معین و با ایجاد موانع روزى بیشتر از 600 رأى نمی‌گیرند رأى‌دهندگان آزاد کتک‌خورده توقیف می‌شوند براى همه اینها دلایل و مدارک موجود است، اینها در جاى خود فعلاً باتمانقلیچ مورد اتکای متجاسرین و زندانیان آزادشده و بیگانه‌پرستان منزلش جمع و محل مشاوره آنها و خودشان مبلغین باتمانقلیچ واقع، بالصراحه عرض می‌کند دست‌هایی که در دوره چهارده فعالیت در دره متجاسرین به ناموس میهن خیانت کردند حالا براى باتمانقلیچ کار می‌کنند باز با مدارک مثبت فرماندار، بازرس فعلى که بایستى مواظب صحت انتخابات شده و به شکایات مردم رسیدگى کنند خود حامى باتمانقلیچ و با مساعدت آنها وقایع معروضه عملى، سروان افشارى‌نژاد افسر ژاندارمرى دهبانان را تهدید به دادن رأى می‌نماید به اعتراضات کوچک‌ترین اعتنا نمی‌کنند؟ آقایان محترم به نام هر چیزى که در ملیت و دیانت مورد احترام است استرحام می‌نماییم یک بازرس موثق فوراً اعزام و امر فورى تا ورود او به توقیف انتخاب صادر تا حضوراً عملیات غیر‌قانونى و حق‌شکنانه و پر کردن علنى صندوق

+++

و عملیات ژاندارمری‌های مسلح و مداخله فرماندار در کیفیت آرای مشهود ودلایل مثبت در دسترس بازرس گذاشته شود، در صورت صحت شر این شخص بیگانه را که متکى به تهدید و تطمیع و علاوه موجب تجرى متجاسرین و پشتیبان آنها است کنده این شهر ستمدیده اجازه دهید آزادانه شخص مورد اعتمادى را انتخاب کنیم و اگر تحمیلى است شخصى معروف موثق را تحمیل کنند یا محض رضاى الهى این حق مقدس را از ما سلب نکنید که نداشتن نماینده بهتر از یک همچون نماینده‌ای است که عواقب نمایندگى او از همین حالا روشن است باز اگر توجه نشود تحمل به این اوضاع ناگوار غیرمقدور است شریعت، وکیلى، خادم‌باشى، هدى، معتمدى و عده دیگر. در اثر وصول این تلگرافات ما به اتفاق آقایان نمایندگان به وزرات کشور مراجعه کردیم متأسفانه از مدت‌ها پیش وزارت کشور بدون وزیر مستقل بوده است ما در آنجا با یک مرد خندان‌لب خوشرو مواجه شدیم که همه گونه وعده و وعید داد و قرار شد که مطالب را به عرض برساند و براى آنجا یک بازرسى از تهران انتخاب بشود، بعد از دو روز که ما مراجعه کردیم ایشان فرمودند که‏ جناب اشرف عقیده دارند، که بازرس نبایستى از اینجا برود از تبریز باید برود. ما مراجعه‌ای کردیم به استاندار، استاندار هم به ما یک تلگرافاتی کرد و مفادش این بود که بازرس بایستى از تهران بیاید، آقایان ملاحظه بفرمایید ما فکر کردیم که در این کار یک تبانى هست، مسلم هم بود زیرا جایی که هیچ مورد نداشت که بازرسى بفرستند بازرس‌های متوالى رفت، ما هر چه گفتیم همان بازرسى که به ساوجبلاغ و شهریار می‌رود لااقل همان بازرس برود آن را هم مضایقه کردند (باتمانقلیچ - بازرس آمد آقا) یک تلگرافى در این موقع رسید معلوم شد که آن تبانى که ما فکر کرده بودیم دلیلش صحیح بود تلگراف این است که براى آقایان می‌خوانم:

حضرات آقاى ممقانى و سایر نمایندگان محترم آذربایجان، کهبد تلگرافاً به باتمانقلیچ اطلاع می‌دهد که از اقدام آقایان وکلا راجع به تأخیر انتخابات در وزارت کشور جلوگیرى نموده (کهبد - خلاف است جعل است آقا) .. دستور تأخیر هنوز نرسیده، چهارم شروع به اخذ رأى می‌شود منتظر جواب فورى است، وکیلى، هدى، معتمدى، و غیره، معلوم شد که مه هر چه به اصطلاح این جا اقداماتى می‌کردیم، راجع به این که یک بازرسى برود وضعیت را ببیند یک دست‌هایی اینجا بودند شرکتى داشتند و نمی‌گذاشتند که بازرسى برود به آنجا، چرا؟ براى این که آن منظورى را که داشتند هیئت حاکمه، با آن فرماندار محل شهربانى و ژاندارمرى و غیره عملى می‌شد و دیگر محتاج نبودند که یک کس دیگرى را بفرستند آنجا، حالا توجه می‌فرمایید تمام اساس انتخابات آنجا را بنده چون دیدم آقایان خسته هستند مختصر کردم و مقصود این است که انتخابات آنجا تمام روى تطمیع و تهدید بوده است، و متأسفانه شهر اردبیل که سابقاً داراى دو تا روزنامه و نشریه بوده البته، قبلاً بود حالا ندارد، بعد از این قضیه حالا از بین رفته است ولى روزنامه‌های تبریز، در آن موقع راجع به این قسمت یک مقالات مفصلى نوشته‌اند که بنده فقط تیتر آنها را می‌خوانم که ببینید چقدر به اصطلاح این موضوع مؤثر بوده و روحیه اهالى آنجا، خطابش این است. «بگذارید این رشته محبت و برادرى همین طور که هست محکم و پایدار بماند» مفهوم مخالفش چیست؟ آقایان بهتر می‌دانند مقصودش این است که از این مداخلات و تحمیلاتى که به ما می‌کنند این رسم برادرى نیست. بعد از استخلاص از شر آن ماجراجویان نبایست ما را دچار این اشرار بکنند. نامه دیگر می‌گوید «نامه آقاى حاجى باتمانقلیچ. دلایل خنده‌آور ایشان! پاسخ دندان‌شکن ما!» چون ایشان اینجا یک مقاله‌ای نوشته‌اند و اعتراض کرده‌اند که شما اردبیل را ندیده‌اید تا حالا و شما نمی‌دانید اردبیل در کجا است! چطور شده است که از آنجا انتخابات شدید ایشان فرموده‌اند که من در سفر حج با چند نفر حجاج اردبیلى آشنا شدم آنها عاشق من شدند و در برگشتن مرا انتخاب کردند (باتمانقلیچ - صحیح است) (خنده نمایندگان) این هم یک تیتر دیگرى است در روزنامه می‌نویسد «باز هم کشمکش انتخابات، باز هم مداخله مأمورین، باز هم بگیر و ببند معتمدین محل، باز هم تحمیل باتمانقلیچ، و غیره‏...) بنده اینها را تقدیم مقام ریاست می‌کنم.

باتمانقلیچ - بنده دلایلى دارم که اگر عرض بکنم خود آقاى گنجه‌ای به من رأى خواهند داد زیرا ایشان شخص باشرفى هستند و آن دلایل را که بنده اینجا عرض خواهم کرد...

گنجه‌ای - بلى اگر آذربایجانى باشید به شما رأى می‌دهم.

باتمانقلیچ - من ناسخ‌التواریخ را می‌آورم اینجا و به شما ثابت می‌کنم.

یک نفر از نمایندگان - آقاى ارسنجانى هم اینجا تذکر دادند.

باتمانقلیچ - نه آقا چیزى است واضح.

گنجه‌ای - هر کس می‌رود یک چیزى می‌گذارد زیر بغلش می‌گوید جد هفتم من در جنگ فلان جا بوده و من هم چون باتمانقلیچ هستم آذربایجانى هستم بعضى از آقایان همکارانم در شعبه از من می‌پرسیدند که ایشان می‌گوید من اردبیلى هستم، آذربایجانى هستم گفتم شاید همین طور باشد گفتند چطور، گفتم براى این که نام فامیل ایشان ترکى است ولى ما همچون آدمى در آذربایجان تا حالا نشنیده‌ایم و اگر بنده نام فامیلم گنجه‌ایست یعنى ما مهاجر هستیم و از دو قرن پیش از آن طرف ارس به ایران آمده‌ایم، بنده گفتم شاید ایشان هم از دو قرن پیش جدشان آنجا بوده (باتمانقلیچ - نخیر آقا بنده اهل ماکو هستم ..) عرض کنم در ماده 12 قانون انتخابات شرایط انتخاب شوندگان را معین کرده است می‌گوید: در محل انتخاب بایستى معروف باشد (باتمانقلیچ - من، قربان وکیل یازدهم تهران بودم مدارک دارم اینها چیست می‌فرمایید) بنده این جمله را این طور تفسیر می‌کنم در محل معروف باشد یعنى یکى از معاریف محل بوده و یکى از اشخاصى باشد که در تمام مؤسسات اجتماعى محل شرکت و عضویت داشته باشد، یکى از اشخاصى باشد که در انجمن شهردارى مورد توجه باشد و دراین مؤسسات عضویت داشته باشد یعنى کسى باشد که همه کس او را در محل بشناسد نه این که مثل آقاى باتمانقلیچ باشد. بنده این طور می‌دانم که ایشان به هیچ وجه تا آن وقت آذربایجان را ندیده‌اند و حتی ‌این موضوع را که آقاى امامى فرمودند که وسایل نقلیه‌شان آنجا می‌رفته است این هم مورد تردید بنده است زیرا آن را هم بنده ندیده‌ام بنابراین بایستى انتخاب شونده کسى باشد که در محل انتخابیه خدمات متنوعى انجام داده و سوابقى داشته باشد و اهالى محل او را به نام و نشان و پدر و خانواده بشناسند، آیا کسى که براى اولین بار در عمرش در سال جارى موقع انتخاب وارد اردبیل شده او را می‌توان از جمله معروفین محل دانست؟؟ کسى که هنوز زبان محلى موکلین خود را نمی‌داند (باتمانقلیچ - لازم هم نیست ..) .. لازم است شما اگر آذربایجانى هستید و مثل سایر افراد آذربایجانى و کردستانى و شهرهاى دیگر که زبان‌های محلى دارند شما اگر توانستید که پشت این تریبون پنج کلمه به زبان محلى بنده و آقاى اسکندرى و آقاى دکتر مجتهدى صحبت بکنید بنده قبول دارم (باتمانقلیچ - دو ساعت صحبت می‌کنم) .. کسى که یک قوم و خویش در آنجا ندارد و با این که داراى ثروت مهمى است کوچک‌ترین ملک و علاقه در اردبیل و آذربایجان ندارد، می‌توان همچون شخصى را از معاریف محلى دانست؟ من گمان می‌کنم یکى از شواهد معروفیت محلى آقاى باتمانقلیچ این باشد موقعى ایشان معروفیت دارند که در سرور شریک و در ماتم و غم همدم مردم آن سامان باشند (باتمانقلیچ - همین طور هم هست) موقعى که در سال 325 معتمدین و محترمین درجه اول اردبیل فراراً به تهران آمده در زیر آفتاب سوزان تیر و مرداد در این خیابان‌های این شهر پرسه می‌زدند شما کجا تشریف داشتید (باتمانقلیچ - منزل بنده بودند) شما آن وقت در آمریکا یا لندن تشریف داشتید (باتمانقلیچ - منزلم درش باز بود براى آنها) بنده مطالبم را چون می‌بینم که مجلس خیلى خسته شده است مختصر می‌کنم و همین قدر عرض می‌کنم که مطلقاً و مسلماً آقایان بدانند که این موضوع مدت‌ها است در روزنامه‌های مختلفه شرح داده شده و مقالات مفصلى در موضوع افتضاح انتخابات اردبیل در روزنامه مهر ایران نوشته شده بنده از ساحت مقدس مجلس شوراى ملى فقط استدعایم این است که با در نظر گرفتن موقعیت خاص امروزه که مملکت در قسمت مرزهاى خود محتاج است به یک عده اشخاص وطن‌پرست محلى که علاقمند به آن نژاد و بوم خودشان باشند اگر بخواهند به این قسمت توجه نفرمایند شاید در آینده ما از این قسمت خاطر آقایان را از شنیدن پاره‌ای اخباز غیرمساعد مکدر سازیم، این است که بنده اینجا عرض می‌کنم که در موقع دادن رأى هیچ کس را در نظر نداشته باشند فقط وجدان‌شان و مقدرات کشور را در نظر بگیرند (باتمانقلیچ - تشکر می‌کنم تقاضاى بنده هم همین است) و راضى نشوند 400 هزار نفر هموطنان مرزنشین مصیبت دیده از حق قانونى خود محروم باشند.

رئیس - عده براى رأى کافى نیست. آقاى باتمانقلیچ شما حالا صحبت می‌کنید یا در جلسه آینده.

باتمانقلیچ - بنده یک ساعت و نیم صحبت دارم.

رئیس - پس آقایان تأمل کنید تنفس داده خواهد شد ولى بودجه مجلس را اقاى افخمى می‌خواهند بدهند.

2. تقدیم بودجه 1326 مجلس شوراى ملى‏

افخمى - این بودجه 1326 مجلس است که تقدیم می‌شود.

رئیس - به کمیسیون محاسبات مجلس فرستاده می‌شود. فعلاً تنفس داده می‌شود. جلسه آینده روز پنجشنبه ساعت سه و نیم بعد از ظهر دستور بقیه اعتبار نامه‌ها و برنامه دولت.

(مجلس ساعت هشت و نیم بعد از ظهر به عنوان تنفس تعطیل شد)

+++

بقیه جلسه: 34 (5)

صورت مشروح مذاکرات مجلس روز پنجشنبه 10 دی ماه 1326

 

فهرست مطالب:

1. تصویب یک فقره اعتبار نامه‏

2. طرح برنامه دولت

3. موقع و دستور جلسه آینده - ختم جلسه

 

مجلس ساعت پنج و چهل دقیقه بعد از ظهر به ریاست آقاى رضا حکمت به عنوان بعد از تنفس تشکیل گردید.

1. تصویب یک فقره اعتبار نامه‏

رئیس - متأسفانه جلسه پیش هم به عنوان تنفس تعطیل شد آقاى باتمانقلیچ بیاناتى دارید بفرمایید.

باتمانقلیچ - اگر دیگر مخالفى نیست بنده صحبت کنم.

رئیس - چون مخالف و موافق باید به ترتیب صحبت کند دو مخالف پشت هم نمی‌شود شما خودتان بیاناتى دارید بفرمایید.

باتمانقلیچ - آقاى اردلان خواستند صحبت کنند من خواهش کردم که صحبت کند بفرمایید آقاى اردلان.

اردلان - شما بفرمایید.

آشتیانى‌زاده - اجازه بنده بعد از دستور محفوظ است.

رئیس - بعد از ختم جلسه.

آشتیانى‌زاده - جلسه را ختم بفرمایید که ما بتوانیم صحبت کنیم.

باتمانقلیچ - بنده اول می‌خواهم به عرض نمایندگان محترم برسانم در جواب جناب آقاى گنجه‌ای که فرمودند من آذربایجانى نیستم بنده به طور قطع آذربایجانى هستم و مدارک مثبت هم ارائه خواهم داد، باتمانقلیچ و حسن خان اصلان و سارى اصلانى که هر سه نفر از قهرمانان جنگ‌های عباس میرزا بودند... بنده و آقاى گنجه‌ای هر دو نفر از اولاد مهاجرین هستیم که بعد از جنگ ایران و روس از رود ارس گذشته و به جنوب ارس مهاجرت کرده‌اند، مرحوم باتمانقلیچ در تمام جنگ‌های ایران و روس شرکت داشته و یکى از سرداران میهن‌پرست اردوى عباس میرزا بوده است و براى اثبات این مدعا ممکن است به ناسخ‌التواریخ جلد قاجار مراجعه‌ای فرمایید. اگر من آذربایجانى نیستم و آقاى گنجه‌ای هم آذربایجان نیستند با مدرک ثابت و معین، دیگر تاریخ را که نمی‌شود منکر شد دوم راجع به این که فرمودند چه پنج هزار تومان به آقاى سلمان صارمى داده شده است صحیح است بنده چک پنج هزار تومان را داده‌ام ولى ز عشق تا به صبورى هزار فرسنگ است براى کمک به حریق‌زدگان اردبیل و ستمدیدگان آستارا دادم مبلغ 189700 ریال از شرکت‌ها و بازرگانان به موجب صورتى که تقدیم ریاست مجلس می‌شود و در جراید و رادیو اعلام شده به وسیله بانک ملى ایران به نام هیئت خیریه اردبیل و آستارا تلگرافاً حواله نموده‌ام که پنج هزار تومان از مبلغ نامبرده بالا چک شخصى اینجانب است، به علاوه به موجب چک بانک شاهى مبلغ 120000 ریال به منظور اطعام فقرا در ایام عاشورا شخصاً به هیئت خیریه فرستادم و در حدود مبلغ دویست هزار ریال توسط سفارت عراق از بازرگانان عراق و سوریه و لبنان مقیم ایران جمع‌آورى شده که بعداً فرستاده خواهد شد، این است جریان چک پنج هزار تومان که به نظر آقاى گنجه‌ای براى انتخابات بوده و بنده این اقدام را براى انتخابات نکرده‌ام، در حدود بیست سال است که بنده در امور خیریه پیشقدم بوده و هستم و همیشه در این قبیل موارد اقدامات لازم را براى دستگیرى ضعفا و فقرا نموده‌ام (گنجه‌ای - به اردبیل کی رفته‌اید) هفت روز پیش از عاشورا روز سوم محرم، این چک دوازده هزار تومان حواله شده و به انتخابات هیچ مربوط نیست و بنده این آقاى حاذقى شاهد هستند که از بازرگانان جمع‌آورى کرده به انجمن خیریه شمال غرب در مواقع خیلى سخت داده‌ام من‌جمله خود من چک‌های پانزده هزار تومانى مکرر داده‌ام و این پول‌ها را از راه دزدى و خیانت نبوده تمام را از کد یمین و عرق جبین تهیه کرده‌ام و اگر یک کسى یک سوابق بدى از من سراغ دارد

+++

اگر نگوید بى‌وجدان است زیرا من ترس از کسى ندارم. در این مملکت سرمایه داشتن گناه و عیب نیست. من بد کردم که سربار جامعه نشدم و با دوشیدن شیر یک بیوه‌زنى نرفتم حقوق مالیه از او بگیرم؟ و مالیات بر درآمد از او من نگرفتم خرج کنم؟ (در این موقع یکى از تماشاچیان تظاهرى کرد که آقاى رئیس دستور دادند او را اخراج نمایند) راجع به تلگراف شکایت چند نفر از اهالى اردبیل لازم می‌دانم توجه نمایندگان محترم را به این موضع جلب نمایم که انتخابات آزاد در دنیا بدون مبارزه صورت نمی‌گیرد و اگر بدون مبارزه انجام شود شاه دستورى است، منتها در ممالک متمدنه دنیا پس از انجام انتخابات مبارزه خاتمه پیدا می‌کند و دسته‌ای که شکست خورده‌اند کنار می‌روند ولى در ایران اشخاصى که دچار عدم موفقیت شده‌اند از هیچ گونه تهمت و ناسزا فروگذارى نمی‌کنند و به هر گونه اقدامى براى از بین بردن طرف متشبث می‌شوند حتى کتاب اسرار انتخابات هم چاپ می‌کنند و طرف را دزد و جانى و وطن‌فروش و جاسوس معرفى می‌کنند، به ‏آقایان نمایندگان خداوند را شاهد و گواه می‌گیرم که مقصودم از این عرایض جلب نظر و گرفتن رأى از نمایندگان آذربایجان نیست، نمایندگان محترم تبریز از افراد پاک و شایسته می‌باشند که حقاً شایسته نمایندگى آذربایجان را دارند (صحیح است) خوب جمله معترضه، فقط یک عیب هم دارند که من را آذربایجانى نمی‌شناسند (خنده نمایندگان) معهذا کاندیدهاى شکست‌خورده آذربایجان براى همین نمایندگان حقیقى و طبیعى کتاب اسرار انتخابات تبریز چاپ نمودند. این است که کتاب اسرار انتخابات آذربایجان که صد درصد ناجوانمردانه چاپ شده، ولى بنده می‌گویم که نبایستى چنین چیزى چاپ شود و اگر این حقیقت دارد تلگراف‌هایی هم‏ که کرده‌اند حقیقت دارد اگر تلگرافات حقیقت ندارد، این هم حقیقت ندارد، من یک گناه عظیم در خودم سراغ دارم آقایان نمایندگان اگر روز اول بود، با یک قیام و قعود من هم مثل سایر آقایان دیگر انتخاباتم تصدیق می‌شد، ولى چون امروز شده آنچه به خود روا نمی‌دارید با دیگرى روا ندارید را در نظر ندارند، تمام این اشکالات را فراهم می‌کنند، معهذا کاندیدهاى شکست‌خورده آذربایجان براى همین نمایندگان طبیعى و حقیقى هم کتاب اسرار انتخابات منتشر کرده‌اند و به یکایک آقایان حمله ناجوانمردانه نمودند و بنابراین آقایان نمایندگان محترم نباید به تلگرافات شکایت‌آمیز چند نفر اغفال شده بدون مدرک و دلیل و این قبیل تحریکات را مورد توجه قرار دهند و بنده یقین دارم که مخالفین بنده مردمان باشرافت و پاکدامنى هستند که فقط تحت تأثیر همان تلگرافات واقع شده‌اند والا خودشان میدانند که باتمانقلیچ غیر از خدمت ملى هیچ نظرى ندارد، راجع به عدم معروفیت باتمانقلیچ، راجع به عدم معروفیت بنده نه تنها درا یران بلکه در سایر ممالک متمدنه هم سابقه دارد و بنده را به خوبى می‌شناسند در دوره چهاردهم بنده نماینده یازدهم تهران بودم، آقایان نمایندگان مگر می‌شود چیزى را زیرش زد (خنده نمایندگان) بنده هم دوره 14 وکیل بودم، براى این که دو نفر بایستى وارد مجلس می‌شدند و تصمیم گرفته شده بود عده آرا را زیر دفاتر که جمع بستند بنده تعقیب نمودم انجمن تشکیل شد حضور آقاى آقا سید هاشم وکیل آقاى دکتر مرزبان آقاى حسین کاشانیان این آقایان حضور داشتند ته دفاتر اول را جمعش را نگاه کردند دیدند بله بنده وکیل یازدهم هستم و من را کنار گذاشتند، این تصدیق و خط امین‌الملک ولى بنده چون دیدم اگر تعقیب بکنم به آقاى آقا سید محمد‌صادق طباطبایی برمی‌خورد صرفنظر کردم (خطاب به پیشخدمت) بیا این را ببر آقاى دکتر معظمى خط آقاى امین‌الملک را می‌شناسند.

کشاورز صدر - کى دخالت کرده است؟

رئیس - آقا سؤال از نماینده ممنوع است این سؤالاتى که می‌کنید خارج است، شما حرف خودتان را بزنید.

باتمانقلیچ - بنده خودم را گم نمی‌کنم هر سؤالى بفرمایید جواب می‌دهم چون از وکالت هیچ نظرى جز خدمت ندارم الان هم می‌خواهید از اینجا راهم را بکشم و بروم جز ضرر، وکالت براى من هیچ ندارد (صحیح است) حالا بنده مختصر می‌کنم چون نمی‌خواهم وقت مجلس را زیاد بگیرم این که چه شد من کاندید شدم آقایان نمایندگان محترم، دیگرد در دیانت بنده که نظر خودم شبهه‌ای نیست. خداوند را به شهادت می‌گیرم تا دوم فروردین که من وارد ایران شدم هیچ کاندید نبودم عده‌ای در روزنامه‌ها نوشتند که عاشق بنده شدند، چه شدند از این حرف‌ها در سفر حج، گفت که از بی‌مهرى آقایان روزنامه‌نگارها بنده چه بگویم، چیزى نمی‌گویم بهتر است که خفقان بگیرم (خنده نمایندگان) بنده دوم فروردین وارد تهران شدم 14 فروردین یک عده از دوستان اردبیلى من که در مسافرت حج که آقاى صدرالاشرف و آقاى ظهیرالاسلام هم تشریف داشتند با آنها دوست شده بودم یکى گفت در روزنامه آتش نوشته بودند که باتمانقلیچ خودش را حاجى قلابى قلمداد می‌کند من گفتم عیبى ندارد هر چه میل دارند بنویسند آن آقایان آمدند بنده را تشویق کردند (فولادوند - شما دفاع‌تان را بکنید به روزنامه‌نگارها چکار دارید) که از اردبیل کاندید بشوم بنده رد کردم اصرار کردند بنده را برداشتند بردند به اردبیل روز 14 فروردین وقتى وارد شدم کاملاً وضعیت مساعد بود و دیدم استقبال کامل می‌کنند زیرا آنجا چند نفر کاندید محلى و چند نفر غیرمحلى داشتند، کاندید محلى یکى اسمش قاسم مسعودى بودند که به علت کسالت صرفنظر کردند یکى آقاى میرا شرفى بودند که خودشان نخواستند از آنجا انتخاب شوند دو نفر دیگر هم محلى بودند با متجاسرین همکارى کرده بودند و مورد لطف اهالى نبودند، یک نفر آقاى معتمدى نام که الان در بین تماشچی‌ها حضور دارد ایشان هم آنجا بودند ولى خوب مردم خیلى تمایل به ایشان نشان نمی‌دادند مثل این که بیش از دو هزار رأى نداشتند آن دو هزار رأى هم تمام کاندیدها شب پیش از انتخابات قرعه کشیدند قرعه به نام ایشان افتاد به او رأى دادند، آیا در وکالت با قرعه ممکن است موفق شد این شخص کسى است که تمام این تلگرافات را درست کرده و به حضور آقاى گنجه‌ای داده و سوابقش هم بسیار بد است، پرونده‌های خیانت هم دارد (آشتیانى‌زاده - آقاى باتمانقلیچ از خارج صحبت نکنید) (فولادوند - به کسى که در مجلس نیست که از خودش دفاع کند توهین نکنید خوب نیست) (گنجه‌ای - این تلگرافات را به مجلس کرده‌اند نه به بنده) اجازه بفرمایید بعد بنده از اردبیل مراجعت کردم دیدم یک کاغذى چاپ شده که سرتیپ باتمانقلیچ روى غلام یحیى را سفید کرده، چه کرده، بنده رفتم ستاد ارتش نزد آقاى سرلشگر رزم‌آرا گفتم چرا تعقیب نمی‌کنید از یک افسرى که سال‌ها خدمت کرده یک پیراهن عوضى ندارد و فقط دلخوش است به قدردانى ملت و دولت، چرا دفاع نمی‌کنید گفتند ما در روزنامه از سرتیپ باتمانقلیچ دفاع کردیم ولى شما بدانید که باتمانقلیچ هم روزى که شما کاندید شدید تلگرافاً استعفا کرده گفتم یک کپى از تلگرافات استعفاى باتمانقلیچ را به من لطف کنید، این کپی تلگرافات باتمانقلیچ است که در دفتر مجلس هم موجود است، رونوشت تلگراف شماره 689 و 1950 مورخ 16/‌1/‌26 بنده دوم فروردین وارد شده بودم آقایان 14 فروردین به اردبیل رفتم 16 این تلگراف شده، تیپ اردبیل تلگراف: تیمسار ریاست ستاد ارتش محترماً معروض می‌دارد تا این تاریخ به ناحق قبول مسئولیت‌های مختلفه فشار کاندیدهاى اردبیل و اطراف را تحمل می‌نمودم، اینک تلگرافاً اطلاع حاصل نمودم برادرم مهدى نیز کاندید می‌باشد ولى با وجود اطمینان به روحیه سربازى و وظیفه‌شناسى خود که مبنى بر بى‌طرفى کامل در این موضوع و عدم مداخله اینجانب به نفع او و یا ضرر دیگران خواهد گردید ممکن است اشخاصى موفقیت احتمالى او را مربوط به مداخله اینجانب دانسته و سابقه بیست ساله خدمت شرافتمندانه سربازى بنده را لکه‌دار نمایند مستدعى است استعفاى بنده را از فرماندهى تیپ اردبیل پذیرفته به مرکز احضار فرمایید (احسنت) پس معلوم می‌شود که باتمانقلیچ روز اول استعفا داده است جواب این تلگراف را به من ندادند چون کار شخصى آنها بود، تلگراف کردند که ما استعفاى تو را قبول کردیم و وقتى تشریف فرمایی اعلیحضرت همایونى گذشت به تهران حرکت کن، همین عمل هم انجام شد، بنده آقا چون دیدم که در روزنامه‌ها حمله به عناوین مختلف شروع شده بود به بنده، گفتم این انتخابات چه ارزشى دارد در بیرون هم می‌توانم خدمت ملى انجام دهم، داخل مجلس هم شاید نتوانم کار بکنم، آقایان هم هستند من این خدمت را به آقایان واگذار می‌کنم و من هم می‌روم عقب یک نوع دیگر خدمت، این تلگراف را به اردبیل کردم، اردبیل جناب آقاى بهادرى رونوشت آقاى صابر از اهالى محترم اردبیل و خوانین محترم ایلات که اینجانب را کاندید دوره پانزدهم مجلس شوراى ملى قرار داده و تلگراف‌هایی به حضور اشرف نخست وزیر و روزنامه‌های مرکز و تقاضاى تسریع در شروع انتخابات نموده‌اند پس از تقدیم تشکرات قلبى نظر به این که اخوى اینجانب تیمسار سرتیپ باتمانقلیچ فرمانده تیپ اردبیل می‌باشند و مغرضین هم ممکن است حمل به اعمال نفوذ ایشان بنمایند و از طرفى هم ممکن است بنده مسافرتى به خارج نمایم تقاضا دارم اینجانب را از کاندید وکالت

+++

اردبیل معذور دارند عین همین را هم خود آقایان محترم قطعاً در روزنامه اطلاعات خوانده‌اند خواندید یا خیر؟ (بعضى از نمایندگان - خیر) روزنامه اطلاعات حاضر است می‌گویم از کتابخانه بیاورند (صحیح است) عین این را هم بنده در روزنامه اطلاعات به طبع رساندم دیگر به کلى کنار رفتم و هیچ دخالتى نداشتم در انتخابات. چندین تلگراف آمده که بنده وقت آقایان را نمی‌گیرم دو سه‌تایش را اگر اجازه بفرمایید بخوانم (بعضى از نمایندگان - احتیاجى ندارد) یکى را اجازه بدهید بخوانم، جناب اشرف آقاى نخست وزیر رونوشت اطلاعات، رونوشت ایران، رونوشت کوشش، رونوشت دیپلمات، رونوشت روزنامه تبریز، رونوشت اختر شمال، رونوشت روزنامه شاهین، رونوشت آقاى باتمانقلیچ را که مرد باتقوى و درستکار و شخصى اقتصادى و سیاسى هستند کاندید براى نمایندگى دوره پانزدهم نموده بودیم، (حالا البته اینها را همه می‌گویند الطاف است شاید زندگى سیاسی‌ام کم باشد ولى چیزهاى دیگر را بنده در خودم می‌بینم) متأسفانه در اثر انتشار اعلامیه توهین‌آور یک نفر مغرض مجهول‌الهویه نسبت به تیمسار معظم و پاکدامن و درستکار که یک سرباز شرافتمند حقیقى است و همچنین به موقعیت و حیثیت جناب آقاى باتمانقلیچ وارد آورده‌اند در صورتى که ما اهالى اردبیل هیچ گونه اطلاع نداشته‌ایم روى این اصل آقاى باتمانقلیچ از کاندید بودن منصرف شده است و خیال مسافرت به خارج ایران را دارد همان طورى که اهالى غیور تبریز نسبت به جناب آقاى تقى‌زاده ابراز احساسات نموده‌اند ما اهالى اردبیل نسبت به آقاى باتمانقلیچ همان عمل را خواهیم کرد و کاندید ما جناب آقاى باتمانقلیچ هستند و از پیشگاه مبارک شاهنشاه محبوب و جناب اشرف آقاى استاندار تقاضا داریم نسبت به حرف اشخاص مغرض ترتیب اثر داده نشود. بهرام فرزانه رئیس ایل فرزانه، حسین‌على جواهرى رئیس ایل خامس‌لو، طایفه دورسم خواجه‌لو، نعمت طاهری رئیس طایفه طاهرى، عزت‌الله مدنى مالک، مطلب ساسانیان رئیس ایل کالش، رئیس ایل احمدى، سیف‌الله بهرامى مالک، الى آخر ملاحظه می‌فرمایید که همه امضا است، بنده باز هم جواب ندادم یک روزى دیدم یک پاکت ضخیمى براى بنده فرستاده‌اند و وقتى است که برادر من از اردبیل به تهران وارد شده در این پاکت این پارچه امضا شده را فرستاده بودند (در این موقع ناطق چند پارچه امضا شده را از کیف درآورده و به آقایان نمایندگان نشان دادند) این دیگر ساختگى نمی‌شود امضا‌ها هم یکى نیست خوب دقت بفرمایید با شماره شناسنامه است در جواب اعلامیه‌ای که آقاى مهندس ساسان در چند روز قبل با 20 امضا داده بودند و همین کتابى که بر ضد آذربایجانی‌ها چاپ شده او چاپ کرده و فرستاده (مکى - آقا به مهندس ساسان چکار دارید؟) بنده آقا حق دارم هر چه می‌خواهم بگویم (گنجه‌ای - عیب ندارد این پارچه‌های امضا شده را ضبط کنید) اینها همه حاضرند (افشار - همه رفیق مکه شما بودند) (دکتر بقایی - اینها از هما کرباس‌های کذایی است) ولى آقاى دکتر بقایی انصافاً شما شخص باوجدانى هستید و من هیچ تردیدى ندارم این موکلین من حاضرند هزار نفرشان الان در تهران هستند به علت این که می‌ترسیدند از اوضاع اردبیل آمده‌اند به تهران انتخابات اردبیل مثل انتخابات آمریکا یا انگلستان است مثل انتخابات یک حزب است حزب دمکرات چه جور کاندید کرد وقتى رئیس ایل تفنگش را برمی‌دارد مثل میدان جنگ‏ است... (گنجه‌ای - رأی‌ها هم پشت سر هم ریخته می‌شود) خوب شما این طور تصور بفرمایید آقاى گنجه‌ای چه بایستى کرد وقتى که در دفاع از آذربایجان مثل رشیدالسلطنه مثل سردار نصرف یورتچى مثل بهرام فرزانه با دست خالى رفتند تفنگ از عشایر گرفتند و دفاع کردن و هر خانواده سى نفر تلفات دادند اینها حق دارند یک‏ نفر وکیل به دلخواه خود به تهران بفرستند این آقایان امضا کرده‌اند اینجا چند روز قبل هم از من وقت گرفتند حضور جناب آقاى رئیس رسیدند و همه حاضر هستند من موکیلین خودم را فرد فرد می‌شناسم (امامى اهرى - آقاى باتمانقلیچ هر چه به اختصار بگویید به نفع خودتان است) بنده به وجدان و قضاوت نمایندگان اتکا دارم ببینید آقایان من نه جزء این فراکسیون هستم و نه جزء آن فراکسیون من یک فرد تنها هستم من اصلاً دفاع نمی‌خواستم بکنم یک روز آقاى حائرى‌زاده به بنده فرمودند لیس للانسان الا ما سعى برو و دفاع کن چرا نمی‌خواهی دفاع کنى. گفتم چون در دوره گذشته من را رد کردند و چون من معتقدم اصلاً وزارت دادگسترى مورد ندارد زیرا عدل و داد خداوند با عقربک ساعت می‌گردد و هر عملى که انسان می‌کند همان ساعت تلافی‌اش را می‌بیند ولى چشم بیننده و فهمش را ندارد و من اگر پریروز عصبانى بودم و به حضور آقاى گنجه‌ای جواب‌هایی می‌دادم چون همان شب منزل بنده آتش گرفته بود و من عقبش می‌گشتم که چه عمل بدى انجام داده‌ام که منزل من آتش گرفته اگر بتوانم به آقایان ثابت می‌کنم آقایان قسم یاد کردید که خیانت به مجلس و ملت نکنید من به همان قرآن قسم می‌دهم که ارفاق به من نکنید ببینید اگر من وکیل حقیقى هستم به من رأى بدهید اگر هم نیستم بزرگ‌ترین مردانگى این است که به من رأى ندهید من توقعى ندارم چرا وجدان را شما از دست‌تان بگیرم؟ چر، خواهش می‌کنم آقایان شما بفرمایید که من تا به حال از کدام یک از آقایان خواهش کرده‌ام که به من رأى بدهند بفرمایید همه را به وجدان پاک خودتان واگذار کردم و دیگر صحبتى نمی‌کنم.

جمعى از نمایندگان - رأى، رأى.

رئیس - پیشنهادى رسیده است که با ورقه رأى گرفته شود (به شرح زیر قرائت شد)

ریاست محترم مجلس شوراى ملى - راجع به انتخابات آقاى باتمانقلیچ تقاضا داریم اخذ رأى با ورقه شود. حائرى‌زاده - مامقانى - اسکندرى - افشار - جواد گنجه‌ای - لیقوانى.

گنجه‌ای - آقاى رئیس طبق ماده 109 اجازه می‌خواهم.

رئیس - صحبتى راجع به آقا نگفته‌اند.

گنجه‌ای - راجع به مهاجرت از قفقاز گفته‌اند

(در این موقع عده براى اخذ رأى کافى نبود)

رئیس - چون عده براى رأى کافى نیست صبر می‌کنیم که آقایان تشریف بیاورند.

اردلان - اعلام رأى بفرمایید آقاى رئیس.

رئیس - تا عده کافى نباشد نمی‌توان اعلام رأى کرد.

حاذقى - آقاى رئیس اجازه می‌فرمایید تا عده کافى شود بنده عرایضى عرض کنم و توضیح بدهم چون استشهادى کردند از من یک توضیحى بدهم.

رئیس - خیر شاید دائم استشهاد از آقایان بکنند بنابراین باید بلند شوند و توضیح بدهند؟

کشاورز صدر - آقاى رئیس مقرر فرمایید آقایانى که در سرسرا هستند بیایند هر کس نمی‌آید اسمش ثبت شود و جریمه کنند.

ابوالقاسم امینى - کار دیگرى می‌کنیم آقاى رئیس.

رئیس - کار دیگر هم محتاج به رأى است.

مکى - چرا در موقع رأى آقایان می‌روند بیرون.

حاذقى - غیر از کار آقاى باتمانقلیچ کارهاى دیگرى داریم آنها را انجام بدهیم.

رئیس - برنامه دولت مطرح می‌شود و بعداً رأى می‌گیریم‏...

(در این موقع هیئت دولت در جلسه حضور یافتند)

اردلان - آقاى رئیس عده براى رأى کافى شد اعلام رأى بفرمایید.

رئیس - پیشنهادى رسیده است که نسبت به اعتبارنامه آقاى باتمانقلیچ با مهره رأى گرفته شود (به شرح زیر قرائت شد)

اینجانبان تقاضا می‌کنیم رأى مخفى با مهره گرفته شود. اقبال - برزین - هاشم وکیل - معتمد دماوندى - دکتر اعتبار - سالار بهزادى - محمد ذوالفقارى - اخوان - قهرمان - اورنگ - لاهوتى و چند امضاى دیگر.

دکتر بقایی - تمام را بخوانید آقا.

فولادوند - خوانده نمی‌شود.

مامقانى - چرا می‌ترسند آقایان هر که مخالف است ورقه کبود بدهد هر که موافق است ورقه سفید بدهد...

رئیس - آقاى مامقانى به شما که اجازه داده نشده است چرا صحبت می‌فرمایید، اسامى اشخاصى که امضا کرده‌اند قرائت می‌شود. آنهایی که لایقرء است خودشان بفرمایند (مجدداً به شرح زیر اسامى قرائت شد)

اقبال - برزین - هاشم وکیل - معتمد دماوندى - دکتر اعتبار - سالار بهزادى - محمد ذوالفقارى - اخوان - قهرمان - اورنگ - لاهوتى - آقا خان بختیار - یک امضا هم هست به نام اقاى بیات (کلبادى - بنده هم امضا کردم) کلبادى - مهدى ارباب.

دکتر طبا - بنده اخطار نظامنامه‌ای دارم.

رئیس - بفرمایید.

دکتر طبا - مقام ریاست رأى گرفتن با ورقه را اعلام فرمودند.

رئیس - خیر اعلام نکردم و در آن موقع عده کافى نبود وقتى که عده کافى شد رأى با مهره مقدم است بر رأى با ورقه.

اردلان - آقاى رئیس اگر کسرى دارد بنده را هم بنویسید.

رئیس - آقاى اردلان هم امضا می‌کنند.

اقبال - بنده پیشنهاد می‌کنم که طبق ماده 92 رأى گرفته شود

+++

محمود محمود - بنده را هم بنویسید.

گنجه‌ای - آقاى محمود همان طوری که از نجف‌آباد انتخاب شده‌اند...

آشتیانى‌زاده - توهین نفرمایید آقاى گنجه‌ای.

رئیس - رأى گرفته می‌شود مطابق ماده 92 عده حضار 104 نفر.

(اخذ آرا مطابق ماده 92 به عمل آمده آقایان به ترتیب زیر رأى خودشان را دادند)

اسامى آقایان: اهرى - ایلخان - اسلامى - اورنگ - سزاوار - دکتر متین دفترى - نورالدین امامى - نراقى - تولیت - منصف - آشتیانى‌زاده - شریف‌زاده - گلبادى - دکتر فلسفى - اردلان - حاذقى - مهندس رضوى (رأى ندادند) دکتر بقایی - دکتر معظمى - دکتر طبا (رأى ندادند) عامرى - دکتر راجى - ابوالقاسم امینى - محمد‌‌على مسعودى - مهدى ارباب - رضوى - یمین اسفندیارى - امیر تیمور - افخمى - کهبد - بختیار - امین‌التجار - صاحب جمع - حائرى‌زاده - دکتر اعتبار - کشاورز صدر - ملک مدنى - عباسى - بوداغیان - لیقوانى - دکتر ملکى - افشار - محمد ذوالفقارى - دکتر مجتهدى - ضیاء ابراهیمى - شریعت‌زاده - مکرم - سلطانى - بیات - عرب شیبانى - موسوى - ابوالقاسم بهبهانى - قشقایی - جرجانى - دکتر عبده - صادقى - خسرو هدایت - آزاد - پالیزى - غضنفرى - نواب ظفرى - دکتر آشتیانى - تقى‌زاده (رأى ندادند) ارباب گیو - فرامرزى - اخوان - ملک‌پور - ناصرى - عباس مسعودى - رفیع - امیر نصرت اسکندرى - مامقانى - گنجه‌ای - ناصر ذوالفقارى - بهادرى - سالار بهزادى - هراتى - فاضلى - رحیمیان - قبادیان - مشایخى اقبال - سلطان‌العلما - مکى - وثوق - نبوى - گنابادى - ثابتى - برزین - هاشم وکیل - قهرمان - معتمد دماوندى - محمود محمود - آصف - اعزاز نیک‌پى - لاهوتى - صفا امامى - على وکیلى - صدر‌زاده - فولادوند - دادور.

(پس از اخذ و استخراج آرا نتیجه به قرار ذیل حاصل شد)

مهره تفتیشیه - 100

مهره سفید - 63

مهره سیاه - 34

ممتنع - 4

رئیس - از 104 نفر حاضرین مجلس به اکثریت 63 رأى به نمایندگى آقاى باتمانقلیچ تصویب شد.

2. طرح برنامه دولت‏

رئیس - برنامه دولت مطرح است آقاى رحیمیان.

رحیمیان - خواستم عرض کنم که پنج ماه از وقت مجلس می‌گذرد و این اولین دفعه‌ای است که براى بنده فرصتى پیش آمده است که من در اینجا مطالبى به عرض برسانم جناب آقاى حکیمى، هرچند به شخص شما و اعضاى کابینه شما احترام قائلم و شما را شخص شریف و خدمتگذار این کشور می‌دانم و اعضای کابینه شما را نیز از اشخاص برجسته و مبرز این کشورند و تاکنون کسى نسبت بد نداده است (آفرین. احسنت) من مطالبى دارم و به عرض شما و مجلس شوراى ملى می‌رسانم در صورت موافقت و جواب مساعد ازطرف شما با کمال افتخار رأى اعتماد به کابینه شما خواهم داد (مرحبا، احسنت) و الا ناچار ممتنع خواهم ماند البته به خاطر دارید من در کابینه دوم شما در صف مخالفین بودم نظر مخالفین براى آورد قوام‌السلطنه بود البته مخالفت با شما و موافقت با آقاى قوام‌السلطنه از نقطه‌نظر هوى و هوس و نظر شخصى نبود چون در کابینه شما ایجاد سوء تفاهمى با دولت همسایه ما شوروى شده بود، ما می‌خواستیم با موافقت با آقاى قوام‌السلطنه که می‌گفتند در آن موقع تنها کسى است که می‌تواند و قادر است رفع این سوء تفاهم را بکند ما به ایشان رأى دادیم البته از سوابق او نیز بى‌اطلاع نبودیم ولى مقتضیات آن روز و مصلحت کشور ما را وادار کرد که چنین فداکارى را بکنیم 22 ماه ایشان زمامدار کشور بودند و باید با نهایت تأسف عرض بکنم که سوء تفاهم با دولت همسایه ما شوروى نه تنها برطرف نشد بلکه به واسطه رفتارى که در دوره حکومت او انجام شد امروز می‌بینید سوء تفاهم بیشتر و شدیدتر شده است. در آن موقع براى روى کار آوردن آقاى قوام‌السلطنه خوب به خاطر دارم فعالیت‌های عجبیبى می‌شد من و امثال من با نظر به متقضیات کشور یا چون تجربه نداشتیم یا به وسیله دوست‌نماهاى آن روز البته یا فریب خوردیم یا فریب‌مان دادند به هر صورت گذشته است و اعمال و رفتار او به طورى که خودش هم معتقد بود بدیهى است مورد قضاوت ملت ایران قرار خواهد گرفت من به کارهاى گذشته او، از قبیل سیاست خارجى، انتخابات، وارد بحث نمی‌شوم ولى دو نکته‌ای که باید مورد توجه دولت شما قرار بگیرد اولاً راجع به حیف و میل‌ها و بخشش‌ها و دادن پروانه‌ها به نفع اشخاص معین (صحیح است) در دوره زمامدارى ایشان. من هیچ وقت در وقتى که یک وکیل صحبت کرده است بنده هیچ وقت بین‌الاثنین صحبت نکرده‌ام و آقاى فرامرزى حضرتعالى چندین دفعه تشریف آورده‌اید اینجا و بنده هیچ وقت نخندیدم و در بین نطق شما صحبت نکردم و گوش دادم البته به طورى که اطلاع دارید شاید در تمام جراید کشور این مطلب منعکس بود که در بانک صنعتى به نفع اشخاص اقداماتى صورت گرفته است و حقوق‌های گزافى براى جلب رضایت اشخاص بدون استحقاق داده شده و در واقع بانک صنعتى یک مرکز فعالیت طرفداران آقاى قوام‌السلطنه بوده و در وزارت بازرگانى و پیشه و هنر هم پروانه‌های زیاد به نفع اشخاص داده شده است در این تردیدى نیست روى هم رفته این اقدامات از قرار معلوم سر به میلیون تومان، سر به ده‌ها میلیون تومان به طورى که می‌گویند زده است (ابوالقاسم بهبهانى - پروانه‌بازى باید موقوف شود) البته این مطالبى است که در روزنامه‌ها در همه جا منتشر شده است البته این اقدامات یا با اطلاع قوام‌السلطنه بوده است یا اشخاصى به نام دوستى با ایشان مورد استفاده قرار داده‌اند این براى ما و مجلس شوراى ملى ایران هنوز مورد تردید است و چون قضیه خیلى مهم و مورد توجه افکار عمومى است نهایت لزوم را دارد که دولت شما هیئتى تعیین کند که تمام کارهاى بانک صنعتى و صدور پروانه‌ها و گرفتن ارزهاى دولتى مورد رسیدگى واقع شود و مرتکبین برخلاف حق و قانون موجب ضرر اموال دولتى تحت تعقیق قرار بگیرند (صحیح است) این قسمت مورد علاقه بنده و شاید تمام نمایندگان باشد (صحیح است) (بهادرى - مورد علاقه تمام ملت ایران است) البته مسئله دوم که من می‌خواهم به عرض مجلس شوراى ملى برسانم و شاید این کار یک قدرى مورد پسند نباشد ولى امیدوارم که مورد توجه نمایندگان محترم قرار بگیرد آن فشار دولت قوام‌السلطنه به احزاب و خصوصاً به احزاب چپ باید عرض کنم که من عضویت هیچ یک از احزاب را تاکنون نداشته‌ام فقط در وقتى که عضو حزب دمکرات بودم که در بدو امر مورد توجه تمام ملت ایران بود (آشتیانى‌زاده - حالا هم که آقاى خسرو هدایت هستند مورد توجه ملت هست) و بنده هم عضویت آن را قبول کردم اولاً خیال می‌کنم که در کشور ما متأسفانه معتقدات سیاسى یا یک افکار و پرنسیپ صحیح به معناى خودش وجود ندارد و به این مناسبت هم تاکنون هیچ کدام از احزاب به پیشرفت مهمى نائل نشدند (دکتر راجى - با دست‌های خارجى نائل شدند آقا) به عقیده من احزاب چپ این کشور بر خلاف نظر مخالفین طرفدار اجراى قانون اساسى و اصلاحات به نفع توده مردم می‌باشند و در دوره زمامدارى آقاى قوام‌السلطنه صدها از افراد کارگر از کار بیرون‌شان کردند و یا تبعیدشان کردند، کارگرانى که روزى براى حزب سید ضیاء‌الدین و روزى براى حزب توده و روزى براى حزب دمکرات زنده باد و مرده باد می‌گفتند قابل ترحمند، این بیچارگان براى نان خودشان محتاجند. هر حزبى براى هر طریقى به آنها نان تهیه کند براى او زنده باد می‌کشند آیا می‌شود این گونه اشخاص را به نام معتقدات سیاسى حبس و یا تبعیدشان کرد؟ من شنیدم عده زیادى از کارگران و یا اشخاصى که روزى عضو حزب توده بودند و حالیه شاید نباشند معهذا به آنها کار نمی‌دهند و از همه جا محرومند امروز در این کشور طبقه اشراف، سرمایه‌دار، ملاک وجود دارند و اینها احتیاجى جناب آقاى حکیمى به حزب ندارند و چون حکومت، قدرت، پول، قلم در دسترس اینها است بگذارید یک طبقه محروم از حقوق اجتماعى از حق زندگى از فرهنگ و بهداشت و حتى از نان خشک هم دور هم اجتماع بکنند، آزاد باشند شاید روزى طبقه حاکمه ما به عرض آنها به درخواست مشروع و قانونى آنها برسد و تمام ملت ایران در رفاه و آسایش باشند. می‌خواهم از حکومت جناب آقاى حکیم‌الملک سؤال کنم آیا فشار حکومت قوام‌السلطنه به این احزاب را می‌خواهید تکمیل کنید که دیگر حتى حق نفس کشیدن را نداشته باشند یا این که آزادى و حقى هم براى اشخاص ضعیف و بیچاره قائلید؟ این عقیده بنده است راجع به احزاب، راجع به سیاست خارجى البته با موقعیت امروز همه مردم این کشور بلکه افکار عمومى دنیا همه علاقمندند که بدانند خط مشى سیاست دولت ایران از لحاظ خارجى چیست متأسفانه در این برنامه آن طورى که باید صراحتى وجود ندارد و خیلى عذر

+++

می‌خواهم به نظرم یک قدرى ابهام‌آمیز است. با نهایت تأسف باید گفت که دو بلوک سیاسى در دنیا ایجاد شده است و افکار عمومى ملت ایران نگران است از این که مبادا در یکى از این بلوک‌ها ما نظر موافقى داشته باشیم که شاید خطرى براى کشور ما ایجاد شود پس دولت ایران نباید داخل یک بلوک سیاسى شود که عاقبت خوبى براى ما نخواهد داشت (صحیح است) اما در مورد روابط ایران با اتحاد جماهیر شوروى که دولت سابق برخلاف انتظار موفق به رفع سوء تفاهم با دولت شوروى نشد بلکه با اقدامات خود سوء تفاهم بیشتر شد و امیدوارم با رویه صریح و عاقلانه‌ای که تمام ملت ایران از جنابعالى انتظار دارند براى رفع سوء تفاهم و ایجاد یک روابط صمیمانه با دولت دوست و همسایه شوروى توفیق حاصل کنید (نمایندگان - انشاءالله، انشاءالله) البته دولت آقاى قوام‌السلطنه راجع به بحرین و تجدید‌نظر در قسمت امتیاز نفت جنوب اخیراً اظهاراتى می‌کردند، و البته بنده نمی‌دانم صحیح بود یا غیرصحیح (عباس اسلامى - مثل چیزهاى دیگر بود) بنده یکى از کسانى بودم جناب آقاى حکیمى که در دوره چهاردهم راجع به لغو امتیاز نفت جنوب در اینجا طرحى دادم و البته صدمه این را هم در انتخابات کشیدم و دوستان و عمال شرکت نفت جنوب انگلیس و ایران البته آنچه تحریکات بعضى هرچه به نظرشان که من اگر چنانچه در آن موقع یک اظهار نظرى کردم و این عقیده را ابراز کردم براى این بود که من یک نفر ایرانى بودم و من نفع کشورم را در این می‌دانستم و خوشبختانه در این دوره هم این فکر مورد توجه بعضى از نمایندگان ملت قرار گرفته (صحیح است) و در این موقع که جناب آقاى ایدن به ایران تشریف آورده‌اند یا تشریف خواهند آورد من امیدوارم جناب آقاى حکیمى به نفع ملت ایران یک کارهایی انجام بدهند (محمد‌على مسعودى - ایشان کاره‌اى نیستند) و بنده غیر از این آرزوى دیگرى ندارم و اما موضوع دیگر در جراید ایران که اخیراً منتشر شده یکى از پیمان نظامى‏ با آمریکا یا تمدید استخدام مستشاران نظامى وخرید سى میلیون دلار مهمات جنگى البته درج شده است اولاً بنده از طرف خودم نمی‌دانم دولت آمریکا چرا اخیراً تمدید استخدام مستشارانى را که در سال 1322 که در مجلس ایران تصویب شده است به عنوان پیمان نظامى به اطلاع سازمان ملل متفق رسانده است؟ این مسئله موجب نگرانى بنده بود که خوشبختانه از طرف وزارت جنگ اعلامیه‌ای منتشر شد که فقط کنترا عده‌ای از افسران آمریکایی تمدید شده است اگر واقعاً دولت ایران یک پیمان نظامى تازه با آمریکا بسته است با بودن مجلس شوراى ملى به عقیده بنده برخلاف قانون و خالى از اعتبار است (صحیح است) باید چنین دولتى را محاکمه کرد اما راجع به مستشاران نظامى یا غیرنظامى اصولاً بنده نمی‌دانم و خوشبختانه دو نفر از بهترین افسران ما در اینجا حاضرند (صحیح است) ما نمی‌دانیم چه احتیاجى به افسران بیگانه با دادن حقوق‌های گزاف براى ارشاد و دادن به ارتش ایران دارند؟ ما امروز یک عده‌ای از افسران لایق از قبیل خود آقایان که اینجا حضور دارند و امثال سرلشکر رزم‌آرا و نظیر اینها که امروز ارتش ایران را اداره می‌کنند داریم و نمی‌دانیم این افسران بیگانه براى ما چه سودى دارند و چه می‌کنند جز این که پول زیادى به عنوان حقوق از ما بگیرند و از طرف دولت خود باعث یک سوء تفاهم سیاست‌های خارجى است، با موقعیت کنونى دنیا به عقیده بنده از هر عملى که اینجا سوء ظن همسایگان را بنماید البته بایستى ما احتراز کنیم. یک روزى سیاست کشور ایجاب می‌کرده است که چنین کارى را انجام بدهند و امروز هم مقضیات کشور ایجاب می‌کند که این عمل لغو شود و براى لغو این پیمان هم خوشبختانه اختیارى به طرفین براى هر موقع داده شده است پس دولت ایران می‌تواند این تمدید را لغو نموده و با اظهارات تشکر و سپاسگزارى از خدمات مستشار آن آمریکایی آنها را روانه بکند، به عقیده من این اقدام دولت شما یک تأثیر خوبى در روابط سیاسى خارجى ما خواهد داشت البته بسته به نظر دولت شما است. اما راجع به خرید سى میلیون مهمات جنگى واقعاً اگر این خبر صحت داشته باشد براى من و براى ملت ایران شاید جاى تعجب باشد سى میلیون دلار به پول امروز ایران 200 میلیون تومان می‌شود با بودجه سنگینى که امروز ملت ایران به ارتش خودش می‌دهد دیگر تحمل و توانایی این خریدها را به عقیده بنده ندارد باید به ملت آمریکا گفت با آن علاقمندى که نسبت به ملت ایران دارید ما عوض توپ و تفنگ گاو آهن و تراکتور لازم داریم ما کارخانه‌جات و ماشین‌آلات لازم داریم در صورتى که حسن‌نیتى در کار هست باید از این قبیل به ما کمک کنید و ما صمیمانه سپاسگزار خواهیم بود و البته ما با جان جوانان و با پول بیوه‌زن‌های ایرانى آلت دست اجراى مقاصد بیگانگان نمی‌توانیم باشیم این عقیده بنده است (صحیح است) در برنامه شما نوشته شده است اصلاح و تقویت قواى تأمینیه به تناسب احتیاجات کشور البته ملت ایران یعنى هر دولتى که مایل به شرافت خودش مایل به حفظ استقلال خودش باشد بایستى داراى یک ارتش قوى و دلیر باشد (صحیح است) و ملت ایران صمیمانه ارتش خودش را دوست دارد (صحیح است) ولى امروز باید تصدیق کرد که صدى سى و هفت بودجه کشورم صرف قواى تأمینیه می‌گردد صدى سى و هفت (بعضى از نمایندگان - بیشتر) تقریباً می‌شود 300 میلیون تومان در صورتى که با این سیصد میلیون تومان از افراد ضعیف و از افراد بیچاره ما مالیات می‌گیریم و به ارتش خودمان می‌دهیم و به قواى تأمینیه غیر از ارتش هم می‌دهیم ولى متأسفانه ما می‌بینیم و می‌شنویم که در کنار شهر تهران مردم را لخت می‌کنند در همین شهر تهران مردم شب به طور راحت نمی‌توانند بخوابند (صحیح است) و آن ژاندارمرى البته با گرفتن این پول خداى من شاهد است که باز هم باعث زحمت ما است خدا نکند که در یک محلى یک عده سارق پیدا شوند و این ژاندارم‌ها در آنجا پا بگذارند و به عنوان این که کى به منزل شما آمده و کى به همسایگى شما رفته چه وقت شما با او همکارى کردید مردم را از بین می‌برند البته من تصدیق می‌کنم که ژاندارمرى در بعضى مواقع فداکارى می‌کند و در بعضى مواقع آنچه لازمه اقدام باشد به عمل می‌آورد ولى در عین حال این براى ما کافى نیست و ما امیدواریم که دولت شما و خصوصاً که‏ دو نفر از افسران ارتش در دولت شما عضویت دارند ما امیدواریم یک طورى بشود که در واقع قواى تأمینیه مورد احترام بیشتر از اینها قرار بگیرد (صحیح است) و گذشته از آن امروز باید تصدیق بفرمایید جناب آقاى وزیر جنگ وقتى که ما امروز 300 میلیون تومان از مردم جمع می‌کنیم و تقدیم می‌کنیم با این که در عین حال ما تصدیق می‌کنیم که یک عده از افسران وضعیت زندگانى آنها تأمین نیست ولى از طرف دیگر تقصیر ملت ایران نیست چون ملت ایران بیش از این توانایی ندارد پس وقتى که ما این بودجه را تحمل می‌کنیم فداکارى ما براى این است که 37 درصد ما به وزارت جنگ خودمان می‌دهیم ولى به فرهنگ و بهدارى خودمان یازده درصد می‌دهیم روى هم رفته. هشت درصد براى فرهنگ سه درصد براى بهدارى یک ملتى که در دنیا صدى یازده به بهدارى و فرهنگ خودش بدهد و صدى سى و هفت به ارتش خودش واگذار کند یک چنین ملتى قابل احترام است و ارتش ما باید بداند که ملت ایران در واقع براى این پرداخت بزرگ‌ترین فداکارى را می‌کند ولى از طرفى بر اثر تجربه گذشته و بر اثر وضعیتى که ما داریم کم کم احساس می‌کنیم که یک قدرى نظر افراد ارتش‌مان بر اثر تلقینات بعضى افراد پست و بی‌شرف این کشور که افسران ما را به حساب یعنى طورى آنها را فریب می‌دهند و اینها را نسبت به مخالفین این عده یک قدرى از روى پرونده‌سازى نظرهاى خصوصى اعمال می‌کنند ما انتظار داریم که جناب آقاى وزیر جنگ در این قسمت مراعات کامل و جدیت لازمى به عمل آوردند این نظر بنده راجع به قواى تأمینیه بود راجه به هزینه زندگى، البته راجع به هزینه زندگى تا یک اندازه‌ای جناب آقاى دکتر سجادى که باید این را در نظر بگیرند اطلاع دارند که از 1315 تا 1321 هزینه زندگى 950 درصد اضافه شده است 950 درصد و از 25 تا 26 با این که نه جنگى در کار هست و اجناس به طور آزاد وارد کشورمان می‌شود و در عین حال 830 درصد گران شده است وقتى که من فکر می‌کنم جناب آقاى حکیمى در برنامه‌شان نوشته‌اند که ما هزینه زندگانى را پایین می‌آوریم من فکر می‌کنم که با چه طریقى می‌خواهند هزینه زندگى را پایین بیاورند؟ اولاً مسئول این هزینه زندگى که به این اندازه رسیده است کیست؟ البته هزینه زندگى وقتى که اجناس وارد می‌کنند یا اجناس داخلى مملکت را که صاحب کارخانه‌جات به مردم می‌فروشند جلوگیرى

+++

به تمام معنى از فروش آنها نمی‌شود و اینها از بازار همیشه استفاده می‌کنند به ضرر ملت ایران است براى این که امروز شما وقتى که لیره را از 22 تومان رسانیده‌اید به 26 تومان در عین حال مظنه اجناس در بازار فرق کرده است؟ من فکر می‌کنم وقتى که هیچ کنترلى براى این اساس نباشد چطور ممکن است شما هزینه زندگى را پایین بیاورید؟ و امروز ملت ایران از دادن این قدر مالیات و از دادن این همه تحمل، این همه سنگینى هزینه زندگى جناب آقاى حکیمى کمرش خم شده است (صحیح است) و البته با این که من می‌دانم نمایندگان محترم ملت خیلى علاقمندند این کار بشود ولى متأسفانه آن طورى که باید ما در این قسمت اقدام بکنیم نمی‌کنیم، ما باید بدانیم که وجودمان بسته به این افرادى است که امروز در نهایت ذلت و سختى زندگى می‌کنند و البته با نهایت افتخار آرزو می‌کنم که شما در این باب بتوانید یک اقدامى به نفع ملت ایران انجام بدهید در ماده سه نوشته شده توجه مخصوص به اعتبارات و مخارجى که براى آبادى کشور و سلامت و فرهنگ و آسایش عامه لازم است و مخصوصاً عملى که نفع آن عاید طبقات ضعیف می‌شود و زندگى آنها را بهتر می‌کند. من خیال می‌کنم که دولت جناب آقاى حکیمى در نظر دارند که به بودجه توجه بیشترى بشود که شاید حیف و میل نشود. بودجه کشور در سال 1318، 176 میلیون تومان بوده در سال 1323، 303 میلیون تومان در 1324، 440 میلیون تومان در 1326 به 812 میلیون تومان رسیده در این قسمت البته امیدوارم توجه بشود ولى چون بنده یکى از نمایندگان شهرستان‌ها هستم و بقیه آقایان هم غیر از آقایان نمایندگان تهران نمایندگان شهرستان‌ها هستند جناب آقاى وزیر فرهنگ امور 60 میلیون تومان این ملت به شما اعتبار داده‌اند که صرف امور فرهنگى بکنید از این 60 میلیون تومان بنده به نام یک نفر نماینده شهرستان‌ها اعتراض می‌کنم که چرا سى میلیون تومان براى تمام اهالى شهرستان‌ها یعنى 14 میلیون مصرف می‌کنید؟ (صحیح است‏، صحیح است) ما نمی‌توانیم به حساب در واقع مستعمره تهران بشویم (صحیح است، آفرین) تمام مردم وسایل تأمین زندگى و رفاهت را براى فرهنگ می‌خواهند، امروز چه موقعیتى ایجاب می‌کند که بنده در خراسان به شما مالیات بدهم و شما بیایید اینجا صرف امور فرهنگى تهران بکنید و هر وقتى هم که ما مراجعه می‌کنیم به وزارت فرهنگ (سزاوار - می‌گویند بودجه نداریم) البته چون حضرتعالى مرد شریفى هستید این راجع به شما نیست ولى هر کارى که یک نفر نماینده محلى و یک نفر نماینده که اتکا به ملت دارد جناب آقاى حکیمى در هیچ وزارتخانه‌ای نظیر او تأمین نیست براى این که دست‌های مرموزى است که بایستى توى دهنى به وکیل محلى زد که روز دیگر یک وکیل ببرند به آنجا تحمیل بکنند ما امروز احتیاجات خودمان را بایستى درخواست کنیم و اگر احتیاجات خودمان را درخواست نکنیم البته این براى ما قابل ایراد است، البته ما نیامده‌ایم اینجا قند و شکر بگیریم، ما نیامده‌ایم اینحا پروانه بگیریم، ما نیامده‌ایم در اینجا کارهاى دیگر بکنیم، ما آمده‌ایم براى افرادى که به ما رأى داده‌اند خدمت بکنیم (صحیح است) پس بنابراین شما باید به عرایض‌مان توجه کنید و به این فرهنگى که امروز مردم ضعیف و بیچاره مالیات می‌دهند توجه بکنید. چرا آنها باید از فرهنگ استفاده نکنند و شما سى میلیون تومان نصف بودجه فرهنگ ایران را در تهران مصرف کنید. بهدارى هم در اینجا سهمش مصرف می‌شود چون حضرتعالى در برنامه خودتان قید کردید بنده عرض می‌کنم بهدارى 21 میلیون تومان از بودجه کل کشور می‌گیرد 21 میلیون تومان پول براى بهدارى خرج می‌شود من احترام زیادى براى جناب آقاى وزیر بهدارى قائل هستم و می‌دانم ایشان از روى حسن‌نیت و علاقمندى‏... چون بنده در دوره 14 با ایشان تماس داشتم و می‌دانم که علاقمندند به امور بهدارى ولى از طرفى فکر می‌کنم که این 21 میلیون تومان که ما می‌دهیم بنده علناً با گوش شنیده‌ام که در خراسان هزاران جوان خراسانى از تب راجعه در آنجا مردند ولى ما از بهدارى و از این 21 میلیون تومان چیزى ندیدیم این 21 میلیون تومان را هم بنده به طور حتم نمی‌دانم ولى مبلغ زیادى از آن صرف تهران می‌شود (صحیح است) و گذشته از آن آقاى دکتر اقبال خودشان اقرار کردند که اگر وزارت بهدارى را ببندید هیچ تأثیرى براى ملت ایران نمی‌کند وقتى که یک وزیرى اعتراف می‌کند که این بودجه به مصرف حقیقى خودش صرف امور بهدارى ملت ایران نمی‌شود یا باید جناب آقاى وزیر بهدارى اصلاح بکنند یا باید ببندند که ما خلاص شویم (سزاوار - دکتر اقبال خیلى زحمت کشید) ساختمان ابنیه دولتى 8/ 4 درصد از بودجه تمامى کشور می‌گیرد سى میلیون و هشتصد هزار تومان این سى میلیون و ششصد هزار تومان که بودجه می‌گیرد از این کشور وقتى که بنده می‌گویم آقا یک بیمارستانى در قوچان تأسیس بکنید می‌گویند پول نیست (مهندس رضوى - شاید بعضى هم سوءاستفاده می‌شود) و حتى در شهرستان‌ها هم این ساختمان عملى نشد، ما که نباید بیاییم در تهران مصرف بکنیم دلیل ندارد که ما پول خودمان را صرف قشنگى تهران بکنیم و این سى میلیون تومان بایستى طورى شود که اختصاص به ساختمان ابنیه دولتى در شهرستان‌ها داشته باشد. ما هم لازم داریم یک عمارت قشنگى در محل خودمان باشد. کدام شهرستان را می‌بینیم یک فرهنگ یک بهدارى خوبى داشته باشد. بودجه ساختمانى تمام صرف تهران می‌شود این را هم من تقاضا می‌کنم که بنشینید و فکرى برایش بکنید که چکار بکنید (کشاورز صدر - بنده می‌دانم چکار کنم) کشاورزى می‌گیرد سه درصد این کشاورزى می‌گیرد 22255900 تومان آنچه بنده اطلاع دارم از امور کشاورزى نه محصولات‌مان خوب شده، هر چند آقاى مهندس رضوى هم کشاورز هستند (مهندس رضوى - بنده کشاورز نبودم ولى مدتى در کشاورزى کار می‌کردم) ما از امور کشاورزى شهرستان‌ها هم هنوز نتیجه‌ای نگرفتیم (صحیح است) و در واقع آن هم براى تهران است که البته بنده از تهران اطلاعى ندارم همین قدر می‌خواهم به عرض آقایان برسانم که در شهرستان‌ها از امور کشاورزى و آبیارى هیچ گونه خبرى نیست (صحیح است) (سزاوار و کشاورز صدر - در آبیارى اقداماتى شده است، یک کارهایی شده است) در اینجا اظهار شده است در برنامه یعنى اجرا و رعایت دقیق قوانین براى ایجاد اعتماد و اطمینان در مردم و توسعه فعالیت آنان، مبارزه با فساد، البته ما امروز می‌دانیم که قانون آن طورى که باید در کشورمان اجرا نمی‌شود ما آرزو داریم که روزى‏ در این کشور قانون قدرت داشته باشد نه شخص (صحیح است) ولى با نهایت تأسف من باید در اینجا عرض بکنم که شخص قدرت دارد و مخصوصاً قدرت در دست شخص است و دست قانون نیست و امیدواریم شما در این موضوع یک کارى بکنید و شاید جزء آرزوها باشد و در واقع اگر شما موفق بشوید ما شما را روى دست می‌گذاریم (کشاورز صدر - روى سر) اگر همین تنها، آنها هیچ، همین یکى. حالا در قسمت دو چون رعایت دقیق قوانین گفته شده است من اینجا می‌خواهم یک مطالبى به جناب آقاى وزیر جنگ و جناب آقاى وزیر کشور که بیشتر در این کار وارد هستند و در حوزه انتخابیه بنده ایجاد شده است به عرض برسانم. در موقع انتخابات دوره 15 برخلاف انتظار یا به تحریک حالا هر چه بود یک اختلافاتى در قوچان مابین ما ایجاد شد البته این اختلافات در موقع انتخابات ایجاد شد و قبلاً هم مابین دو نفر از خوانین قوچان در آنجا یک اختلافاتى بود و همیشه از همدیگر شکایت می‌کردند اخیراً یعنى بعد از دو ماه و خرده‌ای قبل از این تلگرافى به بنده رسید که از طرف ستاد ارتش در آنجا 48 نفر از قوچان به نام خان و بیک توقیف شدد آنچه که بنده اطلاع دارم، بنده خودم که عرض می‌کنم قوچانى هستم جزیی وضعیت آنجا را اطلاع دارم از این 48 نفرى که عرض می‌کنم‏... البته من شخصاً این طور احساس می‌کنم که این کار به دست یک عده‌ای یا مخالفینى یا اشخاصى که در این مرکز تهران یا در مشهد تلقین کردند و وادار کردند ارتش را که این اقدام را بکند، یا حالا نظر آنها سیاسى بوده است که می‌خواستند ضرر بزنند یا به ضرر آن اشخاصى بوده که در موقع انتخابات به من کمک کردند من حاضر نیستم براى خاطر این که کسى به من رأى بدهد وجدان خودم را زیر پا بگذارم و

+++

من از او دفاع بکنم البته می‌دانید که بنده امروز یک نفر وکیل محلى هستم و چون وکیل محلى هستم وقتى یک نفر در آنجا توقیف شد البته صدها تلگراف به بنده می‌کنند؟ بعداً بر اثر رسیدگى دقیقى که شد، قبلاً بنده دو سه دفعه رفتم خدمت آقاى سرلشکر رزم‌آرا و یک تلگرافاتی هم مخابره کردند و من خیلى هم از ایشان متشکر هستم در آنجا رسیدگى کردند یک عده‌ای را سر داده‌اند و عده‌ای هنوز در آنجا هستند و آن عده‌ای که در آنجا توقیف شدند ملاحظه بفرمایید به چه عنوانى است امروز یک اختلافاتى مابین دو نفر قوچانى ایجاد کرده‌اند که یک جوانى فرض بفرمایید از در جز یک اختلافى دارد با یک نفر دیگر راجع به علف‌چر و ستاد ارتش این را آورده توقیف کرده و تمام این قسمت‌ها و این چیزها یک اختلافات‌های محلى و شکایات محلى است و بنده می‌خواستم حضور جنابعالى عرض بکنم این قسمت را که ارتش دخالت کرده است مربوط به دادگسترى است و اساساً حق نداشته است که این اشخاص را توقیف بکند (صحیح است) براى این که این اشخاص دو نفرشان خان و یک نفرشان در موقع شهریور 1320 به نام فرج‌الله بیچرانلو که گمان می‌کنم حضرتعالى چون همه جا مسافرت کرده‌اید می‌شناسید در موقع صولت هزاره این هم در شیروان و بجنورد یک عده‌ای ژاندارم را که در آنجا بودند آنها را هم البته خلع سلاح کردند و بعداً سرتیپ نخجوان که از اینجا مأموریت پیدا کرد براى خراسان آنها هم آمدن مطیع شدند و از طرف اعلیحضرت همایونى هم مورد عفو ملوکانه واقع شدند و اسلحه خود را تحویل دادند بعد از آن هم در سه فقره در قوچان خلع سلاح‌شدگان در سه فقره و اینها هم همیشه در هر موقع اسلحه خودشان را داده‌اند و مطیع ارتش‏... و حتى یک پاسبانى هم آنها را آورده است و حبس کرده است و در واقع نمی‌شود اظهار کرد که خداى نکرده یک عده‌ای بر علیه ارتش بودند و یا یک نظر خاصى داشته بشند خدا شاهد است من چون می‌دانم که اینها نظر خاصى نداشته‌اند و اگر نظرى وجود داشت 48 نفر را سر نمی‌دادند. یک نفر دیگر هم به نام علیخان بیچرانلو بوده که آن موقع در مشهد حبس شده بود و آنها الان در مشهد حبس هستند و گویا سرتیپ بقایی هم رفته است به آنجا و مشغول رسیدگى است ولى اینها تلگرافات خیلى زیادى کرده‌اند این هم تلگرافات آنها است‏. اینها می‌گویند آقایان اگر چنانچه ما تقصیر داریم چون ما به مشهد اطمینان نداریم پرونده ما را بخواهید تهران و براى شما که تأثیرى ندارد یعنى آن کسانى که در مشهد به کار آنها رسیدگى می‌کنند با تهران نباید فرقى داشته باشد گمان می‌کنم در تهران بیشتر به کار اینها رسیدگى بکنند براى این که خودتان اطمینان داشته باشید و ببینید و در واقع این اشخاص چه خلاف قانونى کرده‌اند؟ اگر واقعاً جنایتى کرده‌اند که همه آنها را اعدام کنید. هر کار که می‌خواهید بکنید و اگر چنانچه اینها از روى نظر شخصى است و یا این که به اتکاى بعضى اشخاص این بدبخت‌ها را توقیف کرده‌اند بنده استدعا می‌کنم که حضرتعالى این اشخاص و پرونده اینها را احضار بکنید به تهران در اینحا رسیدگى به کار اینها بکنید. مقصود بنده این است که این اولین نمونه‌ای است براى حکومت حضرتعالى جهت رعایت دقیق قوانین و یک نفر دیگر که این را بنده خدمت آقایان عرض می‌کنم به نام حاج ابراهیم حاتمى، این یک نفر از اشخاص و ملاک بزرگ اسفراین است در موقع شهریور یک فرماندار به او می‌نویسد که آقا چون اشرار در اینجا پیدا شده‌اند و ممکن است اسلحه ژاندارم‌ها را بگیرند اسلحه ژاندارم‌ها را بگیرید و تحویل بدهید این اسلحه را گرفته آورده تحویل داده و بعداً هم به معیت سرتیپ نخجوان رفته است به درجز براى‏... اما بعد از آن دیگر از طرف ارتش خلاص نمی‌شود و هر روز این شخص را احضار می‌کنند و امروز در تهران است این می‌گوید پرونده مرا بخواهید اگر من کارى کرده‌ام مرا اعدام بکنید من استدعا می‌کنم که از مردم رفع ظلم بفرمایید. شما یک وقتى می‌فرمایید که ما در مقابل کمونیزم ایستادگى می‌کنیم بایستى اصلاً رعایت قوانین را کرد به اشخاص بدون جهت ظلم نکرد و حتى دو نفر از مخالفین بنده گفته‌اند که شما به رحیمیان مراجعه نکنید براى این که حرف او را کسى گوش نمی‌دهد و یک نفر وکیل دیگر است که به او مراجعه بکنید و کار شما را درست می‌کند و به آن شخص مراجعه نکرده ولى خدمت آقاى عبدالقدیر آزاد رسیده بود و گویا کارى هم در آنجا انجام نشده بود.

در اینحا نوشته شده است حذف اعتباراتى که براى مخارج تجملى و غیر ضرورى در بودجه منظور شده است البته این حذف اعتباراتى که براى مخارج تجملى است به عقیده بنده خودمان از وضعیت خدمان آن طوری که باید اطلاع نداریم که تجملى و غیرضرورى چیست البته خیلی‌ها زیاد است ولى خودمان اطلاعى نداریم، اولین کارى که باید بکنیم همه این اتومبیل‌ها را به همین اتومبیل‌هایی که به اشخاص دادید پس بگیرید اگر تمام این اتومبیل‌ها را از دست این اشخاص گرفتید ما کمال رضایت را از جناب آقاى حکیمى خواهیم داشت مطلب دیگرى که هست راجع به خراسان که من می‌خواهم به عرض برسانم چون یکى از نمایندگان خراسان هستم و در روزنامه آزاد همیشه اظهاراتى شده است که آقایان وکلاى خراسان مگر شما به اندازه وکلاى کرمان، آذربایجان، فارس و جاهاى دیگر کارى از دست‌تان برنمی‌آید و باید شما براى اصلاحات به نفع خراسان جداً اقدام بکنید البته خراسان، سه چهار مشکل آنجا هست که حدمت آقایان عرض می‌کنم. یکى راجع به راه آهن تهران به خراسان است، البته آقایان نمایندگان محترم خراسان و جناب آقاى امیر تیمور در این خصوص اقداماتى فرمودند و الان هم دراینجا مشغول هستند ولى باید یک کارى کرد که این کار به جایی برسد و تکمیل شود و به نفع اهالى خراسان و به نفع ایران تمام بشود و این قسمت باید البته مورد توجه قرار بگیرد، یکى از نمایندگان محترم هم نوشته‌اند به بنده، راجع به میلیون‌ها کوپن که به نام ایل می‌دهند و وجود خارجى ندارد و نظر به اهمیت کشور است بفرمایید تذکر مفیدى است (صحیح است) (کشاورز صدر - در لرستان ندادند آقا) و یکى دیگر قربان راجع به خراسان، البته ما هیچ وقت حسادت نمی‌کنیم که چرا در آذربایجان دانشگاه تشکیل شده و در خراسان نشده ما علاقمندیم که کاشکى در آذربایجان زودتر این می‌شد و عوض یک دانشگاه سه دانشگاه در آذربایجان تأسیس می‌شد ولى در عین حال هم البته بایستى تصدیق بفرمایید که خراسان هم محتاج این کار است و خراسان هم که در سال 130 میلیون تومان مالیات می‌دهد بودجه فرهنگ او سه میلیون تومان است یک خراسانى بودجه فرهنگش سه میلیون تومان است حوزه انتخابیه بنده قوچان دویست هزار تومان است براى قوچان و درجز دو شهرستان دویست هزار تومان است و برای خراسان سه میلیون تومان، پس بنابراین افراد این شهرستانى که این همه مطیع و این همه بردبار هستند و این همه کمک می‌کنند به دولت خودشان پس ما انتظار داریم که جناب آقاى دکتر سیاسى وزیر فرهنگ در فکر یک دانشگاهى براى خراسان باشند (دکتر مجتهدى - در آذربایجان هم اسم است حقیقت ندارد) مطلبى راجع به حوزه انتخابیه خودم جناب آقاى حکیمى می‌خواستم به عرض برسانم، دولت تصمیم گرفته است دو کارخانه وارد کند یکى در آذربایجان و یکى در خراسان نصب نماید و یا براى فارس، بنده حالا براى خراسان عرض نمی‌کنم من استدعا می‌کنم این کار البته مورد توجه تمام نمایندگان شهرستان‌ها است هر کس می‌خواهد در محل خودش این کارخانه نصب شود که مردم یک استفاده‌ای ببرند و در این هیچ نمی‌شود ایرادى کرد ولى چیزى که هست البته این حوزه قوچان 250 هزار نفر جمعیت دارد بجنورد و قوچان و درجز و اسفراین این محال می‌توانند استفاده بکنند مقصود عرض بنده این است که نصب کارخانه نباید از نقطه‌نظر شخصى و از نقطه‌نظر سیاسى براى مردم محل باشد و نه از نقطه‌نظر نفوذ وکیل یا تشبث دیگران (صحیح است) و بنده این را وجداناً و صمیمانه تقاضا می‌کنم توجه بفرمایید در شیراز از نقطه‌نظر سیاسى و فقر مردم لازم است آنجا نصب بکنند اگر چنانچه در خراسان لازم است و بایستى از نقطه‌نظر احتیاج 500 هزار نفر اهالى مرز این کار را بکنند مانعى ندارد ولى من شنیدم اخیراً شیر و خورشید سرخ خواسته است یک نفوذى براى نصب کارخانه در نیشابور بکند البته جناب آقاى نبوى می‌دانند که نیشابور یک محلى است پنبه‌کارى و شیر و خورشید سرخ نبایستى نفوذى براى این کار به خرج بدهد این یک نظر عمومى است و بایستى این کارخانه در محلى نصب شود که در آنجا پنبه به عمل نمی‌آید و محصول شمال خراسان منحصر به پنبه و خشکبار است و آن هم اهاى آن سامان بایستى

+++

همیشه به آسمان نگاه بکنند که از طرف آسمان باران می‌آید یا نه توجهى می‌شود یا نمی‌شود البته این هم که نمی‌شود بنابراین از نقطه‌نظر مصلحت کشور هم که شده به عقیده بنده ضرورى‏ است که در شمال خراسان نصب کنند که چهار محل از آن استفاده بکنند و امیدوارم که توجه کامل بفرمایید و تحت تأثیر بنده یا دیگرى یا دیگرى نروید و آنچه مصلحت است آن را عمل بکنید (صحیح است) یک تلگرافى است جناب آقاى وزیر جنگ این را خواستم به عرض‌تان برسانم که در واقع در این قسمت یک تحریکاتى در شمال خراسان شده است. عین تلگراف را خدمت‌تان می‌خوانم که بدانید چه تحریکاتى در آنجا هست یک عده‌ای شکایت کرده‌اند.

تلگراف از شیروان - مجلس شوراى ملى رونوشت جناب آقاى نخست وزیر، توسط جناب آقاى مسعود ثابتى وکلاى خراسان جناب آقاى حاج میزرا احمد کفایی - ستاد ارتش - تیمسار یزدان‌پناه - جناب اردشیر شاملو کوچه ولى‌آباد آقاى عاملى - روزنامه محترم ستاره و کیهان - مشهد جناب آقاى استاندار - رونوشت فرماندهى لشکر 8 - آفتاب شرق. با کمال ناامیدى معروض می‌دارد پس از هزاران تلگرافات و تحصن به تلگرافخانه شیروان توسل به مقامات ذی‌صلاح و رادمردان و امراى ایرانى چند روزى که به علت دستگیرى خوانین پیچرانلو که ژاندارمرى و شهربانى بجنورد و شیروان را خلع سلاح نموده بودند از قتل و غارت و چپاول و هتک ناموس و آدم‌فروشى به خارجى تا اندازه‌ای راحت و به تصور این که این خائنین به دار مجارات آویخته خواهند شد با امیدوارى کامل به زندگى خود ادامه می‌دادیم تا این که رادیو مسکو در چند شب متوالى آزادى‌خواهى آنان را که عبارت از عملیات فوق‌الذکر است به رخ ایران کشیده و سخنرانى نمود باز هم مقررات کشور ما قتل و خیانت این اشخاص جانى را ساده تلقى نموده عده‌ای را مرخص و طبق اطلاع مقامات مربوطه تصمیم گرفتند... اینها تحریکات است که از چند نفر زارع استفاده می‌کنند و به آنها می‌گویند شما بروید تلگراف کنید و چیز دیگرى که در اینجا نوشته و من نظر شمارا آقاى وزیر جنگ به این قسمت جلب می‌کنم این است... چون ما اهالى سرحد مطمئن هستیم که این اشخاص پس از استخلاص به طور قطع دولت دمکرات آذربایجان را تشکیل خواهند داد و فجایعى که نسبت به آذربایجان دمکرات الى آخر ملاحظه بفرمایید در آنجا استاندار هست، ستاد ارتش هست، شهربانى هست یک عده‌ای که تلگراف می‌کنند که این اشخاص حزب دمکرات آذربایجان را تشکیل می‌دهند و ادعا و اظهار عقیده می‌کنند که این چند نفر زارع دمکرات آذربایجان را تشکیل می‌دهند باید از آنها پرسید که شما از کجا این اطلاع را حاصل کرده‌اید؟ پس از این تلگرافات باید براى حضرتعالى ثابت شود که این تحریکاتى است در قوچان و از این تحریکات این اشخاص چه منظورى دارند. آن اشخاصى که این افراد را وادار می‌کنند همان‌ها طرفدار دمکرات‌ها هستند نه آن اشخاصى که حبس می‌شوند و بیچاره هستند بایستى همیشه تحریک‌کننده را جستجو کرد نه اشخاص دیگر را و حرف بنده در اینجا تمام می‌شود.

رئیس - آقاى گرگانى.

گرگانى - همکاران محترم: ضرورت ایجاب می‌کند که مطالبى را به عرض برسانم، موافقت و یا مخالفت اینجانب بسته به تصمیم فراکسیون است.

تصدیق می‌فرمایید که زندگانى بدون امنیت قضایی و حقوق فوق‌العاده مشکل و بلکه غیرممکن است در کشور ما نیز تأمین حقوقى و قضایی به طورى که باید و شاید براى عموم وجود ندارد و به همین علت از طرف عمال ناصالح دولت به مردم خصوصاً به طبقات زیردست و زحتمکش فشارها و تعدیات زیادى وارد می‌شود امید تعقیب و دادرسى تقریباً از مردم سلب شده است، بنده در مقدمه عرایض خود مصراً از جناب آقاى وزیر دادگسترى که شخص فعال و خیرخواه و وارد می‌باشند تقاضا دارم که در بدو شروع به کار دستور بفرمایند کلیه پرونده‌هایی که به عناوین تعدى به اموال مردم ویا حیف و میل در اموال دولتى فعلاً در دیوان کیفر راکد و بایگانى می‌باشد و در نتیجه اسباب یأس و عصبانیت مردم ستمدیده را فراهم کرده است هرچه زودتر به جریان افتد (صحیح است).

حال شروع به بقیه عرایض خود می‌نمایم. در تاریخ شهریور ماه 26 موقعى که کابینه اخیر جناب آقاى قوام‌السلطنه در مجلس معرفى می‌شد بنده شرحى درباره اتفاق و اکثریت و اصلاحات داخلى اظهار کردم و در پایان عرایض خودم هم از خداوند متعال براى کابینه‌ای که افراد آن فقط در راه سعادت و ترقى کشور ایران قدم برداشته و کوشش نمایند کمک مسئلت نمودم و نیز تذکر دادم که کابینه جناب آقاى قوام باید هر چه زودتر نسبت به طبقات صحرانشین توجه خاصى معطوف دارد و بلافاصله هم پس از عرایضم شرح مفصلى به نخست وزیر وقت و وزارت کشور نوشتم و علل عقب افتادگى ترکمن صحرا را مشروحاً بیان کردم و تقاضا نمودم که براى شروع به اصلاحات در منطقه صحرانشین (ترکمن صحرا) واجب و لازم است که گنبد کاووس از صورت بخش خارج شده و به شهرستان تبدیل گردد. براى این منظور تاکنون بالغ بر چندین نامه نوشته و به مقامات مربوطه فرستاده‌ام متأسفانه نه از طرف نخست وزیرى و نه از طرف وزارت کشور تا حال هیچ گونه اقدامى نشده است.

در ترکمن صحرا صرفنظر از این که مردم از هیچ یک از مظاهر تمدن امروزى بهره‌مند نیستند از دست ژاندارم‌ها امنیت مالى و جانى ندارند و همیشه آه و ناله دارند که یک عده‌ای به نام ژاندارم به همه چیز آنها دست تعدى دراز می‌کنند یکى از صدها جنایات ژاندارمرى را براى اطلاع آقایان به عرض می‌رسانم در تاریخ 13/‌3/‌1325 در ساعت ده صبح ستوان پزشک‌پور با یک عده ژاندارم بدون علت و سبب قریه قره‌بلاغ را محاصره نموده و به طرف مردم بدبخت دهکده تیراندازى می‌نمایند در نتیجه دو نفر دروگر بیچاره با داشتن چند سر عائله که براى صرف غذا به خانه خود مراجعت می‌نمودند هدف تیراندازی‌های ژاندارم‌های خونخوار قرار گرفته و کشته می‌شوند. فوراً خبر به گرگان می‌رسد و پزشک قانونى و دادستان به قریه مذکور رفته و پس از معاینه کشته‌شدگان اجازه دفن صادر می‌کنند. تاکنون که بیش از یک سال است که از این واقعه می‌گذرد با آن که طى شماره 393 - 19/‌3/‌25، 397 - 27/‌3/‌25 و 401 - 14/‌4/‌25 به جناب آقاى نخست وزیر وقت و طى شماره 394 - 19/‌3/‌25 به وزیر جنگ و طى نامه 398 - 6/‌4/‌25 به وزیر دادگسترى وقت و طى نامه 424 - 16/‌10/‌26 به ریاست کل ژاندارمرى و طى نامه شماره 423 - 6/‌10/‌25 به ریاست دادرسى ارتش نوشته‌ام و تقاضاى رسیدگى و احقاق حق نموده‌ام هنوز دولت به من جوابى نداده است. علت بى‌اعتنایی دولت را نمی‌دانم لذا از دولت فعلى تقاضا دارم به این قضیه با دقت رسیدگى و توجه نمایند و مرتکبین این عمل را به کیفر قانونى برساند.

2. اخیراً نیز که مدت سى و سه روز در ترکمن صحرا بوده‌ام واقعه عجیب‌تری دیدم که به عرض می‌رسانم شخص معلوم‌الحالى که به کمک مأمورین ژاندارمرى از مردم بى‌اطلاع ترکمن به عناوین مختلف تقاضاى مبالغ زیادى نموده و اگر مردم ترکمن تقاضاى او را عملى نکنند آنها را به کمک ژاندارمرى از زمین‌های ملکى و متصرفی‌شان بیرون می‌کنند و این عمل را از نیازآباد و سیجوال که نزدیک بندر شاه می‌باشد تا مرز اتابای ادامه داده است و تاکنون از عده زیادى از هر یک متجاوز از دویست الى هفتصد تومان پول گرفته است چون این قسمت به کلى ظلم محض بود و موجب اغتشاش و عدم امنیت می‌شد لذا اهالى شکایت کردند فوراً آقاى سرتیپ افطسى فرمانده پادگان گرگان و مازندران به اتفاق اینجانب و معاون فرماندارى گرگان براى رسیدگى به بندر شاه رفتیم در حدود هزار نفر شاکى دور ما جمع شدند سرتیپ افطسى از آن شخص توضیحات مفصلى خواست و نیز سؤال کرد که ژاندارم با اجازه چه مقام و چه کسى براى خارج کرن املاک مردم از دست‌شان اقدام می‌کند جواب می‌دهد به حکم دادستان گرگان آقاى سرتیپ افسطى حکم دادستان را تقاضا می‌نماید او اظهار می‌دارد که نزد رئیس ژاندارمرى است و اتفاقاً رئیس ژاندارمرى در آن روز تحقیقات در بندر شاه نبوده آقاى سرتیپ افطسى اظهار می‌نماید که چون این قضیه خیلى مهم است بنابراین در یک روز نمی‌توان به آن رسیدگى نموده لذا فرداى آن روز براى رسیدگى دقیق و بیشتر فرماندار و دادستان و بازپرس گرگان را باید همراه بیاورم و از من هم تقاضا نمودند که همراه باشم فرداى آن روز در مقر طایفه قرینجق جمع شدیم تیمسار افطسى و فرماندار و دادستان و بازپرس گرگان نیز حضور داشتند عده شاکیان در حدود دو هزار نفر بود آقاى بازپرس از آن شخص علت این عمل و مجوز قانونى آن را می‌پرسد او می‌گوید من این زمین‌ها را اجاره کرده‌ام سؤال می‌شود که برگ اجاره‌نامه را ارائه دهید جواب می‌دهد که فعلاً نزد من نیست اینجانب سؤال نمودم که به دستور چه کسى ملت را رنجانده و منزجر ساخته‌اید؟ جواب داد به دستور کتبى و شفاهى دادستان گرگان پس از ملاحظه دستور کتبى دادستان معلوم می‌شود که دادستان چیزى نوشته ولى نه به قسمى که آن شخص اظهار داشته و

+++

عمل می‌کند فقط وسیله گرفتن ژاندارم و اخذ پول شده است ضمناً تمام شاکیان و اهالى اظهار می‌دارند که اگر مداخله مأمورین ژاندارمرى نباشد این شخص ابداً جرأت نمی‌کند به ما نزدیک شده و تعدى نموده و املاک ما را از ید ما خارج نموده و یا تقاضاى پول نماید. چون موضوع خیلى ساده نبوده و از تعداد زیادى از اشخاص مختلف پول گرفته شده بود آقایان نامبرده این طور تشخیص می‌دهند که موضوع را نمی‌توان در یک یا چند روز رسیدگى و روشن نمود بلکه فعلاً براى این که سر و صداى مردم خاموش شود و نیز از تعدیات جلوگیرى به عمل آید باید از دادستان تقاضا نماییم که دستورى براى عدم مداخله ژاندارمرى صادر نماید. فوراً از دادستان این تقاضا شد. او هم دستور کتبى خلاف دستور کتبى اولیه داد و به این ترتیب سر و صدا خاموش شد. صورت مجلسى نیز توسط بازپرس تنظیم گردید که به امضاى آقایان نامبرده رسید و چون نزد اینجانب نیاوردند بنابراین امضا بنده را ندارد. آقایان محترم ملاحظه بفرمایید مردم بى‌اطلاع ترکمن صحرا چگونه آلت و بازیچه یک مشت مأمورین مخصوصاً ژاندارمرى قرار گرفته‌اند و چطور به عناوین غیرقانونى تقاضاى پول می‌شود. اگر با دقت توجه شود معلوم می‌گردد که محرکین منظورشان فقط اخذ پول نبوده و شاید خیال ایجاد آشوب را داشته‌اند زیرا بیرون کردن یک ایلى مهم از ملک اجدادش عاقبت خوبى نداشته و ممکن بود به کشت و کشتار بزرگى منتها شود و به این بهانه خون مردم بدبخت و بى‌خبر تراکمه را مثل زالو بمکند البته دولت باید به این قضیه با توجه رسیدگى و حقیقت را کشف و محرک واقعى را مشخص نماید تا قانوناً تعقیب و مورد مجازات واقع شود.

3. موضوع دیگر: از رئیس املاک فعلى گرگان که بر اثر اعمالش یک دفعه از طرف مرکز احضار شده بود مردم ترکمن و گرگان شکایت دارند و راجع به او تاکنون چندین مرتبه کتباً و تلگرافاً به نخست وزیرى و وزارت دارایی و اینجانب و نماینده گرگان شکایت کرده‌اند به علاوه استاندار به وزارت کشور گزارش می‌دهد که چند نفر از جمله رئیس املاک بودن‌شان در آن منطقه صلاح نیست بدین جهت وزیر دارایی مشارالیه را از گرگان احضار می‌نماید ولى بعداً نفهمیدم چطور شد که با وجود عدم رضایت اهالى و راپورت سیاسى دوباره به گرگان با همان سمت عودت می‌نماید من تعجب می‌کنم که دولت این قبیل مأمورین را چرا به منطقه حساس می‌فرستد.

در سفر اخیر مردم به من فشار آورده‌اند و بازخواست کرده‌اند که چرا ابقاى رئیس املاک را تقاضا کرده‌ام من قسم یاد کرده‌ام که روحم از جریان مراجعت این مأمور بى‌اطلاع می‌باشد. من هرگز برخلاف میل این ملت و موکلین خودم از مأمور مردم آزارى طرفدارى نمی‌کنم و تصور نمی‌نمایم نماینده گرگان هم برخلاف میل موکلین خود ابقاى او را تقاضا کرده باشد.

از قرار اطلاع نمایندگان املاک بدون مجوز قانونى و برخلاف دستور صریح وزارت دارایی و تصویب‌نامه مربوطه از مردم ترکمن صحرا تقاضاى منال مالکانه نموده و رسید هم نمی‌دهند براى اطلاع آقایان یکى از چندین فقره شکایتى که به اینجانب رسیده قرائت می‌نمایم:

به حضور آقاى محمد گرگانى نماینده محترم تراکمه،

محترماً به عرض عالى می‌رساند، اینجانبان وردى محمد فرزند میرزا پنگ و تقاند وردى پنگ ساکن قوشه تپه چون قبلاً هم کتباً به عرض مبارک رسانده‌ایم و پیرواً به حضور جنابعالى می‌رسانیم. آقاى نعیمى رئیس بخش پنج مینودشت سال 1325 تقریباً مقدار 420 پوط شالى و 175 پوط کنجد به اسم مالکانه بدون قبض و مدرک از این جانبان و دهقانان ما به وسیله ژاندارم عباس شاه مرادى با زور و تهدید گرفته و سال 1326 نیز آقاى رئیس بخش پنج مینودشت نزهد نام شالى و کنجد دهقانانى که در آن محل کاشته‌اند توقیف نموده می‌خواهد به اندازه سال گذشته مقدار شالى و کنجد به اسم مالکانه بگیرد علیهذا استدعا داریم به عرایض اینجانبان رسیدگى فرموده به رئیس املاک گرگان دستور بفرمایید مقدار شالى و کنجدى که به اسم مالکانه از ما گرفته‌اند پس داده و سال 1326 نیز از دادن مالکانه همیشگى معاف و داراى ملک شویم امضا وردى میرزالى محل انگشت تقاند وردى.

این بود قسمتى از عملیات رئیس املاک واگذارى که به عناوین مختلف مردم‌آزارى می‌نماید. از طرفى اشخاصى حاضر هستند که کلیه خالصه‌جات گرگان را با سود صدى ده اضافه از آنچه دفاتر دارایی نشان می‌دهد و عاید دولت می‌شود اجازه نمایند تقاضا دارم از آقاى وزیر دارایی که توجه فرمایید که هم دولت از زیر بار حقوق گزاف و این تشکیلات عریض و طویل راحت شود و هم مردم از دست مأمورین مردم آزار راحت شوند.

4. موضوع دیگر: در اوایل حکومت جناب آقاى قوام به مردم ایران وعده داده شد که املاک خالصه را با اجازه مجلس بین زارعین تقسیم نمایند صرفنظر از این که تاکنون چنین عملى صورت نگرفته بلکه به دعاوی زارعین که پرونده‌های آنها در شعبه تجدید نظر دادگاه املاک انباشته شده به مناسبت این که بیش از یک شعبه نیست رسیدگى به عمل نیامده و یک مشت مردم زارع را تا به حال بلاتکلیف گذاشته‌اند، با یک شعبه براى رسیدگى به این پرونده‌ها سال‌های متمادى وقت لازم است اگر دولت بخواهد تقاضاى حق مردم را زودتر بدهد باید عده شعبه‌ها را زیادتر کرده و دستور صریح صادر نماید که زودتر و سریع‌تر به پرونده‌های مردم رسیدگى شود تا حقوق حقه مردم به آنها مسترد گردد. از دولت فعلى تقاض دارم که به این قسمت هم توجه فرموده با ازدیاد شعبه‌ها مردم را از گرفتارى نجات دهند.

5. عده زیادى از مردم شمال در نتیجه عدم اطلاع از قانون و اعلان‌های دولت در موقع مقرر به تقدیم عرضحال جهت املاک‌شان مبادرت ننمودند و بنابراین از حق مشروع خود تا حال محروم شده‌اند تقاضاى من از دولت حاضر این است که یک مدت مناسبى براى احقاق حق‌شان به مرم اعطا شود و براى این کار شایسته است وزارت دادگسترى طرحى را که در دوره سیزدهم به مجلس آورده و تاکنون مردم تصویب واقع نشده تجدید نموده و از مجلس تصویب آن را تقاضا نماید و از آقاى وزیر دادگسترى خواهش دارم به عرایض من توجه فرمایند.

6. همکاران محترم و آقایان وزرا با این که در این چند ساله اخیر اوضاع شمال ایران براى به هم خوردن کاملاً مساعد بود ولى انصافاً و وجداناً از طرف مردم شمال کم‌ترین سستى در وطن‌پرستى ملاحظه نشد و کوچک‌ترین عملى خلاف قانون صورت نیافت و همیشه در نگاهدارى امنیت و دفع شر و برچیدن بساط هرج و مرج از هیچ گونه فداکارى مضایقه نکرده‌اند با این حال از بسیارى از مزایا محرومند (مثلاً مؤسساتى که دولت در جنوب و غرب و شرق برپا نموده به هیچ وجه در شمال وجود نداشته و شاید در نظر هم نداشته باشد احداث نماید) و همچنین مردم ترکمن صحرا از فرهنگ و بهداشت بهره کافى نمی‌برند. در بندر شاه که یکى از بنادر مهم ایران به شمار می‌روند و در گومیشان که از نظر بندر بودن و همسایگى با شمال و اهمیت فوق‌العاده دارد یک قطره آب آشامیدنى وجود ندارد و نیز در تمام دشت گرگان یک جاده شوسه حسابى دیده نمی‌شود. با این همه مالیات که از مردم صحرانشین اخذ می‌شود و این بیچارگان روزانه فقط با چند تکه نان و چند ظرف چاى سد جوع می‌نمایند و هیچ نوع آسایش و راحتى براى آنها در بین نیست آیا انصاف هست که این اندازه به آنها کم لطفى بشود و مأمورین دولت نگذارند همان چند لقمه نان و چند ظرف چایی از حلقوم آنها به راحتى فرو رود. آیا سزاوار است که در تهران مرکز ایران این همه دستگاه و جلال و طنطنه و طمطراق موجود باشد و دولت از اعمال کوچک‌ترین توجه نسبت به مردم صحرا خوددارى نماید و یک تقاضاى مشروع شهرستان شدن گنبد کاووس را که مقدمه اصلاحات ضرورى آن منطقه هست به عذرهای بدتر از گناه به امروز و فردا بکشاند و به هیچ وجه گوش شنوایی به ناله‌های مردم بیچاره و بیگناه مناطق نداشته باشد.

همکاران محترم و هیئت محترم دولت تصدیق می‌فرمایند با ابتلاآتى که امروز دامنگیر ملت بیچاره ایران است دیگر تأمل کردن و استخاره نمودن جایز نیست و باید هر چه زودتر شروع به اقدامات اساسى نموده و کاملاً نظریات مغرضین را بر کنار گذاشت و در دستگاه دولتى این نظریات را وارد ننمود مردم ایران از حرف‌های ما خسته شده‌اند و عمل می‌خواهند واقعاً چقدر بیاییم و دور هم جمع شویم و حرف‌های پى در پى تحویل مردم بدهیم. چرا ما باید این قدر عقب‌مانده باشیم مگر استعداد طبیعى و هوش فطرى ایرانى محکوم به زوال شده است مگر قوه و قدرت طبیعى ما از بین رفته است، نه قسم به خدا فقط اغراض خصوصى متصدیان امور باعث این بدبختی‌ها و این پستی‌ها شده است جناب آقاى تقى‌زاده نماینده محترم آذربایجان در نطق بلیغ خودشان با تشریح نظریات صایب و تجربیات چندین ساله خود راه‌های بی‌شمارى براى حل مشکلات این ملت زجرکشیده و بدبخت پیشنهاد کرده‌اند البته همان طورى که ایشان تذکر داده‌اند باید به تدریج و با تمهید این راه‌ها عملى گردد و دیگر به معاذیر غیرمنطقى و بى‌اساس توسلى نجست و من به خداوند عظیم سوگند یاد می‌کنم که در اظهارات و عرایض خودم به طورى که آقایان همکاران محترم و ملت ایران سابقه

+++

دارند نظر خاصى نداشته و هیچ وقت نخواهم داشت و برای اصلاحات اساسى در ایران از هیچ گونه فداکارى حتى صرف چند قطره خون بى‌ارزش خود مضایقه نخواهم نمود.

همکاران عزیز و آقایان وزرا! شما را به خدا قسم به فکر مردم ستمدیده ایران باشید و یک مشت مردمى که در مرکز و شهرستان‌ها و نقاط دور دست با فقر و گرسنگى و بدبختى گلاویز هستند در نظر بگیرید به خدا قسم نفرین این مردم را حتى در سیاه‌چال‌های گور و قبرستان تعقیب می‌نماید. آقایان وزرا دارایی و اقتصاد شما را به وجدان‌تان قسم می‌دهم نگذارید پولى که به صورت مالیات از یک عده مردم مفلوک و بیچاره جمع و گرفته می‌شود براى خرید اشیای تجملى و بی‌فایده مصرف شود. باید کارى کرد که صادرات زیاد و واردات کم و محدود شود. تمنایی که از همکاران محترم خود دارم این است که در انتخاب مأمورین براى ادارات دولتى دست هیئت دولت را آزاد بگذارند و مداخله در انتخابات مأمورین دولتى ننمایند زیرا دولت بهتر از هر کس به وضعیت مأمورین خود واقف می‌باشد و فقط مراقب باشند که مأمورین در حوزه مأمورین خود در حدود قوانین موضوعه وظایف خودشان را انجام دهند چنانچه خداى نکرده عمل خلافى کردند بدون غرض چنانچه حقیقت را وجداناً به عرض مقامات بالاتر رسانیده و تقاضاى چاره‌جویی نمایند تا رفع شر و تعدى از مردم ایران بشود.

7. در خاتمه از اعضاى محترم کابینه استدعا داشته وجداناً تقاضا دارم که سعى فرمایند با حداقل وسایل حداکثر خدمات درباره ملت ایران انجام شود و کمتر به حرف زدن و ادعا کردن توجه نمایند بلکه بیشتر به عمل بپردازند تا انشاء‌الله موجباتى که ناراحتى مردم ایران را فراهم کرده کم کم رفع شود.

بیانات خود را با خواستن عذر زیاد از آقایان محترم به علت طول کلام خاتمه داده و از خداوند توفقى خدمتگذارى را براى همه ماها خواهانم (احسنت، احسنت)

3. موقع و دستور جلسه بعد - ختم جلسه‏

رئیس - جلسه را ختم می‌کنم و جلسه آینده به روز یکشنبه 4 بعد از ظهر دستور برنامه دولت.

(مجلس در ساعت هشت و ربع بعد از ظهر ختم گردید)

رئیس مجلس شوراى ملى - رضا حکمت‏

شماره 13291 – 30341                  8/‌10/‌26

 

آقاى محمد‌حسن روحانى‏

به موجب این ابلاغ دفاتر شما را در قائن براى ثبت ازدواج و طلاق رسمیت می‌دهد.

وزیر دادگسترى‏

شماره 14052 - 30345                  8/‌10/‌26

آقاى محمد صالحى منشادى سردفتر اسناد رسمى دهستان میانکوه و پشتکوه یزد

به موجب این حکم مجدداً به سمت سردفترى اسناد رسمى درجه سوم دهستان میانکوه و پشتکوه یزد منصوب می‌شوید طبق مقررات مشغول انجام وظیفه شوید.

وزیر دادگسترى‏

شماره 13628 - 28564                  8/‌10/‌26

آقاى سید شمس‌الدین سید مقبره سردفتر اسناد رسمى شهر خوى‏

به موجب این ابلاغ دفتر شما را در شهر خوى براى ثبت ازدواج رسمیت می‌دهد.

وزیر دادگسترى‏

شماره 14051 - 28244                  7/‌10/‌26

آقاى سید عیسى موسوى‏

به موجب این حکم به سمت سردفتردارى اسناد رسمى درجه سوم شهر تبریز منصوب می‌شوید طبق مقررات مشغول انجام وظیفه شوید.

وزیر دادگسترى‏

شماره 2855813566                     8/ 10/ 26

آقاى عبدالله اشراقى‏

به موجب این ابلاغ دفتر شما را در شهر آمل براى ثبت ازدواج رسمیت می‌دهد.

وزیر دادگسترى‏

شماره 12967 - 28248                  7/‌10/26‌

آقاى على‌اکبر بلدى‏

به موجب این ابلاغ دفتر شما را در شهر تبریز براى ثبت ازدواج رسمیت می‌دهد.

وزیر دادگسترى‏

شماره 14011 - 28406                  7/‌10/‌26

آقاى محمد‌‌تقى عدل گلچین سردفتر اسناد رسمى قریه استلج خرقان قزوین‏

به موجب این ابلاغ از شغل سر دفترى اسناد رسمى معاف می‌شوید

وزیر دادگسترى‏

شماره 13845 - 28236                  6/‌10/‌26

آقاى سید على‌اکبر طباطبایی‏

به موجب این حکم به سمت سردفتردارى اسناد رسمى درجه اول تهران منصوب می‌شوید طبق مقررات مشغول انجام وظیفه شوید.

وزیر دادگسترى‏

شماره 13651 - 28486                  7/‌10/‌26

آقاى رحیم غفارى دفتریار درجه اول و نماینده دفتر اسناد رسمى اهر

به موجب این حکم به سمت سردفتردارى اسناد رسمى درجه سوم اهر منصوب می‌شوید طبق مقررات مشغول انجام وظیفه شوید.

وزیر دادگسترى‏

+++

                

یادداشت ها
Parameter:294344!model&5137 -LayoutId:5137 LayoutNameالگوی متنی کل و اخبار(مشروح مذاکرات)